فرهنگ مصادیق:مهمترین عمل بعد از واجب ترین واجبات چیست؟

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۶ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۵۱ توسط Golafshan (نظرات | مشارکت‌ها) (مهمترین عمل بعد از واجب ترین واجبات)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
مهمترین عمل بعد از واجب‌ترین واجبات چیست؟

نویسنده : زهرا اجلال

مقدمه

رسیدگی به خویشاوندان و همسایگان وظایف اخلاقی است که در قرآن کریم به صورت های مختلف مورد تأکید واقع شده است. شیوه قرآن کریم در بیان احکام و دستورات این نیست که واجبات را از مستحبات جدا کند.
معمولاً سفارشات قرآن کریم برای انجام اعمال نیک این گونه است که عناوین کلی و ذومراتبی را بیان می کند تا کسانی که عذری دارند، کمترین مراتب آن را به جا آورند و افرادی که فراغت بیشتر و همت عالی تری دارند، به مراتب بالاتر آن بپردازند.
مثلاً امر به « اقامه صلاة » در قرآن انحصار به نماز واجب ندارد؛ بلکه مطلق نماز مورد تأکید است .
هم چنین آیه «وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ »[۱] فقط زکات واجب را نمی فرماید؛ بلکه اصل انفاق را مورد تأکید قرار می دهد که مرتبه ای از آن واجب مؤکد است؛ مراتب دیگری هم دارد که هر کس به اندازه توان و همتش آنها را انجام می دهد.
این قبیل اوامر در مقام بیان واجبات نیست؛ بلکه برای ترغیب و تشویق به اصل انجام این اعمال با مراتب مختلف آنهاست.

مؤکدترین سفارش خداوند

می دانید که از جمله مؤکدترین سفارشات الهی به همه انبیا، اولیا و همه اقوام و ملل و صاحبان ادیان در درجه اول، نماز و در درجه دوم، زکات بوده است .
حضرت عیسی _علی نبینا و آله و علیه السلام_ هنگامی که با اعجاز الهی در گهواره با مردم سخن گفت، خود را این گونه معرفی کرد: « قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ... وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا [۲]؛ من بنده خدا هستم، خدا به من کتاب مرحمت فرموده و سفارشاتی به من کرده؛ اولین این سفارش ها نماز و دومین آنها زکات است. این دو عمل جدای از یک دیگر هم ذکر نشده است.»
گویا این دو، مکمل یکدیگر و اجزای یک مرکبند. آیات دیگر هم کاملاً نشان می دهد که از نظر قرآن کریم بعد از نماز هیچ کاری مهم تر از ادای حقوق مالی نیست .
کاربرد «زکات» در قرآن به معنای لغوی آن است: « الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى »[۳] این آیه در مقام ستایش کسی است که از اموال خودش بخشش می کند و همه اموالی را که در راه خدا و برای انجام وظیفه پرداخت شود، شامل می شود

معنای زکات در قرآن

اصطلاح قرآنی «زکات» غیر از اصطلاح فقهی آن است که امروزه در عرف شایع است .
قانون زکات منظور قرآن از «زکات» مطلق وظایف مالی است . اما فقها برای این که هر یک از اعمال، اصطلاح خاصی داشته و بهتر قابل تفهیم و تعلیم باشد، عنوان «زکات» را به حقوق مالی که طبق فتوای مشهور به نه چیز تعلق می گیرد و مصرف آن بر ذریه پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) حرام است، اختصاص داده اند.
کاربرد «زکات» در قرآن به معنای لغوی آن است: «الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى»[۴] این آیه در مقام ستایش کسی است که از اموال خودش بخشش می کند و همه اموالی را که در راه خدا و برای انجام وظیفه پرداخت شود، شامل می شود .
همه این موارد در لغت «زکات» نامیده می شود و استعمالات قرآنی هم طبق معنای لغوی وارد شده است؛ اعم از این که به عنوان زکات واجب باشد یا خمس.
پیش از این گفته شد که در قرآن کریم و هم چنین در کلمات معصومین(علیهم السلام) اطلاقاتی داریم که امروزه مأنوس نیست و در اصطلاح رایج، مفهوم دیگری از آن برداشت می شود؛ مثلاً گاه مفهوم عامی بوده که در عرف خاص یا در شرایط خاصی معنای جدیدی پیدا کرده و امروزه به عنوان یک اصطلاح جدید استفاده می شود. این تحولات در لغت زیاد پیدا می شود و باید به این نکته توجه داشته باشیم .
بر همین اساس «زکات» در عرف قرآنی به معنای لغوی اش به کار رفته؛ یعنی هر مالی که انسان در راه خدا صرف کند، بنا بر این حتی بر صدقات مستحب هم «زکات» اطلاق می شود.
هم چنان که در عرف قرآنی عنوان «صدقه» برای زکات واجب هم استعمال می شود. مثل آیه ای که در مقام تعیین مصارف زکات می فرماید: « إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ...»[۵]

