کتابخانه:اهمیت انتخابات و نقش مردم از دیدگاه حضرت امام خمینی

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۵ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۵۴ توسط Shaker (نظرات | مشارکت‌ها)

پرش به: ناوبری، جستجو
اهمیت انتخابات و نقش مردم از دیدگاه حضرت امام خمینی (ره)
مشخصات کتاب
Ahamiyat-entekhabat-emam-kh.jpg
نویسنده روح الله موسوی خمینی
زبان فارسی
ناشر موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
محل انتشارات قم
تاریخ نشر ۱۳۸۷
دانلود HTML

اهمیت انتخابات و نقش مردم از دیدگاه حضرت امام خمینی (س)
۵۷/۱۰/۱۰ برنامه ما این است که رجوع کنیم به آراى عمومى، به آراى مردم.
قواى انتظامى را کنار بگذاریم؛ خود مردم را، محول کنیم تنظیم انتخابات را به دست خود جوانهاى مردم. در هر شهرى جوانها خودشان؛ که قواى انتظامى، شهربانى، شهردارى همه کنار بروند. آن کسى که دخالت مى‏خواهد بکند براى حفظ صندوق آرا و امثال ذلک، خود ملت باشد. در هر شهرى به حَسَب اقتضاى آن شهر عده‏اى را معتمدین آن شهر، مطلعین و دلسوزهاى براى مملکت ، عده‏اى را تعیین کنند که نظارت کنند در این. حفاظت کنند این صندوقها را و نظارت کنند آرا را. مردم یکى را تعیین کنند براى این که رئیس جمهور باشد، ما هم رأیمان را علناً به مردم اظهار مى‏کنیم که آقا آنکه من مى‏خواهم این است؛ شما میل دارید به این رأى بدهید، میل دارید هم خودتان آزادید. قهراً مردم وقتى آزاد هستند یک نفر صالحرا انتخاب مى‏کنند و آراى عمومى نمى‏شود خطا بکند. یکوقت یکى مى‏خواهد یک کارى بکند اشتباه مى‏کند، یکوقت یک مملکت سى میلیونى نمى‏شود اشتباه بکند. کسى بگوید خوب لَعلَّ یک آدمِ غلطىرا گذاشتند؛ اگر غلطى را گذاشتند، قدم اول را که برداشت همین ملت عزلش مى‏کنند تمام مى‏شود. ما مى‏گوییم که باید رئیس یک مملکتى را خود ما، خود جمعیت، خود ملت تعیین کند. قهراً وقتى که یک ملتى مى‏خواهد یک کسى را براى سرنوشت مملکت خودش تعیین کند، این یک آدم صحیح را تعیین مى‏کند نه یک آدم فاسدى را؛و قهراً اشتباه در سى میلیون جمعیت نخواهد شد.
۵۷/۱۰/۱۸ یکى از مهمترین وظایف اولیه جمعى که پس از سقوط شاه مسئولیت امور را به دست مى‏گیرند، فراهم کردن شرایط انتخابات آزاد است که به هیچ وجه اِعمال قدرت و نفوذ از هیچ طبقه و گروهى در انتخابات نباشد.
۵۸/۵/۱۲ ملت شریف و مبارز ایران! دشمنان اسلام و نهضت، در خارج و داخل، تبلیغات زهرآگین خود را شروع کردند، و چنین وانمود مى‏کنند که مردم در این انتخابات بى‏تفاوتند و به سردى و سستى گراییده‏اند. مى‏خواهند شما را متهم کنند که از جمهورى اسلامى رو برگردانیده‏اید. از شما ملت مبارز انتظار دارم که با شرکت همگانى خود یاوه‏سرایان را رسوا کنید.
۵۸/۱۰/۳ روز سرنوشت‏سازى است. مى‏خواهید زمام کشور را به یک کسى بدهید که مؤثر است در مقدرات کشور شما. سهل‏انگارى نکنید، و به پاى صندوقها بروید، و با هم اجتماع کنید، و کسى که لایق براى این مقام است و داراى آن صفاتى است که سوء سابقه نداشتن،و ابستگى به رژیم سابق نداشتن، اینها از امورى است که باید ملاحظه بشود. و آقایان نباید سستى کنند در رفتن. به پاى صندوق بروند.
لکن به کسى که این صفات را دارد رأى بدهند.
۵۸/۱۰/۹ ممکن است که اگر شماها یا سستى کنید براى یک همچو امر مهمى و طورى باشد که به نظر بیاید که بى‏تفاوتید ـاگر شد؛ بروید رأى بدهید، اگر نشد نروید و یا گروههاى شما با هم اختلاف پیدا بکنند، ممکن است اشخاصى که لایق این مقام نباشند به این مقام برسند. این امرى است که بسته به نظر خودتان و باید با تمام قوا جدیت کنید که سرنوشت اسلام و مسلمین را به دست کسى که لایق براى این مقام نباشد، ندهید. و من امیدوارم که با اتکال به خدا این مطلوب هم حاصل بشود. و از خداى تبارک و تعالى سلامت و توفیق و رفاه ملت را خواستارم.
۵۸/۱۰/۱۴ در این موقع که به خواست خداوند متعال یکى دیگر از مراحل استقرار نظام جمهورى اسلامى در دست تحقق است؛ و ملت مبارز بیدارِ ایران در صدد تعیین و انتخاب رئیس جمهور مى‏باشد ، لازم است تذکراتى داده شود:
۱. با اینکه در این دوره به حسب قانون اساسى مصوب از ناحیه ملت، تصدیق صلاحیت رئیس جمهور و واجد بودن شرایط او به عهده اینجانب است، به واسطه بعضى مصالح و جهات لازم‏المراعاة، از آن جمله وضع استثنایى که کشور دارد، لازم است در این امر مهم حیاتى تأخیر نشود. از طرفى شناسایى بیش از ۱۲۰ نفر محتاج به زمانى طولانى است؛ و تأخیر در این حالِ استثنایى به صلاح ملت و کشور نیست، به این جهت و جهات دیگر اینجانب امر صلاحیت و انتخاب را به ملت واگذار نمودم که خود سرنوشت خود را تعیین کنند.
۲. در دوره‏هاى آینده که ان‏شاءاللّه‏ استقرار کامل حاصل شد، به حسب قانون اساسى باید این امر به وسیله شوراى نگهبان عمل؛ و آنان هستند که باید تشخیص صلاحیت رئیس جمهور را به حسب موازین قانونى بدهند.
۳. اینجانب از ملت شریف ایران تقاضا مى‏کنم که در این امر مهم حیاتى، سستى و بى‏تفاوتى از خود نشان ندهند. و انتظار دارم همان طورى که با شور و شعف به پاى صندوقهاى رأى براى تصویب جمهورى اسلامى رفتند، در این امر نیز با جدیت و علاقه به اسلام، شرکت کنند؛ که خداوند متعال با آنان است و پیروزى نصیب ملت شریف مسلمان است.
۴. ملت شریف با کمال هوشیارى و توجه به توطئه‏ها و بندوبستها که در دست اجراست، و مى‏خواهند نگذارند ملت در این مرحله مهم پیروز شود، و در صدد ایجاد انحراف هستند ، مراعات شرایطى را که در قانون اساسى ذکر شده است با کمال دقت بنمایند.
۵۸/۱۱/۴ فردا روز جمعه است و روز مبارک در ماه مبارک. تولد با سعادت رسول اکرم در او اتفاق افتاد. و باز مبارک است از باب اینکه ملت ما به یک آرزوى دیگرى که داشتند رسیدند و آن تعیین رئیس جمهور. در این زمینه من چند تا مطلب دارم که اگر آن مطالب تحقق پیدا بکنند، من خوشحال مى‏شوم و بیمارى من هم مهم نیست اینقدر.
یکى اینکه فردا همه ملت بى‏استثنا به پاى صندوقها بروند.
بى‏عنایتى نکنند به یک مطلبى که کشور آنها به آن احتیاج دارد.
سرنوشت ملت و اسلام به او بسته است. همچو نباشد که اگر یک کسى مثلاً میل داشت رئیس جمهور بشود و حالا احتمال مى‏دهدکه نشود، کنار برود. یا اشخاصى که با او رفیق هستند کنار بروند و رأى ندهند. بهتر این است که آنهایى که مى‏دانند که نمى‏شوند ، آنها متصل بشوند به بعض آنهایى که مى‏دانند مى‏برند. تا این که ان‏شاءاللّه‏ یک رأى کافى تحقق پیدا کند و ما سرشکسته نشویم به اینکه ملت اعتنایى به این مسائل ندارد. اعتنایى به سرنوشت خودش و سرنوشت اسلام ندارد. همه با هم به پاى صندوق بروید. مطلب دیگر اینکه پاى صندوقها که مى‏روید اینطور نباشدکه با هم اختلاف پیدا بکنید یک مسأله‏اى است که براى کشور است. هر یک از اینها که ببرند، براى کشور لابد خدمت خواهند کرد. و اگر خدمت نکنند ملت هست و آنها را بر کنار خواهد کرد.
از این جهت به طور خصمانه با هم رفتار نکنید. برادر باشید با هم.
اگر یکى رئیس جمهور شد، شما هم به او اعانت کنید. اینطور نباشد که قبل از اینکه رئیس جمهور بشود بریزید به جان هم. فردا پاى این صندوقها بریزید به جان هم. یا بعض از قشرها شرکت نکنند. من از همه قشرهاى ملت، چه فارس، چه ترک و چه کرد و چه بلوچ و چه ترکمن و چه بختیار[ى] و چه سایر قشرهایى که و طوایفى که هستند در ایران، از اینها تقاضا مى‏کنم، عاجزانه تقاضا مى‏کنم که طورى نکنید که در خارج منعکس بشود که شما یک مردمى هستید که تربیت اسلامى ندارید. شما یک مردمى هستیدکه با هم سردنیا نزاع مى‏کنید. ریاست جمهور[ى] چیزى نیست که شما به آن اهمیت بدهید. اگر ریاست جمهور خوب باشد، آن است که خدمت به ملت مى‏کند و اگر بد باشد، آن است که راه جهنم را باید بپیماید. خیلى در صدد این نباشید که براى خاطر اینکه یکى بیشتر مى‏خواهد رأى ببرد، یکى کمتر مى‏خواهد رأى ببرد به هم بریزید و جنگ و نزاع باشد، و اسباب ناراحتى همه را فراهم کنید. و من هم که اینجا هستم و در بیمارستان هستم از این جهت، ناراحت و ناراضى باشم. یکى دیگر اینکه بعد از این که رئیس جمهور به مبارکى ان‏شاءاللّه‏ تعیین شد، هر کس باشد ، دیگران قهر نکنند و عقب بنشینند. کشور، کشور خود شماست.
رئیس جمهور باشید، کشور است. پاسبان باشید، کشور است.
طلبه مثل من باشید، کشور خود شماست. بعد از اینکه رئیس جمهور تعیین شد همه اعانت کنید از او. همه وارد بشوید در کار و اعانت کنید از او. کنار ننشینید. قهر نکنید و رشد خودتان را نشان بدهید به دنیا که شما رشید هستید، و شما مى‏توانید که یک مملکتى را با هم اداره بکنید.

۵۸/۱۱/۲۳ تا آنجایى که من شاهد انتخابات در ایران بودم، از زمان قبل از رضاشاه، سالهاى طولانى که شاهد بودم انتخابات را، انتخاب آزاد در ایران نبود. منتها انتخابات یکوقت با زور خوانین بلاد و مالکین بلاد انجام مى‏گرفت، و زمان رضاشاه که دست آنها کوتاه شد ، تحت کنترل رضاشاه بود، و دیگر مجلسى در کار نبود به جز انتصاباتى که از اشخاص معلوم، و در زمان محمدرضا بدتر از ا و شد. من مى‏توانم ادعا کنم که انتخابات در این سال، تنها انتخاباتى است که به رأى مردم و بدون فشار کسى و بدون اینکه دخالت داشته باشند اشخاص در آراى مردم، انجام خواهد گرفت. لکن من از همه قشرها، از همه ملت مى‏خواهم که آداب اسلامى خودشانرا نسبت به همه امور، خصوصاً در انتخابات حفظ کنند. و مبادا خیال کنند که مبارزات انتخاباتى عبارت از این است که به دیگران بد بگویند و کارشکنى بکنند. البته دعوت به انتخاب اشخاص مانع ندارد، لکن توجه داشته باشند که همان طور که در انتخاب رئیسجمهور، به آن سلامت و به آن آرامش و به آن خوبى گذشت ـکه نمونه بود در ایران من امید آن دارم که در این انتخابات هم به همان طور بگذرد. و همه با هم برادروار در یک مقصد باشیم. در یک مقصد باشید. و خداوند را شاهد بدانید، و ناظر بدانید، و نهضت را لکه‏دار نکنید.
دشمنها درصددند که خرده‏گیرى کنند. و من امیدوارم که خداوند همه شما را تأیید کند. و همه با سلامت این انتخابات را هم بگذرانید و بعد را هم همینطور.
۵۸/۱۱/۲۳ من در ایام آخر عمر با امیدوارى کامل و سرافرازى از نبوغ شما به سوى دار رحمت حق کوچ مى‏کنم. سرفرازى و مباهات آنگاه به حد کمال خواهد رسید که در انتخابات مجلس شوراى اسلامى ، چون انتخابات ریاست جمهورى کمال رشد انسانىاسلامى خود را نشان دهید. شما اى ملت عزیز که براى خدا و جلب رضاى او بپاخاستید و با تأیید و توفیق ذات مقدسش به پیروزى معجزه‏آسا رسیدید، اکنون نیز در این مرحله که مقام امتحان است کوشش کنید که مصالح اسلام و کشور اسلامى را فداى منافع شخصى یا گروهى نکنید. من انتظار دارم که وحدت کلمه خود را حفظ و در انتخاب وکلاى خود رضاى حق را بر رضاى خود مقدّم دارید.
۵۸/۱۲/۲۱ در آستانه انتخابات مجلس شوراى اسلامى، دو چیز موجب نگرانى اینجانب است:
۱. خوف آن دارم که در اثر تبلیغات دامنه‏دار دشمنان نهضت اسلامى و مخالفان جمهورى اسلامى که در ظرف این یک سال با هر وسیله ممکن به تضعیف آن کوشا بوده‏اند، و اخیراً که قدم آخر پیروزى را ملت عزیز هوشیار بر مى‏دارد، تبلیغات و شایعه‏سازیها به اوج خود رسیده، و چون خود و الهام‏دهندگان خود را در آستانه شکست نهایى یافته‏اند از هیچ تشبثى دست‏بردار نیستند که جوانان عزیز ما که به همت والاى خود نهضت اسلامى را پیش برده‏اند، در این مرحله نهایى سردى و سستى از خود نشان دهند و تحت تأثیر این شایعه‏ها واقع شوند، و از شرکت در این امر حیاتى اسلامى خوددارى کنند. اینجانب که عمر نالایق خود را براى خدمت به اسلام و ملت شریف در طَبَق اخلاص تقدیم مى‏کنم ، امید است تقاضاى متواضعانه و استدعاى خیرخواهانه‏ام را بپذیرید، و با شرکت عمومى خود در انتخابات، قطع امید دشمنان جمهورى اسلامى و وابستگان به رژیم منحط سابق و هواخواهان آن؛ خصوصاً دولت امریکاى ستمکار را بنمایید.
عزیزان من! که امید نهضت اسلامى به شماست، در روز تعیین سرنوشت کشور بپاخیزید، و به صندوقها هجوم آورید و آراى خود را در آنها بریزید، و با کمال آرامش و مراعات کامل اخلاق انسانىاسلامى، این امر مشروع را انجام دهید. من نیز با حال نقاهت، خود را براى شرکت مهیا مى‏نمایم.
۲. ... من در این مرحله حساس ایران‏ساز، چشم امیدم به شما ملت بزرگ است؛ و انتظار روز موعود را مى‏کشم که ملت عزیز با همت والاى خود، پیروزى نهایى را به دست آورد.
اخیراً لازم است مطلب مهم دیگر را تذکر دهم تا با مراعات آن از هر گونه تقلب اشخاص فاسد جلوگیرى شود. لازم است در تهران که باید به سى نفر رأى داد و در شهرستانهایى که چند نفر مورد انتخاب است، انتخاب‏کنندگان قبل از رفتن به سر صندوق انتخابات، منتخبین خود را با تحقیق و دقت کامل روى یک ورقه بنویسند که در وقت رأى‏دادن، با ذهن حاضر رأى بدهند. و لازم است که خودشان مستقیماً رأى خود را به صندوق بیندازند و به احدى اعتماد نکنند که فرصت‏طلبان در کمینند. کسانى که سواد نوشتن ندارند، قبلاً به شخص مطمئنى مراجعه کنند و منتخبین خود را به او بگویند تا در ورقه بنویسند؛ پس از آن ورقه را به یکىدو نفر مورد اطمینان بدهند بخواند که اشتباهى رخ ندهد و از خیانت و تقلب مصون باشد. لازم است از اوراقى که دیگران به آنان مى‏دهند، جداً اجتناب کنند.
۵۸/۱۲/۲۲ این تلخى مطالب و بى‏بند و بارى انتخابات و مجلس و امثال ذلک شاید یکوقت اسباب این بشود که بعضیها گمان کنند که خوب حالا هم مثل آن وقت. به اصطلاح آدم مارگزیده از ریسمان خط و خالدار هم مى‏ترسد و ملت ما مارگزیده است. استعمار گزیده است. خان گزیده است و محمدرضا و رضاخان گزیده است. از این جهت یکوقت مى‏بینى که در ذهنشان مى‏آید که خوب این هم مجلسى مثل آن مجلسها. لکن همه باید بدانند که امروز هیچ قدرتى نیست که بتواند یک وکیل را تحمیل کند. از رئیس جمهور گرفته تا ارتش، تا شهربانى، ژاندارمرى، خانها هم که دیگر چیزى از آنها باقى نمانده است. و اشراف و اعیان هم همین طور.
متنفذینى هم نداریم. هیچ کس الآن در ایران، هیچ مقامى در ایران نیست که قدرت این را داشته باشد که یک وکیل تحمیل کند.
بنابراین، امروز مسئولیت به عهده ملت است. ملت اگر کنار بنشینند، اشخاص مؤمن، اشخاص متعهد کنار بنشینند، و اشخاصى که نقشه کشیده‏اند براى این مملکت از چپ و راست ، آنها وارد بشوند در مجلس، تمام مسئولیت به عهده ملت است. هر قدمى که بر ضد اسلام بردارند، در نامه اعمال ملت نوشته مى‏شود. هر کارى که انجام بدهند مسئولیتش متوجه ملت است.
امروز سرنوشت اسلام و سرنوشت مسلمین در ایران و سرنوشت کشور ما به دست ملت است. و اگر مسامحه کنند در این امر ، اهمال کنند، نروند و رأى ندهند، مسئولیت متوجه خود آنهاست عیناً. و اگر بروند و در تشخیص مسامحه کنند و اشخاص متعهد مسلم، کسانى که براى کشور و براى اهالى کشور ارج قائل هستند ، کسانى که نمى‏خواهند زمام امور کشور ما به دست چپ بیفتد یا به دست راست بیفتد، این اشخاص را چنانچه تعیین کنند، به تکلیف خودشان عمل کرده‏اند. و چنانچه مسامحه در این امر کنند و آنها پیش ببرند، آنهایى که مى‏خواهند ما را به زنجیر چپ و راست بپیوندند و ما را اسیر کنند در دست قدرتهاى بزرگ، اگر آنها پیش ببرند و شما ساکت باشید، تمام مسئولیت متوجه شماست. امروز مسئولیت بزرگى به عهده همه ماست.
من آن مقدارى که قدرت دارم براى گفتن، در عین حالى که حال من حال نقاهت است، احساس وظیفه مى‏کنم و به ملت عرض مى‏کنم. و اگر ملت به این حرف گوش نکرد، من حجت دارم. فردا در پیشگاه خداى تبارک و تعالى، از ما سؤال خواهد شد. من عرض مى‏کنم در آنجا که من به ملت، مصالح و مفاسد را گفتم. من گفتم به اینکه اگر شما مسامحه کنید، آنهایى که مى‏خواهند شما را به بند بکشند، آنهایى که با اسلام مخالفند ، آنهایى که با جمهورى اسلام از اول تا حالا مخالفت کرده‏اند، اینها خواهند پیش برد. و اگر خداى نخواسته، آنها پیش ببرند و مملکت ما باز برگردد به حالى که سابق بود، یا به دست چپیها بیفتد، یا به دست راستیها بیفتد، تمام مسئولیتش به عهده شماست. امروز مثل زمان سابق نیست. مثل زمان رژیم سابق نیست. رژیم سابق شما نمى‏توانستید. قدرت نداشتید. امروز قدرت دارید براى این که حفظ کنید حیثیت اسلام را و حفظ کنید مصالح کشور را و حفظ کنید استقلال خودتان را و حفظ کنید آزادى خودتان را. اگر مسامحه کنید، مسئول هستید پیش خداى تبارک و تعالى. اگر نرویدو رأى ندهید و آنها که جدیت دارند به اینکه وارد بشوند در مجلس و به هم بزنند اوضاع ایران را، آنها خداى نخواسته بروند ، مسئولیتش به عهده شماست مستقیماً. مسئولیتْ همه طبقات دارند. مراجع مسئولند. علما مسئولند. ائمه جماعت مسئولند ، خطبا مسئولند. تجار مسئولند. بازرگانان مسئولند. دانشگاهیها مسئولند. طلاب علوم دینیه مسئولند. کارگرها مسئولند. همه مسئولند. تمام قشرهاى مملکت امروز مسئولند. امروز روزى است که آنهایى که از اول تا حالا مخالف با جمهورى اسلامى بودند، مخالف با اسلام بودند، اسلام را مخالف مقاصد خودشان مى‏دیدند، آنها به دست و پا افتاده‏اند و دارند تبلیغات مى‏کنند. اگر مؤمنین کنار بروند، آنهایى که متعهد به اسلام هستند کنار بروند و اینها بیایند و قبضه کنند، مثل صدر مشروطه که رفتند کنار اشخاصى که متعهد بودند، و قبضه کردند مشروطه را آنهایى که متعهد به اسلام نبودند. اسلام را به آنجا کشاندند که همه دیدید.
اگر در صدر مشروطه علما آمده بودند در میدان، مؤمنین آمده بودند، روشنفکرهاى متعهد آمده بودند و مسلمانهاى متعهد آمده بودند و قبضه کرده بودند مجلس را، و نگذاشته بودند که دیگران بیایند مجلس را بگیرند، ما به این روزگار نمى‏رسیدیم. ما مملکتمان خراب نمى‏شد. ما عزتمان از بین نمى‏رفت. لکن شیاطینى که در آن وقت بودند، بیخ گوش اینها خوانده‏اند که شما در سیاست داخل نشوید. سیاست است این. شما را به سیاست چه و آنها باور کردند که خیرخواهند. امروز هم همین مسائل ممکن است در یک قشرهایى پیش بیاید، که بگویند ما چه کار داریم به این کارها. این کارها مال اشخاصى است که خودشان مى‏کنند. باید همه بدانند که همه‏تان مسئولید. همه معاقب هستید.
فردا در پیشگاه خداى تبارک و تعالى نه ملاّ حجت دارد اگر عمل نکند، و نه کاسب حجت دارد اگر عمل نکند، و نه زارع حجت دارد اگر عمل نکند، و نه دانشگاهى و نه دانشجو و نه طلاب علوم دینیه. کارگر و کارفرما، همه در پیشگاه خداى تبارک و تعالى مسئول هستید، و در پیشگاه ملت و نسلهاى آتیه هم مسئول هستید. گمان نکنید که به ما چه کار دارد. خیر، همه چیز به شما مربوط است. امروز مثل زمان سابق نیست که بگویید که ما قدرت نداشتیم، نمى‏توانستیم. امروز مى‏توانید. امروز همه قدرت دست ملت است. امروز رئیس جمهور، رئیس ارکان حرب، رئیس ارتش ، با شما، با آن بازارى مثل هم هستید. در امر، نه او مى‏تواند به شما تحمیل کند و نه شما مى‏توانید تحمیل کنید، و نه شما زیر بار مى‏روید. امروز همه مسئولیم. امروز همه باید با هم پاى صندوقها برویم، و همه با هم اشخاص متعهد مسْلم، کسانى که نه گرایش چپ دارند، نه گرایش راست دارند، نه ما را مى‏خواهند به آنها بفروشند، نه ما را مى‏خواهند به آن طرف بفروشند، این اشخاصرا تعیین کنید تا سرنوشت شما و سرنوشت اسلام، سرنوشت صحیح باشد.
۵۹/۲/۱۷ روز جمعه نوزده اردیبهشت، [۱]روزى است که ملت شریف مسلمان که به جمهورى اسلامى رأى مثبت داده‏اند، براى تعیین کاندیداهاى معتقد به اسلام و احکام خداوند متعال و معتقد به جمهورى اسلامى به پاى صندوقهاى رأى مى‏روند. روز جمعه روزى است که اسلام و ملت مسلمان یا به آمال الهى خود مى‏رسند و یا با اخلالگران و معتقدان به مکتبهاى ضد اسلامى در مجلس اسلامى مواجه مى‏شوند و اسلام و قرآن را در معرض خطر قرار‌مى‏دهند. باید ملت شریف ایران بدانند که اسلام ، عزیزتر از آن است که براى هواهاى نفسانى و جلب توجه گروهها یا اشخاصى پشت به آن نموده و مقاصد فانى خود را بر مقاصد عالى و باقى حق تعالى مقدّم دارند. در این دوره که اولین مجلس اسلامى است و سرنوشت مجالس دوره‏هاى بعد هم امروز باید تعیین شود، هر خشت کجى که در این مجلس به دست کسانى که اسلام را نمى‏خواهند پیاده شود و یا از روى جهالت با مسائل برخورد مى‏کنند گذاشته شود، سنتى مى‏شود براى همیشه؛ و کسى که سنت کجى را بنا گذارد، تمام گناهانى که به واسطه آن ارتکاب شود به عهده اوست.
۵۹/۲/۱۷ ممکن است بعضى شیاطین، مطالبى را بین مردم ناآگاه پخش کنندو آنان را در رأى دادن یا رأى به اشخاص صحیح دادن منحرف کنند. یک آنکه گفته شود کسانى که در مرحله اول رأى دادند نباید در این مرحله رأى دهند، در صورتى که این مرحله با مرحله اول فرقى ندارد و مقتضى است همه ملت در رأى دادن شرکت کنند.
دوم آنکه گفته شود خوب است به همه گروهها چه چپى و چه انحرافى رأى دهید که مجلس شورا جامع همه گروهها باشد. این یک مطلب غلطى است که منحرفین درست کرده‏اند تا در مجلس با خدعه شرکت کنند، و ملت به این مطالب انحرافى گوش فرا‌ندهد و به اشخاص با شرایط فوق رأى دهد.
امید است ملت مسلمان ایران در این امر حیاتى که سرنوشت جامعه به آن مرتبط است شرکت کنند و روز جمعه همه قشرها زنو مرد بپاخیزند و به سوى صندوقها بروند و رأى خود را بدهند.
در این روز افرادى فرصت‏طلب در حوالى صندوقها جمع مى‏شوند و به مردم پیشنهاد افرادى خاص را مى‏کنند؛ به حرفهاى آنان گوش ندهید و آراى خود را به اشخاص صحیح بدهید.
اشخاص بیسواد قبلاً با مشورت اشخاص مطمئن متدین ، کاندیداهاى خود را... به وسیله شخص متدینى بنویسند و باز به شخص دیگرى که مطمئن است بدهند بخواند و خودشان با دست خودشان رأى خود را به صندوق بیندازند و اختیار نوشتن رأى یا به صندوق انداختن را به هیچ کس ندهند.
۶۰/۴/۱۰ چند روز دیگر مسأله انتخاب رئیس جمهور است. باید همه شما با تمام جدیت در این، همه اشخاصى که در هر جا هستند، اهل علمى که در هرجا هستند، با کمال جدیت، مردم را دعوت کنند به دخالت. دخالت کنند در مسأله، حاضر بشوند. اگر شماها حاضر نشوید و یک رئیس جمهورى مثل سابق برایتان بتراشند و بازى بدهند همه‏مان را، همه‏مان مسئول هستیم. اگر شما از صحنه خارج بشوید و آنها خودشان وارد بشوند و یک وقت یک نفرى را رئیس‌جمهور کنند که تباه کند این کشور را، چنانچه تباه کردند ، همه‏مان مسئولیم. شما، آن آقایى که در آن ده با دویست نفر جمعیت زندگى مى‏کند و آن آقایى که در آن شهر با دو میلیون یا چهار میلیون یا پنج میلیون جمعیت زندگى مى‏کند، همه مسئولیم؛ على‏السواء مسئولیم. همه باید مردم را دعوت کنیم به اینکه در انتخاب رئیس‌جمهور بى‏تفاوت نباشند؛ بروند در پیش صندوقها ، رأى بدهند. و البته خوب، اشخاصى که مطلع‏اند، چه هستند از علما، از کسان دیگر، یک نفرى [را]که بدانند چطور است انتخاب کنند یا چند نفر را، اما توجه [کنند] به اینکه چه باید بکنیم و ما مقدرات مملکتمان را دست کى باید بدهیم. و ما اگر یک رئیس جمهور داشته باشیم که نا باب از کار در بیاید، همه چیزها از بین مى‏رود. حالا هم ما مبتلا هستیم به تفاله‏هایش. نگویید که دیگران رأى مى‏دهند. من هم باید رأى بدهم، تو هم باید رأى بدهى، آن روستایى هم که در کنار مزرعه خودش کار مى‏کند باید رأى بدهد؛ تکلیف است. این یک تکلیف الهى است. این هم یک چیزى حساب نکنید که خوب، دیگران هستند، من چه مى‏کنم؟ خیر.
براى هر فردى از افراد این ملت تکلیف است که حفظ کند اسلام را. حفظ اسلام به این است که حالا در کشور ما ـ‌هر کسى در کشور خودش، الآن ما مبتلاى به مسائلى هستیم در این کشور‌ حفظ اسلام این است که ما یک رئیس جمهورى که لااقل، اعتقاد به اسلام داشته باشد، متعهد باشد براى اسلام، بشناسید که این آدم متعهدى است، که مبادا مبتلا بشویم به یک نفر نابابى که ما را بخواهد بکشد، ببرد طرف امریکا، روحانیون را مى‏خواهد کنار بگذارد و مجلس را کنار بگذارد... تکلیف است. ما مکلفیم به اینکه در امور دخالت کنیم. ما مکلفیم در امور سیاسى دخالت کنیم؛ مکلفیم شرعاً؛ همان‏طور که پیغمبر مى‏کرد؛ همان‏طور که حضرت امیر مى‏کرد. در این ایام، که اعلان مى‏کنند مسأله انتخاب رئیس جمهور [را]، آن اشخاصى که در حوزه‏ها هستند، باید دست از کارها بردارند و راه بیفتند توى شهرها و دهات و روستاها و آن جاهاى دور افتاده و کمک کنند. و اگر نکنند، فردا مسئول‏اند پیش خدا و اگر مسامحه کنند، فردا مسئول‏اند پیش خدا. مردم را دعوت کنند به دخالت در امور، به انتخاب یک رئیس جمهور صحیح ، کمک کنند براى رساندن صندوقها به روستاهاى دور افتاده. اگر شما نکنید، آنهایى که بر ضد شما هستند، مى‏کنند این کار را؛ تبلیغ مى‏کنند آنجاها. شماها مبلغ اسلام هستید.
امروز تبلیغ اسلام براى حفظ خود اسلام. تبلیغ این است که رئیس جمهورتان را خودتان تعیین کنید. اهمیت این همان اهمیتى است که اسلام دارد. یک نفرى که وارد بشود و در رأس امور واقع بشود و ـ‌خداى نخواسته‌ فاسد از کار در آید، یک کشور را به فساد مى‏کشاند. اگر چشمتان باز نشده بود و توطئه‏ها را کشف نکرده بودید، خدا مى‏داند که چند وقت دیگر ما به کجا مى‏رسیدیم. حالا هم همین‏طور باشد. حالا هم همین‏طور است. همانطورى که ارتش ما و سپاه پاسداران ما و بسیج ما و عشایر ما در جبهه‏ها مشغول دفاع از اسلام هستند ـ‌و خداوند تأییدشان کند، آنها را و همه ملت ما باید پشتیبانى از آنها بکنند‌ همان‏طور شما هم که جنداللّه‏ هستید، براى مصالح عمومى اسلام، مکلف هستید که عمل بکنید و مردم را دعوت کنید. وادار کنید مردم را. تکلیف شرعى را به آنها بگویید. مسأله، مسأله این نیست که خوب، من دلم مى‏خواهد یک وکیل داشته باشم، دلم مى‏خواهد یک وزیر داشته باشم؛ خیر، قضیه این نیست، قضیه سپردن یک مملکتى است به دست یک کسى که اگر ناباب از کار در آید، صدمه به اسلام مى‏زند، جمهورى اسلامى را از بین مى‏برد. این یک مسأله حیاتى است براى شما، براى اسلام و مسلمین. آسان این را نگیریدکه ما دخالت نمى‏کنیم؛ یک دسته بگویند: ما دخالت نمى‏کنیم، از باب اینکه امر سیاسى است، به ما چه! این امر سیاسى به همه مربوط است، به اسلام مربوط است، به حفظ اسلام مربوط است.
ما اگر نظارت نکنیم؛ یعنى، ملت اگر نظارت نکنند در امور دولت و مجلس و همه چیز، اگر کنار بروند، بسپارند دست اینها و بروند مشغول کارهایشان بشوند، ممکن است یک وقت به تباهى بکشد.
ما باید ناظر باشیم به امور مردم. ما باید، ملت باید ناظر باشد به امورى که در دولت مى‏گذرد، امورى که ـ‌فرض کنید که‌ در مجلس مى‏گذرد. نظارت! توجه داشته باشد به اینها. ملت باید توجه داشته باشد که اگر در مجلس این سفر ـ‌فرض کنید که‌ یک کسى را تعیین کردند که کارشکنى براى دولت کرده، کارشکنى براى مجلس کرده، دفعه دیگر تعیینش نکند. اعلام کنند: تعیین نمى‏کنیم، بل که ان‏شاءاللّه‏، به راه بیایند.
در قضیه رئیس جمهور، تعیین رئیس جمهور یکى از چیزهایى است که بر همه مسلمانهاى ایران، بر همه مکلّفهاى ایران واجب است که در این امر دخالت داشته باشند. اگر دخالت نکنند و یک صدمه‏اى به اسلام برسد، هر یک یک ما در محکمه عدل الهى مسئول هستیم؛ یک یک ما. کسى بگوید: «به من چه ربطى دارد؟» این است که بگوید: اسلام به من چه ربطى دارد. مگر مى‏توانى بگویى: اسلام به من چه ربطى دارد؟! تو مکلفى حفظ کنى. امانت خداست و حفظش امروز به این است که رئیس‏جمهورش یک رئیس‏جمهور صحیح باشد. و بعد، لابد اشخاصى که مطلع هستند از امور مى‏گویند، شما هم شاید بشناسید خیلیهاشان را.
یک مجلس [باید] خوب باشد. و اگر وکلاى شما بعضیهایشان تخلف کردند، به آنها تنبه بدهید که آقا نکن و اگر زیادتر کردند دفعه دیگر تعیینشان نکنید؛ کسى دیگر را تعیین کنید. و من حالا دارم به همه وکلا این مطلب را مى‏گویم که اگر مسیرتان را از مسیر ملت جدا بکنید و بخواهید على حده باشید و تکلیفتان را با کسانىکه مخالفت با اسلام کردند و جوانهاى ما را آن طور کشتند و ابرار ما را این طور کشتند، جدا نکنید، اگر این دوره هم، صحبتى نشود ، دوره دیگر شما التماس دعا دارید.
... این تکلیف آقایان است که راجع به مسائل اسلامى، که پیش مى‏آید، چه وکیل بخواهید تعیین کنید و چه ـ‌عرض بکنم که_ رئیس جمهور بخواهید تعیین کنید، باید در صحنه باشید؛ عذرى ندارید که بروید کنار بنشینید. البته اشخاصى پیدا مى‏شوند که با گفته‏هاى خودشان، نوشته‏هاى خودشان مى‏خواهند شما را نگذارند وارد بشوید. آنها مى‏خواهند که اشخاصى را تعیین بکنندکه بعدها ما گرفتار بشویم. شماها باید وارد باشید در مسأله و با کمال جدیت، اهمیت بدهید به این مسأله و مردم را وادار کنید. و تکلیف ملت هم این است که همین طورى که بحمداللّه‏، تا حالا در صحنه [بوده] است و هر قضیه‏اى واقع مى‏شود بحمداللّه‏، اینها هستند در صحنه ... .
و من گاهى وقتى اینها را، این اجتماعاتشان، و این تعهدشان را [که ]مى‏بینم، براى خودم حقارت قائل مى‏شوم؛ اگر این پاسدارى است که در کنار سنگر نماز شب مى‏خواند و جانش را در محل خطر قرار مى‏دهد، اگر این سربازى است که در جبهه جان خودشرا در خطر مى‏بیند و نماز شبش را مى‏خواند و وصیت مى‏نویسد ـ‌آنطور وصیتها‌ اگر اینها مسلمان هستند، خوب، من چه مى‏گویم؟... من تکلیف خودم را دارم ادا مى‏کنم. همه مکلفند، از من طلبه که اینجا نشسته‏ام تا شما علماى اعلام و تا همه روستاها و همه جا، مکلف هستند به اینکه در این امر حیاتى دخالت کنند ، بى‏تفاوت نباشند. مى‏خواهند شما را بى‏تفاوت کنند. دستهایى الآن در کار است که از حالا مشغولند به اینکه نگذارند شما اصلاً وارد بشوید در صحنه، نگذارند که ملت ما وارد بشود در صحنه. بایدو ارد بشوید؛ چاره ندارید! اسلام است؛ حفظ اسلام است! و باید چشمشان را باز بکنند که در دام نیفتند! امریکا دامش را الآن پهن کرده است در تمام ایران؛ در دام نیفتند! گول این تبلیغاتى که این گروهها مى‏کنند، تبلیغ مى‏کنند، گول اینها را نخورند؛ ببینند اشخاص صحیح سالم متعهد دانا چه مى‏گویند! بخواهد آن بگوید من کشاورزم و چه‏کار دارم به این کارها، آن بگوید من، شما مى‏توانید بگویید من کشاورزم و امام حسین را مى‏خواهند بکشند ، من چه‏کار دارم؟ شما این حرف را مى‏توانید بزنید؟ شما مى‏توانى بگویى که من کشاورزم، من کارمندم، من تو ادارات هستم یا جاهاى دیگر، قرآن را مى‏خواهند از بین ببرند به من چه؟ چطور مى‏توانى بگویى؟ مقدمه است این از براى بردن این مسائل.
قدرتهاى بزرگ امروز لمس کرده‏اند که سیلى از اسلام خورده‏اند. آنها از ما بیشتر ملتفت هستند که چه کرده است اسلام با آنها. اینها مى‏خواهند این اسلام را کنار بگذارند. چطور کنند؟ حیله‏هاى مختلف؛ یکى هم اینکه شما را وادار کنند که وارد نشوید. خودشان شیطنت کنند یک کسى را تعیین کنند. آن کس که تعیین شد، بکشد ما را به طرف امریکا.
۶۰/۴/۱۱ تکلیفى که به همه ملت متوجه است، به زن و مرد و آن کسى که به حد رأى دادن قانونى رسیده، واجب است این مسأله که در پاى صندوقهاى تعیین رئیس جمهور حاضر بشوند و رأى بدهند.
چنانچه سستى بکنید، کسانى که مى‏خواهند این کشور را به باد فنا بدهند، ممکن است پیروز بشوند. باید همه شما، همه ما، زن و مرد، هر مکلف همان طور که باید نماز بخواند، همان طور باید سرنوشت خودش را تعیین کند. ما یک سیلى خوردیم از اشتباه، ما همه این نابسامانیهایى که الآن داریم براى اینکه اشتباه کردیم ، نباید اشتباه تکرار بشود. ۶۰/۷/۲ لازم است ملت عزیز، رشد و استقامت و پایدارى خود را در پیشگاه خالق و صاحب اسلام و در نزد جهانیان و در پیش چشمان حیرت‏زده دشمنان و بدخواهان اسلام که شما را با تهمتهاى گوناگون هدف قرار داده و وفادارى شما عزیزان متعهد به جمهورى اسلامى را مورد سؤال و تردید انگاشته‏اند ثابت و با شور هر چه بیشتر، یکپارچه در این امرى که حفظ حیثیت جمهورى اسلامى و ملت شریف بسته به آن است به سوى صندوقهاى رأى چون موجى خروشان و دریایى مواج، با صفوفى فشرده رفته رأى خود را به شخصى که متعهد به اسلام و خدمتگزار به ملت و کشور و حامى مستضعفان و داراى بصیرت در امر دین و دنیا و منزّه از گرایش به شرق و غرب و مکتبهاى انحرافى و داراى دید سیاسى است، بدهید. امروز شرکت در انتخابات ریاست جمهور نه فقط یک وظیفه اجتماعى و ملى است، بلکه یک وظیفه شرعى اسلامى و الهى است که شکست در آن، شکست جمهورى اسلامى است، که حفظ آن بر جمیع مردم از بزرگترین واجبات و فرایض است و وسوسه در آن از شیطان بلکه عمال شیطان بزرگ است.
