کتابخانه:قرآن در آینه احکام
|
| |
| نویسنده | هادی حجت |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | ۱۳۸۷ |
| دانلود | TXT |
محتویات
- ۱ پیشگفتار
- ۲ فصل اوّل قرآن و فاقدان طهارت
- ۳ فصل دوّم احکام قرائت و حفظ قرآن
- ۴ فهرست منابع فصل دوم
- ۵ فصل سوم مستحبات و مکروهات
- ۶ فصل چهارم تعلیم و تعلم قرآن
- ۷ فصل پنجم حفظ حرمت قرآن
- ۸ فهرست منابع فصل پنجم
- ۹ تنجیس و تطهیر قرآن
- ۱۰ فصل ششم احکام میت، وصیت و ارث در ارتباط با قرآن
- ۱۱ فهرست ومنابع فصل ششم
- ۱۲ فصل هفتم چند بحث دیگر (وقف، نذر، استخاره، تزیین، خرید و فروش و...)
- ۱۳ فهرست منابع فصل هفتم
- ۱۴ فهرست لغات و اصطلاحات
- ۱۵ پانویس
پیشگفتار
روشن است که جز به (نور هدایت) الهی نمی توان راه دشوار هدایت را شناخت و از وادی ضلالت واوهام نجات یافت وبه رستگاری رسید، و این نور هدایت تنها و تنها، در قرآن کریم است وجز به حُسنِ نظر در این صحیفه قدسی و فروغ پر تلؤلؤ تعالیم اهل بیت(ع) نمی توان در زمره هدایت شدگان راستین جای گرفت.
در چند سال اخیر - که به برکت انقلاب شکوهمند اسلامی و توجهات خاص مسؤولان محترم نظام، به تدریج غبار غربت و مهجوریت از این یادگار جاوید پیامبر و ثقل اکبر الهی زدوده می شود - شاهد آنیم که بخش عظیمی از جامعه اسلامی از پیر و جوان گرفته تا کودک و نوجوان هر یک به نحوی در پی انس با این انیس نفیس و تمتع از این دریای بیکران معارف الهی برآمده اند؛ لیکن باید دانست که پرداختن به علوم قرآن و قرائت و حفظ این کتاب الهی و نیز پی بردن به گوشه هایی از معارف این بحر ژرف ربوبى، به استناد آیه کریمه (لا یمسّه اِلا المطهّرون) جز به تحصیل مقدماتی ظاهری و باطنی حاصل نمی شود، مقدماتی که علاوه بر تطهیر درون و فراگیری برخی از علوم، حفظ حرمت و رعایت آداب و احکام ظاهری مربوط به قرآن کریم را نیز شامل می شود.
علما و مراجع بزرگ وگرانقدر جهان تشیع نیز از دیرباز تاکنون در کنار کتب تفسیرى، عرفانى، اخلاقى، فقهی و اصولی خود کوشیده اند تا تکالیف ظاهری و آداب و وظایفی را که هر مکلّف در رابطه با قرآن کریم ملزم به رعایت آنهاست در کتب فقهی خویش متذکر شوند. اما از آنجا که احکام مربوط به قرآن کریم درلابلای کتب فقهی و رساله های عملیه مراجع عالیقدر، غالباً به صورت پراکنده و در ضمن مباحث و ابواب مختلف فقهی آورده شده است، نیاز به گردآوری مجموعه ای از احکام که به طور خاص وظایف ما را در ارتباط با این کتاب شریف معین سازد احساس می شد. در کتابی که پیش رو دارید سعی شده تا با تفحصی نسبتاً وسیع، در لابلای کتب فقهى، رساله های عملیه، حواشی و استفتاهای برخی از مراجع معاصر، مجموعه ای را گرد آوریم که به نحو کاملتری جوابگوی این نیاز جامعه اسلامی به ویژه قاریان، حافظان، استادان، دبیران و معلمان قرآن کریم باشد.
این کتاب شامل فتاوی چهار مرجع بزرگ معاصر شیعه - آیات عظام حضرت امام خمینى، گلپایگانى، اراکی و خوئی (رحمهم الله) - می باشد. این فتاوی به نحوی با قرآن مجید ارتباط دارند. هر چند در مدت تدوین این کتاب شاهد فقدان دو تن دیگر از این مراجع بزرگ، یعنی آیات عظام گلپایگانی و اراکی (ره) بودیم اما به دلایل زیر کار تدوین و چاپ کتاب را متوقف نساختیم:.
۱- فتاوای مراجع یاد شده چنان نیست که با مرور زمان از اهمیت و ارزش علمی آن کاسته شود، بلکه می تواند دائماً مورد توجه متخصصان و علاقه مندان قرآن کریم واقع شود.
۲- تنظیم وفصل بندی احکام فقهی در این کتاب، به نحوی صورت گرفته که با توجه به نحوه دسته بندی و احیاناً تغییر و تکمیل بیشتر آن می توان زمینه خوبی را برای تحقیقات تخصصی دقیقتر در زمینه احکام فقهی قرآن کریم برای حوزه های علمی و مراکز پژوهشی فراهم آورد و شاید بیجا نباشد اگر درکنار ابواب پنجاه و دوگانه فقهی بابی نیز به احکام فقهی مربوط به قرآن کریم اختصاص یابد.
۳- بسیاری از مکلفانی که قبلاً مقلد یکی از مراجع فوق بوده اند (با استناد به فتوای مجتهد زنده خود مبنی بر باقی ماندن بر تقلید میّت)، هنوز برتقلید از مراجع سابق خود باقی مانده اند. فتاوی مراجع فوق برای این دسته همچون زمان حیاتشان معتبر است. همچنین کسانی که به جای تقلید، راه احتیاط را در پیش گرفته اند، می توانند از این احکام استفاده کنند.
۴- با افزودن حواشی و جایگزین کردن فتاوی مراجع جدید، این کتاب قابلیت بهره برداری بیشتری خواهد یافت که امید است در چاپهای بعدی این کتاب، توفیق آن حاصل شود.
در پایان چند نکته را برای معرفی بیشتر مجموعه ای که خواننده گرامی پیش روی دارد، خالی از فایده نمی دانیم:.
۱) متن کتاب براساس فتاوی حضرت امام خمینی (ره) تدوین شده و چنانچه در یک مسأله به اختلاف نظری از سایرمراجع عظام برخورد نموده ایم آن را به صورت پاورقی درذیل همان صفحه یادآور شده ایم.
۲) آدرس دقیق مسائل و استفتاها برطبق شماره ای که هرمسأله در متن دارد، در پایان هر فصل ذکر شده است.
۳) تقسیماتی که به صورت نمودار در خلال مباحث آورده شده، همگی مطابق با فتاوی حضرت امام (ره) تنظیم شده اند.
۴) پرانتزهای داخل متن که دارای شماره پاورقی می باشند، بیانگر نظر اختصاصی حضرت امام (ره) درآن مسأله هستند.
۵) مطالب درون قلابها ( )، توضیحات و مثال هایی هستند که جهت فهم بهتر مسأله بدان افزوده شده اند.
۶) جهت اختصار، در پاورقیها از ذکر عناوین، القاب و نام کامل آیات عظام خودداری نموده و تنها به نام مشهوراین بزرگان اکتفا نموده ایم.
۷) جهت تأثیر بیشتر و احیاناً تکمیل بعضی از مطالب، درمواردی چند، به آخر بحث، حدیث و یا احادیثی از ائمه معصومین (ع) را افزوده ایم.
چنانچه این کتاب جهت تدریس در محافل قرآنی - خصوصاً آموزش مربیان وقاریان و حافظان قرآن کریم - مورد استفاده قرارگیرد لازم است به نکاتی چند توجه شود:.
۱- چون یکی از اهداف مورد نظر درتدوین این کتاب جمع آوری کامل فتاوی مربوط به قرآن کریم بوده از این رو بر استادان محترم است که با در نظر گرفتن سطح معلومات، شرایط سنی و جنسی مخاطبان ونیازهای آنها و نیز مدت دوره آموزش خود، بخشها ومسائل خاصی از کتاب را جهت تدریس و مابقی را به عنوان مطالعه آزاد به متعلمان معرفی نمایند.
۲- استادان محترم می توانند علاوه بر استفاده از نمودارهای پایانی هر بخش، سؤالاتی را نیز طرح کنند و در اختیار متعلمان خود قراردهند.
در ضمن لازم است از جناب آقای هادی حجت که کار تألیف را به عهده داشته اند و همکارانشان آقایان هادی رحیمی صادق، علی مختارآبادی و عبدالمجید مجدی زاده که در تنظیم مطالب و تکمیل حواشی کتاب همکاری نموده اند و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی کرمان که با تشکیل انجمن علمی و فرهنگى، مقدمات تحقیق و پژوهش را فراهم نموده است و از مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیّه قم که کار انتشار این کتاب را به عهده گرفته اند؛ کمال تقدیر و تشکر به عمل آوریم و توفیق روز افزون آنان را از پیشگاه قادر متعال مسألت نماییم. بدیهی است تذکرات مشفقانه خوانندگان گرامی می تواند بر غنای بیشتر این مجموعه بیفزاید.
فصل اوّل قرآن و فاقدان طهارت
قرآن و شخص بی وضو
۱- مسّ نمودن خطّ قرآن، یعنی رساندن جایی از بدن به خطّ قرآن، برای کسی که وضو ندارد حرام است.
۲- در حرمت مس بر فاقد طهارت، فرقی نیست که مس با دست باشد یا با سایر اجزای بدن، چه اجزای ظاهری باشد و چه اجزای باطنی مانند زبان و دندان، و نیز احوط(۱) ترک مسّ با موست (۲) گرچه بعید نیست مسّ با مو جایز باشد؛ و همچنین فرقی نیست بین اقسام خطها حتی خطی که متروک شده باشد، مانند: خط کوفى؛ و همچنین اقسام نوشتنها: خطى، چاپى، خط بریده با کاغذ و خط کنده، راست یا معکوس (مثل مهر ثبت).
۳- مسّ نمودن اسماء خداوند متعال و صفات خاصّه الهی بر شخص بی وضو حرام است (۳) و احتیاط واجب آن است که فاقد طهارت از مسّ نامهای پیامبران، ائمه و ملائکه خصوصاً پیامبر و امامان - علیهم السلام - اجتناب نماید(۴) و مسّ اسم مبارک پیامبر(ص) و امام(ع) حضرت زهرا(س) اگر هتک و بی احترامی باشد حرام است.(۵)
۴- اگر قرآن به زبان فارسی یا به زبان دیگری ترجمه شود مسّ آن بدون وضو، اشکال ندارد لکن کسی که وضو ندارد حرام است اسم خداوند متعال را(۶) به هر زبانی که نوشته شده باشد مس نماید.
۵- فرقی نیست بین مس ابتدایی و استدامى (۷) پس اگر دست شخص بر خط قرآن باشد و فاقد طهارت شود واجب است که دستش را فوراً بردارد و همچنین اگر غفلتاً دست گذاشت به محض آن که التفات یافت فاقد طهارت است، باید بردارد.
۶- مسی که محو کننده خط قرآن باشد نیز برای فاقد طهارت حرام است، پس برای فاقد طهارت جایز نیست که با زبان یا با دستِ تر، خط قرآن را محو کند.
۷- فرقی نیست در حرمت مس قرآن بین آیه و کلمه، بلکه یک حرف از آن، اگر چه نوشته شود ولی خوانده نشود مانند (الف) در آخر (قالوا) و (آمنوا)؛ بلکه همچنین است حروفی که خوانده می شوند ولی نوشته نمی شوند، اگر نوشته شوند(۸) مثل (واو) دوم در (داود)، هرگاه با دو (واو) نوشته شود و (الف) در (رحمن) و (لقمن) اگر (رحمان) و (لقمان)(با الف) نوشته شوند.
۸- مسِ مد، تشدید و اعرابهای قرآن مجید نیز بر فاقد طهارت حرام است.
۹- فرقی نیست در حرمت مس کلمات قرآن بین این که در قرآن باشد یا در کتاب دیگرى، بلکه اگر کلمه یا حتی نصف کلمه ای از قرآن در کاغذی باشد (مثلاً از قرآن یا آن کتاب پاره شده باشد) مس آن نیز (بر فاقد طهارت) حرام است.
۱۰- در کلمات مشترک بین قرآن و غیرآن، ملاک، قصد نویسنده است (یعنی در کلماتی که هم در قرآن و هم در غیرآن یافت می شوند مانند (شمس) و (قمر)، فقط در صورتی مسّ آن حرام است که به قصد قرآن بودن نوشته شده باشد).
۱۱- در چیزی که قرآن بر آن نوشته شده است فرقی نیست بین کاغذ، تخته، زمین، دیوار، جامه و یا بدن انسان؛ پس هرگاه (آیه ای را) بر دست خود نوشت، جایز نیست هنگام وضوگرفتن آن را مسّ کند، بلکه واجب است اول آن را محو کند(۹) و سپس وضو بگیرد.(۱۰)
۱۲- هرگاه شخص، قسمتی از قرآن را بدون قلم برکاغذ بنویسد، ظاهراً مسّ آن اشکالی ندارد، زیرا به آن خط نمی گویند؛ بلی اگر با چیزی که اثرش بعداً ظاهر می شود بنویسد، ظاهراًمسّ آن حرام است (مانند آب پیاز که اثر آن بر روی کاغذ، پس از حرارت دادن آشکار می شود).
۱۳- حرام نیست بر فاقد طهارت، مسّ شیشه یا کاغذ نازکی که روی قرآن گذاشته شده است، هرچند خط زیر آن، نمایان باشد و همچنین آینه ای که قرآن در آن منعکس شده باشد، بلی اگر اثر قلم چنان در کاغذ نفوذ کند که خط از پشت کاغذ ظاهر شود، مس آن جایز نیست، خصوصاً هنگامی که معکوس نوشته شده باشد که از طرف دیگر طبق قاعده خوانده می شود.
۱۴- در مسّ فضای خالیی که حرف، آن را احاطه کرده مانند (ح) یا (ع) اشکال است و اقوی جواز آن ا ست.(۱۱)
۱۵- اگر آیه ای از قرآن برنان نوشته شود (چنانچه خوردن مستلزم مسّ آن نوشته باشد)(۱۲)، خوردن آن نان بر فاقد طهارت جایز نیست؛ اما برای متطّهر مانعی ندارد خصوصاً اگر به نیّت شفا یا تبرّک بخورد.
۱۶- در این که آیا فاقد طهارت می تواند آیه ای از قرآن را با انگشت خویش بر زمین یا غیرزمین (مثلاً با شیره بر روی نان) بنویسد، اشکال است؛ (احتیاط ترک نشود)(۱۳) و بعید نیست عدم حرمت (۱۴)، زیرا خط بعد از مسّ ایجاد می شود (به عبارت دیگر در حال مس با انگشت، خطی موجود نیست بلکه خط، با مس موجود می شود.)؛ و اما نوشتن خط بر بدن فاقد طهارت اگرچه کاتب با وضو باشد حرام است.(۱۵) (در صورتی که اثر آن باقی بماند احوط ترک است و اگر اثرش باقی نماند اقوی عدم حرمت آن است)(۱۶)
۱۷- حرمت مسّ، مختصّ به مکلّفین است، پس منع کردن اطفال و دیوانگان از مسّ کلمات قرآن، واجب نیست مگر آن که مستلزم هتک قرآن باشد و احوط آن است که سبب مسّ ایشان نشود(۱۷) (ظاهراً دادن قرآن به آنها برای تعلیم یا غیر آن جایز است هرچند بداند که آنها قرآن را مسّ خواهند نمود؛ بلی احوط آن است که کشانیدن دست آنها بر قرآن جایز نیست (۱۸) و هرگاه طفل ممیز وضو گرفت چون بنابر اقوی وضوی او و سایر عباداتش صحیح است، مسّ او نیز اشکالی ندارد.
۱۸- مسّ غیرخط قرآن مانند: ورق، جلد، غلاف و مابین سطرها بر فاقد طهارت حرام نیست، لکن کراهت دارد، همچنان که به گردن افکندن و حمل نمودن آن نیز مکروه است.
۱۹- واجب است وضو گرفتن برای آب کشیدن قرآنی که نجس شده ، یا بیرون آوردن آن از مستراح و مانند آن، در صورتی که مجبور باشد دست یا جای دیگربدن خود را به خط قرآن برساند، ولی چنانچه معطل شدن به مقدار وضو بی احترامی به قرآن باشد، باید بدون این که وضو بگیرد قرآن را از مستراح و مانند آن بیرون آورد، و یا اگر نجس شده آب بکشد و تا ممکن است از دست گذاشتن به خط قرآن خودداری کند.(۱۹)
۲۰- اگر شخصی نذر کرده باشد که جایی از بدن خود را به خط قرآن برساند واجب است وضو بگیرد.
۲۱- وضو گرفتن برای خواندن، نوشتن، حمل کردن یا لمس کردن حواشی قرآن، مستحب است.
۲۲- وضوگرفتن برای قرائت قرآن شرط کمال است وبرای مسِّ نوشته قرآن، شرط جواز. استفتاهایی از حضرت امام خمینى(ره)
۲۳- س: نوشتن نام خدا به این صورت که نوشته شده، توضیح دهید که آیا مسّ کردن آن حرام است یا نه.
الف) اَللّه.
ب) خدا.
پ) بسمه تعالی.
ت) الله بدون حرکت.
ث) نام خدا را در میان شعری بنویسند و حروف آن از هم جدا باشد.
ج) پاره کردن و سوزاندن یا با جوهر از بین بردن.
چ) ا...
ح) اگر قسمتی از آن مسّ شود چطور نام امامان را که روی اشخاص گذاشته شده است، نوشتن و دورانداختن چطور مسّ کردن آیه قرآنی که حرکت ندارد، بدون وضو چگونه است.
ج: مسّ کتابت قرآن و اسماء باری تعالى، یا جزئی از آنها به هر لغت و کیفیت که باشد، بدون طهارت جایز نیست، و از بین بردن آنها به نحوی که موجب هتک نشود، اشکال ندارد.
۲۴- س: آیا مسّ کردن نقش آرم جمهوری اسلامی ایران که روی نامه ها و بلیتهای اتوبوس و ... می باشد حرام است.
ج: بدون طهارت جایز نیست، علی الاحوط.
۲۵- س: اگر گردنبندی منقّش به آرم جمهوری اسلامی باشد، در این صورت می توان از آن استفاده نموده و به گردن آویخت و به آن دست زد.
ج: استفاده از آن مانع ندارد ولی بنابر احتیاط، بدون طهارت آن را مسّ نکنند.
۲۶- س: آیا افرادی که اسمشان: عبداللّه، حبیب اللّه، و... است، اگر بدون وضو آن را بنویسند و یا مسّ کنند چه حکمی دارد.
ج: مسّ اسم اللّه، بدون طهارت جایز نیست.
۲۷- س: آیا حمل، و به دست کردن انگشتری که بر روی آن نوشته شده است (واللّه بصیربالعباد)، و یا قرآن مجید در جیب بدون وضو برای یاد خدا درست است یا نه.
ج: مانع ندارد ولی بدون وضو مسّ نکند.
۲۸- س: آیا مسّ کردن کلماتی از قرآن مانند: ابلیس، شیطان، کفار، ابولهب و ... در صورتی که شخص وضو نداشته باشد، حرام است.
ج: جایز نیست.
استفتاهایی از آیة الله العظمی گلپایگانى(ره)
۲۹- س: آیا مسّ آیه ای از قرآن که منسوخ شده است بدون طهارت جایز است یا خیر.
ج: آنچه قرآن باشد مسّ آن بی طهارت جایز نیست، خواه حکم آن منسوخ باشد یا نباشد و قرآن منسوخ التلاوه نداریم و با فرض وجود نیز، مسّ آن بی طهارت جایز نیست.
۳۰- س: کلمه ای که ضمیر مستتر در اوست و مرجعش خداست، مسّ آن بدون طهارت جایز است یا خیر.
ج: اگر کلمه قرآن است مسّ آن بی طهارت جایز نیست و در غیرآن، اولی و احوط ترک آن است.
۳۱- س: اسامی مقدسی که نام اشخاص می باشد مانند محمد، على، حسن، حسین، رسول، نبى، عیسى، فاطمه، زهرا و امثال اینها اگر روی سنگ قبر، حجاری گردد و یا در روزنامه ها و کاغذهاىِ مراسلاتی نوشته شود، آیا می توان بی وضو به آنها دست زد یا نه.
ج: بی وضو دست زدن به این اسامی جایز است. مع ذلک احترام آن اسامی - اگرچه مقصود، اشخاص عادی هستند - خوب است.
۳۲- س: اطفال در مکتب یا مدرسه، دست بی وضو، بر خطوط قرآن می گذارند آیا برای آموزگار اشکالی دارد یا نه.
ج: معلم باید دستور ترک آن را بدهد و اگر دید منع کند.
استفتایی از آیة الله العظمی اراکی (ره)
۳۳- س: نابینایان جهت خواندن ونوشتن از خط برجسته نابینایی معروف به خط (بریل) - به وسیله لمس کردن انگشتان دست - استفاده می کنند، با عنایت به این که این خط قراردادى، مطابق حروف الفبای خاص از شش نقطه تشکیل گردیده، سؤال این است که آیا نابینایان، هنگام آموزش قرائت قرآن و دست گذاشتن به اسماء متبرکه به خط نابینایان، نیاز به وضو دارند.
ج: مس کتابت خط قرآن بدون وضو جایز نیست و فرقی نیست بین انواع خطوط و همچنین است حکم در اسمای متبرکه.
۱- کسی که وظیفه اش تیمم است، اگر برای کاری تیمم کند، تا تیمم و عذر او باقی است، کارهایی را که باید با وضو یا غسل انجام داد (یعنی هرآنچه مشروط به طهارت است) می تواند به جا آورد، مانند: مسّ نوشته قرآن مجید و ورود به مساجد و قرائت عزائم. (البته روشن است که مسّ نوشته قرآن، با تیمم بدل از وضو مباح می شود و قرائت عزائم و ورود به مساجد، با تیمم بدل از غسل).
۲- با تیممی که به خاطر تنگی وقت نموده، چیز دیگری جز نمازی که وقتش تنگ شده جایز نمی شود؛ پس جایز نیست برای او مسّ نوشته قرآن، حتی در حال نماز(۲۰) و نیز جایز نیست قرائت عزائم، اگر تیممش بدل از غسل باشد؛ و همچنین اگر با داشتن آب، برای نماز میت یا خوابیدن تیمم کند، چیز دیگری برای او مباح نمی شود.
استفتایی از حضرت امام خمینى(ره)
۳- س: کسی که آب نداشته یا آب برای او ضرر داشته و تیمم بدل از غسل جنابت نماید، آیا می تواند نماز را به جماعت بخواند و می تواند به مسجد برود و حکم او در خواندن قرآن چیست.
ج: مانع ندارد و حکم کسی را دارد که غسل کرده است.
استفتایی از آیةالله العظمی گلپایگانى(ره)
۴- س: شخص جنب با تیمم بدل از غسل می تواند در مساجد درنگ نماید و بیش از هفت آیه از قرآن را بخواند یا نه.
ج: اگر عذرش غیرضیق وقت باشد می تواند، و اگر ضیق وقت است، فقط به مقدار اشتغال به نماز می تواند در مسجد درنگ کند و نسبت به قرائت غیرسُوَر عزائم هم با این تیمم رفع کراهت نمی شود.
قرآن و شخص جنب
۱- مسّ نوشته قرآن به شرحی که در احکام وضو گذشت و مسّ نام خدای تعالى (۲۱) و سایر اسامی و صفات مختص خدا بر شخص جنب حرام است و همچنین است بنابر احتیاط واجب، مس اسامی پیامبران و ائمه (۲۲) - علیهم السلام -.
۲- کسی که جنب است اگر بر جایی از بدن او آیه قرآن یا اسم خداوندِ متعال نوشته شده باشد، حرام است دست به آن بگذارد و اگر بخواهد غسل کند باید آب را طوری به بدن برساند که دست او به نوشته نرسد(۲۳)
۳- خواندن سوره های عزائم (سوره هایی که سجده واجب دارند) یعنی چهارسوره: سجده (سوره ۳۲)، فصّلت (سوره ۴۱)، نجم (سوره ۵۳) و علق (سوره ۹۶)؛ هرچند یک حرف از آنها باشد، حتی خواندن بسم اللّه الرحمن الرحیم یا بخشی از آن، به نیت یکی از این سوره ها بر جنب حرام است.(۲۴)
۴- خواندن بیشتر از هفت آیه قرآن از غیر سوره های عزائم (۲۵) برجنب مکروه است و خواندن بیش از هفتاد آیه کراهتش شدیدتر ا ست و همچنین رساندن جایی از بدن به جلد، حاشیه، اوراق و بین سطرهای قرآن؛ ونیز همراه داشتن یا آویزان کردن قرآن (به گردن انداختن آن) بر جنب مکروه است.
۵- جنب اگر دعای کمیل بخواند اقوی این است که آیه (أفَمَن کان مؤمناً کمن کان فاسقاً لایَستَوُون) را که در آن آمده است، نخواند(۲۶)چون بخشی از سوره (سجده) است.
۶- شخص جنب لازم نیست برای سجده تلاوت غُسل کند.
استفتاهایی از حضرت امام خمینى(ره)
۷- س: اگر کسی جنب باشد و سوره هایی که خواندنش برای او حرام است به فکرش خطور کند و هرچه سعی کند، از فکرش نرود آیا گناهی کرده است.
ج: مجرد خطور در ذهن حرام نیست.
۸- س: بعد از غسل جنابت وضو برای نماز لازم نیست آیا با این غسل می توان نافله نماز را هم خواند یا قرآن را مسّ نمود.
ج: می تواند نماز نافله و سایر کارهای مشروطِ به طهارت را انجام دهد.
استفتایی از آیةالله العظمی گلپایگانى(ره)
۹- س: جنب، قرآن همراه داشته باشد اشکال دارد یا نه.
ج: اشکال ندارد ولی مسّ خط قرآن مجید، حرام و مسّ جلد و اوراق و حواشی آن، مکروه است.
استفتایی از دفتر آیةالله العظمی اراکی (ره)
۱۰- س: باتوجه به این که قرائت قرآن به خودی خود مستحب است، کراهت قرائت آن برای اشخاصی چون جنب، حائض و نفساء به چه معناست (به معنی کم شدن ثواب است یا بهتر بودن ترک آن).
ج: هر دو وجه امکان دارد و شاید در بعضی موارد، وجه دوم استظهار شود.
۱- مسّ خط قرآن واسم خدای متعال و نیز صفات خاصه الهی و نیز صفات غیرخاصه در صورتی که خدا از آن اراده شده باشد بر حائض حرام است، وهمچنین بنابر احتیاط واجب (۲۷) مسّ اسامی پیامبران و ائمه - علیهم السلام - ؛ و بطورکلی تمام چیزهایی که بر جنب حرام است، برحائض نیز حرام است.
۲- در جواز مسّ خط قرآن، مجردِ پاک شدن حائض کافی نیست بلکه حائض تا وقتی که غسل نکرده مسّ خط قرآن بر او حلال نمی شود.
۳- خواندن سوره هاى (۲۸) عزائم یا مقداری از آنها بر حائض حرام است.
۴- خواندن قرآن ولو کمتر از هفت آیه و نیز همراه داشتن قرآن (هرچند در روکش و غلاف باشد)(۲۹) و رساندن جایی از بدن به حاشیه و مابین خطهای قرآن برای حائض مکروه است.
۵- حائض اگر دعای کمیل بخواند اقوی این است که آیه (أفمن کان مؤمناً کمن کان فاسقاً لایستوون) را نخواند چون جزء سوره (سجده)است.(۳۰)
۶- مستحب است حائض در وقت هر نمازی خود را از خون پاک نماید و پنبه و دستمال را عوض کند و درجای نماز خود (ویا در محل تمیز دیگرى)(۳۱) رو به قبله نشسته (به مقدار ادای نماز)(۳۲) به ذکر و دعا و صلوات، مشغول شود و قرائت قرآن نیز مستحب است هرچند در غیر این وقت (وقت نماز)، مکروه است.
۷- توقف درمسجد و رساندن جایی از بدن به خط قرآن و کارهای دیگری که بر حائض حرام است بر نفساء هم حرام است و آنچه بر حائض واجب و مستحب و مکروه است بر نفساء هم واجب و مستحب و مکروه است.
استفتاهایی از حضرت امام خمینى(ره)
۸- س: آیا خواندن آیاتی از چهارسوره قرآن که سجده دارد درهنگام حیض، کفاره دارد یا نه و اگر سهواً انجام شد باید چه کنند.
ج: کفاره ندارد.
۹- س: خواندن بیش از هفت آیه از قرآن کریم برای زن حائض مکروه است باتوجه به اینکه در ماه مبارک رمضان خواندن قرآن فضیلت بسیاری دارد، آیا حائض بودن مانع از خواندن قرآن است.
ج: در غیر چهار سوره عزیمه مانع نیست.
۱۰- س: آیا خانمهای نابینا به هنگام عادت ماهانه می توانند قرآن را بخوانند، باتوجه به این که قرآن برای آنها به صورت برجسته نوشته شده و بایستی آن را برای خواندن لمس کنند.
ج: نباید لمس کنند.
۱۱- س: آیا زن حائض می تواند هفت آیه از غیر سوره های سجده دار را بخواند و تکرار کند.
ج: غیر از سوره های سجده از باقی سوره های قرآن اشکال ندارد، اگرچه بیش ازهفت آیه خواندن، برای حائض مکروه است.
قرآن و زن مستحاضه
یادآورى:
الف - مُستحاضه برسه قسم است
۱- قلیله
۲- متوسطه
۳- کثیره، که تعریف و احکام هرقسم در رساله های عملیه مذکور است. در این جا فقط احکام مستحاضه در رابطه با قرآن ذکر می شود.
ب - اعمالی که مستحاضه انجام می دهد بر دو قسم است:
۱- آنهایی که مشروط به طهارت است، مانند: مسّ خط قرآن مجید،
۲- اعمالی که مشروط به طهارت نیست، مانند: قرائت سُوَر عزائم.
۱- مستحاضه قلیله چنانچه باید برای هر نمازی وضو بگیرد، همچنین واجب است بر او تجدید وضو برای هر عملی که مشروط به طهارت است (۳۳)، مثلاً: اگر بخواهد جایی از بدن خود را به خط قرآن برساند(۳۴) باید مجدداً وضو بگیرد؛ و بنابر احتیاط واجب وضویی را که برای نماز گرفته کافی نیست؛(۳۵) حتی در مسّ خط قرآن بنابراحوط برای هر مسّی وضویی لازم است.
