کتابخانه:اهمیت انتخابات و نقش مردم از دیدگاه حضرت امام خمینی
|
| |
| نویسنده | روح الله موسوی خمینی |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | ۱۳۸۷ |
| دانلود | HTML |
اهميت انتخابات و نقش مردم از ديدگاه حضرت امام خميني (س)
۵۷/۱۰/۱۰
برنامه ما اين است كه رجوع كنيم به آراى عمومى، به آراى مردم.
قواى انتظامى را كنار بگذاريم؛ خود مردم را، محول كنيم تنظيم انتخابات را به دست خود جوانهاى مردم. در هر شهرى جوانها خودشان؛ كه قواى انتظامى، شهربانى، شهردارى همه كنار بروند. آن كسى كه دخالت مىخواهد بكند براى حفظ صندوق آرا و امثال ذلك، خود ملت باشد. در هر شهرى به حَسَب اقتضاى آن شهر عدهاى را معتمدين آن شهر، مطلعين و دلسوزهاى براى مملكت ، عدهاى را تعيين كنند كه نظارت كنند در اين. حفاظت كنند اين صندوقها را و نظارت كنند آرا را. مردم يكى را تعيين كنند براى اين كه رئيس جمهور باشد، ما هم رأيمان را علناً به مردم اظهار مىكنيم كه آقا آنكه من مىخواهم اين است؛ شما ميل داريد به اين رأى بدهيد، ميل داريد هم خودتان آزاديد. قهراً مردم وقتى آزاد هستند يك نفر صالحرا انتخاب مىكنند و آراى عمومى نمىشود خطا بكند. يكوقت يكى مىخواهد يك كارى بكند اشتباه مىكند، يكوقت يك مملكت سى ميليونى نمىشود اشتباه بكند. كسى بگويد خوب لَعلَّ يك آدمِ غلطىرا گذاشتند؛ اگر غلطى را گذاشتند، قدم اول را كه برداشت همين ملت عزلش مىكنند تمام مىشود. ما مىگوييم كه بايد رئيس يك مملكتى را خود ما، خود جمعيت، خود ملت تعيين كند. قهراً وقتى كه يك ملتى مىخواهد يك كسى را براى سرنوشت مملكت خودش تعيين كند، اين يك آدم صحيح را تعيين مىكند نه يك آدم فاسدى را؛و قهراً اشتباه در سى ميليون جمعيت نخواهد شد.
۵۷/۱۰/۱۸
يكى از مهمترين وظايف اوليه جمعى كه پس از سقوط شاه مسئوليت امور را به دست مىگيرند، فراهم كردن شرايط انتخابات آزاد است كه به هيچ وجه اِعمال قدرت و نفوذ از هيچ طبقه و گروهى در انتخابات نباشد.
۵۸/۵/۱۲
ملت شريف و مبارز ايران! دشمنان اسلام و نهضت، در خارج و داخل، تبليغات زهرآگين خود را شروع كردند، و چنين وانمود مىكنند كه مردم در اين انتخابات بىتفاوتند و به سردى و سستى گراييدهاند. مىخواهند شما را متهم كنند كه از جمهورى اسلامى رو برگردانيدهايد. از شما ملت مبارز انتظار دارم كه با شركت همگانى خود ياوهسرايان را رسوا كنيد.
۵۸/۱۰/۳
روز سرنوشتسازى است. مىخواهيد زمام كشور را به يك كسى بدهيد كه مؤثر است در مقدرات كشور شما. سهلانگارى نكنيد، و به پاى صندوقها برويد، و با هم اجتماع كنيد، و كسى كه لايق براى اين مقام است و داراى آن صفاتى است كه سوء سابقه نداشتن،و ابستگى به رژيم سابق نداشتن، اينها از امورى است كه بايد ملاحظه بشود. و آقايان نبايد سستى كنند در رفتن. به پاى صندوق بروند.
لكن به كسى كه اين صفات را دارد رأى بدهند.
۵۸/۱۰/۹
ممكن است كه اگر شماها يا سستى كنيد براى يك همچو امر مهمى و طورى باشد كه به نظر بيايد كه بىتفاوتيد ـاگر شد؛ برويد رأى بدهيد، اگر نشد نرويد و يا گروههاى شما با هم اختلاف پيدا بكنند، ممكن است اشخاصى كه لايق اين مقام نباشند به اين مقام برسند. اين امرى است كه بسته به نظر خودتان و بايد با تمام قوا جديت كنيد كه سرنوشت اسلام و مسلمين را به دست كسى كه لايق براى اين مقام نباشد، ندهيد. و من اميدوارم كه با اتكال به خدا اين مطلوب هم حاصل بشود. و از خداى تبارك و تعالى سلامت و توفيق و رفاه ملت را خواستارم.
۵۸/۱۰/۱۴
در اين موقع كه به خواست خداوند متعال يكى ديگر از مراحل استقرار نظام جمهورى اسلامى در دست تحقق است؛ و ملت مبارز بيدارِ ايران در صدد تعيين و انتخاب رئيس جمهور مىباشد ، لازم است تذكراتى داده شود:
۱. با اينكه در اين دوره به حسب قانون اساسى مصوب از ناحيه ملت، تصديق صلاحيت رئيس جمهور و واجد بودن شرايط او به عهده اينجانب است، به واسطه بعضى مصالح و جهات لازمالمراعاة، از آن جمله وضع استثنايى كه كشور دارد، لازم است در اين امر مهم حياتى تأخير نشود. از طرفى شناسايى بيش از ۱۲۰ نفر محتاج به زمانى طولانى است؛ و تأخير در اين حالِ استثنايى به صلاح ملت و كشور نيست، به اين جهت و جهات ديگر اينجانب امر صلاحيت و انتخاب را به ملت واگذار نمودم كه خود سرنوشت خود را تعيين كنند.
۲. در دورههاى آينده كه انشاءاللّه استقرار كامل حاصل شد، به حسب قانون اساسى بايد اين امر به وسيله شوراى نگهبان عمل؛ و آنان هستند كه بايد تشخيص صلاحيت رئيس جمهور را به حسب موازين قانونى بدهند.
۳. اينجانب از ملت شريف ايران تقاضا مىكنم كه در اين امر مهم حياتى، سستى و بىتفاوتى از خود نشان ندهند. و انتظار دارم همان طورى كه با شور و شعف به پاى صندوقهاى رأى براى تصويب جمهورى اسلامى رفتند، در اين امر نيز با جديت و علاقه به اسلام، شركت كنند؛ كه خداوند متعال با آنان است و پيروزى نصيب ملت شريف مسلمان است.
۴. ملت شريف با كمال هوشيارى و توجه به توطئهها و بندوبستها كه در دست اجراست، و مىخواهند نگذارند ملت در اين مرحله مهم پيروز شود، و در صدد ايجاد انحراف هستند ، مراعات شرايطى را كه در قانون اساسى ذكر شده است با كمال دقت بنمايند.
۵۸/۱۱/۴
فردا روز جمعه است و روز مبارك در ماه مبارك. تولد با سعادت رسول اكرم در او اتفاق افتاد. و باز مبارك است از باب اينكه ملت ما به يك آرزوى ديگرى كه داشتند رسيدند و آن تعيين رئيس جمهور. در اين زمينه من چند تا مطلب دارم كه اگر آن مطالب تحقق پيدا بكنند، من خوشحال مىشوم و بيمارى من هم مهم نيست اينقدر.
يكى اينكه فردا همه ملت بىاستثنا به پاى صندوقها بروند.
بىعنايتى نكنند به يك مطلبى كه كشور آنها به آن احتياج دارد.
سرنوشت ملت و اسلام به او بسته است. همچو نباشد كه اگر يك كسى مثلاً ميل داشت رئيس جمهور بشود و حالا احتمال مىدهدكه نشود، كنار برود. يا اشخاصى كه با او رفيق هستند كنار بروند و رأى ندهند. بهتر اين است كه آنهايى كه مىدانند كه نمىشوند ، آنها متصل بشوند به بعض آنهايى كه مىدانند مىبرند. تا اين كه انشاءاللّه يك رأى كافى تحقق پيدا كند و ما سرشكسته نشويم به اينكه ملت اعتنايى به اين مسائل ندارد. اعتنايى به سرنوشت خودش و سرنوشت اسلام ندارد. همه با هم به پاى صندوق برويد. مطلب ديگر اينكه پاى صندوقها كه مىرويد اينطور نباشدكه با هم اختلاف پيدا بكنيد يك مسألهاى است كه براى كشور است. هر يك از اينها كه ببرند، براى كشور لابد خدمت خواهند كرد. و اگر خدمت نكنند ملت هست و آنها را بر كنار خواهد كرد.
از اين جهت به طور خصمانه با هم رفتار نكنيد. برادر باشيد با هم.
اگر يكى رئيس جمهور شد، شما هم به او اعانت كنيد. اينطور نباشد كه قبل از اينكه رئيس جمهور بشود بريزيد به جان هم. فردا پاى اين صندوقها بريزيد به جان هم. يا بعض از قشرها شركت نكنند. من از همه قشرهاى ملت، چه فارس، چه ترك و چه كرد و چه بلوچ و چه تركمن و چه بختيار[ى] و چه ساير قشرهايى كه و طوايفى كه هستند در ايران، از اينها تقاضا مىكنم، عاجزانه تقاضا مىكنم كه طورى نكنيد كه در خارج منعكس بشود كه شما يك مردمى هستيد كه تربيت اسلامى نداريد. شما يك مردمى هستيدكه با هم سردنيا نزاع مىكنيد. رياست جمهور[ى] چيزى نيست كه شما به آن اهميت بدهيد. اگر رياست جمهور خوب باشد، آن است كه خدمت به ملت مىكند و اگر بد باشد، آن است كه راه جهنم را بايد بپيمايد. خيلى در صدد اين نباشيد كه براى خاطر اينكه يكى بيشتر مىخواهد رأى ببرد، يكى كمتر مىخواهد رأى ببرد به هم بريزيد و جنگ و نزاع باشد، و اسباب ناراحتى همه را فراهم كنيد. و من هم كه اينجا هستم و در بيمارستان هستم از اين جهت، ناراحت و ناراضى باشم. يكى ديگر اينكه بعد از اين كه رئيس جمهور به مباركى انشاءاللّه تعيين شد، هر كس باشد ، ديگران قهر نكنند و عقب بنشينند. كشور، كشور خود شماست.
رئيس جمهور باشيد، كشور است. پاسبان باشيد، كشور است.
طلبه مثل من باشيد، كشور خود شماست. بعد از اينكه رئيس جمهور تعيين شد همه اعانت كنيد از او. همه وارد بشويد در كار و اعانت كنيد از او. كنار ننشينيد. قهر نكنيد و رشد خودتان را نشان بدهيد به دنيا كه شما رشيد هستيد، و شما مىتوانيد كه يك مملكتى را با هم اداره بكنيد.
۵۸/۱۱/۲۳ تا آنجايى كه من شاهد انتخابات در ايران بودم، از زمان قبل از رضاشاه، سالهاى طولانى كه شاهد بودم انتخابات را، انتخاب آزاد در ايران نبود. منتها انتخابات يكوقت با زور خوانين بلاد و مالكين بلاد انجام مىگرفت، و زمان رضاشاه كه دست آنها كوتاه شد ، تحت كنترل رضاشاه بود، و ديگر مجلسى در كار نبود به جز انتصاباتى كه از اشخاص معلوم، و در زمان محمدرضا بدتر از ا و شد. من مىتوانم ادعا كنم كه انتخابات در اين سال، تنها انتخاباتى است كه به رأى مردم و بدون فشار كسى و بدون اينكه دخالت داشته باشند اشخاص در آراى مردم، انجام خواهد گرفت. لكن من از همه قشرها، از همه ملت مىخواهم كه آداب اسلامى خودشانرا نسبت به همه امور، خصوصاً در انتخابات حفظ كنند. و مبادا خيال كنند كه مبارزات انتخاباتى عبارت از اين است كه به ديگران بد بگويند و كارشكنى بكنند. البته دعوت به انتخاب اشخاص مانع ندارد، لكن توجه داشته باشند كه همان طور كه در انتخاب رئيسجمهور، به آن سلامت و به آن آرامش و به آن خوبى گذشت ـكه نمونه بود در ايران من اميد آن دارم كه در اين انتخابات هم به همان طور بگذرد. و همه با هم برادروار در يك مقصد باشيم. در يك مقصد باشيد. و خداوند را شاهد بدانيد، و ناظر بدانيد، و نهضت را لكهدار نكنيد. دشمنها درصددند كه خردهگيرى كنند. و من اميدوارم كه خداوند همه شما را تأييد كند. و همه با سلامت اين انتخابات را هم بگذرانيد و بعد را هم همينطور. ۵۸/۱۱/۲۳ من در ايام آخر عمر با اميدوارى كامل و سرافرازى از نبوغ شما به سوى دار رحمت حق كوچ مىكنم. سرفرازى و مباهات آنگاه به حد كمال خواهد رسيد كه در انتخابات مجلس شوراى اسلامى ، چون انتخابات رياست جمهورى كمال رشد انسانىاسلامى خود را نشان دهيد. شما اى ملت عزيز كه براى خدا و جلب رضاى او بپاخاستيد و با تأييد و توفيق ذات مقدسش به پيروزى معجزهآسا رسيديد، اكنون نيز در اين مرحله كه مقام امتحان است كوشش كنيد كه مصالح اسلام و كشور اسلامى را فداى منافع شخصى يا گروهى نكنيد. من انتظار دارم كه وحدت كلمه خود را حفظ و در انتخاب وكلاى خود رضاى حق را بر رضاى خود مقدّم داريد. ۵۸/۱۲/۲۱ در آستانه انتخابات مجلس شوراى اسلامى، دو چيز موجب نگرانى اينجانب است: ۱. خوف آن دارم كه در اثر تبليغات دامنهدار دشمنان نهضت اسلامى و مخالفان جمهورى اسلامى كه در ظرف اين يك سال با هر وسيله ممكن به تضعيف آن كوشا بودهاند، و اخيراً كه قدم آخر پيروزى را ملت عزيز هوشيار بر مىدارد، تبليغات و شايعهسازيها به اوج خود رسيده، و چون خود و الهامدهندگان خود را در آستانه شكست نهايى يافتهاند از هيچ تشبثى دستبردار نيستند كه جوانان عزيز ما كه به همت والاى خود نهضت اسلامى را پيش بردهاند، در اين مرحله نهايى سردى و سستى از خود نشان دهند و تحت تأثير اين شايعهها واقع شوند، و از شركت در اين امر حياتى اسلامى خوددارى كنند. اينجانب كه عمر نالايق خود را براى خدمت به اسلام و ملت شريف در طَبَق اخلاص تقديم مىكنم ، اميد است تقاضاى متواضعانه و استدعاى خيرخواهانهام را بپذيريد، و با شركت عمومى خود در انتخابات، قطع اميد دشمنان جمهورى اسلامى و وابستگان به رژيم منحط سابق و هواخواهان آن؛ خصوصاً دولت امريكاى ستمكار را بنماييد. عزيزان من! كه اميد نهضت اسلامى به شماست، در روز تعيين سرنوشت كشور بپاخيزيد، و به صندوقها هجوم آوريد و آراى خود را در آنها بريزيد، و با كمال آرامش و مراعات كامل اخلاق انسانىاسلامى، اين امر مشروع را انجام دهيد. من نيز با حال نقاهت، خود را براى شركت مهيا مىنمايم. ۲. ... من در اين مرحله حساس ايرانساز، چشم اميدم به شما ملت بزرگ است؛ و انتظار روز موعود را مىكشم كه ملت عزيز با همت والاى خود، پيروزى نهايى را به دست آورد. اخيراً لازم است مطلب مهم ديگر را تذكر دهم تا با مراعات آن از هر گونه تقلب اشخاص فاسد جلوگيرى شود. لازم است در تهران كه بايد به سى نفر رأى داد و در شهرستانهايى كه چند نفر مورد انتخاب است، انتخابكنندگان قبل از رفتن به سر صندوق انتخابات، منتخبين خود را با تحقيق و دقت كامل روى يك ورقه بنويسند كه در وقت رأىدادن، با ذهن حاضر رأى بدهند. و لازم است كه خودشان مستقيماً رأى خود را به صندوق بيندازند و به احدى اعتماد نكنند كه فرصتطلبان در كمينند. كسانى كه سواد نوشتن ندارند، قبلاً به شخص مطمئنى مراجعه كنند و منتخبين خود را به او بگويند تا در ورقه بنويسند؛ پس از آن ورقه را به يكىدو نفر مورد اطمينان بدهند بخواند كه اشتباهى رخ ندهد و از خيانت و تقلب مصون باشد. لازم است از اوراقى كه ديگران به آنان مىدهند، جداً اجتناب كنند. ۵۸/۱۲/۲۲ اين تلخى مطالب و بىبند و بارى انتخابات و مجلس و امثال ذلك شايد يكوقت اسباب اين بشود كه بعضيها گمان كنند كه خوب حالا هم مثل آن وقت. به اصطلاح آدم مارگزيده از ريسمان خط و خالدار هم مىترسد و ملت ما مارگزيده است. استعمار گزيده است. خان گزيده است و محمدرضا و رضاخان گزيده است. از اين جهت يكوقت مىبينى كه در ذهنشان مىآيد كه خوب اين هم مجلسى مثل آن مجلسها. لكن همه بايد بدانند كه امروز هيچ قدرتى نيست كه بتواند يك وكيل را تحميل كند. از رئيس جمهور گرفته تا ارتش، تا شهربانى، ژاندارمرى، خانها هم كه ديگر چيزى از آنها باقى نمانده است. و اشراف و اعيان هم همين طور. متنفذينى هم نداريم. هيچ كس الآن در ايران، هيچ مقامى در ايران نيست كه قدرت اين را داشته باشد كه يك وكيل تحميل كند. بنابراين، امروز مسئوليت به عهده ملت است. ملت اگر كنار بنشينند، اشخاص مؤمن، اشخاص متعهد كنار بنشينند، و اشخاصى كه نقشه كشيدهاند براى اين مملكت از چپ و راست ، آنها وارد بشوند در مجلس، تمام مسئوليت به عهده ملت است. هر قدمى كه بر ضد اسلام بردارند، در نامه اعمال ملت نوشته مىشود. هر كارى كه انجام بدهند مسئوليتش متوجه ملت است. امروز سرنوشت اسلام و سرنوشت مسلمين در ايران و سرنوشت كشور ما به دست ملت است. و اگر مسامحه كنند در اين امر ، اهمال كنند، نروند و رأى ندهند، مسئوليت متوجه خود آنهاست عيناً. و اگر بروند و در تشخيص مسامحه كنند و اشخاص متعهد مسلم، كسانى كه براى كشور و براى اهالى كشور ارج قائل هستند ، كسانى كه نمىخواهند زمام امور كشور ما به دست چپ بيفتد يا به دست راست بيفتد، اين اشخاص را چنانچه تعيين كنند، به تكليف خودشان عمل كردهاند. و چنانچه مسامحه در اين امر كنند و آنها پيش ببرند، آنهايى كه مىخواهند ما را به زنجير چپ و راست بپيوندند و ما را اسير كنند در دست قدرتهاى بزرگ، اگر آنها پيش ببرند و شما ساكت باشيد، تمام مسئوليت متوجه شماست. امروز مسئوليت بزرگى به عهده همه ماست. من آن مقدارى كه قدرت دارم براى گفتن، در عين حالى كه حال من حال نقاهت است، احساس وظيفه مىكنم و به ملت عرض مىكنم. و اگر ملت به اين حرف گوش نكرد، من حجت دارم. فردا در پيشگاه خداى تبارك و تعالى، از ما سؤال خواهد شد. من عرض مىكنم در آنجا كه من به ملت، مصالح و مفاسد را گفتم. من گفتم به اينكه اگر شما مسامحه كنيد، آنهايى كه مىخواهند شما را به بند بكشند، آنهايى كه با اسلام مخالفند ، آنهايى كه با جمهورى اسلام از اول تا حالا مخالفت كردهاند، اينها خواهند پيش برد. و اگر خداى نخواسته، آنها پيش ببرند و مملكت ما باز برگردد به حالى كه سابق بود، يا به دست چپيها بيفتد، يا به دست راستيها بيفتد، تمام مسئوليتش به عهده شماست. امروز مثل زمان سابق نيست. مثل زمان رژيم سابق نيست. رژيم سابق شما نمىتوانستيد. قدرت نداشتيد. امروز قدرت داريد براى اين كه حفظ كنيد حيثيت اسلام را و حفظ كنيد مصالح كشور را و حفظ كنيد استقلال خودتان را و حفظ كنيد آزادى خودتان را. اگر مسامحه كنيد، مسئول هستيد پيش خداى تبارك و تعالى. اگر نرويدو رأى ندهيد و آنها كه جديت دارند به اينكه وارد بشوند در مجلس و به هم بزنند اوضاع ايران را، آنها خداى نخواسته بروند ، مسئوليتش به عهده شماست مستقيماً. مسئوليتْ همه طبقات دارند. مراجع مسئولند. علما مسئولند. ائمه جماعت مسئولند ، خطبا مسئولند. تجار مسئولند. بازرگانان مسئولند. دانشگاهيها مسئولند. طلاب علوم دينيه مسئولند. كارگرها مسئولند. همه مسئولند. تمام قشرهاى مملكت امروز مسئولند. امروز روزى است كه آنهايى كه از اول تا حالا مخالف با جمهورى اسلامى بودند، مخالف با اسلام بودند، اسلام را مخالف مقاصد خودشان مىديدند، آنها به دست و پا افتادهاند و دارند تبليغات مىكنند. اگر مؤمنين كنار بروند، آنهايى كه متعهد به اسلام هستند كنار بروند و اينها بيايند و قبضه كنند، مثل صدر مشروطه كه رفتند كنار اشخاصى كه متعهد بودند، و قبضه كردند مشروطه را آنهايى كه متعهد به اسلام نبودند. اسلام را به آنجا كشاندند كه همه ديديد. اگر در صدر مشروطه علما آمده بودند در ميدان، مؤمنين آمده بودند، روشنفكرهاى متعهد آمده بودند و مسلمانهاى متعهد آمده بودند و قبضه كرده بودند مجلس را، و نگذاشته بودند كه ديگران بيايند مجلس را بگيرند، ما به اين روزگار نمىرسيديم. ما مملكتمان خراب نمىشد. ما عزتمان از بين نمىرفت. لكن شياطينى كه در آن وقت بودند، بيخ گوش اينها خواندهاند كه شما در سياست داخل نشويد. سياست است اين. شما را به سياست چه و آنها باور كردند كه خيرخواهند. امروز هم همين مسائل ممكن است در يك قشرهايى پيش بيايد، كه بگويند ما چه كار داريم به اين كارها. اين كارها مال اشخاصى است كه خودشان مىكنند. بايد همه بدانند كه همهتان مسئوليد. همه معاقب هستيد. فردا در پيشگاه خداى تبارك و تعالى نه ملاّ حجت دارد اگر عمل نكند، و نه كاسب حجت دارد اگر عمل نكند، و نه زارع حجت دارد اگر عمل نكند، و نه دانشگاهى و نه دانشجو و نه طلاب علوم دينيه. كارگر و كارفرما، همه در پيشگاه خداى تبارك و تعالى مسئول هستيد، و در پيشگاه ملت و نسلهاى آتيه هم مسئول هستيد. گمان نكنيد كه به ما چه كار دارد. خير، همه چيز به شما مربوط است. امروز مثل زمان سابق نيست كه بگوييد كه ما قدرت نداشتيم، نمىتوانستيم. امروز مىتوانيد. امروز همه قدرت دست ملت است. امروز رئيس جمهور، رئيس اركان حرب، رئيس ارتش ، با شما، با آن بازارى مثل هم هستيد. در امر، نه او مىتواند به شما تحميل كند و نه شما مىتوانيد تحميل كنيد، و نه شما زير بار مىرويد. امروز همه مسئوليم. امروز همه بايد با هم پاى صندوقها برويم، و همه با هم اشخاص متعهد مسْلم، كسانى كه نه گرايش چپ دارند، نه گرايش راست دارند، نه ما را مىخواهند به آنها بفروشند، نه ما را مىخواهند به آن طرف بفروشند، اين اشخاصرا تعيين كنيد تا سرنوشت شما و سرنوشت اسلام، سرنوشت صحيح باشد. ۵۹/۲/۱۷ روز جمعه نوزده ارديبهشت، [۱]روزى است كه ملت شريف مسلمان كه به جمهورى اسلامى رأى مثبت دادهاند، براى تعيين كانديداهاى معتقد به اسلام و احكام خداوند متعال و معتقد به جمهورى اسلامى به پاى صندوقهاى رأى مىروند. روز جمعه روزى است كه اسلام و ملت مسلمان يا به آمال الهى خود مىرسند و يا با اخلالگران و معتقدان به مكتبهاى ضد اسلامى در مجلس اسلامى مواجه مىشوند و اسلام و قرآن را در معرض خطر قرارمىدهند. بايد ملت شريف ايران بدانند كه اسلام ، عزيزتر از آن است كه براى هواهاى نفسانى و جلب توجه گروهها يا اشخاصى پشت به آن نموده و مقاصد فانى خود را بر مقاصد عالى و باقى حق تعالى مقدّم دارند. در اين دوره كه اولين مجلس اسلامى است و سرنوشت مجالس دورههاى بعد هم امروز بايد تعيين شود، هر خشت كجى كه در اين مجلس به دست كسانى كه اسلام را نمىخواهند پياده شود و يا از روى جهالت با مسائل برخورد مىكنند گذاشته شود، سنتى مىشود براى هميشه؛ و كسى كه سنت كجى را بنا گذارد، تمام گناهانى كه به واسطه آن ارتكاب شود به عهده اوست. ۵۹/۲/۱۷ ممكن است بعضى شياطين، مطالبى را بين مردم ناآگاه پخش كنندو آنان را در رأى دادن يا رأى به اشخاص صحيح دادن منحرف كنند. يك آنكه گفته شود كسانى كه در مرحله اول رأى دادند نبايد در اين مرحله رأى دهند، در صورتى كه اين مرحله با مرحله اول فرقى ندارد و مقتضى است همه ملت در رأى دادن شركت كنند. دوم آنكه گفته شود خوب است به همه گروهها چه چپى و چه انحرافى رأى دهيد كه مجلس شورا جامع همه گروهها باشد. اين يك مطلب غلطى است كه منحرفين درست كردهاند تا در مجلس با خدعه شركت كنند، و ملت به اين مطالب انحرافى گوش فراندهد و به اشخاص با شرايط فوق رأى دهد. اميد است ملت مسلمان ايران در اين امر حياتى كه سرنوشت جامعه به آن مرتبط است شركت كنند و روز جمعه همه قشرها زنو مرد بپاخيزند و به سوى صندوقها بروند و رأى خود را بدهند. در اين روز افرادى فرصتطلب در حوالى صندوقها جمع مىشوند و به مردم پيشنهاد افرادى خاص را مىكنند؛ به حرفهاى آنان گوش ندهيد و آراى خود را به اشخاص صحيح بدهيد. اشخاص بيسواد قبلاً با مشورت اشخاص مطمئن متدين ، كانديداهاى خود را... به وسيله شخص متدينى بنويسند و باز به شخص ديگرى كه مطمئن است بدهند بخواند و خودشان با دست خودشان رأى خود را به صندوق بيندازند و اختيار نوشتن رأى يا به صندوق انداختن را به هيچ كس ندهند. ۶۰/۴/۱۰ چند روز ديگر مسأله انتخاب رئيس جمهور است. بايد همه شما با تمام جديت در اين، همه اشخاصى كه در هر جا هستند، اهل علمى كه در هرجا هستند، با كمال جديت، مردم را دعوت كنند به دخالت. دخالت كنند در مسأله، حاضر بشوند. اگر شماها حاضر نشويد و يك رئيس جمهورى مثل سابق برايتان بتراشند و بازى بدهند همهمان را، همهمان مسئول هستيم. اگر شما از صحنه خارج بشويد و آنها خودشان وارد بشوند و يك وقت يك نفرى را رئيسجمهور كنند كه تباه كند اين كشور را، چنانچه تباه كردند ، همهمان مسئوليم. شما، آن آقايى كه در آن ده با دويست نفر جمعيت زندگى مىكند و آن آقايى كه در آن شهر با دو ميليون يا چهار ميليون يا پنج ميليون جمعيت زندگى مىكند، همه مسئوليم؛ علىالسواء مسئوليم. همه بايد مردم را دعوت كنيم به اينكه در انتخاب رئيسجمهور بىتفاوت نباشند؛ بروند در پيش صندوقها ، رأى بدهند. و البته خوب، اشخاصى كه مطلعاند، چه هستند از علما، از كسان ديگر، يك نفرى [را]كه بدانند چطور است انتخاب كنند يا چند نفر را، اما توجه [كنند] به اينكه چه بايد بكنيم و ما مقدرات مملكتمان را دست كى بايد بدهيم. و ما اگر يك رئيس جمهور داشته باشيم كه نا باب از كار در بيايد، همه چيزها از بين مىرود. حالا هم ما مبتلا هستيم به تفالههايش. نگوييد كه ديگران رأى مىدهند. من هم بايد رأى بدهم، تو هم بايد رأى بدهى، آن روستايى هم كه در كنار مزرعه خودش كار مىكند بايد رأى بدهد؛ تكليف است. اين يك تكليف الهى است. اين هم يك چيزى حساب نكنيد كه خوب، ديگران هستند، من چه مىكنم؟ خير. براى هر فردى از افراد اين ملت تكليف است كه حفظ كند اسلام را. حفظ اسلام به اين است كه حالا در كشور ما ـهر كسى در كشور خودش، الآن ما مبتلاى به مسائلى هستيم در اين كشور حفظ اسلام اين است كه ما يك رئيس جمهورى كه لااقل، اعتقاد به اسلام داشته باشد، متعهد باشد براى اسلام، بشناسيد كه اين آدم متعهدى است، كه مبادا مبتلا بشويم به يك نفر نابابى كه ما را بخواهد بكشد، ببرد طرف امريكا، روحانيون را مىخواهد كنار بگذارد و مجلس را كنار بگذارد... تكليف است. ما مكلفيم به اينكه در امور دخالت كنيم. ما مكلفيم در امور سياسى دخالت كنيم؛ مكلفيم شرعاً؛ همانطور كه پيغمبر مىكرد؛ همانطور كه حضرت امير مىكرد. در اين ايام، كه اعلان مىكنند مسأله انتخاب رئيس جمهور [را]، آن اشخاصى كه در حوزهها هستند، بايد دست از كارها بردارند و راه بيفتند توى شهرها و دهات و روستاها و آن جاهاى دور افتاده و كمك كنند. و اگر نكنند، فردا مسئولاند پيش خدا و اگر مسامحه كنند، فردا مسئولاند پيش خدا. مردم را دعوت كنند به دخالت در امور، به انتخاب يك رئيس جمهور صحيح ، كمك كنند براى رساندن صندوقها به روستاهاى دور افتاده. اگر شما نكنيد، آنهايى كه بر ضد شما هستند، مىكنند اين كار را؛ تبليغ مىكنند آنجاها. شماها مبلغ اسلام هستيد. امروز تبليغ اسلام براى حفظ خود اسلام. تبليغ اين است كه رئيس جمهورتان را خودتان تعيين كنيد. اهميت اين همان اهميتى است كه اسلام دارد. يك نفرى كه وارد بشود و در رأس امور واقع بشود و ـخداى نخواسته فاسد از كار در آيد، يك كشور را به فساد مىكشاند. اگر چشمتان باز نشده بود و توطئهها را كشف نكرده بوديد، خدا مىداند كه چند وقت ديگر ما به كجا مىرسيديم. حالا هم همينطور باشد. حالا هم همينطور است. همانطورى كه ارتش ما و سپاه پاسداران ما و بسيج ما و عشاير ما در جبههها مشغول دفاع از اسلام هستند ـو خداوند تأييدشان كند، آنها را و همه ملت ما بايد پشتيبانى از آنها بكنند همانطور شما هم كه جنداللّه هستيد، براى مصالح عمومى اسلام، مكلف هستيد كه عمل بكنيد و مردم را دعوت كنيد. وادار كنيد مردم را. تكليف شرعى را به آنها بگوييد. مسأله، مسأله اين نيست كه خوب، من دلم مىخواهد يك وكيل داشته باشم، دلم مىخواهد يك وزير داشته باشم؛ خير، قضيه اين نيست، قضيه سپردن يك مملكتى است به دست يك كسى كه اگر ناباب از كار در آيد، صدمه به اسلام مىزند، جمهورى اسلامى را از بين مىبرد. اين يك مسأله حياتى است براى شما، براى اسلام و مسلمين. آسان اين را نگيريدكه ما دخالت نمىكنيم؛ يك دسته بگويند: ما دخالت نمىكنيم، از باب اينكه امر سياسى است، به ما چه! اين امر سياسى به همه مربوط است، به اسلام مربوط است، به حفظ اسلام مربوط است. ما اگر نظارت نكنيم؛ يعنى، ملت اگر نظارت نكنند در امور دولت و مجلس و همه چيز، اگر كنار بروند، بسپارند دست اينها و بروند مشغول كارهايشان بشوند، ممكن است يك وقت به تباهى بكشد. ما بايد ناظر باشيم به امور مردم. ما بايد، ملت بايد ناظر باشد به امورى كه در دولت مىگذرد، امورى كه ـفرض كنيد كه در مجلس مىگذرد. نظارت! توجه داشته باشد به اينها. ملت بايد توجه داشته باشد كه اگر در مجلس اين سفر ـفرض كنيد كه يك كسى را تعيين كردند كه كارشكنى براى دولت كرده، كارشكنى براى مجلس كرده، دفعه ديگر تعيينش نكند. اعلام كنند: تعيين نمىكنيم، بل كه انشاءاللّه، به راه بيايند. در قضيه رئيس جمهور، تعيين رئيس جمهور يكى از چيزهايى است كه بر همه مسلمانهاى ايران، بر همه مكلّفهاى ايران واجب است كه در اين امر دخالت داشته باشند. اگر دخالت نكنند و يك صدمهاى به اسلام برسد، هر يك يك ما در محكمه عدل الهى مسئول هستيم؛ يك يك ما. كسى بگويد: «به من چه ربطى دارد؟» اين است كه بگويد: اسلام به من چه ربطى دارد. مگر مىتوانى بگويى: اسلام به من چه ربطى دارد؟! تو مكلفى حفظ كنى. امانت خداست و حفظش امروز به اين است كه رئيسجمهورش يك رئيسجمهور صحيح باشد. و بعد، لابد اشخاصى كه مطلع هستند از امور مىگويند، شما هم شايد بشناسيد خيليهاشان را. يك مجلس [بايد] خوب باشد. و اگر وكلاى شما بعضيهايشان تخلف كردند، به آنها تنبه بدهيد كه آقا نكن و اگر زيادتر كردند دفعه ديگر تعيينشان نكنيد؛ كسى ديگر را تعيين كنيد. و من حالا دارم به همه وكلا اين مطلب را مىگويم كه اگر مسيرتان را از مسير ملت جدا بكنيد و بخواهيد على حده باشيد و تكليفتان را با كسانىكه مخالفت با اسلام كردند و جوانهاى ما را آن طور كشتند و ابرار ما را اين طور كشتند، جدا نكنيد، اگر اين دوره هم، صحبتى نشود ، دوره ديگر شما التماس دعا داريد. ... اين تكليف آقايان است كه راجع به مسائل اسلامى، كه پيش مىآيد، چه وكيل بخواهيد تعيين كنيد و چه ـعرض بكنم كه_ رئيس جمهور بخواهيد تعيين كنيد، بايد در صحنه باشيد؛ عذرى نداريد كه برويد كنار بنشينيد. البته اشخاصى پيدا مىشوند كه با گفتههاى خودشان، نوشتههاى خودشان مىخواهند شما را نگذارند وارد بشويد. آنها مىخواهند كه اشخاصى را تعيين بكنندكه بعدها ما گرفتار بشويم. شماها بايد وارد باشيد در مسأله و با كمال جديت، اهميت بدهيد به اين مسأله و مردم را وادار كنيد. و تكليف ملت هم اين است كه همين طورى كه بحمداللّه، تا حالا در صحنه [بوده] است و هر قضيهاى واقع مىشود بحمداللّه، اينها هستند در صحنه ... . و من گاهى وقتى اينها را، اين اجتماعاتشان، و اين تعهدشان را [كه ]مىبينم، براى خودم حقارت قائل مىشوم؛ اگر اين پاسدارى است كه در كنار سنگر نماز شب مىخواند و جانش را در محل خطر قرار مىدهد، اگر اين سربازى است كه در جبهه جان خودشرا در خطر مىبيند و نماز شبش را مىخواند و وصيت مىنويسد ـآنطور وصيتها اگر اينها مسلمان هستند، خوب، من چه مىگويم؟... من تكليف خودم را دارم ادا مىكنم. همه مكلفند، از من طلبه كه اينجا نشستهام تا شما علماى اعلام و تا همه روستاها و همه جا، مكلف هستند به اينكه در اين امر حياتى دخالت كنند ، بىتفاوت نباشند. مىخواهند شما را بىتفاوت كنند. دستهايى الآن در كار است كه از حالا مشغولند به اينكه نگذارند شما اصلاً وارد بشويد در صحنه، نگذارند كه ملت ما وارد بشود در صحنه. بايدو ارد بشويد؛ چاره نداريد! اسلام است؛ حفظ اسلام است! و بايد چشمشان را باز بكنند كه در دام نيفتند! امريكا دامش را الآن پهن كرده است در تمام ايران؛ در دام نيفتند! گول اين تبليغاتى كه اين گروهها مىكنند، تبليغ مىكنند، گول اينها را نخورند؛ ببينند اشخاص صحيح سالم متعهد دانا چه مىگويند! بخواهد آن بگويد من كشاورزم و چهكار دارم به اين كارها، آن بگويد من، شما مىتوانيد بگوييد من كشاورزم و امام حسين را مىخواهند بكشند ، من چهكار دارم؟ شما اين حرف را مىتوانيد بزنيد؟ شما مىتوانى بگويى كه من كشاورزم، من كارمندم، من تو ادارات هستم يا جاهاى ديگر، قرآن را مىخواهند از بين ببرند به من چه؟ چطور مىتوانى بگويى؟ مقدمه است اين از براى بردن اين مسائل. قدرتهاى بزرگ امروز لمس كردهاند كه سيلى از اسلام خوردهاند. آنها از ما بيشتر ملتفت هستند كه چه كرده است اسلام با آنها. اينها مىخواهند اين اسلام را كنار بگذارند. چطور كنند؟ حيلههاى مختلف؛ يكى هم اينكه شما را وادار كنند كه وارد نشويد. خودشان شيطنت كنند يك كسى را تعيين كنند. آن كس كه تعيين شد، بكشد ما را به طرف امريكا. ۶۰/۴/۱۱ تكليفى كه به همه ملت متوجه است، به زن و مرد و آن كسى كه به حد رأى دادن قانونى رسيده، واجب است اين مسأله كه در پاى صندوقهاى تعيين رئيس جمهور حاضر بشوند و رأى بدهند. چنانچه سستى بكنيد، كسانى كه مىخواهند اين كشور را به باد فنا بدهند، ممكن است پيروز بشوند. بايد همه شما، همه ما، زن و مرد، هر مكلف همان طور كه بايد نماز بخواند، همان طور بايد سرنوشت خودش را تعيين كند. ما يك سيلى خورديم از اشتباه، ما همه اين نابسامانيهايى كه الآن داريم براى اينكه اشتباه كرديم ، نبايد اشتباه تكرار بشود. ۶۰/۷/۲ لازم است ملت عزيز، رشد و استقامت و پايدارى خود را در پيشگاه خالق و صاحب اسلام و در نزد جهانيان و در پيش چشمان حيرتزده دشمنان و بدخواهان اسلام كه شما را با تهمتهاى گوناگون هدف قرار داده و وفادارى شما عزيزان متعهد به جمهورى اسلامى را مورد سؤال و ترديد انگاشتهاند ثابت و با شور هر چه بيشتر، يكپارچه در اين امرى كه حفظ حيثيت جمهورى اسلامى و ملت شريف بسته به آن است به سوى صندوقهاى رأى چون موجى خروشان و دريايى مواج، با صفوفى فشرده رفته رأى خود را به شخصى كه متعهد به اسلام و خدمتگزار به ملت و كشور و حامى مستضعفان و داراى بصيرت در امر دين و دنيا و منزّه از گرايش به شرق و غرب و مكتبهاى انحرافى و داراى ديد سياسى است، بدهيد. امروز شركت در انتخابات رياست جمهور نه فقط يك وظيفه اجتماعى و ملى است، بلكه يك وظيفه شرعى اسلامى و الهى است كه شكست در آن، شكست جمهورى اسلامى است، كه حفظ آن بر جميع مردم از بزرگترين واجبات و فرايض است و وسوسه در آن از شيطان بلكه عمال شيطان بزرگ است. برادران و خواهران با هوشيارى بسيار و ديد اسلامى سياسى با مسائل برخورد كنيد و از وسوسه منحرفان و مخالفان اسلام وو ابستگان به سياست اجانب اجتناب نماييد كه اينان با هر وسيله مىخواهند پايههاى جمهورى اسلامى را متزلزل كنند، و به خيال رسيدن به مقاصد خودشان، از هر فرصتى بهرهبردارى نمايند و نگذارند كه شما در اين امر حياتى كه شخصيت خود و كشورتان بسته به آن است شركت كنيد. اينجانب از علماى معظم و ائمه جمعه و جماعات محترم و خطبا و گويندگان متعهد در سراسر كشور تقاضا دارم كه مردم شريف را از اهميت اين موضوع حياتى و سرنوشتساز مطلع و آنان را به تكليف شرعى خود ارشاد فرمايند. ۶۰/۷/۷ اينها مىخواهند كه مردم را در رأى رياست جمهورى سست كنند. با كشتن يك فرد ولو اينكه هر چه بزرگ باشد و متعهد، مردم ما از رأى دادن به رياست جمهورى و از حاضر شدن پاى صندوقها براى كمك به اسلام و جمهورى اسلامى، خيال كردند سست مىشوند! اين هم يك خيال باطل است و ملت ما اين مسأله را يك مسأله الهى شرعى و يك تكليف خدايى مىداند كه به پاى صندوقها در روز جمعه انشاءاللّه، برود و با صفهاى طولانى مرصوص، به شخصى متعهد رأى بدهد. اينها مىخواهند مردم مارا تضعيف كنند؛ روحيهشان را براى شهادت يك نفر، ده نفر، صد نفر، هزار نفر. اين خيال، خيال خام باطلى است.... مسأله ديگر قضيه انتخابات است كه من در عين حال كه قبلاً هم تذكر دادم، حالا هم تذكر مىدهم به همه ملت كه همه اين شرارتها كه در سطح كشور الآن مىشود ممكن است براى اين باشد كه شما را از رفتن به پاى صندوق بترسانند و شما را از خدمت به اسلام و خدمت به مسلمين سست كنند. و بايد همه ما در اين امر توجه داشته باشيم كه اين يك امر حياتى است براى جمهورى اسلام. شما مىبينيد كه در عين حال كه در آراى قبل از اين، براى شهيد رجايى چهارده ميليون جمعيت شركت كرد و سيزده ميليون رأى آورد شهيد رجايى، معذلك، آن فاسدها، آن مصاحبههايى كه اشخاص فاسد شكستخورده در خارج كردند ، گفتند بيش از دو ميليون اينها رأى نداشتند. شما چنانچه سطح رأيتان از زمان سابق ـخداى نخواسته كمتر بشود، بوقهاى تبليغاتى خارج و شكستخوردههاى فرارى به خارج خواهند گفت كه ايران از اسلام رو برگردانده و از جمهورى اسلامى روبرگردانده است. و اين تبليغ در همه جا خواهد شد و اين ممكن است در دنيا پايههاى اين جمهورى را سست كند. و اين يك تكليفى است كه ما نگذاريم اين نهضت و اين انقلاب سست بشود تا آنكه به آن پيروزى نهايى برسد و اسلام و احكام قرآن به همه معنا، در اين كشور پياده بشود. ۶۱/۸/۲۷ چنانچه همه با هم نباشند و در صحنه حاضر نباشند و رأى به وكلا ندهند و رأى به مجلس خبرگان ندهند و وكلايى كه بايد تعيين بشود و كسرى دارند رأى كم بياورند، اين[ها] برخلاف تكليف عمل كردهاند. بايد همه در صحنه باشند و همه وارد باشند. و من به قشر روحانيت هم عرض مىكنم كه كنارهگيرى موجب اين مىشود كه همانطورى كه در زمان سابق از [اين ]كنارهگيرى علماى مذاهب، اسباب اين شد كه ملت ما و بزرگانشان جدا شدندو هر كارى خواستند دولتها كردند و دولتها را به حال خود گذاشتندو هرطور سركشى خواستند كردند، چنانچه شما از صحنه بيرون برويد و علما، دانشمندان از صحنه بيرون بروند، اين اسباب اين مىشود كه باز آن مسائل سابق پيش بيايد. امروز تكليف است؛ مجلس خبرگان تكليف است براى همه كه هم در آن كه مىخواهد خبره بشود بايد برود اسمنويسى كند، آن كه لايق است برود و اسمنويسى كند و ملت به آنها رأى بدهند. در هر صورت، چنانچه ما همهمان در صحنه نباشيم و همه به فكر اين نباشيم كه اين كشوررا از شرّ مفسدان نجات بدهيم، اگر به فكر نباشيم ـخداى نخواسته اگر در وضع حاضر هم خيلى تأثير نكند، در وضع آينده ملت باز تأثير مىكند و ـخداى نخواسته دوباره ملت ما را گرفتار آنطور اشخاص مىكند كه بر صغير و كبير ما رحم نكنند. ۶۱/۹/۳ از جمله امورى كه اجانب به آن دامن مىزنند، همين مسأله انتخابات است. هر انتخاباتى كه در ايران مىشود اينها مىگويند: مردم اين دفعه نمىآيند، مردم سست و خسته شدهاند. و شما ديديد كه در انتخابات گذشته، از انتخابات اصل نظام جمهورى اسلامى گرفته تا مجلس خبرگان براى قانون اساسى، مجلس و رؤساى جمهور، مردم هر دفعه بهتر از دفعه قبل شركت كردهاند. الآن هم عدهاى در خارج نشستهاند و تبليغ مىكنند كه اين دفعه ديگر مردم خسته شدهاند و شور سابق را ندارند و از اين قبيل حرفها. اينها اكثراً عقدههايى در دل دارند و روى همين عقدههاست كه اين صحبتها را مىكنند. اگر عقدههاى درونى آنها حل مىشد، چنين صحبتهايى را نمىكردند. همين منافقين و ديگران كه مردم آنها را از ايران بيرونشان كردهاند، در خارج نشستهاند و مىگويند: مردم با ما هستند. شما ائمه جمعه موظفيد براى جلوگيرى از شيطنتهايى كه اينها مىكنند و مىگويند مردم اعراض كردهاند و در انتخابات شركت نمىكنند، مردم را به شركت در انتخابات دعوت كنيد و مردم نيز ثابت كنند كه اعراض نكردهاند و با شركتشان در انتخابات ثابت كنند كه از اسلام رويگردان نيستند. ۶۱/۹/۱۱ از جمله چيزهايى كه باز تكليف همه ماست و تكليف آقايان استكه مردم را به آن دعوت كنند و دنباله حضور در صحنه است اين است كه مجلس خبرگانى كه ما امروز در پيش داريم، اينطور نباشدكه آقايان، ديگران كنارهگيرى كنند، سستى كنند؛ ملت را دعوت كنند، خودشان تشريف ببرند به پاى صندوق رأى، رأى بدهند ، ملت را دعوت كنند به رأى. منتها ملت و شما و هركس آزاد است هميشه و به هركس كه مىخواهد رأى مىدهد، ولو آنكه آقايان و ـفرض كنيد كه علماى حوزه علميه تهران يا قم آنها را معرفى نكرده باشند. شما الزامى نداريد به اينكه هر چه آنها معرفى كردند شما هم همان را معرفى كنيد. البته آنها بررسى كردهاند، تخصص در اين امر دارند، بررسى از امور كردهاند و با بررسى، اين كار را انجام دادهاند، لكن اين اسباب اين نمىشود كه كسى الزام كند كسى را كه تو بايد به فلان رأى بدهى. آزاد هستيد و رضاى خدا را در نظر بگيريد، و توجه به خدا داشته باشيد و پاى صندوقها بعد از اينكه اعلام كردند، تشريف ببريد و رأى خودتان را بدهيد. اين رأى به اسلام است. همانطور كه جمهورى اسلامى را شما رفتيد و رأى داديد و تقريباً از صد كمى كمتر رأى داديد، اينجا هم اميد است كه به همينطورها باشد، انشاءاللّه. ۶۱/۹/۱۶ همانطور كه قبلاً تذكر دادم مردم در دادن رأى به اشخاص واجد شرايط آزاد هستند، و هيچ كس را حق الزام كسى نيست. و من اميدوارم كه ملت شريف ايران در اين امر مهم الهى كه منحرفان از هر چيزى بيشتر با آن مخالفت كرده و مىكنند و اين نيز از اهميت آن است، يكدل و يكجهت در روز انتخابات به سوى صندوقها هجوم برند و آراى خود را به صندوقها بريزند. و اميد است علماى اعلام ـكثّراللّه امثالهم هم خود شركت نمايند و هم ملت را ارشاد فرمايند. ۶۲/۷/۱۳ مردم در انتخابات موظفند، موظف شرعى هستند كه اختلافات كوبنده را از آن دست بردارند، و اين يك امرى است كه بين همه هست، يعنى يك تكليفى متوجه به همه هست، به من طلبه كه اينجا نشستهام و به شما علما و همه علماى بلاد و همه قشرهاى ملت، همه روشنفكران، همه نويسندگان، گويندگان، به همه تكليف شرعى است كه نگذاريد مسأله مثل مسأله مشروطيت بشود. عبرت بگيريد از آنجا، اگر مثل او بشود، آنهايى كه مخالف با اسلام و جمهورى اسلامى هستند و بازيگر هستند، آنها مىآيند قبضه مىكنند. يكى از امورى كه خيلى لازم است، همين مسأله است كه بايد تذكر بدهند آقايان، تنبه بدهند آقايان. و آن مطلب اول هم كه عرض كردم تذكر بدهند به مردم به اينكه امروز ايران، اينهايى كه در كار هستند، اينهايى كه متكفل امور هستند، چه مجلس و چه دولت و چه قوّه قضائيه و همه اينها يك راه دارند مىروند. البته نادر تويشان هست كه شيطان است ، لكن به حسب نوع امور، اينها دارند يك راه مىروند، خطوط مختلفه در كار نيست. اين توطئه را كه مىخواهند با اسم خطوط مختلفه، يك دستهرا طرفدار يك جبهه بكنند و يك دسته را طرفدار يك جبهه بكنند،و در صورتى كه خود آنها با هم اختلاف ندارند، مريدها به اختلاف بيفتند و كم كم در همه جا همان حرفهايى كه در مشروطه بود، كه در يك شهر يك دسته اهل منبر مشروطه بودند، يك دسته اهل منبر مستبد بودند، و در خانهها همين مسائل بود و در بازار همين مسائل بود، يك وقت اينطور نشود كه مردم را به جان هم بيندازند، اين براى طرفدارى از فلان شخصيت و آن براى طرفدارى از فلان شخصيت، در صورتى كه همهاش توهّم بيشتر نيست. و همين طور در انتخابات توجه كنند، مردم را توجه بدهيد به اينكه شما مىخواهيد اسلام را حفظ كنيد، بايد منتخبين شما اشخاصى باشند كه توجه به اسلام داشته باشند، متعهد به اسلام باشند، بازيگر نباشند، به شرق و غرب توجه نداشته باشند. بايد تكليف كرد به مردم كه وقتى انتخابات پيش آمد به طور شايسته ، روحانيين عمل كنند، وعاظ عمل كنند و مردم هم به تبع آنها عمل كنند تا يك مجلسى داشته باشيم كه ديگر در آن هيچ اشخاصى كه مخالف با وجهه جمهوريت هستند نداشته باشيم. ۶۲/۹/۲۰ دوره اول مجلس در مشروطه بد نبود و شايد هم خوب بود، ولى بعدها كم كم رسيد به جايى كه خودشان افرادى را انتخاب مىكردند. پس ما بايد سعى كنيم مرتبه دوم بهتر از اول باشد، مردم بهتر شركت كنند، مردم در صحنه حاضر باشند و تحت تأثير كسىو اقع نشوند. مردم با علما و اشخاص مورد اعتمادشان مشورت كنند، بعد به هر كس كه خواستند رأى دهند. مردم نبايد كنار بروند، اگر مردم كنار بروند همه شكست مىخوريم. خود مردم نگذارند قلدرها دخالت كنند، افراد نالايق دخالت كنند. اگر عدهاى جمع شدند و افراد نالايق را انتخاب كردند، مردم به آنها رأى ندهند، اگر مردم هم متوجه نشدند، مجلس آنها را قبول نكند. تمام مردم موظفند كه در انتخابات حاضر باشند و تحت تأثير هيچ كس قرار نگيرند. بعد از اينكه مشورت كردند كه براى اسلام مفيد است رأى دهند. اگر كسى مورد شك بود و يا اگر كسانى منحرف ، خودشان را معرفى كردند، به آنها رأى ندهند. ما بايد مجلسمان را نگه داريم و كارى كنيم كه براى دولتى خوب اساس باشد. مردم اگر از من گِله دارند، از اسلام سرد نشوند. من خلاف كردهام، به اسلام چه. مردم اگر اسلام را، استقلال و آزادى را، نبودن تحتاسارت شرق و غرب را مىخواهند، همه در انتخابات شركت كنند و در صحنه حاضر باشند. اگر يك ظالم خلاف كرد، اسلام كه نكرده است. پس بايد كارى كنيم كه ظلم نباشد و ظالم از بين برود. اگر ديديم در اين دوره خلاف شده و به افرادى ظلم شده بايد تلاشمان را بيشتر كنيم تا خلاف و ظلم را از بين ببريم نه اينكه كنار رويم و از صحنه خارج شويم. زيرا اگر از صحنه خارج شويم ظلم بيشتر مىشود. پس بايد اجتماعمان را بيشتر كنيم و بيشتر در صحنه حاضر باشيم. خداوند به شما قدرت و سعادت عنايت فرمايد. ۶۲/۱۱/۲۲ از مسائل بسيار مهمى كه در آينده نزديك با آن مواجه هستيم مسأله انتخابات دوره دوم مجلس شوراى اسلامى است. اين مسأله از جهات مختلف آن قدر حساس و حياتى است كه هر چه درباره آن گفته شود بجاست. گويندگان محترم در هر موقع مناسبى و در هر اجتماعى، در سراسر كشور، خصوصاً در نماز جمعهها، چه ائمه جمعه محترم و چه سخنرانان قبل از خطبهها، جهات مختلف اهميت آن را به ملت گوشزد نموده؛ و خطرات ناشى از سوءجريان آن را كه به سرنوشت ملت و اسلام بستگى دارد با آنان در ميان گذارند. مجلس محلى است كه اكثريت قاطع مسائل مهم كشور بيواسطه يا باواسطه به آن وابسته است. هر چه به سر اين ملت مظلوم در طول زمان، پس از مشروطيت تا دوره آخر انتصابات ستمشاهى آمد، به طور قاطع از مجلسهاى فاسد بود كه ملت در انتخاب نمايندگانش يا هيچ دخالت نداشت، يا دخالت بسيار ناچيزى داشت. روحانيون را يكسره از دخالت بر كنار كردند؛ و با توطئههاى موذيانه و تبليغات مسمومِ مُلهم از غرب، كه توسط روشنفكران و غرب و شرقزدگان خائن يا نفهم صورت مىگرفت ، مجلس را در نظر روحانيون و متدينين به گونهاى ساخته بودند كه دخالت در انتخابات از معاصى بزرگ و اعانت به ظلم و كفر بود! و روحانيت بكلى از صحنه خارج شد و به انزوا كشيده شد؛ و دست قلدران و شرق و غربزدگان باز شد؛ و كشور را به آنجا كشاندند كه ديديد و ديديم. معالأسف امروز هم آن افكار پوسيده در نادرى از معممين بيخبر از دنيا ديده مىشود. در حالى كه اگر در هر شهرىو استانى چند نفر مؤثر افكار، مثل مرحوم مدرس شهيد، را داشتند، مشروطه به طور مشروع و صحيح پيش مىرفت، و قانون اساسى با متمم آن، كه مرحوم حاج شيخ فضلاللّه در راه آن شهيد شد، دستخوش افكار غربى و دستخوش تصرفاتى كه در آن شد نمىگرديد، و اسلام عزيز و مسلمانان مظلوم ايران آن رنجهاى طاقتفرسا را نمىكشيدند. به دنبال خروج روحانيون، يا به عبارت ديگر، اخراج آنان از صحنه، عموم متدينين، از هر قشرى از اقشار ، چه فرهنگى، چه كارگرى، چه ادارى و بازارى و چه غير اينها، نيز از دخالت كناره گرفتند يا بر كنارشان كردند؛ و آن شد كه شد. اكنون ما بايد از آن توطئهها و مفاسدى كه از انزواى متدينين پيش آمد و سيلىاى كه اسلام و مسلمين خوردند عبرت بگيريم؛ و بدانيم و بفهميم كه نظام اسلام و اجراى احكام آسمانى آن و مصالح ملت و كشور اسلامى و حفظ آن از دستبرد اجانب بستگى به دخالت اقشار ملت و بويژه روحانيون محترم و مراجع معظّم دارد. و اگر خداى نخواسته بر اسلام يا كشور اسلامى، از ناحيه عدم دخالت در سرنوشت جامعه، لطمه و صدمهاى وارد شود ، يك يك تمام ملت در پيشگاه خداى قهّارِ توانا مسئول خواهيم بود؛ و نسلهاى آينده، كه ممكن است از كنارهگيريهاى كنونى مورد هزار گونه تجاوز واقع شوند، ما را نبخشند.... و بالجمله، حكومت حكومت اسلام و مردم است؛ و مجلس از مردم است، و رأى نيز از آن مردم است؛ و احدى تحت فرمان مقام يا مقاماتى نيست. لازم به تذكر است كه اهالى محترم هر حوزه انتخابيه فرد يا افرادى را كانديدا نموده، و براى آنان فعاليت صحيح قانونى و شرعى انتخاباتى نمايند. و براى هرچه بهتر و پرشورتر شدن انتخابات هيچ حوزهاى براى حوزه ديگر كانديدا تعيين ننمايد. و همچنين صلاحيت و عدم صلاحيت شخص و يا اشخاص كانديدا را تأييد و تصديق ننمايد. دخالت در انتخابات هر حوزه به عهده خود آن حوزه مىباشد. و بهتر است كه نمايندگان تمامى اقشار حوزهها براى تعيين فرد يا افراد مورد نظرشان تبادل نظر نمايند. با تمام اين اوصاف، تمامى افراد در صورت دارا بودن شرايط لازم، در تعيين كانديدا و يا كانديدا شدن آزاد و مختارند. ۶۲/۱۲/۹ از امورى كه لازم است امروز تذكر بدهم شايد بعد دير بشود ، قضيه انتخابات است. همان طورى كه مكرر من عرض كردهام و سايرين هم گفتهاند، انتخابات در انحصار هيچكس نيست، نه در انحصار روحانيين است، نه در انحصار احزاب است، نه در انحصار گروههاست. انتخابات مال همه مردم است. مردم سرنوشت خودشان دست خودشان است. و انتخابات براى تأثير سرنوشت شما ملت است. از قرارى كه من شنيدهام در دانشگاه بعض از اشخاص رفتهاند گفتهاند كه دخالت در انتخابات، دخالت در سياست است و اين حق مجتهدين است. تا حالا مىگفتند كه مجتهدين در سياست نبايد دخالت بكنند، اين منافى با حق مجتهدين است، آنجا شكست خوردهاند حالا عكسش را دارند مىگويند. اين هم روى همين زمينه است، اينكه مىگويند انتخابات از امور سياسى است و امور سياسى هم حق مجتهدين است هردويش غلط است. انتخابات سرنوشت يك ملت را دارد تعيين مىكند. انتخابات بر فرض اينكه سياسى باشد و هست هم ، اين دارد سرنوشت همه ملت را تعيين مىكند، يعنى آحاد ملت سرنوشت زندگيشان در دنيا و آخرت منوط به اين انتخابات است. اين اين طور نيست كه انتخابات را بايد چند تا مجتهد عمل كنند. اين معنى دارد كه مثلاً يك دويست تا مجتهد در قم داشتيم و يك صد تا مجتهد در جاهاى ديگر داشتيم، اينها همه بيايند انتخاب كنند، ديگر مردم بروند كنار؟! اين يك توطئهاى است كه مىخواهند همان طورى كه در صدها سال توطئهشان اين بود كه بايد روحانيون و مذهب از سياست جدا باشد و استفادههاى زياد كردند و ما ضررهاى زياد از اين برديم، الآن هم گرفتار ضررهاى ا و هستيم. حالا ديدند آن شكست خورد، يك نقشه ديگر كشيدند، و آن اين است كه انتخابات حق مجتهدين است، انتخابات يا دخالت در سياست حق مجتهدين است. دانشگاهيها بدانند اين را كه همان طورى كه يك مجتهد در سرنوشت خودش بايد دخالت كند، يك دانشجوى جوان هم بايد در سرنوشت خودش دخالت كند. فرق مابين دانشگاهى و دانشجو و مثلا مدرسهاى و اينها نيست ، همهشان با هم هستند. اينكه در دانشگاه رفتند و يك همچ و مطلبى را گفتند، اين يك توطئهاى است براى اينكه شما جوانها را مأيوس كنند. بيدار باشيد! توجه كنيد! اينها با توطئههايشان مىخواهند كار را انجام بدهند، نمىتوانند با دخالت نظامىكار بكنند، اينها مىخواهند با شيطنتهايشان كار خودشان را انجام بدهند. آن وقت شيطنت اين بود كه سياست از مذهب خارج است و بسيار ضرر به ما زدند و ما بسيار ضرر خورديم و آنها هم بسيار نفع بردند. اين مطلب شكست خورده. حالا مىگويند كه سياست حق مجتهدين است يعنى، در امور سياسى در ايران پانصد نفر دخالت كنند ، باقيشان بروند سراغ كارشان. يعنى مردم بروند سراغ كارشان، هيچ كار به مسائل اجتماعى نداشته باشند، و چند نفر پيرمرد ملاّ بيايند دخالت بكنند. اين از آن توطئه سابق بدتر است براى ايران. براى اينكه، آن يك عده از علما را كنار مىگذاشت، منتها به واسطه آنها هم يك قشر زيادى كنار گذاشته مىشوند، اين تمام ملت را مىخواهد كنار بگذارد. يعنى نه اينكه اين مىخواهد مجتهد را داخل كند، اين مىخواهد مجتهد را با دست همين ملت از بين ببرد. بايد دانشگاهيها متوجه باشند كه اگر چنانچه افرادى در دانشگاه هستند كه شيطنت دارند مىكنند، اينها را بايد توجه كنندكه گول اينها را نخورند. خودشان دخالت در امور انتخابات بكنند. انتخابات سرنوشت حتى شمايى كه در آنجا هستيد را تعيين مىكند. يك امرى كه سرنوشت آحاد ملت در دست اوست،و ظيفه آحاد ملت است كه در آن دخالت كند، مربوط به يك قشرى، دون قشرى نيست، همه بايد در اين دخالت بكنند. و اين شيطنتهايى كه الآن دارند مىكنند، به طورى كه به من گفتهاند براى مأيوس كردن بعضى از جوانهاى ماست. اين شيطنت را خنثى كنيدو فعال وارد بشويد در انتخابات. مىخواهيد خودتان كسانى را تعيين كنيد و انتخاب بكنيد، مىخواهيد ببينيد هر قشرى كه مىپسنديد حرفهاى آنها را و كانديداى آنها را. شما هم با آنها باشيد. در هر صورت ما بايد از كيد اين خائنين هيچ وقت غافل نشويم. اينها دائماً مشغول نقشه كشى هستند و دائماً مشغول توطئه هستند براى اينكه، آن سيلىاى كه از اسلام خوردهاند اينها، به اين زودى جبرانپذير نيست. اينها مىخواهند و مىدانند كه با زور نمىشود اين كار را انجام داد. اگر هم يك وقتى مىگويند كه ما با زور و نظامى مىكنيم، اين بيخود مىگويند. خودشان هم مىفهمندكه بيخود مىگويند. آنها اگر بخواهند كارى بكنند همين از ناحيه خود مردم، از ناحيه دانشگاه، از ناحيه بازار، از ناحيه كارگرها، از ناحيه كارخانهها، از اين جاها مىخواهند صدمه بزنند. و شما اگر بخواهيد براى خدا باشد يا براى ملتتان باشد يا براى زندگى خودتان باشد، بخواهيد كه اسير نباشيد بايد همه توجه كنيد و گول اين حرفها را نخوريد و در انتخابات به طور فعال همه دخالت بكنيد. و من اميدوارم كه انشاءاللّه همه موفق بشويد. و اميدوارم كه با سلامت و سعادت به كار خودتان ادامه بدهيد كه كار بسيار عظيمى است و كار بسيار پراهميتى است. ۶۲/۱۲/۱۴ يك سفارش ديگر راجع به انتخابات است. شما هر چه هم خوب رفتار كنيد آنهايى كه بايد اشكال كنند مىكنند. ما كارى به اشكال آنها نداريم. آنها از اول اشكال مىكردند حالا هم اشكال مىكنند. قبل از اين هم كه انتخاباتى در كار باشد، صحبت انتخابات همچوكه نزديك شد شروع كردند به اينكه اين انتخابات آزاد نيست ، مردم هيچ وقت نمىروند پاى صندوقها، چه خواهند كرد. اينها بعدها هم خواهند گفت. اينجا ما كار نداريم، ما خودمان بين خودمان و خداى تبارك و تعالى بايد فكر بكنيم كه شما مسئول اين مسأله هستيد، هم مسئول كار خودتان و هم مسئول مسئولين ديگرى كه تحت نظر شما هستند هستيد، كه جريان انتخابات يك جريان صحيح باشد. هيچ كس در انتخابات بر ديگرى مقدم نيست، همه افراد ملت يك جور هستند در انتخابات، يعنى همان آدمىكه يك كار كوچكى انجام مىدهد با آن كسى كه در رأس همه امور هست در باب انتخابات هيچ با هم فرقى ندارند، اين يك رأى دارد، آن هم يك رأى دارد. اين يك جور بايد با او عمل بشود، با آن هم يك جور عمل بشود. بنابراين، توجه به اينكه انتخابات جورى باشد كه مردمپسند باشد، نه جورى باشد كه فرض كن خانپسند باشد، ما او را مىخواهيم. مردمپسند باشد، يعنى مردم احساس بكنند به اينكه مسأله انتخابات به آن طورى كه قانون انتخابات گفته است، به آن طورى كه اسلام مىخواهد دارد عمل مىشود. عمل مال شماست، قانون يك ثبتى است كه مىشود ، يك وظيفهاى تعيين مىكند، لكن آنى كه مهم است در مقام عمل است. مقام عمل جورى باشد كه تطبيق بكند با قانون، و مردمرا ضى باشند در عمل. و توجه به اين معنا هم از لازمات است كه توجه بكنيد كه اخلالگرها نيايند خرابكارى بكنند. بلااشكال در زمان انتخابات يك دسته اخلالگر هم پيدا مىشوند كه مىخواهند خدشه دار بكنند و مىخواهند هياهو بكنند، اين كارها را بكنند. اين را با شدت جلويش را بگيرند كه اخلال نكنند. بايد آرام هر كه مىآيد رأيش را آرام بدهد. كسى بيايد مثلاً نزديك صندوق باشد بخواهد كه اخلال بكند، يا كسانى باشند كه در نزديك صندوق بخواهند به مردم بگويند به اين رأى بدهيد ديگر اين كارها نيست. تبليغات كه هركس كرده است در موارد خودش يك حدودى دارد، مىكند. آنجا ديگر جاى اين حرف نيست كه آنجا بايستند و بگويند فلانى خوب است، فلانى بد است. اين حرفها همهاش بايد جلوگيرى بشود تا انشاءاللّه يك انتخابات خوبى داشتهباشيم. و من اميدوارم كه موفق بشويد در اين امر، و مردم هم حاضرند در انتخابات، حاضر مىشوند در انتخابات، براى اينكه مردم، كشوررا حالا از خودشان مىدانند و مىدانند كه سرنوشت كشور با انتخابات است. اين طور نيست كه حالا بگويند ما انتخاب كنيم براى كى. انتخاب مىكنند براى خودشان. پيشتر اين حرف بود كه خوب، به ما چه ربط دارد انتخابات، به ما كارى ندارند، آنها به مصالح ما كارى ندارند. اما امروز اين حرف نيست، مردم شركت مىكنند و من اميدوارم كه هرچه بيشتر شركت بكنند در انتخابات. اين وظيفهاى است الهى، وظيفهاى است ملى، وظيفهاى است انسانى، وظيفهاى است كه ما بايد عمل به آن بكنيم، همه مان بايد در انتخابات شركت بكنيم. شما بايد در حسن جريان انتخابات جديت بكنيد، و مردم هم انشاءاللّه وارد بشوند و رأى بدهند. ۶۳/۱/۱۹ شما بايد در همه صحنهها و ميدانها آن قدرى كه اسلام اجازه دادهو ارد باشيد. مثل انتخابات كه امروز عملى است كه بايد انجام بگيرد و صحبت روز است در ايران، خانمها همان طورى كه مردها فعاليت مىكنند براى انتخابات، خانمها هم بايد فعاليت بكنند براى اينكه فرقى ما بين شما و ديگران در سرنوشتتان نيست. سرنوشت ايران، سرنوشت همه است. يعنى آن قدرى كه اسلام خدمت به شما كرد، به مردها آن قدر خدمت نكرد. اسلام، شما را حفظ كرد و شما متقابلاً اسلام را حفظ بكنيد. حفظ اسلام به اين است كه اين انتخابات كه مىخواهد مجلس دوم را متحقق كند ، بدانيد كه انتخابات از امورى است كه در سرنوشت شما و در سرنوشت ما نقش مهم دارد، و بالاترين نقش است... ولهذا بايد شما خانمها يك نقش بسيار فعال داشته باشيد كه خداى نخواسته ، مجلس يك مجلسى نشود كه به واسطه ورود بعض عناصر غيرصالح بتدريج كشانده بشود به طرف شرق يا به غرب، و همان بشود كه در زمان سابق بود و همان بگذرد بر ما و شما كه در زمان سابق مىگذشت. بحمداللّه امروز مجلسى كه بپا بشود، اين مجلس اميدوارم كه بهتر از مجلس سابق باشد و بحمداللّه خواهد شد. براى اينكه همه قشرها مشغول فعاليت هستند و كسانى كه بررسى كردند از اين مسائل، امروز مىگويند مردم در صحنه هستند و خودشان هم نظر دارند. بايد همه شما در اين امر نظر داشته باشيد، در امور سياسى نظر داشته باشيد. براى اينكه امور سياسى مخصوص يك طبقه نيست، همان طورى كه علم مخصوص يك طبقه نيست. همان طورى كه مردها بايد در امور سياسى دخالت كنند و جامعه خودشان را حفظ كنند، زنها هم بايد دخالت كنند و جامعه را حفظ كنند. زنها هم بايد در فعاليتهاى اجتماعى و سياسى همدوش مردها باشند، البته با حفظ آن چيزى كه اسلام فرموده است، كه بحمداللّه امروز در ايران جارى است. و من اميدوارم كه مجلس يك مجلس بسيار خوبى باشد، و مجلسى باشد كه با آزادى، همه ملت شركت كنند و اعتنا به اين كه به ما بعدها خواهند گفت چه، نكنند. براى اينكه آنهايى كه با ما دشمناند، امروز در فعاليت هستند كه اين مجلس را لوث كنند. در خارج و داخل فعاليت هست و شما بايد آن فعاليتها را با حضور خودتان، با اجتماع خودتان، با رفتن خودتان بر سر صندوقهاى انتخابات، آنها را همه را خنثى كنيد. و مجلس اگر باشد، انشاءاللّه مجلس خوب باشد. با داشتن علما و قانوندانهاى، حقوقدانهاى نگهبان، شوراى نگهبان، ما آرام هست دلمان، براى اينكه در مجلس انشاءاللّه مسائلى بر خلاف اسلام و بر خلاف مصالح مسلمين نخواهد گذشت، و اگر اشتباهى در مجلس واقع بشود ، شوراى محترم نگهبان كه در اين دوره باكمال قدرت و استقلال عمل كرد، در دورههاى ديگر هم همين طور باشد، و اين ملت را و اين دولت را و اين كشور را به پيش ببرد. ۶۳/۲/۹ ما گمان نكنيم كه دستهاى قدرتهاى بزرگ قطع شده است از اينجا. ملت ايران بايد توجه كنند به اينكه توطئهها هست. الآن، شما ملاحظه بفرماييد كه در همين انتخاباتى كه با آن خوبى و آزادى انجام گرفت و بحمداللّه مردم همه در صحنه حاضر بودند، و اميد است كه در دوره دوم هم، در آن بعد هم كه بايد انتخابات بشود آن هم حاضر باشند مردم، و اين تكليف الهى را به آن عمل كنند، الآن دستهايى از داخل و خارج هست كه بين آقايانى كه در انتخابات دخالت داشتند اختلاف بيندازند. شما گمان نكنيد كه خارجيها و اذناب آنها در اين كشور كودتا مىكنند، نمىكنند، چون نمىتوانند. كشورى كه همهاش مهياست براى شهادت، نمىتوانند كه آنها در اينجا وارد بشوند، لكن از داخل ما را مىپوسانند. يكى از مواردىكه الآن انگشت آنها در كار است و با جديت دارند توطئه مىكنند اين است كه، دو دستگى بيندازند بين اشخاصى كه در انتخابات بردند يا باصطلاح باختند. با اين تعبير زشت برد و باخت، شكستو پيروزى، با اين تعبيرهاى زشت مىخواهند بين ملت ما اختلاف بيندازند. انتخاباتى كه بايد همه دست به هم بدهند و آن را به وجه صحيح به آخر برسانند، و بايد وحدت زيادتر بشود از اول، من مىترسم كه خداى نخواسته، موجب اختلاف بشود. و اين از مكايد شيطان است به دست شياطين. اگر براى خدا كسى مىخواهد كار بكند خودش را انتخاب كرده است كه خدمت كند به اسلام و مسلمين. اگر چنانچه پيروز بشود پيروزى نبايد بگويد ، براى اينكه يك خدمتى است به عهدهاش آمده است و گرفتارى اين خدمت بسيار شديد است. و اگر چنانچه در اين دوره او كنار رفته است خيال نكند كه كنار رفته است و اين عيبى است. قضيه برد و باخت نيست، قضيه خدمت است در اين پست يا در آن پست. بايد ايران بداند كه دستهايى الآن در كار است كه حتى بين خانهها اختلاف بيندازد. در يك خانه بين افراد اختلاف بيندازد. ما بايد از تاريخ عبرت ببريم و اين تاريخ در زمان مشروطه اين طور بود. در زمان مشروطه آنهايى كه مىخواستند ايران را نگذارند به يك سامانى برسد و چماق استبداد تا آخر باقى بماند، بين افراد ، دستجات، احزاب اختلاف انداختند، حتى آنهايى كه آن وقت بودند مىگفتند كه در يك خانه بين برادر با برادر، پدر و پسر اختلاف بود، يك دسته مستبد، يك دسته مشروطه. اين اختلاف موجب شد كه نتوانست مشروطه آن طورى كه علماى اسلام مىخواستند تحقق پيدا بكند. بعد هم اين اختلافات موجب شد كه يك دسته از آن غربزدهها بريزند و به اسم مشروطه بگيرند مقامات را و استبداد به صورت مشروطه بر اين ملت تحميل كنند و ديديد كه چه شد. امروز همان روز است اگر ملت ايران بيدار نشود، اگر علماء اسلام بيدار نباشند، غفلت كنند، اگر علماى قم ، مدرسين قم، طلاب قم، علماء تهران، روحانيت مبارز تهران ، علماء همه بلاد و روحانيون همه بلاد و مردم بيدار نشوند، الآن دارند وضعى را، يعنى مىخواهند وضعى را كار كنند كه زمان مشروطه كردند، و بدانيد گناهش به گردن همه ماست. مسأله كرسى مجلس در اسلام مطرح نيست، مسأله رياست مطرح نيست، مسأله رياست جمهور مطرح نيست، مسأله وزارت مطرح نيست، اگر كسى اينها را خيال كند مطرح هست اسلام را نشناخته است. شماها شيعه همان هستيد كه مىگويد كه من به اندازه اين كفش كهنهاى كه هيچ نمىارزد امارت شما را به اندازه اين برايش ارزش قائل نيستم مگر اينكه حقى را ايجاد كند. شما كه مىخواهيد حق را ايجاد كنيد، شما كه مىخواهيد اسلام را به پيش ببريد، چه در مجلس پيش ببريد يا در مدرسه پيش ببريد يا در محافل ديگر، بايد پيشتان فرق نكند. بايد توجه كنيد به اينكه مبادا آن گرفتاريهاى آن زمان براى ما پيش بيايد. نمىآيد انشاءاللّه. حالا فردا رسانههاى گروهى نگويند كه معلوم شد ايران به هم خورده است و ديگر نخير، نوبت ما رسيده است. خير آنها بايد آرزوهايشان را به گور ببرند. اينكه من عرض مىكنم، نه اينكه ما الآن مبتلا به قضيهاى هستيم، ما هميشه مىخواهيم جلوى فسادهارا كه آنها مىخواهند ايجاد كنند جلويش را بگيريم. آنها گمان نكنند كه الآن، ايران يك خبرى شده. ايران يك انتخاباتى آزاد كه در تمام دنيا يك همچو انتخابات آزادى نبوده است. اين طور نيست كه كسى گمان كند كه حالا وقت اين شده است كه ما نتيجه بگيريم. نه اين وقت براى شما نخواهد آمد و نتيجهاى از اين مسائل دست شما نخواهد رسيد و چيزى نيست در كار. من تنبه مىدهم كه مبادا بشود والاّ مسأله نيست. در هر صورت من بايد تذكر بدهم به اينكه آقايانى كه در انتخابات دخالت كردند باز هم با كمال خلوص نيت دخالت بكنند و هرگز از اين معنا كه من نبردم و او برده است دلخور نباشند. شما همه برادر هستيد، دوستيد. اين دوست باشد در مجلس يا آن دوست باشد يا من باشم، اينها مطرح نبايد باشد پيش ملت ايران و مطرح نيست انشاءاللّه. من اميدوارمكه در اين دورهاى كه باز پيش مىآيد و بايد انتخابات بعد از چند روز ديگر با جديت آقايانى كه دستاندركار هستند، مثل وزير كشور و مثل شوراى نگهبان، بزودى اين امر شروع بشود كه مجلس ما، ايران ما يك روز بدون مجلس نباشد. و آقاى امامى مژده اين معنا را الآن به من دادند كه نه، همين طور خواهد شد. و من اميدوارم كه ملت ايران به همان طورى كه اين دفعه آمدند پاى صندوقها، اين دفعه ديگر هم بيايند و آراء خودشان را در صندوقها بريزند، و قدر اين آزادى را بدانند كه تحت تأثير هيچ كس نبودند و احدى در سرتاسر ايران الزام نكرده است كسى را كه رأى به اين بده يا به او بده. الزام به رأى دادن هم نكرده است، لكن تكليف شرعى گفته است. ما اگر مىگوييم، تكليف شرعى مىگوييم، والاّ نه اين است كه ما الزامشان بكنيم. اين مكلفند شرعاً به اينكه حفظ بكنند جمهورى اسلامى را، و حفظ به اين است كه در صحنه باشند، و حفظ به اين است كه اختلافات نداشته باشند، و حفظ به اين استكه مبادا آن كسى كه فرض كنيد كه برده است باصطلاح برود به رخ او بكشد، آن كسى كه نبرده است خيال كند كه يك چيزى از دستش رفته است. اين حرفها نيست در كار. چيزى نيست اصلش. اسلام است، اسلام در دست همه شما هست شما مىخواستيد آنجا خدمت بكنيد نشد حالا در جاى ديگر خدمت مىكنيد. مىخواستيد در مجلس خدمت كنيد نشد حالا در دولت خدمت مىكنيد، حالا در پستهاى ديگر خدمت مىكنيد، حالا