فرهنگ مصادیق:اخلاص در آیات و روایات
نویسنده: حسنیه اعتماد
مجله: طوبی- فروردین ۱۳۸۵، شماره ۴، صفحه ۸۵
کلمات کلیدی ماشینی:
اخلاص، خدا، عبادت، شیطان، امام، مردم، پیام متن، مرتبه اخلاص،
محتویات
جایگاه اخلاص
اخلاص، خدا، عبادت، شیطان، امام، مردم، پیام متن، مرتبه اخلاص
برای عبادتها شرایطی تعیین شده است که مهمترین آن، اخلاص در نیت است. اهمیت اخلاص در اعمال، تا آنجاست که عمل بی اخلاص، نه تنها مقرب نیست، یعنی شخص را به خدا نزدیک نمیکند، بلکه موجب دور شدن از بساط قرب ربوبی جَلّ وعَلی میشود. آیههای قرآنی بسیاری در این موضوع وارد شده است که در اینجا به برخی از آنها اشاره میکنیم:
۱. «قُلْ إِنّی أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّینَ؛ بگو همانا من مأمورم که خدا را پرستش کنم و دینم را برای او خالص گردانم».[۱]
۲. «وَ ادْعُوهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ؛ بخوانید خدا را از سر اخلاص و در هر عبادت رو به سوی او آرید».[۲]
۳. «قُلِ اللّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصًا لَهُ دینی؛ بگو من خدای را میپرستم و دینم را خاص و خالص برای او میگردانم».[۳]
حذیفة بن یمان میگوید: از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله معنای اخلاص را پرسیدم. حضرت فرمود: من از جبرئیل و او از خدا سؤال کرد. خدای سبحان نیز فرمود: اخلاص سری است از اسرار من که در دل محبوب خود قرار میدهم.
پس، اخلاص که محور اساسی در نیت است، حکمتی ملکوتی دارد که کسی جز محبوب خدا به آن نمیرسد.
یکی از راههای شناخت هرچیز، شناخت طرف مقابل آن است. در مقابل اخلاص که صفتی پسندیده و نیکوست، ریا قرار دارد. ریا، یعنی اینکه به مردم نشان دهد برای خدا کار میکند، در حالی که برای خدا نباشد. ریا در متن کارهای عبادی، به بطلان عمل میانجامد. ازاین رو، در عبادتها نیت را شرط میکنند و ریا را باطل کننده عمل میدانند. در خطبه شعبانیه از رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیده است که خدا را با نیتهای صادق و قلب طاهر بخوانید.
نیست در لوح دلم جز اَلف قامت یار چه کنم حرف دگر، یاد نداد استادم
حافظ
در حدیثی از امام صادق علیه السلام برای ریاکار، سه نشانه ذکر شده است که عبارتند از:
۱. بهجت و نشاط دارد، وقتی که مردم او را میبینند.
۲. کسالت پیدا میکند، وقتی تنهاست.
۳. دوست دارد ثنا کرده شود در جمیع امورش.
پیام متن:
اخلاص، یعنی انگیزه تصمیم گیریها فقط خدا باشد و بس.
بالاترین مرتبه اخلاص
بالاترین مرتبه اخلاص، آن است که هرگاه شخص عملی را انجام میدهد، به کمترین اجر در دو عالم چشم نداشته باشد و نظر او فقط رضای حق تعالی باشد و به جز او، مقصود و مطلوبی نداشته باشد. این مرتبه از اخلاص، اخلاص صدیقین است و به این مرحله نمیرسد، مگر کسانی که در دریای عظمت الهی غرق گشتهاند و واله و جیران محبت اویند.
گدای کوی تو از هشت خلد مستغنی است اسیر قید تو از هر دو عالم آزاد است
حافظ
رسیدن به این مرتبه از اخلاص فراهم نیست، مگر اینکه از همه خواهشهای نفسانی دست برداری و پشت پا بر هوا و هوس زنی و دل خود را مشغول فکر و صفات و افعال پروردگار خود کنی. وقت خود را به مناجات او صرف کنی تا انوار جلال و عظمت او بر ساحت دل تو پرتو افکند و محبت و انس با او در دل تو جای گیرد.
