کتابخانه:پژوهشی در اسراف

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۲۰ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۳۴ توسط User6 (نظرات | مشارکت‌ها)

پرش به: ناوبری، جستجو

فصل دوم: انواع اسراف

انواع اسراف

در اين قسمت از كتاب به شرح انواع اسراف مي پردازيم و زمينه هاي مختلفي را كه اسراف در آن واقع مي شود، مورد بحث قرارخواهيم داد.
بخش هايي كه در اين قسمت گنجانده شده، از مهمترين بحثهاي اين مجموعه است؛ زيرا در آنها از موارد اسراف و حد و مرز آن در زمينه هاي گوناگون پرده برداشته و حدفاصل بين زياده روي مذموم و مصرف معقول و مشروع تبيين مي شود.
در طىّ اين بحث ها روشن خواهد شد كه اسلام نه تنها با مصرف و بهره وري صحيح از امكانات مادّي مخالف نيست؛ بلكه عالي ترين تشويق ها را به استفاده به جا از مواهب طبيعي نموده است و نعمت هاي الهي را عطيه هايي مي داند كه براي رفاه حال بشر و تمتّع او، آفريده شده و در همين راستا خداوند بندگان خويش را از اسراف و تبذير بر حذر داشته است، تا اين مواهب الهي به جاي تضييع و مصرف بيهوده، درجهت رفع نيازهاي انسان هاي مستمند - كه آنها نيز داراي حق انتفاع و بهره مندي از اين امكانات هستند - به كار گرفته شود.
انواع اسراف عبارتند از:.
۱. تبذير؛.
۲. اسراف در اموال عمومى؛.
۳. تضييع اموال ديگران؛.
۴. اسراف در مخارج شخصي و خانوادگى؛.
۵. اسراف درانفاق هاي مستحبّ.

بخش اوّل تبذير

طرح بحث

در مورد (تبذير) - كه يكي از انواع اسراف است - تحت سه عنوان بحث خواهد شد: ابتدا موضوع اتلاف و نابود كردن مال، مورد بررسي قرار مي گيرد كه معمولاً آنچه ازاسراف در ذهنها مأنوس است، بيشتر همين جنبه از اسراف است. سپس به انفاق هاي بي مورد، در امور به ظاهر خيريّه خواهيم پرداخت و چون چنين انفاقي عرفاً يا شرعاً بي فايده و هرز دادن مال است، در شمار اقسام تبذير آمده است. و در نهايت، به انفاق هاي بي مورد به افراد و انسان هايي كه استحقاق و قابليّت انفاق را ندارند - در صورتي كه اعطاي مال به آنها بهره عاقلانه اي در پي نداشته باشد - خواهيم پرداخت.

۱. اتلاف مال

در بخش (واژه اسراف) گفته شد، يكي از مصاديق و موارد اسراف نابود كردن و از بين بردن مال است و چنانچه مال تلف شده، قابل اعتنا و به صورتي باشد كه در عرف عام تضييع مال به حساب آيد، قطعاً حرام و از معاصي كبيره خواهد بود؛ زيرا اهل لغت اتفاق دارند كه نابود كردن مال و فاسد نمودن آن (تبذير) است و مبذّر به بيان قرآن كريم همگام و برادر شيطان است.[۱].
بين شهيد ثاني و صاحب جواهر - رضوان اللّه تعالي عليهما - در مسأله اي اختلاف نظر و فتواست و صاحب جواهر(ره) حرمت تبذير را در آن مسأله، اساس استدلال خود قرار داده و به خوبي نظر شهيد ثانى(ره) را ردّ مي نمايد.
مرحوم شهيد در آن جا كه شخصي داراي گوسفند و سگي بي آزار و مقداري آذوقه است كه آن آذوقه تنها براي يكي از آن دو - سگ و گوسفند - كفايت مي كند، مي فرمايد: بايد غذا را به گوسفند بدهد؛ زيرا حفظ جان گوسفند مهمتر است. ولي صاحب جواهر(ره) در ردّ اين نظريّه مي نويسد:.
اين فتوا قابل قبول نيست؛ بلكه ممكن است گفته شود خوراندن غذا به سگ اولويّت دارد؛ زيرا گوسفند قابل ذبح است؛ ولي سگ چنين قابليّتي ندارد.[۲].
ولذا اگر غذا را به گوسفند بدهد موجب تلف شدن سگي است كه ارزش مالي دارد.

تسلّط بر اموال

ممكن است براي خوانندگان گرامي اين سؤال پيش آيد كه: خداوند به هر كس كه مالي در اختيارش نهاده، اجازه داده است تا هر تصرفي بخواهد در مال خود بنمايد. و نيز ازرسول اكرم ْ روايت شده كه: (إنّ النّاسَ مُسَلّطُونَ علي اَمْوالِهِمْ‏[۳]؛ مردم بر هر گونه تصرفي در اموال خويش آزادند.) در اين صورت، آيا منع صاحب مال از تصرف اتلافي و محدود نمودن او منافات با اين اصل مسلّم نخواهد داشت.
پاسخ اين است: ذكر تسلّط در اين حديث شريف بدون هيچ گونه قيدي كه مثلاً در چه مواردي اين سلطه هست، با اين كه نبي اكرم ْ درصدد بيان تمامي اقسام و انواع سلطه هاست، سرمنشأ دلالت روايت بر جميع تصرّفات؛ حتي تصرف اتلافي شده‏[۴]؛ در صورتي كه اين حديث قطعاً مقيّد به مواردي است؛ مانند موضوعاتي كه حضرت صادق ژ در روايتي به عنوان تصرفات حرام بيان فرموده؛ مثل ربا، خريد و فروش مردار و خون و گوشت خوك و حيوانات و پرندگان وحشي و همچنين خريد و فروش شراب و عين نجس و هر آلت و وسيله لهو و يا هر تصرّفي كه موجب تقويت كفر و باطل و سستي حق شود[۵] كه مسلّماً انسان حق ندارد در اين گونه موارد به تصرف دلخواه در مال خود دست بزند و از موارد استثنا در اين روايت نبوىّ ْ همين تصرفات اتلافي و نيز ساير انواع اسراف است.

كمترين مرتبه اسراف

در بعضي روايات، سخن از كمترين مرتبه اسراف به ميان آمده و از آن نكوهش شده كه چند مورد آن به عنوان نمونه ذكر مي شود. در حديث معتبري كه پيش از اين هم ذكر آن گذشت حضرت صادق ژ فرمودند:.
ميانه روي را خداوند دوست دارد و اسراف را حتي در دور انداختن هسته خرما كه صلاحيت استفاده را دارد و نيز در دور ريختن زيادي آب نوشيدني دشمن مي دارد.[۶].
باز در روايت ديگري همان حضرت مي فرمايند:.
خداوند فرشته اي دارد كه اسراف در وضو را به منزله دشمني با خداوند ثبت مي نمايد.[۷]
همچنين در حديث معتبري (اسحاق بن عمار) مي گويد:.
از امام صادق ژ درباره پايين ترين مرحله اسراف سؤال شد، حضرت فرمودند: استفاده بي رويه از جامه اي كه وسيله حفظ آبروي توست و دور ريختن زيادي ظرف غذا و انداختن هسته خرما به اين طرف و آن طرف.[۸].
و نظير اين روايت روايتي است كه قبلاً ذكر آن رفت و در آن، حضرت رضا - عليه آلاف التحية والثناء - به دور انداختن نيمخورده ميوه اي اعتراض فرمودند و از آن نكوهش كردند.[۹] به اين مضمون روايات ديگري هم هست كه به كمترين درجه تضييع مال، عنوان اسراف داده است.[۱۰] دقت در اين گونه روايات با توجه به زمان و مكان صدور آنها بيانگر نكته اي مهم در باب اسراف است كه با ذكر مقدمه اي به توضيح آن مي پردازيم و آن، اين است كه:.
در بخش (واژه اسراف) روشن شد كه اسراف و تبذير در لغت، تضييع مال است و حتّي در بعضي روايات نيز به همين معني تعبير و تفسير شده است‏[۱۱] و مال چيزي است كه قابل معاوضه بوده و ارزش مبادله اي داشته باشد و به بيان ديگر (مال) به چيزي گفته مي شود كه مطالبه پول در برابر پرداخت آن، صحيح باشد بر خلاف (ملك) كه شيئي قابل معاوضه و مبادله باشد يا نباشد - مانند دانه اي گندم يا جو - عنوان ملك بر آن صادق است ولذا شيخ انصاري - رضوان اللّه تعالي عليه - فرموده است كه مبادله و معامله چنين چيزي صحيح نيست؛ زيرا عنوان مال بر آن صادق نيست، گرچه احكام ملكيّت را داراست و بدين جهت غصب آن، حرام و تصرف در آن بدون اذن مالكش جايز نيست.[۱۲].
پس از اين مقدمه، دو اشكال به ذهن مي آيد:.
۱. اين گونه روايات سخن از كمترين مرتبه اي كه اسراف بدان تحقق پيدا مي كند، دارد و در آنها مواردي ذكر مي شود كه نمي توان در عرفِ مبادلات به عنوان (مال) از آن ياد كرد، در اين صورت، دادن عنوان (اسراف) به اين گونه موارد بر چه معياري است.
۲. بنابر مفاد اين روايات با القاي خصوصيّت از موارد مذكور در آنها و جريان اسراف در ساير موارد مشابه بايد بگوييم: حتي دور ريختن مثلاً يك هسته خربزه و يا هندوانه و نظاير آن نيز اسراف و از گناهان بزرگ است و موجب سقوط عدالت با پيامدهاي آن مي شود در صورتي كه اين گونه حكم كردن، مخالف سيره قطعي مسلمين و علماي اسلام است.
اين دو اشكال براي مدتي در ذهن نگارنده وجود داشت و با توجه به كثرت اين گونه احاديث و معتبر بودن بعضي از آنها در صدد حلّ آن بودم، تا اين كه به فضل الهي به آن موفق شدم و با اين پاسخ، نكته اي نيز در باب اتلاف هاي جزيي روشن مي شود، كه در ضمن جواب بر خوانندگان محترم معلوم خواهد گشت. و آن، اين است كه اسراف - همان گونه كه بيان شد - اتلاف و تضييع (مال) است؛ ولي صدق مال و عدم آن بر هر چيز تابع شرايط زماني و مكاني آن است. ممكن است يك شي‏ء خاص در زماني و يا در نقطه اى، ارزش مالي داشته باشد - و همان شي‏ء در زمان و يا مكان ديگري داراي آن ارزش نباشد. بر همين اساس، صدق اسراف و عدم اسراف بر اتلاف آن نيز متفاوت است. به عنوان مثال يك ليوان آب، در كنار دجله و فرات و امثال آن از هيچ ارزش مالي برخوردار نيست، در حالي كه همان مقدار در بيابان دور از آب و يا در خشكسالى، داراي ارزش است و همچنين براي هسته خرما در مثل بسياري از سرزمينهاي ايران كمترين ارزشي وجود ندارد، در صورتي كه در كشوري مانند عربستان كه هم مي توان از آن در كشت استفاده كرد و هم در ساختن نوعي آذوقه براي شتران از آن بهره برد، داراي ارزش مالي بوده و جزو مال محسوب مي شود ولذا در رواياتي هم كه در اين خصوص آمده مواردي ذكر شده است كه تمامي آنها با توجه به شرايط زماني و مكاني صدور روايات، از مصاديق (مال) بوده اند و از بين بردن و ضايع نمودن آنها اسراف به حساب مي آمده است. با اين توضيح معلوم شد كه:اوّلاً:
روايات با آنچه اهل لغت و تفسير در معناي اسراف گفته اند، منافاتي ندارد و آنچه در آنها آمده، اتلاف مال بوده است.
ثانياً: القاي خصوصيّت از موارد مذكور در روايات، به اين معناست كه معيار - چه در مورد آنچه در آنها آمده و چه در ساير موارد - صدق ماليّت است و اتلاف هر چيز جزيي در صورتي كه عنوان مال داشته باشد؛ يعني از ارزش مبادله اي برخوردار باشد، اسراف و حرام است و در غير اين صورت، عنوان (اسراف) نخواهد داشت.[۱۳].
در اين جا تذكر اين نكته لازم است كه در ارزشيابي مثل آب، برق، گاز و نان در اين زمان، نبايد به پولي كه دولت از مصرف كننده در مقابل آن وصول مي كند توجه داشت؛ زيرا اين گونه امور خدماتي هستند كه دولت به مردم ارائه مي دهد و آنچه از آنها در قبال آن اخذ مي كند، با هزينه تمام شده براي خود او بسيار فاصله دارد، به عنوان مثال: طبق نظريه كارشناسان وزارت نيرو، روشن كردن يك لامپ صد ولتي در حدود صد دلار براي دولت هزينه در بر دارد و لذا نمي توان گفت: مثلاً يك ليوان آب نسبت به كل آب بها ارزش مالي ندارد و يا روشن بودن يك لامپ در مدّت كم، داراي هزينه اي نيست و همين طور يك قطعه نان نسبت به پولي كه در مقابل يك نان پرداخت مي شود، ماليّت ندارد؛ بلكه بايد در محاسبه اين امور، مجموع مخارجي كه استخراج، توليد و توزيع آن با همه جوانبش بر دوش بيت المال و بودجه شخصي مي گذارد، در نظر گرفت.

اتلاف و اضرار

نكته قابل توجّه ديگر در مورد آب و برق اين است كه: زياده روي و به هدر دادن آن درزماني مثل زمان ما كه معمولاً محروميت ديگران را در استفاده از آن به همراه دارد، اضافه بر اين كه اسراف است از جهت اضرار به غير نيز حرام خواهد بود و در صورتي كه بدانيم و حتّي احتمال قوي بدهيم كه به هدردادن - حتّي مقدار اندكي از آن - وقتي با زياده روي هاي سايرين جمع شود، باعث محروميت و زيان ديگران خواهد شد، اين عمل گذشته از حرمت موجب ضمان نيز خواهد بود. شيخ انصاري - رضوان اللّه تعالي عليه - مي فرمايد:.
اگر مالكي در مال خود تصرف لغو وبي فايده اي بنمايد، در صورتي كه احتمال قوي بدهد كه اين تصرف موجب ضرر به انساني غير او شود، جايز نيست؛ زيرا در جواز اين عمل، ضرر است بر ديگرى، در حالي كه منع نمودن صاحب مال از تصرف بيهوده باعث ضرر او نمي شود... فقهاي شيعه حكم كرده اند: كسي كه آتشي را بيش از اندازه نيازش بر افروزد و احتمال قوي به سرايت به اموال ديگران بدهد - اگر سرايت كند - ضامن است.[۱۴].
امام خميني - رحمة اللّه عليه - نيز در پاسخ به استفتايي كه از ايشان در اين زمينه شده بود اين گونه فرموده اند: زياده روي به نحو غير متعارف حرام است و چنانچه موجب اتلاف و ضرر باشد موجب ضمان است.[۱۵].

2. انفاق بي مورد در امور خيريّه

آن گونه كه مي دانيم، انجام كارهاي عام المنفعه، مانند ساختن مسجد، تكيه و احداث پل، جاده، حمام و نظاير آن از بزرگ ترين مستحبات شرعي و ديني است؛ ولي بايد توجه داشت كه ارائه آنها به گونه اي باشد كه بر طرف كننده نياز جامعه باشد، وگرنه ايجاد بناهاي خيريّه با صرف مبلغ زياد، در صورتي كه مورد احتياج نباشد، نوعي تبذير و اسراف به حساب مي آيد.
شيخ صدوق - عليه الرحمه - از حضرت سجّاد ژ روايت مي كند كه فرمودند:.
همانا شخصي مال خود را در راه خيري مصرف مي كند و از مسرفان به شمار مي آيد.[۱۶].
لذا همواره در احداث اين گونه بناها، بايد به ضرورت و مقدار احتياج مردم به آن چيز توجه كرد و بايد در نظر داشت كه آنچه نزد خداوند ارزش و بها دارد، رفع نيازها و احتياجات مادي و معنوي جامعه، براي رضاي خداست و هر عملي كه بيشتر در اين راستا قرار گرفته باشد، ارزش و اعتبار آن افزون تر است و اين گونه نيست كه تنها ساختن مسجد و يا حسينيه، انسان را به رضاي الهي و ثواب آخرت برساند؛ بلكه بايد گفت صرف پول و امكانات در اين راه، بيش از حدّ لزوم، در صورتي كه موجب تفرقه و اختلاف شود و يا جامعه به خاطر كمبود ساير مراكزي كه بدان محتاجند و دولت توانايي تأمين تمامي آنها را ندارد، دچار زحمت و زيان شوند و يا كثرت بيش از اندازه لازم، زمينه وهن آن را فراهم سازد، اين كار نه تنها رضايت خداوند را به همراه نخواهد داشت؛ بلكه در مواردي از موجبات غضب او نيز خواهد بود.خواهيد گفت: تعمير مساجد و اصلاح آن در آيه كريمه از اختصاصات مؤمنين شمرده شده‏[۱۷] پس چگونه مي توان احداث يك مسجد را موجب خشم و غضب خدا دانست و يا آن را عملي نا به جا تلقّي كرد.
ولي بايد توجه داشت كه:.
اوّلاً:
طبق نظريّه بسياري از مفسرين، مقصود از تعمير در آيه شريفه، عبادت در مساجد و رفت وآمد بدان جا براي ذكر خداوند است.
ثانياً:
به فرض اين كه تعمير به همان معناي كارهاي ساختماني باشد، واژه تعمير و عمارت غير از احداث بناست؛ بلكه مفهوم آن بنا به فرمايش مرحوم طبرسى(ره) مرمّت و بازسازي خرابيهاست و اين كار در هر حال پسنديده است؛ زيرا مخروبه ماندن مسجد ممكن است توهين به مسجد شمرده شود و يا باعث شود كه حريم آن رعايت نشود ولي احداث بنا - چنانچه ضرورت و لزوم آن در نظر گرفته نشود - معلوم نيست كار نيكي به حساب آيد.
ثالثاً:
آيه كريمه، در مقام سلب صلاحيت كفّار از دخالت در امور مساجد و انحصار آن به مؤمنين است؛ يعني اين كه تنها مؤمنين بايد در اين شؤون وارد شوند و كفّار حق تصميم گيري و دخالت ندارند و معناي آيه، اين نيست كه صرفاً ساخت مسجد بدون در نظر گرفتن نيازِ بدان، مطلوب و از صفات اهل ايمان است. اگر چه رواياتي وارد شده و مضمون آنها اين است كه احداث مسجد مطلقاً موجب ثواب است‏[۱۸]؛ ولي اگر در آن احاديث دقت شود، معلوم مي شود كه مضمون آن با مسائل گذشته منافاتي ندارد و اضافه بر آن در بسياري از روايات، رفع ضرورت و نيازهاي جامعه اسلامي از بسياري مستحبات مؤكد و پر ثواب مقدّم و مهم تر به شمار آمده است.[۱۹].

