فرهنگ مصادیق:احکام وقف - آیت الله بهجت
محتویات
- ۱ فرق وقف و حبس
- ۲ وقف معلّق و مشروط
- ۳ قصد قربت در وقف
- ۴ نقش ادارهٔ اوقاف نسبت به موقوفات
- ۵ اثبات و احراز وقفیت یک مکان
- ۶ تصرف بر خلاف نظر واقف
- ۷ محدوده اختیارات تولیت یا واقف
- ۸ عمل نکردن متولّی وقف به وقف
- ۹ مسجد نمودن یک مکان
- ۱۰ وقف منزل به شرط استفاده در حال حیات
- ۱۱ حکم وقف اموال نذر شده برای امام زاده
- ۱۲ وقف نهرها و رودخانه ها
- ۱۳ مصداق بودن واقف برای موقوف له
- ۱۴ وقف بر کافر ذمّی
- ۱۵ آب قناتی که مضرّ به چاه وقفی است
- ۱۶ مراد از سالی چند روز روضه خواندن
- ۱۷ عدم جواز تصرّف ادارهٔ اوقاف
- ۱۸ اجاره دادن زمین موقوف به مدّت طولانی
- ۱۹ ادّعای وقف بودن زمین
- ۲۰ تبدیل آب انبار موقوفه به مرکز فرهنگی
- ۲۱ تصرّف بی اجازه در وقف و ساختن خانه
- ۲۲ چیزهای خریداری شده با پول موقوفه
- ۲۳ اموال حسینیّهای که در حال خراب شدن است
- ۲۴ فروش سرقفلی ساختمان بنا شده در وقف
- ۲۵ حفر چاه در ملک موقوفه و در جنب آن
- ۲۶ تغییر جهت وقف
- ۲۷ دو وقفنامه برای یک وقف
- ۲۸ مراد از فرزند ارشد
- ۲۹ قرار دادن زمین مشکوک الوقف برای حسینیّه
- ۳۰ آبهای زیر زمین موقوفه
- ۳۱ دایرهٔ اختیارات متولّی
- ۳۲ حکم قرآن های فرسوده شده وقفی
- ۳۳ لزوم اجازهٔ متولّی در تصرّف دیگران
- ۳۴ وقف مدت دار اشیا
- ۳۵ تغییر در وقف
- ۳۶ حکم حمّام وقفی مخروبه
- ۳۷ حکم بیمهٔ اموال به نام حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ
- ۳۸ ساخت و ساز جاهلانه در وقف
- ۳۹ وقف در حال عصبانیّت
- ۴۰ زیاد آمدن موقوفه از عزاداری امام حسین ـ علیه السّلام ـ
- ۴۱ زمین مشکوک در کشورهای خارجی
- ۴۲ گفتار بعضی بر وقفیّت یک محل
- ۴۳ در اختیار قرار دادن امکانات بنیاد اسلامی برای غیر مسلمین
- ۴۴ انحلال موسسّه و بنیاد خیریه
- ۴۵ وقف مغازه و اختصاص عایدات برای خمس و زکات
- ۴۶ تخلّف از وقف
- ۴۷ تکلیف سهم موقوف علیه در صورت فوت
- ۴۸ تکلیف اموال موسسّهای با تغییر آن
- ۴۹ وقف کلّی و تغییر مکان آن
- ۵۰ فروش موقوفه با عدم قابلیّت برای استفاده
- ۵۱ فروش موقوفه و جبران آن
- ۵۲ تغییر مکان امام زاده به علت ساخت سدّ
- ۵۳ موارد جواز فروش موقوفه
- ۵۴ ایجاد ساختمان در زمین وقف با اذن متولّی
- ۵۵ ادّعای زمینها و باغهای وقفی
- ۵۶ اگر وقف مشاع با تقطیع از انتفاع خارج شود
- ۵۷ وقف منزل ده روز در سال برای روضه خوانی
- ۵۸ اگر متولّی وقف از بعضی فرقه ها باشد
- ۵۹ وقف برای اولاد ذکور و فرض عدم وجود وی
- ۶۰ مراد از عبارت «اولاد ذکور و احفاد و نوافل آنها»
- ۶۱ وقف به شرط تولیت واقف در طول زندگی
- ۶۲ درختهایی که مستأجر در ملک وقف کاشته
- ۶۳ وقف برای روشنایی حرم امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ
- ۶۴ تبدیل بنای موقوفه
- ۶۵ وصیت به ساخت حسینیه و وقف کتاب بر آن
- ۶۶ استفاده از آب قنات برای حمام
- ۶۷ فوت واقف پیش از تکمیل موقوفه
- ۶۸ وقف کتب علوم غریبه
- ۶۹ دوَران متولّی بین دو نفر
- ۷۰ عدم امکان تغییر متولّی توسط واقف پس از تحقق وقف
- ۷۱ تقسیم موقوفه مشاع توسط ورثه
- ۷۲ موقوفهای که متروک شده است
- ۷۳ وظیفه دیگران در قبال فروش موقوفه توسط مدّعی تولیت
- ۷۴ مصرف کاشی های امام زادهای در جای دیگر
- ۷۵ عدم جواز فروش موقوفه
- ۷۶ زمین موقوفهای که درآمد ندارد
- ۷۷ موقوفات تاریخی
- ۷۸ روستاهای موقوفه
- ۷۹ نوشتن در کتاب وقفی
- ۸۰ بهره مندی از آب مکان وقفی
- ۸۱ چاه در زمین مشاع
فرق وقف و حبس
934. فرق وقف و حبس چیست؟
ج. در وقف، دوام شرط است به خلاف حبس که میشود آن را تا مدت معین قرار دهد و در حبس، ملک از مالکیت حابس (حبس کننده) خارج نمیشود و به ارث هم میرسد و تصرّفات غیر منافی با حبس هم در آن جایز است، به خلاف وقف در تمام این امور.
وقف معلّق و مشروط
935. آیا تنجیز در وقف شرط است و وقف معلّق و مشروط آیا صحیح است؟
ج. بله، تنجیز در صحت وقف شرط است و تعلیق مبطل آن است.
قصد قربت در وقف
936. آیا در وقف قصد قربت شرط است؟ و اگر کسی اموال خود را برای محروم کردن فرزندان خود از ارث، وقف روضه خوانی امام حسین ـ علیه السّلام ـ نماید، آیا وقف صحیح است و آیا به چنین وقفهایی پاداش آخرتی تعلق می گیرد؟
ج. بنابر احوط قصد قربت، هر چند به نحو داعی به داعی، شرط است اگرچه بدون قربت هم باید در عدم صحت آن احتیاط شود، البته در ترتّب ثواب، قصد قربت شرط است.
نقش ادارهٔ اوقاف نسبت به موقوفات
937. ادارهٔ اوقاف نسبت به املاک و اموال موقوفه، آیا حکم متولّی یا ناظر یا واقف را دارند؟
ج. وقفنامه باید ملاحظه شود.
اثبات و احراز وقفیت یک مکان
938. از چه راههایی می توان وقفیّت یک محل را اثبات و احراز نمود؟
ج. به شیاع مفید علم یا اطمینان؛ و به اقرار ذوالید یا ورثهٔ او؛ و به بیّنه شرعیه؛ و به این که در تصرف وقف باشد که متصرّفها معاملهٔ وقف با آن می کنند، بدون این که معارضی وجود داشته باشد.
تصرف بر خلاف نظر واقف
939. آیا متولیّان وقف می توانند بر خلاف نظر واقف در موقوفه تصرف کنند؟
ج. خیر، نمی توانند.