در مدرسه خدمت مىكنيد، حالا مشغول به [تدريس] مىشويد. من اين امر راكه عرض مىكنم از همه ملت تقاضا مىكنم كه مبادا تحت تأثير اين عناصرى كه الآن در كار هستند و مىخواهند القاء اختلاف بكنند ، تحت تأثير اينها واقع بشويد. و همه برادر هم هستيد و برادروار با هم باشيد، و اگر چنانچه در انتخابات اشتباهاتى شده يا فرضاً تقلبى شده است، خوب، مواردى هست كه رسيدگى مىشود و شوراى نگهبان هم يا ابطال مىكند يا فرض كنيد بعضى صندوقهارا يا اصل انتخابات را. يك مسأله عادى است كه در همه جا هستو اين امر مهمى نيست. من اميدوارم كه آقايان با كمال اخلاص اين دفعه هم وارد بشوند و آراء خودشان را بريزند. و اين مبعثى كه نورش به همه عالم رسيده است، درصورتى كه نتوانستند آن طورى كه مىخواستند بشود ما دنبالش باشيم كه زحمات انبيا را حفظ كنيم. و نگذاريم كه خداى نخواسته، آن زحمتى كه تا حالا در ايران كشيده شده است و بحمداللّه به قدرت خودش رسيده است ايران، و الآن در همه دنيا مطرح است و تنها چيزى كه مطرح است الآن بيشتر در همه جا همين معناست، و اين هم براى اين است كه اينها مىترسند كه مبادا اسلام تحقق پيدا بكند و آرزوهاى خودشان از بين برود. ۶۳/۲/۲۵ يكى از امور مهمهاى كه امروز همه ما به آن مبتلا هستيم و همه كشور، قضيه انتخابات است. از خارج چشم دوختهاند به اينكه اين انتخابات نشود درست. اعلاميهها، نمىدانم، بساط، چيز، كه مردم شركت نكنيد، و شركت كردند الحمدللّه. اين مرحله هم كه پيش آمده است، مردم ما شركت كنند و در مقابل قدرتهاى بزرگى كه چشم دوختهاند به اينكه ملت ايران ديگر از اسلام برگشته و از مسائل اسلامى برگشته، آنها بفهمند مسأله اين طور نيست، فرضاًكه ما بد باشيم اما اسلام كه خوب است، اسلام را كه قبول دارند همه، اين يك وظيفه اسلامى است كه ما حفظ كنيم جمهورى اسلامى را. اگر مجلس لطمهاى بر آن وارد بشود به جمهورى اسلامى لطمه وارد مىشود. اگر مجلس يك مجلس قوىاى باشد براى خاطر اينكه پشتوانهاش همه ملت باشد، اين مجلس مىتواند با دنيا كه در مقابل ايران واقع شده است كارهايش را بهشايستگى عمل بكند، و اين تابع اين است كه قوى باشد، و قوتش هم تابع اين است كه شماها رأى بدهيد. امروز ديگر مثل سابق نيست كه يك ليستى درست بكنند و بفرستند هرجا، اينها بايد بشود، غير از اينها نبايد بشود. يا يك دسته مأمور بفرستند سرصندوقها هر كارى دلشان مىخواهد بكنند. امروز اختيار دست خود شماهاست و احدى حق ندارد كه تصرف بكند. بله، در تشخيص خودتان اگر مىتوانيد تشخيص بدهيد و اگر خودتان نمىتوانيد، خوب ، اشخاص متدين صحيح هستند به آنها مراجعه كنيد كه آنها تشخيص بدهند، آن هم بايد عمل بكنيد. ۶۴/۵/۸ از مسائلى كه ما در پيش داريم، الآن قضيه انتخابات رئيس جمهور است. من كار ندارم كى رئيس جمهور مىشود، به من مربوط نيست، من خودم يك رأى دارم به هر كه دلم مىخواهد مىدهم ، شما هم همين طور. اما اگر بخواهيد در مقابل دنيا اظهار حيات بكنيد كه بگوييد ما بعد از گذشتن چندين سال زنده هستيم، بايد مشاركت كنيد. اگر ـخداى نخواسته از عدم مشاركت شما يك لطمهاى بر جمهورى اسلامى وارد بشود، بدانيد كه آحاد ما، كه اين خلاف را كرده باشيم ـخداى نخواسته مسئول هستيم؛ مسئول پيش خدا هستيم. مسأله، مسأله رياست جمهور نيست؛ مسأله ، مسأله اسلام است؛ مسأله، مسأله قواعد اسلام است؛ مسأله ، مسأله حيثيت اسلام است و مسألهاى است كه بايد ما همه به آن اهميت بدهيم و بيشتر از هر وقت و بيشتر از هر سال و هر دوره بايد انشاءاللّه، شركت بكنيم و اميدوارم كه همه شركت بكنند. و شما بدانيد كه از مركز ايران، اسلام پرتوش در تمام دنيا رفته است؛ همه جا هست.... اگر ديدند كه رأى دادن به رئيس جمهور ، هر كه مىخواهد باشد، اجتماع در جمعيت مسلمين كه هست، اين اسباب تقويت اسلام است، آنهايى كه به اسلام عقيده دارند، بايد خودشان هم بيايند در ميدان و بيايند رأى بدهند. اين طور نباشدكه حالايى كه مطابق ميل من نشده، من كنار بروم. ۶۷/۱/۱۱ در آستانه انتخابات سومين دوره مجلس شوراى اسلامى هستيم. گمان نمىكنم كه نقش و اهميت انتخابات و مجلس شوراى اسلامى بر كسى پوشيده باشد. بحمداللّه هرچه از عمر با بركت انقلاب شكوهمند اسلامى ما مىگذرد، مردم مسلمان و متعهد كشورمان به اهميت حضور و نقش تعيينكننده خود در تمامى صحنههاى انقلاب آشناتر مىشوند، و راز دوام و بقا و استحكام قيام الهى خود را بهتر كشف مىنمايند. هم اكنون، با توجه به آگاهى و شعور بالاى سياسى مردم خداجوى ايران، شايد ضرورتى به يادآورى اهميت شركت در انتخابات نباشد؛ ولى براى احتياط در اداى تكليف شرعىسياسى خود نكاتى را متذكر مىشوم: ۱. از آغاز انقلاب تاكنون، يكى از اهداف شوم و پليدى كه همواره مورد توجه استكبار جهانى و نوكران خارجى و داخلى آنان بوده است دور كردن مردم از صحنههاى انقلاب و گسستن پيوندهاى پولادين آنان با آرمانهاى اجتماعىسياسى اسلام بوده است؛ كه در راه تحقق آن به انواع حيلهها و ترفندهاى گوناگون متوسل شدهاند؛ كه بحمداللّه سرشان به سنگ خورده است؛ و ملت پيروز و سرافراز ايران با نمايش قدرت عظيم خود در حوادث گوناگون انقلاب اين حقيقت و واقعيت را به اثبات رسانيده و نشان دادهاند كه از درياى خروشان وحدت و انسجام آنان چيزى كم نشده و نخواهد شد. و جهانخواران انشاءاللّه تا ابد حسرت گسستن اتحاد مقدس مردم ما را به گور خواهند برد. بعيد به نظر نمىرسد كه در اين روزها يكى از اهداف شرارتهاى اخير صداميان در تهديد و ارعاب و ادامه بمبارانها و موشكباران مناطق مسكونى، علاوه بر سرپوش نهادن بر شكستهاى پياپى خود در صحنههاى نبرد، رسيدن به اين هدف باشد كه حضور مردم را تحتالشعاع اين جنايات قرار دهد و از هم اكنون هم بايد مطمئن باشيم رسانههاى استكبارى از عدم حضور مردم در صحنه انتخابات سخنها خواهند گفت؛ و با تحليلهاى موذيانه و القائات توأم با تهديد و ارعاب تلاش خواهند نمود ذهنها را به مسائل ديگر معطوف نمايند. غافل از آنكه امت اسلامى ايران سالهاست نشان دادهاند كه از اين هياهوها نمىترسند، و مقاوم و استوار در مقابل تمام ابرقدرتها و قدرتها مىايستند؛ و به يارى خداوند متعال، ملت شريف ايران با حضور گسترده خود انتخابات را در موعد مقرر و با قدرت و قاطعيت برگزار مىكنند؛ و مطمئناً در زير موشك و بمب هم اگر قرار بگيرند، به پاى صندوقها مىروند و به تكليف شرعى و الهى خود عمل خواهند نمود. و اينجانب تحت هر شرايطى در انتخابات شركت مىكنم. و انشاءاللّه دنيا خواهد ديد كه مردم عزيز ايران چگونه حماسه حضور گذشته خويش را در سراسر ميهن اسلامى تكرار خواهند كرد. ۲. همانطور كه بارها گفتهام، مردم در انتخابات آزادند و احتياج به قيم ندارند، و هيچ فرد و يا گروه و دستهاى حق تحميل فرد و يا افرادى را به مردم ندارند. جامعه اسلامى ايران، كه با درايت و رشد سياسى خود جمهورى اسلامى و ارزشهاى والاى آن و حاكميت قوانين خدا را پذيرفتهاند و به اين بيعت و پيمان بزرگ وفادار ماندهاند، مسلّم قدرت تشخيص و انتخاب كانديداى اصلح را دارند. البته مشورت در كارها از دستورات اسلامى است.و مردم با متعهدين و معتمدين خويش مشورت مىنمايند. و افرادو گروهها و روحانيون در حد تذكرات قبلى در حوزه خود مىتوانند كانديدا معرفى نمايند؛ ولى هيچ كس نبايد توقع داشته باشد كه ديگران اظهار نظر و اظهار وجود نكنند. ۶۸/۳/۱۵ وصيت من به ملت شريف آن است كه در تمام انتخابات، چه انتخاب رئيس جمهور و چه نمايندگان مجلس شوراى اسلامى و چه انتخاب خبرگان براى تعيين شوراى رهبرى يا رهبر، در صحنه باشند و اشخاصى كه انتخاب مىكنند روى ضوابطى باشد كه اعتبار مىشود مثلاً در انتخاب خبرگان براى تعيين شوراى رهبرى يا رهبر، توجه كنند كه اگر مسامحه نمايند و خبرگان را روى موازين شرعيه و قانون انتخاب نكنند، چه بسا كه خساراتى به اسلام و كشور وارد شود كه جبرانپذير نباشد. و در اين صورت همه در پيشگاه خداوند متعال مسئول مىباشند. از اين قرار، عدم دخالت ملت از مراجع و علماى بزرگ تا طبقه بازارى و كشاورز و كارگر و كارمند، همه و همه مسئول سرنوشت كشور و اسلام مىباشند؛ چه در نسل حاضر و چه در نسلهاى آتيه؛و چه بسا كه در بعض مقاطع، عدم حضور و مسامحه، گناهى باشدكه در رأس گناهان كبيره است. تبليغات انتخاباتى ۵۸/۲/۲۳ هيچ سابقه ندارد در دنيا ـهر جا شما بگرديد مردم به اين شور و شعف براى رأى دادن بروند. اينقدر تبليغات مىكنند اين رؤساى جمهور، وقتى كه مىخواهند ... [انتخاب] بشوند؛ اينقدر خرج مىكنند، اينقدر تبليغات مىكنند، از يك ماه دو ماه قبل پولهاى گزاف خرج مىكنند و تبليغات زياد ـراست و دروغ تا اينكه يك عده مردم را جمع كنند و رأى بدهند. اينجا اين مسائل نبود. مسأله ، اسلام بود، و مردم روى عقايد اسلامى خودشان با آن شور و شعف رفتند و رأى دادند. از سى و پنج ميليون جمعيت، بيست ميليون بيشتر رأى موافق دادند. ۵۸/۱۰/۱۴ از آقايان كانديداها و دوستان آنان انتظار دارم كه اخلاق اسلامىانسانى را در تبليغ براى كانديداى خود مراعات؛ و از هر گونه انتقاد از طرف مقابل كه موجب اختلاف و هتك حرمت باشد خوددارى نمايند، كه براى پيشبرد مقصود، ولو اسلامى باشد ، ارتكاب خلاف اخلاق و فرهنگ، مطرود و از انگيزههاى غير اسلامى است. اينجانب بنا ندارم از كسى تأييد نمايم، چنانكه بنا ندارم كسى را رد كنم. و از تمام احزاب و گروهها و افراد مىخواهم از نسبت دادن كانديداى خود به من كه از آن استفاده تأييد و يا تعيين و يا رد شود ، خوددارى كنند. من بسيار مايل هستم كه گروههايى كه متعهد و معتقد به جمهورى اسلامى و خدمتگزار به اسلام هستند، در مبارزات انتخاباتى كمال آرامش را در تبليغ كانديداهاشان رعايت نمايند، و نسبت به يكديگر تفاهم و صميميت و اُخوت اسلامى داشته باشند، و از تفرقه و كدورت شديداً احتراز كنند كه تفرقه و تشتت، دوستان را نگران و دشمنان را كامياب مىكند و موجب تبليغات سوء مىشود. ۵۸/۱۰/۲۶ به اطلاع هموطنان عزيز برسانيد كه: عكس اينجانب دليل بر تأييد كسى نبوده؛ چنانچه دليل بر عدم تأييد هم نمىباشد. ۵۸/۱۱/۲۳ من از همه قشرها، از همه ملت مىخواهم كه آداب اسلامى خودشان را نسبت به همه امور، خصوصاً در انتخابات حفظ كنند.و مبادا خيال كنند كه مبارزات انتخاباتى عبارت از اين است كه به ديگران بد بگويند و كارشكنى بكنند. البته دعوت به انتخاب اشخاص مانع ندارد، لكن توجه داشته باشند كه همان طور كه در انتخاب رئيس جمهور، به آن سلامت و به آن آرامش و به آن خوبى گذشت ـكه نمونه بود در ايران من اميد آن دارم كه در اين انتخابات هم به همان طور بگذرد. و همه با هم برادروار در يك مقصد باشيم. در يك مقصد باشيد. و خداوند را شاهد بدانيد، و ناظر بدانيد، و نهضت را لكهدار نكنيد. ۶۱/۹/۱۶ لازم است مطلبى را كه گاهى شنيده مىشود كه براى تبليغات انتخاباتى بعضى از كانديداها ـخداى نخواسته بعضى ديگر را تضعيف يا توهين مىكنند، در رابطه با آن تذكر دهم كه، امروز اين نحو مخالفتها خصوصاً از چنين كانديداهايى، براى اسلام و جمهورى اسلامى فاجعهآميز است. اگر فرضاً كسى در ديگرى مناقشه دارد، ابراز آن و اظهار در بين مردم هيچ مجوزى ندارد، و حيثيت و آبروى مؤمن در اسلام از بالاترين و والاترين مقام برخوردار است، و هتك مؤمن، چه رسد به مؤمن عالِم، از بزرگترين گناهان است و موجب سلب عدالت است. اميد است انشاءاللّه چنين مطلبى نباشد، و اگر غفلتاً اتفاق افتاده است تكرار نشود. ۶۲/۷/۱۳ چند وقت ديگر هم انتخابات شروع مىشود. از قرارى كه من شنيدم به طور حاد دارند اشخاص عمل مىكنند. اشخاصى هستندكه به جمهورى اسلامى هيچ اعتقاد ندارند، لكن براى خاطر شكستن جمهورى اسلامى در تبليغات انتخاباتى مىخواهند شركت كنند، نه از باب اينكه مىخواهند وكيل بشوند، از باب اينكه مىخواهند شكست بدهند جمهورى اسلامى را. اشخاصى هستند كه به وسوسه، اشخاص مؤمن را وادار مىكنند كه به طور حاد دخالت بكنند در اين امور. ممكن است كه اگر اشخاص هوشمند تنبّه ندهند و بيدار نشوند، اين انتخابات موجب اين بشودكه دودستگيهاى زيادى ايجاد بشود و اين همان مسأله مشروطه است. بايد مردم توجه كنند، و خصوصاً روحانيون، روحانيون مبارز تهران، مدرسين محترم قم، روحانيون مشهد، اصفهان، همه جا توجه كنند كه مسأله، مسأله مشروطه نشود. مسأله اين نشود كه يك دسته براى خاطر اينكه يك كانديدايى دارند، ديگران را بكوبند، آن دسته هم براى همين كانديداى خودشان، اين را بكوبند. اگر همه براى خدا هست، با هم تفاهم كنيد. البته تبليغ هيچ مانعى ندارد، لكن مثل مشروطه نشود. آن طور نشود كه هر كدام ديگرى را بكوبند و آنى كه دشمن ما مىخواهد، خطوط مختلفه را در انتخابات عملى كند. شما همه مىخواهيد كه اسلام در اين مملكت تحقق پيدا كند، همه مىخواهيد كه اين جمهورى اسلامى ادامه پيدا بكند، ادامه اين به اين است كه شما در مواردى كه مىبينيد كه دارند شياطين نقشه مىكشند و توطئه مىكنند تا شما را به جان هم بيندازند، بنشينيد با هم و تفاهم كنيد و آنها را مأيوس كنيد. امروز دارند تهيه مىبينند مخالفين شما، مخالفين جمهورى اسلامى، كه براى انتخابات ايجاد نفاق كنند، و اين يك خطرى است براى كشور ما. اينها با زور نمىتوانند كارى انجام بدهند، نه امريكا، نه شوروى، با فشار و زور به يك كشورى كه همه با هم هستند نمىتوانند آسيب برسانند، لكن با توطئه و وادار كردن عمال خودشان در داخل مىتوانند ايجاد نفاق كنند و بهانه هم انتخابات. ۶۲/۷/۱۳ اگر احتمال بدهيم كه به واسطه تبليغات انتخاباتى ما اسلام و جمهورى اسلامى در خطر است، بايد آنجور تبليغاتى كه خطرناك است، دست از آن برداريم، براى اينكه ضد اسلام است و گاهى با اسم اسلام يا با توهّم اسلامى بودن، يك امورى انجام مىگيرد كه بر خلاف اسلام است. در مشروطه هم اينطور بود، يك دسته واقعاً به آنها آن قدر تزريق شده بود كه اعتقاد كرده بودند كه بايد فلان جور را عمل كرد. به آنها تزريق كرده بودند، اين سلطنتطلبهاى آنو قت آن قدر تزريق كرده بودند كه مردم استبداد را ترويج مىكردند ـيعنى يك دسته، يك دسته از اهل منبر هم همين طور حالا هم همين طور است. ممكن است شياطين در بين مردم بيفتند و آن قدر تزريق كنند كه تكليف شرعى معيّن كنند برايتان كه بايد ما مخالفت با فلان مقام، مخالفت با فلان امر بكنيم. بيدار باشيد! ۶۲/۱۱/۱۱ آن كسى كه مىخواهد در انتخابات شركت كند و كانديدا مىشود ، آن كسى كه كانديدا مىكند كسى را، آن كسى را كه فعاليت انتخاباتى مىكند، آن كسى كه تبليغ مىكند براى خودش يا براى غير، اين آزمايشاش همانجاست. تويى كه خودت را كانديدا انتخابات كردى، قدرت اين را دارى كه براى كشورت درست خدمت بكنى، و قدرت خودت را بالاتر از ديگران مىدانى؟ تويىكه ديگرى را كانديدا مىكنى، ديگران كه غير از اين هستند لايق نمىدانى؟ اين را لايقتر و احسن مىدانى؟ تويى كه فعاليت مىكنىو تبليغ مىكنى براى انتخابات، تبليغ خودت را مىكنى يا تبليغ براى اسلام مىكنى؟ اگر براى رسيدن به مجلس است، دلت مىخواهد مجلس بروى و مىگويى مجلس يك مقامى است، شما تبليغ براى خودت مىكنى كه همان تبليغ براى شيطان است. و اگر تبليغ مىكنى كه بروى خدمت بكنى، من چون مىتوانم خدمت بكنم چرا كنار باشم، بروم خدمت بكنم، اين شخص چون لايق است چرا كنار باشد، بيايد خدمت بكند، اگر اين طور باشد اين براى خداست. و اين گاهى وقتها به خود آدم اشتباه مىشود. بسيارى از اوقات هست كه انسان خودش در كارهاى خودش اشتباه مىكند. يعنى، انسان چون حب نفس دارد خودش را مىخواهد و همهچيز را هم براى خودش مىخواهد، مگر اينكه به رياضات اين طور نباشد. اين چون حب نفس دارد بسيارى از اموركه از خودش صادر مىشود يا از كسانى كه از خودش هستند ، اولاد خودش، برادر خودش، عيال خودش، اينها به نظرش خوب مىآيد. و گاهى همين اگر صادر بشود از يك كس ديگرى به نظرش بد مىآيد. اين براى همين است كه، حب نفس اينجا پرده پوشيده است روى واقعيت و نمىتواند انسان تشخيص بدهد. بايد انسان توجه كند به اينكه آيا من كه مىخواهم يك كسى را انتخاب كنم، اگر اين كس يك نفر ديگرى از او بهتر بود لكن ارتباطى با من نداشت بلكه با من هم دلخورى داشت، آيا او را كانديدا مىكردم؟ اگر او را هم كانديدا مىكرد معلوم مىشود كه اين براى خدا دارد كار مىكند، كار به خودش ندارد. و اگر اين طور نشد بداند كه مسأله، مسأله شيطانى است نه مسأله خدايى. و اين دقيق است و اين از آن امورى است كه بر انسان پوشيده مىماند. ۶۲/۱۱/۲۲ مردم در سراسر كشور در انتخاب فرد مورد نظر خود آزادند؛ و احدى حق تحميل خود يا كانديداهاى گروه يا گروهها را ندارد. هيچ مقامى و حزبى و گروهى و شخصى حق ندارد به ديگران كه مخالف نظرشان هستند توهين كنند، يا خداى نخواسته افشاگرى نمايند؛ گرچه همه حق تبليغات صحيح براى خود يا كانديداهاى خود يا ديگران را دارند، و هيچ كس نمىتواند جلوگيرى از اين حق نمايد. و البته لازم است تبليغات موافق مقررات دولت باشد. و احدى شرعاً نمىتواند به كسى كوركورانه و بدون تحقيق رأى بدهد. و اگر در صلاحيت شخص يا اشخاصى تمام افراد و گروهها نظر موافق داشتند ولى رأى دهنده تشخيصش بر خلاف همه آنها بود، تبعيت از آنها صحيح نيست، و نزد خداوند مسئوليت دارد. و اگر گروه يا اشخاص صلاحيت فرد يا افرادى را تشخيص دادند و از اين تأييد براى رأى دهنده اطمينان حاصل شد، مىتواند به آنها رأى دهد. ۶۳/۳/۱۲ [بسمه تعالى. بعضيها نقل مىكنند كه حضرتعالى اجازه فرمودهايد از سهم مبارك امام ـعليهالسلام در راه تبليغات انتخاباتى صرف نمايند، آيا اين واقعيت دارد؟ جمعى از مؤمنين] بسمهتعالى اين موضوع به هيچ وجه صحت ندارد. در صورتى كه كسى خداى ناكرده از سهمين و وجوه شرعيه در اينگونه امور خرج كرده است بايد برگرداند. ۶۶/۴/۱۰ هيچ فرد و گروهى و هيچ نهاد و سازمان و حزب و دفتر و تجمعى نمىتواند در حوزه انتخابات ديگران دخالت نمايد، و براى غير حوزه خود، فرد يا افرادى را كانديدا نموده و از آنان تبليغ نمايد. در شرايط كنونى، اينجانب به هيچ وجه و به هيچ كس اجازه نمىدهمتا از سهم مبارك امام ـعليهالسلام و يا از اموال دولت و اموال دفاترو سازمانها و مجامع و اموال عمومى خرج انتخابات كند. بايد مردمرا براى شركت در انتخابات تشويق كرد. انشاءاللّه نظرم را در اين مورد بعداً اعلام خواهم كرد. روحانيون محترم حوزههاى انتخاباتى سعى كنند در حوزه خود [با] افراد و گروههاى مسلمانكه در انتخابات كانديدا شده و يا از كانديداهاى مورد علاقه خود طرفدارى مىكنند چون پدرى مهربان باشند و آنان را با ديده محبت بنگرند. ۶۷/۱/۱۱ نصيحتى است از پدرى پير به تمامى نامزدهاى مجلس شوراى اسلامى كه سعى كنيد تبليغات انتخاباتى شما در چهارچوب تعاليمو اخلاق عاليه اسلام انجام شود؛ و از كارهايى كه با شئون اسلام منافات دارد جلوگيرى گردد. بايد توجه داشت كه هدف از انتخابات در نهايت، حفظ اسلام است. اگر در تبليغات حريم مسائل اسلامى رعايت نشود، چگونه منتخب، حافظ اسلام مىشود. بايد سعى شود تا خداى ناكرده به كسى توهين نگردد؛ و در صورتى كه رقيب انتخاباتى به مجلس راه يافت، به دوستى و برادرى، كه چيزى شيرينتر از آن نيست، لطمهاى نخورد. من احتمال مىدهم كه عوامل و دستهاى ناپاكى بخواهند از رقابتهاى انتخاباتى در رسيدن به آرزوهاى خود استفاده كنند و با طرح مسائل پوچ و بىمعنا دلها را از يكديگر جدا سازند و يا با ترديد و ايجاد ذهنيتها، صحت و سلامت انتخابات و نهايتاً مشروعيت مجلس را زير سؤال برند، كه در اين شرايط همه آحاد ملت ايران و همه روحانيون و دستاندركاران كشور بايد در كنار هم و دست در دست هم به راه مقدس خود ادامه دهند. و صاحبان قلم و سخن و مطبوعات نيز به طور جدّ مواظب نوشتهها و گفتههاى خود باشند. اهميت و نقش مجلس شوراى اسلامى معيارهاى انتخاب نمايندگان مجلس توصيههاى امام به نمايندگان مجلس انتخابات و جناحها رسيدگى به شكايات در انتخابات دوره سوم مجلس شوراى نگهبان ۵۹/۳/۷ از حضرات فقهاى نگهبان تقاضا مىشود كه در مأموريت مهم خود به هيچوجه ملاحظه اشخاص و يا گروههاى انحرافى را ننموده و به وظيفه بسيار خطير خود قيام و اقدام نموده و نگهبانى از اسلام و احكام مترقى آن نمايند، و خدمت خود را با قدرت تمام در پيشگاه خداوند متعال و ولى مطلق او حضرت ولىاللّه اعظم امام عصر ـعجلاللّه تعالى فرجه الشريف ـ عرضه دارند. ۵۹/۴/۳۰ شما بايد ناظر بر قوانين مجلس باشيد، و بايد بدانيد كه به هيچوجه ملاحظه نكنيد. بايد قوانين را بررسى نماييد كه صددرصد اسلامى باشد. به هيچوجه گوش به حرف عدهاى كه مىخواهند يك دسته كوچك مردم ما خوششان بيايد و به اصطلاح مترقى هستند ، [ندهيد ]قاطعانه با اينگونه افكار مبارزه كنيد. خدا را در نظر بگيريد. اصولاً آنچه كه بايد در نظر گرفته شود خداست، نه مردم. اگر صد ميليون آدم، اگر تمام مردم دنيا يك طرف بودند و شما ديديد كه همه آنها حرفى مىزنند كه بر خلاف حكم قرآن است بايستيد و حرف خدا را بزنيد، ولو اينكه تمام بر شما بشورند. انبيا هم همينطور عمل مىكردند؛ مثلاً موسى در مقابل فرعون مگر غير از اين عمل كرد؟ مگر موافقى داشت؟ بحمداللّه مجلس ما مجلسى است اسلامى و قوانين خلاف اسلام تصويب نخواهد شد؛ ولى شما وظيفه داريد ناظر باشيد. خلاصه گوش به حرف طبقه مرفه مترقى ندهيد. خدا انشاءاللّه با ماست. اگر عملمان براى خدا باشد، خدا ما را موفق مىكند. ۶۱/۱۱/۱۰ شوراى نگهبان، اين فقهايى كه در آنجا هستند تمامشان را من از نزديك سالهاى طولانى مىشناسم، كه بايد بگويم اينها را من بزرگ كردهام. ۶۲/۲/۲۸ از تحمل زحمات و رنجهاى شما تشكر مىكنم. شما توقع نداشته باشيد كه مورد اهانت واقع نشويد. همه مىدانيد تا كسى كارى انجام ندهد كسى به او توهين نمىكند. توهين براى كسانى است كه مىخواهند زنده باشند. هيچ كدام از ما نبايد انتظار تعريف را داشته باشيم. بايد به حكم خدا عمل كنيم و به اين هم كارى نداشته باشيم كه چه كسى از اين كارى كه براى خدا مىكنيم خوشش مىآيد و يا چه كسى بدش مىآيد. من در تمام مواقعى كه مقتضى بوده است، مجلس و شوراى نگهبان را تأييد كردهام. ما بايد دست در دست يكديگر بگذاريم تا يك كشور اسلامى درست كنيم. ۶۲/۹/۲۰ آنچه مهم است اين است كه مامىخواهيم مطابق شرع اسلام مسائل را پياده كنيم. پس اگر قبلاً اشتباه كرده باشيم بايد صريحاً بگوييم اشتباه نمودهايم. و عدول در بين فقها از فتوايى به فتواى ديگر درست همين معنا را دارد. وقتى فقيهى از فتواى خود برمىگردد يعنى من در اين مسأله اشتباه نمودهام و به اشتباهم اقرارمىكنم. فقهاى شوراى نگهبان و اعضاى شورايعالى قضايى هم بايد اين طور باشند كه اگر در مسألهاى اشتباه كردند صريحاً بگويند اشتباه كرديم و حرف خود را پس بگيرند، ما كه معصوم نيستيم.... ... شوراى نگهبان بدون ملاحظه از هيچ كس فقط و فقط خدا را در نظر بگيرند. احكام اوليه بايد جارى شود و آن روز هم كه اضطرارى پيش آمد، احكام ثانويه كه آن هم حكم خداست را بايد جارى نمايند. بايد بنيان از امروز محكم شود. ۶۳/۲/۲۵ چنانچه مشاهده مىشود پس از انتخابات مرحله اول از دوره دوم مجلس شوراى اسلامى، افرادى كه نظريه شوراى محترم نگهبان در ابطال يا تأييد بعضى حوزهها موافق ميلشان نبوده است دست به شايعه افكنىزده و اعضاى محترم شوراى نگهبان ـايدهم اللّه تعالى را كه حافظ مصالح اسلام و مسلمين هستند، تضعيف و يا خداى ناكرده توهين مىنمايند و به پخش اعلاميه و خطابه در مطبوعات و محافل دست زدهاند غافل از آنكه پيامد چنين اعمال و جوسازيها آن هم در دوره دوم مجلس و نگذشتن سالى چند از انقلاب چه خواهد بود. اميد است چنين اعمال، بىتوجه به نتايج ناروا و اسفبار آن باشد. معلوم نيست در صدر مشروطيت در دوره اول بافقهاى ناظر به قوانين اين نحو عمل شده باشد. در آن زمان به تدريج فقها را از مجلس بيرون راندند و به سر اين ملت آن آوردند كه ديديم. من به اين آقايان هشدار مىدهم كه تضعيف و توهين به فقهاى شوراى نگهبان امرى خطرناك براى كشور و اسلام است. هميشه انحرافات به تدريج در يك رژيم وارد مىشود و در آخر، رژيمى را ساقط مىنمايد. لازم است همه به طور اكيد به مصالح اسلام و مسلمين توجه كنيم و به قوانين، هر چند مخالف نظر و سليقه شخصىمان باشد احترام بگذاريم و به اين جمهورى نوپا كه مورد هجوم قدرتها و ابرقدرتهاست وفادار باشيم. در خاتمه بايد بگويم كه حضرات آقايان فقهاى شوراى نگهبانرا با آشنائى و شناخت تعيين كردم و احترام به آنان و حفظ مقامشان را لازم مىدانم و اميد آن دارم كه اين نحو امور تكرار نشود. و به شوراى نگهبان تذكر مىدهم كه در كار خود استوار باشيد و با قاطعيت و دقت عمل فرماييد و به خداى متعال اتكال كنيد. ۶۳/۶/۱۱ من با نهاد شوراى نگهبان صددرصد موافقم و عقيدهام هست كه بايد قوى و هميشگى باشد، ولى حفظ شورا مقدارى به دست خود شماست. برخورد شما بايد به صورتى باشد كه در آينده هم به اين شورا صدمه نخورد. شما نبايد فقط به فكر حالا باشيد و بگوييد آينده هر چه شد، باشد. شياطين بتدريج كار مىكنند. امريكا براى پنجاه سال آينده خود نقشه دارد. شما بايد طورى فكر كنيد كه اين شورا براى هميشه محفوظ بماند. رفتار شما بايد بهصورتى باشد كه انتزاع نشود كه شما در مقابل مجلس و دولت ايستادهايد. اينكه شما يكى و مجلس يكى، شما يكى و دولت يكى، ضرر مىزند. شما روى مواضع اسلام قاطع بايستيد، ولى بهصورتى نباشد كه انتزاع شود شما در همه جا دخالت مىكنيد. صحبتهاى شما بايد به صورتى باشد كه همه فكر كنند در محدوده قانونى خودتان عمل مىكنيد، نه يك قدم زياد و نه يك قدم كم. در همان محل قانونى وقوف كنيد، نه يك كلمه اين طرف و نه يك كلمه آن طرف. گاهى ملاحظه مىكنيد كه مصالح اسلامىاقتضا مىكند كه به عناوين ثانوى عمل كنيد. به آن عمل كنيد گاهى مىبينيد كه بايد نخست وزير در كارى دخالت كند كه اگر دخالت نكند به ضرر اسلام است، به او اجازه دهيد عمل كند. ضرورت اقتضا مىكند كه نخست وزير فلان كار را انجام دهد كه از كس ديگرى بر نمىآيد. شما بايد سعى كنيد كه نگويند مىخواهيد در تمام كارها دخالت كنيد، حتى در مسائل اجرايى. البته خود اين مسائل را مىدانيد و عمل مىكنيد، ولى من تذكر مىدهم. شما بايد توجه داشته باشيد كه اگر مباحثات به مناقشات تبديل شود و جلوى يكديگر بايستيد، اسباب اين مىشود كه شوراى نگهبان تضعيف شود و در آتيه از بين برود. و آن كسانى كه علمايى را كه قبلاً كار شوراى نگهبان را مىكردند، كنار گذاشتند، به اين خاطر بود،كه كمكم آنها را مخالف خود احساس كردند و كنار گذاشتند و بتدريج اين شيطنت صورت گرفت. پس همه ما بايد بيدار باشيم. ۶۳/۱۱/۲۲ شوراى محترم نگهبان، كه حافظ احكام مقدس اسلام و قانون اساسى هستند، مورد تأييد اينجانب مىباشند. و وظيفه آنان بسيار مقدس و مهم است. و بايد با قاطعيت به وظايف خود عمل نمايند. البته توجه به اهميت حفظ نظام جمهورى دارند كه با آن هيچ حكمو امرى مزاحمت نمىكند و براى حفظ آن از هيچ كوششى نبايد مضايقه كرد و معلوم است آقايان با تعهدى كه دارند تحت تأثير هيچ جوّى واقع نمىشوند. انشاءاللّه مؤيد باشند. ۶۶/۱۰/۲۳ ولايت فقيه و حكم حكومتى از احكام اوليه است. نهاد شوراى نگهبان هميشه مورد تأييد اينجانب است و به هيچ وجه تضعيف نشده و نخواهد شد. اين نهاد بايد هميشه با بيدارى و هوشيارى در خدمت به اسلام و مسلمين كوشا باشد. ۶۷/۲/۱۲ اعضاى محترم شوراى نگهبان ـدامت افاضاتهم با توجه به گزارشات مختلف و نيز رسيدگى و گزارش نماينده اينجانب در امر انتخابات صحت آن محرز و آن را اعلام نماييد، تا انتخابات در موعد مقرر ـ روز قدس ـ انجام گيرد. و تصميم نهايى در مورد صندوقها و آرا، با رأى اكثريت نمايندگان محترم شوراى نگهبان و وزير محترم كشور و نماينده اينجانب است. و كسانى كه احتياط يا وسوسهاى در امر انتخابات مىكنند بهتر است كمال احتياط را براى حفظ حيثيت جمهورى اسلامى و اسلام نمايند. ۶۷/۱۰/۸ تذكرى پدرانه به اعضاى عزيز شوراى نگهبان مىدهم كه خودشان قبل از اين گيرها، مصلحت نظام را در نظر بگيرند، چرا كه يكى از مسائل بسيار مهم در دنياى پرآشوب كنونى نقش زمان و مكان در اجتهاد و نوع تصميمگيريها است. حكومت، فلسفه عملىِ برخورد با شرك و كفر و معضلات داخلى و خارجى را تعيين مىكند. و اين بحثهاى طلبگى مدارس، كه در چهارچوب تئوريهاست، نه تنها قابل حل نيست، كه ما را به بنبستهايى مىكشاند كه منجر به نقض ظاهرى قانون اساسى مىگردد. شما در عين اينكه بايد تمام توان خودتان را بگذاريد كه خلاف شرعى صورت نگيرد ـ و خدا آن روز را نياورد ـ بايد تمام سعى خودتان را بنماييد كه خداى ناكرده اسلام در پيچ و خمهاى اقتصادى، نظامى، اجتماعى و سياسى ، متهم به عدم قدرت اداره جهان نگردد. ۶۸/۳/۱۵ از شوراى محترم نگهبان مىخواهم و توصيه مىكنم، چه در نسل حاضر و چه در نسلهاى آينده، كه با كمال دقت و قدرت وظايف اسلامى و ملى خود را ايفا و تحت تأثير هيچ قدرتى واقع نشوند و از قوانين مخالف با شرع مطهر و قانون اساسى بدون هيچ ملاحظه جلوگيرى نمايند و با ملاحظه ضرورات كشور كه گاهى با احكام ثانويه و گاهى به ولايت فقيه بايد اجرا شود توجه نمايند. ۵۷/۱۰/۱۰ اهميت و نقش مجلس شوراى اسلامى يك مجلس ملى كه نه مربوط به سفارت شوروى باشد، نه مربوط به سفارت انگليس باشد، نه مربوط به سفارت امريكا باشد؛ نه براى منافع او سينه بزند نه براى منافع او. يك همچو مجلسى را بهوجود مىآوريم ان شاءاللّه؛ و بعدش كه يك همچو مجلسى بهوجود آمد قهراً اگر يك مطلبى بخواهد در آن، در يك همچ و مجلسى مثلاً دويست نفرى بگذرد ـ دويست تا آدم صالحى كه براى مملكت ما دلسوز است، دزد نيست، نمىخواهد جيبش را پر بكند، نمىخواهد عنوان پيدا بكند، مىخواهد كه خدمت بكند به اين مردم؛ اگر چنانچه يك همچو مجلسى براى ما پيدا شد مصالح مملكت را در نظر مىگيرد ـ اگر يك چيزى آوردند بگذرد، يك قراردادى مابين يك دولتى با دولت ما آوردند بگذرد، مىبرند آنرا آنجا نگاه مىكند؛ اول خود دولتِ صالح نظر مىكند اگر چنانچه فاسد باشد ردش مىكند. بعد اگر چنانچه او ندانست، نتوانست بفهمد و آورد در مجلس، در مجلس نظر مىكنند و مصلحت و مَفْسَده ملت را مىخواهند به جا بياورند درست مىكنند. اين مصالح مملكت ما يا صددرصد يا صد در نود حاصل خواهد شد. ما يك همچو چيزى مىخواهيم. ۵۸/۴/۲۱ اگر مجلس شورا آن طورى كه ما بخواهيم ملى و اسلامى باشد ، همه اين مطبوعات اصلاح خواهد شد؛ همه اين راديو تلويزيونها اصلاح خواهد شد؛ همه اين ادارات تصفيه خواهد شد؛ يعنى ملت بايد تصفيه كند به وسيله اشخاصى كه مىفرستد... انشاءاللّه ما اميدواريم كه ديگر ليستى در كار نباشد كه يكى ليستى بدهد و شما هم مُلْزَم باشيد. بله، ليست بدهد كه هدايت كند ملت را به اينكه اينها افراد خوبى هستند. ۵۸/۱۱/۱۵ ملت ايران كه بحمداللّه تعالى در عرض يك سال پس از انقلاب داراى جمهورى اسلامى و قانون اساسى و رئيس جمهور شدند ، انشاءاللّه با رشد معنوى و آرامش، مجلس شوراى اسلامى را تأسيس خواهند نمود تا خرابيهاى عصر طاغوت، خصوصاً پنجاه سال اخير را با همت والاى خود جبران نمايند؛ خرابيهاى معنوى و مادىاى كه با برنامههاى ابرقدرتها خصوصاً امريكا انجام گرفت و ملتهاى مسلمان خصوصاً ملت ايران را تا آستانه سقوط كشاند. ۵۸/۱۲/۴ از آنجا كه در آينده نزديك نمايندگان مردم در مجلس شوراى اسلامى اجتماع مىنمايند امر گروگانها، با نمايندگان مردم است تا نسبت به آزادى گروگانها و امتيازاتى كه در قبال آنان بايد بگيرند تصميم گيرند؛ زيرا اين مردمند كه بايد در جريانات سياسى دخالت داشته باشند. ۵۸/۱۲/۲۹ براى خاطر خدا توجه داشته باشيد كه يك مجلس شورا كه مجلس شوراى اسلامى است و مىخواهد براى ايران خدمت كند و بايد قوه داشته باشد، تنها مركزى است كه تمام قوا بايد تبع آن باشند ، شما بخواهيد