کتابخانه:اهمیت انتخابات و نقش مردم از دیدگاه حضرت امام خمینی
|
| |
| نویسنده | روح الله موسوی خمینی |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | ۱۳۸۷ |
| دانلود | HTML |
اهمیت انتخابات و نقش مردم از دیدگاه حضرت امام خمینی (س)
۵۷/۱۰/۱۰
برنامه ما این است که رجوع کنیم به آراى عمومى، به آراى مردم.
قواى انتظامى را کنار بگذاریم؛ خود مردم را، محول کنیم تنظیم انتخابات را به دست خود جوانهاى مردم. در هر شهرى جوانها خودشان؛ که قواى انتظامى، شهربانى، شهردارى همه کنار بروند. آن کسى که دخالت مىخواهد بکند براى حفظ صندوق آرا و امثال ذلک، خود ملت باشد. در هر شهرى به حَسَب اقتضاى آن شهر عدهاى را معتمدین آن شهر، مطلعین و دلسوزهاى براى مملکت ، عدهاى را تعیین کنند که نظارت کنند در این. حفاظت کنند این صندوقها را و نظارت کنند آرا را. مردم یکى را تعیین کنند براى این که رئیس جمهور باشد، ما هم رأیمان را علناً به مردم اظهار مىکنیم که آقا آنکه من مىخواهم این است؛ شما میل دارید به این رأى بدهید، میل دارید هم خودتان آزادید. قهراً مردم وقتى آزاد هستند یک نفر صالحرا انتخاب مىکنند و آراى عمومى نمىشود خطا بکند. یکوقت یکى مىخواهد یک کارى بکند اشتباه مىکند، یکوقت یک مملکت سى میلیونى نمىشود اشتباه بکند. کسى بگوید خوب لَعلَّ یک آدمِ غلطىرا گذاشتند؛ اگر غلطى را گذاشتند، قدم اول را که برداشت همین ملت عزلش مىکنند تمام مىشود. ما مىگوییم که باید رئیس یک مملکتى را خود ما، خود جمعیت، خود ملت تعیین کند. قهراً وقتى که یک ملتى مىخواهد یک کسى را براى سرنوشت مملکت خودش تعیین کند، این یک آدم صحیح را تعیین مىکند نه یک آدم فاسدى را؛و قهراً اشتباه در سى میلیون جمعیت نخواهد شد.
۵۷/۱۰/۱۸
یکى از مهمترین وظایف اولیه جمعى که پس از سقوط شاه مسئولیت امور را به دست مىگیرند، فراهم کردن شرایط انتخابات آزاد است که به هیچ وجه اِعمال قدرت و نفوذ از هیچ طبقه و گروهى در انتخابات نباشد.
۵۸/۵/۱۲
ملت شریف و مبارز ایران! دشمنان اسلام و نهضت، در خارج و داخل، تبلیغات زهرآگین خود را شروع کردند، و چنین وانمود مىکنند که مردم در این انتخابات بىتفاوتند و به سردى و سستى گراییدهاند. مىخواهند شما را متهم کنند که از جمهورى اسلامى رو برگردانیدهاید. از شما ملت مبارز انتظار دارم که با شرکت همگانى خود یاوهسرایان را رسوا کنید.
۵۸/۱۰/۳
روز سرنوشتسازى است. مىخواهید زمام کشور را به یک کسى بدهید که مؤثر است در مقدرات کشور شما. سهلانگارى نکنید، و به پاى صندوقها بروید، و با هم اجتماع کنید، و کسى که لایق براى این مقام است و داراى آن صفاتى است که سوء سابقه نداشتن،و ابستگى به رژیم سابق نداشتن، اینها از امورى است که باید ملاحظه بشود. و آقایان نباید سستى کنند در رفتن. به پاى صندوق بروند.
لکن به کسى که این صفات را دارد رأى بدهند.
۵۸/۱۰/۹
ممکن است که اگر شماها یا سستى کنید براى یک همچو امر مهمى و طورى باشد که به نظر بیاید که بىتفاوتید ـاگر شد؛ بروید رأى بدهید، اگر نشد نروید و یا گروههاى شما با هم اختلاف پیدا بکنند، ممکن است اشخاصى که لایق این مقام نباشند به این مقام برسند. این امرى است که بسته به نظر خودتان و باید با تمام قوا جدیت کنید که سرنوشت اسلام و مسلمین را به دست کسى که لایق براى این مقام نباشد، ندهید. و من امیدوارم که با اتکال به خدا این مطلوب هم حاصل بشود. و از خداى تبارک و تعالى سلامت و توفیق و رفاه ملت را خواستارم.
۵۸/۱۰/۱۴
در این موقع که به خواست خداوند متعال یکى دیگر از مراحل استقرار نظام جمهورى اسلامى در دست تحقق است؛ و ملت مبارز بیدارِ ایران در صدد تعیین و انتخاب رئیس جمهور مىباشد ، لازم است تذکراتى داده شود:
۱. با اینکه در این دوره به حسب قانون اساسى مصوب از ناحیه ملت، تصدیق صلاحیت رئیس جمهور و واجد بودن شرایط او به عهده اینجانب است، به واسطه بعضى مصالح و جهات لازمالمراعاة، از آن جمله وضع استثنایى که کشور دارد، لازم است در این امر مهم حیاتى تأخیر نشود. از طرفى شناسایى بیش از ۱۲۰ نفر محتاج به زمانى طولانى است؛ و تأخیر در این حالِ استثنایى به صلاح ملت و کشور نیست، به این جهت و جهات دیگر اینجانب امر صلاحیت و انتخاب را به ملت واگذار نمودم که خود سرنوشت خود را تعیین کنند.
۲. در دورههاى آینده که انشاءاللّه استقرار کامل حاصل شد، به حسب قانون اساسى باید این امر به وسیله شوراى نگهبان عمل؛ و آنان هستند که باید تشخیص صلاحیت رئیس جمهور را به حسب موازین قانونى بدهند.
۳. اینجانب از ملت شریف ایران تقاضا مىکنم که در این امر مهم حیاتى، سستى و بىتفاوتى از خود نشان ندهند. و انتظار دارم همان طورى که با شور و شعف به پاى صندوقهاى رأى براى تصویب جمهورى اسلامى رفتند، در این امر نیز با جدیت و علاقه به اسلام، شرکت کنند؛ که خداوند متعال با آنان است و پیروزى نصیب ملت شریف مسلمان است.
۴. ملت شریف با کمال هوشیارى و توجه به توطئهها و بندوبستها که در دست اجراست، و مىخواهند نگذارند ملت در این مرحله مهم پیروز شود، و در صدد ایجاد انحراف هستند ، مراعات شرایطى را که در قانون اساسى ذکر شده است با کمال دقت بنمایند.
۵۸/۱۱/۴
فردا روز جمعه است و روز مبارک در ماه مبارک. تولد با سعادت رسول اکرم در او اتفاق افتاد. و باز مبارک است از باب اینکه ملت ما به یک آرزوى دیگرى که داشتند رسیدند و آن تعیین رئیس جمهور. در این زمینه من چند تا مطلب دارم که اگر آن مطالب تحقق پیدا بکنند، من خوشحال مىشوم و بیمارى من هم مهم نیست اینقدر.
یکى اینکه فردا همه ملت بىاستثنا به پاى صندوقها بروند.
بىعنایتى نکنند به یک مطلبى که کشور آنها به آن احتیاج دارد.
سرنوشت ملت و اسلام به او بسته است. همچو نباشد که اگر یک کسى مثلاً میل داشت رئیس جمهور بشود و حالا احتمال مىدهدکه نشود، کنار برود. یا اشخاصى که با او رفیق هستند کنار بروند و رأى ندهند. بهتر این است که آنهایى که مىدانند که نمىشوند ، آنها متصل بشوند به بعض آنهایى که مىدانند مىبرند. تا این که انشاءاللّه یک رأى کافى تحقق پیدا کند و ما سرشکسته نشویم به اینکه ملت اعتنایى به این مسائل ندارد. اعتنایى به سرنوشت خودش و سرنوشت اسلام ندارد. همه با هم به پاى صندوق بروید. مطلب دیگر اینکه پاى صندوقها که مىروید اینطور نباشدکه با هم اختلاف پیدا بکنید یک مسألهاى است که براى کشور است. هر یک از اینها که ببرند، براى کشور لابد خدمت خواهند کرد. و اگر خدمت نکنند ملت هست و آنها را بر کنار خواهد کرد.
از این جهت به طور خصمانه با هم رفتار نکنید. برادر باشید با هم.
اگر یکى رئیس جمهور شد، شما هم به او اعانت کنید. اینطور نباشد که قبل از اینکه رئیس جمهور بشود بریزید به جان هم. فردا پاى این صندوقها بریزید به جان هم. یا بعض از قشرها شرکت نکنند. من از همه قشرهاى ملت، چه فارس، چه ترک و چه کرد و چه بلوچ و چه ترکمن و چه بختیار[ى] و چه سایر قشرهایى که و طوایفى که هستند در ایران، از اینها تقاضا مىکنم، عاجزانه تقاضا مىکنم که طورى نکنید که در خارج منعکس بشود که شما یک مردمى هستید که تربیت اسلامى ندارید. شما یک مردمى هستیدکه با هم سردنیا نزاع مىکنید. ریاست جمهور[ى] چیزى نیست که شما به آن اهمیت بدهید. اگر ریاست جمهور خوب باشد، آن است که خدمت به ملت مىکند و اگر بد باشد، آن است که راه جهنم را باید بپیماید. خیلى در صدد این نباشید که براى خاطر اینکه یکى بیشتر مىخواهد رأى ببرد، یکى کمتر مىخواهد رأى ببرد به هم بریزید و جنگ و نزاع باشد، و اسباب ناراحتى همه را فراهم کنید. و من هم که اینجا هستم و در بیمارستان هستم از این جهت، ناراحت و ناراضى باشم. یکى دیگر اینکه بعد از این که رئیس جمهور به مبارکى انشاءاللّه تعیین شد، هر کس باشد ، دیگران قهر نکنند و عقب بنشینند. کشور، کشور خود شماست.
رئیس جمهور باشید، کشور است. پاسبان باشید، کشور است.
طلبه مثل من باشید، کشور خود شماست. بعد از اینکه رئیس جمهور تعیین شد همه اعانت کنید از او. همه وارد بشوید در کار و اعانت کنید از او. کنار ننشینید. قهر نکنید و رشد خودتان را نشان بدهید به دنیا که شما رشید هستید، و شما مىتوانید که یک مملکتى را با هم اداره بکنید.
۵۸/۱۱/۲۳
تا آنجایى که من شاهد انتخابات در ایران بودم، از زمان قبل از رضاشاه، سالهاى طولانى که شاهد بودم انتخابات را، انتخاب آزاد در ایران نبود. منتها انتخابات یکوقت با زور خوانین بلاد و مالکین بلاد انجام مىگرفت، و زمان رضاشاه که دست آنها کوتاه شد ، تحت کنترل رضاشاه بود، و دیگر مجلسى در کار نبود به جز انتصاباتى که از اشخاص معلوم، و در زمان محمدرضا بدتر از ا و شد. من مىتوانم ادعا کنم که انتخابات در این سال، تنها انتخاباتى است که به رأى مردم و بدون فشار کسى و بدون اینکه دخالت داشته باشند اشخاص در آراى مردم، انجام خواهد گرفت. لکن من از همه قشرها، از همه ملت مىخواهم که آداب اسلامى خودشانرا نسبت به همه امور، خصوصاً در انتخابات حفظ کنند. و مبادا خیال کنند که مبارزات انتخاباتى عبارت از این است که به دیگران بد بگویند و کارشکنى بکنند. البته دعوت به انتخاب اشخاص مانع ندارد، لکن توجه داشته باشند که همان طور که در انتخاب رئیسجمهور، به آن سلامت و به آن آرامش و به آن خوبى گذشت ـکه نمونه بود در ایران من امید آن دارم که در این انتخابات هم به همان طور بگذرد. و همه با هم برادروار در یک مقصد باشیم. در یک مقصد باشید. و خداوند را شاهد بدانید، و ناظر بدانید، و نهضت را لکهدار نکنید.
دشمنها درصددند که خردهگیرى کنند. و من امیدوارم که خداوند همه شما را تأیید کند. و همه با سلامت این انتخابات را هم بگذرانید و بعد را هم همینطور.
۵۸/۱۱/۲۳
من در ایام آخر عمر با امیدوارى کامل و سرافرازى از نبوغ شما به سوى دار رحمت حق کوچ مىکنم. سرفرازى و مباهات آنگاه به حد کمال خواهد رسید که در انتخابات مجلس شوراى اسلامى ، چون انتخابات ریاست جمهورى کمال رشد انسانىاسلامى خود را نشان دهید. شما اى ملت عزیز که براى خدا و جلب رضاى او بپاخاستید و با تأیید و توفیق ذات مقدسش به پیروزى معجزهآسا رسیدید، اکنون نیز در این مرحله که مقام امتحان است کوشش کنید که مصالح اسلام و کشور اسلامى را فداى منافع شخصى یا گروهى نکنید. من انتظار دارم که وحدت کلمه خود را حفظ و در انتخاب وکلاى خود رضاى حق را بر رضاى خود مقدّم دارید.
۵۸/۱۲/۲۱
در آستانه انتخابات مجلس شوراى اسلامى، دو چیز موجب نگرانى اینجانب است:
۱. خوف آن دارم که در اثر تبلیغات دامنهدار دشمنان نهضت اسلامى و مخالفان جمهورى اسلامى که در ظرف این یک سال با هر وسیله ممکن به تضعیف آن کوشا بودهاند، و اخیراً که قدم آخر پیروزى را ملت عزیز هوشیار بر مىدارد، تبلیغات و شایعهسازیها به اوج خود رسیده، و چون خود و الهامدهندگان خود را در آستانه شکست نهایى یافتهاند از هیچ تشبثى دستبردار نیستند که جوانان عزیز ما که به همت والاى خود نهضت اسلامى را پیش بردهاند، در این مرحله نهایى سردى و سستى از خود نشان دهند و تحت تأثیر این شایعهها واقع شوند، و از شرکت در این امر حیاتى اسلامى خوددارى کنند. اینجانب که عمر نالایق خود را براى خدمت به اسلام و ملت شریف در طَبَق اخلاص تقدیم مىکنم ، امید است تقاضاى متواضعانه و استدعاى خیرخواهانهام را بپذیرید، و با شرکت عمومى خود در انتخابات، قطع امید دشمنان جمهورى اسلامى و وابستگان به رژیم منحط سابق و هواخواهان آن؛ خصوصاً دولت امریکاى ستمکار را بنمایید.
عزیزان من! که امید نهضت اسلامى به شماست، در روز تعیین سرنوشت کشور بپاخیزید، و به صندوقها هجوم آورید و آراى خود را در آنها بریزید، و با کمال آرامش و مراعات کامل اخلاق انسانىاسلامى، این امر مشروع را انجام دهید. من نیز با حال نقاهت، خود را براى شرکت مهیا مىنمایم.
۲. ... من در این مرحله حساس ایرانساز، چشم امیدم به شما ملت بزرگ است؛ و انتظار روز موعود را مىکشم که ملت عزیز با همت والاى خود، پیروزى نهایى را به دست آورد.
اخیراً لازم است مطلب مهم دیگر را تذکر دهم تا با مراعات آن از هر گونه تقلب اشخاص فاسد جلوگیرى شود. لازم است در تهران که باید به سى نفر رأى داد و در شهرستانهایى که چند نفر مورد انتخاب است، انتخابکنندگان قبل از رفتن به سر صندوق انتخابات، منتخبین خود را با تحقیق و دقت کامل روى یک ورقه بنویسند که در وقت رأىدادن، با ذهن حاضر رأى بدهند. و لازم است که خودشان مستقیماً رأى خود را به صندوق بیندازند و به احدى اعتماد نکنند که فرصتطلبان در کمینند. کسانى که سواد نوشتن ندارند، قبلاً به شخص مطمئنى مراجعه کنند و منتخبین خود را به او بگویند تا در ورقه بنویسند؛ پس از آن ورقه را به یکىدو نفر مورد اطمینان بدهند بخواند که اشتباهى رخ ندهد و از خیانت و تقلب مصون باشد. لازم است از اوراقى که دیگران به آنان مىدهند، جداً اجتناب کنند.
۵۸/۱۲/۲۲
این تلخى مطالب و بىبند و بارى انتخابات و مجلس و امثال ذلک شاید یکوقت اسباب این بشود که بعضیها گمان کنند که خوب حالا هم مثل آن وقت. به اصطلاح آدم مارگزیده از ریسمان خط و خالدار هم مىترسد و ملت ما مارگزیده است. استعمار گزیده است. خان گزیده است و محمدرضا و رضاخان گزیده است. از این جهت یکوقت مىبینى که در ذهنشان مىآید که خوب این هم مجلسى مثل آن مجلسها. لکن همه باید بدانند که امروز هیچ قدرتى نیست که بتواند یک وکیل را تحمیل کند. از رئیس جمهور گرفته تا ارتش، تا شهربانى، ژاندارمرى، خانها هم که دیگر چیزى از آنها باقى نمانده است. و اشراف و اعیان هم همین طور.
متنفذینى هم نداریم. هیچ کس الآن در ایران، هیچ مقامى در ایران نیست که قدرت این را داشته باشد که یک وکیل تحمیل کند.
بنابراین، امروز مسئولیت به عهده ملت است. ملت اگر کنار بنشینند، اشخاص مؤمن، اشخاص متعهد کنار بنشینند، و اشخاصى که نقشه کشیدهاند براى این مملکت از چپ و راست ، آنها وارد بشوند در مجلس، تمام مسئولیت به عهده ملت است. هر قدمى که بر ضد اسلام بردارند، در نامه اعمال ملت نوشته مىشود. هر کارى که انجام بدهند مسئولیتش متوجه ملت است.
امروز سرنوشت اسلام و سرنوشت مسلمین در ایران و سرنوشت کشور ما به دست ملت است. و اگر مسامحه کنند در این امر ، اهمال کنند، نروند و رأى ندهند، مسئولیت متوجه خود آنهاست عیناً. و اگر بروند و در تشخیص مسامحه کنند و اشخاص متعهد مسلم، کسانى که براى کشور و براى اهالى کشور ارج قائل هستند ، کسانى که نمىخواهند زمام امور کشور ما به دست چپ بیفتد یا به دست راست بیفتد، این اشخاص را چنانچه تعیین کنند، به تکلیف خودشان عمل کردهاند. و چنانچه مسامحه در این امر کنند و آنها پیش ببرند، آنهایى که مىخواهند ما را به زنجیر چپ و راست بپیوندند و ما را اسیر کنند در دست قدرتهاى بزرگ، اگر آنها پیش ببرند و شما ساکت باشید، تمام مسئولیت متوجه شماست. امروز مسئولیت بزرگى به عهده همه ماست.
من آن مقدارى که قدرت دارم براى گفتن، در عین حالى که حال من حال نقاهت است، احساس وظیفه مىکنم و به ملت عرض مىکنم. و اگر ملت به این حرف گوش نکرد، من حجت دارم. فردا در پیشگاه خداى تبارک و تعالى، از ما سؤال خواهد شد. من عرض مىکنم در آنجا که من به ملت، مصالح و مفاسد را گفتم. من گفتم به اینکه اگر شما مسامحه کنید، آنهایى که مىخواهند شما را به بند بکشند، آنهایى که با اسلام مخالفند ، آنهایى که با جمهورى اسلام از اول تا حالا مخالفت کردهاند، اینها خواهند پیش برد. و اگر خداى نخواسته، آنها پیش ببرند و مملکت ما باز برگردد به حالى که سابق بود، یا به دست چپیها بیفتد، یا به دست راستیها بیفتد، تمام مسئولیتش به عهده شماست. امروز مثل زمان سابق نیست. مثل زمان رژیم سابق نیست. رژیم سابق شما نمىتوانستید. قدرت نداشتید. امروز قدرت دارید براى این که حفظ کنید حیثیت اسلام را و حفظ کنید مصالح کشور را و حفظ کنید استقلال خودتان را و حفظ کنید آزادى خودتان را. اگر مسامحه کنید، مسئول هستید پیش خداى تبارک و تعالى. اگر نرویدو رأى ندهید و آنها که جدیت دارند به اینکه وارد بشوند در مجلس و به هم بزنند اوضاع ایران را، آنها خداى نخواسته بروند ، مسئولیتش به عهده شماست مستقیماً. مسئولیتْ همه طبقات دارند. مراجع مسئولند. علما مسئولند. ائمه جماعت مسئولند ، خطبا مسئولند. تجار مسئولند. بازرگانان مسئولند. دانشگاهیها مسئولند. طلاب علوم دینیه مسئولند. کارگرها مسئولند. همه مسئولند. تمام قشرهاى مملکت امروز مسئولند. امروز روزى است که آنهایى که از اول تا حالا مخالف با جمهورى اسلامى بودند، مخالف با اسلام بودند، اسلام را مخالف مقاصد خودشان مىدیدند، آنها به دست و پا افتادهاند و دارند تبلیغات مىکنند. اگر مؤمنین کنار بروند، آنهایى که متعهد به اسلام هستند کنار بروند و اینها بیایند و قبضه کنند، مثل صدر مشروطه که رفتند کنار اشخاصى که متعهد بودند، و قبضه کردند مشروطه را آنهایى که متعهد به اسلام نبودند. اسلام را به آنجا کشاندند که همه دیدید.
اگر در صدر مشروطه علما آمده بودند در میدان، مؤمنین آمده بودند، روشنفکرهاى متعهد آمده بودند و مسلمانهاى متعهد آمده بودند و قبضه کرده بودند مجلس را، و نگذاشته بودند که دیگران بیایند مجلس را بگیرند، ما به این روزگار نمىرسیدیم. ما مملکتمان خراب نمىشد. ما عزتمان از بین نمىرفت. لکن شیاطینى که در آن وقت بودند، بیخ گوش اینها خواندهاند که شما در سیاست داخل نشوید. سیاست است این. شما را به سیاست چه و آنها باور کردند که خیرخواهند. امروز هم همین مسائل ممکن است در یک قشرهایى پیش بیاید، که بگویند ما چه کار داریم به این کارها. این کارها مال اشخاصى است که خودشان مىکنند. باید همه بدانند که همهتان مسئولید. همه معاقب هستید.
فردا در پیشگاه خداى تبارک و تعالى نه ملاّ حجت دارد اگر عمل نکند، و نه کاسب حجت دارد اگر عمل نکند، و نه زارع حجت دارد اگر عمل نکند، و نه دانشگاهى و نه دانشجو و نه طلاب علوم دینیه. کارگر و کارفرما، همه در پیشگاه خداى تبارک و تعالى مسئول هستید، و در پیشگاه ملت و نسلهاى آتیه هم مسئول هستید. گمان نکنید که به ما چه کار دارد. خیر، همه چیز به شما مربوط است. امروز مثل زمان سابق نیست که بگویید که ما قدرت نداشتیم، نمىتوانستیم. امروز مىتوانید. امروز همه قدرت دست ملت است. امروز رئیس جمهور، رئیس ارکان حرب، رئیس ارتش ، با شما، با آن بازارى مثل هم هستید. در امر، نه او مىتواند به شما تحمیل کند و نه شما مىتوانید تحمیل کنید، و نه شما زیر بار مىروید. امروز همه مسئولیم. امروز همه باید با هم پاى صندوقها برویم، و همه با هم اشخاص متعهد مسْلم، کسانى که نه گرایش چپ دارند، نه گرایش راست دارند، نه ما را مىخواهند به آنها بفروشند، نه ما را مىخواهند به آن طرف بفروشند، این اشخاصرا تعیین کنید تا سرنوشت شما و سرنوشت اسلام، سرنوشت صحیح باشد.
۵۹/۲/۱۷
روز جمعه نوزده اردیبهشت، [۱]روزى است که ملت شریف مسلمان که به جمهورى اسلامى رأى مثبت دادهاند، براى تعیین کاندیداهاى معتقد به اسلام و احکام خداوند متعال و معتقد به جمهورى اسلامى به پاى صندوقهاى رأى مىروند. روز جمعه روزى است که اسلام و ملت مسلمان یا به آمال الهى خود مىرسند و یا با اخلالگران و معتقدان به مکتبهاى ضد اسلامى در مجلس اسلامى مواجه مىشوند و اسلام و قرآن را در معرض خطر قرارمىدهند. باید ملت شریف ایران بدانند که اسلام ، عزیزتر از آن است که براى هواهاى نفسانى و جلب توجه گروهها یا اشخاصى پشت به آن نموده و مقاصد فانى خود را بر مقاصد عالى و باقى حق تعالى مقدّم دارند. در این دوره که اولین مجلس اسلامى است و سرنوشت مجالس دورههاى بعد هم امروز باید تعیین شود، هر خشت کجى که در این مجلس به دست کسانى که اسلام را نمىخواهند پیاده شود و یا از روى جهالت با مسائل برخورد مىکنند گذاشته شود، سنتى مىشود براى همیشه؛ و کسى که سنت کجى را بنا گذارد، تمام گناهانى که به واسطه آن ارتکاب شود به عهده اوست.
۵۹/۲/۱۷
ممکن است بعضى شیاطین، مطالبى را بین مردم ناآگاه پخش کنندو آنان را در رأى دادن یا رأى به اشخاص صحیح دادن منحرف کنند. یک آنکه گفته شود کسانى که در مرحله اول رأى دادند نباید در این مرحله رأى دهند، در صورتى که این مرحله با مرحله اول فرقى ندارد و مقتضى است همه ملت در رأى دادن شرکت کنند.
دوم آنکه گفته شود خوب است به همه گروهها چه چپى و چه انحرافى رأى دهید که مجلس شورا جامع همه گروهها باشد. این یک مطلب غلطى است که منحرفین درست کردهاند تا در مجلس با خدعه شرکت کنند، و ملت به این مطالب انحرافى گوش فراندهد و به اشخاص با شرایط فوق رأى دهد.
امید است ملت مسلمان ایران در این امر حیاتى که سرنوشت جامعه به آن مرتبط است شرکت کنند و روز جمعه همه قشرها زنو مرد بپاخیزند و به سوى صندوقها بروند و رأى خود را بدهند.
در این روز افرادى فرصتطلب در حوالى صندوقها جمع مىشوند و به مردم پیشنهاد افرادى خاص را مىکنند؛ به حرفهاى آنان گوش ندهید و آراى خود را به اشخاص صحیح بدهید.
اشخاص بیسواد قبلاً با مشورت اشخاص مطمئن متدین ، کاندیداهاى خود را... به وسیله شخص متدینى بنویسند و باز به شخص دیگرى که مطمئن است بدهند بخواند و خودشان با دست خودشان رأى خود را به صندوق بیندازند و اختیار نوشتن رأى یا به صندوق انداختن را به هیچ کس ندهند.
۶۰/۴/۱۰
چند روز دیگر مسأله انتخاب رئیس جمهور است. باید همه شما با تمام جدیت در این، همه اشخاصى که در هر جا هستند، اهل علمى که در هرجا هستند، با کمال جدیت، مردم را دعوت کنند به دخالت. دخالت کنند در مسأله، حاضر بشوند. اگر شماها حاضر نشوید و یک رئیس جمهورى مثل سابق برایتان بتراشند و بازى بدهند همهمان را، همهمان مسئول هستیم. اگر شما از صحنه خارج بشوید و آنها خودشان وارد بشوند و یک وقت یک نفرى را رئیسجمهور کنند که تباه کند این کشور را، چنانچه تباه کردند ، همهمان مسئولیم. شما، آن آقایى که در آن ده با دویست نفر جمعیت زندگى مىکند و آن آقایى که در آن شهر با دو میلیون یا چهار میلیون یا پنج میلیون جمعیت زندگى مىکند، همه مسئولیم؛ علىالسواء مسئولیم. همه باید مردم را دعوت کنیم به اینکه در انتخاب رئیسجمهور بىتفاوت نباشند؛ بروند در پیش صندوقها ، رأى بدهند. و البته خوب، اشخاصى که مطلعاند، چه هستند از علما، از کسان دیگر، یک نفرى [را]که بدانند چطور است انتخاب کنند یا چند نفر را، اما توجه [کنند] به اینکه چه باید بکنیم و ما مقدرات مملکتمان را دست کى باید بدهیم. و ما اگر یک رئیس جمهور داشته باشیم که نا باب از کار در بیاید، همه چیزها از بین مىرود. حالا هم ما مبتلا هستیم به تفالههایش. نگویید که دیگران رأى مىدهند. من هم باید رأى بدهم، تو هم باید رأى بدهى، آن روستایى هم که در کنار مزرعه خودش کار مىکند باید رأى بدهد؛ تکلیف است. این یک تکلیف الهى است. این هم یک چیزى حساب نکنید که خوب، دیگران هستند، من چه مىکنم؟ خیر.
براى هر فردى از افراد این ملت تکلیف است که حفظ کند اسلام را. حفظ اسلام به این است که حالا در کشور ما ـهر کسى در کشور خودش، الآن ما مبتلاى به مسائلى هستیم در این کشور حفظ اسلام این است که ما یک رئیس جمهورى که لااقل، اعتقاد به اسلام داشته باشد، متعهد باشد براى اسلام، بشناسید که این آدم متعهدى است، که مبادا مبتلا بشویم به یک نفر نابابى که ما را بخواهد بکشد، ببرد طرف امریکا، روحانیون را مىخواهد کنار بگذارد و مجلس را کنار بگذارد... تکلیف است. ما مکلفیم به اینکه در امور دخالت کنیم. ما مکلفیم در امور سیاسى دخالت کنیم؛ مکلفیم شرعاً؛ همانطور که پیغمبر مىکرد؛ همانطور که حضرت امیر مىکرد. در این ایام، که اعلان مىکنند مسأله انتخاب رئیس جمهور [را]، آن اشخاصى که در حوزهها هستند، باید دست از کارها بردارند و راه بیفتند توى شهرها و دهات و روستاها و آن جاهاى دور افتاده و کمک کنند. و اگر نکنند، فردا مسئولاند پیش خدا و اگر مسامحه کنند، فردا مسئولاند پیش خدا. مردم را دعوت کنند به دخالت در امور، به انتخاب یک رئیس جمهور صحیح ، کمک کنند براى رساندن صندوقها به روستاهاى دور افتاده. اگر شما نکنید، آنهایى که بر ضد شما هستند، مىکنند این کار را؛ تبلیغ مىکنند آنجاها. شماها مبلغ اسلام هستید.
امروز تبلیغ اسلام براى حفظ خود اسلام. تبلیغ این است که رئیس جمهورتان را خودتان تعیین کنید. اهمیت این همان اهمیتى است که اسلام دارد. یک نفرى که وارد بشود و در رأس امور واقع بشود و ـخداى نخواسته فاسد از کار در آید، یک کشور را به فساد مىکشاند. اگر چشمتان باز نشده بود و توطئهها را کشف نکرده بودید، خدا مىداند که چند وقت دیگر ما به کجا مىرسیدیم. حالا هم همینطور باشد. حالا هم همینطور است. همانطورى که ارتش ما و سپاه پاسداران ما و بسیج ما و عشایر ما در جبههها مشغول دفاع از اسلام هستند ـو خداوند تأییدشان کند، آنها را و همه ملت ما باید پشتیبانى از آنها بکنند همانطور شما هم که جنداللّه هستید، براى مصالح عمومى اسلام، مکلف هستید که عمل بکنید و مردم را دعوت کنید. وادار کنید مردم را. تکلیف شرعى را به آنها بگویید. مسأله، مسأله این نیست که خوب، من دلم مىخواهد یک وکیل داشته باشم، دلم مىخواهد یک وزیر داشته باشم؛ خیر، قضیه این نیست، قضیه سپردن یک مملکتى است به دست یک کسى که اگر ناباب از کار در آید، صدمه به اسلام مىزند، جمهورى اسلامى را از بین مىبرد. این یک مسأله حیاتى است براى شما، براى اسلام و مسلمین. آسان این را نگیریدکه ما دخالت نمىکنیم؛ یک دسته بگویند: ما دخالت نمىکنیم، از باب اینکه امر سیاسى است، به ما چه! این امر سیاسى به همه مربوط است، به اسلام مربوط است، به حفظ اسلام مربوط است.
ما اگر نظارت نکنیم؛ یعنى، ملت اگر نظارت نکنند در امور دولت و مجلس و همه چیز، اگر کنار بروند، بسپارند دست اینها و بروند مشغول کارهایشان بشوند، ممکن است یک وقت به تباهى بکشد.
ما باید ناظر باشیم به امور مردم. ما باید، ملت باید ناظر باشد به امورى که در دولت مىگذرد، امورى که ـفرض کنید که در مجلس مىگذرد. نظارت! توجه داشته باشد به اینها. ملت باید توجه داشته باشد که اگر در مجلس این سفر ـفرض کنید که یک کسى را تعیین کردند که کارشکنى براى دولت کرده، کارشکنى براى مجلس کرده، دفعه دیگر تعیینش نکند. اعلام کنند: تعیین نمىکنیم، بل که انشاءاللّه، به راه بیایند.
در قضیه رئیس جمهور، تعیین رئیس جمهور یکى از چیزهایى است که بر همه مسلمانهاى ایران، بر همه مکلّفهاى ایران واجب است که در این امر دخالت داشته باشند. اگر دخالت نکنند و یک صدمهاى به اسلام برسد، هر یک یک ما در محکمه عدل الهى مسئول هستیم؛ یک یک ما. کسى بگوید: «به من چه ربطى دارد؟» این است که بگوید: اسلام به من چه ربطى دارد. مگر مىتوانى بگویى: اسلام به من چه ربطى دارد؟! تو مکلفى حفظ کنى. امانت خداست و حفظش امروز به این است که رئیسجمهورش یک رئیسجمهور صحیح باشد. و بعد، لابد اشخاصى که مطلع هستند از امور مىگویند، شما هم شاید بشناسید خیلیهاشان را.
یک مجلس [باید] خوب باشد. و اگر وکلاى شما بعضیهایشان تخلف کردند، به آنها تنبه بدهید که آقا نکن و اگر زیادتر کردند دفعه دیگر تعیینشان نکنید؛ کسى دیگر را تعیین کنید. و من حالا دارم به همه وکلا این مطلب را مىگویم که اگر مسیرتان را از مسیر ملت جدا بکنید و بخواهید على حده باشید و تکلیفتان را با کسانىکه مخالفت با اسلام کردند و جوانهاى ما را آن طور کشتند و ابرار ما را این طور کشتند، جدا نکنید، اگر این دوره هم، صحبتى نشود ، دوره دیگر شما التماس دعا دارید.
... این تکلیف آقایان است که راجع به مسائل اسلامى، که پیش مىآید، چه وکیل بخواهید تعیین کنید و چه ـعرض بکنم که_ رئیس جمهور بخواهید تعیین کنید، باید در صحنه باشید؛ عذرى ندارید که بروید کنار بنشینید. البته اشخاصى پیدا مىشوند که با گفتههاى خودشان، نوشتههاى خودشان مىخواهند شما را نگذارند وارد بشوید. آنها مىخواهند که اشخاصى را تعیین بکنندکه بعدها ما گرفتار بشویم. شماها باید وارد باشید در مسأله و با کمال جدیت، اهمیت بدهید به این مسأله و مردم را وادار کنید. و تکلیف ملت هم این است که همین طورى که بحمداللّه، تا حالا در صحنه [بوده] است و هر قضیهاى واقع مىشود بحمداللّه، اینها هستند در صحنه ... .
و من گاهى وقتى اینها را، این اجتماعاتشان، و این تعهدشان را [که ]مىبینم، براى خودم حقارت قائل مىشوم؛ اگر این پاسدارى است که در کنار سنگر نماز شب مىخواند و جانش را در محل خطر قرار مىدهد، اگر این سربازى است که در جبهه جان خودشرا در خطر مىبیند و نماز شبش را مىخواند و وصیت مىنویسد ـآنطور وصیتها اگر اینها مسلمان هستند، خوب، من چه مىگویم؟... من تکلیف خودم را دارم ادا مىکنم. همه مکلفند، از من طلبه که اینجا نشستهام تا شما علماى اعلام و تا همه روستاها و همه جا، مکلف هستند به اینکه در این امر حیاتى دخالت کنند ، بىتفاوت نباشند. مىخواهند شما را بىتفاوت کنند. دستهایى الآن در کار است که از حالا مشغولند به اینکه نگذارند شما اصلاً وارد بشوید در صحنه، نگذارند که ملت ما وارد بشود در صحنه. بایدو ارد بشوید؛ چاره ندارید! اسلام است؛ حفظ اسلام است! و باید چشمشان را باز بکنند که در دام نیفتند! امریکا دامش را الآن پهن کرده است در تمام ایران؛ در دام نیفتند! گول این تبلیغاتى که این گروهها مىکنند، تبلیغ مىکنند، گول اینها را نخورند؛ ببینند اشخاص صحیح سالم متعهد دانا چه مىگویند! بخواهد آن بگوید من کشاورزم و چهکار دارم به این کارها، آن بگوید من، شما مىتوانید بگویید من کشاورزم و امام حسین را مىخواهند بکشند ، من چهکار دارم؟ شما این حرف را مىتوانید بزنید؟ شما مىتوانى بگویى که من کشاورزم، من کارمندم، من تو ادارات هستم یا جاهاى دیگر، قرآن را مىخواهند از بین ببرند به من چه؟ چطور مىتوانى بگویى؟ مقدمه است این از براى بردن این مسائل.
قدرتهاى بزرگ امروز لمس کردهاند که سیلى از اسلام خوردهاند. آنها از ما بیشتر ملتفت هستند که چه کرده است اسلام با آنها. اینها مىخواهند این اسلام را کنار بگذارند. چطور کنند؟ حیلههاى مختلف؛ یکى هم اینکه شما را وادار کنند که وارد نشوید. خودشان شیطنت کنند یک کسى را تعیین کنند. آن کس که تعیین شد، بکشد ما را به طرف امریکا.
۶۰/۴/۱۱
تکلیفى که به همه ملت متوجه است، به زن و مرد و آن کسى که به حد رأى دادن قانونى رسیده، واجب است این مسأله که در پاى صندوقهاى تعیین رئیس جمهور حاضر بشوند و رأى بدهند.
چنانچه سستى بکنید، کسانى که مىخواهند این کشور را به باد فنا بدهند، ممکن است پیروز بشوند. باید همه شما، همه ما، زن و مرد، هر مکلف همان طور که باید نماز بخواند، همان طور باید سرنوشت خودش را تعیین کند. ما یک سیلى خوردیم از اشتباه، ما همه این نابسامانیهایى که الآن داریم براى اینکه اشتباه کردیم ، نباید اشتباه تکرار بشود. ۶۰/۷/۲ لازم است ملت عزیز، رشد و استقامت و پایدارى خود را در پیشگاه خالق و صاحب اسلام و در نزد جهانیان و در پیش چشمان حیرتزده دشمنان و بدخواهان اسلام که شما را با تهمتهاى گوناگون هدف قرار داده و وفادارى شما عزیزان متعهد به جمهورى اسلامى را مورد سؤال و تردید انگاشتهاند ثابت و با شور هر چه بیشتر، یکپارچه در این امرى که حفظ حیثیت جمهورى اسلامى و ملت شریف بسته به آن است به سوى صندوقهاى رأى چون موجى خروشان و دریایى مواج، با صفوفى فشرده رفته رأى خود را به شخصى که متعهد به اسلام و خدمتگزار به ملت و کشور و حامى مستضعفان و داراى بصیرت در امر دین و دنیا و منزّه از گرایش به شرق و غرب و مکتبهاى انحرافى و داراى دید سیاسى است، بدهید. امروز شرکت در انتخابات ریاست جمهور نه فقط یک وظیفه اجتماعى و ملى است، بلکه یک وظیفه شرعى اسلامى و الهى است که شکست در آن، شکست جمهورى اسلامى است، که حفظ آن بر جمیع مردم از بزرگترین واجبات و فرایض است و وسوسه در آن از شیطان بلکه عمال شیطان بزرگ است.
