کتابخانه:احکام دفاع و امر به معروف و نهی از منکر
|
خطا در ایجاد بندانگشتی: نمیتوان تصویر بندانگشتی را در مقصد ذخیره کرد | |
| نویسنده | نعمت الله یوسفیان |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت (ع) |
| محل انتشارات | قم |
محتویات
- ۱ پیش گفتار
- ۲ مشخصات نظام آموزشی عقیدتی سیاسی
- ۳ مقدمه
- ۴ بخش اول
- ۴.۱ دفاع
- ۴.۲ بخش دوم
- ۵ منابع و مآخذ
- ۶ پانویس
پیش گفتار
بـی گـمـان انـقـلاب اسـلامی ایران ، بزرگترین و عمیقترین انقلاب ارزشی و فکری عصر حاضر است .
بـنـیـانـگـذار ایـن نـهـضـت مـقـدس ، حـضـرت امـام خـمـیـنـی رحـمة اللّه علیه با پیروی از حضرت سـیـدالشـهـداء(ع) و بـا کـوتاه کردن دست ستم و سلطه قدرتهای استکباری از کشور امام زمان (عـج) بـه احـیـای سیره جدّ خود، رسول اللّه (ص) ، اصلاح امور امّت و تحکیم پایههای حکومت اسلامی پرداخت و نهادهای پرثمری را یکی پس از دیگری در جامعه اسلامی ایران بنا نهاد.
سـپـاه پـاسـداران انـقـلاب اسـلامـی از خـجـسـتـه نـهـادهـایـی اسـت کـه هـمـزمـان بـا شـکـل گـیـری نـظـام مـقـدس اسـلامـی ، به دستور آن پیر عارف و دوراندیش تاءسیس گردید و رسـالت عـظیم پاسداری از انقلاب اسلامی و ارزشهای الهی آن و دفاع از حریم ولایت فقیه را بـر عـهـده گـرفـت . تـحـقـق این ماءموریت خطیر، در گرو برخورداری این نهاد مقدس از (بینش اسـلامی) و (آگاهی سیاسی) میباشد که (آموزش) یکی از راههای تاءمین کننده آن است . از ایـن رو، ارتـقـای بـیـنش اعتقادی ـ سیاسی سپاه و (تداوم آموزش) برای این نیروی نظامی ـ مکتبی ، نیازی اجتناب ناپذیر است .
ولیّ امـر مسلمانان جهان ، حضرت آیة اللّه العظمی خامنهای ، بر این امر مهمّ تاءکید کرده ، چنین میفرماید:
سـپـاه پـاسـداران انـقـلاب اسـلامـی یـک نـیروی انقلابی است که بر پایه دین و تقوا و درک و عـمـل انـقـلابی به وجود آمده و وظیفه اساسی نماینده این جانب در آن عبارت از نظارت مستمر بر حفظ و استحکام این پایه اساسی و برخورد با تخلفات و پیشگیری از آنهاست .[۱]
هـر چـنـد آمـوزش هـای عـقـیـدتـی ـ سـیـاسـی از ابـتـدای تـاءسـیـس سـپـاه بـه شـکـل هـای گـونـاگـون وجـود داشـته است ، اما اهمیت و نقش زیربنایی آن موجب شد تا این مهمّ در چـارچـوب (نـظـام آمـوزشـی) جـامـع و فـراگـیـری ـ کـه در بـرگیرنده سطوح مختلف علمی و تخصصهای گوناگون باشد ـ تحقق یابد.
در پـی ایـن حـرکـت ، آمـوزش هـای عـقـیـدتـی ـ سـیـاسـی در قـالب (نـظـام آمـوزشـی) از سـال ۱۳۶۴ شـروع شـد و بیش از نیمی از نیروی انسانی سپاه را تحت پوشش دورههای مختلف (تـداوم آمـوزش) قـرار داد. امـا بـا گـذشـت بـیـش از شـش سـال و کـسـب تجارب مفیدِ عملی و نیز با توجه به تحولات سالهای اخیر در این نهاد مقدس ـ از جـمـله تـشـکـیـل نـیـروهـای پـنجگانه سپاه ، تصویب قانون استخدامی و اعطای درجات ـ ضرورت بازنگری در (نظام آموزشی) احساس شد و نظام آموزشی کنونی جایگزین آن گردید.
مشخصات نظام آموزشی عقیدتی سیاسی
بـا تـوجـه به تفاوت سطح تحصیلات رسمی نیروهای سپاه و تقسیم بندی آنان به دو سطح (سیکل) و (دیپلم) ، نظام آموزشی دربرگیرنده دو سطح زیر است :
۱ ـ ورودی سیکل
۲ ـ ورودی دیپلم
بـرای سـطـح یـک ، آمـوزش عـمـومـی و سـه مـرحـله آمـوزش ضـمـن خـدمـت (شـامـل دوازده دوره) و سـه دوره آمـوزش تـخـصـصـی (تـخـصصی اولیه ، تخصصی تکمیلی و سرپرستی) در نظر گرفته شده است .
سطح دو، شامل دورههای کاردانی ، کارشناسی ، مقدماتی رستهای ، عالی رستهای ، دافوس ، عالی جنگ و چهار مرحله آموزش ضمن خدمت (در دوازده دوره) میباشد.
بـرای هـر یـک از دوره هـا کـد و شماره مخصوصی در نظر گرفته شده که مشخص کننده سطح ، مرحله ، و دوره است . به عنوان مثال : در شماره (۱۲۱) رقم سمت چپ نشانگر سطح ، رقم وسط بیانگر مرحله و رقم سمت راست گویای دوره است .
از آنجا که دورههای عمومی ، تخصصی و سرپرستی مرحله ندارند، رقم وسط با صفر مشخص شـده است . به عنوان مثال ، شماره (۱۰۲) ، نشانگر سطح یک و دوره دوم از دورههای غیرتداوم است .
موضوعات آموزشی شامل موارد ذیل است :
۱ ـ اصول عقاید؛
۲ ـ اخلاق اسلامی ؛
۳ ـ احکام ؛
۴ ـ معارف قرآن ؛
۵ ـ تاریخ اسلام ؛
۶ ـ دانش سیاسی ـ اجتماعی ؛
۷ ـ نظام دفاعی .
با توجه به تنوع موضوعات ، به منظور سهولت کار، برای هر موضوع نیز شماره خاصی قـرار داده شـده کـه در پـی شـمـاره هـر دوره ، پـس از عـلامـت (/) مـی آیـد. بـرای مـثـال ، عـدد ( ۵) در شماره ( ۵ / ۱۱۴) بیانگر آن است که موضوع دوره یادشده ، (تاریخ اسلام) است .
در مورد دورههای تخصصی و سرپرستی برای رستههای گوناگون ، شماره جداگانهای در نـظـر گـرفـتـه شـده که با گذاشتن خط تیره ( ـ) پس از شماره گروه نوشته میشود؛ مثلاً، دوره تـخـصـصـی تـکـمـیـلی ، ورودی سـیـکـل از گـروه عـقـاید در رسته بهداری با شماره (۵ ـ ۱/۱۰۳) مشخص میشود.
مرکز تحقیقات اسلامی ، عهده دار تدوین متون آموزشی مورد نیاز حوزه نمایندگی ولی فقیه در سـپاه است که با توجه به سطح معلومات و تخصص نیروهای آموزشی و نوع و حوزه ماءموریت آنان ، متن مورد نیاز را تهیه و تدوین مینماید.
مـتـون و جـزوات ایـن مـرکـز تـوسـط گـروهـهـای تـحـقـیـقـاتـی ، تـدویـن و پـس از طـی مراحل بررسی و نظارت به تاءیید (هیاءت علمی) ـ که جمعی از فضلا و استادان حوزه علمیه قم هستند ـ میرسد.
کـتـاب حـاضر با شماره (کد) ۳ / ۲۱۴ ، شامل ۱۶ درس ازنظام آموزشی عقیدتی ـ سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است .
پـیـشـنـهـادهـا و تـجـربـیـات مـربیان ارجمند و برادران عزیز متربّی راهگشا و مشوّق ما در رفع کاستیهای متون آموزشی خواهد بود.
از خـدا مـی خـواهـیـم کـه روز به روز بر بینش و آگاهیهای اسلامی ما بیفزاید و آنها را عمیق تر سازد.
اداره آموزشهای عقیدتی ـ سیاسی
ستادنمایندگی ولیّ فقیه در سپاه
مقدمه
(دفاع) در فقه اسلامی برای جلوگیری از خطرهای ناشی از تجاوز و توطئههای دشمنان و مـتـجـاوزان تـشـریع شده و در عرصههای گوناگون نظامی ، سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و حـتـی در امـور شـخـصـی ـ با احکام ویژه خود ـ انجام میپذیرد. براساس آن ، مسلمان حق دارد در برابر متجاوزان ، از حریم جان ، مال ، عرض ، ناموس ، دین و آیین ، آرمانهای مقدس دینی و وطن و میهن اسلامی دفاع کند.
از سوی دیگر، ممکن است خطرهایی از داخل ، کیان اسلام و حوزه اسلامی را تهدید کند. از این رو، بـرای جـلوگـیـری از این گونه خطرها، فقه اسلامی باب (امر به معروف و نهی از منکر) را به عنوان فریضهای مهم در خود جای داده است که در پرتو آن ، واجبات دیگر برپا میشود؛ راه هـا امـن و تجارت و کسبها حلال میگردد و مفاسد اجتماعی ریشه کن میشود. همچنین اسلام از خطرات مصون میماند و امر حکومت و نظام اسلامی مستحکم میگردد.
امر به معروف و نهی از منکر شرایط، آداب و احکام ویژهای دارد و هر چه موارد معروف و منکر از اهمیت و حساسیت بیشتری برخوردار باشد، تاءکید امر و نهی در آن موارد نیز بیشتر خواهد بود؛ چرا که در امر و نهی گاهی به مواردی برمی خوریم که از نظر اسلام ، هیچ حد و مرزی ندارد و بـایـسته است که انسان در آن گونه موارد، برای برپایی معروف و ریشه کنی منکر از جان و مال و آبرو نیز مایه بگذارد.
کـتـاب حـاضـر تلاشی است در تبیین (احکام دفاع و امر به معروف و نهی از منکر) طبق فتاوا و نـظـرات امـام خـمـیـنـی (ره) ؛ و سعی شده احکام فقهی دو باب یاد شده به سبک آموزشی و روش دسـتـه بـنـدی مـطـالب ، مـتـناسب با نیاز پاسداران عزیز ارائه گردد. امید است این تلاش مورد رضایت خداوند بزرگ قرار گیرد و گامی مثبت در تبیین و شناسایی احکام اسلامی باشد.
معاونت متون آموزشی و کمک آموزشی
مرکز تحقیقات اسلامی سپاه
بخش اول
دفاع
مـسائل مربوط به (دفاع) ، درکتابهای فقهی ، ضمن بحث (اقسام جهاد) مورد بررسی قرار گـرفـتـه اسـت . فقهای بزرگوار، جهاد را به دو قسم (ابتدایی) و (دفاعی) تقسیم کردهاند.
جهاد ابتدایی ، جهادی است که از طرف مسلمانان برای دعوت کفار به اسلام صورت میگیرد و مـشـروط بـه بلوغ ، عقل ، برده نبودن ، مرد بودن و نظایر آنها میباشد. این جهاد به امر امام (ع) یا نایب خاص او انجام میشود و به اجماع مسلمانان ، واجب کفایی است .
جـهـاد دفـاعـی ، جهادی است که در آن ، جمعی از کفار، بر مسلمانان هجوم آورند و از تهاجم آنها، بر اسلام ترسیده شود، یا آن که دشمن در فکر سلطه بر سرزمینهای اسلامی و اسارت زن و فـرزند مسلمانان و غارت اموال آنان باشد.[۲] از این قسم جهاد ، به (دفاع) تعبیر میشود.
در مـیـان فـقـیـهـان راسـتـیـن تـنـهـا کـسـی کـه بـاب مـسـتـقـلی دربـاره مسائل دفاع تحت همین عنوان مطرح و احکام مربوط به آن را بررسی کرده است ، امام خمینی (ره) میباشد.
در این بخش از کتاب به بیان گونههای مختلف دفاع و احکام ویژه آنها میپردازیم .
درس اول
اهمیت و وجوب و اقسامِ دفاع
واژه (دفاع) از ماده (دفع) به معنای دور کردن و راندن است و در باب مفاعله به معنای حمایت کـردن و یـاری رسـانـدن آمـده اسـت ؛ (دافـَعَ عـَنـْهُ) یـعـنـی از او حـمـایـت کـرد و بـه او یـاری رساند.[۳]
در اصـطـلاح شـرعـی نـیـز نوعی جهاد است و آن در موقعی است که دشمنان بر مردم مسلمان هجوم آورند.[۴]
(دفـاع) امـری فـطری است که خداوند در نهاد همه موجودات عالم از جمله انسان قرار داده است . اسـلام بـا مـقـرراتـی کـه دربـاره ایـن امـر فـطـری و چـگـونـگـی آن وضـع کـرده ، آن را بـه شکل منطقی و درستی جهت داده است .
انسان ، قدرت دفاعی خود را گاهی در جانبداری از دین و آیین ، مقدسات دینی ، آرمانهای مکتبی ، وطـن و مـیـهـن اسـلامـی و امـوری از ایـن قـبـیـل بـه کـار مـی گـیـرد و گـاهـی بـه حـمایت از جان ، مال ، آبرو و ناموس خویش اقدام میکند و در برابر متجاوزان به حریم و حقوق خود و بستگانش به دفاع میپردازد. بر این اساس میتوان دفاع را به دو قسم (دفاع از کیان اسلام و حوزه اسلامی) و (دفاع شخصی) تقسیم کرد که به شرح آنها میپردازیم .
اهمیت دفاع از کیان اسلام و حوزه اسلامی
مـنـظـور از کـیـان اسـلام و حـوزه اسـلامی ، اساس اسلام ، مسلمانان ، اجتماع آنها و مانند آن است و دفـاع از کـیـان اسـلام دامـنه گستردهای دارد و دفاع از شعایر دینی ، ارزشها، آرمانها و اهداف اسـلامـی ، دفاع از کشور و نظام مقدس اسلام ، دفاع از مسلمانان و سرزمینهای آنان را در برمی گیرد.
دفـاع از ضـروریـات زنـدگی بشر است و بدون آن نظم جامعه در هم میریزد؛ مراکز عبادت از بـیـن مـی رود؛ هـیـچ کـس آزادی پـرسـتـش خـداونـد را پـیدا نخواهد کرد و سرانجام فساد و تباهی عالمگیر میشود. قرآن مجید، این واقعیت مسلّم را چنین بیان میدارد:
(وَ لَوْ لا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الاْرْضُ)[۵]
اگر خدا بعضی از مردم را به وسیله بعضی دیگر دفع نمیکرد، زمین تباه میشد.
و در آیه دیگر میفرماید:
(وَ لَوْلا دَفـْعُ اللّهِ النـّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بَیْعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یُذْکَرُ فیهَا اسْمُ اللّهِ کَثیراً...)[۶]
اگر خدا بعضی از مردم را به وسیله بعضی دیگر دفع نکند، دیرها، صومعهها و معابد یهود و نصارا و مسجدهایی که نام خدا به فراوانی در آن برده میشود، ویران میگردد.
خـداونـد مـتـعال به مردمی که مورد تجاوز و تهاجم دشمن قرار گرفتهاند اجازه دفاع داده ، میفرماید:
(اُذِنَ لِلَّذینَ یُقاتَلُونَ بِاَنَّهُمْ ظُلِمُوا...)[۷]
بـه کـسانی که جنگ بر آنان تحمیل گردیده ، اجازه جهاد داده شده است ؛ چرا که مورد ستم قرار گرفتهاند.
از عمومیت این گونه آیات میتوان دریافت که هرگاه دشمنان اسلام ، سرزمینی از سرزمینهای اسـلامـی را مـورد هـجـوم قـرار دهـنـد و یـا مـسـلمـانـان را دچـار حـمـله و قتل و غارت کنند، باید با آنها پیکار کرد.
دفـاع از کیان اسلام به اندازهای اهمیت دارد که بعضی از فقیهان نامدار همانند شیخ جعفر کاشف الغـطـا فـتوا دادهاند که فرمانده میتواند نیروهای مورد نیاز ـ مسلمان یا غیر مسلمان را برای شـرکـت در نبرد ملزم کند! همچنین میتواند در صورت لزوم به نیروهای حاضر در صحنه اجازه مرخصی ندهد، مگر آن که نیروی رزمی به مقدار نیاز در جبهه وجود داشته باشد.[۸]
مـرحـوم مـیـرزای قـمـی نـیز اجبار افراد متخلف را ـ که دفاع بر آنان واجب است ـ از باب امر به معروف ، جایز بلکه واجب شمرده ، در پاسخ این پرسش که :
در صورتی که این مجاهده [با روسیه ] و مدافعه ، لازم و واجب گردید شرعاً، آیا کسانی که در ایـن امـر تـهـاون و تـخـاذل نـمـوده ، تـرک واجـب مـی نـمـایند، از باب امر به معروف ، اجبار به امـتـثـال مـی تـوان نـمـود یـا نـه ؟ و آیا کسانی که تهاون و خودداری مینمایند، عاصی و معاقب اخروی هستند یا نه ؟
میفرماید:
بـلی ، ایـن هـم از اعظم انواع معروف است و ترک آن از اعظم انواع منکر، و جایز است (بلکه واجب اسـت مـؤ کـداً) بـر کـسـی کـه جـامـع شـرایـط امـر بـه مـعـروف و نـهـی از مـنـکـر بـاشـد، عمل به آن .[۹]
وجوب دفاع از کیان اسلام
اگر دشمن ، اساس اسلام و اجتماع مسلمانان را تهدید کند و کشور اسلامی را مورد هجوم قرار دهد، بـر مـسـلمـانـان واجـب اسـت ، بـه هـر وسـیـلهای کـه مـی تـوانـنـد بـا بذل جان و مال و مانند آن دفاع نمایند.[۱۰]
در صورتی که دشمن قصد تصرف کشور اسلامی و اسیر کردن مسلمانان را دارد، دفاع به هر وسیله ممکن ، واجب است .[۱۱]
ا نواع تهاجم و دفاع
قـلمـرو اسـلام از دو طـریـق (نـظامی) و (غیر نظامی) ممکن است مورد هجوم دشمنان واقع شود. هجوم غیر نظامی آنان نیز در عرصههای گوناگون سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی صورت میپذیرد. از این رو، چگونگی دفاع در این موارد یکسان نخواهد بود.
در تـهاجم نظامی ، دفاع ، همگانی و به هر وسیله ممکن صورت میگیرد. در تهاجم غیر نظامی نـیـز بـه مـقـتـضـای نـوع آن در عـرصـه هـای سـیـاسـی ، اقـتـصـادی یـا فـرهـنـگـی ، دفـاع ، شـکـل دیـگـری بـه خـود مـی گـیـرد کـه مـسـائل آن بـه تفصیل خواهد آمد.
بـنابراین دفاع از حوزه اسلامی را میتوان به دو نوع (دفاع نظامی) و (دفاع غیر نظامی) تقسیم کرد.
پرسش
۱ ـ دفاع چند قسم است ؟
۲ ـ دفاع از کیان اسلام و حوزه اسلامی به چه معنا و چند نوع است ؟
۳ ـ انواع تهاجم دشمنان به کیان اسلام و حوزه اسلامی را نام ببرید.
۴ ـ هرگاه دشمن ، قصد تصرف کشور اسلامی را داشته باشد، وظیفه چیست ؟
۵ ـ آیـا فرمانده میتواند نیروهای مورد نیاز را برای شرکت در نبرد ملزم کند، یا به نیروهای حاضر در صحنه اجازه مرخصی ندهد؟
درس دوم
شرکت در دفاع
هـمـان طـور کـه گـذشـت ، (دفـاع نظامی) یکی از انواع دفاع شمرده میشود و منظور از آن ، دفاع از اسلام و مسلمانان و سرزمین اسلامی و تمام چیزهایی است که به اسلام و کشور اسلامی مـربـوط مـی شـود. ایـن دفـاع در مـقـابل تهاجم نظامی دشمن صورت میگیرد و مسلمانان وظیفه دارند به هر وسیله ممکن در مقام دفاع برآیند و دشمن متجاوز را عقب برانند.
شـرکـت در ایـن دفـاع ، یـک وظیفه عمومی است و مسامحه در آن گناهی نابخشودنی بوده ، ذلّت و خـواری دنـیـا و عـذاب دردنـاک آخـرت را در پـی خـواهـد داشت . بدین جهت ، دفاع از اسلام و حوزه اسـلامی واجب است و بسیج عمومی مسلمانان را میطلبد و هر کس در حدّ توان و امکان خود باید در آن شرکت جوید. امام خمینی (ره) میفرماید:
قـضـیه دفاع ، عمومی است ؛ مرد، زن ، بزرگ ، کوچک ، پیر و جوان همه باید شرکت کنند. همان طـوری کـه عـقل انسان هم حکم میکند که اگر کسی به شهر کسی دیگر هجوم آورد، اهالی شهر برای حفظ جهاتِ خودشان دفاع میکنند و دیگر این جا هیچ شرطی نیست . همه باید دفاع کنند و اگـر بـه کـشـور اسـلامی ما هجوم ، تعدّی یا تجاوز کنند، بر همه افراد مملکت ، بر همه افراد کشور چه زن و چه مرد، چه بزرگ و چه کوچک ، بر همه واجب است که دفاع کنند.[۱۲]
برای توضیح بیشتر، به مسائل و استفتاءات زیر توجه کنید:
۱ ـ در جـنـگ دفـاعـی هـر موقع که دفاع واجب باشد باید بر آن اقدام شود، اگر چه در ماه حرام باشد.[۱۳]
۲ ـ دفـاع از اسـلام و جـمـهـوری اسلامی به هر نحو ممکن بر تمام مکلفین واجب است و مشروط به اجازه نیست .[۱۴]
۳ ـ دفع دشمن متجاوز، بر تمام مسلمین واجب کفایی است .[۱۵]
۴ ـ در چه صورت شرکت در جبهه اسلام بر همگان واجب است ؟
در موقعی که اسلام یا بلد اسلامی مورد هجوم واقع شود و به قدر کفایت نیروی مدافع در جبهه حاضر نشده باشد [بر همگان واجب است ].[۱۶]
رعایت شئون انسانی در دفاع
مـدّعـیـان حـقـوق بـشر در دنیای امروز برای شکست خصم و دستیابی به اهدافشان از هیچ جنایتی فـروگـذار نـمی کنند. به قواعد انسانی احترام نمیگذارند. بر مردم بی دفاع و شهروندان بـی گـنـاه آتـش مـی گـشـایـنـد. زنـان و کـودکـان بـی گـنـاه را قتل عام میکنند. به پیران ، از کار افتادگان و بیماران رحم نمیکنند و در نهایت ، در برابر خـصـم خـود بـه بـدتـریـن شـکـل رفـتـار مـی کـنـنـد. نـمـونـه ایـن گـونـه جـنـایـت هـا در طول هشت سال دفاع مقدس از طرف رژیم بعثی عراق ـ که همواره از طرف استکبار جهانی و ایادی اش نیز حمایت میشد ـ به کرّات مشاهده شده است .