برادران و خواهران با هوشیارى بسیار و دید اسلامى سیاسى با مسائل برخورد کنید و از وسوسه منحرفان و مخالفان اسلام وو ابستگان به سیاست اجانب اجتناب نمایید که اینان با هر وسیله مى‏خواهند پایه‏هاى جمهورى اسلامى را متزلزل کنند، و به خیال رسیدن به مقاصد خودشان، از هر فرصتى بهره‏بردارى نمایند و نگذارند که شما در این امر حیاتى که شخصیت خود و کشورتان بسته به آن است شرکت کنید.
اینجانب از علماى معظم و ائمه جمعه و جماعات محترم و خطبا و گویندگان متعهد در سراسر کشور تقاضا دارم که مردم شریف را از اهمیت این موضوع حیاتى و سرنوشت‏ساز مطلع و آنان را به تکلیف شرعى خود ارشاد فرمایند.
۶۰/۷/۷ اینها مى‏خواهند که مردم را در رأى ریاست جمهورى سست کنند.
با کشتن یک فرد ولو اینکه هر چه بزرگ باشد و متعهد، مردم ما از رأى دادن به ریاست جمهورى و از حاضر شدن پاى صندوقها براى کمک به اسلام و جمهورى اسلامى، خیال کردند سست مى‏شوند! این هم یک خیال باطل است و ملت ما این مسأله را یک مسأله الهى شرعى و یک تکلیف خدایى مى‏داند که به پاى صندوقها در روز جمعه ان‌شاءاللّه‏، برود و با صفهاى طولانى مرصوص، به شخصى متعهد رأى بدهد. اینها مى‏خواهند مردم مارا تضعیف کنند؛ روحیه‏شان را براى شهادت یک نفر، ده نفر، صد نفر، هزار نفر. این خیال، خیال خام باطلى است....
مسأله دیگر قضیه انتخابات است که من در عین حال که قبلاً هم تذکر دادم، حالا هم تذکر مى‏دهم به همه ملت که همه این شرارتها که در سطح کشور الآن مى‏شود ممکن است براى این باشد که شما را از رفتن به پاى صندوق بترسانند و شما را از خدمت به اسلام و خدمت به مسلمین سست کنند. و باید همه ما در این امر توجه داشته باشیم که این یک امر حیاتى است براى جمهورى اسلام. شما مى‏بینید که در عین حال که در آراى قبل از این، براى شهید رجایى چهارده میلیون جمعیت شرکت کرد و سیزده میلیون رأى آورد شهید رجایى، مع‏ذلک، آن فاسدها، آن مصاحبه‏هایى که اشخاص فاسد شکست‏خورده در خارج کردند ، گفتند بیش از دو میلیون اینها رأى نداشتند. شما چنانچه سطح رأیتان از زمان سابق ـ‌خداى نخواسته‌ کمتر بشود، بوقهاى تبلیغاتى خارج و شکست‏خورده‏هاى فرارى به خارج خواهند گفت که ایران از اسلام رو برگردانده و از جمهورى اسلامى روبرگردانده است. و این تبلیغ در همه جا خواهد شد و این ممکن است در دنیا پایه‏هاى این جمهورى را سست کند. و این یک تکلیفى است که ما نگذاریم این نهضت و این انقلاب سست بشود تا آنکه به آن پیروزى نهایى برسد و اسلام و احکام قرآن به همه معنا، در این کشور پیاده بشود.
۶۱/۸/۲۷ چنانچه همه با هم نباشند و در صحنه حاضر نباشند و رأى به وکلا ندهند و رأى به مجلس خبرگان ندهند و وکلایى که باید تعیین بشود و کسرى دارند رأى کم بیاورند، این[ها] برخلاف تکلیف عمل کرده‏اند. باید همه در صحنه باشند و همه وارد باشند. و من به قشر روحانیت هم عرض مى‏کنم که کناره‏گیرى موجب این مى‏شود که همانطورى که در زمان سابق از [این ]کناره‏گیرى علماى مذاهب، اسباب این شد که ملت ما و بزرگانشان جدا شدندو هر کارى خواستند دولتها کردند و دولتها را به حال خود گذاشتندو هرطور سرکشى خواستند کردند، چنانچه شما از صحنه بیرون بروید و علما، دانشمندان از صحنه بیرون بروند، این اسباب این مى‏شود که باز آن مسائل سابق پیش بیاید. امروز تکلیف است؛ مجلس خبرگان تکلیف است براى همه که هم در آن که مى‏خواهد خبره بشود باید برود اسم‏نویسى کند، آن که لایق است برود و اسم‏نویسى کند و ملت به آنها رأى بدهند. در هر صورت، چنانچه ما همه‏مان در صحنه نباشیم و همه به فکر این نباشیم که این کشوررا از شرّ مفسدان نجات بدهیم، اگر به فکر نباشیم ـ‌خداى نخواسته‌ اگر در وضع حاضر هم خیلى تأثیر نکند، در وضع آینده ملت باز تأثیر مى‏کند و ـ‌خداى نخواسته‌ دوباره ملت ما را گرفتار آنطور اشخاص مى‏کند که بر صغیر و کبیر ما رحم نکنند.
۶۱/۹/۳ از جمله امورى که اجانب به آن دامن مى‏زنند، همین مسأله انتخابات است. هر انتخاباتى که در ایران مى‏شود اینها مى‏گویند:
مردم این دفعه نمى‏آیند، مردم سست و خسته شده‏اند. و شما دیدید که در انتخابات گذشته، از انتخابات اصل نظام جمهورى اسلامى گرفته تا مجلس خبرگان براى قانون اساسى، مجلس و رؤساى جمهور، مردم هر دفعه بهتر از دفعه قبل شرکت کرده‏اند.
الآن هم عده‏اى در خارج نشسته‏اند و تبلیغ مى‏کنند که این دفعه دیگر مردم خسته شده‏اند و شور سابق را ندارند و از این قبیل حرفها. اینها اکثراً عقده‏هایى در دل دارند و روى همین عقده‏هاست که این صحبتها را مى‏کنند. اگر عقده‏هاى درونى آنها حل مى‏شد، چنین صحبتهایى را نمى‏کردند. همین منافقین و دیگران که مردم آنها را از ایران بیرونشان کرده‏اند، در خارج نشسته‏اند و مى‏گویند: مردم با ما هستند.
شما ائمه جمعه موظفید براى جلوگیرى از شیطنتهایى که اینها مى‏کنند و مى‏گویند مردم اعراض کرده‏اند و در انتخابات شرکت نمى‏کنند، مردم را به شرکت در انتخابات دعوت کنید و مردم نیز ثابت کنند که اعراض نکرده‏اند و با شرکتشان در انتخابات ثابت کنند که از اسلام رویگردان نیستند.
۶۱/۹/۱۱ از جمله چیزهایى که باز تکلیف همه ماست و تکلیف آقایان استکه مردم را به آن دعوت کنند و دنباله حضور در صحنه است این است که مجلس خبرگانى که ما امروز در پیش داریم، اینطور نباشدکه آقایان، دیگران کناره‏گیرى کنند، سستى کنند؛ ملت را دعوت کنند، خودشان تشریف ببرند به پاى صندوق رأى، رأى بدهند ، ملت را دعوت کنند به رأى. منتها ملت و شما و هرکس آزاد است همیشه و به هرکس که مى‏خواهد رأى مى‏دهد، ولو آنکه آقایان و ـ‌فرض کنید که‌ علماى حوزه علمیه تهران یا قم آنها را معرفى نکرده باشند. شما الزامى ندارید به اینکه هر چه آنها معرفى کردند شما هم همان را معرفى کنید. البته آنها بررسى کرده‏اند، تخصص در این امر دارند، بررسى از امور کرده‏اند و با بررسى، این کار را انجام داده‏اند، لکن این اسباب این نمى‏شود که کسى الزام کند کسى را که تو باید به فلان رأى بدهى. آزاد هستید و رضاى خدا را در نظر بگیرید، و توجه به خدا داشته باشید و پاى صندوقها بعد از اینکه اعلام کردند، تشریف ببرید و رأى خودتان را بدهید. این رأى به اسلام است. همانطور که جمهورى اسلامى را شما رفتید و رأى دادید و تقریباً از صد کمى کمتر رأى دادید، اینجا هم امید است که به همین‏طورها باشد، ان‏شاءاللّه‏.
۶۱/۹/۱۶ همان‏طور که قبلاً تذکر دادم مردم در دادن رأى به اشخاص واجد شرایط آزاد هستند، و هیچ کس را حق الزام کسى نیست. و من امیدوارم که ملت شریف ایران در این امر مهم الهى که منحرفان از هر چیزى بیشتر با آن مخالفت کرده و مى‏کنند و این نیز از اهمیت آن است، یکدل و یک‏جهت در روز انتخابات به سوى صندوقها هجوم برند و آراى خود را به صندوقها بریزند. و امید است علماى اعلام ـ‌کثّراللّه‏ امثالهم‌ هم خود شرکت نمایند و هم ملت را ارشاد فرمایند.
۶۲/۷/۱۳ مردم در انتخابات موظفند، موظف شرعى هستند که اختلافات کوبنده را از آن دست بردارند، و این یک امرى است که بین همه هست، یعنى یک تکلیفى متوجه به همه هست، به من طلبه که اینجا نشسته‏ام و به شما علما و همه علماى بلاد و همه قشرهاى ملت، همه روشنفکران، همه نویسندگان، گویندگان، به همه تکلیف شرعى است که نگذارید مسأله مثل مسأله مشروطیت بشود. عبرت بگیرید از آنجا، اگر مثل او بشود، آنهایى که مخالف با اسلام و جمهورى اسلامى هستند و بازیگر هستند، آنها مى‏آیند قبضه مى‏کنند. یکى از امورى که خیلى لازم است، همین مسأله است که باید تذکر بدهند آقایان، تنبه بدهند آقایان.
و آن مطلب اول هم که عرض کردم تذکر بدهند به مردم به اینکه امروز ایران، اینهایى که در کار هستند، اینهایى که متکفل امور هستند، چه مجلس و چه دولت و چه قوّه قضائیه و همه اینها یک راه دارند مى‏روند. البته نادر تویشان هست که شیطان است ، لکن به حسب نوع امور، اینها دارند یک راه مى‏روند، خطوط مختلفه در کار نیست.
این توطئه را که مى‏خواهند با اسم خطوط مختلفه، یک دستهرا طرفدار یک جبهه بکنند و یک دسته را طرفدار یک جبهه بکنند،و در صورتى که خود آنها با هم اختلاف ندارند، مریدها به اختلاف بیفتند و کم کم در همه جا همان حرفهایى که در مشروطه بود، که در یک شهر یک دسته اهل منبر مشروطه بودند، یک دسته اهل منبر مستبد بودند، و در خانه‏ها همین مسائل بود و در بازار همین مسائل بود، یک وقت اینطور نشود که مردم را به جان هم بیندازند، این براى طرفدارى از فلان شخصیت و آن براى طرفدارى از فلان شخصیت، در صورتى که همه‏اش توهّم بیشتر نیست.
و همین طور در انتخابات توجه کنند، مردم را توجه بدهید به اینکه شما مى‏خواهید اسلام را حفظ کنید، باید منتخبین شما اشخاصى باشند که توجه به اسلام داشته باشند، متعهد به اسلام باشند، بازیگر نباشند، به شرق و غرب توجه نداشته باشند. باید تکلیف کرد به مردم که وقتى انتخابات پیش آمد به طور شایسته ، روحانیین عمل کنند، وعاظ عمل کنند و مردم هم به تبع آنها عمل کنند تا یک مجلسى داشته باشیم که دیگر در آن هیچ اشخاصى که مخالف با وجهه جمهوریت هستند نداشته باشیم.
۶۲/۹/۲۰ دوره اول مجلس در مشروطه بد نبود و شاید هم خوب بود، ولى بعدها کم کم رسید به جایى که خودشان افرادى را انتخاب مى‏کردند. پس ما باید سعى کنیم مرتبه دوم بهتر از اول باشد، مردم بهتر شرکت کنند، مردم در صحنه حاضر باشند و تحت تأثیر کسىو اقع نشوند. مردم با علما و اشخاص مورد اعتمادشان مشورت کنند، بعد به هر کس که خواستند رأى دهند. مردم نباید کنار بروند، اگر مردم کنار بروند همه شکست مى‏خوریم. خود مردم نگذارند قلدرها دخالت کنند، افراد نالایق دخالت کنند. اگر عده‏اى جمع شدند و افراد نالایق را انتخاب کردند، مردم به آنها رأى ندهند، اگر مردم هم متوجه نشدند، مجلس آنها را قبول نکند. تمام مردم موظفند که در انتخابات حاضر باشند و تحت تأثیر هیچ کس قرار نگیرند. بعد از اینکه مشورت کردند که براى اسلام مفید است رأى دهند. اگر کسى مورد شک بود و یا اگر کسانى منحرف ، خودشان را معرفى کردند، به آنها رأى ندهند. ما باید مجلسمان را نگه داریم و کارى کنیم که براى دولتى خوب اساس باشد. مردم اگر از من گِله دارند، از اسلام سرد نشوند. من خلاف کرده‏ام، به اسلام چه. مردم اگر اسلام را، استقلال و آزادى را، نبودن تحت‌اسارت شرق و غرب را مى‏خواهند، همه در انتخابات شرکت کنند و در صحنه حاضر باشند. اگر یک ظالم خلاف کرد، اسلام که نکرده است. پس باید کارى کنیم که ظلم نباشد و ظالم از بین برود.
اگر دیدیم در این دوره خلاف شده و به افرادى ظلم شده باید تلاشمان را بیشتر کنیم تا خلاف و ظلم را از بین ببریم نه اینکه کنار رویم و از صحنه خارج شویم. زیرا اگر از صحنه خارج شویم ظلم بیشتر مى‏شود. پس باید اجتماعمان را بیشتر کنیم و بیشتر در صحنه حاضر باشیم. خداوند به شما قدرت و سعادت عنایت فرماید.
۶۲/۱۱/۲۲ از مسائل بسیار مهمى که در آینده نزدیک با آن مواجه هستیم مسأله انتخابات دوره دوم مجلس شوراى اسلامى است. این مسأله از جهات مختلف آن قدر حساس و حیاتى است که هر چه درباره آن گفته شود بجاست. گویندگان محترم در هر موقع مناسبى و در هر اجتماعى، در سراسر کشور، خصوصاً در نماز جمعه‏ها، چه ائمه جمعه محترم و چه سخنرانان قبل از خطبه‏ها، جهات مختلف اهمیت آن را به ملت گوشزد نموده؛ و خطرات ناشى از سوءجریان آن را که به سرنوشت ملت و اسلام بستگى دارد با آنان در میان گذارند. مجلس محلى است که اکثریت قاطع مسائل مهم کشور بیواسطه یا باواسطه به آن وابسته است. هر چه به سر این ملت مظلوم در طول زمان، پس از مشروطیت تا دوره آخر انتصابات ستمشاهى آمد، به طور قاطع از مجلسهاى فاسد بود که ملت در انتخاب نمایندگانش یا هیچ دخالت نداشت، یا دخالت بسیار ناچیزى داشت. روحانیون را یکسره از دخالت بر کنار کردند؛ و با توطئه‏هاى موذیانه و تبلیغات مسمومِ مُلهم از غرب، که توسط روشنفکران و غرب و شرقزدگان خائن یا نفهم صورت مى‏گرفت ، مجلس را در نظر روحانیون و متدینین به گونه‏اى ساخته بودند که دخالت در انتخابات از معاصى بزرگ و اعانت به ظلم و کفر بود! و روحانیت بکلى از صحنه خارج شد و به انزوا کشیده شد؛ و دست قلدران و شرق و غربزدگان باز شد؛ و کشور را به آنجا کشاندند که دیدید و دیدیم. مع‏الأسف امروز هم آن افکار پوسیده در نادرى از معممین بیخبر از دنیا دیده مى‏شود.
در حالى که اگر در هر شهرىو استانى چند نفر مؤثر افکار، مثل مرحوم مدرس شهید، را داشتند، مشروطه به طور مشروع و صحیح پیش مى‏رفت، و قانون اساسى با متمم آن، که مرحوم حاج شیخ فضل‏اللّه‏ در راه آن شهید شد، دستخوش افکار غربى و دستخوش تصرفاتى که در آن شد نمى‏گردید، و اسلام عزیز و مسلمانان مظلوم ایران آن رنجهاى طاقت‏فرسا را نمى‏کشیدند. به دنبال خروج روحانیون، یا به عبارت دیگر، اخراج آنان از صحنه، عموم متدینین، از هر قشرى از اقشار ، چه فرهنگى، چه کارگرى، چه ادارى و بازارى و چه غیر اینها، نیز از دخالت کناره گرفتند یا بر کنارشان کردند؛ و آن شد که شد.
اکنون ما باید از آن توطئه‏ها و مفاسدى که از انزواى متدینین پیش آمد و سیلى‏اى که اسلام و مسلمین خوردند عبرت بگیریم؛ و بدانیم و بفهمیم که نظام اسلام و اجراى احکام آسمانى آن و مصالح ملت و کشور اسلامى و حفظ آن از دستبرد اجانب بستگى به دخالت اقشار ملت و بویژه روحانیون محترم و مراجع معظّم دارد. و اگر خداى نخواسته بر اسلام یا کشور اسلامى، از ناحیه عدم دخالت در سرنوشت جامعه، لطمه و صدمه‏اى وارد شود ، یک یک تمام ملت در پیشگاه خداى قهّارِ توانا مسئول خواهیم بود؛ و نسلهاى آینده، که ممکن است از کناره‏گیریهاى کنونى مورد هزار گونه تجاوز واقع شوند، ما را نبخشند....
و بالجمله، حکومت حکومت اسلام و مردم است؛ و مجلس از مردم است، و رأى نیز از آن مردم است؛ و احدى تحت فرمان مقام یا مقاماتى نیست. لازم به تذکر است که اهالى محترم هر حوزه انتخابیه فرد یا افرادى را کاندیدا نموده، و براى آنان فعالیت صحیح قانونى و شرعى انتخاباتى نمایند. و براى هرچه بهتر و پرشورتر شدن انتخابات هیچ حوزه‏اى براى حوزه دیگر کاندیدا تعیین ننماید. و همچنین صلاحیت و عدم صلاحیت شخص و یا اشخاص کاندیدا را تأیید و تصدیق ننماید. دخالت در انتخابات هر حوزه به عهده خود آن حوزه مى‏باشد. و بهتر است که نمایندگان تمامى اقشار حوزه‏ها براى تعیین فرد یا افراد مورد نظرشان تبادل نظر نمایند. با تمام این اوصاف، تمامى افراد در صورت دارا بودن شرایط لازم، در تعیین کاندیدا و یا کاندیدا شدن آزاد و مختارند.
۶۲/۱۲/۹ از امورى که لازم است امروز تذکر بدهم شاید بعد دیر بشود ، قضیه انتخابات است. همان طورى که مکرر من عرض کرده‏ام و سایرین هم گفته‏اند، انتخابات در انحصار هیچ‏کس نیست، نه در انحصار روحانیین است، نه در انحصار احزاب است، نه در انحصار گروههاست. انتخابات مال همه مردم است. مردم سرنوشت خودشان دست خودشان است. و انتخابات براى تأثیر سرنوشت شما ملت است. از قرارى که من شنیده‏ام در دانشگاه بعض از اشخاص رفته‏اند گفته‏اند که دخالت در انتخابات، دخالت در سیاست است و این حق مجتهدین است. تا حالا مى‏گفتند که مجتهدین در سیاست نباید دخالت بکنند، این منافى با حق مجتهدین است، آنجا شکست خورده‏اند حالا عکسش را دارند مى‏گویند. این هم روى همین زمینه است، اینکه مى‏گویند انتخابات از امور سیاسى است و امور سیاسى هم حق مجتهدین است هر‌دویش غلط است. انتخابات سرنوشت یک ملت را دارد تعیین مى‏کند. انتخابات بر فرض اینکه سیاسى باشد و هست هم ، این دارد سرنوشت همه ملت را تعیین مى‏کند، یعنى آحاد ملت سرنوشت زندگیشان در دنیا و آخرت منوط به این انتخابات است.
این این طور نیست که انتخابات را باید چند تا مجتهد عمل کنند.
این معنى دارد که مثلاً یک دویست تا مجتهد در قم داشتیم و یک صد تا مجتهد در جاهاى دیگر داشتیم، اینها همه بیایند انتخاب کنند، دیگر مردم بروند کنار؟! این یک توطئه‏اى است که مى‏خواهند همان طورى که در صدها سال توطئه‏شان این بود که باید روحانیون و مذهب از سیاست جدا باشد و استفاده‏هاى زیاد کردند و ما ضررهاى زیاد از این بردیم، الآن هم گرفتار ضررهاى ا و هستیم. حالا دیدند آن شکست خورد، یک نقشه دیگر کشیدند، و آن این است که انتخابات حق مجتهدین است، انتخابات یا دخالت در سیاست حق مجتهدین است. دانشگاهیها بدانند این را که همان طورى که یک مجتهد در سرنوشت خودش باید دخالت کند، یک دانشجوى جوان هم باید در سرنوشت خودش دخالت کند. فرق مابین دانشگاهى و دانشجو و مثلا مدرسه‏اى و اینها نیست ، همه‏شان با هم هستند. اینکه در دانشگاه رفتند و یک همچ و مطلبى را گفتند، این یک توطئه‏اى است براى اینکه شما جوانها را مأیوس کنند.
بیدار باشید! توجه کنید! اینها با توطئه‏هایشان مى‏خواهند کار را انجام بدهند، نمى‏توانند با دخالت نظامى‏کار بکنند، اینها مى‏خواهند با شیطنتهایشان کار خودشان را انجام بدهند. آن وقت شیطنت این بود که سیاست از مذهب خارج است و بسیار ضرر به ما زدند و ما بسیار ضرر خوردیم و آنها هم بسیار نفع بردند. این مطلب شکست خورده. حالا مى‏گویند که سیاست حق مجتهدین است یعنى، در امور سیاسى در ایران پانصد نفر دخالت کنند ، باقیشان بروند سراغ کارشان. یعنى مردم بروند سراغ کارشان، هیچ کار به مسائل اجتماعى نداشته باشند، و چند نفر پیرمرد ملاّ بیایند دخالت بکنند. این از آن توطئه سابق بدتر است براى ایران. براى اینکه، آن یک عده از علما را کنار مى‏گذاشت، منتها به واسطه آنها هم یک قشر زیادى کنار گذاشته مى‏شوند، این تمام ملت را مى‏خواهد کنار بگذارد. یعنى نه اینکه این مى‏خواهد مجتهد را داخل کند، این مى‏خواهد مجتهد را با دست همین ملت از بین ببرد. باید دانشگاهیها متوجه باشند که اگر چنانچه افرادى در دانشگاه هستند که شیطنت دارند مى‏کنند، اینها را باید توجه کنندکه گول اینها را نخورند. خودشان دخالت در امور انتخابات بکنند.

انتخابات سرنوشت حتى شمایى که در آنجا هستید را تعیین مى‏کند. یک امرى که سرنوشت آحاد ملت در دست اوست،و ظیفه آحاد ملت است که در آن دخالت کند، مربوط به یک قشرى، دون قشرى نیست، همه باید در این دخالت بکنند. و این شیطنتهایى که الآن دارند مى‏کنند، به طورى که به من گفته‏اند براى مأیوس کردن بعضى از جوانهاى ماست. این شیطنت را خنثى کنیدو فعال وارد بشوید در انتخابات. مى‏خواهید خودتان کسانى را تعیین کنید و انتخاب بکنید، مى‏خواهید ببینید هر قشرى که مى‏پسندید حرفهاى آنها را و کاندیداى آنها را. شما هم با آنها باشید. در هر صورت ما باید از کید این خائنین هیچ وقت غافل نشویم. اینها دائماً مشغول نقشه کشى هستند و دائماً مشغول توطئه هستند براى اینکه، آن سیلى‏اى که از اسلام خورده‏اند اینها، به این زودى جبران‏پذیر نیست. اینها مى‏خواهند و مى‏دانند که با زور نمى‏شود این کار را انجام داد. اگر هم یک وقتى مى‏گویند که ما با زور و نظامى مى‏کنیم، این بیخود مى‏گویند. خودشان هم مى‏فهمندکه بیخود مى‏گویند. آنها اگر بخواهند کارى بکنند همین از ناحیه خود مردم، از ناحیه دانشگاه، از ناحیه بازار، از ناحیه کارگرها، از ناحیه کارخانه‏ها، از این جاها مى‏خواهند صدمه بزنند. و شما اگر بخواهید براى خدا باشد یا براى ملتتان باشد یا براى زندگى خودتان باشد، بخواهید که اسیر نباشید باید همه توجه کنید و گول این حرفها را نخورید و در انتخابات به طور فعال همه دخالت بکنید. و من امیدوارم که ان‏شاءاللّه‏ همه موفق بشوید. و امیدوارم که با سلامت و سعادت به کار خودتان ادامه بدهید که کار بسیار عظیمى است و کار بسیار پراهمیتى است.

۶۲/۱۲/۱۴ یک سفارش دیگر راجع به انتخابات است. شما هر چه هم خوب رفتار کنید آنهایى که باید اشکال کنند مى‏کنند. ما کارى به اشکال آنها نداریم. آنها از اول اشکال مى‏کردند حالا هم اشکال مى‏کنند.
قبل از این هم که انتخاباتى در کار باشد، صحبت انتخابات همچوکه نزدیک شد شروع کردند به اینکه این انتخابات آزاد نیست ، مردم هیچ وقت نمى‏روند پاى صندوقها، چه خواهند کرد. اینها بعدها هم خواهند گفت. اینجا ما کار نداریم، ما خودمان بین خودمان و خداى تبارک و تعالى باید فکر بکنیم که شما مسئول این مسأله هستید، هم مسئول کار خودتان و هم مسئول مسئولین دیگرى که تحت نظر شما هستند هستید، که جریان انتخابات یک جریان صحیح باشد. هیچ کس در انتخابات بر دیگرى مقدم نیست، همه افراد ملت یک جور هستند در انتخابات، یعنى همان آدمى‏که یک کار کوچکى انجام مى‏دهد با آن کسى که در رأس همه امور هست در باب انتخابات هیچ با هم فرقى ندارند، این یک رأى دارد، آن هم یک رأى دارد. این یک جور باید با او عمل بشود، با آن هم یک جور عمل بشود. بنابراین، توجه به اینکه انتخابات جورى باشد که مردم‏پسند باشد، نه جورى باشد که فرض کن خان‏پسند باشد، ما او را مى‏خواهیم. مردم‏پسند باشد، یعنى مردم احساس بکنند به اینکه مسأله انتخابات به آن طورى که قانون انتخابات گفته است، به آن طورى که اسلام مى‏خواهد دارد عمل مى‏شود. عمل مال شماست، قانون یک ثبتى است که مى‏شود ، یک وظیفه‏اى تعیین مى‏کند، لکن آنى که مهم است در مقام عمل است. مقام عمل جورى باشد که تطبیق بکند با قانون، و مردمرا ضى باشند در عمل. و توجه به این معنا هم از لازمات است که توجه بکنید که اخلالگرها نیایند خرابکارى بکنند. بلااشکال در زمان انتخابات یک دسته اخلالگر هم پیدا مى‏شوند که مى‏خواهند خدشه دار بکنند و مى‏خواهند هیاهو بکنند، این کارها را بکنند.
این را با شدت جلویش را بگیرند که اخلال نکنند. باید آرام هر که مى‏آید رأیش را آرام بدهد. کسى بیاید مثلاً نزدیک صندوق باشد بخواهد که اخلال بکند، یا کسانى باشند که در نزدیک صندوق بخواهند به مردم بگویند به این رأى بدهید دیگر این کارها نیست.
تبلیغات که هرکس کرده است در موارد خودش یک حدودى دارد، مى‏کند. آنجا دیگر جاى این حرف نیست که آنجا بایستند و بگویند فلانى خوب است، فلانى بد است. این حرفها همه‏اش باید جلوگیرى بشود تا ان‏شاءاللّه‏ یک انتخابات خوبى داشته‏باشیم. و من امیدوارم که موفق بشوید در این امر، و مردم هم حاضرند در انتخابات، حاضر مى‏شوند در انتخابات، براى اینکه مردم، کشوررا حالا از خودشان مى‏دانند و مى‏دانند که سرنوشت کشور با انتخابات است. این طور نیست که حالا بگویند ما انتخاب کنیم براى کى. انتخاب مى‏کنند براى خودشان. پیشتر این حرف بود که خوب، به ما چه ربط دارد انتخابات، به ما کارى ندارند، آنها به مصالح ما کارى ندارند. اما امروز این حرف نیست، مردم شرکت مى‏کنند و من امیدوارم که هرچه بیشتر شرکت بکنند در انتخابات.
این وظیفه‏اى است الهى، وظیفه‏اى است ملى، وظیفه‏اى است انسانى، وظیفه‏اى است که ما باید عمل به آن بکنیم، همه مان باید در انتخابات شرکت بکنیم. شما باید در حسن جریان انتخابات جدیت بکنید، و مردم هم ان‏شاءاللّه‏ وارد بشوند و رأى بدهند.
۶۳/۱/۱۹ شما باید در همه صحنه‏ها و میدانها آن قدرى که اسلام اجازه دادهو ارد باشید. مثل انتخابات که امروز عملى است که باید انجام بگیرد و صحبت روز است در ایران، خانمها همان طورى که مردها فعالیت مى‏کنند براى انتخابات، خانمها هم باید فعالیت بکنند براى اینکه فرقى ما بین شما و دیگران در سرنوشتتان نیست.
سرنوشت ایران، سرنوشت همه است. یعنى آن قدرى که اسلام خدمت به شما کرد، به مردها آن قدر خدمت نکرد. اسلام، شما را حفظ کرد و شما متقابلاً اسلام را حفظ بکنید. حفظ اسلام به این است که این انتخابات که مى‏خواهد مجلس دوم را متحقق کند ، بدانید که انتخابات از امورى است که در سرنوشت شما و در سرنوشت ما نقش مهم دارد، و بالاترین نقش است... ولهذا باید شما خانمها یک نقش بسیار فعال داشته باشید که خداى نخواسته ، مجلس یک مجلسى نشود که به واسطه ورود بعض عناصر غیرصالح بتدریج کشانده بشود به طرف شرق یا به غرب، و همان بشود که در زمان سابق بود و همان بگذرد بر ما و شما که در زمان سابق مى‏گذشت.
بحمداللّه‏ امروز مجلسى که بپا بشود، این مجلس امیدوارم که بهتر از مجلس سابق باشد و بحمداللّه‏ خواهد شد. براى اینکه همه قشرها مشغول فعالیت هستند و کسانى که بررسى کردند از این مسائل، امروز مى‏گویند مردم در صحنه هستند و خودشان هم نظر دارند. باید همه شما در این امر نظر داشته باشید، در امور سیاسى نظر داشته باشید. براى اینکه امور سیاسى مخصوص یک طبقه نیست، همان طورى که علم مخصوص یک طبقه نیست. همان طورى که مردها باید در امور سیاسى دخالت کنند و جامعه خودشان را حفظ کنند، زنها هم باید دخالت کنند و جامعه را حفظ کنند. زنها هم باید در فعالیتهاى اجتماعى و سیاسى همدوش مردها باشند، البته با حفظ آن چیزى که اسلام فرموده است، که بحمداللّه‏ امروز در ایران جارى است.
و من امیدوارم که مجلس یک مجلس بسیار خوبى باشد، و مجلسى باشد که با آزادى، همه ملت شرکت کنند و اعتنا به این که به ما بعدها خواهند گفت چه، نکنند. براى اینکه آنهایى که با ما دشمن‏اند، امروز در فعالیت هستند که این مجلس را لوث کنند. در خارج و داخل فعالیت هست و شما باید آن فعالیتها را با حضور خودتان، با اجتماع خودتان، با رفتن خودتان بر سر صندوقهاى انتخابات، آنها را همه را خنثى کنید. و مجلس اگر باشد، ان‏شاءاللّه‏ مجلس خوب باشد. با داشتن علما و قانوندانهاى، حقوقدانهاى نگهبان، شوراى نگهبان، ما آرام هست دلمان، براى اینکه در مجلس ان‏شاءاللّه‏ مسائلى بر خلاف اسلام و بر خلاف مصالح مسلمین نخواهد گذشت، و اگر اشتباهى در مجلس واقع بشود ، شوراى محترم نگهبان که در این دوره باکمال قدرت و استقلال عمل کرد، در دوره‏هاى دیگر هم همین طور باشد، و این ملت را و این دولت را و این کشور را به پیش ببرد.
۶۳/۲/۹ ما گمان نکنیم که دستهاى قدرتهاى بزرگ قطع شده است از اینجا.
ملت ایران باید توجه کنند به اینکه توطئه‏ها هست. الآن، شما ملاحظه بفرمایید که در همین انتخاباتى که با آن خوبى و آزادى انجام گرفت و بحمداللّه‏ مردم همه در صحنه حاضر بودند، و امید است که در دوره دوم هم، در آن بعد هم که باید انتخابات بشود آن هم حاضر باشند مردم، و این تکلیف الهى را به آن عمل کنند، الآن دستهایى از داخل و خارج هست که بین آقایانى که در انتخابات دخالت داشتند اختلاف بیندازند. شما گمان نکنید که خارجیها و اذناب آنها در این کشور کودتا مى‏کنند، نمى‏کنند، چون نمى‏توانند.
کشورى که همه‏اش مهیاست براى شهادت، نمى‏توانند که آنها در اینجا وارد بشوند، لکن از داخل ما را مى‏پوسانند. یکى از مواردىکه الآن انگشت آنها در کار است و با جدیت دارند توطئه مى‏کنند این است که، دو دستگى بیندازند بین اشخاصى که در انتخابات بردند یا باصطلاح باختند. با این تعبیر زشت برد و باخت، شکستو پیروزى، با این تعبیرهاى زشت مى‏خواهند بین ملت ما اختلاف بیندازند. انتخاباتى که باید همه دست به هم بدهند و آن را به وجه صحیح به آخر برسانند، و باید وحدت زیادتر بشود از اول، من مى‏ترسم که خداى نخواسته، موجب اختلاف بشود. و این از مکاید شیطان است به دست شیاطین. اگر براى خدا کسى مى‏خواهد کار بکند خودش را انتخاب کرده است که خدمت کند به اسلام و مسلمین. اگر چنانچه پیروز بشود پیروزى نباید بگوید ، براى اینکه یک خدمتى است به عهده‏اش آمده است و گرفتارى این خدمت بسیار شدید است. و اگر چنانچه در این دوره او کنار رفته است خیال نکند که کنار رفته است و این عیبى است. قضیه برد و باخت نیست، قضیه خدمت است در این پست یا در آن پست. باید ایران بداند که دستهایى الآن در کار است که حتى بین خانه‏ها اختلاف بیندازد. در یک خانه بین افراد اختلاف بیندازد. ما باید از تاریخ عبرت ببریم و این تاریخ در زمان مشروطه این طور بود. در زمان مشروطه آنهایى که مى‏خواستند ایران را نگذارند به یک سامانى برسد و چماق استبداد تا آخر باقى بماند، بین افراد ، دستجات، احزاب اختلاف انداختند، حتى آنهایى که آن وقت بودند مى‏گفتند که در یک خانه بین برادر با برادر، پدر و پسر اختلاف بود، یک دسته مستبد، یک دسته مشروطه. این اختلاف موجب شد که نتوانست مشروطه آن طورى که علماى اسلام مى‏خواستند تحقق پیدا بکند. بعد هم این اختلافات موجب شد که یک دسته از آن غربزده‏ها بریزند و به اسم مشروطه بگیرند مقامات را و استبداد به صورت مشروطه بر این ملت تحمیل کنند و دیدید که چه شد. امروز همان روز است اگر ملت ایران بیدار نشود، اگر علماء اسلام بیدار نباشند، غفلت کنند، اگر علماى قم ، مدرسین قم، طلاب قم، علماء تهران، روحانیت مبارز تهران ، علماء همه بلاد و روحانیون همه بلاد و مردم بیدار نشوند، الآن دارند وضعى را، یعنى مى‏خواهند وضعى را کار کنند که زمان مشروطه کردند، و بدانید گناهش به گردن همه ماست.
مسأله کرسى مجلس در اسلام مطرح نیست، مسأله ریاست مطرح نیست، مسأله ریاست جمهور مطرح نیست، مسأله وزارت مطرح نیست، اگر کسى اینها را خیال کند مطرح هست اسلام را نشناخته است. شماها شیعه همان هستید که مى‏گوید که من به اندازه این کفش کهنه‏اى که هیچ نمى‏ارزد امارت شما را به اندازه این برایش ارزش قائل نیستم مگر اینکه حقى را ایجاد کند. شما که مى‏خواهید حق را ایجاد کنید، شما که مى‏خواهید اسلام را به پیش ببرید، چه در مجلس پیش ببرید یا در مدرسه پیش ببرید یا در محافل دیگر، باید پیشتان فرق نکند. باید توجه کنید به اینکه مبادا آن گرفتاریهاى آن زمان براى ما پیش بیاید. نمى‏آید ان‏شاءاللّه‏. حالا فردا رسانه‏هاى گروهى نگویند که معلوم شد ایران به هم خورده است و دیگر نخیر، نوبت ما رسیده است. خیر آنها باید آرزوهایشان را به گور ببرند. اینکه من عرض مى‏کنم، نه اینکه ما الآن مبتلا به قضیه‏اى هستیم، ما همیشه مى‏خواهیم جلوى فسادهارا که آنها مى‏خواهند ایجاد کنند جلویش را بگیریم. آنها گمان نکنند که الآن، ایران یک خبرى شده. ایران یک انتخاباتى آزاد که در تمام دنیا یک همچو انتخابات آزادى نبوده است. این طور نیست که کسى گمان کند که حالا وقت این شده است که ما نتیجه بگیریم. نه این وقت براى شما نخواهد آمد و نتیجه‏اى از این مسائل دست شما نخواهد رسید و چیزى نیست در کار. من تنبه مى‏دهم که مبادا بشود والاّ مسأله نیست. در هر صورت من باید تذکر بدهم به اینکه آقایانى که در انتخابات دخالت کردند باز هم با کمال خلوص نیت دخالت بکنند و هرگز از این معنا که من نبردم و او برده است دلخور نباشند.
شما همه برادر هستید، دوستید. این دوست باشد در مجلس یا آن دوست باشد یا من باشم، اینها مطرح نباید باشد پیش ملت ایران و مطرح نیست ان‏شاءاللّه‏. من امیدوارمکه در این دوره‏اى که باز پیش مى‏آید و باید انتخابات بعد از چند روز دیگر با جدیت آقایانى که دست‏اندرکار هستند، مثل وزیر کشور و مثل شوراى نگهبان، بزودى این امر شروع بشود که مجلس ما، ایران ما یک روز بدون مجلس نباشد. و آقاى امامى مژده این معنا را الآن به من دادند که نه، همین طور خواهد شد. و من امیدوارم که ملت ایران به همان طورى که این دفعه آمدند پاى صندوقها، این دفعه دیگر هم بیایند و آراء خودشان را در صندوقها بریزند، و قدر این آزادى را بدانند که تحت تأثیر هیچ کس نبودند و احدى در سرتاسر ایران الزام نکرده است کسى را که رأى به این بده یا به او بده. الزام به رأى دادن هم نکرده است، لکن تکلیف شرعى گفته است.
ما اگر مى‏گوییم، تکلیف شرعى مى‏گوییم، والاّ نه این است که ما الزامشان بکنیم. این مکلفند شرعاً به اینکه حفظ بکنند جمهورى اسلامى را، و حفظ به این است که در صحنه باشند، و حفظ به این است که اختلافات نداشته باشند، و حفظ به این استکه مبادا آن کسى که فرض کنید که برده است باصطلاح برود به رخ او بکشد، آن کسى که نبرده است خیال کند که یک چیزى از دستش رفته است. این حرفها نیست در کار. چیزى نیست اصلش.
اسلام است، اسلام در دست همه شما هست شما مى‏خواستید آنجا خدمت بکنید نشد حالا در جاى دیگر خدمت مى‏کنید.
مى‏خواستید در مجلس خدمت کنید نشد حالا در دولت خدمت مى‏کنید، حالا در پستهاى دیگر خدمت مى‏کنید، حالا در مدرسه خدمت مى‏کنید، حالا مشغول به [تدریس] مى‏شوید. من این امر راکه عرض مى‏کنم از همه ملت تقاضا مى‏کنم که مبادا تحت تأثیر این عناصرى که الآن در کار هستند و مى‏خواهند القاء اختلاف بکنند ، تحت تأثیر اینها واقع بشوید. و همه برادر هم هستید و برادروار با هم باشید، و اگر چنانچه در انتخابات اشتباهاتى شده یا فرضاً تقلبى شده است، خوب، مواردى هست که رسیدگى مى‏شود و شوراى نگهبان هم یا ابطال مى‏کند یا فرض کنید بعضى صندوقهارا یا اصل انتخابات را. یک مسأله عادى است که در همه جا هستو این امر مهمى نیست. من امیدوارم که آقایان با کمال اخلاص این دفعه هم وارد بشوند و آراء خودشان را بریزند. و این مبعثى که نورش به همه عالم رسیده است، درصورتى که نتوانستند آن طورى که مى‏خواستند بشود ما دنبالش باشیم که زحمات انبیا را حفظ کنیم. و نگذاریم که خداى نخواسته، آن زحمتى که تا حالا در ایران کشیده شده است و بحمداللّه‏ به قدرت خودش رسیده است ایران، و الآن در همه دنیا مطرح است و تنها چیزى که مطرح است الآن بیشتر در همه جا همین معناست، و این هم براى این است که اینها مى‏ترسند که مبادا اسلام تحقق پیدا بکند و آرزوهاى خودشان از بین برود.
