کتابخانه:مشاوره در آینه علم و دین

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۲۳ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۱۷ توسط Shaker (نظرات | مشارکت‌ها) (اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)

پرش به: ناوبری، جستجو
مشاوره در آینه علم و دین
مشخصات کتاب
Moshavere-ali vaghihi.jpg
نویسنده علی نقی فقیهی
زبان فارسی
ناشر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، دفتر انتشارات اسلامی
محل انتشارات قم
تاریخ نشر پاییز ۱۳۸۷
شابک ۹۶۴-۴۷۰-۱۸۹-۵
دانلود PDF


محتویات

مقدمه دفتر

از آنجا که بشر ، از زندگی اجتماعی برخوردار است و در پرتو اجتماع ، به راه تکامل خویش ادامه می‌دهد ، به ناچار با مشکلاتی مواجه می‌شود که باید آنها را برطرف سازد تا سد راه او قرار نگیرند . در این میان ، مشکلات روانی و رفتاری انسان که بر اثر عوامل مختلفی بروز می‌کند ، از نظر اهمیت در درجه بالایی قرار دارند که بسان مشکلات دیگر ، نیاز به مشاورینی آگاه و دلسوز دارد تا در برطرف ساختنشان او را یاری نمایند . و به اعتقاد ما بدون مراجعه به رهبران دینی که نخستین مشاوران الهی انسان هستند ، برطرف نمی‌شوند؛ چرا که دین ، از سرچشمه زلال روحی ، ریشه گرفته و تنها خداوند است که به طور کامل از ذات ، ویژگیها و خصوصیات بشر آگاه است و می‌تواند راه برطرف ساختن این گونه مشکلات و نحوه پیشگیری از آنها را بیان کند .
البته ناگفته نماند دانشمندان متخصص مشاوره هم در این زمینه گامهای مهمی برداشته و به نتایج خوبی هم دست یافته‌اند امّا به بنابراین ، اندیشمندان و پژوهشگران اسلامی باید از این زاویه خاص به مسایل نگریسته و باب مشاوره و روان درمانی اسلامی را به صحنه آورده و جامعه را از نتایج ارزشمندآن ، بهره مند سازند ، هرچند در این زمینه ، گامهایی برداشته شده ، اما کافی نیست .
کتاب حاضر ، در راستای همین هدف ، در چارچوب خاص موردنظر مؤ لف ، ترتیب یافته ، بدان امید که مورد استفاده قرار گرفته و رضایت خداوند متعال را فراهم سازد .
این دفتر ، پس از بررسی و ویرایش ، آن را به زیور چاپ آراسته و در اختیار علاقه مندان قرار می‌دهد ، امید که مورد قبول پروردگار بزرگ قرار گیرد .
ضمنا از همه محققان و دانش پژوهان تقاضا می‌کنیم چنانچه انتقاد یا پیشنهادی دارند ، به آدرس :
قم : دفتر انتشارات اسلامی / صندوق پستی ۷۴۹ - بخش بررسی فارسی ، ارسال دارند ، با سپاس و تشکر فراوان .
دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

مقدمه مؤ لف

(تاریخ ) نشان داده است که افراد زیادی از بشر ، در طول زندگی و یا پاره‌ای از مراحل زندگیشان ، با مشکلات و مسایل روانی و رفتاری ، رو به رو بوده‌اند و برای حل آنها به رهبران و دانشمندان دینی ، معلّمان ، مشاوران و راهنمایان مجرب و متخصص ، مراجعه می‌کرده‌اند .
امروزه ، بیش از گذشته ، مردم به مشاوره و راهنمایی نیازمندند؛ زیرا نظر به تنوع نیازهای اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ، روانی عاطفی و . . . و افزایش تعداد افرادِ موضوع راهنمایی و مشاوره ، مسائل روانی و رفتاری ، بسی پیچیده تر گردیده و جلوه‌های بیشتری پیدا کرده است . و مراجعه به مشاوران هم به دلیل فقر ، کمبود وقت ، مشغول بودن مشاوران و اموری دیگر ، برای همکان میسر نیست .
تقریبا همه افراد ، به نحوی با مشکلات روانی خود و یا کسانی که در ارتباط با آنان هستند رو به رویند . کودکان و نوجوانان از اخلاق و برخورد والدین در رنجند و والدین از ناسازگاری ، طغیانگری ، پرخاشگری و رفتارهای نابهنجار کودکان و نوجوانان خود ، در ناراحتی و غم و اندوه به سر می‌برند . در مدارس ، دانش آموزان زیادی وجود دارند که کم و بیش دارای مشکلات روانی می‌باشند و معلّمان ، مدیران و ناظمان ، روزمرّه ، با رفتارهای نابهنجار آنان رو به رو هستند . در خانواده‌ها خیلی از همسران به دلیل مشکلات روانی خود ، یا همسر و یا هردو ، از زندگی آرام و لذتبخشی برخوردار نیستند و زمینه ناراحتیهای فرزندان را نیز فراهم می‌سازند .
برای حل این مشکلات و پیشگیری از پدید آمدن آنها در افراد جامعه ، کوششهایی از ناحیه دانشمندان دینی ، روان شناسان ، مشاوران و مؤ لفان به عمل آمده است و در چند دهه اخیر مسائل رفتاری و روانی کودکان ، نوجوانان و جوانان باالخصوص به عنوان محور عمده مشاوره و راهنمایی یا روان شناسی مشاوره درآمده است و امکانات آموزشی و پژوهشی ویژه مسائل و مشکلات روانی آنان در دانشگاه‌ها و مدارس ، توسعه یافته و کتابها و مجله‌های تخصصی در این زمینه ، بسیار انتشار یافته است .
هدف از مشاوره ، شناخت تواناییها و استعدادهای بدنی ، روانی ، عاطفی ، عقلی ، اجتماعی ، اخلاقی افراد و کمک به رشد همه جانبه آنها و پیشگیری از ابتلای آنها به مشکلات روانی است .
مشاوره و روان درمانی بویژه اسلامی آن ، سعی می‌کند چگونگی زندگی مفید و خالی از مشکل را به افراد بیاموزد و از آنان شخصیتی بسازد که بتوانند به خوبی ، با خود ، دیگران و محیط ، تعامل کنند و به هدفهای عالی تعلیم و تربیت برسند و به حیات و زندگی واقعی ، نایل شوند .
قرآن می‌فرماید :
(یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنُوا اسْتَجِیبُوا للّهِ وَلِلرَّسُولِ اِذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُمْ . . . ) . (۳)
(ای مؤ منان ! خدا و رسول (صلی اللّه علیه و آله ) را اجابت کنید (و به راهنماییها و ارشادهای اولیای دین عمل نمایید) شما را به آنچه باعث حیات واقعی شما در آن است ، راهنمایی می‌کنند) .
یکی از مبانی نظری مشاوره از دیدگاه اسلامی این است که اکثر مشکلات ، بویژه مشکلات روانی ، از خود انسان و تعاملهای او برمی خیزد . در مشاوره دینی ، علل گرفتاریها و مسائل روانی ، در خود افراد و سابقه زندگی آنان جستجو می‌گردد و در این جستجوگری است که افراد به خودشناسی رسیده و به نقاط قوت و ضعف خود پی می‌برند ، بینشهای صحیح را از افکار و باورهای نادرست تشخیص می‌دهند و در مورد خود ، عقاید و ایمان و رفتارهای معقول و انسانی به بصیرت می‌رسند و با مشکل شناسی ، به مشگل گشایی می‌پردازند .
در حقیقت ، از نظر مشاوره اسلامی ، همان طور که دردها و مشکلات ، از خود افراد ناشی می‌شود ، درمانها و راه حلها نیز از خود آنان خواهد بود . امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) می‌فرماید :
(دواؤ ک فیک ولا تشعر وداؤ ک منک و تستنکر) . (۴)
(ای انسان ! درمان تو در تو (و از خود تو) است و خود نسبت به آن آگاه نیستی و درد تو نیز در خود تو (و از خود تو) است و تو آن را نمی دانی ) .
درست است که بسیاری از مشکلات روانی مردم ، ریشه در ساختار اجتماعی آنان دارد و هریک از جوامع مختلف ، مشکلات روانی خاص خود را دارد که مردم را بدان دچار ساخته است و رفع بنیادی همه این مشکلات ، بدون اصلاح ساختارهای اجتماعی و صرفا با مشاوره و روان درمانی افراد ، ممکن نیست ، ولی باید توجه داشت که :
اولاً : بسیاری از مشکلات روانی هم هستند که در زندگی شخصی افراد ، ریشه دارند و انتظاری که از مشاوران و درمانگران روانی می‌رود ، اصالتا ، حل مشکلاتی است که در این محدوده ، وجود دارد .
ثانیا : مشکلات روانی - اجتماعی زیادی وجود دارند که مشاوران به حل آنها می‌پردازند و زمینه اصلاحهای بنیادی اجتماعی را فراهم می‌سازند .
ثالثا : از باب (ما لا یدرک کله لا یترک کله ) ، می‌توان فشار مشکلات اجتماعی و تاءثیر آنها را بر روان افراد از بین برد و یا لااقل کاهش داد و یا از بروز و یا ازدیاد و شدت مشکلات روانی ، پیشگیری کرد و افراد را به زندگی آرام ، رهنمون ساخت .
بنابراین ، نباید پنداشت که اگر اصلاح اجتماعی از ناحیه مصلح اجتماعی صورت نگیرد ، مشاور ، راهنما ، معلم و مربی ، نقشی در اصلاح رفتارهای افراد ندارند ، بلکه حتی زیان هم خواهند داشت ؛ زیرا می‌توان درمان افراد با شیوه‌های مشاوره‌ای و روان درمانی را نوعی تخدیر و حتی به نفع وضع موجود ، تلقی کرد .
این تصور کاملاً نادرست است ؛ زیرا کار مشاور و روان درمانگر ، زدودن قید و بندها و اسارتهای شناختی ، روانی و رفتاری است و بدین وسیله افراد از موانع رشد صحیح و سلامت روانی ؛ چه در بعد فردی و چه در بعد اجتماعی ، رهایی می‌یابند و زمینه اصلاح جامعه ، فراهم می‌گردد .
اصولاً جریان مشاوره ، مجموعه‌ای از تعاملات در محدوده یک ارتباط اصیل واقعی و ارزشی است که گفتارها و رفتارهای یک شخص ، دیگران را تحت تاءثیر قرار می‌دهد و به اصلاح رفتاری آنان منتهی می‌شود .
و به عبارت دیگر ، مشاوره شامل مهارتهایی است که اصول تربیتی و اخلاقی مهمی بر آن حاکم است و حتی گفته شده : (مشاوره ضرورتا یک کار اخلاقی است ) . (۵)
بنابراین ، (مشاوره ) نوعی تعلیم و تربیت است و در پیشگیری از بروز مشکلات روانی ، عاطفی ، اجتماعی ، اخلاقی و رفتاری و اصلاح افراد در جامعه ، نقش اساسی را ایفا می‌کند .
در زمینه مشاوره ، گرچه کتابهای متعددی تاءلیف شده است ، اما به دلیل گستردگی و پیچیدگی مسائل و نقصان مباحث ، بویژه از نظر دینی ، لازم دانسته شد اصول و روشهای مشاوره به صورت علمی و مُلْتهم از فرهنگ غنی مکتب اسلام ، در کتابی با خصوصیات و فواید زیر ، تدوین گردد :
۱ - عمده مشکلات روانی و رفتاری موجود در جامعه ، بویژه در بین دانش آموزان ، مطرح شود و اصول و روشهایی در جهت حل آنها ارائه گردد که مورد پذیرش لااقل ، گروهی از صاحبنظران متخصص و موافق با نظریات متون اسلامی باشد .
۲ - کتاب ، به عنوان کتاب درسی ، برای دانشجویان دبیری در مقطع کارشناسی مفید باشد و در عین حال برای طیف وسیعی از همه کسانی که به کار مشاوره و تعلیم و تربیت اشتغال دارند ، قابل استفاده باشد . چه بسیارند متخصصان امور مشاوره که می‌خواهند با توجه به اصول و روشهایی که در مشاوره اسلامی مطرح است به راهنمایی و مشاوره در جامعه اسلامی بپردازند . و نیز افراد زیادی هستند که می‌خواهند با نظریات علمی و دینی در مشاوره آشنا شوند . کتاب حاضر می‌تواند برای هردو دسته مفید باشد .
۳ - اولیا و مربیان بتوانند دانش آموزان را در جهت رفع مشکلات تحصیلی ، روانی ، عاطفی ، خانوادگی ، اجتماعی ، اخلاقی ، شغلی و . . . یاری دهند و موجب رشد و تعالی آنان شوند و زمینه تحقق هدفهای عالی تعلیم و تربیت را در آنان فراهم سازند .
۴ - به کسانی که دارای مشکل هستند و نمی‌دانند به چه کسی مراجعه کنند و چه فردی را به عنوان مشاور برای خود انتخاب نمایند ، کمک شود تا با توجه به ویژگیهای ارائه شده و چگونی انتخاب مشاور ، مشکلاتشان حل گردد .
۵ - آگاهیهای عمومی در زمینه مشاوره را بالا ببرد و افراد بتوانند مشکلات روانی و رفتاری خود را در مراحل اولیه تشخیص دهند و به درمان ، اصلاح و یا حداقل کم کردن آنها همت گمارند .
۶ - خوانندگان ، به بینش و بصیرتی در شناختها ، باورها و ارزشها - که اساس رفتارهای انسان را تشکیل می‌دهند - برسند و شناختهای غیر صحیح و باورهای نامعقول و غیر ارزشمند واقعی را که در زندگی ، افراد را دچار مشکلات روانی می‌سازد ، شناسایی نمایند و راه‌های تمایز باورهای معقول از نامعقول و امور ارزشی از غیر ارزشی را پیدا کنند و بدین وسیله از بروز مشکلات روانی زیادی پیشگیری نمایند .
۷ - عمده عوامل مشکلات روانی و رفتاری مانند عدم عزت نفس ، قوی نبودن اعتماد به نفس ، ضعف اراده ، احساس حقارت و . . . شناخته شوند و چگونگی پرورش عزت نفس و اعتماد به نفس ، تقویت اراده و راه‌های درمان احساس حقارت و مقابله با کم رویی ، افسردگی و نظایر آن ، بیان گردند .
۸ - بزرگسالان را در درک مشکلات کودکان و نوجوانان ، توانمند سازد و آنان را برای پاسخگویی مؤ ثر به احساسات و کوششهای آنان آماده نماید .
۹ - نشان داده شود که مشکلات روانی غیر قابل حل نمی‌باشد و چنین نیست که گریزی از آن نباشد ، بلکه می‌توان بر مشکلات فایق آمد و یا از پدید آمدن آن و یا شدت یافتنش جلوگیری نمود .
۱۰ - ضمن ارائه مطالب نظری ، به چگونگی کاربرد عملی و مهارتهای مشاوره پرداخته شود و خواننده را گام به گام در یادگیری مفاهیم مشاوره و آموزش عملی یاری نمایدتا بدون مراجعه به مشاور و صرفا با استفاده از کتاب (۶) ، به راه حلهای مناسب برسد .
این کتاب ، نتیجه تحقیقات در منابع علمی و اسلامی است که از شش سال پیش به منظور تدریس درس اصول و فنون مشاوره و راهنمایی در دانشگاه آغاز گردید و ان شاءاللّه در آینده نیز کاملتر خواهد شد .
امید است مشاوران متخصص ، مربیان ، دانشجویان و همه عزیزان دیگر خواننده کتاب ، کاستیها و لغزشها را گوشزد کنند تا در چاپهای بعدی اصلاح و تکمیل گردد .
علی نقی فقیهی

فصل اوّل : تاریخچه مشاوره و راهنمایی

از آغاز زندگی اجتماعی بشر ، افرادی که با مشکلات روبرو می‌شدند ، از کسانی که ذیصلاح می‌دانستند و به آنان اعتماد داشتند ، کمک می‌خواستند و از ارشاد و راهنمایی آنان برای حل مسایل و مشکلات خویش ، بهره می‌جستند و مشاوره و راهنمایی خواستن از افراد شایسته را نه تنها امری درست ، بلکه برای حیات مادی و معنوی ، اصلاح فکر و رفتار خویش ، لازم و ضروری می‌دانستند .
در گذشته ، مسایل و مشکلات مردم ، ابعاد مختلفی داشت و شامل سؤ الهایی در مورد هستی ، انسان ، ارزشها ، عقاید ، مشکلات رفتاری ، روانی ، عاطفی و اختلافات حقوقی ، سیاسی ، اجتماعی و نظایر آن می‌شد و مردم برای حل همه مسایل و مشکلات ، به مذهب و مکتب آسمانی روی می‌آوردند و از اولیای مذهبی که مورد اعتمادشان بودند ، یاری می‌جستند؛ زیرا می‌دانستند که پیامبران الهی در تفسیر و توصیف درست از هستی و ارائه افکار درست در مورد حیات و زندگی و ارتباط انسان با موجودات و بیان ارزشهای واقعی و حل اختلافات و . . . از هرکس دیگر ، داناترند .
علاوه بر این ، مردم به این حقیقت آگاه بودند که پیامبران و اولیای دین ، انسان را خوب می‌شناسند و به نارساییهای روانی ، فکری ، عاطفی و رفتاری که مردم به آن دچار می‌شوند ، واقفند و علل آنها را به خوبی می‌شناسند و راه درمان آنها را می‌دانند .
مضافا بر اینکه آنان مورد اعتماد و وثوقند و هر فردی بدون هیچگونه احساس نگرانی ، می‌تواند مشکلات و احساس و عواطف خود را بازگوید و با راهنمایی آنان خود را بشناسد ، گرفتاریش را چاره کند و مشکلاتش را حل نماید .
جامعه ، هرقدر که بیشتر گسترش می‌یافت ، مراجعه به پیامبران و مشاوره با آنان به صورت مستقیم کمتر میسّر می‌شد و این مسؤ ولیت به کسانی واگذار می‌شد که به انبیا نزدیکتر بودند و دانش مذهبی آنان خوب بود و می‌توانستند با اصول کلی راهنمایی و مشاوره که انبیا ارائه کرده‌اند ، راهنمایی و مشاوره مردم را به عهده بگیرند ، همچنین این نقش را اولیای فرزندان و معلمان نیز در محدوده خاصی نسبت به کودکان ایفا می‌کردند .
کودکان در مورد سؤ الها ، اشکالها و گرفتاریهای رفتاری ، اخلاقی وغیره ازاولیاومعلّمان خود راهنمایی می‌خواستند و با آنان به مشورت می‌پرداختند .
کم کم گسترش جامعه و پدید آمدن روابط پیچیده تر اجتماعی و بروز مسایل و مشکلات مبهم تر ، بویژه مشکلات روانی ، عاطفی و اجتماعی ، موجب گردید تا اولیای مذهبی و اندیشمندان ، نظریاتی در علل و عوامل آن مسایل و مشکلات ابراز کنند و هرکدام به منظور ارائه راه حلّی ، اقداماتی را به افراد توصیه کنند .
در حدود ۸۶۰ سال قبل از میلاد مسیح ، در معابد آسکلپیوس (Asclepius) واقع در یونان ، در جهت حل مشکلات روانی و عاطفی ، به اقداماتی نظیر محبت کردن به آنان ، تشویق به تفریح وسرگرمی ، مانند سوارکاری ، پیاده روی و نمایش ، توصیه می‌گردید .
بقراط (۳۵۸ - ۴۶۰ قبل از میلاد) نظریه مربوط به مداخله شیاطین در ایجاد ناراحتیهای روانی را رد می‌کرد و معتقد بود که علل و عوامل ایجاد کننده اختلالهای روانی ، طبیعی هستند و آسیب مغزی ، وراثت و عوامل دیگر ، زمینه‌های آن را فراهم می‌آورد . وی حتی برای درمان اختلالهای روانی مانند : شیدایی (۷) و مالیخولیا(۸) ، روشهایی از قبیل زندگی منظم و آرام ، اعتدال (متانت و هشیاری ) ، پرهیز از هرنوع زیاده روی ، برنامه غذایی ، خویشتنداری ، تمرینات ورزشی را که باعث خستگی نشود پیشنهاد می‌کرد و در مورد هیستری ، یا بیماری خیالی و عصبی و حمله زنان ، ازدواج را راه درمان می‌دانست.
ضمنا وی به اهمیت محیط اجتماعی در درمان ناراحتیهای روانی توجه داشت و در مواردی توصیه می‌شد که شخص از خانواده خود جدا شود .
ارسطو ( ۳۲۲ - ۳۸۴ ق . م . ) با این نظریّه که اختلالهای روانی به وسیله عواملی نظیر ناکامی و تعارض روحی ایجاد می‌شود ، موافق نبود و آن را با اختلال اخلاط چهارگانه (خون ، صفرا ، سودا و بلغم ) بقراط ، مرتبط دانست .
در اسکندریه (یکی از شهرهای بزرگ مصر که در حدود ۳۳۲ ق . م . به وسیله اسکندرپایه گذاری شده بود) معابدی وجود داشت که دارای آسایشگاه‌های خوش منظر و مطبوع بود . در همانجا برای کسانی که مشکلات روانی داشتند ، مشاغل دایمی و امکانات تفریحی و ورزشی فراهم می‌آوردند و به فعالیتهایی نظیر قدم زدن در باغهای معبد ، پاروزدن و قایقرانی در کنار ساحل رود نیل و شرکت در مراسم جشن و شادی ، تشویق می‌شدند و از شیوه‌های درمانی از جمله رژیم غذایی ، ماساژ دادن ، آب درمانی ، تعلیم و تربیت و . . . برای بهبود آنان استفاده می‌کردند .
اپیکتتوس ، فیلسوف رواقی قرن اوّل میلادی منشاء اختلالات روانی را نگرش افراد می‌دانست ، وی می‌گفت : (انسان به وسیله اشیا ، دچار اختلال نمی‌شود ، بلکه نگرشی که نسبت به آنها دارد ، سبب اختلال در او می‌شود) . (۹)
مارکوس اورلیوس (۱۰) ، امپراطور رم (۱۲۱ - ۱۸۰ م ) نیز نوشته است که : (اگر شی ء یا موضوعی خارجی شما را ناراحت می‌کند ، این شی ء یا موضوع خارجی نیست که سبب ناراحتی شما می‌شود ، بلکه قضاوت شما دربارهٔ آن است که موجب ناراحتی شما می‌گردد . شما باید قضاوت خود را تغییر بدهید . اگر رفتارتان سبب ناراحتی شما می‌شود ، چه کسی مانع تغییر رفتار در شما می‌شود ؟ ) . (۱۱)
در اواخر قرن اول میلادی ، بعضی از دانشمندان مانند اءرتئوس (Aretaeus) بر این اعتقاد بودند که برخی از اختلالهای روانی حادّ ، در واقع ادامه جریانهای رفتاری و روانی بهنجار می‌باشند . کسانی که تحریک پذیر و خشن بوده ، به سادگی تسلیم شادی و فعالیتهای لذت آور می‌شوند . آنان آمادگی ابتلا به برانگیختگی شیدایی را دارند و افرادی که تمایل به جدی بودن را دارند ، بیشتر مستعد ابتلا به مالیخولیا هستند . (۱۲)
جالینوس (۲۰۰ - ۱۳۰ م ) نیز عواملی نظیر صدمه‌های مغزی ، افراط در نوشیدن الکل ، شوک ، ترس ، نوجوان بودن ، تغییرات قاعدگی در زنان ، مشکلات اقتصادی و نومیدی در عشق را به عنوان عوامل جسمی و روانی بر می‌شمرد و با تفکرهای غیر علمی و خرافی عصر جاهلیت یونانیان که منشاء بیماریهای روانی را دیو و جادو و سحر می‌پنداشتند ، مخالف بود و طریقه درمان آنها را که جز به غل و زنجیر کشیدن بیمار و سرانجام به اتهام جادوگری ، قتل و اعدام و آتش زدن ، چیز دیگری نبود ، نمی‌پسندید ، ولی علی رغم نظر جالینوس ، این شیوه تا اواسط قرن شانزده ادامه داشت . (۱۳) امّا در سال ۱۵۶۳ توسط یوهان ویر(۱۴) و در سال ۱۵۸۴ توسط اسکات (۱۵) ، کتابهایی نوشته شد و در آن اظهار گردید که بسیاری از کسانی که به عنوان ساحر ، جادوگر و . . . در آتش سوزانیده یا شکنجه می‌شوند ، افراد پریشانحال و بیماران روانی اند و به تدریج و در گذشت زمان آن طرز تفکر نسبت به بیماران روانی ، جای خود را به این فکر اسکات داد و دانشمندانی نظیر چیاروگی که در سال ۱۷۸۹ رئیس یکی از بیمارستانهای فلورانس شد ، توانست ، کتک زدن و به غل کشیدن بیماران روانی را ممنوع سازد و تاءکید کند تا برای آنان کار و امکانات تفریحی فراهم آید .
و در طی سالهای ۱۷۸۴ تا ۱۸۰۲ که جان بانیست پوسین ، رئیس بخش بیماران روانی در بیمارستان بزرگ پاریس بود ، نیز در آزاد گذاردن بیماران روانی و اقدامات اصلاحی تاءکید گردید . بعد از او فیلیپ پینل (۱۶) (۱۸۲۶ - ۱۷۴۵ م ) ، ریاست این بخش از بیمارستان را به عهده گرفت . او این اعتقاد و باور را نشر می‌داد که بیمار روانی نیز فردی عادی است که به دلیل مشکلات شخصی شدید ، عقل خود را از دست داده است و نباید با او مانند یک حیوان رفتار شود . وی اطاقهای آفتابگیر را برای بستری شدن این بیماران مناسب دانست . او ساعات زیادی را صرف صحبت کردن با بیماران می‌کرد ، به سخنان آنان گوش می‌داد و برایشان آرامش خاطر ایجاد می‌کرد ، سوابق مربوط به گفتگوی خود با بیماران را ثبت می‌کرد و از آنان شرح می‌گرفت و در حقیقت با آنان به مشاوره واقعی می‌نشست . این عمل پینل ، در سال ۱۷۹۳ که اولین انقلاب در فرانسه به حساب آمده ، به تصدیق نوشته‌های خودش ، متاءثر از نحوه برخورد با بیماران روانی در اسپانیاست که آن هم به نوبه خود ، معلول تماس و تاءثر اسپانیا از فرهنگ و تمدن اسلامی است . (۱۷)
یادداشتهای پینل اساس طبقه بندیهای بیماریهای روانی را فراهم آورد .
در همین زمانِ پوسین و پینل ، در شمال انگلستان ، ویلیام توک ، مشابه آن دو عمل می‌کرد ، وی بهترین محیط درمانی برای بیماران روانی را یک مکان مذهبی حمایت کننده می‌دانست و از این رو بیماران را به منطقه‌ای که وی آن را گوشه عزلت یورک نامید ، منتقل کرد . بیماران در آنجا می‌توانستند دربارهٔ مشکلات خود سخن بگویند ، کار کنند ، دست به دعا و نیایش بردارند و در مزارع اطراف قدم بزنند .
زیربنای فکری شیوه درمانی توک مانند پنیل ، این بود که بیمار روانی ، فردی عادی است که گرفتار مشکلات غیر عادی شده است . (۱۸)
در سال ۱۸۷۹ ، ویلهلم وونت ، اولین آزمایشگاه روان شناسی را جهت مطالعه روان شناسی و کاربرد آزمایشها و روشهای علمی برای اندازه گیری و کنترل افکار و رفتار آدمی تاءسیس کرد و امیل کرائپلین که یکی از شاگردان وی بود ، آزمایشگاهی که فقط به مطالعه در زمینه آسیب شناسی روانی یا روان شناسی نابهنجاری ، می‌پرداخت ، تاءسیس کرد و در آن به کمک شاگردانش در زمینه حرکت ، خستگی ، هیجانها ، سخن گفتن ، حافظه بیماران روانی و . . . به مطالعه پرداختند . (۱۹)
در آمریکا ، در ۱۹۰۹ . م . سازماندهی فعالیتهای مشاوره و راهنمایی بویژه راهنمایی شغلی و حرفه‌ای ، توسط پارسونز(۲۰) و با کمک افراد خیّر ، آغاز شد و به همین جهت او را پدر (راهنمایی حرفه‌ای ) می‌نامند .
در سال ۱۹۱۳ . م . مؤ سسه اطلاعات شغلی و حرفه‌ای در (Bstn) به وجود آمد و در همین راستا ، در سال ۱۹۱۵ . م . مجلّه (بولتن حرفه‌ای )(۲۱) منتشر شد و در سال ۱۹۲۲ . م . پاترسون ، مقاله‌ای نوشت و پرسشنامه شغلی تهیه کرد و در سال ۱۹۳۳ . م . مرکز اشتغال و کاریابی ایجاد شد و در سال ۱۹۳۸ ، وزارت آموزش و پرورش ، دفتر خدمات راهنمایی و اطلاعات شغلی تاءسیس کرد .
در سال ۱۹۵۱ ، گینزبرگ (۲۲) ، اقتصاددان معروف با همکارانش ، کتاب (انتخاب یک حرفه ) را منتشر ساخت . و در سال ۱۹۵۸ ، قانون دفاع ملی آموزش و پرورش ، میلیونها دلار را به خدمات راهنمایی و تربیت مشاوران اختصاص داد .
از نظر تعداد مشاوران در آمریکا ، در سال ۱۹۱۷ ، پنجاه نفر و در سال ۱۹۶۳ ، ۳۶ هزار نفر و در سال ۱۹۷۰ ، چهل هزار نفر بوده و تعداد مؤ سسات و دانشگاه‌هایی که در تربیت مشاوران شرکت داشتند ، در سال ۱۹۵۷ ، ۲۱۲ و در سال ۱۹۶۸ ، ۴۵۰ عدد بوده است .
در کشورهای دیگر نیز مشابه آمریکا عمل شده است و در خصوص راهنمایی حرفه‌ای در بلژیک ، در سال ۱۹۱۴ و در فرانسه در سال ۱۹۴۵ و در نروژ در سال ۱۹۴۷ و در انگلستان در سال ۱۹۴۸ ، مراکز خدمات راهنمایی بوجود آمد . (۲۳)
مشاوره و راهنمایی ، گرچه در کشورهایی مانند آمریکا با راهنمایی شغلی و حرفه‌ای آغاز شد ولی بعدها دامنه وسیعتری پیدا کرد و مسایل عاطفی ، شناختی ، اجتماعی و . . . را در برگرفت و با اتخاذ مبانی علمی ، روشهای متنوع اظهار گردید .
در اوایل قرن بیستم ، زیگموند فروید(۲۴) (۱۹۳۹ - ۱۸۵۶ . م . ) با پایه گذاری روانکاوی ، شیوه خود را برای کاوش در فرایند روانی انسان و مشکلات روانی ، عاطفی وی ، مطرح کرد و علل گذشته را در جهت رفتار فعلی مورد توجه قرار داد ، وی شخصیت انسان را دارای سه جنبه (نهاد) ، (سائقه و محرکهای ویژه فرد که برای نیازهای جسمی و روانی ، تلاش می‌کند و زیربنای شخصیت هر فرد را تشکیل می‌دهد و تمایلات جنسی در معنای وسیع آن که انرژی روانی یا لذت جویی ، (لیبیدو)(۲۵) است ، علل اصلی رفتار او می‌باشد . ) ، (خود) یا (من ) (بخش سازنده شخصیت که با توجه به واقعیت دنیای خارج عمل می‌کند و کارکرد نهاد را کنتزل و گاه متوقف می‌سازد و سبب می‌شود بین نیازها و غرایز درونی و واقعیات محیط خارج ، موازنه برقرار گردد . ) و (فراخود) یا (من برتر) (بخش تلاش برای رسیدن به ارزشهای اخلاقی جامعه و والدین که ذاتی فرد نیست و از سنین چهار یا پنج سالگی در کودکان ، با درونی کردن ارزشهای والدین شروع می‌شود . ) عنوان کرد و معتقدشد که اگر تمایلات (نهاد) ، ارضا شود و (خود) در کنترل و هدایت واقعی نهاد ، موفق گردد و (فراخود) معیارها و قضاوتها را درست انجام دهد و بیش از حدّ لزوم ، نیروی خویش را مصرف ننماید ، هماهنگی و سازگاری در شخصیت وجود خواهد داشت و شخص از نظر روانی ، سالم است . ولی هنگامی که (نهاد) می‌خواهد برای ابراز تمایلات راهی پیدا کند ، (فراخود) معیارهایی مشخص را پیش روی او می‌گذارد ، در این مورد است که تضاد حاصل می‌شود . اگر (خود) نتواند تضاد را حل نماید و به پیروی از (فراخود) از بروز تمایلات جلوگیری کند ، تمایلات ارضا نشده به قسمت آگاه ذهن عقب رانده می‌شوند ، امّا نهاد ، همچنان در صدد پیدا کردن راهی برای ابراز و ارضای آنهاست ولی می‌ترسد و همین باعث اضطراب و بی نظمی روانی در شخص می‌شود ، این بی نظمی به صورتهای گوناگون در رفتار فرد ظاهر می‌شود .
به نظر فروید ، کمتر انسانی پیدا می‌شود که از نظر روانی سالم باشد . وی می‌گوید : (هر فردی به نحوی از انحا ، غیر متعارف و دارای بیماری روانی و اضطراب است ) . فروید ، اراده و آزادی انسان را نادیده گرفته و انسان را محکوم غریزه جنسی و تضادهای روانی دانسته است . (۲۶)
آلفرد آدلر(۲۷) (۱۹۳۷ - ۱۸۷۰ . م . ) با آنکه در آغاز ، به دفاع از نظریه فروید پرداخت ، ولی در سال ۱۹۱۱ ، به نظریه جدیدی رسید و به جای توجه صرف به غرایز جنسی ، بر علایق اجتماعی تاءکید ورزید و مفهوم دوبعدی خودآگاهی و ناخودآگاهی در انسان را رد کرد و معتقد شد انسان ، موجودی آگاه است و معمولاً از علل رفتار و هویت خویش آگاهی دارد و شناخت فرد ، مستلزم شناخت سازمان ادراکی او و شناخت شیوه زندگیش می‌باشد و هرکسی به شیوه خاص خودش به زندگی معنا می‌دهد و به طور کلی آدلر ، دیدی کل نگر و اجتماعی نسبت به انسان پیدا کرد و وی را موجودی مختار ، انتخابگر ، خلاق ، مسؤ ول و هدفدار دانست . وی مکتب خود را (روان شناسی فردی )(۲۸) نامید . (۲۹)
به نظر آدلر ، انسان برای زندگی خود ، افکاری تخیلی دارد که در عالم واقعیت ، وجود خارجی ندارد و برای تفوق و برتری و خودشکوفایی خویش ، تلاش می‌کند .
دردیدگاه آدلر ، احساس حقارت ، زمینه پیشرفتهای انسان را فراهم می‌کند؛ زیرا برای غلبه بر آن ، به جلو رانده می‌شود و به احساس تفوق و برتری می‌رسد .
اعتقاد فرد به اینکه هست و چه باید باشد و چه نوع تصویری از محیط اطرافیان خود دارد و مجموعه چیزهایی که درست یا نادرست می‌داند ، همان شیوه زندگی است .
به نظر وی ، افراد غیر عادی ، ماءیوسند نه بیمار و از این رو نیاز به امید و شهامت دارند و برای درمان ، باید سعی شود حالت یاءس و ناامیدی در آنان به امید و شهامت در عمل ، تبدیل شود و نیز باید احساس نوعدوستی را در آنان پرورش داد تا به همکاری اجتماعی برسند .
بر اساس نظریات آدلر ، چند مرکز راهنمایی کودک و چند مرکز تعلیم و تربیت خانواده در جامعه (وین )به وجود آمد . این نوع مراکز ، بر مبنای تشویق ، بحثهای کلاسی ، اصول دموکراسی و پذیرش مسؤ ولیت اداره می‌شدند . (۳۰)
الیس بک (۱۹۶۶ . م . ) نیز برای افرادی که اصول اعتقادی و تصورات آنان دربارهٔ جهان و خودشان باعث افسردگیشان شده ، (روش درمان عقلانی - عاطفی )(۳۱) را مطرح کرد .
باندروا (۱۹۷۷) نظریه یادگیری اجتماعی را در مورد اضطراب ارائه کرد و بر روی عوامل شناختی ، تاءکید ورزید . او معتقد شد که خود سودمندی ، برآورد شخص از توانایی خود برای کنار آمدن در موقعیتهای گوناگون ، انتظار پیامدها ، برآورد مشخص از احتمال وقوع پیامدهای معین ، در تعدیل اضطراب مؤ ثر است . (۳۲)
پرفسور ا . تی . بک و همکارانش (درسالهای ۱۹۷۹۱۹۸۸) ، (شناخت درمانی ) را در مورد افسردگی و اضطراب توصیف کردند و در مورد اختلال وحشتزدگی نیز معتقد شدند که آن ناشی از تفسیر نادرست و فاجعه انگیز احساسهای بدنی خاصی است که به صورت نابهنجار ادراک می‌شود . (۳۳)
و به همین ترتیب نظریات عمده‌ای دیگر نیز در مشاوره و راهنمایی بیماران روانی پدید آمد .

