کتابخانه:اخلاص (2)

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
اخلاص
مشخصات کتاب
200px
نویسنده مجهول
زبان فارسی
تاریخ نشر ۱۳۸۷
دانلود PDF

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله النور
از عبادتی به نام تفکر که هیچ عبادتی مثل آن نیست لذت ببرید. با این سوالات روزانه ساعتی را به مسائل دین عمیقتر فکر کنید به نتیجه خواهید رسید. اگر عاقلانه فکر کنید درک خواهید کرد که واقعا عبادتی مثل تفکر نیست و معنای حقیقی این آیه را درک می‌کنید «إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ»

اخلاص

قَالَتْ فَاطِمَةُ الزَّهْرَاء عَلَیْهَا السَّلَامُ: مَنْ أَصْعَدَ إِلَی اللَّهِ خَالِصَ عِبَادَتِهِ، أَهْبَطَ اللَّهُ [إِلَیْهِ] أَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.[۱]
هر کس عبادتهای خالصانه خود را به سمت خدای متعال بالا بفرستد خدای متعال بهترین مصلحت را برای او می‌فرستد.
بسم الله النور
حقیقت اخلاص چیست؟
آیا فقط نیت برای رضای خدا انجام دادن عبادت عبادت را مخلصانه می‌کند یا نه باید بعد از نیت هم عمل انجام شده خالص باشد؟
عمل خالص چیست؟ملاک خالص بودن یک عمل چیست ؟
شما و چند نفر از دوستانتان امر به معروف می‌کنید همگی یک عمل را انجام داده‌اید ولی در آخر وقتی نگاه می‌کنید تاثیرهای متفاوتی را می‌بینید این نشان می‌دهد اخلاص هر کدام از شما متفاوت است.

اخلاص و اغوای شیطان ملعون

«فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ إِلَّا عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِین»[۲]
شیطان ملعون بعد از این که از بهشت رانده شد و مورد لعن خدای متعال قرار گرفت گفت همه بندگانت را از راه رشد و هدایت منحرف می‌کنم مگر بندگان مخلصت را در فرد مخلص چه ویژگی هست که شیطان ملعون نمی‌تواند او را اغوا کند و جلوی رشد و هدایت او را بگیرد؟
بعضیها فقط از آب گل آلود می‌توانند ماهی بگیرند آب که صاف و خالص شد رسوا می‌شوند و شناخته می‌شوند با این توضیح آیا می‌شود جهل و شک و دوری از تفکر صحیح را همان آب گل آلود دانست؟
آیا می‌شود گفت با نزدیک شدن به مخلصین و استفاده از علم آنها می‌توانیم از این اغوای شیطان فرار کنیم؟

مخلصین در مقابل شیطان ملعون

«فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ إِلَّا عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ [۳]
ثُمَّ لَآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَیْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شاکِرِینَ(اعراف-۱۷)» شیطان ملعون نتیجه دور کردن از هدایت را این می‌داند که بندگان خدا غیر از مخلصین را از شاکر بودن دور می‌کند. مخلصین چه ویژگی داند که نمی‌تواند آنها را از شاکر بودن دور کند؟
برای مثال شما دو دوست دارید یکی این قدر با صفا هست که یک لیوان آب به او بدهی دست و پایش را برای تشکر از تو گم می‌کند همه اش به دنبال جبران کار تو است یک دوست هم دارید که اگر بهترین غذا را هم برایش بگذارید ممکن است مقداری چاپلوسی بکند ولی از سر سفره بلند نشده فراموش می‌کند.
حمد و شکر با ریا و چاپلوسی و نفاق واقعا شکر است؟
شیطان برای فریب خودش به یک زمینه نیاز دارد که زمینه ریا و چاپلوسی و نفاق بهترین زمینه ایاست که با آن می‌تواند به همه هدف خودش برسد و انسان را از رشد و هدایت و رسیدن به نتیجه و شاکر بودن دور کند.
آیا محفوظ بودن مخلص به خاطراین نیست که در فرد مخلص هیچ زمینه‌ای برای فریب وجود ندارد؟
فکر می‌کنید برای رسیدن به چه چیزی افرد اهل ریا و نفاق می‌شوند؟ آن چیزی که سبب پیدا شدن نفاق و ریا در جامعه شده چیست؟
فکر نمی‌کنید کسانی که بیشتر به دنیا اهمیت می‌دهند به مقام به ثروت به شخصیت به زیبایی و ... بیشتر نفاق و ریا در کمینشان است؟
طمع رسیدن به دنیا می‌تواند ما را تا کجا در تاریکی جهل پیش ببرد؟

