پرسش و پاسخ:پرسش های نظری

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۱ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۲۶ توسط Admin (نظرات | مشارکت‌ها)

پرش به: ناوبری، جستجو

محتویات

کسی که دو فریضه را ترک کند، در روایات به چه چیزی تشبیه شده است؟

پاسخ: امر به معروف و نهی منکر از فروع دین اسلام و اجراء آن باعث برپا شدن واجبات و از بین رفتن منکرات و برقراری امنیت و آسایش در جامعه می‌شود. زیرا از نظر اسلام جامعه انسانی یک واحد به هم پیوسته است که اگر جلوی میکروب‌های موجود در یک عضو گرفته نشود ناراحتی به سایر اعضاء سرایت خواهد کرد. امر به معروف و نهی از منکر به منزله واکسیناسیون جامعه و جلوگیری از ابتلاء به بیماری‌های روحی و روانی است. بر این اساس امر به معروف و نهی از منکر برای همه جوامع ضرورت تام دارد. مثال امر به معروف و نهی از منکر مثال جلوگیری از کار انسان نادانی است که سوار کشتی شده و قصد سوراخ کردن آن را دارد که اگر از این کار او جلو گیری نشود با سوراخ شدن کشتی، خود او و دیگر مسافران کشتی غرق خواهند شد. آیا اگر چنین فردی اعتراض کند که هیچ‌کس حق ندارد آزادی مرا سلب کند زیرا من تنها زیر صندلی مخصوص خود را که اختیار آن را دارم، سوراخ می‌کنم و تنها خودم غرق می‌شوم!!! کسی به اعتراض او توجه می‌کند؟ مسلماً کسی اعتراض او را نمی‌پذیرد زیرا همگان می‌دانند که سوراخ شدن یک نقطه از کشتی همان و غرق شدن همه کشتی با تمام سرنشینان هم همان؛ بنابراین اگر در جامعه‌ای امر به معروف و نهی از منکر ترک شود گناه و فساد یک نفر یا یک گروه به سایر افراد و سایر گروه‌ها نیز سرایت و جامعه‌ای را آلوده می‌کند. امر به معروف و نهی از منکر دارای شرایط و مراتب خاص خود است که از جمله شرایط آن الف: آمر و ناهی باید موارد معروف و منکر را بشناسد تا بتواند امر و نهی کند. ب: آمر و ناهی باید احتمال تأثیر بدهد و الا واجب نیست امر و نهی کند. ج: آمر و ناهی باید قدرت امر و نهی داشته باشد و جان یا مال معتنابه او در خطر نباشد. د: آمر و ناهی باید مراتب امر و نهی را رعایت کند یعنی اگر با یک نگاه کردن مقصود بر آورده می‌شود دیگر حرف نزد و اگر با صدای آرام مشکل حل می‌شود صدای خود را بلند نکند و... در آخر اینکه: هر چیز دارای نشانه است و حیات معنوی نیز نشانه‌های خاص خود را دارد که از جمله آنها، حساس بودن به موافقت و مخالفت یکتای بی‌همتاست. اگر کسی از چنین احساسی محروم باشد، در حقیقت حیات معنوی خود را از دست داده است. امیرمؤمنان (ع) فرمودند: «کسی که کار بد را به قلب و زبانش انکار نکند، مرده‌ای میان زنده‌هاست». ۱ ترک امر و نهی، نوعی موافقت با گناه و مخالفت با خدای تعالی است امام صادق (ع) فرمودند: «کسی که گناه را ببیند و با توانی که دارد از آن نهی نکند، دوست دارد معصیت خدا شود و کسی که دوست دارد معصیت خدا روی دهد، دشمنی خود را با خدا آشکار ساخته است». ۲ منبع: ۱. وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۰۴. ۲. مستدرک، ج۱۲، ص۱۷۷.