سیر مشاوره در اسلام و ایران

در گذشته تاریخ اسلام و ایران هم ، مشاوره و راهنمایی ، از وظایف معلّمان و دانشمندان به حساب می‌آمد . پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) و ائمه معصومین (علیهم السّلام ) ضمن پرداختن به مشاوره و راهنمایی ، مردم را با اصول مشاوره و راهنمایی ، ویژگیهای مشاور و راهنما و مسؤ ولیتهای آنان و هدفهای مشاوره و راهنمایی و روشهایی که می‌تواند امر مشاوره را تسهیل کند و زمینه هدایت به اهداف را فراهم سازد ، بیان کرده‌اند و نظام مشاوره‌ای مختص به مکتب اسلام را ترسیم نموده‌اند .
ائمه (علیهم السّلام ) در صدد بودند که راهنمایان و مشاوران متعهد و متخصص در رشته‌های گوناگون که بتوانند مردم را درحل مسایل و مشکلات مختلف یاری دهند ، تربیت کنند و بدین جهت ، صفات شخصیتی مشاور و راهنما را مطرح کرده‌اند و عمده روشهایی را که نیاز است ، تعلیم داده‌اند .
در دیدگاه معصومین (علیهم السّلام ) مشاوره و راهنمایی ، محدود به مسایل خاص و زمان و دوره‌ای مخصوص نیست ، بلکه همه مسایل و مشکلات انسان را در همه جنبه‌های مختلف و در همه دورانهای رشد ، شامل می‌شود و از این رو مسایل و مشکلاتی که معمولاً در زمان ائمه (علیهم السّلام ) پدید می‌آمد و مردم برای کمک و راهنمایی به ائمه (علیهم السّلام ) مراجعه می‌کردند ، محدود به مسایل و مشکلات خاص و یا مربوط به دوره‌ای از دوره‌های رشد جسمانی ، روانی نبود ، بلکه همه مسایل را شامل می‌شد . البته ، مسایل فکری ، عقیدتی ، روانی عاطفی ، اجتماعی و فقهی ، بیشتر مطرح بود .
در تاریخ اسلام ، موارد زیادی به چشم می‌خورد که جلسات مشاوره گروهی به عنوان جلسات مناظره انجام می‌گرفته است ، در چنین مناظراتی ، هدف کشف حقیقت بود و اعضای گروه مشاوره در ضمن بحث و گفتگوی خود ، افکار و عقاید و اخلاقیات و توانمندیهای خویش را می‌شناختند و معمولاً کسانی هم ، نظاره گر مناظرات بودند . آنان نیز از این نوع جلسات مشاوره‌ای بهره می‌بردند و راه حل مسایل و مشکلات خود را پیدا می‌کردند و حتی گاه جلسات مشاوره و مناظره (۳۴) را کسانی تشکیل می‌دادند که مسؤ ول مدرسه و مرکز علمی بودند و یکی از اهداف آنان این بود که شخصیت علمی و اخلاقی افراد در این جلسات بروز نماید تا آنان برای تدریس ، گزینش شوند؛ مانند جلسات مشاوره و مناظره که نظام الملک تشکیل می‌داد و یا در آن شرکت می‌کرد . (۳۵)
این جلسات با شرایطی (۳۶) تشکیل می‌شد ، از جمله شرط می‌شد که رابطه عاطفی بین اعضا برقرار شود و به هیچ وجه افراد حق ندارند به یکدیگر پرخاش کنند ، بدون دلیل و منطق سخن بگویند و نیز باید از تکبر ، کینه ، غیبت ، خودستایی و تجسس بی مورد در کارهای شخصی و . . . پرهیز نمایند . (۳۷)
در بین دانشمندان مسلمان و ایرانی ، تعدادی به مشاوره و روان درمانی نسبت به بیماریهای روانی حادّ پرداخته و از این طریق ، بیماران روانی را درمان می‌کردند .
محمّد زکریای رازی (۲۵۱ - ۳۱۳ یا ۳۲۳ ه . ق . ) ، برخی از بیماریهای روانی مانند صرع (غش ) ، سرسام (هذیان ) ، مالیخولیا ، فالج (سست و فلج شدن عضوی از بدن ) ، رعشه و . . . را ذکر نموده و طرق تشخیص و مداوای آنها را (که غالبا از طریق مشاوره و روان درمانی بوده است ) ، ارائه نمود . (۳۸)
ابن سینا (۴۱۷ - ۳۷۰ ه . ق . مطابق ۱۰۳۷ - ۹۷۰ . م . ) به مشاوره و راهنمایی در انواع مختلف اخلاقی ، بهداشتی ، تحصیلی ، شغلی و عاطفی توجه کرده است و در مورد اختلالهای روانی نظیر هیستری ، صرع ، واکنشهای شیدایی و مالیخولیا و درمان آنها ، نظریه داشته است . وی ، جوانی از بزرگان آل بویه را که دچار بیماری مالیخولیا شده بود و فکر می‌کرد ، گاو است و غذا نمی‌خورد و پیوسته فریاد می‌زد که مرا بکشید ، از طریق پذیرش او و ادعایش و اینکه باید او به دست قصاب سپرده شود ، حالت ذبح را برایش فراهم ساخت و به او فهماند که ابن سینا او را خوب درک می‌کند و باید معامله گاوهای دیگر با وی بشود ، بیمار بسیار شاد شد ولی آماده برای ذبح که شد ، ابن سینا گفت : این گاو لاغر است ، باید غذا بخورد تا چاق شود و ارزش ذبح داشته باشد . از این رو او دستور داد به وی غذا بدهند و برایش رژیم غذایی مخصوص مشخص کرد و بدین ترتیب داروهای لازم را به او خورانید . پس از حدود یک ماه بهبودی یافت و درمان گردید . (۳۹) آنچه ابن سینا انجام داد ، در واقع نوعی تغییر طرز فکر و نگرش بود که بیمار پیدا کرده بود .
و یا جوانی که از نزدیکان سلطان قابوس بود و بیماری صعب العلاج پیدا کرد ، ابن سینابا گرفتن نبض بیمار و خواستن ارائه گزارش مفصل و دقیق از محله‌های گرگان ، به دست آورد که وی عاشق دختری در یکی از خانه‌های آن محلّه‌ها است و هنگامی که گزارش به محلّه دختر نزدیک می‌شد ، نبض بیمار بیشتر می‌زد و تغییر حالت پیدا می‌کرد . (۴۰) ابن سینا بدین وسیله توانست از عشق و علاقه آن جوان آگاهی پیدا کند و در حل تعارض درونی به وی کمک نماید .
وی ایجاد امید و بشارت به بهبودی را نیز در درمان بیماریهای روانی بسیار مؤ ثر می‌داند و توصیه می‌کند که پزشک باید همیشه از این شیوه درمانی استفاده کند . (۴۱)
و خواجه نصیرالدین طوسی ، به مشاوره و راهنمایی علمی و تحصیلی دانش آموزان بر اساس استعداد و میزان آمادگی و رعایت تفاوتهای فردی آنان تاءکید کرده است . (۴۲)
در چند دهه اخیر ، راهنمایی و مشاوره به صورت یک امر رسمی در مدارس ایران ، مورد توجه قرار گرفت . ابتدا ، ضرورت آن در مدارس در کنفرانسهای فرهنگی در سال ۱۳۳۷ و ۱۳۳۸ در مشهد و آبادان مطرح گردید و همین سبب شد تا کلاسهای کارآموزی برای دبیران به منظور آموزش مقدمات راهنمایی تشکیل گردید و مرکز راهنمایی در اداره کل تعلیمات متوسطه بوجود آمد .
در سال ۱۳۴۴ درس راهنمایی جزء دروس رسمی دانشجویان در دانشگاه تربیت معلم (دانشسرای عالی سابق ) قرار گرفت .
در سال ۱۳۴۶ شمسی ، وزارت آموزش و پرورش رسما از دانشکده‌های علوم تربیتی ، دانشگاه‌ها و مدارس عالی ، تقاضای تربیت مشاور تحصیلی را نمود . دانشگاه تربیت معلم (دانشسرای عالی سابق ) به تاءسیس دوره لیسانس و فوق لیسانس راهنمایی و مشاوره نیز مبادرت ورزید .
در سال ۱۳۴۸ تعداد ۴۹ نفر فوق لیسانس از آن فارغ التحصیل شدند و در مهرماه ۱۳۵۰ که اولین پایه دوره راهنمایی تحصیلی تشکیل شد ، این فارغ التحصیلان به عنوان مشاور راهنمایی مشغول به خدمات راهنمایی شدند . در ابتدای کار ، برای هر ۱۲۵۰ نفر دانش آموز ، یک مشاور تحصیلی یا مشاور راهنمایی وجود داشت و در سال ۱۳۵۷ برای هریک هزار دانش آموز ، یک نفر مشاور راهنمایی وجود داشت .
در سال ۱۳۵۹ ، گرایش مشاوره در رشته علوم تربیتی به تصویب رسید و درس (اصول مشاوره و راهنمایی ) در برنامه‌های درسی دانشکده‌های علوم تربیتی ، تربیت معلّم و دوره‌های کارآموزی مربیان امور تربیتی مدارس ، گذارده شد ، ولی عملاً این مشاوره و راهنمایی ، به علل زیر به شکست انجامید :
الف - آشنا نبودن دانش آموزان و اولیای آنان با اهداف و نقش مشاوره و راهنمایی و عدم اعتماد به مشاوران و رجوع نکردن به مشاوران راهنمایی در مدارس .
ب - عدم اهمیت فارغ التحصیلان مشاوره و راهنمایی به راهنمایی و مشاوره و عدم علاقه به آن و یا احساس بی تفاوتی نسبت به این مهم داشته‌اند و تلقی آنان از این مهم ، صرفا امرار معاش بوده است و معمولاً به تدریس و کار دفتری می‌پرداختند و فعالیتهای مشاوره‌ای انجام نمی‌دادند .
ج - عدم هماهنگی برنامه‌های آموزشی دانشگاه‌ها و اساتید در رشته مشاوره و راهنمایی د - نبود مراجع متخصص و مشخصی که بتواند مشکلات علمی مشاوران را حل نماید .
ه - عدم وجود آزمایشگاه‌های مجهز جهت آزمونهای استاندارد و عدم همکاری متخصصان پزشکی و روان پزشکی با آنان .
و - عدم اعتقاد معلّمان و مدیران به برنامه مشاوره و تاءثیر و کارایی آن در دوره راهنمایی .
پس از انقلاب فرهنگی ، توجه به راهنمایی و مشاوره بیشتر گردید . در سال ۱۳۶۴ هسته‌های مشاوره تربیتی در سطح ادارات کل آموزش و پرورش شکل گرفت و به حل مشکلات دانش آموزان هر استان پرداخت .
در سال ۱۳۶۷ ، پس از جنگ تحمیلی هشت ساله ، رشته (مشاوره ) در دانشگاه‌ها مجددا مورد توجه خاص قرار گرفت و به تربیت مشاوران اقدام نمود و در سال ۱۳۶۹ برنامه کارشناسی ارشد مشاوره نیز به تصویب رسید و در برخی از دانشگاه‌ها به اجرادرآمد .
در سال ۱۳۷۱ ، در نظام جدید آموزش متوسطه برای هر دبیرستان ، یک پست مشاور تربیتی و راهنمایی تحصیلی و شغلی ، پیش بینی شد تا مشاوران با همکاری سایر دبیران متوسطه وظایف مشاوره و راهنمایی تحصیلی و شغلی دانش آموزان را بر اساس پرونده تحصیلی دوره راهنمایی ، نظر و علاقه دانش آموزان ، نظر اولیا و نتایج اجرای تستهای استعداد و علاقه دانش آموزان انجام دهند . (۴۳) در همین سال دو سمینار در زمینه ضرورت مشاوره و جایگاه آن در جامعه در دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی و دانشگاه تربیت معلّم تشکیل شد و بر استفاده واقعی از وجود مشاوران فارغ التحصیل این رشته تاءکید گردید . هم اکنون دروس راهنمایی و مشاوره در سطوح کارشناسی ، ارشد ، دکترا ادامه دارد و در وزارت آموزش و پرورش ، اقدامات لازم برای استفاده از وجود مشاوران در جریان است . (۴۴)
با همه اقدامات قابل توجه که دربارهٔ مشاوره و راهنمایی انجام شده باز هم باید سعی کرد تا با از بین بردن علل شکست مشاوره و راهنمایی در گذشته و برنامه ریزی بهتر ، مشاوره و راهنمایی در انواع مختلف ، جایگاه اصلی خود را در جامعه بویژه در مدارس پیدا کند .

فصل دوّم : مفهوم مشاوره

(مشاوره ) از ریشه (شور) است و شور به معنای استخراج ، به دست آوردن و کشف کردن است . (۴۵)
در (مجمع البحرین ) که بیان کننده کاربردهای الفاظ در قرآن و متون حدیثی است ، در مورد لفظ (مشاوره ) و کاربرد فعلی آن ، آمده است :
(المشاورة مشتقة من شِرْتُ العسل ، ای استخرجته من موضعه . . . وشاورته فی الامر واستشرته بمعنی راجعته لا ری راءیه فیه . . . واءشار علیّ بکذا : ای اءرانی ما عنده فیه من المصلحة ) . (۴۶)
یعنی لفظ (مشاوره ) از کاربرد (شرت العسل ) به معنای استخراج عسل از کندوی زنبور است . و (شاورته . . . ) یعنی به او مراجعه کردم تا نظر او را به دست آوردم . و جمله (اَشار علیّ بکذا) به این معناست که مشاور آنچه را که مصلحت تشخیص دهد ، برای راهنمایی من بازگو کرده است .
(راغب ) ضمن اینکه (مشاوره مشورت و تشاور) را یکی دانسته ، می‌نویسد : ( . . . التشاور والمشاورة والمشورة استخراج الراءی بمراجعة البعض الی البعض ، من قولهم ، شرت العسل اذا اتخذته من موضعه واستخرجته منه . . . ) . (۴۷)
یعنی (تشاور ، مشاوره و مشورت ) هرسه به یک معناست و آن عبارت است از اینکه فردی به فرد دیگر مراجعه کند و راءی و نظر او را در موضوع و مساءله‌ای به دست آورد ، این مفهوم از جمله (شرت العسل ) گرفته شده که آن هنگام به کار می‌رود که عسل را از جایش بگیری و بیرونش بیاوری .
از کاربردهای لفظ (مشاوره ) و مشتقات آن ، امور زیر به دست می‌آید :
۱ - (مشاوره ) به کوششی گفته می‌شود که برای به دست آوردن راءی و نظر شخص دیگر و به منظور حل مساءله با مشکل انجام می‌گیرد و حتی به صرف مراجعه فرد به دیگری که به منظور مشورت صورت پذیرد نیز ، گفته می‌شود .
۲ - (مشاوره ) از امور ذات اضافه است و دارای سه طرف می‌باشد :
الف - (مراجعه کننده یا مستشیر)؛ یعنی فرد یا گروهی که به دیگری مراجعه می‌کند تا به مشورت بپردازد .
ب - (مشاور یا مستشار)؛ یعنی فرد یا گروهی که طرف مشورت واقع می‌شوند .
ج - (موضوع ، مساءله و مشکل مورد مشاوره ) .
۳ - (مشاور) بر اساس شناخت از مراجعه کننده و تشخیص مصلحت او ، وی را راهنمایی می‌کند تا مساءله یا مشکلش حل گردد .
از همین معنای لغوی ، مفهوم اصطلاحی (مشاوره ) نیز ساخته شده است . امروزه ، متخصصان در امر مشاوره ، تعریفهای زیادی از مشاوره بیان کرده‌اند و به آن (روان شناسی مشاوره ) نیز گفته‌اند . به نظر ما (مشاوره ) که معادل (Cunseling) به کار می‌رود ، می‌تواند به صورت زیر تعریف شود :
(مشاوره ، فعالیتی است بین مشاور و مراجعه کننده تا وی با استفاده از راهنماییهای مشاور به قابلیتها و تواناییهای خود ، محیط و موقعیتهای زندگی و دیگر واقعیتهای مربوط به وی ، شناخت پیدا کند و مشکلات و مسایل خویش را حل نماید و در زندگی تصمیمات مقبولی بگیرد) .

واژه مشاوره و راهنمایی

دو واژه (مشاوره و راهنمایی ) در برخی از کتابهای (۴۸) علوم تربیتی و روان شناسی به صورت مترادف به کار گرفته شده و مباحث آن جدا از یکدیگر مطرح نگردیده است .
به نظر ما واژه (راهنمایی ) ، مفهوم وسیعتری از (مشاوره ) دارد و (مشاوره ) یک ارتباط رو در رو بین مشاور و مراجعه کننده است که از مهمترین وسیله راهنمایی به حساب می‌آید و از این روست که گفته شده : (مشاوره ، قلب راهنمایی است ) .
و از طرف دیگر ، در زبان انگلیسی معمولاً معادل مشاوره (Cunseling) و معادل راهنمایی (Guidance) و در عربی ، معادل (مشاوره ) همان مشاوره و مشتقات آن و معادل راهنمایی ، هدایت و مشتقات آن ، به کار می‌رود و هرکدام ، موارد استعمال خاصی ، بویژه در متون اسلامی دارند . ما بحث خود را از (مشاوره ) آغاز می‌کنیم و مسایل اساسی و امور مشترک مشاوره و راهنمایی را ذکر می‌کنیم و به برخی از مباحث فرعیِ راهنمایی نیز اشاره خواهیم کرد .

تمایز مشاوره و روان درمانی

برای (روان درمانی ) ، تعاریف متعددی آورد شده ، مانند اینکه روان درمانی عبارت است از : (تغییر رفتار و برخوردهای فرد ناسازگار و یا در مجموع روشهایی که روان شناس به وسیله آن ، سعی می‌کند بیمار را در جهت تفکر صحیحتر ، احساس اصیل تر و رفتار مورد پسند و رضایت بخش تری ، هدایت کند) .
و یا : (مجموعه روشهایی که با کمک آن ، فرد متخصص تلاش می‌کند در احساسها ، نگرشها ، برداشتها و چگونگی سازگاری مددجو با محیط خود ، تغییراتی ایجاد کند ، پیوندهای سست و شکننده مددجو را با محیط خود ترمیم بخشد و بالا خره او را در مواجهه و مقابله موفقیت آمیز با مسایل و مشکلات خویش ، یاری دهد) . (۴۹) ، از این نوع تعاریف و انطباق آنها با تعاریفی که از (مشاوره ) شده است ، به دست می‌آید که تفاوت روشنی بین مشاوره و روان درمانی وجود ندارد .
گاهی تعاریف یکسان برای مشاوره و روان درمانی ذکر می‌شود و گاه ، هدفهای واحدی برای هر دو مطرح می‌گردد و گاه ، همان روشهایی که در کتابهای روان درمانی ذکر می‌شود ، در کتابهای مشاوره نیز ذکر می‌شود . بعضی از دانشمندان به عدم تفاوت مشاوره و روان درمانی تصریح کرده‌اند :
پاترسون (۵۰) ، بین مشاور و روان درمانگر ، تفاوتی قایل نیست . به اعتقاد او مشاوره یا روان درمانی ، نوعی رابطه یا همبستگی و شامل کنش متقابل بین یک شخص آموزش دیده حرفه‌ای و فرد یا گروهی که داوطلبانه خواهان حل مشکلات روانی خود بوده و این رابطه درمانی نیز به منظور ایجاد تغییر در مددجو به وجود می‌آید .
نلسون جونز(۵۱) نیز معتقد است که فرایندهایی که در مشاوره و روان درمانی به وقوع می‌پیوندد ، با یکدیگر متفاوت نمی‌باشند . وی می‌گوید : (به نظر نمی‌رسد که هیچگونه فن یا فنون خاصی وجود داشته باشد که فرایند مشاوره را از روان درمانی مجزا سازد) .
هالموس (۵۲) نیز هدف همه فعالیتها را در مشاوره و روان درمانی ، یکی می‌داند . و راجز ، روشهای مشاوره و روان درمانی را یکی ذکر می‌کند و می‌گوید : (به همین دلیل یک روش درمانی خاص در کتابی با عنوان روان درمانی مطرح می‌شود و همان روش در کتابهای دیگر ولی با عنوان مشاوره ، مشاهده می‌شود) . (۵۳)
و بعضی مانند دکتر ثنائی ، تمرکز کار در مشاوره و روان درمانی را احساسات ، افکار ، رفتار ، شخصیت ، محیط زندگی و شغلی و تحصیلی فرد دانسته و می‌گوید : (مشاوره و روان درمانی عبارت است از تغییر در احساسات ، شناختها ، برداشتها ، نگرشها ، شخصیت و رفتاری که برای خود فرد یا دیگران مشکل می‌آفریند . (۵۴) این تغییر ، توسط مشاور و درمانگر ایجاد نمی‌شود ، بلکه مراجعه کننده و بیمار ، خود برای تغییر خویشتن تلاش می‌کند و از این رو است که گفته شده روان درمانی یا مشاوره کوشش تعاونی و تلاش متقابل درمانگر و مشاور از یک سو و از سوی دیگر ، بیمار و مراجعه کننده است ) .
وی در مورد کاربرد واژه (روان درمانی ) در گذشته و حال نیز می‌گوید : (روان درمانی گرچه در قرن نوزدهم ، شیوه درمان (نوروزها) و بیماریهای روانی تلقی می‌شد و در انحصار روان پزشکان قرار داشت ، امروزه اصطلاح روان درمانی به (مداخلاتی ) اطلاق می‌شود که برای بهبود بخشیدن به انواع مشکلات عاطفی یا رفتاری صورت می‌گیرد) .
در مقابل ، عدّه‌ای از روان شناسان سعی کرده‌اند بین مشاوره و روان درمانی ، تمایزی را بیان کنند . از جمله : هاهن (۵۵) و مکلین (۵۶) می‌گویند : (هدف مشاوره ، پیشگیری بیماری روانی است ، ولی هدف روان درمانی ، درمان آن بیماریهاست ) . (۵۷)
ولبرگ (۵۸) نیز معتقد است که : (توجه به سطح وجدان خودآگاه از ویژگیهای مشاوره و توجه به سطح وجدان ناخودآگاه از ویژگیهای روان درمانی است ) . (۵۹)
برامر(۶۰) و شوستروم (۶۱) گفته‌اند : (مشاوره با واژه‌هایی از قبیل : تربیتی ، کمکی ، موقعیتی ، حل مساءله ، آگاهی شعوری و تاءکید روی عادی و بهنجار بودن ، مشخص می‌شود ، ولی روان درمانی ، واژهایی از قبیل : بازسازی ، تاءکید روی عمق ، تحلیل تمرکز روی ناخودآگاه و تاءکید روی مشکلات عصبی یا عاطفی ، مشخص می‌گردد) . (۶۲)
و ، مورر(۶۳) می‌گوید : (مطالعه دربارهٔ اضطراب بهنجار ، وظیفه مشاوران و بررسی دربارهٔ اضطراب عصبی بر عهده روان درمانگران است ) . (۶۴)
و ، تایلر(۶۵) می‌گوید : (روان درمانی عبارت است از حل تعارضات درونی شخص و ایجاد دگرگونی در شخصیت وی ، ولی مشاوره کمک به مراجعه کننده است برای کسب مفهوم روشنی از هویت خویش و توانمندی برای ایفای هرچه بهتر نقش خود) . (۶۶)
مجموع آنچه در کلمات این روان شناسان در تمایز مشاوره و راهنمایی مطرح شده ، چهار چیز است :
۱ - مشاوره ، پیشگیری ، ولی روان درمانی ، درمان است .
۲ - در مشاوره ، توجه به وجدان خودآگاه است و در روان درمانی ، به ناخودآگاه .
۳ - مشاوره ، خاص اشخاص بهنجار است ، ولی روان درمانی ، خاص افراد نابهنجار است .
۴ - در مشاوره ، معرفت خویشتن و توانمند شدن برای ایفای نقش هرچه بهتر هدف است ، ولی در روان درمانی ، دگرگونی و بازسازی شخصیت فرد ، هدف می‌باشد .
ولی باید توجه داشت که این فرقها ، نمی‌تواند فرقهای فارقی باشد؛ زیرا :
اوّلاً : پیشگیری و درمان در مشاوره و روان درمانی ، هردو می‌تواند مطرح باشد ، پیشگیری نسبت به بروز مشکلات و بیماریهای احتمالی و درمان ، نسبت به مشکلات و بیماریهای موجود .
ثانیا : توجّه به وجدان خودآگاه و آنچه در ذاکره فرد است ، اختصاص به مشاوره ندارد ، همانطور که توجه به ضمیر ناخودآگاه و امیال و تصورات واپس زده (به تعبیر فروید) اختصاص به روان درمانی ندارد .
ثالثا : شدید یا ضعیف بودن پریشانی و اختلال روانی نمی‌تواند ملاک تمییز بین مشاوره و روان درمانی باشد ، علاوه بر اینکه حدّ و مرز معینی را نمی‌توان مشخص کرد تا روان درمان پس از اندکی درمان ، عمل و رفتار فرد را در سطحی بهنجار ببیند و او را به یک نفر مشاور ، ارجاع دهد .
رابعا : کسب شناخت و توانمندی برای ایفای نقش برای مراجعه کننده‌ای که به درمانگر مراجعه کرده است ، وجود دارد ، همانطور که در مشاوره می‌تواند سازمان شخصیت مراجعه کننده تغییر یابد و رفتارش اصلاح شود .
لازم به توجه است که گرچه تمایزهای ذکر شده ، به نظر ناتمام است ولی می‌توان گفت که روان درمانی نسبت به مشاوره اخص است ؛ زیرا آن به اختلالها و بیماریهای روانی اختصاص دارد و مواردی مانند مسایل و مشکلات تحصیلی و شغلی و بهداشتی را شامل نمی‌شود ، ولی مشاوره همه آنها را نیز ، شامل می‌گردد . و در کاربردهای این دو لفظ ، هیچگاه به کسی که در این موارد مراجعه کننده را راهنمایی می‌کند ، (روان درمانگر) نمی‌گویند ، اما (مشاور) گفته می‌شود . بنابراین ، (مشاوره ) نسبت به (روان درمانی ) ، اعم است

فصل سوّم : اهمیت مشاوره

(مشاوره ) نقش بسیار مهمی در زندگی مادی و معنوی انسان و بویژه در بهبود تحصیل دانش آموزان ، رابطه خود با دیگران ، کاهش رفتارهای ناسازگار و انتخاب صحیح شیوه زندگی دارد .
اهمیت و نقش مشاوره آنچنان است که در قرآن و کلمات معصومین (علیهم السّلام ) بسیار مورد سفارش قرار گرفته است . ما در این قسمت ، برخی از آن آیات و احادیث را بیان می‌کنیم :

