کتابخانه:جوان و موسیقی
|
| |
| نویسنده | مهدي آقابابايي |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان |
| محل انتشارات | اصفهان |
| تاریخ نشر | ۱۳91 |
| دانلود | |
محتویات
- ۱ مقدمه
- ۲ فصل اول، مفهوم غنا و موسيقي
- ۳ فصل دوم؛ پيشينهي موسيقي و غنا
- ۴ فصل سوم؛ موسيقي و غنا از ديدگاه قرآن
- ۵ فصل چهارم، آثار و عواقب غنا و موسيقي
- ۶ فصل پنجم؛ موسيقي از ديدگاه دانشمندان اسلامي و غير اسلامي
- ۶.۱ نظر امام خميني (قدّس سره)
- ۶.۲ نظر مقام معظم رهبري (دامت بركاته)
- ۶.۳ غنا و موسيقي از ديدگاه شهيد مطهري (قدّس سره)
- ۶.۴ غنا و موسيقي از ديدگاه علامه جعفري (قدّس سره)
- ۶.۴.۱ شايستگي موسيقي به خاطر لذت به هيچ منطقي تكيه نميكند
- ۶.۴.۲ موسيقي در جنگهاي صدر اسلام
- ۶.۴.۳ علت ممنوعيت موسيقي در منابع اسلامي
- ۶.۴.۴ آيا موسيقي روح انسان را تصفيه ميكند؟
- ۶.۴.۵ اگر موسيقي واقعاً ضرر داشت آيا ميتوانست اين اندازه مردم را به خود مشغول كند؟
- ۶.۴.۶ موسيقي نميتواند چاشني روح باشد
- ۶.۴.۷ آيا موسيقي در محل كار سبب كار بيشتر است؟!
- ۶.۴.۸ احتلالات تعقل در موسيقي دانان
- ۶.۴.۹ گوش دادن به موسيقيهاي مجاز
- ۶.۵ ضررهاي موسيقي از ديدگاه محمد تقي جعفري (قدّس سره)
- ۶.۶ سخنان فقهاء اهل سنت دربارهي موسيقي
- ۶.۷ زيانهاي آفت بار موسيقي، يا بياني حكيمانه
- ۶.۸ موسيقي از ديدگاه دانشمندان غير اسلامي
- ۷ فصل ششم؛ استفتائات مراجع دربارهي موسيقي و غنا
- ۷.۱ استفتائات مراجع دربارهي موسيقي و غنا
- ۷.۱.۱ استماع نوارهاي موسيقي
- ۷.۱.۲ استماع و تكثير نوار خوانندگان زن
- ۷.۱.۳ اجرت تكثير نوارهاي حرام
- ۷.۱.۴ موسيقي و غناي صدا و سيما
- ۷.۱.۵ پخش نوارهاي موسيقي توسط برخي رانندگان
- ۷.۱.۶ موسيقي سنتي
- ۷.۱.۷ جمع آوري اعانات با استفاده از گروههاي موسيقي
- ۷.۱.۸ خريد و فروش آلات لهو و لعب
- ۷.۱.۹ صرف بيت المال براي ساخت فيلمهاي انحرافي و كنسرتهاي موسيقي
- ۷.۱.۱۰ موسيقي غم انگيز
- ۷.۱.۱۱ موسيقي نيرو بخش
- ۷.۱.۱۲ موسيقي تفريحي
- ۷.۱.۱۳ موسيقي كوتاه
- ۷.۱.۱۴ موسيقي و فقهاء
- ۷.۱.۱۵ موسيقي درماني
- ۷.۱.۱۶ نمايشگاه آلات موسيقي
- ۷.۱.۱۷ تشكيل خانه و هنرستان موسيقي
- ۷.۱.۱۸ آموزش موسيقي
- ۷.۱.۱۹ تشويق موسيقي دانان
- ۷.۲ سؤالاتي پيرامون زنان و غنا
- ۷.۱ استفتائات مراجع دربارهي موسيقي و غنا
- ۸ فصل هفتم؛ بيماريها و امراض مربوط به موسيقي
- ۹ فصل هشتم؛ داستانهايي پيرامون موسيقي و غنا
- ۱۰ منابع و مآخذ
- ۱۱ پينوشت
- ۱۲ پانویس
مقدمه
بِسْمِ اللَّه الرحمن الرحيم
اخوان الصفا دربارهي ريشه موسيقي ميگويند:
«يكي از اسباب وضع قواعد و قوانين موسيقي اينست كه چون حوادث و وقايعي از ناحيه موجبان نجومي و تاثيرات كه كواكب و اجرام مساوي پديد ميآيد مانند قحط و @غلاء و خشك سالي و جز آنها، خواستند راهي پيدا كنند كه از اين گونه بليات و حوادث ناگوار نجات يابند و به جهت اين كه هنگام اشتغال به عبادت حالت رقت قلبي به آنها دست دهد، الحاني به كار ميبردند كه لحن محزون ميناميدند. كم كم لحن ديگري را استخراج نمودند به نام مشجع، كه رؤساي لشكر در جنگها به كار ميبردند و لحن ديگري استخراج كردند كه در بيمارستانها و اوقات سحر، براي تخفيف مرضها به كار ميبردند و بسياري از امراض را به وسيله آن الحان علاج ميكردند.
لحن ديگري را استخراج كردند كه در هنگام انجام كارهاي دشوار مانند حمّالي، بنايي و ملاحي به كار ميبردند تا بدين وسيله دشواري كار را احساس نكنند.
لحن ديگري استخراج كردند كه در هنگام فرح و لذت و سرور و عروسيها و وليمهها به كار ميرفت. الحاني خاص براي حيوانات و تشويق آنها درست كردند كه شتربانان آن را در سفر به كار بردند و يا در تاريكي شب به كار بردند تا اين كه شتران به نشاط آيند و بار را بر آنها سبك نمايد. همين طور گوسفندچرانها و گاوچرانها و اسبچرانها در هنگام آب دادن به حيوانات سوت ميزنند و صفير ميكشند كه اين خود لحني از موسيقي است.
همين طور شكارچيان الحاني در تاريكي شب به كار ميبردند تا طيور و حيوانات به آنها نزديك شوند. زنان براي اطفال خود الحاني درست كردند تا گريه آنها را آرام نموده، خوابشان نمايند. (معارف معاريف)
اين حالاتي از موسيقيست كه در زمان گذشته استفاده ميشده، ولي در حال حاضر با موسيقي چگونه برخورد ميشود؟
البته اين حالات هنوز هم كم و بيش در بين مردم موجود است، ولي بحث ما بر سر آن موسيقيست كه متاسفانه جامعه ما را به طرف فساد و تباهي ميكشاند، افكار جوانان ما را منحرف و تخريب مينمايد و بعضاً ضررهاي بسيار مخربي را بر پيكره آنها وارد ميكند.
يك سري اصوات و الحان نابود كنندهي فكر و اعصاب و روان. آيا موسيقي كه اكثر جوانان ما در حال حاضر از آن استفاده ميكنند، اصلاً بهرهاي از هنر موسيقي دارد يا صرفاً براي لهو و لعب، مجالس عيش و نوش، شب نشينيها و عروسيهاست؟
آيا اين گونه موسيقيها – كه بيشتر منافع دشمنان ما را در بر دارد تا خود ما – ابزاري براي روح و تسلي خاطر است؟
يا ابزاريست براي دشمنان و نابود كنندهي اعصاب و روان ما كه به شدت باعث نامتعادل شدن اعصاب سمپاتيك و پاراسمپاتيك ميگردد؟!
چرا شرع مقدس ما آن را حرام كرده؟ چه سودي در تحريم اين گونه موسيقي نصيب شرع مقدس ميشود كه سر مخالفت با آن گذاشته؟ چرا ائمه اطهار عَلَيْهمُالسَّلَام با آن مخالفت نمودهاند؟ شما اين ضرر را متوجه چه كسي ميدانيد؟ متوجه شارع، يا متوجه مراجع يا علماء كه تبيين كننده نظرات ائمه عَلَيْهمُالسَّلَام هستند، يا صرفاً متوجه خود شخص استفاده كننده؟
اگر از جنبه و ديدگاه علمي به آن نگريسته شود متوجه ميشويم همانطوري كه تاكنون اثبات شده، ائمه معصومين عَلَيْهمُالسَّلَام و علماء و مراجع صرفاً به فكر سلامت بشر هستند و بر همين اساس ميفرمايند:
«موسيقي مهيج و مطرب باعث مضرات مختلفه براي اعصاب و روح و روان خود استفاده كننده است».
و الا چه اشكالي دارد كه شارع مقدس ميفرمود:
براي آرامش روح و روان خود روزي چند دقيقه صرف گوش كردن موسيقي كنيد؟ ولي ميبينيم خلاف اين مطلب را بيان ميفرمايد! چرا؟ چون ساختار فيزيكي و متافيزيكي ما با موسيقيهاي مبتذل سنخيتي ندارد.
كتابي كه پيش رو داريد پيرامون جوان و موسيقي ميباشد كه شامل هشت فصل ميباشد، كه برگرفته از آيات و روايات و سخنان بزرگان و انديشمندان و فتاواي مراجع بزرگوار تقليد و بيماريها و امراض موسيقي ميباشد و در پايان هم آلات موسيقي معرفي شده است و از خداوند تبارك و تعالي خواستار توفيق روز افزون فراگيري احكام و عقائد و اخلاق هستيم.
اگر هم نقصي و مشكلي در كار است ما را با انتقادات سازنده و ارزندهي خود ياري نمائيد.
ثواب اين كتاب را هديه ميكنم به ولي نعمت ما ايرانيها، حضرت ثامن الحجج علي بن موسي الرضا عليهما السلام.
پايان يافت در شام شهادت صديقهي كبري، فاطمه زهرا عَلَيْهاالسَّلَام. ميرزا مهدي آقابابايي 18 / 3 / 1387 فاطميه 1429
فصل اول، مفهوم غنا و موسيقي
اشاره
قبل از آنكه به موضوع بحث بپردازيم لازم است با مفهوم لغوي و فقهي غنا و موسيقي و آنچه مربوط به اين دوست آشنا شويم، زيرا چنان چه ماهيت غنا و موسيقي براي ما روشن نشود موضوع بحث مجهول خواهد ماند و اين موجب ابهام در حكم نيز ميگردد.
معناي لغوي موسيقي
اصل واژهي موسيقي يوناني است كه در زبان عربي و فارسي نيز استعمال ميشود. اهل لغت مفهوم آن را با عبارتهاي گوناگون بيان كردهاند كه به برخي از آنها اشاره ميكنيم.
الف: در اقرب الموارد آمده است:
«الموسيقي فنُّ الغناء و التطريب، يونانيتها موسيكي و صاحب الفن موسيقي».
موسيقيا به معناي فن آوازه خواني، سرود خواني و شادي كردن است؛ لفظ يوناني آن موسيكا ميباشد و صاحب اين فن [در زبان عربي] موسيقي ميگويند. (1) ب: در المعجم الوجيز ميخوانيم:
«الموسيقي يطلق علي فنون العزف علي آلات الطرب – الموسيقي المنسوب الي الموسيقي، الموسيقار: مَنْ حِرْفَتَهُ الموسيقي».
موسيقا لفظيست كه بر فنون و نواختن آلان طرب اطلاق ميشود.
موسيقي به كسي گفته ميشود كه با موسيقي ارتباط داشته باشد و به آن منسوب گردد. موسيقار كسيست كه حرفه و شغلش موسيقي باشد (2)
عبارت فوق در المعجم الوسيط نيز آمده است (3)
شكي نيست كه موسيقي مطرب را همهي علما حرام ميدانند. بسياري از مردم فكر ميكنند كه موسيقي بايد به نظر هر شخص و طبع هر فردي طرب آور باشد، در حالي كه مطرب بودن عرفي و نوعيست و بسياري از مردم موسيقي اصيل و سنتي را حلال و موسيقي مبتذل را حرام ميدانند؛ در حالي كه اگر مطرب باشد، فرقي بين اصيل و غير آن نميكند.
مفهوم نوت = نت
فرهنگ زبان فارسي «نوت» را اين گونه معنا كرده است:
نوت ( = نت): نشانههايي كه به وسيلهي آنها آوازهاي موسيقي را نشان ميدهند، دو، ر، مي، فا، سل، لا، سي.
در فرهنگ معين نيز «نوت» را شبيه عبارت فوق معنا كرده و سپس چگونگي كاربرد هر يك از آن هفت نشانه را توضيح داده است (4)
معناي لغوي غناء
اكثر علماء و لغويين «غناء» را تفسير كردهاند به: ترجيع آوازي كه شنونده را به طرب آورد. (5)
صوت لهو يعني؛ آوازي كه از روي لهو و التذاذ از قوهي شهويه بيرون آيد اعم از اين كه در عرف آن را سرود و خوانندگي بگويند مانند غناي در اشعار يا نگويند به واسطهي آن كلمات قرآن يا مرثيه باشد اگر چه مشتمل بر طرب نباشد، پس در تحقيق غناء فرقي نيست بين اشعار و قرائت قرآن يا مرثيه و غير اينها، چون اذان بلكه حرمت غناء در مراثي و قرآن شديدتر است و معصيت آن بيشتر و عقاب آن مضاعف است (6)
فقهاي عالي قدر در تعريف غناء ميفرمايند:
«مد الصوت المشتمل علي الترجيع المطرب»
غناء عبارت است از: كشيدن و چرخانيدن صدا در حلق به حالتي كه مناسب مجالس لهو و باطل (مطرب) باشد (7)
غناء و جميع خوانندگي را در فارسي «سرود» ميگويند و در ميان عرب اكنون هم ميشنويم كسي را كه ميخواهند بگويند خوانندگي كن، ميگويند:
«تَغَنَّ»
يعني:
غناء بكن. (8)
معناي ترجيع
ترجيع را تفسير كردهاند به: تكرير و حركت دادن آواز در گلو. (9)
صاحب قاموس و صحاح گفتهاند:
ترجيع، گردانيدن آواز در حلق است و صاحب نهايه توجيع را تصور نموده به اين كه بگويد:
اآ اآ اآ و ساير اهل لغت هم قريب به همين مضمون گفتهاند و خلاصه ترجيع همانست كه در اصطلاح خوانندهها تحريرش گويند. (10)
بنا بر اين ترجيع عبارت است از: آوا، آهنگ دادن به صدا، زير و بم و چهچهي صدا.
معناي طرب (مطرب)
حالتيست كه از آن براي آدمي خوشحالي يا اندوه حاصل ميشود. (11)
طرب را در صحاح اين طور معني كرده:
(الطرب خفه يصيب الانسان شده حزن او سرور) (صحاح، قاموس)
طرب يك سبكيست كه به سبب اندوه زياد يا خوشحالي فوق العاده به انسان دست ميدهند.
و قريب به همين معني را ساير اهل لغت ذكر كردهاند.
پس طرب حركتيست در طبع، از سرور يا اندوهي كه ناشي از شنيدن سازها و آوازهاي خوش است حاصل ميشود. (12)
به فيض كاشاني (قدّس سره) و خراساني (قدّس سره) نسبت دادهاند كه اين دو بزرگوار منكر حرمت غناء شدهاند.
امام خميني (قدّس سره) در اين مورد ميفرمايد:
اين نسبت بر خلاف ظاهر كلام اين دو بزرگوار است؛ بلكه ظاهر كلامشان اينست كه غناء دو قسم است:
غناي حق و غناي باطل.
غناي حق در مورد اشعاريست كه ذكر بهشت و جهنم و تشويق مردم به آخرت را در بر دارد.
غناي باطل همان چيزيست كه در مجالس اهل لهو و باطل مثل مجالس بني اميه و بني عباس بوده است و سخن مرحوم فيض و مرحوم خراساني ثابت نشده است كه بر خلاف اجماع يا مذهب باشد. (13)
پس طرب عبارت است از: حالتي كه در اثر غم يا شادي به انسان دست ميدهد به گونهاي كه در اثر آن، حركات سبك و خلاف شأن، وقار و متانت از او صادر گردد.
معناي لهو
خلاصهاي از تعريفها و واژهي لهو و مشتقات آن:
در اين بيانات كه نسبت به واژهي لهو و مشتقات ديگرش در اين تعريفها هست در هر يك گوشهاي از ابعاد معناي آن را روشن كردهاند كه خلاصهاش از اين قرار است:
1 - لهو آن است كه از حالت جدي و واقعي به حالت هزل و شوخي ميكشد.
2 - و آن كه دوام و بقاء ندارد، بلكه زودگذر است.
3 - و از آخرت فراموشي ميآورد و عاقبت انديشي را از ذهن بيرون ميبرد.
4 - نفس انسان را يك ترويح و خوشي ميبخشد كه غير حكيمانه و غير عقلايي است.
5 - انسان را مشغول به چيز باطل و دروغين كرده و از حقايق واقعيات و حتي ياد آنها به كلي منصرف ميكند.
اين لغت با دقتهايي كه علماي لغت در آن كردهاند داراي اين چنين ابعاديست كه هر يك از علماي ادبيات عرب به گوشهاي از آن توجه كردهاند.(14)
در كتاب جوامع الجامع در معناي لهو و لهو الحديث چنان آمده است:
لهو: يعني هر نوع باطلي كه انسان را از كار خير باز دارد و لهو الحديث عبارت است از: طعنه زدن در حق و استهزاي به آن و بيان خرافات و سخنان خنده آور و غنا و آلات موسيقي. (15)
سخنان بزرگان پيرامون تعاريف واژههاي موسيقي و غنا
در پايان اين فصل شايسته است با برخي از سخنان بزرگان و مراجع و فقهاي اسلام در تعريف اين واژهها آشنا شويم.
1 - مرحوم سيد در رسالهي وسيله اين طور ميفرمايد:
غناء حرام است و گوش دادن به آن و كسب كردن به آن حرام است و تنها صداي خوب غناء نيست بلكه عبارت است از: كشيدن صدا و گردانيدن آواز در حلق به كيفيت مخصوصهاي كه طرب آور و مناسب مجالس لهو و لعب و محفل اهل معصيت و طرب باشد و نيز با آلات موسيقي ملايم و موافق باشد (16)
2 - بين فقهاي شيعه در حرام بودن غناء اختلافي نيست و اجماع و اتفاق ايشان در حرمت غناء مسلم است و صاحب مستند حرمت غناء را از جملهي ضروريات دين دانسته و صاحب ايضاح اخبار وارده در حرمت غناء را به حد تواتر شمرده است. بلي در معني غناء و حقيقت آن مختصر اختلافيست و آنچه را كه شيخ انصاري عليه الرحمه در معني غناء بيان فرموده مورد تأييد و فتواي اكثر مراجع و علماي اعلام است.
غناء عبارتست از: آوازي كه طرب آور بوده (يعني بالقوه، هر چند بالفعل هم به سبب موانعي طرب آور نباشد) و مطابق با لحن فساق و فجار باشد و نيز مناسب با آلات موسيقي و رقص (مانند اقسام تصنيفها) باشد چنانچه در عرف آن را آواز پاي تار، يا تنبك ميگويند و از شنيدن آن جهت شهوت تحريك شده و شخص به التذاذات شهوانيه مايل ميشود. (17)
3 - موسيقي مطرب و لهوي آن است كه به سبب ويژگيهايي كه دارد انسان را از خداوند متعال و فضائل اخلاقي دور نموده و به سمت بيبند و باري و گناه سوق ميدهد و مرجع تشخيص موضوع عرف است (18)
موسيقي مطرب: معناي مطرب اينست كه حالت غير عادي از نظر وجد و نشاط به وجود آورد. (19)
موسيقي به يك تعريف، تركيب اصوات است به نحوي كه خوش آيند باشد اگر مناسب مجالس لهو و لعب باشد حرام است و گر نه اشكالي ندارد. (20)
4 - آيت الله گلپايگاني (قدّس سره) در معناي غنا و حكم آن ميفرمايند:
غنا كشيدن صدا و دور دادن آن به كيفيت خاصهي طرب آور است كه مناسب با مجالس انس و طرب و موافق با آلات لهو ولعب است و خواندن به نحو غنا و گوش دادن به آن و تكسب به آن حرام است و فرقي نميكند كه همراه با آلات لهو خوانده شود يا نه و در كلام باطل استعمال شود يا در قرآن يا دعا يا مرثيه يا شعر. (21)
مقام معظم رهبري (دامت بركاته) پيرامون غنا و موسيقي و موسيقي و اصيل و سنتي ميفرمايند:
غنا خوانندگي مطرب و ملهي متناسب با مجالس عيش و نوش است و موسيقي نوازندگي با همان اوصاف است و در حكم با هم فرقي ندارند و هر دو حرام است.
آيت الله العظمي تبريزي (قدّس سره): غنا (آوازه خواني مناسب مجالس خوشگذراني كه از مضمون باطل باشد) گوش دادن به آن حرام است و بنا بر احتياط واجب بايد از مطلق خوانندگي كه با ترجيع صوت و (چهچهه) است و لو در مضمون باطل نباشد اجتناب نمود و نيز موسيقي لهوي (نواختن با آلات مخصوصه كه مناسب خوشگذراني باشد) و گوش دادن به آن حرام است موسيقي اي كه مناسب خوشگذراني باشد حرام است و بين انواع آن فرقي نيست چه سنتي باشد يا غير آن.
آيت الله العظمي فاضل لنكراني (قدّس سره): غنا: آوازيست كه در آن صدا را در گلو ميگردانند كه بر زيان عربي چهچهه ميگويند و طرب انگيز هم باشد و مناسب مجالس لهو و لعب هم باشد اين حرام است و موسيقي به يك تعريف تركيب اصوات است له نحوي كه خوش آيند باشد لذا اگر مناسب مجالس لهو و لعب باشد حرام است (22)
مستثنيات موسيقي و غنا
استثنائات از حرمت غناء در تاريخ
براي نشاط بخشيدن به هنگام انجام كارهاي مشكل، آن گونه كه در تاريخ اسلام در مسألهي حفر خندق آمده يا اشعاري كه «انجشه» به هنگام حركت قافله به سوي مكه در حجه الوداع براي تحريك شتران ميخوانده است؛ اما آنچه امروز در ميان «صوفيه» معمول است كه انواع آلات طرب را در اين زمينه به كار ميبرند حرام است.