۳. انفاق بي مورد به ديگران

از موارد تضييع مال، انفاق بي جا در دادن مال به انساني است كه اهليّت آن را ندارد و اين عدم صلاحيّت يا از آن رو است كه فرد گناهكاري است و دادن مال موجب تقويت او در انجام گناه مي شود و يا به جهت اين كه آدم متمكن و ثروتمندي است و بذل و بخشش ديگري تأثيري در بهبود وضع او ندارد و از آن طرف، اين عمل براي انفاق كننده هم هيچ بهره و فايده عقلايي به همراه نداشته باشد.
ابي مخنف ازدي - كه گفته شده ازاصحاب اميرالمؤمنين ژ بوده - از آن حضرت اين چنين نقل مي كند:.
هر كس از شما مال و ثروتي دارد، بايد از فاسد نمودن آن بپرهيزد؛ زيرا بخشش آن به كسي كه سزاوار آن نباشد تبذير و اسراف است و اين كار موجب بلندي نام انفاق كننده در بين مردم مي شود؛ ولي مقام او را نزد خداوند پايين مي آورد و هيچ شخصي ثروت خود را به افراد غير مستحق نداد؛ مگر اين كه خداوند او را از سپاسگزاري آنان محروم نمود و دلهاي آنان را متوجّه غيراو ساخت و چنانچه در ميان آنان كسي باشد كه بخواهد به او خدمت و خير خواهي نمايد، همانا اين عمل را همراه با چاپلوسي و دروغ و حيله همراه خواهد ساخت. اگر روزي پايش بلغزد و به كمك آنها نياز پيدا كند، بدترين و پست ترين دوستانند و هيچ كس مالش را به كساني كه اهليّت آن را ندارند انفاق نكرد؛ مگر اين كه غير از ستايش ظاهري انسانهاي پست - آن هم تا وقتي از مال او بهره مند شوند - چيزي عايدش نگشت و ثناگويي انسان هاي نادان، كه فلاني شخص بخشنده اي است؛ در حالي كه او در پيشگاه پروردگارش بخيل به حساب آيد، چه نتيجه اي دارد و اين عمل چه خسران آميز و زيانبار است! وچه نصيبي از اين كمتر!.
پس اهل ثروت بايد مال خويش را در راه (صله رحم) و كمك به خويشاوندان، مهمان نوازي و پذيرايي از واردين، رهانيدن انسان هاي دربند و اسير و كمك به افراد در راه مانده بكار ببندند؛ زيرا رسيدن به اين خصلت ها كرامت دنيا و شرف آخرت است.[۲۰].
آنچه در اين بخش، از اقسام سه گانه تبذير آمد، مواردي است كه انديشه صحيح بر محكوميت آن قايم است و معيارهاي عقلي آن را تقبيح مي نمايد و مصداق هاي تجاوز از حدّي است كه بر اساس معيارهاي عقلي در تحقق اسراف تعيين مي شود. .

بخش دوم: اسراف در اموال عمومي

حراست از ثروت عمومي

ضروري ترين وظيفه هر اجتماع سالم كه خواهان برخورداري از اقتصادي سالم و پررونق باشد، حفاظت و مراقبت جدّي از اموال عمومي و سرمايه هاي ملي است.[۲۱].
مقصود از (ثروت عمومى) تمامي امكانات و سرمايه هاي مادّي يك جامعه كه خداوند آن را مايه حيات و قوام اجتماع قرار داده است؛ از قبيل درياها، رودخانه ها و ساير منابع آبي و آبزيان، جنگل ها و مراتع، پرندگان، معادن وساير منابع ثروت ملّي و بيت المال مردم كه اينها در حقيقت سرمايه هاي اصلي يك ملّت و ضامن بقاي آن به حساب مي آيند و با تأثير مستقيمي كه برحيات اقتصادي جامعه دارند، حفاظت و استفاده صحيح از آن، اجتماع را به سوي رفاه و غناي مادّي پيش مي برد؛ در حالي كه كاهش و فرسايش آن، بنيه اقتصادي كشور را سست و آن را به طرف نابودي و اضمحلال خواهد كشاند.
مرحوم عهمه طباطبائي - قدس سرّه - در تفسير آيه شريفه: (وَلاتُؤْتُوا السُّفَهِاءَ أمْولَكُمُ الَّتي جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ قِيِاماً...)[۲۲] توضيحي دارند كه مناسب است به عنوان مقدمه اين بخش و همچنين بخش بعدي - كه بحث در (اسراف در اموال شخصي ديگران) است - مطرح شود. ايشان مي فرمايد:.
مقصود از (اموالكم) در آيه شريفه، اموال يتيمان است و اما اين كه خطاب به اولياي آنها مي فرمايد: مال هاي شما، با اين عنايت است كه مجموع ثروت موجود در جهان متعلّق به مجموعه اهل دنياست و مصلحت عمومي اجتماع كه بر پايه مالكيت شخصي استوار است، اقتضا مي كند هر فردي از جامعه مالك جزيي از كلّ مال باشد.
پس بر همگان لازم است، توجه داشته باشند كه آنها يك مجتمع واحدند و مجموعه ثروت روي زمين براي تمامي آنهاست و برهر يك وظيفه است تا از آن حفاظت و پاسداري نمايند و از اين كه انسانهاي غيرعاقل و بي كفايت مانند كودك و ديوانه بر آن مسلّط شوند و آن را به تباهي بكشند، ممانعت به عمل آورند.[۲۳].
پس از مقدّمه، بحث در اين موضوع تحت دو عنوان، دنبال مي شود:.

۱. اسراف در منابع طبيعي

خداوند در دل زمين عظيم ترين منابع ثروت را به وديعت گذارده و به انسانها اجازه و قدرت بهره برداري و تسخير آن را عنايت فرموده است. قرآن كريم مي فرمايد:.
(هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مِا في اهَرْضِ جَميعاً...؛[۲۴].
اوست كه تمامي آنچه در درون و روي زمين است براي استفاده شما آفريد.
ولي عالم طبيعت، جهان تقدير و اندازه است و بي نهايت در آن راه ندارد. در اين زمينه قرآن مي فرمايد:.
اِنّا كُلَّ شَىْ‏ءٍ خَلَقْنِاهُ بِقَدَرٍ؛[۲۵].
ما هر چيزي را به اندازه معيّن آفريديم.
و باز مي فرمايد:.
وإنْ مِنْ شَى‏ءٍ إى عِنْدَنِا خَزائِنُهُ وَمِا نُنَزِّلُهُ إلاّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ؛[۲۶].
چيزي از موجودات نيست مگر اين كه خزينه هاي آن در پيش ماست و آن را مگر به اندازه معيّن نازل نمي كنيم.
بر اين اساس، منابع و ذخاير زمين نيز بي نهايت و پايان ناپذير نيست و با مصرف بي رويّه و اسراف گونه آن، به سرعت رو به نقصان خواهد رفت و به زودي به پايان خواهد رسيد.
ويلي برانت مي گويد:.
اكنون برخلاف چند سال پيش، به راحتي مي توان استدلال كرد كه منابع زميني پايان ناپذير نيستند. با اين حال، هم اكنون نيز بسياري از مردم باور ندارند كه اگر همچنان به بهره برداري بي رويّه از اين منابع، به ويژه زغال و نفت ادامه بدهيم اين منابع تنها تا حدود نيم قرن ديگر دوام خواهند آورد.[۲۷].
آيا تاكنون فكر كرده ايد اگر اين اخطارها و هشدارها زماني جامه عمل بپوشد، بشر به چه روزي خواهد افتاد انرژي خورشيدي تا چه اندازه خواهد توانست خلأ ناشي از نبود نفت و فرآورده هاي نفتي را پر نمايد اگر ما اندكي به فكر نسل هاي آتيه - كه كساني به جز فرزندان ما نيستند - نيز باشيم غير از رعايت اعتدال در مصرف و حفاظت از منابع و ذخاير طبيعى، راه ديگري خواهيم داشت.
الف) جنگلها از سرمايه هاي بسيار مهم طبيعي بر روي زمين، جنگل ها و مراتع به شمار مي روند كه اضافه بر تأمين چوب مصرفي در صنعت، ساختمان ها و سوخت، تأثير اساسي در تصفيه و پالايش هوا و تنظيم گازهاي موجود در آن دارند كه در اين جا به برخي آثار مثبت جنگل ها اشاره مي شود:.
جنگل ها در ميزان بارندگي اثر قاطع دارند. ۲. هواي محيط را مرطوب و سالم نگه مي دارند. ۳. اكسيژن براي تنفّس انسان ها توليد مي كنند. ۴. گازهاي سمّي هوا را جذب مي كنند. ۵. گردوغبار هوا را مي گيرند. ۶. محيط اطراف خود را ضدّعفوني مي كنند. ۷.سيل ها و حركت آنها را كنترل مي كنند. ۸. آبها را در لايه هاي خاك و زمين نفوذ مي دهند و ذخيره مي كنند. ۹. از تخريب خاكها جلوگيري مي كنند. ۱۰. بادها را كنترل مي كنند.
۱۱.خاك را با ريشه هاي خود، استوار نگه مي دارند. ۱۲. از زهدار شدن زمين جلوگيري مي كنند. ۱۳. مانع لغزش زمين مي شوند. ۱۴. بهمن ها را كنترل مي كنند و....[۲۸].
ولي اكنون در اثر كم توجهي بعضي از دولت ها و بهره برداري بي رويّه بعضي تجاوزپيشگان، اين منبع مهمّ ثروت صدمات فراواني را متحمّل شده است. ويلي برانت مي گويد:.
بنابر برآورد (فائو)[۲۹] از سال ۱۹۶۰ تاكنون نيمي از جنگل هاي جهان از بين رفته است و همه ساله چندين ميليون هكتار از جنگل هاي جهان از بين مي روند... پاره اي از دولت هاي جوامع روبه رشد، خود پيش از ديگران متوجّه مشكل شده اند و (همچون دولت هاي آفريقاي غربى) دست به دامان مردم گشته اند: به محيط زيست خودتان كمك كنيد، تا محيط زيست به شما كمك كند.[۳۰].
اكنون به گزارشي از وضعيت جنگلهاي شمال ايران توجه كنيد:.
به گزارش واحد مركزي خبر از سارى، از يك ميليون و سيصد هزار هكتار از جنگل هاي شمال كشور، كه در برنامه ريزي هاي كلان به عنوان قطب توليد چوب محسوب مي شود سالانه به طور متوسّط، يك ميليون و پانصد هزار متر مكعب چوب صنعتي و غيرصنعتي به صورت تراورس، الوار، كرده بينه، كاتين و هيزم به ارزش اقتصادي ۲۵ ميليارد ريال استحصال مي شود....
در همين گزارش آمده است:.
وسعت جنگل هاي شمال كشور در بيست سال گذشته از سه ميليون و چهار صد هزار هكتار، به يك ميليون و نهصد هزار هكتار (كاهش يافته... متأسفانه روند سريع استفاده و تخريب منابع جنگلي به نحوي بوده كه اقدامات انجام شده در جهت احيا، در مقايسه با روند تخريب و برداشت جنگل بسيار ناچيزاست.[۳۱].
گفتيم سالانه از جنگل هاي شمال حدود ۵/۱ ميليون متر مكعب چوب برداشت مي شود. دكتر شامخي در مجلّه دانشمند مي گويد:.
اما بهره برداري ثبت نشده و غير رسمي از اين جنگل ها به مراتب بيشتر از اين مقدار است. واقعيّت اين است كه جنگل هاي شمال معاش يك ميليون و شصت و پنج هزار انسان گرد آمده در ۱۶۵ هزار خانوار را تأمين مي كند اين عده ۴/۴ ميليون رأس دام متحرك و نيمه متحرك دارند و ۴/۱ ميليون دام خانگى، يعني جمعاً پنج ميليون و ۸۰۰ هزار واحد دامي دارند كه از گياهان و بيوماس جنگل تغذيه مي كنند. افزون بر اين سوخت معمول جنگل نشينان و ساكنان حاشيه جنگل ها نيز، در چهار فصل سال چوبي است كه از همين جنگل ها و بي هيچ ترتيب و تدبيري بريده مي شود. مجموع چوبي كه اينان هر سال، از جنگل ها مي برند پنج ميليون متر مكعب برآورد شده است... بهره برداري ما از جنگل هايمان استفاده مسالمت جويانه از مواهب طبيعت نيست تاراج مغولان را يادآور است و غارت وحشيان را. در شرايط فعلى، جنگل هاي شمال، سالانه برداشت يكي - دو ميليون متر مكعب چوب را نمي توانند تحمل كنند در حالي كه ما تبر به دست گرفته ايم و هر سال دست كم‏۵/۶ ميليون متر مكعب چوب را مي بريم، مي سوزانيم، يا حدّاقل به ثمن بخس مي فروشيم... و اين همان تبري است كه هر سال ۵ ميليون متر مكعب چوب را به طور غيرقانوني از درختان جنگل هاي شمال مي برد...[۳۲].
آقاي مهندس (ميرسليم) مشاور تحقيقاتي رئيس جمهور، ضمن ديدار از جنگل هاي مخروبه شمال كشور اين سخنان دريغ انگيز را با خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران در ميان گذاشت كه: اگر در بيست سال گذشته از جنگل هاي چهار ميليون هكتاري شمال كشور بهره برداري صحيح انجام مي گرفت، ما اكنون قادر بوديم از همين جنگل ها سودي معادل درآمد نفت كشور، داشته باشيم.[۳۳].
اكنون آيا ادامه اين حركت و بي توجهي به عواقب زيانبار و خسارت آميز آن در مورد مهم ترين منبع درآمد مادي و معنوي عموم ملّت، رفتاري خيانت آميز نيست.
ب) منابع آبي آب، موهبتي الهي است كه كمتر نعمتي با آن برابري و همساني مي كند. آب مايه حيات است و زندگي بدون آن ممكن نيست. قرآن مجيد مي فرمايد:.
وَجَعَلْنِا مِنَ الْمِاءِ كُلَّ شَىْ‏ءٍ حَىٍّ؛[۳۴].
تمام موجودات زنده را از آب قرار داديم.
زندگي انسان نه تنها مستقيماً به آب بستگي دارد؛ بلكه كليّه فرآورده هاي گوشتي و نباتي كه مأكولات او را تشكيل مي دهند، بدان وابسته است. همچنين آفت ها و مزاحمين سلامت انسان توسط آب از محيط زندگي او دور و حيات او از مخاطره هجوم امراض ايمني مي يابد. امام صادق ژ زماني كه نام مبارك پيامبر در حضورشان برده شد، عرض كرد:.
پروردگارا تو مي داني كه رسولت در نزد ما از پدران و مادران و خويشاوندان و آب سرد و گوارا محبوبتر است.[۳۵].
در اين حديث، حضرت صادق ژ براي نشان دادن شدّت علاقه خود به نبي گرامي اسلام ْ در بين نعمت هاي مصرفي بي شمار الهى، نعمتي بالاتر از آب پيدا نمي كند تا عشق خويش و اهل بيت عصمت ه را بدان حضرت، بالاتر از آن معرفي نمايد و اين انتخاب اصلح، متضمّن يك تناسب نيز هست؛ زيرا همان گونه كه آب براي حيات جسمي و طبيعي انسان است رسول اكرم ْ نيز، روح معنوي و حيات جاوداني به بشر مي بخشد.[۳۶].
بديهي است با توجّه به اين كه منابع تأمين آب و به ويژه آب آشاميدنى، محدود و همه ساله در خطر كاهش و كمبود است، زياده روي در مصرف و به هدر دادن آن، نتايج زيانباري در سرنوشت بشر به جاي خواهد گذاشت!
ويلي برانت مي نويسد:.
در اواخر سال ۱۹۸۴ يكي از مؤسّسات پژوهشي خصوصي آمريكا هشدار داد كه اگر هدر دادن منابع آب همچنان ادامه يابد، جهان دهه آينده با بحران آب شديدي روبه رو خواهد شد... بنا به برآوردهاي سازمان ملل متّحد هم اكنون نيمي از مردم جهان سوم به آب آشاميدني تازه و گوارا دسترسي ندارند و همه ساله حدود بيست ميليون نفر بر شمار اين افراد افزوده مي شود.[۳۷].
همگان شاهد بوديم كه در اواخر پاييز سال ۷۰ با توجه به كمبود بارانهاي پاييزي سازمان آب تهران به طور مكرّر اعلام كرد كه اگر در مصرف آب صرفه جويي نشود، آب تهران جيره بندي خواهد شد، و حتّي در بعضي مناطق، قطع آب را به دنبال خواهد داشت.
گفته مي شود در انگلستان قيمت يك ليتر آب از همان مقدار نفت بيشتر است و اين در حالي است كه بنا به برآورد كارشناسان، متوسّط مصرف سرانه آب تهران در سال ۱۳۶۹ روزانه ۲۲۵ ليتر و اين ميزان در سال ۱۳۵۰، ۱۵۰ ليتر بوده است.
حال با توجه به برآورد ياد شده، واقعاً اين افزايش مصرف از چه مسائلي حكايت مي كند و آيا اين نشان دهنده رشد فرهنگ مصرف است يا تنزّل آن.
خواهيد گفت: بالا رفتن ميانگين مصرف آب نمايانگر ارتقاي سطح بهداشت در جامعه و رعايت آن ازسوي مردم است. در صورتي كه همگان مي دانيم، بهداشت كامل از زياده روي در مصرف آب نيست؛ بلكه ناشي از استفاده به جاي آن است. و به اعتقاد ما مصرف مفيد آب، بسيار كمتر از كل مصرف آن است و اگر احتياط و دقت كافي در مصرف اين نعمت بي همتاي الهي از سوي مردم به عمل آيد و به جا از آن بهره برداري شود، پس از مدتي هم شاهد كاهش چشمگير ميزان سرانه مصرف خواهيم بود و هم بهداشت در بهترين سطح خود رعايت خواهد گرديد.
در حالات امام خميني - رضوان الله تعالي عليه - نقل شده كه ايشان در فاصله هاي بين اعمال وضو، شيرآب را باز نگه نمي داشتند و نيز در روايات، حضرات معصومين ه اسراف آب در وضو و نيز دور ريختن اضافه آب آشاميدني را تقبيح و از آن نكوهش به عمل آورده اند كه در بخش پيش نمونه آن ذكر شد.
ج) نفت و گاز نفت، مهم ترين منبع تأمين انرژي در جهان معاصر است. گذشته از آن به جهت فرآورده هاي بي شمار حاصله از آن در زمينه هاي گوناگون، نقش اساسي و بي همتا در بهبود زندگي و رفاه انسان دارد و به همين خاطر از آن به عنوان (طلاي سياه) ياد مي شود.
منابع نفتى، گرچه در سطح دنيا و در نقاط مختلف زمين پراكنده است؛ به لطف الهي كشورهاي اسلامي از اين نظر از غنا و بقاي بيشتري برخوردارند و منابع ديگران به پايان خود نزديك تر از آنهاست.
مسلمين، با توجه به نياز مبرم دنياي استكبار به اين كالاي ارزشمند و با در دست داشتن اين سرمايه هنگفت، قادرند به اهداف سياسي و اقتصادي عظيمي دست يابند و استقلال و رهايي از چنگال سلطه گران و عزّت اسلامي را براي خويش به ارمغان آورند.
مدتي است محافل جهاني با حساسيّت، متوجه اين موضوعند كه منابع و ذخاير نفتي رو به پايان است و اگر اين روند مصرف بي رويّه ادامه پيدا كند، بشر در مدّت كوتاهي اين سرمايه عظيم را از دست داده، به عواقب سخت آن دچار خواهد شد.
اكنون كه به شكر الهى، انقلاب اسلامي در ايران تحقق يافته و اسراف و تبذيرهاي بي شمار و حاتم بخشي هاي طاغوت به قدرت هاي خارجي در نفت و گاز و غير آن به پايان رسيده است، اين سرمايه بزرگ ملّت ايران ده ها سال بر عمرش افزوده گشته و مرحله پاياني آن سال هاي متمادي به تأخير افتاده است؛ ولي بايد توجه داشت به خصوص در اين زمان كه به بركت انقلاب، گاز رساني به نقاط مختلف كشور گسترش يافته، نفت و گاز اين سرمايه بزرگ، امانتي الهي در دست ماست كه وظيفه نگهباني و ردّ آن به نسل هاي آتيه بر عهده دولت و ملّت است و حراست از آن تكليف الهي و فرمان خداوند است. قرآن كريم مي فرمايد:.
إنَّ اللّه يَأْمُرُكُمْ أنْ تُؤَدُّوا اهَمِانِاتِ إِلي أهْلِها...؛[۳۸].
خداوند به شما فرمان مي دهد تا امانت ها را سالم به اهل آن بسپاريد.
حفاظت از آن جز با احتياط و مراقبت كامل در مصرف، امكان پذير نخواهد بود و در نتيجه همين صرفه جويي است كه فرزندان و اعقاب اين ملّت نيز، فرصت استفاده و برخورداري از آن را پيدا خواهند نمود.
د) ساير موارد بحث در حراست از منابع طبيعي منحصر به آنچه گفته شد نيست؛ بلكه موارد بسياري را در بر مي گيرد: حفاظت از دريا، رودخانه ها، حيوانات آبزى، زمين هاي مرغوب براي كشت، مراتع و مناظر سبز، پرندگان و حتّي هوا كه ضروري ترين وسيله حيات و بقاي بشر است از آن قبيل است.
آيا به راستي آلوده كردن هوا با ماشين ها و وسايل دودزا و غير آن و از بين بردن گازهاي مفيد و حياتي آن و پركردن هوا از گازهاي سمّي - كه چه بسا جان عدّه اي را نيز به مخاطره اندازد - اسراف و تجاوز از حد در استفاده از اين نعمت بزرگ الهي نيست!.
مي گويند شهر تهران اوّلين يا دومين شهر آلوده جهان است و بسياري اوقات، وزارت بهداشت براي بيماران ريوي و قلبي اعلام خطر مي كند. در اين شرايط آلوده كردن هوا از روي بي توجّهي تجاوز و اضرار به ديگران است و با مباني اسلامي و انساني سازگار نيست.

