کتابخانه:حجاب در اقوام ایرانی
|
خطا در ایجاد بندانگشتی: نمیتوان تصویر بندانگشتی را در مقصد ذخیره کرد | |
| نویسنده | ثبت ملی چادر و حجاب اقوام ایرانی در فهرست میراث صفوی |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | شرکت توسعه گردشگری ایران |
| محل انتشارات | تهران: |
| تاریخ نشر | ۱۳۸۸. |
| دانلود | |
محتویات
حجاب جنوب
نگاهی به برقع،پوشش زنان استان هرمزگان از سبز به قهوهای نقاب یا پوشش صورت مخصوص زنان سواحل خلیج فارس،بدون لباس مخصوص آنها معنی نمیدهد.برقع را معمولا با شالهای رنگی یا چادرهای بندری میپوشند که پر از نقش و نگار و رنگ هستند. چشمها و دستها برقع؛پوششی دست دوز و میراث معنوی مردمان سواحل خلیج فارس که هنوز چهره زنان جنوب ایران را میپوشاند.
قشم موزه مردم شناسی است؛همین حالا و در همین روزگاری که همه رسمها و یادهای سنتی و ماندگار ایران در حال تحول جدی است.سفر به این جزیره پهناور،یعنی برخورد با تمدن کهنی که هنوز هم بسیاری از آداب و رسومش به جا مانده .درست است که شهر قشم در این جزیره با ساختمانهای تجاری و پاساژهای مدرنش دیگر شباهتی با روزگاران گذشته خود ندارد اما همین جا هم هنوز ردپای تاریخ مردمان جنوب به خوبی مشخص است.یکی از آنها نقاب مخصوصی است که زنان این جزیره به صورت میزنند؛نقابی در رنگها و انواع مختلف که معمولا از بالای ابرو تا زیر بینی را میپوشاند و دریچههایی برای دیدن جهان دارد.نقابی مخصوص زنان سواحل خلیج فارس که آن را به عربی بُرقع(Borqe)به گویش محلی مناطق هرمزگان بُرکه (Borke)،در مناطقی از بندر لنگه بَتوُله(Batoole)و میان مردمان مناطق شمال بندر لنگه و جنوب استان فارس(لارستان)تَبیله(Tabile)مینامند.برای یافتن رمز و راز این نقاب با قایق از بندر عباس به سمت جزیره قشم حرکت میکنیم که موزهای از انواع و اقسام آن را در خود جای داده است.
از ناخدای جوان قایق که دربارهٔ برقع و آداب و رسومش میپرسم،می گوید چیزی نمیداند؛این اولین قدم باری دستیابی به سنتی است که همین ناخدای جوان هر روز نه تنها در جزیره قشم ،که در بسیاری از شهرهای حاشیه خلیج فارس با آن رو در رو است.پس از سفر دریایی ۴۰دقیقهای و رسیدن به قشم،به طرف درگهان میرویم،شهری در ۲۰کیلو متری شهرستان قشم که میگویند از زمانهای دور مرکز تجاری این جزیره و مهمترین بندرگاه این نواحی بوده است.با اینکه گرمای طاقت فرسای درگهان کلافه مان کرده،در گوشه و کنار شهر زنانی را میبینیم که با چادرهای رنگین و برقعها بر صورت این طرف و آن طرف میروند.قرار است به خانه یکی از معتمدین درگهان،حاج محمد دریانورد برویم تا از گذشته برقع برایمان تعریف کند.
