فرهنگ مصادیق:ظهور تولّی و تبرّی در زیارت عاشورا
از تأکید بر زیارت امام حسین به گونه کلّی و زیارت آن حضرت در روز عاشورا و خواندن زیارت عاشورا در همه ایام استفاده میشود که یکی از نکات مورد توجه تجلّی و ظهور تولّی و تبرّی در زندگی شیعیان و پیروان اهل بیت رسول اللّه(ص) است، در زیارت عاشورا تولّی و اظهار ولایت و پذیرش آن به خوبی آشکار است و همچنین تبرّی و اظهار برائت و انزجار از ظالمان و ستمگران و کسانی که آنها را به شهادت رساندند.
حال به فرازهایی از این زیارت اشاره میشود.
فرازهایی که گویای تولّی است در چند بند بیان میشود
الف: در فراز اول که با سلام و درود بر آن حضرت آغاز میشود و زائر میگوید: سلام برتو ای اباعبداللّه، سلام بر تو ای فرزند رسول خدا، سلام بر تو ای فرزند امیرالمؤمنین و سرور اوصیاء، سلام بر تو ای فرزند فاطمه سرور زنان جهان، سلام بر تو ای خون خدا و فرزند خون خدا و یگانه روزگار، سلام بر تو و جانهای پاکی که در آستانه تو فرود آمدند، سلام الهی بر همه شما در همیشه زمان، تا هنگامی که من زنده ام و روز و شب پایدار باقی است.
ای اباعبداللّه، بی تردید مصیبت تو بسیار سخت و تحمّل آن بر همه انسانهای مسلمان بسی دشوار است نه تنها بر موجودات زمینی بلکه دیدن آن صحنههای دلخراش و جانکاه برای ساکنان آسمانها نیز سنگین بود.
ب: یا ابا عبداللّه انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیامة؛ ای حسین، ای ابا عبداللّه، بی شک تا روز رستاخیز بر این عقیده استوار میمانم که در کنار یاران شما بوده و در جبهه همرزمان شما باشم.
ج: بابی انت و امی، لقد عظم مصابی بک فاسئل اللّه الّذی اکرم مقامک و اکرمنی بک، ان یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمد(ص) اللهم اجعلنی عندک وجیها بالحسین (ع) فی الدّنیا و الآخرة.
پدر و مادرم فدای تو باد، تحمّل مصیبت تو بسیار سخت است، از خدایی که منزلت کریمانهای به تو بخشید و مرا در سایه آشنایی با تو گرامی داشت مشتاقانه خواستارم در رکاب پیشوای پیروزی از خاندان نبوی(ص) که به هدف خونخواهی تو برمی خیزد، توفیق حضور داشته باشم.
بار خدایا مرا در پرتو الطاف سالار شهیدان در دنیا و آخرت جزو رو سفیدان و آبرومندان درگاهت قرار ده.
در فراز بعدی زائر راه تقرّب به خدا و پیامبر خدا و امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را ولایت و محبت امام حسین(ع) و بیزاری از دشمنان آن ها میداند.
فرازهایی که به بیان تبرّی می پردازد
الف: در مجموع این زیارت تبرّی به صورت لعن و نفرین نسبت به کسانی که اساس ظلم و ستم را بنیان نهادند بیان میشود. از جمله میفرماید: فلعن اللّه امّة اسّست اساس الظلم و الجور علیکم اهل البیت و لعن اللّه امّة دفعتکم عن مقامکم و ازالتکم عن مراتبکم الّتی رتّبکم اللّه فیها و لعن اللّه امّة قتلکتم و لعن اللّه الممهدین لهم بالتمکین من قتالکم، برئت الی اللّه والیکم منهم و من اشیاعهم و اتباعهم و اولیائهم.
لعنت خداوند بر کسانی که اساس ظلم بر شما خاندان نبوی را بنیان نهادند، لعنت خدا بر نامسلمانانی که منزلت خدادادی شما را نادیده گرفتند و شما را از جایگاه امامت بیرون راندند و خلافت الهی شما را به یغما بردند.
لعنت خدا بر کسانی که بر اثر ترس و جهالت و سفاهت به طاغوت زمان پیوستند و زمینه کشتار شما را فراهم ساختند، از همه این افراد و کسانی که سبب شیوع و گسترش تفکر اموی شدند و گروهی که به جای پذیرش ولایت الهی ولایت طاغوت را پذیرفتند و افرادی که طوق بندگی و پیروی بی چون و چرای آنان را به گردن آویختند از همگی آنان گسسته، به خدا و خاندان پاک شما میپیوندم.
در فراز بعدی مصادیق ظالمان را متذکر شده و از افرادی چون آل زیاد و آل مروان و همه فرزندان امیه و ابن مرجانه (ابن زیاد) و عمر بن سعد و شمر یاد میکند که ملعون هستند و در پایان این فراز میگوید: نه تنها این افراد مورد لعن و نفرین خدایند بلکه کسانی که مقدّمات پیکار با حسین(ع) را فراهم ساختند مورد لعن قرار داده و فرمود:و لعن اللّه امّة اسرجت و الجمت و تنقّبت لقتالک یعنی لعنت خدا بر سپاهیانی که با آماده سازی مقدمات و ساخت زین و لگام برای اسبهای جنگی و پوشیدن نقاب زمینه کشتار شما را فراهم کردند.