۲- اگر زن در استحاضه کثیره یا متوسط بخواهد پیش از وقت نماز، جایی از بدن خود را به خط قرآن برساند، باید غسل کند و وضو هم بگیرد ولی اگر بخواهد یکی از سور عزائم (۳۶) را بخواند لازم نیست غسل کند(۳۷)، گرچه احتیاط (مستحب) آن است که غسل نماید. (و ترک احتیاط شایسته نیست).(۳۸)
۳- بنابر احتیاط واجب وضو و غسلی را که مستحاضه کثیره و متوسطه به منظور نماز انجام داده اند برای مسّ نوشته قرآن کفایت نمی کند. پس باید برای مسّ نوشته قرآن وضو و غسل جداگانه انجام دهند.(۳۹) (البته ظاهر آن است که در حال خواندنِ نمازی که برای آن طهارت گرفته، تماس با نوشته قرآن جایز است).(۴۰)
کسی که بعد از مسّ میت غسل نکرده است، می تواند کارهایی مانند: توقف درمساجد و خواندن سُوَر(۴۱)عزائم که شرطشان طهارت از حدث اصغر (یعنی وضو داشتن) نیست را انجام دهد، ولی برای نماز و مسّ خط قرآن (یعنی کارهایی که شرطشان طهارت از حدث اصغر است) بنابر احتیاط واجب (۴۲) باید غسل کند و وضو هم بگیرد.(۴۳)
استفتایی از حضرت امام خمینى(ره)
۲- س: بچه نابالغی که مسّ میت کرده، می تواند با وضوی تنها، خط قرآن واسم خدا و ... را مسّ نماید.
ج: بچه نابالغ تکلیف ندارد.
________________________________________
۱- رساله، م ۳۱۷.
۲- عروه، ج ۱، فی غایات الوضو، م ۶٫۳؛ تحریر، ج ۱، فی غایات الوضوء، م ۱.
۳- عروه، ج ۱، فی غایات الوضو؛ تحریر، ج ۱، فی غایات الوضو؛ رساله، م ۳۱۲؛ هدایه، ج ۱، غایات الوضو، م ۱۴۸.
۴- عروه، ج ۱، فی غایا ت الوضو، م ۱۷؛ رساله، م ۳۱۷.
۵- عروه، ج ۱، فی غایا ت الوضو، م ۱۷ و م ۴.
۶- عروه، ج ۱، فی غایا ت الوضو، م ۵.
۷- عروه، ج ۱، فی غایا ت الوضو، م ۷.
۸- تحریر، ج ۱، فی غایات الوضو؛ هدایه، ج ۱، غایات الوضوء، م ۱۴۷.
۹- عروه، ج ۱، فی غایا ت الوضو، م ۸.
۱۰- عروه، ج ۱، فی غایا ت الوضو، م ۹.
۱۱- عروه، ج ۱، فی غایا ت الوضو، م ۱۰.
۱۲- عروه، ج ۱، فی غایا ت الوضو، م ۱۱.
۱۳- عروه، ج ۱، فی غایا ت الوضو، م ۱۲.
۱۴- عروه، ج ۱، فی غایا ت الوضو، م ۱۳.
۱۵- عروه، ج ۱، فی غایا ت الوضو، م ۱۹.
۱۶- عروه، ج ۱، فی غایا ت الوضو، م ۱۴.
۱۷- عروه، ج ۱، فی غایا ت الوضو، م ۱۵؛ رساله، م ۳۱۸.
۱۸- عروه، ج ۱، فی غایا ت الوضو، م ۱۶.
۱۹- عروه، ج ۱، فی غایا ت الوضو؛ رساله، م ۳۱۶.
۲۰- عروه، ج ۱، فی غایا ت الوضو؛ رساله، م ۳۱۶.
۲۱- عروه، ج ۱، فی غایا ت الوضو؛ رساله، م ۳۱۶.
۲۲- عروه، ج ۱، فی غایا ت الوضو.
۲۳- استفتائات، ج ۱، ص ۴۷، س ۷۹.
۲۴- استفتائات، ج ۱، ص ۴۷، س ۸۰.
۲۵- استفتائات، ج ۱، ص ۴۷، س ۸۱.
۲۶- استفتائات، ج ۱، ص ۴۸، س ۸۲.
۲۷- استفتائات، ج ۱، ص ۴۸، س ۸۳.
۲۸- استفتائات، ج ۱، ص ۴۸، س ۸۴.
۲۹- مجمع، ج ۱، ص ۸۰، س ۴۸.
۳۰- مجمع، ج ۱، ص ۸۰، س ۴۹.
۳۱- مجمع، ج ۱، ص ۷۹، س ۴۶.
۳۲- مجمع، ج ۱، ص ۵۲۸، س ۵۸.
۳۳- استفتائات، ص ۱۰،س ۴.
۱- عروه، ج ۱، فی احکام التیمم، م ۹؛ تحریر، ج ۱، فی احکام التیمم، م ۲؛ رساله، م ۷۲۶؛ هدایه، ج ۱، احکام التیمم، م ۵۱۴.
۲- عروه، ج ۱، فی احکام التیمم، م ۳۱؛ تحریر، ج ۱، فی مسوّغات التیمم، م ۱۵؛ رساله، م ۷۲۶؛ هدایه، ج ۱، احکام التیمم، م ۵۱۴.
۳- استفتائات، ج ۱، ص ۹۷، س ۲۵۱.
۴- مجمع، ج ۱، ص ۱۵۱، س ۹۳.
۱- عروه، ج ۱، فیما یحرم علی الجنب؛ تحریر، ج ۱، فی احکام الجنب؛ رساله، م ۳۵۵.
۲- رساله، م ۳۹۰.
۳- عروه، ج ۱، فیما یحرم علی الجنب؛ تحریر، ج ۱، فی احکام الجنب؛ رساله، م ۳۵۵.
۴- عروه، ج ۱، فیما یکره علی الجنب؛ تحریر، ج ۱، فی احکام الجنب؛ رساله، م ۳۵۶.
۵- عروه، ج ۱، فیما یحرم علی الجنب، م ۵.
۶- عروه، ج ۱، فی غسل الجنابه، ص ۲۸۴.
۷- استفتائات، ج ۱، ص ۵۴، س ۱۱۰.
۸- استفتائات، ج ۱، ص ۶۴، س ۱۴۵.
۹- مجمع، ج ۱، ص ۷۱، س ۱۹.
۱۰- استفتاء مستقل.
۱- عروه، ج ۱، فی احکام الحائض؛ تحریر، ج ۱، فی احکام الحائض؛ رساله، م ۴۵۰؛ هدایه، ج ۱، احکام الحیض، م ۲۴۴.
۲- رساله، م ۴۶۷.
۳- عروه، ج ۱، فی احکام الحائض؛ تحریر، ج ۱، فی احکام الحائض؛ رساله، م ۴۵۰.
۴- عروه، ج ۱، فی احکام الحائض؛ تحریر، ج ۱، فی احکام الحائض، م ۱۶؛ رساله، م ۴۴۷.
۵- عروه، ج ۱، فی مایحرم علی الجنب، م ۵.
۶- عروه، ج ۱، فی احکام الحائض، م ۴۱.
۷- عروه، ج ۱، فی احکام النفساء، م ۱۰؛ تحریر، ج ۱، فی النفاس، م ۶؛ رساله، م ۵۱۳.
۸- استفتائات، ج ۱، ص ۷۲، س ۱۷۰.
۹- استفتائات، ج ۲، ص ۷۳، س ۱۷۱.
۱۰- استفتائات، ج ۱، ص ۷۳، س ۱۷۲.
۱۱- استفتائات، ج ۱، ص ۷۳، س ۱۷۳.
۱- عروه، ج ۱، فی احکام الاستحاضه، م ۱۷؛ تحریر، ج ۱، فی الاستحاضه، م ۸؛ رساله، م ۴۲۷؛ هدایه، ج ۱، ص ۵۹، م ۲۹۱.
۲- عروه، ج ۱، فی احکام الاستحاضه، م ۱۸؛ رساله، م ۴۲۹ - ۴۲۸.
۳- عروه، ج ۱، فی احکام الاستحاضه، م ۱۸؛ تحریر، ج ۱، فی احکام الاستحاضه، م ۸؛ رساله، م ۴۲۹.
۱- عروه، ج ۱، فی غسل مسّ المیت، م ۱۷ - ۱۶؛ تحریر، ج ۱، فی غسل مسّ المیت، م ۶و۷؛ رساله، م ۵۳۲؛ هدایه، ج ۱، ص ۶۲، م ۳۱۱و.
۲- استفتائات، ج ۱، ص ۷۸، س ۱۸۸.
۱. گلپایگانى(ره): احتیاط مستحب آن است که موی خود را هم به خط قرآن نرساند. (رساله، م ۳۲۳).
۲. خوئى(ره): بلکه در مواردی که مو عرفاً از توابع پوست محسوب شود این حکم اظهر است. (عروه).
۳. خوئى(ره): بنابر احتیاط واجب. (عروه).
۴. گلپایگانى(ره): احتیاط واجب آن است که ا سم مبارک پیامبر(ص) و امام و حضرت زهرا - علیهم السلام - را مسّ نکند. (رساله، م ۳۲۵).
- خوئى(ره): بهتر آن است که اسم مبارک پیغمبر و امام و حضرت زهرا - علیهم السلام - را مسّ نکند. (رساله، م ۳۲۵).
۵. اراکی (ره): و اگر بی احترامی نباشد احتیاط مستحب آن است که مس نکند. (رساله، م ۳۱۷).
۶. خوئى(ره): بنابر احتیاط واجب حرام است مسّ اسم خداوند متعال و صفات خاصّه او به هر زبانی که نوشته شده باشد. (رساله، م ۳۲۵).
۷. ابتدایى، یعنی قبل از مس، فاقد طهارت باشد و در این حالت قرآن را مس نماید؛ استدامى، یعنی درحالی که با وضوء قرآن را مسّ نموده است فاقد طهارت شود و به مسّ خویش ادامه دهد. (مؤلف).
۸. خوئى(ره): البته این در صورتی است که نوشتن آن، غلط محسوب نشود. (عروه).
۹. حضرت امام(ره) این وجوب محو را وجوب عقلی می دانند و اضافه نموده اند که چون برای وضو گرفتن، لمس آن حرام است پس می تواند وضو را ارتماسی بگیرد و یا آب روی آن بریزد ولی دست نکشد؛ و در صورتی که محوکردن ممکن نباشد لازم است همین گونه وضو بگیرد تا مرتکب حرام نشود.(عروه).
۱۰. گلپایگانى(ره): بلکه اگر بخواهد فاقد طهارت شود احوط وجوب محو است. (عروه).
۱۱. خوئى(ره): اظهر جواز آن است. (عروه).
۱۲. امام خمینى(ره).
۱۳. امام خمینى(ره). (عروه).
۱۴. خوئى(ره): بلکه عدم حرمت بعید است. (عروه).
- گلپایگانى(ره): بلکه احوط، حرمت است. (عروه).
۱۵. اراکی (ره): ظاهر، حرمت آن است مخصوصاً اگر با چیزی بنویسد که اثرش باقی بماند. (عروه).
- گلپایگانى(ره): ظاهر، بلکه احوط، حرمت آن است، مخصوصاً اگر با چیزی بنویسد که اثرش باقی بماند. (عروه).
- خوئى(ره): در حرمت آن اشکال است، گرچه احوط ترک آن است، (عروه).
۱۶. ا مام خمینى(ره). (عروه).
۱۷. گلپایگانى(ره): به این که آنها را امر به مسّ کند یا دست آنها را گرفته و بر کلمات قرآن بگذارد؛ ولی دادن قرآن به آنها برای یادگیری یا امر کردن آنها به گرفتن قرآن، پس اشکالی در رجحانِ آن نیست، گرچه بداند عادتاً آن را مسّ می کنند. (عروه).
۱۸. امام خمینى(ره). (عروه).
۱۹. عبارت آخر این مسأله یعنی جمله (وتا ممکن است از... ) در رساله عملیه آیات عظام خوئی و گلپایگانی موجود نیست.
۲۰. گلپایگانى(ره): دراین صورت اقوی جواز آن است. (عروه).
۲۱. خوئى(ره): به هر زبانی که باشد. (رساله، م ۳۶۱).
۲۲. خوئى(ره): و بهتر آن است که اسم پیغمبران و امامان و حضرت زهرا - علیهم السلام - را نیز مسّ نکند. (رساله م ۳۶۱).
- این حکم در مورد نام حضرت زهرا - علیها السلام - در رساله فارسی آیت الله گلپایگانی به صورت فتوا ذکر شده نه احتیاط واجب (رساله، م ۳۶۱).
۲۳. خوئى(ره): اگر بر جایی از بدن آیه قرآن یا اسم خداوند متعال نوشته شده باشد چنانچه بخواهد وضو یا غسل را ترتیبی به جا آورد باید آب را طوری به بدن برساند که دست او به نوشته نرسد.(رساله، م ۳۹۶).
- گلپایگانى(ره): بنابر احتیاط واجب اگر ممکن است باید آن را از بین ببرد و اگر ممکن نیست باید وضو و غسل را ارتماسی انجام دهد و چنانچه بخواهد وضو یا غسل را ترتیبی به جا آورد باید آب را طوری به بدن برساند که دست او به نوشته نرسد.(رساله، م ۳۹۶).
۲۴. البته آیات عظام گلپایگانی وخوئی حرمت قرائت را مختص به آیات سجده می دانند نه باقی سوره، گرچه آیت الله گلپایگانی اضافه نموده اند: (احتیاط مستحب آن است که آیات دیگر سوره سجده را نیز نخواند. (رساله، م ۳۶۱).
۲۵. خوئى(ره): خواندن بیش از هفت آیه از قرآن که سجده واجب ندارند بر جنب مکروه است. (رساله، م ۳۶۲).
۲۶. خوئی و گلپایگانى(ره): اقوی جواز قرائت است زیرا قبلاً گذشت که حرمت قرائت مختص به آیات سجده است.(عروه).
۲۷. گلپایگانى(ره): در مسّ اسامی پیامبران و ائمه(ع) فتوا به حرمت می دهند. (هدایه).
۲۸. گلپایگانى(ره): خواندن آیاتِ سجده بر حائض حرام است. (هدایه، ج ۱، م ۲۴۵).
۲۹. امام خمینى(ره).
۳۰. گلپایگانی و خویى(ره): اقوی جواز قرائت آن است زیرا قبلاً گذشت که حرمت قرائت مختص به آیات سجده است. (عروه).
۳۱. امام خمینی (ره).
۳۲. امام خمینی (ره).
۳۳. گلپایگانى(ره): احتیاط آن است که مستحاضه غیر از نماز هرکاری را که شرط آن طهارت است مثل دست کشیدن به خط قرآن، ترک کند، مگر در صورتی که بر او واجب باشد. (رساله ،م ۴۳۳).
۳۴. لازم به ذکر است که عبارت عروه در این رابطه چنین است: (مثلاً اگر مس نوشته قرآن واجب شود ...) و هیچ یک از مراجع موردنظر بر آن حاشیه ای ندارند و مثال فوق از توضیح المسائل استخراج شده است.
۳۵. خوئى(ره): مستحاضه ای که برای نماز وضو گرفته یا غسل کرده بنابر احتیاط نمی تواند در حال اختیار جایی از بدن خود را به خطّ قرآن برساند؛ و در حال اضطرار جایز است، ولی بنابر احتیاط باید وضو بگیرد. (رساله، م ۴۳۳).
۳۶. خوئى(ره): اگر بخواهد پیش از وقت نماز آیه ای را که سجده واجب دارد بخواند بنابر احتیاط مستحب باید غسل کند. (رساله، م ۴۳۵).
۳۷. گلپایگانى(ره): اگر بخواهد پیش از وقت نماز سوره ای که سجده واجب دارد بخواند، بنابر احتیاط واجب باید غسل کند.(رساله، م ۴۳۵).
- اراکى(ره): اگر مستحاضه، غسلهای واجب خود را به جا آورد، چنانچه بین نماز و غسل فاصله نینداخته باشد، خواندن سوره ای که سجده واجب دارد برای او حلال می شود ولی اگربین غسل ونماز فاصله انداخته باشد، احتیاط واجب آن است که برای خواندن سوره ای که سجده واجب دارد غسل جداگانه ای انجام دهد؛ و اگر غسلهای واجب خود را انجام ندهد بنابر احتیاط واجب نمی تواند سوره ای که سجده واجب دارد بخواند. (رساله، م ۴۲۵).
۳۸. امام خمینی (ره).
۳۹. در عروه چنین آمده است: (غسلی که برای نماز کرده است برای مسّ نوشته قرآن کفایت می کند، بلی اگر بخواهد مسّ را تکرار کند، واجب است تکرار وضو وغسل علی الاحوط. بلکه احوط ترک مسّ است برای او مطلقاً).و هیچ کدام از مراجع مورد نظرهم در این مورد اظهار نظرنکرده اند.
۴۰. امام خمینی (ره).
۴۱. خوئى(ره): خواندن آیه هایی که سجده واجب دارند. (رساله، م ۵۳۸).
۴۲. گلپایگانى(ره): باید غسل کند و وضو هم بگیرد. (رساله، م ۵۳۸).
- اراکى(ره): باید غسل کند و وضو هم بگیرد. (رساله، م ۵۲۸).
۴۳. خوئى(ره): ولی برای نماز و مانند آن باید غسل کند. (رساله،م ۵۳۸).
فصل دوّم احکام قرائت و حفظ قرآن
اخلاص در قرا ئت (ریا و عجب)
۱- در نماز و سایر عبادات همچون قرائت قرآن، خالص بودن نیت از ریا شرط است؛ پس اگر آنها را به قصد ریا انجام دهد عمل باطل می شود، بلکه ریا از گناهان کبیره می باشد زیرا که شرک به خداوند متعال است.
هرچند که ریا (از نظر حکم تکلیفى) حرام است اما (ازنظر حکم وضعى) می توان آن را با تفصیلی که در صفحه بعد خواهد آمد به دو قسم مبطل و غیرمبطل تقسیم نمود.
۲- لازم به ذکراست که به مجرد خطوربه قلب ریا محقق نمی شود، خصوصاً اگر شخص از این خطور به قلب متأذی وناراحت شود و خود را ملامت کند.
۲٫۳- عُجب بعد از عمل، مبطل آن نیست به خلاف عُجبی که مقارن عمل باشد که مبطل آن است بنابر احوط، اگرچه اقوی آن است که عُجب مقارن عمل نیزمبطل نیست.
ریا در قرائت از دیدگاه روایات
۱- از پیامبراکرم (ص) نقل شده است که:.
مَن قَرَأَ القُرآنَ یُریدُ بِهِ سُمعَةً، أَوِِالتِماسَ النّاسِ لَقَی اللّهَ یَومَ القِیامَةِ وَجهُهُ عَظم لَیسَ فیهِ لَحم، وَزَجَّ القُرآنُ فی قَفاهُ حَتّی یُدخِلَهُ النّارَ و یَهوی فیها مَعَ مَن هَوى. و مَن قَرَءَ القُرآنَ ابتغاءَ وجه اللّهِ وتَفََقُهاًً فی الدینِ کانَ لَهُ مِنَ الثوابِ مثلَ جمیعِ ما اُعطِىَ الملائکة و الانبیاءُ والمرسلونُ.۴
(کسی که قرآن را از روی تظاهر و ریا و یا جلب توجه مردم بخواند، در روزقیامت محشور می شود درحالی که در صورت او جز استخوان چیزی نیست، و قرآن گریبان او را می گیرد وکشان کشان به سوی آتش برده و در شعله ها رهایش می سازد و درآتش داخل می شود به همراه داخل شوندگان؛ و کسی که قرآن را جهت خشنودی خداوند و آگاهی در دین قرائت نماید برای او اجری است همانند پاداشی که به فرشتگان و پیامبران ورسولان عطا شده است.).
۲- عن ابی عبدالله (ع) اَنّه قالَ: عَلَیکم بالقرآن فَتُعلّمُوهُ فاِنّ مِنَ الناس من یَتَعلَّمُ القرآنَ لِیُقالَ فلانُ قارىُ و مِنهُم مَن یَتَعلّمُهُ فَیَطلُبُ بِهِ الصّوتَ فَیقالُ فلانُ حَسَنُ الصّوتِ، ولَیسَ فی ذلکَ خَیر و مِنهُم مَن یتعلَّمُهُ فَیَقُومُ به فی لَیلهِ و نَهارِهِ لایُبالی مَن عَلِمَ ذلِکَ وَمَن لَم یَعلَمه.۵
امام صادق (ع) فرمود:.
(برشما باد به قرآن ، آن را بیاموزید، همانا برخی از مردم قرآن را فراگیرند برای شهرت تا مردم بگویند فلانی قاری قرآن است وبرخی از مردم آن را برای آوازه خوانی یاد گیرند تا بگویند فلانی خوش آواز است ودراین گونه یادگیری هیچ خیری نیست و برخی آن را یاد گیرند وشب وروز درعمل به آن قیام کنند و توجه ندارند که کسی آن را بداند یا نداند.).
قرائت سُوَر عزائم و سجده تلاوت
۱- درهریک از چهارسوره (فصّلت)، (سجده)، (نجم) و (علق) یک آیه سجده است که اگر انسان آن را بخواند، یا به آن گوش دهد، بعد از اتمام آن آیه واجب است فوراً سجده کند ولی اگرگوش ندهد و صرفاً به گوشش بخورد، بنابراظهر سجده واجب نیست؛۶ولی سزاوار نیست که احتیاط را ترک کند و سجده را انجام ندهد؛ این آیات عبارتند از:.
۱- جزء ۲۱، سوره ۳۲ (سجده)، آیه ۱۵، وقتی که به (وَلا یَستَکبِروُنَ) رسید.
۲- جزء ۲۴، سوره ۴۱ (فصلت)، آیه ۳۷، وقتی که به (ایّاه تَعبدونَ) رسید.
۳- جزء ۲۷، سوره ۵۳، (نجم)، آیه آخر، (آیه ۶۲).
۴- جزء ۳۰، سوره ۹۶، (علق)، آیه آخر، (آیه ۱۹).
۲- در یازده مورد سجده کردن مستحب است و بلکه سجده کردن درهرآیه ای که در آن، امر به سجده شده باشد احوط و اولی است:.
۱- جزء ۸، سوره ۷، (اعراف)، آیه آخرسوره.
۲- جزء ۱۳، سوره ۱۳ (رعد)، آیه ۱۵، وقتی به (ظِلالهم بالغدوّ وَالْأصال) رسید.
۳- جزء ۱۴، سوره ۱۶، (نحل)، آیه ۵۰، وقتی به (ویَفعلونَ ما یُؤمرونَ) رسید.
۴- جزء ۱۵، سوره ۱۷، (بنی اسرائیل یا اسراء)، آیه ۱۰۹، وقتی به (ویزیدهم خشوعاً) رسید.
۵- جزء ۱۶، سوره ۱۹، (مریم)، آیه ۵۸، وقتی به (وخرّواسجّداً وبکیّاً) رسید.
۶- جزء ۱۷، سوره ۲۲، (حج)، آیه ۱۸، وقتی به (یفعلُ مایشاء) رسید.
۷- جزء۱۷، سوره ۲۲، (حج)، آیه ۷۷، وقتی به (افعلوا الخیر) رسید.
۸- جزء ۱۹، سوره ۲۵، (فرقان)، آیه ۶۰، وقتی به (وزادهم نفوراً) رسید.
۹- جزء ۲۰، سوره ۲۷، (نمل)، آیه ۲۶، وقتی به (ربّ العرش العظیم) رسید.
۱۰- جزء ۲۳، سوره ۳۸، (ص)، آیه ۲۴، وقتی به (وخرّ راکعاً وانابَ) رسید.
۱۱- جزء ۳۰، سوره ۸۴، (انشقاق)، آیه ۲۱، وقتی به (اذاقرء) رسید.
۳- در آیاتی که سجده واجب دارند، خواندن یا گوش کردن به تمام آیه سبب وجوب سجده می شود. بنابراین با خواندن مقداری از آیه هرچند لفظ سجده آن باشد، سجده کردن واجب نمی شود گرچه موافق احتیاط است.۷
۴- وجوب سجده فوری است وتأخیرآن جایز نیست، واگر فراموش کرد هروقت یادش آمد باید سجده کند و چنانچه سجده را از روی معصیت ترک کند انجام آن در هر لحظه واجب فوری است و تأخیرآن حرام است.
۵- برکسی که آیات مذکور را بنویسد یا تصور نماید یا آن که نوشته آن را ببیند ویا به قلب او خطور کند، سجده واجب نمی شود.
۶- اگر بخشی ازآیات مذکور را خودش قرائت کند و بقیه اش را بشنود، احتیاط واجب آن است که سجده کند.
۷- اگر آیات مذکور را خودش غلط بخواند، یا قاری غلط بخواند و او بشنود احتیاط واجب آن است که سجده کند.
۸- لازم است هنگام شنیدن، کلمات و حروف آیه را از هم تمیزدهد؛ بنابراین با شنیدن همهمه، سجده واجب نمی شود، گرچه احوط آن است که سجده کند.
۹- با خواندن یا شنیدن ترجمه آیات مزبور ، سجده واجب نمی شود، گرچه به قصد ترجمه آیه باشد.
۱۰- ظاهرآن است که در وجوب سجده تلاوت برمستمع، معتبر است قاری قصد قرائت قرآن داشته باشد. بنابراین اگر شخصی به وسیله آیه ای سخن بگوید بدون آن که قصد تلاوت قرآن را داشته باشد، با شنیدن ۸ آن سجده واجب نمی شود۹و همچنین اگرآیه سجده را از بچه غیر ممیز یا شخص خواب یا از ضبط صوت بشنود.۱۰ (گرچه احتیاط آن است که سجده نماید خصوصاً درمورد شخص خواب ۱۱
۱۱- اگرآیه سجده را از وسایلی مثل بلندگو یا رادیو بشنود، چنانچه قرائت شخص مستقیماً پخش شود، سجده واجب می شود، ولی اگراز نوار پخش شود واجب نمی شود.
۱۲- اگرآیات سجده راغیرمکلف مثل صغیر یا مجنون نیزبخواند اگر به قصد قرائت قرآن بخواند وکسی بشنود سجده بر او واجب است.
۱۳- در صورتی که سبب وجوب سجده پشت سرهم تکرار شود (مثلاً چندبار آیه را بخواند یا گوش دهد) بایستی سجده را نیزتکرار کند. (در صورتی که برای دفعه قبلی سجده کرده باشد، واگر برای دفعه قبل سجده نکرده باشد وجوب تکرارسجده برای دفعات بعدی خالی از قوت نیست ولی اگر پشت سرهم نباشد (مثلاً همزمان به تلاوت چند آیه گوش کند) بعید نیست که تکرار سجده واجب نباشد.)۱۲
۱۴- اگر هنگام قرائت آیه سجده، از دیگری هم آن را بشنود، چنانچه گوش داده، باید دو سجده نماید.۱۳(و اگر به گوشش خورد یک سجده کافی است)۱۴ ولی اگر به قرائت جماعتی که در یک زمان آیه را می خوانند گوش دهد، عدم تکرار، خالی از قوت نیست.۱۵
۱۵- اگر بداند آیات سجده را مکرراً خوانده یا شنیده ولی درتعداد آنها شک کند (مثلاً نداند سه بار شنیده یا چهاربار) جایز است که به کمتر (یعنی سه بار) اکتفا کند (و در فرض مذکور فقط سه سجده به جا آورد) ولی اگرعدد را بداند و شک کند دراین که آیا به آن تعداد سجده کرده یا کمتر، باید بنا را برکمتر گذارد، احتیاط کند و باقی را نیز انجام دهد. (مثلاً اگربداند که چهار سجده بر او واجب شده و پس از انجام چند سجده، شک کند که آیا سه سجده به جا آورده یا چهارسجده، بایستی یک سجده دیگر نیز به جا آورد تا یقین کند چهار سجده را انجام داده.).
۱۶- در سجده واجب قرآن باید طوری عمل کند که بگویند سجده کرده و درآن علاوه بر انجام اصل سجده، نیت ومباح بودن مکان هم معتبر است واحتیاط آن است که مواضع هفتگانه سجده را برزمین گذارد و پیشانی را برچیزی که سجده بر آن صحیح است بگذارد، گرچه اقوی آن است که این احتیاط لازم نیست.۱۶
اما احتیاط آن است که برخوردنیها و پوشیدنیها سجده نکنند، بلکه جایز نبودن سجده بر آنها، خالی از وجه نیست. ولی سایر شرایط سجده را که در نماز است، مانند طهارت از حدث اصغر و اکبر، طهارت لباس و بدن، رو به قبله بودن، پاک بودن سجده گاه و ستر عورت، لازم نیست مراعات کند، و لذا جُنُب و حائض نیز اگر آیات سجده را بخوانند یا بشنوند می توانند این سجده را انجام دهند؛ و بلند نبودن سجده گاه از جای پای او به مقدار بیشتر از چهار انگشت پیوسته گرچه معتبر نیست ۱۷ لکن بهتر است احتیاط نموده آن را رعایت کند.
۱۷- مستحب است انسان برای سجده تلاوت وضو بگیرد.
۱۸- در این سجده، تشهد و سلام و گفتن اللّه اکبر در اول آن، لازم نیست؛ اما وقتی که سراز سجده بر می دارد گفتن اللّه اکبر مستحب است. همانطور که ذکر گفتن در سجده واجب نیست، بلکه مستحب است،۱۸ و هر نوع ذکری که باشد کفایت می کند وبهتر است بگوید: (لااِلهَ الّااللّهُ حَقّاً حَقّاً، لااِلهَ الّااللّه ایماناً وتَصدیقاً، لا اِله اِلّااللّه عُبودیَّةً وَ رِقّاً، سَجَدتُ لَکَ یا ربِّ تَعَبُّداً وَرِقّاً، لا مُستَنکِفاً و لامُستکبِراً بَل اَنَا عبد ذلیل ضَعیف خائف مستجیر) یا بگوید:.
(سَجَدتُ لَکَ یا رَبِّ تَعَبُّداً و رِِقّاً لا مُستَکبِراً عَن عِبادَتِکَ وَ لامُستَنکِفاً و لامُستَعظِماً بَل اَنَا عَبد ذلیل خائف مُستَجیر) یا بگوید:.
(اِلهی آمَنّا بما کَفَرُوا وَعَرَفنا بکَ ما اَنکَروا وَاَجبناکَ اِلی ما دُعُوا، اِلهی فَالعَفو العَفوَ) یا بگوید آن چیزی را که حضرت رسول (ص) در سجده سوره (علق) فرمودند و آن این است: (اَعُوذُ بِرضِاکَ مِن سَخَطِک وَبمُعافاتِکَ عَن عُقُوبَتِکَ اَعوذُ بِکَ مِنکَ لا اُحصی ثَناءَ علیکَ کَما اَثنَیتَ عَلی نَفسِکَ).
۱۹- ظاهراً لازم نیست نیت سجده را درحا ل نشستن یا ایستادن کرده باشد و بعد به سجده رود تا آن که سرازیر شدن نیز به قصد سجده باشد بلکه اگر اندکی قبل از گذاردن پیشانی بر زمین نیز نیت کند کافی است ، ولی اگر نیت مقارن با سجده باشد اقوی عدم کفایت آن است.۱۹
۲۰- در صورت وجوب تکرارسجده، مجرد برداشتن پیشانی از زمین و گذاردن مجدد آن به جهت سجده دیگر کافی است و لازم نیست بنشیند و باز به سجده رود، بلکه برداشتن سایر مواضع سجده هم معتبر نمی باشد اگرچه احوط برداشتن آنهاست.
۲۱- اگر کسی درغیرنماز در حال سجده، آیه سجده را بخواند و یا گوش دهد واجب است سراز سجده بردارد و سپس به سجده رود و ادامه دادن همان سجده به قصد سجده واجب قرآن و یا کشیدن پیشانی از جای سجده به طرف دیگرکفایت نمی کند (همچنین است درجایی که بدون قصد سجده، پیشانیش روی زمین باشد وآیه را گوش کند یا آن را بخواند)۲۰
خلاصه مطالب:.
