کتابخانه:احکام پزشکی

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۸ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۳۴ توسط User11 (نظرات | مشارکت‌ها) (احکام وسواس)

پرش به: ناوبری، جستجو
احکام پزشکی مطابق با فتاوای حضرت آیت‌الله‌العظمی مکارم‌شیرازی
مشخصات کتاب
Ahkame pezeshki-makarem.jpg
نویسنده ابوالقاسم علیان‌نژادی‌دانغانی
زبان فارسی
ناشر مدرسه امام علی‌بن‌ابی طالب
محل انتشارات قم
تاریخ نشر ۱۳۸۷
شابک ۹۷۸-۹۶۴-۵۳۳-۰۳۸-۳
دانلود PDF
==پيشگفتار==

مدّتها بود که فکر جمع‌آوري نظريات فقهي مرجع عاليقدر جهان تشيّع حضرت آيت اللَّه العظمي مکارم شيرازي (مدّ ظلّه العالي)، پيرامون مسائل و احکام پزشکي ذهن ما را مشغول داشت، و در برابر پرسش بسياري از مقلدان و دوست داران معظّم‌له مبني بر اينکه: «آيا استفتائات پزشکي حضرت آقا منتشر شده يا نه؟» پاسخ ما منفي بود، امّا اين امور انگيزه شروع کار را تقويت مي‌کرد، تا اينکه در ماه پر خير و برکت رجب المرجب سال ???? در مدينة الرسول اين موضوع را خدمت آن مرجع بزرگوار مطرح نموده، و با کسب موافقت ايشان در سالروز ميلاد حضرت علي عليه السلام کار را آغاز کرده، و تقارن شروع کار را با ولادت آن حضرت به فال نيک گرفتم. و پس از فراز و نشيب‌هاي زياد و مطالعات فراوان، اين کار بحمداللَّه در سالروز مبعث پيامبر خاتم صلي الله عليه و آله روز ?? رجب سال ???? هجري قمري به پايان رسيد.

اين مجموعه پاسخگوي نيازها و پرسش‌هاي فقهي دانشجويان رشته پزشکي و پزشکان و بيماران خواهد بود، بنابراين مطالعه دقيق آن به همگان، مخصوصاً اين سه گروه توصيه مي‌شود.

در پايان، از همه عزيزاني که به شکلي ما را در تهيّه اين مجموعه ياري نموده‌اند، به ويژه جناب آقاي دکتر مختار درباني، که از ابتدا تا انتهاي کتاب را با دقّت مطالعه نموده، و نکاتي را براي پربارتر شدن کتاب يادآور شدند، تقدير و تشکّر نموده، و با آغوش باز پيشنهادات خوانندگان عزيز را پذيرا خواهيم بود.

قم- حوزه علميّه

ابوالقاسم عليان نژادي

??/ ?/ ????

محتویات

احکام دانشجويان رشته پزشکي

?. ===مسائل تحصيلي===

سؤال ?- اکثر پزشکان مجاري ادرار و کليه، مرد هستند؛ آيا گرفتن اين تخصّص جهت کم کردن ارتباطات غير هم جنس، براي خانمها واجب است؟

جواب: با توجّه به اينکه نگاه به غير همجنس، در مورد عورت گناه سنگين‌تري دارد، لازم است به عنوان واجب کفايي گروهي از همجنس‌ها اين دوره را بگذرانند.

سؤال ?- غالب پزشکان متخصّص قلب را آقايان تشکيل مي‌دهند، آيا به منظور کاهش ارتباطات با جنس مخالف، اخذ مدرک تخصّصي قلب براي خانمها واجب کفايي است؟

جواب: آري واجب کفايي است.

سؤال ?- جهت تشخيص بعضي از بيماري‌ها، از جمله بيماريهاي زنان، بيشتر از سونوگرافي استفاده مي‌شود، و متخصّص زن در آن کم است، آيا بر دانشجويان دختر واجب است که در اين رشته تحصيل کنند؟

جواب: لازم است به عنوان واجب کفايي عدّه‌اي در اين رشته تحصيل کنند.

سؤال ?- برخي از رشته‌هاي پزشکي درآمد مناسبتري دارد، لذا متخصّص کافي در آن رشته تربيت شده است. امّا رشته هايي وجود دارد که درآمد آن نسبت به آنچه در بالا آمد کمتر است، لذا متخصّص کافي هم ندارد. آيا دانشجويان مي‌توانند براي کسب درآمد بيشتر به تحصيل در رشته‌هاي مورد نظر بپردازند؟

جواب: در صورتي که به اندازه کافي براي رشته‌هاي ديگر طبيب وجود داشته باشد مانعي ندارد.

سؤال ?- چه اموري بايد مهمترين اولويّت‌هاي تعيين رشته براي دانشجويان پزشکي باشد؟ درآمد بيشتر و زحمت کمتر؟ نيازهاي جامعه؟ کاهش برخورد با غير همجنس يا امور ديگر؟

جواب: مهمتر از همه نياز جامعه و سپس کاهش برخورد با غير هم جنس است.

سؤال ?- دانشجوياني که با استفاده از امکانات دولت اسلامي تحصيل کرده، و موفّق بر اخذ مدرک پزشکي شده‌اند، آيا مي‌توانند از مسئوليّتهايي که شرع و قانون بر عهده آنها گذاشته شانه خالي کنند؟ مثلًا براي خدمت به بيماران به مناطق محروم نروند، يا اصلًا در کشور خود طبابت نکنند، و بدين منظور هجرت کنند؟

جواب: بايد به اين مسئوليتها شرعاً عمل کنند.

سؤال ?- فرزندم در رشته پزشکي تحصيل مي‌کند، و إن‌شاءاللَّه پس از فراغت از تحصيل قصد خدمت به برادران و خواهران ديني خود را در کشور ايران اسلامي دارد.

ولي اکنون در تأمين هزينه‌هاي تحصيلي او با مشکل مواجه شده‌ام. آيا مجاز هستم بخشي از وجوهات شرعيّه خويش را به ايشان اختصاص دهم؟

جواب: مجاز هستيد از ? ? سهم مبارک امام براي اين منظور هزينه کنيد.

سؤال ?- هرگاه دانشجويي (خداي ناکرده) در کنکور تقلّب کند، و قبول شود، چنانچه شک يا يقين داشته باشد که تقلّب مذکور تأثيري در قبولي نداشته، اکنون که مي‌خواهد شروع به تحصيل کند وظيفه‌اش چيست؟

جواب: اگر شک داشته باشد اشکالي ندارد، و اگر يقين داشته باشد و موارد تقلب کم و محدود بوده آن هم مانعي ندارد، در غير اين صورت اشکال دارد. و در هر حال تقلب کردن خواه کم باشد يا زياد کار حرامي است.

سؤال ?- من بر خلاف ضوابط و مقرّرات در کنکور شرکت کرده، و در رشته پزشکي قبول شده‌ام. مثلًا مشمول بوده و دفترچه آماده به خدمت تهيّه نکرده‌ام، يا سرباز فراري بوده و با جعل پايان خدمت امتحان داده‌ام، يا از اين قبيل، ولي در امتحانات تقلّبي نکرده‌ام، و اکنون دچار عذاب وجدان شده‌ام، وظيفه شرعي من چيست؟

جواب: گرچه کار خلاف شرعي کرده‌ايد، ولي فعلًا مي‌توانيد به تحصيلات خود ادامه دهيد.

سؤال ??- به منظور تأمين برخي از هزينه‌هاي تحصيل مجبورم در ضمن تحصيل کار کنم، ولي وقت برخي از درس‌ها همزمان با ساعت کار است، و با توجّه به آشنايي استاد با وضعيت من، اجازه داده که در آن ساعت در کلاس حاضر نشوم، امّا موقع امتحان بايد امتحان داده و نمره لازم را بياورم. در صورتي که مادّه درسي مرتبط با رشته درسي‌ام (پزشکي) باشد، يا ارتباطي نداشته باشد حکم چيست؟

جواب: در هر صورت با اجازه استاد و در حدود مقررات اشکالي ندارد.

سؤال ??- دانشجويان با استعدادي هستند که در رشته پزشکي يا مهندسي مشغول به تحصيلند، و در عين حال علاقه خاصي به تحصيل در علوم اسلامي دارند. وظيفه شرعي آنها چيست؟

جواب: بهتر اين است که تحصيلات دانشگاهي را به پايان برسانند، سپس به تحصيلات حوزوي بپردازند.

?. ===احکام نگاه و نظر===

سؤال ??- در کلاسهاي دانشکده پزشکي اساتيد مرد و زن هر دو تدريس مي‌کنند. نگاه دانشجويان به استاد غير همجنس و بالعکس چه حکمي دارد؟

جواب: در صورتي‌که نگاه هوس‌آلودنباشد، در مورد وجه و کفّين اشکالي ندارد.

سؤال ??- حکم مشاهده بيش از مقدار مجاز به دستها و صورت استاد زن که به هنگام نوشتن مطلب درسي بر روي تخته سياه ظاهر مي‌گردد چيست؟ با توجّه به اينکه اين کار جهت آموزش به دانشجويان لازم است.

جواب: بايد حجاب را به گونه‌اي مراعات کنند که زايد بر وجه و کفّين ظاهر نشود.
سؤال ??- نگاه کردن به تصاوير عريان موجود در کتابهاي پزشکي، که آموزش آن براي دانشجويان ضروري است، چه حکمي دارد؟

جواب: بدون قصد لذّت و ريبه «?» اشکالي ندارد. و در صورت ريبه تنها در موارد ضرورت و به مقدار ضرورت نگاه کنند.

سؤال ??- نگاه به جسد همجنس و غير همجنس، مسلمان و غير مسلمان، در مقام آموزش پزشکي براي معاينه و کالبد شکافي، يا قطع اعضا و پيوند چه حکمي دارد؟

جواب: تنها در مورد ضرورت و به مقدار ضرورت جايز است.

سؤال ??- نگاه کردن به اعضاي جدا شده از جسد نامحرم که گاه در سالن تشريح و به هنگام آموزش مسائل پزشکي، رخ مي‌دهد چه حکمي دارد؟

جواب: اشکالي ندارد.

سؤال ??- لطفاً نظر خود را در مورد نگاه کردن در موارد زير بيان فرماييد:

الف) در صورتي که انسان احتمال زيادي بدهد که در طيّ آموزش بيماران زن

وجود نخواهد داشت، يا اينکه اگر وجود داشته باشد شرايط آموزش مهيا نخواهد شد؛ در هر دو صورت فوت اين فرصت موجب نقصان سطح علمي او خواهد شد، يا اينکه يادگيري بهتر را از دست مي‌دهد.

جواب: در صورتي که نگاه کردن مقدّمه انحصاري براي تکميل علم طب جهت نجات جان مسلمانان بوده باشد، به مقدار ضرورت جايز است.

ب) همان فرض بالا، در صورتي که انسان بداند عدم اطلاع و مهارت کافي به کوتاهي و قصور در درمان بيماران خواهد انجاميد.

جواب: در موارد ضرورت اشکالي ندارد.

سؤال ??- آيا نگاه مستقيم به عورت بيمار، براي يادگيري مسأله مهمّ پزشکي، يا درمان جايز است؟ با فرض اينکه در حال حاضر در محيطهاي آموزشي از طريق نگاه مستقيم به عورت بيمار آموزش داده مي‌شود و شرايط و مقدّمات نگاه غير مستقيم فراهم نشده است.

جواب: اگر راهي جز نگاه مستقيم نداشته باشد به مقدار ضرورت جايز است.

?. ===احکام لمس و تماس بدني===

سؤال ??- لمس و تماس دست دانشجوي پزشکي با بدن بيمار غير همجنس، به هنگام گرفتن نبض، معاينه و معالجه که از نظر استاد جهت آموزش الزامي است، چه حکمي دارد؟

جواب: تنها در موارد ضرورت جايز است. و اگر امکان داشته باشد از روي لباس انجام گيرد مقدّم است.

سؤال ??- در دانشگاههاي کشورهاي غربي، هنگام برخورد با اساتيد غير همجنس، دانشجويان ناگزير از دست دادن هستند، و اگر آن را ترک کنند حمل بر اسائه ادب دانشجويان مسلمان مي‌شود. وظيفه شرعي دانشجويان چيست؟

جواب: وظيفه شرعي آنان دست ندادن است. و بايد اين فرهنگ اسلامي را براي آنها توضيح داد، تا حمل بر اسائه ادب نشود.

سؤال ??- معاينه و لمس افراد سالم در مقام آموزش پزشکي جهت کنترل سلامتي و استخدام و سربازي و مانند آن، در صورتي که همجنس نباشد چه حکمي دارد؟

جواب: در اموري که براي جامعه ضرورت دارد جايز است.

سؤال ??- لمس بدن زن يا مرد کافر براي تشريح، يا نگاه به آن براي دانشجويان پزشکي چه حکمي دارد؟

جواب: تنها به مقدار ضرورت جايز است.

سؤال ??- آيا لمس و نگاه مولاژ (مجسّمه‌هاي آموزشي که از جنس پلاستيک و شبيه اعضاي بدن انسان ساخته شده) براي دانشجويان يا اساتيد غير هم‌جنس، بدون قصد لذّت جايز است؟

جواب: براي آموزش‌هاي لازم مانعي ندارد.

سؤال ??- آموزش هايي که همراه لمس و نظر به نامحرم است، و به احتمال اينکه در آينده حفظ جان فردي منوط به آن باشد، چه حکمي دارد؟

جواب: هرگاه مقصود يادگرفتن و تکميل اطّلاعات طبّي براي نجات جان مسلمانان بوده باشد و بدون اين کار، آن مقصود حاصل نشود جايز است.

سؤال ??- در بعضي از بيمارستان‌ها، از دانشجوياني که دوره عملي آشنايي با کارهاي پزشکي را مي‌گذرانند مي‌خواهند که بيماران مراجعه کننده را معاينه کنند، و قصدشان تعليم امور درماني مي‌باشد، بفرماييد:

?. در صورت عدم رضايت بيماران، آيا مي‌توان آنان را به نوعي مجبور به معاينه نمود؟ مثل اينکه پزشک معالج اصلي بگويد: «اگر از معاينه دانشجويان ممانعت نمايي، تو را معالجه و درمان نخواهم کرد.» اين کار چه حکمي دارد؟

?. اگر اقدام فوق فقط در مورد ضرورت تعليم جايز باشد، مورد ضرورت کدام است؟

جواب: ?. کسي را نمي‌توان مجبور به معاينه کرد، ولي اگر درمان، فوري و واجب نباشد، و طبيب درمان را مشروط به اجازه معاينه کند، و او هم اين شرط را بپذيرد، مانعي ندارد از اين راه وارد شود.

?. منظور از ضرورت اين است که اگر اين معاينات صورت نگيرد دانشجويان طب نمي‌توانند اطّلاعات خود را کامل کرده، وجان مسلمانان را از خطر نجات دهند.

سؤال ??- در بيمارستان‌ها و مراکز آموزش پزشکي، دانشجويان جهت آموزش مبادرت به معاينه نواحي مختلف بدن مانند شکم، سينه، لگن، نواحي تناسلي و ديگر اعضاي بيمار غير همجنس مي‌نمايند. با توجّه به اينکه اين امر يک موضوع آموزشي است که در برنامه تربيت پزشکان قرار دارد چه حکمي دارد؟ و نظر مبارک در مورد حدود آن چيست؟

جواب: تنها در صورتي جايز است که اين آموزش براي غير همجنس ضرورتي داشته باشد، يعني بدون آن تعليمات کافي براي نجات جان بيماران از خطر يا بيماري ميسّر نشود.

سؤال ??- گرفتن نبض و فشار خون و عمل کردن ساير دستورات پزشک توسّط دانشجوي جنس مخالف بيمار چه حکمي دارد؟

جواب: مانند جواب سابق است.

سؤال ??- چنانچه بنابر ضرورت در آموزش پزشکي لازم شود دانشجو يا پزشک نامحرم، بيمار را معاينه يا درماني کند که ملازم لمس و نظر مي‌باشد، آيا اجازه بيمار يا بستگان وي لازم است؟

جواب: هرگاه آموزش ضروري، منحصر به آن مورد باشد رضايت طرف لازم نيست؛ ولي اگر موارد ديگري براي آموزش پيدا شود، که طرف مقابل رضايت نمي‌دهد، نمي‌توان از مواردي که راضي نيستند استفاده کرد.

?. ===گفتگو و اختلاط===

سؤال ??- شوخي و خنده استاد خانم در کلاس درس دانشجويان دختر و پسر، به منظور رفع کسالت وخستگي وتجديد روحيه دانشجويان چه حکمي دارد؟

جواب: رعايت آداب عفّت در کلاس درس واجب است.

سؤال ??- دختري هستم که در رشته پزشکي قبول شده‌ام، ظاهراً کلاس‌هاي دانشگاه به صورت مختلط برگزار شده، و غالب اساتيد مرد هستند، با اين توصيف شرکت در کلاسها چه حکمي دارد؟

جواب: هرگاه توأم با امر حرامي (نظير خلوت با اجنبي و مفاسد ديگر) نباشد مانعي ندارد.

سؤال ??- گاه دانشجوي پسر در بين عدّه‌اي از دانشجويان دختر يا بالعکس درس مي‌خواند، با توجّه به اينکه اگر با اين شرايط ادامه تحصيل ندهد متضرّر مي‌شود (مثلًا ديرتر فارغ التحصيل مي‌شود) آيا ادامه تحصيل با اين شرايط حرام است؟

جواب: اگر موجب کار حرامي نشود اشکالي ندارد. ولي سزاوار است مسئولين کشورهاي اسلامي برنامه‌اي براي جدا ساختن مراکز تحصيلي پسران و دختران تنظيم نمايند.

?. ===احکام پوشش===

سؤال ??- در برخي از مراکز علمي مسائلي به وجود آمده که سبب ايجاد ذهنيّت ناخوشايند، و بدبيني به اسلام، و موجبات دوري جوانان از دين و مذهب را فراهم آورده است، مسائلي که هيچ گونه ممانعتي براي انجام آن، نه از سوي دين و نه از سوي مراجع عاليقدر تقليد، ذکر نشده است.

در دانشگاه پزشکي «ع- ک» پوشيدن لباس‌هاي آستين کوتاه براي مردان ممنوع است، و اين مسأله بحث و گفتگوهايي را در پي داشته است. از آنجايي که طرح تمام گفتگوهاي مطرح شده في ما بين ما و مسئولين دانشگاه قدري مشکل است. سعي کرده‌ايم خلاصه آن را در اين استفتا بگنجانيم:

دانشگاه: پوشيدن لباسهاي آستين کوتاه ممنوع است.

دانشجويان: در کجاي دين پوشيدن لباسهاي آستين کوتاه براي مردان حرام شمرده شده است؟

دانشگاه: بعضي از مراجع تقليد حرام دانسته‌اند.

دانشجويان: کدام مرجع تقليد حرام شمرده است؟ شايد ما مقلّد ايشان نباشيم.

دانشگاه جوابي ندارد و فقط مي‌گويد: شما بايد مقلّد همان کسي باشيد که ما هستيم.

چندي بعد يکي از روحانيون سرشناس به دانشگاه ما تشريف آوردند، موضوع را با ايشان در ميان گذاشتيم، ايشان فرمودند: هيچ مرجع تقليدي آن را حرام نشمرده است.
نظر حضرتعالي در اين مورد چيست؟

جواب: پوشيدن لباس‌هاي آستين کوتاه براي مردان شرعاً حرام نيست، ولي مسئولين دانشگاه حق دارند مقرّراتي را طبق مصالحي که در نظر دارند براي محدوده دانشگاه‌ها وضع کنند، مثلًا بگويند شرط ورود به دانشگاه استفاده از فلان نوع و رنگ لباس است.

همان گونه که در محيطهاي نظامي و انتظامي لباس‌هاي خاصي را شرط مي‌کنند.
بنابراين خوب است دانشجويان عزيز با مسئولين دانشگاه‌ها در اين گونه مسائل به طور منطقي و بدون جرّ و بحث کنار بيايند، تا مشکل شرعي براي هيچ يک از دو طرف پيدا نشود.

سؤال ??- وظيفه خواهران دانشجوي مسلمان ترکيه و ديگر کشورها نسبت به رعايت حجاب در دو فرض زير چيست؟


?. شرط گذراندن تمام ترمهاي دانشجويي در دانشگاه‌هاي تحت مديريّت آنها، رعايت نکردن حجاب شرعي است.

?. شرط اتمام چند ترم باقيمانده از رشته خاصّي در دانشگاه ترک حجاب است.

جواب: با توجه به اينکه اگر دختران مسلمان و متديّن دروس عالي را نخوانند تنها افراد بي بند و بار و لامذهب پست‌هاي مهم را اشغال مي‌کنند، به افراد متديّن اجازه داده مي‌شود که حجاب را در خصوص مواردي که ضرورت دارد رعايت نکنند، ولي در غير آن موارد حتماً مراعات نمايند.

?. ===استفاده شخصي از امکانات عمومي===

سؤال ??- مشاهده مي‌شود که برخي از دانشجويان و اساتيد پزشکي از امکانات دولتي و بيت المال، مثلا فرمهاي بيمارستاني و کاغذهاي مکاتبه‌اي استفاده شخصي مي‌کنند، در حالي که هزينه اين وسايل يا از بيت المال تأمين مي‌شود، يا به هزينه بيماران اضافه شده و از آنان گرفته مي‌شود. آيا اين کار جايز است؟

جواب: جايز نيست، مگر به اجازه مسئولان بيمارستان، با در نظر گرفتن مصالح مجموعه.

?. ===ضمان===

سؤال ??- در معاينات و درمان‌هايي که توسّط دانشجويان رشته پزشکي، انترن‌ها و مانند آن صورت مي‌گيرد، چنانچه ضرر و خسارت مالي يا جاني متوجّه بيمار گردد، چه کسي ضامن است؟

جواب: کسي که مباشر ايجاد ضرر و زيان است ضامن است. مگر اينکه قبلًا از طرف مقابل برائت گرفته، و در کارهاي خود کوتاهي ننموده باشد.

سؤال ??- در مراکز آموزشي، درماني و پزشکي دولتي دستياران، به ويژه در سالهاي نخست بايد با حضور و راهنمايي اساتيد خود اقدام به عمل جرّاحي کنند. چنانچه دستيار با اجازه استاد خود، يا به اين اميد که استاد گفته: «شما کار را شروع کنيد، من هم مي‌رسم» به تنهايي يا به همراه ساير دستياران، عمل جرّاحي را شروع کنند و استاد حاضر نشود، و آسيبي به بيمار برسد که ناشي از عدم حضور استاد است، چه کسي ضامن است؟

جواب: دستيار مسئول است؛ مگر اينکه تخلّف استاد از وعده‌اش سبب اين مشکل شده باشد که در اين صورت هرچند دستيار مقصّر است، ولي مي‌تواند خسارتي را که پرداخته از استاد که او را مغرور ساخته (فريب داده) بگيرد.

سؤال ??- در مراکز آموزشي که براي آينده پزشک متخصص تربيت مي‌نمايند، به دليل کمي مهارت في نفسه دستياران و دانشجويان، عوارض و خطراتي متوجه جان بيمار مي‌گردد؛ اگر احياناً نقص عضوي واقع شود، يا بيمار فوت کند، آيا دستيار مربوطه ضامن است، يا پزشک مسئول، و استاديار مربوطه؟

جواب: اگر دستيار در کار خود مستقل و از خطرات آگاه باشد ضامن است، و اگر به صورت آلت دست استاد باشد ضامن نيست.

?. ===مسائل ديگر===

سؤال ??- اگر دانشجوي پزشکي از اسرار استادش، که پزشک است آگاه باشد، و فساد اخلاقي او را بداند، وظيفه‌اش چيست؟ در حالي که بقيّه او را کاملًا مؤمن مي‌دانند، و در مسايل بسياري به او مراجعه مي‌کنند.

جواب: او بايد به وظيفه خود عمل کند و کاري به ديگران نداشته باشد.

سؤال ??- پيروي از دستورات اساتيدي که مقيّد به ضوابط شرعي نيستند، مثلًا با وجود دانشجويان همجنس به دانشجوي غير همجنس دستور معاينه بيمار را مي‌دهند، چه حکمي دارد؟ با توجّه به اينکه سرپيچي از دستور آنان ممکن است در نمره قبولي دانشجو تأثير گذار باشد.

جواب: در اين صورت که ضرورت نيست بايد به صورت معقولي تمرّد کند، مگر اينکه معاينه بيمار غير همجنس براي تکميل تحصيلات پزشکي لازم باشد، که در اين صورت جايز است.

سؤال ??- آيا دانشجويان دختر و پسر جهت جلوگيري از ارتکاب گناه (در رابطه با مسائل تحصيلي و رفت و آمد) مي‌توانند بدون اجازه پدرِ دختر، صيغه محرميّت بخوانند؟

جواب: اين کار براي دختران باکره- که سابقه ازدواج ندارند- بدون اجازه پدر جايز نيست.

سؤال ??- بعضي از دانشجويان در سال‌هاي انتهايي تحصيل قادر به کار کردن در رشته تحصيلي خود و کسب درآمد هستند، آيا بايستي با دريافت اوّلين حقوق، براي خود سال خمسي تعيين کنند؟

جواب: در صورتي که درآمد ساليانه آنها بيش از هزينه‌ها و مخارج ساليانه باشد، بايد هر سال در همان تاريخ خمس اضافه درآمد را بپردازند.

مسائل مربوط به تشريح

?. ===تشريح مجاز===

سؤال ??- آيا مجازيم مسلماني که وصيت کرده بعد از وفاتش وي را تشريح کنند، تشريح نماييم؟

جواب: تشريح مرده مسلمان براي مقاصد پزشکي با چند شرط جايز است:

?. مقصود ياد گرفتن و تکميل اطلاعات طبّي براي نجات جان مسلمان بوده باشد، و بدون تشريح اين مقصود حاصل نشود.

?. دسترسي به مرده غير مسلمان نباشد.

?. به مقدار ضرورت و احتياج قناعت شود، و اضافه بر آن جايز نيست. با چنين شرايطي تشريح جايز، بلکه واجب است.

سؤال ??- اگر ندانيم جسدي که در اختيار ماست جسد مسلمان است، يا کافر، يا اهل کتاب، آيا مجاز به تشريح آن هستيم؟

جواب: اگر جسد از بلاد اسلامي نباشد مانعي ندارد. و اگر مربوط به بلاد اسلامي است، ظاهر اين است که جسد مسلمان است، و احکام مسلمان بر او جاري مي‌شود. و اگر از بلدي است که هر دو گروه به طور وسيع در آن هستند، تشريح آن مانعي ندارد. و اگر ندانيم از کدام بلد است آن هم جايز است.


سؤال ??- آيا مي‌توان جسد افراد به ظاهر مسلمان- مسلمان اسمي- را که به خاطر ارتداد، فساد اخلاقي، قاچاق موادّ مخدّر، مسائل سياسي و ... اعدام شده‌اند تشريح نمود؟

جواب: در مورد مرتد جايز است، و در مورد ديگران تنها طبق ضرورتهاي فوق مجاز خواهد بود.

سؤال ??- در صورت کمبود جسد و استخوان، آيا مي‌توان استخوانهايي که در بيابان و قبرستان‌ها يافت مي‌شود، و يا به وسيله عمليّات حفّاري شهرداري‌ها در سطح خاک ظاهر مي‌شود- چه متعلّق به مسلمان باشد، يا غير مسلمان- مدّتي جهت آموزش استفاده کرد، و بعد از اتمام کار، به يک مرکز آموزشي هديه نمود، يا دفن کرد؟

جواب: نسبت به غير مسلمان اشکالي ندارد، و نسبت به مسلمين تنها در صورتِ ضرورتِ تشريح و تکميل اطّلاعات طبّي جايز است. و بعداً بايد آن را دفن کرد.
سؤال ??- تشريح بدن جنين چه حکمي دارد؟ بر فرض جواز، آيا ديه دارد؟

جواب: در صورتي که براي پيشرفت علم پزشکي، و جهت حفظ جان مسلمين ضرورتي داشته باشد جايز است، و ديه هم ندارد.

?. ===تشريح غير مجاز===

سؤال ??- آيا در عدم جواز تشريح بدن ميّت بدون ضرورت، تفاوتي بين شيعه و اهل سنّت وجود دارد؟

جواب: تفاوتي ندارد.

سؤال ??- جدا کردن اعضاي ميّت چه حکمي دارد؟ آيا در اين حکم تفاوتي ميان رضايت قبلي وعدم‌آن، يارضايت وليّ ميّت و عدم رضايت وي، وجود دارد؟

جواب: جز در موارد ضرورت براي تشريح، با شرايطي که در پاسخ سؤال اوّل اين فصل گفته شد، يا در مواردي که معالجات ضروري أحيا بدون آن ممکن نيست، جايز نمي‌باشد.

احکام تشريح

سؤال ??- آيا مي‌توان براي تشريح، جهت آموزش به علّت کمبود جسد و استخوان که بدون آنها آموزش امکان‌پذير نيست، اقدام به نبش قبر غيرمسلمانان نمود؟

جواب: هرگاه مفسده خاصّي بر آن مترتّب نشود، اشکالي ندارد.

سؤال ??- در فرض مسأله فوق، اگر ندانيم قبر مورد نظر متعلّق به مسلمان است، يا غير مسلمان، آيا مجاز به نقش قبر هستيم؟

جواب: مانند جواب سؤال دوم همين فصل است، به شرط اينکه قرايني که نشانه اسلام است در آن قبر نباشد.

سؤال ??- آيا خريد و فروش ميّت مسلمان جهت تشريح، در جايي که جسد کافر در دسترس نباشد، جايز است؟

جواب: هرگاه آن تشريح براي فرا گرفتن علم پزشکي جهت حفظ جان مسلمين ضرورت داشته باشد، و از غير اين راه دسترسي نداشته باشد، مانعي ندارد.

سؤال ??- برخي از اساتيد براي فراهم ساختن استخوان جهت تشريح، نمره در نظر مي‌گيرند. آيا براي چنين کاري تشريح استخوان‌هاي مکشوفه از قبرستان جايز است؟
آيا در اين جهت، ميان قبرهاي قديمي و جديد، استخوان‌هاي زير زمين و آنچه در سطح قرار گرفته، زن و مرد، تفاوتي وجود دارد؟

جواب: هيچ کدام جايز نيست.

سؤال ??- نگاه کردن به دستگاه تناسلي مردان و زنان ميّت در حال تشريح چه حکمي دارد؟ آيا اين حکم در مورد بدن مسلمانان وغير مسلمانان يکسان‌است؟

جواب: جز در موارد ضرورت جايز نيست؛ و فرقي در ميان آنها نيست.


سؤال ??- تشريح جسد مردان براي دانشجويان پزشکي دختر چه حکمي دارد؟ تشريح جسد بانوان براي دانشجويان پزشکي مرد چطور؟

جواب: مادام که ضرورت قطعي نباشد جايز نيست.

سؤال ??- در مواردي که تشريح بدن مسلمان به خاطر ضرورتها جايز است، آيا اجازه او قبل از مرگ، ضرورت دارد؟

جواب: جايز است، هرچند خودش قبل از مرگ اجازه نداده باشد. و احتياط آن است که از اولياي ميّت اجازه بگيرند.

سؤال ??- با وجود امکان تهيّه جسد کافر از خارج- همان گونه که در بعضي از ممالک اسلامي عمل مي‌شود- آيا واجب است مسئولين مربوطه اقدام بر اين کار نمايند؟ و با وجود امکان تهيّه، تشريح ميّت مسلمان چه حکمي دارد؟

جواب: لازم است تا آنجا که امکان دارد از جسدهاي ديگر استفاده شود.

سؤال ??- آيا تشريح بدن در جايي که جايز است ديه دارد؟

جواب: تشريح بدن انسان در آنجا که شرعاً جايز است ديه‌اي ندارد.


مسائل مربوط با معاينه و درمان

?. ===ويزيت===

سؤال ??- آيا به دليل رفاقت و آشنايي، يا موقعيّت اجتماعي، ملاقات پزشک خارج از نوبت و بدون در نظر گرفتن حقّ ديگران جايز است؟

جواب: بايد در غير موارد ضرورت از اين کار پرهيز شود.

سؤال ??- چنانچه ملاقات پزشک خارج از نوبت اشکال شرعي داشته باشد، مسئوليّت آن متوجّه کيست؟ پزشک، منشي، يا همه کساني که در ناديده گرفتن حق ديگران نقش داشته‌اند؟

جواب: تمام کساني که به اين کار کمک کنند مسئوليّت دارند.

سؤال ??- در صورتي که پزشکان بتوانند با برنامه ريزي و نوبت قبلي جلوي تلف شدن وقت مردم را در مراجعات به مطب بگيرند، آيا اتلاف وقت مردم جايز است؟

جواب: بهتر آن است برنامه ريزي کنند که وقت مردم تلف نشود.

سؤال ??- برخي از پزشکان ادّعا مي‌کنند در صورت برنامه ريزي براي جلوگيري از اتلاف وقت مردم، ممکن است در مقاطعي پزشک بدون بيمار بماند. در تعارض بين هدر رفتن وقت مردم، و معطّل شدن احتمالي پزشک، کدام ترجيح دارد؟

جواب: موارد مختلف است؛ گاه مشکل طبيب مهم‌تر است، و گاه مشکل بيمار.


سؤال ??- پذيرش خانم‌هاي بيمار که با حجاب نامناسب و چهره آرايش کرده به مطب مراجعه مي‌کنند چه حکمي دارد؟ در صورت جواز، نگاه به صورت آنها به هنگام معاينه چه صورتي دارد؟

جواب: پذيرش و معاينه آنها اشکالي ندارد، ولي امر به معروف و نهي از منکر را نبايد فراموش کرد.

?. ===هزينه‌هاي درمان و معاينات===

سؤال ??- با توجّه به اينکه حقّ طبابت- همانند حقّ وکالت و مواردي از اين قبيل، بر خلاف اجناس که داراي قيمت خاصّي هستند- از لحاظ مادّي، غير قابل تعيين مي‌باشد؛ به نظر حضرت عالي بهترين راه تعيين ميزان حقّ طبابت چيست؟ آيا مقداري که دولت تعيين مي‌کند در هر شرايطي قابل دريافت است و پزشک مديون نخواهد بود؟

جواب: آنچه مطابق عرف و عادت است مجاز مي‌باشد.

سؤال ??- به نظر حضرت‌عالي بهترين روش دريافت حق طبابت کدام است؟

جواب: اگر منظور جنبه شرعي آن است، بايد با رضايت طرفين صورت گيرد. و اگر قبلًا تراضي حاصل نشده، آنچه در عرف وعادت اجرة المثل است بايد پرداخت گردد و در هر حال رعايت انصاف و عدالت از طرفين بسيار خوب است.

سؤال ??- آيا دريافت حقّ طبابت قبل از بهبود بيماري طبق روش مرسوم صحيح است؟
جواب: از جواب قبل معلوم شد.

سؤال ??- آيا پزشکان مؤظّف به رعايت نرخ‌هاي دولتي هستند؟

جواب: آري بايد نرخ‌هاي دولتي را رعايت کنند.

سؤال ??- پزشکان و پرستاران که در مقابل خدمات مختلف پزشکي دستمزد مي‌گيرند، آيا اجر و پاداش اخروي نيز دارند؟

جواب: هرگاه نيّتشان خدمت باشد و گرفتن اجر و مزد براي تأمين زندگي صورت گيرد، اجر و پاداش اخروي آنها محفوظ است.

سؤال ??- آيا بستري نمودن بيمار جهت انجام شوک برقي (با وجود احتمال عوارض جانبي براي بيمار) به دليل درآمدزا بودن آن مجاز است؟

جواب: جايز نيست؛ ولي اگر اين کار از طرق درمان محسوب شود، و احتمال عوارضي برود و به بيمار گفته شود، و از او اجازه بگيرند مانعي ندارد.

سؤال ??- برخي از جرّاحان خارج از تعرفه تعيين شده از بيماران پول دريافت مي‌کنند، و بيمار نيز به ناچار آن را مي‌پردازد. آيا اين کار مجاز است؟

جواب: در صورتي که طبيب استخدام دولت باشد، در برابر انجام وظيفه خود نمي‌تواند پول اضافي بگيرد، ولي اگر در استخدام نبوده باشد، هر قدر با بيمار توافق کند مانعي ندارد؛ ولي بايد عدل و انصاف را رعايت کند.

سؤال ??- در صورتي که بيماري به طبيبي مراجعه کند و طبيب براي او نسخه‌اي بنويسد و بيمار مداوا نگردد، و علّت آن عدم پاسخ‌هاي صحيح بيمار به سؤالات دکتر، يا عدم صرف کافي وقت از سوي طبيب براي سؤالات لازم و معاينه بيمار، يا عمل نکردن دقيق بيمار به دستورات پزشک، يا امور ديگر باشد، آيا طبيب در مقابل هزينه‌اي که بر بيمار تحميل شده و نتيجه‌اي نگرفته، ضامن است؟

جواب: در صورتي که بي‌دقّتي طبيب، يا نگذاشتن وقتي کافي، يا عدم سؤال کافي، سبب خسارت بيمار شده، طبيب ضامن است. ولي اگر عدم همکاري بيمار سبب اين خسارات شده، يا بيماري او طوري بوده که با دقّت و بررسي لازم نتيجه‌اي عايد او نمي‌شده، طبيب ضامن نيست.

?. ===تشخيص بيماري===

سؤال ??- اگر تشخيص بيماري به درستي صورت گيرد، ولي داروي مؤثّر در دسترس نباشد، و يا بسيار گران باشد، به گونه‌اي که بيمار قادر بر تهيّه آن نباشد، آيا پزشکِ معالج ملزم به تهيّه آن، به هر طريق ممکن مي‌باشد؟

جواب: اگر جان بيمار در خطر باشد و طبيب قدرت بر آنچه گفته شد داشته باشد، لازم است. و هرگاه يکي از اين دو شرط حاصل نباشد واجب نيست.

سؤال ??- اگر پزشک بر اثر فراموشي انواع و علائم بيماريها- به خاطر گستردگي موضوع- بيماري شخص را تشخيص ندهد، در نتيجه اصلًا دارويي تجويز نکند؛ در صورتي که بيماري تشديد و يا منجر به مرگ گردد، اين پزشک در چه حدّي مسئول است؟ (در صورتي که امکان ارجاع به متخصّص باشد)

جواب: وظيفه‌اش آن است که دخالت نکند و او را به فرد آگاهتري هدايت نمايد.
سؤال ??- اگر فرصت و امکان آزمايش وجود داشته باشد، امّا به دلايل ديگر (همانند: عدم قدرت بيمار بر پرداخت هزينه‌ها، نبودن امکانات مورد نياز، نداشتن وقت کافي از ناحيه بيمار، و مانند آن) آزمايشات لازم صورت نگيرد، در اين صورت وظيفه پزشک چيست؟

جواب: اگر بدون آزمايش تشخيص بيماري ممکن نيست بايد به سراغ آن برود، (مگر اينکه وقت کافي موجود نباشد). و اگر بيماري طبق موازين تشخيص داده شده، و آزمايش براي اطمينان بيشتر است، وجوبي ندارد.

سؤال ??- اگر بدانيم يا احتمال دهيم که يک بيمار در اثر بيماري خاصّي (مثل برخي سرطانها) بزودي خواهد مرد، آيا مجازيم فقط براي افزايش طول عمر وي هرچند به مدّت کوتاه، روشهاي درماني خطرناک وبسيار پر عارضه را، (مثل شيمي درماني که گاه عواض آن شديدتر از بيماري اوّليه است) براي وي تجويز کنيم؟

جواب: در فرض مسأله دليلي بر وجوب و جواز اين گونه درمانها نداريم. ولي اگر بيمار خودش با علم به اين عوارض راضي بشود مانعي ندارد.

سؤال ??- در بعضي از بيماريها، مثل برخي عفونتهاي نه چندان مهم، پزشک جهت تسريع بهبودي بيمار، يا اطمينان از اينکه داروي تجويزي وي بسيار قوي است و در مورد خيلي از عفونتها مي‌تواند مؤثّر باشد، يا به خاطر اينکه از هزينه درمان بيمار و مراجعات مکرّر وي بکاهد، اقدام به تجويز داروهايي مي‌کند که ضررهاي آن کاملًا شديد، و به اثبات رسيده است، و اين در حالي است که شايد بتوان از طريق داروهاي ديگر، که ضرر بسيار کمتري دارد، ولي ممکن است با عدم اطمينان کامل و هزينه زيادتر همراه باشد بيمار را معالجه نمود. با چنين فرضي، بهترين کار چيست؟ انتخاب راه سريع و پرخطر، يا راه کم خطر و احياناً دير اثر؟

جواب: انتخاب راه دوم لازم است.

سؤال ??- مطمئنيم که يک بيماري، بيمار را به زودي خواهد کشت. از طرفي مي‌دانيم که با يک عمل درماني، مثل جرّاحي، ممکن است بيمار بهبودي نسبي و احتمالي پيدا کند، يا حتّي زودتر از موعد از دنيا برد، وظيفه ما در چنين حالتي چيست؟ اگر با اين کار به تسريع مرگ بيمار کمک کنيم، مديون نيستيم؟ اگر اقدام به درمان نکنيم مسئول نيستيم؟ با توجّه به اينکه گاهي نتيجه کار کاملًا نامشخّص است.

جواب: اگر احتمال بهبودي، احتمال قابل توجّهي است بايد اقدام کرد (البتّه با جلب رضايت بيمار). و اگر احتمال ضعيف است و احتمال خطر نيز وجود دارد اقدام نکنيد.

?. ===احکام مختلف معالجه و درمان===

سؤال ??- برخي از بيماران عاقل و بالغ، که نيازمند عمل جرّاحي هستند، به علّت ترس يا هر دليل ديگري درد و رنج را تحمّل نموده، ولي تن به عمل نمي‌دهند؛ همراهان بيمار نيز حاضر به اين کار نيستند. اين در حالي است که پزشک مي‌داند در صورتي که عمل انجام نشود بيمار به زودي خواهد مُرد، يا دچار عوارضي خواهد شد که تا پايان عمر زمين گير مي‌شود. با اين فرض، آيا پزشک مي‌تواند دست به عمل جرّاحي بزند؟ اگر عليرغم مخالفت بيمار، کسان وي چنين اجازه‌اي دهند، تکليف طبيب چيست؟

جواب: در صورتي که جرّاحي سبب طول عمر شود، مريض مي‌تواند به خاطر عوارض ناخوشايند جرّاحي، از آن صرف نظر کند؛ ولي اگر بدون جرّاحي، بيمار در معرض مرگ باشد، طبيب يا کسان مريض مجازند اقدام به جرّاحي کنند، هرچند بيمار راضي نباشد.

سؤال ??- آيا پزشک معالج موظّف است عوارض يا ضايعات احتمالي ناشي از عمل جرّاحي را براي بيمار تشريح کند؟

جواب: در صورتي که عوارض مهمّي باشد بايد به بيمار بگويد، در غير اين صورت لازم نيست.

سؤال ??- گاه به هنگام ختنه کردن در اتاق عمل، دست و پاي بيمار را مي‌بندند، يا در مواجهه با فرياد شديد بچّه او را مي‌زنند، يا دهانش را مي‌گيرند.

در حالي که با عمل بيهوشي به راحتي مي‌توان آنها را ختنه نمود. در اين موارد چه بايد کرد؟

جواب: بايد از طريقي که مشکلات آن کمتر است استفاده کرد، و اين منوط به تشخيص اهل خبره است.

سؤال ??- در صورتي که پزشک بيماري را تشخيص ندهد، آيا با احتمال ضعيف مي‌تواند دارو تجويز کند؟ در حالي که با ارجاع به پزشک حاذق‌تر احتمال درمان بيشتر است و از هدر رفتن پول بيمار نيز جلوگيري مي‌گردد؟

جواب: در صورت عدم تشخيص، لازم است او را به ديگري ارجاع دهد.

سؤال ??- بيماري که به ناراحتيهاي رواني شديدي دچار است، جهت معالجه به پزشک مراجعه مي‌نمايد. پزشک احتمال خوب شدن وي را منحصراً در عمل جرّاحي مي‌داند، ولي در صورت عمل کردن احتمال مي‌دهد حيات مغزي اين بيمار از بين رود، و براي هميشه فلج شود، آيا در اين صورت طبيب مي‌تواند دست به عمل جراحي بزند؟

جواب: اگر وضع بيماري رواني او و همچنين در صد احتمال نجات با جرّاحي در حدّي است که عقلا چنين اقدامي را معقول و منطقي مي‌دانند شرعاً اشکالي ندارد. در ضمن بايد شخص نامبرده (اگر قدرت تشخيص دارد) يا وليّ او (در صورت عدم قدرت تشخيص بيمار) با اين کار موافقت کند.

?. ===نگاه===

سؤال ??- گاه براي انجام عمل جرّاحي يک گروه ده نفره لازم است، که همگي در همه مراحل آماده سازي بيمار، از تعويض لباس تا انجام امور ديگر حاضرند، و هم زمان هرکس کار مربوط به خود را انجام مي‌دهد. آيا تعويض لباس در مقابل ديدگان گروه جايز است؟

جواب: تنها در مورد ضرورت جايز است.

سؤال ??- در مراکز بيمارستاني، يا مطب، يا راديولوژي، يا سونوگرافي، که بعضاً بيمار بايد بخشي يا همه بدن خود را عريان نمايد، رفت و آمد پرسنل امري عادّي است، و معمولًا چشمشان به بدن نامحرم مي‌افتد. آيا اين رفت و آمدها، که گاه ضروري و گاه ربطي به بيمار ندارد، جايز است؟

جواب: جز در موارد ضرورت جايز نيست.

سؤال ??- بيمار در مواردي، براي راديولوژي، بايد عريان شود. اين کار، گاه در مقابل غير هم جنس اتّفاق مي‌افتد، مثل موارد اورژانسي که هم جنس حضور ندارد، در اين شرايط نگاه به بدن نامحرم چگونه است؟

جواب: تا ضرورت قطعي نباشد نگاه کردن جايز نيست.

سؤال ??- در مواردي که راديولوژي يا سونوگرافي شلوغ است، اگر متصدّيان براي انجام خدمات منتظر پوشيدن لباس نفر قبلي باشند متضرّر مي‌شوند، لذا قبل از اينکه فردي کاملًا لباس بپوشد. نفر بعد بايد آماده شود. در اين مواقع مشتريان چشمشان به بدن يا موي نامحرم مي‌افتد؛ چنين وضعيّتي از نظر شرعي چه حکمي دارد؟ آيا متصدّيان بايد ضرر را متقبّل شوند، تا گناه براي ديگران اتّفاق نيافتد؟

جواب: براي حفظ ارزشهاي اسلامي گاه بايد ضررهايي را متحمّل شد.

سؤال ??- بيهوش ساختن بيمار و کنترل علايم حياتي وي در اتاق عمل، معمولًا توسّط پرسنل مرد انجام مي‌گيرد، و تا پايان عمل جرّاحي آنچه در معرض ديد پزشک جرّاح است، معمولًا در معرض ديد پرسنل اتاق عمل و گروه بيهوشي نيز هست. آيا مشاهده بدن بيمار غير هم جنس توسّط اين افراد جايز است؟

جواب: در صورت ضرورت اشکال ندارد.

سؤال ??- با توجّه به اينکه براي بيمار بيهوش امکان پوشانيدن بدن وجود ندارد، آيا افراد ديگر، اعمّ از پزشک، پرسنل بيهوشي، جرّاح، تکنسين‌هاي اتاق عمل، کارمندان عادّي بيمارستان، مکلّف به پوشانيدن بدن او از نامحرم هستند؟

جواب: تا آنجا که مي‌توانند و امکان دارد بايد بدن را بپوشانند.

سؤال ??- پزشکان زن براي معالجه خانم‌هاي بيمار به عورت آنها نگاه مي‌کنند، اين عمل چه حکمي دارد؟

جواب: اين کار تنها در صورت ضرورت و به مقدار ضرورت جايز است.

سؤال ??- فلسفه حرمت نگاه به عورت، جلوگيري از مفاسد اجتماعي عنوان شده است. آيا جنبه غير اخلاقي اين کار، و عدم ورود به حريم خصوصي افراد، نيز نقشي در اين تحريم دارد؟

جواب: آري اين جنبه نيز مؤثّر است.

?. ===لمس===

سؤال ??- تزريق آمپول به جنس مخالف چه حکمي دارد؟

جواب: در غير صورت ضرورت جايز نيست.

سؤال ??- بسياري از احکام شرع در مسائل پزشکي مشروط به عدم لمس و نظر جنس مخالف شده است، آيا منظور از لمس، لمس مستقيم پوست يا بدن بيمار است، يا در صورتي که دست پزشک با پوششهايي نظير دستکش طبّي پوشيده باشد، نيز اشکال دارد؟

جواب: در صورتي که بدن مستقيماً تماس پيدا نکند، براي نيازهاي پزشکي اشکالي ندارد.