مراتب تکالیف مالی در رسیدگی به افراد

در میان تکالیف مالی آنچه مهم تر است رسیدگی به نزدیک ترین کسانی است که با انسان رابطه خویشاوندی دارند؛ طبعاً در درجه اول پدر و مادر و بعد از آنها سایر خویشاوندان مثل خواهر و برادر، عمو، عمه، دایی، خاله و فرزندان آنها. هر چه نسبت خویشاوندی نزدیکتر باشد وجوب رسیدگی به آنها مؤکدتر و از اولویت بیشتری برخوردار است.
این مطلب در این آیه از سوره نساء مورد تأکید واقع شده است: «وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا»[۶].
در این آیه ابتدا بر پرستش خدا که واجب ترین واجبات است تأکید و از شرک نهی می کند.

آیا عبادت خداوند، منحصر به انجام واجبات است؟

باید گفت که عبادت خدا منحصر به واجبات نیست؛ بلکه هر عمل عبادی پرستش خداست .
متقابلاً نهی از شرک فقط بت پرستی را شامل نمی شود؛ بلکه هر نوع شرکی مذموم است؛ حتی شرک های خفی مثل ریا ، تامراتبی از شرک که مخفی تر است مثل : اعتماد و امید بستن به غیر خدا که منزه بودن آن ها اختصاص به اولیای الهی دارد ، این آیه انسان را از آنها هم بر حذر می دارد .
اسلام می خواهد مؤمنین ، به خصوص شیعیان نسبت به یک دیگر این گونه مهربان باشند. نه این که بین افراد جامعه رابطه گرگ و میش حاکم باشد و هر کسی به دنبال این باشد که به صورت های مختلف رفیقش را فریب بدهد

هر کس به اندازه توان خود کسب فیوضات می کند!

اسلام هیچ گاه به حد خاصی از کمال دعوت نمی کند؛ بلکه معمولاً ارزشهایی که اسلام مطرح می کند ذومراتب است ، به گونه ای که فاصله بین مرتبه نازل با مرتبه عالی و اعلا را خدا می داند و فهمیدن این مراتب بسته به این است که ما برای تسهیل در فهم و انتقال مطالب آنها را چگونه دسته بندی کنیم.
مثلاً در بعضی روایات برای ایمان هفت بخش شمرده شده است: سَبْعَةِ أَسْهُم[۷]. بعضی افراد یک سهم از ایمان دارند، بعضی دو سهم و بعضی بیشتر.
در این روایت سفارش می فرماید: کسانی که سهم عالی تری از ایمان را دارند، نخواسته باشند مرتبه خود را به مرتبه پایین تر تحمیل کنند. چون هر کسی ظرفیت خاصی برای ایمان دارد. همه نمی توانند ایمان سلمان و ابوذر را داشته باشند. ابتدا باید ظرفیت افراد سنجیده شود ، تا به اندازه ظرفیت هر کس در جهت بالا بردن ایمانش سعی شود، در غیر این صورت او نمی تواند تحمل کند.
هم چنان که می دانید در میان اصحاب پیغمبر (ص) نزدیک ترین افراد از نظر ایمان به یکدیگر سلمان و ابوذر بودند. در بعضی روایات ایمان به ده درجه تقسیم شده و در ادامه گفته اند: ابوذر در مرتبه نهم و سلمان در درجه دهم از ایمان قرار گرفته اند.
به قدری ایمان این دو به هم نزدیک بود که: «لَقَدْ آخَی رَسُولُ اللَّهِ(ص) بَیْنَهُمَا[۸]؛ پیغمبر اکرم(ص) بین سلمان و ابوذر عقد اخوت بستند.»؛ در عین حال در همین روایت و روایات متعدد دیگری داریم که: «لَوْ عَلِمَ أَبُوذَرٍّ مَا فِی قَلْبِ سَلْمَانَ لَقَتَلَهُ. گرچه این دو در ایمان فقط یک درجه با هم اختلاف داشتند، اما ظرفیت ابوذر به اندازه ای بود که اگر معرفت سلمان به او عرضه می شد، طاقت نمی آورد و از اسلام خارج می شد.»
ظرفیت های افراد در فهم و معرفت و درک معارف بلند متفاوت است و اگر بیش از حد به آنها عرضه شود، ممکن است برای ایشان باعث فتنه شود.
در تصدیق این مطلب خداوند نیز می فرماید: «لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها» این است که خداوند هیچ کس را جز به اندازه توانایی اش تکلیف نمی کند.
آیه شریفه هم شامل احکام عملی می شود و هم شامل معنویات و مسائل روحی ، گرچه هر انسانی موظف است خود را به قرب الهی برساند : « ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُونِ»
مقام عبودیت مقام قرب الهی است و هدف از خلقت از منظر قرآن نیز معرفی شده است ؛ اما ظرفیت و توانایی افراد به یک اندازه نیست ،هر فرد به قدر توانایی خود به قعر دریای معرفت الهی راه پیدا می کند ، به ما دستور داده اند تا می توانیم تلاش کنیم تا به اندازه توان خود به قعر دریا بار یابیم .
اسلام هیچ گاه به حد خاصی از کمال دعوت نمی کند؛ بلکه معمولاً ارزشهایی که اسلام مطرح می کند ذومراتب است ، به گونه ای که فاصله بین مرتبه نازل با مرتبه عالی و اعلا را خدا می داند و فهمیدن این مراتب بسته به این است که ما برای تسهیل در فهم و انتقال مطالب آنها را چگونه دسته بندی کنیم