از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است: اِنَّ لِکُلِّ حَقٍّ حَقیقَةُ و ما بلغَ عبدٌ حقیقةَ الاْخلاصِ حَتّی لا یُحِبُّ أَنْ یُحَمد عَلی شَی ءٍ مِنْ عَمَلِه.
به درستی که برای هر حقی حقیقتی است و انسان به حقیقت اخلاص نمیرسد، مگر اینکه تمجید و ستایش مردم را (بر کارهای خود) دوست نداشته باشد.
و از امام صادق علیه السلام روایت است: انسان بنده خالص نمیشود، مگر اینکه تعریف و تمجید و تکذیب او از طرف مردم در نظرش یکسان باشد. چون میداند که تعریف و تکذیب آنها واقعیت را تغییر نمیدهد. پس خوشحال نباش به تعریف کسی، چرا که تمجید، مقام انسان را در نزد خدا زیاد نمیکند و بی نیازش نمیسازد از آنچه برایش مقدر گردیده است.
پیام متن:
بالاترین مرتبه اخلاص، به کسانی اختصاص دارد که تنها برای خداوند کاری میکنند.
پستترین مرتبه اخلاص؛ توهم اخلاص
پستترین مرتبه اخلاص، آن است که در عمل خود قصد ثواب و خلاصی از عقاب داشته باشی و چه بسا عبادتهایی که در انجام آنها خود را به سختی میافکنی و آن را خالص از برای خدا میپنداری، حال آنکه به خطا رفتهای. از شخصی حکایت میکنند که گفت: سی سال نماز خود را که در مسجد در صف اول خوانده بودم، قضا کردم. به جهت اینکه یک روز به خاطر عذری به مسجد دیر آمدم و در صف اول جا نبود، در صف دوم ایستادم. در نفس خود خجالتی یافتم از اینکه مردم مرا در صف دوم ملاحظه کردند. دانستم که در این سی سال، دیدن مردم مرا در صف اول باعث اطمینان خاطر من بود و من به آن شاد بودم و به آن آگاه نبودم.
چه بسا در روز قیامت، اگر پردهها کنار برود و اعمال آدمی با دقت خداوندی محاسبه شود، بر آدمی معلوم گردد که بسیاری از کارهای او از روی ریا بوده است، حال آنکه او میپنداشت برای خدا کار میکرده است. چنان که خداوند در قرآن میفرماید: «وَبَدالَهُمْ سَیَّئاتُ ما عَمَلُوا؛ ظاهر شود از برای ایشان بدیهای آنچه کردهاند». (جاثیه: 33)
پس، چون روز قیامت فرا رسد و غش اعمال ظاهر شود، به جز روسیاهی و ندامت چیزی نماند.
سحر بلبل حکایت با صبا کرد که عشق روی گل با ما چهها کرد
غلام همت آن نازنینم که کار خیر، بی روی و ریا کرد
حافظ
پیام متن:
۱. عمل به انگیزه، رهایی از دوزخ و ره یابی به بهشت، پایینترین مرحله اخلاص؛
۲. گروهی در حقیقت، ریاکارند ولی خیال میکنند اهل اخلاص هستند.
فضیلت اخلاص و پستی ریا
از بسیاری روایتهای وارده استفاده میشود که اخلاص، مقامی است رفیع از مقامات مقربان؛ هر که توفیق وصول به آن را یافت، به مرتبه عظیمی نایل آمده است. خدای تعالی در این باره میفرماید:
وَ ما أُمِرُوا إِلاّ لِیَعْبُدُوا اللّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ.[۴]
بندگان، مأمور به اوامر الهیه نگردیدند، مگر به آن جهت که عبادت کنند خدای را، در حالی که خالص کننده باشند از برای او دین را.
فرد مخلص، افزون بر اجرهای اخروی، در دنیا هم نزد خلق محترم است. ولی ریاکاران، افزون بر زیان اخروی و محرومیت از ثواب الهی، در دنیا هم به مقصود نخواهد رسید و نزد آن مخلوقی که برایشان ریا نمود هیچ مقام و آبرویی کسب نخواهد کرد، بلکه مصداق این آیه در سوره حج؛ «خَسِرَ الدُّنْیا وَ اْلآخِرَةَ ذلِکَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبینُ» خواهد شد.
از حضرت باقر و حضرت صادق علیهماالسلام روایت است:
اگر بندهای عملی به جا آورد و قصدش رضای خدا و ثواب آخرت باشد، پس در آن کار نیت رضای مخلوقی را وارد کند، نوعی مشرک خواهد بود.