احکام قرائت قرآن درنماز
دراین قسمت به مطالب زیر می پردازیم:.
بخش اول: قرائت سور عزائم درنماز
۱- خواندن یکی از چهار سوره ای که سجده واجب دارند در نمازهای واجب جایز نیست ۲۱ پس اگر عمداً آنها را بخواند نمازش باطل است و باید آن را از سر گیرد گرچه بخشی از آنها را خوانده باشد،۲۲ حتی (بسم اللّه الرحمن الرحیم) ۲۳ یا قسمتی از آن را، البته در صورتی که (بسم ا...) یا بعض آن را به قصد اینکه جزء یکی از سور عزائم است بخواند؛ ولی اگر چنین قصدی نداشته باشد، حکم به بطلان نماز قبل از انجام سجده تلاوت، مشکل است؛ و هرگاه سهواً بخواند، اگرپیش ازرسیدن به آیه سجده متوجه شود باید آن سوره را رها کرده و سوره دیگری بخواند، اگرچه از نصف آن سوره گذشته باشد، ولی اگر بعد از آیه سجده یا بعد از اتمام سوره، چه قبل از رکوع وچه بعد از رکوع، متوجه شود بنابر اقوى ۲۴ بایستی با ایما و اشاره سجده کند واین سوره برای نماز کفایت می کند واعاده نماز نیز لازم نیست و همچنین اگر بعد از قرائت آیه سجده نسیاناً سجده کرده باشد، ظاهر آن است که نماز صحیح است واعاده لازم نیست.
۲- اگرکسی در نماز، سوره ای از سور عزائم را نخواند ولکن عمداً آیه ای را که سجده واجب دارد (به قصد این که جزء سور عزائم است)۲۵ بخواند، نماز او نیز باطل است واگر آیه سجده را نسیاناً بخواند۲۶، یا دیگری بخواند و او درنماز گوش کند۲۷، می تواند برای سجده به اشاره کفایت کند و اعاده نماز هم لازم نیست.
۳- خواندن سور عزائم در نمازهای مستحبی اگرچه آن نماز با نذر و مانند آن واجب شده باشد جایز است، پس بعد از قرائت آیه سجده، در حال نماز سجده تلاوت را انجام می دهد ونماز را ادامه می دهد و تمام می کند.
بخش دوم: قرائت واجب (حمد و سوره) درنماز
۱- واجب است در رکعت اول و دوم از نمازهای واجب یومیه، قرائت سوره حمد و پس از آن یک سوره کامل دیگر؛ البته جایز است ترک سوره در حال بیماری وعجله داشتن، بلکه ترک سوره در موارد ضروری مانند ضیق وقت، و ترس از(دزد یا درنده و مانند آن)، واجب است. اگر عمداً سوره را بر حمد مقدم داشت نمازش باطل است.۲۸ وباید نمازش را اعاده کند. و اگرسهواً سوره را بر حمد مقدم داشت و قبل از رکوع یادش آمد پس اگر حمد را بعد از سوره نخوانده است باید اول حمد را بخواند و بعد سوره را اعاده کند و اگر حمد را بعد از سوره خوانده باشد فقط سوره را اعاده نماید.
۲- سوره حمد هفت آیه و سوره توحید چهار آیه است.۲۹
۳- کسی که حمد و سوره را از حفظ نداشته باشد جایز است از روی قرآن بخواند، بلکه برای کسی که حافظ قرآن باشد نیز بنابر اقوی جایز است. چنانکه جایز است برای وی متابعت از کسی که او را آیه آیه، تلقین نماید، لکن احوط اعتبار عجز ازحفظ واقتداست.
۴- اگر زبان شخص، دارای نقصی باشد که قادر به تلفظ نباشد باید در دل خود قرائت کند۳۰ واحوط آن است که زبان را به آنچه در دل می گذرد حرکت دهد.
۵- شخص گنگ درقرائت باید به مقدار قرائت زبان خود را حرکت دهد و با دست خود به الفاظ آن اشاره کند.
۶- کسی که قرائتش صحیح نیست، واجب است یاد بگیرد۳۱ اگرچه متمّکن از اقتدا کردن نیزباشد۳۲ ... و اگر قادر هست و وقت تنگ باشد، در صورت امکان، احوط اقتدا کردن است و کسی که قرائتش غلط است و قدرت بر تعلم صحیح هم نداشته باشد، می تواند به آنچه که می داند اکتفا کند واقتدا کردن بر او واجب نیست اگرچه احوط است.
۷- کسی که قادر به یادگیری (قرائت نماز) هست ولی وقت تنگ باشد، لازم است آنچه را که از فاتحةالکتاب می داند بخواند و عوض آنچه را که نمی داند بنابراحوط از باقی قرآن بخواند، واحوط آن است که همان قدر از فاتحةالکتاب را که می داند نیزبه مقدار باقی مانده تکرارکند.
اما اگر هیچ چیز از فاتحةالکتاب را نیز نداند به قدرحروف آیات فاتحةالکتاب، از آیات دیگر قرآن بخواند، و هرگاه بطور کلی چیزی از آیات قرآن را نداند عوض فاتحةالکتاب به قدرحروف آن، تسبیح و تکبیر ذکر بگوید واحوط آن است که تسبیحات اربعه را اختیار نماید.
یادگیری سوره نیز واجب است لکن ظاهر آن است که با ندانستن سوره و تنگی وقت، بدل آن چیزی واجب نمی شود اگرچه احوط انجام بدل است.
۸- در بین قرائت اگر اسم مبارک حضرت رسول اکرم (ص) را بشنود، جایزاست بلکه مستحب است، همان جا صلوات بفرستد، و با صلوات، موالات قرائت به هم نمی خورد وهمچنین در سایر جاهای نماز چنانکه اگر درحال قرائت و مانند آن کسی بر او سلام کند که جواب او واجب باشد، واجب است جواب سلام و منافی موالات نیست.
۹- قرائت سور طولانی در نماز، موجب محو صورت نماز نیست واشکالی ندارد.
۱۰- قرائت سور طولانی در نماز واجب که باعث گذشتن وقت نماز می شود جایز نیست و اگر عمداً این گونه سور را بخواند نمازش باطل می شود، (در بطلان نمازش اشکال است)۳۳ واگر سهواً مشغول خواندن سوره طولانی شود درصورت وسعت وقت باید به سوره کوچک برگردد و اگربعد از تمام شدن سوره طولانی متوجه شود و وقت هم گذشته باشد، باید نمازش را تمام کند.
خلاصه مطالب مسأله ۹ و۱۰:
۱۱- بنابر اقوی قرائت دو سوره یا بیشتردر هر رکعت از نماز، جایز است اما مکروه است واحوط ترک آن است، ولی در نماز نافله مکروه هم نیست.
۱۲- سوره (فیل) و (ایلاف) با هم یک سوره است و همچنین سوره (وَالضُّحى) و (اَلَم نَشرَح) بنابر این خواندن یکی از آنها (در نماز واجب) کفایت نمی کند، بلکه باید با هم، به ترتیب و با (بسم الله الرحمن الرحیم) بین آنها خوانده شود.
۱۳- در اول هرسوره (بسم الله الرحمن الرحیم) جزء آن سوره است و باید آن را بخواند، غیراز سوره برائت که (بسم الله) ندارد.
۱۴- بنابر اقوی وقتی می خواهد (بسم الله الرحمن الرحیم) بگوید واجب است سوره را تعیین کند۳۵ و چنانچه بسم الله را به قصد سوره معینی گفت، در صورتی که از آن سوره به سوره دیگری عدول نمود، به آن بسم الله نمی تواند اکتفا کند، بلکه واجب است بسم الله را (به نیت سوره جدید ) اعاده کند.
۱۵- هرگاه بسم الله را برای سوره معینی خواند و بعد ازآن فراموش کرد که کدام سوره را معین کرده، باید برای هر سوره ای که اختیار می کند، بسم الله جداگانه ای بگوید.
۱۶- چنانچه بسم الله را به قصد یکی از دو سوره (توحید) یا (جحد) (کافرون) گفت و بعد از آن فراموش کرد که کدام را قصد کرده باید دوباره به قصد یک سوره معین از این دو سوره، بسم الله بگوید و همان را بخواند و جایز نیست سوره دیگری را اختیار کند.
۱۷- احوط آن است که در روزجمعه از سوره جمعه و منافقون به سوره دیگر، عدول نکند، اگرچه به نصف آن نرسیده باشد.
۱۸- تا وقتی به نصف سوره نرسیده است، جایز است ۳۶ از آن سوره به سوره دیگر عدول کند، بجز سوره (جحد) (کافرون) و سوره (توحید) که به مجرد شروع در آنها عدول از آنها به سوره دیگرجایز نیست، اگرچه فقط بسم الله آنها را شروع کرده باشد، بلی در خصوص روزجمعه در نمازظهر، یا نمازجمعه که مستحب است در رکعت اول، سوره (جمعه) و در رکعت دوم، سوره (منافقون) بخواند اگر نسیاناً شروع به سوره دیگری نماید حتی سوره (کافرون) و (توحید) مادام که به نصف آنها نرسیده، جایز است ۳۷ از آن به جمعه و منافقون عدول کند و هرگاه عمداً شروع کند به سوره (کافرون) یا (توحید) عدول از آنها جایز نیست بنابر احوط.
۱۹- درنمازهای مستحبی عدول از هر سوره به سوره دیگرجایز است حتی اگر به نصف آن رسیده باشد. (اگرچه احوط واولی آن است که در نماز مستحبی نیز از (توحید) و (جحد) عدول نکند.)۳۸
۲۰- در صدق تلفظ به تکبیرةالاحرام و غیر آن از اذکار و ادعیه و قرآن، شرط است طوری آنها را بگوید که خودش بشنود، تحقیقاً یا تقدیراً (بدین معنی که اگر مانعی برای شنیدن وجود نداشته باشد بتواند صدا را بشنود) پس اگر آهسته تر از این مقدار تلفظ کند، باطل است.
۲۱- واجب است درقرائت(حمدو سوره) نمازظهر و عصر، غیراز (بسم الله الرحمن الرحیم) مابقی آهسته خوانده شود، و بر مردها واجب است در نماز صبح و در رکعت اول و دوم نماز مغرب وعشاء، قرائت حمد و سوره را بلند بخوانند، پس کسی که عمداً به عکس عمل نماید، نمازش باطل است، اما کسی که اصلاً حکم مسأله را نمی دانسته و توجه به سؤال کردن ازآن هم نداشته، یا اینکه حکم را می دانسته ولی فراموش کرده (مثلاً به جای بلند خواندن آهسته می خوانده) نمازش صحیح است، بلکه همچنین است حکم مطلق افرادی که عمد ندارند؛ و بر زنان، بلند خواندن قرائت واجب نیست، بلکه در صورتی که نامحرمی نباشد، زنان بین آهسته خواندن وبلند خواندن مخیّرند؛ و در مواردی که بر مردان آهسته خواندن واجب است، زنان هم باید آهسته بخوانند؛ و درمواردی که مردها معذورند، آنان نیز معذورند.
۲۲- برای مردها بلند گفتن (بسم الله الرحمن الرحیم) برای حمد و سوره در نمازظهر و عصرمستحب است، همچنان که برای آنها بلند خواندن قرائت در نمازظهر روزجمعه مستحب است. لیکن احتیاط درآهسته خواندن است.
استفتایی از حضرت امام خمینی (ره)
۲۳- س: حمد و سوره و آیه ای که درنماز خوانده می شود آیا به قصد انشاء باید خوانده شود یا به قصد حکایت.
ج: باید به قصد حمد و سوره قرآن بخواند.
۲۴- س: حکم نمازگزار نسبت به قرائت چیست آیا در هنگام قرائت باید قصد کند مخاطب قراردادن خداوند در مثل (ایّاک نعبدوایّاک نستعین ... ) یا فقط به قصد قرآن بخواند و خواندن به قصد دعا جایز نیست.
ج: باید به قصد قرائت واجبه در نماز بخواند.
۲۵- س: در نماز واجب برای توجه بیشتر یا جبران عدم توجه، می توان سوره مبارکه (حمد) را دوباره قرائت کرد.
ج: به قصد قرائت قرآن نه به قصد جزء، مانع ندارد.
۲۶- س: درنمازها، واجب است که در رکعت اول و دوم یکی ازسوره های قرآن کریم را بخوانیم آیا هر سوره بجز چهار سوره که سجده واجب دارد می توانیم بخوانیم یا خیر حتی بقره.
ج: اختیار دارید.
۲۷- س: اگرکسی قرائت نماز را به خوبی نمی داند مثلاً (ح) را (ه) بخواند یا به عکس یا ... آیا واجب است درنماز جماعت شرکت کند.
ج: شرکت درنماز جماعت واجب نیست باید سعی کند قرائت را به نحو صحیح یاد بگیرد.
۲۸- س: اگرشخصی در نمازظهر سهواً حمد و سوره را بلند بخواند یا درنماز مغرب سهواً حمد و سوره را آهسته بخواند نمازش باطل است یا صحیح.
ج: در فرض مرقوم نماز صحیح است.
استفتاهایی از آیةالله العظمی گلپایگانی (ره)
۲۹- س: شخصی دراوایل تکلیفش، درنماز، سوره (قل هوالله احد) می خوانده و از جهت جهل وتقصیر هاء (هو) را به لام (قل) و واو (هو) را به (الله) متصل می نموده که (قله والله) می شد دراین صورت نمازهایی که با این کیفیت خوانده قضا دارد یا نه.
ج: با تمکن از تصحیح، احتیاط لازم آن است که نمازهایی که به این نحو خوانده قضا نماید.
۳۰- س: هرگاه کسی در بسم الله از جهتی شک نمود که صحیح گفته یا نه حتی از جهت جهر واخفات، دراین صورت ،اعاده آن چه صورت دارد.
ج: اگر بعداز فراغ از کلمه، شک در صحت نماید اعتنا نکند واگر در حین ادا، با شک در صحت ادا شود، تکرار کند؛ و در هر دو صورت اگر رجاءً بسم الله را تکرار نماید اشکال ندارد.
۳۱- س: بنده درنماز در رکعت اول بعد از حمد، سوره توحید را می خوانم و در رکعت دوم همیشه بعد از حمد، بسم الله می گویم و هرسوره ای که برزبانم جاری شد می خوانم، معیّن نمی کنم که بسم الله برای این سوره بالخصوص باشد، در این صورت نمازهایم باطل بوده و باید قضا کنم یا نه.
ج: به نظرحقیر خلاف احتیاط واقع شده واحتیاطاً قضا لازم است ولی می توانید در این مسأله به کسی که تعیین بسم الله را لازم نمی داند و یا جهل به حکم اعاده نمی داند رجوع کنید.
۳۲- س: اگر کسی به واسطه جهل به مسأله به جای سوره (قل هوالله احد) چند آیه از قرآن بخواند نمازش چه صورت دارد.
ج: در فرض مسأله نماز باطل است وقضای آن را باید به جا آورد.
بخش سوم: احکام قرائت غیرواجب
قرائت قرآن در هر جای نماز
۱- در تمام حالات نماز، ذکر گفتن و دعا کردن به غیرحرام، و همچنین قرائت قرآن غیراز آنچه موجب سجده می شود، اشکال ندارد.
۲- در قرائت قرآن ( در حال نماز) معتبر است قصد قرآنیت نماید، پس اگر کلامی بگوید که مشترک باشد بین قرآن و غیرقرآن بدون این که قصد قرآن نماید و بدون این که دعا باشد نمازش باطل است بلکه اگر آیه مختص به قرآن را به قصد غیرقرآن بخواند نیز مبطل است و همچنین است خواندن چیزی که نمی داند از قرآن است.
۳- اگر در نماز چیزی بخواند به گمان آن که ذکر یا قرآن یا دعاست و معلوم شود که کلام آدمی بوده، احوط آن است که دو سجده سهو برای آن به جا آورد، لکن بنابر ظاهر واجب نیست.۳۹
۴- قرائت آیات قرآن و ادعیه دیگر در نماز میّت مادامی که صورت نماز محفوظ بماند جایز است.
- اگر ذکر یا دعای غیر حرام باشد مبطل نماز نیست.
- غیر از آن چه که موجب سجده واجب می شود اشکالی ندارد.
تکلم در تمام - قرائت قرآن - اگر مشترک باشد بین قرآن و غیر قرآن بدون قصد.
حالات نماز قرآن یا دعا مبطل اشت.
- اگر آیه مختص به قرآن را به قصد غیر قرآن بخواند نیز مبطل است.
- خواندن چیزی که نمی داند از قرآن است یا غیرقرآن، مبطل است.
- اگر چیزی را به گمان آن که ذکر یا قرآن یا دعاست، بخواند، ولی بعد معلوم شود که کلام آدمی بوده احوط آن است که دو سجده سهو به جا آورد.
حدیثی درباب قرائت قرآن در نماز
قال النبىُّ صلی اللّه علیه وآله:.
قَراءَةُ القُرآنِ فِی الصّلوةِ اَفضَلُ مِن قَراءَةِ القُرآنِ فِی غَیرِ الصّلوةِ؛ وَ قَراءَةُ القُرآنِ فِی غَیرِالصّلوةِ اَفضَلُ مِن ذِکرِاللّهِ.۴۰
رسول خدا (ص) فرمود: خواندن قرآن در نماز فضیلت بیشتری از خواندن قرآن در غیر نماز دارد، و فضیلت قرائت قرآن در غیر نماز، از ذکر خدا بیشتر است.
قرائت قرآن در رکوع، سجود و قنوت
۱- قرائت قرآن در رکوع و سجود مکروه است.
۲- قرائت قرآن در قنوت جایز است خصوصاً آیاتی که مشتمل بر دعا باشد مانند این آیه شریفه:.
(رَبَّنا لا تُزِغ قُلُوبَنا بَعدَ اذ هَدَیتَنا وَ هَب لَنا مِن لَدُنکَ رحمَةً اِنَّکَ أنتَ الوَهّاب)۴۱
استفتایی از آیة الله العظمی گلپایگانی (ره).
۳- س: در قنوت نماز، از سوره های قرآنی می شود یک سوره تمام و یا چند آیه از یک سوره خواند یا فقط دعاهای وارده را باید نمازگزار، در قنوت بخواند.
ج: اگر بخواهد به قصد ورود بخواند، باید دعاهایی که وارد شده بخواند ولی اگر غیر اینها از قرآن یا دعاهای دیگر را به قصد قربت مطلقه بخواند، اشکال ندارد.
قرائت در نمازهای مستحبی
۱- حکم قرائت در نمازهای مستحبی از چند جهت با قرائت در نمازهای واجب متفاوت است ، از جمله:.
۱- خواندن سوره در نمازهای مستحبی لازم نیست مگر در بعضی نمازهای مخصوص که باید با کیفیت خاصی خوانده شوند.۴۲
۲- در نماز مستحبی می توان به خواندن بخشی از یک سوره اکتفا کرد.
۳- خواندن بیش از یک سوره در این نمازها (بدون کراهت) جایز است.
۴- خواندن سوره های عزائم در این نمازها جایز است.
۵- مطلقاً جایز است عدول از هر سوره به سوره دیگر. (جواز عدول خالی از اشکال نیست)۴۳
استفتایی از حضرت امام خمینی (ره)
۲- س: آیا در نوافل هم بعد از حمد در صورتی که بخواهد سوره ای بخواند، باید آن سوره را کامل بخواند یا می شود به چند آیه از یک سوره اکتفا کرد.
ج: لازم نیست یک سوره کامله بخواند.
دو نماز مستحبی که لازم است با آیات خاصی خوانده شوند.
۳- نماز غفیله: که دو رکعت است و بعد از نماز مغرب تا وقتی که سرخی طرف مغرب از بین برود خوانده می شود؛ که در رکعت اول نماز بعد از حمد این آیه خوانده می شود:.
(وَذَا النّونِ اذ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ اَن لَن نَقدِرَ عَلَیهِ فَنادی فی الظّلمات اَن لا اِلهَ اِلاّ اَنتَ سُبحانکَ اِنّی کُنتُ مِنَ الظّالمین فاستَجَبنا لَهُ وَ نَجَیَّناهُ مِنَ الغَمِّ وَ کذلِکَ نُنجِی المُؤمنینَ).۴۴
و در رکعت دوم بعد از حمد خوانده می شود:(وَ عِندِهُ مفاتحُ الغَیبِ لا یَعلَمُها اِلاّ هُوَ و یَعلَمُ ما فىِ البَرِّ وَالبَحرِ وَما تَسقُطُ مِن وَرَقَةٍ اِلاّ یَعلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فی ظُلُماتِ الَارضَ وَ لا رَطبٍ وَ لا یابسٍ اِلاّ فی کِتابٍ مُبینٍ).۴۵و سپس در قنوت دعای وارده را بخواند.
۴- نماز لیلة الدفن، (وحشت) و آن هدیه ای است که مستحب است در شب اول دفن، برای میت خوانده شود. و کیفیت آن بدین قرار است: در رکعت اول بعد از سوره حمد، دو مرتبه سوره توحید، و در رکعت دوم بعد از سوره حمد، ده مرتبه سوره تکاثر و بعد از سلام بگوید:(اَللّهُمَّ صَلِ ّ عَلی مُحِمّدٍ وَ آلِ مُحَمّدٍ وَ ابعَث ثَوابَها الَی قَبرِ فَلانِ بنِ فلان).
و بنا بر روایت دیگر، در رکعت اول بعد از سوره حمد، آیة الکرسى، و در رکعت دوم بعد از سوره حمد، ده مرتبه سوره (اِنّا اَنزَلناهُ َ) و سپس سلام بگویدو دعای مذکوره را بخواند. و احتیاط آن است که آیة الکرسی را تا (هُم فیها خالِدونَ) بخواند.
بخش چهارم: تجوید و آداب قرائت در نماز
الف ) ادای صحیح حروف و کلمات در قرائت
۱- واجب است که قرائت (نماز) صحیح باشد، پس اگر عمداً به چیزی از کلمات یا حروف حمد و سوره خلل وارد کند، یا حرفی را به حرف دیگر تبدیل کند، حتی (ضاد) را به (ظاء) یا بالعکس ، نمازش باطل است، و همچنین اگر اخلال در حرکت بنایی یا اعرابی یا مد واجب یا تشدید یا سکون لازم باشد یا حرفی را از غیر مخرج ادا کند بطوری که در عرف عرب از صدق آن حرف، بیرون رود، نماز باطل است.
۲- واجب نیست مخارج حروف را مطابق آنچه علمای تجوید ذکر کرده اند بداند، بلکه همین قدر که حروف از مخارج بیرون آیند، اگر چه ملتفت آن نیز نباشد کافی است؛ بلکه بیرون آمدن حروف از مخارج آن نیز لازم نیست و صدق عرفی آن حرف کفایت می کند (یعنی بطوری ادا کند که اهل این زبان بگوید فلان حرف را ادا کرده نه حرف دیگر را) اگر چه از غیر مخرجی که علمای تجوید معین کرده اند بیرون آید، مثلاً اگر (ضاد) را طبق قاعده تلفظ کند لکن نه بطوری که علمای تجوید گفته اند که در (ضاد) باید طرف راست یا چپ زبان را به دندانهای بالا گذارد، نمازش صحیح است و مناط، صدق آن حرف است در عرف عرب، و همچنین است در سایر حروف؛ پس آنچه علمای تجوید در مخارج حروف ذکر کرده اند، مبنی بر غالب است.
۳- اگر ِاعراب یا بنا یا بعضی از حروف کلمه را نداند که مثلاً (صاد) است یا (سین)، (ذال) است یا (زاء)، (غین) است یا (قاف) و ... واجب است که یاد بگیرد و در نماز، جایز نیست که کلمه را دو مرتبه بگوید، مثلاً یک دفعه با (سین) و یک دفعه با (صاد) زیرا یکی از آن دو غلط و غیرقرآنی بوده و تکلم به آن مبطل نماز می باشد. یادگیری اعراب آخر کلمه نیز در صورتی که شخص بخواهد آن کلمه را به ما بعد وصل کند لازم است مثلاً اگر بخواهد (العالمینَ) را به (الرّحمن الرّحیم) وصل کند باید بداند که نون (العالمینَ) مفتوح است؛ بلی در صورتی که سر هر آیه وقف می کند واجب نیست حرکت آخر کلمه را بداند.
۴- اگر در حرکت کلمه ای شک داشته باشد (که مثلاً مفتوح است یا مکسور) یا در مخرج حرفی شک داشته باشد، در صورتی که بداند یا شک داشته باشد که یکی از آن دو وجه باطل است جایز نیست به هر دو وجه بخواند لکن اگر یکی از آن دو وجه را اختیار کند و بنا داشته باشد که پس از نماز بپرسد و در صورت باطل بودن نمازش را اعاده کند، اشکال ندارد.
۵- اگر پس از قرائت آیه یا کلمه ای در صحت قرائت آن آیه یا کلمه شک کند در صورتی که از محل آن نگذشته باشد باید آن را اعاده کند و اگر از محل آن گذشته باشد باید به شکش اعتنا نکرده و بگذرد؛ گرچه جایز است به قصد احتیاط آن را اعاده کند و اگر مکرراً در آیه یا کلمه ای شک کند تکرار آن اگر از روی وسواس نباشد اشکال ندارد ولی در تکرار از روی وسواس قائل شدن به صحت مشکل است.۴۶
خلاصه مطالب.
۶- هر گاه اعتقاد به شکل خاصی از اعراب، بنا، یا مخرج حرفی پیدا کند و مدتی به همان نحو نماز بخواند و بعد معلوم شود که غلط بوده، احوط اعاده یا قضای آن است،۴۷اگر چه اقوی عدم وجوب آن است.
۷- کسی که قرائتش صحیح نیست، یعنی نمی تواند حروف را از مخارجشان ادا کند، یا حرفی را به حرف دیگر تبدیل می کند یا حتی غلط اِعرابی دارد، اگر چه توانایی بر ادای صحیح آنها را نیز نداشته باشد، چنین شخصی جایز نیست برای کسی که قرائتش صحیح است، امام جماعت شود.
۸- (با تعدّد ائمه جماعت و اختلاف آنها در جلو فرستادن دیگری هر کدام را که مأمومین ترجیح دهند، مقدّم داشته می شود و به او اقتدا می کنند و) در صورتی که بین مامومین، اختلاف نظر باشد یا کسی را جلو نفرستند باید کسی که فقیه جامع الشرایط است برای امامت جلو رود و اگر چنین فقیهی نباشد یا متعدد باشند کسی که قرائتش بهتر است جلو رود و....
استفتایی از حضرت امام خمینی (ره)
۹- س: آیا ادا کردن کلمات در نماز از مخرج واقعیشان واجب است.
ج: باید کلمات طوری ادا شود که عرف عرب آن را صحیح بداند.
۱۰- س: اگر کسی در موردقرائت صحیح در نماز اطلاعی نداشته و کسی برای او نگفته است و تاکنون نماز را از نظر قرائتِ صحیحِ حروف، غلط خوانده باید نمازهای قبلی را قضا نماید و آیا این حکم در مورد عامه مردم که تاکنون نماز را غلط خوانده اند نیز صادق است.
ج: اگر در وقت خواندن، آنها را صحیح می دانسته نمازش صحیح است.
۱۱- س: تکلیف کسی که تا به حال نمازش از نظر ادای مخارج صحیح حروف، اشکال داشته چیست با توجه به این که در بعضی از رساله ها حکم به اعاده و یا قضا شده است.
ج: اگر موقع خواندن نماز، قرائت خود را صحیح می دانسته و بعداً معلوم شده اشتباه بوده، نماز صحیح است و اعاده و قضا ندارد، اگر چه احوط استحبابی اعاده است.
۱۲- س: شخصی حمد و سوره و اذکار نماز را بلد بوده ولی مدتی نمازش را بدون رعایت مخارج حروف می خوانده و تذکر دیگران نیز در او تاثیری نداشته و حتی او را در مورد غلط بودن نمازش به شک نینداخته، ولی حالا که متوجه شده، این مساله برایش پیش آمده که آیا قضای نمازهایی که تا به حال خوانده بر او واجب است یا نه.
ج: در صورتی که از جهت غفلت و عدم التفات اشتباهی در قرائت و یا ذکر شده، قضا واجب نیست.
۱۳- س: با توجه به این که برای تلفظ حرف (ض) در تجوید چند قول است، بفرمایید شما به کدام قول عمل می کنید یک قول می گوید: که برخورد نوک زبان به دندان آسیا و یک قول می گوید: که برخورد کناره بن زبان با دندان آسیا.
ج: شناختن مخارج حروف طبق قول علمای تجوید واجب نیست باید تلفظ هر حرف به نحوی باشد که در عرف صدق کند آن حرف ادا شد.
استفتاهایی از آیت الله العظمی گلپایگانی (ره)
۱۴- س: اشخاصی که سواد ندارند و یادگرفتن تجوید قرائت برایشان مشکل است و همچنین بعد از یادگرفتن هم به واسطه عدم توجه؛ زود فراموش می نمایند؛ در این صورت به همان نحو عبارتی که بدون غلط باشد بخوانند چه صورت دارد.
ج: اگر طوری بخوانند که غلط باشد و قدرت بر یادگرفتن داشته باشند نمازشان باطل است، ولکن محسنات تجویدی را لازم نیست مراعات کنند.
۱۵- س: نظر به این که حضور در نماز جماعت بر کسی که نمی تواند حمد و سوره را صحیح بخواند واجب است، تکلیف زن در این خصوص با در نظر گرفتن اینکه شوهر، اجازه حضور به جماعت ندهد چیست.
ج: با فرض عدم تمکن از یادگرفتن نماز صحیح، احتیاط لازم آن است که نماز را به جماعت بخواند و در این صورت اطاعت شوهر لازم نیست.
ب ) رعایت یکی از قرائات سبعه
۱- احوط۴۸ قرائت به یکی از قرائات هفتگانه است؛ اگر چه اقوی عدم وجوب آن است بلکه قرائت به طریقه عربى ۴۹ کافی است، اگر چه در حرکت بنا یا اعراب مخالف قرائات هفتگانه باشد. چنانچه احوط، آن است که از قرائتی که در قرآن کریم بین مسلمین موجود است تخلف ننماید هر چند تخلف در بعضی کلمات مثل (مَلِکَ یوم الدین) و (کفواً اَحَد) ضرری نمی رساند بلکه بعید نیست که قرائت بر طبق یکی از قرائتهای دیگر (غیر از قرائتهای هفتگانه نیز) جایز باشد.
۲- قرائت (مالک یوم الدین) و (مَلِک یوم الدین) هر دو جایز است و بعید نیست که قرائت اول بهتر باشد. و همچنین در (صِراط) جایز است با (صاد) یا با (سین) خوانده شود وبا (صاد) بهتر است و در (کفواً احد) چهار وجه جایز است: مضموم بودن فاء یا ساکن بودن آن، و هر یک از این دو، با همزه یا با واو (
۱- کُفُواًً،
۲- کُفواً
۳- کُفُواً
۴- کُفواً) (و بعید نیست که مضموم بودن (فاء) با قرائت (واو) (یعنی وجه سوم) از بقیه بهتر باشد)۵۰
۳- در (ایّاک نعبد وایّاک نستعین) که همزه آن اشباع می باشد جایز است بدون اشباع خوانده شود.
