فرهنگ مصادیق:آبروی مؤمن در روایات

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۸ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۱۸ توسط Golafshan (نظرات | مشارکت‌ها) (پانویس)

پرش به: ناوبری، جستجو
آبروی مؤمن در روایات

مقدمه

آبرو در لغت به معنای ناموس و شرف و اعتبار و ... آمده و انسان به خاطر کرامت ذاتی که دارد جانشین خداوند متعال در روی زمین شده و از طرفی فرشتگان هم مامور به سجده کردن برای انسان شدند تا جایی که ابا کننده از آن از درگاه الهی رانده شد . بنابراین نفس این انسان محترم است و شایسته احترام .
از نظر اسلام حفظ جان ، مال و آبروی مردم و حتی اندیشه آنان محترم است و احترام به ناموس دیگران را بسیار مهم می‌شمارد . امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند : حرمت مؤمن از حرمت کعبه بالاتر است . به گونه‌ای که مال مؤمن را دارای حریمی چون خودش در نظر گرفته‌اند . اسلام عزیز آبروی مسلمان را بسیار ارزشمند می‌داند و ریختن آن را بسیار خطرناک و گناهی بزرگ شمرده است . متاسفانه در جامعه ما چیزی که نزد برخی‌ها ارزش ندارد همین آبروی مسلمان است که آن را خیلی راحت مورد تاخت و تاز قرار می‌دهند و خود و دیگران را گرفتار عذاب الهی می‌کنند .
آبروی مؤمن محصول یک عمر زندگی ، تلاش و سختی است و تمام سرمایهٔ او می‌باشد . اما این امر مهم که در آیات و روایات اسلامی تأکید بسیاری به آن شده است ممکن است در اثر جهالت و یا غرض ورزی عده‌ای در یک لحظه از دست برود ، چیزی که جبران آن بسیار مشکل است و حتی ممکن است هیچگاه جبران نشود .
لذا توجه به آموزه‌های دینی و عواملی که باعث ریختن آبروی مؤمن می‌شود بسیار ضروری به نظر می‌رسد چرا که دقت در آیات و روایات نشان می‌دهد که که خداوند توجه بسیاری به آن داشته تا جایی که هر چیزی که زمینه ریختن آبروی مؤمن می‌شود صراحتا به آن اشاره شده و از آن نهی شده است .

تعریف آبرو

آبرو در لغت به معنای ۱. عرق ، خوی ، آب رخ ، آب روی ۲. اعتبار ، قدر ، جاه ، شرف ، عرض و ناموس است . و در اصطلاح آبروی کسی را ریختن : وی را مفتضح کردن ، او را مفتضح نمودن[۱].
عرض جمع اعراض است به معنی تبار و حسب و نسب و شرف و امثال اینها که مایهٔ فخر و مباهات است ، آبرو ، ناموس ، شرف ، قدر ، مقام و اعتبار [۲].

اهمیت حفظ آبروی مؤمن

پوشاندن زشتی و بدی و قبیح و عیب ، از نعمت‌های بزرگ و احسان‌های عظیم و الطاف بی بدیل حق دربارهٔ عبد است . و باید دانست وقتی خدای مهربان در دنیا بدی و زشتی بندهٔ مومنش را می‌پوشاند و آبرویش را میان مردم حفظ می‌کند ، قطعا در قیامت به بندهٔ مؤمنش و گنهکار بازگشت کننده به درگاهش توجه بیشتری خواهد کرد ، و زشتی و بدی اش را بیش از پیش پرده پوشی خواهد نمود .
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند : از خداوند درخواست کردم که در روز حساب حساب رسی امت را به خودم واگذار کند که بندگان اگر لغزشی داشتند آبروی من پیش پیامبران پیشین نرود . خداوند پاسخ داد حساب آنها را خودم به عهده می‌گیرم که اگر لغزشی داشتند آبرویشان پیش تو نرود .
با توجه به اینکه خداوند حفظ آبرو را به این اندازه مهم داشته که حتی نزد پیامبر خود نمی‌خواهد که آبروی بنده داش ریخته شود ، پس چکونه انسانها به خود اجازه می‌دهند که با آبروی یگذیگر بازی کنند .