در بعضی از کشورها، که گاهی کشورهای متمدّن و پیشرفته هم هستند، به اقلّیت مسلمان ظلم‌هایی می‌کنند؛ مثلاً به دانش آموزان دختر با حجاب، یا بانوان محجّبه، اجازه درس خواندن و کارکردن نمی‌دهند و تبعیض قائل می‌شوند در حالی که ما به این رفتار اعتراض می‌کنیم که چرا در این کشورها اکثریّت نامسلمان، اعتقادات و روش‌های خود را بر اقلّیت مسلمان تحمیل می‌کنند، چرا در کشور خودمان خیلی اوقات اکثریّت مسلمان، احکام اسلام (مثل حجاب، گوش ندادن به موسیقی، و بعضی حلال و حرام‌های اسلامی را) را به اقلیّت نامسلمان و یا مسلمانان غیرمتعهّد تحمیل می‌کنند؟

پاسخ: نکاتی که در ذیل می­آید ما را در رسیدن به جواب یاری می­کند: ۱. ما اگر به جوامع پیشرفته مادی انتقاد می­کنیم که چرا بانوان مسلمان را مجبور به کشف حجاب می­کنند؛ از این باب است که به ظاهر آنها پذیرفته­اند که انسان در پوشش خود محدودیتی ندارد و ایجاد محدودیت برای فرد را از این جهت نپذیرفته­اند و اینگونه امور را احترام به فرد تلقی می­کنند و دیگران را هم به این امر می­خوانند، سؤال و اشکال ما اینست که آیا وضع قوانینی به منظور محدود کردن اختیار نوع پوشش دختران مسلمان منافاتی با سایر قوانین این کشورها ندارد و آیا چنین عملی در درون خود تناقض را به همراه ندارد و پارادوکسیکال نمی­باشد؟ در حالی که این مسئله در جامعه اسلامی چنین نیست؛ زیرا جامعه اسلامی ادعای آزادی انسان در هر شرایطی را ندارد؛ احکام اسلام تابع مصالح و مفاسد است و جامعه اسلامی احکام الهی اسلام را به عنوان قانون پذیرفته است و اسلام رعایت حریم­های الهی را در سطح جامعه به عنوان رعایت قانون جامعه لازم می‌داند. از دیدگاه ما حجاب مصونیت است نه محدودیت، در فضایی که حجاب رعایت می‌گردد، امکان بیشتری برای تعالی و رشد انسان فراهم می‌شود و ما حتی بی‌حجابی را برای جوامع پیشرفته همچون سم مهلکی تلقی می‌کنیم و معتقدیم که هر مقدار برهنگی بیشتر باشد، انسان از رسیدن به مقصدی که برای آن خلق شده است دورتر می‌شود. همین‌طور است ارتکاب سایر محرمات مثل نوشیدن شراب و... ۲. ممکن است گفته شود، از نظر علم پزشکی ثابت شده است که نوشیدن مشروب به اندازه کافی، نه تنها ضرری ندارد بلکه عمر انسان را هم زیادتر می‌کند. اما باید توجه کنید که: اولا: در علم پزشکی ثابت نشده است که خوردن مشروب به اندازه کافی، مفید است و باعث ازدیاد عمر می‌گردد. آیا علم پزشکی می‌تواند این تضمین را بدهد که در آینده به برکت پیشرفت علم پزشکی، نخواهد گفت که مشروب مضر بوده و مثلاً به بافت‌هایی از بدن آسیب وارد می‌کند. ثانیا: علم پزشکی این توان را ندارد که پیرامون تأثیرات روحی مشروب بر انسان بحث کند، ممکن است علم پزشکی اثبات نماید که از نظر فیزیکی مشروب در رشد بدن مؤثر است اما علومی همچون روانشناسی و روان پزشکی و ... اثبات نمایند که مشروب خوری تأثیرات مخرب روحی را در بر دارد (از اثرات مخرب شراب اینست که باعث مستی می‌گردد و در این حالت زوال عقل، این امکان وجود دارد که انسان به هر کار و جنایتی دست بزند۱، در مقایسه بین این دو، عاقل از منفعت بدنی بخاطر زیان‌های روحی دوری می‌جوید. ثالثا: اسلام حکم به تحریم شراب کرده است به خاطر مفاسدی که در آن موجود بوده است، بعضی از این مفاسد تاکنون کشف شده و بعضی تاکنون کشف نشده است. ما دستورات اسلام را وحیانی می‌دانیم و یقین داریم که خداوند حکیم و دانا با علم به پلیدی شراب آن را بر مردم حرام کرده است. نتیجه اینکه با صرف یک دستاورد علمی (مثل فوائد بدنی شراب) نمی‌توان از این دستور الهی دست برداشت و گفت که بر آن، هیچ پلیدی ولو پلیدی روانی و روحی مترتب نیست. ۳. ممکن است گفته شود این دیدگاه اسلام است که فلان موضوع حرام است و مفاسدی را در پی دارد اما چرا اقلیت­های مذهبی نتوانند در جامعه طبق عقائد خود عمل کنند؟ در پاسخ باید بگوییم که: آنجا که حریم خصوصی اشخاص است و به سطح جامعه کشیده نشده، اسلام اجازه دخالت حکومت در حریم خصوصی را نمی­دهد؛ ولی آزادی­های فردی در سطح جامعه را بخاطر منافع اجتماعی محدود می­کند و اصل این مسئله یعنی محدودیت آزادی فرد در برابر منافع جامعه، امری پذیرفته شده در جوامع انسانی است هم ­چنان‌که هر حکومت پذیرفته شده توسط مردم در دنیا آزادی فردی را با که در تضاد با منافع جامعه است، محدود می­کنند و اختلافی که دیده می­شود مربوط به موارد این منافع است که ما معتقدیم بهتر از هر قانون انسانی، قوانین الهی می­توانند تعیین کننده منافع حقیقی انسان و جامعه انسانی باشند. از نظر اسلام نیز ارتکاب گناه در ملاء عام و تظاهر به شکستن قانون، خود گناه دیگری محسوب می­گردد که اثرات نامطلوبی بر سلامت فضای جامعه اسلامی خواهد گذاشت، و به همین دلیل بمنظور صیانت جامعه از فساد، اسلام بر هر مسلمان واجب نموده که امر به معروف و نهی از منکر کند. تصور کنید که در قایقی نشسته­اید و عده­ای هم در کنار شما هستند؛ ناگهان در وسط دریا، کسی می­خواهد در قایق کاری را انجام دهد که صدمه آن به دیگران خواهد رسید و منجر به در معرض خطر قرار گرفتن دیگران می­شود، در این حالت آیا شما خواهید گفت که او آزادی دارد که هر کاری را بکند و مزاحم او نباید شد. یقیناً شما به منظور جلوگیری از غرق شدن قایق و آسیب نرسیدن به سرنشینان آن، در جای خود نمی‌نشینید، مگر اینکه کاری از دست شما بر نیاید. آیا انتظار دارید که دیگران به کمک شما بیایند یا به کمک شخص خرابکار؟