ب: در یک فراز اظهار برائت و انزجار میکند از کسانی که پایه گذار ستم بر اهل بیت و شیعیان آنها بودند و از خدا میخواهد که این اظهار برائت را روزی آنان قرار دهد و در شعار ویژهای که گفته شد صد بار آن را بگویید، به صورت کلی میگوید: اللهم العن اوّل ظالم ظلم حق محمّد و آل محمّد و آخر تابع له علی ذلک اللّهم العن العصابة الّتی جاهدت الحسین و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله اللّهم العنهم جمیعاً؛ خدایا نخستین ستمگر بر اهل بیت پیامبر و همه پیروانش را لعنت کن گروهی که به جنگ با امام حسین(ع) برخاستند و آنان که سپاهیان جهالت و سفاهت را بدرقه کردند و کسانی که به این جنایت هولناک رضایت دادند، افکار آنان را پسندیدند و به کردار آنان شادمان شدند، خدایا همگی آنان را لعنت کن از مجموعه این زیارت چند مطلب استفاده میشود.
اول: تقرّب به خدا از راه دوستی و ولاء امام حسین(ع) و اهل بیت به طور کلّی و دوستی و موالات دوستان آن ها و برائت و انزجار از ظالمان و ستمگران و پیروان و دوستان و زمینه سازان گسترش تفکّر ستم و ستمگری حاصل میشود.
بنابراین کسانی که تنها با ابراز محبّت و دوستی و پیوند با آن ها به خواهند به مقامات معنوی نائل شوند پنداری بیش نیست بلکه این ولایت و دوستی باید ملازم با برائت و انزجار از ظالمان و دوستان آن ها نیز باشد.
دوم: برائت تنها به این نیست که آدمی از ظالمان و ستمگران اعراض کند بلکه باید با اظهار تبرّی از آن و هر کسی که به گونهای با ظلم و ستم همراه است نیز ملازم باشد از این رو کسانی که مستقیماً به اهل بیت ستم کردهاند یا ستمگران را یاری نمودند و یا به ستم بر آنان راضی باشند هر سه گروه در ستم سهیم اند و تبرّی و انزجار از آن ها نیز لازم است.
سوم از زیارت عاشورا استفاده میشود که برائت از ظالمان و ستمگران به این است که آنها را مورد لعن قرار دهند. در واقع این گروه از رحمت و مغفرت خدا محرومند چنان که ملاحظه می شود که در قرآن گروههایی چون ظالمان(7)،دروغ گویان،(8) کافران،(9) و کسانی که حق را کتمان کردهاند.(10) مورد لعن خدای سبحان قرار گرفتند و بلکه برخی علاوه بر لعن خدا، مورد لعن لعن کنندگان نیز قرار گرفتند، خواه فرشتگان باشند یا مؤمنان یا هر کسی، بنابراین اگر در زیارت عاشورا کسانی که به پیامبر و اهل بیت آن حضرت ستم کردهاند، مورد لعن قرار گرفتند باید توجه داشت که این مطلب ریشه قرآنی دارد.
چهارم: زائری که زیارت عاشورا را قرائت میکند خواستههایی دارد که از جمله آن خواسته ها این است که خدای سبحان حیاتش و مماتش و زندگی و مرگش را زندگی و مرگ پیامبر و اهل بیت آن حضرت قرار دهد و میگوید: اللّهم اجعلنی فی مقامی هذا ممّن تناله منک صلوات و رحمة و مغفرة، اللّهم اجعل محیای محیا محمّد و آل محمّد و مماتی ممات محمّد و آل محمّد؛ خدایا مرا در این جایگاهی که هستم از کسانی قرار ده که از درود و تحیّت، لطف و رحمت و عفو و مغفرت تو بهره مند باشد. خدایا زندگی و مرگ مرا با حیات و ممات پیامبر و اهل بیتش همگون قرار ده، در این فراز زائر میگوید: زندگی پیامبر و اهل بیت آن حضرت زندگی همراه با انس با خدا و عزّت و طهارت و در واقع زندگی پاکیزه وحیات طیّب بوده است به من نیز همان زندگی را اعطاء کن و مرگی ده که در آن عزّت و با عشق به لقای الهی باشد. چنان که مرگ آنها نیز مرگ با عزّت و همراه با عشق به لقاء الهی بوده است.
زیرا معیار حیات پاکیزه و زندگی سعادتمندانه چیزی جز همراهی و هماهنگی با آن بزرگواران نیست آنها هستند که اسوه و الگوی آدمیان هستند، بنابراین انسانی که میخواهد زندگی و مرگ سعادتمندانه داشته باشد باید الگوهای زندگی و مرگ سعادتمندانه را که معصومین علیهم السلام هستند بشناسد و با ابعاد زندگی آنها آشنایی پیدا و در عمل نیز در همه ابعاد زندگی از آنها پیروی نماید. در این صورت است که مرگ او و حیات او مرگ و حیات سعادتمندانه خواهد شد.