برادران و خواهران با هوشیارى بسیار و دید اسلامى سیاسى با مسائل برخورد کنید و از وسوسه منحرفان و مخالفان اسلام وو ابستگان به سیاست اجانب اجتناب نمایید که اینان با هر وسیله مىخواهند پایههاى جمهورى اسلامى را متزلزل کنند، و به خیال رسیدن به مقاصد خودشان، از هر فرصتى بهرهبردارى نمایند و نگذارند که شما در این امر حیاتى که شخصیت خود و کشورتان بسته به آن است شرکت کنید.
اینجانب از علماى معظم و ائمه جمعه و جماعات محترم و خطبا و گویندگان متعهد در سراسر کشور تقاضا دارم که مردم شریف را از اهمیت این موضوع حیاتى و سرنوشتساز مطلع و آنان را به تکلیف شرعى خود ارشاد فرمایند.
۶۰/۷/۷
اینها مىخواهند که مردم را در رأى ریاست جمهورى سست کنند.
با کشتن یک فرد ولو اینکه هر چه بزرگ باشد و متعهد، مردم ما از رأى دادن به ریاست جمهورى و از حاضر شدن پاى صندوقها براى کمک به اسلام و جمهورى اسلامى، خیال کردند سست مىشوند! این هم یک خیال باطل است و ملت ما این مسأله را یک مسأله الهى شرعى و یک تکلیف خدایى مىداند که به پاى صندوقها در روز جمعه انشاءاللّه، برود و با صفهاى طولانى مرصوص، به شخصى متعهد رأى بدهد. اینها مىخواهند مردم مارا تضعیف کنند؛ روحیهشان را براى شهادت یک نفر، ده نفر، صد نفر، هزار نفر. این خیال، خیال خام باطلى است....
مسأله دیگر قضیه انتخابات است که من در عین حال که قبلاً هم تذکر دادم، حالا هم تذکر مىدهم به همه ملت که همه این شرارتها که در سطح کشور الآن مىشود ممکن است براى این باشد که شما را از رفتن به پاى صندوق بترسانند و شما را از خدمت به اسلام و خدمت به مسلمین سست کنند. و باید همه ما در این امر توجه داشته باشیم که این یک امر حیاتى است براى جمهورى اسلام. شما مىبینید که در عین حال که در آراى قبل از این، براى شهید رجایى چهارده میلیون جمعیت شرکت کرد و سیزده میلیون رأى آورد شهید رجایى، معذلک، آن فاسدها، آن مصاحبههایى که اشخاص فاسد شکستخورده در خارج کردند ، گفتند بیش از دو میلیون اینها رأى نداشتند. شما چنانچه سطح رأیتان از زمان سابق ـخداى نخواسته کمتر بشود، بوقهاى تبلیغاتى خارج و شکستخوردههاى فرارى به خارج خواهند گفت که ایران از اسلام رو برگردانده و از جمهورى اسلامى روبرگردانده است. و این تبلیغ در همه جا خواهد شد و این ممکن است در دنیا پایههاى این جمهورى را سست کند. و این یک تکلیفى است که ما نگذاریم این نهضت و این انقلاب سست بشود تا آنکه به آن پیروزى نهایى برسد و اسلام و احکام قرآن به همه معنا، در این کشور پیاده بشود.
۶۱/۸/۲۷
چنانچه همه با هم نباشند و در صحنه حاضر نباشند و رأى به وکلا ندهند و رأى به مجلس خبرگان ندهند و وکلایى که باید تعیین بشود و کسرى دارند رأى کم بیاورند، این[ها] برخلاف تکلیف عمل کردهاند. باید همه در صحنه باشند و همه وارد باشند. و من به قشر روحانیت هم عرض مىکنم که کنارهگیرى موجب این مىشود که همانطورى که در زمان سابق از [این ]کنارهگیرى علماى مذاهب، اسباب این شد که ملت ما و بزرگانشان جدا شدندو هر کارى خواستند دولتها کردند و دولتها را به حال خود گذاشتندو هرطور سرکشى خواستند کردند، چنانچه شما از صحنه بیرون بروید و علما، دانشمندان از صحنه بیرون بروند، این اسباب این مىشود که باز آن مسائل سابق پیش بیاید. امروز تکلیف است؛ مجلس خبرگان تکلیف است براى همه که هم در آن که مىخواهد خبره بشود باید برود اسمنویسى کند، آن که لایق است برود و اسمنویسى کند و ملت به آنها رأى بدهند. در هر صورت، چنانچه ما همهمان در صحنه نباشیم و همه به فکر این نباشیم که این کشوررا از شرّ مفسدان نجات بدهیم، اگر به فکر نباشیم ـخداى نخواسته اگر در وضع حاضر هم خیلى تأثیر نکند، در وضع آینده ملت باز تأثیر مىکند و ـخداى نخواسته دوباره ملت ما را گرفتار آنطور اشخاص مىکند که بر صغیر و کبیر ما رحم نکنند.
۶۱/۹/۳
از جمله امورى که اجانب به آن دامن مىزنند، همین مسأله انتخابات است. هر انتخاباتى که در ایران مىشود اینها مىگویند:
مردم این دفعه نمىآیند، مردم سست و خسته شدهاند. و شما دیدید که در انتخابات گذشته، از انتخابات اصل نظام جمهورى اسلامى گرفته تا مجلس خبرگان براى قانون اساسى، مجلس و رؤساى جمهور، مردم هر دفعه بهتر از دفعه قبل شرکت کردهاند.
الآن هم عدهاى در خارج نشستهاند و تبلیغ مىکنند که این دفعه دیگر مردم خسته شدهاند و شور سابق را ندارند و از این قبیل حرفها. اینها اکثراً عقدههایى در دل دارند و روى همین عقدههاست که این صحبتها را مىکنند. اگر عقدههاى درونى آنها حل مىشد، چنین صحبتهایى را نمىکردند. همین منافقین و دیگران که مردم آنها را از ایران بیرونشان کردهاند، در خارج نشستهاند و مىگویند: مردم با ما هستند.
شما ائمه جمعه موظفید براى جلوگیرى از شیطنتهایى که اینها مىکنند و مىگویند مردم اعراض کردهاند و در انتخابات شرکت نمىکنند، مردم را به شرکت در انتخابات دعوت کنید و مردم نیز ثابت کنند که اعراض نکردهاند و با شرکتشان در انتخابات ثابت کنند که از اسلام رویگردان نیستند.
۶۱/۹/۱۱
از جمله چیزهایى که باز تکلیف همه ماست و تکلیف آقایان استکه مردم را به آن دعوت کنند و دنباله حضور در صحنه است این است که مجلس خبرگانى که ما امروز در پیش داریم، اینطور نباشدکه آقایان، دیگران کنارهگیرى کنند، سستى کنند؛ ملت را دعوت کنند، خودشان تشریف ببرند به پاى صندوق رأى، رأى بدهند ، ملت را دعوت کنند به رأى. منتها ملت و شما و هرکس آزاد است همیشه و به هرکس که مىخواهد رأى مىدهد، ولو آنکه آقایان و ـفرض کنید که علماى حوزه علمیه تهران یا قم آنها را معرفى نکرده باشند. شما الزامى ندارید به اینکه هر چه آنها معرفى کردند شما هم همان را معرفى کنید. البته آنها بررسى کردهاند، تخصص در این امر دارند، بررسى از امور کردهاند و با بررسى، این کار را انجام دادهاند، لکن این اسباب این نمىشود که کسى الزام کند کسى را که تو باید به فلان رأى بدهى. آزاد هستید و رضاى خدا را در نظر بگیرید، و توجه به خدا داشته باشید و پاى صندوقها بعد از اینکه اعلام کردند، تشریف ببرید و رأى خودتان را بدهید. این رأى به اسلام است. همانطور که جمهورى اسلامى را شما رفتید و رأى دادید و تقریباً از صد کمى کمتر رأى دادید، اینجا هم امید است که به همینطورها باشد، انشاءاللّه.
۶۱/۹/۱۶
همانطور که قبلاً تذکر دادم مردم در دادن رأى به اشخاص واجد شرایط آزاد هستند، و هیچ کس را حق الزام کسى نیست. و من امیدوارم که ملت شریف ایران در این امر مهم الهى که منحرفان از هر چیزى بیشتر با آن مخالفت کرده و مىکنند و این نیز از اهمیت آن است، یکدل و یکجهت در روز انتخابات به سوى صندوقها هجوم برند و آراى خود را به صندوقها بریزند. و امید است علماى اعلام ـکثّراللّه امثالهم هم خود شرکت نمایند و هم ملت را ارشاد فرمایند.
۶۲/۷/۱۳
مردم در انتخابات موظفند، موظف شرعى هستند که اختلافات کوبنده را از آن دست بردارند، و این یک امرى است که بین همه هست، یعنى یک تکلیفى متوجه به همه هست، به من طلبه که اینجا نشستهام و به شما علما و همه علماى بلاد و همه قشرهاى ملت، همه روشنفکران، همه نویسندگان، گویندگان، به همه تکلیف شرعى است که نگذارید مسأله مثل مسأله مشروطیت بشود. عبرت بگیرید از آنجا، اگر مثل او بشود، آنهایى که مخالف با اسلام و جمهورى اسلامى هستند و بازیگر هستند، آنها مىآیند قبضه مىکنند. یکى از امورى که خیلى لازم است، همین مسأله است که باید تذکر بدهند آقایان، تنبه بدهند آقایان.
و آن مطلب اول هم که عرض کردم تذکر بدهند به مردم به اینکه امروز ایران، اینهایى که در کار هستند، اینهایى که متکفل امور هستند، چه مجلس و چه دولت و چه قوّه قضائیه و همه اینها یک راه دارند مىروند. البته نادر تویشان هست که شیطان است ، لکن به حسب نوع امور، اینها دارند یک راه مىروند، خطوط مختلفه در کار نیست.
این توطئه را که مىخواهند با اسم خطوط مختلفه، یک دستهرا طرفدار یک جبهه بکنند و یک دسته را طرفدار یک جبهه بکنند،و در صورتى که خود آنها با هم اختلاف ندارند، مریدها به اختلاف بیفتند و کم کم در همه جا همان حرفهایى که در مشروطه بود، که در یک شهر یک دسته اهل منبر مشروطه بودند، یک دسته اهل منبر مستبد بودند، و در خانهها همین مسائل بود و در بازار همین مسائل بود، یک وقت اینطور نشود که مردم را به جان هم بیندازند، این براى طرفدارى از فلان شخصیت و آن براى طرفدارى از فلان شخصیت، در صورتى که همهاش توهّم بیشتر نیست.
و همین طور در انتخابات توجه کنند، مردم را توجه بدهید به اینکه شما مىخواهید اسلام را حفظ کنید، باید منتخبین شما اشخاصى باشند که توجه به اسلام داشته باشند، متعهد به اسلام باشند، بازیگر نباشند، به شرق و غرب توجه نداشته باشند. باید تکلیف کرد به مردم که وقتى انتخابات پیش آمد به طور شایسته ، روحانیین عمل کنند، وعاظ عمل کنند و مردم هم به تبع آنها عمل کنند تا یک مجلسى داشته باشیم که دیگر در آن هیچ اشخاصى که مخالف با وجهه جمهوریت هستند نداشته باشیم.
۶۲/۹/۲۰
دوره اول مجلس در مشروطه بد نبود و شاید هم خوب بود، ولى بعدها کم کم رسید به جایى که خودشان افرادى را انتخاب مىکردند. پس ما باید سعى کنیم مرتبه دوم بهتر از اول باشد، مردم بهتر شرکت کنند، مردم در صحنه حاضر باشند و تحت تأثیر کسىو اقع نشوند. مردم با علما و اشخاص مورد اعتمادشان مشورت کنند، بعد به هر کس که خواستند رأى دهند. مردم نباید کنار بروند، اگر مردم کنار بروند همه شکست مىخوریم. خود مردم نگذارند قلدرها دخالت کنند، افراد نالایق دخالت کنند. اگر عدهاى جمع شدند و افراد نالایق را انتخاب کردند، مردم به آنها رأى ندهند، اگر مردم هم متوجه نشدند، مجلس آنها را قبول نکند. تمام مردم موظفند که در انتخابات حاضر باشند و تحت تأثیر هیچ کس قرار نگیرند. بعد از اینکه مشورت کردند که براى اسلام مفید است رأى دهند. اگر کسى مورد شک بود و یا اگر کسانى منحرف ، خودشان را معرفى کردند، به آنها رأى ندهند. ما باید مجلسمان را نگه داریم و کارى کنیم که براى دولتى خوب اساس باشد. مردم اگر از من گِله دارند، از اسلام سرد نشوند. من خلاف کردهام، به اسلام چه. مردم اگر اسلام را، استقلال و آزادى را، نبودن تحتاسارت شرق و غرب را مىخواهند، همه در انتخابات شرکت کنند و در صحنه حاضر باشند. اگر یک ظالم خلاف کرد، اسلام که نکرده است. پس باید کارى کنیم که ظلم نباشد و ظالم از بین برود.
اگر دیدیم در این دوره خلاف شده و به افرادى ظلم شده باید تلاشمان را بیشتر کنیم تا خلاف و ظلم را از بین ببریم نه اینکه کنار رویم و از صحنه خارج شویم. زیرا اگر از صحنه خارج شویم ظلم بیشتر مىشود. پس باید اجتماعمان را بیشتر کنیم و بیشتر در صحنه حاضر باشیم. خداوند به شما قدرت و سعادت عنایت فرماید.
۶۲/۱۱/۲۲
از مسائل بسیار مهمى که در آینده نزدیک با آن مواجه هستیم مسأله انتخابات دوره دوم مجلس شوراى اسلامى است. این مسأله از جهات مختلف آن قدر حساس و حیاتى است که هر چه درباره آن گفته شود بجاست. گویندگان محترم در هر موقع مناسبى و در هر اجتماعى، در سراسر کشور، خصوصاً در نماز جمعهها، چه ائمه جمعه محترم و چه سخنرانان قبل از خطبهها، جهات مختلف اهمیت آن را به ملت گوشزد نموده؛ و خطرات ناشى از سوءجریان آن را که به سرنوشت ملت و اسلام بستگى دارد با آنان در میان گذارند. مجلس محلى است که اکثریت قاطع مسائل مهم کشور بیواسطه یا باواسطه به آن وابسته است. هر چه به سر این ملت مظلوم در طول زمان، پس از مشروطیت تا دوره آخر انتصابات ستمشاهى آمد، به طور قاطع از مجلسهاى فاسد بود که ملت در انتخاب نمایندگانش یا هیچ دخالت نداشت، یا دخالت بسیار ناچیزى داشت. روحانیون را یکسره از دخالت بر کنار کردند؛ و با توطئههاى موذیانه و تبلیغات مسمومِ مُلهم از غرب، که توسط روشنفکران و غرب و شرقزدگان خائن یا نفهم صورت مىگرفت ، مجلس را در نظر روحانیون و متدینین به گونهاى ساخته بودند که دخالت در انتخابات از معاصى بزرگ و اعانت به ظلم و کفر بود! و روحانیت بکلى از صحنه خارج شد و به انزوا کشیده شد؛ و دست قلدران و شرق و غربزدگان باز شد؛ و کشور را به آنجا کشاندند که دیدید و دیدیم. معالأسف امروز هم آن افکار پوسیده در نادرى از معممین بیخبر از دنیا دیده مىشود.
در حالى که اگر در هر شهرىو استانى چند نفر مؤثر افکار، مثل مرحوم مدرس شهید، را داشتند، مشروطه به طور مشروع و صحیح پیش مىرفت، و قانون اساسى با متمم آن، که مرحوم حاج شیخ فضلاللّه در راه آن شهید شد، دستخوش افکار غربى و دستخوش تصرفاتى که در آن شد نمىگردید، و اسلام عزیز و مسلمانان مظلوم ایران آن رنجهاى طاقتفرسا را نمىکشیدند. به دنبال خروج روحانیون، یا به عبارت دیگر، اخراج آنان از صحنه، عموم متدینین، از هر قشرى از اقشار ، چه فرهنگى، چه کارگرى، چه ادارى و بازارى و چه غیر اینها، نیز از دخالت کناره گرفتند یا بر کنارشان کردند؛ و آن شد که شد.
اکنون ما باید از آن توطئهها و مفاسدى که از انزواى متدینین پیش آمد و سیلىاى که اسلام و مسلمین خوردند عبرت بگیریم؛ و بدانیم و بفهمیم که نظام اسلام و اجراى احکام آسمانى آن و مصالح ملت و کشور اسلامى و حفظ آن از دستبرد اجانب بستگى به دخالت اقشار ملت و بویژه روحانیون محترم و مراجع معظّم دارد. و اگر خداى نخواسته بر اسلام یا کشور اسلامى، از ناحیه عدم دخالت در سرنوشت جامعه، لطمه و صدمهاى وارد شود ، یک یک تمام ملت در پیشگاه خداى قهّارِ توانا مسئول خواهیم بود؛ و نسلهاى آینده، که ممکن است از کنارهگیریهاى کنونى مورد هزار گونه تجاوز واقع شوند، ما را نبخشند....
و بالجمله، حکومت حکومت اسلام و مردم است؛ و مجلس از مردم است، و رأى نیز از آن مردم است؛ و احدى تحت فرمان مقام یا مقاماتى نیست. لازم به تذکر است که اهالى محترم هر حوزه انتخابیه فرد یا افرادى را کاندیدا نموده، و براى آنان فعالیت صحیح قانونى و شرعى انتخاباتى نمایند. و براى هرچه بهتر و پرشورتر شدن انتخابات هیچ حوزهاى براى حوزه دیگر کاندیدا تعیین ننماید. و همچنین صلاحیت و عدم صلاحیت شخص و یا اشخاص کاندیدا را تأیید و تصدیق ننماید. دخالت در انتخابات هر حوزه به عهده خود آن حوزه مىباشد. و بهتر است که نمایندگان تمامى اقشار حوزهها براى تعیین فرد یا افراد مورد نظرشان تبادل نظر نمایند. با تمام این اوصاف، تمامى افراد در صورت دارا بودن شرایط لازم، در تعیین کاندیدا و یا کاندیدا شدن آزاد و مختارند.
۶۲/۱۲/۹
از امورى که لازم است امروز تذکر بدهم شاید بعد دیر بشود ، قضیه انتخابات است. همان طورى که مکرر من عرض کردهام و سایرین هم گفتهاند، انتخابات در انحصار هیچکس نیست، نه در انحصار روحانیین است، نه در انحصار احزاب است، نه در انحصار گروههاست. انتخابات مال همه مردم است. مردم سرنوشت خودشان دست خودشان است. و انتخابات براى تأثیر سرنوشت شما ملت است. از قرارى که من شنیدهام در دانشگاه بعض از اشخاص رفتهاند گفتهاند که دخالت در انتخابات، دخالت در سیاست است و این حق مجتهدین است. تا حالا مىگفتند که مجتهدین در سیاست نباید دخالت بکنند، این منافى با حق مجتهدین است، آنجا شکست خوردهاند حالا عکسش را دارند مىگویند. این هم روى همین زمینه است، اینکه مىگویند انتخابات از امور سیاسى است و امور سیاسى هم حق مجتهدین است هردویش غلط است. انتخابات سرنوشت یک ملت را دارد تعیین مىکند. انتخابات بر فرض اینکه سیاسى باشد و هست هم ، این دارد سرنوشت همه ملت را تعیین مىکند، یعنى آحاد ملت سرنوشت زندگیشان در دنیا و آخرت منوط به این انتخابات است.
این این طور نیست که انتخابات را باید چند تا مجتهد عمل کنند.
این معنى دارد که مثلاً یک دویست تا مجتهد در قم داشتیم و یک صد تا مجتهد در جاهاى دیگر داشتیم، اینها همه بیایند انتخاب کنند، دیگر مردم بروند کنار؟! این یک توطئهاى است که مىخواهند همان طورى که در صدها سال توطئهشان این بود که باید روحانیون و مذهب از سیاست جدا باشد و استفادههاى زیاد کردند و ما ضررهاى زیاد از این بردیم، الآن هم گرفتار ضررهاى ا و هستیم. حالا دیدند آن شکست خورد، یک نقشه دیگر کشیدند، و آن این است که انتخابات حق مجتهدین است، انتخابات یا دخالت در سیاست حق مجتهدین است. دانشگاهیها بدانند این را که همان طورى که یک مجتهد در سرنوشت خودش باید دخالت کند، یک دانشجوى جوان هم باید در سرنوشت خودش دخالت کند. فرق مابین دانشگاهى و دانشجو و مثلا مدرسهاى و اینها نیست ، همهشان با هم هستند. اینکه در دانشگاه رفتند و یک همچ و مطلبى را گفتند، این یک توطئهاى است براى اینکه شما جوانها را مأیوس کنند.
بیدار باشید! توجه کنید! اینها با توطئههایشان مىخواهند کار را انجام بدهند، نمىتوانند با دخالت نظامىکار بکنند، اینها مىخواهند با شیطنتهایشان کار خودشان را انجام بدهند. آن وقت شیطنت این بود که سیاست از مذهب خارج است و بسیار ضرر به ما زدند و ما بسیار ضرر خوردیم و آنها هم بسیار نفع بردند. این مطلب شکست خورده. حالا مىگویند که سیاست حق مجتهدین است یعنى، در امور سیاسى در ایران پانصد نفر دخالت کنند ، باقیشان بروند سراغ کارشان. یعنى مردم بروند سراغ کارشان، هیچ کار به مسائل اجتماعى نداشته باشند، و چند نفر پیرمرد ملاّ بیایند دخالت بکنند. این از آن توطئه سابق بدتر است براى ایران. براى اینکه، آن یک عده از علما را کنار مىگذاشت، منتها به واسطه آنها هم یک قشر زیادى کنار گذاشته مىشوند، این تمام ملت را مىخواهد کنار بگذارد. یعنى نه اینکه این مىخواهد مجتهد را داخل کند، این مىخواهد مجتهد را با دست همین ملت از بین ببرد. باید دانشگاهیها متوجه باشند که اگر چنانچه افرادى در دانشگاه هستند که شیطنت دارند مىکنند، اینها را باید توجه کنندکه گول اینها را نخورند. خودشان دخالت در امور انتخابات بکنند.
انتخابات سرنوشت حتى شمایى که در آنجا هستید را تعیین مىکند. یک امرى که سرنوشت آحاد ملت در دست اوست،و ظیفه آحاد ملت است که در آن دخالت کند، مربوط به یک قشرى، دون قشرى نیست، همه باید در این دخالت بکنند. و این شیطنتهایى که الآن دارند مىکنند، به طورى که به من گفتهاند براى مأیوس کردن بعضى از جوانهاى ماست. این شیطنت را خنثى کنیدو فعال وارد بشوید در انتخابات. مىخواهید خودتان کسانى را تعیین کنید و انتخاب بکنید، مىخواهید ببینید هر قشرى که مىپسندید حرفهاى آنها را و کاندیداى آنها را. شما هم با آنها باشید. در هر صورت ما باید از کید این خائنین هیچ وقت غافل نشویم. اینها دائماً مشغول نقشه کشى هستند و دائماً مشغول توطئه هستند براى اینکه، آن سیلىاى که از اسلام خوردهاند اینها، به این زودى جبرانپذیر نیست. اینها مىخواهند و مىدانند که با زور نمىشود این کار را انجام داد. اگر هم یک وقتى مىگویند که ما با زور و نظامى مىکنیم، این بیخود مىگویند. خودشان هم مىفهمندکه بیخود مىگویند. آنها اگر بخواهند کارى بکنند همین از ناحیه خود مردم، از ناحیه دانشگاه، از ناحیه بازار، از ناحیه کارگرها، از ناحیه کارخانهها، از این جاها مىخواهند صدمه بزنند. و شما اگر بخواهید براى خدا باشد یا براى ملتتان باشد یا براى زندگى خودتان باشد، بخواهید که اسیر نباشید باید همه توجه کنید و گول این حرفها را نخورید و در انتخابات به طور فعال همه دخالت بکنید. و من امیدوارم که انشاءاللّه همه موفق بشوید. و امیدوارم که با سلامت و سعادت به کار خودتان ادامه بدهید که کار بسیار عظیمى است و کار بسیار پراهمیتى است.
۶۲/۱۲/۱۴
یک سفارش دیگر راجع به انتخابات است. شما هر چه هم خوب رفتار کنید آنهایى که باید اشکال کنند مىکنند. ما کارى به اشکال آنها نداریم. آنها از اول اشکال مىکردند حالا هم اشکال مىکنند.
قبل از این هم که انتخاباتى در کار باشد، صحبت انتخابات همچوکه نزدیک شد شروع کردند به اینکه این انتخابات آزاد نیست ، مردم هیچ وقت نمىروند پاى صندوقها، چه خواهند کرد. اینها بعدها هم خواهند گفت. اینجا ما کار نداریم، ما خودمان بین خودمان و خداى تبارک و تعالى باید فکر بکنیم که شما مسئول این مسأله هستید، هم مسئول کار خودتان و هم مسئول مسئولین دیگرى که تحت نظر شما هستند هستید، که جریان انتخابات یک جریان صحیح باشد. هیچ کس در انتخابات بر دیگرى مقدم نیست، همه افراد ملت یک جور هستند در انتخابات، یعنى همان آدمىکه یک کار کوچکى انجام مىدهد با آن کسى که در رأس همه امور هست در باب انتخابات هیچ با هم فرقى ندارند، این یک رأى دارد، آن هم یک رأى دارد. این یک جور باید با او عمل بشود، با آن هم یک جور عمل بشود. بنابراین، توجه به اینکه انتخابات جورى باشد که مردمپسند باشد، نه جورى باشد که فرض کن خانپسند باشد، ما او را مىخواهیم. مردمپسند باشد، یعنى مردم احساس بکنند به اینکه مسأله انتخابات به آن طورى که قانون انتخابات گفته است، به آن طورى که اسلام مىخواهد دارد عمل مىشود. عمل مال شماست، قانون یک ثبتى است که مىشود ، یک وظیفهاى تعیین مىکند، لکن آنى که مهم است در مقام عمل است. مقام عمل جورى باشد که تطبیق بکند با قانون، و مردمرا ضى باشند در عمل. و توجه به این معنا هم از لازمات است که توجه بکنید که اخلالگرها نیایند خرابکارى بکنند. بلااشکال در زمان انتخابات یک دسته اخلالگر هم پیدا مىشوند که مىخواهند خدشه دار بکنند و مىخواهند هیاهو بکنند، این کارها را بکنند.
این را با شدت جلویش را بگیرند که اخلال نکنند. باید آرام هر که مىآید رأیش را آرام بدهد. کسى بیاید مثلاً نزدیک صندوق باشد بخواهد که اخلال بکند، یا کسانى باشند که در نزدیک صندوق بخواهند به مردم بگویند به این رأى بدهید دیگر این کارها نیست.
تبلیغات که هرکس کرده است در موارد خودش یک حدودى دارد، مىکند. آنجا دیگر جاى این حرف نیست که آنجا بایستند و بگویند فلانى خوب است، فلانى بد است. این حرفها همهاش باید جلوگیرى بشود تا انشاءاللّه یک انتخابات خوبى داشتهباشیم. و من امیدوارم که موفق بشوید در این امر، و مردم هم حاضرند در انتخابات، حاضر مىشوند در انتخابات، براى اینکه مردم، کشوررا حالا از خودشان مىدانند و مىدانند که سرنوشت کشور با انتخابات است. این طور نیست که حالا بگویند ما انتخاب کنیم براى کى. انتخاب مىکنند براى خودشان. پیشتر این حرف بود که خوب، به ما چه ربط دارد انتخابات، به ما کارى ندارند، آنها به مصالح ما کارى ندارند. اما امروز این حرف نیست، مردم شرکت مىکنند و من امیدوارم که هرچه بیشتر شرکت بکنند در انتخابات.
این وظیفهاى است الهى، وظیفهاى است ملى، وظیفهاى است انسانى، وظیفهاى است که ما باید عمل به آن بکنیم، همه مان باید در انتخابات شرکت بکنیم. شما باید در حسن جریان انتخابات جدیت بکنید، و مردم هم انشاءاللّه وارد بشوند و رأى بدهند.
۶۳/۱/۱۹
شما باید در همه صحنهها و میدانها آن قدرى که اسلام اجازه دادهو ارد باشید. مثل انتخابات که امروز عملى است که باید انجام بگیرد و صحبت روز است در ایران، خانمها همان طورى که مردها فعالیت مىکنند براى انتخابات، خانمها هم باید فعالیت بکنند براى اینکه فرقى ما بین شما و دیگران در سرنوشتتان نیست.
سرنوشت ایران، سرنوشت همه است. یعنى آن قدرى که اسلام خدمت به شما کرد، به مردها آن قدر خدمت نکرد. اسلام، شما را حفظ کرد و شما متقابلاً اسلام را حفظ بکنید. حفظ اسلام به این است که این انتخابات که مىخواهد مجلس دوم را متحقق کند ، بدانید که انتخابات از امورى است که در سرنوشت شما و در سرنوشت ما نقش مهم دارد، و بالاترین نقش است... ولهذا باید شما خانمها یک نقش بسیار فعال داشته باشید که خداى نخواسته ، مجلس یک مجلسى نشود که به واسطه ورود بعض عناصر غیرصالح بتدریج کشانده بشود به طرف شرق یا به غرب، و همان بشود که در زمان سابق بود و همان بگذرد بر ما و شما که در زمان سابق مىگذشت.
بحمداللّه امروز مجلسى که بپا بشود، این مجلس امیدوارم که بهتر از مجلس سابق باشد و بحمداللّه خواهد شد. براى اینکه همه قشرها مشغول فعالیت هستند و کسانى که بررسى کردند از این مسائل، امروز مىگویند مردم در صحنه هستند و خودشان هم نظر دارند. باید همه شما در این امر نظر داشته باشید، در امور سیاسى نظر داشته باشید. براى اینکه امور سیاسى مخصوص یک طبقه نیست، همان طورى که علم مخصوص یک طبقه نیست. همان طورى که مردها باید در امور سیاسى دخالت کنند و جامعه خودشان را حفظ کنند، زنها هم باید دخالت کنند و جامعه را حفظ کنند. زنها هم باید در فعالیتهاى اجتماعى و سیاسى همدوش مردها باشند، البته با حفظ آن چیزى که اسلام فرموده است، که بحمداللّه امروز در ایران جارى است.
و من امیدوارم که مجلس یک مجلس بسیار خوبى باشد، و مجلسى باشد که با آزادى، همه ملت شرکت کنند و اعتنا به این که به ما بعدها خواهند گفت چه، نکنند. براى اینکه آنهایى که با ما دشمناند، امروز در فعالیت هستند که این مجلس را لوث کنند. در خارج و داخل فعالیت هست و شما باید آن فعالیتها را با حضور خودتان، با اجتماع خودتان، با رفتن خودتان بر سر صندوقهاى انتخابات، آنها را همه را خنثى کنید. و مجلس اگر باشد، انشاءاللّه مجلس خوب باشد. با داشتن علما و قانوندانهاى، حقوقدانهاى نگهبان، شوراى نگهبان، ما آرام هست دلمان، براى اینکه در مجلس انشاءاللّه مسائلى بر خلاف اسلام و بر خلاف مصالح مسلمین نخواهد گذشت، و اگر اشتباهى در مجلس واقع بشود ، شوراى محترم نگهبان که در این دوره باکمال قدرت و استقلال عمل کرد، در دورههاى دیگر هم همین طور باشد، و این ملت را و این دولت را و این کشور را به پیش ببرد.
۶۳/۲/۹
ما گمان نکنیم که دستهاى قدرتهاى بزرگ قطع شده است از اینجا.
ملت ایران باید توجه کنند به اینکه توطئهها هست. الآن، شما ملاحظه بفرمایید که در همین انتخاباتى که با آن خوبى و آزادى انجام گرفت و بحمداللّه مردم همه در صحنه حاضر بودند، و امید است که در دوره دوم هم، در آن بعد هم که باید انتخابات بشود آن هم حاضر باشند مردم، و این تکلیف الهى را به آن عمل کنند، الآن دستهایى از داخل و خارج هست که بین آقایانى که در انتخابات دخالت داشتند اختلاف بیندازند. شما گمان نکنید که خارجیها و اذناب آنها در این کشور کودتا مىکنند، نمىکنند، چون نمىتوانند.
کشورى که همهاش مهیاست براى شهادت، نمىتوانند که آنها در اینجا وارد بشوند، لکن از داخل ما را مىپوسانند. یکى از مواردىکه الآن انگشت آنها در کار است و با جدیت دارند توطئه مىکنند این است که، دو دستگى بیندازند بین اشخاصى که در انتخابات بردند یا باصطلاح باختند. با این تعبیر زشت برد و باخت، شکستو پیروزى، با این تعبیرهاى زشت مىخواهند بین ملت ما اختلاف بیندازند. انتخاباتى که باید همه دست به هم بدهند و آن را به وجه صحیح به آخر برسانند، و باید وحدت زیادتر بشود از اول، من مىترسم که خداى نخواسته، موجب اختلاف بشود. و این از مکاید شیطان است به دست شیاطین. اگر براى خدا کسى مىخواهد کار بکند خودش را انتخاب کرده است که خدمت کند به اسلام و مسلمین. اگر چنانچه پیروز بشود پیروزى نباید بگوید ، براى اینکه یک خدمتى است به عهدهاش آمده است و گرفتارى این خدمت بسیار شدید است. و اگر چنانچه در این دوره او کنار رفته است خیال نکند که کنار رفته است و این عیبى است. قضیه برد و باخت نیست، قضیه خدمت است در این پست یا در آن پست. باید ایران بداند که دستهایى الآن در کار است که حتى بین خانهها اختلاف بیندازد. در یک خانه بین افراد اختلاف بیندازد. ما باید از تاریخ عبرت ببریم و این تاریخ در زمان مشروطه این طور بود. در زمان مشروطه آنهایى که مىخواستند ایران را نگذارند به یک سامانى برسد و چماق استبداد تا آخر باقى بماند، بین افراد ، دستجات، احزاب اختلاف انداختند، حتى آنهایى که آن وقت بودند مىگفتند که در یک خانه بین برادر با برادر، پدر و پسر اختلاف بود، یک دسته مستبد، یک دسته مشروطه. این اختلاف موجب شد که نتوانست مشروطه آن طورى که علماى اسلام مىخواستند تحقق پیدا بکند. بعد هم این اختلافات موجب شد که یک دسته از آن غربزدهها بریزند و به اسم مشروطه بگیرند مقامات را و استبداد به صورت مشروطه بر این ملت تحمیل کنند و دیدید که چه شد. امروز همان روز است اگر ملت ایران بیدار نشود، اگر علماء اسلام بیدار نباشند، غفلت کنند، اگر علماى قم ، مدرسین قم، طلاب قم، علماء تهران، روحانیت مبارز تهران ، علماء همه بلاد و روحانیون همه بلاد و مردم بیدار نشوند، الآن دارند وضعى را، یعنى مىخواهند وضعى را کار کنند که زمان مشروطه کردند، و بدانید گناهش به گردن همه ماست.
مسأله کرسى مجلس در اسلام مطرح نیست، مسأله ریاست مطرح نیست، مسأله ریاست جمهور مطرح نیست، مسأله وزارت مطرح نیست، اگر کسى اینها را خیال کند مطرح هست اسلام را نشناخته است. شماها شیعه همان هستید که مىگوید که من به اندازه این کفش کهنهاى که هیچ نمىارزد امارت شما را به اندازه این برایش ارزش قائل نیستم مگر اینکه حقى را ایجاد کند. شما که مىخواهید حق را ایجاد کنید، شما که مىخواهید اسلام را به پیش ببرید، چه در مجلس پیش ببرید یا در مدرسه پیش ببرید یا در محافل دیگر، باید پیشتان فرق نکند. باید توجه کنید به اینکه مبادا آن گرفتاریهاى آن زمان براى ما پیش بیاید. نمىآید انشاءاللّه. حالا فردا رسانههاى گروهى نگویند که معلوم شد ایران به هم خورده است و دیگر نخیر، نوبت ما رسیده است. خیر آنها باید آرزوهایشان را به گور ببرند. اینکه من عرض مىکنم، نه اینکه ما الآن مبتلا به قضیهاى هستیم، ما همیشه مىخواهیم جلوى فسادهارا که آنها مىخواهند ایجاد کنند جلویش را بگیریم. آنها گمان نکنند که الآن، ایران یک خبرى شده. ایران یک انتخاباتى آزاد که در تمام دنیا یک همچو انتخابات آزادى نبوده است. این طور نیست که کسى گمان کند که حالا وقت این شده است که ما نتیجه بگیریم. نه این وقت براى شما نخواهد آمد و نتیجهاى از این مسائل دست شما نخواهد رسید و چیزى نیست در کار. من تنبه مىدهم که مبادا بشود والاّ مسأله نیست. در هر صورت من باید تذکر بدهم به اینکه آقایانى که در انتخابات دخالت کردند باز هم با کمال خلوص نیت دخالت بکنند و هرگز از این معنا که من نبردم و او برده است دلخور نباشند.
شما همه برادر هستید، دوستید. این دوست باشد در مجلس یا آن دوست باشد یا من باشم، اینها مطرح نباید باشد پیش ملت ایران و مطرح نیست انشاءاللّه. من امیدوارمکه در این دورهاى که باز پیش مىآید و باید انتخابات بعد از چند روز دیگر با جدیت آقایانى که دستاندرکار هستند، مثل وزیر کشور و مثل شوراى نگهبان، بزودى این امر شروع بشود که مجلس ما، ایران ما یک روز بدون مجلس نباشد. و آقاى امامى مژده این معنا را الآن به من دادند که نه، همین طور خواهد شد. و من امیدوارم که ملت ایران به همان طورى که این دفعه آمدند پاى صندوقها، این دفعه دیگر هم بیایند و آراء خودشان را در صندوقها بریزند، و قدر این آزادى را بدانند که تحت تأثیر هیچ کس نبودند و احدى در سرتاسر ایران الزام نکرده است کسى را که رأى به این بده یا به او بده. الزام به رأى دادن هم نکرده است، لکن تکلیف شرعى گفته است.
ما اگر مىگوییم، تکلیف شرعى مىگوییم، والاّ نه این است که ما الزامشان بکنیم. این مکلفند شرعاً به اینکه حفظ بکنند جمهورى اسلامى را، و حفظ به این است که در صحنه باشند، و حفظ به این است که اختلافات نداشته باشند، و حفظ به این استکه مبادا آن کسى که فرض کنید که برده است باصطلاح برود به رخ او بکشد، آن کسى که نبرده است خیال کند که یک چیزى از دستش رفته است. این حرفها نیست در کار. چیزى نیست اصلش.
اسلام است، اسلام در دست همه شما هست شما مىخواستید آنجا خدمت بکنید نشد حالا در جاى دیگر خدمت مىکنید.
مىخواستید در مجلس خدمت کنید نشد حالا در دولت خدمت مىکنید، حالا در پستهاى دیگر خدمت مىکنید، حالا در مدرسه خدمت مىکنید، حالا مشغول به [تدریس] مىشوید. من این امر راکه عرض مىکنم از همه ملت تقاضا مىکنم که مبادا تحت تأثیر این عناصرى که الآن در کار هستند و مىخواهند القاء اختلاف بکنند ، تحت تأثیر اینها واقع بشوید. و همه برادر هم هستید و برادروار با هم باشید، و اگر چنانچه در انتخابات اشتباهاتى شده یا فرضاً تقلبى شده است، خوب، مواردى هست که رسیدگى مىشود و شوراى نگهبان هم یا ابطال مىکند یا فرض کنید بعضى صندوقهارا یا اصل انتخابات را. یک مسأله عادى است که در همه جا هستو این امر مهمى نیست. من امیدوارم که آقایان با کمال اخلاص این دفعه هم وارد بشوند و آراء خودشان را بریزند. و این مبعثى که نورش به همه عالم رسیده است، درصورتى که نتوانستند آن طورى که مىخواستند بشود ما دنبالش باشیم که زحمات انبیا را حفظ کنیم. و نگذاریم که خداى نخواسته، آن زحمتى که تا حالا در ایران کشیده شده است و بحمداللّه به قدرت خودش رسیده است ایران، و الآن در همه دنیا مطرح است و تنها چیزى که مطرح است الآن بیشتر در همه جا همین معناست، و این هم براى این است که اینها مىترسند که مبادا اسلام تحقق پیدا بکند و آرزوهاى خودشان از بین برود.