به نظر می‌رسد حجاب جزء احکام خصوصی است، با توجه به اینکه احکام پوشش برای اهل کتاب نیامده و در زمان پیامبر و ائمه علیهم السلام کنیزان را اجبار نکرده‌اند و هیچ‌گاه برای موی سر، کسی مورد مجازات قرار نگرفته است چنانچه پوشش سر از احکام تحمیلی است، در چه زمانی و به دستور چه شخصی صورت گرفته است؟

پاسخ: ۱) حجاب تا آنجا که در حریم زندگی خصوصی افراد است، یک امر فردی و خصوصی است و کسی نمی‌تواند دخالت کرده و تجسس نماید، ولی آنگاه که به یک امر اجتماعی تبدیل شد و با حقوق دیگران ارتباط پیدا کرد و به تشخیص نوع مردم و مسئولین امر، موجب مفسده شود، حکومت و حاکم می‌تواند از باب نهی ازمنکر و صیانت از اخلاق و معنویت جامعه، حداقل حجاب را الزامی کند. حدود حجاب شرعی در کتب فقهی کاملاً معین شده است و البته حداکثر حجاب امری اختیاری است و کسی نمی‌تواند دیگری را به آن الزام نماید. حداقل حجاب یعنی اینکه بی‌حجابی نباید به گونه‌ای باشد که مفسده انگیز باشد. شما داستان غم بار اندلس سابق و اسپانیای امروز را شنیده‌اید و حرص و ولع مراکز استعماری را برای شیوع اخلاق جنسی غرب در بین مسلمین را ملاحظه می­کنید! آیا با این وصف فکر می­کنید اگر دخترکان زیباروی طناز به بازار جوانان پاک و اما پر از غریزه و هیجان و شهوت درآیند و متاع جمال خود را در چشم و خیال حساس آنان به حراج گذاشته و از آنان دل‌ربایی کنند، امری شخصی است؟ ما موافق دخالت حاکمیت به عنوان آمر به معروف و نگهبان سلامت اخلاق و معنویت دینی جامعه هستیم، البته به دور از افراط و تفریط. امروزه در ایران و بسیاری از کشورهای اسلامی بحمدالله زنان مسلمان خود سخت دلبسته حجاب ـ البته با مراتب مختلف آن ـ هستند و چنانچه در تاریخ دیده و خوانده‌اید، در مقابل کشف حجاب مقاومت­ها کرده‌اند و تنها تعداد اندکی هستند که از مرز حداقل حجاب عبور می‌کنند و این اندک را باید بسیار محاسبه کرد. در ضمن مطمئن باشید که به خاطر چند تار مو و بالاتر از آن کسی را مجازات نمی‌کنند، تنها در صورتی مجازات صورت می‌گیرد که منجر به فسادی آشکار و مفسده‌ای ناراحت‌کننده شده باشد. ۲) بعضی از موضوعات در طول تاریخ و با دخالت دو عنصر زمان و مکان احکامشان متفاوت می‌شود مثلاً حضرت امیر (ع) سالی بر قاطر و اسب هم زکات۱ بست و سال دیگر برداشت یا در زمان ائمه علیهم‌السلام خرید و فروش سلاح آزاد بود ولی الآن کسی نمی‌تواند تانک و نفربر و تیربار خرید و فروش کند؛ شاید حجاب هم در عهد ائمه (ع) و پیامبر (ص) وضعیت خاصی داشته است، اما امروزه عنوان دیگری پیدا کرده و احکام دیگری یافته است. ۳) بالاخره چنانچه تشخیص حاکم­اسلامی و ولی­فقیه بر این امر قرار بگیرد که اقتضاء مصلحت اسلام و مسلمین بر اجبار به انجام حکمی از احکام الهی است، می­تواند به طور موقت موجب اجبار نمودن اجرای آن حکم بشود. ۱. کافی ج۳ ص ۵۳۰ حدیث ۱