حمد و تسبیح و اخلاص

«سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ* إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِینَ»[۴]
پاک و منزه است خدای متعال از چیزهایی که به او نسبت می‌دهند مگر بندگان خالص خدا. شما به فردی کمک می‌کنید به شما می‌گوید دستت درد نکند آدم بی حیای بی دین بی آبرو که به من کمک کردی آیا از این حمد زبانی خوشحال می‌شوید یا آرزو می‌کنید به جای حمد و تشکر از شما نظرش را به شما عوض کند وقتی می‌گوییم سبحان الله یعنی چه چیزهایی را به خدای متعال نباید نسبت داد و خدای متعال از آنها پاک و منزه است؟
با این نسبتها آیا می‌توان خدای متعال را حمد کرد؟
باید قبل از حمد همه بدیها و کوتاهی‌ها و بد اخلاقی‌ها و... را از خدای متعال دور دانست چرا مخلصین استثنا شده‌اند مگر نگاه آنان به خدای متعال چه نگاهی است ؟
آیا این طور نیست که آنان به غیر خدای متعال نسبت خدایی نمی‌دهند و به غیر او تکیه نمی‌کنند و مخلصانه می‌گویند توکل ما بر خدای عالم و قادر است و تسلیم امر او هستند چون او را از همه بدیها مبرا می‌دانند؟
آیا توکل بر غیر خدای متعال نتیجه بی اخلاصی نیست؟

اخلاص و قلب سلیم

سَأَلْتُهُ(أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام)عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ« إِلَّا مَنْ أَتَی اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ » قَالَ الْقَلْبُ السَّلِیمُ الَّذِی یَلْقَی رَبَّهُ وَ لَیْسَ فِیهِ أَحَدٌ سِوَاهُ قَالَ وَ کُلُّ قَلْبٍ فِیهِ شِرْکٌ أَوْ شَکٌّ فَهُوَ سَاقِطٌ وَ إِنَّمَا أَرَادُوا الزُّهْدَ فِی الدُّنْیَا لِتَفْرُغَ قُلُوبُهُمْ لِلْآخِرَةِ.[۵]
گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم از تفسیر قول خدا عز و جل (۸۹ سوره شعراء</ref>
: «جز کسی که نزد خدا آید با دلی سالم» فرمودند: دل سالم آن دلی است که پروردگار خود را ملاقات کند در حالی که جز خدا احدی در دلش نباشد فرمودند: هر دلی که در آن شرکی یا شکی باشد، ساقط است و همانا صاحبان قلب سلیم زهد در دنیا را اختیار کردند برای آنکه دلشان فارغ باشد برای آخرت.
چه اندازه قلب ما سالم است از شرک و شک ؟
علت این شکها و شبهه‌ها و شرک و تبعیت از غیر خدا در زندگی ما چیست؟
فکر نمی‌کنید بیش از حد لازم غرق در لذتهای دنیا شده‌ایم و دل کندن از آنان ما را به شک وشبهه و نا فرمانی و شرک می‌کشاند؟
بچه کوچکی در خانه دارید یک روز غذایش را نمی‌دهید میگویید اگر یک دروغ بگویی به تو غذا خواهم داد این بچه فورا یک دروغ می‌گوید تا به غذا برسد چون تمام وجود بچه‌ای که در حال رشد است و بدنش شدیدا به غذا نیاز دارد همین غذا است و برای رسیدن به آن هرکاری می‌کند.
اگر تمام وجود ما خالص برای خدای متعال باشد آیا جایی برای شک و شبهه و شرک و نافرمانی می‌ماند؟
فکر نمی‌کنید که کفار مثل بچه تمام وجودشان حرص به دنیاست و برای آن هر کاری می‌کنند و قابل اعتماد نیستند؟
ما چه میزان وجودمان دنیا است و برای رسیدن به آن هر کاری می‌کنیم ؟
به همین اندازه قلب ما نا پاک و نا سالم نیست؟
انشاء الله خدای متعال همه ما را حفظ کند.

نعمت‌های مخلصین

إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِینَ* أُولئِکَ لَهُمْ رِزْقٌ مَعْلُومٌ* فَواکِهُ وَ هُمْ مُکْرَمُونَ* فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ* عَلی سُرُرٍ مُتَقابِلِینَ* یُطافُ عَلَیْهِمْ بِکَأْسٍ مِنْ مَعِینٍ* بَیْضاءَ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِینَ* لا فِیها غَوْلٌ وَ لا هُمْ عَنْها یُنْزَفُونَ*وَ عِنْدَهُمْ قاصِراتُ الطَّرْفِ عِین*کَأَنَّهُنَّ بَیْضٌ مَکْنُون[۶]
مخلصین در بهشت قبل از این که رزقی درخواست کنند ملائکه برای آنها می‌آورند
مخلصین به هر چیزی که اشتها داشته باشند از روی اکرام به آنان می‌دهند
در باغهای پر نعمت بهشت (متنعّمند)
و از لذتهای بزرگ بهشت این است که با کسانی که دوستشان دارند بر تختهایی رو به روی هم نشسته‌اند.
قدحها از آب بهشتی از هر سو برایشان حاضر می‌شود
آبی زلال و لذت بخش برای نوشندگان
نه در آن ضرر و فسادی است و نه از آن مست می‌شوند
و پیش ایشان حوریان ...
مخلصین از چه چیزهایی خالصند که نتیجه آن این همه نعمت است؟
نفاق و ریا برای به دست آوردن دنیا به از دست دادن این همه نعمت همیشگی که در آرزویشان هستیم می‌ارزد؟