محدوده اختیارات تولیت یا واقف
940. لطفا محدوده اختیارات تولیت یا واقف را پس از وقف بیان فرمایید؟ و آیا تصرفات مالکانه توسط آن دو در وقف صحیح است؟
ج. واقف پس از وقف با دیگران فرقی ندارد و متولّی یا واقف، در صورتی که تولیّت برای خود قرار داده باشد، در جهت وقف میتوانند در موقوفه تصرّف کنند و حق تصرّفات مالکانه ندارند.
عمل نکردن متولّی وقف به وقف
941. اگر متولّی موقوفه به وقف عمل نکند یا بر خلاف نظر واقف عمل کند، چه حکمی دارد؟
ج. حاکم شرع باید به جای او متولّی امینی معین نماید.
مسجد نمودن یک مکان
942. جهت مسجد قرار دادن یک محل چه شرایطی لازم است؟ و اگر کسی جایی را برای نماز مردم وقف کند، برای مسجد بودن کافی است؟ یا صیغه و یا عمل خاصی نیز باید انجام دهد؟
ج. به مسألهٔ 2154 رساله رجوع شود، و در ترتّب احکام مسجد لازم است وقف به عنوان مسجد بودن باشد نه صرف محل نماز که مصلّی به حساب آید.
وقف منزل به شرط استفاده در حال حیات
943. آیا راهٔ وجود دارد که منزلی را وقف نمود ولی زمان حیات خود را استثنا کرد؟
ج. کسی که مالی را وقف می کند، بنابر اظهر می تواند شرط کند که تا مدتی و یا تا وقتی زنده است، خودش و یا متعلّقین او از مال موقوفه استفاده نمایند و منافع آن مال به آنها برسد. (مسألهٔ 2152 رساله)
حکم وقف اموال نذر شده برای امام زاده
944. چیزی را ـ مثل فرش ـ ، نذر امامزاده کردهاند، آیا حکم وقف را در عدم جواز بیع دارد، یا ملک جهت است؟
ج. اگر نذر کننده خصوصیت عین منذوره را لحاظ کرده، نه صرف مالیت آن را، در حکم با وقف تفاوتی ندارد. (به مسألهٔ 2135 رساله رجوع شود.)
وقف نهرها و رودخانه ها
945. آیا نهرها و رودخانه ها و چشمه های طبیعی را می شود وقف کرد؟
ج. چیزی که وقف می شود، باید عین مملوک شخص باشد.
946. اگر ورودی نهرها و رودخانه ها را که طبیعی است و کسی آنها را احداث نکرده، در ملک موقوفه قرار دهد، آیا می شود از آن استفاده کرد و وضو و غسل انجام داد؟
ج. چیزی که وقف می شود، لازم است مملوک شخص باشد.
مصداق بودن واقف برای موقوف له
947. شخصی چیزی را وقف کرده بر اعلم علمای شهر یا امام جماعت مسجد، در حالی که خود اعلم یا امام جماعت است، آیا می تواند از آن بهره ببرد؟
ج. مانعی ندارد و این غیر از وقف بر نفس است که صحیح نیست.
وقف بر کافر ذمّی
948. آیا وقف بر کافر ذمّی صحیح است؟
ج. بنابر اظهر صحیح است، در صورتی که همراه با عنوان حرامی مثل دوستی با کافر یا کمک بر کفر نباشد.
آب قناتی که مضرّ به چاه وقفی است
949. چاه وقفی است مربوط به مزرعهٔ وقفی، در نزدیکی آن قناتی حفر کردهاند که به واسطهٔ آن، آب چاه وقفی خشک شده است. آیا تصرّف در محصولات آن مزرعه جایز است؟
ج. اگر حفر غیر مجاز و در حریم وقف بوده، باید مسدود شود و خسارت وقف هم پرداخت شود، ولی محصولات، مال خود آنها است.
مراد از سالی چند روز روضه خواندن
950. در وقف نامهای آمده: سالی چند روز روضه خوانی شود. آیا شب را هم شامل می شود و می توانند در شب روضهای بخوانند؟
ج. اگر انصراف به خصوص روز ندارد، بلامانع است.
عدم جواز تصرّف ادارهٔ اوقاف
951. در صورت معیّن بودن متولّی وقف، آیا اداره اوقاف یا دیگران می توانند در آن تصرف کنند؟
ج. نمی توانند.
اجاره دادن زمین موقوف به مدّت طولانی
952. آیا اجاره دادن زمین موقوف به مدت طولانی، مثل صد سال صحیح است؟
ج. اگر بطن اوّل آن را اجاره دهد و قبل از تمام شدن مدت اجاره منقرض شوند، اجاره نسبت به بقیهٔ مدت باطل است، مگر این که بطن بعدی آن را اجازه دهند.
ادّعای وقف بودن زمین
953. زمینهایی است که سازمان زمین شهری به متقاضیان واگذار کرده است. فعلاً بعضی افراد ادعا می کنند آنها وقف بوده است، وظیفهٔ ما که در آن جا ساکن هستیم چیست؟
ج. باید وقف بودن آنها شرعا ثابت شود و اگر از قراین، اطمینان به وقفیت پیدا کردید، اجارهٔ آن باید به مصرف وقف برسد.
تبدیل آب انبار موقوفه به مرکز فرهنگی
954. آب انبار قدیمی وقف است، ولی فعلاً با وجود لوله کشی، از آن هیچ استفادهای نمی شود. آیا اجازه می فرمایید آن را تخریب کرده و به جای آن مراکز ورزشی یا فرهنگی بسازیم؟
ج. در هر مورد، نیاز به اجازهٔ حاکم شرع دارد.
تصرّف بی اجازه در وقف و ساختن خانه
955. اگر زمین وقفی را عدهای تصرف کنند و بدون اجازه خانه بسازند، وظیفهٔ متولّی از نظر شرع مقدّس چیست؟
ج. باید اجارهٔ آن زمین را از آنها بگیرد، و آن را در مصرف وقف صرف کند.
چیزهای خریداری شده با پول موقوفه
956. اگر با پول فروش موقوفه چیزی برای وقف خریده شد، آیا خواندن صیغهٔ وقف لازم است یا خیر؟
ج. ظاهرا لازم نیست.
اموال حسینیّهای که در حال خراب شدن است
957. اگر در محلّی حسینیّه جدیدی بنا کردند و مردم از آن استفاده نمودند و حسینیه قبلی در حال خراب شدن بود، آیا می توان آن را فروخت و وسایل آن را به حسینیهٔ جدید آورد؟
ج. در فرض مسأله، فروش حسینیه ـ که وقف برای عزاداری بوده است ـ جایز نیست، مگر این که فعلاً و مَآلاً و مستقلاًّ در جهت وقف قابل استفاده نباشد و از حیّز انتفاع به عنوان حسینیه خارج شده باشد که در این صورت جایز است بفروشند و وجه آن را به مصرف حسینیه جدید برسانند و نقل اسباب و ظروف و فرشهای آن به حسینیه جدید در این صورت مانع ندارد، واللّه العالم.
فروش سرقفلی ساختمان بنا شده در وقف
958. عدّهای بر روی زمین وقفی با خرج خود برای تأمین غرض وقف، ساختمانی چند طبقه ساختهاند. آیا می توانند سرقفلی یکی از طبقات را برای زیادی استفاده در جهت وقف در مقابل اجاره بفروشند؟
ج. مانعی ندارد.