لقای پروردگار که غایت مقصود است، بسته به اخلاص است. همچنان که خداوند خود میفرماید:
فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحًا وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا.[۵]
هر که آرزوی ملاقات پروردگار خود را داشته باشد، پس باید عمل صالح به جا آورد و در عبادت پروردگار خود، احدی را شریک نسازد.
در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نقل است:
هیچ بندهای نیست که چهل روز عملی را به اخلاص از برای خدا به جا آورد، مگر اینکه چشمههای حکمت از دل او بر زبانش جاری میگردد.
و همو میفرماید: «عمل را برای خدا خالص کن تا اندک آن، تو را کفایت کند».
طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
سعدی
امام رضا علیه السلام نیز فرموده است:
خوشا به حال کسی که خالص گرداند عبادت را و دعا را از برای خدا و دل او مشغول نگردد به آنچه دو چشم او میبیند و یاد خدا را فراموش نکند، به واسطه آنچه گوشهای او میشنود و دل او محزون نگردد، به سبب آنچه خدا به دیگری عطا فرموده است.
قلب روی اندود؛ نستانند در بازار حشر خالصی باید که از آتش برون آید سلیم
پیام متن:
مقدار عبادت مهم است، ولی مهم تر از آن، چگونگی به جای آوردن آن و اخلاص در آن است.
اخلاص و رهایی از دام شیطان
تا زمانی که در شخص مرتبه اخلاص وجود نداشته باشد، از شر شیطان رها نخواهد شد. زیرا خود شیطان لعین، به عزت رب العالمین قسم یاد کرده است که همه بندگان را گمراه میسازد، مگر اهل اخلاص را. چنان که از زبان او، در قرآن مجید آمده است:
قالَ فَبِعِزَّتِکَ لأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعینَ إِلاّ عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصینَ.[۶]
به عزت و جلال تو قسم که خلق را تمام گمراه خواهم کرد، مگر خاصان از بندگانت که برای تو خالص شدند.
در این باره، در حکایتی میخوانیم: درختی بود که جمعی آن را میپرستیدند و عابدی در بنی اسرائیل بر آن مطلع شده بود. غیرت ایمان، او را بر این داشت که تیشه بردارد و روانه شود تا آن درخت را قطع کند. در راه، شیطان به صورت مردی ظاهر شد، گفت: «به کجا میروی؟» گفت: «درختی است که جمعی از کافران به جای پروردگار، آن را میپرستند، میروم آن را قطع کنم.» گفت: «تو را چه به این کار.» و گفت وگو میان ایشان به طول انجامید تا امر به آن منجر شد که دست در گریبان شدند و عابد، شیطان را بر زمین افکند. چون شیطان خود را عاجز دید، گفت: «معلوم است که تو این عمل را به جهت ثواب میکنی و من از برای تو عملی قرار میدهم که ثواب آن بیشتر باشد. هر روز فلان مبلغ به زیر سجاده تو میگذارم، آن را بردار و به فقیران عطا کن. عابد فریب شیطان را خورد، از عزم قطع درخت درگذشت و به خانه برگشت.
هر روز سجاده خود را برمی چید، همان مبلغ در آنجا بود، برمی داشت و تصدق میکرد. چون چند روز بر این منوال گذشت، شیطان قطع وظیفه کرد و عابد در زیر سجاده خود زر نیافت. تیشه برداشت و رو به قطع درخت نهاد. شیطان سر راه بر او گرفت، باز بر سر مجادله آمدند. در این مرتبه شیطان بر عابد غالب شد و او را بر زمین افکند. عابد حیران ماند، از شیطان پرسید: «چگونه این دفعه بر من غالب شدی؟» گفت: «به سبب اینکه در ابتدا نیت تو خالص بود و به جهت رضای خدا قصد قطع درخت کرده بودی و این دفعه به جهت آلودگی طمع، به قطع آن میروی و نیت تو خالص نیست؛ به این جهت من بر تو غالب گشتم.
پیام متن:
شیطان را بر اهل اخلاص راهی نیست.