اخلاص و محبت

أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام : فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ«حَنِیفاً مُسْلِماً» قَالَ : خَالِصاً مُخْلِصاً لَیْسَ فِیهِ شَیْ‌ءٌ مِنْ عِبَادَةِ الْأَوْثَانِ.[۷]
امام صادق علیه السلام راجع به قول خدای عز و جل: حَنِیفاً مُسْلِماً فرمودند: یعنی «خالصا مخلصا» که چیزی از بندگی بتها در آن نباشد.
چه اندازه حرف خدا را می‌پسندیم چقدر تابع خدای متعالیم و این تبعیت را قبول داریم و از آن لذت می‌بریم و بهشت و جهنم و قیامت را در زندگیمان جاری می‌کنیم چه اندازه به خدای متعال و دوستان او اعتماد داریم؟ این اعتماد نشانه خالص و پاک بودن زندگی ما از محبت و تبعیت غیر خدا نیست؟ این عتماد نشانه محبت به خدای متعال نیست؟
چه میزانی از عقائد ما دچار شرک است چقدر به حرف غیر خدای متعال در زندگیمان اهمیت می‌دهیم به همان اندازه برای خدای متعال شریک قائلیم وغیر خدا را دوست داریم و می‌گوییم این جا حق با غیر خداست چقدر به حرف غیر خدا گوش می‌کنیم این گوش کردن به خاطر شک در خدای متعال و وعده بهشت و جهنم او نیست؟ این گوش کردن نشانه محبت به غیر خدا نیست؟
قبول داشتن و محبت داشتن به غیر خدای متعال شرک است چون تمام محبت باید برای خدای متعال و دوستان او باشد نباید دیگران را در این محبت و اعتماد و بندگی شریک کنیم چون غیر خدا دشمنان خدا هستند که می‌گویند حرف خدا درست نیست و دنیا را باید جور دیگری اداره کرد(منافقین) یا می‌گویند خدایی نیست هر طور به نفع ما باشد باید دنیا را اداره کنیم(کفار)

نقطه مقابل اخلاص

«وَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا وَ اسْتَکْبَرُوا عَنْها أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُون»[۸]
و آنانکه آیات ما را تکذیب کرده و از سرکشی و تکبر سر بر آن فرود نیاوردند آنها اهل دوزخند و در آن جاویدان (ومعذب) خواهندبود.
نقطه مقابل اخلاص چیست ؟
مخلصین می‌گویند فقط خدا را اطاعت می‌کنیم و فقط از او یاری می‌خواهیم در مقابل عده‌ای می‌گویند ما هم خدا را می‌پرستیم نه همیشه و همه جا و در همه حال و در همه کارها بعضی جاها به دنبال حرف خدا نیستیم لذت دنیا ضرر نرسیدن به ما برایمان مهم تر است.
عده‌ای هم در ظاهر و بین مردم بالاترین عابدها هستند ولی در باطنشان راه خدا را قبول ندارند نشانه آنان این است که در مواقع حساس که پای جانشان در میان باشد از میدان نبرد فرار می‌کنند و جایی که پای شهرت در میان باشد اولین نفرها در صف ایستاده‌اند و راه خودشان را بالاتر از راهی که خدای متعال نشان داده است می‌دانند(منافقین)
عده‌ای هم می‌گویند باید برج بلندی بسازیم و بالای آن برویم و خدا را با تیر بکشیم تا وجود و باطن انسانها از او خالی بشود و بتوانیم بر انسانها حکومت و خدایی کنیم (کفار)
اخلاص که اطاعت کامل است تکبر چیست؟ منافق و کافر خودشان را و ایده و نظر خودشان را بالاتر از خدای متعال نمی‌دانند؟
فکر می‌کنید چقدرانسان باید در تاریکی و جهل و ریا و خود پسندی فرو برود که بتواند این طور خودش را بالاتر از خدا ببیند؟
انشاء الله خدای متعال ما را از آتش همیشگی جهنم حفظ کند.

زندگی شیرین مخلصین

أَمِیرَ الْمُؤْمِنِین علی علیه السلام :طُوبَی لِمَنْ أَخْلَصَ لِلَّهِ الْعِبَادَةَ وَ الدُّعَاءَ وَ لَمْ یَشْغَلْ قَلْبَهُ بِمَا تَرَی عَیْنَاهُ وَ لَمْ یَنْسَ ذِکْرَ اللَّهِ بِمَا تَسْمَعُ أُذُنَاهُ وَ لَمْ یَحْزُنْ صَدْرَهُ بِمَا أُعْطِیَ غَیْرُهُ.[۹]
حضرت علی علیه السلام می‌فرمودند:
خوشا بر کسی که عبادت و دعایش خالص برای خدا باشد و دلش به آن چه دیده‌اش بیند مشغول نگردد و به آن چه دو گوشش شنوند یاد خدا را فراموش نکند و به آن چه به دیگری داده‌اند غمگین نشود.
آن چه از دنیا می‌بینیم چقدر ما مجذوب خود و مشغول به خود می‌کند؟
آن چه می‌شنویم چقدر از اعتماد ما به خدای متعال کم می‌کند و ما را دچار شک می‌کند؟
فکر نمی‌کنید به همین اندازه اخلاص ما کم است ؟
فکر نمی‌کنید به همین اندازه که ما مجذوب دنیاییم و به دنبال آن میدویم مشکلات ما بیشتر می‌شود؟
گوارا باشد این زندگی شیرین برای مخلصین وچه زندگی شیرینی دارند هم در دنیا هم در آخرت در دنیا زندگی می‌کنند و غمش را نمی‌خورند و وجودشان خالص از دنیاست مشتاق رفتن به آخرت و بهشت هم هستند.

