کتابخانه:حج و عمره در آیینه فقه مقارن
|
| |
| نویسنده | محمدعلی مقدادی |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | مشعر |
| محل انتشارات | تهران |
| تاریخ نشر | ۱۳۸۴ |
| شابک | ۹۶۴-۷۶۳۵-۸۱-۸ |
| دانلود | |
محتویات
- ۱ مقدمه
- ۲ وضو
- ۳ نماز
- ۳.۱ اذان
- ۳.۲ اقامه
- ۳.۳ مبطلات نماز
- ۳.۴ ارکان نماز
- ۳.۵ واجبات نماز
- ۳.۶ نماز جماعت
- ۳.۶.۱ قرائت حمد اقتدا کنندگان
- ۳.۶.۲ فاصله بین صفوف در نماز جماعت
- ۳.۶.۳ مأموم از امام جماعت، جلوتر قرارنگیرد
- ۳.۶.۴ خواندن آیه دارای سجده واجب در نماز جماعت اهلسنت
- ۳.۶.۵ کیفیت اقتدا در بین نماز جماعت
- ۳.۶.۶ اقتدا در غیرحالت قیام و رکوع
- ۳.۶.۷ عدم لزوم تجافی در نماز جماعت اهلسنت
- ۳.۶.۸ کیفیت نماز مسافر در نمازهای جماعت
- ۳.۷ قصر و اتمام
- ۳.۸ مسافت شرعی
- ۳.۹ سجده بر مهر
مقدمه
سفر به حرمین شریفین و زیارت خانه خدا وحرم مطهّرنبوی، از آرزوهای دیرین هر مسلمان و زیباترین لحظات زندگی هر زائر دلباخته است؛ سفری که سرشار ازمعنویت، توفیق ورستگاری است.
در این سفر، زمینه وفضایی فراهم میشود تا خاطرات تلخ وشیرین تاریخ صدر اسلام؛ دیگر بار در ذهنها زنده شده و حوادث ومشکلات سالهای آغازین مرور شود وبدین وسیله راهکار مؤثری فراروی انسان مسلمان قرار گیرد تا نسبت به کینهتوزیها وترفندهای دشمنان شناخت پیدا کند و بیتفاوت از برابر آنها نگذرد.
اسلام همواره به حفظ وحدت و یکپارچگی مسلمانان توصیه کرده و برآن تأکید وپا فشاری نموده است. در قرآن کریم، احادیث رسولخدا (ص) و روایات اهلبیت شواهد بسیاری در اینباره وجوددارد که بهتعدادی ازآنهااشاره میکنیم:
1. وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمیعاً وَلَاتَفَرَّقُوا[۱]
2. وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ ریحُکُمْ [۲]
3. إِنَّمَا الْمُؤْمِنُون إِخْوَةٌ فَأصْلِحُوا بَیْنَ أخَوَیْکُمْ وَاتَّقُوااللهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُون. [۳]
4. قَالَ رسولُالله (ص): «لَاتَرْجِعُوا بَعْدی کُفَّاراً یَضْرِبُ بَعْضُکُمْ رِقَابَ بَعْض»[۴].
5. قَالَ رسولُالله (ص): «مَثَلُالْمُسْلِمینَ فی تَوَادّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ وَتَعَاطُفِهِمْ کَمَثَلِ الْجَسَدِ اذَا اشْتَکَی مِنْهُ عُضْوٌ تَدَاعَی لَهُ سَائِرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّی»[۵].
6. مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ علی بْنِ الْحَکَمِ عَنْ هِشَامٍ الْکِنْدِی قَالَ: سَمِعْتُ أبَا عَبْدِاللَّهِ (ع) یَقُولُ: «إِیَّاکُمْ أنْ تَعْمَلُوا عَمَلًا یُعَیِّرُونَّا بِهِ فَإِنَّ وَلَدَ السَّوْءِ یُعَیَّرُ وَالِدُهُ بِعَمَلِهِ کُونُوا لِمَنِ انْقَطَعْتُمْ إِلَیْهِ زَیْناً وَ لاتَکُونُوا عَلَیْهِ شَیْناً صَلُّوا فِی عَشَائِرِهِمْ وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ وَ لَا یَسْبِقُونَکُمْ إِلَی شَیءٍ مِنَ الْخَیْرِ فَأنْتُمْ أوْلَی بِهِ مِنْهُمْ ..». [۶]
7. مُحَمَّدُ بْنُ عَلِی بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِه عَنْ زَیْدٍ الشَّحَّامِ عَنْ أبِیعَبْدِاللَّهِ (ع) أنَّهُ قَالَ:
خَالِقُوا النَّاسَ بِأخْلَاقِهِمْ، صَلُّوا فِیمَسَاجِدِهِمْ، وَعُودُوا مَرْضَاهُمْ، وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ وَ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أنْ تَکُونُوا الأئِمَّةَ وَ الْمُؤَذِّنِینَ فَافْعَلُوا فَإِنَّکُمْ إِذَا فَعَلْتُمْ ذَلِکَ قَالُوا هَؤُلَاءِ الْجَعْفَرِیَّةُ رَحِمَ اللَّهُ جَعْفَراً مَا کَانَ أحْسَنَ مَا یُؤَدِّبُ أصْحَابَهُ وَ إِذَا تَرَکْتُمْ ذَلِکَ قَالُوا هَؤُلَاءِ الْجَعْفَرِیَّةُ فَعَلَ اللَّهُ بِجَعْفَر مَا کَانَ أسْوَأ مَا یُؤَدِّبُ أصْحَابَهُ»[۷]
8. عَنْ عَبْدِ اللَّهِبْنِسِنَانٍ قَالَ سَمِعْتُ أبَاعَبْدِ اللَّهِ (ع) یَقُولُ: «أوصِیکُمْ بِتَقْوَی اللَّهِ وَ لَا تَحْمِلُوا النَّاسَ عَلَی أکْتَافِکُمْ فَتَذِلُّوا. إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ فِی کِتَابِهِ: وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً ثُمَّ قَالَ: عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ احْضُرُوا جَنَائِزَهُمْ وَ اشْهَدُوا لَهُمْ وَ عَلَیْهِمْ وَصَلُّوا مَعَهُمْ فِی مَسَاجِدِهِمْ حَتَّی یَکُونَ التَّمْیِیزُ وَ تَکُونَ الْمُبَایَنَةُ مِنْکُمْ وَ مِنْهُمْ».[۸]
همانگونه که پیشتر اشاره شد، سفر حج و عمره، سفری معنوی است ولازمه حفظ کردن روح معنویت درچنین سفری، سوزاندن ریشههای اختلاف وهرآن چیزی است که موجب تشتت آرا وپراکندگی افکار میشود. آری، باید برای حفظ وحدت و برادری در میان مسلمانان گامهای بلندتری برداشت.
آنان که به وحدت وسربلندی اسلام میاندیشند، همواره این پرسش را در ذهن خود دارند که چگونه میتوان موارد اختلاف را شناخت وبه وحدت آرمانی دست یافت؟
اکنون ما در این مجموعه، کوشیدهایم راهکارهای مناسب برای رسیدن به این هدف مقدس ارائه کنیم وزائران را با رایجترین موارد اختلاف فقهی میان شیعهامامیه واهلسنت آشنا سازیم.
در این نوشته تنها به مواردی میپردازیم که زائر بیتاللهالحرام، در مساجد و اماکن و زیارتگاهها با آن مواجه میگردد ولازم است با تدبیر ودرست اندیشیدن، مانع بروز نزاع، درگیری، اهانت وتنش شود.
روشن است که اقتدار جهانی اسلام و وحدت امّت، از آرزوهای بزرگ آحاد مسلمانان جهان است که قرآنکریم، پیامبرخدا (ص)، امامان معصوم وپیشوایان مذاهب اسلامی برآن توصیه کردهاند.
مصلحان بزرگ در طول تاریخ اسلام تلاشهای گوناگونی برای رسیدن به این آرمان مقدس انجام داده و در جهت رفع عوامل اختلاف، گامهایی را برداشتهاند.
برای رسیدن به چنین هدفی باید از آرا و نظریات همدیگر آگاه شده، مطالعاتی در کتب فقهی یکدیگر داشته باشیم.
و در این میان، آگاهی از «فقه مقارن» بسیاری از موانع وحدت را برطرف میسازد.
«فقه مقارن» دانشی است که با گرد آوری آرا و فتاوای مذاهب مختلف شیعه و اهلسنت و ارائه واقعبینانه آنها به صورت تطبیق یهمچون چراغی پر نور عمل میکند که به پاره ای از جهالتها و تعصبها پایان داده و شیعیان و اهلسنت را در یک فضای آگاهانه و واقعبینانه قرار میدهد تا با حفظ آداب یکدیگر، روابط برادرانه اسلامی خویش را مستحکم کنند، با تعاون و همکاریهای صمیمانه به شهد گوارای وحدت و اقتدار دست یابند.
اجرای این خط مشی، سفارش امام جعفر صادق (ع) پیشوای بزرگ شیعیان بود که آن را به صحابی و شاگرد فاضل خود «معاذ بن مسلم نحوی» توصیه کرد و از این که وی فتاوای اهل سنت را نیز فراگرفته و حتی فتاوا را به آنان تعلیم میدهد استقبال نمود و فرمود: «تو این خط مشی را اجرا کن، من خودم هم چنین روشی را انجام میدهم».
عَن معاذِ بنِ مُسلم النَّحوی، عَن أبیعبدالله (ع)، قَال لِی: «بَلغنی أنک تَقعد فِی المسجد وَ تُفتیالناس! قَال: قلتُ: نَعم، وَقَدأردتُ أن أسألکَ عنذَلک قبلأن أخرُج. إنّی أقعدُ فِی المسجدِ فَیجیءُ الرجلُ یَسألنی عَن الشَّیء، فَإذا عَرفتُه بِالخلافِ لَکم أخبرتُه بِمایفعلون، وَیَجیءُ الرجلُ أعرفُه بِحبّکُم ومودّتِکم فَأخبره بماجَاءَ عَنکم وَیَجیءُ الرَّجلُ لَا أعرفُه ولَاأدری منهو؟ فأقولُ: (جَاءَ عَن فلانٍ کذَا وَعن فلانٍ کذَا) فَأدخلُ قَولَکم فیما بینذلک. قال: فقال (ع) لی: إصنع کذا فإنّی کذا أصنع»[۹].
دانشوران متعددی در طول تاریخ اسلام وتشیع، پرچم این رسالت را بر دوش گرفته و آثار گرانقدری را در فقه مقارن به یادگار گذاشتند.
فقه مقارن چیست؟
فقه مقارن برای گردآوری آرای مختلف در مسائل فقهی بهکار میرود و بر مبنای واحد بدون آنکه موازنهای ایجادکند ویا داوری نماید؛ تمامی آرای فقهی دریک موضوع و تحت یک عنوان را جمعآوری میکند.