ج ) احکام ادغام
۱- هر گاه در یک کلمه دو حرف مماثل (یعنی دو حرف هم جنس) جمع شوند واجب است که حرف اول را ساکن و در حرف دوم ادغام کرد، چه آن دو حرف متحرک باشند مثل رَدَّ و مَدَّ که فعل ماضی اند و چه ساکن مثل رَدّ و مَدّ که مصدرند.
۲- ادغام کردن (لام) الف و لام (ال) در چهارده حرف لازم است و آن حروف عبارتند از (تاء)، (ثاء)، (دال)، (ذال)، (راء)، (زاء)، (سین)، (شین)، (صاد)، (ضاد)، (طاء) (ظاء)، (لام) ، (نون) و در بقیه حروف لازم است (لام) را اظهار کرد، پس مثلاً در (اللّه) و (اَلرّحمن) و (اَلرّحیم) و (الصّراط) و (الضّالین) ادغام لازم است. و در (اَلحمد) و (اَلعالمین) و (والمستقیم) و امثال آن اظهار لازم است.
۳- تنوین یا نون ساکن هرگاه به یکی از شش حرف (یرملون) برسد، احوط در غیر (لام) و (راء) ادغام کردن با غُنّه، و در (راء) و (لام) ادغام کردن بدون غنّه است؛ لکن اقوی عدم وجوب آن است.
۴- دو حرف متماثل، هرگاه در دو کلمه واقع شوند و حرف اول ساکن باشد مثل (اِذهَب بِکتابى) و (یُدرِککُم) ادغام حرف اول در دوم احوط است؛ اگر چه اقوی عدم وجوب آن است.
۵- رعایت ادغام کبیر لازم نیست و آن عبارت از این است که (حرف) متحرک را ساکن نموده و در حرف مماثل خود که در کلمه دیگر است ادغام کنند، مثلاً در (یَعلَمُ ما بَینَ اَیدیهِمَ) میم اول را پس از ساکن نمودن در میم (مابَینَ) ادغام کنند و یا اینکه حرفی را پس از ساکن نمودن و تبدیل به حرف متقارب، در آن حرف متقارب ادغام کنند، گرچه هر دو در یک کلمه باشند. مثلاً در (یَرزُقُکُم) (قاف) را در (کاف) و یا در (زُحزِحَ عَنِ النّارِ) (حاء) را در (عین) ادغام کنند بلکه احتیاط آن است که ادغام کبیر را خصوصاً در حرف مقارب ترک کنند و حتی رعایت بعضی از اقسام ادغام صغیر نیز لازم نیست، مثل ادغام حرفی که در اصل ساکن است، در حرف متقارب خودش مثل این که در (مِن رَّبِّکَ) (نون) را در (راء) ادغام نمایند.
استفتایی از آیة الله العظمی گلپایگانى(ره)
۶- س: اگر کسی در موقع خواندن سوره (قُل هُوَاللّهُ اَحَد) نون (یَکُن) را در لام (لَهُ) و همچنین در تشهد، نون (اَن) را در لام (لا) ادغام نکرد، نمازش چه صورت دارد.
ج: نمازهایی که به این نحو خوانده، صحیح است، ولی از این به بعد ادغام را در مواضع مذکور رعایت نماید.
خلاصه مطالب.
د ) احکام مدّ
۱- احوط آن است که درقرائت مراعات مدّ لازم را بنماید گرچه بنابر اقوی مراعات آن لازم نیست. و مدّ لازم آن است که حرف مدّ و دو سبب آن یعنی (همزه و سکون)، در یک کلمه جمع شده باشند مثل: (ج آء)، (سو)، (جى)، (دآبّة)، (ق)، (ص).
۲- در مدّ کشیدن به مقدار دو الف کافی است و کاملتر آن است که به مقدار چهار الف بکشد، و چنانچه در مدّ لازم یا غیرلازم بیش از حد متعارف مدّ دهد مانعی ندارد و مبطل نیست مگر اینکه کلمه از صدق آن کلمه بودن خارج شود.
استفتایی از آیة الله العظمی گلپایگانی (ره)
۳- س: بعد از حروف مدّ اگر حرف بعد از آنها را به خاطر وقف کردن، ساکن تلفظ نماییم مثل: (نستعین)، (رحیم)، (مستقیم) آیا مدّ واجب است یا مستحب.
ج: در فرض سؤال مدّ واجب نیست.
ه ) احکام وقف و وصل
۱- قبلاً گذشت در صورتی که کسی بخواهد کلمه ای را به ما بعدش وصل کند لازم است که حرکت آخر آن را بداند؛ مثلاً اگر بخواهد (العالَمین) را به (الرّحمن الرّحیم) وصل کند باید بداند که نون العالمین مفتوح است و همینطور در سایر کلمات ولی اگر سر هر آیه وقف کند واجب نیست حرکت آخر آیه را بداند.
۲- احوط آن است که وقف به حرکت و وصل به سکون ننماید اگر چه اقوی جواز آن است ۵۱
۳- هرگاه بین حروف کلمه ای آنقدر فاصله بیندازد که از صدق یک کلمه بودن خارج شود، در صورتی که عمداً چنین کرده نماز باطل است و در صورت اضطرار، اعاده آن کلمه واجب است.
۴- اگر در هنگام گفتن (اَلصِّراطَ المُستَقیمَ) بعد از آن که لام (المستقیم) را گفت نفس او قطع شود؛ آیا واجب است بعد از آن (المستقیم) را با (الف و لام) بگوید یا گفتن مستقیم بدون الف و لام نیز کفایت می کند در چنین حالتی احوط گفتن با الف و لام است و احوط از آن این است که (الصراط) را نیز اعاده کند و همچنین اگر کلمه (الف و لام) دار را غلط بگوید احوط اعاده (الف ولام) است و همچنین اگر مضاف الیه را غلط بگوید، احوط آن است که مضاف را هم اعاده کند، مثلاً اگر (المضغوب) را غلط بگوید احوط آن است که در هنگام اعاده لفظ (غیر) را نیز اعاده کند.
۵- هرگاه اعراب آخر کلمه را بگوید به قصد آن که به ما بعد آن وصل کند ولی نفس او قطع شود و وقف به حرکت شود احوط۵۲ اعاده آن کلمه است و اگر فاصله زیاد نباشد اکتفا به آن جایز است.
و ) احکام همزه وصل و قطع
۱- هرگاه (در نماز) همزه وصل در اثنای قرائت قرار گیرد، بنابر احتیاط واجب باید حذف شده وخوانده نشود، مثل همزه (اللّه) و همزه (اِهدنا) ولی همزه قطع ثابت مانده و خوانده شود مثل همزه (اَنعمتَ).
استفتایی از آیة اللّه العظمی گلپایگانی (ره)
۲- س: در موقع خواندن حمد و سوره در نماز مراعات کردن همزه های وصل در درج کلام لازم است یا نه.
ج: بلی اسقاط همزه وصل در حال وصل لازم است.
ز ) رعایت محسّنات تجویدی
۱- شایسته است رعایت بعضی مطالب تجویدی همچون اظهار تنوین یا نون ساکن در صورتی که بعد از آنها یکی از حروف حلقی باشد و یا قلب کردن تنوین و نون ساکن به میم در صورتی که بعد از آنها (باء) باشد، و یا ادغام آنها در صورتی که بعد از آنها یکی از حروف (یرملون) باشد، و یا اخفای آنها در صورتی که بعد از آنها یکی از حروف دیگر باشد. لکن رعایت هیچ یک از این موارد واجب نیست حتی ادغام در (یرملون).
۲- رعایت محسّنات قرائت که علماء تجوید ذکر کرده اند مثل (اماله، اشباع، تفخیم، ترقیق، شدّ ت، رخوت، استعلا) و امثال آن در نماز، واجب نیست اگر چه رعایت کردن آنها بهتر است.
۳- در تکبیرة الاحرام نماز، احتیاط آن است که (لام) و (راء) را با تفخیم ادا شودند، هر چند بنابر اقوی ترک تفخیم جایز است.
۴- سزاوار است کلمات قرائت را متمایز و جدای از یکدیگر بخواند و به نحوی قرائت نکند که از بین دو کلمه، کلمه مهملی (بی معنایى) متولد شود؛ مثلاً در (الحمدُلِلّه) لفظ (دُلل) و در (لِلّه ربّ) لفظ (هِرَب) و در (مالک یوم الدین) لفظ (کِیَو) و در (ایّاک نعبد) لفظ (کَنَع) و در (ایاک نستعین) لفظ (کَنَس) و در (انعمت علیهم) لفظ (تَعَ) و در (مغضوب علیهم) لفظ (بِعَ) متولّد شود.
۵- اگر در (قل هوالله احد) بر (احد) وقف نکرد احوط آن است که در حال وصل تنوین را حذف نکند و (اَحَدُاللّه الصَّمد) به حذف تنوین ۵۳نخواند، بلکه بگوید (اَحَد نِ الله الصَّمد) به کسر نون تنوین و بنابراین فرض سزاوار است لام (اللّه) را ترقیق کند؛ بنابروجه اول سزاوار بود لام (اللّه) را تفخیم کند، چنانچه قاعده کلّی در لام چنین است که اگر حرف قبل از آن مفتوح یا مضموم باشد لام را تفخیم و اگر مکسور باشد ترقیق کنند.۵۴
استفتایی از حضرت امام خمینی (ره)
۶- س: آخر بعضی از کلمات مکسوراست آیا می توانیم در نماز آنها را به صورتی اشباع کنیم که صدای یاء تولید شود مثلاً (مغضوب) را (مغضوبى) بخوانیم.
ج: باید به کسره خوانده شود و اگر کمی اشباع شود بدون تبدیل به یاء مانع ندارد.
۷- س: در بعضی از کلمات نماز مانند: (عَلَیهِم)، (عَلَینا)، (غیر) و(لَیلَة)، حرف ماقبل یاء مفتوح است ولی عده ای از افراد حتی بعضی از عربها حرف ماقبل یاء را به صورت مکسور می خوانند مانند: (عَلِیهم) و (غِیر) در صورتی که در زبان عرب، یاء ماقبل مکسور را به صورت اشباع باید خواند و این چنین تلفظی از نظر لغت صحیح نیست، به هر حال منتظر نظر شریف حضرتعالی هستیم.
ج: باید به فتحه خوانده شود و چنانچه به نحوی بخواند که نزد عرف عرب صحیح باشد اشکال ندارد.
استفتایی از آیة الله العظمی گلپایگانی (ره)
۸- س: کلماتی مانند (یَوم) و (فَوق) و (فِرعَون) در قرآن و غیر قرآن مثل ادعیه هست که بعضی به ضَمّه - البته بدون اشباع - می خوانند حال اگر در حال نماز باشد مثل این که : (مالک یوم الدین) را این طور بخوانند آیا موجب بطلان می شود یا نه.
ج: صحت آن بدون اشباع بعید نیست اگر چه فتحه کاملاً ظاهر نشده، لکن چنانچه فتحه را کاملاً اظهار کنند اَوفقِ به قواعد و اَحسن است ولی با اشباع، غلط است.
قرائت قرآن در اذان و اقامه
استفتایی از آیة الله العظمی گلپایگانی (ره).
۱- س: (آیا) در بین اذان و اقامه جایز است فصل به کلمات آدمی و بعضی از دعاها یا عباراتی مثل اینکه بین دو (حَىَّ عَلی الصلوة) بگوید: (اِنّ الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر) یا نمی شود و فقط همین عبارات اذان و اقامه را باید گفت.
ج: فصل بین اذان واقامه به کلمات آدمى، ننماید و قرآن یا دعا اگر طولانی نشود مضّر نیست لکن به قصد ورود نخوانند.
قرائت در حجّ
الف ) قرائت قرآن در طواف
۱- قرائت قرآن، دعا و ذکر خدای متعال در هنگام طواف مستحب است.
ب ) صحیح بودن قرائت در حج استفتایی از حضرت امام خمینی (ره)
۲- س: آیا به کسی که قرائت نماز او صحیح نیست ولی در مقام اصلاح است می شود نیابت حج واگذار کرد.
ج: اگر در وقت عمل قرائت خود را درست کند و صحیح بخواند مانع ندارد.
استفتایی از آیة الله العظمی اراکی (ره)
۳- س: (در مناسک حجّ) تکلیف کسی که قرائت او صحیح نیست چنانچه در تصحیح نکردن قرائت مقصر باشد چیست.
ج: در تصحیح کردن قرائت نباید کوتاهی کند و در مقام تصحیح قرائت خود بر آید و تا مادامی که قرائت او درست نشده نماز را به همان قسم که می تواند، بخواند و احتیاطاً نایب هم بگیرد و اگر می تواند به جماعت هم بخواند.
استفتاهایی از آیة الله العظمی گلپایگانی (ره)
۴- س: شخصی که قرائت و یا اذکار واجب نمازش صحیح نیست آیا جایز است که نیابت حجّ را قبول نماید و بعد از اینکه خودش نماز طواف را خواند دیگری را نیز نایب کند یا نه و بر فرض عدم جواز چون جاهل به مسأله بوده و چنین کاری کرده تکلیفش چیست.
ج: استیجار چنین شخصی خلاف احتیاط است و در فرض بعد هم احوط این است که از مستاجر استرضا کند و یا وجه را مسترد دارد.
۵- س: آیا کسی که قرائت نماز او و همچنین اعراب تلبیه او صحیح نیست می تواند به نیابت دیگری حج به جا آورد یا نه و به فرض عدم جواز، آیا می تواند اجیر شود ولکن شرط کند برای نماز و تلبیه، کسی را اجیر نماید یا این که تحت نظر معلم تلبیه بگوید یا نه.
ج: در فرض سؤال اگر با تلقین معلم بتواند صحیح بخواند نیابت او جایز است و در غیر این صورت ، محل اشکال است.
حفظ نمودن قرآن
استفتایی از آیة الله العظمی گلپایگانی (ره)
۱- س: حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی چون این جانب سیدعبدالرضا ... موفق به حفظ تمام قرآن مجید شده ام و مدت سه سال تمام است که از تشویق حضرت مستطاب عالی بهره مند هستم بعد از تشکر ... برای تشویق سایر طلاب مقتضی است کتباً هم حقیر را بدست خط شریف تشویق فرمائید.ج: موفقیت جنابعالی در حفظ تمام قرآن مجید موجب خوشوقتی و کمال تقدیر است انشاء الله تعالى، با تلاوت مکرّر آن نمی گذارید فراموشتان شود، امیدوارم خداوند متعال همانطور که توفیق حفظ متن قرآن را به شما عطا فرموده توفیق فراگرفتن معارف و علوم قرآن مجید را به شما عنایت فرماید.
استفتایی از دفتر آیة الله العظمی اراکی (ره)
۲- س: حفظ کردن قرآن کریم و فراموش کردن آن از نظر فقهی چه حکمی دارد.
ج: اگر منظور حرمت فراموش کردن است ثابت نیست.
احادیثی درباب حفظ نمودن قرآن کریم:
عن علی (علیه السلام):.
اقرأوا القرآنَ وَ استظهرَوهُ، فَاِنَّ اللّه تعالی لا یُعذّب قلباً وَعَی القرآن.
و قال (علیه السلام): مَن استظهَر القرآنَ و حَفِظَه و اَحلّ حَلاله، وَ حَرَّمَ حَرامه، أَدخَلَه اللّهُ به الجنّة وَ شَفّعَه فی عَشرة مِن اَهلِ بَیتِه، کُلّهُم قَد وَجَبَ لَهُ النارُ۵۵
از علی (علیه السلام) نقل است که فرمود:.
(قرآن بخوانید و آن را از حفظ کنید، همانا خداوند متعال، قلبی را که حافظ و دربرگیرنده قرآن باشد عذاب نمی کند.) و حضرت فرمود:( کسی که قرآن را از حفظ کند وآن را نگاه دارد و حلال آن را حلال و حرامش را حرام شمارد، خداوند به واسطه این عمل او را در بهشت وارد نموده و او را شفیع ده تن از خانواده اش که آتش بر همه آنها واجب بوده می گرداند.).
عن ابی عبدالله (علیه السلام): اِنَّ الذی یعالج القرآن و یَحفَظُهُ بمَشِِقّةٍ منه و قِلَّةِ حفظٍ لَهُ اَجران ۵۶
از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمود:( به راستی آن کس که با قرآن همدم است و آنر ا به مشقت حفظ می کند اجر مضاعف دارد).
عن ابی عبدالله (علیه السلام): مَن نَسِىَ سورة من القرآن مُثِّلَت لَهُ فی صورة حسنة و دَرَجَة رفیعة فی الجنّة. فاذا رَآها قالَ: ما اَنتَ ما اَحسَنَکَ لَیتَکَ لى فیقول: أمَا تَعرِفُنى أنا سورة کذا و کذا وَ لَولَم تَنسَنی رَفَعتُکَ الی هذا ۵۷
از امام صادق (علیه السلام) نقل است که:( هر کس سوره ای از قرآن را فراموش کند، آن سوره برای او در صورتی زیبا و درجه ای بلند در بهشت نمودار می شود و چون شخص آن را ببیند گوید توکیستى و چقدر زیبایی ای کاش از آن من بودى! او در پاسخ گوید: آیا تو مرا نمی شناسى من فلان سوره ام و اگر مرا فراموش نکرده بودی تو را به این مقام بالا می آوردم.).
قرائت قرآن در ماه مبارک رمضان و مجالس عزا و قرائت به زبان عربی
استفتایی از حضرت امام خمینی (ره)
۱- س: این جانب می توانم عربی بخوانم، ولی معنای آن را درک نمی کنم ولی انگلیسی را به خوبی متوجه می شوم؛ بر اساس حدیث نبوی که هر کس یک آیه از قرآن در ماه رمضان بخواند مانند مطالعه تمامی قرآن است؛ آیا اگر به انگلیسی هم خوانده شود همینطور است اگر کسی قرآن را به عربی بخواند و معنی آن را نفهمد باز هم ثواب خواهد داشت.
ج: ثواب قرائت منوط به درک معنای آن نیست؛ اگر چه خوب است سعی شود تا معنی آن را درک نماید تا از ارشاد و علوم آن بهره مند گردد.
۲- س: آیا می توان اعمال شب قدر را به زبان غیر عربی انجام داد.
ج: مانعی ندارد؛ ولی قرائت سور و آیات قرآن و ادعیه ماثوره به نیت تحصیل ثواب مخصوص منوط به قرائت متن عربی است.
۳- س: عده ای با خواندن زیارت و دعا و شرکت در مجالس عزاداری مخالفت می کنند و می گویند قرآن خواندن در صورت نفهمیدن معانی آیات فایده ای ندارد و با خواندن قرآن در مجالس ترحیم نیز مخالفت می نمایند نظر امام چیست.
ج: خواندن زیارات، ادعیه ماثوره و عزاداری برای سیدمظلومان و صلوات بر پیغمبر وآل، از افضل قربات و آدم ساز است و قرائت قرآن از مستحبات و اهدای آن به اموات موجب مثوبت است.
استفتایی از آیت الله العظمی گلپایگانی (ره)
۴- س: به نظر حضرت عالی چرا نماز را حتماً به عربی صحیح باید خواند، ولی نیت آن را به هر زبانی می توان گفت.
ج: نیت امری است قلبی و به زبان آوردن آن لازم نیست و قرائت و اذکار به حکم خدا و رسول باید به همان الفاظ مخصوصه عربی خوانده شود.
شخص روزه دار و غلط خواندن قرآن
استفتایی از حضرت امام خمینی (ره)
۱- س: اگر کسی در ماه مبارک رمضان آیه قرآن و یا حدیثی را که می خواهد از قول امام معصوم نقل کند غلط بخواند وقصدش این بوده صحیح بخواند لیکن در ضمن این که می خواند متوجه می شود دارد غلط می خواند آیا وقتی که فهمید دارد غلط می خواند اگر ادامه بدهد روزه اش باطل می شود یا نه و در صورتی که متوجه روزه اش نباشد حکم روزه اش چیست.
ج: اگر غلط خواندن موجب تغییر معنی شود و آن معنی غلط را بخواهد نسبت به خدا ورسول دهد، حرام است و موجب بطلان روزه می شود.
استفتاهایی از آیة الله العظمی گلپایگانی (ره)
۲- س: غلط خواندن قرآن در ماه مبارک رمضان روزه را باطل می کند یا خیر.
ج: روزه را باطل نمی کند.
۳- س: اگر شخص روزه داری قرآن را غلط درس دهد و عده ای از روزه داران نیز کلام او را گوش دهند آیا روزه او و کسانی که گوش می دهند باطل می شود یا نه.
ج: اما قاری قرآن، اگر خبر دهد که آنچه را می خواند قرآن است و از روی عمد وعلم غلط قرائت کند روزه اش باطل می شود و اما اگر غلط بخواند بدون اینکه خبر دهد قرآن است پس بطلان روزه او محل اشکال است و احتیاطاً چنین قرائتی را ترک کند و اما اگر به گمان صحّت، غلط بخواند پس روزه اش باطل نمی شود، و اما مستمعین، روزه شان باطل نمی شود، مگرآنکه خبر دهند به این که آنچه خوانده می شود قرآن است با این که علم دارند غلط است. . غنا در قرائت
۱- انجام دادن و شنیدن غنا و کسب کردن با آن حرام است وغنا تنها زیبا کردن صدا نیست بلکه عبارت است از کشیدن و برگرداندن صدا با کیفیت خاصی که طرب آور و مناسب مجالس لهو و محافل طرب و آلات لهو و ادوات موسیقی باشد، و فرقی نیست که آن را در کلام حق مانند قرائت قرآن، دعا و مرثیه به کارگیرند یا در غیر آن، چون شعر یا نثر؛ بلکه اگر آن را در چیزی که خداوند متعال به آن اطاعت می شود به کار گیرند عقابش مضاعف است.
استفتایی از حضرت امام خمینی (ره)
۲- س: خواندن آیات قرآن به صورت سرود و آهنگ دار جایز است یا نه.
ج: اگر مطرب باشد جایز نیست.
احادیث غنا در قرائت
از پیامبر اکرم (ص) نقل است که فرمود:.
اقرءوا القرآن بِاَلحانِ العَرَبِ و اَصواتِها وَ اِیّاکُم وَ لُحُونَ اَهل الفسق وَ اَهلِ الکبائرِ فَاِنّهُ سَیَجیى ء بَعدی اقوام یُرَجعّونَ القرآنَ تَرجیعَ الغِناءِ و النَّوح و الرُهبانیّة، لا یَجوُزُ تَرقیهم، قُلوبُهُم مَقلوبة و قلوبُ مَن یُعجبُهُ شانُهم ۵۸
(قرآن را با لحنها و آواز عرب بخوانید واز لحن فاسقان و گنهکاران دوری کنید، زیرا پس از من مردمانی بیایند که قرآن رادر گلو بچرخانند، مانند خوانندگى، نوحه خوانی و خواندن کشیشان که چنین قرائتی از گلوی آنها نگذرد (و مقبول درگاه خدواند واقع نگردد)؛ دلهای آنها و هر کس که از خواندن ایشان خوشش آید وارونه است.).
زن و قرائت قرآن
۱- اقوی آن است که شنیدن صدای زن بیگانه مادامی که با تلذّذ و ریبه نباشد جایز است و همچنین برای زن جایز است - در صورتی که ترس از فتنه نباشد - صدایش را به گوش مردان بیگانه برساند، اگر چه احوط در غیر مقام ضرورت ترک آن است خصوصاً اگر زن جوان باشد، و عده ای از علما، شنیدن و شنواندن را حرام دانسته اند ولی این قول ضعیف است، البته بر زن حرام است که با مردان با کیفت هیجان انگیز و نازک نمودن گفتار و نرم نمودن سخن و زیبا کردن صدا صحبت کند زیرا کسی که در قلبش مرض است طمع می کند۵۹
۲- س: هنگامی که در مراسم صبحگاهی مدرسه، یکی از خواهران قرآن را با صوت تلاوت می کند دبیران مرد صدای وی را می شنوند آیا بطور کلی تلاوت قرآن در صورت شنیدن نامحرم توسط خواهران گناه است.
ج: اشکال ندارد مگر آنکه موجب تحریک و مفسده باشد.
خلاصه مطالب.
استفتاهایی از آیة اللّه العظمی گلپایگانی (ره)
۳- س: شخصی می میرد مجلس عزای مردانه و زنانه در یک حیاط تشکیل می شود اگر زنی با سواد در مجلس زنانه، قرآن، روضه، مصیبت و نوحه بخواند بطوری که مردهایی که آن جا هستند صدای او را بشنوند چه صورت دارد.
ج: با این که خداوند متعال می فرماید: (فَاسئَلوهُنَّ مِن وراء حجاب) خوب است که مجلس زنانه طوری باشد که کاملاً مراعات عفت شود.
۴- س: آیا زن اجنبیه می تواند قرائت نماز و احکام دینی و مسائل واجبه اش را نزد مرد عالمی فراگیرد و در این قبیل موارد هم، اذن شوهر، شرط است یا خیر.
ج: یاد گرفتن مسائل مورد ابتلاء و حاجت بر زن و مرد هر دو واجب است و اذن شوهر در صورتی لازم است که یاد گرفتن مسائل متوقف بر خروج از خانه نباشد به این که در خانه نیز تعلم امکان داشته باشد و فراگرفتن آن از مرد اجنبی در صورتی جایز است که معرض فساد و گناه نباشد.
۵- س:آیا مرد می تواند در یک جلسه ای که گروهی از بانوان و دختران مسلمان هستند قرآن را تعلیم کند و همچنین خود استاد که با صوت، قرآن را می خواند در موقع پس گرفتن درس آیا بانوان و دختران می توانند با صوت، قرآن را برای این استاد بخوانند تا این که اشکالات آنها را از لحاظ اعراب و قواعد تجوید برطرف کند و یا اینکه خواندن خانمها و دختران با صوت اشکال شرعی دارد.
ج: چنانچه تعلیم قرآن مجید مستلزم ارتکاب محرَّم نباشد اشکال ندارد ولی بانوان و دختران نزد نامحرم قرآن را با صدا نخوانند و همچنین با صدا خواندن مرد چنانچه موجب تلذّذ بانوان باشد اشکال دارد؛ خوب است معلم بانوان زن باشد تا موجب ارتکاب خلاف شرع نشود و ارتکاب خلاف شرع به عنوان تعلیم قرآن خلاف شرع دیگر است. .
فهرست منابع فصل دوم
اخلاص در قرائت.
۱- عروه، ج ۱، القول فی نیة الصلوة، م ۸ و۹؛ تحریر، ج ۱، فی النیة ، م ۲.
۲- عروه، ج ۱، القول فی نیة الصلوة، م ۸.
۳- عروه، ج ۱، القول فی نیة الصلوة، م ۱۰.
قرائت سور عزائم و سجده تلاوت.
۱- عروه، ج ۱، فی سایراقسام السجود، م ۲؛ تحریر، ج ۱، فی سجدة التلاوه، م ۱؛ رساله، م ۱۰۹۳؛ هدایه، ج ۱، ص ۱۶۲، م ۸۱۲.
۲- عروه، ج ۱، فی سایر اقسام السجود، م ۲.
۳- عروه، ج ۱، فی سجدة التلاوه، م ۴؛ تحریر، ج ۱، فی سجدة التلاوه ، م ۱؛ هدایه، ج ۱، ص ۱۶۲، م ۸۱۲.
۴- عروه، ج ۱، فی سجدة التلاوه ، م ۵؛ تحریر، ج ۱، فی سجدة التلاوه، م ۱؛رساله، م ۱۰۹۳.
۵- عروه، ج ۱، فی سجدة التلاوه ، م ۳.
۶- عروه، ج ۱، فی سجدة التلاوه ، م ۶.
۷- عروه، ج ۱، فی سجدة التلاوه ،۷.
۸- عروه، ج ۱، فی سجدة التلاوه ، م ۱۴؛ تحریر، ج ۱، فی سجدة التلاوه، م ۵؛ هدایه، ج ۱، ص ۱۶۳، م ۸۱۶.
۹- عروه، ج ۱، فی سجدة التلاوه ، م ۱.
۱۰- عروه، ج ۱، فی سجدة التلاوه، م ۱۳؛ تحریر، ج ۱، فی سجدة التلاوه، م ۴؛ رساله، م ۱۰۹۶؛ هدایه، ج ۱، ص ۱۶۲، م ۸۱۵.
۱۱- تحریر، ج ۱، فی مسائل المستحدثه، م ۴؛ رساله، م ۱۰۹۶.
۱۲- عروه، ج ۱، فی سجدة التلاوه، م ۹.
۱۳- عروه، ج ۱، فی سجدة التلاوه، م ۸؛ تحریر، ج ۱، فی سجدة التلاوه، م ۲؛ هدایه، ج ۱، ص ۱۶۲، م ۸۱۳.
۱۴- عروه، ج ۱، فی سجدة التلاوه، م ۸؛رساله، م ۱۰۹۴.
۱۵- عروه، ج ۱، فی سجدة التلاوه، م ۱۹.
۱۶- عروه، ج ۱، فی سجدة التلاوه، م ۱۶؛ تحریر، ج ۱، فی سجدة التلاوه، م ۶؛ رساله، م ۱۰۹۷؛ هدایه، ج ۱، ص ۱۶۳، م ۸۱۷.
۱۷- عروه، ج ۱، فی الوضوئات المستحبه، م ۱.
۱۸- عروه، ج ۱، فی سجدة التلاوه، م ۱۸؛ تحریر، ج ۱،فی سجدة التلاوه، م ۷؛ رساله، م ۱۰۹۹؛هدایه، ج ۱، ص ۱۶۳، م ۸۱۸.
۱۹- عروه، ج ۱، فی سجدة التلاوه، م ۱۲.
۲۰- عروه، ج ۱، فی سجدة التلاوه، م ۲۰.
۲۱- عروه، ج ۱، فی سجدة التلاوه، م ۱۱؛ تحریر، ج ۱، فی سجدة التلاوه، م ۳؛ رساله، م ۱۰۹۵،؛هدایه، ج ۱، ص ۱۶۲، م ۸۱۴.
قرائت سورعزائم درنماز.
۱- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۳؛ تحریر، ج ۱، القول فی القرائة، م ۴؛ رساله، م ۹۸۳ و ۹۸۴؛ هدایه، ج ۱، ص ۱۵۰،م ۵۶۱.
۲- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۴؛ تحریر، ج ۱، القول فی القرائة، م ۴؛ رساله، م ۹۸۵؛ هدایه، ج ۱، ص ۱۵۰،م ۷۶۱.
۳- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۶.
قرائت واجب در نماز.
۱- عروه، ج ۱، فصل فی القرائة؛ تحریر، ج ۱، القول فی القرائةوالذکر، ص ۱۶۴؛ رساله، م ۹۸۷، ۹۷۹، ۹۸۰؛ هدایه، ج ۱، ص ۱۵۰.
۲- عروه، ج ۱، فی مستحبات القرائة، م ۷.
۳- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۲۹.
۴- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۳۰.
۵- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۳۱.
۶- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۳۲ و۳۳؛ تحریر، ج ۱، القول فی القرائة، م ۱۶.
۷- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۳۴.
۸- عروه، ج ۱، فی مستحبات القرائة، م ۱۰.
۹- عروه، ج ۱، فصل فی الموالاة.