سؤال ??- لمس بدن بيمار با دستکش پلاستيکي چه حکمي دارد؟

جواب: اگر مفاسدي بر آن مترتّب نشود اشکالي ندارد.

سؤال ??- براي معاينه کليه‌ها لمس مستقيم ضروري است، ولي از روي لباس نازک و بدون نگاه هم بيماري قابل تشخيص است. آيا در اين صورت لمس و نگاه بدون پوشش، يا با پوشش جايز است؟

جواب: با پوشش مانعي ندارد.

سؤال ??- هرگاه گرفتن نبض و فشار خون به راحتي از روي پارچه يا دستکش امکان‌پذير باشد، آيا برهنه کردن جايز است؟

جواب: در فرض مسأله حرام است.

سؤال ??- نگاه و لمس در اتاق عمل، به ندرت شهواني، بلکه امري کاملًاعادي است. آيا عادي شدن، حکم شرعي را تغيير مي‌دهد؟

جواب: عادي شدن حکم شرع را تغيير نمي‌دهد؛ ولي اين کار به مقدار ضرورت جايز است.

سؤال ??- آيا لمس و نظر باطن بدن نامحرم، اعم از ريه‌ها، ناي، مري، قلب، معده، روده، مثانه و رحم، حکم ظاهر را دارد؟

جواب: لمس و نظر به باطن حکم ظاهر را ندارد؛ ولي بهتر آن است تنها به موارد ضرورت قناعت شود.

سؤال ??- آيا حکم لمس و مشاهده فرد بيهوش و باهوش، زنده و مرده، مسلمان و کافر متفاوت است؟

جواب: همه اينها در حال ضرورت جايز است.

سؤال ??- خانمي نمي‌دانسته گذاشتن دستگاه درون رحمي اگر مستلزم نظر و لمس حرام باشد جايز نيست، لذا اين کار را انجام داده است. با توجّه به اينکه اگر آن را خارج نکند مجبور است هرچند وقت يک بار براي معاينه نزد دکتر برود، و اين مستلزم نظر و لمس حرام است. آيا بايد آن را بيرون آورد؟

جواب: مادام که بيرون آوردن آن لازم نباشد، مي‌تواند آن را به حال خود باقي بگذارد، و بعد به عنوان ضرورت آن را خارج نمايد.

سؤال ??- با توجه به اينکه ختنه کردن افراد بالغ، بدون مشاهده و لمس امکان ندارد، حکم آن چيست؟

جواب: از بابت ضرورت جايز است.

سؤال ???- در بسياري از موارد در اتاق عمل، يا غير اتاق عمل، نياز به وصل سوند (لوله مخصوص تخليه ادرار) است، و اين کار بدون نگاه و لمس آلت تناسلي امکان‌پذير نيست. آيا نگاه و لمس براي اين کار جايز است؟

جواب: آري در موارد ضرورت جايز است.

سؤال ???- در معاينات مربوط به مثانه، بايد آلت تناسلي شستشو و ضدّ عفوني شود، و وضع مثانه با وارد ساختن دستگاهي به داخل آن، مشاهده گردد.

آيا اين کار توسّط پرسنل اتاق عمل (هم جنس، يا غير همجنس) جايز است؟

جواب: تنها در صورت ضرورت جايز است.

سؤال ???- مشاغلي چون دندان پزشکي، زايمان، جرّاحي و مانند آن مستلزم نظر و لمس بدن بيمار است. حکم شرعي آن چيست؟ آيا تفاوتي بين صورت ضرورت و غير آن هست؟ معيار ضرورت چيست؟

جواب: اين گونه امور فقط در صورت ضرورت جايز است، و معيار ضرورت تشخيص عرف عام و صالح است.

سؤال ???- در سازمانهاي نظامي کشور و برخي ديگر از سازمانهاي دولتي، براي استخدام نيروي جديد، ابتدا بايستي متقاضي را از هر جهت معاينه کامل بدني نمايند، تا از سلامت جسمي وي اطمينان حاصل شود. در اين آزمايشات تمامي اعضاي بدن از جمله دستگاه تناسلي مورد معاينه قرار مي‌گيرد. آيا پزشک همجنس اجازه ديدن و لمس آن قسمت از بدن را جهت معاينه و احراز سلامتي دارد؟

جواب: در مواردي که ضرورت دارد مجاز است. و منظور از ضرورت اين است که معاينه بدني براي آن کار لازم است، و بدون معاينه بدني استخدام نمي‌کنند، و شخص هم نياز به استخدام دارد.

?. ===خلوت با اجنبيّه===

سؤال ???- در بسياري از موارد مجبور هستم در اطاق ويزيت براي چند دقيقه با بيمار غير همجنس تنها باشم، تا به راحتي مشکلات خود را بيان کند. آيا اين کار خلوت با اجنبيّه محسوب شده و حرام است؟

جواب: چنانچه درب اطاق قفل نباشد، خلوت با اجنبيّه صدق نمي‌کند.

سؤال ???- در پاره‌اي از اوقات جز من و منشي‌ام کس ديگري در مطب نيست.

آيا مي‌توانم او را عقد موقّت کنم، تا مرتکب گناه خلوت با اجنبيّه نشوم؟

جواب: با رعايت شرايط شرعيّه- از جمله اينکه در صورت باکره بودن با رضايت پدر دختر باشد- اشکالي ندارد. در ضمن توجّه داشته باشيد که اين امر عوارض و آثار نامطلوب جنبي نداشته باشد. البتّه در صورتي که درِ مطب از داخل قفل نباشد و هرکس بتواند وارد شود، خلوت با اجنبيّه صدق نمي‌کند.

?. ===انواع درمان===

الف) روان درماني

سؤال ???- آيا بستري کردن بيمار رواني، با توجّه به اينکه هنوز امکان روان درماني مناسب وجود ندارد، و بخش رواني گاه همچون يک زندان جهت تجويز داروهاي خواب آور و خواب کردن بيشتر بيماران مورد استفاده قرار مي‌گيرد، جايز است؟
جواب: در صورتي که راه درمان، يا راه پيشگيري از مزاحمت‌ها، منحصر به آن باشد مانعي ندارد.

سؤال ???- تعدادي از مبتلايان به بيماريهاي رواني به علّت انجام کارهاي خلاف اخلاق اجتماعي، يا منافي عفّت، به آن گرفتار شده‌اند. روان پزشک بايد جهت درمان، يا دادن مشاوره، از آنها اطّلاعاتي کسب کند. آيا تجسّس در چنين مواردي براي پزشکان جايز است؟ در صورتي که بخشي از تجسّس به دليل حسّ کنجکاوي خود پزشک بوده، و نقش آن جهت درمان ضعيف باشد، چه حکمي دارد؟

جواب: تجسّس‌هاي روان درماني، که براي درمان ضروري به نظر برسد، جايز است.

سؤال ???- افشاي برخي از اسرار بيماران رواني ممکن است باعث جلوگيري از جرمهاي قانوني شود. آيا انتقال چنين اطّلاعاتي به نيروهاي امنيّتي جايز، يا واجب است؟

با توجّه به اينکه در صورت افشا، اعتماد مردم از آنها سلب مي‌شود.

جواب: در صورتي که بتوانند به عنوان نهي از منکر اطّلاعات کلّي را برسانند، بي آنکه نام اشخاصي فاش شود مانعي ندارد، بلکه گاهي واجب است.

سؤال ???- افشاي بسياري از اسرار بيماران، ممکن است موجب کاهش فساد يا فحشا گردد. آيا روان پزشک مجاز به افشاي آن، و دادن اطّلاعات به نيروي انتظامي مي‌باشد.
جواب: مانند جواب سابق است.

سؤال ???- در بعضي از تيمارستان‌ها گاهي اوقات براي آرام کردن بيماران روانيِ شديد، آنان را کتک مي‌زنند. آيا گناهي متوجّه پرستاران مي‌باشد؟

جواب: در صورتي که راهي براي آرام کردن جز اين کار نباشد، ضامن نيستند.

ب) جرّاحي زيباسازي

سؤال ???- نظر شما در مورد عمل جرّاحي زيباسازي چيست؟ قابل توجّه اينکه اين عمليّات گاه براي از بين بردن زشتي مادرزادي، و گاه براي از بين بردن زشتي حاصل از زخمها و جراحاتي است که بعداً عارض مي‌شود، و گاه براي از بين بردن زشتي نيست، بلکه براي زيباتر شدن است. حکم هر يک از صور سه گانه چيست؟

جواب: در صورتي که آميخته با حرام ديگري نباشد در هيچ صورت اشکال ندارد، و چنانچه مستلزم حرامي باشد (مانند نظر و لمس نامحرم) تنها در صورت ضرورت، مجاز است.


ج) حجامت

سؤال ???- اينجانب از علاقه‌مندان به طبّ اسلامي و سنّتي مي‌باشم. نيازي به توضيح نيست که جوامع روائي ما سرشار از توصيه‌هاي حکيمانه در زمينه مسائل بهداشتي و درماني است (براي مثال توصيه‌هاي عديده و مؤکّدي در باب حجامت وجود دارد) که عمل و تمسّک به اين گنجينه گرانبها، گذشته از اجر اخروي، مي‌تواند منشاء خير و برکت براي جامعه اسلامي و مسلمانان، بلکه تمام بشريّت گردد؛ زيرا نظر به هزينه‌هاي گزاف درمان به شيوه امروزي، و در بعضي اوقات تبعات منفي پزشکي کنوني که ناشي از وارداتي بودن صِرف اين شيوه است، عمل به دستورات دين مبين اسلام به دليل هماهنگي آن با روح و جان انسان عليرغم سادگي اين فرامين در مرحله اجرا، مي‌تواند ضامن سلامت روحي و جسمي جامعه، و در بعد سياسي، اجتماعي موجب استقلال و بي‌نيازي مملکت اسلامي گردد.

از سوي ديگر، در مجامع علمي امروز، اثبات اين مدّعا منوط به داشتن پشتوانه محکم تحقيقاتي و بررسي آماري منطبق با شيوه‌هاي پژوهشي استاندارد مي‌باشد.

لذا با توجّه به موارد فوق الذّکر خواهشمند است نظر خود را در مورد مسائل ذيل بيان فرماييد:

الف) انجام تحقيق و پژوهش پيرامون حجامت و فصد (و ساير موضوعات پزشکي مشابه که در روايات آمده) مطابق با استانداردهاي علمي بين المللي و بررسي آماري نتايج حاصل از آن از نظر شرعي چه حکمي دارد؟

جواب: اين‌گونه پژوهش‌ها بسيار خوب و موجب سربلندي اسلام و مسلمين است؛ ولي بايد موازين شرعي در مورد عوارض جانبي آن رعايت شود.

ب) با توجّه به اثرات مثبت ناشي از به کارگيري توصيه‌هاي بهداشتي و درماني دين مبين اسلام، و نيز اثري که مي‌تواند در خودکفايي و قطع وابستگي از بيگانگان داشته باشد، به نظر حضرت عالي ضرورت تحقيق پيرامون اين موضوعات به منظور کاربردي کردن آنها در سطح جامعه تا چه حدّي است؟

جواب: بي شک انجام اين کار مفيد و سودمند، بلکه در بعضي از موارد لازم و ضروري است.

سؤال ???- حجامت از نظر شرعي چه حکمي دارد؟

جواب: طبق روايات متواتره مستحب است؛ مگر نسبت به اشخاصي که براي آنها ضرري داشته باشد.

سؤال ???- آيا اهداي خون در عصر و زمان ما کفايت از حجامت مي‌کند و آثار و ثوابهاي آن را دارد؟

جواب: هرگاه به نيّت خدمت به بندگان خدا باشد ان شاء اللَّه ثواب آن را دارد، ولي ممکن است آثار آن را نداشته باشد.

د) هيپنوتيزم

سؤال ???- آيا هيپنوتيزم از نظر اسلام مشروع است؟

جواب: براي مقاصد طبّي و مانند آن مشروع است، مشروط بر اينکه تجربه و آگاهي کافي داشته باشد، و آثار منفي و خلاف شرعي بر آن مترتب نگردد. ولي براي کشف امور پنهاني، يا اطّلاع از گذشته و آينده و حال جايز نيست.

ه) درمان با امور حرام

سؤال ???- تجويز موسيقي براي بيماراني‌که مبتلا به افسردگي هستند چه حکمي دارد؟
جواب: اگر راه درمان آنها منحصر به شنيدن موسيقي باشد، به مقدار ضرورت مانعي ندارد.

سؤال ???- توصيه بيماران به استفاده از موادّ مخدر به عنوان درمان بيماري چه حکمي دارد؟

جواب: اين کار جايز نيست، مگر به مقدار ضرورت؛ آن هم در جايي که هيچ راه ديگري وجود نداشته باشد.

سؤال ???- آيا پزشکان مي‌توانند براي تقويت اسپرم، خوردن اشياي نجس يا حرام (مثل دنبلان) را تجويز کنند؟

جواب: در صورتي که داروي منحصر به فرد باشد و جايگزيني نداشته باشد اشکالي ندارد.

و) درمان با گياهان دارويي

سؤال ???- آيا بيان تأثير خواص داروهاي گياهي جهت معالجه امراض و بيماريها براساس روايات و فرمايشات ائمه معصومين عليهم السلام و همچنين ساير کتب داروهاي گياهي مانند طب الرضا عليه السلام، طب الصادق عليه السلام و نسخه عطّار و مانند آن جايز است؟

جواب: در صورتي که بگويد: «در فلان کتاب چنين نوشته شده است» جايز است.
سؤال ???- در موارد نادري ديده مي‌شود که برخي از جوانان متديّن که تحصيلات پزشکي خود را با موفّقيت پشت سر گذاشته‌اند از معالجه و درمان براساس طب جديد خودداري نموده، و به روش طبّ سنّتي و گياهي عمل مي‌کنند. آيا اين روش درمان براي چنين کساني که با استفاده از بودجه بيت المال تحصيل کرده‌اند جايز است؟

جواب: هرگاه روش طبّ قديم را به صورت کلاسيک و به شکل علمي و تجربي خوانده و آموخته باشند مانعي ندارد.

سؤال ???- متأسّفانه در مورد طبّ جديد و طبّ سنّتي و درمان با گياهان دارويي افراط و تفريطهايي مشاهده مي‌شود. لطفاً جايگاه هر کدام را از نظر شرع مقدّس بيان فرمائيد.
جواب: در صورتي که هر دو به صورت علمي دنبال شود هرکدام در حدّ خود مفيد و کارساز است.

تحقيقات پزشکي و تبعات آن

اشاره

سؤال ???- لطفاً به سؤالات زير پيرامون آزمايش و پژوهش روي افراد پاسخ دهيد:
الف) آيا مي‌توان از انسانها براي آزمايش داروها استفاده کرد؟ براي مثال معمول است که در آزمايش داروها از گروه شاهد (گروه سالم) استفاده مي‌کنند، و برخي مي‌گويند: اگر اثر داروي مورد مطالعه مشخّص نباشد مي‌توان گروه شاهد را انتخاب کرد، ولي در مواردي که اثر درماني داروي مورد مطالعه حتمي است، يا عدم تجويز آن سبب خطراتي مي‌شود تعيين گروه شاهد صحيح نيست.

نظر شما چيست؟

ب) آيا از نظر اخلاقي تجويز دارونما اشکالي ندارد؟

برخي مي‌گويند استفاده از داروي کاملًا بي اثر (Placebo) اشکال دارد، و در مقايسه يک دارو بايد آن را با داروي قديمي مقايسه کرد؛ ولي اگر داروي قديمي موجود نباشد، مي‌توان از دارونما استفاده کرد. البتّه دارونمايِ کاملًا بي اثر «مثل تزريق مايع نمکي داخل رگ به جاي دارو» بايد به اطّلاع و موافقت بيمار باشد.
آيا بيماران چنين مسأله‌اي را مي‌پذيرند؟ بيماري که به بيمارستان مراجعه مي‌کند براي درمان است نه براي آزمايش، و پيدا شدن افراد داوطلب که بيمار هم باشند مشکل است. پس راه حل چيست؟ آيا مي‌توان بدون اطّلاع بيمار به او دارونما داد؟

ج) آيا استفاده از کفّار، اسرا و محکومين به مرگ، براي آزمايش و پژوهش مجاز است؟ اين روش را هيتلر روي يهوديها، و آمريکائيها روي سياه‌پوستان انجام مي‌دادند.

جواب: استفاده از داروهايي که خطر مرگ يا بيماريهاي مختلف دارد جايز نيست، مخصوصاً با عدم اطّلاع بيمار. و استفاده از داروهاي بي اثر اگر جنبه درماني، هرچند از طريق تلقين داشته باشد، در فرض نبودن داروهاي واقعي مانعي ندارد.

سؤال ???- آيا براي انجام تحقيقات پزشکي، ضرر رساندن به حيوانات يا گياهان جايز است؟

جواب: در مورد گياهان اشکالي ندارد. و در مورد حيوانات، هرگاه تحقيقات براي منظور مهمّي باشد جايز است.

سؤال ???- در عالم پزشکي متداول شده که روي ژنهاي «?» درون سلولهاي بدن انسان و غير انسان اقداماتي انجام مي‌دهند که گفته مي‌شود موجب پيدايش تغييراتي در ساختمان رواني انسان‌ها و يا تغييرات جسمي انسانها و غير انسان‌ها مي‌گردد، بفرماييد:

?. آيا نفس اين عمل (دست‌کاري کردن ژنها) جايز است؟

?. در صورتي که اين اقدام به منظور درمان صورت نگيرد، ولي در جهت دستيابي به برتريهاي جسمي يا رواني، و پيشرفت علم پزشکي بوده باشد، آيا مي‌توان چنين اقدامي انجام داد؟

?. اگر اقدام فوق روي نطفه يا جنين انجام شود، حکم چگونه خواهد بود؟

جواب: ?. هرگاه اين تغييرات مثبت باشد اشکالي ندارد.

?. اگر مثبت باشد اشکالي ندارد.

?. مانند مسأله سابق است.

سؤال ???- معمولًا براي کسب اطّلاعات بيشتر پزشکي در جهت تشخيص امراض و درمان آن روي انسانها، آزمايشهاي طبّي گوناگوني که گاه خطرناک هم هست انجام مي‌دهند، در اين مورد به سؤالات زير پاسخ فرماييد:

?. اگر بيمار يقين داشته که چنانچه خود را در معرض چنين آزمايشاتي قرار دهد به استقبال خطرات جاني براي خود رفته است، ولي از طرفي هم به پيشرفت علم پزشکي و به معالجه و مداواي جامعه مسلمانان در آينده کمک نموده است. آيا قرار گرفتن در معرض چنين آزمايشاتي جايز است؟

?. اگر ضرر جاني محتمل، ولي کمک به علم پزشکي فوق الذّکر قطعي باشد، آيا در اين صورت بيمار مي‌تواند خود را در معرض آزمايش قرار دهد؟

?. اگر هيچ گونه علمي به ضرر جاني براي خود نداشته باشد، و فايده آزمايش هم براي کمک فوق الذکر محتمل باشد، چه حکمي دارد؟

?. اگر فايده آزمايشات فوق الذکر به سود تمامي افراد بشر باشد، در معرض قرار دادن در صورت علم به ضرر، يا احتمال ضرر، يا عدم علم به ضرر چه حکمي خواهد داشت؟

?. در صورتي که آزمايشات مورد بحث براي اهداف فوق الذکر هيچ گونه ضرري براي انسان بيمار نداشته باشد، آيا طبيب بدون اطّلاع و کسب اجازه از بيمار مي‌تواند چنين اقدامي نمايد؟

?. چنانچه در صورت ضرورت انجام چنين آزمايشاتي جايز باشد، منظور از ضرورت چيست؟

جواب: ?. جايز نيست.

?. اگر احتمال آن قوي باشد مشکل است.

?. اشکالي ندارد.

?. تنها در صورتي که ضرر ضعيف باشد مي‌تواند اقدام کند.

?. اگر آزمايشها، جزئي از معالجه بيمار يا مقدّمه درمان او باشد مانعي ندارد؛ در غير اين صورت نياز به اجازه دارد.

?. در صورتي که نجات جان مسلمانان بستگي به آزمايش روي اين شخص داشته باشد، و اين شخص راضي باشد اشکالي ندارد.

سؤال ???- اگر آزمايشات فوق روي حيوانات انجام شود که در پايان آنها از بين خواهند رفت، بفرماييد صرف نظر از ضمان، آيا چنين کاري براي پيشرفت کارهاي پزشکي جايز است؟

جواب: مانعي ندارد.

سؤال ???- با توجّه به اينکه گروههاي بسيار زيادي در جهان مشغول تحقيق هستند، و نتايج کار خود را دائماً اعلام مي‌نمايند. و از طرفي ممکن است اعضاي اين گروهها برخي از لحاظ علمي، برخي از لحاظ اخلاقي و صداقت، و برخي از هر دو جهت، کاملًا مورد تأييد نباشند. به عبارت ديگر، هيچ تضميني نيست که نتيجه اعلام شده تحقيق با واقعيّات کاملًا منطبق باشد، و از طرف ديگر هيچ مرجع واحدي در مورد تأييد يا ردّ تحقيقات وجود ندارد، و اگر هم موجود باشد مدّت زيادي طول مي‌کشد که نتيجه صحيح کار ارائه شود، در چنين شرايطي اگر نتيجه تحقيقاتي که در رسانه‌ها و مجلّات حتّي معتبر اعلام شود با روشهاي قبلي ما که به فايده کامل و قطعي آنها اطمينان نداريم مغاير باشد و يا مکمّل آنها باشد، در اين صورت وظيفه ما چيست؟

جواب: بايد طبيب بررسي لازم را به عمل آورد، و با اطبّاي ديگر در صورت امکان مشورت کند و آن روشي که بهتر به نظر مي‌رسد برگزيند.

سؤال ???- با توجه به اينکه اگر بخواهيم طبابت پزشک را، با توجّه به مشکلات فوق و در صورت مواجهه با اين مشکلات، تنها در صورتي مجاز بدانيم که وي در اين زمينه‌ها داراي تخصّص و تجربه کافي باشد، عملًا مسائل درمان با اختلال کامل روبه‌رو خواهد شد، زيرا:

اوّلًا: هر پزشکي تا رسيدن به اين تخصّص و تجربه کافي بايد همان مراحل اوليّه را طي کند؛ که همان دوران بدون تجربه و تخصّص است.

ثانياً: به علّت جمعيّت زياد، امکانات کم، فرصت‌هاي ناکافي، و دهها علل ديگر- حدّاقل در کشور ايران- نمي‌توان انتظار داشت پزشکاني که از ابتدا کاملًا مسلّط باشند به طبابت بپردازند.

با توجّه به مقدمه فوق و موضوعات مطرح شده در کليّه سؤالهاي فوق، مسائل مهمّي مطرح مي‌شود که:

الف) در مواردي که پزشک داروي مؤثّر بيماري، يا عوارض خطرناک آن را فراموش نموده، و فرصت و امکانات کافي جهت دسترسي به اطّلاعات کافي يا پزشک متخصّص ديگري نيز ندارد.

ب) مطمئن است که داروي خاصّي براي بيماري مفيد است، و از سوي ديگر نيز مطمئن است، يا احتمال مي‌دهد که در صورت تجويز آن دارو عوارضي خفيف، يا شديدتر از خود بيماري، و حتّي مرگ، گريبانگير اين بيمار خواهد شد- البتّه موارد الف و ب شامل مسائل تشخيصي نيز مي‌باشد- آيا پزشک در اين حالات مي‌تواند مريض را به حال خود بگذارد، و چنين فرض کند که گويا پزشکي موجود نبوده، و قضا و قدر الهي هرچه باشد بر او جاري خواهد شد، و بدين ترتيب خود را در معرض خطر مؤاخذه مادّي و معنوي حاصل از عوارض احتمالي و هزينه‌هاي نابجاي آن قرار ندهد، و کار وي را به خداوند واگذارد، که يا خود بهبودي نسبي يابد، و فرصت تحقيقات بعدي فراهم گردد، و يا به تدريج دچار عوارض شديد و مرگ گردد؟

اصولًا در چنين مواردي که پزشک واقعاً نمي‌داند که براي نجات جان يا تسکين آلام يک بيمار چه کاري انجام دهد وظيفه او چيست؟ درمانهاي بدون اطمينان و غير قابل اطمينان که ممکن است باعث مرگ يا عوارض شديدتر شود؟ يا عدم هرگونه اقدام درماني؟ اگر پزشک با اقدام به درمان نامطمئن موجب خسارت و مرگ مريض گردد آيا مسئول است؟ اگر اقدام به هيچ درماني نکند با توجّه به علل و توضيحات فوق، مسئوليّتي متوجّه او نخواهد بود؟

اين موضوع با توجّه به اين نکته بايد در نظر گرفته شود که گاه فرصت هيچ مشورت و ارجاع بيمار به پزشکان متخصّص و آگاه ديگري وجود ندارد.

در خاتمه جهت روشن شدن موضوع، مثالي ذکر مي‌شود: گاهي پزشکي که داراي تجربه کافي نيست با بيماري در حالت بيهوشي مواجه مي‌شود که نمي‌داند (به طور مثال) اين بيمار در اثر کمبود قند، دچار بيهوشي شده يا بر اثر بالا بودن قند؟ و در اين حالت طبيعي است که درمان کاملًا متناقض است، و باعث اشتباه پزشک مي‌شود. وظيفه چيست؟

جواب: اين مسأله چند حالت دارد:

?. چنانچه خطرِ قطعي يا ظنّي بيمار را تهديد نمي‌کند و معالجه نيز نامطمئن است در اين صورت اقدام به معالجه نشود.

?. در صورتي که معالجه از نظر عرف پزشکي قابل قبول است، هرچند احتمال عوارض وجود دارد، در اين مورد پزشک مي‌تواند اقدام کند، مخصوصاً اگر خطري بيمار را تهديد کند.

?. در صورتي که خطر حتمي، و معالجه نامطمئن است، ولي درصد نجات وجود دارد، و امکان مراجعه به متخصّص نيز وجود ندارد، در اينجا مي‌تواند، با رعايت آنچه در جواب سؤال ???. گفته خواهد شد، اقدام کند.

شبيه‌سازي

سؤال ???- شبيه‌سازي تحت چه شرايطي جايز مي‌باشد؟ توضيح اينکه دانشمندان از طريق موادّي از پوست خود زن باعث ايجاد جنيني در او مي‌شوند، که اين جنين از هر جهت شبيه به خود او مي‌باشد. اين کار براي اوّلين بار در انگلستان نسبت به گوسفند انجام شده است، آيا اين عمل جايز است؟

جواب: اين عمل از نظر شرعي خالي از اشکال نيست، و مفاسد زيادي بر آن مترتّب مي‌شود، به همين جهت حتّي افرادي که پايبند به دين و شريعتي نيستند به خاطر مفاسد اجتماعي آن به مخالفت با آن پرداخته‌اند.

سؤال ???- با توجّه به پيشرفت علم پزشکي و ژنتيک، و موفقيّت انسان در توليد غيرجنسي گوسفند، موش و مانند آن، و قابليّت اجراي اين عمل در توليد غير جنسي انسان و ترميم اعضا، لطفاً بفرماييد:

الف) آيا انجام چنين عملي (توليد انسان کامل از طريق شبيه سازي) شرعاً صحيح است؟
جواب: همان گونه که قبلًا اشاره کرده‌ايم اين کار ممکن است ذاتاً اشکالي نداشته باشد؛ ولي با توجّه به عوارض نامطلوب فراوان اجتماعي و اخلاقي که بر آن مترتّب مي‌شود، شرعاً مجاز نيست؛ بعلاوه، اگر مستلزم نظر و لمس حرام به هنگام کشت سلّول مشابه در رحم انسان گردد، از اين نظر اشکال ديگري متوجّه آن مي‌شود.

ب) آيا ساخت اعضا و پيوند آن به انسان، شرعاً صحيح است؟

جواب: اشکالي ندارد، مشروط بر اينکه مستلزم کار حرام خاصّي نبوده باشد.

ج) با فرض اجراي چنين عملي در خارج از ممالک اسلامي و پيدايش چنين موجودي، آيا اين موجود مي‌تواند به دين اسلام مشرّف شود؟

جواب: تشرّف چنين انساني به دين اسلام بي‌مانع است.

د) آيا مي‌توان با چنين موجودي معاشرت و معامله کرد؟

جواب: اشکالي ندارد؛ انساني است همانند ساير انسانها.

ه) ازدواج با چنين موجودي چه حکمي دارد؟

جواب: ازدواج و نکاح او با هرکس جز محارم، يعني کسي که سلّول از او گرفته شده، يا در رحم او پيوند زده شده، بي مانع است.

و) آيا مي‌توان از چنين انساني ارث برد؟

جواب: چنين موجودي از کسي ارث نمي‌برد؛ همانند فرزندان رضاعي که محرم هستند، و ارث نمي‌برند.

ز) آيا او مي‌تواند ازدواج کند؟

جواب: آري، از اين نظر فرقي با ساير انسانها ندارد.

سؤال ???- ممکن است با فن آوري شبيه سازي چند نفر نسخه بدل يک اصل باشند. در صورتي که جرمي واقع شود، و از طريق اثر انگشت، يا ديگر آثار جسمي، يا علم قاضي، اثبات شود يکي از اين افراد (اصل و فروع) مرتکب جرمي شده‌اند، کدام نسخه محاکمه و مجازات خواهد شد؟

جواب: ديه در ميان آنها تقسيم مي‌شود.

دندان پزشکي

اشاره

سؤال ???- آيا براي مسّ دندان جدا شده، غسل مسّ ميّت لازم است؟ اگر همراه دندان مقداري گوشت لثه نيز باشد چطور؟ آيا مقدار گوشت لثه همراه دندان (کم يا زياد آن) تأثيري در حکم دارد؟

جواب: در هر حال غسل ندارد.

سؤال ???- در جرّاحي‌هاي فکّ و صورت، مقداري گوشت و استخوان به صورت ريز و پودر شده، به دست و صورت دندان پزشک مي‌پاشد. آيا اين مطلب باعث وجوب غسل مسّ ميت مي‌شود؟

جواب: غسل مسّ ميّت ندارد.

سؤال ???- آيا دندان پزشک مجاز به نصب دندان طلا براي مردان مي‌باشد؟

جواب: جز در موارد ضرورت و يا در جايي از دهان که در موقع سخن گفتن نمايان نمي‌شود مجاز نيست.

سؤال ???- آيا دندان پزشک مي‌تواند مبلغ و زمان درمان را با بيمار مشخّص کند؟ اگر اين مقاطعه بر خلاف تعرفه‌هاي وزارت بهداشت باشد، چگونه است؟

جواب: مقاطعه با روشن شدن شرايط اشکالي ندارد؛ ولي تخلّف از مقرّرات جمهوري اسلامي مجاز نيست.

سؤال ???- آيا دندان پزشک مي‌تواند براي درمان افراد غير عادّي (افراد حسّاس، بچّه‌ها و مانند آن) با توجّه به وقت بيشتري که صرف درمان مي‌کند، مبلغ زيادتري مطالبه نمايد؟

جواب: اگر واقعاً وضع بيمار غير عادّي است، قرار داد مخصوص مانعي ندارد؛ ولي در هر حال انصاف را رعايت کند.

سؤال ???- تحويل دارو در مطب طبق مقرّرات ممنوع مي‌باشد، آيا دندان پزشک مي‌تواند با توجّه به اينکه تهيّه دارو براي بيمار باعث عسر و حرج مي‌گردد، دارو تجويز و تحويل نمايد؟

جواب: در موارد ضرورت مانعي ندارد.

ضمان دندان پزشک

سؤال ???- آيا دندان پزشک مي‌تواند قبل از شروع به کار، به بيمار يا وليّ او اعلان کند که نسبت به ضررهاي احتمالي مسئوليّتي نمي‌پذيرد؟ در صورت موافقت بيمار يا وليّ صغير، اگر بيمار صدمه‌اي ببيند، آيا پزشک ضامن خواهد بود؟

جواب: هرگاه قبلًا برائت خود را اعلام دارد، و در کار خود کوتاهي نکند، ضامن نيست.

سؤال ???- برخي از ابزار دندان پزشکي بدون استريل يا ضدّ عفوني، به صورت مشترک براي بيماران متعدّد مورد استفاده قرار مي‌گيرد، و ممکن است بيماريها از اين طريق منتقل گردد. آيا چنين کاري جايز، و در صورت انتقال بيماري پزشک گنهکار و ضامن است؟

جواب: در صورتي که احتمال انتقال، احتمال قابل ملاحظه‌اي باشد، اين کار جايز نيست. و ضامن بودن پزشک بعيد به نظر نمي‌رسد.


سؤال ???- غالباً و به ويژه در درمانگاه‌هاي دولتي، به بيماران توصيه مي‌شود که فلان دندان قابل معالجه است، و لذا اصرار بر نکشيدن آن مي‌نمايند؛ آيا کشيدن دندان در اين حالت براي پزشک ضمانت دارد؟ اگر به خاطر وضع اقتصادي يا عدم بينش فرهنگي انجام شود، چه حکمي دارد؟

جواب: در صورتي که دندان خراب است، و بعضي به علل مختلف ترجيح مي‌دهند آن را بکشند، و طبيب توجيه لازم را نموده، ولي بيمار اصرار در کشيدن آن دارد، اشکالي ندارد.

سؤال ???- معالجات دندان پزشکي ممکن است با شکست يا کوتاهي عمر دندان همراه شود، لطفا بفرماييد:

?. اگر دندان پزشک سعي کافي و دقّت لازم را نموده باشد، ولي در حين معالجه ضررهايي به دندان و دهان برسد، چه حکمي دارد؟

جواب: هرگاه اين گونه ضررها طبيعي باشد، و معمولًا در غالب موارد رخ مي‌دهد، ضامن نيست. در غير اين صورت، اگر از مريض برائت نگرفته باشد، ضامن است.
?. هرگاه پس از معالجه، با وجود دقّت کافي در انجام وظيفه، عواضي براي بيمار به وجود آيد چطور؟

جواب: مانند مسأله سابق است.

?. در هر حال، آيا اتمام حجّت با بيمار قبل از معالجه لازم است؟

جواب: براي اينکه مشکلي براي طبيب پيش نيايد، بهتر است در هر حال از بيمار برائت بگيرد.

سؤال ???- بعضي از اعمال داندانپزشکي، مانند کاشت نگين فقط جهت زيبايي انجام مي‌شود. در صورتي که دندانپزشک بداند بيمار اين عمل را براي جلب توجّه و نشان دادن به نامحرمان انجام مي‌دهد، مجاز به انجام آن خواهدبود؟ آيا دستمزد وي حلال است؟

جواب: در صورتي که بيمار از آن سوء استفاده کرده، و کار طبيب چنين اثري نداشته، دستمزد او حلال است.

زنان و زايمان

?. ===آموزش رشته زنان و زايمان===

سؤال ???- آيا تحصيل و تدريس در رشته مامايي، و مسائل مربوط به زنان و زايمان (با توجّه به اينکه معمولًا همراه با نظر و لمس موضع مخصوص مي‌باشد) براي مردان جايز است؟

جواب: در صورتي که دانشجوي دختر به اندازه کافي در اين رشته وجود نداشته باشد، يا احتمال قابل ملاحظه‌اي داده شود که در آينده براي حفظ جان زنان مسلمان مورد نياز باشد، جايز است.

سؤال ???- آموزش واحدهاي زنان و زايمان براي دانشجويان پزشکي و پرستاري الزامي است. آيا اين الزام نگاه به عورت زن را جهت آموزش تجويز مي‌کند؟

جواب: تنها در صورت ضرورت چنين آموزشي جايز است.

سؤال ???- آيا مشاهده چگونگي زايمان جهت آموزش پزشکان مجاز است؟

با توجّه به اينکه ممکن است با آموزش زايمان در آينده انسان يا انسانهايي از مرگ حتمي نجات يابند، اين امر براي مردان چه حکمي دارد؟

جواب: در فرض مسأله به عنوان ضرورت مانعي ندارد.

سؤال ???- آيا مشاهده چگونگي زايمان جهت آموزش از طريق فيلم ويديويي يا سي دي کامپيوتري جايز است؟

جواب: باشرايطي‌که در بالا گفته شد جايز، و اين مقدّم بر مشاهده مستقيم است.

سؤال ???- دانشجويان پسر ودختر در بيمارستانها و مراکز پزشکي، جهت آموزش مبادرت به انجام زايمان، کورتاژ و مانند آن مي‌کنند، چه حکمي دارد؟

جواب: تنها در صورتي جايز است که اين آموزش براي غير همجنس ضرورتي داشته باشد، يعني بدون آن، تعليمات کافي براي نجات جان بيماران از خطر يا بيماري ميسّر نشود.
سؤال ???- درکارهاي مربوط به زايمان، دانشجويان زن (اعمّ از پزشکي و مامايي) به اندازه کافي تربيت شده‌اند. آيا لزومي براي حضور مردان در بخشهاي زايمان که موجب نظر يا تماس با بدن زن مي‌شود، وجود دارد؟

جواب: در صورت وجود زنان لايق، حضور مردان در اين موارد جايز نيست.

?. ===سزارين===

سؤال ???- برخي از خانم‌هاي حامله، که مي‌توانند به وضع طبيعي زايمان کنند، اصرار دارند سزارين شوند تا درد کمتري تحمّل کنند. حکم شرع در اين زمينه چيست؟

جواب: اگر اين کار جنبه عقلايي داشته باشد اشکالي ندارد.

سؤال ???- آيا درآمد زا بودن سزارين، مجوّز توصيه پزشک به بيماران جهت زايمان غير طبيعي هست؟

جواب: جايز نيست.

سؤال ???- در صورت عدم جواز آنچه در مسأله بالا آمد، آيا پزشک ضامن ضرر جاني يا مالي بيمار خواهد بود؟

جواب: آري ضامن است؛ مگر اينکه بيمار را از اين امر با خبر کرده، و اجازه گرفته باشد.


سؤال ???- حضور شوهر بر بالين همسر به هنگام زايمان، نقش زيادي در آرامش وي دارد. آيا چنين کاري شرعاً نيز توصيه مي‌شود؟

جواب: اگر واقعاً چنين اثري داشته باشد مانعي ندارد؛ ولي ظاهراً اين اثر قابل ترديد است.

سؤال ???- براي تشخيص زمان زايمان، ماما بايد دست را داخل رحم حامله کند، آيا اين کار جايز است؟

جواب: در صورت ضرورت جايز است.

سؤال ???- آيا پزشک مرد متخصّص زنان، مجاز به انجام آنچه در سؤال قبل آمد مي‌باشد؟

جواب: در صورت دسترسي به پزشک زن، اين کار براي پزشک مرد مجاز نيست. و در صورت عدم دسترسي، تنها به هنگام ضرورت جايز است.

سؤال ???- آيا عدم منع آن در طول تاريخ توسّط اقوام و ملل مختلف دليل مجاز بودن چنين کاري نمي‌شود؟

جواب: در طول تاريخ نيز هميشه در موارد ضرورت اين کار انجام شده است.

سؤال ???- آيا پزشک يا پرستار حق تحقير کردن و ناسزا گفتن به زنان حامله که فرزندان زيادي به دنيا آورده‌اند را دارد؟

جواب: تحقير هيچ مسلماني جايز نيست.

جلوگيري از انعقاد نطفه

اشاره

سؤال ???- جلوگيري از انعقاد نطفه، شرعاً چگونه است؟

جواب: براي جلوگيري از انعقاد نطفه هر وسيله‌اي که بي‌ضرر باشد، و باعث نقص مرد يا زن نشود، (مثل اينکه مرد يا زن براي هميشه از قابليت توليد مثل بيفتد) مجاز است؛ ولي اگر مستلزم نظر يا لمس حرام باشد جايز نيست، مگر در موقع ضرورت.

سؤال ???- آيا براي جلوگيري از بچّه‌دار شدن، جايز است لوله زنان يا مردان بسته شود؟

جواب: در مواردي که به تشخيص اهل خبره، کنترل جمعيّت ضرورت داشته باشد، براي جلوگيري از انعقاد نطفه هر وسيله مشروعي که بي ضرر باشد و باعث نقص مرد يا زن نشود، (مثل اينکه مرد يا زن براي هميشه از قابليّت توليد مثل ساقط شوند) ذاتاً مجاز است، ولي اگر مستلزم نظر و لمس نامشروع باشد، تنها در صورت ضرورت فردي يا اجتماعي جايز است.

سؤال ???- کلّاً بستن لوله‌هاي رحم از نظر شرع مقدّس اسلام در بيماريهاي مختلف چه حکمي دارد؟

جواب: هرگاه قابل بازگشت نباشد جايز نيست، و در صورت قابل بازگشت بودن جايز است (مشروط بر اينکه موجب لمس و نظر حرام نشود) ولي در موارد ضروري جايز است.

سؤال ???- برخي از روشهاي جلوگيري باعث عقيم شدن مي‌گردد. چرا در جامعه ما اين کار به طور مکرّر و به صورت عادي انجام مي‌شود؟

جواب: انجام کارِ حرام دليل بر مشروعيّت آن نيست.

راههاي جلوگيري از بارداري

سؤال ???- کپسولهايي به نام «نورپلانت» وجود دارد که در زير پوست (بيشتر در قسمتهاي خارجي فوقاني) بازو کاشته مي‌شود، و اين يکي از روشهاي جلوگيري از بارداري است. آيا شرعاً اين عمل جايز است؟

جواب: در صورتي که ضرر قابل ملاحظه‌اي نداشته باشد و همسر راضي باشد، مانعي ندارد.

سؤال ???- استفاده از «IUD» «?» که اثر آن جلوگيري از لانه گزيني نطفه بسته شده است، چه حکمي دارد؟

جواب: هرگاه موجب لمس و نظر حرام نشود مانعي ندارد؛ مگر اينکه ضرورت فردي يا اجتماعي ايجاب کند.

سؤال ???- کاندوم (قرار دادن روکش نازک پلاستيکي بر روي آلت تناسلي مرد در حين مقاربت) از وسايل جلوگيري از حاملگي است، استفاده از آن چگونه است؟ آيا رضايت همسر شرط است؟

جواب: استفاده از آن جايز است و رضايت همسر شرط نيست؛ ولي بدون اجازه او کراهت دارد.

سؤال ???- داروهاي تزريقي وجود دارد که از طريق عضلاني تزريق مي‌شود، و براي مدّت معيّني اثرات ضدّ حاملگي دارد. استفاده از اين داروها چه حکمي دارد؟

جواب: در صورتي که ضرر قابل ملاحظه‌اي نداشته باشد، و همسر راضي باشد، مانعي ندارد.

سؤال ???- در صورت ضرورت کنترل بارداري در زن و شوهر خاصّي، و عدم موفقيّت آنها در رعايت مناسب ساير روشها، بستن لوله‌ها چه حکمي دارد؟

جواب: در صورتي که خطري از ناحيه بارداري متوجّه مادر باشد مانعي ندارد.

سؤال ???- آيا جواز شرعي براي وازکتومي (يعني بستن لوله‌ها در مرد) جهت کنترل مواليد و جلوگيري از رشد غير متعارف جمعيّت، عنوان حکم ثانوي داشته و با از بين رفتن ضرورت قابل لغو است؟

جواب: در صورتي که طبق تشخيص متخصّصان مورد اعتماد، ضرورت فردي يا اجتماعي اقتضا کند مانعي ندارد؛ در غير اين صورت جايز نيست.

سؤال ???- بستن لوله‌هاي «مني بر» در مردان (وازکتومي) و لوله‌هاي «مني بر» در زنان (توبکتومي) که اکثراً موجب عقيمي دائمي مي‌گردد چه حکمي دارد؟

جواب: اگر موجب عقيم شدن دائم است اشکال دارد.

سؤال ???- حکم کاهش رشد جمعيّت با استفاده از قرصهاي ضدّ حاملگي و اعمال جرّاحي چيست؟

جواب: براي جلوگيري از انعقاد نطفه، هر وسيله مشروعي که بي ضرر باشد و باعث نقص مرد يا زن نشود (مثل اينکه مرد يا زن براي هميشه از قابليّت توليد مثل ساقط شود) ذاتاً مجاز است، ولي اگر مستلزم نظر و لمس نامشروع باشد، تنها در صورت ضرورت فردي يا اجتماعي جايز است

سؤال ???- بستن لوله‌هاي رحم باعث قطع دائم حاملگي در خانمها مي‌شود و در شرايط ايده آل شانس برگشت، با عمل جراحي مجدّد، حدوداً ??? است. اين عمل چه حکمي دارد؟

جواب: در غير حال ضرورت، اشکال دارد.

سؤال ???- حکم عزل (که مرد هنگام آميزش، نطفه خود را خارج از رحم بريزد) چيست؟ آيا رضايت زن شرط است؟

جواب: اشکال ندارد، ولي مکروه است؛ مگر در مواردي که ضرورتي باشد، و رضايت زوجه شرط نيست، مگر در آميزش واجب که در هر چهار ماه واجب است که عزل در آن اشکال دارد.

سؤال ???- جهت بستن لوله‌هاي رحمي «TL» «?»، روش «لاپاراسکوپي» مي‌تواند مورد استفاده قرار گيرد (اين کار با برشهاي حدود نيم تا يک سانتيمتري از روي شکم انجام مي‌شود) حکم اين روش ذاتاً چيست؟

جواب: چنانچه اين روش مانند ساير روش‌ها سبب عقيم شدن باشد جايز نيست؛ مگر در موارد ضرورت.

سؤال ???- در سؤال فوق با توجّه به پوشيده بودن بدن بيمار و فرستادن وسايل «لاپاراسکوپي» از منفذهاي نيم تا يک سانتيمتري به داخل شکم بيمار و عدم لزوم لمس و نظر، آيا پزشک مرد مي‌تواند به اين عمل اقدام کند (با توجّه به آماده کردن محيط عمل تا پوشش کامل، توسّط خانمها)؟

جواب: اگر لمس و نظر لازم نيايد، از اين جهت مشکلي نيست.

سؤال ???- در کل، با توجّه به سؤالات مطروحه، در صورتي که حضرتعالي ارشاد و نظر خاصّي داريد، لطفاً جهت استفاده پزشکان بفرماييد.

جواب: توصيه حقير اين است که بايد در مسأله کنترل مواليد، مانند همه مسائل اجتماعي، از افراط و تفريط پرهيز کرد، و تنها مسائل کوتاه مدّت را در نظر نگيرند، و به واقعيّت‌ها توجّه کنند؛ نه شعارها.

جلوگيري‌هاي مجاز

سؤال ???- بچّه دار شدن براي مبتلايان به بيماري ايدز مضر است، آيا در اين حالت شوهر مي‌تواند لوله‌هاي خود را ببندد؟

جواب: اگر زيان مهمّي داشته باشد، مانعي ندارد.

سؤال ???- اگر حمل زن، موجب ناقص الخلقه شدن کودک گردد، آيا بستن لوله واجب نمي‌شود؟

جواب: هرگاه خوف ضرر و خطر قابل ملاحظه‌اي، هرچند نسبت به بچّه وجود داشته باشد، جايز است.

سؤال ???- در مواردي که حاصل حاملگي جنين‌هاي داراي نقص در خلقت يا بيماري ژنتيکي است، آيا مي‌توان با بستن لوله‌هاي زن يا مرد اقدام به جلوگيري از حاملگي بعدي کرد؟

جواب: هرگاه خوف ضرر و خطر قابل ملاحظه‌اي، هر چند نسبت به بچه وجود داشته باشد، جايز است.

سؤال ???- با توجّه به منابع علمي پزشکي معتبر در مورد مادراني که بيش از پنج زايمان داشته، و داراي سن بالاتر از ?? سال مي‌باشند، مبني بر اينکه اگر حامله شوند در معرض خطرات جسمي قرار دارند، آيا مجاز به بستن لوله‌هاي رحم هستند؟

جواب: چنانچه خطر قطعي يا احتمال قابل ملاحظه‌اي باشد جايز است.

سؤال ???- پس از آزمايشات معلوم شد فرزندان آينده زن و شوهري از نظر ژنتيکي تالاسمي مينور خواهند داشت. امّا به خاطر محبّت زياد با هم ازدواج نموده، مادام العمر جلوگيري مي‌کنند. آيا اين کار جايز است؟

جواب: در صورتي که واقعاً احساس خطري براي فرزند کنند، جلوگيري مادام العمر مانعي ندارد.

سؤال ???- اگر دکترها به خانمي بگويند که حاملگي برايت خطرهايي دارد، آيا زن مي‌تواند لوله‌هاي رحم خود را ببندد اگرچه مستلزم عقيم شدن دائم و يا مستلزم نظر و لمس حرام باشد؟ آيا اين از مصاديق اضطرار است؟

جواب: در صورتي که از گفتار دکترها خوف خطر حاصل شود، مجاز هست.