عبادت مخلصانه یا زیاد؟

أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ«لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا» قَالَ لَیْسَ یَعْنِی أَکْثَرَ عَمَلًا وَ لَکِنْ أَصْوَبَکُمْ عَمَلًا وَ إِنَّمَا الْإِصَابَةُ خَشْیَةُ اللَّهِ وَ النِّیَّةُ الصَّادِقَةُ وَ الْحَسَنَةُ.[۱۰]
امام صادق علیه السلام در تفسیر قول خدای عز و جل [۱۱]
 :«تا بیازماید شما را که کدام عمل بهتری دارید» فرمودند: مقصود از عمل بهتر، این نیست که چه کسی عمل بیشتردارد بلکه به معنای این است که عمل چه کسی درست تراست و همانا درستی به معنای ترس از خدا و نیت صادق و کار نیک است.
سه نفر را برای خرید کالایی می‌فرستید اولی مهارتی ندارد بعد از یک یا چند روز تلاش و صرف هزینه شما بر می‌گردد ولی دست خالی یک نفر دیگر را که مهارت کمی دارد می‌فرستید بعد از چند ساعت با کالای بی کیفیتی برمیگردد دفعه سوم یک فرد ماهر را می‌فرستید در کمترین زمان با بهترین کالا می‌آید.
اسم این مهارت در دین چیست؟ که با آن اعمال هرچند کوچک اما بسیار با ارزش می‌شوند؟
بعضیها این مهارت را ندارند و بعد از چهار هزار سال عبادت از درگاه خدای متعال بیرون رانده می‌شوند و خدای متعال در قرآن آنها را لعن می‌کند بعضیها کمتر از این مهارت بهره مندند اما با همین مهارت کم به بهشت می‌روند کالاهایی هم هستند که خدای متعال آنها را از عبادت تمام جن و انس با ارزشتر می‌داند مانند ضربه شمشیر أمیر المؤمنین علیه السلام در روز جنگ خندق که اصلا عمق اخلاص آن را نمی‌توان فهمید.
فکر می‌کنید باید در ذهنما و فرزندانمان چه چیزی با ارزشتر باشد عبادت زیاد یا عبادتی که به راستی و درستی برای خدای متعال است؟
فکر می‌کنید در بین دوستانتان کدام یک در اعمال و ادعاهایشان راستگو ترند آنهایی که اهل ریا و دو رویی و نفاق و چاپلوسی هستند یا آنهایی که واقعا از خدای متعال می‌ترسند و کارهایشان نیک است؟

خالص کردن عمل سخت تر از عمل

أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی حَدِیثٍ قَالَ: الْإِبْقَاءُ عَلَی الْعَمَلِ حَتَّی یَخْلُصَ أَشَدُّ مِنَ الْعَمَلِ وَ الْعَمَلُ الْخَالِصُ الَّذِی لَا تُرِیدُ أَنْ یَحْمَدَکَ عَلَیْهِ أَحَدٌ إِلَّا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ.)[۱۲]
امام صادق علیه السلام : عمل را تا به پایان پاک و با اخلاص و خالص نگاهداشتن سخت تر از خود عمل است. و عمل خالص آن است که نخواهی کسی جز خدای بزرگ تو را برای آن ستایش کند.
چقدر دلمان می‌خواهد مردم از عملی که ما انجام دادیم آگاه شوند ما به خاطر آن عمل احترام بگذارندازما تشکر کنند و ...؟
علت این تمایل در وجود ما چیست؟
فرض کنید شما انسان مشهوری هستید ده نفر می‌خواهند در یک گرفتاری به شما کمک کنند یکی قصدش از کمک این است که به شما نزدیک شود تا بتواند به شما ضربه بزند یکی قصدش این است که به شما نزدیک شود تا بتواند با حرف زدن در مورد کاری که برای شما انجام داده برای خودش کسب آبرو کند یکی هم واقعا شما را دوست دارد شما کمک کدام دسته را قبول می‌کنید؟
فکر نمی‌کنید به همین اندازه که به دنیا و آبروی دنیایی علاقه داریم علاقه ما به ملاقات خدای متعال کم شده است تا جایی که دوست داریم عملی را که انجام داده‌ایم برای به دست آوردن دنیا خرج کنیم؟
چه اتفاقی می‌افتد که فرد دوست دارد عملش فقط برای خدای متعال باشد؟
آیا بیش از حد غرق در دنیا نشده‌ایم؟
حد اقل روزی یک بار با عمل خالصانه برای خدای متعال به خودمان ثابت کنیم که دوستی خدا و اطاعت از او برای ما از همه دنیا مهم تر است شاید بعد از آن نفس ما آرام بگیرد از شهوات دنیایی و بتوانیم اعمالمان را خالصانه برای خدای متعال انجام دهیم.