۶۳/۲/۲۵
یکى از امور مهمهاى که امروز همه ما به آن مبتلا هستیم و همه کشور، قضیه انتخابات است. از خارج چشم دوختهاند به اینکه این انتخابات نشود درست. اعلامیهها، نمىدانم، بساط، چیز، که مردم شرکت نکنید، و شرکت کردند الحمدللّه. این مرحله هم که پیش آمده است، مردم ما شرکت کنند و در مقابل قدرتهاى بزرگى که چشم دوختهاند به اینکه ملت ایران دیگر از اسلام برگشته و از مسائل اسلامى برگشته، آنها بفهمند مسأله این طور نیست، فرضاًکه ما بد باشیم اما اسلام که خوب است، اسلام را که قبول دارند همه، این یک وظیفه اسلامى است که ما حفظ کنیم جمهورى اسلامى را. اگر مجلس لطمهاى بر آن وارد بشود به جمهورى اسلامى لطمه وارد مىشود. اگر مجلس یک مجلس قوىاى باشد براى خاطر اینکه پشتوانهاش همه ملت باشد، این مجلس مىتواند با دنیا که در مقابل ایران واقع شده است کارهایش را بهشایستگى عمل بکند، و این تابع این است که قوى باشد، و قوتش هم تابع این است که شماها رأى بدهید. امروز دیگر مثل سابق نیست که یک لیستى درست بکنند و بفرستند هرجا، اینها باید بشود، غیر از اینها نباید بشود. یا یک دسته مأمور بفرستند سرصندوقها هر کارى دلشان مىخواهد بکنند. امروز اختیار دست خود شماهاست و احدى حق ندارد که تصرف بکند. بله، در تشخیص خودتان اگر مىتوانید تشخیص بدهید و اگر خودتان نمىتوانید، خوب ، اشخاص متدین صحیح هستند به آنها مراجعه کنید که آنها تشخیص بدهند، آن هم باید عمل بکنید.
۶۴/۵/۸
از مسائلى که ما در پیش داریم، الآن قضیه انتخابات رئیس جمهور است. من کار ندارم کى رئیس جمهور مىشود، به من مربوط نیست، من خودم یک رأى دارم به هر که دلم مىخواهد مىدهم ، شما هم همین طور. اما اگر بخواهید در مقابل دنیا اظهار حیات بکنید که بگویید ما بعد از گذشتن چندین سال زنده هستیم، باید مشارکت کنید. اگر ـخداى نخواسته از عدم مشارکت شما یک لطمهاى بر جمهورى اسلامى وارد بشود، بدانید که آحاد ما، که این خلاف را کرده باشیم ـخداى نخواسته مسئول هستیم؛ مسئول پیش خدا هستیم. مسأله، مسأله ریاست جمهور نیست؛ مسأله ، مسأله اسلام است؛ مسأله، مسأله قواعد اسلام است؛ مسأله ، مسأله حیثیت اسلام است و مسألهاى است که باید ما همه به آن اهمیت بدهیم و بیشتر از هر وقت و بیشتر از هر سال و هر دوره باید انشاءاللّه، شرکت بکنیم و امیدوارم که همه شرکت بکنند.
و شما بدانید که از مرکز ایران، اسلام پرتوش در تمام دنیا رفته است؛ همه جا هست.... اگر دیدند که رأى دادن به رئیس جمهور ، هر که مىخواهد باشد، اجتماع در جمعیت مسلمین که هست، این اسباب تقویت اسلام است، آنهایى که به اسلام عقیده دارند، باید خودشان هم بیایند در میدان و بیایند رأى بدهند. این طور نباشدکه حالایى که مطابق میل من نشده، من کنار بروم.
۶۷/۱/۱۱
در آستانه انتخابات سومین دوره مجلس شوراى اسلامى هستیم.
گمان نمىکنم که نقش و اهمیت انتخابات و مجلس شوراى اسلامى بر کسى پوشیده باشد. بحمداللّه هرچه از عمر با برکت انقلاب شکوهمند اسلامى ما مىگذرد، مردم مسلمان و متعهد کشورمان به اهمیت حضور و نقش تعیینکننده خود در تمامى صحنههاى انقلاب آشناتر مىشوند، و راز دوام و بقا و استحکام قیام الهى خود را بهتر کشف مىنمایند.
هم اکنون، با توجه به آگاهى و شعور بالاى سیاسى مردم خداجوى ایران، شاید ضرورتى به یادآورى اهمیت شرکت در انتخابات نباشد؛ ولى براى احتیاط در اداى تکلیف شرعىسیاسى خود نکاتى را متذکر مىشوم:
۱. از آغاز انقلاب تاکنون، یکى از اهداف شوم و پلیدى که همواره مورد توجه استکبار جهانى و نوکران خارجى و داخلى آنان بوده است دور کردن مردم از صحنههاى انقلاب و گسستن پیوندهاى پولادین آنان با آرمانهاى اجتماعىسیاسى اسلام بوده است؛ که در راه تحقق آن به انواع حیلهها و ترفندهاى گوناگون متوسل شدهاند؛ که بحمداللّه سرشان به سنگ خورده است؛ و ملت پیروز و سرافراز ایران با نمایش قدرت عظیم خود در حوادث گوناگون انقلاب این حقیقت و واقعیت را به اثبات رسانیده و نشان دادهاند که از دریاى خروشان وحدت و انسجام آنان چیزى کم نشده و نخواهد شد. و جهانخواران انشاءاللّه تا ابد حسرت گسستن اتحاد مقدس مردم ما را به گور خواهند برد. بعید به نظر نمىرسد که در این روزها یکى از اهداف شرارتهاى اخیر صدامیان در تهدید و ارعاب و ادامه بمبارانها و موشکباران مناطق مسکونى، علاوه بر سرپوش نهادن بر شکستهاى پیاپى خود در صحنههاى نبرد، رسیدن به این هدف باشد که حضور مردم را تحتالشعاع این جنایات قرار دهد و از هم اکنون هم باید مطمئن باشیم رسانههاى استکبارى از عدم حضور مردم در صحنه انتخابات سخنها خواهند گفت؛ و با تحلیلهاى موذیانه و القائات توأم با تهدید و ارعاب تلاش خواهند نمود ذهنها را به مسائل دیگر معطوف نمایند. غافل از آنکه امت اسلامى ایران سالهاست نشان دادهاند که از این هیاهوها نمىترسند، و مقاوم و استوار در مقابل تمام ابرقدرتها و قدرتها مىایستند؛ و به یارى خداوند متعال، ملت شریف ایران با حضور گسترده خود انتخابات را در موعد مقرر و با قدرت و قاطعیت برگزار مىکنند؛ و مطمئناً در زیر موشک و بمب هم اگر قرار بگیرند، به پاى صندوقها مىروند و به تکلیف شرعى و الهى خود عمل خواهند نمود.
و اینجانب تحت هر شرایطى در انتخابات شرکت مىکنم. و انشاءاللّه دنیا خواهد دید که مردم عزیز ایران چگونه حماسه حضور گذشته خویش را در سراسر میهن اسلامى تکرار خواهند کرد.
۲. همانطور که بارها گفتهام، مردم در انتخابات آزادند و احتیاج به قیم ندارند، و هیچ فرد و یا گروه و دستهاى حق تحمیل فرد و یا افرادى را به مردم ندارند. جامعه اسلامى ایران، که با درایت و رشد سیاسى خود جمهورى اسلامى و ارزشهاى والاى آن و حاکمیت قوانین خدا را پذیرفتهاند و به این بیعت و پیمان بزرگ وفادار ماندهاند، مسلّم قدرت تشخیص و انتخاب کاندیداى اصلح را دارند. البته مشورت در کارها از دستورات اسلامى است.و مردم با متعهدین و معتمدین خویش مشورت مىنمایند. و افرادو گروهها و روحانیون در حد تذکرات قبلى در حوزه خود مىتوانند کاندیدا معرفى نمایند؛ ولى هیچ کس نباید توقع داشته باشد که دیگران اظهار نظر و اظهار وجود نکنند.
۶۸/۳/۱۵
وصیت من به ملت شریف آن است که در تمام انتخابات، چه انتخاب رئیس جمهور و چه نمایندگان مجلس شوراى اسلامى و چه انتخاب خبرگان براى تعیین شوراى رهبرى یا رهبر، در صحنه باشند و اشخاصى که انتخاب مىکنند روى ضوابطى باشد که اعتبار مىشود مثلاً در انتخاب خبرگان براى تعیین شوراى رهبرى یا رهبر، توجه کنند که اگر مسامحه نمایند و خبرگان را روى موازین شرعیه و قانون انتخاب نکنند، چه بسا که خساراتى به اسلام و کشور وارد شود که جبرانپذیر نباشد. و در این صورت همه در پیشگاه خداوند متعال مسئول مىباشند.
از این قرار، عدم دخالت ملت از مراجع و علماى بزرگ تا طبقه بازارى و کشاورز و کارگر و کارمند، همه و همه مسئول سرنوشت کشور و اسلام مىباشند؛ چه در نسل حاضر و چه در نسلهاى آتیه؛و چه بسا که در بعض مقاطع، عدم حضور و مسامحه، گناهى باشدکه در رأس گناهان کبیره است.
تبلیغات انتخاباتى
۵۸/۲/۲۳
هیچ سابقه ندارد در دنیا ـهر جا شما بگردید مردم به این شور و شعف براى رأى دادن بروند. اینقدر تبلیغات مىکنند این رؤساى جمهور، وقتى که مىخواهند ... [انتخاب] بشوند؛ اینقدر خرج مىکنند، اینقدر تبلیغات مىکنند، از یک ماه دو ماه قبل پولهاى گزاف خرج مىکنند و تبلیغات زیاد ـراست و دروغ تا اینکه یک عده مردم را جمع کنند و رأى بدهند. اینجا این مسائل نبود. مسأله ، اسلام بود، و مردم روى عقاید اسلامى خودشان با آن شور و شعف رفتند و رأى دادند. از سى و پنج میلیون جمعیت، بیست میلیون بیشتر رأى موافق دادند.
۵۸/۱۰/۱۴
از آقایان کاندیداها و دوستان آنان انتظار دارم که اخلاق اسلامىانسانى را در تبلیغ براى کاندیداى خود مراعات؛ و از هر گونه انتقاد از طرف مقابل که موجب اختلاف و هتک حرمت باشد خوددارى نمایند، که براى پیشبرد مقصود، ولو اسلامى باشد ، ارتکاب خلاف اخلاق و فرهنگ، مطرود و از انگیزههاى غیر اسلامى است.
اینجانب بنا ندارم از کسى تأیید نمایم، چنانکه بنا ندارم کسى را رد کنم. و از تمام احزاب و گروهها و افراد مىخواهم از نسبت دادن کاندیداى خود به من که از آن استفاده تأیید و یا تعیین و یا رد شود ، خوددارى کنند. من بسیار مایل هستم که گروههایى که متعهد و معتقد به جمهورى اسلامى و خدمتگزار به اسلام هستند، در مبارزات انتخاباتى کمال آرامش را در تبلیغ کاندیداهاشان رعایت نمایند، و نسبت به یکدیگر تفاهم و صمیمیت و اُخوت اسلامى داشته باشند، و از تفرقه و کدورت شدیداً احتراز کنند که تفرقه و تشتت، دوستان را نگران و دشمنان را کامیاب مىکند و موجب تبلیغات سوء مىشود.
۵۸/۱۰/۲۶
به اطلاع هموطنان عزیز برسانید که: عکس اینجانب دلیل بر تأیید کسى نبوده؛ چنانچه دلیل بر عدم تأیید هم نمىباشد.
۵۸/۱۱/۲۳
من از همه قشرها، از همه ملت مىخواهم که آداب اسلامى خودشان را نسبت به همه امور، خصوصاً در انتخابات حفظ کنند.و مبادا خیال کنند که مبارزات انتخاباتى عبارت از این است که به دیگران بد بگویند و کارشکنى بکنند. البته دعوت به انتخاب اشخاص مانع ندارد، لکن توجه داشته باشند که همان طور که در انتخاب رئیس جمهور، به آن سلامت و به آن آرامش و به آن خوبى گذشت ـکه نمونه بود در ایران من امید آن دارم که در این انتخابات هم به همان طور بگذرد. و همه با هم برادروار در یک مقصد باشیم. در یک مقصد باشید. و خداوند را شاهد بدانید، و ناظر بدانید، و نهضت را لکهدار نکنید.
۶۱/۹/۱۶
لازم است مطلبى را که گاهى شنیده مىشود که براى تبلیغات انتخاباتى بعضى از کاندیداها ـخداى نخواسته بعضى دیگر را تضعیف یا توهین مىکنند، در رابطه با آن تذکر دهم که، امروز این نحو مخالفتها خصوصاً از چنین کاندیداهایى، براى اسلام و جمهورى اسلامى فاجعهآمیز است. اگر فرضاً کسى در دیگرى مناقشه دارد، ابراز آن و اظهار در بین مردم هیچ مجوزى ندارد، و حیثیت و آبروى مؤمن در اسلام از بالاترین و والاترین مقام برخوردار است، و هتک مؤمن، چه رسد به مؤمن عالِم، از بزرگترین گناهان است و موجب سلب عدالت است. امید است انشاءاللّه چنین مطلبى نباشد، و اگر غفلتاً اتفاق افتاده است تکرار نشود.
۶۲/۷/۱۳
چند وقت دیگر هم انتخابات شروع مىشود. از قرارى که من شنیدم به طور حاد دارند اشخاص عمل مىکنند. اشخاصى هستندکه به جمهورى اسلامى هیچ اعتقاد ندارند، لکن براى خاطر شکستن جمهورى اسلامى در تبلیغات انتخاباتى مىخواهند شرکت کنند، نه از باب اینکه مىخواهند وکیل بشوند، از باب اینکه مىخواهند شکست بدهند جمهورى اسلامى را. اشخاصى هستند که به وسوسه، اشخاص مؤمن را وادار مىکنند که به طور حاد دخالت بکنند در این امور. ممکن است که اگر اشخاص هوشمند تنبّه ندهند و بیدار نشوند، این انتخابات موجب این بشودکه دودستگیهاى زیادى ایجاد بشود و این همان مسأله مشروطه است. باید مردم توجه کنند، و خصوصاً روحانیون، روحانیون مبارز تهران، مدرسین محترم قم، روحانیون مشهد، اصفهان، همه جا توجه کنند که مسأله، مسأله مشروطه نشود. مسأله این نشود که یک دسته براى خاطر اینکه یک کاندیدایى دارند، دیگران را بکوبند، آن دسته هم براى همین کاندیداى خودشان، این را بکوبند.
اگر همه براى خدا هست، با هم تفاهم کنید. البته تبلیغ هیچ مانعى ندارد، لکن مثل مشروطه نشود. آن طور نشود که هر کدام دیگرى را بکوبند و آنى که دشمن ما مىخواهد، خطوط مختلفه را در انتخابات عملى کند. شما همه مىخواهید که اسلام در این مملکت تحقق پیدا کند، همه مىخواهید که این جمهورى اسلامى ادامه پیدا بکند، ادامه این به این است که شما در مواردى که مىبینید که دارند شیاطین نقشه مىکشند و توطئه مىکنند تا شما را به جان هم بیندازند، بنشینید با هم و تفاهم کنید و آنها را مأیوس کنید. امروز دارند تهیه مىبینند مخالفین شما، مخالفین جمهورى اسلامى، که براى انتخابات ایجاد نفاق کنند، و این یک خطرى است براى کشور ما.
اینها با زور نمىتوانند کارى انجام بدهند، نه امریکا، نه شوروى، با فشار و زور به یک کشورى که همه با هم هستند نمىتوانند آسیب برسانند، لکن با توطئه و وادار کردن عمال خودشان در داخل مىتوانند ایجاد نفاق کنند و بهانه هم انتخابات.
۶۲/۷/۱۳
اگر احتمال بدهیم که به واسطه تبلیغات انتخاباتى ما اسلام و جمهورى اسلامى در خطر است، باید آنجور تبلیغاتى که خطرناک
است، دست از آن برداریم، براى اینکه ضد اسلام است و گاهى با
اسم اسلام یا با توهّم اسلامى بودن، یک امورى انجام مىگیرد که بر خلاف اسلام است. در مشروطه هم اینطور بود، یک دسته واقعاً
به آنها آن قدر تزریق شده بود که اعتقاد کرده بودند که باید فلان
جور را عمل کرد. به آنها تزریق کرده بودند، این سلطنتطلبهاى آنو قت آن قدر تزریق کرده بودند که مردم استبداد را ترویج مىکردند
ـیعنى یک دسته، یک دسته از اهل منبر هم همین طور حالا هم
همین طور است. ممکن است شیاطین در بین مردم بیفتند و آن
قدر تزریق کنند که تکلیف شرعى معیّن کنند برایتان که باید ما
مخالفت با فلان مقام، مخالفت با فلان امر بکنیم. بیدار باشید!
۶۲/۱۱/۱۱
آن کسى که مىخواهد در انتخابات شرکت کند و کاندیدا مىشود ، آن کسى که کاندیدا مىکند کسى را، آن کسى را که فعالیت
انتخاباتى مىکند، آن کسى که تبلیغ مىکند براى خودش یا براى
غیر، این آزمایشاش همانجاست. تویى که خودت را کاندیدا
انتخابات کردى، قدرت این را دارى که براى کشورت درست
خدمت بکنى، و قدرت خودت را بالاتر از دیگران مىدانى؟ تویىکه دیگرى را کاندیدا مىکنى، دیگران که غیر از این هستند لایق
نمىدانى؟ این را لایقتر و احسن مىدانى؟ تویى که فعالیت مىکنىو تبلیغ مىکنى براى انتخابات، تبلیغ خودت را مىکنى یا تبلیغ
براى اسلام مىکنى؟ اگر براى رسیدن به مجلس است، دلت
مىخواهد مجلس بروى و مىگویى مجلس یک مقامى است، شما
تبلیغ براى خودت مىکنى که همان تبلیغ براى شیطان است. و اگر
تبلیغ مىکنى که بروى خدمت بکنى، من چون مىتوانم خدمت
بکنم چرا کنار باشم، بروم خدمت بکنم، این شخص چون لایق
است چرا کنار باشد، بیاید خدمت بکند، اگر این طور باشد این
براى خداست. و این گاهى وقتها به خود آدم اشتباه مىشود.
بسیارى از اوقات هست که انسان خودش در کارهاى خودش
اشتباه مىکند. یعنى، انسان چون حب نفس دارد خودش را مىخواهد و همهچیز را هم براى خودش مىخواهد، مگر اینکه به
ریاضات این طور نباشد. این چون حب نفس دارد بسیارى از امورکه از خودش صادر مىشود یا از کسانى که از خودش هستند ، اولاد خودش، برادر خودش، عیال خودش، اینها به نظرش خوب
مىآید. و گاهى همین اگر صادر بشود از یک کس دیگرى به
نظرش بد مىآید. این براى همین است که، حب نفس اینجا پرده
پوشیده است روى واقعیت و نمىتواند انسان تشخیص بدهد. باید
انسان توجه کند به اینکه آیا من که مىخواهم یک کسى را انتخاب
کنم، اگر این کس یک نفر دیگرى از او بهتر بود لکن ارتباطى با من
نداشت بلکه با من هم دلخورى داشت، آیا او را کاندیدا مىکردم؟
اگر او را هم کاندیدا مىکرد معلوم مىشود که این براى خدا دارد
کار مىکند، کار به خودش ندارد. و اگر این طور نشد بداند که مسأله، مسأله شیطانى است نه مسأله خدایى. و این دقیق است و این از آن امورى است که بر انسان پوشیده مىماند.
۶۲/۱۱/۲۲
مردم در سراسر کشور در انتخاب فرد مورد نظر خود آزادند؛ و احدى حق تحمیل خود یا کاندیداهاى گروه یا گروهها را ندارد.
هیچ مقامى و حزبى و گروهى و شخصى حق ندارد به دیگران که مخالف نظرشان هستند توهین کنند، یا خداى نخواسته افشاگرى
نمایند؛ گرچه همه حق تبلیغات صحیح براى خود یا کاندیداهاى
خود یا دیگران را دارند، و هیچ کس نمىتواند جلوگیرى از این حق
نماید. و البته لازم است تبلیغات موافق مقررات دولت باشد. و احدى شرعاً نمىتواند به کسى کورکورانه و بدون تحقیق رأى
بدهد. و اگر در صلاحیت شخص یا اشخاصى تمام افراد و گروهها
نظر موافق داشتند ولى رأى دهنده تشخیصش بر خلاف همه آنها
بود، تبعیت از آنها صحیح نیست، و نزد خداوند مسئولیت دارد. و اگر گروه یا اشخاص صلاحیت فرد یا افرادى را تشخیص دادند و از این تأیید براى رأى دهنده اطمینان حاصل شد، مىتواند به آنها
رأى دهد.
۶۳/۳/۱۲
[بسمه تعالى. بعضیها نقل مىکنند که حضرتعالى اجازه فرمودهاید
از سهم مبارک امام ـعلیهالسلام در راه تبلیغات انتخاباتى صرف
نمایند، آیا این واقعیت دارد؟ جمعى از مؤمنین]
بسمهتعالى
این موضوع به هیچ وجه صحت ندارد. در صورتى که کسى
خداى ناکرده از سهمین و وجوه شرعیه در اینگونه امور خرج کرده
است باید برگرداند.
۶۶/۴/۱۰
هیچ فرد و گروهى و هیچ نهاد و سازمان و حزب و دفتر و تجمعى
نمىتواند در حوزه انتخابات دیگران دخالت نماید، و براى غیر
حوزه خود، فرد یا افرادى را کاندیدا نموده و از آنان تبلیغ نماید. در
شرایط کنونى، اینجانب به هیچ وجه و به هیچ کس اجازه نمىدهمتا از سهم مبارک امام ـعلیهالسلام و یا از اموال دولت و اموال دفاترو سازمانها و مجامع و اموال عمومى خرج انتخابات کند. باید مردمرا براى شرکت در انتخابات تشویق کرد. انشاءاللّه نظرم را در این
مورد بعداً اعلام خواهم کرد. روحانیون محترم حوزههاى
انتخاباتى سعى کنند در حوزه خود [با] افراد و گروههاى مسلمانکه در انتخابات کاندیدا شده و یا از کاندیداهاى مورد علاقه خود
طرفدارى مىکنند چون پدرى مهربان باشند و آنان را با دیده محبت بنگرند.
۶۷/۱/۱۱
نصیحتى است از پدرى پیر به تمامى نامزدهاى مجلس شوراى
اسلامى که سعى کنید تبلیغات انتخاباتى شما در چهارچوب تعالیمو اخلاق عالیه اسلام انجام شود؛ و از کارهایى که با شئون اسلام
منافات دارد جلوگیرى گردد. باید توجه داشت که هدف از
انتخابات در نهایت، حفظ اسلام است. اگر در تبلیغات حریم
مسائل اسلامى رعایت نشود، چگونه منتخب، حافظ اسلام
مىشود. باید سعى شود تا خداى ناکرده به کسى توهین نگردد؛ و در صورتى که رقیب انتخاباتى به مجلس راه یافت، به دوستى و برادرى، که چیزى شیرینتر از آن نیست، لطمهاى نخورد.
من احتمال مىدهم که عوامل و دستهاى ناپاکى بخواهند از
رقابتهاى انتخاباتى در رسیدن به آرزوهاى خود استفاده کنند و با
طرح مسائل پوچ و بىمعنا دلها را از یکدیگر جدا سازند و یا با
تردید و ایجاد ذهنیتها، صحت و سلامت انتخابات و نهایتاً
مشروعیت مجلس را زیر سؤال برند، که در این شرایط همه آحاد
ملت ایران و همه روحانیون و دستاندرکاران کشور باید در کنار
هم و دست در دست هم به راه مقدس خود ادامه دهند. و صاحبان
قلم و سخن و مطبوعات نیز به طور جدّ مواظب نوشتهها و گفتههاى خود باشند.
اهمیت و نقش مجلس شوراى اسلامى
معیارهاى انتخاب نمایندگان مجلس
توصیههاى امام به نمایندگان مجلس
انتخابات و جناحها
رسیدگى به شکایات در انتخابات دوره
سوم مجلس
شوراى نگهبان
۵۹/۳/۷
از حضرات فقهاى نگهبان تقاضا مىشود که در مأموریت مهم خود
به هیچوجه ملاحظه اشخاص و یا گروههاى انحرافى را ننموده و به وظیفه بسیار خطیر خود قیام و اقدام نموده و نگهبانى از اسلام و احکام مترقى آن نمایند، و خدمت خود را با قدرت تمام در پیشگاه
خداوند متعال و ولى مطلق او حضرت ولىاللّه اعظم امام عصر
ـعجلاللّه تعالى فرجه الشریف ـ عرضه دارند.
۵۹/۴/۳۰
شما باید ناظر بر قوانین مجلس باشید، و باید بدانید که به هیچوجه
ملاحظه نکنید. باید قوانین را بررسى نمایید که صددرصد اسلامى
باشد. به هیچوجه گوش به حرف عدهاى که مىخواهند یک دسته
کوچک مردم ما خوششان بیاید و به اصطلاح مترقى هستند ، [ندهید ]قاطعانه با اینگونه افکار مبارزه کنید. خدا را در نظر
بگیرید. اصولاً آنچه که باید در نظر گرفته شود خداست، نه مردم.
اگر صد میلیون آدم، اگر تمام مردم دنیا یک طرف بودند و شما دیدید که همه آنها حرفى مىزنند که بر خلاف حکم قرآن است
بایستید و حرف خدا را بزنید، ولو اینکه تمام بر شما بشورند. انبیا
هم همینطور عمل مىکردند؛ مثلاً موسى در مقابل فرعون مگر
غیر از این عمل کرد؟ مگر موافقى داشت؟ بحمداللّه مجلس ما
مجلسى است اسلامى و قوانین خلاف اسلام تصویب نخواهد
شد؛ ولى شما وظیفه دارید ناظر باشید. خلاصه گوش به حرف
طبقه مرفه مترقى ندهید. خدا انشاءاللّه با ماست. اگر عملمان براى
خدا باشد، خدا ما را موفق مىکند.
۶۱/۱۱/۱۰
شوراى نگهبان، این فقهایى که در آنجا هستند تمامشان را من از
نزدیک سالهاى طولانى مىشناسم، که باید بگویم اینها را من
بزرگ کردهام.
۶۲/۲/۲۸
از تحمل زحمات و رنجهاى شما تشکر مىکنم. شما توقع نداشته
باشید که مورد اهانت واقع نشوید. همه مىدانید تا کسى کارى
انجام ندهد کسى به او توهین نمىکند. توهین براى کسانى است که مىخواهند زنده باشند. هیچ کدام از ما نباید انتظار تعریف را داشته باشیم. باید به حکم خدا عمل کنیم و به این هم کارى
نداشته باشیم که چه کسى از این کارى که براى خدا مىکنیم
خوشش مىآید و یا چه کسى بدش مىآید. من در تمام مواقعى که مقتضى بوده است، مجلس و شوراى نگهبان را تأیید کردهام. ما باید دست در دست یکدیگر بگذاریم تا یک کشور اسلامى
درست کنیم.
۶۲/۹/۲۰
آنچه مهم است این است که مامىخواهیم مطابق شرع اسلام
مسائل را پیاده کنیم. پس اگر قبلاً اشتباه کرده باشیم باید صریحاً
بگوییم اشتباه نمودهایم. و عدول در بین فقها از فتوایى به فتواى
دیگر درست همین معنا را دارد. وقتى فقیهى از فتواى خود
برمىگردد یعنى من در این مسأله اشتباه نمودهام و به اشتباهم
اقرارمىکنم. فقهاى شوراى نگهبان و اعضاى شورایعالى قضایى
هم باید این طور باشند که اگر در مسألهاى اشتباه کردند صریحاً
بگویند اشتباه کردیم و حرف خود را پس بگیرند، ما که معصوم
نیستیم....
... شوراى نگهبان بدون ملاحظه از هیچ کس فقط و فقط خدا را در نظر بگیرند. احکام اولیه باید جارى شود و آن روز هم که اضطرارى پیش آمد، احکام ثانویه که آن هم حکم خداست را باید
جارى نمایند. باید بنیان از امروز محکم شود.
۶۳/۲/۲۵
چنانچه مشاهده مىشود پس از انتخابات مرحله اول از دوره دوم
مجلس شوراى اسلامى، افرادى که نظریه شوراى محترم نگهبان
در ابطال یا تأیید بعضى حوزهها موافق میلشان نبوده است دست
به شایعه افکنىزده و اعضاى محترم شوراى نگهبان ـایدهم اللّه تعالى را که حافظ مصالح اسلام و مسلمین هستند، تضعیف و یا
خداى ناکرده توهین مىنمایند و به پخش اعلامیه و خطابه در
مطبوعات و محافل دست زدهاند غافل از آنکه پیامد چنین اعمال و جوسازیها آن هم در دوره دوم مجلس و نگذشتن سالى چند از
انقلاب چه خواهد بود. امید است چنین اعمال، بىتوجه به نتایج
ناروا و اسفبار آن باشد.
معلوم نیست در صدر مشروطیت در دوره اول بافقهاى ناظر به
قوانین این نحو عمل شده باشد. در آن زمان به تدریج فقها را از
مجلس بیرون راندند و به سر این ملت آن آوردند که دیدیم.
من به این آقایان هشدار مىدهم که تضعیف و توهین به فقهاى
شوراى نگهبان امرى خطرناک براى کشور و اسلام است. همیشه
انحرافات به تدریج در یک رژیم وارد مىشود و در آخر، رژیمى را ساقط مىنماید. لازم است همه به طور اکید به مصالح اسلام و مسلمین توجه کنیم و به قوانین، هر چند مخالف نظر و سلیقه شخصىمان باشد احترام بگذاریم و به این جمهورى نوپا که مورد
هجوم قدرتها و ابرقدرتهاست وفادار باشیم.
در خاتمه باید بگویم که حضرات آقایان فقهاى شوراى نگهبانرا با آشنائى و شناخت تعیین کردم و احترام به آنان و حفظ
مقامشان را لازم مىدانم و امید آن دارم که این نحو امور تکرار
نشود. و به شوراى نگهبان تذکر مىدهم که در کار خود استوار
باشید و با قاطعیت و دقت عمل فرمایید و به خداى متعال اتکال
کنید.
۶۳/۶/۱۱
من با نهاد شوراى نگهبان صددرصد موافقم و عقیدهام هست که باید قوى و همیشگى باشد، ولى حفظ شورا مقدارى به دست
خود شماست. برخورد شما باید به صورتى باشد که در آینده هم
به این شورا صدمه نخورد. شما نباید فقط به فکر حالا باشید و بگویید آینده هر چه شد، باشد. شیاطین بتدریج کار مىکنند.
امریکا براى پنجاه سال آینده خود نقشه دارد. شما باید طورى فکر
کنید که این شورا براى همیشه محفوظ بماند. رفتار شما باید
بهصورتى باشد که انتزاع نشود که شما در مقابل مجلس و دولت
ایستادهاید. اینکه شما یکى و مجلس یکى، شما یکى و دولت
یکى، ضرر مىزند. شما روى مواضع اسلام قاطع بایستید، ولى
بهصورتى نباشد که انتزاع شود شما در همه جا دخالت مىکنید.
صحبتهاى شما باید به صورتى باشد که همه فکر کنند در محدوده قانونى خودتان عمل مىکنید، نه یک قدم زیاد و نه یک قدم کم. در
همان محل قانونى وقوف کنید، نه یک کلمه این طرف و نه یک
کلمه آن طرف. گاهى ملاحظه مىکنید که مصالح اسلامىاقتضا
مىکند که به عناوین ثانوى عمل کنید. به آن عمل کنید گاهى
مىبینید که باید نخست وزیر در کارى دخالت کند که اگر دخالت
نکند به ضرر اسلام است، به او اجازه دهید عمل کند. ضرورت
اقتضا مىکند که نخست وزیر فلان کار را انجام دهد که از کس
دیگرى بر نمىآید. شما باید سعى کنید که نگویند مىخواهید در
تمام کارها دخالت کنید، حتى در مسائل اجرایى. البته خود این
مسائل را مىدانید و عمل مىکنید، ولى من تذکر مىدهم. شما باید
توجه داشته باشید که اگر مباحثات به مناقشات تبدیل شود و جلوى یکدیگر بایستید، اسباب این مىشود که شوراى نگهبان
تضعیف شود و در آتیه از بین برود. و آن کسانى که علمایى را که قبلاً کار شوراى نگهبان را مىکردند، کنار گذاشتند، به این خاطر بود،که کمکم آنها را مخالف خود احساس کردند و کنار گذاشتند و بتدریج
این شیطنت صورت گرفت. پس همه ما باید بیدار باشیم.
۶۳/۱۱/۲۲
شوراى محترم نگهبان، که حافظ احکام مقدس اسلام و قانون
اساسى هستند، مورد تأیید اینجانب مىباشند. و وظیفه آنان بسیار
مقدس و مهم است. و باید با قاطعیت به وظایف خود عمل نمایند.
البته توجه به اهمیت حفظ نظام جمهورى دارند که با آن هیچ حکمو امرى مزاحمت نمىکند و براى حفظ آن از هیچ کوششى نباید
مضایقه کرد و معلوم است آقایان با تعهدى که دارند تحت تأثیر
هیچ جوّى واقع نمىشوند. انشاءاللّه مؤید باشند.
۶۶/۱۰/۲۳
ولایت فقیه و حکم حکومتى از احکام اولیه است. نهاد شوراى
نگهبان همیشه مورد تأیید اینجانب است و به هیچ وجه تضعیف
نشده و نخواهد شد. این نهاد باید همیشه با بیدارى و هوشیارى در
خدمت به اسلام و مسلمین کوشا باشد.
۶۷/۲/۱۲
اعضاى محترم شوراى نگهبان ـدامت افاضاتهم
با توجه به گزارشات مختلف و نیز رسیدگى و گزارش نماینده اینجانب در امر انتخابات صحت آن محرز و آن را اعلام نمایید، تا انتخابات در موعد مقرر ـ روز قدس ـ انجام گیرد. و تصمیم نهایى
در مورد صندوقها و آرا، با رأى اکثریت نمایندگان محترم شوراى
نگهبان و وزیر محترم کشور و نماینده اینجانب است. و کسانى که احتیاط یا وسوسهاى در امر انتخابات مىکنند بهتر است کمال
احتیاط را براى حفظ حیثیت جمهورى اسلامى و اسلام نمایند.
۶۷/۱۰/۸
تذکرى پدرانه به اعضاى عزیز شوراى نگهبان مىدهم که خودشان
قبل از این گیرها، مصلحت نظام را در نظر بگیرند، چرا که یکى از
مسائل بسیار مهم در دنیاى پرآشوب کنونى نقش زمان و مکان در اجتهاد و نوع تصمیمگیریها است. حکومت، فلسفه عملىِ برخورد
با شرک و کفر و معضلات داخلى و خارجى را تعیین مىکند. و این
بحثهاى طلبگى مدارس، که در چهارچوب تئوریهاست، نه تنها
قابل حل نیست، که ما را به بنبستهایى مىکشاند که منجر به نقض
ظاهرى قانون اساسى مىگردد. شما در عین اینکه باید تمام توان
خودتان را بگذارید که خلاف شرعى صورت نگیرد ـ و خدا آن
روز را نیاورد ـ باید تمام سعى خودتان را بنمایید که خداى ناکرده
اسلام در پیچ و خمهاى اقتصادى، نظامى، اجتماعى و سیاسى ، متهم به عدم قدرت اداره جهان نگردد.
۶۸/۳/۱۵
از شوراى محترم نگهبان مىخواهم و توصیه مىکنم، چه در نسل حاضر و چه در نسلهاى آینده، که با کمال دقت و قدرت وظایف
اسلامى و ملى خود را ایفا و تحت تأثیر هیچ قدرتى واقع نشوند و از قوانین مخالف با شرع مطهر و قانون اساسى بدون هیچ ملاحظه
جلوگیرى نمایند و با ملاحظه ضرورات کشور که گاهى با احکام
ثانویه و گاهى به ولایت فقیه باید اجرا شود توجه نمایند.
۵۷/۱۰/۱۰
اهمیت و نقش مجلس شوراى اسلامى
یک مجلس ملى که نه مربوط به سفارت شوروى باشد، نه مربوط
به سفارت انگلیس باشد، نه مربوط به سفارت امریکا باشد؛ نه
براى منافع او سینه بزند نه براى منافع او. یک همچو مجلسى را بهوجود مىآوریم ان شاءاللّه؛ و بعدش که یک همچو مجلسى
بهوجود آمد قهراً اگر یک مطلبى بخواهد در آن، در یک همچ و مجلسى مثلاً دویست نفرى بگذرد ـ دویست تا آدم صالحى که براى مملکت ما دلسوز است، دزد نیست، نمىخواهد جیبش را پر
بکند، نمىخواهد عنوان پیدا بکند، مىخواهد که خدمت بکند به
این مردم؛ اگر چنانچه یک همچو مجلسى براى ما پیدا شد مصالح
مملکت را در نظر مىگیرد ـ اگر یک چیزى آوردند بگذرد، یک
قراردادى مابین یک دولتى با دولت ما آوردند بگذرد، مىبرند آنرا آنجا نگاه مىکند؛ اول خود دولتِ صالح نظر مىکند اگر چنانچه
فاسد باشد ردش مىکند. بعد اگر چنانچه او ندانست، نتوانست
بفهمد و آورد در مجلس، در مجلس نظر مىکنند و مصلحت و مَفْسَده ملت را مىخواهند به جا بیاورند درست مىکنند. این مصالح مملکت ما یا صددرصد یا صد در نود حاصل خواهد شد.
ما یک همچو چیزى مىخواهیم.
۵۸/۴/۲۱
اگر مجلس شورا آن طورى که ما بخواهیم ملى و اسلامى باشد ، همه این مطبوعات اصلاح خواهد شد؛ همه این رادیو تلویزیونها اصلاح خواهد شد؛ همه این ادارات تصفیه خواهد شد؛ یعنى ملت باید تصفیه کند به وسیله اشخاصى که مىفرستد... انشاءاللّه ما امیدواریم که دیگر لیستى در کار نباشد که یکى لیستى بدهد و شما هم مُلْزَم باشید. بله، لیست بدهد که هدایت کند ملت را به اینکه اینها افراد خوبى هستند.
۵۸/۱۱/۱۵
ملت ایران که بحمداللّه تعالى در عرض یک سال پس از انقلاب داراى جمهورى اسلامى و قانون اساسى و رئیس جمهور شدند ، انشاءاللّه با رشد معنوى و آرامش، مجلس شوراى اسلامى را تأسیس خواهند نمود تا خرابیهاى عصر طاغوت، خصوصاً پنجاه سال اخیر را با همت والاى خود جبران نمایند؛ خرابیهاى معنوى و مادىاى که با برنامههاى ابرقدرتها خصوصاً امریکا انجام گرفت و ملتهاى مسلمان خصوصاً ملت ایران را تا آستانه سقوط کشاند.
۵۸/۱۲/۴
از آنجا که در آینده نزدیک نمایندگان مردم در مجلس شوراى اسلامى اجتماع مىنمایند امر گروگانها، با نمایندگان مردم است تا نسبت به آزادى گروگانها و امتیازاتى که در قبال آنان باید بگیرند تصمیم گیرند؛ زیرا این مردمند که باید در جریانات سیاسى دخالت داشته باشند.
۵۸/۱۲/۲۹
براى خاطر خدا توجه داشته باشید که یک مجلس شورا که مجلس شوراى اسلامى است و مىخواهد براى ایران خدمت کند و باید قوه داشته باشد، تنها مرکزى است که تمام قوا باید تبع آن باشند ، شما بخواهید براى اینکه شما وکیل نشدهاید در کجا، هیاهو کنیدکه انتخابات، انتخابات کذا بوده؛ این حرف خلاف اسلام است.