2. اسراف در بيت المال

از زشت ترين و معصيت بارترين جلوه هاي اسراف، زياده روي و تضييع در بيت المال مسلمين است. قبل از هر چيز، شما را به مطالعه سخنان اميرالمؤمنين ژ در نامه اي خطاب به يكي از كارگزاران خود دعوت مي كنيم:.
تو در اين مالياتي كه مي گيري حقّ معيني داري و با فقرا و مستمندان شريك هستى. ما حقّ تو را خواهيم داد و تو نيز حقّ آنان را بپرداز و اگر چنين نكني از كساني به شمارخواهي رفت كه بيشترين دشمن را در قيامت داراست و واي بر كسي كه دشمن او در نزد خداوند فقيران و نيازمندان و درخواست كننده ها و پس خوردگان از حقوق خويش و ضرر ديده ها و در راه مانده ها باشند. و آن كس كه امانت را كوچك شمرد و تن به خيانت دهد و جان و دين خود را از آن پاك نگه ندارد، خويش را در مذلّت و بيچارگي دنيا گرفتار ساخته و خواري شديرتر و سخت تر آخرت، در انتظار اوست. همانا بزرگ ترين خيانت،خيانت به امّت و زشت ترين ناخالصي ها، ناخالصي پيشوايان و كارگزاران امور است.[۳۹].
حفاظت از اموال عمومي و بيت المال، نشانه فرهنگ بالا و تعهّد ملّت است و بر عكس عدم رعايت و بي توجهي به مسائل حفاظتي و نگهداري اموال بيت المال و يا استفاده شخصي از آن، علامت عدم تعهّد و رشد لازم است.
جامعه رشيد و پيشرو، معمولاً در موضوع حفاظت از بيت المال - حتي بيشتر از اموال شخصي - از خود حساسيّت و دقّت نشان مي دهد و بدان پايبند است؛ به ويژه در جامعه انقلابي ما اين يك وظيفه اي است كه همگان در قبال آن مسؤوليم؛ نخست بر دولت اسلامي است كه با وضع قوانين شديد و تعهّدات محكم و نظارت دقيق از فرسايش بيت المال جلوگيري نمايد و از تضييع آن به دست عدّه اي ناآگاه و بي مسؤوليت جلوگيري به عمل آورد. و اين هيچ گاه به معني سخت گيري و محدوديّت در استفاده صحيح و به موقع از وسايل بيت المال نيست؛ بلكه تضميني در راستاي حفاظت و نگهداري حريم بيت المال از دستبرد خاينان و جاهلان محسوب مي شود. ولي پايه و اساس تمام طرح ها و برنامه ها در اين خصوص، آگاهي و توجه هر چه بيشتر عموم مردم؛ به ويژه كارمندان ادارات و نهادها به اين مسأله است. جامعه بايد بپذيرد كه بي توجّهي به اموال عمومي و بيت المال عملي ضدّ اسلامي و ملّي و مخالف با معيارهاي حكومت علوي است و از همين رو عملي ضدّ انقلابي است و تناسبي با سازمان ها و نهادهاي انقلابي و دولتي ندارد.
به طور مثال، وقتي وسيله نقليه اي به عنوان ملك شخصي در اختيار فردي قرار مي گيرد، حدّاكثر استفاده در طولاني ترين مدّت قابليّت كارى، از آن مي شود و حتّي پس از سال هاي دراز، باز هم با قيمتي مناسب دربازار به فروش مي رسد؛ ولي چرا همين وسيله نقليه اگر در خدمت مؤسسه اي دولتي باشد در مدّتي كوتاه فرسوده و از بهره برداري خارج مي شود و چرا بايد وسايل و لوازم مورد نياز اين گونه مؤسّسه ها در كمترين مدّت فرسوده شوند و مسؤولان آن مرتّب تقاضاي ابزار جديد بنمايند.
اسراف در بيت المال ممكن است از جهت اتلاف و تبذير باشد، همچنان كه ممكن است از نظر تجاوز در بهره برداري از آن از حدّ عرفي و موقعيّت اجتماعي باشد.
به عنوان مثال، رئيس يك اداره، براي دفتر كار خود وسايلي نياز دارد كه بنابر موقعيّت و حجم كار خود، حدّ خاصّي براي آن مقرّر شده است كه خروج از اين حدّ و فراهم كردن محيطي تشريفاتي و لوكس اضافه بر حدّ لازم از بيت المال، نوعي اسراف و خيانت در اموال عمومي محسوب مي شود.
همچنين مخارج تشريفات كنفرانس ها و سمينارهايي كه به مناسبت هاي مختلف در گوشه و كنار كشور برگزار مي شود حدّ معيّن و مقبولي دارد كه چنانچه از آن بگذرد و اين گونه محافل آلوده به اسراف و تبذير شوند اضافه بر اين كه موجبات بدبيني مردم فراهم خواهد شد، غضب الهي نيز در پي آن خواهد بود و اين دو، اين گونه نشست ها را از دستيابي كامل به اهداف خود دور خواهد كرد.
فاحش ترين نوع اسراف در اموال عمومي و بيت المال مسلمين، استفاده از آن در راه گناه، تفرقه، تهمت، سودجويي و افشاگري هاي مخرّب است كه بايد از آن به خداي بزرگ پناه برد.