براى اينكه شما وكيل نشدهايد در كجا، هياهو كنيدكه انتخابات، انتخابات كذا بوده؛ اين حرف خلاف اسلام است. شكايت اگر هست، شكايت پذيرفته است. و مقاماتى كه بايد شكايتها را بپذيرند، مىپذيرند. اما هياهو كردن و فرياد زدن و انتقاد بيجا كردن، اين برخلاف دستورات اسلام است. ... مجلس تنها مَلْجأيى است كه براى يك ملت است. مجلس قوه مجتمع يك ملت است در يك گروه. تمام قواى يك ملت در يك گروه مجتمع است. و مجلس از همه مقاماتى كه در يك كشورى هست بالاتر است. بنابراين يك همچو مقامى را نشكنيد اينطور؛ ولو نمىتوانيد لكن اصل گفتنش، اصل ذكرش، كار قبيحى است و برخلاف مصلحت است و برخلاف مسلك اسلام است. ۵۹/۲/۱۹ مبارك آن روزى است كه ايران از سلطه اجانب مستخلص بشود، و مجلس شوراى اسلامى به وظايف خطير خود عمل كند، و ايران استقلال پيدا كند و همه دشمنان ايران ذليل و نابود شوند و مسلمين همه با هم پيوند كنند. ۵۹/۲/۲۹ بحمداللّه افرادى كه در مجلس انتخاب شدهاند به حسب غالب ، اكثريت قاطع، اكثريت اسلامى و متعهد است. ۵۹/۳/۴ قضيه هدايت مسألهاى است، قضيه كارشكنى مسأله ديگر ، هدايت بايد كرد. مركز همه قانونها و قدرتها مجلس است. مجلس هدايت مىكند همه را و بايد بكند. ۵۹/۳/۷ با خواست خداوند متعال و به مباركى و ميمنت در روزى بسيار بزرگ، مجلس شوراى اسلامى افتتاح مىشود. روز سيزدهم رجب كه روز ولادت با بركت و سعادت بزرگمرد تاريخ و معجزه دهر اميرالمؤمنين على بن ابيطالب ـصلوات اللّه و سلامه عليه مجلس مقدس شوراى اسلامى كه اولين مجلس جمهورى اسلامى است و اولين مجلس است كه با انتخابات آزاد انجام گرفت، گشايش مىيابد. و من اميدوارم كه اين مجلس به بركت اينروز مبارك، مجلس عدالت و پيرو اسلام و به نفع مسلمين و كشور اسلامى باشد. سپاس خداوند بزرگ را كه در مدتى كوتاه ملت شريف ايران موفق شد كه اساس جمهورى اسلامى را با آزادى و آرامش بنيان گذارد؛ و اين از بركت اسلام و وحدت كلمه قشرهاى متعهد اسلامى است. اينجانب طليعه اين مجلس مباركرا به ملت بزرگ ايران و شما نمايندگان محترم تبريك عرض مىكنم. ۵۹/۴/۴ الآن هم همين قشرهاى بعض از اين روشنفكرها مىگويند اين مجلس، ملّى باشد، مجلس شوراى ملّى؛ چون اسمش توى قانون ، «ملّى» بوده. از اسلام مىترسند. مجلس اسلامى نباشد، شوراى اسلامى نباشد. اينها نه اينكه ملّىاش را مىخواهند، اسلامىاشرا مىخواهند نباشد. ۵۹/۴/۲۹ مجلس بايد اسلامى باشد. مجلس بايد افكارش افكار اسلامى باشد تا ما بتوانيم چه بكنيم. من نمىتوانم تحمل بكنم كه اينقدر ما جوانهايمان از بين بروند براى اينكه ما مسامحه داريم مىكنيم. مسامحهها از كار بايد برود، و بايد حالا كه مجلس تأسيس شد و مجلس رسميت پيدا كرد، همه امور بايد بر نظارت مجلس به روال خودش بگذرد، و با جديت و با قاطعيت و بدون مسامحه، هر كس خلاف كرد بخواهند او را، و يا اگر خلافى واقعاً كرده، بدهند او را دست دادگاهها و دادگاهها محاكمهاش كنند. ۵۹/۴/۲۹ مجلس امروز رسميت پيدا كرد. با رسميت مجلس، ديگر بايد تمام امور را مجلس اصلاح بكند. يعنى با تمام قدرت، دولتى كه تعيين مىكند، دولت صد در صد اسلامى داراى قدرت باشد، و كارهايىرا كه مىكند دولت و همينطور كارهايى كه در وزارتخانهها مىشود، كارهايى كه در استانها مىشود، همه تحت نظر باشد و مجلس بازخواست كند از اينها. بخواهد اينها را و استيضاح كند ، اگر يكوقت خطا كردند و كار را درست انجام بدهند. ۵۹/۵/۵ بايد وقتى كه مجلس درست بنا گذاشته شد، عمل تمام اين گروههاو مسائلى كه دارند و كارهايى را كه مىكنند انعكاس پيدا كند و طرح بكنند، و مجلس آنها را بخواهد و از آنها بازخواست كند. اين منحصر به گنبد و اطراف گنبد نيست، هر جايى كه الآن اينها دارند مشغول فعاليت هستند، يك فعاليتهايى مىكنند كه گاهى برخلاف موازين شرع است. جمهورى اسلامى بايد بر وفاق موازين شرعى باشد. الآن از طرف آقاى گلپايگانى، آقازادهشان آمده بود اينجا؛ ايشان هم راجع به اين مسائل ناراحت هستند. ساير علماى اسلام هم ناراحت هستند در اين مسائل. بايد مجلس رسيدگى كند و افرادى كه بنايشان براين است كه به اسم اسلام يك كارهايى انجام بدهند وبرخلاف اسلام است، به اسم اسلام كارهايى انجام مىدهند كه موافق با ماركسيست و كمونيست است و به اسلام مربوط نيست، بايد مجلس جلوى اينهارا بگيرد. دولتى كه حالا انتخاب خواهد شد، بايد افرادى باشند كه به اسلام عقيده داشته باشند، نه مثل بعضى از اشخاصى كه درو زارت كشاورزى بودند و به اسلام اصلاً اعتقاد ندارند اينها، اينها كمونيستهايى هستند كه به صورت اسلام بيرون آمدند، اينها بايد هيچ وقت داخل در دولت نباشند، هيچ وقت داخل در وزارت كشاورزى نباشند. در هر صورت مسائلى است كه بايد دولت طرح بكند و مجلس رسيدگى بكند، و چنانچه چيزى بر خلاف موازين از مردم اخذ شده است برگردانند. و اگر اشخاصى برخلاف اسلام عمل كردند تربيت بشوند و بازخواست بشوند. و من اميدوارم كه انشاءاللّه اين مجلس كه الآن افرادش اكثراً مردم صالحى هستند، و شوراى نگهبان هم از علماى قم هستند يك عدهاى كه و ديگران هستند در آنجا، دراين امور رسيدگى بكنند،و طرحهايى كه دولت مىدهد، طرحهايى كه دولت قبلاً داده است، اينها بيايد در مجلس رسيدگى بشود، هر طرحى كه مخالف با اسلام است بايد رد بشود.... و من اميدوارم كه انشاءاللّه وقتى كه مجلس بنا شد رسيدگى به اين امور بكند من هم پيشنهاد بكنم به آنها كه رسيدگى صحيح بكنند، و هر يك از پيشنهادهايى كه قبلاً شده و [قوانينى ]كه گذشته است در مثلاًو زارتخانهها، اينها بخواهند مطالعه كنند، و شوراى نگهبان هم مواظبت كند كه هيچ كلمهاى مخالف با اسلام نباشد. ما مىخواهيم يك جمهورى اسلامى باشد. ما مىخواهيم اسلام باشد.... من اميدوارم كه همهتان موفق باشيد در اين ماه مبارك رمضان. اميدواريم كه از بركات اين ماه واز بركات ليلةالقدر محروم نباشيم و نباشيد. ۵۹/۵/۲۱ در كجا سراغ داريد كه مجلس شوراىِ آنجا مثل مجلس شوراى اسلامى ما باشد؟ در سابق، زمان شاه مخلوع و رضاخان مطرود ، مجلس پر بود از «دوله»ها، «ممالك»ها، «سلطنه»ها، «سلطان»ها ، متمكّنين، اشراف، طرفدارهاى شرق و غرب، نوكرهاى ممالك اجنبى، ولى الآن در مجلس شوراى ما يك چهره پيدا نمىكنيد كه از اين طبقه اشراف باشد، از اين طبقه بالا باشد، همه از همين مردمند كه در بين بازار راه مىروند، و از همين جمعيت هستند؛ عدهاىشان از علما و فقها هستند، عدهاىشان از چهرههاى متديّن هستند. مجلس شوراى اسلامى ما الآن در هيچ جا نظير ندارد ، چنانچه ساير ارگانهاى دولتى ما اينطور است. ۵۹/۵/۲۱ اين چهره مجلس اسلامى ماست و اگر از صدر مشروطه ـ الاّ شايد دوره اول تا قبل از اين مجلس ملاحظه كنيد، اينجا جاى آن وكلا نبود؛ وكلايى كه از طبقه اشراف و از طبقه ثروتمند و مرفّه، و حاضر نبودند در يك مجلس چندتايشان با هم جمع بشوند و حاضر نبودند در يك مجلس اينطور مسجدى بنشينند و هر كدام در كاخهاى بلند ـ الاّ بعضيها كه آنها هم از سنخ شما بودند ـ زندگى مىكردند. امكان نداشت كه يك مواجههاى بين منِ طلبه با آن تيپهاى اشرافى و اعيانى و داراى كذا و كذا اتفاق بيفتد؛ فرضاً اينكه گوش بدهند به اينكه يك طلبه با آنها چه مىگويد. اين از بركات نهضت است، بركات اسلام است كه همه نهادهايشان اسلامى و مردمى است. مجلس مردمى اين است. پيشتر اسمش را گذاشته بودند «مجلس ملّى». ملت راه داشت در آن مجلس؟ در آن مجلس از ملتها، از خود ملت كسى بود كه راه پيدا بكند به آنجا؟ خصوصاً در اين دهههاى آخر، يك نفر از شما در آنجا راه نداشت و جاى شما در آنجا نبود اخلاقاً، كه عنداللّه نبود، به واسطه علوّ شأن شماو به واسطه اينكه آنها طاغوتى بودند، شما راه نداشتيد بر آنجا. ما امروز مواجهيم با يك چهرههاى اسلامى كه به غير از اسلامو به غير از منافع مملكت خودشان فكر نمىكنند. و من اميدوارمكه اين مجلس، كه مركب از اين طبقه انسانى ملت است، چه آنهايى كه مسلم هستند و چه آنهايى كه باز برادرهاى ما هستند و از اقليتها هستند، اين چهرهها، چهرههايى است كه مال ملت است، و امروز ملت راه پيدا كرده است به مجلس و ديروز، در گذشته، ملت هيچ خبرى از مجلس نداشت و هيچ عملى نمىتوانست انجام بدهد. اين موجب شكر است در درگاه خدا. همه تشكر كنيم از يك همچو نعمتى كه نصيب ما شده است. و اين تنها مجلس نيست كه تحول پيدا كرده است از طاغوت به اسلاميت و انسانيت، ساير نهادهاى دولتى هم، چه قواى مسلّحه و چه سايرين از قبيل وزرا و امثال اينها، آنها هم همين طور هستند. الآن ملت ما مىتواند ادعا كند كه ما در همه امور ناظريم. من خيلى از مجالس را ياد دارم و در بعضى از مجالس هم رفتم به عنوان تماشاچى. يك دانه از امثال شما در مجلس نبود، الاّ مثلاً، مثل زمانى كه مرحوم مدرّس آنجا بود يا در آن اول كه ما آنجا را ديگر نديديم؛ آن دورههاى اول [را. در ]دوره اول بودند از اشخاصى كه نظير شما بودند. آن چيزى كه مىخواهم عرض كنم اين است كه حيف است كه چهره نورانى مجلس در آن، يك چيزهايى واقع بشود كه مخالف زىّ شما آقايان است. ۵۹/۵/۲۵ من به ملت ايران تبريك مىگويم كه در اين زمان، نه قوّه مقنّنه يك قوّهاى است كه ليستش را داده باشند و تعيين كرده باشد كسى آنها را ، خود آنها منتخب از طرف ملت هستند و ملت بدون اينكه كسى تحميل به آنها بكند، اينها را تعيين كرده است و هر كدام هم كه ناصالح بودند، خود مجلس كنار گذاشته است. بنابراين، قوّه مقنّنه ما قوّهاى است كه صالح است و اكثر افرادش، افراد متعهد هستند و همهشان از همين جمعيت ملت هستند و از آن كاخنشينهانيستند. ۵۹/۱۱/۴ ما نبايد حالا كه گرفتار هستيم باز به پيروزى هم نرسيدهايم، نبايد اين مردم را سستشان بكنيم. ـ بياييم ـ مجلس را از اين [طرف] هِى اشكال بكنيم. آن قدر خوبى كه در اين مجلس هست از اوّلى كه مجلس در اين مملكت پيدا شده تا حالا، يك همچو مجلسى با اين افرادى كه در آن هست، من نمىگويم توى مجلس هم فرد غيرصالح نيست، ممكن است باشد، اما صُلَحا هستند اينها. اين مجلس را بايد حفظش كرد، و مردم را از اين دلسرد نكرد. هِى هر روز راجع به مجلس يك چيزى نوشت. ۵۹/۱۱/۲۷ مجلس هم يكى از چيزهايى است كه در جمهورى اسلامى هست، و در نظام شاهنشاهى مشروطه بهاصطلاح هم بود. مجلسهاى سابق را شما يك مقداريش را ديدهايد؛ و من هم خيليش را ديدهام. آيا مجلس سابق و رؤساى مجلس سابق مثل مجلس حالاست ومثل رئيس مجلسِ حالاست؟! آيا وضع مجلسو وضع افرادى كه در مجلس هستند و شخصيتهاى مردمى كه الآن در مجلس هست و شخصيتهاى طاغوتى كه در مجلس سابق بود يك طور است و [به ]همان طاغوتها ملت ايران رأى دادهاند و آوردهاند به يك مقامى رساندهاند، و آنها هم مشغول همان كارهايى هستند و جعل همان قوانينى هستند كه در زمان شاه سابق بود؟! مجلس جمهورى اسلامى عين مجلس رژيم شاهنشاهى است با عوض كردن يك كلمه؟! به جاى اينكه بگويند مجلس شوراى ملى شاهنشاهى آريامهرى، ما اسمش را گذاشتهايم مجلس شوراى اسلامى، جمهورى اسلامى؟! مطلب اين طورى است در نظر ملت؟! يا اين كسى كه قلمش را دست گرفته و آن كنار نشسته و چون ضرر برده است از جمهورى اسلامى، مىخواهد همان سلطنت شاهنشاهى باشد يا شبيه آن تا بتواند اين هم استفادههايى كه آنها مىكردند و رفقاى آن عصرش مىكردند حالا بكنند؟ ملت ما همهشان جمع شدهاند با هم رژيم شاهنشاهى را از بين بردند، و يك رژيم شاهنشاهى ديگر درست كردند؟! اين اهانت به يك ملت نيست؟ اينكه با آراء ملت [درست] شده است. رئيس جمهورش با آراء ملت شده است. مجلس شورايش به آراء ملت شده است. وزرايش با آراء ملت شده است. آيا ملت ما همه سرشان همين درد مىكرد كه يك جوانهايى را بدهند و يك معلولين و مجروحين را به جا بگذارند، و يك رژيم شاهنشاهى را به يك رژيم شاهنشاهى تبديل كنند؟! آيا ملت ما اين طور هستندكه خودشان با دست خودشان جوانهايشان را، خونشان را بدهند و رژيم شاهنشاهى را با يك اسم ديگرى برپا كنند؟! مسأله اين طورى است كه اين آقايان مىنشينند و كاغذ و قلم را ضايع مىكنند، و خودشان را هم مُفْتَضح مىكنند! آيا رئيس مجلس امروز ما مثل رؤساى مجلس سابق است؟! حتى آن رؤساى مجلسى كه خيلى هم به قول خودشان ملى بودند، لكن از اشراف بودند و از طبقاتى بودند كه داراى زندگيهاى كذا و كذا و نوكرها و اوضاع طاغوتى عظيم. آيا مسأله اين طورى است كه اينها مىگويند؟! ۶۰/۳/۶ من تكرار مىكنم مجلس بالاترين مقام است در اين مملكت. مجلس اگر رأى داد و شوراى نگهبان هم آن رأى را پذيرفت، هيچ كس حق ندارد يك كلمه راجع به اين بگويد. من نمىگويم رأى خودش را نگويد؛ بگويد؛ رأى خودش را بگويد؛ اما اگر بخواهد فساد كند، به مردم بگويد كه اين شوراى نگهبان كذا و اين مجلس كذا، اين فساد است، و مفسد است يك همچو آدمى، تحت تعقيب مفسد فىالارض بايد قرار بگيرد. اين مجلس ما حصل خون يك جمعيتى است كه وفادار به اسلام بودند؛ و اين مجلس عصاره زحمتهاى طاقتفرساى اين ملت مسلمان بوده است؛ اين مجلس فراهم آمده از «اللّه اكبر»هاى مردم است؛ اگر بنا باشد كه اين مجلس فراهم آمده از «اللّه اكبر» مردم قدمى برخلاف اسلام بگذارد، اين مجلس مجلسى خواهد بود كه برخلاف مسير مسلمين عمل كرده. با تمام قدرت، بدون اينكه ملاحظه از احدى و از مقامى بشود، مجلس بايد مسائل را طرح بكند. و رد و بدل و انتقاد صحيح، بدون جار و جنجال، بدون هياهو، مسائل را بگويند. كسى كه مخالف است مخالفت خودش را بدون هياهو بگويد. آنكه موافق است موافقت خودش را بدون جار و جنجال بگويد. و بعد هم رأى بگيرند. وقتى رأى گرفتند، اگر اكثريت رأى داد، و بعد هم برده شد پيش شوراى نگهبان و آنها هم صحيح دانستند اين رأى را، مخالف اسلام ندانستند و مخالف قانون اساسى ندانستند ، اگر بعدها بخواهند شيطنت بكنند، اين شيطنتها از مبادى غضب ، از مبادى فاسد، بيرون مىآيد. بايد سرتسليم به مجلس، يعنى سرتسليم به اسلام وقتى مخالف اسلام نيست، سر تسليم به اسلام فرود آورد. روشهاى غير اسلامى را، اگر هم در باطن ـ خداى نخواسته ـ دارند، نبايد ديگر اظهار بكنند و نبايد اذهان مردم را نسبت به مجلس مشوش كنند. اين يك مسألهاى است اساسى، و بايد همه توجه داشته باشند. به مجرد اينكه يك مطلبى برخلاف رأى يك نفر است، نبايد بگويد مجلس درست نيست. اين خودشرا اصلاح كند. اين خودش درست نيست. نبايد بگويد شوراى نگهبان درست نيست. اين خودش درست نيست. بايد خودش را اصلاح بكند. و اين گرفتارى هست براى ملت ما. و من اميدوارم كه مجلس يك مجلس اسلامى، مجلس عبادت باشد؛ نه مجلسى كه ـخداى نخواسته ـ معصيت در آن واقع بشودو به ديگران اهانت كنند؛ به كسى بد بگويند. اينها خلاف اسلام است. و نبايد بشود. ۶۰/۴/۱ توجه بكنيد اين مجلس يك مجلسى است كه در مقابل اين امور انحرافى ايستاده است. اين مجلس در دست هيچ حزبى نيست؛ در دست هيچ گروهى نيست؛ اكثريت اين مجلس اشخاص مستقلى هستند كه خودشان فكر مىكنند و خودشان عمل مىكنند؛ آنها انحرافات را [مىبينند]، و رضاى خدا را در نظر مىگيرند و با رضاى خدا مىخواهند راه را به آخر برسانند. ۶۰/۷/۱۹ [بسمه تعالى، محضر شريف حضرت آيت اللّه العظمى امام خمينى مدظلّه العالى چنانكه خاطر مبارك مستحضر است قسمتى از قوانين كه در مجلس شوراى اسلامى به تصويب مىرسد به لحاظ تنظيمات كلى امور و ضرورت حفظ مصالح يا دفع مفاسدى كه بر حسب احكام ثانويه به طور موقت بايد اجرا شود و در متن واقع مربوط به اجراى احكام و سياستهاى اسلام، و جهاتى است كه شارع مقدس راضى به ترك آنها نمىباشد و در رابطه با اينگونه قوانين به اِعمال ولايتو تنفيذ مقام رهبرى كه طبق قانون اساسى هم قواى سهگانه را تحت نظر دارند، احتياج پيدا مىشود. عليهذا تقاضا دارد مجلس شوراى اسلامى را در اين موضوع مساعدت و ارشاد فرماييد. رئيس مجلس شوراى اسلامى اكبر هاشمىرفسنجانى] بسم اللّه الرحمن الرحيم آنچه در حفظ نظام جمهورى اسلامى دخالت دارد كه فعل يا ترك آن موجب اختلال نظام مىشود و آنچه ضرورت دارد كه ترك آن يا فعل آن مستلزم فساد است و آنچه فعل يا ترك آن مستلزم حَرَج است پس از تشخيص موضوع به وسيله اكثريت وكلاى مجلس شوراى اسلامى، با تصريح به موقت بودن آن مادام كه موضوع محقق است، و پس از رفع موضوع خود به خود لغ و مىشود، مجازند در تصويب و اجراى آن؛ و بايد تصريح شود كه هر يك از متصديان اجرا از حدود مقرر تجاوز نمود مجرم شناخته مىشود و تعقيب قانونى و تعزير شرعى مىشود. ۶۱/۶/۱۷ انشاءاللّه، دولت و مجلس آنچه كه مصلحت جامعه است در نظر بگيرند و كارى كنند اين مستمندانى كه در طول تاريخ محروم بودهاند را نجات دهند. ۶۱/۹/۶ امروز مجلس و دولت از ارگانهايى است كه ما بايد حفظشان كنيم. بايد كوشش كنيم در اينكه اين دولت محفوظ بماند.... من اعلام مىكنم به همه ملت كه امروز مخالفت با دولت، مخالفت با مجلس، مخالفت با جمهورى اسلامى، مخالفت با ارگانهايى كه در جمهورى اسلامى است، مخالفت با اسلام است و موجب تباهى اين كشور و اين ملت خواهد شد... به مجرد اينكه در ذايقه يكى يك مطلبى درست نيست، فوراً هجوم نكنند و [اينكه ]كارشكنى بكنند و ـ عرض بكنم تضعيف بكنند دولت را. و همينطور راجع به مجلس، كه مجلس در رأس همه امور واقع است، بايد تأييد بكند ملت و هيچوقت اينطور نباشد كه تضعيف بكند. ۶۱/۱۱/۴ من در اين مسأله هيچ شكى ندارم كه اين مجلس بهترينِ مجالسى است كه در همه دنيا هست و بهترينِ مجالسى است كه از صدر مشروطيت تا حالا بوده است. من از همه شما بيشتر، زمانهاى سابق را ادراك كردهام. من از زمان قاجار و تا حالا مجالس را ديدهام و كيفيت اينكه مردم چه جور انتخاب كردند و چقدر دخالت داشتند مردم، و افرادى كه در مجلس آمدند چطور بودند،و اين سنوات آخر را كه همه آقايان مىبينند و ديدهاند. در تمام طول مشروطيت، اين مجلس به اين ترتيب كه تمام افرادش تقريباً متدين و معتقد به اينكه بايد اسلام حكومت كند، در تمام دورهها نبوده است اين. و در انتخاباتى كه من از بچگى انتخابات را در حدود خودمان و بعد هم كه از جاهاى ديگر هى شنيده شده است، انتخابات هيچگاه به طور كلى در دست مردم نبوده است. يك مدت زيادى به دست متنفذين منطقه، مناطق، خانها و مالكين بزرگ و اينها بوده است، و در آن وقتى كه ديگر آن بساط آنها ، قدرتهايشان از بين رفت، دربست در دست حكومت وقت بوده. اگر در تهران مثلاً يكى دو نفر، چند نفر كه انتخاب مىشدند ، انتخاب مردم بود و باقىاش نبود ـ براى اينكه تهران فرض كنيد جايى بود كه خيلى نمىشد فشار بياورند ـ اما جاهاى ديگر مسأله ، مسأله مردم در كار نبود، يعنى شوراى ملى، ما در هيچ وقت نداشتيم. اگر چند نفر هم ملى در آنها بوده است، لكن مجلس همچو مجلسى نبود كه يك شوراى ملى باشد. و ما امروز داريم يك شوراى اسلامى و ملى به حسب آن بعد صحيحش مشاهده مىكنيم. ۶۱/۱۱/۱۰ مجلسمان را شما ملاحظه كنيد، بسيارى از آنها را من از نزديك مىشناسم؛ يعنى سابقه طولانى دارند، مثل رئيس مجلس و بسيارى از آقايان ديگر، و آنها را با تعهد و تعهد به اسلام و خدمتگزارى و هرچه توان دارند، آنها را مىشناسم. و در اين طول مدتى كه مجلس برپاست مىدانم كه همه اينها خدمتگزارند؛ در بين آنها من نمىتوانم يكى را پيدا كنم كه بتوانم بگويم كه اين ، تعهد به اسلام ندارد. البته اختلاف سليقه، اختلاف ديد، اختلاف اجتهاد در هر قشرى هست، در علما هم هست، در مجتهدين هم هست، در شما آقايان هم هست كه اختلاف سليقه داريد، اختلاف ديد داريد، لكن همه مشتركاند در اينكه خدمتگزارند و همه مىخواهند خدمتگزار باشند. و در بين آنها من حتى يك نفر را نمىتوانم بگويم كه اين يك نفر به اسلام خيلى علاقه ندارد ، همهشان علاقهمندند با اختلاف سليقهاى كه دارند. ۶۱/۱۱/۲۰ [... مستحضر هستيد بهلحاظ محروميت اكثر خانوادهها از سرپناهو مسكن با استفاده از عناوين ثانويه قانون اراضى شهرى پس از مصوبه شوراى انقلاب اسلامى در خصوص لغو مالكيت اراضى موات شهرى به تصويب مجلس شوراى اسلامى و شوراى محترم نگهبان رسيد كه طبق آن اراضى موات شهرى كه از لحاظ مقدار قابل توجه نيستند در اختيار وزارت مسكن و شهرسازى قرار مىگيرد و زمينهاى باير شهرى براى رفع نياز مسكن مردم از حدنصاب معينى بالاتر فقط قابل فروش به دولت و شهردارى است و وزارت مسكن و شهرسازى اينگونه اراضى را در حد نياز طبق قانون به قيمت منطقهاى خريدارى و به خانوادههاى بىمسكن يا براى مصارف عمومى واگذار مىنمايد. ضمناً طبق قانون مذكور كليه وزارتخانهها و بانكها و كليه مؤسساتى كه مشمول حكم مستلزم ذكر نام آنهاست و بنيادها ـبنياد مستضعفان بنياد مسكن و... زمينهاى مازاد بر نياز تأسيساتو ادارى خود را بايستى به وزارت مسكن تحويل دهند تا به مصارف عمومى و تأمين مسكن مردم برسد. لكن اولاً اكثر ارگانهاو يا بانكها و بنيادها علىرغم بخشنامههاى مكرر نخست وزيرى از تحويل اراضى خوددارى مىنمايند؛ ثانياً برخى از روحانيون و ارگانها نسبت به تملك اراضى مذكور براى واگذارى به مردم جهت احداث مسكن برداشتهاى متفاوت داشته و در شرعى بودن آن ترديد مىنمايند و در نتيجه اجراى قانون مذكور دچار مشكلات فراوان شده و امكان تعطيل اجراى آن كه نتايج وخيمى در وضع زمين و مسكن و اقتصاد خواهد داشت وجود دارد. مستدعى است در اين خصوص راهنمايى و ارشاد فرمايند... محمد شهاب گنابادى] بسمه تعالى آنچه را مجلس شوراى اسلامى تصويب نموده و به تأييد شوراى نگهبان رسيده، هم شرعى است و هم قانونى مىباشد. ۶۱/۱۱/۲۲ مجلس محترم شوراى اسلامى كه در رأس همه نهادهاست، در عين حال كه از اشخاص عالِم و متفكر و تحصيلكرده برخوردار است، خوب است در موارد لزوم از دوستان متعهد و صاحبنظر خود در كميسيونها دعوت كنند كه با برخورد نظرها و افكار، كارها سريعتر و محكمتر انجام گيرد. و از كارشناسان متعهد و متدين در تشخيص موضوعات براى احكام ثانويه اسلام نظر خواهى شودكه كارها به نحو شايسته انجام گيرد. و اين نكته نيز لازم است كه تذكر داده شود كه رد احكام ثانويه پس از تشخيص موضوع بهو سيله عرف كارشناس، با ردّ احكام اوليه فرقى ندارد، چون هر د و احكام اللّه مىباشند. و نيز احكام ثانويه ربطى به اعمال ولايت فقيه ندارد و پس از رأى مجلس و انفاذ شوراى نگهبان، هيچ مقامى حق ردّ آن را ندارد، و دولت در اجراى آن بايد بدون هيچ ملاحظهاى اقدام كند. و با تشخيص دو سوم مجلس شوراى اسلامى كه مجتمعى از علماى اعلام و مجتهدان و متفكران و متعهدان به اسلام هستند، در موضوعات عرفيه كه تشخيص آن با عرف است، با مشورت از كارشناسان، حجت شرعى است كه مخالفت با آن بدون حجت قويتر خلاف طريقه عقلاست. چنانچه تغيير احكام اوليه، با شك در موضوع و عدم احراز آن با طريقه عقلا مخالف است. ۶۲/۳/۱۴ مطالبى كه بايد عرض كنم و شايد كراراً عرض كردهام، مسأله مجلس است و اهميت مجلس. همان طورى كه من كراراً عرض كردهام كه دانشگاه و فيضيه، اينها اگر اصلاح بشود كشور اصلاح مىشود، و همه كارهايى كه در رژيمهاى منحرف انجام گرفته است به دست دانشگاهيهايى كه انحراف داشتهاند صورت گرفته است. راجع به مجلس هم بايد عرض بكنم كه در كشورى كه مثل كشور ايران بحمداللّه الآن يك جمهورى اسلامىبه تمام معنا هستو در صدد اسلامىكردن همه امور هست، مجلس مثل، همان طورى كه صنايع مادر ما داريم، مجلس هم اينطور است كه اگر مجلس يك مجلس اسلامىكه با انتخابات صحيح انجام بگيرد، و اشخاصى كه انتخاب مىشوند واقعاً منتخب ملت باشند، تمام كارهاى كشور با دست مجلسيها اصلاح مىشود. تمام كارهايى كه از بعد از مشروطه انجام گرفت، و انحرافاتى كه بتدريج پيدا شد تا زمان رژيم پهلوى كه به اوج خودش رسيد، يكى از عمال بزرگ كه بايد بگوييم كه مادر عمال بود مجلس بود. مشروطه را منحرف كردند، مجلس را مجلس قلدرى كردند، ملت را از اينكه رأى بدهند محروم كردند و اين مال اين دوره سابق قبل از اين دوره نيست، بلكه به طور قطع اكثر دورهها اينطور بود، منتها يك دفعه تعيين وكلا با خانها بود و آن اشخاصى كه نفوذ داشتند در كشور ، در هر منطقه و مردم دخالت نداشتند، و اگر دخالت داشتند چشمو گوش بسته بودند. رعيتها را جمع مىكردند و مىآوردند پاى صندوق، و به آن طورى كه به آنها دستور داده بودند رأى مىدادند بدون اينكه بفهمند چه دارند مىكنند، رأى چى هست و چه كار دارند انجام مىدهند. فقط همان خان مىدانست كه براى منفعت اوو براى منفعت دولتها اينها دارند رأى مىدهند، و اصلاً كارى به اينكه كشور به كجا برسد در كار نبود، كارى به اين كار نداشتند. بعد هم كه زمان رضاخان پيش آمد و ما بعد رضاخان كه اكثراً مىدانيد، و همه هم در آخر، در اين دورههاى آخر مىدانيد كه آن بلاهايى كه به سر ملت آمد، مادرش مجلس بود. يعنى عدهاى را اينها خودشان ليست مىدادند، و به طورى كه محمدرضا اقرار كرد ـمنتها مىگفت زمان قبل، مقصودش زمان پدرش بود ـ ليست را از سفارتخانه مىآوردند كه اينها بايد تعيين بشوند. بعد از زمان ايشان هم بدتر از آن وقت بود، وكلاى ما را بايد امريكا يا قبل از ا و انگلستان تعيين كند، و مردم و دولت ايران و هيچ كس هيچ نظرى در اين باب نداشت. وكلا با دستور آنها، با اسم و رسم تعيين مىشد مگر بعضيها كه در تهران نمىشد كه غير او بشود كه يك اقليت بسيار نادر بود، البته بتدريج اينطور شد تا زمان اينها كه به اوج خودش رسيد، تمام بدبختيها در حكومت از مجلس سرچشمه گرفت. هر كارى مىخواستند انجام بدهند، هر امر فاسدى را كه مىخواستند انجام بدهند ديكته مىكردند و مىآوردند مجلس، و مخالف و موافق هم به حسب صورت درست مىكردند، و بعد هم همان طورى كه ديكته شده بود رأى مىدادند. و خداى تبارك و تعالى خواست كه آن وضع، هم وضع خان خانى و هم وضع دخالت سفارتخانهها در ايران برچيده بشود. و در اين دورهاى كه انتخابات شد بحمداللّه به طور اكثريت قاطع، مردم دخالت داشتند و خانى دخالت نداشت، آنجايى همكه دخالت داشت در مجلس رد شد. و در آتيه هم چنانچه انشاءاللّه اين ملت به همين طور در صحنه حاضر باشند با تعيينو كلايى كه متعهد بر همه جهات اسلام و مصالح كشور هستند ، تعيين كنند، اميد است كه در آتيه هر سال بهتر از سال قبل بشود. و بحمداللّه در اين دوره هم كه چهرههاى بسيار نورانى در مجلس هست، و اشخاص متفكر و فقيه و امثال اينها در مجلس هست، و يك سال هم مانده است تا به آخر برسد. من اميدوارم كه در اين سال جديت بيشتر بشود براى رسيدگى به امور كشور و محرومين كشور و مستضعفين. و اگر مجلس در اين سال جديد همّ خودش را صرف كند در اينكه مسائل مشكل را اسلامى كند، و با دقت، همان دقتهايى كه اهل علم در مسائل علمى دارند. مسائل علمى همان طورى كه آن دقتهاى بسيار ارزنده را لازم دارد، مسائل سياسى كمتر از آن نيست؛ براى اينكه، مسائل سياسى، مقدرات كشور، در دست آنهايى هست كه اين مسائل را مىخواهند تفكر كنند. آقايان در فكر اين معنا نباشند كه زياد طرح بدهند و زياد از مجلس بگذرد؛ در فكر اين باشند كه خوب طرح بدهند و خوب از مجلس بگذرد. يعنى همان طورى كه بناى اهل علم است كه در هر مسألهاى دقت مىكنند، جستجو مىكنند و مباحثه مىكنند، مجادله مىكنند، در اين مسائل هم بايد اينطور باشد كه سروته مطلب به طور كافى مورد بررسى قرار بدهد، مورد دقت قرار بگيرد، و با دقت و همت زياد مسائل طرح بشوند، در مجلس كه آمد يك مسأله پخته از حيث جهات مختلف باشد كه راهگشا باشد براى اين كشور و مشكلات اين كشور. و در اين چند سالى كه گذشت من تشكر مىكنم از زحمات پر ارزش آقايان كه زحمت كشيدند و مشكلات زيادى كه بود در داخل مجلس و در خارج مجلس و آنها را پشت سر گذاشتند، و الآن با قدرت كافى دارند انجام وظيفه مىدهند. مجلس اين سال با مجلس سالهاى سابق فرق دارد، مجلس اين سال قدرتش بيشتر است، يعنى آنهايى كه كارشكنى مىكردند براى مجلس و براى همه ارگانهاى دولتى و اصل اساسش كارشكنى براى اسلام بود، آنها يا رفتند و فرار كردند يا منزوى شدند. و بحمداللّه امروز مجلس با دل راحت و با قامت مستقيم مىتواند كه مسائلى كه پيش آمده و پيش خواهد آمد در اين سالىكه سال آخر است، به طور شايسته حل كنند تا اينكه اين مجلس الگو بشود براى مجالس ديگر. و اگر در سال آتيه فرض كنيد غيرآقايان يك دسته ديگرى آمدند، بدانند كه بايد چه بكنند، و اينها چه كردند و آنها هم بايد دنباله اين، بايد چه كار بكنند. و بالاخره مجلس است كه اساس يك كشور را به صلاح مىكشد يا اساس يك مجلس را رو به فساد مىبرد. و مجلس بودكه در رژيم پهلوى آن همه فساد ايجاد كرد و آن همه خيانت كرد، و همين مجلس است كه در زمان كنونى اين همه خدمت كرده استو در صدد خدمت است. من نمىخواهم بگويم كه كارها تمام شدهو همهاش هم صددرصد تمام است، اما وقتى ما مقايسه بكنيم افراد اين مجلس را با افراد دوره رضاخان ـ به استثناى نادر ـ و دوره محمدرضا تقريباً بىاستثنا، اگر ما مقايسه كنيم و همان افراد را ببينيم كه سابقهشان چى است و چه زندگى كردند و چه هستند ، كافى است كه ما به ارزش اين مجلس پى ببريم، از آن جنس كه در سابق بود هيچ الآن نيست در مجلس. اگر فرض كنيد يك كسى باشد كه با وضع شما يك مخالفى بياورد، لكن اين اختلاف سليقه است، نه اين است كه واقعاً انحرافى باشد كه آنها داشتند كه در سابق بود. سابق انحراف بود، يعنى منحرفين را مىآوردند سر كار ، دستور بود، نمىتوانستند خلاف او را هم بكنند، و اگر در بينشان يكى دو نفر بود كه مخالفت مىكردند، در اقليت بودند كه صداشان به جايى نمىرسيد، امروز عكس است، بحمداللّه همه آقايانى كه در مجلس هستند، اينها وابسته به شرق و غرب نيستند و خدمت مىخواهند بكنند ولو اختلاف سليقه داشته باشند. بحث در مجلس از مسائل بسيار مهم است كه بايد بحث بشود ، بايد هر مسألهاى با دقت رسيدگى بشود و در كميسيونها اولاً و بعد در مجلس ثانياً و بعد هم در شوراى نگهبان ثالثاً رسيدگى بشود كهو قتى يك قانون از مجلس بيرون آمد، يك قانون صددرصد شرعى باشد؛ چه موافق با احكام اوليه كه مال اسلام است. يا موافق با احكام ثانويه كه آن هم مال اسلام است، و اين رويه رويهاى استكه اگر انشاءاللّه باقى بماند مطمئن باشيد كه مجلس با قوت خودش وقتى كه باقى بماند دولت هم اصلاح مىشود، و ساير قوايى كه در ايران هستند، آنها هم اصلاح مىشوند، يعنى كجروى نمىشود ديگر بشود. كجروى از مجلس شروع مىشد، نه اينكه از خارج مىشد؛ خارج دستور مىداد، اينها راه مىرفتند. و اگر مجلس مستقيم باشد و كارها را آن طورى كه مصالح كشور اقتضا مىكند، آن طورى كه احكام اسلام اقتضا مىكند، آن طور بررسى دقيق بشود و با علاقه مندى بررسى بشود، وقت صرف بشود تا اينكه مسأله، هر مسألهاى هست خصوصاً مهمات مسائل كه بايد مهمات مسائل را به طور دلسوزانه و به طور جدى بحث طلبگى در آن بكنند. آقايان كه عادت دارند به اينكه بحث طلبگى مىكنندو در مدرسهها تربيت شدند، با اشكال، رد و دفع و همه اين امور ، در قانون هم بايد همين طور باشد؛ براى اينكه، اين هم اهميتش همان اهميت است، آن هم اسلام بود، اين هم اسلام است. بنابراين، در اين سالى كه انشاءاللّه مىگذرد و اميد است به خوبى بگذرد و آقايان با خيال راحت مشغول باشند به خدمت به اين مستمندان، به اين مظلومان در طول تاريخ. انشاءاللّه اميدواريم كه اين سال را به مباركى بگذرانيد و در سال آتيه انشاءاللّه مجلس باز همين جور مجلس باشد و همين طور افراد در آن باشند كه انشاءاللّه مسائل حل بشود. مسائلى كه ما الآن در مقابلش هستيم و اميدوارم كه مجلسهاى بعد ديگر مواجه با آن نشوند. ... و اگر انشاءاللّه اين جنگ تحميلى بر ما از بين برود و دولت سر صبر رسيدگى بكند به حال مستضعفين، تمام مسائل به وسيله مجلس و دولت حل مىشود حتى مسأله گرانى. ۶۲/۵/۱۱ امروز مجلس چون مجلس مردمىاست، اين مجلس مردمى مىتواند به فكر محرومين باشد و مجلس ديروز نمىتوانست كه به فكر محرومين باشد براى اينكه محروم تويش نبود، اگر هم بود يكى دوتا بود كه كارى از او نمىآمد. اما امروز مجلس، مجلسى است كه محروميت كشيدهاند اهل اين مجلس، و در آنها از اشرافو اعيان و امثال ذلك ديگر وجود ندارد؛ ولو بعض منحرفين هستند اما از اشراف و اعيان ديگر خبرى نيست. يك همچو مجلسى مىتواند خدمت كند به اين كشور و يك همچو مجلسى پشتيبانش همين مردم كوچه و بازار هستند. اين هم يكى از خاصيتهاى بزرگ حكومت مردمى است كه خوف اينكه چه بشود ندارند. ۶۲/۱۰/۱۳ امروز روزى است كه بايد راجع به تكليف خودمان در انتخابات عرض كنم، بايد عرض كنم كه يكى از امورى كه مطمح نظر آنهايى است كه مىخواهند اين انقلاب را به شكست برسانند قضيه مجلس است. مجلس يك چيز سهلى نيست كارش. مجلس يك چيزى است كه در رأس همه امورى كه در كشور است واقع است. يعنى مجلس خوب، همه چيز را خوب مىكند و مجلس بد، همه چيز را بد مىكند... هيچ قدرتى الآن در ايران نمىتواند يك كارىرا تحميل كند به ما. امروز بايد خود شما بنشينيد كارتان را انجام بدهيد. انتخابات مثل سابق نباشد كه از مركز دستور داده مىشدكه اين بايد وكيل بشود، ديگر كسى هم حقّ ندارد حرفى بزند. انتخابات دست مردم است، رئيس جمهور و نخست وزير با آن رعيتى كه در كشاورزى كار مىكند و آن بازارىاى كه در بازار كار مىكند، راجع به انتخابات يك جور هستند، علىالسواء هستند. يعنى رئيسجمهور يك رأى دارد، نخست وزير هم يك رأى داردو آن كشاورزى كهدر دوردست افتادهترين اين كشور است، آن هم يك رأى دارد. رأيشان فرقى با هم ندارد و همه هم مسئول هستند. در تشخيص خوب و بد، اتكال به قول غير نكنيد مگر اشخاصى باشند كه مورد اعتماد خودتان باشد صددرصد. اين را به مردم دارم مىگويم و به شما آقايانى كه در آتيه متصدى اجراى انتخابات هستيد توجه مىدهم كه اگر يك انحرافى در يكى از شما پيدا بشود، و اين بعد موجب اين بشود كه در اين جمهورى يك لطمهاى وارد باشد به گردن شماست. به اسلام لطمهاى وارد بشود به گردن شماست. و اگر در اينجا هم كشف بشود معذور نيستيد و مورد تعقيب وارد مىشويد. بايد شماها بدون توجه به اين كه دستور كسى داده، دستور كسى حق ندارد راجع به انتخابات بدهد، دستور در اجرا، در خوبى اجرا بله، وزير كشور دستور مىدهد كه اجرا خوب بشود، اجرا اسلامى باشد. اما يك بالايى بخواهد بهشما دستور بدهد كه كِيَك بايد وكيل بشود، كِيَك مىخواهد وكيل بشود اين امر نيست در اسلام، در ايران هم نيست. اينكه من عرض مىكنم براى اين است كه بعدها كسانى كه در ايران بعدها و نسلهاى بعد مىآيند بدانند كه بايد اين طور باشندو الاّ امروز ما كسى را نداريم كه دستور بدهد، پيشنهاد مىكند و مردم مختارند. فرض بكنيد كه اگر همه كسانى كه در رأس [هستند ]بروند پيشنهاد بكنند كه فلان آدم را شما وكيل كنيد لكن شما به نظرتان درست نباشد جايز نيست برشما تبعيت كنيد. بايد خودتان تشخيص بدهيد كه آدم صحيحى است تا اينكه بتوانيد رأى بدهيد. و مجرد اينكه اين آدم يك آدم خوبى است خيلى، اول وقت نمازش را مىخواند و نماز شب مىخواند.