مشاوره در قرآن و احادیث

در قرآن ، سوره‌ای به نام (شورا) است که در آیات ۳۶ تا ۳۸ آن ، (مشاوره ) به عنوان یکی از صفات ویژه مؤ منان ، در ردیف توکل ، اجتناب از گناه ، (تقوا) اجابت پروردگار ، اقامه نماز ، انفاق و . . . مطرح گردیده ، می‌فرماید :
( . . . وَما عِنْدَاللّهِ خَیْرٌ وَاَبْقی لِلَّذینَ آمَنُوا وَعَلی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ وَالَّذینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِر الاْثْمِ وَالْفَواحِشَ وَاِذا ما غَضِبُوا هُمْ یَغْفِرُونَ وَالَّذینَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَاَقامُوا الصَّلاةَ وَاَمْرُهُمْ شُوری بَیْنَهُمْ وَمِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ ) .
( . . . و آنچه نزد خداوند است برای کسانی که ایمان آورده و بر پروردگارشان توکل می‌کنند ، بهتر و پایدارتر است ؛ همان کسانی که از گناهان بزرگ و اعمال زشت ، اجتناب می‌ورزند و هنگامی که خشمگین شوند ، عفو می‌کنند . و کسانی که دعوت پروردگارشان را اجابت کرده و نماز را برپا می‌دارند و کارهایشان به صورت مشورت در میان آنان است و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم ، انفاق می‌کنند) .
و در سوره آل عمران ، آیه ۱۵۹ خطاب به پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) در کنار امر به عفو مردم و استغفار برای آنان و به مشورت در امور با آنان چنین دستور داده است :
(فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظّاً غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشاوِرْهُمْ فِی الاْمْرِ فَاِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ . . . )
(به (برکت ) رحمت الهی در برابر آنان (مردم ) خرم (و مهربان ) شدی و اگر خشن و سنگدل بودی ، از اطراف تو ، پراکنده می‌شدند . پس آنان را ببخش و برایشان آمرزش طلب کن و در کارها با آنان مشورت کن ، اما هنگامی که تصمیم گرفتی (قاطع باش و) بر خدا توکل کن . . . ) .
در احادیث نیز ، در وهله نخست ، مشاوره ، نیاز طبیعی فرد دانسته شده است . رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله ) در این باره فرموده است :
( . . . ما یستغنی رجل عن مشورة . . . ) . (۶۷)
(هیچ فردی از مشاوره بی نیاز نیست ) .
دوم اینکه : مشاوره امری است بدون ضرر که هیچگاه باعث بدبختی انسان نمی‌شود ، بلکه پشتیبان و کمک خوبی برای رشد و یافتن راه رستگاری است . پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) می‌فرماید :
(ما شقی عبد قطّ بمشورة . . . ) . (۶۸)
(هرگز کسی از مشورت ، بدبخت نشد) .
و نیز فرمود :
(لن یهلک إ مرؤ عن مشورة ) . (۶۹)
(هیچ کس از مشورت ، به هلاکت نمی‌افتد) .
و در توصیه‌هایش به امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) نیز فرمود :
(لا مظاهرة اوثق من المشاورة . . ) . (۷۰)
(هیچ پشتیبانی با اعتمادتر از مشاوره نیست ) .
و نظیر آن از علی (علیه السّلام ) نقل شده که فرموده است :
( . . . لا ظهیر کالمشاورة ) . (۷۱)
(هیچ پشتیبانی همانند مشاوره نیست ) .
و نیز فرمود :
(المستشیر علی طرف النجاح ) . (۷۲)
(مشورت کننده در طریق رستگاری است ) .
البته باید توجه داشت که بی ضرر بودن مشاوره ، مشروط به آن است که مشاوره ، با تمام حدود و شرایطی که بعدا ذکر می‌شود انجام شود وگرنه مشاوره ، ضررش بیش از سود آن خواهد بود .
امام صادق (علیه السّلام ) در این زمینه می‌فرماید :
(ان المشورة محدودة فمن لم یعرفها بحدودها کان ضررها علیه اکثر من نفعها . . . ) . (۷۳)
(به درستی که مشاوره ، دارای حدود و شرایطی است ، کسی که آن شرایط و حدود را نشناسد و آنها را رعایت نکند ، مشاوره برایش بیش از آنچه برای او سودمند باشد ، مضر خواهد بود) .
سوم اینکه : مشاوره همچون هدایت است که از خطا و اشتباه و درنتیجه از پشیمانی و توبیخ و سرزنش دیگران جلوگیری می‌نماید . علی (علیه السّلام ) می‌فرماید :
(الاستشارة عین الهدایة ) . (۷۴)
(مشورت خواهی ، هدایت است ) .
و نیز فرمود :
(ما استنبط الصواب بمثل المشاورة ) . (۷۵)
(هیچ چیزی همانند مشورت کردن ، راه درست را به دست نمی‌دهد) .
و نیز فرمود :
(المستشیر متحصن من السقط) . (۷۶)
(مشورت کننده از اشتباه و لغرش ، مصون است ) .
و پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) نیز فرموده است :
(المشاورة حصن من الندامة واءمن من الملامة ) . (۷۷)
(مشاوره از پشیمانی جلوگیری می‌نماید و باعث می‌شود انسان از توبیخ و سرزنش [خود و دیگران ] ، مصون بماند) .
چهارم اینکه : (مشاوره ) در هر کاری لازم شمرده شده و از مشاوره نکردن نهی گردیده است و این حقیقت تذکر داده شده ، کسی که به مشاوره نمی‌پردازد ، پشیمان می‌شود . امام سجاد (علیه السّلام ) در این باره فرموده است :
(لا یفعلن احدکم امرا حتی یستشیر) . (۷۸)
(هیچ یک از شما نباید هیچ کار مشکلی را بدون مشورت انجام دهد) .
و امام باقر (علیه السّلام ) نیز فرمود :
( . . . من لا یستشر یندم . . . ) . (۷۹)
(کسی که در کارها مشورت نمی‌کند پشیمان می‌شود) .
و امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) فرمود :
(من استبدّ براءیه هلک و من شاور الرجال شارکها فی عقولها) .
(کسی که به راءی خود تکیه کند هلاک می‌شود و کسی که با دیگران مشاوره نماید ، شریک عقلهای آنان می‌گردد) .
پنجم اینکه : (مشاوره ) باعث می‌شود که توفیق الهی یار انسان گردد تا در کارها موفق تر و عاقلانه تر عمل کند . پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) فرموده است :
( . . . فمن استشار منهم (من امتی ) لم یعدم رشدا ومن ترکها لم یعدم غیّا) . (۸۰)
(از امت من هرکس مشاوره نماید ، راه رشد و درستی را از دست نخواهد داد و هرکس بدون مشورت کاری انجام دهد ، گمراهی دامنگیر او خواهد شد) .
و نیز فرمود :
(من اءراد امرا فشاور فیه إ مراءً مسلما وفّقه اللّه لا رشد اموره ) . (۸۱)
(کسی که می‌خواهد کاری انجام دهد و در مورد آن با فرد متدینی مشورت کند ، خداوند او را به آنچه بهترین است موفق می‌دارد) .
و از آن حضرت در تفسیر آیه ۳۸ شورا نقل شده است که فرمود :
(ما من رجل یشاور احدا الا هدی الی الرشد) . (۸۲)
(هیچ کس با دیگری به مشاوره نمی‌پردازد مگر آنکه به رشد و راه صحیح ، هدایت می‌شود) .
ششم اینکه : پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) و ائمه اطهار (علیهم السّلام ) علاوه بر اینکه خود ، مشاور مردم بودند و پیوسته به راهنمایی مردم می‌پرداختند ، با دیگران نیز مشورت می‌کردند؛ مانند آنکه در بدر ، پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) این مساءله را - که مسلمانان بجنگند یا نه - به شور گذاشت و بعد از آنکه راءی اکثریت مبنی بر جنگیدن اعلام شد ، تصمیم بر جنگ گرفت ، همچنین در مورد محل استقرار لشکر ، نظر (حباب بن منذر) پذیرفته شد(۸۳) که می‌گفت : گرچه این محل به دشمن نزدیک است ولی در کنار آب است . (۸۴)
و یا در (جنگ خندق ) ، به منظور محافظت از شهر ، نظر (سلمان ) مبنی بر حفر گودال در اطراف مدینه را پذیرفت و پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) دستور فرمود تا اطراف مدینه را حفر کنند (۸۵) و نظایر اینها بسیار است که رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله ) و ائمه اطهار (علیهم السّلام ) پیوسته در کارها ، با اصحابشان به مشاوره می‌پرداختند .
امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) نیز چنین بود . مشاوره او با دوازده نفر(۸۶) مانند سلمان ، ابوذر و . . . در مورد سکوت ۲۵ ساله اش و یا قیام و جنگ و مشورت با اصحاب بدر و یاران خود در انتخاب استانداران و فرمانداران و نظایر اینها ، همه شاهد بر این حقیقت است . (۸۷)
در حدیثی نقل شده است که امام رضا (علیه السّلام ) در مورد کاری ، با یکی از اصحابش ، مشورت کرد و او از اینکه طرف مشاوره امام (علیه السّلام ) قرار گرفته ، شگفت زده شد . حضرت برای اینکه بیان نماید این روش همیشگی ماست و جای شگفتی نیست ، فرمود :
( . . . ان رسول اللّه (صلی اللّه علیه و آله ) کان یستشیر اصحابه ثم یعزم علی ما یرید) . (۸۸)
(رسول خدا - درود خدا بر او و دودمانش باد - پیوسته از اصحابش ، در کارها ، مشورت خواهی می‌کرد ، سپس بر انجام خواسته اش تصمیم می‌گرفت ) .
و نیز آن حضرت از پدر بزرگوارش حضرت موسی بن جعفر (علیه السّلام ) یاد می‌کند و می‌فرماید : با اینکه عقلهای دیگران قابل مقایسه با عقل پدرم نبود ، بسیار رخ می‌داد که با خدمتکار خانه به مشورت می‌پرداخت و در پاسخ این سؤ ال که آیا با چنین فردی مشورت می‌کنید ، می‌فرمود :
( . . . ان اللّه تبارک و تعالی ربما فتح علی لسانه . . . ) . (۸۹)
(چه بسا خدا بر زبان او دری را بگشاید) .
شایان توجه است که پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) و ائمه طاهرین (علیهم السّلام ) خود نیاز به مشورت با دیگران نداشته‌اند و مشورت آنان با دیگران به منظور اهداف مشخصی بوده است .
مرحوم مفید (رحمه اللّه ) ، در توضیح آیه ( . . . وَشاوِرْهُمْ فِی الاَمْرِ فَاِذا عَزَمْتَ فَتَوکَّلْ عَلَی اللّهِ . . . ) . (۹۰) به علت امر به مشورت پیامبر با مردم می‌پردازد و می‌فرماید : این امر ، جنبه تربیتی دارد و منظور این است که مردم یاد بگیرندکه :
اولاً : با الفت و دوستی ، با هم به مشورت بپردازند .
ثانیا : یاد بگیرند که هنگام تصمیمات اخذ شده ، مؤ دب به ادب الهی بشوند و تسلیم باشند و برخلاف تصمیم گرفته شده هیچ کس اقدامی ننماید .
نکته قابل توجه اینکه خدای سبحان به پیامبرش خبر داده بود که : ( . . . وَمِنْ اَهْلِ الْمَدِینَةِ مَرَدُوا عَلَی النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ . . . ) . (۹۱) (منافقانی در مدینه هستند که تو آنان را نمی‌شناسی ولی ما آنان را می‌شناسیم ) با اینکه آنان برخلاف دستور پیامبر عمل می‌کردند . خدا امر به مشورت کرد تا باطن آنان در گفتگوها روشن شود و به این منظور هم پیامبر با همه آنان نیز مشورت می‌کرد . در حقیقت خدا مشورت با آنان را راهی برای شناسایی آنان قرار داد .
مرحوم مفید (رحمه اللّه ) ، سپس به مشورت با منافقان در جنگ بدر اشاره می‌کند که خدا هم نیات پلید آنان را از خیانت در مشورت در سوره انفال ، آیه ۶۷ و ۶۸ بیان داشته است . (۹۲)
و با توجه به موارد کثیره مشاوره معصومین (علیهم السّلام ) اجمالاً می‌توان گفت که مشاوره آنان با دیگران به منظور احترام و شخصیت دادن به مردم و رشد فکری آنان بوده است ؛ تا به مشاوره عادت کنند و بدانند که مشاوره با دیگران عیب نیست و به شخصیت کسی لطمه وارد نمی‌آورد .
و نیز به منظور شرکت دادن مردم در کارها و جلوگیری از انتقادنسبت به فرد خاص ، در صورت شکست در کار و استفاده از تاءیید مردم برای اجرای درست و کامل چیزی که بر آن تصمیم گیری شده است . و همچنین برای شناساندن افراد صلاحیتدار برای مشاوره و برحذر داشتن مردم از اینکه بر هرکسی مراجعه نکنند؛ مانند دستور امام حسن (علیه السّلام ) به (عبیداللّه بن عباس ) مبنی بر اینکه با (قیس بن سعد و سعید بن قیس ) ، در کارها مشورت کند . (۹۳)
و یا مشورت امام صادق (علیه السّلام ) با (زید بن علی بن الحسین (علیه السّلام ) )(۹۴) که برای شناساندن و معرفی این گونه افراد ، با آنان مشورت می‌شده و یا امر به مشورت با ایشان شده است .

فصل چهارم : موضوع و هدف مشاوره

از آیات و روایاتی که نقل شد ، به دست می‌آید که اولاً : هر مشکلی می‌تواند موضوع مشاوره باشد و محدود به موضوع خاصی نیست و همه امور زندگی فردی ، خانوادگی ، مادی ، معنوی ، شغلی ، تحصیلی ، سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و . . . را شامل می‌شود .
ثانیا : هدف از مشاوره عبارت است از :
۱ - رشد فکری و معنوی و هدایت صحیح افراد در زندگی مادی و معنوی .
۲ - ایجاد اعتماد به نفس و توانمندی برای تصمیم گیری بجا در حوادث و امور زندگی و جلوگیری از رفتارهای ناسازگار و سهل انگاریها و لغزشها .
۳ - ایجاد روحیه تعاون و همکاری و پرهیز از استبداد در راءی .
۴ - حل مشکلات مراجعه کنندگان .

مشکل یا مساءله در مشاوره

در (مشاوره ) ، (مساءله یا مشکل ) به پدیده‌ای گفته می‌شود که روی کارکرد فرد ، یا گروه یا جامعه اثر می‌گذارد و یا پیوند فرد را با خود و دنیای پیرامون خود برهم می‌زند و کوششهای طبیعی حیات شخص را به مخاطره می‌اندازد .
مسایل و مشکلات رشدی ، سازشی و شخصیتی افراد ، به شکلهای مختلف در رفتار فرد ظاهر می‌شوند . برخی از صور این مشکلات عبارتند از :
۱ - استمرار عادتهای نادرست ؛ مانند مکیدن شست ، جویدن ناخن ، شب ادراری .
۲ - انجام کارهای غیر عادی ، مانند راه رفتن در خواب ، بی نظمی در خواب ، کم خوابی ، پرخوابی و خواب دیدن کابوس .
۳ - اختلالات در رفتار اجتماعی ؛ مانند تقلب ، توهین به بزرگترها یا همگنان ، دروغگویی ، دزدی ، پرخاشگری ، گریز از مدرسه و خانه و . . .
۴ - اختلالات ارتباطی ؛ مانند انزوا طلبی ، ناتوانی در برقراری روابط و فعالیتهای گروهی ، وابستگی افراطی به دیگران و . . .
۵ - ناراحتیهای عاطفی ؛ مانند اضطراب ، ترس ، خجالت بی جا ، افراط در ابراز علاقه و یا تنفر ، افسردگی و . . .
۶ - اختلالات یادگیری ؛ مانند ناتوانی کلامی و لکنت زبان ، عدم یادگیری مهارتهای خاص ، عقب ماندگی درسی و . . .
۷ - عدم تعادل در پندار و رفتار .
لازم به توجه است که چه بسا مسایل و مشکلات فرد مراجعه کننده ، آمیزه‌ای از چند اختلال باشد؛ مانند اختلالات عاطفی و عادتهای نادرست و اضطراب و چه بسیار اختلالات بدنی که مشکلاتی عاطفی و رفتاری به دنبال دارند و یا برعکس ، مشکلات عاطفی و رفتاری که در نظم بدن ، اختلالاتی را موجب می‌شوند .
و نیز باید توجه داشت که برخی عواطف از فرد به فرد دیگر و از شرایط و محیط به شرایط و محیطی دیگر انتقال می‌یابد؛ مثلاً خشم نوجوان نسبت به پدر ، به معلم ، مادر و یا بالعکس منتقل می‌شود و عدم توفیق در خواندن درس یا قطع وابستگی از دوست ، به صورت افسردگی و واکنشهای روانی و دفاعی در خانه و مدرسه ، تجلّی می‌نماید .

بیان مشکل از زبان خود مراجعه کننده

از اولین وظایف مشاور ، کمک به (مراجعه کننده ) است تا حتی الاِمکان ، مراجعه کننده بتواند مشکلاتش را دقیق بیان کند . بسیاری از مراجعه کنندگان ، دلیلی برای رجوع به مشاور جز این ندارند که نمی‌دانند مشکلشان دقیقا چیست ؟ و یا از مطرح کردن آن با افراد دیگر بیم دارند ، از این رو ضروری است ، مشاور ، پرسشهایی از قبیل : (چه چیز را خود به عنوان مشکل تلقی می‌کنی ؟ آیا احساس می‌کنی این مشکل را دیگری هم دارد ؟ این مشکل در رفتارت چه اثری گذارده است ؟ با مثال بیان نما) ، طرح نماید تا مراجعه کننده بتواند به صورت دقیق و صریح ، مشکل و حدود و آثار آن را برای مشاور بیان کند .
همچنین مشاور ، مراجعه کننده را تشویق کند تا مشکل خود را به صورت واقعی و عینی مطرح نماید و از کلی گویی و ابهام در گفتار ، بپرهیزد ، مثلاً این جمله که : (احساس خوبی ندارم ) مبهم است ، ولی دو جمله : (احساس تنهایی می‌کنم . در مشکلات و نیازهایم کسی نیست که مرا یاری دهد) ، روشن است .
و یا جمله : (دوستم با من رفتار خوبی ندارد) ، مبهم است ، ولی جمله : (دوستم مرا مسخره می‌کند و به من می‌گوید احمق ) ، روشن است .
در بیان مشکل ، هدفی را هم که مراجعه کننده دنبال می‌کند باید مورد توجه قرار گیرد؛ یعنی با پرسشهایی از قبیل اینکه می‌خواهی چگونه بشوی ؟ چه حالتی پیدا کنی ؟ چکار کنی که الا ن نمی‌توانی ؟ به مراجعه کننده کمک شود تا هدفش را روشن کند و انتظاری را که از مشاوره دارد ، به صورت صریح بیان نماید .
در شناخت مسایل و کشف مشکلات افراد ، مشاور و روان درمانگر بایست به عواملی که باعث آن مسایل و مشکلات شده ، توجه نماید . از مهمترین عوامل ، سه عامل زیر است :
۱ - نیازهای ارضا نشده : از جمله مشکلات و موانعی که در راه رشد و زندگی آرام انسان بوجود می‌آیند ، مشکلاتی است که به علّت ارضا نشدن نیازها پدید می‌آیند .
هرعمل یا کنش انسان ، در جهت ارضای نیازهای متعدد اوست و شخص ، تحت نفوذ و تاءثیر خواسته‌ها و نیازهای خویش قرار می‌گیرد و ناکامی در آنها ، مشکلات روانی و عوارض جسمانی زیادی را به بار می‌آورد . شناخت این نیازها و تفکیک آنها و جهت دادنشان از نیازهای پایین تر به طرف نیازهای بالاتر ، در روند مشاوره ، بسیار مؤ ثر است . از جمله نیازهای بشر که ارضا نشدنش باعث مشکلات روانی فراوانی می‌شود ، عبارتند از : نیاز به احساس عزت و ارزش در نظر خود و دیگران ، احترام ، موفقیت ، مسؤ ولیت ، محبت ، تعلق (یعنی نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن ) ، نیاز به قابل اعتماد بودن ، نیاز به اعتماد به خود ، نیاز به امنیت جانی ، مالی و . . .
مشاور ، باید بررسی کند که کدامیک از این نیازهای اساسی در شخص مراجعه کننده ، اشباع نشده و یا در آن افراط شده است که زمینه اختلالهای روانی را موجب گردیده است . مشاور ، با شناسایی آنها و راهنماییهای لازم در فراهم ساختن زمینه ارضا و یا برقراری تعادل نیازها ، کوشش می‌نماید .
روابط انسانی نیز برای ارضای نیازهای اساسی ما ضروری اند؛ زیرا اکثر نیازهای شخص ، از طریق روابط انسانی ، قابل ارضاست . داشتن روابط سالم با دیگران ، کلید رشد و آسایش آدمی است . و در شخصیت و هویت خویشتن شخص نقش عمده دارند . دیگران برای ما هم جنبه آینه دارند؛ یعنی ما را به ما نشان می‌دهند و هم راهنما و اسوه تقلیدی ما هستند ، همانطور که امام صادق (علیه السّلام ) می‌فرماید : (المسلم اخو المسلم هو عینه ومرآته ودلیله . . . ) . (۹۵)
(مسلمان ، برادر مسلمان است و به منزله چشم اوست و آینه تمام نمای او محسوب می‌شود (و او را به خودش نشان می‌دهد) و راهنما (و الگوی تقلیدی ) اوست ) .
همین روابط اگر سالم نباشند ، زمینه اکثر مشکلات و ناراحتیهای روانی افراد را فراهم می‌سازند و می‌توان گفت : عمده مشکلات انسان ، اجتماعی و ناشی از ارتباط با دیگران است .
در مشاوره ، به روابط فرد با دیگران توجه می‌شود و روابط سالم از ناسالم ، تفکیک می‌گردد و روابط ناسالمی که مشکلات روانی برای فرد ایجاد کرده است ، به وی شناسانده می‌شود و راهنماییهای لازم در جهت تصحیح روابطش ، صورت می‌پذیرد .
۲ - عوامل مربوط به محیط ، موقعیتها و شرایط زندگی فرد که نتایج رفتاری و روانی خاصی را موجب شده است . عوامل مربوط به محیط که مشکل زاست ؛ شامل عوامل اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، خانواده‌ها ، نقایص تربیتی و آموزشی و انگیزشهای فردی و اجتماعی ، است .
باید توجه داشت که انسان امروزی ، در جامعه‌ای زندگی می‌کند که فرد را با امور متضاد رو به رو می‌سازد ، از یک سو او را به رقابتهای خشونت آمیز می‌کشد و از سوی دیگر ، او را به همکاری و تشریک مساعی می‌خواند . جامعه ، نیازها و خواستهای فرد را افزایش می‌دهد ، ولی وسایل کافی را برای برآوردن نیازها و خواسته‌های وی در اختیارش نمی‌گذارد . با این وصف ، گریزی از بیماریهای روانی برای افراد نیست و مشاوران نمی‌توانند وقایع اجتماعی و شرایط محیطی زندگی را برای مراجعه کنندگان خود ، تغییر دهند و فقط می‌توانند از شدت تاءثیرات اجتماعی بر افراد بکاهند و به آنان در برخورد منطقی با شرایط و وقایع اجتماعی ، کمک کنند .
۳ - عوامل مربوط به نحوه برداشت و طرز تلقی فرد از جهان ، محیط زندگی و موقعیت خود که موجب احساس حقارت و درک منفی از خویش می‌شود ، احساس عدم موفقیت در کارها ، اضطراب ، افسردگی و احساس بی کفایتی و یا عدم ابراز وجود و شایستگی نداشتن کار و شغل با شاءن و مقام خود و . . . است . (۹۶)

مراحل مشکل گشایی

در شناسایی و حل مشکلات و رفع ناراحتیهای شخصی ، مراحلی وجود دارد :
اوّل : فرد ، با احساس مشکل ، امنیت خود را در خطر می‌بیند و سعی می‌کند آن را از دیگران مخفی نگه دارد تا عکس العمل منفی نسبت به او صورت نگیرد .
دوّم : فرد ، به واقعی بودن مشکل پی می‌برد و خود می‌پذیرد که دچار مشکل شده است . بزرگترین سد در راه حل مشکلات ، نفی یا احتراز از قبول یا باور داشتن نسبت به وجود مشکل است .
سوّم : فرد ، مسؤ ولیت رو به رو شدن با مشکل و حل آن را می‌پذیرد و به مشاوره یا مشاور و راهنما ، به عنوان یک قدم مهم در رسیدن به یک راه حل موفقیت آمیز ، اقدام می‌کند .
چهارم : برای رسیدن به راه حل از تغییر رفتار ، افکار و راه حلهای ممکن ، استقبال می‌نماید و برای آن طرح ریزی و تصمیم گیری می‌کند .
پنجم : فرد ، در تلاش و کوشش برای ایجاد تغییر رفتار و زندگی خود و حل مشکل ، احساس موفقیت می‌کند و یاد می‌گیرد .

ضرورت مشاوره در مدارس

در گذشته اشاره شد که مشاوره در بهبود تحصیلی و اتخاذ شیوه صحیح زندگی دانش آموزان ، نقش بسیار مؤ ثری دارد .
و نیز گذشت که حل مشکلات مراجعه کنندگان ، بویژه دانش آموزان از اهداف مشاوره به حساب می‌آید . ضرورت مشاوره در این مهم ، آن هنگام روشنتر می‌شود که بدانیم دانش آموزان ، در مدارس با مسایل و مشکلات فراوانی رو به رو می‌شوند که حل بسیاری از آنها از عهده معلمان و مدیران عادی مدارس بیرون است و لازم است که مشاوران ورزیده و متعهدی به این امر بپردازند .
مشکلات و مسایل دانش آموزان در مدارس ، با نگاهی اجمالی عبارتند از :
۱ - نداشتن هدف مشخص در زندگی و یا در مدرسه .
۲ - احساس حقارت .
۳ - کم رویی .
۴ - بی حوصلگی .
۵ - ترس .
۶ - نداشتن دوست و رفیق مناسب .
۷ - زود رنجی .
۸ - نداشتن تفریح مناسب و سالم .
۹ - بی اطلاعی از ناراحتیهای جسمی . . . و راه درمان آن .
۱۰ - مشکلات مادی .
۱۱ - مسایل اخلاقی و دینی .
۱۲ - ناسازگاری با والدین و نامادری .
۱۳ - پرخاشگری .
۱۴ - خرابکاری .
۱۵ - تقلب و گول زدن دیگران .
۱۶ - تخلف از تکالیف و تنبلی در درس خواندن .
۱۷ - خودنمایی .
۱۸ - فرار از مدرسه .
۱۹ - توهین ، مزاحمت و آزار رسانی .
۲۰ - دروغگویی .
۲۱ - اندوهباری .
۲۲ - سوء ظن .
۲۳ - غیبتهای مکرر .
۲۴ - مخالفت یا بی اعتنایی به مقررات .
۲۵ - گرایش به سیگار و مواد مخدّر .
۲۶ - خودبازی و مسایل جنسی دیگر و اثرات ناشی از آن .
۲۷ - انتخاب رشته تحصیلی بدون توجه به علاقه و استعداد .
۲۸ - انتخاب شغل و . . .
با مطالعه و دقت در اهداف اسلام در تعلیم و تربیت ، روشن می‌گردد که حل مسایل و مشکلات دانش آموزان ، امری ضروری است و از آنجا که درک مسایل و مشکلات دانش آموزان و حل آنها ، نیاز به تخصص ، تعهد و دقت کافی دارد ، باید در هر مدرسه لااقل یک مشاور ، با دارا بودن شرایط لازم و مسؤ ولیت مشخص عهده دار این مهم گردد .

هدف مشاوره در مدارس

مشاوره در مدارس ، باعث اموری از قبیل امور زیر می‌شود :
۱ - دانش آموزان ، درک و فهم درستی از خود پیدا می‌کنند و به نقاط قوّت و ضعف ، تواناییها و محدودیتهای خویش پی می‌برند و به خودشناسی و خودیابی می‌رسند و ارزیابی صحیح از خود خواهند داشت .
۲ - دانش آموزان ، بهداشت را امری ارزشمند تلقی می‌کنند و به حدی از رشد در این زمینه می‌رسند که خود را به امور بهداشتی ، عادت می‌دهند .
۳ - آنان از جهان بینی صحیح و هدف زندگی و عقاید فرهنگی و دینیِ درست ، آگاه می‌شوند و به رشد لازم می‌رسند .
۴ - به شرکت در فعالیتهای گروهی ، اجتماعی و آموزشگاهی و کسب مهارتهای لازم ، تشویق می‌شوند .
۵ - برای تصمیم گیری مناسب تحصیلی و شغلی و . . . به دانش آموزان ، کمک می‌شود و با توجه به علاقه و استعداد آنان به رشته تحصیلی و یا شغل مناسب ، راهنمایی می‌گردند .
۶ - رفتارهای نابهنجار دانش آموزان به رفتارهای بهنجار تغییر می‌یابد و در حقیقت ، مشاوره به اصلاح رفتار در آنان می‌انجامد .

فصل پنجم : صفات و ویژگیهای مشاور

مشاور کارامد و موفق ، مشاوری است که از ویژگیهای شخصیتی ، علمی ، اخلاقی ، عاطفی ، اجتماعی و تواناییهای لازم برخوردار باشد .
الگوی مشخصی که از همه صفات ، تواناییها و شخصیت و منش یک مشاور کارآمد حکایت کند ، وجود ندارد ، بلکه بهترین توصیف برای او صفاتی از قبیل : خوش خلقی و برخورد شایسته با دیگران ، برخورداری از نگرش مثبت نسبت به زندگی ، اعتماد به نفس ، توانایی نفوذ در مراجعه کننده ، توانایی تصمیم گیری در مواقع مناسب ، تحمل فشارهای روانی در موقعیتهای خاص و بحرانی ، مانند موقعیتهای انتقاد و تحقیر ، کظم غیظ و فرو بردن خشم و عدم اظهار آن ، توانایی درک و احساس همه هیجانهای آدمی مانند نشاط ، غم ، همدلی ، محبت ، صمیمیت ، فداکاری ، احساس خوشبختی و . . . ، برخورداری از عقل و درایت و ثبات اندیشه ، توانایی شناخت مسایل و مشکلات و تجزیه و تحلیل آنها و استنتاج از آنها و نظایر اینها .
اینک ، برخی از صفات مشاور را که نقش بیشتری در موفقیت مشاور دارد ، توضیح می‌دهیم و احادیثی از معصومین (علیهم السّلام ) را نیز در صفات مشاور می‌آوریم :
آن که عهده دار امر مشاوره است ، باید دارای تواناییهای زیر باشد :

عالم و صاحبنظر در موضوع مورد مشاوره و زمینه‌های آن

مثل مسایل روان شناسی ، اصول تعلیم و تربیت ، اصول و فنون مشاوره و راهنمایی و آگاهیهای اجتماعی ، شغلی ، فرهنگی ، دینی و . . . باشد .

توانایی ایجاد ارتباط عاطفی با دیگران

مشاوران کارامد ، موفقیت خود را در این می‌دانند که می‌توانند با ایجاد ارتباطهایی به مراجعه کنندگانشان بپردازند تا از توجه مناسب برخوردار و از تهدید به دور باشند ، به طوری که در این ارتباط ، هر دو احساس امنیت و مصونیت کافی کنند و به عنوان اشخاص واقعی و خود انگیخته عمل کنند . ماهیت این ارتباط ، می‌تواند خود به خود درمان کننده باشد و عمدتا بستگی دارد به اینکه مشاور به عنوان یک شخص واقعی عمل نماید . (۹۷)

خلوص

مشاور ، باید انگیزه‌های خود را برای قبول مسؤ ولیت مشاوره و کمک مراجعه کنندگان ، مورد بررسی قرار دهد و دقیقا انتظارش را از ارتباط مشاوره‌ای ، برای خودش خالص سازد . تعدادی از مشاوران در بسیاری از اوقات از دلایل رضایت شخصی خود نسبت به مشاوره ، بی اطلاعند و بدون انگیزه کمک به دیگران ، نظر مشورتی می‌دهند و یا انگیزه خالص ندارند ، بلکه برای اجتناب از رویارویی با مشکلات شخصی ، حاضر می‌شوند به دیگران کمک کنند و یا به دلیل انگیزه‌های شخصی دیگر ، مانند اینکه مشاوره برای او اعتبار و سلطه می‌آورد و به وی اعتماد می‌کنند ، اقدام به قبول مشاوره می‌نمایند .

حلم و بردباری

مشاور با مراجعه کنندگانی از فرهنگها و سلیقه‌هایی مختلف ، با ارزشهای بسیار متفاوت با فرهنگ و ارزشهای خودش ، ملاقات دارد . تفاوتهای سنّی ، نژادی ، جنسی و طبقه اجتماعی - اقتصادی ، احتمال تضادهای فرهنگی و ارزشی را افزایش می‌دهد .
مشاور باید با چنین مراجعه کنندگانی رو به رو شود و سعی کند مراجعه کننده را با ارزشهای اجتماعی ، اخلاقی و دینی مورد قبول ، آشنا کند و ارزشهای درست او را بپذیرد و تاءکید کند و ارزشهای ساختگی وی را در مقایسه با ارزشهای صحیح ارزیابی کند . وظیفه مشاور ، تشویق ارزشیابی عینی نگرشها ، معیارها و اعمال است ، مشاور حق ندارد ارزشهای خود را به مراجعه کننده ، تحمیل کند .

توانایی ادامه مشاوره و شهامت پیگیریمسایل و مشکلات ، تا مرحله حل آنها

مشاور باید برای کمک به دیگران شهامت و اعتماد به نفس داشته باشد و تقاضای کمک را نادیده نگیرد و به دلیل عدم تمایل به درگیری با شخص دیگر ، عذرخواهی ننماید . و یا آنکه نگوید که آن مورد ، از حیطه مشاوره ، خارج است . مشاور کارامد به پذیرش مسؤ ولیتها علاقه مند است و خود را در موقعیتهای خطر شخصی ، عاطفی ، حرفه‌ای و . . . ، قرار می‌دهد و چنین نیست که فقط در محدوده امن و مشخص اِعمال نماید . (۹۸)

رازداری

رازداری به معنای محرمانه نگهداشتن تمام اطلاعات مربوط به مراجعه کننده است که در جریان مشاوره بیان کرده است . حفظ اسرار مراجعه کننده ، از حقوق وی به حساب می‌آید؛ زیرا ارتباط مشاوره‌ای ، یک ارتباط خصوصی بر اساس اعتماد است و باید در هر شرایطی به اسرار شخصی که بر اساس این اعتماد بیان گردیده ، احترام گذاشت و آنها را حفظ کرد و رازداری بخشی از اصل اخلاق حرفه‌ای است و از این رو باید دقیقا رعایت شود ، بر این اساس ، باید :
الف - ثبت مصاحبه‌ها و گفتگوهای مشاوره‌ای به صورتی باشد که قابل استفاده برای غیر مشاور نباشد و یا گزارشها در جای امنی نگهداری شود و پس از پایان ارتباط مشاوره‌ای ، نابود گردد . برای اطمینان بخشی به مراجعه کننده از جهت رازداری ، می‌توان آنچه را که مراجعه کننده اجازه می‌دهد ، یادداشت و ثبت شود و زیاده بر آن را صرفا مشاور ، به خاطر بسپارد .
ب - هرگاه ارجاع به مؤ سسه یا مشاور دیگر صورت بگیرد و یا در مورد مراجعه کننده با فرد دیگری از خانواده گفتگو شود ، از مراجعه کننده اجازه گرفته شود .
ج - در مواردی که لازم باشد ، به دلیل قانون یا خطری که زندگی مراجعه کننده یا دیگری را به خطر می‌اندازد ، سرّی فاش شود ، باید مشاور ، مراجعه کننده را مطلع سازد . (۹۹)

نقش الگویی

از آنجایی که در مشاوره ، مراجعه کننده به تقلید اعمال مشاور می‌پردازد و برخی عقاید و نگرشهای او را به عنوان عقاید و نگرشهای خود تلقی می‌کند ، مشاور باید از خود ، ارزشها و رفتارش و صحت آنها ، کاملاً آگاه باشد و با احتیاط کامل عمل کند و نسبت به امور کم ارزش ، تعصب نورزد و حساسیت نشان ندهد بلکه افکار و ارزشهای صحیح را تبیین نماید و از سوی دیگر با عمل صحیح و با ارزش خود ، او را به ارزشهای دینی جذب نماید . (۱۰۰)

احترام به همکاران

مشاور ممکن است به عنوان یکی از اعضای گروه یا مؤ سسه‌ای کار کند ، باید به نقشها و حقوق همکارانشان از معلّمان ، روان شناسان ، مددکاران اجتماعی و . . . احترام بگذارد تا تضادهایی در زمینه اِعمال قدرت و مدیریت ، پیش نیاید .

خودآگاهی

مشاور باید برای کشف بیشتر تواناییها و محدودیتهای خویش بکوشد و چگونگی درک مردم از وی و واکنش آنها نسبت به خود را دریابد و این مستلزم خودآگاهی فزاینده است و به این منظور ، مشاور باید خودش را تا حدودی در خطر آشکار ساختن بر دیگران قرار دهد و مشتاق دریافت باز خورد از دیگران باشد تا دریابد که وی چگونه بر دیگران اثر می‌گذارد و تاچه حدّ رفتارش با مقاصدش مطابقت دارد .

تقوا

مشاور باید باتقوا و آزاد از هوای نفس و ترسان از خدا باشد .