بخش سوم: تضييع اموال ديگران

طرح بحث

در بخش پيشين، بحث در زمينه (تضييع ثروت عمومى) بود و اكنون پيرامون (تضييع اموال شخصي ديگران) گفت وگو به عمل خواهد آمد.
لازم به ذكر است كه ضايع كردن دارايي شخصي مردم، به دو طريق انجام مي گيرد:.
۱. از راه غصب و يا سرقت؛.
۲. از راه بي توجّهي به حفاظت از اموال ديگران و رعايت نكردن تقوا و امانت در مورد سرمايه هاي آنان.
در اين جا بحث از نوع اول نيست و بايد آن را در جاي ديگر جستجو كرد؛ بلكه مقصود اتلافي است كه به طريق دوم، يعني از راه بي توجّهي به اموالي از مردم كه در اختيار شخصي قرار مي گيرد و يا استفاده نادرست و نابه جا از آنها در موارد بهره برداري هاي مجاز، بر ثروت آنان وارد مي شود. اينك بحث را تحت سه عنوان مطرح مي كنيم:.
۱. عاملين تضييع ثروت مردم؛.
۲. كوتاهي در حفاظت از مال امانى؛.
۳. افراط در بهره جويي از مال مجاز.
۱. عاملين تضييع ثروت مردم مقصود از عنوان فوق اين است كه ممكن است فردي به گونه مستقيم، ضايع كننده ثروت ديگران نباشد؛ ولي از راه ارائه ناقص خدمات و يا توليدات خود، موجبات فرسايش اموال آنان را فراهم سازد و مسبّب اسراف ديگران شود كه در حقيقت مسرف واقعي همو به حساب مي آيد.
... و نظر به اهميّتي كه اين قسمت از بحث دارد و ارتباطي كه با مسأله اتقان‏(۱) و استحكام در امور به طور عموم و در كارهاي توليدي خصوصاً پيدا مي كند و نيز اصل رابطه اتقان با اسراف، كه در غير اين صورت هم به كار مي آيد، لازم است نگاهي به موضوع اتقان به عنوان مقدمه اي براي اين شاخه از بحث داشته باشيم.
الف) اصل اتقان از موضوعاتي كه توجه بدان در همه امور لازم است و رعايت آن منافع بي شماري را براي انسان و جامعه به ارمغان مي آورد، اصل (اتقان) و محكم كاري است.
تعبير از (اتقان) به اصل براي اين است كه اين موضوع از اموري است كه بايد در كليه شؤون فردي و اجتماعى، مورد توجّه انسان و حاكم بر تمام ابعاد زندگي مادي و معنوي او باشد، و جامه زيبايي است كه بايد اندام امّت اسلام را در خود بپوشاند. پندار بعضي بر آن است كه اتقان، در امور مربوط به طبيعت و زندگي مادّي موافق با اسلام نبوده و نوعي دنياطلبي و علاقه بدان محسوب مي شود؛ در صورتي كه اين موضوع، امري غير از علاقه به دنياست.
دنياطلبى، عشق به دنياست؛ در صورتي كه ابرام و محكم كاري براي بهره برداري صحيح و مشروع از آن است.
انسان با دنياطلبي بر اضطراب و نگراني هاي خويش مي افزايد و از خدا دورتر مي شود؛ در صورتي كه در رعايت اتقان آرامش خاطر فراهم مي شود تا انسان در سايه آن با خيالي آسوده بتواند به استكمال معنوي خويش بپردازد. پس اتقان دنياطلبي نيست؛ بلكه آخرت خواهي است و دوري از مقصد نيست؛ بلكه وسيله قرب به مقصود است. و اين خود از صفات فعل خداوند است كه جهان را در نهايت اتقان و استحكام آفريده است و در قرآن مجيد فرموده است:.
... صُنْعَ اللّهِ الَّذى اَتْقَنَ كُلَّ شَىْ‏ءٍ اِنَّهُ خَبير بمِا تَفْعَلُونَ؛(۲).
اين آفرينش خداست كه همه چيز را با اتقان و استحكام آفريده و به آنچه مي كنيد، آگاه است.
حضرت امام حسن مجتبي ژ به (جنادة بن ابي اميه) فرمود:.
براي دنياي خود آن چنان كار كن كه گويا هميشه خواهي بود و براي آخرت خود چنان عمل كن كه گويا فردا خواهي مرد.(۳).
البته براي اين حديث دو احتمال وجود دارد: يكي اين كه در كارهاي دنيا عجله و شتاب مكن؛ ولي براي انجام كارهاي مربوط به آخرت تعجيل نما؛ احتمال ديگر اين كه مقصود حضرت اشاره به همين اتقان و ابرام در كارها باشد. به نظر مي رسد بين اين دو معنا دوگانگي و اختلافي نيست؛ زيرا منافاتي بين استحكام در كار و صبر و تأنّي در آن وجود ندارد. همچنين رسول اكرم ْ در جريان وفات فرزندش (ابراهيم) و پس از آن كه آن حضرت پوشش قبر او را به درستي و با دقت محكم كرد فرمود:.
اِذا عَمِلَ اَحَدُكُمْ عَمَلاً فَلْيُتْقِنْ؛(۴).
هرگاه يكي از شما كاري انجام داد، لازم است آن را با محكم كاري و اتقان به پايان برد.
و نيز همان حضرت در قضيّه مرگ (سعد بن معاذ) و بعد ازفراغ از محكم كاري قبر او فرمود:.
اِنّى لأَعْلَمُ اَنَّهُ سَيُبْلي وَيَصِلُ إلَيْهِ الْبَلاءُ، وَلِكِنَّ اللّه يُحِبُّ عَبْداً اِذا عَمِلَ عَمَلاً اَحْكَمَهُ؛(۵).
من مي دانم كه اين جسد به زودي از هم خواهد گسيخت و از هم پاشيده مي شود؛ ولي خداوند دوست دارد بنده اي را كه وقتي عملي انجام مي دهد، محكم كاري مي كند.
اين دو فرموده حضرت، گرچه در مورد خاصّي صادر شده و آن (پوشش قبر) است؛ ولي اصل كلام آن حضرت همه موارد را شامل است و بين دانشمندان علم اصول مسلّم است كه اگر سخني فراگير باشد مورد خاص آن، ضرري به فراگيري و عموم آن وارد نمي كند.
بنابراين سخن پيامبر ْ شامل تمامي امور مادّي و معنوي انسان است و اتقان در مورد همه كارهايي كه در بهبود وضعيّت فرد و جامعه مؤثر است و آنان را به سوي غناي مادّي و كمال معنوي سوق مي دهد، مطلوب است.
اتّفاقاً مرحوم شيخ حرّ عاملى(ره) هم در عنواني كه براي اين باب گشوده است، موضوع را به طور عموم مطرح كرده و حكم به استحباب اتقان در ساير اعمال نيز فرموده است.(۶).
ب) اتقان و اسراف در اين جا اين سؤال مطرح است كه در بسياري موارد بين اتقان و اسراف، تزاحم و برخورد پيش مي آيد؛ زيرا ممكن است رعايت استحكام، مستلزم مخارج زياد باشد و يا دولت در راستاي اعمال اتقان در طرح ها و برنامه هايش، هزينه سنگيني را متحمّل نشود كه احتمال اسراف در آن باشد، در اين صورت، از كلام يك بايد صرف نظر كرد مي بايد از اسراف حرام چشم پوشيد، يا از اتقان مستحب.
پاسخ اين است كه اگر موارد برخورد بين اين دو، به درستي محاسبه معلوم مي شود كه تحمّل خرج زياد در جهت اتقان نه تنها اسراف نيست؛ بلكه خود نوعي پيشگيري از اسراف است. چه بسيارند خسارت ها و زيان هايي كه از ناحيه صرفه جويي هاي نابه جا و غير اصولي و بي توجّهي به اصل ابرام و استحكام متوجه جامعه و افراد مي شود.
براي اثبات اين مدّعا، كافي است نگاهي به ميزان خرابي هاي زلزله سال ۶۹ گيلان و زنجان بيندازيد؛ كه بنا به اظهارات مسؤولان امور، قسمت اعظم آن ناشي از عدم رعايت اين امر در ساختمان هاي آن مناطق بوده است. در حالي كه بسياري از نقاط پيشرفته دنيا، زلزله هايي به همان شدّت و يا حتّي شديدتر از آن به وقوع مي پيوندد و در مقابل، خسارت و زيان ناچيزي مي بينند.
بنابراين، اتقان در امور نه تنها موجب اسراف نيست؛ بلكه عدم آن در معرض تلف قرار دادن مال و سرمايه است و اين مطلب به خصوص در خدمات و پروژه ها و سرمايه گذاريهاي دولتي بسيار حايز اهميّت است. گذشته از اين كه در موارد زيادي بي توجهي به اصل اتقان و ابرام، عامل مهمّي براي فرسايش و تضييع ثروت شخصي ديگران نيز هست كه در دنباله بحث به دو مورد آن مي پردازيم.
ج) توليد كنندگان توليد كنندگان كه درحقيقت، گردانندگان چرخ اقتصاد و معاش جامعه هستند، نقش بسيار اساسي در مورد سرمايه هاي مردم بر عهده دارند و در واقع قوام يك ملّت بسته به قوام بخش توليد است. اتقان و ابرام اگر در همه جا مطلوب است، در آن جا از مطلوبيت بيشتري برخوردار است؛ چرا كه اساس استقلال و خودكفايي اقتصادي را بايد در اتقان امر توليد جستجو كرد؛ از بخش كشاورزي گرفته تا بخش صنعت و از توليدگران مواد غذايي تا توليدات كالاهاي مصرفي ديگر، كه به چند مورد از آن به عنوان نمونه مي پردازيم.
۱. كشاورزان كشاورزي كه اساسي ترين ركن توليد در هر كشوري به شمار مي رود، بايد از متقن ترين بخش هاي هر جامعه باشد. اتقان كشاورزي امروز به اين است كه زارعان ما، به آخرين تجربيّات دانش كشاورزي آشنا شوند و آن را كاملاً اعمال كنند و با كمك و اعانت دولت و دستگاه هاي ذي ربط به طور جدّي در دفع آفات از محصولات زراعي خويش بكوشند كه اگر به درستي به اين موضوع توجّه نشود و حاصل آن به صورتي آفت زده و نامرغوب تحويل بازار شود، گذشته از اين كه خود متضرّر مي شوند، به جهت عدم استفاده كامل مصرف كننده، قسمتي از آن به دور ريخته مي شود و تضييع مال آنان را به دنبال دارد.
۲. نانوايان همچنين نانوايان كه در حقيقت توليد كننده بهترين و پر ارزشترين ماده غذايي مردم هستند، چنانچه در پخت نان دقّت و حوصله كافي به كار نبندند كه مصرف كننده نتواند به درستي و به طور كامل از آن استفاده نمايد، عملي مسرفانه كرده اند و موجب اسراف در شريف ترين ماده غذايي مردم گشته اند. در اين زمينه گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي به نقل از استاندار تهران، قابل توجه است:.
حدود ۳۰ درصد ناني كه در نانوايي هاي تهران طبخ و توزيع مي شود به دلايل گوناگون قابل مصرف نيست و دور ريخته مي شود ... او پخت نامطلوب نان و كيفيّت نامرغوب آرد مصرفي در نانوايي ها را دليل عمده قابل مصرف نبودن بخش قابل ملاحظه اي از نان طبخ شده در نانوايي هاي تهران ذكر كرد.(۷).
مشابه اين گزارش، از ساير شهرستان ها نيز گاهي به وسيله فرمانداران و مسؤولان آن شهرها از طريق روزنامه ها و مجلاّت اعلام مي شود، كه لزوم كنترل بيشتر و مداوم دولت و حمايت جدّي مردم از اعمال آن را مي طلبد.
۳. توليدگران كالاهاي صنعتي يك بنگاه توليدي كه در بالا بردن كيفيّت اجناس توليدي خود، كوتاهي مي كند و فرآورده هاي خويش را به صورتي نامرغوب عرضه مي نمايد، به گونه اي كه با كمترين استفاده از آن، از قابليت بهره وري خارج و به كناري گذاشته مي شود و يا بايد مرتب در دست تعمير باشد، اضافه بر اين كه اعتماد عمومي را به توليدات داخلي سلب و پايه هاي استقلال و خودكفايي را سست مي نمايد، موجب تضييع و به هدر رفتن سرمايه هاي ملّي و شخصي مردم نيز مي گردد. ممكن است بپرسيد:.
اولاً: توليد كننده همواره سعي مي كند تا سطح كيفي توليد خويش را بالا ببرد، تا اعتماد و توجه مصرف كننده را به سوي اجناس خود جلب نمايد.
ثانياً: رشد صنعت با رشد توليد ارتباطي مستقيم دارد و با تكنولوژي رايج در جهان سوم سطح توليد را بهتر از آنچه هست، نمي توان ارتقا داد.
پاسخ اين است كه، اين سخن در شرايطي صحيح است كه وضع بازار داخلي به صورتي باشد كه به جهت وفور اجناس؛ به خصوص جنس هاي خارجي و پايين بودن قيمت آنها كالاهاي داخلي بخواهند در صحنه رقابت با هم به ويژه با فرآورده هاي خارجي وارد شوند؛ ولي در غير اين صورت مخصوصاً دركشوري كه در مرحله عبور از وابستگي به وادي خودكفايي و استقلال به سر ببرد و دروازه هاي آن به روي اجناس خارجي بسته شده باشد و عرضه هاي داخلى، بر كنار از رقابت با اجناس خارجى، يكّه تاز ميدان شوند و مردم هم چاره اي جز خريد و مصرف توليدات داخلي را نداشته باشند و سطح اين توليدات نيز تكافوي نياز جمعيّت را ننمايد، ممكن است انگيزه هاي رشد كيفي كالا در حدّ امكان، از بين توليدگران سلب شود و آنان را به سوي توليد كم خرج و نامرغوب فرآورده هاي خود بكشاند.
د) بخش خدمات بخش خدمات پس از توليد، بالاترين نقش را در زندگي اجتماعي و اقتصادي مردم بر عهده دارد و از همين رو قشر وسيعي از جامعه را به سوي خود جذب كرده و به كار مي كشاند.
از آن جا كه بسياري از كساني كه به اين بخش وابسته اند، همچون تعميركاران لوازم زندگي و يا سازندگان و مرمّت كنندگان امور ساختمانى، ارتباط مستقيمي با اموال مردم دارند، در حقيقت امانتداران جامعه به حساب مي آيند و خيانت و تضييع اموال در بين بعضي از آنها زياد به چشم مي خورد.
به عنوان مثال، كارگري كه براي انجام كاري اجير مي شود چنانچه در آن عمل دقّت كافي به عمل نياورد و از اين جهت صدمه اي بر صاحب كار وارد آيد، اضافه بر اين كه حقّي به اجرت ندارد، ضامن ضرري كه بر صاحب كار وارد نموده نيز هست و اين خود از موارد اتلاف مال است. در يك حديث معتبر امام صادق ژ فرمود:.
مردي به خدمت اميرالمؤمنين ژ رسيد و از شخصي كه به اجيري گرفته بود، تا درِ ساختمان او را تعمير نمايد؛ ولي او با بي احتياطي ميخ را به در كوفته، آن را دو نيمه كرده بود، شكايت داشت. آن گاه اميرالمؤمنين ژ آن شخص را ضامن قرارداد.(۸).
همين طور، تعميركاري كه در بازسازي وسايل و لوازم مراجعين خود سعي و توجّه كافي نكند و يا بدون داشتن تخصّص لازم در آن كار، به اموال مردم دست بزند به گونه اي كه پس از تعمير با كمترين استفاده از كار بيفتد و مخارج تازه اي را بر صاحبش تحميل كند، اين خود نوعي ضايع نمودن و به هدر دادن اموال مردم به شمار مي رود و نيز اگر از اين طريق نقصي به دستگاه و وسيله مورد تعمير وارد شود، ضامن است. امام صادق ژ درحديثي فرمودند:.
كُلَّ عِامِلٍ اَعْطَيْتَهُ اَجْراً عَلي اَنْ يُصْلِحَ فَأَفْسَدَ فَهُوَ ضِامِن؛(۹).
هر صاحب حرفه اي كه اجير كني تا مال تو را اصلاح كند، ولي آن را تباه سازد و از بين ببرد ضامن است.
۲. كوتاهي در حفاظت از مال اماني امانتداري كه وسيله اي از مردم و يا ساختمان مسكوني آنان را به عاريه گرفته است و يا به عنوان اجاره در اختيار خود دارد، تا از منافع آن استفاده نمايد، اگر در حفظ و نگهداري از آن كوتاهي كند و چون آن مال را از خود و در ملك خويش نمي داند، در صيانت از آن سستي نشان دهد، مرتكب اسراف و تضييع در اموال ديگران شده است ولذا در عين حالي كه عاريه دادن وسايل و لوازمي كه در اختيار همگان نيست به نيازمندان آن، تأكيد و سفارش بسيار شده و حتّي قرآن مجيد مانعين آن را تهديد به هلاكت و عذاب نموده است؛(۱۰) چنانچه صاحب مال ببيند عاريه گيرنده آن را فاسد و معيوب مي نمايد، مي تواند در اختيارش قرار ندهد. در قسمتي ازيك حديث معتبر، (ابي بصير) مي گويد: امام صادق ژ فرمود:.
مقصود از ماعون در آيه شريفه، قرض و يا خدمتي است كه به ديگران ارائه مي دهي و نيز وسايل منزلي كه براي استفاده آنان در اختيارشان قرار مي دهي و زكات هم از ماعون است.
مي گويد: به حضرت عرض كردم: ما همسايگاني داريم كه وقتي وسيله و متاعي به آنها عاريه مي دهيم؛ آن را مي شكنند و فاسد مي كنند، آيا جايز است از دادن آن امتناع كنيم.
حضرت فرمود: هرگاه اين گونه عمل كنند، مي توانيد از عاريه دادن آن خودداري نماييد و باكي بر شما نيست.(۱۱).
۳. افراط، در بهره جويي از مال مجاز از موارد اسراف در اموال ديگران، تجاوز و زياده روي در استفاده از اموال آنها در موارد بهره برداري هاي مجاز است. به عنوان مثال، انسان مي تواند از آذوقه خانه پدر و مادر، برادر و خواهر، عمو، عمّه، دايى، خاله و يا منزلي كه كليد آن به عنوان حفاظت و يا وكالت در اختيار او باشد و نيز منزل دوست و رفيق خود، استفاده نمايد؛(۱۲) ولي در بعضي روايات امامان معصوم ه آن را به مواردي كه ميانه روي و اعتدال رعايت شود محدود نموده اند. امام صادق ژ مي فرمايد:.
آن كساني كه خداوند در آيه كريمه نام برده است، مي تواني بدون اذن آنها از خرما و خورشت خانه آنان استفاده نمايي و همين طور زن اجازه دارد بدون اذن شوهر از غذاي منزل او استفاده نمايد و اما اضافه بر آن از غذاها جايز نيست.(۱۳).
گويا حضرت مي فرمايد، انسان مجاز است در منزل اين افراد از خوردنيهايي مانند پنير و شير و خرما و غير آن كه معمولاً به عنوان خورشت به همراه نان خورده مي شود، استفاده نمايد؛ ولي غذاها و ساير موادّي كه صاحبِ خانه با خرج مبالغي زياد، براي ميهمان و حفظ آبرو و يا استفاده شخصي تهيّه مي كند، نبايد بدون اجازه و اذن او در آن تصرّف كرد. و نيز در حديث ديگري همان حضرت و يا حضرت امام باقر ي فرمودند:.
اين اجازه تا هنگامي است كه موجب فساد مال صاحب خانه نشود.(۱۴).
همچنين ولىِّ يتيم كه عهده دار حفاظت از اموال و مصالح اوست مي تواند در مقابل حراست و وظايفي كه در اين ارتباط انجام مي دهد، مقداري از مال او استفاده كند؛ ولي مجاز نيست در بهره برداري از آن زياده روي و اسراف پيشه كند. قرآن كريم در اين مورد مي فرمايد:.
اموال يتيمان را از روي اسراف نخوريد، و از خوف اين كه مبادا بزرگ شوند و شما را از تصرف در آن منع نمايند، به زياده روي مبادرت نكنيد.(۱۵).
باز به عنوان نمونه، انسان مجاز است اگر در سر راه خود، گذارش به باغي افتاد كه شاخه درختي از آن بيرون آمده باشد، مقداري از ميوه آن استفاده نمايد و اجازه خواستن از صاحب آن لازم نيست؛ ولي چيدن ميوه و بردن آن و يا شكستن شاخه درخت و يا زياده روي در خوردن و نيز وارد كردن صدمه ديگري بر درخت و ميوه ها جايز نيست. در حديثي از حضرت صادق ژ سؤال شد:.
مردي به باغستاني - چه داراي ديوار باشد چه نباشد - عبور مي كند آيا مي تواند بدون اين كه ضرورتي به تناول از ميوه هاي آن داشته باشد، صرفاً از روي خواسته دل، از آن استفاده نمايد و آيا مي تواند براي نياز و گرسنگي از آن بخورد حضرت فرمود: اشكالي ندارد از آن استفاده كند؛ ولي با خود به همراه نبرد و آن را فاسد ننمايد.(۱۶).
همچنين حضرت صاحب الامر ژ در جواب سؤالي در همين زمينه فرمود:.
خوردن براي او حلال، ولي بردن بر او حرام است.(۱۷).
در اين جا به همين چند نمونه بسنده مي كنيم و تذكر اين نكته نيز لازم است كه غرض در هر سه مورد ذكر مثال است و خصوصيات مسائل را براي عمل بايد در كتاب هاي فقهي و رساله هاي عمليّه جستجو كرد و وارد شدن در تفصيل آن، از موضوع و هدف اين نوشته بيرون است.
________________________________________ ۱. استوار كردن كارى.
۲. نمل (۲۷) آيه ۸۸.
۳. به نقل از: منتهي الآمال، ص‏۲۳۳.
۴. وسائل الشيعة، ج‏۲، باب ۶۰از ابواب الدفن، حديث ۱.
۵. همان جا، حديث ۲.
۶. همان جا، حديث ۲.
۷. روزنامه رسالت، ۱۹ دي ۱۳۶۸، ص‏۲.
۸. وسائل الشيعه، ج‏۱۳، ص‏۲۷۴.
۹. همان، باب ۲۹ از احكام الأجارة، حديث ۱۹.
۱۰. ماعون (۱۰۷) آيات ۴ - ۷.
۱۱. وسائل الشيعة، ج‏۶، ابواب ما تجب فيه الزكات، باب ۷، حديث ۳.
۱۲. نك: نور (۲۴) آيه ۶۱.
۱۳. وسائل الشيعة، ج‏۱۶، باب ۲۴ از ابواب آداب المائدة، باب ۲۴، حديث ۲.
۱۴. همان جا، حديث ۴.
۱۵. نساء (۴) آيه ۶.
۱۶. وسائل الشيعة، ج‏۱۳، باب ۸ از ابواب بيع الثمار، حديث ۵.
۱۷. همان، حديث ۹.
بخش چهارم اسراف در مخارج شخصي و خانوادگي نيازمندي هاي شخصي آفرينش انسان به گونه اي صورت گرفته كه ناچار است براي بقا و تأمين حيات خود دست به دامان عواملي بشود كه ادامه زندگي را براي او امكان پذير سازد. شايد كمتر موجودي را بتوان پيدا نمود كه به اندازه انسان حيات طبيعي اش در معرض خطر بوده و تا اين حد به كمك عوامل محافظ نيازمند باشد.
خداوند حفظ نفس را بر بشر واجب كرده و در اين راستا تأمين نيازمنديهاي بقاي خود و خانواده اش را بر او لازم نموده است.
در اين ميان، گروهي از مردم آن چنان در اين جهت افراط مي كنند كه در اين راه هيچ مرز و قانوني به جز تمتع بيشتر نمي شناسند و در مقابل عدّه اي نيز، با وجود قدرت و تمكّن مالي از انفاق بر خويش و اهل و عيال خود بخل مي ورزند.
آيا از نظر اسلام، حدّي براي اين گونه خرج ها و مصرف ها وجود دارد و اگر دارد آن حدّ كدام است.
قبل از آن كه به قسمتي از نيازمندي هاي انسان در جهات مختلف و حدود مشروع ارضاي آنها اشاره شود؛ يادآوري اين نكته لازم است كه - همان گونه كه مكرّراً گفتيم - اسلام، نه تنها از پاسخگويي معقول به تمامي احتياجات طبيعي انسان منعي به عمل نياورده؛ بلكه بر تأمين كامل و صحيح كليّه خواسته هاي مادّي و جسمي او پا فشاري و تأكيد هم دارد و اين يك اصل مهمّي است كه پايه تمامي موضوعات اين بخش را تشكيل مي دهد. اكنون بحث را تحت عناوين نيازمندي هاي مختلف انسان، پي مي گيريم.
