کتابخانه:احکام روابط زن و شوهر
|
| |
| نویسنده | مسعود معصومی |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | بوستان کتاب |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | ۱۳۸۲ |
| شابک | 964949250x |
محتویات
- ۱ مقدمه
- ۲ روابط اقتصادي زن و شوهر
- ۳ حقوق زن وشوهر
- ۴ حقوق وروابط والدين و فرزندان
- ۵ روابط فرهنگي زن و شوهر
- ۶ روابط اخلاقي زن وشوهر
- ۷ روابط زناشويي و تنظيم خانواده
- ۷.۱ مواردي که آميزش زن و شوهر جايز نيست
- ۷.۱.۱ الف - در زماني که زن در دوران قاعدگي است
- ۷.۱.۲ ب - در زمان استحاضه کثيره يا متوسطه، قبل از غسل
- ۷.۱.۳ ج - زمان نفاس
- ۷.۱.۴ د - در حال روزه واجب
- ۷.۱.۵ ه - در حال بيماري که دکترها آنها را از آميزش منع کردهاند
- ۷.۱.۶ و - بعد از داخل شدن وقت نماز در حالي که نتوان غسل يا تيمم کرد
- ۷.۱.۷ ز - در حال اعتکاف
- ۷.۱.۸ ح - در زماني که زن کمتر از نه سال داشته باشد
- ۷.۱.۹ ط - در حال احرام
- ۷.۱.۱۰ ي - در صورت عدم بجا آوردن طواف و نماز نساء در حج
- ۷.۲ جلوگيري از بارداري
- ۷.۳ سقط جنين
- ۷.۴ تلقيح مصنوعي
- ۷.۵ مستحبات آميزش
- ۷.۶ مکروهات آميزش
- ۷.۱ مواردي که آميزش زن و شوهر جايز نيست
- ۸ فهرست مآخذ و منابع
- ۹ پانویس
مقدمه
انسان مدني بالطبع است و به زندگي اجتماعي تمايل دارد. اگر به هر دليل، تنها و دور از جتماع بيفتد، ديري نخواهد پاييد که فشارهاي روحي و رواني، وي را، يا به دامان اجتماع باز ميگرداند و يا راهي ورطه جنونش ميکند. بنابراين تأمين برخي از نيازها و خواستههاي انسان و در نهايت رشد و شکوفايي بعضي از استعدادهاي بالقوه آدمي، متوقف بر روابط اجتماعي خواهد بود. از طرف ديگر، تشکيل اجتماع، به معناي برقراري رابطه متقابل بين افراد آن جامعه است ؛ زيرا هويت واقعي يک اجتماع، چيزي جز همن مناسبتها و روابط بين افراد تشکيل دهنده آن نيست ؛ به گونهاي که اگر ميان افراد يک گروه، هيچگونه رابطهاي برقرار نباشد در واقع، آن گروه هيچ اجتماعي را تشکيل ندادهاند. و با توجه به اينکه، چگونگي و تنظيم اين روابط در بازدهي و تأمين نيازهاي آن جامعه نقش غير قابل انکاري دارد، به گونهاي که گاه رابطه خاصي در اجتماع، موجب شکوفايي استعدادهايي ميگردد، در حالي که ممکن است رابطه ديگر، مانع به ثمر رسيدن اين ستعدادها گردد. بنابراين تشخيص و تنظيم اين مناسبتها براي انسان هدفمند امري ضروري و اجتنابناپذير خواهد بود.
با توجه با آنچه گفته شد، چنين به نظر ميرسد که قدم اول در بر پايي اجتماع هدفمند، تدوين قوانيني است که حدود و چگونگي اين روابط را تعيين و تبيين کند. شکي نيست که دين تنها مرجع مطمئن و ممکن، در تدوين و تبيين اين مناسبتها است. از آنجا که انسان از زمان انعقاد نطفه خواسته يا ناخواسته، در ارتباط با افراد، و محيط قرار ميگيرد، لذا بايد دين از همان ابتداي انعقاد نطفه انسان، و بعد از تولد و برقراري ارتباطهاي اختياري با ديگران و سپس بلوغ و تا نهايت، پايان عمرش قوانيني را براي تنظيم اين روابط بيان کند.
حال با عنايت به مطالب فوق، در خواهيم يافت که نخستين اجتماعي که هر کس براي اولين بار آن را تجربه ميکند خانواده است، زيرا نطفه انسان در بستر همين اجتماع خانوده منعقد ميگردد، سپس رشد ميکند، و فرزند در بدو تولد به اولين اجتماع يعني دامان پر مهر مادر و پدر قدم ميگذارد؛ و تا زمان بلوغ و کمي بعد از آن نيز در همين اجتماع رشد و نمو ميکند و سپس خود با ازدوج، تشکيل دهنده اجتماعي ديگر خواهد بود. و اين تقديري است الهي، که هيچ کسي را از آن گريزي نيست .
مجموعهاي که پيش روي شماست، روابط بين فرزندان و پدر و مادر از يک طرف، و روابط مختلف بين زن و شوهر از طرف ديگر، را از ديدگاه فقه و فقاهت بازگو مينمايد. سعي ما بر آن بوده است که با دسته بندي و تبويت مطالب و فتاواي موجود و همچنين استفتاء موارد لازم از دفاتر آيات عظام بتوانيم نمودي جامع و حتي المقدور کامل، از روابط خانواده، به خوانندگان گرامي عرضه بداريم، تا در اين راه علاوه بر دست يابي آسان به مطالب، حقوقي را که در لابلاي کتب فقهي، عموماً از ديد خانوادههاي محترم پوشيده ميماند، به آنها بشناسانيم .
طبيعي است که تنها با رعايت و به کاگيري اين حقوق از طرف کليه افراد خانواده ميتوان علاوه بر ايجاد فضاي روحاني و صميمي در خانه، جامعه را به سوي هدفهاي متعالي رهنمون شد. در اين ميان، اگر چه ما حقوقي را براي هر يک از اعضاي خانواده به صورتي مضبوط ذکر کردهايم، لکن بر اساس آيه شريفه ((و من آياته أن خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا اليها و جعل بينکم مودة و رحمة)) [۱]
هدف همه اين قوانين ايجاد مودت و محبت و ايثار و گذشت در راه رشد خانوادهبه سوي اهداف الهي ميباشد. و اگر چه آميزش لطيف اخلاق و حقوق خانواده در اسلام، خود به خوبي تأمين کننده زمينههاي تحقق هدف مذکور است، لکن مقدم داشتن خواستههاي ديگران و چشم پوشي از برخي حقوق خويش در راستاي تقويت صميميت و ايجاد محبت در خانواده، مورد وفاق و توصيه کليه مراجع عظام ميباشد.
حال که بالطف و عنايت حضرت بقيةالله الاعظم - روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء - و همت والاي امام راحل - قدس سره - وامت سلحشور و خداجوي اسلاميمان، نظام مقدس ولايت در اين سرزمين بر پا گشته است و امت ما از نعمت وجود رهبر انقلاب حضرت آيت الله العظمي خامنهاي - دامت برکاته - و مراجع عظام ديگر بهرهمند گشتهاند، اميد است در پرتو آگاهي از دستورات نوراني اسلام و عمل به آنها، بتوانيم مورد توجه و عنايت حضرت حق - جل و علا - قرار گرفته، جامعهاي را به سوي بر پا داشتن پرچم توحيد و ولايت در سراسر عالم رهنمون سازيم . در پايان نظر خوانندگان محترم را به تذکرات ذيل معطوف ميداريم: - متن اصلي اين مجموعه بر اساس فتاواي حضرت امام (ره) تنظيم گرديده، در صورت اختلاف نظر مراجع ديگر، علاوه بر آدرس مسأله در پانويس، فتاواي آنان نيز در پاورقي ذکر شده است و در صورت عدم اختلاف نظر، فقط به ذکر آدرس مسأله در کتب مراجع اکتفا کردهايم . - قابل عنايت است به علت رحلت حضرت امام - رضوان الله تعالي عليه - بعضي مسائل از شوراي استفتائات معظم له در قم اخذ شده است و اگر در مسألهاي نظر حضرت امام به دست نيامده باشد آن مسأله در پاورقي آورده شده است .
در صورتي که نام هر يک از آيات عظام در ذيل مسأله نيامده باشد، بدان معناست که نظر آن مرجع در مسأله به دست نيامده است . به منظور سهولت در انتقال نظرات آيات عظام گاهي بعضي از مسائلي را که آنها به صورت فتوي و يا مسأله مطرح کردهاند، ما به صورت سؤال سؤال و جواب بيان کردهايم و همچنين ممکن است استفتائي را با توجه به همه جوانب آن مسأله مطرح کرده باشيم . از آنجا که عدم آگاهي بسياري از اعضاي خانوادهها از حقوق يکديگر مشکلات و معضلات فراواني را موجب گشته است، تدريس و آموزش اين دست از احکام براي عموم متأهلين به خصوص کساني که تازه ازدواج کردهاند بسيار لازم و ضروري به نظر ميرسد.
بديهي است به علت طرح بعضي از مسائل مختص به زن و شوهر، مطالعه و يا تدريس اين احکام، را براي کساني که فعلاً قصد ازدواج ندارند توصيه نميکنيم . به دليل آنکه برخي از مسائل مطرحه در اين مجموعه از چند مدرک يک مسأله گرفته شده است و گاهي تعميم و يا تخصيص شرايط آن از ميان آدرسهاي مختلف آن مسأله اخذ شده است، لذا بايد خوانندگان محترم براي شناخت مدرک همه جوانب مسأله، به کليه مدرکي که در ذيل هر مسأله ذکر شده است مراجعه نمايند و تنها به رجوع به يک مورد اکتفا نکنند. اين مجموعه مشتمل بر حدود دويست استفتاء ميباشد که نگارنده شخصاً از دفاتر استفتائات مراجع عظام تهيه نموده است و اين موارد به صورت ((استفتاء)) در پانويس مسائل مشخص شده است . تنظيم فتاواي طرح شده در اين مجموعه بر اساس نظرات حضرات آيات عظام: امام خميني (ره)، بهجت، تبريزي، فاضل و مکارم - دامت برکاتهم - ميباشد. اگر چه براي تکميل اين مجموعه لازم بود نظرات حضرت آيت الله العظمي خامنهاي - دامت برکاته - نيز ذکر ميشد، لکن به علت عدم رضايت معظم له در نشر فتاوي ايشان به زبان فارسي، ناچار اين مجموعه را بدون نظرات معظم له منتشر کرديم. بديهي است در صورت صلاحديد ايشان در هر زمان که موافقت بفرمايند، اين مجموعه نيز با نظرات ايشان تکميل خواهد شد. در انتهاء از شوراي محترم استفتائات هر يک از آيات عظام که براي تکميل اين رساله زحمات بي شائبهاي را متحمل شدند، کمال تشکر و قدرداني ميشود. همچنين از کليه کساني که ما را با ارائه نظرات خود، در تأليف اين مجموعه ياري کردند، نيز تشکر و قدرداني ميگردد. از خداوند متعال توفيق آنان را مسألت مينمايم .
سيد مسعود معصومي
بيست و هفتم رجب 1471
مطابق با نوزدهم آذر ماه 1375
روابط اقتصادي زن و شوهر
23- سؤال: آيا اعضاي خانواده موظف هستند درباره حلال بودن درآمد سرپرست خانواده تحقيق و بررسي کنند؟ جواب: اعضاي خانواده مکلف به تحقيق نيستند و تا يقين به وجود مال حرام در بين اموال حاصل نشود تصرف مانع ندارد. [۲]
24- سؤال: شوهر من نماز نميخواند وخمس نميپردازد: الف - آيا پولي را که از او ميگيرم برايم حلال است و يا بايد خمس آن را بپردازم ؟ ب - حکم مواد غذايي که به منزل ميآورد و يا لباسهايي که براي من و فرزندانم ميخرد، چيست ؟ ج - حکم اقامت در خانهاي که او با اين پول تهيه کرده است چيست ؟ جواب: تبريزي: براي شما جايز است. استفتاء فاضل: اگر يقين نداشته باشد که عين آن پول و عين آن غذا و لباس متعلق خمس است، براي شما اشکالي ندارد و راجع به اقامت در خانه چنين شخصي، اگر ميتوانيد او را نصيحت کنيد و با او مدارا نماييد و اگر مؤثر نشد حکم ديگري دارد.
25- سؤال: آيا زن و شوهر ميتوانند طبق موازين شرعي و قوانين رسمي چيزي رابه يکديگر بفروشند؟ جواب: هر يک ميتوانند ملک شرعي ديگري را از او بخرد. [۳]
26- سؤال: آيا مرد ميتواند همسر خود را مجبور به فروش اموالش نمايد، مثلاً زن را وادار کند خانه يا ملکش را بفروشد؟ جواب: حق ندارد، و شوهر اختيار همسرش را (در اينگونه موارد) ندارد و طرفين حقوق متقابلهاي دارند که بايد عمل کنند . [۴]
27- مسأله: اگر زن يا شوهر چيزي را به ديگري هبه کنند، تا زماني که آن چيز موجود باشد ميتوانند آن را پس بگيرند. لکن بنابر احتياط مستحب بهتر است آن را پس نگيرد. [۵]
28- مسأله: در صبح هر روز زن مالک نفقه همان روز از مال شوهر ميشود، البته به مقداري که در آن روز مصرف ميکند. (موارد و مقدار نفقه زن در قسمت حقوق ذکر خواهد شد، مراجعه نماييد.) بنابراين اگر مرد پول بيشتري به زن بدهد که او به اندازه نفقه خود از آن پول بردارد، زن زائد بر آن را مالک نيست و شوهر ميتواند آن را از زن پس بگيرد. [۶]
29- مسأله: اگر مرد نفقه يک روز يا يک هفته و يا مثلاً يک ماه را يک جا به زن بدهد، و زن با صرفه جويي و يا استفاده کردن از پولهاي ديگر، مقداري از اين پول را پس انداز کند، زن مالک آن است و شوهر حق پس گرفتن آن را ندارد. [۷]
30- مسأله: اگر مردي نفقه يک روز زن را نپردازد، در پايان آن روز به مقادر نفقه به گردن مرد، دين ميآيد و به زن مقروض ميشود. چه زن آن را از مرد طلب کرده باشد يا نه.
31- مسأله: زن ميتواند نفقاتي را که شوهر نداده در هر زماني از او مطالبه کند، و اگر شوهر نپرداخت، زن ميتواند با مرجعه به حاکم شرع نفقه خود را از شوهر بگيرد، و در صورتي که شوهر نداشته باشد که نفقه را بپردازد به او مهلت داده ميشود که هر گاه توان پرداختن پيدا کرد بپردازد. [۸]
32- مسأله: اگر مردي نفقه زن را نپردازد، زن ميتواند از تمکين به شوهر خود داري نمايد و همچنين ميتواند نزد حاکم رفته تا او شوهر را با مجبور به پرداخت مخارج زندگي زن کند و اگر دسترسي به حاکم ممکن نباشد، زن ميتواند از اموال مرد به اندازه نفقه خودش بدون اذن او بردارد. [۹]
33- مسأله: زني که از شوهر اطاعت ميکند (يعني ناشزه نيست) اگر مطالبه خرجي کند و شوهر ندهد ميتواند در هر روز به اندازه خرجي آن روز بدون اجازه از مال او بردارد و اگر ممکن نيست چنانچه ناچار باشد معاش خود را تهيه کند، در موقعي که مشغول تهيه معاش است اطاعت از شوهر بر او واجب نيست. [۱۰]
34- مسأله: اگر مردي بعد از عقد از پرداخت نفقه معذور شد (يعني عذري که شرع آن را قبول کند) زن نميتواند عقد را فسخ کند. بلکه اگر مرد ميتواند نفقه زن را بپردازد ولي نميپردازد، زن ميتواند طبق مسأله قبل عمل نمايد. در هر حال يا حاکم از مال شوهر نفقه زن را ميپردازد و يا اگر زن راضي باشد حاکم از جانب شوهر طلاق را جاري ميکند. [۱۱]
35- مسأله: زن نميتواند نفقه روزهاي آينده را از شوهرش طلب نمايد. امام - بهجت - تبريزي - فاضل - مکارم: استفتاء
36- مسأله: نفقه را ميتوان به صورت پول يا عين به زن پرداخت، مثلاً ميتوان غذا را پخته يا نپخته و يا پول آن را به زن داد و زن نيز مالک آن ميشود و هيچکدام از طرفين حق ندارند ديگري را ملزوم به پرداخت يا دريافت پول کنند. [۱۲]
37- سؤال: آيا مرد ميتواند پولهايي را که زن با صرفه جويي در مخارج خانه پس انداز کرده، از زن طلب کند؟ جواب: اگر از نفقه زن بوده و زن با کم گذاشتن از خود صرفه جويي کرده، خير نميتواند. اما اگر از مخارج بچهها بوده و يا عنوان ديگري داشته، بله ميتواند پس بگيرد. [۱۳]
38- سؤال: اگر خانمي ماهانه از شوهرش براي مخارج تغذيه خانواده پول ميگيرد ولي هر ماه مقداري از آن را پس انداز ميکند، آيا ميتواند بدون اذن شوهر براي خودش يا بچهها با اين پول لباس يا چيز ديگري بخرد؟ جواب: اگر شوهر ماهيانه را تمليک زن کرده، و اختيار مصرف را به او داده و يا ماهيانه نفقه خود زن است، بله ميتواند بدون اجازه شوهر آن را خرج کند. اما نسبت به مخارج فرزندان و يا غير آن اگر صرفه جويي کند، بايد از شوهر اجازه بگيرد. [۱۴]
39- مسأله: مخارج سفر زن اگر بيشتر از مخارج وطن باشد، با شوهر نيست، ولي اگر شوهر مايل باشد که زن را سفر ببرد،بايد مخارج سفر او را بدهد. [۱۵]
40- مسأله: وسايلي همچون فرش، روانداز، پرده، وسايل منزل و هر آنچه را که مرد به عنوان نفقه در اختيار زن قرار ميدهد اگر عين آن باقي باشد در ملک شوهر است. بنابراين اگر زن ناشزه شود يا طلاق داده شود، همه آن وسايل به شوهر مسترد ميگردد. مگر آنکه آنها را به زن تمليک کرده باشد. [۱۶]
41- سؤال: شوهر من اکثر حقوق خود را خرج دوستان و بستگان و پدر و مادرش ميکند و من و بچهها را به شدت در مضيغه قرار داده است آيا ميتوانم در هر ماه بخشي از حقوقش را از او بگيرم تا آن را صرف ديگران نکند؟ جواب: شما ميتوانيد نفقه هر روز خود را در صبح همان روز از او مطالبه نماييد و بر مرد نيز واجب است ابتدا نفقه زن و مخارج بچهها را بپردازد و اگر در آمد زيادتري داشت ميتواند به ديگران ببخشد. [۱۷]
42- مسأله: اگر مرد فقط به اندازه نفقه پول يا امکانات داشته باشد نميتواند آن را به اقارب خود ببخشد، بله اگر بيش از نفقه داشت ميتواند مازاد را ببخشد. [۱۸]
43- مسأله: تصرف در اموال شوهر بدون اذن او جايز نيست مگر آنکه زن علم به رضايت او داشته باشد. و همينطور تصرف مرد در اموال زن . [۱۹]
در نتيجه: در صورتي که مرد نفقه زن را ميپردازد، زن نميتواند بدون اجازه شوهر دست در جيب او کرده پول بردارد؛ و يا از وسائل او اعم از جوراب، انواع لباس يا وسايل منزل يا هر آنچه که متعلق به شوهر است استفاده نمايد. البته اگر زن بداند که شوهر راضي است ميتواند در اموال او تصرف کند، اگر چه اجازه نگرفته باشد. و هينطور مرد حق ندارد بدون اجازه زن در اموال او تصرف کند. مثلاً زينت آلات او را بدون اجازه او بفروشد و يا اگر صاحب ملک يا مستغلاتي است آنها را بدون اجازه زن تصرف کند و... البته در اين موارد، تصرف در مواد خوراکي جهت خوردن استثناء شده است. زيرا در مواد خوراکي کافي است انسان علم به عدم رضايت صاحب مال نداشته باشد ولي علم به رضايت او لازم نيست .
44- مسأله: اگر منزل ملک شوهر باشد، زن اجازه ندارد کسي را که شوهر راضي نيست به خانه او بيايد، دعوت کند، اگر چه آن شخص از بستگان نزديک باشد. ا[۲۰]
در نتيجه: اگر شوهر بگويد راضي نيستم فلان شخص را دعوت کني، زن اجازه ندارد او را جهت آمدن به منزل دعوت نمايد. البته اگر او خودش آمد بر زن واجب نيست او را به منزل راه ندهد .
45- مسأله: اگر منزل ملک زن باشد، شوهر نميتواند زن را از دعوت بستگان و نزديکانش نهي کند، مگر آنکه اين کار با حقوق مرد منافات داشته باشد. البته مرد مي تواند به زن اجازه ندهد که از وسائل و يا از پول و يا امکاناتي که جزء اموال مرد است استفاده نمايد. امام - تبريزي : با استفاده از مدارک مسأله قبل. توضيح: از آنجا که مرد فقط داراي حقوق خاصي نسبت به زن ميباشد و اجازه ندارد در موارد غير آن، زن را امر و نهي کند، بنابراين اگر به زن بگويد فلان شخص را به منزل دعوت نکن، در صورتي که منزل ملک زن باشد، اطاعت از او واجب نيست. مشروط به آنکه اين دعوت با حقوق مرد منافات نداشته باشد و يا مثلاً اگر وظايف زن در خانه نسبت به مرد به واسطه اين دعوت ترک نشود و يا موجب استفاده از وسائل و اموال مرد نگردد. اگر چه بهتر است در اين صورت رضايت شوهر را کسب کند. بنابراين، اگر اين دعوت موجب هتک حرمت زن يا شوهر ميشود و يا لطمه به آبرو يا ناموس خانواده ميزند و يا موجب ميگردد که خداي نکرده تعلق زن نسبت به شوهر کم شود، در نتيجه حقوق مرد را، مانند آرايش کردن يا دور کردن منافرات از خود و... را به خوبي اداء ننمايد، دعوت کردن جايز نيست و زن بايد شوهر را اطاعت کند.