۱۰- تحریر، ج ۱، القول فی القرائة والذکر، م ۴؛ هدایه، ج ۱، القرائة والذکر.
۱۱- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۱۰؛ تحریر، ج ۱، القول فی القرائة، م ۳؛ هدایه، ج ۱ص ۱۵۰، م ۳.
۱۲- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۹؛ تحریر، ج ۱، القول فی القرائة، م ۶.
۱۳- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۸؛ تحریر، ج ۱، القول فی القرائة، م ۵؛ هدایه، ج ۱، القرائة والذکر، م ۷۶۲.
۱۴- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۱۱، تحریر، ج ۱، القول فی القرائة، م ۷، هدایه، ج ۱، القرائة والذکر، م ۷.
۱۵- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۱۲؛ تحریر، ج ۱، القول فی القرائة، م ۵؛ هدایه، ج ۱، القرائة والذکر، م ۷۶۲.
۱۶- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۱۲.
۱۷- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۱۷.
۱۸- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۱۶؛ تحریر، ج ۱،القول فی القرائة،م ۸ ؛ هدایه، ج ۱، القرائة والذکر، م ۷۶۶.
۱۹- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۱۸.
۲۰- عروه، ج ۱، فصل فی تکبیرةالاحرام، م ۵.
۲۱- تحریر، ج ۱، فی القرائة، م ۹؛ هدایه، ج ۱، فی القرائة، م ۷۶۸ - ۷۶۷.
۲۲- تحریر، ج ۱، فی القرائة، م ۱۰.
۲۳- استفتائات، ج ۱، ص ۱۵۶، س ۱۰۳.
۲۴- استفتائات، ج ۱، ص ۱۵۶، س ۱۰۴ (ترجمه ).
۲۵- استفتائات، ج ۱، ص ۱۵۷، س ۱۰۶.
۲۶- استفتائات، ج ۱، ص ۱۵۷، س ۱۰۸.
۲۷- استفتائات، ج ۱، ص ۱۶۱، س ۱۲۳.
۲۸- استفتائات، ج ۱، ص ۱۵۷، س ۱۰۹.
۲۹- مجمع، ج ۱، ص ۱۷۰، س ۱۷۴.
۳۰- مجمع، ج ۱، ص ۱۷۰، س ۱۷۵.
۳۱- مجمع، ج ۱، ص ۱۶۶، س ۱۵۹.
۳۲- مجمع، ج ۱، ص ۱۶۷، س ۱۶۱.
قرائت قرآن در هر جای نماز.
۱- عروه، ج ۱، فی مبطلات الصلوة، م ۹؛ تحریر، ج ۱، فی مبطلات الصلوة، م ۱؛ رساله، م ۱۱۳۵؛ هدایه، ج ۱، م ۸۴۳.
۲- عروه، ج ۱، فی مبطلات الصلوة، م ۱۱.
۳- عروه، ج ۲، ختام فى مسائل متفرقه، م ۶۱.
۴- عروه، ج ۱، فی کیفیة صلوة المیت، م ۲.
قرائت قرآن در رکوع و سجود و قنوت.
۱- عروه، ج ۱، فصل فی مستحبات السجود، م ۳و فصل فی مستحبات الرکوع و مکروهاته، م ۲۷؛ رساله، م ۱۰۹۲.
۲- عروه، ج ۱، فصل فی القنوت، م ۱؛ تحریر، ج ۱، القول فی القنوت، م ۲.
۳- مجمع، ج ۱، م ۴۳۷.
قرائت در نمازهای مستحبی.
۱- عروه، ج ۲؛صل ۶۶، م ۷.
۲- استفتائات، ج ۱، ص ۱۵۷، س ۱۰۷.
۳- تحریر، ج ۱، فی مقدمات الصلوة، مقدمه اولى، م ۲؛ هدایه، ج ۱، فی بعض الصلوات المندوبه، م ۱۱۰۰.
۴- تحریر، ج ۱، فی استحباب صلوة الوحشة؛ هدایه، ج ۱، صلوة لیلة الدفن، م ۴۵۵.
تجوید و آداب قرائت در نماز.
۱- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۳۷؛ تحریر، فی القرائة، م ۱۲؛ هدایه، ج ۱، القرائة والذکر، م ۷۷۱.
۲- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۴۱، تحریر، ج ۱، فی القرائة، م ۱۳، هدایه، ج ۱، ص ۱۵۲ القرائة والذکر، م ۷۷۲.
۳- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۴۰،م ۵۹.
۴- عروه، ج ۱، فی مستحبات القرائة، م ۱۵.
۵- عروه، ج ۱، فی مستحبات القرائة، م ۱۲؛ تحریر، ج ۱، فی القرائة، م ۲۳.
۶- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۶۰.
۷- تحریر، ج ۱، فی شرائط امام الجماعة، م ۴؛ هدایه،ج ۱، شروط امام الجماعة، م ۱۲۵۰.
۸- تحریر، ج ۱، فی شرائط امام الجماعة، م ۸؛ هدایه، ج ۱، شروط امام الجماعة، م ۱۲۵۵.
۹- استفتائات، ج ۱، ص ۱۵۸، س ۱۱۳.
۱۰- استفتائات، ج ۱، ص ۱۵۸، س ۱۱۴.
۱۱- استفتائات، ج ۱، ص ۱۵۹، س ۱۱۵.
۱۲- استفتائات، ج ۱، ص ۱۵۹، س ۱۱۶.
۱۳- استفتائات، ج ۱، ص ۱۶۰، س ۱۱۹.
۱۴- مجمع، ج ۱، ص ۱۷۰، س ۱۷۳.
۱۵- مجمع، ج ۱، ص ۲۳۳، س ۱۴.
رعایت یکی از قرائات سبعه.
۱- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۵۰؛ تحریر، ج ۱، القول فی القرائة، م ۱۴؛ هدایه، ج ۱، ص ۱۵۳، م ۷۷۴.
۲- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۵۷، ۵۸،؛ تحریر، ج ۱، فی القرائة، م ۱۵.
۳- عروه، ج ۱، فی مستحبات القرائة، م ۱۴.
احکام ادغام.
۱- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۴۸.
۲- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۵۱.
۳- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۴۹.
۴- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۵۲.
۵- تحریر، ج ۱، فی القرائة، م ۱۳؛هدایه، ج ۱، ص ۱۵۲، م ۷۷۳.
۶- مجمع، ج ۱، ص ۱۶۷، س ۱۶۳.
احکام مدّ.
۱- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۳۷و ۴۷؛ تحریر، ج ۱، فی القرائة، م ۱۳.
۲- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۴۳ و۴۴.
۳- مجمع، ج ۱، ص ۱۶۸، س ۱۶۷.
احکام وقف و وصل.
۱- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۴۰.
۲- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۳۹؛ تحریر، ج ۱، فی القرائة، م ۱۳؛ رساله، م ۱۰۰۴؛ هدایه، ج ۱، ص ۱۵۳، م ۷۷۳.
۳- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۴۵.
۴- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۴۷.
۵- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۴۶.
احکام همزه وصل و قطع.
۱- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۳۸؛ تحریر، ج ۱، فی القرائة، م ۱۳؛ هدایه، ج ۱، القرائة والذکر، م ۷۷۲.
۲- مجمع، ج ۱، س ۱۵۱.
رعایت محسنات تجویدی.
۱- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۵۴.
۲- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۵۳؛ تحریر، ج ۱، فی القرائة، م ۱۳؛ هدایه، ج ۱، القرائة والذکر، م ۷۷۳.
۳- تحریر، ج ۱، القول فی تکبیرة الاحرام، م ۱؛ هدایه، ج ۱، تکبیرة الاحرام، م ۷۴۳، ص ۱۴۷.
۴- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۵۵.
۵- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۵۶.
۶- استفتائات، ج ۱، ص ۱۵۹، س ۱۱۷.
۷- استفتائات، ج ۱، ص ۱۶۰، س ۱۱۸.
۸- مجمع، ج ۱، ص ۱۶۷، س ۱۶۵.
قرائت قرآن در اذان و اقامه.
۱- مجمع، ج ۱، ص ۱۶۱، س ۱۳۵.
قرائت در حج.
۱- تحریر، ج ۱، فی واجبات الطواف، م ۲۶.
۲- استفتائات، ج ۱، ص ۴۴۸، س ۳۸.
۳- استفتائات ویژه از حضرت آیة الله العظمی اراکى، ص ۲۳، س ۶۴.
۴- مجمع، ج ۱، ص ۴۴۳، س ۱۶.
۵- مجمع، ج ۱، ص ۴۴۷، س ۳۳.
حفظ نمودن قرآن.
۱- استفتاء مستقل به شماره ۳۳۶۵.
۲- استفتاء مستقل.
قرائت قرآن در ماه مبارک رمضان و مجالس عزا و قرائت به زبان عربی.
۱- استفتائات، ج ۱، ص ۱۳۷، س ۱۰۳.
۲- استفتائات، ج ۱، ص ۳۳۷، س ۱۰۴.
۳- استفتائات، ج ۲، ص ۷۸، س ۷۸.
۴- مجمع، ج ۱، ص ۱۶۹، س ۱۷۲.
شخص روزه دار و غلط خواندن قرآن.
۱- استفتائات، ج ۱، ص ۳۰۹، س ۱۸.
۲- مجمع، ج ۱، ص ۲۶۶، س ۱۷.
۳- مجمع، ج ۱، ص ۲۶۴، س ۱۰.
غنا در قرائت.
۱- تحریر، ج ۱، فی المکاسب المحرمه، م ۱۳؛ هدایه، ج ۱، ص ۳۴۰، م ۱۶۹۸.
۲- استفتائات، ج ۲، ص ۱۴، س ۳۲.
زن و قرائت قرآن.
۱- تحریر، ج ۲، کتاب النکاح، م ۲۹.
۲- کتاب احکام بانوان، ص ۲۴، س ۵.
۳- مجمع، ج ۱، ص ۱۱۱، س ۱۱۲.
۴- مجمع، ج ۲، ص ۲۳۰، س ۶۵۱.
۵- مجمع، ج ۲، ص ۲۳۰، س ۶۵۲.
۱. عُجب در لغت به معنای خودبینی و خودپسندى، و ریا به معنای تظاهر کردن به نیکوکاری و پاکدامنی و خود را به نیکوکاری جلوه دادن می باشد. (فرهنگ صبا) برای توضیح بیشتر به بخش اصطلاحات مراجعه شود.
۲. با تامل در تقسیم فوق، که از کتاب عروة الوثقی (بحث نیت، مسأله ۸و۹) استخراج شده آشکار می شود که ریا، فقط در صورتی مبطل است که به خود عمل بازگشت نموده و بااصل عمل متحد باشد، برخلاف ریاهای غیرمبطل که به مقدمات، مؤخرات ویا امور خارج از عمل بازگشت می نمایند و چون اصل عمل ریایی نبوده باطل نیست.
۳. عقاب الاعمال، ص.
۴. اصول کافى، ج ۴، ص ۴۲۰، ح.
۵. گلپایگانی واراکى(ره): در این صورت سجده کردن مستحب است. (عروه).
- خوئی (ره): و ظاهر این است که درشنیدن بدون اختیار، سجده واجب نیست، اگرچه سجده نمودن بهتر است. (رساله، م ۱۱۰۲).
۶. گلپایگانی (ره): خصوصاً اگرلفظ (سجده) آیات باشد. (هدایه).
۷. خوئی (ره): یا گوش دادن (رساله، م ۱۱۰۵).
۸. اراکى(ره): بنابراحتیاط واجب، سجده کردن لازم است و همچنین اگراز مثل گرامافون وضبط صوت آیه سجده را بشنود. (رساله، م ۱۰۸۸).
۹. گلپایگانی (ره): اگر انسان از بچه غیر ممیز که خوب و بد رانمی فهمد یا ازکسی که قصد خواندن قرآن ندارد، آیه سجده را بشنود احتیاط واجب است که سجده کند، اگر قرائت صدق کند، و همچنین است اگر از مثل نوار، آیه سجده را بشنود. (رساله، م ۱۱۰۵).
۱۰. امام خمینی (ره).
۱۱. امام خمینی (ره). گلپایگانی (ره): در دو صورت اخیر (
۱- تکرار سبب، پشت سرهم نباشد.
۲- تکرار پشت سرهم باشد ولی برای دفعه قبلی سجده نکرده باشد.) بنابر احتیاط واجب، تکرار لازم است. (هدایه).
۱۲. گلپایگانی (ره): اگر انسان در موقعی که آیه سجده را می خواند از دیگری هم بشنود، بنابراحتیاط واجب، باید دو سجده نماید. (رساله، م ۱۰۳).
- خوئی (ره): اگر انسان موقعی که آیه سجده را گوش دهد خودش نیز بخواند، بنابر احتیاط واجب باید دو سجده نماید. (رساله، م ۱۰۳).
۱۳. امام خمینی و اراکی (ره).
۱۴. خوئی (ره): بنابر ظاهر اکتفاء کردن به یک سجده جایز است.
- اراکی وگلپایگانى(ره): بنابراحوط تکرار سجده لازم نیست. (عروه).
۱۵. گلپایگانی (ره): احتیاط واجب آن است که درسجده واجب قرآن پیشانی را برمهر یا چیز دیگری که سجده بر آن صحیح است بگذارد و بنابراحتیاط مستحب جاهای دیگر بدن را بر زمین بگذارد. (رساله، م ۱۱۰۷).
- خوئی (ره): احتیاط واجب آن است که در سجده واجب قرآن پیشانی را بر مهر یا چیز دیگری که سجده بر آن صحیح است گذاشته و جاهای دیگر بدن را به دستوری که در سجده نماز گفته شد برزمین بگذارد. (رساله، م ۱۱۰۷).
- اراکى(ره): احتیاط آن است که مواضع هفتگانه را برزمین بگذارد وپیشانی را برچیزی که سجده بر آن صحیح است بگذارد. (عروه).
۱۶. گلپایگانی (ره): بنابر احتیاط بلند نبودن محل سجده از جای پا به مقدار بیشتر از چهارانگشت معتبر است. و اقوی اکتفا کردن به صِرف سجده است. (عروه).
- خوئی (ره): بنابر احتیاط واجب جای پیشانی او از جای سرانگشتانش بیش از چهار انگشت بسته بلندتر نباشد. (رساله، ۱۱۰۶).
- اراکى(ره): جای پیشانی از جای زانوها و سرانگشتان بیش از چهارانگشت بسته نباید بلند باشد. (رساله، م ۱۰۸۹).
۱۷. گلپایگانی (ره): و همچنین موافق با احتیاط است. (عروه).
۱۸. گلپایگانی (ره): مقارنت کافی نیست و حتماً باید نیت مقدم باشد. (عروه).
- خوئی واراکى(ره): مقارنت نیت با سجده هم کفایت می کند. (عروه).
۱۹. امام خمینی (ره) و گلپایگانی (ره).
۲۰. خوئی (ره): بنابراحوط، ولی اگرخواند، حکم به صحت نماز خالی از وجه نیست. (عروه).
۲۱. گلپایگانی (ره): باطل شدن نماز با خواندن غیرآیات سجده (آیات دیگر سور عزائم) محل اشکال است پس باید احتیاطاً نماز را تمام کند و بعداً هم آن را اعاده کند. (هدایه).
۲۲. خوئى، اراکی وگلپایگانی (ره): در صورتی که در هنگام شروع، قصد اتمام سوره، یا خواندن تا بعد از آیه سجده را داشته باشد.
۲۳. گلپایگانی (ره): بنابراحتیاط برای سجده واجب، اشاره کند و سوره را تمام کند وبعد یک سوره دیگر احتیاطاً به قصد قربت مطلقه بخواند و به رکوع رود و نماز را تمام کند و بعد از نماز بنابر احتیاط سجده آن را به جا آورد. (رساله، م ۹۹۳).
- اراکى(ره): بنابر احتیاط واجب باید در بین نماز با اشاره سجده آن را به جا آورد و سپس سوره را تمام کرده و سوره دیگری هم به قصد قربت بخواند و پس از خاتمه نماز را اعاده کند. (رساله، م ۹۷۶).
- خوئی (ره): بنابر اظهر جایز است به همین سوره اکتفا ونماز را تمام کند واحوط این است که در نماز با اشاره، سجده کند و پس از نماز نیز سجده را انجام دهد. (عروه).
۲۴. از امام خمینی (ره). (عروه).
۲۵. تمامی اختلاف نظرها و فتاوای مذکور در تعلیقه شماره ۴ مسأله قبل در این قسمت از مسأله نیز جاری است.
۲۶. خوئی (ره): اگر در نماز آیه سجده را گوش دهد نمازش صحیح است و بنابراحتیاط به سجده، اشاره نماید و بعد از نماز، سجده آن را به جا آورد. (رساله، م ۹۹۴).
- اراکى(ره): اگر در نماز آیه سجده را گوش دهد احتیاط واجب آن است که به اشاره یا بطور عادی سجده کند و نماز را تمام کند و سپس سجده را اعاده نماید. (رساله، م ۹۷۷).
- گلپایگانی (ره): اگر در نماز آیه سجده را گوش دهد نمازش صحیح است و بنابر احتیاط برای سجده واجب، اشاره کند و بعد از نماز هم سجده را به جا آورد. (رساله، م ۹۹۴).
۲۷. گلپایگانى(ره): احتیاط واجب است که در این صورت ترتیب را تدارک نماید و نماز را تمام کند، سپس آن را اعاده نماید. (عروه).
۲۸. خوئی (ره): بلکه سوره توحید نزد معظم امامیه پنج آیه می باشد. (عروه).
۲۹. خوئی (ره): بنا بر احتیاط واجب در دل خود قرائت کند ولو توهّماً. (عروه).
۳۰. گلپایگانی (ره): بنابر احتیاط واجب یاد بگیرد. (عروه).
۳۱. خوئی (ره): در صورتی که متمّکن است با اقتدا کردن نماز را صحیح به جا آورد و وجهی برای وجوب تعلم نیست. (عروه).
- اراکى(ره): در صورت تمکن از اقتدا، واجب بودن تعلم، محل نظر بلکه منع است. (عروه).
۳۲. امام خمینی (ره).
۳۳. امام خمینی (ره).
۳۴. گلپایگانی (ره): احتیاط واجب آن است که سوره را تعیین کند. (عروه).
۳۵. اراکى(ره): بلکه مادامی که از نصف تجاوز نکرده باشد.(عروه).
۳۶. اراکى(ره): بلکه مادامی که از نصف تجاوز نکرده باشد. (عروه).
۳۷. امام خمینی (ره).(عروه).
۳۸. امام خمینى، اراکى، گلپایگانى(ره): احتیاط ترک نشود. (عروه).
- خوئى(ره): اگر اقوی نباشد، احوط آن است که ترک نشود. (عروه).
۳۹. جامع الاخبار، ج ۱،ص.
۴۰. سوره انفال (۸)، آیه.
۴۱. در صفحه بعدی به دو نمونه از این نمازها اشاره می شود.
۴۲. امام خمینی .(ره).
۴۳. سوره انبیاء (۲۱)، آیه.
۴۴. سوره انعام (۶)، آیه.
۴۵. خوئی (ره): حکم به صحت، بعید نیست. (عروه).
۴۶. گلپایگانی (ره) و اراکى(ره): بلکه اقوی آن است که اعاده یا قضا نماید. (عروه).
۴۷. امام خمینی (ره): احتیاط ترک نشود. (عروه).
۴۸. خوئی (ره): قرائت به طریقه عربی کفایت نمی کند زیرا آنچه واجب است خصوص قرائت قرآن می باشد نه آنچه که قرائت عربی صحیح بر آن صدق کند، بلی ظاهراً خواندن به یکی از قرائات متعارف نزد مردم کفایت می کند هر چند از غیر قرائات هفتگانه باشد. (عروه).
۴۹. امام خمینى(ره).
- گلپایگانی (ره): قرائت به همزه با ضمّ (فاء) بهتر است. (هدایه، ج ۱،م ۷۷۵).
۵۰. گلپایگانی (ره)و خوئی (ره): احتیاط واجب ترک وقف بر متحرک و وصل به سکون است. (رساله).
۵۱. امام خمینی (ره): اگرچه عدم وجوب خالی از قوت نیست. بلکه عدم لزوم رعایت وقف به حرکت و وصل به سکون خالی از قوت نیست. (عروه).
۵۲. اراکی و گلپایگانی (ره): این نحو قرائت (یعنی حذف تنوین) اشکال دارد.
- خوئی (ره): این نحو قرائت (یعنی حذف تنوین) اشکال دارد و احوط عدم حذف تنوین است. (عروه).
۵۳. در این مسأله با قدری تغییر در عبارت فتوای مرحرم سیدکاظم یزدی در عروه سعی شده متن را متناسب با فتوای حضرت امام (ره) و حواشی مراجع دیگر تنظیم نمائیم.
۵۴. جامع الاخبار و الآثار، ج ۱، ص ۳۵۴، ح ۵؛ بحارالانوار، ج ۹۲، ص.
۵۵. اصول کافى، ج ۴، ص ۴۱۷، ح.
۵۶. اصول کافى، ج ۴، ص ۴۱۸، ح.
۵۷. ترجمه اصول کافى، ج ۴، ص.
۵۸. اشاره به آیة شریفه: ( ... فَلا تَخضَعنَ بالقولِ فَیَطمَعَ الذّی فی قَلبه مَرَض) احزاب (۳۳) آیه ۳۲.
فصل سوم مستحبات و مکروهات
بخش اول: مستحبات
الف ) مستحبات قرائت در نماز
۱) گفتن اِستعاذه در رکعت اول، پیش از قرائت، به اینکه بگوید (اَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الَّرجیمِ) یا بگوید (اَعُوذُ بِاللّهِ السَّمیعِ العَلیمِ مِنَ الشیطانِ الرّجیمِ) و سزاوار است آهسته گفته شود.
۲) بلند گفتن (بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرّحیمِ) در نمازهای اِخفاتى، و همچنین در دو رکعت اخیر(۲)، در صورتی که سوره حمد را بخواند، اما در نماز جهریة بلند گفتن آن (بر مرد) واجب است.
۳) ترتیل، یعنی تأنی در قرائت و ظاهرکردن حروف، به نحوی که شنونده بتواند آنها را بشمارد.
۴) قرائت با صدای خوش و نیکوکردن صوت بدون غنا.
۵) وقف کردن بر فواصل آیات.
۶) ملاحظه کردن معانی آنچه را که می خواند و مُتّعِظ شدن (پند گرفتن) به آنها.
۷) طلب نمودن نعمت از خداوند منان هنگام تلاوت آیه ای که در آن ذکر نعمتی است؛ و پناه بردن به خداوند متعال هنگام تلاوت آیه ای که در آن ذکر عذابی شده است.
۸) سکوت کردن بین حمد وسوره (به مقدار کم) و همچنین بعد از فراغت از سوره و پیش از قنوت یا تکبیر رکوع.
۹) گفتن دومرتبه یا سه مرتبه (کذلکَ اللّهُ ربّى) یا (کذلک اللّهُ ربُّنا) بعد از فراغ از سوره (قل هوالله احد).
۱۰) گفتن (الحمدللّه ربِ العالیمن) بعد از قرائت سوره حمد توسط مأموم در نمازجماعت و همچنین در نماز فرادى.
احادیث مستحبات قرائت قرآن
در احادیث و آیات کریمه نیز به رعایت برخی امور در هنگام قرائت قرآن کریم تأکید و ترغیب شده است که در این جا به ذکر برخی از این موارد می پردازیم.
۱- گفتن اِستعاذه. در آیه ۹۸ سوره نحل چنین آمده است:(فاذا قَرَأتَ القرآن فاَستَعِذ باللّه من الشیطان الرّجیم؛ هرگاه به قرائت قرآن مشغول می شوی از شیطان رجیم به خدا پناه ببر.).
عن الحلبی عن ابی عبدالله(ع): قال: سَألتُهُ عَنِ التَعوُّذِ مِنَ الشیطانِ عِندَ کُلِ ّ سُورة تَفتَحُها فَقال نَعَم، فَتَعوَّذ باللّهِ مِنَ الشَیطانِ الرّجیم اَخبَثُ الشیاطین.(۳)
از حلبی نقل شده است که از امام صادق(ع) سئوال کردم از تعّوذِ (پناه بردن) از شیطان هنگام شروع هر سوره ای ؛ پس حضرت(ع) فرمودند:( آرى، پس پناه ببر به خدا از شیطان رجیم (رانده شده) که پلیدترین شیاطین است.).
۲- ترتیل. در آیه ۴سوره مُزّمّل چنین آمده: (و رتِّلِ القرآن ترتیلاً؛ قرآن را با ترتیل، قرائت کن.).
و حدیث ذیل، مراد از ترتیل در این آیه را چنین بیان نموده: (فی قوله تعالی و رتِّلِ القرآن...) قال على(ع): (بَیِّنهُ تِبیاناً وَلا تَهُذُّه هَذَّ الشِعرِ ولاتَنثُرهُ نَثرَ الرَّملِ ولکنِ افزَعُوا قُلُوبَکُمُ القاسِیَةَ وَلایَکُن هَمُّ أحَدِکُم آخِرَ السّورَة(۴) یعنی آن را نیکو بیان کن و کلماتش را روشن ادا نما و چون شعر، آن را شتابان مخوان و چون ریگ پراکنده اش مساز؛ بلکه دلهای سخت خود را با آن به هراس اندازید و فقط همت خویش را مصروف آن ندارید که سوره ای را به پایان رسانید.
۳- قرائت با صدای خوش. عن النبى(ص): (زیّنوا القرآن باصواتِکم (۵).) قر آن را با صداهایتان زینت دهید.
سئل النبى(ص):( اىّ الناس احسن صوتاً بالقرآن قال(ص): مَن اِذا سَمِعتَ قِراءَتَهُ رَأیتَ اَنّه یَخشىَ اللّهَ.)(۶)
از پیامبر اکرم(ص) سئوال شد: (خوش صداترین مردم در قرائتِ قرآن چه کسی است) حضرت فرموند: (کسی که وقتی قرائتش را بشنوی او را ترسان از خدا بیابى).
۴- وقف کردن بر فواصل آیات. عن ام سلمة انهّا قالت: (کان رسول الله(ص) یُقَطَّع قِراءَتَه آیةً آیةً.)(۷)
از ام سلمه نقل شده که گفت: (رسول خدا(ص) قرائتش را در ابتدای هرآیه قطع می کرد.).
۵- تدبُّر در آیات. عن على(ع): (اَلا، لاخَیرَ فی قراءَة لَیسَ فیها تَدَبُّر، اَلا، لا خَیرَ فی عِبادة لَیسَ فیها تَفَقُّه.)(۸)
از امیرالمؤمنین(ع) نقل شده که:( آگاه باشید که در قرائت بی تدبّر خیری نیست و آگاه باشید که در عبادت بدون تفقه خیری نیست.).
۶- طلب کردن نعمت هنگام قرائت آیاتی که در آن ذکر نعمتی شده و پناه بردن به خداوند هنگام قرائت آیات عذاب. عن ابی عبدالله(ع):( یَنبَغی لِمَن یقرأُ القرآنَ اِذامَرَّ ب آیة مِنَ القرانِ فیها مَسألة اَو تَخویف، اَن یَسأَلَ اللّهَ عِندَ ذلک ما یَرجو، و یسأَلَه العافیةَ مِن النار و من العذابِ.)(۹)
از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود:( برای آن کس که قرائت قرآن می کند شایسته است هرگاه به آیه ای از قرآن رسید که درآن درخواستی و یا بیم دادنی وجود دارد، از خداوند درخواست خود را طلب کند و سلامت و عافیت از آتش و عذاب الهی را مسألت نماید.).
۷- خشوع و حزن در قرائت. عن الصادق(ع): (إقْرءُوا القرآنَ بالحُزنِ فَاِنّه نَزَلَ بالحُزن.)(۱۰)
(قرآن را با لحنی حزین تلاوت کنید زیرا که قرآن با حزن نازل شده است.).
۸- مسواک زدن و پاکیزگی دهان. عن النبى(ص): (إنّ اَفواهَکُم طرق القرآن فَطَیبّوها بِالسواک.)(۱۱)
از پیامبر(ص) نقل شده که: (دهانهای شما راههای قرآنند، پس آنها را با مسواک، پاکیزه نمایید.
۹- قرائت از روی مصحف و نگاه کردن به خط قرآن. من اسحاق بن عمار، عن ابی عبدالله(ع) قال: قلت له: (جُعِلتُ فِداکَ اِنّی اَحفَظُ القرآنَ علی ظهرِ قلبى، فَاَقَرأه علی ظهرِ قلبی اَفضل، اَو أنظُر فی المُصحف) قال: فقل لى: (بَلِ اقرَأهُ و انظُر فی المُصَحف فَهُوَ افضَل، أما عَلِمتَ اَنَّ النَّظَرَ فِی المَصحَف عِبادَة.)(۱۲)
اسحاق بن عمار به حضرت امام صادق(ع) عرض کرد: (فدایت شوم من قرآنی را از حفظ دارم، اگر آن را از حفظ بخوانم بهتر است یا از روی قرآن)حضرت (ع) فرمود: (البته در قرآن نظرکنی و بخوانی بهتر است، آیا نمی دانی که نگاه کردن در قرآن خود عبادت است.).
۱۰- بسیار تلاوت قرآن نمودن. عن علی (ع) قال: قال رسول الله (ص): (عَلَیکم بتَعَلُّم القٍرآن وکثَرة تِلاوته...)(۱۳)
حضرت علی (ع) از پیامبر اکرم (ص) نقل نمود: (بر شما باد آموختن قرآن و بسیار تلاوت کردن آن.).
عن ابی جعفر (ع) (... انما شیعة علی (ع)... صلاتهم کثیرة و دعاؤهم، کثیر تلاوتهم کتابَ الله.)(۱۴)
حضرت امام محمدباقر (ع) در بیان صفات شیعیان امیرمؤمنان علی (ع) پس از ایراد جملاتی چنین می گویند: (... آنان بسیار نماز بپا داشته و دعا می کنند و کتاب خدا را زیاد تلاوت می کنند.).
۱۱- حفظ نمودن قرآن. عن على(ع): (إقرءُوا القُرآنَ، وَاستَظهِروُهُ، فَاِنَّ اللّهَ تعالی لایُعَذّبُ قَلباً وَعَی القرآن.)(۱۵)
از حضرت على(ع) نقل است که فرمود: (قرآن بخوانید و آن را حفظ کنید همانا خداوند متعال قلبی که قرآن را در خود جای داده باشد عذاب نمی کند.).
ب ) سوره هایی که مستحب است در نماز خوانده شود
۱- در نمازهای یومیه:. - در نماز صبح، مستحب است قرائت سوره (نبأ) یا (دهر) یا (غاشیه) یا (قیامت) و امثال آن.
- درنماز ظهر و عشاء، مستحب است قرائت سوره (اَعلى) یا (شمس) و امثال آن.
- در نماز عصر و مغرب، مستحب است قرائت سوره (نصر) یا (تکاثر).
- در نماز صبح روز جمعه، مستحب است قرائت سوره (جمعه) در رکعت اول و (منافقون) در رکعت دوم، یا سوره (جمعه) در رکعت اول و (توحید) در رکعت دوم.
- در نماز صبح روز جمعه، مستحب است قرائت سوره (جمعه) در رکعت اول و (منافقون) در رکعت دوم.
