فرهنگ مصادیق:اصلاح ذات البین(آیت اللّه العظمی مکارم شیرازی)
مؤلف: آیت اللّه العظمی مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان
اصلاح ذات البین
آیاتی را که به این معنی اشاره میکند در ذیل آیات مربوط به نکوهش نمامی و سخن چینی آوردیم و در اینجا به سراغ بخشی از روایات مهمی که در این زمینه رسیده است میرویم .
۱- در حدیثی از رسول خدا صلیّ اللّه علیه وآله و سلّم میخوانیم که فرمود: (من مشی فی صلح بین اثنین صلّی علیه ملائکه اللّه حتّی یرجع و اعطی ثواب لیله القدر؛ کسی که در طریق اصلاح میان دو نفر گام بردارد، فرشتگان آسمان بر او درود میفرستند، تا زمانی که باز گردد، و ثواب شب قدر به او داده میشود).
۲- در حدیث دیگری از امیرمؤ منان علی علیه السّلام میخوانیم که در آخرین وصایاتش به فرزندان گرامی اش امام حسن و امام حسین علیهماالسّلام فرمود: اصلاح ذات البین را ترک نکنید، (فانّی سمعت جدّکما صلیّ اللّه علیه وآله و سلّم یقول صلاح ذات البین اءفضل من عامّه الصّلاه و الصّیام؛ اصلاح در میان مردم از تمام نمازها و روزهها برتر است ).
۳- در حدیث دیگری از رسول خدا صلیّ اللّه علیه وآله و سلّم آمده است که فرمود: (اءلا اخبرکم باءفضل من درجه الصیّام و الصّلاه و الصّدقه اصلاح ذات البین فانّ فساد ذات البین هی الحالقه ؛ آیا به شما خبر بدهم از چیزی که از روزه و نماز و صدقه برتر است ، آن اصلاح میان مردم است ، زیرا فساد میان مردم همه چیز را از بین میبرد).
۴- امام صادق علیه السّلام فرمود: (صدقه یحبّها اللّه اصلاح بین النّاس أذا تفاسدوا و تقارب بینهم اذا تباعدوا؛ صدقهای که خدا آن را دوست دارد اصلاح در میان مردم است هنگامی که روابط آنها خراب شود، و نزدیک ساختن آنها به یکدیگر است. هنگامی آنها از یکدیگر دور شوند).
۵- در حدیث دیگری از همان حضرت آمده است که به مفضل بن عمر فرمود: (اذا راءیت بین اثنین من شیعتنا منازعه فافتدها من مالی ؛ هنگامی که میان دو نفر از شیعیان من نزاعی دیدی (بر سر امور مالی و مانند آن ) با مال من ، در میان آنها صلح و سازش برقرار ساز).
برهمین اساس یکی از یاران امام صادق علیه السّلام به نام ابوحنیفه سابق الحج میگوید نزاعی در میان من و دامادم دربارهٔ میراثی واقع شده بود. مفضّل از آن جا که میگذشت ، کمی ایستاد سپس گفت : هر دو به منزل من بیایید، ما آنجا رفتیم و با چهارصد درهم ، اختلاف میان ما را حل کرد، سپس گفت بدانید این از مال من نبود بلکه از مال امام صادق علیه السّلام بود که دستور فرموده هرگاه اختلافی در میان شیعیان واقع شود از مال آن حضرت برگیرم و آنها را صلح دهم.
۶- در تفسیر آیه شریفه (وَلَا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِأَيْمَانِكُمْ)[۱] آمده است که امام صادق علیه السّلام فرمود: (اذا دعیت لطلح بین اثنین فلا تقل علیّ یمینی إن لا أفعل؛ هنگامی که تو را دعوت کردند که میان دو نفر صلح برقرار کنی نگو من قسم خوردم که چنین کاری نکنم)
(این قسم اعتباری ندارد از آن صرف نظر کن).
این حدیث اشاره به کسانی است که گاهی اقدام به اصلاح ذات البین میکنند، سپس گرفتار مشکلاتی میشوند و سوگند یاد میکنند که دیگر گرد این کار نگردند، امام میفرماید: این سوگندها بی اعتبار است و مشکلات پیشین نمیتواند مانع اینکار مهم شود.