احکام جلوگيري از بارداري

سؤال ???- با توجّه به بند ب از مادّه «??» و بند ه از مادّه «??» کنوانسيون «محو کلّيه اشکال تبعيض عليه زنان» که حقّ تصميم‌گيري در مورد تعداد فرزندان، فواصل بارداري و تنظيم خانواده را براي زنان مطرح مي‌کند، آيا زن بدون رضايت همسرش مي‌تواند اقدام به بستن لوله رحم، استفاده از داروها و روشهاي ضدبارداري، و تنظيم فواصل بارداري کند؟

جواب: اين کار جايز نيست؛ مگر اينکه خطر قابل ملاحظه‌اي سلامت زن را تهديد کند.

سؤال ???- آيا مرد مي‌تواند به زن دائمي خود بگويد نبايد بچّه دار شوي؟

جواب: زن را نمي‌توان مجبور کرد که مثلًا لوله‌هاي خود را ببندد؛ حتّي نمي‌توان او را مجبور کرد که به وسيله قرص و مانند آن جلوگيري کند. ولي مرد مي‌تواند با خوردن دارو، يا استفاده از آمپول، يا مانند آن، موقّتاً از انعقاد نطفه جلوگيري نمايد.

سؤال ???- در صورتي که بستن لوله‌هاي زن يا مرد اجازه داده شود، حقّ تقدّم با کدام است؟

جواب: در شرايط مساوي بعيد نيست مرد مقدم باشد.

سؤال ???- هرگاه پزشک، مرد يا زني را عقيم کند، آيا بايد ديه بپردازد؟

جواب: ديه ندارد، ولي اگر قابل بازگشت نباشد شرعاً جايز نيست.


سؤال ???- در مورد پزشکي که در استخدام دولت مي‌باشد، بفرماييد:

?. اگر از طرف دولت موظّف شود که براي کنترل مواليد، مردان و زنان را عقيم کند چه تکليفي دارد؟

?. اگر طبيب را براي انجام اين کارها مجبور نمودند در چه مرحله‌اي از اجبار، چنين اقدامي براي وي معصيت محسوب نمي‌گردد؟

?. آيا در مورد اجبار، طبيب ضامن خواهد آمد؟

جواب: ?. هرگاه کارشناسان متديّن ضرورت اين کار را تصديق کنند مانعي ندارد.
?. اگر منظور از اجبار اين است که شغل خود را از دست مي‌دهد، نبايد تن به کار حرام بدهد.

?. طبيب در اين حال ضامن است.

سؤال ???- قرار دادن «نورپلانت» توسّط پزشک زن که فقط سطح خارجي بازو را مشاهده مي‌کند، چه حکمي دارد؟ آيا در صورت پوشيدن دستکش توسّط طبيب و پوشش کامل زن، به جز محلّ عمل (حدود چند سانتيمتر روي بازو)، پزشک مرد مي‌تواند به اين کار اقدام کند؟

جواب: در صورت ضرورت اشکال ندارد.

سؤال ???- خانمي براي جلوگيري از بارداري مي‌خواهد دستگاه بگذارد، و براي اين کار دکتر زن بايد به عورت او نگاه و آن را لمس نمايد. با توجّه به اين دو نکته غير مجاز، و اينکه جلوگيري از بارداري معالجه نيست، آيا اين کار جايز است؟

جواب: اگر ضرورت فردي يا اجتماعي نباشد جايز نيست؛ و در صورت ضرورت (به تشخيص اطبّاي مورد وثوق) جايز است.

سؤال ???- در صورتي که پزشکان متخصّص زنان و زايمان در مورد حاملگي به خانمي اعلام خطر کنند، (خطرات جاني و جسمي و مشکلات احتمالي براي جنين) آيا در اين گونه موارد اضطرار تحقّق يافته است؟

جواب: هرگاه پزشکان مزبور در کار خود حاذق و از نظر صداقت و تعهّد مورد تأييدند، تشخيص آنها در مورد انواع جلوگيريهايي که در بالا ذکر شد، کافي است.
سؤال ???- جهت بستن لوله‌هاي رحم، (TL) حين عمل، هيچ الزامي بر مشاهده عورت خانمها وجود ندارد، و عمل از طريق شکم صورت مي‌گيرد. آيا انجام عمل توسّط پزشک زن مانعي ندارد؟ (با توجّه به اينکه لمس و نظر در ناحيه شکم صورت مي‌گيرد)

جواب: از نظر لمس و نظر مشکل نيست.

سؤال ???- خانمي است که به علّت ديگري تحت عمل جرّاحي قرار گرفته، و شکم وي باز شده است. با توجّه به باز بودن شکم، بستن لوله‌ها چه حکمي دارد؟ آيا باز هم مسأله لمس و نظر مطرح است؟ در صورتي که پزشک مرد مسئول جرّاحي مشکل اوّليه بيمار باشد چطور؟

جواب: لمس و نظر بايد به مقدار ضرورت باشد، و بيش از آن مجاز نيست.

علاوه بر آنکه احراز شرايط فوق و رضايت بيمار و همسرش نيز لازم است.

سؤال ???- در صورتي که شکم زن بيمار توسّط دستيار زن باز شود، آيا پزشک مرد مي‌تواند با دستکش، به عمل بستن لوله‌ها بپردازد، با توجّه به اينکه نظر به پوست ظاهر شکم صورت نمي‌گيرد، و بيشتر داخل شکم مشاهده مي‌گردد؟

جواب: تنها در موارد ضرورت جايز است.

سؤال ???- «IUD» براي جلوگيري از حاملگي در زنان استفاده مي‌شود. اين وسيله بايستي از طريق مهبل در داخل رحم گذارده شود، و غالباً متخصّصين زن مي‌توانند مبادرت به اين کار نمايند؛ ولي زنان کافي در تمام مراکز بهداشتي- درماني و يا بيمارستانها، براي اين کار آموزش داده نشده‌اند، انجام اين کار توسّط پزشک مرد چه حکمي دارد؟ در صورتي که اين کار توسّط زن صورت گيرد، آيا مشاهده توسّط دانشجويان پزشکي پسر به منظور يادگيري اشکال دارد؟

جواب: اين کار جز در موارد ضرورت جايز نيست. و اگر ضرورتي باشد، مادام که دسترسي به جنس موافق است، مراجعه به جنس مخالف جايز نمي‌باشد.

سؤال ???- شخصي از نظر مرجع تقليدش اطّلاع نداشته، و اقدام به بستن لوله‌هاي خود نموده است. آيا پس از اطلاع از حرمت، بايد جبران کند؟

جواب: لازم نيست.

سؤال ???- تبليغ و ترويج مردم مسلمان ايران در امر جلوگيري و کنترل جمعيّت به عنوان يک کار فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي جامعه ايراني در منابر و محافل ديني، چه حکمي دارد؟

جواب: در صورتي که اهل خبره و کارشناسان متديّن، مسأله کنترل و محدود ساختن مواليد را يک ضرورت اجتماعي تشخيص دهند، شرعاً مي‌توان به طور موقّت با آن موافقت کرد، و يا در صورت لزوم به طور حساب شده از آن تبليغ نمود. در ضمن بايد توجّه داشت که افزايش نسل به عقيده هيچ کس جزء واجبات نيست، بنابراين محدود ساختن، حرام نمي‌باشد، مگر در مناطقي که تغيير بافت جمعيّتي به زيان مسلمين يا پيروان مکتب اهل‌بيت عليهم السلام باشد، که در چنين مواردي بايد برنامه کنترل مواليد تعطيل شود.

در ضمن بايد در موارد کنترل جمعيت به جاي افزايش کمّي به سراغ افزايش کيفي رفت، تا مسلماناني عالمتر و کارآمدتر به جامعه اسلامي تحويل داده شوند، و عزّت و عظمت مسلمين حفظ شود. و نيز بايد توجه داشت که در مواردي که طبق تشخيص اهل خبره متعهد، کنترل جمعيّت ضروري است، بايد حتماً از وسايل مشروع استفاده کرد، نه از وسايل نامشروعي مانند سقط جنين و امثال آن.


تلقيح و باروري مصنوعي

?. ===تلقيح مجاز===

الف) مادر جانشين

سؤال ???- رحم بانويي به هر علّت قادر بر نگاهداري جنين نيست، و آن را سقط مي‌کند. با آميزش تخمک وي و نطفه شوهرش در آزمايشگاه، و انتقال جنين به رحم زن ديگري که شوهر ندارد (وبه اصطلاح مادر جانشين، يا مادر قائم مقام ناميده مي‌شود) بچّه رشد نموده، و به موقع، متولّد مي‌شود، و برابر قرار داد اجرت معيّني به مادر جانشين داده مي‌شود، تا کودک تحويل زن و شوهر گردد. آيا اين کار جايز مي‌باشد؟

جواب: اين کار ذاتاً مانع شرعي ندارد، ولي مستلزم مسائل جنبي حرامي از قبيل لمس و نظر کردن است. بنابراين، هرگاه اين کار به وسيله محرمي مانند شوهر انجام شود، به اين صورت که نطفه خود و يکي از دو همسرش را بگيرد، و ترکيب نمايد، و در رحم همسر ديگر (هرچند عقد موقّتي با او خوانده باشد) کشت کند، مرتکب حرامي نشده‌اند. در غير اين صورت، براي مجاز بودن اين محرّمات جنبي بايد ضرورتي وجود داشته باشد.

سؤال ???- در فرض سؤال قبل، با وجود اينکه اين کودک در رحم مادر جانشين بزرگ شده، امّا داراي صفات ارثي زن اوّل مي‌باشد. با توجّه به آيه دوم سوره مبارکه مجادله، به کدام يک از اين دو زن تعلّق دارد، و وارث کدام يک از آنهاست؟

جواب: اين فرزند متعلّق به صاحبان نطفه، و با آنها محرم است، و از آنها ارث مي‌برد. و مورد مادر جانشين به منزله فرزند رضاعي او است، بلکه در بعضي جهات نسبت به آن اولويت دارد؛ چرا که تمام گوشت و استخوان او از وي روييده است. بنابراين حرام است که بعداً با آن زن و فرزندان او ازدواج کند، امّا ارث نمي‌برد.

سؤال ???- در موردي که تخمک زن سالم است، امّا رحم قدرت نگهداري و پرورش جنين را ندارد، اگر اسپرم شوهر با تخمک زن در آزمايشگاه ترکيب شود، و سپس نطفه ترکيب شده يا جنين حاصله در آزمايشگاه به رحم زن ديگري منتقل گردد، لطفاً بفرماييد:

اوّلًا: آيا اين امر جايز مي‌باشد؟

جواب: اين کار ذاتاً جايز است، امّا چون معمولًا موجب نظر و لمس حرام است، تنها در موارد ضرورت جايز است.

ثانياً: آيا اجازه صاحب رحم لازم است؟

جواب: آري لازم است.

ثالثاً: زني که نطفه ترکيب شده يا جنين در رحم او قرار مي‌گيرد، آيا مي‌تواند جهت انجام اين عمل درخواست اجرت کند؟

جواب: مانعي ندارد.

رابعاً: رابطه شرعي کودک متولّد شده، از نظر نسب مادري، با صاحب رحم و زن صاحب تخمک چگونه است؟

جواب: زن صاحب تخمک مادر اوست، و زن صاحب رحم به منزله مادر رضاعي مي‌باشد، و به او محرم است.

خامساً: رابطه شرعي اين کودک از نظر نسب، ارث، محرميّت و نکاح با شوهر زن صاحب رحم چگونه است؟

جواب: فقط نسبت به او محرم است.

سؤال ???- بچّه دار شدن تعدادي از زوجين به دلايل طبّي، به طور طبيعي مشکل بوده، و لازم است که از روشهاي درماني مختلف براي کمک به آنها استفاده شود. يکي از اين روشها، لقاح خارج از رحمي مي‌باشد؛ به اين معنا که تخمک را از زوجه و نطفه را از شوهرش گرفته و آنها را با هم مخلوط نموده، تا از اختلاط و امتزاج تخمک و نطفه، جنين حاصل شود، سپس اين جنين به رحم زوجه منتقل شود، تا حاملگي و بعد زايمان صورت گيرد. لازم به تذکّر است که جنين‌ها هنگام انتقال به رحم، فقط ?? تا ?? ساعت از زمان لقاحشان گذشته، و داراي ? الي ? سلول مي‌باشند. گاهي از اوقات، تعداد جنين‌هاي حاصل از نطفه زن و شوهر بيش از حدّ نياز است، که در اين صورت اضافه بر نياز منجمد شده، و پس از زايمان زن با رضايت زوجين، جنين‌ها از رده خارج و دور ريخته مي‌شود. از طرف ديگر، تعدادي از زوجها وجود دارند که به دلايل طبّي، به هيچ وجه صاحب فرزند نمي‌شوند؛ امّا براي برخي از آنها، اين امکان از نظر طبّي وجود دارد که جنين‌هاي مازاد دسته اوّل را در صورت عدم نياز زوجين، به رحم آنان انتقال داد. سؤالاتي که در اين زمينه مطرح مي‌شود عبارتند از:

?. انتقال اين جنين‌هاي بارور نشده به رحم زن ثالث از نظر شرعي چگونه است؟

جواب: اين کار ذاتاً مانع شرعي ندارد؛ ولي چون مستلزم لمس و نظر حرام است تنها در صورت ضرورت جايز مي‌باشد.

?. در صورت عدم نياز زوجين به جنين خود، آيا موافقت آنها براي هديه جنين به غير لازم است؟

جواب: آري، لازم است.

?. آيا والدين صاحب جنين مي‌توانند در ازاي اهداي جنين خود وجهي دريافت نمايند؟

جواب: بهتر اين است که چيزي نگيرند.

?. آيا ارائه مشخّصات اهداکنندگان جنين به دريافت‌کنندگان و برعکس لازم است؟

جواب: نظر به اينکه فرزند مزبور تعلّق به صاحبان اصلي نطفه دارد، لازم است هويّت آنها ثبت شود و به اطّلاع برسد.

?. در صورتي‌که فرزند پسر باشد، آيا با زني‌که در رحم او بزرگ شده، محرم‌است؟

جواب: آري، محرم است.

?. در صورت دختر بودن فرزند، آيا با شوهر مادر جانشين محرم است؟

جواب: آري، محرم است.

?. والدين فرزند حاصل چه کساني هستند؟

جواب: پدر و مادر او صاحبان نطفه‌اند، هرچند به زن ثالث نيز محرم مي‌باشد.

?. ارث اين بچّه‌ها پس از تولّد چگونه است؟

جواب: فقط از صاحبان نطفه ارث مي‌برند.

?. در صورت موافقت قبلي والدين صاحب جنين (صاحب نطفه و تخمک) در اهداي جنين خود، آيا مي‌توانند پس از تولّد نوزاد و يا سالها بعد، از شخص ثالث متقاضي استرداد طفل شوند؟

جواب: احتياط آن است که با رضايت مادرِ جانشين، بچّه را بگيرند.

سؤال ???- لطفاً در مورد انتقال جنينِ تکوين يافته از اسپرم و تخمک زوج قانوني در خارج از رحم، به رحم زن اجنبي (مادر جانشين) به سؤالات زير پاسخ دهيد:

?. اين کار از لحاظ تکليفي چه حکمي دارد؟

جواب: اين امر ذاتاً جايز است؛ ولي چون غالباً مستلزم نگاه و لمس حرام است، جز در موارد ضرورت جايز نيست.

?. مادر طفل تولّد يافته کدام زن است؟ آيا مي‌توان مادر جانشين را در حکم مادر رضاعي دانست؟

جواب: صاحبان اسپرم و تخمک، پدر و مادر حقيقي فرزند متولّد شده هستند.

و مادر جانشين در حکم مادر رضاعي است.

?. آيا مجرّد يا متأهّل بودن زن اجنبي (مادر جانشين)، علم و جهل مادر جانشين، مجّاني يا غير مجّاني بودن رحم، تأثيري در احکام مربوطه مي‌گذارد؟

جواب: هيچ کدام تفاوتي ندارد، ولي اگر مادر جانشين شوهر دارد، بايد با اجازه شوهرش باشد.

ب) توليد فرزند فقط با اسپرم مرد در رحم مصنوعي

سؤال ???- اگر علم در آينده آن قدر پيشرفت کند که اسپرم مرد را بدون ترکيب با نطفه زن، در رحم مصنوعي پرورش دهند، حکم آن چه خواهد بود؟

جواب: آن مولود فقط منسوب به صاحب اسپرم است؛ ولي فرزند شرعي او محسوب نمي‌شود.

ج) توليد فرزند با استفاده از دانه‌ها و محصولات نباتي

سؤال ???- اگر علم تا آنجا پيشرفت کند که اسپرم و نطفه را از دانه‌ها و محصولات نباتي و مانند آن بگيرند و به زن تلقيح کنند، و نوزاد مصنوعي به عمل آورند، در اين صورت کودک متعلّق به چه کسي است؟

جواب: اين کودک فقط باآن زن محرم‌است، ولي ارث بردن‌او از آن زن ثابت نيست.

د) توليد فرزند با اسپرم و نطفه نباتي در رحم مصنوعي

سؤال ???- اگر نطفه و اسپرم را از فرآورده‌هاي نباتي تهيّه، و آن را در رحم مصنوعي پرورش دهند، و از آن کودکي به عمل آورند. نوزاد به چه کسي ملحق مي‌شود؟

جواب: اين نوزاد متعلّق به کسي نيست؛ يعني نه پدر دارد و نه مادر.

ه) طلاق از شوهر اوّل و ...

سؤال ???- مرد نطفه ندارد، و لذا همسرش را طلاق داده است. اگر اين زن به صيغه مردي درآيد، سپس نطفه شوهر جديد و آن زن را ترکيب کنند، و زن بعد از پايان صيغه و عدّه به عقد شوهر اوّل درآيد، و بعداً آن نطفه را به رحم زن تزريق کنند، اين کار چه حکمي دارد؟ و در هر صورت پدر و مادر آن بچّه کيست؟ و ارث و محرميّت به چه صورت است؟

جواب: اگر ضرورت ايجاب کند جايز است، ولي فرزند به صاحبان اصلي نطفه تعلّق دارد.

و) لقاح خارج رحمي

سؤال ???- تلقيح اسپرم و تخمک زن و شوهر شرعي در خارج از بدن و جايگزيني آن در رحم همان زن چه حکمي دارد؟ آيا کودک حاصل حلال زاده است؟

جواب: اين کار ذاتاً اشکالي ندارد؛ ولي چون معمولًا مستلزم نظر و لمس حرام است، تنها در صورت ضرورت جايز مي‌باشد. (منظور از ضرورت اين است که مثلًا اگر اين کار انجام نشود زندگي زناشويي آن مرد و زن مختل، و يا زن گرفتار بيماري مي‌شود). و در هر حال فرزند مذکور حلال زاده است.


سؤال ???- تلقيح اسپرم و تخمک زن و شوهر شرعي و رشد جنين در محيط غير انساني چه حکمي دارد؟ آيا کودک حاصل از اين عمل حلال زاده است.

جواب: با همان شروطي که در بالا گفته شد اشکالي ندارد، و فرزند مذکور حلال زاده است.

?. ===تلقيح غير مجاز===

الف) تلقيح نطفه متوفّي به زوجه‌اش

سؤال ???- نطفه مرد از نظر علمي تا ?? ساعت پس از مرگ داراي حيات کامل است. اگر زوجه درخواست تلقيح مصنوعي از شوهر متوفّاي خود داشته باشد، آيا اطبّا مجاز به اين کار هستند؟ لازم به ذکر است که اين عمل بعضاً در کشورهاي خارجي اعمال مي‌گردد، و عمدتاً در مواردي است که زوجه از زوج فرزندي نداشته، و زوج در همان اوايل ازدواج به هر دليلي از دنيا رفته است.

جواب: اشکال دارد.

سؤال ???- اسپرم زوج با رضايت او و به طريق اصول پزشکي گرفته شده تا به زوجه او تلقيح شود، امّا قبل از اين کار از دنيا رفته است. و پس از فوت شوهر تلقيح صورت گرفته، و فرزند به دنيا آمده است. آيا فرزند مذکور فرزند مشروع همان زوج است و از او ارث مي‌برد؟

جواب: اين کار مجاز نبوده است؛ ولي چنانچه نمي‌دانستند فرزند مزبور حلال‌زاده است و احکام محرميّت را دارد و از مادرش ارث مي‌برد، ولي از پدر ارث نمي‌برد.

ب) پيوند تخمدان زن اجنبيّه به زوجه

سؤال ???- در مورد پيوند تخمدان زن اجنبي (مانند پيوند کليه) براي باردار شدن زوجه، لطفاً به سؤالات زير پاسخ دهيد:

الف) آيا اين کار جايز است و ديه دارد؟

ب) آيا تخمدان را مي‌توان فروخت؟

ج) حکم اولاد زوجه چگونه است؟

د) آيا زن اجنبي حقّي مانند مادر بودن پيدا مي‌کند؟

جواب: چنانچه ضرورتي براي اين کار نباشد از آن صرف نظر شود. و اگر ضرورتي وجود دارد، بعد از پيوند اين عضو جزء بدن آن زن مي‌شود، و فرزند مال خود اوست. و در فرض فوق ديه ندارد، و خريد و فروش آن جايز است؛ هرچند بهتر است که پول را در مقابل اجازه برداشتن عضو مزبور بگيرد، نه در مقابل خود آن.

ج) استفاده از نطفه‌هاي موجود در بانک نطفه

سؤال ???- بعضي از مؤمنين و مؤمنات، که از حيث نطفه نقايصي دارند، براي اولاددار شدن به مراکز ناباروري مراجعه مي‌کنند. آيا مي‌توان از نطفه هايي که در بانک نطفه نگهداري مي‌شود، در لقاح مصنوعي با مني خود آنها ممزوج، و شرايط لقاح را فراهم، و با دستگاه در رحم همسرانشان قرار داد؟ در صورتي که به طور کلّي در مني آنها اسپرم و تخمک وجود نداشته باشد، آيا مي‌توانند از اسپرمها و تخمکهاي مجهول الهويه موجود در بانک نطفه استفاده نمايند؟ و چنانچه در دو فرض فوق فرزندي به وجود آيد، متعلّق به چه کسي خواهد بود؟

جواب: استفاده از نطفه بيگانه براي صاحب فرزند شدن جايز نيست، و تولّد فرزند بايد مستند به ازدواج صحيح شرعي باشد. ولي اگر چنين عملي انجام شود، فرزند متعلّق به صاحبان نطفه است، و نسبت به مادري که در رحم او کشت شده نيز محرم مي‌باشد، بي آنکه از او ارث ببرد.

د) تلقيح نطفه اجنبي به اجنبيّه

سؤال ???- مردي عقيم، ولي زن او سالم و قدرت باروري دارد. اگر اسپرم مرد ديگري در آزمايشگاه با تخمک زن مذکور ترکيب، سپس نطفه ترکيب يافته در رحم زن نهاده شود، لطفاً بفرماييد:

اوّلًا: آيا اين کار جايز است؟

جواب: جايز نيست.

ثانياً: آيا اين امر زنا محسوب مي‌شود؟

جواب: زنا نيست؛ ولي از جهاتي شبيه زناست.

ثالثاً: آيا مشخّص بودن يا ناشناس بودن دهنده اسپرم در حکم مسأله تأثيري دارد؟

جواب: هيچ تأثيري ندارد.

رابعاً: رابطه شرعي کودک با شوهر زن از لحاظ ارث، محرميّت و نکاح چگونه خواهد بود؟

جواب: رابطه‌اي بااوندارد؛ جزاينکه فرزندطبيعي همسراوست، وبااومحرم‌مي‌باشد.

خامساً: رابطه شرعي کودک با مرد صاحب اسپرم از نظر ارث، محرميّت و نکاح چگونه مي‌باشد؟

جواب: به منزله فرزندنامشروع اوست که‌محرم‌است؛ ولي‌ازيکديگرارث نمي‌برند.

سؤال ???- هشت سال است ازدواج کرده، ولي بچّه دار نمي‌شوم. مشکل از ناحيه شوهرم است، و هيچ اميدي به بچّه دار شدن من نيست، آيا مي‌توان از نطفه مرد ديگري استفاده کرد؟ به گونه‌اي که دو طرف همديگر را نبينند، و اسپرم مرد را در مطب دکتر به زن تزريق کنند. در ضمن شنيده‌ام که گفته‌اند اين عمل چون براي جلوگيري از طلاق است، و دو طرف همديگر را نمي‌بينند، اشکالي ندارد، و مانند خوني است که از شخصي گرفته، و به شخص ديگري تزريق مي‌کنند، و لهذا از نظر شرعي حلال است. آيا چنين چيزي صحّت دارد؟

جواب: اين کار گناه دارد و جايز نيست؛ مگر اينکه شما از شوهرتان طلاق بگيريد؛ و بعد از گذشتن عدّه به عقد موقّت مثلًا يک روزه مردي درآييد، هرچند او را هرگز نديده و نبينيد، و نطفه آن مرد را در مطب دکتر گرفته و به شما تزريق کنند، و بعد از تولّد فرزند مجدّداً به عقد شوهرتان درآييد. در غير اين صورت جايز نيست.

سؤال ???- آيا مي‌توان اسپرم مرد و زن اجنبي را در لوله آزمايش قرار داد؟ اگر فرزندي متولّد شود متعلّق به کيست؟ آيا حکم ولد الزنا را دارد؟

جواب: اين کار جايز نيست و اگر فرزندي متولّد شود در بسياري از احکام تابع صاحبان نطفه است؛ ولي از آنها ارث نمي‌برد.

يک راه حلّ مناسب!

سؤال ???- زني ?? ساله هستم. قبل از ازدواج دردهاي شديد ماهيانه داشتم.

دکترها گفتند: مشکلات شما با ازدواج و زايمان حل مي‌شود. بدين جهت ? سال پيش ازدواج کردم، و چون درد زيادي متحمّل مي‌شدم، تصميم گرفتم که زود بچّه‌دار شوم، ولي متأسّفانه ? ماه پس از ازدواج متوجّه شدم شوهرم به طور کامل عقيم است، و اصلًا بچّه دار نمي‌شود. من که اين مسأله برايم خيلي مهم بود، بيش از پيش روحيه خود را از دست دادم. اکنون پزشکان مي‌گويند تنها راه اين است که: «اسپرم مرد بيگانه‌اي با سرنگ به شما تزريق شود». من اوّل به اين کار راضي نبودم، چون مقلّد شما هستم، و طبق فتواي شما اين کار حرام است. ولي اکنون جانم به لب رسيده است. لطفاً بگوييد: چه کنم که هم بچّه دار شوم، و هم مرتکب گناهي نگردم؟

جواب: تنها راه مشروع آن است که شما از شوهرتان (هرچند به صورت مخفيانه و بدون اطّلاع اطرافيان) طلاق بگيريد، و پس از گذشتن عدّه به عقد موقّت صاحب نطفه درآييد (هرچند همديگر را هرگز نبينيد)، سپس نطفه به شما تزريق شود، و پس از پايان عقد موقّت و زايمان دوباره مي‌توانيد به عقد شوهر اوّل درآييد. در اين صورت شما مادر آن بچّه، و صاحب نطفه پدرش محسوب مي‌شود. و به شوهر شما هم محرم است. ولي به اقوام شوهرتان محرم نيست. امّا به اقوام شما محرم است. «?»

?. ===احکام تلقيح مصنوعي===

سؤال ???- برخي از مراجع عظام تلقيح را در صورتي تجويز فرموده‌اند که:

«نطفه شوهر بدون ايجاد مقدّمات حرام، توسّط خود شوهر در رحم زن تزريق گردد».

حال اگر به علّت نداشتن تخصّص و آشنايي، اين کار باعث عفونت ثانويّه و احياناً مرگ همسرش گردد، آيا شوهر ضامن است، يا ضمان متوجّه افراد متخصّصي بوده که بدون دادن آگاهيهاي لازم او را نسبت به اين عمل ترغيب کرده‌اند؟

جواب: در صورتي که ضرورتي براي اين کار احساس شود مي‌توان از افراد متخصّص استفاده کرد، تا خطري پيش نيايد.

سؤال ???- در جايي که عمل تلقيح به طور شبهه صورت گرفته (مثل جايي که زن گمان مي‌کرده نطفه از شوهرش بوده، و مرد نيز گمان مي‌کرده زني که نطفه وارد رحم او شده، همسر واقعي او مي‌باشد، در حالي که اين طور نبوده است).

آيا احکام اولاد بر فرزندي که به دنيا خواهد آمد، جاري مي‌شود؟

جواب: نسبت به صاحب آن نطفه و آن زن ولد شبهه است. و به شوهر آن زن نيز محرم است.

سؤال ???- آيا مادر جانشين (زن پذيراي جنين) مستحقّ دريافت نفقه يا اجرةالمثل تا زمان تولّد جنين، از صاحب نطفه و پدر جنين مي‌باشد؟ و آيا اين کار نوعي اجاره اعضا (اجاره رحم) تلقّي مي‌گردد؟ يا مشمول عقد ديگري است؟

جواب: اين موضوع تابع قرار داد است، و اگر قراردادي ندارند، و جنبه رايگان نداشته، حقّ اجرة المثل دارد. و عمل مزبور نوعي اجاره است، نه اجاره اعضا؛ بلکه اجير شدن براي پرورش جنين.

مسائل مربوط به سقط جنين

الف) سقط غير مجاز

?. ====بعد از انعقاد نطفه ====


سؤال ???- آيا بعد از انعقاد نطفه از بين بردن آن جايز است؟

جواب: در صورتي که يقين يا خوف خطر يا ضرر مهمي براي مادر نباشد، جايز نيست و ديه دارد.

?. ====جنين کافر====

سؤال ???- سقط جنين مسلمان و کافر چه حکمي دارد؟

جواب: واضح است که ساقط کردن جنين مسلمان جايز نيست، حتّي اگر فرزند نامشروع باشد. و در مورد بچّه‌هاي کفّار نيز ساقط کردن مجاز نيست، حتّي اگر در مذهب آنها فرزند نامشروع باشد.

سؤال ???- آيا در موارد زير قبل از ولوج روح مي‌توان سقط درماني انجام داد:

الف) بيماريهايي که مي‌دانيم مسلّماً جنين پس از تولّد خواهد مرد.

ب) بيماريهاي ژنتيکي.


ج) ناهنجاريهاي نوزادان «مثل آنانسفالي».
جواب: سقط جنين در اين موارد اشکال دارد، به خصوص که پيش بيني‌هاي فوق جنبه قطعي ندارد.

سؤال ???- عوامل فوق در مورد جنين پس از ولوج روح چگونه خواهد بود؟

جواب: جايز نيست.

?.==== جنين غير شيعه ====

سؤال ???- سقط جنين غير شيعه چه حکمي دارد؟

جواب: سقط جنين در هيچ مورد جايز نيست؛ مگر در موارد ضرورت.

ب) مواردي که سقط جنين جايز است

?. نطفه رشد يافته در لوله آزمايشگاه

سؤال ???- اطبا در آزمايشگاه، مني مرد (اسپرم) را با تخمک زن (اوول) در لوله آزمايش قرار داده، و آن را رشد مي‌دهند، بفرماييد:

?. آيا نطفه رشد يافته را مي‌توان دور افکند، يا اين کار حکم سقط جنين دارد، و لذا بايد تا طفلِ کامل (صاحب روح) شدن از وي محافظت نمود؟

?. اگر دور افکندن آن جايز نباشد، آيا بايد ديه سقط جنين پرداخت شود؟ در صورتي که بايد پرداخت شود بر عهده کيست؟

?. آيا بين دور انداختن آن قبل از ولوج روح، يا بعد از ولوج، فرقي هست؟

?. در مورد سؤال فوق، آيا تفاوتي بين نطفه مرد اجنبي با مني زن اجنبيه براي لقاح و رشد در لوله آزمايشگاهي هست؟

?. اگر مني متعلّق به مرد و زن اجنبي و اجنبيّه باشد، آيا اصل انجام اين عمل جايز است؟

جواب: ?. نگهداري آن واجب نيست.

?. از جواب قبل روشن شد که ديه ندارد.

?. مادام که به صورت انسان زنده‌اي در نيامده، حفظ آن دليلي ندارد.

?. تفاوتي نيست.

?. خالي از اشکال نيست.

?. در صورتي که جنين ناقص الخلقه شود

سؤال ???- در زن حامله‌اي که مبتلا به سرطان رحم شده، و درمان آن هم به اشعه درماني نياز دارد، و دادن اشعه هم باعث ناقص الخلقه شدن جنين مي‌شود، آيا مي‌توان قبل از اشعه درماني، سقط درماني کرد؟

جواب: اگر ناقص الخلقه شدن او قطعي و شديد است، و در مراحل نخستين بارداري و قبل از رسيدن به مرحله جنينِ کامل باشد، و راه درمان نيز منحصر به اين راه گردد مانعي ندارد.

?. جان مادر در خطر باشد

سؤال ???- معمول است که در زنان حامله مبتلا به سرطان «مثلًا سرطان پستان» اگر سرطان از نوع پيشرفته باشد حمل در هر مرحله‌اي باشد سقط درماني را انجام داده و به درمان مادر مي‌پردازند. و اين کار از «دو نظر» اهمّيت دارد:

نخست اينکه حيات مادر در خطر است، و ديگر اينکه با اجازه ندادن به ختم حاملگي هم مادر از بين مي‌رود و هم فرزند بدون مادر به جاي مي‌ماند. بدين جهت اگر سرطان از نوع اوّليّه باشد، و حاملگي در ماههاي انتهايي، صبر مي‌کنند تا جنين به حدّ قابليت زندگي برسد، و سپس با عمل جرّاحي آن را زودتر از موعد از شکم خارج، و تحت مراقبت ويژه او را بزرگ مي‌کنند. و اگر حاملگي در ماههاي اوليّه باشد، سقط درماني انجام شده، و درمان سرطان هم صورت مي‌پذيرد. البتّه در اين موارد سقط درماني در صورتي انجام مي‌پذيرد که درمان اساسي سرطان براي جنين مضر باشد، مثل شيمي درماني. يا اشعه درماني؛ آنچه در بالا آمد از منظر شرع چه حکمي دارد؟

جواب: اگر حيات مادر در خطر باشد، و جنين ماههاي اوّل را طي کند مانعي ندارد. و متولّد کردن بچّه قبل از موعد وپرورش او با شرايط ويژه هم اشکالي ندارد.

سؤال ???- زني که در ماه هفتم حاملگي به سر مي‌برد، در اثر تصادف نياز به عمل جرّاحي فوري پيدا مي‌کند، که لازمه‌اش بيهوش نمودن اوست، ولي در اثر بيهوشي بچّه مي‌ميرد (علم يقيني‌به فوت بچّه داريم) آيا جايز است مادر، جرّاحي و عمل شود؟
جواب: اگر جان مادر در خطر است و راه منحصر به عمل جرّاحي و بيهوشي باشد مانعي ندارد.

سؤال ???- در فرض بالا در صورتي که احتمال فوت بچّه برود، آيا باز هم جايز است مادر عمل شود؟

جواب: با شرايط بالا، اين فرض به طريق اولي جايز است.

سؤال ???- اگر پس از ولوج روح، علم به تلف شدن مادر و جنين باشد، آيا سقط جنين جايز است؟

جواب: در فرض مسأله، که اگر مادر به همان حال باقي بماند هر دو مي‌ميرند، مي‌توان با سقط جنين جان مادر را نجات داد.

سؤال ???- اگر طبيب تشخيص قطعي دهد که ماندن جنين موجب مرگ مادر مي‌گردد، بفرماييد:

?. آيا جايز است جنين را در شکم مادر از بين ببرد، تا مادر سالم بماند؟

?. آيا مي‌توان مادر را به همان حال باقي نهاد تا بچّه سالم بماند و مادر بميرد؟

?. اگر در باقي گذاردن مادر به همان حال، احتمال مرگ، هم براي مادر و هم براي بچّه در کار باشد تکليف چيست (يعني احتمال مرگ و سلامت براي هر دو مساوي باشد)؟

?. آيا حکم فوق نسبت به جنين قبل از ولوج روح تفاوت دارد؟

جواب: ?. چنانچه خلقت جنين کامل نشده مانعي ندارد.

?. هرگاه بچّه به صورت انسان کامل در نيامده باشد، سقط جنين براي نجات مادر اشکال ندارد.

?. اگر بدانيم يکي از آن دو قطعاً نجات پيدا مي‌کند، بايد آنها را به حال خود گذاشت تا يکي از آن دو بدون دخالت انسان ديگري نجات يابد. و اگر امر داير ميان اين است که هر دو بميرند يا فقط جنين بميرد، مي‌توان جنين را سقط کرد تا مادر زنده بماند.

?. از جوابهاي بالا معلوم شد.

?. سلامتي مادر در خطر باشد

سؤال ???- خانمي دچار بيماري چشمي گرديده، و اطبّا نظر به عمل جرّاحي به طور اورژانسي داده‌اند؛ امّا متأسّفانه اين خانم داراي حمل سه ماهه است، و به ناچار بايد سقط جنين کند، و بعد عمل جرّاحي چشم را به انجام برساند. و اگر چشم خود را عمل نکند کور مي‌شود، و همچنين ضررهاي زيادي به جنين وارد مي‌گردد، در اين صورت آيا سقط جنين جايز است؟

جواب: در فرض مسأله پايان دادن به بارداري ظاهراً مانعي ندارد.

سؤال ???- آيا در موارد زير مي‌توان سقط جنين کرد؟

الف) مادر بيمار باشد، و ادامه حاملگي (با تشخيص پزشک، و وضعيّتي که مادر دارد، و خودش نيز تشخيص داده) باعث تشديد بيماري و وخامت حال مادر گردد.

ب) بيماري فوق به درجه‌اي برسد که حيات مادر متوقّف بر سقط جنين باشد.

ج) مادر در کمال صحّت و سلامتي است، و هيچگونه خطري او را تهديد نمي‌کند، و جنين نيز سالم است، ولي دو سر دارد. يا سر جنين به شکل انسان نيست، و اگر با چنين حالتي متولّد شود، طبق تشخيص پزشک، ممکن است چند روز پس از تولّد از دنيا برود. يا ادامه حيات چنان فرزندي براي خود او، و والدين و جامعه مشکلاتي خواهد داشت.

د) در فروض فوق، حکم مسأله را قبل و بعد از ولوج روح بيان فرماييد.

ه) در هر صورت، آيا مسئوليّتي از نظر شرعي براي پزشک و زوجين وجود دارد؟

و) چنانچه لازم باشد پزشک مرد اقدام به سقط جنين نمايد، چه حکمي دارد؟

جواب: سقط جنين تنها در صورتي جايز است که جان مادر در خطر باشد.

همچنين اگر بيماري شديدي مادر را تهديد کند، و جنين هنوز به مرحله دميدن روح نرسيده باشد. و نيز اگر تشخيص قطعي داده شود که جنين به گونه‌اي ناقص است که براي پدر و مادر و اطرافيان سبب عسر و حرج شديد مي‌شود، مشروط بر اينکه روح در آن دميده نشده باشد. در اين سه صورت، ختم حاملگي جايز است است. و اگر راه منحصر به طبيب مرد باشد، در اين صورت مانعي ندارد. و احتياط آن است که پدر و مادر، طبيب را نسبت به ديه تبرئه کنند.

?. جنين معيوب يا ناقص الخلقه باشد

سؤال ???- آيا سقط عمدي جنيني که مطمئنّيم يا احتمال مي‌دهيم، معيوب و نارسا متولّد خواهد شد، در هر ماهي از بارداري اگر ديه لازمه پرداخت شود، مجاز است؟
جواب: هرگاه در مراحل ابتدايي جنين باشد، و جنين به صورت انسان کامل در نيامده باشد، و باقي ماندن جنين در آن حالت و سپس تولّد ناقص آن باعث عسر و حرج شديد براي پدر و مادر گردد، با اين شرايط مانعي ندارد. و احتياطاً بايد ديه را بدهند.

سؤال ???- با عکس برداري از جنين درون شکم مادري، معلوم شد که جنين ناقص الخلقه مي‌باشد، و پس از تولد مانند تکه گوشتي به کناري خواهد افتاد، و هيچ‌گونه فعّاليّتي نمي‌تواند داشته باشد، و فاقد هرگونه درک و شعور انساني خواهد بود، بفرماييد:

?. آيا جايز است در همان حال جنين بودن- قبل از ولوج روح يا بعد از ولوج روح- جنين را ساقط نمود؟

?. اگر اين طفل به دنيا آمد و سپس بيمار شد، آيا جايز است که هيچ گونه اقدامي در مورد درمان وي انجام نداد تا زودتر بميرد، و چه بسا از درد و رنج هم راحت شود؟

جواب: ?. هرگاه در مراحل ابتدايي جنين باشد، و جنين به صورت انسان کامل در نيامده باشد، و باقي ماندن جنين در آن حالت و سپس تولّد ناقص آن باعث عسر و حرج شديد براي پدر و مادر گردد، با اين شرايط مانعي ندارد، و احتياطاً بايد ديه را بدهند.

?. خالي از اشکال نيست.


سؤال ???- با توجه به اينکه در برخي از سؤالات بالا حکم سقط بعد از ولوج روح و قبل از آن متفاوت بيان شده، لطفاً بفرماييد که ولوج روح چه زماني است؟

جواب: هنگامي است که بچّه در شکم مادر به حرکت در مي‌آيد، که معمولًا در حدود چهار ماهگي است.

سؤال ???- در صورت اطمينان داشتن به ناقص الخلقه بودن جنين بعد از ولوج روح، آيا مجاز به سقط هستيم (با توجّه به تبعات شديد به دنيا آمدن آن براي والدين و جامعه و ...)؟

جواب: در صورتي که روح در جنين دميده شده باشد، که معمولًا پس از چهارماهگي حاصل مي‌شود، ساقط کردن آن جايز نيست.

ج) انتقال جنين

سؤال ???- اطباء مي‌توانند جنين را از شکم زني که نمي‌تواند آن را در رحم معيوب خود پرورش دهد و سقط مي‌کند خارج نموده، و در رحم سالم زن ديگري قرار داده تا در آنجا به رشد خود ادامه دهد و به طور طبيعي متولّد شود، بفرماييد:

?. اگر زن دوّم هم همسر شوهر زن اوّل باشد (که نطفه متعلّق به يک شوهر مي‌شود) آيا اين کار جايز است؟

?. در صورتي که زن دوم با شوهر زن اوّل بيگانه باشد، اين کار چه حکمي دارد؟

?. انجام اين کار قبل از ولوج روح يا بعد از ولوج روح چه تفاوتي دارد؟

جواب: در هر سه صورت، انتقال جنين (بعد از انعقاد نطفه) مانعي ندارد، ولي چون معمولًا مستلزم نظر و لمس حرام است، تنها در موارد ضرورت مجاز مي‌باشد.

سؤال ???- جنيني است که اگر در شکم مادر بماند خواهد مرد، ولي اگر آن را از شکم مادر خارج نمايند و در دستگاه مخصوص (انکوباتور) بگذارند زنده مانده، و به رشد و حيات خود ادامه مي‌دهد، بفرماييد:

?. تکليف در اين مورد چيست، آيا مي‌توان بچّه را از شکم مادر خارج نمود؟

?. آيا قبل از ولوج روح و يا بعد از ولوج، حکم فرق مي‌کند؟

جواب: ?. اگر اين موضوع قطعي باشد نه تنها اشکالي ندارد، بلکه اقدام بر آن مطابق احتياط است.

?. تفاوتي ندارد.

د) احکام سقط جنين

سؤال ???- در مواردي که لازم است پزشک سقط جنين کند، ديه لازمه بايد توسّط چه کسي پرداخت شود، آيا پزشک مي‌تواند شرط کند که ديه بر عهده وي نباشد؟ آيا اين شرط، جهت رفع دين از وي کافي است؟
جواب: احتياط اين است که طبيب با بيمار يا کسان او شرط کند که ديه را خودشان بپردازند، و الّا خودش بايد عهده دار بشود (بنابر احتياط).
سؤال ???- اگر طبيبي متوجّه نقض عضو جنين درون شکم مادري شود، و در صورت اطّلاع دادن به والدين او، احتمال مي‌دهد آنان سقط جنين کنند، و شايد هم در مقام معالجه نقص عضو از جنين برآيند، که احتمال بهبودي بسيار کم است. و در ضمن اگر اطّلاع ندهد، در معرض شکايت والدين نسبت به عدم اطّلاع به آنان از وضعيّت جنين قرار خواهد گرفت، وظيفه طبيب در اينجا چيست؟
جواب: اطّلاع دادن اشکالي ندارد.

سؤال ???- چنانچه به بيماراني که از درد شديداً رنج مي‌برند مسکّن‌هاي قوي داده شود، دردشان تسکين خواهد يافت، ليکن به احتمال قوي به اين خاطر بعداً دچار عوارض جنين و ناراحتيهايي خواهند شد، تکليف طبيب نسبت به اين‌گونه بيماران چيست؟

جواب: هرگاه ضرري باشد که در برابر تسکين درد شديد در ميان عقلا قابل پذيرش باشد اشکالي ندارد. و اگر ضرر مهمّي است که او را به خطر مي‌اندازد، جايز نيست. و اگر براي خودش ضرر نداشته باشد، بلکه براي جنين ضرر داشته باشد نيز حکم مسأله همين است.

سؤال ???- اگر پزشک به طور قطع تشخيص دهد که فرزندان بعدي زن و شوهري، ناقص العضو خواهند شد، بفرماييد:

?. آيا بر طبيب واجب‌است، درصورت سؤال والدين، واقعيّت را به آنان اطلاع‌دهد؟

?. آيا در صورت عدم سؤال، بر طبيب واجب است به آنان بگويد، تا از پيدا کردن چنين فرزنداني جلوگيري نمايند؟ اگر واجب نيست، آيا گفتنش حرام است؟

?. اگر طبيب احتمال دهد که در صورت اطّلاع والدين از اين مطلب، هربار که فرزندي پيدا کنند، اقدام به سقط وي خواهند نمود، در اينجا وظيفه طبيب چيست؟

جواب: ?. واجب نيست، مگر اينکه در سرنوشت آنان اثر مهمّي داشته باشد.

?. در اين گونه موارد اگر مسأله مهمّي است طبيب کتمان نکند.

?. طبيب بايد به وظيفه خود عمل کند، و اگر بيمار عمل خلافي انجام دهد او مسئول نيست؛ منتها طبيب وظيفه خود را در امر به معروف و نهي از منکر انجام دهد.

سؤال ???- اگر مادري براي سقط بچّه‌اش کاري انجام ندهد، لکن با مراعات نکردن موارد لازم و تهيّه نکردن شرايط حفظ جنين، باعث سقط بچّه شود، آيا کار حرامي کرده است؟

جواب: اگر در حفظ جنين مطابق معمول کوتاهي کرده باشد مسئول است.

سؤال ???- دکتر دارويي داده که مادر بخورد تا بچّه‌اش سقط نشود، آيا زن مي‌تواند به منظور سقط جنين دارو را نخورد؟

جواب: جايز نيست.

سؤال ???- نگهداري جنين مرده در شيشه، جهت آموزش چه حکمي دارد؟

آيا جهت دکور آزمايشگاهي، يا نگهداري در منزل جايز است؟

جواب: جهت دکور و امثال آن جايز نيست؛ ولي اگر ضرورتي براي آموزشهاي لازم ايجاب کند، و چيزي جانشين آن نشود، مانعي ندارد.

سؤال ???- تبليغات زياد باعث شده که افراد از داشتن فرزند احساس شرمندگي نموده و مبادرت به سقط جنين نمايند، آيا چنين تبليغاتي جايز است؟

جواب: جايز نيست.

ازدواج

الف) ازدواج مبتلايان به ايدز

سؤال ???- آيا شخص مبتلا به ايدز مي‌تواند دختر مسلماني را به عقد خود درآورد؟
جواب: در صورتي که توليد خطر کند جايز نيست.

ب) ترميم پرده بکارت

سؤال ???- بعضي از زنان با مراجعه به پزشک در خواست دوختن يا ايجاد پرده بکارت به صورت جرّاحي ترميمي دارند. اين عمل از ديدگاه پزشکي يک اقدام طبّي همانند ساير موارد، نظير اصلاح عيوب ظاهري بيني، صورت، شکم، و اندامها است، و از ديدگاه بيماران همانند کساني که داراي يک اشکال در صورت، دست و ساير قسمتهاي بدن مي‌باشند، و از معالجه آن منتفع مي‌گردند، مي‌تواند براي فرد متقاضي منافع اجتماعي داشته باشد. اشتغال به عمل فوق، از نظر شرع مقدّس چگونه است؟

جواب: در صورتي که اشخاص مزبور واقعاً ضرورتي براي اين کار احساس کنند، و قصد تدليس نداشته باشند، جرّاحي فوق شرعاً اشکالي ندارد.

سؤال ???- با توجّه به آنچه در پاسخ سوال قبل آمده که «قصد تدليس نداشته باشند» آيا تدليس يک امر قصدي است؟

جواب: آري تدليس يک امر قصدي است.