حفر چاه در ملک موقوفه و در جنب آن
959. هفتاد سال پیش شخصی دوازده ساعت آب قنات با اراضی، وقف حضرت سیّدالشّهداء ـ علیه السّلام ـ کرده که اجارهٔ این دوازده ساعت آب، هر ساله در ماه محرّم در همان روستا صرف تعزیه و روضه خوانی شود. شصت سال است از فوت واقف می گذرد. هر ساله پسر بزرگ واقف که از جانب آن مرحوم متولّی وقف میباشد، انجام وظیفه می نمود. ولی به مرور زمان قنات خشک شده، مالکین جمع شدند و اقدام به کندن چاه عمیق در همان ملک نمودند که هر کس به هر مقدار در قنات شریک بود، در چاه عمیق به همان مقدار شریک باشد. متولّی از خودش خرج کرده است و می گوید آب چاه عمیق از خودم می باشد و نه وارثین را شریک می داند و نه موقوفٌ علیه را، حکم شرع مقدّس را مرقوم فرمایید؟
ج. اگر چاه در ملک موقوفه حفر شده، تابع وقف است و اگر با قراردادی شرعی در ملک دیگری حفر شده، تابع قرارداد است و چنان چه در ملک مشترک باشد مشترک است و اگر اختلاف دارند نیاز به مرافعهٔ شرعیّه دارد.
تغییر جهت وقف
960. آیا بعد از تمامیّت وقف به قبض و اقباض، واقف حقّ دارد که وقف را از عام به خاصّ یا بالعکس تغییر دهد؟
ج. حقّ ندارد.
دو وقفنامه برای یک وقف
961. با دو وقفنامه در مورد یک وقف چگونه عمل می شود؟
ج. وقفنامهای که از نظر تاریخ وقف مقدّم است و کاشف تمامیّت آن است مورد عمل است؛ مگر این که وقفنامهٔ جدایی با رقبات جدید تنظیم شده باشد که در آن صورت شرایط وقفنامهٔ اوّل معتبر و در بقیّهٔ رقبات مفاد وقفنامهٔ دوّم با شرایط جدید مورد عمل قرار خواهد گرفت.
962. در مورد وقفی، دو وقف نامه پیدا شده یکی قدیم و یکی جدید که این دو با هم اختلاف دارند. تکلیف، عمل به کدام یک می باشد؟
ج. ناظر در وقف باید هر دو را ببیند و یکی را ترجیح دهد نسبت به ملاحظهٔ وقت تمامیّت وقف.
مراد از فرزند ارشد
963. اگر کسی در وقفنامه، فرزند ارشد را در هر نسلی متولّی قرار دهد؛ مراد از ارشد آیا رشد سنّی است یا فکری و کفایتی؟
ج. هم چنان که رشد مربوط به سنّ نیست، منظور از ارشد هم منظور ارشد سنّی نیست.
قرار دادن زمین مشکوک الوقف برای حسینیّه
964. در کنار مسجدی زمینی بایر وجود دارد که مدّتها پیش جنازهٔ چند کودک در آن دفن شده است، ولی مدرکی بر وقف بودن آن نیست. آیا می توان مسجد را توسعه داده و اطراف آن را حسینیّه کرد؟
ج. اگر وقف بودن زمین محرز نیست و بین مردم محلّ شایع نیست و ملک یا حریم ملک کسی هم نیست، می توانند از حریم مسجد برای توسعه مسجد استفاده کنند و اگر قسمتی از آن حریم مسجد نباشد، حسینیّه نمایند.
آبهای زیر زمین موقوفه
965. آیا آبهای تحت الارضی املاک موقوفه در وقف تابع آنها هستند یا بدون اجازه متولی، دیگران هم می توانند استفاده کنند؟
ج. منافع آبهای تحت الارضی به حساب املاکی است که این آبها در زیر آن قرار گرفتهاند که بدون اجازهٔ مالک یا متولّی، دیگران به استفاده آن مجاز نیستند، در صورتی که مربوط به همین زمین موقوفه باشد و استخراج هم از همین زمین باشد.
دایرهٔ اختیارات متولّی
966. آیا اگر منظور واقف از تعیین ناظر، اعمال نظر و تصویب او باشد، متولّی حقّ اقدام و انجام کاری بدون اذن و تصویب ناظر دارد؟
ج. حقّ ندارد.
حکم قرآن های فرسوده شده وقفی
967. در مسجد روستایی دو سری قرآن خطی موجود است که بیش از یکصد سال از عمر آن می گذرد. قرآنها در حال فرسوده شدن می باشند. آیا اجازه می فرمایید آنها را تعمیر نمایند و در منزل یکی از افراد مورد اعتماد نگهداری شود، و یا این که چون وقف است، بعد از تعمیر دوباره به مسجد آبادی برگردانده شود، و یا این که چون نگهداری آنها برای افراد عامّی مشکل است، به نیابت از جانب ورثهٔ واقف، به کتابخانهٔ آیت اللّه مرعشی هدیه شود؟ با توجّه به این که افراد سالمند آبادی اطّلاعی از ورثه و خود واقف ندارند.
ج. وقف قابل اهدا نیست، قرآنها را تعمیر کنید و از آن در همان جهت وقف استفاده نمایید.
لزوم اجازهٔ متولّی در تصرّف دیگران
968. در صورتی که واقف برای موقوفه، متولّی منصوص تعیین کرده است و متولّی مزبور در قید حیات است و عمل به شرایط وقف نامه می نماید، آیا دیگران (غیر از متولّی وقف) از حکّام شرع و یا از حکّام عرف، حقّ دخالت و یا تصرّف در موقوفه را دارند؟
ج. حق ندارند، مگر با اذن او.
وقف مدت دار اشیا
969. لو اوقف عقارا الی عشرین سنه او نحوه... فهل ینقلب الی تحبیس او یبطل؟
ج. اظهر انّه حبس فیراعی فیه شروطه ان قصد الحبس او لم یعلم قصده اما اذا قصد الوقف فیبطل.
تغییر در وقف
970. آیا می توان با توجّه به شرایط روز جهت مصالح دولت و امّت اسلامی و ملاحظهٔ نیّت اصلی واقف و در جهت هماهنگی با سایر برنامه های مدوّن و جاری دولت در کاربرد نظرات واقف تغییراتی به عمل آورد؟ نکته دیگر این که در جهت توسعهٔ سنّت حسنهٔ وقف، لازم است مبالغی صرف هزینه های پرسنلی و اداری کارکنان شود که در هیچ یک از وقفنامه ها به این موارد اشارهای نشده است. آیا می شود با تغییراتی در نحوهٔ کاربرد درآمدهای حاصل از موقوفات، به ویژه موقوفات متصرّفی که اوقاف متولّی آن است، مبالغی صرف هزینه های مزبور نمود؟ و در آخر این که موقوفات بسیاری در سطح کشور وجود دارد که یا شناسایی نشده و یا به مرور زمان از بین رفته است، آیا می توان با تغییرات جزیی در نحوهٔ استفاده از درآمد موقوفات موجود برای شناسایی موقوفات شناخته نشده اقدام کرد؟
ج. موقوفات به حسب آن چیزی است که اهل آن وقف کردهاند، بنابراین تغییر وقف جایز نیست و باید از وقف در همان جهت وقف و زیر نظر متولّی شرعی وقف استفاده شود و عواید آن غیر جهت وقف صرف نشود.
حکم حمّام وقفی مخروبه
971. شخصی مکانی را جهت حمام عمومی وقف نموده و پس از سالها بهره برداری هم اکنون مخروبه گشته و بیشتر اهالی محل به لحاظ دارا بودن حمام شخصی، چندان تمایلی در جهت مرمّت و بازسازی آن ندارند و از جهتی اگر هم تعمیر گردد، با توجه به مطلب فوق استفادهٔ قابل توجهٔ صورت نمی گیرد. بنابراین آیا وقف کننده می تواند محل مورد نظر را فروخته و پولش را در مصرف دیگر ی چون غسّال خانه که ضرورت بیشتری نیز دارد در مکان مناسب دیگری صرف نماید یا خیر؟ در صورت عدم فروش، حکم آن را بیان فرمایید.
