فرهنگ مصادیق:راه شناخت منافقین
محتویات
راه شناخت منافقین چیست؟
وجوب شناخت منافق از حیث مصداق و فراگیرشناسی و جریان شناسی، برای کسانی که ثروت و اعتبار و زمان بیت المال را در اختیار دارند بسیار لازم و ضروری است. زیرا عدم شناخت ابعاد وجودی منافق، راه را برای نفوذ ایشان در قلب و ذهن متصدیان قدرت باز میکند تا موجبات انحطاط سیاستهای کلان را میسر سازند.
حضرت امیر از زبان پیامبر اکرم(ص) متذکر میشوند که :"من از مومنین و مشرکین بر امتم بیمناک نیستم، آن که من از او بر شما بیمناک هستم، منافق است."
اما قبل از شناخت مسائل فوق که به فراخور حال تغییر میکند، دانستن ابعاد "نفاق"، لازمه درک خطر تبعات همکاری با منافق است که در اینجا به اختصار به بررسی ریشه کلمه نفاق، لوازم نفاق، آثار نفاق، ویژگیهای نفاق و در نهایت، راههای شناخت منافق میپردازیم.
ریشه کلمه نفاق
ماده «ن ، ف ، ق» در لغت عرب برای دو معنای اصلی و چند معنای فرعی به کار رفته است. دو معنای اصلی آن، یکی «تمام و فنا شدن» و دیگری «پوشیده و پنهان داشتن» است. از معنای نخست ، استعمال «نفق نفقة القوم» به معنای تمام شدن زاد و توشه است. در معنای دوم، واژههای «نفق» به معنای تونل و راه زیرزمینی و «نافقاء» در برابر «قاصعاء» به معنای یکی از دو سوراخ لانه موش صحرایی به کار رفتهاند. قرآن با استخدام این لفظ برای کسی که کفر خود را پوشیده میدارد و اظهار ایمان مینماید ، به یکی از وجوه پنهان روح و بیماریهای نهان انسان اشاره کرد بر اساس این تشبیه ساخته شده است که منافق نیز داخل «نفق» یا «نافقاء» میشود تا خود را پنهان بدارد و اگر بتواند بگریزد. با رواج این استعمال و کاربرد آن در دیگر مصداقها، همچون انسان خیانتکار، ریاکار، توسعه معنایی نفاق افزونتر گشت؛
لوازم و ابراز نفاق
حضرت علی(ع) در نامه ۲۷ بیان میکنند که پیغمبر از دو چیز اظهار نگرانی کرده است: از نفاق و منافق؛ و دیگر این که از توده امت جاهل و نادان باشند. پیامبر اکرم میفرمایند: "إنی لا أخاف علی امتی فقر و لکن أخاف علیهم سوء التدبیر؛ من از فقر و نداشتن ثروت بر امتم بیمناک نیستم، آن چیزی که من از آن نگران هستم سوء التدبیر است." به تعبیر شهید مطهری، "منظور از سوء التدبیر همان فقر معنوی و فکری و فقر اندیشه است." پس، از یک طرف متظاهر زیرک و ریاکار و از طرف دیگر مردم جاهل و نادان، از لوازمات پیشبرد اهداف منافق است.
از این جهت است که اهمیت توصیه مقام معظم رهبری مبنی بر فراگیری "بصیرت" روشن میشود تا یکی از دو ابزار منافق یعنی جهل و نادانی، خنثی و فرصت پیاده کردن برنامههای شوم، از منافقین گرفته شود.
آثار نفاق
در این مرحله بایستی نفاق هم مانند بسیاری از مفاهیم، در مراتب مختلف بررسی شود. بالاترین مرتبه نفاق، نفاق با خدای متعال است و در مراتب پایین تر، نفاق با نظام، نفاق با یکدیگر و نفاق با خود را میتوان متصور شد. از طرف دیگر، حضرت علی(ع) در حدیثی، فرایند تشکیل سرنوشت را این چنین تبیین میکنند: "مواظب افکارت باش که گفتارت را میسازد، گفتارت رفتارت را میسازد، رفتارت عادتت را میسازد، عادتت شخصیتت را میسازد و در نهایت، شخصیتت سرنوشتت را میسازد."
پس افکار صادقانه یا افکار منافقانه(که منشاء آن کذب است)؛ تاثیر مستقیم بر افکار و در نهایت سرنوشت خواهد داشت. حال اگر جدولی به صورت ماتریسی در نظر بگیریم که یک بعد آن مراتب نفاق و بعد دیگر آن سیر افکار تا سرنوشت باشد، میتوان به راحتی زوایای به روی کار آمدن فرد منافق در سطوح مختلف جامعه و نظام را مورد بررسی قرار داد و تبعات آن را پیش بینی کرد.