آنچه را قرطبي به صورت استثناء بيان كرده از قبيل: خواندن «حدي» (آواز مخصوص) براي شتران يا اشعار مخصوصي كه مسلمانان با آهنگ به هنگام حفر خندق ميخواندند، به احتمال قوي اصلاً غنا نبوده و نيست و شبيه اشعاريست كه گروهي با آهنگ مخصوص در راهپيماييها يا مجالس جشن و عزاداري مذهبي ميخوانند. ذكر اين نكته لازم است كه گاه براي غنا دو معني ذكر ميشود:
«معني عام» و «معني خاص».
معني خاص: يعني آهنگهاي تحريك شهوات و متناسب با مجالس فسق و فجور؛ ولي معني عالم، هر گونه صورت زيباست و لذا آنها كه غنا را به معني عام تفسير كردهاند بر آن دو قسم قائل شدهاند؛ «غناي حلال» و «غناي حرام».
منظور از غناي حرام همان است كه گفته شد و منظور از غناي حلال، صداي زيبا و خوشيست كه مفسده انگيز نباشد و متناسب با مجالس فسق و فجور نگردد. (23)
خوب خواندن و غناء دوتاست
در حديث نشانههاي نزديكي قيامت ميفرمايد:
مردماني ميآيند كه قرآن را براي منظور دنيوي ياد ميگيرند و قرآن را مانند خواندن و نواختن در آلات موسيقي و به طرز غناء ميخوانند.
قال رسول الله صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم:
فعندها يكون اقوام يتعلمون القرآن لغير الله و يتخذونه مزامير و يتغننون بالقرآن (24)
احاديث وارده در استحباب نيكو خواندن قرآن (25) منافاتي با حرمت غناء در قرآن ندارد زيرا مجرد تحسين صوت و كشيدن و يا ترجيع و گردانيدن صدا كه آواز را نيكو گرداند غناء نيست چنان چه بيان گرديد.
صداي خوب مانعي ندارد
ولي اگر تنها صداي خوب و كشانيدن و گردانيدن در حلق بدون كيفيت مزبور باشد (طرب آور نباشد) مانع ندارد. چنانچه رسول خدا صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فرمود:
قرآن را با لحن و لهجهي عرب بخوانيد و از خواندن و لهجهي اهل فسق و گناهان كبيره بپرهيزيد، به درستي كه مردماني ميآيند كه در خواندن قرآن ترجيع ميكنند مانند ترجيع غنايي (يعني به كيفيت غناء قرآن را ميخوانند) و مثل خواندن نوحهگر و رهبانيه ( چنانچه بين نصارا متداول است) و قرآن از گلوي آنها نميگذرد (يعني مقصودشان تدبر در معاني قرآن نيست بلكه آواز خواني است) دلهاي ايشان و كساني كه كارشان را ميپسندند وارونه و از حق كج است.(26)
غنا و موسيقي در مجلس عروسي زنانه
اشاره
متأسفانه در زمان حال كه وسايل گناه و موسيقي پيشرفت كرده و تنوع خاصي در رنگارنگي بزهكاريها مشاهده ميشود، عدهاي كه ميتوان گفت كم هم نيستند، شب عروسي خويش را شب گناهان كبيرهاي مانند:
ترانه خواني، رقاصي و … (كه گفتن و نوشتن، عرق شرم را بر چهرهي انسان مينشاند) به پايان ميرسانند با اين توجيه شيطاني كه «يك شب هزار شب نميشود و حال اين كه زماني اين كار، زشتي و قبح بيشتري به خود ميگيرد كه اكثر اين افراد، شب عروسي خود را به اصطلاح براي تيمن و تبرك شب ميلاد پيامبر اكرم صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم و ساير معصومين عَلَيْهمُالسَّلَام. يا اعياد مبارك و مقدس چون عيد قربان، عيد غدير خم، شب ميلاد مولي الموحدين اميرالمؤمنين علي عَلَيْهِ السَّلَام و مانند آن قرار ميدهند و ان شبهاي پاك و با صفا را با گناهان مختلف و متنوع شب عروسي، ضايع ميكنند.
پيامبر صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم وقتي متولد شد.
بساط فساد، مظاهر فسق، فجور، ظلم و جور به لرزه افتاد، اينها در شب ميلاد او بساط فسق بر پا ميكنند.
جاي بسي تأسف است كه گاهي ديده ميشود عدهاي از انسانهاي متدين و نماز خوان، در مراسم عروسي خويش يا فرزندانسان نسبت به گناهان سهل انگاري و بيمبالاتي مينمايند و در مجلس خويش به بهانهي اين كه «يك شب هزار شب نميشود» موسيقي، آوازه خواني، بيحجابي و … را امري جايز ميدانند. اي غافلان! اگر در همان لحظات عمرتان به پايان برسد و مرگتان فرا رسد در پيشگاه خداوند عز و جل چه جوابي داريد كه بدهيد؟ آيا نميشود كه مراسم عروسي را با شادي و خوشي به انجام رسانيد و معصيت خدا را هم مرتكب نشد؟ برگزاري برنامههايي چون مداحي و خواندن اشعار و اجراي نمايش و … (البته مباح و موافق شرع) از اموري هستند كه ميتوان در مراسم شادي مورد استفاده قرار داد. اين گونه برنامهها ضمن اين كه مهمانها را سرگرم و راضي ميكند، سبب مسرت و شادي ايشان ميگردد، گناهي هم صورت نميگيرد.
اسلام حتي براي شب عروسي و زفاف آدابي را متذكر شده است، از جمله اين كه شب زفاف وقتي عروس و داماد در منزل خود جهت آغاز زندگي مشترك وارد شوند، وضو بگيرند و دو ركعت نماز شكر به جا آورند و به اين وسيله از خداوند متعال، خير و بركت را براي خويشتن مسألت نمايند و كام زندگي مشتركشان را با ياد خدا باز كنند؛ ولي متأسفانه غالباً كام زندگي مشتركشان با گناه بر داشته ميشود كه با اين توصيف معلوم است كه چه شب زفافي ميشود و چگونه زندگي اي خواهد داشت. غفلت و بدبختي اين چنين افرادي به حدي ميرسد كه دست به گناهان گوناگون و بزرگي ميزنند و در عين حال مباهات و افتخار ميكنند كه گناه ميكنند، چنان به عمل خويش مغرورند كه در هنگام گناه انسانيت را به فراموشي ميسپارند و متوجه نيستند كه چه جنايت بزرگي را مرتكب ميشوند به راستي چگونه ميشود كه آدمي گناه ميكند و بر آن افتخار ميكنند! (27)
شرايط سهگانه
عدهاي از فقهاء غنا را در مجلس عروسي به سه شرط از موضوع حرمت غنا خارج كردهاند:
اول:
مرد، هر چند محرم باشد در آن مجلس نباشد.
دوم:
در خواندن نشان باطلي نگويند (دروغ و فحش)
سوم:
آلات لهو و وسايل موسيقي استعمال نكنند و نيز جمعي از فقهاء، استعمال دف (دايره) را در مجلس عروسي جايز دانستهاند و شهيد و محقق ثاني فرمودهاند به شرط آنكه حلقه نداشته باشد.
ليكن احتياط در ترك هر دو است؛ يعني استعمال آلات لهو حتي در مجلس عروسي و آواز خواندن زنان در مجلس مزبور حتي با اجتماع شرايط سهگانه مزبور بايد ترك شود. (28)
فصل دوم؛ پيشينهي موسيقي و غنا
اختراع موسيقي و غنا
گاهي خوبي و بدي چيزي را از طريق شناخت مخترع و بنيانگذار آن ميتوان به دست آورد؛ يعني اگر عمل و روشي به وسيلهي شخص محترمي، يا با سفارش او بنيان گذاشته شود يا رواج يابد، معلوم ميشود آن عمل پسنديده و موجب تقرب به خداست.
همچنين اگر عمل و سنتي به وسيلهي شخص خبيثي تأسيس و بنيان گذاشته شود در مييابيم كه آن عمل ناپسند و باعث دوري از رحمت خدا ميشود.
بر اساس دلايل موجود و رواياتي كه در دست داريم، موسيقي و غنا به وسيلهي شيطان ملعون اختراع شده و در طول تاريخ به وسيلهي افراد غير متعهد و بيمبالات به دين، مانند:
سلاطين جود و مأموران فاسق آنان رواج يافته است.
مخترع موسيقي
همان طوري كه اشاره شد در برخي روايات، اختراع موسيقي به شيطان نسبت داده شده است:
1 - امام صادق عَلَيْهِ السَّلَام ميفرمايد:
وقتي حضرت آدم عَلَيْهِ السَّلَام رحلت نمود، ابليس و قابيل با رحلت او خوشحال شدند آن دو در اجتماعي شركت جستند و به نشانه شادي براي مرگ آدم عَلَيْهِ السَّلَام از طنبورها (29) و وسايل لهو (موسيقي) استفاده كردند.
پس هر كسي در روي زمين از اين وسايل لذت ميبرد از پيروان ابليس و قابيل ميباشد.(30)
از اين حديث استفاده ميشود كه مخترع اصلي موسيقي و نوازندگي شيطان و قابيل ميباشند.
مخترع غنا
در برخي ديگر از روايات اختراع غنا به شيطان منسوب و از او به عنوان اولين خواننده ياد شده است.
در تفسير عياشي ا ز جابر بن عبدالله انصاري و از پيامبر گرامي اسلام صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم روايت كرده است:
شيطان نخستين كسيست كه آوازه خواني كرد و اولين كسيست كه نوحهگري نمود و اولين كسيست كه حدي خواند، هنگامي كه آدم عَلَيْهِ السَّلَام از (ميوهي) درخت خورد، شيطان آواز خواند و هنگامي كه از بهشت اخراج شد و هبوط كرد، حدا خواند و زماني كه در زمين مستقر شد نوحهگري را آغاز كرد كه به وسيلهي آن نعمتهاي بهشت را براي آدم عَلَيْهِ السَّلَام يادآوري ميكرد و تا اندوه آدم عَلَيْهِ السَّلَام افزون گشته و شيطان خوشحال گردد. (31)
از اين دو حديث روشن ميشود كه غنا (آوازه خواني) و موسيقي (نوازندگي) از كارهاييست كه به دست شيطان تأسيس شده است.
بديهيست كه شيطان هميشه دنبال كارهاي خلاف و دستور خدا بوده و هيچ كار مطلوبي انجام نميدهد و از همين جا ميتوان به بدي غنا و موسيقي پي برد.
سابقهي موسيقي در ايران
غنا و موسيقي در ايران سابقهاي طولاني دارد و مردم اين مرز و بوم با آن مأنوس بودهاند.
در كتاب تاريخ ايران، مشيرالدوله مينويسد:
«بهرام گور از هند دوازده هزار موسيقيدان را جهت نوازندگي آورد».
راجع به همين بهرام گور «فخر الاسلام» از تاريخ اصفهاني نقل ميكند كه: بهرام گور دستور داد مردم نصف روز كار كنند و نيمي ديگر را به عيش و عشرت بگذرانند، باده بنوشند و نواي موسيقي بنوازند، از اين رو مقام آوازه خوانان اوج يافت، روزي بر گروهي عبور كردند كه مينوشيدند؛ ولي گوش نميدادند.
پرسيد:
كو آوازه خوان؟ جواب دادند:
ميخواستيم از وجودشان استفاده كنيم، اما هزينهشان به واسطهي كميابي زياد است.
بهرام نامهاي به پادشاه هند نوشت و رامشگر (نوازنده و خواننده) خواست.
دوزاده هزار رامشگر از هند آمدند و بهرام آنها را به شهرهاي ايران تقسيم نمود.
پيشرفت چشمگير موسيقي بين اعراب
عرب با موسيقي و غنا به صورت بسيط و سادهاش آشنا نبود؛ پس از امتزاج با ايرانيان لهو و غنا به سرعت انتشار يافت. عجب اينست كه سرزمين حجاز از خود سرزمينهاي عراق و شام كه مركز اصلي اين صنعت بود جلو افتاد.
حجاز از نيمهي دوم قرن اول هجري، هم مركز فقه و حديث بود و هم مركز لهو و موسيقي. امرا و حكام اموي سخت از لهويات ترويج ميكردند و به آنها سرگرم بودند. بر عكس ائمهي اهل بيت عَلَيْهمُالسَّلَام. شديداً مخالفت ميكردند كه در فقه و حديث منعكس است.
اگر مطلب را در سطح عامهي مردم بررسي كنيم، ميبينيم تودهي مسلمان ايراني و همچنين علماي ايراني نژاد با آن همه سوابق ملي در اين كار، بيش از تودهي عرب و علماي عربي نژاد عكس العمل و مخالفت نشان دادند.
دربارهي «مالك بن انس» امام معروف اهل سنت كه نژاد عرب دارد، نوشتهاند:
در آغاز كار ميخواست رشتهي موسيقي را تعقيب كند.
مادرش او را منع كرد و گفت:
چون چهره و قيافهاي زيبا نداري بهتر است رشتهي فقه را دنبال كني و همين كار را كرد. (32)
تورع و پرهيزگاري ايرانيان آن زمان
آنچه تأمل بر ميانگيزد اينست كه اولاً ايرانيان، اهل فن غنا و موسيقي بودند و در آن كار سابقهاي زيادي داشتند و عادتاً آنها بايد از نظر شرعي دنبال توجيه و تأويل بروند، ثانياً شيوع لهو و غنا در حجاز به وسيلهي ايرانيان صورت گرفت. مغنيان معروف آن عصر بيشتر ايراني بودهاند، در عين حال در حالت مذهبي آن روز، ايرانيان بيش از ساير ملتها تورّع و پرهيزگاري نشان دادهاند و همچنان كه اشاره شد، محل بحث حالت و محيط مذهبي است؛ اما محيطهاي غير مذهبي؛ مانند «دربار هارون و دستگاه برامكه» شكل ديگر بود.(33)
فصل سوم؛ موسيقي و غنا از ديدگاه قرآن
اشاره
بعضي از سور در مكه نازل شده است مانند سورهي فرقان، سوره لقمان، سوره اسراء و سوره نجم و بعضي در مدينه نازل شده است مانند سوره حج و سوره جمعه. از اين سور ميتوان فهميد كه قرآن از همان ابتداي بعثت با موسيقي مبارزه ميكرده و آن را مورد نكوهش و حتي چنانچه از آيات سوره لقمان روشن ميشود صريحاً مورد تحريم قرار داده و مبارزه با موسيقي مانند مبارزه با بت پرستي از ابتداييترين احكام اسلام قرار داشته است.
قرآن كريم نياز به مفسر دارد و مفسران حقيقي آن، ائمهي معصومين عَلَيْهمُالسَّلَام ميباشند. هر آيهاي از قرآن بطني دارد و هر بطن آن هفتاد بطن دارد ما آياتي كه پيرامون موسيقي بود را آوردهايم و روايات آن آيات را از لسان مبارك ائمه اطهار عَلَيْهمُالسَّلَام. ذكر مينماييم. در قرآن كريم آياتي پيرامون موسيقي ميباشد كه ما به پنج آيه پيرامون موسيقي ميپردازيم. كه آنها عبارتند از:
آيه اول
«فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثان و اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّور» (34)
ترجمه: از پليديها، از بتها اجتناب كنيد و از سخن باطل و بياساس بپرهيزيد.
ابوبصير ميگويد:
از امام جعفر صادق عَلَيْهِ السَّلَام دربارهي سخن خداي تعالي كه ميفرمايد:
«از پليديها، از بتها اجتناب كنيد و از سخن باطل و بياساس بپرهيزيد». سؤال كردم، امام عَلَيْهِ السَّلَام فرمود:
منظور غناء (آواز طرب انگيز) است.(35)
امام جعفر صادق عَلَيْهِ السَّلَام دربارهي آيهي شريفه فرمود:
منظور از پليدي شطرنج و مراد از سخن باطل غنا و آواز طرب انگيز است(36)
آنجا كه قرآن كريم اوصاف بندگان صالح و عباد الرحمن را بر ميشمارد ميفرمايد:
آيه دوم
«و الذين لا يشهدون الزور و اذا مرّوا باللغو مرّوا كراماً» (37)
ترجمه: و آنانند كه حاضر شوند در مجالس غنا و …
امام جعفر صادق عَلَيْهِ السَّلَام در مورد سخن خداي تعالي كه ميفرمايد:
بندگان خاص خداوند كساني هستند كه هرگز شهادت به باطل نميدهند. (38) فرمود:
منظور غناء است.(39)
علي بن ابراهيم قمي در تفسيرش كه به طور كامل يك تفسير روايي ميباشد - «زور» را به غناء و مجالس لهو تفسير نموده است.(40)
در تفسير جوامع الجامع آمده است:
منظور از اين آيه اينست كه بندگان خاص خداوند در مجالس بيفايده و بدكاران شركت ن ميكنند.(41)
در تفسير شريف لاهيجي آمده است كه: احاديث اهل بيت متكثر الورد است كه، مراد از «زور» غناست، ليكن علي بن ابراهيم روايت كرده كه مراد از «زور» غنا و مجالست با اهل لهو است، اعم از آنكه غنا باشد يا غير آن. (42)
آيه سوم:
«و من الناس من يشتري لهو الحديث ليضل عن سبيل الله بِغير علم و يتخذها هزواً اولئك لهم عذاب مهين» (43)
ترجمه: بعضي از مردم هستند كه سخنان بيهوده خريداري ميكنند تا مردم را از روي جهل و ناداني از راه خداوند گمراه كنند و به دنبال آن، آيات الهي را مسخره ميكنند. خداوند بدين عمل آنها را به عذاب خوار كنندهاي مبتلا ميسازد امام محمد باقر عَلَيْهِ السَّلَام فرمود:
غنا از جمله چيزهاييست كه خداوند براي ارتكاب آن وعدهي عذاب جهنم داده است.
سپس آن حضرت اين آيه شريفه را تلاوت فرمود:
بعضي از مردم هستند كه سخنان بيهوده خريداري ميكنند تا مردم را از روي جهل و ناداني از راه خداوند گمراه كنند و به دنبال آن، آيات الهي را مسخره ميكنند.
خداوند بدين عمل آنها را به عذاب خوار كنندهاي مبتلا ميسازد. (44)
امام صادق عَلَيْهِ السَّلَام فرمود:
مجلس خوانندگي لهو و باطل، مجلسيست كه خداوند به اهل آن نمينگرد ( آنها را مورد لطفش قرار نميدهد) و اين مصداق همان چيزيست كه خداوند عز و جل فرموده:
«بعضي از مردم هستند كه سخنان بيهوده خريداري ميكنند تا مردم را از روي جهل و ناداني از راه خدا گمراه سازند». (45)
مردي ميگويد:
نزد امام صادق عَلَيْهِ السَّلَام بودم، كسي به ايشان گفت:
پدر و مادرم فداي شما باد، همسايگان من كنيزاني دارند كه آواز ميخوانند و با عود (يكي از آلات موسيقي) مينوازند من هنگامي كه براي قضاي حاجت ميروم، چه بسا نشستن خودم را طول ميدهم تا صداي آنها را بيشتر بشنونم!!
امام عَلَيْهِ السَّلَام فرمود:
اين كار را انجام مده! در روز قيامت در برابر خداوند هيچ عذر و بهانهاي نداري، مگر سخن حق تعالي را در قرآن كريم نشنيدهاي كه ميفرمايد:
«ان السمع و البصر و الفؤاد كل اولئك كان عنه مسؤولاً» (46)
«گوش و چشم و دل همگي مسؤولند و در برابر كارهايي كه انجام دادهاند از آنها سؤال ميشود».
مرد گفت:
به خدا سوگند گويا تا به حال اين آيه قرآن را از عرب و غير عرب نشنيده بودم. ديگر به خداوند اين كارها را انجام نميدهم و از او آمرزش ميطلبم.
بعد امام عَلَيْهِ السَّلَام فرمود:
برخيز و غسل كن و آنچه ميتواني نماز بخوان تاكنون به گناه بزرگي مشغول بودي و چقدر حال بدي داشتي اگر بر اين حال ميمردي. (47)
لهو الحديث هر سخن نادرستيست كه انسان را از شنيدن و پذيرفتن سخن حق كه كلام خدا و قرآن مجيد است باز دارد؛ مانند داستانهاي خرافي و قصههايي كه شنونده را به فساد، فسق و فجور ميكشاند و نيز مانند آوازه خواني و سرگرمي به آلات موسيقي. آشكار است كه سرگرمي به هر يك از امور باطله آدمي را از شنيدن و پذيرفتن معارف اعتقادي قرآن مجيد و دستورات عمليهي آن و داستانهاي عبرت بخش آن و گزارشات عجيبهي عالم آخرت و بهشت و دوزخ كه بيان فرموده، باز ميدارد و اگر شخص سخنان حق را بشنود مسخره ميكند و چنين آدمي هرگاه آيات قرآن مجيد برايش خوانده شود، كبر ورزد و از پذيرفتن آنها رو برگرداند؛ مانند اين كه اين آيات را اصلاً نشنيده و نديده است، چنانچه در آيهي 7 سورهي لقمان اين چنين ميفرمايد:
«و هرگاه بر اين مردم آيات قرآن تلاوت شود چنان با غرور و تكبر پشت گردانند كه گويي هيچ آن آيات الهي را نشنيدند، پنداري از هر دو گوش كر هستند اين مردم را به عذاب دردناك بشارت ده».
و خلاصه كسي كه به ساز و آواز و ساير اباطيل سرگرم شد و مشتري آنها گرديد كجا به خدا و آخرت و حقايق قرآن مجيد آشنا و مشتري ميگردد و آنها را خواهان ميشود و نتيجهي گرويدن به اباطيل، بيايماني و موهوم پنداشتن حقايق است و چنين شخص ناداني گمراه و گمراه كننده و مورد وعدهي عذاب الهي در آيههاي 6 و 7 سورهي لقمان است.