مسئله کتک زدن زنان در قرآن یا عدم مشورت با زنان و ناقص العقل بودن آنها که در نهج البلاغه آمده را چگونه بیان می‌نمایید؟

پاسخ: ۱. این چنین نیست که آزادی زن از طرف اسلام محدود شده باشد، آری برخی اختیارات زنان بعد از ازدواج و به صورت تابعی از قرارداد ازدواج محدود می‌شود که این اختصاص به زنان ندارد، مردان نیز با قرارداد ازدواج اختیاراتی را از دست می‌دهند و همچون زنان وظایفی را به عهده می‌گیرند و علاوه «برای زنان، همانند وظایفی که بر دوش آنهاست، حقوق شایسته‌ای قرار داده شده "و لهن مثل الذی علیهن بالمعروف۱"» ۲. مسئله تنبیه زنان، در صورتی که آنان برخی وظایف خود را که در آیه کریمه به آن اشاره شده انجام ندهند موضوع خاص زنان نیست بلکه یکی از مراحل امر به معروف و نهی از منکر، تنبیه کسی است که یکی از وظایف لازم خود را ترک کند. شما می‌دانید امر به معروف و نهی از منکر وظیفه هر مؤمن هست که مرحله اول آن ابراز ناراحتی از گناه، مرحله دوم آن دستور زبانی و مرحله سوم آن جلوگیری فیزیکی است. آنچه در این آیه آمده است اشاره به همین وظیفه عمومی مؤمنان است که دقت در آیه و ترتیب جملات آن نیز همین مطلب را روشن می‌کند «فعظوهن و اهجروهن فی المضاجع و اضربوهن۲» و (اما) آن دسته از زنان را که از سرکشی و مخالفتشان بیم دارید، پند و اندرز دهید! (و اگر مؤثر واقع نشد) در بستر از آنها دوری نمایید! و (اگر هیچ راهی جز شدت عمل، برای وادار کردن آنها به انجام وظایفشان نبود) آنها را تنبیه کنید!» در اینجا چون شرایط نوعاً برای مردان فراهم است که این مرحله از امر به معروف را نیز انجام دهند، به آن اشاره شده است و الا اگر چنانچه مردی نیز از وظیفه خود تخطی کرد _با وجود شرایط و امکان_ زن نیز می‌تواند و باید به وظیفه خود (امر به معروف) عمل نماید؛ و در غیر صورت امکان یا نبود شرایط، مراجع قانونی و قدرتمند برای اینکار در نظر گرفته شده است (دادگاه). ۳ – می‌دانید که ازدواج یک رابطه محبت آمیز است که بین زن و شوهر برای بقاء نسل و تکامل انسانی برقرار می‌شود که در عین حال چارچوب حقوقی نیز دارد خداوند در بعض آیات قرآن کریم به جنبة حقوقی و در بعض دیگر به جنبه احساسی آن -جهت غالب این رابطه- اشاره کرده است. زن مظهر محبت و محور عشقی ازدواج است تو گویی خداوند در آیه «و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودة و رحمة انّ فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون»۳ و از نشانه‌های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میان‌تان مودت و رحمت قرار داد؛ در این نشانه‌هایی است برای گروهی که تفکر می‌کنند!» به این جنبه عاطفی اشاره کرده، منّتی بر مرد می‌گذارد که کلمات «لتسکنوا الیها» و «مودت» و «رحمت» به همین موضوع اشاره دارد... و اگر فضای سخن فضای محبت و دوستی نبود می‌توانست جای سؤال باشد که چرا نعمت مردان را در این آیه به زنان گوشزد نکرده است چون همان‌طور که زنان محور محبت هستند مردان نیز امتیازاتی برای زنان دارند. ۱. سوره بقره، آیه ۲۲۸ ۲. سوره نساء، آیه ۳۴ ۳. سوره روم، آیه ۲۱