علایق شایسته

لازم است مشاور به امور زیر علاقه مند باشد تا در مشاوره کارامد و موفق باشد :
الف - علاقه مندی به شغل مشاوره و کار با افرادی که مشکل دارند .
ب - علاقه مندی به رشد و پیشرفت دیگران .
ج - علاقه مندی به مطالعه در زمینه‌های گوناگون روان شناسی ، انسان شناسی ، علوم تربیتی و مشاوره که می‌تواند زمینه ساز مشاوره و راهنمایی باشد .
د - علاقه مندی به شرکت در جلسات گروهی ، سمینارها در زمینه مشاوره و روان درمانی .
ه - علاقه مندی به بررسی و تحقیق در رفتارهای آدمی و رسیدن به نتایج واقعی و شیوه‌های مؤ ثر در مشاوره و روان درمانی .
و - علاقه مندی به دفاع از حق و حقیقت .
ز - علاقه مندی به همدردی و همدلی با افراد دردمند و گرفتار .
ح - عدم علاقه به پست و مقام و عدم وابستگی به صاحب قدرت .
و اینک چند حدیث ، در صفات مشاور بیان می‌کنیم :
رسول اکرم (صلی اللّه علیه و آله ) فرمود :
(شاوروا العلماء الصالحین . . . ) . (۱۰۱)
(با دانشمندان صالح ، مشورت نمایید . . . ) .
علی (علیه السّلام ) فرمود :
(خیر من شاورت ذوُوا النُّهی والعلم واُولُوا التجارب والحزم ) . (۱۰۲)
(بهترین کسی که با او مشورت می‌کنی ، صاحبان خرد و دانش و دارندگان تجربه و دوراندیشانند) .
و نیز فرمود :
(من شاور ذوی الالباب دلَّ علی الصَّواب ) . (۱۰۳)
(کسی که با صاحبان لُبّ (خردمندان ) مشورت نماید به راه درست ، راهنمایی می‌شود) .
امام صادق (علیه السّلام ) فرمود :
(ان المشورة لا تکون اِلاّ بحدودها . . . فاوّلها ان یکون الّذی تشاوره عاقلاً والثانیة ؛ ان یکون حرّا متدینا و الثالثة ؛ ان یکون صدیقا مؤ اخیا . . . واذا کان صدیقا مؤ اخیا کتم سِرَّک . . . ) . (۱۰۴)
(مشورت ضوابطی دارد . . .
۱ - اینکه مشاور عاقل باشد .
۲ - مشاور متدین و آزاد از هوای نفس باشد .
۳ - دوست و برادر باشد . . . و اگر برادر و دوست صمیمی باشد ، سرّ تو را کتمان می‌نماید و رازدار باشد . . . ) .
پیامبر اکرم (صلی اللّه علیه و آله ) فرمود :
(شاوروا المتقین الذین یؤ ثرون الا خرة علی الدنیا ویؤ ثرون علی انفسهم فی امورکم ) . (۱۰۵)
(با افراد متقی مشاوره نمایید که آنان آخرت را بر دنیا و کارهای شما را بر کارهای خودشان ترجیح می‌دهند) .
و نیز علی (علیه السّلام ) فرمود :
(شاوِرْ فی امورک الذین یخشون اللّه . . . ) . (۱۰۶)
(در کارت با کسی مشاوره کن که از خدا خشیت و خوف دارد) .
امام صادق (علیه السّلام ) در صفات مشاور می‌فرماید :
( . . . وایّاک والراءی الفطیر وتجنّب ارتجال الکلام ولا تشر علی مستبدٍّ براءیه ولا عَلی وغد ولا علی متلوّن ولا علی لجوج و . . . ) . (۱۰۷)
(از دادن راءی بدون تاءمل و تعمق بپرهیز و از گفتن آنچه فورا بر زبان می‌آید ، اجتناب کن و خود با کسانی که دارای صفات زیرند به مشورت مپرداز :
الف - کسی که به ناحق بر نظر خویش پافشاری می‌کند .
ب - فرد آتش افروز و سخن چین .
ج - شخص چند چهره و منافق و متقلب .
د - فرد لجباز و . . . ) .
و نیز می‌فرماید :
(شاور فی امورک ممّا یقتضی الِّدین من فیه خمس خصال : عقل وحلم وتجربة ، و نصح وتقوی ، فان لم تجد فاستعمل الخمسة واءعزم وتوکل علی اللّه ، فان ذلک یؤ دیک الی الصواب . . . وفی المشورة تعبّاء اکتساب العلم والعاقل من یستفید منها علما جدیدا ویستدل به علی المحصول من المراد . . . ) . (۱۰۸)
(در کارهایت با کسی مشاوره کن که دارای پنج ویژگی و صفت باشد : عقل و درایت ، حلم و بردباری ، تجربه و کارکشتگی ، علاقه مندی به پند و نصیحت ، تقوا و حفاظت نفس از امور ناشایست ، و اگر چنین کسی را نیافتی ، این پنج صفت را در خود ایجاد کن و سپس با توکّل بر خدا ، تصمیم بر کار خویش بگیر ، بدانکه این صفات ، تو را به حقیقت می‌رساند . . . در مشاوره زحمت کسب علم وجود دارد و خردمند کسی است که از مشاوره ، علم جدیدی را به دست آورد و بر حاصلی از مقصود خود راه پیدا کند . . . ) .
و امام صادق (علیه السّلام ) از (لقمان ) نقل می‌فرماید که به پسرش سفارش می‌کرده که :
( . . . واءجهد راءیک لهم اذا استشاروک ثم لاتعزم حتی تثبّت وتنظر ولا تجب فی مشورة حتی تقوم فیها وتقعد وتنام وتصلّی وانت مستعمل فکرک وحکمتک فی مشورته ، فانّ من لم یمحّض النصیحة لمن استشاره سلبه اللّه تبارک وتعالی راءیه ونزع عنه الا مانة . . . ) . (۱۰۹)
(هنگامی که از تو مشورت بخواهند ، برای آنان به کاربگیر ، سپس اندیشه خود را برای ارائه نظر صائب و تا به یک راءی درست نرسیده‌ای ، تصمیم بر اظهار نظر مگیر و پاسخ مشورت (امور مهم ) را مده مگر آنکه در همه حال در قیام و قعود و خوابت روی آن بیندیشی و نماز بخوانی و فکرت و حکمتت را خوب به کارگیری و سپس به پاسخ اقدام کنی ، به درستی که کسی که خود را برای نصیحت و راهنمایی مراجعه کنندگانش آماده و ممحَّض ننماید ، خدا راءی و فکر صحیح را از او سلب می‌کند و امانت عقل و اندیشه را از او می‌گیرد . . . ) .

فصل ششم : وظایف مراجعه کنندگان

برای افرادی که به مشورت نیازمندند نیز وظایفی برشمرده‌اند؛ از جمله :
۱ - مراجعه به کسی که واجد شرایط مشاوره باشد و انتخاب نکردن افراد جاهل ، احمق ، غیرعاقل و بی شخصیت (پست ، بدگمان به خدا ، حریص ، ترسو ، دروغگو و . . . ) . برای مشاوره در این باره روایاتی نقل شده است که در ذیل ، اشاره می‌شود :
امیرمؤ منان علی (علیه السّلام ) می‌فرماید :
(لا تشاورنّ فی امرک من یجهل ) . (۱۱۰)
(نباید در کار خود با کسی که نادان است مشورت کنی ) .
و نیز امام صادق (علیه السّلام ) فرمود :
(استشر العاقل . . . ) . (۱۱۱)
(با عاقل و غیر احمق ، مشورت کن ) .
همچنین آن حضرت می‌فرماید :
(ایاک ومشاورة النساء اِلاّ من جرّبت بکمال عقل ، فانّ راءیهن یجرّ الی الا فن وعزمهن الی وهن ) . (۱۱۲)
(از مشورت با زنانی که به کمال عقلی نرسیده‌اند ، بپرهیز؛ زیرا چه بسا راءیشان نسنجیده باشد و بر اساس امر نیندیشیده‌ای نتیجه گیری کنند و تصمیم بگیرند) .
لازم به توجه است که این حدیث مانند احادیث متعدد دیگر ، دلالت دارند که (اسلام ) مردم را از مشاوره با زنان به صورت مطلق ، نهی نکرده است ، بلکه از مشاوره با زنانی نهی شده است که به کمال عقلی نرسیده‌اند و یا برخی دیگر از صفات مشاور را ندارند و به همین جهت ، در احادیث ، مواردی به چشم می‌خورد که مشورت با زن مورد تاءیید قرار گرفته و به عنوان عامل مؤ ثر در موفقیت مرد به حساب آمده است ؛ مانند آنچه امام موسی بن جعفر (علیه السّلام ) در مورد زن و مرد صالح از بنی اسرائیل نقل می‌فرماید :
(آن مرد خواب دید که خدا عمرش را نصف کرده ، یک نصف در مال و وسعت و نصف دیگر در ضیق و زندگی مشقت ، او مخیّر شد که اوّل یکی از آن دو نصف را اختیار کند ، او گفت : من زن نیکوکاری دارم که شریک من در زندگی است ، با او مشورت می‌کنم و به شما خبر می‌دهم : (ان لی زوجة صالحة وهی شریکی فی المعاش ، فاءشاورها فی ذلک . . . ) ، سپس او صبحگاه با همسرش مشورت کرد ، همسرش گفت : نصف اول را اختیار کن و عافیت را ابتدا داشته باش . شایدخدا بعدا به ما رحم کند و نعمتش را بر ما تمام نماید . او در شب بعد در خواب گفت که من نصف اول را اختیار کردم ، خدا هم در روزی به او وسعت داد . همسرش به وی گفت : از این مال به اقوام و نیازمندان ، همسایگان و برادرت بده . او هم چنین کرد . وقتی نصف اول عمر تمام شد ، آن مرد همان را که در خواب دیده بود ، دوباره دید ، به وی گفته شد خدا از تو تشکر می‌کند و بقیه عمرت هم در وسعت خواهی بود) . (۱۱۳)
و نیز امام صادق (علیه السّلام ) فرمود :
( . . . فلا تستشر العبد والسفلة فی امرک . . . ) . (۱۱۴)
(با افراد بی شخصیت و پست مشورت نکن ) .
و نیز فرمود :
(ولا تدخلن فی مشورتک بخیلاً یعدل بک عن الفضل ویعدک الفقر ولا جبانا یضعفک عن الامور ، ولا حریصا یزین لک الشره بالجور ، فان البخل والجبن والحرص غرائز شتی یجمعها سوء الظن باللّه ) . (۱۱۵)
(در مشورت خود بخیل را راه مده ؛ زیرا تو را از عطا و تفضل به دیگران باز می‌دارد و می‌گوید تو فقیر می‌شوی . همچنین با فرد ترسو مشورت نکن ؛ چون تو را در تصمیمات ، ضعیف و سست می‌کند . و نیز حریص را طرف مشورت خود قرار مده ؛ چونکه حرص در طلب مال را - هرچند با تجاوز به حقوق دیگران - برای تو زیبا جلوه می‌دهد . بدان که بخل و ترس و حرص ، گرایشهای مختلفی است که جامع آنها بدگمانی به خداوند است ) .
آن حضرت در جای دیگر فرموده است :
(لا تستشر الکذاب ، فانه کالسراب یقرب الیک البعید ویبعد علیک القریب ) . (۱۱۶)
(از دروغگو مشورت خواهی نکن ؛ زیرا او مانند سراب است و دور را برای تو نزدیک و نزدیک را برای تو دور جلوه می‌دهد) .
۲ - مراجعه کردن به مشاوری که مورد اعتماد و پذیرش است . امام صادق (علیه السّلام ) می‌فرماید :
( . . . ولا تشاور من لا یصدقه عقلک وان کان مشهورا بالعقل والورع . . . ) . (۱۱۷)
(با کسی که مورد قبول عقل تو نیست مشورت نکن ، گرچه به عقل و تقوا (دیانت ) مشهور باشد) .
۳ - پیروی از راهنماییهای مشاور و مخالفت نکردن با تکالیفی که او مشخص می‌کند . حضرت امام صادق (علیه السّلام ) در این باره می‌فرماید :
(استشر العاقل من الرجال الوَرع ، فانه لا یاءمر الا بخیر وایاک والخلاف فان مخالفة الورع العاقل مفسدة فی الدین والدنیا) . (۱۱۸)
(با عاقلِ متدین مشورت کن که او بجز خیر تکلیف نمی‌کند و از مخالفت کردن با او بپرهیز؛ زیرا فساد در دین و دنیا را به دنبال دارد) .
و نیز فرمود :
( . . . واذا شاورت من یصدّقه قلبک فلا تخالفه فیما یشیر به علیک و ان کان بخلاف مرادک . . . ) . (۱۱۹)
(وقتی با کسی که مورد قبول تو است مشورت می‌کنی ، با او ، در آنچه به ظاهر علیه تو نظر می‌دهد ، مخالفت نکن ، گرچه برخلاف خواسته ات باشد) .
البته باید توجه داشت که در صورت اختلاف راءی مشاوران ، لازم است از بهترین راءی پیروی کرد؛ چنانکه قرآن در توصیف خردمندان می‌فرماید :
( . . . فَبَشِّرْ عِبادِ اْلَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ اَحْسَنَهُ اُولئِکَ الَّذِینَ هَدیهُمُ اللّهُ وَاُولئِکَ هُمْ اُولُواالاْلْبابِ ) . (۱۲۰)
(بشارت ده بندگان مرا که سخنان را می‌شنوند و بهترین آنها را پیروی می‌کنند ، اینان همان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده است و آنان در حقیقت خردمندانند) .
۴ - متهم نساختن مشاور و تشکر از اظهار نظرهای وی . امام سجاد (علیه السّلام ) در این باره می‌فرماید :
(واما حق المشیر علیک فلا تتّهمه . . . فامّا تهمته فلا تجوز لک اذا کان عندک ممن یستحق المشاورة ولا تدع شکره علی ما بدالک من إ شخاص راءیه وحسن وجه مشورته . . . ) . (۱۲۱)
(حق مشاور بر مراجعه کننده این است که او را متهم نسازد . اتهام نسبت به کسی که او را مستحق مشورت دانسته‌ای ، جایز نیست ؛ بلکه باید از اظهار نظر و حسن پذیرشش در مشاوره تشکر کنی و او را سپاسگزار باشی ) .

فصل هفتم : اصول مشاوره و راهنمایی

(اصل ) در لغت به معنای ریشه و منشاء و مصدر چیزی است و منظور از اصول مشاوره و راهنمایی ، (قواعد و مفاهیم نسبتا کلی است که باید مبنای کار و فعالیت راهنمایان ، مشاوران و مراجعه کنندگان قرار گیرد) .
در این باره تذکر چند نکته ضروری است :
۱ - از آنجا که مشاوره ، خود نوعی راهنمایی است ، اصول مشاوره ، اصول راهنمایی نیز محسوب می‌شود و در آنجا نیز به کار می‌آید .
۲ - همه اصول مشاوره و راهنمایی در عرض هم و با یک نسبت از جهت شمول و کلیت نیستند و به همین علت در تعریف گفته شد : (قواعد و مفاهیم نسبتا کلی )؛ بلکه برخی از این اصول در طول یکدیگرند و چه بسا یکی مبنا برای اصل یا اصولی دیگر باشد .
۳ - اصول مشاوره و راهنمایی ، تنها مبنای فعالیتهای مشاوره‌ای و راهنمایی در مدارس نیست ، بلکه این اصول چه بسا مبنای راهنمایی و هدایت همه افراد در همه مراحل زندگی خواهد بود .

اصول مشاوره و راهنمایی

توجه به کرامت و شرافت ذاتی و اختیاری مراجعه کننده

هر انسانی ، با کرامت (۱۲۲) آفریده شده و دارای احترام است و چه بسا فردی در سایه تقوا از کرامت اختیاری (۱۲۳) نیز برخوردار باشد؛ از این رو مشاور ، وظیفه دارد تا با مراجعه کننده خود برخورد انسانی اخلاقی داشته باشد و با تکریم شخصیتش او را در حل مشکلات موجود یاری رساند .
سنت پیامبر( صلی اللّه علیه و آله ) این بود که مراجعه کنندگان به خود را بسیار احترام می‌گذاشت و حتی عبای خود را زیر پای آنان می‌گسترانید و بالشی که تکیه گاه خود بود ، به آنان می‌داد . (۱۲۴)
امام سجاد (علیه السّلام ) یکی از حقوق مهم مشورت کننده را در این می‌داند که مشاور ، به شخصیت وی احترام گذارد و با مهربانی و نرمی سخن بگوید و با او انس گیرد . (۱۲۵)

آزادی و اختیار

در اسلام موضوع (اختیار انسان ) بسیار مورد تاءکید قرار گرفته و جبرگرایی نفی گردیده است . از این روست که انسان را در انتخاب راه هدایت و ضلالت ، آزاد گذاشته‌اند :
(اِنّا هَدَیْناهُ السَّبِیلَ اِمّا شاکِراً وَاِمّا کَفُوراً . )(۱۲۶)
(ما راه درست را به انسان نشان می‌دهیم ، او آزاد است که بخواهد شاکر باشد و هدایت شود و یا ناسپاس و گمراه گردد) .
و یا گفته‌اند که شما مردم در انتخاب دنیا و آخرت و ترجیح یکی بر دیگری دو دسته‌اید :
(یک دسته ، دنیا را برمی گزینید و دسته‌ای دیگر آخرت را) .
( . . . مِنْکُمْ مَّنْ یُریدُ الدُّنْیا وَمِنْکُمْ مَّنْ یُریدُ الاْخِرَةَ . . . ) . (۱۲۷)
( . . . برخی از شما کسی هست که خواهان دنیاست و برخی از شما کسی است که خواهان آخرت است . . . ) .
از دیدگاه اسلام ، فرستادن انبیا و تکلیف به انسانها و پاداش و کیفر آنان و بهشت و جهنم و عدالت خدا و . . . با اختیار و انتخاب انسان ، مفهوم پیدا می‌کند و هرگز ، اینها با مجبور بودن انسان سازگار نیست . پس یکی از اصول که باید مبنای مشاوره و راهنمایی قرار گیرد این است که به موضوع اختیار مراجعه کننده و لوازم آن توجه شود .
منظور از اصل آزادی و اختیار در مشاوره و راهنمایی این است که اولاً : فرد در رجوع به مشاور و شرکت در مشاوره ، آزاد است و نباید به شرکت در جلسه مشاوره و راهنمایی مجبور شود و یا مشاور خاصی بر او تحمیل گردد .
ثانیا : در مشاوره ، به هیچ وجه ، فرد به کاری مجبور نشود و هدایت و راهنمایی به گونه‌ای صورت نگیرد که شخص ناچار شود از روی اضطراب به کاری دست زند .
ثالثا : طرح مطالب هر فرد با انتخاب و تصمیم خودش است هر فرد آن هنگام که در خودش آمادگی ببیند ، مطلب خود را بیان می‌کند و نباید مشاور ، اصراری بر آن داشته باشد تا تصور کند که آزادیش از او سلب شده است .
رابعا : فرد ، صاحب اختیار احساسات خویش است ، مشاور باید حق بیان عواطف و احساسات را به وی بدهد و احساسات و عواطف مخصوص به او را محترم بشمارد .
خامسا : فرد ، آزاد باشد تا برای مشکلش ، خود راه حل مناسبی پیدا کند و مشاور ، راه حل معینی را به او تحمیل نکند . بلکه او را راهنمایی کند تا خود او به راه حل مناسب برسد و آن را برگزیند و بجا تصمیم بگیرد و عمل نماید .
بر این اساس ، فرد ، هدف خود را عملی می‌سازد و چنین احساس نمی‌کند که به صورت برده ، هدف و آرمانهای دیگری را به اجرا درمی آورد . (۱۲۸)
قرآن در این باره به پیامبرش می‌فرماید :
(تو با مردم مشورت بکن ولی انتخاب و تصمیم و عمل با تو است که با توکل بر خدا انجام می‌دهی ) .
( . . . وَشاوِرْهُمْ فِی الاْمْرِ فَاِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ . . . ) . (۱۲۹)
امام سجاد (علیه السّلام ) نیز در تاءیید آنچه گذشت می‌فرماید :
( . . . فکن علیه فی راءیه بالخیار . . . ) . (۱۳۰)
(تو در به کار بستن راءی و نظر مشاور ، آزاد هستی ) .

راهنمایی بر اساس واقعیت و حق

توجه به اینکه راهنمایی و هدایتِ مشورت خواه ، به گونه‌ای انجام پذیرد که بر اساس واقعیت و حق باشد که اگر مشاور به جای وی بود به همان هدایت عمل می‌کرد . بنابراین ، نباید اظهار نظر و هدایت وی خوشایند او یا بر اساس هوای نفس خود مشاور یا غیر آن باشد و در صورت ناتوانی خود ، او را به مشاوره فرد صلاحیتدار دیگر ارجاع دهد .
امام سجاد (علیه السّلام ) می‌فرماید :
(واما حق المستشیر فان حضرک له وجه راءی جهدت له فی النَّصیحة واشرت علیه بما تعلم انک لو کنت مکانه عملت به . . . وان لم یحضرک له راءی وعرفت له من تثق براءیه وترضی به لنفسک دللته علیه وارشدته الیه ، فکنت لم تاءله خیرا ولم تدّخره نصحا ولا حول ولا قوة الاّ باللّه ) . (۱۳۱)
(از حقوق مشورت کننده نسبت به تو (مشاور) این است که به آن گونه راهنمایی اش کنی و نظر واقعی بدهی که اگر تو به جای او بودی همان را می‌کردی . . . و اگر از این گونه راهنمایی و نظر دهی ، ناتوانی او را به مشاوری که مورد وثوق است و تو او را برای خود می‌پسندی ، ارجاع دهی ، اگر چنین کردی در راهنمایی و خیرخواهی کوتاهی نکرده‌ای . البته هیچ کاری بدون قدرت الهی مقدور نیست ) .
پیامبر اکرم (صلی اللّه علیه و آله ) فرموده است :
( . . . من استشار اخاه فاشار علیه بامر وهو یری الرشد غیر ذلک فقد خانه ) . (۱۳۲)
(مشاوری که در پاسخ مشورت خواه به چیزی نظر دهد و او را به امری هدایت کند که می‌داند راه رشد و واقعیت ، چیز دیگری غیر از آن است ، به او خیانت کرده است ) .

توجه به ویژگیهای مراجعه کننده

توجه به مجموعه علاقه‌ها ، احساسها ، خواستها ، نیازهای بدنی و روانی و تفاوتهای فردی مراجعه کنندگان است .
از دیگر اصولی که باید مبنای فعالیت در مشاوره قرار گیرد به این معنی که از یک سو علاقه‌ها و احساسهای پیشین و فعلی فرد مورد توجه قرار گیرد؛ چه بسا نرسیدن به چیزی که مورد علاقه اش بوده یا هست ، مسایل روانی خاصی برای او پدید آورده باشد و یا موجب انجام کاری گشته که نمی‌بایست انجام می‌شد و آن کار برایش از نظر روانی یا اجتماعی و . . . مشکلی ایجاد کرده است ؛ زیرا علاقه افراطی به هرچیز ، انسان را کر و کور می‌کند ، از این رو ، حق را درست درک نمی‌کند و به انحراف کشیده می‌شود . رسول اکرم (صلی اللّه علیه و آله ) فرموده است :
( . . . حبّک للشئ یعمی ویصمّ . . . ) . (۱۳۳)
(علاقه افراطی تو به هرچیز ، تو را کور و کر می‌سازد) .
علاقه زیاد به چیزی که سزاوار آن همه ارزش دهی را ندارد به (هوا) تبدیل شده ، اساس بدبختیها می‌گردد؛ همانطور که امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) فرموده است :
(الهوی اءسّ المحن ) . (۱۳۴)
(هوا و عشق به امور ناپسند و ناشایست ، اساس بدبختیها و گرفتاریهاست ) .
و گاهی فرد ، احساس نادرستی از خود دارد ، خویشتن را پست و حقیر می‌شمارد و احساس ناتوانی و کمبود می‌کند . به همین علت ، از عزت نفس برخوردار نیست و به کارهای ناشایست دست می‌زند و احیانا رفتارهای نابهنجاری از او مشاهده می‌شود . حضرت امام صادق (علیه السّلام ) می‌فرماید :
(ما من احدیتیه الا من ذلة یجدها فی نفسه ) . (۱۳۵)
(هیچ کس به کاری ناپسند روی نمی‌آورد مگر آنکه ذلت و حقارتی در خود احساس می‌کند) .
امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) نیز می‌فرماید :
(نفاق المرء من ذل یجده فی نفسه ) . (۱۳۶)
(دورویی و بی صداقتی فرد ، از حقارتی که در وجود خود احساس می‌کند ، ناشی می‌شود) .
توجه مشاور به این نوع علاقه‌ها و احساسها و تعدیل و تصحیح آنها ، مراجعه کننده به وی را در حل مسایلش یاری می‌نماید .
امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) می‌فرماید :
(ببلوغ الا مال یهون رکوب الاهوال ) . (۱۳۷)
(با رسیدن به آمال و چیزهای مورد علاقه ، می‌توان بر اضطرابها (و ناراحتیهای روانی ) غلبه پیدا کرد) .
بر این اساس ، مشاور باید به نیازها و خواستهای روانی مراجعه کننده از قبیل نیاز به محبت ، امنیت و آرامش ، تعلق و وابستگی به غیر ، استقلال و اعتماد به نفس و . . . توجه داشته باشد؛ زیرا ممکن است کمبود محبت یا ترس از چیزی و متکی نبودن بر نیرو و توان خود و . . . باعث اختلالات روانی مثل اضطراب ، افسردگی ، اندوهناکی ، بی ارادگی ، ناتوانی ، احساس ضعف و سستی و . . . در شخص شده و زندگی را برایش ناگوار کرده باشد . امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) در این باره می‌فرماید :
(لا عیش لمن فارق احبته ) . (۱۳۸)
(برای کسی که از محبوبهایش جدا شده (به نیازهای محبتی او پاسخ داده نمی‌شود) زندگی گوارایی وجود ندارد) .
توجه به این نوع نیازها و کوشش در رفع آنها و ایجاد موقعیتهای مناسب گروهی و اجتماعی و تصحیح شناخت فرد از خویشتن و برجسته کردن نقاط قوتش و اموری مانند آن ، به وی کمک می‌کند تا حالت طبیعی خود را بازیابد و در نتیجه نارساییهای روانی او به تدریج از بین برود .
امیرالمؤ منین علی (علیه السّلام ) فرموده است :
(ان للقلوب شهوة واقبالاً وادبارا ، فاءتوها من اقبالها وشهوتها ، فان القلب اذا اُکره عمی ) . (۱۳۹)
(همانا برای دلهای آدمیان ، علاقه‌ها و کششها و بی رغبتی هاست ، پس (هرگاه دل به چیزی میل و رغبت داشت ) از راه تمایلش او را به کاروادارید؛ زیرا هنگامی که قلب به آنچه دوست ندارد واداشته شود ، کور می‌گردد) .
از سوی دیگر ، توجه به نیازهای بدنی ، مانند نیاز به غذا و فعالیتهای عضلانی و ورزش نیز لازم است ؛ زیرا با تاءمین سلامت و رشد قوای بدنی ، شادابی ، اراده و توانایی برای کار و فعالیت و . . . به شخص باز می‌گردد و روان او تحت تاءثیر قرار می‌گیرد و از بیماریهای روانی متعددی نجات پیدا می‌کند .

تعاون و همکاری مشاور و مراجعه کننده

از اصول مهم در مشاوره و راهنمایی ، همکاری مشاور و مراجعه کننده در تعیین هدف ، مشخص شدن مسؤ ولیتها ، هماهنگی فعالیتها و . . . است . این امر سبب می‌شود که مشاور برای درک صحیح از موقعیت مراجعه کننده و نیازها و ویژگیهای روانی او و راهنمایی و هدایتش به شناخت واقعی از خود و زدودن ابهامات فکری و دادن تفکر منطقی به او و حل مسایلش ، تمام تلاش خود را بنماید و از هیچ سعی و کوششی دریغ نورزد؛ چنانکه امام صادق (علیه السّلام ) به فرزندش توصیه می‌فرماید که :
( . . . واجهد راءیک لهم اذا استشاروک . . . ) . (۱۴۰)
(تمام تلاش خود را در راهنمایی و هدایت مراجعه کنندگان به خود به کارگیر) .
فرد مشورت کننده نیز باید سعی کند اطلاعات لازم را در اختیار مشاور قرار دهد و بخصوص عواطف و احساساتش را برای او بازگو کند و بدون هیچ مقاوت در برابر او چیزی را از وی پنهان ندارد . امام صادق (علیه السّلام ) در برشماری امور اساسی در مشاوره می‌فرماید :
( . . . ان تطلعه علی سرّک فیکون علمه به کعلمک بنفسک . . . ) . (۱۴۱)
(باید مشاور را آن گونه از سرّ خود آگاه کنی که آگاهی او به تو همانند آگاهی تو به خودت باشد) .
در اسلام ، همکاری بر اساس تقوا امری مطلوب است ، آنچه برخلاف تقوا و بلکه نامشروع است همکاری به گناه و دشمنی و اقدام علیه دیگران است .
قرآن در این باره می‌فرماید :
( . . . تَعاوَنُوا عَلی البِرّ وَالتَّقْوی وَلا تَعاوَنُوا عَلَی الاْثْمِ وَالْعُدْوانِ وَاتَّقُوا اللّهَ اِنَّاللّهَ شَدِیْدُ الْعِقابِ ) . (۱۴۲)
(بر اساس نیکی و تقوا با یکدیگر همکاری داشته باشید و هرگز بر اساس گناه و دشمنی همکاری ننمایید ، تقوای الهی را رعایت کنید؛ بدانید که عقاب الهی (بر این نوع همکاری ) شدید و سخت است ) .
بنابراین ، مشاور موظف است در اظهار نظر و راهنماییهای خود ، ضوابط شرعی را رعایت کند تا مبادا موجبات اغوای فرد را فراهم آورد و به گناه و کارهای خلاف شرع کشانده شود یا زمینه انحراف و معصیت در او پدید آید .
تقوا ، همکاری مشاور را در مشاوره و راهنمایی ، ارزشمند می‌سازد و آن را مورد قبول درگاه خداوند متعال می‌گرداند . امام امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) می‌فرماید :
(لا یقلّ عمل مع تَقْویً وکیف یقلّ ما یتقبل ؟ ) . (۱۴۳)
(هیچ گاه عملی که از روی تقوا انجام گرفته است ، کوچک نیست ؛ چگونه آنچه مورد قبول درگاه الهی قرار گیرد ، کم است !) .