ج) آزمايش پرده بکارت

سؤال ???- چنانچه عروسي از باب احتياط، براي بررسي بکارت به دکتر زن، و در صورت نبودن زن به طبيب مرد مراجعه کند، با توجّه به لزوم لمس و نظر اين کار چه حکمي دارد؟

جواب: هرگاه ترک اين کار مظنّه مفاسد و اختلافات مهمّي بوده باشد جايز است. و در اين صورت بايد حتّي الامکان از طبيب زن استفاده شود، و اگر ممکن است از غير طريق رؤيت مثلًا با استفاده از لمس غير مستقيم به وسيله دستکش و مانند آن انجام گيرد.

د) آزمايش‌هاي قبل از عقد

سؤال ???- معمولًا قبل از ثبت رسمي عقد ازدواج از پسر و دختر آزمايشاتي گرفته و بعضاً واکسن مخصوصي تزريق مي‌گردد. چنانچه انجام اين آزمايشات مستلزم نظر يا لمس عورت توسّط همجنس، و يا نظر و لمس ساير اعضاي بدن توسّط غير همجنس باشد چه حکمي دارد؟

جواب: تنها در صورت ضرورت جايز است.

ه) بيماريها و عيوب فسخ نکاح

?. ====عيب‌هاي مخصوص زنان ====

سؤال ???- زوج در چه مواردي حقّ فسخ عقد نکاح را دارد؟

جواب: هرگاه مرد بعد از عقد بفهمد که همسرش يکي از هفت عيب زير را دارد مي‌تواند عقد را فسخ کند: ?. ديوانگي ?. بيماري خوره ?. بيماري برص «?» ?. کور بودن «?» ?. شَل بودن، به طوري که آشکار باشد ?. افضا شدن (يعني راه بول و حيض او، يا راه حيض و غائطش يکي شده باشد، و به طور کلّي پارگي طوري باشد که قابل استفاده براي آميزش جنسي نباشد) ?. گوشت يا استخوان يا غدّه‌اي در او باشد که مانع نزديکي شود. و چنانچه مرد به سبب يکي از اين عيوب عقد را به هم بزند نياز به طلاق نيست، همان فسخ کافي است.

سؤال ???- آيا نبودن بکارت در دختر باعث جواز فسخ عقد مي‌شود؟ معناي فسخ چيست؟

جواب: در صورتي که شرط بکارت کرده باشد حق فسخ دارد، و معمولًا در محيطهاي ما، شرط بکارت به عنوان يک شرط ضمني و از پيش توافق شده مي‌باشد. و معناي فسخ اين است که بگويد: «من عقد را فسخ کردم، يا به هم زدم» و به هر زباني باشد کافي است.

?. ====عيوب مخصوص مردان ====

سؤال ???- زوجه در چه مواردي حق فسخ ازدواج را دارد؟

جواب: زن در چند صورت مي‌تواند عقد را به هم زند: ?. ديوانه بودن شوهر ?. نداشتن آلت مردي ?. ناتواني از نزديکي جنسي ?. در صورتي که بيضه‌هاي او را کشيده باشند. و چنانچه زن به خاطر يکي از عيوب بالا عقد را بر هم زند نيازي به طلاق نيست، و همان فسخ کافي است. «?»

سؤال ???- در صورتي که زوجه با استفاده از حقّ فسخ، عقد را بر هم زند حکم مهريّه چيست؟

جواب: هرگاه زن به خاطر ناتواني مرد از نزديکي، عقد را بر هم زند، شوهر بايد نصف مهر او را بپردازد، ولي اگر به خاطر يکي ديگر از عيبهايي که گفته شد مرد يازن عقد را بر هم زند، چنانچه با هم نزديکي نکرده باشند چيزي بر مرد نيست، و اگر آميزش کرده باشند بنابر احتياط واجب بايد تمام مهر را بپردازد.

سؤال ???- اگر حال شوهر پس از عقد بر خلاف آنچه ادعا کرده بود و عقد بر مبناي آن حال و شرايط اجرا گرديده بود ظاهر گردد، آيا باز هم طلاق و فسخ به دست شوهر است؟ اگر زن مهريّه را گرفته و بخواهد عقد را قبل از دخول فسخ کند حکم مهريّه چيست؟

جواب: اگر زن شرايطي را بر مرد شرط کرده باشد و مرد از آن شرايط تخلّف کند، يا در بعضي صفات زن را فريفته باشد و خلاف آن ثابت شود، زن حق فسخ عقد را دارد. و اگر قبل از دخول فسخ کند مستحق مهريّه نيست.

و) عيوب و بيماريهاي قابل درمان

سؤال ???- مواردي که قبلًا بيان مي‌شد که مرد مي‌تواند عقد را به هم زند، مانند بيماري برص (ويتيليگو)، نقص مادر زادي، افضا، موانع مقاربت (مانع استخواني يا پرده پوستي و مانند آن) همگي امروزه با درمان قابل رفع مي‌باشد.


حال چنانچه مردي پس از ازدواج متوجّه موارد مذکور گردد، آيا باز هم اختيار بر هم زدن عقد را دارد؟

جواب: چنانچه به سهولت قابل معالجه بوده باشد، و زن با هزينه خود اقدام به درمان نمايد، خيار فسخ جاري نيست.

سؤال ???- اگر يکي از مجوّزات فسخ نکاح قبل از عقد وجود داشته، لکن با عمليّات پزشکي درمان شده، و عيب مزبور رفع گرديده باشد، آيا حقّ فسخ نکاح براي طرف ديگر پابرجاست؟

جواب: حقّ فسخ ندارد.

ز) بيماريها و عيوب جايگزين

سؤال ???- با توجّه به اينکه کشور ما در حال حاضر در مرحله حدف بيماري جذام است، آيا مي‌توان جايگزينهاي ديگري، مانند بيماري ايدز، يا ساير بيماريهاي پوستي که مخلّ به روابط زناشويي است، براي آن در نظر گرفت؟

جواب: در صورتي که واقعاً مخلّ روابط زناشويي باشد، حقّ فسخ ثابت است.

سؤال ???- با توجّه به اينکه يکي از راههاي سرايت بيماري ايدز تماس جنسي است، لطفاً به سؤالات زير پاسخ دهيد:

?. ازدواج و همبستر شدن با همسر مبتلا به ايدز چه حکمي دارد؟

?. آيا بيماري ايدز مبطل عقد است و مجوّز فسخ مي‌شود؟

جواب: ازدواج با مبتلايان به ايدز باطل نيست، ولي چنانچه اطّلاع نداشته قابل فسخ است. امّا احتياط آن است که زن با اجازه حاکم شرع خود را مطلّقه کند. و در هر صورت، اگر آميزش خطر ابتلا به ايدز را به همراه داشته باشد، جايز نيست.

ح) برخي از عيوبي که حق فسخ نمي‌آورد

?. ====بيماري صرع ====

سؤال ???- دختري را به ازدواج دائم پسرم در آورده‌ام. پس از عروسي معلوم شد که دختر مدتها به بيماري صرع (غش کردن) مبتلاست. خود دختر و طبيبش نيز اين مطلب را تصديق کرده، ولي پدر و مادرش آن را از ما پنهان کرده‌اند. حتي دختر مي‌گويد: «مي‌خواستم بگويم، ولي پدر و مادرم مانع شدند.» تکليف عقد و مهريّه چيست؟

جواب: بيماري صرع موجب خيار فسخ در عقد نکاح نيست؛ بنابراين اگر زوج بخواهد زوجه را طلاق دهد. چنانچه عروسي نموده‌اند بايد تمام مهر را بپردازد.

?. ====بيماريهاي روحي و عصبي ====

سؤال ???- زوجه در دوران عقد متوجّه بيماري روحي و عصبي صعب العلاجي در همسرش مي‌گردد، به گونه‌اي که عوارض بيماري زندگي را براي وي مخاطره‌آميز ساخته است. نظر به ترس و نگراني زوجه از زندگي مشترک، و ضرورت درمان طولاني چند ساله، و نبودن عزم جدّي بر معالجه از سوي زوج و خانواده‌اش، آيا زوجه مي‌تواند نکاح را فسخ نموده، يا درخواست طلاق کند؟

جواب: در صورتي که قبلًا زوج و کسان او اظهار داشته‌اند که از سلامت کامل برخوردار است زوجه مي‌تواند به عنوان تدليس، نکاح را فسخ کند. در غير اين صورت، هرگاه ثابت شود زندگي با آن مرد مستلزم عسر و حرج شديد است حق دارد از حاکم شرع تقاضاي طلاق کند.

? ====و ?. سوختگي و پرده ضخيم مانع آميزش ====

سؤال ???- پس از ازدواج معلوم شد که در قسمتهاي بالاي پاي زوجه آثار سوختگي به طور ضعيفي به جاي مانده است، و از طرفي پرده بکارت از نوع گوشتي و بسيار ضخيم است که آميزش قبل از عمل جرّاحي ممکن نيست.

چنانچه در خصوص سلامتي زوجه قبل از ازدواج هيچ سؤالي مطرح نشده باشد، آيا اين مورد از موارد فسخ است؟

جواب: در صورتي که با جرّاحي معمولي مشکل حل شود و عوارض خاصي نداشته باشد، اين مقدار عيب باعث فسخ نمي‌شود.

?. ====غير طبيعي بودن قسمتي از بدن ====

سؤال ???- جواني دختر باکره‌اي را، مشروط بر صحّت کامل طرفين، عقد کرده است. زوجه در اوّلين فرصت پس از عقد که با شوهرش تنها بوده، متوجّه مي‌شود که ناحيه فوقاني بدن زوج داراي عوارض مادرزادي، قيفي شکل، ناموزون و غير طبيعي است، بدين جهت از تمکين خودداري نموده است. آيا زوجه حق فسخ دارد؟

جواب: اين عيب از عيوب موجب فسخ نکاح نيست؛ مگر اينکه قبلًا شرط صحّت کامل کرده باشند. که در اين صورت زن حقِّ فسخ از باب خيار تدليس دارد.

?. ====بيماري ام اس (MS)====

سؤال ???- آيا بيماري MS موجب فسخ نکاح مي‌شود؟

جواب: اين بيماري از عيوب مجوّز فسخ نکاح نيست.

ط) حکم ازدواج بعد از تغيير جنسيّت واقعي

سؤال ???- اگر زن و شوهر با هم در يک زمان تغيير جنسيّت دهند، حکم ازدواج قبلي آنها چيست؟

جواب: اگر تغيير حقيقي باشد زوجيّت بلافاصله فسخ مي‌شود، و مي‌توانند مجدّداً عقد ازدواج درشکل جديدبخوانند؛ ولي‌احتياط آن‌است که زمان عدّه بگذرد.

سؤال ???- اگر يکي از زوجين تغيير جنسيّت دهد لطفاً بفرماييد:

?. حکم ازدواج آنها چيست؟

?. مهريّه زوجه چه حکمي دارد؟

جواب: اگر تغيير جنس واقعي باشد نه صوري، ازدواج آنها باطل مي‌شود، ولي مهريّه مربوط به زمان قبل به قوّت خود باقي است.

ي) نفقه زوجه بيمار

سؤال ???- با توجّه به اينکه مداواي بيماري عرفاً جزء نيازهاي اوليّه هر انساني است، آيا هزينه دارو و درمان زوجه مريض نيز جزء نفقه زوجه محسوب مي‌شود؟

جواب: مداوا در حدّ متعارف جزء نفقه است.

سؤال ???- هرگاه طبق نظر پزشک، زوجه دائمي مبتلا به بيماري باشد که براي مدّت طولاني يا براي هميشه قادر بر تمکين نباشد، يا به علّت ابتلاي به جنون ادواري يا دائم، در تيمارستان يا منزل بستري و تحت درمان باشد، و به هيچ وجه حاضر به نزديکي با شوهرش نباشد، آيا چنين زني در دو فرض بالا نفقه دارد؟

جواب: در صورتي که زن مقصّر نبوده باشد احتياط واجب آن است که نفقه او را بپردازد.

سؤال ???- زني به سبب آتش سوزي در منزل شوهر راهي بيمارستان شده، و پس از چند ماه بستري شدن فوت مي‌کند. آيا هزينه بيمارستان برعهده‌شوهراست؟

جواب: احتياط واجب آن است که شوهر هزينه درمان او را بدهد.

تغيير جنسيّت

?. ===تغيير جنسيّت از منظر شرع===

سؤال ???- تغيير جنسيّت از نظر شرع چگونه است؟

جواب: تغيير جنسيّت ذاتاً خلاف شرع نيست، ولي بايد از مقدّمات مشروع استفاده شود؛ يعني نظر به عورت و لمس آن لازم نيايد، مگر اينکه به حدّ ضرورت، همچون ضرورت مراجعه به طبيب رسيده باشد، که در اين صورت جايز است.

سؤال ???- مردي در اثر عدم تربيت صحيح، و مراعات نکردن مسائل شرعي در خانواده، در کودکي لباس زنانه پوشيده، و اکنون که بزرگ شده خود را زن مي‌داند، و با استفاده از داروهاي شيميايي حالات زنانه را در خود تقويت کرده، و درخواست تغيير جنسيّت دارد، آيا مي‌تواند تغيير جنسيّت بدهد؟

جواب: همان طور که در بالا گفته شد تغيير جنسيّت صوري جايز نيست، ولي اگر جنسيّت واقعي او خلاف آن است که در او ظاهر مي‌باشد، تغيير آن جايز، بلکه گاه واجب است.

سؤال ???- مردي به علّت اينکه در گذشته علاقه زيادي به بازي با دختران داشته، و به جهت اينکه صاحب فرزندي در زندگي مشترک خود نگرديده، و به خاطر لجبازي در برخي مسائل با دوستانش، تصميم به تغيير جنسيّت مي‌گيرد.

وي بدون اطّلاع خانواده‌اش، قريب به شش ماه داروهاي هورموني زنانه مصرف کرده، و جهت محکم نمودن تصميم خويش با روانشناسي مشاوره نموده است. ابتدا با طرح مسائلي دروغ در خانواده، از قبيل اينکه به گفته پزشکان «قلب من زنانه است» و مانند آن، قصد آماده سازي زمينه اين کار را داشته است، پس از مدّتي با اغفال خانواده‌اش موفّق مي‌شود خانمش را طلاق دهد، و در گام بعد براي اوّلين بار لباس زنانه پوشيده، و با آراستن شکل ظاهري خويش به شکل زنان به منزلشان مي‌آيد، که با عکس العمل تند والدين روبه رو مي‌شود، ولي نه تنها عقب‌نشيني نکرده، بلکه تهديد مي‌نمايد که اگر به آرزويش نرسد انتحار خواهد کرد. و بالاخره تغيير جنسيّت داده، و با تغيير نام خود با مردي ازدواج مي‌کند. حکم اين مسأله چيست؟

جواب: چنانچه قبلًا هم گفته‌ايم تغيير جنسيّت دو صورت دارد:

گاهي صرفا ظاهري و صوري است؛ يعني اثري از آلت جنس مخالف نيست، بلکه فقط يک جرّاحي صوري انجام مي‌گيرد، و چيزي شبيه آلت جنس مخالف ظاهر مي‌گردد، اين کار حرام است، و بايد بشدّت از آن پرهيز نمود. و اگر ازدواجي براساس آن صورت گيرد حرام و باطل است و حدّ شرعي دارد.

ولي گاه واقعي است، يعني با جرّاحي کردن، عضو تناسلي مخالف ظاهر مي‌گردد، اين کار ذاتاً جايز است و محذور شرعي ندارد، مخصوصاً در مواردي که آثار جنس مخالف در او باشد؛ امّا چون اين جرّاحي نياز به لمس و نظر دارد، تنها در موارد ضرورت جايز است.

سؤال ???- سؤالي در موردِ جنسيّتِ يکي از دوستان به شرح زير دارم:

«پس از ازدواج تا دو سال مشخّص نشد که زن است؛ ولي اين مطلب بعداً باعث طلاق شد. در اين روستاي کوچک همه با هم خويشاوند هستند، و ايشان با همه مردها روابط حسنه و دوستانه‌اي دارد. اکنون که با اين مشکل مواجه شده، نمي‌تواند در روستا زندگي کند.» با اين مشکل چه کند؟ نماز و روزه اين شخص چگونه است؟ کدام حالت را رعايت کند؟ مرد باشد همان گونه که در اين مدّت بوده، يا زن شود؟

جواب: چنانچه واقعاً جنسيّت او زن است، و مرد بودن اشتباه بوده، بايد فعلًا به وظايف زن عمل کند، و نسبت به گذشته که اطّلاعي نداشته، گناهي مرتکب نشده است. البتّه ماندن او در آن محيط کوچک با اين حال مشکل است، و مصلحت اين است که از آنجا مهاجرت کند. شکّي نيست که او گرفتار وضع دشواري است، امّا به لطف خدا مشکل او حلّ مي‌شود.

?. ===وظيفه پزشک در برابر متقاضيان تغيير جنسيّت===

سؤال ???- دختري از کودکي لباس مردانه مي‌پوشيده، و اکنون که بزرگ شده خود را مرد مي‌داند، و با استفاده از داروهاي شيميايي حالت مردانه در خود ايجاد کرده، و با مراجعه به پزشک، در خواست تغيير جنسيّت نموده است، آيا پزشک مجاز به تغيير جنسيّت مي‌باشد؟

جواب: تغيير جنسيّت اگر صوري باشد، جايز نيست، و اگر واقعي باشد (اين امر در افراد دو جنسي واقع مي‌شود) به عنوان درمان و ظاهر شدن جنسيّت واقعي جايز، و گاه واجب است.

سؤال ???- با توجّه به اينکه تغيير جنسيّت از نظر طبّي در غير خنثي (دو جنسي) به تعبير اطبا تنقيص جنسيّت محسوب مي‌شود، بعضاً اطبا با مواردي مواجهند که شخص از نظرِ ظاهرِ بدن، بدون هيچ شبهه‌اي يا مرد است يا زن، ولي داراي تمايلات، احساسات و عواطف جنس مخالف است. بسياري از اين افراد مي‌گويند: اگر اين تغيير ولو به طور صوري و ظاهري صورت نگيرد، انتحار خواهيم کرد (تا به حال دوبار اين مسأله پيش آمده است) و با توجّه به اينکه آمارهاي علمي نشان مي‌دهد، اين گونه افراد شش الي شانزده ماه بعد از وضعيّت جديد پشيمان خواهند شد. آيا اطبّا در اين‌گونه موارد که با تهديد انتحار مواجهند، مي‌توانند از باب اينکه حفظ نفس مقدّم بر حفظ عضو است، اين عمل را انجام دهند؟

جواب: همان گونه که گذشت تغيير جنسيّت دو صورت دارد، گاه صرفاً ظاهري و صوري است، يعني اثري از آلت جنس مخالف در او نيست، فقط يک جرّاحي صوري در او انجام مي‌گيرد، و چيزي شبيه آلت جنس مخالف ظاهر مي‌گردد، اين کار جايز نمي‌باشد. و گاه واقعي است، يعني با جرّاحي کردن عضو تناسلي مخالف ظاهر مي‌شود، اين کار ذاتاً جايز است و محذور شرعي ندارد، مخصوصاً در مواردي که آثار جنس مخالف در او باشد، امّا چون اين جرّاحي نياز به نظر و لمس دارد تنها در موارد ضرورت، مانند آنچه ذکر کرده‌ايد، مجاز است.

سؤال ???- دو جنسي‌هاي کاذب از لحاظ پزشکي بر دو دسته‌اند: دسته اوّل دو جنسي‌هايِ کاذبِ مؤنّث‌اند، که از لحاظ کروموزومي مؤنّث، ولي ظاهري کاملًا مردانه دارند. دسته دوّم دو جنسي‌هايِ کاذب مذکّر هستند، که وضعيّت کروموزومي آنان مذکّر، ولي داراي ظاهري کاملًا زنانه هستند. ضمناً دو جنسي‌هاي حقيقي (که در فقه به آنها خنثاي مشکل مي‌گويند) داراي دو گناد (بيضه و تخمدان) هستند، و ممکن است هر دو فعّال باشد. (ممکن است تخمدان در يک طرف و بيضه‌ها در طرف ديگر باشد، يا مخلوطي از بافت بيضه و تخمدان در يک طرف، يا در هر دو طرف باشد.

خلاصه داراي اندام تناسلي، به اشکال گوناگون هستند.) باتوجّه‌به مطالب بالا بفرماييد:
?. آيا پزشک در دو جنسي‌هاي کاذب مؤنّث، مجاز است، در صورت تمايل فرد و عليرغم ماهيّت زنانه، اقدامي کند که ظاهر مردانه وي حفظ شود؟

جواب: جايز نيست.

?. اگر دوجنسي کاذب مؤنّث- که ماهيّتش‌زنانه‌است- بازن‌سالم‌ازدواج کرده‌باشد، تکليف شرعي پزشک در اقدام به عمل جرّاحي براي حفظ ظاهر مردانه وي‌چيست؟

جواب: بايد سفارش کند آنها از هم جدا شوند، زيرا ازدواج آنها باطل است.

?. اگر دو جنسي کاذب مؤنّث هنوز ازدواج نکرده باشد، با توجّه به اينکه اگر ازدواج کند- هرچند ظاهرش بر اثر عمل جرّاحي باقي مي‌ماند- دو زن با هم ازدواج کرده‌اند، تکليف پزشک در انجام عمل جرّاحي براي ظاهر مردانه چيست؟

جواب: جايز نيست.

?. در مواردي که دو جنسي کاذب مؤنّث با زن ازدواج کرده باشد، و پزشک متوجّه دو جنسي بودن وي شود، وظيفه‌اش در کتمان يا افشاي اسرار چيست؟

(کتمان سر موجب ازدواج يا ادامه ازدواج دو زن مي‌شود، و افشاي سرّ نيز کار ناشايستي است، چون صاحب آن راضي به افشا نيست.) پزشک چه کند؟

جواب: سزاوار است خود آنها را از نامشروع بودن اين کار با خبر سازد.

?. آيا پزشک مجاز است در مورد دو جنسي‌هاي کاذب مذکّر، که علي رغم ظاهر زنانه از لحاظ ماهيّت مرد هستند، براي حفظ ظاهر زنانه آنها، عمل جرّاحي انجام دهد؟
جواب: جايز نيست.

مرگ مغزي

اشاره

سؤال ???- درباره مرگ مغزي کراراً سوالي کرده‌ايم و جواب فرموديد. اجازه دهيد آن را به صورت کلّي‌تر مطرح کنيم: در مورد مرگ مغزي، که مغز از کار افتاده، و تنها دستگاههاي حياتي نباتي کار مي‌کند، و هيچ اميدي به بازگشت چنين کسي به حيات حيواني و انساني نيست، احکام مختلفي در زمينه مسائل گوناگون حقوقي و مالي و پزشکي تصوّر مي‌شود. لطفاً شرح جامعي درباره تمام اين مسائل هرچند به صورت فشرده بيان فرماييد.

جواب: با توجّه به اينکه پزشکان تصريح مي‌کنند اين گونه افراد مانند شخصي هستند که مغز او بکلّي متلاشي شده، و يا سر از تن او جدا کرده‌اند، که با کمک وسايل تنفّس مصنوعي و تغذيه، ممکن است تا مدّتي به حيات نباتي او ادامه داد، يک انسان زنده محسوب نمي‌شوند، در عين حال يک انسان کاملًا مرده هم نيستند. بنابراين، در احکام مربوط به حيات و مرگ بايد تفصيل داده شود. مثلًا احکام مسّ ميّت، غسل و نماز ميّت، و کفن و دفن درباره آنها جاري نيست، تا قلب از کار بيفتد و بدن سرد شود. اموال آنها را نمي‌توان در ميان ورثه تقسيم کرد، و همسر آنها عدّه وفات نگه نمي‌دارد، تا اين مقدار حيات آنان نيز پايان پذيرد.


ولي وکلاي آنها از وکالت ساقط مي‌شوند، و حقّ خريد و فروش يا ازدواج براي آنها، يا طلاق همسر از طرف آنان ندارند، و ادامه معالجات در مورد آنها واجب نيست، و برداشتن بعضي از اعضاي بدن آنها، در صورتي که حفظ جان مسلماني متوقّف بر آن باشد مانعي ندارد؛ ولي بايد توجّه داشت که اينها همه در صورتي است که مرگ مغزي به طور کامل و به صورت قطعي ثابت گردد، و احتمال بازگشت مطلقاً وجود نداشته باشد.

سؤال ???- تعدادي از بيماران به دليل ضايعات مغزي غير قابل بازگشت، فعاليّتهاي قشر مغز خود را از دست داده، و در حالت اغماي کامل بوده، و به تحريکات داخلي و خارجي پاسخ نمي‌دهند، ضمناً فعاليّتهاي ساقه مغز خود را نيز از دست داده، فاقد تنفّس و پاسخ به تحريکات متفاوت نوري و فيزيکي مي‌باشند. در اين‌گونه موارد احتمال بازگشت فعّاليّتهاي مورد اشاره، مطلقاً وجود نداشته، و بيمار داراي ضربان خودکار قلب بوده، که ادامه اين ضربان هم موقّتي و تنها به کمک دستگاه تنفس مصنوعي به مدّت چند ساعت و حدّ اکثر چند روز مقدور مي‌باشد. اين وضعيّت در اصطلاح پزشکي مرگ مغزي ناميده مي‌شود؛ از طرفي نجات جان عدّه ديگري از بيماران منوط به استفاده از اعضاي مبتلايان به مرگ مغزي است. با عنايت به اينکه اين اشخاص فاقد تنفّس، شعور، احساس و حرکت ارادي هستند، و هيچ گاه حيات خود را باز نمي‌يابند. لطفاً به سؤالات زير پاسخ دهيد:

?. در صورت احراز شرايط فوق، آيا مي‌توان از اعضاي بدن آنها براي نجات جان بيماران ديگر استفاده کرد؟

?. آيا صرف ضرورت نجات جان مسلمانان نيازمند به پيوند عضو، براي جواز قطع عضو کافي است، يا اذن قبلي و وصيّت صاحب عضو نيز لازم است؟

?. آيا در صورت جواز قطع اعضا ديه، ثابت است، يا ساقط مي‌شود؟

?. در صورت ثبوت ديه، پرداخت آن بر عهده کيست؟ پزشک يا بيمار؟

?. موارد مصرف ديه مذکور کدام است؟

جواب: ?. جواب اين مسأله در سابق گفته شد، ولي از نظر اهميّت مسأله توضيحاً عرض مي‌شود که در موارد مرگ مغزي، به صورتي که در بالا ذکر شد، اگر موضوع قطعي و يقيني باشد، چنان فردي در اين گونه احکام مانند ميّت است (هر چند پاره‌اي از احکام ميّت مانند غسل و نماز و کفن و دفن و غسل مسّ ميّت بر او جاري نمي‌شود) بنابراين برداشتن اعضاي او براي نجات جان مسلمانان مانعي ندارد.

?. در مواردي که عضو را بعد از مرگ کامل بر مي‌دارند، و نجات جان ديگران منوط به آن است، اذن قبلي يا اجازه بازماندگان لازم نيست، هرچند بهتر است.

?. در مورد جواز قطع اعضا، احتياط دادن ديه است.

?. بر عهده کسي است که عضو را قطع کرده است.

?. درکارهاي خير براي ميّت مصرف مي‌شود.

پايان دادن به زندگي

سؤال ???- شخصي دوازده سال است که بر اثر تصادف بيهوش است، يا بيماري که مدّت طولاني است که پس از عمل جرّاحي به هوش نيامده است، آيا در چنين مواردي مي‌توان با تزريق آمپول به زندگي آنها پايان داد؟

جواب: اين کار جايز نيست؛ ولي اگر بازگشت به حال طبيعي عادتاً امکان نداشته باشد، مي‌توان از ادامه معالجه خودداري کرد.

سؤال ???- بيماري که مي‌داند بيماريش درمان‌ناپذير است، آيا مي‌تواند مرگ را انتخاب کند؟

جواب: جايز نيست.

سؤال ???- شخصي از يک بيماري لاعلاج مانند سرطان رنج مي‌برد، و پزشکان هم از معالجه وي نااميد شده‌اند، حال اگر پزشکي از روي ترحّم و دلسوزي از معالجه وي که منتهي به ادامه زندگي شخص بيمار در مدّت کوتاهي مي‌شود خودداري نمايد و بيمار زودتر بميرد، آيا از نظر فقهي چنين کاري جرم است؟ لطفاً به دليل آن اجمالًا اشاره کنيد.

جواب: قتل انسان مطلقاً جايز نيست، حتي از روي ترحّم، و حتّي با اجازه خود مريض. دليل اصلي اين مسأله اطلاقات ادلّه حرمت قتل از آيات و روايات است، و همچنين ادلّه وجوب حفظ نفس. و ممکن است فلسفه آن اين باشد که چنين اجازه‌اي سبب سوء استفاده‌هاي فراوان مي‌شود، و قتل از روي ترحّم به بهانه‌هاي واهي صورت مي‌گيرد، يا افرادي به قصد انتحار و خودکشي از اين راه وارد مي‌گردند. به علاوه مسائل پزشکي غالباً يقين آور نيست، و اي بسا افرادي که از حيات آنها مأيوس بوده‌اند، و به طور عجيبي از مرگ رهايي يافته‌اند.

سؤال ???- آيا انسان مي‌تواند به ديگري اجازه قتل خويش را بدهد؟ آيا قاتل ضامن است؟ اگر مانند مريض در حال مرگ باشد، که به پزشک اذن تزريق آمپول مرگ آور بدهد چطور؟ نسبت به اشخاص ديگر چه مي‌فرماييد؟

جواب: اجازه چنين چيزي جايز نيست، و اگر اجازه بدهد و راضي باشد سبب جواز نمي‌شود.

سؤال ???- بيماران مرگ مغزي در علم پزشکي اشخاصي هستند که دچار توقّف تمامي فعّاليّتهاي شناخته شده مغزي شده، ولي قلب و بعضي از اعضاي ديگر بدن آنها به کار خود ادامه مي‌دهد. تنفّس در اين بيماران متوقّف شده، و با استفاده از دستگاه تنفّس دهنده (اسپيراتور) مي‌توان تنفّس را برقرار کرد. اين گونه بيماران در فواصل زماني چند ساعت يا بيشتر نهايتاً دچار ايست قلبي و مرگ خواهند شد، آيا مي‌توان با توجّه به فروض ذيل اين گونه بيماران را از دستگاه تنفّس دهنده جدا نمود:

الف) هزينه سنگين دستگاه‌هاي تنفس دهنده.

ب) استهلاک اين دستگاه‌ها در حدّي که در موارد ضروري‌تر کارآيي کافي را نخواهد داشت.

ج) تحمّل اضطراب و انتظار طولاني خانواده بيمار، در حالي که بيمار آنها بهبود نخواهد يافت.

د) وجود بيماري که شانس بهبودي بيشتري داشته، و همزمان محدوديّت در تعداد دستگاههاي تنفّس دهنده وجود دارد. نظر شما چيست؟

جواب: در فرض مسأله اگر به امور مزبور يقين حاصل شود در تمام موارد ادامه معالجه واجب نيست.

پيوند اعضا

الف) پيوندهاي مجاز

?. ====پيوند از اعضاي انسان مرده ====

سؤال ???- امروزه علم پزشکي بسيار پيشرفت نموده، و پزشکان مي‌توانند برخي از اعضاي فردي که به طور طبيعي فوت کرده، و حتّي ضربان قلب او نيز از کار افتاده، را به بيماراني که در خطر مرگ هستند، يا زندگاني پر مشقّت و رنج‌آوري دارند پيوند زنند (مانند کليه، استخوان، کبد، چشم و ...) آيا اين عمل جايز است؟

جواب: در فرض مسأله اشکالي ندارد.

سؤال ???- اگر جسد مجهول الهويّه‌اي، که اعضاي قابل پيوندي دارد، در دسترس باشد، آيا مي‌توان اعضا آن را به بيماري که محتاج آن است پيوند زد؟

جواب: اگر موجب نجات جان مسلماني از مرگ يابيماري مهمّي شود جايز است.

سؤال ???- در فرض مسأله فوق اگر بعداً وليّ متوفّي پيدا شود، و نسبت به اين کار اظهار نارضايتي کند چه بايد کرد؟

جواب: در فرض فوق عدم رضايت او مشکلي ايجاد نمي‌کند، و فرقي بين مجهول الهويّه و غير آن نيست؛ ولي احتياط صرف ديه آن در خيرات براي ميّت است.

سؤال ???- در صورتي که حيات رزمنده مسلماني متوقّف بر پيوند اعضا باشد، لطفاً بفرماييد:

الف) آيا مي‌توان اعضاي ميّت غير مسلمان را قطع، و براي پيوند استفاده نمود؟

ب) بر فرض جواز، آيا ديه لازم است؟ بر عهده بيمار است، يا قطع کننده؟

ج) آيا عضو پيوند شده براي نماز اشکالي ايجاد نمي‌کند؟

جواب: پيوند در چنين فرضي جايز، بلکه واجب است. و بعد از اينکه جزء بدن شد، براي نماز اشکالي ندارد. و در فرض مسأله ديه‌اي ندارد.

سؤال ???- قطع عضو ميّت مسلمان، و پيوند آن، در صورتي که حفظ جان يا عضو مسلماني متوقّف بر آن باشد، چه حکمي دارد؟ آيا اجازه قبل از فوت تأثيري در حکم دارد؟ اگر اجازه شخص موضوعيّت داشته باشد، آيا فرد مي‌تواند در زمان حيات عضوي از بدنش را براي استفاده پس از مرگ بفروشد؟

جواب: در صورتي که حفظ جان مسلمان يا حفظ عضو مهمّي از آن منوط به پيوند باشد، جايز است. و در اين صورت، اجازه شخص متوفّي، و اولياي دم او لازم نيست؛ هرچند گرفتن اجازه بهتر است. و احتياط آن است که ديه را بپردازد.

سؤال ???- هرگاه شخصي نسبت به پيوند اعضاي خود به ديگران پس از مرگش ناراضي باشد، امّا پس از وفاتش وليّ وي نسبت به اين کار رضايت دهد، در اين صورت پيوند چه حکمي دارد؟

جواب: اگر موجب نجات جان مسلماني از مرگ يا بيماري مهمّي گردد جايز است.

سؤال ???- اگر شخصي در طول زندگيش نظر مخالف يا موافقي در مورد پيوند اعضايش نداشته باشد، آيا پس از مرگش مي‌توان با اجازه وليّ وي چنين کاري را انجام داد؟

جواب: اگر ضرورتي ايجاد کند مانعي ندارد.

سؤال ???- با توجّه به وجود هزاران هزار بيمار دياليزي، و نظر به اينکه پيوند کليه قطعي‌ترين درمان اين عزيزان است، احتراماً خواهشمند است نظر خود را در مورد مسائل ذيل مرقوم بفرماييد:

الف) به نظر حضرت عالي، پيوند عضو از فردي که دچار مرگ مغزي شده چه حکمي دارد؟ لازم به ذکر است که طبق نظر متخصّصين با از کار افتادن مغز، کليّه اعضاي بدن نيز پس از ساعتي از کار مي‌افتد.

ب) آيا با وصيّت فرد، چنين پيوندي جايز است؟

ج) چنانچه پيوند عضو از فرد دچار مرگ مغزي شده جايز باشد، براي روشن شدن اذهان مردم نسبت به اين امر چه بايد کرد؟

جواب: هرگاه مرگ مغزي به طور کامل و مسلّم باشد، و هيچ گونه احتمال بازگشت به زندگي عادي وجود نداشته باشد، برداشتن بعضي از اعضا (خواه مانند قلب باشد يا کليه يا عضو ديگر) براي نجات جان مسلماني، مانعي ندارد، خواه وصيّت به اين کار کرده باشد يا نه، ولي بهتر جلب رضايت اولياي ميّت است.

سؤال ???- هرگاه اعضاي مهمّ بدن بيماري بر اثر ضعف و ناراحتي در حال مرگ باشد، و از طرفي جسد مرده‌اي نيز در اختيار باشد، آيا مي‌توان عضو مورد نظر را از بدن ميّت برداشت، و به بدن شخص مريض پيوند زد؟

جواب: اگر زندگي آن بيمار متوقّف بر اين کار باشد، واجب است.

?. ====پيوند از اعضاي انسان زنده ====

سؤال ???- اهداي کليه در چه سنّي جايز است، آيا براي انسان غير بالغ، در صورتي که وليّ او اجازه دهد، اين کار جايز است؟

جواب: اهداي کليه براي غير بالغ جايز نيست، چون ولي در اين گونه موارد ولايت ندارد.

سؤال ???- آيا برداشتن عضو از بدن فرد زنده جهت پيوند جايز است؟ در صورت جواز مستلزم پرداخته ديه مي‌باشد؟

جواب: اگر با اجازه خود او باشد، و خطري وي را تهديد نکند، جايز است و ديه ندارد.

سؤال ???- آيا جدا کردن عضو از بدن شخص زنده جهت پيوند جايز است؟

در صورت جواز، آيا تفاوتي ميان اعضاي رئيسي (مانند قلب) و غير آن هست؟

جواب: تنها اعضايي را مي‌توان با رضايت صاحب آن جدا کرد که فقدان آن (مانند کليه) جان صاحبش را به خطر نيندازد، و براي نجات جان ديگري مورد استفاده قرار بگيرد.

سؤال ???- در مورد محکومين به اعدام يا حبسهاي طولاني، آيا قاضي يا حاکم شرع مي‌تواند به لحاظ مصلحت، تخفيف کيفر محکوم را موکول به اهداي عضوي براي نجات مسلماني از بيماري يا مرگ نمايد؟

جواب: هرگاه محکوم راضي به اين امر باشد، و ضرر مهمّي براي او نداشته باشد، جايز است؛ ولي چنانچه انعکاس خارجي اين امر، نامطلوب و دستاويزي براي دشمنان اسلام گردد بايد از آن پرهيز کرد.

سؤال ???- آيا مي‌توان تخفيف جرم محکومين به اعدام را موکول به اهداي عضوي از آنها براي نجات جان مسلماني دانست؟

جواب: تنها صاحب حق در مورد قصاص يا ديات مي‌تواند گذشت از تمام يا قسمتي از حقّ خود را مشروط به اهداي عضوي که اهداي آن جايز است بکند، و طرف مقابل مي‌تواند اين شرط را بپذيرد يا نپذيرد.

سؤال ???- آيا برداشتن قطعه‌اي از استخوان يا عضله شخص مسلمان «با رضايت يا بدون رضايت وي» براي استفاده در بدن شخص غير مسلماني که دشمني با مسلمانان ندارد جايز است؟

جواب: اگر با اجازه بردارند و اين کار براي شخصي که از او بر مي‌دارند خطر جاني يا نقص عضو مهمّي نداشته باشد، مانعي ندارد.

سؤال ???- استفاده از باقيمانده‌هاي زايماني «جفت، پرده جنين و ...» براي اعمال جرّاحي ديگران، چه حکمي دارد؟

جواب: اشکالي ندارد.

سؤال ???- پيوند زدن انگشتان قطع شده سارق به دست شخص ديگري (که فرضاً در کارخانه بريده شده) چه حکمي دارد؟ بر فرض جواز، آيا اجازه صاحب عضو در اين کار لازم است؟

جواب: با اجازه صاحب عضو جايز است.

سؤال ???- آيا از فردي که در حال مرگ مغزي است، ولي به وسيله دستگاه تنفس مصنوعي به حيات نباتي ادامه مي‌دهد، و از نظر پزشکي امکان برگشت وي به زندگي عادي وجود ندارد و مرده تلقّي مي‌شود، مي‌توان در موارد زير عضوي را (مثل چشم يا کليه) براي پيوند خارج کرد؟

الف) در مورد مسلمانان به طور کلّي.

ب) در مورد مسلمانان با وصيّت قبلي، و يا اجازه اطرافيان.

ج) در مورد غير مسلمانان.

جواب: با اجازه و رضايت قبلي خودش در مورد يک کليه و مانند آن مانعي ندارد، و امّا در غير مسلمان مطلقاً جايز است. و در مورد اعضاي اصلي مانند مسأله ??? است.

?. ====وصيّت به پيوند اعضا====

سؤال ???- آيا اهداي اعضاي بدن، مثل قلب، کليه و چشم، بعد از فوت و با موافقت ورثه جهت پيوند به انسان زنده ديگري جايز است؟

جواب: در موارد ضرورت اشکالي ندارد.

سؤال ???- آيا انسان بالغ مي‌تواند وصيّت کند که پس از مرگ اعضاي بدنش را (مانند قلب و کليه و ...) بدون اخذ وجهي به بيماران نيازمند داده، سپس او را دفن کند؟

آيا مي‌تواند شرط کند که اعضا را بفروشند و در مواردي که وصيّت مي‌کند خرج کنند؟

جواب: اين وصيّت تنها در صورتي نافذ است که ضرورتي ايجاب کند که اعضاي بدن او را بردارند. و بهتر آن است که رايگان در اختيار نيازمندان بگذارند، هرچند گرفتن پول به صورتي که در بالا گفته شد مانعي ندارد.

سؤال ???- آيا انسان مي‌تواند وصيّت کند اعضاي بدنش را بعد از وفات، به مسلماني که اعضاي مهمّ بدنش مثل قلب و غير آن در خطر است اهدا کنند، به بيمار غير مسلمان چطور؟

جواب: در مورد مريض مسلمان، در فرض مسأله اشکالي ندارد، و امّا در مورد مريض غير مسلمان جايز نيست؛ مگر اينکه هدف مهمتري در کار باشد، يا اينکه وصيّت کننده از کفّار باشد.

سؤال ???- اگر شخصي وصيّت کند بعد از وفات، اعضاي قابل پيوندش را به بيماران پيوند زنند، آيا مجاز به اين کار هستيم؟

جواب: اگر موجب نجات جان مسلماني از مرگ يا بيماري مهمّي گردد جايزاست.

سؤال ???- اگر شخصي وصيّت کند بعد از وفاتش، اعضايش را به ديگران پيوند بزنند، اما وليّ وي نسبت به اين کار ناراضي باشد، آيا مجازيم اين کار را بدون اجازه ولي انجام دهيم؟

جواب: اگر موجب نجات جان مسلماني از مرگ يا بيماري مهمّي گردد جايز است، و اجازه ولي شرط نيست.

?. ====پيوند از اعضاي حيوانات ====

سؤال ???- پيوند اعضاي حيوانات به انسان چه حکمي دارد؟

جواب: در موارد ضرورت اشکالي ندارد.

سؤال ???- آيا مي‌توان از اعضاي بدن خوک به انسان پيوند زد؟

جواب: در موارد ضرورت مانعي ندارد.

ب) پيوندهاي غير مجاز

?. ====پيوند دست قطع شده سارق ====

سؤال ???- پس از اجراي حدّ سرقت عضو قطع شده ملک کيست؟ ملک حکومت است که اجراي حد کرده، يا ملک سارق؟ در صورت دوم، پيوند آن عضو به شخص سارق، يا فروش آن براي پيوند به ديگري چه حکمي دارد؟

جواب: عضو قطع شده متعلّق به صاحب آن است، ولي پيوند مجدّد آن به صاحب اصلي جايز نيست. امّا مي‌تواند به ديگري به صورت مجّاني يا در برابر قيمت آن واگذار کند.

?. ====برداشتن اعضاي بدن اعدامي‌ها براي پيوند====

سؤال ???- گرفتن اعضا از کساني که به دلايلي غير از قصاص محکوم به اعدام مي‌شوند، با اجازه و رضايت خود متّهم، در بيمارستان و اطاق عمل براي پيوند به افراد مسلمان نيازمند و نجات جان آنان، چه حکمي دارد؟ به عبارت ديگر، در مواردي که شرع مقدّس و قانون، نوع اعدام را مشخّص ننموده، اعضايي از آنها برداشته شود به شکلي که با اين کار (برداشتن عضو مثل قلب، ريه، کبد و مانند آن) متّهم فوت خواهد کرد، که اين کار نوعي اعدام تلقي مي‌شود. آيا اين کار جايز است؟

جواب: دليلي بر جواز اين نوع اعدام نيست.

?. ====پيوند دست قطع شده محارب ====

سؤال ???- آيا پس از اجراي حدّ محاربه مي‌توان به محکوم عليه اجازه داد تا با هماهنگي يک پزشک متخصّص نسبت به پيوند اعضا جدا شده اقدام نمايد؟

جواب: محارب حق ندارد عضو قطع شده را پيوند بزند.

?. ====پيوند عضوي که با قصاص قطع شده است ====

سؤال ???- پيوند عضوي که با قصاص قطع مي‌شود جايز است؟

جواب: اشکال دارد.

?. ====برداشتن اعضاي بيمار لاعلاج براي پيوند====

سؤال ???- چنانچه در اثر وقوع بيماري لاعلاج و پيشرونده، مرگ بيماري از نظر پزشکان حتمي و قريب الوقوع باشد، آيا مي‌توان از اعضاي بدن وي نظير قلب، کليه و کبد براي پيوند به بيماران و نجات جان آنان استفاده کرد؟

جواب: جايزنيست؛ مگر در مورد مرگ مغزي که بطور قطع قابل بازگشت نيست.

?. ====برداشتن اعضاي کسي که دچار مشکل مي‌شود====

سؤال ???- اگر احتمال دهيم با برداشتن يک يا چند عضو از شخص زنده، در آينده نزديک يا دور دچار عوارض خفيف يا شديدي خواهد شد، و از طرفي نجات جان بيمار ديگري وابسته به همين کار باشد، و مورد ديگري نيز در دسترس نيست، آيا مجازيم بدون آگاهي هديه دهنده، چنين کاري انجام دهيم؟

اگر به وي اطّلاع دهيم و با تمايل وي اين کار انجام شود، در صورت ايجاد عارضه، آيا پزشک مسئول است؟

جواب: اگر عارضه مثلًا در حدّ از دست دادن يک کليه يا مانند آن باشد واجب نيست کسي براي نجات جان ديگري اين کار را انجام دهد، امّا اگر عارضه، خفيف و قابل تحمّل باشد، وجوب نجات جان ديگري با رضايت صاحب عضو بعيد نيست. و در صورتي که با اطّلاع و رضايت صاحب عضو باشد، و احتمال عارضه ضعيف بوده، امّا تصادفاً گرفتار آن شود، پزشک مسئول نمي‌باشد؛ مانند برداشتن يک کليه، که معمولًا خالي از خطر است، ولي گاه ممکن است عارضه‌اي پيش آيد.

?. ====برداشتن اعضا با اطمينان به ردّ پيوند====

سؤال ???- اگر مطمئن باشيم و يا احتمال دهيم که پيوند رد خواهد شد، و نهايتاً مفيد نخواهد بود، آيا مجازيم با خوش بيني و به عنوان کمک به بيمار از بدن فرد زنده يا مرده ديگري عضوي را جدا و به آن بيمار پيوند بزنيم؟

جواب: اگر اطمينان به عدم نتيجه باشد اين کار جايز نيست، ولي در صورت احتمال عقلايي، برداشتن عضو پيوندي از مرده مانعي ندارد، و از زنده در صورت عدم ضرر و خطر نيز جايز است.


?. ====برداشتن اعضاي بدن در غير مورد ضرورت ====

سؤال ???- آيا مي‌توان اجازه داد که در حال حيات يا پس از مرگ، بعضي از اعضا که حفظ نفس بيمار متوقّف بر آن نيست، از قبيل انگشت، دست، قرنيه چشم و ... را در مقابل پول يا به صورت مجّاني به ديگري پيوند زنند؟

جواب: در حال حيات مشکل است، ولي بعد از مرگ در مواردي که اثر مهمّي داشته باشد مانعي ندارد.

ج) خريد و فروش اعضاي بدن

سؤال ???- خريد و فروش اعضا براي پيوند چه حکمي دارد؟

جواب: جايز است، ولي بهتر است پول را در برابر اجازه برداشتن عضو بگيرد.

سؤال ???- آيا فروش عضو قطع شده در حدّ يا قصاص، يا واگذاري آن به مسلمان ديگر جايز است؟

جواب: اگر به منظور پيوند به انسان ديگري باشد (همان گونه که در پيوند کليه مرسوم است) با اجازه صاحب آن جايز است.

سؤال ???- خريد و فروش موادّي که از اعضاي پيوندي انسان استخراج مي‌گردد، نظير پروتئين، فاکتور تحريک کننده استخوان‌سازي، و نظاير آن چه حکمي دارد؟

جواب: جايز است، هرچند بهتر است پول را در مقابل اعمالي که روي آن مواد انجام مي‌دهند بگيرند.

سؤال ???- آيا خريد و فروش و پيوند مو جايز است؟

جواب: جايز است.

سؤال ???- قاچاق ميّت غير مسلمان، و خريد و فروش آن چه حکمي دارد؟

جواب: اگر منظور از قاچاق اين است که بر خلاف مقرّرات حکومت اسلامي باشد، اين کار شرعاً اشکال دارد.

سؤال ???- آيا فروش برخي از اعضاي بدن قبل از مرگ، براي تحويل پس از مرگ، جايز است؟

جواب: در صورتي که سبب نجات جان مسلمان، يا درمان بيماري مهمّي باشد مانعي ندارد.