آیا این حرف صحیح است که اگر از افراد خلافکار نفرت داشته باشیم جزء آنان نمی‌شویم ولی اگر از آنان نفرت نداشته باشیم جزء آنان می‌شویم؟

پاسخ: لزوم نفرت داشتن از گناه و معصیت را تأیید می‌کنیم، چرا که از نظر اسلام یک مسلمان نباید نسبت به آنچه در اطراف خود می‌گذرد بی‌تفاوت باشد، بلکه باید کارهای نیک را تأیید و افراد نیکوکار را تشویق نموده و بالعکس از کارهای بد و افراد بدکار دوری نموده در صدد اصلاح آنها برآید؛ که اصلاح آنها از طریق امر به معروف و نهی از منکر امکان‌پذیر است که اولین مرحله آن داشتن نفرت قلبی از یک عمل زشت است و در مراحل بعدی با صحبت کردن و استدلال منطقی به گناهکار کمک نماید تا آن کار را کنار بگذارد. باید توجه داشت اگر چه ما به عنوان یک مسلمان باید از دروغ‌گویی نفرت داشته باشیم، اما باید فرد دروغ‌گو را یک مریض بدانیم که باید معالجه کرد و نباید از مریض نفرت داشت بلکه باید از مرض و بیماری نفرت داشت و آن را از بین برد. همان طوری که پیامبر اسلام (ص) به حال افراد گمراه و کافر غصه می‌خورد و طبیبانه سعی در هدایت آنها داشت ما نیز به عنوان پیروان آن بزرگوار باید با مهربانی و دلسوزی سعی در هدایت و معالجه گمراهان داشته باشیم.

منظور امام حسین (ع) از عبارت (امر به معروف) که در بیان اهداف قیام خود به آن اشاره فرموده‌اند، چه بوده است؟ اگر مراد نماز و روزه است که سپاهیان یزید از قبل نماز و روزه را مراعات می‌کردند؟

پاسخ: مراد از "امر به معروف "که امام حسین (ع) در تبین اهداف قیام خود بدان اشاره فرموده‌اند، امر به تمام چیزهایی است که دستور خداوند و دین او است و پیامبر اکرم (ص) برای بیان و اجرای آنها مبعوث شده است. (عدل و توحید و فضایل اخلاقی و...) و اکنون سالهاست که توسط حکام بنی امیه زیر پا گذاشته شده است؛ و مراد از نهی از منکر نقطه مقابل آن است. منکراتی را که بنی امیه و یزیدیان مرتکب شده بودند، زیر پا نهادن علنی احکام اسلام و روی آوردن به فسق و فجور بود و اگر این رویه با سکوت دنیای اسلام رو برو می‌شد، چیزی نمی‌گذشت که تمام پایه‌های اسلام رو به نابودی می‌گذاشت و نسلهای بعد هم از اسلام و قرآن چیزی را دریافت نمی‌کردند. سیدالشهداء با بزرگترین منکر که همان شرک و فسق و فجور آن هم به نام حکومت دینی و خلیفه پیامبر (ص)، در افتاد و از آن نهی کرد و برای مبارزه با این منکر بزرگ خود و یارانش شربت شهادت نوشیده و اولاد و برادر را نیز به آستان دوست هدیه کرد سلام بر او و سلام بر کسانی که در جوار نورانیش در خاک و خون مدفون شدند.