ج. اگر وضع حمام به گونهای باشد که در حال و آینده قابل استفاده نباشد و استفاده از آن در جهت وقف کالعدم باشد، واقف می تواند آن را به یکی از دو طریق فروش یا اجاره بلند مدت واگذار نماید، هر کدام به مصلحت وقف باشد؛ و درآمد حاصله را به مصرفی که نزدیک تر به وقف باشد علی الاحوط برسانند. مراد از اقرب بودن یعنی نزدیک تر بودن به جهت وقف است.
972. حدود بیست و سه سال پیش حمّام عمومی جهت استفادهٔ اهالی احداث گردید که زمین آن متعلّق به عدّهای از اهل محلّ بوده است. مشخّص نیست این زمین برای حمّام وقف گردیده است یا نه. حمّام مذکور به مدّت یک سال مورد استفاده عموم بوده و پس از آن متروکه مانده است. چنان چه زمین حمّام موقوفه باشد. آیا جایز است به مجتمع فرهنگی واگذار گردد و اگر موقوفه نباشد، بلکه هبهٔ مردم اهالی باشد وظیفه چیست؟
ج. اگر امکان استفاده از حمّام برای استحمام هست، تعمیر و تصرّف منافی دیگر در آن جایز نیست و در غیر این صورت، در مطلق خیرات می توانند از آن استفاده نمایند.
حکم بیمهٔ اموال به نام حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ
973. عدهای از مؤمنین خود و خانوادهٔ خود، یا ماشین و موتور سیکلت و مغازه و خانهٔ مسکونی خود را بیمهٔ «حضرت مهدی امام زمان ـ عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف ـ » نمودهاند و ماهانه پولی می دهند، مصارف این پول چه صورتی دارد؟
ج. مبالغ متعلق به حضرت حجّت ـ علیه السّلام ـ است و مصرف آن، مانند سهم مبارک امام ـ علیه السّلام ـ است.
ساخت و ساز جاهلانه در وقف
974. در زمینی که وقف مساجد بوده است، از روی ناآگاهی و جهالت در آن حسینیّه و تعدادی مغازه و چند دستگاه ساختمان ـ از قبیل شرکت تعاونی و دفتر پست و تلگراف و نانوایی و... ـ ساختهاند. آیا اینها باید ماهانه به مسجد، اجاره پرداخت کنند و یا این که بناها را تخریب کنند و موقوفه را به حال اوّل برگردانند؟
ج. مطالبهٔ اجرت المثل شود که بپردازند.
وقف در حال عصبانیّت
975. اینجانب در حالت عصبانیت ناشی از درگیری فرزندانم، خانهٔ مسکونی ام را با اجرای صیغهٔ وقف و صدور سند به نام اوقاف وقف نمودم و بعد از مدّتی پشیمان شدم. آیا این وقف صحیح است؟
ج. اگر قبض معتبر در وقف حاصل شده است، وقف تمام است و به ملک شما باقی نیست.
موقوفهای که صرف زوّار امام حسین ـ علیه السّلام ـ شده است
976. موقوفه ایست که مصرف آن کمک به زوّار کربلای معلّی است و به لحاظ این که سالها است این نوع مصرف معطّل مانده آیا می توان در راه کمک به زوّار مشهد مقدّس صرف نمود؟
ج. در جهتی که برای امام حسین ـ علیه السّلام ـ باشد، مانند: روضه خوانی برای سیدالشّهداء و یا زوّاری که از راهنمای غیر متعارف هر چند از کشورهای دیگر به کربلا می روند مصرف شود.
زیاد آمدن موقوفه از عزاداری امام حسین ـ علیه السّلام ـ
977. درختان خرمایی را برای عزاداری سیدالشهداء ـ علیه السّلام ـ وقف کردهاند و بخشی از حاصل آنها زیاد می آید. آیا می توان در بنای حسینیه خرج کرد؟
ج. همان طوری که وقف کردهاند باید عمل شود. چنان چه جهت وقف، عزاداری است، نمی توانند صرف در ساختن حسینیه نمایند، ولی در صورتی که مورد نیاز عزاداری باشد مانند این که توسعهٔ حسینیه ضروری باشد یا آن که تعمیر ضروری داشته باشد، اشکالی ندارد.
زمین مشکوک در کشورهای خارجی
978. زمینی در زمان حکومت هند قبل از قیام پاکستان طبق نوشتهٔ دولتی ـ که در دست هست ـ ، بعضی از جاهایش نشان قبرستان مسلمانها و بعض دیگرش در دست مردم می باشد. آیا شرعا چنین زمینهایی برای عموم مسلمین است که در آن جا سکنی دارند یا وقف آن ثابت می شود؟
ج. وقفیّت ملکی ثابت نمی شود مگر به علم یا به شهادت بیّنه، و بعید نیست شیاع در محلّ هم کافی در وقفیّت باشد. در هر حال نبش قبور مسلمین جایز نیست و آن چه وقفیّت آن به نحو مذکور در بالا ثابت نشود، تصرّف در آن مانعی ندارد.
گفتار بعضی بر وقفیّت یک محل
979. زمینی که به هیچ وجه آثار وقفیّت و مدرک و سندی که حاکی از موقوفه بودن آن باشد نیست و شاهدی که گواهی بر وقف بودن آن بدهد نیست، آیا به صرف گفتار یک عدّه می شود آن را موقوفه دانست؟
ج. اگر شواهدی بر ملکیّت هست، میتوان به این حرفها توجّه نکرد؛ و با اشتهار به وقفیّت باید احتیاط کرد.
در اختیار قرار دادن امکانات بنیاد اسلامی برای غیر مسلمین
980. بنیادی که مؤسسه خیریه غیر انتفاعی می باشد، با اهداف ذیل در دفتر شرکتها به ثبت رسید:
رفع نیازهای عمومی، نشر و تبلیغ اهداف و مفاهیم عالیه اسلام از لحاظ علمی، مذهبی، امدادی، تعاونی، اجتماعی، قرض الحسنه و...
با توجه به اهداف صریح و روشن بنیاد مزبور که به عبارت «رفع نیازهای عمومی» ذکر شده است، آیا در رفع نیازهای غیر مسلمانان نیز جایز است از امکانات بنیاد استفاده کرد یا نه؟ آیا غیر مسلمان می تواند از صندوق قرض الحسنه بنیاد استقراض کند؟
ج. به قرینه ذیل آن، منظور عموم مسلمین بلکه مؤمنین است، مانند وقف عام در قبال وقف خاص، به لحاظ نامگذاری، مگر موردی که جهت تألیف قلوب و تبلیغ اسلام و ایمان داشته باشد.
انحلال موسسّه و بنیاد خیریه
981. فردی به دسیسه و نیرنگ، بنیاد خیریهای را منحل و کلیه امکانات، اموال و سرمایه های آن را به مسجدی که خود متولّی آن بوده منتقل نموده است، لطفا حکم انحلال این مؤسسه عام المنفعه را بیان فرمایید.
ج. شخص مزبور باید با مراجعه آن اموال را به محل خودش برگرداند وگرنه ضامن است.