اين براى مجلس كفايت نمىكند. مجلس اشخاص سياسى لازم دارد، اشخاص اقتصاددان لازم دارد، اشخاص سياستمدار لازم دارد، اشخاص مطلع بر اوضاع جهان لازم دارد. بايد تعهد به اسلام باشد و موافقت با جمهورى اسلامىباشد لكن اين مسائل هم باشد. در يك مجلس بايد همه چيز باشد در اين كميسيونهاى مجلس از امور ارتشى و كشاورزى و اقتصاد و همه چيز بحث مىشود،بايد مطلع باشند اينها. آنهايى كه در اين كميسيونها هستند بايد اشخاصى باشد در بينشان كه عالم به اقتصاد باشد، عالم به امور كشاورزى باشد، عالم به امور ادارى باشد، عالم به مسائل جهانى باشد. مجلس مىخواهد ايران را در مقابل جهان اداره كند، مجلس يك چيزى نيست كه بخواهد ايران را در مقابل خودش درست بكند. ايران در مقابل جهان است امروز، آن هم يك جهان امروزى و يك ايران امروزى. ايران امروزى كه تك است در دنيا و جهان امروزى كه همه مهاجمند، همه مهاجم به شما هستند. شما مىخواهيد كه يك مجلسى داشته باشيد كه در مقابل اين مهاجماتى كه از خارج مىشود پايدار باشد. يك دولتى را او تعيين كند كه درمقابل تهاجماتى كه در دنيا واقع مىشود، فشارهايى كه واقع مىشود در دنيا اين بتواند دفاع كند، و اين از مجلس سرچشمه مىگيرد، از مجلس دولت درست مىشود و شما يك همچو مجلسى لازم داريد. شما براى حفظ كشور خودتان، براى حفظ اسلام عزيز، كه اين همه خون در راهش ريختيد بايد پايدارى كنيد و توجه بكنيدكه حفظ كنيد اين را، و حفظش نسبت به شماها كه مأمورين هستيد به اين است كه ـ اجرايش را بدون اينكه به كسى اعتنا كنيد اجرايشرا خوب و موافق شرع و موافق اسلام و موافق مصالح كشور اج را كنيد. و مردم هم همه آزادند. عرض كردم از رئيس جمهور و نخست وزير و وزيركشور و همه اينها گرفته تا آن كسى كه در آخر اين كشور مشغول كشاورزى است فرقى ندارند در اينكه مكلفند آدمى را كه بايد به درد مملكت بخورد انتخاب كنند و خودشان تشخيص بدهند. بازار بايد خودش تشخيص بدهد. كارخانهها بايد خودشان تشخيص بدهند، هيچ كس تحت تأثير ديگرى نيست. بله اگر چنانچه اشخاص مطمئنى باشند كه آنها تشخيص بدهند، شهادت بدهند كه فلان آدم جهات مختلفش همه خوب است، آن وقت مانعى ندارد كه كسى به واسطه تشخيص آنها و اطمينان به اين كه اين صحيح است رأى هم به آنها بدهد. اما اين طور نيست كه كوركورانه انسان دنبال اين باشد كه ببيند كيك چه گفته، اين صحيح نيست، اين در اسلام نيست و در جمهورى اسلامىهم نبايد باشد. شما فرمانداران و بخشداران و همين طور اشخاص محترمىكه اين انجمنهاى اسلامىرا در سرتاسر كشور دارند، همه تان موظفيد به اينكه در اين امر دقت كنيد كه خوب انجام بگيرد، نبادا يك وقت خداى نخواسته، يك تقلبى در كار بيايد، نبادا خداى نخواسته يك اشخاص نابابى خودشان را عوضى جا بزنند كه از اين معانى بسيار خواهد بود. اينها تكليف شماست كه بكنيد. مردم هم خودشان مكلفند به اينكه هم شركت كنند در انتخابات. نروند كنار، تكليف است، حفظ اسلام است، رفتن كنار خلاف تكليف است، خلاف مصالح اسلام است. آن مقدسى كه خيال مىكند كنار نشسته و دخالت در امور اسلامىنمى كند، او بر خلاف اسلام دارد رفتار مىكند، اگر خداى نخواسته يك همچو آدمى باشد. آن آدمىكه به واسطه اينكه مثلاً يك چيز اعوجاجى از يك نفر مىبيند يا از يك گروهى مىبيند كنار برود، اين برخلاف مصالح اسلام عمل مىكند. اين معانى در صدر اسلام هم بوده است، در زمان ائمه ما هم بوده است. خوب ، همه اينها بوده لكن آنها كنارگرفتند، آنها مشغول فعاليت خودشان بودند. به مردم عرض مىكنم شركت كنيد در اين انتخابات و تميز بدهيد اشخاصى را كه لايقند براى اين مقام. مقدّرات كشورتان را به دست كسانى بدهيد كه براى كشور شما مفيدند از حيث سياست، از حيث اقتصاد، از حيث همه چيز. اگر مسامحه بكنيد و امروز هم كسى نفهمد، خدا هست، خدا مىداند و مىبيند. شما در محضر خدا هستيد هر جا هستيد. همه خلقاللّه در محضر خدا هستند هر جا هستند. بر فرض اينكه من يك كار خلاف كردم اسلام كه خلاف نكرده است، شما براى اسلام كار بكنيد، چكار داريد كه فلان آدم بد كرده. خوب، بد كرد، بد بكند شما خوب بكنيد براى اسلام تا آن بد هم به تبع شما انشاءاللّه خوب بشود. كنار نرويد، آقايان علما كنار نرويد. و البته بايد از هر طايفهاى باشد اطلاعاتش داشته باشد و اشخاصى باشند كه همه جهاتشان [خوب ]باشد. ۶۳/۲/۲۲ مجلس شوراى اسلامى، كه در رأس تمام نهادهاى نظام جمهورى اسلامى است، از ويژگيهاى خاص برخوردار است، كه مهمترين آنها اسلامىملى بودن آن است. اسلامى است كه تمام تلاشش دررا ه تصويب قوانين غير مخالف با احكام مقدس اسلام است؛ خصوصاً با برخوردارى از شوراى محترم نگهبان. و ملى است، كه از متن ملت جوشيده است و دست شرق و غرب و وابستگان به آنان از سرنوشت آن كوتاه است. امروز مجلس خانه واقعى ملت است. و بر خلاف دوران طاغوت، بخصوص رژيم ستمگر پهلوى ، بر آراء توده متعهد به اسلام و اصيل و زحمتكش و محروم استوار است؛ و دست ناپاك دولتمردان و قدرتمندان و خانان و غرب و شرقزدگان از آن كوتاه است. ۶۳/۳/۷ شك نيست كه مجلس به همه امور كشور نظارت دارد؛ و حق نمايندگان است كه از هر انحراف و خلافى كه از وزرا و ادارات مىبينند به حكم قانونى جلوگيرى كنند و دولت را تا حد استيضاح بكشانند. لكن فرقهاست بين نظارت و استيضاح، و بين عيبجويى و انتقامگيرى. و اين فرق را همه كس پس از رجوع به وجدان خويش مىفهمد. ۶۴/۷/۲۴ من تأييد مىكنم مجلس را و هميشه سفارش مىكنم به ملت كه مجلس را بايد تأييد كنند. و مجلس از ارگانهايى است كه لازم است بر همه ما كه او را تأييد كنيم. و هيچ كس حق ندارد كه راجع به مجلس جسارتى بكند، و مجلس حقش است كه موافق و مخالف داشته باشد و ممتنع، و يك مسألهاى است كه هميشه بايد در مجلس باشد و اين امرى است كه گذشت و در او هيچ صحبتى نيست. ۶۸/۳/۱۵ از مهمات امور، تعهد وكلاى مجلس شوراى اسلامى است. ما ديديم كه اسلام و كشور ايران چه صدمات بسيار غمانگيزى از مجلس شوراى غيرصالح و منحرف، از بعد از مشروطه تا عصر رژيم جنايتكار پهلوى و از هر زمان بدتر و خطرناكتر در اين رژيم تحميلى فاسد خورد؛ و چه مصيبتها و خسارتهاى جانفرسا از اين جنايتكاران بىارزش و نوكرمآب به كشور و ملت وارد شد. در اين پنجاه سال يك اكثريت قلابى منحرف در مقابل يك اقليت مظلوم موجب شد كه هرچه انگلستان و شوروى و اخيراً امريكا خواستند، با دست همين منحرفانِ از خدا بيخبر انجام دهند و كشور را به تباهى و نيستى كشانند. از بعد از مشروطه، هيچ گاه تقريباً به مواد مهم قانون اساسى عمل نشد ـ قبل از رضاخان با تصدى غربزدگان و مشتى خان و زمينخواران؛ و در زمان رژيم پهلوى به دست آن رژيم سفاك و وابستگان و حلقه به گوشان آن. اكنون كه با عنايت پروردگار و همت ملت عظيمالشأن سرنوشت كشور به دست مردم افتاد و وكلا از خود مردم و با انتخاب خودشان، بدون دخالت دولت و خانهاى ولايات به مجلس شوراى اسلامى راه يافتند، و اميد است كه با تعهد آنان به اسلام و مصالح كشور جلوگيرى از هر انحراف بشود. ۵۸/۱/۱۵ معيارهاى انتخاب نمايندگان مجلس شوراى اسلامى مجلس شوراى ملى بايد انشاءاللّه درست بشود؛ نه مثل مجلسهاى اين پنجاه و چند سال كه به ملت هيچ ارتباط نداشت ، ملت هيچ اطلاع نداشت، وكلاى خودش را نمىشناخت؛ و اينهاو كيل يك نفر بودند و آن يا رئيس جمهور امريكا، و يا سلطانو قت، و يا سلطان وقت به تَبَع سفارتخانهها ـ چنانچه شاهِ سابق گفت اين معنا را كه ليست را از سفارتخانهها مىآوردند و ما وكيل تعيين مىكرديم همان طورى كه آنها مىخواستند! ـ انشاءاللّه ديگر آن مسائل نيست در كار. انشاءاللّه آن مسائل ديگر عود نمىكند.... نگذاريد اشخاصى در مجلس مؤسسان وارد بشود كه خير امت را نمىخواهد بلكه خير اشخاصى را مىخواهد كه ظالم هستند؛ نگذاريد در مجلس شورا اشخاصى بروند كه آنها با قدرتهاى بزرگ پيوستگى دارند. بايد ملت با اختيار خود و اراده خود و با امتياز خود و انتخاب خود، اشخاص صالح را، اشخاص متقى را، اشخاصى را كه براى ايران كار مىخواهند بكنند، به نفع ايران كار مىكنند ـ آنها را بايد تعيين بكند تا اين سه تا مرحله تمام بشود. ۵۸/۱/۱۶ وكلايى كه مىخواهيم بفرستيم به مجلس مؤسسان و بعد هم به مجلس شورا، وكلايى هستند كه صددرصد ملى، متدين، نه منحرف به چپ و نه منحرف به راست؛ از خودمان باشند و مصالح خودمان را در نظر بگيرند. ۵۸/۱/۱۷ با همت والاى شما ـ جوانان ايرانى ـ بايد اشخاص متنور و اشخاص امين و صادق در مجلس شورا بروند كه مقدرات شما را بر طبق خواستههاى خداى متعال پياده كنند. ۵۸/۱/۱۸ ما پس از اين مرحله، مرحله انتخابات براى مجلس مؤسسان داريم؛ آنجا هم بايد همت كنيد و اشخاص متعهد، اشخاصى كه براى ايران كار بكنند نه براى اجانب، اشخاصى كه ايمان به خدا داشته باشند، نه چپگرا باشند و نه راستگرا بلكه صراط مستقيم را داشته باشند، آنها را بايد به مجلس مؤسسان بفرستيم. و بعد از آن مجلس شوراست، كه بايد باز به همت همه اقشار ايران و به همتو الاى مرد و زن ايران، اشخاصى كه متعهد هستند، اشخاصى كه سالم هستند، اشخاصى كه بصيرت دارند و هيچ انحراف ندارند و بر صراط مستقيم انسانيتند، به مجالس و مجلس شورا بفرستيم؛ تا اينكه انشاءاللّه اسلام به آن معنايى كه هست، اسلام به آن حقيقتىكه هست، در ايران پياده بشود. ۵۸/۱/۱۹ تاكنون مىدانيد كه [مجلس شوراى ملى] به اختيار شما نبوده. هيچوقت نيامدند به شما بگويند كه مختاريد كه هر كس را مىخواهيد رأى بدهيد. آن بساط گذشت. انشاءاللّه ديگر عود هم نخواهد كرد و شما مستقل [و ]آزاد، وكلاى مجلس را به مجلس مىفرستيد؛ لكن بايد ملاحظه كنيد كه باز شياطين نيايند و شما را اغفال كنند. بايد وكلاى آزادمنش، وكلاى ملى، وكلاى متدين،و كلاى فاضل به مجلس شورا بفرستيد. ۵۸/۱/۲۱ در مجلس مؤسسان نيز جديت كنيد و آراى خودتان را براى اشخاص بيدار، امين، مؤمن مُسْلم، وطنخواه، به صندوقهايى كه بعدها... درست مىشود بريزيد. و بعد از آن نيز كه قضيه مجلس شورا پيش مىآيد، باز افراد سالم، افراد وطنخواه، افرادو طندوست، افرادى كه نه شرقى باشند نه غربى بلكه در صراط مستقيم انسانيت و اسلاميت باشند، انتخاب كنيد و به آنها رأى بدهيد. ۵۸/۱/۲۴ در قضيه مجلس مؤسسان، در قضيه مجلس شورا رأى بدهيد، و رأى به وكلاى متعهد مسْلم امين. وكلاى امين بفرستيد در مجالس. ديگر شما مجالستان دست خودتان است، اختيار دست خودتان است؛ شما مختاريد و مقدرات مملكت را خودتان، به دست خودتان بايد... بگيريد. ۵۸/۲/۲۵ وكلاى مجلس شورا را خودتان تعيين مىكنيد. همه چيزها دست خودتان است. خودتان بايد بگرديد يك وكيل خوب تعيين كنيد،كه مقدرات مملكتتان دست مجلستان باشد. ۵۸/۲/۲۵ خودتان وكيل براى خودتان تعيين بكنيد. اشخاص مطمئن ، اشخاص ملى، اشخاصى كه خدمتگزارند براى شما، تعيين بكنيد.و ما هم هر مقدار كه مىتوانيم مطالب را به آنها بگوييم، و انشاءاللّه استقرار و دوره استقرار پيش بيايد. ۵۸/۳/۲ بعد هم كه انشاءاللّه مىخواهيد وكلا تعيين بكنيد، هر جور وكيلى براى هر محلى كه مىخواهيد تعيين بكنيد، وكيلى كه جمهورى اسلامى را اعتقاد دارد. ... اگر وكيلى باشد كه اينجايش پينه بسته از شدت سجده وليكن جمهورى اسلامى را نمىخواهد، اين به درد شما نمىخورد. و اگر وكيلى باشد كه بدانيد دشمن با رژيم منحوس بود و دشمن با امريكا و شوروى بود لكن جمهورى اسلامى را نمىخواهد، اين وكيل را وكيل تعيين نكنيد. وكيلى كه تعيين مىكنيد آنى است كه جمهورى اسلامى را عقيده داشتهباشد؛ نه چهار روزى كه حالا مىخواهد وكالت بكند بگويد جمهورى اسلامى! ما يك نفر را داشتيم كه مىخواست وكيل بشود؛ مىگفتند كه اين آدم در ايامى كه مىخواهند رأى بگيرند نماز مىخواند! اين جور نباشد. خودتان فهميده باشيد؛ بين خودتان زندگى كرده باشد. فهميده باشيد كه مسير همان مسيرى است كه شما داريد. اگر يك نفر آدمى باشد كه فيلسوف باشد، يك آدمى باشد كه تمام عالم را در تحت سيطره علمى خودش برده باشد لكن جمهورى اسلامى را نمىخواهد، اين را تعيين نكنيد. ۵۸/۳/۲۳ بايد كوشش كنيد كه خودتان انتخاب كنيد. افرادى كه متعهد هستند، متدين هستند، ملى هستند، چپ و راستى نيستند، اينها را تعيين كنيد. و انشاءاللّه وقتى مجلس شوراى ملى يك همچ و مجلسى شد كه از خودتان بود و افراد خودتان در آن بود و به اختيار خودتان بود، هيچ خوفى ديگر براى ما نيست انشاءاللّه. ۵۸/۴/۲۱ مجلس شورا را بايد ملت خودش وكلا تعيين كنند. وكلا هم همين جورى كه عرض كردم وكلاى ملى؛ وكلايى كه مردم در بلاد خودشان شناختند كه اينها مردم صالحى هستند، اينها مردم اسلامى هستند، اينها گرايش به شرق و غرب، گرايش به مكتبهاى فاسد ندارند، اينها را تعيين كنند. ۵۸/۶/۷ مردم كوشش كنند كه وكلاى صالح متدّين در مجلس بفرستند. تمام گرفتاريها و تمام چيزهايى كه برخلاف موازين عمل مىشود آنجا حل مىشود... مملكت ما همه متديناند اكثراً و وكيل متدين تعيين مىكنند. وقتى بنا شد وكلا متدين باشند و مقيَّد به احكام شرع باشند ـكه انشاءاللّه هستند آنوقت اين مسائل همهاش حل مىشود. ۵۸/۶/۲۳ برويم سراغ مجلس شورا و مجلس شورا را درست بكنيم و محول بشود كار به ملت و به نمايندگان ملت، و كارها انشاءاللّه با محول شدن به ملت و به اشخاصى كه متعهد هستند، و توانستيم و توانستيد كه يك منتخباتى داشته باشيد كه آنها صددرصد انشاءاللّه اسلامى و ملى و متفكر و همه جهات در آنان جمع باشد؛ آن وقت انشاءاللّه با اينها كارها اصلاح بشود. ۵۸/۶/۲۳ مسأله اين است؛ آنهايى كه مكتب دارند و آنهايى كه گرايش دارند به اسلام انشاءاللّه شما پيدا بكنيد، از حالا شروع كنيد. اين دفعه ديگر مصيبتتان زيادتر است؛ براى اينكه يك مجلس خبرگانى بودكه يك مدت كوتاهى بود؛ يك مجلسى است كه مدت بلندى استو استفادهها در آن هست. بايد خيلى دقت بكنيد، خيلى زحمت بكشيد، كانديداهاتان را تعيين كنيد و ارائه بدهيد به مردم اين كانديداى ماست؛ آنى است كه براى اسلام كار مىكند، ترويج كنيد از آن اسلام، شمشير دستتان باشد، شمشير هم هست دستتان؛ با اين شمشير كارها را انجام بدهيد، با اين شمشير بُرنده اسلام، لكن شمشيرى كه خائنها را از بين مىبرد و خادمها را در امان نگه مىدارد. مردم را حالى كنيد كه ما كانديداهامان عبارت از اين ششصد نفر مثلاً، يا پانصد نفر، هر چقدرى كه هست ، كانديداهامان عبارت از اينها هستند. و البته از ملاّها و علما و از اين نترسيد كه آخوندىاش كردند. اسلام آخوندىاش كرده، به ما چه ربط دارد. ـ و عرض مىكنم كه ـ آخوند و آخوند مسلك يعنى اسلامى و اسلامى مسلك، همه بايد اينطور باشند. ۵۸/۸/۱۶ بايد يك دولت مستقرى با همت شماها، با همت ملت، يك انتخابات صحيحى بشود با همت ملت، ملت مىشناسند افراد صالح را. لازم نيست كه حالا يك چند سال هم ما درسشان بدهيم. نخير، خودشان مىفهمند. اين ملت چيز مىفهمد، مىفهمد كى آدم صالح است كى آدم ناصالح. البته گاهى هم يك كسى خودشرا جا مىزند، اما اين گاهى است. هر كسى در هر شهرى كه هست ، طول اين بيست، سى سالى كه همراه با اين مردم بوده مىداند كه اينها كدام يكىشان از ريشههاى آنهاست. كدامشان نيستند. مىفهمند كى بوده است كه در آنجا خوش رقصى كرده و كى بوده است كه نه، آنطور نبوده، مخالف بوده و نتوانسته صحبت كند ، مىشناسند. مردم آنهايى را بايد انتخاب بكنند كه مىشناسند كه به اين ملت خدمتگزار است و دلش براى اين طبقه ضعيف مىسوزد. ما نمىخواهيم يك مجلس اعيان درست كنيم. مجلس سنا را ، مجلس اعيان به آن مىگويند. ما مىخواهيم اعيان را از بين ببريم ، آدمشان كنيم آنها را. آن اعيانى كه در مجلس سنا نشستند و آن قدر خيانت به مملكت ما كردند، آن مجلس را ما اصلاً بستيم درش را. مجلس شيوخ و مجلس اعيان و مجلس سنا؛ اينها يك دسته مفتخوارى بودند. پيرمردهاى آخر عمرشان بعد از همه خيانتها ، پيرمردهايى بودند كه آنجا مىرفتند جمع مىشدند و ـ عرض مىكنم ـ شايد رفيقش هم كه نشسته بود راجع به اينكه دوايش چه است يا غذايش چه است صحبت مىكرد و پول اين ملت را مىخورد. اين را درش را بستند، تمام شد ديگر. ما مجلس سنا نداريم. مجلس شورا داريم. مجلس شورا هم نمىخواهيم از طبقه بالا درست بشود. مجلس شورا مىخواهيم از آدمها، آدمهايى كه متوجهاند به اينكه به اين ملت چه گذشته است در پنجاه و چند سال و در طول نظام شاهنشاهى، و لااقل در اين مواردى، در اين مدتى كه ديدهايد خودتان. اين آدمهايى كه مىبينند اينطور بر اين ملت گذشته است، اشخاص را هم مىشناسند در شهرهاى خودشان، در روستاهاى خودشان، مىشناسند اينها را، و ديدند اينها در طول اين مدت چه كردهاند. آنها مخفى آن وقت كار نمىكردند، علناً مردم را اذيت مىكردند. آن اشخاص را كنار بايد بگذارند و يك اشخاصى كه امين هستند، اشخاصى كه معروف است پيششان به امانت، به ديانت، به خدمت به مردم، آنها را تعيين مىكنند، بايد هم تعيين بكنند. ۵۸/۱۱/۲۳ من متواضعانه از شما مىخواهم كه حتىالامكان در انتخاب اشخاص با هم موافقت نماييد و اشخاصى اسلامى، متعهد ، غيرمنحرف از صراط مستقيم الهى را در نظر بگيريد و سرنوشت اسلام و كشور خود را به دست كسانى دهيد كه به اسلام و جمهورى اسلامى و قانون اساسى معتقد و نسبت به احكام نورانى الهى متعهد باشند و منفعت خود را بر مصلحت كشور مقدّم ندارند. ۵۸/۱۱/۲۸ اميد آن دارم كه با وحدت كلمه و كوشش در راه التيام بين قشرهاى مختلف، موفق شويد كه نمايندگانى متعهد، متفكر، دلسوز به ملتو خصوص طبقه مستضعف و خدمتگزار به اسلام و مسلمين، در مجلس شوراى اسلامى بفرستيد. ۵۸/۱۲/۱۲ افرادى را انتخاب كنيد كه متعهد به اسلام، شرقى و غربى نباشند. بر صراط مستقيم انسانيت و اسلاميت باشند. و من اميدوارم كه اين مرحله را هم به شايستگى و به طورى كه دلخواه همه ملت ماست،و دلخواه ماست عمل بكنند. و وكيلهايى كه آراسته هستند به اخلاق خوب، متعهد هستند به اسلام، وفادار هستند به كشور خودشان، خدمتگزار هستند به شما و به كشور، آن اشخاص را انتخاب كنند و در مجلس بفرستند، كه انشاءاللّه اين قدم آخر هم با شايستگى برداشته بشود. ۵۹/۲/۱۷ كسانى را انتخاب كنند كه صددرصد مسلمان و معتقد به احكام اسلام و متعهد به اجراى احكام اسلام و مخالف با مكتبهاى انحرافى و معتقد به جمهورى اسلامى باشند. شناخت اين اشخاص يا با آشنايى به اعمال و رفتار آنان از زمان رژيم طاغوت تا كنون است و يا به معرفى روحانيون متعهد در شهرستانها يا اشخاص متدين موجه كه گرايش به چپ و راست يا دستهاى نداشته باشند. بايد به اشخاصى كه احتمال انحراف در آنان مىرود رأى ندهند ـ چه احتمال انحراف عقيدتى، اعمالى و يا اخلاقى ـ كه به چنين اشخاص اعتماد نمىشود كرد و رأى به آنان موجب مسئوليت خواهد بود. تحت تأثير تبليغات واقع نشوند و خودشان با موازين اسلامى ، اشخاص صحيح را انتخاب كنند. ۵۹/۵/۲۱ الآن در مجلس شوراى ما يك چهره پيدا نمىكنيد كه از اين طبقه اشراف باشد، از اين طبقه بالا باشد، همه از همين مردمند كه در بين بازار راه مىروند، و از همين جمعيت هستند؛ عدهاىشان از علما و فقها هستند، عدهاىشان از چهرههاى متديّن هستند. مجلس شوراى اسلامى ما الآن در هيچ جا نظير ندارد. ۶۰/۴/۱۰ ملت بايد ناظر باشد به امورى كه در دولت مىگذرد، امورى كه ـفرض كنيد كه ـ در مجلس مىگذرد. نظارت! توجه داشته باشد به اينها. ملت بايد توجه داشته باشد كه اگر در مجلس اين سفر ـ فرض كنيد كه ـ يك كسى را تعيين كردند كه كارشكنى براى دولت كرده، كارشكنى براى مجلس كرده، دفعه ديگر تعيينش نكند. اعلام كنند: تعيين نمىكنيم، بلكه انشاءاللّه، به راه بيايند. ۶۲/۸/۴ اما مسأله انتخابات آينده از اهم امورى است كه مسئوليت آن با همه ماست. و توجه داريد كه دشمنان اسلام در نظر دارند كارى بكنند كه انتخابات درست صورت نگيرد و از دست مسلمانها و متعهدين خارج شود. ولى شما بايد تمام قدرتتان را صرف كنيدكه به خوبى انجام شود. انتخابات يك محكى هم براى خودتان است كه ببينيد آيا مىخواهيد انتخاب اصلح بكنيد براى خودتان ، يا براى اسلام؟ اگر براى خودتان باشد، شيطانى است. و اما اگر انتخاب اصلح براى مسلمانهاست، «كى و از كجاست» مطرح نيست، از هر گروهى باشد، حزب باشد يا غيرحزب، نه حزب اسباب اين مىشود كه غير آن فاسد، و نه صددرصد حزبى بودن باعث صلاح آنهاست. و انتخاب اصلح براى مسلمين يعنى انتخاب فردى كه تعهد به اسلام و حيثيت آن داشته باشد؛ و همه چيز را بفهمد، چون در مجلس، اسلام تنها كافى نيست، بلكه بايد مسلمانى باشد كه احتياجات مملكت را بشناسد و سياست را بفهمد و مطلع به مصالح و مفاسد كشور باشد، و ممكن است به شماو گروه شما هم مربوط نباشد. اگر اصلح را انتخاب كرديد، كارى اسلامى مىكنيد و اين يك محكى است براى خودتان كه تشخيص بدهيد انتخاب براى اسلام است، يا براى صلاح خودتان. ۶۲/۹/۲۰ همه چيز ما بايد روى موازين اسلامى باشد. افرادى كه تعيين مىشوند بايد كسانى باشند كه به درد اسلام و جمهورى اسلامى بخورند، و عقيدهشان هم اين باشد كه اسلام خوب است. نه فقط اظهار كنند ولى عقيده نداشته باشند، كما اينكه در اول انقلاب خيليها اظهار اسلام مىكردند. البته اقليتهاى رسمى غير مسلمان قانوناً انتخاب مىشوند پس مردم، افرادى را كه تعيين مىكنند بايد سعى در شناسايى آنها نموده و قبل و بعد از انقلابشان را در نظر بگيرند و بعد رأى دهند. پس مسأله خوب بودن خود شخص است نه اينكه از يك دسته خاصى باشد، نه اينكه اهل علم باشد، حزبى باشد، بازارى باشد، اينها ديگر شرط نيست، عمده موازين استكه قانون و اسلام تعيين كرده است. ۶۲/۱۰/۱۲ ما نبايد مقلد كسى باشيم كه هر چه را عدهاى تشخيص دادند همانرا عمل كنيم، بلكه بايد كاملاً توجه كنيم كه مثلاً در تهران چه كسانى لياقت دارند كه هم مسائل روز را بفهمند و هم متدين باشندو هم براى اسلام كار كنند، اشخاصى را انتخاب كنيم كه از هر جهت صالح باشند. اگر كسان ديگرى هم اشخاص صالحى داشتند به آنها رأى دهيد و الاّ نه. بازار اختيارش دست خودش است ، آنچه بينى و بين اللّه تشخيص مىدهد آن را انتخاب كند. اگر در انتخابات مسامحه كنيم مطمئن باشيد كه از راه مجلس به ما لطمه مىزنند. بايد دانست مسلمان بودن تنها فايدهاى ندارد، بايد جمهورى اسلامىرا قبول داشته باشد و از مسائل روز اطلاع داشته باشد. سعى كنيد مثل مرحوم مدرس را انتخاب كنيد ـ البته مثل مدرس كه به اين زوديها پيدا نمىشود، شايد آحادى مثل مدرس باشند ـ كسانى را كه انتخاب مىكنيد بايد مسائل را تشخيص دهند ، نه از افرادى باشند كه اگر روس يا امريكا يا قدرت ديگرى تشرى زد بترسند، بايد بايستند و مقابله كنند. ۶۲/۱۰/۱۳ فرض بكنيد كه اگر همه كسانى كه در رأس [هستند ]بروند پيشنهاد بكنند كه فلان آدم را شما وكيل كنيد لكن شما به نظرتان درست نباشد جايز نيست برشما تبعيت كنيد. بايد خودتان تشخيص بدهيد كه آدم صحيحى است تا اينكه بتوانيد رأى بدهيد. و مجرد اينكه اين آدم يك آدم خوبى است خيلى، اول وقت نمازش را مىخواند و نماز شب مىخواند.اين براى مجلس كفايت نمىكند. مجلس اشخاص سياسى لازم دارد، اشخاص اقتصاددان لازم دارد، اشخاص سياستمدار لازم دارد، اشخاص مطلع بر اوضاع جهان لازم دارد. بايد تعهد به اسلام باشد و موافقت با جمهورى اسلامىباشد لكن اين مسائل هم باشد. در يك مجلس بايد همه چيز باشد در اين كميسيونهاى مجلس از امور ارتشى و كشاورزى و اقتصاد و همه چيز بحث مىشود،بايد مطلع باشند اينها. آنهايى كه در اين كميسيونها هستند بايد اشخاصى باشد در بينشان كه عالم به اقتصاد باشد، عالم به امور كشاورزى باشد، عالم به امورادارى باشد، عالم به مسائل جهانى باشد. مجلس مىخواهد ايران را در مقابل جهان اداره كند، مجلس يك چيزى نيست كه بخواهد ايران را در مقابل خودش درست بكند. ايران در مقابل جهان است امروز، آن هم يك جهان امروزى و يك ايران امروزى. ايران امروزى كه تك است در دنيا و جهان امروزىكه همه مهاجمند، همه مهاجم به شما هستند. شما مىخواهيد كه يك مجلسى داشته باشيد كه در مقابل اين مهاجماتى كه از خارج مىشود پايدار باشد. يك دولتى را او تعيين كند كه در مقابل تهاجماتى كه در دنيا واقع مىشود، فشارهايى كه واقع مىشود در دنيا اين بتواند دفاع كند، و اين از مجلس سرچشمه مىگيرد، از مجلس دولت درست مىشود و شما يك همچو مجلسى لازم داريد. ۶۲/۱۱/۲۲ يكى از وظايف مهم شرعى و عقلى ما براى حفظ اسلام و مصالح كشور، حضور در حوزههاى انتخابيه، و رأى دادن به نمايندگان صالح كاردان و مطلع بر اوضاع سياسى جهان و ساير چيزهايى كه كشور به آنها احتياج دارد مىباشد؛ چه از روحانيون باشند، چه نباشند. و مجلس چنانچه محتاج به علما و روحانيون مطلع از احكام شرعى و سياسى اسلام است، محتاج به متخصصين رشتههاى مختلفى است كه كشور احتياج به آنها دارد. مجلس امروز مواجه است با دنياى پرآشوب صنعتى و سياسى پيچيده و فرهنگهاى غربى و شرقى و صحنههاى تنازع بقاى بينالمللى. و چنين مجلسى بايد انباشته از مطلعين و دانشمندان و متخصصان در هر رشته باشد. و لازم است كسانى كه كانديداهايى به ملت معرفى مىكنند در نظر داشته باشند كه از مطلعين هر رشته تخصصى چند نفرى در بين كانديداهاى آنها باشد. و اگر كسى يا كسانى را در غير گروه يا صنف خود يافتند كه از افراد گروهشان لايقتر است او را كانديدا كنند. مسأله انتخابات يك امتحان الهى است كه گروهگرايان را از ضوابط گرايان ممتاز مىكند، و مؤمنين و متعهدين را از مدعيان جدا مىنمايد. و كسانى كه خود را كانديدا مىكنند، يا كانديدا گروههايى هستند، اگر خود را صالح براىو كالت در يك چنين مجلسى نمىدانند و وجود آنها در اين مكان نفعى براى كشورشان ندارد، خداى متعال را در نظر بگيرند و رضاى او را بر رضاى خود مقدم دارند، و چنين خلاف ناشايستهاى را مرتكب نشوند. و حضرات روحانيون، از ائمه جمعه و جماعات يا ساير آقايان محترم، توجه كنند كه شهرهاى خود را از خدمتگزاران به ملت و بندگان صالح خدا خالى نكنند،كه خدمت به مردم و رفع حاجات آنان و تربيت علمى و اخلاقى بندگان خدا، كه شغل شريف روحانيت است، بر هر چيز مقدم است؛ مگر آنكه بدانند وجود آنها در مجلس براى خدمت به اسلام مفيدتر است. ميزان در نظر همه ارزش خدمت باشد، نه خداى نخواسته تحصيل مقام. و شما مىدانيد در جمهورى اسلامى مقاماتى كه در رژيمهاى ديگر مطرح است، و براى تحصيل آن دست به همه نوع فعاليت مشروع يا غير مشروع مىزنند ، مطرح نيست. و اساساً اين مقامات ارزشى ندارد، مگر آنكه خدمت به خدا و خلق خدا باشد. شماها تابع آن بزرگمرد تاريخ ـصلوات اللّه عليه هستيد كه درباره حكومت آن كلام را فرمود. [۲] ۶۶/۴/۱۰ بايد مردم را براى انتخابات آزاد گذاريم، و نبايد كارى بكنيم كه فردى بر مردم تحميل شود. بحمداللّه مردم ما داراى رشد دينى و سياسى مطلوب مىباشند، و خود، افراد متدين و درد مستضعفان چشيده و آگاه به مسائل دينى ـ سياسى و همگام با محرومين را انتخاب خواهند كرد. ۶۷/۱/۱۱ در هر حال، مردم با بصيرت و درايت و تحقيق، كانديداها را شناسايى كرده، و به سوابق و روحيات و خصوصيات دينى ـ سياسى نامزدهاى انتخاباتى توجه نمايند. مردم شجاع ايران با دقت تمام به نمايندگانى رأى دهند كه متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئوليت كنند، و طعم تلخ فقر را چشيده باشند، و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمين، اسلام مستضعفين، اسلام رنجديدگان تاريخ، اسلام عارفان مبارزهجو، اسلام پاكطينتان عارف، و در يك كلمه، مدافع اسلام ناب محمدى ـ صلىاللّه عليه و آله وسلم ـ باشند. و افرادى را كه طرفدار اسلام سرمايهدارى، اسلام مستكبرين، اسلام مرفهين بىدرد، اسلام منافقين، اسلام راحتطلبان، اسلام فرصتطلبان، و در يك كلمه، اسلام امريكايى هستند طرد نموده و به مردم معرفى نمايند. و از آنجا كه مجلس خانه همه مردم و اميد مستضعفين است، در شرايط كنونى نبايد كسى انتظار داشته باشد كه حتماً نمايندگان بايد از گروه و صنف خاصى باشند. بايد توجه داشت كه هنوز خيلى از مسائل وجود دارد كه به نفع محرومين بايد حل و فصل شود. و تميز بين كسانى كه در تفكر خود خدمت به اسلام و محرومان را اصل قرار دادهاند، با ديگران كار مشكلى نيست. ۶۸/۳/۱۵ از مهمات امور، تعهد وكلاى مجلس شوراى اسلامى است. ما ديديم كه اسلام و كشور ايران چه صدمات بسيار غمانگيزى از مجلس شوراى غيرصالح و منحرف، از بعد از مشروطه تا عصر رژيم جنايتكار پهلوى و از هر زمان بدتر و خطرناكتر در اين رژيم تحميلى فاسد خورد؛ و چه مصيبتها و خسارتهاى جانفرسا از اين جنايتكاران بىارزش و نوكرمآب به كشور و ملت وارد شد. در اين پنجاه سال يك اكثريت قلابى منحرف در مقابل يك اقليت مظلوم موجب شد كه هرچه انگلستان و شوروى و اخيراً امريكا خواستند، با دست همين منحرفانِ از خدا بيخبر انجام دهند و كشور را به تباهى و نيستى كشانند. از