امـا در تعالیم اسلامی ، شؤون انسانی و قواعد بشر دوستانه ، ارزش فراوانی دارد و تجاوز از حدود الهی در مقام دفاع مجاز شمرده نمیشود. قرآن کریم میفرماید:
(وَ قـاتـِلُوا فـی سـَبـیـلِ اللّهِ الَّذیـنَ یـُقـاتـِلُونـَکـُمْ وَ لا تـَعـْتـَدُوا اِنَّ اللّهَ لا یـُحـِبُّ الْمُعْتَدینَ)[۱۷]
در راه خـدا بـا کـسـانـی که با شما میجنگند، نبرد کنید و از حد، تجاوز نکنید که خداوند تعدّی کنندگان را دوست نمیدارد.
در سـیـره نـظـامی رسول اکرم (ص) به این امر اهمیت داده شده است ؛ آن حضرت هرگاه عدهای را برای سریّهای گسیل میداشت به آنان سفارش میکرد: (... کشته شدگان را مثله نکنید، پیمان شکنی ننمایید، پیران فرتوت ، کودکان و زنان را نکشید و درختان را ـ جز در صورت ناچاری ـ قطع نکنید.)[۱۸]
علامه طباطبایی (ره) میفرماید:
اسـلام در راه خـدا جـز از ابـزارهای شریف استفاده نمیکرد. از این رو، در جنگ یا صلح ، مواردی چـون تـخـریـب ، آتـش سـوزی ، اسـتـفاده از سمّ، منع آب از دشمنان را حرام دانسته ، کشتن زنان ، اطـفـال و اسـیـران را نـیز ممنوع کرده ، سفارش میکند که با آنان با مدارا و نیکی رفتار شود، اگر چه از دشمنان پر کینه مسلمانان باشند.
در اسـلام تـرور کـردن غـیر مجاز بوده ، کشتن پیران و از کار افتادگان و نیز کسی که شروع بـه جـنـگ نـکـرده ، تـحـریـم شده است و... خلاصه این که اسلام اموری را که برخلاف شرف و مـروّت انـسـانـی و از خـسـّت ، قـسـاوت ، پستی و توحّش سرچشمه میگیرد، تحریم کرده است .[۱۹]
پرسش
۱ ـ تهاجم نظامی دشمن را چگونه باید دفع کرد؟
۲ ـ منظور از عمومی بودن دفاع در کلام امام خمینی (ره) چیست ؟
۳ ـ دفاع از اسلام و جمهوری اسلامی چه حکمی دارد؟
۴ ـ کفایی بودن وجوب دفع دشمن متجاوز به چه معنا است ؟
۵ ـ اسلام برای جهاد در راه خدا، استفاده از چه ابزاری را تحریم کرده است ؟
درس سوّم
آمادگی دفاعی
مـسـؤ ولیـت دفـاعـی در نظام اسلامی ـ همان گونه که گذشت ـ به صورت واجب کفایی برعهده هـمـه مـسـلمـانـانـی که توانایی مشارکت در دفاع را دارند، قرار داده شده است ، از این رو، جامعه اسـلامـی به ویژه نیروهای مسلح باید در کسب و تقویت توانایی دفاعی بکوشند و همواره آماده دفاع از کیان اسلام و حوزه اسلامی باشند.
گستره آمادگی
(آمادگی ، شامل آمادگی رزمی و آموزشی و سازماندهی و انضباط و اخلاق و پشتیبانیها و انواع دیـگـر آن اسـت و بـه خـصوص در مورد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی این آمادگی باید بیشتر بـاشـد.)[۲۰]
از ایـن رو، نـیـروهـای نـظـامـی بـایـد از طـریـق بـالا بردن آموزشها، سـازمـانـدهـی و نظم ، تدوین تاکتیکها و انتقال تجارب جنگ و تمرینها و مانورهای عملیاتی و نیز مجهز شدن به سلاحهای روز، بنیه دفاعی خود را تقویت کنند و به طور دائم ، با شور و نشاط و بالندگی ، خودشان را آماده نگه دارند. مقام معظم رهبری میفرماید:
ممکن است ما تا پنجاه سال هیچ جنگی نداشته باشیم . اما برداشت ما به عنوان یک مجموعه نظامی بـایـد ایـنـجـوری بـاشـد که فردا جنگ است . یک مجموعه نظامی باید همیشه خودش را آماده نگه دارد![۲۱]
بسیج نیروها
بـا تـوجـه بـه ایـن کـه خـطـرهای فراوانی امت اسلامی را تهدید میکند، مسلمانان طبق تعالیم قـرآنـی مـوظـف شـده انـد کـه نـیروهای خود را بسیج کنند و برای دفع این تهدیدها با یکدیگر مشارکت نمایند.
قرآن کریم مسلمانان را به یک آماده باش همیشگی دعوت کرده ، میفرماید:
(وَ اَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ اخَرینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ...)[۲۲]
هـــر نـــیـــرویـی در توان دارید، برای مقابله با آنها [ دشمنان ]، آماده سازید! و (همچنین) اسب هایورزیده (برای میدان نبرد)، تا به وسیله آن ، دشمنِ خدا و دشمنِ خویش را بترسانید! و (هـمـچـنـیـن) گـروه دیـگـری غـیـر از ایـن هـا را، کـه شـمـا نـمـی شـنـاسید و خدا آنها را میشناسد!
در ایـن آیـه ، پـروردگـار مـتـعـال مسلمانان را به بسیج نیروها، آمادگی دفاعی ، تجهیز قوای نـظـامـی و ادوات جـنگی ، جهت ترساندن دشمنان فرمان داده است . بر این اساس ، حکومت اسلامی وظـیـفـه دارد، وسـایـل و ادوات جـنگی پیشرفته را در جهت تقویت بنیه دفاعی کشور فراهم کند. چـنـان کـه در اصـل ۱۵۱ قـانـون اسـاسـی جـمـهـوری اسـلامـی ایـران با تکیه بر آیه یاد شده تصریح شده است :
بـه حـکـم آیـه کـریـمه (وَ اَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ...) دولت موظف است برای همه افراد کـشـور بـرنـامه و امکانات آموزش نظامی را برطبق موازین اسلامی فراهم نماید؛ به طوری که هـمـه افـراد هـمـواره تـوانـایـی دفاع مسلحانه از کشور و نظام جمهوری اسلامی ایران را داشته باشد.
در اصـل سـوّم قـانـون اسـاسـی نیز (تقویت کامل بنیه دفاع ملی از طریق آموزش نظامی عمومی بـرای حـفـظ اسـتـقـلال و تـمامیت ارضی در نظام اسلامی کشور) به عنوان یکی از وظایف دولت اسلامی شمرده شده است .
آموزش نظامی
با توجه به این که دفاع از اسلام و کشور اسلامی بدون فراگیری فنون نظامی ممکن نیست ، بـر تـمـام افـرادی کـه تـوانـایـی یـادگـیـری آن را دارنـد و احـتـمـال مـی رود که به شرکت آنها در جبهه دفاع نیاز باشد، فرا گرفتن آموزش نظامی واجب است . امام خمینی (ره) در این باره میفرماید:
دفـاع بـر هـمـه واجـب اسـت . اگـر دفـاع بـر هـمـه واجـب شـد، مـقـدمـات دفـاع هـم بـایـد عـمـل بـشـود، از آن جـمله قضیه این که ترتیب نظامی بودن ، یاد گرفتن انواع نظامی بودن را بـر آن هـایـی که ممکن است . این طور نیست که واجب باشد بر ما که دفاع کنیم و ندانیم چه جور دفاع کنیم . باید بدانیم چه جور دفاع میکنیم .[۲۳]
همچنین میفرماید:
بـرای هـمـه اسـت که تیراندازی را یاد بگیرند. فنون جنگی را یاد بگیرند. باید ملت ما جوان هایشان مجهز باشند به همین جهاز، و علاوه بر جهاز دینی و ایمانی که دارند، مجهز به جهازهای مادی و سلاحی هم باشند و یاد گرفته باشند. این طور نباشد که یک تفنگ که به دستشان آمد، ندانند که با آن چه بکنند. باید یاد بگیرند و یاد بدهند.[۲۴]
خدمت سربازی
دفـاع بـه زمـان جـنـگ اخـتـصـاص نـدارد، بـلکـه هـمـواره افـراد زیـادی بـایـد بـا آمـادگـی کـامـل در مـرزهـای کـشور برای جلوگیری از هجوم احتمالی دشمن حاضر باشند و گروهی دیگر برای مبارزه با دشمن داخلی و تبهکاران مهیا شوند. از این رو، خدمت وظیفه عمومی برای جوانانی که شرایط آن را دارند، لازم شمرده شده است .
استفتا: آیا رفتن به سربازی برای مشمولینی که مشکلاتی دارند از نظر شرعی لازم است ؟
جـواب ـ بـایـد بـه سـربـازی بـرونـد و یا مطابق مقررات معافی بگیرند و تخلّف جایز نیست .[۲۵]
اسـتـفـتا: اگر در مورد خدمت نظام وظیفه و رفتن به سربازی ، پدر و مادر مخالفت کردند وظیفه چیست ؟
جـواب ـ اگـر از نـظـر مـقـررات بـاید به سربازی بروید، رفتن لازم است و پدر و مادر نباید مزاحمت کنند.[۲۶]
مرزبانی
از روشـن تـریـن مـصـادیق آمادگی ، مرزبانی و دفاع از مرزهای کشور اسلامی است که در فقه اسـلامـی در بـاب جـهـاد، فـصـلی در همین زمینه تحت عنوان (مرابطه) گشوده شده است . شهید ثانی (ره) مرابطه را این گونه تعریف کرده است :
مـرابطه عبارت است از سنگربندی و کمین گیری در اطراف کشور اسلامی ، به منظور آگاهی و کسب اطلاع از وضعیت و احوال مشرکین که احتمال هجوم آنان میرود.[۲۷]
مـرزداری و مـرزبـانـی بـرای حـکـومت اسلامی یک ضرورت است تا امید دشمنان از دستیابی به کشور اسلامی قطع گردد. در آیهای از قرآن کریم میخوانیم :
(یـا اَیُّهـَا الَّذیـنَ امـَنـُوا اصـْبـِرُوا وَ صـابـِرُوا وَ رابـِطـُوا وَاتَّقـُوا اللّهَ لَعـَلَّکـُمـْ تُفْلِحُونَ)[۲۸]
ای کـسـانی که ایمان آوردهاید! (در برابر مشکلات و هوسها) استقامت کنید و در برابر دشمنان (نیز) پایدار باشید و از مرزهای خود، مراقبت کنید و از خدا بپرهیزید، شاید رستگار شوید!
در این آیه شریف با جمله (ر ابِطُوا) به مسلمانان دستور آماده باش در برابر دشمنان و مراقبت دائم از مـرزها و سرحدّات کشورهای اسلامی داده شده است تا هرگز گرفتار هجوم غافلگیرانه دشمن نشوند.
در روایـات نـیـز از مـرزبـانـی تـجـلیـل فـراوانـی شـده اسـت . بـه عـنـوان نـمـونـه رسول خدا(ص) میفرماید:
(مَنْ لَزِمَ الرِّباطَ لَمْ یَتْرُکْ مِنَ الْخَیْرِ مَطْلَباً وَ لَمْ یَتْرُکْ مِنَ الشَّرِّ مَهْرَباً)[۲۹]
کسی که کارش مرزبانی است تمام خوبیها را درک کرده و از تمامی شرّها دوری گزیده است .
پرسش
۱ ـ آمادگیهای دفاعی چه مسائلی را در برمی گیرد؟
۲ ـ بسیج نیروها و تقویت کامل بنیه دفاع ملی از وظایف کیست ؟
۳ ـ فرا گرفتن آموزش فنون نظامی بر چه کسانی واجب است ؟
۴ ـ خـدمـت سـربـازی بـرای مشمولین چه حکمی دارد؟ و آیا مخالفت پدر و مادر در این حکم مؤ ثر است ؟
۵ ـ مرابطه را تعریف کنید.
درس چهارم
زنان و دفاع
هـمـان طـور کـه گـذشـت (مـرد بـودن) یـکی از شرایط جهاد ابتدایی است و با توجه به این شرط، جهاد بر زنان واجب نیست . چنان که رسول خدا(ص) فرمود:
(کَتَبَ اللّهُ الْجِهادَ عَلی رِجالِ اُمَّتی ...)[۳۰]
خداوند، جهاد را بر مردان امت من واجب کرده است .
از امام حسین (ع) نیز نقل شده که فرمود:
(... اِنَّ الْجِهادَ مَرْفُوعٌ مِنَ النِّساءِ)[۳۱]
همانا جهاد از زنان برداشته شده است .
البـته واجب نبودن جهاد بر زنان به معنای مجاز نبودن آنان برای شرکت در صحنه نبرد نیست . بلکه به این معنا است که این کار طاقت فرسا و سنگین به عنوان امر واجب بر آنان تکلیف نشده اسـت ، ولی اگـر بـخـواهـند میتوانند در صحنه پیکار حاضر شوند و خدمات ارزندهای مناسب شاءن خود، انجام دهند.
این حکم از طرفی با طبیعت زنان سازگار است و آنها با توجه به وضعیت جسمانی ویژه خود، توان تحمل کارهای سنگین را ندارند. چنان که مرحوم علامه حلّی میفرماید:
جهاد بر زنان واجب نیست ؛ چون توانایی قیام به آن را ندارند....[۳۲]
از طـرف دیـگـر، با توجه به تعالیم اسلامی ، وظیفه اصلی زنان ، تلاش و مبارزه در سنگر خـانـه و خـانـواده اسـت . نـقش زنان در تربیت فرزند، خوب شوهرداری کردن ، ترغیب و تشویق شـوهـر و فـرزنـدان و پـدر و بـرادران خـود بـرای شـرکـت در نـبـرد، جـهـت یاری دین و صبر و شـکـیـبـایـی فراوانی که در این میان تحمل میکنند، دست کمی از جهاد و حضور در صحنه پیکار نـدارد؛ از ایـن رو، در بعضی از روایات میخوانیم که : (جهاد زن ، خوب شوهرداری کردن است .)[۳۳]، (جـهـاد زن ، صـبـر بـرنـاملایمات همسرش است .)[۳۴]، (زن ، از زمان حمل تا حین تولد و تا زمانی که طفل را از شیر بازمی گیرد، پاداش مرزبان اسلام را دارد و چنانچه در این ایام بمیرد، به منزله شهید است .)[۳۵]، (هر زنی که شوهر خود را در راه جهاد یاری دهد خداوند به اندازه ثوابی که به همسر ایوب (ع) بخشیده ، به وی پاداش میدهد.)[۳۶]
اما در قضیه دفاع ، مساءله این گونه نیست . در دفاع تکلیف ، همگانی است و مشروط به شرطی نیست . از این رو، همه افراد اعم از زن و مرد، پیر و جوان و کوچک و بزرگ موظفند در حد توان و امکان دفاع کنند و دشمن متجاوز را عقب برانند.
شهید ثانی (ره) مینویسد:
اگـر مسلمانان از طرف کفار مورد هجوم قرار گرفتند، به طوری که کفار اراده استیلا بر بلاد مـسـلمـانان ، اسیر کردن و گرفتن اموال و مانند آن را دارند، در این صورت جهاد و دفع آن دشمن بر آزاد و بنده و مرد و زن واجب است و این جهاد متوقف بر اجازه امام معصوم (ع) یا حضور او نیست . هـمـچنین این وجوب ، اختصاص به مسلمانانِ مورد تجاوز ندارد، بلکه بر هر مسلمانی که از این هجوم آگاه باشد... واجب است .[۳۷]
علامه حلّی (ره) نیز مینویسد:<br/
جـایـز اسـت کـه از زنـان بـرای دفـاع در مـیـدان نبرد، استفاده شود و مستحب است که از زنان مسنّ استفاده گردد و شرکت زنان جوان کراهت دارد.[۳۸]
استفتا: وظیفه زنان مسلمان در امر جهاد حق علیه باطل چیست ؟
جـواب - جـهـاد بـر زن هـا واجب نیست ، ولی گذشت که دفاع بر هر شخصی در حدود توانایی و امکانات واجب است .[۳۹]
آموزش فنون نظامی
استفتا: آیا بانوان میتوانند آموزش فنون نظامی ببیند یا خیر؟
جـواب ـ آمـوزش فـنـون نـظـامـی بـرای بـانـوان بـا مـراعـات کـامل وظایف شرعیه مانع ندارد و اگر موقوف است به این که نامحرم آنها را آموزش دهد، احتراز نمایند.[۴۰]
بـر اسـاس ایـن فـتـوا، زنـان بـا مـراعـات حـدود شـرعـی میتوانند آداب جنگ و فنون نظامی را فـراگـیـرنـد و بـه هـنـگـام دفاع به کار بندند، لیکن نقش زنان در صحنه دفاع باید متناسب شاءن آنها باشد؛ همان طور که در صدر اسلام چنین بود؛ در صدر اسلام ، زنان کم و بیش به فـنـون جـنـگـی آشـنـا بـودنـد؛ در تـدارکـات و امداد رسانی به مسلمانان کمک میکردند؛ برای جنگجویان غذا تهیه میکردند، تشنهها را سیراب ، زخم مجروحان را مداوا و در تخلیه مجروحان به مکانهای مخصوص همکاری میکردند، به رزمندگان روحیه میدادند و در صورت ضرورت نیز دست به شمشیر برده ، دفاع میکردند. شهید مطهری (ره) در این باره میفرماید:
پیغمبر اکرم (ص) زنها را در جنگها شرکت میداد، ولی آنها کاری را که بیشتر متناسب با زن هـا بـود، انـجـام مـی دادند، احیاناً در یک موقع شدت ، زنها هم شمشیر برمی داشتند. چنان که در جهاد اسلامی اگر موقع دفاع بشود، زن و مرد و کوچک و بزرگ همه باید شرکت بکنند و شرکت هـم مـی کـنـنـد، ولی رسـول اکـرم حـتـی الامـکـان زن هـا را بـه کـارهـای مـتـنـاسـب بـا خـودشـان مثل پانسمان کردن میگماشت .[۴۱]
نقش زنان در چگونگی دفاع
در تـهـاجـم نـظـامـی دشـمـنـان ، زنـان هـمـچـون مـردان مـوظفند که به هر وسیله ممکن اعم از جان و مـال ، دفـاع کنند و دشمن متجاوز را به عقب برانند و از استیلای آنها بر مسلمانان و سرزمینهای اسلامی جلوگیری کنند.[۴۲]
همچنین در عرصههای سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی نیز هرگاه دشمنان بخواهند به یکی از این روش هـا بـر کـشـور اسـلامـی و مـسلمانان سلطه اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی پیدا کنند، زنان هـمـانند مردان موظفند در صحنه دفاع حاضر شوند و از استیلای دشمنان در عرصههای یاد شده جلوگیری کنند. به عنوان مثال :
۱ ـ اگـر در روابـط سـیـاسـی بـیـن دولت اسـلامـی بـا دولت هـای بـیـگـانه ترسیده شود که بـیـگـانـگـان بـر ممالک اسلامی تسلط یابند، بر زنان نیز لازم است که با این گونه روابط مخالفت کنند و دولت اسلامی را به قطع این گونه روابط ملزم نمایند.[۴۳]
۲ ـ اگـر در روابـط اقـتـصـادی و بازرگانی با بیگانگان بر حوزه اسلام و کشور اسلامی یا بر بازار مسلمانان و زندگی اقتصادی آنها ترسیده شود، بر زنان نیز واجب است از داشتن چنین روابـطـی اجـتـنـاب کـنند و در این صورت اگر فقها و مراجع بزرگ ، مصرف کالاهای خارجی را تحریم کنند، زنان هم واجب است همچون مردان پیروی نمایند.[۴۴]
۳ ـ در صـورتـی که روابط کشور اسلامی با دیگر کشورها، موجب استعمار فرهنگی شود، بر زنان واجب است از داشتن چنین روابطی اجتناب کنند.[۴۵]
لازمـه دفـاع زنـان در عرصههای سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی ، حضور آنان در این عرصهها اسـت و اسـلام نـیز به طور قطع با این حضور موافق است و گرنه دفاع عملی ، مفهومی نخواهد داشت .
شهید مطهری (ره) در این باره میفرماید:
مـا بـایـد حـد وسـط وحـد اعـتـدال را حـفـظ کـنـیـم . اسـلام ، دیـن مـعـتـدل است ... منطق اسلام ، یک منطق معتدل است . بعد از این همه جامعه اسلامی و جمهوری اسلامی بدون شرکت زنها قابل دوام نیست .[۴۶]
بـنـابـرایـن ، زنان حق دارند در صحنههای اجتماعی ـ سیاسی حضور داشته باشند. آگاهیهای لازم را به دست آورند، دشمنان ستمگر را بشناسند، از ترفندهای گوناگون آنان برای تسلط بـر کـشـور اسـلامـی آگـاهـی داشـتـه بـاشـنـد و راه هـای احتمالی نفوذ آنان را برای مسلّط شدن بشناسند، تا هنگام لزوم بتوانند از استقلال کشور در عرصههای یاد شده دفاع کنند.
حسن ختام این درس قسمتی از وصیت نامه الهی ـ سیاسی امام خمینی (ره) است که میفرماید:
ما مفتخریم که بانوان و زنان ، پیر و جوان ، خرد و کلان ، در صحنههای فرهنگی و اقتصادی و نـظـامـی ، حـاضـر و هـمـدوش مـردان ، یا بهتر از آنان در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن کریم فـعـالیـت دارنـد و آنان که توان جنگ دارند در آموزش نظامی ـ که برای دفاع از اسلام و کشور اسـلامـی ، از واجبات مهم است ـ شرکت و از محرومیتهایی که توطئه دشمنان و ناآشنایی دوستان از احـکـام اسـلام و قـرآن بـر آن هـا، بـلکـه بـر اسـلام و مـسـلمـانـان تـحمیل نمودند، شجاعانه و متعهدانه خود را رهانیده و از قید خرافاتی که دشمنان برای منافع خـود بـه دسـت نـادانـان و بـعـضی آخوندهای بی اطلاع از مصالح مسلمین به وجود آورده بودند، خـارج نـمـوده انـد و آنـان کـه تـوان جـنـگ نـدارنـد در خـدمـت پـشـت جـبـهه به نحو ارزشمندی که دل مـلت را از شوق و شعف به لرزه میآورد و دل دشمنان و جاهلان بدتر از دشمنان را از خشم و غضب میلرزاند، اشتغال دارند، و ما مکرر دیدیم که زنان بزرگواری ، زینب گونه ۳، فریاد مـی زنـنـد کـه فـرزنـدان خود را از دست داده و در راه خدای تعالی و اسلام عزیز از همه چیز خود گـذشـتـه و مفتخرند به این امر و میدانند آنچه به دست آوردهاند، بالاتر از جنّات نعیم است ، چه رسد به متاع ناچیز دنیا.
پرسش
۱ ـ به نظر شما چرا (جهاد ابتدایی) بر زنان واجب نشده است ؟
۲ ـ آیا دفاع بر زنان واجب است ؟
۳ ـ آموزش فنون نظامی برای بانوان چه حکمی دارد؟
۴ ـ وظیفه زنان در هنگام تهاجم نظامی دشمنان بر کشور اسلامی چیست ؟
۵ ـ چگونگی دفاع زنان در عرصههای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی را بنویسید.