وقف مغازه و اختصاص عایدات برای خمس و زکات
982. اینجانب اقدام به خرید دو باب مغازه نمودم که حدود هفت سال قبل عینا وقف حوزه علمیه یکی از شهرستانها کردم تا به اجاره اشخاص واگذار و عایدات این دو باب مغازه نیز به عنوان خمس و زکات (بدهی اینجانب) محسوب گردد. بهای مغازه ها لااقل در حال حاضر بیست میلیون تومان خواهد بود. مال الاجاره ماهانه حداقل یک صدهزار تومان میباشد، ولی از آن جایی که واقف حقیر پس از خرید واحدهای تجاری (دو باب مغازه)، به نام مدرسه علمیه انتقال دادهام، آیا عایدات حاصل به عنوان بدهکاری اینجانب (سهم امام ـ علیه السّلام ـ و خمس و زکات) محسوب می گردد؟
ج. اصل وقف صحیح است و از عایدات آن مقدار دین پرداخت و سپس برای مدرسه مصرف می شود، واللّه العالم.
تخلّف از وقف
983. فرد مرحومی در سال 1296 قمری رقباتی را در شهرری و قزوین به صورت حبس مؤبّد، وقف بر خیرات و مبرات نمود که بالغ بر یک صدسال است به وسیله متولیان منصوص، عمل به وقف می شود:
در سطور آخر صفحه دوم وصیت نامه، چنین تصریح گردیده:
«... در این املاکِ ثلث، حق فروختن، مبادله کردن، رهن، بیع، شرط گذاشتن و اجاره زاید از سه سال دادن ندارند. تخلّف از این قرار حرام و باطل است، اگر العیاذ باللّه خرابی فاحش در اینها روی دهد که اوصیا را به هیچ وجه امکان نگاه داری نباشد، باید نزد حاکم شرع نافذالحکم ثابت نمایند، پس از آن به طور احسن مبادله نمایند...»
قسمتی از اراضی مسکونی در ابتدای انقلاب اسلامی به وسیله سازمان زمین و مسکن قزوین جهت احداث ساختمان مسکونی در اختیار شرکتهای تعاونی مسکن و یا به متقاضیان فروخته شده بود، این گروه به ادّعای این که این اراضی را از دولت خریدهاند، عرصه و اعیان را متعلق به خود دانسته و در نتیجه با تجمّع در مساجد و ارسال طومار و نامه برای مسؤولین و درج در جراید و متعاقبا تشکیل جلساتی در دفتر امام جمعه محترم و بخشداری و فرمانداری، خواهان ادامه تعلّق عرصه به صاحبان اعیان گردیدند و نهایتا پس از انقلاب از مراجعه به دفتر موقوفه و تنظیم سند اجاره و پرداخت اجاره عرصه خودداری نمودند و عملاً این قسمت از اراضی موقوفه مسلوب المنفعه گردید، و از طرفی اداره زمین و مسکن قزوین آمادگی خود را برای تأمین زمین معوّض اعلام داشتند.
آیا وضع موجود از نظر مسلوب المنفعه ماندن قسمتی از اراضی موقوفه، مشمول قید مندرج در وصیت نامه می باشد؟
آیا مبادله به نحوی که مطرح است و به شرط احسن بودن معوّض به صلاح موقوفه است یا متولّی را به طریق دیگری ارشاد می فرمایید؟
ج. اگر راهی دیگرنیست و از احسن وجوه ممکنه باشد، اشکال ندارد.
تکلیف سهم موقوف علیه در صورت فوت
984. واقف محترمی پنج دانگ از شش دانگ املاکی را بر اولاد ذکور (فرزندان پسر) خود علی نحوالتشریک و التسویه، بطنا بعد بطن و نسلاً بعد نسل وقف نموده و در صورت انقراض فرزندان پسر، بر فرزندان دختر و در صورت انقراض و نبودن اولاد، منافع این پنج دانگ صرف تعزیه داری شود و تولیت آنها را برای خود قرار داد و بعد خود مفوّض داشت به اولاد ذکور خود نسلاً بعد نسل و بطنا بعد بطن با تقدیم اصلح و ارشد و ابقای آنها. واقف محترم دارای شش فرزند ذکور بوده و هریک از شش فرزند ذکور دارای فرزندانی بودهاند که تعداد آنها یازده نفر می باشد و این یازده نفر هم دارای فرزندانی می باشند که تعداد آنها حدود شانزده نفر می باشد. واقف فوت کرده است. 6 نفر اولاد ذکور واقف که نسل اوّل می باشند، همگی فوت نمودهاند. از یازده نفر اولاد ذکور که در نسل دوم می باشند، ده نفر فوت و تنها یک نفر در قید حیات می باشند. از نسل سوّم که تعداد آنها در حال حاضر شانزده نفر می باشند، اکثر آنها در قید حیات می باشند بفرمایید:
1) با توجه به این که منافع پنج دانگ موقوفه در نسل اوّل بین 6 نفر برادر به طور مساوی تقسیم میشود، در صورت فوت هریک از برادران سهم متوفی به چه کسی باید پرداخت شود؟
ج. با این فرض، مالک پس از وفاتِ هر فردی از طبقه عالیه، فردی از طبقه نازله است، اگرچه فردی از طبقه متقدّمه موجود باشد و احتیاط در استحلال از فرد مقدّم در طبقه، خوب است.
2) آیا کلمه «بطنا بعد بطن و نسلاً بعد نسل» با کلمه «نسلاً بعد نسل و بطنا بعد بطن» با هم فرق دارند یا هر دو کلمه به یک مفهوم میباشد؟ در صورتی که فرق داشته باشد، مراتب را مرقوم فرمایید.
ج. تفاوتی ندارد.
3) تولیت موقوفه با بودن اولادی با داشتن شرایط اصلح و ارشد و ابقا از نسل اوّل به اولادی از نسل بعد که دارای شرایط اصلح و ارشد و ابقا باشد می رسد یا خیر؟
ج. نمی رسد.
تکلیف اموال موسسّهای با تغییر آن
985. هیأتی به نام «متوسلین به اهل بیت ـ علیه السّلام ـ » برای برگزاری مراسم اعیاد و وفیات ائمه طاهرین ـ علیه السّلام ـ به وجود آمد. پس از گذشت چند سال مسؤول هیأت، متوسلین بدون اطلاع تمام اعضا استعفا داده و این هیأت تبدیل به جمعیّت طلاب گردید. تمام اعضای هیأت متوسلین، غیر از چهار نفر موافق جمعیت طلاب و اعضای جمعیت طلاب شدند و این چهار نفر نسبت به استعمال اثاث هیأت متوسّلین در جمعیت طلاّب مخالفت می کنند. لازم به ذکر است مقداری اثاث با پول هیأت خریداری و مقداری اهل خیر برای طلاب اهدا نمودهاند. آیا استعمال اثاث هیأت سابق در این جمعیت طلاب که جدیدا به وجود آمده است، جایز می شود؟
ج. اگر فقط تغییر در اسم باشد، اشکال ندارد و اگر در مصارف تفاوت کند، اشکال دارد.
وقف کلّی و تغییر مکان آن
986. شخصی پنج هزار متر از زمین کشاورزی خود را وقف کرده، ولی مکان آن را مشخص نکرده است. بعد از فوت این شخص ورثه او پنج هزارمتر را در دو نقطه معین و پس از مدت کمی آن دو نقطه را در یک نقطه دیگری تعیین نمودند، لازم به ذکر است که: آن دو نقطه قبلی در یک محیط بسته و فاقد کوچه و خیابان می باشد. یکی از دو نقطه قبلی توسط یکی از ورثه حدود 15 سال است که به باغ مرکّبات تبدیل شده است. مکان فعلی دارای منافع و موقعیّت بهتری از دو مکان قبلی می باشد. حکم شرعی را بیان فرمایید.