تربیت فرزند _ اخلاص

«فَإِذا رَکِبُوا فِی الْفُلْکِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَی الْبَرِّ إِذا هُمْ یُشْرِکُونَ.» [۱۳]
بعدا هنگامی که ایشان بر کشتی سوار می‌شوند(و دچار حادثه می‌شوند و در حال غرق شدن) خدا را با اخلاص می‌خوانند و عبادت را برای او می‌دانند، اما هنگامی که خدا آنان را به سوی خشکی نجات می‌دهد باز هم مشرک می‌شوند.
چه چیزی باعث می‌شود فرد بانجات از غرق شدن و رسیدن به خشکی دوباره خدای متعال را از یاد ببرد و به او شک کند و دوباره راه شرک را در پیش بگیرد؟
چه شد زمانی که یقین داشت دیگر خواهد مرد و دیگر لذتی برای از دست دادن ندارد دست از شرک برداشت و مخلصانه به خدای متعال ایمان آورد؟
همین که دوباره چشمش به لذائذ دنیا که غرق در آنها بوده باز شد راه شرک را بر ایمان ترجیح داد و به خدای متعال مشرک شد و وجود خدای متعال را دروغ دانست.
بعضیها تا فرشته مرگ را نبینند حاضر نیستند دست از دنیا از مقامها از لجاجتها و لذاتشان بردارند چه اتفاقی افتاده چه چیزی جلوی آنها را گرفته است که دستهایشان را برگوششان می‌گذارند تا سخن حق را نشنوند؟
آیا به این خاطر نیست که بیش از حد خودشان را در دنیا غرق کرده‌اند و حال اسیر لذاتش شده‌اند و حاضر نیستند به هیچ قیمتی این لذات این آبروی دروغین این مقام این شهرت را از دست بدهند؟
فکر نمی‌کنید در نزدیک شدن به دنیا باید برای خودمان حد و مرزی بگذاریم مثلا دنیا را بر نمازمان بر روزه مان ترجیح ندهیم در مسجد از دنیا صحبت نکنیم دنیا را مقامهای آن را شهرتهای آن را بر دین فرزندانمان ترجیح ندهیم؟
اگر رفاه غیر عاقلانه و سهل انگاری باعث شد فرزند ما اسیر دنیا شود احتمال دارد که دیگر نشود او را از دنیا جدا کرد؟
فرزندی که در دنیای امروز غرق شود تا کجا ممکن است در باتلاق گناهان فرو رود؟
فکر نمی‌کنید در زمانه ما که سرعت بر دنیا حاکم است باید بیشتر حواسمان را جمع کنیم و فرزندانمان را اهل دنیا و لذاتش بار نیاوریم؟
اگر می‌خواهیم فرزندی تربیت کنیم مخلصانه دوستدار خدای متعال و دوستان او باشد باید خودمان جاهایی از دنیا و لذاتش بگذریم و فرزندانمان با نگاه به اعمال ما در این فضای مخلصانه تربیت شوند و دل کندن از دنیا را یاد بگیرند البته مواظب باشیم که هرچه فضای زندگی ما عاقلانه تر با صفا تر و مخلصانه تر باشد برای فرزندانمان دلچسب تر است و راحت تر تن به تربیت ما می‌دهند.
و هر چه بیشتر به فرزندانمان حب شهرت و مقام و آبروی دنیایی و لذات دنیا را یاد بدهیم از ما دورتر خواهند شد چون طمع به دنیا پایانی ندارد وقتی آنها را در این راه پر شیب رها کردیم به سرعت از ما دور می‌شوند وجایی که نیاز به محبتشان داریم تنها می‌مانیم بیشتر به اعمالمان دقت کنیم که فرزندانمان از ما یا کسانی که برای ما مهم هستند یاد می‌گیرند.