«فقه مقارن» یا «علم الخلاف»؟
تعریف دیگری در این باره وجود دارد که به چگونگی کار دانشمندان وبزرگان پیشین نزدیکتر میباشد وآن جمعآوری آرای فقهی وترجیح بعضی از ادله بر بعض دیگردر هرمسأله ودرنهایت؛ داوری در موضوع مورد بحث است. اینروش، فقه مقارن نیست بلکه «علم الخلاف» است وهمین نکته را میتوان به عنوان فرق بین فقه مقارن وعلم الخلاف معرفی کرد.
علم الخلاف به این صورت تعریف شدهاست: «علم یقتدر به علی حفظ الأحکام الفرعیة المختلف فیها بین الأئمة، أو هدمها بتقریر الحجج الشرعیة وقوادح الأدلة».[۱۰]
فوائد فقه مقارن
1. حرکت در مسیر رفع اختلافات طائفهای و ایجاد وحدت رویه بین مبانی فقهی مذاهب اسلامی با معرفی منابع و ادله فقهی.
2. ایجاد روح تلاش و فعالیت و غلبه بر تعصبات خشک و دوری از اختلافات در سایه کارهای علمی.
3. آفرینش راهکار نو در سایه تضارب آرای فقهی و گشودن راه جدید در راستای استنباط احکام شرعی و مبانی فقه اسلامی.
4. رسیدن به واقع فقه اسلامی از نزدیکترین راه و سالمترین آن. این روش امکان وقوعی ندارد مگر آنکه آرای مختلف عرضه شود وپس از آنکه موضوع بندی شد در معرض قضاوت دیگران قرار گیرد.
روش تحقیق ما
کارهای این مجموعه به روشی که پیشتر آمد، انجام گرفته است؛ یعنی فقط بهگردآوری آرای مختلف در مسائل فقهی با موضوع بندی و بر مبنای واحد و بدون آنکه موازنهای ایجاد شود و یا داوری صورت گیرد، پرداخته شده است.
هدف تدوین این کتاب، آشنایی زائران حرمین شریفین با مواردی است که در این سفر مشاهده میکنند، وهیچگونه اطلاعی درباره آنها ندارند.
در این نوشتار سعی شدهاز منابع معتبر تمامی مذاهب چهارگانه اهلسنت ونیز از منابع معتبر فقهی شیعه امامیه استفاده شود وپس از ترجمه و تنظیم و مقابله لازم با ذکر منابع ومصادری که مورد مراجعه قرار گرفته است، برای استفاده وبهرهبرداری خوانندگان فرهیخته وگرامی، در اختیار آنان قرار گیرد و از آنجا که وهابیون پیروان مذهب حنبلی هستند، نظریات ویژه آنان در این کتاب تحت عنوان «سلفیه» مطرح خواهد شد.
روشن است که میدان تحقیق در خصوص مباحث فقه مقارن؛ دارای ابعاد مختلفی است و با هدف مورد نظرِ تدوینگر مرتبط است؛ از این رو، گاهی فقط اکتفا به نقل حکم میشود و گاهی افزون بر ارائه حکم، مستند آن هم میآید.
فقه مقارن همواره میدان بزرگ ومجال واسعی دارد. مراجعه کنندگان گرامی وکسانی که بنا دارند در این میدان، با مجال افزونتر تأمل کنند، کتب مورد استفاده در این نوشتار؛ میتواند منابع مناسبی برای آنان باشد.
البته کتابهایی[۱۱] به نام «فقه مقارن» تدوین و چاپ شدهاست که بین آنها از لحاظ اتقان واعتبار، تفاوتهایی وجود داشته ومطالعه هرکدام فوائدی دارد.
با اینکه فقه مقارن یک نوع روش و راهکار است و با مطالعه و تحقیق در کتب مختلف میتوان به نتیجه دست یافت؛ لیکن کتابهای فقه مقارن توان آن را دارند که برای محققان راهکار مناسب و گسترده در پژوهش ارائه کنند.
درپایان ازهمه عزیزان و دوستان بزرگواری که حقیر را در تدوین وتهیه وتنظیم این کتاب یاری دادهاند، به ویژه از برادران گرامی: جناب حجةالاسلام والمسلمین آقای حاج سیدعلی قاضیعسکر و جناب حجةالاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ محمدحسنزمانی صمیمانه تشکر وسپاسگزاری مینمایم.
وضو
قبل از وارد شدن در بیان فتاوا وبیان کیفیت وضو، لازم است چارچوب بحث وضو را مشخص کنیم تا رسیدن به نتیجه آسانتر باشد.
وضو بر اساس نظریه فقهای اسلام عبارت است از: نیت، شستن صورت، شستن دست راست ودست چپ درمحدوده آرنج ونوک انگشتان، مسح سر، مسح و یا شستن دوپا (با اختلاف نظریه تشیع وتسنن) ...
شیعه امامیه: وضو عبارت است از شستن صورت ازبالای پیشانی تا پایین چانه، و از جهت عرضی، مابین انگشت ابهام (شست) و انگشت وسطی. [۱۲] وشستن دستها از آرنج تا نوک انگشتان ومسح جلوی سر بوسیله رطوبت باقیمانده در دست، ومسح روی دوپا ازسر انگشتان تا برآمدگی روی پاها.
دلیل فقهی کیفیت وضو گرفتن، آیه شریفه و روایات اهلبیت است که به طور مفصل وضوی صحیح را حکایت کردهاند. مسح نمودن روی پاها اجماع فقهای شیعه امامیه میباشد؛ بعلاوه در روایتی از امام أمیرالمؤمنین (ع) نقل شده است: آنچه در قرآن نازل شده است مسح پا بوده است نه شستن آن. [۱۳] ونیز در روایتی، ابنعباس وضوی رسولخدا (ص) را چنین توصیف کرده است: «... رسولخدا (ص) بر روی دوپای خود مسح کرد».[۱۴]
اما آیه شریفه وضو: یاأیها الذین آمنوا إذا قمتم إلی الصلاة فاغسلوا وجوهکم وأیدیکم إلی المرافق وامسحوا برؤوسکم وأرجلکم إلی الکعبین .... [۱۵]
در روایات اهلبیت (علیهم السلام) ثابت شده است که کلمه (إلی) در إلی المرافق بمعنای (مع) است یعنی دستها با آرنج شسته شود نه اینکه دستها تا آرنج شسته شود. [۱۶] اما در باره مسح پاها که مورد اختلاف بین تشیع و تسنن است، شیعه امامیه طبق نص آیه شریفه، مسح روی پاها را واجب میداند وجمله وأرجلکم چه به اعراب «جر» قرائت شود که این نظریه ابن کثیر، أبی عمرو، حمزه وعاصم بر اساس روایت ابی بکراست. ویا به اعراب «نصب» قرائت شود که نظریه نافع، ابن عامر، کسائی و عاصم به روایت حفص می باشد که موافق متن قرآن رائج فعلی است. به
هر حال دلالت بر «وجوب مسح» میکند، زیرا بر اساس قول اول (اعراب جر) کلمه وأرجلِکم عطف بر لفظبرؤوسِکم است وبراساس قولدوم (اعراب نصب) کلمه وأرجلَکم عطف بر محل برؤوسکم میشود که اعراب محل، همان اعراب نصب میباشد. [۱۷] مذاهب چهارگانه اهلسنت میگویند: شستن پاها لازم است.[۱۸]
نیّت
در باور شیعه امامیه نیّت، شرط صحت هرعبادت است.
شیعه امامیه، مالکیه، شافعیه، حنابله: نیت در وضو از واجبات و شرط صحت آن است.[۱۹] حنفیه: نیت شرط صحت وضو نیست بلکه نیت در وضو سنت است تا آنکه عبادت محسوب شود[۲۰]. نیت فقط برای جلب ثواب شرط در وضو است بعضی گفتهاند بدون نیت هم ثواب دارد. [۲۱]
صورت
شیعهامامیه: حدی که از صورت در وضو باید شسته شود عبارت است از: بالای پیشانی از محل رویش موی سر تا پایین چانه. و در مورد عرض صورت؛ آنچه که از سیمای انسان بین دو انگشت شست و انگشت وسطی واقع شود.
حنفیه، شافعیه، حنابله: طول صورت از محل رویش موی سر تا محل اجتماع محاسن و چانه. و در مورد عرض صورت از گوش تا به گوش.
مالکیه: شستن سفیدی بین عذار (قسمتی از صورت که در آن موی درازی میروید که محاذی گوش است وبین آن وگوش؛ سفید است [۲۲] و گوش لازم نیست.[۲۳] مسح تمام سر با دو دست سهبار، اول قسمت جلوی سر، سپس دو دست تا پشت سر کشیده شود، آنگاه دستها را به طرف جلوی سر برگرداند تا آنجایی که مسح سر را شروع کرده بود، سپس شستن دو پا.[۲۴] مذهب مالکیه با نظریه اهلسنت در سایر موارد موافق است. [۲۵]
دست ها
شستن تمام دستها با دو مرفق نزد مذاهب پنجگانه واجب است.
شیعهامامیه: واجب است دستها از آرنج تا نوک انگشتان شسته شود.
مذاهب اهلسنت: واجب است دستها با دوآرنج شسته شود. [۲۶] شروع شستن دستها از انگشتان سنت میباشد. البته برخی شافعیها معتقدند که اگر آب وضو از بالا بریزد مانند شیر آب، بهتر است شستن دستها ازآرنج شروع شود.[۲۷]
مسح سر
شیعهامامیه: مسح به بعض سر واجب است و باید از رطوبت باقی مانده دستها مسح کشید. از رطوبت جدید نباید استفاده شود. افضل مسح بمقدار سه انگشت بسته است ولی به مقدار یک انگشت هم کافی است.
مالکیه: مسح تمام سر واجب است. مسح تمام سر با دو دست سهبار، اول قسمت جلوی سر، سپس دو دست تا پشت سر کشیده شود، آنگاه دستها را به طرف جلوی سر برگرداند تا آنجایی که مسح سر را شروع کرده بود، سپس شستن دو پا.[۲۸]
شافعیه: همین که مسح کردن صدق کند کافی و مجزی است، همچنین شافعی مسح سر را با یک انگشت اجازه داده است.[۲۹]حنفیه: در یک فتوا میگویند: یک سوم سر با سهانگشت، مسح شود.
فتوای دیگر: یک چهارم سر با سه انگشت مسح شود. [۳۰]حنابله: در یک فتوا میگویند: مسح تمام سر واجب است.
فتوای دیگر آنها: مسح بعض سر (جلوی سر) کافی ومجزی است. [۳۱]
مسح پاها و یا شستن پاها
شیعهامامیه: مسح دو پا از نوک انگشت شست تا بلندی روی پا و یا تا مفصل.
