کتابخانه:تربیت جنسی ج1

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۴ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۰۳ توسط Shirzad (نظرات | مشارکت‌ها) (آموزش دعا به کودک)

پرش به: ناوبری، جستجو

تربیت جنسی ج1 مبانی، اصول و روش ها از منظر قرآن و حدیث http://download.ghbook.ir/download.php?id=15758&file=11588-fa-trbyt-jnsy-az-mnzr-ghran-v-hdys.pdf

مشخصات کتاب سرشناسه : فقیهی، علی نقی،1335 - عنوان و نام پدیدآور : تربیت جنسی: مبانی، اصول و روش ها از منظر قرآن و حدیث/ علی نقی فقیهی. مشخصات نشر : قم: موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، سازمان چاپ و نشر، 1387. مشخصات ظاهری : 456 ص. فروست : پژوهشکده علوم و معارف حدیث؛ 165. مطالعات حدیث و روان شناسی؛ 6. شابک : 50000 ریال 978-964-493-337-0 : ؛ 120000 ریال(چاپ هفتم) یادداشت : پشت جلد به انگلیسی: Ali Naqi Faqihi. Sexual education: fundamentals, principles methods in the Quran and hadith. یادداشت : چاپ هفتم : 1391. یادداشت : کتابنامه: ص. [432] - 446؛ همچنین به صورت زیرنویس. موضوع : اسلام و مسائل جنسی موضوع : مسائل جنسی در قرآن

محتویات

پیش گفتار

پیش گفتاربدون تردید ، بخشی از موفقیت ها و کامیابی های بشر در گرو تربیت جنسی است ؛ چرا که تکامل و تعالی انسان ، بسته به تربیت و خودسازی در همه ابعاد وجود اوست و غریزه جنسی یکی از این ابعاد است . لذا هر مکتبی که ادعای تأمین سعادت بشر را دارد ، باید برای غریزه جنسی ، برنامه داشته باشد و پاسخ روشنی به آن دهد .

در برخورد با این بخش از ماهیت انسان ، مکاتب مختلف ، واکنش های متفاوتی نشان داده اند . برخی مرکز ثقل حیات انسان را غریزه جنسی شمردند و در ارضای این غریزه ، راه افراط را در پیش گرفتند که منجر به پیدایش بی بند و باری جنسی گردید . از سوی دیگر ، برخی به بهانه تقدّس و تدیّن ، این بخش از ماهیت انسان را نادیده گرفتند و حتی سخن گفتن از آن را نادرست دانستند که موجب پیدایش پدیده تَبتُّل و رُهبانیت جنسی در صدر اسلام شد و ممکن است رگه هایی از آن ، در هر زمانی وجود داشته باشد . پرسش اساسی این است که : اسلام ، چه برنامه ای برای تربیت جنسی دارد ؟ و این برنامه از چه منطقی پیروی می کند ؟

در آموزه های دینی ما ، گزاره های فراوانی در این باره وجود دارد و تحقیقات متفاوتی نیز در این باره انجام شده و هر کدام با رویکردی خاص به این مسئله پرداخته اند . ساده ترین کار در قلمرو مطالعات دینی ، جمع آوری آیات و احادیث و ارائه آنها در یک طبقه بندی ساده است که هر چند نیازمندِ به کار بستن روش های فقه الحدیثی است ، اما کار چندان پیچیده ای نیست .

پژوهش عمیق تر ، آن است که اصول و مبانی آموزه ها استخراج شود و سپس مدل مبتنی بر آموزه های دینی طراحی گردد . پژوهش حاضر که به همت جناب حجه الاسلام و المسلمین آقای دکتر علی نقی فقیهی انجام شده است ، در صدد است تا با عبور از لایه های ظاهری گزاره ها ، معارف نهفته در عمق آنها را به دست آورده ، در قالبی علمی ارائه کند . از نقاط قابل توجه این پژوهش ، یکی گستره متون دینی مورد استفاده و دیگری اهتمام پژوهشگر به کشف مبانی و اصول و ارائه آنها در کنار روش های تربیت جنسی است . بر اهل تحقیق ، پوشیده نیست که تحلیل گزاره هایی تا این اندازه گسترده و استخراج مبانی و اصول حاکم بر گزاره های به ظاهر پراکنده ، کاری سخت و دشوار است . طرح این پژوهش ، توسط محقق محترم به این واحد ارائه شد و پس از طی مراحل علمی و اداری ، اجرای آن آغاز گردید .

در آغاز ، منابع حدیثی لازم برای طرح ، از سوی این واحد ، در اختیار محقق محترم قرار گرفت . سپس با توجه به اهمیت و حساسیت طرح ، نتیجه تحقیق و متن تدوین شده ، توسط دو تن از کارشناسان و متخصصان علوم اسلامی و روان شناسی مورد ارزیابی قرار گرفت . این واحد نیز بر اساس مسئولیت علمی خود به بررسی طرح پرداخت و نتیجه بررسی ها و ارزیابی ها را به اطلاع پژوهشگر محترم رساند و مقرر شد اصلاحات مورد توافق ، توسط این واحد و زیر نظر پژوهشگر محترم ، انجام شود .

بدین منظور جناب حجه الاسلام حمزه عبدی (1) در چارچوب نتایجِ تدوین شده ، به اصلاح متن پرداختند و بر اساس تئوری «خویشتنداری ازدواج» که برگرفته از متون دینی است ، اصول ، مبانی و روش ها را تنظیم نمودند . در پایان ، از جناب حجه الاسلام و المسلمین آقای دکتر علی نقی فقیهی که این پژوهشِ نه چندان آسان را سامان دادند ، تشکر می کنیم و برای ایشان آرزوی توفیق بیشتر داریم . همچنین از آقایان دکتر محمود گلزاری و حجه الاسلام و المسلمین دکتر مسعود آذربایجانی که زحمت نظارت و ارزیابی این پژوهش را بر عهده داشتند ، سپاس گزاریم .

از همکاران پژوهشگر محترم و جناب حجه الاسلام حمزه عبدی نیز که در سامان یافتن این پژوهش ، نقش داشتند ، تشکر می کنیم.

همچنین بر خود ، لازم می دانیم از گروه «تدوین دانش نامه های حدیثی» پژوهشکده که منابع حدیثی لازم برای این طرح را در اختیار این واحد قرار دادند ، صمیمانه تشکر کنیم . از کلیه صاحب نظران ، درخواست می کنیم که با ارائه دیدگاه های خود ، ما را در طراحی و اجرای هر چه بهتر پژوهش های دینی روان شناختی یاری دهند .

واحد حدیث و علوم روان شناختی پژوهشکده علوم و معارف حدیث

________________________________________ 1- .کارشناس ارشد روان شناسی بالینی و پژوهشگر واحد روان شناسی پژوهشکده علوم و معارف حدیث .

مقدّمه

مقدّمهبشر با همه پیشرفت خود در علوم، صنایع و فنّاوری ، گرفتار بحران ها و نابه سامانی های فراوانی در زمینه تعلیم و تربیت و بویژه در آموزش و تربیت جنسی است. نداشتن جهان بینی درست و فقدان نظام تربیتی مبتنی بر مبنای نظری وحْیانی و داشتن دید صرفاً مادی (فیزیولوژیک) به تربیت جنسی و غفلت از جنبه های روانی، معنوی، اخلاقی و اجتماعی آن، باعث شده است که بشر در این بحران، همچنان غوطه ور باشد و نه تنها پیشرفت نکند ، بلکه در مراحلی ، تنزّل نیز یابد. در تربیت جنسی (همانند کلّ تعلیم و تربیت) ، به ارائه یک بینش کلّی حاکم بر همه رفتارها و بایدها و نبایدهای آموزشی و تربیتی ، نیاز است ، به گونه ای که بین آنها، نوعی ارتباط، انسجام، نظم و هماهنگی ایجاد کند.

این بینش ، بنا به ماهیت خود، از منشئی فراتر از تجربه و دید صرفاً مادی ، سرچشمه می گیرد؛ زیرا تجربه ، اساساً «جزء نگر» است ؛ ولی بینش ، می باید نظرگاهی «کل نگر» داشته باشد و از مقامی والاتر بر انسان، رفتارها، آموزش ها و تربیت های او نظاره کند. این ، خلأ بزرگی است که در تعلیم و تربیت امروز احساس می شود و باید با روی آوردن به وحی و با اتّکای به بینش کلّیِ برگرفته شده از آن، به نظامی نو در تعلیم و تربیت (بویژه در تربیت جنسی) دست یافت.

از سوی دیگر ، گرچه امروزه در بحث تربیت ، به پرورش استعدادهای طبیعی انسانی تأکید می شود، و گفته می شود که باید استعداد و غریزه جنسی ، شکوفا شود ، ولی با این حال ، غریزه جنسی انسان ، همانند غریزه جنسی حیوان تلقّی می شود .

تربیت جنسی آدمی ، به معنای رهایی از هرگونه جهت دهی و نظام بخشی به آن ، تفسیر شده ، باعث می گردد که جهت دهی غریزه جنسی در قالب ضوابط اجتماعی، عفّت، تقوا، روابط انسانی، و اخلاقی منافی با آزادی و آرامش روحی افراد دانسته شود و عامل بسیاری از بیماری های روانی، از جمله کینه ها و عداوت ها شمرده شود ، در حالی که بر عکس، این گونه تفسیر از پرورش غریزه جنسی و در حقیقت ، منضبط تربیت نکردن این استعداد بشری، باعث شده است که جامعه بشری را پیامدهای منفی ای چون : شهوت پرستی، بی بندوباری اخلاقی، شانه خالی کردن بسیاری از جوان ها از تشکیل خانواده، بروز امیال کاذب بین دختران و پسران، و افزایش آشفتگی روحی در بین زنان و مردان، فرا گیرد. علّت این تجربه ناموفّق بشر، فاصله گرفتن از آموزش های وحیانی و تکیه بر برخی از نظریه های مبتنی بر هواهای نفسانی است. بازگشت به آموزه های روان شناختیِ وحیانی و دستیابی به کیفیت استعدادهای مختلف انسانی و روابط این استعدادها و پی بردن به اصول و روش های تربیتی (از جمله تربیت جنسی ای که از متون دینی گرفته شده) ، می تواند بشر را در پرورش استعدادهای جنسی طبیعی کمک کند تا شاهد آن عوارض نباشد ؛ بلکه اهداف عالی تربیت جنسی انسانْ تحقّق یابد.

از جمله آموزه های وحیانی، تعلیمات دین مبین اسلام است که آیین درست زندگی و چگونگی تربیت را به مردم آموخته و تربیت جنسی را به عنوان بخشی از نظام تعلیم و تربیت ، مورد توجّه قرار داده است.

در قرآن و روایات و به تبع آن ، در کتاب های فقهی (بحث نکاح) و کتاب های اخلاقی، به صورت مستقیم و غیر مستقیم ، به مسائل تربیت جنسی در دوره های مختلف کودکی، نوجوانی و جوانی و نقش خانواده در این زمینه ، پرداخته شده است. طرح مسائل تربیت جنسی در این منابع ، به صورت پراکنده است. در این کتاب ، با مطالعه و تحقیق در آیات و روایات ، اهداف ، مبانی ، اصول و روش های تربیت جنسی مبتنی بر آن مبانی و اصول، استخراج و تبیین می شود. همچنین معیارهای رفتارهای به هنجار جنسی و تمایز آن از رفتارهای نابه هنجار جنسی و نمونه های فراوانی از این گونه رفتارها مورد بررسی قرار می گیرد.

لازم به یادآوری است که این اثر ، با کمک های علمی و مالی «پژوهشکده علوم و معارف حدیث» فراهم آمده است . از همه عزیزان دست اندرکار در این پژوهشکده ، بویژه حجج اسلام آقایان عباس پسندیده ، محمّد کاظم رحمان ستایش و حمزه عبدی ، کمال تشکر را دارم . همچنین از همکارانم در «مؤسسه مطالعاتی مشاوره اسلامی» بخصوص حجه الإسلام آقای محمّد مردی و خانم زهرا موسوی که در فیش برداری و پیش نویس برخی فصل ها با این جانب همکاری کرده اند ، قدردانی می نمایم و نیز از خانم ها فاطمه رفیعی و زهره حُججی که حروفچینی و نمونه خوانی کتاب را پیش از داوری ها ، بر عهده داشته اند ، تشکّر می کنم .

والحمد للّه اوّلاً و آخرا و الصلاه علی سیّدنا محمّد وآله!

علی نقی فقیهی تیرماه 1386

بخش اوّل : مبانی تربیت جنسی

اشاره

بخش اوّل : مبانی تربیت جنسی

فصل یکم : مفاهیم و کلّیات

اشاره

دیدگاه های غیر دینی ، درباره امور جنسی ، نظریه های متفاوتی ارائه کره اند که مجال گستردن آنها نیست ؛ امّا اسلام، «تربیت جنسی» را به عنوان یکی از مسائل مهم زندگی، به شدّت ، مورد اهتمام قرار داده است. آنچه از نظر اسلام ، بسیار اهمّیت دارد، توسعه و تربیت انسان های مؤمن است. لذا اگر روابط جنسی میان اعضای جامعه، ناسالم ایجاد گردد ، به صورت مستقیم و غیر مستقیم ، به فرایند تربیت مؤمنان ، آسیب می رساند . در این نوشتار ، مسئله تربیت جنسی را از دیدگاه اسلام ، پی خواهیم گرفت. همان گونه که از نام این پژوهش پیداست، این بحث ، از دو بخش «جنسیت» و «تربیت» تشکیل شده است. پیش از هر چیز باید مفهوم این دو را شناخت و سپس به تبیین دیدگاه اسلام در باره آنها پرداخت.

مفهوم جنسیت (1)

انسان ها مانند بیشتر موجودات ، از دو جنس مخالف تشکیل شده اند. این دو جنس ، با تفاوت های آشکار در سطح مسائل زیستی، فیزیولوژیک و روان شناختی ، به وجود آمده اند و همین تفاوت هاست که آن دو را مکمّل یکدیگر قرار می دهد و بدون شک ، هر کدام از آنها بدون دیگری ، در تداوم نسل و زندگی اجتماعی ، با شکست کامل ، روبه رو می شود.

________________________________________ 1- .Sexual

زیست شناسان ، عقیده دارند که زن و مرد ، با یکدیگر ، تفاوت های بنیادی دارند؛ بدین معنا که تفاوت ها در درجه اوّل ، «ارثی»اند ، نه «محیطی». آنها معتقدند که هر سلول بدن زن ، با هر سلول بدن مرد ، تفاوت دارد و قبل از آن که به دنیا بیایند و تحت تأثیر نفوذهای اجتماعی قرار گیرند، کاملاً از یکدیگر تمایز پیدا می کنند و برای زن یا مرد شدن ، آماده می شوند. به قول استاد دکتر محمود بهزاد : «اگر اوضاع اجتماعی ، موجب تفاوت های زن و مرد می شود، فقط آنچنان را آنچنان تر می کند». (1)

هورمون های جنسی متفاوتی در دختر و پسر وجود دارند (آندروژن در پسرها و استروژن در دخترها) که باعث ایجاد تفاوت های جنسیتی ، در دو جنس می شوند.(2)

فعّالیت هورمون های جنسی، در زمان بلوغ افراد ، تشدید می شود و ویژگی های جنسی ثانویه را در زن و مرد ایجاد می کند . به این ترتیب که ترشح تستسترون در مردان ، باعث رشد اندام های تناسلی، تغییر شکل بدن، پهن شدن شانه ها و رشد قفسه سینه، تغییر در رویش مو در سر و بدن، رشد حنجره و تارهای صوتی و بم شدن صدا و افزایش میل جنسی و... است. (3)

هورمون های استروژن و پروژسترون در زنان نیز علاوه بر ایجاد ویژگی های جنسی ثانوی، به طور متناوب ، باعث آمادگی رَحِم برای بارداری می شوند و دوره ماهانه جنسی را تنظیم می کنند. ویژگی های جنسی ثانویه ای که توسط استروژن ها در دوره بلوغ در دختران ایجاد می شوند، عبارت اند از: رشد سینه ها و لگن و رحم و ذخیره چربی در نواحی مختلف بدن و... . (4)

هر یک از نیم کره های مخ نیز در ایجاد تفاوت های جنسیتی ، نقش دارند. امروزه در اثر پیشرفت علم زیست شناسی، معلوم شده است که سلول های بعضی از بخش های هیپوتالاموس در زن، درشت تر از سلول های همان بخش ها در مرد است و ________________________________________ 1- .روان شناسی عمومی، ص336. 2- .روان شناسی رشد ، سوسن سیف ، ج 1، ص 243. 3- .فیزیولوژی اعصاب و غدد ، ص180. 4- .همان ، ص141.

وضع ارتباط موزونیِ این بخش در زن و مرد نیز متفاوت است. تحقیقات انجام شده ، نشان می دهند که برای ادراک کلام، مکانیسم (ساز و کار)های عصبی خاصّی وجود دارند که در مغز دختران ، بیشتر از مغز پسران ، همسال آنها رشد می کند و تمایز نیم کره چپ برای کنش های کلامی در دختران ، سریع تر انجام می گیرد و در پسران ، این تمایزْ کمتر است. همراه با رشد مغز، دو نیم کره آن ، به صورت فزاینده ای از لحاظ توانایی های گوناگون ، تخصّصی تر می شوند: نیم کره چپ برای مهارت های کلامی و نیم کره راست برای توانایی های فضایی و هندسی. شواهد ، حاکی از آن است که درجه جانبی شدن مغز و نیز سرعت رشد دو نیم کره مغز ، در دختران و پسران ، یکسان نیست (در میان دختران ، نیم کره چپ، و در میان پسران ، نیم کره راست ، سریع تر رشد می کند). به نظر می رسد که در زنان (در مقایسه با مردان)، توانایی های کلامی و فضایی ، بیشتر به میزان مساوی بین دو نیم کره مغز ، توزیع شده باشد. (1)

در مورد تفاوت های روان شناختی زن و مرد ، در بین روان شناسان ، نظر واحدی وجود ندارد و حتّی برخی از آنان با تحقیقات جدید ، به این نتیجه رسیده اند که بیشتر تفاوت های یاد شده در کتاب های روان شناسی ، و حتی تفاوت های به ظاهر جاافتاده و تثبیت شده ، اساس علمی ندارند از جمله ، M.Oliverو J.Hyde ، بر اساس پژوهش های فراوان در فراتحلیل از تفاوت های کلّی جنسی، مهم ترین تفاوت بین زن و مرد را در «نگرش» و «رفتار» می دانند. (2)

غریزه جنسی

یکی از ابعاد وجودی مهم در زن و مرد ، جنبه جنسی و شهوانی است که به صورت غریزه ای بسیار قوی ، در آنها قرار داده شده است. این غریزه باید ارضا گردد و اگر مسیر ارضای آن ، به صورت صحیح طرّاحی نشود، از مسیر طبیعی خلقت ، منحرف خواهد شد و به ابعاد دیگر زندگی نیز آسیب خواهد زد. به همین دلیل ، در گام نخست باید ویژگی های مؤثّر مرد و زن در غریزه جنسی را به خوبی شناخت و در گام بعد ، مهارت های لازم را برای برقراری ارتباط جنسی صحیح به دست آورد . در این جا برای آشنایی بیشتر ، به صورت نسبتا گذرا و در راستای هدف این پژوهش ، ویژگی های مؤثّر در تعاملات جنسی را بررسی می کنیم.

________________________________________ 1- .زمینه روان شناسی ، ص 1366. 2- .Social Psychology and Human Sexuality. Edited By Royf Baumeiser (2001) Reading 1 P: 1 - 29. PSYCHOLOGY PRES. Taylor francis group


حواس و غریزه جنسی

حسّ بینایی

مردها عموماً به محرّک های بینایی ، حسّاسیت زیادی دارند و این حسّاسیت ، در اعمال و رفتار روزانه آنها نیز به چشم می خورد، مثلاً می بینیم که بعضی از آنها به تهیه عکس های سکسی (جنسی) مبادرت می ورزند و «چشم چرانی» می کنند تا آن جا که به میل جنسی و تمتّعات شهوانی مربوط است، بیشتر پسرها در سنین بلوغ و مردان به صورت مشهود به تأثیرات کیفی دیداری، بیشتر و بهتر از دختران و زنان پاسخ می دهند ؛ یعنی از چشم چرانی ، لذّت بیشتری می برند. البته این ، بدین معنا نیست که دختران و زنان ، از محرّک های بینایی ، متأثّر نمی شوند ؛ بلکه چه بسا در امور غیرجنسی ، از مردان نیز قوی تر باشند . لذا گفته می شود که قلب زن ، بیشتر از مرد ، تابع گیرنده های گوش و چشم است.

در امور جنسی و شهوانی نیز محرّک های دیداری در دختران و زنان وجود دارد و از این روست که در قرآن ، هر دو جنس ، به صورت یکسان ، از نگاه کردن به هر فرد نامحرمی از جنس مقابل ، منع شده اند .(1)

حسّ گویایی

زنان ، زیادتر از مردان حرف می زنند و دوست دارند که کسی با آنان حرف بزند . این ویژگی ، به صورت یک نیاز طبیعی ، در آنان جلوه گر است. در تربیت جنسی و همچنین فراهم سازی زمینه زندگی مشترک، این نیاز باید مورد توجّه قرار ________________________________________ 1- .«قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَرِهِمْ وَ یَحْفَظُواْ فُرُوجَهُمْ ذَ لِکَ أَزْکَی لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیر بِمَا یَصْنَعُونَ * وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَرِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ . . .» (سوره نور ، آیه 30 و 31) .

گیرد و تدبیری مناسب برای آن اتّخاذ شود. همچنین صدای زنان ، به گونه ای است که اگر با ناز و عشوه همراه شود، باعث تحریک و انحراف جنسی در مردان می شود. در تربیت جنسی، آگاه سازی دختر از تأثیرات منفی این ویژگی و در نتیجه ، پرهیز کردن از این گونه حرف زدن در برابر نامحرم، می تواند از انحراف پسر و به دام افتادن دختر ، پیشگیری کند . (1) حسّ بویایی: بوهای مورد توجّه و لذّت بخش برای هر دو جنس زن و مرد ، با یکدیگر متفاوت است . هر یک از دختر و پسر ، از بوهای مورد توجّه جنس مخالف ، متأثّر می شوند و باید در روند تربیت جنسی ، موارد استفاده ، آموزش داده شود تا تحریکات نابه جا برای جنس مخالف ایجاد ننماید. حسّ لامسه: دختران ، به محرّک های لمسی ، بیش از محرّک های دیگر پاسخ می گویند، لذا آنان برخلاف پسران ، از دیدن صحنه شهوت انگیز، زیاد تحریک نمی شوند ؛ بلکه تحریک زیاد ، در اثر لمس و تماس پوستی برای آنان به دست می آید ؛ از این رو ، در روند تربیت دختر و پسر ، بر این نکته ، بسیار تأکید شده که پسر ، از صحنه های دیداریِ محرّک شهوت ، دور نگه داشته شود و به هیچ وجه ، دختر و پسر ، دست به هم ندهند و ارتباط بدنی با یکدیگر برقرار نسازند. (2)

عواطف و غریزه جنسی

در زمینه تفاوت های عاطفی و احساسی نیز می توان به این موارد ، اشاره کرد: میزان شیوع خشم و پرخاشگری میان دخترها و پسرها ، همسان نیست ؛ بلکه پسرهای کودکستانی ، غالباً بیش از دخترها به رویدادهای پرخاشگرانه ، دامن می زنند (مک کوبی و ژاکین ، 1980 م) . همچنین در برخوردها و رفتارهای تهاجمی، به احتمال قوی ، پسرها زودتر و سریع تر از دخترها به اعمال تلافی جویانه دست می زنند (داروین و چین 1981) . زمانی که طرفین درگیر، پسرها باشند ، احتمالاً ________________________________________ 1- .«فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا» (سوره احزاب ، آیه 32) . 2- .رشد و شخصیت کودک ، ص 186 .

پرخاشگری ، زمان بیشتری به طول می انجامد، برخلاف زمانی که هر دو یا یکی از طرفین دعوا ، دختر باشد. پرخاشگری میان کودکان همجنس نیز شیوع بیشتری را نشان می دهد. همچنین گرچه دختران ، ترجیح می دهند که پرخاشگری خود را از طریق مشاجرات لفظی ظاهر سازند ، امّا در عین حال، پسرها بیشتر به بحث و مجادله می پردازند. (1)

از دیگر تفاوت های عاطفی احساسی زنان و مردان ، می توان به مواردی اشاره کرد که خانم کلیودالسون (روان شناس) به آنها اشاره کرده است:

یک . تمام زن ها علاقه مندند که تحت نظر شخص دیگری کار کنند و به طور خلاصه ، از مرئوس بودن و تحت نظر رئیس کار کردن ، بیشتر خوششان می آید.

دو . تمام زن ها می خواهند احساس کنند که وجودشان مؤثّر و مورد نیاز است. ایشان در ادامه بحث ، این طور اظهار نظر می کند : به عقیده من ، این دو نیاز روحی زن ، از این واقعیت سرچشمه می گیرد که خانم ها تابع احساسات و آقایان ، تابع عقل اند.

بسیار دیده شده که خانم ها از لحاظ هوش ، نه فقط با مردها برابری می کنند ، بلکه گاهی در این زمینه ، از آنها برترند . نقطه ضعف خانم ها فقط احساسات شدید آنهاست. مردان ، همیشه عملی تر فکر می کنند، بهتر قضاوت می کنند، سازمان دهنده بهتری هستند و بهتر هدایت می کنند. پس برتری روحی مردان بر زنان ، چیزی است که طرّاح آن ، طبیعت است . (2) همچنین نوع دوستی، توجّه به دیگران، صمیمیت و ارتباط های حمایتی، از ویژگی هایی هستند که زن ها و مردها در آنها تفاوت آشکاری با یکدیگر دارند.

آلپورت و ورنون در سال 1931 م ، پس از بررسی ، به این نتیجه رسیدند که علایق زیباشناختی ، اجتماعی و دینی زن ها بیشتر از مردهاست. مردها بیشتر به جنبه های سیاسی و نظری (تئوریک) علاقه دارند و زن ها بیشتر به مسائل اخلاقی تمایل نشان می دهند. ________________________________________ 1- .روان شناسی رشد (1) با نگرش به منابع اسلامی ، ص 498 . 2- .نظام حقوق زن در اسلام ، ص 172 و 171 .

زن ها با حرارت خاصّی ، به بی عدالتی اعتراض می کنند و نسبت به آداب و رسوم اجتماعی و ضوابط اخلاقی، تلقین پذیرترند. پذیرش دیگران، ویژگی دیگری است که در جنس ماده نوع آدمی ، دیده می شود. زن ها از هم جوار بودن و داشتن هم صحبت ، بیشتر از مردها لذّت می برند. دختربچّه های کودکستانی ، بیشترین وقت خود را با هم بازی ها صرف می کنند ؛ در حالی که پسربچّه ها ، خود را با وسایل متفاوت ورزشی و اسباب بازی ، سرگرم می کنند .

دختربچّه ها در هم نشینی با بچّه های کوچک تر از خود ، تمایل نشان می دهند و در جابه جایی اشیای سنگین و بستن دکمه لباس و بند کفش و... آنها را یاری می رسانند، در حالی که پسربچّه ها بیشتر به هم صحبتی با افراد بزرگ تر از خود ، تمایل نشان می دهند .

بررسی های انجام گرفته در کودکستان ها نشان می دهد که دخترها ، به معاشرت با دیگران و ایجاد روابط اجتماعی، علاقه زیادی دارند ؛ حال آن که پسرها بیشتر ، خود را به فعالیت های بدنی (از جمله : بازی با چوب، دویدن و دنبال کردن یکدیگر یا هُل دادن اسباب بازی ها و کشیدن آنها) مشغول می کنند.

حسّ همکاری در دخترها به مراتب ، بیشتر از پسرها است. دخترها بیش از پسرها ، دو یا سه نفری ، دور هم جمع می شوند و به فعّالیت های دوجانبه یا مبادله اشیا و اسباب بازی ها اقدام می کنند. نکته قابل توجّه در این باره این است که بیشتر علایق مطرح شده ، مستقل از جامعه و فرهنگی است که کودکان ، در آن بزرگ می شوند. (1) این ویژگی ها نیز باید در تربیت جنسی ، مورد توجّه قرار گیرند و بر اساس آنها تدابیر لازم در نظر گرفته شوند .