۶۳/۲/۲۵ یکى از امور مهمه‏اى که امروز همه ما به آن مبتلا هستیم و همه کشور، قضیه انتخابات است. از خارج چشم دوخته‏اند به اینکه این انتخابات نشود درست. اعلامیه‏ها، نمى‏دانم، بساط، چیز، که مردم شرکت نکنید، و شرکت کردند الحمدللّه‏. این مرحله هم که پیش آمده است، مردم ما شرکت کنند و در مقابل قدرتهاى بزرگى که چشم دوخته‏اند به اینکه ملت ایران دیگر از اسلام برگشته و از مسائل اسلامى برگشته، آنها بفهمند مسأله این طور نیست، فرضاًکه ما بد باشیم اما اسلام که خوب است، اسلام را که قبول دارند همه، این یک وظیفه اسلامى است که ما حفظ کنیم جمهورى اسلامى را. اگر مجلس لطمه‏اى بر آن وارد بشود به جمهورى اسلامى لطمه وارد مى‏شود. اگر مجلس یک مجلس قوى‏اى باشد براى خاطر اینکه پشتوانه‏اش همه ملت باشد، این مجلس مى‏تواند با دنیا که در مقابل ایران واقع شده است کارهایش را به‌شایستگى عمل بکند، و این تابع این است که قوى باشد، و قوتش هم تابع این است که شماها رأى بدهید. امروز دیگر مثل سابق نیست که یک لیستى درست بکنند و بفرستند هرجا، اینها باید بشود، غیر از اینها نباید بشود. یا یک دسته مأمور بفرستند سرصندوقها هر کارى دلشان مى‏خواهد بکنند. امروز اختیار دست خود شماهاست و احدى حق ندارد که تصرف بکند. بله، در تشخیص خودتان اگر مى‏توانید تشخیص بدهید و اگر خودتان نمى‏توانید، خوب ، اشخاص متدین صحیح هستند به آنها مراجعه کنید که آنها تشخیص بدهند، آن هم باید عمل بکنید.
۶۴/۵/۸ از مسائلى که ما در پیش داریم، الآن قضیه انتخابات رئیس جمهور است. من کار ندارم کى رئیس جمهور مى‏شود، به من مربوط نیست، من خودم یک رأى دارم به هر که دلم مى‏خواهد مى‏دهم ، شما هم همین طور. اما اگر بخواهید در مقابل دنیا اظهار حیات بکنید که بگویید ما بعد از گذشتن چندین سال زنده هستیم، باید مشارکت کنید. اگر ـ‌خداى نخواسته‌ از عدم مشارکت شما یک لطمه‏اى بر جمهورى اسلامى وارد بشود، بدانید که آحاد ما، که این خلاف را کرده باشیم ـ‌خداى نخواسته‌ مسئول هستیم؛ مسئول پیش خدا هستیم. مسأله، مسأله ریاست جمهور نیست؛ مسأله ، مسأله اسلام است؛ مسأله، مسأله قواعد اسلام است؛ مسأله ، مسأله حیثیت اسلام است و مسأله‏اى است که باید ما همه به آن اهمیت بدهیم و بیشتر از هر وقت و بیشتر از هر سال و هر دوره باید ان‏شاءاللّه‏، شرکت بکنیم و امیدوارم که همه شرکت بکنند.
و شما بدانید که از مرکز ایران، اسلام پرتوش در تمام دنیا رفته است؛ همه جا هست...‌. اگر دیدند که رأى دادن به رئیس جمهور ، هر که مى‏خواهد باشد، اجتماع در جمعیت مسلمین که هست، این اسباب تقویت اسلام است، آنهایى که به اسلام عقیده دارند، باید خودشان هم بیایند در میدان و بیایند رأى بدهند. این طور نباشدکه حالایى که مطابق میل من نشده، من کنار بروم.
۶۷/۱/۱۱ در آستانه انتخابات سومین دوره مجلس شوراى اسلامى هستیم.
گمان نمى‏کنم که نقش و اهمیت انتخابات و مجلس شوراى اسلامى بر کسى پوشیده باشد. بحمداللّه‏ هرچه از عمر با برکت انقلاب شکوهمند اسلامى ما مى‏گذرد، مردم مسلمان و متعهد کشورمان به اهمیت حضور و نقش تعیین‏کننده خود در تمامى صحنه‏هاى انقلاب آشناتر مى‏شوند، و راز دوام و بقا و استحکام قیام الهى خود را بهتر کشف مى‏نمایند.
هم اکنون، با توجه به آگاهى و شعور بالاى سیاسى مردم خداجوى ایران، شاید ضرورتى به یادآورى اهمیت شرکت در انتخابات نباشد؛ ولى براى احتیاط در اداى تکلیف شرعى‌‌سیاسى خود نکاتى را متذکر مى‏شوم:
۱. از آغاز انقلاب تاکنون، یکى از اهداف شوم و پلیدى که همواره مورد توجه استکبار جهانى و نوکران خارجى و داخلى آنان بوده است دور کردن مردم از صحنه‏هاى انقلاب و گسستن پیوندهاى پولادین آنان با آرمانهاى اجتماعى‌‌سیاسى اسلام بوده است؛ که در راه تحقق آن به انواع حیله‏ها و ترفندهاى گوناگون متوسل شده‏اند؛ که بحمداللّه‏ سرشان به سنگ خورده است؛ و ملت پیروز و سرافراز ایران با نمایش قدرت عظیم خود در حوادث گوناگون انقلاب این حقیقت و واقعیت را به اثبات رسانیده و نشان داده‏اند که از دریاى خروشان وحدت و انسجام آنان چیزى کم نشده و نخواهد شد. و جهانخواران ان‏شاءاللّه‏ تا ابد حسرت گسستن اتحاد مقدس مردم ما را به گور خواهند برد. بعید به نظر نمى‏رسد که در این روزها یکى از اهداف شرارتهاى اخیر صدامیان در تهدید و ارعاب و ادامه بمبارانها و موشکباران مناطق مسکونى، علاوه بر سرپوش نهادن بر شکستهاى پیاپى خود در صحنه‏هاى نبرد، رسیدن به این هدف باشد که حضور مردم را تحت‏الشعاع این جنایات قرار دهد و از هم اکنون هم باید مطمئن باشیم رسانه‏هاى استکبارى از عدم حضور مردم در صحنه انتخابات سخنها خواهند گفت؛ و با تحلیلهاى موذیانه و القائات توأم با تهدید و ارعاب تلاش خواهند نمود ذهنها را به مسائل دیگر معطوف نمایند. غافل از آنکه امت اسلامى ایران سالهاست نشان داده‏اند که از این هیاهوها نمى‏ترسند، و مقاوم و استوار در مقابل تمام ابرقدرتها و قدرتها مى‏ایستند؛ و به یارى خداوند متعال، ملت شریف ایران با حضور گسترده خود انتخابات را در موعد مقرر و با قدرت و قاطعیت برگزار مى‏کنند؛ و مطمئناً در زیر موشک و بمب هم اگر قرار بگیرند، به پاى صندوقها مى‏روند و به تکلیف شرعى و الهى خود عمل خواهند نمود.
و اینجانب تحت هر شرایطى در انتخابات شرکت مى‏کنم. و ان‏شاءاللّه‏ دنیا خواهد دید که مردم عزیز ایران چگونه حماسه حضور گذشته خویش را در سراسر میهن اسلامى تکرار خواهند کرد.
۲. همان‏طور که بارها گفته‏ام، مردم در انتخابات آزادند و احتیاج به قیم ندارند، و هیچ فرد و یا گروه و دسته‏اى حق تحمیل فرد و یا افرادى را به مردم ندارند. جامعه اسلامى ایران، که با درایت و رشد سیاسى خود جمهورى اسلامى و ارزشهاى والاى آن و حاکمیت قوانین خدا را پذیرفته‏اند و به این بیعت و پیمان بزرگ وفادار مانده‏اند، مسلّم قدرت تشخیص و انتخاب کاندیداى اصلح را دارند. البته مشورت در کارها از دستورات اسلامى است.و مردم با متعهدین و معتمدین خویش مشورت مى‏نمایند. و افرادو گروهها و روحانیون در حد تذکرات قبلى در حوزه خود مى‏توانند کاندیدا معرفى نمایند؛ ولى هیچ کس نباید توقع داشته باشد که دیگران اظهار نظر و اظهار وجود نکنند.
۶۸/۳/۱۵ وصیت من به ملت شریف آن است که در تمام انتخابات، چه انتخاب رئیس جمهور و چه نمایندگان مجلس شوراى اسلامى و چه انتخاب خبرگان براى تعیین شوراى رهبرى یا رهبر، در صحنه باشند و اشخاصى که انتخاب مى‏کنند روى ضوابطى باشد که اعتبار مى‏شود مثلاً در انتخاب خبرگان براى تعیین شوراى رهبرى یا رهبر، توجه کنند که اگر مسامحه نمایند و خبرگان را روى موازین شرعیه و قانون انتخاب نکنند، چه بسا که خساراتى به اسلام و کشور وارد شود که جبران‏پذیر نباشد. و در این صورت همه در پیشگاه خداوند متعال مسئول مى‏باشند.
از این قرار، عدم دخالت ملت از مراجع و علماى بزرگ تا طبقه بازارى و کشاورز و کارگر و کارمند، همه و همه مسئول سرنوشت کشور و اسلام مى‏باشند؛ چه در نسل حاضر و چه در نسلهاى آتیه؛و چه بسا که در بعض مقاطع، عدم حضور و مسامحه، گناهى باشدکه در رأس گناهان کبیره است.
تبلیغات انتخاباتى ۵۸/۲/۲۳ هیچ سابقه ندارد در دنیا ـ‌هر جا شما بگردید‌ مردم به این شور و شعف براى رأى دادن بروند. اینقدر تبلیغات مى‏کنند این رؤساى جمهور، وقتى که مى‏خواهند ... [انتخاب] بشوند؛ اینقدر خرج مى‏کنند، اینقدر تبلیغات مى‏کنند، از یک ماه دو ماه قبل پولهاى گزاف خرج مى‏کنند و تبلیغات زیاد ـ‌راست و دروغ‌ تا اینکه یک عده مردم را جمع کنند و رأى بدهند. اینجا این مسائل نبود. مسأله ، اسلام بود، و مردم روى عقاید اسلامى خودشان با آن شور و شعف رفتند و رأى دادند. از سى و پنج میلیون جمعیت، بیست میلیون بیشتر رأى موافق دادند.
۵۸/۱۰/۱۴ از آقایان کاندیداها و دوستان آنان انتظار دارم که اخلاق اسلامى‌‌انسانى را در تبلیغ براى کاندیداى خود مراعات؛ و از هر گونه انتقاد از طرف مقابل که موجب اختلاف و هتک حرمت باشد خوددارى نمایند، که براى پیشبرد مقصود، ولو اسلامى باشد ، ارتکاب خلاف اخلاق و فرهنگ، مطرود و از انگیزه‏هاى غیر اسلامى است.
اینجانب بنا ندارم از کسى تأیید نمایم، چنانکه بنا ندارم کسى را رد کنم. و از تمام احزاب و گروهها و افراد مى‏خواهم از نسبت دادن کاندیداى خود به من که از آن استفاده تأیید و یا تعیین و یا رد شود ، خوددارى کنند. من بسیار مایل هستم که گروههایى که متعهد و معتقد به جمهورى اسلامى و خدمتگزار به اسلام هستند، در مبارزات انتخاباتى کمال آرامش را در تبلیغ کاندیداهاشان رعایت نمایند، و نسبت به یکدیگر تفاهم و صمیمیت و اُخوت اسلامى داشته باشند، و از تفرقه و کدورت شدیداً احتراز کنند که تفرقه و تشتت، دوستان را نگران و دشمنان را کامیاب مى‏کند و موجب تبلیغات سوء مى‏شود.
۵۸/۱۰/۲۶ به اطلاع هموطنان عزیز برسانید که: عکس اینجانب دلیل بر تأیید کسى نبوده؛ چنانچه دلیل بر عدم تأیید هم نمى‏باشد.
۵۸/۱۱/۲۳ من از همه قشرها، از همه ملت مى‏خواهم که آداب اسلامى خودشان را نسبت به همه امور، خصوصاً در انتخابات حفظ کنند.و مبادا خیال کنند که مبارزات انتخاباتى عبارت از این است که به دیگران بد بگویند و کارشکنى بکنند. البته دعوت به انتخاب اشخاص مانع ندارد، لکن توجه داشته باشند که همان طور که در انتخاب رئیس جمهور، به آن سلامت و به آن آرامش و به آن خوبى گذشت ـ‌که نمونه بود در ایران‌ من امید آن دارم که در این انتخابات هم به همان طور بگذرد. و همه با هم برادروار در یک مقصد باشیم. در یک مقصد باشید. و خداوند را شاهد بدانید، و ناظر بدانید، و نهضت را لکه‏دار نکنید.
۶۱/۹/۱۶ لازم است مطلبى را که گاهى شنیده مى‏شود که براى تبلیغات انتخاباتى بعضى از کاندیداها ـ‌خداى نخواسته‌ بعضى دیگر را تضعیف یا توهین مى‏کنند، در رابطه با آن تذکر دهم که، امروز این نحو مخالفتها خصوصاً از چنین کاندیداهایى، براى اسلام و جمهورى اسلامى فاجعه‏آمیز است. اگر فرضاً کسى در دیگرى مناقشه دارد، ابراز آن و اظهار در بین مردم هیچ مجوزى ندارد، و حیثیت و آبروى مؤمن در اسلام از بالاترین و والاترین مقام برخوردار است، و هتک مؤمن، چه رسد به مؤمن عالِم، از بزرگترین گناهان است و موجب سلب عدالت است. امید است ان‏شاءاللّه‏ چنین مطلبى نباشد، و اگر غفلتاً اتفاق افتاده است تکرار نشود.
۶۲/۷/۱۳ چند وقت دیگر هم انتخابات شروع مى‏شود. از قرارى که من شنیدم به طور حاد دارند اشخاص عمل مى‏کنند. اشخاصى هستندکه به جمهورى اسلامى هیچ اعتقاد ندارند، لکن براى خاطر شکستن جمهورى اسلامى در تبلیغات انتخاباتى مى‏خواهند شرکت کنند، نه از باب اینکه مى‏خواهند وکیل بشوند، از باب اینکه مى‏خواهند شکست بدهند جمهورى اسلامى را. اشخاصى هستند که به وسوسه، اشخاص مؤمن را وادار مى‏کنند که به طور حاد دخالت بکنند در این امور. ممکن است که اگر اشخاص هوشمند تنبّه ندهند و بیدار نشوند، این انتخابات موجب این بشودکه دودستگیهاى زیادى ایجاد بشود و این همان مسأله مشروطه است. باید مردم توجه کنند، و خصوصاً روحانیون، روحانیون مبارز تهران، مدرسین محترم قم، روحانیون مشهد، اصفهان، همه جا توجه کنند که مسأله، مسأله مشروطه نشود. مسأله این نشود که یک دسته براى خاطر اینکه یک کاندیدایى دارند، دیگران را بکوبند، آن دسته هم براى همین کاندیداى خودشان، این را بکوبند.
اگر همه براى خدا هست، با هم تفاهم کنید. البته تبلیغ هیچ مانعى ندارد، لکن مثل مشروطه نشود. آن طور نشود که هر کدام دیگرى را بکوبند و آنى که دشمن ما مى‏خواهد، خطوط مختلفه را در انتخابات عملى کند. شما همه مى‏خواهید که اسلام در این مملکت تحقق پیدا کند، همه مى‏خواهید که این جمهورى اسلامى ادامه پیدا بکند، ادامه این به این است که شما در مواردى که مى‏بینید که دارند شیاطین نقشه مى‏کشند و توطئه مى‏کنند تا شما را به جان هم بیندازند، بنشینید با هم و تفاهم کنید و آنها را مأیوس کنید. امروز دارند تهیه مى‏بینند مخالفین شما، مخالفین جمهورى اسلامى، که براى انتخابات ایجاد نفاق کنند، و این یک خطرى است براى کشور ما.
اینها با زور نمى‏توانند کارى انجام بدهند، نه امریکا، نه شوروى، با فشار و زور به یک کشورى که همه با هم هستند نمى‏توانند آسیب برسانند، لکن با توطئه و وادار کردن عمال خودشان در داخل مى‏توانند ایجاد نفاق کنند و بهانه هم انتخابات.
۶۲/۷/۱۳ اگر احتمال بدهیم که به واسطه تبلیغات انتخاباتى ما اسلام و جمهورى اسلامى در خطر است، باید آنجور تبلیغاتى که خطرناک است، دست از آن برداریم، براى اینکه ضد اسلام است و گاهى با اسم اسلام یا با توهّم اسلامى بودن، یک امورى انجام مى‏گیرد که بر خلاف اسلام است. در مشروطه هم اینطور بود، یک دسته واقعاً به آنها آن قدر تزریق شده بود که اعتقاد کرده بودند که باید فلان جور را عمل کرد. به آنها تزریق کرده بودند، این سلطنت‏طلبهاى آنو قت آن قدر تزریق کرده بودند که مردم استبداد را ترویج مى‏کردند ـ‌یعنى یک دسته، یک دسته از اهل منبر هم همین طور‌ حالا هم همین طور است. ممکن است شیاطین در بین مردم بیفتند و آن قدر تزریق کنند که تکلیف شرعى معیّن کنند برایتان که باید ما مخالفت با فلان مقام، مخالفت با فلان امر بکنیم. بیدار باشید!
۶۲/۱۱/۱۱ آن کسى که مى‏خواهد در انتخابات شرکت کند و کاندیدا مى‏شود ، آن کسى که کاندیدا مى‏کند کسى را، آن کسى را که فعالیت انتخاباتى مى‏کند، آن کسى که تبلیغ مى‏کند براى خودش یا براى غیر، این آزمایش‏اش همانجاست. تویى که خودت را کاندیدا انتخابات کردى، قدرت این را دارى که براى کشورت درست خدمت بکنى، و قدرت خودت را بالاتر از دیگران مى‏دانى؟ تویىکه دیگرى را کاندیدا مى‏کنى، دیگران که غیر از این هستند لایق نمى‏دانى؟ این را لایقتر و احسن مى‏دانى؟ تویى که فعالیت مى‏کنىو تبلیغ مى‏کنى براى انتخابات، تبلیغ خودت را مى‏کنى یا تبلیغ براى اسلام مى‏کنى؟ اگر براى رسیدن به مجلس است، دلت مى‏خواهد مجلس بروى و مى‏گویى مجلس یک مقامى است، شما تبلیغ براى خودت مى‏کنى که همان تبلیغ براى شیطان است. و اگر تبلیغ مى‏کنى که بروى خدمت بکنى، من چون مى‏توانم خدمت بکنم چرا کنار باشم، بروم خدمت بکنم، این شخص چون لایق است چرا کنار باشد، بیاید خدمت بکند، اگر این طور باشد این براى خداست. و این گاهى وقتها به خود آدم اشتباه مى‏شود.
بسیارى از اوقات هست که انسان خودش در کارهاى خودش اشتباه مى‏کند. یعنى، انسان چون حب نفس دارد خودش را مى‏خواهد و همه‏چیز را هم براى خودش مى‏خواهد، مگر اینکه به ریاضات این طور نباشد. این چون حب نفس دارد بسیارى از امورکه از خودش صادر مى‏شود یا از کسانى که از خودش هستند ، اولاد خودش، برادر خودش، عیال خودش، اینها به نظرش خوب مى‏آید. و گاهى همین اگر صادر بشود از یک کس دیگرى به نظرش بد مى‏آید. این براى همین است که، حب نفس اینجا پرده پوشیده است روى واقعیت و نمى‏تواند انسان تشخیص بدهد. باید انسان توجه کند به اینکه آیا من که مى‏خواهم یک کسى را انتخاب کنم، اگر این کس یک نفر دیگرى از او بهتر بود لکن ارتباطى با من نداشت بلکه با من هم دلخورى داشت، آیا او را کاندیدا مى‏کردم؟
اگر او را هم کاندیدا مى‏کرد معلوم مى‏شود که این براى خدا دارد کار مى‏کند، کار به خودش ندارد. و اگر این طور نشد بداند که مسأله، مسأله شیطانى است نه مسأله خدایى. و این دقیق است و این از آن امورى است که بر انسان پوشیده مى‏ماند.
۶۲/۱۱/۲۲ مردم در سراسر کشور در انتخاب فرد مورد نظر خود آزادند؛ و احدى حق تحمیل خود یا کاندیداهاى گروه یا گروهها را ندارد.
هیچ مقامى و حزبى و گروهى و شخصى حق ندارد به دیگران که مخالف نظرشان هستند توهین کنند، یا خداى نخواسته افشاگرى نمایند؛ گرچه همه حق تبلیغات صحیح براى خود یا کاندیداهاى خود یا دیگران را دارند، و هیچ کس نمى‏تواند جلوگیرى از این حق نماید. و البته لازم است تبلیغات موافق مقررات دولت باشد. و احدى شرعاً نمى‏تواند به کسى کورکورانه و بدون تحقیق رأى بدهد. و اگر در صلاحیت شخص یا اشخاصى تمام افراد و گروهها نظر موافق داشتند ولى رأى دهنده تشخیصش بر خلاف همه آنها بود، تبعیت از آنها صحیح نیست، و نزد خداوند مسئولیت دارد. و اگر گروه یا اشخاص صلاحیت فرد یا افرادى را تشخیص دادند و از این تأیید براى رأى دهنده اطمینان حاصل شد، مى‏تواند به آنها رأى دهد.
۶۳/۳/۱۲ [بسمه تعالى. بعضیها نقل مى‏کنند که حضرتعالى اجازه فرموده‏اید از سهم مبارک امام ـ‌علیه‏السلام‌ در راه تبلیغات انتخاباتى صرف نمایند، آیا این واقعیت دارد؟ جمعى از مؤمنین] بسمه‏تعالى این موضوع به هیچ وجه صحت ندارد. در صورتى که کسى خداى ناکرده از سهمین و وجوه شرعیه در اینگونه امور خرج کرده است باید برگرداند.
۶۶/۴/۱۰ هیچ فرد و گروهى و هیچ نهاد و سازمان و حزب و دفتر و تجمعى نمى‏تواند در حوزه انتخابات دیگران دخالت نماید، و براى غیر حوزه خود، فرد یا افرادى را کاندیدا نموده و از آنان تبلیغ نماید. در شرایط کنونى، اینجانب به هیچ وجه و به هیچ کس اجازه نمى‏دهمتا از سهم مبارک امام ـ‌علیه‏السلام‌ و یا از اموال دولت و اموال دفاترو سازمانها و مجامع و اموال عمومى خرج انتخابات کند. باید مردمرا براى شرکت در انتخابات تشویق کرد. ان‏شاءاللّه‏ نظرم را در این مورد بعداً اعلام خواهم کرد. روحانیون محترم حوزه‏هاى انتخاباتى سعى کنند در حوزه خود [با] افراد و گروههاى مسلمانکه در انتخابات کاندیدا شده و یا از کاندیداهاى مورد علاقه خود طرفدارى مى‏کنند چون پدرى مهربان باشند و آنان را با دیده محبت بنگرند.
۶۷/۱/۱۱ نصیحتى است از پدرى پیر به تمامى نامزدهاى مجلس شوراى اسلامى که سعى کنید تبلیغات انتخاباتى شما در چهارچوب تعالیمو اخلاق عالیه اسلام انجام شود؛ و از کارهایى که با شئون اسلام منافات دارد جلوگیرى گردد. باید توجه داشت که هدف از انتخابات در نهایت، حفظ اسلام است. اگر در تبلیغات حریم مسائل اسلامى رعایت نشود، چگونه منتخب، حافظ اسلام مى‏شود. باید سعى شود تا خداى ناکرده به کسى توهین نگردد؛ و در صورتى که رقیب انتخاباتى به مجلس راه یافت، به دوستى و برادرى، که چیزى شیرینتر از آن نیست، لطمه‏اى نخورد.
من احتمال مى‏دهم که عوامل و دستهاى ناپاکى بخواهند از رقابتهاى انتخاباتى در رسیدن به آرزوهاى خود استفاده کنند و با طرح مسائل پوچ و بى‏معنا دلها را از یکدیگر جدا سازند و یا با تردید و ایجاد ذهنیتها، صحت و سلامت انتخابات و نهایتاً مشروعیت مجلس را زیر سؤال برند، که در این شرایط همه آحاد ملت ایران و همه روحانیون و دست‏اندرکاران کشور باید در کنار هم و دست در دست هم به راه مقدس خود ادامه دهند. و صاحبان قلم و سخن و مطبوعات نیز به طور جدّ مواظب نوشته‏ها و گفته‏هاى خود باشند.
اهمیت و نقش مجلس شوراى اسلامى معیارهاى انتخاب نمایندگان مجلس توصیه‏هاى امام به نمایندگان مجلس انتخابات و جناحها رسیدگى به شکایات در انتخابات دوره سوم مجلس شوراى نگهبان ۵۹/۳/۷ از حضرات فقهاى نگهبان تقاضا مى‏شود که در مأموریت مهم خود به هیچ‌وجه ملاحظه اشخاص و یا گروههاى انحرافى را ننموده و به وظیفه بسیار خطیر خود قیام و اقدام نموده و نگهبانى از اسلام و احکام مترقى آن نمایند، و خدمت خود را با قدرت تمام در پیشگاه خداوند متعال و ولى مطلق او حضرت ولى‏اللّه‏ اعظم امام عصر ـ‌عجل‏اللّه‏ تعالى فرجه الشریف ـ عرضه دارند.
۵۹/۴/۳۰ شما باید ناظر بر قوانین مجلس باشید، و باید بدانید که به هیچ‏وجه ملاحظه نکنید. باید قوانین را بررسى نمایید که صددرصد اسلامى باشد. به هیچ‏وجه گوش به حرف عده‏اى که مى‏خواهند یک دسته کوچک مردم ما خوششان بیاید و به اصطلاح مترقى هستند ، [ندهید ]قاطعانه با اینگونه افکار مبارزه کنید. خدا را در نظر بگیرید. اصولاً آنچه که باید در نظر گرفته شود خداست، نه مردم.
اگر صد میلیون آدم، اگر تمام مردم دنیا یک طرف بودند و شما دیدید که همه آنها حرفى مى‏زنند که بر خلاف حکم قرآن است بایستید و حرف خدا را بزنید، ولو اینکه تمام بر شما بشورند. انبیا هم همین‏طور عمل مى‏کردند؛ مثلاً موسى در مقابل فرعون مگر غیر از این عمل کرد؟ مگر موافقى داشت؟ بحمداللّه‏ مجلس ما مجلسى است اسلامى و قوانین خلاف اسلام تصویب نخواهد شد؛ ولى شما وظیفه دارید ناظر باشید. خلاصه گوش به حرف طبقه مرفه مترقى ندهید. خدا ان‏شاءاللّه‏ با ماست. اگر عملمان براى خدا باشد، خدا ما را موفق مى‏کند.
۶۱/۱۱/۱۰ شوراى نگهبان، این فقهایى که در آنجا هستند تمامشان را من از نزدیک سالهاى طولانى مى‏شناسم، که باید بگویم اینها را من بزرگ کرده‏ام.
۶۲/۲/۲۸ از تحمل زحمات و رنجهاى شما تشکر مى‏کنم. شما توقع نداشته باشید که مورد اهانت واقع نشوید. همه مى‏دانید تا کسى کارى انجام ندهد کسى به او توهین نمى‏کند. توهین براى کسانى است که مى‏خواهند زنده باشند. هیچ کدام از ما نباید انتظار تعریف را داشته باشیم. باید به حکم خدا عمل کنیم و به این هم کارى نداشته باشیم که چه کسى از این کارى که براى خدا مى‏کنیم خوشش مى‏آید و یا چه کسى بدش مى‏آید. من در تمام مواقعى که مقتضى بوده است، مجلس و شوراى نگهبان را تأیید کرده‏ام. ما باید دست در دست یکدیگر بگذاریم تا یک کشور اسلامى درست کنیم.
۶۲/۹/۲۰ آنچه مهم است این است که مامى‏خواهیم مطابق شرع اسلام مسائل را پیاده کنیم. پس اگر قبلاً اشتباه کرده باشیم باید صریحاً بگوییم اشتباه نموده‏ایم. و عدول در بین فقها از فتوایى به فتواى دیگر درست همین معنا را دارد. وقتى فقیهى از فتواى خود برمى‏گردد یعنى من در این مسأله اشتباه نموده‏ام و به اشتباهم اقرار‌مى‏کنم. فقهاى شوراى نگهبان و اعضاى شورایعالى قضایى هم باید این طور باشند که اگر در مسأله‏اى اشتباه کردند صریحاً بگویند اشتباه کردیم و حرف خود را پس بگیرند، ما که معصوم نیستیم....
... شوراى نگهبان بدون ملاحظه از هیچ کس فقط و فقط خدا را در نظر بگیرند. احکام اولیه باید جارى شود و آن روز هم که اضطرارى پیش آمد، احکام ثانویه که آن هم حکم خداست را باید جارى نمایند. باید بنیان از امروز محکم شود.
۶۳/۲/۲۵ چنانچه مشاهده مى‏شود پس از انتخابات مرحله اول از دوره دوم مجلس شوراى اسلامى، افرادى که نظریه شوراى محترم نگهبان در ابطال یا تأیید بعضى حوزه‏ها موافق میل‏شان نبوده است دست به شایعه افکنى‏زده و اعضاى محترم شوراى نگهبان ـ‌ایدهم اللّه‏ تعالى‌ را که حافظ مصالح اسلام و مسلمین هستند، تضعیف و یا خداى ناکرده توهین مى‏نمایند و به پخش اعلامیه و خطابه در مطبوعات و محافل دست زده‏اند غافل از آنکه پیامد چنین اعمال و جوسازیها آن هم در دوره دوم مجلس و نگذشتن سالى چند از انقلاب چه خواهد بود. امید است چنین اعمال، بى‏توجه به نتایج ناروا و اسف‏بار آن باشد.
معلوم نیست در صدر مشروطیت در دوره اول بافقهاى ناظر به قوانین این نحو عمل شده باشد. در آن زمان به تدریج فقها را از مجلس بیرون راندند و به سر این ملت آن آوردند که دیدیم.
من به این آقایان هشدار مى‏دهم که تضعیف و توهین به فقهاى شوراى نگهبان امرى خطرناک براى کشور و اسلام است. همیشه انحرافات به تدریج در یک رژیم وارد مى‏شود و در آخر، رژیمى را ساقط مى‏نماید. لازم است همه به طور اکید به مصالح اسلام و مسلمین توجه کنیم و به قوانین، هر چند مخالف نظر و سلیقه شخصى‏مان باشد احترام بگذاریم و به این جمهورى نوپا که مورد هجوم قدرتها و ابرقدرتهاست وفادار باشیم.
در خاتمه باید بگویم که حضرات آقایان فقهاى شوراى نگهبانرا با آشنائى و شناخت تعیین کردم و احترام به آنان و حفظ مقامشان را لازم مى‏دانم و امید آن دارم که این نحو امور تکرار نشود. و به شوراى نگهبان تذکر مى‏دهم که در کار خود استوار باشید و با قاطعیت و دقت عمل فرمایید و به خداى متعال اتکال کنید.
۶۳/۶/۱۱ من با نهاد شوراى نگهبان صددرصد موافقم و عقیده‏ام هست که باید قوى و همیشگى باشد، ولى حفظ شورا مقدارى به دست خود شماست. برخورد شما باید به صورتى باشد که در آینده هم به این شورا صدمه نخورد. شما نباید فقط به فکر حالا باشید و بگویید آینده هر چه شد، باشد. شیاطین بتدریج کار مى‏کنند.
امریکا براى پنجاه سال آینده خود نقشه دارد. شما باید طورى فکر کنید که این شورا براى همیشه محفوظ بماند. رفتار شما باید به‏صورتى باشد که انتزاع نشود که شما در مقابل مجلس و دولت ایستاده‏اید. اینکه شما یکى و مجلس یکى، شما یکى و دولت یکى، ضرر مى‏زند. شما روى مواضع اسلام قاطع بایستید، ولى به‏صورتى نباشد که انتزاع شود شما در همه جا دخالت مى‏کنید.
صحبتهاى شما باید به صورتى باشد که همه فکر کنند در محدوده قانونى خودتان عمل مى‏کنید، نه یک قدم زیاد و نه یک قدم کم. در همان محل قانونى وقوف کنید، نه یک کلمه این طرف و نه یک کلمه آن طرف. گاهى ملاحظه مى‏کنید که مصالح اسلامى‏اقتضا مى‏کند که به عناوین ثانوى عمل کنید. به آن عمل کنید گاهى مى‏بینید که باید نخست وزیر در کارى دخالت کند که اگر دخالت نکند به ضرر اسلام است، به او اجازه دهید عمل کند. ضرورت اقتضا مى‏کند که نخست وزیر فلان کار را انجام دهد که از کس دیگرى بر نمى‏آید. شما باید سعى کنید که نگویند مى‏خواهید در تمام کارها دخالت کنید، حتى در مسائل اجرایى. البته خود این مسائل را مى‏دانید و عمل مى‏کنید، ولى من تذکر مى‏دهم. شما باید توجه داشته باشید که اگر مباحثات به مناقشات تبدیل شود و جلوى یکدیگر بایستید، اسباب این مى‏شود که شوراى نگهبان تضعیف شود و در آتیه از بین برود. و آن کسانى که علمایى را که قبلاً کار شوراى نگهبان را مى‏کردند، کنار گذاشتند، به این خاطر بود،که کم‏کم آنها را مخالف خود احساس کردند و کنار گذاشتند و بتدریج این شیطنت صورت گرفت. پس همه ما باید بیدار باشیم.
۶۳/۱۱/۲۲ شوراى محترم نگهبان، که حافظ احکام مقدس اسلام و قانون اساسى هستند، مورد تأیید اینجانب مى‏باشند. و وظیفه آنان بسیار مقدس و مهم است. و باید با قاطعیت به وظایف خود عمل نمایند.
البته توجه به اهمیت حفظ نظام جمهورى دارند که با آن هیچ حکمو امرى مزاحمت نمى‏کند و براى حفظ آن از هیچ کوششى نباید مضایقه کرد و معلوم است آقایان با تعهدى که دارند تحت تأثیر هیچ جوّى واقع نمى‏شوند. ان‏شاءاللّه‏ مؤید باشند.
۶۶/۱۰/۲۳ ولایت فقیه و حکم حکومتى از احکام اولیه است. نهاد شوراى نگهبان همیشه مورد تأیید اینجانب است و به هیچ وجه تضعیف نشده و نخواهد شد. این نهاد باید همیشه با بیدارى و هوشیارى در خدمت به اسلام و مسلمین کوشا باشد.
۶۷/۲/۱۲ اعضاى محترم شوراى نگهبان ـ‌دامت افاضاتهم با توجه به گزارشات مختلف و نیز رسیدگى و گزارش نماینده اینجانب در امر انتخابات صحت آن محرز و آن را اعلام نمایید، تا انتخابات در موعد مقرر ـ روز قدس ـ انجام گیرد. و تصمیم نهایى در مورد صندوقها و آرا، با رأى اکثریت نمایندگان محترم شوراى نگهبان و وزیر محترم کشور و نماینده اینجانب است. و کسانى که احتیاط یا وسوسه‏اى در امر انتخابات مى‏کنند بهتر است کمال احتیاط را براى حفظ حیثیت جمهورى اسلامى و اسلام نمایند.
۶۷/۱۰/۸ تذکرى پدرانه به اعضاى عزیز شوراى نگهبان مى‏دهم که خودشان قبل از این گیرها، مصلحت نظام را در نظر بگیرند، چرا که یکى از مسائل بسیار مهم در دنیاى پرآشوب کنونى نقش زمان و مکان در اجتهاد و نوع تصمیم‏گیریها است. حکومت، فلسفه عملىِ برخورد با شرک و کفر و معضلات داخلى و خارجى را تعیین مى‏کند. و این بحثهاى طلبگى مدارس، که در چهارچوب تئوریهاست، نه تنها قابل حل نیست، که ما را به بن‏بستهایى مى‏کشاند که منجر به نقض ظاهرى قانون اساسى مى‏گردد. شما در عین اینکه باید تمام توان خودتان را بگذارید که خلاف شرعى صورت نگیرد ـ و خدا آن روز را نیاورد ـ باید تمام سعى خودتان را بنمایید که خداى ناکرده اسلام در پیچ و خمهاى اقتصادى، نظامى، اجتماعى و سیاسى ، متهم به عدم قدرت اداره جهان نگردد.
۶۸/۳/۱۵ از شوراى محترم نگهبان مى‏خواهم و توصیه مى‏کنم، چه در نسل حاضر و چه در نسلهاى آینده، که با کمال دقت و قدرت وظایف اسلامى و ملى خود را ایفا و تحت تأثیر هیچ قدرتى واقع نشوند و از قوانین مخالف با شرع مطهر و قانون اساسى بدون هیچ ملاحظه جلوگیرى نمایند و با ملاحظه ضرورات کشور که گاهى با احکام ثانویه و گاهى به ولایت فقیه باید اجرا شود توجه نمایند.
۵۷/۱۰/۱۰ اهمیت و نقش مجلس شوراى اسلامى یک مجلس ملى که نه مربوط به سفارت شوروى باشد، نه مربوط به سفارت انگلیس باشد، نه مربوط به سفارت امریکا باشد؛ نه براى منافع او سینه بزند نه براى منافع او. یک همچو مجلسى را به‏وجود مى‏آوریم ان شاءاللّه‏؛ و بعدش که یک همچو مجلسى به‏وجود آمد قهراً اگر یک مطلبى بخواهد در آن، در یک همچ و مجلسى مثلاً دویست نفرى بگذرد ـ دویست تا آدم صالحى که براى مملکت ما دلسوز است، دزد نیست، نمى‏خواهد جیبش را پر بکند، نمى‏خواهد عنوان پیدا بکند، مى‏خواهد که خدمت بکند به این مردم؛ اگر چنانچه یک همچو مجلسى براى ما پیدا شد مصالح مملکت را در نظر مى‏گیرد ـ اگر یک چیزى آوردند بگذرد، یک قراردادى مابین یک دولتى با دولت ما آوردند بگذرد، مى‏برند آنرا آنجا نگاه مى‏کند؛ اول خود دولتِ صالح نظر مى‏کند اگر چنانچه فاسد باشد ردش مى‏کند. بعد اگر چنانچه او ندانست، نتوانست بفهمد و آورد در مجلس، در مجلس نظر مى‏کنند و مصلحت و مَفْسَده ملت را مى‏خواهند به جا بیاورند درست مى‏کنند. این مصالح مملکت ما یا صددرصد یا صد در نود حاصل خواهد شد.
ما یک همچو چیزى مى‏خواهیم.
۵۸/۴/۲۱ اگر مجلس شورا آن طورى که ما بخواهیم ملى و اسلامى باشد ، همه این مطبوعات اصلاح خواهد شد؛ همه این رادیو تلویزیونها اصلاح خواهد شد؛ همه این ادارات تصفیه خواهد شد؛ یعنى ملت باید تصفیه کند به وسیله اشخاصى که مى‏فرستد... ان‏شاءاللّه‏ ما امیدواریم که دیگر لیستى در کار نباشد که یکى لیستى بدهد و شما هم مُلْزَم باشید. بله، لیست بدهد که هدایت کند ملت را به اینکه اینها افراد خوبى هستند.
۵۸/۱۱/۱۵ ملت ایران که بحمداللّه‏ تعالى در عرض یک سال پس از انقلاب داراى جمهورى اسلامى و قانون اساسى و رئیس جمهور شدند ، ان‌شاءاللّه‏ با رشد معنوى و آرامش، مجلس شوراى اسلامى را تأسیس خواهند نمود تا خرابیهاى عصر طاغوت، خصوصاً پنجاه سال اخیر را با همت والاى خود جبران نمایند؛ خرابیهاى معنوى و مادى‏اى که با برنامه‏هاى ابرقدرتها خصوصاً امریکا انجام گرفت و ملتهاى مسلمان خصوصاً ملت ایران را تا آستانه سقوط کشاند.
۵۸/۱۲/۴ از آنجا که در آینده نزدیک نمایندگان مردم در مجلس شوراى اسلامى اجتماع مى‏نمایند امر گروگانها، با نمایندگان مردم است تا نسبت به آزادى گروگانها و امتیازاتى که در قبال آنان باید بگیرند تصمیم گیرند؛ زیرا این مردمند که باید در جریانات سیاسى دخالت داشته باشند.
۵۸/۱۲/۲۹ براى خاطر خدا توجه داشته باشید که یک مجلس شورا که مجلس شوراى اسلامى است و مى‏خواهد براى ایران خدمت کند و باید قوه داشته باشد، تنها مرکزى است که تمام قوا باید تبع آن باشند ، شما بخواهید براى اینکه شما وکیل نشده‏اید در کجا، هیاهو کنیدکه انتخابات، انتخابات کذا بوده؛ این حرف خلاف اسلام است.