- در نماز مغرب و عشاء شب جمعه، مستحب است قرائت سوره (جمعه) در رکعت اول و سوره (اعلى) در رکعت دوم یا در رکعت دوم مغرب (توحید) و در دوم عِشاء (منافقون).
- در نماز صبح روز دوشنبه و پنجشنبه مستحب است قرائت سوره (دهر) در رکعت اول و (غاشیه) در رکعت دوم.
- قرائت سوره (قدر) در رکعت اول، و (توحید) در رکعت دوم، در هر نمازی مستحب است.
۲- در نماز جمعه:. مستحب است قرائت سوره (جمعه) در رکعت اول و (منافقون) در رکعت دوم.
۳- در نماز آیات:. مستحب است قرائت سوره های بزرگ مانند (یس)، (روم)، (کهف) و مانند آن.
۴- در نماز عیدقربان و عیدفطر:. مستحب است قرائت سوره (شمس) در رکعت اول و (غاشیه) در رکعت دوم، یا سوره (اعلى) در رکعت اول و (شمس) در رکعت دوم.
۵- در نماز استسقاء:. مستحب است قرائت سوره هایی که در نماز عیدفطر و قربان مستحب است.
۶- در نماز جعفرطیّار:. مستحب است قرائت سوره (زلزال) در رکعت اول و (عادیات) در رکعت دوم، سوره (نصر) در رکعت سوم و (توحید) در رکعت چهارم.
ج ) موارد استحباب خواندن یا نوشتن قرآن کریم(۱۶).
۱- درحال وضو. خواندنِ سوره (قدر) مستحب است ؛و پس از وضوخواندن (آیةالکرسى).
۲- در تعقیبات نماز. بعد از فراغت از نماز، حتی نماز مستحبی خواندن تعقیبات مستحب است. و بر استحباب آن بعد از نماز واجب، خصوصاً نمازصبح، تأکید بیشتری شده؛ و مقصود از تعقیبات آن است که مشغول دعا، ذکر، قرائت قرآن، و مانند اینها شود.
۳- در هنگام طواف. قرائت قرآن و دعا و ذکر خدای متعال مستحب است.
۴- در اوقات نماز برای حائض. مستحب است وضو بگیرد و رو به قبله مشغول قرائت قرآن، ذکر و... شود.
۵- نزد مریض. از جمله آداب عیادت مریض آن است که سوره (حمد) را هفتاد بار، یا چهل بار یا هفت بار یا یک بار بر مریض بخوانند.
۶- نزد محتضر. خواندن این سوره ها و آیات، نزد محتضر مستحب است:
۱- سوره های (یس) و (صافات) به جهت زودتر راحت شدن محتضر.
۲- آیةالکرسی تا (هُم فیها خالِدونَ)
۳- آیه سخره (ان رَبَکُمُ اللّهُ الّذی خَلَقَ السَماواتِ وَالاَرضِ...)(۱۷) و سه آیه آخر سوره بقره یعنی از (للّه ما فی السماواتِ والارضِ ... ) تا آخر سوره.
۴- سوره (احزاب)
۵- بلکه قرائت مطلق قرآن مستحب است.
۷- نوشتن قرآن برکفن. نوشتن تمام قرآن برکفن مستحب است و بهتر است برای مصون ماندن از تلویث و آلودگى، قرآن و دعاها را بر وَصله یا پارچه ای جداگانه بنویسند و در بالای سر، یا سینه میت بگذارند.
۸ - هنگام گذاردن میت در لحد. مستحب است بگوید:(بسم اللهِ و باللّهِ وعلی ملّةِ رسولِ اللّه)؛ و سپس سوره (حمد) و (آیةالکرسى) و سوره (فلق) و (ناس) و (توحید) را بخواند و بگوید: (اَعوذُ باللّهِ مِنَ الشیطان الرّجیم).
۹- هنگام زیارت قبور مؤمنین. مستحب است قرائت قرآن و طلب رحمت و مغفرت برای آنان و مستحب است زائر دست خود را بر قبر گذارد و رو به قبله نموده، هفت بار سوره (قدر) را بخواند؛ و مستحب است قرائت سوره (یس) و نیز هریک از سوره های (حمد)، (ناس)، (فلق) و همچنین (آیةالکرسى) را سه مرتبه خواندن و بهتر آن است که در حال نشسته و رو به قبله باشد، هرچند در حال ایستاده نیز جایز است.
۱۰- هرگاه مردگان را یاد کردند. مستحب است آیه (انالله وانّا الیه راجعون) را بخوانند. .
بخش دوم: مکروهات
الف ) مکروهات قرائت در نماز عبارتند از:
۱- ترک سوره توحید، در تمام فرایض پنجگانه.
۲- خواندن سوره توحید به یک نفس، و همچنین قرائت حمد و سوره به یک نفس. (و بعید نیست که قرائت حمد نیز به یک نفس مکروه باشد.(۱۸)
۳- خواندن یک سوره در هر دو رکعت یک نماز، مگر سوره توحید.
۴- خواندن دو سوره یا بیشتر در هر رکعت از نماز واجب، و احوط ترک آن است.(۱۹)
۵- خواندن قرآن در رکوع و سجود.
۶- نگاه کردن به خط قرآن در حال نماز.
۷- نماز خواندن در مقابل قرآن باز.
ب ) موارد کراهت خواندن قرآن:
۱- برجنب: مکروه است خواندن بیش از هفت آیه از سوره هایی که سجده واجب ندارند، و خواندن بیش از هفتاد آیه کراهتش بیشتر است.
۲- برحائض: مکروه است خواندن قرآن اگر چه کمتر از هفت آیه باشد.
بر نفساء: مکروه است خواندن قرآن اگر چه کمتر از هفت آیه باشد.
بعضی مکروهات درارتباط با قرآن
۱- بر اشخاص زیر همراه داشتن یا (به گردن) آویزان کردنِ قرآن و مس جلد، اوراق و بین سطرهای قرآن مکروه است:.
۱) بی وضو.
۲) جُنُب.
۳) حائض.
۴) نفساء.
۲- به همراه داشتن انگشتری که اسم خدا یا قرآن برآن باشد در حال جماع مکروه است.
خلاصه مطالب.
بعضی مکروهات دیگر در ارتباط با قرآن.
احادیث بحث مکروهات
عن علىّ(ع)، قال:( سَبعَة لایَقرَؤوُن القرآنَ: الراکعُ و الساجِدُ وَ فی الکَنیفِ، وَ فی الحَّمام و الجُنُب و النُفَساء، وَ الحائض.)(۲۰)
از امیرمؤمنان على(ع) نقل شده است که: (هفت گروه قرآن نخوانند، آن کس که: درحال رکوع است، در حال سجده است، درمستراح، درحمام، شخص جُنُب، نفساء و حائض.
نَهی على(ع) عَن قِراءَةِ القُرآنِ عُریاناً.(۲۱) حضرت على(ع) از تلاوت قرآن درحال برهنگی نهی نمود.
عن ابی عبداللّه(ع) قال: (ثَلاثَة یَشکُونَ الَی اللّه عَزّوجَلّ: (مَسجدُ خَراب لایُصلّی فیهِ اَهلُه، و عالمُ بَین جُهّال، و مُصحف مُعَلَّق قَد وَقَعَ عَلیهِ الغُبارُ لایُقرأ فیهِ.)(۲۲)
از امام صادق(ع) نقل شده است که: (سه گروه به خداوند عزّوجلّ شکایت می کنند:.
۱- مسجد خرابی که اطرافیانش در آن نماز نخوانند.
۲- عالمی که بین نادانها بوده باشد.
۳- قرآن کریمی که گَرد و غبار روی آن را گرفته و خوانده نشود.).
عن ابی عبدالله(ع)، قال: (مَن مَضی به یوم واحد صَلّی فیهِ خَمسُ صَلَوات، لَم یَقرأ فیها (قل هو اللّهُ اَحَد) قیل لَهُ: یا عَبدَاللّه لَستَ مِنَ المُصلّینَ.)(۲۳)
از امام صادق(ع) نقل شده است که: (هرکس یک شبانه روز بر او بگذرد و پنج نماز بخواند و سوره مبارکه توحید را در هیچ یک از آنها نخواند، به او گفته می شود:( ای بنده خدا تو از نمازگزاران نیستى.).
________________________________________
مستحبات قرائت در نماز. عروه، ج ۱، فی مستحبات القرائة.
سوره هایی که مستحب است در نمازها خوانده شود.
۱- عروه، ج ۱، فی مستحبات القرائة، فصل ۲۶؛ تحریر، ج ۱، فی القرائة، م ۲۱.
۲- تحریر، ج ۱، فی صلوة الجمعه، فرع پنجم.
۳- تحریر، ج ۱، فی صلوة الآیات، م ۱۱.
۴- تحریر، ج ۱، القول فی صلوة العیدین.
۵- تحریر، ج ۱، صلوة الاستسقاء.
۶- عروه، ج ۲، فی صلوة جعفر(ع)، م ۲.
موارد استحباب خواندن یا نوشتن قرآن کریم.
۱- عروه، ج ۱، فی بعض مستحبات الوضوء.
۲- عروه، ج ۱، فصل فی التعقیب، م ۳۶؛ تحریر، ج ۱، القول فی التعقیب، م ۱؛ رساله، م ۱۱۲۲.
۳- تحریر، ج ۱، فی واجبات الطواف، م ۲۶.
۴- عروه، ج ۱، فی احکام الحائض، م ۴۱.
۵- عروه، ج ۱، فصل فی احکام الاموات، فصل عیادة المریض.
۶- عروه،ج ۱، فصل فیما یتعلق بالمحتضر.
۷- عروه، ج ۱، فصل فی مستحبات الکفن.
۸- عروه، ج ۱، فی مستحباتِ الدفن.
۹- عروه، ج ۱، فی مستحبات الدفن، مورد۳۵.
۱۰- عروه، ج ۱، فی مستحبات الدفن، مورد۳۴.
مکروهات قرائت در نماز.
۱- عروه، ج ۱، فی مستحبات القرائة، م ۱.
۲- عروه، ج ۱، فی مستحبات القرائة، م ۲.
۳- عروه، ج ۱، فی مستحبات القرائة، م ۳.
۴- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۱۰.
۵- عروه، ج ۱، فی مستحبات السجود، م ۳.
۶- رساله، م ۱۱۵۷.
۷- تحریر، ج ۱، فی مکان المصلى، م ۲۰.
موارد کراهت خواندن قرآن.
۱- عروه، ج ۱، فصل فیما یکره علی الجنب؛ تحریر، ج ۱، القول فی احکام الجنب؛ رساله، م ۳۵۶.
۲- تحریر، فی احکام الحائض، م ۱۶.
۳- عروه، ج ۱، فی احکام النفاس، م ۱۰.
بعضی مکروهات دیگر در ارتباط با قرآن.
۱- در فصل اول گذشت.
۲- عروه، ج ۲، کتاب النکاح، م ۱۱.
۱. امام(ره) و اراکى(ره): احتیاط آن است که در این دو رکعت آهسته بخواند. (عروه).
- گلپایگانى(ره): استحباب بلندگفتن در دو رکعت اخیر محل تأمل است. (عروه).
۲. میزان الحکمة، ج ۸، ص ۸۶؛ بحارالانوار، ج ۹۲، ص.
۳. اصول کافى،ج ۴، باب ترتیل القرآن، ح.
۴. بحارالانوار، ج ۹۲، ص.
۵. بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۱۹۵؛ میزان الحکمة،ج ۸، ص.
۶. جامع الاخبار، ج ۱، ص ۲۶۴؛ مجمع البیان، ج ۱۰، ص.
۷. بحارالانوار، ج ۹۲، ص.
۸. جامع الاخبار، ج ۱، ص ۲۸۹ (به نقل از اصول کافى).
۹. اصول کافى، ج ۲، ص.
۱۰. میزان الحکمه، ج ۸، ص.
۱۱. جامع الاخبار، ج ۱، ص ۳۲۸ (به نقل از اصول کافى).
۱۲. کنزالعمال، ج ۱، ص.
۱۳. جامع الاخبار، ج ۱، ص ۳۰۱،.
۱۴. بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۱۹، جامع الاخبار، ج ۱، ص ۳۵۴، ح.
۱۵. (واضح است که قرائت قرآن فی نفسه مستحب است، لکن در احادیث و روایات متعددى، بر تلاوت بعضی از آیات و سور در مواضع و موارد خاصی تأکید شده است).
۱۶. سوره یونس(۱۰)، آیه.
۱۷. امام خمینى(ره). (عروه).
۱۸. گلپایگانى(ره): احتیاط ترک نشود. (عروه).
۱۹. خصال، ص ۳۵۷، ح ۴۲. مرحوم صدوق(ره) در صفحه ۳۵۸ کتاب (خصال) ذکر کرده اند که نهی در این حدیث بر کراهت دلالت دارد نه بر حرمت.
۲۰. بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۲۱۶، ح.
۲۱. اصول کافى، ج ۲، ص ۶۱۳، ح.
۲۲. ثواب الاعمال وعقاب الاعمال، ص.
فصل چهارم تعلیم و تعلم قرآن
سپردن کودک برای یادگیری قرآن
۱- بر ولىّ کودک جایز است که او را به شخص امینی بسپارد تا صنعت، قرائت، خط، حساب، علوم عربی و غیراینها، از علومی که برای دین و دنیایش مفید است به او تعلیم دهد و بر معلم لازم است بچه را از فساد اخلاق حفظ کند، تا چه رسد از آنچه که برای عقایدش ضرر دارد.
(در رابطه با تعلم بانوان نزد استاد مرد، به استفتائاتی از آیةالله گلپایگانی در پایان بحث (بانوان و قرائت قرآن) و در رابطه با دست بی وضو گذاردن اطفال بر خطوط قرآن به مسائل ۳۲ - ۱۷ بحث (قرآن و شخص بی وضو) مراجعه شود.).
احادیثی در باب یاد دادن قرآن به کودک
... عن معاذ قال: سمعتُ رسول اللّه(ص) یقول: (ما مِن رجل عُلّم ولده القرآن الا تَوَّج اللّه ابَوَیه یوم القیامة بتاجِ المَلِک و کُسِیا حُلَّتَین لَم یَرَالناسُ مثلَهُما.)(۱)
شیخ طبرسی در کتاب مجمع البیان از معاذ نقل می کند، که گفت: (شنیدم از رسول خدا (ص) که می فرمود: (هیچ مردی نیست که به فرزندش قرآن آموخته شود، مگر آن که خداوند، روز قیامت پدر و مادر آن فرزند را به تاج فرشتگان مفتخر گرداند و دو زیور از زیورهای بهشتی که مردمان هرگز مثل آن را ندیده اند بر اندام آنها می پوشاند.).
عن النبى(ص) اَنّه قال: (اذا قال المعلم للصبى: قل (بسم اللّه الرّحمن الرّحیم) فقال االصّبى: (بسم اللّه الرّحمن الرّحیم)، کتب اللّه برائةً للصّبی و براءةً للمعلّم.)(۲)
از پیامبراکرم(ص) نقل شده است که فرمود: (هنگامی که معلم به بچه ای خطاب کند که بگو:(بسم اللّه الرّحمن الرّحیم) و بچه بگوید (بسم اللّه الرّحمن الرّحیم)، خداوند تعالی برائت (از آتش جهنم) را برای فرزند، پدر و مادر و معلمش خواهد نوشت.).
عن على(ع) اَنّه قال: (حقّ الولد علی الوالد اَن یحسّن ادبه و یعلّمه القرآن.)(۳)
از امیرمؤمنان على(ع) نقل شده که فرمود: حقِ فرزند بر پدر آن است که فرزند را نیکو ادب کند و به او قرآن بیاموزد.
گرفتن اجرت برای خواندن، نوشتن و تعلیم قرآن
۱- اجرت گرفتن برای به جا آوردن واجبات عینی (مثل نمازهای یومیه) حرام است (بلکه بنا بر احتیاط، حکم واجبات کفایی نیز چنین است، مثل: غسل و کفن و دفن میت)(۴) و از جمله واجبات بر انسان، تعلیم مسائل حلال و حرام است؛ پس جایز نمی باشد اجرت گرفتن بر آن؛ و اما اجرت گرفتن جهت تعلیم قرآن و غیر آن، مانند نوشتن و خواندنِ خط و جز آن اشکالی ندارد.
۲- اگر کسی را برای ختم قرآن اجیر کنند، چنانچه با او شرط کنند که قرآن را به ترتیب بخواند، عمل به شرط بر او لازم است، والّا بر اجیر واجب نیست که قرآن را به ترتیب بخواند، یعنی از سوره (حمد) شروع کرده و به سوره (ناس) ختم کند؛ بلکه جایز است سوره ها و حتی آیات را بر خلاف ترتیب بخواند.(۵) (مگر آن که متعارف در ختم قرآن، موجب انصرافِ به ترتیب خواندن باشد، همان طور که ظاهراً نیز چنین است.)(۶)
۳- چنانچه اجیر بفهمد که (در ختم قرآن)، بعضی آیات را غلط خوانده است، یا آن که خواندن بعضی آیات را فراموش کرده، اعاده همان آیات کافی است؛ اما چنانچه بعد از تمام کردن قرآن اجمالاً یقین کند بعضی از آیات را از نظر اعراب یا ادای حروف از مخرج و... غلط خوانده است (ولی نداند که کدام آیات و کلمات بوده) (چنانچه این اشتباهات ناچیزحساب شوند(۷) بعید نیست که همان قرائت کافی باشد و اِعاده تمام قرآن بر او واجب نباشد، زیرا با اجاره، خواندن قرآن به نحو متعارف بر او واجب می شود و معلوم است که غالباً چنین اشتباهاتی از قاریان صادر می شود؛ بلی چنانچه از ابتدا با موجر شرط کرده که اصلاً غلط نخواند باید قرائت را اِعاده کند. و همچنین است در اجیرکردن برای نوشتن قرآن و اَمثال آن، بدین معنی که جا افتادن بعضی کلمات (۸) یا حروف یا غلط نوشتن آن ضرری ندارد (در صورتی که عمدی نبوده و بیش از حد معمول نباشد ولی با این حال در صورت امکان اگر حرجی نباشد احوط تصحیح نمودن آن است.)(۹)
۴- جایز نیست (۱۰) اُجرت گرفتن برای تعلیم حمد و سوره. همچنین جایز نیست اُجرت گرفتن بر تعلیمِ سایر اجزای واجب نماز، و ظاهراً گرفتن اُجرت بر تعلیم مستحبات نماز جایز است.
۵- جایز است اجیرگرفتن پسربچه ممیز از ولىّ اجباری او یا غیر ولی او، مانند حاکم شرع برای قرائت قرآن و تعزیه و زیارات.
۶- اجیرکردن شخص جُنُب، حائض، و نفساء برای قرائت (سُوَر) عزائم جایز نیست و اِجاره، فاسد است، زیرا اِجاره، به فعل حرام، تعلق گرفته است.
استفتاهایی از آیةاللّه العظمی گلپایگانى(ره)
۷- س: مرسوم است یک نفر باسواد را اجیر می کنند، تا قرآن و بعضی از کُتُب دینی را به اَطفال تعلیم نماید، آیا جایز است اولیای طفل اُجرت را از زکات مال خودشان حساب کنند یا نه.
ج: چنانچه کسی او را جهت تعلیم قرآن به اطفال مؤمنین اجیر نماید، جایز است که مالُ الاجاره را به عنوان سهم سبیل الله از زکات بدهد؛ لکن اگر او را فقط برای طفل خود اجیر کند پرداخت اُجرت از زکوة مشکل است.
۸- س: کسی جهت روضه یا قرآن یا دعا یا استخاره قرار بگذارد فلان قدر اجرت می گیرم، چه صورت دارد.
ج: اجرت گرفتن در مقابل عملی که بر او واجب نیست مثلِ روضه یا قرآن یا استخاره یا دعا برای غیر، ظاهراً اشکال ندارد.
۹- س: آیا جایز است مبلغی را به قرآن خوانی به عنوان مزد داد تا یک قرآن برای امواتش ختم کند و قرآن خوان می تواند بگوید من فلان مقدار می گیرم و یک قرآن ختم می کنم یا خیر.
ج: مزدگرفتنِ قرآن خوان مانعی ندارد، بلی چنانچه او قربةًالی الله قرآن بخواند و شما هم قربةًالی الله وجه بدهید بهتر است.
احادیث اخذ اجرت جهت تعلیم قرآن
عَن علىّ(ع) قال سَمِعتُ رَسُولَ اللّه(ص) یَقوُل: (مَن اَخَذَ عَلی تَعلیمِ القرآنِ أَجراً کانَ هو حَظُّهُ یَومَ القِیامَة.)(۱۱)
از على(ع) نقل است که گفت: شنیدم از رسول خدا که می گفت:(هرکس در مقابلِ یاد دادن قرآن به دیگرى، اجرتی دریافت کند؛ بهره او در روز قیامت همان خواهد بود.).
________________________________________
سپردن کودک برای یادگیری قرآن.
۱- تحریر، کتاب الحجر، م ۱۱.
گرفتن اجرت برای خواندن، نوشتن و تعلیم قرآن.
۱- تحریر، ج ۱، فی المکاسب المحرمه، م ۱۸؛ هدایه، ج ۱، م ۱۷۱۰، ۱۷۱۲٫۱۷۱۱.
۲- عروه، ج ۲، فی احکام الاجاره.
۳- عروه، ج ۲، فی احکام الاجاره.
۴- عروه، ج ۱، فی احکام القرائة، م ۳۵.
۵- عروه، ج ۲، فی احکام الاجاره، خاتمه، م ۳.
۶- عروه، ج ۱، فیما یحرم علی الجنب، م ۷.
۷- مجمع، ج ۱، ص ۴۱۷، س ۳۵.
۸- مجمع، ج ۲، ص ۵۶، س ۱۳۶.
۹- مجمع، ج ۲، ص ۶۰، س ۱۵۱.
۱. وسایل. ج ۴، ابواب قرائت قرآن، ح.
۲. همان، ح.
۳. نهج البلاغه، حکم ۳۹۹؛ میزان الحکمة، ج ۸، ص.
۴. امام خمینى(ره).
۵. خوئى(ره): در رعایت نکردن ترتیب اشکال است و اشکال بیشتر است در جواز رعایت نکردن ترتیب در آیات سوره، چون ظاهراً این اِجاره منصرف است به ترتیب خواندن قرآن خصوصاً در ترتیب آیات.
- گلپایگانى(ره): بلکه باید به ترتیب بخواند برای اینکه اِطلاق اِجاره منصرف است به ترتیب، چنان که متعارف نیز همین است. بله در صورت وجود قرینه بر لازم نبودن ترتیب، اگر ترتیب را مراعات نکند اشکالی ندارد. (عروه).
۶. امام خمینى(ره).
۷. امام خمینى(ره).
۸. گلپایگانى(ره): در صورتی که سهو به مقدار متعارف باشد.
۹. امام خمینى(ره).
۱۰. امام خمینى(ره) و گلپایگانى(ره) و اراکى(ره): (جایز نیست) بنابر احوط، و همچنین برای تعلیم سایر اجزای واجب نماز. (عروه).
- خوئی (ره): در عدمِ جواز، تأمل است بلکه ظاهر، جواز آن است. (عروه).
۱۱. تهذیب الاحکام، ج ۶، ص ۳۷۶، ح.
فصل پنجم حفظ حرمت قرآن
بی احترامی به آیات
۱- (در بحث شرایط مکان نمازگزار آمده است که): ... روی چیزی که توقف و ایستادن و نشستن روی آن حرام است، مثل فرشی که اسم خدا بر آن نوشته شده، نباید نماز خواند(۱) (ولی اگر خواند صحیح است (۲) و همین طور بر چیزی که قرآن روی آن نوشته شده باشد و همچنین بر قبر معصوم یا غیرآن از جاهایی که ایستادن بر آن موجبِ هتکِ حرمت آن می باشد.(۳)
استفتاهایی از حضرت امام خمینى(ره)
۲- س: درحال حاضر نام خداوند متعال و پیامبر - صلی الله علیه وآله - و ائمه معصومین - علیهم السلام - و آرم جمهوری اسلامی در روزنامه ها و مجلات و کاغذهای اداری و ... مشهود است و معمولاً رعایت در حفظِ احترام آن نمی گردد، حکم چیست.
ج: از انداختن آنها در مواضعِ هَتک آمیز اجتناب شود.
۳- س: در روزنامه ها آیاتِ زیادی از قرآن مجید و اسماءاللّه واسماء انبیا - علیهم السلام - به چشم می خورد و بسیاری از مردم بطور اجتناب ناپذیر، سروکار با آن دارند و اجناسی در آن می پیچند و زیردست و پا و در محلهای نجس و کثیف که توهین است می اندازند و با عدم طهارت، آنها را دست می زنند، آیا وظیفه هست به متصدیان تذکر دهیم که فکری برای این بکنند.
ج: چنین تکلیفی نیست ولی اگر در موردی توهین و بی احترامی شود باید رفع توهین شود.
۴- س: آیا انداختن اسماء لفظ جلاله (اللّه) در داخل سطل زباله بدون قصد اهانت به آنها جایز است و در صورتی که انداخته شده باشند حکم آنها چیست.
ج: انداختن جایز نیست و بایستی آنها را از موضع هتک برداشت.
۵- س: حکم انداختن روزنامه و مجلات در محل کثافات و زباله چیست در صورتی که شخص نیز می داند در آنها اسامی خداوند سبحان و آیات قرآن کریم وجود دارد.
ج: حکم مسأله قبل را دارد.
۶- س: از آن جا که در حال حاضر بیشتر روزنامه ها و مجلات کشور مشتمل بر آیات قرآن است و معمولاً افراد پس از مطالعه آنها را به جاهای هتک آمیز می اندازند، لذا تقاضا می کنیم دستور فرمایید که این نشریات از چاپ آیات قرآن و کلماتی که احترام آنها لازم است خودداری کنند و اگر بهتر است در هنگام ضرورت، سعی کنند آیات قرآن را نقل به معنا کنند نه این که عیناً چاپ نمایند.
ج: چاپ و نشر ممنوع نیست ولی از انداختن در جاهایی که موجب هتک می شود باید خودداری کنند.
۷- س: آیا دور ریختن آیات قرآن و اسماء خداوند تبارک و تعالی بعد از تغییر دادن هیأت آنها مثل خط کشیدن بر آنها یا پاره پاره کردن، یا تغییر دادن آنها به صورتی که معنایشان هنگام قرائت فهمیده نشود جایز است.
ج: اگر بعد از تغییر، قرآن و اسم خدای متعال بر آن صدق نکند اشکال ندارد.
۸- س: اینجانب یکی از ایرانیان خارج از کشور هستم که هرچند وقت یک بار روزنامه های ایران برایم فرستاده می شود و مقدار زیادی از آنها را جمع کرده ام و چون آیات قرآن در آنهاست، نمی دانم آنها را چه کنم، آیا می توانم آنها را به دور بریزم و یا این که در دریا بیندازم.
ج: اگر در آنها آیات قرآنی و اسماء محترمه باشد باید طوری آنها را از بین برد - در صورت لزوم - که هتک نباشد، مثل به دریا ریختن.
۹- س: در بعضی از شهرستانها کوپنهای باطل شده خواروبار که بیشترشان آرم جمهوری اسلامی و یا آیه قرآن بر روی آنها می باشد، سوزانده می شود آیا این کار شرعاً جایز است یا نه.
ج: بنابر احتیاط از سوزاندن اجتناب نمایند.
۱۰- س: در روزهای جمعه و در صف جماعت دیده می شود که بعضی از برادرها روزنامه می آورند و روی آن می نشینند و نماز می خوانند و مسلماً در روزنامه آیات قرآن یا اسم خدا یا کلمه (الله) یا اسم ائمه(ع) می باشد آیا نماز صحیح است یا خیر.
ج: تا یقین به هتک و بی احترامی نداشته باشند نمازشان اشکال ندارد و بر دیگران لازم نیست به آنها بگویند.
استفتاهایی از آیةاللّه العظمی گلپایگانى(ره)
۱۱- س: به جهت این که نام مبارک خداوند و ائمه اطهار - علیهم السلام - زیردست و پا نیفتد آیا می شود با قلم آنها را محو و نابود کرد یا نه و آیا در صورت محو، باز احترام سابق را دارد یا نه.
ج: اگر بطوری محو شود که به هیچ وجه نمایان نباشد، حکم آن اسماء، مرتفع می شود.
۱۲- س: اگر روی ورقه ای ترجمه آیه ای از قرآن نوشته باشد، و در آخر ترجمه این طور نوشته باشد: (قرآن کریم) یعنی می خواهد به مردم بفهماند که این مطلب فارسی در قرآن کریم است، زیر دست و پا افتادن این ورقه چه صورتی دارد و همچنین (بسمه تعالى) یا (بسم رب الشهداء).
ج: زیر دست و پا افتادن آنها بی احترامی و حرام است.
۱۳- س: اسامی مبارکه خداوند متعال مثلِ (الله) ... که روی زیلوهای مسجد نوشته شده و مردم بدون توجه بر روی آن پا می گذارند یا دست بی وضو بر آن می مالند ازبین بردن آن لازم است یا نه ومحو کردن آن با وقف منافات دارد یانه.
ج: کسانی که بی التفات و بدون وضو به آن دست می گذارند معذورند ولی اگر زیر پا افتاده باشد چون موجب هتک احترامِ اسمِ خداوند متعال است لازم است آن را به نحوی که خود زیلو پاره نشود محو نمایید.
۱۴- س: دفن اوراقِ قرآن، و کُتُب موقوفه که مورد استفاده نیستند چه صورت دارد.
ج: برای حفظ از هتک مانعی ندارد.
حدیثی در باب نحوه محوکردن آیات قرآن.
عن امیرالمؤمنین(ع) قال:.
نهی رسول اللّه - صلی الله علیه وآله و سلّم - اَن یُمحی شی ء من کتاب اللّه عزّوجلّ بالبزاق، أویکتب منه.(۴)
(پیامبراکرم(ص) نهی فرمود از این که چیزی از کتاب خداىِ عزّوجلّ به وسیله آب دهان محو شود یا نوشته شود.).
تنجیس و تطهیر قرآن
۱- نجس کردن خط و ورق قرآن، حرام است (۵)؛ و اگر نجس شود، باید فوراً آن را آب بکشند. و اگر آب کشیدن ممکن نباشد واجب است آن را محو کنند. (و همچنین نجس کردن جلد یا غلاف قرآن نیز حرام است (۶) و اگر نجس شود در صورتی که بی احترامی به قرآن باشد باید آن را آب بکشند.
۲- نجس کردن مساجد و مَشاهد مُشرفه و ضریحهای مقدسه و به طور کلی هرچه که شرعاً تعظیم آن واجب است - بطوری که نجس کردن آن منافات با تعظیم آن دارد - حرام است. مثل تربت شریف حسینی بلکه تربت رسول اللّه و سایر امامان - صلوات الله علیهم - ، و نجس کردن کتابهاىِ حدیثِ ائمه معصومین - علیهم السلام - در صورتی که موجبِ هتک نباشد، بنابر احتیاط واجب، و اگر موجبِ هتک باشد بنابر اقوی حرام است (۷). و در تمامی این موارد، وجوبِ تطهیر، کفایی است.
