فرهنگ مصادیق:آثار و برکات آشتی و اصلاح بین مردم
محتویات
مقدمه
جامعه متشکل از افراد بسیاری است که افکار و آراء متفاوت و نیز روشهای گوناگونی به سبب تفاوت و اختلاف روحیات و اخلاقیات و مانند آن دارند، با آن که در کلیات با هم مشترک هستند و یک هدف اصلی را به عنوان آسایش و آرامش در نظر دارند. همین تفاوتها در حوزههای فکری و منشی و رفتاری موجب میشود تا هر از گاهی در عمل اجتماعی و روابط بین مردمان تنشهایی ایجاد شود. شناخت عوامل تنش زا میتواند برای تنش زدایی کمک کند، ولی به سبب وجود همان تفاوتها نمیتوان امید داشت که جامعه هرگز گرفتار تنش و اختلاف نشود. از این روست که یک وظیفه اصلی مومنان ایجاد اصلاح و آشتی میان کسانی است که قهر کرده و روابط سالم را قطع کردهاند.
نویسنده در این مطلب بر آن است تا با نگاهی به آموزههای وحیانی اسلام، آثار و برکات این عمل انسانی یعنی اصلاح میان مردمان و برقرار آتشی میان ایشان را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر میگذرانیم.
ریشههای قهر و دشمنی در جامعه
جامعه اسلامی که از آن به امت یاد میشود، جامعهای متشکل از اقوام و نژادهای گوناگون است که هدف مشترکی در قالب سبک زیست اسلامی آنان را دور هم جمع کرده و از امتها و جوامع دیگر متمایز ساخته است. اعضای امت اسلامی هر چند که بر آن هستند تا سبک زیست خود را در قالب اسلام سامان دهند، ولی به سبب تفاوت ادراکی، ایمانی، تقوایی و مانند آن، در یک درجه و مرتبه نیستند. از همین روست که هر از گاهی اختلافات و تنشهایی میان آنان پدیدار میشود.
از آن جایی که تنش و اختلاف در جامعه هر چند که در دایره محدود و در امور خرد و پیش پا افتاده باشد، ولی به سبب آن که میتواند انسجام و همگرایی اجتماعی را مخدوش سازد و فرصت تعاون و همکاری اجتماعی را در امور خیر و نیک و تقوای الهی کاهش دهد، اسلام به شدت به مقابله با آن پرداخته و خواهان اصلاح ذات البین و آشتی میان افراد میشود.
اصلاح که در آیات قرانی به کار میرود به معنای برطرف کردن فساد و تباهی و انجام دادن کار شایسته است.[۱] خداوند در آیه ۱۱۴ سوره نساء مثلا سخن از اصلاح بین مردم سخن به میان آورده که مراد و منظور از آن در این جا به معنای ایجاد وفق و آشتی میان متخاصمان است.
پس عواملی چون تفاوتهای ایمانی و اخلاقی و ادراکی و اموری همانند آن موجب میشود تا میان افراد جامعه فسادی راه یابد و سلامت و صحت روابط اجتماعی و ارتباطی آنان از دست برود.
قهر و اختلاف، عامل دین زدایی
از نظر اسلام هر گونه تنش و اختلاف میان افراد به معنای دین زدایی از جامعه است و اصولا اختلافات را بر نمیتابد و با آن به عنوان یک فساد معامله و برخورد میکند. از نظر اسلام هر گونه تنش در میان افراد میتواند پایههای دین داری در جامعه را متزلزل کند و صحت و سلامت را از جامعه بزداید.