۷- از امیرمؤ منان علی علیه السّلام میخوانیم که (من استصلح الاءضداد بلغ المراد؛ کسی که افراد متضاد را صلح میدهد به هدف خویش نایل میشود).
منظور از اضداد در حدیث بالا اضداد فلسفی نیست که قابل جمع نباشد بلکه اضداد عرفی است ، البتّه حدیث تفسیر دیگری نیز دارد و آن اینکه اگر انسان بتواند در میان افراد و گروههایی که افکار مختلف دارند هماهنگی ایجاد کند، به اهداف خود در مدیریت جامعه خواهد رسید.
۸- اهمّیّت اصلاح ذات البین تا آن حد است که گاه دروغ گفتن در این راه نیز مجاز شمرده شده است چنانکه در حدیثی از امام صادق علیه السّلام آمده است که فرمود: (الکلام ثلاثه صدق و کذب و اصلاح بین النّاس قیل له جعلت فداک ما الاصلاح بین النّاس، قال تسمع من الرّجل کلاما یبلغه فتخبث نفسه فتلقاه فتقول سمعت من فلان قال فیک من الخیر کذا و کذا خلاف ما سمعت منه؛ سخن سه گونه است: گاه راست است و گاه دروغ و گاه اصلاح در میان مردم کسی عرض کرد: فدایت شوم منظور از بین مردم چیست ؟
امام فرمود: این که از کسی دربارهٔ دیگری سخنی میشنوید که اگر به او برسد ناراحت میشود تو او را ملاقات میکنی و میگویی فلان کس دربارهٔ تو ذکر خیر فراوان داشت - برخلاف آنچه از او شنیده بودی - (و به این وسیله آن دو را نسبت به یکدیگر خوشبین میکنی).
مرحوم علّامه مجلسی در شرح این حدیث میفرماید: چنین سخنی هر چند از نظر عرف و لغت دروغ است، ولی به خاطر قصد اصلاح بین مردم جایز میباشد، و تمام اهل اسلام در این سخن متفقند. سپس میافزاید حتّی توریه کردن در این موارد واجب نیست، هر چند بتوان توریه بعیدی نمود.
بی شک کلام دو گونه بیشتر نیست یا مطابق واقع است یا بر خلاف واقع، اوّلی صدق نامیده میشود و دوّمی کذب، ولی از آنجا که سخنان خلاف واقع به نوبه خود نیز بر دو قسم است یا موجب فساد است یا موجب صلاح، امام علیه السّلام آن دو را از هم جدا کرده و آنچه مورد صلاح است قسم سوّم شمرده است .
از مجموع احادیث فوق به خوبی روشن میشود که در میان اعمال خیر کمتر عملی به اهمّیّت اصلاح ذات البین است، تا آنجا که ملائکه بر شخص اصلاح کننده درود میفرستند، و عمل او برتر از نماز و روزه است و کار او همچون جهاد فی سبیل اللّه است .
بدیهی است اصلاح ذات البین تنها در سطح فرد یا افراد اثر نمیگذارد بلکه سبب انسجام اقشار مختلف جامعه و تحکیم پیوندهای محبّت در میان آنها میشود.
و این اتحاد و انسجام سبب پیروزی و عزّت و اقتدار جامعه اسلامی است .
طرق اصلاح ذات البین
اصلاح در میان مردم یا گروهها و طوایف غالبا کار پیچیدهای است مخصوصا اگر کینهها و دشمنیها ریشه دار و کهنه باشد، به همین دلیل برای رسیدن به آن گاهی باید راه طولانی پیمود و از نکات و دقایقی بهره گرفت ، و با روان شناسی و روان کاوی آشنا بود و به یقین رعایت اصول ذیل ، برای رسیدن به این مقصود مفید و مؤثّر است:
۱- پیدا کردن ریشههای اختلاف و نفاق - چرا که انسان تا ریشهها را نشناسد درمان نتیجهها مشکل است و اگر اختلافات ریشه یابی شود و انسان به سراغ نابود کردن ریشههای اختلاف برود زودتر موفق خواهد شد.