فصل هشتم : انواع مشاوره و روشهای آن

مشاوره به دو صورت (انفرادی و گروهی ) انجام می‌پذیرد؛ (مشاوره فردی ) گفتگوی رو در رو بین مراجعه کننده و مشاور است که به منظور کشف علل مشکل فرد و پیدا کردن راه حل برای آن ؛ صورت می‌گیرد . امّا (مشاوره گروهی ) عبارت است از : گفتگوی رو در رو بین چند نفر به منظور تبادل نظر در زمینه علایق ، رغبتها ، مسایل و مشکلاتی که افراد گروه در ارتباط با خود یا در تعامل با دیگران دارند و اتخاذ تصمیم منطقی در موارد ذکر شده .
مشاوره گروهی در مقایسه با مشاوره انفرادی ، اولاً : از نظر زمان و مخارج ، مقرون به صرفه است .
ثانیا : اعضای گروه ، رفتارهایی در گروه می‌آموزند و به انتقاد از خود و دیگران می‌پردازند .
ثالثا : اعضا متوجه می‌شوند که داشتن مشکل ، منحصر به آنان نیست ودیگران نیز مشکلات مشابهی چون آنان دارند .
البته بایدتوجه داشت که همه مشکلات و مسایل در مشاوره گروهی قابل طرح نیست . بنابراین ، مشاوره گروهی با همه محاسنش محدودیتهایی نیزدارد .
همچنین در (مشاوره گروهی ) معمولاً ، گفتگوها بین مشاور و افراد گروه ، آغاز می‌شود ولی کار اصلی مشاور این است که آشنایی ابتدایی اعضا با هم را تسهیل کند و قدمهای اولیه را برای عمیق تر شدن حسن توجه و همبستگی اعضا و ملاطفت نسبت به هم بردارد و برای فراهم شدن جوّ و شرایط اعتماد بین اعضا کوشش کند و مقبولیت هر فرد را نزد سایر اعضای گروه ، تقویت نماید و هدفهای مشاوره گروهی را برای اعضا روشن کند و خط حرکت و کار گروه را مشخص نماید و با در میان گذاشتن ارزشهای مورد قبول ، اعضای گروه را به اقدام مشابهی تحریک کند و از اقدامات ضد ارزشی و احساسات و عکس العملهای نادرست که ممکن است ، پیش آید و یا از حاکمیت جوّ انتقام و مقابله یا اشتباه و مقابله به مثل ، در جلسه مشاوره ، جلوگیری نماید و مانع ریزش اعضای گروه شود و بدین وسیله راه مشاوره را برای اعضا هموار سازد و آنان را در جهت ایجاد یک ساخت مشاوره‌ای هدایت نماید تا اعضا بتوانند بدون صدمه روانی به هم ، در یک رابطه تعاملی مؤ ثر و سازنده به هم کمک کنند و از این رو در ادامه مشاوره ، گفتگو بین خود اعضای گروه انجام می‌شود و هر فردی با راحتی ، مسایل خود را با سایر افراد گروه در میان می‌گذارد و به راه حلهایی دست می‌یابد .
تعداد اعضای گروه در مشاوره و راهنمایی گروهی ، با عمق رابطه لازم یا ممکن ، ارتباط دارد؛ یعنی هرچه لازم باشد رابطه عمیق تر باشد ، تعداد اعضا هم باید کمتر باشد . البته عمق رابطه ، خود ، بستگی دارد به نوع گروه ، نیازها و وضع روحی مراجعه کنندگان و اهداف مشاوره .
بنابراین ، در مشاوره و راهنمایی آموزشی و ارائه اطلاعات می‌تواند تعداد اعضا زیاد باشند (تا حدود چهل یا پنجاه نفر) امّا در مورد مشکلات روانی باید سعی شود تعداد هرچه کمتر باشند و حداکثر ده نفر بیشترنباشند . (۱۴۴)
در مشاوره گروهی ، دانش آموزان نباید ترکیب گروه همگون و همدست باشند؛ مثلاً اعضای گروه را همه دانش آموزان تنبل تشکیل دهند . بلکه ناهمگون بودن دانش آموزان و ترکیب دانش آموزان از گروه‌های تنبل و زرنگ می‌تواند یادگیریها و تجربیات پربارتری را به همراه داشته باشد .
در مشاوره گروهی ، اعضا ، علایق و تواناییهای خود را می‌شناسند و هویت و شخصیت خویش را بهتر درمی یابند ، به نظریات و عقاید دیگران توجه می‌کنند و رابطه متقابل با دیگران را تقویت می‌نمایند و با رشد مهارتهای اجتماعی ، به سازگاری با مسؤ ولیتهای اجتماعی ، توانمند می‌گردند و با توجه به واقعیتهای موجود ، نگرانیهای خود را قبل از آنکه به مشکلات جدیدی تبدیل شود ، برطرف می‌نمایند و افرادی که مشکلات دارند ، به تغییر رفتار موفق می‌شوند و از حاد شدن آن جلوگیری می‌نمایند .
در مشاوره گروهی ، اعضا می‌دانند که چه می‌خواهند ، ولی نمی‌دانند چطور به آن برسند و یا آن را هم انجام دهند و از این رو ماهیتِ پیشگیرانه دارد ، ولی در مشاوره فردی ، بیشتر ، جبرانی و تصحیحی است و پیشگیری کمتر است .
در مشاوره گروهی ، افراد می‌خواهند بدانند که دیگران چه می‌گویند ؟ چه فکر می‌کنند ؟ و چطور زندگی می‌نمایند تا بدین وسیله بتوانند راه خود را در این رهگذر پیدا کنند و از آن مطمئن باشند .
عن امام علی (علیه السّلام ) : (دواؤ ک فیک وما تشعر وداؤ ک منک وتستنکر) . (۱۴۵)
(درمان و مشکل تو در خودت است و تو آگاه نیستی و درد تو نیز ، از خودت می‌تواند باشد در حالی که تو نمی دانی ) .
و از این رو است که خود شناسی در مشاوره ، اساس حل مشکلات روانی و . . . مراجعه کنندگان است .
بیشتر مردم از اینکه در جمع بتوانند آزادانه ، احساسات ، افکار و عقاید و نابسامانیهای شغلی و محیطی و اجتماعی خود را بیان کنند ، لذت می‌برند و در حقیقت یکی از هدفهای مهم مشاوره گروهی که عبارت است از ایجاد روابط نزدیک و تواءم با ملاطفت ، خود به خود تحقق می‌یابد و زمینه‌ای فراهم می‌گردد که آنها در روابط بعدی خود در خانواده ، محل کار ، محل تحصیل ، موفقتر و راضی تر باشند .
اعضای گروه ، از تجربیات و یاد گرفته‌های تازه در گروه ، در زندگی روزمرّه استفاده می‌کنند و دیگر نسبت به انتقاد دیگران از آنان حساسیت کمتری از خود نشان می‌دهند و زیاد حالت دفاعی به خود نمی‌گیرند ، آنان دیگر می‌توانند خود را آن گونه ببینند که دیگران می‌بینند . البته باید توجه داشت که در مشاوره گروهی ، هدف اصلی این است که افراد به شناخت عمیق تر از خود و رفتار خویش و ایجاد تغییرات لازم و رفع مشکلات و حل مسایل خود برسند .
مشاوره و راهنمایی گروهی ، عمدتا در دانشگاه یا مدرسه و یا مؤ سسه دیگر تشکیل می‌شود . و هدف آن کمک به شناخت موقعیتها ، محیط ، روابط انسانی ، احساسات و عواطف افراد ، موضوعات آموزشی ، مهارتها و ارائه اطّلاعات تحصیلی ، شغلی و آشنا سازی افراد با سیستم مدرسه ، دانشگاه ، مؤ سسه ، شناسایی و تحلیل مشکل (چه مشکل کاری و شغلی باشد و چه مشکل شخصی و مدیریتی باشد) و هدف آن رشد ، تسهیل تصمیم گیری و غلبه بر مشکلات و یاوری اعضا برای ایجاد تغییر در رفتار و نگرشهای ضعیف و ناموفق است .

عوامل درمانی در مشاوره گروهی

عوامل درمانی در مشاوره گروهی ، عبارت از اهرمهای کار و وسایل ایجاد تغییر در شخصیت و روابط انسانی است که مشاوران ، آنها را در مورد اعضای گروه به کار می‌گیرند :
۱ - ایجاد امید و بشارت به بهبودی و رفع مشکل .
۲ - شکستن احساس منحصر به فرد بودن مشکل یا بیماری فرد .
۳ - انتقال اطلاعات و آموزشهای لازم .
۴ - فراهم ساختن زمینه نوعدوستی و روابط سالم اجتماعی .
۵ - همبستگی گروهی در مشاوره گروهی ، همانند رابطه حسنه و همدلی در مشاوره فردی ، یک پیش شرط لازم برای درمان مؤ ثر است .
۶ - تجربه عاطفی تصحیحی .
فردی که مشکل روانی دارد ، باید تحت یک تجربه عاطفی تصحیح کننده قرار گیرد ، اموری که این امر را تسهیل می‌کند ، عبارتند از :
الف - آشناکردن فرد به نامناسب و نادرست بودن احساسات و رفتارهمنشینانه اش .
ب - افزایش توانایی فرد برای تعامل و مراوده عمیق تر و صادقانه تر با سایرین .
ج - ابراز احساس عاطفی نسبت به فرد .
د - حمایت فردی و گروهی ازفردمشکل دار و ارزشگذاری بر کنشهای او .
ه - ایجاد زمینه و فراهم ساختن شرایط تحریک عاطفی و آزمایش تجربه عاطفی تصحیح کننده وی .

روشها و فنون مشاوره

(فن ) به معنای راه ، روش ، هنر و شیوه است و منظور از فنون مشاوره ، روشها و شیوه‌هایی است که در مشاوره ، به اقتضای اصول و در جهت اهداف ، به اجرا در می‌آید .
مشاور ، با توجه به اصول مشاوره و بهره گیری از فنون آن ، مشورت کننده را در رسیدن به هدفهای مشاوره و حل مشکلات روانی او به طریق مؤ ثرتری یاری می‌کند . ناآگاهی مشاور از این فنون و ناتوانی وی در به کارگیری مؤ ثر آنها ، باعث موفق نشدن او در انجام مشاوره است و مشورت کننده را نیز از رسیدن به هدفهای مشاوره باز می‌دارد .
ماپس ازبیان انواع روشهای مشاوره به ذکر این فنون و مراحل انجام آن می‌پردازیم :

اقسام روشهای مشاوره

در روش مشاوره از نظر میزان فعالیت مراجعه کننده و مشاور و چگونگی رابطه آنها ، سه نظریّه وجود دارد :

الف - روش مستقیم (۱۴۶)

یک نظریّه این است که مشاور ، محور بحث را در اختیار گیرد و از تکنیکها و فنون مشاوره بسیار استفاده کند و در تشخیص علتهای ناراحتی فرد بکوشد و راه حلهای مناسب را به وی پیشنهاد یا تکلیف نماید .
از صاحبان این نظریه ، الّیس ، ویلیامسون ، سالتر ، هوارد و میلر می‌باشند(۱۴۷) آنان بر این اعتقادند که اولاّ : مشاور ، مشکل و موقعیت مراجعه کننده را بهتر از خودش درک می‌کند . همه افراد بشر ، توانایی درک از خود و سازندگی خویش را ندارند . آنان که در جریان تعلیم و تربیت صحیح قرار گرفته‌اند ، می‌توانند شرایط محیطی و قوای خود را بشناسند و به طور خلاّق عمل کنند .
ثانیا : عدم آگاهی مراجعه کننده از خود و یا شرایط محیط خویش و رابطه اش با دیگران و نظایر آن ، او را دارای مشکل ساخته است . او چگونه می‌تواند خود را بدون راهنمایی مستقیم از مشکل برهاند . از این رو لازم است مشاور ، درمان و راه حل را برایش به صورت صریح مطرح کند و او را به صورت مستقیم هدایت نماید تا به نتیجه برسد .
در این روش ، مشاور از طریق پرسشنامه ، آزمونهای روانی ، مصاحبه و سؤ ال ، به جمع آوری اطلاعات وسیعی دربارهٔ مراجعه کننده اقدام می‌کند و بر تشخیص علل ناراحتی و مشکل وی همت می‌گمارد و پس از کشف علل ، راه حلهایی را ارائه می‌دهد و از مراجعه کننده خواسته می‌شود تا راه حل ارائه شده را به اجرا درآورد و نتیجه را به مشاور گزارش نماید .

ب - روش غیر مستقیم (۱۴۸)

نظریه دیگر در روش مشاوره این است که مشاور ، در مشاوره ، محیط گرم و پذیرا را برای فرد فراهم کند تا او با آسودگی و دلگرمی به گفتگو و دادن اطلاعات لازم در مشاوره اقدام نماید . و نیز هدایت و رهبری بخش مهمی از فعالیتهای جلسه مشاوره را به عهده او گذارد و مشاور ، صرفا به انعکاس احساسات ، افکار و رفتار او بپردازد و بدین وسیله ، وی را به خودشناسی و بینش درست دربارهٔ مشکلش راهنمایی کند تا خود او به راه حل مناسب برسد .
در این روش ، شخص مراجعه کننده ، محور است و رابطه حسنه ، نقش اساسی در مشاوره دارد و به فنون مشاوره ، بویژه تست ، چندان اهمیتی داده نمی‌شود .
دانشمندانی مانند راجرز(۱۴۹) فردریک پرلز(۱۵۰) ، از صاحبان این نظریه‌اند . اساس این نظریه را راجرز ، چنین بیان می‌کند : انسان ، ذاتا موجودی خلاّق و تواناست و طبیعتش بر خیر است و برای هدفی ارزشمند کوشش می‌کند . مراجعه کننده هم که دچار کج رفتاری یا اختلال عاطفی و یا با مشکل دیگر رو به رو می‌شود . انسان است و از این گونه ویژگیها برخوردارمی باشد ، ولی بر اثر تربیت غیر صحیح و آگاهیهای غلط و یا رفتارهای انحرافی ، برایش مشکل پیش آمده است . مشاور با کمک غیر مستقیم به وی یعنی آگاه ساختن او به خودش و موقعیتش در جهان هستی و هدف والای زندگی و اموری مانند آن ، مراجعه کننده را به حالت طبیعی اوّلیه برمی گرداند و او خود به راه حل برای مشکل خویش می‌رسد .
در این روش ، مراجعه کننده بیش از مشکلش مورد توجه است و به احساسات و افکارش زیاد اهمیت داده می‌شود . و به ایجاد و تقویت رابطه حسنه مشاوره‌ای وی با مشاور ، تاءکید می‌گردد و به جای کوشش برای تشخیص علل ناراحتی و ارائه راه حل بر اساس آن ، به انعکاس افکار ، احساسات و رفتار او اقدام می‌شود و به جای دادن دستورالعمل و خواستن تکلیف از مراجعه کننده ، زمینه فراهم می‌گردد تا خود او دستورات و تکالیف لازم را کشف نماید و به کسب بینش نسبت به خود و مشکلش نایل شود و خود ، راه حل مناسب را پیدا کند .
پرلز ، که مؤ سس (نظریه گشتالت ) است نیز بر این روش مراجعه کننده محوری (۱۵۱) ، تاءکید دارد . به نظر وی ، وقتی فرد با مشکل مواجه می‌شود که افکار و احساسات خویش را قبول نداشته و آنها را از خود نداند و سازمان و وحدت و هماهنگی رفتار را از دست بدهد .
بر اساس (نظریه گشتالت ) به مراجعه کننده کمک می‌شود تا خویشتن را بپذیرد و از اجزای از هم گسسته ، به خویشتن هماهنگ و وحدت یافته برسد و اعتماد و اطمینان شخصی پیدا کند و به دیگران وابسته نباشد . بر طبق این روش (۱۵۲) ، مراجعه کننده در وضعیتی قرار داده می‌شود که آگاهی کافی پیدا کند و موانع آگاهی درست را کنار بزند و خود را آنگونه که هست بنمایاند و تواناییهای خویش را آشکار کند .

ج - روش انتخابی

نظرّیه متعادل این است که مشاور با توجه به نوع مشکل فرد و توانمندی او ، هریک از دو روش مستقیم یا غیر مستقیم را که مؤ ثرتر و مفیدتر واقع شود ، انتخاب کند؛ مثلاً در حل مشکلات عاطفی و روانی ، روش غیر مستقیم را به کار گیرد و در غیر آن از روش مستقیم استفاده نماید . و در مواردی هم که لازم می‌بیند ، از هر دو روش بهره می‌برد .
تورن (۱۵۳) و گریندر(۱۵۴) از پیشگامان این روش می‌باشند . نام این روش ، روش انتخاب (Metd Elective) گذاشته شد و مکتب آنان مکتب التقاطی (۱۵۵) یا (Eclecticism) نامیده شده است .

روش تعقلی و روش تحلیل روانی

روشهای گوناگونی در مشاوره مطرح است که با هریک می‌توان دسته‌ای از مشکلات مراجعه کنندگان را حل کرد . مشاور ، باید از همه روشها آگاه باشد تا به تناسب هریک از مسایل و مشکلات ، از آن روشها به صورت مجزّا و یا تلفیقی بهره بجوید . دو روش زیر در حل مشکلات ، از کارایی بسیار زیاد برخوردارند و تجربه ، مفید بودن آنها را ثابت کرده است .

الف - روش تعقلی (۱۵۶) در مشاوره

قدیمی‌ترین روش مشاوره که در بین انسانها معمول بوده است ؛ روش تعقلی است محور در این روش ، عقل است . پیامبران ، فلاسفه ، عاقلان و دانشمندان همیشه ، افراد را به تعقل ، تشویق می‌کرده‌اند تا با ورزیده شدن در فکر و عقل ، آنان بتوانند مشکلات فردی و اجتماعی خود را حل نمایند .
در هر جامعه‌ای ، هرکسی که بیشتر از نعمت عقل برخوردار بوده بیشتر مرجع و مشاور مراجعه کنندگان و مشورت طلبان می‌باشد .
در این روش ، مشاور همانند معلم و راهنما عمل می‌کند و جریان مشاوره و راهنمایی یک جریان تعلیم و تربیت محسوب می‌شود . و از خصوصیات آن این است که مشاور ، سعی دارد مراجعه کننده را با واقعیت ، حقیقت ، عقاید و سنن درست ، ارزشهای اخلاقی واجتماعی صحیح واموری از این قبیل آشنا و علاقه مند سازد و وی را ازافکار ، تصورات و وابستگیهای غلط برهاند و او را برای زندگی معقول در آینده آماده نماید . (۱۵۷)

ب - روش تحلیل روانی (۱۵۸)

در روش تحلیل روانی ، مشاور به مطالعه نقش احساسات و عواطف می‌پردازد و در صدد است مشکلات عاطفی مراجعه کننده را حل نماید .
این روش بر این فرضیه استوار است که هر مشکل و اختلال رفتاری و شخصیتی که در فردبه وجود می‌آید ، نتیجه اضطرابهایی است که شخص در گذشته به آنها مبتلا شده است . با روش تحلیل روانی ، آن اضطرابها ، تحریکات و عوامل ، شناسایی می‌شوند و مراجعه کننده از واقعیت وجود خود ، آگاه می‌گردد و می‌فهمد که از عیب و نقص ، عاری نیست ، استعدادها و توانمندیهایش محدود است ، بنابراین ، با به دست آوردن بینشی واقع بینانه نسبت به خود ، تمایلات کامل گرایی و بلندپروازانه خود را کاهش می‌دهد و شخصیت خود را دوباره بازسازی می‌نماید .
در این روش ، روی تقویت نیروی اراده و عاطفه تاءکید می‌شود ، اگرچه عقل را نیز در همه زمینه‌ها به کار می‌گیرد . (۱۵۹)

فصل نهم : مراحل انجام روشها و فنون مشاوره

مشاوره ، دارای مراحلی است که در هریک از آن مراحل ، روشها و فنون ویژه‌ای را باید به کار گرفت . موقعیت در مشاوره تا حد زیادی ، به خصوصیات شخصی مشاور و توانمندی او در به کارگیری فنون و روشها بستگی دارد و از این روست که مشاوره را (هنر مشاور) نامیده‌اند .

سه مرحله آغاز ، ادامه و پایان مشاوره

مرحله آغاز

توضیح مرحله آغازمشاوره و راهنمایی با نخستین جلسه مشاوره شروع می‌شود . رعایت روشها و فنون زیر ، در موفقیت مشاوره ، نقش بسزایی دارد :

الف - برقراری رابطه حسنه بین فرد و مشاور

مشاور ، با ایجاد رابطه حسنه ، اضطراب اوّلیه و ترس مراجعه کننده را کاهش می‌دهد و اعتماد او را نسبت به خود جلب می‌کند تا او با احساس امنیت و اعتماد ، مشکلش را مطرح سازد .
مشاور ، مبتنی بر رابطه یاورانه است . این رابطه به چند صورت متصور است : (۱۶۰)
۱ - رابطه معلوم : یعنی رابطه‌ای که به آسانی ، اطلاعات و نظریات و احساسها بین مراجعه کننده و مشاور ردّ و بدل می‌شود و در آن گفتار و حرکات مراجعه کننده برای خود او و مشاور معلوم است .
۲ - رابطه مبهم : که در آن ، گرچه مراجعه کننده از نظریات ، احساسها و علل حرکات و گفتار خود ، آگاهی ندارد ، ولی برای مشاور ، ابهامی ندارد .
۳ - رابطه ناشناخته : که در آن احساسها ، عقاید و . . . نه برای خود مراجعه کننده روشن است و نه مشاور توانسته آنها را کاملاً بشناسد .
۴ - رابطه پنهان : که در آن گفتار و حرکات مراجعه کننده گرچه برای خود او روشن و معلوم است ، ولی از مشاور مخفی نگهداشته شده و وی از آن آگاهی ندارد .
در نخستین جلسه مشاوره ، معمولاً رابطه پنهان وجود دارد و مشاور باید سعی کند اعتماد متقابل ایجاد گردد و از رابطه پنهان کاسته شود . هرچه رابطه یاورانه حسنه تر باشد می‌تواند فرد را از ممانعتها و مقاومتهای درونی آزاد کند و از سه رابطه منفی بکاهد و رابطه معلوم را افزایش دهد و اعتماد بین مراجعه کننده و مشاور را باعث گردد .
برای ایجاد رابطه حسنه و اعتماد باید به نکات زیر توجه شود :
یک - مشاور با رفتار دوستانه خود ، زمینه‌ای فراهم کند که فرد ، احساس نمایدمشاور او را دوست دارد و برایش ارزش قایل است ، علی ( علیه السّلام ) می‌فرماید : (حسن الصحبة یزید فی محبّة القلوب )(۱۶۱)؛ یعنی : (نیکویی رفتار ، محبت قلبی مردم را نسبت به تو زیاد می‌کند) .
همچنین مشاور به هنگام ورود ، به وی سلام کند . (سلام آن قدر اهمیت دارد که رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله ) فرموده است : (خمس لست بتار کهن حتی الممات . . . وتسلیمی علی الصبیان . . . )(۱۶۲) یعنی : (پنج چیز است که تا هنگام مردن من آنها را ترک نمی‌کنم . . . (یکی از آنها) سلام دادن به بچه هاست . ) و احترامش گذارد و با او دست دهد پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) فرمود : (تصافحوا فانّه یذهب بالغلّ)(۱۶۳) ، یعنی : (با یکدیگر مصافحه کنید؛ زیرا کینه را از دلهای شما می‌برد) . و حالش را بپرسد و ابراز محبت نماید و با وی همدلی کند و این همدلی را اظهار کند ، با چهره بشّاش با او حرف بزند و نگاه‌های محترمانه و ارزشمندانه به او داشته باشد و از حرکات بی مورد بپرهیزد و او را بدون قید و شرط بپذیرد و آمادگی خود را برای کمک به او اعلام کند .
دو - مشاور در رابطه مشاوره‌ای خود از ارائه نقشهای تصنعی که جزء شخصیت او نیست ، بپرهیزد؛ زیرا خواه ناخواه مراجعه کننده این نقشهای تصنعی را کشف می‌کند و اطمینان نسبت به مشاور را از دست می‌دهد . در حقیقت باید از پاکی باطن برخوردار باشد و عمل و رفتار و نقش خود را با آن منطبق سازد . علی (علیه السّلام ) فرمود : (زین الایمان طهارة السرائر وحسن العمل فی الظاهر)(۱۶۴) زیبایی ایمان در پاکی باطنها و (منطبق با آن ) عمل نیکو در ظاهر است .
سه - مشاور به انتظارات مراجعه کننده از خودش توجه داشته باشد و در برآوردن آنها تلاش نماید و از تداخل مشغولیات ، در جریان مشاوره بپرهیزد؛ زیرا مشاور ، دارای احساسات ، روشها ، عادات و احیانا مشکلاتی است که روی مشاوره اثر می‌گذارد . بدیهی است که مشاور ، باید سعی کند تا تداخل مشغولیات خود را در جریان مشاوره به حداقل برساند و صرفا ذهنش را در راستای انتظارات مراجعه کننده متمرکز سازد .

معمولاً انتظارات مراجعه کننده از مشاور ، اموری از این قبیل هستند :
الف - اضطراب نداشته باشد .
ب - صادق و با خلوص نیت باشد .
ج - نیازهای مراجعه کننده را بشناسد .
د - از انگیزه‌های مراجعه کننده آگاه شود .
ه - احساس مراجعه کننده را دریابد .
و - قادر به ایجاد رابطه تواءم با اعتماد و احترام به مراجعه کننده باشد .
ز - خودانگیز و خلاّق باشد .
در برابر ، مراجعه کننده هم باید در برآوردن انتظارات مشاور از وی تلاش کند تا رابطه حسنه دو طرفه برقرار شود . مشاور انتظار دارد که مراجعه کننده ، به دور از نفاق و پرده پوشی ، مسایل مورد نیاز را بگوید و برای خودآگاهی با همه توانش تلاش کند و به بهداشت روانی خود توجه داشته باشد و در حل مشکل خود کوشش نماید و اموری از این قبیل . (۱۶۵)
چهار - مکانی برای مشاوره انتخاب شودکه حتی المقدورمحیطی آرام و راحت باشد تا فرد بتواند با فراغت خاطر و بدون ترس و اضطراب ، مسایلش را مطرح سازد .
پنج - به وی اجازه داده شودجلسه را هرطور که او می خواهدآغاز کند .
شش - نقش حضور و سخن گفتن او در مشاوره برایش توضیح داده شود .
هفت - به احساسات ، ارزشها و عواطف وی توجه کافی شود و در مشاوره بیش از حد ، بر جنبه‌های عقلانی و منطقی ، تکیه نشود .
هشت - از او تعریف و تمجید به عمل آید؛ مثلاً به او بگویند تو فرد توانایی هستی ، خوب فکر می‌کنی ، کارت مورد قبول است (البته توجه شود که برخلاف واقع تعریف نشود) و خودت مشکل را حل خواهی کرد ، من پیش بینی می‌کنم که به نتایج خوبی برسی ، دوستان خوبی پیدا می‌کنی ، نمرات بهتری خواهی گرفت و . . .
نُه - آشنا ساختن شخص به اینکه این مشکل منحصر به او نیست ، دیگران هم نظیر این مشکل را دارند ، بنابراین ، جای نگرانی نیست .

ب - محرمانه ماندن مذاکرات

باید به شخص ، اطمینان داده شود که مذاکرات جلسات مشاوره محرمانه می‌ماند و به هیچ وجه بدون اجازه او افشا نخواهد شد .

ج - سازماندهی مشاوره

خط مشی و چگونگی اجرای مشاوره یا روشی برای آغاز و ادامه و پایان مشاوره - که (سازماندهی مشاوره ) نامیده می‌شود - تعیین گردد .
سازماندهی چارچوب مشاوره است که فرد را یاری می‌دهد تا احساس سردرگمی ، بی هدفی ، ابهام وبلاتکلیفی نکندوازمشاوره نتیجه سودمندی بگیرد .
درسازماندهی بایدمشخص شودکه فردبه منظورچه هدفی ازاهداف ، نظیر تغییر عادات نامناسب ، بهبود روابط خود با دیگران ، حل مشکل اشتغال ، حل ناراحتیهای خانوادگی و اموری از این قبیل ، به مشاورمراجعه کرده است .
همچنین دربارهٔ نقشهای هریک از مشاور و مراجعه کننده در مشاوره و اینکه چه انتظاری از هریک از آن دو هست ، باید گفتگو شود .
تعیین زمان برای هر جلسه مشاوره نیز ضرورت دارد و باید توجه داشت که کودک و نوجوان و بزرگسال در چه مرحله‌ای از رشد و توان برای تمرکز حواس است و مشاوره تا چه مدت زمان برایش مفید است ؛ مثلاً باید هر جلسه مشاوره برای کودکان دبستان بیش از ۲۵ دقیقه و برای نوجوانان ۳۵ دقیقه و برای بزرگسالان ۴۵ تا ۶۰ دقیقه ، بیشتر طول نکشد .
تعیین زمان باعث می‌شود که وقت مشاور ، بین همه مراجعه کنندگان تقسیم شود و همگی بتوانند از مشاور استفاده کنند . و نیز با تعیین زمان از پراکنده گویی جلوگیری می‌شود و نیرو و دقت مشاور و شخص مقابل تلف نمی‌گردد . همچنین در تعیین زمان ، با توجه به نوع مشکل فرد ، تعداد جلسات مشاوره به صورت تقریبی مشخص می‌شود .
انجام این نوع امور و نظایر آن در اولین جلسه مشاوره ، سازماندهی مشاوره است .

د - احتیاط در شروع مشاوره

مشاور در آغاز مشاوره ، باید با احتیاط بیشتری عمل کند و به ردّ عقاید و افکار طرف بپردازد . و در جایگزین کردن عقایدو افکارصحیح به جای آنها تعجیل نکند . و او را تحت فشار قرارندهد؛ زیرا تعجیل و تحمیل ، برقراری رابطه حسنه را مشکل می‌سازد و چه بسا شخص را ناراحت و نگران کرده ، او را به ترک مشاوره یا سکوت ، بکشاند .

ه - پدیدار ساختن شخصیت مراجعه کننده

سعی شود شخصیت مراجعه کننده به خوبی پدیدار شود .
شخصیت انسان به طور شگفت انگیزی پیچیده است . و می‌توان گفت شخصیت مراجعه کنندگان همانند غالب انسانها ، کاملاً قابل درک و توصیف نیست ، بویژه در شروع آشنایی که قسمتهایی از آن شخصیت دیده می‌شود؛ مانند بخشهایی از توده‌های یخ که بالای سطح آب قرار دارد ، قابل مشاهده است ولی بخشهای دیگری از آن که در زیر آب است دیده نمی‌شود مگر آنکه با غلتیدن این توده‌های یخ و چرخش آنها قسمتهای دیگر ، قابل رؤ یت گردد . در جلسه مشاوره ، بیشتر بخشهای شخصیت مراجعه کننده ، پنهان است و گاه برای خود مراجعه کننده نیز مخفی است ، مشاور باید شخصیت مراجعه کننده را به چرخش درآورد تا تمام ابعادش پدیدار گردد تا هم خود مراجعه کننده به خودشناسی برسد و هم مشاور بداند چگونه و از چه راه‌هایی به حل مسایل و مشکلات او می‌توان رسید .

و - تاءثیر متقابل مشاور و مراجعه کننده

مشاور و مراجعه کننده هرکدام دارای نیازها ، نظام ارزشی ویژه ، مفهوم خاصی از خویشتن ، جهان بینی و انسان شناسی مخصوصی هستند که در رابطه مثبت و منفی مشاوره اثر می‌گذارند . اگر مشاور و مراجعه کننده در این خصوصیات با هم توافق داشته باشند و یا به توافق برسند ، رابطه مثبت برقرار می‌شود و اگر با همدیگر ، در این خصوصیات تصادم داشته باشند ، این رابطه ضعیف خواهد بود . (۱۶۶) بر این اساس ، مشاور باید سعی کند که با توجه به اصول عقلی و ارزشهای دینی ، این توافق ایجاد شود . توانایی مشاور در فهم ویژگیهای مراجعه کننده و سازگار کردن آنها با اصول ارزشی قابل قبول ، به ایجاد رابطه حسنه و اعتماد بین مشاور و مراجعه کننده نیز ، کمک می‌کند .

ز - نکات قابل توجه در شناخت شخصیت مراجعه کننده

در جریان مشاوره ، بویژه در مرحله آغاز ، برای اینکه مشاور به کل شخصیت سازمان یافته مراجعه کننده که حاصل هماهنگی و وحدت افکار ، احساسات ، گفتار و رفتار اوست ، پی ببرد ، توجه به امور زیر مطلوب است :
۱ - برای اینکه مراجعه کننده تجربیات خویش را جزئی از خود احساس کند ، از وی خواسته شود تا ضمیر اوّل شخص را در جملات خود به کار ببرد و از به کار بردن ضمایر غایب ، اجتناب نماید .
۲ - به منظور کشف اندیشه شخصی مراجعه کننده ، وی تشویق شود که در مسایل اظهار نظر کند و فکر و اندیشه خاص خود را بیان کند و نظر خود را نسبت به دیگران و رابطه با آنها ابراز نماید .
۳ - برای اینکه مراجعه کننده بدون ابهام ، خود را نشان دهد ، از وی خواسته شود از جملات خبری و نه جملات سؤ الی ، استفاده کند و اتفاقات و کارها را آنطور که واقعیت یافته ، نقل نماید .
۴ - برای اینکه مراجعه کننده در توجیه کارها به دلیل تراشی روی نیاورد ، از وی خواسته شود از چگونگی رفتار سخن بگوید و به چرایی رفتارش نپردازد .

مرحله ادامه

توضیح در این مرحله علاوه بر روشهای مرحله آغاز به رعایت روشهای زیر توصیه می‌شود :

الف - توجه دقیق به صحبتهای مراجعه کننده

مشاور باید به طور کامل و دقیق به گفته‌های فرد گوش دهد و در ضمن سخن گفتن وی سکوت اختیارنماید و با چیزی بازی نکند و عوامل مزاحم دیگر را نیز از بین ببرد . درست و دقیق گوش ندادن باعث تضییع حق از مراجعه کننده است و به همین دلیل جایز نیست . در حدیثی از امام صادق (علیه السّلام ) نقل شده است که ( . . . سوءالاستماع منه خیانة ؛(۱۶۷) بد گوش کردن به گفتار طرف مقابل ، خیانت محسوب می‌شود) .

ب - پرسش به منظور کسب اطلاعات عمیق تر

پرسش از شخص بایدبه منظور کسب اطلاعات عمیق تر و موثق دربارهٔ او و موقعیت و متناسب با سن و توانایی و مشکل وی انجام شود تا بر اساس آن به امور لازم هدایت گردد .
پرسشهای زیر نمونه‌ای از پرسشهای هدایت کننده است :
۱ - آیا از نظر سلامت جسمی ، مشکلی داری ، آنها چیست ؟
۲ - چه چیزهایی شما را بیشتر در زندگیتان نگران و ناراحت می‌کند ؟
۳ - خوش‌ترین لحظات زندگی شما چه مواقع است ؟
۴ - هدفهای شما در زندگی چیست ؟
۵ - سه تا از مهمترین آرزوهای خود را به ترتیب اهمیت نام ببر .
۶ - از مدرسه چه احساسی داری ؟
۷ - کدامیک از دروس مدرسه را دوست نداری ؟
۸ - مشکل شما چگونه به وجود آمد ؟
۹ - در این مورد چه احساسی داری ؟
۱۰ - بزرگترین مانع در کارت چیست ؟
۱۱ - بهترین دوست شما کیست ، روابط شما با او در چه حد است ؟
۱۲ - دربارهٔ خانواده ات چه می‌توانی مطرح کنی ؟
۱۳ - اگر بخواهید در منزلتان چیزی تغییر کند ، آن چیست ؟
۱۴ - از هفته گذشته تاکنون چه افکار جدیدی در شما پدیدآمده است ؟

ج - استفاده از روش تست

برای فراهم آوردن اطلاعات لازم در زمینه صفات و خصوصیات شخصی ، پندار ، تعیین میزان پیشرفت تحصیلی و کمک برای تصمیم گیری در مسایل زندگی و شغلی دانش آموزان ، می‌توان از روش تست و پرسشنامه نیز استفاده کرد . (۱۶۸) البته تست در صورتی مناسب است که نگرانی و ترس را در دانش آموز ، ایجاد ننماید و او را به مشاور ، وابسته نسازد .