ریای آشکار ـ ریای پنهان
آفتهایی که سرچشمه اخلاص را تیره و مکدر میسازد و نیت را آلوده میگرداند، گوناگون است. بعضی از آنها آشکارند و شکی در آنها نیست، مانند: ریای ظاهر و عمل به قصد خودنمایی در پیش مردم. بعضی دیگر پنهانند، مثلاً: عبادت را نزد مردم، نیکوتر از خلوت به جا آوری و در خضوع و خشوع، بیشتر بکوشی؛ با این نیت که تو الگوی مردمی و آنچه میبینند، میپذیرند و فرا میگیرند.
حال اگر به سبب جلب توجه مردم، عبادت را در حضور ایشان در نهایت خشوع به جا آوری، باید در خلوت نیز چنین باشی تا حالت خلوت و حضور یکسان باشد و نیت تو آلوده نشود. البته اگر دیده بینا داشته باشی، میبینی که این نیز فریب شیطان پلید است. تا زمانی که بندهای به جهت مشاهده کسی، اعمال و احوالش در خلوت و جمع متفاوت باشد، عملش خالی از اخلاص است و باطن نیت او آلوده است.
پیام متن:
گاهی تشخیص دقیق ریا، کاری مشکل است که آن گاه باید به خدا پناه برد.
طریق درمان ریا
راه مبارزه با ریا کاری مانند همه اخلاق و کارهای ناپسند، دو چیز است:
نخست، توجه به علل و ریشههای آن به منظور خشکانیدن و نابود کردن آنها و سپس مطالعه در این باره برای آگاه شدن از پی آمدهای دردناکی که در انتظار آلودگان به این اخلاق نکوهیده است.
ریشه ریا، پی نبردن به حقیقت توحید است. اگر به این حقیقت توجه داشته باشیم که عزت و ذلت و روزی و نعمت، به دست خداست و دلهای مردم در اراده و اختیار اوست، هرگز به خاطر جلب رضای این و آن، اعمال خود را آلوده به ریا نمیکنیم.
در قرآن کریم میخوانیم:
أَ یَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلّهِ جَمیعًا.[۷]
آیا کسانی که با دشمنان خدا طرح دوستی میریزند، میخواهند عزت و آبرو نزد آنها کسب کنند، با اینکه همه عزتها از آن خداست.
آری، اگر ایمان و عشق حقیقی به خداوند در اعماق جان آدمی پدید آید، دلیلی ندارد که برای جلب توجه مردم و کسب عزت و ابرو نزد آنها خود را به نفاق آلوده کند.
سعدی میگوید:
صد زلت از نظر خلق در حجاب بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنیم
بعضی از بزرگان علم اخلاق گفتهاند ریشه اصلی ریاکاری حب جاه و مقام است که اگر ان را به دقت بررسی کنیم، به سه اصل باز میگردد:
۱. علاقه به ستایش مردم از او.
۲. فرار از نکوهش آنها.
۳. طمع ورزیدن به آنچه در دست مردم است.
ریا، همچون آتش سوزانی است که گاه در خرمن اعمال انسان میافتد و همه را خاکستر میکند. نه تنها عبادتها و طاعتهای انسان را برباد میدهد، بلکه گناه عظیمی است که مایه روسیاهی صاحب آن در دنیا و آخرت است.
همچنین، ریا کار در دنیا به سبب ملاحظه دل مردم، همواره پریشان خاطر است؛ زیرا رضای مردم حد و پایانی ندارد و هرگاه طایفهای را از خود خشنود میکند، گروهی دیگر از او جدا میشوند و هر که رضای مردم را با ناخشنودی خداوند بجوید، خدا بر او خشم خواهد گرفت و مردم را نیز از او ناراضی و خشمگین خواهد ساخت.
لذتی که انسان از عمل خالص و نیت پاک میبرد، با هیچ خوشی و لذتی برابر نیست و همین امر برای خلوص نیت کافی است؛ زیرا این لذت برخاسته از رضایت الهی است.
یکی از راههای درمان عمل ریا، این است که انسان برای پنهان داشتن عبادتها و حسنههای خود بکوشد و به هنگام عبادت، در را بر روی خود ببندد و هنگام انفاق و کارهای دیگر، سعی برکتمان آن کند تا به تدریج به این کار عادت کند.
پیام متن:
ریا موجب نابودی و بی ارزش شدن اعمال ما میشود، پس باید چارهای برای آن اندیشید.