رسول اکرم (ص) دربارهٔ خطرات قهر و آشتی در جامعه اسلامی آن را عامل دین زدایی دانسته و چنین هشدار میدهد: اَلا اُخبِرُکُم بِاَفضَلَ مِن دَرَجَهِ الصّیامِ وَ الصَّلاهِ وَ الصَّدَقَهِ؟ صَلاحُ ذاتِ البَینِ، فَاِنَّ فَسادَ ذاتِ البَینِ هِیَ الحالِقَهُ؛ آیا به چیزی با فضیلت تر از نماز و روزه و صدقه (زکات) آگاهتان نکنم؟ و آن اصلاح میان مردم است، زیرا تیره شدن رابطه بین مردم ریشه کن کننده دین است. [۲]
خداوند یکی از نعمتهای بزرگ خود بر امت اسلام را اصلاح و آشتی دادن میان اقوام گوناگون دانسته و میفرماید که: ای مومنان ازخداوند پروا کنیدآن گونه که سزاوارتقوا و پروا ازاوست و نمیرید مگرآنکه مسلمان باشید و همگی به ریسمان خدا چنک زنید وپراکنده نشوید و یاد کنید لطف واحسان خداوند را بر شما- آنگاه که دشمنان یکدیگر بودید و خداوند میان دلهای شما الفت انداخت، پس درسایه نعمت او با یکدیگر برادر شدید چنان که برلب پرتگاهی ازآتش بودید و خداوند شما را ازآن نجات داد.[۳]
اول خودت بعدا کسی: اصلاح نفس شرط نخست
هر مسلمانی موظف است که به گونهای عمل کند که هر گونه اختلاف و تنش میان او با دیگر اعضای امت از میان برود و برادری و اخوت ایمانی و اسلامی در میان آنان برقرار گردد. بنابراین در اسلام هر گونه قهر و اختلاف مذموم و ناپسند دانسته شده و از مسلمانان و مومنان خواست شده تا از آن پرهیز کنند.
در ادبیات و فرهنگ قرآنی و اسلامی واژگانی مورد تاکید قرار گرفته که بیانگر ارزش و جایگاه صلح و آشتی در میان امت اسلام است. از جمله این واژگان میتوان به تعاون اشاره کرد که خداوند خواهان آن است که امت اسلام در کنار هم برای رسیدن به جامعه برتر ایمانی، تلاش کنند و در کارهای نیک و خیر و رسیدن به تقوا یک دیگر را کمک و یاری رسانند و از هر گونه کارهای زشت و تجاوز طلبی پرهیز کرده و به مقابله با آن بپردازند.[۴]
واژگانی چون صلح، اصلاح، تالیف قلوب، توفیق، سلم و مانند آن در قرآن و روایات بیانگر ارزشمندی و اهمیت اختلاف زدایی و تنش زدایی از جامعه ایمانی است.
از نظر اسلام هر شخصی میبایست خود به گونهای عمل کند که اختلاف و تنش ایجادی نکند و اگر دیگران گرفتار تنش شدند آنان را به اصلاح امور و آشتی دعوت کرده و تنش زدایی را در دستور کار قرار دهد.
پیامبر(ص) اسوه مومنان است[۵] و خداوند از مردمان خواسته تا ایشان را الگوی رفتاری خود قرار دهند و سبک زیست اسلامی را از ایشان بیاموزند. ایشان خود عامل تالیف قلوب و ایجاد انسجام و همگرایی و تعاون در جامعه بود و گفتار و رفتار ایشان به گونهای بود که مردم را به سوی ایشان جلب و جذب میکرد و انسجام و همگرایی را ایجاد و یا تقویت میکرد.
امام حسن مجتبی از قول امیرالمؤمنین(ع) این روش پیامبر را چنین توصیف میکند: کانَ رسولُ اللّه (ص) یَخْزِنُ لِسانَه اِلاّ فیما یَعینه، و یُؤلِّفُهُم و لا یُفَرِّقُهم (و لا یُنفّرهم) وَ یُکرمُ کریمَ کُلِّ قَومٍ و یُوَلّیهِ علیهم؛ پیامبر خدا، زبان خود را از حرف زدن نگه میداشت مگر در جایی که برایش مفید بود و به او مربوط میشد، مردم را الفت و وحدت میبخشید و آنان را متفرق و بیزار از هم نمیساخت، بزرگ هر قوم و جمعی را احترام میکرد و همان شخص را سرپرست آنان قرار میداد.
امت اسلام نیز میبایست این گونه عمل کنند. پس گام نخست این است که خودسازی کرده و خود را به گونهای تربیت کنیم که دیگران به ما متمایل و گرایش داشته و جذب خوش رویی و خوشخویی ما شوند تا بتوانیم در صورت نیاز به اصلاح و آشتی دادن میان افراد بپردازیم و میان مردمان صلح و آشتی برقرار کنیم و قهر آنان را به مهر تبدیل نماییم.