میزان اخلاص ما

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وسلم : یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا هُوَ اللَّهُ وَ الشَّیْطَانُ وَ الْحَقُّ وَ الْبَاطِلُ وَ الْهُدَی وَ الضَّلَالَةُ وَ الرُّشْدُ وَ الْغَیُّ وَ الْعَاجِلَةُ وَ الْآجِلَةُ وَ الْعَاقِبَةُ وَ الْحَسَنَاتُ وَ السَّیِّئَاتُ فَمَا کَانَ مِنْ حَسَنَاتٍ فَلِلَّهِ وَ مَا کَانَ مِنْ سَیِّئَاتٍ فَلِلشَّیْطَانِ لَعَنَهُ اللَّهُ.[۱۴]
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:ای مردم ، همانا خدا هست و شیطان، و حق است و باطل و، راه درست است و گمراهی، و رشد کردن در هدایت است و فرو رفتن درمسیر فساد و شر، دنیا هست و آخرت و عاقبت، و حسنات است و سیئات، آنچه حسنه و خوبی است از خدا است، و هر آنچه بد کرداری است از شیطان است لَعَنَهُ اللَّهُ.
اندازه خلوص و خالص بودن خودمان را بسنجیم. چقدر به حق معرفت داریم و چقدر باطل و افراد باطل و ابزارهای باطل برای گمراهی را می‌شناسیم؟
چه اندازه از زندگیمان در راه درست بوده است چقدردر گمراهی راه رفته‌ایم چه اندازه راه هدایت را رفته‌ایم چه اندازه راه شر و فساد را چقدرهدف زندگیمان را برای دنیا گذاشته‌ایم چقدر را برای آخرت و عاقبت خودمان چه اندازه زندگیمان را صرف حسنات کرده‌ایم و چقدر را صرف سیئات هرچه برای خدا انجام داده‌ایم برای خداست و هر چه برای خدا انجام نداده‌ایم برای شیطان انجام داده‌ایم هرچقدر برای شیطان انجام داده‌ایم دلیلی است بر این که اعمالمان خالص برای خدای متعال نیست به همان اندازه از اخلاص فاصله داریم شیطان ملعون را در اعمالمان شریک کرده‌ایم.
دلیل این فاصله را چه می‌دانید؟ غرق شدن در دنیا و لذایذ آن و دل بستن به آنها و وحشت از جدایی آنها و غفلت از آخرت؟
ترک بعضی از این لذتها به بهشت همیشگی نمی‌ارزد؟
فردی است کافر است اصلا اخلاص برای او معنا ندارد بنده شیطان است فردی است منافق اخلاص برای او یک اسباب بازی برای فریب مردم است ظاهرا نماز و روزه دارد ولی در قیامت در مقابل همه خلق رسوا می‌شود و معلوم می‌شود به اسم خدا بوده اما به نفع شیطان ملعون. فردی هم هست اخلاص دارد اما نمی‌تواند اعمالش را مخلصانه و کاملا به نفع دین واقعی خدای متعال تمام کند این فرد درجه‌ای از اخلاص دارد؟

نیت و اخلاص

أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام : ... وَ النِّیَّةُ أَفْضَلُ مِنَ الْعَمَلِ أَلَا وَ إِنَّ النِّیَّةَ هِیَ الْعَمَلُ ثُمَّ تَلَا قَوْلَهُ عَزَّ وَ جَلَّ-« قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلی شاکِلَتِهِ » یَعْنِی عَلَی نِیَّتِهِ.[۱۵]
امام صادق علیه السلام فرمودند: ... نیّت بهتر است از عمل،آگاه باشید همانا نیت عمل است، سپس این قول خدای عز و جل را تلاوت فرمودند : « قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلی شاکِلَتِهِ ۸۴ الاسراء» یعنی هر کس بر حسب نیت خود عمل انجام خواهد داد.
دو نفر برای به دست آوردن کالایی به مسافرت می‌روند یک نفر بعد از یک ماه با دست خالی برمی گردد و یک نفر بعد از ده سال با دست پرمی آید علت ضعف فرد اول و منصرف شدن سریع او از ادامه چیست؟ آیا علت این نیست که فرد اول در فکر و نیت خودش رسیدن به این کالا را زیاد مهم نمی‌داند؟ آیا می‌شود گفت این نیتها هستند که اعمال ما را شکل می‌دهند و هدایت می‌کنند و به نتیجه می‌رسانند؟
هدف و نیت اصلی ما در زندگیمان چیست؟
چقدر مهم است که کسی نیت اصلی زندگی خودش را اصلاح کند؟
فکر نمی‌کنید اگر کسی نیت محکمی برای خشنود کردن خدای متعال و بنده مخلص شدن داشته باشد با عزم محکمتر و قدمهای استوارتر و سنگین تر و بدون لرزش تر در راه خدای متعال حرکت خواهد کرد؟
فکر نمی‌کنید اگر کسی نیت خالص و محکمی داشته باشد در مهلکه‌ها راحت تر می‌تواند خودش را نجات دهد و اسیر وسوسه‌های کوتاه دنیا نشود؟
فکر نمی‌کنید که علت لغزشها ضعف در نیتها باشد؟
اگر کسی نیت خودش را اصلاح و خالص کند و هر روز به خودش تذکر دهد که هدف و نیت اصلی از زندگیش چیست و آن را گم نکند و هر شب میزان پیشرفت و پس رفت خودش را محاسبه کند فقط با یک نیت چقدر اعمال خودش را اصلاح کرده است؟
آیا با ارزشترین عمل نیت نیست؟
چه میزانی هدف اصلی زندگی ما خالصانه برای خدای متعال است و چقدر غیر او را در این هدف شریک کرده‌ایم؟
فکر نمی‌کنید به میزان همین شریک کردن اعمالمان دچار اشکال است؟
چقدر با ارزش است که برای خالص کردن نیتهایمان وقت بگذاریم و فکر کنیم؟
بهتر نیست مقداری از وقتمان را برای امر دینمان بگذاریم و خودمان را از غرق شدن در دنیای غفلت نجات دهیم؟