تحفهای از یونان و هند
«به بمبئی که میرسیدیم باید میرفتیم «سه بری».آنجا محلهای بود که کارگاه رنگرزی داشت و پارچههای برکه را رنگ میکردند».حاج محمد پیرمردی است سفید پوش که ۷۵سال را پشت سر گذاشته.وقتی از سفر به هند برایمان میگوید،تأکید میکند که با لنج بادبانی،از گرمای تابستان یک سال تا گرمای سال دیگر در راه بودهاند.از آنجا که بیشتر مردان این بندر دریانورد بودهاند،مایحتاج یک سال خانواده به حاصل مالی این سفرهای تجاری بستگی داشت؛واردات و صادرات خرما،میوه،چوب و پارچه از این کشور به آن کشور.اما در این میان پارچه برقع جایگاه دیگری داشته؛متاعی بوده از هند مخصوص زنان خلیج فارس ؛پارچهای که در ایران به پوشش منحصر به فردی تبدیل میشد برای صورت زنان جزیره.اینکه دقیقا برقع از چه زمانی وارد ایران شده برای محققان روشن نیست اما چیزی که دربارهٔ آن اتفاق نظر وجود دارد این است که در زمان هجوم پرتغالیها و بعد از آن انگلیسیها به جنوب ایران،زنان خطه جنوب _بویژه خطه هرمزگان و جزایر آن_از این پوشش در کنار حجاب خود حصاری ساخته بودند در مقابل مهاجران.این دوره را باید دوره اوج رواج این پوشش دانست اما برای یافتن خاستگاه اولیه آن راه دور و درازی را باید در تاریخ بپیماییم.آن طور که در کتاب دایره المعارف لاروس آمده این پوشش در زنان باستان دیده شده است؛«بعضی از زنان یونان قدیم از حجاب مخصوصی که رو به روی چشمها دو سوراخ داشته است ،استفاده میکردهاند.این نوع پوشش به طرز بسیار جالبی بافته میشده و ظاهری شفاف و درخشان داشته است.چنانچه هم اکنون برقع مورد استفاده زنان جنوب خلیج فارس شفاف و درخشان و آغشته به نیل است ».عباس انجم روز_محقق و پژوهشگر _هم در کتاب «برقع پوشان خلیج فارس و دریای عمان»منشا اصلی این پوشش را یونان میداند:«از یونان به اسپانیا و سپس به صحرای طوارق و بربر و کرانههای عربستان ،عمان و بالاخره به کرانههای شمالی خلیج فارس انتقال یافته است.در طوارق و بربر برقع تنها جنبه حجاب و رویگیری نداشته بلکه استعمال آن بیشتر به خاطر حفظ چهره از بادهای گرم موسمی و سپس جلوگیری از تابش آفتاب صحرا بوده است».انجم روز البته به زمان پیدایش برقع در ایران هم اشاره میکند؛«در سفرهای جنگی شاپور اول و شاپور دوم که اعراب را گوشمالی دادند و هر دو عدهای از اسرای عرب را به ایران آوردند و در نقاط پهناور خوزستان پراکنده کردند و اقامت دادند،برقع از آن زمان بوده.ولی هم اکنون میبینیم که گروههای موجود استان خوزستان فاقد برقع هستند و این خود میرساند که برقع جزء عادات تمام مردم عرب دنیا نبوده است».هر چه بود و هر چه هست،حالا برقع یکی از مهمترین مشخصههای زنان جنوب ایران است؛پوششی که در هر روستا و شهری در سواحل خلیج فارس نوع بخصوص خود را دارد و رسم و رسوم مخصوص به خود را. معنای نقاب پارچههایی را که محمد از سفرهای دریایی خود برای زنان به ارمغان میآورد به دست خیاطان برقع ساز میسپرد تا از آنها باب طبع و رسم زنان هر منطقه ،برقعهای مخصوص دوخته شود؛«در جزیزه ،هر کدام از روستاها بر که خود را دارند.شاید بعضی جاها به هم شبیه باشند اما حتما تفاوت کمی دارند».آمنه،دختر حاج محمد این را میگوید.او برقع مخصوص زنان درگهان را نشانم میدهد و توضیح میدهد که این برقع از بالا تا روی شقیقه را میپوشاند و از پایین هم لبها را پنهان میکند.اندازه چشمها هم در این برقع به نسبت برقع روستای لافت کوچک است.برقع لافتیها به خاطر آنکه کمی کشیده تر است و تقریبا تا نزدیکی گوش را میپوشاند،باعث شده تا چشمها بیشتر مشخص شود.این طور که آمنه میگوید،بین برقعهای موجود در جزیره قشم تفاوت برقع زنان«رمکان»که روستایی در ۲۸کیلومتری شهر قشم است،از بقیه بیشتر است.در این نوع برقع علاوه بر چشمها گونه هم کاملا مشخص است و برقع تنها ابرو ،لب و بینی را میپوشاند.