پس وقتی کسی در رفتار کنونی خود، دورو و منافقانه عمل میکند، ریشه در افکار نفاق آلود خود دارد و قطعا در آینده به سرنوشت خود یا نظامی که در آن تصدی امور را به عهده میگیرد، لطماتی جبران ناپذیر وارد خواهد کرد.
ویژگیهای منافق در روایات
ابن رجب حنبلی میگوید :"نفاق از نظر شرعی دو گونه است: یکی نفاق اکبر و آن این است که انسان بهظاهر خود را مؤمن به خدا و پیامبران و روز قیامت نشان دهد. دوم نفاق اصغر یا نفاق عملی است و آن این است که انسان بهظاهر کاری کند و قصدش چیز دیگری باشد. که منظور همان ظاهرسازی و ریاکاری است؛
به استناد آیات و احادیث، برخی ویژگیهای منافق در نوع اکبر یا اصغر به شرح ذیل است؛
شک و تردید
امام علیعلیه السلام میفرماید:" کل منافق مریب؛ تمام منافقین در شک و تردید هستند." مهمترین ویژگی منافق از نوع اصغر، شک و تردید درونی و قلبی آنان است . چنین انسانی چون نتوانسته است به علم و یقین نایل آید و خود را از نظر فکری و روحی قانع سازد، در وادی حیرت و تردید باقی میماند . به عبارتی منافق نمیتواند در بزنگاههای اجتماعی و رویدادهای سیاسی؛ موضع گیری متقنی صورت دهد و مرز خود را با عوامل فتنه روشن سازد.
چند رنگی
امام علی(ع) میفرماید:"عاده المنافقین تهزیع الاخلاق؛ به تغییر همواره خلق و خوی خود عادت کرده است." چون منافق نمیتواند به رای و نظر خود استوار بماند و مجبور به موضع گیریهای متناقض میشود، بایستی این توانایی را داشته باشد که به تغییر خوی خودش عادت کند وگرنه نمیتواند در مسیر نفاق موفق عمل کند.
دنیا طلبی
امامعلی(ع) فرمودند:" إن أخوف ما أخاف علیکم إذا تفقه لغیر الدین؛ ترسناکترین چیزی که بر شما میترسم ، آن است که برای غیر دین تفقه شود." از این رو، دنیاطلبی به بهانه امور اخروی، زشتترین و زیانبارترین و خطرناکترین گونه دنیاطلبی است. برای دنیا در دین تفقه میکنند و برای عمل نکردن میآموزند و سخن از آخرت را وسیلهای برای رسیدن به دنیا میکنند، و از این رو دیرتر از منافقان دیگر کشف و رسوا میشوند و از پس سالها مراقبت دائمی و دقت کافی ، از پرده برون میافتند.
ویژگیهای منافقان در قرآن
خصوصیات متعددی که قرآن برای منافقان بیان نموده است، تصویر روشنی را از شخصیت منافق ارائه میدهد که در قالب خصوصیات ذیل قابل تبیین است.
خصوصیات عقیدتی
عدم اتخاذ موضعی مشخص در برابر توحید، اظهار ایمان در میان مسلمانان و اظهار شرک در میان مشرکان [۱]
خصوصیات عبادی
عبادت از روی ریا و عدم اعتقاد، ایستادن به نماز همراه با تنبلی و بی حالی[۲]
خصوصیات اجتماعی
امر به منکر و نهی از معروف[۳]، کفر ورزیدن در پوشش ایمان، افساد در پوشش اصلاح و نیرنگ بازی و چند چهرگی [۴] دارای قیافه حق به جانبند و سعی دارند که مردم را تحت تاثیر قرار دهند [۵]، تضعیف باورهای دینی و شبهه افکنی[۶]، تحقیر مومنان [۷] و سوگند بسیار برای باوراندن حرف خود به مردم [۸]
- خصوصیات اخلاقی: عدم اعتماد به نفس، ترس و بخل[۹]، لجاجت[۱۰]، خودبزرگ بینی [۱۱]، پیروی از هوای نفس[۱۲]، توجیه گناه[۱۳]
- خصوصیات سیاسی: دوستی با بیگانگان[۱۴]، فتنه انگیزی [۱۵]، فرصت طلبی[۱۶]، ایجاد جنگ روانی [۱۷]، نپذیرفتن حکومت دینی[۱۸] و مخالفت عملی با دستورات ولایت[۱۹]
حضرت علی(علیه السلام) در این باره میفرمایند: «از دشمن مخفی بیش از دشمن آشکار بر حذر باش.» اصولا خصوصیت اصلی شخصیت منافق همان تردید در انتخاب ایمان و کفر است که نشانه ترسو بودن و عدم اعتماد به نفس او است که دربارهٔ منافقان هر عصری جاری است.