از آنچه كه توضيح داده شد معلوم گرديد كه غنا لهو الحديث است و بر آن وعدهي عذاب داده شده، پس گناه كبيره است (48)
غنا از گناهان كبيره است
از گناهاني كه به كبيره بودنش تصريح شده، سرگرمي به آلات موسيقي و نواختن انواع سازها مانند تار و كمانچه و پيانو و طنبور و نظائر آن يا گوش دادن به آنهاست و يكي از ملاكهاي گناه كبيره آن است كه: خداي تعالي بر آن وعده آتش دوزخ داده است.(49)
پس غناء (آواز طرب انگيز) يكي از گناهان كبيره ميباشد زيرا امام هشتم حضرت رضا عَلَيْهِ السَّلَام فرمود:
«اعلم ان الغناء مما وعدالله عليه النار في قوله: «و من الناس من يشتري لهو الحديث ليضل عن سبيل الله به غير علم و يتخذها هزواً اولئك لهم عذاب مهين» (50)
بدان همانا غناء از چيزهاييست كه خداي تعالي در سخنش بر آن وعدهي آتش داده است:
«و بعضي از مردم سخنان بيهوده را ميخرند تا مردم را از روي ناداني، از راه خدا گمراه سازند و آيات الهي را به استهزاء گيرند، براي آنان عذابي خوار كننده است.(51)
در تفسير قمي «حديث لهو» به عناء و نوشيدن خمر و تمام آلات لهو تفسير شده است. (52)
و مرحوم طبرسي با استفادهي از سخن امام محمد باقر و امام جعفر صادق و حضرت رضا عَلَيْهمُالسَّلَام و بسياري از مفسرين، «حديث لهو» را به غنا تفسير نموده است.(53)
مرحوم علامه سيد عبدالله شبر (قدّس سره) ميفرمايد:
هر چيزي كه انسان را از كارهاي خوب باز دارد، مانند غناء و سخنان دروغ و مضحكهها و سخنان بيفايده، حديث لهو به شمار ميآيد. (54)
آيه چهارم:
و الَّذينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُون» (55)
ترجمه: مؤمنان كساني هستند كه از هر گونه لغو و سخن بيهوده دوري ميكنند. 1 - «و الَّذينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُون»
يعني عن الغناء و الملاهي.
مؤمنان كساني هستند كه از هر گونه لغو و سخن بيهوده دوري ميكنند (يكي از مصاديق لغو، غناء و آلات لهو ميباشد). (56)
با توجه به مطالب فوق روشن ميشود كه مجلس ساز و آواز يكي از نمونههاي آشكار مجالس باطل ميباشد.
آيه پنجم:
«أَ فَمِنْ هذَا الْحَديثِ تَعْجَبُون / وَ تَضْحَكُونَ وَ لا تَبْكُون / و أَنْتُمْ سامِدُون» (57)
ترجمه: آيا از اين سخن تعجب ميكنيد و ميخنديد و نميگرييد و پيوسته در غفلت و هوسراني به سر ميبريد.
برخي از مفسران قرآن كلمهي «سامدون» را در اين آيه شريفه به معناي اشتغال به غنا و آوازه خواني داسنتهاند.
علي شريحي در تفسير البشائر:
«سمود» به معناي لهو و «سامد» به معناي لاهيست و معناي آيهي «أَنْتُمْ سامِدُون» اين است، شما مشغول لهو و لعب هستيد و از هدف آفرينش غافليد. (58)
علامه اميني (قدّس سره) در كتاب الغدير از دوازده تفسير اهل سنت نقل كرده است كه طبق روايت عكرمه از ابن عباس، منظور از «سمود» غنا و آوازه خواني است، زيرا در لغت قبيلهي حمير هرگاه بگويند:
«سمِّدلَنا» منظورشان اينست كه براي ما آواز بخوان. (59)
فصل چهارم، آثار و عواقب غنا و موسيقي
اشاره
در اين فصل ميپردازيم به رواياتي كه پيرامون غنا و موسيقي ميباشد.
قبل از هر چيز به اين روايت مهم توجه نمائيد:
هدف رسالت پيامبر صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم
رسول گرامي اسلام صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فرمود:
«ان الله بعثني هدي و رحمه للعالمين و امرني ان امحوا المزامير و المغازف و الاوتار و الاوثان و امور الجاهليه …»
خداوند مرا براي هدايت و رحمت جهانيان مبعوث نمود و دستور داده به من تا آلات غناء و موسيقي (مانند ناي و طنبور و تار و …) و بتها و آداب و رسوم جاهليت را از بين ببرم. (60)
بررسي عواقب غنا و موسيقي
اشاره
استعمار گران جهان هميشه از بيداري مردم مخصوصاً نسل جوان، وحشت داشتهاند؛ به همين دليل بخشي از برنامههاي گستردهي آنها براي ادامهي استعمار، فرو بردن جامعهها در غفلت، بيخبري، ناآگاهي و گسترش انواع سرگرميهاي ناسالم است.
امروزه مواد مخدر، تنها جنبهي تجارتي ندارد، بلكه يك ابزار مهم سياسي؛ يعني سياستهاي استعماري است.
ايجاد مراكز فحشاء، كلوپهاي قمار و همچنين سرگرميهاي ناسالم ديگر و از جمله توسعهي غنا و موسيقي، يكي از مهمترين ابزاريست كه آنها براي تحذير افكار مردم بر آن اصرار دارند و به همين دليل قسمت عمدهي وقت راديوهاي جهان را موسيقي تشكيل ميدهد و از برنامهي عمدهي وسايل ارتباط جمعي همين موضوع است.
حال به عواقب آن در دوران زندگي در اين جهان كه همان هدف استعمار گران است از ديدگاه روايات ميپردازيم.
الف: عواقب و آثار دنيوي
آثار فردي و اجتماعي
مرگ ناگهاني و قبول نشدن دعا
امام صادق عَلَيْهِ السَّلَام فرمود:
خانهاي كه در آن غنا باشد از مرگ و مصيبت دردناك ايمن نيست و دعا در آن به اجابت نميرسد و فرشتگان وارد آن نميشوند. (61)
سبب نفاق
امام صادق عَلَيْهِ السَّلَام فرمود:
نواختن موسيقي (مثل تار و …) نفاق را در دل ميروياند همان طوري كه آب سبزه را ميروياند. (62)
عامل زنا
رسول خدا صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فرمود:
«الغناء رقيه الزناء»
غنا و (موسيقي) كاريست كه انسان را به زنا ميكشاند. (63)
در حديث آمده:
از غناء و موسيقي دوري كنيد زيرا موسيقي حياء را از بين ميبرد و سبب زياد شدن غريزه جنسي ميشود، مردانگي را نابود ميسازد و هر كاري كه شراب ميكند موسيقي هم انجام ميدهد و اگر مبتلا به موسيقي شديد از زنان بپرهيزيد براي آن كه موسيقي و غناء انسان را به زنا ميكشاند. (64)
بدبختي جامعه
از امام سجاد عَلَيْهِ السَّلَام روايت شده است:
«لا يقدس الله امة فيها بربط يُقَعقع»
پاك و سعادتمند نميشوند ملتي كه در ميان آنان بربط (كه يكي از آلات موسيقي ميباشد) به صدا در آيد. (65)
ناسپاسي از حق تعالي
امام صادق عَلَيْهِ السَّلَام فرمود:
كسي را كه خداوند سبحان نعمتي به او عطا كند و او در اثر نعمت به وسايل آواز خواني و موسيقي رو كند با اين عملش ناسپاسي حق تعالي را مرتكب شده و همچنين كسي كه مصيبتي ( براي امتحان و …) به او برسد و آه و ناله كند او هم كفران نعمت نموده است.(66)
ب: آثار خانوادگي
بي تفاوت شدن نسبت به ناموس
امام صادق عَلَيْهِ السَّلَام فرمود:
به شيطان قفندر (بد قيافه) گفته ميشود زماني كه در خانه كسي چهل روز با وسايل موسيقي (چون تار بنوازد) و مردان و زنان در آن مجلس باطل گرد آيند شيطان تمام اعضاي بدن صاحبخانه را لمس ميكند (به طوري كه چشم و گوش، زبان و ساير اعضايش در مسير و فرمان شيطان و گناه قرار ميگيرند) بعد از آن براي اين كه كاملاً او را در زشتي و ظلمت غرق كند نفسي شيطاني در او ميدمد كه بعد از آن غيرت را از دست ميدهد آن چنان كه نسبت به رابطه نا مشروع ديگران با همسرش بيتفاوت ميشود. (67)
رفتن بركت
حضرت محمد صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فرمود:
فرشتگان به خانهاي كه شراب و وسايل موسيقي و قمار (مثل دايره، طنبور، نرد) در آن باشد وارد نميشوند و دعاي اهل خانه مستجاب نميگردد، خير و بركت هم از آنجا ميرود. (68)
عواقب و آثار اخروي موسيقي و غناء
رسول خدا صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فرمود:
كسي كه اهل طنبور است روز قيامت محشور ميشود در حالي كه سياهترين صورت را دارد و به دستش تنبوري از آتش جهنم است و بالاي سرش هفتاد هزار فرشته عذاب همراه با گرزي كه در دست دارند بر سر و صورتش ميكوبند و كسي كه اهل (غناء و موسيقي) است از قبرش بيرون ميآيد در حالي كه نابينا و گنگ و كر خواهد بود.
همچنين زنا كار و آنكه فلوت و دايره ميزند همانند ايشان محشور ميشود. (69)
از ابي هريره روايت شده كه پيامبر اكرم صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فرمود:
گروهي از اين امت مسخ شده و به صورت بوزينه و خوك در ميآيند.
گفتند:
يا رسول الله، مگر آنها شهادت به لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ و محمد رسول الله نميدهند؟
فرمود:
بلي، روزه هم ميگيرند، نماز نيز ميخوانند، حج نيز به جاي ميآورند.
گفتند:
پس عيب آنها چيست؟
فرمود:
آنها وسايل ساز و موسيقي و دايره را به كار ميبرند و كنيزان آوازه خوان ميگيرند و با شب نشيني به ميگساري و لهويات خويش را به صبح ميرسانند كه مبدل به بوزينه و خوك خواهند شد.(70)
خريد و فروش، تعليم و ياد دادن
به اتفاق جميع فقهاء ساختن و خريد و فروش آلات لهو و معاملهاش باطل است و مانند آلات قمار نگهدارش نيز حرام و از بين بردنش واجب است.
چنان چه در ضمن حديثي مفصلي كه در كتاب تحف العقول از حضرت امام جعفر صادق عَلَيْهِ السَّلَام نقل ميكند و همچنين شيخ حر عاملي در فصول المهمه روايت ميكند كه حضرت فرمود:
صنعتي را كه هيچ جهت حلالي در آن نباشد و جز شر و فساد چيزي بر آن مترتب نيست مانند بربط (آلت موسيقيست شبيه عود كه به آن مينوازند) و مانند مزمارها و ني و شطرنج و هر آلت و وسيله لهوي و صليب نصاري و بتها و هر چه شبيه اينها باشد پس ياد دادنش و ياد گرفتن و عمل كردن به آن و اجرت گرفتن بر آن و جميع تصرفات در آن حرام است.(71)
خريد و فروش و كسب با وسايل لهو
رسول خدا صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فرمود:
آموزش دادن خوانندگان و خريد و فروش كنيزكان آوازه خوان حرام است و در آمدي كه از اين راه به دست ميآيد نيز حرام ميباشد، گواه اين مطلب آيهايست كه خداوند در كتابش فرموده است:
«بعضي از مردم سخنان بيهوده را خريداري ميكنند». (72)
ثواب پرهيز از غناء
امام رضا عَلَيْهِ السَّلَام فرمود:
كسي كه از غناء دوري كند در عوض، درختي در بهشت است كه خداوند دستور ميدهد باد آن را به حركت در آورد. نغمه خوشي از آن درخت بهشتي بلند ميشود كه مانند آن را تا به حال نشنيده است و كسي كه از غناء اجتناب نكند آن صوت زيبا را نميشنود. (73)
رواياتي ديگر
موسيقي علني در آخر الزمان
در كتاب مهدي منتظر نوشتهي حاج شيخ محمد جواد خراساني (قدّس سره) در مورد حوادث و وقايعي كه در دوران غيبت و نزديك ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف رخ ميدهد چنين ميخوانيم:
در اين زمان مردم غنا و آوازه را دوست دارند.
رقص و طرب و غنا را حلال ميشمرند.
آلات ساز و آواز ظاهر ميشود.
تار و طنبور زني را مستحسن شمارند و نيكو بياموزند.
زنهاي آوازه خوان و رقاصه آشكار ميشوند.
زنهاي آوازه خوان و آلات آواز براي خود اتخاذ كنند.
لهو و آلات لهو ظاهر شود، عابرين بروي بگذرند و احدي، احدي را منع نكند.
براي غنا و آوازه مالها، خرج ميكنند.
همچنين آلات غنا و موسيقي در حرمين (مكه و مدينه) ظاهر ميشود. (74)
زبان حال موسيقي حرام
نقل شده است كه: حضرت علي عَلَيْهِ السَّلَام ديد مردي طنبور ميزد.
حضرت او را از اين كار باز داشت و حتي طنبور را گرفت و شكست. سپس او را نصيحت فرمود و او توبه كرد. آن گاه حضرت علي عَلَيْهِ السَّلَام به او فرمود:
آيا ميداني طنبور هنگامي كه به صدا در ميآيد چه ميگويد؟
مرد عرض كرد:
وصي رسول خدا صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم داناتر است.
حضرت فرمود:
طنبور هنگام نواختنش ميگويد:
سَتَندِمُ سَتَندِمُ أيا صاحِبي
سَتَدخُلُ جَهَنَّمَ أيا ضارِبي
به زودي پشيمان ميشوي، به زودي پشيمان ميشوي اي صاحب من! به زودي داخل دوزخ ميگردي اي زنندهي من! (75)
فصل پنجم؛ موسيقي از ديدگاه دانشمندان اسلامي و غير اسلامي
نظر امام خميني (قدّس سره)
غافل كردن از مقدرات
امام خميني (قدّس سره) در مورد موسيقي ميفرمايد:
«… از جمله چيزهايي كه مغزهاي باز جوانها را مخدر و تخدير ميكند موسيقي است.
موسيقي اسباب اين ميشود كه مغز انسان وقتي چند وقت به موسيقي گوش كرد، تبديل ميشود به يك مغز غير آن كسي كه جدي باشد، انسان را از جديت بيرون ميكند و متوجه جهات ديگر ميكند.
تمام اين وسايلي كه در هر مملكتي رواج دارد، همه براي اينست كه ملت خود را از مقدرات خودشان غافل كنند».
بيرون آوردن از جديّت
«… موسيقي از اموريست كه البته هر كسي بر حسب طبع، خوشش ميآيد لكن از اموريست كه انسان را از جديت بيرون ميبرد و به يك مطلب هزل ميكشاند. ديگر يك جوان كه عادت كرده روزي چند ساعت با موسيقي سر و كار داشته باشد و اكثر اوقاتش را صرف بكند و پاي موسيقي بنشيند و اينها، از مسائل زندگي و از مسائل جدي به طور كلي غافل ميشود، عادت ميكند، همان طور كه به مواد مخدر عادت ميكند ديگر نميتواند يك انسان جدي باشد كه بتواند در مسائل سياسي فكر بكند، فكر انسان را موسيقي طوري بار ميآورد كه ديگر انسان نتواند در غير هما ن محيط مربوط به شهوت و موسيقي فكر بكند».
در مورد تلويزيون
«… نبايد دستگاه تلويزيون طوري باشد كه 10 ساعت موسيقي بخواند و جوانهايي كه نيرومند هستند از نيرومندي آنها كاسته شود و به حال خمار و خلسه آور تبديل شوند، مثل همان ترياك، موسيقي با ترياك فرقي ندارد.
حذف موسيقي
اگر بخواهيد مملكتتان يك مملكت صحيح باشد، موسيقي را حذف كنند، نترسيد از اين كه به شما بگويند كهنه پرست شدهايد، باشد ما كهنه پرستيم، همهي اين كلمات نقشه است براي اين كه شما را از كار جدي عقب بزنند. اين كه ميگويند اگر چنانچه موسيقي در راديو نباشد آنها ميروند از جاي ديگر موسيقي ميگيرند، بگذاريد از جاي ديگر بگيرند. شما عجالتاً آلوده نباشيد، آنها كم كم بر ميگردند به اين جا. اين عذر نيست كه اگر موسيقي نباشد در راديو آنها ميروند از جاي ديگر موسيقي ميگيرند، حالا اگر از جاي ديگر ميگيرند آيا ما بايد به آنها موسيقي بدهيم! ما بايد خاينت بكنيم! موسيقي، خيانت است به يك مملكت و خيانت است به جوانهاي ما، اين موسيقي را حذفش كنيد، آن را به طور كلي عوض كنيد و يك چيز ديگري بگذاريد كه آموزنده باشد كم كم مردم و جوانها را عادت به امور زندگي بدهيد، از آن عادت خبيثي كه داشتند برگردانيد. آنهايي را كه ميبينيد ميگويند اگر تلويزيون موسيقي پخش نميكند ميرويم سراغ موسيقي، براي اينست كه اينها عادت كردهاند.» (76)
مريض شدن مغز
«يك مغزي اگر دنبال اين رفت كه موسيقي گوش كند، اين مغز مريض ميشود، اين نميتواند فكر بكند كه كشورش به چه حال دارد ميگذرد، ديگر دنبال اين نيست، مثل آدم هروئيني ميماند …». (77)
در مورد سرودها
«سرودهايي كه مهيج است و سرودهايي كه مفيد است، اشكال ندارد، از جمله سرودي كه دربارهي آقاي مطهري ساخته شده است اشكال ندارد». (78)
نظر مقام معظم رهبري (دامت بركاته)
مبارزه با تهاجم فرهنگي
مقام معظم رهبري راجع به موسيقي و روش مقابله با تهاجم فرهنگي ميفرمايد: اين كه ما بگوييم موسيقي بهترين راه مقابله با تهاجم فرهنگي است، نه من به اين معتقد نيستم كه موسيقي يك چنين كششي داشته باشد؛ بهتر است بگوييم يكي از راههاي مبارزه با تهاجم فرهنگي است.
البته با شرايطي ميتواند باشد اما بهترين راهش را اين نميدانم.
موسيقي حرام كدام است
در مورد موسيقي دو حرف وجود دارد، يكي اين كه ببينيم اساساً مشخصههاي موسيقي حلال و حرام چيست؟
ديگر اين كه بياييم در مصداق، مرزهايي را مشخص كنيم تا به قول شما جوانان بدانند كه اين يكي حرام است و اين يكي حلال. البته اين دومي كار آساني نيست، كار دشواريست كه انسان از اين همه اجراي موسيقيهاي گوناگون، موسيقي خارجي، موسيقي ايراني هم با انواع و اقسامش، با كلام، بيكلام بخواهد يكي يكي اينها را مشخص كند؛ اما مشخصههاي كلي دارد كه آن را ميشود گفت. البته من هم در جاهايي به بعضي از اشخاص كه دست اندر كار بودند، آنچه را كه ميتوانستم گفتهام. حالا هم مختصري براي شما عرض ميكنم.
ببينيد موسيقي اگر انسان را به بيكاري و ابتذال، بيحالي و واخوردگي از موقعيتهاي زندگي و احوال اينها بكشاند، اين موسيقي، موسيقي حلال نيست موسيقي حرام است. موسيقي اگر چنانچه انسان را از معنويت از خدا و از ذكر غافل كند اين موسيقي حرام است.
موسيقي اگر انسان را به گناه و شهوتراني تشويق كند اين موسيقي حرام است.
نظر اسلام اين است، موسيقي اگر اين خصوصيات مضر و موجب حرمت را نداشته باشد، البته آن وقت حرام نيست. اينهايي را كه من گفتن بعضي از آنها در موسيقي بيكلام و سازهاست بعضي هم حتي در كلمات است؛ يعني ممكن است فرضاً يك موسيقي سادهي بيضرر را اجرا كنند، ليكن شعري كه در اين موسيقي خوانده ميشود، شعر گمراه كنندهاي باشد.
شعر تشويش كنندهي به بيبند و باري به ولنگاري، شهوتراني، غفلت و اين طور چيزها باشد آن وقت حرام ميشود.
بنا بر اين آن چيزي كه شاخص حرمت و حليت در موسيقيست و نظر شريف امام در اواخر حيات مباركشان كه آن نظريه را در باب موسيقي دادند همين مطلب بود.
لهو يعني غفلت، يعني دور شدن از ذكر خدا، دور شدن از معنويت، دور شدن از واقعيتهاي زندگي، دور شدن از كار و تلاش و فرو غلتيدن در ابتذال و بيبند و باري پس اين موسيقي ميشود حرام.
موسيقي زبان بين المللي
«… شما ميگوييد زبان بين المللي آن موسيقي كه به قول خود شما، مرزها را در نورديده و در جاهايي پخش شده، آيا اين لزوماً موسيقي خوبي است؟
صرف اين كه يك موسيقي از مرز فلان كشور خارج شد و توانست به كشورهاي مختلف برود و يك عده طرفدار پيدا كند؛ مگر دليل، خوب بودن موسيقي است؟ نه، به هيچ وجه، ممكن است يك موسيقي باشد كه به شهوتراني و تحريكات نشاطهاي شهوي جواني را تحريك كند، طبيعيست كه يك مشت جواني كه غفلت زده هستند از اين موسيقي خوششان ميآيد، هر جايي كه در دنيا اين نوار به دستشان بيفتد، از آن نوار استفاده ميكنند؛ اين دليل خوب بودن موسيقي نيست.
موسيقي سنتي و غير سنتي
مقام معظم رهبري راجع به موسيقي اصيل و سنتي ميفرمايد:
من نميتوانم به طور مطلق بگويم كه موسيقي اصيل ايراني، موسيقي حلال است، نه اين طور نيست. بعضي خيال ميكنند كه مرز موسيقي حلال و حرام موسيقي سنتي است، نه اين طور نيست. آن موسيقي كه مناديان دين و شرع هميشه در دورههاي گذشته با آن مقابله ميكردند و ميگفتند:
حرام است، همان موسيقي سنتي خودمان است كه به شكل حرامي در دربارهاي سلاطين، در نزد افراد بيبند و بار، در نزد افرادي كه به شهوات تمايل داشتند اجرا ميشده، اين همان موسيقي حرام است.