46- سؤال: اگر زني بدون اجازه شوهرش از پول يا مال او بردارد ولي ميداند شوهرش راضي است، آيا گرفتن اجازه واجب است يا به همين اطمينان ميتواند اکتفا کند؟ و در صورتي که احتمال دهد او راضي است، حکم چگونه است؟ جواب: با احراز رضايت مانعي ندارد. ولي در صورت احتمال جايز نيست . [۲۱]
47- سؤال: آيا جايز است زن از پولي که شوهرش براي مخارج خانه ميدهد در منزل مجلس روضه يا ختم انعام و يا مانند اينگونه مجالس بر پا کند؟ جواب: اگر شوهر پول را تمليک زن کرده و اختيار مصرف آن را به زن داده، يا بداند شوهر راضي است مانعي ندارد والا جايز نيست. [۲۲]
48- سؤال: بر پا کردن مهماني يا مجالس جشن ميلاد ائمه عليهم السلام و يا مجالس عزاداري بدون اجازه شوهر در منزل براي زن چگونه است؟ و اگر شوهر راضي نباشد حکم چيست؟ جواب: بدون اذن شوهر جايز نيست و دعوت کردن بيگانه و ورود به منزل شوهر بدون اذن جايز نيست، مگر احراز رضايت شود. [۲۳]
49- سؤال: آيا شرط بندي بين زن و شوهر جايز است؟ جواب: اگر مراد از شرط بندي قمار و برد و باخت است، جايز نيست. [۲۴]
50- مسأله: نذر يا عهد زن بدون اجازه شوهرش صحيح نيست، اگر چه بخواهد از مال خودش آن را اداء کند. [۲۵]
51- مسأله: اگر شوهر به زنش اجازه داد نذر کند و او نذر کرد، نميتواند نذر او را باطل کند؛ و يا نميتواند مانع وفاي به نذرش گردد. [۲۶]
52- سؤال: اينجانب کارمند هستم و حقوق ميگيرم، آيا ميتوانم بدون اجازه شوهرم مقداري از اين حقوق را نذر کنم؟ جواب: نذر بدون اجازه شوهر باطل است. [۲۷]
53- سؤال: من بدون اجازه شوهرم نذر کردم اگر خدا حاجت مرا بدهد، فلان مقدار پول در فلان مورد مصرف کنم و چند رکعت نماز بخوانم و چند روز روزه بگيرم، ولي براي هيچکدام از شوهرم اجازه نگرفتم، مسأله را با او در ميان گذاردم و او اجازه داد. آيا نذر من با اجازه او درست ميشود يا نه؟ جواب: نذر بدون اذن شوهر باطل است و اجازه بعدي آن را تصحيح نميکند. [۲۸]
54- مسأله: اگر زن بدون اجازه شوهر قسم بخورد بعيد نيست که قسم او صحيح نباشد لکن نبايد احتياط را ترک کند(وجوباً). [۲۹]
55- مسأله: اگر شوهر از قسم خوردن زن نهي کند قسم او صحيح نيست . [۳۰]
هبه
56- سؤال: آيا زن ميتواند از مال خودش بدون اذن شوهرش به کسي ببخشد(هبه کند)؟ جواب: هبه او از مال خودش صحيح است حتي اگر شوهر او را نهي کند. [۳۱]
57- سؤال: اگر زني مهر خود را به شوهر ببخشد بعد پشيمان شود ميتواند آنرا طلب کند؟ جواب: تبريزي: اگر مهر در ذمه شوهر بوده و ابراء کرده نميتواند مطالبه کند، و اگر عين خارجي بوده و بخشيده و در اختيار او قرار داده بنابر احتياط نميتواند پس بگيرد. استفتاء فاضل: اگر مهريه بر ذمه شوهر باشد با بخشيدن آن ديگر جاي برگشت نيست. و اگر مهريه مانند خانه، زمين و امثال آنها باشد و در اختيار شوهر قرار داده باشد ميتواند رجوع کند و پس بگيرد.
58- سؤال: اگر در عقد شرط شود پرداخت مهريه از ناحيه شوهر ((عندالاستطاعه)) باشد، آيا زن ميتواند علي رغم عدم قدرت شوهر بر پرداخت مهر، آن را از او طلب کند؟ جواب: فاضل: در صورت عدم قدرت زوج، زوجه نميتواند مطالبه نمايد. استفتاء. [۳۲]
حقوق زن وشوهر
حقوق زن نسبت به مرد
69- مسأله: حقوق زن نسبت به شوهر عبارتند از:
الف - تهيه غذا به اندازه متعارف.
ب - تهيه پوشاک به اندازه شأن زن.
ج - تهيه وسايل مورد لزوم خانه.
د - تهيه مسکن متناسب با شأن و منزلت اجتماعي زن .
ه - اگر زن از روي جهل، اشتباهي انجام داد مرد او را ببخشد.
و - خوش رويي و خوش رفتاري با زن.
ز - تعليم احکام و مسائل اعتقادي (به وجوب کفايي).
ح - حداقل هر چهار ماه يکبار با او آميزش کند.
الف :تهيه غذا
70- مسأله: مقدار غذا و کميت آن به اندازهاي است که زن را سير کند و در جنس آن بايد رجوع شود به آنچه که براي امثال او در شهرش متعارف است. [۳۳]
71- مسأله: اگر غذايي متناسب با مزاج زن باشد و يا زن به خوردن آن عادت داشته باشد به گونهاي که ترک آن موجب ضرر براي او گردد، بر مرد واجب است آن غذا را براي زن تهيه نمايد. امام: مدرک مسأله قبل. در نتيجه: اگر زن عادت کرده باشد در خانه پدرش نوع خاصي از غذا را بخورد و يا بياشامد مثلاً هميشه گوشت ميخورد و يا نوع خاصي از غذا و يا هر چيز ديگر به گونهاي که اگر غير آن باشد به علت عادتي که دارد برايش ضرر داشته باشد، بر مرد واجب است همان برنامه غذايي را برايش فراهم نمايد،مگر آن که زن به غير آن راضي باشد.
72- مسأله: بر مرد واجب است چيزهايي غير از غذا را که زن عادت دارد استفاده نمايد، از قبيل چاي، قهوه، تنباکو و...را نيز اگر براي زن ترک آن ضرر دارد، تهيه نمايد. [۳۴]
73- مسأله: بر مرد واجب است آنچه که از ميوههاي مختلف در فصلها براي مثل زن متعارف است براي او فراهم نمايد. [۳۵]
74- مسأله: زن ميتواند به دو گونه غذا را از شوهر طلب نمايد يا به طور متعارف در خانه شوهر با همديگر بخورند و بر سر يک سفره باشند و يا اينکه فقط نفقه خودش را طلب نمايد و به تنهايي بخورد و يا هر کار ديگري که ميخواهد با آن بکند. و شوهرش حق ندارد زن را به شکل اول يا دوم ملزم نمايد. [۳۶]
75- مسأله: شوهر نيز ميتواند دو گونه غذا را به زن بدهد، غذايي که آماده خوردن است مانند نان، خرما، غذاي پخته و يا هر چيزي که آماده خوردن باشد و يا اينکه چيزي است که براي خوردن بايد پخته شود و يا آماده گردد. و زن حق ندارد شوهر را به هرکدام ملزم نمايد. [۳۷]
76- مسأله: اگر براي طبخ غذا احتياج به هيزم، نفت و يا هر چيز ديگر مانند ادويه، نمک و... باشد بر مرد واجب است آن را نيز براي زن تهيه نمايد. البته نبايد آن چيز خلاف متعارف باشد. [۳۸]
77- مسأله: زن حق ندارد شوهر را ملزم کند به جاي غذا، پول آن را به او بدهد لکن اگر هر دو به دادن پول توافق کردند و زن آن را تحويل بگيرد مالکش ميشود و تکليف از شوهر ساقط ميگردد. [۳۹]
78- سؤال: زن من مرتب ميگويد بايد از فلان فروشگاه، مواد غذايي بخرم و يا بايد در فلان رستوران غذا بخوريم. با توجه به اينکه پرداخت هزينه اين غذاها براي من بسيار مشکل است، آيا بر من واجب است همانگونه که او ميخواهد عمل نمايم؟ جواب: شما مختاريد که مواد اوليه غذا و يا غذاي طبخ شده و يا پول آن را به او بدهيد، البته بايد شؤونات او را رعايت نماييد. و بيش از آن چيزي به عهده شما نيست . [۴۰]
ب: تهيه پوشاک
79- مسأله: مقدار و نوع لباس نيز به علت تنوع و اختلاف زياد بين آنها، به اندازهاي بر مرد واجب است که مناسب شأن زن باشد. بنابراين مرد بايد براي فصول مختلف لباسي متناسب حال زن و شؤونات خانوادگي او تهيه نمايد؛ و اگر زن از صاحبان تجمل باشد واجب است بر مرد علاوه بر لباس بدن لباسي ديگر به حسب حال امثال او برايش تهيه کند. [۴۱]
توجه: در صورتي بر مرد واجب است لباس متناسب با شأن و موقعيت اجتماعي زن تهيه کند که اين کار منجر به فعل حرامي نگردد. مثلاً اگر زن قبل ازدواج لباس شهرت ميپوشيده و يا مثلاً در مقابل نامحرم جوراب نازک ميپوشيده و يا لباس را اگر چه متناسب شأن اوست براي خودنمايي به نامحرم استفاده ميکند و... و امثال آن بر مرد واجب نيست آنها را تهيه نمايد. بلکه واجب است بر مرد که او را نهي از منکر بنمايد. همچنين نبايد تهيه لباس و لباسها براي زن منجر به اسراف گردد. که اين نيز فعل حرامي است. بنابراين اگر خانمي بخواهد براي هر مهماني که ميرود لباس نو خاصي بپوشد و اين کار را همواره ادامه بدهد، به بهانه اينکه قبلاً در خانه پدري همين کار را ميکرده و يا اينکه لباسهايي را طلب ميکند که از لحاظ قيمت خيلي بيش از متعارف است، بر مرد واجب نيست آن را تهيه نمايد.
80- مسأله: مرد بايد براي زن لباس تهيه کند، حال چه از مال خودش باشد يا به واسطه عاريه و يا اجازه کردن. و تا زماني که آن لباس موجود باشد و مندرس نشده باشد به طوري که مناسب حال زن باشد، زن نميتواند مطالبه پوشش ديگري نمايد. [۴۲]
81- مسأله: تهيه وسايل منزل مانند فرش، روانداز، پرده، لحاف، وسايل پخت و پز و آنچه که زن براي نظافت نياز دارد نيز همگي به عهده مرد است و مقدار، جنس و کيفيت هر يک نيز بايد متناسب با شأن و منزلت زن باشد. امام: تحريرالوسيله، کتاب نکاح، فصل فيالنفقات، مسأله 8. در نتيجه: اگر زن در خانهاي زندگي کرده است که مثلاً از نوعي خاص فرش و رختخواب استفاده ميکرده، مثلاً هميشه روي تخت ميخوابيده و شأن او داشتن پردههاي خاص و يا وسايل خاصي است، بر مرد واجب است آنها را تهيه نمايد. البته تا آنجا که منجربه حرامي نگردد.
د: تهيه مسکن
82- مسأله: بر مرد واجب است خانهاي که لايق همسرش است براي او تهيه کند، چه به صورت ملک يا اجاره يا عاريه و... و زن ميتواند از شوهر بخواهد هيچکس به غير از شوهر با او زندگي نکند. به گونهاي که خانه يا اطاقي که در آن زندگي ميکنند فقط از آن زن و شوهر باشد. [۴۳]
83- مسأله: بر مرد واجب است مواد سوختي منزل مثل نفت، گاز، هيزم، زغال، و امثال آن را براي زن تهيه نمايد. همچنين بايد داروهايي که معمولاً در طول سال به آن نياز است را براي زن تهيه کند. [۴۴]
84- مسأله: بر مرد واجب است تمام نفقات زن را بپردازد، چه زن نياز داشته باشد يا نداشته باشد. حتي اگر از ثروتمندترين مردم باشد. [۴۵]
ه: بخشيدن اشتباهات زن
85- مسأله: اگر زن از روي جهل اشتباهي انجام داد مرد بايد او را ببخشد. [۴۶]
و: خوش رفتاري با زن
86- مسأله: مرد بايد با زن خود خوش رفتار باشد و با او با روي گشاده برخورد کند. [۴۷]
در نتيجه: يکي از حقوق زن نسبت به مرد اين است که مرد نبايد در خانه عصباني مزاج و تند خو باشد، بلکه بايد خوش اخلاق و گشاده رو باشد. تذکر اين نکته بسيار ضروري به نظر ميرسد که خوش اخلاق بودن و خوشرو بودن به اين نيست که وقتي همه چيز مطابق ميل بود انسان خوش برخورد باشد، بلکه خوشرفتاري زماني است که وقتي مسألهاي اتفاق ميافتد که معمولاً مردان با روبرو شدن با آن عصباني ميشوند، انسان بتواند جلو خشم خود را بگيرد و اخلاق نيکو را پيشه کند. بنابراين آقايان محترم بايد توجه داشته باشند عصباني بودن در منزل و يا داشتن توقع زيادي از اهل منزل و يا امر ونهي کردن بيش از حد در خانه و... مواردي از اين قبيل موجب ميشود نتوانند به طور کامل به گونه اي که خدا راضي باشد حق همسر و بچههاي خود را بپردازد.
87- مسأله: خادم گرفتن براي زن زماني واجب است که زن صاحب جلال و شأن بالايي باشد و يا از کساني باشد که همواره صاحب خدمتگزار بوده است. و اگر جلال و شأن او طوري باشد که چند خدمتگزار داشته، بعيد نيست بگوييم بر مرد واجب است چند خدمتگزار براي او بگيرد. [۴۸]
ز: تعليم احکام و مسائل اعتقادي
88- مسأله: بر مرد واجب است احکام مورد لزوم زن، و يا مسائل اعتقادي را به او تعليم دهد، همانگونه که برزن واجب است آنها را فرا بگيرد لکن اين وجوب براي مرد کفايي است. [۴۹]
در نتيجه: اگر زن مثلاً احکام عادت ماهانه خود را نمي دانست و يا احکام نماز و روزه و... بر مرد واجب است آنها را به زن تعليم دهد، البته اگر کس ديگري آن احکام را به زن بياموزد و يا مرد از کسي بخواهد که به زن آموزش دهد کفايت ميکند.
89- سؤال: آيا مرد واجب است کتب تاريخي کلامي را براي همسر خود تهيه نمايد؟ جواب: تبريزي: اگر تعليم احکام و مسائل اعتقادي به زن منحصر در خريد کتاب باشد و نشود به گونهاي ديگر ويا به واسطه کسي ديگر مسائل را به زن تعليم نمود، بر مرد واجب است تهيه نمايد. [۵۰]
90- سؤال: شوهر من احکام شرعي را نميداند و به من نيز اجازه نميدهد براي فراگيري آن از خانه خارج شوم، آيا ميتوانم بدون اجازه شوهرم براي فراگيري مسائل شرعي از خانه خارج بشوم و يا مثلاً به مسجد و يا نماز جمعه بروم ؟ جواب: تبريزي: اگر ممکن نيست در خانه احکام شرعيه را فرا بگيريد نميتواند جلوگيري نمايد. ولي براي مسجد و غير آن بنابر احتياط واجب بدون اجازه نميتواند خارج شود. استفتاء فاضل: اگر فراگيري مسائل شرعي از واجبات زن باشد و راهي براي فراگيري ندارد جز به خروج از منزل، به اندازه ضرورت وبه قدر واجب ميتواند خارج شود. ولي براي مسجد و غيره بدون اجازه، نه.
91- مسأله: مرد حق ندارد زن خود را به خدمت خانه مجبور کند. [۵۱]
در نتيجه: انجام امور منزل به عهده زن نيست و مرد حق ندارد زن را مثلاً مجبور به تميز کردن خانه، غذا پختن، شستن لباس و... نمايد.
92- سؤال: آيا مرد ميتواند خريد مايحتاج منزل را به عهده زن بگذارد و او را مجبور به تهيه آن کند؟ جواب: تهيه مايحتاج منزل به عهده مرد است و نميتواند زن را به تهيه کردن آن مجبور سازد. [۵۲]
93- سؤال: آيا زن ميتواند در منزل وظايف خود را انجام ندهد. مثلاً غذا نپزد، خانه را مرتب نکند و يا مرد ميتواند زن را مجبور به انجام اينگونه امور نمايد؟ جواب: مرد حق ندارد زن خود را مجبور به کار خانه کند. [۵۳]
94- مسأله: در جميع موارد ذکر شده، مستحب است مقدار و کيفيت نفقه به عرف و عادت شهر و محل سکونت کنوني زن اکتفا شود. [۵۴]
95- مسأله: اگر زن د رعقد با مرد شرط کند که او را از شهري بيرون نبرد، و يا فلان شهر وي را سکونت دهد و يا منزل مخصوصي برايش تهيه کند،و مرد هم قبول کند، بايد مرد به آن شرط عمل کند. [۵۵]
96- سؤال: اگر زني در عقد با شوهر خود شرط کند که او را از شهري بيرون نبرد، ولي بعداً راضي شد و به شهر ديگري رفت و مدتي همراه شوهرش در آنجا زندگي کرد و دوباره به شهر اول بازگشت، آيا شرط ضمن عقد ساقط ميشود؟ (يعني آيا همچنان مرد حق ندارد زن را به شهر ديگري ببرد، يا شرط ساقط شده است و مرد ميتواند زن را به هر کجا ميخواهد ببرد؟) جواب: تبريزي: اگر زن براي اقامت خود در شهر دوم وقت معين کند( مثلاً بگويد فقط براي يکسال يا کمتر و يا بيشتر) شرط ساقط نميشود و در غير اين صورت شرط ساقط است . [۵۶]
97- سؤال: زن من همواره مرا مجبور ميکند به خانه مادرش و يا خواهرش و يا بستگان خودش بروم، آيا بر من واجب است از او اطاعت کنم ؟ جواب: اطاعت از او واجب نيست. [۵۷]
98- سؤال: آيا شوهر حق دارد زن را مجبور کند که به منزل فلان فاميل برود، در حالي که زن به هيچ وجه راضي نيست به منزل آنها برود، آيا اطاعت از او در اين امر واجب است؟ جواب: شوهر حق دارد از خارج شدن زن از خانه ممانعت نمايد ولي در اينگونه موارد بهتر است زن رضايت شوهر را به دست آورد. [۵۸]
ح: حق آميزش زن
99- مسأله: شوهر نميتواندبيش از چهار ماه نزديکي با عيال دائمي خود را ترک کند.خواه همسر او جوان باشد يا نباشد. [۵۹]
100- سؤال: اگر زن در کمتر از چهار ماه از شوهر طلب آميزش کند، آيا بر مرد واجب است او را اجابت کند؟ جواب: چنانچه زن به گونهاي است که مرد با او آميزش نکند به معصيت خواهد افتاد بنابراين احتياط واجب مرد بايد درخواست زن را اجابت کند. [۶۰]
101- سؤال: اگر مرد بخواهد به مسافرتي بيش از چهار ماه برود، الف: آيا بايد از همسرش اجازه بگيرد؟ ب: در صورتي که بايد اجازه بگيرد اگر زن اجازه نداد مسافرت او حرام است ؟ جواب: فاضل: اجازه گرفتن از همسر في نفسه لازم نيست، اما چون زن هر چهار ماه يکبار حق مواقعه (آميزش) دارد، لذا در فرض سؤال لازم است اجازه بگيرد که در حقيقت به معناي طلب اسقاط حقش است و اگر بدون اجازه سفر کرد، در صورتي که سفر او به قصد ادا نکردن حق زوجه و ترک واجب باشد، سفر او معصيت و حرام است و بايد نماز را تمام بخواند.ولکن اگر به اين قصد نباشد، حرام نيست. هر چند که در اين صورت احوط جمع بين قصر و اتمام است. بله در خصوص سفر واجب شرعي تکليف ساقط است، و نيز در سفرهاي ضروري ولو عرفاً، مثل سفر تجارت يا زيارت يا تحصيل علم و نحو آنها، تکليف ساقط است و سفر حرام نيست.
102-سؤال: اگر مردي نذر کند که در زماني بيش از چهار ماه باهمسر خود نزديکي نکند آيا نذر او صحيح است؟(مثلاً نذر کند هر شش ماه يکبار آميزش کند) جواب: صحيح نيست. [۶۱]
103- مسأله: اگر مرد براي امر واجب شرعي و يا براي امر ضروري ولو ضرورت آن عرفي باشد مانند: تجارت يا تحصيل و غيره... لازم نيست قبل از چهار ماه نزد همسر خود باز گردد. ولي اگر سفر او ضرورتي نداشته باشد، مثلاً براي تفريح باشد، بنابراين احتياط واجب بايد قبل از چهار ماه نزد همسر خود باز گردد. [۶۲]
104- سؤال: اگر مردي قسم بخورد که به کمتر از چهار ماه با زن نزديکي نکند قسم او صحيح است؟ جواب: تبريزي: مادامي که مرجعي بر ترک نباشد، نميتواند قسم بخورد. استفتاء فاضل: صحيح نيست استفتاء
105- مسأله: در موارد ذيل مرد ميتواند آميزش با همسرش خود را حتي بيش از چهار ماه ترک کند:
1-اگر زن رضايت داشته باشد.
2-- در ضمن عقد شرط کرده باشند زن اين حق را ساقط کند. 3- در صورتي که مرد توانايي آميزش نداشته باشد. 4- به جهت بيماري براي مرد يا زن ضرر داشته باشد. 5- زن نزد همسر نباشد. 6- زن ناشزه باشد. 7- زن داراي عذر شرعي باشد( مثلاً در زمان قاعدگي باشد). [۶۳]
106- مسأله: در صورتي که مرد به دليل وجود مانعي مانند حيض بودن زن و يا هر يک از موارد ذکر شده در مسائل قبل و يا از روي عصيان، آميزش با زن را در مدت چهار ماه ترک کند،بر او واجب نيست قضاي آن را بجا آورد. اگر چه بنابر احتياط بايد زن را ارضاء کند، در هر حال مبدأ احتساب چهار ماه، آميزش قبلي است نه گذشت چهار ماه قمري . [۶۴]
107- مسأله: چنانچه دختر باکره باشد، مرد بايد در هفت شب اول عروسي او همراه بخوابد، و اگر باکره نباشد در سه شب اول بايد نزد او باشد، مگر آنکه زن از حق خود صرفنظر کند. [۶۵]
108- مسأله: اگر مردي هر يک از حقوق واجب زن را ادا نکند حکم نشوز پيدا ميکند. [۶۶]
توجه: احکام نشوز در انتهاي همين فصل به تفصيل خواهد آمد.