برقعها ی قشمی در عین تنوع از نظر ساختار کلی شبیه به هم هستند ؛فرمی ساده که غالبا هیچ گونه دوخت تزئینی ای روی آن به کار نمیرود و تنها در برش محل چشمها،فواصل بین گونهها،شکل ظاهری و محیطی آن با هم تفاوت دارند.مناطق با اهمیت و روستاهای بزرگ این جزیره هر کدام از یک نوع برقع استفاده میکنند و اهالی روستاهای دیگر هم انواع دیگری برای خود دارند.رنگ تمامی این برقعها یکسان است و پارچههای برقع را با رنگهای براق به نام نیل برقع که یک نوع رنگ شیمیایی است رنگ میکنند.این ماده رنگ مشکی متمایل به بنفش و تا حدودی سبز تیره به برقع میدهد که به خاطر به کارگیری ماده نیل در پارچه تلالو خاصی دارد.استفاده از ماده نیل در برقعها به حدی است که معمولا با لمس کردن آن اثر آبی رنگش روی دستها باقی میماند.جالب است که اهالی جزیره قشم این ماده را در رفع و بهبودی جوشهایی که در آستانه بلوغ و غرور جوانی بر صورت دختران سبز میشود مؤثر میدانند همین هم باعث شده تا هنوز بعضی از دختران جوان این خطه برقع به صورت بزنند.
تفاوت برقعها تنها به جزیره قشم محدود نمیشود .در سراسر استان هرمزگان،هر منطقهای برقع مخصوص به خود را دارد.این تفاوت میان برقعهای جزایر خلیج فارس با دیگر مناطق هرمزگان بیشتر به چشم میآید.برقع جزایر کوتاه و شامل نوارهای نازکی است که روی ابروها و بینی را میپوشاند و نوار نسبتا پهنی که لبها را از نظر پنهان میدارد.در بعضی از گونههای برقعهای قشمی،برش پارچه بالای لب تشابه زیادی هم به سبیل مردان پیدا میکند.در حالی که برقعهای بندرعباس که به برقع بندری معروف هستند کاملا از نظر شکل و ظاهر متفاوتند.
برقع بندری را از پارچهای به رنگ سیاه میسازند که البته نمونههایی از نوع چرمی آن هم کاربرد دارد.برش آن از بالا دارای زاویهای باز و ۸مانند بوده و پایین آن به صورت منحنی است.علاوه بر تعبیه دو سوراخ برای چشمها در قسمت وسط دو چشم،چوبی به عرض دو و طول ده سانتی متر قرار میدهند که از درخت نحل گرفته میشود و به پنگ مغ معروف است.البته در دیگر مناطق هرمزگان مثل میناب و جاسک رنگ،فرم و دوختهای تزئینی به کار رفته روی برقعها به گونه دیگری است و سنت مخصوص به خود را برای استفاده دارد.انتخاب رنگ برقعها یکی از این سنت هاست که استفاده کننده به وسیله آن جایگاه اجتماعی و طایفهای خود را مشخص میکند.
رنگها و سنتها
رنگ برقع همسر همسر حاج محمد قهوهای است.میگوید:«اولش این رنگی نبوده و نیلی بوده وقتی برکهای را زیاد بپوشی رنگ نیلی اش میرود و قهوهای میشود.این یعنی اینکه باید برکه جدید خرید».رنگ برقع برای مردمان جنوب فقط وسیلهای برای تزئین و زیبایی نیست.هر رنگی مفهوم ویژهای داشته و سنت خاصی را از گذشته تا حال در خود دارد.بار معنایی این رنگها را میتوان تقریبا به طور یکسان و با تفاوتهای کمی در سراسر سواحل خلیج فارس دید؛مثلا برقع مشکی کامل که جنسش از پارچه مشکی است مخصوص زنهای ماتم زده است.زنانی که شوهرانشان مرده باشند تا زمانی که در لباس ماتم نشستهاند_یعنی چهار ماه و ده روز_از این برقع استفاده میکنند.در این ایام زن باید تماما سیاه پوش بوده و صورتش پوشیده از نگاه نامحرم باشد.البته بعضی از پیرزنان _به خصوص در منطقه بشاگرد_این رنگ از برقع را همیشه به چهره میزنند.برقع قرمز به برقع بلوچی معروف است و تا حدودی در بخش جنوب شرقی بلوچستان هم استفاده میشود.شکل آن مستطیل کامل است و در نمونههایی از تزئینات پولک،نوارخرس و گلابتون در کنار سوزن دوزی که غالب سطح برقع را میپوشاند استفاده میشود.این رنگ برقع مخصوص زنان متاهل است که هم در خانه و هم در بیرون از آن استفاده میکنند.نخ کاموای قرمزی پوشش سطح آن را تشکیل میدهد که امروزه از چرخ در تهیه آن استفاده میشود.برای تزئین آن هم از نخ گلابتون زرد رنگ غالبا روی بینی برقع استفاده میکنند.