۱. تغذيه كامل از مهم ترين عوامل حفظ بقا براي هر موجود زنده و از آن جمله انسان، عامل تغذيه و كيفيّت آن است.
خداوند، مخازن طبيعت را سرشار از مواد مختلف مورد نياز انسان قرار داده و شايد به دليل تنوّع در مأكولات و تمتّع هر چه بيشتر بندگانش، تمامي آن را در يك مادّه مأكول جمع نكرده است؛ بلكه آنها را در انواع گوناگون غذاها و ميوه ها و غير آن پراكنده و توزيع فرموده است و به انسان اجازه داده تا براي تأمين كليّه نيازمندي هاي خويش از مواد متنوع غذايي بهره برداري نمايد و حتي براي ادامه حيات بشر بدو فرمان (اكل و شرب) نيز صادر فرموده است و آن كساني را كه نعمت ها و رزق هاي پاك خداوند را بر خود و ديگران تحريم مي كنند، به عقاب و بازخواست كشانده است.(۱) در سيره نبىّ اكرم ْ نيز آمده است كه آن حضرت در تغذيه خود از كليّه طعام ها و مواد مختلف غذايي استفاده مي فرمود.(۲).
بهره جويي ناقص و محدود از مواد غذايى، چه بسا جسم را ضعيف و دچار اختلال و كمبود سازد، و آن هم پيامدهايي به جز كاهش مقاومت بدن در برابر هجوم امراض و عوارض گوناگون نخواهد داشت و حتي در بسياري از موارد، اعصاب و روان آدمي نيز از تأثير زيانبخش آن بي نصيب نمي ماند. در اين زمينه حضرت صادق ژ در حديثي فرمودند:.
اگر كسي كه چهل روز گوشت نخورد، به بدخلقي دچار مي شود.(۳).
لذا در كلمات حضرات معصومين ه بر روي اكثر مواد خوراكي و غذايي تأكيد و سفارش شده و خواص لازم هر كدام و آثار مثبت هر يك از آنها بر جسم و روان بيان شده و حتي استفاده از گوشت انواع حيوانات و پرندگاني كه خوردن آنها حلال است، توصيه و تشويق شده و همين طور روايات بسياري در زمينه انواع ميوه ها و فوايد آن و اقسام مختلف حبوبات و خواصّ آن و نيز اصناف ديگري از موادّ خوراكي كه هر يك دربردارنده جزيي از ويتامين ها و ساير مايحتاج بدن است، وجود دارد كه ذكر حتي قسمتي از آن از وضع و هدف اين نوشته بيرون است.(۴).
اسراف در طعام ممكن است عدّه اي از متديّنان ما فكر كنند، اگر بنا باشد انسان از مواد مختلف غذايي استفاده كند، مرتكب اسراف خواهد شد و تمتّع زياده از حدّ ضرورت از مواد خوراكي را اسراف به حساب آورند و با اين تفكّر، خود و خانواده خويش را از بهره وري از نعمت هاي الهي محروم سازند و سلامت خود و آنها را در مخاطره قرار دهند. ائمه طاهرين ه براي پيشگيري از يك چنين انديشه اي به طور مكرّر به مسلمان ها گوشزد مي نمودند كه نعمت هاي الهي براي استفاده بندگان اوست و خداوند هيچ گاه مؤمنين را از سود بردن از آنچه براي آنان آفريده است، منع نمي فرمايد و اين از حريم اسراف خارج است. حضرت صادق ژ در يك حديث معتبر فرمودند:.
لَيْسَ فِي الطَّعِامِ سَرَف؛(۵).
در امور مربوط به آذوقه و طعام، اسراف نيست.
بنابراين، مقصود از اين حديث شريف اين است كه تأمين احتياجات بدن از راه تغذيه كامل و كافي - گر چه با هزينه زياد همراه باشد - اسراف نيست و نبايد انسان به توهّم وقوع در اسراف، خود را به كمبود و سوء تغذيه دچار سازد. هيچ گاه معناي روايت آن چنان كه بر سربعضي از زبان هاست، اين نيست كه زياده روي در خوردن و ولخرجي و سفره رنگين خارج از معمول با تشريفات زايد و بي مورد، بدون اشكال و از اسراف بيرون است.(۶).
ولذا در قسمتي از يك روايت، حضرت امام صادق ژ فرمودند:.
در آنچه به سلامت و اصلاح بدن كمك كند، اسراف نيست. همانا اسراف در آن چيزي است كه مال را تلف نمايد و به بدن ضرر وارد آورد.(۷).
واضح است، پرخوري و يا بعضي غذاهاي پرهزينه و سنگين، جز اين كه معده را خسته و بيمار كند و اعتدال عمومي بدن را بر هم زند، ره آورد ديگري ندارد. امام صادق ژ درحديثي فرمودند:.
هر دردي از پرخوري ناشي مي شود، مگر تب كه بدون آن نيز عارض بدن مي شود.(۸).
چاقي مفرط - كه سرمنشأ بسياري از بيماري هاي قلبي و عروق است - غير از وراثت عاملي جز پرخوري ندارد و هميشه بهترين دستورالعمل براي تعديل وزن بدن كم خوري و اعتدال در خوراك بوده و هست. باز در حديث ديگري امام كاظم ژ فرمودند:.
اگر مردم در خوراك خويش ميانه روي و اقتصاد را رعايت مي كردند، بدن هاي آنان سالم و معتدل مي گشت.(۹).
پزشكان معتقدند: انسان از سن ۲۵ سال به بالا به طور طبيعي مقداري چربي و مواد اضافي ذخيره مي كند و رو به چاقي مي رود و در اين صورت، پرخوري هيچ كمكي جز به افزايش وزن بدن و خروج بدن از حالت اعتدال نخواهد كرد. و شايد بدين لحاظ، خوردن از روي سيري و زياده روي در آن، در كلمات حضرات معصومين ه نوعي تضييع مال به شمار آمده است. نبىّ اكرم ْ در وصيّتي به اميرالمؤمنين ژ فرمودند:.
چهار چيز تضييع مال است: خوردن از روي سيرى؛ روشن كردن چراغ در مهتاب؛ زراعت در زمين سخت و غير قابل كشت و نيكي به كسي كه اهليّت آن را ندارد.(۱۰).
همچنين عدّه اي از فقهاي عظام، خوردن از روي سيري را اسراف دانسته اند.(۱۱).
۲. پوشاك وتجمّل زيبايى، لباسي است كه خداوند بر اندام طبيعت پوشانده و چون خود جميل مطلق است، جهان را نيز درنهايت جمال آفريده و ستارگان را در زيباترين صورت براي تزيين آسمان دنيا به وجود آورد و خود، مخلوقات خويش را به زيبايي و حسن، توصيف فرموده است:.
اَلّذي أَحْسَنَ كُلَّ شَىْ‏ء خَلَقَه...؛(۱۲).
آن خدايي كه هر چيزي را كه ايجاد كرد نيكو آفريد.
خداوند خود جميل است و جمال را دوست دارد و بدين جهت آنها را كه خويش و ديگران را از زينت هاي الهي محروم مي كنند، توبيخ كرده‏(۱۳) و انبياي بزرگ و كتاب هاي آسماني را فرستاده تا آدميان، نه تنها از نظر صورت باطني و روحي به بهترين وجه تربيت شوند؛ بلكه بهداشت و زيبايي ظاهري خويش را نيز به طور كامل رعايت كنند.
عنايت و توجّه بدين اصل مهمّ اسلامى، اضافه بر اين كه خود نوعي هماهنگي و همسويي با اصل خلقت است، آثار مثبت و بسيار مهمّي بر تحكيم روابط و پيوندهاي اجتماعي دارد. لذا خداوند دستور مي دهد، تا مؤمنين هنگام رفتن به مساجد - كه محلّ اجتماع مردم براي عبادت است - خود را بيارايند و با وضع نامرتب و آلوده پا در محيط پاك مسجد نگذارند.(۱۴).
مرحوم امين الاسلام طبرسى(ره) از تفسير عياشي نقل مي كند:.
حضرت امام مجتبي ژ هرگاه براي اقامه نماز مهيّا مي شد، بهترين لباس خويش را مي پوشيد. وقتي اطرافيان علّت آن را جويا شدند، حضرت فرمود: خداوند زيبا است و زيبايي را دوست دارد و من خودم را براي پروردگارم زينت مي كنم؛ زيرا فرموده است: در وقت رفتن به مسجد خود را زينت كنيد و من دوست دارم نيكوترين لباسم را بپوشم.(۱۵).
در سيره پيامبر گرامي ْ نقل شده است:.
آن حضرت خود را همواره در آيينه مي نگريست و موي سر خويش را شانه مي زد و آن را مرتب مي نمود و چه بسا در آب زلال نگاه مي كرد و موهاي خود را مرتب مي فرمود. آن حضرت، اضافه بر خودپردازي كه در محيط خانه داشت، آن را براي اصحاب و محيط بيرون نيز انجام مي داد و مي فرمود: خداوند دوست دارد وقتي بنده او به سوي برادران ديني اش از خانه بيرون مي رود خود را آماده كند و بيارايد.(۱۶).
در اين گزارش علاوه بر اين كه سيره نبىّ اكرم مبني بر رعايت زينت ظاهر در بين اجتماع بيان شده، بر ضرورت و لزوم رعايت زيبايي و حسن منظر در محيط منزل براي تحكيم پيوندهاي خانوادگي نيز اشاره دارد و حتّي از اين نقل مي توان استفاده كرد كه لزوم آن در محيط داخلي و خانوادگي از اهميّت بيشتري برخوردار است؛ زيرا رعايت حسن ظاهر از سوي پيامبر اكرم ْ در بين اهل خود، به عنوان اصل و پايه و يك امر مسلّم فرض شده، ولي توجّه حضرت بدان در محيط اجتماع، فرع و بر پايه آن معرفي شده و اين نكته اي است كه براي حفظ بنيان زناشويي و جلوگيري از فساد در روايات ديگر نيز مورد توجه قرار گرفته و اهميّت آن مورد تأكيد واقع شده است.(۱۷).
در همين راستاست كه در بعضي از روايات حتي داشتن لباس هاي متعدّد تا به وسيله آن، هم آبرو و موقعيّت اجتماعي خويش را حفظ كند و هم با استفاده به جا و منظّم از تمامي آنها، از فرسودگي و كهنگي زود رس آنها جلوگيري به عمل آورد، بي اشكال و خارج از اسراف شمرده شده است.
در يك حديث معتبر، اسحاق بن عمار مي گويد: از حضرت صادق ژ درباره مردي كه ده جامه دارد و از آنها بهره مند مي شود سؤال كردم، حضرت فرمود: (اشكالي ندارد.)(۱۸).
باز در حديث ديگري مي گويد: به حضرت امام صادق ژ عرض كردم:.
آيا صحيح است يك مؤمن ده لباس داشته باشد فرمود: بلى، پرسيدم: بيست لباس فرمود: بلى. سؤال كردم: سي لباس بازهم جواب مثبت داد و فرمود: اين اسراف نيست...(۱۹).
روايات در اين زمينه بسيار است و حتي در بعضي از آنها ائمّه طاهرين براي حفظ شخصيّت و موقعيّت پيروان خود در جامعه و به خصوص در بين مخالفان، دستور اكيد بر رعايت حسن ظاهر داده اند. در حديثي حضرت امام موسي بن جعفر ي خطاب به شيعيان فرمودند:.
شما گروهي هستيد كه دشمنانتان زيادند پس آنچه مي توانيد در تجمّل و زينت خود بكوشيد.(۲۰).
اسراف در لباس در بحث قبل گفته شد كه اسلام نه تنها با تجمّل و زيبايي طلبي و صرف مال در جهت تأمين و تهيه ابزار لازم آن مخالفتي ندارد؛ بلكه در بسياري از موارد به آن سفارش وتشويق هم نموده است و در اين زمينه تنها دو جنبه منع گرديده و از اسراف قلمداد شده است:.
نخست اين كه شخصي گام از حدّ خويش فراتر بگذارد و اقدام به خريد و تهيه البسه و لوازم تجمّلي براي خود و اعضاي خانواده اش بنمايد كه خارج از شأن و موقعيّت اجتماعي و يا اقتصادي او باشد. اميرالمؤمنين ژ در روايت (اصبغ بن نباته) مي فرمايند:.
سه علامت براي شخص اسرافگر وجود دارد: ۱. مي خورد آنچه براي او نيست؛ ۲. مي خرد آنچه براي او نيست؛ ۳. مي پوشد آنچه براي او نيست.(۲۱).
(طريحى) مي گويد: معناي حديث اين است:.
مي خورد و خريداري مي كند و مي پوشد آنچه را بالاتر از شأن او باشد.(۲۲).
ديگر آن كه، با استفاده بي رويّه و نامنظّم از پوشاك خود، زمينه كهنگي و مندرس شدن زود رس آنها را فراهم آورد. در قسمتي از روايت اسحاق بن عمار، حضرت صادق ژ مي فرمايند:.
اسراف اين است كه جامه حفظ آبرويت را در منزل و وقت كار بپوشى.(۲۳).
به مضمون اين حديث شريف، روايات ديگري نيز آمده كه در مناسبت هاي مختلف به بعضي از آنها اشاره شده است.
۳. مسكن از مهم ترين نيازها و ضروري ترين آنها براي هر موجود زنده، به ويژه انسان كه به جهت خصوصيات طبيعي اش در معرض آفات و خطرات بيشتري قرار دارد، مسكن مناسب به شمار مي آيد كه در رديف اوّل نيازمندي ها و خواسته هاي او واقع شده است.
در روايات برخورداري از مسكن و جان پناه مناسب، از حقوق مسلّم هر فردي شناخته شده و حتي تأمين آن براي زن از سوي شوهر از حقوق واجب به حساب آمده است و نيز در برخي روايات سخن از داشتن منزل وسيع است كه از سعادت انسان قلمداد و همچنين پرهيز از ساخت و سكونت در منزلِ ضيق و تنگ كه از ناداني و حماقت شخص شمرده شده است. حضرت امام صادق ژ از نبىّ اكرم ْ نقل مي كنند كه حضرت فرمودند:.
از سعادت شخص مسلمان، مسكن وسيع است.(۲۴).
نيز در حديث ديگري رسول گرامي ْ فرمودند:.
وسعت منزل از سعادت انسان است.(۲۵).
(معمربن خلاد) در يك روايت معتبر مي گويد:.
حضرت رضا ژ منزلي را خريداري نمودند و به خدمتگزار خود دستور دادند تا بدان منزل برود و فرمودند:
منزل تو تنگ است. او گفت: اين منزل را پدرم ساخته است. حضرت فرمودند: اگر پدرت كار احمقانه اي كرده باشد سزاوار است تو مثل او باشى‏(۲۶).
در اين جا اين توضيح لازم است كه ممكن است حضرت از موقعيّت و وضع مالي پدر خادم خود مطّلع بوده و او با داشتن تمكّن و قدرت مالي براي ساختن منزلي وسيع تر، مسكني ضيق براي خود و يا فرزندش ساخته بوده است.
بنابه اظهارات كارشناسان و مسؤولان محترم نظام جمهوري اسلامى، قسمت اعظم تلفات در زلزله ويرانگر گيلان و زنجان سال ۶۹ در ساختمانهايي بوده است كه يا داراي طرح و نقشه صحيح معماري نبوده اند و يا در ساخت و پي ريزي ستون ها و پايه هاي آن مسامحه و صرفه جويي به عمل آمده است.
بنابراين، با توجّه به اين كه كشور ايران به خصوص مناطق حاشيه اي آن، از نقاط زلزله خيز جهان به حساب مي آيد؛ صرف مخارج زياد در راه ايجاد و بناي ساختمان هاي مستحكم و پايدار از دايره اسراف خارج است؛ بلكه رعايت استحكام و ابرام در بناها و محل هاي مسكوني از مسائل لازم محسوب مي شود.
تجاوز از حدّ كفاف از روايات مختلف اين گونه به دست مي آيد كه برخورداربودن از خانه وسيع از سعادت انسان است؛ ولي وسعت منزل، بر حسب افراد و موقعيت هاي آنان متفاوت است و فراهم كردن مسكن بيش از حدّ نياز و كفايت، مذمّت و تقبيح شده است. در واقع وسعت يك واحد مسكوني در صورتي پسنديده است كه در خدمت نيازهاي انسان باشد، نه خارج از آن.
رسول اكرم ْ پس از آن كه هر كس ساختماني از روي ريا و سمعه بسازد تهديد به عذاب الهي فرمودند، كسي پرسيد: چگونه بنايي با اين وصف ساخته مي شود حضرت فرمود:.
بدين صورت كه براي فخرفروشي بر همسايگان و برادران ديني اش، بيش از مقدار لازم مسكن بنا كند.(۲۷).
نيز درحديث مشابهي رسول خدا ْ در جواب چنين سؤالي فرمودند:.
زياده از حدّ كفاف يا براي مباهات بر ديگران، ساختمان سازي مي كند.(۲۸).
دراين حديث شريف، خصوصيتي وجود دارد كه حدّ كفاف به طور مستقل آمده و بيانگر اين نكته است كه فراهم كردن مسكن بيش از مقدار كفايت، گرچه براي فخرفروشي و خودنمايي هم نباشد ناپسند و موجب غضب و عذاب الهي است. باز در حديث ديگري امام صادق ژ فرمودند:.
هر بنايي اضافه برحدّ كفاف باشد، در قيامت بر صاحبش سختي و عذاب خواهد بود.(۲۹).
تنها در صورتي داشتن مسكن اضافي و متعدّد بي اشكال شمرده مي شود كه صاحب آن، اضافه بر رفع نيازهاي شخصى، از آن در راه پناه دادن به بي پناهان و دستگيري از مستضعفان بهره گيري نمايد.
اميرالمؤمنين ژ در بصره براي عيادت از علاء بن زياد حارثي - كه از اصحاب امام ژ و بيمار بود - به منزلش تشريف بردند وقتي حضرت وسعت منزل او را نگريستند فرمودند:.
با وسعت اين خانه در دنيا چه مي كني در حالي كه تو بدان در آخرت محتاج ترى!.
سپس آن حضرت مي فرمايد:.
آري اگر در آن از ميهمان و واردان پذيرايي كني و خويشان بي سرپناهت را در آن جاي دهي وحقوقي كه از اين خانه بر عهده ات هست ادا نمايى، در اين صورت تو به وسيله آن به آخرت رسيده اى.(۳۰).
بر طبق نتايج آمارگيري (مركز آمار ايران) ازوضعيت خانوارهاي كشور در سال ۱۳۶۷ در بين خانواده هاي شهري كه براي اين آمار انتخاب شدند، ۳/۲۳ درصد داراي سه اتاق، ۱/۲۳ درصد داراي چهار اتاق، ۸/۱۹ درصد داراي دو اتاق، ۱۶ درصد داراي پنج اتاق، ۳/۱۰ درصد آنها داراي شش اتاق و يا بيشتر و ۶/۸ درصد داراي يك اتاق بوده اند.
همچنين اين آمار نشان مي دهد كه تنها محلّ سكونت ۴/۷۷ درصد از خانوارها داراي آشپزخانه بوده است.(۳۱).
اكنون با توجه به اين كه عدّه كثيري از هموطنان ما در شرايطي هستند كه مجبورند، استراحت شخصي و پذيرايي از ميهمان و حتي آشپزي خود را تنها در يك اتاق انجام دهند، چه وظيفه اي بر عهده صاحبان منازل وسيع و اضافي با در نظر گرفتن اخوّت و مواسات اسلامي بار مي شود.
۴. وسيله نقليّه در بحث پيش ملاحظه شد كه در روايات، منزل وسيع از سعادت و خوشبختي انسان قلمداد شده است. همين طور در احاديث، حضرات معصومين ه از مَرْكَب سالم و راهرو نيز، به همين عنوان ياد نموده اند. رسول گرامي ْ فرمودند:.
از سعادت فرد مسلمان،وسعت مسكن و همسايه صالح و مركب راهرو است.(۳۲).
باز همان حضرت فرمودند:.
از سعادت شخص، زن صالح و مسكن وسيع و مركب خوب و فرزند صالح است.(۳۳).
ولي اگر وسيله نقليّه گران تر و بالاتر از شأن و موقعيّت اجتماعي و بيشتر از مقدار نياز و كفاف صاحبش باشد، نه تنها از سعادت نيست؛ بلكه خود مايه شقاوت و داخل اسراف خواهد بود.
حضرت صادق ژ در قسمتي از سخنان خود به (ابان بن تغلب) فرمودند:.
آيا خيال مي كني خداوند شخصي را بر مالي كه به او تفضّل فرموده امين قرار داده است، تا در حالي كه يك اسب بيست درهمي براي نيازهاي او كافي است، اسب ده هزار درهمي خريداري كند... و خود فرموده است: اسراف نكنيد، همانا خداوند اسرافگران را دوست ندارد.(۳۴).
۵. بوي خوش از امور مفيد به حال انسان كه براي نشاط روحي و اعصاب او بسيار مؤثر و نتيجه بخش است، به كارگيري بوي خوش و معطّر است. نبىّ اكرم ْ و ائمه طاهرين ه با قول و عمل مسلمانان را به استفاده از آن ترغيب نموده اند. امام باقر ژ فرمودند:.
حضرت رسول خدا ْ هرگاه از مكاني عبور مي نمود تا دو يا سه روز به جهت بوي خوش او، هر رهگذري متوجّه عبور آن حضرت از آن مسير مي شد.(۳۵).
نيز حضرت صادق ژ در حديثي فرمودند:.
رسول خدا ْ همواره بيش از آن مقدار كه در خوراك خرج مي نمود، در بوي خوش انفاق مي فرمود.(۳۶).
لذا با توجّه به فوايد بوي خوش براي روان و اعصاب و نيز تأثيرات مثبتي كه بر روابط اجتماعي دارد،صرف مال زياد در راه آن، به جا شمرده شده و از عنوان اسراف خارج است.
درحديثي امام صادق ژ فرمودند:.
آنچه براي به دست آوردن و مصرف بوي خوش خرج كنى، اسراف نيست.(۳۷).
۶. موقعيّت اجتماعي از آن جا كه اسلام توجه زيادي به انسان و شرافت افراد بشر دارد، به حفظ شخصيّت و حيثيّت اجتماعي او نيز اهميّت داده است و در اين راستا اجازه داده تا شخص براي حفظ آبروي خويش در اجتماع به مقدار لازم از ثروت خود بهره ببرد و حتّي در بسياري از احاديث، ثروتي كه در اين راه مصرف شود، به عنوان بهترين مال معرّفي شده است.
اميرالمؤمنين ژ فرمودند:.
همانا بهترين كارها حفظ آبرو به وسيله ثروت است.(۳۸).
در روايت ديگري همان حضرت فرمودند:.
از بزرگواري شخص، مصرف نمودن مال در راه حفظ آبروست و صيانت ازمال به قيمت بر باد دادن آبرو از پستي انسان به حساب مي آيد.(۳۹).
به همين جهت مصرف مال در اين راه از اسراف و تبذير خارج شمرده شده است. از حضرت اميرالمؤمنين ژ روايت شده است كه فرمودند:.
آنچه از ثروت خود براي حفظ آبرويت به مصرف برسانى، از بين نرفته است.(۴۰).
ولي بايد توجه داشت، كه در موارد بسياري انسان دچار اشتباه مي شود و خود را داراي موقعيّتي فرض مي كند و سپس ممكن است براي حفظ آن اعتبار موهوم، به ولخرجي ها و ريخت وپاشي هايي دست بزند و خود را از حريم عفاف و تقوا خارج نمايد و تمامي اينها را به حساب حفظ آبرو بگذارد. از اين رو بايد موارد حقيقي و صحيح آن را با دقّت شناخت و بعد از آن به مقدار لازم صرف مال كرد. به عنوان مثال؛ براي برپايي يك مجلس ميهماني و يا غير آن بايد به حدّي خرج مال كرد كه نه انسان در اجتماع به تنگدستي و يا بخل و مالدوستي متهم شود و نه به اسراف و تبذير و خودنمايى.
۷. لوازم زندگي تأمين و تهيّه وسايل و ابزار زندگي در حدّ نياز و نيز مخارج حفظ و تعمير آنها از مصارف ضروري زندگي محسوب مي شود و از موارد مجاز براي صرف مال است.
درحديثي حضرت امام صادق ژ نيازمندي هاي شخصي را كه انسان مي تواند از مال خويش در راه آن مصرف كند بر مي شمارند و از جمله اين كه:.