109- مسأله: مرد نميتواند زن دائمي خود را به طوري ترک کند که نه مثل زن شوهردار باشد نه مثل زن بي شوهر، لکن واجب نيست که هر چهار شب يک شب را نزد او بماند. [۶۷]
حقوق شوهرنسبت به زن
عبارتند از:
الف - عدم خروج از منزل مگر به اذن شوهر.
ب - عدم جو از صدقه دادن، نذر کردن ويا قسم خوردن مگر به اذن شوهر.
ج - تمکين به شوهر در هر زماني که مرد بخواهد. د - پاک کردن خود از هر چيزي که باعث دور کردن شوهر از تمتّعات جنسي است .
ه - رعايت نظافت و آرايش کردن در صورتي که شوهر آن را طلب کند.
الف - عدم خروج از منزل مگر به اذن شوهر
110- مسأله: زني که عقد دائمي شده نبايد بدون اجازه شوهرش از خانه بيرون رود. [۶۸]
111- سؤال: آيا بايد براي صله رحم بابستگان نزديک و يا حتي با پدر و مادر و خانواده خود، از شوهرم براي خروج از خانه اجازه بگيرم يا ميتوانم به قدر انجام صله رحم بدون اذن شوهر از خانه خارج شوم ؟ جواب: خروج از خانه حتي اگر براي صله رحم و يا ديدن پدر و مادر و بستگان نزديک باشد، بدون اجازه شوهر حرام است . [۶۹]
112- سؤال: اگر خانمي بداند شوهرش با خارج شدن او از خانه براي فلان مکان راضي است، آيا ميتواند بدون اجازه شوهرش از خانه خارج شود؟ يا اينکه بايد براي هر خروج از خانه عليرغم علم به رضايت شوهر، از او اجازه بگيرد؟ جواب: اگر زن اطمينان دارد که شوهرش رضايت دارد و اجازه ميدهد، خروجش از منزل اشکال ندارد. [۷۰]
در نتيجه: اگر خانمي مطمئن باشد شوهرش با خروج از خانه او رضايت دارد ميتواند از خانه خارج شود، اگر چه از شوهر اجازه نگيرد. بنابراين مواردي که معمولاً شوهر به زن اجازه ميدهد، مانند خروجبراي کار يا خريد يا صله رحم با افراد خاصي و... زن ميتواند از منزل خارج شود. البته بايد توجه داشت مواردي که زن شک دارد که شوهر اجازه ميدهد يا نه، حق ندارد بودن اذن شوهر از خانه خارج شود. همچنين بايد خانمها توجه نمايند نميتوانند بگويند چون شوهر با خروج از منزل براي رفتن خانه مثلاً فلان فاميل راضي است پس حتماً با خروج براي رفتن به منزل شخص ديگري هم راضي است و از خانه خارج شود. بلکه بايد بداند که شوهر براي رفتن به منزل فرد دوم، رضايت دارد و به او اجازه ميدهد. زيرا چه بسيار مواردي که ممکن است شوهر با خروج زن به محلي راضي باشد اما با محلهاي مشابه راضي نباشد. بنابراين خانمها بايد از قياس در مسأله به شدت پرهيز نمايند. بله اگر شوهر اجازه کلي داده است و يا زن مطمئن است که به محل دوم رفتن مورد رضاي شوهر است ميتواند از منزل خارج شود.
113- سؤال: اگر خانمي از شوهرش اجازه گرفت به محلي برود، آيا ميتواند از آنجا به محل ديگري برود؟ مثلاً به خانه خواهر يا مادر خود برود؟ جواب: تبريزي: به همان اندازه که شوهر اجازه داده است بايد عمل کند. استفتاء فاضل: اگر احراز رضايت رفتن به محل ديگر بکند، ميتواندبرود والّا نه. استفتاء. بهجت: اگر علم به رضايت شوهر دارد ميتواند برود والّا نه . با استفاده از توضيح المسائل، مسائل متفرقه، مسئله 18.
114- سؤال: آيا زن ميتواند بدون اجازه شوهر به مسجد يا نماز جمعه يا به طور کلي به مجالس مذهبي برود؟ جواب: بهجت - تبريزي: اگر فرا گرفتن احکام شرعيه متوقف بر خارج شدن از خانه باشد، ميتواند خارج شود. بهجت: با استفاده از توضيح المسائل، مسائل متفرقه، مسأله 18 و تبريزي: استفتاء. فاضل: اگر شوهر رضايت نداشته باشد، بيرون رفتن حرام است استفتاء
115- سؤال: اگر مردي براي انتقام گرفتن از زن خود، به او اجازه خروج از منزل را ندهد، آيا زن بايد اطاعت کند؟ مثلاً هميشه اجازه ميداده به محلي برود ولي حالا براي انتقام اجازه نميدهد. جواب: فاضل: انتقام گرفتن مرد از همسر خود، مناسب اخلاق انساني و اسلامي نيست. ولي اگر به هر جهت اجازه خروج نداد، بر زن واجب است که اطاعت کند. استفتاء
116- سؤال: اگر خانمي بدون اجازه شوهرش از منزل خارج شده، تکليف او از لحاظ نماز و روزه چيست؟ آيا او ناشزه ميشود؟ جواب: تبريزي: چنانچه به عنوان ترک شوهر و قهر باشد ناشزه است؛ و در سفر نماز و روزهاش تمام است و در غير اينصورت احتياطاً جمع کند(هم شکسته بخواند و هم تمام) و در هر حال بايد برگردد. استفتاء فاضل: اگر با لباسي که شوهر در اختيار او گذاشته نماز بخواند، چنانچه شوهر راضي نباشد نمازش باطل است ولي روزه او صحيح است هر چند معصيت کرده است. استفتاء
117- سؤال: آيا زن ميتواند در حين عقد شرط کند که اجازه خروج از منزل به دست خودش باشد؟ جواب: چنين شرطي نافذ نيست و اگر هم ضمن عقد آن را شرط کردهايد عقد شما صحيح، ولي شرط آن باطل است . [۷۱]
ب: عدم جواز صدقه، نذر و قسم خوردن زن مگر به اذن شوهر
احکام و سؤالات اين قسمت در فصل روابط اقتصادي از سؤال 50 تا 58 آمده است مراجعه فرماييد.
118- سؤال: اگر زني هنگام عقد شرط کرده است که مجاز به انجام کارهاي فرهنگي در خارج خانه باشد و يا اجازه داشته باشد کار کند و مرد نيز پذيرفته است، اگر بعد از ازدواج، مرد اجازه ندهد براي انجام اينگونه کارها از منزل خارج بشود، آيا زن ميتواند بدون اذن شوهر از منزل خارج شود؟ جواب: بهجت - تبريزي: در فرض مذکور ميتواند بدون اذن شوهر براي انجام کارهاي مذکور خارج شود . [۷۲]
تبريزي :استفتاء فاضل: در فرض شرط نميتواند از زوجه ممانعت کند مگر اينکه شغل مناسب شأن او نباشد استفتاء
ج: حق تمکين
119 - مسأله: زن بايد خود را براي هر لذتي که همسرش ميخواهد تسليم نمايد و بدون عذر شرعي از نزديکي کردن او جلوگيري نکند . [۷۳]
120- سؤال: اگر مرد در روابط زناشويي افراط کند و اين براي سلامتي زن و حتي خود شوهر مضر باشد، آيا زن ميتواند به اندازه معقول تمکين کند؟ جواب: تبريزي به اندازه متعارف تمکين لازم است و نه بيشتر. استفتاء فاضل: اگر براي زن ضرر قابل توجهي داشته باشد ميتواند تمکين نکند، بلکه براي حفظ سلامتي خود تمکين نکردن لازم است. اما اگر ضرر متوجه شوهر است، نميتواند تمکين نکند. استفتاء
121- سؤال: اگر زن داراي ضعف شديد بدني باشد، و يا به علت بيماري توان تمکين به شوهر نداشته باشد آيا ميتواند شوهر را تمکين نکند؟ جواب: بهجت: در صورت داشتن عذر شرعي ميتواند تمکين نکند. [۷۴]
تبريزي: در صورت عذر ميتواند تمکين نکند استفتاء فاضل: ضعف غير قابل تحمل و بيماري، مسقط تکليف است و زن در آن حال ميتواند تمکين نکند استفتاء
د - رفع منافرات
122- مسأله: زن بايد چيزهايي را که در روابط جنسي موجب منافرت و عدم رغبت مرد به زن ميشود را از خود دور کند. امام: تحرير الوسيله، القول في النشوز، قبل از مسئله 1. در نتيجه: بطور مثال اگر زن در منزل همواره داراي لباسهاي کثيف و رويي ژوليده باشد و هميشه بوي غذا از او به مشام برسد و يا داراي اخلاقي تند و برخوردهايي غير عاطفي باشد و يا چنان خود را با کار در خانه و يا در بيرون خسته کند که توان حتي صحبت کردن با شوهر را نداشته باشد، و يا چنان سردي از خود نشان دهد که هيچ رغبتي براي مرد نسبت به او به وجود نيايد و امثال آن، همه و همه مواردي هستند که باعث ميشود زن، واجب شرعي خود را ترک کند و نه فقط حکم ناشزه را پيدا کند بلکه از داشتن يک زندگي شيرين و عاطفي محروم بماند.
ه - آرايش و نظافت
123- مسأله: زن بايد در صورتي که شوهر بخواهد براي او آرايش کند و نظافت نمايد. [۷۵]
124- سؤال: اگر مردي به زن امر کند فلان آرايش را برايش بنمايد و يا فلان لباس را در منزل بپوشد، آيا زن بايد اطاعت کند؟ جواب: اطاعت زن از شوهر در مورد مربوط به استمتاعات واجب است و امور مذکور اگر در اين راستا باشد يا ترک آنها موجب نفرت شوهر باشد، بايد اطاعت کند والّا لازم نيست. [۷۶]
نشوز
الف - نشوز زن
125- مسأله: زن در هر يک از صور ذيل ناشزه ميشود، و در نتيجه حق نفقه او ساقط ميشود و مرد ميتواند نفقه او را نپردازد:
1- عدم تمکين به شوهر.
2- خارج شدن از خانه بدون اذن و رضايت شوهر.
3- پاک نکردن خود از هر آنچه باعث دور کردن شوهر از تمتعات و لذات ميگردد.
4- ترک نظافت و يا ترک آرايش، اگر شوهر آن را طلب کند. [۷۷]
5-126- مسأله:اگر زن در اعمالي که بر او واجب نيست از شوهر اطاعت نکند، ناشزه نميشود. [۷۸]
در نتيجه: اگر شوهر به زن امر کند، خانه را تميز کند يا غذا بپزد يا فلان جنس را از بازار بخرد و يا... و زن از انجام اين اوامر سرپيچي کند، ناشزه نميشود. اگر چه بهتر است زن در اينگونه امور از شوهر اطاعت کند.
127- سؤال: زن با چند مرتبه اطاعت نکردن در وظايف واجب خود نسبت به شوهر ناشزه ميشود؟ جواب: اگر زن بدون عذر وظايف خود را انجام ندهد حتي اگر براي يکبار، نشوز محقق ميشود و اگرتوبه کرد و از شوهر اطاعت نمود نشوز برداشته ميشود. [۷۹]
128 - مسأله: اگر از خانمي نشانههاي نشوز و نافرماني ظاهر شد، مثلاً در حرف زدن و انجام کارها بسيار تند و خشن عمل کرد، و يا با شوهر قهر کند و يا خداي ناخواسته به شوهر اهانت کند، شوهر بايد او را نصيحت کند. [۸۰]
129- مسأله: اگر زن نصيحت شوهر (که در مسأله پيش گفته شد) را نشنود و يکي از کارهايي که باعث نشوز او ميشود را انجام دهد (مثلاً بدون اذن شوهر از منزل خارج شود و يا خود را براي استمتاعات شوهر مهيا نکند و...) در اين صورت مرد ميتواند با او قهر کند و از همخوابي با او دوري کند؛ يعني يا در رختخواب به او پشت کند و يا اصلاً نزد او نخوابد. [۸۱]
130- مسأله: اگر زن با قهر کردن نيز دست از نافرماني شوهر برنداشت، مرد ميتواند به اندازهاي که باعث تنبّه و ترک نافرماني او گردد وي را تنبيه کند، ولي بيش از آن جايز نيست و اگر باز هم زن تمکين نکرد ميتوان تنبيه را بيشتر يا شديدتر کرد. البته به شرط آنکه قرمز، کبود و يا موجب جراحت بدن او نشود. [۸۲]
131- مسأله: اگر تنبيه زن بيش از حد لازم باشد و يا باعث کبود شدن و يا جراحت گردد، علاوه بر اينکه شوهر معصيت کرده است بايد ديه آن را نيز بپردازد. [۸۳]
132- مسأله: بايد اين تنبيه به قصد اصلاح زن باشد، نه براي تشفي خاطر و يا انتقام و امثال آن. [۸۴]
در نتيجه: از چند مسأله گذشته چنين به دست ميآيد که مردان اولاً نميتوانند زن خود را به هر بهانهاي تنبيه کنند، بلکه اين حکم فقط در نافرمانيهايي است که موجب نشوز زن ميگردد، ثانياً همواره بايد ابتدا زن را نصيحت کرد اگر مؤثر نشد با او قهر کرد و اگر مؤثر نشد ميتوان او را با شرايط گفته شده، تنبيه نمود. بنابراين جايز نيست زن را بلافاصله بعد از نافرماني تنبيه کرد. ثالثاً مردان نميتوانند به هر مقداري که ميخواهند زن را تنبيه کنند بلکه فقط بايد به اندازهاي باشد که زن از نافرماني دست بردارد. رابعاً نبايد به قدري باشد که باعث قرمز شدن بدن و يا کبود شدن آن گردد. خامساً بايد به قصد اصلاح زن باشد نه از روي عصبانيت، انتقام، تشفي خاطر و يا هر چيز ديگر. و شما خواننده عزيز توجه ميفرماييد در واقع تنبيهي که با چنين شرايطي باشد، تنبيه و تذکري براي زن خواهد بود که باعث ميشود به انجام وظايف خود ملزم گردد.
توجه و مراقبت: آقايان توجه داشته باشند در صورتي که لازم شد با حفظ شرايط ذکر شده، زن را تنبيه کنند، بايد به شدت از اين کار در هنگام عصبانيت پرهيز نمايند، زيرا در آن صورت تنبيه اغلب براي فرونشاندن خشم و تشفي خاطر صورت ميگيرد و اين عمل حرام است و بايد از آن پرهيز کرد.
134- مسأله: اگر خانمي ناشزه شود، سپس پشيمان شود، تا زماني که عملاً نشان نداد دست از نافرماني کشيده است، نفقه او بر شوهر واجب نميشود. [۸۵]
در نتيجه: از زماني نفقه زن بر مرد واجب ميشود که زن عملاً نشان دهد از روش خود دست برداشته است. بنابراين اگر زن فقط عذر خواهي کند، نفقه بر مرد واجب نميشود.
ب - نشوز مرد
135- مسأله: اگر مرد به وظايف واجب خود نسبت به زن عمل نکند و نفقه زن را نپردازد ناشزه (البته استعمال صحيح آن ناشز است) ميشود. [۸۶]
136- مسأله: اگر نشانههاي نشوز در مرد پيدا شود زن ميتواند مرد را نصيحت کند و اگر نصيحت مؤثر نشد ميتواند شکايت خود را نزد حاکم ببرد تا او مرد را وادار کند به وظايف خود عمل نمايد. [۸۷]
137- سؤال: آيا زن حق دارد با شوهر خود قهر کند يا شوهر را کتک بزند؟ جواب: زن حق قهر کردن يا کتک زدن شوهر را ندارد. [۸۸]
توجه و مراقبت: آقايان بايد توجه داشته باشند عصباني مزاج بودن، يکدندگي در منزل، امر و نهي کردن زياد به گونهاي که تنها تصميم گيرنده در منزل باشند، نداشتن سعه صدر و تحمل، نداشتن گذشت در اتفاقات زندگي و مواردي از اين قبيل، زمينههاي بسيار مساعدي هستند که باعث ميشوند مرد حقوق همسر خود را ايفا نکند، در نتيجه علاوه بر اينکه معصيت کار بوده، ناشز نيز ميشود. زيرا با توجه به حقوق زن نسبت به مرد مانند خوشرفتاري کردن با زن و يا بخشيدن اشتباهات او و... مرد بايد در خانه، فضايي صميمي و دوستانه را فراهم آورد تا از بروز هر گونه ناهنجاري جلوگيري شود.
حقوق وروابط والدين و فرزندان
والدين و فرزندان
249 - مسأله: واجب است هنگام تولد فرزند، کساني که مادر را کمک ميکنند( مانند پزشک، پرستار، ماما و...) زن باشند مگر در مقام اضطرار و يا در صورت نبودن زن ؛ البته بودن شوهر، نزد زن در هنگام وضع حمل اشکالي ندارد اگر چه اضطرار هم نباشد . [۸۹]
250- مسأله: ختنه کردن فرزند پسر واجب است و مستحب است در روز هفتم بعد از ولادت باشد، ولي اگر به تأخير بيفتد اشکالي ندارد و چنانچه تا بعد از بلوغ اين کار صورت نگيرد بعد از آن بر خود فرزند واجب خواهد بود براي انجام آن اقدام کنند. [۹۰]
251- مسأله: اگر فرزند مختون (ختنه شده) به دنيا بيايد، واجب نيست او را ختنه کنند. [۹۱]
252- مسأله: واجب نيست کسي که فرزند را ختنه ميکند مسلمان باشد، حتي اگر کافر هم باشد، اشکالي ندارد. [۹۲]
مستحبات ولادت فرزند
253- مسأله: انجام امور ذيل بعد از تولد فرزند مستحب است:
- شستن فرزند بعد از تولد اگر برايش ضرر نداشته باشد.
- اذان گفتن در گوش راست و اقامه گفتن در گوش چپ فرزند.
- ماليدن آب فرات و تربت سيد الشهداء عليه السلام به سقف دهان او.
- نام گذاري او به اسماء زيبا . - بهتر است از اسمائي باشد که متضمن عبوديت خداوند باشد مانند: عبدالرحيم، عبدالرحمن، و امثال آن و يا نام پيامبران باشد و بهترين آن محمد است .
- تراشيدن موي سر نوزاد، يک هفته بعد از تولد و هم وزن موها، طلا يا نقره صدقه دادن .
- دادن وليمه در زمان تولد فرزند و يا چند روز بعد از آن .
- ختنه کردن در روز هفتم .
- دادن وليمه هنگام ختنه کردن فرزند (البته ميتوان وليمه تولد را با وليمه ختنه در روز هفتم يا چند روز نزديک به آن، با هم انجام داد).
- تغذيه بچه با شير مادر. [۹۳]
254- مسأله: از مستحبات مؤکده براي فرزندان، عقيقه کردن است، چه فرزند پسر باشد چه دختر. عقيقه کردن يعني قرباني کردن گاو يا گوسفند يا شتر با توجه به احکام ذيل:
- مستحب است براي پسر حيوان نر، و براي دختر حيوان ماده باشد.
- نميتوان بجاي قرباني کردن، پول آن را صدقه داد.
- مستحب است عقيقه در روز هفتم تولد فرزند باشد، اما اگر از روي عذر و يا جهل به مسأله و يا هر دليل ديگر عقيقه انجام نشد، هر موقع بعد از تولد فرزند ميتواند قرباني کند.
- اگر پدر و مادر تا قبل از سن بلوغ براي فرزند عقيقه نکردند فرزند ميتواند خودش اقدام به عقيقه کند .
- اگر براي شخصي تا آخر عمر عقيقه نشود، مستحب است بازماندگان او برايش عقيقه کنند.
- مستحب است يک ران يا يک پاي حيوان را به قابله فرزند بدهند، اگر چه مستحب است يک چهارم کل حيوان را به قابله بدهند، اگر قابله نبود، مستحب است همان مقدار را به مادر فرزند بدهند تا او آن را صدقه بدهد.
- فرقي نيست که گوشت را تکه تکه کنند و صدقه بدهند يا او را طبخ کنند، و جمعي از مؤمنين را دعوت کنند از آن غذا بخورند. بهتر است دعوت شدگان کمتر از 10 نفر نباشند ولي هر چه بيشتر باشند بهتر است.
- مستحب است دعوت شوندگان از عقيقه بخورند و سپس براي فرزند دعا کنند. [۹۴]
تغذيه فرزند
255- مسأله: بر مادر واجب نيست که فرزند خود را شير بدهد، چه مجاني و چه با اجرت. البته به شرط آنکه تغذيه بچه منحصر در شير مادر نباشد. بنابراين اگر بتوان بچه را با شير خشک يا با دايه گرفتن و يا با شير گاو و گوسفند و مانند آن تغذيه کرد و براي فرزند هم ضرري از اين ناحيه نبود، بر مادر واجب نيست فرزند را شير بدهد. [۹۵]
256- مسأله: اگر تغذيه بچه منحصر به شير مادر باشد (مثلاً شير ديگران براي او ضرر داشته باشد و يا بدآنها دسترسي نباشد) مادر ميتواند براي شير دادن بچه طلب اجرت نمايد و پدر بايد از مال خود بچه ( اگر صاحب مال باشد) آن را بدهد ؛ و اگر بچه اموالي نداشت بايد خودش بپردازد و اگر او هم نداشت و يا بچه اصلاً پدر نداشت، از پدر بزرگ يا جد پدري او اجرت گرفته ميشود؛ و اگر هيچ کدام نبودند و يا برايشان مقدور نبود اجرت را بپردازند، تغذيه بچه به عهده مادر خواهد بود يا مجاناً بچه را شير بدهد و يا دايهاي را براي او اجيرکند ؛ در هر حال نفقه اين بچه به عهده مادر خواهد بود. [۹۶]
257- مسأله: در صورت داشتن توانايي و نبودن اضطرار، مادر بايد حداقل بيست و يک ماه فرزند را شير دهد، اگر چه، تغذيه کامل فرزند با شير مادر، دو سال يعني 24 ماه است . [۹۷]
در نتيجه: جايز نيست مادر و يا هر کسي که متکفل شير دادن به فرزند است، کمتر از بيست و يک ماه او را شير بدهد، ولي اگر توانايي نداشته باشد و يا اضطرار باشد، به اندازه رفع ضرورت، تا آنجا که براي او امکان دارد، بايد فرزند را شير بدهد.