توجه به اصل کرامت انسان

"لِلهِ عَزَّ و جَلَّ فی بِلَادِهِ خَمسٌ حُرَم ؛ حُرمَهٌ رَسولِ اللهِ و حُرمَهُ آلِ الرَّسولِ و حُرمَهُ کِتابِ اللهِ عَزَّ و جَلَّ و حُرمَهُ کَعبَهِ اللهِ و حُرمَهُ المُؤمِنِ "
مملکت خداوند بزرگ را پنج حریم است : حریم پیامبر (صلی الله علیه و آله) و حریم آل پیامبر و حریم کتاب خدای بزرگ و حریم کعبه الهی و حریم مؤمن "
از منظر قرآن کریم ، انسان نسبت به سایر مخلوقات از کرامت و جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و این کرامت در پرتو ایمان و تقوای الهی ایجاد می‌شود .
خداوند متعال در قرآن می‌فرمایند : " إنَّ أکرَمَکُم عِندَالله أتقَاکُم " به درستی که ارجمندترین شما نزد خدا ، پرهیزگارترین شماست .
بنابرین مؤمنان در نزد خداوند دارای کرامت و مرتبه‌ای بلند هستند و آنچه که سبب پایمال شدن این کرامت شود از نظر دین مذموم است .
روایت شده است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) رو به کعبه کرد و فرمود : " آفرین بر تو ای خانه ( خدا ) چقدر نزد خداوند بزرگی و حرمت داری ! اما به خدا سوگند که مؤمن ( نزد خداوند ) محترم تر از توست ، زیرا خداوند از تو یک چیز را حرام و محترم قرار داده است ، ولی از مؤمن سه چیز را : مالش ، جانش و گمان بد او .
مقدس‌ترین سرزمین کعبه مکرمه ( قبله گاه مسلمانان و نمازگزاران ) است ، به گونه‌ای که بدون توجه به آن نماز باطل است و حیوانی که به آن سو ذبح نشود ، حرام است . تکریم و احترام کعبه بر همه واجب و اهانت به آن ، حرام و گناه بزرگی است . هر کس نسبت به آن قصد سوء داشته باشد ( مانند ابرهه ) با لشکر شکست ناپذیر " طیر ابابیل " رو به رو خواهد شد ، ولی مؤمن بالاتر از کعبه قرار دارد .
بنابراین مؤمن حقیقی برای حفظ کرامت دیگران یا گمان نیکو با آنها برخورد می‌کند و به خود اجازه نمی‌دهد که از طریق وسوسه‌های شیطانی ، بدون هیچ دلیل محکم و استوار بدبین شود و با دیده حقارت به آن‌ها بنگرد .

لزوم حفظ آبروی مؤمن

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) : هر حسنه‌ای صدقه است و هر چیزی که مرد مسلمان از ثروت خود برای خود و خانواده اش انفاق کند ، برای او صدقه (نزد خدا) نوشته می‌شود و هر چیزی که شخص مسلمان به وسیلهٔ آن ، آبروی خود را حفظ کند ، برای او به خاطر حفظ کردنش ، صدقه نوشته می‌شود ."[۳].
ابو بصیر می‌گوید از امام باقر علیه السلام پرسیدم : مردی از یاران ما فقیر است و من می‌خواهم زکات خود را به او بدهم ، اما او شرم می‌کند که زکات بگیرد . آیا لازم است به او بگویم که این زکات اموال است ؟
حضرت در جواب فرمود : عملی که خدا بر تو واجب نموده انجام بده ولی مؤمن را خوار مکن [۴].
امام صادق (علیه السلام ) می‌فرمایند : هر کس از شما بتواند خداوند متعال را با دستی نیالوده به خون و اموال مسلمانان و زبانی سالم از لطمه زدن به آبروی آنان دیدار کند ، پس باید چنین کند [۵].
امام زین العابدین (علیه السلام) : هر که از لطمه زدن به آبروی مسلمانان خودداری کند ، خداوند عز و جل روز قیامت از لغزش او درگذرد [۶].

قیصر روم به کشیشی گفت : بالاترین حکمت چیست ؟ گفت : شناختن قدر خویش ، پرسید کاملترین عقل کدام است ؟ گفت از حدود علم تجاوز نکردن ، سؤال کرد : بیشترین حلم چیست ؟ گفت بردباری در مقابل دشنام ، پرسید : بالاترین نگهبان حیثیت چیست ؟ گفت نگهداشتن آبرو ....[۷].