بنا بر اين مرز موسيقي حرام و حلال عبارت از ايراني بودن، سنتي بودن، قديمي بودن، كلاسيك بودن، غربي بودن يا شرقي بودن نيست. مرز آن چيزيست كه من عرض كردم. اين ملاك را ميشود به دست شما بدهيم؛ اما اين كه اين نوار جزو كدام گروه است، اين را من نميتوانم مشخص كنم.
دستگاههاي مميزي
البته الآن دستگاههايي هستند كه دارند مميزي ميكنند؛ اما من هم خيلي اطمينان ندارم كه اين مميزها صد در صد درست باشد، گاهي ميآيند به ما ميگويند يك نوار بسيار بد يا مبتذلي را دارند به صورت مجاز پخش ميكنند، گاهي هم ممكن است عكس اين اتفاق بيفتد.
من الآن نميدانم واقعاً اين مميزها چقدر از روي واقع بيني و ضابطه انجام ميگيرد؛ اما آن چيزي كه من ميتوانم به شما به عنوان يك جوان خوب و به عنوان كسي كه مثل فرزندان خودم هستيد به عنوان نصيحت و نظر خود بگويم اينست كه عرض كردم. به نظر ميرسد كه موسيقي ميتواند گمراه كننده باشد، ميتواند انسان را به شهوات چار كند، ميتواند انسان را غرق در ابتذال و فساد و پستي بكند، ميتواند هم اين نباشد و ميتواند عكس اين باشد، مرز حلال و حرام اينجاست.
من اميد دارم كه شما جوانان با اين زاد و تقوا بتوانيد وارد ميدان بشويد و توليدهايي داشته باشيد كه به معناي كلمه خصوصيات موسيقي خوب و بليغ را داشته باشد و به معناي حقيقي تأثيرگذار مثبت باشد و حقيقتاً جوانان و روحها را، به صفا و معنويت و به حقيقت رهنمون كند.(79)
عدهاي سعي ميكنند جوان ايراني را با بهانههاي گوناگون، به سمت مسائل سرگرم كننده، موسيقيهاي مضر، سرگرمي جنسي و از اين قبيل سوق دهند اين همان لجنزاريست كه جوان آمريكايي و اروپايي را در خودش دارد غرق ميكند در مقابل اين بايستيد. (80)
غنا و موسيقي از ديدگاه شهيد مطهري (قدّس سره)
اشاره
استاد فيلسوف مرتضي مطهري راجع به غنا و موسيقي چنين بيان ميكند:
آن چيز كه شايد بيشتر از همه نياز به مطالعه دارد، اينست كه آيا اسلام هيچ عنايتي به بعد چهارم انسان، يعني استمداد هنري نموده و در اسلام به زيبايي و جمال عنايتي شده يا نه؟
بعضي چنين تصور ميكنند كه اسلام، از اين نظر، خشك و جامد و بيعنايت است و به عبارت ديگر، اسلام ذوق كش است و البته اينها چنين ادعا ميكنند، به خاطر اينست كه اسلام روي خوش به موسيقي نشان نداده و نيز بهره برداري از جنس زن به طور عام و هنرهاي زنانه؛ يعني رقص و مجسمه سازي را منع كرده است؛ ولي به اين شكل قضاوت كردن درست نيست.
ما بايد راجع به مواردي كه اسلام با آن مبارزه كرده، تامل كنيم و ببينيم آيا اسلام با آنها مبارزه كرده، از آن جهت كه زيباييست يا از آن جهت كه مقارن با امر ديگريست كه بر خلاف استعدادهاي فردي يا اجتماعي انسان است و به علاوه ببينيم در غير مورد ممنوعه آيا با هنري مبارزه شده است!
از موضوعات مجمل
مسأله موسيقي و غنا مسألهي مهمي است؛ اگر چه غنا حدودش روشن نيست.
غنا ضرب المثل مسائليست كه فقهاء به عنوان موضوعات «مجمل»
يعني موضوعاتي كه حدودش مفهوم و مشخص نيست به كار ميبرند. ميگويند در مواردي اصل برائت جانشين ميشود؛ مثلاً در مورد فقدان نص، تعارض نصيين و شبههي موضوعي وقتي ميخواهند مقال به اجمال نص بزنند، همين غنا را ذكر ميكنند؛ ولي البته قدر مسلمي در غنا هست و آن اين است:
«آوازهايي كه موجب خفت عقل ميشود»
يعني شهوات را آن چنان تهييج ميكند كه عقل به طور موقت از حكومت ساقط ميشود و همان خاصيتي را دارد كه شراب يا قمار دارا است.
تعبير «خفت عقل» هم تعبير فقهاء و از جمله شيخ انصاري است.
آنچه مسلم است اينست كه اسلام خواسته است از عقل انسان حفاظت و حراست كند و در عمل هم نشان داده كه مطلب از همين قبيل است.
قدرت عظيم و فوق العاده موسيقي
چندي پيش در روزنامه، در مورد زن و شوهري نوشته بود كه كارشان به طلاق و محكمه كشيده است.
شوهر ميخواست زن خود را طلاق بدهد به اين دليل كه ميگفت:
زن من با وجود اين كه عهد كرده بود كه هيچ وقت در مجالس و در حضور مردان بيگانه نرقصد، مع ذلك در يك عروسي رقصيده، زن هم گفتهي او را تصديق كرده گفته بود:
وقتي در آن مجلس آهنگي نواختند، آن چنان تحت تأثير قرار گرفته كه بياختيار برخاسته و شروع به رقص كرده است.
مسعودي در مروج الذهب مينويسد:
«در زمان عبدالملك يا يكي ديگر از خلفاي بني اميه كه لهو و موسيقي خيلي رايج بود خبر به خليفه دادند كه فلان كس خواننده است و كنيز زيبايي دارد كه او هم خواننده است وتمام جوانهاي مدينه را فاسد كرده و اگر به كار او نرسيد اين زن تمام مدينه را فاسد ميكند.
خليفه دستور داد كه غل به گردن آن مرد انداختند و آنها را به شام بردند. وقتي به حضور خليفه نشستند آن مرد گفت:
معلوم نيست آن چه او ميخواند غنا باشد و از خليفه خواست كه خودش امتحان كند. خليفه دستور داد كه كنيز بخواند. او شروع به خواندن كرد، كمي كه خواند ديد سر خليفه تكان ميخورد. كم كم كار به جايي رسيد كه خود خليفه شروع كرد به چهار دست و پا راه رفتن و ميگفت:
بيا جانم بر اين مركوب خود سوار شد.
واقعاً موسيقي قدرت عظيم و فوق العادهاي مخصوصاً از جهت پاره كردن پرده تقوا و عفت دارد، … بنا بر اين از اين موارد نميتوان استثناء كرد كه اسلام مبارزهي با ذوق نموده است.
آيا در اسلام به زيبايي و جمال عنايتي شده؟
اسلام مخالفتي با جمال و زيبايي ندارد و با اين حس نه تنها مبارزه نكرده، بلكه در قسمتهايي اين حس را تأييد هم كرده است.
در «اصول كافي» بابي داريم تحت عنوان «الزي و التجمل» كه تجمل همان خود را زيبا كردن است.
حديثي داريم كه: «إِنَّ اللَّهَ جَمِيلٌ يُحِبُّ الْجَمَالَ» خداوند زيباست و زيبايي را دوست دارد و از همه بالاتر خود زيبايي بيان است كه در اسلام در حد اعلايي به آن توجه شده است.
اسلام خود اعجازش – يا لا اقل يكي از موارد اعجازش - زيبايي كلام قرآن است.(81)
غنا و موسيقي از ديدگاه علامه جعفري (قدّس سره)
اشاره
انسانها به جهت داشتن كيفيتهاي رواني مختلف، برداشتها و دريافتهاي گوناگوني از موسيقي دارند. لذا در تعريف موسيقي گفته شده است:
«موسيقي هنريست كه از تنظيم و تركيبات اصوات به وجود ميآيد و زيبايي آن بر حسب اثريست كه در ذهن شنونده دارد سنجيده ميشود».
كسي ديگر دربارهي موسيقي چنين ميگويد:
«نواي موسيقي از احساسات و انفعالات دروني انسان ناشي ميشود و معرف غم و شادي، هيجان و آرامش روحي انسان است» و ما چون نميدانيم كه پديدهي موسيقي در سطوح خود آگاه، نيمه خود آگاه و ناخود آگاه چه اثري ايجاد ميكند، لذا نميتوانيم يك تعريف روشني مانند تعريف يك نمود فيزيكي، در پديدهي موسيقي داشته باشيم. از مجموع مطالعات دربارهي اين پديده ميتوان به دو اصطلاح عمده دسترسي پيدا كرد:
1 - مفهوم عمومي موسيقي: اين مفهوم شامل هر صدا و آهنگي ميباشد كه تاثير در روان آدمي از نظر احساسات و تموجات رواني به وجود ميآورد.
2 - مفهوم خاص موسيقي: اين نوع موسيقي به انواع گوناگون تقسيم ميگردد؛ مانند موسيقي كليسا، اپرت، ليد، سنفوني و …
البته تقسيم ديگري در باره موسيقي گفته شده:
موسيقي طبيعي: نغمهي جويبارها، صداي آبشارها، صداي وزش بادهاي ملايم در درختان، نواي پرندگان، كه اين گونه نواهاي طبيعي چون غالباً يك رنگ و يك نواخت و بر يك آهنگ و ميزان ملايم است مسرت بخش ميباشد.
موسيقي هنري: عبارت است از همان آهنگهايي كه بشر آنها را ساخته است و وسايل مصنوعي آن در دنياي كنوني عبارت است از: تار، ويلون، سنتور، اكوردئون، گيتار، پيانو و غيره.
آهنگهاي مصنوعي داراي زير و بم و ارتعاشات و تحريكات گوناگوني است كه گاه ميخنداند و زماني ميگرياند و گاهي به حد افراط نيروي نشاط را در آدمي تحريك ميكند.
زماني او را سخت به ديار غم و اندوه ميفرستد يا او را در حيرت و بهت فرو ميبرد و گاهي انديشههاي منطقي او را به خيالات و پندهايي تبديل ميكند، در صورتي كه آهنگهاي طبيعي چنان كه متذكر شديم نمودهاي مستقيم واقعيتهاييست كه در جريانند.
شايستگي موسيقي به خاطر لذت به هيچ منطقي تكيه نميكند
لذت و احساس خوشي كه معلول شنيدن موسيقيست در تاريخ بشري دوشادوش در تمام جوامع وجود داشته است به اين معنا كه هر يك از جوامع با در نظر گرفتن تنوع و دوران هايش، نوع يا انواعي از موسيقي را مورد بهره برداري قرار داده و روان خود را با موسيقي نوازش دادهاند.
انگار اين موضوع بيشباهت به انكار مردن طبيعت گرايي بشر نيست.
اگر كمي دقت داشته باشيم، خواهيم ديد كه لذت خودگرايي نه تنها بالاتر از لذت موسيقي است، بلكه اصلاً قابل مقايسه نيست؛ زيرا خودگرايي كه اجراي اميال بي نهايت را در اين زندگاني ضروري ميبيند به متن حيات نزديكتر از موسيقي است؛ زيرا افراد فراواني پيدا ميشوند كه موسيقي را متن حيات خود قرار نميدهند در صورتي كه خود خواهي براي اكثريت قريب به اتفاق مانند محور اساسي زندگي تلقي شده است و هيچ جاي ترديد نيست كه همهي مكتبهاي انساني اعم از ديني، اخلاقي و ساير مكتبهايي كه شايستگي انسان را مطرح ميكنند، خودخواهي را محكوم نموده و لذتش را فريبنده و بي احساس دانستهاند؛ بنا بر اين اگر دليل شايستگي موسيقي همان احساس لذت بوده باشد به هيچ منطقي تكيه نميكند.
درست است كه تحريك مثبت و تشجيعي را كه موسيقي انجام ميدهد ما را از موجوديت حقيقي خود با يك گروه نوسانات بالاتر ميبرد؛ ولي هنگامي كه موسيقي تمام ميشود يك سرازيري حقيقي در خود احساس ميكنيم و ميبينيم كه موسيقي سايهاي از براي ما ساخته. اكنون شبح مصنوعي از بين رفته، واقعيات با همان خشونت براي ما نمودار ميشود.
موسيقي در جنگهاي صدر اسلام
به همين جهت بوده است كه در جنگهاي صدر اسلام كه در حدود هشتاد جنگ و دفاع بوده است، نميبينيم كه مسلمين براي تهييج سربازان خود به موسيقي متوسل شوند، بلكه آنها شعارهاي واقعي خود را به طور دسته جمعي گفته تحريك ميگشتند، چنان كه در يكي از جنگها، قريش شعار ذيل را با موسيقي و هيجان رزم ميگفتند:
اُعلُ هُبَل، اٌعلُ هُبَل
بلند باد هبل، بلند باد هبل.
و مسلمانان هم در مقابل ميگفتند:
الله اعلي و اجل؛ خداوند بالا و بلند مرتبه است و با اين كه كفار به هر گونه وسايل موسيقي آن زمان براي تحريك سربازان خود متوسل ميگشتند، مسلمانان كوچكترين اعتنايي به مسألهي موسيقي نداشتند.
علت ممنوعيت موسيقي در منابع اسلامي
بايستي گفت بشر از نظر كمبودي كه در معرفت توانايي مواجه با واقعيت دارد، موسيقي را براي تسلي خود تأئيد ميكند، پس نام آن را ضرورت ميگذارد و به همين جهت است كه اسلام به موسيقي روي نشان نميدهد و ميخواهد انسانها در زندگاني روحي و طبيعي با خود واقعيات روبرو گردند.
علتي كه براي ممنوعيت موسيقي در منابع اسلامي ذكر شده است، مسألهي لهو و لعب است با نظر به اين علت، كاملاً روشن ميشود كه اسلام ميخواهد انسان در اين دنيا خود را در مقابل هيجانات نبازد و آمادگي واقعي خود را از دست ندهد تا بتواند اختيار را از خود سلب كند.
آيا موسيقي روح انسان را تصفيه ميكند؟
اگر موسيقي آن چنان كه عاشقان دلباختهاش ميگويند حقيقتاً روح انساني را تصفيه ميكند، چرا با شيوع موسيقي در شرق و غرب، بيماريهاي رواني و فساد اخلاقي به حديست كه گفت و گو دربارهي آن باعث شرمساري است.
ما نميدانيم كه اگر انسانها به اين موسيقي اشتغال نميورزيدند و با خود واقعيات رو به رو ميگشتند چه اندازه راه ترقي و اعتلا را ميپيمودند!
اگر موسيقي واقعاً ضرر داشت آيا ميتوانست اين اندازه مردم را به خود مشغول كند؟
ميگويند امروزه مانند دورانهاي گذشته، موسيقي از آن موضوعات است كه اكثريت به اتفاق آن را تأييد ميكنند.
اگر واقعاً ضرر داشت آيا ميتوانست اين اندازه مردم را به خود مشغول بدارد.
ميگوييم:
صحيح است، ولي فراموش نكنيم كه بشر در دورانهاي گذشته بردگي را هم زير بناي تمام مسائل اجتماعي و سياسي خود قرار داده بود و به فكر هيچ كس نميرسيد كه يك اصل خلاف انساني بوده باشد.
حتي ارسطوها و افلاطونها كه از آنها با تمام تأكيد دفاع ميكردند.
امروزه اگر مردم از انديشههاي عميق دربارهي مسائل ديني، اجتماعي، رواني و تكامل به معناي عمومي سرباز ميزدند، آيا ميتوان گفت اين اكثريت بدون علت صحيح نميتواند از انديشهي صحيح سرباز بزند، پس ناچاريم اين هم يك واقعيت است كه بايستي تمامي موضوعات را از نظر سطحي آنها رسيدگي كرد.
امروزه جوان اروپا، آمريكا و كشورهاي زيادي از آسيا در مستي شگفت آوري به سر ميبرند. براي آنان زندگي شكل هدفمند خود را نشان نميدهد. آيا ميتوان گفت زندگاني هدفي ندارد؛ زيرا اگر هدفي داشت جوانان امروزي ما هم در جستجوي آن تلاش ميكردند؟
خلاصه براي انسان خردمندي كه ميخواهد همهي موضوعات را همه جانبه بنگرد روش اكثريتي كه «برتراندراسل» فيلسوف انگليسي دربارهي آن ميگويد:
هر فردي از انسان زاويهاي براي جنون دارد! او راه اعتدال بشر را هنوز نميشناسد يا راه اعتدال را نميرود!! هيچ گونه ملاك نميباشد و نميتواند راه واقعي را به او نشان بدهد.
موسيقي نميتواند چاشني روح باشد
كسي كه ميگويد:
موسيقي چاشني روح است، اين مطلب را در نظر نميگيرد كه ارواح آدمي كه در شعلههاي انحراف از واقعيتها ميسوزد چه نتيجهاي از تحريكات خيالات و رؤياهاي غير علمي به دست خواهد آورد. آيا اين تحريكات امضا و ادامهي تخدير در مقابل واقعيتها نيست؟
آن كه ميگويد:
خشونت، جريانات طبيعت، بدبختيها و ناگواري هاست كه ما را به موسيقي پناهنده ميكند.
اولاً:
كدامين فرمول علمي و رياضيست كه بتواند حدود واقعي موسيقي را مشخص نموده و بگويد:
اين نوع آهنگ ميتواند علاج دردهاي ناشي از خشونت زندگي باشد و آن نوع نميتواند حال روي اين منطق بايستي براي هر فرد از انسانها به شماره بدبختيها و ناگواريهاي زندگانياش يك آهنگ معين بسازيم.
ثانياً:
آيا با اعتبار به موسيقي، موضوع خشونت و ناملايمات زندگي مبدل به خوشي و آسايش ميشود يا عينك تار به ديدگان آدمي ميزند كه واقعيتها را دگرگون ببيند.
كار اين انسان خيلي تعجب آور است؛ مثل اينست كه سوگند خورده است كه براي بازي گري خود در جهان واقعيات حد و اندازههايي قائل نشود.
آيا موسيقي در محل كار سبب كار بيشتر است؟!
ميگويند:
آزمايش كردهاند وقتي در كارگاهها موسيقي نواخته ميشود؛ راندمان كارگران بيشتر ميشود. اين پديده را چگونه ميتوان با تحريم موسيقي توجيه كرد؟
ميگوييم چون مسلماً افزايش راندمان مار انرژي ميخواهد، خود تموجات صوتي نميتواند در داخل بدن انرژي توليد كند، پس آن كارگر مجبور است انرژي بيشتري را در زمان كوتاه تري از دست بدهد تا پديدهي فوق به وقوع بپيوندد. به اين ترتيب ملاحظه ميشود كه ظاهراً موسيقي در اينجا نقش مثبتي داشته؛ ولي همان طور كه گفته شد، اين نقش مثبت ظاهريست و در واقع موسيقي در اينجا هيچ عمل مثبتي انجام نداده بلكه جنبهي منفي هم داشته است كه باعث شده انرژي كارگران در زمان كوتاه تري صرف شود به علاوه كدامين اصل انساني ميگويد:
براي افزايش دادن منافع سود، كارگران را در خيالات و تجسمات بياساس غوتهور سازيم؟
احتلالات تعقل در موسيقي دانان
«… مكتبي كه ممنوعيت موسيقي را گوشزد ميكند (اسلام)، در حقيقت بزرگترين حمايت را از درون آدميان به عهده گرفته است.
حال اگر ما در درون موسيقي دانان و آهنگ سازان و نه شنوندگان موسيقي هيچ اختلالي نميبينيم؛
اولاً:
اين ادعاي كلي به هيچ وجه قابل اثبات نيست؛ زيرا مگر نميگويند موسيقي حافظهي آدمي را از كار مياندازد يا كم ميكند.
ثانياً:
فرض ميكنيم كه ما هيچ ضرر محسوسي در آن اشخاص كه با موسيقي سرو كار دارند نميبينيم؛ اما نبايد فراموش كنيم كه هيچ حقوق دان، فيزيك دان و هيچ يك از دانشمندان علوم تحقيق، نه تنها از موسيقي براي كارهاي خود بهره برداري نكردهاند، بلكه به جهت مخالف بودن موسيقي با فعاليتهاي علمي مغز همواره راه تعقل و انديشه را از موسيقي جدا كردهاند.
اين حقيقت دليل آن است كه انديشه و تعقل با تحريكات و تجسمات موسيقي سازش ندارد؛ بنا بر اين ما نوعي از اختلال تعقل در موسيقي مييابيم.
گوش دادن به موسيقيهاي مجاز
در مواردي كه اداي موسيقي را در ميآوريم يا به برخي از موسيقيها كه گمان ميكنيم جزء موسيقيهاي ممنوع نيست گوش فرا ميدهيم. اگر اين گونه امور ممنوع نباشد حداقل قدم روي نوار باريكي گذاشتهايم كه يك طرف آن قطعاً قلمرو ممنوعيت و حرمت ميباشد و چون نفس آدمي لذت طلب است، لذا تدريجاً قانون را پايمال ميسازد. اين را هم بدانيم كه طبق خاصيت پديدهي تقليد و مقتضاي قانون محاكمات نوعي از تأثير و تلقين ناخود آگاه در درون به وجود ميآيد كه تدريجاً سطح مربوط روان ساييدگي پيدا كرده و كم كم از ممنوعيت موضوع تقليد ميكاهد. (82)
ضررهاي موسيقي از ديدگاه محمد تقي جعفري (قدّس سره)
1 - ايجاد عدم تعادل و توازن بين اعصاب سمپاتيك و پاراسماتيك (83)
2 - مرض ماني (Maniae) نوعي جنون است كه درجات متعددي دارد
3 - مرض سيكلموتي (Cyclothmie) (84)
4 - كوتاهي عمر
5 - مرض پارانو (Paranoia) (85)
6 - ضعف اعصاب
7 - اختلالات دماغي (اغتساسات مغزي، هيجانات روحي – جنون)
8 - تأثيرات قلبي
9 - واسطه انتحار و خود كشي
10 - بيماري فشار خون
11 - عامل فحشا
12 - تضعيف و تضييع حس شنوايي (سامعه)
13 - تضعيف و تضييع حس بينايي (باصره) 14 – هيجان
15 سلب اراده و شكست شخصيت
16 - سلب غيرت
17 - عامل جنايت
18 - جلب توجه غير طبيعي
19 - از دست دادن نيروي فكري
20 - تضييع نيروي قضاوت
21 - افسردگي و خمودگي
22 - تهييج عشق (86)
23 - شكست عمر و جوان مرگي 24 - زنجير بردگي
25 - روش لغو
26 - اتلاف وقت (87)
سخنان فقهاء اهل سنت دربارهي موسيقي
1 - امام حنيفه آن را حرام دانسته و آن را و شنيدنش را از گناهان شمرده و اين معني نظريهي مشايخ اهل كوفه است، مانند سفيان، حماد، ابراهيم و شعبي و عكرمه.