برقع زرشکی مخصوص دختران مجرد یا عقد کرده است و غالبا ساده و بدون تزئین.در بعضی مناطق هرمزگان دختران تا قبل از ازدواج برای پوشش کامل از دید نامحرم این برقع را به صورت میزنند.دوخت روی آن تمام سطح برقع را میپوشاند اما دور چشم آن به اندازه دو تا سه سانتی متر بدون کاموا و به رنگ سیاه است.جالب است که این رنگ تنها مورد استفاده دختران نیست و برقع زرشکی زنانه از آن استفاده میکنند،سیاه نیست و بیشتر در ایام عزاداری محرم و صفر استفاده میشود.این برقع بر خلاف نوع دخترانه اش تزئینات دارد و روی بینی اش را با نخ گلابتون زینت میکنند.رنگ دیگری که در برقعها مفهوم ویژهای دارد ،نارنجی است که آن را بیشتر دختران به صورت میزنند ،اما بانوان تازه عروس هم با تزئیناتی بیشتر تا مدتها از آن استفاده میکنند.البته نوع تزئینات بیشتر آن در ایام جشن عروسی عمومیت بیشتری دارد.در این برقع به کارگیری الیاف طلا در تزئین آن و نصب پلاک طلا برای تازه عروسان متداول است و استفاده از نخ ابریشم هم در این نوع کاربرد بسیار دارد.
درست است که انواع برقعها و رنگهای متنوع آن در شناخت کسی که برقع به چشم زده کمک میکند اما چیزی که هر تازه مواردی را مبهوت میکند این است که اهالی جنوب چگونه نزدیکان خود را از پشت برقع میشناسد.همسر حاج محمد جواب جالبی به این سؤال میدهد:«اینکه تعجب ندارد.در یک اتاق که ۵۰بُرکه به صورت دارند هم میتوانیم همه خانواده و همسایههایم را بشناسم.ما در شناخت چشمها مهارت داریم».
ساخت خیاط: «پارچههای هندی را یکراست میدادیم دست خیاط تا برقع هایمان را برایمان درست کند».حاج محمد دریانورد میگوید که درگهان پر از زنان خیاطی بوده که برقع میساختهاند.سراغ این زنان خیاط را که از او میگیرم،پیرمرد میگوید:«آخرین نفرشان در درگهان ،همین چند سال پیش به رحمت خدا رفت».میپرسم پس برقعی را که حالا زنان درگهان به صورت میزنند چه کسی میدوزد که همسر دریانورد پاسخ میدهد:«همین نزدیکیها.روستای گیاه دان.یک خیاط زن آنجا هست که هنوز هم بُرکه میدوزند و ما هم آنجا میرویم».از همسر حاج محمد میخواهیم تا دیدن این خیاط را برایمان میسر کند که متاسفانه پس از تماس تلفنی متوجه میشویم در حال حاضر در خانه نیست.پس مجبوریم برای دیدن کارگاه تولید به لافت برویم که میگویند هنوز خیاطان برقع دوز زیادی دارد.
با یکی از وانتهای بی شمار درگهان که خاص جزایر هرمزگان است به سمت لافت در ۶۰کیلومتری درگهان میرویم و آنجا سراغ زنی را میگیریم که خیاط معروف برقع است؛خانم فاطمه محمد.احمد پسر او،ما را به داخل منزل هدایت میکند.میگوید مادرم نزدیک ۵۰سال است که برکه میدوزد.خیلی طول نمیکشد که او را میبینیم.بی مقدمه نحوه ساخت برقع را از او میپرسم و او هم با آرامش همه را توضیح میدهد.پارچه مخصوص (شیله)بند برقع،چوب بمبوک،قیچی ،نخ و سوزن و یک تکه صابون تمام وسایل لازم برای ساخت برقع است.فاطمه محمد میگوید در زمان قدیم پارچهها را مستقیما از هند میآوردند.اما الان از هند به دوبی و بعد به درگهان میآورند.پارچههایی با رنگ سبز روشن در بسته بندیهای ۳۰تایی که اندازه آن به قاعده یک دفتر ۴۰برگ کاهی است.همه اینها را گذاشته است در یک جعبه فلزی .در جعبه را باز میکند پر است از چوب و کاغذ و نخ و سوزن.