258- مسأله: در صورتي که تغذيه بچه منحصر به شير مادر نباشد، مستحب است بچه به شير مادر تغذيه شود زيرا شير او از غير آن با برکتتر است، مگر اينکه به خاطر بعضي جهات، مانند شرافت و پاکي شخص ديگر، اولويت ديگري اقتضاء شود. [۹۸]
نگهداري و حضانت فرزندان
259- مسأله: تا دو سال اول زندگي، نگهداري وتربيت فرزند به عهده مادر است و بعد از آن، تا سن هفت سالگي تربيت و نگهداري پسر به عهده پدر و دختر به عهده مادر ميباشد، و بعد از هفت سالگي تا سن بلوغ چه پسر و چه دختر به عهده پدر و بعد از سن بلوغ به عهده خود فرزند است. [۹۹]
260- مسأله: در ايام سر پرستي هر کدام از پدر و مادر، اگر ديگري خواست بچهاش را ببيند يا اينکه به او چيزي برساند، يا مشکل يا ضرري را از او برطرف کند، و يا اينکه مدتي در کنار هم باشند، ديگري نبايد مانع شود. [۱۰۰]
261- مسأله: هر يک از پدر و مادر، اگر قبل از رسيدن نوبت سرپرستي از دنيا برود، حق سرپرستي مخصوص ديگري ميشود، نه وصي يا نزديکان متوفي. و در صورت وفات پدر، اگر مادر ازدواج کند، در حق سرپرستي او تامل است، و احوط رضايت کسي است که شرعاً بعد از پدر و مادر صاحب حق است . [۱۰۱]
262- مسأله: مخارج فرزندان به عهده پدر است و اگر پدر فقير بود و يا اصلاً پدر نبود، به عهده پدر پدر و اگر او نيز فقير بود و يا اصلاً نبود به عهده جد ميباشد و اگر هيچکدام نبودند مخارج به عهده مادر بچه است و اگر مادر هم نبود و يا فقير بود به گونهاي که نتواند مخارج بچه را بپردازد، به عهده پدر مادر و بعد مادر مادر و بعد پدر بزرگ مادر و به همين ترتيب، ميباشد. [۱۰۲]
263 - مسأله: وجوب نفقه فرزندان، براي پدر تکليف است و مخالفت آن معصيت ميباشد، لکن دين نميشود. [۱۰۳]
در نتيجه: اگر پدري مخارج چند روز فرزندان را ندهد ويا کمتر از مقدار لازم را بدهد مرتکب گناه شده است ولي آن مقدار را که نداده بعنوان دين به عهده پدر نميماند. لذا فرزند نميتواند آن را از پدر طلب کند.
264 - مسأله: اگر پدر و مادري نتوانستند مخارج خود را تأمين کنند، نفقه آنان به عهده فرزند است. چه پسر باشد و چه دختر. البته در صورتي که آنها نيز فقير نباشند والا به عهده پسر فرزند خواهد بود و اگر امکان نداشت، به عهده دختر فرزند ميباشد و به همين ترتيب... و اگر در هر درجه چند فرزند بود نفقه بين آنان تقسيم ميشوند. [۱۰۴]
در نتيجه: اگر پدر و مادري که نميتوانند مخارج خود را تأمين کنند مثلاً سه فرزند داشته باشند، بايد هر سه به نحو مساوي نفقه پدر و مادر را بپردازند. البته در صورتي که توانايي پرداخت آن را داشته باشند ؛ و اگر يک نفر از آنها توانايي نداشت، تکليف از او ساقط ميگردد و ديگر فرزندان بايد نفقه را بپردازند و همين طور است در مراتب بعدي .
265- سؤال: آيا پول تو جيبي که پدر به فرزند ميدهد، رضايت او در طرز خرج کردن فرزند نيز شرط است يا خير، با توجه به اينکه طرز خرج کردن غير اسلامي نيست ؟ جواب: اگر پول را به فرزند بخشيده باشد، در خرج کردن آن در راه حلال آزاد است، ولي سعي نمايد رضايت پدر را کسب کند. [۱۰۵]
266- مسأله: پدر و مادر ميتوانند از مواد خوراکي فرزندان بدون اجازه آنان بخورند و همينطور فرزندان ميتوانند از مواد خوراکي پدر و مادر بخورند به شرط آنکه ندانند که آنها راضي نيستند، اما لازم نيست بدانند حتماً آنها راضي هستند. [۱۰۶]
267- مسأله: در مسأله قبل احتياطاً جايز نيست از مواد خوراکي خاصي که معمولاً براي بعضي ميهمانهاي غريبه و مهم نگه ميدارند، استفاده کرد. مگر آنکه علم به رضايت صاحب خوراکي داشته باشند. امام: همان مدرک مسأله قبل . </ref>
هديه به فرزندان
268- سؤال: آيا پدر و مادر ميتوانند پولي که براي نوزاد هديه آوردهاند را خرج کنند (در صورتي که آورنده پول مشخص نکرده باشد اين هديه براي مادر است يا نوزاد) تبريزي: در صورتي که مشخص نباشد براي فرزند است يا مادر، ميتوانند خرج کنند. استفتاء فاضل: ظاهر اين است که مانعي نداشته باشد ولي احتياطاً پول مذبور را براي بچه خرج کنند. استفتاء
269- مسأله: اگر پدر چيزي را به فرزندانش ببخشد و آن را به آنها تحويل دهد نميتواند آن را پس بگيرد. [۱۰۷]
270- مسأله: تفاوت قائل شدن بين فرزندان در هديه دادن مکروه است. بلکه اگر موجب فتنه يا دشمني و کينه و عقده گردد حرام است. [۱۰۸]
271- مسأله: مستحب است انسان به بعضي از فرزندان که داراي خصوصيتي هستند که باعث اولويت آنها ميشوند، بيشتر از ديگران هديه بدهند. در صورتي که موجب فتنه يا دشمني و کينه و عقده نگردد. امام: مدرک مسأله قبل. در نتيجه: با توجه به دو مسأله قبل اگر بچهها با يکديگر در يک سطح و مرتبه هستند، تفاوت قائل شدن بين آنها مکروه است و اگر بعضي بر ديگران اولويت دارند و يا خصوصيتي خاص دارند، مستحب است به او بيشتر از ديگران هديه داد. البته اگر موجب فتنه، دشمني، کينه و يا عقده نگردد. که در آن صورت به طور کلي تفاوت قائل شدن بين آنها حرام است .
نذر، عهد، قسم
272- مسأله: فرزند واجب نيست در نذر و عهد از پدرش اجازه بگيرد و پدر نيز حق ممانعت از انجام نذر و عهد فرزند را ندارد . [۱۰۹]
273- مسأله: اگر فرزند بدون اجازه پدر قسم بخورد بعيد نيست که قسم او صحيح نباشد، لکن نبايد احتياط را ترک نمايد. [۱۱۰]
274- مسأله: اگر پدري قرزند را از قسم خوردن نهي نمايد قسم او صحيح نيست [۱۱۱]
روابط فرهنگي
275 - سؤال: اينجانب پدري دارم که خوش اخلاق نيست و مغرور و خود پرور ميباشد و در حق خانواده خود ظلم روا ميدارد و من از وقتي که به تکليف رسيدهام در حال مبارزه با پدرم هستم. اگر جوابش را همان موقع در حضور ديگران بدهم که کار نادرست و ناشايست انجام دادهام و اگر تنها با پدرم صحبت نمايم حرفم را قبول نميکند و ميگويد در مقابل پدرت درشتي نکن. خلاصه نميدانم چه کنم آيا شما صلاح ميدانيد که من اين صحبتها را بنمايم يا نه ؟ جواب: حفظ احترام والدين و مراعات ادب و صحبت با آنان لازم است. و در موارد لزوم امر به معروف و نهي از منکر کنيد، و اگر مأيوس از تأثير باشيد، تکليف از شما ساقط است . [۱۱۲]
276- سؤال: فرزند پدري هستم که هيچ گونه اعتقاد به خدا و پيغمبر و معاد ندارد، مسلماً نماز هم نميخواند، بلکه در مواردي توهين به آستان قدس خدا و پيامبر ميکند و با انقلاب فوق العاده بد است. اخلاق خانوادگي او به خاطر اينکه مادرم و خواهر و برادرانم معتقد به مباني مذهبي هستند، فوق العاده تند و بدور از عواطف پدري است. من تا آنجا که توانستم با محبت و رفتار ملايم با پدرم صحبت کرده او را از روشي که در مقابل خانواده پيش گرفته است نهي کردهام، اما محبت و طبع ملايم هم در او کارگر نيست.اکنون وضع خانواده آشفته است و هر روز دعوا و ناسزاگويي از طرف پدرم در خانواده شديدتر شده و من هم با پدرم دعوا کرده و از او قهر نمودم. حال از امام عزيز ميخواهم تکليف اينجانب را نسبت به پدرم که کافر به همه چيز است روشن کنيد. جواب: از قطع رحم اجتناب کنيد و حتي المقدور در هدايت او کوشش نماييد . [۱۱۳]
277- مسأله: بنابر احتياط واجب جايز نيست فرزندان در حالي که پدر و مادر تنها در مکاني هستند بدون اجازه وارد آن مکان بشوند. امام: عروة الوثقي، نکاح، مسأله 43. فاضل - مکارم (48) </ref>
278- سؤال: آيا پدر و مادر حق دارند بدون اجازه وارد اطاق فرزندان خود بشوند، چه فرزندان به سن بلوغ رسيده باشند چه نرسيده باشند؟ جواب: مکارم: چنانچه براي مسائل تربيتي، سرکشي از فرزندن لازم باشد، اين کار اشکال ندارد استفتاء تبريزي: اگر در اطاق، فرزندان با همسرانشان نباشند، ورود پدر و مادر به اطاق آنها مانعي ندارد. استفتاء. فاضل: در اوقاتي که عادتاً لباس خود را در ميآورند، استيذان لازم است و در غير اين اوقات لازم نيست. استفتاء.
279- مسأله: اگر فرزندي به همراه همسرش در مکاني تنها باشند، بنا بر احتياط واجب جايز نيست که پدر يا مادر بدون اذن وارد آن مکان بشوند. [۱۱۴]
280- سؤال: آيا جايز است پدر و مادر فرزندشان را بدون دليل و از روي عصبانيت و بي حوصلگي کتک بزند يا حق الناس به گردنشان است؟ جواب: جايز نيست ولي براي تأديب در حد متعارف که موجب سرخي و سياهي و کبودي نشود، جايز است. [۱۱۵]
281- مسأله: اگر بچه يکي از گناهان کبيره را مرتکب شود، وليّ و يا مثلاً معلم با اجازه وليّ، ميتواند به قدري که ادب شود و ديه واجب نشود او را بزند. [۱۱۶]
282- مسأله: اگر کسي بچهاي را طوري بزند که ديه واجب شود، ديه مال طفل است و اگر مرده بايد به ورثه او بدهند. [۱۱۷]
283- سؤال: حال اگر خاله کودک، دايي يا عمو يا خواهر يا برادر او، بچه را بزنند آنوقت چه صورتي دارد؟ جواب: جايز نيست مگر با اذن ولي، با همان شرايط، جهت تأديب. [۱۱۸]
روابط فرهنگي زن و شوهر
1- سؤال: چندين سال است که ازدواج کردهام، خودم خيلي دنبال مسائل ديني و شرعي هستم و مقلد امام ميباشم، ولي متأسفانه همسرم زياد، به مسائل ديني اهميت نميدهد و بعضي اوقات پس از سر و صداي زياد يک دفعه نماز ميخواند و چند دفعه نمي خواند و اين امر مرا زياد رنج ميدهد، در اينجا وظيفه من چيست ؟
1-آيا خوردن غذايي که او درست ميکند از نظر شرعي جايز است ؟
2- آيا در اين مورد، روز قيامت مسئوول نيستم ؟
3- آيا در اثر بي توجهي او به دين، بايد او را طلاق بدهم ؟
جواب: اگر منکر خدا يا رسول يا يکي از ضروريات (1) دين نيست پاک است و بايد او را امر به معروف کنيد و اگر مؤثر نباشد شما معذور هستيد و لازم نيست طلاق دهيد، اختيار طلاق در دست خود شماست. [۱۱۹]
2- سؤال: زني که به مسائل شرعي مثل نماز و ديگر مسائل بي اهميت باشد، به خصوص نماز صبح را هيچگاه به پا نميدارد، وظيفه شرعي شوهرش چيست ؟ جواب: بايد او را امر به معروف نماييد و به خواندن نماز وادارش کنيد. [۱۲۰]
فاضل: (2) مسأله: مردي که از پدر و مادر مسلمان به دنيا آمده، اگر مرتد شود، عقد او با زنش باطل ميشود، خواه با عيالش نزديکي کرده باشد يا نه. [۱۲۱]
4- مسأله: مردي که از پدر و مادر غير مسلمان به دنيا آمده، و مسلمان شده اگر پيش از نزديکي با عيالش مرتد شود عقد او باطل ميگردد و اگر بعد از نزديکي مرتد شود چنانچه زن در سن زنهايي باشد که حيض ميبينند، بايد آن زن به مقداري که در احکام طلاق گفته شده است عدّه نگه دارد، پس اگر پيش از تمام شدن عدّه زن شوهر مسلمان شود، عقد باقي و گرنه باطل است. [۱۲۲]
5- مسأله :اگر زن مسلماني مرتد شود عقد او با شوهرش باطل ميشود. اعم از اينکه پدر و مادر او مسلمان باشند يا نباشند و اعم از اينکه شوهرش با او نزديکي کرده باشد يا نه. اما اگر بعد از نزديکي مرتد شود و يائسه نباشد بايد به دستوري که در احکام طلاق گفته شده است عده نگه دارد، پس اگر در بين عده مسلمان شود عقد باقي و اگر تا آخر عده مرتد بماند عقد باطل است. [۱۲۳]
6- سؤال: اگر زن يا مردي ادعا کند که مسلمان شده و شهادتين را بگويد آيا يک مسلمان ميتواند با او ازدواج کند؟ اگر چه مطمئن نباشد او واقعاً مسلمان شده يا نه. جواب: کسي که شهادتين را اعتراف دارد و قول يا عملي که موجب ارتداد ميشود از او سر نزده، محکوم به طهارت است و ازدواج با او اشکال ندارد. [۱۲۴]
7- سؤال: اگر زن بعد از ازدواج بفهمد شوهر او مسلمان نيست حکمش چيست ؟ جواب: تبريزي: نکاح مزبور باطل است. استفتاء. مکارم: نميتواند با او زندگي کند و ازدواجش باطل است. استفتاء
8- سؤل: اگر زن غير مسلمان مسلمان شود و با مرد مسلمان ازدواج کند (به عقد دئم) لکن بعداً معلوم شود اصلاً مسلمان نشده بوده و صوري ايمان آورده. آيا عقد او باطل است؟ جواب: تبريزي: ملاک در اسلام شخص، اقرار به شهادتين است به زبان. و اعتقاد قلبي از شرايط ايمان ميباشد و مادامي که اظهار بر خلاف نکرده محکوم به اسلام است و عقد آن صحيح است.
9- مسأله: جايز نيست زن يا شوهر عکسي را که ميداند ديدن آن براي ديگري حرام است به او نشان بدهد. امام: استفتاء. در نتيجه: زن نميتواند عکس خانمهاي بي حجاب را که ديدن آن براي شوهرش جايز نيست به او نشان دهد. (مانند بعضي عکسهاي آلبوم خانوادگي)
10- سؤال: آيا بر زن و شوهر جايز است در حالي که تنها هستند به فيلمهاي جنسي و يا عکسهاي مستهجن نگاه کنند؟ جواب: تبريزي: ظاهر اين است که جايز نيست. [۱۲۵]
11- سؤال: آيا براي زن جايز است زيباييهاي زنان نامحرم را براي شوهرش تعريف کند؟ جواب: تبريزي: اگر شوهر آن زنها را ميشناسد، اشکال دارد و اگر نميشناسد در صورتي که آن زن شوهر دارد بنابر احتياط مستحب از اين کار پرهيز کند. [۱۲۶]
12- مسأله: دروغ گفتن به زن اگر چه براي جلب محبت او باشد جايز نيست. ولي توريه در اينگونه موارد اشکال ندارد. امام: با استفاده از استفتائات، ج 2، ص 617، سؤال 5. امام - تبريزي - فاضل - مکارم: استفتاء.
13- سؤال: آيا خلف وعده نسبت به همسر و فرزندان جايز است؟ جواب: خلف وعده حرام نيست. [۱۲۷]
14- سؤال: آيا تعريف کردن صحنههاي محرک براي شوهر و يا براي زن جايز است؟ اگر چه به قصد تحريک باشد؟ جواب: تبريزي اگر مشتمل بر امر حرامي نباشد مانعي ندارد. استفتاء فاضل: در صورتي که تعريف کننده خود زن يا شوهر باشد به قصد تحريک مانعي ندارد. استفتاء
15- سؤال: اگر خانمي ببيند شوهر او چشم چراني ميکند و با زنهاي نامحرم بيش از او گرم ميگيرد، آيا ميتواند براي متوجه کردن او به اين عمل زشتش تا مدتي به او تمکين نکند؟ جواب: فاضل: تمکين نکردن جايز نيست و لکن با رعايت مراتب و شرايط نهي از منکر، نهي از منکر کند. استفتاء
16- سؤال: آيا زن ميتواند بدون اجازه شوهرش به مسجد يا نماز جمعه و يا به طور کلي به مجالس مذهبي برود؟ جواب: بهجت - تبريزي: اگر فرا گفتن احکام شرعيه متوقف بر خارج شدن از خانه باشد، ميتواند خارج شود، اما اگر بيرون رفتن براي غير احکام باشد نميتواند از منزل بدون اذن شوهر خارج شود. تبريزي: استفتاء بهجت: با استفاده ازتوضيح المسائل، مسائل متفرقه، مسأله 18. فاضل: اگر شوهر رضايت نداشته باشد بيرون رفتن حرام است . استفتاء
17- سؤال: اگر مردي به زنش گفت: ((نبايد با فلان نامحرم حرف بزني)) آيا زن ميتواند با آن مرد با رعايت حدود شرعي صحبت کند؟ يا به طور کلي بايد از حرف زدن با او اجتناب کند؟ جواب: تبريزي: سزاوار است زن در امور جايز هم طوري رفتار نمايد که رضايت شوهر هم تحصيل شود. استفتاء. در نتيجه: طبق اين فتوي مستحب است زن در همه اموري که احتياج به اجازه گرفتن از شوهر ندارد به گونهاي عمل کند که رضايت شوهر جلب شود. فاضل: اگر حرف زدن هيچگونه مفسدهاي نداشته باشد، و با حقوق شوهر منافاتي نداشته باشد و خلاصه حرف زدن شرعاً منهي عنه نباشد، وجهي براي نهي مرد نيست. استفتاء
18- سؤال: آيا زن ميتواند بدون اجازه شوهرش براي فراگيري مسائل شرعي از خانه خارج شود و يا به مسجد و يا مجالس مذهبي برود؟ جواب: تبريزي: اگر ممکن نيست در منزل احکام شرعيه را فرا گيرد شوهر نميتواند نهي کند، و زن ميتواند خارج شود. ولي براي مسجد و غير آن بنابر احتياط بدون اجازه نميتواند خارج شود. (احتياط وجوبي است). استفتاء فاضل: اگر فراگيري مسائل شرعي از واجبات زن باشد و راهي براي فراگيري ندارد جز به خروج از خانه، و اين خروج نيز مفسدهاي نداشته باشد ،ميتواند به اندازه ضرورت و به مقدار واجب خارج شود. ولي براي مسجد و غيره بدون اجازه شوهر جايز نيست. استفتاء
19- سؤل: اگر مردي به همسرش اجازه ندهد به فيلمهاي خاصي نگاه کند(منظور فيلمهايي است که مثلاً شخص خاصي در آن بازي ميکند. البته اگر فيلم منافي عفت و غير شرعي نباشد) آيا زن ميتواند بدون قصدريبه و تلذذ به آن نگاه کند؟ جواب: تبريزي: بهتر است زن در امور جايز هم طوري رفتار کند که رضايت شوهر هم تحصيل شود. استفتاء فاضل: اگر نگاه کردن منافي با حقوق شوهر نباشد و مفسده همراه نداشته باشد اجازه ندادن وجهي ندارد. استفتاء
20- سؤال: آيا مردان حق دارند زنانشان را مجبور به پوشيدن پوشيه و يا لباس خاصي بکنند؟ جواب: تبريزي: زن لازم است بر حسب وظيفه شخصي خود عمل کند. ولي بهتر است رضايت شوهر را بجا آورد. استفتاء فاضل: اگر به ملاحظه حفظ عفت و عصمت او باشد و يا نهي از پوشيدن لباس خاصي که پوشيدن آن محرک شهوات و موجب انحراف افراد و موجب بي حيايي و بد حجابي است، لازم است مرد او را موعظه و نصيحت کند و بر زن است که نصايح او را گوش دهد. استفتاء
21- سؤل: اگر شوهر به زن بگويد: ((نبايد در منزل فلان مجلس را بر پا کني)) آيا جايز است زن آن مجلس را بر پا نمايد؟ (اعم از اينکه مجلس مذهبي مانند روضه و... باشد يا غير آن) جواب: تبريزي: اگر خانه شوهر است نميتواند بدون اجازه مجلس بر پا کند. استفتاء فاضل: براي انجام واجب شرعي احتياج به اذن ندارد ولي در ساير امور نبايد بدون اذن بيرون برود. استفتاء
22- سؤال: آيا مردان حق دارند زنانشان را از پوشيدن لباسي نهي کنند؟ جواب: فاضل: لباسي که در شأن زن است و محذوري ندارد را نهي نکنند. استفتاء
روابط اخلاقي زن وشوهر
59- سؤال: اگر زني در زندگي اولاً اطاعت از شوهر نکرد، ثانياً براي شوهرش ارزش قائل نبود، ثالثاً اسرار زندگي را در همه جا فاش نمود، رابعاً در زندگي مرتب دروغ گفت، تکليف مرد از نظر شرعي با چنين زني چيست ؟ جواب: بايد او را مر به معروف و نهي از منکر نماييد. [۱۲۸]
60- مسأله: اگر هيچ يک از زن و شوهر به وظايف خود عمل نکنند، به گونهاي که ترس از جدا شدن آنها از يکديگر باشد، بايد يک نفر از خانواده مرد و يک نفر از خانواده زن بري اصلاح بين اين دو نفر تعيين شوند که حکم بين اين دو باشند. و بر اين دو نفر حاکم واجب است درباره درگيري اين زن و شوهر تحقيق به عمل آورند، سپس هر چه آن دو حکم رأي دادند در صورتي که مشروع باشد، بر زن و شوهر لازم الاجراء ميشود و بايد بدان عمل کنند. مثلاً اگر با شوهر شرط کنند که همسرش را در فلان خانه مخصوص، يا نزد پدر و مادر او مسکن دهد، و يا مادر و خواهر خود را با وي همخانه نکند، يا در فلان مدت مهريه يا ساير مطالباتش را بپردازد، شوهر بايد بپذيرد و آنها را انجام دهد، ولي هر گونه حکم غير مشروع لازم الاجراء نيست و نبايد زن و شوهر بدان ملتزم شوند. مثلاً شرط کنند شوهر حقوق ساير اعضاي خانواده را بپردازد و يا زن بتواند بدون اجازه شوهر از خانه خارج شود و... [۱۲۹]
61- مسأله: بنابر احتياط واجب، بايد يکي از دو حکم از خانواده مرد و ديگري از خانواده زن باشد ولي اگر هر يک از زوجين کسي را از يکي بستگان خود نداشته باشند، يا کسي باشد ولي صلاحيت حکميت نداشته باشد، ميتوانند از غير خانواده، کسي را برگزينند و شرط نيست که از هر طرف تنها يک حکم باشد، بلکه در صورتي که مصلحت اقتضاء کند، ميتوانند چند نفر را حکم قرار دهند. [۱۳۰]
62- مسأله: دو حکم حق ندارند به جدايي بين زن و شوهر حکم کنند مگر اينکه در هنگام انتخاب، به آن دو شرط شود که اگر بخواهند ميان آن دو اصلاح کنند و يا آنها را از هم جدا کنند، که البته اگر رأي به جدايي دادند، اين حکم به غير از راه طلاق آنهم با جمع بودن تمام شرايطش ممکن نخواهد بود. [۱۳۱]
63- سؤال: آيا شوهر ميتواند در مقابل ديگران عيوب زنش را بگويد و او را تحقير کند، اگر چه به شوخي باشد؟ جواب: تبريزي: غيبت کردن مؤمن و نيز تحقير مؤمن و کاري که موجب اذيت او ميشود جايز نيست. استفتاء مکارم: در صورتي که زن ناراحت ميشود جايز نيست و اگر ناراحت نميشود بهتر است ترک شود. استفتاء.
