فرهنگ مصادیق:تلاوت
محتویات
تلاوت
یک اصطلاح قرآنی است که به خواندن قرآن و اندیشیدن در معانی آن تِلاوت گفته میشود.
تعریف لغوی تلاوت
«تلاوت قرآن»، «متابعت از قرآن در قرائت و دنبال کردن معانی و پیروی در عمل» میباشد.
ریشه تلاوت
تلاوت، یکی از صورتهای مصدری ریشه ت ـ ل ـ و و به معنای خواندن است[۱]
به نوشته ابن فارس[۲] این ریشه یک معنا بیش ندارد و آن در پی آمدن (اِتْباع، اتّباع) است و چون در خواندن قرآن آیات در پی یکدیگر میآیند، به آن «تِلاوه القرآن» گفته شده است.
راغب اصفهانی[۳] نیز همین معنا را برای ریشه مذکور بیان کرده و گفته است به خواندن قرآن و اندیشیدن در معانی آن تِلاوت میگویند.
وی همچنین اشاره کرده که واژه تِلاوت فقط به خواندن کتابهای آسمانی اختصاص دارد، بر خلاف قرائت که کاربرد آن عام است، اما به نوشته ابن منظور[۴] برخی کاربرد تلاوت را نیز عام میدانند.
تعریف اصطلاحی تلاوت
مفسران نیز تلاوت را به معنای خواندن و بر گرفته از معنای اصلی آن (در پی آمدن) دانستهاند.
از جمله، به نوشته شیخ طوسی[۵] و مرحوم طبرسی[۶] و علامه طباطبائی[۷] خواندن (قرائت) را از آنرو تلاوت میگویند که حروف از پی یکدیگر میآیند[۸]
توضیح بعدی شیخ طوسی[۹] و مرحوم طبرسی[۱۰] نیز در خور توجه است : عمل خواندن را تلاوت میگویند چون حروف در پی یکدیگر ادا میشوند و به آن قرائت میگویند از آنرو که حروف در یک جا جمع میشوند (اصل معنای ق ـ ر ـ ء جمع شدن است).
پس تلاوت در اصطلاح علوم قرآنی تلاوت یعنی قرائتی که همراه با فهم معنا باشد به طوری که فهم منتهی به عمل مفهوم آیه تفهیم شده باشد. در واقع تلاوت یعنی:قرائت + فهم معنا = عمل = تلاوت.
انواع مصدر واژه تلاوت
۱-اگر تلاوت و دنبال کردن آیات، «امری مادی و یا پیروی در حکم» باشد، مصدرش، «تُلُوّ وِ تِلْو» خواهد بود،
مثالِ پیرویِ مادی و پیروی در حکم:
«وَ الْقَمَرِ إذا تَلیها».[۱۱]
(قسم به ماه آنگاه که در پی خورشید رود و در حکمِ نورانیت، از آن تبعیت نماید).
مثالِ پیروی در حکم فقط:
«وَ یَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ...».[۱۲]
(وشاهدی از خاندان پیامبر او را الگو میگیرد و از او متابعت مینماید).
۲-اگر «متابعت» به واسطه «قرائت یا تدبر در معنی» باشد مصدرش «تِلاوَهْ» میباشد.
مثالِ پیروی در قرائت و تدبرِ معنی:
«...مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ أُمَّهٌ قائِمَهٌ یَتْلُونَ آیاتِ اللَّهِ آناءَ اللَّیْلِ وَ هُمْ یَسْجُدُونَ[۱۳]
(بعضی از اهلِ کتاب، امتی بپا خاستهاند که آیاتِ خدا را در اوقات شب در حالی که به سجده رفتهاند با قرائت و تدبر در معنی، دنبال میکنند).
مثالِ پیروی در قرائت و تدبر و عمل:
«الَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ أُولئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ...».[۱۴]
(کسانی که به آنان کتاب دادیم آن را به حق تلاوت مینمایند، چرا که آنان به آن ایمان دارند)، در این مورد، حدیث دیگری از پیامبر «حق تلاوت» را «پیرویِ راستین در عمل» معرفی مینماید: «فی قَوْلِهِ تَعالی: «... یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ...»: یَتَّبِعُونَهُ حَقَّ اتّباعِهِ».[۱۵]
میبینیم این آیه شریفه، نظر به تلاوتِ جامع در پیرویِ لفظی، معنوی و عملی دارد.