درس پنجم
متخلّفان ، فراریان ، اسیران جنگی
جـهـاد و دفـاع مـیـدان آزمایشی است که افراد به وسیله آن آزموده میشوند. زمانی که آتش جنگ شـعـله ور و حضور در جبهه بر همگان لازم است ، امکان دارد عدهای ، بدون عذر از حضور در نبرد خودداری ورزند یا پس از حضور، صحنه را ترک کنند، عدهای نیز ممکن است در جنگ اسیر شوند. از این رو، در این درس به احکام همین سه گروه میپردازیم :
۱ ـ مـتـخـلّفـان کـسـانـی هـسـتـنـد کـه بـدون داشـتـن عذر شرعی ، در پشت جبهه مانده و از همراهی رزمندگان خودداری کرده ، از انجام وظیفه سرباز میزنند.
۲ ـ فـراریـان ، کـسـانـی انـد که پس از شرکت درمیدان جنگ ، وظیفه را ناتمام گذارده و جبهه را ترک میکنند.
۳ ـ اسیران نیز رزمندگانی هستند که به اسارت دشمن درمی آیند.
تخلّف از شرکت در نبرد
شـرکـت نـکـردن در صـحـنـه نـبـرد و تـخـلّف از جـهـاد، بـه عـللی از قـبـیل ضعف ایمان ، دنیاطلبی ، ترس از مرگ و مانند آن ، کاری ناجوانمردانه است . قرآن کریم کـسـانـی را کـه با وجود توانایی و نداشتن عذر موجه ، در نبرد همراه پیامبر اکرم (ص) شرکت نکردند، مورد نکوهش قرار داده ، میفرماید:
(فـَرِحَ الْمـخـَلَّفـُونَ بـِمـَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللّهِ وَ کَرِهُوا اَنْ یُجاهِدُوا بِاَمْوالِهِمْ وَ اَنْفُسِهِمْ فی سـَبـیـلِ اللّهِ وَ قـالُوا لا تـَنـْفـِرُوا فـِی الْحـَرِّ قـُلْ نـارُ جـَهـَنَّمَ اَشـَدُّ حـَرّاً لَوْ کـانـُوا یَفْقَهُونَ)[۴۷]
تـخـلّف جـویـان (از جـنـگ تـبـوک) ، از مـخـالفـت بـا رسـول خـدا خوشحال شدند؛ و کراهت داشتند که با اموال و جانهای خود، در راه خدا جهاد کنند؛ (و به یکدیگر و بـه مـؤ مـنـان) گـفتند: در این گرما، (به سوی میدان) حرکت نکنید، به آنان بگو: آتش دوزخ گدازنده تر است ، اگر میفهمیدند!
بـا تـوجـه به درسهای گذشته ، حکم فقهی حضور نیافتن در دفاع از اسلام و قلمرو اسلامی روشـن مـی شـود؛ چـرا کـه دفاع از اسلام بر همه مکلفان واجب است ؛[۴۸] و این واجب ، (واجب کفایی) است و تا زمانی که جبهههای نبرد به نیرو نیاز دارد، کسانی که قدرت حضور در آن را دارنـد، بـایـد حـضـور پـیـدا کنند و در این مساءله به اذن امام یا مرجع تقلید و نیز به رضـایت پدر و مادر نیازی نیست ،[۴۹] و حضور در این صحنه بر هر کار دیگری مقدّم اسـت .[۵۰] و اگـر تعداد رزمندگان به حد کافی رسید، حضور در جبهه بر دیگران واجب نیست ، گرچه از فیض بزرگ جهاد در راه خدا محروم میشوند.
بنابراین ، متخلفانی که قدرت شرکت در دفاع را دارند و به وجود آنها نیز نیاز هست (واجب) الهـی را تـرک کـرده و در پـیـشـگـاه خـداونـد بـازخـواسـت خـواهـند شد و عواقب سوء عملشان نیز گریبان آنها را خواهد گرفت .
فراریان از میدان نبرد
بـه زمـیـن گـذاشـتن سلاح و گریز از میدان نبرد که در اصطلاح فقهی از آن به (اَلْفِر ارُ مِنَ الزَّحْفِ) تعبیر میشود، از جمله گناهان کبیره است .[۵۱]
امام رضا(ع) در فلسفه تحریم آن میفرماید:
(حـَرَّمَ اللّهُ تـَعـالَی الْفـِرارَ مِنَ الزَّحْفِ لِما فیهِ مِنَ الْوَهْنِ فِی الدّینِ وَالاْسْتِخْفافِ بِالرُّسُلِ وَالاْئِمَّةِ الْعادِلَةِ عَلَیْهِمُالسَّلامُ...)[۵۲]
خـداونـد مـتـعـال بـه ایـن دلیـل فـرار از میدان نبرد را حرام کرده که موجب سستی در دین و تحقیر برنامه پیامبران و امامان عادل میگردد.
فـقـیهان نامدار شیعه گریز از صحنه نبرد را مجاز ندانستهاند؛ چنان که شهید ثانی (ره) میفرماید:
فـرار از جـنگ جایز نیست و پشت کردن به دشمن کار حرامی است ، مگر آن که بخواهد موضعش را تغییر دهد، یا به گروه دیگری بپیوندد، تا بهتر بتواند مبارزه کند.[۵۳]
امـام خـمـیـنی (ره) نیز در پاسخ این سؤ ال که : (فرار از دشمن در کدام صورت حرام است و در کدام صورت جایز؟) میفرماید: (فرار از جبهه در هیچ حالی جایز نیست .)[۵۴]
و در پـاسـخ ایـن سـؤ ال کـه : (آیـا در شـرایـط سخت جنگی میتوان بدون توجه به دستور فرماندهی به عقب برگشت ؟) میفرماید:
عمل به دستور فرمانده واجب و راه فلاح و پیروزی است ولو ضرر قطعی داشته باشد و تخلف از آن ، حرام و موجب مجازات طبق مقررات دولت اسلامی است ، مگر در موارد استثنایی که ضرورت اقتضا کند.[۵۵]
رفتار با اسرای جنگی
اسیر جنگی میتواند شامل نیروهای خودی که به اسارت لشکر دشمن درمی آیند، بشود که در ایـن صـورت مـسـائلی از قبیل صبر و مقاومت در اسارت ، حفظ اسرار نظامی و افشا نکردن اسرار مـربـوط به لشکریان اسلام و مناطق جنگی و عملیاتی ، تعظیم شعایر دینی در اسارت و مانند آن به عنوان رسالت اسیران جنگی خودی مورد بحث قرار میگیرد.
هـمـچنین میتواند شامل نیروهای دشمن شود که به دست لشکریان اسلام اسیر میشوند که در ایـن صـورت از مـسـائلی مـانـنـد رفـتـار بـا اسـیـران جـنـگـی و رعـایـت اصـول انـسـانـی نـسـبـت بـه آن هـا بـحـث مـی شـود. در فـقه بیشتر به احکام همین صورت اخیر، پرداخته شده است و منظور از (رفتار با اسرای جنگی) نیز در این جا رفتار رزمندگان اسلام با اسیران جنگی دشمن است .
مـسلمانان پس از دستیابی به این اسیران ، باید با رحمت و راءفت اسلامی با آنها رفتار کنند و کـسـی حـق نـدارد بـرآنان آسیبی برساند. پیام قرآن کریم از گذشت فراوان و رحمت اسلامی نسبت به اسیران حکایت میکند و خطاب به پیامبر اکرم (ص) میفرماید:
(یـا اَیُّهـَا النَّبـِیُّ قـُلْ لِمـَنْ فـی اَیْدیکُمْ مِنَ الاْسْری اِنْ یَعْلَمِ اللّهُ فی قُلُوبِکُمْ خَیْراً یُؤْتِکُمْ خَیْراً مِمّا اُخِذَ مِنْکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ)[۵۶]
ای پـیـامـبـر! بـه کـسـانـی کـه در دسـت شـمـا اسـیـرنـد بـگـو: اگـر خـدا در دلهای شما خیری سراغ داشته باشد، بهتر از آن چه از شما گرفته شده به شما عطا میکند و بر شما میبخشاید و خدا آمرزنده مهربان است !
ایـن پـیـام مهرآمیز قرآن روحیه شکست خورده اسیران را بازسازی کرده ، به آنان نوید زندگی بـهـتـر مـی دهـد. رسـول خـدا(ص) بـراسـاس چـنین تعالیم ارزندهای خود رفتاری کریمانه با اسـیـران جنگی داشت و پیروان خود را نیز به مراعات اخلاق انسانی ـ اسلامی سفارش میکرد؛ به عنوان مثال : آن حضرت در جنگ بدر به اصحابش دستور داد: (به اسیران احترام کنید) و آنها نیز هنگام غذا خوردن اسیران را بر خود مقدم میداشتند.[۵۷]
امیر مؤ منان (ع) میفرماید:
(اِطْعامُ الاْسیرِ وَالاْحْسانُ اِلَیْهِ حَقُّ واجِبٌ وَ اِنْ قَتَلْتَهُ مِنَ الْغَدِ)[۵۸]
خورانیدن غذا به اسیر و نیکی کردن به او واجب است ، اگر چه بخواهی فردا او را اعدام کنی .
امام سجاد(ع) نیز میفرماید:
(اِذا اَخَذْتَ اَسیراً فَعَجَزَ عَنِ الْمَشْیِ وَ لَمْ یَکُنْ مَعَکَ مَحْمِلٌ فَاَرْسِلْهُ وَ لا تَقْتُلْهُ)[۵۹]=هـرگـاه اسـیـری گـرفـتـی کـه تـوان راه رفـتـن نـدارد و وسـیـلهای بـرای حمل و انتقال او نداری ، رهایش کن و او را نکش .
امـام خـمـیـنـی (ره) نـیـز بـا الهـام از چـنـیـن تـعـلیـمـاتـی نـسـبـت بـه اسـرای جـنـگـی در طول هشت سال دفاع مقدس میفرمود:
بـایـد جـوانـان ما و کسانی که عهده دار نگهداری اسیران و پناهندگان هستند طعم شیرین رحمت و بـزرگـواری اسـلام را بـه آنـان بـچـشـانـنـد و با آنان آن گونه رفتار کنند که مولای آنها و پـیـشـوای عظیم الشاءنشان با بدترین خلق خدا و جنایتکارترین انسان ها؛ ابن ملجم ـ لعنة الله عـلیـه ـ رفـتـار فـرمـود تا اسیران که ضربه روحی خوردهاند احساس آرامش و جبران در حکومت اسلامی نمایند.[۶۰]
همچنین میفرمود:
وقـتی که اسرا را میگیرید، اسرای مجروح ... یا اسرای سالم را میگیرید، توجه کنید که ایـن هـا اسـیـر شـمـا هـسـتـند، اینها امروز تحت سلطه شما هستند و شما با اسرا باید رفتارتان رفـتار بسیار اسلامی و انسانی باشد که وقتی که این اسرا یک وقتی در محالّ خودشان رفتند همه برای شما تبلیغ کنند.[۶۱]
در جای دیگر میفرماید:
برادران ! از اسرای جنگ که در دست شمایند ـ هر چند گناهکارند ـ دلجویی کنید و با آنان رفتار اسلامی ـ انسانی داشته باشید... و دکترها و پرستارهای بیمارستانها... با آنان چون نزدیکان و بـرادران خـود رفـتـار نـمـایند و تلخی آسیب و اسارت را با رفتار اسلامی خود از ذائقه آنان کاهش دهند.[۶۲]
در زیـر چـنـد نـمـونـه از اسـتـفـتـاءاتـی را کـه از مـحـضـر امـام راحل (ره) دربارهٔ رفتار با اسرای جنگی شده ، با هم میخوانیم :
سـؤ ال ۱ ـ تـا چـه مـوقع میتوان اسیران را کشت ؟ آیا تکلیف ما در رابطه با آن عراقیهایی که گاهی تا آخرین گلوله میجنگند و سپس تسلیم میشوند چیست ؟
جواب ـ با اسرا پس از تسلط یافتن باید با اخلاق اسلامی رفتار کنند.[۶۳]
سؤ ال ۲ ـ آیا اهانت نسبت به اسرا جایز است یا خیر؟
جـواب ـ اهـانـت جـایـز نـیـسـت ، بـلکـه نـسـبـت بـه آنـان بـایـد اخـلاق اسـلامـی را مـراعـات نمود.[۶۴]
سؤ ال ۳ ـ آیا میتوان از اسرای عراقی اشیایی را گرفت ؟
جواب ـ اموال اسرا مخصوص خودشان است ... .[۶۵]
پرسش
۱ ـ حکم تخلّف از نبرد چیست ؟
۲ ـ در چه صورتی فرار از میدان نبرد جایز است ؟
۳ ـ امام رضا(ع) در فلسفه حرمت فرار از میدان نبرد چه میفرماید؟
۴ ـ آیا در شرایط سخت جنگی میتوان بدون توجه به دستور فرماندهی به عقب برگشت ؟
۵ ـ با اسیران جنگی چگونه باید رفتار کرد؟
درس ششم
دفاع سیاسی
مـنـظـور از (دفـاع سـیـاسـی) ، دفـاع از اسـلام و اجـتـمـاع مـسـلمـانـان در مـقـابـل تـهـاجم سیاسی دشمن است . در این حالت مسلمانان موظفند به مقتضای نوع تهاجم در مقام دفـاع برآیند و استقلال خود را در عرصههای سیاسی حفظ نمایند و از هرگونه وابستگی که موجب استیلای سیاسی دشمن و مایه ذلّت و سرشکستگی مسلمانان میشود، بپرهیزند؛ البته این بـدان مـعـنـا نـیست که با کشورهای بیگانه قطع رابطه کنند، بلکه دستور قرآنی این است که بیگانگان بر مسلمانان مسلّط نشوند. در آیهای میخوانیم :
(وَ لَنْ یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکافِرینَ عَلَی الْمُؤْمِنینَ سَبیلاً)[۶۶]
خداوند هرگز کافران را بر مؤ منان تسلّطی نداده است .
بر اساس این دستور قرآنی ، مسلمانان باید با اتّخاذ سیاستهای اصولی ، در روابط خود با بیگانگان راه هرگونه نفوذ و سلطه جویی را بر آنان ببندند و پاسدار عزّت و شرف اسلامی خویش باشند.<br/
احکام دفاع سیاسی
۱ ـ اگر به واسطه توسعه نفوذ سیاسی یا اقتصادی و تجاری از اجانب ، ترس آن باشد که تـسـلط بـر بـلاد مـسـلمـیـن پـیدا کنند، دفاع ـ به هر شکل که ممکن است ـ و قطع ایادی اجانب ـ چه عمّال داخلی باشند یا خارجی ـ بر مسلمانان واجب است .[۶۷]
۲ ـ اگـر در روابـط سـیـاسـی بـیـن دولت هـای اسـلامـی و دول اجـانـب ، تـرس آن بـاشـد کـه اجـانـب بـر مـمـالک اسـلامی تسلّط پیدا کنند، اگر چه تسلّط سـیـاسـی و اقـتـصـادی بـاشـد، بـر مـسـلمـانـان لازم اسـت که با این نحو روابط مخالفت کنند و دول اسلامی را به قطع این گونه روابط الزام کنند.[۶۸]
۳ ـ اگـر عـقـد رابـطـه ـ چـه سـیـاسـی و چـه تـجـاری ـ بـیـن یـکـی از دول اسـلامـی و اجـانـب ، مـخـالف مصلحت اسلام و مسلمانان باشد، این گونه روابط جایز نیست و اگـر دولتـی بـه آن اقـدام نـمـود، بـر سـایـر دول اسـلامـی واجـب اسـت آن را بـه هـر شکل ممکن ، به قطع رابطه الزام کنند.[۶۹]
۴ ـ اگـر بـعـضـی رؤ سـای مـمـالک اسـلامـی یـا بـعضی وکلا... موجب بسط نفوذ ـ سیاسی ، یا اقـتـصـادی ، یـا نـظـامـی ـ اجانب که مخالف مصالح اسلام و مسلمانان است شوند، به واسطه این خـیـانت ، از مقامی که دارند ـ هر مقامی باشد ـ منعزل اند... و بر مسلمانان لازم است آنها را به هر شکل ممکن ، مجازات کنند.[۷۰]
۵ ـ روابـط تـجـاری و سـیـاسـی بـا بـعـض دول که آلت دست دولتهای بزرگ جائر هستند، از قـبـیـل دولت اسـرائیـل ، جـایـز نـیـسـت ؛ و بـر مـسـلمـانـان لازم اسـت کـه بـه هـر شـکـل مـمـکـن ، بـا ایـن روابـط مـخـالفـت کـنـنـد و بـازرگـانـانـی کـه بـا اسـرائیـل و عـمـّال اسـرائیـل روابـط تـجـاری دارنـد، خـائن به اسلام و مسلمانان و کمک کننده به نـابودی احکام هستند و بر مسلمانان لازم است با این خیانت کاران ـ چه دولتها و چه تجّار ـ قطع رابطه کنند و آنها را به توبه و ترک روابط با این دولتها ملزم کنند.[۷۱]
۶ ـ اگـر در روابـط اقـتـصـادی و غـیـر آن بـر قـلمـرو اسـلام و کـشـور اسلامی ترس باشد که بیگانگان بر آن تسلّط سیاسی یا غیر آن که موجب استعمار آنان یا استعمار کشورشان ـ گرچه اسـتـعـمـار فـرهنگی ـ میشود، پیدا کنند، بر همه مسلمانان واجب است که از چنین روابطی اجتناب کنند و این گونه روابط، حرام میباشد.[۷۲]
در قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز ـ که برگرفته از قرآن و سنّت است ـ میخوانیم :
هـرگونه قرارداد که موجب سلطه بیگانه بر منابع طبیعی و اقتصادی ، فرهنگ ، ارتش و دیگر شؤ ون کشور گردد، ممنوع است .[۷۳]
کیفیت دفاع سیاسی
با توجه به مسائل یاد شده ، چگونگی دفاع سیاسی به قرار زیر است :
۱ ـ مـخـالفـت بـا روابـط سـیـاسـی مـخـالف مـصـالح اسـلام و مـسـلمـانـان بـه هـر شکل ممکن ؛ از قبیل تظاهرات و راهپیماییها، تحصّن و دست از کار کشیدن و مانند آن .
۲ ـ الزام دولت هـا بـه قـطـع روابـط سـیـاسـی مـخـالف مـصـالح اسـلام و مـسـلمـانـان بـه هـر شکل ممکن .
۳ ـ تـرک مـعـاشـرت و مـعـامـله بـا خـیـانـت کـار و روی گـردانـی از او بـه هـر شکل ممکن .
۴ ـ عـزل کـردن افـراد خـیانت کاری که موجب گسترش سلطه و نفوذ سیاسی اجانب شده از هر مقام اجتماعی که دارند.[۷۴]
پرسش
۱ ـ منظور از دفاع سیاسی چیست ؟
۲ ـ قرآن پیرامون رابطه مسلمانان با بیگانگان چه دستوری میدهد؟
۳ ـ اگـر در روابـط سیاسی با بیگانگان ، خوف نفوذ سیاسی آنان بر ممالک اسلامی باشد، چه باید کرد؟
۴ ـ عقد قراردادهای سیاسی و تجاری مخالف با مصالح اسلام و مسلمانان ، چه حکمی دارد؟
۵ ـ کیفیت دفاع سیاسی را بیان کنید.
درس هفتم
دفاع فرهنگی
در میان انواع هجوم غیر نظامی دشمنان ، تهاجم فرهنگی از همه آنها خطرناک تر است ؛ زیرا در ایـن نـوع تهاجم ، دشمن با اموری از قبیل شبهه افکنی ، ترویج فساد و فحشا و مانند آن افکار عمومی جامعه را منحرف کرده ، ارزشها، آرمانها، اهداف مقدّس اسلامی ، عزّت و شرف مسلمانان را مورد تهاجم قرار میدهد، تا مسلمانان را همرنگ خود گرداند. چنان که قرآن کریم میفرماید:
(وَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ کَما کَفَرُوا فَتَکُونُونَ سَواءً)[۷۵]
آنان آرزو میکنند که شما هم مانند ایشان کافر شوید و در ردیف آنان قرار گیرید.
ایـن نـوع تـهـاجـم پـیـشینهای دیرینه دارد و در طول تاریخ حیات اسلام از سوی دشمنان ، به شـکـل هـای گـونـاگـون صـورت مـی گـرفـتـه و کـمّ و کـیـف آن ، هـمـواره در حال تغییر و دگرگونی بوده است.
رهـبر معظم انقلاب ، حضرت آیة الله خامنهای دربارهٔ پیشینه تهاجم فرهنگی غرب علیه اسلام و کشورهای اسلامی میفرماید:
حـداقـل در طول صد سال اخیر، یعنی از وقتی استعمارگران غربی به فکر افتادند، این منطقه را زیـر سـلطـه سیاسی و اقتصادی دربیاورند. به این تشخیص رسیدند که باید امکان استفاده لازم و زمـیـنـه را بـرای نـفـوذ خـودشـان در ذهـنـیـّت مـردم یـک چیزهایی را وارد کنند و هم از آن یک چـیـزهـایی را بگیرند و لذا با تلاشی که انجام گرفت ، شما میبینید، (فرنگی) مغضوبِ دوران (کمپانی رژی) تبدیل میشود به (فرنگی) ای که ایرانی موظّف است جسم و روح و ظـاهـر و بـاطن خودش را شبیه او بکند و در دوران سلطه استبدادِ رضا خانی در یک فاصله ۱۸۰ درجـه است ، یعنی درست در نقطه مقابل هم قرار میگیرند و این همان تاءثیر فرهنگی است که وقـتـی روی فـرهـنـگ یـک مـلّت کـار مـی کـنـنـد، ذهـنـیـّت او و درک او از مـسـائل و عـقـایـد او و فهم و استنباط او را تغییر میدهند. این کاری است که در آن مدّت آنها روی فرهنگ توانستند بکنند.[۷۶]
دفـاعـی کـه در دفـع تـهـاجـم فـرهـنگی مطرح است (دفاع فرهنگی) نام میگیرد و مسلمانان مـوظـفـنـد با همه امکانات و وسائل لازم به مقابله جدّی و دفاع از ارزشهای الهی و منافع مسلمین بـرخـیـزند و صفوف مبارزه و دفاع مقدّس خویش را محکم و مستحکم نمایند و به این بی خبران و دل مـردگـان و پـیـروان شـیـاطـیـن ، بـیـش از ایـن مـجال حمله به صفوف عقیده و عزّت مسلمانان را ندهند.[۷۷]
امام خمینی (ره) در حکم فقهی خود دربارهٔ دفاع میفرماید:
در صـورتـی کـه روابـط کـشور اسلامی ، با دیگر کشورها، موجب استعمار مسلمانان یا استعمار کـشـورشان در بُعد فرهنگی شود، بر همه مسلمانان واجب است که از چنین روابطی اجتناب کنند و این گونه روابط حرام میباشد.[۷۸]
دشـمـنـان اسـلام در تـهاجم فرهنگی از حربه مفاسد اجتماعی ، ترویج فحشا و منکر، مواد مخدّر، کـتـابها و مجلاّت مبتذل ، برنامههای منحرف کننده ویدئویی و سینمایی و... استفاده کرده و با تـبـلیـغ ایـن فـرهـنـگ عـقـایـد و بـاورهـای مـردم بـه ویـژه نـسـل جـوان را نـشـانـه میگیرند. از این رو، لازم است به بیان پارهای از احکام فقهی که به طـریـقـی بـا ایـن تـهـاجـم فرهنگی مربوط میشود، بپردازیم این احکام براساس نظریههای فقهی امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری ، حضرت آیت الله خامنهای تنظیم شده است .