سؤال ???- اجسادي از کفّار موجود است که برخي اعضاي آن را، جهت کارهاي تحقيقاتي يا پيوند و مانند آن، به مبالغ هنگفتي خريداري مي‌کنند. آيا خريد و فروش اين اعضا جايز است؟ آيا ميان اجسادي که شناسايي نشده و اوليايي ندارند، با ديگر اجساد تفاوتي وجود دارد؟

جواب: هرگاه اين کار براي حفظ جان افراد زنده، يا درمان بيماري مهمّي ضرورت داشته باشد مانعي ندارد. و فرقي ميان افراد شناخته شده و غير آنها نيست.

سؤال ???- آيا جسد انسان مال تلقّي مي‌شود و خريد و فروش آن براي اهداف مشروع جايز است؟ آيا سرقت آن حدّ شرعي دارد؟ به خصوص اگر صدها سال از تاريخ مرگ گذشته باشد، و موضوع از جهت باستان‌شناسي و تاريخي حايز اهميّت باشد.

جواب: خريد و فروش بدن ميّت مسلمان جايز نيست، و مال محسوب نمي‌شود. و نسبت به بدن غير مسلمان براي اهداف مشروع مانند تشريح در مواردي که مجاز است نيز خالي از اشکال نيست. و در هر حال اجراي حدّ سرقت مشکل است.

سؤال ???- آيا محکومين به اعدام يا قطع عضو، مي‌توانند قبل از اجراي حکم، اعضاي بدن خود را بفروشند، يا به کسي اهدا کنند؟

جواب: درصورتي‌که منافع عقلايي براي پيوند بر آن مترتّب باشد، اشکالي ندارد.

سؤال ???- بعضي از افراد براي کمک به درمان بيماراني که نياز به فرآورده‌هاي خوني يا اعضاي بدن دارند، حاضرند خون يا مثلًا کليه يا چشم خود را بفروشند، خريد و فروش اين اعضا چه حکمي دارد؟

جواب: فروختن خون و کليه در صورتي که خطري براي دهنده ايجاد نکند اشکالي ندارد؛ ولي بهتر آن است که پول را در مقابل اجازه برداشتن کليه يا گرفتن خون بگيرند؛ ولي در مورد چشم مطلقاً جايز نيست.

د) احکام پيوند

?. ====پيوند مغز و آثار آن ====

سؤال ???- با توجّه به قوانين اسلامي در رابطه با اصالت روح، آيا پيوند مغزي در جمجمه انسان ديگري امکان دارد؟ به عبارت ديگر، آيا جسم پيوند زده شده با مغز پيوندي، هويّت شخصي خود را از دست داده، و روح شخص پيوند خورده به شخص پيوند زده شده انتقال مي‌يابد؟

جواب: در حال حاضر اين مسأله به عنوان يک فرضيّه مطرح است، و عملًا کاري انجام نگرفته، تا بتوان درباره آن بحث کرد. اگر چنين امري انجام گيرد، بايد ديد فرد مزبور با مغز جديد، شخصيّت فرد اوّل را نشان مي‌دهد، يا دوم، و يا شخص ثالثي خواهد شد، تا احکام آنها تبيين گردد.

?. ====وظيفه پزشک در پيوند====

سؤال ???- آيا بر پزشکي که قادر بر پيوند اعضاي مختلف مي‌باشد، واجب است با اين کار جان انساني را نجات دهد؟

جواب: در صورتي که بتواند او را از مرگ نجات دهد، واجب است.

سؤال ???- با توجّه به اينکه بعد از پيوند، شيمي درماني ضروري به نظر مي‌رسد، و اين عمل باعث عوارضي خفيف يا شديد در بيمار مي‌گردد، آيا پزشکي که مجبور به انجام اين کار جهت عدم ردّ پيوند مي‌باشد، در ايجاد عوارض آن مسئول است؟

جواب: چنانچه قبلًا مسأله را با بيمار در ميان بگذارد و به او تفهيم کند و او رضايت بدهد مانعي ندارد.

سؤال ???- آيا براي پزشک جايز است که عمليّات انتقال کليه را عهده دار شود، در حالي که مي‌داند اهدا کننده پولي در مقابل اين کار گرفته است؟

جواب: در صورتي که باعث نجات جان مسلماني شود جايز است.

?. ====گرفتن پول براي صاحب عضو====

سؤال ???- اگر بگوييم: «افراد مي‌توانند وصيّت کنند که جسدشان، يا قطعاتي از اعضاي بدن آنها، براي نجات جان بيماران نيازمند، يا بالا بردن دانش پزشکي دانشجويان و اساتيد در اختيار قرار گيرد.» آيا مي‌توان در قبال آن پولي تعيين نمود، تا در مصرفي که در وصيّتنامه آمده صرف شود؟

جواب: اشکالي ندارد.

?. ====اجازه اولياي ميّت ====

سؤال ???- در مواردي که عضو پيوندي براي نجات جان مسلماني ضروري باشد، و يا عدم استفاده از آن سلامت مسلمان ديگري را به خطر اندازد، آيا کسب اجازه جهت برداشت آن از اولياي ميّت، يا خود ميّت در حال حيات لازم است؟

جواب: الزامي نيست؛ ولي بهتر است کسب اجازه شود.


?. ====دريافت هزينه آماده‌سازي ====

سؤال ???- در مورد اعضاي پيوندي که بر روي آن عمليّات آماده سازي انجام مي‌گيرد، دريافت هزينه آماده سازي از بيمار، جايز است؟

جواب: اشکالي ندارد.

?. ====قصاص قطع دست پيوندي ====

سؤال ???- دست فردي قطع شده، و شخص ديگري آن دست را به خود پيوند زده، و شخص ثالثي دست پيوندي را قطع مي‌کند. بفرماييد:

الف) چه مسئوليّتي متوجه جاني است؟

ب) آيا بين صورتي که دست پيوندي به طور کامل ترميم يافته، و آنجا که به طور ناقص بهبود يافته، تفاوتي وجود دارد؟

جواب: در صورتي که آن دست به طور کامل ترميم يافته، حکم دست اصلي را دارد.

?. ====طهارت و نجاست عضو پيوندي ====

سؤال ???- اگر عضوي از بدن ميّت غير مسلمان، به بدن مسلماني وصل شود، ولي روح در آن حلول نکند، لمس آن چه حکمي دارد؟

جواب: چنانچه عرفاً جزء بدن کسي که به او پيوند زده شده محسوب شود، پاک است.
سؤال ???- اگر چشم انسان مرده يا زنده، يا چشم حيوان نجس العين مرده يا زنده‌اي را به چشم شخص نابينايي پيوند زنند، چشم پيوندي و رطوبتي که از آن خارج مي‌شود، چه حکمي دارد؟

جواب: هنگامي‌که پيوند گرفت، وآن عضو عملًا جزء بدن گيرنده شد، پاک است.

?.==== حقّ وليّ دم نسبت به اعضاي اعدامي ====

سؤال ???- هرگاه مجرم، محکوم به قصاص (اعدام) شود، آيا ولي دم مي‌تواند مثلًا کليه يا ساير جوارح او را مجاناً به دست آورد، چون او صاحب حق در مقابل متّهم است؟

جواب: وليّ دم حقّي در آن ندارد.

?. ====ديه عضو جدا شده جهت پيوند====

سؤال ???- اگر نياز به عضوي از اعضاي مرده باشد، و آن را از بدن او جدا کنند، آيا ديه دارد؟ ديه آن چه مقدار است؟ چه کسي بايد بدهد؟ به چه کسي تعلّق مي‌گيرد؟ در صورت ثبوت ديه، آيا بين مسلمان و کافر از يک طرف، و کافر ذمّي و غير ذمّي از سوي ديگر، فرقي هست؟

جواب: در چنين صورتي احتياط پرداخت ديه است. و بايد در راه خيرات براي آن ميّت صرف شود، و حربي ديه ندارد.

??. ====پيوند تخمدان زني به زن ديگر====

سؤال ???- اگر از نظر طبّي اين امکان فراهم گردد که همانند ساير اعضا بتوان تخمدان يک زن را به زن ديگر پيوند زد، در اين صورت هرگاه زن دريافت کننده پيوند در اثر ازدواج صاحب فرزند شود با توجّه به اينکه نطفه، حاصلِ لقاح سلولهاي زاياي مرد (اسپرم) با سلولهاي زاياي موجود در تخمدان (تخمک) زن اوّل است، و طبيعتاً از نظر وراثت و خصوصيّات فردي و ژنتيکي، پنجاه درصد متعلّق به زن اوّل است، لطفاً بفرماييد: رابطه فرزند يا فرزندان متولّد شده با زن اوّل و دوم چگونه خواهد بود؟

جواب: در صورتي که تخمدان زني را به ديگري پيوند بزنند و جزء بدن او شود، يعني پيوند کاملًا بگيرد، در اين صورت هرچه از آن متولّد شود متعلّق به زن دوم است، و رابطه‌اي با زن اوّل ندارد.

??. ====اعضاي پيوندي کشورما براي مسلمانان ديگر کشورها====

سؤال ???- استفاده از اعضاي پيوندي تهيّه شده در کشور ما، براي مسلمانان ديگر کشورهاي اسلامي چه حکمي دارد؟

جواب: اشکالي ندارد.

خون و فرآورده‌هاي آن

?. ===طهارت و نجاست===

سؤال ???- چنانچه در خون دارويي ريخته شود که رنگ آن را تغيير دهد (مثلًا سفيد شود، آيا باز هم نجس است؟

جواب: آري بايد از آن احتياط کرد.

سؤال ???- فرآورده‌هاي مختلفي که از خون گرفته مي‌شود، نظير پلاکت، گلبول قرمز، سرم، پلاسما و مانند آن، همانند خون نجس است؟

جواب: آري تمام آنها حکم خون را دارد.

سؤال ???- وسايل آزمايشگاهي، بدن، لباس و مانند آنکه در اثر تماس با نجاساتي مانند خون نجس مي‌شود، آيا با انجام عمل استريل و يا ضدّ عفوني کردن پاک مي‌شود؟

جواب: بايد آنها را نخست بشويند و بعد استريل کنند.

سؤال ???- اگر بشر موفق به ساخت و توليد خون و فرآورده‌هاي آن شود، آيا خون مصنوعي هم احکام خون طبيعي را دارد و نجس خواهد بود؟

جواب: احکام خون طبيعي ندارد.

?. ===خريد و فروش خون===

سؤال ???- با توجّه به اينکه خريد و فروش چيزهاي نجس از جمله خون حرام است، چرا سازمان انتقال خون به خريد و فروش اين فرآورده مبادرت مي‌کند؟

جواب: خريد و فروش اشياي نجس در صورتي حرام است که فايده حلالي نداشته باشد، و در حال حاضر که خون براي نجات جان بيماران مصرف مي‌شود و داراي منافع حلالي است، خريد و فروش آن مانعي ندارد.

سؤال ???- خريد خون و فرآورده‌هاي آن از غير مسلمانان چه حکمي دارد؟

در صورتي که امکان خريد خون از کفار باشد آيا همچون خريد اجسادشان جهت تشريح، اولويّت دارد؟

جواب: از هر دو گروه مي‌توان خون را خريد.

سؤال ???- فروش خون و فرآورده‌هاي خوني که در کشورهاي اسلامي تهيّه شده، به غير مسلمانان چه حکمي دارد؟ آيا بين کفّار حربي و غير حربي تفاوتي هست؟

جواب: به غير کفّار حربي مي‌توان فروخت، مشروط بر اينکه نياز مسلمانان از طريق ديگر حل شود.

?. ===اهدا و انتقال خون===

سؤال ???- اهدا و انتقال خون از غير مسلمان به مسلمان، و از مرد به زن و بالعکس چه حکمي دارد؟

جواب: اشکالي ندارد، مگر اينکه بيم انتقال بيماري برود.

سؤال ???- آيا انسان مي‌تواند خون خود را به زوجه‌اش اهدا کند؟

جواب: اشکالي ندارد.


سؤال ???- اهداي خون در حال روزه چه حکمي دارد؟

جواب: انجام کارهايي که باعث ضعف مي‌شود، مانند خون گرفتن و حمام رفتن کراهت دارد.

سؤال ???- آيا تزريق خون به بدن روزه دار روزه را باطل مي‌کند؟

جواب: احتياط اتمام آن روز، و قضاي آن است.

سؤال ???- بيرون آوردن خون از بدن در حال احرام چه حکمي دارد؟

جواب: بهتر است در حال احرام از دادن خون به روش امروزي خودداري کند، مگر در مواقع ضرورت و براي حفظ جان مسلمانان.

پزشکي قانوني

الف) کالبد شکافي براي تعيين علّت مرگ

سؤال ???- يکي از وظايف پزشکي قانوني تشخيص و تعيين علّت تأمّه مرگ امواتي است که بنا به دلايلي، از جمله بيم وقوع و يا وقوع جنايت، بايد علّت تامّه مرگ آنان براي محاکم قضايي روشن گردد، و در اکثر موارد تشخيص و تعيين دقيق علّت فوت، فقط با کالبد شکافي مقدور مي‌باشد، و با اين اقدام بسياري از جنايات به وقوع پيوسته کشف گرديده، و از پايمال شدن خون بناحق ريخته مقتولين جلوگيري به عمل مي‌آيد.
با عنايت به مطالب فوق، نظر مبارک خويش را در خصوص مسائل زير مرقوم فرماييد:

?. با توجّه به اينکه انجام عمل کالبد شکافي راهي است براي کشف حقيقت و احقاق حقّ اولياي دم، آيا انجام اين عمل شرعاً جايز است؟

?. بر فرض جايز بودن، آيا رضايت اولياي دم براي انجام عمل کالبد شکافي لازم است؟ در صورتي که شرط باشد، اگر بعضي از اولياي دم راضي و بعضي ناراضي باشند، چه حکمي دارد؟

?. آيا براي انجام عمل کالبد شکافي، تشخيص پزشکي قانوني مي‌تواند مجوّز شرعي باشد، يا علاوه بر آن، درخواست مقام قضايي نيز در اين خصوص لازم است؟

?. با فرض شرط بودن رضايت اولياي دم در جواز شرعي انجام کالبد شکافي، آيا در صورت درخواست مقام قضايي باز هم رضايت اولياي دم شرط است؟

جواب: چون شارع مقدّس راضي به هدر رفتن و پايمال شدن خون مسلمان نيست، در اين گونه موارد بر حاکم شرع لازم است امر به کالبد شکافي کند، تا مشکل حل شود. و در اين صورت بر متخصّص اين امر جايز، بلکه واجب است اطاعت کند، و در چنين فرضي بر ورثه نيز لازم است رضايت دهند.

ب) کالبد شکافي براي اثبات نسب

سؤال ???- امروزه کالبد شکافي داراي اهميّت فراواني است، و مراکز مهمّ علمي و پژوهشي در اين زمينه مشغول فعاليّت هستند، و عمدتاً براي اثبات نسب، کشف جرم، و هر هدف عقلايي ديگر، يا صرفاً به قصد آموزشهاي پزشکي، اجسادي را کالبد شکافي مي‌نمايند. لطفاً نظر مبارک خود را در مورد جواز، يا عدم جواز اين کار مرقوم فرماييد.
جواب: کالبد شکافي ذاتاً جايز نيست. جز در مواردي که هدف مهمّ ديني و اجتماعي بر آن مترتب شود، که تحت قاعده اهمّ و مهم قرار گيرد.

ج) کالبد شکافي با عدم رضايت اولياي دم

سؤال ???- در صورتي که قاضي پرونده‌اي تشخيص دهد کشف حقيقت لازم و ضروري است، و براي اين منظور چاره‌اي جز کالبد شکافي نيست. ولي اولياي دم حاضر به کالبد شکافي نباشند، يا بعضي راضي باشند و بعضي ديگر راضي نباشند، يا ميّت بر عدم کالبد شکافي وصيّت کرده باشد، تکليف چيست؟

جواب: هرگاه تشريح جهت احقاق حقوق اولياي دم باشد، و آنها حاضرند از حق خود بگذرند و تشريح صورت نگيرد، نبايد تشريح کرد. ولي اگر پيشگيري از يک مشکل مهمّ اجتماعي متوقّف بر اين کار باشد، رضايت آنها شرط نيست.

د) کالبد شکافي براي تعليم دانشجويان

سؤال ???- لطفاً به سؤالات زير که پيرامون کالبد شکافي است، پاسخ فرماييد:

?. آيا براي تشخيص علّت مرگ جهت پيشرفت علم پزشکي و تعليم به دانشجويان، کالبد شکافي جايز است؟

?. اگر کالبد شکافي براي کشف جرم و شناسايي قاتل باشد حکم چگونه است؟

?. اگر کالبد شکافي تنها راه براي رهايي يک متهم بي‌گناه از مرگ باشد قضيه چه حکمي دارد؟

جواب: چنانچه کالبد شکافي ضرورتي داشته باشد، مانند نجات جان متهم بي‌گناه، شناسايي قاتل، و تعليماتي که براي دانشجويان ضروري است، مانعي ندارد.

ه) کالبدشکافي جنس مخالف

سؤال ???- با توجّه به اينکه صدور جواز دفن اجساد منوط به معاينه توسّط پزشک قانوني است، و از آنجا که در مرکز پزشکي قانوني بعضي از استان‌ها به دليل کمبود امکانات، معاينه متوفّيات توسّط پزشک مرد صورت مي‌گيرد، آيا از نظر شرعي پزشک مرد مجاز به معاينه جسد زن مي‌باشد؟ توضيح آنکه معاينه جسد منوط به عريان بودن کامل آن مي‌باشد.

جواب: اين امر شرعاً جايز نيست؛ بايد تلاش کنند پزشک قانوني زن براي اجساد زنان تعيين شود.

و) اظهار نظر پزشکي قانوني در صورت داشتن مفسده

سؤال ???- اگر از طرف قاضي، زني را جهت معاينه و تشخيص نطفه‌اي که در رحم دارد به پزشک قانوني بفرستند، و طبيب به طور قطع تشخيص دهد که نطفه متعلّق به شوهر اين زن نبوده، بلکه از مرد اجنبي است. در اين حال اگر طبيب واقعيّت را گزارش دهد يقين دارد اين زن را بناحق خواهند کشت، و اگر خلاف گزارش کند بچّه ملحق به شوهر اين زن مي‌گردد، و مسائل حقوقي و ارث و محرميّت و ساير مشکلات پيش خواهد آمد، بفرماييد وظيفه طبيب چيست؟

جواب: مهم اين است که قول طبيب و يقين او براي قاضي در اين گونه موارد حجّت نيست، و حتّي حجيّت يقين خود قاضي هم که از اين طريق حاصل شود محلّ اشکال است. بنابراين لزومي ندارد يقين خود را در اين گونه موارد بازگو نمايد، و در نتيجه به حسب حکم ظاهري بچّه ملحق به آن شوهر است، و اين گونه احکام ظاهري مشکلي ايجاد نمي‌کند.

ز) کالبد شکافي براي تشخيص حيات

سؤال ???- اگر براي تشخيص حيات يا مرگ مصدومي تنها راه، شکافتن يکي از شريانهاي وي باشد، بفرماييد:

?. آيا اين کار جايز است؟

?. آيا اين عمل در صورت ضرورت ديه دارد؟ ديه آن بر عهده کيست؟

جواب: جايز است، و ديه هم ندارد.

سؤال ???- احترام ميّت مسلمان در صحنه قتل، يا در سالن تشريح، عمدتاً مورد توجّه قرار نمي‌گيرد. و از طرفي، جهت ارتقاي دانش پزشکي، و کشف علمي جرم، و بررسي صحنه قتل، و احقاق حق، تشريح ضروري به نظر مي‌رسد.

در اين صورت تکليف چيست؟

جواب: شرايط سه گانه جواز تشريح را براي مقاصد پزشکي، در آخر رساله توضيح المسائل نوشته‌ايم.

ح) نبش قبر براي تشريح

سؤال ???- در صورتي که تعيين علت مرگ ضرورت داشته باشد، به طور مثال جهت تعيين قاتل وي، آيا مجازيم نبش قبر کرده، جسد وي را در پزشکي قانوني تشريح کنيم؟

جواب: در صورت ضرورت جايز است.

و) برداشتن قرنيه اجساد

سؤال ???- برداشتن قرنيه اجساد در سالن تشريح پزشکي قانوني و نگهداري آن در بانک قرنيه (با اجازه ولي و يا بدون آن) چه حکمي دارد؟

جواب: هرگاه سبب نجات مسلماني از بيماري شديد چشم شود مانعي ندارد، و بهتر است از کسان بيمار اجازه بگيرند.

وظيفه پزشک در برابر افراد مختلف

?. ===وظيفه پزشک در برابر بيماران مختلف===

سؤال ???- اگر دو مصدوم را جهت معالجه نزد پزشکي ببرند، که هر دو در شرايط خطر جاني قرار دارند، چنانچه يکي از آن دو، عضو خانواده‌اي باشد که اين پزشک، طبيب خانوادگي آنان مي‌باشد، و اقدام پزشک براي معالجه هر يک از آن دو مستلزم رها ساختن مصدوم ديگر مي‌باشد، که در نتيجه مصدوم ديگر خواهد مرد، لطفاً با توجّه به امور زير بفرماييد: وظيفه طبيب پرداختن به معالجه کدام يک از اين دو مصدوم است؟

?. طبيب هيچ گونه تعهّد شرعي نسبت به معالجه اعضاي خانواده مصدومي که وي پزشک آنان است نداده باشد.

?. نسبت به معالجه اعضاي خانواده يکي از آن دو، تعهّد شرعي داشته باشد.

?. مصدوم و مجروحي که وي پزشک خانوادگي آنان مي‌باشد حالش بسيار وخيم، ولي احتمال خطر مرگ براي وي کمتر است.

جواب: در صورت اوّل و دوّم با توجه به اينکه هر دو بيمار در شرايط مساوي قرار دارند طبيب مخيّر است، ولي اگر تعهّد شرعي نسبت به يکي از آنها دارد او را مقدّم دارد. و در صورت سوم، بايد آن را که خطرش بيشتر است مقدّم دارد.

سؤال ???- بيان بيماريهاي بيمار براي ساير پزشکان يا برخي از اعضاي خانواده و اقوامش که از آن اطّلاع ندارند چه حکمي دارد؟

جواب: آنچه براي درمان او لازم است جائز است، و بيش از آن مجاز نيست مگر به اجازه بيمار.

سؤال ???- شخصي سرطان دارد و طبيب مي‌داند هرگونه اقدام در جهت معالجه او بي‌فايده است، و اگر به بيمار و کسان وي اطّلاع دهد گرچه ضربه روحي و صدمات رواني به آنان وارد مي‌شود، امّا از صرف هزينه فراوان براي معالجه جلوگيري مي‌شود، و طبيب هم مورد شکايت نسبت به کتمان بيماري قرار نمي‌گيرد. و اگر اطّلاع ندهد، اموال فراواني خرج معالجه مي‌شود که بي‌فايده خواهد بود، و طبيب هم مورد اعتراض واقع مي‌شود. با توجّه به اصراري که بيمار و کسانش در مورد دانستن واقعيّت دارند، تکليف طبيب چيست؟

جواب: با توجّه به اينکه ضربه‌هاي روحي از يکسو، و هزينه‌هاي درمان از سوي ديگر کاملًا متفاوت است، طبيب بايد آن طرف را اختيار کند که صدماتش کمتر است.

سؤال ???- پزشکي يقين دارد که عمل جرّاحي روي فلان بيمار تأثيري در زنده ماندن او ندارد، بطوري که بيمار چه عمل شود و چه عمل نشود بيش از مدّت کوتاهي زنده نخواهد ماند. آيا بنا به اصرار همراهان بيمار يا مسئولين بيمارستان، مي‌تواند اقدام به جرّاحي نمايد؟

جواب: در صورتي که بيمار راضي باشد و اطّلاع کافي به او داده شود، مانعي ندارد.
سؤال ???- مبلغي پول در اختيار است که آن را مي‌توان يا صرف مداواي يک بيمار قلبي نمود، يا صرف ده بيمار ديگر کرد، که به امراض ديگري مبتلا هستند، حال اگر بيمار قلبي را مداوا ننماييم خواهد مرد، و اگر مداواي بيماران ديگر را رها سازيم دچار رنجهاي شديد، و موجب پيشرفته شدن بيماري آنان مي‌گردد، و راهي هم براي مداواي هيچ يک از بيماران فوق جز از طريق هزينه کردن اين پول وجود ندارد، در اين صورت تکليف طبيب انتخاب کدام طرف مي‌باشد؟

جواب: هرگاه بيماري آن يک نفر خطر جاني دارد و بيماري آن ده نفر خطرناک نيست، بايد اوّلي را مقدّم داشت.

سؤال ???- اگر پزشکي خطرناک بودن بيماري بيمار و نااميد بودنش را از حيات بيمار به وي بگويد، اسباب نگراني شديد روحي بيمار و کسان وي را فراهم مي‌نمايد. ولي از طرف ديگر براي گرفتن اذن از بيمار و کسان وي در صورت نياز به عمل جرّاحي گفتن آن لازم است. و چه بسا موجب مي‌شود بيمار وصيّت نمايد، يا امانات مردم را به آنان بازگردانده، و از آنها کسب حلّيّت کند، و خود پزشک هم مورد اعتراض بعدي بازماندگان بيمار نسبت به عدم اخبار به آنان در مورد خطرناک بودن بيماري قرار نگيرد. و چنانچه خطرناک بودن بيماري را اطّلاع ندهد، صدمه روحي و فکري به بيمار وارد نمي‌شود- هرچند تأثيري هم در جهت بهبودي مريض ندارد- اگر راه منحصر در گفتن صريح خطرناک بودن بيماري و يا نگفتن باشد، طبيب چه بکند؟

جواب: معمولًا در اين گونه موارد راه سومي وجود دارد، و آن اينکه با عبارات مناسبي از مريض و کسان او اجازه مي‌گيرند، و مي‌توان مطلب را براي بعضي از کسان او، که روحيه بهتري دارند، بيان کرد. بنابراين ضرورتي ندارد که همه چيز را با صراحت بگويد.

سؤال ???- انتخاب اولويّت در رسيدگي به چند بيمار که همگي به اقدامات اورژانس نياز دارند بر چه اساسي است؟ آيا تنها معيار، رسيدگي به حال بيمار بد حال‌تر است، يا اينکه شخصيّت حقوقي و حقيقي افراد باعث تقديم يک نفر بر ديگري مي‌شود. مثلًا رسيدگي به جان يک پزشک يا مهندس تحصيل کرده که براي جامعه مفيدتر است با يک کارگر ساده يکسان است؟ يا مثلًا رسيدگي به يک فرد معتاد به هروئين که تصادف کرده، با يک فرد مؤثر در جامعه مساوي است؟

جواب: اگر حال يکي خطرناک‌تر است اولويّت دارد، و هرگاه از نظر وضع پزشکي در شرايط مساوي باشند رعايت اولويّت‌هاي اجتماعي و اخلاقي بهتر است.

سؤال ???- گاه به خاطر مصالح بيمار يا اطرافيان وي مجبور به کتمان حقيقت هستيم. اين کار چه حکمي دارد؟

جواب: در صورتي که مصلحت ايجاب کند اين کار لازم است.

سؤال ???- در برخي بيماريها، مثل نارسايي کليه، با اطمينان مي‌توان به بيمار توصيه نمود که روزه نگيرد؛ امّا در خيلي از موارد به علّت شکّي که در اصل بيماري، يا چگونگي تأثير روزه بر آن وجود دارد، يا به علّت عدم وجود تحقيقات و نتايج لازم در مورد اثرات روزه بر بسياري از بيماريها، و کلّاً به خاطر عدم امکان تعيين نقش روزه بر بيماري، پزشک واقعاً نمي‌داند روزه را به بيمار توصيه کند يا خير؟ در اين صورت وظيفه پزشک چيست؟ آيا پزشک در صورت توصيه، يا عدم توصيه به روزه مسئول است؟

جواب: اين مسأله دو صورت دارد: گاه براي طبيب خوف ضرر حاصل مي‌شود، يعني احتمال قابل توجّهي نسبت به زيان داشتن روزه براي او حاصل مي‌شود، در اينجا مي‌تواند همان را به بيمار منتقل کند، چنانچه بيمار از قول طبيب خوف ضرر پيدا کرد روزه را ترک مي‌کند. صورت دوّم آن است که احتمال ضعيف و کم رنگي باشد، در اينجا نمي‌توان ترک روزه را به بيمار توصيه کند.

?. ===وظيفه پزشک در برابر اطرافيان بيمار===

سؤال ???- جواني جهت ازدواج براي آزمايش به پزشک مراجعه مي‌کند.

پزشک وي را دچار بيماري مسري مي‌يابد، و يا متوجّه مي‌شود که معتاد است.

در اينجا، اگر واقعيّت را براي ديگران، که منتظر نتيجه آزمايش هستند بگويد، پرده از روي راز پنهان بيمار برداشته مي‌شود، که قطعاً براي بيمار تبعات سوئي به دنبال خواهد داشت. و اگر نگويد همسر آينده وي دچار بيماري مسري شده، و گرفتاريهايي پيدا مي‌کند، و ممکن است براي طبيب هم مشکل ساز شود. تکليف طبيب چيست؟

جواب: با توجّه به اينکه اين گونه آزمايشها نوعي مشورت با طبيب است، کتمان کردن واقعيّت، خيانت درمشورت محسوب مي‌شود، و بايد واقعيّت را بگويد.

?. ===وظيفه پزشک در برابر همکاران===

سؤال ???- متأسفانه برخي از همکاران پزشک سيگار مي‌کشند. اين کار چه حکمي دارد؟ مخصوصاً که برخي از مردم با استدلال به کار آنها سيگار مي‌کشند و مي‌گويند:

اگر سيگار ضرر داشت پزشکان سيگار نمي‌کشيدند؟ وظيفه ما چيست؟

جواب: با توجه به اينکه سيگار کشيدن به خاطر ضررهاي «?» فوق العاده‌اش که همه آگاهان به آن اعتراف دارند حرام مي‌باشد با زبان خوب به آنها تذکّر دهيد که اين کار را ترک کنند.

?. ===وظيفه پزشک در برابر حکومت اسلامي===

سؤال ???- اگر بيماري به پزشک مراجعه نمايد، وپزشک هم در معاينات وي به سرّي از اسرار بيمار مطّلع شود که در صورت کتمان، نفع بيمار و کسان وي در آن لحاظ مي‌گردد، و بيمار هم خواهان مکتوم ماندن آن بيماري پنهان باشد، ولي اگر به اطّلاع مسئولين مملکتي و حکومتي برساند، نفع و مصلحت جامعه در آن وجود دارد، اينجا طبيب چه تکليفي دارد؟

جواب: تنها در موردي که مصالح جامعه به خطر مي‌افتد لازم است آن را فاش کند، و به مسئولين مربوطه اطّلاع دهد.

?. ===وظيفه پزشک در برابر خودش===

سؤال ???- اينجانب پزشک هستم. آيا مي‌توانم براي دستيابي به جديدترين دستاوردهاي علمي پزشکي از ماهواره استفاده کنم؟

جواب: در صورتي که مطمئن باشيد در منزل شما کسي از آن سوء استفاده نمي‌کند مانعي ندارد.

سؤال ???- ساخت و نگهداري و استفاده از اسکلتهاي انسان جهت آموزش پزشکي چه حکمي دارد؟ آيا احکام مجسّمه بر آن بار مي‌شود؟

جواب: احکام مجسّمه ندارد، و به مقدار ضرورت مي‌توان از آن استفاده کرد.

سؤال ???- گاه اموال بيماران در مطب مي‌ماند و آدرسي از بيمار در اختيار ما نيست. با آنها چه کنيم؟

جواب: در صورتي که از يافتن صاحبان آن مأيوس باشيد بايد آن را از طرف صاحب اصلي به نيازمندي صدقه دهيد.

سؤال ???- آيا آزمايش اسپرم، که با استمنا حاصل مي‌شود و براي ازدواج در بعضي از موارد لازم مي‌باشد، جايز است؟

جواب: گرفتن اسپرم براي آزمايش از طريق استمنا، تنها در صورت ضرورت جايز است.

سؤال ???- هرگاه به هنگام عمل جرّاحي وقت نماز تنگ شود، و امکان وضو و تيمّم نباشد، با توجّه به اينکه کادر اطاق عمل بايد تمام هوش و هواس خود را بر روي بيمار متمرکز کنند تکليف نماز آنان چه مي‌شود؟

جواب: در صورتي که هيچ راهي ندارد نماز را به همان صورت در حين کار انجام دهد، و اگر آن هم ميسّر نيست به چند تکبير قناعت کند و بعداً قضا نمايد.

سؤال ???- نگهداري جنين ساقط شده، چه از حيث جسمي سالم باشد يا ناقص الخلقه و يا عقب مانده، و چه مال خود شخص باشد يا آن را از ديگري گرفته باشد، به عنوان کلکسيون در شيشه الکل چه حکمي دارد؟

جواب: هرگاه جنين به صورت انسان کاملي در آمده باشد بايد او را غسل داد و کفن کرد و دفن نمود. و نگهداري آن به صورتي که نوشته‌ايد جايز نيست. امّا اگر به اين مرحله نرسيده باشد، مانعي ندارد.

سؤال ???- چنانچه دست پزشک با جنين مرده داخل شکم مادر تماس پيدا کند، آيا غسل مسّ ميّت بر او واجب مي‌شود؟

جواب: تنها در صورتي غسل مسّ ميّت واجب مي‌شود که تماس در بيرون از رحم صورت گيرد، و خلقت جنين کامل شده باشد؛ يعني بعد از چهار ماه.

سؤال ???- پزشکان و پرستاراني که به عنوان مأموريّت به حج مشرف مي‌شوند، آيا حج آنها کفايت از حج واجب (حجة الاسلام) مي‌کند؟

جواب: آري کفايت مي‌کند.

سؤال ???- طبيبي ابزار کار اضافه بر نياز دارد، که اگر اضافه را بفروشد مي‌تواند با بقيّه آن بدون زحمت امرار معاش کند، آيا چنين شخصي مستطيع است؟

جواب: در صورتي که فروختن آن مخالف شؤونات او نباشد، و ساير شرايط نيز جمع باشد، مستطيع است.

سؤال ???- در ساعات کاري که در استخدام بيمارستان يا درمانگاههاي خصوصي هستم و مراجعه کننده‌اي ندارم، آيا مي‌توانم به کارهاي شخصي نظير مطالعه، نظافت، شست و شو و مانند آن بپردازم؟

جواب: هرگاه هيچ وظيفه‌اي در آن ساعت نداريد، مطالعه و مانند آن مانعي ندارد.

سؤال ???- پزشک در برخي از مسائل پزشکي مقلّد يک مرجع، و بيمار مقلّد مرجع تقليد ديگري است. چنانچه نظر آنها متفاوت باشد، کدام نظريّه ملاک عمل است؟

جواب: پزشک به وظيفه خود مطابق فتواي مرجع تقليدش عمل مي‌کند.

سؤال ???- آيا پزشک در مسائلي که حکم آن را نمي‌داند مي‌تواند به اجتهاد خويش عمل کند؟ در صورت اضطرار و نياز و اقدام به عمل فوري چطور؟

جواب: اگر واقعاً اضطرار باشد، و دسترسي به شخص مطّلعي نباشد، مي‌تواند به آنچه احساس ضرورت مي‌کند عمل نمايد.

ضمان طبيب

?. ===خسارات ناشي از داروها===

سؤال ???- اگر پزشک بنا به اصرار بيمار، دارويي تجويز نمايد، يا ساير اقدامات درماني مضرّ را انجام دهد، در صورت ايجاد عارضه، مسئول کيست؟

جواب: اگر پزشک اثر زيانبخش دارو را اعلام کند مسئوليّتي در برابر عارضه ندارد؛ و اگر اعلام نکند، مسئول است. ولي در هر صورت پزشک بايد مقاومت کرده، و داروي مضرّ را به بيمار معرّفي نکند.

سؤال ???- با توجّه به اينکه ممکن است جان بيمار به طور اورژانسي (فوري) در خطر باشد، و زماني جهت تعيين حساسيّت فرد به دارويي خاص وجود نداشته باشد، چنانچه با تجويز دارو، بيمار به آن حساسيّت پيدا کرده، و دچار عوارض شديد و يا مرگ شود، آيا پزشک معالج در قبال اين عوارض مسئوليّتي خواهد داشت؟

جواب: بايد از بيمار يا وليّ او اجازه بگيرد. و اگر دسترسي به آنها نيست، ما به عنوان حاکم شرع در اين گونه موارد ضروري به اطبا اجازه مي‌دهيم و ضامن نيستند. (به شرط اينکه به مقدار کافي دقّت کنند).

سؤال ???- با توجّه به علوم روز، چنانچه امکان تعيين حسّاسيّت يک دارو وجود نداشته باشد، آيا پزشک، در صورت ايجاد عارضه مسئول است؟

جواب: در صورتي که آن دارو منحصر به فرد نباشد، و بيمار جنبه اورژانسي نداشته باشد، استعمال آن دارو روي انسان جايز نيست؛ امّا اگر دارو منحصر به فرد است، و استعمال آن ضروري به نظر مي‌رسد، و احتمال نجات بيشتر از احتمال خطر است، بايد آن را در مورد بيمار به کار برد.

سؤال ???- به طور کلّي با توجّه به علوم امروزي اگر بدانيم يا احتمال دهيم که نجات جان بيمار وابسته به مصرف داروهاي خاصّي مي‌باشد که مضر است، و اين مضرّات به احتمال قوي براي همگان رخ خواهد داد، و با تجويز پزشک، شخص دچار يک يا چند مورد از اين عوارض شود، آيا پزشک مسئول است؟

جواب: در صورتي که دارو منحصر به فرد باشد، و تأثير آن از زيانهاي آن بيشتر است، و پزشک چگونگي آن را به بيمار اعلام کند، تجويز آن مانعي ندارد.

سؤال ???- اگر دارو يا داروهايي نه براي نجات جان بيمار، بلکه جهت تسکين و مداواي ناراحتيهايي که باعث آزار وي مي‌شود (همانند: تب، خارش، درد، زخم و مانند آن) تجويز گردد، و بدانيم يا احتمال دهيم که اين داروها مؤثر است، ولي با توجّه به اينکه اکثر داروهاي موثر، در کوتاه مدّت يا دراز مدّت داراي عوارض زيادي مي‌باشد، در صورت تجويز پزشک و ايجاد عارضه، که گاه بدتر از بيماري اوّليه مي‌باشد، آيا چيزي بر عهده پزشک خواهد بود؟ (لازم به ذکر است شايع‌ترين و بيشترين تجويز دارو در چنين مواردي صورت مي‌گيرد، و لذا اهمّيت فراواني دارد، و از طرفي اگر به دنبال دارويي باشيم که هيچ ضرري نداشته باشد، گاه هيچ درماني نبايد انجام شود).

جواب: اگر ضرر مهمّي نداشته باشد اشکالي ندارد؛ زيرا داروها به هر حال عوارضي دارند، ولي اگر ضرر مهمّي داشته باشد تجويز آن جايز نيست، مگر در صورت ضرورت شديد، و با کسب رضايت بيمار يا وليّ او.

سؤال ???- در صورتي که داروها کاملًا مؤثّر به هر علّتي در دسترس نباشند، آيا پزشک مي‌تواند داروهايي که احتمال مي‌دهد مؤثّر باشد تجويز کند؟ در صورت عدم موفقيّت، آيا پزشک در قبال عوارض احتمالي اين داروها، يا هزينه بيهوده‌اي که بر بيمار تحميل شده مسئول و مديون است؟

جواب: اگر راه منحصر به استفاده از آن داروها باشد اشکالي ندارد، ولي بايد بيمار را در جريان بگذارد و رضايت وي را جلب کند.

سؤال ???- با توجّه به گستردگي بسيار زياد علوم پزشکي، که واقعاً امکان فراگيري و به خاطر سپردن تمام بيماريها، و همه داروهايي که روي انواع بيماريها مؤثّرند، و نيز تشخيص عوارض آنها وجود ندارد. اگر پزشک به خاطر فراموشي بنا به حدس خود، در موارد اورژانس جهت نجات جان و يا تسکين آلام بيمار، سهواً اقدام به تجويز دارويي غير مؤثّر نموده، و بيمار را متحمّل هزينه بيهوده و يا عوارض جانبي کند، (در صورتي که امکان ارجاع به متخصّص ديگري هم نباشد) آيا پزشک ضامن است؟

جواب: از جواب مسأله بالا معلوم شد.

سؤال ???- در برخي بيماريها، مانند فشار خون بالا، به علّت عوامل ناشناخته ايجاد کننده آن، براساس روش معمول که اجراي آن طبق علوم روز ضروري است، يک يا چند دارو به کار برده مي‌شود. و در صورت عدم تأثير، از داروهاي ديگر استفاده مي‌شود. با توجّه به اينکه اين داروها از يک طرف در تمام افراد مؤثر نيست. يعني ممکن است نسبت به شخصي درمانهاي اوّليّه، و نسبت شخص ديگري درمانهاي آخر مؤثّر باشد. و از سوي ديگر، هر يک از داروها داراي عواض خاصي هستند، آيا پزشک معالج- که در حقيقت داروهاي مختلف را به ترتيب در مورد بيمار آزمايش مي‌کند- در قبال هزينه اضافه يا عوارض داروها مسئول است؟

جواب: اگر راه درمان منحصر به همين راه است، بايد اقدام کند و مسئوليّتي ندارد.

?. ===خسارات ناشي از اطّلاعات نادرست بيمار به پزشک===

سؤال ???- آيا جواب منفي خانم بيمار در مورد پرسش پزشک از حاملگي وي، چه خود بداند باردار است و به هر علّتي نگويد، و چه نداند که باردار است، از پزشک معالج در قبال عوارض احتمالي رفع مسئوليّت مي‌کند؟

جواب: اگر راه تشخيص بارداري منحصر به سؤال از بيمار است، در فرض مسأله مسئوليّتي ندارد.

?. ===خسارات ناشي از آزمايشات===

سؤال ???- برخي از اوقات، پزشک تنها جهت احتياط و مطمئن شدن در جهت تشخيص و يا ردِّ يک بيماريِ احتمالي مثل سل در هر بيمار مشکوکي- با هر علامت غير اختصاصي- دستور راديوگرافي مي‌دهد، تا بيماري مخفي احتمالي را کشف کند، در صورت وجود يا عدم هرگونه بيماري (که احتياج به راديوگرافي دارد) آيا پزشک در ايجاد عوارض احتمالي و هزينه درمان مسئول است؟

جواب: در صورتي که احتمال بيماري، احتمال قابل ملاحظه‌اي باشد، اين اقدام اشکال ندارد، و مسئول نيست.

سؤال ???- در بسياري از بيماريها و اختلالات جسماني، پزشک دستور انجام راديوگرافي، سي تي اسکن و مانند آن را مي‌دهد، که مطمئنّاً به خصوص براي برخي افراد مضر است؛ ولي در خيلي از موارد، اين آزمايشات مي‌تواند به تشخيص بيماري کمک کند. به هر حال، در فرض فوق مسئوليّت پزشک در صورت ايجاد عوارض آزمايشها تا چه حدّي است؟

جواب: از پاسخ‌هاي قبل روشن شد.

?. ===خسارات ناشي از کوتاهي يا کمبود اطّلاعات پزشک===

سؤال ???- در علم پزشکي برخي از روشهاي درماني با گذشت زمان دچار تغييراتي شده، يا به کلّي ارزش خود را از دست مي‌دهد. در صورتي که پزشک به علّت عدم مطالعه، از اطّلاعات جديد مطّلع نشود، آيا مسئول است؟

جواب: اين مسأله دو حالت دارد: حالت اوّل اين است که عرف پزشکان، پزشک را در برابر فرا نگرفتن معلومات جديد مقصّر مي‌شناسند، در اين صورت ضامن است. حالت دوم آن است که فرا گرفتن آن مسائل را وظيفه طبيب نمي‌دانند، بلکه جزء تکامل علم محسوب مي‌شود، در اين صورت مسئول نيست.

سؤال ???- اگر پزشک با توجّه به گستردگي موضوع نداند، يا فراموش کرده باشد که دارو يا روش تشخيصي وي براي خانمهاي باردار يا شيرده مضر است، مسئوليّت پزشک در صورت ايجاد عارضه در جنين يا مادر در چه حد است؟

جواب: پزشک موظّف است از زناني که در معرض بارداري هستند سؤال کند.

و اگر بدون تحقيق داروي مضرّي بدهد مسئول است.

سؤال ???- اگر پزشک از بارداري بيمار سؤال نکند، و وي هم متذکّر نشود، مسئوليّت عوارض احتمالي بر عهده کيست؟

جواب: جواب اين مسأله از آنچه در جواب سوال قبل گفته شد روشن مي‌شود.


سؤال ???- آيا اقدامات پزشکي طبيب در غير رشته تخصّصي خود، که آگاهي لازم را ندارد، و باعث تشديد بيماري يا بروز عارضه‌اي جديد در بيمار مي‌شود، يا منجر به فوت وي مي‌گردد، موجب ضمان است؟

جواب: آري، موجب ضمان است.

سؤال ???- لطفاً به دو سؤال زير پاسخ دهيد:

?. اگر به سبب تشخيص نادرست طبيب حاذق آسيبي به بيمار وارد شود، آيا بايد ديه پرداخت شود؟ ديه بر عهده کيست؟

?. چنانچه در تشخيص سهل انگاري نموده باشد، حکم چگونه است؟

جواب: در صورت اوّل ضامن است، مگر اينکه قبلًا به طور خصوصي يا به طور عام نسبت به خسارتها اعلام برائت کرده باشد. و در صورت دوّم، طبيب به هر حال ضامن است، چون کوتاهي کرده است.

سؤال ???- هرگاه پزشک يا دستيار وي، به هنگام معالجه بيمار، لطمه يا ضربه‌اي بر عضو ديگر او وارد کند، مثلًا جهت احياي قلب، دنده‌هاي بيمار در حال ماساژ بشکند. يا جهت تحريک به عکس العمل، به صورت بيمار سيلي بزند، و پرده گوشش پاره شود. آيا پزشک ضامن است؟

جواب: در صورتي که اين کار براي معالجه اجتناب‌ناپذير باشد، و از مريض يا اولياي او اجازه گرفته باشد، ضامن نيست. در غير اين صورت ضامن است.

?. ===خسارات ناشي از ترک معالجه===

سؤال ???- لطفاً به دو سؤال زير پاسخ دهيد:

?. پزشکي به علّت فقر مالي بيمار اورژانسي، که قادر بر پراخت هزينه‌هاي مربوطه نبوده، از معالجه و جرّاحي وي اجتناب نموده، و در نتيجه بيمار فوت کرده است. يا عمل جرّاحي را به روزهاي ديگر موکول نموده، که به اندازه آن روز نمي‌تواند مفيد باشد، آيا پزشک ضامن است؟

?. اغلب بيمارستانها اوّل پول مي‌گيرند، سپس بيمار را به پزشک ارجاع مي‌دهند. در صورتي که تأخير در اين امر منجر به مرگ يا عوارض ديگر شود، آيا اين کار جايز است؟

جواب: در فرض سؤال پزشک ضامن خون نيست، ولي گناه بزرگي مرتکب شده و قابل تعقيب است.

سؤال ???- چنانچه پزشک معالج، عمداً يا سهواً در مداواي بيمار يا مجروحي که مسئوليّت درمان وي را پذيرفته کوتاهي ورزد، و شخص در اثر سرايت بيماري، يا جراحت سابق، صدمه ديده و يا تلف شود، آيا طبيب مسئوليّت خواهد داشت؟

جواب: در صورتي که بيمار در شرايط خطرناکي باشد، و اولياي مريض او را به طبيب بسپارند که از او مراقبت کند، و طرفين يا خصوص طبيب بداند که اگر از بيمار غفلت کند، خطري بيمار را تهديد مي‌کند، چنانچه طبيب اين مسئوليت را پذيرفته باشد، و از انجام وظيفه تخلّف نمايد، در برابر نتيجه آن مسئول است. و اگر عمداً و به قصد زيان رساندن به مريض اين کار را کرده باشد، قتل عمد، يا جرح عمد محسوب مي‌شود، در غير اين صورت، شبه عمد است.

?. ===خسارات ناشي از کمبود امکانات===

سؤال ???- اگر به خاطر کمبود امکانات لازم براي تشخيص کامل، تشخيص ممکن نگردد، و مداواي لازم صورت نگيرد، و بيماري تشديد يا منجر به مرگ شود، آيا پزشک معالج مسئول است؟

جواب: مسئوليّت ندارد، ولي بايد داروهاي مشکوک و مضر به بيمار ندهد.