تفاوت قرائت و تلاوت
«هر تلاوتی»، «قرائت» میباشد امّا «هر قرائتی» لزوماً «تلاوت» محسوب نمیشود؛ و اساساً «تلاوت» در مواردی بکار میرود که مطالب قرائت شده، وجوبِ پیروی را در پی آورد، از این رو گفته نمیشود: «تَلَوْتُ رِقْعَتَکَ»: «نامه ات را تلاوت کردم»، بلکه صحیح آن، «قَرَأْتُ رِقْعَتَکَ» میباشد؛ این معنی را بوضوح در آیات میبینیم:
«أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْکِتابَ أَفَلا تَعْقِلُونَ»[۱۶]
(آیا مردم را به نیکی فرمان میدهید و خود را فراموش میکنید حال آنکه شما کتاب را تلاوت میکنید! پس چرا تعقل نمیکنید ـ و هوای نفستان را مهار نمی زنیدـ).
در آیه شریفه با توبیخ، سؤال میکند، که: «تلاوتِ کتاب»، چرا «موجبِ عمل» نگشته است و چرا هوایِ نفس را مهار ننموده است؟
در قرآنِ کریم، آنجا که از «قرائت»، «تأنی و دقت» نیز مقصود باشد فعلِ قرائت با قید اضافی آورده میشود: «وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَی النَّاسِ عَلی مُکْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِیلاً».[۱۷] (و قرآنی عظیم را ـ نازل کردیم ـ که جدا جدایش نمودیم ـ قطعه قطعه نازل کردیم ـ به این مقصود که آن را برمردم با تأنی و درنگ بخوانی و به این دلیل که به نحو خاصی آن را نازل کردیم).
فرق معنایی تلاوت و قرائت این است که قرائت به معنای خواندن و غالباً خواندن صورت ظاهر آیات است، اما تلاوت هم خواندن صورت ظاهر آیات است و هم در موردی به کار میرود که شخص ضمن خواندن کلام الهی، به معانی و مفاهیم و مصادیق و اوامر و نواهی نیز توجه دارد، چنانکه گویی آیات در همان لحظه بر او نازل میشوند[۱۸]
تلاوت در قرآن
در قرآن بر فضیلت تلاوت قرآن تأکید شده است، از جمله در آیه ۲۹ سوره فاطر آمده است که تلاوت صحیح و حقیقی قرآن، تجارتی بدون زیان است.
لفظ تلاوت فقط یک بار در قرآن کریم[۱۹] آمده، اما مشتقات آن بیش از پنجاه بار به کار رفته است[۲۰]
در قرآن تلاوت و مشتقات آن عموماً برای خواندن مطالبی به کار رفته که پیروی از مضامین آنها ضروری است[۲۱] تلاوت قرآن دارای مراتبی است که بالاترین آنها حق تلاوت آن است.[۲۲][۲۳][۲۴]
معنای حق تلاوت
در معنای حق تلاوت اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی آن را خواندن یا پیروی کردن با خضوع و خشوع و صفای اعتقاد و بدون تغییر و تحریف قرآن دانستهاند.
کلبی آن را درنگ کردن به هنگام ذکر جنّت و نار و طلب بهشت از خدا و پناه بردن به او از شرّ جهنم، بیان کرده است.
بعضی نیز حق تلاوت را ترتیل الفاظ قرآن و فهم معانی آن و تدبر در آن یا عمل کردن به محکمات قرآن و ایمان آوردن به متشابهات آن ذکر کردهاند.[۲۵][۲۶]
حق تلاوت در روایات
در بسیاری از احادیث پیامبر اکرم و ائمه اطهار بر تلاوت قرآن تأکید شده است. بنا بر روایاتی از پیامبر اکرم و امام علی و امام صادق علیهم السلام، حق تلاوت مرتبهای است که تلاوت کننده قرآن، آن را با فهم وتدبر بخواند و به دستورهای آن به گونهای شایسته عمل کند[۲۷][۲۸][۲۹]
در حدیثی نبوی آمده است که تلاوت قرآن، نور و مایه برکت و وسعت روزی است[۳۰]
در سفارشهای پیامبر اکرم به علی علیه السلام برتلاوت قرآن، در هر حال، تأکید گردیده[۳۱] و در خطبه ۱۱۰ نهج البلاغه به نیکو تلاوت کردن قرآن توصیه شده است.