د - پی بردن به علل سکوت و مقاومت مراجعه کننده

اقدام مناسب در برابر سکوت و مقاومت مراجعه کننده با توجه به علل آن و چگونگی برخورد صحیح با آن .
سکوت از نظر مشاوره و روان درمانی ، دارای اهمیت خاصی است و به همان اندازه گفتار کلامی با معناست و می‌تواند بیانگر مسایل بسیاری از قبیل ترس ، خشم ، بی حوصلگی ، احترام ، نگرانی ، اندوه یا نفرت باشد . مشاور باید سعی خود را به کار گیرد تا به معنای احتمالی سکوت پی ببرد . سکوت مراجعه کننده علل متعددی دارد؛ از جمله :
۱ - سکوت در لحظات اولیه ممکن است به خاطر نبودن ایجاد رابطه حسنه مشاوره‌ای بین فرد و مشاور باشد .
۲ - سکوت در مراحل آخر مشاوره ممکن است به خاطر این باشد که مراجعه کننده چیزی دیگر برای گفتن ندارد .
۳ - ممکن است سکوت به خاطر این باشد که وی از نتایج و چگونگی ادامه مشاوره رضایت نداشته است .
۴ - ممکن است سکوت به خاطر این باشد که برای فرد احساس بسیار ناراحت کننده‌ای (مثل مرگ مادر و . . . ) پیدا شده که در این صورت باید با او همدردی کرد و در شکستن سکوت عجله نکرد .
۵ - گاهی سکوت شخص بدین سبب است که مشاور نقش فعّال تری در مشاوره داشته باشد و به سخنان خود ادامه دهد .
۶ - وگاهی سکوت به سبب خستگی زیاد است که نیاز به استراحت دارد .
۷ - و گاهی بدین علت است که دربارهٔ موضوع طرح شده به تفکر و تاءمّل فرو رود .
برای شکستن سکوت ، نباید عجله کرد و حتی الامکان به صورت دعوت غیرمستقیم ، مثل تکان دادن چشم ، سر و دست اشاره به شروع صحبت کند یا بگوید : بلی ، دیگر چه ؟ ، ادامه آن چیست ؟ و یا مشاور به خلاصه کردن و دوباره گویی سخنان او بپردازد و بعد از او بخواهد تا بقیه موضوع را بیان کند .
گاهی فرد در برابر مشاور به صورتهای مختلف مقاومت می‌کند ، از جمله به شکل :
یک - بی میلی به مشاوره .
دو - نپذیرفتن گفته یا پیشنهاد مشاور به عبارتهایی نظیر من نمی‌توانم انجام دهم ، وسایل کافی ندارم ، این راه را قبلاً هم رفته‌ام و نتیجه نگرفته‌ام ، این عقیده را دوست ندارم ، فکر خوبی است ولی عملی نیست ، این اصل هم مؤ ثر نخواهد افتاد .
سه - حضور نیافتن به موقع برای مشاوره .
چهار - سعی در پوشاندن عواطف و احساسات خود .
پنج - سکوت طولانی .
شش - اظهار بی اعتقادی به روان شناسی و . . .
هفت - سعی بر پایان دادن هرچه زودتر جلسه مشاوره .
هشت - پرداختن به موضوعات پراکنده و غیر مناسب با موضوع مشاوره .
نُه - نامناسب دانستن محیط مشاوره (در حالی که مناسب است ) .
ده - اظهار ترس از حل نشدن مشکل .
برای از بین بردن مقاومت باید اولاً : عوامل بیرونی (مثل محیط نامناسب ، پاسخ درست نشنیدن از مشاور و . . . ) و عوامل درونی (مثل ترس از حل نشدن مشکل و بدتر شدن شرایط ، خستگی ، بیماری و . . . ) را که موجب مقاومت شده شناسایی و از میان برداشت .
ثانیا : آنچه در برقراری روابط حسنه مشاوره‌ای گفته شدبه کار گرفته شود .
ثالثا : به طور موقّت گفتگو را از حالت مشاوره‌ای خارج و دربارهٔ مطالب روزمرّه ، بحث را ادامه دهند .
رابعا : در صورت ناموفق بودن مشاوره ، باید برای از بین بردن مقاومت فرد ، مشاوره را خاتمه و او را به مشاور دیگر ارجاع داد .

ه - بازی درمانی در مشاوره با کودک و نوجوان

مشاور باید از خصوصیات روانی و توانمندیهای جسمی و میزان علاقه کودک و نوجوان به بازیهای مختلف آگاه باشد . در بکار گرفتن روش بازی درمانی ، درک نیازها ، احساسها ، عواطف و دنیای خیال کودک و ویژگیهای سنّی مراجعه کننده ضرورت دارد . استفاده از این روش آن هنگام قرین موفقیت خواهد بود که مشاور دارای ذهنی محدود نباشد و بتواند پرواز کودک را به دنیای خیال ، در سطحی ماورای معنایی که بزرگسالان از آن دارند ، تصور نماید و وی را از فشارهای اجتمای (خانواده ، مدرسه و . . . ) محفوظ نگهدارد و با او ارتباط صمیمی برقرار کند و با احساسها و عواطفی که نسبت به اسباب بازیها یا همبازیها ، از وی آشکار می‌شود ، احساس همدردی ، همبستگی و موافقت نماید؛ زیرا دنیای کودک متغیر ، ظریف ، پرتحرک و فعال ، احساسی و عاطفی است .
مشاور موفق آن است که بتواند بفهمد روش برخورد کودک با بازی ، انتخاب او و اهمیتی که بدان می‌دهد ، همه مشخص کننده نگرش او و رابطه اش با محیط و اطرافیانش و ویژگیهای روانی و رفتاری اوست . و به طور کلی درک کند که رفتارها و گفتارها از چه نوع کاستیها ، ناراحتیها و اختلالات روانی حکایت دارند؛ مثلاً بفهمد کودکی که عروسک و اسبابازیهای دیگرش را می‌زند و یا می‌شکند ، انتقامجو است ، کودکی که کمتر خود را درگیر بازی می‌کند و گوشه گیر است ؛ شکست خورده است و کودکی که از بازی با همسنهای خود طفره می‌رود ، توانایی تطابق صحیح با محیط و همبازیها را ندارد . و چه بسا ترس دارد از اینکه نقش خود را خوب در بازی ایفا کند و به خود اعتماد ندارد ، چنین کودکی آمادگی بدگمانی را به خود و دیگران دارد .
مشاور بایدبا توجه به تفاوتهای سنی کودکان ونوجوانان وگرایش آنان و نوع مشکل مراجعه کننده ، زمینه بازیهای متنوع انفرادی و گروهی و استفاده از اسباب بازیهای مختلف و همبازیهای متناسب را فراهم سازد .
وسایلی که برای بازی انتخاب می‌شود باید کودک را در آموختن هماهنگی چشم و دست ، درک تناسب شکلها و رنگها ، کنترل و تقویت عضلات ، تقویت فکر ، پرورش روحیه و توانایی تصور ، انضباط فکری و تلاش عملی و اموری از این قبیل یاری رساند تا کودک بتواند چیزهایی را کشف کند و سازندگی و خلاقیت در او ایجاد گردد .
معمولاً اگر مشکل کودک و نوجوان از نوع مشکلات عاطفی باشد ، بازی درمانی انفرادی و اگر مشکل از نوع ناسازگاریهای اجتماعی باشد ، بازی درمانی گروهی ، مؤ ثرتر است .
هدایت کردن بازی توسط مشاور نیز ، از اهمیت برخوردار است . مشاور برای ایفای این نقش باید خود نقشی را در بازی به عهده گیرد و فکر و نقشه بازیکنان و خواسته‌های آنان را درک کند تا بتواند مانند یکی از آنان ، نظر مشورتی خود را مطرح سازد و بدینوسیله چیز جالبی را به بازی اضافه کند و یا جهت تازه‌ای به آن بدهد . البته چه بسا که همین فرد ، مشکل دار و یا عضوی جسور و خودخواه باشد و انعطاف نپذیرد و حتی اعضای دیگر خط دهی او را بپذیرند و با میل و رغبت از او حرف شنوی داشته باشند . و مشاور در تغییر و یا جهت دادن به بازی با دشواری رو به رو شود . مهارت و هنر مشاور در این موارد این است که افراد را سازماندهی کند و با ظرافت خاصی از بروز اختلاف جلوگیری نماید . و در صورت بروز نزاع و کشمکش بر سر تقسیم نقشها ، تغییر بازی ، افزودن نقشهای جدید و . . . هوشیارانه به حل و فصل سریع بپردازدوپرخاشگریهاوستیزه جوییها را تعدیل کند و با جهت دادن به فعالیتها زمینه‌های انحرافی را اصلاح و یا کاهش دهد . و از ناکامی فرد مشکل دارممانعت نمایدوسعی کند در مواقعی این فرد طعم موفقیت را بچشد .
کودک و نوجوان در بازی انفرادی و گروهی ، عقاید ، احساسات ، نیازها ، علایق ، مشکلات ، نگرانیها ، ترسها ، ناسازگاریها و سازگاریها و عواطف خویش را ابراز می‌کند و مشاور با ایجاد رابطه حسنه با او ، وی را کمک می‌نماید تا مشکلاتش بیان شود و راه حلّی برایش پیدا کند .
مشاور ، در ضمن بازی باید به احساسات کودک یا نوجوان توجه کند و وی را به کار و فعالیت تشویق نماید و از سرزنش او ، بویژه در برابر دیگران ، بپرهیزد . و به تدریج به وی بفهماند که اگر بخوهد در بازی یک فرد قابل قبول به حساب آید ، باید درستکار ، حق طلب ، مسلّط به خود و با انصاف باشد . و نیز به وی اطمینان دهد که بازی او معنادار و معتبر است و جایی برای عصبانیت و خشم و عمل تهاجمی یا تلافی جویانه نسبت به دیگران نیست . و بدین صورت ، زمینه را فراهم سازد تا وی با دیگر اعضا رابطه دوستانه برقرار نماید ، احساس مسؤ ولیت کند ، به ارزیابی منصفانه رفتارش و همبازیهایش بپردازد و روحیه سازگاری پیدا کند و برای بازی دسته جمعی با هدفی واحد کوشش نماید و با آنها متحد عمل کند .
با اعمال روش بازی درمانی ، تمایل به بازی و سرگرمی در کودک و نوجوان ارضا می‌شود ، انرژی مازادش تخلیه می‌شود و از عوارض تراکم انرژی جلوگیری شده ، باعث آرامش و اعاده قوای ذهنیِ تضعیف شده می‌گردد و وی را برای رشد نیروهای خام و آماده سازی آنان برای استفاده در زندگی ، قادر می‌سازد . احساسات و مسایل ، ابراز می‌گردد و فرد ، به خودشناسی می‌رسد . کودک با واقعیتها وفق می‌یابد و مفاهیم اجتماعی و اخلاقی را در خود رشد می‌دهد و نقشهای مختلف بزرگسالان ، مقررات اجتماعی و معیارهایی را که رفتار وی را تنظیم کند ، می‌آموزد . و در یک تجربه یادگیری کاملاً اجتماعی و پیچیده درگیر می‌شود و بر اضطرابها و ناراحتیهایش غلبه می‌نماید و تسلط خود را بر موقعیتها افزایش می‌دهد و اعتماد به نفس بیشتری پیدا می‌کند . بازی حتی عاملی در پرورش ذهنی کودک و نوجوان به شمار می‌آید . آنچه را آموخته ، ضمن بازی تکرار می‌کند و در هنگام تکرار دربارهٔ آنها می‌اندیشد و معنای بسیاری از این پدیده‌ها برایش قابل فهم تر می‌گردد . فعالیت فکری کودک و نوجوان ضمن بازی ، همواره با تصور ، همراه است ؛ مثلاً وقتی نقشی برای خود انتخاب می‌نماید ، در ذهن خود ، رفتار ، حرکات و گفتار خویش را تصور می‌کند و در تجسّس ابزار و وسایلی برای اجرای نقش نیز می‌اندیشد و بدینوسیله به افزایش هوش او می‌انجامد .

و - انعکاس محتوا

مشاور ، به انعکاس محتوای (۱۶۹)کلام مراجعه کننده بپردازد؛به این صورت که به حرفهای مراجعه کننده خوب گوش دهد و چکیده و مسایل مهم آن را با عبارتهای خودش (و نه به عبارتهای مراجعه کننده ) و به شکلی دیگر به او بازگو نماید . با انجام این کار ، مراجعه کننده احساس می‌کند که حرفهایش شنیده شده و مورد توجه مشاور قرار گرفته و توسط وی درک شده است (و این کار به مراجعه کننده کمک می‌کند تا در کاوش خویش به پیش برود) و همچنین خود مراجعه کننده از گفته خود آگاهی بیشتری پیدا می‌نماید و حقیقتا اهمیت آنچه را گفته ، درک می‌کند ، علاوه بر اینکه مشاور هم اطمینان پیدا می‌کند که منظور مراجعه کننده را درست فهمیده است .

ز - انعکاس احساسات و زبان مشابه

انعکاس احساسات (۱۷۰) نیز از مهمترین مهارتهای مشاوره است ؛ زیرا مشاوره همراهی کردن با مراجعه کننده است که در حال شناسایی خویش می‌باشد . این همراهی به این است که مشاور ، خود را جای مراجعه کننده بگذارد و (به تعبیر استعاری ) با کنشهای او راه برود(۱۷۱) و این در صورتی است که آنچه را که مراجعه کننده احساس می‌کند بفهمد و برای او منعکس سازد .
این مهارت در عین شباهت با انعکاس محتوا ، با آن متفاوت است ، هردو بازگرداندن اطلاعات به دست آمده از مراجعه کننده به خود اوست ، ولی انعکاس محتوا با اطلاعات و افکاری سر و کار دارد که مراجعه کننده ، خود گفته است ، در حالی که انعکاس احساسات با هیجانها و احساسهای مراجعه کننده سرو کار دارد و به رفتارهایی از قبیل : سریع حرف زدن ، سرخ شدن چهره ، لکنت زبان ، آه کشیدن ، اصرار بر یک مطلب ؛ توجه می‌شود و مشاور ، درک خود را از این گونه احساسها و چگونگی رفتار و گفتار مراجعه کننده ، بازگو می‌کند .
انعکاس احساسات باید به گونه‌ای باشد که ارزشهای خود مشاور به صورت موافقت یا مخالفت در آن نباشد ، بلکه باید با همان اهمیتی که فرد اظهار داشته و با همان لحن و نحوه گفتار ، منعکس شود تا فرد ، حالات و عواطف خود را بدون کم و زیاد در آیینه انعکاس ببیند .
با انعکاس ، او به خوبی می‌فهمد که مورد درک و پذیرش مشاور قرار گرفته است . و واقعیتی را مشاهده می‌نماید که او را به تفکر و اندیشه بیشتر ، تشویق می‌کند ، حالت دفاعی او کاسته می‌شود و می‌تواند به ارزشیابی اعمال و رفتارش ، اقدام نماید . اومی فهمد که خودِ احساس و عمل او از عوامل ایجاد کننده مشکل به حساب می‌آیند . بنابراین ، با شناخت این امور ، خود به راه حل مناسب دست می‌یابد .
مشاور ، به منظور پیوند با مراجعه کننده و ایجاد احساس نزدیکی مراجعه کننده با وی ، می‌توانددر انعکاس روش ، استفاده از زبان مشابه را به کارگیرد .
مردم به شیوه‌های گوناگون فکر می‌کنند و تجربه به دست می‌آورند و از دنیای اطرافشان آگاه می‌شوند و افکار و احساسات خود را به آگاهی دیگران می‌رسانند . این شیوه‌ها عبارتند از شیوه دیداری ، شیوه شنیداری و شیوه احساسی .
اکثر مردم در اظهار افکار خود ، غالبا از یکی از این شیوه‌ها استفاده می‌کنند . البته برخی به هر سه شیوه تسلط دارند و به راحتی قادرند با هریک از آنها فکر کنند .
مشاور ، با توجه به جملات و کلماتی که مراجعه کننده می‌گوید ، می‌تواند نوع زبان مورد استفاده او را تشخیص دهد و همتا سازی نماید و هماهنگ با او کلماتی را به کار ببرد که برای او با معناتر باشد؛ مثلاً مراجعه کننده می‌گوید : متوجه شدم که از جلو من چیزهایی گذشتند ، آنها زیبا بودند و . . . (زبان دیداری ) .
مشاور ، هماهنگ با او می‌گوید : چشم انداز خوبی را در پیش رو دیدید .
و یا مراجعه کننده می‌گوید : من به حرف مادرم در موردآنچه دربارهٔ زنم می‌گفت ، گوش می‌دادم ، اما اخیرا متوجه شدم برخی از آنها نادرست بوده است (زبان شنیداری ) .
مشاورمی گوید : به نظر می‌رسد شما در مورد صحت گفته‌های مادرتان شک دارید .
و یا مراجعه کننده می‌گوید : از محبت او بسیار خوشحال شدم و احساس خوبی نسبت به او پیدا کردم (زبان احساسی ) .
مشاور می‌گوید : احساس شما نسبت به او تغییر کرده است و حالا احساس خوبی دارید .

ح - خودداری از قضاوت عجولانه

مشاور باید از قضاوت عجولانه بپرهیزد و بعد از تشخیص علل مشکل ، مشورت کننده را آگاه سازد . ذکر علل نباید به صورت جزمی و قطعی باشد ، بلکه به صورت سؤ ال یا با جمله (احتمالاً چنین باشد) ، مطرح گردد .

ط - طبقه بندی احساسات

مشاور بعد از شناخت احساسات شخص ، آنها را طبقه بندی کند که دارای چه نوع احساساتی است ؛ مثلاً آیا دارای احساسات مفید از قبیل شادی ، امنیت ، عشق ، خوشبینی و . . . است ، یا دارای احساسات منفی از قبیل احساس گناه ، ترس ، رنجش ، افسردگی ، عداوت و . . . است ؟ و یا احساسات دوگانه دارد؛ در یک لحظه عشق و نفرت ، شادی و غم و امنیت و دلهره را با هم دارد .

ی - ارزشیابی موضوعات از نظر اخلاقی

هر موضوعی که مورد بحث قرار می‌گیرد به طور جداگانه از نظر اخلاقی ارزشیابی شود تا شخص ، با بصیرت به طرح نقشه‌ای برای زندگی آینده خود نایل آید .

ک - خلاصه گیری محتوا

مشاور ، در مقاطع مناسب از جلسه مشاوره از گفتار و مراحل گذشته مشاوره ، خلاصه گیری و نتیجه گیری به عمل آورد تا از گفته‌ها در مراحل بعدی به نحو احسن بهره برداری شود .
از مهارتهای لازم در مشاوره و راهنمایی ، خلاصه کردن مطالب گفته شده مراجعه کننده است که در بردارنده نکات اساسی و مهمی است که در مورد آنها صحبت شده است .
هدف از خلاصه کردن ، این است که مراجعه کننده از آنچه بیان کرده است ؛ تصویری واضح در قالبی سازمان یافته ، به دست آورد و با تصویر روشن از موقعیت خود به بازبینی مسیر طی شده بپردازد و موارد اشتباه را اصلاح کند و نواقص را تکمیل نماید .
خلاصه کردن محتوا در موارد زیر بکار می‌رود :
۱ - هنگامی که مشاور با یادآوری نکات مهم از جلسه قبل بخواهد شروع جلسه فعلی را تدارک ببیند .
۲ - وقتی که مطالب ارائه شده به وسیله مراجعه کننده ، مبهم و از شاخه به شاخه پریدن و اطاله کلام باشد .
۳ - آن هنگام که مراجعه کننده تقریبا تمام مسایل مهم دربارهٔ یک موضوع را مطرح کرده باشد و می‌خواهد موضوع جدیدی را بیان کند .
۴ - وقتی که برداشتن قدمهای بعدی ، مستلزم ارزیابی و توافق نسبت به مطالبی باشد که تاکنون گفته شده است .
۵ - هنگامی که مشاور بخواهد با جمع بندی مطالب گفته شده ، جلسه مشاور را پایان دهد و یا به مراجعه کننده ، تکلیفی برای جلسه بعدی بدهد . (۱۷۲)

ل - استفاده از تجارب دیگران

مشاور ، تصویری از زندگی مشکل دار خود یا فرد دیگر را به عنوان شخص ثالث ارائه دهد تا شخص از تجارب زندگی دیگران آگاهی پیدا کند و بهتر بیندیشد و راه حل مناسب را در مورد مشکل خود بیابد .

م - روش برخورد با عقاید و افکار نامعقول

از آنجا که هرکس حق دارد برای خود یک نظام فکری و عقیدتی داشته باشد و باور داشتن یا باور نداشتن هرچیز را خود برگزیند؛ مراجعه کننده هم برای خود این حق را قائل است که دارای عقاید ، افکار و باورهای خاصی باشد . و انتظار ندارد که مشاور با عقاید و باورهای او ، تند برخورد نماید و به تخطئه افکار او بپردازد .
مشاور ، با توجه به اینکه می‌داند بسیاری از عوارض و نتایج روانی عاطفی ، تابع افکار و سیستم عقیدتی شخص است و از باورها و عقاید غیرمنطقی وی منشاء می‌گیرد؛ در صدد برمی آید تا آگاهی مراجعه کننده را نسبت به آنچه اعتقاد دارد و یا آن را برگزیده است بالا ببرد و وی را متوجه سازد که برخی از باورها و عقاید ، بدون بصیرت و صرفا به تقلید از والدین و یا افراد دیگر به اشخاص منتقل می‌شود . هرفردی باید با استفاده بهینه از عقل خدادادی ، سعی نماید روی هر موضوعی که باور پیدا کرده ، بویژه موضوعات اعتقادی ، فکر کند و صحت و سقم آن را بررسی نماید و آنچه را عقل خود شخص ، با بصیرت کامل آن را حقّ تشخیص می‌دهد ، بپذیرد و به آن ، باور و اعتقاد پیدا کند .
فرد با استفاده غلط از عقل خود ، افکار موهومی را می‌پذیرد . عقایدی از قبیل اینکه ، فقط کسی با ارزش است که در همه جنبه‌های زندگی موفق باشد ، همه وی را دوست داشته باشند و او را احترام بگذارند . و اگر عدم موفقیتی در جنبه‌ای از زندگی پیش آید و یا کسی با او مخالفتی بنماید و یا مورد احترام قرار نگیرد ، خود شخص بی ارزش و بی اعتبار است و از شخصیت واقعی ، تهی می‌باشد .
و یا باور بر اینکه هر کار خلافی که شخص انجام دهد ، مستوجب سرزنش و تنبیه است و هیچ گاه ندامت ، صفح و نادیده گرفتن ، آن را شستشو نمی‌دهد و یا اعتقاد بر اینکه هر امری که بر طبق مراد شخص پیش نرود فاجعه است و یا اینکه سرنوشت ما با اتفاقات و حوادث رقم زده می‌شود و ما خود توانایی تغییر یا کنترل آن را نداریم و . . . این گونه باورها و عقاید غیرمنطقی ، جایگزین عقاید و افکار صحیح و منطقی می‌شوند و شخص را تحت تاءثیر قرار می‌دهند و باعث می‌گردند فرد از واقعیت دور بماند و حوادث را با همان عقاید باطل و افکار غیرمعقول تفسیر و تحلیل کند . و چه بسا به هنگام اتفاق حادثه‌ای کوچک ، آن را ناگوار و وحشتناک و چیزی که نمی‌بایست اتفاق می‌افتاد ارزیابی می‌نماید و به این صورت ، خشم ، بی ارزشی ، احساس گناه و اضطراب او را فرامی گیرد و با فکر غیرمنطقی مبنی بر اینکه خود و دیگران از مقابله با آن حادثه وحشتناک ناتوانند ، احساسات نامناسبی مانند تنفر از خود ، یاءس از دیگران پیدا می‌کند و لذت زندگی را از دست می‌دهد .
مشاور ، به کشف افکار و عقاید غیرمنطقی مراجعه کننده می‌پردازد و سعی می‌کند به صورت منطقی ، افکار غیر معتبر و نادرست ، تصحیح شود تا عوارض روانی عاطفی در فرد از بین برود .
مشاور ، برای مواجهه با باورهای نامعقول ، اوّلاً : می‌کوشد تا با شیوه‌ای معقول و به دور از هرگونه پرخاشگری و تهدید ، همه ناهمخوانیهای گفتاری و رفتاری مراجعه کننده و نادرستی افکار ، عقاید ، هدفها و رفتارهای غلطش را مشخص نماید و وی را با منطق شخصی خودش که برای مورد قبول واقع شدن رفتارش در ذهن خویشتن به کار می‌گیرد ، رو به رو سازد و رفتارهایش را با اندیشه‌های معقول خود او مقایسه نماید .
ثانیا : با ذکر تفسیرها و تحلیلهای گوناگون از واقعیت و آنچه اتفاق افتاده است ، به مراجعه کننده آموزش دهد که افکارش را تفسیری از واقعیت بداند و نه خود واقعیت ، بنابراین ، می‌تواند درست نباشد .
ثالثا : برای اینکه بتواند تفسیر غلط مراجعه کننده را تغییر دهد و یا میزان باور وی را به آن کاهش دهد ، لازم است که مراجعه کننده اطلاعاتی را کسب کند و یا آزمایشی را انجام دهد؛ مثلاً دانش آموزی که از سؤ ال کردن در کلاس ، ترس دارد و تصور می‌کند که به او خواهند خندید و یا نخواهد توانست سؤ ال خود را در کلاس مطرح کند؛ می‌تواند توجه کند به کسانی که در کلاس ، سؤ الهایی را مطرح می‌کنند و با اینکه در بین این سؤ الها ، سؤ الهای ساده‌ای هم پرسیده می‌شود ولی هیچ کس عکس العمل نامناسبی نشان نمی‌دهد ، افراد به او نمی‌خندند و مسخره اش نمی‌کنند . علاوه ، می‌تواند خود را آزمایش کند و یک سؤ ال بکند و بفهمد که می‌تواند موفق بشود .
بنابراین ، با جمع آوری اطلاعات از دیگران و آزمایش عملیِ خود ، آن تصور و فکر نامعقول از ذهنش می‌رود . و در مورد بسیاری از افکار نامعقول که فرد به صورت برچسبهایی حاکی از حقارت خود ، بیان می‌کند مانند اینکه می‌گوید : ناتوانم ، می‌ترسم ، احساس گناه می‌کنم ، تنبلم و . . . ، مشاور می‌تواند نادرستی این نوع تفسیر از خود را با این روش از بین ببرد که از وی بخواهد هریک از این برچسبها را دقیقا تعریف کند و مصداقها را نشان دهد . نتیجه‌ای که اغلب حاصل است این است که خود فرد می‌فهمد که بسیاری از این برچسبها را به غلط در مورد خودش به کار می‌برد و نامعقول بودن آنها برایش روشن می‌شود و جای خود را به تصور معقول از خودش ، خواهد داد .
رابعا : مشاور ، مراجعه کننده را با هدفها و انگیزه‌های خصوصی و شخصی و احساسهایش مواجه می‌سازد و سعی می‌کند تا آنچه در این خصوص پنهان نگهداشته می‌شود ، آشکار گردد . پرده برداشتن از انگیزش نهانی مربوط به رفتار مراجعه کننده ، یک موقعیت گرایشی - اجتنابی را ایجاب می‌کند . یعنی هم او را به انگیزه‌های واقعی تر رهنمون می‌سازد و هم سبب می‌شود از انگیزه نادرستش فاصله بگیرد و به تدریج از آن دست بردارد . با این شیوه نیازهای کاذب مراجعه کننده ، شناسایی می‌شود و غیرواقعی بودن آنها برای او آشکار می‌گردد .
خامسا : از طریق نقل گفتار و تاریخ بزرگان و با استفاده از شیوه ذهنی و عقلی ، فرد را موعظه کند و او را امیدوار سازد و از نگرانی و ترس او نسبت به عواقب کارش بکاهد تا او با آرامش و اطمینان بیندیشد و تصمیم منطقی بگیرد و به کارهای مناسب و لازم ، اقدام نماید .
سادسا : وی را با عقاید و بینشهای نادرستش مواجه سازد و برای پی بردن او به آنها و روشن ساختن نظرات و عقاید غیر معقولش ، زمینه چینی نماید و به وی آگاهی دهد که علت اصلی ناراحتیهای فعلی ، عقاید شخصی خود اوست . و آشفتگی و اضطراب او به دلیل عقاید موهومش می‌باشد ، بنابراین ، باید همکاری نماید و افکارش را دوباره سازی کند و به صورت افکار منطقی و صحیح ، درآورد .
مشاور ، با مقایسه‌ای بین افکار نامعقول و معقول و مشخص کردن آثار آنها می‌تواند مراجعه کننده را از عواقب عقاید نامعقولش آگاه سازد و به تغییر نظر خویش تشویق نماید .
در زیر ، نمونه‌هایی از باورهای معقول و نامعقول ، با هم مقایسه می‌شود :

باورهای نامعقول

الف - من نمی‌بایست اشتباه می‌کردم .
ب - مردم باید طبق انتظارات من عمل کنند .
ج - هیچ کس نباید کار خلاف و اشتباه انجام دهد .
د - شادکامی من به آن است که دیگران نگرشی خوب نسبت به من داشته باشند .
ه - زندگی باید همیشه عادلانه باشد .
و - من نباید به هیچ وجه عصبانی شوم .
ز - ناراحتی من از قضاوت نادرست مردم نسبت به خودم است .

باورهای معقول

الف - من سعی می‌کنم اشتباه نکنم ولی ممکن است برای انسان اشتباه رخ دهد .
ب - هرکس برای خود نظری دارد و ممکن است مطابق با انتظارات من نتواند رفتار کند .
ج - از آنجا که هیچ کس کامل نیست ، معقول آن است که بپذیرم دیگران هم ممکن است خلاف و یا اشتباه کنند .
د - گرچه سعی دارم دیگران نسبت به من نگرش خوبی داشته باشند ولی شادکامی من به خودم بستگی دارد .
ه - گاه می‌شود که زندگی عادلانه نیست گرچه زندگی عادلانه مطلوب و ایده آل است .
و - عصبانی شدن در بعضی اوقات نه تنها بد نیست بلکه خوب است .
ز - این غیرقابل انکار است که گاهی دیگران در مورد من و شما بد قضاوت می‌کنند ولی با توجه به اینکه می‌دانیم کارمان درست است ، آن قضاوت رامهم نمی‌انگاریم .
از شیوه‌های برخورد با باورهای نامعقول فرد ، این است که مزایا و زیانهای باورهایش با هم مقایسه شود؛ مثلاً کسی که باورش این استکه همه باید او را دوست داشته باشند و اگر نه بی ارزش خواهد بود ، در مقایسه مزایا و زیانهای اعتقادش ، به تعدیل خواهد رسید .
این باور باعث می‌شود که :
۱ - فرد رفتار خوبی با دیگران داشته باشدو دیگران هم نسبت به او نظر خوبی داشته باشند و بدین صورت ، دوستان زیادی پیدا می‌کند .
۲ - فرد سعی می‌کند نسبت به دیگران محتاطانه عمل کند و با دقت در انجام کار به طور صحیح تلاش می‌نماید .
۱ - این باور باعث می‌شود شخص دایما سعی داشته باشد مطابق میل دیگران عمل کند تا آنان را راضی نگهدارد .
۲ - به انجام کارهایی که واقعا به آنها مایل نیست اقدام نماید .
۳ - عدم ابراز عقیده در صورتی که دیگری ناراحت بشود ، اثر دیگر این باور است .
۴ - نسبت به انجام کارها تردید و دلهره دارد؛ زیرا نمی‌تواند حدس بزند که موجب ناراحتی دیگری می‌شود یا نه .
۵ - از کار با کسانی که وی را دوست ندارند دوری می‌گزیند .
۶ - بداخلاقی و رفتارهای عصبی دیگران راناشی از نوع برخورد خود تلقی می‌کند .
۷به جای مقابله بادشمنیهای دیگران به تحقیر خود می‌پردازد و خود را بی ارزش می‌داند .
۸ - پیوسته نگران است که دیگران دربارهٔ من چگونه می‌اندیشند ؟
۹ - قادر نیست آنچه را که فکر می‌کند درست نیست آن را بیان کند؛ زیرا احتمال می‌دهد سبب رابطه دوستانه اش با دیگران بشود .
۱۰ - در هنگام کار در پیش دیگران ، اضطراب او را فرا می‌گیرد؛ زیرا نمی‌داند مورد پسند دیگران قرار می‌گیرد یا نه و در نتیجه از کار هم لذت نمی‌برد

ن - روش عدم منع صریح

مشاور ، حتی الامکان ، مراجعه کننده را به صورت صریح و بدون آگاهیها و تمهیدات لازم ، از چیزی منع نکند؛ زیرا مراجعه کننده به مصداق (الانسان حریص علی ما منع ) ، هرقدر بیشتر او را از چیزی منع کنند ، بیشتر مقاومت می‌کند . منع مراجعه کننده از رفتار وسوسه آمیزش ، او را در همان رفتار وسوسه اش مقاوم تر می‌سازد؛ زیرا چنین فردی به طور ناخوشایند ، احساساتش برانگیخته شده و از نظر هیجانی درمانده است و در سردرگمی و اضطراب به سر می‌برد و موانعی (۱۷۳) را می‌بیند که قادر به گرفتن تصمیم یا اجرای اقدامی نیست و امیدی به تغییر موقعیت زندگی خویش ندارد . آگاهی دادن به مراجعه کننده برای کشف موانع تغییر موقعیت خود و کمک به او بر ایجاد اعتماد به نفس و تکیه بر تواناییهای شخصی ، وی را قادر می‌سازد تا با موانع برخورد منطقی کند و بر تغییر رفتار وسوسه‌های غیرمعقول ، اقدام نماید .

س - اطلاع رسانی مفید

مشاور به دادن اطلاعات لازم و مفید اقدام کند؛ مشروط بر آنکه اطلاعات ، در یافتن راه حل و تصمیم مناسبِ مورد نیاز فرد باشد؛ مانند مشاوره تحصیلی و شغلی که دادن اطلاعات ، شخص را در انتخاب رشته تحصیلی و برگزیدن شغل مناسب و نظایر آن ، یاری می‌نماید .