ترویج فرهنگ مهاجم
سـؤ ال ۱ ـ ترویج مُد و مُدگرایی و استفاده از لباسها و کالاهایی که مهر و آرم غربی دارند، چه حکمی دارد؟
جواب ـ اگر ترویج باطل و فرهنگ اجنبی است ، جایز نیست .[۷۹]
سـؤ ال ۲ ـ نـظـر حـضـرت عـالی در مـورد پـوشـیـدن لباسهایی که عکس یا علامت مربوط به کشورهای غربی روی آن کشیده شده چیست ؟
جـواب ـ اسـتـفـاده از ایـن گـونـه لبـاس هـا که ترویج فرهنگ غیر مسلمین مهاجم بر مسلمین است ، اشکال دارد.[۸۰]
سؤ ال ۳ ـ ... بعضی از افراد در مجالس عقد و عروسی و عدهای در انظار عمومی اقدام به نصب کراوات و پاپیون بر روی پیراهن خود مینمایند، حکم شرعی استفاده از لوازم مذکور چیست ؟
جـواب ـ بـسـتـن کـراوات و پـاپیون چون تقلید و ترویج از فرهنگ مهاجم غیر مسلمین است ، جایز نیست .[۸۱]
سـؤ ال ۴ ـ در پـی تـهـاجـمـات بی امان فرهنگ مبتذل غرب و رواج بعضی از عادات و رفتارهای ناپسند، دیده میشود که بعضی از آقایان صلیب طلا به گردن میآویزند و بعضی از خانمها از مانتوهایی با رنگ زننده استفاده میکنند و یا آقایان یا خانمها از مچ بند و یا عینک دودی و یـا سـاعـت هـای غـوّاصـی شـکـل کـه جـلب توجه کننده هستند و در عرف ناپسند شمرده میشوند، اسـتفاده میکنند. عدهای از آنان بعد از امر به معروف و نهی از منکر، باز هم بر انجام کار خود اصرار مینمایند. حضرت عالی بفرمایید چه برخوردی با این افراد باید داشت ؟
جـواب ـ پـوشـیـدن طـلا و آویـزان کـردن طـلا به گردن ، بر مردان مطلقاً حرام است و پوشیدن لبـاسـی کـه از حـیـث دوخـت و شـکـل و یـا از نظر رنگ ، ترویج و تقلید از فرهنگ مهاجم دشمنان اسلام و مسلمین شمرده شود، جایز نیست و تکلیف دیگران در برخورد با این گونه موارد، نهی از مـنـکر لسانی است و چنانچه مؤ ثر واقع نگردد، به مسؤ ولین انتظامی و قضایی جهت پیگیری بعدی ، گزارش نمایند.[۸۲]
کتابهای گمراه کننده
آیا خواندن کتب غیر اسلامی مانند [کتابهای ] بهائیّت و کمونیستی و سایر مرامهای الحادی حرام است یا خیر؟
جواب ـ اگر خوف انحراف در بین باشد، باید ترک کنند.[۸۳]
گوش دادن به رادیوهای بیگانه
۱ ـ آیـا درسـت اسـت کـه مـا به رادیوهای بیگانه گوش بدهیم ؛ چون کسانی هستند که هر چه از رادیـوهـای بیگانه میشنوند قبول میکنند و برای کسان دیگر هم میگویند. آیا لازم است که ما به این رادیوها گوش کنیم و جواب این طور آدمها را بدهیم یا خیر؟
جواب ـ اگر موجب انحراف و مفسده است ، نباید گوش کنید.[۸۴]
۲ ـ گوش دادن به اخبار رادیوهای بیگانه ، نقل اخبار آنها در جامعه و دعوت به گوش دادن آنها چه حکمی دارد؟
جـواب ـ مـوارد اشـخـاص مـخـتـلف اسـت و در هـر صـورت چـنـانـچـه مـوجـب رواج اکـاذیـب و تـقـویت بـاطـل و یـا مـوجـب تـشویش اذهان و وهن اعتماد به نظام ، دولت اسلامی و مسؤ ولین باشد، جایز نیست .[۸۵]
فیلمهای مبتذل
تـولیـد و خـریـد و فـروش و اسـتفاده از فیلمهایی که دارای مفسده است و موجب انحراف و فساد اخلاقی میگردد، حرام است .[۸۶]
هـرگـونـه فـیـلمـی کـه در سـاخـتـن آن ضـوابـط شـرعـی اهـمـال شـود و مـفـاسـدی بـر آن مترتّب باشد، اشکال دارد؛ بلکه ساختن و نمایش و تماشای آن جایز نیست .[۸۷]
بی حجابی و بدحجابی
۱ ـ بـیـرون گـذاشـتـن مـوهـای سـر از چادر و یا مقنعه از سوی خانمها در انظار عمومی و در دید نامحرمان چه صورتی دارد؟
جواب ـ جایز نیست و پوشاندن تمام موی سر در برابر نامحرم واجب است .[۸۸]
۲ ـ پوشیدن جورابهای نازک و بدن نما برای خانمها در بیرون از خانه و در انظار نامحرمان چه صورتی دارد؟
جـواب ـ پـوشـانـیـدن بـدن از نـامـحـرمـان ، بـر زن واجب است ، و چنین جورابهایی برای حجاب شرعی کفایت نمیکند.[۸۹]
برخورد با مفاسد اجتماعی
وظیفه ما در برخورد با مفاسد اجتماعی چیست ؟ آیا اگر در مواردی حکومت برخورد نکند، تکلیف از ما ساقط میشود؟
جواب ـ در هر صورت وظیفه آحاد مسلمین در موارد مقتضی تذکّر، نصیحت ، امر به معروف و نهی از منکر با مراعات شروط مقرّره است .[۹۰]
پرسش
۱ ـ منظور از دفاع فرهنگی چیست ؟
۲ ـ حکم مد و مدگرایی که موجب ترویج فرهنگ اجنبی شود، چیست ؟
۳ ـ آیا کروات و پاپیون زدن جایز است ؟
۴ ـ گوش دادن به رادیوهای بیگانه چه حکمی دارد؟
۵ ـ آیا استفاده از فیلمهای مبتذل که موجب فساد اخلاقی شود، جایز است ؟
۶ ـ وظیفه ما در برخورد با مفاسد اجتماعی چیست ؟
درس هشتم
دفاع از جان و مال
از دیـدگـاه اسـلام ، جـان ، مـال ، آبرو و ناموس انسان اهمیت فراوانی دارد و احترام آن بر همگان لازم و ضـروری اسـت . رسـول خـدا(ص) در بـخـشـی از خطبه خود در (حجة الوداع) اهمیت جان و آبرو را چنین توصیف میکند:
(اَیُّهـَا النـّاسُ اِنَّ دِمـاءَکُمْ وَ اَعْراضکُمْ عَلَیْکُمْ حَرامٌ اِلی اَنْ تَلْقَوْا رَبَّکُمْ، کَحُرْمَةِ یَوْمِکُمْ هذا، فی بَلَدِکُمْ هذا)[۹۱]
مـردم ! چـنـان که این روز (ایّام حج) و این شهر (مکّه) محترم است ، خون ، عرض و آبروی شما هم مـحـتـرم اسـت . حـق ریـخـتن خون و بردن آبروی یکدیگر را ندارید، تا آن گاه که به دیدار خدا نایل گردید.
در جای دیگر میفرماید:
(اَلْمُؤْمِنُ حَرامٌ کُلُّهُ: عِرْضُهُ، وَ مالُهُ وَ دَمُهُ)[۹۲]
همه چیز مؤ من ـ اعم از عرض و آبرو، مال و خونش ـ محترم است (و کسی حق تجاوز به هیچ یک از آنها را ندارد).
اسـلام ، تـجـاوز بـه جـان ، مال و ناموس انسان را محکوم کرده و دفاع از آنها را به عنوان حقّی لازم بـرای او قـرار داده اسـت ، تـا از هر گونه تعرّض نسبت به آنها جلوگیری نماید. در این درس به شرح احکام دفاع از جان و مال میپردازیم :
دفاع از جان
بـا ارزش تـریـن دارایـی انسان که باید در حفظ آن کوشید، گوهر وجود و جان آدمی است . حفظ نـفـس در اسـلام بـسـیـار مـهـم اسـت و قـرآن کـریـم ، بـه نـاحـق کـشـتـن انـسـان را باقتل همه انسانها برابر دانسته ، از آن نهی کرده است .[۹۳] در آیهای میخوانیم :
(وَ لا تَقْتُلوُا النَّفْسَ الَّتی حَرَّمَ اللّهُ اِلاّ بِالْحَقِّ ...)[۹۴]
انـسـانـی را کـه خـداونـد مـحـتـرم شـمـرده ، جـز بـه حـق (و بـه دسـتـور شـرع) بـه قتل نرسانید.
بیشتر فقها معتقدند که انسان برای دفاع از جان خود و بستگانش حق دارد هر تدبیری بیندیشد و با هر وسیلهای که میتواند دفاع کند، و بر او واجب است که در مقام دفاع ، نهایت سعی خود را برای دفع مهاجم انجام دهد. جهت توضیح مطلب ، به چند مساءله در این باره اشاره میکنیم .
۱ ـ اگر شخص مهاجم به کسی هجوم آورد تا ظالمانه او را بکشد، بر او واجب است به هر وسیله ممکن ، دفاع کند و تسلیم شدن و پذیرفتن ظلم جایز نیست .[۹۵]
۲ ـ در صـورتـی کـه بـه او حـمـله کـنـد تـا او را بـه قـتـل رسـانـد، واجـب اسـت دفـاع نـمـایـد، اگـر چـه بـدانـد کـشـتـه مـی شـود و در صـورتی که احتمال کشته شدن دهد، به طریق اَوْلی باید دفاع کند.[۹۶]
۳ ـ اگـر مهاجم به قصد قتل به انسان هجوم آورد، واجب است از خویش دفاع کند، اگر چه بداند دفاع او بی فایده است و حق تسلیم شدن ندارد.[۹۷]
۴ ـ اگـر بـه وابستگان کسی ـ همانند فرزند، پدر، برادر و یا بقیه کسانی که با او مرتبط هـسـتـنـد حتی خدمتکار ـ ظالمانه هجوم آورند، جایز بلکه واجب است از ایشان دفاع نماید؛ اگر چه به قتل مهاجم منجر شود.[۹۸]
یک نکته مهم
از نـظـر اسـلام نـه تنها کشتن دیگران مورد نهی و نکوهش قرار گرفته ، بلکه خودکشی نیز ـ بـه هر وسیلهای که باشد ـ امری ناپسند، حرام و از جمله گناهان کبیره شمرده شده است . اسلام بـه مـسـلمـانان اجازه نمیدهد که با رضایت خود، خویشتن را به نابودی بسپارند. قرآن کریم میفرماید:
(... وَ لا تـَقـْتـُلُوا اَنـْفـُسَکُمْ اِنَّ اللّهَ کانَ بِکُمْ رَحیماَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ عُدْواناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلیهِ ناراً وَ کانَ ذلِکَ عَلَی اللّهِ یَسیراً)[۹۹]
خـودکـشـی نـکـنـیـد! خـداونـد نـسـبـت بـه شـمـا مـهـربـان اسـت و هـر کـس ایـن عـمـل را از روی تـجـاوز و سـتـم انـجـام دهد، به زودی او را در آتشی وارد خواهیم ساخت و این کار برای خدا آسان است .
از ایـن آیـه شـریـف اسـتـفـاده مـی شـود کـه هـر کس از این فرمان الهی سرپیچی کند و دست به خـودکـشـی بـزنـد، نه تنها به آتش این جهان میسوزد، بلکه در آتش قهر و غضب پروردگار نیز خواهد سوخت .
امام صادق (ع) میفرماید:
(مَنْ قَتَلَ نَفْسَهُ مُتَعَمِّداً فَهُوَ فی نارِ جَهَنَّمَ خالِداً فیها)[۱۰۰]
هر کس از روی عمد خودکشی کند در آتش دوزخ جاویدان معذّب خواهد بود.<br/
مـی تـوان گـفـت گـنـاه خـودکـشـی از دیـگـرکـشـی هـم سـنـگـیـن تـر اسـت ؛ چـرا کـه قـاتـل دیگران فرصت توبه و جبران را مییابد، ولی کسی که دست به انتحار میزند، چنین فرصتی را نیز از خویش سلب کرده است .
دفاع از مال
هـمـان گـونـه کـه آدمـی از جـان خـویـش دفـاع مـی کـنـد، بـرای حـفـاظـت از اموال خود نیز باید تلاش کرده ، در محدوده قدرت خود از آن مراقبت کند. برخی از احکام دفاع از مال به قرار زیر است :
۱ ـ بـدون تـردیـد انـسـان حـق دارد ـ در حـد تـوان خـود ـ دزد را از مال خویش دور کند.[۱۰۱]
۲ ـ اگـر کـسـی بـه مـال خـودِ انسان یا خانواده اش هجوم آورد، میتواند شخص مهاجم را به هر وسیله ممکن دفع کند، اگر چه به کشته شدن او [مهاجم ] منجر شود.[۱۰۲]
۳ ـ در صـورتـی کـه دزد پس از کتک خوردن راه گریز در پیش گیرد، از زدن او باید خودداری شود ودر صورت ادامه ، اگر صدمهای بر او وارد شد، ضارب ضامن است .[۱۰۳]
۴ ـ چـنـانـچـه دزد را دسـتـگـیـر کـنـد، کـتـک زدن ، قـتـل و مـجـروح کردن او جایز نیست [و بایستی تحویل مقامات قضایی گردد] و اگر صدمهای بر او وارد شود، ضامن است .[۱۰۴]
۵ ـ اگـر مـدافع برای راندن دزد چارهای جز زدن و مجروح کردن او ندارد، [چنین کند و] ضمانی در کار نیست .[۱۰۵]
۶ ـ اگـر قـدرت دفـع دزد را نداشته باشد و [میداند که ] چنانچه دفاع کند، کشته خواهد شد، دفـاع واجـب نـیـسـت ؛ بـلکـه احـتـیـاط آن اسـت کـه اگـر یـقـیـن بـه کـشـتـه شـدن دارد یـا احتمال کشته شدن هم میدهد تسلیم شود.[۱۰۶]
پرسش
۱ ـ حدیثی دربارهٔ حرمت جان و مال و آبروی مؤ من بنویسید.
۲ ـ آیا دفاع از جان واجب است ؟
۳ ـ دفاع از جان بستگان انسان چه حکمی دارد؟
۴ ـ اگر کسی دزد را دستگیر کند آیا میتواند او را کتک بزند؟
۵ ـ اگر برای راندن مهاجم و دزد، چارهای جز زدن و مجروح کردن او نباشد، چه باید کرد؟
درس نهم
دفاع از حریم (عرض و ناموس)
به اعضای خانواده اعم از همسر، مادر، خواهر، فرزند و... حریم گفته میشود. همچنین حریم به مـعـنـای حرمت و آبروی مردم و... به کار رفته است .[۱۰۷] بنابراین ، حریم ، آبرو، شرم وحیا، عفت و عصمت ، اعتبار وشرف و ناموس انسان را در بر میگیرد.
ایـن امـور از طـرفـی قـداسـت و ارزش فـوق العـادهای از نـظـر اسـلام دارد و از ورود و تعرض دیگران به آن ممانعت شده است . از سوی دیگر، خود انسان نیز وظیفه دارد در برابر هر گونه تجاوز، از آن حمایت و دفاع کند.
انواع تجاوز به حریم
تجاوز به حریم انسان ممکن است به سه طریق انجام گیرد که هر سه طریق و احکام ویژه آنها را در زیر میآوریم .
اعمال منافی عفت
تـجاوز به حریم گاهی با انجام اعمال نامشروعی مانند زنا، لواط و...صورت میگیرد. قرآن کریم پیروانش را از انجام این گونه اعمال زشت نهی کرده ، میفرماید:
(وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنی اِنَّهُ کانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبیلاً)[۱۰۸]
نزدیک زنا نشوید که بسیار زشت و بدراهی است .
بعضی از احکام دفاع از حریم در اعمال منافی عفت به قرار زیر است :
۱ ـ اگر کسی با قصد تجاوز به حریم انسان ـ اعم از همسر یا غیر او ـ هجوم آورد، دفع او به هـر وسـیـله ممکن واجب است ؛ اگر چه باعث کشته شدن مهاجم شود؛ بلکه در صورتی نیز که با قصد کمتر از تجاوز، حمله کند، وظیفه همین است .[۱۰۹]
۲ ـ اگـر انـسـان ، کـسـی را در حـال فـحـشـا بـا هـمـسـر یـا یـکـی از نـزدیـکـانـش از قـبـیل اولاد، یا دختر، یا فامیلهای دیگرش ببیند، اگر چه کمتر از جماع باشد، در صورت امکان بـا مـراعـات مـراحـل دفـاع [۱۱۰]، حـق دارد او را دفع کند و در صورتی که مهاجم به قـتـل برسد، خونش هدر میباشد، بلکه حق دارد از زن مسلمانی نیز که مورد هجوم بیگانه قرار گرفته دفاع کند، و هر چه بر مهاجم واقع شد مانعی ندارد و خونش هدر است .[۱۱۱]
۳ ـ اگر مردی را در حال زنا با همسرش ببیند و بداند که زن با رضایت خود به خواسته اش تن داده ، حق دارد هر دو را بکشد و گناهی نکرده و قصاص نمیشود.[۱۱۲]
تبصره : مواردی که زدن ، مجروح کردن و کشتن جایز است ، مساءلهای است بین شخص و خدا و در واقـع نـیـز هیچ گناهی نکرده است ، ولی در دادگاه و نزد قاضی و میزان قضاوت ، ظاهر قضیه ملاک است . بنابراین اگر کسی فردی را بکشد و ادّعا کند که او را با همسر خویش دیده (که زنا مـی کـرده) و شـاهـدی بـر اثـبـات ادعـای خـود، طـبق موازین شرعی ندارد، محکوم بر قصاص میشود.[۱۱۳]
چشم چرانی
تـعرّض ممکن است از طریق چشم چرانی ، سرک کشیدن و اطلاع یابی غیر مجاز از حریم و ناموس انـسـان صـورت گـیـرد. قـرآن کـریـم انـسـان را از ایـن عـمـل کـه بـا نـگاه آلوده و حرام تواءم است ، نهی کرده و مؤ منان را به محافظت چشم سفارش میکند. در آیهای میخوانیم :
(قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ اَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظوُا فُروُجَهُمْ ذلِکَ اَزْکی لَهُمْ...)[۱۱۴]
بـه مـؤ مـنان بگو چشمهای خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگیرند و دامان خود را حفظ کنند، این برای آنان پاکیزه تر است .
پیامبر اکرم (ص) نیز میفرماید:
(مـَنْ اَطـْلَعَ فـی بـَیْتِ جارِهِ فَنَظَر اِلی عَوْرَةِ رَجُلٍ اَوْ شَعْرِ امْرَاءَةٍ اَوْ شَیْءٍ مِنْ جَسَدِها کانَ حَقیقاً عَلَی اللّهِ اَنْ یُدْخِلَهُ النّارَ...)[۱۱۵]
کـسـی که به خانه همسایه اش سرک بکشد و عورت مرد یا مو یا قسمتی از بدن زنی را نظاره کند، سزاوار است که خداوند او را داخل آتش کند.
برخی از احکام دفاع از حریم در این گونه کارهای غیرمجاز ، به قرار زیر است :
۱ ـ کسی که بر عورات [۱۱۶] دیگران سَرَک بکشد تا چیزهایی را که برای او حرام است ببیند (به عنوان مثال ، از پشت بام به داخل خانه دیگران نگاه کند)، آنها میتوانند، بلکه واجب است در مقام دفاع برآمده از کار او جلوگیری کنند؛ اگر دست برنداشت دفاع با کتک و مانند آن جـایز است ، چنانچه باز هم ترک نکرد، میتوان سنگ و چیزهایی که کشنده است به طرف او پرتاب کرد و اگر در این صورت مجروح یا مقتول شود، خونش هدر است .[۱۱۷]
۲ ـ اگـر فـرد مـزاحـم بـا نـهـی کـردن ، از کارش دست برنداشت ، میتوان چیزی را به قصد مجروح کردن یا کشتن به طرفش پرتاب کرد.[۱۱۸]
۳ ـ اگـر فـردی کـه بـه عـورات دیـگران سرکشی میکند نابینا باشد، جایز نیست چیزی به سـویـش پـرتـاب کـنـد و اگـر پرتاب کرد و او را مجروح ساخت ، ضامن است . همین حکم دربارهٔ کسی که دور را نمیبیند و به خاطر فاصله زیاد نمیتواند ببیند و تشخیص دهد، جاری است .[۱۱۹]
۴ ـ اگـر از فـاصـله دور بـا دوربـین ببیند، حکمش مانند آن است که از نزدیک سرکشی میکند و دفـعـش جـایـز، بـلکـه واجـب اسـت و اگـر صـدمـهای بـر مـتـجـاوز وارد شـد، خـونـش هـدر اسـت .[۱۲۰]
هتّاکی
گـاهـی نـیـز تـجـاوز بـه حـریـم انـسـان ، از طـریـق آبـروریـزی و نـسـبـت دادن اعمال منافی عفت به زنان خانواده و لکّه دار نمودن عفت و عصمت آنان و جریحه دار نمودن شرافت و حیثیت فردی و خانوادگی انجام میگیرد.
تـجـاوز در این مرحله با قذف ، افترا و تهمتهای ناروا، فحش ، ناسزاگویی و مانند آن تواءم است . پارهای از احکام فقهی آن بدین شرح است :
۱ ـ در صـورتـی کـه انـسان بالغ و عاقل ، دیگری را قذف کند؛ یعنی نسبت زنا یا لواط به او دهد حدّ (هشتاد تازیانه) به او جاری میشود.[۱۲۱]
۲ ـ فـحـّاشـی کـه الفـاظـی مانند دیّوث ، حرامزاده ، فاسق ، فاجر و... به دیگری بگوید که موجب استخفافی گردد که مستحق آن نباشد، مطابق نظر حاکم تعزیر میشود.[۱۲۲]
مراحل دفاع
دفـاع از جـان ، مـال و حـریـم مـراحـلی دارد. چـنـانـچـه مـهـاجـم بـا هـر مـرحلهای از آن دفع شود، مـراحـل بـعـدی سـاقـط میگردد و تعدّی به مراحل دیگر در صورت بروز خسارت ، ضمان آور خـواهد بود. این مراحل عبارتند از: (هشدار و اخطار)، (دادو فریاد و تهدید)، (زدن) و (کشتن) .