سؤال ???- با توجّه به اينکه بارداري، در هفته‌هاي اوّل از روي ظواهر و گاه با روشهاي ساده چندان قابل تشخيص نيست، و از طرفي بيشترين عوارض خطرناک روشهاي درماني در همين زمان آن هم به صورت اختلالات شديد در جنين رخ مي‌دهد، و بدين ترتيب، يا به خاطر کمبود امکانات، يا عدم فرصت کافي، يا عدم تمايل بيمار به صرف هزينه‌هاي تشخيص بارداري، يا عدم اطّلاع وي از بارداري، و جواب منفي دادن به پرسش پزشک از بارداري وي، و حتّي گاهي به علّت عدم امکان تشخيص به وسيله روشهاي مدرن به خاطر جوابهاي منفي کاذب آزمايشات، پزشک نمي‌تواند تشخيص دهد، و يا نمي‌داند که بيمار باردار است، و روشهاي تشخيص درماني مختلف را براي وي به کار مي‌گيرد؛ حال در صورت ايجاد عارضه در مادر يا جنين، آيا پزشک معالج مسئول است؟

جواب: در صورتي که راهي براي تشخيص بارداري نباشد و داروها منحصر به فرد باشد، و از بيمار اجازه بگيرد مسئول نيست.

?. ===ضمانت پرستاران===

سؤال ???- آمپولي به بيماري تزريق شده، و بيمار به واسطه آن فوت کرده است. حکم ضمان يا عدم ضمان، و فردي که بايد ديه را بپردازد، در صورتهاي ذيل چگونه است؟

?. تزريق توسّط شخص آشنا به آمپول و تزريق صورت گرفته، ولي در تزريق اشتباه کرده است.

?. اين کار توسّط شخص غير آشنا به آمپول و تزريق، صورت گرفته است.

?. تزريق توسّط طبيب حاذق بوده، و ليکن سهل انگاري کرده است.

جواب: ? تا ?. کار تزريق کننده مانند کار طبيب است؛ هرگاه حاذق باشد و اخذ برائت (به طور عام يا خاص) کند ضامن نيست، و بدون اخذ برائت ضامن است.

و در صورت سهل انگاري و عدم حذاقت مطلقاً ضامن است.

سؤال ???- اگر تزريق آمپول منجر به عارضه، يا فوت شود، آيا تزريق کننده در موارد ذيل ضامن است؟

الف) اشتباه در تجويز پزشک باشد.

ب) تزريق کننده مجوّز قانوني دارد؛ امّا قواعد تزريقات را رعايت نکرده باشد.

ج) تزريق کننده مجوّز قانوني دارد؛ و قواعد تزريقات را نيز رعايت کرده است.

د) تزريق کننده مجوّز قانوني ندارد.

جواب: در مورد اوّل پزشک و در مورد دوم تزريق کننده ضامن است. در مورد سوم چنانچه مرگ يا عارضه، ناشي از خطاي تزريق کننده باشد، او ضامن است؛ مگر اينکه قبلًا به طور خصوصي يا به طور عام از بيماران خود برائت گرفته باشد، و اگر به خاطر عيب و علّت غير عادي در بيمار بوده، ضامن نيست. و در مورد چهارم تزريق کننده ضامن است.

سؤال ???- اگر خون گرفتن منجر به عارضه گردد، چه حکمي بر آن مترتّب است؟

جواب: مانند مسأله سابق است.

سؤال ???- عدم رعايت بهداشت توسّط پزشک يا پرستار در هر بخش، ممکن است موجب ضرر و زيان به بيمار شود. آيا چنين کاري ضمان آور است؟

جواب: در صورتي که از حدّ معمول و متعارف پزشکي کمتر رعايت کنند، و بيم انتقال بيماري برود، موجب ضمان است.

سؤال ???- چنانچه طبيب حاذق اشتباهاً داروي عوضي براي بيماري تجويز کند و پرستار هم همان دارو را به بيمار بدهد، و آسيبي متوجه بيمار گردد، خسارت وارده بر عهده کيست؟

جواب: بر عهده طبيب است.

سؤال ???- عدم استريل وسايل آندوسکوپي باعث انتقال بيماري به ديگر بيماران مي‌شود. اگر چنين اتّفاقي بيفتد چه کسي ضامن است؟

جواب: کسي که مباشر کار بوده ضامن است.

سؤال ???- براي پرستاراني که مأموريّت دارند همراه بيمار به شهرستانهاي همجوار سفر کنند، گاه اتفاق مي‌افتد که در يک هفته ده بار اعزام مي‌شوند و گاه ممکن است در يک هفته اصلًا اعزام نشوند. نماز و روزه چنين پرستاراني چه حکمي دارد؟

جواب: اگر بيشتر هفته‌ها اعزام مي‌شوند و اعزام به طور مکرّر است، نماز و روزه آنها تمام است. در غير اين صورت شکسته است.

سؤال ???- آيا مي‌توان بيماري که امکان تطهير عورتين وي توسّط خودش وجود ندارد، را تطهير کرد؟

جواب: چنانچه مستلزم نگاه و لمس نباشد، يا اينکه به وسيله همسرش انجام گيرد اشکالي ندارد. در غير اين صورت تنها در موارد ضرورت جايز است.

سؤال ???- پزشکي قانوني در تعيين علّت فوت يک خانم باردار چنين نظر داده است: «چون ماما مي‌بايست طبق مقررات زائو را به پزشک متخصّص معرفي نمايد، و اين امر صورت نگرفته، ??? مقصّر است» آيا دادگاه مجاز به محکوم کردن ماما به لحاظ عدم راهنمايي زائو به پزشک متخصّص به ميزان فوق مي‌باشد؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، آيا ماما بايد ديه جنين را نيز به همان نسبت بپردازد؟

جواب: شخص ماما تنها مستحق تعزير است؛ و ممکن است تعزير مالي انتخاب شود.

?. ===ضمانت جرّاحان===

سؤال ???- چنانچه سهل‌انگاري طبيب در عمل جرّاحي موجب آسيب وارد شدن به بيمار گردد لطفاً بفرماييد:

?. آيا طبيب ضامن پرداخت ديه است؟

?. اگر به واسطه سهل انگاري در عمل جرّاحي قلب، نياز به عمل جرّاحي و درمان بعدي شود، آيا طبيب سهل‌انگار بايد هزينه آن را بپردازد، يا همان ديه کافي است؟

?. اگر سهل انگاري طبيب منتهي به فوت بيمار شود، قتل چگونه قتلي خواهد بود؟

جواب: ?. آري ضامن است.

?. هرگاه هزينه بيش از ديه باشد، بايد علاوه بر ديه تفاوت آن را نيز بپردازد.

?. معمولًا از قبيل قتل شبه عمد است.

سؤال ???- طبيب حاذق و ماهري بدون سهل انگاري اقدام به عمل جرّاحي نموده، و در ضمن عمل، آسيبي به بيمار وارد گرديده است، لطفاً موارد ضمان يا عدم ضمان طبيب را در صورتهاي ذيل بيان فرماييد:

?. بدون اذن از بيمار يا کسان وي اقدام به عمل نموده باشد.

?. غفلت از گرفتن اذن داشته است.

?. بيمار در حال اغما بوده، و دسترسي به کسان بيمار نداشته، و تأخير هم جان بيمار را به خطر مي‌انداخته است.

?. در مورد فوق اگر تأخير موجب نقص عضو، يا تعطيل شدن عضوي از بيمار گردد حکم چيست؟

?. اگر در موارد فوق بايد ديه داده شود، ديه بر عهده کيست؟

جواب: طبيب در صورت اوّل و دوم ضامن است. و در صورت سوّم، اگر دسترسي به حاکم شرع باشد، بايد اذن بگيرد، و اگر دسترسي به شخص خاصّي نيست ما اذن مي‌دهيم که اطبا اقدام کنند و ضامن نيستند. و در مورد چهارم اگر تأخير بيندازد گناه کرده ولي ديه ندارد، و جواب مورد پنجم از جوابهاي گذشته معلوم شد.

سؤال ???- بعضي جرّاحان در حين عمل دچار اشتباهاتي مي‌شوند، که موجب فوت يا نقص عضو مي‌گردد. آيا ديه‌اي بر آنها واجب مي‌شود؟ در صورتي که دکتر تضمين نکرده باشد، و احتمال فوت يا نقص عضو بدهد، چه حکمي دارد؟

جواب: موارد خطاي پزشکان ديه دارد. بهترين راه آن است که در اين گونه موارد قبلًا از بيمار يا اولياي او (در صورتي که حال بيمار مساعد نباشد) برائت و رضايت بگيرند. يا اينکه اطبا يا بيماران در برابر اين گونه مسائل بيمه شوند.

سؤال ???- گاه غرور پزشک، يا اطمينان وي به موفّقيت در کارش، باعث فراهم نکردن وسائل و شرايط کافي براي انجام عمل جرّاحي مي‌گردد. اگر اين موضوع به مرگ يا ضرر و زيان بيمار منجر شود، آيا پزشک ضامن است؟

جواب: در صورتي که پزشک سهل انگاري نکرده باشد، و از بيمار يا اولياي وي برائت گرفته باشد ضامن نيست.

?. ===ضمانت آزمايشگاه===

سؤال ???- با توجّه به اينکه تشخيص بسياري از بيماريها يا اختلالات به وسيله آزمايش امکان‌پذير است، و از طرفي امکان اشتباه در آزمايشگاه و تفسير آزمايشها هميشه وجود دارد، در صورت اشتباه آزمايشگاه و در نتيجه معالجه اشتباه پزشک، مسئول خسارات و عوارض احتمالي کيست؟


جواب: آزمايشگاه مسئول است.

??. ===ضمانت داروخانه===

سؤال ???- با توجّه به اينکه تجويز دارو (به استثناي داروهاي بدون نسخه) بر عهده پزشک است نه داروساز، اگر بيماري به حال اضطرار به داروساز مراجعه کند و داروساز، دارويي را در اختيار وي قرار ندهد، آيا در صورت بروز نقص جسمي، يا جراحت، يا فوت بيمار، دارو ساز مقصّر است؟

جواب: ضامن نيست، هرچند در بعضي از صور مسأله مرتکب گناه شده است.

سؤال ???- با توجّه به اينکه شيوه معالجه و درمان به اين شکل است که طبيب نسخه را نوشته، و به بيمار مي‌دهد، و او دارو را تهيّه و استفاده مي‌کند. حال اگر طبيب حاذق نسخه را غلط بنويسد، و در نتيجه صدمه‌اي به بيمار وارد شود، بفرماييد:

?. آيا بايد ديه‌اي پرداخت شود؟

?. ديه بر عهده کيست؟

?. در صورت حاذق نبودن طبيب حکم چيست و ديه بر عهده کيست؟

?. در صورت سهل انگاري چه تکليفي متوجّه طبيب مي‌باشد؟

جواب: ? تا ?. بر عهده طبيب است.
??. ضمانت بيمارستان سؤال ???- در مواردي که به علل غير مربوط به کار پزشک (مثل اختلال در

دستگاه‌ها و رفتن برق و ...) به بيمار لطمه‌اي وارد شود ضامن کيست؟

جواب: در صورت عدم تقصير و عدم سهل انگاري، طبيب ضامن نيست. در مورد مدير بيمارستان و مسئول برق نيز همين گونه است.

سؤال ???- ضمان نقص عضو، يا فوت بيمار به دليل فقدان وسائل لازم، يا نبودن خون در بيمارستان بر عهده کيست؟

جواب: چنانچه امکان تهيّه وجود داشته و اقدام نکرده‌اند، مسئولين آن بخش و مسئولين بيمارستان در برابر اين حوادث ضامن خواهند بود.

??. ===ضمانت کادر اطاق عمل===

سؤال ???- کمي بي دقّتي از طرف کارکنان، يا پزشکان، در اتاق عمل باعث خفگي بيمار، کم شدن شديد خون، پايين افتادن فشار خون، و احتمالًا مرگ بيمار مي‌شود. آيا «دقّت کردن» در اين امور براي چنين افرادي واجب است؟

جواب: سهل انگاري در اين امور مسئوليّت شديد دارد.

??. ===ضمانت افراد عادي که طبابت مي‌کنند===

سؤال ???- برخي از افراد عادي (که در مسائل پزشکي تخصّصي ندارند) در اين امر دخالت نموده، و قرص، آمپول يا دارويي را براي بيمار توصيه مي‌نمايند.

در صورتي که اين امر منجر به مرگ يا آسيب جسمي بيمار شود، آيا آنها ضامن هستند؟

جواب: چنين شخصي کار خلافي کرده و مجازات دارد، ولي ضامن ديه طرف نيست؛ مگر اينکه شخصاً دارو را به او تزريق کرده يا خورانده باشد.

??. ===اخذ برائت براي رفع ضمان===

سؤال ???- در صورتي که بيمار يا وليّ او به پزشکي که در کارش متخصّص و داناست، اجازه معالجه دهد، آيا در صورت مرگ بيمار، پزشک ضامن است؟

جواب: در صورتي که پزشک از پيامدهاي احتمالي برائت جويد، و در کار خود کوتاهي و سهل‌انگاري نکرده باشد، ضامن نيست.

سؤال ???- اگر بيمار کاملًا بيهوش باشد، آيا مي‌توان از خويشان بالغ وي اجازه گرفت؟

جواب: مي‌توان از وليّ او اجازه گرفت.

سؤال ???- به طور کلّي، و در تمام روشهاي تشخيصي و درماني، اگر پزشک قبل از انجام هر عملي به خود بيمار و يا وليّ او- اگر بيمار بالغ يا عاقل نباشد- متذکّر شود که اين روشها از يک طرف ممکن است بي فايده باشد و وقت و مال او را به هدر دهد، و از طرف ديگر ممکن است عوارض متفاوتي براي او داشته باشد. و بدين ترتيب، پزشک با ذکر اين مطلب، قبل از هرگونه معاينه و دستور روش‌هاي تشخيصي و درماني و تجويز دارو، در قبال خسارات و عوارض احتمالي از خود کاملًا سلب مسئوليّت کند، و بيمار چه از روي ناچاري و چه از روي تمايل و يا به ظاهر از روي تمايل، اين شرط را قبول نمايد، آيا در صورت اشتباه سهوي پزشک، طبيب نسبت به هزينه‌هاي بيهوده، بي‌فايده بودن، يا عوارض ناشي از روشهاي تشخيصي و درماني، مسئول است؟ در صورتي که وي حدّ اکثر تلاش خود را بکند چطور؟

جواب: اگر از آنها اجازه گرفته، و در برابر اين گونه امور از خود سلب مسئوليّت نموده، ضامن نيست.

سؤال ???- در فرض سؤال فوق اگر بيمار، کاملًا بيهوش باشد، و در حال حاضر هيچ يک از خويشاوندان وي نيز در دسترس نباشند، و از طرفي جان بيمار در خطر جدّي باشد، جهت اجازه و شرط چه بايد کرد؟ آيا مي‌توان طبق وظيفه پزشکي هرگونه اقدام ممکن را بدون اجازه انجام داد؟ اگر با اقدامات غير مؤثّر به صورت غير عمدي به مرگ بيمار تسريع بخشيده شود مسئوليّتي بر گردن پزشک معالج خواهد بود؟ اگر به خاطر خوف از عدم تأثير درمان و کمک به تسريع مرگ و مديون شدن، پزشک هيچ کاري انجام ندهد، در اين صورت مسئول خواهد بود؟

جواب: اگر بتواند از حاکم شرع اجازه بگيرد، اين کار لازم است. و ما به پزشکان براي اين گونه موارد اجازه مي‌دهيم که با دقّت عمل کنند و مريض را رها نکنند.

سؤال ???- در فرض مسائل فوق اگر بيمار يا وليّ او شرط را قبول نکنند، آيا پزشک مي‌تواند بيمار را رها نمايد؟

جواب: اگر بيمار در خطر نيست مي‌تواند او را رها کند.

سؤال ???- در فرض مسأله فوق، آيا بايد با تک تک بيماران شرط نمود، و با امضاي پرسشنامه مربوطه، يا نصب اطّلاعيّه در مراکز درماني (مبني بر اينکه مراجعه بيماران نشانگر قبول اين شرايط است) يا به اطّلاع رساندن از طريق رسانه‌هاي گروهي که مراجعه شما نزد پزشک منوط به اين شرايط است، از پزشک رفع مسئوليّت شرعي نمود؟ مثلًا اگر قبل از عمل جرّاحي، بيمار مجبور به امضاي شرايطي باشد که در صورت هرگونه ناموفّق بودن جرّاحي وي هيچ گونه حقّ و حقوقي بر جرّاح و بيمارستان ندارد، آيا در صورت هرگونه اختلال در جرّاحي مي‌توان مدّعي شد که با توجّه به امضاي قبلي بيمار، کادر درماني هيچ مسئوليت شرعي ندارند؟

جواب: بهترين راه براي حلّ مشکل پزشکان از نظر ضمان شرعي اين است که از طريق رسانه‌هاي گروهي و طرقِ ديگرِ اعلانِ همگاني، اعلام شود که پزشکان نهايت سعي و کوشش و دقّت خود را براي درمان بيماران به کار مي‌گيرند، ولي با توجّه به جهات مختلف، اعمّ از کمبودهاي علم پزشکي و وسايل شناخت بيماريها، و اختلاف وضع جسمي و روحي بيماران، و خطاهاي احتمالي که در طبيعت هر انساني نهفته است، ممکن است عوارضي پيش آيد، پزشکان در برابر آن مسئول نيستند؛ و مراجعه به پزشک به معناي قبول اين رفع مسئوليّت است.

البتّه در برابر عوارضي که بر اثر سهل‌انگاري و تقصير حاصل شود، مسئوليّت آنها به قوّت خود باقي است. اين اعلان ممکن است به صورت تابلويي در تمام مطب‌ها و بيمارستانها نيز نصب شود، به طوري که به همه مراجعين تفهيم گردد، و در مورد جرّاحيهاي مهم برائت خصوصي نيز گرفته شود.

سؤال ???- اگر کشفيّات جديد خيلي ديرتر از زمان کشف به اطلاع پزشک برسد، و قبل از اطّلاع به همان روشهاي قبلي عمل شود، آيا پزشک در قبال عوارض يا هزينه‌هاي بيهوده روشهاي بي‌فايده مسئول است؟

جواب: مانند جواب مسأله سابق است.

سؤال ???- اگر به خاطر عدم وجود امکانات کافي اطلاع رساني، اطلاعات جديد به پزشک نرسد و وي هيچ گاه مطلع نگردد، مسئوليّت بي فايده بودن روشهاي قبلي بر عهده کيست؟

جواب: مانند جواب مسأله ??? است.

سؤال ???- در مواردي که براي معالجه بيمار بايد اذن گرفت تا ضمان متوجّه طبيب نشود، بفرماييد:

?. آيا اذن از وليّ طفل مميّز کافي است، يا بايد از طفل هم اذن گرفته شود؟

?. به هنگام عمل جرّاحي بر روي بيمار بيهوش، از کدام يک از کسان بيمار بايد اذن گرفت؟ آيا ترتيب، يا اولويّتي در کار است؟

?. در مورد بيمار بيهوش يا طفلِ صغيرِ مصدوم، که مشخّص نيست وليّ دارد يا ندارد، و دسترسي به حاکم شرع هم نيست، و عدول المؤمنين (مؤمنان عادل) هم حاضر نيستند، و معالجه هم فوريّت دارد، تکليف چيست؟

?. آيا طبيب مي‌تواند از حاکم شرع اسلام براي کلّ موارد مشابه فوق قبلًا اذن بگيرد؟
جواب: ?. اذن ولي کافي است.

?. از وليّ شرعي او اذن بگيرد، و اگر وليّ شرعي نداشت از حاکم شرع.

?. در اين‌گونه موارد ما به اطبا اجازه مي‌دهيم که با رعايت دقّت و احتياط وظيفه را انجام دهند.

?. نسبت به مواردي که دسترسي به ولي نيست، يا ولي ندارد مانعي نيست.

سؤال ???- آيا پزشک مي‌تواند ضمن انعقاد قرار داد معالجه با بيمار، هرگونه مسئوليّت شرعي را نسبت به آسيب‌هاي احتمالي که در ضمن معالجه ممکن است پيش بيايد از خود سلب کند، تا هيچ گونه ضماني بر عهده وي يا عاقله‌اش نباشد؟

جواب: اشکالي‌ندارد، مشروط براينکه طبيب درتلاش‌وکوشش خود کوتاهي‌نکند.

سؤال ???- نکته مهم در مورد کشفيّات جديد علوم پزشکي اين است که هر سال و هر ماه، و حتّي هر روزه، کشفيّات و يا تحقيقات جديدي در مورد جنبه‌هاي مختلف علوم پزشکي اعلام مي‌شود که طبق روشهاي تشخيصي يا درماني جديد، داروهاي متفاوت و جديد يا موادّ غذايي مؤثّر جديد براي انواع بيماريها پيشنهاد مي‌شود. و برعکس، برخي روشها يا داروها يا مواد قبلي، کاملًا غير مؤثّر، مضرّ و بي فايده معرّفي‌مي شود. آيا پزشک در قبال عوارض يا هزينه‌هاي بيهوده ناشي از روشهايي که در گذشته مطرح بوده، امّا کسي نمي‌دانسته که آنها مضر يا بي فايده‌اند، ولي امروزه آنها را بي فايده يا مضر شناخته‌اند مسئول است؟

جواب: مراجعه بيماران به طبيب در چنان شرايطي برائت ضمني محسوب مي‌شود، بنابراين ضامن نيستند.

??. ===برخي از مواردي که پزشک ضامن نيست===

سؤال ???- اگر پزشک روش درماني يا دارويي را تعريف کند، و بگويد: «اين دارو براي فلان بيماري مفيد است» و يا بگويد: «درمان، مترتّب بر فلان داروست» بدون آنکه بيمار را وادار به مصرف آن دارو کند، آيا در اين حالت، در صورت عدم تأثير يا عوارض دارو، پزشک مسئول يا مديون است؟

جواب: اگر از آنها اجازه گرفته، و در برابر اين گونه امور سلب مسئوليت کرده، ضامن نيست.

سؤال ???- اگر پزشک سعي خود را در مداواي بيمار انجام دهد، ولي بيمار بهبود نيابد، آيا پزشک نسبت به هزينه درماني که بيمار پرداخته مديون است؟
جواب: در صورتي که پزشک وظيفه خود را طبق ضوابط انجام داده باشد، مسئوليّتي ندارد.
سؤال ???- ممکن است بيمار قلبي به هنگام تست ورزش دچار ايست قلبي منجر به فوت شود. در اين حالت چه کسي ضامن است؟

جواب: در صورتي که اين مسأله به مريض تفهيم شود که چنين خطري ممکن است در پيش باشد، و مريض راضي شود، يا وقوع چنين مطلبي بسيار نادر باشد، طبيب ضامن نيست.

سؤال ???- شخصي در اثر سوختگي به بيمارستان منتقل مي‌شود، و پزشک معالج در انجام معالجه کوتاهي مي‌کند و شخص مصدوم فوت مي‌کند. پزشکي قانوني اعلام مي‌کند: «ميزان سوختگي به حدّي بوده که در نهايت منتهي به فوت مي‌شده، هرچند سهل انگاري پزشک باعث گرديده که بيمار زودتر فوت کند» آيا در فرض سؤال پزشک ضامن است؟

جواب: پزشک گناه کرده و بايد تعزير شود.

سؤال ???- خانمي به هنگام زايمان طبيعي و در زمان خروج جنين، دچار پارگي مقعد و در نتيجه بي‌اختياري مدفوع شده است. به علّت عدم تشخيص دکتر زايمان، و در نتيجه ترميم نشدن به موقع، نقص مذکور به خوبي ترميم نشده، و در حال حاضر ?? تا ?? درصد بي اختياري دارد. آيا دکتر زايمان ضامن است و بايستي ديه نقص ايجاد شده را بپردازد؟ يا به علّت عدم تشخيص و اطلاع ندادن به پزشک مسئول شيفت، فقط تعزير مي‌شود؟

جواب: در صورتي که در مسأله زايمان خلافي از عامل (دکتر زايمان) سر نزده، ضامن نيست.

سؤال ???- فردي فرزندش را براي ختنه به بيمارستان برده است. دکتر علاوه بر عمل ختنه بدون اذن پدر يک غدّه چربي را عمل کرده است. پزشکي قانوني اعلام نموده: «عمل مذکور لازم بوده، و در آينده هم براي بچّه مشکلي ايجاد نخواهد شد» ولي پدر بچّه مي‌گويد: «چون دکتر بدون اجازه من اقدام به عمل کرده، من شاکي هستم» آيا دکتر ضامن است؟

جواب: هرگاه کار او موجب نقصي براي آن بچّه نشده ضامن نيست، ولي بدون اجازه نبايد چنين کاري کند.

سؤال ???- پزشکي از معالجه بيماري امتناع کرده، و در نتيجه آن بيمار فوت نموده است. مجازات او چيست؟

جواب: مجازات او تعزير است.

احکام بيمارستانها

سؤال ???- کمبود خون در بيمارستان‌ها، و برخي مقرّرات دست و پاگير براي استفاده از وسايل، ممکن است موجب مرگ بيماران در اتاق عمل شود. آيا اصلاح اين مقرّرات واجب است؟

جواب: واجب است کاري کنند که جان مردم در اتاق عمل به خطر نيفتد.

سؤال ???- جداسازي اتاق عمل در بيمارستانها به طور کامل، مستلزم هزينه زيادي براي دولت است. آيا اجراي احکام شرع با هر هزينه‌اي واجب است؟

جواب: در صورتي که براي دولت موجب عُسر و حرج نشود، اين کار لازم است.

سؤال ???- در بسياري از مراکز آموزشي، درماني و پزشکي، امکان جداسازي دانشجويان دختر و پسر وجود دارد. لکن برخي از مسئولين نسبت به اين مسأله بي توجّهي مي‌کنند. نظر جنابعالي در اين زمينه چيست؟

جواب: اگر امکان تفکيک باشد، تفکيک لازم است.

سؤال ???- نبودن وسائل جرّاحي، يا کم بودن آن در اتاق عمل، ممکن است باعث مرگ بيماران شود. آيا تهيّه اين وسائل واجب است؟

جواب: بر حکومت اسلامي لازم است وسائل را فراهم کند. همچنين بيمارستانهاي خصوصي، هرگاه بيماري را پذيرش کنند، بايد وسائل را فراهم سازند.

سؤال ???- بيماراني به بيمارستان مراجعه مي‌کنند که قادر بر پرداخت هزينه درمان يا عمل جرّاحي نيستند. آيا مسئوليتي متوجه بيمارستان، دکتر جرّاح يا حکومت اسلامي هست؟ در صورت فوت يا نقص عضو، ديه‌اي بر ذمّه آنها استقرار پيدا مي‌کند؟

جواب: بر حکومت اسلامي واجب است در اين گونه امور تدبيري بينديشد، که مشکل اين افراد حل شود.

سؤال ???- درمان اهل کتاب و استفاده از خدمات درماني و بهداشتي آنان چه حکمي دارد؟

جواب: مانعي ندارد، مگر در مواردي که آنها بر ضدّ مسلمين سوء استفاده کنند.

احکام داروخانه‌ها

سؤال ???- آيا خريد و فروش داروهاي غير مجاز، يا تاريخ گذشته، جايز است؟
جواب: خريد و فروش داروهاي غير مجاز جايز نيست؛ و داروهايي که تاريخ آن گذشته، اگر مقدار قابل ملاحظه‌اي از آثار خود را داشته باشد و به طرف اعلام شود اشکالي ندارد، در غير اين صورت جايز نيست.

سؤال ???- خريد و فروش داروهاي دولتي، خارج از سيستم نظارتي چه حکمي دارد؟
جواب: در صورتي که بر خلاف مقرّرات جمهوري اسلامي باشد، يا منشأ ضرر و زياني شود، جايز نيست.

سؤال ???- با تزريق آمپولي به نام «پروستودين» در سه ماهه اول حاملگي، معمولًا جنين پس از يک ساعت سقط مي‌شود، اين داروها گاه به شکل شياف يا ژل نيز عرضه مي‌گردد. آيا خريد و فروش چنين دارويي جايز است؟

جواب: خريد و فروش آن اشکالي ندارد، ولي بايد حتماً با اجازه و نسخه پزشک متعهّد باشد، تا از آن سوء استفاده نشود.

سؤال ???- داروي مذکور به صورت قاچاق در بازار به وفور وجود دارد، آيا بايد از خريد و فروش آن جلوگيري کرد؟

جواب: آري بايد از خريد و فروش آن بدون شرطي که در بالا گفتيم جلوگيري شود.

احکام بيماران

?. ===احکام طهارت و نجاست===

الف) الکل طبّي و صنعتي

سؤال ???- بنا به نقل بعضي از دانشجويان رشته شيمي، موادّ تشکيل دهنده الکل صنعتي و طبّي يکي است، که براي غير قابل شرب شدن الکل صنعتي مادّه‌اي رنگي به آن اضافه مي‌گردد. با اين فرض، حکم استفاده از اين دو نوع الکل چيست؟

جواب: الکل طبّي و صنعتي پاک است، زيرا با قطع نظر از مادّه رنگي، قابل شرب نيست، و نوعي سمّ محسوب مي‌شود. بنابراين، ادلّه مسکر مايع شامل آن نمي‌گردد.

سؤال ???- آيا هر مادّه‌اي که در آن الکل باشد حرام است؟

جواب: اگر عرفاً مسکر و مست کننده نباشد اشکالي ندارد.

سؤال ???- مصرف غذاها يا مايعات، يا عطرهايي که به طور طبيعي مقدار بسيار کمي الکل در آن به کار رفته، چه حکمي دارد؟

جواب: هرگاه مشروبات الکلي برآن صدق نکند اشکالي ندارد.

سؤال ???- الکلي که جهت ضدّ عفوني کردن بعد از تزريقات به کار مي‌رود، نجس است؟

جواب: پاک است، مگر اينکه با خون مخلوط شود.

سؤال ???- لطفاً به سؤالات زير پاسخ فرماييد:

الف) آيا از نظر طهارت تفاوتي بين الکل صنعتي و الکل طبّي وجود دارد؟

جواب: تمام الکلهايي که درجه غلظت آن بالاست و به خاطر غلظت آن قابل شرب نيست، هرچند مواد سمّي در آن نباشد پاک است. و فرقي ميان الکل طبّي و صنعتي از اين نظر نيست؛ امّا الکلهايي که درجه غلظت آن در حدّي است که قابل شرب است از نظر طهارت اشکال دارد.

ب) الکل را مي‌توان از تقطير مشروبات الکلي نيز به دست آورد. چنين الکلي چه حکمي دارد؟

جواب: آنچه از تقطير مشروبات الکلي به دست مي‌آيد همان حکم را دارد.

ج) اگر ندانيم الکل مورد استفاده ما، از مشروبات الکلي تهيّه شده يا از طريق ديگر، آيا چنين الکلي پاک است؟

جواب: با شرايطي که در بالا گفته شد پاک است.

د) آيا استفاده از الکل براي ضدّ عفوني کردن محلّ تزريقات، يا ناف بچّه، موجب نجاست پوست مي‌شود؟

جواب: اشکالي ندارد، پاک است.

ه) برخي از داروهاي پوستي، نظير محلولهاي جلوگيري از ريزش مو، يا برطرف کننده جوش‌هاي جلدي، حاوي الکل مي‌باشند؛ آيا استفاده از اين محلولها موجب نجاست مو و پوست بدن مي‌شود؟

جواب: اگر از الکلهاي پاک در آن استفاده شده اشکالي ندارد، همچنين اگر شک داشته باشيم.

و) مصرف عطرها و ادکلن هايي که حاوي الکل مي‌باشند از لحاظ طهارت چه حکمي دارد؟ منظور عطرها وادکلن‌هاي خارجي (فرانسوي، ايتاليايي و مانند آن است) که در مغازه‌هاي لوازم آرايشي و بهداشتي به فروش مي‌رسد. آيا براي نماز اشکال دارد؟

استفاده طلّاب و روحانيّت معزّز از آنها چه صورت دارد؟

جواب: آنها نيز اشکالي ندارد.

سؤال ???- لطفاً به دو سؤال زير پيرامون الکل پاسخ دهيد:

الف) در مواردي که الکل حکم دارو دارد (مثل مسموميّت با متانول) و خوردن آن ضرورت پيدا مي‌کند، در اين گونه موارد شُرب الکل چه حکمي دارد؟

جواب: در صورتي که از الکلهاي مست کننده و در غلظت‌هاي قابل شرب باشد، تنها وقتي جايز است که داروي منحصر به فرد محسوب شود و جانشيني نداشته باشد.

ب) گروهي از داروهاي تزريقي به دليل مسائل فرمولاسيون حاوي مقاديري الکل هستند. مصرف اين گونه داروها چه حکمي دارد؟

جواب: اگر از الکلهاي طبي در آن استفاده شود و در شرايط فعلي جنبه مايع مسکر ندارد، اشکالي ندارد.

سؤال ???- آيا الکلِ سفيدِ خالص، که مسکر است و براي مصارف پزشکي مورد مصرف قرار مي‌گيرد، نجس است و بايد از آن پرهيز کرد؟ ساير الکل‌ها که مسکر نيستند چطور؟

جواب: الکلهايي که به صورت فعلي قابل شرب نيست و بايد آن را رقيق کرد نجس نمي‌باشد؛ ولي اگر به صورت کنوني‌اش قابل شرب باشد نجس است (بنابر احتياط واجب) و اگر مشکوک باشد آن نيز پاک است.

سؤال ???- اگر الکل سفيد را در ادکلن‌ها و مواد آرايشي بکار ببرند، با توجّه به اينکه موادّ شيميايي ديگري نيز به اين گونه کالاها اضافه مي‌کنند و در نتيجه مثل الکل صنعتي، قابليّت شرب ندارند، محکوم به طهارت هستنند؟

جواب: اگر بدون آن مواد قابل شرب است و مايع مست کننده محسوب مي‌شود نجس است (بنابر احتياط واجب).

سؤال ???- اگر مقادير کمي الکل سفيد، به منظور استفاده و خواص دارويي، به شربت‌ها اضافه شود، چه حکمي دارد؟

جواب: از جواب بالا معلوم شد.

سؤال ???- «کامبوجيا» قارچي است که در محلول چاي و شکر تکثير مي‌شود و مدّت تکثير آن، يک هفته تا ?? روز است. قارچ را در محلول شکر و چاي قرار مي‌دهند و بعد از يک هفته محلول به دست آمده را به مصرف دارويي- که يک نوشيدني است- مي‌رسانند، البتّه بدون بيماري هم مي‌توان از آن استفاده کرد؛ ولي اين محلول حاوي ?? الکل است. آيا نوشيدن اين محلول حلال است؟

جواب: اگر اين محلول مست کننده بوده باشد، هرچند مستي خفيف بياورد، حرام است؛ مگر در مواردي که داروي منحصر به فرد باشد.

سؤال ???- نوشيدن ماءالشعير، که براي برخي از بيماريها نيز توصيه مي‌شود، چه حکمي دارد؟

جواب: آبي که براي خواصّ طبّي مي‌گيرند، و به آن «ماءالشعير» مي‌گويند، و ابداً مسکر نيست، پاک و حلال است.

ب) خون

سؤال ???- آيا مايعي که از کيسه آب جنين (مايع آمنيوتيک) خارج مي‌شود نجس است؟ شايان ذکر است که ممکن است اين کيسه قبل از زايمان پاره شود و از طريق مجراي تناسلي خارج گردد؟

جواب: محتواي کيسه آب جنين نجس نيست، مگر اينکه آلوده به خون باشد.
سؤال ???- آيا استفراغ نجس است؟ آيا تفاوتي بين استفراغ بزرگسالان و کودکان مي‌باشد؟

جواب: استفراغ نجس نيست، مگر اينکه بدانيد خوني همراه آن است. و تفاوتي بين بچّه و بزرگ، دختر يا پسر نمي‌باشد.

سؤال ???- سله‌اي که روي زخم مي‌بندد، و خونريزي ندارد (که گاه به آن دلمه گفته مي‌شود)، چه حکمي دارد؟ آيا به هنگام غسل بايد آن را برداشت؟

جواب: در صورتي که از حالت خون بيرون آمده، و با شستن زايل نمي‌شود پاک است، و به همان حالت غسل مي‌کند.

سؤال ???- يونيت دندانپزشکي معمولًا متصل به آب لوله کشي است. با توجّه به اين مطلب، آيا ترشّحاتي که به هنگام ترميم دندان از دهان خارج مي‌شود، و غالباً با آب دهان و موادّ مخصوص دندان پزشکي و بخار و قطرات خون ملاقات کرده، پاک است؟

جواب: چنانچه آبي که در دهان مي‌ريزد متّصل به آب لوله کشي باشد، و معلوم نباشد ترشّحات از آن آب است يا چيز ديگر، پاک است.

سؤال ???- هرگاه دندانپزشک هنگام پر کردن دندان متوجّه نجس شدن مادّه پر کننده، يا خود دندان طبيعي شود، که طبعاً بعد از پر کردن باطن آن نجس است، آيا تطهير ظاهر آن کفايت مي‌کند؟

جواب: آري کفايت مي‌کند.

سؤال ???- بيماراني که داراي ناراحتي لثه مي‌باشند، به هنگام خوردن غذا مقداري خون از لثه آنها خارج و با غذا مخلوط مي‌گردد، خوردن غذاي فوق براي آنها چه حکمي دارد؟

جواب: اگر خون قطع نمي‌شود و جنبه ضرورت دارد جايز است، امّا احتياط واجب آن است که اگر ممکن است درمان کنند.

سؤال ???- آيا پوسته‌اي که روي زخمها به وجود مي‌آيد، و معمولًا متشکّل از خون و ترشحات زخم مي‌باشد، نجس است؟

جواب: هرگاه استحاله گردد، يعني تبديل به پوست بدن يا شبيه آن شده باشد نجس نيست، و اگر واقعاً خون است و با شستشو از بين مي‌رود نجس است.

ج) اهل کتاب

سؤال ???- موادّ خوراکي و دارويي اهل کتاب چه حکمي دارد؟

جواب: استفاده از موادّي که احتمال دارد به وسيله کارخانه‌ها توليد شده باشد، يا به وسيله ابزار و آلاتي، بدون دخالت دست، تهيّه شده باشد، يا احتمال دارد که با دستکش تهيّه کرده باشند اشکالي ندارد. ولي از خوردن گوشتهاي ذبح شده آنها بايد پرهيز کرد.

سؤال ???- آيا درمان بيماران اهل کتاب، و استفاده از خدمات درماني و بهداشتي آنان جايز است؟

جواب: مانعي ندارد، مگر در مواردي که آنها بر ضدّ مسلمين سوء استفاده کنند.

د) ژلاتين

سؤال ???- حکم ژلاتين که از استخوان خوک و يا گاو گرفته مي‌شود چيست؟

لازم به ذکر است که بيشتر موادّي که ويتامين دارد، و نيز بيشتر داروها در برخي کشورها، و حتّي بعضي از شيريني‌ها از اين ماده درست مي‌شود.

جواب: استفاده از آن در موارد ضرورت مانعي ندارد.

سؤال ???- ژلاتين مادّه‌اي است که پس از تأثير اسيد و برخي از موادّ شيميايي و طيّ روند خاصّي از استخوان و پوست گاو، يا خوک استخراج مي‌گردد. از نظر نحوه استخراج مي‌توان استخوان و پوست را به پارچه‌اي بافته شده از انواع الياف تشبيه کرد که به طريقي الياف آن جدا مي‌گردد. اين مادّه در صنايع غذايي، دارويي، فيلم سازي و چسب‌سازي مصرف مي‌شود، و در حال حاضر کشورهاي غربي، سازنده اين محصول بوده و بازار مصرف دنيا را پوشش مي‌دهند، لطفاً بفرماييد:

الف) با توجّه به نحوه استخراج ژلاتين آيا مي‌توان آن را نوعي استحاله دانست؟

جواب: در موارد مشکوک که نمي‌دانيم از چه مادّه‌اي گرفته شده حکم حليّت و طهارت است، و فحص و جستجو لازم نيست.

ب) از آنجا که نياز کشور در حال حاضر از کشورهاي خارجي و عمدتاً غربي تأمين مي‌گردد، مصرف آن چه حکمي دارد؟

جواب: اگر يقين داشته باشيم که از مادّه حرام و نجس گرفته شده، استحاله صدق نمي‌کند، امّا راه ديگري براي حليّت و طهارت آن وجود دارد (و آن راه عدم جريان استصحاب نجاست به سبب تغيير موضوع در نظر عرف است).

احکام وسواس

سؤال ???- مشکل اصلي من ديوار خانه و شستن بچّه‌ام مي‌باشد، زيرا دستمالي را که نجس بود روي لبه ديوار که رنگ روغن شده گذاشتم. البتّه عين نجس روي ديوار ريخته نشد، ولي رطوبت دستمال با ديوار ارتباط داشت. و چون بچّه‌ام به تازگي چهار دست و پا راه مي‌رود، و دستهايش را مرتّب به ديوارها مي‌زند، من مرتّب دستهايش را آب مي‌کشم، و اين مرا آزار مي‌دهد. لطفاً به سؤالهاي زير پاسخ دهيد، تا ان شاء اللَّه نجات يابم.

?) راههاي سرايت نجاست را خوانده‌ام، ولي نمي‌دانم منظور از رطوبت کم و غير مسري چقدر است؟ خواهش مي‌کنم توضيح دهيد.

جواب: شما بي شک گرفتار وسواس شده‌ايد، و اگر به دستوراتي که مي‌دهيم عمل کنيد به زودي نجات خواهيد يافت، و الّا مشکلات شما زياد خواهد شد.

ابتدا پاسخ سؤالهاي شما، و بعد يک دستور کلّي:

منظور از رطوبت براي سرايت اين است که وقتي دست خشک بر آن شي‌ء مرطوب بگذارد، انسان به آساني آثار تري را ببيند.

?) آيا ديوارهاي خانه به خاطر مسأله‌اي که پيش آمده نجس است؟

جواب: ديوارهاي خانه به صورتي که نوشته‌ايد کاملًا پاک است.

?) ظرفي که زير شير (منظور آب لوله کشي) گذاشته مي‌شود، حتّي اگر سر نرود آيا حکم آب کر را دارد؟ آيا مي‌توان لباس نجس را در آن آب کشيد؟

جواب: ظرفي که زير آب لوله کشي است حکم آب کر دارد؛ پر باشد، يا خالي.

?) اگر جايي مثل دسته در، سردي آن احساس شود، آيا نجاست با دست خشک به آن منتقل مي‌گردد؟

جواب: سردي دسته در هيچ ارتباطي به رطوبت ندارد، و نجاست به آن منتقل نمي‌شود، و اين سؤال دليل وسواسي بودن شماست.

و امّا دستور کلّي:

وسواسي بودن شما به علّت ندانستن مسائل است. اگر مسائل را درست، ياد بگيريد، راحت مي‌شويد. مسأله مهم اين است که علم و يقين وسواسي نه ملاک نجاست است، نه ملاک طهارت؛ و به عبارت واضح‌تر، بايد ببينيد افراد عادي متديّن چه موقع علم به نجاست پيدا مي‌کنند، و چه موقع علم به طهارت، به همان مقدار قناعت کنيد، و اگر قلب شما راضي نشد به آن اعتنا نکنيد، و مسئوليت آن را به عهده ما بگذاريد. به شک و ترديد اعتنا نکنيد، حتّي کف توالت مادامي که با چشم خود نجاستي در آن نبينيد بگوييد پاک است؛ کوچه‌ها، خيابانها، مغازه‌ها همه پاک است. اتومبيل‌هاي عمومي، صندلي‌ها و دسته درهاي آنها پاک است، حمّام مادامي که چيز نجسي به يقين در آن نباشد پاک است. تمام مسلمانها و بچّه‌هاي آنها مادامي که نتوانيد قسم به نجس بودن آن بخوريد پاک هستند. وظيفه شرعي شما اين است که به آنچه گفته‌ايم عمل کنيد، و بعد از يک هفته آثار مثبت آن را خواهيد ديد.

سؤال ???- جواني بيست و يک ساله هستم، و به شدّت وسواس دارم. اين بيماري مانع ترقّي من شده است. يک بار براي شما در اين مورد نامه نوشتم و شما اين گونه جواب داديد: «ما راهي نشان مي‌دهيم که به افراد بسياري توصيه کرده‌ايم و بسيار مؤثر است و آن اين است که شما نگاه کنيد به افراد متديّن معمولي، ببينيد آنها چقدر آب مي‌کشند، به همان مقدار قناعت کنيد. بقيّه براي شما پاک است و ما مسئوليّت آن را شرعاً مي‌پذيريم» ، در حالي که من در نامه قيد کرده بودم که فقط از شما يک فتوا مي‌خواهم و آن اينکه: چيزهاي نجس و متنجّس را براي مدّتي بر من پاک بدانيد؛ ولي شما جوابي که در بالا ذکر شد را مرقوم داشتيد و من باز هم روي حرفم هستم، اين فتوا را بدهيد تا من چيزهاي نجس و متنجّس را پاک بدانم.

جواب: شما بايد تسليم حکم خدا باشيد. حکم خدا اين است که به مقدار متعارف بشوييد؛ بقيّه براي شما «پاک» است، هرچند حالت وسواس به شما مي‌گويد نجس است، اين روشن‌ترين راه است، و بسياري از اين طريق درمان شده‌اند.

سؤال ???- چند مسأله در مورد طهارت و نجاست برايم پيش آمده که همواره فکر و ذهن مرا مشغول کرده و مرا به شدّت عذاب مي‌دهد، از درس و مطالعه افتاده‌ام و خانواده‌ام نيز از رفتار من به تنگ آمده‌اند. شما را به مقام رسول اللَّه صلي الله عليه و آله قسم مي‌دهم، مرا نجات دهيد. اگر شما بفرماييد: «اعتنا به اين موارد حرام است؛ و در صورت اعتنا به جهنّم مي‌روي» و گناهش را به گردن بگيريد، نجات پيدا مي‌کنم.
جواب: به يقين اعتنا کردن شما به مواردي که برخواسته از وسواس است حرام مي‌باشد و بايد آن را ترک کنيد، و ما مسئوليّت آن را به گردن مي‌گيريم.

سؤال ???- تکليف من در موارد زير چيست؟

الف) گاهي زميني نجس مي‌شود، بعداً برف يا باران مي‌آيد و تمام زمين‌ها خيس مي‌شود، مردم و وسايل نقليّه از روي آن زمين نجس عبور مي‌کنند و به همه جا مي‌روند (مسجد، حرم، نانوايي، قصّابي، داخل اتوبوس شرکت واحد، مدرسه، بازار و ...) و به خاطر خيس بودن زمين‌ها نجاست را به همه آن مکان‌ها منتقل مي‌کنند، به همين جهت آن مکان‌ها را نجس مي‌دانم، همان گونه که گرد و خاک‌هاي آن خيابان‌ها و مکان‌ها را نيز نجس مي‌دانم.

ب) هر زمان توالت مي‌روم با اينکه در موقع بول کردن بسيار مواظب هستم تا بول ترشّح نکند، در عين حال قطع پيدا مي‌کنم که بول به شلوار و پايم ترشّح کرده است؛ لذا توالت رفتن برايم مشکل شده، و تا آن موضع را آب نکشم راحت نمي‌شوم.

ج) در بعضي مواقع پشت و جاهاي ديگر دستم به لبه ميز و يا لبه کتاب و يا چيزهاي زبر برخورد مي‌کند، و بدون اينکه دستم زخم شود يا خوني بيرون بيايد، از گوشه و کنار ناخنها و جاهاي ديگر دستم چيزي با احساس کمي درد جدا مي‌شود، و يا روي انگشت‌هاي دستم پوست‌هاي مختصري وجود دارد که با فرو بردن دست به داخل جيب و يا تماس گرفتن با چيز ديگر، آنها با احساس کمي درد از دستم جدا مي‌شود، لطفاً در اين موارد تکليف مرا بيان فرماييد:

جواب: بدون شک شما گرفتار وسواس هستيد؛ وظيفه شما اين است که به ساير مردم نگاه کنيد و ببينيد در چه حد به اين امور اعتنا مي‌کنند و علم به نجاست پيدا مي‌کنند (منظور قشر متديّن است) آن مقدار که آنها يقين مي‌کنند و آب مي‌کشند شما هم آب بکشيد، و نسبت به بقيّه تکليفي نداريد؛ هرچند فکر شما به شما بگويد نجس است؛ زيرا در اين گونه موارد افراد متديّن عادي علم و يقين به نجاست پيدا نمي‌کنند. ضمناً پوستهايي که از دست و بدن جدا مي‌شود محکوم به پاکي است، مگر اينکه شما آنها را با فشار بکنيد و محلّ آنها سوزش پيدا کند، که در اين صورت احتياط کنيد.