ع - تشویق به اندیشیدن

فرد به تفکر و اندیشیدن تشویق شود و دربارهٔ اینکه در چه چیزی و چگونه بیندیشد و چه شرایطی را در نظر بگیرد ، راهنمایی گردد تا به رهبری خود ، راه حلهای احتمالی را دریابد . علی (علیه السّلام ) می‌فرماید : (الفکر فی غیرالحکمة هوس )(۱۷۴)؛ (در غیر حکمت ، اندیشیدن هوا و هوس است ) .
و نیز فرموده است : (التفکر فی آلاء اللّه نعم العبادة )(۱۷۵)؛ (فکر در نعمتهای خدا ، خوب عبادتی است ) .
فرد با تفکر ، به رشد فکری و عقلی می‌رسد . امام امیرالمؤ منین علی (علیه السّلام ) در این باره فرمود : (الفکر یهدی الی الرشد)(۱۷۶)؛ (اندیشیدن ، فرد را به رشد فکری و راه درست هدایت می‌کند) .
ونیزفرموده است : (الفکریفیدالحکمة )؛(۱۷۷) (اندیشیدن درست ، مفید حکمت است ) .
فکر باعث می‌شود فرد دربارهٔ امور ، بصیرت یابد و عقلش او را به گونه‌ای تدبیر کند که رفتارهای انحرافی و نابهنجار را کنار گذارد و به انجام رفتارهای نیک کشانده شود .
امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) می‌فرماید : (تفکرک یفیدک الاستبصار ویکسبک الاعتبار)؛(۱۷۸) (اندیشیدن ، تو را به بصیرت و درک صحیح می‌کشاند و اعتبار و ارزش را برای تو به ارمغان می‌آورد) . همان طور که حضرتش می‌فرماید : (الفکر فی الخیر یدعوا الی العمل به ) . (۱۷۹) (اندیشیدن در کار خیر ، انسان را به انجام آن دعوت می‌کند) .
و همو نیز می‌فرماید : (الفکر یوجب الاعتبار ویؤ من العثار)(۱۸۰)؛ (فکر موجب اعتبار اندیشه و ایمنی از لغزشها و رفتارهای نابهنجار می‌گردد) .

ف - امیدوار نمودن مراجعه کننده

در ضمن بحث ، مشاور ، پیشرفت در مشاوره را نشان دهد تا شخص امیدوارتر گردد .

ص - یادداشت رؤوس مطالب و خصوصیات

درمشاوره ، ضبط و یادداشت رؤ وس مطالب وخصوصیات فرد مراجعه کننده و تشکیل پرونده لازم است . البته یادداشت مطالب بهتر است بعد از هر جلسه مشاوره انجام شودتابه روحیه فرد و ادامه مشاوره ، لطمه‌ای واردنگردد .

غ - تعیین تکلیف مناسب

مشاور ، برای فاصله زمانی تاجلسه آینده مشاوره ، تکلیف مناسب با موضوع را با توجه به توانایی فرد و نحوه انجام تکلیف ، به طور دقیق ، تعیین می‌نماید .

مرحله پایان

جلسه مشاوره هنگامی پایان می‌یابد که علل مشکل ، کشف شده و فرد در رسیدن به اهداف مشاوره به موفقیتهایی نایل گردیده ؛ توانایی لازم را برای حل مشکل به دست آورده باشد .
در این صورت ، با اشاره به پایان وقت جلسه مشاوره و خلاصه گیری و اعلام نتیجه و تشویق به عمل و تکلیف محوّل شده ، بدون طرح موضوع جدید و در صورت لزوم تعیین وقت برای جلسه آینده ، مشاوره را به پایان می‌رسانند . و از آنجا که مشاور ، در یک چهارچوب زمانی محدود ، عمل می‌کند و می‌داند که برای جلسه مشاوره ، محدودیت زمانی وجود دارد ، لازم است برای ختم جلسه تدارک ببیند ، این تدارک باید حدود پانزده دقیقه قبل از پایان جلسه آغاز شود؛ مثلاً به این صورت که مشاور بگوید : به نظر می‌رسد که باید جلسه را در حدود پانزده دقیقه دیگر خاتمه دهیم ، با اعلام پایان جلسه ، به مراجعه کننده فرصتی داده می‌شود تا به مسایل ناتمامی که لازم است قبل از پایان جلسه تکمیل شود ، بپردازد و مشاور هم در این فرصت می‌تواند به خلاصه گیری از آنچه مراجعه کننده در طول جلسه مشاوره گفته است ، بپردازد .
همچنین ضرورت جلسه یا جلسات بعدی یا تاریخ آنها را بیان کند؛ مثل اینکه بگوید : هنوز مشکلاتی برای شما وجود دارد که لازم است حل شود و احتمالاً چندین جلسه دیگر ضرورت دارد . شما اگر می‌توانید در هفته بعد در همین ساعت نیز برای ادامه مشاوره تشریف بیاورید .
در جلسه پایانی باید به مساءله وابستگی مشاور و مراجعه کننده توجه بشود؛ زیرا در جریان مشاوره مداوم ، به آسانی و احیانا به طور اجتناب ناپذیری وابستگی ایجاد می‌شود ، مراجعه کننده ، مشاور را دوست صمیمی خود دانسته است و چه بسا مشاوره برایش وابستگی ایجاد کرده است ، باید به تدریج این وابستگی رفع شود و در شرایطی شاید لازم باشد به عنوان جلسه پیگیری با فاصله‌های دور مانند دو ماه ، سه ماه یکبار و . . . قرار ملاقات گذارده شود تا اندیشه استقلالی ، به تدریج در مراجعه کننده ایجاد گردد و از وابستگی رهانیده شود .
در جلسه پایانی ، نباید دیگر از مراجعه کننده سؤ ال شود و از احساسات و محتوای گفته وی انعکاس انجام شود؛ زیرا این سه کار باعث ادامه جلسه مشاوره می‌شود .

روشها و فنون دیگر

توضیح تاکنون برخی از روشهایی را که در حل مسایل و مشکلات ، می‌تواند مفید و مؤ ثر افتد ، ذکر کردیم ، اینک مسایل و مشکلات خاصی را مطرح نموده و روشهای مفید و مؤ ثر در حل آنها را بیان می‌کنیم .

روش تقویت اراده

بسیاری از اختلالهای روانی ، از ضعف اراده ناشی می‌شود و تعداد زیادی از افراد که دچار مشکل روانی می‌شوند ، به این دلیل است که از اراده قوی برخوردار نیستند . مشاور ، از طریق نشانه‌های زیر می‌تواند (ضعف اراده ) را در مراجعه کننده تشخیص دهد :
الف - فرد ، کارها را به تاءخیر می‌اندازد .
ب - فکرش با عملش هماهنگ نیست .
ج - زیاد تاءثیرپذیر است و بیش از حد ، انعطاف از خود نشان می‌دهد .
د - کم صبر است و بردباری ندارد و زود عصبانی می‌شود .
ه - بجا و به موقع تصمیم نمی‌گیرد و در کارها دو دل و متزلزل است .
و - در کارها افراط و یا تفریط دارد و متعادل عمل نمی‌کند .
ز - از متانت در عمل و آرامش در حالت و وقار گفتار ، برخوردار نیست .
مشاور ، باید سعی کند ضعف اراده را در فرد از بین ببرد و به تقویت نفس وی بپردازد و قدرت نفسانی در او پدید آورد تا بتواند بر خواسته‌های غیرمعقول و هوای نفس خویش ، فایق آید . علی (علیه السّلام ) فرمود : (اِذا کَثُرَتِ الْمَقْدُرَةُ قَلَّتِ الشَّهْوَةُ)(۱۸۱)؛ (هنگامی که نفس توانمند و قوی شود ، هواهای نفسانی در وی کم می‌شود) . روشن است که فرد با غلبه بر شهوت و هواهای نفسانی زمینه روانی در او به وجود می‌آید تا به دستورالعملهایی که برایش معین می‌شود عمل کند و بدینوسیله زمینه حل مشکل برایش فراهم می‌گردد .
مشاور ، می‌تواند از عوامل زیر در تقویت اراده مراجعه کننده استفاده کند :
۱ - ازدیاد علم و آگاهی از موضوعات مورد عمل و از نتایج و آثار مفید آن .
۲ - ایجاد شوق و علاقه به شیئی ، یا موضوع و یا کار مورد نظر .
۳ - تمرین بر تمرکز در موضوع واحد (مورد نظر) و پرهیز از اشتغالات ذهنی متعدد .
۴ - تمرین تدریجی بر تصمیمها از ساده به مشکل .
۵ - فراهم آوردن زمینه تشخیص کارهای اهم از مهم و تقدیم آنها .
۶ - برنامه ریزی منظم برای فعالیت و عمل در اوقات خاص .
۷ - توجه دادن به الگوها و اسوه‌ها و تصمیم گیریهای آنها و مراقبت عملی تا در بین عمل ، تزلزل بر او عارض نشود .

روش درمان کمرویی

(کمرویی ) نیز از مشکلاتی است که افراد متعددی بویژه کودکان و نوجوانان با آن روبرو هستند و به عوارض فردی و اجتماعی آن دچار می‌شوند .
عوارض فردی کمرویی ، عوارضی است از قبیل اینکه : به هنگام عمل ، ضربان قلبش بیشتر می‌شود ، رنگش تغییر می‌کند ، دهانش خشک می‌گردد ، صدایش عوض می‌شود ، لکنت زبان پیدا می‌کند ، بدنش به لرزه می‌افتد ، به چیزی که در دست دارد بازی می‌کند و یا بدنش را می‌خاراند ، گریه سر می‌دهد و . . .
عوارض اجتماعی کمرویی نیز عبارتند از اینکه : فرد ، گوشه گیر می‌شود ، دعوت دیگران را برای ارتباط و فعالیت نمی‌پذیرد ، از بیان حق و دفاع از آن و از امر به معروف و نهی از منکر ، دوری می‌گزیند ، سؤ ال نمی‌کند و در بحثهای علمی شرکت نمی‌کند و در نتیجه پیشرفت علمی برایش حاصل نمی‌شود ، در روابط خانوادگی و اجتماعی ، دچار مشکل می‌شود و از کسب روزی باز می‌ماند و . . .
کمرویی ممکن است جنبه ارثی داشته باشد ، ولی عوامل دیگری در ایجاد و یا تقویت آن بسیار مؤ ثر است . این عوامل عبارتند از : عدم پرورش روحیه اجتماعی در دوران کودکی ، فراهم نبودن زمینه اظهار وجود برای کودک و نوجوان در محیط خانواده ، مدرسه و اجتماع ، ناآگاهی از توانمندیهای خود ، مراقبتهای بیش از حدّ والدین که سبب می‌شود اعتماد به نفس در کودک و نوجوان رشد نکند و متکی به غیر پرورش یابد ، ترس و دلهره از عدم موفقیت در گفتار و رفتار ، دوستی با افراد ضعیف و کمرو ، انتقاد بی جا و اعتراض بی مورد به فرد ، احساس گناه ، احساس زشت رویی ، نقص عضو و به طور کلی احساس حقارت عدم آگاهی فرد از مرز حیا و پررویی و . . .
برای درمان کمرویی ، با توجه به عوامل آن ، مشاور ، باید به اعمال روشهای زیر بپردازد :
اولاً : به اطرافیان توصیه نماید تا از روشهای منفی مانند : مسخره کردن ، لحن تند ، مقایسه با دیگر افراد و به رخ کشیدن دیگران ، حرف زدن و کار کردن به جای او ، اجبار و تهدید و محروم کردن ؛ پرهیز شود؛ زیرا نه تنها این روشها ، کمرویی را درمان نمی‌کند بلکه مشکلات کمرو را افزایش می‌دهد .
ثانیا : فرد را با توانمندیهایش ، از طریق ذکر مواردی که بدون کمرویی اقدام کرده است ، آشنا سازد و در پرورش اعتماد به نفس در وی ، کوشش شود .
ثالثا : زمینه حرف زدن و فعالیت جمعی ، برایش فراهم گردد و به مباحثه با دیگران ، اجرای مراسم دسته جمعی ، نوشتن مقاله و ارائه آن و به اموری از این قبیل تشویق شود .
رابعا : در محیط زندگی و موقعیت فعالیتی انسان کمرو ، تغییر ایجاد شود تا موانع ، بروز ننمایند .
خامسا : فرد را از مرز حیا و پررویی آگاه سازد و مصادیقی از اعمال را که شخص کمرو تصور می‌کند پررویی است ، از بزرگان برایش نقل شود و با ذکر رفتارهای اسوه‌های دین ، فرد را به تعادل در رفتار سوق دهد .
سادسا : عوارض منفی کمرویی برایش تبیین شود و توجه داده شود که چه بسا کمرویی ، شخص را از انجام مسؤ ولیتها و وظایف شرعیش باز می‌دارد؛ مانند آنچه در روایات آمده است که مبادا کمرویی باعث شود تا فرزند نسبت به بوسیدن دست والدین ، بلند شدن جلوی پای آنان به احترام ، کوتاهی کند و یا به این دلیل به زیارت مؤ منان نرود و یا به مهمان کم خدمتی کند . و یا بدلیل کم بودن چیزی به دیگری هدیه نشود . امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) می‌فرماید : (ثلاث لایستحیا منهن خدمة الرجل ضیفه ، وقیامه عن مجلسه لابیه ومعلّمه . . . )(۱۸۲) (سه چیز است که نباید گذاشت کمرویی مانع آنها شود یکی خدمت به میهمان ، دوم برخاستن به مناسبت ورود پدر و سوم برخاستن از جایگاه خود به احترام معلّمش ) .
و نیز آن حضرت فرمود : (لا تستحیی من اعطاء القلیل فان الحرمان اقل منه )(۱۸۳)؛ (حیا نکن از دادن هدیه کم ، زیرا که محروم بودن از این کار نیک از آن کم ، بدتر است ) .

روش برخورد با پرخاشگری

افراد زیادی وجود دارند که بدون عامل آشکاری ، زود عصبانی می‌شوند و در برابر دیگری ، به ستیزه جویی ، مجادله ، عتاب و تندی ، توپ و تشر ، تهدید و جنگ لفظی و گاه اعمال خشونت آمیز ، اقدام می‌کنند این حالت و رفتار را (پرخاشگری ) می‌نامند .
پرخاشگری ، اختلال روانی و رفتاری است که باید درمان شود و فرد پرخاشگر ، تحت کنترل و نظارت قرار گیرد؛ زیرا اختلالهای روانی بسیاری را باعث می‌شود و سرکشیها و رفتار خشونت آمیز در وی به تدریج ، رو به فزونی می‌گذارد و زندگی اجتماعی او را با مشکل جدی رو به رو می‌سازد و سبب می‌گردد به بسیاری از رفتارهای نابهنجار دیگر کشیده شود .
پرخاشگری ، امری ذاتی و صرفا ارثی نیست که هر فردی با خود داشته باشد و گریزی از آن نباشد . آنچه در انسان به صورت طبیعی وجود دارد ، گرایش به خشم و دفاع است که برای انسان و زندگی اجتماعیش ، ضرورت دارد و امر ناپسند و تنفرآمیز محسوب نمی‌شود ، ولی پرخاشگری حالت افراط خشم و رفتارهای خشونت آمیزی است که تنها ضرورت زندگی نیست بلکه نامعقول است و مردم از آن متنفر می‌باشند .
بنابراین ، پرخاشگری و حالت هیجانی افراطی در فرد ، امری اکتسابی است که می‌توان از آن پیشگیری کرد و یا آن را درمان نمود .
مشاور ، برای حل مشکل پرخاشگری و پیشگیری از رفتارهای پرخاشگرانه مراجعه کننده ، به امور زیر می‌پردازد :
۱ - عوامل پرخاشگری را از قبیل : ناکامیها ، بدآموزیها ، موضعگیریهای نادرست ، سختگیریها و سهل گیریهای نابجا ، تهدیدها و تنبیه‌ها و . . . ، شناسایی کند و به فرد پرخاشگر ، کمک نماید تا این عوامل و عوارض آنها از وجود وی زدوده شود .
۲ - زمینه‌ای فراهم سازد تا از عوامل تشدید کننده پرخاشگری در فرد ، جلوگیری شود . عوامل تشدید کننده پرخاشگری ، اموری از قبیل امور زیرند :
تحمیل مشکلات ، سختگیری در اجرای قوانین بدون هرگونه انعطاف ، استهزا و به بازی گرفتن عواطف و احساسات ، محروم ساختن فرد از چیزی که محبوبش می‌باشد ، ایجاد مانع در سر راه وی برای وصول به هدف ، بالا بردن توقع و انتظار ، با وعده‌های بی حساب و عمل نکردن به آنها ، درگیریهای خانوادگی و . . .
۳ - در محیط زندگی و موقعیت اجتماعی (در صورت امکان ) وی تغییر ایجاد کند؛ زیرا انس به محیط پرخاشگری ، در ازدیاد رفتارهای پرخاشگرانه بسیار مؤ ثر است .
تحقیقات نشان داده است که پرخاشگری در موارد زیر ، افزایش می‌یابد :
الف - آنانی که مدیر لایقی برای خود نیستند و بر اعصاب خویش تسلط ندارند .
ب - افرادی که محیط خانه و کارشان ، محل درگیریهاست .
ج - در کسانی که فشارهای طولانی بر آنان وارد می‌شود .
د - در آنانی که در وسوسه‌ها و بدبینیها زندگی می‌کنند و . . .
۴ - از رفتارهای تقویت کننده رابطه عاطفی استفاده نماید؛ مثلاً با وی ابراز همدردی و همدلی کند و امید را در او زنده نماید .
۵ - فرد ، به صورت منطقی توجیه شود و واقعیتهای زندگی که احیانا با ناکامیها و سختیها همراه است ، به صورت معقول برایش تبیین گردد تا تدبیر و تصمیم عاقلانه را در رفع مشکلات در او زنده نماید .
۶ - به رفتار لیّن و پرهیز از رفتار پرخاشگرانه هدایت گردد و به منظور تقویت رفتارهای متعادل و آرام ، از وی تشویق به عمل آید .
۷ - به اطرافیان فرد پرخاشگر تاءکید شود که به هنگام پرخاشگری وی ، عصبانی نشوند ، سر او داد نزنند و به هیچ وجه به تنبیه بدنی متوسل نشوند ، بلکه وی را با حقوق افراد آشنا سازند ، به وی احترام بگذارند و عزّت نفس را در او پدید آورند . و زشتی رفتارهای پرخاشگرانه را برایش روشن نمایند ونقش انسانی و برخورد اخلاقی را در وی تقویت کنند .
۸ - زمینه محرومیت زدایی فراهم گردد تا فرد ، حتی الامکان ، بتواند به خواسته‌های معقولش دست یابد .
۹ - مشاور ، با کمک والدین ، مؤ سسات خیریّه و یا دولت ، امکانات تفریح ، بازی و سرگرمیهای سالم را فراهم سازند و وی را به این نوع امور ، مشغول سازند تا نشاط روحی برایش ایجاد شود و آرامش وجودش را فرا گیرد و از رفتارهای پرخاشگرانه پرهیز کند .

پرورش اعتماد به نفس

از مهمترین حالات عاطفی که دارای نقش فوق العاده‌ای در رشد شخصیت و حیات انسانی است ، (اعتماد به نفس ) می‌باشد .
کودکی که از اعتماد به نفس برخوردار است ، خود را دوست دارد ، و هستی خویش را با ارزش تلقی می‌کند و در سخن گفتن ، آرام و متین و بر خویشتن مسلط است و هیچ دلهره و اضطراب ندارد . و بیش از آنکه از دیگران متوقع باشد از خود توقع دارد و خود جوش و فعال ، کار خویش را خود انجام می‌دهد . امام امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) می‌فرماید : (من شَرُفَت نفسه کَثُرت عواطفه ) . (۱۸۴)
(کسی که از شرافت و اعتماد به نفس برخوردار باشد ، عواطف انسانی او زیاد خواهد بود) .
اما کودکی که از اعتماد به نفس برخوردار نیست ، به دیگران متکی می‌شود و برای جلب نظر دیگران ، خود را به نحوی مورد پسند آنان قرار می‌دهد ، احساس حقارت در او پدید می‌آید و به بیماریهای روانی و عصبی دچار می‌گردد . چنین فردی ، استقلال راءی پیدا نمی‌کند ، از مورد سؤ ال قرار گرفتن پرهیز دارد و گاه گریزان از شخصیت واقعی ، برای خود شخصیت دروغین می‌سازد و خودستا می‌گردد و سعی می‌نماید نقاط ضعف خود را بپوشاند . وی از فعالیت و جنب و جوش ، بیزار است . شوخی می‌کند ولی تحمّل شوخی دیگران را ندارد؛ خود را تنها احساس می‌کند و . . .

عوامل عدم اعتماد به نفس

عوامل زیادی باعث عدم اعتماد به نفس می‌شود ، در زیر ، مهمترین آنها فهرست می‌شود :
۱ - شکستهای پی در پی .
۲ - اظهار بدبینی نسبت به فرد .
۳ - رنج و سختی مستمر و طولانی .
۴ - توجه زیاد به نقایص بدنی و احساس زشتی .
۵ - عدم توجه به نقاط قوّت خود .
۶ - به رخ کشیدن ضعفها و عیوب فرد .
۷ - استبداد والدین و تحمیل نظرات خود بر فرزند .
۸ - مراقبت شدید والدین از کودک به گونه‌ای که او را ناز پرورده و وابسته می‌سازد .
۹ - مقایسه کودک با فرد دیگری و امتیاز دادن به دیگری ، بدون اینکه امتیازات او مطرح شود .
۱۰ - بی مهری ، بی محبتی و بی اعتنایی نسبت به کودک به هنگام ابراز وجود و فعالیتهای شایسته .
لازم به توجه است که عواملی از قبیل : نگرانی و اضطراب ، تحمل مدیریتهای سلطه‌ای ، دیدن ترحّم زیاد از دیگران ، واگذار کردن کارهای شخصی به دیگران ، مواجه شدن با امور خلاف انتظار و . . . بی اعتمادی را در شخص تشدید می‌کند و درمان را مشکل تر می‌سازد .

روشهای پرورش اعتماد به نفس

روشهای زیادی موجب می‌شود تا شخص اعتماد به نفس پیدا کند و یا آن را در خود تقویت نماید . به مهمترین آنها اشاره می‌شود :
۱ - توسعه آگاهی فرد نسبت به خود و نقاط قوتش .
۲ - پرورش عزّت نفس و تقویت روح ارزشمندی .
۳ - شرکت دادن فرد در فعالیتها و مدیریتها تا تسلط و کنترل برخود را تمرین و تجربه نماید .
۴ - تقویت اراده و ایجاد جراءت و تصمیم در مورد کارهای معقول و مورد نظر .
۵ - ایجاد عادات نیکو در فرد ، مانند عادت به گشاده رویی و نشاط روانی و آرامش و سکون در برخورد که باعث برانگیختن تحسین دیگران از شخص می‌شود امام صادق (علیه السّلام ) فرمود : (ثلاثة تدل علی کرم المرء : حسن الخلق وکظم الغیظ وغض الطَّرف )(۱۸۵)؛ (سه چیز به کرامت و اعتماد به نفس می‌انجامد ، اخلاق نیکو ، فرو بردن خشم و چشم پوشی ) . و از عادات نیکو است : عدم انتظار کار شخصی از دیگران ، نظم و انظباط در فعالیتها و برنامه ریزی مناسب ، عادت به تحمل دشواریها ، خوش بینی و امیدوار بودن نسبت به آینده و . . .
۶ - جلوگیری فرد از عجله و شتاب در کارها و وقوع در اشتباه و از کارهایی که باعث خجالت و شرمساری است و پرهیز دادن فرد از زیاده گویی ، نفاق ودورویی ، شکوه وشکایت بی جااززندگی ومنع وی ازتردیدهاووسوسه‌ها .
۷ - محبت متعادل به کودک و نوجوان و پرهیز از بی اعتنایی نسبت به او .
۸ - استفاده از غرور کودک و نوجوان در ایجاد اعتماد به نفس .
۹ - آموزش و پرورش اعتماد به نفس از طریق عملی توسط والدین ، معلم و مشاور؛ زیرا آنان در این زمینه نیز ، می‌توانند اُسوه باشند . منظور این است که والدین و دیگران که با کودک و نوجوان در ارتباطند ، خود ، اعتماد به نفس داشته باشند و آن را در عمل نشان دهند که این موجب اعتماد به نفس درکودک و نوجوان می‌باشد . امام صادق (علیه السّلام ) می‌فرماید : (کونوا دعاة للناس بغیر السنتکم ، لیروا منکم الورع و الاجتهاد و الصلاة و الخیرفان ذلک داعیة )(۱۸۶) .
(مردم را در عمل به کارهای خوب و ایجاد صفات نیک دعوت کنید تا تقوا ، کوشش و فعالیت بر اساس اعتماد به نفس ، نماز و کارهای خوب را از شما ببینند . زیرا این عمل است که صفات خوب و توانمندیها را در افراد سبب می‌شود) .
۱۰ - توصیه به والدین مبنی بر عدم مداخله زیاد در کارهای کودکان و نوجوانان .
۱۱ - سفارش به والدین مبنی بر عدم تحقیر فرزند و اینکه شکستها را به رخ آنان نکشند .
۱۲ - آماده کردن امکانات برای رشد استعدادها و موفقیت در کارها و حمایت از کودک و نوجوان به هنگام شکست و ناکامی و امیدوار ساختن او نسبت به فعالیتهای بعدی و موفق بودن در آنها .

روش درمان افسردگی

(افسردگی ) ، حالت آشفتگی روانی نسبتا طولانی است که بر کیفیت خُلق و خوی شخص ، تاءثیر منفی می‌گذارد و نحوه ادراک او را از خویش ، محیط و دیگران ، دگرگون می‌سازد و در رفتار عادیش ، اختلال ایجاد می‌کند و به طور کلی به کاهش قابلیّتها و توانمندیهای فرد ، منجر می‌شود .
انسان افسرده ، دارای علایمی به شرح زیر است :
از نظر شخصی ، دارای احساس خستگی مستمر ، ناتوانی ، بی اشتهایی ، ناراحتیهای جسمانی بدون علت معلوم ، اختلال در خواب (بی نظمی در خواب ، پریدن از خواب بدون علت و . . . ) کاهش میل جنسی ، غمگینی ، دلسردی به کار ، کسالت ، سستی در اراده ، کمرویی ، بی قراری ، احساس عدم عزت و سرزنش و تحقیر خویش ، عدم اعتماد به نفس ، زود رنجی ، عدم درک موقعیت خویش ، خیالبافی ، عدم رضایت از خود ، احساس پشیمانی ، بیهودگی ، گناه ، ترس و اضطراب است و در سراسر زندگی ، خود را با زنده بی کفایتی می‌بیند که ناکامی و شکست ، محرومیت و ذلّت را لازمه لاینفک خود می‌پندارد . و احساس ناامیدی ، بی فایده بودن و بی علاقگی دارد . و از شادی و شور و هیجان عاطفی بی بهره است .
و از حیث روابط اجتماعی ، از ارتباط و جوشیدن با دیگران پرهیز دارد ، احساس می‌کند که مردم او را درک نمی‌کنند و به وی مهر نمی‌ورزند بلکه او را تحقیر می‌نمایند و نیز به فعالیت اجتماعی روی نمی‌آورد .
و از حیث اخلاق اجتماعی ، پرخاشگر ، شکوه گر ، بدبین ، عیبجو و دارای سوء ظن به دیگران است .
افسرده ، از حیث تحصیلی نیز به درس و تحصیل علاقه مند نیست ، در کلاس ، پرسش نمی‌کند و نسبت به جریانها و عملکردهای کلاس بی تفاوت است . وی هنگام مطالعه ، قدرت بر تمرکز حواس ندارد از وقت ، خوب استفاده نمی‌کند و به طور کلی ، فعالیتهای تحصیلی را قطع و یا لااقل کاهش می‌دهد .
باید توجه داشت هر فردی در زندگی ممکن است یک یا چند تا از علایم فوق را دارا شود و در عین حال افسرده نباشد؛ مثلاً هر نوع غمگینی ، افسردگی نیست ؛ زیرا چه بسا فردی به دلیل اتفاق حادثه‌ای غمگین بشود ولی احساس خوشی واقعی را از دست ندهد ، دچار بی خوابی نشود ، بینش او تقلیل نیابد . و یا در بین مردم عادی ، کسانی هستند که نمی‌توانند با برخی از مسایل کنار بیایند و بر آنها غلبه کنند ولی افسرده نیستند ، افسرده ، در سراسر زندگی ویااکثرمسایل ومشکلاتش ، خود را بی کفایت و ناتوان مشاهده می‌کند .
بنابراین ، علایم فوق ، در صورتی نشانه‌های افسردگی می‌باشند که یک شخص ، تعدادی از آنها را با هم دارا باشد و یا یک علامت در مدت طولانی دامن شخص را بگیرد و عوارض منفی نگرشی ، احساسی و رفتاری داشته باشد .