بنا بر آیات و احادیث، از دیگر ویژگیهای منافقین میتوان به؛ چاپلوسی، خلف وعده، دروغ گویی، خیانت، ناشکری، خودبزرگ بینی، پرخوری، ظاهرسازی و .... اشاره کرد.
راههای شناخت منافق
لحن گفتار
امام علی (ع) میفرماید:" علی لسان المنافق شیطان ینطق؛ بر زبان منافق، شیطانی است که سخن میگوید." لذا یکی از راههای شناخت منافق، دقت در سخنان ایشان است.
نحوه رفتار
امام علی (ع) میفرماید:" جز کافر و منافق، حق را از مستحقش دور نکرد." و همچنین فرمود:" تکلف از اخلاق منافقان است."
از این منظر، با دقت در نوع رفتار فرد و تطبیق رفتار با ویژگیهای منافق، میتوان به نفاق افکنی و ناسازگازی گفتار و رفتار وی پی برد.
سیاست اصولی دشمن برای مبارزه
جنگ و عناد دشمنان همیشه شکل ثابتی نداشته است و شیوههای مختلف و متنوعی را برای پیکار و از پا درآوردن حریف خود، متناسب با اوضاع و شرایط مبارزه به کار میبرند، اصولی را بر میگزینند و به عنوان خط مشی کلی بر مبنای آنها راهکارها و مراحل عملیات را برای دست یابی به مقصد خود برنامه ریزی میکنند. به یقین، شیوههای مبارزه دشمنان سیاسی با دشمنان ایمانی از هم متمایز میباشد، هر چند هر دو هدف واحدی را دارند و آن به اسارت کشیدن انسان است و پر واضح است که باید شیوههای تدافعی هم در مورد این دو دسته با هم فرق داشته باشد. شیوههای مبارزه دشمنان ایمانی در بحث مربوط به شیطان، بعضی از همسران و فرزندان مطرح شد اما در خصوص دشمنان سیاسی گفتنی است که شیوههایی که دشمنان اسلام برای مبارزه با رهبر حکومت اسلامی که از قدرت نفوذ و تاثیر در جبهه سیاسی و اجتماعی برخوردار است به کار میبرند، از منظر قرآن عبارت است از:
الف) شکستن قداست رهبری با استفاده از حربه تهمت و افتراء که در سوره مومن/ ۲۶ به این مطلب اشاره شده است.
ب) ایجاد تردید و ابهام در بین مردم نسبت به حقانیت رهبری [۲۰]
ج) تحقیر و استهزای رهبری [۲۱]
د) تهدید رهبری که انواع مختلف آن در قرآن بیان شده است [۲۲]
دشمن برای گمراه کردن پیروان حق و تضعیف و تحریف مبانی مکتب اسلام، به راهکارهای گوناگونی ممکن است روی بیاورد که عبارت اند از:
الف) تلاش برای گمراه کردن از طریق صرف هزینههای کلان[۲۳]
ب) اشاعه فساد، نشر اکاذیب و پخش شایعات [۲۴]
ج) اختلاف افکنی و تفرقه انگیزی[۲۵]
د) محاصره اقتصادی [۲۶]
ه-) تمسخر و دست انداختن [۲۷]
و) تهمتهای ناروا و اعزام عوامل نفوذی [۲۸] ز) ترویج فرهنگ استعماری، تضعیف روحیه مسلمانان و تبلیغات سوء [۲۹]
برخورد دشمن با دین و مذهب و مبانی مکتب نیز دارای شکل ثابتی نمیباشد. دشمن همواره در طول تاریخ حسابگرانه وارد عمل شده و در شرایطی که مذهب در رگ و پوست مردم ریشه دوانده است، دشمن برای ضربه زدن، خود را مزین به لباس مذهب میکند و اتهامات و برچسبهای گوناگون را به رهبر، مکتب و امت اسلامی بیان میدارد. البته این شیوهها خود نشان دهنده ضعف و زبونی دشمنان امت اسلامی است چون نمیتوانند در قداست و عظمت اسلام و مسلمانان عیب و نقصی پیدا کند، به این شیوهها متوسل میشوند.