رسولخدا (ص) چگونه وضو میگرفت؟
در این باره توجه خوانندگان گرامی را به نحوه وضوی رسولخدا (ص) که توسط فرزند بزرگوارش امام باقر (ع) نقل شده است جلب میکنم:
عَلی عَنْ أَبِیهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِیعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسی عنحَرِیزعَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قَالَ أبُوجَعْفَر (ع):
«ألا أحْکِی لَکُمْ وُضُوءَ رَسُولِ اللَّهِ (ص)؟ فَقُلْنَا: بَلَی فَدَعَا بِقَعْبٍ فِیهِ شَیءٌ مِنْ مَاءٍ ثُمَّ وَضَعَهُ بَیْنَ یَدَیْهِ ثُمَّ حَسَرَ عَنْ ذِرَاعَیْهِ ثُمَّ غَمَسَ فِیهِ کَفَّهُ الْیُمْنَی ثُمَّ قَالَ: هَکَذَا إِذَا کَانَتِ الْکَفُّ طَاهِرَةً ثُمَّ غَرَفَ فَمَلأها مَاءً فَوَضَعَهَا عَلَی جَبِینِهِ ثُمَّ قَالَ بِسْم اللَّهِ وَ سَدَلَهُ عَلَی أطْرَافِ لِحْیَتِهِ ثُمَّ أمَرَّ یَدَهُ عَلَی وَجْهِهِ وَ ظَاهِرِ جَبِینِهِ مَرَّةً وَاحِدَةً ثُمَّ غَمَسَ یَدَهُ الْیُسْرَی فَغَرَفَ بِهَا مِلأهَا ثُمَّ وَضَعَهُ عَلَی مِرْفَقِهِ الْیُمْنَی وَ أمَرَّ کَفَّهُ عَلَی سَاعِدِهِ حَتَّی جَرَی الْمَاءُ عَلَی أطْرَافِ أصَابِعِهِ ثُمَّ غَرَفَ بِیَمِینِهِ مِلأهَا فَوَضَعَهُ عَلَی مِرْفَقِهِ الْیُسْرَی وَ أمَرَّ کَفَّهُ عَلَی سَاعِدِهِ حَتَّی جَرَی الْمَاءُ عَلَی أطْرَافِ أصَابِعِهِ وَ مَسَحَ مُقَدَّمَ رَأسِهِ وَ ظَهْرَ قَدَمَیْهِ بِبِلَّةِ یَسَارِهِ وَ بَقِیَّةِ بِلَّةِ یُمْنَاهُ قَالَ: وَ قَالَ أبُو جَعْفَرٍ (ع): إِنَّ اللَّهَ وَتْرٌ یُحِبُّ الْوَتْرَ فَقَدْ یُجْزِئُکَ مِنَ الْوُضُوءِ ثَلَاثُ غُرَفَاتٍ وَاحِدَةٌ لِلْوَجْهِ وَ اثْنَتَانِ لِلذِّرَاعَیْنِ وَ تَمْسَحُ بِبِلَّةِ یُمْنَاکَ نَاصِیَتَکَ وَ مَا بَقِی مِنْ بِلَّةِ یَمِینِکَ ظَهْرَ قَدَمِکَ الْیُمْنَی وَ تَمْسَحُ بِبِلَّةِ یَسَارِکَ ظَهْرَ قَدَمِکَ الْیُسْرَی قَالَ زُرَارَةُ: قَالَ أبُو جَعْفَرٍ (ع) سَألَ رَجُلٌ أمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ (ع) عَنْ وُضُوءِ رَسُولِ اللَّهِ (ص) فَحَکَی لَهُ مِثْلَ ذلک».[۳۲]
مذاهب چهارگانه اهلسنت: شستن هر دو پا واجب است.
لازم به یادآوری است که بعضی از اصحاب رسولخدا (ص) همانند حضرت امام أمیرالمؤمنین علی (ع) و ابن عباس و انس وجوب مسح پا را قائل هستند[۳۳]. ونیز افرادی از بزرگان ادبیات عرب چونان سیبویه و اخفش قائل به مسح پا هستند و تعدادی از فقهای اهل سنت امثال جبائی، محمد بن جریر طبری و حسن بصری قائل به تخییر بین مسح پا و شستن آن میباشند. [۳۴]مالکیه: شستن صورت سه بار، شستن دو دست هرکدام دوبار تا مرفق، مسح تمام سر با دو دست سهبار، اول قسمت جلوی سر، سپس دو دست تا پشت سر کشیده شود، آنگاه دستها را به طرف جلوی سر برگرداند تا آنجایی که مسح سر را شروع کرده بود، سپس شستن دو پا. [۳۵]سلفیّه: واجبات وضو شش مورد است:
1. شستن صورت. مضمضه و استنشاق از توابع شستن صورت است و واجب میباشد.
2. شستن دو دست راست و چپ تا آرنج.
3. مسح کشیدن به همه سر. مسح دو گوش هم که از توابع سر میباشند واجب است.
4. شستن دو پا حتّی برآمدگی پا واجب است.
5. ترتیب.
6. موالات.
مبطلات وضو نیز شش مورد است:
1. هر آنچه از عورت قُبُل و دُبر خارج شود.
2. هر چیز نجس از بدن خارج شود.
3. هر چیزی که عقل را زایل کند.
4. مسح نمودن عورت وضو را باطل میکند.
5. خوردن گوشت شتر وضو را باطل میکند.
6. ارتداد. [۳۶] شیعه امامیه: نواقض وضو در فقه شیعه امامیه عبارت از:
غائط، بول، منی، خارج شدن باد و خوابی که بر انسان غلبه کند به طوری که آگاهی نداشته باشد وگوش نشنود.[۳۷]
درباره نواقض وضو به روایتی در همین خصوص اشاره میکنیم:
عَلِی بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أبِیهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِیزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:
«قُلْتُ لأبی جَعْفَرٍ وَ لأبی عَبْدِ اللَّهِ (ع) مَا یَنْقُضُ الْوُضُوءَ؟ فَقَالا: مَا یَخْرُجُ مِنْ طَرَفَیْکَ الأسْفَلَیْنِ مِنَ الدُّبُرِ وَ الذَّکَرِ غَائِطٌ أوْ بَوْلٌ أوْ مَنِی أوْ رِیحٌ وَ النَّوْمُ حَتَّی یُذْهِبَ الْعَقْلَ وَ کُلُّ النَّوْمِ یُکْرَهُ إِلّا أنْ تَکُونَ تَسْمَعُ الصَّوْتَ».[۳۸]
مضمضه و استنشاق
شیعهامامیه: یکی از مستحبات وضو مضمضه واستنشاق است. هریک از مضمضه واستنشاق با سه مشت آب وسه مرتبه انجام میشود. البته بایک مشت آب هم کفایت میکند.[۳۹] البته مضمضه واستنشاق در غسل جنابت نیز از مستحبات شمرده شدهاست. [۴۰] حنفیه، شافعیه، مالکیه: مضمضه واستنشاق در وضو سنت است وواجب نیست. [۴۱]
حنابله: مضمضه واستنشاق در وضو مستحب است، مگر آنکه روزه دار باشد. [۴۲] سلفیه: مضمضه و استنشاق از توابع شستن صورت است و واجب میباشد.[۴۳]
خواب
شیعه امامیّه: یکی از مبطلات وضو در فقه شیعه امامیّه؛ خواب است، خوابی که بر عقل غلبه کند و به واسطه آن چشم نبیند و گوش نشنود. [۴۴]امام باقر وامام صادق (ع) در روایتی همین مطلب را تأیید فرمودند: «... وَ النَّوْمُ حَتّی یُذْهِبَ الْعَقْلَ وَ کُلُّ النَّوْمِ یُکْرَهُ إِلّا أن تَکُونَ تَسْمَعُ الصَّوْتَ».[۴۵]
مالکیّه، حنابله: اگرخواب در حال نشسته طولانی شود وضو را باطل میکند. [۴۶]حنفیه، شافعیه: خواب در حال نشسته وضو را باطل نمیکند. [۴۷]سلفیه: خواب یکی از نواقض ومبطلات وضو است.[۴۸] اهل سنّت یک فرع فقهی در همین خصوص دارند وآن حکم به خواب رفتن فردی است که در حال انتظار اقامه نماز است، آیا وضوی او باطل میشود یا خیر؟ حکم فقهی چنین است: خوابی که به صورت دراز کش باشد مبطل وضو است ولی اگر خواب به صورت نشسته باشد وضو را باطل نمیکند. [۴۹]
نماز
اذان، اقامه
اذان
اذان در لغت به معنای اعلام کردن وآگاهی دادن است و در اصطلاح شرع مقدس اسلام، چند جمله ذکر است که برای آگاهی دادن و اعلام نمودن وقت نماز به مردم خوانده میشود.
اذان یکی از عبادات مهم در شریعت مقدس اسلام به شمار میآید. اذان در هنگام فرارسیدن وقت نمازهای یومیه گفته میشود. اذان و اقامه از مستحبات مؤکده هستند. [۵۰] اذان از سال اول هجرت و در مدینه منوره تشریع شد.
علّت تشریع اذان
شیعه امامیه:
درباره علت تشریع اذان؛ شیعه امامیه میگویند: جبرئیل (ع) اذان را از سوی خداوند متعال بر رسولخدا (ص) نازل کرد. [۵۱]اهلسنت:
اهل سنت معتقدند که عبدالله بن زید در عالم رؤیا فردی را مشاهده کرد، آن فرد اذان را به عبدالله بن زید یاد داد. عبدالله بن زید جریان خواب خود را برای رسولخدا (ص) نقل کرد. آن حضرت اینگونه اطلاع رسانی برای وقت نماز را پسندیدند ودستور دادند گفته شود. این چنین اذان در شرع مقدس اسلام استقرار یافت. [۵۲]همچنین در صحیح مسلم وصحیح بخاری از أنس نقل کرده است: هنگامی که به جمعیت مسلمانان افزوده شد این مطلب مطرح گردید که چگونه اوقات نماز را به اطلاع مردم برسانند؟ بعضی پیشنهاد کردند آتش افروخته شود.
بعضی دیگر گفتند ناقوس نواخته شود. لیکن رسولخدا (ص) به بلال حبشی دستور دادند که اذان واقامه بگوید.[۵۳]
آیا اذان واجب است یا مستحب؟
مذاهب اسلامی درباره حکم اذان اختلاف نظریه دارند.
شیعه امامیه: اذان سنت است و برای نمازهای واجب؛ گفتن اذان مستحب مؤکّد میباشد، هم برای مردان وهم برای زنان. [۵۴] شافعیه، حنفیه: اذان سنت است و مستحب مؤکّد میباشد.[۵۵] حنابله: اذان فقط در پنج وقت نماز برای مردان واجب کفاییاست. [۵۶] اذان در وطن واجب است نه در سفر.
مالکیه: اذان واجب کفاییاست و این وجوب فقط در اماکنی میباشد که در آن جا نمازجمعه برپا میشود. پس اگر ساکنان آن منطقه اذان را ترک کنند بایستی با آنان مبارزه کرد تا اجرای اذان را به انجام برسانند.[۵۷] سلفیه: اذان و اقامه برای نمازهای واجب پنجگانه، واجب کفایی است.[۵۸] اذان و اقامه برای زنان مشروع نیست.[۵۹] اذان و اقامه برای مردان واجب است.[۶۰]
مسائلی چند درباره اذان
1 هنگامی که اذان گفته میشود، مستمعین سکوت را مراعات کنند.