شکایت اگر هست، شکایت پذیرفته است. و مقاماتى که باید شکایتها را بپذیرند، مى‏پذیرند. اما هیاهو کردن و فریاد زدن و انتقاد بیجا کردن، این برخلاف دستورات اسلام است.
... مجلس تنها مَلْجأیى است که براى یک ملت است. مجلس قوه مجتمع یک ملت است در یک گروه. تمام قواى یک ملت در یک گروه مجتمع است. و مجلس از همه مقاماتى که در یک کشورى هست بالاتر است. بنابراین یک همچو مقامى را نشکنید اینطور؛ ولو نمى‏توانید لکن اصل گفتنش، اصل ذکرش، کار قبیحى است و برخلاف مصلحت است و برخلاف مسلک اسلام است.
۵۹/۲/۱۹ مبارک آن روزى است که ایران از سلطه اجانب مستخلص بشود، و مجلس شوراى اسلامى به وظایف خطیر خود عمل کند، و ایران استقلال پیدا کند و همه دشمنان ایران ذلیل و نابود شوند و مسلمین همه با هم پیوند کنند.
۵۹/۲/۲۹ بحمداللّه‏ افرادى که در مجلس انتخاب شده‏اند به حسب غالب ، اکثریت قاطع، اکثریت اسلامى و متعهد است.
۵۹/۳/۴ قضیه هدایت مسأله‏اى است، قضیه کارشکنى مسأله دیگر ، هدایت باید کرد. مرکز همه قانونها و قدرتها مجلس است. مجلس هدایت مى‏کند همه را و باید بکند.
۵۹/۳/۷ با خواست خداوند متعال و به مبارکى و میمنت در روزى بسیار بزرگ، مجلس شوراى اسلامى افتتاح مى‏شود. روز سیزدهم رجب که روز ولادت با برکت و سعادت بزرگمرد تاریخ و معجزه دهر امیرالمؤمنین على بن ابیطالب ـ‌صلوات اللّه‏ و سلامه علیه‌ مجلس مقدس شوراى اسلامى که اولین مجلس جمهورى اسلامى است و اولین مجلس است که با انتخابات آزاد انجام گرفت، گشایش مى‏یابد. و من امیدوارم که این مجلس به برکت این‌روز مبارک، مجلس عدالت و پیرو اسلام و به نفع مسلمین و کشور اسلامى باشد. سپاس خداوند بزرگ را که در مدتى کوتاه ملت شریف ایران موفق شد که اساس جمهورى اسلامى را با آزادى و آرامش بنیان گذارد؛ و این از برکت اسلام و وحدت کلمه قشرهاى متعهد اسلامى است. اینجانب طلیعه این مجلس مبارکرا به ملت بزرگ ایران و شما نمایندگان محترم تبریک عرض مى‏کنم.
۵۹/۴/۴ الآن هم همین قشرهاى بعض از این روشنفکرها مى‏گویند این مجلس، ملّى باشد، مجلس شوراى ملّى؛ چون اسمش توى قانون ، «ملّى» بوده. از اسلام مى‏ترسند. مجلس اسلامى نباشد، شوراى اسلامى نباشد. اینها نه اینکه ملّى‏اش را مى‏خواهند، اسلامى‏اشرا مى‏خواهند نباشد.
۵۹/۴/۲۹ مجلس باید اسلامى باشد. مجلس باید افکارش افکار اسلامى باشد تا ما بتوانیم چه بکنیم. من نمى‏توانم تحمل بکنم که اینقدر ما جوانهایمان از بین بروند براى اینکه ما مسامحه داریم مى‏کنیم.
مسامحه‏ها از کار باید برود، و باید حالا که مجلس تأسیس شد و مجلس رسمیت پیدا کرد، همه امور باید بر نظارت مجلس به روال خودش بگذرد، و با جدیت و با قاطعیت و بدون مسامحه، هر کس خلاف کرد بخواهند او را، و یا اگر خلافى واقعاً کرده، بدهند او را دست دادگاهها و دادگاهها محاکمه‏اش کنند.
۵۹/۴/۲۹ مجلس امروز رسمیت پیدا کرد. با رسمیت مجلس، دیگر باید تمام امور را مجلس اصلاح بکند. یعنى با تمام قدرت، دولتى که تعیین مى‏کند، دولت صد در صد اسلامى داراى قدرت باشد، و کارهایىرا که مى‏کند دولت و همین‏طور کارهایى که در وزارتخانه‏ها مى‏شود، کارهایى که در استانها مى‏شود، همه تحت نظر باشد و مجلس بازخواست کند از اینها. بخواهد اینها را و استیضاح کند ، اگر یکوقت خطا کردند و کار را درست انجام بدهند.
۵۹/۵/۵ باید وقتى که مجلس درست بنا گذاشته شد، عمل تمام این گروههاو مسائلى که دارند و کارهایى را که مى‏کنند انعکاس پیدا کند و طرح بکنند، و مجلس آنها را بخواهد و از آنها بازخواست کند. این منحصر به گنبد و اطراف گنبد نیست، هر جایى که الآن اینها دارند مشغول فعالیت هستند، یک فعالیتهایى مى‏کنند که گاهى برخلاف موازین شرع است. جمهورى اسلامى باید بر وفاق موازین شرعى باشد. الآن از طرف آقاى گلپایگانى، آقازاده‏شان آمده بود اینجا؛ ایشان هم راجع به این مسائل ناراحت هستند. سایر علماى اسلام هم ناراحت هستند در این مسائل.
باید مجلس رسیدگى کند و افرادى که بنایشان براین است که به اسم اسلام یک کارهایى انجام بدهند وبرخلاف اسلام است، به اسم اسلام کارهایى انجام مى‏دهند که موافق با مارکسیست و کمونیست است و به اسلام مربوط نیست، باید مجلس جلوى اینهارا بگیرد. دولتى که حالا انتخاب خواهد شد، باید افرادى باشند که به اسلام عقیده داشته باشند، نه مثل بعضى از اشخاصى که درو زارت کشاورزى بودند و به اسلام اصلاً اعتقاد ندارند اینها، اینها کمونیستهایى هستند که به صورت اسلام بیرون آمدند، اینها باید هیچ وقت داخل در دولت نباشند، هیچ وقت داخل در وزارت کشاورزى نباشند.
در هر صورت مسائلى است که باید دولت طرح بکند و مجلس رسیدگى بکند، و چنانچه چیزى بر خلاف موازین از مردم اخذ شده است برگردانند. و اگر اشخاصى برخلاف اسلام عمل کردند تربیت بشوند و بازخواست بشوند. و من امیدوارم که ان‏شاءاللّه‏ این مجلس که الآن افرادش اکثراً مردم صالحى هستند، و شوراى نگهبان هم از علماى قم هستند یک عده‏اى که و دیگران هستند در آنجا، دراین امور رسیدگى بکنند،و طرحهایى که دولت مى‏دهد، طرحهایى که دولت قبلاً داده است، اینها بیاید در مجلس رسیدگى بشود، هر طرحى که مخالف با اسلام است باید رد بشود.‌... و من امیدوارم که ان‏شاءاللّه‏ وقتى که مجلس بنا شد رسیدگى به این امور بکند من هم پیشنهاد بکنم به آنها که رسیدگى صحیح بکنند، و هر یک از پیشنهادهایى که قبلاً شده و [قوانینى ]که گذشته است در مثلاًو زارتخانه‏ها، اینها بخواهند مطالعه کنند، و شوراى نگهبان هم مواظبت کند که هیچ کلمه‏اى مخالف با اسلام نباشد. ما مى‏خواهیم یک جمهورى اسلامى باشد. ما مى‏خواهیم اسلام باشد.‌... من امیدوارم که همه‏تان موفق باشید در این ماه مبارک رمضان. امیدواریم که از برکات این ماه واز برکات لیلة‏القدر محروم نباشیم و نباشید.
۵۹/۵/۲۱ در کجا سراغ دارید که مجلس شوراىِ آنجا مثل مجلس شوراى اسلامى ما باشد؟ در سابق، زمان شاه مخلوع و رضاخان مطرود ، مجلس پر بود از «دوله»ها، «ممالک»ها، «سلطنه»ها، «سلطان»ها ، متمکّنین، اشراف، طرفدارهاى شرق و غرب، نوکرهاى ممالک اجنبى، ولى الآن در مجلس شوراى ما یک چهره پیدا نمى‏کنید که از این طبقه اشراف باشد، از این طبقه بالا باشد، همه از همین مردمند که در بین بازار راه مى‏روند، و از همین جمعیت هستند؛ عده‏اى‏شان از علما و فقها هستند، عده‏اى‏شان از چهره‏هاى متدیّن هستند. مجلس شوراى اسلامى ما الآن در هیچ جا نظیر ندارد ، چنانچه سایر ارگانهاى دولتى ما اینطور است.
۵۹/۵/۲۱ این چهره مجلس اسلامى ماست و اگر از صدر مشروطه ـ الاّ شاید دوره اول‌ تا قبل از این مجلس ملاحظه کنید، اینجا جاى آن وکلا نبود؛ وکلایى که از طبقه اشراف و از طبقه ثروتمند و مرفّه، و حاضر نبودند در یک مجلس چندتایشان با هم جمع بشوند و حاضر نبودند در یک مجلس اینطور مسجدى بنشینند و هر کدام در کاخهاى بلند ـ الاّ بعضیها که آنها هم از سنخ شما بودند ـ زندگى مى‏کردند. امکان نداشت که یک مواجهه‏اى بین منِ طلبه با آن تیپهاى اشرافى و اعیانى و داراى کذا و کذا اتفاق بیفتد؛ فرضاً اینکه گوش بدهند به اینکه یک طلبه با آنها چه مى‏گوید. این از برکات نهضت است، برکات اسلام است که همه نهادهایشان اسلامى و مردمى است. مجلس مردمى این است. پیشتر اسمش را گذاشته بودند «مجلس ملّى». ملت راه داشت در آن مجلس؟ در آن مجلس از ملتها، از خود ملت کسى بود که راه پیدا بکند به آنجا؟ خصوصاً در این دهه‏هاى آخر، یک نفر از شما در آنجا راه نداشت و جاى شما در آنجا نبود اخلاقاً، که عنداللّه‏ نبود، به واسطه علوّ شأن شماو به واسطه اینکه آنها طاغوتى بودند، شما راه نداشتید بر آنجا.
ما امروز مواجهیم با یک چهره‏هاى اسلامى که به غیر از اسلامو به غیر از منافع مملکت خودشان فکر نمى‏کنند. و من امیدوارمکه این مجلس، که مرکب از این طبقه انسانى ملت است، چه آنهایى که مسلم هستند و چه آنهایى که باز برادرهاى ما هستند و از اقلیتها هستند، این چهره‏ها، چهره‏هایى است که مال ملت است، و امروز ملت راه پیدا کرده است به مجلس و دیروز، در گذشته، ملت هیچ خبرى از مجلس نداشت و هیچ عملى نمى‏توانست انجام بدهد. این موجب شکر است در درگاه خدا. همه تشکر کنیم از یک همچو نعمتى که نصیب ما شده است.
و این تنها مجلس نیست که تحول پیدا کرده است از طاغوت به اسلامیت و انسانیت، سایر نهادهاى دولتى هم، چه قواى مسلّحه و چه سایرین از قبیل وزرا و امثال اینها، آنها هم همین طور هستند.
الآن ملت ما مى‏تواند ادعا کند که ما در همه امور ناظریم. من خیلى از مجالس را یاد دارم و در بعضى از مجالس هم رفتم به عنوان تماشاچى. یک دانه از امثال شما در مجلس نبود، الاّ مثلاً، مثل زمانى که مرحوم مدرّس آنجا بود یا در آن اول که ما آنجا را دیگر ندیدیم؛ آن دوره‏هاى اول [را. در ]دوره اول بودند از اشخاصى که نظیر شما بودند. آن چیزى که مى‏خواهم عرض کنم این است که حیف است که چهره نورانى مجلس در آن، یک چیزهایى واقع بشود که مخالف زىّ شما آقایان است.
۵۹/۵/۲۵ من به ملت ایران تبریک مى‏گویم که در این زمان، نه قوّه مقنّنه یک قوّه‏اى است که لیستش را داده باشند و تعیین کرده باشد کسى آنها را ، خود آنها منتخب از طرف ملت هستند و ملت بدون اینکه کسى تحمیل به آنها بکند، اینها را تعیین کرده است و هر کدام هم که ناصالح بودند، خود مجلس کنار گذاشته است. بنابراین، قوّه مقنّنه ما قوّه‏اى است که صالح است و اکثر افرادش، افراد متعهد هستند و همه‏شان از همین جمعیت ملت هستند و از آن کاخ‏نشینهانیستند.
۵۹/۱۱/۴ ما نباید حالا که گرفتار هستیم باز به پیروزى هم نرسیده‏ایم، نباید این مردم را سستشان بکنیم. ـ بیاییم ـ مجلس را از این [طرف] هِى اشکال بکنیم. آن قدر خوبى که در این مجلس هست از اوّلى که مجلس در این مملکت پیدا شده تا حالا، یک همچو مجلسى با این افرادى که در آن هست، من نمى‏گویم توى مجلس هم فرد غیرصالح نیست، ممکن است باشد، اما صُلَحا هستند اینها. این مجلس را باید حفظش کرد، و مردم را از این دلسرد نکرد. هِى هر روز راجع به مجلس یک چیزى نوشت.
۵۹/۱۱/۲۷ مجلس هم یکى از چیزهایى است که در جمهورى اسلامى هست، و در نظام شاهنشاهى مشروطه به‏اصطلاح هم بود.
مجلسهاى سابق را شما یک مقداریش را دیده‏اید؛ و من هم خیلیش را دیده‏ام. آیا مجلس سابق و رؤساى مجلس سابق مثل مجلس حالاست ومثل رئیس مجلسِ حالاست؟! آیا وضع مجلسو وضع افرادى که در مجلس هستند و شخصیتهاى مردمى که الآن در مجلس هست و شخصیتهاى طاغوتى که در مجلس سابق بود یک طور است و [به ]همان طاغوتها ملت ایران رأى داده‏اند و آورده‏اند به یک مقامى رسانده‏اند، و آنها هم مشغول همان کارهایى هستند و جعل همان قوانینى هستند که در زمان شاه سابق بود؟! مجلس جمهورى اسلامى عین مجلس رژیم شاهنشاهى است با عوض کردن یک کلمه؟! به جاى اینکه بگویند مجلس شوراى ملى شاهنشاهى آریامهرى، ما اسمش را گذاشته‏ایم مجلس شوراى اسلامى، جمهورى اسلامى؟! مطلب این طورى است در نظر ملت؟! یا این کسى که قلمش را دست گرفته و آن کنار نشسته و چون ضرر برده است از جمهورى اسلامى، مى‏خواهد همان سلطنت شاهنشاهى باشد یا شبیه آن تا بتواند این هم استفاده‏هایى که آنها مى‏کردند و رفقاى آن عصرش مى‏کردند حالا بکنند؟ ملت ما همه‏شان جمع شده‏اند با هم رژیم شاهنشاهى را از بین بردند، و یک رژیم شاهنشاهى دیگر درست کردند؟! این اهانت به یک ملت نیست؟ اینکه با آراء ملت [درست] شده است.
رئیس جمهورش با آراء ملت شده است. مجلس شورایش به آراء ملت شده است. وزرایش با آراء ملت شده است. آیا ملت ما همه سرشان همین درد مى‏کرد که یک جوانهایى را بدهند و یک معلولین و مجروحین را به جا بگذارند، و یک رژیم شاهنشاهى را به یک رژیم شاهنشاهى تبدیل کنند؟! آیا ملت ما این طور هستندکه خودشان با دست خودشان جوانهایشان را، خونشان را بدهند و رژیم شاهنشاهى را با یک اسم دیگرى برپا کنند؟! مسأله این طورى است که این آقایان مى‏نشینند و کاغذ و قلم را ضایع مى‏کنند، و خودشان را هم مُفْتَضح مى‏کنند! آیا رئیس مجلس امروز ما مثل رؤساى مجلس سابق است؟! حتى آن رؤساى مجلسى که خیلى هم به قول خودشان ملى بودند، لکن از اشراف بودند و از طبقاتى بودند که داراى زندگیهاى کذا و کذا و نوکرها و اوضاع طاغوتى عظیم. آیا مسأله این طورى است که اینها مى‏گویند؟!
۶۰/۳/۶ من تکرار مى‏کنم مجلس بالاترین مقام است در این مملکت.
مجلس اگر رأى داد و شوراى نگهبان هم آن رأى را پذیرفت، هیچ کس حق ندارد یک کلمه راجع به این بگوید. من نمى‏گویم رأى خودش را نگوید؛ بگوید؛ رأى خودش را بگوید؛ اما اگر بخواهد فساد کند، به مردم بگوید که این شوراى نگهبان کذا و این مجلس کذا، این فساد است، و مفسد است یک همچو آدمى، تحت تعقیب مفسد فى‏الارض باید قرار بگیرد. این مجلس ما حصل خون یک جمعیتى است که وفادار به اسلام بودند؛ و این مجلس عصاره زحمتهاى طاقت‏فرساى این ملت مسلمان بوده است؛ این مجلس فراهم آمده از «اللّه‏ اکبر»هاى مردم است؛ اگر بنا باشد که این مجلس فراهم آمده از «اللّه‏ اکبر» مردم قدمى برخلاف اسلام بگذارد، این مجلس مجلسى خواهد بود که برخلاف مسیر مسلمین عمل کرده. با تمام قدرت، بدون اینکه ملاحظه از احدى و از مقامى بشود، مجلس باید مسائل را طرح بکند. و رد و بدل و انتقاد صحیح، بدون جار و جنجال، بدون هیاهو، مسائل را بگویند.
کسى که مخالف است مخالفت خودش را بدون هیاهو بگوید. آنکه موافق است موافقت خودش را بدون جار و جنجال بگوید. و بعد هم رأى بگیرند. وقتى رأى گرفتند، اگر اکثریت رأى داد، و بعد هم برده شد پیش شوراى نگهبان و آنها هم صحیح دانستند این رأى را، مخالف اسلام ندانستند و مخالف قانون اساسى ندانستند ، اگر بعدها بخواهند شیطنت بکنند، این شیطنتها از مبادى غضب ، از مبادى فاسد، بیرون مى‏آید. باید سرتسلیم به مجلس، یعنى سر‌تسلیم به اسلام وقتى مخالف اسلام نیست، سر تسلیم به اسلام فرود آورد. روشهاى غیر اسلامى را، اگر هم در باطن ـ خداى نخواسته ـ دارند، نباید دیگر اظهار بکنند و نباید اذهان مردم را نسبت به مجلس مشوش کنند. این یک مسأله‏اى است اساسى، و باید همه توجه داشته باشند. به مجرد اینکه یک مطلبى برخلاف رأى یک نفر است، نباید بگوید مجلس درست نیست. این خودشرا اصلاح کند. این خودش درست نیست. نباید بگوید شوراى نگهبان درست نیست. این خودش درست نیست. باید خودش را اصلاح بکند. و این گرفتارى هست براى ملت ما.
و من امیدوارم که مجلس یک مجلس اسلامى، مجلس عبادت باشد؛ نه مجلسى که ـ‌خداى نخواسته ـ معصیت در آن واقع بشودو به دیگران اهانت کنند؛ به کسى بد بگویند. اینها خلاف اسلام است. و نباید بشود.
۶۰/۴/۱ توجه بکنید این مجلس یک مجلسى است که در مقابل این امور انحرافى ایستاده است. این مجلس در دست هیچ حزبى نیست؛ در دست هیچ گروهى نیست؛ اکثریت این مجلس اشخاص مستقلى هستند که خودشان فکر مى‏کنند و خودشان عمل مى‏کنند؛ آنها انحرافات را [مى‏بینند]، و رضاى خدا را در نظر مى‏گیرند و با رضاى خدا مى‏خواهند راه را به آخر برسانند.
۶۰/۷/۱۹ [بسمه تعالى، محضر شریف حضرت آیت اللّه‏ العظمى امام خمینى‌ مدظلّه العالى چنانکه خاطر مبارک مستحضر است قسمتى از قوانین که در مجلس شوراى اسلامى به تصویب مى‏رسد به لحاظ تنظیمات کلى امور و ضرورت حفظ مصالح یا دفع مفاسدى که بر حسب احکام ثانویه به طور موقت باید اجرا شود و در متن واقع مربوط به اجراى احکام و سیاستهاى اسلام، و جهاتى است که شارع مقدس راضى به ترک آنها نمى‏باشد و در رابطه با این‏گونه قوانین به اِعمال ولایتو تنفیذ مقام رهبرى که طبق قانون اساسى هم قواى سه‏گانه را تحت نظر دارند، احتیاج پیدا مى‏شود. علیهذا تقاضا دارد مجلس شوراى اسلامى را در این موضوع مساعدت و ارشاد فرمایید.
رئیس مجلس شوراى اسلامى اکبر هاشمى‏رفسنجانى] بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم آنچه در حفظ نظام جمهورى اسلامى دخالت دارد که فعل یا ترک آن موجب اختلال نظام مى‏شود و آنچه ضرورت دارد که ترک آن یا فعل آن مستلزم فساد است و آنچه فعل یا ترک آن مستلزم حَرَج است پس از تشخیص موضوع به وسیله اکثریت وکلاى مجلس شوراى اسلامى، با تصریح به موقت بودن آن مادام که موضوع محقق است، و پس از رفع موضوع خود به خود لغ و مى‏شود، مجازند در تصویب و اجراى آن؛ و باید تصریح شود که هر یک از متصدیان اجرا از حدود مقرر تجاوز نمود مجرم شناخته مى‏شود و تعقیب قانونى و تعزیر شرعى مى‏شود.
۶۱/۶/۱۷ ان‏شاءاللّه‏، دولت و مجلس آنچه که مصلحت جامعه است در نظر بگیرند و کارى کنند این مستمندانى که در طول تاریخ محروم بوده‏اند را نجات دهند.
۶۱/۹/۶ امروز مجلس و دولت از ارگانهایى است که ما باید حفظ‏شان کنیم.
باید کوشش کنیم در اینکه این دولت محفوظ بماند...‌. من اعلام مى‏کنم به همه ملت که امروز مخالفت با دولت، مخالفت با مجلس، مخالفت با جمهورى اسلامى، مخالفت با ارگانهایى که در جمهورى اسلامى است، مخالفت با اسلام است و موجب تباهى این کشور و این ملت خواهد شد... به مجرد اینکه در ذایقه یکى یک مطلبى درست نیست، فوراً هجوم نکنند و [اینکه ]کارشکنى بکنند و ـ عرض بکنم‌ تضعیف بکنند دولت را. و همین‏طور راجع به مجلس، که مجلس در رأس همه امور واقع است، باید تأیید بکند ملت و هیچ‏وقت اینطور نباشد که تضعیف بکند.
۶۱/۱۱/۴ من در این مسأله هیچ شکى ندارم که این مجلس بهترینِ مجالسى است که در همه دنیا هست و بهترینِ مجالسى است که از صدر مشروطیت تا حالا بوده است. من از همه شما بیشتر، زمانهاى سابق را ادراک کرده‏ام. من از زمان قاجار و تا حالا مجالس را دیده‏ام و کیفیت اینکه مردم چه جور انتخاب کردند و چقدر دخالت داشتند مردم، و افرادى که در مجلس آمدند چطور بودند،و این سنوات آخر را که همه آقایان مى‏بینند و دیده‏اند. در تمام طول مشروطیت، این مجلس به این ترتیب که تمام افرادش تقریباً متدین و معتقد به اینکه باید اسلام حکومت کند، در تمام دوره‏ها نبوده است این. و در انتخاباتى که من از بچگى انتخابات را در حدود خودمان و بعد هم که از جاهاى دیگر هى شنیده شده است، انتخابات هیچگاه به طور کلى در دست مردم نبوده است.
یک مدت زیادى به دست متنفذین منطقه، مناطق، خانها و مالکین بزرگ و اینها بوده است، و در آن وقتى که دیگر آن بساط آنها ، قدرتهایشان از بین رفت، دربست در دست حکومت وقت بوده.
اگر در تهران مثلاً یکى دو نفر، چند نفر که انتخاب مى‏شدند ، انتخاب مردم بود و باقى‏اش نبود ـ براى اینکه تهران فرض کنید جایى بود که خیلى نمى‏شد فشار بیاورند ـ اما جاهاى دیگر مسأله ، مسأله مردم در کار نبود، یعنى شوراى ملى، ما در هیچ وقت نداشتیم. اگر چند نفر هم ملى در آنها بوده است، لکن مجلس همچو مجلسى نبود که یک شوراى ملى باشد. و ما امروز داریم یک شوراى اسلامى و ملى به حسب آن بعد صحیحش مشاهده مى‏کنیم.
۶۱/۱۱/۱۰ مجلسمان را شما ملاحظه کنید، بسیارى از آنها را من از نزدیک مى‏شناسم؛ یعنى سابقه طولانى دارند، مثل رئیس مجلس و بسیارى از آقایان دیگر، و آنها را با تعهد و تعهد به اسلام و خدمتگزارى و هرچه توان دارند، آنها را مى‏شناسم. و در این طول مدتى که مجلس برپاست مى‏دانم که همه اینها خدمتگزارند؛ در بین آنها من نمى‏توانم یکى را پیدا کنم که بتوانم بگویم که این ، تعهد به اسلام ندارد. البته اختلاف سلیقه، اختلاف دید، اختلاف اجتهاد در هر قشرى هست، در علما هم هست، در مجتهدین هم هست، در شما آقایان هم هست که اختلاف سلیقه دارید، اختلاف دید دارید، لکن همه مشترک‏اند در اینکه خدمتگزارند و همه مى‏خواهند خدمتگزار باشند. و در بین آنها من حتى یک نفر را نمى‏توانم بگویم که این یک نفر به اسلام خیلى علاقه ندارد ، همه‏شان علاقه‏مندند با اختلاف سلیقه‏اى که دارند.
۶۱/۱۱/۲۰ [... مستحضر هستید به‌لحاظ محرومیت اکثر خانواده‏ها از سرپناهو مسکن با استفاده از عناوین ثانویه قانون اراضى شهرى پس از مصوبه شوراى انقلاب اسلامى در خصوص لغو مالکیت اراضى موات شهرى به تصویب مجلس شوراى اسلامى و شوراى محترم نگهبان رسید که طبق آن اراضى موات شهرى که از لحاظ مقدار قابل توجه نیستند در اختیار وزارت مسکن و شهرسازى قرار مى‏گیرد و زمینهاى بایر شهرى براى رفع نیاز مسکن مردم از حد‌نصاب معینى بالاتر فقط قابل فروش به دولت و شهردارى است و وزارت مسکن و شهرسازى اینگونه اراضى را در حد نیاز طبق قانون به قیمت منطقه‏اى خریدارى و به خانواده‏هاى بى‏مسکن یا براى مصارف عمومى واگذار مى‏نماید.
ضمناً طبق قانون مذکور کلیه وزارتخانه‏ها و بانکها و کلیه مؤسساتى که مشمول حکم مستلزم ذکر نام آنهاست و بنیادها ـ‌بنیاد مستضعفان‌ بنیاد مسکن و... زمینهاى مازاد بر نیاز تأسیساتو ادارى خود را بایستى به وزارت مسکن تحویل دهند تا به مصارف عمومى و تأمین مسکن مردم برسد. لکن اولاً اکثر ارگانهاو یا بانکها و بنیادها على‏رغم بخشنامه‏هاى مکرر نخست وزیرى از تحویل اراضى خوددارى مى‏نمایند؛ ثانیاً برخى از روحانیون و ارگانها نسبت به تملک اراضى مذکور براى واگذارى به مردم جهت احداث مسکن برداشتهاى متفاوت داشته و در شرعى بودن آن تردید مى‏نمایند و در نتیجه اجراى قانون مذکور دچار مشکلات فراوان شده و امکان تعطیل اجراى آن که نتایج وخیمى در وضع زمین و مسکن و اقتصاد خواهد داشت وجود دارد. مستدعى است در این خصوص راهنمایى و ارشاد فرمایند... محمد شهاب گنابادى] بسمه تعالى آنچه را مجلس شوراى اسلامى تصویب نموده و به تأیید شوراى نگهبان رسیده، هم شرعى است و هم قانونى مى‏باشد.
۶۱/۱۱/۲۲ مجلس محترم شوراى اسلامى که در رأس همه نهادهاست، در عین حال که از اشخاص عالِم و متفکر و تحصیلکرده برخوردار است، خوب است در موارد لزوم از دوستان متعهد و صاحبنظر خود در کمیسیونها دعوت کنند که با برخورد نظرها و افکار، کارها سریعتر و محکمتر انجام گیرد. و از کارشناسان متعهد و متدین در تشخیص موضوعات براى احکام ثانویه اسلام نظر خواهى شودکه کارها به نحو شایسته انجام گیرد. و این نکته نیز لازم است که تذکر داده شود که رد احکام ثانویه پس از تشخیص موضوع بهو سیله عرف کارشناس، با ردّ احکام اولیه فرقى ندارد، چون هر د و احکام اللّه‏ مى‏باشند. و نیز احکام ثانویه ربطى به اعمال ولایت فقیه ندارد و پس از رأى مجلس و انفاذ شوراى نگهبان، هیچ مقامى حق ردّ آن را ندارد، و دولت در اجراى آن باید بدون هیچ ملاحظه‏اى اقدام کند. و با تشخیص دو سوم مجلس شوراى اسلامى که مجتمعى از علماى اعلام و مجتهدان و متفکران و متعهدان به اسلام هستند، در موضوعات عرفیه که تشخیص آن با عرف است، با مشورت از کارشناسان، حجت شرعى است که مخالفت با آن بدون حجت قویتر خلاف طریقه عقلاست. چنانچه تغییر احکام اولیه، با شک در موضوع و عدم احراز آن با طریقه عقلا مخالف است.
۶۲/۳/۱۴ مطالبى که باید عرض کنم و شاید کراراً عرض کرده‏ام، مسأله مجلس است و اهمیت مجلس. همان طورى که من کراراً عرض کرده‏ام که دانشگاه و فیضیه، اینها اگر اصلاح بشود کشور اصلاح مى‏شود، و همه کارهایى که در رژیمهاى منحرف انجام گرفته است به دست دانشگاهیهایى که انحراف داشته‏اند صورت گرفته است.
راجع به مجلس هم باید عرض بکنم که در کشورى که مثل کشور ایران بحمداللّه‏ الآن یک جمهورى اسلامى‏به تمام معنا هستو در صدد اسلامى‏کردن همه امور هست، مجلس مثل، همان طورى که صنایع مادر ما داریم، مجلس هم اینطور است که اگر مجلس یک مجلس اسلامى‏که با انتخابات صحیح انجام بگیرد، و اشخاصى که انتخاب مى‏شوند واقعاً منتخب ملت باشند، تمام کارهاى کشور با دست مجلسیها اصلاح مى‏شود. تمام کارهایى که از بعد از مشروطه انجام گرفت، و انحرافاتى که بتدریج پیدا شد تا زمان رژیم پهلوى که به اوج خودش رسید، یکى از عمال بزرگ که باید بگوییم که مادر عمال بود مجلس بود. مشروطه را منحرف کردند، مجلس را مجلس قلدرى کردند، ملت را از اینکه رأى بدهند محروم کردند و این مال این دوره سابق قبل از این دوره نیست، بلکه به طور قطع اکثر دوره‏ها اینطور بود، منتها یک دفعه تعیین وکلا با خانها بود و آن اشخاصى که نفوذ داشتند در کشور ، در هر منطقه و مردم دخالت نداشتند، و اگر دخالت داشتند چشمو گوش بسته بودند. رعیتها را جمع مى‏کردند و مى‏آوردند پاى صندوق، و به آن طورى که به آنها دستور داده بودند رأى مى‏دادند بدون اینکه بفهمند چه دارند مى‏کنند، رأى چى هست و چه کار دارند انجام مى‏دهند. فقط همان خان مى‏دانست که براى منفعت اوو براى منفعت دولتها اینها دارند رأى مى‏دهند، و اصلاً کارى به اینکه کشور به کجا برسد در کار نبود، کارى به این کار نداشتند.
بعد هم که زمان رضاخان پیش آمد و ما بعد رضاخان که اکثراً مى‏دانید، و همه هم در آخر، در این دوره‏هاى آخر مى‏دانید که آن بلاهایى که به سر ملت آمد، مادرش مجلس بود. یعنى عده‏اى را اینها خودشان لیست مى‏دادند، و به طورى که محمدرضا اقرار کرد ـ‌منتها مى‏گفت زمان قبل، مقصودش زمان پدرش بود ـ لیست را از سفارتخانه مى‏آوردند که اینها باید تعیین بشوند. بعد از زمان ایشان هم بدتر از آن وقت بود، وکلاى ما را باید امریکا یا قبل از ا و انگلستان تعیین کند، و مردم و دولت ایران و هیچ کس هیچ نظرى در این باب نداشت. وکلا با دستور آنها، با اسم و رسم تعیین مى‏شد مگر بعضیها که در تهران نمى‏شد که غیر او بشود که یک اقلیت بسیار نادر بود، البته بتدریج اینطور شد تا زمان اینها که به اوج خودش رسید، تمام بدبختیها در حکومت از مجلس سرچشمه گرفت. هر کارى مى‏خواستند انجام بدهند، هر امر فاسدى را که مى‏خواستند انجام بدهند دیکته مى‏کردند و مى‏آوردند مجلس، و مخالف و موافق هم به حسب صورت درست مى‏کردند، و بعد هم همان طورى که دیکته شده بود رأى مى‏دادند. و خداى تبارک و تعالى خواست که آن وضع، هم وضع خان خانى و هم وضع دخالت سفارتخانه‏ها در ایران برچیده بشود. و در این دوره‏اى که انتخابات شد بحمداللّه‏ به طور اکثریت قاطع، مردم دخالت داشتند و خانى دخالت نداشت، آنجایى همکه دخالت داشت در مجلس رد شد. و در آتیه هم چنانچه ان‏شاءاللّه‏ این ملت به همین طور در صحنه حاضر باشند با تعیینو کلایى که متعهد بر همه جهات اسلام و مصالح کشور هستند ، تعیین کنند، امید است که در آتیه هر سال بهتر از سال قبل بشود. و بحمداللّه‏ در این دوره هم که چهره‏هاى بسیار نورانى در مجلس هست، و اشخاص متفکر و فقیه و امثال اینها در مجلس هست، و یک سال هم مانده است تا به آخر برسد. من امیدوارم که در این سال جدیت بیشتر بشود براى رسیدگى به امور کشور و محرومین کشور و مستضعفین.
و اگر مجلس در این سال جدید همّ خودش را صرف کند در اینکه مسائل مشکل را اسلامى کند، و با دقت، همان دقتهایى که اهل علم در مسائل علمى دارند. مسائل علمى همان طورى که آن دقتهاى بسیار ارزنده را لازم دارد، مسائل سیاسى کمتر از آن نیست؛ براى اینکه، مسائل سیاسى، مقدرات کشور، در دست آنهایى هست که این مسائل را مى‏خواهند تفکر کنند. آقایان در فکر این معنا نباشند که زیاد طرح بدهند و زیاد از مجلس بگذرد؛ در فکر این باشند که خوب طرح بدهند و خوب از مجلس بگذرد.
یعنى همان طورى که بناى اهل علم است که در هر مسأله‏اى دقت مى‏کنند، جستجو مى‏کنند و مباحثه مى‏کنند، مجادله مى‏کنند، در این مسائل هم باید اینطور باشد که سروته مطلب به طور کافى مورد بررسى قرار بدهد، مورد دقت قرار بگیرد، و با دقت و همت زیاد مسائل طرح بشوند، در مجلس که آمد یک مسأله پخته از حیث جهات مختلف باشد که راهگشا باشد براى این کشور و مشکلات این کشور. و در این چند سالى که گذشت من تشکر مى‏کنم از زحمات پر ارزش آقایان که زحمت کشیدند و مشکلات زیادى که بود در داخل مجلس و در خارج مجلس و آنها را پشت سر گذاشتند، و الآن با قدرت کافى دارند انجام وظیفه مى‏دهند.
مجلس این سال با مجلس سالهاى سابق فرق دارد، مجلس این سال قدرتش بیشتر است، یعنى آنهایى که کارشکنى مى‏کردند براى مجلس و براى همه ارگانهاى دولتى و اصل اساسش کارشکنى براى اسلام بود، آنها یا رفتند و فرار کردند یا منزوى شدند. و بحمداللّه‏ امروز مجلس با دل راحت و با قامت مستقیم مى‏تواند که مسائلى که پیش آمده و پیش خواهد آمد در این سالىکه سال آخر است، به طور شایسته حل کنند تا اینکه این مجلس الگو بشود براى مجالس دیگر. و اگر در سال آتیه فرض کنید غیرآقایان یک دسته دیگرى آمدند، بدانند که باید چه بکنند، و اینها چه کردند و آنها هم باید دنباله این، باید چه کار بکنند.
و بالاخره مجلس است که اساس یک کشور را به صلاح مى‏کشد یا اساس یک مجلس را رو به فساد مى‏برد. و مجلس بودکه در رژیم پهلوى آن همه فساد ایجاد کرد و آن همه خیانت کرد، و همین مجلس است که در زمان کنونى این همه خدمت کرده استو در صدد خدمت است. من نمى‏خواهم بگویم که کارها تمام شدهو همه‏اش هم صد‌در‌صد تمام است، اما وقتى ما مقایسه بکنیم افراد این مجلس را با افراد دوره رضاخان ـ به استثناى نادر ـ و دوره محمدرضا تقریباً بى‏استثنا، اگر ما مقایسه کنیم و همان افراد را ببینیم که سابقه‏شان چى است و چه زندگى کردند و چه هستند ، کافى است که ما به ارزش این مجلس پى ببریم، از آن جنس که در سابق بود هیچ الآن نیست در مجلس. اگر فرض کنید یک کسى باشد که با وضع شما یک مخالفى بیاورد، لکن این اختلاف سلیقه است، نه این است که واقعاً انحرافى باشد که آنها داشتند که در سابق بود. سابق انحراف بود، یعنى منحرفین را مى‏آوردند سر کار ، دستور بود، نمى‏توانستند خلاف او را هم بکنند، و اگر در بینشان یکى دو نفر بود که مخالفت مى‏کردند، در اقلیت بودند که صداشان به جایى نمى‏رسید، امروز عکس است، بحمداللّه‏ همه آقایانى که در مجلس هستند، اینها وابسته به شرق و غرب نیستند و خدمت مى‏خواهند بکنند ولو اختلاف سلیقه داشته باشند.
بحث در مجلس از مسائل بسیار مهم است که باید بحث بشود ، باید هر مسأله‏اى با دقت رسیدگى بشود و در کمیسیونها اولاً و بعد در مجلس ثانیاً و بعد هم در شوراى نگهبان ثالثاً رسیدگى بشود کهو قتى یک قانون از مجلس بیرون آمد، یک قانون صددرصد شرعى باشد؛ چه موافق با احکام اولیه که مال اسلام است. یا موافق با احکام ثانویه که آن هم مال اسلام است، و این رویه رویه‏اى استکه اگر ان‏شاءاللّه‏ باقى بماند مطمئن باشید که مجلس با قوت خودش وقتى که باقى بماند دولت هم اصلاح مى‏شود، و سایر قوایى که در ایران هستند، آنها هم اصلاح مى‏شوند، یعنى کجروى نمى‏شود دیگر بشود. کجروى از مجلس شروع مى‏شد، نه اینکه از خارج مى‏شد؛ خارج دستور مى‏داد، اینها راه مى‏رفتند. و اگر مجلس مستقیم باشد و کارها را آن طورى که مصالح کشور اقتضا مى‏کند، آن طورى که احکام اسلام اقتضا مى‏کند، آن طور بررسى دقیق بشود و با علاقه مندى بررسى بشود، وقت صرف بشود تا اینکه مسأله، هر مسأله‏اى هست خصوصاً مهمات مسائل که باید مهمات مسائل را به طور دلسوزانه و به طور جدى بحث طلبگى در آن بکنند. آقایان که عادت دارند به اینکه بحث طلبگى مى‏کنندو در مدرسه‏ها تربیت شدند، با اشکال، رد و دفع و همه این امور ، در قانون هم باید همین طور باشد؛ براى اینکه، این هم اهمیتش همان اهمیت است، آن هم اسلام بود، این هم اسلام است.
بنابراین، در این سالى که ان‏شاءاللّه‏ مى‏گذرد و امید است به خوبى بگذرد و آقایان با خیال راحت مشغول باشند به خدمت به این مستمندان، به این مظلومان در طول تاریخ. ان‏شاءاللّه‏ امیدواریم که این سال را به مبارکى بگذرانید و در سال آتیه ان‏شاءاللّه‏ مجلس باز همین جور مجلس باشد و همین طور افراد در آن باشند که ان‏شاءاللّه‏ مسائل حل بشود. مسائلى که ما الآن در مقابلش هستیم و امیدوارم که مجلسهاى بعد دیگر مواجه با آن نشوند.
... و اگر ان‏شاءاللّه‏ این جنگ تحمیلى بر ما از بین برود و دولت سر صبر رسیدگى بکند به حال مستضعفین، تمام مسائل به وسیله مجلس و دولت حل مى‏شود حتى مسأله گرانى.