بعد از مشروطه، هيچ گاه تقريباً به مواد مهم قانون اساسى عمل نشد ـ قبل از رضاخان با تصدى غربزدگان و مشتى خان و زمينخواران؛ و در زمان رژيم پهلوى به دست آن رژيم سفاك و وابستگان و حلقه به گوشان آن. اكنون كه با عنايت پروردگار و همت ملت عظيمالشأن سرنوشت كشور به دست مردم افتاد و وكلا از خود مردم و با انتخاب خودشان، بدون دخالت دولت و خانهاى ولايات به مجلس شوراى اسلامى راه يافتند، و اميد است كه با تعهد آنان به اسلام و مصالح كشور جلوگيرى از هر انحراف بشود. ۶۸/۳/۱۵ وصيت اينجانب به ملت در حال و آتيه آن است كه با اراده مصمم خود و تعهد خود به احكام اسلام و مصالح كشور در هر دوره از انتخابات وكلاى داراى تعهد به اسلام و جمهورى اسلامى كه غالباً بين متوسطين جامعه و محرومين مىباشند و غير منحرف از صراط مستقيم ـ به سوى غرب يا شرق ـ و بدون گرايش به مكتبهاى انحرافى و اشخاص تحصيلكرده و مطلع بر مسائل روز و سياستهاى اسلامى، به مجلس بفرستند. توصيههاى امام به نمايندگان مجلس شوراى اسلامى ۵۸/۱۱/۲۸ اميد آن دارم كه مجلس شوراى اسلامى و دولت انقلابى اسلامى تصفيه كامل از عناصر ضد انقلاب و ضد اسلام را به طور قاطع و انقلابى شروع نمايند. و آخرين عرض من آن است كه از اختلافكه منشأ همه بدبختيهاست و مخالف رضاى خداى متعال است احتراز، و نمايندگان محترم مجلس از رفتار و گفتارى كه در مجالس زمان طاغوت برخلاف موازين شرعيه و اخلاقيه انجام مىگرفت اجتناب و در مخالفتهاى آرايى و سياسى از حدود اخلاق انسانى تجاوز ننمايند. ۵۹/۳/۴ مجلس شوراى اسلامى مجلس مشورت است، مجلسى است كه بايد متفكرين، آقايان، مسائلى كه مايحتاج ملت است و كشور است در ميان بگذارند و با هم مشورت كنند. مباحثه كنند فقط آن چيزهايى كه مربوط به ملت است و به اسلام. مجلس شوراى اسلامى كه شما آقايان وكيل هستيد از طرف ملت براى خدمت در آن بنگاه، بايد آنكه دلخواه ملت است در آنجا طرح بشود. و آنچه دلخواه اسلام است بحث و مشورت بشود. و به ترتيبى كه مقرر است تصويب بشود و همه چيزش اسلامى باشد. اغراض شخصيه را بايد همه ما كنار بگذاريم. فرضاًكه من با شما خداى نخواسته، يك حساب و خرده دارم، اين در مجلس نبايد، در مجلسى كه مجلس اسلامى است نبايد اين خرده حسابها را آنجا به آن رسيد. مجلس شوراى اسلامى در يك محفظه سربسته نيست كه اگر خداى نخواسته انحرافى در آن پيدا شد همان اجزاى خود مجلس بفهمند، اين سرباز است و راديو و تلويزيون اين را منتشر مىكند، همه ايران مىبينند و مىشنوند، و خارج از ايران هم تا آنجايى كه موج اينها مىرود، آنها هم مىشنوند و مىفهمند كه چه شده است. اگر بنا باشد كه خداى نخواسته از اول صفآرايى بشود براى جنگ اعصاب، و آن مجالسى كه درزمان طاغوت بود، آن مجالس، باز محتوايش تكرار بشود، اين مجلس اسلامى نيست، و آقايان به وظيفه شرعى و الهى خودشان عمل نكردهاند. من اميدوارم كه آقايان بدون اينكه جهات نفسيت را در نظر داشته باشند، و بدون اينكه اغراض خودشان را و مخالفتهاى شخصى كه با اشخاص دارند در نظر داشته باشند، به آن چيزى كهو كيل او، به آن چيزى كه در آن چيز وكيل هستند، انديشه كنند و مباحثه كنند و شور كنند. شورى كه در محيطى واقع شد كه اسلامى است و اخلاق اسلامى است منتهى به جنگ نمىشود ، منتهى به آن مسائلى كه در آن مجلسها و بعضى از آن مجلسها واقع مىشد كه انصافاً شرمآور است نمىشود. بايد همان طورى كه تا حالا تحولات زيادى پيدا شده است در اين ملت، شما كه وكيل از جانب ملت هستيد، و عصاره فضايل ملت هستيد، بايد در آنجا همان معنايى كه مأمور اوشديد از طرف ملت، همان معانى باشد. ملت يك ملت اسلامى است و اسلام را مىخواهد و احكام اسلامرا مىخواهد. شما وكيل نيستيد كه برويد آنجا بنشينيد و حسابهايىكه خودتان با هم داريد صاف كنيد. اگر يك همچو كارى بشود، اين انحراف است و غصب است آن محل براى شما. شما بايد ـانشاءاللّه همينطور هم هست شما بايد در آنجا معلم اخلاق باشيد از براى همه كشور؛ براى اينكه مطالب شما به همه كشور بسط پيدا مىكند. وقتى كه همه مردم در تمام كشور ديدند كه اينو كلايشان با راستى و صداقت در خدمت كشور هستند و در خدمت اسلام هستند، و مناظرههايى كه مىكنند مناظرههاى اسلامى است، و بحث و تفتيشى كه مىكنند بحث و تفتيش اسلامى است، اين يك تعليمى مىشود به همه افرادى كه در اين كشور هستند، و به آنجايى كه اين موجها مىرسد در خارج كشور. ما بايد همه قشرها را تربيت كنيم. شماها بايد در مجلس كه مىرويد علاوه بر اينكه، مسائلى كه طرح مىشود كه مورد احتياج ملت است، بايد آنها را در آن طرح كنيد، با سلاح اخلاق اسلامىو ارد بشويد، و با آن سلاح مردم را تربيت كنيد كه وقتى چند سال از مجلس گذشت، در مردم آثار گفتگوهاى شما و مناظرات شما پيدا باشد. از مجلس منعكس مىشود كارهاى شما. علاوه بر اين كه خداى تبارك و تعالى حاضر است در همه جا و ناظر است در همه جا، و پروندههاى همه شما پيش اوست و همه عالَم. علاوه بر اينكه بايد ملاحظه كنيد كه در حضور خداى تبارك و تعالى هستيد، هر نَفسى كه مىكشيد در حضور او هست، و هر كلمهاىكه ادا مىكنيد در محضر مبارك خداى تبارك و تعالى هست. و در محضر خداى تبارك وتعالى، برخلاف دستور او جرم عظيمى است، و بايد ناظر بدانيد خدا را بر اعمال خودتان، بايد شما ديگران را هم تربيت كنيد. همه اشخاصى كه در هر مركزى هستند بايد آن مركز را به صورت يك تعليمگاه درآورند. همان طورى كه در صدر اسلام آنكه رئيس دولت بود، و آنكه سردار بود، سردار لشكر بود، با اعمال خودشان مردم را تربيت مىكردند، با حرفهاى خودشان، با كردار خودشان مردم را تربيت مىكردند، بايد ما كه دعوى اين را داريم كه مسلمان هستيم و تابع اولياى اسلام هستيم ، بايد ما هم با كردار و رفتار خودمان تربيت كنيم مردم را. اگر خداى نخواسته، انحرافى در مجلس پيدا بشود، چون منعكس مىشود به همه جا، ممكن است كه انحراف در سطح گستردهاى پيدا بشود و مسئوليت بزرگ باشد. چنانچه انحرافاتى را شما به واسطه اعمال و افعالتان از ملت سلب كنيد، اجر بسيار بزرگى را داريد، اجر انبيا را داريد. از الآن بناى بر اين نگذاريد كه ما يك جبهه كذا و يك جبهه كذا، از اول بناى مبارزه باشد، مبارزه نيست، مباحثه است، مباحثه، مباحثه نرم اسلامى. مىخواهيد هر كدام مسائلى كه داريد به ديگرى بگوييد با برهان، با بيان، البته بايد بگوييد اما مبارزه نداريد با هم. و همه براى اسلام هستيد و خدمتگزار اسلام هستيد و مىخواهيد براى اسلام خدمت بكنيد. از حالا بنا نگذاريد به اينكه يك جبههبندى بكنيد، يك دسته اين طرف، يك دسته آن طرف و همان كارهايى كه در مجالس سابق مىكردند، و همان دعواها و نزاعهايى كه به انحطاط مىكشيد خودشان و ملت را. و من نمىدانم آيا در مجالس خارج از اين كشور يك همچو نزاعها و داد و قالها و بدگوييهايى بوده است كه تقليد كردند اينها از آنها يا نه ابتكار بوده، اين را من اطلاع ندارم؛ لكن علىٰ اىّ حال، چه تقليد از ديگران بوده، و چه ابتكار خودشان بوده است، يك امر بسيار مشوّه بدى بود كه تلخى او در ذائقه بايد بماند تا آخر. و من اميدوارم كه كارهاى شما آن تلخيها را از ذائقهها بزدايد. ... و شماها هم من اميد اين را دارم كه چهرههاى نورانى كه در مقابل من واقع شدهاند، بدانند كه در پيشگاه خداى تبارك و تعالى هم هستيد و بايد براى اسلام و براى احكام اسلام ـ كه به ما منت گذاشته است و همه پيروزيهاى ما به واسطه اوست ـ خدمت بكنيم، و با كمال قدرت خدمت بكنيم. خوف اين معنا را نداشته باشيد كه اگر در مجلس شما يك مطلبى را بگوييد، پيش روشنفكرها اين خوب نيست. شما نماز هم اگر بخوانيد بعضى از اين روشنفكرها پيششان خوب نيست. شما اگر دعا هم بخوانيد بعضى از اينها پيششان خوب نيست. من نمىگويم همه روشنفكرها؛ روشنفكر خوب در همه طبقات هست. اما آنهايى كه از اوّلى كه اين جمهورى اسلامى خواست پايش را بگذارد توى اين مملكت مخالفت كردند، و آنهايى كه به اسم خدمت به خلق مىخواهند نگذارند اين جمهورى اسلامى تحقق پيدا بكند. شما خوف هيچ كس را نداشته باشيد؛ نه خوف چپيها را داشته باشيد ، نه خوف راستيها را داشته باشيد. شما ـ در مسائل قانون اساسى است و اسلام و قانون اساسى هم تابع اسلام است ـ بايد به اسلام فكر بكنيد، نبايد فكر كنيد كه حالا كه در فلان كشور كذا چه جورو اقع شده ما هم خوب است كه التقاطى باشيم؛ يك قدرى بگوييم خدا، يك قدرى هم بگوييم چيز ديگر. مستقيم باشيد و با استقامت كارتان را پيش ببريد، پشتيبان شما خداست. از هيچ چيز ، از هيچ قوه نترسيد. من نمىگويم كه شما بر همه قوهها غلبه مىتوانيد بكنيد. ما كه چيزى نداريم، همه چيز ما دست دشمنهاى ماست. من عرض مىكنم كه وقتى بنا شد كه ما به تكليفمان عمل بكنيم، و ما آن راهى را كه خداى تبارك و تعالى پيش پاى ما گذاشته است آن راه را برويم، براى ما شكست هيچى نيست. براى اينكه از دو حال خارج نيست: يا اين است كه ما پيش مىبريم كه شكست هيچ نيست، و يا اين است كه نه، مىآيند و ما را عقب مىزنند، ما تكليفمان را عمل كردهايم، چه شكستى است؟ سيدالشهدا هم شكست خورد در كربلا، اما شكست نبود اين. كشته شد و زنده كرد يك عالَمى را. اميرالمؤمنين هم در جنگها، در جنگ صفين شكست خورد، لكن شكست نبود اين. او به خدمت اسلام بود و براى خدا كار مىكرد. كسى كه براى خدا كار بكند ، هيچ وقت شكست تويش نيست، بُرد هميشه با آنهاست. شما خوف اين را نداشته باشيد كه اگر يك چيزى برخلاف مثلاً مسلك ماركسيسم بگوييد، بگويند كه اينها چه عقب مانده هستند، خود آنها عقبماندهاند. همانهايى كه ادعاى ـ نمىدانم ـ كمونيستى و كذا مىكنند، خود آنها از همه قلدرتر و از همه ديكتاتورترند، و ملتهايشان را همه به بند كشيدهاند. آزادى در آن ممالك نيست براى كسى. همان طورى كه در ممالك غربى هم آزادى نيست در كار، صحبت آزادى، حرف آزادى است. اگر آزادى باشد، اين سياههاى بيچاره چه كردهاند كه اينطور تحت فشارند؟ در هيچ جاى دنيا شما خيال نكنيد كه اين طرحهايى كه مىدهند، و اين بساطى كه درست مىكنند، يك واقعيتى باشد و بخواهند روى ا و رفتار بكنند.... اسلام مدنظر شما باشد. و اين را بدانيد كه آنهايىكه با اين مجلس مخالفند، و آنهايى كه با اين انقلاب مخالفند، و آنهايى كه با اسلام مخالفند، هر كارى بكنيد آنها به مخالفت خودشان ادامه مىدهند، منتها يكوقتى با يك بهانه است، بعد يك بهانه ديگر پيدا مىكنند. شما توجه داشته باشيد كه به اسلام خدمت كنيد و به كشور خودتان خدمت كنيد. شما وكيل مردمى هستيد كه همه اسلام را مىخواهند، و همه كشور خودشان را مىخواهند. و شما بايد براى اين ملت خدمت بكنيد، به آن چيزى كه شما را وكيل كرده است خدمت بكنيد. اگر انحراف پيدا كنيد برخلاف ملت، خيانت كردهايد به وكالتى كه داريد. و من اميدوارم كه انشاءاللّه شما با كمال قدرت، با كمال عزت و عظمت، اين نهضت را به پيش ببريد.و مجلس، يك مجلس اسلامى اخلاقى همه چيز تمام باشد، و شما معلم اخلاق جامعه باشيد، و همه جامعه هم پشتيبان شما باشد. و همهتان يك هويت بين دولت و ملت و ارتش و مردم و همه يك هويت باشيد، همه اعضاى يك انسان باشيد. همه در خدمت انسان كامل؛ كه رسول اكرم است باشيد، و همه به منزله اعضاى ا و باشيد براى خدمت؛ و اگر اينطور شد، پيروزى نصيبمان هست. و اگر خداى نخواسته، انحرافات پيدا شود و اغراض شخصيه پيش بيايد، و نمىدانم مسندها بحث بشود، و مقامها طرح بشود و امثال اينها، اين اولاً انحطاط اخلاقى زياد است، و انحطاط در پيشگاه خداست، و ثانياً خوف اين است كه نتوانيد اين بار را به منزل برسانيد. ۵۹/۳/۷ شما دوستان محترم نماينده ملتى هستيد كه جز به اسلام بزرگ و عدالت الهىاسلامى فكر نمىكنند؛ و انتخاب شما براى پياده نمودن عدالت اسلامى كه در طول سلطنت ظالمانه و غاصبانه رژيم شاهنشاهى از آن محروم بودند؛ رژيمى كه ثروت سرشار كشور را به خود و هم پيمانان ناميمون خود اختصاص داد و براى ادامه سلطه جبارانه خود به جيب ابرقدرتها ريخت و ملت مظلومرا در سطح بسيار وسيعى از اولين احتياجات محروم و به خاك سياه نشاند، و كشور را در تمام زمينههاى فرهنگى، اقتصادى ، سياسى و نظامى وابسته به اجانب و خصوصاً امريكا كرد. ببينيم شما و دولت منتخب شما با ملت مستضعف كه به حركت انقلابش همه ما را از انزوا خارج نمود چه خواهيد كرد. اميد آن است كه رسيدگى به حال مستضعفين و مستمندان كشور كه قسمت اعظم ملت مظلوم را در بر مىگيرد در رأس برنامهها قرار گيرد، و در نخستين مجلس شوراى اسلامى طرحهايى جدى در رفاه حال اين طبقه محروم داده شود، و از طرف دولت منتخب شما بدون مسامحه به مورد اجرا گذاشته شودتا در پيشگاه خداوند متعال، بعضى از ديون خودتان را به اين طبقه عزيز ـ كه جان خود را براى اسلام و آزادى و استقلال كشور در طبق اخلاص گذاشته و پيروزى را براى انقلاب اسلامى به ارمغان آوردند ـ اداكرده باشيد. شما منتخبين مجلس كه از پشتيبانى جدى ملت عزيز برخورداريد، بايد با كمال قدرت در مقابل قدرتهاى شيطانى كه در رژيم دست نشانده سابق، حاكم بر سرنوشت ما بودند بايستيد و از هيچ قدرتى غير از قدرت خداوند قادر نهراسيد، و جز به مصالح كشور به چيز ديگرى فكر نكنيد. متوجه باشيد كه در خارج از مجلس با صحنه سازيها و اغفال، چه بسا چپگرايان و يارا ستگرايان و يا ريشههاى فاسد رژيم سابق طمع كنند كه با نفوذ در مجلس مقاصد شوم اجانب را تحميل نمايند. بايد همه با هوشيارى در طرحها و مسائل روز دقت فرماييد و از كيْد دشمنان به خداى تعالى پناه ببريد. خداوند متعال همه ما را از لغزشها نگهدارد. بحمداللّه در مجلس، دانشمندان و علماى آشنا به احكام شرع مطهر حضور دارند و فقهاى نگهبان حاضرند؛ لكن لازم است طرحهايى كه در مجلس مىگذرد مخالف با احكام مقدسه اسلام نباشد و با كمال قدرت، با پيشنهادهاى مخالف با شرع مقدس كه ممكن است از روى ناآگاهى و غفلت طرح شود شديداً مخالفت نماييد، و از قلمهاى مسموم و گفتار منحرفين هراسى نداشته باشيد و سخط خالق را براى رضاى مخلوق تحصيل نكنيد و خداوند قاهر و قادر را حاضر و ناظر بدانيد. اين مجلس كه اولين دوره در جمهورى اسلامى است، الگويى است براى مجالس آينده؛ و هر سنت حسنه و يا سيئهاى ممكن است در مجالس ديگر اثر گذارد و براى شما اجر جزيل و يا خداى نخواسته وزر و وبال به بار آورد. لازم است در مذاكرات و برخورد آرا به طور آرام و با احترام متقابل عمل شود، نه مثل دورههاى رضاخان و بعد از آن. و لازم است از دستهبنديها و جهتگيريهاى غير اصولى براى كوبيدن طرف مقابل جداً احتراز شود كه تنها حل مسائل در محيط آرام امكانپذير است. ويژگى اين مجلس و محيط كشور در اين دوره ايجاب مىكندكه مجلس و دولت هماهنگ شود تا بر مشكلات كشور فائق آيند.و هيچ يك از نهادهاى جمهورى اسلامى خصوصاً مجلس و رئيسجمهورى و دولت براى يكديگر و ديگران كارشكنى نكنندو خود را به طور جدى در خدمت اسلام و كشور درآورند تا خداى متعال آنها را پشتيبانى فرمايد. و نداى آسمانى انسانساز وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَميعاً وَلا تَفَرَّقوا [۳] را در نظر داشته و اطاعت نمايند، و از منازعه و تفرقه اجتناب نمايند و به امر آموزنده الهى گوش ف را دهند و وَلاٰ تَنٰازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ريحُكُمْ [۴] كه دنباله آن تنازع، فشل و شكست و رفتن رنگ و بو و آبروست. سياست «نه شرقى و نه غربى» را در تمام زمينههاى داخلى و روابط خارجى حفظ كنيد و كسى را كه خداى نخواسته به شرق و يا به غرب گرايش دارد هدايت كنيد و اگر نپذيرفت، او را منزوى نماييد. و اگر در وزارتخانهها و نهادهاى ديگر كشور چنين گرايشى باشد كه مخالف مسير اسلام و ملت است اول هدايت و در صورت تخلف، استيضاح نماييد كه وجود چنين عناصر توطئهگر در رأس امور يا در قطبهاى حساس، موجب تباهى كشور خواهد شد. طرحها و پيشنهادهايى كه مربوط به عمران و رفاه حال ملت خصوصاً مستضعفين است انقلابى و با سرعت تصويب كنيد، و از نكته سنجيها و تغيير عبارات غير لازم كه موجب تعويق امر است اجتناب كنيد، و از وزارتخانهها و مأموران اجرا بخواهيد كه از كاغذ بازيها و غلط كاريهاى زمان طاغوت اجتناب كنند و رفاه ملت مظلوم و عقبافتادگيهاى آنها را به طور ضربتى تحصيل و ترميم كنند. در ادارات دولتى، قوانين دست و پاگيرى كه در مجالس غيرقانونى رژيم سابق به تصويب رسيده و موجب تعويق و يا تعطيل امور شده و مىشود و جامعه را به تنگ آورده است به طور انقلابى لغو كنيد ـگر چه خود لغو است ـ و به جاى آنها قوانين مترقى را كه رفاه ملت در آنها به بهترين وجه ملاحظه شده باشد جايگزين گردانيد. مجلس جمهورى اسلامى همان سان كه در خدمت مسلمين است و براى رفاه آنان فعاليت مىنمايد، براى رفاه و آسايش اقليتهاى مذهبى ـ كه در اسلام احترام خاصى دارند و از قشرهاى محترم كشور هستند ـ اقدام و فعاليت مىنمايد، و اساساً آنان با مسلمانان در صف واحد و براى كشور خدمت مىكنند و در صفو احد از تمام ارزشها و مآثر آن برخوردار مىباشند. ۵۹/۵/۱۵ مجلس بايد به تمام قوّهاى كه دارد و قوّه او از همه قوّهها بالاتر است ـ وتمام مسلمين واجب است بر آنها كه پشتيبانى كنند از دولت و از ملت و از مجلس بالخصوص ـ بايد با تمام معنا كوشش كند كه افرادى كه سر كار مىآيند، نخستوزير، ساير وزرا و ساير كسانى كه كارهاى مهم را دارند، از اشخاص مسلمان [باشند] متعهد، متوجه به كارهايى كه در دنيا مىشود، مدبّر، لكن متعهد به اسلام، متعهد به مكتب. مكتب بزرگترين چيزى است كه از براى ما مطرح است. نبايدرا جع به مكتب يك كلمهاى كسى بگويد. اشتباه مىكنند اگر مىگويند مكتب چطور. تمام مقصد ما مكتب ماست و مسلمانهاى ما براى مكتب ماست كه اينطور قدرت دارند. و اينطور در مقابل ديگران مىايستند. اگر چنانچه ساير ممالك اسلامى هم مكتب خودشان را حفظ كنند ـاين مكتب اسلام را ـ اگر مكتب اسلام را حفظ بكنند، مطمئن باشند كه هيچ قدرتى به آنها آسيب نمىرساند. اگر ما مكتب خودمان را حفظ نكنيم ـ كه يكى از تعليمات مكتب ما اين است كه متفق با هم باشيم ـ هر يك از اين گروهها يا هر يك از اين افراد كه بر ضد آن رفيق خودش يك كلمهاى بگويد، از مكتب خارج شده است و به درد اصل ايران ديگر نمىخورد. هر كدام از اينها كه ديگرى را بخواهند تضعيف كنند، مجلس بخواهد يكى ديگر را تضعيف كند، يكى ديگر بخواهد مجلس را تضعيف كند، دولت بخواهد مجلس را تضعيف كند، مجلس بخواهد دولتش را تضعيف بكند، رئيسجمهور بخواهد مجلس را تضعيف كند، مجلس بخواهد رئيسجمهور را تضعيف كند، تمام اينها برخلاف مكتب اسلام است، مخالفت با اسلام است. بايد اين آقايان همانطورى كه مدعى هستند اسلامى هستيم،و اقع مطلب اين است كه بايد در عملشان، در قولشان، در خطابههايشان، در حرفهايشان، در نوشتههايشان، در روزنامههايشان نشان بدهند كه ما مسلمانيم. اين چه مسلمانى است كه هر روزنامهاى كه مال يك طايفه است به طايفه ديگر فحاشى مىكند؟! ما چى جواب اين مردم را بدهيم كه هى مىآيند از من الآن وقت خواستهاند از بازار تهران كه بيايند بگويند اين چه خبر است، اين آقايان چهشان است با هم؛ اين آقاى رئيسجمهور با مجلس، مجلس با رئيس جمهور چرا، چرا اينطور رفتار مىكنند؟ چرا بايد اينطور باشد كه صداى مردم در آيد؟ من نصيحت به آنها مىكنم، من از لسان اسلام به آنها نصيحت مىكنم كه با هم اختلاف نكنيد. شما اگر اختلاف بكنيد، راه را براى ديگران باز مىكنيد. شما اختلاف با هم نداشته باشيد. سر چه اختلاف مىكنيد؟ چه ميراثى هست كه شما مىخواهيد قسمت كنيد و سرش اختلاف مىكنيد؟ اين همه مردم جوانهايشان را دادند، ميراث براى شما گذاشتند كه اختلاف با هم بكنيد و اينطور توى سر هم بزنيد و اينطور فساد ايجاد كنيد؟! يك قدرى با هم رفيق باشيد، دوست باشيد، برادر باشيد. آقاى رئيس جمهور افرادى كه به درد جامعه اسلامى ما بخورد، به درد مكتب ما بخورد بايد تهيه كند، معرفى كند؛ يعنى ، نخستوزير را [كه] او تهيه مىكند بايد يك شخصى باشد كه همه آن صفاتى كه من گفتهام درش باشد. از اينكه در رأس همه صفات ، مكتبى بودن است. ۶۰/۳/۶ من يك كلمه راجع به مجلس و محيط مجلس عرض دارم. و يك كلمه هم راجع به كشور و كسانى كه در اين كشور مشغول به خدمت هستند. آنكه راجع به مجلس است يك مقدار زيادش را ديشب از تلويزيون آقايان ديدند، كه من در سال قبل آن مسائل را گفتم. و بايد عرض كنم كه معالأسف آن كه من مىخواستم نشده است. من مىخواستم كه اين مجلس يك معلم باشد از براى همه كشور،و براى مجلسهاى بعد و نسلهاى آينده، كه كيفيت مشاوره وكلا بايد اين نحو باشد. آن نحوى كه در مجالس سابق، و خصوصاً اين مجالس آخر پنجاه ساله، آن طور نباشد. آقايان در يك محيط آرام مسائلى كه دارند با آرامش بيان كنند. اختلافاتى كه در ديدها دارند، در سليقهها دارند، اينها را با يك آرامش خاطر بيان كنند و حل و فصل كنند و راجع به مسائل كشور هم كه در آنجا مىآيد، باز هم با يك محيط آرام. در محيط آرام است كه عقلها مىتوانند كار بكنند. آن روزى كه غضب توى كار آمد، عقل كنار مىرود. قوه غضبيه هر وقت به راه افتاد، عاقله را كنار مىزند، [شخص] از روى بىعقلى صحبت مىكند. قاضى چنانچه در حال غضب باشد ، نبايد حكم بدهد؛ براى اينكه حكم در حال غضب حكمى استكه از منشأ عقلى و شرعى صادر نمىشود. شما مسائلى داريد؛ فرض كنيد يك نفر مىرود و مسائل خودش را مىگويد؛ انتقاد هم دارد؛ انتقادات آزاد است، به اندازهاى كه نخواهند يك كسى را خفيف كنند، يا يك گروهى را خفيف كنند و از صحنه خارج كنند؛ انتقاد براى ساختن، براى اصلاح امور، لازم است؛ هر مجلسى بايد اين انتقادات را داشته باشد؛ لكن اگر [در] اين انتقادات آن كه انتقاد مىكند با آرامش خاطر و با نظر صحيح انتقاد بكند، اين كه جواب مىدهد هم اگر با نظر صحيح و بدون اينكه غضب در آن راه داشته باشد جواب بدهد، آن وقت منطق در مقابل منطق است. و اگر با هياهو و جار و جنجال بخواهيد شما يك مسأله را حل بكنيد،و هر كسى در نظر داشته باشد كه طرف مقابل خودش را مثل يك دشمن بكوبد، عقلها كنار مىرود و قوه غضبيه، كه بدترين قوههاست اگر مهار نشود، در كار مىافتد؛ و مسائل را علاوه بر اينكه حل نمىكنند، مشكلتر مىكنند. ... مهم در همه افراد، و خصوصاً شما آقايان كه در مجلس هستيد، و مجلس مبدأ همه چيزهايى است كه در كشور واقع مىشود، مهم اين است كه در مقام بيان مسائل و رد مسائل، انتقاد و تكذيب، به آنجا نرسد كه قوه عقليه كنار، و با قوه غضبيه انسانو ارد ميدان بشود. اگر يك كسى هم فرض كنيد از زبانش يك مطلبى بر خلاف شما صادر شد، شما برويد و مطلب را منطقى صحبت كنيد، با داد و فرياد و ـ خداى نخواسته ـ حرف زشت زدن كار درست نمىشود. جز اينكه اگر ـ خداى نخواسته ـ اين امور تكرار بشود در مجلس، كم كم ـ هيچ امر فاسدى يكدفعه سراغ آدم نمىآيد. شيطان باطنى انسان بسيار استاد است. و او همچو نيستكه ابتدا انسان را به فساد بكشد ـ ابتدا قدم كوچكى را وا مىدارد كه انسان بردارد. اين قدم كه برداشت، فردايش يك قدم يك قدرى بلندترى. انسان را يواش يواش به جهنم مىفرستند؛ يواش يواش به فساد مىكشد.... اميدوارم كه از اين به بعد يك قدرى توجه بكنند كه اين محيط مجلسى كه نمايش داده مىشود در همه كشور، و بعضى جاهاى ديگر هم، يك طورى نباشد كه وقتى اين محيط در منظر مردم واقع شد، مردم از اينكه اين وكيل را انتخاب كردهاند پشيمان بشوند. يك طورى نباشد كه از آن راهى كه همه مردم دنبال آن راه هستند كنار برود. مجلس بايد يك محيطى باشد كه با كمال تفاهم و خيرخواهى براى ملت و كشور، مسائل را پيش بياورند. انتقاد مىكنند، انتقاد خيرخواهانه باشد. جواب انتقاد مىدهند، آن هم خيرخواهانه باشد. و منظره مجلس يك منظره صالح باشد، كه مردم وقتى كه اين منظره را ديدند بگويند چه كار خوبى كرديم كه يك همچ و اشخاص صحيح را در مجلس برديم. و يك وقت ـ خداى نخواسته طورى نباشد كه مردم پشيمان بشوند از رأيى كه دادهاند. ۶۰/۴/۱ توجه بكنيد اين مجلس يك مجلسى است كه در مقابل اين امور انحرافى ايستاده است. اين مجلس در دست هيچ حزبى نيست؛ در دست هيچ گروهى نيست؛ اكثريت اين مجلس اشخاص مستقلى هستند كه خودشان فكر مىكنند و خودشان عمل مىكنند؛ آنها انحرافات را [مىبينند]، و رضاى خدا را در نظر مىگيرند و با رضاى خدا مىخواهند راه را به آخر برسانند. ۶۰/۹/۴ مجلسيان در تصويب لوايحى كه از ارگانها به آنها مىرسد با تحقيقو تدقيق و مراعات موازين اسلامى تسريع نمايند و مواردى كه احتياج به تشخيص متخصصين دارد از آنان دعوت و مشورت و نظرخواهى نمايند. ۶۱/۶/۹ آقايان نمايندگان محترم مردم هم بايد اين فكر را بكنند. ما بين راه هستيم. اگر اينجا احتياج باشد به نمايندگانى كه بروند در جبههها و مردم را نصيحت بكنند، آن وقت تصور اين را بكنند كه آيا يك سفر مستحبى حج بايد بروند يا يك سفر ـتقريباً واجب به طرف جبههها و نصيحت آنها و دلدارى به آنها. الآن چند روز است كه به من مكرر گفته شده است كه دارد مملكت براى اين توجهى كه دارند به سفر حج، فلج مىشود. و كلاى مجلس مىخواهند همه مشرف شوند؛ ۱۴۰ نفر يا بيشتر مشرف بشوند. البته عذر دارند ، مىگويند آقاى هاشمى فرمودند كه اين تعطيلى آنهاست، لكن ما فكر اين را بكنيم كه ما امروز تعطيل داريم؟ ما امروز مىتوانيم در اين وضعى كه كشور ما دارد، استفاده از تعطيل بكنيم؟ و شوراى قضايى هم مىگويند بسياريشان مىروند. شوراى نگهبان هم ، خوب، ايشان هم مىروند و از ساير قشرها هم همين طور. اگرو اجب باشد مكه، خوب، هيچ كس جلويش را نمىتواند بگيرد؛ بايد هم بروند، اگر حج فريضه باشد، مگر اينكه يك فريضه بالاتر از آن باشد با حفظ ثغور اسلام كه همه فرائض را كنار مىگذارد. اين را من عرض كردم باز هم به بعضى آقايان كه اينجا تشريف داشتند كه با اينكه قتل نفس مؤمن از همه گناهان كبيره، شايد بعد از شرك باللّه، بالاتر باشد؛ قتل نفس مؤمن بى گناه، لكن اسلام؛ همين اسلامى كه اين قدر راجع به مؤمنين سفارش فرموده است و تحذير از قتل نفس مؤمن كرده، از احكام جهادش اين است كه اگر يك دسته از همين مؤمنين، از همين مسلمين، از همين فقها، از همين ـ عرض بكنم ـ دانشمندان را كفار جلو قرار دادند و سپر قرار دادند براى خودشان كه بيايند، امر فرموده است كه همه را بكشيد؛ اينها با آنها، اينها همه شهيدند و به بهشت مىروند، آنها هم جهنم؛ براى اينكه حفظ ثغور اسلام است؛ حفظ نظام اسلام است؛ حفظ ثغور اسلام است. حفظ ثغور اسلام جزءِ فرايضى است كه هيچ فريضهاى بالاتر از آن نيست؛ حفظ اسلام است. آقايان توجه كنند! خودشان همه دانشمند هستند، همه توجه به مسائل دارند؛ كه البته بعضى مسائل ديگر هست، من نمىخواهم بگويم كه موجب نگرانى است، ولى خودتان توجه بكنيد كه آيا با اين وضعى كه كشور ما دارد. اين طور كوچ كردن به جوار بيتاللّه با آن همه ثوابهايى كه دارد، بر غير اشخاصى كه واجب عينى است ، آيا الآن صلاح مىدانند آقايان كه اين مملكت را به حال تعطيل درآورند؟ و ـخداى نخواسته يك وقت يك صدمهاى وارد بشود به كشورتان، علاوه بر يك نگرانيهاى ديگرى كه هست. در هر صورت، توجه به اين بكنيد كه انگيزهاى كه در قلب شما براى رفتن حج هست، چه هست؟ اين است كه به ثواب عالى برسيد؟ آن وقت ببينيد ثواب اينكه به حج برويد يا ثواب اينكه براى مسلمين خدمت بكنيد، كدام بيشتر است؟ ۶۱/۱۱/۴ من ميل دارم كه اين مجلس، يعنى همه ميل داريد كه اين مجلس كه از همين ملت تشكيل شده است و با رأى همين ملت تشكيل شده است و همه مىدانيد كه اين ملت جز اسلام انگيزهاى نداشتند، حتى مذاهب كه رسمى هستند، آنها هم ديانت را مىخواهند؛ خدارا مىخواهند؛ رضاى خدا را مىخواهند. ما بايد فكر اين معنا باشيم كه اين معنا كه رضاى خداست و آرمان اسلام است، اين معنا را به تمام معنا درصدد باشيم كه متحقق كنيم. انسان گاهى ديدش، مجلس هم همين طور است، ديدها مختلف است، هردوو همه جمعيت، اسلام را مىخواهند، لكن ديد از اسلام اختلاف دارد، و مىدانيد كه تقريباً بسيارى از روشنفكرهاى ما هستند ، افراد تحصيلكرده ما هستند كه اينها ادعاى اسلامشناسى مىكنند ، لكن از اسلام بىاطلاعند. اين طور نيست كه اسلام را به آن معنايىكه دارد، به آن معنا بتوانند بفهمند. يك جنبهاى يا يك جنبههايى را در آن مطالعه مىكنند و مسائلى در آنجا مثلاً مىفهمند، لكن جنبههاى زياد ديگرى كه در اسلام هست توجه نمىكنند؛ و اين اسباب اين مىشود كه يك اختلاف نظرهايى پيش بيايد. من ميل دارم كه، شما هم ميل داريد كه اين مجلس طورى باشد كه اگر قانونى را گذراند وقتى كه در شوراى نگهبان برود بيچون و چ را قبول كنند. شما مىدانيد كه مردم اسلام را مىخواهند، ديانت را مىخواهند، رضاى خدا را مىخواهند. اين همه مردمى كه در ايران در اين طول مدت مبارزه كردند و حالا هم دارند در جبههها مبارزه مىكنند و در پشت جبههها هم مبارزه مىكنند، اينها همه براى اسلام است و براى خداست. اينها را ما بايد فكر اين باشيمكه اين نظرى كه به مجلس دارند و نظر اسلامى دارند، اين نظر محفوظ بماند. اين نه مخصوص مجلس است، دولت هم همين طور است. همه كسانى كه مشغول يك شغلى در دولت هستند ، اين معنا را بايد توجه كنند كه مردم توجه به اسلام دارند؛ انحراف مختصرى اگر پيدا بشود در يكى از اينها، اين انحراف را مردم نمىپذيرند. و ما بايد براى خدا درصدد رضايت اين مردم باشيم. يعنى، اين مردمى كه آن مجلسهاى طاغوتى را به هم زدند و يك مجلس اسلامى درست كردند. دست بسيارى را از توى حبسها گرفتند و بيرون آوردند از تبعيدها، تبعيد شدهها را برگرداندند. اينها همه چيزهايى بود كه مردم كردند. ما ادعا نمىتوانيم بكنيم كه من كردم؛ شما كرديد؛ جامعه كرد، منتها به توفيق خداى تبارك و تعالى. خداوند اين جامعه را طورى قرار داد و عنايت به طورى شدكه اين جامعه با ديد اسلامى جلو افتادند. و جوانهايشان را فدا كردند و همه چيزشان را دادند و آن رژيم را و آن كسانى كه آن رژيم را تقويت مىكردند رفتند و يك جمهورى اسلامى پيدا شد؛و از اين جهت، مردم دنبال اسلام هستند. اگر خداى نخواسته، در مجلس شورا ـ نه به واسطه سوء نيت ، به واسطه اينكه شناخت كم است ـ يك دستهاى گمان مىكنند كه مكتب سرمايهدارى بهتر از مكتب كمونيست است مثلاً، يك دسته هم آن طرفش را خيال مىكند، آن كه خيال مىكند او بهتر است، مىرود سراغ اينكه ببيند در اسلام كجاها اسمى از اين مسأله برده شده، بدون اينكه توجه به اطراف مسأله بكند، ببيند كه آنجايى كه گفتند، پهلويش چه گفتند. يك دسته مىروند آن چيزىرا كه باز خودشان به نظرشان رسيده، مىروند دنبال آنكه او را پيدا بكنند. من در نجف كه مشرف بودم، مىديدم كه در اين ديوارهاى نجف، كربلا، يك چيزهايى را همين بعثيها كه اساس اديان را منكرند و قبول ندارند، در آنجا نوشتند از نهجالبلاغه. آنهايى كه در نهجالبلاغه راجع به ـ فرض كنيد كه ـ انتقاد از اينكه سرمايهدارى اگر بزرگ بشود در پهلويش مظلوم پيدا مىشود، اين طور شعارهارا مىنوشتند، منتها آنها نيت سوء داشتند. آنها اشخاصى نبودند كه بروند براى اينكه نهجالبلاغه چه مىگويد، اطاعت كنند. و اما همان اشخاصى هم كه حسن نيت دارند، خدمت مىخواهند بكنند به اين كشور، خدمت به اسلام بكنند؛ گاهى به واسطه بىتوجهى به همه اطراف مسأله، مىبينى كه يك راهى را پيش گرفتند كه اين راه، راه به خيال خودشان اسلام است، لكن جهات ديگرش را توجه نكردند. از اين جهت آنى كه من آرزو دارم اين است كه ما، شماها كه در مركز قانونگذارى هستيد و از همه مهمتر محل شماست، و ديگران هم كه مابعد اين واقع هستند، ما تحت تأثير هيچ مكتبى واقع نشويم. نمىخواهم بگويم همه شما تحت تأثير واقع شديد، لكن يك عدهاى ممكن است تحت تأثير تبليغات آن طرف يا تبليغات آن طرف. ما بايد راه مستقيم اسلام را بگيريم و مطالعات اسلامى داشته باشيم، يا از كسانى كه مطالعات اسلامى دارند ياد بگيريم كه آيا سرمايهدارى تا چه حدود در اسلام قبول شده است و اسلام درباره او چه مىگويد، و كمونيست را اصل اسلام قبول دارد يا قبول ندارد. اگر يك مكتب انحرافى، ما را در تحت تأثير خودش قرار بدهد، ما از اسلام غافل شدهايم. حسننيت داريم، خيلى هم ميل داريم كه ملت چه باشد، صلاح اين است كه امروز چه جور بشود، صلاح براى اينكه اسلام تقويت بشود اين است كه امروز چه جور بشود. همه اطراف مسأله مطالعه نمىشود كه ببينند آن صلاح آخرى، آنكه اسلام گفته است، اين يك مطلبى است از خداست. خدا اين طور نيست كه در نظر نگرفته باشد كه مصلحت چى است براى يك ملت، يا براى يك جمعيت مصلحت چى است و مصلحت حالا بايد اين باشد، آنو قت آن باشد. آنجاهايش هم كه مصلحتى در تغييرات بوده است ، خدا گفته است آنها را. احكام ثانويه براى همين معناست كه گاهى يك مسائلى در جامعهها پيش مىآيد كه بايد يك احكام ثانويهاى در كار باشد، آن هم احكام الهى است، منتها احكام ثانويه الهى است. ما بايد درصدد اين معنا باشيم كه اگر رأى به يك پيشنهادى مىدهيم، توجه بكنيم كه ما تحت تأثير يك مكتبى از مكتبهاى دنياو اقع نشويم. ما تحت تأثير قرآن باشيم، تحت تأثير احاديث از ناحيه پيغمبر ـ صلى اللّه عليه و آله ـ اگر اين طور بشود كارها زودتر مىگذرد و كارها بهتر مىگذرد؛ و نظر مردم به شما، همان نظرى است كه حالا هست. اگر ده مرتبه اين طور اتفاق بيفتد كه يك عدهاى كه اكثريت ـ فرض كنيد ـ هستند، اينها يك چيزى بگويند ، يك عدهاى هم در اقليت باشند چيز ديگر بگويند، برود در شوراى نگهبان و رد كند، اكثريت را رد كند، نقض كند، اگر چندين دفعه اين طور بشود مردم آزرده مىشوند. يعنى آن شناخت مردم از شما ممكن است يك وقت خداى نخواسته، تغيير بكند و اين از بزرگترين خطرهايى است كه براى مجلس اسلامى است و براى اسلام است. خطر بزرگ اين است كه امروز احتمال مىرود كه آن خطر براى ما باشد، اين است كه يك وقت ملت از حكومت برگردد. ملت را ديگران نمىتوانند برگردانند. امريكا هرچه به حكومت ما فحش بدهد و به مجلس ما فحش بدهد يا به افراد فحش بدهد، پيش مردم، اينها معتبرتر مىشوند. و از آن طرف ديگران، منحرفين هرچه شما را بدگويى كنند برايتان بهتر است. مصيبت آن وقت بودكه از شما تعريف كنند. اگر چهار مرتبه امريكا، من آن اوايل مىگفتم اين را كه اينها نمىفهمند چطور اشخاص را زمين بزنند ، چهار دفعه تعريف كنند از يك كسى، تعريف كنند از يك چيزى،و قتى تعريف كردند، مردم مىفهمند اين عيبى دارد كه اينها تعريف مىكنند از او، لكن خدا خواسته است كه اينها نفهمند. اگر چند مرتبه مردم ببينند كه در مجلس، آنهايى كه فرستادند در مجلس و همه را به ديانت مىشناسند، اينها رأيهايى مىدهند كه فقهاى شوراى نگهبان براى خاطر مخالفتش با اسلام رد مىكند، خوب ، درشان شبهه پيدا مىشود. شما كارى بكنيد كه تحت تأثير هيچكس، خودتان را از تمام مكاتب دنيا تبرئه كنيد و نصب العين شما اسلام و قرآن و احاديث اسلامى باشد؛ منتها چه احكام اوليه ، چه گاهى احكام ثانويه. اگر اين طور بشود، شوراى نگهبان رد نمىكند ديگر. و من خوف اين را دارم كه يك مدتى كه شما گفتيد و آنها نپذيرفتند، مردم درشان شبهه پيدا بشود، چنانچه اين خوف براى دولت هست. ... شما آقايان بايد توجه به اين معنا بكنيد كه مسائل را طورى طرح بكنيد، مسائل را طورى رأى به آن بدهيد كه در شوراى نگهبان رد نشود؛ يا اگر رد مىشود در هر سالى يكى دوتايش رد بشود. اما شما از اين ور يك ماه زحمت بكشيد و صحبت بكنيد و رد و ايراد بكنيد و يك مسألهاى را تمام كنيد، آنها بعد از چند روز بگويند اينها خلاف شرع است، با اسلام نمىسازد، يا با قانون اساسى مخالف است كه آن هم از روى اسلام است، اين وهن براى مجلس مىآورد و اين خوف براى ما ايجاد مىكند كه مبادا يك وقتى مردم خيال كنند كه اينها تدين ندارند؛ توجه ندارند كه نه، تدين دارند، ديدشان آن ديدى كه بايد باشد بعضىشان نيست والاّ نه اينكه بىتدين باشند، خيرخواهند ، حسن نيت دارند، تدين دارند، اما اين طور نيست كه همه اينها در ديدها يك طور باشند، و همه اينها در مسائل يك طور باشند. بايد طورى بشود كه اگر شما با هم اختلاف كرديد، مثل اختلاف دو تا مجتهد باشد در مسائل، اختلافى باشد كه دو مجتهد با هم دارند. آن اختلاف اگر باشد، پيش مردم هم مقبول است، پيش شوراى نگهبان هم مقبول مىشود. و اما اگر بنا باشد كه يكىاش از يك طرفى بيفتد كه شوراى نگهبان بگويد اين خلاف اسلام است ، شوراى نگهبان نمىگويد كه اين خلاف فتواى من است يا خلاف فتواى زيد است، او مىگويد خلاف اسلام است، اگر اين طور بشود و تكرار بشود، اين خطرى است براى شما و براى همه... شما گمان نكنيد كه قدرت نظامى شما را نگه داشته است، قدرت ايمان شما را نگهداشته است و پشتيبانى ملتها، ملت. اين را بايد ، اين پشتوانه را بايد حفظش بكنيد. اگر اين پشتوانه خداى نخواسته ، يك وقتى از دست ما برود، همه ما از بين خواهيم رفت و اسلام هم دستخوش باز يك مسائل ديگر مىشود. ... همه اين اشخاصى كه در كارهاى دولتى، يا در كارهايى كه در جمهورى اسلامى بايد بشود دست به كار هستند، بايد اين حيثيت خودشان را پيش مردم حفظ كنند. و اين حيثيت حفظ مىشود به اينكه به مُرّ اسلام عمل بشود، اعم از احكام اوليه و چنانچه نشد و تشخيص داده شد به اينكه الآن مصلحت در حكم ثانوى است، احكام ثانويه؛ و اما اين هم بايد روى تشخيص صحيح باشد. خوب، يك نفر مىنشيند مىگويد كه الان حكم اضطرارى است بايد فلان چيز بشود، يك عدهاى مىگويند نيست اضطرارى، اينكه نمىشود گفت كه حالا كه يك عدهاى گفتند اضطرارى است، ما او را مىگيريم، فرض كن چند نفر هم ا و اكثريت دارد. شما بايد يك كارى بكنيد كه اضطرارى را قبول كند ، شوراى نگهبان قبول كند، مجلس لااقل دو ثلثاش رأى بدهد به اينكه اين امر اضطرارى است، مشورت كنند با اشخاص مطلع. ما بايد به مُرّ اسلام عمل كنيم. آقايان، شما بايد به مُرّ اسلام، هم تكليف شرعيتان است، هم حكم عقل است كه ما بايد حفظ كنيم مردم را. اگر يك وقتى مردم تو خيابان ريختند و شعار بر ضد ما دادند، شعار بر ضد كسانى دادند، خوب، آن وقت چه مصيبتى است. ما بسمان است آن شعارهايى كه در خارج برايمان مىدهندو آن شعارهايى كه منافقين مىدهند و امثال آنها. ما وقتى مردم را داريم، اسلام را داريم و رضاى خدا را داريم، همه چيز داريم و هيچ يك از آن تبليغات سوء تأثيرى نمىكند؛ اما اگر خداى نخواسته مردم يك وقتى لغزش پيدا كردند، ديدند شما خداى نخواسته داريد يك كار خلافى مىكنيد و خيال كنند عمد است ، خوب، آنها كه نمىدانند اين مسائل را، توده مردم كه نمىتوانند مسائل را تحليل كنند به طورى كه بفهمند كه كجا عمد بوده، كجا نبوده، فلان آقا چه بوده است، او چه بوده، اين مصيبت مىشود برايتان. و من اميدوارم كه انشاءاللّه جديت زياد در اين مسأله بكنيد. و انشاءاللّه رأيهايى كه شما مىدهيد، مشورتها زياد باشد. بلكه گاهى وقتها با بعض افراد شوراى نگهبان مشورت كنيد و بعد از اينكه مشورت شد و اين امور آن طور شد، ديگر نه شوراى نگهبان رد مىكند و نه مردم ناراضى مىشوند. مردم وقتى ديدند يك حكمى را حكم خداست، مجلس گفته است، شوراى نگهبان هم كه دنبال اين است كه احكام اگر خلاف اسلام باشد ردش كنند ، حالا كه قبول كردند اسلامى است، مردم با اسلام كه دعوا ندارند. مردم، اسلام هرچه بفرمايد قبول مىكنند. كسى كه جوانش را براى اسلام مىدهد ديگر دنبال اين نيست كه مثلاً فلان چيز را ندارد ، چطور باشد، يا فلان چيز را دارد، چه بشود. ما بايد اين اسلام عزيزرا نگهدارى بكنيم. مجلس اسلامى ما نگهبان اسلام باشد و همه ارگانها و دولت، نگهبان اسلام، خدمتگزار اسلام باشد؛ وقتى خدمتگزار اسلام شد همه مسلمانها با آن موافق هستند. چه در ايران و چه در خارج ايران، همه با آن موافق هستند. ۶۲/۱/۱ مجلس بايد در بين صحبتهايشان مردم را بسازند. جنگ مجلس ، مثل جنگ دو فقيه مىماند، نه اين است كه اينها اختلاف دارند. خوب، فقها با هم اختلاف دارند از صدر اسلام تا حالا، اگر اين نظرها تصادم با هم نمىكرد فقه ما به اين قوت نبود؛ نظرها بايد تصادم كنند، دعوا شود بايد سر آن. بعضى حوزههايى كه ما ادراك كرديم دعوا بود، استاد يك چيزى را مىگفت، شاگرد مىايستاد در مقابلش مىگفت، او مىگفت، اين مىگفت، او مىگفت تا يك مطلبتا ديگران استفاده مىكردند از آن؛ در مجلس هم بايد اين جور باشد. مخاصمه در كار نيست مباحثه علمى است، مباحثه اخلاقى است ، بايد اخلاق به مردم ياد بدهند، دعوا نبايد باشد در آن. ۶۲/۵/۱۷ از آقايان تشكر مىكنم كه به اينجا تشريف آورده و مسائل و مشكلات را با يكديگر در ميان مىگذاريم. عمده اين است كه ما بهو ضعيت خودمان و وضعيت انقلاباتى كه در دنيا واقع مىشود توجه كنيم. يك وقت مملكتى است كه انقلاب مىكند و پشت سرش شوروى و امريكا و امثال اينها هستند كه اين انقلاب ، انقلاب ديگرى است. و يك وقت كشورى است همانند ايران كه انقلاب مىكند و خودش را از همه قدرتهاى شرق و غرب كه مىخواهند در آن تصرف كنند جدا كرده است. مع ذلك مىبينيم آنها كه پشت سرشان قدرتها بودهاند و انقلاب كردهاند وضع شان بسيار بدتر از ماست. و با اين دو خاصيت اگر شما بخواهيد كه شب بخوابيد و صبح بيدار شويد كه همه امور درست شده باشد اين يك امر غيرممكن است، و اگر جهت اسلامىاين انقلاب نبود، تا آخر هم مشكلات ما حل نمىشد، و چون اسلامىاست و مردم همه باهم هستند و علاقه به اسلام دارند، علىرغم تبليغات دامنهدار و جنگ و مشكلاتى كه عليه ما تحميل كردهاند مع ذلك ايران در اين چند سالكه انقلاب كرده است با استقامت سرجاى خود ايستاده و به پيش مىرود. وظيفه آقايان وكلا اين است كه هرجايى كه گرفتارى هست دنبال رفع آن باشند و متوقع نباشند كه فوراً رفع بشود. و مهم اين است كه مجلسيها با هم و با دولت و با ساير مقامات تفاهم داشته باشند. و مجلسى كه اساس يك كشور است بايد محلى براى بحث و ساختن اخلاق جامعه باشد، و انتقاد و استيضاح حق مجلس است اما برخورد با متخلف با آرامى و طرح مسائل اخلاقى بهتر رفع اختلاف مىكند تا با الفاظ نيشدار و مقابله كردن با يكديگر. لذا بايد نطقهاى قبل از دستور يامسائلى كه در مجلس واقع مىشود همانند خطبههاى نهجالبلاغه و خطب ائمه اطهار مردم را رو به صلاح ببرد، و آقايان در صحبتهايشان اين احساس را داشته باشند كه براى مصلحت جامعه حرف مىزنند ، نه براى مقابله و خودشان را يك واعظ حساب بكنند كه مىخواهند مردم را موعظه كنند و مردم هم احساس كنند كه اين آقايان خير و صلاح آنها را مىگويند. ۶۲/۷/۴ وقتى كه حكومت الگو قرار داد اميرالمؤمنين ـ سلاماللّه عليه ـ را در اجراء حكومتش، در اجراء چيزهايى كه بايد اجرا بكند، اگر او را الگو قرار داد، اين تمسك كرده است به ولايت اميرالمؤمنين... و مجلس كه از مقامات بلند يا بلندترين مقام كشورى است، چنانچه الگو قرار داد آن چيزى كه اميرالمؤمنين مىخواست، و آن عدالتىرا كه آن در همان برهه كمى كه به او مجال دادند ـ خيلى كم مجال پيدا كرد ـ اگر الگو قرار بدهند آن را براى اينكه احكام را و امورىكه بايد محوّل به آنهاست به آن نحو اجرا بكنند، به آن نحو تصويب بكنند و دقت بكنند، آن وقت مىشود گفت كه مجلس ما هم از متمسكين به اميرالمؤمنين هستند. و ما چنانچه مجلس نتواند اين كار را بكند، يا خداى نخواسته نخواهد اين كار را بكند، يا بعض افراد نگذارند كه اين كارها بشود، آن وقت ما نمىتوانيم بگوييم كه يك مجلس متمسك به ولايت اميرالمؤمنين داريم. ۶۲/۸/۱۴ من راجع به كل مجلس مكرر عرض كرده و حالا هم عرض مىكنمكه مجلس ما بايد با مجلسهاى سابق فرق داشته باشد. البته فرق هم دارد، اما هر امرى كم كم به انحراف كشيده مىشود و چنين نيست كه يكدفعه انحراف واقع شود. در خود انسان نيز چنين است كه شيطان و نفس امّاره بتدريج از عمل به مكروهات و بعد از آن به صغاير و از آنجا به بالاتر انسان را منحرف مىكنند. در مجلس سابق دوره اولش بهتر بود، لكن در هر سال چيزى به آن اضافه و يا از آن كم شد تا رسيد به آنجا كه مجالس اخير را ديديم. شما از اول اگر جلوى فساد را نگيريد معلوم نيست كه به وضع سابق منتهى نشود. البته بايد عاقلانه باشد كه مسأله حادّى پيش نيايد. در مسائل، ملايمت و جهت رحمت بيشتر از جهت خشونت تأثير مىكند. من در زمان اختناق رضاخانى وقتى در مدرسه فيضيه صحبت مىكردم، آنگاه كه از جهنم و عذاب الهى بحث مىكردم همه خشكشان مىزد، ولى وقتى از رحمت حرف مىزدم مىديدمكه دلها نرم مىشود و اشكها سرازير مىگردد و اين تأثير رحمت است. با ملايمت انسان بهتر مىتواند مسائل را حل كند تا شدت. و مجلس باب مباحثه است، و بايد مثل مباحثه طلبهها باشد كه با هم دوست هستند و با يكديگر بحث و گفتگو مىكنند ولى معلوم است كه مباحثه هست.مجلس اسلامىبايد ملت و ديگرانرا ارشاد كند، چون مسائل به خارج منعكس مىگردد و تأثير روى مردم مىگذارد. از اين جهت مسئوليت مجلس به عنوان يك مرشدو هدايت كننده براى مردم زياد است. و اين كلى مطلب است كه انشاءاللّه اين مجلس اول انقلاب، پايهاى و سنت حسنهاى باشد براى آينده كه هر چه خوب بشود، شما در اجر آن شريك هستيد. در مسألهاى كه راجع به كميتهها فرموديد، اعتقادم بر اين است كه همين گونه كه هست باشد و هيچ گونه تحولى درباره آن صورت نگيرد. راجع به استيضاح هم من هيچ نظرى نمىدهم، فقط با ملايمت و تفاهم باشد. موافقين و مخالفين حرفهايشان را بزنند، آنو قت مجلس هر چه رأى داد معتبر است. اميدوارم آقايان موفق شوند كه وقتى مجلس را تحويل مىدهند مردم راضى باشند، تا بعدها به همين آقايان رأى بدهند. البته من تمام آقايان را نمىشناسم، ولى اميدوارم مجلس داراى يك اكثريت تام متعهد باشد. ميل دارم وضع و امور با ملايمت و اخلاق حسنه صورت گيرد، و اين خيلى بهتر است. دو نفر كه با هم دعوا دارند وقتى يكى از آنها با رأفت و ملايمت حرف زد، دعوا تمام مىشود. اصولاً كارها با ملايمت و رأفت بهتر انجام مىگيرد. ۶۳/۳/۷ در اينجا لازم است از كوششها و مجاهدات نمايندگان محترم مجلس اول تشكر و قدردانى نمايم؛ كه با همه مشكلات و كارشكنيها و ناهماهنگيها به كارهاى مهمى موفق، و از خط و صراط مستقيم اسلامى منحرف نشدند؛ و در مقابل منحرفان استقامت نموده، و كار بسيار مهم خود را، آن هم در دوره اول مجلس و جوّ اغتشاش و آشوب، كه در انقلاب مستقل عظيمى مثل انقلاب ايران قابل اجتناب نبود، با افتخار و سرافرازى به پايان رساندند. بايد اين مجلس را از اين جهت كه در حال غليان انقلابو نابسامانيهاى لازم آن و نفوذ افراد منحرف بازيگر در كارهاى كليدى و كسب به ناحق مقامات بلندپايه و نيز تازه كار بودن و كمتجربگى در مسائل بسيار پيچيده، توانست با زحمت و پشتكارو تعهد به جمهورى اسلامى و با حركت به سوى اسلامى شدن قوانين و حركت به نفع مستضعفان موفقيت چشمگيرى به دست آورد، مجلسى نمونه به حساب آوريم. و براى شهداى مظلومى كه در راه اسلام داده است از مقام مقدس ربوبى رحمت تقاضا نموده،و به بازماندگان محترمشان تسليت عرض كنيم. جَزَاهُمُ اللّهُ عَن الاِسلامِ خَيراً. و اما دوره دوم مجلس جمهورى اسلامى در آغاز گشوده شدن ، برخوردار از پشتيبانى بيدريغ عموم ملت انقلابى و متعهد به اسلام و جمهورى اسلامى است. و نمايندگان محترم آن ناظر نشيب و فرازها و برخوردار از تجربهها و اندوختههاى چهارساله نمايندگان محترم مجلس اول، و آشنا به بسيارى از پيچ و خمها و توطئهها و بازيهاى به اصطلاح سياسى بوده و مىباشند؛ و شاهد فداكاريها و جانبازيها و از خودگذشتگيهاى ملت معظم از اول انقلاب تاكنون بودهاند، چه در زمان ستمشاهى و شهادت دستهجمعى زن و مرد و صغير و كبير ملت شجاع؛ و چه پس از پيروزى و خيانتها و جنايتهاى گروهكها و گروههاى منافق متظاهر به اسلام و مليت و طرفدارى از تودهها و كشتار بيرحمانه مظلومان و طبقات ضعيف و ستمكش؛ و چه شاهد تحميل جنگ از سوى ابرقدرتهاى شرق و غرب و وابستگان مرتجع آنان، كه حرث و نسل اين ملت عدالتطلب و اسلامجو را به آتش كشيده و به نابودى سپردهاند، و جوانان عزيز را كه مدافع آرمانهاى اسلام و قرآن كريم بوده و هستند با سلاحهاى پيشرفته شرق و غرب و سلاحهاى شيميايى به شهادت رساندهاند. حال كه شاهد همه اين جريانات بودهاند، بايد دقيقاً توجه كنند كه مسئوليت بسيار عظيم و سرنوشتسازى را به عهده گرفتهاند، كه به پايان رساندن آن به طور شايسته و خداپسند جز با «جهاد اكبر» ميسر نخواهد شد. اينجانب از خداوند متعال، در اين ماه پر بركت شعبانالمعظمكه شاهد ولادت با سعادت منجى بشر و عدالت گستر شرق و غرب و فريادرس مظلومان و مستضعفان جهان، حضرت بقيةاللّه الأعظم ـارواحنا لتراب مقدمه الفداء بوده است، عاجزانه خواستارم كه نمايندگان و قاطبه ملت مظلوم ايران را در مسئوليتهايى كه در اين عصر پرآشوب و فتنهزا، كه مىتوان گفت حكومت جنگل بر آن غلبه دارد، به دوش گرفتهاند به طور شايسته از عهده برآيند و در اين جهاد بزرگ موفق شوند؛ و با افتخار و سرافرازى به محضر مبارك حق تعالى وارد شوند. اينك تذكراتى برادرانه و مخلصانه به حضرات نمايندگان محترم ـحفظهم اللّه تعالى و ايّدهم ـ عرضه مىدارم باشد كه نافع شود. وَذَكِّرْ فَاِنَّ الذِّكْرٰى تَنْفَعُ المؤمنينَ. [۵] ۱. [آن] كه در رأس همه تذكرات است و با رسيدن به آن، همه چيز اصلاح مىشود و سعادت فراگير مىگردد، آن است كه به قلوب محجوب و منكوس خود برسانيم كه عالَم، از اعلا علّييّن تا اسفلسافلين، جلوه حق ـ جل و علا ـ و در قبضه قدرت اوست؛ و هيچ موجودى، از روحانيون ملأاعلىٰ و انبياى معظم و اولياى مكرم، تا اشقيا و هر جا برويد، از خود چيزى ندارند؛ بلكه چيزى نيست جز آنكه به جلوه او نورانى و هست شود. و اين تذكر همان است كه موجب اطمينان قلوب مىشود كه اَلا بِذِكرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ القلوبُ.[۶]و با اين باور است كه خوفها از غير او از دلها رخت ببندند؛و اميدها و رجاها بجز به او از قلوب زايل شوند. بارالها، ما گر چه محجوبيم و در سلاسلِ جهنمِ نفسْ مقيد، تو به وسيله اوليايت دست ما گير و ما را از خود و شرّ خود برهان؛ تا جز تو نبينيم و جز از تو خوف نداشته باشيم و اميد به كس نبنديم. خدايا!، ما اين پيروزيها را در جبههها و در پشت جبههها و در ارگانهاى ملى و دولتى از تو مىدانيم. و اگر نبود عنايت خاص و پرتو رحمت تو بر اين ملت ضعيف، كه چنگ و دندانها از اطراف عالَم به او نشان مىدهند و توطئههاى شرق و غرب براى براندازى اسلام و جمهورى اسلامى به هم پيوند خوردهاند و سازمانهاى عريض و طويلِ حقوق بشر و امنيت جهانى با رسانههاى گروهى چپ ورا ست يكصدا به مقابله با آن برخاستهاند و دولتهاى به اصطلاح اسلامى با پيوند با اسرائيلِ غاصب و ارباب غاصبتر آن امريكا در براندازى آن مجهز شدهاند، در همان نفسهاى اول سركوب شده بود. اين عنايت بزرگ تو است كه مجلس، ملت و دولت ما چون سدى عظيم و خللناپذير ايستاده و فرياد اسلام را به جهانيان رسانده، و مستضعفان را در كنار كاخ سفيد و كرملين و در گوشه و كنار زمين به حركت و فرياد درآورده است. و اميد آن است كه مسلمانان و مستضعفان جهان بپا خيزند، و داد خود را از مستكبران بگيرند، و مقدمات فرج آل محمد ـصلىاللّه عليه و آله ـ را فراهم نمايند. ۲. چنانچه اين انقلاب اسلامى يك انقلاب عادى نيست و متكى به هيچ يك از دو قطب شرق و غرب نمىباشد، از اين جهت، ويژگيهاى خاص خود را داشته و دارد. و با پيمودن صراط مستقيمِ «لاشرقيه و لاغربيه» در مقابل هر دو قطب ايستاده است و از هيچيك از قدرتهاى افسانهاى نهراسيده است كه همين موجب پيروزيهاى معجزهآسايش گرديد؛ گر چه موجب توطئهها و آتش افروزيهاى فراوان عليه خودش هم شد لكن در هيچ مرحلهاى عقبگرد نكرد. مجلس جوشيده از اين ملت انقلابى نيز يك مجلس عادى نيست؛ كه يك پديده خاصِ به خود با ويژگيهاى خاص است. امروز به جرأت مىتوان ادعا كرد كه در زير اين آسمان كبود تنها مجلسى است كه متكى به آراى توده ميليونى مردم است كه با رأى مستقل و مستقيم مردم به دور از اعمال نفوذ خانها و سرمايهدارهاو مالكها و سلطهها و بست و بندهاى به اصطلاح سياسى و فعاليتهاى انحرافى، به وجود آمده، و از قلدريهاى رژيم شاهنشاهى و وابستگان به آن خالص بوده است. قهراً مسئوليتهايىكه چنين مجلسى دارد بسيار بزرگ است: مسئوليت مقابله با سياستبازيهاى غرب و جناح سرمايهدارى آن، و ديكتاتورى شرق و قطب كمونيستى آن. اين مجلسى است كه بايد سياست «نه شرقى و نه غربى» را در جهان دو قطبى اجرا كند؛ و احكام سياسىو اجتماعى و اقتصادى و فرهنگى اسلام را كه به طاق فراموشى سپرده شده بود و قرنها منزوى بود به صحنه آورد و چنين مجلسى است كه قدرت روحى مافوق عادى و قدرت تشخيص مسائل پيچيده جهان و قدرت تصميمگيريهاى قاطع بىگرايش به دو قطب الحادى و سرمايهدارى را لازم دارد. قدرتى كه اگر همه جهان در مقابل آن به سوى باطل روند، بىوحشت به سوى حق رود. قدرتىكه جوّسازيها و شايعهپردازيها را به هيچ شمارد. چنين مجلسى در كميسيونهاى مختلفش كارشناسان و متخصصان متعهد و زبردست لازم دارد. هر چند براى مشورت در هر رشته خصوصاً در سياست خارجى و نيز سياست اقتصادى كه امروز از اهمّ امور است از اشخاص كاردان دعوت كنند و چون مقصد همه انشاءاللّه پيشرفت احكام اسلام و خدمت به بندگان خداى متعال است، بايد از اين كه از خارج مجلس استمداد مىكنند خوشوقت باشند. ۳. مجلس محترم دوره اول گر چه كارهاى بسيار ارزندهاى انجام داد و با كوشش و مشكلات فراوان از عهده وظايف خود به در آمد لكن تراكم مشكلات پس از انقلاب و خيانتهاى رژيم سابق آنچنان زياد بود كه قهراً بسيارى از مشكلات به عهده مجلس حاضر است. از آن جمله حل مسائل بسيار مهم اقتصادى و مبارزه با تورم و حل مسأله مسكن و زمين است و رسيدگى هر چه بيشتر به امور محرومان و قشرهاى كم درآمد و از آن جمله افراد محترمى مىباشند كه در دستگاههاى دولتى با حقوق محدود مشغول خدمت هستند. اين كارمندان زحمتكش اكثر قريب به اتفاقشان درآمد ديگرى ندارند و به حقيقت از قشر محروم هستند. چنانچه حل مسائل كشاورزى كه از مهمات امور كشور است به عهده دولت با پشتيبانى مجلس است. و در تمام اين امور آنچه لازم است بدون مسامحه عمل شود موافق بودن قوانين مربوط به اين امور و ساير امور كشور با قوانين مقدس اسلام اعم از احكام اوليه يا احكام ثانويه است؛ كه اگر جزئى انحرافى خداى نخواسته در اين مجلس از شرع اسلام پيدا شود سنت سيئهاى خواهد شد كه دنبال آن سنتهاى سيئه ديگر خواهد آمد؛ و وزر و گناه آن و گناه هر كسكه به آن عمل كند به گردن آنان است. و اگر انشاءاللّه فعاليتهاى نمايندگان محترم در جانب هر چه بهتر كردن كشور و رفاه حال محرومين با موازين اسلامى باشد، اجر آن مثل اجر هر كس [كه] به آن عمل كند براى سنت گذاران است. كسى گمان نكند كه به نفع محرومين و خدمت به آنان اگر به طور غير مشروع هم باشد مانع ندارد. كه اين يك انحراف و خيانت به اسلام و جمهورى اسلامى بلكه به محرومين است كه از مال حرام و غصب و با ظلم به ديگران آنان را مبتلا به آتش جهنم كنند. اينجانب گمان ندارم كه در كشورى كه همه چيز خود را براى اسلام و اجراى قوانين اسلامى فدا كرده چنين مسائلى واقع شود. و حضرات نمايندگان محترم كوشش نمايند كه امر مخالف با شرع و قانون اساسى به تصويب نرسد؛ كه علاوه بر آنكه رأى برضد قوانين الهى دادن خود گناه است، بىشك شوراى محترم نگهبان آن را رد مىكند و موجب عقبافتادن كارها مىشود. ۴. مىدانيد و مىدانيم كه مجلس شوراى اسلامى داراىو ظايف بزرگ و ظريف مىباشد؛ چرا كه در كشورى كه مردم براى اسلام و حكومت اسلامى و اجراى قوانين نورانى قرآن كريم و قطع ظلم و ستم به هر نحو و از هر نوع باشد قيام كردهاند و شما را به مجلس فرستادهاند، مجلسى كه منعكس كننده اقوال و احوال و طرز روحيه و افكارتان است و از آنجا كه همه اينها به صورتىو سيع در سراسر كشور و نيز در بسيارى از كشورهايى كه موجرا ديو ـ تلويزيون به آنجا مىرسد و گاهى در تمام دنيا به واسطه رسانههاى گروهى جهان منتشر مىشود، لازم دانستم به حكمو ظيفه و اخوت اسلامى به بعضى از آنها اشاره كنم. و اين امورى است كه اسلام و اخلاق اسلامى و ارزشهاى انسانى و ملتهاى متعهد اسلام از آنان خصوصاً و از همگان عموماً توقع دارند. الف) كيفيت برخورد با يكديگر در محيط مجلس و مباحثات بين مخالف و موافق؛ از نمايندگان متوقع است كه مراعات آداب اسلامى در محاورات بشود؛ و انگيزه آن يافتن حق و راه حل باشدو اين امور در محيط دوستى و صفا چون بحثهاى علمى در محيط مدارس فقاهتى كه مقصود، يافتن واقعيت نه تحميل عقيده است ، آقايان را بهتر و آسانتر به حقيقت مىرساند و مجادلات با حال غضب و عصبانيت انسان را از واقع دور مىكند و چون مقصود از بحثها يافتن طريق هر چه بهتر براى خدمت به اسلام و كشور و ملت است و از عبادات و مقربات الهى محسوب است، حقاً لازم است از آنچه مخالف رضاى خداوند متعال است اجتناب شود و محيط مجلس طورى باشد كه علاوه بر يافتن راه صحيح براى شنوندگان، آموزنده اخلاق اسلامى و آداب انسانى باشد، كه اين خود يك عبادت ديگر است. و اگر خداى نخواسته در اين محيط مقدس مقصود كسى اِعمال غرض و تحميل عقيده و احياناً تسويهحساب باشد كه قهراً به هتك يك مسلمان و رد و بدل الفاظ غيرمناسب منجر مىشود علاوه بر آنكه از مسير حق دور مىشود و برخلاف آنچه وظيفه وكيل است مىباشد گاهى اشاعه فحشا در يك محيط بسيار وسيع است كه معصيتى عظيم است. اينجانب اميدوارم خداوند توفيق دهد كه همان سان كه جوانهاى عزيز رزمنده، سنگرهارا به مسجد و معبد تبديل كردند، حضرات وكلا، مجلس را معبدى كنند منزه از اعمال و اقوال زمان طاغوت، تا مجلسى نمونه شود؛ باشد كه مجالس ديگر كشورهاى اسلامى از آن تبعيت كنند. ب) كيفيت برخورد با دولت و وزرا و ساير كارمندان؛ شك نيست كه مجلس به همه امور كشور نظارت دارد؛ و حق نمايندگان است كه از هر انحراف و خلافى كه از وزرا و ادارات مىبينند به حكم قانونى جلوگيرى كنند و دولت را تا حد استيضاح بكشانند. لكن فرقهاست بين نظارت و استيضاح، و بين عيبجويى و انتقامگيرى. و اين فرق را همه كس پس از رجوع به وجدان خويش مىفهمد. انسان با كمى تفكر در حال خود تشخيص مىدهد كه احضار دولت يا وزير براى خدا و مصالح اسلام و كشور است و در آن جز هدايت و جلوگيرى از انحراف و حفظ مصالح ملت چيز ديگرى دخالت ندارد؛ يا از معيارهاى غيرالهى، چون حُب و بغض، دوستى و دشمنى، هواهاى نفسانى چون خودنمايى ، عرضاندام و از اين قبيل مكايد نفسانى و شيطانى، برخوردار است. و محك تشخيص معيار الهى از شيطانى آن است كه پس از مراجعه به خود بيايد كه آنچه كه او مىخواهد نفْس عمل است گر چه اين كار را ديگرى انجام دهد؛ و يا آنچه را كه بدان سبب شخصى را احضار كرده است اگر از دوستان عزيز او سر مىزد، با او همان مىكرد كه با اين انجام مىدهد. و اين است معناى روابط و ضوابط و صراط مستقيم كه از ارزشهاى انسانى برخوردار است. خداوند قادر ما را بر آن هدايت فرمايد و از ما دستگيرى كند. مرحلهاى ديگر: به فرض آنكه هيچ مقصدى جز حقجويى و جلوگيرى از انحراف نباشد، در كيفيت اداى وظيفه و بيان اشكال مىتوان معيارالهى و نفسانى را تشخيص داد. معيار الهى آن استكه اثبات مدعا مبنى بر استدلال و شواهد متقن باشد، و از كلمات نيشدار و اهانتآميز و كردار ناروا مبرّا باشد. و در غير اين صورت ، بايد دانست كه دست شيطان و نفس امّاره بالسوء در كار است و گوينده بازيچه هواى نفس است. نمايندگان محترم و خواهران و برادران گرامى، مسأله بسيار مهم است. آبرو و حيثيت يك مسلمان يا يك انسان در كار است. چه بسا با يك انحراف شما يك انسان آبرومند در جامعه ساقط شود و شرف يك مؤمن خدشهدار گردد. اگر انحرافى ديديد ، نخست بدون سر و صدا دنبال تحقيق رويد. پس از آنكه مسلّماً معلوم شد، قبل از كشيده شدن به مجلس با طرف به گفتگ و بنشينيد، و مسأله را حتىالامكان با خود او حل كنيد. اگر در اين مرحله توفيق حاصل نشد، در كميسيون مربوط او را بخواهيد، و با كمك دوستان فيصله دهيد. و اگر فيصله نشد و شخص مذكور مىخواهد برخلاف مصالح اسلام و كشور و ملت عمل كند و در انحراف پافشارى نمايد، حفظ مصلحت عمومى و اسلام مقدّم است بر حفظ مصلحت شخص، هر كس باشد؛ در اين صورت تقاضا كنيد و با استدلال و منطق، بدون كوچكترين اهانت، مطلبرا عرضه كنيد. و مهلت دهيد تا در محيطى آرام و بىتشنج از خود دفاع كند. در اين موقع مجلس به هر چه تكليف قانونى و شرعى دارد عمل كند، بىكوچكترين توهين. و ما همه بايد بدانيم كه مجرمى كه بالاترين جرم را دارد و به سوى چوبه دار مىرود، جز اجراى حد شرعى احدى حق آزار او را لفظاً و عملاً ندارد؛ و مرتكب، خود ظالم است و مستحق كيفر. ج) از امور لازم التذكر راجع به نطقهاى قبل از دستور است؛ چه بسا كه ناطق احياناً گمان كند بىقيد و شرط و بىتعهد و تكليف بايد هر چه بخواهد بگويد، و به هر كس، چه حاضر جلسه و چه غايب، مىتواند به اصطلاح حمله كند، و ميزانى الهى و شرعى و اخلاقى در كار نيست و مسئوليتى حتى شرعى ندارد. و گاهى بعضى نطقها موجب تأسف بسيار و تأثر است؛ و چه بسا كه اهانت به يك مسلمان و مؤمن را به حد اعلىٰ مىكشاند و حيثيات انسانهارا لكهدار مىكند؛ و گاهى ارقام و اقلام بسيار از گوشه و كنار اعم از صحيح و فاسد جمعآورى مىكند و با آبروى دولت و اشخاص ، بلكه مجلس بازى مىكند؛ و مجلس شوراى اسلامى را بىتوجه همچون مجلس طاغوت مىنمايد و مورد تاخت و تاز اعراض مسلمانان در سراسر كشور قرار مىدهد. آقايان مىدانند مجلس اسلامى كه حاصل سالهاى دراز رنج و زحمت و خونهاى محترم صدها هزار شهيد و جانباز است براى تحقق احكام نورانى اسلامو تحول از رژيم طاغوت به رژيم الهى ـاسلامى است. نمايندگان آن بايد از اخلاق اسلامى بالا و والايى برخوردار باشند؛ و خداى بزرگ را حاضر و ناظر بر اعمال و گفتار خود بدانند، و از رفتار و گفتار رژيمهاى طاغوتى احتراز نمايند. و اگر خداى نخواسته كسى از حدود شرعى، چه در نطقهاى قبل از دستور و چه در مذاكرات و محاورات ديگر خارج شد، وظيفه فريضه بزرگ نهى از منكر را فراموش نكنند؛ كه خداى نخواسته حق و عِرض و حيثيت مردم در مكانى كه حافظ مصالح اسلام و مسلمين و مردم كشور است ضايع نگردد بلكه وكلاى محترم در برخوردها و نطقها، كه در همه جا منتشر مىشود آموزنده اخلاق كريم انسانى و اسلامى باشند و مردم را به كيفيت سالم برخورد با يكديگر آشنا سازند كه اين خود يك خدمت بزرگ به اسلام و مسلمين و بشريت است. اينجانب با اينكه ميل نداشتم اين مسائل را به طور سرباز عرض نمايم لكن علاوه برآنكه احساس تكليف شرعى نمودم اكيداً علاقهمندم كه قداست مجلس معظم و وكلاى محترم محفوظ باشد، تا الگويى باشند براى مجلسهاى جهان و مجالس آتيه ايران. اين نكته نيز قابل ذكر است كه اگر در مجلس به كسى كه حاضر نيست و راه به مجلس ندارد كه از خود دفاع نمايد حملهاى شد، به او اجازه داده شود يا در مجلس از خود دفاع كند و اگر قانوناً اشكالى در اين عمل مىبينند، راديو ـ تلويزيون و مطبوعات اينو ظيفه سنگين را به دوش كشند؛ تا حق مظلومى ضايع نشود و شخصيتى بىدليل خُرد نگردد و راهگشاى اين امر خود نمايندگانو رئيس محترم مجلس هستند كه با تعهدى كه دارند و مسئوليتى كه بر دوش آنهاست اين حق را به اشخاص غايب بدهند؛ تا به وسيله مجلس، كه نگهدار مصالح كشور و ملت است، حقى ضايع نشود و انسانى مظلوم نگردد. و اگر به كسى چه از دولتيها يا ديگران ، تهمتى زده شد، حق شكايت به قوه قضاييه را دارد تا رسيدگى شود و مجرم تعقيب و تعزير شود. و اگر به يك وزارتخانه يا بنگاه تهمت زده شد حق دفاع با وزير و رئيس بنگاه است و حق شكايت دارند و قوه قضاييه تعقيب خواهد كرد. و بالجمله