مفهوم تربیت جنسی

تعریف های فراوانی برای تربیت جنسی ، مطرح شده است از جمله: «فراهم آوردن زمینه رشد غریزه جنسی ، به گونه ای که ضمن استفاده لازم از این غریزه، از انحرافات و لغزش های جنسی نیز پیشگیری شود» . و یا طبق تعریف دیگری، «مقصود از تربیت ________________________________________ 1- .روان شناسی عمومی ، ص 370 . جنسی ، این است که کودک را به گونه ای بپرورانیم که هنگامی که به سن بلوغ رسید، حلال و حرام را در مسائل جنسی تشخیص دهد و به وظایف زناشویی و همسری آگاه باشد و از لا ابالیگری بپرهیزد و راه و رسم عفّت اسلامی، خلق و خوی او باشد و در وادی شهوت ، سرگردان نشود» . (1)

بنا بر این ، تربیت جنسی ، از آغاز کودکی شروع می شود و تا سن جوانی و میان سالی ، ادامه پیدا می کند. حافظ ثابت ، در تعریف تربیت جنسی می نویسد: «منظور ما از تربیت جنسی ، این است که زمینه ها و عواملی که مربوط به مسائل جنسی است، طوری فراهم شود که استعدادهای شخصی در جهت رسیدن به کمال اختیاری فرد ، شکوفا شود و او را برای رسیدن به کمال مطلوب ، یاری نماید» . (2)

تعریف های پیش گفته ، از ابهام برخوردارند . به نظر می رسد که تربیت جنسی ، عبارت است از این که «فرد در دوره های رشد کودکی، نوجوانی و جوانی ، به گونه ای پرورده شود و آموزش ببیند که با جنسیت خود آشنا گردد و آن را بپذیرد ؛ قدردان وجود خویش باشد و به آن افتخار کند ؛ نقش مذکّر یا مؤنّث بودن از لحاظ اجتماعی را یاد بگیرد ؛ و احکام و آداب دینی در ارتباط با مسائل جنسیِ مربوط به خود و روابط با همجنس و جنس مخالف را فرا گیرد ؛ آمادگی روانی برای ازدواج و تشکیل خانواده را پیدا کند ؛ با مسائل مربوط به زندگی خانوادگی و روابط با همسر آشنا گردد و در سایه آن ، به آرامش برسد ؛ به گونه ای توانمند شود که عواطف و فعّالیت های جنسی خویش را در جهت قرب الی اللّه و جلب خُشنودی خداوند ، به کار گیرد» . با توجّه به این تعریف، تربیت جنسی ، حوزه وسیعی را در بر می گیرد و شامل فعّالیت های تربیتی ای است که از آغاز زندگی ، مرحله به مرحله در جهت رشد متعادل و متناسب غریزه جنسی صورت می گیرد تا فرد ، با وظایف و رفتارهای جنسی آشنا شود و به اهداف تربیتی جنسی (از قبیل : مودّت و رحمت و آرامش در زندگی و سلامت روان) برسد و نسل هم تداوم پیدا کند. به این ترتیب، گستره ________________________________________ 1- .اسلام و تربیت کودکان ، ص 24. 2- .تربیت جنسی در اسلام ، ص 21 .

موضوع تربیت جنسی ، در برگیرنده مسائل ریز و درشتی است که به بعضی از آنها اشاره می شود :

1 . نگرش والدین ، نسبت به جنسیت خود و فرزندانشان.

2 . شیوه برخورد متناسب والدین ، با جنسیت فرزندانشان (طرز لباس پوشاندن به آنها و مسئولیت هایی که به آنها واگذار می شود و...) .

3 . پاسخ دادن به سؤالات جنسی کودکان ، در مورد تولید مثل، تفاوت های جنسی دختر و پسر و ... .

4 . رفتار والدین با یکدیگر.

5 . نگرش والدین ، نسبت به ازدواج و جنس مخالف.

6 . آموزش حیا و فضایل اخلاقی.

7 . به هنجارها و نابه هنجاری های جنسی .

8 . اهمّیت تقوا و پرهیز از بی بند و باری جنسی.

9 . آگاه کردن فرزندان ، نسبت به بیماری های مقاربتی (مانند ایدز و...) .

10 . آموزش احکام شرعی ، در مورد مسائل جنسی دوران بلوغ و ازدواج.

11 . آگاه کردن فرزندان از تغییرات هنگام بلوغ.

12 . آماده کردن نوجوانان و جوانان برای ازدواج و آشنا کردن آنها به وظایف همسرداری و فرزندپروری.

13 . آگاه کردن فرزندان ، به طبیعی بودن نیاز جنسی و تمایل جنسی به جنس مخالف. و موارد بسیار دیگری که در این بستر قرار می گیرند.

آموزش جنسی

مسئله ای که لازم است به آن پرداخته شود، «آموزش جنسی» و تفاوت آن با «تربیت جنسی» و همچنین نقش آن در تربیت جنسی است. آموزش جنسی در یک نگاه کلّی ، یعنی : «آموزش در تمام جنبه های جنسی ، و تمایلات جنسی از جمله : جنبه های فیزیولوژیکی تولید مثل، عملکردی، هیجانی و بین فردی» و به طور خاص یعنی : «آموزش محدود به زمینه های فیزیولوژیک سکس و تولید مثل» . (1)


همچنین در تعریف آموزش جنسی ، گفته شده که عبارت است از : «ارائه هر نوع دانش و آگاهی علمی و نظری ، به شخصی که به خاطر جنسیت خاص متناسب با سن و به اقتضای مرحله های رشدی خود، جهت تأمین سلامت روانی، جسمی و اجتماعی و رفع نیاز جنسی و تعالی خویشتن و بقای نسل، بدان نیازمند است» . (2)

در تعریف دیگر ، آموزش جنسی، به مفهوم تربیت جنسی دانسته شده که شامل : آموزش رفتارها و مسائل توالد و تناسل، آماده سازی فرد برای فهمیدن و کنترل تحریکات و رفتارهای جنسی خود، آموزش اصول و مسائل فردی و گروهی مربوط به دو جنس مرد و زن است. در تعریف نسبتاً کامل تری آمده است: «منظور از آموزش جنسی، ارائه اطّلاعات کلّی صحیح درباره وقایع و تغییرات جسمی و روانی بلوغ و راهنمایی نوجوانان در رفتار و کردار آنها در این سن ، نسبت به خود و دیگران و شیوه ابراز علاقه و دوستی های معقول و جلوگیری از انحرافات است» . (3)

بر این اساس، آموزش جنسی ، باید هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیر مستقیم و با هدف پرورش نسل سالم و جامعه صالح انجام شود. صلاح و فساد هر جامعه ، بر اساس صلاح و فساد افراد و روابط آنها با یکدیگر و از جمله روابط جنسی ، شکل می گیرد. اگر همه یا بیشتر افراد جامعه ، سالم باشند و روابط آنها با یکدیگر ، با ارزش ها و هنجارهای دینی ، منطبق باشد، آن جامعه، جامعه ای سالم است. آموزش مسائل جنسی ، به صورت صحیح و کامل در هر دوره و فراگیری ارزش ها و هنجارهای دینی و عملکردهای افراد در هر مقطع سنی، افراد را به سوی ________________________________________ 1- .روان شناسی عمومی ، ص 405 . 2- .جوان ، انگیزه و رفتار جنسی ، ص 57 . 3- .مراحل رشد و تحوّل ، ص 223 .

صلاح و پرهیز از فساد می کشاند و سلامت روان را برای آنان به دنبال دارد و در نتیجه ، نسل جامعه، سالم پرورش می یابد و جامعه، سالم می شود . (1)

هدف اسلام ، تربیت «انسان کامل» است و انسان کامل ، جز در سایه ارضای متعادل نیازهای روحی و جسمی اش شکل نمی گیرد و آموزش در ارتباط با رشد جنسی و چگونگی تنظیم روابط و ایجاد تعادل روانی در این زمینه ، نقش اساسی در سلامت روانی جامعه دارد. از این رو ، دین ، به آموزش در این خصوص می پردازد و در موارد ضروری ، با صراحت ، ولی بدون پرده دری، مسائل لازم را (چه در قرآن و چه در روایات) آموزش داده است. مثلاً در قرآن ، از آموزش کودکان برای ورود به اتاق والدین گرفته تا افرادی که ازدواج با آنها جایز است و محدوده رفتار جنسی به هنجار و نابه هنجار ، ذکر شده است .

در روایات ، حتّی به ریز مسائل مربوط به رفتار جنسی، ساعات مناسب برای رابطه زناشویی، روابط کودکان با والدین، روابط کودکان با جنس مخالف و همجنس، شرایط ازدواج، ویژگی های یک همسر خوب و... پرداخته شده است. البته بحث تربیت جنسی و آموزش جنسی و نحوه آن، بحث دقیق و ظریفی است که اگر به دقّت و موشکافانه بررسی نشود، می تواند نتایج معکوسی به بار آورد . مثلاً در زمینه پاسخ دادن به سؤالات کودکان و نوجوانان، ما با دو مسئله متضاد روبه رو هستیم. از طرفی ، عدم ارائه اطّلاعات به کودکان ، باعث می شود که آنها این اطّلاعات را از منابع نامناسب به دست آورند و احیاناً اطّلاعات غلطی به دست آورند که به بهداشت روان آنها صدمه برساند. از طرف دیگر ، ارائه این اطّلاعات حتّی به صورت کلّی، ممکن است باعث تحریک جنسی آنها شود. این ، مسئله ای است که تحقیقاتی گسترده ، بدان نیازمند است .

________________________________________ 1- .«تربیت جنسی در دوره های کودکی ، نوجوانی و جوانی از دیدگاه اسلامی» ، علینقی فقیهی (مندرج در : تشخیص و درمان اختلالات روان شناختی کودک و نوجوان ، به کوشش : محمّد خدایاری فرد و محسن شکوهی یکتا) ، ص 267 .

در آموزش جنسی ، انتخاب الفاظ و عبارات، اهمیّت ویژه ای دارد ؛ زیرا این عبارات، در ذهن کودکْ نقش می بندد و تا سن بزرگ سالی ، بر رفتار جنسی و تمایل او به جنس مخالف تأثیر می گذارد. شاید سخت ترین قسمت آموزش جنسی، آموزش «حیای جنسی» و آموزش جنسی با رعایت موازین «حیا» باشد. حیا، مبنایی برای فضایل اخلاقی است و حتّی در بعضی روایات ، معادل با دینداری» تلقّی شده است ؛ (1)

امّا تاکنون ، تعریف دقیقی از این صفت نیک اخلاقی ، به عمل نیامده تا دقیقاً و عملاً بدانیم به چه معناست .

برای آموزش جنسی به کودکان و نوجوانان نیز نمی دانیم از چه الفاظی باید استفاده شود تا با حیا ، منافات نداشته باشد. مثلاً برای آموزش مفهوم محرم و نامحرم به دختران و پروراندن روحیه حیا و عدم تبرّج در برابر نامحرم در آنان ، از چه جملاتی باید استفاده کرد؟ آیا استفاده از جملاتی مثل : «تو دیگر بزرگ شده ای و زشت است که پیش مردها بروی» ، صحیح است یا خیر؟ آیا به کار بردن چنین جملاتی ، در دختر بچّه ها ، ترس از جنس مخالف را ایجاد نمی کند؟ آیا ایجاد ترس ، باعث نفرت ناخودآگاه و در نتیجه ، سردمزاجی آنها نمی شود؟ برای آموزش اهمیّت پوشاندن بدن (بویژه آلت تناسلی) به کودکان، چه جملاتی را می توان به کار برد؟

آیا به کار بردن جملاتی مانند: «زشت است لخت باشی!» یا «اگر لخت باشی، تنبیه می شوی!» و... ، باعث ایجاد تصوّر ذهنیِ نادرست از بدن نمی شود؟ این گونه مسائل ، چگونه باید آموزش داده شوند؟ چه مسائلی در محدوده حیا قرار می گیرند و چه مسائلی قرار نمی گیرند؟ پاسخ به این گونه پرسش ها و سؤالاتی مانند آن که ذهن والدین آگاه و مربّیان دل سوز را به خود مشغول می کند ، بخشی از آموزش جنسی است و بدون یافتن پاسخ این سؤالات، آموزش های دیگر ، معنا ندارند. در این پژوهش ، سعی می کنیم که ، برای این پرسش ها ، پاسخی منطبق بر آیات و روایات بیابیم. ________________________________________ 1- .امام صادق علیه السلام فرمود: «الحیاءُ والإیمانُ مقرونانِ فی قَرَنٍ ، فإذا ذَهَبَ أحَدُهُما تَبِعَهُ صاحِبُهُ» ؛ حیا و ایمان، زنجیروار به هم پیوسته اند ؛ اگر یکی از آنها برود، دیگری دنبال رفیقش است (الکافی ، ج 2 ، ص 106 ؛ تحف العقول ، ص 297 ؛ وسائل الشیعه ، ج 12 ، ص 166 ؛ بحار الأنوار، ج68، ص331، ح4) . و نیز فرمود: «لا إیمان لِمَن لا حیاءَ لَهُ» ؛ هرکس که حیا ندارد ، دین و ایمان هم ندارد (الکافی ، ج 2 ، ص 106 ؛ وسائل الشیعه ، ج 5 ، ص 53) .

فصل دوم : اهداف تربیت جنسی

در تعلیم و تربیت ، «هدف» ، به وضع سودمند و مطلوبی گفته می شود که لازم است برای تحقّق آن، فعّالیت های مناسب تربیتی انجام گیرد. هدف های تربیت جنسی از دیدگاه اسلام ، به دو دسته هدف نهایی و اهداف واسطه ای تقسیم می شوند.

الف . هدف نهایی

هدف نهایی تربیت جنسی ، همان هدف نهایی تعلیم و تربیت دینی یعنی قرب الی اللّه و وصول به کمالات شایسته و رضوان الهی است. تربیت جنسی ، زیرمجموعه نظام تعلیم و تربیت است ، لذا همه مبانی، اصول، روش ها و فعّالیت های مربوط به جنسیت زن و مرد ، باید در راستای وضع مطلوبی باشند که همان خشنودی خداوند است. هر فرد ، با قرار گرفتن در مسیر این هدف و با پرورش و تربیت بهینه استعدادها و جهت دادن به امکانات، خواسته ها و فعالیّت هایش ، درصدد به دست آوردن درجات و مراتبی از آن هدف بر می آید و آن کس که بتواند بین انگیزه ها، باورها و فعّالیت های خود با آن اهداف، بیشترین هماهنگی را ایجاد نماید و در درجات مسابقه «قرب الهی»، (1) از همه ، پیشی گیرد، مراتب بیشتری از آن قرب و رضوان الهی را به دست می آورد.

________________________________________ 1- .«وَ السَّبِقُونَ السَّبِقُونَ * أُوْلَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ» (سوره واقعه ، آیه 10 11) .

ب . اهداف واسطه ای

منظور از هدف های واسطه ای، وضعیت های مطلوبی هستند که واسطه و زمینه ساز نیل به هدف نهایی اند. این هدف ها خود دو دسته اند: هدف های کلّی و هدف های رفتاری . اهداف رفتاری ، خود ، زمینه تحقّق و دستیابی هدف های کلّی را فراهم و تسهیل می نمایند. ما در این فصل ، صرفاً به «اهداف کلّی» تربیت جنسی می پردازیم و چون اهداف رفتاری، جزو عملکردها و روش ها هستند ، در بخش دوم ، طی فصولی به آنها خواهیم پرداخت.

اهداف کلّی تربیت جنسی

فراهم کردن بستر مناسب برای رشد سالم جنسی

نخستین هدف تربیت جنسی که از دوران کودکی یا بهتر بگوییم پیش از تولّد آغاز می شود ، این است که رشد جنسی کودکان ، به طور طبیعی و سالم پیش برود و از بروز ناهنجاری ، بلوغ زودرس و ابتلا به انواع انحرافات جنسی ، پیشگیری شود ؛ بلکه کودک ، در محیطی آرام و بدون فشار جنسی و التهاب غریزی ، رشد کند و در سنین نوجوانی بتواند بدون تحمّل استرس ها ، با ظهور امیال جنسی خود که بروز آنها در این مرحله رشدی ، طبیعی و به هنجار است ، به شکلی مطلوبْ مقابله کند و در سن جوانی ، به حدّی از رشد برسد که بتواند همسری مناسب و پدر یا مادری شایسته برای فرزندانش باشد. البته بسترسازی مناسب، در هر کدام از مراحل زندگی ، شیوه های خاصّ خود را دارد که در بحث شیوه های تربیت جنسی ، به تفصیل ، در مورد آنها بحث خواهد شد.

شناخت و انتظار درست از هویّت جنسی خود

از جمله اهداف تربیت جنسی، پیدا کردن شناخت درست از «هویّت جنسی» خویش است. تربیت ، باعث می شود که فرد ، شناخت و انتظار درستی از هویّت جنسی خود پیدا کند که مطابق با توانایی های جنسیتی اش باشد. اگر این هدف ، در مرحله کودکی و نوجوانی برآورده شود، چنین فردی در دوره جوانی و بزرگ سالی ، به خوبی ، وظایف خود را مناسب با جنسیتش برآورده می سازد ، از تمایلات انحرافی ، به دور می ماند و غرایز طبیعی اش به روشی سالم ، ارضا خواهند شد.

ارضای صحیح و به هنجار غریزه جنسی

از جمله اهداف مهم تربیت جنسی، این است که زن و مرد بتوانند نیاز جنسی خود را که یک نیاز طبیعی است ، به شیوه صحیح و به هنجار ارضا کنند. در دین اسلام (برخلاف برخی از ادیان) ، میل جنسی و لزوم ارضای آن ، نه تنها پست و رذالت آمیز معرفی نشده، بلکه امری پسندیده و مطلوب است ؛ امّا به شرطی که در چارچوب ازدواج زن و مرد (چه به صورت دائم و چه موقّت) انجام شود و از شیوه های نابه هنجار ارضای این نیاز ، پرهیز گردد. اِریک فِروم (روان شناس معاصر) می نویسد: کشش دو قطب مذکّر و مؤنّث ، همچنین پایه آفرینندگی ناشی از فعل و انفعال متقابل است. این نظر زیست شناسی ، طبیعتاً به این معناست که وحدت اسپرم و اوول ، اساس تولّد کودک است.

وضع در دنیای روانی مطلق نیز همین گونه است : زن و مرد در عشق یکدیگر ، از نو زاده می شوند. کسانی که به انحرافات همجنس گرایی گرفتارند ، در رسیدن به این وصل دو قطبی ، شکست می خورند و به ناچار باید همیشه ، رنج جدایی را تحمّل کنند ؛ درست مانند آن دسته از افراد معمولی ای که از مهر ورزیدن عاجزند. (1)

از دیدگاه اسلامی، علاوه بر این که ارضای نیاز جنسی ، منحصراً از راه پیوند میان زن و مرد مورد تأیید است ، باید این پیوند، در قالب ازدواج و همراه با ضوابط مشخصی باشد . دلیل این مطلب ، آن است که نیاز جنسی در انسان، صرفاً تنشی غریزی که هدف آن فقط ارضای نیاز باشد نیست ؛ بلکه نیازی پیچیده و مرکّب از ________________________________________ 1- .هنر عشق ورزیدن ، ص 48 .

نیازهای دیگر است که جز در قالب یک پیوند شناختی، عاطفی و معنوی که تعهدآور و مسئولیت ساز باشد، به نحو مطلوبْ ارضا نمی شود. بنا بر این ، ممکن است مردی در نزدیکی با یک زن روسپی ، التهاب جنسی خود را فرو بنشاند ؛ امّا با این کار ، نه تنها نیاز خود را به دوست داشتن و دوست داشته شدن و انس و آرامش و معنویت و پاکی ، ارضا نکرده ، بلکه بر کمبودهای خود نیز دامن زده است.

بنا بر این ، به طور خلاصه می توان گفت که مهم ترین هدف تربیت جنسی که از زمان کودکی آغاز می شود ، این است که : زن و مردی را تربیت کنیم که بتوانند با غرایز جنسی خود، به شیوه ای صحیح و مطلوب برخورد کنند ؛ نه آن را سرکوب سازند و نه به بی بند و باری و انحراف و فحشا کشیده شوند و در نهایت ، زن و مرد بتوانند به یاری هم ، کانونی فراهم سازند که هم سلامت روانی خودشان را به دست آورند و هم در مناسبات اجتماعی، سلامت جامعه تأمین شود.

پیشگیری از انحرافات جنسی و ایجاد زمینه پاک دامنی در جامعه

از دیگر اهداف مهم تربیت جنسی از دیدگاه اسلام، حفظ افراد جامعه از انحراف و فساد و تباهی است که برای رسیدن به این مهم ، اهداف دیگر تربیت جنسی ، به نحوی سهیم هستند. جمله معروف «پیشگیری ، بهتر از درمان است» ، اگرچه معمولاً در مورد بیماری های جسمی گفته می شود، ولی در امور روانی نیز جریان دارد و شاید در امور جنسی ، بیشترین تأثیر را داشته باشد ؛ زیرا درمان افراد مبتلا به انحراف جنسی و برگرداندن آنها به حالت طبیعی، کاری بسیار دشوار است ؛ چون برگرداندن هر معتادی از عادتش مشکل است .

امام حسن عسکری علیه السلام می فرماید: رَدُّ المُعتَادِ عَن عَادَتِهِ کَالمُعجِزِ . (1)

برگرداندن معتاد از عادتش ، مانند معجزه است. ________________________________________ 1- .تحف العقول ، ص 489 ؛ بحار الأنوار ، ج 78 ، ص 374 .

اعتیاد به انحرافات جنسی ، به علّت نیرومندی غریزه جنسی ، از شدّت بیشتری برخوردار است ، به همین دلیل ، حتّی از دیدگاه برخی روان شناسان که «استمنا» را انحراف نمی دانند ، امّا عادت به آن، به گونه ای که فرد نتواند آن را ترک کند و زندگی جنسی به هنجاری داشته باشد، بیماری محسوب می شود . (1)

آماده سازی دختر و پسر برای زندگی سالم خانوادگی

آموزش مسائل مختلف مربوط به غریزه جنسی و مسائل خانوادگی ، زمینه ازدواج سالم همراه پیوند عمیق زوجین را فراهم می نماید. جوانی که قصد ازدواج دارد ، باید بداند که چگونه محبّت خود را ابراز کند و چگونه تمایل طرف مقابل را به خود جلب کند و در مواقع سخت و پیچیده ، چگونه عمل کند . همچنین باید بداند چه مسائلی سلامت زندگی خانوادگی را تضمین می کند و چه مسائلی ، آن را متزلزل می سازد.

از طرف دیگر ، تربیت جنسی صحیح، از انحرافات جنسی زوجین و تزلزل پیوند خانوادگی ، جلوگیری می کند و وقتی که زوجین قبل از ازدواج ، از ارتکاب محرّمات خودداری کنند، مسلّماً اعتماد و اطمینان آنان به یکدیگر ، بیشتر خواهد شد و همین امر، عامل مهمّی در سلامت زندگی مقدّس خانوادگی خواهد بود .

به عبارت دیگر، آموزش ویژگی های روانی عاطفی جنس مخالف به دختر و پسر، آشنا کردن آنها با اصول ازدواج سالم و نشانگان ازدواج های غیرسالم، پرورش مهارت های برقراری رابطه صحیح زن و مرد پس از ازدواج، آنها را برای زندگی سالم جنسی همراه با آرامش روان، پاک دامنی و پرهیز از انحرافات جنسی، آماده می سازد.

________________________________________ 1- .خلاصه روان پزشکی ، ج 3 ، ص 39 .

فصل سوم : مبانی و اصول تربیت جنسی

مقدّمه

برای ورود به مباحث مبانی و اصول تربیت جنسی، لازم است که منظورمان را از مبانی و اصول تربیت جنسی تبیین کنیم:

مبانی

منظور از مبانی تربیت جنسی، ویژگی های طبیعی شناختی و گرایشی ای هستند که در انسان ها به صورت واقعی وجود دارند و منشأ و مبنای ادراکات، امیال، کشش ها، صفات و فعالیت های مربوط به جنس مذکّر و مؤنّث هستند . به عبارت دیگر ، مبانی تربیت جنسی، همان هستی ها، قابلیت ها و ویژگی های انسانی است که خواسته ها و عملکردهای جنسی از آنها پدید می آیند. مبانی تربیت جنسی ، با اهداف تربیت جنسی ، هماهنگ است. آفریدگار ، بر اساس حکمت خویش، هدف های ویژه ای برای بشر در نظر گرفته است و برای نیل بشر به آن اهداف، قابلیت ها و ویژگی های خاصی در ساختار آدمی سرشته است. به عبارت دیگر ، حکیم مطلق، این گونه ساخته است تا انسان ، آن گونه بشود وگرنه ، این گونه نمی ساخت.

به عنوان مثال ، وجود غریزه و تمایل جنسی در ساختار وجود انسان ، برای اهدافی ویژه ای مانند بقای نسل و آرامش است . خداوند ، از آن جهت که کارهایش حکیمانه است و در فاعلیت، خلق و امر او هیچ گونه بیهوده ای وجود ندارد ، محال است این مبنا را در وجود انسان ، سرشته باشد ، بدون این که هدفی از آن در نظر گرفته باشد. از این روست که خداوند ، سکون و آرامش را از اهداف خلقت انسان به صورت زوج (مرد و زن)، دانسته است و مودّت و رحمت را بین آنها قرار داده است تا اهداف خلقت ، تحقّق یابد . (1)

گزاره هایی که در آیات و روایات ، بیانگر هستی ها، قابلیت ها و ویژگی های طبیعی (فطری و غریزی) و وضع و موقعیت وجودی آدمی اند و سرچشمه تمایلات و فعالیت های جنسی ، از مبانی تربیت جنسی ، حکایت دارند.

اصول

اصول تربیت جنسی ، یعنی قواعد و دستورالعمل های نسبتاً کلی ای که پذیرفتن و به کار بستن آنها، فرد را برمی انگیزد تا در راستای هدف عالی قرب الهی ، خواسته ها و فعالیت های جنسی خویش، همسر و فرزندان و متربیان را سامان دهد و در برآوردن نیازها و امیال جنسی ، شیوه ای را پیش گیرد که او را به خدا نزدیک کند و خداوند را از او خشنود سازد .

رابطه مبانی و اصول

در متون دینی، مبانی ، منشأ اصول اند و اصول ، برگرفته شده از مبانی. قواعدی می توانند جزو اصول تربیت جنسی باشند که از مبانی و واقعیات عینی وجود انسان و آنچه در ارتباط با اوست ، سرچشمه گرفته باشند. واقعیت خود انسان و ویژگی ها و ابعاد وجودی وی، حیات مادی و معنوی اش و ارتباط او با خدا و افراد دیگر و موجودات، همه، مبانی ای هستند که با تحلیل آنها، اصول ، اکتشاف می شوند. هر کدام از جنبه های روانی، شناختی، عاطفی، اخلاقی، اجتماعی، الهی و ... انسان می تواند منشأ اصل یا اصول تربیتی جنسی باشد. لازمه کشف شدن اصول از مبانی ، این است که اصول ، وضعی و قراردادی و ________________________________________ 1- .«وَ مِنْ ءَایَتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَ جًا لِّتَسْکُنُواْ إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَ رَحْمَهً» (سوره روم ، آیه 21) .

اعتباری نیستند ؛ بلکه قواعدی هستند که از مفاهیم معقولات ثانویه فلسفی ، به حساب می آیند که عروضشان ذهنی و اتّصافشان عینی و واقعی است ؛ زیرا از مبانی واقعی ، انتزاع و کشف می شوند، به همین دلیل ، اصول ، از ثبات برخوردارند و برای همگان مطلوب اند و کسی نمی تواند آنها را نپذیرد و مفید نداند ؛ زیرا از فطرت، ویژگی های طبیعی و سرشتی فرد و روابطش با دیگران و نظام هستی ، کشف شده اند.

در روایتی که می آید ، ضمن تعبیر از مبانی به «معادن طیّب» ، آنها را منشأ اصول ثابت دانسته که فروعات و نتایج گران بهای آن، هدف های عالی تربیتی اند و نیل به این اهداف را مبتنی بر روش هایی می داند که از اصول ثابتْ سرچشمه گرفته اند و آن اصول ، از معادن طیّب به دست آمده اند. امام صادق علیه السلام به فرزندش موسی کاظم علیه السلام می فرماید : ... وَ لِلأُصُولِ فُرُوعاً وَ لِلفُرُوعِ ثَمَراً ، وَ لایَطِیبُ ثَمَرٌ إِلَا بِفَرعٍ ، وَ لا فَرعٌ إِلَا بِأَصلٍ ، وَ لا أَصلٌ ثابِتٌ إِلَا بِمَعدِنٍ طَیِّبٍ . (1)

اصول ، دارای فروع اند و فروع ، دارای نتیجه، و جز با فرع، نتیجه گوارا و دلپسند پدید نمی آید . فرع هم ، جز با اصل ثابت ، محقّق نمی شود و اصل ثابت هم بدون مبنا و معدن طیّب نخواهد بود.

منشأ بودن اصول برای صفات و افعال

اصول تربیتی ، منشأ ظهور صفت یا ملکه نفسانی و یا فعل و رفتار تربیتی است ، به همین جهت ، نام «اصل» بر آن نهاده شده است.

نباید تصوّر شود که اصول تربیتی ، تنها منشأ رفتار و اعمال اند ؛ بلکه بسیاری از اصول تربیتی ، برای بروز صفات و ملکات نفسانی ، سببیّت دارند و حتی در موارد زیادی ، سببیّت اصول برای رفتار به واسطه صفات و ملکات نفسانی است و در حقیقت ، آن اصول، اصول ملکات و صفات اند و صفات و ملکات، اصول افعال و رفتار (مانند ملکه و صفت تقوا که خود از اصل معرفت و ایمان نشئت می گیرد) ، ولی سببیّت آن دو ، برای رفتار و اعمال تقوایی ، تنها ________________________________________ 1- .بحار الأنوار ، ج 75 ، ص 204 ، ح 42 ؛ میزان الحکمه ، ج 14 ، ص 6824 ، ح 21789 .

از طریق صفت و ملکه تقوا (هر چند در مراتب ضعیف آن) است. ضرورت توجّه به این نکته ، از آن جهت است که در نظام تربیتی اسلام ، برای تحقّق هدف های عالی تربیتی، سیر معنوی ، محور قرار دارد که بدون تحوّل و تکامل صفات و ملکات نفسانی ، امکانپذیر نیست و اصول تربیتی باید زمینه ساز این سیر و تکامل باشند.