۶۲/۵/۱۱ امروز مجلس چون مجلس مردمى‏است، این مجلس مردمى مى‏تواند به فکر محرومین باشد و مجلس دیروز نمى‏توانست که به فکر محرومین باشد براى اینکه محروم تویش نبود، اگر هم بود یکى دوتا بود که کارى از او نمى‏آمد. اما امروز مجلس، مجلسى است که محرومیت کشیده‏اند اهل این مجلس، و در آنها از اشرافو اعیان و امثال ذلک دیگر وجود ندارد؛ ولو بعض منحرفین هستند اما از اشراف و اعیان دیگر خبرى نیست. یک همچو مجلسى مى‏تواند خدمت کند به این کشور و یک همچو مجلسى پشتیبانش همین مردم کوچه و بازار هستند. این هم یکى از خاصیتهاى بزرگ حکومت مردمى است که خوف اینکه چه بشود ندارند.
۶۲/۱۰/۱۳ امروز روزى است که باید راجع به تکلیف خودمان در انتخابات عرض کنم، باید عرض کنم که یکى از امورى که مطمح نظر آنهایى است که مى‏خواهند این انقلاب را به شکست برسانند قضیه مجلس است. مجلس یک چیز سهلى نیست کارش. مجلس یک چیزى است که در رأس همه امورى که در کشور است واقع است.
یعنى مجلس خوب، همه چیز را خوب مى‏کند و مجلس بد، همه چیز را بد مى‏کند... هیچ قدرتى الآن در ایران نمى‏تواند یک کارىرا تحمیل کند به ما. امروز باید خود شما بنشینید کارتان را انجام بدهید. انتخابات مثل سابق نباشد که از مرکز دستور داده مى‏شدکه این باید وکیل بشود، دیگر کسى هم حقّ ندارد حرفى بزند.
انتخابات دست مردم است، رئیس جمهور و نخست وزیر با آن رعیتى که در کشاورزى کار مى‏کند و آن بازارى‏اى که در بازار کار مى‏کند، راجع به انتخابات یک جور هستند، على‌السواء هستند.
یعنى رئیس‌جمهور یک رأى دارد، نخست وزیر هم یک رأى داردو آن کشاورزى که‏در دوردست افتاده‏ترین این کشور است، آن هم یک رأى دارد. رأیشان فرقى با هم ندارد و همه هم مسئول هستند.
در تشخیص خوب و بد، اتکال به قول غیر نکنید مگر اشخاصى باشند که مورد اعتماد خودتان باشد صددرصد. این را به مردم دارم مى‏گویم و به شما آقایانى که در آتیه متصدى اجراى انتخابات هستید توجه مى‏دهم که اگر یک انحرافى در یکى از شما پیدا بشود، و این بعد موجب این بشود که در این جمهورى یک لطمه‏اى وارد باشد به گردن شماست. به اسلام لطمه‏اى وارد بشود به گردن شماست. و اگر در اینجا هم کشف بشود معذور نیستید و مورد تعقیب وارد مى‏شوید. باید شماها بدون توجه به این که دستور کسى داده، دستور کسى حق ندارد راجع به انتخابات بدهد، دستور در اجرا، در خوبى اجرا بله، وزیر کشور دستور مى‏دهد که اجرا خوب بشود، اجرا اسلامى باشد. اما یک بالایى بخواهد به‏شما دستور بدهد که کِیَک باید وکیل بشود، کِیَک مى‏خواهد وکیل بشود این امر نیست در اسلام، در ایران هم نیست. اینکه من عرض مى‏کنم براى این است که بعدها کسانى که در ایران بعدها و نسلهاى بعد مى‏آیند بدانند که باید این طور باشندو الاّ امروز ما کسى را نداریم که دستور بدهد، پیشنهاد مى‏کند و مردم مختارند. فرض بکنید که اگر همه کسانى که در رأس [هستند ]بروند پیشنهاد بکنند که فلان آدم را شما وکیل کنید لکن شما به نظرتان درست نباشد جایز نیست برشما تبعیت کنید. باید خودتان تشخیص بدهید که آدم صحیحى است تا اینکه بتوانید رأى بدهید.
و مجرد اینکه این آدم یک آدم خوبى است خیلى، اول وقت نمازش را مى‏خواند و نماز شب مى‏خواند.این براى مجلس کفایت نمى‏کند. مجلس اشخاص سیاسى لازم دارد، اشخاص اقتصاددان لازم دارد، اشخاص سیاستمدار لازم دارد، اشخاص مطلع بر اوضاع جهان لازم دارد. باید تعهد به اسلام باشد و موافقت با جمهورى اسلامى‏باشد لکن این مسائل هم باشد. در یک مجلس باید همه چیز باشد در این کمیسیونهاى مجلس از امور ارتشى و کشاورزى و اقتصاد و همه چیز بحث مى‏شود،باید مطلع باشند اینها.
آنهایى که در این کمیسیونها هستند باید اشخاصى باشد در بینشان که عالم به اقتصاد باشد، عالم به امور کشاورزى باشد، عالم به امور ادارى باشد، عالم به مسائل جهانى باشد. مجلس مى‏خواهد ایران را در مقابل جهان اداره کند، مجلس یک چیزى نیست که بخواهد ایران را در مقابل خودش درست بکند. ایران در مقابل جهان است امروز، آن هم یک جهان امروزى و یک ایران امروزى. ایران امروزى که تک است در دنیا و جهان امروزى که همه مهاجمند، همه مهاجم به شما هستند. شما مى‏خواهید که یک مجلسى داشته باشید که در مقابل این مهاجماتى که از خارج مى‏شود پایدار باشد. یک دولتى را او تعیین کند که درمقابل تهاجماتى که در دنیا واقع مى‏شود، فشارهایى که واقع مى‏شود در دنیا این بتواند دفاع کند، و این از مجلس سرچشمه مى‏گیرد، از مجلس دولت درست مى‏شود و شما یک همچو مجلسى لازم دارید. شما براى حفظ کشور خودتان، براى حفظ اسلام عزیز، که این همه خون در راهش ریختید باید پایدارى کنید و توجه بکنیدکه حفظ کنید این را، و حفظش نسبت به شماها که مأمورین هستید به این است که ـ اجرایش را بدون اینکه به کسى اعتنا کنید اجرایشرا خوب و موافق شرع و موافق اسلام و موافق مصالح کشور اج را کنید. و مردم هم همه آزادند. عرض کردم از رئیس جمهور و نخست وزیر و وزیرکشور و همه اینها گرفته تا آن کسى که در آخر این کشور مشغول کشاورزى است فرقى ندارند در اینکه مکلفند آدمى را که باید به درد مملکت بخورد انتخاب کنند و خودشان تشخیص بدهند.
بازار باید خودش تشخیص بدهد. کارخانه‏ها باید خودشان تشخیص بدهند، هیچ کس تحت تأثیر دیگرى نیست. بله اگر چنانچه اشخاص مطمئنى باشند که آنها تشخیص بدهند، شهادت بدهند که فلان آدم جهات مختلفش همه خوب است، آن وقت مانعى ندارد که کسى به واسطه تشخیص آنها و اطمینان به این که این صحیح است رأى هم به آنها بدهد. اما این طور نیست که کورکورانه انسان دنبال این باشد که ببیند کیک چه گفته، این صحیح نیست، این در اسلام نیست و در جمهورى اسلامى‏هم نباید باشد. شما فرمانداران و بخشداران و همین طور اشخاص محترمى‏که این انجمن‏هاى اسلامى‏را در سرتاسر کشور دارند، همه تان موظفید به اینکه در این امر دقت کنید که خوب انجام بگیرد، نبادا یک وقت خداى نخواسته، یک تقلبى در کار بیاید، نبادا خداى نخواسته یک اشخاص نابابى خودشان را عوضى جا بزنند که از این معانى بسیار خواهد بود. اینها تکلیف شماست که بکنید. مردم هم خودشان مکلفند به اینکه هم شرکت کنند در انتخابات. نروند کنار، تکلیف است، حفظ اسلام است، رفتن کنار خلاف تکلیف است، خلاف مصالح اسلام است.
آن مقدسى که خیال مى‏کند کنار نشسته و دخالت در امور اسلامى‏نمى کند، او بر خلاف اسلام دارد رفتار مى‏کند، اگر خداى نخواسته یک همچو آدمى باشد. آن آدمى‏که به واسطه اینکه مثلاً یک چیز اعوجاجى از یک نفر مى‏بیند یا از یک گروهى مى‏بیند کنار برود، این برخلاف مصالح اسلام عمل مى‏کند. این معانى در صدر اسلام هم بوده است، در زمان ائمه ما هم بوده است. خوب ، همه اینها بوده لکن آنها کنارگرفتند، آنها مشغول فعالیت خودشان بودند. به مردم عرض مى‏کنم شرکت کنید در این انتخابات و تمیز بدهید اشخاصى را که لایقند براى این مقام. مقدّرات کشورتان را به دست کسانى بدهید که براى کشور شما مفیدند از حیث سیاست، از حیث اقتصاد، از حیث همه چیز. اگر مسامحه بکنید و امروز هم کسى نفهمد، خدا هست، خدا مى‏داند و مى‏بیند. شما در محضر خدا هستید هر جا هستید. همه خلق‏اللّه‏ در محضر خدا هستند هر جا هستند. بر فرض اینکه من یک کار خلاف کردم اسلام که خلاف نکرده است، شما براى اسلام کار بکنید، چکار دارید که فلان آدم بد کرده. خوب، بد کرد، بد بکند شما خوب بکنید براى اسلام تا آن بد هم به تبع شما ان‏شاءاللّه‏ خوب بشود.
کنار نروید، آقایان علما کنار نروید. و البته باید از هر طایفه‏اى باشد اطلاعاتش داشته باشد و اشخاصى باشند که همه جهاتشان [خوب ]باشد.
۶۳/۲/۲۲ مجلس شوراى اسلامى، که در رأس تمام نهادهاى نظام جمهورى اسلامى است، از ویژگیهاى خاص برخوردار است، که مهمترین آنها اسلامى‌‌ملى بودن آن است. اسلامى است که تمام تلاشش دررا ه تصویب قوانین غیر مخالف با احکام مقدس اسلام است؛ خصوصاً با برخوردارى از شوراى محترم نگهبان. و ملى است، که از متن ملت جوشیده است و دست شرق و غرب و وابستگان به آنان از سرنوشت آن کوتاه است. امروز مجلس خانه واقعى ملت است. و بر خلاف دوران طاغوت، بخصوص رژیم ستمگر پهلوى ، بر آراء توده متعهد به اسلام و اصیل و زحمتکش و محروم استوار است؛ و دست ناپاک دولتمردان و قدرتمندان و خانان و غرب و شرق‏زدگان از آن کوتاه است.
۶۳/۳/۷ شک نیست که مجلس به همه امور کشور نظارت دارد؛ و حق نمایندگان است که از هر انحراف و خلافى که از وزرا و ادارات مى‏بینند به حکم قانونى جلوگیرى کنند و دولت را تا حد استیضاح بکشانند. لکن فرقهاست بین نظارت و استیضاح، و بین عیبجویى و انتقامگیرى. و این فرق را همه کس پس از رجوع به وجدان خویش مى‏فهمد.
۶۴/۷/۲۴ من تأیید مى‏کنم مجلس را و همیشه سفارش مى‏کنم به ملت که مجلس را باید تأیید کنند. و مجلس از ارگانهایى است که لازم است بر همه ما که او را تأیید کنیم. و هیچ کس حق ندارد که راجع به مجلس جسارتى بکند، و مجلس حقش است که موافق و مخالف داشته باشد و ممتنع، و یک مسأله‏اى است که همیشه باید در مجلس باشد و این امرى است که گذشت و در او هیچ صحبتى نیست.
۶۸/۳/۱۵ از مهمات امور، تعهد وکلاى مجلس شوراى اسلامى است. ما دیدیم که اسلام و کشور ایران چه صدمات بسیار غم‏انگیزى از مجلس شوراى غیرصالح و منحرف، از بعد از مشروطه تا عصر رژیم جنایتکار پهلوى و از هر زمان بدتر و خطرناکتر در این رژیم تحمیلى فاسد خورد؛ و چه مصیبتها و خسارتهاى جانفرسا از این جنایتکاران بى‏ارزش و نوکرمآب به کشور و ملت وارد شد. در این پنجاه سال یک اکثریت قلابى منحرف در مقابل یک اقلیت مظلوم موجب شد که هرچه انگلستان و شوروى و اخیراً امریکا خواستند، با دست همین منحرفانِ از خدا بیخبر انجام دهند و کشور را به تباهى و نیستى کشانند. از بعد از مشروطه، هیچ گاه تقریباً به مواد مهم قانون اساسى عمل نشد ـ قبل از رضاخان با تصدى غربزدگان و مشتى خان و زمینخواران؛ و در زمان رژیم پهلوى به دست آن رژیم سفاک و وابستگان و حلقه به گوشان آن.
اکنون که با عنایت پروردگار و همت ملت عظیم‏الشأن سرنوشت کشور به دست مردم افتاد و وکلا از خود مردم و با انتخاب خودشان، بدون دخالت دولت و خانهاى ولایات به مجلس شوراى اسلامى راه یافتند، و امید است که با تعهد آنان به اسلام و مصالح کشور جلوگیرى از هر انحراف بشود.
۵۸/۱/۱۵ معیارهاى انتخاب نمایندگان مجلس شوراى اسلامى مجلس شوراى ملى باید ان‏شاءاللّه‏ درست بشود؛ نه مثل مجلسهاى این پنجاه و چند سال که به ملت هیچ ارتباط نداشت ، ملت هیچ اطلاع نداشت، وکلاى خودش را نمى‏شناخت؛ و اینهاو کیل یک نفر بودند و آن یا رئیس جمهور امریکا، و یا سلطانو قت، و یا سلطان وقت به تَبَع سفارتخانه‏ها ـ چنانچه شاهِ سابق گفت این معنا را که لیست را از سفارتخانه‏ها مى‏آوردند و ما وکیل تعیین مى‏کردیم همان طورى که آنها مى‏خواستند! ـ ان‏شاءاللّه‏ دیگر آن مسائل نیست در کار. ان‏شاءاللّه‏ آن مسائل دیگر عود نمى‏کند....
نگذارید اشخاصى در مجلس مؤسسان وارد بشود که خیر امت را نمى‏خواهد بلکه خیر اشخاصى را مى‏خواهد که ظالم هستند؛ نگذارید در مجلس شورا اشخاصى بروند که آنها با قدرتهاى بزرگ پیوستگى دارند. باید ملت با اختیار خود و اراده خود و با امتیاز خود و انتخاب خود، اشخاص صالح را، اشخاص متقى را، اشخاصى را که براى ایران کار مى‏خواهند بکنند، به نفع ایران کار مى‏کنند ـ آنها را باید تعیین بکند تا این سه تا مرحله تمام بشود.
۵۸/۱/۱۶ وکلایى که مى‏خواهیم بفرستیم به مجلس مؤسسان و بعد هم به مجلس شورا، وکلایى هستند که صددرصد ملى، متدین، نه منحرف به چپ و نه منحرف به راست؛ از خودمان باشند و مصالح خودمان را در نظر بگیرند.
۵۸/۱/۱۷ با همت والاى شما ـ جوانان ایرانى ـ باید اشخاص متنور و اشخاص امین و صادق در مجلس شورا بروند که مقدرات شما را بر طبق خواسته‏هاى خداى متعال پیاده کنند.
۵۸/۱/۱۸ ما پس از این مرحله، مرحله انتخابات براى مجلس مؤسسان داریم؛ آنجا هم باید همت کنید و اشخاص متعهد، اشخاصى که براى ایران کار بکنند نه براى اجانب، اشخاصى که ایمان به خدا داشته باشند، نه چپگرا باشند و نه راستگرا بلکه صراط مستقیم را داشته باشند، آنها را باید به مجلس مؤسسان بفرستیم. و بعد از آن مجلس شوراست، که باید باز به همت همه اقشار ایران و به همتو الاى مرد و زن ایران، اشخاصى که متعهد هستند، اشخاصى که سالم هستند، اشخاصى که بصیرت دارند و هیچ انحراف ندارند و بر صراط مستقیم انسانیتند، به مجالس و مجلس شورا بفرستیم؛ تا اینکه ان‏شاءاللّه‏ اسلام به آن معنایى که هست، اسلام به آن حقیقتىکه هست، در ایران پیاده بشود.
۵۸/۱/۱۹ تاکنون مى‏دانید که [مجلس شوراى ملى] به اختیار شما نبوده.
هیچ‏وقت نیامدند به شما بگویند که مختارید که هر کس را مى‏خواهید رأى بدهید. آن بساط گذشت. ان‏شاءاللّه‏ دیگر عود هم نخواهد کرد و شما مستقل [و ]آزاد، وکلاى مجلس را به مجلس مى‏فرستید؛ لکن باید ملاحظه کنید که باز شیاطین نیایند و شما را اغفال کنند. باید وکلاى آزادمنش، وکلاى ملى، وکلاى متدین،و کلاى فاضل به مجلس شورا بفرستید.
۵۸/۱/۲۱ در مجلس مؤسسان نیز جدیت کنید و آراى خودتان را براى اشخاص بیدار، امین، مؤمن مُسْلم، وطنخواه، به صندوقهایى که بعدها... درست مى‏شود بریزید. و بعد از آن نیز که قضیه مجلس شورا پیش مى‏آید، باز افراد سالم، افراد وطنخواه، افرادو طندوست، افرادى که نه شرقى باشند نه غربى بلکه در صراط مستقیم انسانیت و اسلامیت باشند، انتخاب کنید و به آنها رأى بدهید.
۵۸/۱/۲۴ در قضیه مجلس مؤسسان، در قضیه مجلس شورا رأى بدهید، و رأى به وکلاى متعهد مسْلم امین. وکلاى امین بفرستید در مجالس.
دیگر شما مجالستان دست خودتان است، اختیار دست خودتان است؛ شما مختارید و مقدرات مملکت را خودتان، به دست خودتان باید... بگیرید.
۵۸/۲/۲۵ وکلاى مجلس شورا را خودتان تعیین مى‏کنید. همه چیزها دست خودتان است. خودتان باید بگردید یک وکیل خوب تعیین کنید،که مقدرات مملکتتان دست مجلستان باشد.
۵۸/۲/۲۵ خودتان وکیل براى خودتان تعیین بکنید. اشخاص مطمئن ، اشخاص ملى، اشخاصى که خدمتگزارند براى شما، تعیین بکنید.و ما هم هر مقدار که مى‏توانیم مطالب را به آنها بگوییم، و ان‏شاءاللّه‏ استقرار و دوره استقرار پیش بیاید.
۵۸/۳/۲ بعد هم که ان‏شاءاللّه‏ مى‏خواهید وکلا تعیین بکنید، هر جور وکیلى براى هر محلى که مى‏خواهید تعیین بکنید، وکیلى که جمهورى اسلامى را اعتقاد دارد. ... اگر وکیلى باشد که اینجایش پینه بسته از شدت سجده ولیکن جمهورى اسلامى را نمى‏خواهد، این به درد شما نمى‏خورد. و اگر وکیلى باشد که بدانید دشمن با رژیم منحوس بود و دشمن با امریکا و شوروى بود لکن جمهورى اسلامى را نمى‏خواهد، این وکیل را وکیل تعیین نکنید. وکیلى که تعیین مى‏کنید آنى است که جمهورى اسلامى را عقیده داشته‌باشد؛ نه چهار روزى که حالا مى‏خواهد وکالت بکند بگوید جمهورى اسلامى! ما یک نفر را داشتیم که مى‏خواست وکیل بشود؛ مى‏گفتند که این آدم در ایامى که مى‏خواهند رأى بگیرند نماز مى‏خواند! این جور نباشد. خودتان فهمیده باشید؛ بین خودتان زندگى کرده باشد. فهمیده باشید که مسیر همان مسیرى است که شما دارید. اگر یک نفر آدمى باشد که فیلسوف باشد، یک آدمى باشد که تمام عالم را در تحت سیطره علمى خودش برده باشد لکن جمهورى اسلامى را نمى‏خواهد، این را تعیین نکنید.
۵۸/۳/۲۳ باید کوشش کنید که خودتان انتخاب کنید. افرادى که متعهد هستند، متدین هستند، ملى هستند، چپ و راستى نیستند، اینها را تعیین کنید. و ان‏شاءاللّه‏ وقتى مجلس شوراى ملى یک همچ و مجلسى شد که از خودتان بود و افراد خودتان در آن بود و به اختیار خودتان بود، هیچ خوفى دیگر براى ما نیست ان‏شاءاللّه‏.
۵۸/۴/۲۱ مجلس شورا را باید ملت خودش وکلا تعیین کنند. وکلا هم همین جورى که عرض کردم وکلاى ملى؛ وکلایى که مردم در بلاد خودشان شناختند که اینها مردم صالحى هستند، اینها مردم اسلامى هستند، اینها گرایش به شرق و غرب، گرایش به مکتبهاى فاسد ندارند، اینها را تعیین کنند.
۵۸/۶/۷ مردم کوشش کنند که وکلاى صالح متدّین در مجلس بفرستند. تمام گرفتاریها و تمام چیزهایى که برخلاف موازین عمل مى‏شود آنجا حل مى‏شود... مملکت ما همه متدین‏اند اکثراً و وکیل متدین تعیین مى‏کنند. وقتى بنا شد وکلا متدین باشند و مقیَّد به احکام شرع باشند ـ‌که ان‏شاءاللّه‏ هستند‌ آن‏وقت این مسائل همه‏اش حل مى‏شود.
۵۸/۶/۲۳ برویم سراغ مجلس شورا و مجلس شورا را درست بکنیم و محول بشود کار به ملت و به نمایندگان ملت، و کارها ان‏شاءاللّه‏ با محول شدن به ملت و به اشخاصى که متعهد هستند، و توانستیم و توانستید که یک منتخباتى داشته باشید که آنها صددرصد ان‏شاءاللّه‏ اسلامى و ملى و متفکر و همه جهات در آنان جمع باشد؛ آن وقت ان‏شاءاللّه‏ با اینها کارها اصلاح بشود.
۵۸/۶/۲۳ مسأله این است؛ آنهایى که مکتب دارند و آنهایى که گرایش دارند به اسلام ان‏شاءاللّه‏ شما پیدا بکنید، از حالا شروع کنید. این دفعه دیگر مصیبتتان زیادتر است؛ براى اینکه یک مجلس خبرگانى بودکه یک مدت کوتاهى بود؛ یک مجلسى است که مدت بلندى استو استفاده‏ها در آن هست. باید خیلى دقت بکنید، خیلى زحمت بکشید، کاندیداهاتان را تعیین کنید و ارائه بدهید به مردم این کاندیداى ماست؛ آنى است که براى اسلام کار مى‏کند، ترویج کنید از آن اسلام، شمشیر دستتان باشد، شمشیر هم هست دستتان؛ با این شمشیر کارها را انجام بدهید، با این شمشیر بُرنده اسلام، لکن شمشیرى که خائنها را از بین مى‏برد و خادمها را در امان نگه مى‏دارد. مردم را حالى کنید که ما کاندیداهامان عبارت از این ششصد نفر مثلاً، یا پانصد نفر، هر چقدرى که هست ، کاندیداهامان عبارت از اینها هستند. و البته از ملاّها و علما و از این نترسید که آخوندى‏اش کردند. اسلام آخوندى‏اش کرده، به ما چه ربط دارد. ـ و عرض مى‏کنم که ـ آخوند و آخوند مسلک یعنى اسلامى و اسلامى مسلک، همه باید اینطور باشند.
۵۸/۸/۱۶ باید یک دولت مستقرى با همت شماها، با همت ملت، یک انتخابات صحیحى بشود با همت ملت، ملت مى‏شناسند افراد صالح را. لازم نیست که حالا یک چند سال هم ما درسشان بدهیم.
نخیر، خودشان مى‏فهمند. این ملت چیز مى‏فهمد، مى‏فهمد کى آدم صالح است کى آدم ناصالح. البته گاهى هم یک کسى خودشرا جا مى‏زند، اما این گاهى است. هر کسى در هر شهرى که هست ، طول این بیست، سى سالى که همراه با این مردم بوده مى‏داند که اینها کدام یکى‏شان از ریشه‏هاى آنهاست. کدام‏شان نیستند.
مى‏فهمند کى بوده است که در آنجا خوش رقصى کرده و کى بوده است که نه، آنطور نبوده، مخالف بوده و نتوانسته صحبت کند ، مى‏شناسند. مردم آنهایى را باید انتخاب بکنند که مى‏شناسند که به این ملت خدمتگزار است و دلش براى این طبقه ضعیف مى‏سوزد.
ما نمى‏خواهیم یک مجلس اعیان درست کنیم. مجلس سنا را ، مجلس اعیان به آن مى‏گویند. ما مى‏خواهیم اعیان را از بین ببریم ، آدمشان کنیم آنها را. آن اعیانى که در مجلس سنا نشستند و آن قدر خیانت به مملکت ما کردند، آن مجلس را ما اصلاً بستیم درش را.
مجلس شیوخ و مجلس اعیان و مجلس سنا؛ اینها یک دسته مفتخوارى بودند. پیرمردهاى آخر عمرشان بعد از همه خیانتها ، پیرمردهایى بودند که آنجا مى‏رفتند جمع مى‏شدند و ـ عرض مى‏کنم ـ شاید رفیقش هم که نشسته بود راجع به اینکه دوایش چه است یا غذایش چه است صحبت مى‏کرد و پول این ملت را مى‏خورد. این را درش را بستند، تمام شد دیگر. ما مجلس سنا نداریم. مجلس شورا داریم. مجلس شورا هم نمى‏خواهیم از طبقه بالا درست بشود. مجلس شورا مى‏خواهیم از آدمها، آدمهایى که متوجه‏اند به اینکه به این ملت چه گذشته است در پنجاه و چند سال و در طول نظام شاهنشاهى، و لااقل در این مواردى، در این مدتى که دیده‏اید خودتان. این آدمهایى که مى‏بینند اینطور بر این ملت گذشته است، اشخاص را هم مى‏شناسند در شهرهاى خودشان، در روستاهاى خودشان، مى‏شناسند اینها را، و دیدند اینها در طول این مدت چه کرده‏اند. آنها مخفى آن وقت کار نمى‏کردند، علناً مردم را اذیت مى‏کردند. آن اشخاص را کنار باید بگذارند و یک اشخاصى که امین هستند، اشخاصى که معروف است پیششان به امانت، به دیانت، به خدمت به مردم، آنها را تعیین مى‏کنند، باید هم تعیین بکنند.
۵۸/۱۱/۲۳ من متواضعانه از شما مى‏خواهم که حتى‏الامکان در انتخاب اشخاص با هم موافقت نمایید و اشخاصى اسلامى، متعهد ، غیر‌منحرف از صراط مستقیم الهى را در نظر بگیرید و سرنوشت اسلام و کشور خود را به دست کسانى دهید که به اسلام و جمهورى اسلامى و قانون اساسى معتقد و نسبت به احکام نورانى الهى متعهد باشند و منفعت خود را بر مصلحت کشور مقدّم ندارند.
۵۸/۱۱/۲۸ امید آن دارم که با وحدت کلمه و کوشش در راه التیام بین قشرهاى مختلف، موفق شوید که نمایندگانى متعهد، متفکر، دلسوز به ملتو خصوص طبقه مستضعف و خدمتگزار به اسلام و مسلمین، در مجلس شوراى اسلامى بفرستید.
۵۸/۱۲/۱۲ افرادى را انتخاب کنید که متعهد به اسلام، شرقى و غربى نباشند.
بر صراط مستقیم انسانیت و اسلامیت باشند. و من امیدوارم که این مرحله را هم به شایستگى و به طورى که دلخواه همه ملت ماست،و دلخواه ماست عمل بکنند. و وکیلهایى که آراسته هستند به اخلاق خوب، متعهد هستند به اسلام، وفادار هستند به کشور خودشان، خدمتگزار هستند به شما و به کشور، آن اشخاص را انتخاب کنند و در مجلس بفرستند، که ان‏شاءاللّه‏ این قدم آخر هم با شایستگى برداشته بشود.
۵۹/۲/۱۷ کسانى را انتخاب کنند که صددرصد مسلمان و معتقد به احکام اسلام و متعهد به اجراى احکام اسلام و مخالف با مکتبهاى انحرافى و معتقد به جمهورى اسلامى باشند.
شناخت این اشخاص یا با آشنایى به اعمال و رفتار آنان از زمان رژیم طاغوت تا کنون است و یا به معرفى روحانیون متعهد در شهرستانها یا اشخاص متدین موجه که گرایش به چپ و راست یا دسته‏اى نداشته باشند.
باید به اشخاصى که احتمال انحراف در آنان مى‏رود رأى ندهند ـ چه احتمال انحراف عقیدتى، اعمالى و یا اخلاقى ـ که به چنین اشخاص اعتماد نمى‏شود کرد و رأى به آنان موجب مسئولیت خواهد بود.
تحت تأثیر تبلیغات واقع نشوند و خودشان با موازین اسلامى ، اشخاص صحیح را انتخاب کنند.
۵۹/۵/۲۱ الآن در مجلس شوراى ما یک چهره پیدا نمى‏کنید که از این طبقه اشراف باشد، از این طبقه بالا باشد، همه از همین مردمند که در بین بازار راه مى‏روند، و از همین جمعیت هستند؛ عده‏اى‏شان از علما و فقها هستند، عده‏اى‏شان از چهره‏هاى متدیّن هستند.
مجلس شوراى اسلامى ما الآن در هیچ جا نظیر ندارد.
۶۰/۴/۱۰ ملت باید ناظر باشد به امورى که در دولت مى‏گذرد، امورى که ـ‌فرض کنید که ـ در مجلس مى‏گذرد. نظارت! توجه داشته باشد به اینها. ملت باید توجه داشته باشد که اگر در مجلس این سفر ـ فرض کنید که ـ یک کسى را تعیین کردند که کارشکنى براى دولت کرده، کارشکنى براى مجلس کرده، دفعه دیگر تعیینش نکند.
اعلام کنند: تعیین نمى‏کنیم، بلکه ان‏شاءاللّه‏، به راه بیایند.
۶۲/۸/۴ اما مسأله انتخابات آینده از اهم امورى است که مسئولیت آن با همه ماست. و توجه دارید که دشمنان اسلام در نظر دارند کارى بکنند که انتخابات درست صورت نگیرد و از دست مسلمانها و متعهدین خارج شود. ولى شما باید تمام قدرت‏تان را صرف کنیدکه به خوبى انجام شود. انتخابات یک محکى هم براى خودتان است که ببینید آیا مى‏خواهید انتخاب اصلح بکنید براى خودتان ، یا براى اسلام؟ اگر براى خودتان باشد، شیطانى است. و اما اگر انتخاب اصلح براى مسلمانهاست، «کى و از کجاست» مطرح نیست، از هر گروهى باشد، حزب باشد یا غیرحزب، نه حزب اسباب این مى‏شود که غیر آن فاسد، و نه صددرصد حزبى بودن باعث صلاح آنهاست. و انتخاب اصلح براى مسلمین یعنى انتخاب فردى که تعهد به اسلام و حیثیت آن داشته باشد؛ و همه چیز را بفهمد، چون در مجلس، اسلام تنها کافى نیست، بلکه باید مسلمانى باشد که احتیاجات مملکت را بشناسد و سیاست را بفهمد و مطلع به مصالح و مفاسد کشور باشد، و ممکن است به شماو گروه شما هم مربوط نباشد. اگر اصلح را انتخاب کردید، کارى اسلامى مى‏کنید و این یک محکى است براى خودتان که تشخیص بدهید انتخاب براى اسلام است، یا براى صلاح خودتان.
۶۲/۹/۲۰ همه چیز ما باید روى موازین اسلامى باشد. افرادى که تعیین مى‏شوند باید کسانى باشند که به درد اسلام و جمهورى اسلامى بخورند، و عقیده‏شان هم این باشد که اسلام خوب است. نه فقط اظهار کنند ولى عقیده نداشته باشند، کما اینکه در اول انقلاب خیلیها اظهار اسلام مى‏کردند. البته اقلیتهاى رسمى غیر مسلمان قانوناً انتخاب مى‏شوند پس مردم، افرادى را که تعیین مى‏کنند باید سعى در شناسایى آنها نموده و قبل و بعد از انقلابشان را در نظر بگیرند و بعد رأى دهند. پس مسأله خوب بودن خود شخص است نه اینکه از یک دسته خاصى باشد، نه اینکه اهل علم باشد، حزبى باشد، بازارى باشد، اینها دیگر شرط نیست، عمده موازین استکه قانون و اسلام تعیین کرده است.
۶۲/۱۰/۱۲ ما نباید مقلد کسى باشیم که هر چه را عده‏اى تشخیص دادند همانرا عمل کنیم، بلکه باید کاملاً توجه کنیم که مثلاً در تهران چه کسانى لیاقت دارند که هم مسائل روز را بفهمند و هم متدین باشندو هم براى اسلام کار کنند، اشخاصى را انتخاب کنیم که از هر جهت صالح باشند. اگر کسان دیگرى هم اشخاص صالحى داشتند به آنها رأى دهید و الاّ نه. بازار اختیارش دست خودش است ، آنچه بینى و بین اللّه‏ تشخیص مى‏دهد آن را انتخاب کند. اگر در انتخابات مسامحه کنیم مطمئن باشید که از راه مجلس به ما لطمه مى‏زنند. باید دانست مسلمان بودن تنها فایده‏اى ندارد، باید جمهورى اسلامى‏را قبول داشته باشد و از مسائل روز اطلاع داشته باشد. سعى کنید مثل مرحوم مدرس را انتخاب کنید ـ البته مثل مدرس که به این زودیها پیدا نمى‏شود، شاید آحادى مثل مدرس باشند ـ کسانى را که انتخاب مى‏کنید باید مسائل را تشخیص دهند ، نه از افرادى باشند که اگر روس یا امریکا یا قدرت دیگرى تشرى زد بترسند، باید بایستند و مقابله کنند.
۶۲/۱۰/۱۳ فرض بکنید که اگر همه کسانى که در رأس [هستند ]بروند پیشنهاد بکنند که فلان آدم را شما وکیل کنید لکن شما به نظرتان درست نباشد جایز نیست برشما تبعیت کنید. باید خودتان تشخیص بدهید که آدم صحیحى است تا اینکه بتوانید رأى بدهید.
و مجرد اینکه این آدم یک آدم خوبى است خیلى، اول وقت نمازش را مى‏خواند و نماز شب مى‏خواند.این براى مجلس کفایت نمى‏کند. مجلس اشخاص سیاسى لازم دارد، اشخاص اقتصاددان لازم دارد، اشخاص سیاستمدار لازم دارد، اشخاص مطلع بر اوضاع جهان لازم دارد. باید تعهد به اسلام باشد و موافقت با جمهورى اسلامى‏باشد لکن این مسائل هم باشد. در یک مجلس باید همه چیز باشد در این کمیسیونهاى مجلس از امور ارتشى و کشاورزى و اقتصاد و همه چیز بحث مى‏شود،باید مطلع باشند اینها. آنهایى که در این کمیسیونها هستند باید اشخاصى باشد در بینشان که عالم به اقتصاد باشد، عالم به امور کشاورزى باشد، عالم به امورادارى باشد، عالم به مسائل جهانى باشد. مجلس مى‏خواهد ایران را در مقابل جهان اداره کند، مجلس یک چیزى نیست که بخواهد ایران را در مقابل خودش درست بکند. ایران در مقابل جهان است امروز، آن هم یک جهان امروزى و یک ایران امروزى. ایران امروزى که تک است در دنیا و جهان امروزىکه ‏همه مهاجمند، همه مهاجم به شما هستند. شما مى‏خواهید که یک مجلسى داشته باشید که در مقابل این مهاجماتى که از خارج مى‏شود پایدار باشد. یک دولتى را او تعیین کند که در مقابل تهاجماتى که در دنیا واقع مى‏شود، فشارهایى که واقع مى‏شود در دنیا این بتواند دفاع کند، و این از مجلس سرچشمه مى‏گیرد، از مجلس دولت درست مى‏شود و شما یک همچو مجلسى لازم دارید.
۶۲/۱۱/۲۲ یکى از وظایف مهم شرعى و عقلى ما براى حفظ اسلام و مصالح کشور، حضور در حوزه‏هاى انتخابیه، و رأى دادن به نمایندگان صالح کاردان و مطلع بر اوضاع سیاسى جهان و سایر چیزهایى که کشور به آنها احتیاج دارد مى‏باشد؛ چه از روحانیون باشند، چه نباشند. و مجلس چنانچه محتاج به علما و روحانیون مطلع از احکام شرعى و سیاسى اسلام است، محتاج به متخصصین رشته‏هاى مختلفى است که کشور احتیاج به آنها دارد. مجلس امروز مواجه است با دنیاى پرآشوب صنعتى و سیاسى پیچیده و فرهنگهاى غربى و شرقى و صحنه‏هاى تنازع بقاى بین‏المللى. و چنین مجلسى باید انباشته از مطلعین و دانشمندان و متخصصان در هر رشته باشد. و لازم است کسانى که کاندیداهایى به ملت معرفى مى‏کنند در نظر داشته باشند که از مطلعین هر رشته تخصصى چند نفرى در بین کاندیداهاى آنها باشد. و اگر کسى یا کسانى را در غیر گروه یا صنف خود یافتند که از افراد گروهشان لایق‏تر است او را کاندیدا کنند. مسأله انتخابات یک امتحان الهى است که گروه‌گرایان را از ضوابط گرایان ممتاز مى‏کند، و مؤمنین و متعهدین را از مدعیان جدا مى‏نماید. و کسانى که خود را کاندیدا مى‏کنند، یا کاندیدا گروههایى هستند، اگر خود را صالح براىو کالت در یک چنین مجلسى نمى‏دانند و وجود آنها در این مکان نفعى براى کشورشان ندارد، خداى متعال را در نظر بگیرند و رضاى او را بر رضاى خود مقدم دارند، و چنین خلاف ناشایسته‏اى را مرتکب نشوند. و حضرات روحانیون، از ائمه جمعه و جماعات یا سایر آقایان محترم، توجه کنند که شهرهاى خود را از خدمتگزاران به ملت و بندگان صالح خدا خالى نکنند،که خدمت به مردم و رفع حاجات آنان و تربیت علمى و اخلاقى بندگان خدا، که شغل شریف روحانیت است، بر هر چیز مقدم است؛ مگر آنکه بدانند وجود آنها در مجلس براى خدمت به اسلام مفیدتر است. میزان در نظر همه ارزش خدمت باشد، نه خداى نخواسته تحصیل مقام. و شما مى‏دانید در جمهورى اسلامى مقاماتى که در رژیمهاى دیگر مطرح است، و براى تحصیل آن دست به همه نوع فعالیت مشروع یا غیر مشروع مى‏زنند ، مطرح نیست. و اساساً این مقامات ارزشى ندارد، مگر آنکه خدمت به خدا و خلق خدا باشد. شماها تابع آن بزرگ‏مرد تاریخ ـ‌صلوات اللّه‏ علیه‌ هستید که درباره حکومت آن کلام را فرمود. [۲] ۶۶/۴/۱۰ باید مردم را براى انتخابات آزاد گذاریم، و نباید کارى بکنیم که فردى بر مردم تحمیل شود. بحمداللّه‏ مردم ما داراى رشد دینى و سیاسى مطلوب مى‏باشند، و خود، افراد متدین و درد مستضعفان چشیده و آگاه به مسائل دینى ـ سیاسى و همگام با محرومین را انتخاب خواهند کرد.
۶۷/۱/۱۱ در هر حال، مردم با بصیرت و درایت و تحقیق، کاندیداها را شناسایى کرده، و به سوابق و روحیات و خصوصیات دینى ـ سیاسى نامزدهاى انتخاباتى توجه نمایند. مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانى رأى دهند که متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئولیت کنند، و طعم تلخ فقر را چشیده باشند، و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمین، اسلام مستضعفین، اسلام رنجدیدگان تاریخ، اسلام عارفان مبارزه‏جو، اسلام پاک‏طینتان عارف، و در یک کلمه، مدافع اسلام ناب محمدى ـ صلى‏اللّه‏ علیه و آله وسلم ـ باشند. و افرادى را که طرفدار اسلام سرمایه‏دارى، اسلام مستکبرین، اسلام مرفهین بى‏درد، اسلام منافقین، اسلام راحت‏طلبان، اسلام فرصت‏طلبان، و در یک کلمه، اسلام امریکایى هستند طرد نموده و به مردم معرفى نمایند. و از آنجا که مجلس خانه همه مردم و امید مستضعفین است، در شرایط کنونى نباید کسى انتظار داشته باشد که حتماً نمایندگان باید از گروه و صنف خاصى باشند. باید توجه داشت که هنوز خیلى از مسائل وجود دارد که به نفع محرومین باید حل و فصل شود. و تمیز بین کسانى که در تفکر خود خدمت به اسلام و محرومان را اصل قرار داده‏اند، با دیگران کار مشکلى نیست.
