فرهنگ مصادیق:تسویف یعنی چه؟
پاسخ
یکی دیگر از راه کارهای گمراه کردن شیطان تسویف است یعنی کوتاهی در انجام وظایف و تأخیر انداختن آن هر زمان که بخواهد کاری بکند یا توشهای بیاندوزد. انسان باید برنامهای در جهت تصفیه درون خویش از غبار گناهان و خصلتهای ناروا داشته باشد. در معاشرتها و دوستیها تجدید نظری بکند و حقوقی را که از دیگران پایمال کرده یا جفایی که بر بعضی روا داشته تدارک کند و حقوق الهی را نیز ادا نماید اما به محض تصمیم بر انجام کار، شیطان با ظاهری فریبنده انسان را به تسویف و آینده دعوت میکند. اگر در جوانی است پیری را و اگر در غربت است وطن را و اگر زمستان است تابستان را مناسب این اقدامات میداند و بدین ترتیب کار را به تعویق و فردا و فرداهایی که هیچ وقت نمیرسد موکول میکند و این وعده دادنها را تا لحظه مرگ ادامه میدهد. قرآن میفرماید: «شیطان وعدهشان میدهد و به آینده امیدوارشان میسازد در حالی که او جز وعدههای دروغین نمیدهد.» حضرت علی علیه السلام میفرماید: «شیطان انسان گناهکار را در آرزوی توبه نگه میدارد و آن را به تأخیر میاندازد تا زمانی که مرگ او در حال غفلت فرا برسد.» کسی از پایان عمر خود با خبر نیست از کجا معلوم مجالی برای توبه پیدا کند. چه کسی یقین دارد که ساعتی دیگر زنده است مگر ما شاهد انسانهای زیادی نبودهایم که مثل ما خیال میکردند سالها مجال دارند، اما یک دفعه مرگ دست آنها را از همه چیز کوتاه کرد. امام خمینی رحمت الله میفرماید: «از مکاید بزرگ شیطان و نفس خطرناکتر از آن، این است که به انسان وعده اصلاح در آخر عمر و زمان پیری میدهد، و تهذیب و توبه الی الله را به تعویق میاندازد برای زمانی که درخت فساد و شجره زقوم قوی شده، و اراده و قیام به تهذیب نفس، ضعیف بلکه مرده است.» مولوی برای کسانی که توبه و تهذیب نفس و جبران گذشته را به آینده موکول میکنند مثال زیبایی آورده است: تو که میگویی فردا این بدان - که به هر روزی که میگوید زمان آن درخت بد، جوانتر میشود - وین کننده، پیر و مضطر میشود خاربن هر روز و هر دم سبزتر - خارکن هر روز زار و خشکتر او جوانتر میشود تو پیرتر - زود باش و روزگار خود مبر خاربن دان هر یکی خوی بدت - بارها در پای خار آخر زدت یکی دیگر از راه کارهای شیطان تسویف است یعنی کوتاهی در انجام وظایف و تأخیر انداختن آن هر زمان که بخواهد کاری بکند یا توشهای بیاندوزد. انسان باید برنامهای در جهت تصفیه درون خویش از غبار گناهان و خصلتهای ناروا داشته باشد. در معاشرتها و دوستیها تجدید نظری بکند و حقوقی را که از دیگران پایمال کرده یا جفایی که بر بعضی روا داشته تدارک کند و حقوق الهی را نیز ادا نماید اما به محض تصمیم بر انجام کار، شیطان با ظاهری فریبنده انسان را به تسویف و آینده دعوت میکند. اگر در جوانی است پیری را و اگر در غربت است وطن را و اگر زمستان است تابستان را مناسب این اقدامات میداند و بدین ترتیب کار را به تعویق و فردا و فرداهایی که هیچ وقت نمیرسد موکول میکند و این وعده دادنها را تا لحظه مرگ ادامه میدهد. قرآن میفرماید: «شیطان وعدهشان میدهد و به آینده امیدوارشان میسازد در حالی که او جز وعدههای دروغین نمیدهد.» حضرت علی علیه السلام میفرماید: «شیطان انسان گناهکار را در آرزوی توبه نگه میدارد و آن را به تأخیر میاندازد تا زمانی که مرگ او در حال غفلت فرا برسد.» کسی از پایان عمر خود با خبر نیست از کجا معلوم مجالی برای توبه پیدا کند. چه کسی یقین دارد که ساعتی دیگر زنده است مگر ما شاهد انسانهای زیادی نبودهایم که مثل ما خیال میکردند سالها مجال دارند، اما یک دفعه مرگ دست آنها را از همه چیز کوتاه کرد. امام خمینی رحمت الله میفرماید: «از مکاید بزرگ شیطان و نفس خطرناکتر از آن، این است که به انسان وعده اصلاح در آخر عمر و زمان پیری میدهد، و تهذیب و توبه الی الله را به تعویق میاندازد برای زمانی که درخت فساد و شجره زقوم قوی شده، و اراده و قیام به تهذیب نفس، ضعیف بلکه مرده است.» مولوی برای کسانی که توبه و تهذیب نفس و جبران گذشته را به آینده موکول میکنند مثال زیبایی آورده است: تو که میگویی فردا این بدان - که به هر روزی که میگوید زمان آن درخت بد، جوانتر میشود - وین کننده، پیر و مضطر میشود خاربن هر روز و هر دم سبزتر - خارکن هر روز زار و خشکتر او جوانتر میشود تو پیرتر - زود باش و روزگار خود مبر خاربن دان هر یکی خوی بدت - بارها در پای خار آخر زدت محمود اکبری دامها و گامهای شیطان