اخلاص و زهد

أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: مَا أَخْلَصَ الْعَبْدُ الْإِیمَانَ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْبَعِینَ یَوْماً أَوْ قَالَ مَا أَجْمَلَ عَبْدٌ ذِکْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْبَعِینَ یَوْماً إِلَّا زَهَّدَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الدُّنْیَا...[۱۶]
امام باقر علیه السّلام فرمودند: هیچ بنده‌ای چهل روز ایمانش را به خدای عز و جل خالص نگرداند- یا فرمودند: هیچ بنده‌ای چهل روز خدای عز و جل را به نیکی (آن طور که شایسته خدای رحمان و رحیم است) یاد نکند- جز آنکه خدای عز و جل زهد در دنیا را به او بدهد ...
اگر ادعا داریم که بنده مخلص هستیم و اعمالمان مخلصانه است خودمان را امتحان کنیم چقدر زهد نسبت به دنیا داریم و می‌توانیم جایی که دینمان در مقابل شهواتش قرار می‌گیرد دینمان را حفظ کنیم و در مقابل آرزوهای دنیایی حرف خدای متعال و دین او را بپذیریم و به خاطر رضایت خدای متعال به راحتی از لذات و شیرینیهای دنیایی بگذریم.
فکر می‌کنید می شود بدون کمک خدای متعال به زهد واقعی رسید و در عین زندگی در دنیا و زینتها و لذاتش اسیر دنیا نشد و دنیا را پلید‌ترین چیز دانست و از بخشیدن و از دست دادن آن ناراحت نشد و از به دست آوردن آن خوشحال نشد؟
فکر نمی‌کنید نرنجیدن از غمها و غصه‌های دنیایی که تمام زندگی ما را احاطه کرده‌اند تنها راه نجاتش زهد است؟
گوارا باد بر مخلصین که خدای متعال به آنها که غیر خدا را در عبادت و بندگیشان شریک نمی‌کنند چه نعمتهای شیرین و بزرگی می‌دهد.

اخلاص و بصیرت

أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: مَا أَخْلَصَ الْعَبْدُ الْإِیمَانَ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْبَعِینَ یَوْماً أَوْ قَالَ مَا أَجْمَلَ عَبْدٌ ذِکْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْبَعِینَ یَوْماً إِلَّا زَهَّدَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الدُّنْیَا وَ بَصَّرَهُ دَاءَهَا وَ دَوَاءَهَا فَأَثْبَتَ الْحِکْمَةَ فِی قَلْبِهِ وَ أَنْطَقَ بِهَا لِسَانَه...[۱۷]
امام باقر علیه السّلام فرمودند:هیچ بنده‌ای چهل روز ایمانش را به خدای عز و جل خالص نگرداند- یا فرمودند: هیچ بنده‌ای چهل روز خدای عز و جل را به نیکی (آن طور که شایسته خدای رحمان و رحیم است) یاد نکند- جز آنکه خدای عز و جل زهد در دنیا را به او بدهد و بصیرت و فهم و عقل و شناخت بیماری دنیا(چیزی که باعث ابتلا و عذاب می‌شود) و داروی دنیا (جیزی که برای زندگی در دنیا به آن نیاز دارد) را به او می‌دهد چه اندازه دنیا را می‌شناسیم چه اندازه از روی علم و یقین و اطمینان در برخورد با دنیا راه صحیح عاقلانه را انتخاب می‌کنیم چه اندازه تحت تاثیر لذتها و شهوتها و آرزوها راه زندگی خودمان را انتخاب می‌کنیم؟
بعضی از افراد را دیده‌ایم که در مواجهه با دنیا عاقلانه رفتار می‌کنند و از روی اعتقادات محکم و صحیح در مقابل دنیا حرف خدای متعال را قبول می‌کنند بعضیها را هم دیده‌ایم که این قدر در اعتقادات و یقینشان سست هستند که با کوچکترین شهوت و لذتی هم حاضرند به دین و فرموده خدای متعال پشت کنند حتی حاضر نیستند به خاطر شکشان راه احتیاط را بروند راه شهوتها و لذتها را به سرعت انتخاب می‌کنند.
اگر بصیرت و فهم و شناخت نسبت به دنیا به کسی داده شود حاضر می‌شود در مقابل خدای متعال بایستد؟ به خاطر یک لذت که مدت کوتاهی طول می‌کشد و حتی در همین دنیا هم به دنبالش پشیمانی و عذاب است؟