کتک زدن -حتی کتک آرام- یک عمل غیرانسانی است، در بارهٔ این آیه: وَ اللاّتی تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبیلاً إِنَّ اللّهَ کانَ عَلِیًّا کَبیر

دو فریضه دربارهٔ ترک عمدی و آگاهانه است یا در مورد جاهل و غافل و ناسی هم مصداق دارد؟

آیا ضرورت خودداری از «امر به معروف و نهی از منکر به هنگام به خطر افتادن جان و مال» برای امام حسین (ع) صدق نمی‌کرد؟ پس چرا حضرت به انجام دو فریضه اقدام کرد؟

با توجّه به آیة «وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ» (آل‌عمران/۱۰۴)، خیر چیست و آیا در همة زمان‌ها یکسان است. معروف و منکر چه بوده و شرایط آمر و ناهی چیست؟

موانع امر به معروف و نهی از منکر چیست؟

پیامدهای اجتماعی ترک امر به معروف و نهی از منکر چیست؟

آیا امر به معروف با آزادی ناسازگار نیست؟

آیا امر به معروف و نهی از منکر دخالت استبدادی در امور دیگران نیست؟

آیا امام زمان (عج) در زمان غیبت امر به معروف و نهی از منکر می‌کند؟

آیه «ولا تزر وازرة وزر آخری» که در چند سوره از قرآن آمده است، هیچ‌کس گناه دیگری را به گردن نمی‌گیرد، چطور می‌گویند آتشی که گرفت خشک و تر می‌سوزد رابطه امر به معروف و نهی از منکر با این آیه و امثال این آیه چیست؟ حتی در محیط خانواده، ممکن است یک فردی خطائی را مرتکب شود و به علت خطای همان یک نفر، تمام افراد خانواده تا آخر عمر باید چوب خطای او را بخورند هر چند بگوییم در عرف اینطور است ولی ممکن است این عرف لطمات زیادی به شرع بزند، رابطه‌اش را برایم تشریح کنید.

بعضی‌ها هدف امام حسین را امر به معروف و نهی از منکر می‌دانند، آیا این مطلب درست است و حالا چه مسؤولیتی بر دوش ما است؟

مراتب امر به معروف و نهی از منکر را بیان کنید.

فرق امر به معروف و نهی از منکر با حفظ حدود الهی چیست؟

آیا امر به معروف و نهی از منکر، دخالت در زندگی خصوصی افراد نیست؟

امر به معروف و نهی از منکر چه تأثیری در مبارزه با مفاسد اجتماعی دارد؟

فلسفة امر به معروف و نهی از منکر چیست؟

دیدگاه روایات اسلامی پیرامون دو وظیفة بزرگ امر به معروف و نهی از منکر چیست؟

امر به معروف و نهی از منکر در بقای اسلام چه نقشی دارد؟

فرق امر به معروف و نهی از منکر با تبلیغ چیست؟

از دیدگاه قرآن طی چه مراحلی شرط موفقیت در امر به معروف و نهی از منکر است؟

با توجه به اینکه در امر به معروف و نهی از منکر باید احتمال تأثیر وجود داشته باشد آیا امام حسین (ع) در اقدام خود احتمال تأثیر می‌داد؟

رابطه متقابل نهضت «امام حسین (ع)» و «مسئله امر به معروف و نهی از منکر» چگونه است؟

در علل قیام امام حسین (ع) تأثیر دعوت مردم کوفه بیشتر دخیل است یا مسئله امر به معروف و نهی از منکر؟

دیدگاه فرق اسلامی نسبت به مسئله امر به معروف و نهی از منکر و جایگاه آن در نزد ایشان چگونه است؟

پیامبر اکرم (ص) در مورد عواقب ترک امر به معروف و نهی از منکر چه فرموده‌اند؟

امام حسین (ع) در چه مواقعی به اصل «امر به معروف و نهی از منکر» استناد کرد؟

امر به معروف و نهی از منکر، وظیفه همه مسلمانان است یا گروهی خاص؟

امر به معروف لفظی و عملی به چند طریق انجام می‌شود؟

مرز امر به معروف و نهی از منکر کجاست؟

با توجه به این که فراگیر شدن ظلم و جور در جهان از نشانه‌های ظهور است پس‌چرا مردم را برای زمینه‌سازی ظهور دعوت به صلح و ترک ظلم و گناه می‌کنند؟

رابطه امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح اجتماعی چگونه است؟