2 - از مالك، امام مالكيه نقل شده كه او نهي كرده از غنا و از گوش دادن به آن و گفته است اگر كسي كنيزي خريداري كرد بعداً ديد او مغنيه و آوازه خوان است ميتواند به واسطهي اين عيب آن را رد كند و اين نظريهي ساير اهل مدينه نيز هست جز ابراهيم بن سعد تنها. (88)
در مفتاح السعاده ج1 ص 334 است كه گفته شده لذت بردن به آوازهي غنا و نواختن وسايل موسيقي كفر است.(89)
يزيد بن الوليد ناقص گفت:
اي بني اميه! خود را نگاه داريد از آوازهي غنا، زيرا آن حياء را كم ميكند، شهوت را ميافزايد، مردانگي را منهدم ميسازد و آن جايگزين شراب كار ميكند و عمل ميكند همان را كه مستي انجام ميدهد، پس اگر شما ناچار انجام ميدهيد پس از زنها دور نگهداريد زيرا آوازهي موسيقي دعوت به زنا ميكند.(90)
زيانهاي آفت بار موسيقي، يا بياني حكيمانه
و گفته شده كه آوازهي غنا جاسوس دل است و دزد مردانگي عقلها و به سرعت در شهرهاي دل ميتازد و بر رازهاي دلها آشنا ميشود و ميخزد، به خانهي خيالبافي و تحريك و پراكنده ميسازد آنچه را در خفتگي فرو رفته بود از هواهاي نفساني و شهوات و سخافت و جِلفگي. پس در حالي مييابي يك مرد را كه بر او حاكم است نشانهي وقار و سنگيني و درخشندگي عقل و بهجت ايمان و آرامش علم و سخنش حكمت است و سكوتش پند. ولي ناگاه آوازهي غنا را ميشنود عوض شده و به عكس عقل و خيالش كم ميشود، مردانگي و بزرگواريش از بين ميرود، پس از آن نيكو ميشمارد آنچه را قبلاً زشت ميديد و آشكار ميكند از درون خود آنچه را قبلاً ميپوشاند و بر ميگردد از آن سكوت و آرامش به پُر گويي و هذيان گويي و نا آرامي، گويا جني و يا جن زده شده و چه بسا با دستها به كف زدن و با پا به پاي كوبي ميافتد و ميگساري نيز به چنين حالي ميكشد و غير از اينها. (91)
موسيقي از ديدگاه دانشمندان غير اسلامي
بر اساس نظر بسياري از روان شناسان، موسيقي احساسات بشر را در مسير غير طبيعي و غير عادي توسعه ميدهد و انسان را در يك عالم ناخودآگاهي كامل فرو ميبرد و قوهي خيالبافي غيرطبيعي و غير واقعي را در انسان زياد ميكند.
موسيقي لذت نيست بلكه قوهي خيال را تحريك ميكند و انسان را از آن خيالهاي خود لذت ميبرد به خاطر آن كه اگر چند نفر حتي يك موسيقي گوش دهند. لذتي كه اينها از موسيقي ميبرند يك جور نيست و آن تخيلاتي كه در آن فرو ميروند يك شكل نيست؛ بلكه هر كس يك نوع لذتي ميبرد و در يك عالم خيالي سير ميكنند لذا ميگويند اكثر بيماريهاي رواني از همين جا شروع ميشود كه انسان در يك عالم گنگ فرو ميرود كه خود نميتواند تعريف نمايد. (92)
و اين كه به نظر بعضي از دانشمندان در اين مورد توجه فرماييد:
1 - ويكتور هوگو (نويسنده مشهور فرانسه) ميگويد:
«علت اين كه ما از موسيقي خوشمان ميآيد اينست كه در عالم خيالها و روياها فرو ميرويم» (93)
2 - آرون كوپلند ميگويد:
«موسيقي انسان را از عالم اصوات بيرون ميبرد و به يك دنياي خيالي و رؤيايي ميراند.» (94)
3 - لئوتولستوي (نويسنده روسي) مينويسد:
«موسيقي محصول احساسات و هدف احوال نفساني و عواطف انساني است». (95)
4 - دكتر ولف آدلر (پرفسور دانشگاه كلمبيا) ميگويد:
«موسيقي علاوه بر اين كه سلسله اعصاب ما را در اثر جلب دقت خارج از طبيعي آن، سخت خسته ميكند، عمل ارتعاش صوتي كه موسيقي انجام ميشود توليد تعرض خارج از حد طبيعي در جلد مينمايد كه بسيار زيانمند است». (96)
5 - دكتر آلكسيس كارل (فيزيو لوژيست بزرگ فرانسوي) ميگويد:
«ساز و آ و از و كنسرتها و اتومبيل و ورزش نميتوانند جاي فعاليتها و كارهاي سودمند اجتماعي را بگيرند. راديو نيز مانند سينما و موزيكال، كاهلي كاملي به كساني ميبخشد كه با آن سر گرمند. بدون شك الكليسم كارگران ما را از پا در ميآورند و سر و صدا ي راديو، سينما و ورزش نا مناسب روحيهي فرزندان ما را فلج ميكند.» (97)
6 - هگل (فيلسوف مشهور فرانسوي): «ذكر و عبادت مسلمانان در معابد بيآلايش خود فكر ميآورد و دعاي (مسيحيان) كليسا با عربدهي ناقوس و نقش و نگار در و ديوار، تشويش خاطر و انصراف ناظر.» (98)
7 - كانت (فيلسوف آلماني): «موسيقي اگر از همهي موسيقيها مطبوعتر باشد ولي چون به بشر چيزي نميآموزد از تمام هنرها پستتر است». (99)
8 - دكتر آرلوند فريد ماني (پزشك بيمارستان نيويورك و رئيس كلينيك سردرد): «او با كمك دستگاههاي الكتروني، تعيين امواج مغز و تجربياتي كه در طي مراجعه هزاران بيمار به دست آورد ثابت كرده است كه يكي از عوامل مهم خستگيهاي روحي و فكري و سردردهاي عصبي، گوش دادن به موسيقي راديوست مخصوصاً براي كساني كه به موسيقي آن دقت و توجه كنند». (100)
9 - دكتر ربرت (متخصص روانشناسي كودك در انگليس) ميگويد:
«اطفال در رحم مادر تحت تأثير موسيقي قرار ميگيرند و اگر مادر حامله به موسيقي گوش دهد ضربان قلب طفل در رحم زياد ميشود اين حالت از 6 ماهگي به بعد است» (101)
10 - دكتر اوريزن اسوت مارون ميگويد:
«هيجان بزرگترين عامل سكتههاي قلبيست هنرمندان اغلب به علت سكته قلبي در گذشتهاند از اين بيان معلوم ميشود هيجان حاصله از موسيقي تا چه حد خطرناك است.» (102)
11 - دانشمندان روانشناسي در مورد موسيقي ميگويند): موسيقي) آثار مرموزي را در دماغ و قواي مغز به جاي ميگذارد و آن اثري كه از اين حالت يعني توجه غير طبيعي محسوس است اينست كه اراده تضعيف ميگردد و شنوندهي موسيقي تمام قواي غدد را گويا در گوش متمركز كرده و هيچ يك از اعضاي بدن او در آن حال با ارادهي او حركت نميكند، لذا گاهي دست و پاي شنونده طبق ارتعاشات صوتي و نواهاي موسيقي بناي حركت كردن را ميگذارد و خلاصه يك رقص خفيف بدون ارادهي شنونده انجام ميشود. (103)
فصل ششم؛ استفتائات مراجع دربارهي موسيقي و غنا
استفتائات مراجع دربارهي موسيقي و غنا
استماع نوارهاي موسيقي
سؤال 1: گوش دادن به نوارهايي كه توسط وزارت ارشاد و يا حوزه هنري تبليغات تهيه ميشود و از نظر آنان مجاز است چه حكمي دارد؟
مقام معظم رهبري (دامت بركاته): اگر فيلمها يا نوارها به نظر مكلف عرفاً مشتمل بر غنا يا موسيقي مطرب و لهوي مناسب با مجالس لهو و گناه باشد، توزيع و عرصهي آنها و همچنين ديدن و گوش دادن به آنها براي او جايز نيست و مجرد تأييد برخي از ادارات مربوطه زماني كه نظر مكلف در تشخيص موضوع با نظر تأييد كنندگان مخالف است دليل شرعي براي جواز محسوب نميشود. (104)
آيت الله العظمي بهجت (دامت بركاته): نواري كه فساد انگيز است استماع آن حرام است و همينطور اگر مطرب باشد استماع آنها حرام است.
آيت الله العظمي تبريزي (قدّس سره): گوش دادن به موسيقي لهوي حرام است چه از نوار باشد يا غير نوار. اجازه دادن يا ندادن يك موسسه يا سازمان اعتبار و اثري ندارد. آيت الله العظمي فاضل لنكراني (قدّس سره): اگر مطرب و مهيج و مناسب مجالس خوشگذراني باشد حرام است.
در غير اين صورت اشكالي ندارد و عناوين مختلف يا مركز پخش و مجوز ارشاد تأثيري در اين حكم ندارد.
آيت الله العظمي صافي گلپايگاني (دامت بركاته): اگر مشتمل بر غناء و موسيقي (ساز و آواز) باشد حرام است.
آيت الله العظمي مكارم شيرازي (دامت بركاته): كليه صداها و آهنگهايي كه مناسب لهو و فساد است حرام و غير آن حلال است و تشخيص آن با مراجعه به اهل عرف خواهد بود و مجوز وزارت ارشاد حرام را حلال نميكند.(105)
استماع و تكثير نوار خوانندگان زن
سؤال 2: متأسفانه اخيراً نوارهاي موسيقي همراه با خوانندگي زن با مجوز وزارت ارشاد منتشر شده است آيا تكثير و استماع اين گونه نوارها چگونه است؟
آيت الله العظمي بهجت (دامت بركاته): جايز نيست.
آيت الله العظمي صافي گلپايگاني (دامت بركاته): استماع آنها حرام و تكثير يا به ديگر دادن حرام است و مجوز وزارت ارشاد وجه شرعي ندارد بلكه اشاعه فساد است.
آيت الله العظمي مكارم شيرازي (دامت بركاته): تكثير و استماع اين گونه نوارها حرام است و مجوز وزارت ارشاد حكم الهي را تغيير نميدهد.
آيت الله العظمي فاضل لنكراني (قدّس سره): جايز نيست.
آيت الله العظمي تبريزي (قدّس سره): گوش دادن و تكثير نوارهاي مزبور حرام است، موسسه يا شخصي اجازه بدهد يا ندهد. (106)
اجرت تكثير نوارهاي حرام
سؤال 3: اجرت گرفتن جهت تكثير فيلم و نوارهاي مبتذل و حرام آيا حلال است يا حرام؟ و در صورت كسب از اين راه پولهاي به دست آمده را چه بايد كرد؟
مقام معظم رهبري (دامت بركاته): در فرض سؤال اجرت حلال نيست و پولهاي به دست آمده بايد به صاحبان آن برگردانده شود و اگر از يافتن ايشان مأنوس است از طرف ايشان به فقير صدقه بدهد.
آيت الله العظمي سيستاني (دامت بركاته): حرام و مالك اجرت نميشود.
آيت الله العظمي تبريزي (قدّس سره): اجرت گرفتن جهت امر مزبور اكل مال به باطل بوده و جايز نيست و پولي كه از اين طريق به دست آمده بايد به صاحبان آن برگردانده شود و چنانچه شخص صاحبان پول را نميشناسد بايد آن را از طرف آنها به فقير صدقه بدهد.
آيت الله العظمي فاضل لنكراني (قدّس سره): حرام است.
در صورتي كه صاحب آن را نميشناسد آن را به فقير صدقه بدهد.
آيت الله العظمي صافي گلپايگاني (دامت بركاته): اجرت مذكوره حرام است و پولهاي به دست آمده را بايد به صاحبانش برگرداند اگر دسترسي به صاحبان نداشته باشد بايد از طرف آنها به عنوان صدقه به فقير غير سيد داده شود و احتياطاً براي اين كار از مجتهد هم اجازه بگيرد.
آيت الله العظمي بهجت (دامت بركاته): حرام است و در آمد از حرام هم حرام است و پولهاي به دست آمده را به صاحبان آن برگردانيد و در صورت يأس در حكم مجهول المالك است.
آيت الله العظمي مكارم شيرازي (دامت بركاته): اجرت كار حرام نيز حرام است و بايد به صاحبان آنها باز گردد و اگر دسترسي به آنها نيست از طرف آنها به فقيري صدقه بدهيد. (107)
موسيقي و غناي صدا و سيما
سؤال 4: آيا به نظر حضرت عالي استماع آهنگهايي كه از صدا و سيما پخش ميشود چگونه است؟
امام خميني (قدّس سره): موسيقي مطرب جايز نيست و آهنگهاي مشكوك اشكال دارد.
شركت در مجالس عروسي يا جشنهايي كه در آن برنامه موسيقي اجرا ميشود چگونه است؟
آيت الله گلپايگاني (قدّس سره): شركت در مجالس مذكوره جايز نيست.
پخش نوارهاي موسيقي توسط برخي رانندگان
سؤال5: برخي از رانندگان بيتعهد از نوارهاي موسيقي مبتذل و ترانه استفاده ميكنند و موجبات اذيت مسافران مؤمن را فراهم ميآورند آيا عمل آنان چگونه است؟
مقام معظم رهبري (دامت بركاته): مرتكب كار حرام ميشوند.
آيت الله تبريزي (قدّس سره): پخش نوار موسيقي لهوي و گوش دادن به آن حرام است.
آيت الله العظمي مكارم شيرازي (دامت بركاته): مرتكب كار حرامي شدهاند و از امر به معروف و نهي از منكر با زبان خوش و مؤدبانه نا اميد نشويد.
آيت الله العظمي فاضل لنكراني (قدّس سره): حرام است.
آيت الله العظمي صافي گلپايگاني (دامت بركاته): استفاده از نوارهاي مذكور بر راننده و غيره حرام است.
آيت الله العظمي بهجت (دامت بركاته): بايد از نوارهاي مذكور اجتناب كرد.
آيت الله العظمي سيستاني (دامت بركاته): مرتكب گناه ميشوند. (108)
موسيقي سنتي
سوال 6: آيا موسيقي سنتي كه ميراث ملي ايران ميباشد حرام است يا خير؟
مقام معظم رهبري (دامت بركاته): چيزي كه از نظر عرف موسيقي لهوي مناسب با مجالس لهو و معصيت محسوب ميشود به طور مطلق حرام است و در اين مورد فرقي بين موسيقي ايراني و غير ايراني و موسيقي سنتي و غير آن نيست. (109)
آيت الله العظمي سيستاني (دامت بركاته): معيار حرام و حلال سنتي بودن نيست.
آيت الله العظمي بهجت (دامت بركاته): موسيقي مطرب حرام است و موسيقي ملهي نيز مورد احتياط است.
آيت الله العظمي صافي گلپايگاني (دامت بركاته): حرام است.
آيت الله العظمي فاضل لنكراني (قدّس سره): سنت حرام بايد ترك شود.
آيت الله العظمي تبريزي (قدّس سره): موسيقي لهوي حرام است و فرقي بين سنتي و غير سنتي نيست. (110)
جمع آوري اعانات با استفاده از گروههاي موسيقي
سؤال 7: كميته امداد و برخي نهادها و ادارات در مراسم عروسي يا جمع آوري كمكهاي مردمي از گروههاي اركستر موسيقي و گروههاي سرود پسر و دختر استفاده ميكنند، آيا شرعاً جايز است؟
آيت الله العظمي فاضل لنكراني (قدّس سره): اگر مفسده داشته باشد جايز نيست و بايد توجه داشت كه نوعاً بر چنين مواردي مفسده مترتب است.
آيت الله العظمي صافي گلپايگاني (دامت بركاته): حرام است.
آيت الله العظمي تبريزي (قدّس سره): عمل مذكور حرام است.
استعمال آلات موسيقي به كيفيت لهوي حتي در مراسم عروسي جايز نيست.
آيت الله العظمي مكارم شيرازي (دامت بركاته): براي كارهاي خير تنها از درآمدهاي مشروع بايد استفاده كرد.
آيت الله العظمي بهجت (دامت بركاته): استفاده از آلات لهو در لهو حرام است و در غير لهو مبني بر احتياط است و موسيقي مطرب و لو در عروسي جايز نيست. (111)
خريد و فروش آلات لهو و لعب
سؤال 8: خريد و فروش و استعمال و نگهداري تنبك و دايره و فلوت چه صورت دارد؟
مقام معظم رهبري (دامت بركاته): خريد و فروش آلات مختص حرام جايز نيست.
آيت الله العظمي فاضل لنكراني (قدّس سره): استعمال و نگهداري آلات مختصهي لهو و لعب حرام است.
آيت الله العظمي بهجت (دامت بركاته): جايز نيست.
آيت الله العظمي تبريزي (قدّس سره): خريد و فروش و استعمال آلات لهو جايز نيست.
آيت الله العظمي مكارم شيرازي (دامت بركاته): با توجه به اين كه بيشترين استفاده از اين وسايل در حال حاضر استفاده حرام است خريد و فروش و نگهداري آنها جايز نيست.
آيت الله العظمي صافي گلپايگاني (دامت بركاته): جايز نيست. (112)
صرف بيت المال براي ساخت فيلمهاي انحرافي و كنسرتهاي موسيقي
سؤال 9: مصرف بيت المال و در اختيار نهادن امكانات عمومي براي ساخت فيلمهاي انحرافي اجراي تئاترهاي ضد اخلاقي و كنسرتهاي موسيقي چه صورت دارد؟
آيت الله العظمي فاضل لنكراني (قدّس سره): جايز نيست.
آيت الله العظمي مكارم شيرازي (دامت بركاته): جايز نيست
آيت الله العظمي بهجت (دامت بركاته): جايز نيست.
آيت الله العظمي صافي گلپايگاني (دامت بركاته): واضح است كه جايز نيست و نياز به سؤال ندارد و از گناهان كبيره است.
آيت الله العظمي تبريزي (قدّس سره): ظاهر سؤال شما اينست كه جواب را ميدانيد و در اين صورت چه نياز به بيان است.
آيت الله العظمي سيستاني (دامت بركاته): بر فرض ثبوت اين اوصاف @لهوب بودن موسيقي جايز نيست. (113)
موسيقي غم انگيز
سؤال 10: گوش دادن به موسيقي غم انگيز چه حكمي دارد؟
همه مراجع: در موسيقي حرام تفاوتي بين شاد و غم انگيز بودن آن نيست و گوش دادن به هر دو حرام است.(114)
موسيقي نيرو بخش
سؤال 11: اگر گوش دادن به موزيك باعث نيرو گرفتن و علاقه پيدا كردن به كار باشد حكمش چيست؟
همه مراجع: اگر از نوع موسيقي حرام باشد گوش دادن به آن جايز نيست. هر چند باعث علاقه پيدا كردن به كار شود. (115)
موسيقي تفريحي
سؤال 12: آيا استماع موسيقي و يا غنا به قصد تفريح، تفنن و گذراندن اوقات فراغت اشكال دارد؟
همه مراجع: اگر از نوع موسيقي حرام باشد گوش دادن به آن جايز نيست. هر چند به منظور هدف ياد شده باشد.(116)
موسيقي كوتاه
سؤال 13: آيا گوش دادن به موسيقي، (حد و اندازه و زمان) مشخص دارد؟
براي مثال اگر كسي دو دقيقه به قطعهاي از موسيقي لهوي گوش دهد آيا مرتكب گناه شده است؟
همه مراجع: تفاوتي ميان موسيقي كوتاه مدت و بلند مدت نيست. (117)
موسيقي و فقهاء
سؤال 14: اگر موسيقي يك هنر مبتني بر اصول و قواعد علمي و تاريخيست آيا بهتر نيست فقيهان – كه نه جزء عرف محسوب ميشوند و نه كارشناس موسيقي هستند دربارهي مصداق موسيقي حكم ندهند؟
ترديدي نيست كه موسيقي، يك هنر و دانش به شمار ميآيد و داراي قواعد علمي و فرمولهاي پيچيدهايست و نيز تشخيص موضوع و مصاديق موسيقي حرام و حلال، بر عهدهي عرف و مكلف نهاده شده و وظيفهي فقيهان تنها بيان و تبيين حكم است و به هيچ وجه نظر خاص فقهي آنان در اين زمينه (موضوعات) معتبر و حجت نيست؛ جز در مواردي كه موضوع از موضوعات شرعي باشد و يا شرع مقدس موضوع را با معيارهاي خاص خود پايه و صدور حاكم قرار داده باشد ولي با وجود آن اشاره به چند نكته در اين راستا بايسته است:
يكم:
بسياري از مصاديق موسيقي حرام، طوريست كه همه آن را درك ميكنند و مجتهد نيز به عنوان يك مكلف و فرد ( همانند ديگران) نظر عرفي خود را بيان ميكند و مصاديق موسيقي حرام و حلال را از يكديگر جدا ميسازد.
دوم:
با اندكي تأمل در رسالهها و استفتائات مراجع تقليد، روشن ميشود كه آنان به هيچ وجه پا به عرصه موضوع نگذاشته و در آن حكم صادر نكردهاند؛ بلكه تنها در حكم كلي موسيقي نظر خود را بيان نمودهاند.
براي مثال وقتي از آنان در بارهي برخي از آلات موسيقي (از قبيل پيانو، گيتار، سه تار و …) سؤال ميشود، در پاسخ ميگويند:
استفاده از آنها به طور لهوي و مناسب مجالس فساد و خوش گذراني حرام است و تشخيص آن بر عهدهي عرف است.