دفاع از آبروی مومن

هر مسلمانی وظیفه دارد به اندازه توان خود ، آبروی برادر مومن خود را حفظ کند و نگذارد خدشه‌ای به آن وارد شود .
مردی در حضور رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از کسی بدگویی کرد ، در همان جا فرد دیگری از او دفاع کرد . حضرت فرمودند : " کسی که جلوی آبروریزی برادر مومنش را بگیرد ، از آتش دوزخ در امان است "
و در روایت دیگر است که فرمودند :
"کسی که در غیاب برادر (مسلمان) خود از او دفاع کند ، بر خداوند لازم است که او را از آتش جهنم محافظت کند ."[۸].
امام صادق علیه السلام فرمود : خدای بزرگ می‌فرماید هر که بنده مؤمنم را خوار سازد مرا به ستیز فرا خوانده است و هر که بندهٔ مؤمنم را بزرگ دارد از خشمم در امان ماند [۹].
و نیز در روایت آمده است که کسی که در مجلسی غیبت برادر خود را بشنود و در مقام رد آن بر آید و از او دفاع کند خداوند هزار نوع از شرور دنیا و آخرت را دور خواهد ساخت [۱۰].
بنابراین تنهاد نهی از غیبت کردن کافی نیست بلکه بر هر فردی لازم است که از برادران دینی خود دفاع کند و در حفظ آبروی آن‌ها بکوشد . یعنی بر هر مسلمانی لازم است انتقادها و عیب‌هایی را که به برادر دینی اش وارد می‌شود با توجیه صحیح و خداپسندانه دفع کند و زمینه شایعه پراکنی‌ها و اشاعهٔ فحشاء را از بین ببرد تا دیگر کسی جرأت نکند بدون

عوامل آبروریزی

اتهام

یکی از مواردی که باعث ریختن آبروی مومن می‌شود تهمت زدن به افراد است .
ابن ابی یعفور می‌گوید : امام صادق علیه السلام فرمود : هر که بر مرد یا زنی مؤمن به آنچه که در آن‌ها نیست افترا بندد خداوند او را در روز رستاخیز در "طینت خبال " برانگیزاند تا از سخنی که گفته به در آید . عرض کردم "طینت خبال" چیست ؟ فرمود : آب چرکینی که از فرج زنان بدکاره بیرون آید .
امام باقر علیه السلام روایت نموده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود : دشنام گویی به مؤمن ، هرزگی ، و پیکار با او کفر و خوردن گوشتش (باغیبت) نافرمانی خداست [۱۱].

حسادت

عده‌ای از مردم برای اینکه به اشخاص حسادت می‌برند به تحقیر کردن طرف مقابل می‌پردازند . و حتی گاهی شرم نکرده و در حضور او بدگویی می‌کنند . و با کمال تعجب این رفتار خود را پسندیده می‌شمارند و آن را صراحت لهجه نام می‌گذارند در صورتی که باید این صفت را بی حیایی نامید .
بی جهت آبروی بندگان خدا را بردن و نسبت به مردمی شریف بی احترامی روا داشتن ، جز بی شرمی ، چیز دیگری نیست . این افراد گاهی به صورت شوخی و استهزاء و متلک گفتن ، مقصود خود را انجام می‌دهند . بدگویی ناپسند است خواه در جلسه خصوصی باشد ، خواه در جلسات بزرگ ، خواه در روزنامه باشد خواه به صورت بیانیه در آید ؛ قبیح به هر لباس درآید قبیح است .

افراط در شوخی و خنده

در روایت آمده است که : مزاح ناروا و مسخرگی ، زبان را از اینگونه سخنان نگهدار که آبرو را می‌برد ، موجب سقوط و مایهٔ دشمنی است ، نهال عداوت در دلها می‌نشاند ، با کسی مزاح نکن و اگر با تو مزاح کردند جواب نده تا رشته سخن عوض شود ، از کسانی باش که با بزرکی از لغویات می‌گذرند [۱۲].
پیامبر اکرم(صلوات الله علیه و آله) می‌فرمایند : شوخی بیش از اندازه و بسیارآبرو را می‌برد خندهٔ زیاد ایمان را محو می‌کند.
عنبسهٔ عاید نقل می‌کند:شنیدم حضرت صادق(علیه السلام) می‌فرمود:خندهٔ بسیار آبرو را می‌برد[۱۳].
و حضرت صادق (علیه السلام )می‌فرماید : مبادا مزاح کنید که آبرو را می‌برد[۱۴].
و البته باید دانست که در این جا مطلق مزاح کردن منظور نیست، رعایت نکردن حد ومرزهای شوخی و خنده طبق فرمایشات معصومین(علیهم السلام)باعث ریختن آبرو می‌گردد.