2 روایات اهلبیت ونیز فتوای فقیهان بر استحباب تکرار اذان از سوی شنونده تأکید دارد. پس بهتر است این تکرار به صورت آهسته انجام شود.[۶۱]
3 شنونده اذان؛ بهتر است در تکرار حیعلات:
حَی عَلَیالصَّلاه
حَی عَلَیالفَلَاح
حَی عَلَیخَیْرِالعَمَل در اذان، حوقله بگوید: لَاحَوْلَ وَ لَاقُوَّهَ إِلَّا بِاللّه.[۶۲]
4 گفتن اذان واقامه ازکسی که داخل مسجد میشود ودر آن مسجد اذان واقامه گفته شدهاست، ساقط میشود.[۶۳]
5 در گفتن اذان، داشتن طهارت شرط نیست. پس اذان را میتوان بدون وضو گفت.
اذانهای سحر و صبح در مدینه منوره و مکّه مکرّمه
زائران گرامی در سحرگاهان زیبای مدینه منوره و مکهمکرمه سه اذان میشنوند که درحقیقت دواذان و یک اقامه میباشد.
1 اذان اول: حدود یک ساعت قبل از طلوع فجر اذان اول گفته میشود. این اذان را اذان شب[۶۴] یا اذان تهجّد میگویند.
با این اذان مسلمانان آگاه میشوند تا برای نماز شب یا آماده شدن برای ادای نماز صبح از خواب برخیزند.
2 اذان دوم: به فاصله یک ساعت از اذان اول، اذان دوم که همان اذان صبح است گفته میشود.
در اذان صبح اهل سنت؛ جملهای اضافه وجود دارد که به نام «تثویب»[۶۵]معروف است، این جمله عبارت است از «الصلاهُ خیرٌ مِنَ النَّوم» یعنی: نماز از خواب بهتر است. باشنیدن این جمله که در سایر اذانها نیست؛ نمازگزار متوجه میشود که این اذان، اذان صبح است. یاد آوری این نکته لازم است که در فقه شیعه این گونه تثویب (زیاده) مشروعیت ندارد.[۶۶] مالک بن انس در کتاب «موطّأ» قصه داخل شدن جمله: «الصلاهُ خیرٌ مِنَ النَّوم» را چنین آورده است:
برای من این خبر نقل شدهاست که اذان گوی عمربنالخطاب برای اذان صبح نزد او آمد تا فرارسیدن وقت نماز صبح را به وی ابلاغ نماید، اما مشاهده کرد عمر درخواب است. مؤذن گفت: «الصلاهُ خیرٌ منَ النَّوم» از آن پس عمر به مؤذن دستور داد که این جمله را در اذان صبح قرار دهد. [۶۷]مذاهب چهارگانه اهل سنت برمستحب بودن تثویب «الصلاهُ خیرٌ مِنَ النَّوم» اتفاق نظریه دارند.
لیکن ابن رشد در کتاب «بدایهالمجتهد» گفته است: «علما ذکر کردهاند که این جمله نباید در اذان گفته شود، زیرا این جمله جزء اذان سنت پیامبرخدا (ص) نیست. این مطلب را امام شافعی هم گفته است وعلت اختلاف این است که آیا این جمله در زمان پیامبرخدا (ص) گفته شده یا در زمان عمربنالخطاب؟»[۶۸] همچنین ابن قدامه حنبلی در کتابش چنین نوشته است:
«اسحاق گفت: مردم این جمله الصلاهُ خیرٌ مِنَ النَّومرا تازه به وجود آوردهاند. وابوعلی گفت: اهل علم از گفتن جمله تثویب کراهت دارند. تثویب همان چیزی است که وقتی عبدالله ابن عمر آن را شنید به عنوان اعتراض از مسجد خارج شد.[۶۹]
3 اقامه: معمولًا با فاصله زمانی بین 10 تا 20 دقیقه بین اذان و اقامه این فاصله زمانی در نمازهای پنجگانه مختلف است تکبیر گو باگفتن اقامه، برپاشدن نماز جماعت را اعلام میدارد.
بین اقامه اهل سنت و اقامه شیعه امامیه، در حذف یا تکرار جملات؛ تفاوتهای وجود دارد که در بخش بیان فصول اذان و اقامه، توضیح داده شده است.
زائران محترم توجه داشته باشند هنگام شنیدن صدای اذان با هیچ فردی صحبت نکنند؛ اگر زائران دقت بفرمایند بعضی از مسلمانان در حالی که به قرائت قرآن مشغولند، به مجرد شنیدن اذان دست از قرائت قرآن بر میدارند و به احترام اذان سکوت میکنند.
گفتیم روایات اهل بیت و نیز فتوای فقیهان بر استحباب تکرار بندهای اول اذان از سوی شنونده تاکید دارد و بهتر است این تکرار به صورت آهسته انجام شود.
الفاظ اذان
تعداد جملات اذان ونحوه ترتیب وتکرار آن در فقه مذاهب چهارگانه اهل سنت وفقه شیعه امامیه دارای تفاوتهایی است، که به عنوان مثال در فقه شیعه امامیه اذان دارای 18 جمله میباشد. در ذیل به بیان تفصیلی اذان در فقه مذاهب اسلامی توجه فرمایید:
أللّهُ أکْبَر 4 مرتبه نزد تمامی مذاهب به جز مالکیه که گفتهاند دوبار گفته شود.
أشْهَدُ أن لَاإِلَهَ إلَّا اللّه 2
مرتبه نزد تمامی مذاهب.
أشْهَدُ أن محمّداً رسُولُاللّه 2
مرتبه نزد تمامی مذاهب.
أشْهَدُ أن عَلیّاً وَلِیاللّه 2 مرتبه گرچه شیعهامامیههم آن را جزء اذان واقامه نمیداند اما مشهور امامیه گفتن آن را رجاءاً توصیه کردهاند.
حَیعَلَیالصَّلاه 2 مرتبه نزد تمامی مذاهب.
حَی علَیالفَلَاح 2 مرتبه نزد تمامی مذاهب[۷۰] طبق نظریه اهلسنت دراذانصبح بعد از «حَیَّ عَلَی الفَلَاح» مستحب است.
حَی عَلَی خَیْرِالعَمَل 2 مرتبه فقط نزد شیعه امامیه. مذاهب اهلسنت آن را اصلًا نمیگویند.
أللّهُ أکْبَر 2 مرتبه نزد تمامی مذاهب.
لَاإِلَهَ إِلَّا اللّه 1 مرتبه نزد اهل سنت، و 2 مرتبه نزد شیعه امامیه. [۷۱]
اقامه
اقامه عبارت است از اعلام کردن به نمازگزاران که نماز در حال آغاز است، و در غیر نماز جماعت، فرد نمارگزار قبل از آغاز نماز، اقامه را میخواند.
تعداد جملات اقامه ونحوه ترتیب وتکرار آن در فقه مذاهب چهارگانه اهل سنت وفقه شیعه امامیه دارای تفاوتهایی است که در ذیل به بیان تفصیلی اقامه در فقه مذاهب اسلامی میپردازیم:
شیعه امامیه: اقامه دارای 17 فصل است وبراساس ترتیب اذان گفته میشود. فقط از چهار تکبیر اول، دوتکبیر گفته میشود و بعد از جمله: حَی عَلَیخَیْرِ العَمَل، دو بار قَدْ قَامَتِ الصَّلاهُ گفته میشود و ذکر لَاإِلَهَ إِلَّا اللّه یک مرتبه میباشد.
مذاهب اهلسنت: بین مذاهب اهل سنت تفاوتهایی در اقامه وجود دارد که ملاحظه خواهید کرد. [۷۲]
الفاظ اقامه
أللّهُ أکْبَر 2 مرتبه نزد تمامی مذاهب بهجز حنفیهکه گفتهاندچهار بار گفته شود.
أشْهَدُ أن لَاإِلَهَ إلَّا اللّه 1 مرتبه نزدشافعیه، مالکیه و حنابله ولی نزد شیعه امامیه وحنفیه دوبار گفتهمیشود.
أشْهَدُ أنَّ محمّداً رسُولُاللّه 1 مرتبه نزدشافعیه، مالکیه و حنابله ولی نزد شیعه امامیه وحنفیه دوبار گفته میشود.
أشْهَدُ أنّ عَلیّاً وَلِیاللّه 2 مرتبه فقطامامیهمستحب میداند و جزء اقامه نیست.
حَی عَلَی الصَّلاه 1 مرتبه نزدشافعیه، مالکیه و حنابله ولی نزد شیعه امامیه وحنفیه دوبار گفته میشود.
حَی عَلَی الفَلَاح 1 مرتبه نزدشافعیه، مالکیه و حنابله ولی نزد شیعه امامیه وحنفیه دوبار گفته میشود.
حَی عَلَی خَیْرِالعَمَل 2 مرتبه فقط نزد شیعه امامیه؛ مذاهب اهلسنت اصلًا آن را نمیگویند.
قَدْ قَامَتِ الصَّلاة 2 مرتبه نزد تمامی مذاهب به جز مالکیه که یک بارگفتهاند.
أللّهُ أکْبَر 2 مرتبه نزد تمامی مذاهب.
لَاإِلَهَ إِلَّا اللّه 1 مرتبه نزد تمامی مذاهب. [۷۳]
ارکان، واجبات، مبطلات نماز شیعه امامیه:
ارکان نماز: ارکان نماز پنج تاست:
1. نیت 2. قیام 3. تکبیرهالاحرام 4. رکوع 5. سجود.[۷۴]واجبات نماز: یازده عمل از واجبات نماز شمرده شدهاست:
1. نیت
2. قیام
3. تکبیره الاحرام
4. رکوع
5. سجود
6. قرائت
7. ذکر
8. تشهد
9. سلام
10. ترتیب
11. موالات[۷۵].
مبطلات نماز
یازده عمل نماز را باطل میکند:
1. حدث اکبر واصغر [۷۶].
2. تکفیر (دست بسته نماز خواندن، تکتّف) عمداً نماز را باطل میکند.
3. انحراف بدن از جهت قبله
4. صحبت نمودن عمدی ولو دو حرف باشد.
5. قهقهه عمدی ولواضطراراً مبطل نماز است، اما در صورت سهو مبطل نیست.
6. گریه عمدی برای دنیا.
7. هرکاری که شکل نماز را به هم میزند.
8. خوردن وآشامیدن.
9. گفتن عمدی «آمین» پس از فاتحهالکتاب.
10. شک در عدد رکعات نمازهای سهرکعتی ودورکعتی ونیز شک در دورکعت اول نمازهای چهاررکعتی.
11. زیاد کردن ویا کم کردن اجزاء نماز، اگر آن جزء از ارکان نماز باشد چه عمداً وچه سهواً نماز را باطل میکند واگر رکن نباشد فقط در حال عمد مبطل است.[۷۷]سلفیه:
سلفیه برای نماز ارکان و واجباتی ذکر کردهاند که با توجه به ضرورت آشنا شدن با فقه آنان؛ مواردی را نقل میکنیم:
ارکان نماز
1. قیام، درصورت قدرت و توانایی
2. تکبیرهالإحرام
3. قرائت فاتحهالکتاب
4. رکوع
5. قیام بعد از رکوع
6. سجده (هفت موضع از بدن روی زمین باشد)
7. سر از سجده بلند کردن
8. جلسه استراحت بین دوسجده
9. طمأنینه در تمامی افعال نماز
10. مراعات ترتیب
11. تشهد آخر
12. نشستن برای خواندن تشهد آخر
13. صلوات بر پیامبر (ص)
14. گفتن دو سلام در آخر نماز.