پیامبر گرامی (ص) میفرمایند: «خانههای خود را با تلاوت قرآن نورانی کنید.»[۳۲]
یکی از راههای انس با قرآن، «تلاوت» آیات کلام الله مجید است.«اتْلُ ما أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنْ کِتابِ».[۳۳]
صحابه و تفسیر تلاوت
ابن عباس، ابن مسعود، مجاهدبن جبر و حسن بصری، تلاوت را پیروی کامل از قرآن، عمل به حلال و پرهیز از حرام آن، تفسیر کردهاند.[۳۴][۳۵][۳۶]
اداب تلاوت
در برخی آیات قرآن و در بسیاری از احادیث، برای تلاوت و قرائت کلام خدا آدابی ذکر شده است که اجمالاً به آداب ظاهری و باطنی تقسیم میشوند[۳۷][۳۸]
اداب ظاهری تلاوت
برخی از آداب ظاهری عبارت اند از:
گرفتن وضو و شستن دهان پیش از تلاوت[۳۹]
و پناه بردن به خدا[۴۰]
تلاوت با صوت نیکو و دوری از لحن اهل فسق[۴۱][۴۲]
خواندن با حزن[۴۳]
گوش فرا دادن و سکوت کردن در هنگامی که قرآن تلاوت میشود[۴۴]
مراعات حرمت مصحف و مداومت بر تلاوت[۴۵]
و قرائت به ترتیل[۴۶][۴۷]
همچنین یکی از مهمترین مسائل مرتبط با تلاوت، فنّ تلفظ صحیح حروف و اصوات قرآن با رعایت لهجه فصیح عربی است که به آن تجوید عملی گفته میشود.
اداب باطنی تلاوت
برخی آداب باطنی نیز عبارت اند از:
اخلاص و دوری از ریا[۴۸]
خشوع،[۴۹][۵۰]
تدبر در هنگام خواندن آیات[۵۱][۵۲][۵۳]
و عمل به احکام و مراعات حدود الهی[۵۴][۵۵]
کتاب درباره تلاوت
در باره تلاوت قرآن و آداب و فضائل آن کتابهای متعددی به زبانهای مختلف از جمله عربی و فارسی تألیف شده است.[۵۶][۵۷][۵۸]
فهرست منابع
قرآن.
ابن بابویه، کتاب من لایحضره الفقیه، چاپ علی اکبر غفاری، قم 1404.
ابن فارس، مقائیس اللغه.
ابن منظور، لسان العرب.
ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن، چاپ محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح، مشهد ۱۳۶۵ـ۱۳۷۶ ش.
محمدحسن بکائی، کتابنامه بزرگ قرآن کریم، تهران ۱۳۷۴ ش.
احمدبن علی بیهقی، تاج المصادر، چاپ هادی عالم زاده، تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۷۵ ش.
عبدعلی بن جمعه حویزی، کتاب تفسیر نورالثقلین، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم ( ۱۳۸۳ـ1385 ).
حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، چاپ محمد سیدکیلانی، تهران (۱۳۳۲ ش ).
سیوطی، الإتقان فی علوم القرآن.
طباطبائی، المیزان.
فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان.
طوسی، التبیان.
محمدفؤاد عبدالباقی، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، قاهره ۱۳۶۴، چاپ افست تهران ( 1397 ).
علی بن ابی طالب (ع)، امام اول، نهج البلاغه، چاپ صبحی صالح، بیروت 1387/ 1967.
علی بن حسین (ع)، امام چهارم، الصحیفه السجادیه، چاپ محمدجواد حسینی جلالی، قم ۱۳۸۰ ش.
فتح اللّه بن شکراللّه کاشانی، منهج الصادقین، چاپ علی اکبر غفاری، تهران (1385).
کلینی، کافی.
مجلسی، بحارالانوار.
الموسوعه الفقهیّه، ج۱۳، کویت : وزاره الاوقاف والشئون الاسلامیه، 1408/1988.
مسعودبن عیسی ورّام، تنبیه الخواطر و نزهه النواظرالمعروف بمجموعه ورّام، ( چاپ علی اصغر حامد )، تهران (1376).
پانویس
- ↑ احمدبن علی بیهقی، تاج المصادر، ج1، ص99، چاپ هادی عالم زاده، تهران 1366ـ1375 ش.
- ↑ ابن فارس، مقائیس اللغه، ذیل «تلو».