امام علی علیه السلام در منشأ بودن اصول برای رفتار نیکو می فرماید: جَمِیلُ الفِعلِ یُنبِئُ عَن طِیبِ الأَصلِ . (1)

فعل و رفتار زیبا، از اصل طیّب آن خبر می دهد. امام صادق علیه السلام ملکه نفسانی تواضع را که خود از اصل معرفت و ایمانْ ناشی شده منشأ رفتارهای متواضعانه پیامبر صلی الله علیه و آله دانسته ، می فرماید: کَانَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله یَأکُلُ إِکلَهَ العَبدِ ، وَ یَجلِسُ جِلسَهَ العَبدِ ؛ تَوَاضِعاً للّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی . (2)

رسول خدا صلی الله علیه و آله به دلیل تواضع و خضوع نسبت به خداوند، همانند بنده ، متواضعانه غذا می خورد و متواضعانه می نشست . با توجّه به عبارت «تواضعاً للّه تبارک وتعالی » ، به خوبی فهمیده می شود که روش عملی و سلوک رفتار متواضعانه پیامبر صلی الله علیه و آله ، از اصل بندگی ای که در ایشان بسیار قوی بوده، نشئت گرفته و معرفت عمیق پیامبر صلی الله علیه و آله ، رابطه عبودیتش را سبب گردیده و رابطه عبودیتش ، تواضع و احساس بندگی نسبت به خدا را باعث شده و تواضعش نسبت به خدا ، عاملی شده است بر این که همانند بندگان دیگر ، بخورد و چون همگان بنشیند .

نسبیت در اصول

اصول ، در ارتباط با فروع و هدف ها نسبی اند ، بدین معنا که ممکن است یک امر ، به دلیل منشأ بودن آن برای امر دیگری اصل باشد، ولی از این جهت که نتیجه ، چیز دیگری است ، هدف به حساب آید و از آن رو که خود ، فرعی است و از اصلی سرچشمه می گیرد، فرع فعالیت تربیتی یا روش ، خوانده شود .

________________________________________ 1- .غرر الحکم و درر الکلم ، ترجمه محمّد علی انصاری ، ص 372 ؛ عیون الحکم والمواعظ ، ص 221 . 2- .الکافی ، ج 8 ، ص 131 ؛ بحار الأنوار ، ج 16 ، ص 278 .

برای مثال، معرفت خدا ، به دلیل سببیّت برای هدف تقوا، اصل است ؛ زیرا بندگی خدا و در صراط او بودن و مصون ماندن از انحراف و طغیان، از آب حیات معرفت ، سرچشمه می گیرد. همان طور که امام صادق علیه السلام فرمود : وَ التَّقوَی ما یَنفَجِرُ مِن عَینِ المَعرِفَهِ بِاللّهِ ... . (1)

تقوا ، آن چیزی است که از چشمه معرفت خدا می جوشد... . با این حال ، معرفت خداوند ، خود ، یک هدف تربیتی است و بلکه نخستین هدف تربیتی در ارتباط با خدا محسوب می شود که متربّی ، در سایه فراهم آوردن مقدّمات ، می تواند به این هدف ، دست یابد. پیامبر صلی الله علیه و آله ، معرفت ربوبی را از اهداف نظام تعلیم و تربیت صحیح برمی شمرد و آموزش و تحقّق آن را مأموریت اصلی رسولان و مربّیان مبعوث شده از ناحیه خداوند می داند : ... وَ بَعَثَ إِلَیهِمُ الرُّسُلَ... لِیَعقِلَ العِبَادُ عَن رَبِّهِم مَا جَهِلُوهُ فَیَعرِفُوهُ بِرُبُوبِیَّتِهِ ... . (2)

خداوند ، پیامبران را به سوی مردم فرستاد ... تا از طریق آنان، بندگان ، نسبت به پروردگارشان بیندیشند و به ربوبیّت او معرفت پیدا کنند. تقوا هم که از اصل معرفت ، نشئت می گیرد ، خود، اصل و منشأ برای همه فعالیت های کمالی ، از قبیل : فعالیت های عبادی، اجتماعی، اقتصادی، اخلاقی و ... است . امام صادق علیه السلام اصل بودن تقوا را چنین بیان می فرماید : ... فَالتَّقوَی لِلطَّاعَاتِ کَالمَاءِ لِلأَشجَارِ ... وَ کُلُّ عِبَادَهٍ غَیرِ مُؤَسّسَهٍ عَلَی التَّقوَی فَهُوَ هَبَاءٌ مَنثُورٌ . قَالَ اللّهُ عز و جل : «أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْیَنَهُ عَلَی تَقْوَی مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوَ نٍ خَیْرٌ أَم ________________________________________ 1- .بحار الأنوار ، ج 67 ، ص 295 ، ح 40 . 2- .الکافی ، ج 1 ، ص 3 ؛ التوحید ، ص 45 ؛ بحار الأنوار ، ج 4 ، ص 288 .

مَّنْ أَسَّسَ بُنْیَنَهُ عَلَی شَفَا جُرُفٍ هَارٍ...» (1) . (2) امام، تقوا را نسبت به طاعت ها و فعالیت هایی که در نیل به کمال لازم است، مانند آب برای درختان دانسته است .

این ، از آن جهت است که آب ، اصل رویش درخت است و اگر آب نباشد ، درخت ، شاخ و برگ پیدا نمی کند و میوه نمی دهد. تقوا هم منشأ و اصل رویش فعّالیت های کمالزاست و اگر تقوا نباشد ، طاعات و فروعی که انسان را به هدف عالی قرب الهی می رسانند نیز وجود نخواهند داشت. امام صادق علیه السلام در پایان، برای روشن تر کردن این حقیقت که تقوا یک اصل تربیتی است و فعّالیت های تربیتی باید بر اساس آن صورت گیرند ، به آیه قرآن استناد می فرماید و به عنوان مربّی دینی ، توصیه می کند که مردم ، فعّالیت های خود را بر این اساس ، استوار سازند تا به اهداف عالی تربیتی برسند و از اصول متضاد با آن ، پرهیز کنند ؛ زیرا با آن اصول متضاد با تقوا، نمی توان به تربیت حقیقی دست یافت ؛ بلکه پایان کار ، به بدبختی و جهنّم می انجامد .

لازم به یادآوری است که اصول ، نسبت به یکدیگر ، از حیث وسعت مفهوم و شمول مصادیق ، تفاوت دارند ؛ برخی کلّی ترند و برخی دیگر ، دایره شان محدودتر است. تعدادی از اصول ، نسبت به اصول دیگر ، مادرند و فرزندانی از آنها متولّد می شوند ؛ یعنی ممکن است یک اصل کلّی ، از واقعیت هایی کشف شود که با تحلیل عقلی و با توجّه به حقایق دیگر، اصولی از آن منشعب گردد (مانند اصل رشد و کمال) که اصولی نظیر اصل شناسایی و نیل به کمال، اصل توجّه به کمال ابدی، اصل انگیزه برای فعالیت برتر و بیشتر و ... را دربردارد و اینها از شاخه های آن درخت و از فروع آن اصلِ مادر به حساب می آیند.

رابطه اصول و فروع

در نظام تعلیم و تربیت اسلامی ، پرداختن به اصول و فروع ، در کنار یکدیگر ، لازم ________________________________________ 1- .سوره توبه ، آیه 109 . 2- .مصباح الشریعه ، ص 39 ؛ بحار الأنوار ، ج 67 ، ص 296 ، ح 41 .

و ضروری است. شناخت و کشف اصول ، اوّلین گام تربیتی است که باید آن را در خود ، ایجاد و تقویت کرد و به فعّالیت های ارزشی ناشی از آن پی برد ؛ آنها را لباس عمل پوشاند و از فعالیت هایی که با آن اصل ، منطبق نیستند ، پرهیز نمود ؛ زیرا اصول، متربّی را از فروع ، بی نیاز نمی سازد و وی باید به فروع نیز بپردازد. امام صادق علیه السلام در پاسخ نامه مفضل بن عمر ، به بیان این حقیقت پرداخته ، می فرماید : ... فَلَا یَغنِی التَّمَسُّکُ فِی الأَصلِ بِتَرکَ الفُرُوعِ . (1) ...


تمسّک به اصول ، باعث بی نیازی از پرداختن به فروع نمی شود . همچنین پرداختن به فروع و انجام دادن فعّالیت های تربیتی، بدون توجّه به اصول ، مثمر ثمر نیست و انسان را به اهداف عالی تربیتی نمی رساند. این اصول اند که روش ها، رفتارها و نوع اعمال فرد را معیّن می کنند. این که متربّی باید چه نوع روشی را پیش گیرد ، و چه فعّالیت هایی را انجام دهد و چگونه همه مراحل تربیت را یکی پس از دیگری، پشت سر بگذارد تا به هدف قرب الهی نائل شود، اصول است که وظیفه راهنمایی را به عهده دارد .

از این رو ، فعّالیتی که بر پایه اصول انجام نگیرد ، از دایره خیر و خوبی بیرون است و ارزشمند نیست و سببیتی برای هدف ندارد. امام محمّد باقر علیه السلام بارها در مورد کسانی که بدون داشتن اصول و برخورداری از صفات نیک، بر مردم چیره می شوند و تعلیم و تربیت آنها را به عهده می گیرند، هشدار می دهد و می فرماید : آنان والیان جفایند که از آداب حسنه ، به دورند و به دلیل برخوردار نبودن از اصول، صاحب نفوسی منحرف و پست هستند و قابلیت این را ندارند که علم و کمال ، از آنها کسب شود. آنان ، خود گمراه اند و مایه گمراهی دیگران می شوند چیزی که بر اصل استوار نباشد ، هیچ خیر و خوبی ای در آن نیست . (2) ________________________________________ 1- .بصائر الدرجات ، ص 551 ؛ خاتمه المستدرک ، ج 4 ، ص 120 ؛ بحار الأنوار ، ج 24 ، ص 292 ، ح 1 . 2- .الکافی ، ج 1 ، ص 38 ، ح 5 . ترجمه روایت ، با توجّه به پاورقی مرحوم علّامه مجلسی ، در متن ، ذکر شده است .

تعلیم و تربیت افراد را باید به کسانی سپرد که تجسّم اصول ثابت اند و به هر دوِ اصول و فروع ، پای بندند. امام علی علیه السلام در توصیه خود به فرزندش امام حسن علیه السلام ، رجوع به صاحبان اصول ثابت و فروع را لازم می داند و می فرماید : یا بُنَیَّ إِذَا نَزَلَ بِکَ کَلَبُ الزَّمَانِ وَ قَحطُ الدَّهرِ فَعَلَیکَ بِذَوی الاُصُولِ الثَّابِتَهِ وَ الفُرُوعِ النَّابِتَهِ، مِن أهلِ الرَّحمَهِ وَ الإِیثَارِ وَ الشَّفَقَهِ، فَإِنَّهُم أَقضَی لِلحَاجَاتِ وَ أَمضَی لِدَفعِ المُلِمَّاتِ... . (1)

فرزندم! هنگامی که روزگار ، بر تو سخت گرفت و مشکلات شدید ، به تو هجوم آوردند ، به کسانی که ملتزم به اصول ثابت و فروع روییده شده از آنهایند ، پناه ببر ؛ آنها که صفات انسانی ای چون : رحمت ، ایثار و مهربانی ، جزء وجودشان گشته است . به درستی که آنان به بهترین وجه ، نیازها را پاسخ می دهند و به رفع مصیبت ها و بدبختی های بزرگ ، اقدام می کنند . امام در این حدیث ، به فرزندش توجّه می دهد که به هنگام فشار زندگی و نیاز، به کسانی روی آوَرَد که دارای اصول ثابت اند و فروع نیکی، از آنها آشکار شده است و آنها اهل رحمت و ایثار و مهربانی اند. اصولاً چنین کسانی ، به بهترین وجه ، نیازهای دیگران را برمی آورند و مشکلات و گرفتاری ها را حل می کنند . اینک با توجه به مفهوم مبانی و اصول و رابطه بین آن دو، به پنج مبنا از مبانی تربیت جنسی و تعدادی اصول کشف شده از آنها که در متون قرآنی و حدیثی آمده می پردازیم.

الف . وجود غریزه جنسی

اشاره

از مبانی مهم تربیت جنسی، وجود غریزه جنسی در نهاد انسانی است. از دیدگاه تمام روان شناسان و زیست شناسان، غریزه جنسی، جزء غریزه های مادی (فیزیولوژیک) و ثانویه انسان است، به این معنا که تمایل جنسی، یک تمایل طبیعی (ارگانیک) است. ________________________________________ 1- .بحار الأنوار ، ج 96 ، ص 159 160 ، ح 38 ؛ مستدرک الوسائل ، ج 7 ، ص 228 .

که در آفرینش انسان ، قرار داده شده است . این غریزه ، به این دلیل ثانویه است که اگر چه مانند غرایز اولیه (مثل : تشنگی، گرسنگی و خواب) ، عدم ارضای صحیح آنها ، باعث مرگ انسان نمی شوند، امّا به ایجاد اختلالات بی شماری در انسان می انجامند که به صورت های مختلف ، خود را نشان می دهند. از قبیل بیماری های روانی ، مانند وسواس و افسردگی ؛ انحرافات جنسی ، مانند استمنا و همجنس گرایی ؛ یا اختلالات جنسی ، مانند سردمزاجی، ناتوانی جنسی ؛ بزهکاری و جنایت. لذا در دنیای روان شناسی، فروید که تقریباً نخستین نظریه پرداز در زمینه بیماری های روانی و رشد و تحوّل انسان است ، با توجّه به دید جامعه آن زمان در مورد غریزه جنسی، به تأکید بیش از حدّ آن پرداخت تا حدّی که اساس بسیاری از فعّالیت های بشری را غریزه جنسی قلمداد کرد ؛ امّا روان شناسانی که پس از وی آمدند، اگر چه به اندازه فروید ، بر این امر تأکید نکردند، امّا به وجود و اهمیّت آن اذعان کردند و همگی متّفق اند که اگر چه تنها عامل بیماری های روانی، سرکوب غریزه جنسی نیست ، امّا می تواند یکی از عوامل آن باشد.

به عنوان مثال، آبراهام مازلو که از روان شناسان انسان گراست و بیشتر کار او ، در روان شناسی سلامت بوده ، غریزه جنسی را جزء طبقه اوّل نیازها قرار داده و معتقد است که برای رسیدن به مراحل بعدی، باید این نیازها و از جمله نیاز جنسی ، ارضا شود . (1)

در دین مبین اسلام (بر خلاف ادیان پیشین) ، بر وجود این غریزه و طبیعی بودن آن و نفی رذالت از آن، به عنوان یک غریزه طبیعی ، تأکید شده است. هنگامی که به پیامبر صلی الله علیه و آله خبر رسید که عدّه ای از مسلمانان ، از زنان خود کناره گیری کرده اند و گوشه انزوا گزیده اند و به عبادت مشغول شده اند، پیامبر صلی الله علیه و آله آنها را نکوهش کرد و فرمود : آیا از زنان ، روگردان شده اید ، در حالی که من (که پیامبر شما هستم) از این امر ، روگردان نشده ام و روز غذا می خورم (همه روزها را روزه نمی گیرم) و شب می خوابم (تمام ________________________________________ 1- .ر. ک : انگیزش و شخصیت ، ص 70 .

شب را به عبادت نمی گذارم)، پس هر کسی از سنّت من روگردان شود، از من نیست. و بدین مناسبت، خداوند متعال، این آیه را نازل فرمود : «یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تُحَرِّمُواْ طَیِّبَتِ مَآ أَحَلَّ اللَّهُ لَکُمْ وَلَا تَعْتَدُواْ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ . (1)

ای کسانی که ایمان آورده اید ، نعمت های پاکیزه ای را که خداوند به شما ارزانی داشته ، بر خود حرام نکنید ؛ امّا از چارچوب حلال نیز تجاوز نکنید که خداوند ، تجاوزگران را دوست ندارد» . (2)

از این حکایت ، نتیجه می گیریم که غریزه جنسی ، یا تمایل زن و مرد به یکدیگر ، امری طبیعی است و مانند تمایل انسان به خوردن و خوابیدن، به خودی خود، نکوهیده نیست ؛ بلکه انسان ، همان طور که از نعمت های خداوند ، در مورد خوراکی ها استفاده می کند و لذّت می برد، از غریزه جنسی نیز باید لذّت ببرد و از سرکوب کردن آن خودداری نماید ؛ امّا طبق آیه یاد شده، نباید از حدود الهی ، تجاوز کند .

همان گونه که در خوردن و آشامیدن نباید اسراف کند ، در مسئله جنسی نیز نباید از چارچوبی که خداوند متعال وضع کرده و در طبیعت انسان قرار داده، تجاوز کند و از انجام دادن رفتارهای جنسیِ خارج از چارچوب ازدواج باید خودداری کند و در انجام دادن حلال آن نیز، اعتدال را رعایت نماید. البته همان طور که انجام دادن اعمال طبیعی و مباح (به شرطی که در حدّ اعتدال باشد و از چارچوب مقرّر خارج نشود) ، مورد مذمّت واقع نشده، مدحی هم در مورد آنها بیان نشده است . مثلاً هیچ جا نیامده که این ، همان انسان متعالی ای است که غذا می خورد و می خوابد ؛ امّا در مورد عمل جنسی، مدح وجود دارد ؛ زیرا عمل جنسی، با دوست داشتن، انس و الفت و رابطه عاطفی آمیخته است و به نیازهای روانی دیگر نیز توجّه می شود و تمایل به دیگرخواهی ، شکوفا می گردد. از این روست که امام رضا علیه السلام فرمود:

________________________________________ 1- .سوره مائده ، آیه 87 . 2- .المیزان فی تفسیر القرآن ، ج 6 ، ص 105 . اگر درباره ازدواج و دامادی، آیتی محکم و سنّتی پیروی شده ( از رسول خدا صلی الله علیه و آله ) هم نبود، باز ، موضوع نیکی به خویشاوند و مأنوس شدن با بیگانه که زمینه آن را خداوند، به صورت طبیعی در انسان ها قرار داده ، انگیزه ای بود که خردمند صاحب دل ، به ازدواج رغبت کند و عاقل درست اندیش ، به آن بشتابد . (1)

همچنین پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : در اسلام ، نزد خداوند ، بنایی محبوب تر و عزیزتر از ازدواج نیست. (2) از این دو حدیث، چند نکته به دست می آوریم:

1 . رابطه جنسی ، یک رابطه طبیعی است ؛

2 . عمل جنسی ، نه تنها مورد نکوهش واقع نمی شود و عملی پست نیست، بلکه خردمندانه است ؛

3 . بنای روانی عاطفی انسان ، با ازدواج و ارضای این غریزه طبیعی ، سامان می یابد و باعث خلق و خوی های نیکو و روابط عاطفی و انسانی مطلوب می شود که همه ، محبوب خداوند متعال است ؛

4 . خردمندانه بودن ازدواج و محبوب بودن آن نزد خداوند، به این علّت است که ازدواج و ارتباط جنسی ، با احساسات عالی انسانی ، آمیخته است و زمینه ساز آن است که انسان ، عملاً به بسیاری از فضایل اخلاقی و روابط اجتماعی مناسب ، روی آورد. به نظر می رسد، به همین علّت است که امام صادق علیه السلام فرمود : کُلَّمَا ازدَادَ العَبدُ لِلنِّسَاءِ حُبَّاً ازدَادَ فِی الإِیمَانِ فَضَلاً . (3) هر چه علاقه بنده مؤمن به زنان ، بیشتر شود ، ایمان او هم بیشتر می شود. در جای دیگر نیز می فرماید : مِن أَخلَاقِ الأَنبِیَاءِ، حُبُّ النِّسَاءِ . (4) ________________________________________ 1- .لو لم تکن فی المناکحه والمصاهره آیه محکمه ولا سنّه متَّبعه ، لکان فیما جعل اللّه فیها من برّ القریب وتألّف البعید ، ما رغب فیه العاقل اللّبیب وسارع إلیه الموفّق المصیب (الکافی ، ج 5 ، ص 373 ؛ مکارم الأخلاق ، ص 206 ؛ میزان الحکمه ، ج 5 ، ص 2248 2249) . 2- .ما بنی بناءً فی الإسلام أحبّ إلی اللّه تعالی عز و جل من التزویج (کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج 3 ، ص 383 ؛ وسائل الشیعه ، ج 14 ، ص 3 ؛ بحار الأنوار ، ج100، ص222، ح40) . 3- .کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج 3 ، ص 384 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 24 . 4- .الکافی ، ج 5 ، ص 320 ؛ تهذیب الأحکام ، ج 7 ، ص 403 ؛ مکارم الأخلاق ، ص 197 . مهرورزی به زنان ، از ویژگی های خُلقی پیامبران است. در بحث اصول ، خواهیم گفت که ارضا و ارتباط جنسی زن و مرد، بر اساس ضوابط و ازدواج شرعی، ستودنی و مطلوب است ، وگرنه، ارتباط زن و مرد بدون ضوابط معیّن و ازدواج مشروع، انسانی و خردمندانه نیست و عوارض روانی عاطفی و رفتاری و فساد اجتماعی فراوان خواهد داشت. به همین جهت است که در برابر احادیثی که درباره حبّ زنان ، در چارچوب ازدواج مطرح شد، احادیث دیگری وجود دارند که در آنها حبّ زنان ، در غیر از چارچوب ازدواج ، مورد مذمّت قرار گرفته و عوارض خطرناک آن (چون : اختلالات روانی و فتنه های اخلاقی و اجتماعی) ، تبیین گردیده است. امام علی علیه السلام فرمود : منشأ فتنه ها سه چیزند : یکی علاقه به هر زن ، بدون ضابطه که آن شمشیر شیطان است... کسی که به هر زنی علاقه مند می گردد، از زندگی اش بهره ای نمی برد . (1)

در جای دیگری می فرماید : دلباختگی به هر زنی، ویژگی احمقان است . (2) این دسته از احادیث ، این مسئله را روشن می کنند که توجّه به زنان، علاقه به آنها، دل مشغولی و ارضای جنسی با آنها، در قالبی غیر از ازدواج، ساختار روانی آدمی را با مشکل روبه رو می سازد ، ارتباط ها و رفتارها، صرفاً حیوانی و احمقانه می گردند ، آرامش روانی را از انسان می گیرد و تباهی اخلاقی را در خویش و جامعه موجب می شود. ________________________________________ 1- .الفتن ثلاث: حبّ النساء و هو سیف الشیطان... فمن أحبّ النساء لم ینتفع بعیشه (الخصال ، ص 113 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 26 ؛ میزان الحکمه، ج11، ص5502، ح18651) . 2- .الاستهتار بالنساء شیمه النوکی (میزان الحکمه ، ج 11 ، ص 5502 ، ح 18656 ؛ مستدرک الوسائل ، ج 14 ، ص 158 ؛ جامع أحادیث الشیعه ، ج 20 ، ص 28) .

مطلب دیگری که در برخی احادیث آمده ، این است که لذّت جنسی از تمام لذّت های دنیوی و اخروی ، بالاتر است (و شاید به همین دلیل است که بسیاری از جرایم و جنایت ها به طور مستقیم یا غیر مستقیم ، با این غریزه ، ارتباط پیدا می کنند ، و البته کنترل آن هم در همه سنین بخصوص در سنین جوانی ، بسیار مشکل است) . امام صادق علیه السلام می فرماید : مَا تَلَذَّذَ النَّاسُ فِی الدُّنیا وَ الآخِرَهِ بِلَذَّهٍ أَکثَرَ لَهُم مِن لَذَّهِ النِّسَاءِ وَ هُوَ قَولُ اللّهِ عز و جل : «زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَ تِ مِنَ النِّسَآءِ وَالْبَنِینَ...» (1) ... و إنّ أهل الجنّه ما یتلذّذون بشی ء من الجنّه أشهی عندهم من النکاح لا طعام و لا شراب . (2)

هیچ لذّتی برای مردم در دنیا و آخرت بیشتر از لذّت زن نیست و این معنای سخن خداوند است که فرمود : «محبّت و تمایل به زن و اولاد برای مردم ، زینت داده شده...» . اهل بهشت ، از هیچ چیزی به اندازه آمیزش ، لذّت نمی برند ؛ نه غذا و نه نوشیدنی. این که لذّت جنسی ، بالاتر از تمام لذّت های دیگر قرار گرفته به این دلیل نیست که ارضای یک غریزه است ؛ زیرا خوردن و آشامیدن هم ، ارضای غریزه هستند ، ولی لذّت آنها به اندازه لذّت غریزه جنسی نیست . لذّت بالای غریزه جنسی ، به دلیل آن است که اوّلاً ، مستلزم پیوند با جنس مخالف است ؛ ثانیاً ، در ارتباط با نیازهای فطری و طبیعی دیگری مانند: نیاز به محبّت ، انس و زیبادوستی است ؛ ثالثاً ، با عاطفه و محبّت و پیوند روحی همراه است. در نتیجه ، لذّت به دست آمده از آن، از هر لذّت دیگری بیشتر و برتر است. بنا بر این ، باید توجّه داشت که غریزه جنسی که طبیعی است ، صرفاً تمایل به جنس مخالف ، برای اتصال جسمی نیست ؛ بلکه مجموعه ای از نیازها، احساس ها و عواطف هستند که مرتبط با هم، غریزه طبیعی جنسی انسان را تشکیل می دهند . و وقتی گفته می شود که غریزه جنسی ، یکی از مبانی تربیت جنسی است، منظور ، ________________________________________ 1- .سوره آل عمران ، آیه 14 . 2- .الکافی ، ج 5 ، ص 321 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ص 23 .

ساختار واحدی است که مجموعه ای مرتبط با هم، آن را شکل داده اند . در کشف اصول تربیت جنسی از این مبنا، آن ساختار و نه تنها بُعد فیزیولوژیکی آن، مورد توجّه است . از این رو می توان گفت که ساختار غریزه جنسی در آدمی ، با حیوان ، متفاوت است و آثار روانی، اخلاقی و معنوی ای که در ارضای غریزه جنسی آدمی وجود دارند ، هیچ کدام در ارضای غریزه جنسی حیوانات وجود ندارند ؛ بلکه تنها در برخی از آنها که دارای جنبه فیزیولوژیکی است، وجود دارند. از جمله آیاتی که به این ساختار طبیعی پرداخته، این آیه است : «وَ مِنْ ءَایَتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَ جًا لِّتَسْکُنُواْ إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَ رَحْمَهً إِنَّ فِی ذَ لِکَ لَأَیَتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ . (1)

از نشانه های خداوند متعال این است که او برای شما از خودتان جفت هایی آفرید تا بدانها آرامش یابید و میانتان دوستی و مهربانی نهاد ؛ همانا در اینها نشانه هایی است برای مردمی که می اندیشند». در این آیه ، به چند نکته مهم ، پرداخته شده است :


1 . از اهداف آفرینش زن و مرد، رسیدن به آرامشی است که این دو ، در ارتباط با هم خواهند داشت ؛

2 . هر یک از زن و مرد ، با ویژگی های جسمی و روانی خاصی پدید آمده اند که بدون ارتباط با هم، آن هدف ، تحقّق نمی یابد ؛

3 . هر یک از مرد و زن ، به گونه ای آفریده شده اند که به یکدیگر نیازمندند و برای رفع نیاز خود، به دیگری متمایل و در تلاش اند ؛

4 . تلاش برای رفع نیازهای فیزیولوژیکی و روانی عاطفی ، با ابراز محبّت و مهربانی کردن زن و مرد به یکدیگر ، همراه است ؛

5 . خداوند ، این توانمندی ابراز محبّت و مهربانی هر یک از زوجین را در اصل آفرینش ، قرار داده است ؛

6 . با مطالعه و بررسی اندیشمندانه ابعاد وجودی هر یک از زن و مرد و احساس نیازی که آنها به یکدیگر دارند و اهدافی که خداوند از آفرینش این دو، در رشد و تعالی روانی عاطفی، اخلاقی و زندگی اجتماعی و بقای نسل دارد، می توان به تدبیر حکیمانه پروردگار ، در این زمینه پی بُرد. ________________________________________ 1- .سوره روم ، آیه 21 .


از مجموعه نکات برداشت شده از این آیه، به دست می آید که آنچه به عنوان غریزه جنسی ، در زن و مرد وجود دارد، صرف تمایل برای اتّصال جسمی و ارضای یک غریزه فیزیولوژیکی نیست ؛ بلکه ساختاری طبیعی ، متشکّل از مجموعه ای از نیازها، احساس ها ، توانمندی ها و ویژگی های بدنی و روانی است که آثار روانی، عاطفی، اخلاقی، معنوی و اجتماعی فراوانی در بر دارد. مترتّب شدن این آثار بر غریزه جنسی، دلیل آن است که ساختار غریزه جنسی (و نه صرف جنبه فیزیولوژیکی آن) ، از مبانی تربیت جنسی است و با توجّه به این ساختار، باید به پرورش نیازها، احساس ها و توانمندی های روانی دختر و پسر ، در جهت تحقّق این اهداف ، کوشش نمود.

اصول مرتبط با مبنای اوّل

منظور از اصول مرتبط با مبنای وجود غریزه جنسی، قواعد نسبتاً کلی ای هستند که از این مبنا کشف می شوند و باید در جریان تربیت جنسی ، به کار گرفته شوند. در این جا به چند اصل مهم اشاره می شود:

رشد احساس طبیعی بودن نیاز جنسی

با توجّه به این که غریزه جنسی ، در طبیعت انسانْ سرشته شده است، احساس علاقه جنسی، نیاز به ارضا و توجّه به جنس مخالف نیز، باید طبیعی تلقّی شود و به هیچ وجه احساس پلید و زشت دانسته نشود ؛ بلکه جزو سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله ، خلق و خوی انبیا و نشانه تدبیر حکیمانه پروردگار دانسته شود. همان طور که در توضیح مبنا مطرح گردید و آیه و احادیثی در این زمینه آورده شد، در نظام تربیت جنسی اسلامی، طبیعی بودن این غریزه ، خلق و خوی انبیا بودن ارضای آن ، خدادادی بودن علاقه دو همسر و سنّت بودن ازدواج، باید آموزش داده شود و افراد ، با این احساس و علاقه ، به صورت طبیعی رشد نمایند . و البته در رشد این احساس و علاقه ، نباید به اندازی افراط شود که ضوابط و چارچوب های ابراز علاقه ها و احساس ها نادیده گرفته شوند و یا تلقّی شود که سلامت روانی افراد ، در آزادی بدون ضابطه ارضای این غریزه است.