۳- گذاشتن قرآن روی عینِ نجس مانند خون و مردار اگرچه آن عین نجس خشک باشد حرام است و برداشتنِ قرآن از روی آن واجب می باشد.(۸)
۴- گذاردن چیز نجس بر روی قرآن، اگرچه خشک باشد، در صورتی که موجب بی احترامی باشد حرام است و ظاهراً گذاردن چیز متنجس بر روىِ قرآن در صورتی که خشک باشد و موجب بی احترامی نیز نشود اشکالی ندارد(۹) لذا شخص باوضو می تواند در صورتی که موجب بی احترامی نشود با دست متنجس، قرآن را مس نماید، اگرچه انجام ندادن آن بهتر است. (خلاصه اینکه ملاک در حکمِ نجس و متنجس، صدقِ بی احترامی است (۱۰) و هرکدام از این کارها اگر به قصد اهانت انجام شوند قطعاً حرامند.
۵- نوشتن قرآن با مرکب نجس، اگر چه یک حرف از آن باشد حرام است (۱۱)؛ و اگر از روی نادانی یا عمد نوشته شود در صورتی که قابلِ محو است، باید آن را محو نمود، و اگر قابل محو نیست - مانند رنگ چاپ - باید تطهیر شود.
۶- احتیاط واجب آن است که از دادن قرآن به کافر خودداری کنند؛ و اگر قرآن در دست اوست در صورت امکان از او بگیرند(۱۲)
۷- اگر ورقِ قرآن یا چیزی که احترام آن لازم است مثل کاغذی که اسمِ خداوند یا پیامبر - صلی الله علیه و آله - یا امام - علیه السلام - برآن نوشته شده در مستراح یا چاه آن بیفتد، بیرون آوردن و آب کشیدن آن اگرچه خرج داشته باشد، واجب است و اگر بیرون آوردن آن ممکن نباشد باید به آن مستراح نروند(۱۳) تا یقین کنند که آن ورق پوسیده است.
۸- وجوب تطهیر قرآن، وجوب کفایی است. و اختصاصی به نجس کننده ندارد، هرچند که مستلزم هزینه باشد. (البته حاکم شرع می تواند نجس کننده را برای تطهیر ملزم کند و در صورت احتیاج به هزینه مالَش را در تطهیر قرآن صرف کند.)(۱۴)
۹- اگر قرآنی که نجس شده مالِ غیرباشد، در صورتی که صاحب آن اِقدام به تطهیرش نماید، تطهیر بر دیگران جایز نیست، ولی در صورت اِمتناعِ مالک، بر دیگران واجب می شود.(۱۵)
۱۰- اگر کسی قرآن دیگری را نجس کند، ضِمانت نقصی که به واسطه تطیهر آن حاصل می شود(۱۶) بر عهده نجس کننده است.
فهرست منابع فصل پنجم
بی احترامی به آیات و نحوه از بین بردن آنها.
۱- عروه، ج ۱، فی مکان المصلى، م ۲۵؛ رساله، م ۸۸۳.
۲- استفتائات، ج ۱، ص ۱۱۵، س ۳۱۱.
۳- استفتائات، ج ۱، ص ۱۱۴، س ۳۰۹.
۴- استفتائات، ج ۱، ص ۱۴، س ۳۰۶ (ترجمه).
۵- استفتائات، ج ۱، ص ۱۱۴، س ۳۰۷ (ترجمه).
۶- استفتائات، ج ۱، ص ۱۱۴، س ۳۰۸.
۷- استفتائات، ج ۱، ص ۱۱۳، س ۳۰۵ (ترجمه).
۸- استفتائات، ج ۱، ص ۱۱۵، س ۳۱۰.
۹- استفتائات، ج ۱، ص ۱۱۵، س ۳۱۲.
۱۰- استفتائات، ج ۱، ص ۲۷۱، س ۴۵۴.
۱۱- مجمع، ج ۱، ص ۷۹، س ۴۷.
۱۲- مجمع، ج ۱، ص ۸۰، س ۵۰.
۱۳- مجمع، ج ۱، ص ۱۴۵، س ۷۲.
۱۴- مجمع، ج ۲، ص ۴۴۷، س ۱۲۷۴.
تنجیس و تطهیر قرآن
۱- عروه، ج ۱، فی احکام النجاسات، م ۲۲ - ۲۱؛ تحریر، ج ۱، فی احکام النجاسات، م ۱؛ رساله، م ۱۳۶ - ۱۳۵.
۲- عروه، ج ۱، فی احکام النجاسات، م ۲۵؛ تحریر، ج ۱، فی احکام النجاسات، م ۱؛ هدایه، ج ۱، ص ۱۱۱، م ۵۵۴، ص ۱۱۲، م ۵۵۶.
۳- عروه، ج ۱، فی احکام النجاسات، م ۲۴؛ رساله، م ۱۳۷.
۴- عروه، ج ۱، فی غایات الوضوء، م ۱۸، فی احکام النجاسات، م ۲۱.
۵- عروه، ج ۱، فی احکام النجاسات، م ۲۲؛ تحریر، ج ۱، فی احکام النجاسات، م ۵؛ رساله م ۱۳۸؛ هدایه، ج ۱، ص ۱۱۳، م ۵۶۲.
۶- عروه، ج ۱، فی احکام النجاسات، م ۲۳ رساله، م ۱۳۹.
۷- عروه، ج ۱، فی احکام النجاسات، م ۲۸؛ رساله م ۱۴۰.
۸- عروه، ج ۱، فی احکام النجاسات، م ۲۸؛ تحریر، ج ۱، فی احکام النجاسات، م ۱؛ هدایه، ج ۱، ص ۱۱۲، م ۵۵۶.
۹- عروه، ج ۱، فی احکام النجاسات، م ۲۹.
۱۰- عروه، ج ۱، فی احکام النجاسات، م ۲۷.
۱. خوئى(ره): بنابر احتیاط نمازخواندن در چنین مکانی صحیح نیست. (رساله، م ۸۹۳).
۲. امام خمینى(ره).
۳. خوئى(ره): در حرمت فعلِ مزبور، شکی نیست و بعید نیست که بعضی از مراتب آن، موجب کفر باشد اما حکم به بطلان نماز مطلقاً مبنی بر احتیاط است. (عروه).
۴. امالى، ص ۳۴۵، ح.
۵. خوئى(ره): نجس کردن خط و ورق قرآن در صورتی که مستلزم هتک باشد، بدون اشکال حرام است، و اگر نجس شود باید فوراً آن را آب بکشند، بلکه بنابر احتیاط واجب در غیر فرضِ هتک نیز نجس کردن آن حرام و آب کشیدن واجب است. (رساله، م ۱۳۶).
۶. امام خمینى(ره) و گلپایگانى(ره): (تحریر؛ هدایه، ج ۱، ص ۱۱۲، م ۵۵۵).
۷. گلپایگانى(ره): و نجس کردن کتب احادیثِ ائمه معصومین - علیهم السلام - بنابراحتیاط واجب حرام است اگر نگوئیم اَقوی است. (هدایه، ج ۱، ص ۱۱۲، م ۵۵۵).
۸. خوئى(ره): گذاشتن قرآن روی عین نجس مانند خون و مردار، اگرچه آن عین نجس خشک باشد حکم نجس کردن آن را دارد. یعنی اگر مستلزم هتک قرآن باشد، بی اشکال حرام است؛ بلکه بنابر احتیاط واجب در غیر فرض هتک نیز حرام است. (رساله، م ۱۳۸ - ۱۳۶).
۹. خوئى(ره): ملاکِ درحرمت، صدق هتک است، و گاهی هتک در بعضی افراد متنجس هم صدق می کند بلکه در بعضی از افراد طاهر نیز صدق می کند. (عروه).
۱۰. امام خمینى(ره) و گلپایگانى(ره).
۱۱. خوئى(ره): نوشتنِ قرآن با مرکبِ نجس اگرچه یک حرف آن باشد، حکم نجس کردن آن را دارد، یعنی در صورتی که مستلزم هتک باشد، بی اشکال حرام است و در غیر فرضِ هتک، بنابر احتیاط واجب حرام است. (رساله، م ۱۳۹ و ۱۳۶).
۱۲. گلپایگانی و اراکى(ره): دادن قرآن به کافر، حرام و گرفتن قرآن از او واجب است. (رساله، م ۱۴۰، رساله،م ۱۳۸).
- خوئى(ره) در صورتی که دادن قرآن به کافر، مستلزم هتک باشد حرام و گرفتن از او واجب است. (رساله، م ۱۴۰).
۱۳. اراکى(ره): بنابر احتیاط واجب. (رساله، م ۱۳۹).
۱۴. امام خمینی (ره).
۱۵. امام خمینى(ره) و مراجع مورد نظر در مسأله جواز تطهیر قرآن غیر، بدون اجازه مالک اشکال کرده اند، مگر در صورتی که تطیهرنکردن موجب بی احترامی شود و اجازه گرفتن از مالک نیز ممکن نباشد (ولو به خاطر این که اجازه نمی دهد. گلپایگانى). (عروه).
۱۶. خوئى(ره): در این نحوه ضمانت، اشکال است، بلکه ممنوع است؛ بله نجس کننده ضامِن نقصی است که به واسطه اصلِ تنجیس حاصل می شود. (عروه).
- گلپایگانى(ره): بلکه ضامن نقصی است که به واسطه اصل تنجیس حاصل می شود...(عروه).
فصل ششم احکام میت، وصیت و ارث در ارتباط با قرآن
بخش اول: میت وقرآن
الف - نوشتن قرآن بر کفن میت
۱- مستحب است که تمامی قرآن و دعای جوشن کبیر و صغیر، برکفن نوشته شود. البته بهتر بلکه احوط(۱) آن است، در جایی نوشته شود، که مطمئن باشد از نجاست و آلوده شدن محفوظ می ماند.(۲)
(بنابراحتیاط واجب، باید از نوشتن آنها بر جاهایی که عرفاً بی احترامی به آنها محسوب می شود، خودداری کرد.)(۳)
ب - گذاشتن قرآن در قبر
۱- یکی ازمواردی که نبش قبر جایزاست، آن است که چیزی ازمال خود میت که به ورثه او رسیده با او دفن شده باشد و ورثه راضی نشوند که آن چیز در قبر بماند، بلی اگر وصیت کرده باشد که دعا یا قرآن یا انگشتری را با او دفن کنند در صورتی که وصیتش بیش از یک سوم مال اونباشد(۴) برای بیرون آوردن اینها نمی توانند قبررا بشکافند.
ج - قرائت قرآن بر میت ومحتضر
۱- سزاوار است که مومن تا زنده است برای خودش قبری آماده کند، و خوب است که داخل قبر شود و در آن قرآن بخواند.
۲- مستحب است برای راحت شدن محتضر، بربالین او سوره مبارکه (یس) و (الصافات) و (احزاب) و (آیةالکرسى) وآیه پنجاه و چهارم از سوره (اعراف) ، (اِنّ رَبّکم اللّه الذی خَلَقَ ... ) وسه آیه آخر سوره (بقره) بلکه هرچه از قرآن ممکن است بخوانند.
۳- مستحب است کسی که میت را درقبر می گذارد چنین بگوید: (بسم الله و بالله و علی ملّة رسول الله و اناللّه واناالیه راجعون) و سپس سوره (حمد) ، (آیةالکرسى) ، (معوذتین) و (توحید) و همچنین در حالی که رو به قبله است هفت مرتبه سوره (قدر) را بخواند.
۴- مستحب است بعد از دفن میت، کسانی که حاضرند برسر قبر میت بنشینند و در حالی که انگشتان دست را باز کرده اند درخاک قبر فرو برند و هفت مرتبه سوره (قدر) را بخوانند.
۵- مستحب است هر وقت انسان به یاد میت می افتد (انالله واناالیه راجعون) بگوید و همچنین برای او قرآن بخواند.
۶- مستحب است کسی که به زیارت قبورمومنین می رود قرآن بخواند و همچنین مستحب است که دست خود را بر قبر بگذارد و در حالی که روبه قبله است هفت مرتبه سوره (قدر) و همچنین سوره (حمد) و (معوذتین) و (آیةالکرسى) هر کدام را سه مرتبه بخواند و نیزمستحب است قرائت سوره (یس).
استفتاهایی از آیة الله العظمی گلپایگانی (ره)
۷- س: کفن هایی که به آنها آیات قرآن نوشته شده، اغلب می گویند که نباید به بدن میت پوشید وباید همانطور زیرسرمیت گذاشت و یا آن که روی میت کشیده شود، وعده دیگر می گویند اول کفن سفید که آیات قرآن ندارد و بعد کفنی که آیات قرآن دارد پوشیده شود، حال اگرچلوار یافت نشود آیا به تنهایی ممکن است کفن نوشته به آیات را بر میت پوشاند یا خیر و با این وصف بی احترامی به آیات قرآن نمی شود.
ج: احتیاطاً باید به طوری که کفنهای نوشته شده با دعا وآیات قرآن به بدن میت پوشانده شود که یقین به نجس شدن آنها حاصل نشود بلکه درمعرض نجس شدن هم نباشد، به این نحو که وقتی میت درقبر قرار می گیرد، نوشته، طرف چپش باشد.
۸- س: جملاتی ازقرآن مجید وادعیه که بر کفن می نویسند، گرچه شسته شود ولی آثارش بماند اشکال دارد یا نه.
ج: مانعی ندارد ولی مراعات کنند که زیر بدن میت واقع نشود.
۹- س: آیا گذاشتن قرآن در قبرهمراه میت با عقیده پاک - ولو وصیت خود او باشد - جایز است یا نه.
ج: اگر طوری است که از آلوده شدن به رطوبات محفوظ باشد وهتک نباشد به قصد تبّرک مانعی ندارد.
۱۰- س: کسی که دربرنامه های مذهبى، اهل عمل نیست ولی مسلمان است اگر بالین او و سر قبراو قرآن بخوانند فقط برای خواننده ثواب دارد، یا برای میت هم ثوابی دارد.
ج: قرائت قرآن و اهداء ثواب آن به میت مومن اگرچه معصیت کارباشد برای او مفید است.
بخش دوم: وصیت به قرائت قرآن
استفتاهایی ازآیة الله العظمی گلپایگانی (ره)
۱- س: شخصی وصیت کرده است که باقمیانده ثلث مالش، درشبهای جمعه صرف تلاوت قرآن شود و این کار مشکل است، چون باقیمانده ثلث زیاد است، و اگر این پول برای فقط قرآن خواندن آن هم در شبهای جمعه مصرف شود مشکل است، دراین صورت اجازه می فرمایید این پول مصرف سخنرانیها و گفتن تفسیرقرآن و غیره شود یا خیر.
ج: در مورد سوال باقمیانده ثلث باید طبق وصیت صرف قرآن خوانی در شبهای جمعه شود، و اجازه و اذن بر خلاف وصیت صحیح نیست.
۲- س: شخصی وصیت کرده مال الاجاره دکان ملکی او را بعد از فوتش تا ده سال ماهی چهل تومان به شخص معینی بدهند جهت نماز و روزه و قرآن، ولی یکی از ورثه می خواهد سهم خودش را اخذ کند و به هر کسی که میل دارد بدهد آیا اجازه می فرمایید یا نه.
ج: خلاف وصیت جایز نیست، به نحوی که وصیت نموده باید عمل نمایند واگر نزاع موضوعی در بین باشد مرافعه شرعیه لازم است.
۳- س: شخصی فوت نموده ونسبت به ثلث اموال خود وصیت کرده و مصارفی هم جهت صوم وصلوة از ثلث تعیین نموده و بقیه از ثلث را مقررنموده که درتعلیم و تربیت اولاد صغار او مصرف شود که قرآن یاد بگیرند و عین عبارت وصیت نامه به این شرح است (مابقی ثلث را درتعلیم وتربیت صغار صرف نمایید تا قرآن خوان شوند) در خلال این مدت در عمل به وصیت نامه ازطرف ورثه با وصی مخالفت شده و درنتیجه گذشت زمان موضوع تعلیم و تربیت صغار که فعلاً کبار شده اند منتفی شده، حالیه همان صغار که فعلاً کبیرند می گویند: ازعبارت وصیت نامه که فوقاً اشاره شد، این طور استنباط می شود که مبلغ باقیمانده ازثلث حق ماست و باید به ما برسد چه در تعلیم وتربیت ما صرف شود یا نشود در این صورت نظرمبارکتان را مرقوم فرمایید که این باقیمانده از ثلث باید به آنها پرداخت شود یا نه.
ج: ظاهراً مقدار باقمیمانده ثلث ملک همه ورثه است و باید (کما فَرَضَ الله) بین آنها تقسیم شود ولی اگرامکان دارد که صرف تعلیم قرآن به همان صغاری که فعلاً کبار شده اند بشود و همه ورثه رضایت بدهند بهتر است.
بخش سوم: پسربزرگتر و ارث بردن قرآن (حَبوَه)
۱- قرآن و انگشتر و شمشیر میت ولباسی که می پوشیده (یا برای پوشیدن گرفته و دوخته است اگرچه نپوشیده باشد)(۵) مال پسربزرگتر است واگر میت از این چهار چیز بیشتر از یکی دارد مثلاً دو قرآن یا دو انگشتر دارد چنانچه مورد استعمال است یا برای استعمال مهیا شده مال پسربزرگتر است.(۶)
۲- اگرپسر بزرگ میت بیش از یکی باشد مثلاً از دو زن او، دریک وقت دو پسر به دنیا آمده باشد باید لباس و قرآن وانگشتر و شمشیر میت را بطور مساوی بین خودشان تقسیم کنند.
استفتاهایی از آیةالله العظمی گلپایگانی (ره)
۳- س: قرآن قیمتی که به خط کوفی نوشته شده و تمام ورقهای آن پوست آهو می باشد، آیا حبوه محسوب می شود یا خیر.
ج: ظاهراً این گونه قرآن که قیمت زیاد دارد و جزء نفایس محسوب می شود حبوه نیست و همه ورثه درآن شریک هستند.
فهرست ومنابع فصل ششم
میت وقرآن
الف) نوشتن قرآن برکفن میت:.
۱- عروه، ج ۱، فی مستحبات الکفن؛ تحریر، ج ۱، فی مستحبات الکفن؛ هدایه، ج ۱، ص ۷۴، م ۳۷۲.
ب) گذاشتن قرآن درقبر:.
۱- عروه، ج ۱، فی مستثنیات حرمة النبش، م ۷؛رساله، م ۶۴۳.
ج) قرائت قرآن بر میت ومحتضر:.
۱- عروه، فی مستحبات الدفن، م ۱۶.
۲- عروه، فیمایتعلق بالمحتضر؛رساله، م ۵۳۹.
۳- عروه، فی مستحبات الدفن، م ۶۲۹.
۴- تحریر، فی مستحبات الدفن؛رساله، م ۶۳۰؛هدایه، ج ۱، ص ۸۷، م ۴۲۹.
۵ - عروه، فی مستحبات الدفن؛رساله، م ۶۳۳.
۶ - عروه، فی مستحبات الدفن.
۷- مجمع، ج ۱، ص ۹۳، س ۳۷.
۸- مجمع، ج ۱، ص ۹۳، س ۳۹.
۹- مجمع، ج ۱، ص ۹۷، س ۵۹.
۱۰- مجمع، ج ۱، ص ۱۱۱، س ۱۱۳.
وصیت به قرائت قرآن:.
۱- مجمع، ج ۲، ص ۲۹۶، س ۸۴۷.
۲- مجمع، ج ۲، ص ۲۹۷، س ۸۴۹.
۳- مجمع، ج ۲، ص ۳۰۵، س ۸۷۰.
پسر بزرگتر و ارث بردن قرآن:.
۱- تحریر، ج ۲، کتاب المواریث، الامرالخامس؛ رساله، م ۲۷۸۰.
۲- رساله، م ۲۷۸۱.
۳- مجمع، ج ۳، ص ۱۸۰، س ۳۷.
۱. در عروه چنین آمده است: (بهتر آن است که برای ایمنی ازآلوده شدن، ادعیه مذکور و قرآن برکفن نوشته نشود بلکه آنها را بر قطعه ای جداگانه بنویسند و روی سینه یا بالای سرمیت قراردهند) و مراجع دیگر هم اظهار نظر نکرده اند.
۲. گلپایگانی (ره): و موجب هتک حرمت ومنافی با احترام آنها نیست. (هدایه).
۳. امام خمینی (ره).
۴. در رساله آیةالله خوئی (ره)، این قید موجود نیست.
۵. امام خمینی (ره) و اراکی (ره)، (رساله).
۶. آیات عظام خوئى، گلپایگانی و اراکى(ره): اگراز این چهار چیز (به نظر آقای خوئی (ره) سه چیز اول) بیشتراز یکی دارد، مثلاً دو قرآن یا دو انگشتر دارد احتیاط واجب آن است که پسر بزرگ درآنها با ورثه دیگر مصالحه کند.
فصل هفتم چند بحث دیگر (وقف، نذر، استخاره، تزیین، خرید و فروش و...)
وقف نمودن قرآن کریم
۱- هر چیزی که استفاده از آن با بقای عین آن، با شرائطش صحیح باشد، وقف نمودن آن صحیح است مانند قرآن،کتاب، زمین، خانه، لباس و....
۲- انسان می تواند از پول زکات، قرآن یا کتاب دینی یا کتاب دعا بخرد و وقف نماید، اگرچه برای اولاد خود و برکسانی وقف کند که خرج آنان بر او واجب است و نیز می تواند تولیت وقف را برای خود یا اولاد خود قرار دهد.
۳- اگرکتاب یا مصحف یا غیراینها در دست شخصی باشد و او ادعای ملکیت آن را دارد ولی بر آن نوشته شده که وقف است به مجرد چنین نوشته ای حکم به وقفی بودن آن نمی شود. پس خریدن از او جایز است، ولی ظاهراً وجود چنین نوشته ای در آن عیب و نقص محسوب می شود، پس اگردر حال خریدن بر مشتری مخفی بوده، برای او خیار فسخ می باشد.
استفتاهایی از آیةالله العظمی گلپایگانی (ره)
۴- س: قرآن خطی که وقف خاص است و باید مورد استفاده اولاد معینی قرار بگیرد با داشتن متولی شرعى، (زید) مأذوناً قرآن را پیش (عمرو) موسس کتابخانه اى، به عنوان ودیعت نهاده تا از مطالب مندرجه در ظَهر (پشت) قرآن مذکور و خصوصیات آن استفاده نموده، بعد به طرف رد کند وموسس مزبور سهواً آن را جزو مصحفهای کتابخانه قرارداده و در تحت شماره بیرون آورده است آیا بر زید واسطه و یا متولی شرعى، حق مطالبه آن هست یا نه و آیا جایز است با عدم رضایت متولّی و وقف خاص بودن، درکتابخانه عمومی مورد استفاده قرار گیرد.
ج: درفرض سؤال که مصحف شریف مزبور وقف خاص بوده، باید مطابق وقف عمل شود و نگاه داشتن آن برخلاف وقف است و اذن متولی جایز نیست.
۵- س: یک جلد کلام الله مجید را کسی وقف برمحلّ معینی نموده ولی چون کلام الله در آن محل خیلی جمع شده این قرآن به کلی از استفاده افتاده است در این صورت جایزاست انتقال به محل دیگری بدهند یا نه.
ج: در صورتی که هیچ مورد استفاده نمی باشد، ببرند محل دیگر از آن استفاده شود، اشکالی ندارد.
۶- س: دفن اوراق قرآن، و کتب موقوفه که مورد استفاده نیستند چه صورت دارد.
ج: برای حفظ از هتک مانعی ندارد.
استفتایی از حضرت امام خمینی (ره)
۷- س: تبدیل قرآن و کتب وقف شده درمساجد به اَحسَن چه صورت دارد.
ج: تا موقعی که قابل استفاده است فروش و تبدیل آن جایزنیست.
۸- س: احتراماً معروض می دارد: بعضی از اشخاص خیّر، قرآن کریم را به صورت جزوه به مساجد برای قرائت اهداء می کنند و در جلد جزوه ها، وقفنامه یا عکس واقف را می چسبانند. بعضی از اشخاص، این وقفنامه ها یا عکس اشخاص را پاره می کنند و بیرون می ریزند، درشرع مقدس اسلام این کار چه حکمی دارد.
ج: اهدای جزوه ها مانعی ندارد و کسی حق ندارد وقفنامه را پاره کند و بیرون بریزد.
استفتاهایی از آیةالله العظمی اراکی (ره)
۹- س: در وقفنامه آمده است (معلمی که بچه را تعلیم می دهد باید روزی دو جزء قرآن بخواند)، آیا مباشرت لازم است یا می تواند نایب بگیرد.
ج: بعید نیست استفاده مباشرت نه استنابه.
نذر و سوگند به قرآن
۱- سوگند ، با قسم به نام پیامبر (ص) وائمه اطهار (ع) و بقیه نفوس مقدّس و معظّم، و به قرآن کریم و کعبه شریف وبقیه مکانهای محترم منعقد نمی شود، بلکه فقط با یکی از اسمهای خداوند مانند (خدا) و (اللّه) منعقد می گردد.
۲- واضح است که اگرکسی نذرکند که قرآن بخواند، خواندن قرآن بر وی واجب می شود اما اگر نذر کند که قرآن نخواند مگر با وضو (یعنی هرقرائتی را که انجام می دهد با وضو باشد)(۱) در این هنگام قرائت قرآن بر او واجب نیست، لکن اگرخواست قرائت کند واجب است وضو بگیرد، اما اگر نذر کند که قرآن بخواند و با وضو هم باشد دراین هنگام واجب است هم وضو بگیرد و هم قرائت قرآن نماید.
اگر نذر کند که جایی از بدن خود را به خط قرآن برساند، وضو گرفتن نیز بر او واجب می شود.
استخاره با قرآن
استفتایی از حضرت امام خمینی (ره)
۱- س: می خواستم بدانم اصلاً استخاره با تسبیح یا قرآن، یا استخاره (ذات الرقاع) از نظر اسلام در مسائل مهم زندگی مثل ازدواج وتصمیم گیریهای مهم صحیح است یا نه.
ج: مشورت با خداوند متعال واستخاره از طرق مأثوره برای رفع تحیّر اشکال ندارد.
۲- س: آیا استخاره درست است و وقتی که یک عمل خیری پیش آمد و استخاره کردیم و بد آمد، استخاره ملاک عمل است و باید به آن اعتقاد داشت و آیا واقعاً استخاره درست می گوید.
ج: (استخاره) ازاصول اعتقادی نیست که اعتقاد به آن لازم باشد و در مورد تحیر به قصد رجاء مانع ندارد.
۳- آیا در همه موارد می توان به قرآن استخاره کرد، یا موارد خاصی دارد، فی المثل در مورد طلاق گرفتن یا نگرفتن می شود استخاره کرد یا نه ودیگراین که اگر شخصی استخاره کند و به آن عمل نکند چگونه است .
ج: استخاره الزام نمی آورد.
قرائت در مساجد و زیارتگاهها
۱- مساجد و زیارتگاهها از مشترکات بوده و عموم مسلمین درآنها شریک می باشند و دراستفاده از آنها همه مساوی هستند، پس اگر کسی برای نماز یا عبادت یا زیارت یا قرائت قرآن یا دعا یا حتی تدریس و وعظ و ... به جایی ازمسجد یا زیارتگاه سبقت گیرد کسی حق مزاحمت او را ندارد.
حدیثی درباب قرائت قرآن در مساجد.
عن النبی (ص): (ما جَلَسَ قَوم فی مَسجدٍ مِن مَساجِد اللّه تعالی یَتلُونَ کِتابَ اللّه وَ یَتَدارَسوُنهَ اِلّا تَنَزَّلَت عَلیهم السَکینَة، وَغَشِیتهم الرحّمَة، وَذَکَرَهُم اللّه فیمَن عِندَه ...)(۲)
از رسول اکرم (ص) نقل است که فرمود: (هیچ گروهی نیست که در یکی از مساجد خدای متعال نشسته و به تلاوت و تدریس کتاب خدا مشغول شوند مگر اینکه آرامش برایشان نازل می شود و رحمت الهی آنان را فرا می گیرد و خداوند متعال آنها را در زمره کسانی که نزد اویند یاد می کند.).
تزئین قرآن با طلا و نقره
۱- استعمال قاب قرآن اگر از طلا ونقره باشد اشکال ندارد.
حدیثی در تزئین قرآن به طلا.
عَن محمّدبن الورّاق قالَ: عَرضتُ عَلی اَبی عبدِاللّه (ع) کتاباً فیِهِ قرآن مُخَتَّم مُعَشَّر بالذَّهَبِ وَ کُتِبَ فی آخِرِهِ سُورَة بِالذَهَبِ، فَأرَیتُهُ اَیّاهُ، فَلَم یَعِب فیهِ شَیئاً اِلّا کِتابَةَ القُرآنِ بِالذَهَبِ وَ قال: (لا یُعجِبُنی أن یُکتَبَ القُرآنُ اِلّا بِالسَّوادِِ کَما کُتِبَ اَوَّلَ مَرَّةِ.)(۳)
محمدبن ورّاق گوید: (کتابی را که قرآن در آن بود و با آب طلا مهرگذاری و عشرگزاری شده بود به امام صادق (ع) عرضه نمودم و درآخرش یک سوره قرآن با آب طلا نوشته شده بود و آنرا به حضرت نشان دادم، هیچ عیب و نکوهشی از آن نکرد جز از نوشتن قرآن با آب طلا و فرمود: خوش ندارم که قرآن جز با مرکبّ سیاه نوشته شود، آنچنان که اولین بار نوشته شده است.
مالکیت کافر بر قرآن
۱- کافرمالک قرآن کریم نمی شود و بنابراین هبه قرآن کریم (بخشیدن آن) به کافر و همچنین وصیت به اینکه قرآن به کافر تعلق گیرد صحیح نیست.
استفتاهایی ازدفتر آیةالله العظمی اراکی (ره).
۲- س: فروختن قرآن کریم به کافر جایز است یا خیر و بطور کلی آیا کافر مالک قرآن می شود یا نه (با توجه به این که در حال حاضر جهت آشنایی بیشتر جهانیان با قرآن کریم این کتاب مقدس به زبانهای مختلف چاپ و در اختیار ملل مختلف جهان قرار می گیرد) فروختن قرآن به کفار بدین منظور چه حکمی دارد.
ج: چنانچه قرآن را به آنها بدهند و پول درمقابل واگذاری گرفته شود، بی اشکال است.
خرید و فروش قرآن
استفتاء از دفتر آیة الله العظمی اراکی (ره)
س: خرید وفروش قرآن کریم چه حکمی دارد و به چه نحو می بایست انجام گیرد.
ج: بهتراست خریدو فروش نشود و پول درمقابل واگذاری گرفته شود.
فهرست منابع فصل هفتم
وقف نمودن قرآن:.
۱- تحریر، ج ۲، کتاب الوقف، م ۳۱.
۲- رساله، م ۱۹۸۲.
۳- تحریر، ج ۲، کتاب الوقف، م ۹۶.
۴- مجمع، ج ۲، ص ۳۵۹، س ۱۰۳۳.
۵- مجمع، ج ۲، ص ۴۱۳، س ۱۱۸۶.
۶- استفتائات، ج ۲، ص ۳۷۰، س ۸۸.
۷- استفتائات، ج ۲، ص ۳۸۳، س ۱۱۹.
نذر و سوگند به قرآن:.
۱- تحریر، ج ۲، کتاب الیمین، م ۵.
۲- عروه، ج ۱، فی غایات الوضوء، م ۲.