شکایت اگر هست، شکایت پذیرفته است. و مقاماتى که باید شکایتها را بپذیرند، مىپذیرند. اما هیاهو کردن و فریاد زدن و انتقاد بیجا کردن، این برخلاف دستورات اسلام است.
... مجلس تنها مَلْجأیى است که براى یک ملت است. مجلس قوه مجتمع یک ملت است در یک گروه. تمام قواى یک ملت در یک گروه مجتمع است. و مجلس از همه مقاماتى که در یک کشورى هست بالاتر است. بنابراین یک همچو مقامى را نشکنید اینطور؛ ولو نمىتوانید لکن اصل گفتنش، اصل ذکرش، کار قبیحى است و برخلاف مصلحت است و برخلاف مسلک اسلام است.
۵۹/۲/۱۹
مبارک آن روزى است که ایران از سلطه اجانب مستخلص بشود، و مجلس شوراى اسلامى به وظایف خطیر خود عمل کند، و ایران استقلال پیدا کند و همه دشمنان ایران ذلیل و نابود شوند و مسلمین همه با هم پیوند کنند.
۵۹/۲/۲۹
بحمداللّه افرادى که در مجلس انتخاب شدهاند به حسب غالب ، اکثریت قاطع، اکثریت اسلامى و متعهد است.
۵۹/۳/۴
قضیه هدایت مسألهاى است، قضیه کارشکنى مسأله دیگر ، هدایت باید کرد. مرکز همه قانونها و قدرتها مجلس است. مجلس هدایت مىکند همه را و باید بکند.
۵۹/۳/۷
با خواست خداوند متعال و به مبارکى و میمنت در روزى بسیار بزرگ، مجلس شوراى اسلامى افتتاح مىشود. روز سیزدهم رجب که روز ولادت با برکت و سعادت بزرگمرد تاریخ و معجزه دهر امیرالمؤمنین على بن ابیطالب ـصلوات اللّه و سلامه علیه مجلس مقدس شوراى اسلامى که اولین مجلس جمهورى اسلامى است و اولین مجلس است که با انتخابات آزاد انجام گرفت، گشایش مىیابد. و من امیدوارم که این مجلس به برکت اینروز مبارک، مجلس عدالت و پیرو اسلام و به نفع مسلمین و کشور اسلامى باشد. سپاس خداوند بزرگ را که در مدتى کوتاه ملت شریف ایران موفق شد که اساس جمهورى اسلامى را با آزادى و آرامش بنیان گذارد؛ و این از برکت اسلام و وحدت کلمه قشرهاى متعهد اسلامى است. اینجانب طلیعه این مجلس مبارکرا به ملت بزرگ ایران و شما نمایندگان محترم تبریک عرض مىکنم.
۵۹/۴/۴
الآن هم همین قشرهاى بعض از این روشنفکرها مىگویند این مجلس، ملّى باشد، مجلس شوراى ملّى؛ چون اسمش توى قانون ، «ملّى» بوده. از اسلام مىترسند. مجلس اسلامى نباشد، شوراى اسلامى نباشد. اینها نه اینکه ملّىاش را مىخواهند، اسلامىاشرا مىخواهند نباشد.
۵۹/۴/۲۹
مجلس باید اسلامى باشد. مجلس باید افکارش افکار اسلامى باشد تا ما بتوانیم چه بکنیم. من نمىتوانم تحمل بکنم که اینقدر ما جوانهایمان از بین بروند براى اینکه ما مسامحه داریم مىکنیم.
مسامحهها از کار باید برود، و باید حالا که مجلس تأسیس شد و مجلس رسمیت پیدا کرد، همه امور باید بر نظارت مجلس به روال خودش بگذرد، و با جدیت و با قاطعیت و بدون مسامحه، هر کس خلاف کرد بخواهند او را، و یا اگر خلافى واقعاً کرده، بدهند او را دست دادگاهها و دادگاهها محاکمهاش کنند.
۵۹/۴/۲۹
مجلس امروز رسمیت پیدا کرد. با رسمیت مجلس، دیگر باید تمام امور را مجلس اصلاح بکند. یعنى با تمام قدرت، دولتى که تعیین مىکند، دولت صد در صد اسلامى داراى قدرت باشد، و کارهایىرا که مىکند دولت و همینطور کارهایى که در وزارتخانهها مىشود، کارهایى که در استانها مىشود، همه تحت نظر باشد و مجلس بازخواست کند از اینها. بخواهد اینها را و استیضاح کند ، اگر یکوقت خطا کردند و کار را درست انجام بدهند.
۵۹/۵/۵
باید وقتى که مجلس درست بنا گذاشته شد، عمل تمام این گروههاو مسائلى که دارند و کارهایى را که مىکنند انعکاس پیدا کند و طرح بکنند، و مجلس آنها را بخواهد و از آنها بازخواست کند. این منحصر به گنبد و اطراف گنبد نیست، هر جایى که الآن اینها دارند مشغول فعالیت هستند، یک فعالیتهایى مىکنند که گاهى برخلاف موازین شرع است. جمهورى اسلامى باید بر وفاق موازین شرعى باشد. الآن از طرف آقاى گلپایگانى، آقازادهشان آمده بود اینجا؛ ایشان هم راجع به این مسائل ناراحت هستند. سایر علماى اسلام هم ناراحت هستند در این مسائل.
باید مجلس رسیدگى کند و افرادى که بنایشان براین است که به اسم اسلام یک کارهایى انجام بدهند وبرخلاف اسلام است، به اسم اسلام کارهایى انجام مىدهند که موافق با مارکسیست و کمونیست است و به اسلام مربوط نیست، باید مجلس جلوى اینهارا بگیرد. دولتى که حالا انتخاب خواهد شد، باید افرادى باشند که به اسلام عقیده داشته باشند، نه مثل بعضى از اشخاصى که درو زارت کشاورزى بودند و به اسلام اصلاً اعتقاد ندارند اینها، اینها کمونیستهایى هستند که به صورت اسلام بیرون آمدند، اینها باید هیچ وقت داخل در دولت نباشند، هیچ وقت داخل در وزارت کشاورزى نباشند.
در هر صورت مسائلى است که باید دولت طرح بکند و مجلس رسیدگى بکند، و چنانچه چیزى بر خلاف موازین از مردم اخذ شده است برگردانند. و اگر اشخاصى برخلاف اسلام عمل کردند تربیت بشوند و بازخواست بشوند. و من امیدوارم که انشاءاللّه این مجلس که الآن افرادش اکثراً مردم صالحى هستند، و شوراى نگهبان هم از علماى قم هستند یک عدهاى که و دیگران هستند در آنجا، دراین امور رسیدگى بکنند،و طرحهایى که دولت مىدهد، طرحهایى که دولت قبلاً داده است، اینها بیاید در مجلس رسیدگى بشود، هر طرحى که مخالف با اسلام است باید رد بشود.... و من امیدوارم که انشاءاللّه وقتى که مجلس بنا شد رسیدگى به این امور بکند من هم پیشنهاد بکنم به آنها که رسیدگى صحیح بکنند، و هر یک از پیشنهادهایى که قبلاً شده و [قوانینى ]که گذشته است در مثلاًو زارتخانهها، اینها بخواهند مطالعه کنند، و شوراى نگهبان هم مواظبت کند که هیچ کلمهاى مخالف با اسلام نباشد. ما مىخواهیم یک جمهورى اسلامى باشد. ما مىخواهیم اسلام باشد.... من امیدوارم که همهتان موفق باشید در این ماه مبارک رمضان. امیدواریم که از برکات این ماه واز برکات لیلةالقدر محروم نباشیم و نباشید.
۵۹/۵/۲۱
در کجا سراغ دارید که مجلس شوراىِ آنجا مثل مجلس شوراى اسلامى ما باشد؟ در سابق، زمان شاه مخلوع و رضاخان مطرود ، مجلس پر بود از «دوله»ها، «ممالک»ها، «سلطنه»ها، «سلطان»ها ، متمکّنین، اشراف، طرفدارهاى شرق و غرب، نوکرهاى ممالک اجنبى، ولى الآن در مجلس شوراى ما یک چهره پیدا نمىکنید که از این طبقه اشراف باشد، از این طبقه بالا باشد، همه از همین مردمند که در بین بازار راه مىروند، و از همین جمعیت هستند؛ عدهاىشان از علما و فقها هستند، عدهاىشان از چهرههاى متدیّن هستند. مجلس شوراى اسلامى ما الآن در هیچ جا نظیر ندارد ، چنانچه سایر ارگانهاى دولتى ما اینطور است.
۵۹/۵/۲۱
این چهره مجلس اسلامى ماست و اگر از صدر مشروطه ـ الاّ شاید دوره اول تا قبل از این مجلس ملاحظه کنید، اینجا جاى آن وکلا نبود؛ وکلایى که از طبقه اشراف و از طبقه ثروتمند و مرفّه، و حاضر نبودند در یک مجلس چندتایشان با هم جمع بشوند و حاضر نبودند در یک مجلس اینطور مسجدى بنشینند و هر کدام در کاخهاى بلند ـ الاّ بعضیها که آنها هم از سنخ شما بودند ـ زندگى مىکردند. امکان نداشت که یک مواجههاى بین منِ طلبه با آن تیپهاى اشرافى و اعیانى و داراى کذا و کذا اتفاق بیفتد؛ فرضاً اینکه گوش بدهند به اینکه یک طلبه با آنها چه مىگوید. این از برکات نهضت است، برکات اسلام است که همه نهادهایشان اسلامى و مردمى است. مجلس مردمى این است. پیشتر اسمش را گذاشته بودند «مجلس ملّى». ملت راه داشت در آن مجلس؟ در آن مجلس از ملتها، از خود ملت کسى بود که راه پیدا بکند به آنجا؟ خصوصاً در این دهههاى آخر، یک نفر از شما در آنجا راه نداشت و جاى شما در آنجا نبود اخلاقاً، که عنداللّه نبود، به واسطه علوّ شأن شماو به واسطه اینکه آنها طاغوتى بودند، شما راه نداشتید بر آنجا.
ما امروز مواجهیم با یک چهرههاى اسلامى که به غیر از اسلامو به غیر از منافع مملکت خودشان فکر نمىکنند. و من امیدوارمکه این مجلس، که مرکب از این طبقه انسانى ملت است، چه آنهایى که مسلم هستند و چه آنهایى که باز برادرهاى ما هستند و از اقلیتها هستند، این چهرهها، چهرههایى است که مال ملت است، و امروز ملت راه پیدا کرده است به مجلس و دیروز، در گذشته، ملت هیچ خبرى از مجلس نداشت و هیچ عملى نمىتوانست انجام بدهد. این موجب شکر است در درگاه خدا. همه تشکر کنیم از یک همچو نعمتى که نصیب ما شده است.
و این تنها مجلس نیست که تحول پیدا کرده است از طاغوت به اسلامیت و انسانیت، سایر نهادهاى دولتى هم، چه قواى مسلّحه و چه سایرین از قبیل وزرا و امثال اینها، آنها هم همین طور هستند.
الآن ملت ما مىتواند ادعا کند که ما در همه امور ناظریم. من خیلى از مجالس را یاد دارم و در بعضى از مجالس هم رفتم به عنوان تماشاچى. یک دانه از امثال شما در مجلس نبود، الاّ مثلاً، مثل زمانى که مرحوم مدرّس آنجا بود یا در آن اول که ما آنجا را دیگر ندیدیم؛ آن دورههاى اول [را. در ]دوره اول بودند از اشخاصى که نظیر شما بودند. آن چیزى که مىخواهم عرض کنم این است که حیف است که چهره نورانى مجلس در آن، یک چیزهایى واقع بشود که مخالف زىّ شما آقایان است.
۵۹/۵/۲۵
من به ملت ایران تبریک مىگویم که در این زمان، نه قوّه مقنّنه یک قوّهاى است که لیستش را داده باشند و تعیین کرده باشد کسى آنها را ، خود آنها منتخب از طرف ملت هستند و ملت بدون اینکه کسى تحمیل به آنها بکند، اینها را تعیین کرده است و هر کدام هم که ناصالح بودند، خود مجلس کنار گذاشته است. بنابراین، قوّه مقنّنه ما قوّهاى است که صالح است و اکثر افرادش، افراد متعهد هستند و همهشان از همین جمعیت ملت هستند و از آن کاخنشینهانیستند.
۵۹/۱۱/۴
ما نباید حالا که گرفتار هستیم باز به پیروزى هم نرسیدهایم، نباید این مردم را سستشان بکنیم. ـ بیاییم ـ مجلس را از این [طرف] هِى اشکال بکنیم. آن قدر خوبى که در این مجلس هست از اوّلى که مجلس در این مملکت پیدا شده تا حالا، یک همچو مجلسى با این افرادى که در آن هست، من نمىگویم توى مجلس هم فرد غیرصالح نیست، ممکن است باشد، اما صُلَحا هستند اینها. این مجلس را باید حفظش کرد، و مردم را از این دلسرد نکرد. هِى هر روز راجع به مجلس یک چیزى نوشت.
۵۹/۱۱/۲۷
مجلس هم یکى از چیزهایى است که در جمهورى اسلامى هست، و در نظام شاهنشاهى مشروطه بهاصطلاح هم بود.
مجلسهاى سابق را شما یک مقداریش را دیدهاید؛ و من هم خیلیش را دیدهام. آیا مجلس سابق و رؤساى مجلس سابق مثل مجلس حالاست ومثل رئیس مجلسِ حالاست؟! آیا وضع مجلسو وضع افرادى که در مجلس هستند و شخصیتهاى مردمى که الآن در مجلس هست و شخصیتهاى طاغوتى که در مجلس سابق بود یک طور است و [به ]همان طاغوتها ملت ایران رأى دادهاند و آوردهاند به یک مقامى رساندهاند، و آنها هم مشغول همان کارهایى هستند و جعل همان قوانینى هستند که در زمان شاه سابق بود؟! مجلس جمهورى اسلامى عین مجلس رژیم شاهنشاهى است با عوض کردن یک کلمه؟! به جاى اینکه بگویند مجلس شوراى ملى شاهنشاهى آریامهرى، ما اسمش را گذاشتهایم مجلس شوراى اسلامى، جمهورى اسلامى؟! مطلب این طورى است در نظر ملت؟! یا این کسى که قلمش را دست گرفته و آن کنار نشسته و چون ضرر برده است از جمهورى اسلامى، مىخواهد همان سلطنت شاهنشاهى باشد یا شبیه آن تا بتواند این هم استفادههایى که آنها مىکردند و رفقاى آن عصرش مىکردند حالا بکنند؟ ملت ما همهشان جمع شدهاند با هم رژیم شاهنشاهى را از بین بردند، و یک رژیم شاهنشاهى دیگر درست کردند؟! این اهانت به یک ملت نیست؟ اینکه با آراء ملت [درست] شده است.
رئیس جمهورش با آراء ملت شده است. مجلس شورایش به آراء ملت شده است. وزرایش با آراء ملت شده است. آیا ملت ما همه سرشان همین درد مىکرد که یک جوانهایى را بدهند و یک معلولین و مجروحین را به جا بگذارند، و یک رژیم شاهنشاهى را به یک رژیم شاهنشاهى تبدیل کنند؟! آیا ملت ما این طور هستندکه خودشان با دست خودشان جوانهایشان را، خونشان را بدهند و رژیم شاهنشاهى را با یک اسم دیگرى برپا کنند؟! مسأله این طورى است که این آقایان مىنشینند و کاغذ و قلم را ضایع مىکنند، و خودشان را هم مُفْتَضح مىکنند! آیا رئیس مجلس امروز ما مثل رؤساى مجلس سابق است؟! حتى آن رؤساى مجلسى که خیلى هم به قول خودشان ملى بودند، لکن از اشراف بودند و از طبقاتى بودند که داراى زندگیهاى کذا و کذا و نوکرها و اوضاع طاغوتى عظیم. آیا مسأله این طورى است که اینها مىگویند؟!
۶۰/۳/۶
من تکرار مىکنم مجلس بالاترین مقام است در این مملکت.
مجلس اگر رأى داد و شوراى نگهبان هم آن رأى را پذیرفت، هیچ کس حق ندارد یک کلمه راجع به این بگوید. من نمىگویم رأى خودش را نگوید؛ بگوید؛ رأى خودش را بگوید؛ اما اگر بخواهد فساد کند، به مردم بگوید که این شوراى نگهبان کذا و این مجلس کذا، این فساد است، و مفسد است یک همچو آدمى، تحت تعقیب مفسد فىالارض باید قرار بگیرد. این مجلس ما حصل خون یک جمعیتى است که وفادار به اسلام بودند؛ و این مجلس عصاره زحمتهاى طاقتفرساى این ملت مسلمان بوده است؛ این مجلس فراهم آمده از «اللّه اکبر»هاى مردم است؛ اگر بنا باشد که این مجلس فراهم آمده از «اللّه اکبر» مردم قدمى برخلاف اسلام بگذارد، این مجلس مجلسى خواهد بود که برخلاف مسیر مسلمین عمل کرده. با تمام قدرت، بدون اینکه ملاحظه از احدى و از مقامى بشود، مجلس باید مسائل را طرح بکند. و رد و بدل و انتقاد صحیح، بدون جار و جنجال، بدون هیاهو، مسائل را بگویند.
کسى که مخالف است مخالفت خودش را بدون هیاهو بگوید. آنکه موافق است موافقت خودش را بدون جار و جنجال بگوید. و بعد هم رأى بگیرند. وقتى رأى گرفتند، اگر اکثریت رأى داد، و بعد هم برده شد پیش شوراى نگهبان و آنها هم صحیح دانستند این رأى را، مخالف اسلام ندانستند و مخالف قانون اساسى ندانستند ، اگر بعدها بخواهند شیطنت بکنند، این شیطنتها از مبادى غضب ، از مبادى فاسد، بیرون مىآید. باید سرتسلیم به مجلس، یعنى سرتسلیم به اسلام وقتى مخالف اسلام نیست، سر تسلیم به اسلام فرود آورد. روشهاى غیر اسلامى را، اگر هم در باطن ـ خداى نخواسته ـ دارند، نباید دیگر اظهار بکنند و نباید اذهان مردم را نسبت به مجلس مشوش کنند. این یک مسألهاى است اساسى، و باید همه توجه داشته باشند. به مجرد اینکه یک مطلبى برخلاف رأى یک نفر است، نباید بگوید مجلس درست نیست. این خودشرا اصلاح کند. این خودش درست نیست. نباید بگوید شوراى نگهبان درست نیست. این خودش درست نیست. باید خودش را اصلاح بکند. و این گرفتارى هست براى ملت ما.
و من امیدوارم که مجلس یک مجلس اسلامى، مجلس عبادت باشد؛ نه مجلسى که ـخداى نخواسته ـ معصیت در آن واقع بشودو به دیگران اهانت کنند؛ به کسى بد بگویند. اینها خلاف اسلام است. و نباید بشود.
۶۰/۴/۱
توجه بکنید این مجلس یک مجلسى است که در مقابل این امور انحرافى ایستاده است. این مجلس در دست هیچ حزبى نیست؛ در دست هیچ گروهى نیست؛ اکثریت این مجلس اشخاص مستقلى هستند که خودشان فکر مىکنند و خودشان عمل مىکنند؛ آنها انحرافات را [مىبینند]، و رضاى خدا را در نظر مىگیرند و با رضاى خدا مىخواهند راه را به آخر برسانند.
۶۰/۷/۱۹
[بسمه تعالى، محضر شریف حضرت آیت اللّه العظمى امام خمینى مدظلّه العالى چنانکه خاطر مبارک مستحضر است قسمتى از قوانین که در مجلس شوراى اسلامى به تصویب مىرسد به لحاظ تنظیمات کلى امور و ضرورت حفظ مصالح یا دفع مفاسدى که بر حسب احکام ثانویه به طور موقت باید اجرا شود و در متن واقع مربوط به اجراى احکام و سیاستهاى اسلام، و جهاتى است که شارع مقدس راضى به ترک آنها نمىباشد و در رابطه با اینگونه قوانین به اِعمال ولایتو تنفیذ مقام رهبرى که طبق قانون اساسى هم قواى سهگانه را تحت نظر دارند، احتیاج پیدا مىشود. علیهذا تقاضا دارد مجلس شوراى اسلامى را در این موضوع مساعدت و ارشاد فرمایید.
رئیس مجلس شوراى اسلامى اکبر هاشمىرفسنجانى] بسم اللّه الرحمن الرحیم آنچه در حفظ نظام جمهورى اسلامى دخالت دارد که فعل یا ترک آن موجب اختلال نظام مىشود و آنچه ضرورت دارد که ترک آن یا فعل آن مستلزم فساد است و آنچه فعل یا ترک آن مستلزم حَرَج است پس از تشخیص موضوع به وسیله اکثریت وکلاى مجلس شوراى اسلامى، با تصریح به موقت بودن آن مادام که موضوع محقق است، و پس از رفع موضوع خود به خود لغ و مىشود، مجازند در تصویب و اجراى آن؛ و باید تصریح شود که هر یک از متصدیان اجرا از حدود مقرر تجاوز نمود مجرم شناخته مىشود و تعقیب قانونى و تعزیر شرعى مىشود.
۶۱/۶/۱۷
انشاءاللّه، دولت و مجلس آنچه که مصلحت جامعه است در نظر بگیرند و کارى کنند این مستمندانى که در طول تاریخ محروم بودهاند را نجات دهند.
۶۱/۹/۶
امروز مجلس و دولت از ارگانهایى است که ما باید حفظشان کنیم.
باید کوشش کنیم در اینکه این دولت محفوظ بماند.... من اعلام مىکنم به همه ملت که امروز مخالفت با دولت، مخالفت با مجلس، مخالفت با جمهورى اسلامى، مخالفت با ارگانهایى که در جمهورى اسلامى است، مخالفت با اسلام است و موجب تباهى این کشور و این ملت خواهد شد... به مجرد اینکه در ذایقه یکى یک مطلبى درست نیست، فوراً هجوم نکنند و [اینکه ]کارشکنى بکنند و ـ عرض بکنم تضعیف بکنند دولت را. و همینطور راجع به مجلس، که مجلس در رأس همه امور واقع است، باید تأیید بکند ملت و هیچوقت اینطور نباشد که تضعیف بکند.
۶۱/۱۱/۴
من در این مسأله هیچ شکى ندارم که این مجلس بهترینِ مجالسى است که در همه دنیا هست و بهترینِ مجالسى است که از صدر مشروطیت تا حالا بوده است. من از همه شما بیشتر، زمانهاى سابق را ادراک کردهام. من از زمان قاجار و تا حالا مجالس را دیدهام و کیفیت اینکه مردم چه جور انتخاب کردند و چقدر دخالت داشتند مردم، و افرادى که در مجلس آمدند چطور بودند،و این سنوات آخر را که همه آقایان مىبینند و دیدهاند. در تمام طول مشروطیت، این مجلس به این ترتیب که تمام افرادش تقریباً متدین و معتقد به اینکه باید اسلام حکومت کند، در تمام دورهها نبوده است این. و در انتخاباتى که من از بچگى انتخابات را در حدود خودمان و بعد هم که از جاهاى دیگر هى شنیده شده است، انتخابات هیچگاه به طور کلى در دست مردم نبوده است.
یک مدت زیادى به دست متنفذین منطقه، مناطق، خانها و مالکین بزرگ و اینها بوده است، و در آن وقتى که دیگر آن بساط آنها ، قدرتهایشان از بین رفت، دربست در دست حکومت وقت بوده.
اگر در تهران مثلاً یکى دو نفر، چند نفر که انتخاب مىشدند ، انتخاب مردم بود و باقىاش نبود ـ براى اینکه تهران فرض کنید جایى بود که خیلى نمىشد فشار بیاورند ـ اما جاهاى دیگر مسأله ، مسأله مردم در کار نبود، یعنى شوراى ملى، ما در هیچ وقت نداشتیم. اگر چند نفر هم ملى در آنها بوده است، لکن مجلس همچو مجلسى نبود که یک شوراى ملى باشد. و ما امروز داریم یک شوراى اسلامى و ملى به حسب آن بعد صحیحش مشاهده مىکنیم.
۶۱/۱۱/۱۰
مجلسمان را شما ملاحظه کنید، بسیارى از آنها را من از نزدیک مىشناسم؛ یعنى سابقه طولانى دارند، مثل رئیس مجلس و بسیارى از آقایان دیگر، و آنها را با تعهد و تعهد به اسلام و خدمتگزارى و هرچه توان دارند، آنها را مىشناسم. و در این طول مدتى که مجلس برپاست مىدانم که همه اینها خدمتگزارند؛ در بین آنها من نمىتوانم یکى را پیدا کنم که بتوانم بگویم که این ، تعهد به اسلام ندارد. البته اختلاف سلیقه، اختلاف دید، اختلاف اجتهاد در هر قشرى هست، در علما هم هست، در مجتهدین هم هست، در شما آقایان هم هست که اختلاف سلیقه دارید، اختلاف دید دارید، لکن همه مشترکاند در اینکه خدمتگزارند و همه مىخواهند خدمتگزار باشند. و در بین آنها من حتى یک نفر را نمىتوانم بگویم که این یک نفر به اسلام خیلى علاقه ندارد ، همهشان علاقهمندند با اختلاف سلیقهاى که دارند.
۶۱/۱۱/۲۰
[... مستحضر هستید بهلحاظ محرومیت اکثر خانوادهها از سرپناهو مسکن با استفاده از عناوین ثانویه قانون اراضى شهرى پس از مصوبه شوراى انقلاب اسلامى در خصوص لغو مالکیت اراضى موات شهرى به تصویب مجلس شوراى اسلامى و شوراى محترم نگهبان رسید که طبق آن اراضى موات شهرى که از لحاظ مقدار قابل توجه نیستند در اختیار وزارت مسکن و شهرسازى قرار مىگیرد و زمینهاى بایر شهرى براى رفع نیاز مسکن مردم از حدنصاب معینى بالاتر فقط قابل فروش به دولت و شهردارى است و وزارت مسکن و شهرسازى اینگونه اراضى را در حد نیاز طبق قانون به قیمت منطقهاى خریدارى و به خانوادههاى بىمسکن یا براى مصارف عمومى واگذار مىنماید.
ضمناً طبق قانون مذکور کلیه وزارتخانهها و بانکها و کلیه مؤسساتى که مشمول حکم مستلزم ذکر نام آنهاست و بنیادها ـبنیاد مستضعفان بنیاد مسکن و... زمینهاى مازاد بر نیاز تأسیساتو ادارى خود را بایستى به وزارت مسکن تحویل دهند تا به مصارف عمومى و تأمین مسکن مردم برسد. لکن اولاً اکثر ارگانهاو یا بانکها و بنیادها علىرغم بخشنامههاى مکرر نخست وزیرى از تحویل اراضى خوددارى مىنمایند؛ ثانیاً برخى از روحانیون و ارگانها نسبت به تملک اراضى مذکور براى واگذارى به مردم جهت احداث مسکن برداشتهاى متفاوت داشته و در شرعى بودن آن تردید مىنمایند و در نتیجه اجراى قانون مذکور دچار مشکلات فراوان شده و امکان تعطیل اجراى آن که نتایج وخیمى در وضع زمین و مسکن و اقتصاد خواهد داشت وجود دارد. مستدعى است در این خصوص راهنمایى و ارشاد فرمایند... محمد شهاب گنابادى] بسمه تعالى آنچه را مجلس شوراى اسلامى تصویب نموده و به تأیید شوراى نگهبان رسیده، هم شرعى است و هم قانونى مىباشد.
۶۱/۱۱/۲۲
مجلس محترم شوراى اسلامى که در رأس همه نهادهاست، در عین حال که از اشخاص عالِم و متفکر و تحصیلکرده برخوردار است، خوب است در موارد لزوم از دوستان متعهد و صاحبنظر خود در کمیسیونها دعوت کنند که با برخورد نظرها و افکار، کارها سریعتر و محکمتر انجام گیرد. و از کارشناسان متعهد و متدین در تشخیص موضوعات براى احکام ثانویه اسلام نظر خواهى شودکه کارها به نحو شایسته انجام گیرد. و این نکته نیز لازم است که تذکر داده شود که رد احکام ثانویه پس از تشخیص موضوع بهو سیله عرف کارشناس، با ردّ احکام اولیه فرقى ندارد، چون هر د و احکام اللّه مىباشند. و نیز احکام ثانویه ربطى به اعمال ولایت فقیه ندارد و پس از رأى مجلس و انفاذ شوراى نگهبان، هیچ مقامى حق ردّ آن را ندارد، و دولت در اجراى آن باید بدون هیچ ملاحظهاى اقدام کند. و با تشخیص دو سوم مجلس شوراى اسلامى که مجتمعى از علماى اعلام و مجتهدان و متفکران و متعهدان به اسلام هستند، در موضوعات عرفیه که تشخیص آن با عرف است، با مشورت از کارشناسان، حجت شرعى است که مخالفت با آن بدون حجت قویتر خلاف طریقه عقلاست. چنانچه تغییر احکام اولیه، با شک در موضوع و عدم احراز آن با طریقه عقلا مخالف است.
۶۲/۳/۱۴
مطالبى که باید عرض کنم و شاید کراراً عرض کردهام، مسأله مجلس است و اهمیت مجلس. همان طورى که من کراراً عرض کردهام که دانشگاه و فیضیه، اینها اگر اصلاح بشود کشور اصلاح مىشود، و همه کارهایى که در رژیمهاى منحرف انجام گرفته است به دست دانشگاهیهایى که انحراف داشتهاند صورت گرفته است.
راجع به مجلس هم باید عرض بکنم که در کشورى که مثل کشور ایران بحمداللّه الآن یک جمهورى اسلامىبه تمام معنا هستو در صدد اسلامىکردن همه امور هست، مجلس مثل، همان طورى که صنایع مادر ما داریم، مجلس هم اینطور است که اگر مجلس یک مجلس اسلامىکه با انتخابات صحیح انجام بگیرد، و اشخاصى که انتخاب مىشوند واقعاً منتخب ملت باشند، تمام کارهاى کشور با دست مجلسیها اصلاح مىشود. تمام کارهایى که از بعد از مشروطه انجام گرفت، و انحرافاتى که بتدریج پیدا شد تا زمان رژیم پهلوى که به اوج خودش رسید، یکى از عمال بزرگ که باید بگوییم که مادر عمال بود مجلس بود. مشروطه را منحرف کردند، مجلس را مجلس قلدرى کردند، ملت را از اینکه رأى بدهند محروم کردند و این مال این دوره سابق قبل از این دوره نیست، بلکه به طور قطع اکثر دورهها اینطور بود، منتها یک دفعه تعیین وکلا با خانها بود و آن اشخاصى که نفوذ داشتند در کشور ، در هر منطقه و مردم دخالت نداشتند، و اگر دخالت داشتند چشمو گوش بسته بودند. رعیتها را جمع مىکردند و مىآوردند پاى صندوق، و به آن طورى که به آنها دستور داده بودند رأى مىدادند بدون اینکه بفهمند چه دارند مىکنند، رأى چى هست و چه کار دارند انجام مىدهند. فقط همان خان مىدانست که براى منفعت اوو براى منفعت دولتها اینها دارند رأى مىدهند، و اصلاً کارى به اینکه کشور به کجا برسد در کار نبود، کارى به این کار نداشتند.
بعد هم که زمان رضاخان پیش آمد و ما بعد رضاخان که اکثراً مىدانید، و همه هم در آخر، در این دورههاى آخر مىدانید که آن بلاهایى که به سر ملت آمد، مادرش مجلس بود. یعنى عدهاى را اینها خودشان لیست مىدادند، و به طورى که محمدرضا اقرار کرد ـمنتها مىگفت زمان قبل، مقصودش زمان پدرش بود ـ لیست را از سفارتخانه مىآوردند که اینها باید تعیین بشوند. بعد از زمان ایشان هم بدتر از آن وقت بود، وکلاى ما را باید امریکا یا قبل از ا و انگلستان تعیین کند، و مردم و دولت ایران و هیچ کس هیچ نظرى در این باب نداشت. وکلا با دستور آنها، با اسم و رسم تعیین مىشد مگر بعضیها که در تهران نمىشد که غیر او بشود که یک اقلیت بسیار نادر بود، البته بتدریج اینطور شد تا زمان اینها که به اوج خودش رسید، تمام بدبختیها در حکومت از مجلس سرچشمه گرفت. هر کارى مىخواستند انجام بدهند، هر امر فاسدى را که مىخواستند انجام بدهند دیکته مىکردند و مىآوردند مجلس، و مخالف و موافق هم به حسب صورت درست مىکردند، و بعد هم همان طورى که دیکته شده بود رأى مىدادند. و خداى تبارک و تعالى خواست که آن وضع، هم وضع خان خانى و هم وضع دخالت سفارتخانهها در ایران برچیده بشود. و در این دورهاى که انتخابات شد بحمداللّه به طور اکثریت قاطع، مردم دخالت داشتند و خانى دخالت نداشت، آنجایى همکه دخالت داشت در مجلس رد شد. و در آتیه هم چنانچه انشاءاللّه این ملت به همین طور در صحنه حاضر باشند با تعیینو کلایى که متعهد بر همه جهات اسلام و مصالح کشور هستند ، تعیین کنند، امید است که در آتیه هر سال بهتر از سال قبل بشود. و بحمداللّه در این دوره هم که چهرههاى بسیار نورانى در مجلس هست، و اشخاص متفکر و فقیه و امثال اینها در مجلس هست، و یک سال هم مانده است تا به آخر برسد. من امیدوارم که در این سال جدیت بیشتر بشود براى رسیدگى به امور کشور و محرومین کشور و مستضعفین.
و اگر مجلس در این سال جدید همّ خودش را صرف کند در اینکه مسائل مشکل را اسلامى کند، و با دقت، همان دقتهایى که اهل علم در مسائل علمى دارند. مسائل علمى همان طورى که آن دقتهاى بسیار ارزنده را لازم دارد، مسائل سیاسى کمتر از آن نیست؛ براى اینکه، مسائل سیاسى، مقدرات کشور، در دست آنهایى هست که این مسائل را مىخواهند تفکر کنند. آقایان در فکر این معنا نباشند که زیاد طرح بدهند و زیاد از مجلس بگذرد؛ در فکر این باشند که خوب طرح بدهند و خوب از مجلس بگذرد.
یعنى همان طورى که بناى اهل علم است که در هر مسألهاى دقت مىکنند، جستجو مىکنند و مباحثه مىکنند، مجادله مىکنند، در این مسائل هم باید اینطور باشد که سروته مطلب به طور کافى مورد بررسى قرار بدهد، مورد دقت قرار بگیرد، و با دقت و همت زیاد مسائل طرح بشوند، در مجلس که آمد یک مسأله پخته از حیث جهات مختلف باشد که راهگشا باشد براى این کشور و مشکلات این کشور. و در این چند سالى که گذشت من تشکر مىکنم از زحمات پر ارزش آقایان که زحمت کشیدند و مشکلات زیادى که بود در داخل مجلس و در خارج مجلس و آنها را پشت سر گذاشتند، و الآن با قدرت کافى دارند انجام وظیفه مىدهند.
مجلس این سال با مجلس سالهاى سابق فرق دارد، مجلس این سال قدرتش بیشتر است، یعنى آنهایى که کارشکنى مىکردند براى مجلس و براى همه ارگانهاى دولتى و اصل اساسش کارشکنى براى اسلام بود، آنها یا رفتند و فرار کردند یا منزوى شدند. و بحمداللّه امروز مجلس با دل راحت و با قامت مستقیم مىتواند که مسائلى که پیش آمده و پیش خواهد آمد در این سالىکه سال آخر است، به طور شایسته حل کنند تا اینکه این مجلس الگو بشود براى مجالس دیگر. و اگر در سال آتیه فرض کنید غیرآقایان یک دسته دیگرى آمدند، بدانند که باید چه بکنند، و اینها چه کردند و آنها هم باید دنباله این، باید چه کار بکنند.
و بالاخره مجلس است که اساس یک کشور را به صلاح مىکشد یا اساس یک مجلس را رو به فساد مىبرد. و مجلس بودکه در رژیم پهلوى آن همه فساد ایجاد کرد و آن همه خیانت کرد، و همین مجلس است که در زمان کنونى این همه خدمت کرده استو در صدد خدمت است. من نمىخواهم بگویم که کارها تمام شدهو همهاش هم صددرصد تمام است، اما وقتى ما مقایسه بکنیم افراد این مجلس را با افراد دوره رضاخان ـ به استثناى نادر ـ و دوره محمدرضا تقریباً بىاستثنا، اگر ما مقایسه کنیم و همان افراد را ببینیم که سابقهشان چى است و چه زندگى کردند و چه هستند ، کافى است که ما به ارزش این مجلس پى ببریم، از آن جنس که در سابق بود هیچ الآن نیست در مجلس. اگر فرض کنید یک کسى باشد که با وضع شما یک مخالفى بیاورد، لکن این اختلاف سلیقه است، نه این است که واقعاً انحرافى باشد که آنها داشتند که در سابق بود. سابق انحراف بود، یعنى منحرفین را مىآوردند سر کار ، دستور بود، نمىتوانستند خلاف او را هم بکنند، و اگر در بینشان یکى دو نفر بود که مخالفت مىکردند، در اقلیت بودند که صداشان به جایى نمىرسید، امروز عکس است، بحمداللّه همه آقایانى که در مجلس هستند، اینها وابسته به شرق و غرب نیستند و خدمت مىخواهند بکنند ولو اختلاف سلیقه داشته باشند.
بحث در مجلس از مسائل بسیار مهم است که باید بحث بشود ، باید هر مسألهاى با دقت رسیدگى بشود و در کمیسیونها اولاً و بعد در مجلس ثانیاً و بعد هم در شوراى نگهبان ثالثاً رسیدگى بشود کهو قتى یک قانون از مجلس بیرون آمد، یک قانون صددرصد شرعى باشد؛ چه موافق با احکام اولیه که مال اسلام است. یا موافق با احکام ثانویه که آن هم مال اسلام است، و این رویه رویهاى استکه اگر انشاءاللّه باقى بماند مطمئن باشید که مجلس با قوت خودش وقتى که باقى بماند دولت هم اصلاح مىشود، و سایر قوایى که در ایران هستند، آنها هم اصلاح مىشوند، یعنى کجروى نمىشود دیگر بشود. کجروى از مجلس شروع مىشد، نه اینکه از خارج مىشد؛ خارج دستور مىداد، اینها راه مىرفتند. و اگر مجلس مستقیم باشد و کارها را آن طورى که مصالح کشور اقتضا مىکند، آن طورى که احکام اسلام اقتضا مىکند، آن طور بررسى دقیق بشود و با علاقه مندى بررسى بشود، وقت صرف بشود تا اینکه مسأله، هر مسألهاى هست خصوصاً مهمات مسائل که باید مهمات مسائل را به طور دلسوزانه و به طور جدى بحث طلبگى در آن بکنند. آقایان که عادت دارند به اینکه بحث طلبگى مىکنندو در مدرسهها تربیت شدند، با اشکال، رد و دفع و همه این امور ، در قانون هم باید همین طور باشد؛ براى اینکه، این هم اهمیتش همان اهمیت است، آن هم اسلام بود، این هم اسلام است.
بنابراین، در این سالى که انشاءاللّه مىگذرد و امید است به خوبى بگذرد و آقایان با خیال راحت مشغول باشند به خدمت به این مستمندان، به این مظلومان در طول تاریخ. انشاءاللّه امیدواریم که این سال را به مبارکى بگذرانید و در سال آتیه انشاءاللّه مجلس باز همین جور مجلس باشد و همین طور افراد در آن باشند که انشاءاللّه مسائل حل بشود. مسائلى که ما الآن در مقابلش هستیم و امیدوارم که مجلسهاى بعد دیگر مواجه با آن نشوند.
... و اگر انشاءاللّه این جنگ تحمیلى بر ما از بین برود و دولت سر صبر رسیدگى بکند به حال مستضعفین، تمام مسائل به وسیله مجلس و دولت حل مىشود حتى مسأله گرانى.