شهید مطهری ، در مورد پلید دانستن علاقه جنسی بعضی از آیین ها و نظر اسلام در برابر آن عقیده دارد که برای ما مسلمانان که علاقه دو همسر را به یکدیگر ، یکی از نشانه های بارز وجود خداوند می دانیم(1) و نکاح را سنّت و تجرّد را یک نوع شرّ حساب می کنیم، هنگامی که می خوانیم یا می شنویم بعضی از آیین ها علاقه جنسی را ذاتاً پلید و آمیزش جنسی را، هرچند با همسر شرعی و قانونی، موجب تباهی و سقوط می دانند، دچار تعجّب می شویم. عجب تر آن که می گویند دنیای قدیم ، عموماً گرفتار این وهم بوده است. برتراند راسل، فیلسوف اجتماعی مشهور معاصر می گوید: «عوامل و عقاید مخالف جنسیت در اعصار خیلی قدیم وجود داشته و بخصوص در هرجا که مسیحیت و دین بودا پیروز شد، عقیده مزبور نیز توفّق یافت». وستر مارک مثال های زیادی از این فکر عجیب ، مبنی بر این که چیز ناپاک و تباهی ، در روابط جنسی وجود دارد ، ذکر می نماید. (2)

در آن نقاط دنیا نیز که دور از تأثیر مذهب بودا و مسیح بوده است، ادیان و راهبانی بوده اند که طرفداری از تجرّد می کرده اند، مانند اسنیت ها در میان یهودیان... و بدین طریق ، یک نهضت عمومی ریاضت در دنیای قدیم ایجاد شد. در یونان و روم متمدّن نیز طریقه کلبیون ، جای اپیکور را گرفت... افلاطونیان نو نیز به اندازه کلبیون ، ریاضت کش بوده اند. از ایران، این عقیده (دکترین) به سمت باختر پخش شد که مادّه ، عین تباهی است و به همراه آن ، این اعتقاد به وجود آمد که هرگونه رابطه جنسی ، ناپاک است . این عقیده با اصلاحاتی جزئی ، اعتقاد کلیسای مسیحیت محسوب گردید . (3) ________________________________________ 1- .«وَ مِنْ ءَایَتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَ جًا لِّتَسْکُنُواْ إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَ رَحْمَهً ؛ یکی از نشانه های او ، این است که از خود شما برای شما همسر آفرید تا با او آرام گیرید و میان شما مهر و محبّت قرار داد» (سوره روم ، آیه 21) . 2- .اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب ، ص 9 12 . 3- .ر. ک : کتاب زناشویی و اخلاق ، ص 25 و 26 . این عقیده، قرن ها وجدان انبوه عظیمی از افراد بشر را تحت نفوذ ترس آور و نفرت انگیز خود قرار داد . به عقیده روانکاوان، نفوذ این عقیده، اختلالات روانی و بیماری های روحی فراوانی را موجب شده است که از این جهت ، مانند ندارد. این که منشأ پیدایش این گونه افکار و عقاید چیست ، چه چیز سبب می شود که بشر به علاقه و میل طبیعی خود ، به چشم بدبینی بنگرد و در حقیقت ، جزئی از وجود خود را محکوم کند ، مطلبی است که مورد تفسیر متفکّران قرار گرفته است و ما اکنون ، درصدد کاوش آن نیستیم . علل گوناگونی می توانند در گرایش بشر به این گونه افکار و آرا ، دخیل باشند. ظاهراً علّت این که فکر پلیدیِ علاقه و آمیزش جنسی در میان مسیحیان ، تا این اندازه اوج گرفت، تفسیری بود که از آغاز تشکیل کلیسا، از سوی کلیسا برای مجرّد زیستن حضرت عیسی صورت گرفت. گفته شد علت این که مسیح ، تا آخر عمرش مجرّد زیست، پلیدی ذاتی این عمل است ؛ به همین جهت ، پدران روحانی و قدّیسین مسیحی ، شرط رسیدن به مقامات روحانی را آلوده نشدن به زن ، در تمام مدّت عمر دانستند و پاپ از میان اینچنین افرادی انتخاب می شود. به عقیده ارباب کلیسا، تقوا ، ایجاب می کند که انسان ، از ازدواج خودداری کند. راسل معتقد است که در رسالات قدّیسان ، به دو یا سه توصیف زیبا از ازدواج برمی خوریم ؛ ولی در دیگر موارد ، پدران کلیسا از ازدواج ، به زشت ترین صورتْ یاد کرده اند. هدف ریاضت ، این بوده که مردان را متّقی سازد، بنا بر این ، ازدواج که عمل پستی شمرده می شد ، بایستی منعدم شود. «با تبر ، بکارت درخت زناشویی را فرو اندازید!» . این ، عقیده راسخ سن ژروم درباره هدف تقدّس است. (1)

با توجّه به نکات یادشده، منطق عالی اسلام ، فوق العاده جلب توجّه می کند. در اسلام ، کوچک ترین اشاره ای به پلیدی علاقه جنسی و آثار ناشی از آن نشده است . اسلام ، همیاری خود را برای تنظیم این علاقه به کار برده است. از نظر اسلام، روابط ________________________________________ 1- .زناشویی و اخلاق ، ص 30 .

جنسی را فقط مصالح اجتماعی حاضر یا نسل آینده محدود می کند و در این زمینه ، تدابیری اتخاذ کرده است که به احساس محرومیت و ناکامی و سرکوب شدن این غریزه نینجامد. متأسفانه دانشمندی مثل برتراند راسل که از عقاید مسیحیت و بودایی و... در این زمینه انتقاد می کند، درباره اسلام ، سکوت اختیار کرده است . راسل ، همین قدر می گوید که کلیه بانیان مذاهب ، به استثنای محمّد و کنفوسیوس اگر بتوان مسلک او (کنفوسیوس) را مذهب نامید توجّهی به اصول سیاسی و اجتماعی نداشته ، کوشیده اند تکامل روح را از راه اشراق، تفکّر و فنا فراهم کنند. شهید مطهری ، اضافه می کند : به هر حال ، از نظر اسلام، علاقه جنسی ، نه تنها با معنویت و روحانیت منافات ندارد، بلکه جزوِ خوی و خلق انبیاست. در حدیثی می خوانیم: «مِن أَخلَاقِ الأَنبِیاءِ حُبُّ النِّساءِ». رسول اکرم صلی الله علیه و آله و ائمّه اطهار علیهم السلام طبق آثار و روایات فراوانی که رسیده است، محبّت و علاقه خود را به زن ، در کمال صراحت اظهار می کرده اند . (1)

لازم دانستن ارضای نیاز جنسی

با توجّه به وجود غریزه جنسی و طبیعی بودن تمایل و علاقه جنسی ، باید ارضای این نیاز را لازم بدانیم و نه تنها از ظهور آن در سطح هوشیاری ، جلوگیری نکنیم ، بلکه در صدد فراهم سازی شرایط ارضای آن نیز برآییم ؛ زیرا سرکوب کردن غریزه جنسی ، بیماری های روانی و انحرافات جنسی را به دنبال دارد. فروید در این زمینه می نویسد : نباید آنچه را که در سرشت ما حیوانی است ، فراموش کنیم. این ، آرمانی نیست که ما ارضای جنسی فرد را رها سازیم و به فراموشی بسپاریم. ما نباید از این که تمایلات جنسی خود را بدین دلیل که توانسته ایم غرایز حیوانیمان را تخفیف دهیم و یا به کلی محو سازیم، شادمان باشیم! بی تردید، همیشه و به گونه ای گسترده ، تمدّن ، خواهان دگرگونی عوامل ________________________________________ 1- .اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب ، ص 12 . جنسی ، با روند والایشی بوده و این ، به خاطر رفاه بیش از پیش جامعه است ؛ ولی همان گونه که در یک ماشین ، نمی توان تمام گرمای مصرف شده را به کار مکانیکی مفید تبدیل نمود، به همان گونه هم نمی توان انتظار داشت که همه انرژی با سرچشمه غریزه جنسی را دگرگون ساخت. این ، امکانپذیر نیست و با محروم کردن غریزه جنسی از خوراک طبیعی اش، ما باعث برآمدهای ناخوشایند و ناهنجاری می شویم. (1)

همان طور که ملاحظه می کنید ، تأکید فروید ، بر این است که این نیاز ، به اندازه طبیعی ارضا شود و عدم ارضای آن ، باعث بروز بیماری ها و ناهنجاری ها می گردد ؛ ولی تأکید می شود که این ، به معنای لزوم شهوت رانیِ بی حدّ و حصر نیست : ما می توانیم همه غرایز را در مسیر اصلی خودش رهبری کنیم، بخصوص غریزه جنسی را که اگر همه انرژی این غریزه، به امور جنسی روی گردانده شود، آن گاه این انسان ، به صورت یک غول شهوت ران ظاهر خواهد شد ؛ امّا در برابر، محدود کردن همه رفتارهای جنسی و کنار گذاشتن آنها سبب عوارضی می شود که هر آن، خطرناک تر از برآورده شدن همه کوشش های جنسی است . (2)

آشکار است که تأکید فروید بر نقش بیشترِ سرکوب غرایز در ایجاد بیماری نیست . ارضای بیش از اندازه آن ، به این دلیل است که وی متخصّص علم اخلاق نبوده ؛ بلکه متخصّص بیماری های روان بوده است .

وی با مطالعه بیماران خود ، به این نکته پی می برد که همه آنها از عدم ارضای صحیح و سرکوب این غریزه ، رنج برده اند ؛ لذا به اهمّیت بیشترِ این امر ، تأکید می کند . شاید یک متخصّص علم اخلاق ، نظری مخالف داشته باشد ؛ امّا باید دانست که تا حدودی ، هر دو نظر ، درست اند . در هر حال ، نه سرکوب غریزه جنسی و عدم ارضای آن ، به نفع انسان است و نه آزاد گذاشتن آن به اندازه ای که به قول فروید ، به شکل یک غول شهوت ران در بیاید. فروید در پایان سخن خود ، مثالی جالب بیان می کند که از اهمیّت ارضای نیاز جنسی ________________________________________ 1- .پنج گفتار در روان شناسی ، ص 128 . 2- .همان ، ص 129 . در حدّی طبیعی ، حکایت دارد: داستان اسب شیلدا را باید به یاد آوریم. شهروندان این شهر کوچک ، اسبی داشتند که برآمد پیروزی نمادین آنها بود ، به همین دلیل ، به وجود این اسب ، بسیار می بالیدند و توان او را می ستودند ؛ ولی نگهداری از این اسب ، نیازمند پرداخت هزینه گزافی بود، بنا بر این ، تصمیم گرفتند تا از جیره غذایی اسب، هر روز، یک دانه کم کنند و بدین گونه رفتار نمودند ؛ ولی هنگامی که آخرین دانه را کاستند، اسب ، پیش از آن مرده بود. شهروندان شیلدا هرگز نفهمیدند که چرا اسب مُرد ؛ ولی من به گونه ای استوار چنین می اندیشم که او از گرسنگی مُرد . هیچ جانداری نمی تواند زندگی کند، مگر این که جیره غذایی اش را به او بدهند . (1)

از دیدگاه اسلامی، هر انسانی ، جیره خاصّی از نیازهای طبیعی دارد که بدون ارضای کمترین آن، یا می میرد یا دچار اختلال می شود . و از این روست که اسلام ، انسان ها را از ریاضت کشیدن و دوری از ارضای نیازها نهی می کند ؛ چرا که خلاف طبیعت بشری است . اسلام ، تمام دستورها و احکامش هماهنگ با فطرت و طبیعت آدمی است و برای ارضای نیازها (از جمله نیاز جنسی) ، افراد را به حدّ اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط ، هدایت می نماید . و در زمینه ارضای جنسی نیز ، در برابر عبادت پروردگار، نه تنها تشویق به عبادت افراطی نمی کند، بلکه نهی می کند و به ارضای نیازهای جنسی تشویق می کند. (2)

یکی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله به نام عثمان بن مظعون ، کار عبادت را به جایی رسانید که همه روزها روزه می گرفت و همه شب ها را تا صبح به نماز می پرداخت. همسر وی ، جریان را به اطّلاع پیامبر صلی الله علیه و آله رسانید. رسول اکرم ، در حالی که آثار خشم از چهره اش هویدا بود، از جا حرکت کرد و پیش عثمان بن مظعون رفت و به او فرمود: یا عُثمانُ لَم یُرسِلنِی اللّهُ تَعَالَی بِالرَّهبَانِیَّهِ وَلَکِن بَعَثَنِی بِالحَنِیفِیَّهِ السَّهلَهِ وَالسَّمحَهِ ، ________________________________________ 1- .همان ، ص 130 . 2- .اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب ، ص 13 14 . أَصُومُ وأُصَلِّیَ وَأَلمِسُ أَهلِی ، فَمَن أَحَبَّ فِطرَتِی فَلیَستَنَّ بِسُنَّتِی وَمِن سُنَّتِی النِّکَاحُ . (1)

ای عثمان! بدان که خدا مرا برای رهبانیت نفرستاده است ؛ شریعت من، شریعت فطری آسانی است. من شخصاً نماز می خوانم و روزه می گیرم و با همسر خودم نیز آمیزش می کنم. هر کس می خواهد از دین من پیروی کند ، باید سنّت مرا بپذیرد. ازدواج و آمیزش زن و مرد با یکدیگر ، از سنّت های من است.

از این رو ، اسلام ، تأکید فراوانی بر توجّه زن و شوهر ، به ارضای نیازهای یکدیگر دارد تا به سمت انحراف یا بیماری کشیده نشوند. امام صادق علیه السلام می فرماید : جَاءَت امرَأَهٌ إِلَی رَسُولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله فَقَالَت : یَا رَسُولَ اللّهِ!َما حَقُّ الزَّوجِ عَلَی المَرأَهِ ؟ قَالَ : . . . تَعرِضَ نَفسَهَا عَلَیهِ غُدوَهً وَعَشِیَّهً . (2)

زنی به خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و پرسید: یا رسول اللّه ! حقّ شوهر بر همسرش چیست؟ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: « ... این که صبح و شام ، خود را بر شوهرش عرضه کند . در جای دیگری نیز می فرماید : وَلا تَبِیتُ لَیلَهً وَهُوَ عَلَیهَا سَاخِطٌ ... . (3) حق شوهر بر همسرش این است که بستر او را ترک نکند و تنها نخوابد . در مورد اهمّیت ارضای نیازهای زن نیز احادیث فراوانی وجود دارد ، از جمله ، روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله که می فرماید: إِذَا خَالَطَ الرَّجُلُ أَهلَهُ فَلا یَنزُو نَزوَ الدِّیکِ وَ لَیثبت عَلَی بَطنِها تَصِیبُ مِنهُ مَثلَ الَّذِی أَصَابَ مِنهَا . (4)

هنگامی مرد با همسرش آمیزش می کند ، نباید مثل خروس عمل کند (خیلی سریع عمل کند) ؛ بلکه باید این کار را ادامه دهد تا وقتی که زن هم مانند مرد ، ارضا شود. ________________________________________ 1- .الکافی ، ج 5 ، ص 494 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 106 . 2- .الکافی ، ج 5 ، ص 508 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 158 . 3- .الکافی ، ج 5 ، ص 508 ؛ الخصال ، ص 407 . 4- .فیض القدیر ، ج 1 ، ص 419 ؛ الفردوس ، ج 1 ، ص 294 ، ح 1161 . در حدیث دیگری نیز پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید: یَجِبُ عَلَی الرَّجُلِ لِامرَأَتِهِ مَا یَجِبُ لَهُ عَلَیهَا أَن یَتَزَیَّنَ لَهَا کَمَا تَتَزَیَّنَ فِی غَیرِ مَأثَمٍ . (1)

آنچه بر زن واجب است ، از زینت دادن خود برای شوهرش، بر مرد نیز واجب است که خود را برای همسرش تا حدی که حرام نیست ، زینت دهد. بنا بر این ، نتیجه می گیریم که از نظر فقهی، اگر وظیفه زن ، این است که نیازهای جنسی همسرش را ارضا کند و هر وقت او تمایل پیدا کرد، خود را مهیّا سازد، به نیازهای جنسی زن هم توجّه شده و بر ارضای آنها به عنوان «وظیفه مرد» ، تأکید شده است. پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : ثَلَاثٌ مِنَ العَجزِ فِی الرَّجُلِ ... وَ الثَّالِثُ أَن یُقارِبَ الرَّجُلُ جَارِیَتَهُ فَیُصیبُهَا قَبلَ أَن یُحادِثَهَا وَ یُؤانِسَها وَ یُضَاجِعُهَا فَیَقضِی حَاجَتَهُ مِنهَا قَبلَ أَن تَقضِی حَاجَتَها مِنه . (2) سه چیز ، نشانه ناتوانی مرد است ... و سوم این که مرد ، با همسرش نزدیکی کند قبل از این که با او حرف بزند و او را نوازش و ملاطفت کند و قبل از این که همسرش ارضا شود، خودش ارضا شود. بنا بر این ، مردان همان طور که به ارضای نیازهای خود توجّه می کنند ، باید به نیازهای جنسی همسران خود نیز توجّه کنند . لازم است که زوجین ، به تفاوت های رفتار جنسی یکدیگر ، آگاهی پیدا کنند و در آن راستا عمل کنند، مثلاً مرد باید بداند که زن ، بدون مقدّمات ، برانگیخته نمی شود . از آن جا که زنان ، دیرتر از مردان تحریک می شوند و شرایط خاصی برای تحریک غریزه جنسی در آنها لازم است و علاوه بر آن، حیا و شرم زن ، ممکن است مانع از ابراز غریزه جنسی شود، لذا هنگامی که میل به برقراری رابطه جنسی دارند، لازم است که از مرد ، اطاعت کنند . این مسئله ، از نظر فقهی ، جزو حقوق مرد بر زن به حساب می آید. ________________________________________ 1- .تذکره الموضوعات ، ص 126 . 2- .المحجّه البیضاء ، ج 3 ، ص 110 .

روابط جنسی ، در قالب ازدواج

هر چند دو اصل گذشته و طبیعی تلقّی کردن غریزه جنسی ، بر لزوم ارضای آن تأکید داشتند ، امّا ، مهم این است که این غریزه نباید به هر شیوه ای ارضا شود ؛ زیرا با توجّه به ساختار و جنبه های مرتبط با غریزه جنسی و آثار روانی و بقای نسل که رآن مترتّب است ، ارضای این غریزه ، فقط از طریق ازدواج زن و مرد باید باشد و صورت های دیگر ارضا ، مثل خود ارضایی ، همجنس بازی ، روابط جنسی آزاد و ... طبیعی نیستند . این امر ، در تربیت جنسی باید مورد توجّه مربّیان قرار گیرد .

در نظام تربیت جنسی از دیدگاه اسلام که مبتنی بر مبانی فطری طبیعی است ، روش های دیگر ارضا، همه ، «انحراف جنسی» تلقّی شده اند و تأکید شده که پرورش افراد باید به گونه ای باشد که راه طبیعی ارضا را برگزینند تا به بیماری های روانی و انحرافات جنسی دچار نشوند و از آثار مطلوب روانی، اخلاقی و اجتماعی آن برخوردار گردند. از دیدگاه فروید هم که معتقد بود عدم ارضای غریزه جنسی ، به ایجاد بیماری های روانی یا انحرافات جنسی می انجامد ، راه های دیگر ارضای این نیاز، غیر از ازدواج زن و مرد، همه ، انحراف از طبیعت است ؛ گرچه ممکن است راه هایی غیر طبیعی ، جایگزین راه طبیعی و اصلی شود و نمایه جنسی خود را بر راه جنسی طبیعی ، چیره سازد . (1)

بنا بر این ، تنها راه ارضای ، غریزه جنسی پیوند زن و مرد است که خداوند ، آن را در طبیعت و خلقتْ قرار داده است. این راه ارضا هم باید تحت ضابطه ازدواج باشد ؛ زیرا یکی از هدف های وجود غریزه جنسی ، تداوم نسل انسان است و با وجود ارتباط جنسی آزاد ، بدین گونه که زن یا مرد ، با هر فردی از جنس مخالف خود ، که سر راه آنها قرار گیرد، آمیزش کنند ، مسلماً نسل بشر ، تداوم پیدا نخواهد کرد. علاوه بر این که معمولاً زن و مردی که این گونه با هم رابطه دارند ، علاقه ای به بچّه دار شدن نیز ندارند ؛ زیرا عمر آن رابطه ، کوتاه است و مجالی برای بچّه داری نیست . از طرفی ، به فرض که بچّه ای متولد شود و نسل ، تداوم پیدا کند، بعید است که این نسل انسان ، به خوبی تربیت شود ؛ زیرا بچّه ای که این گونه متولّد می شود ، ممکن است که در کنار خیابان ها و یا در جوی ها، رها شود و هرگز محبّت والدینش را نبیند .

________________________________________ 1- .پنج گفتار در بیان روانکاوی ، ص 110 .

چنین انسانی ، به گونه ای تربیت شده که شاید حتّی به درد جامعه هم نخورد . پس باید گفت که ازدواج، تنها راه صحیح و مورد قبول برای ارضای نیاز جنسی است به این دلیل که: علاوه بر نیاز جنسی ، برخی دیگر از نیازهای انسان را که غالباً در ارتباط های بدون ازدواج ، برطرف نمی شوند ، ارضا می کند ، مانند نیاز انسان به خوش بختی ، انس و الفت، احترام و معاشرت نیکو ، اعتماد به یکدیگر و ... . در توضیح ، لازم است توجّه شود که همه انسان ها به طور طبیعی و فطری ، خواهان خوش بختی هستند و دوست دارند که در تمام مراحل زندگی ، خوش باشند. در متون دینی ، فراوان به این امر ، پرداخته شده است.

گرچه سعادت در نظام آخرت ، برای مؤمنان دانسته شده ، ولی سعادت در زندگی دنیوی نیز مورد توجّه قرار گرفته است . و اصولاً زندگی دنیوی ، مقدّمه ای برای زندگی اخروی دانسته شده و از آن ، جدا تلقّی نگردیده است.

در مباحث مربوط به زن و مرد و روابط همسران، خوش بختی در زندگی دنیا، مورد تأکید قرار گرفته است. منظور از سعادت دنیوی، احساس لذّت و رضایت از زندگی است. باید بدانیم که خوش بختی ، پیش از آن که یک اتّفاق یا تحقّق یک امر باشد ، یک احساس مطلوب از زندگی با شرایط است. ممکن است که عدّه ای ، همه عوامل ظاهری خوش بختی را داشته باشند ، امّا در حقیقت ، خوش بخت نباشند ؛ زیرا احساس «رضایت از زندگی» نمی کنند و از آن ، لذت نمی برند . عدّه ای هم ممکن است که فقط یکی از عوامل ظاهری خوش بختی را داشته باشند ؛ امّا احساس کنند خوش بخت ترین آدم های روی زمین هستند. یکی از این عوامل خوش بختی در زندگی، ازدواج است، آن هم با شرط های خاصّ خودش! اگر ازدواج ، با شرایط لازم برای رسیدن به خوشبختی شکل بگیرد ، بالاترین لذّت در زندگی به دست می آید . طبق احادیث فراوانی که وارد شده، در ازدواج زن و مرد، شرایطی از قبیل : همفکری، دینداری ، شایستگی عملی و اخلاقی، توانمندی، جلب اعتماد به یکدیگر و... هستند که نیازهای فوق را برآورده می سازند و خوش بختی زن و مرد را موجب می گردند.

پرهیز از افراط و تفریط در ارضای غریزه جنسی

در کنار ارضای طبیعی غریزه جنسی و پرهیز از سرکوب آن، از ارضای افراطی این غریزه نیز باید دوری کرد . همان طور که انسان نباید به این دلیل که خواب ، یک نیاز طبیعی و مشروع است ، بیشتر وقت خود را بخوابد ؛ در مورد غریزه جنسی هم، امر ، به همین نحو است . مقتضای طبیعت آدمی ، اعتدال و میانه روی در همه امور و از جمله ، در ارضای غریزه جنسی است. از این رو، در احادیث و سخنان معصومان علیهم السلام همان طور که بر ارضای غریزه جنسی تأکید ، و بی توجّهی نسبت به آن ، نکوهش شده، در مورد افراط در آن نیز نهی شده است. با توجّه به این که طبیعت، حدّ متوسّط را می طلبد و افراط و تفریط ، هر دو زیان آورند ، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : مَن أَرَادَ البَقَاءَ ... وَ لیُقِلَّ مُجَامَعَهَ النِّسَاءِ . (1)

کسی که خواستار عمر طولانی است ، چند مسئله را باید رعایت کند که یکی از آنها، کم آمیزش کردن با زنان است. این روایت، از امام علی علیه السلام نیز نقل شده است . (2)

هنگامی که از امام علی علیه السلام در مورد آمیزش و جماع می پرسند ، ایشان پاسخ می دهند: حَیَاءٌ یَرتَفِعُ وَ عَورَاتٌ تَجتَمِعُ أَشبَهُ شَی ءٍ بِالجُنُونِ، الإِصرَارُ عَلَیهِ هَرَمٌ ... . (3)

آمیزش ، رفع شرم و حیا و پیوند زن و مرد است که شبیه ترین امر به دیوانگی است . زیاده روی در آن ، باعث فرسودگی و پیری است. ________________________________________ 1- .کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج 3 ، ص 555 ؛ وسائل الشیعه ، ج 18 ، ص 316 . 2- .کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج 3 ، ص 555 ، ح 4902 . 3- .غرر الحکم ودرر الکلم ، ترجمه محمّد علی انصاری ، ص 386 ؛ جامع أحادیث الشیعه ، ج 20 ، ص 210 . در حدیث دیگری از امام علی علیه السلام نقل شده که ایشان فرمود: إِیَّاکَ وَ کَثرَهَ الوَلَهِ بِالنِّسَاءِ وَ الإِغرَاءِ بِلَذَّاتِ الدُّنیا، فَإِنَّ الوَلَهِ بِالنِّسَاءِ مُمتَحَنٌ وَ الغَرِیُّ بِاللَّذَّاتِ مُمتَهَنٌ . (1)

از شیفتگی زیاد به زنان و غرق شدن در لذّات دنیا، خودداری کن ؛ زیرا شیفتگی به زنان ، باعث محنت است و غرق شدن در لذّات، انسان را خوار می کند. لازم به توجّه است که در برابر این احادیث، احادیث دیگری در منابع حدیثی ما وجود دارند که چه بسا ممکن است تصوّر شود که از نظر محتوا ، با احادیث فوق در تضادند ؛ زیرا در این احادیث ، کثرت نزدیکی با همسر ، از اخلاق انبیا شمرده شده و به آن ، توصیه هم شده است . این احادیث ، عبارت اند از: از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: أَربَعُ مِن أَخلاقِ الأَنبِیاءِ: التَّطَیِّبُ وَ التَّنظِیفُ بِالمُوسَی وَ حَلقُ الجَسَدِ بِالنُّورَهِ وَ کَثرَهُ الطُّرُوقَهِ . (2)

نیز آن حضرت فرمود : مِن أَخلاقِ الأَنبِیاءِ: التَّنَظُّفُ وَ التَّطَیُّبُ وَ حَلقُ الشَّعرَ وَ کَثرَهُ الطُّروقَهِ. (3)

هم او می فرماید : فِی الدَّیکِ الأَبیَضِ خَمسُ خِصالٍ مِن خِصَالِ الأَنبِیاءِ: مَعرِفَتُهُ بِأَوقَاتِ الصَّلاهِ وَ الغِیرَهُ وَ السَّخَاءُ وَ الشَّجَاعَهُ وَ کَثرَهُ الطُّرُوقَهِ . (4) همچنین پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : تَعَلَّمُوا مِنَ الدِّیکِ خَمسَ خِصَالٍ: مُحَافَظَتَهُ عَلَی أَوقَاتِ الصَّلاهِ وَ الغِیرَهَ وَ السَّخَاءَ وَ الشَّجَاعَهَ وَ کَثرَهَ الطُّرُوقَهِ . (5) ________________________________________ 1- .غرر الحکم ودرر الکلم ، ترجمه محمّد علی انصاری ، ص 156 ؛ جامع أحادیث الشیعه ، ج 20 ، ص 28؛ ف مستدرک الوسائل ، ج 14 ، ص 159 . 2- .کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج 1 ، ص 131 ، ح 341 ؛ وسائل الشیعه ، ج 2 ، ص 107 . 3- .الکافی ، ج 5 ، ص 567 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 243 ؛ بحار الأنوار ، ج ، 11 ، ص 66 ، ح 13 . 4- .الکافی ، ج 6 ، ص 550 ؛ الخصال ، ص 298 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 242 . 5- .کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج 1 ، ص 482 ؛ وسائل الشیعه ، ج 4 ، ص 110 .

به نظر می رسد که مفهوم «کثره الطروقه» به معنای نزدیکی کردن نیست ؛ بلکه منظور ، زیاد زن داشتن و سرپرستی زنان متعدّدی را به عهده داشتن است ؛ زیرا در بیان علّامه مجلسی ، آمده است که: کثره الطروقه بفتح الطاء من قولهم: طروقه الفحل أی انثاه، فالمراد کثره الأزواج ، مؤیّد این معنای حدیثی از امام صادق علیه السلام است که : إنّ ملکاً کان علی عهد یحیی بن زکریا علیه السلام لم یکفه ما کان علیه من الطروقه حتّی تناول امرأه بغیاً... . (1)

در این حدیث ، تصریح شده که آن پادشاه ، به طروقه ها و زنانی که داشت ، بسنده نمی کرد و به دنبال این بود که با زنان دیگری هم ازدواج کند. بنا بر این ، کثره الطروقه ، اصلاً به مفهوم زیاد نزدیکی کردن نیست تا به افراط نکردن در این زمینه ، توصیه شده باشد و اگر در حدیثی از امام رضا علیه السلام نقل شده که : «ثلاث من سنن المرسلین: العطر واحفاء الشعر و کثره الطروقه» (2) یعنی «الجماع» .