در برخي موارد نيز به طور صريح اظهار داشتهاند كه تشخيص موسيقي حرام بر عهدهي عرف عام است؛ نه فقيه و يا كارشناس موسيقي. (118)
سوم:
شارع مقدس فهم و شناخت الفاظ و مفاهيمي را كه داراي حكم شرعي بوده، بر عهدهي عرف واگذار مرده و نظر تشخيص او را مورد تأييد خود قرار داده است (مگر در موارد خاص) (119) و ترديدي نيست كه عرف متدين و متشرع موسيقي لهوي را به خوبي ميشناسد؛ هر چند از اصول و قواعد علمي آن هيچ گونه اطلاعي نداشته باشد.
اين امر در بسياري از موضوعات صادق است؛ براي مثال قمار، قانون و قواعد علمي دارد و مؤمناني كه از اهل قمار نيستند و از قواعد آن بيخبرند، قمار بودن آن را به خوبي ميشناسند. بنا بر اين لازم نيست كه فقيه از قواعد دقيق و پيچيده علم موسيقي آگاهي داشته باشد تا بتواند فتوا صادر كند؛ بلكه همين اندازه براي او كافيست كه ديدگاه دين را به كليت خود بيان كند و تشخيص مصاديق و نمونهها را به عرف مردم واگذار نمايد. افزون بر آنكه برخي از فقيهان از علم موسيقي و رموز و دقايق آن آگاهي داشتهاند.(120)
موسيقي درماني
سؤال 16: امروزه موسيقي براي معالجه بعضي از بيماريهاي رواني (مانند افسردگي، اضطراب، مشكلات جنسي و سرد مزاجي زنان) به كار ميرود، حكم آن چيست؟ همه مراجع: اگر نظر پزشك متخصص و امين بر اينست كه تنها راه معالجه و درمان آن، استفاده از موسيقي است، گوش دادن به آن مقداري كه درمان بيمار اقتضا ميكند، اشكال ندارد. (121)
تبصره: فرض فوق بسيار نادر است و خداوند متعال در كارهاي حرام – از جمله موسيقي ممنوع - شفا قرار نداده است و پاسخ ياد شده تنها هنگام ضرورت به كار ميآيد.
نمايشگاه آلات موسيقي
سؤال 17: حكم تشكيل نمايشگاه آلات موسيقي چيست؟
همه مراجع: حكم نگه داري آلات موسيقي را دارد.
تشكيل خانه و هنرستان موسيقي
سؤال18: طبق برنامهريزيهاي اعلام شده بنا بر اينست كه خانهها و هنرستانهاي موسيقي در شهرستانها تشكيل شود كه با عكس العمل مردم مواجه شده است.
نظر حضرت عالي دربارهي با رواج موسيقي چيست؟
مقام معظم رهبري (دامت بركاته): آموزش موسيقي و ترويج آن براي نوجوانان با اهداف نظام جمهوري اسلامي سازگار نيست.
آيت الله بهجت (دامت بركاته): موسيقي مطرب، شنيدن و تعليم و تعلم آن و مقارن آن حرام است.
آيت الله تبريزي (قدّس سره): موسيقي لهوي تعليم و تعلم و اجرت گرفتن براي آن حرام است و اينها مظاهر فساديست كه به خاطر مسامحه بعضي از متصديان شروع شده است.
آيت الله مكارم شيرازي (دامت بركاته): بدون شك تأسيس اين گونه مراكز موجب گسترش فساد است و جايز نيست. (122)
آموزش موسيقي
سؤال 19: در برخي مراكز دولتي و حقوقي كلاسهاي آموزش موسيقي و تئاتر براي دختران تشكيل شده و مربيان مرد آموزش را به عهده دارند آيا تشكيل چنين كلاسها و شركت دختران در اين كلاسها جايز است يا خير؟
مقام معظم رهبري (دامت بركاته): نگاه كردن به نامحرم و هر گونه كاري كه مستلزم حرام و موجب مفسده باشد حرام است.
آيت الله تبريزي (قدّس سره): موسيقي لهوي تعليم و تعلم و اجرت گرفتن براي آن حرام است و اينها مظاهر فساديست كه به خاطر مسامحه بعضي از متصديان شروع شده است.
آيت الله مظاهري (دامت بركاته): حرام است.
آيت الله صافي گلپايگاني (دامت بركاته): حرام است.
آيت الله مكارم شيرازي (دامت بركاته): جايز نيست. (123)
تشويق موسيقي دانان
با توجه به آيات و رواياتي كه در بحث موسيقي گذشت روشن شد كه از نظر اسلام موسيقي مطرب جزء پليدترين كارها است، تا جايي كه شارع مقدس آن را در رديف شراب و مقدمهي زنا و ساير گناهان قرار داده است از لحن شديد احاديث بر ميآيد كه انسان عاقل براي نجات از اين سم كشنده در جايي كه شك هم دارد اجتناب مينمايد تا چه رسد مجالسي تحت عنوان موسيقي سنتي و اصيل ايراني و امثال اينها را بر پا نمايد و جوايزي از بيت المال مسلمين به مروجين موسيقي بدهد آيا در كشور ما مشكل مردم از جهت اقتصادي، اشتغال و بيكاري، تورم، ازدواج جوانان، فرهنگ ناب اسلامي و صدها امور ديگر حل شده تا به اين كارهاي باطل بپردازيم؟!
بر فرض كه همه مشكلات ما حل شده، مگر اسلام عزيز اجازه ميدهد اموال مردم صرف امور پوچ و بيهوده گردد، در كجاي تاريخ معتبر اسلام داريم كه پيامبر اكرم صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم و يا حضرت علي عَلَيْهِ السَّلَام و ساير ائمه عَلَيْهمُالسَّلَام. العياذ بالله جلسهاي تحت عنوان موسيقي اصيل عربي و … تشكيل داده و مروجين موسيقي اعم از موسيقي حرام يا مشكوك را با بيت المال تقدير نامه و صوت و كف مورد تشويق قرار دهند.
و اينك به فتاواي اسلام شناسان واقعي كه همان علماء رباني و مراجع عظيم الشأن هستند توجه فرمائيد:
سؤال 20: متأسفانه برخي متصديان فرهنگي كشور، بعضي از نويسندگان طاغوتي را تشويق كرده و يا با برپايي جشنوارههاي موسيقي هدايايي را به عنوان تشويق به موسيقي دانان ميپردازند. آيا صرف بيت المال مسلمين در اين راستا و اهداي هدايا از بيت المال به اين گونه افراد جايز است و اساساً اين حركات در نظام اسلامي چه صورت دارد؟ مقام معظم رهبري (دامت بركاته): صرف بيت المال بايد طبق موازين قانوني و شرعي صورت پذيرد.
آيت الله تبريزي (قدّس سره): تشويق كساني كه موسيقي لهوي ميزنند حرام است و كسي كه اموال عمومي را صرف آنها ميكند ضامن است و نزد خداوند متعال مسؤول اعمالش ميباشد و بايد توجه كند و گر نه در آخرت مسؤول خواهد بود.
آيت الله صافي گلپايگاني (دامت بركاته): موسيقي متداول فعلي به تمام اقسامه حرام است و تعليم و تعلم و صرف بيت المال مسلمين در اين گونه امور حرام است و موجب اشتغال ذمه مسؤولين مربوطه است.
آيت الله مكارم شيرازي (دامت بركاته): تشويق كساني كه موسيقي مينوازند جايز نيست.
آيت الله فاضل لنكراني (قدّس سره): مربوط به نظر مسؤولين است ولي به طور كلي اگر كار حرامي صورت گيرد به هيچ وجه جايز نيست.
آيت الله مظاهري (دامت بركاته): حرام است و ضمان آور ميباشد.(124)
سؤالاتي پيرامون زنان و غنا
صداي مداحي زن
سؤال 21: در برخي موارد مرثيه خواني و يا مداحي زنان در مجلس خودشان به گونهايست كه صداي آنان با بلندگو به گوش مردان رهگذر ميرسد، آيا اين عمل جايز است؟
همه مراجع (به جز مكارم): اگر صداي آنان در معرض ريبه، تلذذ و تهييج شهوت باشد جايز نيست. (125)
آيت الله مكارم:
خير، جايز نيست. (126)
صداي گريه زن
سؤال 22: حكم استماع صداي گريه زن نامحرم، چه حكمي دارد؟
همه مراجع: اگر باعث تهييج شهوت و مفسده نشود، اشكال ندارد. (127)
صداي خنده زن
سؤال23: لبخند و خنديدن هنگام صحبت با مرد نامحرم چه حكمي دارد؟
همه مراجع: اگر خندهي او طوري باشد كه باعث تهييج شهوت نامحرم شود، جايز نيست. (128)
سؤال: شنيدن صداي خنده زنان در مجلس فاميلي و غيره، چه حكمي دارد؟
همه مراجع: اگر شنيدن آن باعث تلذذ و ترس افتادن به گناه نباشد، اشكال ندارد(129)
صداي تلاوت زن
سؤال 24: از آنجايي كه اينجانب در رشتهي علوم و فنون كتابت و قرائت قرآن مجيد، در دانشگاه تحصيل ميكنم و قرائت صوت جزء درسهاي اصلي ميباشد، خواندن قرآن با صوت زيبا براي يادگيري در مقابل استاد مرد چگونه است؟
همه مراجع (به جز مكارم): اگر به صورت غنا نباشد و باعث تهييج شهوت شنونده نگردد و مفسدهي ديگري نيز نداشته باشد اشكال ندارد.
آيت الله مكارم:
جايز نيست. (130)
صداي دكلمهي زن
سؤال 25: گوش كردن به صداي زن كه به صورت شعر و دكلمه خوانده ميشود و گاهي با احساسات شاعرانه نيز همراه است چه حكمي دارد؟
همه مراجع (به جز صافي) اگر باعث تهييج شهوت و مفسده نشود، اشكال ندارد. آيت الله صافي گلپايگاني: جايز نيست. (131)
صداي كوكانهي زن
سؤال 26: آيا زن ميتواند در برنامههاي كودكان و امثال آن صداي خود را به لحن كودكان در بياورد و آواز بخواند؟
آيات عظام:
امام، بهجت، صافي، فاضل و مكارم:
خير خوانندگي زن (به هر شكلي كه باشد) جايز نيست و گوش دادن به آن نيز حرام است.
آيات عظام:
تبريزي، خامنهاي، سيستاني، نوري و وحيد:
اگر به صورت غنا نباشد و باعث تهييج شهوت شنونده نشود و مفسدهاي بر آن مترتب نگردد اشكال ندارد و گوش دادن به آن نيز جايز است.(132)
همخواني زنان
سؤال 27: همخواني زنان در سرودها، تواشيح چه حكمي دارد و آيا شنيدن آن جايز است؟
آيات عظام:
امام، تبريزي، خامنهاي، سيستاني، فاضل، نوري و وحيد:
اگر باعث تهييج شهوت و مفسده نگردد اشكال ندارد.
آيات عظام:
بهجت، صافي و مكارم:
اگر باعث مفسده شود، حرام است و بدون آن نيز بنا بر احتياط واجب جايز نيس (133)
جمع خواني زن و مرد
سؤال28: همخواني زنان و مردان در سرودها و تواشيح چه حكمي دارد؟
آيا شنيدن آن جايز است؟
آيات عظام:
امام، تبريزي، خامنهاي، سيستاني، فاضل، نوري و وحيد:
اگر به صورت غنا نباشد و باعث تهييج شهوت نشود و مفسدهي ديگري نداشته باشد، اشكال ندارد.
آيات عظام:
بهجت، صافي و مكارم:
اگر باعث مفسده شود حرام است و بدون آن نيز بنا بر احتياط واجب جايز نيست(134)
آواز زن براي شوهر
سؤال 29: آيا آواز خواندن زن براي شوهرش جايز است؟
همه مراجع: اگر به صورت غنا باشد، جايز نيست. (135)
سؤال: در شب عروسي آواز زن را بر روي نوار يا سي دي ضبط ميكنند آيا بر زنان جايز است در روزهاي ديگر آن را گوش كنند؟
همه مراجع: خير، جواز استماع، آواز خواني زن، مختص به شب عروسيست و گوش دادن در غير اين شب جايز نيست. (136)
آواز شب عروسي
سؤال 30: آيا جايز است زن در شب عروسي (در مجلس زنان) غنا و آواز بخواند و عدهاي برقص و زدن بر روي ميز و صندلي مشغول شوند؟ حكم چنين مجلسي از نظر شرع چيست (البته از آلات موسيقي استفاده نميشود)؟
همه مراجع به جز تبريزي و خامنه اي: در فرض مذكور اشكال دارد.
آيت الله تبريزي: اگر مرد يا پسر مميز در مجلس زنانه حضور نداشته باشد و از موسيقي لهوي نيز استفاده نكنند، آواز زن در مجلس زنان و رقص زن براي زنان و زدن بر ميز و صندلي و مانند آن – كه از آلات موسيقي محسوب نميشود – اشكال ندارد.
آيت الله خامنه اي: اگر كيفيت زدن به شيوهي متداول در عروسيهاي سنتي باشد و لهو محسوب نشود و نيز رقص زن بر اي زنان، باعث تحريك شهوت و يا مفسدهي ديگر نگردد، اشكال ندارد. (137)
فصل هفتم؛ بيماريها و امراض مربوط به موسيقي
كار اعصاب و تأثير موسيقي بر آن
علماي علم فيزيولوژي دستگاه اعصاب انسان را به دو قسمت تقسيم كردهاند:
سلسله اعصاب ارتباطي و سلسله اعصاب نباتي.
سلسله اعصاب ارتباطي شامل ستون مركزي اعصاب از نخاع گرفته، نيمكرههاي مغز و نيز اعصاب محيطي ميباشد و سلسله اعصاب نباتي شامل سيستم سمپاتيك و پاراسماتيك ميباشد.
سيستم اعصاي سمپاتيك فقط از ابتداي ستون فقرات آغاز گرديده و دنبالهي آن به ساير اعضا پخش ميگردد. اما سلسله اعصاب پاراسماتيك از مغز و دماغ شروع شده و بعد از ستون فقرات گذشته به موازي سمپاتيك به تمام بدن تقسيم ميگردد. عمل سمپانيك عبارت است از تنگ كردن رگها، اتساع عضلات صاف، جلوگيري از ترشح، فشار خون و كار پاراسماتيك گشاد كردن رگها، انقباض عضلات صاف، ايجاد ترشح و تقليل فشار خون ميباشد.
پاراسماتيك پس از اين كه از دماغ و مخ جدا شده همينكه به سمپاتيك، يعني همان اعصابي كه از ستون فقرات شروع ميشود مصادف شده از همان جا اين دو عصب به موازات يكديگر به تمام بدن دوش به دوش و همراه يكديگر حركت ميكنند و چون اعمال اين دو عصب مخالف يكديگر است تا هنگامي كه تحريكاتي از خارج بر آنها وارد نيايد و هر دو به موازات يكديگر كار ميكنند تعادل بدن را حفظ نموده و اين تعادل در صحت و سلامي روحي و جسمي انسان مدخليت تام دارد. ولي هر گاه يكي از اين دو تعادل و توازن خود را از دست داد آن گاه به نسبت عدم تعادل هر يك اختلال رواني و كالبدي (روحي و جسمي) براي شخص ايجاد مينمايد كار حساسهي اعصاب سمپاتيك ايجاد امور فعاله بدن است از قبيل بيداري و جديت و فعاليت در كارها (كه در اصطلاح طب قديم، با صاحب آن را حرارتي مزاج و خون گرم مينامند). ولي كار حساسهي اعصاب پاراسماتيك درست مخالف سمپاتيك است يعني عمل آن ايجاد سستي، خواب، غفلت، سهو و نسيان، اندوه، حزن، بيهوشي، نزع و بالاخره مرگ است.
وقتي كه از خارج تحريكاني در درون اعصاب شروع ميشود اعصاب سمپاتيك يا پاراسماتيك به ميزان تحريكات خارجي تعادل خود را از دست داده پايين يا بالا ميروند، بديهيست به هر اندازه كه فاصله بين اين دو سيستم اعصاب ايجاد شود به همان اندازه نگرانيهاي رواني، اغتشاشات فكري و خلاصه عدم تعادل روحي آغاز ميشود.
از جمله علل تحريكات خارجي كه عدم تعادل بين اعصاب سمپاتيك و پاراسماتيك ايجاد ميكند ارتعاشات موسيقي است، موسيقي وقتي كه به آهنگهاي نشاط انگيز يا نوارهاي حزن انگيز و مخصوصاً اگر با ارتعاشات عجيب و غريب موسيقي (سمفونيك) همراه گردد، به طور مسلم تعادل لازمي را كه بايستي بين دو دسته عصب «سمپاتيك و پاراسماتيك» وجود داشته باشد بر هم زده و در نتيجه اول حساس زندگي را اعم از هضم و جذب ودفع و ترشحات و ضربات قلب و وضع فشار مايعات بدن از جمله خون و غيره را مختل ساخته و رفته رفته شخص را به گرفتاريها و امراضي نزديك ميسازد كه طب جديد با تمام پيشرفتهاي حيرت انگيز خود اغلب موارد از مطالب آن عاجز ميماند (138) و در صفحه 6 مينگارد:
امراض مختلف رواني، اغتشاشات فكري، عدم تعادل روحي، انواع و اقسام ديوانگيها، وفور سكتههاي قلبي و مغزي كه در تمام دنيا روز به روز رو به فزوني است و فكر پزشكان بزرگ را به خود جلب نموده است، صدي نود پنج آنها نتيجهي آثار همين تمدن شوم جديد است كه قسمت حساس آن تعميم موسيقي به وسيله راديوها و ازدياد مجالس ساز و آواز و كنسرت ميباشد.
در اثر ايجاد سر و صداها، كنسرتها، موسيقيهاي گوناگون و فيلمها و كابارهها و دانسينگهاست كه آمار ديوانگان و بيماران رواني را در تمام كشورها رو به ازدياد رفته و هر روز بر شماره تيمارستانهاي كشورهاي جهان مخصوصاً اروپا و آمريكا افزوده ميشود.
در صفحه 10 مينويسد:
اي كاش بشر ميفهميد كه استعمارگران به منظور تسلط بر اعصاب و نيروي فكري ملتها چگونه از راه موسيقي و الكل در تحذير و ضعف اعصاب و ايجاد اغتشاشات فكري و بيماريهاي رواني فعاليت ميكنند و اي كاش انسان عصر اتم به خود ميآمد كه براي ساعتي كيف و عيش و نوش چگونه نيروهاي فعاله خويش را با دست خود در اختيار دشمنان خود گذاشته است.
پرفسور دانشگاه كلمبيا دكتر ولف آدلر ثابت كرد كه بهترين و دلكشترين نواهاي موسيقي شومترين آثار را روي سلسله اعصاب انسان ميبخشد مخصوصاً ٌ اگر هوا گرم باشد اين تأثير مخرب خيلي بيشتر ميشود و در مناطق حاره چون عربستان و بعض نقاط ايران منتهاي سوء اثر را دارد.
دكتر آدلر رساله مفصلي در بيان زيانهاي موسيقي منتشر نموده و در آمريكا هزاران تن از مردم پيرو او شده و موسيقي را بر خود حرام نموده و لايحه مفصلي تهيه كرده و به مجلس سناي آمريكا تقديم داشتند كه براي نجات جامعه و جلوگيري از ضعف اعصاب كه يكي از بدبختيهاي دنياي متمدن امروزيست لازم است هر گونه كنسرت عمومي قدغن گردد. (139)
موسيقي موجب اخلال در دستگاههاي مختلف بدن
موسيقي با نواهاي حزن انگيز خود گاهي آن چنان تعادل بين اعصاب سمپاتيك و پاراسماتيك را از بين ميبرد كه اصول زندگي حيوان يعني جذب، دفع، هضم، ترشحات و ضربان قلب، فشار خون مايعات ديگر را مختل ساخته و شخص را به امراض مختلفي نزديك ميكند.
آهنگهاي شور انگيز موسيقي در اثر تحريك اعصاب نباتي گاهي آن چنان موجب اغتشاشات رواني شده كه شخص را وادار به فعاليتهاي بيموقع و خوشيهاي ناگهاني، خندههاي بيجا گفتن سخنان مسخره آميز مينمايد و در اثر ادامهي اين عمل ممكن است كم كم شخص به مرضهايي كه نوعي از جنون است مبتلا گردد. (140)
جنون و ديوانگي
در اثر فشار شديدي كه ارتعاشات و تحريكات خارجي موسيقي رواني روي اعصاب وارد ميكند، قدرت انديشه و فكر را از انسان ميگيرد.
زيرا قوهي انديشهي انسان در بين ارتعاشات موسيقي زنداني ميگردد و به تدريج منجر به اغتشاشات فكري و نگرانيهاي روحي ميشود جايي كه موسيقي نيروي خِرد را فلج ميكند و آثار جنون براي چنين افرادي پيش ميآيد و اكنون به نمونههايي از اين ديوانگي توجه فرماييد:
1 - مجله روشنفكر دربارهي يك كنسرت موسيقي مينويسد:
… وقتي دخترها و پسرها آهنگهاي تندرو، رعشه انگيزشان را مترنم ميسازند سالن به لرزه ميافتد، دخترها جيغ ميكشند، به سر و گوش هم مشت ميكوبند، غش ميكنند، موهاي خود را چنگ چنگ ميسازند و پسرها از هوش ميروند. همهي اينها در تأثير آهنگهاي موسيقي در آنهاست (141)
2 - در جريان كنسرت پر شر و شور گروه موزيك (ولينك استونر) مردي از شدت هيجان برهنه شد و با حالت جنون آميز بر سر و كول انبوه خلايق به راه افتاد كه توسط پليس دستگير شد (142)
3 - چندي پيش (براون) خواننده انگليسي ضمن اجرا ي برنامهاي در فستيوال موسيقي پوپ تمام لباسهايش را از تن بيرون آورد و در برابر جمعيَّتي بيش از 15000 نفر برنامه اجرا كرد. ابتدا پيراهنش را در آورد و چون تماشاگران به هيجان آمدند وي هنگام خواندن آواز به كلي لخت و عريان شد و به خواندن و رقصيدن پرداخت. در اين موقع افراد پليس خود را به صحنه رساندند و به خواننده عريان را دستگير كردند.(143)
4 - در ملبورن 50000 ( پنجاه هزار) نفر بعد از گوش دادن به كنسرت موسيقي چنان آنها را به هيجان آورد ناگهان همه به هم ريختند و بدون جهت يكديگر را زخمي و مصدوم كردند تا پليس خود را رساند چند نفر به ضرب چاقو از پاي در آمدند و به چند دختر تجاوز شد و تعداد زيادي مجروح شدند. (144)
5 - در ايالت لتيل راك، خانم 64 سالهاي به نام نيكيام به جواني پيانو ميآموخت نغمات موسيقي چنان در روح جوان هيجان ايجاد كرد كه بدون دليل از جا برخاست و با 19 ضربه چاقو معلم موسيقي خود را از پاي در آورد. (145)
6 - در يك كنسرت موسيقي به دستهاي از جوانان براي اولين بار (هيستري (يك نوع بيماري روحي) دست داد. آنها پس از برنامه پيتلها به خيابانها ريختند. اتومبيلها را به آتش زدند، شيشه مغازهها را شكستند و مغازهها را غارت كردند و تعداد 315 نفر از آنها از فرط هيجان غش كرده و به بيمارستان انتقال داده شدند. (146)
كوتاهي عمر
از بسياري ار آيات قرآن كريم (147) و روايات ائمه اطهار عَلَيْهمُالسَّلَام. استفاده ميشود كه اعمال خير بر وسعت رزق و طول عمر ميافزايد. ولي گناه و لهو و لعب بركت را از بين خواهد برد و از عمر انسان ميكاهد و چون موسيقي مطرب گناه محسوب ميشود و معمولاً مروجين موسيقي با وضع نا مناسب و عمر كوتاه از دنيا رفتهاند.
