فرهنگ مصادیق:تظاهر به گناه
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
مصادیق مرتبط
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
پایگاههای اینترنتی مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
تظاهر به گناه
تظاهر به گناه به معنای آشکارا انجام دادن آن است[۱]. که در روایات و کتابهای اخلاقی از آن به تظاهر به فسق و تهتّک[۲]. نیز یاد میشود.
عظمت گناه در نظر عامهٔ مردم و حفظ ظاهر جامعه از آلودگیها، سد بزرگی در برابر فساد است.
اشاعهٔ فحشاء و نشر گناه و تظاهر به فسق این سد را میشکند، گناه را کوچک میکند و آلودگی به آن را ساده مینماید.[۳].
تظاهر به گناه در آیات
آیا جز این است که شیطان به خاطر گردن فرازیش از درگاه خدا رانده شد؟[۴]. و آیا جز این است که فرعون وهامان و دیگر سرکشان، دچار خواری و خفّت در این دنیا و آن دنیا گشتند؟[۵].
با این اوصاف انتظار میرود خداوند با کسانی که آشکارا نافرمانی او را میکنند چگونه رفتار کند؟ خداوند متعال پاسخ این سوال را اینگونه میدهد:
«کسانی که دوست دارند زشتیها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناکی برای آنان در دنیا و آخرت است و خداوند میداند و شما نمیدانید!»[۶].
باید توجه داشت که "اشاعهٔ فحشاء" منحصر به این نیست که انسان تهمت و دروغ بی اساسی را در مورد زن و مرد با ایمانی نشر دهد و آنها را به عمل منافی عفت متهم سازد؛ این یکی از مصادیق آن است، اما منحصر به آن نیست.
این تعبیر مفهوم وسیعی دارد که هرگونه نشر فساد و اشاعهٔ زشتیها و قبائح و کمک به توسعه آن را شامل میشود[۷].
که از مصادیق آن تظاهر به گناه و آشکارا انجام دادن آن است. به هرحال اگر خواهان جامعهٔ سالم هستیم، یکی از راههای آن پوشاندن گناه است،
تا گناهان، بزرگ شمرده نشوند و عادی نگردند.[۸].
خداوند در قرآن در توبیخ قوم لوط چنین میفرماید: «آیا شما به سراغ مردان میروید و راه (تداوم نسل انسان). را قطع میکنید
و در مجلستان اعمال ناپسند انجام میدهید؟! اما پاسخ قومش جز این نبود که گفتند: اگر راست میگویی عذاب الهی را برای ما بیاور!»
این که فرمود: "در مجلستان اعمال ناپسند انجام میدهید" مقصود این است که «آشکارا به منکرات میپردازید
و در باشگاههای خود مرتکب آنها میشوید و هرکس که به منکری بپردازد و آن را از دید مردمان پنهان نگاه دارد، کارش آسان است و خدا از گناه او درمی گذرد ولی اگر به عمل منکری در برابر مردمان بپردازد به حرمتها و ارزشهای اجتماع تجاوز کرده است.»[۹].
تظاهر به گناه در احادیث
اما کسی که گناه را میپوشاند به نوعی اقرار به زشتی آن و کار زشت انجام دهنده اش دارد و میداند که در مقابل عظمت خداوند کوتاهی کرده است و کسی که اقرار به این موارد داشته باشد، در نهایت آمرزیده است؛
اما آشکار کردن گناه سبب میشود که دین سبک شمرده شود و گناه در نظر دیگران ابهتش را از دست دهد و کار خوبی به حساب آید
و به همین جهت در میان مردم رواج یابد و از سوی دیگر پرده دری و بی حیائی نسبت به چیزی است که خداوند به لطفش آن را پوشانده است..[۱۰].
امام باقر (ع). فرمودند: «طبیعت بشر با شهوت و میل و حرص و ترس و خشم و لذّت آمیخته شده است جز آنکه در بین مردم کسانی هستند که این پیوند و کشش طبیعی را با نیروی تقوی و حیا و تنزّه مهار کردهاند.»
موقعی که نفس امّاره ات، تو را به گناه میخواند به آسمان نگاه کن (و از خدا بترس و گناه نکن).
اگر از خداوند خوف نداری به زمین نظر افکن شاید از کسانی که برروی آن زندگی میکنند شرم کنی. اگر جرأت و جسارتت به جائی رسیده که نه از حکومت الهی میترسی و نه از مردم زمین شرم داری خود را از صف انسانها خارج بدان و در شمار حیوانات به حساب آور.»[۱۱].
اولین فرق انسان و حیوان این است که زندگی وی اجتماعی است. زندگی اجتماعی سبب شده که انسان از وجود دیگران بهرههای بی حساب ببرد و به همین دلیل وظایف و تکالیفی در برابر جامعه -که در سایه وی بهره بی حساب میبرد- به عهده دارد.
آنجا که پای انجام وظایف و تکالیف اجتماعی است، دیگر غریزه و طبیعت حکمفرما نیست و آن سهولت و آسانی و بلکه لذت و بهجتی که در انجام کارهای طبیعی هست در اینجا وجود ندارد. در اینجا بشر فقط سنگینی بار وظیفه و تکلیف را روی دوش خود احساس میکند.
بالاتر اینکه احساس میکند که انجام وظیفه و تکلیف در بسیاری از موارد برخلاف طبیعت و میل و غریزه شخصی است. طبیعت شخصی وی حکم میکند که برای جلب لذت و منفعت شخصی دروغ بگوید و خیانت و دزدی کند،
از فداکاری و انصاف و عدالت تن باز زند، جامهٔ تقوا و طهارت و عفت را بیالاید تا به کام رسد. اینجاست که انسان خود را در برابر یک سلسله تصمیمات بزرگ میبیند و محال است که بدون نقطهٔ اتکایی که روح او را به این فضایل راضی سازد بتواند از عهده برآید.
این نقطه اتکاء همان است که "ایمان" نامیده میشود، همان رکن اول از چهار رکن سعادت بشر است که قرآن مجید ذکر کرده است.»[۱۲].
پا نویس
- ↑ ابن منظور، محمد؛ لسان العرب، بیروت، انتشارات دارالفکر، 1414ش، چ سوم، ج4، ص150.
- ↑ مدرس، محمد باقر؛ خرد و سپاه او، تهران، انتشارات کلینی، 1372ش، ج اول، ص177.
- ↑ شیرازی، مکارم؛ تفسیر نمونه، تهران، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، 1374ش، چ اول، ج14، ص406.
- ↑ بقره/34.
- ↑ عنکبوت/39-40.
- ↑ نور/19.
- ↑ شیرازی، همان، ص402.
- ↑ قرائتی، محسن؛ گناه شناسی، تنظیم و نگارش محمد محمدی اشتهاردی، انتشارت پیام آزادی، چ سوم، 1369ش، تهران، ص142.
- ↑ مدرسی، محمدتقی؛ تفسیر هدایت، ترجمه مترجمان، مشهد، انتشارات آستان قدس، 1377ش، چ اول، ج9، ص422.
- ↑ مازندارانی، مولی صالح؛ شرح اصول کافی، تهران، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، 1388ق، ج10، ص143.
- ↑ نوری، حسین؛ مستدرک الوسائل، قم، انتشارات موسسه آل البیت ع، 1408ق، ج11، ص211-212.
- ↑ مطهری، مرتضی؛ مجموعهٔ آثار شهید مطهری، تهران، انتشارات صدرا، ج22، ص92.