در این خصوص باید گفت که اولاً ، این روایت ، تکرار روایات گذشته است و عبارت «یعنی الجماع» در آنها نیست ؛ و ثانیاً ، این معنا ، از خودِ راوی است و این ، در صورتی بدین شکل معنا می شود که کثره الطروقه ، به ضمّ طاء خوانده شود ، همان طور که مرحوم علّامه مجلسی فرموده است ؛ ثالثاً ، راوی ، کثره الطروقه را «جماع» معنا کرده است و نه زیاد جماع کردن و شاید مرادش طولانی کردن زمان جماع باشد، همان طور که برای لذّت بردن زن در احادیث، به آن اشاره شده است.

در نهایت ، لازم است به این نکته توجّه شود که اولیای دین، چون قطعا توصیه هایشان حکیمانه و هماهنگ با طبیعت و فطرت آدمی است، هرگز به افراط در آمیزش ، توصیه نمی کنند ، همان طور که به تفریط هم توصیه نمی نمایند. بنا بر این ، در تربیت جنسی از دیدگاه اسلامی باید به پرهیز از افراط و تفریط در ارضای غریزه جنسی ، به عنوان یک اصل مهم توجه شود. ________________________________________ 1- .بحار الأنوار ، ج 14 ، ص 180 ، ح 20 . 2- .تهذیب الأحکام ، ج 7 ، ص 403 ؛ وسائل الشیعه ، ج 14 ، ص 179 ؛ تحف العقول ، ص 442 .

ب . تمایل به معنویت و فضیلت دوستی

اشاره

از جمله مبانی تربیت جنسی، «تمایل فطری به معنویت» است که هر فردی از افراد بشر (چه زن و چه مرد) ، آن را در وجودش احساس می کند . بر این اساس است که انسان ، به سوی خدا و کمالات اخلاقی ، گرایش پیدا می کند و در این مسیر ، توانمندی های دیگری را نیز به کار می گیرد . از جمله این توانمندی ها ، ساختار جنسی زن و مرد است که جنبه های روانی، عاطفی و معنوی آن ، زمینه شکوفایی این تمایل فطری را در آنها تقویت می کند و فرد را از خودخواهی ، به دیگرخواهی، ایثار و فداکاری برای دیگری می کشاند . به همین جهت است که هدف غایی و نهایی تربیت جنسی، تحقّق بخشیدن به هویّت معنوی انسانی و پرورش کمالات اخلاقی است که هویّتی خداگونه است و مآل آن ، قرب الی اللّه است. آیات و احادیث فراوانی دلالت دارند بر این که انسان ها فطرتاً متمایل به معنویت و فضیلت دوستی هستند. این تمایل به معنویت، خداجویی، دینداری، تقوا و فضیلت دوستی را خداوند در نهاد و فطرت انسان ها قرار داده است.

قرآن در این زمینه می فرماید : «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَ لِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ . (1)

با تمام وجودت به معنویت و دین ، روی آور ؛ به آن فطرتی که خداوند، مردم را با آن سرشته است و خلقت خداوند ، تغییرناپذیر است. این است همان دین استوار ؛ ولی بیشتر مردم نمی دانند» . از این آیه ، به خوبی استفاده می شود که انسان ها ذاتاً به دینداری و معنویت و فضیلت متمایل اند ؛ ولی این امر ، نیاز به پرورش دارد و بدون پرورش آن ، نه تنها رشد نمی کند ، بلکه چه بسا در جهت معکوس هم سیر کند. لذا خداوند در قرآن سفارش ________________________________________ 1- .سوره روم ، آیه 30 .

می کند که خود و خانواده خودتان را از آتش جهنم که منع سوخت آن مردم و سنگ ها هستند ، حفظ کنید . (1) پیامبر صلی الله علیه و آله نیز در مورد میل انسان به نیکی می فرماید : لَولا أَنَّ الشَّیاطِینَ یَحُومُونَ عَلَی قُلُوبِ بَنِی آدَمَ لَنَظَرُوا إِلَی المَلکُوتِ . (2)

اگر شیاطین ، بر اطراف دل های فرزندان آدم نمی چرخیدند، آنها به ملکوت نگاه می کردند. این روایت دال بر این است که انسان ها فطرتاً به معنویت گرایش دارند ؛ ولی شرایطی که پیش می آید ، ممکن است که آنها را از رسیدن به ملکوتْ منع کند. در روند تربیت جنسی باید میل طبیعیِ زن و مرد به معنویت، مبنا قرار گیرد و کودکان، نوجوانان و جوانان ، به گونه ای تربیت شوند که غریزه جنسی آنان به سمت آن میل فطری ، سوق داده شود و در مراحلی ، از این میل فطری برای کنترل و ضابطه مند کردن آن غریزه ، استفاده گردد .

پس از ازدواج نیز زن و شوهر باید یکدیگر را در رسیدن به قلّه معنویات ، کمک نمایند و نردبانی برای ترقّی به بالاترین درجات انسانیّت در خویشتن باشند . آنها نباید تصور کنند که هدف از ازدواج ، فقط ارضای نیازهای جنسی است ؛ بلکه این امر را نیز وسیله ای برای صعود معنوی و اخلاقی خود قرار دهند. بنا بر این ، یکی از زیربنایی ترین اصل های تربیت جنسی در اسلام ، میل انسان به معنویت است و افراد باید به گونه ای تربیت شوند که بُعد معنوی آنان در جریان تربیت جنسی ، تقویت شود و غریزه جنسی، ابزاری در جهت شکوفاسازی آن مبنای تمایل به معنویت قرار گیرد.

اصول مرتبط با مبنای دوم

اشاره

با توجّه به تمایل فطری انسان ها (چه زن و چه مرد) به معنویات و سیر تکاملی به سوی قرب الی اللّه و تأثیر آن بر روند تربیت جنسی (مبنای دوم)، یک سری از قواعد . ________________________________________ 1- .«قُواْ أَنفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَهُ» (سوره تحریم ، آیه 6) . 2- .بحارالأنوار ، ج 70 ، ص 59 ؛ عوالی اللآلی ، ج 4 ، ص 113 .

و اصول تربیتی ، در احادیث ، مورد تأکید قرار گرفته اند که عبارت اند از :

اصل عفّت و خویشتنداری

از جمله اموری که انسان را از فضیلت و معنویت دور می سازد ، «ناخویشتنداری در غریزه جنسی» است . همان گونه که پیش از این بیان شد ، آزادی جنسی و ارضای بی قید و شرط غریزه جنسی ، آثاری نامطلوب برای فرد و بشر دارد . از این رو ، خداوند متعال ، ضوابطی را برای آن مشخّص فرموده و موارد جواز و عدم آن را اعلام کرده است . موارد عدم جواز ، همان چیزهایی هستند که از آنها به «حرام جنسی» تعبیر می شود . ارضای شهوت در این قلمروِ ممنوع ، موجب سقوط انسان و دوری وی از فضیلت و معنویت می گردد . قرآن کریم ، «گمراهی» (1) و «انحراف» (2) را از پیامدهای شهوت گرایی می داند و رسول خدا صلی الله علیه و آله پیامد شهوت رانی را این گونه توصیف می کند : مَن کَانَ أَکثرُ هَمِّهِ نِیلِ الشَّهَوَاتِ ، نُزِعَ مِن قَلبِهِ حَلاوَهُ الإِیمَانِ . (3)

هر که بیشترین فکر و تلاشش ، رسیدن به شهوات باشد ، شیرینی ایمان ، از قلبش گرفته می شود . در این باره ، گزاره های فراوانی وجود دارد که جای طرح همه آنها نیست ؛ ولی آنچه مهم است این که بخشی از شهوات ، چنین پیامدهایی دارند . لذا رسول خدا صلی الله علیه و آله بزرگ ترین تهدید امّت را شهوت رانی می داند .

بنا بر این ، برای تحقّق گرایش فطری انسان به معنویت ، در این بخش از شهوات ، باید «عفّت» یا همان «خویشتنداری جنسی» پیشه کرد . عفّت ، با حذف عوامل تهدید کننده ، زمینه پرورش فضیلت و معنویت را در انسان به وجود می آورد . از این رو ، امام باقر علیه السلام می فرماید :

________________________________________ 1- .«فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُواْ الصَّلَوهَ وَ اتَّبَعُواْ الشَّهَوَ تِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا» (سوره مریم ، آیه 59) . 2- .«وَاللَّهُ یُرِیدُ أَن یَتُوبَ عَلَیْکُمْ وَیُرِیدُ الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الشَّهَوَ تِ أَن تَمِیلُواْ مَیْلاً عَظِیمًا» (سوره نساء ، آیه : 27) . 3- .میزان الحکمه ، ج 1، ص 382، ح 1374 ؛ تنبیه الخواطر ، ج 2 ، ص 116 .

مَا عُبِدَ اللّهُ بِشَیءٍ أَفضَلَ مِن عِفَّهِ بَطنٍ وَفَرجٍ . (1) خداوند به چیزی برتر از عفت شکم و شرمگاه عبادت نشده است .

اصل ازدواج

همان گونه که پیش از این بیان شد ، ارضای آزادانه غریزه جنسی ، موجب کشیده شدن انسان ، به گمراهی و تباهی و دوری از فضیلت و معنویت می گردد . بهترین راه برای ایمنی از این پیامدهای منفی ، ازدواج کردن است . از این رو ، خداوند متعال می فرماید : «وَ أَنکِحُواْ الْأَیَمَی مِنکُمْ وَ الصَّلِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَ إِمَآئِکُمْ إِن یَکُونُواْ فُقَرَآءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ . (2)

زنان و مردان بی همسر و غلامان و کنیزانِ شایسته تان را همسر دهید . اگر تنگ دست باشند ، خداوند ، از فضل و کرم خود ، توانگرشان می سازد» . ازدواج ، بویژه در دوران جوانی، موجب فراری دادن شیطان می شود . رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید : أَیُّمَا شابٍّ تَزَوَّجَ فِی حَدَاثَهِ سِنِّه عَجَّ شَیطَانُهُ : یا وَیلَهُ! عَصَمَ مِنِّی دِینَهُ . (3)

هر جوانی که در دوره جوانی خود ازدواج کند ، شیطانش فریاد برمی آورد که : «وای بر او! دین خود را از (گزند) من حفظ کرد» . در برخی دیگر از روایات آمده که جوان با ازدواج کردن ، دو سوم دین و بندگی خود را حفظ می کند (4) و دیگران ، نیمی از دین خود را . (5)

________________________________________ 1- .الکافی ، ج 2 ، ص 79 ؛ وسائل الشیعه ، ج 15 ، ص 249 . 2- .سوره نور ، آیه 32 . 3- .میزان الحکمه ، ج 5 ، ص 2250 ، ح 7805 ؛ کنز العمّال ، ج 16 ، ص 276 . 4- .رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید : «ما من شابّ تزوّج فی حداثه سنّه إلّا عجّ شیطانه : یا ویله ، یا ویله! عصم منّی ثلثی دینه فلیتّق اللّه العبد فی الثلث الباقی» (دعائم الإسلام ، ج 2 ، ص 190 ؛ النوادر ، راوندی ، ص 113 ؛ بحار الأنوار ، ج 103 ، ص 221 ، میزان الحکمه ، ج 5 ، ص 2250 ، ح 7806) . 5- .«من تزوّج فقد احرز نصف دینه فلیتّق اللّه فی النصف الباقی» (الأمالی ، طوسی ، ص 518 ؛ مکارم الأخلاق ، ص 196 ؛ بحار الأنوار ، ج 100 ، ص 219) .

شاید به همین جهت است که پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : مَن أَحَبَّ أَن یَلقَی اللّهَ طاهِرَا مُطَهَّرَا فَلیَلقَهُ بِزَوجَهٍ . (1) هرکه دوست دارد که خداوند را پاک و پاکیزه دیدار کند ، با (همراه داشتن) همسری به دیدارش برود . در بخش دیگری از روایات ، تأکید شده که با ازدواج کردن ، ثواب نماز مؤمن ، افزایش می یابد (2) و حتّی خواب او بر شخص روزه دارِ شب زنده دار عزب (مجرّد) ، برتری دارد . (3)

این ، نشان دهنده نقش ازدواج در تکامل معنوی و ایمانی انسان است . در دسته دیگری از روایات ، مجرّد بودن افراد ، به شدّت مورد نکوهش قرار گرفته و از آنان به عنوان «پست ترین مُردگان» (4) و «شرورترین زندگان» (5) یاد شده است . جالب این جاست که برخی افراد ، به خاطر کسب فضیلت ، از ازدواج ، سرباز می زده اند که به شدّت مورد نکوهش ائمّه اطهار علیهم السلام قرار گرفته اند و اندیشه آنان رد شده است . (6)

رسول خدا صلی الله علیه و آله به فرد ثروتمندی به نام عکاف که ازدواج نکرده بود ، فرمود که اگر ازدواج نکند ، از گناهکاران خواهد بود . (7) ________________________________________ 1- .وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 18 ؛ بحار الأنوار ، ج 103 ، ص 220 . 2- .امام صادق علیه السلام می فرماید : «رکعتان یصلّیهما متزوّج أفضل من سبعین رکعه یصلّیها غیر متزوج» (ثواب الأعمال ، ص 40 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 20 ؛ میزان الحکمه ، ج 5 ، ص 2250 ، ح 7811) . 3- .رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید : «المتزوّج النائم أفضل عند اللّه من الصائم القائم العزب» (میزان الحکمه ، ج 5 ، ص 2250 ، ح 7812 ؛ مستدرک الوسائل ، ج 14 ، ص 155) . 4- .رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید : «شرار موتاکم العزاب» . (میزان الحکمه ، ج 5 ، ح 7821) . نیز رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید : «رذال موتاکم العزاب» (همان ، ح 7822 ؛ روضه الواعظین ، ص 374) . 5- .رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید : «شرارکم عزابکم» . (میزان الحکمه ، ج 5 ، ح 7823 و 7824 ؛ کنز العمّال ، ج 16 ، ص 277) . 6- .امام رضا علیه السلام می فرماید : «ان امرأه سألت ابا جعفر علیه السلام فقالت : اصلحک اللّه انی متبتله ، فقال لها : وما التبتل عندک ؟ قالت : لا ارید التزویج ابدا . قال : ولم ؟ قالت : التمس فی ذلک الفضل فقال انصرفی فلو کان فی ذلک فضل لکانت فاطمه علیهاالسلامأحقّ به منک انّه لیس أحد یسبقها إلی الفضل» . (الکافی ، ج 5 ، ص 509 ؛ میزان الحکمه ، ج 5 ، ص 2252 ، ح 7819) . 7- .رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید : «تزوّج والّا فانت من المذنبین» (بحار الأنوار ، ج 103 ، ص 221 ؛ جامع أحادیث الشیعه ، ج 20 ، ص 18) .

در روایت دیگری از پیامبر صلی الله علیه و آله آمده که سستی در امر ازدواجِ فرزندان و تأخیر در آن ، موجب بروز فتنه در زمین و فساد بزرگ می گردد ؛ از این رو ، توصیه فرموده که اگر دیانت و امانت فرد خواستگار ، پسندیده بود ، در ازدواج با آن ، کوتاهی نکنید . (1)

همه این موارد ، نشان می دهند که ازدواج کردن ، راهی به سوی حفظ دیانت و تکمیل معنویت و فضیلت است و در غیر این صورت ، بُعد معنوی انسان ، پرورش نمی یابد و به فضیلت و تکامل ، دست پیدا نمی کند . نکته قابل تأمّل ، این است که نه تنها در روایات ، بر نقش ازدواج در تکامل معنوی و کسب فضیلتْ تأکید شده ، بلکه برای همکاری در زمینه تمام اعمال و حرکات عاشقانه و محبّت آمیز و حتّی روابط جنسی زوجین ، تشویق به عمل آمده و برای آن ، اجر و پاداش در نظر گرفته شده که خود می تواند عاملی برای تکامل معنوی باشد . حال ، این سؤال به ذهن خطور می کند که چرا خداوند ، برای عملی که لذّت مادی دارد ، پاداش در نظر می گیرد؟ در این زمینه، نکات زیر قابل توجه است: یک . وجود روابطی عاشقانه و صمیمی بین زوجین ، آنها را از انجام دادن کارهای حرام ، باز می دارد.

دو . محبّت کردن به دیگری ، خود ، نوعی کمال است ؛ زیرا لازمه آن ، خارج شدن از لاک خودخواهی و دیدن دیگران است. سه . داشتن روابط خوب و صمیمی با همسر برای انسان ، نوعی فراغت بال و آسودگی خیال به ارمغان می آورد که در سایه آن ، انسان ، با آرامش بیشتری می تواند به عبادت و تعلّم و خدمت به جامعه بپردازد. چهار . داشتن محبّت و روابط صمیمی ، باعث پرورش صفات پسندیده در زوجین است ، مثل عفّت، حیا، عدم تمایل به ارتباط با نامحرم و ... . ________________________________________ 1- .رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید : «إذا جاءکم من ترضون دینه وأمانته یخطب (الیکم) فزّوجوه و إن لا تفعلوه تکن فتنه فی الأرض وفساد کبیر» (الکافی ، ج 5 ، ص 347 ؛ الأمالی ، طوسی ، ص 519 ؛ میزان الحکمه ، ج 5 ، ص 2256، ح 7837) .

پنج . سزاوار است که زن و شوهر ، روابط خود را با یکدیگر معنوی بدانند. پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمایند : إِنَّ الرَّجُلَ إِذَا نَظَرَ إِلَی امرَأَتِهِ وَ نَظَرَت إِلَیهِ نَظَرَ اللّهُ تَعَالَی إِلَیهِمَا نَظَرَ الرَّحمَهِ . (1)

وقتی مرد ، به زن خود ، با محبّت می نگرد و زنش بدو با مهر نگاه می کند، خداوند ، به دیده رحمت بر آنها می نگرد. یک نگاه محبّت آمیزِ زن و شوهر به هم ، باعث نازل شدن رحمت الهی بر آنان است. بویژه آن که این نگاه محبت آمیز ، بر قلب زوجین تأثیر می گذارد. توجّه کردن مرد به خانواده و محبّت کردن به آنها به اندازه ای اهمیّت دارد که پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : جُلُوسُ المَرءِ عِندَ عِیالِهِ أَحَبُّ إِلَی اللّهِ تَعَالَی مِن الاعتِکَافِ فِی مَسجدِی هَذَا . (2)

خداوند نشستن مرد در کنار همسرش را از اعتکاف در مسجد النبی، بیشتر دوست دارد. امام صادق علیه السلام نیز می فرماید : رَحِمَ اللّهُ عَبداً أَحسَنَ فِیمَا بَینَهُ وَ بَینَ زَوجَتِهِ . (3)

خداوند ، رحمت کند مردی که روابط بین خود و زنش را نیکو گرداند. در مورد خیری که از جهت داشتن همسر صالح و نیکو نصیب مرد می شود، امام صادق علیه السلام به نقل از پدر بزرگوارش می فرماید : مَا أَفَادَ عَبدٌ فَائِدَهً خَیراً مِن زَوجَهٍ صَالِحَهٍ، إِذَا رَآها سَرَّتهُ . (4) هیچ خیری بالاتر از این به مرد نمی رسد که زن صالحی داشته باشد که هر گاه شوهرش او را ببیند ، مسرور گردد. ________________________________________ 1- .نهج الفصاحه ، ح 621 ؛ مُسند زید ، ص 302 . 2- .تنبیه الخواطر ، ج 2 ، ص 122 ؛ میزان الحکمه ، ج 5 ، ص 2266 ، ح 7884 . 3- .کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج 3 ، ص 443 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 170 . 4- .الکافی ، ج 5 ، ص 327 ؛ قرب الإسناد ، ص 20 .

همچنین پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : إِنَّ الرَّجُلَ لَیُؤجَر فِی رَفعِ اللُّقمَهِ إِلَی فَمِ امرَأَتِهِ . (1) مردی که لقمه در دهان همسرش بگذارد ، اجر دارد. در حدیث دیگری نیز می فرماید : إِنَّ الرَّجُلَ إِذَا سقَی امرَأَتَهُ مِنَ المَاءِ اُجِرَ . (2)

اگر مردی به همسرش آب بدهد برای او پاداش در نظر گرفته می شود. مشابه همین روایت ، در مورد محبّت زن به مرد نیز وجود دارد ، آن جا که پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : مَا مِن امرَأهٍ تَسقِی زَوجَهَا شَربَهَ ماءٍ إِلَا کَانَ خَیراً لَهَا مِن عِبَادَهِ سَنَهٍ صِیَامِ نَهَارِهَا وَ قِیَامِ لَیلِهَا، و یَبنِی اللّهُ لَهَا بِکُلِّ شَربَهٍ تَسقِی زَوجَها مَدِینَهً فِی الجَنَّهِ وَ غَفَرَ لَهَا سِتِّینَ خَطِیئَهً . (3)

هر زنی که به شوهرش آب دهد، این عمل او برایش از یک سال روزه و نماز شب بهتر است و با هر جرعه آبی که شوهرش می نوشد، شهری در بهشت برای او ساخته می شود و شصت گناه او بخشیده می شود. هم او می فرماید : وَیلٌ لامرَأَهٍ أَغضَبَت زَوجَها وَ طُوبَی لامرَأَهٍ رَضَی عَنهَا زَوجُهَا . (4)

وای بر زنی که شوهرش را خشمگین سازد و خوشا به حال زنی که شوهرش از او راضی باشد ! خشنودی مرد از زن و عدم وجود خشم در خانواده ، یک امر تربیتی مهمّی است که باید به عنوان اصل فعّالیت ها در زندگی مورد توجّه قرار گیرد . نوع رابطه زن و مرد باید به گونه ای باشد که زمینه خشمگین شدن یکدیگر را فراهم نسازند. ________________________________________ 1- .جامع السعادات ، ج 2 ، ص 108 ؛ میزان الحکمه ، ج 5 ، ص 2266 . 2- .مسند أحمد ، ج 4 ، ص 128 ؛ مجمع الزوائد ، ج 3 ، ص 119 . 3- .وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 172 ؛ جامع أحادیث الشیعه ، ج 20 ، ص 235 . 4- .عیون أخبار الرضا علیه السلام ، ص 14 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 213 .

اصل لزوم انتخاب همسر شایسته و دیندار

مبنا قرار دادن تمایل به معنویت ، به این است که آنچه برای رسیدن به این میل فطری مؤثّر است، به کار گرفته شود و گذشته از عفّت و ازدواج ، انتخاب همسر شایسته برای زندگی، در به فعلیت رساندن آن میل معنوی، تأثیر فراوانی دارد .

بنابراین ، فرد نباید هرکسی را با هر شرایطی ، به همسری خود برگزیند ؛ بلکه لازم است که شایستگی اخلاقی و عملکردی او را مدّ نظر داشته باشد . از این رو ، درباره این که چه کسی را برای همسری انتخاب کنید و چه کسی را انتخاب نکنید، احادیث فراوانی در اختیار داریم که به تعدادی از آنها اشاره می کنیم . امام باقر علیه السلام فرمود : أَتَی رَجُلٌ رَسُولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله یَستَأمِرُهُ فِی النِّکَاحِ، فَقَالَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : نَعَم انکِح، وَ عَلَیکَ بِذَواتِ الدِّینِ تَرِبَت یَدَاکَ . (1)

مردی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و در امر ازدواج از آن حضرت کسب تکلیف و اجازه کرد. حضرت فرمود: «آری ازدواج کن و بر تو باد به زنان متدیّن . خدا خیرت دهد!». پیامبر صلی الله علیه و آله نیز می فرماید : لا یُختَار حُسنُ وَجهِ المَرأَهِ عَلَی حُسنِ دِینِهَا . (2)

نباید حسن صورت زن را بر حسن دینداری او برگزید. همچنین فرمود: تُنکَحُ المَرأهُ عَلَی أَربَعٍ خِلالٍ: عَلَی مَالِهَا، وَ عَلَی دِینِهَا وَ عَلَی جَمَالِهَا وَ عَلَی حَسَبِهَا وَ نَسَبِهَا، فَعَلَیکَ بِذَاتِ الدَّینِ . (3) به خاطر چهار چیز ، با زن ازدواج می شود : مال و ثروتش، زیبایی اش، دینداری اش و اصل و نسب و خانواده اش و تو با زنان دیندار ، ازدواج کن. ________________________________________ 1- .تهذیب الأحکام ، ج 7 ، ص 401 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 38 . 2- .میزان الحکمه ، ج 5 ، ص 2254 ، ح 7835 ؛ کنز العمّال ، ج 16 ، ص 301 . 3- .میزان الحکمه ، ج 5 ص 2254 ، ح 7836 ؛ کنز العمّال ، ج 16 ، ص 303 .

امام صادق علیه السلام با دست گذاشتن بر نقش ازدواج در محدود شدن و پایبند شدن انسان و تأثیر آن در سرنوشت اعیانی افراد ، خواستار دقّت در انتخاب همسر شایسته شده است : إِنَّمَا المَرأهُ قِلّادَهٌ فَانظُر مَا تَتَقَلَّدُ وَ لَیسَ لامرَأَهٍ خَطَرٌ ، لا لِصَالِحَتِهِنَّ وَ لا لِطَالِحَتِهِنَّ : وَ أَمَّا صَالِحَتُهُنَّ فَلَیسَ خَطَرُهَا الذَّهَبَ وَ الفِضَّهَ هِی خَیرٌ مِنَ الذَّهَبِ وَ الفِضَّهِ وَ أمَّا طِالِحَتُهُنَّ فَلَیسَ خَطَرُهَا التُّرَابَ، التُّرَابُ خَیرٌ مِنهَا . (1)

همانا زن، طوق است ؛ پس بنگر که چه طوقی به گردن می افکنی. برای زن ، ارزش و بهایی نمی توان تعیین کرد ؛ نه برای خوب آنها و نه برای بدشان. زن خوب ، ارزشش طلا و نقره نیست ؛ بلکه از طلا و نقره هم بهتر و باارزش تر است و زن بد، ارزشش خاک نیست ؛ بلکه خاک هم از او با ارزش تر است . پیامبر صلی الله علیه و آله با رویکرد تربیت نسل ، به مسئله پرداخته و با توجّه به نقش مادر در تکامل معنوی فرزند ، خواستار دقّت بیشتر ، در انتخاب همسر شایسته شده است : تَزَوَّجُوا فِی الحِجزِ الصَّالِحِ، فَإِنَّ العِرقَ دَسَّاسٌ . (2)

با خانواده خوب و شایسته وصلت کنید ؛ زیرا خون تأثیرگذار است . امام صادق علیه السلام با اشاره به تأثیرپذیری زن از مرد و نقش آن در سرنوشت ایمان زن ، خواستار دقّت در انتخاب همسر شده ، می فرماید : تَزَوَّجُوا فِی الشُّکَاکِ وَ لا تزَوِّجُوهُم، لِأَنَّ المَرأَهَ تَأخُذُ مِن أَدَبِ زَوجِهَا وَیَقهَرُهَا عَلَی دِینِهِ . (3)

از خانواده ای که [در حقانیت شما] تردید دارند، زن بگیرید ؛ ولی به آنها زن ندهید ؛ زیرا زن، تربیت و خلق و خوی شوهر را به خود می گیرد و مرد ، او را تحت تأثیر دین خود قرار می دهد. ________________________________________ 1- .الکافی ، ج 5 ، ص 332 ؛ میزان الحکمه ، ج 5 ، ص 2258 ، ح 7847 . 2- .مکارم الأخلاق ، ص 197 ؛ میزان الحکمه ، ج 5 ، ص 2258 ، ح 7848 . 3- .الکافی ، ج 5 ، ص 348 ؛ کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج 3 ، ص 408 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 555 .

اصل لزوم همکاری معنوی

اصل دیگر تربیتی که از مبنای تمایل به معنویت در روند تربیت جنسی باید به کار گرفت، این است که بنای زوجین در زندگی، باید بر همکاری زوجین برای نیل به کمال معنوی باشد. در این زمینه ، دستورهایی از پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمّه علیهم السلام رسیده که لازم است زن و شوهر، یکدیگر را در امور معنوی یاری رسانند . پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : إِذَا أَیقَظَ الرَّجُلُ أَهلَهُ مِنَ اللَّیلِ وتَوَضَّئَا وَصَلَّیَا کُتِبا مِنَ الذَّاکِرِینَ اللّهَ کَثِیراً وَ الذَّاکِرَاتِ . (1)

هرگاه مردی همسرش را هنگام شب بیدار کند و نماز شب بخوانند، در زمره مردان و زنانی هستند که بسیار یاد خدا می کنند. و نیز آن حضرت می فرماید : رَحِمَ اللّهُ رَجُلاً قَامَ مِنَ اللَّیلِ فَصَلَّی. ثُمَّ أَیقَظَ امرَأَتَهُ فَصَلَّت ، فَإِن أَبَت نَضَحَ فِی وَجهِهَا المَاءَ وَ رَحِمَ اللّهُ امرَأَهً قَامَت مِن اللَّیلِ فَصَلَّت ، وَأَیقَظَت زَوجَهَا فَإِن أَبَی نَضَحَت فِی وَجهِهِ المَاءَ . (2)

خداوند ، رحمت کند مردی را که نیمه شب برخیزد و نماز شب به پا دارد . سپس همسر خود را بیدار نماید و او نیز نماز شب به پا دارد و اگر زن از خواب بیدار نشد، چند قطره آب ، بر صورت او بریزد (تا او نیز برای عبادت برخیزد) . و رحمت خدا شامل زنی باد که نیمه شب برخیزد و نماز شب بر پا دارد . سپس شوهرش را از خواب بیدار کند و اگر بیدار نشد ، چند قطره آب به صورت او بریزد (تا شوهر نیز برای عبادت برخیزد) . همچنین علی بن اسباط ، از امام صادق علیه السلام در مورد مردی سؤال کرد که نصف شب با صدای بلند، نماز (نماز شب) می خواند. امام فرمود : یَنبَغِی لِلرَّجُلِ إذَا صَلَّی بِاللَّیلِ أَن یُسمِعَ أَهلَهُ لِکَی یَقُومَ النَّائِمُ . (3) ________________________________________ 1- .وسائل الشیعه ، ج 7 ، ص 257 ؛ بحار الأنوار ، ج 87 ، ص 158 . 2- .سنن أبی داوود ، ج 1 ، ص 295 ؛ سنن النسائی ، ج 3 ، ص 205 . 3- .علل الشرائع ، ج 2 ، ص 364 ؛ تهذیب الأحکام ، ج 2 ، ص 124 ؛ وسائل الشیعه ، ج 6 ، ص 77 .