میگوید چون هوا خیلی گرم است و میداند طاقت گرما نداریم،وسایلش را آورده زیر باد کولر اما در روزهای عادی کار ساخت برقع را در هوای آزاد انجام میدهد؛چون رنگ (نیله)به سرعت در فضای اتاق پخش میشود و تمام وسایل و لباسها را به خود آغشته میکند.خیاط ماهر یک پارچه را از بسته ۳۰تایی بیرون میکشد و ابتدا با قیچی ،جای چشمها را در پارچه در میآورد.او میگوید بدون هیچ متر و قالبی میتواند دهها جای چشم را روی پارچههای متعدد ،هم اندازه در بیاورد.سپس دور تا دور قسمت بریده شده را برای سهولت در دوخت صابون میکشد.دور آن را با نخ میدوزد و سپس با حرکات ریتمیک دست ،تمام پارچه را به حالت چین چین در میآورد.احمد_پسر او_از دنگ و فنگ ساخت برقع مینالد که مادر از زیر برقع نگاهی به او میاندازد و میگوید:«هر کاری سختی خود را دارد و باید سختی بکشی تا کارت بهترین باشد».بعد دوباره کار خود را ادامه میدهد.دور تا دور پارچه را دو ردیف کوک میزند و چوب بمبوک را که اندازه یک چوب بستنی است،در حفرهای که روی بینی قرارداده جای میدهد.گویا ستون استحکام برقع همین یک تکه چوب است.در آخر هم یک جفت بند را به دو طرف برقع متصل میکند.برای اینکه هنگام استفاده آن را پشت سر گره بزنند و از افتادن برقع از روی صورت جلوگیری شود.
ساخت بند برقع برای خودش کلی وقت گیر است،باید با وسایل خاصی به نام«جوغن زری»سیمهای رنگی مخصوصی را به هم بافت.مادر احمد میگوید خانوادههایی که وضع مالی خوبی دارند در محل اتصال بند به برقع از نوعی حلقه طلا استفاده میکنند که به زیباتر شدن برقع کمک میکند و گاهی هم قیمت آن به بیش از دو میلیون تومان میرسد او میگوید از این برقعها بیشتر در اعیاد و مراسم عروسی استفاده میشود.پس از پایان ساخت برقع که حدود نیم ساعت طول میکشد ،خیاط قسمتی از برقع را که روی صورت قرار میگیرد ،چسب نواری میزند تا هنگام استفاده صورت رنگی نشود و سپس آن را به من هدیه میکند.گویا هنگام عید نوروز که مسافران زیادی از نقاط مختلف ایران با لافت سفر میکنند استقبال زنان غریبه از برقع مخصوص زنان جزیره بسیار زیاد است و خیاط بسیار پرکار میشود؛«مهمانان به برکه علاقه بیشتری دارند تا دختران خودمان».این را فاطمه محمد میگوید.
رسم از یاد رفته
«زمانی هر جا که میرفتی زنها بُرکه بر صورت داشتند و خیلیها بُرکه میساختند.حالا به جز من و چند زن همسایه کسی برکه نمیدوزد.دختران جوان هم نمیخواهند دستانشان رنگی شود و برای همین بُرکه نمیسازند»خانم فاطمه محمد این را با حسرت نمیگوید چون معتقد است که زمانه عوض شده و باید به خواست جوانها تن داد.
واقعیت این است که در بسیاری از مناطق جنوب ایران،دیگر کارگاههای تولید برقع وجود ندارند اما این موضوع دلیلی برای از بین رفتن کامل آن هم نیست.هنوز هم در سواحل خلیج فارس و به خصوص در روستاها و شهرهای جزیره قشم،کارگاههای خانگی تولید برقع وجود دارد؛کارگاههایی که در آن زنان خیاط جنوبی دور هم جمع میشوند و با پارچههای رنگین ،برقع میسازند.البته این کار نسبت به قدیم کمتر شده است.در دهههای گذشته در بیشتر شهرها و مناطق استان هرمزگان تولید برقع رواج فراوانی داشت ولی امروزه سلایق و نوع پوشش مردم در بیشتر مناطق این استان تغییر یافته و استفاده از این پوشش بسیار کم و محدود شده.به همین دلیل هم مراکز تولید آن کمتر شده است.زمانی درگهان مهمترین مرکز تولید برقع از نوع جزایری بود؛هر چند حالا با ورود ماشینهای چرخ خیاطی بیشتر روستاهای قشم برقع میسازند اما هنوز هم هیچ کدام آنها به اندازه گذشته تولید ندارند.این موضوع را میتوان از میان آمارها فهمید.