در هـمـه موارد سه گانه دفاع (از جان ، مال و حریم) بنابراحتیاط واجب ، باید آسانترین راه را بـرگـزیـد و در صـورتـی کـه مـهـاجـم بـا آن دفـع نـشـد، بـه مراحل بالاتر از آن توسّل جست . بنابراین :
۱ ـ اگر مهاجم بانوعی هشدار و اخطار مثل سرفه کردن ، دفع شود، باید چنین کرد.
۲ ـ چنانچه جز با فریاد زدن و تهدیدترس آور دفع نمیشود، باید به آن اکتفا کرد.
۳ ـ در صـورتـی کـه جـز بـا زدن ـ بـا دست ، یا عصا و یا شمشیر ـ دفع نمیشود، باید چنین کرد؛ ولی در زدن با شمشیر به حدّ مجروح کردن باید بسنده کرد.
۴ ـ اگـر دفـع او تـنـهـابـا کشتن ممکن است ، در این صورت با هر وسیله کشندهای باید او را از پای درآورد.
رعایت این ترتیب ؛ در صورتی واجب است که فرصت انتخاب داشته ، ترس از غلبه مهاجم نیز نـبـاشـد ، ولی در صورتی که با رعایت ترتیب ، وقت از دست رفته ، امکان غلبه مهاجم بیشتر شـود؛ رعـایـت تـرتـیـب واجـب نـیـسـت و بـه هـر وسـیـلهای کـه مـمـکـن اسـت مـی تـوان او را دفـع کرد.[۱۲۳]
پرسش
۱ ـ منظور از حریم و دفاع از آن چیست ؟
۲ ـ انواع تجاوز به حریم را بنویسید.
۳ ـ دفاع از حریم در برابر انجام اعمال منافی عفّت چگونه است ؟
۴ ـ سرک کشیدن حرام شامل چه مواردی است و دفاع از آن چگونه است ؟
۵ ـ مراحل دفاع را نام ببرید.
بخش دوم
امر به معروف و نهی از منکر
هر عملی که عقل و شرع آن را نیکو میشمارد، (معروف) و هر عملی که در دین مقدس اسلام به نیکی شناخته نشده ، محکوم به زشتی باشد و عقل نیز آن را زشت و ناروا بشمارد، (منکر) نامیده میشود. راغب مینویسد:
مـعـروف هـر کـاری اسـت کـه عـقل یا شرع نیکی آن را تاءیید کند و منکر هر عملی است که خردهای سالم به زشتی آن قضاوت کنند و یا اسلام به زشتی آن حکم کند.[۱۲۴]
بـنـابـرایـن هـر عـمـلی کـه از دیـدگـاه عـقـل و شـرع ، پـسـنـدیـده و مـورد قـبـول بـاشـد زیر مجموعه معروف و هر کاری که ناپسند و زشت باشد در محدوده منکر قرار میگیرد.
در این بخش از کتاب به احکام امر به معروف و نهی از منکر خواهیم پرداخت .
درس دهم
اهمیت ، ضرورت و اقسام
اهمیت و ضرورت امر به معروف و نهی از منکر
امـر به معروف و نهی از منکر از عالیترین و والاترین واجبات است که سایر واجبات دینی هم بـه سـبـب آن دو استوار میگردد. وجوب امر به معروف و نهی از منکر از ضروریات دین است و در قرآن و اخبار نسبت به آن دو تاءکید فراوان شده است . در آیهای از قرآن میخوانیم :
(وَلْتـَکـُنْ مِنْکُمْ اُمَّةٌ یَدْعُونَ اِلَی الْخَیْرِ وَ یَاءْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ اُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ)[۱۲۵]
بـایـد از مـیـان شـمـا جـمـعی دعوت به نیکی ، و امر به معروف و نهی از منکر کنند! و آنها همان رستگارانند.
در آیه دیگر میخوانیم :
(کـُنـْتـُمْ خـَیـْرَ اُمَّةٍ اُخـْرِجـَتْ لِلنـّاسِ تـَاءْمـُرُونَ بـِالْمـَعـْرُوفِ وَ تـَنـْهـَوْنَ عـَنِ الْمـُنـْکـَرِ ...)[۱۲۶]
شما بهترین امت برای انسانها هستید؛ (چه این که) امر به معروف و نهی از منکر میکنید... .
از پیامبر اکرم (ص) روایت شده که فرمود:
(لا تـَزالُ اُمَّتـی بـِخَیْرٍ ما اَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ، فَاِذا لَمْ یـَفـْعـَلُوا ذلِکَ نـُزِعَتْ مِنْهُمُ الْبَرَکاتُ وَ سُلِّطَ بَعْضُهُمْ عَلی بَعْضٍ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ ناصِرٌ فِی الاْرْضِ وَ لا فِی السَّماءِ)[۱۲۷]
امت من همواره در خیر و خوشی خواهند بود، مادامی که امر به معروف و نهی از منکر کنند و همدیگر را بـر کـار نـیـک یـاری رسـانـنـد و آنـگـاه کـه چنین نکنند برکات الهی از آنان سلب میشود و بعضی بر بعض دیگر تسلط مییابند و دیگر در زمین و آسمان یاوری نخواهند داشت .
انواع امر به معروف و نهی از منکر
امر به معروف و نهی از منکر از نظر حکم تکلیفی و مقام اجرا به انواعی تقسیم میشود:
الف ـ از نظر حکم تکلیفی
۱ ـ واجب : امر به کارهایی که عقل و شرع به وجوب آن حکم میکنند و همچنین نهی از اعمالی که از نظر عقل زشت بوده ، یا از نظر شرع حرام باشد، واجب است .
۲ ـ مستحب : امر به کارهای مستحب و نهی از اعمال مکروه ، مستحب است .[۱۲۸]
ب ـ از نظر اجرا
۱ ـ فـردی : در ایـن نـوع از امـر و نهی ، هر فرد به هنگام مواجهه با منکر یا ترک معروف ، با اجتماع شرایطی که خواهد آمد، موظف است امر به معروف و نهی از منکر کند.
۲ ـ گروهی : هرگاه برپایی واجب یا ریشه کنی منکر به اجتماع گروهی از افراد متوقف باشد و کـارفردی مؤ ثر واقع نشود، لازم است امر به معروف و نهی از منکر به صورت گروهی ـ و اجتماع تعدادی از افراد به قدر کفایت ـ انجام گیرد.[۱۲۹]
۳ ـ دولتی : در زمان وجود حکومت اسلامی ، در همه مواردی که نهی از منکر به تصرف در جان و مال فاعل منکر توقف دارد و به برخورد فیزیکی منجر میشود، امر و نهی به دولت و مسؤ ولان مـربـوط مـانـنـد نـیـروهـای انـتـظـامـی و دسـتـگـاه قـضـایـی موکول میشود.[۱۳۰]
گـروهـی از فـقـهـا و از جـمـله حـضرت امام (ره) امر به معروف و نهی از منکر را واجب کفایی میدانند؛ به این معنا که اگر بعضی از مکلفین به آن قیام کنند از دیگران ساقط است و اگر اقامه مـعـروف و جـلوگـیـری از مـنـکـر مـوقـوف بـر اجـتـمـاع جـمـعـی از مکلفین باشد، واجب است اجتماع کنند.[۱۳۱]
گروهی دیگر نیز آن را واجب عینی دانستهاند.[۱۳۲]
احکام امر و نهی واجب
۱ ـ اگر اقامه واجبی ، یا ریشه کن کردن منکری (در جامعه) ، متوقف بر این باشد که عدهای با هم در امر یا نهی اجتماع نمایند، با اقدام بعضی از آنان ، وجوب ساقط نمیشود و باید در این جهت به مقدار کافی اجتماع کنند.[۱۳۳]
۲ ـ اگـر عـدهای ـ کـمـتـر از مـقـدار کفایت ـ قیام کنند و بقیه با آنان همراهی ننمایند و جمع کردن بـقـیـه نـیـز مـمـکـن نـبـاشـد، واجـب سـاقط میشود و گناه آن برعهده تخلف کنندگان باقی میماند.[۱۳۴]
۳ ـ اگـر شـخـص یـا اشـخاصی به وظیفه خود قیام کنند، ولی اثر نکند، امّا دیگری یا دیگران احتمال تاءثیر بدهند، با اجتماع شرایط بر آنان واجب میباشد.[۱۳۵]
۴ ـ اگـر شـخـصـی قـطع یا اطمینان پیدا کند که دیگری (برای انجام این وظیفه) بپا خاسته ، بـر او واجـب نـیـسـت بـپـاخیزد، ولی اگر خلاف قطعش آشکار شود، بر او واجب میشود. و همچنین اگر قطع یا اطمینان پیدا کند که کسی که بپا خاسته ، کفایت میکند، (دیگر) بر او واجب نمیباشد، و اگر خلاف آن آشکار شود، واجب است .[۱۳۶]
۵ ـ احتمال یا گمان به این که دیگری قیام نموده ، یا کسی که قیام نموده کفایت میکند کافی نـیـسـت ؛ بلکه با احتمال دادن یا گمان داشتن نیز بر او واجب است ؛ ولی اگر بیّنه (شهادت دو عادل) قائم شود کفایت میکند.[۱۳۷]
۶ ـ اگـر بـرپـا داشـتـن واجـب یـا بر کندن منکری متوقف بر ارتکاب حرام یا ترک واجبی باشد ظاهر آن است که باید ملاحظه اهمیت را نماید.[۱۳۸]
۷ ـ بیان کردن حکم شرعی یا مفاسد ترک واجب و انجام حرام ، در سقوط واجب کفایت نمیکند؛ مگر این که عرف از بیان آنها با قراین ، امر و یا نهی بفهمد، یا مقصود از امر و نهی که انجام واجب و تـرک مـنـکـر اسـت ، بـا بـیـان آنها حاصل شود. بلکه ظاهر آن است که اگر به خاطر قرینه خـاصـی طـرف از بـیـان آن هـا امـر و نهی را بفهمد کفایت میکند، اگرچه عرف از آن امر و نهی نفهمد.[۱۳۹]
۸ ـ گفتن عبارتی مانند: (خدا تو را به نماز فرمان داده ، یا تو را از خوردن شراب نهی کرده اسـت .) کـفـایـت نـمـی کـنـد، مـگـر ایـن کـه مـقـصـود از امـر و نـهـی حـاصـل شـود، بلکه باید دستور بدهد: (نماز بخوان) ، یا (شراب نخور) و عبارتهایی از این قبیل که مفید امر و نهی است .[۱۴۰]
۹ ـ در امر و نهی ، قصد قربت و اخلاص ، شرط نیست . این دو، واجب توصّلی شمرده میشوند، تـا فـسـاد ریـشـه کـن شـده و واجـبـات بـرپا گردد؛ البته اگر امر و نهی کننده قصد قربت و اخلاص هم داشته باشد به خاطر آن پاداش خواهد گرفت .[۱۴۱]
پرسش
۱ ـ معروف و منکر را تعریف کنید.
۲ ـ اهمیت امر به معروف و نهی از منکر را با ذکر آیهای توضیح دهید.
۳ ـ انواع امر به معروف و نهی از منکر را بیان کنید.
۴ ـ در مـواردی کـه نـهـی از مـنـکـر بـه تـصـرف در جـان و مال افراد بستگی دارد، اجرای آن به عهده کیست ؟
۵ ـ منظور از کفایی بودن وجوب امر به معروف و نهی از منکر چیست ؟
درس یازدهم
شرایط امر به معروف و نهی از منکر
شناخت معروف و منکر (علم)
کـسی که امر به معروف و نهی از منکر میکند، باید بداند آنچه شخص مکلّف به جا نمیآورد واجب است به جا آورد و آنچه به جا میآورد باید ترک کند. بنابراین ، امر و نهی بر کسی که معروف و منکر را نمیشناسد، واجب نیست .[۱۴۲]
گستره و مصادیق معروف و منکر
مـعـروف و مـنـکـر دایـره بـسـیار وسیعی دارد و همه تعالیم اعتقادی ، اخلاقی ، عبادی ، سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی اسلام را شامل میشود.
اسـلام چـون نـخـواسـتـه اسـت ، مـوضـوع امـر بـه مـعـروف و نـهـی از مـنـکـر را بـه امـور مـعـیـن مثل عبادات ، معاملات ، اخلاقیات ، محیط خانوادگی و... محدود کند از کلمه عام (معروف) یعنی هر کار خیر و نیک و نقطه مقابلش (منکر) یعنی هر کار زشت استفاده کرده است .[۱۴۳]
مـصادیق معروفهای قابل توجه عبارتند از: ایمان به مبداء و معاد، نماز و روزه ، خمس و زکات ، نـیـکـی بـه پـدر و مادر، صله رحم ، اطاعت از رهبری ، وجدان کار و انضباط اجتماعی و اقتصادی ، حـضـور در صـحنه و حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی ، احترام به قوانین و مقررات ، دقت در حفظ بیت المال و... .
مـصـادیـق مـنـکـرات قـابـل تـوجـه نیز عبارتند از: بی ایمانی ، غیبت ، تهمت ، شایعه پراکنی ، سـهـل انـگـاری در ادای واجـبـات ، تـرویـج فـسـاد و ابتذال فرهنگی ، اسراف و تبذیر، خیانت ، قـانـون شـکـنـی ، تـخـلف از قـوانـیـن و مـقـررات ، تـضـعـیـف نـظـام اسـلامـی ، سهل انگاری در انجام وظیفه ، رشوه خواری ، پارتی بازی ، نداشتن تعهد کاری ، سوء استفاده از موقعیت و ... .
مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنهای در ترسیم دایره منکرات میفرماید:
مـنـکرات ، هم اخلاقی ، هم سیاسی و هم اقتصادی است ... تخلفها تنها تخلفهای فردی نیست . بـالاتـرین تخلفها، تخلفها و جرائمی است که پایههای نظام را سست میکند؛ نا امید کردن مردم ، ماءیوس کردن دلهای امیدوار، کج نشان دادن راه راست ، گمراه کردن انسانهای مؤ من و با اخـلاص ، سـوء اسـتـفـاده کـردن از اوضاع و احوال گوناگون در جامعه اسلامی ، کمک کردن به دشـمـن ، مـخـالفـت کـردن بـا احـکام اسلامی و پیاده شدن مقررات اسلام ، تلاش برای به فساد کشاندن نسل مؤ من ، منکرهای مهم است .[۱۴۴]
ضرورت فراگیری نحوه اجرا
آمر و ناهی برای این که در امر و نهی خود، مرتکب منکر نشود، واجب است امور زیر را بیاموزد:
۱ ـ شرایط امر به معروف و نهی از منکر
۲ ـ موارد واجب بودن و نبودن امر و نهی
۳ ـ موارد جایز بودن و نبودن امر و نهی .[۱۴۵]
احکام مربوط به شناخت معروف و منکر
۱ ـ در شـنـاخـت مـعـروف و مـنکر فرقی بین (یقین) ، (راههای معتبر اجتهادی) و (تقلید) وجود ندارد. از این رو، انسان از هر یک از راههای یاد شده معروف و منکر را بشناسد، امر به معروف و نهی از منکر بر او واجب میشود. بنابراین ؛ امر و نهی در موارد زیر واجب است :
الف ـ اگر یقین کند که عملی ، واجب یا حرام است .
ب ـ اگر از راههای معتبر اجتهادی واجب یا حرام بودن عملی را به دست آورد.
ج ـ اگـر دو نـفـر از مـجتهدی تقلید کنند که قائل به وجوب عینی نماز جمعه است و یکی از آنها نماز جمعه را ترک کند، بر دیگری واجب است او را به خواندنش امر کند، همچنین اگر مجتهد آنها نـوشـیـدن آب انـگـوری را کـه بـا آتـش جـوشـیـده ، حـرام بـدانـد، درعـیـن حال یکی مرتکب آن شود، بر دیگری واجب است او را نهی کند.[۱۴۶]
۲ ـ اگـر مـسـاءله مـورداخـتـلاف بـاشـد و انـسـان احـتـمـال دهـد کـه راءی یـا تـقـلیـد فـاعـل یا تارک با راءی یا تقلید او مخالف است و آنچه انجام داده ، نزدش جایز بوده است ، در ایـن صـورت امـر و نـهـی واجـب نـبـوده بـلکـه جـایز نیست ، تا چه رسد به این که نسبت به این اختلاف علم داشته باشد.[۱۴۷]
۳ ـ اگـر مـسـاءله ، مـورد اخـتـلاف نباشد، ولی احتمال دهد که شخص مرتکب ، حکم مساءله را نمیدانسته ، در این صورت امر و نهی او واجب است [۱۴۸]، به ویژه اگر (در ندانستن حکم) مـقـصـّر بـاشـد و مـطـابـق احتیاط است که اول او را به حکم مساءله ارشاد کند، سپس در صورت اصـرار بـه آن ، او را نـهـی از مـنـکـر نـمـایـد، بـه ویـژه اگـر (جاهل) قاصر باشد.[۱۴۹]
۴ ـ اگـر انـجـام دهـنـده مـنـکـر، حـکـم الهـی را مـی دانـد، ولی جـاهـل بـه مـوضـوع اسـت و بـه گـنـاه بـودن مـورد خـاصـی کـه بـدان اشـتـغـال دارد، تـوجـه نـدارد، در ایـن جـا نـهـی کـردن و آگـاه کـردن او بـه مـوضـوع واجب نیست [۱۵۰] مـگـر آن که عمل از چیزهایی باشد که شارع مقدس ، اهمیت زیادی به آن میدهد مانند کشتن انسان بی گناه که در این صورت نهی از منکر واجب است .[۱۵۱]
احتمال تاثیر
مـنـظـور از (احـتـمـال تـاءثـیـر) آن اسـت کـه آمـر و نـاهـی احـتـمـال دهد، امر او در تارک معروف ، اثر کرده ، او را به طرف نیکی سوق میدهد و نهی او در فـاعـل مـنـکـر، اثـر کرده ، او را از ارتکاب خلاف باز میدارد. بنابراین ، اگر بداند یا مطمئن باشد که امر و نهی او تاءثیر نمیگذارد، تکلیفی ندارد.[۱۵۲]
روشهای امر و نهی
بـر آمـر و ناهی لازم است که روشهای امر و نهی را بیاموزد و شایسته نیست که به بهانه عدم تاءثیر، از زیربار مسؤ ولیت ، شانه خالی کند. برخی از روشهای امر و نهی عبارتند از:
۱ ـ خـواهـش و مـوعـظـه : اگـر آمـر و نـاهـی بـدانـد که امر و نهی او تنها با (خواهش و موعظه) تاءثیر میگذارد، باید از این روش استفاده کند.[۱۵۳]
۲ ـ تکرار: اگر بداند، یا احتمال دهد که امر و نهی او با (تکرار) تاءثیر خواهد داشت ، باید امر و نهی را تکرار کند.[۱۵۴]
۳ ـ اسـتفاده از افراد دارای صلاحیت : اگر بداند که امر به معروف خودش در موردی اثر ندارد، ولی امر کردن شخص دیگر در او تاءثیر میکند، واجب است به او امر کند و از او بخواهد که در آن مـورد امـر بـه مـعـروف کـنـد. البـتـه درصـورتـی کـه سـایـر شـرایـط، وجـود داشـتـه باشد.[۱۵۵]
۴ ـ امـر و نـهـی عـلنـی : اگـر بـداند، یا احتمال دهد که نهی او تنها در حضور جمع تاءثیر می گـذارد. چـنـانچه فاعل منکر، متجاهر بوده و آشکارا خلاف کرده باشد، امر و نهی او به صورت عـلنـی جـایـز، بـلکـه واجـب اسـت ، ولی اگـر مـتـجاهر نباشد، وجوب بلکه جواز امر و نهی (به صورت علنی) مورد اشکال است .[۱۵۶]
۵ ـ اهـمّ و مـهـمّ و دفـع افـسـد به فاسد: اگر تاءثیر امر و نهی ، بر ارتکاب حرام ، یا ترک واجـب ، مـتـوقـف بـاشـد، جایز نیست و وجوب ، ساقط است ، مگر آن که مساءله از امور بسیار مهمی بـاشـد کـه شـارع مـقـدّس بـه تـخـلّف از آن راضـی نـبـاشـد مـثـل قـتـل انـسـان بـی گـنـاه ، ولی آنـچـه را بـرای نـهـی از قـتـل مـرتـکـب مـی شـود بـدیـن اهـمـیـت نـبـاشـد، مـثـل ایـن کـه بـرای جـلوگـیـری از قتل انسانی ، لازم باشد وارد خانه دیگران شود.[۱۵۷]
۶ ـ کـنـایه گویی (به در بگو دیوار بشنود): اگر بداند که امر و نهی او نسبت به کسی که مـعـروف را تـرک کـرده و یـا مـرتـکب منکر شده ،تاءثیری ندارد؛ امّا نسبت به شخص دیگر ـ به شـرطـی کـه روی سـخـن بـا او نـبـاشـد ـ مؤ ثر واقع میشود، واجب است به انگیزه تاءثیر در شخص دوم ، سخن خود را به اوّلی متوجّه سازد.[۱۵۸]
احکام مربوط به احتمال تاثیر
۱ ـ وجـوب امـر به معروف و نهی از منکر، با گمان به تاءثیر نداشتن ، ساقط نمیشود، هر چـنـد این گمان ، قوی باشد. بنابراین ، با احتمال مورد توجه در نزد عقلا، امر و نهی واجب میشود.[۱۵۹]
۲ ـ اگـر بـدانـد کـه امـر و نـهـی او هـم اکـنـون مـؤ ثـر نـیـسـت ، ولی مـی دانـد یـا احـتـمـال مـی دهد که اگر او را امر یا نهی کند، نسبت به آینده مؤ ثر خواهد بود، امر و نهی واجب است .[۱۶۰]
۳ ـ اگر میداند نهی از منکر نه تنها باعث ترک منکر نمیشود، بلکه موجب اصرار بیشتر بر گـنـاه مـی شود و میداند که با (امر به منکر) او منکر را ترک میکند، لازم است به جای نهی از منکر، امر به منکر کند.[۱۶۱]
پرسش
۱ ـ منظور از شرط شناخت معروف و منکر چیست ؟
۲ ـ چهار نمونه از معروف و منکر قابل توجه را نام ببرید.
۳ ـ آمر و ناهی ، چه اموری را باید فرا گیرد، تا در امر و نهی خود مرتکب منکر نشود؟
۴ ـ امر و نهی کسی که جاهل به موضوع و یا حکم است ، چه حکمی دارد؟
۵ ـ روشهای امر و نهی را نام ببرید.