سؤال ???- منزل ما از نظر طهارت مشکل دارد؛ فرشها، دربها، ديوارهاي اطاقها، پنجره‌ها، پرده‌ها، بخاري زميني، بخاري ديواري، جارو برقي، کمدها، بعضي از کتابها، بالشت‌ها، رختخواب و تشک‌ها، قاب عکس‌ها و خلاصه تمام زندگي ما نجس است، گفتم نامه‌اي براي شما بنويسم تا بلکه در مورد من فتواي خاص (اجازه مخصوص) بدهيد و اينجانب را از معافيّت مخصوصي در مورد چيزهايي که تا به حال نجس شده برخوردار سازيد، تا همه چيز و همه کس براي من طاهر باشد.

جواب: شما گرفتار وسواس هستيد و تنها درمان آن بي اعتنايي است. فتواي ما براي شما اين است که ببينيد مؤمنان ديگر چه اندازه به اين امور اعتنا مي‌کنند، به همان اندازه اعتنا کنيد؛ بقيه براي شما پاک است.

سؤال ???- اينجانب مبتلا به بيماري وسواس هستم، و متأسّفانه بسيار شديد و غير قابل تحمّل است. مثلًا در مورد تطهير و غسل وسواس من خيلي شديد است، به گونه‌اي که گاهي اوقات وقتي شب به حمّام مي‌روم نزديک طلوع آفتاب موفق به تطهير شده، از حمّام بيرون مي‌آيم. باور کنيد در طول اين چند سال به اندازه بيست سال آب مصرف کرده‌ام، براي درمان به نزد بعضي از علماي شهرمان و يکي از مراجع قم رفتم، اذکاري به من گفتند که مؤثّر واقع نشد. خدمت حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام در مشهد رفتم، با چه گرفتاريهايي که در سفر و هنگام تشرّف داشتم، و دعا و تضرّع بسيار کردم ولي متأسّفانه شفا نيافتم. اين بيماري نزديک است مرا از پاي درآورد، نه تنها خود که خانواده را نيز نگران و در زحمت انداخته‌ام، بلکه باعث شده است عبادتهايم را نتوانم انجام دهم. براي اين جهت ماه رمضان را سفر مي‌کنم تا مشکل روزه گرفتن نداشته باشم، اگرچه در سفر هم هيچ چيز نمي‌خورم. چه کنم تا از اين وضع غمبار نجات يافته، و از زخم زبانهاي اطرافيان آسوده گردم؟

جواب: مشکل شما در واقع از خود شماست و مقصّر اصلي خودتان هستيد، و به همين دليل دعاي شما هم مستجاب نمي‌شود، و علّت اصلي آن ندانستن مسأله است. مسأله اصلي اين است که بر شما واجب نيست يقين به طهارت و غسل و مانند آن پيدا کنيد، آنچه بر شما به عنوان يک وظيفه شرعي لازم است اينکه به مقدار ساير مردم آب بريزيد و به همان قناعت کنيد، هرچند شک در غسل و طهارت داشته باشيد، و ما مسئوليّت شرعي اين کار را مي‌پذيريم. شما از امروز فقط به مقدار مردم آب بريزيد و قناعت کنيد، و با بدن نجس و حال جنابت (به گمان خودتان) نماز بخوانيد و هيچ اشکالي هم ندارد، و نماز و روزه شما کاملًا صحيح است. و ما به اين وسيله بر شما و تمام افراد وسواسي اتمام حجّت مي‌کنيم و مخالفت با آن گناه است. ما از خداوند مي‌خواهيم که به شما توفيق توجّه به اين مسأله را عنايت نموده، و از دام شيطاني نجات پيدا کنيد.

سؤال ???- مدّتي قبل تقريباً در همه امور در دام وسواس افتادم. اکنون تا حدودي آن را از خود دور کرده‌ام، ولي مشکلي که هنوز دارم طول کشيدن غسل (در حدود ?? دقيقه) و گاهي هم تکرار الفاظ نماز است. لطفاً مرا راهنمايي کنيد.

جواب: بهترين راه براي ترک وسواس، بي‌اعتنايي به آن است. يعني ملاحظه کنيد ديگران چه مقدار براي غسل معطّل مي‌شوند، شما هم چنين کنيد، مثلًا ده دقيقه يا حداکثر يک ربع ساعت، و اگر شيطان گفت درست نشد، اعتنا نکنيد و عمل شما صحيح است و نگران نباشيد، و ما مسئوليّت آن را بر عهده مي‌گيريم.

احکام وضو

سؤال ???- فردي که دستهايش دچار لرزه و رعشه مداوم است، و بي‌اختيار تکان مي‌خورد، چگونه وضو بگيرد؟

جواب: در صورتي که بتواند دستش را حرکت دهد، وضو گرفتن اشکال ندارد، ولي نيّتش اين باشد که حرکاتي که از بالا به پايين است جزء وضو باشد، و عکس آن جزء وضو نباشد.

سؤال ???- شخصي که هر دو دست او فاقد حسّ و حرکت است، به طوري که نمي‌تواند هنگام وضو دستها و صورت را آب بکشد، و قادر بر مسح سر و پاها نيز نمي‌باشد، براي وضو چگونه بايد عمل کند؟

جواب: از کسي کمک مي‌گيرد که او را وضو دهد، و اگر وضو گرفتن براي او

شاقّ است، با کمک کسي تيمّم مي‌کند. و اگر دسترسي به کسي نبود، با همان حال نماز مي‌خواند.

سؤال ???- وظيفه شخصي که زخم يا دمل يا شکستگي، در محل مسح سر يا پاهايش دارد و روي آن باز است، و آب ريختن روي آن ضرر دارد، چيست؟

جواب: هرگاه چيزي از پشت پا، يا پيش سر براي مسح کردن- ولو به اندازه يک انگشت- سالم باشد، بر آن مسح مي‌کند. و اگر نباشد، جبيره‌اي بر آن مي‌گذارد، و وضوي جبيره‌اي مي‌گيرد. «?»

سؤال ???- پاهايم به گونه‌اي دچار آسيب شده که دائماً بايد کفش طبّي بپوشم، و بيرون آوردن آن براي مسح پا، بالاخص خارج از منزل، بسيار مشقّت دارد، وظيفه‌ام چيست؟

جواب: در فرض سؤال مي‌توانيد روي کفش مسح کنيد. و اگر به زحمت نمي‌افتيد احتياط آن است که تيمّم را هم اضافه نماييد.

سؤال ???- اينجانب مبتلا به سينوزيت هستم، ولذا استعمال آب برايم ضرر دارد، البتّه يک بار هم عمل جرّاحي کردم ولي موثّر واقع نشد که هيچ، بلکه مضر هم واقع شد. هر وقت که براي وضو از آب استفاده مي‌کنم سر دردم بيشتر مي‌شود، و گاه خون از مجراي بيني‌ام ترشح مي‌کند، و فعلًا هم با تيمّم نمازهايم را ادا مي‌کنم، با توجّه به مطالب بالا آيا بايد تيمّم کنم و يا وضو بگيرم (ضمناً بعضي معتقدند وضو با آب گرم براي من ضرري ندارد)؟

جواب: اگر وضو با آب گرم ضرري ندارد و تهيّه آن ممکن است بايد وضو بگيريد، در غير اين صورت تيمّم کنيد و هرچند مدّت طول بکشد جاي نگراني نيست.

سؤال ???- شخصي است که بي‌اختيار از او ادرار يا مدفوع خارج مي‌شود، و با کيسه از سرايت آن به ساير بدن جلوگيري مي‌کند، حال اگر قبل از نماز کيسه آلوده باشد آيا تعويض آن واجب است؟ اگر کيسه پاک باشد و در حال نماز مدفوع و يا بول بدون اختيار خارج گردد، تکليف چيست؟

جواب: کسي که بول يا غايط پي در پي از او خارج مي‌شود بايد بعد از هر وضو فوراً مشغول نماز شود، و براي به جا آوردن نماز احتياط و سجده و تشهّد فراموش شده، وضو گرفتن ديگر لازم نيست، به شرط اينکه ميان نماز و اين کارها فاصله‌اي نيندازد، و در حال نماز حمل کيسه آلوده با خود، نماز را باطل نمي‌کند.

سؤال ???- کسي که به علّت جراحات جنگي بول و غائط او بي اختيار خارج مي‌شود، با توجّه به اينکه هيچ گونه احساسي ندارد تا بفهمد چه موقع خارج مي‌گردد، آيا مي‌تواند با يک وضو، دو نماز بخواند؟

جواب: در صورتي که بول و مدفوع مرتّباً از او خارج مي‌شود، براي هر نماز يک وضو بگيرد. و اگر احتمال مي‌دهد که بعد از گرفتن وضو براي نماز اوّل چيزي از او خارج نشده، مي‌تواند نماز دوّم را با آن بخواند.

سؤال ???- شخصي چند سال پيش به علّت غدّه پروستات تحت عمل جرّاحي قرار گرفت، تا يک سال و نيم پيش هيچ‌گونه ناراحتي نداشت و فرايض ديني خود را انجام مي‌داد، اکنون مکرّر از وي ادرار خارج مي‌شود، به شکلي که حتّي امکان رسيدن به دستشويي نيست، وظيفه او چيست؟

جواب: هر گاه توانايي داشته باشد که خود را به اندازه وضو و نماز حفظ کند، و بدن و لباس را پاک نگه دارد، بايد اين گونه نماز بخواند. و اگر اين حالت در وسط نماز دست مي‌دهد، و مي‌تواند ظرف آبي در کنار خود بگذارد و وضو بگيرد، بايد چنين کند. و اگر اين کار طبق آنچه قبلًا گفته شد مشقّت شديد دارد مي‌تواند براي

نماز يک وضو بگيرد و به همان حال نماز بخواند، و بعداً نيز قضا لازم نيست.

سؤال ???- اينجانب از مدّتي قبل دچار بيماري داخلي شده‌ام؛ از نشانه‌هاي آن تکرّر ادرار و باد شکم مي‌باشد، گاهي فکر مي‌کنم شايد جنبه وسواس داشته باشد، فقط در هنگام وضو گرفتن و يا نماز خواندن و يا نشستن در يک جا مقّيدم که چيزي از من خارج نشود؛ با توجّه به توضيحات فوق به دو سؤال زير پاسخ دهيد:

الف) آيا به احساس دوّم که فقط در مواقع خاص (وضو و نماز) به من دست مي‌دهد اعتنا نکنم؟

جواب: در مورد شک، مخصوصاً اگر ناشي از وسواس باشد، ابداً اعتنا نکنيد.

ب) آيا به قطراتي که امکان دارد بعد از چند دقيقه از من خارج شود اعتنا کنم، يا حکم ديگري مي‌فرماييد؟

جواب: اگر استبرا کرده‌ايد و قطرات مشکوک است که بول است يا چيز ديگر، باز اعتنا نکنيد. و اگر يقين داريد بول است، چنانچه تجديد وضو مايه مشقّت زياد مي‌شود يک بار وضو براي هر نماز کافي است.

احکام غسل

سؤال ???- وظيفه شرعي کسي که بي‌اختيار از وي مني خارج مي‌شود چيست؟

جواب: خروج مني به هر صورت موجب غسل است، به شرط اينکه يقين حاصل شود.

و هر گاه به خاطر عمل پروستات ذرّات مني در بول مستهلک گردد، موجب جنابت نخواهد شد.

سؤال ???- بيماراني که به علّت قطع نخاع يا علل ديگر نمي‌توانند غسل کنند، و مجبورند نايب بگيرند، نايب چگونه اين افراد را غسل دهد؟

جواب: بايد طبق آداب غسل ترتيبي يا ارتماسي آنها را غسل دهند. يعني در غسل ترتيبي اوّل آب را روي سر و گردن آنها بريزند، سپس طرف راست را بشويند، و بعد طرف چپ را، البتّه خود آنها نيّت غسل مي‌کنند.

سؤال ???- گاه در موقع عمل جرّاحي، لوله انزال مني در مثانه قرار گرفته و با ادرار دفع مي‌شود. اين ترشّحات چه حکمي دارد؟

جواب: هر گاه مني در ادرار مستهلک شود، يعني به صورت چيز ناپيدايي در آيد، موجب جنابت نمي‌شود، ولي اگر مني به طور آشکار دفع گردد بايد غسل کند، و اگر مشقّت دارد تيمّم نمايد. ولي در اين گونه موارد معمولًا از قبيل قسم اوّل است.

سؤال ???- رطوبت مشکوکي که از بيمار خارج مي‌شود در چه صورتي موجب غسل است؟

جواب: اگر رطوبت هنگامي خارج شود که به اوج شهوت جنسي رسيده، حکم مني دارد و بايد غسل کند، و لازم نيست با جستن بيرون آيد.

سؤال ???- آيا غسل جبيره‌اي با وضوي جبيره‌اي تفاوت دارد؟

جواب: غسل جبيره‌اي مثل وضوي جبيره‌اي است؛ ولي تا ممکن است بايد غسل را ترتيبي به جا آورد، بنا بر احتياط واجب.

غسل حيض

سؤال ???- خانمي چند ماه است که لکّه‌هاي پي در پي مي‌بيند، و برخي از پزشکان احتمال مي‌دهند که مربوط به زخم‌هاي دروني باشد. وظيفه چنين شخصي چيست؟

جواب: اگر ثابت شود که خون مربوط به زخم يا دمل و يا رحم است غسل ندارد، بلکه طبق معمول بايد وضو بگيرد و نماز بخواند. و اگر خون مربوط به عوارض رحم باشد استحاضه محسوب مي‌شود؛ و در اين صورت چنانچه کم باشد، در حدّ لکّه‌هاي مختصر، غسل ندارد، ولي بايد براي هر نماز وضو بگيرد و بدن را بشويد و نماز بخواند، و اگر خون جريان دارد غسل واجب مي‌شود (يک غسل براي نماز صبح، و غسل ديگر براي نماز ظهر و عصر، و غسل سوم براي نماز مغرب و عشا) و اگر غسل برايش ضرر يا مشقّت شديد دارد مي‌تواند به جاي آن تيمّم کند.

حکم خون زخم‌هاي دروني بانوان

سؤال ???- خانمي عمل جرّاحي کرده و رحمش را برداشته‌اند، و در سنّ خانم‌هايي است که عادتاً حيض مي‌شوند. لطفاً بفرماييد: خوني که مي‌بيند حکم حيض دارد يا استحاضه؟ در صورتي که احتمال دهد، يا يقين کند که خون از زخم و عمل جرّاحي است چه صورت دارد؟

جواب: اگر يقين داشته باشد يا احتمال دهد خون زخم يا جرّاحي است تکليفي براي او ايجاد نمي‌کند. تنها خود را مي‌شويد وغسل و وضو بخاطر آن واجب نيست.

سؤال ???- در صورت شک بين خون نفاس و خون زخم تکليف زن چيست؟

جواب: در اين مورد احتياط کند، يعني عبادات را انجام دهد و از آنچه بر حائض حرام است پرهيز کند تا وضع او روشن شود.

احکام تيمّم بيماران

الف) موارد وجوب تيمّم براي بيمار

سؤال ???- در چه مواردي به خاطر بيماري بايد تيمّم کرد؟

جواب: هر گاه آب دارد ولي مي‌ترسد اگر وضو بگيرد بيمار شود، يا بيماريش به طول انجامد، يا شدّت پيدا کند، يا معالجه آن سخت شود، در تمام اين موارد بايد تيمّم کند. ولي اگر مثلًا آب گرم برايش ضرر ندارد بايد با آب گرم وضو بگيرد يا غسل کند. و لازم نيست يقين به ضرر داشته باشد، همين اندازه که خوف ضرر داشته باشد کافي است که وضو نگيرد و تيمّم کند.

سؤال ???- کسي که مبتلا به چشم درد است و آب براي او ضرر دارد، وظيفه‌اش چيست؟

جواب: اگر بتواند اطراف چشم را بشويد، بايد وضو بگيرد والّا تيمّم کند.

سؤال ???- کسي که مي‌داند آب براي او ضرر دارد، چنانچه تيمّم کند و بعداً بفهمد که آب برايش ضرر نداشته چه حکمي دارد؟

جواب: تيمّم او باطل است، واگر با آن نماز خوانده بنابر احتياط واجب اعاده کند.

سؤال ???- اگر يقين داشت آب برايش ضرر ندارد و وضو گرفت و غسل کرد، ولي بعد فهميد آب برايش ضرر داشته، وظيفه‌اش چيست؟

جواب: احتياط واجب آن است که تيمّم کند و اگر نماز خوانده اعاده نمايد.

ب) طريقه تيمّم

سؤال ???- کسي که يک دست او قطع گرديده، ولي ذراع او باقي است و دست ديگرش سالم مي‌باشد، چگونه تيمّم نمايد؟

جواب: ذراع را به جاي کف دست قطع شده قرار دهد.

سؤال ???- کسي که هر دو دستش به گونه‌اي قطع گرديده که حتّي ذراع او هم باقي نمانده است، چگونه بايد تيمّم نمايد؟

جواب: پيشاني را آهسته بر روي خاک تميز، يا قطعه سنگ صافي مسح کند.

سؤال ???- کسي که هر دو دستش قطع گرديده، ولي ذراع هر دو دست او باقي است، وظيفه او در تيمّم چيست؟

جواب: از ذراع به جاي کف دست استفاده کند.

سؤال ???- کسي که يک دست او به گونه‌اي قطع شده است که ذراع هم باقي نمانده و دست ديگر او سالم است، چگونه بايد تيمّم نمايد؟

جواب: دست سالم را روي خاک مي‌زند و با آن صورت را مسح مي‌کند، سپس پشت دست را به روي خاک مسح مي‌کند.

ج) احکام تيمّم

سؤال ???- شخصي که به علّت بيماري، براي انجام وضو و غسل، نمي‌تواند از آب سرد استفاده کند، و آب گرم نيز در دسترس ندارد، چنانچه تيمّم نمايد تکليف او بعد از يافتن آب گرم، قبل و بعد از نماز چيست؟

جواب: اگر داخل وقت باشد احتياطاً اعاده کند، و اگر وقت گذشته است قضا لازم نيست.

سؤال ???- کسي که به خاطر بيماري ناگزير از تيمّم شده، اگر قبل از شروع به نماز بتواند وضو بگيرد يا غسل کند، تکليفش چيست؟

جواب: لازم است وضو يا غسل بجا آورد.

سؤال ???- کسي که همواره موقع ادرار اجزاي مني هم از مجراي او خارج مي‌شود، و اميد خوب شدن نيز ندارد، آيا مي‌تواند تيمّم کند و اعمالش را انجام دهد؟ چون فرض بر اين است که غسل جنابت به صورت هميشگي براي او زيان غير قابل جبران جسمي دارد.

جواب: در فرض مسأله احتياط واجب آن است که به مقداري که ضرر ندارد غسل کند، و در مواردي که ضرر دارد تيمّم جايز است، ولي وضو را نيز احتياطاً بگيرد. اين در صورتي است که ذرّات مني در بول مستهلک نشود، ولي اگر مستهلک شود احتياج به غسل نيست. همچنين اگر شک داشته باشد که آن ذرّات مني است يا رطوبتهاي چسبنده ديگر، که احياناً از انسان دفع مي‌شود، غسل ندارد.

سؤال ???- کسي که مبتلا به مرضي است که نمي‌تواند از خروج باد جلوگيري کند، و وضو گرفتن هم برايش ضرر دارد، آيا بايد در محلي (مثلًا روي سنگ) نماز بخواند تا بتواند بعد از اينکه چيزي از او خارج شد تيمّم کند و نماز را ادامه دهد؟

جواب: اگر تجديد تيمّم در وسط نماز براي او ميسّر باشد بي آنکه منافي نماز بجا آورد، اين کار لازم است. مگر اينکه تکرار آن باعث عسر و حرج گردد، که در اين صورت واجب نيست.

احکام نماز

اشاره

الف) وقت نماز

سؤال ???- جهت معالجه به يکي از شهرهاي «آلمان»، که در ?? کيلومتري «فرانکفورت» مي‌باشد، رفتم. چون هوا ابري و مه آلود بود، تشخيص طلوع و غروب آفتاب امکان نداشت، يک مسجد که مربوط به برادران اهل تسنّن ترکيه بود، پيدا نمودم. کسي جز امام مسجد در آنجا نبود، اوقات شرعي را از او سؤال کردم. ايشان تقويم ديواري که اوقات نماز هر روز زير آن نوشته شده بود را به من داد، مطابق آن نماز صبح و ظهر را بجا آوردم، ولي نماز مغرب و عشا را ده دقيقه بعد از زمان تقويم انجام دادم، تا اينکه در تاريخ ??/ ?/ ?? روزنامه اطلاعات خارج از کشور، شماره ??? به دستم رسيد. اوقات شرعي که در آن قيد شده بود با اوقات شرعي ترکها تفاوت فاحشي به شرح زير داشت:

اوقات شرعي روزنامه اطّلاعات: طلوع آفتاب (?? و ?)، ظهر (?? و ??)، مغرب (?? و ??) (که البتّه ساعت ?? و ?? هم آفتاب روي ديوار مشاهده مي‌شد!).

وامّا اوقات شرعي ترکها: طلوع آفتاب (?? و ?)، ظهر (?? و ??)، مغرب (?? و ??) از آن تاريخ نمازها را بدين شرح بجا آوردم: طبق روزنامه اطّلاعات نماز صبح را در ساعت ?، ظهر را در ساعت ?? و ?? و نماز مغرب را، با توجّه به رؤيت آفتاب، ساعت ?? و ??، آيا نمازهايم صحيح بوده است؟

جواب: چنانچه در آنجا، مطمئن‌ترين طريق شما براي وقت، همان شيوه‌اي بوده که عمل کرده‌ايد عمل شما صحيح و کافي بوده است. البتّه در اين‌گونه موارد اگر مقداري احتياط در تأخير بشود، بهتر است.

ب) قبله

سؤال ???- مجروحان و معلولان و بيماراني که به هيچ وجه نمي‌توانند روبه قبله نماز بخوانند، آيا جهت‌هاي غير قبله براي آنان يکسان است؟

جواب: فرقي با هم ندارد.

ج) لباس نمازگزار

سؤال ???- بيماران يا بعضي از مجروحين جنگي که چند جاي بدنشان ترکش خورده، گاه در طول شبانه روز از بدن آنها خون مي‌آيد. وظيفه اين عزيزان براي نماز چيست؟
جواب: آن مقدار که مي‌توانند، از سرايت به ساير اعضا جلوگيري مي‌کنند، و بقيّه مانعي ندارد و نمازشان صحيح است.

سؤال ???- هر گاه در حال نماز دهان نمازگزار بيمار خون بيايد نمازش چه حکمي دارد؟

جواب: اگر خون در دهان بوده باشد موجب بطلان نماز نيست. ولي اگر به ظاهر لب به مقدار درهم (يک بند انگشت) يا بيشتر رسيده باشد بايد نماز را رها کند و دهان را آب بکشد و سپس آن را اعاده نمايد. و اگر کمتر از درهم باشد و با آب دهان آميخته شود و خارج گردد آن هم براي نماز اشکال دارد.

سؤال ???- بيماري که بنا بر عللي نمي‌تواند پس از ادرار محل را با آب بشويد، اگر با پارچه‌اي خود را تميز کند مي‌تواند نماز را بخواند؟

جواب: در فرض مسأله که ضرورت است اشکالي ندارد.

سؤال ???- کسي که ادرار و مدفوع وي غير ارادي است، با توجّه به اينکه هر لحظه امکان دارد از او ادرار يا مدفوع خارج گردد، علاوه بر اينکه اطراف عورتين و لباس او اکثر اوقات نجس است حتي اگر عوض کند مجدداً نجس مي‌شود چگونه نماز بخواند؟

جواب: با همان حال نماز بخواند، و در مورد وضو گرفتن مطابق دستوري که در رساله توضيح المسائل مسأله ??? داده‌ايم عمل کند.

سؤال ???- کساني که عمل جرّاحي روده بزرگ انجام داده، و محل خروج مدفوع را بسته‌اند، و مدفوع توسّط کيسه‌اي جمع آوري مي‌گردد. تکليف آنها در موقع نماز چيست؟

جواب: اگر کيسه به صورت محمول است اشکالي ندارد، و اگر بدن آلوده شود چنانچه عسر و حرجي نباشد آن را بشويند، و اگر عسر و حرجي است به همان حالت نماز بخوانند.

سؤال ???- بدن برخي از بيماران بستري در بيمارستان به واسطه خون‌گيري و مانند آن نجس است، و بعضي نيز داراي لباس نجس مي‌باشند. در صورتي که امکان غسل و دسترسي به لباس پاک نباشد، براي اداي نماز چگونه عمل کنند؟

جواب: با همان حال نماز مي‌خوانند، و اگر غسل بر آنها واجب شده باشد، تيمّم مي‌کنند.

سؤال ???- آيا با خون هموروئيد (بواسير) داخلي يا خارجي، مي‌توان نماز خواند؟
جواب: در صورتي که زخم‌ها در خارج بوده باشد، نماز خواندن مانعي ندارد و ملحق به قروح و جروح است؛ ولي اگر زخم، داخل باشد و خون بيرون آيد، نماز خواندن با آن اشکال دارد؛ مگر در مواردي که عسر و حرج داشته باشد.

سؤال ???- اگر در دو جاي بدن يا لباس، لکه خوني، که هر کدام به اندازه حدوداً يک درهم است، باشد. آيا نماز خواندن با آن اشکال دارد؟

جواب: آري، اشکال دارد. «?»

د) مکان نمازگزار

سؤال ???- نجس بودن صندلي چرخدار يا عصاي بيماران، براي نماز چه حکمي دارد؟

جواب: اشکالي ندارد.

سؤال ???- نماز خواندن بيماران و پزشکان و پرستاران و کارمندان بيمارستانهايي که طبق حکم دادگاه مصادره شده، يا اجاره‌اي بوده و مدّت اجاره سپري شده و مالک حاضر به تجديد اجاره نيست، چه حکمي دارد؟

جواب: در مورد بيمارستان‌هاي مصادره‌اي هر گاه توسّط حکومت اسلامي مصادره شده مجاز هستيد در آن نماز بخوانيد، و در مورد اماکن اجاره‌اي که مدّت اجاره تمام و صاحبش راضي به ادامه تصرّف نيست، چنانچه مجبور نباشيد در بيرون نماز خود را بخوانيد، و در صورت اجبار مانعي ندارد.

سؤال ???- بيماراني که بدن و لباس آنها نجس است و قادر بر جلوگيري از سرايت نجاست به‌جايي‌که مي‌نشينندنيستند، آيا مي‌توانند جهت اقامه نماز جماعت يا فراگيري احکام يا شرکت در ساير مراسم ديني در مساجد حاضر شوند؟

جواب: در صورتي که فرش يا زيراندازي زيرپايشان بيندازند که مسجد را نجس نکنند مانعي ندارد.

سؤال ???- در صورتي که زيرزمين مسجدي را تبديل به درمانگاه کنند، مراجعه بيماراني که عذر شرعي دارند (مانند زناني که خون نفاس مي‌بينند) يا بيماران غير مسلمان به چنان درمانگاهي چه حکمي دارد؟

جواب: اوّلًا در صورتي مي‌توان زير زمين مسجد را تبديل به درمانگاه کرد که هيچ گونه مزاحمتي براي نمازگزاران نداشته باشد، و مردم نخواهند از آنجا براي نماز خواندن استفاده کنند. و ثانياً زنان معذور نمي‌توانند به آنجا مراجعه کنند، و غير مسلمانان اگر سبب آلوده شدن آنجا نشوند مانعي ندارد. و اين در صورتي است که درمانگاه بعداً ايجاد شده باشد. امّا اگر از اوّل آنجا وقف بر درمانگاه شده است مشکلي ندارد.

ه) واجبات نماز

قيام

سؤال ???- بيماراني که از پاي مصنوعي استفاده مي‌کنند و بدين وسيله نماز را ايستاده مي‌خوانند، گاه به علّت خستگي پا و يا احتمال زخم شدن آن، پاي مصنوعي را در آورده، نشسته نماز مي‌خوانند. لطفاً بفرماييد:

الف) آيا بر اين افراد واجب است همواره به کمک پاي مصنوعي نماز را ايستاده بخوانند؟

جواب: اگر عسر و حرج نداشته باشد ايستاده نماز بخوانند، ولو با تکيه بر عصا و مانند آن باشد. و اگر موجب عسر و حرج و ناراحتي است نشسته نماز بخوانند.

ب) اگرايستادن لازم بوده، تکليف نمازهايي‌که در حال نشسته خوانده چيست؟

جواب: چنانچه جاهل قاصر بوده نمازهاي او صحيح است.

سؤال ???- بيماري که ايستاده نماز مي‌گذارد، بناگاه احساس سرگيجه و عجز مي‌کند، آيا مي‌تواند بقيه نماز را به حالت نشسته يا خوابيده بخواند؟

جواب: مانعي ندارد، ولي اگر تا آخر وقت قدرت پيدا کند احتياط اعاده است.

رکوع

سؤال ???- تکليف بيماري که نمي‌تواند به مقدار رکوع در حالت رکوع باقي بماند، (يعني تنها قسمتي از ذکر را مي‌تواند در حالت رکوع بگويد) چيست؟

جواب: همان مقدار که مي‌تواند بگويد؛ مثلًا يک سبحان اللَّه.

سؤال ???- خانم من به علّت بيماري به هنگام شرکت در نماز جماعت نمي‌تواند در رکوع و سجده بطور کامل از امام تبعيّت کند، زيرا اگر تا آخر سجده يا رکوع همراه امام باشد سرگيجه مي‌گيرد، آيا مي‌تواند قبل از امام سر از رکوع بردارد، يا در نماز جماعت شرکت نکند؟

جواب: شرکت کردن او در نماز جماعت به اين صورت اشکال دارد، نماز خود را فرادي بخواند خداوند ثواب جماعت را به وي مي‌دهد.


سجده

سؤال ???- بيماري که سجده را روي صندلي بجا مي‌آورد، اگر با کفش نماز بخواند چه حکمي دارد؟

جواب: اشکالي ندارد، ولي بهتر است کفش را بيرون آورد.

نماز مسافر

سؤال ???- بيماري در شهري غير از وطن خود بستري شده، و مدّت يک ماه از بستري شدنش مي‌گذرد، و مشخّص نيست چه مدّت ديگر درمان وي طول خواهد کشيد.
تکليف نماز و روزه‌اش چيست؟

جواب: بعد از گذشت يک ماه، نماز و روزه‌اش تمام است.

نماز قضا

سؤال ???- برخي از بيماران در اثر بيماري به حالت اغماء مي‌روند، يا طيّ عمل جرّاحي توسّط پزشک بيهوش مي‌شوند و نمي‌توانند نماز بخوانند. آيا نمازهاي اين مدّت را بايد قضا کنند؟

جواب: نماز در موقع بيهوشي قضا ندارد.

سؤال ???- شخصي بر اثر سکته مغزي چند سال حواس درستي نداشته، به گونه‌اي که اگر به او تذکّر مي‌دادند نماز را بدون شرايط آن مي‌خوانده، و گرنه نمي‌خوانده است. آيا چنين فردي مانند شخص بي هوش است که نمازش قضا ندارد، يا نمازهاي او بر پسر بزرگتر واجب است؟

جواب: در فرض مسأله نماز از او ساقط است، و قضاي آن بر عهده فرزند او نيست. امّا اگر عقل و شعور کافي دارد، ولي گرفتار فراموشي مي‌شود احتياط واجب آن است که فرزند بزرگتر بعد از فوت او نمازهايش را قضا کند.

سؤال ???- شخصي چندين ماه است که در حال کما است، اگر از کما خارج شود قضاي نمازها و روزه‌هاي زمان کما بر او واجب است؟ و اگر به همان شکل فوت کند، پسر بزرگترش بايد آنها را قضا کند؟

جواب: نمازهاي مذکور قضا ندارد. و بر پسرش نيز نسبت به آن زمان چيزي نيست.

سؤال ???- اکنون به خاطر بيماري در بيمارستان بستري هستم، با توجّه به اينکه در اينجا فرصت زيادي دارم، آيا مي‌توانم نمازهاي قضاي خود يا ديگران را (چه مجّاني يا در برابر اجرت) بجا آورم، با توجه به اينکه بايد نشسته نماز بخوانم و گاه امکان تطهير بدن يا لباس‌ها وجود ندارد؟

جواب: قضاي نمازهاي واجب در اين حالت اشکال دارد؛ خواه براي خودتان يا به نيابت از ديگري. ولي مي‌توانيد براي خودتان يا به نيابت از ديگران نمازهاي مستحبّي بخوانيد.

سؤال ???- کسي که با وضو يا غسل جبيره‌اي نماز مي‌خواند، آيا مي‌تواند نمازهايي را که در زمان سلامتي‌اش فوت شده، در اين حال قضا کند؟

جواب: مانعي ندارد.

سؤال ???- نماز و روزه‌هاي فراواني از من فوت شده است، ولي متأسّفانه اکنون بيمارم و قادر بر انجام آن نيستم، و اميدي به بهبودي در آينده نيست، آيا مي‌توانم در حال حيات، شخصي را اجير کنم که آنها را از سوي من بجا آورد؟

جواب: مي‌توانيد وصيّت کنيد که پس از شما اين کار را انجام دهند، ولي در حال حيات جايز نيست.

نماز جماعت

سؤال ???- اقتدا به امام جماعت بيمار در بيمارستانها چه حکمي دارد؟

جواب: در صورتي که بتواند وظيفه امام جماعت را انجام دهد مانعي ندارد.
سؤال ???- امامت کسي که مبتلا به بيماري جذام (خوره) يا برص (پيسي) مي‌باشد، چه حکمي دارد؟

جواب: بنابر احتياط واجب نمي‌تواند امام جماعت شود؛ حتّي براي مثل خودش.
سؤال ???- آيا مي‌توان به امام جماعتي که بر اثر بيماري نشسته نماز مي‌خواند، اقتدا کرد؟

جواب: کسي که ايستاده نماز مي‌خواند نمي‌تواند به کسي که نشسته يا خوابيده نماز مي‌خواند، اقتدا کند.

سؤال ???- امامت جماعت مجروحان و معلولان در فروض زير چه حکمي دارد؟
الف) دست امام جماعت به گونه‌اي است که نمي‌تواند تمام کف دست خود را روي زمين بگذارد.

ب) دست امام جماعت مصنوعي است.

ج) رکوع و سجود را با اشاره انجام مي‌دهد.

جواب: در صورت اوّل و دوم جايز است، و در صورت سوم اشکال دارد.

سؤال ???- شخصي امام جماعت مسجدي است که تمام شرايط امامت جماعت را دارا بوده، و حتّي به درجه اجتهاد هم رسيده، ولي اخيراً مبتلا به بيماري آرتروز (درد زانو) شده است. اطبّاي معالج وي مي‌گويند: «به هنگام نماز بايستي مهر را مقداري بلند کرده، سپس روي آن سجده نمايد» خلاصه به طورطبيعي نمي‌تواند سجده کند، ولي بقيّه نماز را به صورت طبيعي بجا مي‌آورد. آيا اين مورد از مصاديق اقتداي شخص ايستاده به نشسته است که جايز نمي‌باشد؟

جواب: از نظر ما دليلي بر عدم جواز نيست، و ادلّه جماعت (ولو به اطلاق مقامي) شامل چنين اشخاصي مي‌شود؛ بنابراين، اقتدا به چنين کسي جايز است.

سؤال ???- برخي از بيماران مجبورند روي تخت يا ويلچر نماز بخوانند، آيا اين امر موجب به هم خوردن اتّصال صفهاي نماز جماعت نمي‌شود؟

جواب: اتّصال صفوف به هم نمي‌خورد.

نماز جمعه

سؤال ???- با توجّه به اينکه براي ما بيماران حضور در نماز جمعه امکان ندارد، آيا مي‌توانيم نماز ظهر جمعه را اوّل وقت بجا آوريم، يا بايد تا پايان وقت نماز جمعه صبر کنيم؟

جواب: شما مي‌توانيد نماز ظهر را در اوّل وقت بجا آوريد.

بيماري و سقوط نماز

سؤال ???- تا چه حد از بيماري‌ها و اختلالات روحي و رواني، باعث ساقط شدن نماز و روزه مي‌شود؟ تشخيص آن بر عهده کيست؟

جواب: در صورتي که عرفاً به او ديوانه و مجنون بگويند، و يا اينکه نتواند وقت نماز را تشخيص دهد، نماز از او ساقط مي‌شود.

سؤال ???- اگر انسان افسرده باشد، البتّه نه از نوع خيلي شديد، بلکه از نوعي که دکترها و روانشناسان تشخيص افسردگي مي‌دهند، و در اين مدّت عمداً نمازش را ترک نموده و روزه هم نگيرد، و به خدا بدگمان شود، و از رحمت او مأيوس گردد، و کشف حجاب نمايد، در حالي که آگاه و عاقل است، حکمش چيست؟

جواب: انسان بايد هميشه به خداوند قادر مهربان اميدوار باشد، و آنچه را او دستور داده از نماز و روزه و حجاب و ساير وظايف ديني انجام دهد، و از رحمت واسعه او مأيوس نباشد، که نا اميدي از گناهان کبيره است. و هيچ کس حق ندارد به بهانه افسردگي وظايف شرعي خود را ترک کند؛ مگر اينکه بر اثر افسردگي عقل و هوش خود را از دست بدهد.

احکام روزه

الف) مبطلات روزه

سؤال ???- آيا فرو بردن وسايل غير خوراکي (مانند وسايل معاينات پزشکي و دندانپزشکي) در دهان به هنگام روزه، باعث بطلان روزه مي‌گردد؟

جواب: موجب بطلان روزه نمي‌شود، مگر اينکه آلوده به آب دهان شود و آن را بيرون آورد و سپس وارد دهان کند و رطوبت آن ابزار به قدري باشد که در آب دهان مستهلک نشود و آن را فرو برد.

سؤال ???- فردي مبتلا به نفس تنگي شديد است، و از يک نوع وسيله طبّي استفاده مي‌نمايد که با فشار دادن سوزن آن، داروي مايع به صورت پودر گاز از راه دهان به ريه‌ها پاشيده مي‌شود و باعث تسکين مي‌گردد (اين عمل چندين بار در روز تکرار مي‌گردد) آيا مي‌تواند با وجود استفاده از اين وسيله روزه‌دار هم باشد، با توجّه به اينکه بدون استفاده از اين دستگاه روزه گرفتن مشقّتي غير قابل تحمّل دارد؟

جواب: اگر به صورت گاز رقيق وارد بدن مي‌شود مانعي ندارد و روزه‌اش صحيح است. و ما نمونه‌هاي معمول آن را ديده‌ايم اشکالي ندارد.

سؤال ???- آيا فرو بردن چرک گلو باعث باطل شدن روزه مي‌گردد؟

جواب: اگر به فضاي دهان وارد نشود يا بدون اختيار فرو رود مانعي ندارد.

سؤال ???- آيا فرو بردن اخلاط سينه موجب ابطال روزه مي‌شود؟

جواب: اگر به فضاي دهان نرسد موجب ابطال نيست.

سؤال ???- حکم روزه بيماراني که از دارو استفاده مي‌کنند، در فروض زير چيست؟

الف) تزريق آمپول يا سرم از طريق رگ انجام مي‌شود و دارو:

?. فقط جنبه تقويتي داشته باشد.

?. جنبه درماني و تقويتي داشته باشد.

?. جنبه غير تقويتي داشته باشد.

جواب: تمام تزريقات مذکور براي روزه‌دار اشکال دارد؛ ولي تزريق در عضله مانعي ندارد.

ب) استفاده از قطره، در سه فرض فوق نسبت به دارو، از طريق چشم، گوش، يا بيني چه حکمي دارد؟

جواب: اگر به حلق وارد نشود، يا شک داشته باشيم، اشکالي ندارد.

ج) وارد کردن دارو از طريق سوند معده (لوله‌اي که از طريق دهان يا بيني وارد معده بيمار مي‌شود) چه حکمي دارد؟

جواب: جايز نيست؛ مگر در مواقع ضرورت که آن نيز موجب بطلان روزه است.

سؤال ???- آيا تزريق آمپول‌هايي که جهت بي‌حسي، کاهش درد، کشتار ميکروبها و مانند آن به کار مي‌رود، در صورتي که هيچ خاصيّتي جهت رساندن ويتامين يا موّاد غذايي به بدن نداشته باشد، روزه را باطل مي‌کند؟

جواب: تمام تزريقات دارويي و تقويتي و بي‌حسّي و واکسن هر گاه در عضله باشد براي روزه‌دار اشکال ندارد، ولي از تزريق در رگ مطلقاً پرهيز شود.

سؤال ???- آيا خوردن داروهاي خوراکي که به هيچ وجه جنبه غذايي نداشته باشد، بلکه جهت تسکين آلام بيمار به کار مي‌رود مبطل روزه است؟

جواب: بدون شک مبطل روزه است.

سؤال ???- آيا شستشوي معده از طريق سوند معده، باعث ابطال روزه بيمار مي‌شود؟ (توضيح اينکه شستشوي معده با مايعات از طريق سوند انجام مي‌گيرد، سپس مايع وارد شده از طريق سوند به بيرون کشيده مي‌شود).

جواب: جايز نيست، مگر در حال ضرورت، که در اين صورت بايد روزه آن روز را قضا کند.

سؤال ???- روزه بيماري که تنقيه مي‌کند، اما مايع به شکم او نمي‌رسد و فقط به نشيمنگاه وارد مي‌شود، چه حکمي دارد؟

جواب: روزه او باطل است، هر چند به شکم نرسد.

سؤال ???- بيماري که ناچار است هر روز، يا يک روز در ميان، با آب خالص تنقيه کند، تکليف روزه‌هايش چه مي‌شود؟

جواب: اگر مي‌تواند، اين کار را در شب انجام دهد. و اگر نمي‌تواند، بايد روزه را قضا کند.

ب) تشخيص ضرر با کيست؟

سؤال ???- پزشکان شخص بيماري را از روزه گرفتن منع مي‌کنند، ولي او مي‌داند که روزه برايش ضرر ندارد. وظيفه‌اش چيست؟

جواب: بايد روزه بگيرد.

سؤال ???- در بعضي از موارد، پزشکان در مورد بيماران چنين اظهار نظر مي‌کنند:

«روزه براي فلان بيمار ??? مضرّ است» و منظورشان اين است که طبق آمار علمي ??? افرادي که با اين بيماري روزه گرفته‌اند دچار ضرر شده‌اند. چنانچه اين اظهار نظر براي انسان يقين آور باشد، ولي وضعيّت خود را از نظر تطبيق آمار بر خودش نداند، حکم روزه‌اش چيست؟

جواب: چنين آمارهايي در صورتي که از اطبّاي متعهد شنيده شود طبعاً موجب خوف ضرر مي‌شود، و روزه با آن واجب نيست.

سؤال ???- آيا توصيه پزشک و پرستار، مبني بر ضرر داشتن روزه، يا حرکت اعضاي بدن بيمار، يا استعمال آب براي وضو، يا ايستاده نماز خواندن، يا خم شدن براي سجده و مانند آن، مجوّز شرعي محسوب مي‌شود؟

جواب: چنانچه در مخالفت دستور او خوف ضرر باشد مجوّز شرعي دارد.

سؤال ???- چنانچه طبيبي، بيماري را از روزه گرفتن منع کند (با توجّه به اينکه برخي از اطبّا نسبت به مسائل شرعي بي اطّلاع هستند) آيا نظر او در اين زمينه قابل قبول است؟

جواب: اگر طبيب مورد اطميناني باشد نظريّه‌اش قابل قبول است.

سؤال ???- متأسّفانه کليه‌ام سنگ‌ساز است. بدين جهت پزشک مرا از روزه منع کرده، و دستور داده که روزانه حداقل ?? ليوان آب بنوشم. آيا نظر ايشان، که فردي متديّن مي‌باشد، لازم الاتبّاع است؟ اگر روزه بگيرم، و به علّت عدم شرب مايعات در روزه‌هاي ماه رمضان، کليه‌ام طبق پيش بيني پزشک دچار مشکل شود، آيا مرتکب معصيت شده و روزه‌ام باطل است؟

جواب: هر گاه از گفته طبيب حاذق متعهّد خوف ضرر پيدا کنيد که روزه برايتان ضرر دارد، روزه را افطار مي‌کنيد. و چنانچه پس از ماه مبارک توانستيد، قضاي آن را به جا آوريد. و اگر بيماري شما تا ماه رمضان سال بعد ادامه پيدا کرد، قضا بر شما واجب نيست؛ بلکه براي هر روز فقط يک مدّ طعام (هفتصد و پنجاه گرم، يا مانند آن) به فقيري مي‌پردازيد. و با توجّه به اينکه اشتياق زيادي براي روزه گرفتن داريد، خداوند ان شاء اللَّه به شما اجر روزه داران را عنايت خواهد کرد.

ج) مکروهات روزه

سؤال ???- کشيدن دندان، يا هرگونه اعمال جرّاحي لثه و دندان، که باعث خونريزي مي‌شود، در حال روزه چه حکمي دارد؟

جواب: مکروه است، ولي روزه را باطل نمي‌کند.

د) بيماراني که روزه بر آنها واجب نيست

سؤال ???- زني ?? ساله هستم که شش بچه به دنيا آورده‌ام. در دوران حاملگي و شيرخوارگي بچّه‌ها (حدود ?? سال) نتوانستم روزه بگيرم، پس از آن نيز تاکنون هر وقت خواستم روزه بگيرم دچار خونريزي معده شده، و با توصيه پزشکان روزه نگرفته‌ام، اکنون تکليف بنده چيست؟

جواب: در حال حاضر شما مکلّف به روزه نيستيد، و احتياط واجب آن است که اگر قدرت داريد براي هر روز به اندازه يک مدّ طعام (???. گرم گندم) به شخص نيازمندي بدهيد. همچنين براي ايّام گذشته که روزه نگرفته‌ايد، و تا سال بعد هم توانايي بر روزه نداشته‌ايد.

سؤال ???- بعضي از برادران قطع نخاعي طبق دستور پزشک بايد هر چند ساعت مقداري مايعات بنوشند. وظيفه آنان براي روزه چيست؟

جواب: روزه از آنها ساقط است. و به جاي آن، در صورتي که قدرت مالي داشته باشند براي هر روز يک مدّ طعام کفّاره مي‌دهند.

سؤال ???- هرگاه بيمار در اثناي روز ماه مبارک رمضان خوب شود، در چه صورت بايد نيّت روزه کند؟

جواب: اگر پيش از ظهر خوب شود، و کاري که روزه را باطل مي‌کند انجام نداده باشد، بايد نيّت روزه کند، و احتياطاً قضا هم نمايد. ولي اگر بعد از ظهر خوب شود، روزه آن روز واجب نيست، فقط بايد قضاي آن را بجا آورد.

احکام حجّ بيماران

الف) استطاعت

سؤال ???- از آنجا که متأسّفانه معتاد هستم، اداره بهداشت طبق مقرّرات جمهوري اسلامي از رفتن من به حج جلوگيري مي‌کند. تکليف من با وجود استطاعت مالي و هفتاد و دو سال سن چيست؟

جواب: اگر قبلًا مستطيع بوده و قادر بر رفتن به مکّه نيز بوده‌ايد و نرفته‌ايد، حج بر شما مستقر شده است، و اگر مأيوس از ترک اعتياد هستيد بايد نايب بگيريد.

ولي اگر قبلًا استطاعت نداشته‌ايد، در فرض سؤال مستطيع نيستيد؛ مگر اينکه بتوانيد- هر چند با ترک اعتياد- اجازه بگيريد و به حج برويد.

ب) محرّمات احرام

سؤال ???- اينجانب به علّت قطع نخاع و عدم کنترل ادرار و ... نمي‌توانم بدن و لباس احرام خود را پاک نگه دارم. وظيفه‌ام چيست؟

جواب: آن مقدار که مي‌توانيد محافظت کنيد، و آنچه موجب عسرو حرج است اشکال ندارد.

سؤال ???- وظيفه بيماري که مجبور است در حال احرام از لباس دوخته شده استفاده کند چيست؟

جواب: اين کار براي او مجاز است، ولي بايد براي هر احرام يک کفّاره بدهد.
سؤال ???- تزريق آمپول در حال احرام در صورتي که خون بيايد، براي تزريق کننده و شخص محرم که به او تزريق مي‌شود، چه صورتي دارد؟

جواب: حرام نيست، خواه خون بيايد يا نيايد.

سؤال ???- آيا خون گرفتن از بدن با سرنگ، از مصاديق ادماي محرّم است، و در حال احرام پرهيز از آن لازم مي‌باشد؟

جواب: جزء ادما محسوب مي‌شود، ولي به فتواي ما، ادما براي مُحرِم مکروه است، نه حرام.

سؤال ???- آيا در حال احرام مي‌توان دنداني که شديداً درد دارد، و پزشک سفارش به کشيدن آن کرده را کشيد، هر چند باعث خونريزي شود؟

جواب: خارج کردن خون از بدن در حال احرام، چه در حال ضرورت و غير ضرورت، حرام نيست و کفّاره‌اي ندارد، ولي مکروه است.