۶۸/۳/۱۵ از مهمات امور، تعهد وکلاى مجلس شوراى اسلامى است. ما دیدیم که اسلام و کشور ایران چه صدمات بسیار غم‏انگیزى از مجلس شوراى غیرصالح و منحرف، از بعد از مشروطه تا عصر رژیم جنایتکار پهلوى و از هر زمان بدتر و خطرناکتر در این رژیم تحمیلى فاسد خورد؛ و چه مصیبتها و خسارتهاى جانفرسا از این جنایتکاران بى‏ارزش و نوکرمآب به کشور و ملت وارد شد. در این پنجاه سال یک اکثریت قلابى منحرف در مقابل یک اقلیت مظلوم موجب شد که هرچه انگلستان و شوروى و اخیراً امریکا خواستند، با دست همین منحرفانِ از خدا بیخبر انجام دهند و کشور را به تباهى و نیستى کشانند. از بعد از مشروطه، هیچ گاه تقریباً به مواد مهم قانون اساسى عمل نشد ـ قبل از رضاخان با تصدى غربزدگان و مشتى خان و زمینخواران؛ و در زمان رژیم پهلوى به دست آن رژیم سفاک و وابستگان و حلقه به گوشان آن.
اکنون که با عنایت پروردگار و همت ملت عظیم‏الشأن سرنوشت کشور به دست مردم افتاد و وکلا از خود مردم و با انتخاب خودشان، بدون دخالت دولت و خانهاى ولایات به مجلس شوراى اسلامى راه یافتند، و امید است که با تعهد آنان به اسلام و مصالح کشور جلوگیرى از هر انحراف بشود.
۶۸/۳/۱۵ وصیت اینجانب به ملت در حال و آتیه آن است که با اراده مصمم خود و تعهد خود به احکام اسلام و مصالح کشور در هر دوره از انتخابات وکلاى داراى تعهد به اسلام و جمهورى اسلامى که غالباً بین متوسطین جامعه و محرومین مى‏باشند و غیر منحرف از صراط مستقیم ـ به سوى غرب یا شرق ـ و بدون گرایش به مکتبهاى انحرافى و اشخاص تحصیلکرده و مطلع بر مسائل روز و سیاستهاى اسلامى، به مجلس بفرستند.
توصیه‏هاى امام به نمایندگان مجلس شوراى اسلامى ۵۸/۱۱/۲۸ امید آن دارم که مجلس شوراى اسلامى و دولت انقلابى اسلامى تصفیه کامل از عناصر ضد انقلاب و ضد اسلام را به طور قاطع و انقلابى شروع نمایند. و آخرین عرض من آن است که از اختلافکه منشأ همه بدبختیهاست و مخالف رضاى خداى متعال است احتراز، و نمایندگان محترم مجلس از رفتار و گفتارى که در مجالس زمان طاغوت برخلاف موازین شرعیه و اخلاقیه انجام مى‏گرفت اجتناب و در مخالفتهاى آرایى و سیاسى از حدود اخلاق انسانى تجاوز ننمایند.
۵۹/۳/۴ مجلس شوراى اسلامى مجلس مشورت است، مجلسى است که باید متفکرین، آقایان، مسائلى که مایحتاج ملت است و کشور است در میان بگذارند و با هم مشورت کنند. مباحثه کنند فقط آن چیزهایى که مربوط به ملت است و به اسلام.
مجلس شوراى اسلامى که شما آقایان وکیل هستید از طرف ملت براى خدمت در آن بنگاه، باید آنکه دلخواه ملت است در آنجا طرح بشود. و آنچه دلخواه اسلام است بحث و مشورت بشود. و به ترتیبى که مقرر است تصویب بشود و همه چیزش اسلامى باشد. اغراض شخصیه را باید همه ما کنار بگذاریم. فرضاًکه من با شما خداى نخواسته، یک حساب و خرده دارم، این در مجلس نباید، در مجلسى که مجلس اسلامى است نباید این خرده حسابها را آنجا به آن رسید. مجلس شوراى اسلامى در یک محفظه سربسته نیست که اگر خداى نخواسته انحرافى در آن پیدا شد همان اجزاى خود مجلس بفهمند، این سرباز است و رادیو و تلویزیون این را منتشر مى‏کند، همه ایران مى‏بینند و مى‏شنوند، و خارج از ایران هم تا آنجایى که موج اینها مى‏رود، آنها هم مى‏شنوند و مى‏فهمند که چه شده است. اگر بنا باشد که خداى نخواسته از اول صف‏آرایى بشود براى جنگ اعصاب، و آن مجالسى که درزمان طاغوت بود، آن مجالس، باز محتوایش تکرار بشود، این مجلس اسلامى نیست، و آقایان به وظیفه شرعى و الهى خودشان عمل نکرده‏اند.
من امیدوارم که آقایان بدون اینکه جهات نفسیت را در نظر داشته باشند، و بدون اینکه اغراض خودشان را و مخالفتهاى شخصى که با اشخاص دارند در نظر داشته باشند، به آن چیزى کهو کیل او، به آن چیزى که در آن چیز وکیل هستند، اندیشه کنند و مباحثه کنند و شور کنند. شورى که در محیطى واقع شد که اسلامى است و اخلاق اسلامى است منتهى به جنگ نمى‏شود ، منتهى به آن مسائلى که در آن مجلسها و بعضى از آن مجلسها واقع مى‏شد که انصافاً شرم‏آور است نمى‏شود. باید همان طورى که تا حالا تحولات زیادى پیدا شده است در این ملت، شما که وکیل از جانب ملت هستید، و عصاره فضایل ملت هستید، باید در آنجا همان معنایى که مأمور او‌شدید از طرف ملت، همان معانى باشد.
ملت یک ملت اسلامى است و اسلام را مى‏خواهد و احکام اسلامرا مى‏خواهد. شما وکیل نیستید که بروید آنجا بنشینید و حسابهایىکه خودتان با هم دارید صاف کنید. اگر یک همچو کارى بشود، این انحراف است و غصب است آن محل براى شما. شما باید ـ‌ان‏شاءاللّه‏ همین‏طور هم هست‌ شما باید در آنجا معلم اخلاق باشید از براى همه کشور؛ براى اینکه مطالب شما به همه کشور بسط پیدا مى‏کند. وقتى که همه مردم در تمام کشور دیدند که اینو کلایشان با راستى و صداقت در خدمت کشور هستند و در خدمت اسلام هستند، و مناظره‏هایى که مى‏کنند مناظره‏هاى اسلامى است، و بحث و تفتیشى که مى‏کنند بحث و تفتیش اسلامى است، این یک تعلیمى مى‏شود به همه افرادى که در این کشور هستند، و به آنجایى که این موجها مى‏رسد در خارج کشور.
ما باید همه قشرها را تربیت کنیم. شماها باید در مجلس که مى‏روید علاوه بر اینکه، مسائلى که طرح مى‏شود که مورد احتیاج ملت است، باید آنها را در آن طرح کنید، با سلاح اخلاق اسلامىو ارد بشوید، و با آن سلاح مردم را تربیت کنید که وقتى چند سال از مجلس گذشت، در مردم آثار گفتگوهاى شما و مناظرات شما پیدا باشد. از مجلس منعکس مى‏شود کارهاى شما. علاوه بر این که خداى تبارک و تعالى حاضر است در همه جا و ناظر است در همه جا، و پرونده‏هاى همه شما پیش اوست و همه عالَم. علاوه بر اینکه باید ملاحظه کنید که در حضور خداى تبارک و تعالى هستید، هر نَفسى که مى‏کشید در حضور او هست، و هر کلمه‏اىکه ادا مى‏کنید در محضر مبارک خداى تبارک و تعالى هست. و در محضر خداى تبارک وتعالى، برخلاف دستور او جرم عظیمى است، و باید ناظر بدانید خدا را بر اعمال خودتان، باید شما دیگران را هم تربیت کنید. همه اشخاصى که در هر مرکزى هستند باید آن مرکز را به صورت یک تعلیمگاه درآورند. همان طورى که در صدر اسلام آنکه رئیس دولت بود، و آنکه سردار بود، سردار لشکر بود، با اعمال خودشان مردم را تربیت مى‏کردند، با حرفهاى خودشان، با کردار خودشان مردم را تربیت مى‏کردند، باید ما که دعوى این را داریم که مسلمان هستیم و تابع اولیاى اسلام هستیم ، باید ما هم با کردار و رفتار خودمان تربیت کنیم مردم را.
اگر خداى نخواسته، انحرافى در مجلس پیدا بشود، چون منعکس مى‏شود به همه جا، ممکن است که انحراف در سطح گسترده‏اى پیدا بشود و مسئولیت بزرگ باشد. چنانچه انحرافاتى را شما به واسطه اعمال و افعالتان از ملت سلب کنید، اجر بسیار بزرگى را دارید، اجر انبیا را دارید. از الآن بناى بر این نگذارید که ما یک جبهه کذا و یک جبهه کذا، از اول بناى مبارزه باشد، مبارزه نیست، مباحثه است، مباحثه، مباحثه نرم اسلامى. مى‏خواهید هر کدام مسائلى که دارید به دیگرى بگویید با برهان، با بیان، البته باید بگویید اما مبارزه ندارید با هم. و همه براى اسلام هستید و خدمتگزار اسلام هستید و مى‏خواهید براى اسلام خدمت بکنید.
از حالا بنا نگذارید به اینکه یک جبهه‏بندى بکنید، یک دسته این طرف، یک دسته آن طرف و همان کارهایى که در مجالس سابق مى‏کردند، و همان دعواها و نزاعهایى که به انحطاط مى‏کشید خودشان و ملت را. و من نمى‏دانم آیا در مجالس خارج از این کشور یک همچو نزاعها و داد و قالها و بدگوییهایى بوده است که تقلید کردند اینها از آنها یا نه ابتکار بوده، این را من اطلاع ندارم؛ لکن علىٰ اىّ حال، چه تقلید از دیگران بوده، و چه ابتکار خودشان بوده است، یک امر بسیار مشوّه بدى بود که تلخى او در ذائقه باید بماند تا آخر. و من امیدوارم که کارهاى شما آن تلخیها را از ذائقه‏ها بزداید.
... و شماها هم من امید این را دارم که چهره‏هاى نورانى که در مقابل من واقع شده‏اند، بدانند که در پیشگاه خداى تبارک و تعالى هم هستید و باید براى اسلام و براى احکام اسلام ـ که به ما منت گذاشته است و همه پیروزیهاى ما به واسطه اوست ـ خدمت بکنیم، و با کمال قدرت خدمت بکنیم. خوف این معنا را نداشته باشید که اگر در مجلس شما یک مطلبى را بگویید، پیش روشنفکرها این خوب نیست. شما نماز هم اگر بخوانید بعضى از این روشنفکرها پیششان خوب نیست. شما اگر دعا هم بخوانید بعضى از اینها پیششان خوب نیست. من نمى‏گویم همه روشنفکرها؛ روشنفکر خوب در همه طبقات هست. اما آنهایى که از اوّلى که این جمهورى اسلامى خواست پایش را بگذارد توى این مملکت مخالفت کردند، و آنهایى که به اسم خدمت به خلق مى‏خواهند نگذارند این جمهورى اسلامى تحقق پیدا بکند. شما خوف هیچ کس را نداشته باشید؛ نه خوف چپیها را داشته باشید ، نه خوف راستیها را داشته باشید. شما ـ در مسائل قانون اساسى است و اسلام و قانون اساسى هم تابع اسلام است ـ باید به اسلام فکر بکنید، نباید فکر کنید که حالا که در فلان کشور کذا چه جورو اقع شده ما هم خوب است که التقاطى باشیم؛ یک قدرى بگوییم خدا، یک قدرى هم بگوییم چیز دیگر. مستقیم باشید و با استقامت کارتان را پیش ببرید، پشتیبان شما خداست. از هیچ چیز ، از هیچ قوه نترسید. من نمى‏گویم که شما بر همه قوه‏ها غلبه مى‏توانید بکنید. ما که چیزى نداریم، همه چیز ما دست دشمنهاى ماست.
من عرض مى‏کنم که وقتى بنا شد که ما به تکلیفمان عمل بکنیم، و ما آن راهى را که خداى تبارک و تعالى پیش پاى ما گذاشته است آن راه را برویم، براى ما شکست هیچى نیست. براى اینکه از دو حال خارج نیست: یا این است که ما پیش مى‏بریم که شکست هیچ نیست، و یا این است که نه، مى‏آیند و ما را عقب مى‏زنند، ما تکلیفمان را عمل کرده‏ایم، چه شکستى است؟ سیدالشهدا هم شکست خورد در کربلا، اما شکست نبود این.
کشته شد و زنده کرد یک عالَمى را. امیرالمؤمنین هم در جنگها، در جنگ صفین شکست خورد، لکن شکست نبود این. او به خدمت اسلام بود و براى خدا کار مى‏کرد. کسى که براى خدا کار بکند ، هیچ وقت شکست تویش نیست، بُرد همیشه با آنهاست. شما خوف این را نداشته باشید که اگر یک چیزى برخلاف مثلاً مسلک مارکسیسم بگویید، بگویند که اینها چه عقب مانده هستند، خود آنها عقب‌مانده‏اند. همانهایى که ادعاى ـ نمى‏دانم ـ کمونیستى و کذا مى‏کنند، خود آنها از همه قلدرتر و از همه دیکتاتورترند، و ملتهایشان را همه به بند کشیده‏اند. آزادى در آن ممالک نیست براى کسى. همان طورى که در ممالک غربى هم آزادى نیست در کار، صحبت آزادى، حرف آزادى است. اگر آزادى باشد، این سیاههاى بیچاره چه کرده‏اند که اینطور تحت فشارند؟ در هیچ جاى دنیا شما خیال نکنید که این طرحهایى که مى‏دهند، و این بساطى که درست مى‏کنند، یک واقعیتى باشد و بخواهند روى ا و رفتار بکنند.‌... اسلام مدنظر شما باشد. و این را بدانید که آنهایىکه با این مجلس مخالفند، و آنهایى که با این انقلاب مخالفند، و آنهایى که با اسلام مخالفند، هر کارى بکنید آنها به مخالفت خودشان ادامه مى‏دهند، منتها یکوقتى با یک بهانه است، بعد یک بهانه دیگر پیدا مى‏کنند.
شما توجه داشته باشید که به اسلام خدمت کنید و به کشور خودتان خدمت کنید. شما وکیل مردمى هستید که همه اسلام را مى‏خواهند، و همه کشور خودشان را مى‏خواهند. و شما باید براى این ملت خدمت بکنید، به آن چیزى که شما را وکیل کرده است خدمت بکنید. اگر انحراف پیدا کنید برخلاف ملت، خیانت کرده‏اید به وکالتى که دارید. و من امیدوارم که ان‏شاءاللّه‏ شما با کمال قدرت، با کمال عزت و عظمت، این نهضت را به پیش ببرید.و مجلس، یک مجلس اسلامى اخلاقى همه چیز تمام باشد، و شما معلم اخلاق جامعه باشید، و همه جامعه هم پشتیبان شما باشد. و همه‏تان یک هویت بین دولت و ملت و ارتش و مردم و همه یک هویت باشید، همه اعضاى یک انسان باشید. همه در خدمت انسان کامل؛ که رسول اکرم است باشید، و همه به منزله اعضاى ا و باشید براى خدمت؛ و اگر اینطور شد، پیروزى نصیبمان هست. و اگر خداى نخواسته، انحرافات پیدا شود و اغراض شخصیه پیش بیاید، و نمى‏دانم مسندها بحث بشود، و مقامها طرح بشود و امثال اینها، این اولاً انحطاط اخلاقى زیاد است، و انحطاط در پیشگاه خداست، و ثانیاً خوف این است که نتوانید این بار را به منزل برسانید.
۵۹/۳/۷ شما دوستان محترم نماینده ملتى هستید که جز به اسلام بزرگ و عدالت الهى‌‌‌اسلامى فکر نمى‏کنند؛ و انتخاب شما براى پیاده نمودن عدالت اسلامى که در طول سلطنت ظالمانه و غاصبانه رژیم شاهنشاهى از آن محروم بودند؛ رژیمى که ثروت سرشار کشور را به خود و هم پیمانان نامیمون خود اختصاص داد و براى ادامه سلطه جبارانه خود به جیب ابرقدرتها ریخت و ملت مظلومرا در سطح بسیار وسیعى از اولین احتیاجات محروم و به خاک سیاه نشاند، و کشور را در تمام زمینه‏هاى فرهنگى، اقتصادى ، سیاسى و نظامى وابسته به اجانب و خصوصاً امریکا کرد. ببینیم شما و دولت منتخب شما با ملت مستضعف که به حرکت انقلابش همه ما را از انزوا خارج نمود چه خواهید کرد.
امید آن است که رسیدگى به حال مستضعفین و مستمندان کشور که قسمت اعظم ملت مظلوم را در بر مى‏گیرد در رأس برنامه‏ها قرار گیرد، و در نخستین مجلس شوراى اسلامى طرحهایى جدى در رفاه حال این طبقه محروم داده شود، و از طرف دولت منتخب شما بدون مسامحه به مورد اجرا گذاشته شودتا در پیشگاه خداوند متعال، بعضى از دیون خودتان را به این طبقه عزیز ـ که جان خود را براى اسلام و آزادى و استقلال کشور در طبق اخلاص گذاشته و پیروزى را براى انقلاب اسلامى به ارمغان آوردند ـ ادا‌کرده باشید.
شما منتخبین مجلس که از پشتیبانى جدى ملت عزیز برخوردارید، باید با کمال قدرت در مقابل قدرتهاى شیطانى که در رژیم دست نشانده سابق، حاکم بر سرنوشت ما بودند بایستید و از هیچ قدرتى غیر از قدرت خداوند قادر نهراسید، و جز به مصالح کشور به چیز دیگرى فکر نکنید. متوجه باشید که در خارج از مجلس با صحنه سازیها و اغفال، چه بسا چپگرایان و یارا ستگرایان و یا ریشه‏هاى فاسد رژیم سابق طمع کنند که با نفوذ در مجلس مقاصد شوم اجانب را تحمیل نمایند. باید همه با هوشیارى در طرحها و مسائل روز دقت فرمایید و از کیْد دشمنان به خداى تعالى پناه ببرید. خداوند متعال همه ما را از لغزشها نگه‌دارد.
بحمداللّه‏ در مجلس، دانشمندان و علماى آشنا به احکام شرع مطهر حضور دارند و فقهاى نگهبان حاضرند؛ لکن لازم است طرحهایى که در مجلس مى‏گذرد مخالف با احکام مقدسه اسلام نباشد و با کمال قدرت، با پیشنهادهاى مخالف با شرع مقدس که ممکن است از روى ناآگاهى و غفلت طرح شود شدیداً مخالفت نمایید، و از قلمهاى مسموم و گفتار منحرفین هراسى نداشته باشید و سخط خالق را براى رضاى مخلوق تحصیل نکنید و خداوند قاهر و قادر را حاضر و ناظر بدانید.
این مجلس که اولین دوره در جمهورى اسلامى است، الگویى است براى مجالس آینده؛ و هر سنت حسنه و یا سیئه‏اى ممکن است در مجالس دیگر اثر گذارد و براى شما اجر جزیل و یا خداى نخواسته وزر و وبال به بار آورد. لازم است در مذاکرات و برخورد آرا به طور آرام و با احترام متقابل عمل شود، نه مثل دوره‏هاى رضاخان و بعد از آن. و لازم است از دسته‏بندیها و جهتگیریهاى غیر اصولى براى کوبیدن طرف مقابل جداً احتراز شود که تنها حل مسائل در محیط آرام امکانپذیر است.
ویژگى این مجلس و محیط کشور در این دوره ایجاب مى‏کندکه مجلس و دولت هماهنگ شود تا بر مشکلات کشور فائق آیند.و هیچ یک از نهادهاى جمهورى اسلامى خصوصاً مجلس و رئیس‌جمهورى و دولت براى یکدیگر و دیگران کارشکنى نکنندو خود را به طور جدى در خدمت اسلام و کشور درآورند تا خداى متعال آنها را پشتیبانى فرماید. و نداى آسمانى انسان‏ساز وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّه‏ِ جَمیعاً وَلا تَفَرَّقوا [۳] را در نظر داشته و اطاعت نمایند، و از منازعه و تفرقه اجتناب نمایند و به امر آموزنده الهى گوش ف را دهند و وَلاٰ تَنٰازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُکُمْ [۴] که دنباله آن تنازع، فشل و شکست و رفتن رنگ و بو و آبروست.
سیاست «نه شرقى و نه غربى» را در تمام زمینه‏هاى داخلى و روابط خارجى حفظ کنید و کسى را که خداى نخواسته به شرق و یا به غرب گرایش دارد هدایت کنید و اگر نپذیرفت، او را منزوى نمایید. و اگر در وزارتخانه‏ها و نهادهاى دیگر کشور چنین گرایشى باشد که مخالف مسیر اسلام و ملت است اول هدایت و در صورت تخلف، استیضاح نمایید که وجود چنین عناصر توطئه‏گر در رأس امور یا در قطبهاى حساس، موجب تباهى کشور خواهد شد.
طرحها و پیشنهادهایى که مربوط به عمران و رفاه حال ملت خصوصاً مستضعفین است انقلابى و با سرعت تصویب کنید، و از نکته سنجیها و تغییر عبارات غیر لازم که موجب تعویق امر است اجتناب کنید، و از وزارتخانه‏ها و مأموران اجرا بخواهید که از کاغذ بازیها و غلط کاریهاى زمان طاغوت اجتناب کنند و رفاه ملت مظلوم و عقب‌افتادگیهاى آنها را به طور ضربتى تحصیل و ترمیم کنند.
در ادارات دولتى، قوانین دست و پاگیرى که در مجالس غیر‌قانونى رژیم سابق به تصویب رسیده و موجب تعویق و یا تعطیل امور شده و مى‏شود و جامعه را به تنگ آورده است به طور انقلابى لغو کنید ـ‌‌گر چه خود لغو است ـ و به جاى آنها قوانین مترقى را که رفاه ملت در آنها به بهترین وجه ملاحظه شده باشد جایگزین گردانید.
مجلس جمهورى اسلامى همان سان که در خدمت مسلمین است و براى رفاه آنان فعالیت مى‏نماید، براى رفاه و آسایش اقلیتهاى مذهبى ـ که در اسلام احترام خاصى دارند و از قشرهاى محترم کشور هستند ـ اقدام و فعالیت مى‏نماید، و اساساً آنان با مسلمانان در صف واحد و براى کشور خدمت مى‏کنند و در صفو احد از تمام ارزشها و مآثر آن برخوردار مى‏باشند.
۵۹/۵/۱۵ مجلس باید به تمام قوّه‏اى که دارد و قوّه او از همه قوّه‏ها بالاتر است ـ وتمام مسلمین واجب است بر آنها که پشتیبانى کنند از دولت و از ملت و از مجلس بالخصوص ـ باید با تمام معنا کوشش کند که افرادى که سر کار مى‏آیند، نخست‏وزیر، سایر وزرا و سایر کسانى که کارهاى مهم را دارند، از اشخاص مسلمان [باشند] متعهد، متوجه به کارهایى که در دنیا مى‏شود، مدبّر، لکن متعهد به اسلام، متعهد به مکتب.
مکتب بزرگترین چیزى است که از براى ما مطرح است. نبایدرا جع به مکتب یک کلمه‏اى کسى بگوید. اشتباه مى‏کنند اگر مى‏گویند مکتب چطور. تمام مقصد ما مکتب ماست و مسلمانهاى ما براى مکتب ماست که اینطور قدرت دارند. و اینطور در مقابل دیگران مى‏ایستند. اگر چنانچه سایر ممالک اسلامى هم مکتب خودشان را حفظ کنند ـ‌این مکتب اسلام را ـ اگر مکتب اسلام را حفظ بکنند، مطمئن باشند که هیچ قدرتى به آنها آسیب نمى‏رساند. اگر ما مکتب خودمان را حفظ نکنیم ـ که یکى از تعلیمات مکتب ما این است که متفق با هم باشیم ـ هر یک از این گروهها یا هر یک از این افراد که بر ضد آن رفیق خودش یک کلمه‏اى بگوید، از مکتب خارج شده است و به درد اصل ایران دیگر نمى‏خورد. هر کدام از اینها که دیگرى را بخواهند تضعیف کنند، مجلس بخواهد یکى دیگر را تضعیف کند، یکى دیگر بخواهد مجلس را تضعیف کند، دولت بخواهد مجلس را تضعیف کند، مجلس بخواهد دولتش را تضعیف بکند، رئیس‏جمهور بخواهد مجلس را تضعیف کند، مجلس بخواهد رئیس‏جمهور را تضعیف کند، تمام اینها برخلاف مکتب اسلام است، مخالفت با اسلام است.
باید این آقایان همان‏طورى که مدعى هستند اسلامى هستیم،و اقع مطلب این است که باید در عملشان، در قولشان، در خطابه‏هایشان، در حرفهایشان، در نوشته‏هایشان، در روزنامه‏هایشان نشان بدهند که ما مسلمانیم. این چه مسلمانى است که هر روزنامه‏اى که مال یک طایفه است به طایفه دیگر فحاشى مى‏کند؟! ما چى جواب این مردم را بدهیم که هى مى‏آیند از من الآن وقت خواسته‏اند از بازار تهران که بیایند بگویند این چه خبر است، این آقایان چه‏شان است با هم؛ این آقاى رئیس‏جمهور با مجلس، مجلس با رئیس جمهور چرا، چرا اینطور رفتار مى‏کنند؟ چرا باید اینطور باشد که صداى مردم در آید؟ من نصیحت به آنها مى‏کنم، من از لسان اسلام به آنها نصیحت مى‏کنم که با هم اختلاف نکنید. شما اگر اختلاف بکنید، راه را براى دیگران باز مى‏کنید.
شما اختلاف با هم نداشته باشید. سر چه اختلاف مى‏کنید؟ چه میراثى هست که شما مى‏خواهید قسمت کنید و سرش اختلاف مى‏کنید؟ این همه مردم جوانهایشان را دادند، میراث براى شما گذاشتند که اختلاف با هم بکنید و اینطور توى سر هم بزنید و اینطور فساد ایجاد کنید؟! یک قدرى با هم رفیق باشید، دوست باشید، برادر باشید.
آقاى رئیس جمهور افرادى که به درد جامعه اسلامى ما بخورد، به درد مکتب ما بخورد باید تهیه کند، معرفى کند؛ یعنى ، نخست‌وزیر را [که] او تهیه مى‏کند باید یک شخصى باشد که همه آن صفاتى که من گفته‏ام درش باشد. از اینکه در رأس همه صفات ، مکتبى بودن است.
۶۰/۳/۶ من یک کلمه راجع به مجلس و محیط مجلس عرض دارم. و یک کلمه هم راجع به کشور و کسانى که در این کشور مشغول به خدمت هستند.
آنکه راجع به مجلس است یک مقدار زیادش را دیشب از تلویزیون آقایان دیدند، که من در سال قبل آن مسائل را گفتم. و باید عرض کنم که مع‏الأسف آن که من مى‏خواستم نشده است.
من مى‏خواستم که این مجلس یک معلم باشد از براى همه کشور،و براى مجلسهاى بعد و نسلهاى آینده، که کیفیت مشاوره وکلا باید این نحو باشد. آن نحوى که در مجالس سابق، و خصوصاً این مجالس آخر پنجاه ساله، آن طور نباشد. آقایان در یک محیط آرام مسائلى که دارند با آرامش بیان کنند. اختلافاتى که در دیدها دارند، در سلیقه‏ها دارند، اینها را با یک آرامش خاطر بیان کنند و حل و فصل کنند و راجع به مسائل کشور هم که در آنجا مى‏آید، باز هم با یک محیط آرام. در محیط آرام است که عقلها مى‏توانند کار بکنند. آن روزى که غضب توى کار آمد، عقل کنار مى‏رود. قوه غضبیه هر وقت به راه افتاد، عاقله را کنار مى‏زند، [شخص] از روى بى‏عقلى صحبت مى‏کند. قاضى چنانچه در حال غضب باشد ، نباید حکم بدهد؛ براى اینکه حکم در حال غضب حکمى استکه از منشأ عقلى و شرعى صادر نمى‏شود. شما مسائلى دارید؛ فرض کنید یک نفر مى‏رود و مسائل خودش را مى‏گوید؛ انتقاد هم دارد؛ انتقادات آزاد است، به اندازه‏اى که نخواهند یک کسى را خفیف کنند، یا یک گروهى را خفیف کنند و از صحنه خارج کنند؛ انتقاد براى ساختن، براى اصلاح امور، لازم است؛ هر مجلسى باید این انتقادات را داشته باشد؛ لکن اگر [در] این انتقادات آن که انتقاد مى‏کند با آرامش خاطر و با نظر صحیح انتقاد بکند، این که جواب مى‏دهد هم اگر با نظر صحیح و بدون اینکه غضب در آن راه داشته باشد جواب بدهد، آن وقت منطق در مقابل منطق است. و اگر با هیاهو و جار و جنجال بخواهید شما یک مسأله را حل بکنید،و هر کسى در نظر داشته باشد که طرف مقابل خودش را مثل یک دشمن بکوبد، عقلها کنار مى‏رود و قوه غضبیه، که بدترین قوه‏هاست اگر مهار نشود، در کار مى‏افتد؛ و مسائل را علاوه بر اینکه حل نمى‏کنند، مشکلتر مى‏کنند.
... مهم در همه افراد، و خصوصاً شما آقایان که در مجلس هستید، و مجلس مبدأ همه چیزهایى است که در کشور واقع مى‏شود، مهم این است که در مقام بیان مسائل و رد مسائل، انتقاد و تکذیب، به آنجا نرسد که قوه عقلیه کنار، و با قوه غضبیه انسانو ارد میدان بشود. اگر یک کسى هم فرض کنید از زبانش یک مطلبى بر خلاف شما صادر شد، شما بروید و مطلب را منطقى صحبت کنید، با داد و فریاد و ـ خداى نخواسته ـ حرف زشت زدن کار درست نمى‏شود. جز اینکه اگر ـ خداى نخواسته ـ این امور تکرار بشود در مجلس، کم کم ـ هیچ امر فاسدى یکدفعه سراغ آدم نمى‏آید. شیطان باطنى انسان بسیار استاد است. و او همچو نیستکه ابتدا انسان را به فساد بکشد ـ ابتدا قدم کوچکى را وا مى‏دارد که انسان بردارد. این قدم که برداشت، فردایش یک قدم یک قدرى بلندترى. انسان را یواش یواش به جهنم مى‏فرستند؛ یواش یواش به فساد مى‏کشد....
امیدوارم که از این به بعد یک قدرى توجه بکنند که این محیط مجلسى که نمایش داده مى‏شود در همه کشور، و بعضى جاهاى دیگر هم، یک طورى نباشد که وقتى این محیط در منظر مردم واقع شد، مردم از اینکه این وکیل را انتخاب کرده‏اند پشیمان بشوند. یک طورى نباشد که از آن راهى که همه مردم دنبال آن راه هستند کنار برود.
مجلس باید یک محیطى باشد که با کمال تفاهم و خیرخواهى براى ملت و کشور، مسائل را پیش بیاورند. انتقاد مى‏کنند، انتقاد خیرخواهانه باشد. جواب انتقاد مى‏دهند، آن هم خیرخواهانه باشد. و منظره مجلس یک منظره صالح باشد، که مردم وقتى که این منظره را دیدند بگویند چه کار خوبى کردیم که یک همچ و اشخاص صحیح را در مجلس بردیم. و یک وقت ـ خداى نخواسته‌ طورى نباشد که مردم پشیمان بشوند از رأیى که داده‏اند.
۶۰/۴/۱ توجه بکنید این مجلس یک مجلسى است که در مقابل این امور انحرافى ایستاده است. این مجلس در دست هیچ حزبى نیست؛ در دست هیچ گروهى نیست؛ اکثریت این مجلس اشخاص مستقلى هستند که خودشان فکر مى‏کنند و خودشان عمل مى‏کنند؛ آنها انحرافات را [مى‏بینند]، و رضاى خدا را در نظر مى‏گیرند و با رضاى خدا مى‏خواهند راه را به آخر برسانند.
۶۰/۹/۴ مجلسیان در تصویب لوایحى که از ارگانها به آنها مى‏رسد با تحقیقو تدقیق و مراعات موازین اسلامى تسریع نمایند و مواردى که احتیاج به تشخیص متخصصین دارد از آنان دعوت و مشورت و نظرخواهى نمایند.
۶۱/۶/۹ آقایان نمایندگان محترم مردم هم باید این فکر را بکنند. ما بین راه هستیم. اگر اینجا احتیاج باشد به نمایندگانى که بروند در جبهه‏ها و مردم را نصیحت بکنند، آن وقت تصور این را بکنند که آیا یک سفر مستحبى حج باید بروند یا یک سفر ـ‌تقریباً‌ واجب به طرف جبهه‏ها و نصیحت آنها و دلدارى به آنها. الآن چند روز است که به من مکرر گفته شده است که دارد مملکت براى این توجهى که دارند به سفر حج، فلج مى‏شود. و کلاى مجلس مى‏خواهند همه مشرف شوند؛ ۱۴۰ نفر یا بیشتر مشرف بشوند. البته عذر دارند ، مى‏گویند آقاى هاشمى فرمودند که این تعطیلى آنهاست، لکن ما فکر این را بکنیم که ما امروز تعطیل داریم؟ ما امروز مى‏توانیم در این وضعى که کشور ما دارد، استفاده از تعطیل بکنیم؟ و شوراى قضایى هم مى‏گویند بسیاریشان مى‏روند. شوراى نگهبان هم ، خوب، ایشان هم مى‏روند و از سایر قشرها هم همین طور. اگرو اجب باشد مکه، خوب، هیچ کس جلویش را نمى‏تواند بگیرد؛ باید هم بروند، اگر حج فریضه باشد، مگر اینکه یک فریضه بالاتر از آن باشد با حفظ ثغور اسلام که همه فرائض را کنار مى‏گذارد.
این را من عرض کردم باز هم به بعضى آقایان که اینجا تشریف داشتند که با اینکه قتل نفس مؤمن از همه گناهان کبیره، شاید بعد از شرک باللّه‏، بالاتر باشد؛ قتل نفس مؤمن بى گناه، لکن اسلام؛ همین اسلامى که این قدر راجع به مؤمنین سفارش فرموده است و تحذیر از قتل نفس مؤمن کرده، از احکام جهادش این است که اگر یک دسته از همین مؤمنین، از همین مسلمین، از همین فقها، از همین ـ عرض بکنم ـ دانشمندان را کفار جلو قرار دادند و سپر قرار دادند براى خودشان که بیایند، امر فرموده است که همه را بکشید؛ اینها با آنها، اینها همه شهیدند و به بهشت مى‏روند، آنها هم جهنم؛ براى اینکه حفظ ثغور اسلام است؛ حفظ نظام اسلام است؛ حفظ ثغور اسلام است. حفظ ثغور اسلام جزءِ فرایضى است که هیچ فریضه‏اى بالاتر از آن نیست؛ حفظ اسلام است.
آقایان توجه کنند! خودشان همه دانشمند هستند، همه توجه به مسائل دارند؛ که البته بعضى مسائل دیگر هست، من نمى‏خواهم بگویم که موجب نگرانى است، ولى خودتان توجه بکنید که آیا با این وضعى که کشور ما دارد. این طور کوچ کردن به جوار بیت‏اللّه‏ با آن همه ثوابهایى که دارد، بر غیر اشخاصى که واجب عینى است ، آیا الآن صلاح مى‏دانند آقایان که این مملکت را به حال تعطیل درآورند؟ و ـ‌خداى نخواسته‌ یک وقت یک صدمه‏اى وارد بشود به کشورتان، علاوه بر یک نگرانیهاى دیگرى که هست. در هر صورت، توجه به این بکنید که انگیزه‏اى که در قلب شما براى رفتن حج هست، چه هست؟ این است که به ثواب عالى برسید؟ آن وقت ببینید ثواب اینکه به حج بروید یا ثواب اینکه براى مسلمین خدمت بکنید، کدام بیشتر است؟
۶۱/۱۱/۴ من میل دارم که این مجلس، یعنى همه میل دارید که این مجلس که از همین ملت تشکیل شده است و با رأى همین ملت تشکیل شده است و همه مى‏دانید که این ملت جز اسلام انگیزه‏اى نداشتند، حتى مذاهب که رسمى هستند، آنها هم دیانت را مى‏خواهند؛ خدارا مى‏خواهند؛ رضاى خدا را مى‏خواهند. ما باید فکر این معنا باشیم که این معنا که رضاى خداست و آرمان اسلام است، این معنا را به تمام معنا درصدد باشیم که متحقق کنیم. انسان گاهى دیدش، مجلس هم همین طور است، دیدها مختلف است، هردوو همه جمعیت، اسلام را مى‏خواهند، لکن دید از اسلام اختلاف دارد، و مى‏دانید که تقریباً بسیارى از روشنفکرهاى ما هستند ، افراد تحصیلکرده ما هستند که اینها ادعاى اسلامشناسى مى‏کنند ، لکن از اسلام بى‏اطلاعند. این طور نیست که اسلام را به آن معنایىکه دارد، به آن معنا بتوانند بفهمند. یک جنبه‏اى یا یک جنبه‏هایى را در آن مطالعه مى‏کنند و مسائلى در آنجا مثلاً مى‏فهمند، لکن جنبه‏هاى زیاد دیگرى که در اسلام هست توجه نمى‏کنند؛ و این اسباب این مى‏شود که یک اختلاف نظرهایى پیش بیاید. من میل دارم که، شما هم میل دارید که این مجلس طورى باشد که اگر قانونى را گذراند وقتى که در شوراى نگهبان برود بیچون و چ را قبول کنند. شما مى‏دانید که مردم اسلام را مى‏خواهند، دیانت را مى‏خواهند، رضاى خدا را مى‏خواهند. این همه مردمى که در ایران در این طول مدت مبارزه کردند و حالا هم دارند در جبهه‏ها مبارزه مى‏کنند و در پشت جبهه‏ها هم مبارزه مى‏کنند، اینها همه براى اسلام است و براى خداست. اینها را ما باید فکر این باشیمکه این نظرى که به مجلس دارند و نظر اسلامى دارند، این نظر محفوظ بماند. این نه مخصوص مجلس است، دولت هم همین طور است. همه کسانى که مشغول یک شغلى در دولت هستند ، این معنا را باید توجه کنند که مردم توجه به اسلام دارند؛ انحراف مختصرى اگر پیدا بشود در یکى از اینها، این انحراف را مردم نمى‏پذیرند. و ما باید براى خدا درصدد رضایت این مردم باشیم.
یعنى، این مردمى که آن مجلسهاى طاغوتى را به هم زدند و یک مجلس اسلامى درست کردند. دست بسیارى را از توى حبسها گرفتند و بیرون آوردند از تبعیدها، تبعید شده‏ها را برگرداندند.
اینها همه چیزهایى بود که مردم کردند. ما ادعا نمى‏توانیم بکنیم که من کردم؛ شما کردید؛ جامعه کرد، منتها به توفیق خداى تبارک و تعالى. خداوند این جامعه را طورى قرار داد و عنایت به طورى شدکه این جامعه با دید اسلامى جلو افتادند. و جوانهایشان را فدا کردند و همه چیزشان را دادند و آن رژیم را و آن کسانى که آن رژیم را تقویت مى‏کردند رفتند و یک جمهورى اسلامى پیدا شد؛و از این جهت، مردم دنبال اسلام هستند.
اگر خداى نخواسته، در مجلس شورا ـ نه به واسطه سوء نیت ، به واسطه اینکه شناخت کم است ـ یک دسته‏اى گمان مى‏کنند که مکتب سرمایه‏دارى بهتر از مکتب کمونیست است مثلاً، یک دسته هم آن طرفش را خیال مى‏کند، آن که خیال مى‏کند او بهتر است، مى‏رود سراغ اینکه ببیند در اسلام کجاها اسمى از این مسأله برده شده، بدون اینکه توجه به اطراف مسأله بکند، ببیند که آنجایى که گفتند، پهلویش چه گفتند. یک دسته مى‏روند آن چیزىرا که باز خودشان به نظرشان رسیده، مى‏روند دنبال آنکه او را پیدا بکنند. من در نجف که مشرف بودم، مى‏دیدم که در این دیوارهاى نجف، کربلا، یک چیزهایى را همین بعثیها که اساس ادیان را منکرند و قبول ندارند، در آنجا نوشتند از نهج‏البلاغه. آنهایى که در نهج‏البلاغه راجع به ـ فرض کنید که ـ انتقاد از اینکه سرمایه‏دارى اگر بزرگ بشود در پهلویش مظلوم پیدا مى‏شود، این طور شعارهارا مى‏نوشتند، منتها آنها نیت سوء داشتند. آنها اشخاصى نبودند که بروند براى اینکه نهج‏البلاغه چه مى‏گوید، اطاعت کنند. و اما همان اشخاصى هم که حسن نیت دارند، خدمت مى‏خواهند بکنند به این کشور، خدمت به اسلام بکنند؛ گاهى به واسطه بى‏توجهى به همه اطراف مسأله، مى‏بینى که یک راهى را پیش گرفتند که این راه، راه به خیال خودشان اسلام است، لکن جهات دیگرش را توجه نکردند. از این جهت آنى که من آرزو دارم این است که ما، شماها که در مرکز قانونگذارى هستید و از همه مهمتر محل شماست، و دیگران هم که مابعد این واقع هستند، ما تحت تأثیر هیچ مکتبى واقع نشویم. نمى‏خواهم بگویم همه شما تحت تأثیر واقع شدید، لکن یک عده‏اى ممکن است تحت تأثیر تبلیغات آن طرف یا تبلیغات آن طرف. ما باید راه مستقیم اسلام را بگیریم و مطالعات اسلامى داشته باشیم، یا از کسانى که مطالعات اسلامى دارند یاد بگیریم که آیا سرمایه‏دارى تا چه حدود در اسلام قبول شده است و اسلام درباره او چه مى‏گوید، و کمونیست را اصل اسلام قبول دارد یا قبول ندارد. اگر یک مکتب انحرافى، ما را در تحت تأثیر خودش قرار بدهد، ما از اسلام غافل شده‏ایم.