ج. اگر افراز قبلی به نحو لزوم نبوده، مثلاً با تراضی بوده نه قرعه با شرایطی که قسمت لازمه را باعث شود، مانعی ندارد و طرف تقسیم در افراز وقف مشاعی حاکم شرع یا متولّی وقف است.
فروش موقوفه با عدم قابلیّت برای استفاده
987. چندین سال پیش (حدودا 35 سال) فرد خیّری یک دستگاه سماور را جهت استفاده در سقاخانه حضرت ابوالفضل ـ علیه السّلام ـ وقف نموده است. اکنون واقف به رحمت خدا رفته و سماور به علت فرسودگی غیر قابل استفاده گردیده است.
1) آیا مجاز به فروش آن هستیم؟
ج. اگر صرف ضروریات وقف می شود، مانعی ندارد.
2) آیا می توانیم با سایر اقلام موقوفه که وضعی مشابه دارند بفروشیم و از عواید حاصله، تنها یک وسیله که مورد نیاز باشد بخریم تا به نام واقفین در محل وقف استفاده گردد؟
ج. مانعی ندارد.
فروش موقوفه و جبران آن
988. قطعه زمینی شالیکاری از سوی اجداد اینجانب وقف اولاد ذکور گردید. متأسفانه پدر اینجانب با علم و اطلاع از این مسأله، به دلیل فقر و تنگدستی، اقدام به فروش این قطعه زمین نمود می نماید و با آن پولی را تهیه و آن را به صورت ودیعه نزد بانک قرار داد. پس از یک سال دو برابر آن را وام گرفت و بدین ترتیب منزل مسکونی خریداری و به نام اینجانب که فرزند ارشد وی می باشم به ثبت رساند. پس از گذشت 16 سال و مخالفت بی وقفهام، پدر اینجانب با فروش منزل مسکونی و خرید زمین موقوفه و برگشت دادن به شرایط اولیه، شدیدا مخالفت می نمایند. با توجه به مشکلاتی که در طی این مدت برای خانواده و به ویژه برای اینجانب به وجود آمده، بفرمایید:
1) چنان چه منزل مسکونی به فروش برسد، ارزش افزوده منزل مسکونی نسبت به قطعه زمین موقوفه چندین برابر است، تکلیف این پول چه می شود؟
2) مالک فعلی زمین موقوفه از فروش و عودت آن ممانعت می نماید وظیفه چیست؟
3) چنان چه در یکی از محضرها سند منزل را به نام پدرم تغییر دهم، از عواقب ناگوار موقوفه مصون خواهم ماند؟
4) تکلیف بنده با پدرم که با فروش منزل مسکونی مخالفت می نماید، چیست؟
ج. اگر شالیزار موجود است، باید همان برگردانده شود والاّ مثل آن کمّا و کیفا در جای دیگری خریداری شود و با انجام وظیفه مزبور نیاز به فروش منزل نمی باشد.
تغییر مکان امام زاده به علت ساخت سدّ
989. در روستایی امام زادهای به نام سید محمد عابد فرزند امام موسی کاظم ـ علیه السّلام ـ مدفون بوده و زیارتگاه مردم استان می باشد. هم چنین مدفن شهدای جنگ تحمیلی و قبرستان قدیمی 27 نفر از افراد طایفه، در جوار امام زاده قرار دارد. امامزاده موصوف دارای شجرنامهای است که طبق آن کلیه زمینهای اطرافش وقف سادات ذکور است. وزارت محترم نیرو قصد دارد با موجود بودن دو محل مناسب دیگر در این قریه اقدام به احداث سدّ نماید و امام زاده را حداقل تا فاصله چهل کیلومتر جا به جا کند. آیا انتقال امام زاده، با وجود دو گزینه مناسب دیگر برای سدّسازی چه حکمی دارد؟
ج. شبه های نیست که موّدت ذوی القربی واجب و منصوص قرآن است و اهانت به آنها حرام و ترک واجب قطعی است و اهانت و عدم اهانت از عرف معلوم می شود و از ملاحظه اشباه و نظایر و اعلی و اشرف مشخص می شود که اهانت صادق است یا نه.
بر کسانی که متصدّی اصلاح راهها و خیابانها و احداث سدّها می باشند، لازم است تحرّی مندوحه در اطراف بقاع متبرّکه و مشاهد مشرّفه از یمین و یسار و بالا و پایین نمایند و نتیجه را به گونهای که به مقدّسات و محترمات، ربطی نداشته باشد و موجب تغییرات نامشروع نباشد بگیرند، واللّه الموفق المعین.
موارد جواز فروش موقوفه
990. لطفا موارد جواز فروش موقوفه را بیان فرمایید.
ج. 1) اگر معلوم شود وقف باطل بوده، مثل آن که واقف بالغ نبوده؛ 2) در نفروختن آن مفسده بزرگ تری مثل قتل نفس و هتک عرض باشد؛ 3) معلوم باشد که واقف محل خاصی در نظر نداشته، مثل زمینی که برای حمام ده وقف کرده باشد. در این صورتها فروختن جایز است. اما در صورت اوّل، خود واقف یا وارث او می تواند آن را برای خود بفروشد و در صورت دوم، موقوفه فروخته می شود و تبدیل به چیزی که به نظر واقف نزدیک تر است می شود و در صورت سوم به مثل آن تبدیل می گردد، مثلاً در جای دیگر همان ده حمام ساخته می شود. هم چنین وقفی را که در آن اختلاف شده، به طوری که علم یا اطمینان به خرابی وقف پیدا شود، بنابر اظهر می توان فروخت.
ایجاد ساختمان در زمین وقف با اذن متولّی
991. اینجانب زمین موقوفهای را در اردکان اجاره و با توجه به مفاد قرارداد، در آن ساختمانی را ایجاد کردهام. آن چه بین اینجانب و متولی موقوفه گذشته، این بوده که با این قرارداد، اینجانب نتوانم پس از ده سال قیمت ساختمان را از متولی وقف مطالبه کنم و هم چنان به کار خودم ادامه دهم. هرگز قصد و نیّت باطنی اینجانب این نبوده که هستی و سرمایه زندگی خودم را در این زمین خرج کنم و در پایان ده سال آن را به متولّی وقف تحویل دهم، بلکه منظور این بوده که اگر اینجانب نتوانستم در این محل به کارم ادامه دهم، آن را به دیگری واگذار نمایم و مبالغ خرج شده را از فرد ثالث بگیرم و با متولّی وقف کاری نداشته باشم. این نکته به نحوی در بند آخر قرارداد فی مابین در جمله «و این قرارداد در حقیقت هیچ گونه رسمیّتی ندارد و در حکم اعلام و تفهیم وقف بودن زمین به آقای... می باشد» منعکس است و اینجانب تاکنون فقط اجاره زمین موقوفه را پرداخت کردهام. چون ساختمان را متعلق به خود میدانم و در این رابطه هیچ گونه اختلافی بین اینجانب و متولی وقف وجود نداشته است؛ زیرا در قرارداد تأکید بر پرداخت اجاره زمین شده نه ساختمان. اما اداره اوقاف مدعی است که این ساختمان متعلق به وقف است. حکم شرعی را بیان نمایید.
ج. اگر در ساختن ساختمان اجازه داشته است، قیمت ساختمان را حق دارد و باید پول آن ساختمان را به او بدهند با فرض این که در قرارداد صحبتی از ملکیّت آن نبوده است.