۳- رساله، م ۳۱۶.
استخاره با قرآن:.
۱- استفتائات، ج ۲، ص ۲۸، س ۷۳.
۲- استفتائات، ج ۲، ص ۲۸، س ۷۴.
۳- استفتائات، ج ۲، ص ۲۹، س ۷۶.
قرائت در مساجد و زیارتگاهها:.
۱- تحریر، ج ۲، کتاب احیاء الموات والمشترکات، م
۱۹- ۱۵.
تزیین قرآن با طلا ونقره:.
۱- رساله، م ۲۳۳.
مالکیت کافر بر قرآن:.
۱- تحریر، ج ۳، ص ۹۹، م ۱، کتاب الهبة، ص ۱۶۹، م ۱۶.
۲- استفتاء مستقل.
خرید و فروش قرآن:.
۱- استفتاء مستقل.
۱. امام خمینی (ره).
۲. درراللئالى، ج ۱، ص.
۳. اصول کافى، ج ۲، ص ۶۲۹، ح.
فهرست لغات و اصطلاحات
(الف)
اباحه:
در لغت، به معنای اظهار و اعلان است و در اصطلاح، یکی از احکام تکلیفی پنچگانه است و به معنای مختار بودن شخص در ترک یا انجام فعل می باشد؛ به تعبیر برخی از علماء، اباحه تخییر شرعی است بین فعل یا ترک عملی بدون اینکه ثواب یا عقابی برفعل یا ترک آن مترتّب باشد.
(اجرت:)
مزد.
(اجنبى:)
بیگانه، زن اجنبى: زن نامحرم.
(اجیر:)
مزدور، شخصی که در برابر گرفتن مزدی متعهد انجام عملی می شود.
(احتیاط:)
این اصطلاح درمورد مسائلی به کار می رود که تکلیف قطعی و یقینی آن معلوم نباشد، مثلاً هرگاه امر دایر باشد بین وجوب و اباحه یا وجوب واستحباب چیزى، احتیاط درانجام عمل است؛ و اگر دَوَران بین حرمت و اباحه باشد احتیاط در ترک آن است. احتیاط روشی است که موجب احاطه کامل و اطمینان انسان به رسیدن به واقع است.
(احتیاط ترک نشود:)
این اصطلاح در هر موردی که فتوایی از فقیه نسبت به آن مورد ذکر نشده، به معنای احتیاط واجب است والاّ اگر در همان مورد فتوایی ذکرشده باشد به معنی تأکید برحسن احتیاط است.
(احتیاط مستحب:)
احتیاطی است غیر فتوای فقیه و لذا رعایت آن الزامی نیست.
(احتیاط واجب:)
امری مطابق با احتیاط است که فقیه، همراه آن فتوا نداده است. در چنین مسائلی مقلد می تواند به جای عمل به نظریه مرجع تقلید خود، به نظریه مجتهد دیگری که بعد از مجتهد خودش اعلم است، عمل کند.
(احوط:)
مطابق با احتیاط، نزدیک به احتیاط، انجام آن دارای ثواب است و درموردی به کار می رود که مدرک حکم فعلاً در دست مجتهد نیست و برای فرار از مخالفت با واقع احتیاط می کند.
(اخفا:)
در لغت به معنای مخفی کردن وپوشاندن آمده است، و درتجوید عبارت است از ادای نون ساکن با حالتی بین اظهار وادغام؛ نون ساکن در غیر از حروف حلقى، یرملون وحرف باء (حروف مابقى) اخفا می شود.
(اخفات:)
آهسته، مقابل جهر؛ نمازهای اخفاتى، به نماز ظهر و عصر گفته می شود که حمد و سوره آن آهسته خوانده می شود.
(ادعیه مأثوره:)
دعاهایی که از رسول اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) نقل شده است.
(ادغام:)
در لغت به معنای ادخال و داخل نمودن است، و در تجوید عبارت است از حذف یک حرف ساکن و مشدد نمودن حرف بعدى؛ لذا ادغام همیشه موجب مشدد شدن حرف می شود.
(استخاره:)
در لغت طلب خیرنمودن است.
(استخاره ذات الرقاع:)
نوعی از استخاره که بر تکه هایی از کاغذ اِفعَل و برتکه های دیگر لاتَفعلَ می نویسند و آنها را زیر سجاده می گذارند، پس از خواندن نماز و دعای مخصوص، از آن تکه های کاغذ برداشته و هر چه از امریا نهی به دست آید به آن عمل می کنند. (رجوع شود به حاشیه مفاتیح الجنان بحث نماز استخاره ذات الرقاع).
(استعاذه:)
درلغت به معنای (پناه بردن) و دراصطلاح عبارت است از، گفتن (اَعوذُ بالله مِنَ الشیطان الرّجیم).
(استعلاء:)
در لغت به معنی میل به بلندی و برتری طلبی آمده است و در اصطلاح تجوید عبارت است از میل ریشه زبان به طرف سقف دهان در هنگام تلفظ حرف؛ دراثر این صفت، حرف حالت پرحجم و درشتی به خود می گیرد که به این حالت (تفخیم) می گویند. حروف استعلاء هفت حرف است (ص، ض، ط، ظ، خ، غ، ق).
(استفتاء:)
طلب فتوا کردن، فتوا پرسیدن، سؤال از نظر مجتهد درباره حکم شرعی مسأله.
(استیجار:)
اجاره کردن، به مزدوری گرفتن.
(اشباع:)
درلغت، سیرکردن و پرکردن را گویند و در اصطلاح، خواندن فتحه یا کسره یا ضمه است به طوری که حرف مناسب آن به وجود آید یعنی از فتحه (الف) وا زکسره (ى) و از ضمه (و) تولید شود.
(اشکال:)
یعنی این مبنای مجتهد یا دلیلش تام و تمام نیست، بلکه مبتلا به اشکال است.
(اظهار:)
درلغت آشکار کردن، پدیدار کردن و بیان کردن است و در اصطلاح عبارت است از، ادای حرف از مخرج آن، اگر نون ساکن به یکی از حروف حلقی برسد، اظهار می شود، یعنی دقیقاً از مخرج خود ادا می شود.
(اظهر:)
ظاهرتر، مساعدتر و هماهنگ تر با دلایل مربوط و روشن تر از نظر تطبیق با ادله فتوا.
(اعاده:)
از سرگرفتن، دوباره انجام دادن کار.
(اقتدا کردن:)
پیروی کردن، تقلید کردن و پیروی از امام جماعت، نماز گزاردن پشت سر پیشنماز.
(اقوی این است:)
نظر قوی بر این است، فتوا این است. گاهی گفته می شود: (الاَقوی ذکلَ و اِن لَم یَخِلُ عن اشکالٍ) این تعبیر هم در مقام بیان فتوا است. منتهی دلیل آن خیلی قطعی و محکم نیست بلکه قابل خدشه است.
(التفات:)
توجه کردن، رو کردن.
(اِماله:)
در لغت میل دادن و برگردانیدن را گویند و در اصطلاح میل دادن فتحه به کسره است، به طوری که (الف) صورت (ى) پیدا کند، مانند کتیب که اماله کتاب است.
(اَنسب:)
در موردی به کار می رود که حکمی مناسب با اصول و قواعد شیعه باشد.
(انصراف:)
برگشتن، بازگشتن.
(اوجه:)
یعنی دلیل هر دو قول خوب است ولی دلیل یکی از آن دو وجیه تر است.
(اولى:)
سزاوارتر، بهتر.
(ایماء:)
اشاره کردن.
(ب)
(باطل:)
بی اثر.
(بدل:)
عوض، جانشین، هرچه به جای دیگری واقع شود.
(بعید است:)
فتوا بر طبق آن نیست.
(بعید نیست:)
فتوا این است (مگر این که قرینه ای بر خلاف آن در کلام باشد).
(ت)
(تأنّى:)
آهستگى، به آهستگی و آرامی کاری را انجام دادن، درنگ کردن.
(تبرّک:)
برکت یافتن، برکت جستن، مبارک شمردن.
(تجوید:)
در لغت به معنای تحسین، نیکو کردن و نیکو گرداندن می باشد و در اصطلاح قرائت عبارت است از درست ادا کردن هر حرف از نظر مخارج، صفات و احکام آن حرف.
(تحیّر:)
سرگردانى، حیران شدن.
(ترقیق:)
در لغت مترادف با کلمه تخفیف است و به معنای سبک کردن و رقیق نمودن آمده است. از نظر تجویدی عبارت است از: نازک و رقیق تلفظ کردن حرف، به طوری که دهان از صدای آن پر نمی شود؛ بر خلاف تفخیم. اگر حرکت ما قبل لام لفظ جلاله (اللّه) کسره باشد، لام ترقیق می شود.
(تطهیر:)
پاک کردن، چیزی را با آب شستن و پاکیزه ساختن.
(تعزیه:)
روضه خوانی و عزاداری برای هر یک از امامان (ع) خصوصاً برپا داشتن مجلس عزا برای حضرت امام حسین(ع).
(تعظیم:)
بزرگ داشتن، احترام کردن، بزرگ کردن.
(تفخیم:)
در لغت بزرگ شمردن و بزرگداشت را گویند و از نظر تجویدی عبارت است از درشت و غلیظ تلفظ نمودن حرف، حالتی است در صدای حرف که گویا دهان از آن پر می شود. به درشت و پرحجم تلفظ کردن (لام) به جای تفخیم، (تغلیظ) گویند؛ حرف (لام) در لفظ جلاله (اللّه) اگر ماقبل آن فتحه یا ضمه باشد تغلیظ می شود.
(تکبیرةالاحرام:)
گفتن الله اکبر در شروع نماز، که به واسطه آن انسان داخل در نماز می شود و بر او کارهایی که منافی با نماز است، حرام می گردد.
(تلبیه:)
اجابت کردن، (لبیک ) گفتن در مناسک حج.
(تلذّذ:)
لذت بردن.
(تلقین:)
فهماندن و یاد دادن کلامی به کسى، مطلبی را زبانی به کسی گفتن و فهماندن، کسی را وادار به گفتن کلامی کردن.
(تمکّن:)
توانایى.
(تولیت:)
ولىّ و سرپرست قرار دادن؛ تولیت در وقف یعنی تصدّی اداره امور وقف؛ متولّی وقف کسی است که متصدی امور وقفی باشد.
(ج)
(جاهل قاصر:)
جاهلی که در جهلش مقصر نیست، یعنی در شرایطی است که امکان دسترسی به حکم خدا برای او وجود ندارد، یا اصلاً خود را جاهل نمی داند.
(جاهل مقصّر:)
جاهلی که در جهلش مقصّر است، جاهلی که امکان آموختن مسائل و احکام الهی را داشته ولی کوتاهی نموده است.
(جنابت:)
جُنُب شدن.
(جنب:)
کسی که به واسطه خروج منی یا جماع غسل بر او واجب شده باشد.
(جهر:)
آشکار کردن، بلند کردن آواز، با صدای بلند چیزی را خواندن؛ نمازهای جهرى، به نماز صبح، مغرب و عشا گفته می شود که بر مردان واجب است حمد و سوره این نمازها را بلند بخوانند.
(چ)
(چلوار:)
نوعی پارچه نخی نازک سفید و آهاردار.
(ح)
(حائض:)
زنی که در حال عادت ماهیانه است.
(حَبوَة:)
در لغت بخشیدن است و در اصطلاح فقهی به اموال ویژه پدر گفته می شود که بعد از مرگش به پسر بزرگتر وی می رسد، مثل قرآن، شمشیر و انگشتر.
(حجارى:)
سنگ تراشى.
(حدث اصغر:)
هر امری است که موجب وضو برای نماز می شود و آنها عبارتند از:
۱- بول،
۲- غائظ،
۳- رویح،
۴- خواب کامل،
۵- اموری که زایل کننده عقل است،
۶- استحاضه.
(حدث اکبر:)
هر امری که موجب غسل برای نماز شود مانند جنابت، مس میت و حیض.
(حرام:)
ممنوع؛ چیزی که انجام آن شرعاً سبب مذمت و نکوهش گردد، و یا امری که فعل آن موجب عقاب و عذاب گردد؛ هر عملی که از نظر شرعی ترکش لازم است.
(حَرَج:)
مشقت و سختى.
(حرمت:)
حرام بودن، آنچه که حفظ و نگهداری و محترم داشتن آن واجب است.
(حروف حلقى:)
حروفی که از مخرج حلق ادا می شوند و عبارتند از: (ء، ه، ع، غ، ح، خ).
(حرف مقارب:)
دو حرف را مقارب یا متقارب (نزدیک به هم) گویند وقتی که در مخرج یا صفات نزدیک به هم باشند. مانند: (د، ج) یا (ق، ک).
(حرف مماثل:)
دو حرف را مماثل یا متماثل (مثل هم) گویند وقتی که در مخرج و صفات کاملاً مشترک باشند و این تنها در هر حرف نسبت به خودش وجود دارد. مانند: (م، م) یا (س، س).
(حروف یرملون:)
عبارتند از (ى، ر، م، ل، و، ن).
(حکم تکلیفى:)
عبارت است از احکام خمسه، یعنی وجوب، حرمت، استحباب، کراهت و اباحه.
(حکم وضعى:)
حکمی است که تکلیفی نباشد بلکه در تکلیف یا متعلق آن دخالت داشته باشد یا فقط در کلام شارع به آن حکم اطلاق شده باشد لذا احکامی نظیر، صحت، بطلان، نجاست، جزئیت، شرطیت، سببیت، مانعیت، عزیمت، رخصت، زوجیت و ملکیت را حکم وضعی گویند.
(حُُلّه:)
جامه، لباس نو، جامه بلند که بدنی را بپوشاند.
(حیض:)
قاعدگى، عادت ماهیانه زنان.
(خ)
(خالی از قوت نیست:)
فتوا این است (مگر اینکه در ضمن کلام قرینه ای به غیر این معنی باشد).
(خالی از وجه نیست:)
فتوا این ا ست (مگر اینکه در ضمن کلام قرینه ای به غیر این معنی باشد).
(خطور:)
به یاد آمدن، گذشتن به ذهن.
(خیار (خیار فسخ):)
اختیار برهم زدن معامله؛ در کلمات فقها عبارت است از ملک فسخ عقد به این معنا که عاقد - در شرایط خاصی - مخیّر بین امضا (قبول) و فسخ عقد می باشد.
(د)
(دعای جوشن کبیر:)
دعایی است عظیم الشأن مشتمل بر هزار اسم از اسمای الهی (رجوع شود به کتاب مفاتیح الجنان).
(ر)
(رخوة:)
در لغت، نرمى، سستی و آسانی را گویند، و در اصطلاح تجویدی رخوه یا رخاوة ضدّ شدّت و عبارت از، جریان داشتن صوت یا هوا در خلال تلفظ حرف، و حروفی که دارای این صفتند و آن حروف عبارتند از: (ث، ح، خ، ذ، ز، س، ش، ص، ض، ظ، غ، ف، و، ه، ى).
(ریا:)
نشان دادن و وانمود کردن چیزی از اعمال حسنه، یا خصال پسندیده، یا عقاید حقه به مردم برای منزلت پیدا کردن در قلوب آنها و اشتهار پیدا کردن پیش آنها به خوبی و صحّت و امانت و دیانت بدون قصد صحیح الهى.
(ریبه:)
تردید، بدگمانى؛ نگاه به ریبه یعنی نگاه فتنه انگیز و از روی شهوت.
(س)
(سبیل الله:)
راه خدا، هر کار نیکی که در راه خدا انجام دهند.
(سجده:)
پیشانی بر زمین گذاشتن برای عبادت یا اظهار فروتنى.
(سجده تلاوت:)
سجده ای که به واسطه قرائت آیات سجده دار انجام می شود.
(سور عزائم:)
سوره هایی که در آنها آیه ای که سجده واجب دارد قرار دارد و آنها چهار سوره اند (فصلّت)، (نجم)، (سجده)، (علق).
(سهو:)
فراموش کردن، غفلت کردن، فراموشی و غفلت.
(ش)
(شدّت:)
در لغت، سختى، صلابت و قوت را گویند، و در اصطلاح تجویدی عبارت است از حبس شدن جریان صوت یا هوا در خلال تلفظ حرف؛ حروفی که دارای صفت شدّت هستند عبارتند از: (ء، ب، ت، ج، د، ط، ق، ک).
(ص)
(صحیح:)
بی عیب و نقص؛ خبر صحیح خبری است که سند آن متصل به معصوم شود و در تمام طبقات شخص عادل و ضابطی از مثل خودش آن را نقل کرده باشد.
(صغار:)
جمع صغیر به معنای خرده و کوچک؛ اولاد صغار: فرزندان کوچک.
(ض)
(ضامن:)
کفیل، ملتزم، عهده دار غرامت.
(ضمانت (ضَمان):)
تعهد و التزام مالی شخص برى ء الذمه برای شخص دیگر؛ در این صورت تعهد کننده را ضامن و صاحب حق (طلبکار) را مضمون له می گویند.
(ضیق وقت:)
تنگی وقت، در مقابل سعه وقت.
(ط)
(طفل ممیز:)
بچه ای که خوب و بد را از یکدیگر تشخیص دهد.
(طواف:)
پیرامون چیزی گشتن، دور زدن، و در شرع عبارت است از: دور زدن گرد خانه خدا؛ طواف، رکنی از ارکان حج است.
(طهارت:)
در لغت به معنای پاکی و نظافت و نزاهت است و در اصطلاح فقها، حالتی است که در نتیجه وضو و غسل یا تیمم بدل از غسل و وضو در انسان حاصل می شود.
(ظ)
(ظاهر این است:)
فتوا این است (مگر این که در کلام قرینه ای بر غیر این معنا باشد).
(ع)
(عُجب:)
خودبینی و خودپسندى؛ و در اصطلاح، بزرگ شمردن عمل صالح وکثیر شمردن آن و مسرور شدن و ابتهاج نمودن به آن و خود را از حد تقصیر خارج دانستن است؛ اما مسرور شدن به آن با تواضع، فروتنی کردن از برای خدای تعالی و شکر ذات مقدس حق کردن بر این توفیق و طلب زیاده کردن، عجب نیست بلکه عملی ممدوح است.
(عدول:)
بازگشتن، برگشتن، رجوع کردن.
(عرف:)
عادت، معتاد و متعارف مردم.
(عشرگذارى:)
قرآن را ده آیه ده آیه علامت گذاری کردن.
(عمداً:)
انجام کاری از روی قصد و نیت، مقابل سهواً.
(عین نجس:)
آن چه که به خودی خود نجس باشد، بدون اینکه به واسطه تماس با چیز دیگری نجس شده باشد، مثل خون و مردار.
(غ)
(غسل:)
شستن، شستشو دادن؛ و در اصطلاح شرع شستشوی تمام بدن است با کیفیت مخصوص، و آن بر دو نوع است: ارتماسی و ترتیبی (برای توضیح بیشتر به رساله های عملیه مراجعه شود)،.
(غلاف:)
پوشش، پوشینه، آنچه که چیزی در آن جا بگیرد و پوشیده شود، پوشش چیزی مثل جلد کتاب و نیام شمشیر.
(غنا:)
کشیدن، کشش آواز که مشتمل بر ترجیع (بالا و پایین بردن صوت) مطرب باشد؛ در تعریف غنای حرام، بین فقها اختلاف است.
(غنّه:)
صوتی است که از فضای بینی خارج شود؛ هرگاه نون ساکن به یکی از چهار حرف (ى، م، و، ن) برسد بایستی در هنگام ادغام، بخش عمده صوت از فضای بینی خارج شود، این حالت را (ادغام با غنّه) گویند.
(ف)
(فُرادا:)
تنهایی و جدایى؛ نماز فرادا نمازی است که شخص به تنهایی بخواند نه به جماعت.
(ق)
(قارى:)
خواننده؛ جمع آن قرّاء است.
(قرائت:)
خواندن؛ اصطلاحاً به خواندن حمد و سوره نماز اطلاق می شود.
(قرائات سبعه:)
قرائات هفتگانه قرآن که از هفت قاری معروف به نامهاى، (نافع)، (ابن کثیر)، (عاصم)، (حمزه)، (کسایى)، (ابوعمر) و (اِبن عامر) نقل شده است.
(قربات:)
کارهایی که موجب تقرب به خداوند متعال می شوند.
(قصد رجاء:)
آن است که شخص به قصد این که فعلش مقبول درگاه الهی باشد، با چنین امیدی آن را انجام دهد.
(قصد قربت:)
تصمیم برای نزدیک شدن به مقام رضا و قرب الهى.
(قصد انشاء:)
تصمیم به ایجاد یک امر اعتباری مانند: خرید و فروش همراه با ادای کلمات مربوط.
(قصد ورود:)
یعنی به قصد آن که فلان فعل یا ذکر در شریعت وارد شده آن را انجام دهد.
(قضاء:)
به جا آوردن عملی که فوت شده است در خارج وقت آن، مانند قضاء روزه یا نمازهای یومیه.
(قلیله:)
یکی از اقسام خون استحاضه در مقابل کثیره و متوسطه.
(ک)
(کثیره:)
یکی از اقسام خون استحاضه است، در مقابل قلیله و متوسطه.
(کراهت:)
یعنی فعل به نحوی باشد که ترک آن بهتر است، هرچند انجام آن هم منعی ندارد. غالباً کراهت در امور عبادی به معنای کمی ثواب آنهاست.
(کفایت و عدم کفایت:)
کافی بودن و کافی نبودن.
(کما فرض الله:)
آنگونه که خداوند واجب کرده است.
(ل)
(لازم:)
واجب؛ اگر مجتهد دلیل الزامی بودن امری را از آیات و روایات استفاده کند به طوری که بتواند آن را به شارع نسبت دهد، تعبیر به (واجب) می کند و اگر الزامی بودن آنرا از جای دیگری نظیر ادله عقلی استفاده کند به طوری که استناد آن به شارع میسّر نباشد، تعبیر به (لازم) می کند. این تفاوت بین احتیاط واجب و احتیاط لازم نیز وجود دارد، بنابراین در مقام عمل برای مقلّد بین لازم و واجب فرقی نیست.
(لَحَد:)
گور، شکافی در گور که جای سر مرده است.
(لیلةالدفن:)
شب دفن، اولین شبی که میت در قبر گذارده می شود و مدفون می گردد. یکی از مستحبات این شب خواندن نماز لیلةالدفن (نماز وحشت) برای میت است (رجوع شود به نماز لیلةالدفن).
(م)
(مأثور:)
نقل شده (رجوع شود به ادعیه مأثوره).
(مال الاجاره:)
اجرت، مزد، مالی که در مقابل عمل اجیر به وی پرداخت می شود.
(مباح:)
امری که فعل و ترک آن مساوی باشد و از نظر شرعی نه ممدوح است و نه مذموم.
(مبطل:)
باطل کننده عبادت، جمع آن مبطلات است.
(متابعت:)
پیروی کردن.
(متأذى:)
آزار رسیده، اذیت دیده.
(متمکّن:)
کسی که توانایی و مکنت دارد.
(متنجس:)
هرچیزی که ذاتاً پاک است ولی در اثر برخورد مستقیم یا غیرمستقیم با شی ء نجس آلوده شده است.
(متوسطه:)
یکی از اقسام خون استحاضه است در مقابل قلیله و کثیره.
(مثوبت:)
پاداش، جزا، جزای عمل خیر.
(مجزی است:)
کافی است، کفایت می کند، ساقط کننده تکلیف است و انجام آن موجب رفع تکلیف از انسان است.
(محتضر:)
کسی که در دم مرگ و در حال جان دادن است، بیماری که در حال جان کندن است.
(مُحدث:)
فاقد طهارت، کسی که حدثی از او سر زند (رجوع شود به حدث اکبر و حدث اصغر).
(محل نظر است:)
در جایی است که مجتهد فتوایی نمی دهد و توقف می کند که گفته می شود محل نظر و دقت است.
(محل اشکال است:)
اشکال دارد؛ صحت و تمامیت آن مشکل است (مقلّد می تواند در این مسأله به دیگری مراجعه کند).
(محل تأمل است:)
باید احتیاط کرد (مقلّد می تواند در این مساله به دیگری مراجعه کند).
(محو:)
نابود کردن، زدودن، از بین بردن.
(مدّ:)
در تجوید عبارت است از: امتداد بیش از میزان طبیعی صوت در حروف مد؛ حروف مد الف، واو و یاء، و سبب مد همزه و سکون می باشد. مانند ج آءَ، دآبَّه.
(مرافعه:)
شکایت کردن از کسی و نزد قاضی بردن او برای محاکمه و داورى.
(مرقوم:)
نوشته شده.
(مردار:)
حیوانی که خود به خود مرده یا بدون شرایط لازم کشته شده است.
(مسّ:)
مالیده شدن دو چیز به هم، دست مالیدن.
(مس میت:)
رساندن جایی از بدن به بدن انسانی که از دنیا رفته است.
(مستحاضه:)
زنی که در حال استحاضه است. (به رساله های عملیه مراجعه شود.).
(مستحب:)
فعلی که انجام آن خوب است و دارای ثواب، ولی ترک آن موجب عقاب نمی شود.
(مستلزم:)
چیزی که لازمه چیز دیگر است، آن چه که چیز دیگری را لازم دارد.
(مستمع:)
شنونده، گوش دهنده.
(مشروط:)
شرط شده، آن چه که مقید به شرطی باشد.
(مصالحه(صلح):)
سازش و توافق طرفین؛ در اصطلاح فقهی آن است که انسان با دیگری سازش کند که مقداری از مال یا منفعت مال خود را ملک او کند، یا از طلب، یا حق خود بگذرد.
(مصحف:)
کتاب، نامه ها و اوراقی که آنها را در یک جلد جمع کرده باشند؛ به معنی قرآن نیز استعمال می شود؛ جمع آن مصاحف است.
(مطرب:)
به طرب آورنده.
(مطلقاً:)
به طور کلى، ابداً، بدون هیچ قید و بندى.
(مقارن:)
نزدیک، همراه.
(مکروه:)
عملی که کراهت دارد (رجوع شود به کراهت).
(مکلَّف:)
(با فتح لام) انسان بالغ عاقل را گویند که به سن تکلیف رسیده است.
(مناط:)
ملاک، میزان، قاعده؛ و در اصطلاح مناطِ حکم یعنی علت حکم.
(منع است:)
در انجام آن چیز انسان ممنوع است و اجازه انجام آن را ندارد.
(منوط:)
وابسته، معلّق.
(معظم امامیّه:)
نزدیک به اتفاق و گروه زیادی از امامیّه (علمای شیعه و دوازده امامى).
(ممیّز:)
خردسالی که خوب و بد را تمیز می دهد.
(منسوخ:)
نسخ شده، از بین رفته.
(مواضع هفتگانه:)
هفت عضوی که هنگام سجده روی زمین قرار می گیرند، شامل پیشانى، دو کف دست، سرانگشتان بزرگ دوپا و سر زانوها.
(موافق احتیاط:)
فتوایی که به احتیاط نزدیکتر باشد.
(موالات:)
پشت سرهم آوردن، به نحوی که فاصله زیاد و غیرمتعارفی بین آن اجزاء یا افعال صورت نگیرد.
(میّت:)
مرده، جسد بی جان انسان.
(ن)
(نایب:)
جانشین، کسی که به نیابت دیگرى، کاری را انجام دهد.
(نبش قبر:)
شکافتن قبر.
(نجس:)
پلید، ناپاک.
(نزاع:)
گفتگو و کشمکش، جنگ و ستیز.
(نفایس:)
جمع نفیس، به معنای گرانمایه و مرغوب.
(نَفساء (یا نُفَساء):)
زن در حال نفاس را گویند. نفاس، خونی است که زن هنگام زائیدن یا بعد از آن تا مدت ده روز می بیند.
(نماز اخفاتى:)
رجوع شود به اخفات.
(نماز استسقاء:)
نماز مستحبی است که برای طلب باران خوانده می شود و کیفیت آن شبیه نماز عیدفطر و قربان است. برای توضیح بیشتر به تحریرالوسیله حضرت امام مراجعه شود.
(نماز جعفر طیار:)
از جمله نمازهای مستحبی است دارای فضیلت و اهمیت بسیار، و آن چهار رکعت است با دو تشهد و سلام و افضل اوقات خواندن آن ابتدای روزجمعه هنگام بالاآمدن خورشید است کیفیت و احکام آن در تحریرالوسیله حضرت امام و مفاتیح الجنان آمده است.
(نماز غفیله:)
یکی از نمازهای مستحبی است که بین نماز مغرب و عشا خوانده می شود. کیفیت آن در رساله های عملیه آمده است.
(نماز لیلةالدفن:)
یا نماز وحشت؛ دو رکعت نماز که مستحب است در شب اول قبر برای میت بخوانند. کیفیت آن در رساله های عملیه و حاشیه مفاتیح الجنان ذکر شده است.
(نَهج:)
راه آشکار و روشن.
(نیت:)
قصد.
(و)
(واقف:)
وقف کننده.
(ودیعت:)
امانت؛ مالی که نزد غیر گذارند تا آن را حفظ نماید.
(ورثه:)
جمع وارث، کسانی را گویند که بعد از مردن شخصی از او ارث می برند.
(ه)
(هبه:)
عطا و بخشش، اصطلاحاً تملیک عین است بدون عوض و بدون اعتبار قصد قربت.
(هتک:)
بی احترامى، پرده دری نسبت به چیزى.
(همزه قطع:)
همزه ای که اگر در وسط کلام واقع شود ساقط نگردد و خوانده شود مثل همزه باب افعال.
(همزه وصل:)
همزه ای که اگر در وسط کلام واقع شود ساقط گردد مثل همزه إبن، و إسم.
فهرست منابع متن
قرآن کریم.
عروة الوثقی ج ۱ و۲، آیة الله محمدکاظم یزدی (با حواشی آیات عظام خمینى، خوئى، گلپایگانى، اراکى).
غایة القصوی درترجمه عروة الوثقى، شیخ عباس قمی.
تحریرالوسیله ج ۱و۲، آیة الله العظمی سید روح الله الموسوی الخمینى(ره).
استفتائات ج ۱و۲، آیة الله العظمی سید روح الله الموسوی الخمینى(ره).
رساله توضیح المسائل، آیة الله العظمی سید روح الله الموسوی الخمینى(ره).
رساله توضیح المسائل، آیة الله العظمی شیخ محمدعلی اراکى(ره).
رساله توضیح المسائل، آیة الله العظمی سیدابوالقاسم خوئى(ره).
رساله توضیح المسائل، آیة الله العظمی سیدمحمدرضا گلپایگانى(ره).
مجمع المسائل ۳ جلد، آیة الله العظمی سیدمحمدرضا گلپایگانى(ره).
هدایة العباد، آیة الله العظمی سیدمحمدرضا گلپایگانى(ره).
استفتائات ویژه مناسک حج، آیة الله العظمی شیخ محمدعلی اراکى(ره).
ترجمه تحریر الوسیله ۴ جلد، محمدباقرموسوی همدانی.
احکام بانوان، محمد وحیدی.
چند استفتاء مستقل از دفتر آیة الله العظمی اراکى(ره).
استفتایی مستقل از دفتر آیة الله العظمی گلپایگانى(ره).
مناسک حج، آیة الله العظمی سید روح الله الموسوی الخمینى(ره).
استفتائات، آیة الله العظمی شیخ محمدعلی اراکى(ره) .