حسن‏نیت داریم، خیلى هم میل داریم که ملت چه باشد، صلاح این است که امروز چه جور بشود، صلاح براى اینکه اسلام تقویت بشود این است که امروز چه جور بشود. همه اطراف مسأله مطالعه نمى‏شود که ببینند آن صلاح آخرى، آنکه اسلام گفته است، این یک مطلبى است از خداست. خدا این طور نیست که در نظر نگرفته باشد که مصلحت چى است براى یک ملت، یا براى یک جمعیت مصلحت چى است و مصلحت حالا باید این باشد، آنو قت آن باشد. آنجاهایش هم که مصلحتى در تغییرات بوده است ، خدا گفته است آنها را. احکام ثانویه براى همین معناست که گاهى یک مسائلى در جامعه‏ها پیش مى‏آید که باید یک احکام ثانویه‏اى در کار باشد، آن هم احکام الهى است، منتها احکام ثانویه الهى است. ما باید درصدد این معنا باشیم که اگر رأى به یک پیشنهادى مى‏دهیم، توجه بکنیم که ما تحت تأثیر یک مکتبى از مکتبهاى دنیاو اقع نشویم. ما تحت تأثیر قرآن باشیم، تحت تأثیر احادیث از ناحیه پیغمبر ـ صلى اللّه‏ علیه و آله ـ اگر این طور بشود کارها زودتر مى‏گذرد و کارها بهتر مى‏گذرد؛ و نظر مردم به شما، همان نظرى است که حالا هست. اگر ده مرتبه این طور اتفاق بیفتد که یک عده‏اى که اکثریت ـ فرض کنید ـ هستند، اینها یک چیزى بگویند ، یک عده‏اى هم در اقلیت باشند چیز دیگر بگویند، برود در شوراى نگهبان و رد کند، اکثریت را رد کند، نقض کند، اگر چندین دفعه این طور بشود مردم آزرده مى‏شوند. یعنى آن شناخت مردم از شما ممکن است یک وقت خداى نخواسته، تغییر بکند و این از بزرگترین خطرهایى است که براى مجلس اسلامى است و براى اسلام است.
خطر بزرگ این است که امروز احتمال مى‏رود که آن خطر براى ما باشد، این است که یک وقت ملت از حکومت برگردد. ملت را دیگران نمى‏توانند برگردانند. امریکا هرچه به حکومت ما فحش بدهد و به مجلس ما فحش بدهد یا به افراد فحش بدهد، پیش مردم، اینها معتبرتر مى‏شوند. و از آن طرف دیگران، منحرفین هرچه شما را بدگویى کنند برایتان بهتر است. مصیبت آن وقت بودکه از شما تعریف کنند. اگر چهار مرتبه امریکا، من آن اوایل مى‏گفتم این را که اینها نمى‏فهمند چطور اشخاص را زمین بزنند ، چهار دفعه تعریف کنند از یک کسى، تعریف کنند از یک چیزى،و قتى تعریف کردند، مردم مى‏فهمند این عیبى دارد که اینها تعریف مى‏کنند از او، لکن خدا خواسته است که اینها نفهمند. اگر چند مرتبه مردم ببینند که در مجلس، آنهایى که فرستادند در مجلس و همه را به دیانت مى‏شناسند، اینها رأیهایى مى‏دهند که فقهاى شوراى نگهبان براى خاطر مخالفتش با اسلام رد مى‏کند، خوب ، درشان شبهه پیدا مى‏شود. شما کارى بکنید که تحت تأثیر هیچ‏کس، خودتان را از تمام مکاتب دنیا تبرئه کنید و نصب العین شما اسلام و قرآن و احادیث اسلامى باشد؛ منتها چه احکام اولیه ، چه گاهى احکام ثانویه. اگر این طور بشود، شوراى نگهبان رد نمى‏کند دیگر. و من خوف این را دارم که یک مدتى که شما گفتید و آنها نپذیرفتند، مردم درشان شبهه پیدا بشود، چنانچه این خوف براى دولت هست.
... شما آقایان باید توجه به این معنا بکنید که مسائل را طورى طرح بکنید، مسائل را طورى رأى به آن بدهید که در شوراى نگهبان رد نشود؛ یا اگر رد مى‏شود در هر سالى یکى دو‌تایش رد بشود. اما شما از این ور یک ماه زحمت بکشید و صحبت بکنید و رد و ایراد بکنید و یک مسأله‏اى را تمام کنید، آنها بعد از چند روز بگویند اینها خلاف شرع است، با اسلام نمى‏سازد، یا با قانون اساسى مخالف است که آن هم از روى اسلام است، این وهن براى مجلس مى‏آورد و این خوف براى ما ایجاد مى‏کند که مبادا یک وقتى مردم خیال کنند که اینها تدین ندارند؛ توجه ندارند که نه، تدین دارند، دیدشان آن دیدى که باید باشد بعضى‏شان نیست والاّ نه اینکه بى‏تدین باشند، خیرخواهند ، حسن نیت دارند، تدین دارند، اما این طور نیست که همه اینها در دیدها یک طور باشند، و همه اینها در مسائل یک طور باشند. باید طورى بشود که اگر شما با هم اختلاف کردید، مثل اختلاف دو تا مجتهد باشد در مسائل، اختلافى باشد که دو مجتهد با هم دارند. آن اختلاف اگر باشد، پیش مردم هم مقبول است، پیش شوراى نگهبان هم مقبول مى‏شود. و اما اگر بنا باشد که یکى‏اش از یک طرفى بیفتد که شوراى نگهبان بگوید این خلاف اسلام است ، شوراى نگهبان نمى‏گوید که این خلاف فتواى من است یا خلاف فتواى زید است، او مى‏گوید خلاف اسلام است، اگر این طور بشود و تکرار بشود، این خطرى است براى شما و براى همه...
شما گمان نکنید که قدرت نظامى شما را نگه داشته است، قدرت ایمان شما را نگه‌داشته است و پشتیبانى ملتها، ملت. این را باید ، این پشتوانه را باید حفظش بکنید. اگر این پشتوانه خداى نخواسته ، یک وقتى از دست ما برود، همه ما از بین خواهیم رفت و اسلام هم دستخوش باز یک مسائل دیگر مى‏شود.
... همه این اشخاصى که در کارهاى دولتى، یا در کارهایى که در جمهورى اسلامى باید بشود دست به کار هستند، باید این حیثیت خودشان را پیش مردم حفظ کنند. و این حیثیت حفظ مى‏شود به اینکه به مُرّ اسلام عمل بشود، اعم از احکام اولیه و چنانچه نشد و تشخیص داده شد به اینکه الآن مصلحت در حکم ثانوى است، احکام ثانویه؛ و اما این هم باید روى تشخیص صحیح باشد. خوب، یک نفر مى‏نشیند مى‏گوید که الان حکم اضطرارى است باید فلان چیز بشود، یک عده‏اى مى‏گویند نیست اضطرارى، اینکه نمى‏شود گفت که حالا که یک عده‏اى گفتند اضطرارى است، ما او را مى‏گیریم، فرض کن چند نفر هم ا و اکثریت دارد. شما باید یک کارى بکنید که اضطرارى را قبول کند ، شوراى نگهبان قبول کند، مجلس لااقل دو ثلث‏اش رأى بدهد به اینکه این امر اضطرارى است، مشورت کنند با اشخاص مطلع. ما باید به مُرّ اسلام عمل کنیم. آقایان، شما باید به مُرّ اسلام، هم تکلیف شرعیتان است، هم حکم عقل است که ما باید حفظ کنیم مردم را. اگر یک وقتى مردم تو خیابان ریختند و شعار بر ضد ما دادند، شعار بر ضد کسانى دادند، خوب، آن وقت چه مصیبتى است. ما بسمان است آن شعارهایى که در خارج برایمان مى‏دهندو آن شعارهایى که منافقین مى‏دهند و امثال آنها. ما وقتى مردم را داریم، اسلام را داریم و رضاى خدا را داریم، همه چیز داریم و هیچ یک از آن تبلیغات سوء تأثیرى نمى‏کند؛ اما اگر خداى نخواسته مردم یک وقتى لغزش پیدا کردند، دیدند شما خداى نخواسته دارید یک کار خلافى مى‏کنید و خیال کنند عمد است ، خوب، آنها که نمى‏دانند این مسائل را، توده مردم که نمى‏توانند مسائل را تحلیل کنند به طورى که بفهمند که کجا عمد بوده، کجا نبوده، فلان آقا چه بوده است، او چه بوده، این مصیبت مى‏شود برایتان. و من امیدوارم که ان‏شاءاللّه‏ جدیت زیاد در این مسأله بکنید. و ان‏شاءاللّه‏ رأیهایى که شما مى‏دهید، مشورتها زیاد باشد.
بلکه گاهى وقتها با بعض افراد شوراى نگهبان مشورت کنید و بعد از اینکه مشورت شد و این امور آن طور شد، دیگر نه شوراى نگهبان رد مى‏کند و نه مردم ناراضى مى‏شوند. مردم وقتى دیدند یک حکمى را حکم خداست، مجلس گفته است، شوراى نگهبان هم که دنبال این است که احکام اگر خلاف اسلام باشد ردش کنند ، حالا که قبول کردند اسلامى است، مردم با اسلام که دعوا ندارند.
مردم، اسلام هرچه بفرماید قبول مى‏کنند. کسى که جوانش را براى اسلام مى‏دهد دیگر دنبال این نیست که مثلاً فلان چیز را ندارد ، چطور باشد، یا فلان چیز را دارد، چه بشود. ما باید این اسلام عزیزرا نگهدارى بکنیم. مجلس اسلامى ما نگهبان اسلام باشد و همه ارگانها و دولت، نگهبان اسلام، خدمتگزار اسلام باشد؛ وقتى خدمتگزار اسلام شد همه مسلمانها با آن موافق هستند. چه در ایران و چه در خارج ایران، همه با آن موافق هستند.
۶۲/۱/۱ مجلس باید در بین صحبتهایشان مردم را بسازند. جنگ مجلس ، مثل جنگ دو فقیه مى‏ماند، نه این است که اینها اختلاف دارند.
خوب، فقها با هم اختلاف دارند از صدر اسلام تا حالا، اگر این نظرها تصادم با هم نمى‏کرد فقه ما به این قوت نبود؛ نظرها باید تصادم کنند، دعوا شود باید سر آن. بعضى حوزه‏هایى که ما ادراک کردیم دعوا بود، استاد یک چیزى را مى‏گفت، شاگرد مى‏ایستاد در مقابلش مى‏گفت، او مى‏گفت، این مى‏گفت، او مى‏گفت تا یک مطلبتا دیگران استفاده مى‏کردند از آن؛ در مجلس هم باید این جور باشد.
مخاصمه در کار نیست مباحثه علمى است، مباحثه اخلاقى است ، باید اخلاق به مردم یاد بدهند، دعوا نباید باشد در آن.
۶۲/۵/۱۷ از آقایان تشکر مى‏کنم که به اینجا تشریف آورده و مسائل و مشکلات را با یکدیگر در میان مى‏گذاریم. عمده این است که ما بهو ضعیت خودمان و وضعیت انقلاباتى که در دنیا واقع مى‏شود توجه کنیم. یک وقت مملکتى است که انقلاب مى‏کند و پشت سرش شوروى و امریکا و امثال اینها هستند که این انقلاب ، انقلاب دیگرى است. و یک وقت کشورى است همانند ایران که انقلاب مى‏کند و خودش را از همه قدرتهاى شرق و غرب که مى‏خواهند در آن تصرف کنند جدا کرده است. مع ذلک مى‏بینیم آنها که پشت سرشان قدرتها بوده‏اند و انقلاب کرده‏اند وضع شان بسیار بدتر از ماست. و با این دو خاصیت اگر شما بخواهید که شب بخوابید و صبح بیدار شوید که همه امور درست شده باشد این یک امر غیرممکن است، و اگر جهت اسلامى‏این انقلاب نبود، تا آخر هم مشکلات ما حل نمى‏شد، و چون اسلامى‏است و مردم همه باهم هستند و علاقه به اسلام دارند، على‌رغم تبلیغات دامنه‏دار و جنگ و مشکلاتى که علیه ما تحمیل کرده‏اند مع ذلک ایران در این چند سالکه انقلاب کرده است با استقامت سرجاى خود ایستاده و به پیش مى‏رود. وظیفه آقایان وکلا این است که هرجایى که گرفتارى هست دنبال رفع آن باشند و متوقع نباشند که فوراً رفع بشود.
و مهم این است که مجلسیها با هم و با دولت و با سایر مقامات تفاهم داشته باشند. و مجلسى که اساس یک کشور است باید محلى براى بحث و ساختن اخلاق جامعه باشد، و انتقاد و استیضاح حق مجلس است اما برخورد با متخلف با آرامى و طرح مسائل اخلاقى بهتر رفع اختلاف مى‏کند تا با الفاظ نیش‏دار و مقابله کردن با یکدیگر. لذا باید نطقهاى قبل از دستور یامسائلى که در مجلس واقع مى‏شود همانند خطبه‏هاى نهج‏البلاغه و خطب ائمه اطهار مردم را رو به صلاح ببرد، و آقایان در صحبتهایشان این احساس را داشته باشند که براى مصلحت جامعه حرف مى‏زنند ، نه براى مقابله و خودشان را یک واعظ حساب بکنند که مى‏خواهند مردم را موعظه کنند و مردم هم احساس کنند که این آقایان خیر و صلاح آنها را مى‏گویند.
۶۲/۷/۴ وقتى که حکومت الگو قرار داد امیرالمؤمنین ـ سلام‏اللّه‏ علیه ـ را در اجراء حکومتش، در اجراء چیزهایى که باید اجرا بکند، اگر او را الگو قرار داد، این تمسک کرده است به ولایت امیرالمؤمنین... و مجلس که از مقامات بلند یا بلندترین مقام کشورى است، چنانچه الگو قرار داد آن چیزى که امیرالمؤمنین مى‏خواست، و آن عدالتىرا که آن در همان برهه کمى که به او مجال دادند ـ خیلى کم مجال پیدا کرد ـ اگر الگو قرار بدهند آن را براى اینکه احکام را و امورىکه باید محوّل به آنهاست به آن نحو اجرا بکنند، به آن نحو تصویب بکنند و دقت بکنند، آن وقت مى‏شود گفت که مجلس ما هم از متمسکین به امیرالمؤمنین هستند. و ما چنانچه مجلس نتواند این کار را بکند، یا خداى نخواسته نخواهد این کار را بکند، یا بعض افراد نگذارند که این کارها بشود، آن وقت ما نمى‏توانیم بگوییم که یک مجلس متمسک به ولایت امیرالمؤمنین داریم.
۶۲/۸/۱۴ من راجع به کل مجلس مکرر عرض کرده و حالا هم عرض مى‏کنمکه مجلس ما باید با مجلسهاى سابق فرق داشته باشد. البته فرق هم دارد، اما هر امرى کم کم به انحراف کشیده مى‏شود و چنین نیست که یکدفعه انحراف واقع شود. در خود انسان نیز چنین است که شیطان و نفس امّاره بتدریج از عمل به مکروهات و بعد از آن به صغایر و از آنجا به بالاتر انسان را منحرف مى‏کنند. در مجلس سابق دوره اولش بهتر بود، لکن در هر سال چیزى به آن اضافه و یا از آن کم شد تا رسید به آنجا که مجالس اخیر را دیدیم.
شما از اول اگر جلوى فساد را نگیرید معلوم نیست که به وضع سابق منتهى نشود. البته باید عاقلانه باشد که مسأله حادّى پیش نیاید.
در مسائل، ملایمت و جهت رحمت بیشتر از جهت خشونت تأثیر مى‏کند. من در زمان اختناق رضاخانى وقتى در مدرسه فیضیه صحبت مى‏کردم، آنگاه که از جهنم و عذاب الهى بحث مى‏کردم همه خشکشان مى‏زد، ولى وقتى از رحمت حرف مى‏زدم مى‏دیدمکه دلها نرم مى‏شود و اشکها سرازیر مى‏گردد و این تأثیر رحمت است. با ملایمت انسان بهتر مى‏تواند مسائل را حل کند تا شدت.
و مجلس باب مباحثه است، و باید مثل مباحثه طلبه‏ها باشد که با هم دوست هستند و با یکدیگر بحث و گفتگو مى‏کنند ولى معلوم است که مباحثه هست.مجلس اسلامى‏باید ملت و دیگرانرا ارشاد کند، چون مسائل به خارج منعکس مى‏گردد و تأثیر روى مردم مى‏گذارد. از این جهت مسئولیت مجلس به عنوان یک مرشدو هدایت کننده براى مردم زیاد است. و این کلى مطلب است که ان‏شاءاللّه‏ این مجلس اول انقلاب، پایه‏اى و سنت حسنه‏اى باشد براى آینده که هر چه خوب بشود، شما در اجر آن شریک هستید.
در مسأله‏اى که راجع به کمیته‏ها فرمودید، اعتقادم بر این است که همین گونه که هست باشد و هیچ گونه تحولى درباره آن صورت نگیرد. راجع به استیضاح هم من هیچ نظرى نمى‏دهم، فقط با ملایمت و تفاهم باشد. موافقین و مخالفین حرفهایشان را بزنند، آنو قت مجلس هر چه رأى داد معتبر است.
امیدوارم آقایان موفق شوند که وقتى مجلس را تحویل مى‏دهند مردم راضى باشند، تا بعدها به همین آقایان رأى بدهند. البته من تمام آقایان را نمى‏شناسم، ولى امیدوارم مجلس داراى یک اکثریت تام متعهد باشد. میل دارم وضع و امور با ملایمت و اخلاق حسنه صورت گیرد، و این خیلى بهتر است. دو نفر که با هم دعوا دارند وقتى یکى از آنها با رأفت و ملایمت حرف زد، دعوا تمام مى‏شود. اصولاً کارها با ملایمت و رأفت بهتر انجام مى‏گیرد.
۶۳/۳/۷ در اینجا لازم است از کوششها و مجاهدات نمایندگان محترم مجلس اول تشکر و قدردانى نمایم؛ که با همه مشکلات و کارشکنیها و ناهماهنگیها به کارهاى مهمى موفق، و از خط و صراط مستقیم اسلامى منحرف نشدند؛ و در مقابل منحرفان استقامت نموده، و کار بسیار مهم خود را، آن هم در دوره اول مجلس و جوّ اغتشاش و آشوب، که در انقلاب مستقل عظیمى مثل انقلاب ایران قابل اجتناب نبود، با افتخار و سرافرازى به پایان رساندند. باید این مجلس را از این جهت که در حال غلیان انقلابو نابسامانیهاى لازم آن و نفوذ افراد منحرف بازیگر در کارهاى کلیدى و کسب به ناحق مقامات بلندپایه و نیز تازه کار بودن و کم‏تجربگى در مسائل بسیار پیچیده، توانست با زحمت و پشتکارو تعهد به جمهورى اسلامى و با حرکت به سوى اسلامى شدن قوانین و حرکت به نفع مستضعفان موفقیت چشمگیرى به دست آورد، مجلسى نمونه به حساب آوریم. و براى شهداى مظلومى که در راه اسلام داده است از مقام مقدس ربوبى رحمت تقاضا نموده،و به بازماندگان محترمشان تسلیت عرض کنیم. جَزَاهُمُ اللّه‏ُ عَن الاِسلامِ خَیراً.
و اما دوره دوم مجلس جمهورى اسلامى در آغاز گشوده شدن ، برخوردار از پشتیبانى بیدریغ عموم ملت انقلابى و متعهد به اسلام و جمهورى اسلامى است. و نمایندگان محترم آن ناظر نشیب و فرازها و برخوردار از تجربه‏ها و اندوخته‏هاى چهار‌ساله نمایندگان محترم مجلس اول، و آشنا به بسیارى از پیچ و خمها و توطئه‏ها و بازیهاى به اصطلاح سیاسى بوده و مى‏باشند؛ و شاهد فداکاریها و جانبازیها و از خود‌گذشتگیهاى ملت معظم از اول انقلاب تاکنون بوده‏اند، چه در زمان ستمشاهى و شهادت دسته‏جمعى زن و مرد و صغیر و کبیر ملت شجاع؛ و چه پس از پیروزى و خیانتها و جنایتهاى گروهکها و گروههاى منافق متظاهر به اسلام و ملیت و طرفدارى از توده‏ها و کشتار بیرحمانه مظلومان و طبقات ضعیف و ستمکش؛ و چه شاهد تحمیل جنگ از سوى ابرقدرتهاى شرق و غرب و وابستگان مرتجع آنان، که حرث و نسل این ملت عدالت‏طلب و اسلامجو را به آتش کشیده و به نابودى سپرده‏اند، و جوانان عزیز را که مدافع آرمانهاى اسلام و قرآن کریم بوده و هستند با سلاحهاى پیشرفته شرق و غرب و سلاحهاى شیمیایى به شهادت رسانده‏اند. حال که شاهد همه این جریانات بوده‏اند، باید دقیقاً توجه کنند که مسئولیت بسیار عظیم و سرنوشت‏سازى را به عهده گرفته‏اند، که به پایان رساندن آن به طور شایسته و خداپسند جز با «جهاد اکبر» میسر نخواهد شد.
اینجانب از خداوند متعال، در این ماه پر برکت شعبان‏المعظمکه شاهد ولادت با سعادت منجى بشر و عدالت گستر شرق و غرب و فریادرس مظلومان و مستضعفان جهان، حضرت بقیة‏اللّه‏ الأعظم ـ‌ارواحنا لتراب مقدمه الفداء‌ بوده است، عاجزانه خواستارم که نمایندگان و قاطبه ملت مظلوم ایران را در مسئولیتهایى که در این عصر پرآشوب و فتنه‏زا، که مى‏توان گفت حکومت جنگل بر آن غلبه دارد، به دوش گرفته‏اند به طور شایسته از عهده برآیند و در این جهاد بزرگ موفق شوند؛ و با افتخار و سرافرازى به محضر مبارک حق تعالى وارد شوند.
اینک تذکراتى برادرانه و مخلصانه به حضرات نمایندگان محترم ـ‌حفظهم اللّه‏ تعالى و ایّدهم ـ عرضه مى‏دارم باشد که نافع شود. وَذَکِّرْ فَاِنَّ الذِّکْرٰى تَنْفَعُ المؤمنینَ. [۵] ۱. [آن] که در رأس همه تذکرات است و با رسیدن به آن، همه چیز اصلاح مى‏شود و سعادت فراگیر مى‏گردد، آن است که به قلوب محجوب و منکوس خود برسانیم که عالَم، از اعلا علّییّن تا اسفل‏سافلین، جلوه حق ـ جل و علا ـ و در قبضه قدرت اوست؛ و هیچ موجودى، از روحانیون ملأاعلىٰ و انبیاى معظم و اولیاى مکرم، تا اشقیا و هر جا بروید، از خود چیزى ندارند؛ بلکه چیزى نیست جز آنکه به جلوه او نورانى و هست شود. و این تذکر همان است که موجب اطمینان قلوب مى‏شود که اَلا بِذِکرِ اللّه‏ِ تَطْمَئِنُّ القلوبُ.[۶]و با این باور است که خوفها از غیر او از دلها رخت ببندند؛و امیدها و رجاها بجز به او از قلوب زایل شوند. بارالها، ما گر چه محجوبیم و در سلاسلِ جهنمِ نفسْ مقید، تو به وسیله اولیایت دست ما گیر و ما را از خود و شرّ خود برهان؛ تا جز تو نبینیم و جز از تو خوف نداشته باشیم و امید به کس نبندیم.
خدایا!، ما این پیروزیها را در جبهه‏ها و در پشت جبهه‏ها و در ارگانهاى ملى و دولتى از تو مى‏دانیم. و اگر نبود عنایت خاص و پرتو رحمت تو بر این ملت ضعیف، که چنگ و دندانها از اطراف عالَم به او نشان مى‏دهند و توطئه‏هاى شرق و غرب براى براندازى اسلام و جمهورى اسلامى به هم پیوند خورده‏اند و سازمانهاى عریض و طویلِ حقوق بشر و امنیت جهانى با رسانه‏هاى گروهى چپ ورا ست یک‏صدا به مقابله با آن برخاسته‏اند و دولتهاى به اصطلاح اسلامى با پیوند با اسرائیلِ غاصب و ارباب غاصبتر آن امریکا در براندازى آن مجهز شده‏اند، در همان نفسهاى اول سرکوب شده بود. این عنایت بزرگ تو است که مجلس، ملت و دولت ما چون سدى عظیم و خلل‏ناپذیر ایستاده و فریاد اسلام را به جهانیان رسانده، و مستضعفان را در کنار کاخ سفید و کرملین و در گوشه و کنار زمین به حرکت و فریاد در‌آورده است. و امید آن است که مسلمانان و مستضعفان جهان بپا خیزند، و داد خود را از مستکبران بگیرند، و مقدمات فرج آل محمد ـ‌صلى‏اللّه‏ علیه و آله ـ را فراهم نمایند.
۲. چنانچه این انقلاب اسلامى یک انقلاب عادى نیست و متکى به هیچ یک از دو قطب شرق و غرب نمى‏باشد، از این جهت، ویژگیهاى خاص خود را داشته و دارد. و با پیمودن صراط مستقیمِ «لاشرقیه و لاغربیه» در مقابل هر دو قطب ایستاده است و از هیچیک از قدرتهاى افسانه‏اى نهراسیده است که همین موجب پیروزیهاى معجزه‌آسایش گردید؛ گر چه موجب توطئه‏ها و آتش افروزیهاى فراوان علیه خودش هم شد لکن در هیچ مرحله‏اى عقبگرد نکرد.
مجلس جوشیده از این ملت انقلابى نیز یک مجلس عادى نیست؛ که یک پدیده خاصِ به خود با ویژگیهاى خاص است.
امروز به جرأت مى‏توان ادعا کرد که در زیر این آسمان کبود تنها مجلسى است که متکى به آراى توده میلیونى مردم است که با رأى مستقل و مستقیم مردم به دور از اعمال نفوذ خانها و سرمایه‏دارهاو مالکها و سلطه‏ها و بست و بندهاى به اصطلاح سیاسى و فعالیتهاى انحرافى، به وجود آمده، و از قلدریهاى رژیم شاهنشاهى و وابستگان به آن خالص بوده است. قهراً مسئولیتهایىکه چنین مجلسى دارد بسیار بزرگ است: مسئولیت مقابله با سیاست‏بازیهاى غرب و جناح سرمایه‏دارى آن، و دیکتاتورى شرق و قطب کمونیستى آن. این مجلسى است که باید سیاست «نه شرقى و نه غربى» را در جهان دو قطبى اجرا کند؛ و احکام سیاسىو اجتماعى و اقتصادى و فرهنگى اسلام را که به طاق فراموشى سپرده شده بود و قرنها منزوى بود به صحنه آورد و چنین مجلسى است که قدرت روحى مافوق عادى و قدرت تشخیص مسائل پیچیده جهان و قدرت تصمیم‏گیریهاى قاطع بى‏گرایش به دو قطب الحادى و سرمایه‏دارى را لازم دارد. قدرتى که اگر همه جهان در مقابل آن به سوى باطل روند، بى‏وحشت به سوى حق رود. قدرتىکه جوّسازیها و شایعه‏پردازیها را به هیچ شمارد. چنین مجلسى در کمیسیونهاى مختلفش کارشناسان و متخصصان متعهد و زبردست لازم دارد. هر چند براى مشورت در هر رشته خصوصاً در سیاست خارجى و نیز سیاست اقتصادى که امروز از اهمّ امور است از اشخاص کاردان دعوت کنند و چون مقصد همه ان‏شاءاللّه‏ پیشرفت احکام اسلام و خدمت به بندگان خداى متعال است، باید از این که از خارج مجلس استمداد مى‏کنند خوشوقت باشند.
۳. مجلس محترم دوره اول گر چه کارهاى بسیار ارزنده‏اى انجام داد و با کوشش و مشکلات فراوان از عهده وظایف خود به در آمد لکن تراکم مشکلات پس از انقلاب و خیانتهاى رژیم سابق آنچنان زیاد بود که قهراً بسیارى از مشکلات به عهده مجلس حاضر است. از آن جمله حل مسائل بسیار مهم اقتصادى و مبارزه با تورم و حل مسأله مسکن و زمین است و رسیدگى هر چه بیشتر به امور محرومان و قشرهاى کم درآمد و از آن جمله افراد محترمى مى‏باشند که در دستگاههاى دولتى با حقوق محدود مشغول خدمت هستند. این کارمندان زحمتکش اکثر قریب به اتفاقشان درآمد دیگرى ندارند و به حقیقت از قشر محروم هستند. چنانچه حل مسائل کشاورزى که از مهمات امور کشور است به عهده دولت با پشتیبانى مجلس است. و در تمام این امور آنچه لازم است بدون مسامحه عمل شود موافق بودن قوانین مربوط به این امور و سایر امور کشور با قوانین مقدس اسلام اعم از احکام اولیه یا احکام ثانویه است؛ که اگر جزئى انحرافى خداى نخواسته در این مجلس از شرع اسلام پیدا شود سنت سیئه‏اى خواهد شد که دنبال آن سنتهاى سیئه دیگر خواهد آمد؛ و وزر و گناه آن و گناه هر کسکه به آن عمل کند به گردن آنان است. و اگر ان‏شاءاللّه‏ فعالیتهاى نمایندگان محترم در جانب هر چه بهتر کردن کشور و رفاه حال محرومین با موازین اسلامى باشد، اجر آن مثل اجر هر کس [که] به آن عمل کند براى سنت گذاران است. کسى گمان نکند که به نفع محرومین و خدمت به آنان اگر به طور غیر مشروع هم باشد مانع ندارد. که این یک انحراف و خیانت به اسلام و جمهورى اسلامى بلکه به محرومین است که از مال حرام و غصب و با ظلم به دیگران آنان را مبتلا به آتش جهنم کنند. اینجانب گمان ندارم که در کشورى که همه چیز خود را براى اسلام و اجراى قوانین اسلامى فدا کرده چنین مسائلى واقع شود. و حضرات نمایندگان محترم کوشش نمایند که امر مخالف با شرع و قانون اساسى به تصویب نرسد؛ که علاوه بر آنکه رأى برضد قوانین الهى دادن خود گناه است، بى‏شک شوراى محترم نگهبان آن را رد مى‏کند و موجب عقب‌افتادن کارها مى‏شود.
۴. مى‏دانید و مى‏دانیم که مجلس شوراى اسلامى داراىو ظایف بزرگ و ظریف مى‏باشد؛ چرا که در کشورى که مردم براى اسلام و حکومت اسلامى و اجراى قوانین نورانى قرآن کریم و قطع ظلم و ستم به هر نحو و از هر نوع باشد قیام کرده‏اند و شما را به مجلس فرستاده‏اند، مجلسى که منعکس کننده اقوال و احوال و طرز روحیه و افکارتان است و از آنجا که همه اینها به صورتىو سیع در سراسر کشور و نیز در بسیارى از کشورهایى که موجرا دیو ـ تلویزیون به آنجا مى‏رسد و گاهى در تمام دنیا به واسطه رسانه‏هاى گروهى جهان منتشر مى‏شود، لازم دانستم به حکمو ظیفه و اخوت اسلامى به بعضى از آنها اشاره کنم. و این امورى است که اسلام و اخلاق اسلامى و ارزشهاى انسانى و ملتهاى متعهد اسلام از آنان خصوصاً و از همگان عموماً توقع دارند.
الف) کیفیت برخورد با یکدیگر در محیط مجلس و مباحثات بین مخالف و موافق؛ از نمایندگان متوقع است که مراعات آداب اسلامى در محاورات بشود؛ و انگیزه آن یافتن حق و راه حل باشدو این امور در محیط دوستى و صفا چون بحثهاى علمى در محیط مدارس فقاهتى که مقصود، یافتن واقعیت نه تحمیل عقیده است ، آقایان را بهتر و آسانتر به حقیقت مى‏رساند و مجادلات با حال غضب و عصبانیت انسان را از واقع دور مى‏کند و چون مقصود از بحثها یافتن طریق هر چه بهتر براى خدمت به اسلام و کشور و ملت است و از عبادات و مقربات الهى محسوب است، حقاً لازم است از آنچه مخالف رضاى خداوند متعال است اجتناب شود و محیط مجلس طورى باشد که علاوه بر یافتن راه صحیح براى شنوندگان، آموزنده اخلاق اسلامى و آداب انسانى باشد، که این خود یک عبادت دیگر است. و اگر خداى نخواسته در این محیط مقدس مقصود کسى اِعمال غرض و تحمیل عقیده و احیاناً تسویه‏حساب باشد که قهراً به هتک یک مسلمان و رد و بدل الفاظ غیر‌مناسب منجر مى‏شود علاوه بر آنکه از مسیر حق دور مى‏شود و برخلاف آنچه وظیفه وکیل است مى‏باشد گاهى اشاعه فحشا در یک محیط بسیار وسیع است که معصیتى عظیم است. اینجانب امیدوارم خداوند توفیق دهد که همان سان که جوانهاى عزیز رزمنده، سنگرهارا به مسجد و معبد تبدیل کردند، حضرات وکلا، مجلس را معبدى کنند منزه از اعمال و اقوال زمان طاغوت، تا مجلسى نمونه شود؛ باشد که مجالس دیگر کشورهاى اسلامى از آن تبعیت کنند.
ب) کیفیت برخورد با دولت و وزرا و سایر کارمندان؛ شک نیست که مجلس به همه امور کشور نظارت دارد؛ و حق نمایندگان است که از هر انحراف و خلافى که از وزرا و ادارات مى‏بینند به حکم قانونى جلوگیرى کنند و دولت را تا حد استیضاح بکشانند.
لکن فرقهاست بین نظارت و استیضاح، و بین عیبجویى و انتقامگیرى. و این فرق را همه کس پس از رجوع به وجدان خویش مى‏فهمد. انسان با کمى تفکر در حال خود تشخیص مى‏دهد که احضار دولت یا وزیر براى خدا و مصالح اسلام و کشور است و در آن جز هدایت و جلوگیرى از انحراف و حفظ مصالح ملت چیز دیگرى دخالت ندارد؛ یا از معیارهاى غیرالهى، چون حُب و بغض، دوستى و دشمنى، هواهاى نفسانى چون خودنمایى ، عرض‏اندام و از این قبیل مکاید نفسانى و شیطانى، برخوردار است. و محک تشخیص معیار الهى از شیطانى آن است که پس از مراجعه به خود بیاید که آنچه که او مى‏خواهد نفْس عمل است گر چه این کار را دیگرى انجام دهد؛ و یا آنچه را که بدان سبب شخصى را احضار کرده است اگر از دوستان عزیز او سر مى‏زد، با او همان مى‏کرد که با این انجام مى‏دهد. و این است معناى روابط و ضوابط و صراط مستقیم که از ارزشهاى انسانى برخوردار است.
خداوند قادر ما را بر آن هدایت فرماید و از ما دستگیرى کند.
مرحله‏اى دیگر: به فرض آنکه هیچ مقصدى جز حقجویى و جلوگیرى از انحراف نباشد، در کیفیت اداى وظیفه و بیان اشکال مى‏توان معیارالهى و نفسانى را تشخیص داد. معیار الهى آن استکه اثبات مدعا مبنى بر استدلال و شواهد متقن باشد، و از کلمات نیشدار و اهانت‏آمیز و کردار ناروا مبرّا باشد. و در غیر این صورت ، باید دانست که دست شیطان و نفس امّاره بالسوء در کار است و گوینده بازیچه هواى نفس است.
نمایندگان محترم و خواهران و برادران گرامى، مسأله بسیار مهم است. آبرو و حیثیت یک مسلمان یا یک انسان در کار است.
چه بسا با یک انحراف شما یک انسان آبرومند در جامعه ساقط شود و شرف یک مؤمن خدشه‏دار گردد. اگر انحرافى دیدید ، نخست بدون سر و صدا دنبال تحقیق روید. پس از آنکه مسلّماً معلوم شد، قبل از کشیده شدن به مجلس با طرف به گفتگ و بنشینید، و مسأله را حتى‏الامکان با خود او حل کنید. اگر در این مرحله توفیق حاصل نشد، در کمیسیون مربوط او را بخواهید، و با کمک دوستان فیصله دهید. و اگر فیصله نشد و شخص مذکور مى‏خواهد برخلاف مصالح اسلام و کشور و ملت عمل کند و در انحراف پافشارى نماید، حفظ مصلحت عمومى و اسلام مقدّم است بر حفظ مصلحت شخص، هر کس باشد؛ در این صورت تقاضا کنید و با استدلال و منطق، بدون کوچکترین اهانت، مطلبرا عرضه کنید. و مهلت دهید تا در محیطى آرام و بى‏تشنج از خود دفاع کند. در این موقع مجلس به هر چه تکلیف قانونى و شرعى دارد عمل کند، بى‏کوچکترین توهین. و ما همه باید بدانیم که مجرمى که بالاترین جرم را دارد و به سوى چوبه دار مى‏رود، جز اجراى حد شرعى احدى حق آزار او را لفظاً و عملاً ندارد؛ و مرتکب، خود ظالم است و مستحق کیفر.
ج) از امور لازم التذکر راجع به نطقهاى قبل از دستور است؛ چه بسا که ناطق احیاناً گمان کند بى‏قید و شرط و بى‏تعهد و تکلیف باید هر چه بخواهد بگوید، و به هر کس، چه حاضر جلسه و چه غایب، مى‏تواند به اصطلاح حمله کند، و میزانى الهى و شرعى و اخلاقى در کار نیست و مسئولیتى حتى شرعى ندارد. و گاهى بعضى نطقها موجب تأسف بسیار و تأثر است؛ و چه بسا که اهانت به یک مسلمان و مؤمن را به حد اعلىٰ مى‏کشاند و حیثیات انسانهارا لکه‏دار مى‏کند؛ و گاهى ارقام و اقلام بسیار از گوشه و کنار اعم از صحیح و فاسد جمع‏آورى مى‏کند و با آبروى دولت و اشخاص ، بلکه مجلس بازى مى‏کند؛ و مجلس شوراى اسلامى را بى‏توجه همچون مجلس طاغوت مى‏نماید و مورد تاخت و تاز اعراض مسلمانان در سراسر کشور قرار مى‏دهد. آقایان مى‏دانند مجلس اسلامى که حاصل سالهاى دراز رنج و زحمت و خونهاى محترم صدها هزار شهید و جانباز است براى تحقق احکام نورانى اسلامو تحول از رژیم طاغوت به رژیم الهى ـ‌‌اسلامى است. نمایندگان آن باید از اخلاق اسلامى بالا و والایى برخوردار باشند؛ و خداى بزرگ را حاضر و ناظر بر اعمال و گفتار خود بدانند، و از رفتار و گفتار رژیمهاى طاغوتى احتراز نمایند. و اگر خداى نخواسته کسى از حدود شرعى، چه در نطقهاى قبل از دستور و چه در مذاکرات و محاورات دیگر خارج شد، وظیفه فریضه بزرگ نهى از منکر را فراموش نکنند؛ که خداى نخواسته حق و عِرض و حیثیت مردم در مکانى که حافظ مصالح اسلام و مسلمین و مردم کشور است ضایع نگردد بلکه وکلاى محترم در برخوردها و نطقها، که در همه جا منتشر مى‏شود آموزنده اخلاق کریم انسانى و اسلامى باشند و مردم را به کیفیت سالم برخورد با یکدیگر آشنا سازند که این خود یک خدمت بزرگ به اسلام و مسلمین و بشریت است. اینجانب با اینکه میل نداشتم این مسائل را به طور سرباز عرض نمایم لکن علاوه برآنکه احساس تکلیف شرعى نمودم اکیداً علاقه‏مندم که قداست مجلس معظم و وکلاى محترم محفوظ باشد، تا الگویى باشند براى مجلسهاى جهان و مجالس آتیه ایران.
این نکته نیز قابل ذکر است که اگر در مجلس به کسى که حاضر نیست و راه به مجلس ندارد که از خود دفاع نماید حمله‏اى شد، به او اجازه داده شود یا در مجلس از خود دفاع کند و اگر قانوناً اشکالى در این عمل مى‏بینند، رادیو ـ تلویزیون و مطبوعات اینو ظیفه سنگین را به دوش کشند؛ تا حق مظلومى ضایع نشود و شخصیتى بى‏دلیل خُرد نگردد و راهگشاى این امر خود نمایندگانو رئیس محترم مجلس هستند که با تعهدى که دارند و مسئولیتى که بر دوش آنهاست این حق را به اشخاص غایب بدهند؛ تا به وسیله مجلس، که نگهدار مصالح کشور و ملت است، حقى ضایع نشود و انسانى مظلوم نگردد. و اگر به کسى چه از دولتیها یا دیگران ، تهمتى زده شد، حق شکایت به قوه قضاییه را دارد تا رسیدگى شود و مجرم تعقیب و تعزیر شود. و اگر به یک وزارتخانه یا بنگاه تهمت زده شد حق دفاع با وزیر و رئیس بنگاه است و حق شکایت دارند و قوه قضاییه تعقیب خواهد کرد. و بالجمله با هر ترتیب ممکن باید از این اعمال غیر اسلامى جلوگیرى شود. البته این بدان معنا نیست که مجلس از حق قانونى و شرعى خود دست بردارد، بلکه نمایندگان محترم در محدوده قانون و شرع آزاد و مختارند و هیچ کس نمى‏تواند از حقوق قانونى آنان جلوگیرى نماید.