با هر ترتيب ممكن بايد از اين اعمال غير اسلامى جلوگيرى شود. البته اين بدان معنا نيست كه مجلس از حق قانونى و شرعى خود دست بردارد، بلكه نمايندگان محترم در محدوده قانون و شرع آزاد و مختارند و هيچ كس نمىتواند از حقوق قانونى آنان جلوگيرى نمايد. د) ... حضرات وكلاى محترم دوره دوم مجلس شوراى اسلامى كه در آغاز خدمت به اسلام و جمهورى اسلامى مىباشند با توجه به اوضاع كنونى كشور و فشارهاى اقتصادى و نظامى و گرفتارى فوق طاقت دولت و مخارج عظيم جنگ و پيامدهاى آن و گرفتارى آوارگان جنگ و مهمانان افغانى و عراقى كه قشرهاى عظيمى هستند و خرابيهاى جنگى و فسادهاى موروث از رژيم سابق و بسيارى از مشكلات كمرشكن ديگر، لازم است به دولت كمك نمايند كه مشكلات را با پشتيبانى شما نمايندگان يكى پس از ديگرى حل نمايد. در عين حال كه حق نظارت و حق جلوگيرى از انحرافات را داريد لكن در وضعيت كنونى مسائل را روى هم بسنجيد و اگر چيزى به نظرتان ناروا بود با وضع گرفتاريهاى حاضر بسنجيد و ببينيد اگر شما به جاى دولت بوديد با چه قدرتى مىتوانستيد با مشكلات موجود مقابله كنيد. و بدانيد كه روى هم رفته دولت تا كنون به وضع خارقالعادهاى خدمت كرده و نقايصىكه هست مطمئناً اجتنابناپذير است و بالجمله لازم است همه پشتيبان هم باشيد تا بر حوادث پيروز شويد و با عملكرد دولت در اين مدت كوتاه و خدمتهاى ارزنده او در سراسر كشور بايد گفت دولت موفقى بوده است. بايد به او مهلت داد كه توفيق بيشترى به دست آورد. و در كمبودها و نقصانهاى موجود بايد او را يارى كردو كمكهاى فكرى و عملى نمود. كشور از همه است و با اتكا به قدرت ازلى و با كمك همه مىتوان بر هر مشكلى غلبه كرد ، انشاءاللّه تعالى. ه) از نمايندگان محترم كه با توفيق الهى و رأى آزاد تودههاى محروم براى خدمت به اسلام عزيز و ملت محترم موفق شدهاند ، انتظار مىرود كه در تمام فعاليتها و آراى خود براى شكرگزارى از خداى متعال جانب حق را گرفته و ضوابط را در نظر گيرند. مثلاً در اعتبارنامهها كه مورد بحث و نظر واقع مىشود، بدون ملاحظه دوستى و دشمنى و جهات سياسى رايج در دنيا آنچه رضاى خداست و واقعيت اقتضا مىكند در نظر گيرند و گرايشهاى سياسى را كنار گذارند. و اين رويّه را در همه اعمال و اقوال و آراى خود در مدت اين خدمت ارزشمند ملحوظ دارند؛ و براى رضاى مخلوق، خداى نخواسته به سَخَط خالق مبتلا نشوند. و در حقيقت مجريان عدل الهى باشند. و اين رويّه از همه كس مطلوب است و از كسانى كه در جايگاه حساس واقعند مطلوبتر. و شما نمايندگان محترم مىتوانيد با يك رأى خود خدمت ارزشمندى به خدا و خلق نماييد، و بالعكس؛ و مىتوانيد يك خطر بزرگ را از كشور و اسلام رفع كنيد و بالعكس. حركت در راه حق و عمل به آن، خود تفكر آزاد و ذكر خداست كه موجب طمأنينه است. و) اگر بخواهيد بىخوف و هراس در مقابل باطل بايستيد و از حق دفاع كنيد و ابرقدرتان و سلاحهاى پيشرفته آنان و شياطين و توطئههاى آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از ميدان به در نكند، خود را به ساده زيستن عادت دهيد و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهيزيد. مردان بزرگ كه خدمتهاى بزرگ براى ملتهاى خود كردهاند اكثر ساده زيست و بىعلاقه به زخارف دنيا بودهاند. آنها كه اسير هواهاى پست نفسانى و حيوانى بوده و هستند براى حفظ يا رسيدن به آن تن به هر ذلت و خوارى مىدهند؛ و در مقابل زور و قدرتهاى شيطانى خاضع، و نسبت به تودههاى ضعيف ستمكار و زورگو هستند. ولى وارستگان بهخلاف آنانند. چرا كه با زندگانى اشرافى و مصرفى نمىتوان ارزشهاى انسانى ـ اسلامى را حفظ كرد. جوانان ايران و زنان و مردان كه در زمان طاغوت با تربيت طاغوتى بار آمده بودند هرگز نتوانستند با قدرت طاغوتى مقابله كنند. ولى آنگاه كه به دست تواناى حق ـ جل و علا ـ به انسان انقلابىِ دور از علايق شيطانى متحول شدند آن قدرت عظيم را سركوب كردند. دستهاى جنايتكارى كه جوانان عزيز را در رژيم سابق به مراكز فساد كشاندو از انسانهاى آزاد، عروسكهاى مصرفى تراشيد، انگيزه و نقشهشان اين بود كه هر خيانتى كه در كشور واقع مىشود و هر چه به سر ملت و ذخاير ارزنده آن مىآيد و هر چه زنجيرهاى استعمار به دست و پاى مردم محكمتر مىشود، در مقابل بىتفاوت باشند يا به حمايت همان رويّه برخيزند. امروز هم قشر فعال در جبههها و پشت جبههها همان طبقات محروم ساده زيست هستند. و در بين آنان از آن وابستگان و دلبستگان به علايق دنيا اثرى نمىبينيد. خداوند همه ما را از اين قيدهاى شيطانى رها فرمايد تا بتوانيم اين امانت الهى را به سرمنزل مقصود برسانيم و به صاحب امانت ، حضرت مهدى موعود ـأرواحنا لمقدمه الفداء ـ رد كنيم. از خداوند متعال خواستارم كه نمايندگان محترم دوره اول مجلس شوراى اسلامى را كه از مشكلات نهراسيدند و براى پياده كردن احكام اسلام كوشش و تلاش نمودند سعادت و سلامت عنايت فرمايد و به نمايندگان دوره دوم توفيق و قدرت تصميم براى رسيدن به آرمانهاى مقدس اسلام عنايت فرمايد؛ و عموم مسلمانان جهان را از شرّ ابرقدرتها حفظ كند. ۶۳/۱۱/۲۲ اعضاى مجلس محترم شوراى اسلامى بحمداللّه تعالى در دوره دوم نيز اشخاص محترمى هستند كه با تعهد و جديت خود مىتوانند خط مشى دولت را هرچه بهتر تعيين كنند. البته شك نيست كه عدهاى از آقايان، كه شك در خدمتگزارىشان نسبت به اسلام عزيز و كشور نيست در امور عظيم كشور و گرفتاريهاى بسيار پيچيده وارد نبوده يا كمتر وارد باشند و خود نيز توجه دارندكه در مسائل بسيار مشكل يك دولت در حال انقلاب و كشورِ مورد هجوم قدرتهاى بزرگ و كوچك و كارشكنيهاى مغرضان و مفسدان چپ و راست كه محتاج به كارشناسان متخصص در رشتههاى مختلف است، نمىتوان به طور سطحى نظر داد و بدون توجه به تمام مسائل سياسى و اجتماعى و انعكاسات داخلى و خارجى آن با سليقه شخصى اظهارنظر كرد و چه بسا چنين نظرهايى ولو از چند نفر معدود در سرنوشت امت تأثير منفى گذارد و از اين جهت لازم است در كميسيونها بويژه كميسيونهاى مهم، چند نفر از متخصصان متعهد كه مسائل را روى هم مىسنجند و به مشكلاتِ سخت نظام آگاهى دارند دعوت شود و با مشورت آنان رسيدگى به امور گردد. و چون مسأله اسلام و حكومت الهى در كار است، مسامحه در اين امور چه بسا خللىو ارد آورد كه جبران آن مشكل يا غير ممكن شود و مسئوليت آن در پيشگاه خداوند بزرگ عظيم باشد. مسأله حفظ نظام جمهورى اسلامى در اين عصر و با وضعى كه در دنيا مشاهده مىشود و با اين نشانهگيريهايى كه از چپ و راست و دور و نزديك نسبت به اين مولود شريف مىشود، از اهمّ واجبات عقلى و شرعى استكه هيچ چيز به آن مزاحمت نمىكند؛ و از امورى است كه احتمال خلل در آن عقلاً منجّز است. حضرات وكلاى محترم كه بحمداللّه به جمهورى اسلامى تعهد دارند، در نطقهاى قبل از دستور و در مباحثات در حال دستور با كمال دقت مواظب جملات خود و كيفيت اداى آن باشند، كه خداى نخواسته به مسلمانى بلكه انسانى توهين نشود و شخصيتى ساقط نگردد و كسى مظلوم واقع نشود. البته انتقاد سالم و سازنده بدون اغراض شخصيه و خداى نخواسته انتقامجويى لازم است و مفيد و موجب رشد و تعالى است. و هر كس در نزد وجدان خود تشخيص رفتار و گفتار و نوشتار خود را مىدهد و همه چيز در محضر مقدس حقتعالىو اقع مىشود. حجم عظيم كارهاى قوه قضاييه و عظيمتر قوه مجريه را در پيش خود مجسم فرماييد و خود را به جاى مسئولين در هر يك از محاكم قضايى و امور اجرايى قرار دهيد تا معلوم شود امر و نهى و اشكال و انتقاد آسان است، لكن عمل و حل صددرصد با اينهمه گرفتاريهاى در حال انقلاب از عهده هيچ كس بر نمىآيد. اعضاى محترم مجلس انقلابهاى تاريخ را در نظر بگيرند، با انقلاب اسلامى ايران مقايسه نمايند، تا عظمت اعجازآساى اين انقلاب و حجم فعاليتهاى شايسته قواى سه گانه را بهتر توجه كنند. شوروى امروز هم پس از انقلاب بهاصطلاح تودهاىاش در كشاورزى نتوانسته است خودكفا باشد و اگر امريكارا ه ارزاق را به روى آنان ببندد شايد به زانو دربيايد. شما انفجارات، ترورها، اعتصابات، و سرقتها و شرارتها را در سطح دنيا حتى در كشورهايى كه از نظر صورى پيشرفت كردهاند مثل انگلستان و فرانسه و حتى امريكا را در نظر بگيريد و با انصاف حكم كنيد. افرادى كه با چند شكواييه از چند يا چندين نفر گمان مىكنند مردم ناراضى هستند، در اشتباهند. زيرا امروز دامنه اعتصابات و تظاهرات عظيم در سطح دنيا مانند اعتصاب چندين ماهه انگلستان، اين مهد به اصطلاح تمدن و سياست و قدرت ، كارها را فلج نموده و تظاهرات و مخالفتهاى بسيارى در فرانسه و ساير كشورهاى بهاصطلاح متمدن صورت مىگيرد. و يا مخالفتهاى احزاب با دولتهايى مثل هند و پاكستان به صورت گستردهاى به چشم مىخورد. ولى بحمداللّه در ايران كه مبتلا به مخالفت كشورهاى كوچك و بزرگ است، كارگران عزيز و متعهد ما همچنان به كار و تلاش و سازندگى ادامه مىدهند و هر گونه توطئهاى را قبل از وقوع در نطفه خفه مىسازند و اجازه نمىدهندكه دستهاى استكبار كارخانجات را به اعتصاب بكشانند. آقايان دستاندركاران در هر مقام و هر شغل هستيد با قدرت روحى و قوت ايمان و اتكا به خداوند متعال ـ جَلّت قُدرته ـ و اعتماد به ادعيه حضرت بقيةاللّه ـ روحى له الفداء ـ براى حفظ نظام الهى جمهورى اسلامى به پيش رويد و از تبليغات و هياهوهاى رسانههاى گروهى كه گاه كاهى را كوه مىكنند نهراسيد كه خداوند تبارك و تعالى با شماست وَ كَفَى بِهِ وَكيلاً. ۶۴/۷/۲۴ آن چيزى كه موجب زحمت آقايان است، اين است كه ما راجع به آتيه صحبت كنيم، گذشته گذشته است. الآن يك واقعيتى است و آن اينكه مجلس رأى اعتماد داده است به نخست وزير. اين يكو اقعيتى است كه در قبال همه ما واقع شده است، و اين سه وضعىكه در مجلس آمده است كه رأى ممتنع و رأى مخالف و رأى موافق، اينها همه براى اين بوده است كه تشخيص دادند اين مطلبرا ، در آن هم صحبتى نيست. صحبت اين است كه آيا از اين بهبعد مخالف مىخواهد كارشكنى بكند براى دولت، به ترتيب غربىاش مىخواهد عمل كند؟ براى اثبات اينكه ما راست گفتيم ، مىخواهد اسلام را شكست بدهد، مىخواهد جمهورى اسلامىرا شكست بدهد؟ يا اينكه عقل اقتضا مىكند كه حالايىكه در مقابل اين امر واقع شده است، اينكه عقيدهاش اين است كه به طورشايسته عمل نشده است و از اين بهتر مىشد عمل بشود ، هدايت كند، كمك كند كه به طور شايسته عمل بشود كه در دوره آتيه همه رأى بدهند، نه اينكه كارشكنى كند، و خداى نخواسته در يك همچو موضع حساسى كه ما واقع هستيم دولت را به شكست برساند، و اين از امورى است كه برخلاف اسلام است، بر خلاف مصالح كشور است و برخلاف مصالح خودتان است. اگر شما اعتقاد به اسلام داريد و عقيده داريد ـ چنانچه داريد ـ و اعتقاد داريد كه بايد كشور با قدرت پيش برود و در اين موضع در جنگ پيروز بشود، راه براى ابرقدرتها بسته بشود و كشور ما قوى بشود ، بايد كوشش كنيد در تأييد، نه كوشش كنيد در انتقاد. انتقاد سالم بايد بكنيد، اين هم در پيشرفت مسائل مؤثر است. انتقاد سالم ورا هنمايى دولت در همه كارهايى كه مىخواهد انجام بدهد، اينها از امورى است كه لازم است. اما اينكه خداى نخواسته، يك وقت براى اينكه اثبات كنيد مطلب خودتان را راجع به دولت، بخواهيد كارشكنى بكنيد، دولت را به شكست وادار كنيد، ملت را تضعيف كنيد، دولت را تضعيف كنيد، اسلام را به شكست برسانيد، اين يك مطلبى است كه الزاماً بايد جلوش گرفته بشود و من اميدوارم اين جور نباشد. مجلس امروز مثل مجلسهاى سابق نيست كه در يك محل دربسته و سربستهاى بين خودشان صحبت بشود، و بعد هر كدامش را خواستند منتشر كنند و هر كدام را نخواستند نكنند. مجلس امروز مستقيماً منتشر مىشود مسائلش، و حتى آن اشخاصى كه در مزرعهها مشغول زراعت هستند، راديو دارند و مسائل را مىتوانند بگيرند. ملت ما هم امروز مثل سابقش نيستكه بىتفاوت باشد در امور. ملت ما هم مواظب است و مراقب است و همه امور را مشاهده مىكند. بايد آقايان بدانند كه اگر چنانچه يك وقت خداى نخواسته وسوسهاى پيش بيايد، يا كسى باشد كه بخواهد وسوسهاى پيش بياورد در خارج و داخل ، تضعيف كند دولت را و نگذارد كه مسائل پيش برود و همه چيزهايى كه بايد موافق با اسلام باشد پيش برود، مردم مواظبند و مطلعند و شناسايى مىكنند و سكوت نمىكنند. بنابراين، توصيه من به آقايان به طور جِد اين است كه بايد شما كه مىبينيد كه دولت نتوانسته به آن طورى كه دلخواه است عمل بكند، بايد از اين به بعد تعقيب كنيد، تأييد كنيد، همراهى كنيد، كمك كنيد تا كشور شما رو به سلامت برود، و احتراز كنيد از يك چيزى كه برخلاف رضاى خداست و برخلاف رضاى ملت است. از آن طرف هم به آقايانى كه در آن طرف واقع شدهاند، عرض مىكنم كه شما براى اينكه تشخيص مصلحت داديد اين كار را كرديد، [۷]حالا از اين به بعد اگر چنانچه، از دولت يك چيزى برخلاف ديديد، براى اين كه بگوييد ما مصلحت ديديم و براى مصلحتمان اين كار را كرديم و اثبات كنيد حرف خودتان را بخواهيد تأييد كنيد از دولت در موارد بيجا، آن هم برخلاف شرع است. همان طورى كه هميشه بنابر اين است و هميشه سفارش شده است، مجلس يك مجلس مشورتى اسلامىاست، نه يك مجلسى است كه در جاهاى ديگر متعارف است و مربوط به اين مسائل اسلامىنيست و كارى به مذهب ندارد. مجلس اسلامى است، بايد نظرها، نظرهاى خيرخواهانه اسلامى باشد، هم درباره دولت، هم درباره وزرا. وزرايى كه شما انتخاب مىكنيد، بايد همان طورى كه گفته شده است شرايطى داشته باشند كه كاردان باشند و يك طور نباشد كه يك وزيرى باشد كه بعد نتواند كار بكند؛ فعال باشد. و كمك كنيد كه يك همچو وزرايى [انتخاب] بشود و زودتر كار هم انجام بگيرد. خوب، ما الآن در مشكلات هستيم، نبايد دولت يك مدت طولانى تعطيل باشد، بايد به طورى كه صلاح است زود او به حسب تكليفش [معرفى بشود] و آقاى رئيس جمهور هم به حسب تكليفشان آن قدرى كه تشخيص مىدهند، تأييد بكنند، و بعد هم آمد مجلس، زود مسأله را تمام كنيد؛ نگذاريد طولانى بشود و ضرر است براى اسلام، ضرر است براى كشور، امروز كشور مثل روزهاى آرام نيست كه اگر چهل روز هم، پنجاه روز هم، يك ماه هم، دو ماه هم، سه ماه هم دولت نتواند كار بكند، اشكالى نداشته باشد. امروز يك روزش هم براى دولت حساسيت دارد و بايد كار بكنند. بنابراين عرض من اين است كه بايد آقايان نظر داشته باشند، انتقاد كنند، انتقاد سازنده، انتقاد نصيحت، و انتقاد خصمانه نكنند. در نطقهاى قبل از دستور و در صحبتهايى كه وقتى معرفى مىكنند وزرا را هتاكى نكنند اين از شأن آقايان دور است. نبايد يكى ديگرى را تضعيف كند، همديگر را تضعيف كنند، نه آنهايىكه در اكثريت هستند، نه آنهايى كه در اقليت هستند، نه آنهايى كه ممتنع هستند، هيچكدام نبايد اين كار را بكنند، براى اينكه اين خلاف رضاى خداست، خلاف شرع است. البته بايد انتقاد كرد، مسائل را گفت و هرچه به نظر آقايان مىآيد بايد بگويند، و اگر نگويند خلاف است. پس بنابراين، يك مطلب راجع به اين است كه برخوردها، برخوردهاى اسلامى سالم باشد، چه در مجلس و چه در خارج مجلس. و يك صحبت اين است كه زودتر اين مجلس تمام كار را انجام بدهد، و وزرا را زودتر و البته با نظر، با دقت همه چيز و به طور سريع اين كار انجام بگيردكه تعطيل نباشد امور. ۶۴/۸/۱ با تشكر وافر از نمايندگان محترم مجلس شوراى اسلامى، چون گفتار آقايان پخش مىشود و ممكن است سوء تفاهمى بين مردم حاصل شود، لازم است عرض كنم آيات و رواياتى وارد شده است كه مخصوص به معصومين ـ عليهمالسلام ـ است، و فقها و علماى بزرگ اسلام هم در آنها شركت ندارند، تا چه رسد به مثل اينجانب. هر چند فقهاى جامعالشرايط از طرف معصومين نيابت در تمام امور شرعى و سياسى و اجتماعى دارند و تولىامور در غيبت كبرا موكول به آنان است، لكن اين امر غير ولايت كبرا استكه مخصوص به معصوم است. تقاضاى اينجانب آن است كه در صحبتهايى كه مىشود و پخش مىگردد ابهامى نباشد، و مرزها از هم جدا باشد. ۶۵/۸/۲۹ من نمىخواهم در اين روز مبارك اسباب افسردگى اشخاص بشوم، لكن مىخواهم عرض كنم چرا اين قدر ما عقب افتاده هستيم؟ چرا ما بايد به واسطه اغراض نفسانيه اين قدر خودمان را ببازيم؟ چرا بايد وقتى كه دنيا به تزلزل درآمده است براى اين بىاعتنايى ايران به كاخ سفيد و سياه، چرا ما بايد توجيه كنيم مسائل آنها را؟ چرا ما بايد اين قدر غربزده باشيم يا شيطانزده؟ من هيچ توقع نداشتم از بعض اين اشخاص، ولو بعضيشان در نظر من پوچند، لكن از بعضى از اين اشخاص كه سابقه دارند هيچ توقع نداشتم كه در اين زمان كه بايد فرياد بزنند سر امريكا، فرياد مىزنند سر مسئولين ما! چه شده است؟ شماها چهتان است؟ چه كرديد شماها؟ شماها چرا بايد تحت تأثير تبليغات خارجى واقع بشويد يا تحت تأثيرات نفسانيت خودتان؟ در يك همچون مسأله مهمى كه بايد همه شما دست به هم بدهيد و ثابت كنيد به دنيا كه ما وحدت داريم، وحدت ما اين طور شده است و در روزى كه هفته وحدت است چرا شماها مىخواهيد تفرقه ايجاد كنيد؟ چ را مىخواهيد بين سران كشور تفرقه ايجاد كنيد؟ چرا مىخواهيد دودستگى ايجاد كنيد؟ چه شده است شما را؟ كجا داريد مىرويد؟ أَين تذهبون؟ من نمىتوانم كه آن طورى كه مىخواهم، با شما صحبت كنم و نمىخواهم در روز عيد رنجش براى شما پيدا كنم، لكن شما انصاف بدهيد كه در يك همچو وقتى، وقت يك همچو امورى است؟! وقت يك همچو تأييدى است از كاخ سفيد؟و قت يك همچو تأييدى است از ريگان؟[۸]لحن شما در آن چيزىكه به مجلس داديد، از لحن اسرائيل تندتر است، از لحن خود كاخنشينان آن جا تندتر است. شما چه شده است اين طور شديد؟ شما كه اين نبوديد بعضيتان. من بعضيتان را مىشناسم، شما اين طور نبوديد. من اميدوارم كه شما باز توجه كنيد به مسائل، توجه كنيد به دنيا، توجه كنيد به خودتان، توجه كنيد به قدرت خودتان. نشكنيد اين قدرت را، گرچه شماها نمىتوانيد، لكن نبايد يك همچو كارى در ايران بشود. من نمىخواهم دل شما را بشكنم، لكن شما دل ملت ما را نشكنيد، شما دل مسئولين ما را نشكنيد، شما هى تندروو كندرو درست نكنيد، دودستگى ايجاد نكنيد، اين خلاف اسلام است، خلاف ديانت است، خلاف انصاف است، نكنيد اين كارهارا . ۶۶/۳/۱۳ من اميدوارم كه خداى تبارك و تعالى به شما آقايانى كه عمرتان را داريد صرف مىكنيد براى اسلام و پيشبرد اسلام، توفيق بيشتر عنايت كند و اميدوارم كه در اين مجلس و در مجلسهاى آتيه مسائل، مسائل اسلامى باشد و روش، روش اخلاقى و اسلامى. البته من نبايد نصيحت كنم شما را. شما بحمداللّه خودتان همه چيز را مىدانيد، لكن در اين زمان بايد فكر كنيد كه مجلس اگر يك خدشه پيدا بكند چه خواهد شد. كوشش كنيد خدشهاى پيدا نشود در مجلس. كوشش كنيد كه همان طورى كه اسلام اين مسائلرا پيش آورده و ما در سايه اسلام توانستيم اين مسائل را حل كنيم ، اين مسأله محفوظ بماند و همه چيز در سايه اسلام محفوظ بماند. البته من مشكلات مجلس را، مشكلات دولت را مىدانم، از اين جهت توقع ندارم كه همه امور همين طورى حل بشود، لكن در عين حال چون اتكاى شما آقايان به خداى تبارك و تعالى است، اميدوارم كه خداوند هدايت كند شما را و راه حقيقىاى كه اسلام مىخواهد، شما در آن راه باشيد و خواهيد بود. و اميدوارم كه هميشه كوشا باشيد در اينكه اين ملتى كه زير بار ظلم بودهاست، از اين به بعد اين ملت سرفراز باشد و نمايندگان اينها كه خلاصه ملتو عصاره ملتاند، سرفراز باشند و قويدل مشغول خدمت باشند. اين هياهوها كه در عالم هست، اينها هميشه بوده است و هميشه هم خواهد بود، لكن آن كه باقى است خداست و اعتماد به خدا، شما اين اعتماد را حفظ كنيد و مشكلات را با تدبيرهايى كه داريد حل كنيد. و اميدوارم كه خداوند همه را تأييد كند، وقتى براى خدا باشد تأييد مىكند. ۶۷/۳/۷ از عنايت و توجه ذات مقدس حق تعالى سپاسگزاريم كه بار ديگر ملت شريف و عزيز ايران را به اداى يكى از بزرگترين فرايض سياسى و اجتماعى خود مفتخر نمود. و در اوج شرارت شيطان بزرگ و اذناب پليد او عليه انقلاب و نظام جمهورى اسلامى ايران ، توفيق بيعت مجدد با ميثاقهاى ازلى خود را به آنان كرامت فرمود. و به رغم بدخواهان، انتخابات سومين دوره مجلس شوراى اسلامى با صحت و سلامت و در موعد مقرر برگزار گرديد، كه بحمداللّه امروز ما شاهد افتتاح سومين دوره مجلس شوراى اسلامى هستيم. و من ضرورتى به ذكر حوادث زمان انتخابات و نيز حماسههاى مردم عزيزمان در اين مورد نمىبينم و همچنين اهميت و نقش مجلس شوراى اسلامى و شوراى نگهبان در نظام كشور اسلامى ايران بر كسى پوشيده نيست. و انشاءاللّه نمايندگان محترم مجلس، سنگينى بار مسئوليت و رسالت خود را در اين امر خطير احساس كرده و مىكنند و به خوبى دريافتهاند كه نظام و مردم از آنان چه انتظارى دارند، كه بايد گفت مجموعه خواستهها و انتظارات اسلامى مردم از مجلس، رفع گرفتاريها و محروميتها و دگرگونى در نظام پر پيچ و خم ادارى كشور، از انتظارات بحقى است كه بايد آنها را جدى گرفت. و نمايندگان محترم مجلس قبل از پرداختن به لوايح و تبصرهها و مواد غيرضرورى به فكر مسائل اصلى و كليدى كشور باشند و بر اساس اسلام عزيز در كميسيونها با طرح قوانين و لوايح به سمتى حركت كنند كه مشكلات اساسى كشور مرتفع و سياستهاى زير بنايى كشور در امور فرهنگى و اقتصادى و اجتماعى و سياسى در راستاى كمك به محرومين و رفع استضعاف، مدون و به مورد اجرا درآيد. و امروز كشور و نظام و مديريت آن همچون گذشته نياز به شجاعت در حل مسائل و چه بسا وسوسهها، ما را از رسيدن به اهداف بزرگترى كه در پيش رو و در نظر داريم محروم كند، كه اميدوارم اين مجلس با هماهنگى و همدلى نمايندگان و نيز با همسويى و ارتباط قوى با مديران و مجريان و كارشناسان و همچنين با استفاده از نظريات و مشورت با شوراى محترم نگهبان ، بتواند گامهاى بلندى در حل معضلات محرومين و پابرهنهها بردارد و در تنگناها و موانع، از قدرت و قاطعيت و سرعت عمل مجمع تشخيص مصلحت كه پشتوانه عظيم و با بركت و پر ثمرى براى كشور ماست، بهرهمند شود. ۶۷/۳/۲۲ اينجانب گاهى به موضعگيريهاى وزرا و نمايندگان در خارج از محدوده وظايفشان برخورد مىكنم كه متعجب مىشوم. از باب مثال سياست خارجى كشور بر عهده وزير امور خارجه است. اگر آقايان اعتراضى دارند، بايد برادرانه در هيأت دولت مطرح كنند. اگر به اعتراض جواب قانع كنندهاى داده شد، كه چه بهتر؛ والاّو زير امور خارجه است كه در چهارچوب سياستِ ترسيمى از رهبرى نظام و يا مجلس، تصميمگيرنده است. اين شيوه پسنديدهاى نيست كه هر وزير و يا نمايندهاى هر چه دلش خواست در مجامع عمومى بگويد. آقايان وزرا، من به شما و به نمايندگان محترم نصيحت مىكنمكه سياستهاى يكديگر را تضعيف و يا تخريب نكنيد؛ كه اگرو حدت روش و حركت در نظام نوپاى اسلامى صدمه ببيند ، نتايجى كه دنياى استكبار از اين برخوردها مىگيرد بسيار شكننده است. كارى نكنيم كه دنيا فكر كند نظام اسلامى ايران با اين اختلاف سليقهها و با اين ابراز اختلافها هيچ گاه راه ثبات را نخواهد پيمود. خداوند به تمامى شما توفيق خدمت به بندگان خوب خدا را ارزانى دهد. ۶۸/۳/۱۵ از نمايندگان مجلس شوراى اسلامى در اين عصر و عصرهاى آينده مىخواهم كه اگر خداى نخواسته عناصر منحرفى با دسيسهو بازى سياسى وكالت خود را به مردم تحميل نمودند، مجلس اعتبارنامه آنان را رد كنند و نگذارند حتى يك عنصر خرابكارو ابسته به مجلس راه يابد. و به اقليتهاى مذهبى رسمى وصيت مىكنم كه از دورههاى رژيم پهلوى عبرت بگيرند و وكلاى خود را از اشخاص متعهد به مذهب خود و جمهورى اسلامى و غيروابسته به قدرتهاى جهانخوار و بدون گرايش به مكتبهاى الحادى و انحرافى و التقاطى انتخاب نمايند. و از همه نمايندگان خواستارم كه با كمال حسن نيت و برادرى با هم مجلسان خود رفتار، و همه كوشا باشند كه قوانين خداى نخواسته از اسلام منحرف نباشد و همه به اسلام و احكام آسمانى آن وفادار باشيد تا به سعادت دنيا و آخرت نايل آييد. انتخابات و جناحها ۶۷/۲/۲۷ در انتخابات در عين حالى كه بايد گفت انتخابات خوبى گذشت ، لكن شياطينى مىخواستند كه يك تخم نفاق بكارند. در جاهاى ديگر وقتى انتخابات مىشود، حزبها و دستهاى خارجى مردم را مىكشند طرف خودشان و مردم را بازى مىدهند، صحبتهايى مىكنند كه همهاش براى اغفال مردم است. در انتخابات درعينحالى كه بسيار خوب انجام گرفت، لكن دستهايى مىخواست ايجاد اختلاف كند، دو دستگى ايجاد كند و حال آن كه موفق نشدند بحمداللّه. بايد شما متوجه باشيد به اين كه دشمنها هميشه دنبال اين هستند كه ما را از داخل بپوسانند و اگر در اين ضيافت وارد شده باشيد دشمنها دستشان كوتاه خواهد شد. وقتى حقيقت اين ضيافت را انسان مىبيند، مىبيند كه اگر انسان وارد اين ضيافت بشود تمام اختلافات در دنيا حل مىشود. شياطين دنبال اين هستند كه ايجاد اختلاف كنند، دو دستگى بگويند هست، لكن بحمداللّه ملت ما و خصوصاً، روحانيت ما اشخاصى هستند كه چهرهشان نورانى است و در اين ماه مبارك هم در اين ضيافت انشاءاللّه وارد شدهاند و آثارش هم بعد ظاهر مىشود كه همه باهم هستند؛ دو جبهه نيست. البته دو تفكر هست، بايد هم باشد. دو رأى هست، بايد هم باشد. سليقههاى مختلف بايد باشد، لكن سليقههاى مختلف اسباب اين نمىشود كه انسان باهم خوب نباشد. من عرض كردم مثل طلبهها كه با هم مباحثه مىكنند، آن وقتى كه مباحثه مىكردند جار و جنجال جورى بود كه انسان خيال مىكرد دشمن هم هستند،و قتى مباحثه تمام مىشد مىنشستند به دوستى كردن و انس. اگر در يك ملتى اختلاف سليقه نباشد، اين ناقص است. اگر در يك مجلسى اختلاف نباشد، اين مجلس ناقصى است. اختلاف بايد باشد، اختلاف سليقه، اختلاف رأى، مباحثه، جار و جنجال اينها بايد باشد، لكن نتيجه اين نباشد كه ما دو دسته، بشويم دشمن هم. بايد دو دسته باشيم در عين حالى كه اختلاف داريم، دوست هم باشيم. اگر در اين ماه مبارك، در اين ضيافت وارد شديم، بايد بعد از ماه مبارك تا مدتها آثارش باقى باشد. ۶۷/۳/۷ و اما چيزى كه از همه اينها مهمتر است، اينكه چه آنهايى كه به مجلس راه يافتهاند و خادم منتخب شدهاند و چه آنها كه به وظيفه خود عمل نمودهاند ولى به مجلس راه نيافتهاند و همچنين طرفداران هر دو گروه بايد بدانند كه همه اين امور اعتبارى و زودگذر است و همه در محضر حق هستيم و آنچه در صحيفه كردار ما ماندنى است اعمال و رفتار ما و آنچه موجب سعادت و جاودانگى ما مىشود، صفاى معنويت و ثمرات خلوصبندگى است، و ما هم نبايد خلوص عمل و جامعه اسلامى خودمان را به زنگار كدورتها و اختلافات آلوده كنيم و رقابتهاى گذشته انتخاباتى هم هرگز نبايد موجبات تفرقه و جدايى را فراهم نمايد. و من احتمال مىدهم كه عوامل و دستهاى ناپاكى بخواهند از رقابتهاى انتخاباتى در رسيدن به آرزوهاى خود استفاده كنند و با طرح مسائل پوچ و بىمعنا دلها را از يكديگر جدا سازند و يا با ترديد و ايجاد ذهنيتها، صحت و سلامت انتخابات و نهايتاً مشروعيت مجلس را زير سؤال برند، كه در اين شرايط همه آحاد ملت ايران و همه روحانيون و دست اندركاران كشور بايد در كنار هم و دست در دست هم به راه مقدس خود ادامه دهند. و صاحبان قلم و سخن و مطبوعات نيز به طور جدّ مواظب نوشتهها و گفتههاى خود باشند و نمايندگان مجلس نيز به عدالت و عطوفت با يكديگر برخورد كنند و به مسائل دامن نزنند و خصوصاً در اعتبارنامهها به مسائل شخصى و گروهى نپردازند و در نطقهاى قبل از دستور و غير آن به شخصيت و اعتبار نمايندگى مجلس توجه كنند و حرمت مجلس و نظام و اخلاق كريمه اسلامى را مقدّم دارند و خلاصه كلام اينكه مجلس و نمايندگان بايد مؤيدو حدت و انسجام جامعه باشند و مسئولين در كنار مردم و مردم همراه و پشتيبان مسئولين به وظيفه خود عمل كنند و از بركات مادى و معنوى اتحاد مقدس خود بهرهمند شوند و از صحنهها كنار نروند كه امروز شايد گناهى بالاتر از كنارهگيرى نباشد و هيچ عذر و بهانهاى براى ترك صحنه انقلاب پذيرفته نمىشود. رسيدگى به شكايات در انتخابات دوره سوم مجلس ۶۷/۲/۳ جناب حجتالاسلام، آقاى حاج شيخ محمد على انصارى ـ دامت افاضاته جنابعالى، كه فردى متدين و آگاه مىباشيد، به عنوان نماينده اينجانب، با دو نفر از طرف شوراى محترم نگهبان، و دو نفر از طرف وزير محترم كشور، موظف مىباشيد تا به موارد ذيل عمل نموده و كار انتخابات تهران را به پايان برسانيد: ۱. آقايان بايد تمام تلاش خود رابنمايند تا انتخابات مرحله دوم در «روز قدس» صورت گيرد، و مجلس سوم در وقت مقرر تشكيل گردد. ۲. هيأت نظارت شوراى محترم نگهبان موظف است كه از ابتدا تعداد صندوقهايى را كه از آنها شكايت شده است مشخص نمايند. ۳. وزارت كشور موظف است تمامى صندوقهاى مورد شكايت را هم امروز به شوراى محترم نگهبان منتقل گرداند. ۴. وزارت كشور مىتواند افرادى را در موقع شمارش آرا بر سر صندوقها بگمارد تا براى هيچ كس هيچ شبههاى پيش نيايد. ۵. آرا نسبت به همه كانديداها شمارش شود، نه كانديداهاى خاص. مسئوليت حفظ صندوقهاى منتقل شده با شوراى نگهبان است. جنابعالى موظف مىباشيد تا مسائل را به اينجانب گزارش نماييد، تا قوه قضاييه با هر كس كه در راه پيشبرد كارها مانع ايجاد مىكنند، قاطعانه برخورد نمايد. خداوند همه را به راه راست هدايت فرمايد و از كيْد شيطان نفس نجات دهد. ارديبهشت ۱۳۶۷ بسمه تعالى. پس از عرض سلام به عرض حضرت امام مىرساند، در تماسهاى مكرر تلفنى كه با آيتاللّه آقاى امامى[۹] و حجتالاسلام والمسلمين آقاى محتشمى[۱۰]داشتم آقايان بدين نتيجه رسيدند: ۱. صندوقهاى مورد شكايت از هم اكنون مشخص شود. ۲. آراى كليه كانديداهايى كه در صندوق آرا هستند شمرده شود نه كانديدهاى خاص. ۳. در مواردى كه نمايندگان اجرايى و يا نظارت در شمارش آراى صندوقها مواجه با اشكال شدند بلافاصله به اطلاع جناب آقاى امامى و محتشمى رسانده تا فردى از سوى آقاى امامى آمده، صندوق مورد اشكال را در مقابل نظارت و اجرا بازشمارى كند. ۴. هيأت نظارت به تعداد خواهران مأمور اجرا از خواهران استفاده كند. ۵. مسأله حتىالمقدور تا آخرين هفته و يا ده روز تمام گردد. والسلام. ۶۷/۲/۳ ـ احمد خمينى] بسمه تعالى طبق آنچه ذكر شده است بايد عمل شود و مسامحه جايز نيست. انشاءاللّه تعالى موفق و مؤيد باشيد. ۶۷/۲/۱۲ اعضاى محترم شوراى نگهبان ـ دامت افاضاتهم با توجه به گزارشات مختلف و نيز رسيدگى و گزارش نماينده اينجانب در امر انتخابات صحت آن محرز و آن را اعلام نماييد، تا انتخابات در موعد مقرر ـ روز قدس ـ انجام گيرد. و تصميم نهايى در مورد صندوقها و آرا، با رأى اكثريت نمايندگان محترم شوراى نگهبان و وزير محترم كشور و نماينده اينجانب است. و كسانى كه احتياط يا وسوسهاى در امر انتخابات مىكنند بهتر است كمال احتياط را براى حفظ حيثيت جمهورى اسلامى و اسلام نمايند.
پانویس
- ↑ برگزارى اولين دوره انتخابات مجلس شوراى اسلامى
- ↑ امام على(ع) پس از بيان علل پذيرش خلافت فرمود: «دنياى شما نزد من از عطسه بز ماده بىارزشتر است»؛ نهجالبلاغه؛ خطبه سوم (معروف به خطبه شقشقيه). و در كلامى ديگر خطاب به ابنعباس فرمود: «حكومت و خلافت نزد من از اين كفش [پر از وصله] بىارزشتر است»؛ همان خطبه
- ↑ بخشى از آيه ۱۰۳ سوره آل عمران: «و همگى به رشته دين خدا چنگ زده و به راههاى متفرق (مدعيان دينساز) نرويد»
- ↑ بخشى از آيه ۴۶ سوره انفال: «هرگز راه اختلاف و تنازع نپوييد كه در اثر تفرقه ترسو و ضعيف شده و قدرت و عظمت شما نابود خواهد شد»
- ↑ بخشى از آيه ۵۵ سوره ذاريات: «و امت را تذكر و پندى ده كه پند و تذكر (اگر كافران را نفع ندهد) مؤمنان را سودمند افتد»
- ↑ بخشى از آيه ۲۸ سوره رعد: «همانا با ياد خدا دلها آرام مىگيرد»
- ↑ دادن رأى اعتماد
- ↑ رئيسجمهور اسبق امريكا
- ↑ آيت اللّه محمد امامى كاشانى، دبير اسبق شوراى نگهبان
- ↑ حجتالاسلام محتشمى، وزير اسبق وزارت كشور