بررسیهای انجام شده در سال ۱۳۸۸گویای این است که نزدیک به ۵۰۰کارگاه کوچک و بزرگ خانگی تولید برقع در جزیره قشم،منطقه میناب تا جاسک وجود دارد که یک چهارم آنها کاملا دست دوز و بقیه به صورت چرخ دوز خستند.مقایسه این آمار با آمارهای گذشته نشان میدهد که در یکی دو دهه اخیر نزدیک به ۹۰درصد کارگاههای تولید برق تعطیل شده و یا تولید محصول خود را تغییر دادهاند.واقعیت این است که اگر به همین ترتیب پیش برویم،تا ده سال آینده از همین تعداد کارگاههای موجود هم خبری نخواهد بود.استفاده از برقع هر روز طرفداران کمتری پیدا میکند و نسل جدید با پوشش امروزی،خود به خود به کارگیری این وسیله را بی اعتبار کرده است.امروزه استفاده از پوششهای محلی مثل برقعها در حال کاهش است و بیشتر در مراسم آیینی خاص،جشنها و عروسیها از آن استفاده میشود.البته برقع تنها لباس کامل بومی منطقه کاربرد و معنا دارد و در هرمزگان امروز درصد ناچیزی از زنان پوشش بومی بر چهره میزنند.این وسیله که حالا بیشتر در بین زنان سالخورده روستایی در مناطقی چون میناب،جاسک،قشم و بندر عباس استفاده میشود در بین زنان اهل سنت طرفداران بیشتری دارد.امروزه استفاده از برقع در میان دختران نسل حاضر هرمزگان بیشتر جنبه تزئینی دارد اما آنچه به وضوح قابل مشاهده است کمرنگ شدن استفاده از برقع و به نوعی به تاریخ پیوستن این نمونه از پوشش منطقه است که نزدیک به سه قرن متمادی در فرهنگ این منطقه حضور پر رنگی داشته و میتوان به صراحت یک دوره تاریخی را به نام آن اختصاص داد؛دورهای که پیش بینی میشود تا ۲۰سال آینده اثری از آن باقی نماند.
پرنیان هفت رنگ در پوشش زن ایرانی
لباسهای محلی در ایران بدون تردید جهان بینی و انسان شناسی هر فرهنگ و مکتب، نقش اساسی و مهمّی در انتخاب نوع و کیفیت پوشش دارد و انسانها به وسیله نوع پوشش بخشی از هویت خود را عرضه مینمایند. پوشاک، بارزترین سمبل فرهنگی، مهمترین و مشخصترین مظهر قومی و سریع الانتقالترین نشانه فرهنگی است که به سرعت تحت تأثیر پدیدههای فرهنگ پذیری در میان جوامع گوناگون انسانی قرار میگیرد. حتی عدهای را عقیده بر آن است که استیلای فرهنگی و سلطه پذیری در وهله اول از طریق انتقال پوشاک صورت میگیرد و حتی میتوان با تغییر پوشاک یک جامعه، نوع معیشت و شیوه تولید آنها را نیز دچار دگرگونی نمود و تغییرات و تحولاتی در ساختار زندگی اجتماعی آن جامعه به وجود آورد. مثل تغییر پوشاک تحمیلی توسط رضاخان در ایران و کمال آتاتورک در ترکیه. پوشاک، بارزترین سمبل فرهنگی، مهمترین و مشخصترین مظهر قومی و سریع الانتقالترین نشانه فرهنگی است که به سرعت تحت تأثیر پدیدههای فرهنگ پذیری در میان جوامع گوناگون انسانی قرار میگیرد.
بعد از ورود اسلا م به ایران چنان که از شواهد برمی آید بهره گیری از لباس مشروط به شرایط خاصی بوده چرا که اسلا م دینی است بنا شده بر فطرت و سرشت انسانی و هیچ گاه موجب انفکاک این دو نگشته، بلکه علا قه به زیبایی و هنردوستی او را در تمام احکام خود ملا حظه کرده است و زمینههای هنر و زیبایی را برای او آفریده است. بنابراین با ورود اسلا م نه تنها لباس زیبایی خود را از دست نداده بلکه زیباتر و اصولی تر گشته است. تاریخچه پوشش در ایران نیز پیوندی عمیق با حجاب، به معنای پوشش کامل و زیبایی شناسی و زیبایی دوستی دارد. سرزمین ایران سرآمد زیباییها و ظرافتهاست، مردم ما حاصل فرهنگی عمیق و ریشه دار، با آمیزهای از دین و تاریخ هستند. هر اندازه فرهنگ و هنر یک سرزمین با بنیانهای اعتقادی و فکری و دیرپای ملی مرتبط باشد، برعمق عظمت حس زیبایی شناختی مردم آن سرزمین تاثیر میگذارد.