... آنچه براي تعمير و ترميم وسايل زندگي و يا حمل و نقل و يا حفظ آنها به خرج مي رساند و نيز آنچه از منزل و يا وسيله اي از وسايل زندگي براي رفع نيازهاي خود تهيّه مي نمايد.(۴۱).
عدول از اعتدال فراهم نمودن لوازم مورد نياز زندگى، گرچه از عنوان اسراف خارج است، ولي تجاوز از حدّ اعتدال جايز نيست؛ مانند اين كه ابزاري خريداري كند كه يا مورد نيازش نيست و يا جنبه تشريفات اضافي دارد و يا بيش از مقدار احتياجش باشد كه در هر سه مورد كاري مسرفانه كرده و از حدّ ميانه دور شده است. حماد بن عيسي مي گويد: امام صادق ژ به جامه خواب منزل شخصي نظر انداخت و سپس فرمود:.
يكي براي خود او و ديگري براي اهل او و سومي هم براي ميهمانش و چهارمي جايگاه شيطان است.(۴۲).
باز در حديثي سه علامت براي شخص مسرف بيان مي كند و از جمله آنها اين است كه: (وَيَشْتَرى مِا لَيْسَ لَهُ؛(۴۳) خريداري مي كند آنچه را لايق به حال او نيست و بالاتر از شأن اوست.).
البته وضعيّت اشخاص در اين مورد مختلف است: ممكن است فردي به دليل موقعيّت خاصّ اجتماعي اش كه لازمه آن، رفت و آمد زياد است نيازمند وسايل و ابزاري باشد كه داشتن آنها براي او اسراف نباشد، ولي اگر همان وسايل را شخص ديگري كه داراي آن شرايط نيست داشته باشد، فردي مسرف به حساب آيد.
بر اين اساس، در آن حديث كه حضرت صادق ژ فرمودند: چهارمين بستر براي شيطان است، در واقع آن چهارمي اضافه بر نياز آن شخص بوده و براي ميهمانداري او تنها يك جامه خواب كفايت مي كرده است و چنانچه شخصي براي پذيرايي از ميهمانان و واردينش اضافه بر آن مورد نيازش باشد، با برخورداري از آن نه تنها مسرف نيست؛ بلكه بنابر آنچه در پيش گفته شد، اين خود بهترين مورد براي خرج مال و ثروت است؛ زيرا دارا بودن آن مايه حفظ آبرو و حيثيّت شخص و پاسدار موقعيّت اجتماعي اوست.
۸. ساير موارد آنچه تاكنون ذكر شد، نمونه هايي از نيازمندي هاي شخصي و خانوادگي بود و اين گونه احتياجات منحصر به آنچه گفته شد نيست و موارد ديگري هم وجود دارد: از قبيل ازدواج و تشكيل خانواده، مسافرتها، تحصيل دانش، بهداشت و تأمين سلامتى، خدمتگزار، تفريحات سالم و مانند آن كه با ملاك هاي به دست آمده در قسمت هاي قبل مي توان به تأكيد اسلام بر ضرورت رعايت و توجه به آنها و نيز به اندازه مجاز صرف مال در راه آن پي برد.
۹. انتخاب اصلح در پايان اين بخش، به نكته اي اشاره مي شود كه در بسياري از مخارج شخصي به كار خواهد افتاد و آن اين است كه گاهي جنسي با قيمت نازلي خريداري مي شود در صورتي كه مي توان با همان مقدار يا اندكي بيشتر، كالايي كه در مقايسه با آن از دوام و فايده زيادتري برخوردار باشد، تهيه نمود كه در صورت تمكّن از تحصيل جنس مرغوب صرف مال در غير آن از اسراف شمرده شده است. يكي از اصحاب حضرت كاظم ژ مي گويد:.
حضرت به من فرمودند: چه مركبي دارى عرض كردم: داراي الاغي هستم. فرمود: آن را چقدر خريده اى گفتم: به سيزده دينار. فرمود: اين كار اسراف است كه الاغي را به اين مقدارخريداري كني و (برذون) تهيه نكنى. عرض كردم: آقاي من! خرج (برذون) از الاغ بيشتر است. فرمود: آن كس كه الاغ را روزي مي دهد (برذون) را هم خواهد داد.
برذون، كه همان يابو و اسب باربر است، اضافه بر اين كه كار حمل و نقل را به خوبي انجام مي دهد، فوايد ديگري را نيز داراست كه امام ژ در دنباله گفت وگوبه يكي از مهم ترين آنها در آن عصر اشاره مي فرمايد:.
آيا نمي داني هر كس مركبي را نگهداري نمايد و در انتظار فرمان ما باشد و با اين آمادگي دشمن ما را به خشم آورد و به ما منسوب باشد، خداوند روزي را بر او جاري و سينه اش را وسيع خواهد ساخت و به آرزوهايش نايل مي نمايد و در گرفتاري ها و احتياجات ياور اوخواهد بود(۴۴).
۱. اعراف (۷)، آيات ۳۲ و ۳۳.
۲. بحارالانوار، ج‏۱۶، باب (في صفة أخلاقه في مطعمه)، ص‏۲۴۱.
۳. مكارم الاخلاق، ص‏۱۵۸.
۴. ر . ك: وسائل الشيعه، ج‏۱۷، ابواب اطعمه مباحة ومكارم الاخلاق، ص‏۱۵۸ - ۱۶۰.
۵. وسائل الشيعه، ج‏۱۶، باب ۲۷ از ابواب مائدة، حديث ۱.
۶. البته ظاهر روايت همان است كه بيان شد و احتمال هم مي آورد كه حديث شريف، نهي باشد به صورت خبر، مثلاً اگر گفته شود: در داوري ظلم نيست، مقصود اين نيست كه قضاوت به هر صورت انجام گيرد عين عدل است؛ بلكه منظور اين است كه نبايد در آن ستم كرد و بر اين اساس معناي حديث اين است كه نبايد در طعام اسراف كرد و ناظر به همان زياده روي ها و خرج هاي غير لازم است و با آنچه در متن معنا شد منافاتي ندارد و نتيجه يكي است.
۷. وسائل الشيعه، ج‏۱، باب ۳۸ از ابواب آداب الحمام، حديث ۷.
۸. همان، ج‏۱۶، باب ۱، از ابواب مائدة.
۹. همان جا، حديث‏۷.
۱۰. همان، باب ۲، حديث ۴.
۱۱. نراقى،عواد الأيّام،خاتون آبادى، شرح و ترجمه شرح اربعين شيخ بهائى، حديث ۳۰.
۱۲. سجده (۳۲)، آيه ۷.
۱۳. اعراف (۷)، آيه ۳۲.
۱۴. اعراف (۷) آيه ۳۱.
۱۵. مجمع البيان، ج‏۴، ص‏۴۱۲.
۱۶. مكارم الاخلاق، ص‏۳۴.
۱۷. همان، ص‏۷۹، ۸۱.
۱۸. وسائل الشيعه، ج‏۳، باب ۹ از ابواب احكام الملابس، حديث ۱ و ۳.
۱۹. وسائل الشيعه، ج‏۳، باب ۹ از ابواب احكام الملابس، حديث ۱ و ۳.
۲۰. همان، ج‏۳، باب ۵ از ابواب احكام الملابس، حديث ۲.
۲۱. سفينة البحار، ج‏۱، ص‏۶۱۷.
۲۲. مجمع البحرين، مادّه (سرف).
۲۳. وسائل الشيعة، ج‏۳، باب ۹ از ابواب احكام الملابس، حديث ۳.
۲۴. همان، ج‏۳، ص‏۵۵۸.
۲۵. همان، ص‏۵۵۹.
۲۶. همان، ص‏۵۵۹.
۲۷. همان، ص‏۵۸۸.
۲۸. همان، ص‏۵۸۸.
۲۹. همان، ص‏۵۸۷.
۳۰. نهج البلاغه، تحقيق صبحي صالح، خ ۲۰۹.
۳۱. اطلاعات سياسي اقتصادى، سال چهارم، شماره ۶، خرداد و تير ۱۳۶۹و ص ۷۴.
۳۲. وسائل الشيعه، ج‏۳، ص‏۵۸۸.
۳۳. مكارم الاخلاق، ص‏۱۲۵.
۳۴. سفينة البحار، ج‏۱، ص‏۶۱۵.
۳۵. مكارم الاخلاق، ص‏۳۴.
۳۶. وسائل الشيعه، ج‏۱، ص‏۴۴۳.
۳۷. مكارم الاخلاق، ص‏۴۱.
۳۸. وسائل الشيعه، ج‏۱۵، باب ۲۸ از ابواب النفقات، حديث ۱.
۳۹. مستدرك الوسائل، ج‏۲، باب ۲۱ از ابواب النفقات.
۴۰. مستدرك الوسائل، ج‏۲، باب ۲۱ از ابواب النفقات.
۴۱. تحف العقول، ص‏۲۵۰.
۴۲. وسائل الشيعه، ج‏۳، باب ۲۳ از ابواب احكام المساكين، حديث ۱.
۴۳. سفينة البحار، ج‏۱، ص‏۶۱۷.
۴۴. همان، ص‏۶۱۶.
بخش پنجم: اسراف درانفاق هاي مستحبّ اعتدال در انفاق در بخش سوم تحت عنوان (كمك به نيازمندان) گفتيم از فوايد اين حكم، حفظ توانايي و تمكّن مالي براي انفاق و دستگيري از نيازمندان است و تا حدودي در مورد اهميّت و فلسفه انفاق نيز بحث شد؛ ولي در اين بخش خواهيم گفت كه اعتدال و ميانه روى، اصلي است كه حتّي در خود انفاق نيز جاري است و كسي حق ندارد با زياده روي در آن به نيازمندي هاي ضروري خود و خانواده اش پشت كند و آنان را در مشقّت و سختي بيندازد و در حقيقت نبايد اسراف كرد تا بتوان انفاق نمود و در آن هم نبايد از حدّ اعتدال خارج شد، تا اين كه باز هم بتوان از مال خويش در موارد ديگر بهره جست.
بنابراين پرهيز از اسراف در غير انفاق، براي تمكّن از اصل انفاق است و پرهيز از آن در انفاق، براي تمكّن از آن درموارد لازم تر و ضروري تر است و اينك بحث دراين زمينه را تحت عناوين (قرآن و اسراف در انفاق، فايده ميانه روي درانفاق، اسراف و ايثار) دنبال مي كنيم.
۱. قرآن و اسراف در انفاق انفاق به ديگران و يا در راه امور خيريّه، چنانچه زيادتر از شأن انفاق كننده باشد و يا به مقداري كه خود و عيال خويش را به زحمت و سختي گرفتار سازد، انجام بگيرد، از مصاديق اسراف به حساب مي آيد. قرآن مجيد در سه آيه از اين نوع اسراف نهي به عمل آورده است:الف) ... وَءَاتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصِادِهِ وَلا تُسْرِفُوا إنَّ اللّهَ لايُحِبُّ الْمُسْرِفينَ‏(۱)؛ حق زراعت را روز درو بپردازيد و اسراف نكنيد، همانا خداوند مسرفين را دوست ندارد.
مرحوم طبرسي - رضوان اللّه عليه - مي نويسد:.
لاتسرفوا؛ يعني تمام آن را صدقه ندهيد كه براي اهل و عيالتان چيزي باقي نماند، آن گونه كه (ثابت بن قيس بن شماس) عمل كرد؛ زيرا او محصول پنجاه درخت خرما را چيد و تمام آن را صدقه داد و چيزي از آن را براي عيالش به خانه نبرد.(۲).
ب) وَالَّذينَ إذا اَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكِانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً؛(۳) بندگان خدا كساني اند كه وقتي انفاق مي كنند، نه اسراف مي نمايند و نه بخل مي ورزند و حدّ ميانه را در آن رعايت مي كنند.
در استدلال به اين آيه شريفه ممكن است اين پرسش به ذهن بيايد كه آيه كريمه مي فرمايد: بندگان خدا در انفاق حدّ ميانه را رعايت مي كنند، بدين معنا كه در بنده خدا بودن، تنها مراعات حدّوسط كافي است و انفاق همه مال لازم نيست و بر اين اساس زياده روي در انفاق كار ناپسندي نخواهد بود؛ گرچه براي كسب مقام عبوديّت لزومي ندارد.
پاسخ اين است كه در آيه شريفه براي اهل انفاق سه حالت در نظر گرفته شده است:.
۱. اسراف؛.
۲. اقتار؛.
۳. حدّ ميانه.
اگر آيه كريمه تنها نفىِ اقتار را از صفات مؤمنين بر مي شمرد و مي فرمود: (مؤمنين كساني اند كه وقتي انفاق مي كنند بخل نمي ورزند) غير از آن - چه حدّ ميانه و چه اسراف - از صفات پسنديده بندگان حق به حساب مي آمد؛ در حالي كه قرآن مجيد علاوه بر اقتار، طرف اسراف را هم نفي فرموده و در مقام شمارش بعضي از صفات اهل ايمان تنها انفاق در حدّ ميانه را در رديف آنها قرار داده است، كه بيانگر اين است كه اسراف نيز مانند اقتار از صفات مؤمنان بيرون است.
ج) باز مي فرمايد:.
وَلاتَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إلي عُنُقِكَ وَلاتَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً؛(۴) دستت را بسته به گردن خود قرار مده (يعني بخل مورز مانند آدمي كه دستش به گردنش بسته شده و قدرت انفاق ندارد) و آن را به تمامي باز نكن تا در نتيجه بنشيني در حالي كه ملامت شوي و دستت از همه چيز كوتاه شود.
مرحوم طبرسي - قدس سرّه - در ذيل همين آيه نقل مي كند:.
زني پسرش را به حضور رسول گرامي فرستاد و گفت: به پيامبر ْ بگو: مادرم از شما زرهي مي طلبد و اگر فرمود:
اكنون چيزي در نزد ما نيست، بگو: مادرم جامه شما را مي خواهد. آن پسر آمد و آنچه مادرش گفته بود به عرض رسول گرامي ْ رساند و آن حضرت نيز لباس خود را در آورده و بدو دادند. پس از آن اين آيه نازل شد. گفته شد كه نبىّ اكرم بعد از اين واقعه در خانه باقي ماند و جامه اي كه خود را با آن بپوشاند، نداشت و نتوانست از منزل خارج شده و براي نماز به مسجد برود و لذا كفّار حضرت را ملامت كردند و گفتند: محمّد ْ مشغول به خواب شده و از نماز غفلت كرده است.(۵).
حضرت امام صادق ژ در يك تفسير عملي از اين جمله آيه شريفه كه: (قرارنده دَستت را بسته شده به گردنت) كفّ مباركش را جمع كرد و فرمود: اين گونه. و در تفسير (باز نكن آن را به تمامى) كفّ شريف خود را باز نمود و فرمود: به اين صورت.(۶).
۲. فايده ميانه روي در انفاق از ديدگاه روايات در لابه لاي روايات در اين زمينه، به دو فايده براي اعتدال در انفاق برمي خوريم كه مي توان آن را به عنوان فلسفه اين حكم تلقّي كرد.
الف) باقي ماندن تمكّن مالي براي انفاق هاي ديگر.
در روايتي حضرت علي بن موسي الرّضا ژ فرمودند:.
پدرم مي فرمود: از اسراف وقت چيدن محصول اين است كه شخص با دو دست انفاق كند و هر دو كفّش را پر نمايد.
و پدرم اگر مي ديد يكي از خدمتگزاران با دو كفّ پر، صدقه مي دهد بر او بانگ مي زد كه با يك دست عطا كن و قبضه اي بعدِ قبضه بده.(۷).
در اين جا ممكن است مقصود حضرت از اين كه (قبضه اي بعد قبضه بده) اين باشد كه تمام آنچه مي خواهي انفاق كنى، به يك نفر مده؛ بلكه به اندازه رفع ضرورت بدو عطا كن تا بتواني به ديگران نيز كمك كرده، از آنان هم رفع نياز نمايى.
باز حضرت صادق ژ در حديثي فرمودند:.
خداوند چگونه انفاق كردن را به پيامبرش ْ آموخت؛ زيرا شبي مقداري طلا در نزد رسول گرامي اش موجود بود و آن حضرت دوست نداشت آن مقدار طلا تا صبح در دست او بماند و همان شب تمامي آن را صدقه داد و وقت صبح چيزي در نزد او نمانده بود، در همين حال نيازمندي رسيد و از او تقاضاي كمك مالي كرد و آن حضرت چيزي نداشت تا بدو بدهد، آن سائل حضرت را سرزنش كرد و رسول گرامي از اين كه نتوانسته بدان درخواست كننده چيزي بدهد، غمگين و ناراحت شدند؛ زيرا حضرت در مقابل مؤمنين داراي قلبي رؤوف و مهربان بود. پس از آن، خداوند روش انفاق را با اين آيه به نبىّ گرامي اش تعليم فرمود:.
و قرار نده دستت را بسته به گردنت و بازنكن آن را به تمامي كه در نتيجه بنشينى؛ در حالي كه منقطع از مال بماني و مورد ملامت قرار بگيرى. خداوند با اين آيه به پيامبرش مي گويد: مردم از تو درخواست كمك مي كنند و عذر تو را نمي پذيرند. وقتي تمام مال خود را انفاق كني دست خويش را از مال و سرمايه ات كوتاه كرده اى.(۸).
از اين دو حديث شريف استفاده مي شود كه از مهم ترين فوايد و ثمرات رعايت ميانه روي و اعتدال در انفاق، باقي ماندن توانايي مالي جهت كمك به نيازمندان ديگر و امكان دستگيري از آنهاست و بديهي است اگر انسان بتواند با مقدار مالي كه در اختيار او هست، تعداد بيشتري از محرومين را از سختي نجات دهد، بهتر است اين گونه عمل كند تا اين كه تمامي آن را به يك نفر بدهد و چه بسا اين عمل در شرايطي كه منجر به صدمه و يا تلف نيازمند ديگري بشود، حرام نيز باشد.
ب) وجود تمكّن مالي براي تأمين نيازمندي هاي شخصي و خانوادگي كه در اسلام امري واجب شمرده شده است.حضرت امام باقر ژ فرمودند:.
فلان شخص از انصار - كه حضرت او را نام برد - داراي مزرعه اي بود. هرگاه محصول آن را جمع مي نمود، تمام آن را صدقه مي داد و خود و عيالش تهيدست مي ماندند. سپس خداوند اين عمل را اسراف قرار داد.(۹).
باز يكي از اصحاب حضرت صادق ژ مي گويد:.
من در خدمت آن حضرت بودم كه نيازمندي رسيد و درخواست كمك كرد. حضرت او را مورد لطف و عطاي خويش قرار داد. بعد از او سائل ديگري رسيد بدو هم كمك فرمود، پس از او باز ديگري به حضور آن حضرت رسيد، بدو نيز مساعدت فرمود. سپس شخص چهارمي آمد و درخواست كمك كرد كه حضرت به او فرمود: خدا روزي تو را وسيع گرداند.
بعد فرمود: اگر شخصي داراي سي يا چهل هزار درهم مال باشد و بخواهد چيزي از آن براي خود باقي نگذارد و همه آن را در راه خير به مصرف برساند و اين كار را انجام دهد و تهيدست بماند، از آن سه كسي خواهد بود كه دعايشان مستجاب نمي شود من به حضرت عرض كردم آنها چه كساني هستد فرمود: يكي از آنها شخصي است كه داراي مال و ثروتي باشد و همه آن را در راه صحيحي انفاق كند، بعد بگويد: پروردگارا به من روزي عنايت فرما، كه در جواب گفته مي شود: آيا قرار ندادم براي تو راهي به طلب روزى‏(۱۰).
قسمت پاياني حديث شريف اشاره به مفاد بسياري از رواياتي است كه در آنها به ذكر چندين دسته - كه دعاي آنان مردود و بي اعتبار است - پرداخته شده است. در بعضي از آنها سه گروه و در برخي چهار و در ديگري بيشتر از آن نامبرده شده و با تعبيرات گوناگون به ما رسيده و تقريباً در تمامي آنها گروه مسرفان ذكر شده است. همان ها كه همه ثروت خود را - چه در راه صحيح و يا غير آن - انفاق مي كنند و پس از آن كه به فقر و پريشاني دچار مي شوند از خداوند طلب روزي مي نمايند كه جواب خدا بدان ها اين است كه:.
مگر به تو روزي ندادم، چرا اسراف كردي و ميانه روي در پيش نگرفتي تا به فقر و پريشان حالي گرفتار آمدى‏(۱۱).
يك نكته در اين جا نكته اي لازم به توضيح است كه در اين روايات جهت صرف مال مختلف بيان شده است؛ مثلاً در يك حديث (فَأَنْفَقهُ فى وَجْهِهِ)(۱۲) آمده كه به معناي انفاق مال در راه صحيح و خير است و در بعضي ديگر نيز به همين مضمون است؛ مثل اين كه در روايت ديگر: (فَأَنْفَقَهُ فى الْبِرِّ وَالتَّقْوى)(۱۳) ذكر شده است؛ ولي در تعداد ديگري از احاديث، (فَأَفْسَدَهُ)(۱۴) و يا (فَأَنْفَقَهُ فى غَيْرِ حَقِّهِ)(۱۵) يا (فَأَنْفَقَهُ فى غَيْرِ وَجْهِهِ)(۱۶) آمده است كه معناي آن انفاق مال در مسيرنادرست و نابه جا است و اين اختلاف در تعبير ممكن است بدين جهت باشد كه براي تحقق اسراف در انفاق لازم نيست مورد انفاق از راههاي باطل باشد؛ بلكه ممكن است با بذل مال در راه خير و حق نيز اسراف پيش بيايد. از اين رو درمباحثه هاي حضرت صادق ژ با صوفيّه‏(۱۷)، آن حضرت با استناد به يكي از همين احاديث از نبىّ اكرم ْ روش آنان مبني بر انفاق تمامي مال را محكوم مي فرمايند و در آن جا جمله (فَأنْفَقَهُ) را بدون قيد و متعلق ذكر مي نمايند كه هم شامل انفاق در مسير باطل است و هم انفاق در راه صحيح و حق.
و نيز ممكن است براي حلّ اين اختلاف در تعبير بگوييم: انفاق تمامي مال به افراد مستمند و يا كارهاي خيريّه دو جنبه دارد: از يك طرف انفاق به جا و درست است و از طرفي ناحقّ و بي مورد؛ زيرا انفاق همه مال از اين جهت كه نجات محرومان و مستمندان از فقر و پريشاني است كاري پسنديده و در خور تحسين است، ولي از آن جهت كه بخشيدن تمام مال به مستمندان و يا كارهاي خيريّه پيامدها و ره آوردهاي ناگوار براي خود انسان و عيال او دارد، عملي نا به جا و نادرست است ولذا احتمال مي رود اختلاف در تعبير به جهت تفاوت اين دو جهت باشد.(۱۸).
۳. اسراف و ايثار آنچه تاكنون گفته شد اين است كه زياده روي در انفاق به ديگران و كارهاي خيريّه به گونه اي كه لطمه اي به خود و يا خانواده انفاق كننده وارد سازد، اسراف و مذموم است؛ ولي در برابر آن آيات و رواياتي وجود دارد كه در آنها از ايثار و برگزيدن ديگران بر خويش، به ويژه در آنچه مورد نياز شديد خود اوست، تمجيد و تحسين به عمل آمده و صاحبان چنين صفتى، به بهترين صورت توصيف و تكريم شده اند.
توضيح اين كه: از آيات كريمه قرآن سه نوع ايثار استفاده مي شود:.
الف) مقدّم داشتن جان ديگري بر جان خود، كه نمونه عالي آن، فداكاري اميرالمؤمنين ژ در (ليلة المبيت) است كه حاضر شد خطرهايي كه متوجّه جان مبارك رسول گرامي اسلام بود از آن حضرت دفع شود و برحيات نازنين او وارد آيد.(۱۹).
ب) انفاقِ مالِ مورد علاقه خود به ديگران، گرچه علاقه بدان به جهت كميابي و نفيس بودن آن و ياجهات ديگر باشد، نه فقط از جهت نياز و احتياج ضروري بدان، كه در اين زمينه قرآن كريم مي فرمايد:.
لَنْ تَنِالُوا البِرَّ حَتّي تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ...؛(۲۰).
به سعادت و نيكي نمي رسيد، تا اين كه انفاق كنيد، از آنچه بدان علاقه داريد.
تا اين جا منافاتي بين آنچه در نهي از اسراف آمده با آنچه درباره اين دو نوع از ايثار بيان شده است وجود ندارد؛ زيرا نوع اوّل ايثار جان است و مربوط به امور مالي نبوده و دوّمي هم تنها منحصر به زياده روي در انفاق و ضرر زدن به خود و خانواده نيست؛ زيرا ممكن است شخص ثروتمندى، با انگيزه هاي شخصي به چيزي علاقه پيدا كند كه انفاق آن زياده روي نبوده و ضرري متوجّه خود و ديگران نسازد.
ج) ايثار و ترجيح دادن ديگران بر خود در چيزي كه احتياج و نياز كامل بدان دارد، به گونه اي كه با اين عمل به مشقّت و سختي دچار شود. اين خصيصه را قرآن كريم براي مسلمانان نخستين اسلام ذكر فرموده و آنان را به داشتن اين صفت ستايش كرده است و مي فرمايد:.