۶۲/۵/۱۱
امروز مجلس چون مجلس مردمىاست، این مجلس مردمى مىتواند به فکر محرومین باشد و مجلس دیروز نمىتوانست که به فکر محرومین باشد براى اینکه محروم تویش نبود، اگر هم بود یکى دوتا بود که کارى از او نمىآمد. اما امروز مجلس، مجلسى است که محرومیت کشیدهاند اهل این مجلس، و در آنها از اشرافو اعیان و امثال ذلک دیگر وجود ندارد؛ ولو بعض منحرفین هستند اما از اشراف و اعیان دیگر خبرى نیست. یک همچو مجلسى مىتواند خدمت کند به این کشور و یک همچو مجلسى پشتیبانش همین مردم کوچه و بازار هستند. این هم یکى از خاصیتهاى بزرگ حکومت مردمى است که خوف اینکه چه بشود ندارند.
۶۲/۱۰/۱۳
امروز روزى است که باید راجع به تکلیف خودمان در انتخابات عرض کنم، باید عرض کنم که یکى از امورى که مطمح نظر آنهایى است که مىخواهند این انقلاب را به شکست برسانند قضیه مجلس است. مجلس یک چیز سهلى نیست کارش. مجلس یک چیزى است که در رأس همه امورى که در کشور است واقع است.
یعنى مجلس خوب، همه چیز را خوب مىکند و مجلس بد، همه چیز را بد مىکند... هیچ قدرتى الآن در ایران نمىتواند یک کارىرا تحمیل کند به ما. امروز باید خود شما بنشینید کارتان را انجام بدهید. انتخابات مثل سابق نباشد که از مرکز دستور داده مىشدکه این باید وکیل بشود، دیگر کسى هم حقّ ندارد حرفى بزند.
انتخابات دست مردم است، رئیس جمهور و نخست وزیر با آن رعیتى که در کشاورزى کار مىکند و آن بازارىاى که در بازار کار مىکند، راجع به انتخابات یک جور هستند، علىالسواء هستند.
یعنى رئیسجمهور یک رأى دارد، نخست وزیر هم یک رأى داردو آن کشاورزى کهدر دوردست افتادهترین این کشور است، آن هم یک رأى دارد. رأیشان فرقى با هم ندارد و همه هم مسئول هستند.
در تشخیص خوب و بد، اتکال به قول غیر نکنید مگر اشخاصى باشند که مورد اعتماد خودتان باشد صددرصد. این را به مردم دارم مىگویم و به شما آقایانى که در آتیه متصدى اجراى انتخابات هستید توجه مىدهم که اگر یک انحرافى در یکى از شما پیدا بشود، و این بعد موجب این بشود که در این جمهورى یک لطمهاى وارد باشد به گردن شماست. به اسلام لطمهاى وارد بشود به گردن شماست. و اگر در اینجا هم کشف بشود معذور نیستید و مورد تعقیب وارد مىشوید. باید شماها بدون توجه به این که دستور کسى داده، دستور کسى حق ندارد راجع به انتخابات بدهد، دستور در اجرا، در خوبى اجرا بله، وزیر کشور دستور مىدهد که اجرا خوب بشود، اجرا اسلامى باشد. اما یک بالایى بخواهد بهشما دستور بدهد که کِیَک باید وکیل بشود، کِیَک مىخواهد وکیل بشود این امر نیست در اسلام، در ایران هم نیست. اینکه من عرض مىکنم براى این است که بعدها کسانى که در ایران بعدها و نسلهاى بعد مىآیند بدانند که باید این طور باشندو الاّ امروز ما کسى را نداریم که دستور بدهد، پیشنهاد مىکند و مردم مختارند. فرض بکنید که اگر همه کسانى که در رأس [هستند ]بروند پیشنهاد بکنند که فلان آدم را شما وکیل کنید لکن شما به نظرتان درست نباشد جایز نیست برشما تبعیت کنید. باید خودتان تشخیص بدهید که آدم صحیحى است تا اینکه بتوانید رأى بدهید.
و مجرد اینکه این آدم یک آدم خوبى است خیلى، اول وقت نمازش را مىخواند و نماز شب مىخواند.این براى مجلس کفایت نمىکند. مجلس اشخاص سیاسى لازم دارد، اشخاص اقتصاددان لازم دارد، اشخاص سیاستمدار لازم دارد، اشخاص مطلع بر اوضاع جهان لازم دارد. باید تعهد به اسلام باشد و موافقت با جمهورى اسلامىباشد لکن این مسائل هم باشد. در یک مجلس باید همه چیز باشد در این کمیسیونهاى مجلس از امور ارتشى و کشاورزى و اقتصاد و همه چیز بحث مىشود،باید مطلع باشند اینها.
آنهایى که در این کمیسیونها هستند باید اشخاصى باشد در بینشان که عالم به اقتصاد باشد، عالم به امور کشاورزى باشد، عالم به امور ادارى باشد، عالم به مسائل جهانى باشد. مجلس مىخواهد ایران را در مقابل جهان اداره کند، مجلس یک چیزى نیست که بخواهد ایران را در مقابل خودش درست بکند. ایران در مقابل جهان است امروز، آن هم یک جهان امروزى و یک ایران امروزى. ایران امروزى که تک است در دنیا و جهان امروزى که همه مهاجمند، همه مهاجم به شما هستند. شما مىخواهید که یک مجلسى داشته باشید که در مقابل این مهاجماتى که از خارج مىشود پایدار باشد. یک دولتى را او تعیین کند که درمقابل تهاجماتى که در دنیا واقع مىشود، فشارهایى که واقع مىشود در دنیا این بتواند دفاع کند، و این از مجلس سرچشمه مىگیرد، از مجلس دولت درست مىشود و شما یک همچو مجلسى لازم دارید. شما براى حفظ کشور خودتان، براى حفظ اسلام عزیز، که این همه خون در راهش ریختید باید پایدارى کنید و توجه بکنیدکه حفظ کنید این را، و حفظش نسبت به شماها که مأمورین هستید به این است که ـ اجرایش را بدون اینکه به کسى اعتنا کنید اجرایشرا خوب و موافق شرع و موافق اسلام و موافق مصالح کشور اج را کنید. و مردم هم همه آزادند. عرض کردم از رئیس جمهور و نخست وزیر و وزیرکشور و همه اینها گرفته تا آن کسى که در آخر این کشور مشغول کشاورزى است فرقى ندارند در اینکه مکلفند آدمى را که باید به درد مملکت بخورد انتخاب کنند و خودشان تشخیص بدهند.
بازار باید خودش تشخیص بدهد. کارخانهها باید خودشان تشخیص بدهند، هیچ کس تحت تأثیر دیگرى نیست. بله اگر چنانچه اشخاص مطمئنى باشند که آنها تشخیص بدهند، شهادت بدهند که فلان آدم جهات مختلفش همه خوب است، آن وقت مانعى ندارد که کسى به واسطه تشخیص آنها و اطمینان به این که این صحیح است رأى هم به آنها بدهد. اما این طور نیست که کورکورانه انسان دنبال این باشد که ببیند کیک چه گفته، این صحیح نیست، این در اسلام نیست و در جمهورى اسلامىهم نباید باشد. شما فرمانداران و بخشداران و همین طور اشخاص محترمىکه این انجمنهاى اسلامىرا در سرتاسر کشور دارند، همه تان موظفید به اینکه در این امر دقت کنید که خوب انجام بگیرد، نبادا یک وقت خداى نخواسته، یک تقلبى در کار بیاید، نبادا خداى نخواسته یک اشخاص نابابى خودشان را عوضى جا بزنند که از این معانى بسیار خواهد بود. اینها تکلیف شماست که بکنید. مردم هم خودشان مکلفند به اینکه هم شرکت کنند در انتخابات. نروند کنار، تکلیف است، حفظ اسلام است، رفتن کنار خلاف تکلیف است، خلاف مصالح اسلام است.
آن مقدسى که خیال مىکند کنار نشسته و دخالت در امور اسلامىنمى کند، او بر خلاف اسلام دارد رفتار مىکند، اگر خداى نخواسته یک همچو آدمى باشد. آن آدمىکه به واسطه اینکه مثلاً یک چیز اعوجاجى از یک نفر مىبیند یا از یک گروهى مىبیند کنار برود، این برخلاف مصالح اسلام عمل مىکند. این معانى در صدر اسلام هم بوده است، در زمان ائمه ما هم بوده است. خوب ، همه اینها بوده لکن آنها کنارگرفتند، آنها مشغول فعالیت خودشان بودند. به مردم عرض مىکنم شرکت کنید در این انتخابات و تمیز بدهید اشخاصى را که لایقند براى این مقام. مقدّرات کشورتان را به دست کسانى بدهید که براى کشور شما مفیدند از حیث سیاست، از حیث اقتصاد، از حیث همه چیز. اگر مسامحه بکنید و امروز هم کسى نفهمد، خدا هست، خدا مىداند و مىبیند. شما در محضر خدا هستید هر جا هستید. همه خلقاللّه در محضر خدا هستند هر جا هستند. بر فرض اینکه من یک کار خلاف کردم اسلام که خلاف نکرده است، شما براى اسلام کار بکنید، چکار دارید که فلان آدم بد کرده. خوب، بد کرد، بد بکند شما خوب بکنید براى اسلام تا آن بد هم به تبع شما انشاءاللّه خوب بشود.
کنار نروید، آقایان علما کنار نروید. و البته باید از هر طایفهاى باشد اطلاعاتش داشته باشد و اشخاصى باشند که همه جهاتشان [خوب ]باشد.
۶۳/۲/۲۲
مجلس شوراى اسلامى، که در رأس تمام نهادهاى نظام جمهورى اسلامى است، از ویژگیهاى خاص برخوردار است، که مهمترین آنها اسلامىملى بودن آن است. اسلامى است که تمام تلاشش دررا ه تصویب قوانین غیر مخالف با احکام مقدس اسلام است؛ خصوصاً با برخوردارى از شوراى محترم نگهبان. و ملى است، که از متن ملت جوشیده است و دست شرق و غرب و وابستگان به آنان از سرنوشت آن کوتاه است. امروز مجلس خانه واقعى ملت است. و بر خلاف دوران طاغوت، بخصوص رژیم ستمگر پهلوى ، بر آراء توده متعهد به اسلام و اصیل و زحمتکش و محروم استوار است؛ و دست ناپاک دولتمردان و قدرتمندان و خانان و غرب و شرقزدگان از آن کوتاه است.
۶۳/۳/۷
شک نیست که مجلس به همه امور کشور نظارت دارد؛ و حق نمایندگان است که از هر انحراف و خلافى که از وزرا و ادارات مىبینند به حکم قانونى جلوگیرى کنند و دولت را تا حد استیضاح بکشانند. لکن فرقهاست بین نظارت و استیضاح، و بین عیبجویى و انتقامگیرى. و این فرق را همه کس پس از رجوع به وجدان خویش مىفهمد.
۶۴/۷/۲۴
من تأیید مىکنم مجلس را و همیشه سفارش مىکنم به ملت که مجلس را باید تأیید کنند. و مجلس از ارگانهایى است که لازم است بر همه ما که او را تأیید کنیم. و هیچ کس حق ندارد که راجع به مجلس جسارتى بکند، و مجلس حقش است که موافق و مخالف داشته باشد و ممتنع، و یک مسألهاى است که همیشه باید در مجلس باشد و این امرى است که گذشت و در او هیچ صحبتى نیست.
۶۸/۳/۱۵
از مهمات امور، تعهد وکلاى مجلس شوراى اسلامى است. ما دیدیم که اسلام و کشور ایران چه صدمات بسیار غمانگیزى از مجلس شوراى غیرصالح و منحرف، از بعد از مشروطه تا عصر رژیم جنایتکار پهلوى و از هر زمان بدتر و خطرناکتر در این رژیم تحمیلى فاسد خورد؛ و چه مصیبتها و خسارتهاى جانفرسا از این جنایتکاران بىارزش و نوکرمآب به کشور و ملت وارد شد. در این پنجاه سال یک اکثریت قلابى منحرف در مقابل یک اقلیت مظلوم موجب شد که هرچه انگلستان و شوروى و اخیراً امریکا خواستند، با دست همین منحرفانِ از خدا بیخبر انجام دهند و کشور را به تباهى و نیستى کشانند. از بعد از مشروطه، هیچ گاه تقریباً به مواد مهم قانون اساسى عمل نشد ـ قبل از رضاخان با تصدى غربزدگان و مشتى خان و زمینخواران؛ و در زمان رژیم پهلوى به دست آن رژیم سفاک و وابستگان و حلقه به گوشان آن.
اکنون که با عنایت پروردگار و همت ملت عظیمالشأن سرنوشت کشور به دست مردم افتاد و وکلا از خود مردم و با انتخاب خودشان، بدون دخالت دولت و خانهاى ولایات به مجلس شوراى اسلامى راه یافتند، و امید است که با تعهد آنان به اسلام و مصالح کشور جلوگیرى از هر انحراف بشود.
۵۸/۱/۱۵
معیارهاى انتخاب نمایندگان مجلس شوراى اسلامى
مجلس شوراى ملى باید انشاءاللّه درست بشود؛ نه مثل مجلسهاى این پنجاه و چند سال که به ملت هیچ ارتباط نداشت ، ملت هیچ اطلاع نداشت، وکلاى خودش را نمىشناخت؛ و اینهاو کیل یک نفر بودند و آن یا رئیس جمهور امریکا، و یا سلطانو قت، و یا سلطان وقت به تَبَع سفارتخانهها ـ چنانچه شاهِ سابق گفت این معنا را که لیست را از سفارتخانهها مىآوردند و ما وکیل تعیین مىکردیم همان طورى که آنها مىخواستند! ـ انشاءاللّه دیگر آن مسائل نیست در کار. انشاءاللّه آن مسائل دیگر عود نمىکند....
نگذارید اشخاصى در مجلس مؤسسان وارد بشود که خیر امت را نمىخواهد بلکه خیر اشخاصى را مىخواهد که ظالم هستند؛ نگذارید در مجلس شورا اشخاصى بروند که آنها با قدرتهاى بزرگ پیوستگى دارند. باید ملت با اختیار خود و اراده خود و با امتیاز خود و انتخاب خود، اشخاص صالح را، اشخاص متقى را، اشخاصى را که براى ایران کار مىخواهند بکنند، به نفع ایران کار مىکنند ـ آنها را باید تعیین بکند تا این سه تا مرحله تمام بشود.
۵۸/۱/۱۶
وکلایى که مىخواهیم بفرستیم به مجلس مؤسسان و بعد هم به مجلس شورا، وکلایى هستند که صددرصد ملى، متدین، نه منحرف به چپ و نه منحرف به راست؛ از خودمان باشند و مصالح خودمان را در نظر بگیرند.
۵۸/۱/۱۷
با همت والاى شما ـ جوانان ایرانى ـ باید اشخاص متنور و اشخاص امین و صادق در مجلس شورا بروند که مقدرات شما را بر طبق خواستههاى خداى متعال پیاده کنند.
۵۸/۱/۱۸
ما پس از این مرحله، مرحله انتخابات براى مجلس مؤسسان داریم؛ آنجا هم باید همت کنید و اشخاص متعهد، اشخاصى که براى ایران کار بکنند نه براى اجانب، اشخاصى که ایمان به خدا داشته باشند، نه چپگرا باشند و نه راستگرا بلکه صراط مستقیم را داشته باشند، آنها را باید به مجلس مؤسسان بفرستیم. و بعد از آن مجلس شوراست، که باید باز به همت همه اقشار ایران و به همتو الاى مرد و زن ایران، اشخاصى که متعهد هستند، اشخاصى که سالم هستند، اشخاصى که بصیرت دارند و هیچ انحراف ندارند و بر صراط مستقیم انسانیتند، به مجالس و مجلس شورا بفرستیم؛ تا اینکه انشاءاللّه اسلام به آن معنایى که هست، اسلام به آن حقیقتىکه هست، در ایران پیاده بشود.
۵۸/۱/۱۹
تاکنون مىدانید که [مجلس شوراى ملى] به اختیار شما نبوده.
هیچوقت نیامدند به شما بگویند که مختارید که هر کس را مىخواهید رأى بدهید. آن بساط گذشت. انشاءاللّه دیگر عود هم نخواهد کرد و شما مستقل [و ]آزاد، وکلاى مجلس را به مجلس مىفرستید؛ لکن باید ملاحظه کنید که باز شیاطین نیایند و شما را اغفال کنند. باید وکلاى آزادمنش، وکلاى ملى، وکلاى متدین،و کلاى فاضل به مجلس شورا بفرستید.
۵۸/۱/۲۱
در مجلس مؤسسان نیز جدیت کنید و آراى خودتان را براى اشخاص بیدار، امین، مؤمن مُسْلم، وطنخواه، به صندوقهایى که بعدها... درست مىشود بریزید. و بعد از آن نیز که قضیه مجلس شورا پیش مىآید، باز افراد سالم، افراد وطنخواه، افرادو طندوست، افرادى که نه شرقى باشند نه غربى بلکه در صراط مستقیم انسانیت و اسلامیت باشند، انتخاب کنید و به آنها رأى بدهید.
۵۸/۱/۲۴
در قضیه مجلس مؤسسان، در قضیه مجلس شورا رأى بدهید، و رأى به وکلاى متعهد مسْلم امین. وکلاى امین بفرستید در مجالس.
دیگر شما مجالستان دست خودتان است، اختیار دست خودتان است؛ شما مختارید و مقدرات مملکت را خودتان، به دست خودتان باید... بگیرید.
۵۸/۲/۲۵
وکلاى مجلس شورا را خودتان تعیین مىکنید. همه چیزها دست خودتان است. خودتان باید بگردید یک وکیل خوب تعیین کنید،که مقدرات مملکتتان دست مجلستان باشد.
۵۸/۲/۲۵
خودتان وکیل براى خودتان تعیین بکنید. اشخاص مطمئن ، اشخاص ملى، اشخاصى که خدمتگزارند براى شما، تعیین بکنید.و ما هم هر مقدار که مىتوانیم مطالب را به آنها بگوییم، و انشاءاللّه استقرار و دوره استقرار پیش بیاید.
۵۸/۳/۲
بعد هم که انشاءاللّه مىخواهید وکلا تعیین بکنید، هر جور وکیلى براى هر محلى که مىخواهید تعیین بکنید، وکیلى که جمهورى اسلامى را اعتقاد دارد. ... اگر وکیلى باشد که اینجایش پینه بسته از شدت سجده ولیکن جمهورى اسلامى را نمىخواهد، این به درد شما نمىخورد. و اگر وکیلى باشد که بدانید دشمن با رژیم منحوس بود و دشمن با امریکا و شوروى بود لکن جمهورى اسلامى را نمىخواهد، این وکیل را وکیل تعیین نکنید. وکیلى که تعیین مىکنید آنى است که جمهورى اسلامى را عقیده داشتهباشد؛ نه چهار روزى که حالا مىخواهد وکالت بکند بگوید جمهورى اسلامى! ما یک نفر را داشتیم که مىخواست وکیل بشود؛ مىگفتند که این آدم در ایامى که مىخواهند رأى بگیرند نماز مىخواند! این جور نباشد. خودتان فهمیده باشید؛ بین خودتان زندگى کرده باشد. فهمیده باشید که مسیر همان مسیرى است که شما دارید. اگر یک نفر آدمى باشد که فیلسوف باشد، یک آدمى باشد که تمام عالم را در تحت سیطره علمى خودش برده باشد لکن جمهورى اسلامى را نمىخواهد، این را تعیین نکنید.
۵۸/۳/۲۳
باید کوشش کنید که خودتان انتخاب کنید. افرادى که متعهد هستند، متدین هستند، ملى هستند، چپ و راستى نیستند، اینها را تعیین کنید. و انشاءاللّه وقتى مجلس شوراى ملى یک همچ و مجلسى شد که از خودتان بود و افراد خودتان در آن بود و به اختیار خودتان بود، هیچ خوفى دیگر براى ما نیست انشاءاللّه.
۵۸/۴/۲۱
مجلس شورا را باید ملت خودش وکلا تعیین کنند. وکلا هم همین جورى که عرض کردم وکلاى ملى؛ وکلایى که مردم در بلاد خودشان شناختند که اینها مردم صالحى هستند، اینها مردم اسلامى هستند، اینها گرایش به شرق و غرب، گرایش به مکتبهاى فاسد ندارند، اینها را تعیین کنند.
۵۸/۶/۷
مردم کوشش کنند که وکلاى صالح متدّین در مجلس بفرستند. تمام گرفتاریها و تمام چیزهایى که برخلاف موازین عمل مىشود آنجا حل مىشود... مملکت ما همه متدیناند اکثراً و وکیل متدین تعیین مىکنند. وقتى بنا شد وکلا متدین باشند و مقیَّد به احکام شرع باشند ـکه انشاءاللّه هستند آنوقت این مسائل همهاش حل مىشود.
۵۸/۶/۲۳
برویم سراغ مجلس شورا و مجلس شورا را درست بکنیم و محول بشود کار به ملت و به نمایندگان ملت، و کارها انشاءاللّه با محول شدن به ملت و به اشخاصى که متعهد هستند، و توانستیم و توانستید که یک منتخباتى داشته باشید که آنها صددرصد انشاءاللّه اسلامى و ملى و متفکر و همه جهات در آنان جمع باشد؛ آن وقت انشاءاللّه با اینها کارها اصلاح بشود.
۵۸/۶/۲۳
مسأله این است؛ آنهایى که مکتب دارند و آنهایى که گرایش دارند به اسلام انشاءاللّه شما پیدا بکنید، از حالا شروع کنید. این دفعه دیگر مصیبتتان زیادتر است؛ براى اینکه یک مجلس خبرگانى بودکه یک مدت کوتاهى بود؛ یک مجلسى است که مدت بلندى استو استفادهها در آن هست. باید خیلى دقت بکنید، خیلى زحمت بکشید، کاندیداهاتان را تعیین کنید و ارائه بدهید به مردم این کاندیداى ماست؛ آنى است که براى اسلام کار مىکند، ترویج کنید از آن اسلام، شمشیر دستتان باشد، شمشیر هم هست دستتان؛ با این شمشیر کارها را انجام بدهید، با این شمشیر بُرنده اسلام، لکن شمشیرى که خائنها را از بین مىبرد و خادمها را در امان نگه مىدارد. مردم را حالى کنید که ما کاندیداهامان عبارت از این ششصد نفر مثلاً، یا پانصد نفر، هر چقدرى که هست ، کاندیداهامان عبارت از اینها هستند. و البته از ملاّها و علما و از این نترسید که آخوندىاش کردند. اسلام آخوندىاش کرده، به ما چه ربط دارد. ـ و عرض مىکنم که ـ آخوند و آخوند مسلک یعنى اسلامى و اسلامى مسلک، همه باید اینطور باشند.
۵۸/۸/۱۶
باید یک دولت مستقرى با همت شماها، با همت ملت، یک انتخابات صحیحى بشود با همت ملت، ملت مىشناسند افراد صالح را. لازم نیست که حالا یک چند سال هم ما درسشان بدهیم.
نخیر، خودشان مىفهمند. این ملت چیز مىفهمد، مىفهمد کى آدم صالح است کى آدم ناصالح. البته گاهى هم یک کسى خودشرا جا مىزند، اما این گاهى است. هر کسى در هر شهرى که هست ، طول این بیست، سى سالى که همراه با این مردم بوده مىداند که اینها کدام یکىشان از ریشههاى آنهاست. کدامشان نیستند.
مىفهمند کى بوده است که در آنجا خوش رقصى کرده و کى بوده است که نه، آنطور نبوده، مخالف بوده و نتوانسته صحبت کند ، مىشناسند. مردم آنهایى را باید انتخاب بکنند که مىشناسند که به این ملت خدمتگزار است و دلش براى این طبقه ضعیف مىسوزد.
ما نمىخواهیم یک مجلس اعیان درست کنیم. مجلس سنا را ، مجلس اعیان به آن مىگویند. ما مىخواهیم اعیان را از بین ببریم ، آدمشان کنیم آنها را. آن اعیانى که در مجلس سنا نشستند و آن قدر خیانت به مملکت ما کردند، آن مجلس را ما اصلاً بستیم درش را.
مجلس شیوخ و مجلس اعیان و مجلس سنا؛ اینها یک دسته مفتخوارى بودند. پیرمردهاى آخر عمرشان بعد از همه خیانتها ، پیرمردهایى بودند که آنجا مىرفتند جمع مىشدند و ـ عرض مىکنم ـ شاید رفیقش هم که نشسته بود راجع به اینکه دوایش چه است یا غذایش چه است صحبت مىکرد و پول این ملت را مىخورد. این را درش را بستند، تمام شد دیگر. ما مجلس سنا نداریم. مجلس شورا داریم. مجلس شورا هم نمىخواهیم از طبقه بالا درست بشود. مجلس شورا مىخواهیم از آدمها، آدمهایى که متوجهاند به اینکه به این ملت چه گذشته است در پنجاه و چند سال و در طول نظام شاهنشاهى، و لااقل در این مواردى، در این مدتى که دیدهاید خودتان. این آدمهایى که مىبینند اینطور بر این ملت گذشته است، اشخاص را هم مىشناسند در شهرهاى خودشان، در روستاهاى خودشان، مىشناسند اینها را، و دیدند اینها در طول این مدت چه کردهاند. آنها مخفى آن وقت کار نمىکردند، علناً مردم را اذیت مىکردند. آن اشخاص را کنار باید بگذارند و یک اشخاصى که امین هستند، اشخاصى که معروف است پیششان به امانت، به دیانت، به خدمت به مردم، آنها را تعیین مىکنند، باید هم تعیین بکنند.
۵۸/۱۱/۲۳
من متواضعانه از شما مىخواهم که حتىالامکان در انتخاب اشخاص با هم موافقت نمایید و اشخاصى اسلامى، متعهد ، غیرمنحرف از صراط مستقیم الهى را در نظر بگیرید و سرنوشت اسلام و کشور خود را به دست کسانى دهید که به اسلام و جمهورى اسلامى و قانون اساسى معتقد و نسبت به احکام نورانى الهى متعهد باشند و منفعت خود را بر مصلحت کشور مقدّم ندارند.
۵۸/۱۱/۲۸
امید آن دارم که با وحدت کلمه و کوشش در راه التیام بین قشرهاى مختلف، موفق شوید که نمایندگانى متعهد، متفکر، دلسوز به ملتو خصوص طبقه مستضعف و خدمتگزار به اسلام و مسلمین، در مجلس شوراى اسلامى بفرستید.
۵۸/۱۲/۱۲
افرادى را انتخاب کنید که متعهد به اسلام، شرقى و غربى نباشند.
بر صراط مستقیم انسانیت و اسلامیت باشند. و من امیدوارم که این مرحله را هم به شایستگى و به طورى که دلخواه همه ملت ماست،و دلخواه ماست عمل بکنند. و وکیلهایى که آراسته هستند به اخلاق خوب، متعهد هستند به اسلام، وفادار هستند به کشور خودشان، خدمتگزار هستند به شما و به کشور، آن اشخاص را انتخاب کنند و در مجلس بفرستند، که انشاءاللّه این قدم آخر هم با شایستگى برداشته بشود.
۵۹/۲/۱۷
کسانى را انتخاب کنند که صددرصد مسلمان و معتقد به احکام اسلام و متعهد به اجراى احکام اسلام و مخالف با مکتبهاى انحرافى و معتقد به جمهورى اسلامى باشند.
شناخت این اشخاص یا با آشنایى به اعمال و رفتار آنان از زمان رژیم طاغوت تا کنون است و یا به معرفى روحانیون متعهد در شهرستانها یا اشخاص متدین موجه که گرایش به چپ و راست یا دستهاى نداشته باشند.
باید به اشخاصى که احتمال انحراف در آنان مىرود رأى ندهند ـ چه احتمال انحراف عقیدتى، اعمالى و یا اخلاقى ـ که به چنین اشخاص اعتماد نمىشود کرد و رأى به آنان موجب مسئولیت خواهد بود.
تحت تأثیر تبلیغات واقع نشوند و خودشان با موازین اسلامى ، اشخاص صحیح را انتخاب کنند.
۵۹/۵/۲۱
الآن در مجلس شوراى ما یک چهره پیدا نمىکنید که از این طبقه اشراف باشد، از این طبقه بالا باشد، همه از همین مردمند که در بین بازار راه مىروند، و از همین جمعیت هستند؛ عدهاىشان از علما و فقها هستند، عدهاىشان از چهرههاى متدیّن هستند.
مجلس شوراى اسلامى ما الآن در هیچ جا نظیر ندارد.
۶۰/۴/۱۰
ملت باید ناظر باشد به امورى که در دولت مىگذرد، امورى که ـفرض کنید که ـ در مجلس مىگذرد. نظارت! توجه داشته باشد به اینها. ملت باید توجه داشته باشد که اگر در مجلس این سفر ـ فرض کنید که ـ یک کسى را تعیین کردند که کارشکنى براى دولت کرده، کارشکنى براى مجلس کرده، دفعه دیگر تعیینش نکند.
اعلام کنند: تعیین نمىکنیم، بلکه انشاءاللّه، به راه بیایند.
۶۲/۸/۴
اما مسأله انتخابات آینده از اهم امورى است که مسئولیت آن با همه ماست. و توجه دارید که دشمنان اسلام در نظر دارند کارى بکنند که انتخابات درست صورت نگیرد و از دست مسلمانها و متعهدین خارج شود. ولى شما باید تمام قدرتتان را صرف کنیدکه به خوبى انجام شود. انتخابات یک محکى هم براى خودتان است که ببینید آیا مىخواهید انتخاب اصلح بکنید براى خودتان ، یا براى اسلام؟ اگر براى خودتان باشد، شیطانى است. و اما اگر انتخاب اصلح براى مسلمانهاست، «کى و از کجاست» مطرح نیست، از هر گروهى باشد، حزب باشد یا غیرحزب، نه حزب اسباب این مىشود که غیر آن فاسد، و نه صددرصد حزبى بودن باعث صلاح آنهاست. و انتخاب اصلح براى مسلمین یعنى انتخاب فردى که تعهد به اسلام و حیثیت آن داشته باشد؛ و همه چیز را بفهمد، چون در مجلس، اسلام تنها کافى نیست، بلکه باید مسلمانى باشد که احتیاجات مملکت را بشناسد و سیاست را بفهمد و مطلع به مصالح و مفاسد کشور باشد، و ممکن است به شماو گروه شما هم مربوط نباشد. اگر اصلح را انتخاب کردید، کارى اسلامى مىکنید و این یک محکى است براى خودتان که تشخیص بدهید انتخاب براى اسلام است، یا براى صلاح خودتان.
۶۲/۹/۲۰
همه چیز ما باید روى موازین اسلامى باشد. افرادى که تعیین مىشوند باید کسانى باشند که به درد اسلام و جمهورى اسلامى بخورند، و عقیدهشان هم این باشد که اسلام خوب است. نه فقط اظهار کنند ولى عقیده نداشته باشند، کما اینکه در اول انقلاب خیلیها اظهار اسلام مىکردند. البته اقلیتهاى رسمى غیر مسلمان قانوناً انتخاب مىشوند پس مردم، افرادى را که تعیین مىکنند باید سعى در شناسایى آنها نموده و قبل و بعد از انقلابشان را در نظر بگیرند و بعد رأى دهند. پس مسأله خوب بودن خود شخص است نه اینکه از یک دسته خاصى باشد، نه اینکه اهل علم باشد، حزبى باشد، بازارى باشد، اینها دیگر شرط نیست، عمده موازین استکه قانون و اسلام تعیین کرده است.
۶۲/۱۰/۱۲
ما نباید مقلد کسى باشیم که هر چه را عدهاى تشخیص دادند همانرا عمل کنیم، بلکه باید کاملاً توجه کنیم که مثلاً در تهران چه کسانى لیاقت دارند که هم مسائل روز را بفهمند و هم متدین باشندو هم براى اسلام کار کنند، اشخاصى را انتخاب کنیم که از هر جهت صالح باشند. اگر کسان دیگرى هم اشخاص صالحى داشتند به آنها رأى دهید و الاّ نه. بازار اختیارش دست خودش است ، آنچه بینى و بین اللّه تشخیص مىدهد آن را انتخاب کند. اگر در انتخابات مسامحه کنیم مطمئن باشید که از راه مجلس به ما لطمه مىزنند. باید دانست مسلمان بودن تنها فایدهاى ندارد، باید جمهورى اسلامىرا قبول داشته باشد و از مسائل روز اطلاع داشته باشد. سعى کنید مثل مرحوم مدرس را انتخاب کنید ـ البته مثل مدرس که به این زودیها پیدا نمىشود، شاید آحادى مثل مدرس باشند ـ کسانى را که انتخاب مىکنید باید مسائل را تشخیص دهند ، نه از افرادى باشند که اگر روس یا امریکا یا قدرت دیگرى تشرى زد بترسند، باید بایستند و مقابله کنند.
۶۲/۱۰/۱۳
فرض بکنید که اگر همه کسانى که در رأس [هستند ]بروند پیشنهاد بکنند که فلان آدم را شما وکیل کنید لکن شما به نظرتان درست نباشد جایز نیست برشما تبعیت کنید. باید خودتان تشخیص بدهید که آدم صحیحى است تا اینکه بتوانید رأى بدهید.
و مجرد اینکه این آدم یک آدم خوبى است خیلى، اول وقت نمازش را مىخواند و نماز شب مىخواند.این براى مجلس کفایت نمىکند. مجلس اشخاص سیاسى لازم دارد، اشخاص اقتصاددان لازم دارد، اشخاص سیاستمدار لازم دارد، اشخاص مطلع بر اوضاع جهان لازم دارد. باید تعهد به اسلام باشد و موافقت با جمهورى اسلامىباشد لکن این مسائل هم باشد. در یک مجلس باید همه چیز باشد در این کمیسیونهاى مجلس از امور ارتشى و کشاورزى و اقتصاد و همه چیز بحث مىشود،باید مطلع باشند اینها. آنهایى که در این کمیسیونها هستند باید اشخاصى باشد در بینشان که عالم به اقتصاد باشد، عالم به امور کشاورزى باشد، عالم به امورادارى باشد، عالم به مسائل جهانى باشد. مجلس مىخواهد ایران را در مقابل جهان اداره کند، مجلس یک چیزى نیست که بخواهد ایران را در مقابل خودش درست بکند. ایران در مقابل جهان است امروز، آن هم یک جهان امروزى و یک ایران امروزى. ایران امروزى که تک است در دنیا و جهان امروزىکه همه مهاجمند، همه مهاجم به شما هستند. شما مىخواهید که یک مجلسى داشته باشید که در مقابل این مهاجماتى که از خارج مىشود پایدار باشد. یک دولتى را او تعیین کند که در مقابل تهاجماتى که در دنیا واقع مىشود، فشارهایى که واقع مىشود در دنیا این بتواند دفاع کند، و این از مجلس سرچشمه مىگیرد، از مجلس دولت درست مىشود و شما یک همچو مجلسى لازم دارید.
۶۲/۱۱/۲۲
یکى از وظایف مهم شرعى و عقلى ما براى حفظ اسلام و مصالح کشور، حضور در حوزههاى انتخابیه، و رأى دادن به نمایندگان صالح کاردان و مطلع بر اوضاع سیاسى جهان و سایر چیزهایى که کشور به آنها احتیاج دارد مىباشد؛ چه از روحانیون باشند، چه نباشند. و مجلس چنانچه محتاج به علما و روحانیون مطلع از احکام شرعى و سیاسى اسلام است، محتاج به متخصصین رشتههاى مختلفى است که کشور احتیاج به آنها دارد. مجلس امروز مواجه است با دنیاى پرآشوب صنعتى و سیاسى پیچیده و فرهنگهاى غربى و شرقى و صحنههاى تنازع بقاى بینالمللى. و چنین مجلسى باید انباشته از مطلعین و دانشمندان و متخصصان در هر رشته باشد. و لازم است کسانى که کاندیداهایى به ملت معرفى مىکنند در نظر داشته باشند که از مطلعین هر رشته تخصصى چند نفرى در بین کاندیداهاى آنها باشد. و اگر کسى یا کسانى را در غیر گروه یا صنف خود یافتند که از افراد گروهشان لایقتر است او را کاندیدا کنند. مسأله انتخابات یک امتحان الهى است که گروهگرایان را از ضوابط گرایان ممتاز مىکند، و مؤمنین و متعهدین را از مدعیان جدا مىنماید. و کسانى که خود را کاندیدا مىکنند، یا کاندیدا گروههایى هستند، اگر خود را صالح براىو کالت در یک چنین مجلسى نمىدانند و وجود آنها در این مکان نفعى براى کشورشان ندارد، خداى متعال را در نظر بگیرند و رضاى او را بر رضاى خود مقدم دارند، و چنین خلاف ناشایستهاى را مرتکب نشوند. و حضرات روحانیون، از ائمه جمعه و جماعات یا سایر آقایان محترم، توجه کنند که شهرهاى خود را از خدمتگزاران به ملت و بندگان صالح خدا خالى نکنند،که خدمت به مردم و رفع حاجات آنان و تربیت علمى و اخلاقى بندگان خدا، که شغل شریف روحانیت است، بر هر چیز مقدم است؛ مگر آنکه بدانند وجود آنها در مجلس براى خدمت به اسلام مفیدتر است. میزان در نظر همه ارزش خدمت باشد، نه خداى نخواسته تحصیل مقام. و شما مىدانید در جمهورى اسلامى مقاماتى که در رژیمهاى دیگر مطرح است، و براى تحصیل آن دست به همه نوع فعالیت مشروع یا غیر مشروع مىزنند ، مطرح نیست. و اساساً این مقامات ارزشى ندارد، مگر آنکه خدمت به خدا و خلق خدا باشد. شماها تابع آن بزرگمرد تاریخ ـصلوات اللّه علیه هستید که درباره حکومت آن کلام را فرمود. [۲]
۶۶/۴/۱۰
باید مردم را براى انتخابات آزاد گذاریم، و نباید کارى بکنیم که فردى بر مردم تحمیل شود. بحمداللّه مردم ما داراى رشد دینى و سیاسى مطلوب مىباشند، و خود، افراد متدین و درد مستضعفان چشیده و آگاه به مسائل دینى ـ سیاسى و همگام با محرومین را انتخاب خواهند کرد.
۶۷/۱/۱۱
در هر حال، مردم با بصیرت و درایت و تحقیق، کاندیداها را شناسایى کرده، و به سوابق و روحیات و خصوصیات دینى ـ سیاسى نامزدهاى انتخاباتى توجه نمایند. مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانى رأى دهند که متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئولیت کنند، و طعم تلخ فقر را چشیده باشند، و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمین، اسلام مستضعفین، اسلام رنجدیدگان تاریخ، اسلام عارفان مبارزهجو، اسلام پاکطینتان عارف، و در یک کلمه، مدافع اسلام ناب محمدى ـ صلىاللّه علیه و آله وسلم ـ باشند. و افرادى را که طرفدار اسلام سرمایهدارى، اسلام مستکبرین، اسلام مرفهین بىدرد، اسلام منافقین، اسلام راحتطلبان، اسلام فرصتطلبان، و در یک کلمه، اسلام امریکایى هستند طرد نموده و به مردم معرفى نمایند. و از آنجا که مجلس خانه همه مردم و امید مستضعفین است، در شرایط کنونى نباید کسى انتظار داشته باشد که حتماً نمایندگان باید از گروه و صنف خاصى باشند. باید توجه داشت که هنوز خیلى از مسائل وجود دارد که به نفع محرومین باید حل و فصل شود. و تمیز بین کسانى که در تفکر خود خدمت به اسلام و محرومان را اصل قرار دادهاند، با دیگران کار مشکلى نیست.