مصداقهای با شکوه اخلاص
اخلاص امام خمینی رحمه الله
نمونهای از اخلاص امام این بود که هرگز دوست نداشت در معابرعمومی طوری ظاهر شود که عدهای دور و بر ایشان را بگیرند. تاآنجا که ممکن بود، سئوالات طلبه هارا در خانه خود جواب میداد و پس از آنکه از کلاس درس خارج میشد، مسیر خلوتی را که معمولا کوچههای منتهی به منزل بود، انتخاب میکرد و به منزل میآمد. بارها دیده میشد که بعد از درس، عدهای از آقایان که دوست داشتند همراه امام حرکت کنند، به دنبال ایشان راه میافتادند. اما وقتی حضرت امام متوجه میشد، میایستاد و میگفت: «آقایان بفرمایند و بروند».
مقام معظم رهبری نیز دربارهٔ اخلاص حضرت امام رحمه الله میفرماید:
به اعتقاد من، مهمترین و تعیین کنندهترین راز موفقیت امام، همان اخلاص و توجه و اتصال به خدا بود.
ایشان توانست معنای «ایاک نستعین» را در عمل خود مجسم کند و به منبع لایزال قدرت الهی متصل شود. وقتی یک انسان کوچک و ضعیف و ظرف محدودی، خودش را به اقیانوس بی پایان وصل میکند، دیگر هیچ عاملی وجود ندارد که بتواند بر او فائق آید.
اگر هر انسانی همین کار را بکند، همان گونه خواهد شد. البته انسانها به آسانی نمیتوانند این کار را بکنند، ولی ایشان توانست و کرد. ما باید به قدر وسع خودمان تلاش کنیم. بزرگان در قلهها ایستادهاند، ما نیز از دامنهها حرکت کنیم و به آن سمت پیش برویم؛ هر چند به آن قلهها هم دست پیدا نکنیم، ولی به هر حال حرکت و رفتن، فریضه و وظیفه همه ماست.
اخلاص محدث قمی رحمه الله
محدث قمی، حدیث اخلاص بود و آیه زهد. در مسیری که میرفت، اگر کوچکترین شبههای در دلش رخنه میکرد که قدمش برای خدا نیست و یا وسوسهای قلبش را میلرزاند، بدون هیچ تأملی از مسیر بازمی گشت. حتی اگر جمعیت بسیار نمازگزار، در قلبش او را متوجه خود میساخت، ازامامت جماعت خودداری میکرد. یکی از دانشمندان معاصر حکایت میکند:
من از همان اوقات که به تحصیل مقدمات اشتغال داشتهام، نام محدث قمی را در محضر مبارک پدر بزرگوارم زیاد و توأم با تجلیل میشنیدم. وقتی برای تحصیل به مشهد مشرف شدم، زیارت ایشان را بسیار مغتنم میشمردم. چند سالی که با این دانشمند باایمان معاشرت داشتم و از نزدیک به مراتب علم و عمل و پارسایی و پرهیزکاری ایشان آشنا شدم، روز به روز بر ارادتم میافزود. در یکی از ماههای رمضان با چند تن از دوستان از ایشان خواهش کردیم که در مسجد گوهرشاد با اقامه جماعت بر علاقه مندان منت نهند که با اصرار و پا فشاری، این خواهش پذیرفته شد و چند روز نماز ظهر و عصر در یکی از شبستانهای آنجا اقامه شد و بر جمعیت این جماعت روز به روز افزوده میشد. هنوز به ده روز نرسیده بود که اشخاص زیادی اطلاع یافتند و جمعیت فراوانی گرد آمدند. یک روز پس از اتمام نماز ظهر، به من که نزدیک ایشان بودم، گفت: من امروز نماز عصر را نمیخوانم، رفت و دیگر آن سال را برای نماز جماعت نیامد. در موقع ملاقات و سؤال از علت ترک نماز جماعت، گفت: حقیقت این است در رکوع رکعت چهارم متوجه شدم که صدای اقتدا کنندگان که پشت سر من میگویند: «یا الله، یا الله، ان الله مع الصابرین»، از محلی بسیار دور به گوش میرسد. این، مرا به زیادتی جمعیت متوجه کرد و در من شادی و فرحی تولید کرد و خلاصه خوشم آمد که جمعیت این اندازه است؛ بنابراین من برای امامت اهلیت ندارم.