درس دوازدهم
شرایط امر به معروف و نهی از منکر
اصرار بر گناه
مـنـظـور از اصـرار و اسـتـمـرار گـنـاه ، مـداومـت در انـجـام آن نـیـسـت ، بـلکـه ارتـکـاب آن عمل ـ هرچند برای بار دیگر ـ است . بنابراین ، اگر یک بار شراب نوشید و یک بار دیگر هم بنای نوشیدن داشته باشد، نهی از منکر واجب است .[۱۶۲]
بـراسـاس ایـن شـرط اگـر آمـر و نـاهـی بـدانـد کـه گـنـاهـکـار قـصـد تـکـرار عمل خلافی را که انجام داده ندارد، نهی او واجب نیست .[۱۶۳]
توبه از گناه
تـوبـه از گـناه واجب است ؛ بنابراین ، اگر کسی معصیتی مرتکب شود، واجب است فورا توبه کـنـد و در صـورتـی کـه تـوبه کردنش معلوم نشود واجب است او را امر به توبه کنند و همچنین اسـت اگـر در توبه اش شک باشد؛ گفتنی است این وجوب امر به توبه غیر از وجوب نهی از گـنـاهـی اسـت کـه انـجـام داده است . از این رو، اگر میداند که بنای استمرار آن گناه را ندارد، ولی توبه هم نکرده ، باید او را به توبه از گناهی که کرده ، امر کند.[۱۶۴]
احکام مربوط به این شرط
۱ ـ اگـر نـشـانـه هـای تـرک گـنـاه از انـجـام دهـنـده آن ظـاهـر شـود و از آن نـشـانـه هـا، یـقـیـن حاصل شود که تکرار نمیکند، امر و نهی ، واجب نیست .[۱۶۵]
۲ ـ اگر پشیمانی و توبه از او آشکار شد، امر و نهی ، واجب نیست .[۱۶۶]
۳ ـ اگـر نـشـانـهای کـه مـوجب گمان به ترک گناه میباشد از وی ظاهر شد، امر و نهی واجب نیست .[۱۶۷]
۴ ـ اگـر از حـال شـخـصـی یـقـیـن یـا اطـمـیـنـان حـاصـل شـد، یـا از دلیـل مـعـتـبـر دیـگـری مـعـلوم گـردیـد که قصد انجام معصیتی را دارد، هرچند هنوز مرتکب نشده ، جلوگیری از آن واجب است .[۱۶۸]
مفسده نداشتن
شرط چهارم وجوب امر به معروف و نهی از منکر آن است که بر امر و نهی مفسدهای مترتب نشود. بـنـابـرایـن ، اگـر بـدانـد یـا گمان کند که نهی او موجب ضرر جانی ، یا آبرویی ، یا مالی قابل توجهی بر او یا بر یکی از خویشان ، یاران و همراهانش میشود، نهی کردن واجب نیست و از او سـاقـط مـی شـود؛ بـلکـه هـمـچـنـیـن اسـت اگـر بـه خـاطـر احـتـمـال مورد توجه عقلا ترس چنین ضرری را داشته باشد (واجب از او ساقط میشود)، و ظاهر آن است که بقیه مؤ منان نیز به خویشان و دوستانش ملحق میشوند.[۱۶۹]
در توضیح این شرط، تذکر نکات زیر لازم است :
۱ ـ فریضه امر به معروف و نهی از منکر بر اساس مصالحی بر امّت اسلامی واجب شده است و آنان موظفند که این فریضه را در میان خود زنده کنند.
۲ ـ ترک این فریضه به طور قطع مفسده دارد و پیامدهای نامطلوبی به بار میآورد.
۳ ـ برپایی این فریضه گاهی موجب مفسده و ضرر میشود و مصالح امر به معروف و نهی از مـنـکـر بـا مـفـسـده یـاد شـده ، مـزاحـمـت مـی کـنـد. در چـنـیـن مـواردی بـر اسـاس (قـاعـده اهـمّ و مهمّ)[۱۷۰] باید مصالح و مفاسد را سنجید؛ در جایی که مصلحتها با هم مزاحمت کنند، بـایـد مصلحت مهم تر را برگزید، جایی که مفاسد با مصالح مقابله کنند، هر کدام مهم تر است مـقـدّم مـی شـود و هـر جا هم که مفاسد با یکدیگر در تعارض باشند باید آن موردی را که مفسده کمتری دارد، برگزید.
۴ ـ مـعـروف و مـنـکـر گـاهـی از امـور پـر ارزش و مـهـم اسـت و کیان اسلام و حوزه اسلامی به آن وابـسـتـه اسـت ، مـانـنـد جـان ، مـال و آبـروی مـسـلمـانـان ، اصـول دیـن یـا مـذهب ، آثار اسلام و شعایر اسلامی ، حفظ قرآن مجید، حفظ عقاید مسلمانان ، احکام ضـروری دیـن ، عـزّت ، شـوکـت و اسـتـقـلال کشور اسلامی در عرصههای گوناگون سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و مانند اینها.
گـاهـی نیز معروف و منکر از امور فرعی و فردی است و نسبت به کیان اسلام و حوزه اسلامی از اهمیت کمتری برخوردار است ، مانند امرکردن فرد خاصی به نماز و نهی او از گناه .
مرز امر به معروف و نهی از منکر
معروف و منکر ـ همان طور که گذشت ـ گاهی از امور بزرگ و مهم و زمانی نیز از امور کم اهمیت و فـردی اسـت . بـرای بـرپـایـی مـعـروف هـای مـهم و ریشه کنی منکرات بزرگ ، باید از جان ، مـال و آبـرو هم گذشت . ولی در امور کم اهمیت چنین نیست . بر این اساس شرط (نبودن مفسده) و دیـگـر شرایط امر و نهی مربوط به قسم دوم است . چنان که بعضی از فقهای بزرگ نیز به این نکته اشاره کردهاند.
مرحوم محمد جواد مغنیه ، ذیل شرط چهارم امر و نهی مینویسد:
شایسته است اشاره کنیم به این که این شرط تنها به مخالفت (فروع دین) [۱۷۱] اختصاص دارد. اما در صورتی که بر (دین و اصول آن) خوف (ضرر) باشد، در این صورت ، جهاد و صرف جان و مال واجب است .[۱۷۲]
مـرحـوم آیـة الله حـکـیـم نـیـز در پاسخ این استفتا که : (در رساله عملیه شما، در باب امر به مـعـروف و نـهی از منکر آمده است که امر به معروف و نهی از منکر، باید مستلزم ضرری به جان یـا آبـرو و مـال نباشد. در حالی که در تاریخ اسلام ، مؤ منان صالحی ، این فریضه را انجام دادنـد و در ایـن راه مـصـائب و سـخـتـی هـای فـراوان ، متحمل شدند، آیا این عمل آنان ، عمل صحیحی نبوده است ؟) میفرماید:
شـرایـطی که برای امر به معروف و نهی از منکر بیان نمودهایم و فقها رضوان الله علیهم ، ذکـر کـرده انـد، شـرایـطـی اسـت کـه بـرای نـهـی از مـنـکـرات مـتـعـارف ، بـیـان شـده اسـت ، مـثـل تـرک نـمـاز، یـا شـرب خـمـر، یـا تـجـاوز بـه امـوال مـردم و امـثـال ایـن هـا، [یـعـنـی ] اموری که با اساس دین سر و کار ندارد و کیان اسلام را به خطر نمی انـدازد؛ امـا مـنـکـراتـی کـه وقـوع آن هـا اسـاس دیـن را مـتـزلزل مـی کـند، دفع آن امور واجب است و فداکاری در راه محافظت اساس دین و کیان اسلام به مـال و جـان ، واجـب اسـت . چـنان که برای حفظ کیان اسلام در بسیاری از اعصار و بلاد، جهاد واجب بوده و میباشد و آن عملی که این مؤ منان انجام دادهاند و ضربههایی که در این راه به آنان وارد شده ، از این نوع دوم بوده است .[۱۷۳]
بنابراین ، امر به معروف در موضوعات کم اهمیت ، مرز مشخصی دارد و آن عبارت از مفسده نداشتن و خـالی بـودن از ضرر است . به عنوان مثال ، اگر کسی کوچه را کثیف کرده باشد، باید او را امـر و نـهـی کـرد، ولی شـایـسـتـه نـیـسـت کـه انـسان در این گونه موارد پافشاری کند و جان ، مال و آبروی خود را در معرض خطر قرار دهد.
امـا امـر و نـهـی در مـوضـوعـات ارزشـمـنـد و مورد اهتمام شارع مقدس ، مرز نمیشناسد و هیچ امر محترمی نمیتواند با آن برابری کند و جلو امر و نهی را بگیرد.
احکام امر و نهی در امور متعارف
با توجه به توضیحات یاد شده ، مسائل زیر به امر و نهی در این گونه موضوعات مربوط میشود:
۱ ـ اگـر نـاهی بداند یا گمان کند که نهی او سبب وارد شدن ضرر جانی ، مالی یا آبرویی ـ هرچند در آینده ـ خواهد شد، تکلیف از او ساقط است .[۱۷۴]
۲ ـ چـنـانچه بر جان یا آبروی خود یا مؤ منان بترسد، نهی کردنش حرام است ، در صورتی هم که بر اموال قابل توجه مؤ منان بترسد، نهی کردن حرام است .[۱۷۵]
۳ ـ اگـر بـر پـا داشـتـن واجـب یـاجـلوگـیـری از مـنـکـر بـر صـرف مـال قـابـل تـوجه متوقّف باشد، هزینه کردنش واجب نیست ، لیکن چنان چه در حرج و مشقّت واقع نـشـود، خـوب اسـت که آن را هزینه کند، ولی اگر مورد امر و نهی از مسائلی است که در اسلام ، اهمیت زیادی دارد، خرج کردن چنین مالی واجب است .[۱۷۶]
احکام امر و نهی در امور مهم
۱ ـ اگـر مـعـروف یـا مـنـکـر از امـوری بـاشـد که شارع اقدس به آن اهمیت میدهد مانند حفظ جان گـروهـی از مـسـلمـانـان و هـتـک حـرمـت نـوامـیـس آن هـا، یـا از بـیـن بـردن آثـار اسـلام و مـحـو دلیـل (حـقـانیت) اسلام ، به طوری که موجب گمراهی مسلمانان گردد یا از بین بردن بعضی از شـعـائر اسـلام مـانـنـد بـیـت الله الحـرام بـه طـوری کـه آثـار و مـحـل آن مـحـو شود و مانند اینها، باید ملاحظه مهمتر بودن را نماید و هر ضرری اگرچه ضرر جانی باشد یا حرج ، موجب رفع تکلیف نمیباشد. پس اگر برپایی حجتهای (حقانیت) اسلام بـر بـذل جـان یا جانها متوقف باشد ظاهر آن است که واجب باشد چه رسد به این که در ضرر یا حرجی که کمتر از بذل جان است واقع شود.[۱۷۷]
۲ ـ اگـر بـدعـتـی در اسـلام واقع شود مثل منکراتی که دولتها به اسم دین مبین اسلام اجرا می کـنـنـد، اظهار حق و انکار باطل ، ـ به ویژه بر علمای اسلام ـ واجب است و اگر سکوت علمای اعلام مـوجـب هـتـک مـقـام عـلم و اسـائه ظـن بـه عـلمـای اسـلام شـود، اظـهـار حـق بـه هـر شکل ممکن ، واجب است ، اگرچه بدانند تاءثیر نمیکند.[۱۷۸]
۳ ـ اگـر ورود بـعـضی علمای اعلام در دستگاه ظالمان موجب جلوگیری از مفسدهها و منکرات شود، تـصـدّی آن امـر، واجـب اسـت ، مـگـر آن کـه مـفـسـده مـهـم تـری در آن بـاشـد، مـثـل آن کـه تـصـدی آن هـا باعث سستی عقاید مردم یا سلب اعتماد آنها به علما گردد، که در این صورت ، جایز نیست .[۱۷۹]
شرایط دیگر
عـدالت و عـامـل معروف و تارک منکر بودن برای آمر و ناهی شرط نیست ؛ بنابراین ، اگر آمر و ناهی ، خود مرتکب حرام شوند، در صورت اجتماع شرایط، واجب است که دیگری را از ارتکاب آن نهی کنند، همان طور که ارتکاب آن برای خودشان نیز حرام است .
هـمـچـنـیـن اگر خود، واجبی را ترک کرده باشند، در صورت اجتماع شرایط، واجب است دیگری را بـه هـمـان واجـب ، امـر کـنـنـد هـمـان طـور کـه واجـب اسـت خـودشـان نـیـز بـه آن ، عمل کنند.[۱۸۰]
پرسش
۱ ـ مفسده نداشتن امر و نهی به چه معناست ؟
۲ ـ آیا امر به معروف و نهی از منکر دارای مرز است ؟
۳ ـ هـزیـنـه کـردن مـال قابل توجه در جایی که برپایی واجب یا جلوگیری از منکر به آن متوقف است چه حکمی دارد؟
۴ ـ حکم امر به معروف و نهی از منکر در موضوعات مورد اهتمام شارع مقدس چیست ؟
۵ ـ آیـا امـر بـه مـعـروف و نـهـی از مـنـکـر بـر کـسـی کـه خـود عامل معروف و تارک منکر نیست ، واجب است ؟
درس سیزدهم
مراتب امر به معروف و نهی از منکر
فـریـضـه امـر بـه مـعـروف و نـهـی از مـنـکـر بـر طـبـق روایـات اهل بیت : در سه مرتبه (انکار قلبی) ، (انکار زبانی) و (انکار عملی) ترسیم شده است . چنان که حضرت علی (ع) میفرماید:
(مَنْ تَرَکَ اِنْکارَ الْمُنْکَرِ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ وَ یَدِهِ فَهُوَ مَیِّتٌ بَیْنَ الاْحْیاءِ)[۱۸۱]
کسی که نهی از منکر را به وسیله قلب ، زبان و دستش ترک کند، مردهای در میان زندگان است .<br/
امام باقر(ع) نیز ضمن بیان مطالبی دربارهٔ وجوب امر به معروف و نهی از منکر فرمود:
(فَاَنْکِرُوا بِقُلُوبِکُمْ وَ الْفَظُوا بِاَلْسِنَتِکُمْ وَ صَکُّوا بِها جِباهَهُمْ وَ لا تَخافُوا فِی اللّهِ لَوْمَةَ لائِمٍ)[۱۸۲]
بـا قلبها انکار کنید، با زبانها سخن بگویید و بدین وسیله بر پیشانی آنها محکم بکوبید و در راه خدا از سرزنش ملامت کنندگان نهراسید.
مـراعـات کـردن تـرتـیـب ، میان این مراحل سه گانه ضروری است . بر این اساس ، چنان چه با عمل به مرتبه پایین تر مقصود حاصل شود، عمل به مرتبه بعدی جایز نیست .
اینک توضیح هر یک از مراحل :
انکار قلبی
مـفـهـوم (انـکـار قـلبی) این است که انسان در برابر ترک معروف و انجام منکر، کاری کند که نـشـانـگـر انـزجـار و کـراهـت قـلبـی وی از مـنـکـر یـا تـرک معروف باشد، به طوری که طرف مقابل به درستی بفهمد وی با این رفتار و واکنش ، از او میخواهد که منکر را ترک و معروف را انجام دهد.
(انکار قلبی) با (تنفر قلبی و نارضایتی محض) از ارتکاب خلاف ، تفاوت دارد؛ چراکه نارضایتی ، امری قلبی است و در هر حالی واجب بوده ، مشروط به هیچ شرطی نیست . چنان که راضـی بـودن بـه ارتـکاب خلاف نیز حرام است .[۱۸۳] ولی منظور از انکار قلبی ، همان طور که گذشت آشکار کردن انزجار قلبی با انجام کار و واکنشی است که نشان دهنده انکار و درخواست انجام معروف و ترک منکر باشد. چنان که فقیه وارسته شیخ محمدحسن نجفی (ره) مینویسد:
عدم رضایت به گناه هر چند از آثار ایمان است ، چه این که خشنودی بدان حرام شمرده میشود، ولی این عدم رضایت ، (امر و نهی) نیست . همچنین بغض (نسبت به انجام گناه و ترک واجب) تا وقتی ابراز نشده باشد، مصداق امر و نهی نخواهد بود. ازاین رو، برای این که امر به معروف و نهی از منکر تحقق یابد، باید انکار قلبی با ضمیمه دیگری ظهور یابد.[۱۸۴]
بنابراین ، میتوان گفت که اظهار تنفر و انزجار قلبی ، مرحله نخستین امر به معروف و نهی از منکر است .
درجات انکار قلبی
انکار قلبی درجاتی دارد و آنها عبارتند از:
۱ ـ روی هم گذاشتن چشم (غمض عین)
۲ ـ چهره در هم کشیدن و اخم کردن
۳ ـ روی گرداندن از شخص خاطی
۴ ـ قهر کردن ، ترک مراوده و معاشرت و ... .[۱۸۵]
ضرورت تشخیص موارد
در انـتـخـاب شـیوه امر و نهی و به کارگیری هر یک از درجات یاد شده در انکار قلبی ، توجه به میزان تاءثیرگذاری آنها ضرورت دارد.
آمـر و ناهی باید دقت کند که کدام درجه از درجات یاد شده تاءثیر بیشتری در بازداری شخص خـلاف کـار خـواهـد گـذاشـت ، هـمـان را بـرگـزیـنـد. بـه عـنـوان مثال قهر کردن و ترک معاشرت را نمیتوان به صورت کلی و نسبت به همه موارد، به عنوان مرتبهای از امر و نهی تجویز کرد. شهید مطهری (ره) در این باره میفرماید:
شخصی دوست شماست ، بایکدیگر صمیمی و محشور هستید، روابطتان بایکدیگر دوستانه است ، رفـت و آمـد داریـد، با هم گرم میگیرید، مسافرت میروید، میانتان هدایایی مبادله میشود. یـک وقـت اطـلاع پـیـدا مـی کـنـیـد کـه هـمـیـن رفـیـق صـمـیـمـی شـمـا دچـار فـلان عـمـل زشـت شده ، فلان گناه قطعی و مسلم را مرتکب میشود، یکی از اقسام تنبیه که در مواردی باید انجام شود این است که شما نسبت به او سردی نشان دهید، بی اعتنایی کنید و آن صمیمیتی کـه در گـذشـتـه بـه او نشان میدادید بعد از این نشان ندهید، ولی این در موردی است که اگر شما با آن شخصی که با او صمیمیت دارید قطع رابطه کنید و نسبت به او سردی نشان بدهید، این عمل شما نسبت به او تنبیه تلقی شود، یعنی تحت یک زجر و شکنجه روحی قرار گیرد و این عـمـل شـمـا در جـلوگـیری از کار بد او تاءثیر داشته باشد و گرنه مواردی هم هست که کسی ، فـرزنـد شـمـا، دوست شما، مبتلا به عادت زشتی شده است و رابطه او با شما روی عادتی است کـه از گـذشـتـه داشـتـه اسـت ، چـه بـسـا از ایـن کـه شـمـا بـا او قـطـع رابـطـه کـنـیـد اسـتـقـبـال مـی کـنـد تـا او هـم بـا شـمـا قـطـع رابـطـه کـنـد و آزادتـر دنـبـال مـنـکـرات و کـارهـای زشـت بـرود، در این جا قطع رابطه شما با او نه تنها اثر تنبیهی نـدارد، بـلکـه اثـر تـشـویـقـی نـیـز دارد، یـعـنـی او را بـیـشـتـر در کار خود آزاد میگذارید و درعمل به آن کار تشویق میکنید. در چنین مواردی قطع رابطه درست نیست .[۱۸۶]
احکام انکار قلبی
۱ ـ اگـر در ایـن مـرتـبـه [انـکـار قـلبـی ] درجـاتـی بـاشـد، لازم اسـت بـا احـتـمـال تـاءثـیـر درجـه خـفـیـف تـر، بـه هـمـان اکـتـفـا کـنـد، مـثـلاً اگـر احـتـمـال مـی دهـد کـه بـا ترک تکلم با او، مقصود حاصل میشود، به همان اکتفا کند و به درجه بـالاتـر، عـمـل نـکـنـد، بـه ویـژه اگـر طـرف ، شـخـصـی اسـت کـه ایـن نـحـو عمل موجب هتک او میشود.[۱۸۷]
۲ ـ اگـر اعـراض نـمـودن و تـرک مـعـاشـرت بـا مـعـصـیـت کـار مـوجـب تـخـفـیف معصیت میشود یا احـتـمال بدهد که موجب تخفیف میشود، واجب است اگرچه بداند موجب ترک بکلی نمیشود و این امر در صورتی است که با مراتب دیگر، نتواند از معصیت جلوگیری کند.[۱۸۸]
۳ ـ اگـر عـلمـای اعـلام احـتـمال بدهند که اعراض از ظلمه و سلاطین جور، موجب تخفیف ظلم آنها میشود، واجب است از آنها اعراض کنند و اعراض خود را به ملت مسلمان بفهمانند.[۱۸۹]
۴ ـ اگـر مـراوده و معاشرت علمای اعلام با ظلمه و سلاطین جور، موجب تخفیف ظلم آنها شود، باید ملاحظه کنند که آیا ترک معاشرت اهم است ؛ زیرا ممکن است معاشرت موجب سستی عقاید مردم شود و مـوجـب هـتـک اسـلام و مـراجـع اسـلام شـود، یـا تـخـفـیـف ظـلم ، پـس هـر کـدام اهـم اسـت ، بـه آن عمل کنند.[۱۹۰]
۵ ـ اگـر مـعـاشـرت و مـراوده عـلمـای اعـلام بـا ظـلمه ، خالی از مصلحت راجحه ملزمه باشد، نباید معاشرت کنند؛ زیرا این امر موجب اتهام آنها خواهد شد.[۱۹۱]
۶ ـ اگر ارتباط علمای اعلام با ظلمه ، موجب تقویت آنها، یا تبرئه آنها پیش افراد بی اطلاع ، یا جراءت آنها، یا هتک مقام علم شود، ترک آن واجب است .[۱۹۲]
۷ ـ کسانی از قبیل بعض تجار و کسبه که مقاصد ظلمه را ترویج میکنند و به جشنها، معاصی و ظلم آنها کمک میکنند، بر مسلمانان لازم است که آنها را نهی کنند و اگر تاءثیر نکرد، از آنها اعراض کنند و با آنها معاشرت و معامله نکنند.[۱۹۳]
پرسش
۱ ـ مراتب امر به معروف و نهی از منکر را نام ببرید.
۲ ـ منظور از (انکار قلبی) چیست ؟
۳ ـ درجات انکار قلبی را بیان کنید.
۴ ـ آیـا مـی تـوان تـرک مـعـاشـرت را نـسـبت به همه موارد امر و نهی ، به عنوان یکی از مراتب تجویز کرد؟
۵ ـ خـشـنـودی بـه انـجـام مـنـکـرات و تـرک مـعـروف و هـمـچـنـیـن کـراهـت قـلبـی نـسـبـت بـه فعل منکر و ترک معروف چه حکمی دارد؟
درس چهاردهم
مراتب امر به معروف و نهی از منکر
انکار زبانی
مـنـظـور از (انـکـار زبـانـی) ایـن اسـت کـه انـسـان ، تـارک مـعـروف و فاعل منکر را به وسیله زبان مورد امر یا نهی قرار دهد.