باید مردی که به نماز می ایستد ، صدای نماز خواندن خود را به گوش خانواده اش برساند تا آنهایی که خواب هستند ، بیدار شوند و نماز بخوانند. در این روایت ، امام ، از واژه «ینبغی» به معنای : «سزاوار است»، استفاده کرده اند، که نشانه نوعی تأکید بر این کار است. بنا بر این ، مردی که متّقی و عابد است ، باید خانواده خود را نیز به عبادت ، تشویق و ترغیب نماید. این مسئله ، در سیره بزرگان و معصومان علیهم السلام هم وارد شده که به ذکر نمونه ای از آن می پردازیم: شبی که حضرت فاطمه علیهاالسلام وارد خانه حضرت علی علیه السلام شد ، به ایشان عرض کرد : تَفَکَّرتُ فِی حَالِی وَ أَمرِی عِندَ ذِهَابِ عُمرِی وَ نُزُولِی فِی قَبرِی فَشَبَّهتُ دُخُولِی فِی فِرَاشِی بِمَنزِلِی کَدُخولِی إِلَی لِحدِی وَ قَبرِی فَأَنشُدُکَ اللّهَ إِن قُمتَ إِلَی الصَّلاهِ فَنَعبُدُ اللّهَ تَعَالَی هَذِهِ اللَّیلَه . (1)

هنگام ورود به خانه ، به یاد انتقالم از این دنیا و وارد شدنم به قبر افتادم . پس وارد شدنم به رخت خواب در خانه را، به وارد شدنم در قبر ، تشبیه کردم . پس تو را به خدا سوگند می دهم که بیا تا به نماز بایستیم و با هم در این شب ، خدا را عبادت کنیم. آن شب را هر دو به عبادت سپری کردند و زمانی که پیامبر صلی الله علیه و آله از حضرت علی علیه السلام سؤال کرد که همسرت را چگونه یافتی؟ آن حضرت فرمود: بهترین یاور بر اطاعت خداست. و در حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله در تشویق زن به یاری رساندن به شوهرش در عبادت و طلب علم آمده که فرمود : أَیُّمَا امرَأَهٍ أَعَانَت زَوجَهَا عَلَی الحَجِّ وَ الجِهَادِ أَو طَلَبِ العِلمِ أَعطَاهَا اللّهُ مِنَ الثَّوابِ مَا یَعطِی امرَأَهَ أَیُّوبَ علیه السلام . (2)

هر زنی که شوهرش را بر رفتن به حج و جهاد یا آموختن علم یاری کند، خداوند ، همانند ثوابی که به زن ایوب داد ، به او می دهد. ________________________________________ 1- .ملحقات إحقاق الحق ، ج 23 ، ص 489 . 2- .مکارم الأخلاق ، ص 201 .

همچنین پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : مَن أُعطِیَ أَربَعَ خِصَالٍ فِی الدُّنیا فَقَد أُعطِیَ خَیرَ الدُّنیا وَالآخِرَهِ وَ فَازَ بِحَظِّهِ مِنهُمَا ... وَ زَوجَهٌ صَالِحَهٌ تُعِینُهُ عَلَی أَمرِ الدُّنیا وَ الآخِرَهِ . (1)

هر فردی که چهار ویژگی دارد ، به او خیر دنیا و آخرت داده می شود و بهره دنیا و آخرت را به دست می آورد : ... و [ یکی از آنها] زن صالحی است که او را در امور دنیا و آخرت یاری کند. در حدیث دیگری نقل شده که مردی ، نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت و عرض کرد: زنی دارم که هر وقت به خانه می روم ، به استقبالم می آید و هنگامی که از خانه خارج می شوم ، مرا بدرقه می کند ؛ اگر مرا غمگین دید ، به من می گوید: «چه چیزی تو را غمگین می کند؟ اگر نگران روزی خود هستی ، پس بدان که کس دیگری عهده دار آن است و اگر نگران آخرتت هستی، پس خداوند ، نگرانی ات را افزون کند». پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : إِنَّ للّهِ عُمَّالاً وَ هَذِهِ مِن عُمَّالِهِ لَهَا نِصفُ أَجرِ الشَّهیدِ . (2)

همانا خداوند ، کارگزارانی دارد و این زن از کارگزاران اوست و برای او نصف پاداش یک شهید است . این داستان ، نشان می دهد که زن ، با یک جمله و با رفتارهایی ساده ، آخرت را برای خود و همسرش تضمین می کند. در واقع ، این ، یک جریان تربیتی است که روش برخورد درست با نگرانی های شوهر یا تنگ دستی او را نشان می دهد ؛ روشی که نگرانی شوهر را بر طرف می کند و او را به زندگی و تلاش بیشتر ، امیدوار می سازد. به همین دلیل است که رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید : مَا استَفَادَ المُؤمِنِ بَعدَ تَقوَی اللّهِ خَیراً مِن زَوجَهٍ صَالِحَهٍ . (3)

برای مؤمن ، پس از تقوای الهی ، خیری بالاتر از زن صالح نیست. ________________________________________ 1- .الأمالی ، طوسی ، ص 577 ؛ بحار الأنوار ، ج 69 ، ص 404 ، ح 106 . 2- .کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج 3 ، ص 389 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 32 . 3- .سنن إبن ماجه ، ج 1 ، ص 596 ؛ کنز العمّال ، ج 16 ، ص 272 ؛ میزان الحکمه ، ج 5 ، ص 2268 ، ح 7893 .

بنابراین ، از بهترین مواردی که مؤمن می تواند از آن بهره مند گردد و سعادت خویش را رقم بزند ، بعد از تقوا، زن شایسته است و وجود چنین زنی ، زمینه رشد معنوی را فراهم می سازد. در این گونه احادیث ، یک نکته تربیتی مهم نهفته است و آن این که والدین در تربیت معنوی دختران خود باید همّت و تلاش دو چندان داشته باشند ؛ زیرا شایسته بودن زن ، شایستگی جامعه را تضمین می کند و فساد او ، باعث فساد جامعه می گردد .

نیاز انسان به همدم

اشاره

کلمه انسان ، از واژه اُنس گرفته شده و نشانه نیاز انسان ، به یک انیس و یار موافق است. مؤیّد این مفهوم ، دو حدیث زیر است : حدیث اوّل ، در موضوع آشنایی حضرت آدم و حوا گفته شده است : إِنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ آدَمَ مِن طِینٍ ثُمَّ ابتَدَعَ لَهُ حَوَّاءَ ... فَقَالَ آدَمُ : یا رَبِّ مَا هَذَا الخَلقُ الحَسَنُ فَقَد آنَسَنِی قُربُهُ وَ النَّظَرُ إِلَیهِ ؟ فَقَالَ اللّهُ: یا آدَمُ هَذِهِ أَمَتِی حَوَّاءُ. أَفَتُحِبُّ أَن تَکُونَ مَعَکَ تُؤنِسُکَ و تُحَدِّثُکَ، تَکُونَ تَبَعاً لِأَمرِکَ ؟ فَقَالَ: نَعَم یَا رَبِّ وَ لَکَ بِذَلِکَ عَلَیَّ الحَمدُ وَ الشُّکرُ مَا بَقِیتُ ... . (1)

پس از این که خداوند ، آدم را از گِل آفرید، حوّا را برای او خلق کرد ... پس آدم گفت: پروردگارا! این مخلوق نیکو کیست که نگاه کردن و نزدیک بودن به او ، مرا مأنوس می کند؟ خداوند فرمود : «ای آدم! این بنده من حوّاست . آیا دوست داری نزد تو باشد و أنیس و هم صحبت تو گردد؟» . پس گفت : آری ای پروردگار! و به خاطر این نعمت ، تا زنده هستم ، شکرگزار تو خواهم بود. حدیث بعدی ، در مورد وجه تسمیه زنان به نساء آمده است . امام صادق علیه السلام می فرماید : سُمِّیَ النِّساءُ، نِسَاءً، لِأَنَّهُ لَم یَکُن لِادَمَ أُنسٌ غَیرَ حَوَّاءَ . (2) ________________________________________ 1- .کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج 3 ، ص 380 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 13 . 2- .المحاسن ، ص 336 ؛ بحار الأنوار ، ج 11 ، ص 109 .

به این جهت ، زنان ، نساء نامیده شدند که برای حضرت آدم ، مونسی غیر از حوّاء نبود . از این دو حدیث چنین نتیجه می گیریم که خداوند متعال ، زن و مرد را طوری آفرید که مونس یکدیگر باشند و مرد در کنار زن ، و زن در کنار مرد ، احساس اُنس کنند و از وحشت تنهایی ، رهایی یابند ؛ تنهایی ای که جز با کنار هم بودن زن و مرد ، از بین نمی رود. جالب این که علی رغم این که هدف طبیعی غریزه جنسی ، «تداوم نسل» است، امّا در این دو حدیث ، این گونه تبیین می شود که علاقه زن به مرد به یکدیگر ، صرفاً به دلیل تأمین غریزه جنسی نیست ؛ بلکه برای داشتن یک همدم است که در کنار او ، احساس آرامش و اُنس کند. بنا بر این ، در کشش زن و مرد به یکدیگر ، علاوه بر غریزه جنسی ، عوامل دیگری نیز وجود دارند ؛ زیرا هنگامی که حضرت آدم ، بیان کرد که از دیدن حوّا و بودن در کنار او احساس اُنس می کند، هنوز تمایل جنسی ، در نهاد آنها قرار نگرفته بود و این طور که از آیات قرآن استفاده می شود، پس از خروج از بهشت، آدم و حوّا به این غریزه پی بردند تا بتوانند تولید مثل کنند و نسل انسان ، تداوم پیدا کند ؛ امّا به این دلیل مجذوب هم شدند که نوعی علاقه خاص به هم داشتند و این علاقه و انس ، عامل تداوم ارتباط یک زن و مرد است ، نه جذابیّت جنسی. اریک فروم نیز در تبیین عشق می نویسد: عمیق ترین نیاز بشر ، غلبه او بر جدایی و رهایی از این زندان تنهایی است. شکست مطلق در رسیدن به این غایت، کار آدمی را به دیوانگی می کشاند . (1)

وی پس از بیان راه های مختلفی که انسان برای غلبه بر رهایی از تنهایی می پیماید (از جمله عیّاشی و بی بند و باری) ، در آخر ، نتیجه می گیرد که عشق زن و مرد به یکدیگر ، عامل غلبه بر تنهایی و رسیدن به آرزوی وصل است . (2)

________________________________________ 1- .هنر عشق ورزیدن ، ص 19 . 2- .همان‌جا .

وی عقیده دارد که بالاتر از نیاز دنیوی و وجودیِ آدمیان به وصل، یک نیاز مشخّص و زیستی وجود دارد که همان آرزوی وصل و پیوند بین دو قطب مذکّر و مؤنّث است. این نظریه که با استمداد از آن، زن و مرد را در دو قطب مخالف قرار می دهد ، در افسانه های ابتدایی ، به صورتی جالب بیان شده است. این افسانه ها می گویند: زن و مرد ، ابتدا یکی بودند، بعد به دو نیم شدند . و از آن پس ، هر مرد به دنبال نیمه گمشده خود که زن است ، می گردد تا دوباره با او درآمیزد و یکی شود (همین نظریه پیوند اولیه زن و مرد ، در کتاب مقدس «تورات» در مورد به وجود آمدن حوّا و آدم نیز آمده است). معنای این افسانه ، به اندازه کافی روشن است. قرار دادن زن و مرد در دو قطب جنسی مختلف ، انسان را به جستجوی پیوندی مشخص (یعنی وصل به جنس مقابل) سوق می دهد . (1)

اریک فروم ، در مبحث عشق جنسی ، به بیان این مطلب می پردازد که اساس تمایل زن و مرد و عشق آنها به یکدیگر ، فقط مسئله غریزه جنسی نیست و پیوندی که بر این اساس شکل می گیرد ، زود از هم می گسلد : جاذبه جنسی برای مدّت کوتاهی ، پنداری از وصل خلق می کند ؛ ولی این پیوند ، اگر با عشق همراه نباشد ، دو بیگانه را به اندازه قبل از آشنایی ، جدا نگه می دارد، گاهی در آنها ایجاد شرم می کند و گاه حتی باعث می شود که آن دو نفر ، از هم متنفّر شوند ؛ زیرا وقتی که پندارشان زائل می شود، هردو، بیگانگی خود را به مراتب ، آشکارتر از قبل احساس می کنند. (2)

همان‌طور که از دو روایت پیش گفته به دست آمد ، نیاز انسان به انس و انیس و کشش زن و مرد نسبت به یکدیگر ، در طبیعت انسانی است و این ، در کنار کشش جنسی این دو به یکدیگر است . شاید فرموده امام صادق علیه السلام که فرمود : «علاقه به زن ، از اخلاق انبیاست» . (3) «

________________________________________ 1- .ر. ک : همان ، ص 47 . 2- .همان ، ص 73 . 3- .الکافی ، ج 5 ، ص 320 ؛ تهذیب الأحکام ، ج 7 ، ص 403 ؛ مکارم الأخلاق ، ص 197 .

انسان ها در دنیا و آخرت ، از بیشترین چیزی که لذّت برده اند ، لذّت زن ها بوده است» ، (1) همین کشش (یا اعم از آن : کشش جنسی) باشد، بویژه این که معنای لذّت ، بسیار وسیع است و لذّت های معنوی را نیز در برمی گیرد. با این وصف ، بهتر می توانیم سخن پروردگار را درک کنیم که فرمود : «وَ مِنْ ءَایَتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَ جًا لِّتَسْکُنُواْ إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَ رَحْمَهً» . (2)

این به همان معناست که زن و مرد ، نیمه گم شده یکدیگرند که وقتی یکدیگر را می یابند ، احساس آرامش و سکون می کنند و به هم علاقه و مهر پیدا می کنند ؛ زیرا خداوند ، آنها را طوری آفریده که به یکدیگر مهر و علاقه داشته باشند. بنا بر این ، ارتباط زن و مرد فقط یک ارتباط مربوط به امور جنسی نیست ؛ بلکه ارتباطی عمیق است که یکی از پایه های آن ، نیاز انسان به یک همدم و فرار از تنهایی است و زن و مرد ، به علّت همین نیاز روحی است که به یکدیگر ، کشش پیدا می کنند.

اصول مرتبط با مبنای سوم

با توجّه به این مبنای طبیعی در وجود انسان (نیاز انسان به همدم)، باید در جریان تربیت جنسی ، به قواعد و اصول زیر توجّه شود :

پرورش نگرش اُنسی به جنس مخالف

از جمله اصول تربیتی ای که باعث رشد و شکوفایی تمایل طبیعی آدمی در قلمرو نیاز به اُنس و همدم می شود، رشد نگرش انسی به جنس مخالف در هر زن و مرد است ؛ یعنی آنها باید بدانند که برای انس با یکدیگر پدید آمده اند و در ارتباط با هم به آرامش می رسند . و از این رو ، لازم است که در خودشان نگرش مثبت و مطلوب را نسبت به همدیگر، تقویت نمایند. امروزه نگرش تک بعدی بین بسیاری از مردان و زنان ، نسبت به جنس مخالف وجود دارد و آن، این است که صرفاً جنس مخالف ،

________________________________________ 1- .الکافی ، ج 5 ، ص 321 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 23 . 2- .سوره روم ، آیه 21 .

وسیله ای برای خاموش کردن التهاب جنسی است . این نگرش ، باعث شده که از طرفی ، فساد و فحشا و بی بند و باری در دنیا رایج شود ، به اندازه ای که پا را از حیوانیت هم فراتر گذاشته اند و به مرحله «بل هم أضل» (1) رسیده اند و از طرف دیگر، ازدواج ها، بر پایه ای سست بنا شود که نتیجه آن، فروریختن بنیان خانواده و یا ساختن و سوختن زن و مرد است. مسلماً اگر نگرش دختر و پسر نوجوان ما نسبت به جنس مخالف، نگرش نیاز به همدم و به دلیل محبّت و علاقه ای که خداوند در نهاد زن ومرد نسبت به هم قرار داده بود، این همه فساد و بی بند و باری جنسی وجود داشت! حدیث های یاد شده ، بر لزوم داشتن نگرش صحیح و واقع بینانه و پرهیز از نگرش تک بعدی به جنس مخالف دلالت دارند.

توجّه به تجانس روحی در همسریابی

از جمله اصول تربیت جنسی که از مبنای نیاز به انس و انیس ، قابل کشف است ، این است که در همسریابی، هر یک از زن و مرد باید به جنس مخالفی توجّه نماید که از نظر روانی، شخصیتی، فرهنگی، اخلاقی و شئونات اجتماعی ، متجانس با وی باشد ؛ زیرا به صورت طبیعی ، با چنین فردی ، بهتر می تواند انس بگیرد. امام علی علیه السلام می فرماید : کُلُّ امرِءٍ یَمِیلُ إِلَی مِثلِهِ . (2)

هر فردی به همانند خود ، متمایل می شود. در حدیث دیگری نیز فرمود : کُلُّ شَی ءٍ یَمِیلُ إِلَی جِنسِهِ . (3) هر چیزی به جنس مشابه خود متمایل می شود. ________________________________________ 1- .ر. ک : سوره مائده ، آیه 179 . 2- .غرر الحکم و درر الکلم ، ج 4 ، ص 532 ، ح 6865 ؛ میزان الحکمه ، ج 6 ، ص 3010 ، ح 10227 . 3- .غرر الحکم و درر الکلم ، ج 4 ، ص 531 ، ح 6863 ؛ میزان الحکمه ، ج 6 ، ص 3010 ، ح 10229 .

همچنین می فرماید : النُّفُوسُ أَشکَالٌ فَمَا تَشَاکَلَ مِنهَا اتَّفَقَ، وَالنَّاسُ إِلَی أَشکَالِهِم أَمیَلُ . (1)

انسان ها متفاوت اند ؛ آنها که مشابه هم هستند ، با هم متّفق اند و مردم به همانندهای خود، تمایل بیشتری دارند. امیر مؤمنان علیه السلام در بخشی از وصیت خود به فرزندشان نیز چنین فرمود : یَا بُنَیَّ إِنَّ القُلُوبَ جُنُودٌ مُجَنَّدَهٌ تَتَلاحَظُ بِالمَوَدَّهِ ، تَتَنَاجَی بِهَا وَکَذَلِکَ هِیَ فِی البُغضِ فَإِذَا أَحبَبتُم الرَّجلَ مِن غَیرِ خَیرٍ سَبَقَ إِلَیکُم فَارجُوهُ، وَ إِذَا أَبغَضتُم الرَّجُلَ مِن غَیرِ سُوءٍ سَبَقَ مِنهُ إِلَیکُم فَاحذَرُوهُ . (2)

ای فرزندان من ! همانا دل های آدمیان ، مانند لشکریانی هستند که دور هم جمع شدند ؛ بعضی از آنها نسبت به بعضی مودّت دارند و این مودّت ، آنها را به هم نزدیک و صمیمی می کند و بعضی بر عکس ، به هم بغض دارند. پس اگر احساس کردید که فردی را دوست دارید ، بدون این که خیری از او به شما رسیده باشد، پس به او امیدوار باشید . و اگر از فردی بدتان آمد ، بدون این که قبلاً از او بدی ای به شما برسد، پس ، از او دوری گزینید. به نظر نویسنده کتاب نهج السعاده ، ظاهراً این قسمت حدیث، از هماهنگی تکوینی بعضی از دل ها با دل های دیگر و از انس و الفت بین دو روح متجانس و تنفّر و وحشت بین دو روح مخالف ، حکایت دارد. این ، موضوعی نیست که در اثر معاشرت و خوش رفتاری یا بدرفتاری بین دو نفر ایجاد شود ؛ زیرا بر تمایل بعضی افراد به بعضی دیگر و انزجار آنها از افراد دیگر ، بدون این که هیچ بدی ای از آنها رسیده باشد، دلالت دارد. روایات دیگری نیز مؤیّد آن است ، مانند این که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : الأَنفُسُ أَجنَادٌ مُجَنَدَهٌ ، وَ إِنَّهَا لَتَتَشَامّ فِی الهَوَی کَمَا تَتَشَامّ الخِیلُ فَمَا تَعَارَفَ مِنهَا ائتَلَفَ وَ مَا تَنَاکَرَ مِنهَا اختَلَفَ . (3) ________________________________________ 1- .بحار الأنوار ، ج 78 ، ص 92 ، ح 100 ؛ میزان الحکمه ، ج 6 ، ص 3008 . 2- .الأمالی ، طوسی ، ص 595 ؛ بحار الأنوار ، ج 42 ، ص 248 . 3- .نهج السعاده ، ج 8 ، ص 254 .

در حدیث دیگری فرمود : خَلَقَ اللّهُ الأَروَاحَ قَبلَ الأَجسَادِ بِأَلفَی عَامٍ، ثُمَّ أَسکَنَهَا الهَوَاءَ، فَمَا تَعَارَفَ مِنهَا، ائتَلَفَ ههُنَا، وَ مَا تَنَاکَرَ، اختَلَفَ ههُنَا . (1)

خداوند ، ارواح را دو هزار سال پیش از خلق اجسام آفرید . سپس آنها را در آسمان ، مسکن داد . پس هر کدام از آنها که در آن جا با هم ، آشنایی ای داشتند ، در این جا انس و الفت پیدا کردند و هر کدام که در آن جا ناشناس بودند ، برای یکدیگر در این جا ، با هم اختلاف پیدا می کنند. به نظر می رسد، گرچه احادیث فراوانی به این هماهنگی تکوینی اشاره دارند ، ولی در وصیت نامه امام علی علیه السلام لزوم هماهنگ شدن با افرادی که محبّت آنها در دل ما وجود دارد نیز سفارش شده است. عبارت «پس نسبت به افرادی که دوستشان دارید ، امیدوار باشید و از کسانی که از آنها بدتان می آید ، دوری گزینید»، از هماهنگی تشریعی حکایت دارد و بر اصل تربیتی توجّه به «تجانس روحی» در گرفتن همراه، دوست و همسر دلالت می نماید. بنا بر این ، در جریان تربیت و بویژه در تربیت جنسی و به منظور همسریابی باید تشابه و تجانس روحی روانی کسی که می خواهد با او زندگی کند، مورد توجّه و بررسی قرار گیرد و بدون آن اقدام به همسریابی ننماید. پیوند زناشویی و ارتباط زن و شوهر ، مانند ارتباط دو دوست است. همان طور که دو نفر اگر با هم از نظر روحی ، هم سنخ نباشند ، نمی توانند به رابطه دوستانه خود ادامه دهند و اگر ادامه بدهند هم ، رابطه صمیمانه ای نخواهند داشت .

در پیوند زناشویی که در آن ، روابط دو فرد باید از تمامی روابط انسانی دیگر ، صمیمانه تر باشد، اگر از نظر روحی، شخصیتی، اخلاقی و اجتماعی با یکدیگر ، هم سنخ نباشند ، رابطه آنها تداوم نخواهد داشت و اگر ظاهراً در کنار هم باقی بمانند، باطناً و روحاً از یکدیگر جدا خواهند بود و این رابطه ، یک رابطه مطلوب نخواهد بود. توجّه به همانندی زن و شوهر در شخصیت و ویژگی های روانی، اخلاقی، فکری و معنوی شان ، از جمله اموری است که در احادیث زیادی ، مورد تأکید قرار گرفته است.

احادیث مربوط به کفو بودن، همفکر بودن و رضایت اخلاقی از جنس مخالف

________________________________________ 1- .همان جا ؛ بحار الأنوار ، ج 40 ، ص 222 .

داشتن، توصیه به این اصل تربیتی است. در این جا فقط به یک حدیث اشاره می کنیم که فردی از پیامبر صلی الله علیه و آله در این زمینه سؤال کرد و ایشان فرمود : إِذَا جَاءَکُم مَن تَرضَونَ خُلُقَهُ وَ دِینَهُ فَزَوِّجُوهُ. فَقَالُوا : یَا رَسُولَ اللّهِ وَ إِن کَانَ دَنِیَّاً فِی نَسَبِهِ ؟ قَالَ: إِذَا جَاءَکُم مَن تَرضَونَ خُلُقَهُ وَ دِینَهُ فَزَوِّجُوهُ، إِلَا تَفعَلُوهُ تَکُن فِتنَهٌ فِی الأَرضِ وَ فَسَادٌ کَبِیرٌ . (1)

اگر فردی به خواستگاری دختر شما آمد که از دین و اخلاق او راضی بودید ، وی را تزویج کنید . پرسیدند: ای رسول خدا! حتی اگر از نظر اصل و نسب، پست باشد؟ پیامبر فرمود : اگر کسی به خواستگاری دختر شما آمد که دین و اخلاق او را می پسندید ، او را تزویج کنید ؛ که اگر این کار را نکنید ، فتنه و فساد بزرگی در زمین به وجود خواهد آمد .

اصل ازدواج بر اساس خواست دختر و پسر

سومین اصل بر مبنای نیاز انسان به اُنس ، این است که ازدواج ، بر اساس تمایل و خواسته خود دختر و پسر باشد. از آن جا که هر دختر و پسری، با توجّه به ویژگی های روانی اش با دیگری اُنس می گیرد ، میل، احساس و خواست او ، اصل مهم در انتخاب همسرش است و نباید والدین و یا افراد دیگر ، خواست و احساس خود را بر او تحمیل کنند. فضیل بن یسار ، از اصحاب امام محمّد باقر علیه السلام به ایشان عرض کرد : إِنَّ لامرَأَتِی أُختَا مُسلِمَهً لا بَأَسَ بِرَأیِهَا وَلَیسَ بِالبَصرَهِ أَحَدٌ فَمَا تَرَیَ فِی تَزوِیجِهَا مِن النَّاسِ ؟ فَقَالَ : لا تُزَوِّجَها إِلَا مِمَّن هُوَ عَلَی رَأیِهَا وَتَزوِیجُ المَرأَهِ (الَّتِی) لَیسَت بِنَاصِبَهٍ لا بَأسَ بِهِ . (2)

همسرم خواهر مسلمانی دارد که دختر فهمیده ای است ، و در بصره ، کسی که مناسب او باشد وجود ندارد. نظر شما چیست که او را به عقد یکی از مردم عادی ، درآورم؟ امام فرمود : جز با فردی که خودش نظر موافقی نسبت به او دارد ، او را تزویج نکنید . ________________________________________ 1- .الکافی ، ج 5 ، ص 347 ؛ تهذیب الأحکام ، ج 7 ، ص 394 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 78 . 2- .النوادر ، اشعری ، ص 131 ح 336 ؛ بحار الأنوار ، ج 100 ، ص 378 .

این مسئله ، در مورد پسران هم صادق است. یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام به ایشان عرض کرد: مادر و پدرم ، دختری را برای همسری با من انتخاب کرده اند ؛ ولی من ، دختر دیگری را دوست دارم . با کدام یک از آنها ازدواج کنم ؟ امام فرمود : تَزَوَّجِ الَّتِی هَوِیتَ وَدَعِ الَّتِی یَهوَی أَبوَاکَ . (1)

با آن کسی که او را دوست داری ازدواج کن و از آن کسی که پدر و مادرت دوست می دارند ، صرف نظر کن . تأکید بر این اصل ، از دو جهت است : اوّل این که انسان ، با کسی که به او تمایل ندارد، انس پیدا نمی کند ؛ دوم این که اجبار انسان به انجام دادن کار ، باعث ایجاد نفرت نسبت به آن کار می شود، طوری که فردی دیگر ، به فواید و جنبه های مثبت آن نمی اندیشد و آن را تماماً مضرّ و تن فرآور تصوّر می کند، حتی اگر فردی که وی با او ازدواج کرده ، از بهترین ها باشد ؛ امّا چون از روی اجبار بوده ، نمی تواند با او مأنوس شود، مگر این که به مرور ، جنبه اجبار ، کم رنگ شود و توجّه او به جنبه های دیگر جلب شود، که این اتفاق نیز معمولاً رخ نمی دهد.

زیبادوستی

اشاره

آدمی با علم حضوری، تمایل و گرایش فطری و طبیعی خود را به زیبایی درک می کند. روان شناسان نیز زیبادوستی انسان را امری سرشتی می دانند و در متون دینی، ضمن پرداختن به زیبایی های ظاهری و معنوی، بر توجّه به زیبایی های طبیعی خود و دیگران در برقراری ارتباط و معاشرت با آنها تأکید شده است. پیامبر صلی الله علیه و آله ضمن جلب توجّه افراد به جوانی و جمال طبیعی خودشان، بر افزایش آن ، توصیه داشته ، می فرماید : اختَضِبُوا بِالحِنَّاءِ ، فَإِنَّهُ یُزِیدُ فِی شَبَابِکُم وَ جَمَالِکُم . (2)

با حنا خضاب کنید (خود را بیارایید) ؛ زیرا که به جوانی و زیبایی شما می افزاید. ________________________________________ 1- .الکافی ، ج 5 ، ص 401 ؛ تهذیب الأحکام ، ج 7 ، ص 392 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 293 . 2- .مکارم الأخلاق ، ص 82 ؛ کنز العمّال ، ج 6 ، ص 666 .