اخلاص و حکمت و قدرت

أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: مَا أَخْلَصَ الْعَبْدُ الْإِیمَانَ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْبَعِینَ یَوْماً أَوْ قَالَ مَا أَجْمَلَ عَبْدٌ ذِکْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْبَعِینَ یَوْماً إِلَّا زَهَّدَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الدُّنْیَا وَ بَصَّرَهُ دَاءَهَا وَ دَوَاءَهَا فَأَثْبَتَ الْحِکْمَةَ فِی قَلْبِهِ وَ أَنْطَقَ بِهَا لِسَانَهُ ثُمَّ تَلَا- «إِنَّ الَّذِینَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ سَیَنالُهُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ ذِلَّةٌ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ کَذلِکَ نَجْزِی الْمُفْتَرِینَ» فَلَا تَرَی صَاحِبَ بِدْعَةٍ إِلَّا ذَلِیلًا وَ مُفْتَرِیاً عَلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عَلَی رَسُولِهِ صلی الله علیه و آله وَ عَلَی أَهْلِ بَیْتِهِ صلی الله علیه و آله إِلَّا ذَلِیلًا.[۱۸]
امام باقر علیه السّلام فرمودند:هیچ بنده‌ای چهل روز ایمانش را به خدای عز و جل خالص نگرداند- یا فرمودند: هیچ بنده‌ای چهل روز خدای عز و جل را به نیکی (آن طور که شایسته خدای رحمان و رحیم است) یاد نکند- جز آنکه خدای عز و جل زهد در دنیا را به او بدهد و بصیرت و فهم و عقل و شناخت بیماری دنیا(چیزی که باعث ابتلا و عذاب می‌شود) و داروی دنیا (جیزی که برای زندگی در دنیا به آن نیاز دارد) را به او می‌دهد و ثابت می‌گرداند حکمت و فهم و علم را در قلب او و زبان او را به آن حکمت و علم گویا می سازدسپس این آیه شریفه را تلاوت فرمودند«آنهاکه گوساله را (معبودخود) انتخاب کردند، بزودی خشم پروردگار و ذلت در زندگی دنیا به آنها می‌رسد و اینچنین کسانی را که (برخدا) افترامی‌بندند کیفر می‌دهیم»[۱۹]
پس نمی‌بینی صاحب بدعتی(کسی که در دین خدای متعال نماز یا روزه یا عبادت یا بخشی از یک عبادت را از روی ذوق و سلیقه و میل و طرز تفکرخودش یا اطرافیانش اختراع کند) را مگر این که ذلیل است و نمی‌بینی دروغگو و افترا زن به خدای عز و جل و به رسول اوصلی الله علیه و آله و به اهلبیت رسول او صلی الله علیه و آله را جز این که ذلیل است.
فکر می‌کنید بالاترین عزت در دنیا و آخرت برای کیست؟
اگر به کسی علم و حکمت خدایی داده شود و راه صحیح و با آسایش زندگی در دنیا و آخرت را بفهمد بالاترین عزت و سربلندی در دنیا و آخرت را ندارد؟
تا به حال برایتان اتفاق افتاده است که فرد با ایمان و اخلاصی را ببینید و بگویید خوشا به حال او که هم در دنیا سربلند و بدون دغدغه‌های دنیا و با ایمان زندگی می‌کند هم آخرت را برا ی خودش خریده است؟
افرادی را هم دیده‌ایم که ادعا دارند می‌توانند بدون در نظر گرفتن خدای متعال و رسول او و اهلبیت رسول او دنیا را اداره کنند ولی هر روز بیشتر به ناتوانی و ذلت خودشان پی می‌برند و هر روز عده زیادی را قربانی برنامه‌های نادرست خود می‌کنند.
عزت در چیست در دنیایی که یک باد تند می‌تواند تمام آن را از بین ببرد؟ یا یک زلزله سهمگین می‌تواند آن را نابود کند؟ یا در تجهیزان نظامی که آخرین قدرتش از بین بردن تعدادی انسان است؟
یا در علم و حکمت خدایی که راه زندگی آسوده در دنیا و آخرت در آن است ؟
فکر می‌کنید تمام تلاشهایی که در دنیا می‌شود برای چیست؟
فکر نمی‌کنید برای رسیدن به یک زندگی آسوده است؟
آسودگی در چیست؟
با دنیایی که هر روز نیاز به مراقبت و تلاش و زحمت بیشتربرای حفظش دارد می‌توان به آسودگی رسید؟
فکر نمی‌کنید راه را اشتباه می‌روند؟
فکر نمی‌کنید به جای تجهیزات قدرتمند نظامی نیاز به حکمت برای زندگی آسوده و کم زحمت در دنیا و آخرت دارند؟
فکر نمی‌کنید قدرت واقعی حکمت و علم است و اگر روزی علم و حکمت واقعی منتشر شود هیچ قدرتی نمی‌تواند در مقابلش طاقت مقابله داشته باشد؟

پانویس

  1. التفسیر المنسوب إلی الإمام الحسن العسکری علیه السلام، ص: 327
  2. ص82-83
  3. ص 82-83
  4. الصافات 159- 160
  5. الکافی (ط - الإسلامیة)، ج2، ص: 16)
  6. صافات: 40- 49
  7. الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج2 ؛ ص15
  8. الأعراف : 36
  9. الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج2 ؛ ص16
  10. الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج2 ؛ ص16
  11. سوره ملک
  12. وسائل الشیعة، ج1، ص: 60
  13. العنکبوت : 65
  14. الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج2 ؛ ص16
  15. الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج2 ؛ ص16
  16. الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج2 ؛ ص16
  17. الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج2 ؛ ص16
  18. الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج2 ؛ ص16
  19. 152- الأعراف
بازگشت به کتب معروف عبادی