امیرمومنان علی(ع) آغاز اصلاحات و آشتی را از خود شخص میداند و میفرماید :إن سَمَت هِمَّتُکَ لإِصلاحِ النّاسِ فَابدَأ بِنَفسِکَ ، فَإِنَّ تَعاطیَکَ صَلاحَ غَیرِکَ وَأَنتَ فاسِدٌ أَکبَرُ العَیبِ؛ اگر همّت والای اصلاح مردم را در سر داری، از خودت آغاز کن، زیرا پرداختن تو به اصلاح دیگران، در حالی که خود فاسد باشی بزرگترین عیب است.[۶]
این فسادی که در این روایت بیان شده همان فسادی است که میان شخص با خداوند وجود دارد؛ زیرا کسی که نتوانسته رابطه درستی میان خود و خدا برقرار کند و رابطه او با خداوند بر مدار فساد و بی تقوایی است نمیتواند از چنین شخصی امید داشته باشیم که بتواند میان مردمان به درستی رفتار کند، حال چه رسد که بخواهد اصلاحات داشته باشد و میان مردمان صلح و آشتی برقرار کند. از همین روست که امام صادق علیه السلام نخستین گام در اصلاحات را اصلاح فسادی میداند که میان شخص با خدا پدید آمده است:مَن اَصلَحَ فیما بَینَهُ وَ بَینَ اللهِ اَصلَحَ اللهُ ما بَینَهُ و بَینَ النَّاسِ؛ کسی که بین خود و خدایش را اصلاح کند خداوند بین او و مردم را اصلاح میکند. [۷]
از آیات قرآنی نیز همین معنا به دست میآید و کسانی را اهل اصلاحات میشمارد که خود گام درست اصلاحی را در میان خود و خدا برداشته و اهل کتاب و ایمان[۸]و تقوا باشند.[۹]انسان میبایست خود اهل توبه باشد و به سوی خداوند بازگشت نموده و اصلاحاتی را میان خود و خدا انجام داده باشد [۱۰] آن گاه است که میتوان میان مردمان اصلاح نماید و آشتی دهد.
انسان مصلح کسی است که خودش اهل حق و حق گویی است(احزاب، آیات ۷۰ و ۷۱) و با توکل و استمداد از خداوند[۱۱] و نماز [۱۲] و مانند آن میکوشد تا رابطه خود با خدا را اصلاح کرده سپس به توفیق الهی میان دیگران اصلاحات انجام دهد.
رسول اکرم(ص) به مردمان هشدار میدهد که مراقب اعمال و رفتار خویش باشند و کاری نکنند که در قیامت در وضعیت بدی قرار گیرند. آن حضرت(ع) خواهان این است که مومنان قهر را کنار بگذارند و همواره در صلح و آرامش زندگی کنند و اگر به هر دلیلی کسی از ایشان رنجیده خاطر شده و قهر کرد، در آشتی کردن شتاب کنند چنان که در سلام کردن شتاب میشود تا بهرهای بیش تر ببرند. پس در این کار پیش دستی کنند تا خداوند در قیامت ایشان را بر دیگران مقدم دارد که در کار خیری چون آشتی کردن پیش دستی و سبقت نمیجویند. آن حضرت(ص) میفرماید : أَیُّما مُسلِمَینِ تَهاجَرا فَمَکَثا ثَلاثا لایَصطَلِحانِ إِلاّ کانا خارِجَینِ مِنَ الاسلامِ، وَلَم یَکُن بَینَهُما وَلایَهٌ فَأَیُّهُما سَبَقَ إِلی کَلامِ أَخیهِ کانَ السّابِقَ إِلَی الجَنَّهِ یَومَ الحِسابِ؛ هر دو مسلمانی که با هم قهر کنند و سه روز به قهر خود ادامه دهند و آشتی نکنند، هر دو از اسلام بیرون روند و میان آنان هیچ پیوند دینی نباشد و هر کدام از آنها پیش از دیگری با برادرش حرف بزند، در روز حسابرسی زودتر به بهشت میرود.[۱۳]
به نظر امام هادی(ع) کسی که خاطرش مکدر است نمیتواند اهل صفا و صمیمت باشد، بنابراین میبایست کاری کرد تا کدورتها از میان برود و صفای باطنی او باز گردد و صمیمت برقرار گردد. از این روست که آن حضرت(ع) به افراد هشدار میدهد و میفرماید: لا تَطلُبِ الصَّفاءَ مِمَّن کَدَرتَ عَلَیهِ؛ از کسی که مکدّرش کردهای صفا مجوی. [۱۴]
به هر حال، با اصلاحات نفس است که اصلاحات میان شخص و خداوند ایجاد شده و زمینه برای اصلاحات در جامعه و در میان دیگران برای او فراهم میآید.