64- سؤال: آيا زن ميتواند در مقابل ديگران عيوب شوهرش را بگويد و يا او را تحقير کند؟ اعم از اينکه شوهر حضور داشته باشد يا نه و اعم از ينکه شوخي باشد يا جدي . جواب: تبريزي: غيبت کردن مؤمن ونيز کاري که موحب اذيت او ميشود، جايز نيست. استفتاء. در نتيجه: بنابراين فتوا زن و شوهر نميتوانند يکديگر را تحقير نمايند به طور مثال مرد نميتواند با به رخ کشيدن زنان ديگر، زن خود را تحقير کند و يا اجازه ندارد در مقابل ديگران کاري کند ويا حرفي بزند که زنش تحقير شود. همچنين زن اجازه ندارد عيوب مرد را نزد زنهاي ديگر به گونهاي بيان کند که يا غيبت شود و يا موجب تحقير شوهر گردد. بنابراين، ايراد گرفتن از يکديگر در مقابل ديگران، بي اعتنايي کردن به يکديگر، ترجيح بدون دليل ديگران به گونهاي که موجب تحقير همسر گردد و مواردي نظير اينها، جايز نيست و زن و شوهر بايد به شدت از اينگونه امور خودداري نمايند.
65- سؤال:حکم توهين کردن زن به شوهر يا به عکس چيست ؟ جواب: تبريزي: تحقير و توهين به مؤمن جايز نيست، زن باشد يا مرد. استفتاء.
66- سؤال آيا زن اجازه دارد شوهر خود را کتک بزند؟ جواب: زن چنين حقي ندارد. [۱۳۲]
67- سؤال: آيا زن ميتواند اسرار و مسائل خانوادگي را که بين خود و شوهرش هست، براي ديگران تعريف کند؟ جواب: مکارم: افشاي اسرار مؤمن، جايز نيست. استفتاء.
68- مسأله: زن تحت هيچ شرايطي حتي موقعي که مرد حقوق او را نپردازد، حق قهر کردن با شوهر را ندارد. [۱۳۳]
در نتيجه: خانمهاي محترم بايد بدانند، جايز نيست تحت هيچ شرايطي با شوهر خود قهر کنند. يعني با او صحبت نکنند و يا بستر خود را از شوهر جدا کنند و... البته در صورتي که شوهر حق او را ادا نميکند (همانگونه که در بخش نشوز گفته خواهد شد) بايد به حاکم مراجعه نمايد. بنابراين اگر جايز نباشد زن يا مردي که ناشزه شده قهر کند به طور اولي در اختلافاتي که مربوط به سليقه و يا نظرات هر يک از زوجين است، حق قهر کردن را ندارد.
روابط زناشويي و تنظيم خانواده
138- مسأله: زن و شوهر ميتوانند به تمام بدن يکديگر نگاه کنند چه با قصد شهوت چه بدون قصد آن . [۱۳۴]
139- سؤال: آيا زن مي تواند از نگاه شوهر به بدن او ممانعت به عمل آورد؟ جواب: زن بايد براي کليه استمتاعات شوهر مطيع او باشد مگر عذر شرعي داشته باشد. [۱۳۵]
140- مسأله: بر زنان واجب نيست بدن و عورتين خود را از شوهر بپوشانند همانگونه که بر مردان واجب نيست خود را از همسرشان بپوشانند. [۱۳۶]
141- سؤال: آيا شوهر ميتواند به زن امر کند فلان لباس را در منزل بپوشد؟ جواب: اگر اين درخواست در راستاي استمتاعات باشد ويا ترک آن موجب نفرت شوهر شود، ميتواند امر کند و بر زن نيز واجب است اطاعت کند. [۱۳۷]
142- مسأله: هر گونه تماس بدني بين زن و شوهر با هر عضوي باشد، جايز است حتي اگر براي تلذذ باشد. [۱۳۸]
143 - مسأله زن و شوهر ميتوانند هر گونه استمتاعي را از يکديگر داشته باشند. [۱۳۹]
زن و شوهر به دو صورت جنب ميشوند: الف - جماع ب - خروج مني
144- سؤال: آيا تعريف کردن صحنههاي محرک براي شوهر يا براي زن جايز است؟ اگر چه قصد تحريک باشد؟ جواب: تبريزي: اگر مشتمل بر امر حرامي نباشد مانعي ندارد. استفتاء فاضل در صورتي که تعريف کننده خود زن يا شوهر باشد به قصد تحريک اشکال ندارد. استفتاء
145- مسأله: اگر زن و شوهر با يکديگر جماع کنند و به اندازه ختنه گاه يا بيشتر داخل شود، در قبل باشد يا در دبر، بالغ باشد يا نابالغ، اگر چه مني بيرون نيايد، هر دو جنب ميشوند. [۱۴۰]
146- مسأله: اگر شک کنند که به مقدار ختنه گاه داخل شد يا نه، غسل بر آنها واجب نيست. [۱۴۱]
147- مسأله: اگر از زن يا شوهر چه با اختيار و چه بدون اختيار، مني خارج شود، اگر چه دخول صورت نگرفته باشد، جنب ميشوند. [۱۴۲]
148- مسأله: اگر مني از جاي خود حرکت کند و بيرون نيايد، يا انسان شک کند که مني از او خارج شده يا نه، غسل بر او واجب نيست. [۱۴۳]
149- مسأله: اگر مني مرد از زن خارج گردد، موجب جنابت زن نميشود، مگر آنکه زن بداند مني مرد با مني او آميخته شده است . [۱۴۴]
150- سؤال: آيا زن بدون عمل آميزش هم جنب ميشود يا نه؟ و در صورت مثبت بودن جواب آيا غسل بر او واجب است ؟ جواب: ممکن است و اگر يقين پيدا کند بر خروج مني، غسل واجب ميشود و تا يقين پيدا نکند واجب نيست . [۱۴۵]
151- مسأله: برخي اوقات زن به علت ملاعبه با همسر، تقريباً حالت انزال به او دست ميدهد و بدنش سست ميشود، به طوري که فکر ميکند جنب شده است، آيا پس از اين حالت غسل جنابت واجب است يا نه ؟ جواب: اگر يقين به انزال مني حاصل شود و از مجرا به خارج برسد غسل واجب است. [۱۴۶]
152- سؤال: دفق وفتور بدن را در جنابت زن شرط نميدانيد فقط شهوت را در خروج رطوبت مني شرط جنابت فرمودهايد، پس با رطوبتي که به نام مذي آنهم در موقع شهوت از مرد يا زن خارج ميشود، چه تفاوتي دارد ؟ جواب: ميزان شهوتي است که مقارن با آن، مني خارج ميشود و با ساير حالات فرق دارد. [۱۴۷]
153- مسأله: اگر انسان در شب بداندکه صبح براي غسل کردن آب پيدا نميکند، آيا با اين حال ميتواند با همسر خود نزديکي کند؟ جواب: مانعي ندارد. [۱۴۸]
154- مسأله: کسي که نميتواند غسل و تيمم کند، بعد از داخل شدن وقت نماز نبايد با همسر خود نزديکي کند، مگر آنکه بترسد که به گناه بيفتد. [۱۴۹]
155- مسأله: اگر کسي که نميتواند غسل و تيمم کند بعد از داخل شدن وقت نماز با همسر خود آميزش کند بعيد نيست بگوييم بايد از خروج مني خودداري کند، مگر آنکه برايش ضرر داشته باشد. [۱۵۰]
156- مسأله: اگر کسي نميتواند غسل کند اما ميتواند تيمم کند حتي بعد از داخل شدن وقت نماز نيز ميتواند با همسر خود آميزش کند. [۱۵۱]
157- سؤال: آيا انسان ميتواند در يک شب چند بار با همسر خود مجامعت کند يا خير ؟ جواب: مانعي ندارد. [۱۵۲]
158- مسأله: آيا در دوران آبستني و بارداري، مقاربت و نزديکي جايز است يا خير؟ جواب: مقاربت در حال حمل مانع ندارد. [۱۵۳]
توضيح: البته در صورتي مقاربت اشکال ندارد که اين کار براي زن و فرزند خطر نداشته باشد و پزشکان زن را از آن منع نکرده باشند، والّا مقاربت جايز نيست .
159- سؤال: آيا مرد ميتواند با زن خود طوري ملاعبه کند که تمام مقدمات نزديکي حاصل شود و مني هم از مرد خارج شود، ولي به حد دخول نرسد؟ جواب: مانعي ندارد. [۱۵۴]
مواردي که آميزش زن و شوهر جايز نيست
عبارتند از: الف - در زماني که زن در دوران قاعدگي است .
ب - در زمان استحاضه کثيره يا متوسطه، قبل از غسل.
ج - زمان نفاس .
د - در حال روزه واجب .
ه - در حال بيماري اي که آميزش براي آنها ضرر داشته باشد.
و - زماني که نتوان غسل يا تيمم کرد. بعد از داخل شدن وقت نماز.
ز - در حال اعتکاف.
ح - در زماني که زن کمتر از نه سال داشته باشد .
ط - در حال احرام.
ي - در صورت عدم بجا آوردن طواف و نماز نساء در حج.
160- سؤال: اگر مرد يا زن قسم بخورند که با همسرش نزديکي نکند، آيا اين قسم صحيح است؟ جواب: تبريزي: نميتواند قسم بخورد مادامي که مرجحي بر ترک نباشد. استفتاء توضيح: يعني در صورتي که با حق هيچکدام از زن و شوهر منافات نداشته باشد و داراي مرجحي عقلايي باشد ميتوانند قسم بخورند والا نميتوانند. فاضل، صحيح نيست. استفتاء
الف - در زماني که زن در دوران قاعدگي است
161- مسأله: آميزش در فرج در زمان حيض، هم براي مرد و هم براي زن حرام است. اگر چه به مقدار ختنه گاه باشد و مني هم بيرون نيايد. بلکه احتياط واجب آن است که به مقدار کمتر از ختنه گاه نيز آميزش صورت نگيرد. [۱۵۵]
162- مسأله :اگر در هنگام آميزش، زن حائض شود، مرد بايد بلافاصله از او کناره بگيرد و اگر جدايي نکرد بنابر احتياط واجب بايد کفاره بدهد. [۱۵۶]
163- مسأله: آميزش در روزهايي که حيض زن قطعي نيست ولي شرعاً بايد براي خود حيض قرار دهد، هم بر مرد و هم بر زن حرام است. [۱۵۷]
در نتيجه: به طور مثال زني که بيشتر از ده روز خون ميبيند و بايد به دستوري که گفته شده است، روزهاي عادت خويشان خود را حيض قرار دهد، شوهرش نميتواند در آن روزها با او نزديکي کند.
164- مسأله: اگر همسر انسان بگويد حائض هستم يا از حيض پاک شدهام، بايد سخن او را قبول کرد مگر خلاف آن ثابت شود. [۱۵۸]
در نتيجه: اگر زن هر گاه که مايل باشد ادعا کند از حيض پاک شده است، ولي مرد بفهمد زن حائض است ؛ و يا عکس آن، اگر زن دائماً ادعا کند حائض است، ولي مرد بداند که زن دروغ ميگويد مثلاً بيش از ده روز ادعاي حائض بودن ميکند، حرف زن مسموع نيست .
165- مسأله: زن و شوهر ميتوانند در زمان حيض زن به استثناء دخول، ساير استمتاعات را از يکديگر داشته باشند اگر چه منجر به انزال مني گردد. [۱۵۹]
166- مسأله: کاميابي و لذت بردن از ناف تا زانوي حائض، بر مرد مکروه است، مگر آنکه از روي لباس باشد. [۱۶۰]
167- مسأله: در هر زماني که زن محکوم به حيض باشد و يا موظف به تروک حائض باشد( يعني چه ملزم به تروک حائض و اعمال مستحاضه باشد و چه ملزم به تروک حائض و اعمال طاهر باشد) آميزش بر مرد و زن حرام است . [۱۶۱]
در نتيجه: خانمهاي محترم بايد ابتدا با مراجعه به رساله عمليه مرجع خود وضعيت خودشان را تعيين کنند، سپس با توجه به اين مسئله و مسائل گذشته، روابط خود با همسرشان را تنظيم نمايند.
168- سؤال: اگر خانمي از خون حيض پاک شده است لکن هنوز غسل بجا نياورده، آيا ميتواند با شوهرش نزديکي کند؟ جواب: پيش از غسل همبستر شدن با زن جايز است اگر چه کراهت دارد. [۱۶۲]
169- مسأله: بنابر احتياط واجب شوهر نميتواند در مواقعي که زن بايد يک روز را بعد از حيض استظهار کند، با او آميزش نمايد. [۱۶۳]
در نتيجه: به طور مثال اگر خانمي عدديه که حيض او مثلاً شش روز طول ميکشد، بعد از عدد خود باز هم خون ببيند، بايد يک روز را به عنوان استظهار قرار دهد و نميتواند در اين يک روز هم با همسر خود آميزش کند. و همچنين ميتوان با توجه به مسائل گذشته دريافت که اگر همين خانم بداند خونريزي او بيش از ده روز طول نميکشد، و يا شک داشته باشد که بيش از ده روز ادامه پيدا ميکند يا نه، بنابر احتياط واجب نميتواند در شبهاي بعد از استظهار نيز با شوهر خود نزديکي کند). (يعني شبها و روزهاي هشتم و نهم و دهم) و اگر بداند خونريزي او بيش از ده روز طول ميکشد از روز هفتم او مستحاضه خواهد بود. در نتيجه با شرايطي که ذکر خواهد شد ميتواند با شوهر خود آميزش کند.
ب - در زمان استحاضه کثيره يا متوسطه، قبل از غسل
170- مسأله: اگر زن مستحاضه کثيره و يا متوسطه باشد، در صورتي که غسلهاي واجب خود را انجام نداده باشد، آميزش با او بنابر احتياط واجب جايز نيست. [۱۶۴]
171- مسأله: همبستري شوهر با زن مستحاضه در صورتي حلال است که زن غسل کند، اگرچه کارهاي ديگري که براي نماز واجب است مانند وضو گرفتن و تعويض پنبه و دستمال، انجام نداده باشد. ولي احتياط مستحب آن است که وضو بگيرد. [۱۶۵]
172- مسأله: در صورتي که مستحاضه بخواهد در وقت هر يک از نمازهايش با شوهر خود نزديکي کند، چنانچه براي آن نماز غسل کرده باشد احتياجي به غسل مجدد ندارد و ميتواند به همان غسل اکتفا کند. [۱۶۶]
در نتيجه: به طور مثال چنانچه خانمي مستحاضه کثيره باشد، اگر براي نماز ظهر و عصر خود غسل کرده باشد و بخواهد در همان وقت نزديکي کند، لازم نيست مجدداً غسل کند اما اگر بخواهد در شب نزديکي کند، بايد دوباره غسل کند.
173- مسأله: اگر مردي در زمان حيض با زن نزديکي کند، علاوه براينکه معصيت کرده بايد کفاره نيز بدهد. اماا اگر فرزندي از آنها بوجود آيد، حلال زاده است . [۱۶۷]
174- مسأله: ميزان کفاره جماع چنين محاسبه ميشود: اگر شماره روزهاي حيض زن به سه قسمت تقسيم شود و مرد در قسمت اول آن با زن خود در قبل جماع کند، بنابر احتياط واجب بايد هيجده نخود طلا، کفاره به فقير بدهد. و اگر در قسمت سوم باشد بايد چهار نخود و نيم طلا بدهد. مثلاً زني که شش روز خون حيض ميبيند، اگر شوهرش در شب يا روز اول و دوم با او جماع کند، بايد هيجده نخود طلا و در شب يا روز سوم و چهارم، نه نخود و در شب يا روز پنجم و ششم بايد چهار نخود و نيم بدهد. [۱۶۸]
175- مسأله: اگر مرد با زن حائض چند مرتبه جماع کند، احتياط واجب آن است که براي هر جماع يک کفاره بدهد. [۱۶۹]
176- مسأله: اگر کسي هم در قسمت اول و هم در قسمت دوم و هم در قسمت سوم حيض با زن خود جماع کند، بايد هر سه کفاره را که روي هم سي و يک نخود و نيم ميشود بدهد. [۱۷۰]
177- سؤال: من نميدانستم آميزش با همسر در زمان حيض حرام است. آيا بايد براي آنچه که گذشته کفاره بدهم ؟ جواب: اگر حرمت آن را نميدانستيد، کفاره بر شما واجب نيست . [۱۷۱]
178- مسأله: لازم نيست طلاي کفاره را از طلاي سکه دار بدهد، ولي اگر بخواهد قيمت آن را بدهد بايد قيمت سکه دار بدهد. [۱۷۲]
179- مسأله: اگر شوهر به گمان اينکه زن حائض نيست با او مجامعت کند و بعد بفهمد که حائض بوده کمااينکه اگر گمان کند همسرش حائض نبوده، بر مرد کفاره واجب نيست . [۱۷۳]
180- سؤال: اگر شوهري زنش را در مدت حيض مجبور به تمکين کرد حکمش چيست؟ جواب: فاضل: اگر اجبار، به حدي برسد که از زوجه سلب اختيار شود تکليفي متوجه زن نيست. استفتاء
181- سؤال: اگر زني در زمان حيض شوهر خود را مجبور به انجام روابط زناشويي کند، حکمش چيست ؟ جواب: فاضل: البته مجبور کردن شوهر به طوري که از او سلب اختيار شود، عادتاً بعيد است. ولي بر فرض تحقيق چنين امري، مرد گناهي ندارد ولي کفاره آن را بنابر احتياط واجب طبق مسأله 453 توضيح المسائل بپردازد. استفتاء
182- مسأله: پرداخت کفاره به عهده مرد است و بر زن کفارهاي نيست، اگر چه زن به ميل خود مجامعت کند. هر چند کار حرامي انجام داده است. [۱۷۴]
183- مسأله: کفاره به علت عجز از پرداختن از انسان ساقط نميشود بلکه اگر کسي نتواند کفاره بدهد، بهتر است صدقهاي به فقير بدهد، و بنابر احتياط واجب استغفار کند و هر گاه متمکن شد، کفاره را بپردازد. [۱۷۵]
184- مسأله: بايد کفاره را به يک فقير و يا به سه فقير بپردازد و جايز است قيمت و ارزش طلا را بپردازد و جايز است قيمت وارزش طلا را بپردازد و ميزان، قيمت زمان پرداخت است . [۱۷۶]
185- سؤال: اگر زن انسان بگويد از حيض پاکم و غسل هم کرده باشد و انسان با او جماع کند و بعد بفهمد که پاک نشده بود، آيا کفارهاي بر گردن مرد يا زن تعلق ميگيرد يا نه ؟ جواب: کفاره ندارد. [۱۷۷]
ج - زمان نفاس
186- مسأله: جايز نيست زن و شوهر در زمان نفاس با يکديگر مجامعت کنند. [۱۷۸]
187- مسأله: شوهر نميتواند بنابر احتياط واجب، در مواقعي که زن بايد يک يا دو روز را بعد از نفاس استظهار کند، با او آميزش نمايد. [۱۷۹]
در نتيجه: به طور مثال، اگر خانمي عدديه باشد، مثلاً شش روز مدت حيض اوست بايد همين شش روز را براي خود نفاس قرار بدهد و اگر خونريزي بعد از آن ادامه پيدا کرد، بايد يک يا دو روز را به عنوان استظهار قرار دهد که در اين صورت، بنابر احتياط واجب بايد از نزديکي در اين دو روز نيز خودداري نمايد.