شیوع افسردگی

افسردگی ، در همه جوامع شایع است تا آنجا که آن را (سرماخوردگی اختلالات دماغی ) نامیده‌اند . و این شیوع در زنان ، دو برابر مردان است ؛ مثلاً در اروپا و آمریکا بر اساس مطالعات انجام شده ، بین ۹ تا ۲۶ درصد زنان و ۵ تا ۱۲ در صد مردان ، در طول زندگی خود ، به بیماری افسردگی دچار می‌شوند . (۱۸۷) البته افسردگی ، در دوره بلوغ زیادتر شایع است (۱۸۸) و یکی از شایعترین اختلالهای افسردگی ، (اضطراب ) است .
بنابر تحقیقات (۱۸۹) کدوارد و کوپر (۱۹۶۹) ۲۷ درصدر کسانی که علایم روانی و افسردگی دارند ، به (حالت اضطراب ) دچارند .
اضطراب یک آشفتگی روانی است که با نگرانی ، عصبانیت ، ترس خفیف و احساس ناراحتی ، همراه است و علایم جسمی آن طپش قلب ، ضعف ، سرگیچه و عرق کردن است .
(اضطراب ) همانند افسردگیهای دیگر (مانند روان پریشی ، مالیخولیایی و . . . ) واکنشی است در مقابل فشار ، که خود مبدل به فشار شده و در هر کسی طبق خصوصیات روانی وی به نوعی تاءثیر گذاشته و ایجاد عکس العمل می‌نماید . و چون مردم غالبا تحت انواع فشارها قرار می‌گیرند ، در اکثر آنها حداقل اضطراب خفیف دیده می‌شود .
(افسردگی ) به دو قسم تقسیم شده است ؛ یکی ، افسردگی ساده و خفیف است که در آن فرد از اندوه افراطی و یا اختلال رفتاری خود و علت آن آگاه است و چه بسا آن را اظهار می‌دارد تغییرات روز به روز خلق و خوی فرد را می‌توان به حساب حالات خفیف افسردگی گذاشت . این نوع افسردگی ، عوارض منفی کمی دارد و از این رو درمانش خیلی مشکل نیست .
دوّم ، افسردگی مزمن یا شدید است که حداقل پنج علامت (۱۹۰) از علایم اساسی افسردگی در مدت نسبتا طولانی را داراست و در شخص تاءثیرات منفی زیاد گذاشته است . و از جمله با کم کردن وزن ، به صورت قابل ملاحظه‌ای در سنین جوانی همراه است . و علت آن هم از خاطر شخص محو گردیده است و رفع عوارض ناشی از افسردگی در افراد مبتلا به این نوع ، از رفع علل اساسی خود افسردگی مشکلتر است و وقت زیادتری لازم دارد . (۱۹۱)
برای درمان افسردگی ، مشاور باید :
۱ - عوامل آن را شناسایی کند . عوامل افسردگی ممکن است زیستی باشد؛ مانند کم کاری برخی از غدد و یا عاطفی باشد ، مانند احساس حقارت ، غرور و خودخواهی ، عدم تحمل شکست ، حسادت و یا عوامل اجتماعی ؛ مانند فشارهای اجتماعی ، امر و نهی شدید ، محرومیت از والدین (در دو سال اول پس از تولد) و یا عوامل طبیعی ، مانند وقوع حادثه‌ای ناگوار و مرگ عزیز و یا نقص عضو و نگرشهای نامعقول و نظایر اینها باشد . و مشاور باید توجه کند که چه بسا چند عامل سبب افسردگی در شخص افسرده می‌شود .
از آنجا که مهمترین عوامل افسردگی احساسات ، افکار و نگرشهای بنیادی افسرده است ، به روشهایی که مشاور می‌تواند برای شناسایی و کشف آنها به کار گیرد ، اشاره می‌شود .
برای ردیابی و کشف احساسات ، افکار و نگرشهای بنیادی که در مراجعه کننده ایجاد ملال کرده و باعث افسردگی و اضطراب وی شده است ، ازروشهای زیر می‌توان استفاده کرد :
الف - مشاور با مراجعه کننده ، رابطه حسنه برقرار سازد و با لطف و مهربانی ، خوش طبعی ، صمیمیت و خلوص ، خود را به وی نزدیک جلوه دهد و اعتماد را جلب نماید تا او ، خود ، همه افکار و احساسات خویش را برای مشاور ، آشکار سازد .
مشاور ، به مراجعه کننده بگوید که هردو همچون دو دانشمند هستند که می‌خواهند با تشریک مساعی ، مشکلی را مشخص کنند و فرضیه‌هایی را بیازمایند و راه‌هایی را برای این نوع مشکلات بیابند . بنابراین ، در کشف علل مربوطه ، از جمله احساسات و افکار ، باید نهایت همکاری و کوشش را داشته باشد .
البته برای تحقق این منظور ، مشاور باید توجه داشته باشد که از انتقاد ، استنطاق و پرسشی که موجب آزار مراجعه کننده شود ، پرهیز نماید و نیز در ساختار هرجلسه مشاوره و در جریان مشاوره و استفاده از فنون ، انعطاف پذیری از خود نشان دهد .
ب - مشاور به تاریخچه ناراحتی و افسردگی شخص آشنا شود . دانستن تاریخچه باعث می‌شود زمینه‌های آسیب پذیر و شیوه کلی مواجهه مراجعه کننده با مشکلات ، مشخص شود و اینکه آیا در گذشته به طور مناسب با مشکلات مواجه می‌شده و از افکار درست بهره می‌برده است و یا در مقابله با مشکلات از خود ، ضعف نشان داده است .
برای پی بردن به تاریخچه افسردگی شخص و افکار نگرشهایی که سبب آن شده است ، می‌توان از پرسش مستقیم و یا غیر مستقیم استفاده کرد . پرسش مستقیم مانند اینکه : در آن موقع چه فکر می‌کردید ؟ در ذهن شما چه می‌گذشت ؟ و پرسش غیر مستقیم ، مانند اینکه : کی دچار آن حالت شدید شدید ؟ آیا قبل از ملاقات با دوستتان یا بعد از آن ؟ آیا در محل کار یا منزل ، اتفاقی برایتان رخ داد ؟ آیا احساس نگرانی ، ملال ، اضطراب دقیقا از همان زمان شروع شد ؟ آیا کسی به شما زنگ زد و بعد از آن ، این حالت برایتان پیش آمد ؟
ج - از لحظات هیجانها استفاده کند ، مانند اینکه مراجعه کننده صحبتش تند یا کند می‌شود ، گریه یا خنده می‌کند ، بی قرار می‌شود یا متانت بیشتری پیدا می‌نماید ، افروخته می‌شود یا رنگش می‌پرد و . . . در این مواقع مشاور از او می‌خواهد که قدری تاءمّل کند و بگوید در ذهنش چه گذشته است ؟
همچنین مشاور می‌تواند از مراجعه کننده بخواهد که موقعیت هیجانی و احساسی خود را در گذشته ، عینا در ذهن خود بازآفرینی کند و سپس در مورد افکار و نگرشهای همراه با این تجسم ذهنی ، از وی سؤ ال نماید . و یا از وی خواسته شود که به ایفای نقش بپردازد و در این نقش هم موقعیت حالت کسی را که نسبت به او حساس بوده ، نشان دهد و هم عکس العمل خویش را در برابر آن موقعیت ، عینا بازگو نماید .
مشاور با استفاده ، از این نوع روشها می‌تواند نگرشها و احساسهایی که موجب اختلالات روانی مراجعه کننده شده ، پی ببرد .
۲ - پس از کشف عوامل افسردگی ، باید برای از بین بردن آنها در وجود شخصِ افسرده ، تلاش شود؛ مثلاً فشارهایی که از جامعه و اطرافیان بر فرد وارد می‌شود ، کوشش شود تا این فشارها برداشته شود و یا پس از تشخیص دادن نوع نگرش و باورهای نامعقول فرد و تفسیرهای نادرست وی و تاءثیر آنها در اختلال روانی او ، باید به تغییر و یا تصحیح آن نگرشها و باورها پرداخت . (۱۹۲) و نوع برداشت و طرز تلقی روانی و چگونگی تفسیر او از حوادث ، اشیا و افراد را باید عوض کرد . و احساس و شناخت و تفسیر غیر واقعی وی را که تصویر ذهنی خاصی را در او به وجود آورده است ، به احساس و شناخت واقعی و تفسیرهای واقع بینانه تر تغییر دهد .
۳ - موقعیّت و شرایط زندگی شخص افسرده نیز باید تغییر یابد و کسی که به چیزی حساسیت دارد؛ باید ذهن و حواس او به چیز دیگری معطوف گردد و شرایط دیگری برایش به وجود آورد و کسی که غمگین است باید زمینه‌های شادی برایش فراهم شود؛ مثلاً به خواندن شعر ، پیاده روی ، گوش دادن به موزیکهای شاد(۱۹۳) ، رفتن به پارک و گشت و گذار ، تشویق گردد .
۴ - با توجه به نوع اختلال روانی افسرده ، روش مقابله با آن را اعمال نماید؛ مثلاً کسی که اعتماد به نفس ندارد و در کارها دودل و مردد است و نمی‌تواند تصمیم بگیرد ، مشاور با برجسته ساختن تواناییهای او و شناساندن او به خودش ، در احساس توانمندی او تلاش کند و در تنظیم وقت ، برنامه ریزی و تعیین اولویتها ، وی را یاری رساند .
و یا در مورد کسی که دچار اختلال در خواب است باید از روشهای تضعیف محرکهای مخل خواب و تقویت محرکهای خواب آور استفاده شود . چنین فرد بیماری ، باید از چرت زدن در طول روز ، از آشامیدن نوشیدنیهای محرک ، مانند قهوه و چای در ساعت قبل از خوابیدن و نیز از فعالیتهای تحریک کننده نظیر کارهای ذهنی یا مطالعه کتاب مهیج در شب ، باز داشته شود و همچنین از اندیشیدن دربارهٔ مشکلات روزانه در بستر اجتناب گردد .
و از طرف دیگر ، به فعالیتهایی ، مانند : انجام تمرینات آرام سازی (شل کردن عضلات دستها ، گردن ، شانه و تنفس عمیق و بیرون دادن تدریجی آن ) ، رفتن به رختخواب در زمانی معین ، و در صورت بیدار شدن در شب ، بیرون آمدن از رختخواب و انجام بعضی از فعالیتهایی که سبب حواس پرتی می‌شوند و . . . تشویق شود .
و نیز برای کسانی که مشکل کنار آمدن با دیگران را دارند و در مقابل خواستهای نامناسب دیگران جراءت ندارند که پاسخ منفی بگویند و یا قادر نیستند درخواست خود را از دیگران مطرح کنند و احساس بی کفایتی و درماندگی می‌کنند ، مشاور از روشهایی مانند : آموزش ابراز وجود و جراءت آموزی و اطمینان بخشی استفاده کند؛ مثلاً برای جراءت آموزی ، سعی شود تا شخص به ابراز وجود و ایفای نقش بپردازد و مناسب است او را در دو موقعیت درخواست کننده از دیگران و پاسخ دهنده به دیگران قرار دهد تا به طور متناوب هم نقش خود را و هم نقش مقابلش را بازی کند و در هر نوبت ، مشاور یا کس دیگری نقش مقابل را بازی نماید . این کار سبب می‌شود که فرد هردو نقش را تجربه کند به طوری که بتواند در دو موقعیت ، احساس و واکنش خود را نسبت به خواسته‌های دیگران و احساس و واکنش دیگران را نسبت به خود و درخواستهایش بشناسد .
و برای فرو نشاندن خشم ، یا اظهار از آن شیوه مناسب و مؤ ثّر ، مشاور توضیح می‌دهد که خشم ، یک هیجان طبیعی و مفید است ، ولی باید توانایی آشکار کردن مناسب آن را پیدا کرد .
و نیز از او خواسته شود چیزی را که موجب خشم شده ، کاملاً تعیین کند و آن را بیان نماید و سپس به جای سرزنش ، با وی همدلی شود و با آنچه حق با اوست ، اعلام موافقت کند و زمینه مناسب فراهم سازد تا نقطه نظرات خود را به آرامی و با متانت بیان نماید . و همچنین به وی توجه دهد که زندگی در دنیا ، مشکلاتی دارد و باید با شیوه منطقی با آنها برخورد شود . سپس از وی بخواهد که مشکلات را با صبر و حوصله بیان نماید و با کمک مشاور ، آنها را به مؤ لفه‌های خرد تقسیم کند و با کمک یکدیگر راه حل مناسب هریک را پیدا نمایند .
۵ - از آنجا که معمولاً در فرد افسرده ، میل به کار و فعالیت کاهش می‌یابد ، مشاور سعی کند تا وی به کار و فعالیتی مشغول گردد . اینکه چه نوع کاری ، خیلی مهم نیست ، حتی اگر خطی ترسیم کند ، نقاشی بکشد ، خرید نماید ، نظافت کند ، ورزش و نرمش بنماید و . . . سبب می‌گردد حالتش عوض شود و از ادامه دادن به سستی و تنبلی جلوگیری به عمل می‌آید آنچه برای انسان افسرده زیانمند است ، ادامه دادن سستی و عدم فعالیت است ؛زیرا باعث می‌شود در وی ناامیدی و یاءس نسبت به بهتر شدن اوضاع و احوال او ، احساس درماندگی دررسیدن به آرزوها ، عدم توانایی انجام کار ، ترس ازشکست ونظایر آن ایجاد شود ، با تشویق شدن به کار از همه این عوارض و یا تشدید آنها می‌توان جلوگیری نمود و زمینه بهبودی را در وی پدید آورد .
۶ - در انواع حاد و مزمن افسردگی (همانند افسردگی شیدایی ، مالیخولیایی و . . . ) ضمن استفاده از شیوه‌های مشاوره‌ای که در این کتاب مطرح گردید ، می‌توان با ارجاع بیمار به روان پزشک و متخصص اعصاب و روان و تجویز داروهای ضد افسردگی (۱۹۴) برای او ، در بهبودیش به وی کمک کرد . گرچه تحقیقات نشان داده است که ۵۶ در صد بیمارانی که اختلال عاطفی داشته‌اند ، در استفاده از دارو بهبودی ضعیفی رانشان داده‌اند و عود بیماری به طور غیرقابل انتظاری ، بالا است . ولی دارو درمانی ، حداقل ، زمینه را برای استفاده از روشهای مشاوره‌ای فراهم می‌سازد و از این رو در درمان این نوع افسردگیها روشهای مختلف (از قبیل دارودرمانی ، شناخت درمانی و رفتار درمانی ) باید به کار گرفته شود . (۱۹۵)

فصل دهم : راهنمایی

توضیح در فصلهای گذشته ، مسایلی را بیان کردیم که اکثرا مسایل مشترک مشاوره و راهنمایی است . اینک به چند مساءله در خصوص (راهنمایی ) می‌پردازیم که در بیشتر کتابهای مربوطه تحت عنوان (راهنمایی ) مطرح گردیده است .

تعریف راهنمایی

راهنمایی (Guidance) جریان (۱۹۶) یاری دهنده‌ای است که از طریق یک سلسله فعالیتهای منظم و سازمان یافته ، فرد به تواناییها و ضعفهای خود پی می‌برد و در زمینه‌های جسمی ، ذهنی ، اخلاقی ، عاطفی ، اجتماعی و . . . به رشد مناسب می‌رسد و می‌تواند با حل مشکلات تحصیلی ، شغلی ، حرفه‌ای ، بهداشتی ، خانوادگی ، اجتماعی و اخلاقی و . . . به موفقیت در زندگی دست یازد .

اهمیت راهنمایی در اسلام

(راهنمایی ) در متون دینی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و خداوند متعال به عنوان اولین و بهترین راهنما معرفی شده است . راهنمایی پروردگار از طریق فرستادن کتابهای آسمانی و ارسال انبیا انجام می‌شود و بعد از پیامبران ، راهنمایی خدا به وسیله جانشینان آنان و علمای دین ، به مردم ابلاغ می‌گردد .
یکی از اهداف مهم نزول قرآن ، راهنمایی مردم اعلام شده است . هدایت و راهنمایی قرآن در دو مرحله انجام می‌شود . یکی با هدایت مردم عادی به صراط مستقیم ( . . . هُدًی للنّاسِ . . . )(۱۹۷) و یکی هم برای هدایت افرادی که بر طبق راهنمایی اولیّه در مسیر کمال ، قرار گرفته‌اند . ( . . . هُدًی لِلمُتَّقینَ . . . ) . (۱۹۸)
انسانی که هدایت و راهنمایی ابتدایی خدا و قرآن را می‌پذیرد ، خواستارهدایت و رهبری مستمر از طرف خداست و از این رو در شبانه روز ، حداقل ، ده بار در نمازهای واجب خود ، جمله (اهدنا الصراط المستقیم ) را تکرار می‌کند . او می‌داند که خدا بهترین هادی و راهنماست (هدی اللّه احسن الهدی )(۱۹۹) هدایت و راهنمایی خدا ، انسان را حتما به رشد و کمال می‌رساند . (من اهتدی بِهُدی اللّه اءرشده )(۲۰۰)

راهنمای شایسته

علاوه بر انبیا و جانشینان آنان و کتابهای آسمانی که خدای متعال به وسیله آنان راهنمایی خود را انجام می‌دهد ، هر فرد صلاحیتدار دیگری که خود هدایت شده و از شرایط راهنما ، مانند تقوا ، علم ، عقل و تدبیر ، امانتداری ، رازداری ، محبت و . . . برخوردار باشد ، می‌تواند واسطه فیض و هدایت قرار گیرد و راهنمایی الهی را به مردم برساند و یا با بهره گیری از آنها به راهنمایی آنان اقدام نماید و خود نیز مشمول الطاف و امدادهای غیبی پروردگار خویش قرار گی رد .
پیامبر اسلام (صلی اللّه علیه و آله ) فرموده است :
([یا علی ] لان یهدی اللّه علی یدیک رجلاً خیر لک ممّا طلعت علیه الشمس وغربت ) . (۲۰۱)
([یا علی ] اگر به دست تو و با راهنماییهایت ، خدا ، فردی را هدایت کند ، این ، برای تو بهتر است از تمام چیزهایی که خورشید بر آن طلوع و غروب کرده است ) .
البته همان طور که اشاره شد ، این در صورتی است که راهنما ، برای راهنمایی ، شایستگی داشته باشد و خود کور و غافل نباشد و هوای نفس بر او چیزه نشود . امیرالمؤ منین علی (علیه السّلام ) در این باره می‌فرماید :
(من یطلب الهدایة من غیر اهلها ، یضلّ)(۲۰۲)
(کسی که از غیر اهلش راهنمایی بخواهد ، گمراه می‌شود) .
و نیز فرمود :
(من استهدی الغاوی عمی عن نهج الهدی ) . (۲۰۳)
(کسی که از گمراه ، راهنمایی بخواهد ، راه صحیح و هدایت را نمی‌بیند) .
و همچنین فرمود :
(کیف یهتدی الضلیل مع غفلة الدلیل ) . (۲۰۴)
(با غفلت راهنما ، گمراه چگونه راهنمایی می‌شود) .

انواع راهنمایی

توضیح موضوع راهنمایی ، شامل همه ابعاد زندگی مراجعه کننده یا دانش آموز می‌شود ، ولی معمولاً مشاورین راهنمایی دانش آموزان را از نظر موضوع به چند نوع تقسیم می‌کنند :

الف - راهنمایی تحصیلی

در (راهنمایی تحصیلی ) ، به دانش آموز ، کمک می‌شود تا شیوه‌های صحیح مطالعه و تمرین دروس را بیاموزد و نحوه استفاده از منابع را یاد بگیرد و با روش خلاصه کردن کتابها و یادداشت برداری ، و مقررات ورود به آنها و قوانین و مقررات آموزشی و امتحانی مدارس و آموزشگاه‌ها ، اطلاع پیدا کند و رشته تحصیلی مناسب با علاقه و استعداد خود را انتخاب نماید

ب - راهنمایی شغلی و حرفه‌ای

در (راهنمایی شغلی و حرفه‌ای ) ، به دانش آموز کمک می‌شود تا لزوم اشتغال در مشاغل مشروع برای ادامه زندگی فرد و جامعه و اهمیّت مشاغل مفید در جامعه را پی ببرد و با آشنایی با مشاغل مختلف مورد علاقه و استعدادش ، هدایت یابد و مشکلاتش برطرف گردد .

ج - راهنمایی خانوادگی

در (راهنمایی خانوادگی ) ، به دانش آموز یا افراد دیگر کمک می‌شود تا روابط سالم بین اعضای خانواده ، حفظ یا برقرار شود و مشکلات اعضای خانواده ، نه تنها دانش آموز را متاءثّر نسازد ، بلکه با راهنمایی در رفع آن نیز اقدام گردد .

د - راهنمایی بهداشتی

در (راهنمایی بهداشتی ) ، به دانش آموز کمک می‌شود تا سلامت جسمی و روانیش تاءمین شود و از ابتلا به بیماریهای جسمی و روانی ، پیشگیری به عمل آید .

ه - راهنمایی اجتماعی

در (راهنمایی اجتماعی ) ، به دانش آموز یا فرد دیگر کمک می‌شود تا او از انزوا طلبی بپرهیزد و بتواند در برقراری بهتر روابط اجتماعی کوشش نماید و در سازش و همکاری با دیگران و فداکاری و از خودگذشتگی و دیگر صفات اخلاقی و اجتماعی موفق باشد .

هدف از دوره سه ساله راهنمایی

هدف از تشکیل دوره سه ساله راهنمایی تحصیلی در ایران نیز همین بود که با کشف تواناییها و استعدادهای دانش آموزان و پرورش آنان ، در آموزش مهارتهای لازم و تمرین جنبه‌های عملی و حرفه‌ای ، دانش آموزان را برای ادامه تحصیل در دوره متوسطه آماده سازند و آنان را در انتخاب رشته تحصیل یا اشتغال به کار و حرفه مناسب کمک نمایند .

همکاران راهنما و مشاور

افرادی که در موضوع راهنمایی در مدارس ، باید با مشاوران راهنمایی همکاری داشته باشند تا راهنمایی به نیکوترین وجه انجام شود ، عبارتند از :
والدین ، معلّمان ، مربیان ، مدیران ، مددکاران اجتماعی ، انجمن اولیا و مربیان ، روان شناسان و . . . که هریک به نحوی در امر مشاوره و راهنمایی ، مشاور و راهنما را کمک می‌نمایند تا دانش آموز به بهترین صورت به اهداف خود در زندگی تحصیلی ، اجتماعی ، شغلی و . . . برسد .

راهنمایی و شناخت دانش آموز

مهمترین کاری که راهنما و مشاور باید در راهنمایی انجام دهد ، شناخت کامل از دانش آموز است که از طریق مراجعه به پرونده تحصیلی ، آزمونهای هوش ، پرسشنامه او و نظرخواهی ازوالدین ، معلم و . . . انجام می‌گیرد .
توجه شما را به پرسشنامه شناخت دانش آموز و شناخت والدین از دانش آموز و فرم خلاصه گزارش مشاوره و راهنمایی برای ثبت در پرونده فرد ، جلب می‌کنیم .
پرسشنامه شناخت دانش آموز دانش آموزعزیز! لطفا با دقت ، پرسشنامه راپرکنیدوبه سؤ الات ، جواب کامل بدهید :
نام :
نام خانوادگی :
تاریخ تولد :
کلاس :
محل سکونت :
تعداد برادران و خواهران :
چندمین فرزند خانواده هستید ؟
شغل پدر :
۱ - آیا نظر والدین نسبت به شما خوب است ؟ بلی خیر ۲ - آیا در انتخاب دوست با والدین ، مشورت می‌کنید ؟ بلی خیر ۳ - آیا به راحتی دوست انتخاب می‌کنید ؟ بلی خیر ۴ - آیا می‌توانید بدون ترس در حضور جمع صحبت کنید ؟
بلی خیر ۵ - آیا از انتقاد ناراحت می‌شوید ؟ بلی خیر ۶ - آیا در همه موارد از دستورهای پدر و مادر اطاعت می‌کنید ؟
بلی خیر ۷ - آیا در انجام کارها عجول هستید ؟ بلی خیر ۸ - آیاازمشارکت درفعالیتهای فوق برنامه مدرسه ، لذت می‌برید ؟
بلی خیر ۹ - آیا از کمک به دیگران خوشحال می‌شوید ؟ بلی خیر ۱۰ - آیامشکلات خودرابادیگران مطرح می‌سازید ؟ باچه کسانی ؟
۱۱ - آیا به گفته دیگران اعتماد دارید ؟ اگر بلی ، به چه کسانی ؟
۱۲ - آیا فکر می‌کنید می‌توانید مستقل از خانواده زندگی کنید ؟
بلی خیر ۱۳ - آیا در زندگی خود را موفق می‌بینید ؟ بلی خیر ۱۴ - آیا فرد حساس و زودرنجی هستید ؟ بلی خیر ۱۵ - ناراحتی خودرابه چه صورتی بروزمی دهید ؟ توضیح دهید ؟
۱۶ - آیا کسی را مانع موفقیت خود می‌بینید ؟ بلی خیر ۱۷ - آیا شما دوستان صمیمی دارید ؟ بلی خیر ۱۸ - آیا در دوستیهای خود ثابت قدم هستید ؟ بلی خیر ۱۹ - آیادربحثهاوگفتگوهاهمیشه خودراحق به جانب می‌دانید ؟
بلی خیر ۲۰ - آیا درک و فهم شما از دیگران برتر است ؟ بلی خیر ۲۱ - آیا تاکنون کسی شما را به عنوان محرم راز خود انتخاب کرده است ؟ بلی خیر ۲۲ - آیا نظرات دوستان صمیمی را در مورد خودتان می‌پذیرید ؟
بلی خیر ۲۳ - آیا از دروغ گفتن دیگران ناراحت می‌شوید ؟ بلی خیر ۲۴ - آیا در مدرسه اعتقادات مذهبی شما تغییر یافته است ؟ در این صورت ، نوع تغییر را بنویسد .
۲۵ - آیا غیر از کتابهای درسی نیز مطالعه دارید ؟ بلی خیر ۲۶ - مطالعه چه نوع کتابهایی را دوست دارید ؟ توضیح دهید :
۲۷ - از اعضای خانواده چه کسی را بیشتر از همه دوست دارید ؟ . . . چرا ؟
۲۸ - ازبین معلمان خود ، معلم چه درسی رابیشتر از همه دوست دارید ؟ . . . چرا ؟
۲۹ - آیا می‌توانید احساسات و عواطف خود را کنترل کنید ؟
بلی خیر ۳۰ - آیا شما در کلاس فعال هستید ؟ بلی خیر ۳۱ - دوست دارید در چه جایی از کلاس بنشینید ؟ . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . چرا ؟
۳۲ - آیااوقات مطالعه شمابراساس برنامه منظمی ، معین شده است ؟
بلی خیر ۳۳ - آیا همه امکانات و وسایل لازم را برای مطالعه در اختیار دارید ؟
بلی خیر ۳۴ - آیابه هنگام مطالعه ، جملات را با صدای بلند تکرار می‌کنید ؟
بلی خیر ۳۵ - آیا پس از یک بار مطالعه هر درس ، نکات مهم آن را یاد می‌گیرد ؟
بلی خیر ۳۶آیادرکلاس ، حواس شمابه اموری بیرون ازکلاس جلب می‌شود ؟ به چه اموری ؟
۳۷ - آیا سعی می‌کنید تا موضوعی را کاملاً نفهمیده‌اید به مطالعه موضوع بعدی بپردازید ؟ بلی خیر ۳۸ - آیا تمرکز حواس قبل از مطالعه برایتان خیلی مشکل است ؟
بلی خیر ۳۹ - به چه نوع سرگرمیهایی علاقه بیشتری دارید ؟ شرح دهید .
۴۰ - راز خود را با چه کسانی در میان می‌گذارید ، چرا ؟

نظر خواهی از والدین دربارهٔ دانش آموز

نام دانش آموز :
کلاس :
مدرسه :
والدین گرام ! لطفا به پرسشهای زیر در مورد فرزندتان با دقت پاسخ دهید . پاسخ مطابق با واقعیت ، ما را در تعلیم و تربیت بهتر فرزند شما یاری خواهد داد .
۱ - آیا شما از فرزندتان راضی هستید ؟ . . . چرا ؟
۲ - آیا فرزندتان دربارهٔ کارها و برنامه‌های مدرسه اش با شما صحبت می‌کند ؟ . . . تا چه حدی ؟ توضیح دهید .
۳ - آیا فرزندتان به افکار و عقاید شما اهمیت می‌دهد ؟ به چه افکار و عقایدی اهمیت نمی‌دهد ؟
۴ - آیا فرزند شما در انجام تکالیفش از شما کمک می‌خواهد ؟ . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . در چه نوع تکالیفی ۵ - آیا فرزند شما در ساعت معینی از شبانه روز به انجام تکالیف مدرسه اش می‌پردازد ؟ بلی خیر ۶ - آیا فرزندتان در انجام تکالیف ، نظافت و تمیز بودن را کاملاً رعایت می‌کند ؟ بلی خیر ۷ - آیا فرزندتان محیط آرامی برای مطالعه در اختیار دارد ؟
بلی خیر ۸ - آیا فرزند شما تا کارش را تمام نکند ، آن را رها نمی‌سازد ؟
بلی خیر ۹ - آیا لازم است شما برای ادامه کار فرزندتان دایم او را سفارش کنید ؟
بلی خیر ۱۰ - فرزند شما در چه مواد درسی قوی است ؟
۱۱ - آیا دربارهٔ موضوعات و مسایل مختلف ، از فرزندتان نظرخواهی می‌کنید ؟ در چه نوع موضوعات و مسایلی .
۱۲ - آیا در برخی از مسایل ، تصمیم گیری را به عهده فرزندتان می‌گذارید ؟ بلی خیر ۱۳ - آیافرزندتان درمنزل باخواهران وبرادرانش رفتارمناسبی دارد ؟ شرح دهید ؟
۱۴ - فرزندشماچه نوع کارهایی را درخارج ازمنزل انجام می‌دهد و چندساعت ؟
۱۵ - آیا نظر شما دربارهٔ شغل آینده فرزندتان با نظر خود او یکسان است ؟ توضیح دهید .
۱۶ - فرزند شما در کدام مواد درسی ضعیف است ؟
۱۷ - فرزند شما چه نوع سرگرمیهایی در منزل دارد ؟
۱۸ - آیا فرزند شما شبها دیر به خانه می‌آید ؟ . . . . . . . . چرا ؟
۱۹ - آیا فرزندتان به سازمان یا گروه سیاسی و اجتماعی وابستگی دارد ؟ توضیح دهید ؟
۲۰ - چه کسی بیش از دیگران در فرزند شما نفوذ دارد ؟
خلاصه گزارش مشاوره برای ثبت در پرونده مراجعه کننده نام مراجعه کننده :
نام خانوادگی :
آدرس :
تاریخ اولین جلسه مشاوره و راهنمایی :
تعداد ساعات مشاوره :
تاریخ آخرین جلسه مشاوره :
ارجاعی نوع مراجعه کننده داوطلب فراخوانده شده مشکل مراجعه کننده از چه نوع است ؟
تحصیلی عنوان مشکل شغلی عنوان مشکل اجتماعی عنوان مشکل عاطفی عنوان مشکل خانوادگی عنوان مشکل بهداشتی عنوان مشکل و . . .

فهرست منابع و مآخذ

قرآن کریم آمدی ، عبدالواحد بن تمیمی ، غررالحکم و درر الکَلِم شرح محمد خوانساری ، انتشارات دانشگاه تهران ، چاپ پنجم ، ۱۳۷۳ .
آمدی ، عبدالواحد بن تمیمی ، غررالحکم و درر الکَلِم ترجمه محمد علی انصاری ، چاپ قم .
ابن شعبه حرانی ، حسن بن علی بن الحسین ، تحف العقول ، ترجمه فارسی به تصحیح علی اکبر غفاری ، کتابفروشی اسلامیه ، ۱۴۰۰ ه . ق .
آن مانرو ، باب مانتی ، جان اسمال ، مشاوره مهارتهای حل مساءله ، ترجمه فریده کمالی ، نشر نِی ، تهران ، ۱۳۷۴ .
احمد حنبل ، مسند ، ج ۲ ، چاپ دارصادر .
احمدی ، احمد ، مقدمه‌ای برمشاوره وروان درمانی ، انتشارات دانشگاه اصفهان ، ۱۳۷۴ .
اردبیلی ، یوسف ، اصول و فنون راهنمایی و مشاوره در آموزش و پرورش ، انتشارات بعثت ، ۱۳۷۲ .
اردبیلی ، یوسف ، مشاوره و راهنمایی در مدارس ، تهران ، ۱۳۵۰ .
بالان ، مسروب ، روان شناسی کودک به زبان ساده ، انتشارات مشعل ، اصفهان ، ۱۳۷۰ .
بلک برن و دیویدسون ، شناخت درمانی افسردگی و اضطراب ، ترجمه حسن توزنده جانی ، انتشارات آستان قدس ، ۱۳۷۴ .
ساعتچی ، محمود ، مشاوره و روان درمانی ، مؤ سسه نشر ویرایش ، ۱۳۷۴ .
سیوطی ، جلال الدین عبدالرحمن ، الدرالمنثور فی التفسیر بالماءثور ، منشورات مکتبة آیت اللّه نجفی مرعشی ، ۱۴۰۴ .
شبلی ، احمد ، تاریخ آموزش در اسلام ، ترجمه محمد حسین ساکت ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، ۱۳۶۱ .
شرتزر واستون ، اصول راهنمایی ، ترجمه علی شریعتمداری ، انتشارات جهاد دانشگاهی ، چاپ دوم ، ۱۳۷۱ .
شریعتمداری ، علی ، مقدمه روان شناسی ، انتشارات مشعل ، اصفهان ، ۱۳۶۴ .
شفیع آبادی ، عبداللّه ، راهنمایی ومشاوره شغلی و حرفه‌ای و نظریه‌های انتخاب شغل ، تهران ، ۱۳۵۹ .
شفیع آبادی ، عبداللّه ، فنون و روشهای مشاوره ، نشر ترمه ، چاپ ششم ، ۱۳۷۲ .
شفیع آبادی ، عبداللّه و ناصری ، غلامرضا ، نظریه‌های مشاوره و روان درمانی ، نشر دانشگاهی ، تهران ، ۱۳۷۱ .
ضوابطی ، مهدی ، مبانی مشکل شناسی ، انتشارات نشرفردا ، چاپ دانشگاه علامه طباطبایی ، ۱۳۶۵ .
بی تراکسلر و ژانت نورث ، فنون راهنمایی ، ترجمه سیف اللّه بهاری و غلامحسین زرکش .
پاشا شریعتی ، حسینی سید مهدی ، اصول و روشهای راهنمایی .
پاینده ، ابوالقاسم ، نهج الفصاحة ، انتشارات جاویدان ، چاپ نوزدهم ، ۱۳۶۴ .
ثنایی ، باقر ، روان درمانی و مشاوره گروهی ، انتشارات شرکت سهامی چهر ، ۱۳۶۲ .
حسینی سیدمهدی ، مشاوره وراهنمایی درتعلیم وتربیت اسلامی ، انتشارات امیرکبیر ، تهران ، ۱۳۶۴ .
حسینی سیدمهدی ، اصول و روشهای مشاوره و راهنمایی در تعلیم و تربیت ، تهران ، ۱۳۵۴ .
شیخ حر عاملی ، محمد بن الحسن ، وسائل الشیعه ، ج ۸ ، المکتبة الاسلامیة ، تهران ، ۱۳۹۸ ه . ق .
حویزی ، عبدعلی بن جمعة ، تفسیر نورالثقلین ، المطبعة العلمیة بقم .
دفتر همکاری حوزه و دانشگاه ، راهنمایی و مشاوره ، جزوه شماره ۱۷ علوم تربیتی ، ۱۳۶۱ .
دیوید گلدارد ، مفاهیم بنیادی و مباحث تخصصی در مشاوره ، ترجمه سیمین حسینیان ، نشر دیدار ، ۱۳۷۴ .
راغب اصفهانی ، حسین بن محمد ، المفردات فی غریب القرآن ، المکتبة المرتضویه ، ایران ، ۱۳۷۳ ه . ق .
طبرسی ، حسن بن فضل ، مکارم الاخلاق ، دارالحوراء ، بیروت .
طبرسی ، حسن بن فضل ، مکارم الاخلاق ، ترجمه سید ابراهیم میرباقری ، انتشارات فراهانی ، ۱۳۶۵ .
شیخ طوسی ، خواجه نصیرالدین ، اخلاق ناصری ، انتشارات خوارزمی ، تهران ، ۱۳۶۰ .
طریحی ، فخرالدین ، مجمع البحرین ، انتشارات مرتضوی ، تهران ، شهریور ۱۳۶۲ .
غزالی ، محمد ، احیاء علوم الدین ، ترجمه مؤ یدالدین خوارزمی ، انتشارات علمی و فرهنگی ، وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی ، ۱۳۶۴ .
فردریک فلک ، افسردگی واکنش یا بیماری ، ترجمه نصرت اللّه پورافکاری ، انتشارات آزاده ، تهران ، ۱۳۷۱ .
فرقانی ، شهلا ، شناخت مشکلات رفتاری در کودکان و نوجوانان .
فیض الاسلام ، نهج البلاغه ، تهران ، ۱۳۵۱ .
قاضی تستری ، نوراللّه ، تفسیر ، چاپ قدیم .
قاضی ، قاسم ، روشها و تکنیکهای مشاوره و روان درمانی ، جهاد دانشگاهی ، تهران ، ۱۳۷۲ .
قاضی ، قاسم ، زمینه مشاوره و راهنمایی ، انتشارات دانشگاه تهران ، ۱۳۷۲ .
قشلاقی ، محمد ، روان شناسی مشاوره و راهنمایی ، انتشارات مانی ، ۱۳۷۳ .
کسایی ، نوراللّه ، مدارس نظامیه و تاءثیرات اجتماعی آن ، انتشارات امیرکبیر ، تهران ، ۱۳۶۳ .
کلینی ، محمد بن یعقوب ، اصول کافی ، المکتبة الاسلامیة ، تهران .
کلینی ، محمد بن یعقوب ، روضة الکافی ، المکتبة الاسلامیة ، تهران .
مجلسی ، محمد باقر ، بحارالا نوار ، ج ۱ ، ۱۳ ، ۷۲ ، ۷۳ ، ۷۴ ، ۷۵ ، ۷۷ ، ۹۳ ، ۱۰۰ ، دار احیاء التراث العربی ، بیروت .
محمدی ری شهری ، محمد ، میزان الحکمة ، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ، ۱۳۶۲ .
معین ، فرهنگ فارسی ، امیرکبیر ، چاپ چهارم .
شیخ مفید ، نعمان ، دارالکتب الاسلامیة ، تهران .
المقری الفیومی ، احمد بن محمد بن علی ، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی ، ۱۳۴۷ ه . ق .
Individual Of Thery And Practice The Alfred Adler . 1963 . Psychlgy

پانویس