ارزش و آثار اصلاحات و آشتی میان مردم
با نگاهی به جایگاه اصلاحات در آموزههای اسلامی به سادگی و روشنی میتوان دریافت که اصلاحات چه ارزش و اهمیتی دارد؛ چنان که از طریق بیان آثاری که برای اصلاحات بیان شده میتوان ارزش و اهمیت اصلاحات را نیز به دست آورد.
آشتی دادن و حل اختلافات میان مردم برکات و آثار دنیوی و اخروی بسیاری دارد که در برخی از آیات و روایات به آن اشاره شده است. از نظر قرآن اصلاحات مهمترین عامل آرامش جامعه و فرد است.[۱۵] هم چنین از آیه ۱۰ سوره حجرات به دست میآید که یکی از عوامل و اسباب برخورداری انسان از رحمت الهی، اصلاحات میان مردم و آشتی دادن است.
خداوند به صراحت در آیه ۱ سوره انفال و ۱۰ سوره حجرات، آشتی دادن میان مومنان را امری ارزشمند معرفی میکند و یکی از مسئولیتهای مؤمنان را آشتی بین خود با از بین بردن زمینههای درگیری و اختلاف بیان میکند.[۱۶]
از نظر قران قهر و آشتی نکردن به معنای همراه با شیطان و گام برداشتن در مدار اوست و کسی که مانع آشتی میان مومنان میشود پیرو گامهای شیطان است.[۱۷] پس برای رهایی از شیطان و حرکت در مسیر او میبایست به جای اختلاف افکنی و یا مانع تراشی در برابر آشتی و اصلاح، خودمان گامهای اساسی را برای آشتی و صلاح برداریم و دیگران را بدان ترغیب و تشویق نماییم.
بازتاب اعمال خوب و نیک خود از جمله آشتی دادن را میتوان در دنیا و آخرت مشاهده کرد. در دنیا این عمل موجب انسجام و تعاون بیش تر میان مومنان و رهایی از هر گونه ناامنی و فقدان آسایش و ارامش میشود و در آخرت چنان رسول اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید، این عمل موجب میشود تا کارهای مومنان در آخرت به سامان و صلاح رسد و از فساد و آسیب در امان باشد. آن حضرت(ص) میفرماید : اِتَّقُوا اللّه وَ أَصلِحوا ذاتَ بَینِکُمْ فَإِنَ اللّه یُصلِحُ بَینَ المُؤمِنینَ یَومَ القیامَهِ؛ تقوای الهی داشته باشید و اصلاح کنید میان خودتان را زیرا خداوند در روز قیامت میان مؤمنین را اصلاح میکند.[۱۸]
امام کاظم (ع) نیز مصلحان را در قیامت از مقربان بر میشمارد و میفرماید : طوبی لِلمُصلِحینَ بَینَ النّاسِ، اُولئِکَ هُمُ المُقَرَّبونَ یَومَ القیامَهِ؛ خوشا به سعادت اصلاح کنندگان بین مردم که آنان همان مقرّبان روز قیامت اند.[۱۹]
میدانیم که در میان کسانی که در قیامت به بهشت میروند، مقام مقربان برتر از مقام اصحاب یمین است و ایشان در مقامات بس برتر و در جنت رضوان قرار میگیرند.[۲۰]