مهمترین عمل بعد از واجب ترین واجبات

خداوند بعد از امر به واجب ترین واجبات که آفرینش انسان و جن برای آن بود: « وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ»[۹]،
می فرماید: «وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً »: بعد از عبادت خدا کاری واجب تر از احسان به والدین نیست.
در مرتبه بعد هم نیکی به «ذِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکِینِ، وَ الْجارِ ذِی الْقُرْبی وَ الْجارِ الْجُنُبِ وَ الصّاحِبِ بِالْجَنْبِ » را بیان می کند .
در این میان، قرآن حتی رفیق راه، هم نشین و هم سفر را هم از قلم نمی اندازد و نیکی به آنها را از جمله کارهایی بر می شمرد که خدا دوست دارد.
در بعضی از روایات از این کارها به عنوان حق واجب یاد شده است. البته منظور از واجب، واجب فقهی نیست؛ بلکه یعنی کاری که مؤکداً خداوند انجام آن را از ما می خواهد.

نتیجه گیری

اگر ما اندکی از این تعالیم اهل بیت _صلوات الله علیهم أجمعین _ را عمل کنیم، جامعه ما نمونه یک جامعه بهشتی می شود؛ جامعه ای که آن روابط صمیمانه و صفا و محبت آن چنان در آن حاکم است که اگر کسی متوجه نیاز رفیقش شد، مال خودش را حتی به صورت ناشناس در اختیار او می گذارد.
اسلام می خواهد مؤمنین ، به خصوص شیعیان نسبت به یک دیگر این گونه مهربان باشند ، نه این که بین افراد جامعه رابطه گرگ و میش حاکم باشد و هر کسی به دنبال این باشد که به صورت های مختلف رفیقش را فریب بدهد.

فهرست منابع

سایت حوزه
سایت آیت الله مصباح یزدی
سایت اندیشه قلم
سایت حجت الاسلام قرائتی


پانویس

  1. بقره / ۳.
  2. مریم / ۳۰و۳۱.
  3. لیل / ۱۸.
  4. لیل / ۱۸.
  5. توبه / ۶۰.
  6. نساء / ۳۶.
  7. وسائل الشیعة، ج 16، ص 159، باب 14، «استحباب الرفق بالمومنین».
  8. الکافی، ج 1، ص 401، باب «فیما جاء أن حدیثهم صعبٌ مستصعب.»
  9. ذاریات / 56.
منبع: موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان - تاریخ برداشت: 95/03/26