درجات انکار زبانی
انکار با زبان نیز درجات مختلفی دارد که عبارتند از:
۱ ـ موعظه و ارشاد با سخنان نرم و گشاده رویی
۲ ـ تحکُّم و امر و نهی الزامی
۳ ـ تشدید در گفتار و تهدید بر مخالفت .[۱۹۴]
احکام انکار زبانی
۱ ـ اگـر انـسـان مـی دانـد کـه بـا مـرتـبـه اول امـر بـه مـعـروف و نـهـی از مـنـکـر مـقـصـود حـاصـل نـمـی شـود، واجـب اسـت کـه بـا مـرتـبـه دوم [امـر و نـهی با زبان ] اقدام کند؛ البته در صورتی که احتمال تاءثیر بدهد.[۱۹۵]
۲ ـ اگـر احـتـمـال دهـد کـه مـطـلوب بـا مـوعـظـه ، ارشـاد و سـخـنـان نـرم حاصل میشود، این کار لازم است و فراتر از آن جایز نیست .[۱۹۶]
۳ ـ اگـر بـدانـد کـه ایـن شـیـوه گـفـتـار اثـری نـخـواهـد داشـت ، بـایـد بـا احـتـمال تاءثیر، امر و نهی الزامی کند و واجب است که در این مورد مراعات (اَلاْیْسَرُ فَالاْیْسَرُ) را بـنـمـاید؛ به این معنا که امر و نهی الزامی خود را با لطف و رحمت و محبّت همراه سازد و از آن پـا فـراتـر ننهد به ویژه در جایی که امر و نهی الزامی و تحکّم موجب بی احترامی و هتک حرمت فاعل منکر شود.[۱۹۷]
۴ ـ اگـر جـلوگـیـری از مـنـکر و اقامه معروف به درشت گویی و تهدید بر مخالفت ، بستگی دارد، چـنـیـن کـاری جـایـز اسـت و بـایـد ایـن کـار را بـا دوری و اجـتـنـاب از دروغ انـجـام دهد.[۱۹۸]
۵ ـ جـایـز نیست که انکار با کارهای حرامی مانند دشنام ، دروغ و اهانت همراه شود، مگر در مواردی کـه مـنـکـر در نـظـر شـارع چـنـان اسـت کـه بـه هـیـچ وجـه ، بـه تـحـقـق آن رضـایـت نـدارد، مثل کشتن انسان بی گناه .[۱۹۹]
۶ ـ اگـر بـعـضـی از درجـات امـر و نـهـی زبـانـی ، بـاعـث اذیـت کـمـتـری ، نـسـبـت بـه مـرتـبه اوّل بـاشـد، بـایـد بدان بسنده کرد؛ بر فرض ، اگر موعظه و ارشاد با گشاده رویی و نرم زبـانـی مـؤ ثـر واقـع میشود و یا احتمال تاءثیر آن وجود دارد و از طرفی اذیّت آن نسبت به قـطع رابطه و اعراض کمتر است ، باید به ارشاد و موعظه پرداخت و جایز نیست از آن فراتر رود.
بـطـور کـلی کـسـی کـه مـی خواهد امر به معروف و نهی از منکر کند، باید ملاحظه (مراتب) و (اشـخـاص) را بـنـمـایـد و کـار را از مـخـتـصـر شـروع کـنـد تـا بـه قـوی تـر از آن برسد.[۲۰۰]
انکار عملی
مـنـظـور از (انـکـار عـمـلی) امـر بـه مـعـروف و نـهـی از مـنـکـر کـردن بـا تـوسـل بـه زور و قـدرت است ؛ به این معنا که اگر آمر و ناهی بداند یا اطمینان داشته باشد که شخص خاطی ، جز با اعمال زور و جبر از منکر دست بر نمیدارد، یا تن به انجام واجب نمیدهد، باید در امر و نهی از این مرتبه استفاده کند.
شهید مطهری در توضیح این مرتبه میفرماید:
مرحله سوم ، مرحله عمل است ؛ گاهی طرف در درجهای و درحالی است که نه (اعراض و هجران) ما تاءثیری بر او میگذارد و نه میتوانیم با (منطق و بیان و تشریح مطلب) او را از منکر بـاز داریـم . بـلکـه بـایـد وارد عـمـل شـویـم ... وارد عـمـل شدن مختلف است ؛ معنای وارد عمل شدن تنها زور گفتن نیست ، کتک زدن و مجروح کردن نیست . البـتـه نـمی گویم در هیچ جا نباید تنبیه عملی شود، بلکه مواردی هم هست که جای تنبیه عملی اسـت . اسـلام دینی است که طرفدار (حدّ) است ، طرفدار (تعزیر) است ، یعنی دینی است که معتقد است مراحل و مراتبی میرسد که مجرم را جز تنبیه عملی ، چیز دیگری بیدار نمیکند و از کار زشت باز نمیدارد... .[۲۰۱]
این مرحله نیز درجههای گوناگونی دارد که بعضی از آنها به قرار زیر است :
۱ ـ جـلوگـیـری مـستقیم از انجام گناه ؛ به وسیله حایل شدن میان شخص و گناه ، دور کردن او از مجلس گناه ، تصرف در ابزار گناه مانند ریختن شراب و ... .
۲ ـ جلوگیری از وارد شدن گناهکار به محلّ گناه .
۳ ـ سخت گرفتن بر گناهکار و در تنگنا قراردادن او و مانند اینها.[۲۰۲]
البـتـه هـر یـک از ایـن درجـه هـا در صـورتـی بـایـد مـورد عمل قرار گیرد که جلوگیری از منکر و اقامه معروف به آن بستگی داشته باشد.
احکام انکار عملی
۱ ـ اگـر جـلوگـیـری از مـنـکـر، بـا فـاصـله انـداخـتـن بـیـن فـاعـل و منکر، امکان پذیر باشد، در صورتی که این اقدام محذور کمتری از کارهای دیگر دارد، باید به همین مقدار اکتفا کند.[۲۰۳]
۲ ـ اگـر ایـن فـاصـله انـداخـتـن ، مـسـتـلزم آن اسـت کـه در کـار فـاعـل دخـالتـی کـنـد. مـثل این که دست او را بگیرد، یا او را کنار بکشد. یا مستلزم آن است که در لوازم فـعـل مـنـکـر تـصـرفـی کـنـد، مـثـل ایـن کـه ظـرف شـراب را بـر دارد، یـا چـاقـو را بـه محل دیگری ببرد، این گونه از تصرفات ، جایز، بلکه واجب است .[۲۰۴]
۳ ـ اگـر بـرای جـلوگـیـری از مـنـکـر لازم اسـت کـه وارد خـانـه شـخـص خـلاف کـار شود، یا در امـوال او ـ مـثـل فرش و اثاث منزل ـ تصرف کند، چنان چه منکر از اهمیت خاصی برخوردار باشد مـثـل قـتـل نـفـس ، مـانـعـی نـدارد، ولی در غـیـر ایـن گـونـه مـوارد، ایـن گـونـه تـصـرفـات اشکال دارد، اگرچه جواز بعضی از مراتب آن در بعضی از منکرات بعید نیست .[۲۰۵]
۴ ـ اگـر جـلوگـیـری از مـنـکـر بـه وقـوع ضـرری بـر فـاعـل مـنـجـر شـود بـه طـوری کـه ایـن اضـرار لازمـه مـدافـعـه بـاشـد، مـثـل این که جام شراب یا چاقوی او بشکند، ناهی از منکر، ضامن نخواهد بود، ولی اگر از سوی انـجـام دهـنـده گـنـاه ، بـه وی ضـرری وارد شـود، فـاعـل مـنـکـر ضـامـن و گـنـاهـکـار خـواهـد بود.[۲۰۶]
۵ ـ اگـر آمـر و نـاهـی ، ضـررهـایـی واردکـنـد کـه لازمـه جـلوگـیـری نـبـاشـد، مثل این که صندوقی را که آلات قمار در آن قرار دارد بشکند، کار حرامی مرتکب شده و ضامن است .[۲۰۷]
۶ ـ اگـر در جـلوگـیـری از مـنـکـر از مـقـدار لازم تـجـاوز کـنـد و ضـرری مـتـوجـه فاعل منکر شود، ضامن خواهد بود و این زیاده روی حرام است .[۲۰۸]
پرسش
۱ ـ منظور از (انکار زبانی) چیست ؟
۲ ـ درجات انکار زبانی را نام ببرید.
۳ ـ استفاده از کارهای حرامی مانند دشنام دادن ، اهانت کردن در انکار زبانی چه حکمی دارد؟
۴ ـ (انکار عملی) چیست ؟ و درجات آن ، کدام است ؟
۵ ـ در چـه صـورتی میتوان برای جلوگیری از منکر وارد خانه شخص خلاف کار شد و یا در اموالش تصرّف کرد؟
درس پانزدهم
مراتب امر به معروف و نهی از منکر
کیفیت اجرای امر به معروف و نهی از منکر
در زمـان حـاضر که حکومت جمهوری اسلامی بر کشور و ملت ما، سایه افکنده و میتوان مواردی را کـه بـه اِعـمـال زور و قـدرت و تـصـرّف در مـال و جـان فـاعـل مـنـکر، نیاز دارد، به حکومت و مسؤ ولان نیروی انتظامی و دستگاه قضایی ارجاع داد، وظیفه مـردم ایـن اسـت کـه در امر و نهی خود به انکار قلبی و زبانی ، بسنده کنند و موارد یاد شده را به مقامات مسؤ ول ارجاع دهند، تا آنان طبق قانون با افراد گناهکار و متخلف برخورد کنند، ولی در زمانی که طاغوت بر جامعه حکومت میکند بر مکلفان واجب است که با اجتماع شرایط، مراتب سـه گـانـه را بـه تـرتـیـب ، مـراعـات کـنـنـد، تـا غـرض از امـر و نـهـی حاصل شود.
بـنـابـرایـن ، مـسـائل و احکام مربوط به مرتبه انکار عملی که به اذن حاکم شرع و ولی فقیه مـشـروط شـده اسـت ، بـه ارجـاع دادن مـوارد یـاد شـده بـه مـقـامـات مـسـؤ ول و دسـتـگـاه قـضایی حمل میشود. از این رو، اگر مکلف ، در جامعه به منکراتی برخورد کند کـه جـلوگـیـری از آن بـه اعـمـال قـدرت ، کـتـک زدن ، حـبـس کـردن ، مـجـروح کـردن و بـه قـتـل رسـانـدن تـوقـف دارد، مـراتـب را بـه مـقـامـات مـسـؤ ول گزارش دهد و در این زمینه ، همکاری لازم را با آنان داشته باشد.
اینک ، با توجه به این مطلب ، به بیان چند نکته در توضیح بیشتر انکار عملی میپردازیم .
اذن در انکار عملی
چنان چه انکار عملی و استفاده از قدرت ، به کتک زدن ، زندانی کردن ، زخمی یا کشته شدن و... بـینجامد، باید از مجتهد جامع الشرایط و حاکم شرع اجازه گرفته شود. همان طور که ذکر شد امـور مـربـوط بـه انـکـار عـمـلی در زمـان اسـتـقـرار حـکـومـت اسـلامـی بـه مـقـامـات مـسـؤ ول ارجاع داده میشود:
اسـتـفـتـاء ـ آیـا در مـواردی کـه راه جـلوگـیـری از وقـوع مـنـکـر مـنـحـصـر بـه ایـجـاد مـانـع بـین فـعـل حـرام و فـاعل آن و آن هم متوقّف بر کتک زدن وی یا زندانی کردن و سخت گفتن بر او و یا تـصـرف در اموال وی هر چند با تلف کردن آن باشد، میتوان بدون کسب اجازه از حاکم ، اقدام به آن از باب نهی از منکر نمود؟
جـواب ـ ایـن مـوضـوع حـالات و موارد مختلفی دارد، به طور کلی مراتب امر به معروف و نهی از مـنـکـر اگـر مـتـوقـف بـر تـصـرّف در نـفـس یـا مـال کـسـی کـه فـعـل حـرام را بـجـا آورده نـبـاشـد، احـتیاج به کسب اجازه از کسی ندارد، بلکه این مقدار بر همه مـکلفین واجب است . ولی مواردی که امر به معروف و نهی از منکر متوقف بر چیزی بیشتر از امر و نـهـی زبـانـی بـاشـد، اگـر در سـرزمینی باشد که دارای نظام و حکومت اسلامی است و به این فـریـضه اسلامی اهمیت میدهد، احتیاج به اذن حاکم و مسؤ ولین ذی ربط و پلیس محلی و دادگاههای صالح دارد.[۲۰۹]
مسائل مربوط به اذن در انکار عملی به قرار زیر است :
۱ ـ اگـر مـطـلوب (جـلوگـیـری از گـنـاه) جـز بـا زدن و آسـیـب رسـانـدن حـاصـل نـشـود، بـا مـراعـات (اَلاْیـْسـَرُ فـَالاْیـْسَرُ) و (اَلاْسْهَلُ فَالاْسْهَلُ) (که ابتدا کمترین و آسانترین مرحله و در صورتی که مؤ ثر نشد به تدریج مرحله بالاتر را اجرا کند) جایز است و سزاوار است که از فقیه جامع الشرایط اجازه گرفته شود، بلکه در حبس کردن و ایجاد حَرَج و مشقّت و مانند آن نیز شایسته است اجازه بگیرد.[۲۱۰]
۲ ـ چـنـانچه انکار، موجب مجروح یا کشته شدن شود، بدون اذن امام (ع) جایز نیست و در این زمان فقیه جامع الشرایط ـ با وجود شرایط ـ جای امام (ع) است .[۲۱۱]
اقامه حدود در زمان غیبت
در زمـان غیبتِ ولیّ امر(ع)، نوّاب عام آن حضرت ـ یعنی فقهای جامع شرایط فتوا و قضاوت ـ در اجـرای امـور سـیـاسـی و هـر چـه کـه مـربـوط بـه امام (ع) است به جز جهاد ابتدایی جانشین آن حضرتند.[۲۱۲]
بر نوّاب عامّ (آن حضرت) واجب کفایی است در صورتی که دستشان باز و ترسی از حکّام ظالم نباشد، به قدر ممکن و در صورت امکان ، به امور فوق قیام نمایند.[۲۱۳]
وظیفه مردم
بـر مـردم نـیـز واجب کفایی است که در صورت امکان ، فقیهان را در اجرای امور سیاسی اسلام و غـیـر آن هـا از امـور حـسبیّه [۲۱۴] که در زمان غیبت از مختصات آنان است ، کمک کنند و در صورت عدم امکان به هر قدری که میسور و ممکن است (مساعدت نمایند.)[۲۱۵]
تصدّی امور از طرف حاکمان ستمگر
۱ ـ تـصـدی حـدود، قضاوت و مانند آن به نمایندگی از حاکم ستمگر، جایز نیست ، تا چه رسد بـه اجـرای سیاسات (و تعزیرات) غیر شرعی ، بنابراین ، اگر از طرف او با اختیار متصدّی شود و موجبات ضمان را ایجاد کند، ضامن است و کارش ، گناه کبیره است .[۲۱۶]
۲ ـ اگر فقیه جامع الشرایط در اجرای حدود و تعزیرات ، قضاوت و مانندآن ، کاری را به جهت مـصـلحـتـی از طرف حاکم ستمگر، بپذیرد، جایز، بلکه بر او واجب است که حدود شرعی را اجرا کـنـد و بـرطـبق موازین شرعی قضاوت نماید و متصدی امور حسبیه شود و حق ندارد از حدود الهی تجاوز کند.[۲۱۷]
۳ ـ اگر فقیه ببیند که پذیرش مسؤ ولیت از سوی ظالم ، موجب اجرای حدود شرعی و سیاسات الهـی مـی بـاشـد، بـر او واجب است چنین پستی را بپذیرد، مگر این که پذیرش او مفسده بزرگ تری داشته باشد.[۲۱۸]
پرسش
۱ ـ مرتبه انکار عملی در امر و نهی در زمان استقرار حکومت اسلامی به عهده کیست ؟
۲ ـ آیا اذن حاکم شرع در مرتبه انکار عملی لازم است ؟
۳ ـ چگونگی دفاع از جان انسان بی گناه در مقام انکار عملی را بیان کنید.
۴ ـ اقامه حدود در زمان غیبت به عهده کیست ؟
۵ ـ تصدّی امور حدود و قضاوت از طرف حاکمان ستمگر چه حکمی دارد؟
درس شانزدهم
آداب امر به معروف و نهی از منکر
امر به معروف و نهی از منکر، آداب ویژهای دارد که مراعات کردن آنها درجه تاءثیرگذاری امر و نـهـی را بـیـشـتـر کرده ، موجبات ترویج نیکیها، ریشه کنی مفاسد و هدایت مردم را فراهم می سـازد. خـلوص نـیـّت ، عـامـل بـودن آمـر و نـاهـی ، راءفـت و مـهـربـانـی ، پرهیز از خودخواهی و خودستایی ، مراعات مصلحت طرف مقابل ، توجه به عیبهای خود و... از جمله همین آداب است .
اینک به بیان دو مساءله در این باره میپردازیم .
۱ ـ آمر به معروف و ناهی از منکر در امر و نهی و مراتب انکار خود، سزاوار است که :
الف ـ مانند پزشک معالج دلسوز و پدری مهربان ، مصلحت افراد را مراعات کند.
ب ـ انکارش ، لطف و رحمت (خاص برای شخص خلافکار و عام برای امّت) باشد.
ج ـ نیّت خود را فقط برای رضای خداوند بزرگ خالص کند.
د ـ امر و نهی خود را از آلودگیهای هواهای نفسانی و اظهار بزرگی خالص نماید.
هـ خـود را مـنـزّه و بـرتـر از گـنـاهـکـار نـبـیـنـد؛ زیـرا چـه بسا شخص گناهکار دارای صفات و اعـمـال نـیـکـی بـوده و بـه هـمـین جهت نزد خداوند محبوبتر باشد، هر چند که گناه او مورد بغض خداوند است و چه بسا آمر و ناهی عکس او باشد.[۲۱۹]
۲ ـ از بـزرگ تـریـن مـصـادیـق امـر بـه مـعـروف و نهی از منکر، شریفترین ، دقیقترین ، مؤ ثـرتـریـن و دلنـشینترین آن در قلبها آن است که عهده دار امر به معروف و نهی از منکر، خود آراسته به نیکیها ـ اعم از واجب و مستحب ـ بوده ، از بدیها ـ گناهان و حتی مکروهات ـ برکنار و دارای اخـلاق پـیـامـبـران و روحـانـیـون [اهـل مـعـنـویـت ] بـاشـد و از اخـلاق نـادانـان و اهـل دنـیا منزّه باشد، تا جایی که با عمل و رفتارش مردم را به نیکیها ترغیب کند و از بدیها بـاز دارد و مـردم از وی پـیـروی کـنـند، بخصوص اگر ارشاد کننده از علمای دین و رؤ سای مذهب بـاشـد؛ چـرا کـه اگـر خـدای نـکـرده بـرخـلاف ایـن باشد و مردم ببینند که عالم مدّعیِ جانشینی پـیـامبران و پیشوایی امت ، به آنچه میگوید عمل نمیکند، موجب تضعیف عقیده آنها میگردد و جراءتشان را بر ارتکاب گناهان و بدگمانی شان را به پیشینیانِ صالح افزون میسازد.
بـنـابـرایـن ، بـر عـلمـا و به ویژه رؤ سای مذهب است که از مواضع تهمت بپرهیزند که بزرگترین موضع تهمت ، تقرّب جستن به سلاطین و رؤ سای ستمکار است .[۲۲۰]
از کجا آغاز کنیم
امر به معروف و نهی از منکر، فعالیت گستردهای است که مرز نمیشناسد و در صورت فراهم شـدن شـرایـط آن باید نسبت به همه انجام گیرد. از این رو، چنان که گفتیم آمر و ناهی لزومی نـدارد کـه (عـادل) بـاشـد و هـمـچـنـیـن در آمـر و نـاهی شرط نیست که خود به آنچه امر میکند (عـامـل) و نـسـبـت بـه آنـچـه نـهـی میکند (تارک) باشد.[۲۲۱] ولی ادب امر به معروف و نهی از منکر اقتضا میکند که انسان ، در امر و نهی از راهش وارد شود، تا امر و نهی او در دیـگـران مـؤ ثـرتر و دلنشین تر باشد. بنابراین ، اگر آمر و ناهی به ترتیب زیر وارد شود شایسته تر خواهد بود.
۱ ـ اصلاح خود
مـقـتضای ادب امر و نهی این است که آمر و ناهی در قدم نخست به اصلاح خود بپردازد. پس از آن به امر و نهی دیگران اقدام نماید. چنان که امیر مؤ منان (ع) میفرماید:
(وَانـْهـَوْا غـَیـْرَکـُمْ عـَنِ الْمـُنـْکـَرِ وَ تـَنـاهـَوا عـَنـْهُ، فـَاِنَّمـا اُمـِرْتـُمْ بـِالنَّهـْیِ بـَعـْدَ التَّنـاهـی) [۲۲۲]
دیـگـران را نـهـی از منکر کنید و خود نیز از آن بپرهیزید؛ زیرا شما پس از اجتناب خود (از منکر) به نهی از منکر ماءمور شدهاید.
۲ ـ اصلاح خانواده و نزدیکان
شـایـسـتـه اسـت کـه آمـر و ناهی پس از اصلاح خود، امر و نهی خود را از خانواده و نزدیکان خود شروع کند. در آیهای از قرآن کریم میخوانیم :
(یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنُوا قُوا اَنْفُسَکُمْ وَ اَهْلیکُمْ ناراً)[۲۲۳]
ای کسانی که ایمان آوردهاید! خود و خانواده تان را از آتش جهنّم حفظ کنید.
در روایـت اسـت که وقتی این آیه شریف نازل شد، یکی از مسلمانان میگریست و میگفت : من از حـفـظ و نـجـات خـود عـاجـزم ، چـگـونـه خـانـوادهام را از آتـش جـهـنـم حـفـظ کـنـم ؟ رسول خدا(ص) به او فرمود:
آنچه را برای خود میخواهی ، به آنها امر کن و آنچه را که از خود دور میداری آنها را نیز از آن نهی کن .[۲۲۴]
در روایتی دیگر ابو بصیر از امام صادق (ع) پرسید: چگونه میتوانم طبق این آیه ، خانوادهام را از آتش حفظ کنم ؟ حضرت پاسخ داد:
آن هـا را بـه اوامـر الهـی فـراخـوان و از نـواهـی اش بـاز دار. در ایـن صورت اگر از تو اطاعت کـردنـد آن هـا را حفظ کردهای و اگر اعتنایی به امر و نهی تو نکردند، تکلیف خود را نسبت به آنان انجام دادهای .[۲۲۵]
در ایـن جـا بـه بـعـضـی از اسـتـفتاءاتی که دربارهٔ امر و نهی خانواده و نزدیکان از محضر امام خمینی (ره) شده ، میپردازیم .
۱ ـ ... هـمـسـرم زیاد به مسائل دینی اهمیّت نمیدهد و بعضی اوقات پس از خیلی سر و صدا یک دفعه نماز میخواند و چند دفعه نمیخواند... وظیفه من چیست ؟ آیا خوردن غذایی که او درست می کـنـد از نـظـر شـرعـی جـایـز اسـت ؟ آیـا در ایـن مـورد، در روز قـیـامـت ، مـن مـسـؤ ول نیستم ؟ آیا در اثر بی توجهی او به دین ، باید او را طلاق داد؟
جـواب ـ اگـر مـنکر خدا یا رسول یا یکی از ضروریات دین نیست پاک است و باید او را امر به مـعـروف کـنـیـد و اگر مؤ ثر نباشد شما معذور هستید و لازم نیست طلاق دهید و اختیار طلاق در دست خود شماست .[۲۲۶]
۲ ـ اگـر زنـی در زنـدگـی اوّلاً اطـاعـت از شـوهـر نـکـرد. ثـانـیـاً بـرای شـوهـرش ارزش قـائل نـبـود. ثالثاً اسرار زندگی را در همه جا فاش نمود. رابعاً در زندگی مرتب دروغ گفت تکلیف مرد از نظر شرعی با چنین زنی چیست؟
جواب ـ باید او را امر به معروف و نهی از منکر نمایید.