د) ... حضرات وکلاى محترم دوره دوم مجلس شوراى اسلامى که در آغاز خدمت به اسلام و جمهورى اسلامى مى‏باشند با توجه به اوضاع کنونى کشور و فشارهاى اقتصادى و نظامى و گرفتارى فوق طاقت دولت و مخارج عظیم جنگ و پیامدهاى آن و گرفتارى آوارگان جنگ و مهمانان افغانى و عراقى که قشرهاى عظیمى هستند و خرابیهاى جنگى و فسادهاى موروث از رژیم سابق و بسیارى از مشکلات کمرشکن دیگر، لازم است به دولت کمک نمایند که مشکلات را با پشتیبانى شما نمایندگان یکى پس از دیگرى حل نماید. در عین حال که حق نظارت و حق جلوگیرى از انحرافات را دارید لکن در وضعیت کنونى مسائل را روى هم بسنجید و اگر چیزى به نظرتان ناروا بود با وضع گرفتاریهاى حاضر بسنجید و ببینید اگر شما به جاى دولت بودید با چه قدرتى مى‏توانستید با مشکلات موجود مقابله کنید. و بدانید که روى هم رفته دولت تا کنون به وضع خارق‏العاده‏اى خدمت کرده و نقایصىکه هست مطمئناً اجتناب‏ناپذیر است و بالجمله لازم است همه پشتیبان هم باشید تا بر حوادث پیروز شوید و با عملکرد دولت در این مدت کوتاه و خدمتهاى ارزنده او در سراسر کشور باید گفت دولت موفقى بوده است. باید به او مهلت داد که توفیق بیشترى به دست آورد. و در کمبودها و نقصانهاى موجود باید او را یارى کردو کمکهاى فکرى و عملى نمود. کشور از همه است و با اتکا به قدرت ازلى و با کمک همه مى‏توان بر هر مشکلى غلبه کرد ، ان‏شاءاللّه‏ تعالى.
ه) از نمایندگان محترم که با توفیق الهى و رأى آزاد توده‏هاى محروم براى خدمت به اسلام عزیز و ملت محترم موفق شده‏اند ، انتظار مى‏رود که در تمام فعالیتها و آراى خود براى شکرگزارى از خداى متعال جانب حق را گرفته و ضوابط را در نظر گیرند. مثلاً در اعتبارنامه‏ها که مورد بحث و نظر واقع مى‏شود، بدون ملاحظه دوستى و دشمنى و جهات سیاسى رایج در دنیا آنچه رضاى خداست و واقعیت اقتضا مى‏کند در نظر گیرند و گرایشهاى سیاسى را کنار گذارند. و این رویّه را در همه اعمال و اقوال و آراى خود در مدت این خدمت ارزشمند ملحوظ دارند؛ و براى رضاى مخلوق، خداى نخواسته به سَخَط خالق مبتلا نشوند. و در حقیقت مجریان عدل الهى باشند. و این رویّه از همه کس مطلوب است و از کسانى که در جایگاه حساس واقعند مطلوبتر. و شما نمایندگان محترم مى‏توانید با یک رأى خود خدمت ارزشمندى به خدا و خلق نمایید، و بالعکس؛ و مى‏توانید یک خطر بزرگ را از کشور و اسلام رفع کنید و بالعکس. حرکت در راه حق و عمل به آن، خود تفکر آزاد و ذکر خداست که موجب طمأنینه است.
و) اگر بخواهید بى‏خوف و هراس در مقابل باطل بایستید و از حق دفاع کنید و ابرقدرتان و سلاحهاى پیشرفته آنان و شیاطین و توطئه‏هاى آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از میدان به در نکند، خود را به ساده زیستن عادت دهید و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهیزید.
مردان بزرگ که خدمتهاى بزرگ براى ملتهاى خود کرده‏اند اکثر ساده زیست و بى‏علاقه به زخارف دنیا بوده‏اند. آنها که اسیر هواهاى پست نفسانى و حیوانى بوده و هستند براى حفظ یا رسیدن به آن تن به هر ذلت و خوارى مى‏دهند؛ و در مقابل زور و قدرتهاى شیطانى خاضع، و نسبت به توده‏هاى ضعیف ستمکار و زورگو هستند. ولى وارستگان به‌خلاف آنانند. چرا که با زندگانى اشرافى و مصرفى نمى‏توان ارزشهاى انسانى ـ اسلامى را حفظ کرد. جوانان ایران و زنان و مردان که در زمان طاغوت با تربیت طاغوتى بار آمده بودند هرگز نتوانستند با قدرت طاغوتى مقابله کنند. ولى آنگاه که به دست تواناى حق ـ جل و علا ـ به انسان انقلابىِ دور از علایق شیطانى متحول شدند آن قدرت عظیم را سرکوب کردند. دستهاى جنایتکارى که جوانان عزیز را در رژیم سابق به مراکز فساد کشاندو از انسانهاى آزاد، عروسکهاى مصرفى تراشید، انگیزه و نقشه‏شان این بود که هر خیانتى که در کشور واقع مى‏شود و هر چه به سر ملت و ذخایر ارزنده آن مى‏آید و هر چه زنجیرهاى استعمار به دست و پاى مردم محکمتر مى‏شود، در مقابل بى‏تفاوت باشند یا به حمایت همان رویّه برخیزند. امروز هم قشر فعال در جبهه‏ها و پشت جبهه‏ها همان طبقات محروم ساده زیست هستند. و در بین آنان از آن وابستگان و دلبستگان به علایق دنیا اثرى نمى‏بینید.
خداوند همه ما را از این قیدهاى شیطانى رها فرماید تا بتوانیم این امانت الهى را به سرمنزل مقصود برسانیم و به صاحب امانت ، حضرت مهدى موعود ـ‌أرواحنا لمقدمه الفداء ـ رد کنیم. از خداوند متعال خواستارم که نمایندگان محترم دوره اول مجلس شوراى اسلامى را که از مشکلات نهراسیدند و براى پیاده کردن احکام اسلام کوشش و تلاش نمودند سعادت و سلامت عنایت فرماید و به نمایندگان دوره دوم توفیق و قدرت تصمیم براى رسیدن به آرمانهاى مقدس اسلام عنایت فرماید؛ و عموم مسلمانان جهان را از شرّ ابرقدرتها حفظ کند.
۶۳/۱۱/۲۲ اعضاى مجلس محترم شوراى اسلامى بحمداللّه‏ تعالى در دوره دوم نیز اشخاص محترمى هستند که با تعهد و جدیت خود مى‏توانند خط مشى دولت را هرچه بهتر تعیین کنند. البته شک نیست که عده‏اى از آقایان، که شک در خدمتگزارى‏شان نسبت به اسلام عزیز و کشور نیست در امور عظیم کشور و گرفتاریهاى بسیار پیچیده وارد نبوده یا کمتر وارد باشند و خود نیز توجه دارندکه در مسائل بسیار مشکل یک دولت در حال انقلاب و کشورِ مورد هجوم قدرتهاى بزرگ و کوچک و کارشکنیهاى مغرضان و مفسدان چپ و راست که محتاج به کارشناسان متخصص در رشته‏هاى مختلف است، نمى‏توان به طور سطحى نظر داد و بدون توجه به تمام مسائل سیاسى و اجتماعى و انعکاسات داخلى و خارجى آن با سلیقه شخصى اظهارنظر کرد و چه بسا چنین نظرهایى ولو از چند نفر معدود در سرنوشت امت تأثیر منفى گذارد و از این جهت لازم است در کمیسیونها بویژه کمیسیونهاى مهم، چند نفر از متخصصان متعهد که مسائل را روى هم مى‏سنجند و به مشکلاتِ سخت نظام آگاهى دارند دعوت شود و با مشورت آنان رسیدگى به امور گردد. و چون مسأله اسلام و حکومت الهى در کار است، مسامحه در این امور چه بسا خللىو ارد آورد که جبران آن مشکل یا غیر ممکن شود و مسئولیت آن در پیشگاه خداوند بزرگ عظیم باشد. مسأله حفظ نظام جمهورى اسلامى در این عصر و با وضعى که در دنیا مشاهده مى‏شود و با این نشانه‏گیریهایى که از چپ و راست و دور و نزدیک نسبت به این مولود شریف مى‏شود، از اهمّ واجبات عقلى و شرعى استکه هیچ چیز به آن مزاحمت نمى‏کند؛ و از امورى است که احتمال خلل در آن عقلاً منجّز است. حضرات وکلاى محترم که بحمداللّه‏ به جمهورى اسلامى تعهد دارند، در نطقهاى قبل از دستور و در مباحثات در حال دستور با کمال دقت مواظب جملات خود و کیفیت اداى آن باشند، که خداى نخواسته به مسلمانى بلکه انسانى توهین نشود و شخصیتى ساقط نگردد و کسى مظلوم واقع نشود.
البته انتقاد سالم و سازنده بدون اغراض شخصیه و خداى نخواسته انتقامجویى لازم است و مفید و موجب رشد و تعالى است. و هر کس در نزد وجدان خود تشخیص رفتار و گفتار و نوشتار خود را مى‏دهد و همه چیز در محضر مقدس حق‏تعالىو اقع مى‏شود. حجم عظیم کارهاى قوه قضاییه و عظیمتر قوه مجریه را در پیش خود مجسم فرمایید و خود را به جاى مسئولین در هر یک از محاکم قضایى و امور اجرایى قرار دهید تا معلوم شود امر و نهى و اشکال و انتقاد آسان است، لکن عمل و حل صد‌در‌صد با اینهمه گرفتاریهاى در حال انقلاب از عهده هیچ کس بر نمى‏آید. اعضاى محترم مجلس انقلابهاى تاریخ را در نظر بگیرند، با انقلاب اسلامى ایران مقایسه نمایند، تا عظمت اعجازآساى این انقلاب و حجم فعالیتهاى شایسته قواى سه گانه را بهتر توجه کنند. شوروى امروز هم پس از انقلاب به‌اصطلاح توده‏اى‏اش در کشاورزى نتوانسته است خودکفا باشد و اگر امریکارا ه ارزاق را به روى آنان ببندد شاید به زانو دربیاید. شما انفجارات، ترورها، اعتصابات، و سرقتها و شرارتها را در سطح دنیا حتى در کشورهایى که از نظر صورى پیشرفت کرده‏اند مثل انگلستان و فرانسه و حتى امریکا را در نظر بگیرید و با انصاف حکم کنید.
افرادى که با چند شکواییه از چند یا چندین نفر گمان مى‏کنند مردم ناراضى هستند، در اشتباهند. زیرا امروز دامنه اعتصابات و تظاهرات عظیم در سطح دنیا مانند اعتصاب چندین ماهه انگلستان، این مهد به اصطلاح تمدن و سیاست و قدرت ، کارها را فلج نموده و تظاهرات و مخالفتهاى بسیارى در فرانسه و سایر کشورهاى به‌اصطلاح متمدن صورت مى‏گیرد. و یا مخالفتهاى احزاب با دولتهایى مثل هند و پاکستان به صورت گسترده‏اى به چشم مى‏خورد. ولى بحمداللّه‏ در ایران که مبتلا به مخالفت کشورهاى کوچک و بزرگ است، کارگران عزیز و متعهد ما همچنان به کار و تلاش و سازندگى ادامه مى‏دهند و هر گونه توطئه‏اى را قبل از وقوع در نطفه خفه مى‏سازند و اجازه نمى‏دهندکه دستهاى استکبار کارخانجات را به اعتصاب بکشانند. آقایان دست‌اندرکاران در هر مقام و هر شغل هستید با قدرت روحى و قوت ایمان و اتکا به خداوند متعال ـ جَلّت قُدرته ـ و اعتماد به ادعیه حضرت بقیة‏اللّه‏ ـ روحى له الفداء ـ براى حفظ نظام الهى جمهورى اسلامى به پیش روید و از تبلیغات و هیاهوهاى رسانه‏هاى گروهى که گاه کاهى را کوه مى‏کنند نهراسید که خداوند تبارک و تعالى با شماست وَ کَفَى بِهِ وَکیلاً.
۶۴/۷/۲۴ آن چیزى که موجب زحمت آقایان است، این است که ما راجع به آتیه صحبت کنیم، گذشته گذشته است. الآن یک واقعیتى است و آن اینکه مجلس رأى اعتماد داده است به نخست وزیر. این یکو اقعیتى است که در قبال همه ما واقع شده است، و این سه وضعىکه در مجلس آمده است که رأى ممتنع و رأى مخالف و رأى موافق، اینها همه براى این بوده است که تشخیص دادند این مطلبرا ، در آن هم صحبتى نیست. صحبت این است که آیا از این به‏بعد مخالف مى‏خواهد کارشکنى بکند براى دولت، به ترتیب غربى‏اش مى‏خواهد عمل کند؟ براى اثبات اینکه ما راست گفتیم ، مى‏خواهد اسلام را شکست بدهد، مى‏خواهد جمهورى اسلامى‏را شکست بدهد؟ یا اینکه عقل اقتضا مى‏کند که حالایىکه در مقابل این امر واقع شده است، اینکه عقیده‏اش این است که به طورشایسته عمل نشده است و از این بهتر مى‏شد عمل بشود ، هدایت کند، کمک کند که به طور شایسته عمل بشود که در دوره آتیه همه رأى بدهند، نه اینکه کارشکنى کند، و خداى نخواسته در یک همچو موضع حساسى که ما واقع هستیم دولت را به شکست برساند، و این از امورى است که برخلاف اسلام است، بر خلاف مصالح کشور است و برخلاف مصالح خودتان است. اگر شما اعتقاد به اسلام دارید و عقیده دارید ـ چنانچه دارید ـ و اعتقاد دارید که باید کشور با قدرت پیش برود و در این موضع در جنگ پیروز بشود، راه براى ابرقدرتها بسته بشود و کشور ما قوى بشود ، باید کوشش کنید در تأیید، نه کوشش کنید در انتقاد. انتقاد سالم باید بکنید، این هم در پیشرفت مسائل مؤثر است. انتقاد سالم ورا هنمایى دولت در همه کارهایى که مى‏خواهد انجام بدهد، اینها از امورى است که لازم است. اما اینکه خداى نخواسته، یک وقت براى اینکه اثبات کنید مطلب خودتان را راجع به دولت، بخواهید کارشکنى بکنید، دولت را به شکست وادار کنید، ملت را تضعیف کنید، دولت را تضعیف کنید، اسلام را به شکست برسانید، این یک مطلبى است که الزاماً باید جلوش گرفته بشود و من امیدوارم این جور نباشد.
مجلس امروز مثل مجلسهاى سابق نیست که در یک محل دربسته و سربسته‏اى بین خودشان صحبت بشود، و بعد هر کدامش را خواستند منتشر کنند و هر کدام را نخواستند نکنند.
مجلس امروز مستقیماً منتشر مى‏شود مسائلش، و حتى آن اشخاصى که در مزرعه‏ها مشغول زراعت هستند، رادیو دارند و مسائل را مى‏توانند بگیرند. ملت ما هم امروز مثل سابقش نیستکه بى‏تفاوت باشد در امور. ملت ما هم مواظب است و مراقب است و همه امور را مشاهده مى‏کند. باید آقایان بدانند که اگر چنانچه یک وقت خداى نخواسته وسوسه‏اى پیش بیاید، یا کسى باشد که بخواهد وسوسه‏اى پیش بیاورد در خارج و داخل ، تضعیف کند دولت را و نگذارد که مسائل پیش برود و همه چیزهایى که باید موافق با اسلام باشد پیش برود، مردم مواظبند و مطلعند و شناسایى مى‏کنند و سکوت نمى‏کنند. بنابراین، توصیه من به آقایان به طور جِد این است که باید شما که مى‏بینید که دولت نتوانسته به آن طورى که دلخواه است عمل بکند، باید از این به بعد تعقیب کنید، تأیید کنید، همراهى کنید، کمک کنید تا کشور شما رو به سلامت برود، و احتراز کنید از یک چیزى که برخلاف رضاى خداست و برخلاف رضاى ملت است.
از آن طرف هم به آقایانى که در آن طرف واقع شده‏اند، عرض مى‏کنم که شما براى اینکه تشخیص مصلحت دادید این کار را کردید، [۷]حالا از این به بعد اگر چنانچه، از دولت یک چیزى برخلاف دیدید، براى این که بگویید ما مصلحت دیدیم و براى مصلحتمان این کار را کردیم و اثبات کنید حرف خودتان را بخواهید تأیید کنید از دولت در موارد بیجا، آن هم برخلاف شرع است. همان طورى که همیشه بنابر این است و همیشه سفارش شده است، مجلس یک مجلس مشورتى اسلامى‏است، نه یک مجلسى است که در جاهاى دیگر متعارف است و مربوط به این مسائل اسلامى‏نیست و کارى به مذهب ندارد. مجلس اسلامى است، باید نظرها، نظرهاى خیرخواهانه اسلامى باشد، هم درباره دولت، هم درباره وزرا. وزرایى که شما انتخاب مى‏کنید، باید همان طورى که گفته شده است شرایطى داشته باشند که کاردان باشند و یک طور نباشد که یک وزیرى باشد که بعد نتواند کار بکند؛ فعال باشد. و کمک کنید که یک همچو وزرایى [انتخاب] بشود و زودتر کار هم انجام بگیرد.
خوب، ما الآن در مشکلات هستیم، نباید دولت یک مدت طولانى تعطیل باشد، باید به طورى که صلاح است زود او به حسب تکلیفش [معرفى بشود] و آقاى رئیس جمهور هم به حسب تکلیفشان آن قدرى که تشخیص مى‏دهند، تأیید بکنند، و بعد هم آمد مجلس، زود مسأله را تمام کنید؛ نگذارید طولانى بشود و ضرر است براى اسلام، ضرر است براى کشور، امروز کشور مثل روزهاى آرام نیست که اگر چهل روز هم، پنجاه روز هم، یک ماه هم، دو ماه هم، سه ماه هم دولت نتواند کار بکند، اشکالى نداشته باشد. امروز یک روزش هم براى دولت حساسیت دارد و باید کار بکنند. بنابراین عرض من این است که باید آقایان نظر داشته باشند، انتقاد کنند، انتقاد سازنده، انتقاد نصیحت، و انتقاد خصمانه نکنند.
در نطقهاى قبل از دستور و در صحبتهایى که وقتى معرفى مى‏کنند وزرا را هتاکى نکنند این از شأن آقایان دور است. نباید یکى دیگرى را تضعیف کند، همدیگر را تضعیف کنند، نه آنهایىکه در اکثریت هستند، نه آنهایى که در اقلیت هستند، نه آنهایى که ممتنع هستند، هیچ‏کدام نباید این کار را بکنند، براى اینکه این خلاف رضاى خداست، خلاف شرع است.
البته باید انتقاد کرد، مسائل را گفت و هرچه به نظر آقایان مى‏آید باید بگویند، و اگر نگویند خلاف است. پس بنابراین، یک مطلب راجع به این است که برخوردها، برخوردهاى اسلامى سالم باشد، چه در مجلس و چه در خارج مجلس. و یک صحبت این است که زودتر این مجلس تمام کار را انجام بدهد، و وزرا را زودتر و البته با نظر، با دقت همه چیز و به طور سریع این کار انجام بگیردکه تعطیل نباشد امور.
۶۴/۸/۱ با تشکر وافر از نمایندگان محترم مجلس شوراى اسلامى، چون گفتار آقایان پخش مى‏شود و ممکن است سوء تفاهمى بین مردم حاصل شود، لازم است عرض کنم آیات و روایاتى وارد شده است که مخصوص به معصومین ـ علیهم‏السلام ـ است، و فقها و علماى بزرگ اسلام هم در آنها شرکت ندارند، تا چه رسد به مثل اینجانب. هر چند فقهاى جامع‏الشرایط از طرف معصومین نیابت در تمام امور شرعى و سیاسى و اجتماعى دارند و تولى‏امور در غیبت کبرا موکول به آنان است، لکن این امر غیر ولایت کبرا استکه مخصوص به معصوم است. تقاضاى اینجانب آن است که در صحبتهایى که مى‏شود و پخش مى‏گردد ابهامى نباشد، و مرزها از هم جدا باشد.
۶۵/۸/۲۹ من نمى‏خواهم در این روز مبارک اسباب افسردگى اشخاص بشوم، لکن مى‏خواهم عرض کنم چرا این قدر ما عقب افتاده هستیم؟ چرا ما باید به واسطه اغراض نفسانیه این قدر خودمان را ببازیم؟ چرا باید وقتى که دنیا به تزلزل درآمده است براى این بى‏اعتنایى ایران به کاخ سفید و سیاه، چرا ما باید توجیه کنیم مسائل آنها را؟ چرا ما باید این قدر غربزده باشیم یا شیطانزده؟ من هیچ توقع نداشتم از بعض این اشخاص، ولو بعضیشان در نظر من پوچند، لکن از بعضى از این اشخاص که سابقه دارند هیچ توقع نداشتم که در این زمان که باید فریاد بزنند سر امریکا، فریاد مى‏زنند سر مسئولین ما! چه شده است؟ شماها چه‏تان است؟ چه کردید شماها؟ شماها چرا باید تحت تأثیر تبلیغات خارجى واقع بشوید یا تحت تأثیرات نفسانیت خودتان؟ در یک همچون مسأله مهمى که باید همه شما دست به هم بدهید و ثابت کنید به دنیا که ما وحدت داریم، وحدت ما این طور شده است و در روزى که هفته وحدت است چرا شماها مى‏خواهید تفرقه ایجاد کنید؟ چ را مى‏خواهید بین سران کشور تفرقه ایجاد کنید؟ چرا مى‏خواهید دو‌دستگى ایجاد کنید؟ چه شده است شما را؟ کجا دارید مى‏روید؟ أَین تذهبون؟ من نمى‏توانم که آن طورى که مى‏خواهم، با شما صحبت کنم و نمى‏خواهم در روز عید رنجش براى شما پیدا کنم، لکن شما انصاف بدهید که در یک همچو وقتى، وقت یک همچو امورى است؟! وقت یک همچو تأییدى است از کاخ سفید؟و قت یک همچو تأییدى است از ریگان؟[۸]لحن شما در آن چیزىکه به مجلس دادید، از لحن اسرائیل تندتر است، از لحن خود کاخ‏نشینان آن جا تندتر است. شما چه شده است این طور شدید؟ شما که این نبودید بعضیتان. من بعضیتان را مى‏شناسم، شما این طور نبودید.
من امیدوارم که شما باز توجه کنید به مسائل، توجه کنید به دنیا، توجه کنید به خودتان، توجه کنید به قدرت خودتان. نشکنید این قدرت را، گرچه شماها نمى‏توانید، لکن نباید یک همچو کارى در ایران بشود. من نمى‏خواهم دل شما را بشکنم، لکن شما دل ملت ما را نشکنید، شما دل مسئولین ما را نشکنید، شما هى تندروو کندرو درست نکنید، دودستگى ایجاد نکنید، این خلاف اسلام است، خلاف دیانت است، خلاف انصاف است، نکنید این کارهارا .
۶۶/۳/۱۳ من امیدوارم که خداى تبارک و تعالى به شما آقایانى که عمرتان را دارید صرف مى‏کنید براى اسلام و پیشبرد اسلام، توفیق بیشتر عنایت کند و امیدوارم که در این مجلس و در مجلسهاى آتیه مسائل، مسائل اسلامى باشد و روش، روش اخلاقى و اسلامى.
البته من نباید نصیحت کنم شما را. شما بحمداللّه‏ خودتان همه چیز را مى‏دانید، لکن در این زمان باید فکر کنید که مجلس اگر یک خدشه پیدا بکند چه خواهد شد. کوشش کنید خدشه‏اى پیدا نشود در مجلس. کوشش کنید که همان طورى که اسلام این مسائلرا پیش آورده و ما در سایه اسلام توانستیم این مسائل را حل کنیم ، این مسأله محفوظ بماند و همه چیز در سایه اسلام محفوظ بماند.
البته من مشکلات مجلس را، مشکلات دولت را مى‏دانم، از این جهت توقع ندارم که همه امور همین طورى حل بشود، لکن در عین حال چون اتکاى شما آقایان به خداى تبارک و تعالى است، امیدوارم که خداوند هدایت کند شما را و راه حقیقى‏اى که اسلام مى‏خواهد، شما در آن راه باشید و خواهید بود. و امیدوارم که همیشه کوشا باشید در اینکه این ملتى که زیر بار ظلم بوده‏است، از این به بعد این ملت سرفراز باشد و نمایندگان اینها که خلاصه ملتو عصاره ملت‏اند، سرفراز باشند و قویدل مشغول خدمت باشند.
این هیاهوها که در عالم هست، اینها همیشه بوده است و همیشه هم خواهد بود، لکن آن که باقى است خداست و اعتماد به خدا، شما این اعتماد را حفظ کنید و مشکلات را با تدبیرهایى که دارید حل کنید. و امیدوارم که خداوند همه را تأیید کند، وقتى براى خدا باشد تأیید مى‏کند.
۶۷/۳/۷ از عنایت و توجه ذات مقدس حق تعالى سپاسگزاریم که بار دیگر ملت شریف و عزیز ایران را به اداى یکى از بزرگترین فرایض سیاسى و اجتماعى خود مفتخر نمود. و در اوج شرارت شیطان بزرگ و اذناب پلید او علیه انقلاب و نظام جمهورى اسلامى ایران ، توفیق بیعت مجدد با میثاقهاى ازلى خود را به آنان کرامت فرمود. و به رغم بدخواهان، انتخابات سومین دوره مجلس شوراى اسلامى با صحت و سلامت و در موعد مقرر برگزار گردید، که بحمداللّه‏ امروز ما شاهد افتتاح سومین دوره مجلس شوراى اسلامى هستیم. و من ضرورتى به ذکر حوادث زمان انتخابات و نیز حماسه‏هاى مردم عزیزمان در این مورد نمى‏بینم و همچنین اهمیت و نقش مجلس شوراى اسلامى و شوراى نگهبان در نظام کشور اسلامى ایران بر کسى پوشیده نیست. و ان‏شاءاللّه‏ نمایندگان محترم مجلس، سنگینى بار مسئولیت و رسالت خود را در این امر خطیر احساس کرده و مى‏کنند و به خوبى دریافته‏اند که نظام و مردم از آنان چه انتظارى دارند، که باید گفت مجموعه خواسته‏ها و انتظارات اسلامى مردم از مجلس، رفع گرفتاریها و محرومیتها و دگرگونى در نظام پر پیچ و خم ادارى کشور، از انتظارات بحقى است که باید آنها را جدى گرفت. و نمایندگان محترم مجلس قبل از پرداختن به لوایح و تبصره‏ها و مواد غیر‌ضرورى به فکر مسائل اصلى و کلیدى کشور باشند و بر اساس اسلام عزیز در کمیسیونها با طرح قوانین و لوایح به سمتى حرکت کنند که مشکلات اساسى کشور مرتفع و سیاستهاى زیر بنایى کشور در امور فرهنگى و اقتصادى و اجتماعى و سیاسى در راستاى کمک به محرومین و رفع استضعاف، مدون و به مورد اجرا درآید.
و امروز کشور و نظام و مدیریت آن همچون گذشته نیاز به شجاعت در حل مسائل و چه بسا وسوسه‏ها، ما را از رسیدن به اهداف بزرگترى که در پیش رو و در نظر داریم محروم کند، که امیدوارم این مجلس با هماهنگى و همدلى نمایندگان و نیز با همسویى و ارتباط قوى با مدیران و مجریان و کارشناسان و همچنین با استفاده از نظریات و مشورت با شوراى محترم نگهبان ، بتواند گامهاى بلندى در حل معضلات محرومین و پابرهنه‏ها بردارد و در تنگناها و موانع، از قدرت و قاطعیت و سرعت عمل مجمع تشخیص مصلحت که پشتوانه عظیم و با برکت و پر ثمرى براى کشور ماست، بهره‏مند شود.
۶۷/۳/۲۲ اینجانب گاهى به موضعگیریهاى وزرا و نمایندگان در خارج از محدوده وظایفشان برخورد مى‏کنم که متعجب مى‏شوم. از باب مثال سیاست خارجى کشور بر عهده وزیر امور خارجه است. اگر آقایان اعتراضى دارند، باید برادرانه در هیأت دولت مطرح کنند.
اگر به اعتراض جواب قانع کننده‏اى داده شد، که چه بهتر؛ والاّو زیر امور خارجه است که در چهارچوب سیاستِ ترسیمى از رهبرى نظام و یا مجلس، تصمیم‏گیرنده است. این شیوه پسندیده‏اى نیست که هر وزیر و یا نماینده‏اى هر چه دلش خواست در مجامع عمومى بگوید.
آقایان وزرا، من به شما و به نمایندگان محترم نصیحت مى‏کنمکه سیاستهاى یکدیگر را تضعیف و یا تخریب نکنید؛ که اگرو حدت روش و حرکت در نظام نوپاى اسلامى صدمه ببیند ، نتایجى که دنیاى استکبار از این برخوردها مى‏گیرد بسیار شکننده است. کارى نکنیم که دنیا فکر کند نظام اسلامى ایران با این اختلاف سلیقه‏ها و با این ابراز اختلافها هیچ گاه راه ثبات را نخواهد پیمود. خداوند به تمامى شما توفیق خدمت به بندگان خوب خدا را ارزانى دهد.
۶۸/۳/۱۵ از نمایندگان مجلس شوراى اسلامى در این عصر و عصرهاى آینده مى‏خواهم که اگر خداى نخواسته عناصر منحرفى با دسیسهو بازى سیاسى وکالت خود را به مردم تحمیل نمودند، مجلس اعتبارنامه آنان را رد کنند و نگذارند حتى یک عنصر خرابکارو ابسته به مجلس راه یابد.
و به اقلیتهاى مذهبى رسمى وصیت مى‏کنم که از دوره‏هاى رژیم پهلوى عبرت بگیرند و وکلاى خود را از اشخاص متعهد به مذهب خود و جمهورى اسلامى و غیروابسته به قدرتهاى جهانخوار و بدون گرایش به مکتبهاى الحادى و انحرافى و التقاطى انتخاب نمایند.
و از همه نمایندگان خواستارم که با کمال حسن نیت و برادرى با هم مجلسان خود رفتار، و همه کوشا باشند که قوانین خداى نخواسته از اسلام منحرف نباشد و همه به اسلام و احکام آسمانى آن وفادار باشید تا به سعادت دنیا و آخرت نایل آیید.
انتخابات و جناحها ۶۷/۲/۲۷ در انتخابات در عین حالى که باید گفت انتخابات خوبى گذشت ، لکن شیاطینى مى‏خواستند که یک تخم نفاق بکارند. در جاهاى دیگر وقتى انتخابات مى‏شود، حزبها و دستهاى خارجى مردم را مى‏کشند طرف خودشان و مردم را بازى مى‏دهند، صحبتهایى مى‏کنند که همه‏اش براى اغفال مردم است. در انتخابات در‌عین‌حالى که بسیار خوب انجام گرفت، لکن دستهایى مى‏خواست ایجاد اختلاف کند، دو دستگى ایجاد کند و حال آن که موفق نشدند بحمداللّه‏. باید شما متوجه باشید به این که دشمنها همیشه دنبال این هستند که ما را از داخل بپوسانند و اگر در این ضیافت وارد شده باشید دشمنها دستشان کوتاه خواهد شد. وقتى حقیقت این ضیافت را انسان مى‏بیند، مى‏بیند که اگر انسان وارد این ضیافت بشود تمام اختلافات در دنیا حل مى‏شود. شیاطین دنبال این هستند که ایجاد اختلاف کنند، دو دستگى بگویند هست، لکن بحمداللّه‏ ملت ما و خصوصاً، روحانیت ما اشخاصى هستند که چهره‏شان نورانى است و در این ماه مبارک هم در این ضیافت ان‏شاءاللّه‏ وارد شده‏اند و آثارش هم بعد ظاهر مى‏شود که همه باهم هستند؛ دو جبهه نیست.
البته دو تفکر هست، باید هم باشد. دو رأى هست، باید هم باشد. سلیقه‏هاى مختلف باید باشد، لکن سلیقه‏هاى مختلف اسباب این نمى‏شود که انسان باهم خوب نباشد. من عرض کردم مثل طلبه‏ها که با هم مباحثه مى‏کنند، آن وقتى که مباحثه مى‏کردند جار و جنجال جورى بود که انسان خیال مى‏کرد دشمن هم هستند،و قتى مباحثه تمام مى‏شد مى‏نشستند به دوستى کردن و انس. اگر در یک ملتى اختلاف سلیقه نباشد، این ناقص است. اگر در یک مجلسى اختلاف نباشد، این مجلس ناقصى است. اختلاف باید باشد، اختلاف سلیقه، اختلاف رأى، مباحثه، جار و جنجال اینها باید باشد، لکن نتیجه این نباشد که ما دو دسته، بشویم دشمن هم.
باید دو دسته باشیم در عین حالى که اختلاف داریم، دوست هم باشیم. اگر در این ماه مبارک، در این ضیافت وارد شدیم، باید بعد از ماه مبارک تا مدتها آثارش باقى باشد.
۶۷/۳/۷ و اما چیزى که از همه اینها مهمتر است، اینکه چه آنهایى که به مجلس راه یافته‏اند و خادم منتخب شده‏اند و چه آنها که به وظیفه خود عمل نموده‏اند ولى به مجلس راه نیافته‏اند و همچنین طرفداران هر دو گروه باید بدانند که همه این امور اعتبارى و زودگذر است و همه در محضر حق هستیم و آنچه در صحیفه کردار ما ماندنى است اعمال و رفتار ما و آنچه موجب سعادت و جاودانگى ما مى‏شود، صفاى معنویت و ثمرات خلوص‏بندگى است، و ما هم نباید خلوص عمل و جامعه اسلامى خودمان را به زنگار کدورتها و اختلافات آلوده کنیم و رقابتهاى گذشته انتخاباتى هم هرگز نباید موجبات تفرقه و جدایى را فراهم نماید.
و من احتمال مى‏دهم که عوامل و دستهاى ناپاکى بخواهند از رقابتهاى انتخاباتى در رسیدن به آرزوهاى خود استفاده کنند و با طرح مسائل پوچ و بى‏معنا دلها را از یکدیگر جدا سازند و یا با تردید و ایجاد ذهنیتها، صحت و سلامت انتخابات و نهایتاً مشروعیت مجلس را زیر سؤال برند، که در این شرایط همه آحاد ملت ایران و همه روحانیون و دست اندرکاران کشور باید در کنار هم و دست در دست هم به راه مقدس خود ادامه دهند. و صاحبان قلم و سخن و مطبوعات نیز به طور جدّ مواظب نوشته‏ها و گفته‏هاى خود باشند و نمایندگان مجلس نیز به عدالت و عطوفت با یکدیگر برخورد کنند و به مسائل دامن نزنند و خصوصاً در اعتبارنامه‏ها به مسائل شخصى و گروهى نپردازند و در نطقهاى قبل از دستور و غیر آن به شخصیت و اعتبار نمایندگى مجلس توجه کنند و حرمت مجلس و نظام و اخلاق کریمه اسلامى را مقدّم دارند و خلاصه کلام اینکه مجلس و نمایندگان باید مؤیدو حدت و انسجام جامعه باشند و مسئولین در کنار مردم و مردم همراه و پشتیبان مسئولین به وظیفه خود عمل کنند و از برکات مادى و معنوى اتحاد مقدس خود بهره‏مند شوند و از صحنه‏ها کنار نروند که امروز شاید گناهى بالاتر از کناره‏گیرى نباشد و هیچ عذر و بهانه‏اى براى ترک صحنه انقلاب پذیرفته نمى‏شود.
رسیدگى به شکایات در انتخابات دوره سوم مجلس ۶۷/۲/۳ جناب حجت‏الاسلام، آقاى حاج شیخ محمد على انصارى ـ دامت افاضاته جنابعالى، که فردى متدین و آگاه مى‏باشید، به عنوان نماینده اینجانب، با دو نفر از طرف شوراى محترم نگهبان، و دو نفر از طرف وزیر محترم کشور، موظف مى‏باشید تا به موارد ذیل عمل نموده و کار انتخابات تهران را به پایان برسانید:
۱. آقایان باید تمام تلاش خود رابنمایند تا انتخابات مرحله دوم در «روز قدس» صورت گیرد، و مجلس سوم در وقت مقرر تشکیل گردد.
۲. هیأت نظارت شوراى محترم نگهبان موظف است که از ابتدا تعداد صندوقهایى را که از آنها شکایت شده است مشخص نمایند.
۳. وزارت کشور موظف است تمامى صندوقهاى مورد شکایت را هم امروز به شوراى محترم نگهبان منتقل گرداند.
۴. وزارت کشور مى‏تواند افرادى را در موقع شمارش آرا بر سر صندوقها بگمارد تا براى هیچ کس هیچ شبهه‏اى پیش نیاید.
۵. آرا نسبت به همه کاندیداها شمارش شود، نه کاندیداهاى خاص.
مسئولیت حفظ صندوقهاى منتقل شده با شوراى نگهبان است. جنابعالى موظف مى‏باشید تا مسائل را به اینجانب گزارش نمایید، تا قوه قضاییه با هر کس که در راه پیشبرد کارها مانع ایجاد مى‏کنند، قاطعانه برخورد نماید. خداوند همه را به راه راست هدایت فرماید و از کیْد شیطان نفس نجات دهد. اردیبهشت ۱۳۶۷ بسمه تعالى. پس از عرض سلام به عرض حضرت امام مى‏رساند، در تماسهاى مکرر تلفنى که با آیت‏اللّه‏ آقاى امامى[۹] و حجت‏الاسلام والمسلمین آقاى محتشمى[۱۰]داشتم آقایان بدین نتیجه رسیدند:
۱. صندوقهاى مورد شکایت از هم اکنون مشخص شود.
۲. آراى کلیه کاندیداهایى که در صندوق آرا هستند شمرده شود نه کاندیدهاى خاص.
۳. در مواردى که نمایندگان اجرایى و یا نظارت در شمارش آراى صندوقها مواجه با اشکال شدند بلافاصله به اطلاع جناب آقاى امامى و محتشمى رسانده تا فردى از سوى آقاى امامى آمده، صندوق مورد اشکال را در مقابل نظارت و اجرا بازشمارى کند.
۴. هیأت نظارت به تعداد خواهران مأمور اجرا از خواهران استفاده کند.
۵. مسأله حتى‏المقدور تا آخرین هفته و یا ده روز تمام گردد. والسلام.
۶۷/۲/۳ ـ احمد خمینى] بسمه تعالى طبق آنچه ذکر شده است باید عمل شود و مسامحه جایز نیست. ان‏شاءاللّه‏ تعالى موفق و مؤید باشید.
۶۷/۲/۱۲ اعضاى محترم شوراى نگهبان ـ دامت افاضاتهم با توجه به گزارشات مختلف و نیز رسیدگى و گزارش نماینده اینجانب در امر انتخابات صحت آن محرز و آن را اعلام نمایید، تا انتخابات در موعد مقرر ـ روز قدس ـ انجام گیرد. و تصمیم نهایى در مورد صندوقها و آرا، با رأى اکثریت نمایندگان محترم شوراى نگهبان و وزیر محترم کشور و نماینده اینجانب است. و کسانى که احتیاط یا وسوسه‏اى در امر انتخابات مى‏کنند بهتر است کمال احتیاط را براى حفظ حیثیت جمهورى اسلامى و اسلام نمایند.

پانویس

  1. برگزارى اولین دوره انتخابات مجلس شوراى اسلامى
  2. امام على(ع) پس از بیان علل پذیرش خلافت فرمود: «دنیاى شما نزد من از عطسه بز ماده بى‏ارزشتر است»؛ نهج‏البلاغه؛ خطبه سوم (معروف به خطبه شقشقیه). و در کلامى دیگر خطاب به ابن‏عباس فرمود: «حکومت و خلافت نزد من از این کفش [پر از وصله] بى‏ارزشتر است»؛ همان خطبه
  3. بخشى از آیه ۱۰۳ سوره آل عمران: «و همگى به رشته دین خدا چنگ زده و به راههاى متفرق (مدعیان دین‏ساز) نروید»
  4. بخشى از آیه ۴۶ سوره انفال: «هرگز راه اختلاف و تنازع نپویید که در اثر تفرقه ترسو و ضعیف شده و قدرت و عظمت شما نابود خواهد شد»
  5. بخشى از آیه ۵۵ سوره ذاریات: «و امت را تذکر و پندى ده که پند و تذکر (اگر کافران را نفع ندهد) مؤمنان را سودمند افتد»
  6. بخشى از آیه ۲۸ سوره رعد: «همانا با یاد خدا دلها آرام مى‏گیرد»
  7. دادن رأى اعتماد
  8. رئیس‏جمهور اسبق امریکا
  9. آیت‏ اللّه‏ محمد امامى کاشانى، دبیر اسبق شوراى نگهبان
  10. حجت‏الاسلام محتشمى، وزیر اسبق وزارت کشور