استهزاء

خداوند متعای در سوره حجرات می‌فرمایند : لَا یَسخَر قَومٌ مِن قَومٌ[۱۵]. . یکدیگر را مورد مسخره و استهزاء قرار ندهید .
بی شک استهزاء مومن و برجسته کردن نقص‌های ظاهری او و سرزنش کردن انسان به خاطر خطاهایی که مرتکب شده و همچنین نگاه تحقیر آمیز به او باعث تحقیر و ریختن آبروی او می‌شود

تجسس

تجسس نیز از مواردی است که در قران به صراحت از آن نهی شده و حتی در هیچ موردی و در هیچ شرایطی انجام آن در زندگی شخصی افراد مجاز شمرده نشده و این صراحت در نهی دلالت بر گناه بودن آن دارد .
ارتباط بین تجسس و ریختن آبروی مومن به این صورت است که اگر شخصی در زندگی خصوصی مردم تجسس کند سعی می‌کند از تمام زوایای زندگی آنان آگاه شود و از هر مسئله‌ای که بدست آورد کنجکاوی او بیشتر می‌شود و بازگو کردن این مسئل به افراد دیگر ممکن است باعث هتک حرمت شخص و افشای مسائلی شود که شخص به آن راضی نیست .

عیب گویی

یکی از مهم‌ترین راه‌های حفظ آبروی برادر دینی ، پوشیدن کاستی‌های اوست . و به همین دلیل خداوند متعال که از عیان و نهان بشر آگاه است ، ستار العیوب است و عیوب مردم را برملا نمی‌کند پس چگونه بر انسانی که خود از عیوب عاری نیست جایز است که به عیوب مردم بپردازد و سعی در برملا کردن نواقص آن‌ها و بدنام کردن و آشکار کردن خطاهای او باشد .
روزی حضرت عیسی(علیه السلام) از حواریون خود سؤال کردند، اگر شما در جایی ببینید یکی از دوستان و برادرانتان هنگام خواب لباسش کنار رفته و مقداری از عورتش ظاهر شده است، آیا سعی می‌کنید که او را بپوشانید و یا این که عورتش را بیش تر مکشوف می‌سازید؟ آنها در پاسخ گفتند: روشن است، سعی می‌کنیم عورتش را بپوشانیم. حضرت فرمودند: خیر، شما این کار را نمی‌کنید، بلکه همه آن را نمایان می‌کنید. آنها از این سخن حضرت عیسی(علیه السلام) تعجب کردند، اما متوجه شدند که در این پرسش و پاسخ سرّی نهفته است. حضرت عیسی(علیه السلام) با این کار می‌خواستند به یاران و شاگردانشان بفهمانند که حق مؤمن بر مؤمن این است که عیب او را بپوشاند و نه تنها آن را بازگو نکند، بلکه اگر می‌تواند پرده پوشی هم بکند تا آبرویش محفوظ بماند[۱۶].
بنابراین اگر انسان کار بدی از کسی سراغ دارد نه تنها نباید از او غیبت کند و بدی او را برای دیگران بازگو نماید، بلکه باید سعی کند که این عیب مکشوف نشود و مکتوم باقی بماند؛ یعنی خطایی که از او سر زده در بین مردم و مسلمان‌ها زبان به زبان پخش نگردد.
امام صادق علیه السلام می‌فرمایند : کسی که به منظور عیب جویی و ریختن آبروی مومن و این که او را از نظر مردم بیندازد سخنی را نقل کند ، خداوند او را از ولایتش بیرون کرده ، به سوی ولایت شیطان می‌فرستد ولی شیطان هم او را نمی‌پذیرد [۱۷].
ابی برده گوید : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله با ما نماز گذارد و پس آنگاه شتاب ناک به پا خواست و به سوب در مسجد رفت و دست بر در نهاد و با صدایی بلند بانگ برداشت : ای ایمان آورندگان به زبان که ایمان در دلتان جای نگرفته ! عیبهای مؤمنان را نجویید ؛ زیرا هر که عیب‌های مؤمنان را بجوید خداوند نیز در پی عیب‌های او باشد و هر که خداوند عیب‌هایش را بجوید رسوایش سازد هر چند درون خانه اش باشد [۱۸].