واجبات نماز
1. تمامی تکبیرات در نماز، بهجز تکبیره الإحرام که رکن میباشد
2. گفتن: «سمع الله لمن حمده» برای امام جماعت و کسی که نماز فرادا میخواند
3. گفتن: «ربنا و لک الحمد» برای تمامی نمازگزاران
4. گفتن: «سبحان ربّی العظیم» در رکوع
5. گفتن: «سبحان ربّی الأعلی» در سجده
6. گفتن: «ربّ اغفرلی» بین دو سجده
7. خواندن تشهد اول
8. جلوس برای خواندن تشهد اوّل.
مبطلات نماز:
1. صحبت عمدی
2. خنده
3. خوردن
4. آشامیدن
5. کشف عورت
6. انحراف زیاد از جهت قبله
7. کار بیهوده وپشت سرهم؛ در نماز انجام شود
8. طهارت زائل شود.[۷۸]
نماز جماعت
شیعهامامیه: نماز جماعت از مستحبات مؤکده است. [۷۹] حنفیه: نظریه راجح در مذهب حنفیه وجوب نمازجماعت است یا لااقل مستحب مؤکد است که در حکم واجب میباشد و روی همین اساس علمای این مذهب تصریح کردهاند کسی که نماز جماعت را ترک کند فاسق است وباید تعزیر شود.[۸۰] مالکیه: مستحب است.
اکثرشافعیه: مستحب است. [۸۱]اقلیت شافعیه: بنا بر قول صحیح تر، نماز جماعت واجب کفایی است وشافعی درکتاب «أمّ» میگوید: اجازه نمیدهم کسی که توانایی حضور درنماز جماعت را دارد، آن را ترک کند.[۸۲]
حنابله: واجب عینی است. شرکت درنمازجماعت بر هر فردی که توانایی دارد واجب است و اگر ترک کند گناه کرده ولی نماز فرادای او صحیح است. [۸۳] سلفیه: اگر کسی نمازهای یومیه را بدون عذر در مسجد به جماعت نخواند، کافر نمیشود، ولی چون ترک واجب (ترک نماز جماعت) کرده؛ گناهکار است. [۸۴]
قرائت حمد اقتدا کنندگان
شیعه امامیه: بر اقتدا کننده واجب است در نماز ظهر وعصر (نمازهای اخفاتی) ونیز درنماز مغرب وعشا وصبح (نمازهای جهریه) اگر صدای امام جماعت را میشنود، قرائت حمد وسوره راترک کند ولی اگر درنمازهای جهریه صدای امامجماعت را نمیشنود ولو بهصورتهمهمه مستحباست آرام قرائتکند.[۸۵] شافعیه: در نماز ظهر و عصر مأموم نیز حمد و سوره بخواند و در نمازهای صبح و مغرب و عشا که حمد و سوره را امام جماعت بلند میخواند؛ متابعت نکند (نخواند) ولی بر مأموم واجب است سوره فاتحة الکتاب را در تمام رکعات بخواند.[۸۶]حنفیه: مأموم در هیچیک از نمازها در قرائت از امام متابعت نکند (نخواند) بلکه از ابوحنیفه نقل شدهاست که قرائت مأموم در نماز جماعت معصیت است. [۸۷] مالکیه: در نمازهای ظهر و عصر؛ مأموم نیز واجب است قرائت کند ولی در نمازهای صبح و مغرب و عشا نباید حمد و سوره را قرائت نماید.[۸۸] حنابله، سلفیه: واجب است بر امام جماعت و هم بر مأموم، سوره فاتحةالکتاب را در تمامی رکعات نماز قرائت کنند؛ و این قرائت سوره حمد از واجبات رکنیه است و مراعات و وجوب آن بر هر نمازگزار امام جماعت، مأموم ومنفردلازم میباشد. البته مستحب است امام جماعت در رکعت سوم و چهارم نماز ظهر، علاوه بر قرائت فاتحةالکتاب، مقداری سوره بخواند.[۸۹]
نظم در صفوف نماز (تسویه صفوف)
شیعه امامیه:
منظم بودن صفوف نمازگزاران، اعتدال آن، پرکردن جاهای خالی صفهای جلو، قرارگرفتن شانهها در کنار هم ومحاذات یکدیگر، ازمستحبات نماز جماعت است.[۹۰]مذاهب چهارگانه اهل سنت:
مذاهب چهارگانه اهل سنت برای نظم صفهای نماز اهمیت فراوان قائل هستند وهنگام اقامه نماز، صفهای نماز را از صف اول منظم کرده وکامل میکنند و شانهها و پاها را در یک ردیف قرار میدهند و معتقدند که اگر بین دونفر جای خالی باشد شیطان حضور پیدا خواهد کرد، ولذا بر این باورند فردی که در صف بعدی قرار گرفته فوراً جای خالی صف جلوی خود را پر کند. حتی امام جماعت، قبل از گفتن تکبیرةالإحرام و وارد شدن به نماز، به طرف نمازگزاران بر میگردد وپس از مشاهده صف نماز؛ با ادای جملاتی از قبیل: اسْتَوُوا، إِعْتَدِلُوا، سَوُّواصُفُوفَکُم، وَلَاتَخْتَلِفُوا، سَوُّواصُفُوفَکُم فَإنّ تَسْویَةَ الصُّفُوفِ مِنْ تمَامِ الصَّلاة، و ... به زبان عربی دستور میدهد صفها را منظم کنید.
حنابله: اگر نمازگزار به تنهایی درپشت یک صف قراربگیرد که آن صف هنوز جا دارد وپر نشده است، نماز جماعت او باطل است. اما اگر با افراد دیگر در صفی باشند که صف جلوی آنها جا دارد، نماز در این صف بعدی کراهت دارد.[۹۱] بعضی از فقهای اهل سنت نظم صفوف را واجب میدانند.[۹۲]اما اکثریت علمای اهل سنت؛ منظم ساختن صفهای نماز جماعت را مستحب میدانندواگر در صفهای جماعت جای خالی بماند، مکروه میدانند. [۹۳]در روایتی از نعمان بن بشیر چنین آمده است: «رسولخدا (ص) صفهای نماز ما را منظم میکرد؛ آنگاه که ما منظم میایستادیم، تکبیرة الإحرام میگفت». [۹۴] سلفیه: دوفتوای متعارض دارند:
1 تسویه صفوف ومحاذات قرار گرفتن پاها و شانههای نمازگزاران، واجب است. وجایز نیست دریک صففضای خالیبماند وبینافراد یکصف، فاصلهای وجود داشته باشد.[۹۵]به همین جهت است که وقتی شما در صف قرار میگیرید مأموم کنار شما سعی میکند پایش را به پای شما بچسباند.
2 تسویه صفوف و قرارگرفتن شانههای نمازگزاران در یک خط، سنت است.[۹۶]
فاصله بین صفوف در نماز جماعت
شیعه امامیه: لازم است بین امام جماعت و مأموم حائل و مانعی وجود نداشته باشد و اتحاد مکانی نیز موجود باشد و صفوف جماعت به هم متصل باشند. پس اگر مانعی باشد که نمیگذارد مأموم امام جماعت یا صفهای جلو را مشاهده کند در این صورت نماز جماعت صحیح نیست. البته وجود حائل ونصب پرده بین صف مردها و زنها در نماز جماعت اشکال ندارد و نماز زن در پشت پرده و حائل صحیح است.[۹۷]فقهای شیعه درباره اتصال صفوف نماز جماعت چنین نوشتهاند:
مأمومین باید با امام جماعت مرتبط باشند وارتباط آنها یابدون واسطه است که بین امام و مأموم نباید بیش از یک گام فاصله باشد یعنی از محل سجده مأموم تا محل ایستادن امام یا با واسطه سایر مأمومیناست که ازجلو یاسمتراست یا چپ باید اینارتباط برقرارباشد وبین نمازگزار وصف جلو یاکسی که طرف راست یا چپ او قراردارد بیش از یکگام فاصله نباشد.[۹۸] اکنون توجه خوانندگان گرامی را به روایاتی چند در این خصوص جلب میکنم:
1. قال أبوجعفر (ع): «ینبغی أن یکون الصفوف تامّة متواصلة بعضها منبعض ...». [۹۹]
2. قال أبو عبد الله الصادق (ع): «أتموا الصفوف إذا وجدتم خللًا ولایضرّک أن تتأخّر إذا وجدت ضیقاً فی الصّف ...».[۱۰۰]
3. قال أبو عبد الله الصادق (ع): «قال أمیر المؤمنین (ع): قال رسول الله (ص): لاتکوننّ فی العیکل [العثکل، خل] قلت: وماالعیکل؟ قال: أن تصلّی خلف الصّفوف وحدک فإن لمیمکن الدخول فیالصّف قام حذاء الامام أجزأه، فإن هو عاند الصف فسد علیه صلاته».[۱۰۱]
درخصوص نماز جماعت، شرائط دیگری نیز در فقه شیعه امامیه آمده است که به تعدادی از آنها اشاره میکنیم:
محل استقرار امام جماعت بالاتر از محل ایستادن مأمومین نباشد.
مأموم از امام جماعت فاصله نداشته باشد. [۱۰۲]شافعیه: اگربین امام ومأموم فاصله بیش از 300 ذراع 150 متر نباشد، اشکالی ندارد و جماعت صحیح است، بشرطی که حائلی مانند پرده یا دیوار نباشد.[۱۰۳]حنفیه: اگر فردی در خانهاش به امام جماعت مسجدی که چسبیده به خانهاش است، اقتدا کند و فقط دیواری حائل باشد، اقتدای او به امام جماعت آن مسجد صحیح است.