188- مسأله: در زمان بعد از استظهار، اگر زن اطمينان داشته باشد خونريزي بيش از ده روز ادامه نخواهد داشت و يا اينکه شک داشته باشد که بيشتر از ده روز خواهد شد يا نه، نميتواند در طول روزهاي باقيمانده تا ده روز ب شوهر خود آميزش کند. [۱۸۰]
در نتيجه: اگر همان خانمي که در مسأله پيش مثال زده شد، چنانچه بداند خونريزي او بيش از ده روز نخواهد شد و يا اينکه شک داشته باشد آيا بيشتر از ده روز خواهد شد يا نه، نميتواند در شب و روز هشتم و نهم و دهم با همسر خود آميزش کند. اما اگر بداند بيش از ده روز خونريزي نخواهد داشت از بعد از استظهار حکم مستحاضه را خواهد داشت و ميتواند با شرايطي که قبلاً ذکر شد با همسر خود آميزش کند.
د - در حال روزه واجب
189- مسأله: نزديکي در حالي که هر دو يا يکي از آنها روزه واجب گرفتهاند، حرام است اگر چه به مقدار ختنه گاه داخل شود و مني هم بيرون نيايد، ولي اگر بچهاي از آنها به دنيا بيايد، حلال زاده است. [۱۸۱]
190- مسأله: هر کاري، باعث جنب شدن مرد يا زن در حال روزه واجب بشود اگر عمداً صورت بگيرد حرام است. (موارد و چگونگي جنب شدن در مسأله 145 ذکر شده است. مراجعه فرماييد.) [۱۸۲]
191- مسأله: اگر زن يا مرد نداند که ديگري روزه است و يا فراموش کرده باشند و ديگري چيزي نگويد، نزديکي براي کسي که روزه نيست اشکال ندارد. اگرچه اين کار براي کسي که روزه است عملاً جايز نيست. مگر آنکه او نيز فراموش کرده باشد روزه است. ولي چنانچه در بين جماع يادش بيايد و يا بفهمد که روزه است، بايد فوراً از حال جماع خارج شود. [۱۸۳]
192- مسأله: ملامسه، بوسيدن و ملاعبه با همسر در حال روزه اگر به قصد انزال مني نباشد اشکال ندارد لکن اگر زن يا مرد به گونهاي باشند که عادتاً با اينگونه امور جنب ميشوند، بايد از اينگونه کارها نيز اجتناب کنند. [۱۸۴]
193 - مسأله: اگر مردي زن خود را در ماه مبارک رمضان در حالي که روزهاند مجبور به آميزش کند علاوه بر اينکه فعل حرامي انجام داده است بايد دو کفاره بدهد. يک کفاره براي شکستن روزه خودش و يک کفاره براي شکستن روزه همسرش. [۱۸۵]
194 - مسأله: اگر هر دو مايل به مجامعت بودند و در روز ماه مبارک رمضان در حال روزه با يکديگر آميزش کردند هر کدام بايد يک کفاره بدهند. [۱۸۶]
ه - در حال بيماري که دکترها آنها را از آميزش منع کردهاند
195 - مسأله: اگر زن بيماري داشته باشد که دکترها او را از آميزش منع کرده باشند، مجامعت با او براي شوهرش جايز نيست و همينطور است و در عکس مسأله. امام: استفتاء در نتيجه: اگر مرد نيز داراي بيماري باشد که آميزش براي او ضرر داشته باشد، زن نميتواند شوهر خود را وادار به آميزش کند. بله اگر در همين صورت مرد خود اقدام به نزديکي کند، بر زن چيزي نيست.
و - بعد از داخل شدن وقت نماز در حالي که نتوان غسل يا تيمم کرد
196 - مسأله: کسي که نميتواند غسل يا تيمم کند، بعد از داخل شدن وقت نماز نبايد با همسر خود نزديکي کند، مگر آنکه بترسد به گناه بيفتد. [۱۸۷]
197- مسأله: اگر کسي که نميتواند غسل و تيمم کند بعد از داخل شدن وقت نماز، با همسر خود آميزش کند، بعيد نيست بگويم بايد از خروج مني خودداري کند، مگر آنکه برايش ضرر داشته باشد. [۱۸۸]
ز - در حال اعتکاف
198- مسأله: آميزش در حال اعتکاف بر مرد و زن حرام است ؛ بلکه هر گونه لمس و بوسيدن به شهوت نيز حرام است. [۱۸۹]
199- مسأله: اگر کسي در حال اعتکاف آميزش کرد بايد کفاره بدهد. [۱۹۰]
توجه: حرمت آميزش در حال اعتکاف داراي مسائل ديگري هست که ما به جهت رعايت اختصار و توجه داشتن به ذکر مسائل مورد لزوم از ذکر آن خودداري نموديم . خوانندگان محترم ميتوانند در صورت نياز به کتاب تحريرالوسيله، جلد يک، القول في احکام الاعتکاف و يا به ديگر کتب مراجع عظام در اين زمينه مراجعه بفرمايند.
ح - در زماني که زن کمتر از نه سال داشته باشد
200- مسأله: مسأله نزديکي با همسرش پيش از تکميل نه سال (قمري) زن حرام است. [۱۹۱]
201- مسأله: اگر مردي با زن خود آميزش کند در حالي که زن کمتر از نه سال داشته باشد، و اين عمل موجب افضاء (34)او بشنود، آميزش با اين زن براي مرد تا ابد حرام خواهد بود و بايد هميشه مخارج او را بدهد. حتي اگر زن را طلاق بدهد و يا حتي اگر زن با مرد ديگري ازدواج کند. [۱۹۲]
202- مسأله: اگر مرد شک کند که آيا زن او نه سالش تمام شده است يا نه، نميتواند با او مجامعت کند. [۱۹۳]
ط - در حال احرام
203- مسأله: مجامعت کردن با همسر در حال احرام جايز نيست. [۱۹۴]
204- مسأله: هر گونه لمس، بوسيدن، نگاه کردن به همسر در حال احرام از روي شهوت جايز نيست. [۱۹۵]
205- مسأله: اگر مردي در حال احرام با زن خود عمداً مجامعت کند، در صورتي که زن را مجبور به اين کار نمايد، بايد دو کفاره بدهد و اگر هر دو رضايت داشته باشند، هر يک بايد يک کفاره بدهند. [۱۹۶]
توجه: مقدار کفاره و کيفيت پرداخت آن و مسائل ديگر اين قسمت و قسمت بعدي در کتابهاي مناسک آيات عظام موجود است که در صورت نياز خوانندگان محترم ميتوانند مراجعه بفرمايند.
ي - در صورت عدم بجا آوردن طواف و نماز نساء در حج
206- مسأله: اگر مرد يا زن به حج مشرف شوند و عمداً يا سهواً طواف نساء و نماز آن را بجا نياورند و يا اشتباه بجا آورند زن و مرد به يکديگر حلال نميشوند و تا زماني که خود آنان و يا در مواردي نايب آنها طواف و نماز را بجا نياورده باشد، آميزش و ديگر روابط زن و شوهر بر آنها حرام خواهد بود. [۱۹۷]
207- سؤال: شخصي بعد از حج، ازدواج کرد و داراي اولاد شد، بعدا متوجه شد که در حج طواف نساء را بجا نياورده است. حال که متوجه شده است، حکم زن و فرزندان او چگونه است و نسبت به طواف بايد چه کند؟ جواب: با فرض جهل، فرزند او حکم حلال زاده را دارد ولي عقد ازدواج باطل است و بايد طواف نساء را انجام دهد و اگر بخواهد بعد از ان تجديد عقد نمايد. [۱۹۸]
جلوگيري از بارداري
208-مسأله: جلوگيري از بچه دار شدن با شرايط ذيل اشکال ندارد: 1- موجب عقيم شدن دائمي نشود. 2- اين کار مستلزم فعل حرامي نشود. 3- شوهر رضايت داشته باشد. [۱۹۹]
در نتيجه: به طور مثال از آنجا که نگاه و لمس عورتين براي غير شوهر حرام است بنابراين هر روشي که مستلزم نگاه و لمس حرام باشد، حايز نيست حتي اگر بيننده، دکتر زن باشد.
209- سؤال: با سلام، حضرتعالي در پاسخ به جواز استفاده از ((آي - يو - دي)) ذکر کردهايد که: «اگر استفاده از «آي - يو - دي) ملزم لمس يا نظر حرام بيشتر، جايز نيست» لطفاً بفرمائيد که آيا کار گذاشتن «آي - يو - دي» در رحم زن جزء موارد پزشکي محسوب شده و پزشک يا ماماي زن و يا عندالاضطرار پزشک مرد، ميتواند اين عمل را انجام دهد، همانطور که در ساير امراض متداول است و يا اينکه اين مسأله مورد غير پزشکي بوده و تنها از طريق محرم (شوهر) ميتوان اين دستگاه را کار گذاشت ؟ جواب: خود اين عمل اگر موجب سقط يا عقيم شدن نباشد؟ اشکال ندارد و حرمت لمس و نظر، به قوت خود باقي است و اضطراري در بين نيست چون ميتوان از راههاي ديگر جلوگيري نمود. امام - بهجت - تبريزي - فاضل - مکارم: استفتاء توجه: از آنجا که ((آي - يو - دي)) و دستگاههاي نظير آن از انعقاد نطفه در رحم جلوگيري نميکند بلکه بعد از انعقاد نطفه و تشکيل جنين، از جايگزين شدن آن در رحم جلوگيري ميکند، در واقع جنين سقط ميشود، بنابراين استفاده کردن از اينگونه دستگاهها به طور کلي جايز نيست زيرا اين وسايل موجب سقط جنين ميشوند نه اينکه از انعقاد آن جلوگيري ميکنند و اسقاط جنين علاوه بر حرام بودن، ديه نيز دارد.
210- سؤال: اگر در رحم زن تلقيح صورت بگيرد، لکن به واسطه دستگاه و يا هر چيز ديگر از جايگزين شدن نطفه در رحم جلوگيري شود و در نتيجه نطفه سقط گردد، آيا اين عمل حکم سقط محرّم را دارد يا نه؟ آيا ديه بر آن مترتب است يا نه ؟ جواب: تبريزي: عمل مذکور حکم سقط محرّم را دارد و ديه آن ديه سقط نطفه است بنابر احتياط واجب. استفتاء.
211- مسأله: جايز نيست زن بدون اجازه شوهرش از حامله شدن خودش جلوگيري کند. امام - مکارم: عروةالوثقي، نکاح فيمايتعلق باحکام الدخول، مسأله 6. تبريزي - فاضل: (38) در نتيجه: به طور مثال جايز نيست زن بدون زضايت شوهر، از قرض ضد حاملگي استفاده نمايد و يا به روشهاي ديگر از حامله شدن جلوگيري کند.
212- سؤال: اگر شوهر داراي بيماري است که اگر زن از او بچه دار شود آن بيماري به بچه سرايت ميکند، آيا زن ميتواند بدون اذن شوهر از بچه دار شدنش جلوگيري نمايد؟(البته با استمتاعات شوهر منافاتي نداشته باشد. مثلاً قرص بخورد) جواب : فاضل در صورتي که علم به سرايت داشته باشد و بيماري غير قابل تحمل باشد مانعي ندارد. استفتاء تبريزي: زن ميتواند جلوگيري کند. استفتاء
213- مسأله: حرام است زن بدون رضايت شوهر از انزال مرد در رحم خود ممانعت به عمل آورد بلکه بعيد نيست بگويم زن بايد درصورت انجام اين فعل حرام، ديه نطفه را نيز بپردازد. [۲۰۰]
214- مسأله: مکروه است مرد بدون رضايت همسر، مني خود را بيرون از رحم بريزد و يا به هر روش ديگر موجب جلوگيري از حامله شدن همسرش بشود. اما در صورتي که زن بد زبان است و يا بچه خود را شير نميدهد و يا اصلاً صاحب بچه نميشود، بيرون ريختن مني بدون اذن زن مکروه نيست. امام: تحريرالوسيله، نکاح، مسأله 14. [۲۰۱]
215- سؤال: آيا براي جلوگيري از بچه دار شدن، رضايت طرفين لازم است يا فقط رضايت شوهر واجب است ؟ جواب: در اين کار فقط رضايت شوهر لازم است. اگر چه مکروه است مرد نيز بدون رضايت زن از حامله شدن همسرش جلوگيري کند. [۲۰۲]
در نتيجه: اگر مرد مايل به بچه دار شدن همسرش باشد و زن مايل نباشد، زن اجازه ندارد از حامله شدن خود جلوگيري کند. ولي اگر زن مايل به بچه دار شدن باشد و شوهر راضي نباشد، مرد ميتواند به هر روشي که مستلزم فعل حرامي نباشد، از بچه دار شدن همسرش جلوگيري کند. اگر چه اين کار مکروه است.
216- مسأله: جلوگيري از بچه دار شدن به روشهايي که مستلزم انجام فعل حرامي باشد، مگر در مقام اضطرار. اگر چه اصل جلوگيري حرام نيست. [۲۰۳]
در نتيجه: به طور مثال اگر خانمي براي گذاشتن دستگاههاي درون رحمي نزد دکتر برود اگر چه دکتر زن باشد، چون اين کار مستلزم و نگاه غير از شوهر به عورت ميشود، جايز نيست. و يا اينکه مرد يا زن براي بستن لولههاي انتقال اسپرم يا تخمک نزد دکتر بروند و روشهايي از اين قبيل که همراه فعل حرامي صورت ميگيرد، جايز نيست. البته اگر زن و شوهر بدون مراجعه به شخص ديگري بتوانند با اين روشها از بچه دار شدن جلوگيري کنند اشکالي ندارد مشروط به اينکه به طور دائمي عقيم نشوند.
217- سؤال: آيا زن ميتواند لولههاي رحم خود را جهت جلوگيري از حاملگي به طور کلي ببندد (يعني عقيم دائم بشود)؟ جواب: جايز نيست مگر در مقام اضطرار. [۲۰۴]
218- سؤال: اگر خانمي به علت بيماري مجبور باشد عورتين خود را نزد دکتر معاينه کند، آيا ميتواند در همان زمان دستگاههاي جلوگيري از حاملگي درون رحمي را کار بگذارد؟ جواب: تبريزي - فاضل - مکارم: اگر نياز به لمس و نظر زيادي نداشته باشد، و اين کار مستلزم حرام ديگري نباشد، مانعي ندارد. استفتاء
219- سؤال: اگر دکترها به خانمي بگويند در صورتي که حامله شوي برايت خطر جاني دارد، آيا زن ميتواند لولههاي رحم خود را ببندد، اگر چه مستلزم عقيم شدن دائمي و يا مستلزم نگاه غير به عورتين باشد؟ جواب: اگر پزشک متخصص بگويد و از گفته او اطمينان حاصل شود، مانعي ندارد و لمس و نگاه در حد اضطرار و ناچاري جايز است . [۲۰۵]
220- سؤل: خانمي نميدانسته گذاشتن دستگاه درون رحمي اگر مستلزم نظر و لمس غير به عورتين باشد جايز نيست و اين کار را انجام داده، لکن حالا که فهميده، آيا بايد آن را بيرون بياورد يا نه؟ با توجه به اينکه اگر آنرا خارج نکند، مجبور است هر چند يکبار براي معاينه نزد دکتر برود و اين مستلزم نگاه حرام خواهد بود. جواب: فاضل: خارج کردن آن بالفعل لازم نيست ولي در زماني که بيرون نياوردن آن ملازم بانگاه غير به عورتين او باشد، لازم است آنرا خارج نمايد. استفتاء مکارم: مادامي که بيرون آوردن آن لازم نباشد، ميتواند آنرا به حال خود باقي بگذارد و بعد به عنوان ضرورت آن را خارج نمايد. استفتاء
221- سؤال: اگر خانمي با داشتن 5 فرزند نميتواند از وسايل عادي ضد حاملگي از قبيل قرص، آمپول و... استفاده کند آيا ميتواند با بستن لولههاي رحم از آبستني جلوگيري کند؟ جواب: جلوگيري از انعقاد نطفه اگر موجب فساد عضو و عقيم شدن دائم نشود، با رضايت شوهر مانع ندارد. ولي از لمس و نظر حرام بايد اجتناب کرد. [۲۰۶]
222- سؤال: اينجانب داراي ده فرزند ميباشم و از نظر کثرت اولاد در زحمت هستم، ميخواهم لولههاي رحم خود را ببندم آيا شرعاً جايز است يا خير ؟ جواب: اگر موجب نازايي دائم نشود و ضرر به مزاج و عضو نرساند و شوهر راضي باشد و عمل همراه با ارتکاب محرم شرعي نباشد، اشکال ندارد. امام: استفتاء
223- سؤال: اگر خانمي داراي تعدادي فرزند باشد که مخارج آنان به سختي تأمين ميشود و از لحاظ تربيتي و نگهداري آنان در سختي است، آيا ميتواند براي جلوگيري از حامله شدن از ((آي - يو - دي)) استفاده کند ؟ با علم به اينکه اين دستگاه را حتماً بايد دکتر زن يا مرد براي او بگذارد و اين کار موجب نگاه حرام است. جواب: جايز نيست. [۲۰۷]
224- سؤال: شخصي با عمل جراحي خود را عقيم کرده، حال متوجه شده است که اين عمل، نقص عضو و اضرار به بدن بوده و حرام است. آيا واجب است دوباره خود را معالجه کند تا در صورت امکان، به حال اول درآيد؟ جواب: با فرض اين امکان، احوط معالجه است. چون بقاي ضرر هم حرام است و اضرار به نفس حرام است حدوثاً و بقاء. [۲۰۸]
سقط جنين
225- مسأله: سقط جنين توسط هر کسي و با هر وسيلهاي جايز نيست مگر در مقام اضطرار . [۲۰۹]
226- سؤال: آيا بعد از انعقاد نطفه از بين بردن آن جايز است؟ جواب: بعد از انعقاد نطفه جايز نيست. [۲۱۰]
227- مسأله: اگر مادر در غير ضرورت کاري کند که فرزندش سقط شود علاوه بر اينکه فعل حرامي را مرتکب شده، بايد ديه آنرا بپردازد و از آن ديه چيزي به خود مادر به عنوان ارث نميرسد. [۲۱۱]
228- سؤال: يک ماه و نيم از حاملگي خانمي ميگذرد ،دکترها ميگويند حاملگي براي مادر خطر جاني دارد و موجب فلج شدن وي خواهد شد، آيا سقط جنين براي اينگونه مادري جايز است؟ جواب: اگر ضرر و خطر جاني براي مادر دارد، قبل از دميدن روح در جنين، اسقاط جايز است. [۲۱۲]
229- سؤال: اگر دکترها بگويند در صورتي که زن کورتاژ نکند در هنگام تولد يا زن ميميرد يا بچه، آيا ميتوان جنين را قبل از تولد سقط کرد؟ جواب: اگر براي مادر خطر جاني دارد، قبل از دميدن روح در جنين اسقاط جايز است. [۲۱۳]
230- سؤال: از چه از زماني روح به جنين دميده ميشود ؟ جواب: فاضل: از چهار ماهگي روح به جنين دميده ميشود. استفتاء مکارم: معروف است که در حدود چهار ماهگي روح به جنين دميده ميشود و حرکت پيدا ميکند. استفتاء تبريزي: دميدن روح بعد از چهار ماه ميباشد. استفتاء
231- سؤال: اگر حاملگي براي خانمي ضرر دارد آيا ميتواند جنين خود را قبل از هفته سوم کورتاژ کند ؟ جواب: اگر براي مادر خطر جاني دارد، قبل از دميدن روح در جنين اسقاط جايز است. [۲۱۴]
232- سؤال: آيا حفاظت از بچه در رحم واجب است؟ يعني مادر بايد تمام شرايط لازم جهت حفظ و سلامتي بچه را فراهم کند؟ جواب: فاضل: لازم است شرايط متعارف و معمول را فراهم و رعايت کند. استفتاء مکارم: تا آنجا که مايه عسر و حرج نشود لازم است. استفتاء
233- سؤال: اگر دکترها به خانمي بگويند بچهاي که در رحم دارد از لحاظ ذهني عقب مانده است و يا از لحاظ بدني نقص عضو دارد، آيا زن ميتواند کورتاژ کند، يا کاري کند بچه بيفتد؟ جواب: مکارم - فاضل: جايز نيست. استفتاء
234- سؤال: اگر دکترها به مادري دارويي را دادهاند که بخورد تا بچهاش سالم بماند و سقط نشود آيا زن ميتوان به منظور سقط جنين دارو را استفاده نکند؟ (که در اين صورت بچه بطور طبيعي سقط ميشود) جواب: فاضل: اگر سقط جنين مستند به او شود، استفاده نکردن جايز نيست. استفتاء مکارم: جايز نيست. استفتاء 235- سؤال: اگر مادري براي سقط بچهاش کاري انجام ندهد لکن با مراعات نکردن موارد لازم و تهيه نکردن شرايط مقتضيات حفظ جنين باعث سقط بچه بشود، حرام است؟ جواب: فاضل: اگر سقط بچه مستند به او شود حرام است . استفتاء. مکارم: اگر در حفظ جنين مطابق معمول کوتاهي کرده باشد مسؤول است. استفتاء
236- سؤال: گفته شده است دستگاههاي درون رحمي باعث سقط جنين ميشوند، يعني بعد از آنکه نطفه منعقد شد، دستگاه فقط از جايگزيني آن در رحم جلوگيري ميکند، لذا جنين سقط ميشود. حال سؤال اين است اگر خانمي از اول در مورد بخصوصي بداند نطفه ساقط ميشود و يا اينکه معمولاً بعد از چند روز ميفهمد نطفه ساقط شده آيا اين عمل حکم سقط جنين محرم را دارد؟ جواب: تبريزي:اگر زن از اول بداند، جايز نيست ولي در هر صورت بايد ديه نطفه را بپردازد. [۲۱۵]
در نتيجه: اگر خانمي به فرض، با روش حلالي دستگاههاي درون رحمي را کار بگذارد، بايد براي هر بار اسقاط نطفه يک ديه بپردازد. ولي اگر نفهمد جنين ساقط شده يا نه، ديه واجب نيست.