- ↑ حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ج1، 75، چاپ محمد سیدکیلانی، تهران ( 1332 ش ).
- ↑ ابن منظور، لسان العرب، ج14، ص104.
- ↑ طوسی، التبیان، ج1، 199.
- ↑ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج1، ص191.
- ↑ طباطبائی، المیزان، ج5، ص298.
- ↑ طوسی، التبیان، ج1، ص442.
- ↑ طوسی، التبیان، ج1، ص442.
- ↑ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج1، ص191.
- ↑ شمس/سوره91، آیه2.
- ↑ هود/سوره11، آیه17.
- ↑ آل عمران/سوره3،آیه113.
- ↑ بقره/سوره2، آیه21.
- ↑ دارالمنثور، ج1، ص111.
- ↑ بقره/سوره2، آیه44.
- ↑ اسراء/سوره17، آیه106.
- ↑ الموسوعه الفقهیّه، ج13، ص250ـ260، کویت : وزاره الاوقاف والشئون الاسلامیه، 1408/1988.
- ↑ بقره/سوره2، آیه121.
- ↑ محمدفؤاد عبدالباقی، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، ذیل «تلا»، قاهره 1364، چاپ افست تهران ( 1397 ).
- ↑ حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ج1، 75، چاپ محمد سیدکیلانی، تهران ( 1332 ش ).
- ↑ بقره/سوره2، آیه121.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه 110.
- ↑ علی بن حسین (ع)، امام چهارم، الصحیفه السجادیه، ص458، دعای 47، چاپ محمدجواد حسینی جلالی، قم 1380 ش.
- ↑ سیوطی، الإتقان فی علوم القرآن، ج1، ص111.
- ↑ فتح اللّه بن شکراللّه کاشانی، منهج الصادقین، ج1، ص290، چاپ علی اکبر غفاری، تهران ( 1385 ).
- ↑ نهج البلاغه، خطبه 182.
- ↑ مسعودبن عیسی ورّام، تنبیه الخواطر و نزهه النواظرالمعروف بمجموعه ورّام، ج2، ص236،( چاپ علی اصغر حامد )، تهران ( 1376 )
- ↑ سیوطی، الإتقان فی علوم القرآن، ج1، ص111.
- ↑ کلینی، کافی، ج2، ص610.
- ↑ ابن بابویه، کتاب من لایحضره الفقیه، ج4، ص188، چاپ علی اکبر غفاری، قم 1404.
- ↑ شیخ کلینی،الاصول من الکافی،ج2،ص610.
- ↑ عنکبوت/سوره29، آیه45.
- ↑ طوسی، التبیان، ج1، ص441.
- ↑ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج1، ص198.
- ↑ ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن، ج2، ص135، چاپ محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح، مشهد 1365ـ1376 ش.
- ↑ الموسوعه الفقهیّه، ج13، ص252ـ 253، کویت : وزاره الاوقاف والشئون الاسلامیه، 1408/1988.
- ↑ الموسوعه الفقهیّه، ج13، ص255ـ256، کویت : وزاره الاوقاف والشئون الاسلامیه، 1408/1988.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج89، ص213.
- ↑ نحل/سوره16، آیه98.
- ↑ کلینی، کافی، ج2، ص616.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج89، ص190 195.
- ↑ کلینی، کافی، ج2، ص614.
- ↑ اعراف/سوره7، ص204.
- ↑ کلینی، کافی، ج2، ص616.
- ↑ مزّمّل/سوره73، آیه4.
- ↑ عبدعلی بن جمعه حویزی، کتاب تفسیر نورالثقلین، ج4، ص15، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم ( 13831385 ).
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج89، ص184.
- ↑ حدید/سوره57، آیه16.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج89، ص210.
- ↑ ص/سوره38، آیه29.
- ↑ محمد/سوره47، آیه24.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج89، ص211.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه 182.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج89، ص185.
- ↑ محمدحسن بکائی، کتابنامه بزرگ قرآن کریم، ج1، ص4ـ6، تهران 1374 ش.
- ↑ محمدحسن بکائی، کتابنامه بزرگ قرآن کریم، ج4، ص1275ـ1276، تهران 1374 ش.
- ↑ محمدحسن بکائی، کتابنامه بزرگ قرآن کریم، ج7، ص2858ـ2859، تهران 1374 ش.