غیبت

رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) فرمود : " کسی که راه رفت در غیبت برادرش و کشف سرّ او ، اول قدمی که بردارد در جهنم گذارد ، و کشف کند خداوند سرّ او را در بین خلایق "[۱۹].
و در روایت دیگر است که فرمودند : " شب معراج به قومی گذشتم که روی خود را با چنگالهایشان خراش می‌دادند و با آن صورت و سینه هایشان را می‌خراشیدند .. از جبرئیل پرسیدم این‌ها کیانند ؟ گفت : این‌ها کسانی هستند که گوشت‌های مردم را می‌خوردند (غیبت مردم را می‌کردند) و و دربارهٔ آبروی آن‌ها سخن می‌گفتند ."[۲۰].
بنابراین کسی که در دنیا به غیبت دیگران می‌پردازد و آبروی دیگران را می‌برد ، خداوند نیز در برزخ و قیامت او را مفتضح می‌گرداند ، و در جهنم نیز با رسوایی و بی آبرویی به سر خواهد برد .
امام صادق (علیه السلام) از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) روایت کردند که فرمودند : "ای گروهی که به زبان ایمان آوردید و ایمان به قلب شما وارد نشده ، مذمت نکنید مسلمانان را و جستجو نکنید قبایح مستورهٔ آنان را ؛ زیرا که کسی که عورات آن‌ها را جستجو کند ، خداوند جستجو کند عورات او را ؛ و کسی را که خدا جستجوی عورات او کند ، مفتضح کند او را اگر چه در خانه اش باشد "[۲۱].
خداوند متعال غیور است و هتک آبروی مؤمنان هتک حرمت الهی است و اگر انسانی بی حیایی را از حد گذراند و آبروی مؤمنی را ریخت خداوند هم آبروی او را می‌ریزد و عیوب پنهان او را که به لطف ستاریت خود پنهان داشته بود ، آشکار می‌کند و او را در بین مردم در دنیا و آخرت مفتضح می‌کند .
امام باقر علیه السلام می‌فرمایند : " رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در معراج عرض کرد : "ای پروردگار چگونه است حال مؤمن نزد تو ؟ فرمود : "ای محمد ، کسی که اهانت کند برای من دوستی را ، پس به تحقیق ظاهر شده است به محاربهٔ با من ؛ و من سریع تر هستم به سوی یاری کردن دوستان خودم از هر چه " [۲۲].

اظهار نیاز نزد مردم

یکی از عواملی که باعث ریختن آبروی افراد می‌شود اظهار نیاز و خواهش از مردم است که باعث شکسته شدن عزت و کرامت انسان می‌شود . در این جا اولین چیزی که آسیب می‌بیند ، خود حقیق انسان و کرامت و شخصیت اوست که در حدیث داریم که مؤمن حرمتی بالاتر از کعبه دارد .
و به همین دلیل است که در روایات اجازه هر کاری به مؤمن داده شده جز آنکه با درخواست و اظهار عجز خود را حقیر کند . به دلیل این که اظهار نیاز باعث از بین رفتن آبروست چنان که امام سجاد علیه السلام فرموده است : درخواست نیازها از مردمان مایهٔ خوار زیستن و از بین بردن حیا و کاسته شدن وقار است ، و این همان فقر نقد است ، و کم درخواست کردن از مردمان همان بی نیازی ( و توان گری ) نقد است [۲۳].
آبروی انسان حریمی است که چون فرو ریزد ، حرمتهای بسیاری شکسته شود . بنابراین بالاترین ستم انسان به خودش این است که حرمت و عزت خود را نگه ندارد و نباید کرامت انسانی و عزت ایمانی با ذلت تکدی شکسته شود .
امام صادق علیه السلام به یکی از خدمتگذاران خود که به محل کسب و کارش حاضر نشده بود و به سبب بیکاری آبرو و عزت او در مخطره قرار گرفته بود فرمود : " ای بنده خدا عزت خود را نگهدار " آن خدمتگذار گفت : "فدایت شوم عزت من در چیست ؟" فرمودند : " به بازار و محل کسب و کار خویش رفتن و کرامت خود را نگه داشتن "[۲۴].