گروههای متفاوت انسانی که در مناطق مختلف کشور ما زندگی میکنند هر کدام دارای ویژگیهای قومی برجستهای بوده و تن پوش ویژهای داشته که معرف قومیت، زبان و سایر مشخصات فرهنگی آنان میباشد. شناخته شدهترین این اقوام عبارتند از آذربایجانی، بلوچی، بختیاری، ترکمنها ، خراسانیها، قشقاییها، کردها، گیلانیها ،لرها و ...هستند.
پوشاک زنان آذربایجانی
پوشاک زنان این دیار شامل سربند، روسری، پیراهنهایی شبیه زنان بختیاری و زیرپوش آنها مانند پیراهن بانوان کرد است، جلیقه ساده و سکه دوزی شده، شلوار ساده و بلندو کفش از دیگر ویژگیهای لباس زنان آذربایجانی میباشد.
پوشاک زنان بلوچ
مردم سختکوش این سامان دارای قبایل بسیار هستند. هنر سوزندوزی زنان این خطه بینظیر است. پوشاک عمده زنان بلوچ از سربند که از پارچه یا مخمل تهیه میشود و کلاهکی شبیه نیمتاج روی آن قرار میگیرد، پیراهن که غالبا در قسمت سینه و سر دست سوزندوزی بسیار زیبایی میشوند، شلواری با دم پای تنگ و سوزن دوزی شده، قبایی به شکل راسته و ساده با آستینهای بلند و یقه گرد و در روی همه پوشاک خود چادر تشکیل میشود.
پوشاک زنان بختیاری
چادر بانوان بختیاری مشخصکننده پوشاک زنان بختیاری است که از جنس پارچه توری و گاه مزین به تارها و نقشها و حاشیههای زرین است. حاشیه و کنارههای چادر زنان بختیاری اغلب به وسیله زر و زیور و سکههای مختلف تزیین میشود. پوشش زن بختیاری آمیختهای از پوشاک همسایگان خود بویژه اصفهانیها است. نوع ترکیب رنگها و شکل هندسی مردمان سرزمین چهارمحال و بختیاری برگفته والهام گرفته از طبیعت است و این نوع لباس آینهایبر باور اعتقادی، صنعت و هنر آنهاست و علاوه بر خوداتکایی اقتصادی و تولید آفرینش هنر و صنایع دستی است.
پوشاک زنان ترکمن
ایلهای ترکمنی پوشاک تزیین شده و زیبایی دارند. از لحاظ برش ساده اما چشمگیر است. زنان ترکمن عموما هنر قالیبافی داشته و مهارت خاصی در زمینه هنرهای قالیبافی و سوزندوزی دارند. پوشاک این زنان هنرمند از کلاهی به شکل استوانه و نسبتا بلند که روی آن را اغلب از پارچه ساده و ابریشمی به رنگ قرمز با دنباله چیندار و بلند میپوشانند، پیراهن با برشی ساده، شلواری که دمپای آن از قسمت مچ تنگتر است و قبای سوزندوزی شده بلند، روسری ابریشمی بزرگ، جوراب پشمی و کفش تشکیل یافته است.
پوشاک زنان خراسان
لباس سنتی زنان خراسان شامل پیراهن زنانه معمولاً از پارچههای گل دار نازک دوخته میشد و آن را روی زیر جامه میپوشیدند. پیراهن که تا روی سرین را میپوشاند معمولاً با شلوار پوشیده میشود. پیراهنهای زنان روستایی و کارگران معمولاً کرباسی و گشاد بود و پیش از آنکه جورابهای ماشینی به بازار آید جوراب را خود زنان و دختران با میل میبافتند که نخی، پشمی و یا کرکی بود که رنگهای متفاوت داشت و بالاپوش معروف که زنان آن را روی سرمی اندازند و از فرق سر تا پشت را میپوشانند. چادر عبایی از دو قسمت تشکیل میشود: پائین تنه آن مانند دامن بلندی است که با بندی به کمر بسته میشود و بالاتنه آن را روی سر میاندازند بدان سان که سر و بالا تنه را میپوشانید. پوشاک
زنان قشقایی
پوشاک قشقاییها مشخص، متنوع و مختص قشقاییها میباشد. پوشاک زنان قشقایی بسیار موقر، باشکوه و مجلل است. پوشش زنان قشقایی مانند پوشاک بختیاریها رنگین، بانشاط و ساده وشامل کلاهکی نظیر کلاهک زنان بختیاری، روسری که پارچهای سه گوش و لچکی بزرگ میباشد، پیراهنی دارای دامن بلند، نیم تنه نواردوزی شده،شلوار گلدار و پاپوش.