237- سؤال: مادري فرزندي در رحم دارد، دکترها ميگويند يا بچه را سقط کرد تا مادر زنده بماند و يا اگر بچه سقط نشود، مادر در هنگام تولد بچه خواهد مرد، آيا سقط اين جنين جايز است ؟ جواب: تبريزي: جايز است مادر فرزند را سقط کند و لو با خوردن دارويي خاص. سپس اطباء جنين ساقط شده را از رحم خارج کنند. در اين صورت اگر اسقاط بعد از دميدن روح باشد، بر مادر ديه نيست ولي اگر قبل از دميدن روح باشد، ديه بر مادر و يا هر کسي که اسقاط کند واجب ميشود. [۲۱۶]
238- سؤال: در مواردي که اسقاط جنين جايز است آيا بايد مادر بچه را سقط کند يا اينکه شخص ديگري ميتواند اين کار را انجام بدهد؟ جواب: تبريزي: بنابر احتياط واجب ديگري نميتواند اسقاط کند. [۲۱۷]
239- مسأله: از آنجا که سقط جنين حرام است، اقدام به سقط جنين در بعضي موارد تنها موجب پرداخت ديه شده و در موارد ديگر علاوه بر ديه، کفاره نيز واجب ميگردد.
الف - اگر سقط جنين از روي عمد يا شبه عمد باشد و قبل از دميده شدن روح باشد و همچنين اگر سقط از روي خطا باشد چه قبل از دميدن روح چه بعد از آن، فقط ديه واجب مي شود.
ب - اگر سقط عمداً بعد از ولوج روح در جنين مباشرتاً صورت بگيرد، علاوه بر ديه کفاره نيز واجب ميشود. [۲۱۸]
تلقيح مصنوعي
240- مسأله: وارد نمودن مني مرد، در رحم زوجه او باالاتي مانند سرنگ و يا امثال آن اشکال ندارد. لکن بايد از مقدمات حرام احتراز نمود پس اگر مرد با رضايت زن، اين عمل را خودش انجام دهد، و مني خود را به وجه حلالي به دست بياورد مانع ندارد . [۲۱۹]
در نتيجه: اگر مرد مني خود را از راه استمناء بدست آورد و يا مني را شخصي غير از شوهر در رحم زن قرار بدهد و مواردي از اين قبيل که مستلزم ارتکاب فعل حرام است و تلقيح جايز نخواهد بود.
241- مسأله: داخل نمودن مني اجنبي در رحم زن اجنبيه، خواه با اجازه زن باشد يا نباشد، و يا شوهر داشته باشد يا نه، و همچنين خواه اجازه شوهر باشد يا نه يا اجنبيه از خويشان زن باشد يا نه، جايز نيست. [۲۲۰]
242- سؤال: اگر مردي زني گرفته و تا چند سال آن زن بچه دار نميشود و زن را پيش دکتر برده و ممکن است دکتر نطفه مرد ديگري با سوزن به آن تزريق کند و بچه از مرد ديگري خواهد شد. بفرماييد اين کار درست است يا نه؟ جواب: جايز نيست . [۲۲۱]
243- مسئله: اگر تلقيح مرد به زوجهاش بصورت حرام واقع شود مانند اينکه بيگانه مني مرد را به رحم زوجه انتقال دهد، و يا مني را بطرز حرام به دست آورد (مثلاً از راه استمناء) و از آن فرزندي پيدا شود، فرزند آنها ميباشد به همان شکلي که اگر تلقيح به صورت طبيعي صورت ميگرفت. اگر چه به جهت ارتکاب حرام، گنهکار ميباشند. [۲۲۲]
244- مسأله: اگر اسپرم و تخمک زن و شوهري را در خارج از رحم زن تلقيح نمايند و سپس نطفه حاصله را در رحم زن وارد کنند اشکالي ندارد. مشروط به آنکه از ارتکاب مقدمات حرام احتراز نمايند . امام: با استفاده از مدرک مسأله قبل و استفتاء. [۲۲۳]
245- سؤال: بعضي از اطباء براي بچه دار کردن خانمي چنين عمل ميکنند ابتدا مني مرد را گرفته با تخمک زن در لولههاي آزمايش در خارج رحم تلقيح ميکنند و سپس نطفهها را در درون رحم زن قرار ميدهند، در اين زمان تعداد زيادي نطفه از بين ميرود. الف - آيا اين عمل جايز است؟ ب - آيا بايد براي از بين بردن نطفهها ديه پرداخت؟ با توجه به اينکه تعداد آنها بسيار زياد است. ج - آيا جايز است همين نطفهها را منجمد و نگهداري نمايند تا از آنها براي حامله کردن زن ديگر استفاده نمايند ؟ جواب: تبريزي: الف: اگر اين عمل با ارتکاب حرامي همراه نباشد اشکال ندارد. ب: ديه ندارد. ج - جايز نيست . [۲۲۴]
246- سؤال: اخيراً نطفه زن و مرد را گرفته در بيرون رحم با هم لقاح ميدهند و سپس در رحم زن قرار ميدهند، آيا الف: اين عمل جايز يا نه؟ ب - اگر اين کار مستلزم نگاه و لمس غير به عورت مرد يا زن گردد جايز است ؟ ج - در صورتي که به غير از اين راه بچه دار نشوند حکم چگونه است؟ جواب: فاضل: الف: مانعي ندارد. ب - نگاه و لمس جايز نيست. ج - در صورتي که بچه دار نشدن موجب خلل و تزلزل در زوجيت شود مانعي ندارد. استفتاء تبريزي: في نفسه جايز است و اگر بر عملي حرامي مشتمل بوده و يا با عمل حرامي همراه باشد مثل نگاه اجنبي يا لمس مواضعي که جايز نيست. آن عمل حرام است و بچه دار نشدن مجوز نيست. استفتاء
مستحبات آميزش
247- مسأله: مستحبات آميزش عبارتند از:
- بسم الله الرّحمن الرّحيم گفتن هنگام آميزش، زيرا باعث پرهيز ماندن از شيطان ميشود.
- از خداوند فرزندي پاک و مبارک و سالم طلب کند و اين دعا را بخوانند: ((بسم اللَّه الرحمن الرّحيم الذي لا اله الا هو بديع السموات و الارض اللهم ان قضيت منّي في هذه الليلة خليفه فلا تجعل للشيطان فيه شرکاء و لا نصيباً و لا حظاً واجعله مؤمناً مخلصاً مصفّي من الشيطان و رجزه جلّ ثناؤک)).
- با وضو باشند، خصوصاً اگر زن حامله باشد. - قبل از آميزش ملاعبه کردن.
- درنگ کردن و تعجيل نداشتن
- در شبهاي دوشنبه، سه شنبه، پنجشنبه، و جمعه باشد.
- در روز پنجشنبه به هنگام ظهر.
- بعد از ظهر و عصر جمعه. - در مکان مستور باشند .
- در زماني که زن ميل به آميزش داشته باشد.
- در شب اول ماه مبارک رمضان .
- در هفته بعد از عروسي مستحب است زن از خوردن شير، سرکه، خربزه و انار ترش پرهيز کند. [۲۲۵]
مکروهات آميزش
248- مسأله: مکروهات آميزش عبارتند از:
- در شبي که ماه گرفته باشد .
- در روزي که خورشيد گرفته باشد .
- در هنگام غروب آفتاب تا قرمزي هوا برود .
- در شب عيد فطر و قربان . - در سفر اگر آب براي غسل نباشد.
- آميزش در حالي که هر دو عريان باشند.
- در حال احتلام قبل از غسل، بله در صورتي که بدون فاصله چند بار آميزش صورت گيرد، اشکالي ندارد و مکروه نيست .
- آميزش در حالي که بچهاي ناظر آنها باشد.
- آميزش مقابل قبله .
- آميزش پشت قبله .
- در کشتي .
- در زير آسمان .
- بعد از غذا و با شکم پر.
- در حال ايستاده .
- در زير درختي که ميوه ميدهد.
- دستمال نظافت مرد و زن يکي باشد.
- روي پشت بام .
- به همراه داشتن يا در دست داشتن انگشتري که ذکر خداوند در آن نوشته باشند و يا چيزي از آيات قرآن بر آن نوشته باشند. [۲۲۶]
فهرست مآخذ و منابع
"مآخذ نظرات حضرت آيت الله العظمي امام خميني (قدس سره):"
العروة الوثقي سيد محمد کاظم طباطبايي يزدي (ره) 2 جلد
تحرير الوسيله سيد روح الله موسوي خميني (ره) 2 جلد
رساله توضيح المسائل سيد روح الله موسوي خميني (ره ) 1 جلد
استفتائات سيد روح الله موسوي خميني (ره ) 1 جلد
احکام بانوان محمد وحيدي خراساني 1 جلد
احکام پزشکان هادي حجت 1 جلد
رساله نوين عبدالکريم بي آزار شيرازي 1 جلد
استفتائات شخصي نگارنده سيد روح الله موسوي خميني (ره) 30 استفتاء
"مآخذ نظرات حضرت آيت الله العظمي بهجت:"
رساله توضيح المسائل محمد تقي بهجت 1 جلد
استفتائات شخصي نگارنده محمد تقي بهجت حدود 50 استفتاء
"مآخذ نظرات حضرت آيت الله العظمي تبريزي:"
رساله توضيح المسائل جواد تبريزي 1 جلد
صراط لنجاة سيدابوالقاسم خويي (ره) 1 جلد
استفئانات شخصي نگارنده جوادتبريزي حدود 60 استفتاء
"مآخذ نظرات حضرت آيت الله العظمي فاضل:"
رساله توضيح المسائل محمد فاضل لنکراني 1 جلد
الحواشي علي العروة الوثقي محمد فاضل لنکراني 1 جلد
استفتائات شخصي نگارنده محمد فاضل لنکراني حدود 50 استفتاء
"مآخذ نظرات حضرت آيت الله العظمي مکارم شيرازي:"
رساله توضيح المسائل ناصر مکارم شيرازي 1 جلد
تعليقات علي العروة الوثقي ناصر مکارم شيرازي 1 جلد
استفتائات شخصي نگارنده ناصر مکارم شيرازي حدود 40 استفتاء
پانویس
- ↑ روم / 21
- ↑ امام: استفتائات، ج 2، ص 49، سؤل 134.
- ↑ امام - با استفاده از استفتائات، ج 2، ص 105، سؤال 85.
- ↑ امام، استفتائات، ج 2، ص 78، سؤال 27. تبريزي - فاضل - مکارم: استفتاء.
- ↑ امام - تحريرالوسيله، ج 2، کتاب الهبه، مسأله 8.
- ↑ امام: تحرير الوسيله، کتاب نکاح، فصل في النفقات، مسأله 10. تبريزي - فاضل - مکارم: استفتاء.
- ↑ امام: تحرير الوسيله، کتاب نکاح، فصل في النفقات، مسأله 11. بهجت: با استفاده از توضيح المسائل، مسأله 1897. تبريزي: با استفاده از توضيح المسائل، مسأله 2421. فاضل: با استفاده از توضيح المسائل، مسأله 2480. توجه: معمولاً مردها علاوه بر نفقه زن مخارج بچه ها را هم به زن ميپردازد، در مسأله فوق، زن فقط صاحب آن مقداري از پول ميشود که در تفقه خودش صرفه جويي کرده باشد. ولي صاحب مازاد بر مخارج فرزندان نيست. مگر آنکه شوهر آن را به زن تمليک کند.
- ↑ امام - تبريزي - فاضل - مکارم: با استفاده از مدارک مسأله قبل. بهجت: (6) امام: تحرير الوسيله، کتاب نکاح، فصل في الفتضات، مسأله 10 بهجت: با استفاده از توضيح المسائل، مسأله 1897 تبريزي: با استفاده از توضيح المسائل، مسأله 2421 فاضل :با استفاده از توضيح المسائل، مسأله 2480
- ↑ امام: تحريرالوسيله، کتاب نکاح، القول في نفقه الاقارب، مسأله 14.
- ↑ امام: توضيح المسائل، مسأله 2416. تبريزي: توضيح المسائل، مسأله 2425. فاضل - مکارم: (7)
- ↑ امام: تحريرلوسيله، کتاب نکاح، القول في الکفر، مسأله 10. تبريزي - فاضل - مکارم: با استفاده از مدارک مسأله قبل و استفتاء.
- ↑ امام: تحريرالوسيله، کتاب نکاح، فصل في النفقات، مسائل 13 و 14.
- ↑ امام - بهجت - فاضل - مکارم: استفتاء
- ↑ امام - بهجت - فاضل - مکارم: استفتاء.
- ↑ امام: توضيح المسائل، مسأله 2415. تبريزي: توضيح المسائل، مسأله 2424. فاضل: توضيح المسائل، مسأله 2483.
- ↑ امام: تحرير الوسيله، کتاب نکاح، فصل في النفقات، مسأله 15.
- ↑ امام: با استفاده از تحريرالوسيله، کتاب نکاح، فصل في النفقات، مسأله 20.
- ↑ امام: تحريرالوسيله، کتاب نکاح، فصل في النفقات، مسأله 20.
- ↑ امام: با استفاده از تحرير الوسيله، کتاب غصب، مسائل 6 و 7 . تبريزي: توضيح المسائل، مسأله 2424. فاضل: توضيح المسائل، مسأله 2483.
- ↑ مام: با استفاده از تحرير الوسيله، کتاب، غضب، مسأله 6. تبريزي: توضيح المسائل، مسأله 2424. فاضل: توضيح المسائل، مسأله 2483.
- ↑ امام - بهجت - تبريزي - فاضل - مکارم: استفتاء.
- ↑ امام - بهجت - تبريزي - فاضل - مکارم - استفتاء.
- ↑ امام: با استفاده از تحرير الوسيله، کتاب غصب، مسائل 6 و 7. بهجت - تبريزي - فاضل - مکارم: استفتاء.
- ↑ بهجت - فاضل - مکارم: استفتاء نذر، عهد، قسم
- ↑ امام: تحريرالوسيله، القول في النذر، مسأله 3 و توضيح المسائل، مسأله 2644. بهجت: توضيح المسائل، مسأله 2136. تبريزي - فاضل - مکارم: (8)
- ↑ امام: توضيح المسائل، مسأله 2645. تبريزي: توضيح المسائل، مسأله 2654. فاضل - مکارم: (9)
- ↑ امام: کتاب استفتائات، ج 2، نذر، سؤالات 10 و 11. بهجت: با استفاده از توضيح المسائل، مسأله 2136. تبريزي: فاضل - مکارم: (10)
- ↑ امام: کتاب استفتائات، ج 2، نذر، سؤال 9. تبريزي - فاضل - مکارم (11)
- ↑ امام: توضيح المسائل، مسأله 2673. بهجت - تبريزي - مکارم (12) فاضل: توضيح المسائل، مسأله 2750.
- ↑ امام: توضيح المسائل، مسأله 2672. بهجت: توضيح المسائل، مسأله 2123. تبريزي: توضيح المسائل، مسأله 2681. فاضل: توضيح المسائل، مسأله 2749. مکارم: توضيح المسائل، مسأله 2301.
- ↑ امام: با استفاده از کتاب استفتائات، ج 2، نذر، سؤال 11.
- ↑ تبريزي: در صورت عدم استطاعت، زن نميتواند مهر را مطالبه کند حتي در ليله زفاف . استفتاء.
- ↑ امام: تحريرالوسيله، کتاب نکاح، فصل في النفقات، مسأله 8.
- ↑ امام: تحرير الوسيله، نکاح، فصل في النفقات، مسأله 8.
- ↑ امام: مدرک مسأله قبل.
- ↑ امام: تحريرالوسيله، کتاب نکاح، فصل فيالنفقات، مسأله 12.
- ↑ امام: تحرير الوسيله، کتاب، نکاح، فصل في النفقات، مسأله 13.
- ↑ امام: مدرک مسأله قبل.
- ↑ امام: تحرير الوسيله، کتاب نکاح، فصل فيالنفقات، مسأله 14.
- ↑ امام: با استفاده از تحريرالوسيله، کتاب، نکاح، فصل في النفقات، مسائل 8، 12، 13 و 14.
- ↑ امام: تحرير الوسيله، کتاب نکاح، فصل في النفقات، مسأله 8.
- ↑ امام: تحريرالوسيله، کتاب نکاح، فصلفيالنفقات، مسأله 15. ج: تهيه وسايل مورد لزوم خانه
- ↑ امام: تحريرالوسيله، کتاب نکاح، فصل في النفقات، مسأله 15.
- ↑ امام: تحريرالوسيله ،کتاب نکاح، فصل في النفقات، مسأله 9.
- ↑ امام: تحريرالوسيله، کتاب نکاح، فصل في النفقات، مسأله 19.
- ↑ امام: تحرير الوسيله، کتاب نکاح، فصل في القسم و النشوز، قبل از مسأله 1.
- ↑ امام: تحرير الوسيله، کتاب نکاح، فصل فيالقسم والنشوز، قبل از مسأله 1.
- ↑ امام: تحريرالوسيله، کتاب نکاح، فصلفيالنفقات، مسأله 8.
- ↑ تبريزي: صراط النجاة با استفاده از سؤالهاي 867 و 868. فاضل: استفتاء
- ↑ صراط النجاة، با استفاده از سؤالات 867، 868 و 869
- ↑ امام: توضيح المسائل، مسأله 2414. تبريزي: (14) فاضل، توضيح المسائل، مسأله 2482. مکارم: توضيح المسائل، مسأله 2064.
- ↑ امام - بهجت - تبريزي - فاضل - مکارم: استفتاء
- ↑ امام: با استفاده از توضيح المسائل، مسأله 2414. فاضل: با استفاده از توضيح المسائل، مسأله 2482. تبريزي و مکارم: (15)
- ↑ امام: تحريرالوسيله، کتاب نکاح، فصل النفقات، مسأله 8.
- ↑ امام: با استفاده از توضيح المسائل، مسأله 2451 و تحرير الوسيله، ج 2 ص 297. فاضل: توضيح المسائل، مسأله 2517. بهجت: توضيح المسائل، مسأله 1950 . تبريزي: توضيح المسائل، مسأله 2460. مکارم: توضيح المسائل، مسأله 2098.
- ↑ صراط النجاة، سؤال 871.
- ↑ امام - بهجت - فاضل - مکارم: استفتاء.
- ↑ امام - بهجت - تبريزي - فاضل - مکارم: استفتاء.
- ↑ امام: توضيح المسائل، مسأله 2418 و تحريرالوسيله، کتاب نکاح، فصل في القسم و النشوز،مسأله 1 و کتاب نکاح، مسأله 13. امام - فاضل - مکارم: عروةالوثقي، نکاح، فيما يتعلق باحکام الدخول، مسأله 7. تبريزي (16) فاضل: توضيح المسائل، مسأله 2486.
- ↑ امام - فاضل - مکارم: عروةالوثقي، نکاح، فيما يتعلق باحکام الدخول مسأله 8. تبريزي: (17)
- ↑ امام - بهجت - تبريزي - فاضل - مکارم: استفتاء
- ↑ امام - فاضل: عروةالوثقي، نکاح، فصل فيمايتعلق باحکام الدخول، مسأله 7. تبريزي - مکارم: (18)
- ↑ امام - فاضل - مکارم: عروةالوثقي،نکاح، فصل فيما يتعلق باحکام الدخول، مسأله 8.
- ↑ امام - فاضل - مکارم: فصل فيما يتعلق باحکام الدخول، مسأله 9.
- ↑ امام: تحرير الوسيله، کتاب نکاح ،فصل في القسم والنشوز و النفاق، مسأله 4.
- ↑ امام - بهجت - تبريزي - فاضل - مکارم: استفتاء
- ↑ امام: توضيح المسائل: مسأله 2417 و تحرير الوسيله، کتاب نکاح، في النشوز، مسأله 1. مکارم: توضيح المسائل، مسأله 2066.
- ↑ امام :تحريرالوسيله، کتاب نکاح، فصل في النشوز ، قبل از مسئله 1 و توضيح المسائل ، مسئله 2412. بهجت: توضيح المسائل، مسأله 1897. تبريزي: توضيح المسائل، مسأله 2421. فاضل: توضيح المسائل، مسأله 2480 . مکارم (19)
- ↑ امام - بهجت - تبريزي - فاضل :مدرک مسأله قبل. مکارم(20)
- ↑ امام - فاضل - تبريزي - مکارم: استفتاء بهجت (21)
- ↑ امام: با استفاده از تحريرالوسيله، کتابنکاح، في الشروط المذکوره في عقد، مسائل 1 و 2. بهجت - تبريزي - فاضل: (22)
- ↑ بهجت: با استفاده از توضيح المسائل، مسائل متفرقه، مسئله 18.
- ↑ امام: تحريرالوسيله، فصل في القسم و النشوز، قبل از مسئله 1 و توضيح المسائل، مسأله 2412 . بهجت: توضيح المسائل، مسئله 1897 . تبريزي: توضيح المسائل، مسئله 2421 فاضل: توضيح المسائل، مسئله 2480 مکارم: توضيح المسائل، مسئله 2062
- ↑ با استفاده از توضيح المسائل، مسأله 1897.
- ↑ امام: تحريرالوسيله، کتاب نکاح، القول في النشوز، قبل از مسأله 1. فاضل: (23)
- ↑ امام: با استفاده از مدرک سؤال قبل. فاضل: استفتاء
- ↑ امام: تحرير الوسيله، کتاب نکاح، القول في النشوز، قبل از مسأله 1 و فصل في النفقات، مسأله 1 و توضيح المسائل، مسأله 2413. بهجت - تبريزي: (24) فاضل: توضيح المسائل، مسأله 2481 و استفتاء مکارم توضيح المسائل، مسأله 2063
- ↑ امام - تبريزي - فاضل - مکارم: با استفاده از مدرک مسأله قبل .
- ↑ امام - تبريزي - فاضل - مکارم: با استفاده از مدارک مسأله قبل.
- ↑ امام: تحرير الوسيله، کتاب نکاح، القول في النشوز، مسأله 1.
- ↑ امام: مدرک مسأله قبل.
- ↑ امام: تحريرالوسيله، کتاب نکاح، القول في النشوز، مسأله 1.
- ↑ امام: با استفاده از مدرک مسأله قبل.
- ↑ امام: تحرير الوسيله، کتاب نکاح، القول في النشوز، مسأله 1.
- ↑ امام: تحرير الوسيله، کتاب نکاح، فصل في النفقات مسأله 3.
- ↑ امام: تحريرالوسيله، نکاح، القول في النشوز، مسأله 2. امام - بهجت - تبريزي - مکارم - فاضل: استفتاء.
- ↑ امام - بهجت - تبريزي - فاضل - مکارم: با استفاده از مدارک مسأله قبل .