۶۸/۳/۱۵
از مهمات امور، تعهد وکلاى مجلس شوراى اسلامى است. ما دیدیم که اسلام و کشور ایران چه صدمات بسیار غمانگیزى از مجلس شوراى غیرصالح و منحرف، از بعد از مشروطه تا عصر رژیم جنایتکار پهلوى و از هر زمان بدتر و خطرناکتر در این رژیم تحمیلى فاسد خورد؛ و چه مصیبتها و خسارتهاى جانفرسا از این جنایتکاران بىارزش و نوکرمآب به کشور و ملت وارد شد. در این پنجاه سال یک اکثریت قلابى منحرف در مقابل یک اقلیت مظلوم موجب شد که هرچه انگلستان و شوروى و اخیراً امریکا خواستند، با دست همین منحرفانِ از خدا بیخبر انجام دهند و کشور را به تباهى و نیستى کشانند. از بعد از مشروطه، هیچ گاه تقریباً به مواد مهم قانون اساسى عمل نشد ـ قبل از رضاخان با تصدى غربزدگان و مشتى خان و زمینخواران؛ و در زمان رژیم پهلوى به دست آن رژیم سفاک و وابستگان و حلقه به گوشان آن.
اکنون که با عنایت پروردگار و همت ملت عظیمالشأن سرنوشت کشور به دست مردم افتاد و وکلا از خود مردم و با انتخاب خودشان، بدون دخالت دولت و خانهاى ولایات به مجلس شوراى اسلامى راه یافتند، و امید است که با تعهد آنان به اسلام و مصالح کشور جلوگیرى از هر انحراف بشود.
۶۸/۳/۱۵
وصیت اینجانب به ملت در حال و آتیه آن است که با اراده مصمم خود و تعهد خود به احکام اسلام و مصالح کشور در هر دوره از انتخابات وکلاى داراى تعهد به اسلام و جمهورى اسلامى که غالباً بین متوسطین جامعه و محرومین مىباشند و غیر منحرف از صراط مستقیم ـ به سوى غرب یا شرق ـ و بدون گرایش به مکتبهاى انحرافى و اشخاص تحصیلکرده و مطلع بر مسائل روز و سیاستهاى اسلامى، به مجلس بفرستند.
توصیههاى امام به نمایندگان مجلس شوراى اسلامى
۵۸/۱۱/۲۸
امید آن دارم که مجلس شوراى اسلامى و دولت انقلابى اسلامى تصفیه کامل از عناصر ضد انقلاب و ضد اسلام را به طور قاطع و انقلابى شروع نمایند. و آخرین عرض من آن است که از اختلافکه منشأ همه بدبختیهاست و مخالف رضاى خداى متعال است احتراز، و نمایندگان محترم مجلس از رفتار و گفتارى که در مجالس زمان طاغوت برخلاف موازین شرعیه و اخلاقیه انجام مىگرفت اجتناب و در مخالفتهاى آرایى و سیاسى از حدود اخلاق انسانى تجاوز ننمایند.
۵۹/۳/۴
مجلس شوراى اسلامى مجلس مشورت است، مجلسى است که باید متفکرین، آقایان، مسائلى که مایحتاج ملت است و کشور است در میان بگذارند و با هم مشورت کنند. مباحثه کنند فقط آن چیزهایى که مربوط به ملت است و به اسلام.
مجلس شوراى اسلامى که شما آقایان وکیل هستید از طرف ملت براى خدمت در آن بنگاه، باید آنکه دلخواه ملت است در آنجا طرح بشود. و آنچه دلخواه اسلام است بحث و مشورت بشود. و به ترتیبى که مقرر است تصویب بشود و همه چیزش اسلامى باشد. اغراض شخصیه را باید همه ما کنار بگذاریم. فرضاًکه من با شما خداى نخواسته، یک حساب و خرده دارم، این در مجلس نباید، در مجلسى که مجلس اسلامى است نباید این خرده حسابها را آنجا به آن رسید. مجلس شوراى اسلامى در یک محفظه سربسته نیست که اگر خداى نخواسته انحرافى در آن پیدا شد همان اجزاى خود مجلس بفهمند، این سرباز است و رادیو و تلویزیون این را منتشر مىکند، همه ایران مىبینند و مىشنوند، و خارج از ایران هم تا آنجایى که موج اینها مىرود، آنها هم مىشنوند و مىفهمند که چه شده است. اگر بنا باشد که خداى نخواسته از اول صفآرایى بشود براى جنگ اعصاب، و آن مجالسى که درزمان طاغوت بود، آن مجالس، باز محتوایش تکرار بشود، این مجلس اسلامى نیست، و آقایان به وظیفه شرعى و الهى خودشان عمل نکردهاند.
من امیدوارم که آقایان بدون اینکه جهات نفسیت را در نظر داشته باشند، و بدون اینکه اغراض خودشان را و مخالفتهاى شخصى که با اشخاص دارند در نظر داشته باشند، به آن چیزى کهو کیل او، به آن چیزى که در آن چیز وکیل هستند، اندیشه کنند و مباحثه کنند و شور کنند. شورى که در محیطى واقع شد که اسلامى است و اخلاق اسلامى است منتهى به جنگ نمىشود ، منتهى به آن مسائلى که در آن مجلسها و بعضى از آن مجلسها واقع مىشد که انصافاً شرمآور است نمىشود. باید همان طورى که تا حالا تحولات زیادى پیدا شده است در این ملت، شما که وکیل از جانب ملت هستید، و عصاره فضایل ملت هستید، باید در آنجا همان معنایى که مأمور اوشدید از طرف ملت، همان معانى باشد.
ملت یک ملت اسلامى است و اسلام را مىخواهد و احکام اسلامرا مىخواهد. شما وکیل نیستید که بروید آنجا بنشینید و حسابهایىکه خودتان با هم دارید صاف کنید. اگر یک همچو کارى بشود، این انحراف است و غصب است آن محل براى شما. شما باید ـانشاءاللّه همینطور هم هست شما باید در آنجا معلم اخلاق باشید از براى همه کشور؛ براى اینکه مطالب شما به همه کشور بسط پیدا مىکند. وقتى که همه مردم در تمام کشور دیدند که اینو کلایشان با راستى و صداقت در خدمت کشور هستند و در خدمت اسلام هستند، و مناظرههایى که مىکنند مناظرههاى اسلامى است، و بحث و تفتیشى که مىکنند بحث و تفتیش اسلامى است، این یک تعلیمى مىشود به همه افرادى که در این کشور هستند، و به آنجایى که این موجها مىرسد در خارج کشور.
ما باید همه قشرها را تربیت کنیم. شماها باید در مجلس که مىروید علاوه بر اینکه، مسائلى که طرح مىشود که مورد احتیاج ملت است، باید آنها را در آن طرح کنید، با سلاح اخلاق اسلامىو ارد بشوید، و با آن سلاح مردم را تربیت کنید که وقتى چند سال از مجلس گذشت، در مردم آثار گفتگوهاى شما و مناظرات شما پیدا باشد. از مجلس منعکس مىشود کارهاى شما. علاوه بر این که خداى تبارک و تعالى حاضر است در همه جا و ناظر است در همه جا، و پروندههاى همه شما پیش اوست و همه عالَم. علاوه بر اینکه باید ملاحظه کنید که در حضور خداى تبارک و تعالى هستید، هر نَفسى که مىکشید در حضور او هست، و هر کلمهاىکه ادا مىکنید در محضر مبارک خداى تبارک و تعالى هست. و در محضر خداى تبارک وتعالى، برخلاف دستور او جرم عظیمى است، و باید ناظر بدانید خدا را بر اعمال خودتان، باید شما دیگران را هم تربیت کنید. همه اشخاصى که در هر مرکزى هستند باید آن مرکز را به صورت یک تعلیمگاه درآورند. همان طورى که در صدر اسلام آنکه رئیس دولت بود، و آنکه سردار بود، سردار لشکر بود، با اعمال خودشان مردم را تربیت مىکردند، با حرفهاى خودشان، با کردار خودشان مردم را تربیت مىکردند، باید ما که دعوى این را داریم که مسلمان هستیم و تابع اولیاى اسلام هستیم ، باید ما هم با کردار و رفتار خودمان تربیت کنیم مردم را.
اگر خداى نخواسته، انحرافى در مجلس پیدا بشود، چون منعکس مىشود به همه جا، ممکن است که انحراف در سطح گستردهاى پیدا بشود و مسئولیت بزرگ باشد. چنانچه انحرافاتى را شما به واسطه اعمال و افعالتان از ملت سلب کنید، اجر بسیار بزرگى را دارید، اجر انبیا را دارید. از الآن بناى بر این نگذارید که ما یک جبهه کذا و یک جبهه کذا، از اول بناى مبارزه باشد، مبارزه نیست، مباحثه است، مباحثه، مباحثه نرم اسلامى. مىخواهید هر کدام مسائلى که دارید به دیگرى بگویید با برهان، با بیان، البته باید بگویید اما مبارزه ندارید با هم. و همه براى اسلام هستید و خدمتگزار اسلام هستید و مىخواهید براى اسلام خدمت بکنید.
از حالا بنا نگذارید به اینکه یک جبههبندى بکنید، یک دسته این طرف، یک دسته آن طرف و همان کارهایى که در مجالس سابق مىکردند، و همان دعواها و نزاعهایى که به انحطاط مىکشید خودشان و ملت را. و من نمىدانم آیا در مجالس خارج از این کشور یک همچو نزاعها و داد و قالها و بدگوییهایى بوده است که تقلید کردند اینها از آنها یا نه ابتکار بوده، این را من اطلاع ندارم؛ لکن علىٰ اىّ حال، چه تقلید از دیگران بوده، و چه ابتکار خودشان بوده است، یک امر بسیار مشوّه بدى بود که تلخى او در ذائقه باید بماند تا آخر. و من امیدوارم که کارهاى شما آن تلخیها را از ذائقهها بزداید.
... و شماها هم من امید این را دارم که چهرههاى نورانى که در مقابل من واقع شدهاند، بدانند که در پیشگاه خداى تبارک و تعالى هم هستید و باید براى اسلام و براى احکام اسلام ـ که به ما منت گذاشته است و همه پیروزیهاى ما به واسطه اوست ـ خدمت بکنیم، و با کمال قدرت خدمت بکنیم. خوف این معنا را نداشته باشید که اگر در مجلس شما یک مطلبى را بگویید، پیش روشنفکرها این خوب نیست. شما نماز هم اگر بخوانید بعضى از این روشنفکرها پیششان خوب نیست. شما اگر دعا هم بخوانید بعضى از اینها پیششان خوب نیست. من نمىگویم همه روشنفکرها؛ روشنفکر خوب در همه طبقات هست. اما آنهایى که از اوّلى که این جمهورى اسلامى خواست پایش را بگذارد توى این مملکت مخالفت کردند، و آنهایى که به اسم خدمت به خلق مىخواهند نگذارند این جمهورى اسلامى تحقق پیدا بکند. شما خوف هیچ کس را نداشته باشید؛ نه خوف چپیها را داشته باشید ، نه خوف راستیها را داشته باشید. شما ـ در مسائل قانون اساسى است و اسلام و قانون اساسى هم تابع اسلام است ـ باید به اسلام فکر بکنید، نباید فکر کنید که حالا که در فلان کشور کذا چه جورو اقع شده ما هم خوب است که التقاطى باشیم؛ یک قدرى بگوییم خدا، یک قدرى هم بگوییم چیز دیگر. مستقیم باشید و با استقامت کارتان را پیش ببرید، پشتیبان شما خداست. از هیچ چیز ، از هیچ قوه نترسید. من نمىگویم که شما بر همه قوهها غلبه مىتوانید بکنید. ما که چیزى نداریم، همه چیز ما دست دشمنهاى ماست.
من عرض مىکنم که وقتى بنا شد که ما به تکلیفمان عمل بکنیم، و ما آن راهى را که خداى تبارک و تعالى پیش پاى ما گذاشته است آن راه را برویم، براى ما شکست هیچى نیست. براى اینکه از دو حال خارج نیست: یا این است که ما پیش مىبریم که شکست هیچ نیست، و یا این است که نه، مىآیند و ما را عقب مىزنند، ما تکلیفمان را عمل کردهایم، چه شکستى است؟ سیدالشهدا هم شکست خورد در کربلا، اما شکست نبود این.
کشته شد و زنده کرد یک عالَمى را. امیرالمؤمنین هم در جنگها، در جنگ صفین شکست خورد، لکن شکست نبود این. او به خدمت اسلام بود و براى خدا کار مىکرد. کسى که براى خدا کار بکند ، هیچ وقت شکست تویش نیست، بُرد همیشه با آنهاست. شما خوف این را نداشته باشید که اگر یک چیزى برخلاف مثلاً مسلک مارکسیسم بگویید، بگویند که اینها چه عقب مانده هستند، خود آنها عقبماندهاند. همانهایى که ادعاى ـ نمىدانم ـ کمونیستى و کذا مىکنند، خود آنها از همه قلدرتر و از همه دیکتاتورترند، و ملتهایشان را همه به بند کشیدهاند. آزادى در آن ممالک نیست براى کسى. همان طورى که در ممالک غربى هم آزادى نیست در کار، صحبت آزادى، حرف آزادى است. اگر آزادى باشد، این سیاههاى بیچاره چه کردهاند که اینطور تحت فشارند؟ در هیچ جاى دنیا شما خیال نکنید که این طرحهایى که مىدهند، و این بساطى که درست مىکنند، یک واقعیتى باشد و بخواهند روى ا و رفتار بکنند.... اسلام مدنظر شما باشد. و این را بدانید که آنهایىکه با این مجلس مخالفند، و آنهایى که با این انقلاب مخالفند، و آنهایى که با اسلام مخالفند، هر کارى بکنید آنها به مخالفت خودشان ادامه مىدهند، منتها یکوقتى با یک بهانه است، بعد یک بهانه دیگر پیدا مىکنند.
شما توجه داشته باشید که به اسلام خدمت کنید و به کشور خودتان خدمت کنید. شما وکیل مردمى هستید که همه اسلام را مىخواهند، و همه کشور خودشان را مىخواهند. و شما باید براى این ملت خدمت بکنید، به آن چیزى که شما را وکیل کرده است خدمت بکنید. اگر انحراف پیدا کنید برخلاف ملت، خیانت کردهاید به وکالتى که دارید. و من امیدوارم که انشاءاللّه شما با کمال قدرت، با کمال عزت و عظمت، این نهضت را به پیش ببرید.و مجلس، یک مجلس اسلامى اخلاقى همه چیز تمام باشد، و شما معلم اخلاق جامعه باشید، و همه جامعه هم پشتیبان شما باشد. و همهتان یک هویت بین دولت و ملت و ارتش و مردم و همه یک هویت باشید، همه اعضاى یک انسان باشید. همه در خدمت انسان کامل؛ که رسول اکرم است باشید، و همه به منزله اعضاى ا و باشید براى خدمت؛ و اگر اینطور شد، پیروزى نصیبمان هست. و اگر خداى نخواسته، انحرافات پیدا شود و اغراض شخصیه پیش بیاید، و نمىدانم مسندها بحث بشود، و مقامها طرح بشود و امثال اینها، این اولاً انحطاط اخلاقى زیاد است، و انحطاط در پیشگاه خداست، و ثانیاً خوف این است که نتوانید این بار را به منزل برسانید.
۵۹/۳/۷
شما دوستان محترم نماینده ملتى هستید که جز به اسلام بزرگ و عدالت الهىاسلامى فکر نمىکنند؛ و انتخاب شما براى پیاده نمودن عدالت اسلامى که در طول سلطنت ظالمانه و غاصبانه رژیم شاهنشاهى از آن محروم بودند؛ رژیمى که ثروت سرشار کشور را به خود و هم پیمانان نامیمون خود اختصاص داد و براى ادامه سلطه جبارانه خود به جیب ابرقدرتها ریخت و ملت مظلومرا در سطح بسیار وسیعى از اولین احتیاجات محروم و به خاک سیاه نشاند، و کشور را در تمام زمینههاى فرهنگى، اقتصادى ، سیاسى و نظامى وابسته به اجانب و خصوصاً امریکا کرد. ببینیم شما و دولت منتخب شما با ملت مستضعف که به حرکت انقلابش همه ما را از انزوا خارج نمود چه خواهید کرد.
امید آن است که رسیدگى به حال مستضعفین و مستمندان کشور که قسمت اعظم ملت مظلوم را در بر مىگیرد در رأس برنامهها قرار گیرد، و در نخستین مجلس شوراى اسلامى طرحهایى جدى در رفاه حال این طبقه محروم داده شود، و از طرف دولت منتخب شما بدون مسامحه به مورد اجرا گذاشته شودتا در پیشگاه خداوند متعال، بعضى از دیون خودتان را به این طبقه عزیز ـ که جان خود را براى اسلام و آزادى و استقلال کشور در طبق اخلاص گذاشته و پیروزى را براى انقلاب اسلامى به ارمغان آوردند ـ اداکرده باشید.
شما منتخبین مجلس که از پشتیبانى جدى ملت عزیز برخوردارید، باید با کمال قدرت در مقابل قدرتهاى شیطانى که در رژیم دست نشانده سابق، حاکم بر سرنوشت ما بودند بایستید و از هیچ قدرتى غیر از قدرت خداوند قادر نهراسید، و جز به مصالح کشور به چیز دیگرى فکر نکنید. متوجه باشید که در خارج از مجلس با صحنه سازیها و اغفال، چه بسا چپگرایان و یارا ستگرایان و یا ریشههاى فاسد رژیم سابق طمع کنند که با نفوذ در مجلس مقاصد شوم اجانب را تحمیل نمایند. باید همه با هوشیارى در طرحها و مسائل روز دقت فرمایید و از کیْد دشمنان به خداى تعالى پناه ببرید. خداوند متعال همه ما را از لغزشها نگهدارد.
بحمداللّه در مجلس، دانشمندان و علماى آشنا به احکام شرع مطهر حضور دارند و فقهاى نگهبان حاضرند؛ لکن لازم است طرحهایى که در مجلس مىگذرد مخالف با احکام مقدسه اسلام نباشد و با کمال قدرت، با پیشنهادهاى مخالف با شرع مقدس که ممکن است از روى ناآگاهى و غفلت طرح شود شدیداً مخالفت نمایید، و از قلمهاى مسموم و گفتار منحرفین هراسى نداشته باشید و سخط خالق را براى رضاى مخلوق تحصیل نکنید و خداوند قاهر و قادر را حاضر و ناظر بدانید.
این مجلس که اولین دوره در جمهورى اسلامى است، الگویى است براى مجالس آینده؛ و هر سنت حسنه و یا سیئهاى ممکن است در مجالس دیگر اثر گذارد و براى شما اجر جزیل و یا خداى نخواسته وزر و وبال به بار آورد. لازم است در مذاکرات و برخورد آرا به طور آرام و با احترام متقابل عمل شود، نه مثل دورههاى رضاخان و بعد از آن. و لازم است از دستهبندیها و جهتگیریهاى غیر اصولى براى کوبیدن طرف مقابل جداً احتراز شود که تنها حل مسائل در محیط آرام امکانپذیر است.
ویژگى این مجلس و محیط کشور در این دوره ایجاب مىکندکه مجلس و دولت هماهنگ شود تا بر مشکلات کشور فائق آیند.و هیچ یک از نهادهاى جمهورى اسلامى خصوصاً مجلس و رئیسجمهورى و دولت براى یکدیگر و دیگران کارشکنى نکنندو خود را به طور جدى در خدمت اسلام و کشور درآورند تا خداى متعال آنها را پشتیبانى فرماید. و نداى آسمانى انسانساز وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمیعاً وَلا تَفَرَّقوا [۳] را در نظر داشته و اطاعت نمایند، و از منازعه و تفرقه اجتناب نمایند و به امر آموزنده الهى گوش ف را دهند و وَلاٰ تَنٰازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُکُمْ [۴] که دنباله آن تنازع، فشل و شکست و رفتن رنگ و بو و آبروست.
سیاست «نه شرقى و نه غربى» را در تمام زمینههاى داخلى و روابط خارجى حفظ کنید و کسى را که خداى نخواسته به شرق و یا به غرب گرایش دارد هدایت کنید و اگر نپذیرفت، او را منزوى نمایید. و اگر در وزارتخانهها و نهادهاى دیگر کشور چنین گرایشى باشد که مخالف مسیر اسلام و ملت است اول هدایت و در صورت تخلف، استیضاح نمایید که وجود چنین عناصر توطئهگر در رأس امور یا در قطبهاى حساس، موجب تباهى کشور خواهد شد.
طرحها و پیشنهادهایى که مربوط به عمران و رفاه حال ملت خصوصاً مستضعفین است انقلابى و با سرعت تصویب کنید، و از نکته سنجیها و تغییر عبارات غیر لازم که موجب تعویق امر است اجتناب کنید، و از وزارتخانهها و مأموران اجرا بخواهید که از کاغذ بازیها و غلط کاریهاى زمان طاغوت اجتناب کنند و رفاه ملت مظلوم و عقبافتادگیهاى آنها را به طور ضربتى تحصیل و ترمیم کنند.
در ادارات دولتى، قوانین دست و پاگیرى که در مجالس غیرقانونى رژیم سابق به تصویب رسیده و موجب تعویق و یا تعطیل امور شده و مىشود و جامعه را به تنگ آورده است به طور انقلابى لغو کنید ـگر چه خود لغو است ـ و به جاى آنها قوانین مترقى را که رفاه ملت در آنها به بهترین وجه ملاحظه شده باشد جایگزین گردانید.
مجلس جمهورى اسلامى همان سان که در خدمت مسلمین است و براى رفاه آنان فعالیت مىنماید، براى رفاه و آسایش اقلیتهاى مذهبى ـ که در اسلام احترام خاصى دارند و از قشرهاى محترم کشور هستند ـ اقدام و فعالیت مىنماید، و اساساً آنان با مسلمانان در صف واحد و براى کشور خدمت مىکنند و در صفو احد از تمام ارزشها و مآثر آن برخوردار مىباشند.
۵۹/۵/۱۵
مجلس باید به تمام قوّهاى که دارد و قوّه او از همه قوّهها بالاتر است ـ وتمام مسلمین واجب است بر آنها که پشتیبانى کنند از دولت و از ملت و از مجلس بالخصوص ـ باید با تمام معنا کوشش کند که افرادى که سر کار مىآیند، نخستوزیر، سایر وزرا و سایر کسانى که کارهاى مهم را دارند، از اشخاص مسلمان [باشند] متعهد، متوجه به کارهایى که در دنیا مىشود، مدبّر، لکن متعهد به اسلام، متعهد به مکتب.
مکتب بزرگترین چیزى است که از براى ما مطرح است. نبایدرا جع به مکتب یک کلمهاى کسى بگوید. اشتباه مىکنند اگر مىگویند مکتب چطور. تمام مقصد ما مکتب ماست و مسلمانهاى ما براى مکتب ماست که اینطور قدرت دارند. و اینطور در مقابل دیگران مىایستند. اگر چنانچه سایر ممالک اسلامى هم مکتب خودشان را حفظ کنند ـاین مکتب اسلام را ـ اگر مکتب اسلام را حفظ بکنند، مطمئن باشند که هیچ قدرتى به آنها آسیب نمىرساند. اگر ما مکتب خودمان را حفظ نکنیم ـ که یکى از تعلیمات مکتب ما این است که متفق با هم باشیم ـ هر یک از این گروهها یا هر یک از این افراد که بر ضد آن رفیق خودش یک کلمهاى بگوید، از مکتب خارج شده است و به درد اصل ایران دیگر نمىخورد. هر کدام از اینها که دیگرى را بخواهند تضعیف کنند، مجلس بخواهد یکى دیگر را تضعیف کند، یکى دیگر بخواهد مجلس را تضعیف کند، دولت بخواهد مجلس را تضعیف کند، مجلس بخواهد دولتش را تضعیف بکند، رئیسجمهور بخواهد مجلس را تضعیف کند، مجلس بخواهد رئیسجمهور را تضعیف کند، تمام اینها برخلاف مکتب اسلام است، مخالفت با اسلام است.
باید این آقایان همانطورى که مدعى هستند اسلامى هستیم،و اقع مطلب این است که باید در عملشان، در قولشان، در خطابههایشان، در حرفهایشان، در نوشتههایشان، در روزنامههایشان نشان بدهند که ما مسلمانیم. این چه مسلمانى است که هر روزنامهاى که مال یک طایفه است به طایفه دیگر فحاشى مىکند؟! ما چى جواب این مردم را بدهیم که هى مىآیند از من الآن وقت خواستهاند از بازار تهران که بیایند بگویند این چه خبر است، این آقایان چهشان است با هم؛ این آقاى رئیسجمهور با مجلس، مجلس با رئیس جمهور چرا، چرا اینطور رفتار مىکنند؟ چرا باید اینطور باشد که صداى مردم در آید؟ من نصیحت به آنها مىکنم، من از لسان اسلام به آنها نصیحت مىکنم که با هم اختلاف نکنید. شما اگر اختلاف بکنید، راه را براى دیگران باز مىکنید.
شما اختلاف با هم نداشته باشید. سر چه اختلاف مىکنید؟ چه میراثى هست که شما مىخواهید قسمت کنید و سرش اختلاف مىکنید؟ این همه مردم جوانهایشان را دادند، میراث براى شما گذاشتند که اختلاف با هم بکنید و اینطور توى سر هم بزنید و اینطور فساد ایجاد کنید؟! یک قدرى با هم رفیق باشید، دوست باشید، برادر باشید.
آقاى رئیس جمهور افرادى که به درد جامعه اسلامى ما بخورد، به درد مکتب ما بخورد باید تهیه کند، معرفى کند؛ یعنى ، نخستوزیر را [که] او تهیه مىکند باید یک شخصى باشد که همه آن صفاتى که من گفتهام درش باشد. از اینکه در رأس همه صفات ، مکتبى بودن است.
۶۰/۳/۶
من یک کلمه راجع به مجلس و محیط مجلس عرض دارم. و یک کلمه هم راجع به کشور و کسانى که در این کشور مشغول به خدمت هستند.
آنکه راجع به مجلس است یک مقدار زیادش را دیشب از تلویزیون آقایان دیدند، که من در سال قبل آن مسائل را گفتم. و باید عرض کنم که معالأسف آن که من مىخواستم نشده است.
من مىخواستم که این مجلس یک معلم باشد از براى همه کشور،و براى مجلسهاى بعد و نسلهاى آینده، که کیفیت مشاوره وکلا باید این نحو باشد. آن نحوى که در مجالس سابق، و خصوصاً این مجالس آخر پنجاه ساله، آن طور نباشد. آقایان در یک محیط آرام مسائلى که دارند با آرامش بیان کنند. اختلافاتى که در دیدها دارند، در سلیقهها دارند، اینها را با یک آرامش خاطر بیان کنند و حل و فصل کنند و راجع به مسائل کشور هم که در آنجا مىآید، باز هم با یک محیط آرام. در محیط آرام است که عقلها مىتوانند کار بکنند. آن روزى که غضب توى کار آمد، عقل کنار مىرود. قوه غضبیه هر وقت به راه افتاد، عاقله را کنار مىزند، [شخص] از روى بىعقلى صحبت مىکند. قاضى چنانچه در حال غضب باشد ، نباید حکم بدهد؛ براى اینکه حکم در حال غضب حکمى استکه از منشأ عقلى و شرعى صادر نمىشود. شما مسائلى دارید؛ فرض کنید یک نفر مىرود و مسائل خودش را مىگوید؛ انتقاد هم دارد؛ انتقادات آزاد است، به اندازهاى که نخواهند یک کسى را خفیف کنند، یا یک گروهى را خفیف کنند و از صحنه خارج کنند؛ انتقاد براى ساختن، براى اصلاح امور، لازم است؛ هر مجلسى باید این انتقادات را داشته باشد؛ لکن اگر [در] این انتقادات آن که انتقاد مىکند با آرامش خاطر و با نظر صحیح انتقاد بکند، این که جواب مىدهد هم اگر با نظر صحیح و بدون اینکه غضب در آن راه داشته باشد جواب بدهد، آن وقت منطق در مقابل منطق است. و اگر با هیاهو و جار و جنجال بخواهید شما یک مسأله را حل بکنید،و هر کسى در نظر داشته باشد که طرف مقابل خودش را مثل یک دشمن بکوبد، عقلها کنار مىرود و قوه غضبیه، که بدترین قوههاست اگر مهار نشود، در کار مىافتد؛ و مسائل را علاوه بر اینکه حل نمىکنند، مشکلتر مىکنند.
... مهم در همه افراد، و خصوصاً شما آقایان که در مجلس هستید، و مجلس مبدأ همه چیزهایى است که در کشور واقع مىشود، مهم این است که در مقام بیان مسائل و رد مسائل، انتقاد و تکذیب، به آنجا نرسد که قوه عقلیه کنار، و با قوه غضبیه انسانو ارد میدان بشود. اگر یک کسى هم فرض کنید از زبانش یک مطلبى بر خلاف شما صادر شد، شما بروید و مطلب را منطقى صحبت کنید، با داد و فریاد و ـ خداى نخواسته ـ حرف زشت زدن کار درست نمىشود. جز اینکه اگر ـ خداى نخواسته ـ این امور تکرار بشود در مجلس، کم کم ـ هیچ امر فاسدى یکدفعه سراغ آدم نمىآید. شیطان باطنى انسان بسیار استاد است. و او همچو نیستکه ابتدا انسان را به فساد بکشد ـ ابتدا قدم کوچکى را وا مىدارد که انسان بردارد. این قدم که برداشت، فردایش یک قدم یک قدرى بلندترى. انسان را یواش یواش به جهنم مىفرستند؛ یواش یواش به فساد مىکشد....
امیدوارم که از این به بعد یک قدرى توجه بکنند که این محیط مجلسى که نمایش داده مىشود در همه کشور، و بعضى جاهاى دیگر هم، یک طورى نباشد که وقتى این محیط در منظر مردم واقع شد، مردم از اینکه این وکیل را انتخاب کردهاند پشیمان بشوند. یک طورى نباشد که از آن راهى که همه مردم دنبال آن راه هستند کنار برود.
مجلس باید یک محیطى باشد که با کمال تفاهم و خیرخواهى براى ملت و کشور، مسائل را پیش بیاورند. انتقاد مىکنند، انتقاد خیرخواهانه باشد. جواب انتقاد مىدهند، آن هم خیرخواهانه باشد. و منظره مجلس یک منظره صالح باشد، که مردم وقتى که این منظره را دیدند بگویند چه کار خوبى کردیم که یک همچ و اشخاص صحیح را در مجلس بردیم. و یک وقت ـ خداى نخواسته طورى نباشد که مردم پشیمان بشوند از رأیى که دادهاند.
۶۰/۴/۱
توجه بکنید این مجلس یک مجلسى است که در مقابل این امور انحرافى ایستاده است. این مجلس در دست هیچ حزبى نیست؛ در دست هیچ گروهى نیست؛ اکثریت این مجلس اشخاص مستقلى هستند که خودشان فکر مىکنند و خودشان عمل مىکنند؛ آنها انحرافات را [مىبینند]، و رضاى خدا را در نظر مىگیرند و با رضاى خدا مىخواهند راه را به آخر برسانند.
۶۰/۹/۴
مجلسیان در تصویب لوایحى که از ارگانها به آنها مىرسد با تحقیقو تدقیق و مراعات موازین اسلامى تسریع نمایند و مواردى که احتیاج به تشخیص متخصصین دارد از آنان دعوت و مشورت و نظرخواهى نمایند.
۶۱/۶/۹
آقایان نمایندگان محترم مردم هم باید این فکر را بکنند. ما بین راه هستیم. اگر اینجا احتیاج باشد به نمایندگانى که بروند در جبههها و مردم را نصیحت بکنند، آن وقت تصور این را بکنند که آیا یک سفر مستحبى حج باید بروند یا یک سفر ـتقریباً واجب به طرف جبههها و نصیحت آنها و دلدارى به آنها. الآن چند روز است که به من مکرر گفته شده است که دارد مملکت براى این توجهى که دارند به سفر حج، فلج مىشود. و کلاى مجلس مىخواهند همه مشرف شوند؛ ۱۴۰ نفر یا بیشتر مشرف بشوند. البته عذر دارند ، مىگویند آقاى هاشمى فرمودند که این تعطیلى آنهاست، لکن ما فکر این را بکنیم که ما امروز تعطیل داریم؟ ما امروز مىتوانیم در این وضعى که کشور ما دارد، استفاده از تعطیل بکنیم؟ و شوراى قضایى هم مىگویند بسیاریشان مىروند. شوراى نگهبان هم ، خوب، ایشان هم مىروند و از سایر قشرها هم همین طور. اگرو اجب باشد مکه، خوب، هیچ کس جلویش را نمىتواند بگیرد؛ باید هم بروند، اگر حج فریضه باشد، مگر اینکه یک فریضه بالاتر از آن باشد با حفظ ثغور اسلام که همه فرائض را کنار مىگذارد.
این را من عرض کردم باز هم به بعضى آقایان که اینجا تشریف داشتند که با اینکه قتل نفس مؤمن از همه گناهان کبیره، شاید بعد از شرک باللّه، بالاتر باشد؛ قتل نفس مؤمن بى گناه، لکن اسلام؛ همین اسلامى که این قدر راجع به مؤمنین سفارش فرموده است و تحذیر از قتل نفس مؤمن کرده، از احکام جهادش این است که اگر یک دسته از همین مؤمنین، از همین مسلمین، از همین فقها، از همین ـ عرض بکنم ـ دانشمندان را کفار جلو قرار دادند و سپر قرار دادند براى خودشان که بیایند، امر فرموده است که همه را بکشید؛ اینها با آنها، اینها همه شهیدند و به بهشت مىروند، آنها هم جهنم؛ براى اینکه حفظ ثغور اسلام است؛ حفظ نظام اسلام است؛ حفظ ثغور اسلام است. حفظ ثغور اسلام جزءِ فرایضى است که هیچ فریضهاى بالاتر از آن نیست؛ حفظ اسلام است.
آقایان توجه کنند! خودشان همه دانشمند هستند، همه توجه به مسائل دارند؛ که البته بعضى مسائل دیگر هست، من نمىخواهم بگویم که موجب نگرانى است، ولى خودتان توجه بکنید که آیا با این وضعى که کشور ما دارد. این طور کوچ کردن به جوار بیتاللّه با آن همه ثوابهایى که دارد، بر غیر اشخاصى که واجب عینى است ، آیا الآن صلاح مىدانند آقایان که این مملکت را به حال تعطیل درآورند؟ و ـخداى نخواسته یک وقت یک صدمهاى وارد بشود به کشورتان، علاوه بر یک نگرانیهاى دیگرى که هست. در هر صورت، توجه به این بکنید که انگیزهاى که در قلب شما براى رفتن حج هست، چه هست؟ این است که به ثواب عالى برسید؟ آن وقت ببینید ثواب اینکه به حج بروید یا ثواب اینکه براى مسلمین خدمت بکنید، کدام بیشتر است؟
۶۱/۱۱/۴
من میل دارم که این مجلس، یعنى همه میل دارید که این مجلس که از همین ملت تشکیل شده است و با رأى همین ملت تشکیل شده است و همه مىدانید که این ملت جز اسلام انگیزهاى نداشتند، حتى مذاهب که رسمى هستند، آنها هم دیانت را مىخواهند؛ خدارا مىخواهند؛ رضاى خدا را مىخواهند. ما باید فکر این معنا باشیم که این معنا که رضاى خداست و آرمان اسلام است، این معنا را به تمام معنا درصدد باشیم که متحقق کنیم. انسان گاهى دیدش، مجلس هم همین طور است، دیدها مختلف است، هردوو همه جمعیت، اسلام را مىخواهند، لکن دید از اسلام اختلاف دارد، و مىدانید که تقریباً بسیارى از روشنفکرهاى ما هستند ، افراد تحصیلکرده ما هستند که اینها ادعاى اسلامشناسى مىکنند ، لکن از اسلام بىاطلاعند. این طور نیست که اسلام را به آن معنایىکه دارد، به آن معنا بتوانند بفهمند. یک جنبهاى یا یک جنبههایى را در آن مطالعه مىکنند و مسائلى در آنجا مثلاً مىفهمند، لکن جنبههاى زیاد دیگرى که در اسلام هست توجه نمىکنند؛ و این اسباب این مىشود که یک اختلاف نظرهایى پیش بیاید. من میل دارم که، شما هم میل دارید که این مجلس طورى باشد که اگر قانونى را گذراند وقتى که در شوراى نگهبان برود بیچون و چ را قبول کنند. شما مىدانید که مردم اسلام را مىخواهند، دیانت را مىخواهند، رضاى خدا را مىخواهند. این همه مردمى که در ایران در این طول مدت مبارزه کردند و حالا هم دارند در جبههها مبارزه مىکنند و در پشت جبههها هم مبارزه مىکنند، اینها همه براى اسلام است و براى خداست. اینها را ما باید فکر این باشیمکه این نظرى که به مجلس دارند و نظر اسلامى دارند، این نظر محفوظ بماند. این نه مخصوص مجلس است، دولت هم همین طور است. همه کسانى که مشغول یک شغلى در دولت هستند ، این معنا را باید توجه کنند که مردم توجه به اسلام دارند؛ انحراف مختصرى اگر پیدا بشود در یکى از اینها، این انحراف را مردم نمىپذیرند. و ما باید براى خدا درصدد رضایت این مردم باشیم.
یعنى، این مردمى که آن مجلسهاى طاغوتى را به هم زدند و یک مجلس اسلامى درست کردند. دست بسیارى را از توى حبسها گرفتند و بیرون آوردند از تبعیدها، تبعید شدهها را برگرداندند.
اینها همه چیزهایى بود که مردم کردند. ما ادعا نمىتوانیم بکنیم که من کردم؛ شما کردید؛ جامعه کرد، منتها به توفیق خداى تبارک و تعالى. خداوند این جامعه را طورى قرار داد و عنایت به طورى شدکه این جامعه با دید اسلامى جلو افتادند. و جوانهایشان را فدا کردند و همه چیزشان را دادند و آن رژیم را و آن کسانى که آن رژیم را تقویت مىکردند رفتند و یک جمهورى اسلامى پیدا شد؛و از این جهت، مردم دنبال اسلام هستند.
اگر خداى نخواسته، در مجلس شورا ـ نه به واسطه سوء نیت ، به واسطه اینکه شناخت کم است ـ یک دستهاى گمان مىکنند که مکتب سرمایهدارى بهتر از مکتب کمونیست است مثلاً، یک دسته هم آن طرفش را خیال مىکند، آن که خیال مىکند او بهتر است، مىرود سراغ اینکه ببیند در اسلام کجاها اسمى از این مسأله برده شده، بدون اینکه توجه به اطراف مسأله بکند، ببیند که آنجایى که گفتند، پهلویش چه گفتند. یک دسته مىروند آن چیزىرا که باز خودشان به نظرشان رسیده، مىروند دنبال آنکه او را پیدا بکنند. من در نجف که مشرف بودم، مىدیدم که در این دیوارهاى نجف، کربلا، یک چیزهایى را همین بعثیها که اساس ادیان را منکرند و قبول ندارند، در آنجا نوشتند از نهجالبلاغه. آنهایى که در نهجالبلاغه راجع به ـ فرض کنید که ـ انتقاد از اینکه سرمایهدارى اگر بزرگ بشود در پهلویش مظلوم پیدا مىشود، این طور شعارهارا مىنوشتند، منتها آنها نیت سوء داشتند. آنها اشخاصى نبودند که بروند براى اینکه نهجالبلاغه چه مىگوید، اطاعت کنند. و اما همان اشخاصى هم که حسن نیت دارند، خدمت مىخواهند بکنند به این کشور، خدمت به اسلام بکنند؛ گاهى به واسطه بىتوجهى به همه اطراف مسأله، مىبینى که یک راهى را پیش گرفتند که این راه، راه به خیال خودشان اسلام است، لکن جهات دیگرش را توجه نکردند. از این جهت آنى که من آرزو دارم این است که ما، شماها که در مرکز قانونگذارى هستید و از همه مهمتر محل شماست، و دیگران هم که مابعد این واقع هستند، ما تحت تأثیر هیچ مکتبى واقع نشویم. نمىخواهم بگویم همه شما تحت تأثیر واقع شدید، لکن یک عدهاى ممکن است تحت تأثیر تبلیغات آن طرف یا تبلیغات آن طرف. ما باید راه مستقیم اسلام را بگیریم و مطالعات اسلامى داشته باشیم، یا از کسانى که مطالعات اسلامى دارند یاد بگیریم که آیا سرمایهدارى تا چه حدود در اسلام قبول شده است و اسلام درباره او چه مىگوید، و کمونیست را اصل اسلام قبول دارد یا قبول ندارد. اگر یک مکتب انحرافى، ما را در تحت تأثیر خودش قرار بدهد، ما از اسلام غافل شدهایم.