وَالّذينَ تَبَوّءو الدّارَ وَالْإيمانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هِاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلايَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حِاجَةً مِمّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلي أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كِانَ بِهِمْ خَصَاصَة وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَاُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛(۲۱).
وآن كساني كه پيش از مهاجرين در دار هجرت (مدينه) جاي گرفتند (يعني انصار) و ايمان را برگزيدند و كسي را كه به سوي آنان هجرت نمايد، دوست مي دارند و در سينه هاي خود به آنچه به مهاجرين داده مي شود، احساس نياز و حسد نمي كنند و آنها را بر خويش بر مي گزينند؛ هر چند فقير و نيازمند هم باشند و هر كس جان خود را از بخل و گرفتگي نگه دارد، آنها از گروه رستگارانند.
در شأن نزول اين آيه شريفه جريان هاي مختلفي از ايثار و فداكاري فوق العاده مسلمان هاي تربيت يافته دامان پاك رسول خدا ْ نقل شده است كه پرداختن بدان، كلام را به درازا خواهد كشيد.(۲۲).
در اين زمينه احاديث فراواني هم رسيده و در بيشتر آنها براي تمجيد از ايثار، به همين آيه كريمه توجّه داده شده است‏(۲۳) كه براي نمونه، تنها يكي از آنها را ذكر مي كنيم:.
(جميل بن دراج) به حضرت صادق ژ عرض كرد: چه كساني بهترين اصحاب من هستند.
حضرت فرمودند: همان ها كه در سختي و راحتي به فكر ديگران باشند و بدانان نيكي كنند. سپس فرمود: اي جميل! بر صاحب ثروت زياد، نيكويي و انفاق آسان است وخداوند كسي را كه داراي ثروتي اندك و بدان محتاج باشد و آن را در جهت كمك به ديگران به مصرف برساند ستايش كرده و مي فرمايد: و بر مي گزينند بر خودشان گرچه محتاج و نيازمند باشند و كسي كه بخل و گرفتگي را از جان خود دور كند، آنها گروه رستگارانند.(۲۴).
در زندگي بزرگان دين و اولياي اسلام، به خصوص در حيات سراسر نوراني و پرافتخار خاندان عصمت و طهارت ه نمونه هاي فراواني از اين نوع ايثار وجود دارد، كه نشان سيره عملي و اخلاقي آن حضرات در اين زمينه است. به عنوان نمونه، قرآن مجيد از اين اسوه هاي فداكاري و صبر - كه در جريان بيماري امام حسن و امام حسين ي و به شكرانه بهبود آن دو حضرت سه روز را روزه گرفتند و در آخر هر روز، وقت افطار غذاي خويش را به نيازمند دادند - به بهترين صورت ياد و از آنان تجليل مي نمايد كه شرح آن در كتاب هاي سيره و تفسير آمده است.(۲۵).
يك سؤال اكنون با توجّه به آنچه در اين نوع از (ايثار) بيان شد، جاي اين پرسش است كه: درمباحث پيش روشن شد (اسراف) انفاق مال به ديگري در آن قسمت از مالي است كه انفاق كننده بدان نياز مبرم و ضروري داشته باشد؛ در حالي كه همين خود موضوع (ايثار) است و بر اين اساس، آيا قباحت اسراف بيشتر است يا مزيّت ايثار و كدام يك بر ديگري مقدّم است به عبارت ديگر، آيا بين ملاك اين دو حكم با هم مزاحمت است و يا هر كدام به جاي خود محفوظ است و بر خوردي بين آن دو وجود ندارد.
پيش از آن كه پاسخ خود را به اين سؤال بيان كنيم، به جوابي كه برخي بدين پرسش داده اند، مي پردازيم.
نسخ آيه ايثار برخي با استفاده از مناظره حضرت صادق ژ با عدّه اي از صوفيّه فرموده اند كه آيه شريفه (ايثار) به آيات نهي از (اسراف) نسخ شده و زمان مشروعيت آن گذشته است.(۲۶) امام صادق ژ در قسمتي از آن مناظره فرمودند:.
امّا آنچه شما از تاريخ ايثارگران و تمجيد خداوند از آنان گفتيد صحيح است، ولي بايد بدانيد آن كار در آن زمان بر مسلمانان حلال و جايز بود و خداوند آنها را از آن عمل نهي نفرموده بود و در برابر آن اجر و ثواب نيز بدانان خواهد داد؛ ولي بعد از اين، برخلاف آن روش دستور داده است و با اين فرمان، در واقع مشروعيّت (ايثار) را نسخ فرموده است و اين نهي به جهت رحمت و محبّتي است كه به مؤمنين دارد، تا آنان خود و افراد تحت كفالت خويش را در زحمت و ضرر قرار ندهند.(۲۷).
ولي حقيقت اين است كه استفاده (نسخ) از اين سخنان حضرت، بدين معنا كه آيه كريمه ايثار به كلّي منسوخ و غيرقابل عمل باشد و عمل ايثار در هر صورت كاري ناپسند و مورد نهي باشد، خالي از اشكال نيست؛ چرا كه خود آن حضرت در بيانات ديگر خود، براي تشويق و ترغيب مردم به مواسات و ايثار، در موارد مختلف به همين آيه شريفه استناد مي فرمايند(۲۸) و بديهي است استدلال براي اثبات پسنديده بودن و استحباب عملي به آيه اي كه محتواي آن نسخ شده است صحيح نيست. لذا احتمال مي رود مقصود حضرت صادق ژ از (نسخ) آيه شريفه، چيزي غير از نسخ اصطلاحي باشد. و نظير اين، مطلبى، است كه امام ژ بعد از اين، در همين مناظره مي فرمايد:.
آيا نمي دانيد خداي بزرگ در اوّلين بار بر مسلمانان واجب فرموده بود تا يك فرد از آنان با ده نفر از مشركين مقابله كرده و به جهاد بپردازد. سپس به دليل رحمت بر آنها اين تكليف را برداشته و آنان را به مقابله يك نفر با دو تن از آنها مكلّف ساخت و اين به جهت تخفيف بر حال مؤمنين بود و با اين فرمان حكم اوّل منسوخ گشت.(۲۹).
روشن است كه نسخ در اين فرمايش حضرت، به اين معناست كه با توجّه به تحوّل در روحيّه ها و پديد آمدن ضعف و سستي در بين مسلمين، آن تكليف سنگين برداشته شد و همراه با پديد آمدن شرايط جديد، حكمي سبك تر به جاي آن آمده است و هرگز بدين معنا نيست كه اگر همان شرايط صدور حكم اول، يعني همان استقامت ها و ايمان هاي قوي و نيز قلّت نيروي مؤمنين و كثرت افراد و تجهيزات مشركين در نبرد حقّ و باطل در زمان هاي بعد پيش آيد، اين لزوم برابري و وجوب مقابله با ده نفر و يا حتّي بيشتر از آن در بين نباشد؛ چرا كه به عنوان نمونه، در نهضت كربلا كه براي اصحاب حضرت سيد الشّهدا ژ همان شرايط مؤمنين صدر اسلام فراهم آمده بود بر آنان لازم و واجب بود تا از حريم اسلام و امامت گرچه به برابري يك تن بر صد نفر نيز باشد دفاع نمايند. در اين مورد نيز، امام ژ در بحث با صوفي ها كه اين زياده روي در انفاق و به تعبير ديگر (ايثار) را به خيال خود - هر چند اين عمل منجر به زيان برخود و يا افراد تحت كفالت ايثار كننده بشود - واجب مي انگاشتند و بر آن به آيه شريفه ايثار استدلال مي نمودند فرمودند:.
آن عمل در وقت خود از مسلمانان نخستين اسلام پسنديده بود؛ ولي از آن جا كه اين روش چه بسا موجب ضرر بر اهل و عيال شود و اگر انسان همه مال خود را كه بايد به وسيله آن، كودكان ضعيف و پير زن و پير مرد سالخورده تحت كفالت خود را از تلف شدن محافظت كند به ديگري بدهد، آنها را به هلاكت كشانده است.
خداوند متعال به جهت رحمت و عطوفت به بندگان خود، آنان را از اين عمل نهي فرمود. و اين نهي در واقع نسخ آن رويّه به حساب آمد.(۳۰).
ولي اين بدان معنا نيست كه اگر ايثاري موجب زيان نشد و يا اين كه اهل و عيال خود به اين عمل راضى، بلكه شايق بودند و حاضر شدند براي رضاي خدا تحمّل فشار و گرسنگي را بنمايند، باز هم عمل نكوهيده و قبيحي به شمار آيد؛ بلكه بنا به فرموده هاي خود حضرت صادق ژ در احاديث گوناگون‏(۳۱) با استناد به همين آيه شريفه ايثار، اين كار، خود از بالاترين ارزش ها به حساب آمده و بهترين مرتبه اخلاص و عالي ترين درجه گذشت و خداجويي انسان را به نمايش مي گذارد.
بر اين اساس، ايثار اهل بيت عصمت و طهارت و داستان اطعام به يتيم و اسير و مسكين در همين راستاست؛ زيرا كه آنان خود با كمال رضايت و عشق به خدا و بندگان محروم او - بدون اين كه اميرالمؤمنين ژ اين عمل را بدان ها تحميل كند و يا حتّي دستوري در اين جهت بدانان صادر فرمايد - نان خويش را به نيازمند بخشيدند؛ تنها آن حضرت سهم نان خود را بخشيد و سپس ديگران از روي اشتياق و ميل قلبي بدان حضرت اقتدا نمودند.(۳۲).
بنابر اين نظريّه (نسخ آيه) به معناي اصطلاحي آن، كه نتوان به آيه عمل كرد، قابل قبول نيست.
ما پاسخ خود را به اين پرسش تحت دو عنوان مطرح مي كنيم؛ زيرا ايثار گاهي در مورد افراد تحت كفالت ايثاركننده است كه در اين صورت ديگران را بر عيال خود مقدّم مي دارد و زماني هم اين عمل در مورد خود او انجام مي گيرد. موارد هر كدام از ايثار مستحب و اسراف حرام در هر دوصورت مذكور را به طور جداگانه بررسي خواهيم كرد.
ايثار ديگري بر عيال چنانچه ايثار ديگران به افراد واجب النفقه و تحت سرپرستي او باشد و اين كارموجبات زحمت و زيان آنان را فراهم آورد، عملي نادرست و خلاف شمرده مي شود(۳۳) و اين گذشته از اين كه مضمون روايات نهي از اسراف است و سبب ظلم و اجحاف بر عيال و افراد تحت كفالت ايثارگر است، مطابق قاعده هم هست؛ زيرا انفاق بر عيال امري واجب است؛(۳۴) در صورتي كه انفاق بر ديگران عملي مستحبّ به شمار مي رود و بديهي است هنگام مزاحمت انفاق مستحب با واجب، انفاق واجب مقدم است.
روزي عقيل در عهد حكومت برادرش اميرالمؤمنين علي ژ بر آن حضرت وارد شد، امام به فرزندش حسن ژ فرمودند: جامه اي به عمويت عطا كن. حضرت يكي از لباس ها و نيز از رداهاي خويش را به عمويش عنايت كرد.
هنگامي كه شب فرا رسيد غذا حاضر شد و در سفره آنها به جز نان و نمك چيزي ديگري نبود.
عقيل با تعجّب پرسيد: غير از اين چيز ديگري نيست!.
اميرالمؤمنين ژ فرمودند: آيا اين از نعمت خدا نيست ستايش بسيار خداوند بزرگ را. عقيل كه تحمّل اين وضع برايش دشوار مي نمود، به حضرت عرض كرد: مقداري به من كمك كن تا قرضم را بپردازم و موجب تسريع در سهولت كار من شود و آن گاه از خانه ات خارج شوم.
حضرت بدو فرمود: قرض تو چه اندازه است اي ابا يزيد.
عرض كرد هزار درهم. حضرت فرمود: قسم به خدا كه از مال خود اين مقدار را ندارم؛ ولي صبر نما تا حقّ خود را از بيت المال بگيرم و آن را بين خود و تو تقسيم نمايم و اگر نبود كه ناچارم براي عيال خود چيزي باقي بگذارم، تمام آن را به تو مي بخشيدم.(۳۵).
مقصود اين است كه ملاحظه مي شود حضرت علي ژ در عين حالي كه برادرش عقيل را در شدّت فقر و احتياج مي بيند به او وعده مي دهد، تا در موقع گرفتن نصيب خود از بيت المال آن را تقسيم كند و حاضر نيست به قيمت صدمه زدن به افراد تحت كفالتش تمامي آن را به برادرش ايثار نمايد.
اين در صورتي است كه ايثار موجب ضرر بر اعضاي خانواده باشد و اما اگر اين عمل لطمه اي بر آنان وارد نياورد و يا اين كه از جاي ديگري به زودي جبران شود و يا خود آنها پيشنهاد اين كار را بدهند و بدان اقدام نمايند، آن چنان كه در قضيه اطعام به مسكين و يتيم و اسير از ناحيه خاندان عصمت ه پيش آمد، نه تنها اين عمل حرام و مذموم نيست؛ بلكه اين خود از بهترين صفات كمال به حساب مي آيد و بنا به فرموده حضرت صادق ژ:.
وَهِىَ جِارِيَة فِى كُلِّ مُؤْمِنٍ فَعَلَ ذلِكَ لِلّهِ عَزَّ وَجَلَّ؛(۳۶) اين آيات مدح ايثار اهل بيت ه در سوره (هل اتى) (گرچه در شأن اهل بيت عصمت است) در حقّ هر مؤمني كه اين رويّه را در پيش بگيرد و عمل كند جاري و صادق است.
اين كه حضرت علي ژ در قضيّه درخواست برادرش عقيل حاضر به ايثار او برخانواده اش نيست، ولي اهل بيت عصمت و طهارت در قضيّه اطعام ايثار نمودند، از آن روست كه حضرت در آن قضيّه خود را مسؤول تأمين خانواده و محافظت آنان از تلف شدن و صدمه خوردن مي داند. در صورتي كه اگر خود آنها بدين كار اقدام كنند و سير كردن شكم گرسنه اي را بر اشباع خويش براي خدا مقدم بدارند، كاري است كه خود اختيار كرده اند و آن حضرت براي خود در اين جهت مسؤوليتي نمي بيند. گذشته از آن، در عصر حكومت امام ژ يك فرد معمولي به جاي فاطمه زهرا در خانه آن حضرت بوده است و او آن آمادگي براي ايثار را - آن گونه كه حضرت فاطمه دارا بود - در خود نداشته است.
ايثار ديگري بر خويش امّا در مورد ايثار ديگري بر خود ممكن است گفته شود، چنانچه بخواهد ثروت و يا منفعتي از خارج بر انسان وارد شود و او ملاحظه كند ديگري نيز همان گونه محتاج و يا از او نيازمندتر است، در اين صورت مقدّم داشتن آن ديگري و بر گرداندن آن منفعت به سوي او عملي نيك و پسنديده است و مواردي از شأن نزول آيه شريفه ايثار شاهد بر اين مدعاست‏(۳۷) اضافه بر اين كه، اين امر مطابق موازين عقل و انصاف نيز هست.
امّا اگر بنا باشد انسان تنها موجودي خويش را به ديگري بدهد، بايد حساب كند كه بعد از بذل آن گرفتار چه وضعيتي خواهد شد؛ چنانچه ببيند اين كار باعث مي شود تا او نتواند به وظايف ديگرش قيام كند و از همه چيز ساقط و درمانده شده و به زودي نيز جبران نمي شود، نبايد دست بدين عمل بزند. همان گونه كه خداوند پس از آن كه پيامبر گرامي اش به جهت بخشيدن پيراهن خود نتوانست به مسجد برود و نماز بگذارد و در نتيجه مورد سرزنش كفّار قرار گرفت‏(۳۸) بدو دستور داد: نبايد از انفاق نمودن بخل ورزيد و نيز نبايد در كمك مالي به ديگران زياده روي نمود. و چنين انفاقي اگر موجب شود وظيفه واجبي از انسان بر زمين بماند حرام است وگرنه اشكال شرعي نداشته و محكوم به حرمت نيست. بر اين اساس رسول گرامي ْ در اين قضيّه مرتكب خلافي نشده بود.
در حقيقت نهي در آيه شريفه (وَلا تَبْسُطْهِا كُلَّ الْبَسْطِ)(۳۹) نهيي كه در بردارنده امري حرام و يا حتّي مكروه باشد نيست. به اصطلاح فقهي اين نهي مولوي نبوده، بلكه ارشاد است به اين كه اگر چنين كني مورد سرزنش نااهلان و ناپاكان قرار خواهي گرفت.(۴۰) امّا اگر صدمه اي كه از اين عمل مي بيند به حدّ درماندگي و سقوط كامل نرسد؛ بلكه مقداري كه بتواند با آن به زندگي ادامه داده و از آبرو و حيثيت خود تا حدودي محافظت نمايد، براي او باقي بماند و يا به زودي از جاي ديگري جبران شود، در اين صورت اگر ايثار كند بهتر است.
در روايت معتبري (سماعة بن مهران) مي گويد: از امام صادق ژ پرسيدم:.
شخصي بيش از آزوقه يك روز خود را ندارد، آيا وظيفه دارد به كسي كه همين مقدار را هم ندارد كمك نمايد و يا كسي روزي يك ماه خود را دارد، آيا لازم است به آن كس كه كمتر از آن را داراست، انفاق نمايد و همچنين شخصي آزوقه سال خود را دارد، در مورد فردي كه از آن برخوردار نيست، چه وظيفه اي دارد؛ يا بايد مقداري از آن را به ديگري بذل كند يا اين كه تمام اين موارد (حدّ كفاف) است و در اين صورت عدم انفاق اشكالي ندارد.
حضرت فرمودند: اين جا دو موضوع است: يكي امساك از انفاق مالي كه براي خود انسان ضروري است؛ و ديگري ايثار مقداري از آن.
بهترين شما در اين ميان حريص ترين و راغب ترين شما به ايثار و فضل خداوندي است؛ زيرا مي فرمايد:
(ويُؤْثِرُونَ عَلي اَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كانَ بِهِمْ خَصِاصَة.)(۴۱) و امّا ترك ايثار از جهت اين كه آن مال در حدّ كفاف است و نه بيشتر از آن، كاري ناپسنديده نيست و همواره دستِ دهنده بهتر از گيرنده است.(۴۲) مالت را به مصرف كساني برسان كه عيال تو هستند و نگاهشان به دست توست.(۴۳).
در اين روايت با صراحت امام ژ گروه ايثارگر را كه مقداري از مايحتاج خويش را به درمانده تر از خود انفاق مي كند، بر آن كس كه از دادن آن امساك مي كند ترجيح مي دهد؛ گرچه آن دومي هم در اين صورت مورد ملامت و مذمّت قرار نمي گيرد.
والحمد لله اوّلاً وآخراً.
________________________________________ ۱. انعام (۶)، آيه ۱۴۱.
۲. مجمع البيان، ج‏۴، ص‏۳۷۵.
۳. فرقان (۲۵) آيه ۶۷ مرحوم طبرسي - قدس سره - در تفسير اين آيه مي نويسد:.
اسراف: تجاوز از حدّ است در انفاق. اقتار: كم روي در مورد آنچه بايد باشد. قوام: آنچه تو را به پا مي دارد و بي نياز مي كند. گفته شده: قوام - به فتح قاف - حدّ ميانه و پايداري است و قوام - به كسر قاف - آن چيزي است كه پايه استقرار و بر پايي امري باشد.
۴. اسراء (۱۷) آيه ۲۹.
۵. مجمع البيان، ج‏۶، ص‏۴۱۱.
۶. الميزان، ج‏۱۳، ص‏۱۰۵.
۷. وسائل الشيعه، ج‏۶، باب ۱۶ از ابواب زكاة غلاّت،.
۸. الميزان، ج‏۱۳، ص‏۱۰۵.
۹. وسائل الشيعه، ج‏۶، باب ۱۶، ابواب زكاة الغلاّت، ص‏۱۳۹.
۱۰. همان، ج‏۶، باب ۲۳ از ابواب الصدقة، ص‏۲۹۳.
۱۱. همان، ج‏۴، باب ۵۰ از ابواب الدعاء.
۱۲. همان، ج‏۶، باب ۲۳ از ابواب الصّدقة، ص‏۲۹۳.
۱۳. همان، ج‏۴، باب ۵۰، از ابواب الدّعاء، حديث ۷.
۱۴. همان، حديث‏۲.
۱۵. همان جا، حديث ۱.
۱۶. همان جا، حديث ۳.
۱۷. تحف العقول، ص‏۲۵۹.
۱۸. شاهد اين احتمال روايت معتبري است كه امام صادق ژ بعد از آن كه سه نفر نيازمند در سه نوبت متوالي به حضور حضرت رسيدند و ايشان به هر يك از آنان كمك فرمود وقتي چهارمي آمد حضرت به او عطايي نكردند و فرمودند: در نزد من مالي بود تا به او هم كمك كنم، ولي ترسيدم از آن دسته اي باشم كه خداوند دعايشان را مستجاب نمي فرمايد. يكي از آنها انساني است كه خداوند ثروتي به او داده (فَأنْفَقَهُ فى غَيْرِ حَقِّهِ (وسائل الشيعه، ج‏۴، باب ۵۰، ابواب الدعاء، حديث ۱).
ملاحظه مي شود حضرت كمك مالي درمرحله چهارم را انفاق در غير مسير واقعي آن مي داند، در صورتي كه كمك به انسان محتاج از بهترين و خداپسندانه ترين انفاق هاست و اين به جهت همان پيامدهايي است كه براي خود و خانواده انفاق كننده دارد.
۱۹. آيه كريمه؛ وَمِنَ النّاسِ مَنْ يَشْري نَفْسَهُ ابْتِغِاءَ مَرْضِاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَءُوف بِالْعِبِادِ؛ و از مردم كسي است كه مي فروشد جان خود را براي كسب رضايت خداوند و خدا با بندگانش رؤوف و مهربان است. در همين مورد و در شأن آن حضرت نازل شد. (بقره (۲) آيه ۲۰۷).
۲۰. آل عمران (۳) آيه ۹۲.
۲۱. حشر (۵۹) آيه ۹.
۲۲. ر ك: مجمع البيان، ج‏۹، ص‏۲۶۰.
۲۳. ر.ك: وسائل الشيعه، ج‏۶، باب ۲۷ و ۲۸ از ابواب الصدقة.
۲۴. وسائل الشيعة، ج‏۶، باب ۲۸ از ابواب الصدقة ، باب ۲۸، حديث ۱.
۲۵. ر.ك: مجمع البيان، ج‏۱۰، ص‏۴۰۴ ديلمى، ارشاد القلوب، ص ۲۲۳.
۲۶. عوائد الأيّام، ص‏۲۲۰.
۲۷. تحف العقول، ص‏۲۵۸.
۲۸. ر.ك: وسائل الشيعه، ج‏۶، باب ۲۷ و ۲۸ از ابواب صدقة.
۲۹. تحف العقول، ص‏۲۵۸.
۳۰. همان جا.
۳۱. ر ك: وسائل الشيعه، ج‏۶، باب ۲۷ و ۲۸ از ابواب صدقه.
۳۲. ر ك: ارشاد القلوب، ص‏۲۲۳.
۳۳. مگر اين كه ديگري درمعرض تلف باشد و افراد تحت تكفّل او از وضع بهتري برخوردار باشند.
۳۴. به ويژه همسر كه نفقه او به عنوان (دَين) بر شوهرش واجب است؛ يعني در وجوب آن احتياج زن شرط نيست، به خلاف ساير واجب النفقه ها: مثل اولاد و والدين كه وجوب نفقه آنها مشروط به نيازمندي آنان است. جواهر الكلام، ج‏۳۱، ص‏۳۶۵.
۳۵. دراسات في ولاية الفقيه، ج‏۲، ص‏۶۸۱.
۳۶. مجمع البيان، ج‏۱۰، ص‏۴۰۵.
۳۷. ر.ك: مجمع البيان، ذيل انفال (۸) آيه ۹.
۳۸. علامه طباطبايى، الميزان، ج‏۱۳، ص‏۱۰۵.
۳۹. يعني دست خود را (در انفاق) تا نهايت باز نكن.
۴۰. (فتقعد ملوماً محسوراً). در واقع اين نهي در مقام توهم امر است؛ يعني اين عمل نه تنها واجب، بلكه مستحب هم نيست، تا اين كه براي به دست آوردن آن، تحمل عواقب و پيامدهاي عمل آسان و گوارا باشد.
۴۱. آن مؤمنين (انصار) مهاجران نيازمند را بر خودشان مقدم مي دارند، گرچه خود گرفتار تنگدستي باشند.
۴۲. احتمال دارد مقصود حضرت اين باشد كه: رعايت اين امر، يعني ترك ايثار باعث مي شود، محتاج ديگران نشده و دست گيرنده نداشته باشى. همچنان كه ممكن است مقصود تأكيد افضليّت ايثارباشد.
۴۳. وسائل الشيعه، ج‏۶، باب ۲۸، از ابواب صدقه، حديث ۵.