هم چنین از نظر اسلام اصلاح میان مومنان به عنوان یک صدقه شناخته و معرفی شده است و امام صادق (ع) در بیان مصادیق صدقه، اصلاح میان مردمان را به عنوان صدقه معرفی میکند و میفرماید: صَدَقَهٌ یُحِبُّهَا اللّه : إِصلاحٌ بَینَ النّاسِ إِذا تَفاسَدوا، وَتَقارُبٌ بَینَهُم إِذا تَباعَدوا؛ صدقهای که خداوند آن را دوست دارد عبارت است از: اصلاح میان مردم هرگاه رابطه شان تیره شد و نزدیک کردن آنها به یکدیگر هرگاه از هم دور شدند.[۲۱]
این بدان معناست که اسلام دایره صدقات را فراتر از صدقه مالی دانسته و انجام کارهایی که با زبان انجام میشود و موجب آشتی میان مردم میشود را از مصادیق صدقه مالی بلکه برتر از دانسته است؛ چنان که رسول اکرم صلی الله علیه و آله در سخنی به ارزش گذاری صدقه مالی با صدقه زبانی یعنی آشتی و اصلاح میان مردمان میپردازد و میفرماید: أَلا اُخبِرُکُم بِأَفضَلَ مِن دَرَجَهِ الصِّیامِ وَالصَّلاهِ وَالصَّدَقَهِ؟ صَلاحُ ذاتِ البَینِ، فَإِنَّ فَسادَ ذاتِ البَینِ هِیَ الحالِقَهُ؛ آیا شما را به چیزی با فضیلت تر از نماز و روزه و صدقه (زکات) آگاه نکنم؟ آن چیز اصلاح میان مردم است، زیرا تیره شدن رابطه میان مردم ریشه کن کننده دین است.[۲۲]
پس نه تنها آشتی دادن یک نوع صدقه بلکه از نوع برتر و بهتر از صدقات مالی است؛ زیرا با پول اگر میشود اصلاحاتی را انجام داد، ولی ریشه دارترین اصلاحات همان اصلاحاتی است که از طریق زبان و ایجاد الفت و تالیف میان مردمان انجام میگیرد و موجب میشود تا انسجام اجتماعی تحقق یابد و اختلافات از جامعه زدوده شود.
از نظر اسلام ارزش و اهمیت اصلاح میان مردم و آشتی دادن آن چنان مهم است که میتوان برخی ازکارهایی که در حالت عادی جایز نیست به جا آورد و انجام داد. مثلا در برخی از روایات آمده که برای اصلاح میان مردم میتوان از خمس و اموال امام (ع) برای ایجاد اصلاحات استفاده کرد. به این معنا که اگر ریشه اختلافات و درگیری و قهر میان مردم، مالی است میتوان از طریق اموال امام(ع) صلح و آشتی برقرار کرد.
امام صادق (ع) به یکی از اصحاب خود به نام مفضل میفرماید : لِلمُفَضَّلِ ـ : إِذا رَأَیتَ بَینَ اثنَینِ مِنْ شیعَتِنامُنازَعَهً فَافتَدِها مِنْ مالی؛ به مفضل فرمودند: هرگاه میان دو نفر از شیعیان ما نزاعی دیدی از مال من غرامت بده ؛یعنی با پرداخت وجه مورد اختلاف، میان آنان را اصلاح کن.[۲۳]
از این بدتر آن که میتوان گناه بزرگی چون دروغ را خداوند به دروغگو وعده آتش دوزخ را داده است، برای ایجاد اصلاح میان مردم و آشتی دادن، استفاده کرد.