نیز آن حضرت، به منظور ارضای نیاز طبیعی افراد به زیبایی ها ، درباره همسریابی و زندگی و معاشرت می فرماید : عَلَیکُم بِالوُجُوهِ المِلاحِ وَ الحَدَقِ السُّودِ . (1)

بر شما باد با زیبارویان نمکینْ چهره و مشکین چشم ، معاشرت کنید. تمایل به زیبایی و آراستگی ، در طول زندگی هر فردی وجود دارد ؛ ولی در دوره نوجوانی و جوانی ، نمود بیشتری دارد . از طرف دیگر ، توجّه به جنس مخالف و جلب نظر او ، باعث می شود که بیشتر به این مسئله اهمّیت دهند. این امر ، به ایجاد این توهّم غلط در والدین می انجامد که نوجوان آنها ، صرفاً به منظور جلب توجّه جنس مخالف ، به زیبایی خود توجّه می کنند . لذا احیاناً به منظور امر به معروف و نهی از منکر و گاهی برای نهی از تجمّل گرایی و ... از در مخالفت و ستیز با نوجوان ، وارد می شوند که این امر ، به درگیری بین والدین و نوجوان می انجامد . والدین ، شکایت می کنند که فرزندان آنها منحرف شده اند و در راه های نادرست افتاده اند و نوجوانان از این گله مندند که والدین ، نیازهای آنها را درک نمی کنند و... در صورتی که والدین باید توجّه کنند که نیاز به زیبایی و زیبا جلوه دادن، از جمله نیازهای طبیعی ای است که در همه سنین وجود دارد و حتی در بزرگ سالی نیز ادامه پیدا می کند و فقط در دوره نوجوانی ، شدّت آن بیشتر است . والدین باید بدانند که آراستگی جوانان ، به منظور «اغواگری» نیست . بنا بر این ، باید به دنبال راه هایی باشند که این نیاز نوجوان و جوان ، در قالبی صحیح ارضا شود تا هم او راضی شود و هم این نیاز برای اغواگری جنسی ، مورد استفاده قرار نگیرد.

اصول مرتبط با مبنای چهارم

اشاره

با توجّه به مبنای زیبادوستی (مبنای چهارم) ، باید در روند تربیت جنسی ، به اصول زیر توجّه شود : ________________________________________ 1- .الأمالی ، طوسی ، ص 312 ؛ مستدرک سفینه البحار ، ج 2 ، ص 248 .

اصل توجّه به زیبایی های خویش

از آن جهت که زیبادوستی ، یک استعداد و تمایل فطری و طبیعی است که خداوند حکیم ، آن را در وجود بشر سرشته است و فعل خدا هم بدون هدف نیست ، باید این تمایل و استعداد ، پرورش یابد و با جهت دهی آن به سوی اهداف در نظر گرفته شده آفرینش، رشد پیدا کند. شناسایی و توجّه هر یک از دختر و پسر به زیبایی های گوناگون جسمی و روانی خود و شناخت زیبایی و هنرمندی خدا در خویشتن، شناخت نشانه ای از زیبایی های خلقت پروردگار است که هر انسانی می باید از آن بهره مند باشد. لازمه خردمندی انسان ، این است که زیبایی ها و ظرافت های موجود در چینش و ساختار وجودی خویش را شناسایی کند و زیبایی آفرینش خدا را در خویش مشاهده نماید . وی باید باور کند که در راستای اهداف نظام هستی و موقعیت آفرینشی وی در این نظام و با توجّه به جنبه های گوناگون زیبایی در هر فرد، زیبا آفریده شده است و بهترین و نیکوترین مخلوق خداوندی محسوب می گردد و به دلیل زیبایی آفرینش اوست که خداوند ، خود را «احسن الخالقین» (1) خوانده و به خود تبریک گفته است . توجّه به زیبایی های خویش و آشکار ساختن و بهره مندی از آن، از اموری است که خداوند ، آنها را دوست دارد. امام صادق علیه السلام از امیر المؤمنین علیه السلام نقل می کند که فرمود : إِنَّ اللّهَ جَمِیلٌ یُحِبُّ الجَمَالَ وَ یُحِبُّ أَن یَرَی أَثَرَ النِّعمَهِ عَلَی عَبدِهِ . (2)

خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد و دوست دارد اثر نعمت های زیبایی را که عطا کرده ، بر بنده اش مشاهده نماید. امام رضا علیه السلام نیز فرمود : إِذَا أَنعَمَ اللّهُ عَلَی عَبدِهِ بِنِعمَهٍ أَحَبَّ أَن یَرَاهَا عَلَیهِ لِأَنَّهُ جَمِیلٌ یُحِبُّ الجَمَالَ . (3) ________________________________________ 1- .ر. ک : سوره مؤمنون ، آیه 14 . 2- .الکافی ، ج 6 ، ص 438 ، ح 1 ؛ وسائل الشیعه ، ج 5 ، ص 5 . 3- .الکافی ، ج 6 ، ص 438 ، ح 4 ؛ وسائل الشیعه ، ج 5 ، ص 5 . هنگامی که خداوند به بنده اش نعمتی می دهد ، دوست دارد آن را بر بنده اش مشاهده کند ؛ زیرا خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد. بنا بر این ، لازم است به زیبایی های خدادادی توجّه کرد و آنها را در وجود خود پذیرفت و به آن افتخار کرد و حتی با آراستگی و مشاهده زیبایی های خویش، از آثار روانی عاطفی آن برخوردار گردید. با اجرای این اصل و شناسایی زیبایی های هر یک از دختر و پسر در خویش، فرد ، نسبت به خود، نگرش مثبت پیدا می کند، اعتماد به نفسش بالا می رود ، احساس ارزشمندی می نماید و در ارتباط با دیگران ، احساس کمبود نمی کند از این رو ، نسبت به بسیاری از انحرافات (از جمله انحراف جنسی) مصونیت می یابد ، مرتکب رفتارهای نابه هنجار جنسی نمی شود و از آراستن های افراطی پرهیز می نماید.

احساس ارزشمندی و خودباوری در چنین فردی ، باعث می شود که او نسبت به زندگی آینده خود خوشبین باشد و درباره آن، با خردمندی و صبر و حوصله تصمیم بگیرد ؛ برخلاف کسی که به جنبه های گوناگون هستی و زیبایی های خویش پی نمی برد و خود را زیبا نمی داند و نگرش مثبتی نسبت به خود ندارد، احساس حقارت و پستی می کند و در مقایسه با دیگران ، آنها را از خود برتر، توانمندتر و موفّق تر می داند. چنین فردی ، آینده زندگی خویش را مبهم و تاریک می بیند، تصمیم گیری های خردمندانه ندارد ، درباره زندگی مشترک خود با دیگری ، به شرایط نامطلوب تن می دهد و آرامش و خوش بختی را از خود و یا دیگری سلب می کند. این گونه افراد ، به دلیل پستی و نازیبایی ای که در خود احساس می کنند، از انجام دادن رفتارهای نابه هنجار، (بویژه رفتارهای نابه هنجار جنسی) مصون نمی ماند. امام صادق علیه السلام منشأ انحراف ها و گمراهی ها و انجام دادن رفتارهای نابه هنجار را همین احساس حقارت و پستی در افراد می داند و می فرماید : مَا مِن أَحَدٍ یَتِیهُ إِلَا مِن ذلَّهٍ یَجِدُهَا فِی نَفسِهِ . (1) ________________________________________ 1- .الکافی ، ج 2 ، ص 312 ؛ بحار الأنوار ، ج 73 ، ص 225 ، ح 17 .

هیچ کسی به ورطه گمراهی و سرگردانی نمی افتد، مگر به دلیل احساس پستی ای که در خودش می یابد. همچنین در منشأ بودن احساس حقارت برای رفتار تکبّرآمیز و زورگویی به دیگران می فرماید : مَا مِن رَجُلٍ تَکَبَّرَ وَ تَجَبَّرَ إِلَا لِذِلَّهٍ وَجَدَها فِی نَفسِهِ . (1) هیچ فردی ، تکبّر نمی ورزد و با زورگویی با کسی رفتار نمی کند ، مگر آن که این رفتارها از پستی ای است که در خودش احساس می کند.

اصل پرهیز از تبرّج

زیبایی ها موجب جاذبه میان انسان ها می شوند و روند ارتباط را تسهیل می کنند و می توانند شهوت جنسی را برانگیزند و موجب ارتباط جنسی نیز شوند . از این رو ، در مواردی که روابط جنسی منع شده اند ، باید از خودآرایی و نمایان ساختن زیبایی های خود پرهیز نمود .

این امر ، به عفّت و خویشتنداری جنسی جوانان ، کمک شایانی می نماید و از تحریکات نابه جای جنسی آنها جلوگیری می کند . بسیاری از آموزه های دین در قلمرو تربیت جنسی ، بر همین اصلْ استوار است که به جهت کثرت ، تنها به سرفصل های آنها اشاره می گردد . بحث حجاب و پوشش که آیات و روایات فراوانی درباره آن وارد شده ، بر همین منطقْ استوار است .

پوشش مناسب ، زیبایی های تحریک کننده را از دید نامحرمْ پنهان می سازد و بدین سان ، زمینه انحراف جنسی را از میان می بَرَد . نهی از آراستن خود برای فرد نامحرم نیز در همین راستا قابل تحلیل است ؛ همچنین نهی استفاده از عطر در برخورد با نامحرم .

تمایل فطری انسان به بوی خوش ، می تواند زمینه ارتباط با نامحرم را فراهم آورد . از این رو ، استفاده نکردن از عطر در برخورد با نامحرم ، این احتمال را از میان می بَرَد .

________________________________________ 1- .الکافی ، ج 2 ، ص 312 ؛ بحار الأنوار ، ج 73 ، ص 225 ، ح 17 .

از سوی دیگر ، پرهیز از سخن گفتن همراه با ناز و عشوه نیز به خاطر جلوگیری از تحریک جنسی است . انسان ، طبیعتا به سمت صدای خوش و سپس صاحب صدا جذب می شود . از این رو ، اگر در روابط با نامحرم ، این واقعیت ، مورد توجّه قرار نگیرد ، زمینه ارتباط ناسالم جنسی را فراهم خواهد ساخت . گذشته از اینها ، نوع برخوردها و رفتارها نیز تعیین کننده اند . برخی رفتارهای به ظاهر زیبا و یا حرکات موزون ، می تواند طبع زیبا ، پسند انسان را تحریک کند و زمینه ارتباط ناسالم جنسی را فراهم آورد . از این رو ، در آموزه های دینی ، بر رفتار با وقار و همراه با حیا و پرهیز از انجام دادن حرکات موزون در برابر نامحرم تأکید شده است . در برابر محرم غیر شوهر نیز تبرّج (خودنمایی) ، از آن جهت که ممکن است به روابط ناسالم جنسی بینجامد ، مورد توجّه است .

البته برای شوهر ، بر استفاده از همه زیبایی ها تأکید شده است و خودنمایی ای ، که زمینه روابط جنسی بهتر را فراهم می سازد ، سفارش شده است . بنا بر این ، زیبایی های جنسی باید در قالب ازدواج هدایت شوند و از انحراف آن پیشگیری گردد تا به زیبایی بالاتر و ارزشمندتر دیگری به نام «عفّت» ضربه وارد نشود . از همین رو باید از شکل گیری زیبایی های تحریک کننده جنسی جلوگیری کرد و از دیدن زیبایی هایی که می تواند زمینه تحریک جنسی و سپس انحراف جنسی را فراهم آورد ، خودداری نمود .

در چنین مواردی ، کنترل نگاه ، عامل بسیار مؤثّری برای جلوگیری از تحریکات جنسی است . آیات و روایات فراوانی که بر کنترل نگاه تأکید کرده و به بیان زیان های نگاه نادرست و فواید فرو بستن چشم از نامحرم پرداخته اند ، همگی بر همین مبنا استوارند .

اصل توجّه زوجین به زیبایی های یکدیگر

از جمله اصول تربیت جنسی که زیبادوستی فطری ، مبنای آن است ، توجّه زوجین به مجموعه زیبایی های جسمی و روانی یکدیگر است. توجّه همسران به زیبایی های یکدیگر، علاوه بر این که موجب کشف نشانه هایی از هنرمندی است ، به شکل جدّی ، توجّه نشده است. در ادامه ، برخی از این احادیث را بیان می کنیم: فردی از امام کاظم علیه السلام پرسید که آیا ایشان خضاب می کند؟ و امام در پاسخ فرمود : نَعَم بِالحِنَّاءِ وَالکَتَمِ ، أَمَا عَلِمتَ أَنَّ فِی ذَلِکَ لَأَجرَا إِنَّهَا تُحِبُّ أَن تَرَی مِنکَ مِثلَ الَّذِی تُحِبُّ أَن تَرَی مِنهَا وَلَقَد خَرَجنَ نِسَاءٌ مِنَ العَفَافِ ... . (1) بله ! با حنا و وسمه چرا که آراستگی مرد ، عفّت زنان را زیاد می کند و چه بسیار زنانی که به خاطر بی توجّهی شوهرانشان به آراستگی و زیبایی خود، عفّت خود را از دست داده اند.

این حدیث اولاً ، سیره عملی امام علیه السلام در معاشرت خانوادگی را نشان می دهد که ایشان با توجّه به مقام بالای دینی خود (که از هر عارفی ، عارف تر و از هر زاهدی ، زاهدتر بودند) ، نسبت به وظایف خانوادگی و نیازهای همسرشان غفلت نمی کردند ؛ بلکه در جایگاه یک عابد، عابد کامل بودند و در جایگاه همسر ، یک همسر وظیفه شناس . باید دانست که وظیفه ، صرفاً تأمین معاش و نفقه نیست ؛ بلکه یک همسر واقعی ، همان طور که انتظار دارد همسرش نیازهای او را برآورد ، او نیز باید به تأمین نیازهای مختلف همسرش بپردازد.

ثانیاً ، این حقیقت باید تأکید شود که زیبایی شوهر و آراستگی او، برای زن ، مهم است و مرد باید به آن ، توجّه کند تا میل به زیبایی بینی زن ، اشباع شود. این امر ، نشان دهنده این است که بی توجّهی مرد به این مسئله ، در روحیه و علاقه زن نسبت به شوهرش ، تأثیر منفی دارد و حتّی ممکن است که او را از شوهر خویش متنفّر سازد و وی را به سمت مردان دیگر بکشاند. امام باقر علیه السلام نیز این میل زن را (با توجّه به روان شناسی زن) چنین بیان می فرماید : النِّسَاءُ یُحبِبنَ أَن یَرَینَ الرَّجُلَ فِی مِثلِ مَا یُحِبُّ الرَّجُلِ أَن یَرَی فِیهِ النِّساءُ مِنَ الزِّینَهِ . (2)

________________________________________ 1- .مکارم الأخلاق ، ص 81 ؛ بحار الأنوار ، ج 76 ، ص 102 . 2- .مکارم الأخلاق ، ص 80 ؛ بحار الأنوار ، ج 76 ، ص 101 .

زنان ، دوست دارند که همسر خود را در زینت ببینند، همان طور که مرد دوست دارد که زن خود را در زینت ببیند. سپس امام فرمود : «آیا دوست داری او را مثل خودت که نامرتب هستی ببینی؟» .

در ادامه ، امام علیه السلام می فرماید : پاکیزگی، استعمال بوی خوش، کوتاه کردن مو و نزدیکی کردن با همسر ، از اخلاق پیامبران است. امام باقر علیه السلام با این بیان ، اولاً ، به مردان ، این پیام را می دهد که نباید فقط از روی خودخواهی ، به ارضای نیازهای خود بپردازند و انتظار داشته باشند که همسر آنها همواره تمیز و آراسته و مرتّب باشد و طوری برخورد کنند که گویی وظیفه زن است که خود را زیبا سازد و مردها فقط باید لذّت ببرند ووظیفه متقابلی ندارند ؛ بلکه به این مسئله توجّه کنند که همان طور که آنها دوست ندارند همسر خود را نامرتّب ببینند ، همسر آنها نیز همین حس متقابل را دارد . ثانیا ، امام تأکید می کند که آراستگی ، تمیزی ، خوشبویی و آمیزش ، نه تنها با مؤمن بودن و زاهد بودن ، منافاتی ندارد ، بلکه پیامبران که الگوی مؤمنان هستند نیز به این امور توجّه می کنند .

از آن جا که آراستگی و پاکیزگی، زیبایی های فرد را در برابر دیگری نمودار می سازد، پیامبر صلی الله علیه و آله خطاب به مردان می فرماید : إِغسِلُوا ثِیَابَکُم ، وَخُذُوا مِن شُعُورِکُم وَاستَاکُوا وَتَزَیَّنُوا وَتَنَظَّفُوا، فَإِنَّ بَنِی إِسرَائِیلَ لَم یَکُونُوا یَفعَلُونَ ذَلِکَ فَزَنَت نِسَاؤُهُم . (1)

لباس های تمیز بپوشید، موهای خود را کوتاه کنید ، مسواک بزنید و خود را تمیز و زیبا کنید ؛ چرا که مردان بنی اسرائیل از اینها خودداری کردند ، پس زنان آنها دچار روابط نامشروع شدند. در حدیث دیگری پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : لِیَتَهَیَّأ أَحَدُکُم لِزَوجَتِهِ کَمَا یُحِبُّ أَن تَتَهَیَّأُ زَوجَتُهُ لَهُ، قَالَ أَبُو جَعفَرٍ علیه السلام : یَعنِی التَّنَظُّفَ . (2) ________________________________________ 1- .جامع الصغیر ، ج 1 ، ص 184 ؛ کنز العمّال ، ج 6 ، ص 640 . 2- .دعائم الإسلام ، ج 2 ، ص 210 ؛ مستدرک الوسائل ، ج 14 ، ص 296 .

بر شما باد که برای همسر خود آماده شوید ، همان طور که همسرانتان برای شما آماده می شوند . امام صادق فرمود : یعنی با پاکیزگی آماده شود. در لغت ، «هیّأ» هم به معنای آماده کردن است و هم به معنای زینت دادن. بنا بر این ، معنای «یتهیّأ» در روایت، هم می تواند آمادگی باشد و هم زینت کردن و مراد از آمادگی هم فراهم کردن مقدّمات تحریک جنسی برای انجام دادن عمل آمیزش است. به هرحال در این حدیث ، پاکیزگی ، عاملی برای زیبایی یا آمادگی روحی (تمایل روحی زن به شوهر) ، معرّفی شده است. از مجموع این احادیث ، چنین برداشت می شود که :

1 . زینت کردن و پاکیزگی زن و مرد برای یکدیگر ، از جمله محرّک های آنان به شکوفایی تمایل فطری آنها به زیبایی است ؛

2 . زن ، به پاکیزگی ، زینت، بوی خوب و آراسته بودن موهای مرد نیاز دارد ؛

3 . آراستگی، تمیز بودن و مرتّب بودن مرد، زن را به او متمایل می سازد و او را از نظر جنسی ، آماده می کند ؛

4 . بی توجّهی شوهر به آراستگی و پاکیزگی خود، همسرش را از او متنفّر می سازد و دل زن ، جذب مردان دیگر می شود تا حدّی که ممکن است از راه عفّت ، به در رود ؛

5 . عفّت در زنان ، با ارضای نیازهای طبیعی (از جمله زیباخواهی) آنان تأمین می شود ؛

6 . پاکیزگی مرد و آراسته بودن و خوشبو بودن او علاوه بر این که میل زن به آراستگی و پاکیزگی را ارضا می کند، نشانه توجّه مرد به زن است و از این رو ، نیاز زن به «مورد توجّه بودن» را نیز ارضا می کند.

ه . نیاز به محبّت

اشاره

تمایل آدمی به محبّت کردن و مورد محبّت دیگران قرار گرفتن، گرایشی فطری است که هر فردی ، آن را در خود، می یابد و تا فرد از فطرت و طبیعت خود بیگانه نگردد، این ویژگی ، در وجودش با علم حضوری ، احساس می شود. در متون حدیثی ، با توجّه به این تمایل فطری و طبیعی ، به اهمّیت و لزوم پرورش و رشد این تمایل پرداخته شده ، نقش آن در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی و حیات معنوی ، تبیین شده و گستره آن به همه مردم ، مورد توصیه قرار گرفته است. امام رضا علیه السلام با اشاره به اثر معنوی و مادی محبّت انسان ها نسبت به یکدیگر می فرماید : إِنَّ أَهلَ الأَرضِ لَمَرحُومُونَ مَا تَحَابُّوا وَ أَدَّوا الأَمَانَهَ وَ عَمِلُوا الحَقَّ . (1)

به درستی که اهل زمین ، به صورت مستمر در رحمت (مادی و معنوی) خداوند خواهند بود، مادامی که یکدیگر را دوست داشته باشند و امانتدار و عامل به حق باشند. امام علی علیه السلام می فرماید : أبلَغُ مَا تُستَدَرُّ بِهِ الرَّحمَهُ أَن تَضمُرَ لِجَمِیعِ النَّاسِ الرَّحمَهَ . (2)

رساترین چیزی که می توانی با آن ، رحمت الهی را به خود جلب کنی، این است که در باطن ، با همه مردم ، مهربان باشی . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله محبّت عملی و رفتاری را که منشأ آن ، محبّت درونی و گرایش طبیعی به دوست داشتن است سرآمد رفتارهای عاقلانه می داند و می فرماید : رَأسُ العَقلِ بَعدَ الإِیمَانِ بِاللّهِ، التَّودُّدُ إِلَی النَّّاسِ وَاصطِنَاعُ الخَیرِ إِلَی کُلِّ بَرٍّ وَفَاجِرٍ . (3)

سرآمد تمام اعمال عاقلانه ، بعد از تدّین به دین الهی، بشردوستی و نیکی به همه مردم است، خواه خوب و درستکار باشند یا فاسق و گناهکار. امام باقر علیه السلام تدّین به دین الهی را جزو محبّت نمی داند و می فرماید : هَل الدِّینُ إِلَا الحُبُّ ؟ (4)آیا دین ، غیر از حبّ و دوستی است؟ بنا بر این ، نیاز به محبّت، یک نیاز نخستین است که به خودی خود، استقلال دارد ، ________________________________________ 1- .مشکاه الأنوار ، ص 108 ؛ بحار الأنوار ، ج 75 ، ص 117 . 2- .غرر الحکم و درر الکلم ، ج 2 ، ص 876 ، ح 3353 ؛ میزان الحکمه ، ج 4 ، ص 2004 . 3- .عیون أخبار الرضا علیه السلام ، ج 1 ، ص 38 ؛ وسائل الشیعه ، ج 16 ، ص 295 . 4- .الخصال ، ص 21 ؛ بحار الأنوار ، ج 69 ، ص 237 ؛ جامع أحادیث الشیعه ، ج 16 ، ص 210 . نه نیاز ثانویه که از نیازهای دیگر مشتق شده باشد، گرچه فروید ، آن را یک نیاز ثانویه می داند که منتج از نیاز به تغذیه است ؛ امّا جان بالبی (روان شناس) ، با آزمایش و برهان علمی ، ثابت کرد که نیاز به محبّت، یک نیاز نخستین است و از هیچ نیاز دیگری مشتق نشده است ؛ نیازی اساسی که برای تحول شخصیت ، لازم است . (1)

مزلو ، نیاز به محبّت و عشق را در سلسله نیازها، پس از نیازهای فیزیولوژیک (جسمی) و نیاز به امنیت ، مطرح کرده و معتقد است که در امر تربیت باید به آن پرداخت وگر نه ، عدم ارضای آن، دو نتیجه در پی خواهد داشت :

1 . فرد ، همواره در جستجوی راهی برای تأمین این نیاز خواهد بود ؛

2 . قادر به دوست داشتن و ابراز دوستی به دیگران نخواهد بود. (2)

این دو نتیجه در امر تربیت ، بسیار اهمیت پیدا می کنند. نتیجه اول ، این هشدار را به والدین می دهد که : اگر نیاز به محبّت کودکشان را به نحو مطلوبی ارضا نکنند ، او به کوچک ترین ابراز محبّتی ، پاسخ مثبت می دهد و چه بسا دچار روابط نامشروع و انحرافات جنسی شود ! نتیجه دوم نیز این پیام را می دهد که : افرادی که نیازهای آنها به محبّت ارضا نشود ، در بزرگ سالی و در زندگی زناشویی ، توان ابراز محبّت به همسر و فرزندان خود را نخواهند داشت ؛ زیرا مهرورزی و محبّت ، اگرچه غریزی است ، امّا رفتار مرتبط با آن ، اکتسابی و آموختنی است. (3) ________________________________________ 1- .روان شناسی ژنتیک ، ج 1 ، ص151 . 2- .ر. ک : انگیزش و شخصیت ، ص 79 . 3- .این مسئله ، در آزمایشی که بر میمون ها انجام شد ، قابل اثبات است . میمون هایی که از کودکی ، از مادر خود جدا شدند و با مادران عروسکی ، بزرگ شدند ، بعدها به ندرت ، روابط متقابل سالمی با دیگر میمون ها برقرار کردند و واکنش های جنسی نامناسبی از خود نشان دادند . وقتی که میمون های مادینه ای که از تماس های اجتماعی اوّلیه ، محروم مانده بودند ، موفّق به جفت گیری شدند ، مادرهای بی کفایتی از آب در آمدند که یا به بچّه های خود توجّه نداشتند و یا با آنها بدرفتاری می کردند (ر. ک : زمینه روان شناسی ، ج 1 ، ص 139) .

اگر چه تعمیم دادن نتایج آزمایش های میمون ها به انسان ها باید با احتیاط انجام شود ، امّا شواهد نشان می دهد که دلبستگی طفل به مادرش ، نقش مهم و مشابهی دارد.

اصول مرتبط با مبنای پنجم

از آن جا که از مهم ترین نشانه ها برای تمایل فطری آدمی به محبّت کردن و مورد محبّت قرار گرفتن (مبنای پنجم)، رفتارهای محبّتی جنسی است و معمولاً به صورت طبیعی با محبّت، انس و الفت به جنس مخالف و به صورت غیر طبیعی با جنس موافق، همراه است ، باید در روند تربیت جنسی ، به اصول زیر توجّه کرد :

پیشگیری از محبّت جنسی زودهنگام

برای پاسخ دادن به نیاز طبیعی محبّت و پیشگیری از روابط جنسیِ محبّتی قبل از ازدواج، باید والدین با مهرورزی به کودکان و نوجوانان و زمینه سازی برای محبّت کردن آنان به دیگران، در جهت رشد مطلوب این خواسته طبیعی اقدام کنند و زمینه احساس کمبود محبّت را از بین ببرند تا مبادا فرزندانشان برای جبران آن ، به روابط جنسی زودهنگام و یا انحرافی روی آورند. امام صادق علیه السلام ضمن توصیه به شدّت محبّت نسبت به فرزند و اثر روانی آن بر پیشگیری از انحراف فرزند می فرماید : إِنَّ اللّهَ عز و جل لَیَرحَمُ الرَّجُلَ لِشِدَّهِ حُبِّهِ لِوَلَدِهِ . (1)

خداوند متعال ، به دلیل شدّت حبّ انسان نسبت به فرزندش به او رحم می کند. رحمت خداوند ، شامل رحمت های دنیوی و اخروی (هر دو) است . از جمله رحمت های خدا به بنده اش، صالح و شایسته شدن فرزند و عدم انحراف اعتقادی، عاطفی و رفتاری اوست که مایه آبرو، اعتبار و افتخار والدین در زندگی اجتماعی است و به دلیل محبّت به فرزند و تأثیرات روانی عاطفی آن بر فرزند و شایسته ________________________________________ 1- .الکافی ، ج 6 ، ص 50 ؛ کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج 3 ، ص 482 ؛ وسائل الشیعه ، ج 21 ، ص 360 ؛ مکارم الأخلاق ، ص 219 .

پرورش یافتن او، محبّت کننده و مسبّب این شایستگی ها ، از ثواب اخروی خداوند نیز برخوردار می گردد.

2 . اصل لزوم تبلور محبّت در روابط زوجین

اقتضای نیاز طبیعی و فطری آدمی به دوست داشتن و دوست داشته شدن، این است که در همه مراحل رشد و زندگی، به آن توجّه شود و به مقتضای موقعیت رشدی در دوره های مختلف، به گونه ای آن نیاز ، ارضا گردد. چنین نیست که ارضای نیاز به محبّت در دوره کودکی از سوی والدین، نیاز محبّتیِ کودک و نوجوان را نسبت به دوستان، همسالان و ... نیز ارضا کند و دیگر کودک و نوجوانِ ارضا شده از سوی محبّت والدین، نیازی به محبّت دیگران نداشته باشد. درست است که ارضای سلسله نیازها در دوره کودکی ، باعث می شود که کودک ، شخصیت به هنجاری پیدا کند و نسبت به محرومیت این نیاز در بزرگ سالی ، تحمّل بیشتری از خود نشان دهد ، امّا باید توجّه داشت که نیاز به محبّت ، اختصاص به دوره کودکی ندارد ؛ بلکه در همه مقاطع رشدی ، این نیاز وجود دارد و باید به تناسب دوره ، سن ، ضوابط اجتماعی و تمایلات فردی، ارضا گردد.

از جمله موارد ارضای نیاز به محبّت ، در ارتباط با «روابط جنسی زوجین» است که باید این نیاز ، به شکل کامل ، ارضا شود وگر نه، زندگی زناشویی ، دوام پیدا نمی کند.