تفاوت دعوت، موعظه، امر به معروف و نهی از منکر و تبلیغ با توجه و تدبر در آیات قرآن چیست؟

آیا می‌توان از ولی‌فقیه انتقاد کرد؟ این مسئله با ولایت و لزوم پیروی از او منافات ندارد؟

یکی از شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر، احتمال تأثیر است و این وضعیت در نهضت امام حسین علیه السلام موجود نبود؛ چه اینکه معلوم بود یزید و پیروانش نه از حکومت کنار می‌روند و نه از روش خود دست برمی دارند! پس امام حسین (ع) با چه منطق و حجت شرعی به این کار اقدام کرده و این امر را یک وظیفه واجب و مقدس می‌دانست؟

مقصود امام حسین (ع) از این جمله «من برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردم» چیست؟

امر به معروف و نهی از منکر در حکومت دینی و از جانب حاکمان در امر حکومت تا چه اندازه قابل پذیرش است؟

آیه ۱۰۵ سوره مائده می‌گوید: «شما مراقب خود باشید، انحراف دیگران اثری در وضع شما نمی‌گذارد» این با دستور امر به معروف و نهی از منکر تضاد دارد؟

فرق امر به معروف و نهی از منکر با تبلیغ چیست؟

امر به معروف و نهی از منکر چه تأثیری در مبارزه با مفاسد اجتماعی دارد؟

آیا امر به معروف و نهی از منکر، دخالت در زندگی خصوصی افراد نیست؟

تواصی به حق و صبر، چه تفاوتی با امر به معروف دارد؟

دربارهٔ تفسیر آیه (لایکلف الله نفسا الا وسعها) و ارتباط آن باامر به معروف و نهی از منکر توضیح دهید؟

معنای لغوی و اصطلاحی کلمات معروف و منکر چیست؟

لطفاً در خصوص اثر «امر به معروف و نهی از منکر» در «تکامل جامعه» توضیح بفرمائید.

