فرهنگ مصادیق:تاثیر زندان بر زندانی از دیدگاه آسیب شناسی
قوه قضائیه قوهای مستقل است که پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی و مسوول تحقق بخشیدن به عدالت، موظف به کشف جرم، تعقیب، مجازات و تعزیر مجرمان و اجرای حدود و مقررات مدون جزایی اسلامی است. همچنین باید اقدام مناسب برای پیشگیری از وقوع جرم و اصلاح مجرمان را انجام دهد.
یکی از وظایف قوه قضائیه مجازات مجرمان است و در حال حاضر زندان مهمترین مجازات جرایم متفاوت به شمار میرود.
بنابراین درک تاثیر زندان بر زندانی و کارکرد آن به عنوان یک مجازات در دستیابی نهاد مورد نظر به اهداف خود بسیار مهم به نظر میرسد.
طرح مساله
مفهوم جرم و مجازات همواره مترداف یکدیگر هستند، به گونهای که تعریف جرم بدون مجازات مربوط به آن و به عکس عملی نمیباشد. شیوه مجازات به مرور زمان و در طول تاریخ تغییرات چشمگیری پیدا کرده است. در گذشته مجازاتها صورتهای خشن تری در مقایسه با حال داشتند. امروزه مجازات حبس و سلب آزادی، جایگزین شیوههای پیشین شده و به همین دلیل در دوران معاصر بر اهمیت زندانها و نقش آنها در مجازات و پیشگیری از جرم افزوده شده است.
وجود مجازاتی در قالب حبس و زندانی کردن مجرم از ۲ طریق باعث پیشگیری از وقوع جرم میشود. نخست مجرم را از جامعه دور نگه میدارد و احتمال ارتکاب مجدد جرم را کاهش میدهد.
دوم، زندان سبب میشود که افراد پیش یا هنگام ارتکاب جرم نسبت به عواقب آن حسابگری نمایند و از ترس عواقب از انجام آن عمل منصرف شوند.
اما پرسشی که در اینجا مطرح میشود این است که آیا برای پیشگیری بیشتر از جرم باید سقف مجازات را افزایش داد و یا به عبارت دیگر آیا مجازات زندان همیشه میتواند مفید واقع شود؟ و در نهایت این که زندان چه تاثیرات منفی میتواند روی زندانیان داشته باشد؟
تحقیقات مختلفی در این زمینه نشان میدهد که بین مقدار نتایج منفی مجازات و میزان جرم رابطه خطی برقرار نیست. به عبارت دیگر این نتیجه تنها در محدودهای قابل تعمیم است که وجدان و عرف اجتماعی بین مجازات و جرم تعادلی را حس کند. در حقیقت تنها یا میزان خاصی را افزایش مجازات مجرم کاسته شده و یا ثابت نگه داشته میشود و چنانچه مجازات افزایش بیشتری یابد، چه بسا میزان جرم هم افزایش پیدا کند.
"ویزه" معتقد است که هر چه مجازاتها بیشتر و نیز احتمال کشف و کنترل رفتار انحرافی بالاتر باشد، احتمال کار انحرافی کاهش مییابد.
او معتقد است که مجازاتهای مالی و اقتصادی موثر تر از زندان هستند، زیرا مجازات زندان نه تنها چندان مناسب نیست، بلکه در موارد زیادی نیز تاثیر معکوس دارد.
"ساترلند" میگوید: یکی از ضعفهای بزرگ روشهای قضایی عصر حاضر، تکیه مداوم بر تهدید به وسیله مجازات کردن برای جلب نظر مردم به منظور احترام به قانون است، در حالی که هیچ گاه تاکنون با تهدید و ارعاب میسر نشده کسی با میل و صمیمانه وادار شود تا به آنچه که به زور بر او تحمیل میشود، احترام گزارد.
"دورکیم" نیز معتقد است مجازات نقش مفیدی ندارد و تنها در موارد معدودی ممکن است به طور مستقیم در تنبیه مقصر یا ارعاب دیگران موثر واقع شود.
در یک دیدگاه کلی میتوان اذعان نمود که زندان تاثیرات عینی و ذهنی منفی روی زندانیان دارد. تاثیرات عینی شامل زمینه خانوادگی، اشتغال، بیکاری، آموزش و یادگیری فنون ارتکاب جرم و ... میباشند.
تاثیرات ذهنی منفی نیز شامل تصور زندانی از مدیریت زندان، توجیه گرایی برای جرم انجام شده، دیدگاه او نسبت به دستگاه قضایی، دیدگاه او نسبت به قانون و ... میشود.
توضیح اینکه از هم گسیختگی خانوادگی به صورتهای طلاق، بی سرپرستی، دوری از خانوداه، فقدان همانند سازی لازم با خانواده، عدم پذیرش و طرد شدن از خانواده و ... در خانوادههای زندانیان جلوه گر میگردد. علاوه بر موارد یاد شده ورود به زندان منجر به تغییر در منافع و هزینهها میشود.