سؤال ???- آيا منظور از کشيدن دندان- که در فرض خونريزي مکروه است- دندان شخص محرم است، يا شامل دندان ديگري هم مي‌شود؟ مثلًا اگر دندانپزشک محرم باشد، و دندان شخص محرم يا غير محرمي را بکشد، آيا کراهت دارد؟

جواب: شامل دندان غير نمي‌شود.

ج) طواف

سؤال ???- با توجّه به اينکه به علّت بيماري همواره کيسه مخصوص ادرار همراه خود دارم و با حرکت بدن بول خارج مي‌شود، براي طواف و نماز طواف چه کنم؟

جواب: يک وضو براي طواف و يک وضو براي نماز کافي است.

سؤال ???- اخيراً مأمورين سعودي مانع طواف وسعي افراد بيمار و معذور (که با ويلچر طواف مي‌کنند) در طبقه همکف مي‌شوند. طواف و نماز طواف وسعي چنين افرادي در طبقه بالا چه صورت دارد؟

جواب: در فرض سؤال طواف آنها در طبقه بالا اشکالي ندارد. و در مورد نماز طواف و سعي، اگر اجازه ندهند در پايين انجام گيرد، يا اجازه مي‌دهند ولي مشقّت و عسر و حرج دارد، آن هم اشکالي ندارد.

د) مصدود و محصور

سؤال ???- وظيفه کسي که به خاطر بيماري و مانند آن قادر بر انجام اعمال مني يا طواف وسعي و اعمال مکّه نيست چيست؟

جواب: اين شخص در حکم محصور است، ولي اگر مي‌تواند نايب بگيرد اين کار از اعاده حج کفايت مي‌کند، و لازم نيست در سال آينده حج را مجدّداً به جا آورد.

?. ===احکام معاملات بيماران===

سؤال ???- پدرم پس از سکته مغزي و بستري شدن در بيمارستان، بعد از دو روز بيهوشي از مرگ نجات يافته، و از بيمارستان مرخّص شد. نامبرده که در حال صحّت جسمي و فکري کامل نبود بنا به توصيه يک نفر، ملک خود را بين پسر و دخترش بطور مساوي تقسيم کرد، و اين تقسيم به خاطر دريافت سند عادي از ثبت اسناد به صورت خريد و فروش نوشته شده است، بدين گونه که فروشنده پدرم و خريدار هر يک از فرزندان هستند؛ ولي در واقع هيچ گونه مبادله‌اي صورت نگرفته، و از طرف خريداران هيچ مبلغي پرداخت نشده، و قبض و اقباضي صورت نگرفته است، لطفاً در اين باره به پرسشهاي زير پاسخ دهيد:

الف) آيا شخص مذکور با چنين حالي، که در اثر سکته مغزي قسمتي از مغزش از کار افتاده، مي‌تواند شخصاً به نقل و انتقال مالي دست بزند؟

جواب: اگر اين مقدار از بيماري موجب اختلال در عقل او نشده باشد، نقل وانتقالات او اشکالي ندارد، و فلج شدن بدن ارتباطي به اختلال فکري ندارد.

ب) آيا تقسيم مزبور در تمام مال نافذ است، يا نسبت به ثلث مال اثر دارد؟

جواب: هرگاه واقعاً بيمار بوده، و سرانجام بيماري‌اش سبب مرگ او شده، تصرّفات او که شکل بخشش داشته باشد تنها در يک سوم مال نافذ است بنا بر احتياط واجب. و اگر بيمار نباشد و يا آن بيماري سبب مرگ او نشود تصرّفات او بطور کامل جايز است، مشروط بر اينکه در صورت بخشش آن را تحويل دهد.

ج) آيا نوشتن قرار داد بيع بدون نقل و انتقال مال، و يا ردّ و بدل اسناد، صحيح است؟

جواب: اگر قرارداد معامله را بنويسند و امضا کنند و پول آن را نقداً بپردازند يا در ذمّه باشد مانعي ندارد، همچنين اگر قرائني باشد که منظور از بيع هبه است آن هم مانعي ندارد، ولي بايد ملک را تحويل طرف بدهد.

سؤال ???- شخصي، که داراي ??? هزار تومان پول نقد بوده سکته مغزي نموده، و در اثر آن در مشاعر و حواسّ او اختلال پيش آمده، بطوري که عملًا سفيه شرعي محسوب شده، و محجور مي‌گردد؛ همسر و يکي از فرزندان او تصميم مي‌گيرند خانه‌اي با همان پول خريداري کنند، تا اين فرزندي که در سنّ از دواج بوده در آن سکونت نمايد؛ قابل توجّه اينکه شخص محجور، وليّ خاصّي ندارد و همسر و فرزندان او نيز از طرف حاکم شرع يا به حکم قانون قيّم او نيستند، و از طرف ديگر، هيچ يک از همسر و دو فرزند مذکور قصد تملّک و خريد خانه براي خود نداشته، و قصد قرض گرفتن پول را نيز نداشته‌اند، لطفاً به فرماييد:

الف) شرعاً چه کسي مالک آن خانه است؟

جواب: چنانچه خانه را با پول پدر گرفته‌اند و او در آن زمان محجور بوده، معامله باطل است؛ مگر اينکه قيّم شرعي آن را اجازه دهد، که در اين صورت خانه تعلّق به پدر دارد.

ب) فرزندي که در آن خانه سکونت کرده و سند به نام اوست، مخارجي در آن منزل نموده است، اگر قرار باشد مخارج به او داده شود، بايد همان مبلغي را که آن زمان خرج نموده به او داده شود؟ يا با قدرت خريد و نرخ امروز محاسبه شود؟

جواب: هزينه‌هايي که آن فرزند در آن منزل کرده از کيسه خود او رفته است، ولي اگر چيزهاي قابل انتقالي، مانند کابينت و امثال آن باشد، متعلّق به خود اوست.

روشهاي پيشگيري از بيماري

سؤال ???- با توجّه به مصيبت بار بودن بيماري ايذر، آيا آموزش گروهاي مختلف سنّي در مورد راههاي انتقال و نحوه پيشگيري از اين بيماري را جايز مي‌دانيد؟
جواب: جايز است؛ ولي بايد به شکلي باشد که بد آموزي يا مفسده ديگري بر آن مترتّب نشود.

سؤال ???- آيا توصيه به استفاده از کاندوم، براي پيشگيري از بيماري‌هاي واگيردارآميزشي، در رده‌هاي مختلف سنّي، بدون اطّلاع از مجرّد يا متأهل بودن آموزش گيرنده جايز است؟

جواب: ممکن است اين مطلب به صورتي که ذکر کرده‌ايد سبب بد آموزي باشد، و مسأله فحشا يا ساير انحرافات جنسي را يک مسأله عادي جلوه دهد، لذا جايز نيست.
سؤال ???- آيا تجويز داروي اعتياد آور خوراکي به جاي داروي اعتيادآور تزريقي، جهت پيشگيري از بروز بيماري‌هاي واگيردار جايز است؟

جواب: در صورتي که هدف ترک اعتياد باشد، و اين معنا به طرف نيزتفهيم گردد، مانعي ندارد.

سؤال ???- آيا توزيع سرنگ بين معتادين، براي پيشگيري از بروز بيماري‌هاي واگيردار مجازاست؟ (لازم به ذکر است که اين روش تغييري در اعتياد آنها ايجاد نمي‌کند.)

جواب: درصورتي‌که به معتادان تفهيم شود که هدف کمک به اعتياد آنها نيست، بلکه منظور جلوگيري از آلودگي به بيماري‌هاي خطرناک است، مانعي ندارد.

سؤال ???- با توجّه به معضلات کنوني اجتماع، که بعضاً نتيجه عدم آگاهي صحيح جوانان از مسائل جنسي است، آيا آموزش مسائل جنسي را در جامعه، براي پيشگيري از بيماري‌هاي واگيردار، با رعايت حريم خانواده، و با توجّه به سنّ نوجوانان و جوانان، و با استفاده از متون آموزشي مناسب، مجاز مي‌دانيد؟

جواب: تجربه نشان داده که آموزش مسائل جنسي به سبک غربي، که فعلًا مطرح است، مفاسد زيادي در بر دارد، و در بسياري از اوقات نتيجه معکوس مي‌دهد.

مراجعه به پزشک غير همجنس

سؤال ???- مراجعه بيمار به پزشک غير همجنس در هر يک از دو حالت زير چه صورتي دارد؟

الف) در صورتي که فقط مستلزم نگاه به غير وجه و کفّين باشد.

ب) در صورتي که علاوه بر نگاه، نياز به لمس و ساير معاينات نيز باشد.

جواب: مادام که دسترسي به پزشک همجنس است به غير همجنس مراجعه ننمايد، مگر در موارد ضرورت يا جايي که همجنس توانايي کافي ندارد.

سؤال ???- در صورتي که عمل جرّاحي، يا پانسمان، منوط به نظر يا لمس عورت باشد، آيا اولويّت با هم جنس است؟

جواب: همجنس اولويّت دارد.

سؤال ???- چنانچه در شهري هم پزشک زن و هم پزشک مرد باشد، مراجعه بيمار زن به پزشک مرد در دو صورت زير چه حکمي دارد؟

الف) در صورت تساوي علمي و مهارت تخصّصي دو پزشک (زن و مرد)،

ب) در صورتي که احتمال برود متخصّص مرد عالم‌تر است؟

جواب: الف) اگر احتياج به معاينه بدني و نظر و لمس داشته باشد بايد به پزشک زن رجوع کند.

جواب: ب) اگر احتمال قوي به تفاوت آن دو بدهد، و اين تفاوت در درمان او يا رفع خطرات مؤثّر باشد، مي‌تواند پزشک مرد را مقدّم بدارد.

سؤال ???- آيا اظهارات مسؤولين بيمارستانها مبني بر کمبود پرسنل جهت جداسازي پرستاران، ضرورت انجام امور بيماران توسّط پرستاران غير همجنس را فراهم مي‌نمايد؟
جواب: در صورتي که مورد اعتماد باشند اشکالي ندارد.

سؤال ???- مراجعه زنان نامحرم به دندان پزشکاني که با دستکش پلاستيکي کار مي‌کنند، و تماس دست آنان با صورت به وسيله دستکش است، چه حکمي دارد؟

جواب: در صورتي که همجنس يافت نشود، جايز است.

سؤال ???- آيا مراجعه زن به پزشک مرد، در صورتي که بتواند پزشک زن بيابد، جايز است (با توجّه به اينکه معمولًا پزشکان مرد به دليل سابقه زيادتر از مهارت بيشتري برخوردار بوده، و در امر طبابت از بانوان پزشک موفّق‌تر و حاذق‌تر هستند)؟ فرض سؤال در جايي است که از او معاينه جسمي به عمل مي‌آيد.

جواب: در صورتي جايز است که تفاوت آگاهي آن دو در حدّي باشد که بيم آن برود پزشک زن موفّق به معالجه نشود، و بيماري ادامه يابد، يا تشديد شود، يا بهبودي به تأخير افتد.

سؤال ???- بعضي ازخانم‌ها براي معالجه به دکتر مرد مراجعه مي‌کنند. آيا با علم به اينکه اين خانم قادر است به دکتر زن مراجعه کند، مي‌توان او را معالجه کرد؟

جواب: در فرض سؤال دکتر بايد او را به طبيب زن راهنمايي کند؛ مگر اينکه آن زن واقعاً اعتقادي به طبيب زن نداشته باشد، و خود را ناچار بداند.

سؤال ???- در صورت عدم ضرورت، آيا پرستاران مي‌توانند پانسمان بيمارهاي غير همجنس را بررسي و تعويض نمايند؟

جواب: جايز نيست.

سؤال ???- سونوگرافي نسوج نرم، مثل بيضه‌ها، پستان، عروق دست و پا، نيازمند عريان شدن موضع است، و اين موضع در معرض ديد سونوگراف قرار مي‌گيرد. با توجّه به اينکه متخصّص سونوگراف زن، بسيار کم، و در برخي از شهرها وجود ندارد، رجوع به مردان چه حکمي دارد؟

جواب: تنها در صورت ضرورت براي درمان جايز است.

سؤال ???- در موارد فوق معمولًا غير از محلّ مورد معاينه، اطراف آن نيز عريان مي‌شود. عريان کردن اطراف، که در معرض ديد قرار مي‌گيرد، چه حکمي دارد؟

جواب: به مقداري که لازم است بايد عريان شود.

سؤال ???- آيا در سونوگرافي از شکم يا پستان خانم‌ها، از نظر حرمت نگاه پزشک غير همجنس، تفاوتي وجود دارد؟

جواب: تفاوتي ميان اين دو نيست.

سؤال ???- در صورت وجود پزشک زن و مرد به تعداد کافي، آيا ملاک مراجعه بيماران، همجنس بودن پزشک است يا حاذق بودن؟

جواب: درصورتي که در عدم مراجعه به حاذق‌تر، بيم خطر و ضرر باشد، بايد حاذق‌تر را مقدّم بشمرد. و اگر بيم ضرر و خطري نباشد، معيار همجنس بودن است. (البتّه در مواردي که معاينات بدني لازم است).

سؤال ???- تعيين حاذق بودن طبيب به عهده چه مرجعي است؟ بيمار يا مراجع ديگر؟

جواب: بديهي است حاذق بودن را تنها اهل خبره مي‌توانند تشخيص دهند.

سؤال ???- آيا مي‌توان بيماران را به مراجعه به پزشک هم جنس، حتّي با ادّعاي اضطرار و مجوّز شرعي، ملزم کرد؟

جواب: در صورتي که بيمار خود را نا گزير از مراجعه به غير همجنس ببيند، مراجعه به غير همجنس مجاز است.

سؤال ???- لمس و نظر بيماران غير همجنس تا چه سنّي جايز است؟

جواب: مادامي که مميّز نباشند، لمس و نظر جايز است. و هنگامي که به حدّ تميز رسيدند نگاه کردن قبل از بلوغ، اگر مفسده خاصّي نداشته باشد، اشکالي ندارد.

سؤال ???- آيا پزشک مي‌تواند از معاينه بيمار غير همجنس، که به او مراجعه کرده، خودداري کند؟

جواب: در صورتي که بيمار بتواند به وسيله طبيب همجنس مشکل خود را حل کند، بايد به او مراجعه نمايد.

سؤال ???- اگر بطور مثال، خانم بيماري که جانش در خطر است به تنها پزشک يک روستاي دور افتاده که مرد است مراجعه کند، آيا اين پزشک مجاز است هر گونه معاينه ضروري را در مورد بيمار انجام دهد؟

جواب: اگر دسترسي به طبيب زن يا مرد محرم نباشد جايز است.

سؤال ???- در فرض سؤال فوق، اگر جان بيمار در خطر نباشد بلکه يک بيماري خفيف يا متوسّط باشد، آيا خانم بيمار حتماً بايد به پزشک همجنس در شهر مراجعه کند، يا پزشک مرد مجاز است با انجام معاينات ضروري، اقدام به تشخيص و درمان نمايد؟

جواب: اگر رفتن به شهر کاري شاقّ و موجب عسر و حرج باشد، و بيمار مزبور نياز به مراجعه به طبيب داشته باشد جايز است.

سؤال ???- در صورت لزوم، به طور کلّي چه پزشک همجنس در دسترس باشد چه نباشد، لمس بدن خانم بيمار از روي لباس، چه صورتي دارد؟

جواب: در فرض مسأله براي مقاصد پزشکي مانعي ندارد.

سؤال ???- ذکر نکته مهمّي در اينجا ضروري به نظر مي‌رسد، و آن اينکه:


اگر با يک سري تمهيدات لازم بتوانيم در سطح کشور، موفّق به جداسازي مراکز درماني خواهران از برادران شويم، با توجّه به اينکه هر پزشکي در طول دوران دانشجويي خود بايد هر چند مختصر از انواع و اقسام اختلالات و بيماري‌ها چه در مورد آقايان و چه خانمها آگاهي يافته و آموزش ببيند، اعمّ از انجام معاينات کامل، آگاهي از بيماري‌هاي زنان، و چگونگي انجام زايمان سالم و مانند آن، و با توجّه به اينکه در مورد دانشجويان، اين موارد بيشتر آموزشي هستند تا درماني، يعني ممکن است نجات جان بيمار در همان زمان وابسته به اين درمان نباشد، امّا به وسيله اين آموزش (که در بيمارستانهاي آموزشي صورت مي‌گيرد) دانشجو براي مراحلي که در آينده زندگي بيماران وابسته به وجود او خواهد بود، آماده مي‌شود. و از اين رو هر يک از دانشجويان در دوره‌هاي مختلف، ملزم و مجبور به گذراندن واحدهاي درسي (در بيمارستانهايي که بيماران آن اعم از زنان و مردان مي‌باشند)، و فراگيري تمام مسائل و امتحان دادن در پايان دوره مي‌باشند، تا بتوانند در نهايت فارغ‌التحصيل موفّقي باشند.

با در نظر گرفتن تمامي اين شرايط، بفرماييد تکليف و وظيفه دانشجو چيست؟

آيا مي‌تواند به خاطر رعايت مسائل شرعي از فراگيري کامل بسياري از مسائل بگذرد، و در نتيجه در گذراندن واحدهاي درسي هم ناموفّق باشد، و يا در هر شرايطي و با هر وسيله‌اي بايد به فراگيري صحيح کارش بپردازد، تا در آينده دچار مشکل نشود؟ و به طور کلي، چگونه مي‌توان بين وظيفه پزشکي و دانشجويي که در کتب پزشکي بر انجام آن تأکيد شده، و وظيفه شرعي و اسلامي که طبيعتاً نبايد با وظيفه پزشکي تناقض داشته باشد جمع کرد؟

جواب: چنانچه نجات مسلمين (ولو در آينده) متوقّف بر اين گونه آموزشها باشد، و راه منحصر به اين معاينات و مشاهدات باشد جايز است.

سؤال ???- همان طور که مستحضريد تخصّصهاي علوم پزشکي بسيار زياد، و متخصّصين خانم در هر رشته در حال حاضر در ايران به جز در برخي رشته‌ها معمولًا نادر و کم مي‌باشند، فلذا در شهرهاي کوچک و بزرگ نيز بايد به خاطر تعداد زياد بيماران و تعداد کم پزشک و يا تحميل هزينه گزاف، همان طور که بسيار شايع است خانم‌هاي بيمار به پزشک مرد مراجعه کنند. در اين صورت وظيفه پزشک مورد مراجعه چيست؟ اگر بتواند و يا احتمال دهد که مي‌تواند با معاينات مختلف و ضروري بيماري را تشخيص دهد و درمان کند مکلّف است چنين کاري را انجام دهد، يا بايد وي را به يک پزشک خانم ارجاع دهد؟ در شرايطي که خيلي از بيماران، به دلايل فوق قادر به اين کار نيستند، آيا در صورت ارجاع و تأخير در تشخيص و درمان بيماري وي، اين پزشک مسؤول نيست؟

جواب: در فرض مسأله نبايد در درمان او تعلّل ورزد، چون نوعي ضرورت است، و اگر تعلّل ورزد مسؤول است.

سؤال ???- در صورت لزوم، مشاهده و لمس موهاي خانم بيمار، جهت معاينه توسط پزشک مرد چه صورتي دارد؟

جواب: در صورتي که لمس يا مشاهده براي تشخيص بيماري ضرورت داشته باشد جايز است.

سؤال ???- اگر پزشک مرد مجبور به معاينه خانم بيمار شود، يا برعکس خانم بيمار ناچار به مراجعه به پزشک مرد گردد، با توجّه به اينکه در صورت رعايت کامل مسائل شرعي و اخلاقي در معاينه کامل خانمها شايد بتوان گفت بيش از ??? معاينات که در کتب پزشکي به انجام آنها تأکيد شده نبايد انجام بگيرد. اگر با اين گونه معاينه سطحي و غير کامل، بيماري وي تشخيص داده نشده، و درمان کامل صورت نگيرد، آيا پزشک مسؤول است؟ اگر مسؤول است چاره چيست؟

آيا بايد بر خلاف مسائل شرعي عمل کند؟

تذکّر اين نکته ضروري است که پزشکان متخصّص و مجرّب بدون احتياج به معاينات کامل ممکن است بتوانند تشخيص دهند و درمان کنند، امّا براي افراد نامجرب و دانشجويان تا رسيدن به اين مرحله، زمان زيادي لازم است.

جواب: مانند مسأله سابق است.

سؤال ???- با توجّه به اينکه جهت معاينه ساده پروستات، حتماً بايد از طريق مقعد، بيماري را مورد بررسي قرار داد، تا تشخيص قطعي بيماريهاي پروستات داده شود؛ همچنين در بسياري از بيماريهاي آلت تناسلي، مشاهده و گاه لمس آن ضروري است. آيا در چنين مواردي پزشک مرد مي‌تواند بيمار مرد را بدون اشکال شرعي معاينه نمايد؟ اگر با عدم انجام اين معاينه، بيماري را تشخيص ندهد، و بيماري- مثلًا سرطان- پيشرفت کند، آيا پزشک مسئول است؟ (با توجّه به اينکه استفاده از آيينه هميشه امکان‌پذير نيست، و در ضمن عمل لمس نيز بايد با ديد کامل و با دست انجام شود، و از اين رو در حال حاضر در تمامي مراکز درماني اين معاينه مستقيماً انجام مي‌شود).
جواب: از سؤال استفاده مي‌شود که اين امر ضروري است، و در اين صورت معاينات مزبور اشکالي ندارد. و اگر در اين گونه موارد پزشک کوتاهي کند مسئوليّت دارد.
سؤال ???- طبق نظرات عموم پزشکان، يکي از معايناتي که امروزه در هر بيماري، به خصوص در بيماريهاي ادراري- تناسلي جزء معاينات اصلي اوّليه به شمار مي‌آيد؛ اگرچه در انجام آن متأسفانه يا خوشبختانه مسامحه مي‌شود، عملي به نام «توشه رکتال» است- که يک نوع معاينه نظري و لمسي از طريق مقعد مي‌باشد، و از طرفي يکي از دقيقترين روشهاي تعيين درجه حرارت فرد از طريق مقعد مي‌باشد. با توجّه به مطالب فوق، و اينکه اين معاينات گاه به خاطر احتياط در جهت تشخيص يا ردّ برخي بيماريها انجام مي‌شود، و گاه در تشخيص برخي بيماريها بسيار مؤثّر و روش کم خرج و ساده‌اي به نظر مي‌آيد.

آيا پزشک مرد مجاز است چنين معاينه‌اي را چه جهت آموزش (به وسيله دانشجويان) و چه جهت تشخيص احتمالي يا قطعي در مورد بيمار مرد انجام دهد؟ و اگر با عدم انجام آن، متوجّه بيماري و راه درمان وي نشود آيا مسئول نيست؟

جواب: دقيقاً مانند مسأله سابق است.

سؤال ???- مراجعه به دکتر متخصّص غيرمسلمان چه حکمي دارد؟

جواب: اگر مفسده خاصّي بر آن مترتّب نشود اشکالي ندارد.

تمايلات هم جنس گرايانه

سؤال ???- در بين بيماران مراجعه کننده به کلينيک‌هاي روانپزشکي، بيماراني وجود دارند که داراي تمايلات همجنس گرايي مي‌باشند، علم روانپزشکي امروز اين بيماران را به دو گروه تقسيم مي‌کند:

گروه اوّل، که اصطلاحاً به آنها (اگوديستانيک) مي‌گويند، از اينکه داراي تمايلات همجنس‌گرايي هستند احساس ناراحتي نموده، و اين احساس را به درون خود متعلّق ندانسته، و مايل هستند درمان شوند، علم روانپزشکي اين بيماران را مداوا نموده، و درمان اکثر اين بيماران موفقيت‌آميز است. و اين بيماران پس از درمان، به جنس مخالف علاقه پيدا نموده، و مي‌توانند ازدواج کنند.

گروه دوم که اصطلاحاً به آنها (اگوسينتانيک) مي‌گويند، اين افراد داراي تمايلات همجنس‌گرايانه هستند، امّا از داشتن چنين تمايلاتي ناراحت نيستند، و آن را با درون خود موافق و مطابق مي‌بينند، و نسبت به جنس مخالف احساس کششي ندارند، بلکه بعضاً از جنس مخالف بيزار و متنفّرند. علم روانپزشکي جديد براي اين دسته درماني نيافته است، اين نوع بيماران چنانچه جبراً ازدواج کنند با همسر خود دچار مشکلات جنسي و عاطفي خود مي‌شوند، و معمولًا حاصل ازدواجشان طلاق و جدايي است (چنان که مشاهده گرديده است).

البتّه از نظر پزشکي ثابت گرديده است که سه عامل مهم در ايجاد حالت همجنس گرايي در گروه دوّم نقش دارد که عبارتند از: الف) ژنتيک ب) هورمونهاي بدن مادر در طي دوران بارداري ج) نحوه تربيت فرد در کودکي و تأثير پدر و مادر در اين دوران. توصيه روانپزشکي نوين به افراد گروه دوّم اين است که رابطه جنسي خود را با يک فرد هم‌جنس برقرار کنند، و از اقدام به ازدواج با غير هم‌جنس خودداري نمايند. زيرا کراراً مشاهده گرديده که اين افراد قادر به تحمّل جنس مخالف نبوده، و ازدواج آنها به طلاق مي‌انجامد. نظر حضرت عالي در مورد درمان گروه دوم چيست؟

جواب: از نظر موازين شرع اسلام نمي‌توان به اين گروه اجازه برقرار ساختن رابطه با جنس موافق هر چند در مراحل سطحي و ابتدايي داد و آن را يک ضرورت شمرد، بلکه بايد از طرق مختلف مخصوصاً عواطف مذهبي که بسيار قوي و مؤثر است، روي آنان کار کرد تا مشکلشان حل شود. و هرگز نبايد تسليم توصيه‌هاي بعضي از روانپزشکان شد که مي‌خواهند کار را بر خودشان آسان و بر ديگران مشکل کنند، بلکه بايد پزشکان مؤمن بکوشند و طرق درمان معقول و مشروع را بيان کنند.

احکام وصيّت

سؤال ???- اگر کسي در حال حيات وصيّت کند که بعد از مرگش اعضاي بدنش را جهت پيوند در اختيار بيماران نيازمند قرار دهند، آيا ورثه مي‌توانند مانع اجراي وصيت شوند؟

جواب: جلوگيري ورثه تأثيري در اين مسأله ندارد، و در صورتي که آن اعضا براي نجات جان بيماران لازم باشد برداشتن آن جايز است، همچنين اگر براي نجات عضو مهمّي مانند چشم لازم باشد.

سؤال ???- وصيّت بيماران با چه شرايطي و در چه مقدار از اموالشان نافذ است؟

جواب: در صورتي که از عقل و هوش کافي برخوردار باشند وصيّت آنها مانند افراد سالم در ? ? اموالشان صحيح است، و فرقي بين بيمار و غير بيمار در اين قسمت نيست.

??. ===احکام حدود و تعزيرات===

سؤال ???- در صورتي که حدّي بر شخص مريضي واجب شود، آيا مي‌توان هشتاد چوب نازک در کنار هم گذاشت و با آن يک ضربه بر بدن بيمار زد؟ در صورتي که پاسخ مثبت باشد، آيا تعزير هم همين حکم را دارد؟ با توجّه به اين مقدّمه حکم مسأله زير را بيان فرماييد: زني در زمان مجرّد بودن کاري کرده که حکمش تعزير بوده، و اکنون پس از ازدواج در حالي که در دوران حمل به سر مي‌برد و شوهرش نيز از اين کار او مطّلع نبوده، جرم او ثابت شده است، با توجّه به اينکه اين زن در حال حاضر هم بيمار است و هم دوران حمل را سپري مي‌کند و هم اگر تعزير شود شوهر وي مطّلع گشته و ممکن است وي را طلاق دهد، يا مفاسد ديگري ايجاد مي‌شود، آيا در چنين مواردي مثلًا مي‌توان سي ترکه نازک کنار هم گذاشت و به عنوان تعزير با آن يک ضربه بر بدن او وارد کرد؟

جواب: در مورد بيمار مي‌توان به تعداد حد، چوبه روي هم گذارد و بر بدن او زد. و در مورد زن حامل بايد بعد از وضع حمل اجراي حد شود. امّا در مورد تعزير مي‌توان به يک يا چند شلّاق هم قناعت کرد، و تعزير منحصر به شلّاق نيست، و مي‌توان در اين گونه موارد به وسيله توبيخ يا نصيحت به شرط اينکه اميد اثر در آن باشد قناعت کرد.
سؤال ???- شخصي که حالت صرع (غش) دارد محکوم به شلاق شده، و هر زمان که او را براي اجراي حدّ حاضر مي‌کنيم دچار صرع مي‌شود. چه بايد کرد؟

جواب: بايد حدّ را متوقف کرد، تا از اين حالت بهبودي يابد. و اگر اميد بهبودي نيست بايد از «ضغث و شماريخ» «?» استفاده کرد.

سؤال ???- آيا خوردن شراب به مقدار کم (که فقط و فقط براي معالجه باشد، و به هيچ وجه موجب مستي نشود، و توأم با استغفار و اکراه باشد، و معالجه هم بدين طريق ميسّر شود، به نحوي که هيچ دارويي نتواند تا اين حد مؤثّر باشد، و در حقيقت براي حفظ جان و بقاي وجود باشد ولا غير) مجاز است؟

جواب: تنها در صورتي جايز است که ضرورت قطعي پيدا کند و داروي منحصر به فرد باشد، و جانشيني نداشته باشد، و غالباً چنين نيست.

سؤال ???- هزينه درمان و بهبودي شخصي که در اثر اجراي حدّ يا قصاص، يکي از اعضاي خود را از دست داده بر عهده بيت المال است يا محکوم؟

جواب: در صورتي که شخص محکوم توانايي درمان داشته باشد برعهده خود اوست.

در عين حال مطابق بعضي از روايات حاکم شرع در مورد حدود مي‌تواند درباره او ارفاق کرده، و هزينه آن را بپردازد. ولي اگر تمکّن ندارد هزينه آن، هم در حدود و هم در قصاص بر عهده بيت المال است.

سؤال ???- در صورتي که هزينه بر بيت المال باشد، اختصاص به معالجات اوّليّه دارد يا معالجات بعدي را نيز شامل مي‌شود؟

جواب: تفاوتي نمي‌کند.

سؤال ???- در بعضي از بيمارستان‌ها براي اينکه بفهمند انسان بچّه دار مي‌شود يا نه، از مرد مي‌خواهند که با عمل استمنا مني خود را در اختيار آزمايشگاه قرار دهد، آيا اين کار جايز است؟

جواب: تا ضرورتي ايجاب نکند و راه چاره منحصر به آن نباشد، جايز نيست.

سؤال ???- خارج کردن مني به وسيله استمنا در صورتي که باقي ماندن آن در بدن ضرر داشته باشد چه حکمي دارد؟

جواب: در صورتي که واقعاً ضرورتي باشد حرام نيست.

??. ===احکام قصاص===

سؤال ???- آيا مجني‌عليه (کسي که جنايتي بر او واقع شده) مي‌تواند قبل از آنکه بميرد جاني را از قصاص نفس عفو نمايد؟ در فرض قصاص عضو چطور؟

جواب: در قصاص عضو جايز است، ولي در قصاص نفس در ميان فقها اختلاف است، و جواز عفو بعيد نيست و احتياط در مصالحه است.

سؤال ???- در ضرب‌وجرح عمدي اگر مجني عليه قبل از مرگ جاني را از قصاص نفس يا عضو عفو کند، و همان جنايت سرايت کند و موجب مرگ مجني عليه شود، آيا حقّ قصاص نفس ساقط مي‌شود، يا اينکه وليّ دم مي‌تواند قصاص را مطالبه کند؟

جواب: بخشيدن قصاص عضو موجب بخشش قصاص خون نمي‌شود (در مواردي که جراحت سبب قتل گردد يا جاني قصد قتل داشته باشد).

??. ===احکام ديات===

سؤال ???- شخصي داراي ناراحتي قلبي بوده است. دوستش به قصد شوخي از طريق تلفن خبر دروغين مرگ فرزندش را به او مي‌دهد، او هم سکته قلبي کرده و مي‌ميرد. حکم مسأله چيست؟

جواب: اگر يقين داشته باشد که بر اثر خبر دادن او سکته کرده، بايد ديه او را بپردازد. و اگر مي‌دانسته بيماري قلبي دارد و چنين خبري براي بيماري قلبي غالباً کشنده است، بعيد نيست حکم قصاص درباره او جاري شود.

سؤال ???- شخص مبتلا به ايذر و مانند آن، ديگري را به گونه‌اي به آن بيماري آلوده کرده که نوعاً پس از مدّتي سبب صدمات يا مرگ وي خواهد شد. چنانچه ناقل زودتر از مجني عليه فوت کند ديه مجني عليه و يا خسارات وارده بر او پس از مرگ جاني، در هر کدام از فروض عمد و شبه عمد و خطاي محض بر عهده چه کسي است؟

جواب: هرگاه ناقل سبب مرگ باشد از اموال او بر مي‌دارند.

سؤال ???- طبق مقررات دولتي پزشک و بيمارستان مکلف به پذيرش و درمان مصدوم مي‌باشند. چنانچه پزشکي قبل از اتمام درمان مصدوم، وي را (با وجود آنکه مي‌دانسته نياز به مراقبتهاي ويژه دارد) از بيمارستان مرخّص کند، و مصدوم طبق نظر پزشکي قانوني در اثر بالا رفتن قند خون، و خون ريزي داخلي، چند روز پس از ترخيص فوت کند، آيا پزشک يا بيمارستان در فرض سؤال ضامن پرداخت ديه هستند؟

جواب: کار بسيار بدي کرده‌اند، ولي ديه‌اي بر آنها نيست.

سؤال ???- پسرم توسّط يک پزشک ختنه شد. به دليل بي‌احتياطي و عدم مهارت در عمل جرّاحي، خسارات ذيل برايشان وارد شد:

?. از بين رفتن تمام پوست روي آلت

?. قطع قسمتي از آلت

?. تنگ شدن مجراي بول و کج شدن آلت

?. از بين رفتن توان مقاربت و لذّت جنسي (به دليل فقدان پوست طبيعي روي آلت) و عدم انزال، که نتيجه آن عدم توليد مثل و باروري است.

?. عمل جراحي آلت و ترميم پلاستيکي

لطفاً بفرماييد: ديه ضايعات فوق چيست؟

جواب: نسبت به ضايعاتي که در پوست آلت و تنگي مجرا و کج شدن به وجود آمده، طبق تشخيص کارشناس ارش تعلّق مي‌گيرد، و در مورد عدم باروري، اگر پس از معالجه مشکل حل نشود آن نيز ارش دارد.

سؤال ???- دکتر مقداري از پوست بدن را براي ترميم جراحت يا سوختگي برداشته است. آيا براي اين قسمت ديه يا ارشي جداگانه در نظر گرفته مي‌شود؟

جواب: براي اين قسمت ديه و ارشي نيست.

سؤال ???- با توجّه به اينکه افراد زيادي (از جمله پزشک، فروشنده، خريدار، تزريق کننده، پدر و مادر جنين) در سقط به وسيله دارو نقش دارند، ديه سقط بر عهده کيست؟

جواب: ديه سقط بر عهده کسي است که داروها را مصرف مي‌کند.

سؤال ???- اگر تزريق کننده از اثر داروي سقط جنين با خبر نباشد، ديه بر عهده چه کسي است؟

جواب: بر عهده کسي است که اين دستور را به او داده است.

??. ===احکام حفظ جان===

سؤال ???- لطفاً در مورد حفظ جان ديگران به سؤالات زير پاسخ دهيد:

?. آيا دروغ گفتن براي حفظ جان مسلمانان جايز است؟

?. دروغ گفتن جهت حفظ جان کفّار ذمّي چه صورتي دارد؟

?. در جايي که انسان مي‌تواند با دروغ گفتن و به خطر انداختن جان خود يا شخص ديگر، موجب نجات جان چند مسلمان شود، آيا اين کار جايز است؟ و در صورت به خطر افتادن جان شخص ديگر (با دروغ اين انسان) و تلف شدن، ديه بر عهده کيست؟
جواب: ?. نه تنها جايز، بلکه واجب است.

?. اشکال ندارد.

?. دروغ گفتن براي نجات جان افراد اشکال ندارد، ولي به خطر انداختن جان خود يا ديگري براي حفظ جان ديگران لازم نيست. و اگر جان ديگري را به خطر بيندازد ضامن است.

سؤال ???- آيا محافظت از جنين در رحم واجب است؟ آيا بر مادر لازم است تمام شرايط لازم را جهت حفظ جان و سلامتي جنين فراهم کند؟

جواب: تا آنجا که مايه عسر و حرج نشود لازم است.

سؤال ???- لطفاً به سؤالات زير پاسخ دهيد:

?. آيا براي نجات جان يک مسلمان، مي‌توان عضوي از اعضاي خود را به او هديه کرد، مشروط بر اينکه هيچ خطر جاني متوجّه دهنده عضو نباشد؟

?. آيا دهنده عضو مي‌تواند پولي دريافت نمايد؟

?. اگر براي دهنده عضو، احتمال آسيب و خطر کمتر از مرگ وجود داشته باشد، ولي با اين کار مسلماني از مرگ نجات مي‌يابد، آيا اين اقدام جايز است؟

جواب: ?. نه تنها اشکالي ندارد، بلکه راجح و خوب است، و گاه ممکن است واجب شود.

?. جايز است، ولي بهتر اين است که پول را در مقابل اجازه برداشتن عضو بگيرد، نه در مقابل خود عضو.

?. جايز است.

سؤال ???- نسبت به شخصي که به گونه‌اي مي‌خواهد اقدام به خودکشي نمايد بفرماييد:

?. آيا جلوگيري از خودکشي وي بر ديگران واجب است؟

?. اگر ممانعت از خودکشي آن شخص، مستلزم مخارجي باشد، تا چه مبلغي بايد تحمّل کرد؟ و پرداخت آن بر عهده کيست؟

?. اگر بازداري شخص فوق از خودکشي، مستلزم استقبال از خطر جاني يا به خطر افتادن سلامت نجات دهنده باشد، تا چه اندازه بايد از اين خطر استقبال نمايد؟

?. آيا در نجات جان چنين فردي، فرقي بين مسلمان، کافر حربي و کافر غير حربي وجود دارد؟

?. آيا براي ممانعت از خودکشي آن شخص، رضايت يا عدم رضايت وي- براي نجات- در تکليف نجات دهنده، مدخليّت دارد؟

?. در صورت عدم رضايت براي نجات جان خود، اگر کسي اقدامي در جهت نجات وي انجام داد که در ضمن آسيبي هم به شخص خودکشي کننده وارد شد، آيا منجي ضامن است؟

جواب: ? تا ?. جلوگيري از خودکشي بر هر مسلماني واجب است، و اگر هزينه کمي داشته باشد بايد شخص بازدارنده بپردازد. امّا اگر هزينه آن سنگين باشد، يا مستلزم خطر جاني باشد، بر آن شخص لازم نيست؛ ولي چنانچه بيت المال توانايي داشته باشد بايد آن را بپردازد.

?. نجات جان کافر حربي لازم نيست، و در مورد کافر ذمّي احتياط نجات دادن است.
?. رضايت او لازم نيست.

?. در صورتي که نجاتش منحصر به راهي است که آسيبي به او مي‌رسد اشکالي ندارد و ضامن نيست.

سؤال ???- آيا بيمار حق دارد از درمان سرپيچي کند، حتّي اگر وضعيّت او بدتر شود، يا بميرد؟

جواب: در صورت خطر مرگ، بيمار نمي‌تواند درمان را قطع کند. همچنين جايي که ضرر مهمّي به او مي‌رسد، و درمان آزار مهمّي به او نمي‌رساند.

سؤال ???- نسبت به کسي که اعتصاب غذا نموده، و جان خود را به خطر انداخته، يا لااقل سلامتي خود را دچار مخاطره کرده، و تنها با تغذيه اجباري توسّط پزشک مي‌توان او را از خطر جاني حفظ نمود، بفرماييد:

?. آيا اين کار براي پزشک واجب است، يا مي‌تواند اقدامي نکند؟

?. اگر تغذيه واجب، و راه آن منحصر به ضرب و جرح اعتصاب کننده باشد، براي نجات وي، چه مقدار ضرب و جرح او مجاز است؟

?. اگر ضرب و جرح چنين کسي موجب تغيير رنگ پوست وي، و مستلزم ديه گردد، ديه آن بر عهده کيست؟

?. آيا حکم فوق نسبت به اعتصاب کننده‌اي که مي‌داند با اعتصاب غذا، خود را در معرض مرگ قرار مي‌دهد، با شخصي که از عواقب کارش بي خبر است فرق مي‌کند؟ اگر فرق دارد، وظيفه طبيب در مورد او چيست؟

?. اگر پزشک را مجبور به تغذيه اجباري نسبت به اعتصاب کننده غذا بنمايند، نه به جهت حفظ جان اعتصاب کننده، بلکه براي اقرار گرفتن از وي نسبت به امري، پزشک چه تکليفي دارد؟

جواب: ?. اين کار براي پزشک و ساير مسلمانان در موارد وجوب، واجب است.
?. حدّاقلّ لازم در موارد احساس خطر براي اعتصاب کننده غذا جايز است.
?. در موارد وجوب ديه ندارد.

?. براي طبيب تفاوتي ندارد.

?. هرگاه جان بيمار در خطر نباشد، طبيب نمي‌تواند او را مجبور به غذا خوردن کند؛ مگر در مواردي که مصالح مهمّ کشور و جامعه اسلامي در ميان باشد.

??. ===احکام ضرورت و اضطرار===

سؤال ???- آيا تعيين ضرورت بر عهده عرف است، يا شخص مکلّف، يا افراد صاحب نظر و اهل خبره؟

جواب: موارد مختلف است؛ در امور ساده بسته به نظر عرف، و در موارد پيچيده بسته به نظر اهل خبره است.

سؤال ???- آيا در موردي که احتمال ضرورت مي‌رود، مي‌توان معامله ضرورت نمود؟

جواب: احتمال ضرورت کافي نيست، بايد ضرورت ثابت شود؛ ولي در موارد خطر، خوف خطر کافي است، و يقين به خطر لازم نيست.

سؤال ???- در صورتي که در يک بيمار بنا به ادلّه‌اي (همچون خلق فرزندان ناقص‌الخلقه، داشتن بيماريها، زمينه‌اي که باعث خطر جاني براي زوجه گردد) طبق تشخيص طبيب جلوگيري از حاملگي لازم باشد، و از طرفي بهترين روش پيشنهادي اطبا نيز مستلزم لمس يا نظر است. آيا اين مورد از مصاديق اضطرار است؟

جواب: آري از مصاديق اضطرار است.

سؤال ???- آيا ضيق امکانات مکاني، لوازم، کارکنان و وقت بيمار، جزء موارد اضطرار است؟

جواب: اضطرار يک امر عرفي است، هرگاه تشخيص داده شود راه منحصر به پزشک جنس مخالف است، يا اگر منحصر نيست عسر و حرج دارد، مصداق ضرورت محسوب مي‌شود.

سؤال ???- آيا معطّل شدن بيمار جهت دريافت خدمات درماني، اضطرار شمرده مي‌شود؟

جواب: از جواب بالا معلوم شد.

??. ===خوردنيهاي غير مجاز===

سؤال ???- با توجّه به اينکه گوشت داخل صدف طبق نظر متخصّصين از بهترين گوشتهاست، و مصداق جدّي «لحماً طرياً» مي‌باشد، و خواص بي‌شماري دارد، و بعضاً اطبا براي معالجه بعضي از امراض تجويز مي‌کنند، استفاده از آن در صورت اختيار و اضطرار و معالجه چه حکمي دارد؟

جواب: تنها در صورت ضرورت بي اشکال است.

سؤال ???- گوشت برخي از حيوانات حرام گوشت در معالجه بعضي از امراض مؤثّر است، هر چند سند معتبر علمي و فقهي ندارد. شکار و استفاده از گوشت يا خون اين‌گونه حيوانات چه حکمي دارد؟

جواب: در صورتي که طبق تشخيص طبيب متديّن تنها راه علاج نباشد، جايز نيست.
سؤال ???- خوردن بعضي از مواد، ميوه‌ها و غذاها براي برخي از بيماران ضرر دارد، مصرف اين خوردني‌ها براي بيماران چه حکمي دارد؟

جواب: در صورتي که ضرر مهمّي داشته باشد، خوردن آن حرام است.

??. ===متفرّقه===

الف) استفاده از دفترچه بيمه ديگران

سؤال ???- استفاده از دفترچه بيمه ديگران چگونه است؟ آيا تحقيق و تفحّص توسّط پزشک لازم است؟

جواب: هرگونه استفاده از دفترچه بيمه بر خلاف مقرّرات و قرارداد شرعاً مجاز نيست؛ ولي براي طبيب، تفحّص لازم نيست.

ب) مراجعه به فالگير و جادوگر

سؤال ???- مراجعه به فالگيرها و جادوگران براي معالجه چه حکمي دارد، در حالي که گاه امراض سختي را معالجه مي‌کنند؟

جواب: رجوع به آنها حرام است.

ج) استفاده از توالت فرنگي

سؤال ???- توالت‌هاي سنّتي ايران، براي برخي از بيماران از جمله بعضي بيماران قلبي مضر است، آيا استفاده از توالت فرنگي مجاز است؟

جواب: استفاده از توالت فرنگي براي همه مجاز است.

د) تقاضاي مخفي ماندن برنامه‌هاي درماني

سؤال ???- آيا بيمار مي‌تواند درخواست کند که کلّيه برنامه‌هاي درماني او محرمانه انجام شود؟

جواب: در صورتي که افشا شدن آن لطمه‌اي به او بزند، حقّ دارد چنين درخواستي کند.

ه) انتخاب عمل جرّاحي يا ترک آن

سؤال ???- بيماري که طبق تشخيص اطباي حاذق در صورت ترک عمل جرّاحي به زودي خواهد مرد، و در صورت اقدام به اين عمل به احتمال قوي زنده مي‌ماند، ولي تا پايان عمر دچار درد و رنج شديد و طاقت‌فرسا خواهد شد و هرچند احتمال مرگ در اين صورت نيز منتفي نيست، ولي در صورتي که زنده بماند، دچار درد و رنج شديد و طاقت فرسا خواهد شد، تکليفش چيست؟

جواب: مخيّر است که يکي از اين دو طرف را انتخاب کند.

سؤال ???- استخوان پاي شخصي شکسته است، چنانچه جرّاحي نکند، تا پايان عمر زمين‌گير شده، و بايد درد و رنج را تحمّل کند، و اگر عمل کند احتمال بهبودي داده مي‌شود، بفرماييد:

?. با چند درصد احتمال بهبودي، تکليف وي اقدام براي عمل مي‌باشد؟

?. چنانچه عمل و شرايط به گونه‌اي است که احتمال مرگ هم بعيد نباشد، بفرماييد با چند درصد احتمال مرگ وظيفه ترک عمل مي‌باشد؟

جواب: ?. اگر احتمال قابل ملاحظه‌اي براي بهبودي باشد، احتياط آن است که کوتاهي نکند.

?. اگر احتمال مرگ زياد نباشد جايز است.

و) مراعات نوبت

سؤال ???- آيا مراعات نوبت در اموري که طبق نوبت به کار افراد رسيدگي مي‌شود (مانند نوبت ويزيت پزشکان) يک حق عقلايي و شرعي محسوب شده، و تخلّف از آن حرام است؟

جواب: در حال حاضر که بسياري از کارها در اجتماع به صورت صف و قرار گرفتن در نوبت انجام مي‌شود اين امر يک حق عقلايي محسوب مي‌گردد. و به تعبير ديگر، از بين بردن آن نوعي ظلم به حساب مي‌آيد و مشمول ادلّه حرمت ظلم و تعدّي بر حقوق مردم است (و مي‌دانيم که در همه جا احکام از شرع گرفته مي‌شود و موضوعات از عرف، جز در موضوعات مخترعه) آري در مواردي که در عرفِ عقلا استثنا مي‌شود، مثل يک بيمار اورژانسي در مطب دکتر و مانند آن، اشکالي ندارد.

ز) زمان عيادت از بيمار

سؤال ???- در چه روزهايي از هفته نبايد به عيادت بيمار رفت؟

جواب: در روايات آمده است که همه روز به عيادت مريض نرويد، بلکه يک روز در ميان باشد. و اگر بيماري طولاني شود عيادت پي در پي لزومي ندارد (مگر آن مقدار که باعث شادي بيمار يا پيشرفت بهبودي او گردد) و درباره تفاوت ايّام هفته در مسأله عيادت روايت معتبري نيافتيم.


ج) سفر به بلاد کفر براي درمان

سؤال ???- سفر به بلاد کفر به منظور درمان بيماري چه حکمي دارد؟

جواب: در صورتي که درمان در بلاد اسلامي ممکن نشود، و يا بلاد غير اسلامي در آن مورد ترجيح روشني داشته باشد مانعي ندارد.

پانویس