۵۱ دوست دارم دیگران را امر به معروف و نهی از منکر کنم ولی به خاطر خجالت یا نمی‌دانم حیا نمی‌توانم، چه کنم؟ (با اینکه تمام شرایط امر به معروف را نیز می‌دانم و همیشه در راه اصلاح خود نیز هستم. ۵۲ تفاوت‌های امر و نهی با ارشاد چیست؟ ۵۳ پیامدهای اجتماعی ترک امر به معروف و نهی از منکر چیست؟ ۵۴ نظر اسلام در مورد امر به معروف و نهی از منکر چیست؟ ۵۵ در اینکه اسلام دین خون و شمشیر نیست و البته اجباری در گرویدن به دین وجود نداره درست!؟ ولی در آیات و احادیث متعددی از امر به معروف و نهی از منکر، سخن رانده شده که مراحلی را دارند که آخرین مرحله نهی ازمنکر برخورد فیزیکی است، بسیار مشتاقم که بدانم آیا دلیل و استدلال دیگری هم برای آن سؤال من وجود دارد اگر بگویم که برای من منطقی و کافی نبود و قانع نشدم!؟ ۵۶ شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر ایمن بودن از خطر و ضرر است پس چگونه آن حضرت با همه خطر قیام کرد؟ ۵۷ راه‌های امر به معروف و نهی از منکر چیست؟ توضیح :می‌دانیم که امر به معروف و نهی از منکر واجب است ولی در حال حاضر با توجه به فتواهایی که در این زمینه هست این امر را منحصر در یک چیز کرده که اگر این قیدها را نداشته باشد امر و نهی لازم نیست و همین باعث شده که افراد با ایمان دیگر امر به معروف و نهی از منکر نکنند. خواستم بپرسم که:آیا امر به معروف و نهی از منکر همان است که در رساله آمده است و چیزهای دیگر را در بر نمی‌گیرد. آیا امر به معروف و نهی از منکر مراتب دارد و یا همان چیزهایی است که چند شرط خشک و خالی دارد و باید احتمالاً تأثیر داد و سپس امر به معروف و یا نهی از منکر کرد. ۵۸ در تفسیر المیزان آمده است که بنی اسرائیل ۷۰ پیامبر را در یکروز یا یک ساعت شهید کرده‌اند و ۱۱۳ نفر درهمان روزکه اقدام به امر به معروف داشته‌اند و این عمل مورد قبح آنان قرار گرفته که همه آن آمران به معروف را تا پایان روز به شهادت رسانده‌اند، چطور شهادت همه این پیامبران در یک روز و وجود پیامبران در یک دوره قابل جمع می‌باشد؟ ۵۹ حوزه امر به معروف و نهی از منکر تا چه حد است؟ اگر بخش اجبار آمیز دارد آیا با آزادی منافات ندارد؟ ۶۰ پژوهشهای مورد نیاز در قلمرو شناخت معروف و منکر چیست؟ ۶۱ پژوهشهای دو فریضه در چه بخشهایی قابل دسته‌بندی است؟ ۶۲ پژوهشهای انجام شده در زمینه این دو فریضه شامل چه اموری است؟ ۶۳ چه کارهایی «معروف اجتماعی» شناخته می‌شود؟ ۶۴ چه کارهایی «منکر اجتماعی» محسوب می‌شود؟ ۶۵ معروف‌های مرتبط با مسجد چیست؟ ۶۶ معروف و منکر در رابطه با اندام‌های انسان چگونه دسته‌بندی می‌شود؟ ۶۷ کدامیک از دانش‌های امروز را می‌توان در خدمت امر به معروف و نهی از منکر به کار گرفت؟ ۶۸ مهم‌ترین نهادهای نظارتی بر اجرای معروف و منکر در جمهوری اسلامی ایران کدام اند؟ ۶۹ مصادیق معروف‌های رایج چیست؟ ۷۰ چه دسته‌بندی‌هایی دربارهٔ معروف‌ها و منکرات وجود دارد؟ ۷۱ معروفهای متروک و فراموش شده چیست؟ ۷۲ معروف و منکرهای ثابت و متغیر کدام است؟ ۷۳ نمونه مصادیق منکرات رایج در کشورهای گوناگون چیست؟ ۷۴ آیا کارهای پلیس و نیروی انتظامی مصداق امر به معروف و نهی از منکر است؟ کدام فعالیت ها؟ ۷۵ بزرگترین معروف‌ها چیست؟ ۷۶ بزرگترین منکرات چیست؟ ۷۷ آیا کار شهرداریها مصداق امر به معروف ونهی از منکر است؟ کدام کارها؟ ۷۸ در نامگذاری اشخاص، اماکن، میادین و کالاها معیارهای معروف و منکر چیست؟ ۷۹ معروف‌های اخلاقی چیست؟ ۸۰ معروف در حوزه آموزش چیست؟ ۸۱ مصادیق معروفهای سیاسی چیست؟ ۸۲ نمونه منکرات سیاسی کدام است؟ ۸۳ معروف ومنکر در عرصه انتخابات چیست؟ ۸۴ منکرات در حوزهٔ فرهنگی چیست؟ ۸۵ راه شناخت دولتهای منکر گرا و معروف گرا در شرایط امروز جهان چیست؟ ۸۶ چه علومی در دنیای امروز در خدمت معروف‌ها یا منکرات قرار دارد؟ ۸۷ فلسفه‌های معروف و منکر در دنیای امروز کدام است؟ ۸۸ چرا گاهی جامعه در شناخت منکر و معروف گرفتار خطا می‌شود؟ ۸۹ معروف و منکر در بخش نیروهای مسلح چیست؟ ۹۰ معروف و منکر در روند قانون گذاری چیست؟ ۹۱ معروف و منکر در زمینهٔ ورزش چیست؟ ۹۲ معیار تشخیص صدا و سیمای معروف گرا و منکرگرا چیست؟ ۹۳ فرقه‌ها و احزاب معروف و منکر کدام اند؟ و راه تشخیص آنان چیست؟ ۹۴ نمونه‌های پیشگیری از جرم و منکر چیست؟ ۹۵ رابطه اصلاحات و امر به معروف و نهی از منکرچیست؟ ۹۶ راه‌های علمی و عملی پیشگیری از منکرات چیست؟ ۹۷ آیا با روان‌شناسی جرم و مجرمان می‌توان منکرات را کاهش داد؟ ۹۸ نقش رسانه‌ها در پیشگیری از جرم و گسترش آن چیست؟ ۹۹ در سطح جهانی چه نهادهایی با چه ساختارها، قوانین و روش‌هایی برای دفاع از معروف و مبارزه با منکرات عقلی و اخلاقی وجود دارد و میزان موفقیّت و ناکامی آنان چقدر است؟ ۱۰۰ اولویت‌ها در مبارزه با منکرات و گناهان چیست؟