مالکیه: اختلاف مکان امام جماعت و مأموم مانع از صحت اقتدا نیست. بنابراین جاده، رودخانه، جوی آب یا دیوار، مانع جماعت نیست؛ بشرطی که مأموم از حال امام جماعت آگاه باشد.[۱۰۴]حنابله: مراعات اتصاف صفوف در مسجدی که بزرگ است لازم نیست. پس اگر در آخر مسجد صف بسته شود و وسط مسجد خالی باشد، در حالیکه امام جماعت و چند صف در اول مسجد باشند، این نوع اقتدا صحیح است. اگر نمازگزار امام جماعت و یا صف جلو را نبیند، ولی صدای تکبیر را بشنود، میتواند به این نماز جماعت بپیوندد واقتدا کند.[۱۰۵] لازم به توضیح است که طبق فتوای مراجع عظام تقلید، شرکت در نماز جماعت اهل سنت در مکه و مدینه لازم و خوب است و آنچه آنان در نماز جماعت عمل میکنند از قبیل طولانی بودن فاصله صفوف موجب بطلان نماز نمیشود زیرا آنها طبق فقه مذهب خویش، صحیح عمل میکنند وطبق نظریه حضرت امام خمینی (ره)، مقام معظم رهبری و برخی از مراجع عظام دیگر؛ این نماز جماعت نیاز به اعاده ندارد و صحیح و مجزی است. [۱۰۶]
مأموم از امام جماعت، جلوتر قرارنگیرد
تمامی مذاهب اسلامی در این حکم اجماع دارند که فرد اقتدا کننده نباید جلوتر از امام جماعت بایستد. بنابراین زائران بیتاللهالحرام ومدینه منوره به نکات ذیل دقت فرمایند:
1. در فضای بیرونی مسجد النبی (مقابل حرم بقیع، بین الحرمین) اقتداکننده از صف متصل به داخل مسجد جلوتر نایستد، زیرا در این صورت جلوتر از امام جماعت قرار میگیرد ونماز او اشکال دارد؛ چنانکه تابلوهای مخصوص نیز در آنجا نصب کردهاند.
2. نماز جماعت مسجدالحرام از ویژگی خاصی برخوردار است؛ چون نماز درآن مکان مقدس به صورت استداره (دایرهای) اقامه میشود؛ وملاک، دیوار کعبه است یعنی اگر امام جماعت در فاصله یک متری کعبه است، فرد اقتداکننده میبایست عقبتر از امام قراربگیرد ولودر مقابل امام جماعت باشد. البته به فتوای بعضی از مراجع عظام، نمازجماعت در مسجدالحرام که به صورت استدارهای برگزار میشود، مجزی نیست؛ که در این صورت باید اقتداکننده پشت سر امام جماعت به نماز بایستد. [۱۰۷] البته حضرت امام خمینی (ره) در این خصوص فرمودهاند: کسیکه نماز را در مسجدالحرام به نحو استداره خوانده است، با وضع فعلی نیاز به اعاده ندارد.[۱۰۸]
پس معلوم گردید به هرحال، مأموم نباید از امام جماعت جلوتر قرار گیرد.[۱۰۹]
خواندن آیه دارای سجده واجب در نماز جماعت اهلسنت
گاهی اوقات درنمازجماعت صبح روز جمعه در مدینه منوره و مکه مکرمه امام جماعت سورهای را که در آن آیه دارای سجده واجب است، میخواند (سوره ألم سجده) و پس از قرائت آیه مزبور با گفتن «أللّه أکبر» به سجده میرود و پس از انجام سجده، قیام میکند و سوره را ادامه میدهد. این عمل طبق نظریه علمای اهلسنت جایز است و خللی به صحّت نماز آنان وارد نمیکند.
بعضی از نمازگزاران که توجه به آیه سجدهدار ندارند، به خیال اینکه امام جماعت میخواهد به رکوع برود به رکوع میروند و با اضافه نمودن رکن، نماز خود را باطل میکنند. در این باره فقهای شیعه امامیه نظریاتی دارند که به صورت مفصل در مناسک حج محشی چاپ نشر مشعر تابستان 1382، ص 556 554 آمده است.
شیعه امامیه: فقهای شیعه خواندن سورههای دارای سجده واجب را سور عزائم در نمازهای فریضه جایز نمیدانند. پس هرگاه نمازگزار عدم جواز را فراموش کرد و آن را خواند، و یا در حال نماز آن را شنید، هنگامی که به آیه سجده رسید با ایما و اشاره سجده کند و پس از فراغ از نماز، سجده را انجام دهد.[۱۱۰] مراجع عظام تقلید، وظیفه شیعیان را که همان تبعیّت وصحت نماز است در مناسک بیان کردهاند؛ ولی اگر نمازگزار رکوع اضافه کند، میبایست نماز خود را اعاده نماید.[۱۱۱] سلفیّه: مستحب است امام جماعت در رکعت اول نماز صبح روز جمعه سوره ألمسجده را قرائت کند و در رکعت دوم سوره هلأتی را بخواند.[۱۱۲]شایان ذکر است که وهابیون انجام سجده تلاوت را واجب نمیدانند بلکه میگویند: سجده تلاوت مستحب مؤکد است و سزاوار نیست ترک شود. پس اگر انسان به آیه سجده مرور کرد، سجده کند و فرقی نیست بین اینکه خودش قرائت کند و یا در نمازجماعت باشد؛ سجده برای آیه سجدهدار وجوب ندارد و اگر انسان عمداً ترک کند گناه نکرده است. [۱۱۳]
کیفیت اقتدا در بین نماز جماعت
شیعه امامیه: اگر نمازگزار در رکعت دوم به نماز جماعت برسد؛ چنانچه در فاصله بین فاتحة الکتاب تا رکوع اقتدا نماید رکعت اول او حساب میشود.
اقتدا در رکعت سوم و یا چهارم در حال رکوع نیز رکعت اول اقتدا کننده محسوب میشود، سپس نمازگزار در افعال با امام جماعت متابعت میکند. فقط در رکعت دومِ خودش، باید حمد را بخواند و اگر وقت بود سوره را هم بخواند.
اقتدا از آغاز رکعت سوم و یا چهارم و قبل از رکوع جایز است لیکن اقتدا کننده باید حمد را بخواند ولی اگر وقت نبود صبر کند و در حال رکوعِ امام جماعت؛ به او اقتدا کند.[۱۱۴] شافعیه: آنچه مأموم با امام خوانده اول نمازش حساب کند نه آخرش؛ پس اگر رکعتی از نماز مغرب را با امامجماعت درک کرد، آن را رکعت اول نمازش حساب کند؛ سپس بعد از سلامِ امام جماعت، برای رکعت دوم برخیزد و رکعت دوم را فرادا بخواند و تشهد را انجام دهد سپس رکعت سوم را بخواند؛ این آخر نماز او حساب میشود.[۱۱۵] سلفیه: اگر کسی در نماز چهاررکعتی توانست دو رکعت را با امام جماعت بخواند، صحیح آن است که وی اول نمازش را با دو رکعت آخرِ امام جماعت انجام داده، و باید دو رکعت باقیمانده را بهطور فرادا بخواند. و این دو رکعت، آخر نماز او خواهد بود.[۱۱۶]
حنفیه، مالکیه، حنابله: مأموم، در هر قسمت از نماز که به امام جماعت اقتدا میکند، عدد رکعت نمازش همانند امام جماعت محسوب میشود. پس اگر رکعت سوم را در نماز مغرب با امامجماعت درک کرد آن را رکعت سوم خودش هم محاسبه کند؛ سپس بعد از سلامِ امام، یک رکعت بخواند ودر پایان، رکعت دیگری بیاورد وحمد و سوره در آن بخواند. خلاصه نمازگزار در این نماز، رکعت سوم خودش را بر دورکعت اول مقدم داشته است، آنچه که با امام جماعت خوانده است آخر نمازش بوده و آنچه را بعد از امام جماعت خواندهاست اول نمازش میباشد که قضا میکند وباتشهد وسلام از نماز فارغ میشود. [۱۱۷]
اقتدا در غیرحالت قیام و رکوع
شیعه امامیه: هرگاه بخواهد فضیلت نمازجماعت را درک کند، اگر پس از رسیدن به جماعت، مشاهده کرد امامجماعت در حال تشهد است؛ باید پس از نیت وگفتن تکبیرةالاحرام بنشیند و امامجماعت را در حال تشهد درک کند؛ آنگاه پس از سلام امام بایستد ورکعت اول را با خواندن حمد وسوره ادامه دهد؛ در این صورت او فضیلت نمازجماعت را درک کردهاست ولو رکعتی ازنماز او به حساب نمیآید.[۱۱۸] مذاهب اهلسنت: مذاهب اهلسنت وجوب متابعت را مطرح کردهاند وگفتهاند به مجردی که مأموم به نمازجماعت رسید، بدون درنگ اقتدا کند تامخالفت با امامجماعت نکرده باشد.[۱۱۹]
محمد بن ادریس شافعی در این باره گفته است: مأموم هنگامی میتواند یک رکعت جماعت را درک کند که قبل از برخاستن امامجماعت از رکوع، وی را درک کرده باشد.[۱۲۰]
سلفیه: کسی که فقط به تشهد اخیر امامجماعت رسید، ثواب نمازجماعت را بدست آورده لیکن برای او یک رکعت نماز به حساب نمیآید؛ وی درک کننده نماز جماعت نبوده است. [۱۲۱]
عدم لزوم تجافی در نماز جماعت اهلسنت
تجافی عبارت است از نیمخیز نشستن فردی که در بین نمازجماعت به آن پیوسته است، درحالی که امام جماعت مشغول خواندن تشهد یا سلام است.
در نمازجماعت اهلسنت تجافی اصلًا وجود ندارد؛ زیرا طبق نظریه حنابله، مالکیهو حنفیه هرگاه مأموم در بین نماز به امام جماعت اقتدا کند، نمازش را با امام جماعت به پایان میبرد و باقیمانده را خودش انجام میدهد. لذا در مورد مسأله اقتدا در فقه اهل سنت، تبعیت محض مطرح است. [۱۲۲] لازم به توضیح است شیعیان در زمانی که در نماز جماعت اهل سنت شرکت میکنند اگر در بین نماز به مسجد رسیدند، از انجام عمل تجافی خودداری نمایند و فقط همانند آنان در حال تشهد، جلوس کنند؛ در این صورت نماز جماعت آنان صحیح و مجزی میباشد.
در اینخصوصاستفتائی از حضرت امامخمینی (قدس سره) ومقام معظم رهبری مدّظلّهالعالی شدهاست که توجه خوانندگان گرامی را به متن استفتاء وپاسخ آن جلب میکنم:
سؤال هرگاه برای تحبیب قلوب ووحدت مسلمین در نمازجماعت برادران اهل تسنن شرکت کنیم که قهراً نماز، فاقد جزء یا شرط یا همراه با مانع باشد؛ با فرض اینکه اضطرار و ضرورتی نیست و مکلف میتواند در مکان دیگر یا زمان دیگر بدون هیچ اشکالی به طریق شیعه نماز بخواند. و همچنین در تقیه در موضوعات، مثل وقوف در عرفات در روزی که قاضی اهلسنت حکم کرده، با اینکه شک دارد یا یقین به خلاف دارد آیا وقوف با برادران اهل تسنن مجزی است؟
جواب حضرت امام خمینی (قدس سره): صحیح است و اعاده و قضا ندارد و تبعیت در مواقف لازم است.[۱۲۳] مقام معظم رهبری مدّظلّه العالی: نماز با آقایان صحیح و مجزی است هر چند بتواند در جای دیگر آزادانه نماز بخواند و تبعیت از حکم قاضی در تعیین موقف و روز عید و اکتفا به چنین وقوف اشکال ندارد و صحیح ومجزی است.[۱۲۴]
کیفیت نماز مسافر در نمازهای جماعت
شیعه امامیه: برمسافر واجب است که نمازهای چهار رکعتی را در سفر دورکعتی بخواند وفرق نمیکند مسافر به امام جماعت مقیم اقتدا کند، یا مقیم به امام جماعت مسافر اقتدا نماید. به هر حال مسافر میبایست نیت قصر کند ونمازش را شکسته بخواند.[۱۲۵] مذاهب اهلسنت: اگر مسافر به امامجماعت مقیم اقتدا کند بر او لازم است که نمازش را همانند مقیم تمام بخواند.[۱۲۶]
قصر و اتمام
تمامی مذاهب اسلامی در این حکم اجماع دارند که نماز شکسته فقط به نمازهای چهار رکعتی اختصاص دارد و در سفر دو رکعتی خوانده میشود.