عوامل حفظ آبرو

بخشش

حضرت علی (علیه السلام) : بخشندگی ، نگاهدارنده آبروست ، و شکیبایی دهان بند بی خردان ، و عفو زکات پیروزی و دوری کردن ، کیفر خیانت کار و مشورت چشم هدایت است [۲۵].
و در جای دیگر می‌فرمایند : بخیل‌ترین مردم در مال خویش بخشنده‌ترین آن هاست در آبروی خویش[۲۶].

درخواست نکردن

امام علی (علیه السلام) : آبروی تو یخی جامد است که درخواست آن را قطره قطره آب می‌کند ، پس بنگر که آن را نزد چه کسی فرو می‌ریزی ؟[۲۷].

دعا کردن

خدایا آبرویم را با بی نیازی نگهدار و با تنگدستی شخصیت مرا لکه دار مفرما ، که از روزی خواران تو روزی خواهم ، و از بدکاران عفو و بخشش طلبم ![۲۸].
ای خدای من تو را ستایش می‌کنم که چه بسیار عیبها و زشتیهای مرا پنهان ساختی ، و مرا مفتضح و رسوا نساختی ، و چه بسیار گناهانم را در پرده پوشانیدی ، و مرا میان خلق مشهور نگردانیدی ، و چه بسیار عیب و عارها که من مرتکب شدم و تو پرده دری نکردی ، و ننگ و عار آن را بر گردنم چون طوق نیفکندی ، و زشتی اش را بر دیده‌های همسایگانم و حسودان نعمت‌هایی که مرا دادی آشکار نگردانیدی [۲۹].

ترک جدل و نزاع

امام علی (علیه السلام) می‌فرمایند : " مَن ضَنَّ بِعِرضِهِ فَلیَدَعِ المِرَاءَ " هر کس از آبروی خود بیمناک است از جدال بپرهیزد [۳۰].

حق مسلمان بر برادرش

توجه به حقوقی که مسلمانان نسبت به یکدیگر دارند بسیار ضروری است لذا به حدیثی از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله در این زمینه اشاره می‌شود .
پیامبر اسلام (صلی اله علیه و آله)فرمود : مسلمان بر برادر مسلمانش سی حق دارد که برائت ذمه از آن حاصل نمی‌کند مگر به ادای این حقوق یا عفو کردن برادر مسلمان او :
لغزشهای او را ببخشد ، در ناراحتی‌ها نسبت به او مهربان باشد ، اسرار او را ذپنهان دارد ، اشتباهات او را جبران کند ، عذر او را بپذیرد ، در برابر بدگویان از او دفاع کند ، همواره خیرخواه او باشد ، دوستی او را پاسداری کند ، پیمان او را رعایت کند و در حال مرض از او عیادت کند .
در حال مرگ به تشییع او حاضر شود ، دعوت او را اجابت کند ، هدیه او را بپذیرد ، عطای او را جزا دهد ، نعمت او را شکر گوید ، در یاری او بکوشد ، ناموس او را حفظ کند ، حاجت او را برآورد ، برای خواسته اش شفاعت کند و عطسه اش را تحیت گوید .
گمشده اش را راهنمایی کند ، سلامش را جواب دهد ، گفته او را نیکو شمرد ، انعام او را خوب قرار دهد سوگندهایش را تصدیق کند ، دوستش را دوست دارد و با او دشمنی نکند ، در یاری او بکوشد خواه ظالم باشد یا مظلوم ، اما یاری او در حالی که مظلوم است به این است که او را در گرفتن حقش کمک کند ، او را در برابر حوادث تنها نگذارد ، آنچه از نیکی‌های برادر خود دوست دارد برای او هم دوست بدارد و آنچه از بدی‌ها برای خود نمی‌خواهد برای او نیز نخواهد [۳۱].