پوشاک زنان گیلان
پوشاک بانوان گیلک دارای تنوع و جلوه خاصی است. از بین آنها پوشاک زنان قاسمآباد، شاخصترین پوشاک از لحاظ تنوع و سلیقه در منطقه است. چارقد زنان این منطقه، تزییناتی از نوارهای الوان در قسمت جلو دارد و از پارچه مشکی تهیه میشود و با شیوه خاصی به سر زنان بسته میشود.
پوشاک زنان لر
بنا به موقعیت اجتماعی ، اقتصادی و از طرفی شرایط سنی از ویژگیهای مشخصی برخوردار است. پوشاک زنان جوان لر با پارچههای الوان در رنگها و طرحهای شاد با سربندهای زیبا و رنگی میباشد. زنان مسن تر پارچه هائی به رنگ تیره و طرح ای ساده و سربندی سیاه و سفید را ترجیح میدهند. روسریهای زنان لر که در زبان محلی به آن گل ونی میگویند. زیبائی خاصی به سر زنان لر میدهد. این روسریها که معمولاً ابریشمی میباشند و در طرحها و رنگهای مختلف به کار میروند. با گره زیبائی به دور سر پیچیده میشود گوشههای آن هم به صورت آویزان بر پشت سر قرار میگیرد. پیراهن زنان لر دارای برشی ساده ، بلند و گشاد است با طرحهای گلدار و رنگهای الوان. شلوار پوشاک زنان لر از لحاظ ترکیب و جنس پارچه دو قسمتی و دو رنگی است. معمولاً از دمپا تا حدود بالای زانو ، پارچه ساده با نقشبندی و نواردوزی شده است و قسمت بالاتر به رنگ دیگر و گلدار میباشد .قسمتهای دیگری بر روی پیراهن زنان قرار میگیرد از جمله کلنجه ، کت مخملی که در جلوی بدن بسته نمیشود ، بقیه و لبههای دم آستین و دور شکاف آن یراقدوزی و نواردوزی شده است.
پوشاک زنان کرد
پوشاک زنان کرد از سربند، زیرپوش، پیراهن، نیم تنه، قبا، روپوش، شلوار تشکیل شده است. پوشش سر زنان کرد کرمانشاهی پرپشت و از چندین دستمال بزرگ ریشهدار تشکیل شده است. این دستمالها را معمولاً بر دور کلاهکی که گاه شبیه عرقچین است میپیچند، کلاهک ممکن است چند ترک یا بدون ترک و ساده باشد. لباس آنان نیز شامل زیرپوش یا زیرپیراهنی بلند قد با آستین ساده و مچ دار و پیراهن بلند گشاد، جلیقه که تنپوشی بیآستین و با قد کوتاه و تا کمر میباشد،نیم تنه که مانند جلیقه کوتاه است و سراسر کنارههای آن دارای نوارهای الوان و یراق است، قبای بلند، شلوار و روپوش که چادری از پارچه ابریشمی مشکی است و در پیش روی سینه گره میزنند میباشد و پاپوش سنتی آنان همان کفش دستباف رنگین است که به گیوه معروف است. منابع غفاری،زهرا.پوشش زن ایرانی از نگاه تاریخ. سایت مردم سالاری. شهشهانی، سهیلا. ۱۳۷۴. تاریخچه پوشش سر در ایران. موسسه انتشارات مدبر. تهران پوشش زنان در ایران(بخش سوم و چهارم) ،سایت مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری. پوشش محلی زنان ایران.مجله پیام زن . خرداد ۱۳۸۰، شماره ۱۱۱. ضیاءپور، جلیل. پوشاک ایلات و روستاییان ایران. نگاهی اجمالی بر پوشاک زنان محلی ایران ـ دومین نمایشگاه تشخص و منزلت در نظام اسلام. مریم عطاریان- بخش خانواده و زندگی