ادّعای زمینها و باغهای وقفی
992. در روستایی حدود دویست خانواده هستند که مالک نسل اندر نسل باغات، بیشهها و املاک مزروعی می باشند که دارای اسناد محضری و قباله های قدیمی دویست و سیصد ساله هستند، و بین آنان خرید و فروش می شود و مهریه زنان می باشد.
1) آیا کسی با ارایه کپی وقف نامه می تواند مدّعی وقفیّت این باغات و املاک شود؟
2) وقفیت در چه حالتی به اثبات می رسد؟
3) آیا وقتی هیچ کدام از پیرمردها، ریش سفیدان و اهالی محل هیچ گونه اطلاعی از ایام قدیم نداشتهاند و به یاد نمی آورند که این املاک وقف باشد، چگونه می توان وقفیت را ثابت کرد؟
4) آیا مالک و کشاورز که روی این باغات تصرف دارند و از ایام قدیم درختان فراوانی را غرس نمودهاند، می توان محصول آنان را توقیف کرد؟
5) آیا می توان این املاک و باغات را از تصرف و مهریه زنان خارج نمود؟
6) مالکیت در اسلام که از راه شرعی و عرف محل به دست آمده باشد، آیا می توان از تصرف تعداد زیادی از مردم خارج کرد؟
ج. وقفیت ملکی باید به حجّت شرعیه، مثل قیام بیّنه ثابت شود والاّ در مالکیّت ذوالید باقی است و تعرّض به آنها جایز نیست و هم چنین است اگر از مصادیقی بوده که بیع وقف جایز بوده و فروخته شده و دوباره به وقفیّت بر نمی گردد.
وقف برای اطعام خاصّ و تبدیل آن به طعام بهتر
993. درآمد موقوفه برای اطعام در روز عید غدیر به غذای مرسوم در آن زمان وقف شده بوده، پس از چند سال درآمد خیلی بیشتر شده و آن غذا هم دیگر مرسوم نیست. آیا تبدیل آن غذا به طعام بهتر و موافق طبع جایز است؟
ج. جایز است.
اگر وقف مشاع با تقطیع از انتفاع خارج شود
994. زمینی بوده که به ده قطعهٔ متفرق تقطیع شده که یک ربع مشاع آن وقف برای امام حسین ـ علیه السّلام ـ است، ولی با این تقطیع دیگر قابل انتفاع نیست. مستدعی است دربارهٔ این موقوفه حکم شرعی را ارشاد فرمایید.
ج. اگر ممکن است قسمت وقف افراز شود و عمل به وقف شود و در صورت عدم امکان افراز و انحصار انتفاع به تبدیل آن، باید تبدیل شود به طریقی که عمل به وقف شود.
وقف منزل ده روز در سال برای روضه خوانی
995. واقفی خانهای را در سالی ده روز برای امام حسین ـ علیه السّلام ـ وقف نموده و تولیت آن را برای اولادش قرار داده است. آیا پس از ده روز به ملک ورثه برمی گردد؟
ج. ظاهرا این وصیت است نه وقف. زیرا در وقف تأبید لازم است و در غیر ده روز، این خانه مثل سایر املاک است.
اگر متولّی وقف از بعضی فرقه ها باشد
996. واقفی زمینهایی را وقف روضه خوانی و غیره کرده و متولّی آن را فردی از فرقه شیخیّه قرار داده است. چه حکمی دارد؟
ج. صرف موقوفه در مصارف مشترکه مانعی ندارد، نه غیر آن.
وقف برای اولاد ذکور و فرض عدم وجود وی
997. واقفی زمینهای کشاورزی را به وقف خاصّ، وقف اولاد کرده است به عبارت: «بطنا بعد بطن و طبقا بعد طبق» و تولیت آن را پس از واقف به ارشد اولاد ذکور واگذار کرده و واقف مرده است و هیچ اولادی ندارد و برادرزاده و خواهرزاده دارد. آیا موقوفه به آنها ارث می رسد؟ اگر پاسخ منفی است، مصرف موقوفه باید چگونه باشد؟
ج. این وقف خاصّ به ارث به آنها نمی رسد. زیرا مراد از طبقا عن طبق، طبقات ارث نیست؛ بلکه عطف بیان همان بطنا عن بطن است و چون نسل او منقرض شده، تولیت آن با حاکم شرع است و چون موقوف علیهم هم ندارد، در وجوه برّ صرف می شود.
مراد از عبارت «اولاد ذکور و احفاد و نوافل آنها»
998. در وقف نامهای چنین آمده است: «وقف برای اولاد ذکور و احفاد و نوافل آنها ماتعاقبوا و تناسلوا». آیا عبارت شامل اولاد اناث از احفاد و اعقاب طبقه اوّل می شود؟
ج. اطلاق عبارت برای پس از طبقهٔ اوّل که باید ذکور باشند، در احفاد و اعقاب آنها، اولاد اناث را هم می گیرد.
وقف به شرط تولیت واقف در طول زندگی
999. شخصی چند سال پیش منزلی را برای مسجد جامع وقف کرده و صیغهٔ وقف هم خوانده، به شرط این که تا خود واقف زنده است، اختیار وقف به دست او باشد و در این چند سال اجارهٔ آن را هم داده است، ولی بعدا برای ضرورتی که برای اولادش پیدا شده، می خواهد آن را بفروشد و مصرف کند. آیا جایز است؟
ج. اگر تولیت آن را مادام الحیات برای خودش قرار داده و اجاره را به عنوان اجارهٔ وقف می داده، امر وقف تمام شده و مصرف آن در حاجتش جایز نیست، به خلاف این که اگر اختیار امر وقف را با خودش قرار داده، معلوم شود که امر وقف تمام نشده و این مانند وصیت به وقف است و هم چنین است شرط بازگرداندن هنگام حاجت که اگر محتاج شد، به ملک او بر می گردد ولو وقف تمام شده باشد.
درختهایی که مستأجر در ملک وقف کاشته
1000. زمینهایی که وقف امام زاده بوده را به کسانی اجاره دادهاند و آنها در آن زمینها درختهایی کاشتهاند، آیا این درختها متعلّق به مستأجرین مذکور می باشد؟
ج. هر وقت بخواهند آنها را بیرون کنند، آن درختها مال آنها است که باید قیمتش را به آنها بدهند.
وقف برای روشنایی حرم امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ
1001. پولی وقف روشنایی حرم امیرالمؤمنین حضرت علی ـ علیه السّلام ـ است. تکلیف چیست؟
ج. باید آن را به علمای آن جا بدهند که در خرج برق آن جا صرف شود و اگر به هیچ طریقی نمی توانند آن را در آن مورد مصرف کنند، آن را در زوّار مجاورین محتاج آن جا صرف کنند.
تبدیل بنای موقوفه
1002. موقوفهای مشرف به خرابی است و چند سال معطل مانده و از آن استفاده نشده است و درآمدی هم ندارد که خرج تعمیر آن شود، ولی قابل تبدیل به احسن است. تکلیف چیست؟
ج. باید آن را تبدیل به معمور و بنای منفعت دار کنند.
وصیت به ساخت حسینیه و وقف کتاب بر آن
1003. شخصی وصیت کرده، در جای معیّنی حسینیهای بسازند و کتابهایی را وقف آن حسینیه کنند. آیا وقف محقّق شده است؟
ج. این وقف نیست، زیرا متعلق آن موجود نیست، بلکه وصیت به وقف است و اگر ورثه آن حسینیه را نساختند، چون احتمال دارد مقصود موصی (وصیت کننده) از قبیل تعدّد مطلوب باشد، لذا کتابها را وقف حسینیهای که نزدیک به آن محل است کنند.