هم اكنون اسمهاي برخي از آنها همراه با مدت عمرشان ذكر خواهد شد.
1 - مالي ران: استاد معروف موسيقي در حال خواندن آواز در سن 27 سالگي سكته كرد.
2 - پر گولوزي: نوازنده ايتاليايي در سن 26 سالگي
3 - بليني: نوازنده ايتاليايي در سن 34 سالگي
4 - موريس ژوبر: نوازنده فرانسوي در سن 40 سالگي
5 - شوسون: نوازنده فرانسوي در سن 30 سالگي
6 - نيكلا دوگريني: نوازنده فرانسوي در سن 32 سالگي
7 - ژاربيژه: نوازنده فرانسوي در سن 37 سالگي
8 - مندلس: نوازنده آلماني در سن 38 سالگي
9 - هوگو ولف: نوازنده آلماني در سن 43 سالگي
10 - ماكس رگر: نوازنده آلماني در سن 43 سالگي
11 - موزارت: نوازنده اتريشي در سن 35 سالگي
12 - شوبرت: نوازنده اتريشي در سن 31 سالگي
13 - لانر: نوازنده اتريشي در سن 42 سالگي
14 - حبيب سماعي: نوازنده ايراني در سن 45 سالگي (148)
تقاضاي ممنوعيت موسيقي در غرب
كساني كه عمري به دنبال ترويج موسيقي بودهاند امروز از عمل خويش پشيمان شدهاند.
بر همين اساس تقاضاي ممنوعيت آن را نمودهاند.
مجله صبح در اين مورد مينويسد:
«گروهي از والدين نوجوانان، ضمن طوماري از كنگرهي آمريكا خواستند تا موسيقي «راك» و «رپ» را غير قانوني اعلام كنند زيرا باعث از بين رفتن بچههاي آنها ميشود. يكي از افراد به شبكهي بيبيسي گفت كه: پسر او تحت تأثير يكي از آهنگهاي (رپ) قرا ر گرفته كه خود كشي را تبليغ ميكند و يك پزشك نيز گفت كه گوش دادن به اين آهنگها باعث تضعيف حس شنوايي ميشود. (149)
نظر خوانندهي مشهور ايتاليايي دربارهي موسيقي
فرانكو باتياتو يكي از خواننندگان مشهور ايتاليايي كه موسيقي (راك) را رها كرده است طي اظهار نظري در مورد موسيقي راك گفت:
انسان كافيست پيامهاي برخي گروههاي راك را گوش دهد تا شيطان پرست شود. وي افزود:
بسياري از گروههاي راك دچار نوعي تشنج رفتاري شده و پيامهاي شيطاني را در موسيقي خود وارد ميكنند.
در چهان امروز واقعيتها با حماقت و بيكفايتي اعلام ميشود و لذا جوانان را بايد مطلع كرد.
او كه به عارف موسيقي ايتاليايي مشهور شده است در حال حاضر طرفداران زيادي دارد. باتيوتا تنها خوانندهي غربيست كه براي پاپ رهبر كليساي كاتوليك واتيكان آواز خوانده است.(150)
رئيس انجمن شهر كوتابارو مركز ايالت كلانتان مالزي رقص و آواز را ممنوع كرد. ايشان گفت:
مقامات دولتي معتقدند:
رقص و آواز منجر به رفتارهاي غير اخلاقي ميشود. (151)
ضررهاي موسيقي بر آب
تحقيقاتي را كه يك محقق ژاپني پيرامون اين مسأله (ضررهاي موسيقي بر آب) نموده را بررسي مينماييم. البته تحقيقات او وسيع است و ما فقط بخشي از تحقيقات و پژوهشهاي موسيقي آن را ك از مجله سروش جوان براي شما انتخاب شده، خدمت شما عزيزان ارائه مينماييم.
اين تحقيقات پيرامون آب و اثرات مختلفي كه از اطراف خود ميگيرد ميباشد.
اين محقق ژاپني به نام ن ماسارو ايي موتو» ديد تازهاي نسبت به آب پيدا كرده كه اين چنين بيان ميكند:
آب براي ما انسانها پيام بسيار مهمي دارد، آب به ما ميگويد:
نگاه بسيار عميق تري به خود بيندازيم.
اگر در آيينه آب به خودمان نگاه كنيم پيامش را با شفافيت و وضوح شگفت انگيزي در خواهيم يافت. ميدانيم كه حيات بشر با كيفيت آب ارتباط مستقيم دارد. چه آبي كه درون بدن ماست و چه آبي كه اطراف ما را احاطه نموده است.
«ايي موتو» يافتههاي خود را در كتاب بسيار مهمي منتشر كرده كه نتيجهي پژوهشهاي وي در سطح بين المللي است.
آقاي ايي موتو با استفاده از مدارك مبتني بر واقعيات نشان ميدهد كه نيروهاي ارتعاش انسان مثل افكار، كلام، تصورات و موسيقي بر ساختار مولكولي آب اثر ميگذارد. توجه شما را به اين مطلب جلب ميكنم كه: بدن ما از هفتاد در صد آب تشكيل يافته و همين ميزان از سطح زمين را نيز تشكيل ميدهد. آب سرچشمه حيات در كره ماست كيفيت و سلامت آن براي هر يك از اشكال حيات بياندازه مهم است.
بدن انسان شباهت زيادي به يك اسفنج دارد كه از تريلياردها حفره به نام سلول تشكيل شه كه مايعات را درخود نگه ميدارد. ارتباط كيفيت زندگي ما با كيفيت آب در بدنمان كاملاً مستقيم است.
آب مايعيست بسيار انعطاف پذير، شكل فيزيكي خود را با هر محيطي كه در آن قرار بگيرد وفق ميدهد، اما علاوه بر ظاهر فيزيكي شكل مولكولي آب هم تغيير ميكند. انرژي يا ارتعاشات محيط باعث تغيير شكل مولكولي آب ميشود، از ايننظر آب نه تنها قابليت بازتاباندن محيط را دارد - آن هم به طرزي كه ميبينيم – بلكه محيط خود را در سطح مولكولي هم انعكاس ميدهد. آقاي «ايي موتو» با به كار گيري يك شيوه خاص عكس برداري، تغييرات مولكولي آب را براي ما قابل رؤيت نموده. او قطرههاي آب را منجمد ميكند، سپس آنها را در زير ميكروسكوپي كه زمينه تيره رنگ و قابليت عكسبرداري دارد، مورد مطالعه قرار ميدهد. كار او تنوع ساختاري مولكول آب و تاثير محيط را بر روي آن به روشني نشان ميدهد. آقاي ايي موتو تصميم گرفت تأثير موسيقي را در شكل گيري بلورهاي آب مورد مطالعه قرار دهد. شيشه آب مقطر را بين دو بلندگو قرار داد و براي آن چند ساعت موسيقي پخش كرد، صبح روز بعد آب را منجمد نموده و از بلورها عكس گرفت؛ عكسها تأثير بازتابهاي حيرت انگيز آب را مورد توجه او قرار داد، او وقتي موسيقي هوي متال - كه از موسيقيهاي پر ارتعاش است - براي آب پخش كرد و از بلورهاي آب عكس گرفت متوجه شد كه بلورهاي آب شكسته شدهاند و شكل منظمي كه بلورهاي آب داشته از بين رفته و نابود شده است. (152)
حال شما دقت بفرماييد بدن ما كه از 70 در صد آب تشكيل شده و در تمامي سلولهاي ما نيز وجود دارد، وقتي موسيقيهاي مبتذل و طرب آور با آن برخورد كند روي آنها چه تأثيرات مخرب و نابود كنندهاي خواهد گذاشت؟ ديگر قضاوت و داوري را به عهدهي فكر باز و شكوفاي خودتان ميگذاريم كه انشاء الله با فهم و انديشه والاي خود تصميم زيبايي نسبت به اين دستور شرع مقدس اسلام بگيريد.
فصل هشتم؛ داستانهايي پيرامون موسيقي و غنا
حضور عالم درباري به مجلس مطرب استاندار اموي
شعبي، كه از فقهاي اهل تسنن و از تابعين محسوب است و يكي از قاضيان خلفاي بني اميه بود، اسمش ابوعمرو عامر بن شراحيل كوفي است، وارد شد بر بُشر بن مروان كه والي عراق از طرف برادرش عبدالملك بن مروان (خليفهي اموي) بود و نزد او كنيزي بود كه در دامنش عودي (كه از وسايل موسيقي است) داشت. هنگامي كه شعبي وارد شد دستور داد آن كنيز عودش را كنار گذاشت، پس از آن شعبي به او گفت:
سزاوار نيست براي امير كه از بندهي خودش شرم كند.
او هم جواب داد:
راست گفتي! سپس به آن كنيز گفت:
بياور آنچه نزد توست.
آن كنيز هم عودش را گرفت به نواختن و آوازه خواندن كرد. (153)
مامون و مطرب پسر و دختر
براي مامون (خليفهي عباسي) گروهي از آوازه خوانان موسيقي بودند و در آنها جواني به نام سوسن بود كه زيبايي داشت. روزي آوازهاي ميخواند كه يكي از كنيزانش نظرش به او (سوسن) افتاد و با او در آويخت و بعداً هرگاه سوسن به آواز ميآمد، آن كنيز هم با سازَش به نواختن مشغول ميشد و هم آواز ميشد و هرگاه سوسن نبود، خود داري ميكرد، تا آنكه مامون او را تهديد كرد كه حقيقت را بگويد. جواب داد: در پس پرده با او آشنا شدم و با او در آويختم. مامون كنيزك را به آن آوازه خوان بخشيد و گفت:
ديگر به من نزديك نشو. (154)
نهي منكر ابوبصير از مجلس ميگساري و موسيقي همسايه اش
از ابي بصير است كه گفت:
من همسايهاي داشتم كه از اعوان سلطان جور بود و مالي به دست آورده بود و كنيزان مغنيهاي گرفته بود و پيوسته انجمني از جماعت اهل لهو و لعب و عيش و طرب آراسته و شراب ميخوردند و مغنيات براي او ميخواندند و به جهت مجاورت با او پيوسته من در اذيت و صدمه بودم از شنيدن اين منكرات، لاجرم چند دفعه به سوي او شكايت كردم، او مُرتَدِع نشد و بالاخره در اين باب اصرار و مبالغهي بيحد كردم. جواب گفت مرا كه: اي مرد، من مردي هستم مبتلا و اسير شيطان و هوا و تو مردي هستي مُعافي (از اسارت شيطان رها)، پس اگر حال مرا عرضه داري خدمتِ صاحبت يعني حضرت صادق عَلَيْهِ السَّلَام اميد ميرود كه خدا مرا از بند نفس و هوا نجات دهد.
ابوبصير گفت:
كلام اين مرد در من اثر كرد، پس صبر كردم تا گاهي كه از كوفه به مدينه رفتم، چون شرفياب شدم خدمت امام عَلَيْهِ السَّلَام حال همسايه را براي آن جناب نقل كردم.
فرمود:
وقتي به كوفه برگشتي، او به ديدن تو ميآيد، پس به او بگو جعفر بن محمد ميگويد ترك كن آنچه را كه به جا ميآوري از منكرات الهي، تا من ضامن شوم از براي تو بر خدا بهشت را. پس چون به كوفه مراجعه كردم مردم به ديدن من آمدند، آن مرد نيز به ديدن من آمد، چون خواست برود، من او را نگاه داشتم تا آنكه منزلم از واردين خالي شد، پس او را گفتم كه: اي مرد، همانا حال تو را به جناب صادق عَلَيْهِ السَّلَام عرض كردم، فرمود:
كه او را سلام برسان و بگو ترك كند آن حال خود را و من ضامن ميشوم بهشت را براي او. آن مرد از شنيدن اين كلمات گريست و گفت:
تو را به خدا سوگند كه جعفر بن محمد عليهما السلام چنين گفت؟ من قسم ياد كردم كه چنين فرمود.
گفت:
همين بس است مرا، اين بگفت و برفت. پس از چند روزي كه گذشت نزد من فرستاد و مرا نزد خود طلبيد، چون در خانهي او رفتم ديدم برهنه در پشت در است و ميگويد:
اي ابوبصير، آنچه در منزل خود از اموال داشتم بيرون كردم و الآن برهنه و عريانم چنانكه مشاهده ميكني. چون حال آن مرد را ديدم نزد برادران ديني خود رفتم و از براي او لباس جمع كردم و او را به آن پوشاندم. چند روزي نگذشت كه باز به سوي من فرستاد كه من عليل شدهام، نزد من بيا. پس پيوسته به نزد او ميرفتم و ميآمدم و او را معالجه ميكردم، تا وقتي كه مرگش در رسيد من بر بالين او نشسته بودم و او مشغول جان كندن بود كه ناگاه حالت غشي او را عارض شد، چون به هوش آمد گفت:
اي ابوبصير، صاحبت جعفر بن محمد عليهما السلام وفا كرد براي من به آنچه وعده فرموده بود، اين بگفت و دنيا را وداع نمود.
پس از مردن او چون به سفر حج رفتم، همين كه به مدينه رسيدم و خواستم خدمت امام خود شرفياب شوم، درب خانه استيذان (اذن) خواستم و داخل شدم، چون داخل خانه شدم يك پايَم در دالان بود و يك پايم در صحنِ خانه كه حضرت صادق عَلَيْهِ السَّلَام از داخل اطلاق مرا صدا زد:
اي ابوبصير، ما وفا كرديم براي رفيقت آنچه را كه ضامن شده بوديم. (155)
حكايت ابونصر فارابي در مجلس سيف الدوله
در اينجا بد نيست داستان حكيم و فيلسوف مسلمان شيعي، معلم ثاني، شيخ ابونصر فارابي را كه در همهي علوم، مجتهد و مبتكر و از جمله موسيقيدان نيز بوده بشنويد.
روزي در لباس تركها قبل از آنكه كسي او را شناسايي كند به مجلس سلطان سيف الدوله وارد شد و مجلس او محل اجتماع دانشمندان بود.
فارابي (156) از ميان جمعيَّت حاضرين عبور كرد تا به مسند خودِ سيف الدوله رسيد و با همان لغت و زبان ساختگي مخصوصي كه سيف الدوله با خواص درباريان سخنان خصوصي ميگفت سخن گفت، سپس از چنتهي خود يك عودي در آورد و تارهاي آن را منظم كرده و بنواخت كه از آن همهي اهل مجلس به خنده در آمدند، سپس تارهاي آن را طور ديگري تنظيم كرد و بنواخت كه از آن همهي اهل مجلس به گريه در آمدند، سپس تارهاي آن را به شكل ديگر تنظيم كرد و بنواخت كه از آن همهي اهل مجلس به خواب رفتند و در حال خواب مجلس را ترك كرد و از آنجا خارج شد. (157)
در اين قضيه ملاحظه ميكنيد يك موسيقيدان موسيقي نواز در مجلس سلطان و حاكم بر ممالك اسلامي و جمعيَّتي از دانشمندان چگونه روحيهي همه را تحت سيطرهي خويش در آورد و ساعتي آنها را به هر شكلي خواست ساخت و به هر عالمي از تخيلات مورد نظرش به حركت برد و غرق در آن نمود. اين نمونهي از سازندگي عميق و موثر موسيقيست و ساير اقسام آن نيز به همين طريق و همگي جز به پرواز در آوردن روح در فضاي اوهام دروني چيز ديگري نيست.
آيا اين هنر عميق مؤثر نبايد مؤكَّداً و عميقاً تحريم شود؟
موضوع قدرت نمايي يك موسيقي نواز بر روحيهي حاكمان و سلاطين و خلفاء و فرمانفرمايان ممالك، چيز كوچكي نيست، آنها با چيره شدن بر روحيههاي آن حاكمانِ صاحب قدرت، بر سرنوشت ميليونها انسان چيره خواهند شد و بالاتر از آن هنگامي كه وسايل انتقال صوت و امواج راديويي و تلويزيوني به دست آنها قرار گيرد و همچنين مردم عادت به اين نوع چيزها پيدا كنند.
شما در فعاليتهاي مطربان و موسيقي دانان در دربارهاي خلفاء و سلاطين كه برخي از داستانهاي آنها را ذكر نموديم تامل و دقت كنيد و اثر سوء آن را در سرنوشت ملت بيچاره فكر كنيد و بينديشيد كه آيا اين هنر مؤثر، مثبت، عميق بايد حرام باشد يا حلال؟ (158)
يزيد بن عبدالملك
الف: اصفهان ميگويد:
يزيد بن عبدالملك معبر خواننده را احضار كرد. معبر ترانهاي خواند كه خليفه را به طرب آورد و فرياد زد:
احسنت. پدر و مادرم فدايت.
دوباره معبر همان ترانه را تكرار كرد و يزيد نيز گفته خود را تكرار كرد. لحظاتي بعد يزيد از خود بيخود شد و به كنيزانش گفت:
هر كار من كردم شما هم بكنيد، سپس به دورخانه ميچرخيد و كنيزان نيز ميچرخيدند و چنين ميخواند:
اي خانه مرا بچرخان و اي زمان مرا آرام كن! اي معشوقه من مرا رها نكن و به خاطر خدا به من رحم كن و سوگندت را فراموش نكن.
يزيد آنقدر همانند كودكان به دور خانه گرديد، تا بيحال بر روي زمين افتاد. غلامان و كنيزان به سويش رفتند و او را به اندرون بردند. (159)
چقدر زشت و ناپسند است كه خليفهاي زمام امور را به دست دارد، در برابر خوانندهاي اين گونه به گرد خانه بچرخد و كنيزان و حضار او را به باد سخره و استهزاء بگيرند. ب: مورخين پيرامون يزيد بن وليد نيز نقل كردهاند:
هنگامي كه يزيد به خلافت رسيد نامهاي به والي خودش در مدينه نوشت و از او خواست كه خوانندهاي به نام «عَطَرَّد» را نزد او بفرستد خود عَطَرَّد چنين ميگويد: بر يزيد وارد شدم در حالي كه در برابرش ظرف زيبايي قرار داشت كه لبالب از شراب بود و مردي آن را در پيمانه ميكرد. به خدا سوگند همين كه به او سلام كردم گفت: آيا تو عَطَرَّد هستي؟ گفتم:
آري اي اميرالمؤمنين.
گفت:
اي اباهارون (لقب عَطَرَّد) به ديدار تو علاقهمند بودم برايم بخوان. برايش خواندم به خدا سوگند هنوز برنامهام تمام نشده بود كه ردائش را در آورد و خود را درون تشت شراب انداخت و ن قدر نوشيد كه عقلش زايل شد هنگامي كه بيرون آمد، همانند ديوانهاي شده بود كه عربده ميكشيد. من آن رداء را برداشتم و بيرون آمدم.
فرداي آن روز نيز يزيد مرا احضار كرد و من نيز برايش ترانهاي خواندم. يزيد نيز ردايش كه بر روي آن شيء همچون طلا ميدرخشيد را به كناري افكند، سپس خود را درون تشت افكند و از روز گذشته بيشتر نوشيد و سپس همانند مردهاي مست در حالي كه فرياد ميكشيد بيرون آمد و به خواب رفت و من نيز جامه را برداشتم و بيرون آمدم. (160)
اين در حاليست كه در مجلس غناء، دلقكان و بازيگران نيز حاضر ميشدند و گويا اين افراد نيز در شكوه اين مجالس نقش به سزايي داشتند. يكي از اين افراد اشعث بود. گفتهاند:
وليد بن يزيد او را احضار كرد و به ا لباسي از پوست ميمون پوشاند و دُمي بر آن آويزان كرد و به او گفت:
برقص و بخوان. (161)
در كوچههاي بغداد
حضرت موسي بن جعفر عَلَيْهِ السَّلَام، در يكي از كوچههاي بغداد ميگذشت از خانهاي آواي زنان آوازه خوان به گوشش رسيد حضرت كه با تعجب و تأسف از كنار ديوار ميگذشت كنيزكي ديد كه براي ريختن خاكروبه به كوچه آمد.
فرمود:
اي كنيزك اين خانه مال كيست؟
عرض كرد:
مال مردي از مشاهير اين شهر به نام بِشر است، فرمود او آزاد است يا بنده؟ عرض كرد: آزاد است و بندگان زيادي دارد.
حضرت فرمود:
راست گفتي او آزاد است كه چنين به لهو و لعب آغشته شده و اگر او بنده بود هرگز در برابر مولاي خود چنين گستاخ نبود و مرتكب چنين گناه نمي شد.