لیکن تفاوتهایی بین آرای آنان است که آیا قصر در سفر «عزیمت» است یعنی ترک آن جایز نیست یا «رخصت» است که ترک نماز شکسته جایز باشد؛ یعنی مسافر مخیر شود بین انجام نماز به صورت قصر و یا اتمام یکی را انتخابکند.
شیعهامامیه، حنفیه: «عزیمت» است و قصر متعین میباشد.[۱۲۷]حنابله، مالکیه، شافعیه: «رخصت» است؛ بنابراین مسافر اختیار دارد نمازش را تمام بخواند یا شکسته بجا آورد.[۱۲۸]
مسافت شرعی
شیعه امامیه: فرد مقیم پس از هشت فرسخ مسافرت طولی و دور شدن از وطن خود و یا مجموع رفت و برگشت او هشت فرسخ شود، مسافر میشود.[۱۲۹]
حنفیه: مسافرت به طول 24 فرسخ، فرد مقیم را مسافر میکند. و در کمتر از آن، نماز تمام است وشکسته نمیشود.
حنابله، مالکیه، شافعیه: با مسافرت به طول 16 فرسخ، فرد مقیم، حکم مسافر را پیدا میکند. [۱۳۰]بنابراین مسافتشرعی طبق نظریه مذاهباسلامی به شرح زیر است:
شیعه امامیه: 45 کیلومتر.
حنابله، مالکیه، شافعیه: 80 کیلومتر و 640 متر.
سلفیه: 80 کیلومتر. [۱۳۱] حنفیه: 107 کیلومتر و 520 متر.
مقدار فرسخ نزد مذاهب اهلسنت
فرسخ، واژهای معرب از فارسی فرسنگ است ومقدار آن سه میل میباشد.[۱۳۲]
بر اساس گزارش صاحب کتاب فقه السنه، معروف آن است که فرسخ سه میل میباشد.
میل: 1748 متر است ومقدار فرسخ عبارت است از:
5 کیلومتر و 541 متر 5541 متر. [۱۳۳]
مسافر، چگونه مقیم میشود؟
شیعهامامیه: اگر مسافر قصد اقامت ده روز متوالی در مکانی غیر از وطن خود نماید، حکم فرد مقیم را پیدا میکند وباید نمازهای خود را چهاررکعتی بخواند.[۱۳۴] حنفیه: اگر مسافر قصد اقامت پانزده روز متوالی در مکانی غیر از وطن خود نماید، حکم فرد مقیم را پیدا میکند وباید نمازهای خود را چهاررکعتی بخواند.[۱۳۵] شافعیه، مالکیه: اگر مسافر قصد اقامت چهار روز متوالی در مکانی غیر از وطن خود نماید، حکم فرد مقیم را پیدا میکند وباید نمازهای خود را چهاررکعتی بخواند.[۱۳۶] حنابله: اگر مسافر در مکانی غیر از وطن خود به مقداری بماند که بیش از بیست نماز از فرائض یومیه بر او واجب شود، باید نمازها را چهاررکعتی بخواند.[۱۳۷]
سلفیّه: مسافری که قصد دارد در شهری بیش از چهار روز بماند، نماز او تمام است. اما اگر قصد او اقامت کمتر از چهار روز باشد، نماز را شکسته بخواند.[۱۳۸]
سجده بر مهر
تمامی مذاهب اسلامی بر این باورند که در حال نماز، سجده بر زمین واجب است و بر اساس روایت نبوی (ص) که فرمودند: «جُعِلَتْ لِی الأرْضُ مَسْجِداً وَ طَهُوراً».
یعنی: برای من زمین، محل سجده نمودن و نیز پاک کننده قرار داده شده است.[۱۳۹]پس سجده نمودن بر خاک؛ بدون تردید صحیح میباشد.
امام صادق (ع) در روایتی فرمود: «خدای تبارک وتعالی به رسولخدا (ص) شریعت نوح، ابراهیم، موسی وعیسی را عطا کرد ... وزمین را برای او محل سجده وپاک کننده قرار داد».[۱۴۰]رسولخدا (ص) فرمود: «پروردگار من، مرا بر انبیاء به چهار چیز فضیلت داد:
1. برای همه مردم رسول شدم.
2. زمین، برای من وامتم محل سجده وپاک کننده قرار داده شد؛ پس هرجا فردی از امت من خواست نماز بگزارد، محل سجده ونیز پاک کننده در اختیار او قرار دارد...[۱۴۱] ابن عباس در روایتی چنین میگوید: پیامبرخدا (ص) بر سنگ سجده مینمود.[۱۴۲] جابر بن عبدالله انصاری گفت: همراه با رسولخدا (ص) نماز ظهر را میخواندم، به سبب گرمای زیاد، به اندازه یک مشت، سنگ به دست میگرفتم تا سرد شود؛ سپس بر آن سجده میکردم. [۱۴۳]عیاض بن عبدالله قرشی میگوید: پیامبرخدا (ص) مردی را دید که بر گوشه عمامهاش سجده میکرد. پیامبرخدا (ص) با دست به وی اشاره کردند عمامه خود را بالا بکش و اشاره به پیشانی او نمودند.[۱۴۴] در سالهای نخستین طلوع اسلام و حتی تا چندین قرن بعد، سجده نمودن بر زمین و حصیر، کاری همیشگی و عادی بوده است؛ ولی گهگاهی به جهت گرمای زیاد و عذر و عدم توانایی و اضطرار، نمازگزاران به لباس خود به طور ناچار سجده میکردند.
نووی چنین نقل میکند: ابوحنیفه و جمعی از فقهای اهلسنت قائل به جواز سجده بر لباس هستند.[۱۴۵] لذا به روایتی استدلال شده که در آن سجده نمودن بر لباسی که نمازگزار پوشیدهاست جایز میباشد. روایت چنین است: «هنگامی که با پیامبرخدا (ص) نماز میخواندیم بر اثر گرمای زیاد گوشه لباسمان را در جای سجده قرار میدادیم».[۱۴۶] از آن هنگام که فرش و قالی که ازمواد نفتی وغیر گیاهی تهیه شده، جای حصیر را گرفت؛ علمای اهلسنت به طور مطلق و بدون در نظر گرفتن اضطرار، به جواز سجده بر هر نوع فرش و قالی و ... فتوا دادند.
از اوزاعی استاد ابوحنیفه نقل شدهاست که او هرگاه قصد مسافرت داشت تکهای خاک سفت شده (کلوخ) از شهر مدینه با خود بر میداشت تا بر آن سجده کند. علت این کار را از او سؤال کردند. وی پاسخ داد: بهترین قطعه از زمین، زمینی است که رسول خدا (ص) در آن مدفون شده است؛ دوست دارم که سجده من برای خداوند بر روی خاک مدینه باشد. [۱۴۷] باتوجه به عدم آشنایی اهلسنت نسبت به تربت حضرت سید الشهدا (ع) وسوء برداشت افراد مغرض، که گفتهاند شیعه به «بت» سجده میکند و نیز با توجه به فتوا بر عدم جواز استفاده از مُهر در آن فضاها، و نیز فتوای حضرت امامخمینی (قدس سره) ومقاممعظمرهبری ودیگر فقیهان عظام بر جواز سجده نمودن بر فرش در مساجد مکه و مدینه، لازم است از سجده نمودن به مهر و تسبیح و دستمال کاغذی و ... در مسجدالنبی و مسجدالحرام و سایر مساجد عربستان اجتناب و خودداری شود.
متن فتوای امام خمینی (قدس سره) ومقام معظم رهبری مدّظلّهالعالی در خصوص سجده بر فرش:
حضرت امام خمینی (قدس سره): در مسجدالنبی (ص) سجده کردن بر روی فرشهای مسجد مانع ندارد ومهرگذاشتن جایز نیست، ولازم نیست درجائی که سنگ است نماز بخواند ... [۱۴۸] س 109: هنگام شرکت در نماز جماعت مسجدالحرام ومسجدالنبی یا سایر مساجد مکه و مدینه آیا میتوان بر فرش سجده کردیا نه؟ ودر صورتی که برفرش سجده نماید آیا اعاده آن لازم است یا نه؟
- ↑ سوره آل عمران، آیه 103.
- ↑ سوره انفال، آیه 46.
- ↑ سوره حجرات، آیه 10.
- ↑ صحیحمسلم، ج 1، ص 58. المجموع، ج 19، ص 155. سبلالسلام، ج 2، ص 214. وکنزالعمال، ج 11، ص 134.
- ↑ مختارات من الأحادیث النبوّیة، ص 753.
- ↑ الکافی، ج 2، ص 219.
- ↑ وسائل الشیعة، ج 8، ص 430.
- ↑ همان، ج 8، 301.
- ↑ رجال کشی، ص 252، عنوان 470.
- ↑ دراسات فی الفلسفة الاسلامیة، تفتازانی، ص 127.
- ↑ الفقه علی المذاهب الخمسة، محمدجواد مغنیه.الفقه علی المذاهب الأربعة، عبدالرحمن الجزیری. الخلاف، شیخ طوسی.
- ↑ جواهرالکلام، ج 2، ص 138.
- ↑ وسائل الشیعه، باب 25 از ابواب وضو، ح 8- 7.
- ↑ جواهرالکلام، ج 2، ص 206.
- ↑ سوره مائده، آیه 6.
- ↑ جواهر الکلام، ج 2، ص 160.
- ↑ مستمسک العروة الوثقی، ج 2، ص 373372.
- ↑ الموطأ، مالک بن انس، ج 1، ص 18.
- ↑ نیلالأوطار، شوکانی، ج 1، ص 163؛ الفقه علی المذاهب الخمسة، مبحث وضو.
- ↑ حاشیه ابن عابدین، ج 1، ص 114.
- ↑ همان.
- ↑ لغت نامه دهخدا، ج 9، ص 13915، چاپ دانشگاه تهران.
- ↑ الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 73، چاپ بیروت.
- ↑ الموطّأ، مالکبنانس، ج 1، ص 18.
- ↑ همان؛ وکتاب الخلاف، شیخطوسی، ج 1، ص 10، مسأله 23.
- ↑ فقهالسنة، سیدسابق، ج 1، ص 43؛ المغنی، ابنقدامهحنبلی، ج 1، ص 107؛وفتح العزیز، ج 1، ص 346.
- ↑ مسائل من الفقه المقارن.
- ↑ الموطّأ.
- ↑ نیلالأوطار، شوکانی، ج 1، ص 192.
- ↑ الخلاف، شیخطوسی، ج 1، ص 1211.