زندانیان با از دست دادن شغل خود، باعث پایین آمدن سطح زندگی خویش میشوند و احتمال به دست آوردن شغل مناسب بعد از آزادی از زندان کاهش مییابد. در نتیجه سبب از دست دادن ابزار مشروع کسب اهداف میشود.
آموزش و یادگیری فنون ارتکاب جرم و نیز یادگیری میل جرم و افزایش کیفیت و کمیت جرم از سوی مجرم از جمله دیگر اثرات منفی زندان است. در این رابطه "آرنولد وهاگان "به ضرب المثلی اشاره میکنند که میگوید: "زندان آموزشگاه تبهکاری است."
تقریبا مشابه همین نتیجه را "کاپلان" و "جانسون" به دست آوردهاند. آنها نشان دادهاند که مجازاتهای قبلی روی انحرافات بعدی تاثیر دارد. مجازات زندان همواره تاثیر مثبتی ندارد و میتواند در گسترش انحرافات نیز موثر واقع شود. زمانی که ما شخصی را که برای اولین بار به یک رفتار انحرافی دست زده است، به زندان میاندازیم، او را در واقع وارد یک شبکه از روابط اجتماعی منحرفان میکنیم که در میان آنها رفتار انحرافی تشدید و تشویق میشود، زیرا زندانیان بتدریج با یکدیگر روابط اجتماعی برقرار میکنند و درباره خصوصیات زندگی خود، کارهایی که کردهاند، علت دستگیری و برنامه آینده با همدیگر صحبت میکنند. از این طریق بتدریج در میان آنها روابط اجتماعی به وجود میآید که مانند هر رابطه اجتماعی دیگری در درون خود دارای یک مجموعه از قواعد و هنجارهای خاص خواهد بود و طی آن در افراد یک نوع احساس رعایت دیگران به وجود میآید. بدین معنا که شخصی که دست به کارهای خطرناک و جسورانه زده است از شجاعت بیشتری نیز برخوردار است و خود را نسبت به دیگران برتر میپندارد. از این طریق در میان افراد نسبت به تواناییها و سابقه انحرافات، یک نوع سلسله مراتب و نوعی هنجار و مقیاس ارزشی به وجود میآید.
حال وقتی شخص جدیدی وارد این شبکه روابط اجتماعی میشود، مایل است با دیگران رابطه داشته باشد و از جانب دیگران پذیرفته شود در نتیحه او هنجارها و مقیاسهای ارزشی زندانیان را میپذیرد خود را با آنها مقایسه میکند و مایل است از جانب آنها تشویق شود.
این مسئله با نحوه طبقه بندی مجرمان بر اساس مدت حبس ارتباط تنگاتنگی دارد عدهای از زندانیان به علت آشنایی با جرایم دیگر به سوی آنها گرایش پیدا میکند و دراین زمینه جرایم مالی و سرقت بیشترین جاذبه را برای مجرمان دارد. از دیدگاه مذکور در مجموع زندان بدترین تاثیر آموزش خود را بر مجرمان بی تجربه و مبتدی بر جای میگذارد.
اولین اثر زندان در هزینه ارتکاب جرم، کاهش تاثیر حبس عنوان مجازات در امر بازدارندگی فرد از ارتکاب جرم میباشد. تغییر در ارزشهای اجتماعی و بکارگیری شیوههای توجیه از دیگر تاثیراتی است که هزینه مجازات را کاهش میدهد.
یکی دیگر از تاثیرات زندان تغییر نگرش زندانی نسبت به آیین و دستگاه قضایی است.
"مولم" و همکارانش در تحقیقات خود نشان دادند که استراتژی توبیخ به طور معنی دار بیشتر به عنوان یک رفتار ناجوانمردانه احساس میشود یعنی در سطح مجازات فرد خاطی او از مسولان مربوطه میرنجد و کار آنها را به عنوان کاری نامردانه ارزیابی میکند. از این رو تاثیر این توبیخ آنقدر زیاد نخواهد بود.
به زیر سوال رفتن مشروعیت و دستگاه قضایی یکی از زمینههایی است که بر احتمال قانون شکنی و ارتکاب جرم مجرم میافزاید. طرد اجتماعی یکی از اصلیترین هزینههای مجازات زندان است. از این رو در صورت واقع شدن آن، این هزینه مجازات برای ارتکاب مجدد جرم بشدت کاهش مییابد، زیرا فرد در اولین زندان خود تا حدود زیادی این هزینه طرد را تحمل کرده است.