فهرست منابع

۱.انصاریان ، حسین ، شرح دعای کمیل ، انتشارات دارالعرفان ، چاپ سوم تابستان 1384.
۲.محمدی ری شهری ، محمد ، میزان الحکمه ، انتشارات سازمان چاپ و نشر دارالحدیث ، چاپ هشتم ، 1386.
۳.معین ، محمد ، فرهنگ فارسی معین ، انتشارات دیبا ، چاپ دوم ، 1386.
۴.لوییس معلوف ، المنجد ، محمد بندرریگی ، انتشارات ایران ، چاپ ششم ، 1386.
۵.میرزایی ، علی اکبر ، نهج الفصاحه ، انتشارات چاف ، چاپ ششم 1386.
۶.امام خمینی (ره) ، چهل حدیث ، موسسخ تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) ، چاپ سی ام ، 1383.
۷.شیخ رضی ، نهج البلاغه ، ترجمه محمد دشتی ، انتشارات الهادی ، چاپ بیست و هفتم 1384.
۸.معین ، محمد ، فرهنگ فارسی معین ، ج ۱ ، ص ، ۹۴ ، انتشارات نامن ، چاپ دوم ، قم.
۹.سیره نبوی "منطق عملی" ، ج ۲ ، مصطفی دلشاد تهرانی ،.
۱۰.ثواب الاعمال ، محمد بن علی ابن بابویه ، ترجمه صادق حسن زاده ،.
۱۱.گلچین صدوق ، محمدحسین صفاخواه ، ج ۱ ،.
۱۲.پندهای امام صادق علیه السلام به ره جویان صادق ، آیت الله مصباح یزدی ،.
۱۳.مکارم شیرازی ، ناصر ، تفسیر نمونه ، ج ۲۲ ، انتشارات دارالکتب الاسلامیه ، چاپ بیست و چهارم 1384.
۱۴.حسینی ، اعظم السادات ، سوء و ظن و حسن ظن به خدا و خلق در آیات و روایات ، انتشارات جامعه القران الکریم ، چاپ اول 1387.
۱۵.هاشمی رفسنجانی ، اکبر ، فرهنگ قرآن ، ج ۱ ، مؤسسه بوستان کتاب ، قم ، چاپ سوم 1386.
۱۶.امام زین العابدین ، ترجمه الهی قمشه‌ای ، مهدی ، انتشارات دیوان ، چاپ اول 1386.

پانویس

  1. معین ، محمد ، فرهنگ فارسی معین ، ج 1 ، ص ، 94 ، انتشارات نامن ، چاپ دوم ، قم
  2. لوییس معلوف ، المنجد ، ج 1 ، ص 1103
  3. نهج الفصاحه ، ص 13
  4. گلچین صدوق ، محمدحسین صفاخواه ، ج 1 ، ص 181
  5. محمدی ری شهری ، میزان الحکمه ، ج 7 ، ص 147
  6. همان
  7. جنتی ، احمد ، نصایح ، ج 1 ، ص 286
  8. نهج الفصاحه ، ص 12
  9. ثواب الاعمال محمد بن علی ابن بابویه ، ترجمه صادق حسن زاده ، ص549
  10. نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی ، محمدرضا مهدوی کنی ، ص 160
  11. ثواب الاعمال محمد بن علی ابن بابویه ، ترجمه صادق حسن زاده ، ص 553
  12. جنتی احمد ، نصایح ، ج 1 ، ص 287
  13. همان.ص 664
  14. همان
  15. سورهحجرات،آیه11
  16. پندهای امام صادق علیه السلام به ره جویان صادق ، آیت الله مصباح یزدی ، ص204
  17. مهدوی کنی ، محمدرضا ، نطفه‌های آغاز در اخلاق عملی ، 148
  18. ثواب الاعمال ، محمد بن علی ابن بابویه ، ترجمه صادق حسن زاده ، ص555
  19. چهل حدیث ، امام خمینی ، ص 304
  20. همان
  21. همان
  22. همان ص 305.
  23. سیره نبوی "منطق عملی" ، ج 2 ، مصطفی دلشاد تهرانی ، ص 179
  24. همان ، ص180.
  25. نهج البلاغه ، حکمت 211
  26. محمدی ری شهری ، میزان الحکمه ، ج 7 ، ص 146
  27. نهج البلاغه ، حکمت 346
  28. نهج البلاغه ، خطبه 225
  29. . صحیفه سجادیه ، دعای شانزدهم ، ص 87
  30. . نهج البلاغه ، حکمت 362
  31. تفسیر نمونه ، ج 22 لإ ص 183
منبع: وبلاگ یامین(پرشین بلاگ) - تاریخ برداشت : ۹۴/۱۱/۱۰
بازگشت به حفظ آبروی مؤمن