امام از آن محل گذشت و كنيزك به خانه برگشت و سؤال و جواب را با همان بيان به (بشر) در حالي كه بر سر بساط شراب نشسته بود گفت، اين بيان جالب و موعظهي سودمند و منطق حكيمانه آن چنان در دل او اثر گذاشت و به طوري او را تكان داد كه بياختيار از جاي جست و با پاي برهنه شتابان به كوچه آمد و به دنبال حضرت روان شد تا اين كه به حضرت رسيد و خود را به پاهاي مباركش انداخت و بوسه داد و سپس با چهرهاي اشك آلود گفت:
آقا! تا اين دقيقه غافل بودم و در مقابل مولاي خود گستاخانه رفتار ميكردم و مرتكب گناه بيشماري شدم ولي با آن بياني كه به كنيزك فرموديد تكان خوردم و دانستم كه در اشتباهم آيا توبهي من قبول است؟
حضرت فرمود:
بلي اما به شرط اين كه از تمامي آلودگيها پشيمان باشي و ديگر غمزههاي گناه ديدگانت را خيره نكند و بهتر است آلات و وسايل لهو و لعب را به دور افكني، او چنين كرد و از زنان مغنيه و آوازه خوان گذشت و مسير شيطاني را عوض كرده و به راه رحماني قدم گذاشت و بالنتيجه به مقامات عاليه نائل آمد. (162)
منابع و مآخذ
1 - قرآن كريم
2 - گناهان كبيره
3 - عين الحيوة
4 - بهشت جوانان
5 - مكاسب محرمه شيخ انصاري
6 - وسائل الشيعه
7 - تفسير نمونه
8 - استفتائات مقام معظم رهبري
9 - استفتائات آيت الله فاضل لنكراني
10 - حق اليقين
11 - فقه الرضا عَلَيْهِ السَّلَام
12 - تفسير قمي
13 - مجمع البيان
14 - تفسير شبر
15 - جوان و موسيقي
16 – كافي
17 - تفسير نورالثقلين
18 - دعائم الاسلام
19 - مستدرك الوسائل
20 – بحارالانوار
21 - فرهنگ عميد
22 - الدر المنثور
23 - تفسير قرطبي
24 - صحيفهي نور
25 - روزنامه كيهان
26 - روزنامه جمهوري اسلامي
27 - تعليم و تربيت در اسلام
28 - فجر اسلام
29 - مجموعه آثار
30 - مباني فقهي و رواني موسيقي
31 - نظري به موسيقي
32 - اجوبة الاستفتائات
33 - مسائل جديد از ديدگاه علماء و مراجع
34 - پرسشها و پاسخهاي دانشجويي
35 - العروة الوثقي
36 - استفتائات ميرزا جواد تبريزي
37 - استفتائات مكارم شيرازي
38 - ويژه نامه فرهنگ اسلام
39 - موسيقي از نظر دين و دانش
40 - مناظره دكتر و پير
41 - تأثير موسيقي بر روان و اعصاب
42 - موسيقي و غنا از ديدگاه اسلام
43 – المنجد
44 - المعجم الوجيز
45 - المعجم الوسيط
46 - تفسير شريف لاهيجي
47 - نيل الاوطار
48 – الغدير
49 - جامع احاديث شيعه
50 - تفسير عياشي
51 - تفسير جوامع الجامع
پينوشت
(1) اقرب الموارد ماده موسق ص 1252 (2) المعجم الوجيز ص 594 (3) المعجم الوسيط ص 891 (4) موسيقي و غنا از ديدگاه اسلام ص 26 - 27 (5) عين الحيوة ج1 ص 418 (6) گناهان كبيره ج1 ص 265 - 266 (7) مكاسب محرمه شيخ انصاري رحمة الله عليه بحث غناء (8) عين الحيوة ج1 ص 418 (9) همان ص 418 (10) گناهان كبيره ج1 ص 265 - 266 (11) عين الحيوة ج1 ص 418 (12) گناهان كبيره ج1 ص 265 - 266 (13) مكاسب محرمه ج 1 ص 210، بهشت جوانان ص 343 (14) نظري به موسيقي ج 1 ص 206 (15) جوامع الجامع ج 2 ص 292 (16) گناهان كبيره ج 1 ص 265 (17) همان ص 272 (18) استفتائات مقام معظم رهبري ص 348، س 1130 (19) استفتائات آيت الله فاضل لنكراني ج 1 ص 285، س 1006 (20) همان ص 285 س 1005 (21) مسائل جديد از ديدگاه علماء و مراجع تقليد ج 1 ص 65 - 66 (22) جامع المسائل، مسائل جديد از ديدگاه علماء و مراجع تقليد ج1 ص 47 - 48 (23) وسائل الشيعه كتاب تجارت باب 27 (24) مانند روايت ابي بصير از امام صادق عَلَيْهِ السَّلَام: «رَجِّعْ بِالْقُرْآنِ صَوْتَكَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُحِبُّ الصَّوْتَ الْحَسَنَ» و مانند مرسلهي ابن ابي عمير: «إِنَّ الْقُرْآنَ نَزَلَ بِالْحُزْنِ فَاقْرَءُوهُ بِالْحُزْن». (مستند كتاب شهادات ص 465) (گناهان كبيره ج1 ص273) (25) تفسير نمونه ج 17 ص 19 - 27 (26) گناهان كبيره ج 1 ص 272 (27) جوان و موسيقي ص 64 - 65 به نقل از داستانهاي عبرت انگيز از مجازات گناهكاران ص 196 (28) گناهان كبيره ج 1 ص 273 (29) يكي از آلات موسيقيست شبيه سه تار كه داراي دستهاي دراز و كاسهاي كوچك ميباشد. فرهنگ عميد ص 417 (30) كافي ج 6 ص 431 لَمَّا مَاتَ آدَمُ عَلَيْهِ السَّلَام وَ شَمِتَ بِهِ إِبْلِيسُ وَ قَابِيلُ، فَاجْتَمَعَا فِي الْأَرْضِ، فَجَعَلَ إِبْلِيسُ وَ قَابِيلُ الْمَعَازِفَ وَ الْمَلَاهِيَ شَمَاتَةً بِآدَمَ عَلَيْهِ السَّلَام، فَكُلُّ مَا كَانَ فِي الْأَرْضِ مِنْ هذَا الضَّرْبِ الَّذِي يَتَلَذَّذُ بِهِ النَّاسُ، فَإِنَّمَا هُوَ مِنْ ذَاكَ». (31) تفسير عياشي ج 1 ص 40، ذيل آيهي 35 سوره بقره، بحار الانوار ج 6 ص 33 و وسايل الشيعه ج 17 ص 310. كَانَ إِبْلِيسُ أَوَّلَ مَنْ نَاحَ وَ أَوَّلَ مَنْ تَغَنَّي وَ أَوَّلَ مَنْ حَدَا قَالَ لَمَّا أَكَلَ آدَمُ مِنَ الشَّجَرَةِ تَغَنَّي فَلَمَّا أُهْبِطَ حَدَا بِهِ فَلَمَّا اسْتَقَرَّ عَلَي الْأَرْضِ نَاحَ فَأَذْكَرَهُ مَا فِي الْجَنَّةِ (32) فخر اسلام ص 177 (33) مجموعه آثار ج 14 ص 365 (34) حج / 30 (35) كافي ج 6 ص 431 عن ابي بصير قال: سألت اباعبدالله عَلَيْهِ السَّلَام عن قول الله عز و جل: «فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثان و اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّور» قال: الغناء. (36) تفسير نورالثقلين ج3 ص 496، وسايل الشيعه ج 12 ص 225 عن ابي عبدالله عَلَيْهِ السَّلَام قال في قول الله عز و جل: «فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثان و اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّور» قال: الرجس من الاوثان الشطرنج و قول الزور الغناء. (37) فرقان / 72 (38) فرقان / 72 (39) كافي ج 6 ص 431، الميزان ج 15 ص 265، دعائم الاسلام ج 2 ص 208 ح 764 به نقل از مستدرك الوسائل ج 13 ص 213 باب 78 ح 6. عن ابي عبدالله عَلَيْهِ السَّلَام قال في قوله عز و جل: «و الذين لا يشهدون الزور» قال: الغناء. (40) تفسير قمي ج 2 ص 117 (41) نورالثقلين ج 4 ص 41، «و لا يشهدون الزور» اي مجالس الفساق و لا يحصرون الباطل … (42) تفسر شريف لاهيجي ج 3 ص 353 (43) لقمان / 6 و 7 (44) كافي ج 6 ص 431، عن ابي جعفر عَلَيْهِ السَّلَام قال: سمعته يقول: الغناء مما وعدالله عز و جل عليه النار و تلا هذه الآيه: «و من الناس من يشتري لهو الحديث ليضل عن سبيل الله به غير علم و يتخذها هزواً اولئك لهم عذاب مهين». (45) كافي ج 6 ص 433، ابا عبدالله عَلَيْهِ السَّلَام، يقول الغناء مجلس بان ينظر الله الي اهله و هو مما قال الله عز و جل: «و من الناس من يشتري لهو الحديث ليضل عن سبيل الله». (46) اسراء / 38 (47) كافي ج 6 ص 432 و مستدرك الوسايل ج13 ص 221 (48) گناهان كبيره ج 1 ص 267 (49) حق اليقين ص 565 (50) لقمان / 6 (51) فقه الرضا عَلَيْهِ السَّلَام ص 38 به نقل از مستدرك ج 13 ص 213 باب 78 ح 9 ط بيروت (52) تفسير قمي ج 2 ص 161 (53) مجمع البيان ج 8 ص 313 (54) تفسير شبر ص 391 ط بيروت. (55) مؤمنون / 3 (56) تفسير نورالثقلين ج 3 ص 539، بحارالانوار ج 76 ص 24، سوره مؤمنون / 3 (57) نجم / 59 - 61 (58) موسيقي و غنا از ديدگاه اسلام ص 122 به نقل از البشائر ج 3 ص 454 (59) الغدير ج 8 ص 68 (60) مستدرك الوسائل ج 13 ص 219 چ جديد و چ قديم ج 2 ص 458، نيل الاوصار ج 8 ص 262، درالمنثور ج 2 ص 323. (61) كافي ج 6 ص 433، «بيت الغناء لا تومن فيه الفجيعه و لا تجاب فيه الدعوه و لا يدخله الملك». (62) كافي ج 6 ص 434، «ضرب الله العيدان ينبت النفاق في القلب كما ينبت الماء الخضراء». (63) الدر المنثور ج 5 ص 308، مستدرك الوسائل ج 2 ص 457 چ قديم، ج 13 ص 214 چ جديد، بحارالانوار ج 73 ص 247 (64) همان 5 ص 308، «… اياكم و العناد فانه ينقص الحياء و يزيد في الشهوه و يهدم المروه و انه لينوب عن الخمر و يغفل ما يفعل لسكر فان كنتم لا بد فاعلين فجنبوه النساء، فان الغناء داعيه الزناء.» (65) غنا و موسيقي از ديدگاه سلام ص 141 (66) كافي ج 6 ص 432، «من انعم الله عليه بنعمه فجاء عند تلك النعمه بمزمار فقد كفرها و من اصيب بمصيبه فجاء عندك تلك المصيبه بنائحه فقد كفرها» (67) كافي ج 6 ص 432، «ان الشيطان يقال له: القفندر اذا ضرب في منزل رجل اربعين يوماً بالبربط و دخل عليه الرجال وضع ذلك الشيطان كل عضو علي مثله من صاحب البيت ثم نفخ فلا يغار بعدها حتي تؤتي نساء ه فلا يغار». (68) مستدرك الوسائل ج 13 ص 218، «لا تدخل الملائكه بيتاً فيه خمرٌ او طنبور او نرد و لا تستجاب دعاء وهم و ترفع عنهم البركه». (69) مستدرك الوسائل ج 13 ص 219 چ جديد و چ قديم ج 2 ص 459، تفسير قرطبي ج 14 ص 54، «يحشر صاحب الطنبور يوم القيامه و هو اسود الوجه و بيده طنبور من نار و فوق رأسه سبعون الف ملك بيد كل ملك مقمعه يضربون راسه و وجهه و يحشر صاحب الغنا من قبره اعمي و اخرس و ابكم و يحشر الزاني مثل ذلك و صاحب المزمار مثل ذلك و صاحب الدف مثل ذلك». (70) نظري به موسيقي ج 2 ص 324، به نقل از درالمنثور ج 2 ص 324 (71) گناهان كبيره ج 1 ص 259، «انما حرم الله الصناعه التي هي حرام كلها التي جيء منها الفساد محضاً نظير البربط و المزامير و الشطرنج و كل ملهوبه الصلبان و الاصنام و ما اشبه ذلك الي ان قال عَلَيْهِ السَّلَام فحرام تعليمه و العمل به و اخذ الاجره عيله و جميع التقلب فيه من وجوه الحركات» (72) مجمع البيان ج 8 ص 313، «لا يحل تعليم المغنيات و لا بيعهن و اثمانهن حرام و قد نزل تصديق ذلك في كتاب الله «و من الناس من يشتري لهو الحديث …» (73) كافي ج 6 ص 434، «من نزه نفسه عن الغناء فان في الجنه شجره يأمرالله عز و جل الرياح ان تحركها لها صوتاً لم يسمع بمثله و من لم يتنزه عنه لم يسمعه». (74) جوان و موسيقي ص 20 و 21 به نقل از مهدي منتظر ص 145 (75) جوان و موسيقي ص 22 به نقل از المخازن ج 1 ص 311، جامع احاديث شيعه ج 22 ص 248 ح 31991 (76) صحيفهي نور ج 8 ص 197 تا 201 (77) همان ج 9 ص 155 (78) همان ج 12 ص 180 (79) ديدار با جوانان در دومين روز دهه فجر سال 77، روزنامه جمهوري اسلامي يك شنبه 18 بهمن 77 (80) روزنامه كيهان 8 / 12 / 1379 (81) تعليم و تربيت در اسلام ص 70 تا ص 73 (82) مباني فقهي و رواني موسيقي صص 20 - 30 (83) بينظمي در اين دو اعضا مشكلات زير را به همراه دارد: 1 - اضطراب گوناگون 2 - عصبانيت 3 - سستي 4 - بيارادگي 5 - سر گيجه 6 - صُراع 7 - ماليخوليا 8 - نفخ معده 9 - تحريكات قلبي 10 - تپش قلب 11 - بينظمي 12 - آنژين صدري 13 - انقباضات عروقي 14 - اختلالات غدد ترشح داخلي و خصوصاً تخمدان و تيروييد 15 - اسپاسم لوله گوارشي 16 - آسم (تنگي نفس) 17 - نزلهي انقباضي و … تأثير موسيقي بر روان و اعصاب، ص 38 (84) هنري باروك ميگويد: نوعي بيماري رواني است كه شخص بيمار گاهي ميخندد و بعضي از اوقات از خود ترشرويي نشان ميدهد و گاهي گرفته و غمگين است. (85) نوعي مرض روحيست كه شخص ادعاهاي بي مورد كرده و خود را شريفتر وبالاتر از همه ميداند. (86) يك نوغ بيماري رواني است كه مورد بحث وتوجه روانكاوان است اين بيماري شدت آن گاهي به جايي ميرسد كه طرف، خود را براي هلاكت خود قيام كرده، خويش را به آب و آتش مياندازد، مسموم ميكند، خود را به زير اتومبيل معشوق رها ميكند و اين بيماري گاهي شخص را به تيمارستان ميكشاند. تأثير موسيقي بر روان و اعصاب، ص 96 (87) مباني فقهي و رواني موسيقي، ص 33 (88) نظري به موسيقي ج1 ص 131 (89) همان ج 1 ص 133 (90) همان ج1 ص 134 (91) همان ج 1 ص 134 - 135 مراجعه شود به: سنن بيهقي ج1 ص 223، نقد العلم و العلماء ابن جوزي ص 250، تفسير زمخشري ج 2 ص 411، تفسير قرطبي ج 14 ص 52، ارشاد الساري ج 9 ص 164، درالمنثور ج5 ص 151، كنزالعمال ج 7 ص 333، تفسير الخازن ج3 ص 46، تفسير شوكاني ج 4 ص 228، نيل الاوطار ج8 ص 264، تفسير آلوسي ج 21 ص 67 - 68، الغدير ج 8 ص 67 - 74 (92) موسيقي از نظر دين و دانش، بهشت جوانان، ص 355 - 356 (93) موسيقي از نظر دين و دانش، ص 30 برادران و خواهران عزيز جهت اطلاع در مورد موسيقي غير از كتببي كه در پاورقي اسامي آنها ذكر شده به اين كتابها هم مراجعه فرماييد: 1 - راز كاميابي مردان بزرگ 2 - تاريخ موسيقي نويسنده لرست دلين 3 - تاريخ موسيقي سعدي حسني 4 - مناظره دكتر و پير 5 - بناهاي اجتماعي قرنها 6 - گناهان كبيره 7 - انديشهها و اندرزها (94) موسيقي از نظر دين و دانش، ص 31 (95) همان (96) تأثير موسيقي ير روان و اعصاب، ص 133ومناظره دكتر و پير، ص 452 (97) تأثير موسيقي بر روان و اعصاب، ص 134 (98) همان، ص134و مناظره دكتر و پير، ص 452 - 453وموسيقي از نظر دين و دانش، ص 52 (99) همان، ص 135 (100) موسيقي از نظر دين و دانش، ص 47 (101) همان (مي خواهد قانون وراثت را هم ثابت كنند) (102) همان، صفحه 52 (103) مناظره دكتر ويپر، ص 447 (104) اجوبة الاستفتائات ج 2 ص 42 (105) مسائل جديد از ديدگاه علماء و مراجع ج 3 ص 79 - 80 (106) مسائل جديد از ديدگاه علماء و مراجع ج 3 ص 77 - 78 (107) مسائل جديد از ديدگاه علماء و مراجع تقليد ج 3 ص 83 - 85 (108) مسائل جديد از ديدگاه علماء و مراجع تقليد ج 2 ص 59 - 60 (109) اجوبة الاستفتائات ج 2 ص 25 (110) مسائل جديد از ديدگاه علماء و مراجع تقليد ج 3 ص 95 - 96 (111) مسائل جديد از ديدگاه علماء و مراجع تقليد ج 3 ص 91 - 92 (112) مسائل جديد از ديدگاه علماء و مراجع تقليد ج 1 ص 71 - 72 (113) مسائل جديد از ديدگاه علماء و مراجع تقليد ج 4 ص 199 - 200 (114) پرسشها و پاسخهاي دانشجويي ص 47 (115) همان 47 (116) همان ص 47 (117) همان ص 48 (118) استفتائات ميرزا جواد تبريزي س 1059، استفتائات مكارم شيرازي ج 2 ص 695 (119) العروة الوثقي ج 1 (التقليد) م 67 (120) پرسشها و پاسخهاي دانشجويي ص 37 - 38 (121) پرسشها و پاسخهاي دانشجويي ص 54 (122) بهشت جوانان ص 370، فرهنگ اسلام 20 / 1 / 77، ويژه نامه فرهنگ اسلام بهار 1378 (123) بهشت جوانان ص 371، ويژه نامه فرهنگ اسلام بهار 78 (124) بهشت جوانان ص 372 به بعد (125) پرسشها و پاسخهاي دانشجويي ص 69 (126) همان ص 70 (127) همان ص 70 (128) همان ص 70 (129) همان ص 70 (130) پرسشها و پاسخهاي دانشجويي ص 71 (131) همان ص 71 (132) همان ص 72 (133) همان ص 72 (134) پرسشها و پاسخهاي دانشجويي ص 73 (135) همان ص 73 (136) همان ص 73 (137) همان ص 74 (138) گناهان كبيره، ج 1، ص 262 - 264 نقل از رسالهي تأثير موسيقي بر اعصاب، ص 3 (139) گناهان كبيره، ج 1، 264 (140) همان، ص 445 - بهشت جوانان ص 358 (141) بهشت جوانان ص 356 - تأثير موسيقي بر روان و اعصاب نقل از مجله روشنفكر ش 556 –ص 26 (142) بهشت جوانان، ص 359 - تأثير موسيقي بر روان و اعصاب نقل از مجله جوانان سال چهارم (143) تأثير موسيقي بر روان و اعصاب نقل از مجله اميد ايران، ش 835، ص 25 (144) موسيقي از نظر دين و دانش، ص 20 – بهشت جوانان، ص 359 (145) بهشت جوانان، ص 360 - موسيقي از نظر دين و دانش، ص 20 (146) بهشت جوانان، ص 360 - تأثير موسيقي بر روان و اعصاب ص 83 نقل از مجله روشنفكر ش 790، ص 54 (147) سوره انعام / 6 - اعراف / 96 - هود ي 52 - عنكبوت / 40 - طلاق / 2و3و4 - نوح / 10و12 (148) بهشت چوانان، 361 - به نقل ار كتاب تأثير موسيقي بر اعصاب و روان – موسيقي از نظر دين و دانش - تاريخ موسيقي از سعدي حسني (149) بهشت چوانان، ص 363 - به نقل از مجله صبح، ش 76، آذر 76، ص 9 - نشريه شلمچه ش 20 نيمه اول آذر 76 (150) روزنامهي جمهوري اسلامي، 4 بهمن، سال 77 (151) مجله زن، 22 مهر سال 74 و 6 آبان 74، ص 7 – بهشت جوانان، ص 364 (152) سروش جوان شماره 42، سال چهارم. (153) نظري به موسيقي ج 1 ص 112 به نقل از عقد الفريد ج 6 ص 14 (154) نظري به موسيقي ج 1 ص 110 - 111 به نقل از عقدالفريد ج 6 ص 60 (155) نظري به موسيقي ج1 ص 119 - 120، به نقل از منتهي الآمال ج2 ص 89 - 90 (156) «قانون» كه يكي از آلات نوازندگي موسيقي است، مبتكرش فارابي ميباشد. (157) الكني والالقاب ج 3 ص2 - 3 (158) نظري به موسيقي ج1 ص 166 - 167 (159) الاغاني، لابي الفرج الاصفهاني ج 1 ص 68 (160) الاغاني ج 3 ص 307 (161) الاغاني ج 3 ص 307، از اوج تا فرود، نگاهي به جامعهي اسلامي در عصر اموي نويسنده اسميه العظم، ترجمه: سيد مهدي عليزاده موسوي صص 103 - 107 (162) واعظ خانواده ص 23 - 24 به نقل از منتهي الآمال ج 2 ص 126