كتابنامه

۱. قرآن كريم.
۲. اطلاعات سياسي - اقتصادى، سال چهارم، شماره ۶.
۳. انصارى، شيخ مرتضى: مكاسب، چاپ قديم، تبريز ۱۳۷۵ق.
۴. برانت، ويلى:جهان مسلّح جهان گرسنه، ترجمه هرمز همايون پور، چاپ دوم، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، ۱۳۶۶ش.
۵. جزايرى، غياث الدين:اسرار خوراكيها، چاپ دوازدهم، اميركبير، تهران ۱۳۵۴ش.
۶. حرّانى، ابو محمد حسن بن علي بن حسين بن شعبه:تحف العقول، بصيرتى، قم ۱۳۹۴ق.
۷. حر عاملى، محمد بن حسن:وسائل الشيعه، با تصحيح و تحقيق شيخ عبدالرحيم شيرازى، چاپ ششم، مكتبة الاسلاميه، تهران ۱۴۰۳ق.
۸. حكيمى، محمد رضا:بيدارگران اقاليم قبله.
۹. خمينى، سيد روح اللّه (امام):تحريرالوسيله، مطبعة الآداب، نجف اشرف ۱۳۹۰ ق.
۱۰. ديلمى، ابي محمد حسن بن محمد:ارشاد القلوب، چاپ چهارم، مؤسسة الاعلمى، بيروت ۱۳۹۸ق./۱۹۷۸م.
۱۱. رازى، محمد بن ابي بكر بن عبدالقادر:مختار الصّحاح، تحقيق محمد محيي الدين عبدالحميد و محمد عبداللطيف السبكى، تهران ۱۳۶۳ش.
۱۲. راغب اصفهانى، ابي القاسم حسين بن محمد:المفردات في غريب القرآن، مكتبة المرتضويه، تهران.
۱۳. رشيد پورتهرانى، مجيد:چرا رنج مي بريم، دارالفكر، قم.
۱۴. روزنامه اطلاعات، شماره مسلسل ۱۹۰۸۱.
۱۵. روزنامه رسالت، در تاريخ ۲۱/۱۰/۱۳۶۸.
۱۶. زمخشرى، ابوالقاسم جارالله محمود بن عمر:تفسير الكشاف، مكتبه علميه اسلاميه، ۱۳۵۸ ش.
۱۷. سبحانى، جعفر:فروغ ابديت، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، قم.
۱۸. صحيفه سجّاديه:با مقدمه شهيد سيد محمد باقر صدر، مكتبة الاسلامية الكبري و مؤسسه بعثت، تهران.
۱۹. صدر، سيد موسى:اقتصاد در مكتب اسلام، جهان آرا، تهران.
۲۰. طبرسى، رضي الدين ابي نصر حسن بن فضل:مكارم الاخلاق، چاپ ششم، مؤسسة الاعلمى، بيروت ۱۳۹۲ق./۱۹۷۲م.
۲۱. طبرسى، ابوعلي فضل بن حسن:مجمع البيان، دار احياء التراث العربى، بيروت ۱۳۷۹ق.
۲۲. طباطبايى، سيد محمد حسين:الميزان في تفسيرالقرآن، دارالكتب الاسلاميه، تهران.
۲۳. طباطبايي يزدى، سيد محمد كاظم:عروة الوثقي (محشىّ).
۲۴. طريحى:مجمع البحرين، چاپ قديم.
۲۵. عاملي خاتون آبادى، محمد بن علي (ابن خاتون):شرح و ترجمه شرح اربعين شيخ بهائي‏ (چاپ سنگى)، ۱۲۷۵ق.
۲۶. فيروز آبادى، مجدالدين محمد بن يعقوب:قاموس المحيط، دارالجيل، بيروت.
۲۷. قمى، شيخ عباس:منتهي الآمال‏ (چاپ قديم) سازمان انتشارات جاويدان.
۲۸. -:سفينة البحار (چاپ قديم)، كتابخانه سنايى.
۲۹. كلينى، محمد بن يعقوب:اصول كافى، تصحيح و تحقيق علي اكبر غفارى، دارالكتب الاسلاميه، تهران ۱۳۸۸ق.
۳۰. مجلسى، محمد باقر:بحارالانوار، دارالكتب الاسلاميه، تهران.
۳۱. مجله حوزه، ش‏۳۷ - ۳۸.
۳۲. مجلّه دانشمند، سال ۲۷، ش‏۱۰.
۳۳. معلوف، لويس وعده اي از لغويان:المنجد في اللغه، چاپ ۲۱، دار المشرق، بيروت ۱۹۷۳م.
۳۴. مقدس اردبيلى، احمد بن محمد:زبدة الاحكام في احكام القرآن، تحقيق محمد باقر بهبودى، مكتبة المرتضويه، تهران.
۳۵. نجفى، محمد حسن:جواهر الكلام، چاپ هفتم، دار احياء التراث العربى، بيروت ۱۹۸۱م.
۳۶. نراقى، ملا احمد:عوائد الايام‏ (چاپ قديم)، بصيرتى.
۳۷. نورى، ميرزا حسين:مستدرك الوسائل، مكتبة الاسلاميه، تهران.
۳۸. نورى، مهدى:رشد و تكامل شخصيّت، چاپ اول، كلمه، كرج ۱۳۶۸ ش.
۳۹. نهج البلاغه، تحقيق صبحي صالح، چاپ اوّل، بيروت ۱۳۸۷ق./۱۹۶۸م.
۴۰. -، ترجمه و شرح سيد علينقي فيض الاسلام، ۶ جلد.

پانویس

  1. اسراء (۱۷) آيه ۲۸
  2. به نقل از حسين نورى، اقتصاد اسلامى: ج‏۱، ص‏۳۹. اصل عبارت صاحب جواهر اين است: (وفيه منع، بل قد يقال بأولويّة الكلب لإمكان ذبح الشاة بخلاف الكلب) جواهر الكلام، ج‏۳۶، ص‏۴۳۷
  3. بحارالأنوار، ج‏۲، ص‏۲۷۲، حديث ۷
  4. و به اصطلاح، حديث شريف داراي (عموم اطلاقى) است
  5. تحف العقول، ص‏۲۴۷
  6. وسائل الشيعه، ج‏۱۵، باب ۲۵ از ابواب النفقات، حديث ۲
  7. همان، ج‏۱، باب ۲۸ از ابواب الوضوء، حديث ۴
  8. همان، ج‏۳، باب ۲۸ از ابواب احكام الملابس، حديث ۴
  9. همان، ج‏۱۶، باب ۶۹ از ابواب آداب المائده، حديث ۱
  10. همان، ج‏۳، باب ۹ و باب ۲۸ از ابواب احكام الملابس، و باب ۹
  11. همان، ج‏۱، باب ۳۸ از ابواب آداب الحمّام، حديث ۷
  12. مكاسب، كتاب (بيع)، ص‏۱۶۱
  13. البته در اوضاع كنوني كشور ما كه ميزان عرضه در بسياري زمينه ها به مراتب كمتر از تقاضاست همين موارد جزيي نيز ماليت داشته و اتلاف آن اسراف به حساب مي آيد. گفته مي شود ميانگين زباله هاي تهران روزانه هفت هزار تن است، آيا تمامي آنها زباله واقعي است يا بيش از نيمي از آنها مواد جزيي غذايي و مصرفي دور ريخته شده توسط خانواده هاي تهراني است
  14. مكاسب، رساله (قاعده لاضرر)، ص‏۳۷۵
  15. استفتائات حضرت امام خمينى، ج‏۲، ص‏۶۲۲
  16. وسائل الشيعه، ج‏۱۲، باب ۲۲ از ابواب مقدمات التجارة، حديث ۳
  17. آيه شريفه اين است: مِا كِانَ لِلْمُشْرِكينَ اَنْ يَعْمُرُوا مَسِاجِدَ اللّهِ شِاهِدِيْنَ عَلي اَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ... ُ إِنَّما يَعْمُرُ مَسِاجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّه وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَ أقِامَ الصَّلوةَ وآتي الزَّكوةَ وَلَمْ يَخْشَ إلاّ اللّهَ فَعَسي اُولئِكَ أنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدينَ؛ نيست براي مشركين كه تعمير كنند مساجد خدا را در حالي كه شاهدند به كفر خود... همانا تعمير مي كند مساجد خدا را كسي كه ايمان به خدا و روز قيامت دارد و نماز به پا مي دارد و زكات مي دهد و نمي ترسد مگر خدا را پس اميد است آن گروه از هدايت شوندگان باشند. (توبه (۹) آيات ۱۷ و ۱۸.)
  18. ر ك: وسائل الشيعه، ج‏۳، باب ۸ از ابواب احكام المساجد
  19. ر ك: همان، ج‏۱۱، بابهاي ۲۰، ۲۶ و ۲۸ از ابواب فعل المعروف
  20. ر ك: همان، ج‏۱۱، بابهاي ۲۰، ۲۶ و ۲۸ از ابواب فعل المعروف
  21. نساء (۴) آيه ۵.
  22. نساء (۴) آيه ۵
  23. الميزان، ج‏۴، ص‏۱۸۲
  24. بقره (۲) آيه ۲۹
  25. قمر (۵۴) آيه ۴۹
  26. حجر (۱۵) آيه ۲۱
  27. جهان مسلح، جهان گرسنه، ص‏۱۳۵
  28. مجله دانشمند، سال ۲۷، شماره ۱۰، ص‏۳۷ و ۳۸
  29. سازمان خوار و بار و كشاورزي جهانى
  30. جهان مسلح، جهان گرسنه، ص‏۱۳۷
  31. روزنامه رسالت، ۲۱ ديماه ۱۳۶۸. ص‏۱۱
  32. مجله دانشمند، سال ۲۷، شماره ۱۰، ص‏۳۸ و ۴۰؛ از سخنان دكتر شامخى، استاد دانشكده منابع طبيعي كرج
  33. همان، ص‏۳۷
  34. انبياء(۲۱) آيه ۳۰
  35. سفينة البحار، ج‏۲، ص‏۵۵۹
  36. يِا اَيُّها الَّذينَ امَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلّهِ ولِلرَّسُولِ إِذا دَعِاكُمْ لِمِا يُحْييكُم...؛ اي مؤمنين اجابت كنيد خدا و رسول را وقتي دعوت كند شما را به چيزي كه زنده مي كند شما را
  37. جهان مسلح، جهان گرسنه، ص‏۱۳۹
  38. نساء (۴)، آيه ۵۸
  39. نهج البلاغة، تحقيق صبحي صالح، نامه ۲۶
بازگشت به کتب منکر اداری