امام صادق (ع) در بیان تشریح انواع و اقسام سخن میفرماید : اَلکَلامُ ثَلاثَهٌ: صِدقٌ وَکِذبٌ وَإِصلاحٌ بَینَ النّاسِ قالَ: قیلَ لَهُ: جُعِلتُ فِداک مَا الصلاحُ بَینَ النّاسِ؟ قالَ: تَسمَعُ مِنَ الرَّجُلِ کَلاما یَبلُغُهُ فَتَخبُثُ نَفسُهُ، فَتَلقاهُ فَتَقولُ: سَمِعتُ مِن فُلانٍ قالَ فیکَ مِنَ الخَیرِ کَذا وَکَذا، خِلافَ ما سَمِعتَ مِنهُ؛ سخن سه گونه است: راست و دروغ و اصلاح میان مردم به آن حضرت عرض شد: قربانت اصلاح میان مردم چیست؟ فرمودند: از کسی سخنی دربارهٔ دیگری میشنوی که اگر سخن به گوش او برسد، ناراحت میشود. پس تو آن دیگری را میبینی و برخلاف آنچه شنیدهای، به او میگویی: از فلانی شنیدم که در خوبی تو چنین و چنان میگفت[۲۴]
پس در حقیقت دروغ مصحلت آمیز به از راست فتنه انگیز است، چنان که از پیامبر گرامی(ع) روایت است که فرمود:إِنَّ اللّه أَحَبَّ الکَذِبَ فِی الصَّلاحِ وَأَبغَضَ الصِّدقَ فِی الفَسادِ؛ براستی که خداوند دروغی را که باعث اصلاح باشد دوست میدارد و راستی را که موجب فساد گردد، دشمن میدارد. [۲۵]
ایجاد اصلاح و آشتی دادن در میان دشمنان و کسانی که با هم قهر کردهاند، عملی بسیار پسندیده و از اخلاق پیامبران و اوصیا و اولیای الهی است. امام صادق علیه السلام در بیان خصوصیات و ویژگی لقمان حکیم به مساله آشتی دادن ایشان اشاره میکند و میفرماید :وَاللّه ما اوتیَ لُقمانُ الحِکمَهَ بِحَسَبٍ، وَلامالٍ وَلاأَهلٍ وَلا بَسطٍ فی جِسمٍ وَلاجَمالٍ وَلکِنَّهُ کانَ رَجُلاً قَویّا إِلی أَن قالَ: وَلَم یَمُرَّ بِرَجُلَینِ یَختَصِمانِ أَو یَقتَتِلانِ إِلاّ أَصلَحَ بَینَهُما وَلَم یَمضِ عَنهُما حَتّی تَحاجَزا؛ … به خدا قسم که: به لقمان، حکمت و دانش، بخاطر حسب، دارائی، خانواده، قدرت جسمی و زیبایی عطا نشده بود؛ بلکه او مردی با اراده بود تا آنجا که امام فرمودند: او وقتی به دو نفر که با هم نزاع میکردند و یا میجنگیدند می رسید حتما میانشان صلح برقرار میکرد و از پیش آنان نمیرفت تا آنکه آنها دست از نزاع و جنگ کشیده و متفرق میشدند.[۲۶]
به هر حال، اصلاح میان مردم و آشتی دادن و دوری از قهر از اخلاق خوب و نیک اسلامی و انسانی است که در آیات و روایات بر آن تاکید شده و اثار و برکاتی برای آن در دنیا و آخرت بیان شده است که همین مساله میبایست موجب شود که نه تنها اهل قهر نباشیم بلکه بکوشیم تا قهر دیگران را به هر شکلی شده تبدیل به آشتی کنیم و صلح و صفا و صمیمیت را در جامعه اسلامی گسترش دهیم.
پانویس
- ↑ لسان العرب، ابن منظور، ذیل واژه صلح
- ↑ نهج الفصاحه، ح ۴۵۸
- ↑ آل عمران، آیات ۱۰۲ و ۱۰۳
- ↑ مائده، آیه ۲
- ↑ احزاب، ایه ۲۱
- ↑ غررالحکم، ج۳، ص۲۳، ح۳۷۴۹
- ↑ جهاد النفس، ح ۳۵۵
- ↑ اعراف، ایه ۱۷۰
- ↑ احزاب، آیات ۷۰ و ۷۱
- ↑ بقره، ایه ۱۶۰؛ نساء، ایه ۱۴۶
- ↑ احقاف، آیات ۱۵ و ۱۶
- ↑ اعراف، ایه ۱۷۰
- ↑ کافی، ج۲، ص۳۴۵، ح۵
- ↑ دوستی در قرآن و حدیث - ح ۸۳۲
- ↑ انعام، آیه ۴۸؛ اعراف، ایه ۳۵
- ↑ بقره، ایه ۲۲۴
- ↑ بقره، آیه ۲۰۸
- ↑ محجه البیضاء، ج۳، ص۳۷۳
- ↑ تحف العقول، ص ۳۹۳
- ↑ سوره واقعه و ایات دیگر
- ↑ کافی، ج۲، ص۲۰۹، ح۱
- ↑ نهج الفصاحه، ح ۴۵۸
- ↑ کافی، ج۲، ص۲۰۹، ح۳
- ↑ کافی، ج۲، ص۳۴۱، ح۱۶
- ↑ وسائل الشیعه، ج۸، ص۵۷۸، ح۱
- ↑ مستدرک الوسایل، ج۱۳، ص۴۴۲، ح۳