آیت الله بروجردی و اخلاص در عمل
آیت الله سیدمصطفی خوانساری فرمود:
روزی در خدمت آیت الله بروجردی نشسته بودم، عدهای از دوستان ایشان از خدمات و کارهای آن بزرگوار تمجید میکردند. من عرض کردم که آقا در روایت دارد: «خَلِّصِ الْعَمَلَ فَإِنَّ النّاقِدَ بصیرٌ بصیرٌ؛ عملت را خالص کن، زیرا حساب رس اعمال، کاملاً بیناست.» تا این عبارت را خواندم، اشک از دیدگانش جاری گشت و حالش دگرگون شد و رو کرد به آقایان و فرمود: بله، «خَلِّصِ الْعَمَلَ فَإِنَّ النّاقِدَ بصیرٌ بصیرٌ؛ مهم، انجام خدمات فراوان نیست، بلکه مهم، اخلاص در عمل است».
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
حافظ
پیام متن:
توجه و تلاش بسیار عالمان و بزرگان در رعایت اخلاص.
اخلاص در کلام ولایت
مقام معظم رهبری دربارهٔ اخلاص چنین میفرماید:
اخلاص، یعنی اینکه انسان، کار را برای خدا و به عشق عمل به وظیفه انجام دهد. انسان برای هوای نفس، برای رسیدن به مال، به ثروت، به مقام، نام نیک، قضاوت تاریخ، برای انگیزههای نفسانی، برای اشباع صفت پلید حسد، طمع، حرص، زیاده طلبی و افزون طلبی، کار نکند! کار را برای خدا ومحض انجام وظیفه بکند. این، معنای اخلاص است. این چنین کاری پیش میرود. این گونه کاری مثل شمشیر برنده، هر مانعی را از سر راه برمی دارد.
ما در دوران انقلاب اسلامی، آن اخلاص را بالعینه در زندگی مردم کشورمان مشاهده کردیم و شد آنچه شد.
امام بزرگوار ما مظهر این اخلاص بود و کرد آنچه کرد. او دنیا را در مقابل اسلام، خاضع و خاشع کرد و دشمنان اسلام را به عقب نشینی واداشت. امروز هم آحاد ملت ایران، زن و مرد ملت، اقشار مختلف، مخصوصا مسئولان؛ خصوصا هر چه مسئولیتها بالاتر برود، محتاج همین اخلاص هستیم. تا این بار را به سرمنزل برسانیم. خالصانه و مخلصانه با کسان و نزدیکان خود میایستادیم و برای خدا مبارزه میکردیم.
حضرت علی علیه السلام دراین باره میفرماید: «وقتی در راه خدا با اخلاص و صادقانه عمل کردیم و خدای تعالی این را از ما دید، دشمن ما را سرکوب کرد و ما را پیروز ساخت».
سپس همو میفرماید:
اگر این طور نبود، این کارها انجام نمیشد: «ما قام لِلّدّین عمودٌ و لااَخْضَرَ لاِیمانِ عوُدٌ؛ یک شاخه ایمان سبز نمیشد و یک پایه دین بر سر پا نمیماند».
به برکت اخلاص و صدق آن مسلمانان، این پیشرفتها انجام شد و جامعه اسلامی پدید آمد. تمدن اسلامی و این حرکت عظیم تاریخی امروز هم همان است و ملت ما و مسلمانان در همه عالم و امروز ملت عراق و پیشروان آن ملت و نیز دیگر مردمی که در هر گوشه دنیا به نام اسلام سخن میگویند، باید این درس را از علی بن ابی طالب علیه السلام فرا بگیرند.
حال ای عزیز! فکری کن و چارهای برای خدا پیدا کن و بدان که شهرت، پیش این مردم ناچیز، چیزی نیست و این مخلوق ضعیف را قدرتی نیست. قدرت، پیش حق تعالی است که با هر زحمت و ریاضتی شده در دل خود با قلم عقل نگارش ده که «لا مُؤَثِّرَ فِی الوجودِ اِلاّ اللّه ؛ اثر گذار واقعی در جهان هستی، فقط خداوند است».
پیام متن:
اخلاص، موجب برداشتن موانع از سر راه و سبب پیروزی در راه رسیدن به مقصود است.