۳ ـ زنـی که به مسائل شرعی مثل نماز و دیگر مسائل بی اهمیت باشد. بخصوص نماز صبح را هیچ گاه بپا نمیدارد، وظیفه شرعی شوهر او چیست ؟
جواب ـ باید او را امر به معروف نمایید و به خواندن نماز وادارش کنید.[۲۲۷]
۴ ـ ... پـدری دارم کـه خـوش اخـلاق نـیست ... در حق خانواده خود ظلم روا میدارد و... نمیدانم چه کنم ؟
جـواب ـ حـفـظ احـتـرام والدیـن و مـراعـات ادب در صـحبت با آنان لازم است و در موارد لزوم امر به معروف و نهی از منکر، اگر ماءیوس از تاءثیر باشید تکلیف ساقط است .همان ، ص ۴۸۸، س 20
۵ ـ آیـا انـسـان مـی تـوانـد از نـظـر شـرعـی با خویشاوندانی که بی تقوا و بی نماز و ضد انقلاب اند از قبیل پدر، مادر، خواهر و غیره قطع رحم نماید؟
جـواب ـ قـطـع رحم جایز نیست ، ولی باید آنها را با مراعات موازین ، امر به معروف و نهی از منکر نمایند.[۲۲۸]
۶ ـ اگـر ارحـام انسان مرتکب فسق علنی شوند به طوری که معاشرت با آنها انسان را نیز در معرض گناه قرار دهد، آیا باز هم معاشرت با آنان واجب است ؟
جواب ـ باید سعی کند در گناه واقع نشود، بلکه آنان را ارشاد نماید.[۲۲۹]
۷ ـ بـنـده دارای چـهـار پـسـر عـمـو و یـک دخـتـر عـمـو مـی بـاشـم کـه بـه طـور کـلی اهـل عـبـادت نـیـستند که هیچ ، اکثر درآمد آنها از قمار و خرید و فروش مواد مخدّر میباشد و به مقدّسات مکتب من نیز توهین میکنند و... آیا من میتوانم با ایشان آمد و رفت نمایم ؟
جواب ـ قطع رحم نکنید و تا میتوانید آنها را ارشاد نمایید.[۲۳۰]
پرسش
۱ ـ آداب امر به معروف و نهی از منکر را بیان کنید.
۲ ـ یـکـی از بـزرگ تـرین مصادیق امر به معروف و نهی از منکر را که بسیار مؤ ثر و دلنشین است ، بنویسید.
۳ ـ امر به معروف و نهی از منکر را از کجا باید شروع کرد؟
۴ ـ انسان در امر به معروف و نهی از منکر، نسبت به خانواده و نزدیکان چه وظیفهای دارد؟
۵ ـ قطع رحم نسبت به خویشاوندان بی تقوا و بی نماز چه حکمی دارد؟
منابع و مآخذ
قرآن کریم
نهج البلاغه (فیض الاسلام)
آثار الحرب فی الفقه الاسلامی ، الزحیلی ، دارالفکر، دمشق .
اجـوبـة الاسـتـفـتـاءات ، آیـة الله العـظـمـی خـامـنـهای ، دار النـّبـاء، چـاپ اول .
استفتاءات از محضر امام خمینی (ره) ، دفتر انتشارات اسلامی .
استفتاءات از محضر مقام معظم رهبری ، جزوه شماره ۲، مرکز تحقیقات اسلامی سپاه .
بحارالانوار، علاّمه مجلسی ، چاپ ایران .
پـرتـو خـورشـیـد، سخنان امام (ره) پیرامون دفاع ، مرکز مطالعات و پژوهشهای نیروی مقاومت بسیج .
پـیـرامـون جـمـهـوری اسـلامـی ، شـهـیـد مـرتـضـی مـطـهـری ، صـدرا، چـاپ اول .
تحریرالاحکام ، علامه حلّی ، چاپ سنگی .
تحریرالوسیله ، امام خمینی (ره) ، نجف .
تحف العقول ، ابن شعبه حرّانی ، مؤ سسة النشر الاسلامی .
تذکرة الفقهاء، علامه حلّی ، مکتبة المرتضویة لا حیاء الا ثار الجعفریه .
تفسیر القرآن العظیم ، ابن کثیر، دارالمعرفة ـ بیروت .
توضیح المسائل ، امام خمینی (ره) ، انتشارات آستان قدس رضوی
.
جامع الاحادیث ، مرحوم بروجردی (ره) ، مدینة العلم آیة الله خویی .
جامع الشتات ، میرزای قمی ، انتشارات کیهان .
جواهرالکلام ، شیخ محمدحسن نجفی ، دار احیاء التراث العربی .
حدیث ولایت ، مجموعه رهنمودهای مقام معظّم رهبری .
حماسه حسینی ، شهید مرتضی مطهری ، انتشارات صدرا.
روزنامه جمهوری اسلامی ، سال 71.
سپاه از دیدگاه مقام معظم رهبری ، مرکز تحقیقات اسلامی ، چاپ دوم .
سلسلة الینابیع الفقهیة ، علی اصغر مروارید، مؤ سسة فقه الشیعه .
(۳۸۰) استفتاء جدید از امام امت ، نشر فرهنگ اهل بیت :.
سـیـمـای زن در کـلام امـام خـمـیـنـی ، وزارت ارشـاد اسـلامـی ، چـاپ اول (1364).
شرح لمعه ، زین الدین بن علی العاملی ، (شهید ثانی) ، علمیه ، قم .
صحیفه نور، وزارت ارشاد اسلامی .
الطبقات الکبری ، ابن سعد، چاپ دار صادر، بیروت .
فرهنگ معارف اسلامی ، دکتر سید جعفر سجادی ، نشر کومش ، چاپ سوّم .
فـقـه الامـام جـعـفـر الصـادق (ع)، مـحـمـدجـواد مـغـنـیـه ، بـیـروت ، چـاپ اول .
فقه سیاسی اسلام ، محمدصالح الظالمی ، ترجمه رضا رجب زاده ، نشر پیام آزادی .
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران .
کافی ، ثقة الاسلام کلینی ، دارالکتب الاسلامیه ، تهران .
کشف الغطاء، شیخ جعفر کاشف الغطاء.
لغت نامه ، علی اکبر دهخدا، انتشارات دانشگاه تهران .
مجله پاسدار اسلام ، سال ۱۱، شماره 129.
مجمع البیان ، طبرسی ، چاپ ایران .
مـجـمـوعـه مـصـاحـبـه هـای رهـبـر انـقـلاب اسـلامـی در دوران ریـاسـت جـمـهـوری ، سال 64.
مسالک الافهام ، شهید ثانی ، مؤ سسة المعارف الاسلامیة .
مستدرک الوسائل ، محدّث نوری ، بیروت .
مغازی ، واقدی ، مؤ سسه اعلمی ، بیروت .
مفردات ، راغب اصفهانی ، بیروت .
مکارم الاخلاق ، طبرسی ، اعلمی ، بیروت .
المنجد فی اللغة ، لویس معلوف ، اسماعیلیان .
مـنـشـور انـقـلاب ، پـیـام امـام بـه حـجـّاج بـیـت الله الحـرام در سال ۱۳۶۶، آستان قدس رضوی .
المیزان ، علاّمه طباطبایی ، دفتر انتشارات اسلامی .
نظام حقوق زن در اسلام ، شهید مرتضی مطهری ، صدرا، چاپ هشتم .
نورالثقلین ، حویزی ، علمیه ، قم .
وسائل الشیعه ، شیخ حرّ عاملی ، دار احیاء التراث العربی ، بیروت .
پانویس
- ↑ بـخـشـی از حـکـم مـقـام مـعـظـّم رهـبـری به نماینده ولیّ فقیه در سپاه پاسداران (6 / 4 / 1369)
- ↑ ر. ک : جـواهـرالکلام ، شیخ محمدحسن نجفی ، ج 21، ص 18؛ تذکرة الفقها، علامه حلی ، ج 1، ص 406
- ↑ المنجد، لویس معلوف ، واژه دفع
- ↑ فرهنگ معارف اسلامی ، سید جعفر سجادی ، ج 2، ص 325 (با اندکی تصرّف)
- ↑ بقره (2)، آیه 251
- ↑ حجّ (22)، آیه 40
- ↑ همان ، آیه 39
- ↑ ر. ک : کشف الغطا، شیخ جعفر کاشف الغطا، ص 407
- ↑ جامع الشتات ، میرزای قمی ، ج 1، ص 383
- ↑ تحریرالوسیله ، امام خمینی 1، ج 1، ص 445
- ↑ همان
- ↑ صحیفه نور، ج 12، ص 44
- ↑ استفتاءات از محضر امام خمینی 1، ج 1، ص 515
- ↑ همان ، ص 492
- ↑ همان ، ص 493
- ↑ همان
- ↑ بقره (2)، آیه 190
- ↑ ر. ک : کافی ، ج 5، ص 27
- ↑ المیزان ، ج 4، ص 164
- ↑ حدیث ولایت ، مجموعه رهنمودهای مقام معظم رهبری ، ج 3، ص 296
- ↑ سپاه از دیدگاه مقام معظم رهبری ، مرکز تحقیقات اسلامی سپاه ، ص 114
- ↑ انفال (8)، آیه 60
- ↑ صحیفه نور، ج 19، ص 280
- ↑ همان ، ج 10، ص 239
- ↑ استفتاءات ، ج 1، ص 502
- ↑ همان
- ↑ شرح لمعه ، شهید ثانی ، ج 1، ص 436
- ↑ آل عمران (3)، آیه 200
- ↑ مستدرک الوسائل ، ج 11، ص 28
- ↑ مستدرک الوسائل ، ج 11، ص 25
- ↑ همان
- ↑ تذکرة الفقها، علامه حلّی ، ج 1، ص 405
- ↑ نهج البلاغه ، فیض الاسلام ، حکمت 131، ص 1152
- ↑ وسائل الشیعه ، ج 11، ص 15
- ↑ مکارم الاخلاق ، طبرسی ، ص 234
- ↑ همان ، ص 201
- ↑ مسالک الافهام ، شهید ثانی ، ج 1، ص 148
- ↑ تحریرالاحکام ، علامه حلّی ، ج 1، ص 132
- ↑ استفتاءات ، ج 1، ص 503
- ↑ سیمای زن در کلام امام خمینی 1، ص 150
- ↑ پیرامون جمهوری اسلامی ، شهید مطهری 1، ص 63
- ↑ ر. ک : توضیح المسائل ، امام خمینی ، م 2826 ـ 2827
- ↑ ر. ک : همان ، م 2830
- ↑ ر. ک : تحریرالوسیله ، ج 1، ص 486 ـ 487، م 5 و 10
- ↑ ر. ک : همان ، ص 486، م 5
- ↑ پیرامون جمهوری اسلامی ، ص 63 ـ 64
- ↑ توبه (9)، آیه 81
- ↑ ر. ک : استفتاءات ، ج 1، ص 492
- ↑ همان ، ص 494
- ↑ همان ، ص 500
- ↑ تحریرالوسیله ، ج 1، ص 249
- ↑ نورالثقلین ، حویزی ، ج 2، ص 138
- ↑ شرح لمعه ، شهید ثانی ، ج 2، ص 391
- ↑ استفتاءات ، ج 1، ص 516
- ↑ 380 استفتاء جدید از امام امت ، ص 64
- ↑ انفال (8)، آیه 70
- ↑ تفسیر القرآن العظیم ، ابن کثیر، ج 4، ص 455
- ↑ بحارالانوار، ج 100، ص 33
- ↑ کافی ، ج 5، ص 35
- ↑ صحیفه نور، ج 16، ص 102
- ↑ همان ، ص 160
- ↑ همان
- ↑ استفتاءات ، ج 1، ص 513
- ↑ همان ، ص 512
- ↑ همان ، ص 511
- ↑ نساء (4)، آیه 141
- ↑ توضیح المسائل ، مساءله 2829
- ↑ توضیح المسائل ، مساءله 2830
- ↑ همان ، مساءله 2832
- ↑ همان ، مساءله 2833
- ↑ همان ، مساءله 2834
- ↑ تحریرالوسیله ، ج 1، ص 446، مساءله 5
- ↑ قانون اساسی جمهوری اسلامی ، اصل 18
- ↑ ر. ک : توضیح المسائل ، مسائل 2829 ـ 2830 و 2832 ـ 2834
- ↑ نساء (4)، آیه 89
- ↑ مـجـمـوعـه مـصـاحـبـه هـای رهـبـر انـقـلاب اسـلامـی در دوران ریـاسـت جـمـهـوری ، سال 64، ص 336
- ↑ ر. ک . مـنـشـور انـقـلاب (پـیـام امـام بـه حـجـاج بـیـت الله الحـرام در سال 66، ص 8)
- ↑ تحریرالوسیله ، ج 1، ص 486، مساءله 5
- ↑ استفتاءات از محضر مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) ، جزوه شماره 2، ص 36
- ↑ همان ، ص 31
- ↑ همان ، ص 30
- ↑ استفتاءات از محضر مقام معظم رهبری ، (مدّ ظله العالی) ، جزوه شماره 2، ص 35 ـ 36
- ↑ استفتاءات ، ج 2، ص 40
- ↑ همان ، ص 41
- ↑ استفتاءات از محضر مقام معظم رهبری ، (مد ظله العالی) ، جزوه شماره 2، ص 33
- ↑ استفتاءات از محضر مقام معظم رهبری ، (مد ظله العالی) ، جزوه شماره 2، ص 29
- ↑ همان
- ↑ همان ، ص 30
- ↑ همان
- ↑ همان ، ص 32
- ↑ تحف العقول ، ابن شعبه حرّانی ، ص 31
- ↑ همان ، ص 57
- ↑ ر.ک : مائده (5)، آیه 32
- ↑ انعام (6)، آیه 151چ
- ↑ تحریر الوسیله ، ج 1، ص 487، مساءله 2
- ↑ همان ، ص 488، مساءله 10
- ↑ همان ، ص 489، مساءله 12
- ↑ همان ، مساءله 3
- ↑ نساء(4)، آیات 29 ـ30
- ↑ وسائل الشیعه ، ج 19، ص 13
- ↑ تحریر الوسیله ، ج 1، ص 487، مساءله 1
- ↑ همان ، ص 488، مساءله 5
- ↑ همان ، ص 490، مساءله 25
- ↑ همان ، مساءله 22
- ↑ همان
- ↑ همان ، ص 488، مساءله 10
- ↑ ر.ک . المنجد، واژه حرم ؛ لغت نامه ، علی اکبر دهخدا، واژه حرم
- ↑ اسراء(17)، آیه 32
- ↑ تحریر الوسیله ، ج 1، ص 487، مساءله 4
- ↑ مراحل دفاع را در صفحات بعد توضیح می د
- ↑ تحریر الوسیله ، ج 1، ص 491، مساءله 27
- ↑ همان ، مساءله 28
- ↑ همان ، مساءله 29
- ↑ نور(24)، آیه 30
- ↑ بحارالانوار، ج 104، ص 37
- ↑ عورات جمع عورت و منظور از آن چیزهایی است که مردم از آشکار کردن آن شرم دارند و خوش ندارند کسی از آن اطلاع پیدا کند
- ↑ تحریرالوسیله ، ج 1،ص 491،مساءله 30
- ↑ همان ، مساءله 31
- ↑ تحریر الوسیله ، ج 2 ، ص 492، مساءله 34
- ↑ همان ، ج 1 ، مساءله 38
- ↑ همان ، ج 2، ص 474،مساءله 1
- ↑ همان ، ص 473، مساءله 8
- ↑ تحریرالوسیله ، ج 1، ص 488، مساءله 6
- ↑ مفردات ، واژه (عرف) و (نکر)
- ↑ آل عمران (3)، آیه 104
- ↑ همان ، آیه 110
- ↑ تحریر الوسیله ، ج 1، ص 462
- ↑ همان ، ص 463، مساءله 1
- ↑ همان ، ص 464، م 3 (اقتباس)
- ↑ اجوبة الاستفتاءات ، آیة اللّه العظمی خامنهای ، ج 1، ص 334، دار النباء (اقتباس)
- ↑ تـوضـیـح المـسـائل ، مساءله 2787
- ↑ ر.ک : جواهر الکلام ، ج 21، ص 359
- ↑ تحریر الوسیله ، ج 1، ص 464، مساءله 3
- ↑ همان ، مساءله 4
- ↑ همان ، ص 464، مساءله 5
- ↑ تحریر الوسیله ، ج 1، ص 464، مساءله 6
- ↑ همان ، مساءله 7
- ↑ همان ، مساءله 9
- ↑ همان ، مساءله 11
- ↑ همان ، ص 465، مساءله 12
- ↑ همان ، مساءله 13
- ↑ تحریرالوسیله ، ج 1، ص 465
- ↑ حماسه حسینی ، شهید مطهری (ره) ، ج 2، ص 77
- ↑ پاسدار اسلام ، سال 11، شماره 129، ص 17
- ↑ تحریرالوسیله ، ج 1، ص 467، مساءله 8
- ↑ تحریرالوسیله ، ج 1، ص 466، مساءله 1
- ↑ همان ، مساءله 2
- ↑ مثل کسی که از روی بی اطلاعی از وجوب نماز آیات ، آن را ترک کرده است
- ↑ همان ، مساءله 3
- ↑ مثل آن که میداند غنا حرام است ، ولی نمیداند این صدایی که میشنود غناست و به آن گوش میدهد. یا میداند شراب حرام است ، ولی نمیداند مایعی که مینوشد شراب است
- ↑ همان ، مساءله 4
- ↑ تحریرالوسیله ، ج 1، ص 467
- ↑ همان ، مساءله 3
- ↑ همان ، مساءله 5
- ↑ همان ، ص 468، مساءله 10
- ↑ تحریرالوسیله ، ج 1، مساءله 6
- ↑ همان ، ص 468 ـ 469، مسائل 7 و 12
- ↑ همان ، ص 468، مساءله 9
- ↑ همان ، ص 467، مساءله 1
- ↑ همان ، ص 468، مساءله 8
- ↑ همان ، ص 469، مساءله 13
- ↑ تحریرالوسیله ، ج 1، ص 470، مساءله 4
- ↑ همان ، قبل از مساءله 1
- ↑ همان ، مساءله 5
- ↑ تحریر الوسیله ، ج 1، ص 470، مساءله 1
- ↑ همان
- ↑ همان ، مساءله 2
- ↑ همان ، مساءله 6.
- ↑ همان ، ص 472، مساءله 1
- ↑ (قـاعـده اهمّ و مهمّ) قاعدهای است که در مقام مزاحمت مصلحتها با یکدیگر از آن استفاده مـی شـود و بـر اسـاس آن ، درجـه اهـمـّیـت مصلحتها سنجیده میشود و مصلحت مهم تر انتخاب میگردد. ر.ک : نظام حقوق زن در اسلام ، شهید مطهری ، ص 103، انتشارات صدرا، چاپ هشتم
- ↑ مـنـظـور از آن ، امـوری اسـت کـه جنبه فردی دارد و انجام یا ترک آن اثر مستقیمی بر کیان اسلام و حوزه اسلامی ندارد
- ↑ فقه الامام جعفر الصادق ، محمد جواد مغنیه ، ج 2، ص 284
- ↑ فقه سیاسی اسلام ، محمد صالح الظالمی ، ترجمه رضا رجب زاده ، ص 108
- ↑ تحریرالوسیله ، ج 1، ص 472، مسائل 1 ـ 2
- ↑ همان ، مساءله 4
- ↑ همان ، مساءله 5
- ↑ همان ، مساءله 6
- ↑ توضیح المسائل ، مساءله 2793
- ↑ همان ، مساءله 2797
- ↑ تحریرالوسیله ، ج 1، ص 475، مساءله 20
- ↑ وسائل الشیعه ، ج 11، ص 404
- ↑ همان ، ص 403
- ↑ ر.ک : تـحـریـر الوسـیـله ، ج 1، ص 477، مسائل 7 ـ 8
- ↑ جواهر الکلام ، ج 21، ص 376
- ↑ تحریرالوسیله ، ج 1، ص 476
- ↑ حماسه حسینی ، ج 2، ص 94
- ↑ توضیح المسائل ، مساءله 2806
- ↑ همان ، مساءله 2807
- ↑ توضیح المسائل ، مساءله 2808
- ↑ توضیح المسائل ، مساءله 2809
- ↑ همان ، مساءله 2810
- ↑ همان ، مساءله 2811
- ↑ همان ، مساءله 2812
- ↑ ر. ک : تحریرالوسیله ، ج 1، ص 478
- ↑ همان ، ص 477، مساءله 1
- ↑ همان ، ص 478، مساءله 2
- ↑ تحریرالوسیله ، ج 1، ص 478، مساءله 3
- ↑ همان ، مساءله 4
- ↑ همان ، مساءله 5
- ↑ همان ، مساءله 6
- ↑ حماسه حسینی ، ج 2، ص 96
- ↑ ر. ک : تحریرالوسیله ، ج 1، ص 480 ـ 481
- ↑ همان ، مساءله 2
- ↑ تحریرالوسیله ، ج 1، ص 480، مساءله 4
- ↑ همان
- ↑ همان ، مساءله 5
- ↑ همان ، مساءله 6
- ↑ همان ، مساءله 7
- ↑ رساله اجوبة الاستفتائات (ترجمه فارسی) ، ص 327 ـ 328
- ↑ تحریرالوسیله ، ج 1، ص 481، مساءله 10
- ↑ تحریرالوسیله ، ج 1، ص 481، مساءله 10
- ↑ همان ، مساءله 11
- ↑ همان ، ص 483، مساءله 3
- ↑ امور حسبیه ، تکالیف یا وظایفی است که میدانیم شارع مقدس ، هرگز به ترک آنها راضـی نـیـسـت و چـنان چه کسی به انجام آن اقدام نکند برخلاف نظر شارع بر زمین خواهد ماند (مکاسب ، شیخ انصاری ، ص 152.)
- ↑ همان ، مساءله 4
- ↑ همان
- ↑ تحریرالوسیله ، ج 1، ص 483، مساءله 7
- ↑ همان ، مساءله 8
- ↑ تحریرالوسیله ، ج 1، ص 481، مساءله 14
- ↑ تحریرالوسیله ، ج 1، ص 482، مساءله 15
- ↑ همان ، ص 475، مساءله 20
- ↑ نهج البلاغه ، خطبه 104 ، ص 312
- ↑ تحریم (66) ، آیه 6
- ↑ وسائل الشیعه ، ج 11 ، ص 418
- ↑ همان
- ↑ استفتاءات ، ج 1 ، ص 487 ، س 15
- ↑ همان ، س 16
- ↑ استفتاءات ، ج 1، ص 488 ، س 18
- ↑ همان ، س 19
- ↑ همان ، ص 486 ـ س 13