۲- شتابزدگی اصلاح ذات البین در بسیاری از مواقع، نتیجه معکوس دارد به خصوص اگر اختلافات عمیق و ریشه دار باشد، در این گونه موارد باید جهات اختلاف را بررسی کرد و گاه تحت شماره روی کاغذ آورد، سپس به حل یک یک آنها پرداخت و به هر یک از دو طرف امتیازی داده شود، و تعادلی برقرار گردد، و کار به اصلاح بیانجامد.
۳- باید از مسائل عاطفی از آیات و روایاتی که عواطف مذهبی طرفین را تحریک و بسیج میکند بهره گرفت و برای هر دو طرف شخصیّت والایی قائل شد تا به خاطر احساس شخصیّت حاضر به عفو و گذشت نسبت به بعضی از خواستههای خود بشود.
۴- گاه اصلاح کننده باید از خود نوعی فداکاری به خرج دهد و مثلا مبلغی از ادعای طرفین را برعهده بگیرد، همان گونه که در حدیث امام صادق علیه السّلام و مفضّل در ضمن احادیث بالا خواندیم ، و به یقین مالی که در این راه خرج میشود از بهترین انفاقهای در راه خدا محسوب میشود.
۵- شخص مُصلح باید به شدّت از جانبداری یک طرف بپرهیزد، و به تعبیر دیگر خود را بی طرف و نسبت به هر دو علاقه مند و با محبّت نشان دهد، زیرا هر گونه جانبداری از یکی از طرف او را از رسیدن به مقصود باز میدارد. البتّه افراد زورگو و بی منطقی هستند که هرگز سر در برابر حق و عدالت و اصلاح فرودنمی آورند آنها حکم دیگری دارند که در شرح آیات گذشته بیان شد.
۶- در بسیاری از مواقع پیمودن راه طولانی اصلاح نیاز به صبر و حوصله و خون سردی دارد. شخص مصلح نباید زود ماءیوس شود و دَرهای اصلاح را به روی خود بسته ببیند، بلکه باید بداند پیچیدهترین اختلافات را میتوان با صبر و شکیبایی و درایت و تدبیر حل کرد. بنابراین اگر در یک مرحله ناکام شود مساءله را نباید پایان یافته اعلام کرد!
به تعبیر افساد جنبه تخریبی دارد و کار آسانی است ولی اصلاح جنبه سازندگی دارد و کار پیچیدهای است . یک بنای عظیم را میتوان با چند بمب منفجر کرد و با خاک یکسان نمود، ولی ساختن آن سالها وقت لازم دارد. بنای اعتماد و دوستی و محبّت و صمیمیت در جوامع انسانی نیز چنین است، تخریب آن آسان و سریع و ساختن آن پیچیده و دراز مدّت، بنابراین در امر اصلاح هرگز شتابزدگی عاقلانه نیست .
این سخن را با داستان عبرت آموزی که در بحارالانوار آمده است پایان میدهیم : مرحوم علّامه مجلسی از بعضی نقل میکند که در زمانهای گذشته مردی غلامی داشت، میخواست آن را بفروشد، به مشتری گفت این غلام عیبی ندارد جز این که سخن چین است!، مشتری این عیب را سبک شمرد و گفت اشکالی ندارد، غلام را خرید (شیطنت غلام شروع شد) روزی به همسر آقای خود گفت : شوهرت تو را دوست ندارد و میخواهد همسر دیگری بگیرد، تیغی به تو میدهم کمی از موی پشت سر او را قطع کن تا من با آن سحری فراهم کنم که او تو را دوست بدارد.
سپس نزد شوهرش آمد و به او گفت این زن دوست پنهانی پیدا کرده و قصد کُشتن تو را دارد، تو خود را به خواب بزن تا حقیقت را دریابی . مرد شبی خود را به خواب زد، ناگهان احساس کرد که زن با تیغ به سراغ او آمد، باور کرد که میخواهد او را به قتل برساند، برخاست و زن را کُشت . قبیله زن باخبر شدند و حرکت کردند و مرد را کُشتند، در میان دو قبیله جنگی درگرفت و گروهی از میان رفتند، و کار به درازا کشید، آری به این آسانی میتوان دو قبیله را به جان هم انداخت و قربانی گرفت، ولی به یقین اصلاح در میان آنها به این آسانی نیست .
منبع
اخلاق در قرآن جلد سوّم فروع مسائل اخلاقی
- ↑ سوره بقره؛ آیه 224