- ↑ امام با استفاده از تحريرالوسيله، کتاب نکاح، القول في النشوز، مسأله 2. بهجت - فاضل - مکارم: استفتاء تبريزي: (25)
- ↑ امام: تحرير الوسيله، القول في احکام الولاده، مسأله 1. بهجت - تبريزي - فاضل - مکارم: استفتاء
- ↑ امام: تحرير الوسيله، نکاح، القول في احکام الولاده، مسأله 4 .
- ↑ امام: تحريرالوسيله، نکاح، القول في احکام الولاده، مسأله 8.
- ↑ امام: تحريرالوسيله، نکاح، القول في احکام الولاده، مسأله 7.
- ↑ امام: تحرير الوسيله، نکاح، القول في احکام الولاده، مسائل 2، 3، و 14 .
- ↑ امام: تحريرالوسيله، نکاح، القول في احکام الولاده، مسائل 9 و 10.
- ↑ امام: تحريرالوسيله، نکاح، القول في احکام الولاده، مسأله 11.
- ↑ امام: همان مدرک مسأله قبل .
- ↑ امام: تحرير الوسيله، نکاح، القول في احکام الولاده، مسأله 15 . تبريزي - مکارم (43)
- ↑ امام: تحرير الوسيله، نکاح، القول في احکام الولاده، مسأله 14. تبريزي - مکارم: (44)
- ↑ امام: تحريرالوسيله، نکاح، القول في احکام الولاده، مسأله 16. بهجت - تبريزي - فاضل: (45)
- ↑ بهجت: توضيح المسائل، مسأله 1986.
- ↑ بهجت: توضيح المسائل، مسأله 1987.
- ↑ امام: تحرير الوسيله، نکاح، القول في نفقه الاقراب، مسأله 12. تبريزي: توضيح المسائل، مسأله 2836.
- ↑ امام با استفاده از استفتائات، ج 2،غصب، سؤال 64.
- ↑ امام: تحرير الوسيله، نکاح، القول في نفقه الاقارب، مسأله 12. تبريزي: توضيح المسائل، مسأله 2835. بهجت: توضيح المسائل، مسأله 1989.
- ↑ امام: کتاب استفتائات، ج 2، ص 328، سؤال 7 .
- ↑ امام: کتاب تحريرالوسيله، اطعمه والاشربه، مسأله 29.
- ↑ امام: با استفاده از کتاب استفتائات، ج 2، هبه، سؤال 13. بهجت: با استفاده از توضيح المسائل، مسائل متفرقه، مسأله 17.
- ↑ امام: تحرير الوسيله، الهبه، مسأله 22.
- ↑ امام: تحرير الوسيله، القول في النذر، مسأله 3 و استفتائات، ج 2، نذر، سؤال 12. تبريزي - فاضل - مکارم (46)
- ↑ امام: توضيح المسائل، مسأله 2673. تبريزي: توضيح المسائل، مسأله 2682. بهجت - مکارم (47)
- ↑ امام: توضيح المسائل، مسأله 2672. بهجت: توضيح المسائل، مسأله 2123. تبريزي: توضيح المسائل، مسأله 2681. مکارم: توضيح المسائل، مسأله 2301.
- ↑ امام: کتاب استفتائات، ج 1، ص 488، سؤال 20. بهجت - تبريزي - فاضل - مکارم: استفتاء.
- ↑ امام کتاب استفتائات، ج 1، ص 489، سؤال 21.
- ↑ امام - فاضل - مکارم: عروة الوثقي، نکاح، مسأله 43.
- ↑ امام: استفتاء در کتاب احکام ازدواج، ص 180. تبريزي با استفاده از توضيح المسائل، مسأله 2819.
- ↑ تبريزي: توضيح المسائل، مسأله 2819.
- ↑ تبريزي: توضيح المسائل، مسأله 2820.
- ↑ امام: با استفاده از مدرک سؤال قبل و استفتاء. تبريزي، با استفاده از مدرک سؤال قبل .
- ↑ امام: کتاب استفتائات، ج 1، ص 487، سوال 15. بهجت - تبريزي - فاضل - مکارم: استفتاء.
- ↑ امام: کتاب استفتائات، ج 1، ص 487، سؤال 16. بهجت - تبريزي -
- ↑ امام: توضيح المسائل، مسأله 2449 و تحريرالوسيله، کتاب نکاح، القول في الکفر، مسأله 5. بهجت: توضيح المسائل، مسأله 1947. تبريزي: توضيح المسائل، مسأله 2458. فاضل: توضيح المسائل، مسأله 2515. مکارم: توضيح المسائل، مسأله 2097 و استفتاء.
- ↑ امام: تحرير الوسيله، کتاب نکاح، القول في الکفر، مسأله 5 و توضيح المسائل، مسأله 2450. تبريزي - فاضل: (3)
- ↑ امام: تحرير الوسيله، کتاب نکاح، القول في الکفر، مسأله 5 و توضيح المسائل، مسأله 2448. بهجت: توضيح المسائل، مسأله 1949. تبريزي: (4) فاضل: توضيح المسائل، مسأله 2514.
- ↑ امام: با استفاده از کتاب استفتائات، ج 1، ص 105، سؤال 276. تبريزي: صراط النجاة، سؤال 828.
- ↑ صراط النجاة، سؤال 895.
- ↑ صراط النجاة سؤال 896.
- ↑ امام: با استفاده از استفتائات، ج 2، ص 617، سؤال 5. امام - فاضل: استفتاء. مکارم - تبريزي (5)
- ↑ امام: از کتاب استفتائات، ج 1، ص 481، سؤال 14. بهجت - تبريزي - فاضل - مکارم: استفتاء.
- ↑ امام: تحرير الوسيله، ج 2، کتاب نکاح، في النشوز، مسأله 4.
- ↑ امام، همان مدرک مسأله قبل .
- ↑ امام: مدرک مسأله قبل.
- ↑ امام، تحريرالولسيله، القول في النشوز، مسأله 2. بهجت - فاضل - مکارم: استفتاء تبريزي: (13)
- ↑ امام: با استفاده از تحرير الوسيله، القول في النشوز، مسأله 2.
- ↑ امام: تحرير الوسيله، کتاب نکاح، مسأله 15 و عروة الوثقي، نکاح، مسأله 29.
- ↑ امام - بهجت - تبريزي - فاضل - مکارم: استفتاء
- ↑ امام - فاضل - مکارم: با استفاده از عروةالوثقي، ستر و ساتر، ص 549.
- ↑ امام - بهجت - تبريزي - فاضل - مکارم: استفتاء
- ↑ امام - فاضل - مکارم: عروة الوثقي، نکاح، مسأله 19 و 29.
- ↑ امام - بهجت - تبريزي - فاضل - مکارم: استفتاء
- ↑ امام: توضيح المسائل، مسأله 349. بهجت: توضيح المسائل، مسأله 352. تبريزي: توضيح المسائل، مسأله 355 فاضل: توضيح المسائل، مسأله 350. مکارم: توضيح المسائل، مسأله 364.
- ↑ امام: توضيح المسائل، مسأله 350، و عروة الوثقي، فصل في غسل الجنابة، مسئله 9. بهجت: توضيح المسائل، مسأله 353. تبريزي: توضيح المسائل، مسأله 356. فاضل: توضيح المسائل، مسأله 351. مکارم: توضيح المسائل، مسأله 365.
- ↑ امام: توضيح المسائل مسأله 345 و تحريرالوسيله، فصل في غسل الجنابة، مسأله 1 و عروةالوثقي، فصل في غسل الجنابه، شرط دوم.
- ↑ امام: توضيح المسائل، مسأله 352 و عروة الوثقي، فصل في غسل الجنابة، شرط اول . بهجت: توضيح المسائل، مسأله 355. تبريزي: توضيح المسائل، مسأله 358. فاضل: توضيح المسائل، مسأله 353. مکارم: توضيح المسائل، مسأله 367
- ↑ امام: تحرير الوسيله، فصل في غسل الجنابه، مسأله 1 و عروةالوثقي، فصل في غسل الجنابه، شرط اول.
- ↑ امام - استفتائات، ج 1، ص 50، سؤال 89.
- ↑ امام: استفتائات ج 1، ص 53، سؤال 104.
- ↑ امام: استفتائات، ج 1، ص 53، سؤال 103.
- ↑ امام: استفتائات، ج 1، ص 54،سؤال 106. بهجت: با استفاده از توضيح المسائل، مسأله 357. تبريزي: با استفاده از توضيح المسائل، مسأله 359. فاضل: با استفاده از توضيح المسائل، مسأله 354. مکارم: با استفاده از توضيح المسائل، مسأله 368.
- ↑ امام: تحريرالوسيله، في غسل الجنابه، مسأله 3 و عروةالوثقي، فصل في غسل الجنابه، مسأله 80.
- ↑ امام: با استفاده از تحريرالوسيله، فصل في غسل الجنابه، مسأله 3.
- ↑ امام تحريرالوسيله، فصل في غسل الجنابه، مسأله 3 و عروةالوثقي، فصل في غسل الجنابه، مسأله 8. بهجت: توضيح المسائل، مسأله 357 . تبريزي: توضيح المسائل، مسأله 359. فاضل: توضيح المسائل، مسأله 354. مکارم: توضيح المسائل، مسأله 368.
- ↑ امام: استفتائات، ج 1، ص 74، سؤال 177. بهجت - تبريزي - فاضل - مکارم: استفتاء.
- ↑ امام: استفتاء به نقل از کتاب رساله نوين، ج 3، ص 48.
- ↑ امام: با استفاده از استفتائات، ج 1، ص 74، سؤال 177. بهجت، تبريزي - فاضل - مکارم: استفتاء
- ↑ امام: توضيح المسائل، مسأله 450. امام - فاضل: عروةالوثقي، في احکام الحائض، مسأله 5. بهجت: توضيح المسائل، مسأله 426. تبريزي: توضيح المسائل، مسأله 456. فاضل :توضيح المسائل، مسأله 451. مکارم: توضيح المسائل، مسأله 438.
- ↑ امام - فاضل :عروة الوثقي، في احکام الحائض، مسأله 5 و 15. امام: تحريرالوسيله، في احکام الحائض، قبل از مسأله 1 و مسأله 5 و توضيح المسائل، مسأله 459. فاضل: توضيح المسائل، مسأله 459. تبريزي - مکارم: (26)
- ↑ امام: فاضل - مکارم: عروةالوثقي، في احکام الحائض، مسأله 5. امام: توضيح المسائل، مسأله 451 بهجت: توضيح المسائل، مسأله 427. تبريزي: توضيح المسائل، مسأله 457. فاضل: توضيح المسائل، مسأله 452.
- ↑ امام - فاضل - مکارم: عروة الوثقي، في احکام الحائض، مسائل 4 و 16. امام: توضيح المسائل، مسأله 436. بهجت: توضيح المسائل، مسأله 430. تبريزي: توضيح المسائل، مسأله 469. فاضل: توضيح المسائل، مسأله 463.
- ↑ امام - فاضل - مکارم: عروة الوثقي، في احکام الحائض، شرط هفتم . تبريزي: توضيح المسائل، مسأله 459. مکارم: توضيح المسائل، مسأله 441.
- ↑ امام - فاضل - مکارم: عروةالوثقي، في احکام الحائض، شرط هفتم .
- ↑ امام - فاضل - مکارم: با استفاده از عروةالوثقي، في احکام الحائض، مسأله 5. تبريزي: با استفاده از توضيح المسائل، مسأله 456.
- ↑ امام: توضيح المسائل، مسأله 467 و تحريرالوسيله، في احکام الحائض مسأله 2. امام - فاضل - مکارم: با استفاده از عروة الوثقي، في احکام الحيض، مسائل 5 و 24 و 28. تبريزي: توضيح المسائل، مسأله 473. فاضل: توضيح المسائل، مسأله 467. مکارم: توضيح المسائل، مسأله 449.
- ↑ امام: تحريرالوسيله، في تجاوز الدم عن العشره، مساله 18. تبريزي :توضيح المسائل، مسأله 512.
- ↑ امام: توضيح المسائل، مسأله 428 و تحريرالوسيله في احکام الاستحاضه، مسأله 8. امام - فاضل: عروةالوثقي في احکام الاستحاضه، مسأله 18. تبريزي - مکارم: (27) فاضل: با استفاده از توضيح المسائل، مسأله 429.
- ↑ امام - تبريزي - فاضل - مکارم: با استفاده از مدارک مسأله قبل .
- ↑ امام - فاضل: با استفاده از عروةالوثقي، في احکام الاستحاضه، مسأله 18. امام: با استفاده از توضيح المسائل، مسأله 428، و تحرير الوسيله، في احکام الاستحاضه، مسأله 8. تبريزي - مکارم: (28)
- ↑ امام: با استفاده از تحرير الوسيله، في احکام الحائض، مسائل 2 و 3 و توضيح المسائل، مسائل 451 و 452. فاضل: با استفاده از توضيح المسائل، مسأله 453. امام - فاضل: عروة الوثقي، في احکام الحائض، مسأله 5. تبريزي - مکارم: (29)
- ↑ امام: توضيح المسائل، مسأله 452 و تحرير الوسيله، في احکام الحائض، مسائل 2 و 3. امام - فاضل: عروةالوثقي، في احکام الحائض، مسأله 5. بهجت: توضيح المسائل، مسأله 428. فاضل: توضيح المسائل: مسأله 453. تبريزي: توضيح المسائل، مسأله 460.
- ↑ امام: توضيح المسائل، مسأله 458. فاضل: توضيح المسائل، مسأله 458. مکارم - تبريزي: (30)
- ↑ امام: توضيح المسائل، مسأله 456. تبريزي: توضيح المسائل، مسأله 462. فاضل: توضيح المسائل، مسأله 456. مکارم (31)
- ↑ امام - فاضل: با استفاده از عروةالوثقي، في احکام الحائض، مسأله 5. تبريزي - مکارم: (32)
- ↑ امام: توضيح المسائل، مسأله 454.
- ↑ امام - فاضل: عروة الوثقي، في احکام الحائض، مسأله13
- ↑ امام: تحرير الوسيله، في احکام الحائض، بعد از مسأله 2. امام - فاضل: عروةالوثقي، في احکام الحائض، قبل از مسأله 6.
- ↑ امام - فاضل: عروةالوثقي، في احکام الحائض، مسأله 14. امام: توضيح المسائل، مسأله 461. فاضل: توضيح المسائل مسأله 461.
- ↑ امام - فاضل: عروةالوثقي، في احکام الحائض، مسأله 18. امام: تحريرالوسيله في احکام الحائض، مسائل 6 و 7.
- ↑ امام: استفتاء از کتاب استفتائات، ج 1، ص 75، سؤال 179. فاضل: استفتاء
- ↑ امام - فاضل - مکارم: عروةالوثقي، في احکام الحائض، مسأله 20 و في احکام النفاس، مسأله 1. امام: توضيح المسائل، مسأله 513 و 514. بهجت: با استفاده از توضيح المسائل، مسأله 441. تبريزي: توضيح المسائل، مسأله 519. فاضل: توضيح المسائل، مسأله 513. مکارم: توضيح المسائل، مسأله 488، 489.
- ↑ امام - فاضل - مکارم: با استفاده از عروةالوثقي، في احکام الحائض، مسائل 5 و 20. تبريزي: با استفاده از توضيح المسائل، مسأله 519. فاضل: با استفاده از توضيح المسائل، مسأله 517 و 519.
- ↑ امام - فاضل - مکارم: عروة الوثقي، في احکام النفاس، مسأله 1. تبريزي: با استفاده از توضيح المسائل، مسأله 512، 519.
- ↑ امام: با استفاده از توضيح المسائل از توضيح المسائل، مسأله 1584 و 2462 و تحرير الوسيله، کتاب صوم، فيما يحب الامساک عنه، الثالث . بهجت: توضيح المسائل، مسائل 1291. تبريزي: با استفاده از توضيح المسائل، مسأله 2471. فاضل: با استفاده از توضيح المسائل، مسأله 2528. مکارم: با استفاده از توضيح المسائل، مسأله 2106.
- ↑ امام با استفاده از مدارک مسأله قبل و توضيح المسائل، مسأله 349.
- ↑ امام: تحريرالوسيله، القول فيما يجب الامساک عنه، الثالث . بهجت: توضيح المسائل، مسأله 1293. تبريزي: توضيح المسائل، مسأله 1596. فاضل: توضيح المسائل، مسأله 1675. مکارم: توضيح المسائل، مسأله 1346.
- ↑ امام: تحرير الوسيله، القول فيما يحب المساک عنه، الرابع . بهجت: با استفاده از توضيح المسائل، مسأله 1295. تبريزي: توضيح المسائل، مسأله 1604. فاضل: توضيح المسائل، مسأله 353. مکارم: توضيح المسائل، مسأله 1664.
- ↑ امام: تحرير الوسيله، القول في احکام الاعتکاف، مسأله 4.
- ↑ امام: همان مدرک مسأله قبل.
- ↑ امام: تحرير الوسيله، فصل في غسل الجنابة، مسأله 3. امام - فاضل: عروة الوثقي، فصل في غسل الجنابة، مسأله 8. تبريزي: توضيح المسائل، مسأله 359. فاضل: توضيح المسائل، مسأله 354.
- ↑ امام: با استفاده از تحريرالوسيله، فصل في غسل الجنابة، مسأله 3.
- ↑ امام: تحرير الوسيله، القول في احکام الاعتکاف، قبل از مسأله 1
- ↑ امام: تحريرالوسيله، القول في احکام الاعتکاف، مسأله 4.
- ↑ امام - فاضل - مکارم: عروةالوثقي، فيمايتعلق باحکام الدخول، فصل دوم، مسأله 1. بهجت: توضيح المسائل، مسأله 1928. تبريزي: با استفاده از توضيح المسائل، مسأله 2419 و استفتاء. فاضل: توضيح المسائل، مسأله 2478. مکارم: (33)
- ↑ امام: همان مدرک مسأله قبل. بهجت: (35) فاضل: توضيح المسائل، مسأله 2478.
- ↑ امام - فاضل - مکارم: عروة الوثقي، فيما يتعلق باحکام الدخول، فصل دوم، مسأله 8.
- ↑ امام: تحرير الوسيله، القول في تروک الحرام، شرط دوم و مناسک حج (36) فصل سوم،ص 18، شرط دوم، مسأله 1.
- ↑ امام: همان مدرک مسأله قبل.
- ↑ امام: تحريرالوسيله، القول في تروک الاحرام، مسأله 4، و مناسک حج، فصل سوم، ص 112، مسأله 11.
- ↑ امام: با استفاده از مناسک حج، ص 342، مسائل 15 و 16.
- ↑ امام: مناسک حج، ص 346، سوال 19.
- ↑ امام: با استفاده از استفتاء مکارم: استفتاء تبريزي - فاضل: (37)
- ↑ امام - عروةالوثقي، فيما يتعلق باحکام الدخول، مسأله 6.
- ↑ امام - فاضل - مکارم - عروةالوثقي، نکاح، فيما يتعلق باحکام الدخول، مسأله 6. تبريزي: با استفاده از صراط النجاة، سؤال 796.
- ↑ امام - مکارم: عروةالوثقي، نکاح، فيما يتعلق باحکام الدخول، مسأله 6. تبريزي - فاضل : (39)
- ↑ امام - بهجت - تبريزي - فاضل - مکارم: استفتاء بهجت: با استفاده از توضيح المسائل، مسائل متفرقه، مسأله 11.
- ↑ امام - بهجت - تبريزي - فاضل - مکارم: استفتاء تبريزي: صراط النجاة سؤال 874. بهجت: با استفاده از توضيح المسائل، مسائل متفرقه، مسأله 11.
- ↑ امام - بهجت - تبريزي - فاضل - مکارم: استفتاء
- ↑ امام: استفتاء از کتاب رساله نوين، ص 100.
- ↑ امام: استفتاء تبريزي: صراط النجاة، سؤال 873.
- ↑ امام: با استفاده از استفتاء در کتاب احکام پزشکان، ص 55.
- ↑ امام - بهجت - تبريزي - فاضل - مکارم: استفتاء.
- ↑ امام: استفتاء از کتاب احکام بانوان، ص 95. بهجت - تبريزي - فاضل - مکارم: استفتاء .
- ↑ امام :تحريرالوسيله، کتاب الديات، القول في اللواحق، مسأله 5.
- ↑ امام: استفتاء از کتاب احکام بانوان، ص 97. بهجت - تبريزي: (40)
- ↑ امام: با استفاده از کتاب احکام بانوان، ص 97. مکارم - فاضل: (41)
- ↑ امام: با استفاده از استفتاء از کتاب احکام بانوان، صفحه97. فاضل - مکارم: (42)
- ↑ صراط النجاة، سؤال 909.
- ↑ صراط النجاة، سؤال 914.
- ↑ صراط النجاة، سؤال 913.
- ↑ امام: تحريرالوسيله، کتاب الديات، في ديةالجنين، ص 597 و کفارةالقتل، ص 606
- ↑ امام: توضيح المسائل، مسأله 2874 و تحريرالوسيله، ج 2، مسائل مستحدثه، التلقيح والتوليد، مسأله 1. تبريزي: صراط النجاة، با استفاده از سؤال 965. مکارم: با استفاده از توضيح المسائل، مسائل 2441 و 2442.
- ↑ امام: توضيح المسائل، مسأله 2876 و تحريرالوسيله، مسائل مستحدثه، التلقيح و التوليد، مسأله 1. تبريزي: صراط النجاة، سؤال 996. مکارم: توضيح المسائل، مسئله 2443.
- ↑ امام: کتاب استفتائات، ج 2، ص 44، سؤال 122. تبريزي: با استفاده از توضيح المسائل، مسأله 2443.
- ↑ امام: تحريرالوسيله، ج 2، مسائل مستحدثه، التلقيح و التوليد، مسأله 1 و توضيح المسائل، مسأله 2875. مکارم: توضيح المسائل، مسأله 2442.
- ↑ مکارم: با استفاده از مدرک مسأله قبل .
- ↑ صراط النجاة، با استفاده از سؤالات 965 و 966.
- ↑ امام: تحريرالوسيله، کتاب نکاح، مسأله 8. امام - فاضل - مکارم: عروةالوثقي، نکاح مسائل 10،11،18،20.
- ↑ امام: تحريرالوسيله، کتاب نکاح، مسأله 8. امام - فاضل - مکارم: عروةالوثقي، نکاح، مسأله 11.