حسننیت داریم، خیلى هم میل داریم که ملت چه باشد، صلاح این است که امروز چه جور بشود، صلاح براى اینکه اسلام تقویت بشود این است که امروز چه جور بشود. همه اطراف مسأله مطالعه نمىشود که ببینند آن صلاح آخرى، آنکه اسلام گفته است، این یک مطلبى است از خداست. خدا این طور نیست که در نظر نگرفته باشد که مصلحت چى است براى یک ملت، یا براى یک جمعیت مصلحت چى است و مصلحت حالا باید این باشد، آنو قت آن باشد. آنجاهایش هم که مصلحتى در تغییرات بوده است ، خدا گفته است آنها را. احکام ثانویه براى همین معناست که گاهى یک مسائلى در جامعهها پیش مىآید که باید یک احکام ثانویهاى در کار باشد، آن هم احکام الهى است، منتها احکام ثانویه الهى است. ما باید درصدد این معنا باشیم که اگر رأى به یک پیشنهادى مىدهیم، توجه بکنیم که ما تحت تأثیر یک مکتبى از مکتبهاى دنیاو اقع نشویم. ما تحت تأثیر قرآن باشیم، تحت تأثیر احادیث از ناحیه پیغمبر ـ صلى اللّه علیه و آله ـ اگر این طور بشود کارها زودتر مىگذرد و کارها بهتر مىگذرد؛ و نظر مردم به شما، همان نظرى است که حالا هست. اگر ده مرتبه این طور اتفاق بیفتد که یک عدهاى که اکثریت ـ فرض کنید ـ هستند، اینها یک چیزى بگویند ، یک عدهاى هم در اقلیت باشند چیز دیگر بگویند، برود در شوراى نگهبان و رد کند، اکثریت را رد کند، نقض کند، اگر چندین دفعه این طور بشود مردم آزرده مىشوند. یعنى آن شناخت مردم از شما ممکن است یک وقت خداى نخواسته، تغییر بکند و این از بزرگترین خطرهایى است که براى مجلس اسلامى است و براى اسلام است.
خطر بزرگ این است که امروز احتمال مىرود که آن خطر براى ما باشد، این است که یک وقت ملت از حکومت برگردد. ملت را دیگران نمىتوانند برگردانند. امریکا هرچه به حکومت ما فحش بدهد و به مجلس ما فحش بدهد یا به افراد فحش بدهد، پیش مردم، اینها معتبرتر مىشوند. و از آن طرف دیگران، منحرفین هرچه شما را بدگویى کنند برایتان بهتر است. مصیبت آن وقت بودکه از شما تعریف کنند. اگر چهار مرتبه امریکا، من آن اوایل مىگفتم این را که اینها نمىفهمند چطور اشخاص را زمین بزنند ، چهار دفعه تعریف کنند از یک کسى، تعریف کنند از یک چیزى،و قتى تعریف کردند، مردم مىفهمند این عیبى دارد که اینها تعریف مىکنند از او، لکن خدا خواسته است که اینها نفهمند. اگر چند مرتبه مردم ببینند که در مجلس، آنهایى که فرستادند در مجلس و همه را به دیانت مىشناسند، اینها رأیهایى مىدهند که فقهاى شوراى نگهبان براى خاطر مخالفتش با اسلام رد مىکند، خوب ، درشان شبهه پیدا مىشود. شما کارى بکنید که تحت تأثیر هیچکس، خودتان را از تمام مکاتب دنیا تبرئه کنید و نصب العین شما اسلام و قرآن و احادیث اسلامى باشد؛ منتها چه احکام اولیه ، چه گاهى احکام ثانویه. اگر این طور بشود، شوراى نگهبان رد نمىکند دیگر. و من خوف این را دارم که یک مدتى که شما گفتید و آنها نپذیرفتند، مردم درشان شبهه پیدا بشود، چنانچه این خوف براى دولت هست.
... شما آقایان باید توجه به این معنا بکنید که مسائل را طورى طرح بکنید، مسائل را طورى رأى به آن بدهید که در شوراى نگهبان رد نشود؛ یا اگر رد مىشود در هر سالى یکى دوتایش رد بشود. اما شما از این ور یک ماه زحمت بکشید و صحبت بکنید و رد و ایراد بکنید و یک مسألهاى را تمام کنید، آنها بعد از چند روز بگویند اینها خلاف شرع است، با اسلام نمىسازد، یا با قانون اساسى مخالف است که آن هم از روى اسلام است، این وهن براى مجلس مىآورد و این خوف براى ما ایجاد مىکند که مبادا یک وقتى مردم خیال کنند که اینها تدین ندارند؛ توجه ندارند که نه، تدین دارند، دیدشان آن دیدى که باید باشد بعضىشان نیست والاّ نه اینکه بىتدین باشند، خیرخواهند ، حسن نیت دارند، تدین دارند، اما این طور نیست که همه اینها در دیدها یک طور باشند، و همه اینها در مسائل یک طور باشند. باید طورى بشود که اگر شما با هم اختلاف کردید، مثل اختلاف دو تا مجتهد باشد در مسائل، اختلافى باشد که دو مجتهد با هم دارند. آن اختلاف اگر باشد، پیش مردم هم مقبول است، پیش شوراى نگهبان هم مقبول مىشود. و اما اگر بنا باشد که یکىاش از یک طرفى بیفتد که شوراى نگهبان بگوید این خلاف اسلام است ، شوراى نگهبان نمىگوید که این خلاف فتواى من است یا خلاف فتواى زید است، او مىگوید خلاف اسلام است، اگر این طور بشود و تکرار بشود، این خطرى است براى شما و براى همه...
شما گمان نکنید که قدرت نظامى شما را نگه داشته است، قدرت ایمان شما را نگهداشته است و پشتیبانى ملتها، ملت. این را باید ، این پشتوانه را باید حفظش بکنید. اگر این پشتوانه خداى نخواسته ، یک وقتى از دست ما برود، همه ما از بین خواهیم رفت و اسلام هم دستخوش باز یک مسائل دیگر مىشود.
... همه این اشخاصى که در کارهاى دولتى، یا در کارهایى که در جمهورى اسلامى باید بشود دست به کار هستند، باید این حیثیت خودشان را پیش مردم حفظ کنند. و این حیثیت حفظ مىشود به اینکه به مُرّ اسلام عمل بشود، اعم از احکام اولیه و چنانچه نشد و تشخیص داده شد به اینکه الآن مصلحت در حکم ثانوى است، احکام ثانویه؛ و اما این هم باید روى تشخیص صحیح باشد. خوب، یک نفر مىنشیند مىگوید که الان حکم اضطرارى است باید فلان چیز بشود، یک عدهاى مىگویند نیست اضطرارى، اینکه نمىشود گفت که حالا که یک عدهاى گفتند اضطرارى است، ما او را مىگیریم، فرض کن چند نفر هم ا و اکثریت دارد. شما باید یک کارى بکنید که اضطرارى را قبول کند ، شوراى نگهبان قبول کند، مجلس لااقل دو ثلثاش رأى بدهد به اینکه این امر اضطرارى است، مشورت کنند با اشخاص مطلع. ما باید به مُرّ اسلام عمل کنیم. آقایان، شما باید به مُرّ اسلام، هم تکلیف شرعیتان است، هم حکم عقل است که ما باید حفظ کنیم مردم را. اگر یک وقتى مردم تو خیابان ریختند و شعار بر ضد ما دادند، شعار بر ضد کسانى دادند، خوب، آن وقت چه مصیبتى است. ما بسمان است آن شعارهایى که در خارج برایمان مىدهندو آن شعارهایى که منافقین مىدهند و امثال آنها. ما وقتى مردم را داریم، اسلام را داریم و رضاى خدا را داریم، همه چیز داریم و هیچ یک از آن تبلیغات سوء تأثیرى نمىکند؛ اما اگر خداى نخواسته مردم یک وقتى لغزش پیدا کردند، دیدند شما خداى نخواسته دارید یک کار خلافى مىکنید و خیال کنند عمد است ، خوب، آنها که نمىدانند این مسائل را، توده مردم که نمىتوانند مسائل را تحلیل کنند به طورى که بفهمند که کجا عمد بوده، کجا نبوده، فلان آقا چه بوده است، او چه بوده، این مصیبت مىشود برایتان. و من امیدوارم که انشاءاللّه جدیت زیاد در این مسأله بکنید. و انشاءاللّه رأیهایى که شما مىدهید، مشورتها زیاد باشد.
بلکه گاهى وقتها با بعض افراد شوراى نگهبان مشورت کنید و بعد از اینکه مشورت شد و این امور آن طور شد، دیگر نه شوراى نگهبان رد مىکند و نه مردم ناراضى مىشوند. مردم وقتى دیدند یک حکمى را حکم خداست، مجلس گفته است، شوراى نگهبان هم که دنبال این است که احکام اگر خلاف اسلام باشد ردش کنند ، حالا که قبول کردند اسلامى است، مردم با اسلام که دعوا ندارند.
مردم، اسلام هرچه بفرماید قبول مىکنند. کسى که جوانش را براى اسلام مىدهد دیگر دنبال این نیست که مثلاً فلان چیز را ندارد ، چطور باشد، یا فلان چیز را دارد، چه بشود. ما باید این اسلام عزیزرا نگهدارى بکنیم. مجلس اسلامى ما نگهبان اسلام باشد و همه ارگانها و دولت، نگهبان اسلام، خدمتگزار اسلام باشد؛ وقتى خدمتگزار اسلام شد همه مسلمانها با آن موافق هستند. چه در ایران و چه در خارج ایران، همه با آن موافق هستند.
۶۲/۱/۱
مجلس باید در بین صحبتهایشان مردم را بسازند. جنگ مجلس ، مثل جنگ دو فقیه مىماند، نه این است که اینها اختلاف دارند.
خوب، فقها با هم اختلاف دارند از صدر اسلام تا حالا، اگر این نظرها تصادم با هم نمىکرد فقه ما به این قوت نبود؛ نظرها باید تصادم کنند، دعوا شود باید سر آن. بعضى حوزههایى که ما ادراک کردیم دعوا بود، استاد یک چیزى را مىگفت، شاگرد مىایستاد در مقابلش مىگفت، او مىگفت، این مىگفت، او مىگفت تا یک مطلبتا دیگران استفاده مىکردند از آن؛ در مجلس هم باید این جور باشد.
مخاصمه در کار نیست مباحثه علمى است، مباحثه اخلاقى است ، باید اخلاق به مردم یاد بدهند، دعوا نباید باشد در آن.
۶۲/۵/۱۷
از آقایان تشکر مىکنم که به اینجا تشریف آورده و مسائل و مشکلات را با یکدیگر در میان مىگذاریم. عمده این است که ما بهو ضعیت خودمان و وضعیت انقلاباتى که در دنیا واقع مىشود توجه کنیم. یک وقت مملکتى است که انقلاب مىکند و پشت سرش شوروى و امریکا و امثال اینها هستند که این انقلاب ، انقلاب دیگرى است. و یک وقت کشورى است همانند ایران که انقلاب مىکند و خودش را از همه قدرتهاى شرق و غرب که مىخواهند در آن تصرف کنند جدا کرده است. مع ذلک مىبینیم آنها که پشت سرشان قدرتها بودهاند و انقلاب کردهاند وضع شان بسیار بدتر از ماست. و با این دو خاصیت اگر شما بخواهید که شب بخوابید و صبح بیدار شوید که همه امور درست شده باشد این یک امر غیرممکن است، و اگر جهت اسلامىاین انقلاب نبود، تا آخر هم مشکلات ما حل نمىشد، و چون اسلامىاست و مردم همه باهم هستند و علاقه به اسلام دارند، علىرغم تبلیغات دامنهدار و جنگ و مشکلاتى که علیه ما تحمیل کردهاند مع ذلک ایران در این چند سالکه انقلاب کرده است با استقامت سرجاى خود ایستاده و به پیش مىرود. وظیفه آقایان وکلا این است که هرجایى که گرفتارى هست دنبال رفع آن باشند و متوقع نباشند که فوراً رفع بشود.
و مهم این است که مجلسیها با هم و با دولت و با سایر مقامات تفاهم داشته باشند. و مجلسى که اساس یک کشور است باید محلى براى بحث و ساختن اخلاق جامعه باشد، و انتقاد و استیضاح حق مجلس است اما برخورد با متخلف با آرامى و طرح مسائل اخلاقى بهتر رفع اختلاف مىکند تا با الفاظ نیشدار و مقابله کردن با یکدیگر. لذا باید نطقهاى قبل از دستور یامسائلى که در مجلس واقع مىشود همانند خطبههاى نهجالبلاغه و خطب ائمه اطهار مردم را رو به صلاح ببرد، و آقایان در صحبتهایشان این احساس را داشته باشند که براى مصلحت جامعه حرف مىزنند ، نه براى مقابله و خودشان را یک واعظ حساب بکنند که مىخواهند مردم را موعظه کنند و مردم هم احساس کنند که این آقایان خیر و صلاح آنها را مىگویند.
۶۲/۷/۴
وقتى که حکومت الگو قرار داد امیرالمؤمنین ـ سلاماللّه علیه ـ را در اجراء حکومتش، در اجراء چیزهایى که باید اجرا بکند، اگر او را الگو قرار داد، این تمسک کرده است به ولایت امیرالمؤمنین... و مجلس که از مقامات بلند یا بلندترین مقام کشورى است، چنانچه الگو قرار داد آن چیزى که امیرالمؤمنین مىخواست، و آن عدالتىرا که آن در همان برهه کمى که به او مجال دادند ـ خیلى کم مجال پیدا کرد ـ اگر الگو قرار بدهند آن را براى اینکه احکام را و امورىکه باید محوّل به آنهاست به آن نحو اجرا بکنند، به آن نحو تصویب بکنند و دقت بکنند، آن وقت مىشود گفت که مجلس ما هم از متمسکین به امیرالمؤمنین هستند. و ما چنانچه مجلس نتواند این کار را بکند، یا خداى نخواسته نخواهد این کار را بکند، یا بعض افراد نگذارند که این کارها بشود، آن وقت ما نمىتوانیم بگوییم که یک مجلس متمسک به ولایت امیرالمؤمنین داریم.
۶۲/۸/۱۴
من راجع به کل مجلس مکرر عرض کرده و حالا هم عرض مىکنمکه مجلس ما باید با مجلسهاى سابق فرق داشته باشد. البته فرق هم دارد، اما هر امرى کم کم به انحراف کشیده مىشود و چنین نیست که یکدفعه انحراف واقع شود. در خود انسان نیز چنین است که شیطان و نفس امّاره بتدریج از عمل به مکروهات و بعد از آن به صغایر و از آنجا به بالاتر انسان را منحرف مىکنند. در مجلس سابق دوره اولش بهتر بود، لکن در هر سال چیزى به آن اضافه و یا از آن کم شد تا رسید به آنجا که مجالس اخیر را دیدیم.
شما از اول اگر جلوى فساد را نگیرید معلوم نیست که به وضع سابق منتهى نشود. البته باید عاقلانه باشد که مسأله حادّى پیش نیاید.
در مسائل، ملایمت و جهت رحمت بیشتر از جهت خشونت تأثیر مىکند. من در زمان اختناق رضاخانى وقتى در مدرسه فیضیه صحبت مىکردم، آنگاه که از جهنم و عذاب الهى بحث مىکردم همه خشکشان مىزد، ولى وقتى از رحمت حرف مىزدم مىدیدمکه دلها نرم مىشود و اشکها سرازیر مىگردد و این تأثیر رحمت است. با ملایمت انسان بهتر مىتواند مسائل را حل کند تا شدت.
و مجلس باب مباحثه است، و باید مثل مباحثه طلبهها باشد که با هم دوست هستند و با یکدیگر بحث و گفتگو مىکنند ولى معلوم است که مباحثه هست.مجلس اسلامىباید ملت و دیگرانرا ارشاد کند، چون مسائل به خارج منعکس مىگردد و تأثیر روى مردم مىگذارد. از این جهت مسئولیت مجلس به عنوان یک مرشدو هدایت کننده براى مردم زیاد است. و این کلى مطلب است که انشاءاللّه این مجلس اول انقلاب، پایهاى و سنت حسنهاى باشد براى آینده که هر چه خوب بشود، شما در اجر آن شریک هستید.
در مسألهاى که راجع به کمیتهها فرمودید، اعتقادم بر این است که همین گونه که هست باشد و هیچ گونه تحولى درباره آن صورت نگیرد. راجع به استیضاح هم من هیچ نظرى نمىدهم، فقط با ملایمت و تفاهم باشد. موافقین و مخالفین حرفهایشان را بزنند، آنو قت مجلس هر چه رأى داد معتبر است.
امیدوارم آقایان موفق شوند که وقتى مجلس را تحویل مىدهند مردم راضى باشند، تا بعدها به همین آقایان رأى بدهند. البته من تمام آقایان را نمىشناسم، ولى امیدوارم مجلس داراى یک اکثریت تام متعهد باشد. میل دارم وضع و امور با ملایمت و اخلاق حسنه صورت گیرد، و این خیلى بهتر است. دو نفر که با هم دعوا دارند وقتى یکى از آنها با رأفت و ملایمت حرف زد، دعوا تمام مىشود. اصولاً کارها با ملایمت و رأفت بهتر انجام مىگیرد.
۶۳/۳/۷
در اینجا لازم است از کوششها و مجاهدات نمایندگان محترم مجلس اول تشکر و قدردانى نمایم؛ که با همه مشکلات و کارشکنیها و ناهماهنگیها به کارهاى مهمى موفق، و از خط و صراط مستقیم اسلامى منحرف نشدند؛ و در مقابل منحرفان استقامت نموده، و کار بسیار مهم خود را، آن هم در دوره اول مجلس و جوّ اغتشاش و آشوب، که در انقلاب مستقل عظیمى مثل انقلاب ایران قابل اجتناب نبود، با افتخار و سرافرازى به پایان رساندند. باید این مجلس را از این جهت که در حال غلیان انقلابو نابسامانیهاى لازم آن و نفوذ افراد منحرف بازیگر در کارهاى کلیدى و کسب به ناحق مقامات بلندپایه و نیز تازه کار بودن و کمتجربگى در مسائل بسیار پیچیده، توانست با زحمت و پشتکارو تعهد به جمهورى اسلامى و با حرکت به سوى اسلامى شدن قوانین و حرکت به نفع مستضعفان موفقیت چشمگیرى به دست آورد، مجلسى نمونه به حساب آوریم. و براى شهداى مظلومى که در راه اسلام داده است از مقام مقدس ربوبى رحمت تقاضا نموده،و به بازماندگان محترمشان تسلیت عرض کنیم. جَزَاهُمُ اللّهُ عَن الاِسلامِ خَیراً.
و اما دوره دوم مجلس جمهورى اسلامى در آغاز گشوده شدن ، برخوردار از پشتیبانى بیدریغ عموم ملت انقلابى و متعهد به اسلام و جمهورى اسلامى است. و نمایندگان محترم آن ناظر نشیب و فرازها و برخوردار از تجربهها و اندوختههاى چهارساله نمایندگان محترم مجلس اول، و آشنا به بسیارى از پیچ و خمها و توطئهها و بازیهاى به اصطلاح سیاسى بوده و مىباشند؛ و شاهد فداکاریها و جانبازیها و از خودگذشتگیهاى ملت معظم از اول انقلاب تاکنون بودهاند، چه در زمان ستمشاهى و شهادت دستهجمعى زن و مرد و صغیر و کبیر ملت شجاع؛ و چه پس از پیروزى و خیانتها و جنایتهاى گروهکها و گروههاى منافق متظاهر به اسلام و ملیت و طرفدارى از تودهها و کشتار بیرحمانه مظلومان و طبقات ضعیف و ستمکش؛ و چه شاهد تحمیل جنگ از سوى ابرقدرتهاى شرق و غرب و وابستگان مرتجع آنان، که حرث و نسل این ملت عدالتطلب و اسلامجو را به آتش کشیده و به نابودى سپردهاند، و جوانان عزیز را که مدافع آرمانهاى اسلام و قرآن کریم بوده و هستند با سلاحهاى پیشرفته شرق و غرب و سلاحهاى شیمیایى به شهادت رساندهاند. حال که شاهد همه این جریانات بودهاند، باید دقیقاً توجه کنند که مسئولیت بسیار عظیم و سرنوشتسازى را به عهده گرفتهاند، که به پایان رساندن آن به طور شایسته و خداپسند جز با «جهاد اکبر» میسر نخواهد شد.
اینجانب از خداوند متعال، در این ماه پر برکت شعبانالمعظمکه شاهد ولادت با سعادت منجى بشر و عدالت گستر شرق و غرب و فریادرس مظلومان و مستضعفان جهان، حضرت بقیةاللّه الأعظم ـارواحنا لتراب مقدمه الفداء بوده است، عاجزانه خواستارم که نمایندگان و قاطبه ملت مظلوم ایران را در مسئولیتهایى که در این عصر پرآشوب و فتنهزا، که مىتوان گفت حکومت جنگل بر آن غلبه دارد، به دوش گرفتهاند به طور شایسته از عهده برآیند و در این جهاد بزرگ موفق شوند؛ و با افتخار و سرافرازى به محضر مبارک حق تعالى وارد شوند.
اینک تذکراتى برادرانه و مخلصانه به حضرات نمایندگان محترم ـحفظهم اللّه تعالى و ایّدهم ـ عرضه مىدارم باشد که نافع شود. وَذَکِّرْ فَاِنَّ الذِّکْرٰى تَنْفَعُ المؤمنینَ. [۵] ۱. [آن] که در رأس همه تذکرات است و با رسیدن به آن، همه چیز اصلاح مىشود و سعادت فراگیر مىگردد، آن است که به قلوب محجوب و منکوس خود برسانیم که عالَم، از اعلا علّییّن تا اسفلسافلین، جلوه حق ـ جل و علا ـ و در قبضه قدرت اوست؛ و هیچ موجودى، از روحانیون ملأاعلىٰ و انبیاى معظم و اولیاى مکرم، تا اشقیا و هر جا بروید، از خود چیزى ندارند؛ بلکه چیزى نیست جز آنکه به جلوه او نورانى و هست شود. و این تذکر همان است که موجب اطمینان قلوب مىشود که اَلا بِذِکرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ القلوبُ.[۶]و با این باور است که خوفها از غیر او از دلها رخت ببندند؛و امیدها و رجاها بجز به او از قلوب زایل شوند. بارالها، ما گر چه محجوبیم و در سلاسلِ جهنمِ نفسْ مقید، تو به وسیله اولیایت دست ما گیر و ما را از خود و شرّ خود برهان؛ تا جز تو نبینیم و جز از تو خوف نداشته باشیم و امید به کس نبندیم.
خدایا!، ما این پیروزیها را در جبههها و در پشت جبههها و در ارگانهاى ملى و دولتى از تو مىدانیم. و اگر نبود عنایت خاص و پرتو رحمت تو بر این ملت ضعیف، که چنگ و دندانها از اطراف عالَم به او نشان مىدهند و توطئههاى شرق و غرب براى براندازى اسلام و جمهورى اسلامى به هم پیوند خوردهاند و سازمانهاى عریض و طویلِ حقوق بشر و امنیت جهانى با رسانههاى گروهى چپ ورا ست یکصدا به مقابله با آن برخاستهاند و دولتهاى به اصطلاح اسلامى با پیوند با اسرائیلِ غاصب و ارباب غاصبتر آن امریکا در براندازى آن مجهز شدهاند، در همان نفسهاى اول سرکوب شده بود. این عنایت بزرگ تو است که مجلس، ملت و دولت ما چون سدى عظیم و خللناپذیر ایستاده و فریاد اسلام را به جهانیان رسانده، و مستضعفان را در کنار کاخ سفید و کرملین و در گوشه و کنار زمین به حرکت و فریاد درآورده است. و امید آن است که مسلمانان و مستضعفان جهان بپا خیزند، و داد خود را از مستکبران بگیرند، و مقدمات فرج آل محمد ـصلىاللّه علیه و آله ـ را فراهم نمایند.
۲. چنانچه این انقلاب اسلامى یک انقلاب عادى نیست و متکى به هیچ یک از دو قطب شرق و غرب نمىباشد، از این جهت، ویژگیهاى خاص خود را داشته و دارد. و با پیمودن صراط مستقیمِ «لاشرقیه و لاغربیه» در مقابل هر دو قطب ایستاده است و از هیچیک از قدرتهاى افسانهاى نهراسیده است که همین موجب پیروزیهاى معجزهآسایش گردید؛ گر چه موجب توطئهها و آتش افروزیهاى فراوان علیه خودش هم شد لکن در هیچ مرحلهاى عقبگرد نکرد.
مجلس جوشیده از این ملت انقلابى نیز یک مجلس عادى نیست؛ که یک پدیده خاصِ به خود با ویژگیهاى خاص است.
امروز به جرأت مىتوان ادعا کرد که در زیر این آسمان کبود تنها مجلسى است که متکى به آراى توده میلیونى مردم است که با رأى مستقل و مستقیم مردم به دور از اعمال نفوذ خانها و سرمایهدارهاو مالکها و سلطهها و بست و بندهاى به اصطلاح سیاسى و فعالیتهاى انحرافى، به وجود آمده، و از قلدریهاى رژیم شاهنشاهى و وابستگان به آن خالص بوده است. قهراً مسئولیتهایىکه چنین مجلسى دارد بسیار بزرگ است: مسئولیت مقابله با سیاستبازیهاى غرب و جناح سرمایهدارى آن، و دیکتاتورى شرق و قطب کمونیستى آن. این مجلسى است که باید سیاست «نه شرقى و نه غربى» را در جهان دو قطبى اجرا کند؛ و احکام سیاسىو اجتماعى و اقتصادى و فرهنگى اسلام را که به طاق فراموشى سپرده شده بود و قرنها منزوى بود به صحنه آورد و چنین مجلسى است که قدرت روحى مافوق عادى و قدرت تشخیص مسائل پیچیده جهان و قدرت تصمیمگیریهاى قاطع بىگرایش به دو قطب الحادى و سرمایهدارى را لازم دارد. قدرتى که اگر همه جهان در مقابل آن به سوى باطل روند، بىوحشت به سوى حق رود. قدرتىکه جوّسازیها و شایعهپردازیها را به هیچ شمارد. چنین مجلسى در کمیسیونهاى مختلفش کارشناسان و متخصصان متعهد و زبردست لازم دارد. هر چند براى مشورت در هر رشته خصوصاً در سیاست خارجى و نیز سیاست اقتصادى که امروز از اهمّ امور است از اشخاص کاردان دعوت کنند و چون مقصد همه انشاءاللّه پیشرفت احکام اسلام و خدمت به بندگان خداى متعال است، باید از این که از خارج مجلس استمداد مىکنند خوشوقت باشند.
۳. مجلس محترم دوره اول گر چه کارهاى بسیار ارزندهاى انجام داد و با کوشش و مشکلات فراوان از عهده وظایف خود به در آمد لکن تراکم مشکلات پس از انقلاب و خیانتهاى رژیم سابق آنچنان زیاد بود که قهراً بسیارى از مشکلات به عهده مجلس حاضر است. از آن جمله حل مسائل بسیار مهم اقتصادى و مبارزه با تورم و حل مسأله مسکن و زمین است و رسیدگى هر چه بیشتر به امور محرومان و قشرهاى کم درآمد و از آن جمله افراد محترمى مىباشند که در دستگاههاى دولتى با حقوق محدود مشغول خدمت هستند. این کارمندان زحمتکش اکثر قریب به اتفاقشان درآمد دیگرى ندارند و به حقیقت از قشر محروم هستند. چنانچه حل مسائل کشاورزى که از مهمات امور کشور است به عهده دولت با پشتیبانى مجلس است. و در تمام این امور آنچه لازم است بدون مسامحه عمل شود موافق بودن قوانین مربوط به این امور و سایر امور کشور با قوانین مقدس اسلام اعم از احکام اولیه یا احکام ثانویه است؛ که اگر جزئى انحرافى خداى نخواسته در این مجلس از شرع اسلام پیدا شود سنت سیئهاى خواهد شد که دنبال آن سنتهاى سیئه دیگر خواهد آمد؛ و وزر و گناه آن و گناه هر کسکه به آن عمل کند به گردن آنان است. و اگر انشاءاللّه فعالیتهاى نمایندگان محترم در جانب هر چه بهتر کردن کشور و رفاه حال محرومین با موازین اسلامى باشد، اجر آن مثل اجر هر کس [که] به آن عمل کند براى سنت گذاران است. کسى گمان نکند که به نفع محرومین و خدمت به آنان اگر به طور غیر مشروع هم باشد مانع ندارد. که این یک انحراف و خیانت به اسلام و جمهورى اسلامى بلکه به محرومین است که از مال حرام و غصب و با ظلم به دیگران آنان را مبتلا به آتش جهنم کنند. اینجانب گمان ندارم که در کشورى که همه چیز خود را براى اسلام و اجراى قوانین اسلامى فدا کرده چنین مسائلى واقع شود. و حضرات نمایندگان محترم کوشش نمایند که امر مخالف با شرع و قانون اساسى به تصویب نرسد؛ که علاوه بر آنکه رأى برضد قوانین الهى دادن خود گناه است، بىشک شوراى محترم نگهبان آن را رد مىکند و موجب عقبافتادن کارها مىشود.
۴. مىدانید و مىدانیم که مجلس شوراى اسلامى داراىو ظایف بزرگ و ظریف مىباشد؛ چرا که در کشورى که مردم براى اسلام و حکومت اسلامى و اجراى قوانین نورانى قرآن کریم و قطع ظلم و ستم به هر نحو و از هر نوع باشد قیام کردهاند و شما را به مجلس فرستادهاند، مجلسى که منعکس کننده اقوال و احوال و طرز روحیه و افکارتان است و از آنجا که همه اینها به صورتىو سیع در سراسر کشور و نیز در بسیارى از کشورهایى که موجرا دیو ـ تلویزیون به آنجا مىرسد و گاهى در تمام دنیا به واسطه رسانههاى گروهى جهان منتشر مىشود، لازم دانستم به حکمو ظیفه و اخوت اسلامى به بعضى از آنها اشاره کنم. و این امورى است که اسلام و اخلاق اسلامى و ارزشهاى انسانى و ملتهاى متعهد اسلام از آنان خصوصاً و از همگان عموماً توقع دارند.
الف) کیفیت برخورد با یکدیگر در محیط مجلس و مباحثات بین مخالف و موافق؛ از نمایندگان متوقع است که مراعات آداب اسلامى در محاورات بشود؛ و انگیزه آن یافتن حق و راه حل باشدو این امور در محیط دوستى و صفا چون بحثهاى علمى در محیط مدارس فقاهتى که مقصود، یافتن واقعیت نه تحمیل عقیده است ، آقایان را بهتر و آسانتر به حقیقت مىرساند و مجادلات با حال غضب و عصبانیت انسان را از واقع دور مىکند و چون مقصود از بحثها یافتن طریق هر چه بهتر براى خدمت به اسلام و کشور و ملت است و از عبادات و مقربات الهى محسوب است، حقاً لازم است از آنچه مخالف رضاى خداوند متعال است اجتناب شود و محیط مجلس طورى باشد که علاوه بر یافتن راه صحیح براى شنوندگان، آموزنده اخلاق اسلامى و آداب انسانى باشد، که این خود یک عبادت دیگر است. و اگر خداى نخواسته در این محیط مقدس مقصود کسى اِعمال غرض و تحمیل عقیده و احیاناً تسویهحساب باشد که قهراً به هتک یک مسلمان و رد و بدل الفاظ غیرمناسب منجر مىشود علاوه بر آنکه از مسیر حق دور مىشود و برخلاف آنچه وظیفه وکیل است مىباشد گاهى اشاعه فحشا در یک محیط بسیار وسیع است که معصیتى عظیم است. اینجانب امیدوارم خداوند توفیق دهد که همان سان که جوانهاى عزیز رزمنده، سنگرهارا به مسجد و معبد تبدیل کردند، حضرات وکلا، مجلس را معبدى کنند منزه از اعمال و اقوال زمان طاغوت، تا مجلسى نمونه شود؛ باشد که مجالس دیگر کشورهاى اسلامى از آن تبعیت کنند.
ب) کیفیت برخورد با دولت و وزرا و سایر کارمندان؛ شک نیست که مجلس به همه امور کشور نظارت دارد؛ و حق نمایندگان است که از هر انحراف و خلافى که از وزرا و ادارات مىبینند به حکم قانونى جلوگیرى کنند و دولت را تا حد استیضاح بکشانند.
لکن فرقهاست بین نظارت و استیضاح، و بین عیبجویى و انتقامگیرى. و این فرق را همه کس پس از رجوع به وجدان خویش مىفهمد. انسان با کمى تفکر در حال خود تشخیص مىدهد که احضار دولت یا وزیر براى خدا و مصالح اسلام و کشور است و در آن جز هدایت و جلوگیرى از انحراف و حفظ مصالح ملت چیز دیگرى دخالت ندارد؛ یا از معیارهاى غیرالهى، چون حُب و بغض، دوستى و دشمنى، هواهاى نفسانى چون خودنمایى ، عرضاندام و از این قبیل مکاید نفسانى و شیطانى، برخوردار است. و محک تشخیص معیار الهى از شیطانى آن است که پس از مراجعه به خود بیاید که آنچه که او مىخواهد نفْس عمل است گر چه این کار را دیگرى انجام دهد؛ و یا آنچه را که بدان سبب شخصى را احضار کرده است اگر از دوستان عزیز او سر مىزد، با او همان مىکرد که با این انجام مىدهد. و این است معناى روابط و ضوابط و صراط مستقیم که از ارزشهاى انسانى برخوردار است.
خداوند قادر ما را بر آن هدایت فرماید و از ما دستگیرى کند.
مرحلهاى دیگر: به فرض آنکه هیچ مقصدى جز حقجویى و جلوگیرى از انحراف نباشد، در کیفیت اداى وظیفه و بیان اشکال مىتوان معیارالهى و نفسانى را تشخیص داد. معیار الهى آن استکه اثبات مدعا مبنى بر استدلال و شواهد متقن باشد، و از کلمات نیشدار و اهانتآمیز و کردار ناروا مبرّا باشد. و در غیر این صورت ، باید دانست که دست شیطان و نفس امّاره بالسوء در کار است و گوینده بازیچه هواى نفس است.
نمایندگان محترم و خواهران و برادران گرامى، مسأله بسیار مهم است. آبرو و حیثیت یک مسلمان یا یک انسان در کار است.
چه بسا با یک انحراف شما یک انسان آبرومند در جامعه ساقط شود و شرف یک مؤمن خدشهدار گردد. اگر انحرافى دیدید ، نخست بدون سر و صدا دنبال تحقیق روید. پس از آنکه مسلّماً معلوم شد، قبل از کشیده شدن به مجلس با طرف به گفتگ و بنشینید، و مسأله را حتىالامکان با خود او حل کنید. اگر در این مرحله توفیق حاصل نشد، در کمیسیون مربوط او را بخواهید، و با کمک دوستان فیصله دهید. و اگر فیصله نشد و شخص مذکور مىخواهد برخلاف مصالح اسلام و کشور و ملت عمل کند و در انحراف پافشارى نماید، حفظ مصلحت عمومى و اسلام مقدّم است بر حفظ مصلحت شخص، هر کس باشد؛ در این صورت تقاضا کنید و با استدلال و منطق، بدون کوچکترین اهانت، مطلبرا عرضه کنید. و مهلت دهید تا در محیطى آرام و بىتشنج از خود دفاع کند. در این موقع مجلس به هر چه تکلیف قانونى و شرعى دارد عمل کند، بىکوچکترین توهین. و ما همه باید بدانیم که مجرمى که بالاترین جرم را دارد و به سوى چوبه دار مىرود، جز اجراى حد شرعى احدى حق آزار او را لفظاً و عملاً ندارد؛ و مرتکب، خود ظالم است و مستحق کیفر.
ج) از امور لازم التذکر راجع به نطقهاى قبل از دستور است؛ چه بسا که ناطق احیاناً گمان کند بىقید و شرط و بىتعهد و تکلیف باید هر چه بخواهد بگوید، و به هر کس، چه حاضر جلسه و چه غایب، مىتواند به اصطلاح حمله کند، و میزانى الهى و شرعى و اخلاقى در کار نیست و مسئولیتى حتى شرعى ندارد. و گاهى بعضى نطقها موجب تأسف بسیار و تأثر است؛ و چه بسا که اهانت به یک مسلمان و مؤمن را به حد اعلىٰ مىکشاند و حیثیات انسانهارا لکهدار مىکند؛ و گاهى ارقام و اقلام بسیار از گوشه و کنار اعم از صحیح و فاسد جمعآورى مىکند و با آبروى دولت و اشخاص ، بلکه مجلس بازى مىکند؛ و مجلس شوراى اسلامى را بىتوجه همچون مجلس طاغوت مىنماید و مورد تاخت و تاز اعراض مسلمانان در سراسر کشور قرار مىدهد. آقایان مىدانند مجلس اسلامى که حاصل سالهاى دراز رنج و زحمت و خونهاى محترم صدها هزار شهید و جانباز است براى تحقق احکام نورانى اسلامو تحول از رژیم طاغوت به رژیم الهى ـاسلامى است. نمایندگان آن باید از اخلاق اسلامى بالا و والایى برخوردار باشند؛ و خداى بزرگ را حاضر و ناظر بر اعمال و گفتار خود بدانند، و از رفتار و گفتار رژیمهاى طاغوتى احتراز نمایند. و اگر خداى نخواسته کسى از حدود شرعى، چه در نطقهاى قبل از دستور و چه در مذاکرات و محاورات دیگر خارج شد، وظیفه فریضه بزرگ نهى از منکر را فراموش نکنند؛ که خداى نخواسته حق و عِرض و حیثیت مردم در مکانى که حافظ مصالح اسلام و مسلمین و مردم کشور است ضایع نگردد بلکه وکلاى محترم در برخوردها و نطقها، که در همه جا منتشر مىشود آموزنده اخلاق کریم انسانى و اسلامى باشند و مردم را به کیفیت سالم برخورد با یکدیگر آشنا سازند که این خود یک خدمت بزرگ به اسلام و مسلمین و بشریت است. اینجانب با اینکه میل نداشتم این مسائل را به طور سرباز عرض نمایم لکن علاوه برآنکه احساس تکلیف شرعى نمودم اکیداً علاقهمندم که قداست مجلس معظم و وکلاى محترم محفوظ باشد، تا الگویى باشند براى مجلسهاى جهان و مجالس آتیه ایران.
این نکته نیز قابل ذکر است که اگر در مجلس به کسى که حاضر نیست و راه به مجلس ندارد که از خود دفاع نماید حملهاى شد، به او اجازه داده شود یا در مجلس از خود دفاع کند و اگر قانوناً اشکالى در این عمل مىبینند، رادیو ـ تلویزیون و مطبوعات اینو ظیفه سنگین را به دوش کشند؛ تا حق مظلومى ضایع نشود و شخصیتى بىدلیل خُرد نگردد و راهگشاى این امر خود نمایندگانو رئیس محترم مجلس هستند که با تعهدى که دارند و مسئولیتى که بر دوش آنهاست این حق را به اشخاص غایب بدهند؛ تا به وسیله مجلس، که نگهدار مصالح کشور و ملت است، حقى ضایع نشود و انسانى مظلوم نگردد. و اگر به کسى چه از دولتیها یا دیگران ، تهمتى زده شد، حق شکایت به قوه قضاییه را دارد تا رسیدگى شود و مجرم تعقیب و تعزیر شود. و اگر به یک وزارتخانه یا بنگاه تهمت زده شد حق دفاع با وزیر و رئیس بنگاه است و حق شکایت دارند و قوه قضاییه تعقیب خواهد کرد. و بالجمله با هر ترتیب ممکن باید از این اعمال غیر اسلامى جلوگیرى شود. البته این بدان معنا نیست که مجلس از حق قانونى و شرعى خود دست بردارد، بلکه نمایندگان محترم در محدوده قانون و شرع آزاد و مختارند و هیچ کس نمىتواند از حقوق قانونى آنان جلوگیرى نماید.