استفاده از آب قنات برای حمام
1004. قنات آبی بوده و مالکین آن اجازه می دادند که در مصرف شرب (نوشیدن)، مسجد و حمام استفاده شود، ولی بعدا برای حمام های جدید اجازه نمی دهند. آیا جایز است برای آن حمّامها مصرف شود؟
ج. جایز نیست.
فوت واقف پیش از تکمیل موقوفه
1005. فردی حفر قناتی را شروع کرده و قسمتی از آن را برای جهتی وقف کرده است. ولی واقف، پیش از تکمیل قنات و بهره برداری از آن وفات می کند، آیا وقف محقّق شده است؟
ج. اگر تمام شرایط وقف محقق بوده و قبل از وفات اقباض کرده، هر چند به بهره برداری نرسیده بوده، امر وقف تمام است.
وقف کتب علوم غریبه
1006. فردی قصد دارد کتابهایی در علوم غریبه را وقف یکی از کتابخانه ها نماید. از طرفی احتمال می رود برخی از استفاده کنندگان آن کتابخانه از آن کتابها استفاده خلاف موازین شرعی کنند. آیا می تواند با فرض مذکور، این کتابها را وقف کند؟
ج. اگر اطمینان دارد مسؤولان کتابخانه رعایت این امور را می کنند و به اهل آن می دهند، جایز است. ولی چون نمی داند در آینده چه کسی متصدّی کتابخانه می شود و چه کار می کند، حصول این اطمینان نمی شود.
دوَران متولّی بین دو نفر
1007. اگر در سند وقف متولّی از موقوف علیهم را شخص مسنّ تر و ارشد از اولاد معین کرده و مسنّ تر و ارشد، دوران بین دو شخص پیدا کرد، کدام یک مقدّم هستند؟
ج. ارشد در جهت وقف مقدم است و اگر تعیین ارشد و با تقواتر بود و دوران شد بین ارشد غیر متقی تر و متقی تر، دوّمی مقدم است و اگر هر دو باتقوا بودند و یکی اتقی (با تقواتر) بود، تعیین با نظر حاکم یا به قرعه است، گرچه احتیاط در جمع بین نظر هر دو است.
عدم امکان تغییر متولّی توسط واقف پس از تحقق وقف
1008. واقفی قطعه زمینی را برای احداث مدرسه وقف کرده و کیفیت آن را به اختیار امام جمعهٔ وقت گذاشته و آن امام جمعه هم متصدّی آن شده، ولی پس از آن، امام جمعه تغییر کرده است. آیا واقف می تواند آن را تغییر دهد؟
ج. دیگر واقف نمی تواند آن را تغییر دهد.
تقسیم موقوفه مشاع توسط ورثه
1009. اگر واقفی مقدار زمینی را به طور مشاع وقف کند و پس از فوت واقف، ورثه بخواهند آن را تقسیم کنند، آیا اجازه این کار را دارند؟
ج. باید حاکم و ورثه هر دو باشند و اگر ورثه یا بعض از آنها از تقسیم امتناع کنند، حاکم بر آن ولایت دارد.
موقوفهای که متروک شده است
1010. زمینی که وقف قرآن خواندن بوده است، فعلاً چون آب ندارد بدون استفاده مانده و متروک شده است. حکم شرعی را دربارهٔ این موقوفه بیان نمایید.
ج. باید خود آن زمین یا درآمد آن در امر متمحّض در جهت وقف، صرف شود.
وظیفه دیگران در قبال فروش موقوفه توسط مدّعی تولیت
1011. ورثه در مورد موقوفهای ادّعای تولیت دارند و در آن تصرف می کنند و اصل آن را می فروشند و درآمد آن را صرف می کنند و کمی از آن را صرف عزاداری می کنند. آیا دیگران وظیفه دارند آنها را مانع شوند؟
ج. باید از اصل وقف و کیفیت آن و جهت وقف تحقیق شود که آیا از مسوّغات (موارد جواز) فروش وقف در آن مورد بوده است یا نه.
مصرف کاشی های امام زادهای در جای دیگر
1012. کاشی های گنبد امام زادهای را دارند عوض می کنند و این کاشی ها وقف خاصّ است. آیا می توان آن کاشی ها را در امام زادهای دیگر که در همان حوالی است مصرف کرد؟ با توجه به این که اداره میراث فرهنگی از جابه جایی منع می کند.
ج. تا در همان جا محلّ استفادهای دارد ـ بعینه یا ببدله ـ ، نمی توانند به جای دیگر ببرند.
عدم جواز فروش موقوفه
1013. ملکی وقف روضه خوانی بوده است. واقف از ترس رضاخان ملعون که مبادا غصب کند، آن را فروخته است. عالمی به او گفته: نباید می فروختی، حالا به مقدار آن باید جای دیگری را خریداری و وقف کنی. این شخص دو دانگ منزل خود را وقف کرده و اکنون مرده است، ورثه می خواهند خانه را بفروشند. تکلیف مال وقفی چیست؟
ج. دودانگ خانه را که وقف کرده است، نمی توانند بفروشند. مگر در مورد مستثنیات فروش موقوفه.
زمین موقوفهای که درآمد ندارد
1014. اگر زمینی موقوفه برای روضه خوانی هیچ درآمدی نداشته باشد، چه کنند؟
ج. اگر اجاره هم نمی توانند بدهند باید آن را بفروشند و جای دیگری بخرند که درآمد داشته باشد تا آن را در روضه خوانی صرف نمایند.
موقوفات تاریخی
1015. آیا می توان کتابها و وسایل و اموال موقوفه تاریخی را برای حفاظت در موزه نگهداری کرد و در معرض دید بازدید کنندگان قرار داد؟
ج. خیر، باید در مصرف وقف صرف شود و در موارد خاصّه، به حاکم شرع مراجعه شود.
روستاهای موقوفه
1016. نسبت به برخی از روستاها، شبه هٔ وقفیت وجود دارد، تکلیف اهالی آن روستا چیست و در صورت احراز وقفیت، اهالی چه باید بکنند؟
ج. تا وقفیت ثابت نشود، تکلیفی ندارند و در صورت احراز وقفیت، باید اجارهٔ آنها صرف در مصرف وقف شود، با تعیین متولّی شرعی آن.
نوشتن در کتاب وقفی
1017. کتابهایی بر اولاد کسی وقف شده است، آیا نوشتن همین مطلب که «کتابها موقوفه فلانی بر اولاد خویش است» تصرف غیر جایز در وقف محسوب می شود؟
ج. آن چه به عنوان محافظت از وقف محسوب شود، و لازم باشد، اشکالی ندارد.
بهره مندی از آب مکان وقفی
1018. استفاده از آب مکان وقفی که نمی دانیم عمومی است یا خصوصی، چه حکمی دارد؟
ج. در صورتی که همه مردم معمولاً از آن استفاده کنند و مثلاً وضو بگیرند و معلوم نباشد که از روی غفلت و یا عدم مبالات وضو می گیرند اشکالی ندارد، اگر با ساکنین مزاحمت نداشته باشد.
چاه در زمین مشاع
1019. چاهی را در حریم زمینهای متعددی که مالکان مختلفی دارد و بعضی از آنها موقوفه است، حفر کردهاند. برای گرفتن پروانه حفر چاه و مخارج آن، تنها برخی از مالکان اقدام کردهاند. پس از گذشت سالیان، همگی مالکان ادعای حقّ در آن چاه را دارند. آیا آ نها که در حفر چاه کمکی نکرده و پولی ندادهاند، حقّی از آن دارند؟
ج. محتاج به مرافعهٔ شرعیه نزد حاکم شرع است.