سیاست اصولی مبارزه با دشمن
به طور کلی، سه اصل مهم در برخورد با دشمن وجود دارد:
اصل اول: دشمن شناسی است و آن چه بعد از شناخت دشمن در دفاع هوشمندانه نقش مهم و اساسی را ایفا میکند، شناخت راههای تدافعی آن میباشد که باید برای آموختن این شیوهها به «قرآن و عترت» روی آورد که در تاریکیها، «نورالمبین» و در تنشهای اجتماعی «حبل المتین» ودر طوفانهای سهمگین حوادث «عروه الوثقی» میباشند و البته عترت پیامبر است که مفسر و مبین قرآن میباشد.
اصل دوم طبق آیه ۶۰ از سوره انفال، هوشیاری و کسب اقتدار، مجهز شدن به مدرنترین سلاحها و آمادگی کامل در مقابل دشمن است.
و اصل سوم در برخورد با دشمن، ممنوعیت دوستی با دشمن است که بسیاری از آیات قرآن به آن اشاره کرده است: احتیاط در برخورد با دشمن [۳۰]، عدم طرح دوستی با دشمن [۳۱]، ایمن ندانستن خود از وسوسه دشمنان [۳۲]، عدم اعتماد در گفتن راز به دشمنان [۳۳]، سازش ناپذیری در برابر دشمنان[۳۴] و پرهیز از دوستی با یهود و نصاری [۳۵] همگی از جمله هشدارهایی است که قرآن کریم اعلان فرموده است.خداوند علاوه بر هشدارهای فوق یک راهکار اصلی و اساسی به مسلمانان توصیه میکند و آن آراسته شدن به لباس صبر و تقوی است که آیه ۱۲۰ سوره آل عمران به آن پرداخته است: ...«ان تصبروا وتتقوا لا یضرکم کیدهم شیا...» نقطه پیوند صبر و تقوی و مصونیت از نیرنگهای دشمنان در این است که اولا این دو (صبر و تقوی) سبب: نیرومندی در کارها[۳۶]، زدودن ترس و اندوه از دلها [۳۷] و نیز نزول امدادهای غیبی از جانب خدا برای صاحبان این دو فضیلت است. در این صورت است که تیرهای توطئه دشمنان به هدف اصابت نمیکند و نقشههای آنان ناکام میماند.
پانویس
- ↑ بقره/ 204 و منافقون/ 2
- ↑ نساء/108 و 141 - 143 و توبه/ 54
- ↑ توبه/ 67
- ↑ بقره/ 10-8
- ↑ منافقون/ 5-1
- ↑ آل عمران/ 154، احزاب/12
- ↑ بقره/ 14، توبه/ 79، هود/ 27 و شعراء/ 111
- ↑ توبه/ 56 و منافقون/ 2
- ↑ احزاب/ 19، منافقون/ 7، توبه/ 67
- ↑ بقره/ 18 و اعراف/ 179
- ↑ بقره/ 206
- ↑ محمد/ 16
- ↑ نساء/ 62
- ↑ مجادله/ 14
- ↑ توبه/ 48-47
- ↑ نساء/ 141، احزاب/ 20-19
- ↑ نساء/ 83 و احزاب/ 60
- ↑ نساء/60- 61
- ↑ نور/ 62 - 63
- ↑ اعراف/ 75، رعد/ 43، فرقان/ 8-7، تغابن/6
- ↑ هود/ 38، انبیاء/ 36، حجر/ 11، زخرف/ 52
- ↑ آل عمران/ 21، انفال/ 30، اعراف/ 88، ابراهیم/ 13، شعراء/ 29و16، قصص/ 20
- ↑ انفال/ 30
- ↑ لقمان/ 6، انعام/ 144
- ↑ قصص/ 4
- ↑ منافقون/ 7
- ↑ بقره/ 14 و 212، مطففین/ 29 - 32
- ↑ توبه/ 47
- ↑ نساء/ 83، ممتحنه/1
- ↑ بقره/ 120، آل عمران/ 69
- ↑ نساء/ 89 و 144، مائده/ 82، ممتحنه/ 4-1
- ↑ نساء/ 45-44
- ↑ آل عمران/ 118 - 120، منافقون/ 14
- ↑ آل عمران/ 146، هود/ 113
- ↑ مائده/ 52-51
- ↑ آل عمران/ 186
- ↑ احقاف/ 13