با توجه به مطالب ارائه شده میتوان گفت که متاسفانه زندان بیش از آنکه مشکلات اخلاقی، اجتماعی، روانی و اقتصادی را حل کند همچنان بر این مشکلات میافزاید. اعاده حیثیت در عمل به سرخوردگی یاس و طغیان در جامعه ختم میشود. آنچه که مسلم است امروزه ضرورت مجازات مجرم همچنان باقی است اما اگر تنبیه ضروری است نباید برای اعمال آن حقوق مسلم انسانی زیر پا گذاشته شود. مهم تر اینکه مجازات باید متناسب با جرم و میزان تقصیر مجرم در وقوع آن باشد هر چند که این تصور جنبه آزادی دارد اما باید در جستجوی راه حلی منطقی بود و جرم و پیامدهای آنرا با در نظر گرفتن قربانی شدن مجرم در اثر اعمال مجازات بررسی کنیم.
در عصر حاضر نظامهای قضایی و کیفری باید کاملتر و امروزی شود تا محکومیتها و اعمال آنها به گونهای باشد که اعتماد زندانی به او باز گردد و برای ایفای نقشی سازنده و مفید در جامعه آماده شود زندان باید آخرین چاره باشد آنهم برای کسانی که تهدید آشکاری برای اجتماع هستند.
اکنون در بسیاری از نظامهای جزایی جانشینهای گوناگون برای محکومیت به حبس در نظر گرفته شده است. از جمله بازداشت در منزل ، آزادی محدود، آزادی با مجوز و دیگر شکلهای بازداشت ناپیوسته، مجازات تعلیقی که دامنه آن از حبس تعلیقی تا عفو مشروط و طیف گستردهای از اقدامهای تعلیقی، آزادی تعلیقی و مشروط را در بر میگیرد.
جانشینهایی برای محکومیتهای توفیقی که هم به سود خلافکار است و هم به سود جامعه،اجرای طرح خدمت به جامعه به جای رفتن به زندان،استفاده از مچ بندهای الکترونیکی به عنوان زنجیرهای نامرئی نشان میدهد که انسان در قرن حاضر در کیفر شناسی علمی خود به دنبال راههایی میگردد که در آن اثری از زندان نباشد و به جای زندانی کردن مجرم از شیوههای جایگزین دیگری استفاده نمایند.
پژوهش برای یافتن جانشینهایی برای حبس، نارساییهای سازمان زندانها را جبران نمیکند. تعداد زیادی از زندانیان کسانی هستند که محکوم نشدهاند، اما آنها را برای بازجویی یا تکمیل پرونده جهت تشکیل دادگاه و صدور حکم در بازداشت نگاه داشتهاند. این گونه زندانیان از لحاظ نظری تا زمانی که جرمشان ثابت نشده بی گناه به شمار میآیند، اما تجربه آنها از زندگی در زندان واقعا تفاوتی با بزهکاران محکوم ندارد. برای این گونه افراد باید روشهای دیگری غیر از بازداشت پیدا کرد که حضورشان را در دادگاه تضمین کند.
بعضی از این روشها مانند قوانین سرپرستی اجباری، تسلیم مدارک ویژه و وثیقه هم اکنون وجود دارد.
قضات باید این گونه کارها را همچون جانشینهایی برای زندان تشویق کنند.
۱- اگر بتوان از محیطهایی به غیر از زندان و با نام دیگر در فضایی مناسب و شیوههایی نظارتی متفاوت از مجرمانی که اولین بار مرتکب جرمی شدهاند نگهداری کرد، بسیار میتواند در کاهش احتمال ارتکاب جرم مجدد موثر باشد.
۲- طبقه بندی صحیح مجرمان بر اساس سابقه و مدت حبس
۳- آموزش مهارتهای لازم به صورت نظری و عملی به مدیران، کارکنان اداری و زندانبانان تا بتوانند در کنار مدد کاران اجتماعی به آماده سازی زندانیان برای بازگشت به زندگی در جامعه کمک کنند.
۴- پذیرفتن اینکه زندانیان هنوز عضو جامعه هستند و باید به آنان اجازه داد تا از طریق حقوق شهروندی خود برخوردار شوند. مفهوم حقوق زندانیان پیش شرط اصلی همه سیاستهای کیفری است که دعوی عقلانیت و پیشگیری از جرم و توجه به امنیت همگانی و کیفیت زندگی شهروندان را دارد.
۵- کاهش تراکم زندانی تا حد استانداردهای موجود در زندانها، گسترش امکانات آموزشی، تربیتی و ... مانند امکان ملاقاتهای بیشتر، استفاده از خدمات مددکاری و دادیاری.
۶- استفاده از شیوههای جایگزین به جای زندانی کردن.
به طور کلی برای حل مسائل سازمان زندانها لازم است که رهیافتی خلاقانه برای اجرای آن بیندیشیم و نیز روشهایی را جانشین آن کنیم که در عین تنبیه مجرم امکان بازآموزی او را فراهم آوریم تا شهروندی مسوولیت پذیر و مفید به جامعه تحویل دهیم.