د) ... حضرات وکلاى محترم دوره دوم مجلس شوراى اسلامى که در آغاز خدمت به اسلام و جمهورى اسلامى مىباشند با توجه به اوضاع کنونى کشور و فشارهاى اقتصادى و نظامى و گرفتارى فوق طاقت دولت و مخارج عظیم جنگ و پیامدهاى آن و گرفتارى آوارگان جنگ و مهمانان افغانى و عراقى که قشرهاى عظیمى هستند و خرابیهاى جنگى و فسادهاى موروث از رژیم سابق و بسیارى از مشکلات کمرشکن دیگر، لازم است به دولت کمک نمایند که مشکلات را با پشتیبانى شما نمایندگان یکى پس از دیگرى حل نماید. در عین حال که حق نظارت و حق جلوگیرى از انحرافات را دارید لکن در وضعیت کنونى مسائل را روى هم بسنجید و اگر چیزى به نظرتان ناروا بود با وضع گرفتاریهاى حاضر بسنجید و ببینید اگر شما به جاى دولت بودید با چه قدرتى مىتوانستید با مشکلات موجود مقابله کنید. و بدانید که روى هم رفته دولت تا کنون به وضع خارقالعادهاى خدمت کرده و نقایصىکه هست مطمئناً اجتنابناپذیر است و بالجمله لازم است همه پشتیبان هم باشید تا بر حوادث پیروز شوید و با عملکرد دولت در این مدت کوتاه و خدمتهاى ارزنده او در سراسر کشور باید گفت دولت موفقى بوده است. باید به او مهلت داد که توفیق بیشترى به دست آورد. و در کمبودها و نقصانهاى موجود باید او را یارى کردو کمکهاى فکرى و عملى نمود. کشور از همه است و با اتکا به قدرت ازلى و با کمک همه مىتوان بر هر مشکلى غلبه کرد ، انشاءاللّه تعالى.
ه) از نمایندگان محترم که با توفیق الهى و رأى آزاد تودههاى محروم براى خدمت به اسلام عزیز و ملت محترم موفق شدهاند ، انتظار مىرود که در تمام فعالیتها و آراى خود براى شکرگزارى از خداى متعال جانب حق را گرفته و ضوابط را در نظر گیرند. مثلاً در اعتبارنامهها که مورد بحث و نظر واقع مىشود، بدون ملاحظه دوستى و دشمنى و جهات سیاسى رایج در دنیا آنچه رضاى خداست و واقعیت اقتضا مىکند در نظر گیرند و گرایشهاى سیاسى را کنار گذارند. و این رویّه را در همه اعمال و اقوال و آراى خود در مدت این خدمت ارزشمند ملحوظ دارند؛ و براى رضاى مخلوق، خداى نخواسته به سَخَط خالق مبتلا نشوند. و در حقیقت مجریان عدل الهى باشند. و این رویّه از همه کس مطلوب است و از کسانى که در جایگاه حساس واقعند مطلوبتر. و شما نمایندگان محترم مىتوانید با یک رأى خود خدمت ارزشمندى به خدا و خلق نمایید، و بالعکس؛ و مىتوانید یک خطر بزرگ را از کشور و اسلام رفع کنید و بالعکس. حرکت در راه حق و عمل به آن، خود تفکر آزاد و ذکر خداست که موجب طمأنینه است.
و) اگر بخواهید بىخوف و هراس در مقابل باطل بایستید و از حق دفاع کنید و ابرقدرتان و سلاحهاى پیشرفته آنان و شیاطین و توطئههاى آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از میدان به در نکند، خود را به ساده زیستن عادت دهید و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهیزید.
مردان بزرگ که خدمتهاى بزرگ براى ملتهاى خود کردهاند اکثر ساده زیست و بىعلاقه به زخارف دنیا بودهاند. آنها که اسیر هواهاى پست نفسانى و حیوانى بوده و هستند براى حفظ یا رسیدن به آن تن به هر ذلت و خوارى مىدهند؛ و در مقابل زور و قدرتهاى شیطانى خاضع، و نسبت به تودههاى ضعیف ستمکار و زورگو هستند. ولى وارستگان بهخلاف آنانند. چرا که با زندگانى اشرافى و مصرفى نمىتوان ارزشهاى انسانى ـ اسلامى را حفظ کرد. جوانان ایران و زنان و مردان که در زمان طاغوت با تربیت طاغوتى بار آمده بودند هرگز نتوانستند با قدرت طاغوتى مقابله کنند. ولى آنگاه که به دست تواناى حق ـ جل و علا ـ به انسان انقلابىِ دور از علایق شیطانى متحول شدند آن قدرت عظیم را سرکوب کردند. دستهاى جنایتکارى که جوانان عزیز را در رژیم سابق به مراکز فساد کشاندو از انسانهاى آزاد، عروسکهاى مصرفى تراشید، انگیزه و نقشهشان این بود که هر خیانتى که در کشور واقع مىشود و هر چه به سر ملت و ذخایر ارزنده آن مىآید و هر چه زنجیرهاى استعمار به دست و پاى مردم محکمتر مىشود، در مقابل بىتفاوت باشند یا به حمایت همان رویّه برخیزند. امروز هم قشر فعال در جبههها و پشت جبههها همان طبقات محروم ساده زیست هستند. و در بین آنان از آن وابستگان و دلبستگان به علایق دنیا اثرى نمىبینید.
خداوند همه ما را از این قیدهاى شیطانى رها فرماید تا بتوانیم این امانت الهى را به سرمنزل مقصود برسانیم و به صاحب امانت ، حضرت مهدى موعود ـأرواحنا لمقدمه الفداء ـ رد کنیم. از خداوند متعال خواستارم که نمایندگان محترم دوره اول مجلس شوراى اسلامى را که از مشکلات نهراسیدند و براى پیاده کردن احکام اسلام کوشش و تلاش نمودند سعادت و سلامت عنایت فرماید و به نمایندگان دوره دوم توفیق و قدرت تصمیم براى رسیدن به آرمانهاى مقدس اسلام عنایت فرماید؛ و عموم مسلمانان جهان را از شرّ ابرقدرتها حفظ کند.
۶۳/۱۱/۲۲
اعضاى مجلس محترم شوراى اسلامى بحمداللّه تعالى در دوره دوم نیز اشخاص محترمى هستند که با تعهد و جدیت خود مىتوانند خط مشى دولت را هرچه بهتر تعیین کنند. البته شک نیست که عدهاى از آقایان، که شک در خدمتگزارىشان نسبت به اسلام عزیز و کشور نیست در امور عظیم کشور و گرفتاریهاى بسیار پیچیده وارد نبوده یا کمتر وارد باشند و خود نیز توجه دارندکه در مسائل بسیار مشکل یک دولت در حال انقلاب و کشورِ مورد هجوم قدرتهاى بزرگ و کوچک و کارشکنیهاى مغرضان و مفسدان چپ و راست که محتاج به کارشناسان متخصص در رشتههاى مختلف است، نمىتوان به طور سطحى نظر داد و بدون توجه به تمام مسائل سیاسى و اجتماعى و انعکاسات داخلى و خارجى آن با سلیقه شخصى اظهارنظر کرد و چه بسا چنین نظرهایى ولو از چند نفر معدود در سرنوشت امت تأثیر منفى گذارد و از این جهت لازم است در کمیسیونها بویژه کمیسیونهاى مهم، چند نفر از متخصصان متعهد که مسائل را روى هم مىسنجند و به مشکلاتِ سخت نظام آگاهى دارند دعوت شود و با مشورت آنان رسیدگى به امور گردد. و چون مسأله اسلام و حکومت الهى در کار است، مسامحه در این امور چه بسا خللىو ارد آورد که جبران آن مشکل یا غیر ممکن شود و مسئولیت آن در پیشگاه خداوند بزرگ عظیم باشد. مسأله حفظ نظام جمهورى اسلامى در این عصر و با وضعى که در دنیا مشاهده مىشود و با این نشانهگیریهایى که از چپ و راست و دور و نزدیک نسبت به این مولود شریف مىشود، از اهمّ واجبات عقلى و شرعى استکه هیچ چیز به آن مزاحمت نمىکند؛ و از امورى است که احتمال خلل در آن عقلاً منجّز است. حضرات وکلاى محترم که بحمداللّه به جمهورى اسلامى تعهد دارند، در نطقهاى قبل از دستور و در مباحثات در حال دستور با کمال دقت مواظب جملات خود و کیفیت اداى آن باشند، که خداى نخواسته به مسلمانى بلکه انسانى توهین نشود و شخصیتى ساقط نگردد و کسى مظلوم واقع نشود.
البته انتقاد سالم و سازنده بدون اغراض شخصیه و خداى نخواسته انتقامجویى لازم است و مفید و موجب رشد و تعالى است. و هر کس در نزد وجدان خود تشخیص رفتار و گفتار و نوشتار خود را مىدهد و همه چیز در محضر مقدس حقتعالىو اقع مىشود. حجم عظیم کارهاى قوه قضاییه و عظیمتر قوه مجریه را در پیش خود مجسم فرمایید و خود را به جاى مسئولین در هر یک از محاکم قضایى و امور اجرایى قرار دهید تا معلوم شود امر و نهى و اشکال و انتقاد آسان است، لکن عمل و حل صددرصد با اینهمه گرفتاریهاى در حال انقلاب از عهده هیچ کس بر نمىآید. اعضاى محترم مجلس انقلابهاى تاریخ را در نظر بگیرند، با انقلاب اسلامى ایران مقایسه نمایند، تا عظمت اعجازآساى این انقلاب و حجم فعالیتهاى شایسته قواى سه گانه را بهتر توجه کنند. شوروى امروز هم پس از انقلاب بهاصطلاح تودهاىاش در کشاورزى نتوانسته است خودکفا باشد و اگر امریکارا ه ارزاق را به روى آنان ببندد شاید به زانو دربیاید. شما انفجارات، ترورها، اعتصابات، و سرقتها و شرارتها را در سطح دنیا حتى در کشورهایى که از نظر صورى پیشرفت کردهاند مثل انگلستان و فرانسه و حتى امریکا را در نظر بگیرید و با انصاف حکم کنید.
افرادى که با چند شکواییه از چند یا چندین نفر گمان مىکنند مردم ناراضى هستند، در اشتباهند. زیرا امروز دامنه اعتصابات و تظاهرات عظیم در سطح دنیا مانند اعتصاب چندین ماهه انگلستان، این مهد به اصطلاح تمدن و سیاست و قدرت ، کارها را فلج نموده و تظاهرات و مخالفتهاى بسیارى در فرانسه و سایر کشورهاى بهاصطلاح متمدن صورت مىگیرد. و یا مخالفتهاى احزاب با دولتهایى مثل هند و پاکستان به صورت گستردهاى به چشم مىخورد. ولى بحمداللّه در ایران که مبتلا به مخالفت کشورهاى کوچک و بزرگ است، کارگران عزیز و متعهد ما همچنان به کار و تلاش و سازندگى ادامه مىدهند و هر گونه توطئهاى را قبل از وقوع در نطفه خفه مىسازند و اجازه نمىدهندکه دستهاى استکبار کارخانجات را به اعتصاب بکشانند. آقایان دستاندرکاران در هر مقام و هر شغل هستید با قدرت روحى و قوت ایمان و اتکا به خداوند متعال ـ جَلّت قُدرته ـ و اعتماد به ادعیه حضرت بقیةاللّه ـ روحى له الفداء ـ براى حفظ نظام الهى جمهورى اسلامى به پیش روید و از تبلیغات و هیاهوهاى رسانههاى گروهى که گاه کاهى را کوه مىکنند نهراسید که خداوند تبارک و تعالى با شماست وَ کَفَى بِهِ وَکیلاً.
۶۴/۷/۲۴
آن چیزى که موجب زحمت آقایان است، این است که ما راجع به آتیه صحبت کنیم، گذشته گذشته است. الآن یک واقعیتى است و آن اینکه مجلس رأى اعتماد داده است به نخست وزیر. این یکو اقعیتى است که در قبال همه ما واقع شده است، و این سه وضعىکه در مجلس آمده است که رأى ممتنع و رأى مخالف و رأى موافق، اینها همه براى این بوده است که تشخیص دادند این مطلبرا ، در آن هم صحبتى نیست. صحبت این است که آیا از این بهبعد مخالف مىخواهد کارشکنى بکند براى دولت، به ترتیب غربىاش مىخواهد عمل کند؟ براى اثبات اینکه ما راست گفتیم ، مىخواهد اسلام را شکست بدهد، مىخواهد جمهورى اسلامىرا شکست بدهد؟ یا اینکه عقل اقتضا مىکند که حالایىکه در مقابل این امر واقع شده است، اینکه عقیدهاش این است که به طورشایسته عمل نشده است و از این بهتر مىشد عمل بشود ، هدایت کند، کمک کند که به طور شایسته عمل بشود که در دوره آتیه همه رأى بدهند، نه اینکه کارشکنى کند، و خداى نخواسته در یک همچو موضع حساسى که ما واقع هستیم دولت را به شکست برساند، و این از امورى است که برخلاف اسلام است، بر خلاف مصالح کشور است و برخلاف مصالح خودتان است. اگر شما اعتقاد به اسلام دارید و عقیده دارید ـ چنانچه دارید ـ و اعتقاد دارید که باید کشور با قدرت پیش برود و در این موضع در جنگ پیروز بشود، راه براى ابرقدرتها بسته بشود و کشور ما قوى بشود ، باید کوشش کنید در تأیید، نه کوشش کنید در انتقاد. انتقاد سالم باید بکنید، این هم در پیشرفت مسائل مؤثر است. انتقاد سالم ورا هنمایى دولت در همه کارهایى که مىخواهد انجام بدهد، اینها از امورى است که لازم است. اما اینکه خداى نخواسته، یک وقت براى اینکه اثبات کنید مطلب خودتان را راجع به دولت، بخواهید کارشکنى بکنید، دولت را به شکست وادار کنید، ملت را تضعیف کنید، دولت را تضعیف کنید، اسلام را به شکست برسانید، این یک مطلبى است که الزاماً باید جلوش گرفته بشود و من امیدوارم این جور نباشد.
مجلس امروز مثل مجلسهاى سابق نیست که در یک محل دربسته و سربستهاى بین خودشان صحبت بشود، و بعد هر کدامش را خواستند منتشر کنند و هر کدام را نخواستند نکنند.
مجلس امروز مستقیماً منتشر مىشود مسائلش، و حتى آن اشخاصى که در مزرعهها مشغول زراعت هستند، رادیو دارند و مسائل را مىتوانند بگیرند. ملت ما هم امروز مثل سابقش نیستکه بىتفاوت باشد در امور. ملت ما هم مواظب است و مراقب است و همه امور را مشاهده مىکند. باید آقایان بدانند که اگر چنانچه یک وقت خداى نخواسته وسوسهاى پیش بیاید، یا کسى باشد که بخواهد وسوسهاى پیش بیاورد در خارج و داخل ، تضعیف کند دولت را و نگذارد که مسائل پیش برود و همه چیزهایى که باید موافق با اسلام باشد پیش برود، مردم مواظبند و مطلعند و شناسایى مىکنند و سکوت نمىکنند. بنابراین، توصیه من به آقایان به طور جِد این است که باید شما که مىبینید که دولت نتوانسته به آن طورى که دلخواه است عمل بکند، باید از این به بعد تعقیب کنید، تأیید کنید، همراهى کنید، کمک کنید تا کشور شما رو به سلامت برود، و احتراز کنید از یک چیزى که برخلاف رضاى خداست و برخلاف رضاى ملت است.
از آن طرف هم به آقایانى که در آن طرف واقع شدهاند، عرض مىکنم که شما براى اینکه تشخیص مصلحت دادید این کار را کردید، [۷]حالا از این به بعد اگر چنانچه، از دولت یک چیزى برخلاف دیدید، براى این که بگویید ما مصلحت دیدیم و براى مصلحتمان این کار را کردیم و اثبات کنید حرف خودتان را بخواهید تأیید کنید از دولت در موارد بیجا، آن هم برخلاف شرع است. همان طورى که همیشه بنابر این است و همیشه سفارش شده است، مجلس یک مجلس مشورتى اسلامىاست، نه یک مجلسى است که در جاهاى دیگر متعارف است و مربوط به این مسائل اسلامىنیست و کارى به مذهب ندارد. مجلس اسلامى است، باید نظرها، نظرهاى خیرخواهانه اسلامى باشد، هم درباره دولت، هم درباره وزرا. وزرایى که شما انتخاب مىکنید، باید همان طورى که گفته شده است شرایطى داشته باشند که کاردان باشند و یک طور نباشد که یک وزیرى باشد که بعد نتواند کار بکند؛ فعال باشد. و کمک کنید که یک همچو وزرایى [انتخاب] بشود و زودتر کار هم انجام بگیرد.
خوب، ما الآن در مشکلات هستیم، نباید دولت یک مدت طولانى تعطیل باشد، باید به طورى که صلاح است زود او به حسب تکلیفش [معرفى بشود] و آقاى رئیس جمهور هم به حسب تکلیفشان آن قدرى که تشخیص مىدهند، تأیید بکنند، و بعد هم آمد مجلس، زود مسأله را تمام کنید؛ نگذارید طولانى بشود و ضرر است براى اسلام، ضرر است براى کشور، امروز کشور مثل روزهاى آرام نیست که اگر چهل روز هم، پنجاه روز هم، یک ماه هم، دو ماه هم، سه ماه هم دولت نتواند کار بکند، اشکالى نداشته باشد. امروز یک روزش هم براى دولت حساسیت دارد و باید کار بکنند. بنابراین عرض من این است که باید آقایان نظر داشته باشند، انتقاد کنند، انتقاد سازنده، انتقاد نصیحت، و انتقاد خصمانه نکنند.
در نطقهاى قبل از دستور و در صحبتهایى که وقتى معرفى مىکنند وزرا را هتاکى نکنند این از شأن آقایان دور است. نباید یکى دیگرى را تضعیف کند، همدیگر را تضعیف کنند، نه آنهایىکه در اکثریت هستند، نه آنهایى که در اقلیت هستند، نه آنهایى که ممتنع هستند، هیچکدام نباید این کار را بکنند، براى اینکه این خلاف رضاى خداست، خلاف شرع است.
البته باید انتقاد کرد، مسائل را گفت و هرچه به نظر آقایان مىآید باید بگویند، و اگر نگویند خلاف است. پس بنابراین، یک مطلب راجع به این است که برخوردها، برخوردهاى اسلامى سالم باشد، چه در مجلس و چه در خارج مجلس. و یک صحبت این است که زودتر این مجلس تمام کار را انجام بدهد، و وزرا را زودتر و البته با نظر، با دقت همه چیز و به طور سریع این کار انجام بگیردکه تعطیل نباشد امور.
۶۴/۸/۱
با تشکر وافر از نمایندگان محترم مجلس شوراى اسلامى، چون گفتار آقایان پخش مىشود و ممکن است سوء تفاهمى بین مردم حاصل شود، لازم است عرض کنم آیات و روایاتى وارد شده است که مخصوص به معصومین ـ علیهمالسلام ـ است، و فقها و علماى بزرگ اسلام هم در آنها شرکت ندارند، تا چه رسد به مثل اینجانب. هر چند فقهاى جامعالشرایط از طرف معصومین نیابت در تمام امور شرعى و سیاسى و اجتماعى دارند و تولىامور در غیبت کبرا موکول به آنان است، لکن این امر غیر ولایت کبرا استکه مخصوص به معصوم است. تقاضاى اینجانب آن است که در صحبتهایى که مىشود و پخش مىگردد ابهامى نباشد، و مرزها از هم جدا باشد.
۶۵/۸/۲۹
من نمىخواهم در این روز مبارک اسباب افسردگى اشخاص بشوم، لکن مىخواهم عرض کنم چرا این قدر ما عقب افتاده هستیم؟ چرا ما باید به واسطه اغراض نفسانیه این قدر خودمان را ببازیم؟ چرا باید وقتى که دنیا به تزلزل درآمده است براى این بىاعتنایى ایران به کاخ سفید و سیاه، چرا ما باید توجیه کنیم مسائل آنها را؟ چرا ما باید این قدر غربزده باشیم یا شیطانزده؟ من هیچ توقع نداشتم از بعض این اشخاص، ولو بعضیشان در نظر من پوچند، لکن از بعضى از این اشخاص که سابقه دارند هیچ توقع نداشتم که در این زمان که باید فریاد بزنند سر امریکا، فریاد مىزنند سر مسئولین ما! چه شده است؟ شماها چهتان است؟ چه کردید شماها؟ شماها چرا باید تحت تأثیر تبلیغات خارجى واقع بشوید یا تحت تأثیرات نفسانیت خودتان؟ در یک همچون مسأله مهمى که باید همه شما دست به هم بدهید و ثابت کنید به دنیا که ما وحدت داریم، وحدت ما این طور شده است و در روزى که هفته وحدت است چرا شماها مىخواهید تفرقه ایجاد کنید؟ چ را مىخواهید بین سران کشور تفرقه ایجاد کنید؟ چرا مىخواهید دودستگى ایجاد کنید؟ چه شده است شما را؟ کجا دارید مىروید؟ أَین تذهبون؟ من نمىتوانم که آن طورى که مىخواهم، با شما صحبت کنم و نمىخواهم در روز عید رنجش براى شما پیدا کنم، لکن شما انصاف بدهید که در یک همچو وقتى، وقت یک همچو امورى است؟! وقت یک همچو تأییدى است از کاخ سفید؟و قت یک همچو تأییدى است از ریگان؟[۸]لحن شما در آن چیزىکه به مجلس دادید، از لحن اسرائیل تندتر است، از لحن خود کاخنشینان آن جا تندتر است. شما چه شده است این طور شدید؟ شما که این نبودید بعضیتان. من بعضیتان را مىشناسم، شما این طور نبودید.
من امیدوارم که شما باز توجه کنید به مسائل، توجه کنید به دنیا، توجه کنید به خودتان، توجه کنید به قدرت خودتان. نشکنید این قدرت را، گرچه شماها نمىتوانید، لکن نباید یک همچو کارى در ایران بشود. من نمىخواهم دل شما را بشکنم، لکن شما دل ملت ما را نشکنید، شما دل مسئولین ما را نشکنید، شما هى تندروو کندرو درست نکنید، دودستگى ایجاد نکنید، این خلاف اسلام است، خلاف دیانت است، خلاف انصاف است، نکنید این کارهارا .
۶۶/۳/۱۳
من امیدوارم که خداى تبارک و تعالى به شما آقایانى که عمرتان را دارید صرف مىکنید براى اسلام و پیشبرد اسلام، توفیق بیشتر عنایت کند و امیدوارم که در این مجلس و در مجلسهاى آتیه مسائل، مسائل اسلامى باشد و روش، روش اخلاقى و اسلامى.
البته من نباید نصیحت کنم شما را. شما بحمداللّه خودتان همه چیز را مىدانید، لکن در این زمان باید فکر کنید که مجلس اگر یک خدشه پیدا بکند چه خواهد شد. کوشش کنید خدشهاى پیدا نشود در مجلس. کوشش کنید که همان طورى که اسلام این مسائلرا پیش آورده و ما در سایه اسلام توانستیم این مسائل را حل کنیم ، این مسأله محفوظ بماند و همه چیز در سایه اسلام محفوظ بماند.
البته من مشکلات مجلس را، مشکلات دولت را مىدانم، از این جهت توقع ندارم که همه امور همین طورى حل بشود، لکن در عین حال چون اتکاى شما آقایان به خداى تبارک و تعالى است، امیدوارم که خداوند هدایت کند شما را و راه حقیقىاى که اسلام مىخواهد، شما در آن راه باشید و خواهید بود. و امیدوارم که همیشه کوشا باشید در اینکه این ملتى که زیر بار ظلم بودهاست، از این به بعد این ملت سرفراز باشد و نمایندگان اینها که خلاصه ملتو عصاره ملتاند، سرفراز باشند و قویدل مشغول خدمت باشند.
این هیاهوها که در عالم هست، اینها همیشه بوده است و همیشه هم خواهد بود، لکن آن که باقى است خداست و اعتماد به خدا، شما این اعتماد را حفظ کنید و مشکلات را با تدبیرهایى که دارید حل کنید. و امیدوارم که خداوند همه را تأیید کند، وقتى براى خدا باشد تأیید مىکند.
۶۷/۳/۷
از عنایت و توجه ذات مقدس حق تعالى سپاسگزاریم که بار دیگر ملت شریف و عزیز ایران را به اداى یکى از بزرگترین فرایض سیاسى و اجتماعى خود مفتخر نمود. و در اوج شرارت شیطان بزرگ و اذناب پلید او علیه انقلاب و نظام جمهورى اسلامى ایران ، توفیق بیعت مجدد با میثاقهاى ازلى خود را به آنان کرامت فرمود. و به رغم بدخواهان، انتخابات سومین دوره مجلس شوراى اسلامى با صحت و سلامت و در موعد مقرر برگزار گردید، که بحمداللّه امروز ما شاهد افتتاح سومین دوره مجلس شوراى اسلامى هستیم. و من ضرورتى به ذکر حوادث زمان انتخابات و نیز حماسههاى مردم عزیزمان در این مورد نمىبینم و همچنین اهمیت و نقش مجلس شوراى اسلامى و شوراى نگهبان در نظام کشور اسلامى ایران بر کسى پوشیده نیست. و انشاءاللّه نمایندگان محترم مجلس، سنگینى بار مسئولیت و رسالت خود را در این امر خطیر احساس کرده و مىکنند و به خوبى دریافتهاند که نظام و مردم از آنان چه انتظارى دارند، که باید گفت مجموعه خواستهها و انتظارات اسلامى مردم از مجلس، رفع گرفتاریها و محرومیتها و دگرگونى در نظام پر پیچ و خم ادارى کشور، از انتظارات بحقى است که باید آنها را جدى گرفت. و نمایندگان محترم مجلس قبل از پرداختن به لوایح و تبصرهها و مواد غیرضرورى به فکر مسائل اصلى و کلیدى کشور باشند و بر اساس اسلام عزیز در کمیسیونها با طرح قوانین و لوایح به سمتى حرکت کنند که مشکلات اساسى کشور مرتفع و سیاستهاى زیر بنایى کشور در امور فرهنگى و اقتصادى و اجتماعى و سیاسى در راستاى کمک به محرومین و رفع استضعاف، مدون و به مورد اجرا درآید.
و امروز کشور و نظام و مدیریت آن همچون گذشته نیاز به شجاعت در حل مسائل و چه بسا وسوسهها، ما را از رسیدن به اهداف بزرگترى که در پیش رو و در نظر داریم محروم کند، که امیدوارم این مجلس با هماهنگى و همدلى نمایندگان و نیز با همسویى و ارتباط قوى با مدیران و مجریان و کارشناسان و همچنین با استفاده از نظریات و مشورت با شوراى محترم نگهبان ، بتواند گامهاى بلندى در حل معضلات محرومین و پابرهنهها بردارد و در تنگناها و موانع، از قدرت و قاطعیت و سرعت عمل مجمع تشخیص مصلحت که پشتوانه عظیم و با برکت و پر ثمرى براى کشور ماست، بهرهمند شود.
۶۷/۳/۲۲
اینجانب گاهى به موضعگیریهاى وزرا و نمایندگان در خارج از محدوده وظایفشان برخورد مىکنم که متعجب مىشوم. از باب مثال سیاست خارجى کشور بر عهده وزیر امور خارجه است. اگر آقایان اعتراضى دارند، باید برادرانه در هیأت دولت مطرح کنند.
اگر به اعتراض جواب قانع کنندهاى داده شد، که چه بهتر؛ والاّو زیر امور خارجه است که در چهارچوب سیاستِ ترسیمى از رهبرى نظام و یا مجلس، تصمیمگیرنده است. این شیوه پسندیدهاى نیست که هر وزیر و یا نمایندهاى هر چه دلش خواست در مجامع عمومى بگوید.
آقایان وزرا، من به شما و به نمایندگان محترم نصیحت مىکنمکه سیاستهاى یکدیگر را تضعیف و یا تخریب نکنید؛ که اگرو حدت روش و حرکت در نظام نوپاى اسلامى صدمه ببیند ، نتایجى که دنیاى استکبار از این برخوردها مىگیرد بسیار شکننده است. کارى نکنیم که دنیا فکر کند نظام اسلامى ایران با این اختلاف سلیقهها و با این ابراز اختلافها هیچ گاه راه ثبات را نخواهد پیمود. خداوند به تمامى شما توفیق خدمت به بندگان خوب خدا را ارزانى دهد.
۶۸/۳/۱۵
از نمایندگان مجلس شوراى اسلامى در این عصر و عصرهاى آینده مىخواهم که اگر خداى نخواسته عناصر منحرفى با دسیسهو بازى سیاسى وکالت خود را به مردم تحمیل نمودند، مجلس اعتبارنامه آنان را رد کنند و نگذارند حتى یک عنصر خرابکارو ابسته به مجلس راه یابد.
و به اقلیتهاى مذهبى رسمى وصیت مىکنم که از دورههاى رژیم پهلوى عبرت بگیرند و وکلاى خود را از اشخاص متعهد به مذهب خود و جمهورى اسلامى و غیروابسته به قدرتهاى جهانخوار و بدون گرایش به مکتبهاى الحادى و انحرافى و التقاطى انتخاب نمایند.
و از همه نمایندگان خواستارم که با کمال حسن نیت و برادرى با هم مجلسان خود رفتار، و همه کوشا باشند که قوانین خداى نخواسته از اسلام منحرف نباشد و همه به اسلام و احکام آسمانى آن وفادار باشید تا به سعادت دنیا و آخرت نایل آیید.
انتخابات و جناحها
۶۷/۲/۲۷
در انتخابات در عین حالى که باید گفت انتخابات خوبى گذشت ، لکن شیاطینى مىخواستند که یک تخم نفاق بکارند. در جاهاى دیگر وقتى انتخابات مىشود، حزبها و دستهاى خارجى مردم را مىکشند طرف خودشان و مردم را بازى مىدهند، صحبتهایى مىکنند که همهاش براى اغفال مردم است. در انتخابات درعینحالى که بسیار خوب انجام گرفت، لکن دستهایى مىخواست ایجاد اختلاف کند، دو دستگى ایجاد کند و حال آن که موفق نشدند بحمداللّه. باید شما متوجه باشید به این که دشمنها همیشه دنبال این هستند که ما را از داخل بپوسانند و اگر در این ضیافت وارد شده باشید دشمنها دستشان کوتاه خواهد شد. وقتى حقیقت این ضیافت را انسان مىبیند، مىبیند که اگر انسان وارد این ضیافت بشود تمام اختلافات در دنیا حل مىشود. شیاطین دنبال این هستند که ایجاد اختلاف کنند، دو دستگى بگویند هست، لکن بحمداللّه ملت ما و خصوصاً، روحانیت ما اشخاصى هستند که چهرهشان نورانى است و در این ماه مبارک هم در این ضیافت انشاءاللّه وارد شدهاند و آثارش هم بعد ظاهر مىشود که همه باهم هستند؛ دو جبهه نیست.
البته دو تفکر هست، باید هم باشد. دو رأى هست، باید هم باشد. سلیقههاى مختلف باید باشد، لکن سلیقههاى مختلف اسباب این نمىشود که انسان باهم خوب نباشد. من عرض کردم مثل طلبهها که با هم مباحثه مىکنند، آن وقتى که مباحثه مىکردند جار و جنجال جورى بود که انسان خیال مىکرد دشمن هم هستند،و قتى مباحثه تمام مىشد مىنشستند به دوستى کردن و انس. اگر در یک ملتى اختلاف سلیقه نباشد، این ناقص است. اگر در یک مجلسى اختلاف نباشد، این مجلس ناقصى است. اختلاف باید باشد، اختلاف سلیقه، اختلاف رأى، مباحثه، جار و جنجال اینها باید باشد، لکن نتیجه این نباشد که ما دو دسته، بشویم دشمن هم.
باید دو دسته باشیم در عین حالى که اختلاف داریم، دوست هم باشیم. اگر در این ماه مبارک، در این ضیافت وارد شدیم، باید بعد از ماه مبارک تا مدتها آثارش باقى باشد.
۶۷/۳/۷
و اما چیزى که از همه اینها مهمتر است، اینکه چه آنهایى که به مجلس راه یافتهاند و خادم منتخب شدهاند و چه آنها که به وظیفه خود عمل نمودهاند ولى به مجلس راه نیافتهاند و همچنین طرفداران هر دو گروه باید بدانند که همه این امور اعتبارى و زودگذر است و همه در محضر حق هستیم و آنچه در صحیفه کردار ما ماندنى است اعمال و رفتار ما و آنچه موجب سعادت و جاودانگى ما مىشود، صفاى معنویت و ثمرات خلوصبندگى است، و ما هم نباید خلوص عمل و جامعه اسلامى خودمان را به زنگار کدورتها و اختلافات آلوده کنیم و رقابتهاى گذشته انتخاباتى هم هرگز نباید موجبات تفرقه و جدایى را فراهم نماید.
و من احتمال مىدهم که عوامل و دستهاى ناپاکى بخواهند از رقابتهاى انتخاباتى در رسیدن به آرزوهاى خود استفاده کنند و با طرح مسائل پوچ و بىمعنا دلها را از یکدیگر جدا سازند و یا با تردید و ایجاد ذهنیتها، صحت و سلامت انتخابات و نهایتاً مشروعیت مجلس را زیر سؤال برند، که در این شرایط همه آحاد ملت ایران و همه روحانیون و دست اندرکاران کشور باید در کنار هم و دست در دست هم به راه مقدس خود ادامه دهند. و صاحبان قلم و سخن و مطبوعات نیز به طور جدّ مواظب نوشتهها و گفتههاى خود باشند و نمایندگان مجلس نیز به عدالت و عطوفت با یکدیگر برخورد کنند و به مسائل دامن نزنند و خصوصاً در اعتبارنامهها به مسائل شخصى و گروهى نپردازند و در نطقهاى قبل از دستور و غیر آن به شخصیت و اعتبار نمایندگى مجلس توجه کنند و حرمت مجلس و نظام و اخلاق کریمه اسلامى را مقدّم دارند و خلاصه کلام اینکه مجلس و نمایندگان باید مؤیدو حدت و انسجام جامعه باشند و مسئولین در کنار مردم و مردم همراه و پشتیبان مسئولین به وظیفه خود عمل کنند و از برکات مادى و معنوى اتحاد مقدس خود بهرهمند شوند و از صحنهها کنار نروند که امروز شاید گناهى بالاتر از کنارهگیرى نباشد و هیچ عذر و بهانهاى براى ترک صحنه انقلاب پذیرفته نمىشود.
رسیدگى به شکایات در انتخابات دوره سوم مجلس
۶۷/۲/۳
جناب حجتالاسلام، آقاى حاج شیخ محمد على انصارى ـ دامت افاضاته
جنابعالى، که فردى متدین و آگاه مىباشید، به عنوان نماینده اینجانب، با دو نفر از طرف شوراى محترم نگهبان، و دو نفر از طرف وزیر محترم کشور، موظف مىباشید تا به موارد ذیل عمل نموده و کار انتخابات تهران را به پایان برسانید:
۱. آقایان باید تمام تلاش خود رابنمایند تا انتخابات مرحله دوم در «روز قدس» صورت گیرد، و مجلس سوم در وقت مقرر تشکیل گردد.
۲. هیأت نظارت شوراى محترم نگهبان موظف است که از ابتدا تعداد صندوقهایى را که از آنها شکایت شده است مشخص نمایند.
۳. وزارت کشور موظف است تمامى صندوقهاى مورد شکایت را هم امروز به شوراى محترم نگهبان منتقل گرداند.
۴. وزارت کشور مىتواند افرادى را در موقع شمارش آرا بر سر صندوقها بگمارد تا براى هیچ کس هیچ شبههاى پیش نیاید.
۵. آرا نسبت به همه کاندیداها شمارش شود، نه کاندیداهاى خاص.
مسئولیت حفظ صندوقهاى منتقل شده با شوراى نگهبان است. جنابعالى موظف مىباشید تا مسائل را به اینجانب گزارش نمایید، تا قوه قضاییه با هر کس که در راه پیشبرد کارها مانع ایجاد مىکنند، قاطعانه برخورد نماید. خداوند همه را به راه راست هدایت فرماید و از کیْد شیطان نفس نجات دهد. اردیبهشت ۱۳۶۷
بسمه تعالى. پس از عرض سلام به عرض حضرت امام مىرساند، در تماسهاى مکرر تلفنى که با آیتاللّه آقاى امامى[۹] و حجتالاسلام والمسلمین آقاى محتشمى[۱۰]داشتم آقایان بدین نتیجه رسیدند:
۱. صندوقهاى مورد شکایت از هم اکنون مشخص شود.
۲. آراى کلیه کاندیداهایى که در صندوق آرا هستند شمرده شود نه کاندیدهاى خاص.
۳. در مواردى که نمایندگان اجرایى و یا نظارت در شمارش آراى صندوقها مواجه با اشکال شدند بلافاصله به اطلاع جناب آقاى امامى و محتشمى رسانده تا فردى از سوى آقاى امامى آمده، صندوق مورد اشکال را در مقابل نظارت و اجرا بازشمارى کند.
۴. هیأت نظارت به تعداد خواهران مأمور اجرا از خواهران استفاده کند.
۵. مسأله حتىالمقدور تا آخرین هفته و یا ده روز تمام گردد. والسلام.
۶۷/۲/۳
ـ احمد خمینى] بسمه تعالى طبق آنچه ذکر شده است باید عمل شود و مسامحه جایز نیست. انشاءاللّه تعالى موفق و مؤید باشید.
۶۷/۲/۱۲
اعضاى محترم شوراى نگهبان ـ دامت افاضاتهم با توجه به گزارشات مختلف و نیز رسیدگى و گزارش نماینده اینجانب در امر انتخابات صحت آن محرز و آن را اعلام نمایید، تا انتخابات در موعد مقرر ـ روز قدس ـ انجام گیرد. و تصمیم نهایى در مورد صندوقها و آرا، با رأى اکثریت نمایندگان محترم شوراى نگهبان و وزیر محترم کشور و نماینده اینجانب است. و کسانى که احتیاط یا وسوسهاى در امر انتخابات مىکنند بهتر است کمال احتیاط را براى حفظ حیثیت جمهورى اسلامى و اسلام نمایند.
پانویس
- ↑ برگزارى اولین دوره انتخابات مجلس شوراى اسلامى
- ↑ امام على(ع) پس از بیان علل پذیرش خلافت فرمود: «دنیاى شما نزد من از عطسه بز ماده بىارزشتر است»؛ نهجالبلاغه؛ خطبه سوم (معروف به خطبه شقشقیه). و در کلامى دیگر خطاب به ابنعباس فرمود: «حکومت و خلافت نزد من از این کفش [پر از وصله] بىارزشتر است»؛ همان خطبه
- ↑ بخشى از آیه ۱۰۳ سوره آل عمران: «و همگى به رشته دین خدا چنگ زده و به راههاى متفرق (مدعیان دینساز) نروید»
- ↑ بخشى از آیه ۴۶ سوره انفال: «هرگز راه اختلاف و تنازع نپویید که در اثر تفرقه ترسو و ضعیف شده و قدرت و عظمت شما نابود خواهد شد»
- ↑ بخشى از آیه ۵۵ سوره ذاریات: «و امت را تذکر و پندى ده که پند و تذکر (اگر کافران را نفع ندهد) مؤمنان را سودمند افتد»
- ↑ بخشى از آیه ۲۸ سوره رعد: «همانا با یاد خدا دلها آرام مىگیرد»
- ↑ دادن رأى اعتماد
- ↑ رئیسجمهور اسبق امریکا
- ↑ آیت اللّه محمد امامى کاشانى، دبیر اسبق شوراى نگهبان
- ↑ حجتالاسلام محتشمى، وزیر اسبق وزارت کشور