- ↑ نیلالأوطار، شوکانی، ج 1، ص 192.
- ↑ الکافی، ج 1، ص 25، باب صفةالوضوء.
- ↑ فتح الباری، ابنحجر، ج 1، ص 132.
- ↑ نیلالأوطار، شوکانی، ج 1، ص 209.
- ↑ الموطّأ، مالکبنانس، ج 1، ص 18.
- ↑ الدروس المهمّه، عبدالعزیز بن باز، ص 10.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، ج 1، ص 200.
- ↑ الکافی، ج 3، ص 10.
- ↑ العروة الوثقی، ج 1، ص 199؛ مستمسک العروة الوثقی، ج 2، ص 314.
- ↑ العروة الوثقی، ج 1، ص 305.
- ↑ أمّ، شافعی، ج 1، ص 36؛ حاشیهابنعابدین، ج 1، ص 98؛ حاشیهدسوقی، ج 1، ص 67؛ بدایةالمجتهد، ج 1، ص 40.
- ↑ المغنی، ابن قدامه حنبلی، ج 1، ص 86.
- ↑ الدروس المهمة، بنباز، ص 9.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، ج 1، ص 200.
- ↑ الکافی، ج 3، ص 36.
- ↑ الموطّأ، ج 1، ص 22. عن مالک بن نافع: إنّ ابن عمر کان ینام جالساً، ثم یصلّی ولا یتوضأ؛ المغنی، ابن قدامه حنبلی، ج 1، ص 167؛ المبسوط، سرخسی، ج 1، ص 78.
- ↑ أمّ، شافعی، ج 1، ص 27؛ حاشیه ابن عابدین، ج 1، ص 152؛ المبسوط، سرخسی، ج 1، ص 78.
- ↑ فتاوی المرأة، بن باز، ص 30.
- ↑ المبسوط، سرخسی، ج 1، ص 78؛ المغنی، ابن قدامه حنبلی، ج 1، ص 167. نیل الأوطار، شوکانی، ج 1، ص 244.
- ↑ العروة الوثقی، ج 1، ص 601.
- ↑ الفقه علی المذاهب الخمسة، محمد جواد مغنیه، کتاب الصلاة، ص 71.
- ↑ همان؛ وفتح الباری، ابنحجر، ج 2، ص 66.
- ↑ الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 311، چاپ استانبول.
- ↑ العروةالوثقی، ج 1، ص 601.
- ↑ الفقه علیالمذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 313.
- ↑ همان.
- ↑ الفقه علی المذاهب الخمسه، محمد جواد مغنیه، مبحث نماز، صص 7271.
- ↑ فتاویاللجنه الدائمه، ج 6، ص 75، فتوای شماره 6914.
- ↑ کتاب فتاوی المرأه، بن باز، ص 41.
- ↑ همان، فتاوی ابن عثیمین، ص 55.
- ↑ العروه الوثقی، ج 1، ص 606.
- ↑ همان، ج 1، ص 607.
- ↑ همان، ص 604.
- ↑ الفقه الإسلامی وأدلته، وهبه الزحیلی، کتاب الصلاه، مبحث اذان واقامه.
- ↑ سنن ابن ماجه، ج 1، ابواب اذان.
- ↑ الینابیع الفقهیه، ج 3، ص 416.
- ↑ الموطّأ، مالک بن انس، ج 1، ص 72.
- ↑ بدایهالمجتهد، ج 1، ص 103، چاپ 1935 م.
- ↑ المغنی، ابن قدامه، ج 1 ص 408، چاپ سوم.
- ↑ الفقه علی المذاهب الأربعه، الجزیری، ج 1، ص 312.
- ↑ همان؛ الخلاف، شیخ طوسی ره، ج 1، ص 83.
- ↑ الفقه علی المذاهب.
- ↑ الفقه علی المذاهب الأربعه، الجزیری، ج 1، ص 323؛ و کتاب الفقه علی المذاهب الخمسه، مبحث اذان واقامه.
- ↑ تحریرالوسیله، حضرت امام خمینی ره، ج 1، فصل فیأفعالالصلاه.
- ↑ العروه الوثقی، ج 2، ص 433.
- ↑ حدث اکبر مثل جنابت، حیض ونفاس، که برای انجام مجدد یک عمل عبادی مثل نماز؛ باید محدث به حدث اکبرغسل انجام دهد. حدث اصغر به عملی گفته میشود که وضو را باطل میکند.
- ↑ تحریرالوسیله، حضرت امام خمینی ره، ج 1، ص 186 190.
- ↑ الدروس المهمه، بن باز، صص 6 9.
- ↑ العروه الوثقی، ج 1، ص 762.
- ↑ حاشیه ابن عابدین، ج 1، ص 493.
- ↑ الفقه علی المذاهب الخمسه، کتاب الصلاه، مبحث نماز جماعت.
- ↑ مغنی المحتاج، ج 1، ص 56. أمّ، شافعی، ج 1، ص 180.
- ↑ الفقه علی المذاهب الخمسه، کتاب الصلاه، مبحث نماز جماعت.
- ↑ فتاوی اللجنه الدائمه، ج 7، ص 285، فتوای شماره 1591.
- ↑ تحریر الوسیله، ج 1، ص 270.
- ↑ أمّ، شافعی، ج 1، ص 129.
- ↑ شرح المهذّب، نووی، ج 3، ص 365.
- ↑ المجموع، نووی، ج 3، ص 365؛والفقه علی المذاهب الخمسة، مبحث نماز جماعت.
- ↑ کتاب فتاوی اللجنة الدائمة، بن باز، ج 6، ص 390.
- ↑ العروة الوثقی، ج 1، ص 804.
- ↑ الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 279.
- ↑ مانند ابن حزماندلسی، المحلّی، مبحث نمازجماعت.
- ↑ الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 279؛ نیل الأوطار، شوکانی، ج 2، ص 188.
- ↑ سنن أبی داود؛ نیل الأوطار، شوکانی، ج 2، ص 187.
- ↑ کتاب فتاوی اللجنة الدائمة، بنباز، ج 8، ص 14.
- ↑ همان.
- ↑ العروةالوثقی، ج 1، ص 777؛ الفقه علی المذاهب الخمسة، مبحث نماز جماعت.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، مسأله 1436 1435.
- ↑ الکافی، ج 3، ص 385.
- ↑ تهذیب، ج 3، ص 280.
- ↑ همان، ج 3، ص 282.
- ↑ العروةالوثقی، ج 1، ص 778777.
- ↑ مغنیالمحتاج، ج 1، ص 250.
- ↑ الفقه علی المذاهب الخمسة، مبحث نماز جماعت.
- ↑ المغنی، ابن قدامه حنبلی، ج 2، ص 38 39، چاپ رحلی، بیروت، لبنان.
- ↑ مناسکحج محشّی، استفتاءاتجدید شماره 20، ص 558؛ همان، ص 515؛ استفتاءات ویژهحج، ص 41.
- ↑ مناسک حج محشّی، مسأله: 1336، ص 516.
- ↑ همان.
- ↑ العروةالوثقی، ج 1، ص 778777.
- ↑ تحریرالوسیله، حضرت امام خمینی، ج 1، ص 149.
- ↑ مناسک حج محشّی، استفتاءات جدید شماره 16، ص 555.
- ↑ فتاوی اللجنة الدائمة، بنباز، ج 6، ص 418، فتوای شماره، 6278.
- ↑ کتاب فتاوی المرأة، بن عثیمین، ص 49.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، مسأله: 1440 تا 1442.
- ↑ فتح الوهاب، ج 1، ص 118؛ والفقه علی المذاهب الخمسة، مبحث نماز جماعت.
- ↑ فتاوی اللجنة الدائمة، بنباز، ج 7، ص 321.
- ↑ حاشیهابنعابدین، ج 1، صص 504- 499؛ بدائعالصنایع، ج 1، ص 137؛ الفقه علی المذاهب الخمسة، مبحث نماز جماعت.
- ↑ تحریر الوسیله، ج 1، ص 268.
- ↑ حاشیه ابنعابدین، ج 1.
- ↑ أمّ، شافعی، ج 1، ص 236.
- ↑ فتاوی اللجنة الدائمة، بنباز، ج 7، ص 321، فتوای شماره 7371.
- ↑ الفقه علی المذاهب الخمسة، مبحث نماز جماعت.
- ↑ استفتائات ویژه حج، ص 137.
- ↑ همان، ص 41.
- ↑ الخلاف، شیخ طوسی ره، ج 1 ص 208.
- ↑ أمّ، شافعی، ج 1، ص 190؛ الخلاف، ج 1، ص 408، 198؛ حاشیهابنعابدین، ج 1، ص 626؛ الموطّأ، مالکبنانس، ج 1، ص 149؛ الفقهعلیالمذاهب.
- ↑ مستمسک العروة الوثقی، ج 6، ص 13؛ بدائع الصنائع، ابوبکر الکاشانی، ج 1، ص 91؛ المبسوط، سرخسی، ج 1، ص 248.
- ↑ أمّ، شافعی، ج 1، ص 208.
- ↑ به نظریه فقهیحضرت امامخمینی، مسافت شرعی 5/ 22 کیلومتر رأس 4 فرسخ است.
- ↑ الفقه علی المذاهب الأربعة، ج 3، شروط القصر.
- ↑ کتاب فتاویاللجنة الدائمة، بنباز، ج 8، ص 90.
- ↑ سبل السلام، ج 2، ص 39.
- ↑ فقه السنة، سیدسابق، ج 1، ص 284. والفقه علی المذاهب الأربعة، ج 3، شروط القصر.
- ↑ الخلاف، شیخ طوسی، ج 1، ص 573.
- ↑ بدایة المجتهد، ج 1، ص 163؛ المجموع، ج 4، ص 364.
- ↑ همان.
- ↑ المغنی، ابن قدامه حنبلی، ج 2، ص 2 ص: 79.
- ↑ کتاب فتاویاللجنة الدائمة، بنباز، ج 8، ص 95.
- ↑ صحیح مسلم، کتاب المساجد، ح 521؛ صحیح بخاری، کتاب التیمّم ح 335.
- ↑ الکافی، ج 2، ص 17؛ وسائل الشیعه، ج 3، ص 349.
- ↑ السجود علی الأرض، الشیخ علی الأحمدی ره، ص 38.
- ↑ سنن بیهقی، ج 2، ص 102؛ سنن ابی داود ج 1، ص 143؛ مستدرک حاکم، ج 1، ص 163.
- ↑ سنن بیهقی، ج 2، ص 105؛ مسند احمد، ج 1، ص 327.
- ↑ سنن بیهقی، ج 2، ص 105.
- ↑ نیلالأوطار، شوکانی، ج 2؛ ص 268.
- ↑ صحیح بخاری، ج 1، ص 101؛ صحیح مسلم، ج 2، ص 109.
- ↑ هذه هیالشیعة، العلّامة باقر شریف القرشی، ص 270267.
- ↑ مناسک حج محشی، ص 515، مسأله 1334، چاپ 1382.
- ↑ استفتاآت ویژه حج، ص 40.