لازم به توجّه است که نیاز به محبّت زوجین، همان نیاز جنسی نیست و بین ارضای نیاز به محبّت و ارضای نیاز جنسی ، فرق است ؛ بلکه میل جنسی ، از میل به محبّت ، متمایز است و هر دو باید ارضا شوند. روان شناسانِ پس از فروید ، به خوبی ، این تمایز را آشکار می سازند و می نویسند : عشق ، به معنای میل جنسی نیست. میل جنسی را می توان صرفاً به عنوان یک نیاز فیزیولوژیک ، مطالعه کرد، ولی محبّت و عشق، یک نیاز فیزیولوژیک نیست ؛ بلکه در رفتار جنسی ، معمولاً عوامل تعیین کننده بسیاری دخیل است که عمده آنها نیاز به عشق و محبّت است ؛ یعنی در رفتار جنسی ، چه بسا هر دو نیاز ، ارضا می شود. این حقیقت را نیز نباید نادیده گرفت که نیاز به محبّت ، شامل دوست داشتن و دوست داشته شدن می شود . (1)

آلفرد آدلر نیز عشق را یکی از تمایلات عالی انسان می داند و آن را از غریزه جنسی که از یک کشاننده غریزی است جدا می داند. (2)

دکتر رنه آلندی نیز عقیده دارد که : عشق، ابداً به کشش تناسلی محدود نمی شود ؛ بلکه یکی از نیروهای به هم پیوستگی است که در همه مراتب طبیعت ، برای گردآوری عناصر، به صورت ترکیب هایی که فردیت یافته اند، بروفق فرآیند نوعی و نمونه وار زندگی، در کار است . (3)

البته مسئولیت مردان در این زمینه ، سنگین تر است ؛ زیرا از طرفی ، نیاز زنان به دریافت محبّت و مشاهده رفتار عملیِ دالّ بر آن ، بیش از مردان است و از طرف دیگر ، مردان ، کمتر از زنان ، به این رفتارها آگاهی دارند و آنها را ابراز می کنند ؛ در صورتی که زنان ، به علّت طبیعت عاطفی ای که دارند ، بیشتر ، این رفتارها را ابراز می کنند ، امّا متأسفانه ، آنها را کمتر دریافت می کنند. لذا در روایات ، مکرراً به مردانْ سفارش شده که به زنان محبّت کنند و عشق و علاقه خود را ابراز دارند. امام صادق علیه السلام می فرماید : کُلُّ مَن اشتَدَّ لَنَا حُبَّاً اشتَدَّ لِلنِّساءِ حُبَّاً . (4)

هرکس علاقه اش به ما شدیدتر می شود، علاقه او به زنان نیز شدیدتر می گردد. احتمالاً این تأکیدی که معصومان علیهم السلام بر محبّت به زن و علاقه به او داشته اند و مکرراً آن را نشانه ایمان و از اخلاق پیامبران معرفی کرده اند ، به دو دلیل است :

________________________________________ 1- .روان شناسی شخصیت ، ص 81 . 2- .ر. ک : سیکولوجیتک فی الحیاه کیف تحیاها ، ص 162 . 3- .عشق ، ص 9 . 4- .وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 24 ، ح 12 ؛ بحار الأنوار ، ج 66 ، ص 287 .

اوّل ، این که نگرش منفی نسبت به زن را تغییر دهند و او را از جسمی برای تخلیه هیجان جنسی ، به موجودی محترم و شایسته محبّت معرفی کنند ؛ دوم ، با احادیث «دوست داشتن زنان» اهمّیت علاقه و محبّت به زن و نقش آن در استحکام زندگی خانوادگی و دلبستگی زن به شوهر و خانواده اش را نشان دهند .

بخش دوم : شیوه های آموزش و تربیت جنسی

اشاره

مقدّمه

شیوه های آموزش و تربیت صحیح و چگونگی رفتار با فرزندان، همواره یکی از مسائل مورد توجّه والدین دلسوز و متعهّد و معلّمان و مربّیان مسئول بوده است. این مسئله، همیشه مهم تلقّی می شده است ، چه در دوره هایی که تربیت ، امری ساده بوده و چه در دوره هایی که پیچیده و دشوار دانسته می شده است . البته طبیعی است که در دوره هایی که به مانند امروز، تربیت ، (بویژه تربیت جنسی کودکان و نوجوانان) ، نیاز به اعمال ظرافت ها و شیوه های کاربردی ویژه دارد و والدین ، از عهده آن بر نمی آیند ، احساس نیاز به آموزش آن شیوه ها بیشتر است. تبیین و توضیح و آموزش شیوه های صحیح تربیت جنسی و چگونگی برخورد با فرزند در متون حدیثی، پاسخی به آن نیازهاست. امروزه با توجّه به زمینه های وسیع انحراف (بویژه انحراف جنسی) از طریق عواملی مانند : تلویزیون، سینما، اینترنت و ماهواره و شدّت تأثیرپذیری کودکان، نوجوانان و جوانان از این عوامل، ضرورت توجّه به شیوه های کاربردی تربیت صحیح و عوامل پیشگیری از انحراف، بیشتر شده است . در این فضا ، مراجعه به احادیث و تبیین شیوه های کاربردی ای که معلّمان و مربّیانِ آشنا به آموزه های الهی و آگاه از جنبه های شناختی، عاطفی و رفتاری آدمی در دوره های مختلف رشد، مطرح کرده اند ، ضرورت بیشتری پیدا کرده است. از سوی دیگر، چون تربیت، فرآیندی کلّی و دارای جنبه هایی چون : جسمی، روانی، اخلاقی، جنسی، اجتماعی و ... است ، باید مورد توجّه فراوان قرار گیرد. هماهنگی بین این ابعاد و فراهم سازی زمینه های تربیتی در مراحل گوناگون، از یک سو، نیاز به کسب اطّلاعات و آموزش و تجربه والدین، معلّمان و مربیان دارد و از سوی دیگر، تربیت جنسی ، چون از سخت ترین و حسّاس ترین جنبه های تربیتی است ، لازم است که با ظرافت و سازوکارهای ویژه، در مقاطع سنّی مختلف، از سوی والدین و مربّیان، پیگیری شود. تربیت جنسی ، علاوه بر رشد سالم و صحیح فرد، از انحرافات ، اختلالات و بیماری های جنسی او پیشگیری می کند. همه اینها از ضرورت پرداختن به تربیت و آموزش جنسی، حکایت دارد و با توجّه به این که جامعه اسلامی باید بر اساس نظام تربیتی اسلام تربیت شود ، کشف شیوه های آموزشی و تربیتی هماهنگ با مبانی، اهداف و اصول به دست آمده از متون دینی و سازوکارهای استخراج شده از آیات و روایات، نقطه عطف تربیتی ای در جامعه ما محسوب می گردند . باید توجّه داشت که هر نوع دانش و آگاهی ای که شخص ، به خاطر جنسیت خاص متناسب با سنّ خود و به اقتضای مرحله ای از رشد که در آن قرار دارد، و جهت تأمین سلامت روانی، جسمی و اجتماعی و تعالی خویشتن و بقای نسل به آن نیازمند است ، آموزش داده شود. از آنچه گفته شد ، روشن می گردد که آموزش و تربیت جنسی ، در دو مقطع : «پیش از ازدواج» و «پس از ازدواج» مطرح می گردد . خداوند می فرماید : «وَ أَنکِحُواْ الْأَیَمَی مِنکُمْ وَ الصَّلِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَ إِمَآئِکُمْ إِن یَکُونُواْ فُقَرَآءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَ اللَّهُ وَ سِعٌ عَلِیمٌ * وَ لْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یَجِدُونَ نِکَاحًا حَتَّی یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ . (1)

بی همسران خود و غلامان و کنیزان درستکارتان را همسر دهید . اگر تنگ دست اند ، خداوند ، آنان را از فضل خویش بی نیاز خواهد کرد و خداوند ، گشایشگر داناست . و کسانی که [ وسیله ]زناشویی نمی یابند ، باید عفّت ورزند تا خداوند ، آنان را از فضل خویش ، بی نیاز گرداند ». این آیه ، در واقع ، منطق «ازدواج خویشتنداری» را مطرح می نماید ؛ یعنی اگر فرد

________________________________________ 1- .سوره نور ، آیه 32 33 . می تواند ازدواج نماید، حتما باید این کار را بکند ، در غیر این صورت ، خویشتنداری را پیشه خود سازد . این خویشتنداری ، با توجّه به شرایط رشدی افراد ، حالت های متفاوتی به خود می گیرد . در سنین کودکی، شیوه تربیت جنسی ، به گونه ای است که مقدّمات خویشتنداری را در سنین بالاتر فراهم می کند و این کار ، بیشتر بر عهده والدین و مربیان است . در سنین نوجوانی ، به دلیل رشد شناختی و عاطفی ای که رخ داده ، علاوه بر نقش والدین ، نوجوان نیز می تواند در مدیریت مسائل جنسی خود ، مشارکت نماید . نوجوان در مقایسه با کودک ، باید مسئولیت پذیری بالاتری داشته باشد تا به سلامت ، به آستانه ازدواج برسد و آن گاه به شکلی منطقی و شرعی ، این غریزه را ارضاء کند . البته پس از ازدواج نیز شرایطی هست که رعایت آنها باعث می شود فرد ، با پایداری بیشتری ، این نیاز مهم خود را ارضا نماید . بر همین اساس ، بحث شیوه ها را در این دو بخش کلّی پی می گیریم .

فصل یکم : شیوه های تربیت جنسی پیش از ازدواج

اشاره

یکی از مراحل مهم در تربیت جنسی ، مرحله «پیش از ازدواج» است . این مرحله برای خود ، شاخصه خاصی دارد که گرانیگاه آن «خویشتنداری» است . در واقع ، این خویشتنداری است که در صورت تحقّق آن ، ارضای نیاز جنسی نیز در دوره ازدواج ، به بهترین شکل ممکن ، انجام می یابد . به عبارت دیگر ، خویشتنداری ، شرط لازم برای ارضای مطلوب است که تنها در قالب ازدواج ، قابلیت اجرایی شدن دارد . شیوه های تربیت و آموزش جنسی پیش از ازدواج ، به دو دسته «مستقیم» و «غیر مستقیم» تقسیم می شوند .

تربیت جنسی مستقیم، شامل مسائل و اموری است که مستقیماً به نقش جنسیتی دختر و پسر و وظایف ، تمایلات و رفتارهای جنسی آنها مربوط می شود ، مانند : هویت پذیری جنسی، الگویابی جنسیتی، آشنایی با وظایف هر جنس، آمادگی برای انجام دادن وظایف مادری و پدری، پرهیز از تحریکات جنسی و اموری مانند آن ؛ امّا تربیت جنسی غیر مستقیم ، شامل جنبه هایی است که به نحوی بر رفتارهای جنسی دختر و پسر ، تأثیر می گذارد ، مانند : محبّت به کودک، ارضای نیازهای روانی، پرورش فضایل اخلاقی، رشد باورهای دینی و مذهبی و اموری مانند آن . مسائل مربوط به تربیت جنسی غیر مستقیم، اگرچه جنبه عام تربیتی دارند و مستقیماً با تربیت جنسی ، مرتبط نیستند، امّا از آن جا که رشد طبیعی جنسی در دختر و پسر را تسهیل می نمایند و آنها را از انحرافات و اختلالات جنسی مصون نگه می دارند ، به طور غیر مستقیم ، با تربیت جنسی مرتبط اند .

در اسلام ، والدین ، موظّف اند که از همان آغاز تولّد فرزند، زمینه رشد و تربیت طبیعی (از جمله : رشد و تربیت جنسی) او را فراهم سازند. دوره پیش از ازدواج ، شامل دوره های تحوّل متفاوتی است .

مسائلی که برای یک نوجوان چهارده تا هجده ساله مطرح است ، از کودک شش تا ده ساله ، بسیار متفاوت است ؛ و لذا اگر چه دوره پیش از ازدواج ، دوره خویشتنداری است ، امّا یکی از مسائل مهم ، این است که ماهیت این مفهوم در دوره های مختلف سنّی ، بسیار متفاوت است ؛ اگر چه گاهی ظاهر بعضی از رفتارها شبیه هم هستند . مسئله دیگر ، نوع آموزش هاست . نوع آموزش های یک کودک ، با نوجوانی که سال های نخست نوجوانی اش را طی می کند ، تفاوت دارد .

در آموزش کودکان ، بیشتر شناخت و کنترل دیگران مطرح است ؛ امّا در آموزش نوجوانان ، بیشتر ، کنترل خود ، مدّ نظر است و کنترل دیگران ، در درجه دوم اهمیت قرار می گیرد ، مخصوصا مواقعی که نیاز است با بچه های بزرگ تر از خود معاشرت داشته باشند .

این گونه شناخت ها بیشتر لازم اند ، بویژه تمرین «جسارت» که از آموزش های لازم برای این سنین است ؛ چرا که دو شرط لازم برای همه سنین (مخصوصا اواخر کودکی و ابتدای نوجوانی) ، ابتدا ، «درک هیجانات» و پس از آن «جسارتِ» عکس العمل مناسب در برابر دیگران است که باعث زمینه سازی بهداشت روان در حوزه تربیت جنسی می شود . البته جزئیات این مباحث را باید در آموزش های «هوش هیجانی» پی گیری کرد که بخشی از آن می تواند در خدمت تربیت جنسی قرار گیرد . با توجّه به آنچه بیان شد ، مباحث این بخش را با توجّه به تفاوت دو دوره یاد شده ، پی خواهیم گرفت .

یکم . شیوه های مستقیم

الف . دوره کودکی
آموزش جنسیت و نقش جنسی و پرورش هویّت جنسی

برای یادگیری نقش جنسیتی و تحقّق یافتن هویّت مطلوب جنسی ، لازم است که والدین ، به عوامل و زمینه های مؤثر در ایجاد این نقش و هویّت ، توجّه کنند و در پدید آوردن آنها تلاش مناسب داشته باشند. منظور از هویّت جنسی، پذیرش ویژگی های زیستی، شناختی، عاطفی و اجتماعی هر یک از دختر و پسر است که به صورت متفاوت ، در دو جنس ، پدیدار می گردد. از آن جا که عوامل زیستی، روانی، شناختی، عاطفی و اجتماعی، حتّی نگرش های والدین، گرایش های فرهنگی آنها و نوع تربیت و برخورد آنها با پسر و دختر ، در شکل دهی هویّت فرزند مؤثّر است ، لازم است که : یک . بینش و عملکرد والدین ، از این امر حکایت کند که هیچ جنسیتی ، بر دیگری برتری ندارد و هر دوی آنها ارزشمندند و هر یک برای تکامل و پیشرفت ، به دیگری نیازمند است. آنها نه تنها باید از تبعیض جنسیتی بین دختر و پسر خودداری کنند ، بلکه باید احساس ارزشمندی جنسیتی را به آنها منتقل کنند تا کودکان بتوانند به راحتی و بدون آرزوی داشتن جنسیتی مخالف ، به هویّت جنسی خودشان دست یابند و بتوانند در آینده ، زنان و مردان کامل و با اعتماد به نفس باشند و نقش پدری و مادری خود را نیز به خوبی ایفا کنند.

لازم به توجّه است که دوره های رشد ، مانند حلقه های زنجیر به هم متصل اند و باید به ترتیب، رشد لازم را پیدا کنند وگرنه، کودک ، با مشکل روبه رو می شود. اگر والدین ، در مرحله کودکی نتوانند در یافتن هویت جنسیتی ، به کودک کمک کنند و برعکس ، در این راه ، خللی ایجاد کنند، آن دختر یا پسر در آینده ، با ایفای نقش زن یا مرد بودن ، مشکل پیدا خواهد کرد و در نتیجه ، زندگی زناشویی و خانوادگی او نیز مختل خواهد شد . چنین فردی ، هنگامی که دارای فرزند شود، از چند جهت ، دارای مشکل خواهد شد:

مشکل هویّت جنسی (که از کودکی با او بوده) ، مشکل تغییر جنسیت و تشبّه به جنس مخالف (که یکی از ناهنجاری های جنسی است و از سوی دین ، نهی شده است) و مشکل خانوادگی (که با همسر خود خواهد داشت) و این دور معیوب ، همچنان ادامه پیدا می کند. از این رو ، ضرورت دارد که ابتدا خودِ والدین ، نسبت به جنسیت فرزندانشان نگرشی درست و عزّتمندانه داشته باشند و با پرهیز از نگرش منفی در مورد فرزندانشان و با رفتارهای متناسب با هر یک از دختر و پسر، ارزشمندی و عزّت آنها را آشکار سازند و افتخار نمایند که خداوند ، آنها را از چنین نعمت هایی برخوردار کرده است و شکرانه آن را نیز به جا آورند. در این رابطه، روایات فراوانی در متون دینی آمده که به نمونه ای از آنها بسنده می کنیم . امام صادق علیه السلام می فرماید : البَنَاتُ حَسَنَاتٌ ، وَالبَنُونُ نِعمَهٌ فَإِنَّمَا یُثَابُ عَلَی الحَسَنَاتِ وَ یُسأَلُ عَنِ النِّعمَهِ . (1)

دخترها نیکی هستند و پسرها نعمت . پس به درستی که [ خداوند ] بر نیکی ها پاداش می دهد و از نعمت ها سؤال می کند . اگر به فضای دخترستیز جاهلی توجّه شود ، معنای این حدیث و احادیث مشابه آن که کم هم نیستند روشن تر می شود . باید دانست که حاکمیت فرهنگ مطرح شده در حدیث ، نقش مهمّی در ایجاد هویّت جنسی کودک خواهد داشت . دو . نقش جنسیتی هر یک از فرزندانِ دختر یا پسر خود را به آنها آموزش دهند تا هویّت جنسی شان تقویت گردد. مثلاً دختر یا پسر باید بداند که جامعه ، از هر یک از آنها چه انتظاری دارد و هر کدام ، از نظر رفتاری، گفتاری، پوشاک و ... چه نقشی را باید. ________________________________________ 1- .الکافی ، ج 6 ، ص 6 ، ح 8 .

ایفا کند و از اجرای نقش های جنس دیگر ، خودداری نماید. سه . از هر گونه تبعیض ، نسبت به فرزند دختر یا پسر باید خودداری شود. پیامبر صلی الله علیه و آله با اشاره به حفظ عزّت و ارزشمندی فرزند و عوارض روانی عملکردهای نامطلوب ، نسبت به دختر فرمود : مَن کَانَت لَهُ أُنثَی فَلَم یُؤذِهَا وَ لَم یُهنِها وَ لَم یُؤثِر وُلدَهُ عَلَیهَا أَدخَلَهُ اللّهُ الجَنَّهَ . (1)

کسی که فرزند دختری داشته باشد و او را اذیت نکند و توهین نکند و پسر را بر او ترجیح ندهد ، خداوند ، او را وارد بهشت می کند. در این حدیث ، چند نکته وجود دارد :

الف . سه رفتار نامطلوب برخی از والدین نسبت به دخترانشان مورد توجّه قرار گرفته و از این که رفتارهایی از خود بروز دهند که دخترشان را «آزار» دهند و یا احساس «تحقیر» کنند و یا بین آنها و پسرانشان «تبعیض» روا دارند، برحذر داشته شده اند.

ب . این رفتارها چون آثار نامطلوب روانی روی دختر می گذارد ، جایز نیست و چنین والدینی را جهنّمی می سازد.

باندورا (1969 م ) در مورد سبب شناسی اختلالات جنسی (از جمله مبدّل پوشی جنسی) ، معتقد است که والدین ، خودآگاه یا ناخودآگاه ، با تأکید و ارائه الگوهای جنسیتی مشخّص ، زمینه تمایل فرزندشان به پوشیدن لباس جنس مخالف و ارضای جنسی از این طریق را از کودکی ، در او پی ریزی می کنند.

ج . اثر کنترل نفس و انجام ندادن این نوع رفتارها از سوی والدین، ضمانت خداوند ، برای ورود والدین به بهشت محسوب می شود. امام صادق علیه السلام در جواب کسی که از تزیین همسر و فرزندان ، با طلا و جواهر سؤال می کند ، با توجّه به آموزش نقش جنسیتی دختر و پسر ، اقدام پدر ، مبنی بر تزیین همسر و دختر و خودداری از تزیین پسر را مطلوب دانسته ، می فرماید : نَعَم النِّسَاءَ وَ الجَوَارِیَ، وَ أَمَّا الغِلمَانُ فَلَا . (2)

تزیین با طلا برای زنان و دختران ، آری ؛ امّا برای پسران ، نه ! ________________________________________ 1- .سنن أبی داوود ، ج 2 ، ص 508 ؛ کنز العّمال ، ج 16 ، ص 447 . 2- .بحار الأنوار ، ج 66 ، ص 540 .

این حدیث را می توان با توجّه به مسئله نقش جنسی تحلیل کرد . حدیث می گوید که باید از تزیین کردن پسران با طلا و جواهر ، خودداری کرد ؛ ولی فراهم کردن زمینه آرایش دختران ، با طلا و جواهر ، همانند زنان ، پسندیده است.

به نظر می رسد که تأکید حدیث ، بر این است که هر کدام از دختر و پسر باید به نقش جنسی خود، آگاه شود و آن را بپذیرد تا بعدها دچار انحراف جنسی نشود. امروزه ، تحقیقات روان شناسی، در بررسی اختلالات جنسی ، به این نکته رسیده که تمامی افرادی که به انحراف «نارضایتی جنسیتی» مبتلا هستند، بدون استثنا ، در کودکی ، به آنها به چشم جنس مخالف نگریسته شده و با ظاهری متناسب با جنس مخالف، آراسته شده اند (مانی و پریمروس، 1968 م ). از آن جا که مادر ، بهتر می تواند آموزش نقش جنسی دختر را انجام دهد ، پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : آمِرُوا النِّساءَ فِی بَنَاتِهِنَّ . (1)

امور دختران را به مادران آنها واگذارید. البته برای پیشگیری از انحرافات جنسی دختر، عملکرد آموزشی و تربیتی مادر باید ضابطه مند باشد. شخصی از امام صادق علیه السلام پرسید : مادر ، پسر را تا چند سالگی می تواند بشوید . امام فرمود : «تا سه سالگی» . (2)

در این دو حدیث ، به الگویابی جنسیتی ای که در امر آموزش نقش جنسی ، اهمّیت فروانی دارد، توجّه شده است، دختر باید مادر را در نقش جنسی ، الگو قرار دهد و این کار ، با سپردن امور دختران به مادران (بویژه در مواردی که مختص به زنان است) ، تأمین می شود. از این رو، می توان از این حدیثْ استنباط کرد که تربیت جنسی دختر ، بیشتر به عهده مادر است و نکته قابل توجّه ، لزوم خودداری مادران از حمّام کردن پسران ، پس از سنّ سه سالگی است . این امر ، به آن جهت است که پسر در این ________________________________________ 1- .مسند أحمد ، ج 2 ، ص 34 ؛ کنزالعمّال ، ج 16 ، ص 309 . 2- .الکافی ، ج 3 ، ص 160 ؛ کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج 1 ، ص 154 ؛ تهذیب الأحکام ، ج 1 ، ص 341 .

سن، جنسیت خود و متمایز بودن از جنس مخالف را می شناسد و در تماس های مادر در حمام، ویژگی های روانی مادر را کسب می کند.

تحقیقات دانشمندان نیز نشان می دهد که تفاوت های مربوط به نقش جنسی ، به مرور، آشکار می شوند. شروع تمایز جنسی اساسی کودکان ، از دو سالگی است و هویّت جنسی دختر و پسر به طور کاملاً مشخص، در سه سالگی ، از هم متمایز می شود. این بدان معناست که وقتی کودک ، به سنّ سه سالگی می رسد، کاملاً خود را به عنوان پسر یا دختر می شناسد و متوجّه جنس خاص خود است . او در این سن ، به جستجوی چگونگی نقش جنسی خود می پردازد و اطّلاعات موجود در این زمینه را کسب می کند و به تدریج ، افزایش می دهد.

جالب این که طبق نظریه روانکاوی، کودکان ، الگویابی جنسیتی را از طریق فرآیند همانند سازی با پدر یا مادر ، از چهار پنج سالگی آغاز می کنند. آنان ویژگی های شخصیتی زنانه یا مردانه والدین شان را درونی می کنند و بسیاری از ارزش ها و ویژگی های آنان را کسب می کنند. شکّی نیست که والدین ، به عنوان نخستین الگوهای رفتاری مردانه و زنانه ، نقش عمده ای در الگویابی جنسیتی فرزندانشان بازی می کنند.

چگونگی برخورد والدین با یکدیگر و نگرش آنان نسبت به نقش جنسیتی خودشان ، بر نظرات کودکان اثر می گذارد. علاوه براین، والدین ، به شیوه های گوناگونی چون : انتخاب اسباب بازی، تشویق فعّالیت های معیّن و واکنش نشان دادن در برابر رفتارهای مناسب یا نامناسب با جنس کودک، رفتار الگویابی جنسیتی کودک را شکل می دهند. (1)

از این رو، وقتی مادران ، مسئولیت دختران را به عهده می گیرند و پدران ، عهده دار امور پسران خود می شوند ، امر همانندسازی با والد جنسیِ موافق را تسهیل می کنند و زمینه مناسب برای تقلید این رفتارها فراهم می شود ؛ چرا که بر اساس دیدگاه نظریه پردازان «یادگیری اجتماعی» ، رفتار الگویابی جنسیتی ، از طریق همان فرایندهایی آموخته ________________________________________ 1- .زمینه روان شناسی ، ج 1 ، ص 162 .

می شود که رفتارهای دیگر را می آموزند ؛ یعنی از طریق شرطی شدن وسیله ای و مشاهده دیگران، نقش هایی را که از زنان یا مردان انتظار می رود ، می آموزند (Abnotmal, Psychology P 338) .

این مسئله ، وظیفه والدین را سنگین تر می کند و هشداری است برای آنانی که در این زمینه ، کوتاهی می کنند. بویژه برای پدران که متأسفانه امروزه بر خلاف گذشته ، وقت بسیار کمی برای گذراندن با فرزندان (بویژه پسران) خود دارند و عوارض ناشی از این مسئله ، با نگاهی به رفتارهای پسران جوان و نوجوان در جامعه مشخص می شود. متأسّفانه روز به روز ، شاهد افزایش رفتارهای زنانه در بین پسران هستیم که این مسئله ، حتّی پس از ازدواج آنها ادامه پیدا می کند.

نتایج چند مطالعه بر روی متغیّرهای مؤثّر در همانندسازی، نشانگر آن است که بزرگ سالانی که دارای روحیه گرم و نوازشگری هستند، بیشتر از کسانی که فاقد این ویژگی ها هستند ، مورد تقلید قرار می گیرند . پسرانی که در آزمون های نرینگی، نمره بالاتری می آورند ، رابطه گرم و مهرآمیزتری با پدرشان دارند تا پسرهایی که در این آزمون ها نمرات پایین تری دارند. دخترهایی هم که بر اساس ارزیابی ها دارای خلق و خوی کاملاً زنانه هستند، رابطه گرم تر و صمیمانه تری با مادر خود دارند تا دخترهایی که از نظر کارشناسان ، از زنانگی کمتری برخوردارند (Mussen Rutherford,1963) .

همچنین تحقیقات نشان می دهد که از جمله عواملی که بر همانندسازی کودکان مؤثّر است ، قدرتی است که یک فرد بزرگ سال برای کنترل محیط کودک ، اِعمال می کند. دختری که مادرش در خانواده ، نقش غالب دارد ، بیشتر از پدر ، با مادرش همانندسازی می کند. در چنین خانواده هایی ، تکوین نقش مردانه پسرها با مشکل روبه روست. در خانواده های پدرسالار (در مقایسه با خانواده های مادرسالار) ، دخترها از لحاظ خلق و خوی، بیشتر به پدرشان شباهت دارند ؛ امّا تا حدود زیادی ، باز هم با مادرشان همانندسازی می کنند (1967 ،(Hetherington Frankie .

عامل مؤثّر دیگر در همانندسازی، ادراک کودک از شباهت هایی است که بین خود و الگوی منتخب خود می بیند ؛ یعنی هر اندازه که کودک ، به صورت عینی ، خود را شبیه یکی از والدینش ببیند ، به همان نسبت، بیشتر احتمال دارد که با او همانندسازی کند. برای مثال، دختری که استخوان بندی درشت، قدّی افراشته و چهره ای شبیه به پدرش دارد، در همانندسازی با مادرِ ریزنقش خود ، بیشتر دچار اشکال می شود تا خواهر کوچک ترش که مثل مادر، جثه ریزتری دارد . تا آن جا که اگر از نظر کودک ، هردوی پدر و مادر، نوازشگر، قدرتمند و باکفایت باشند ، کودک ، با هر دوتاشان همانندسازی می کند ؛ گرچه در هر حال، همانندسازی کودک با والد همجنس خود ، قوی تر خواهد بود.

به طور خلاصه ، می توان گفت که نقش دهی جنسی به کودکان ، باید دارای ویژگی های زیر باشد :

1 . اعتدال در محبّت به فرزندان و پرهیز از محبّت بیش از اندازه والد جنسی مخالف ، به کودک ؛

2 . پرهیز از تبعیض و تفاوت رفتاری نسبت به دختر و پسر در خانواده ؛

3 . هماهنگی پوشش کودک با جنسیت او ؛

4 . ایجاد تنوّع و جهت دهی به بازی کودکان ، بر اساس جنسیت آنان ؛

5 . پرهیز از تحمیل ویژگی ها و رفتارهای یک جنس ، بر جنس دیگر ؛

6 . توجّه به رفتارها، نگرش ها و موضع گیری های کودکان و ایجاد نگرش صحیح ، نسبت به جنس خود و جنس مخالف، از دوران خردسالی ؛

7 . واگذاری مسئولیت های متناسب با جنسیت کودکان ، در خانه و بیرون از خانه ؛

8 . اظهار رضایت هر کدام از والدین، نسبت به همجنس خود در برابر فرزندان ؛

9 . بیان طبیعی بودن تفاوت های دو جنس (از نظر روانی، عاطفی، جسمی، فیزیولوژی و ... ) و لزوم وجود این تفاوت ها برای ادامه حیات و در نتیجه ، ضرورت احترام گذاشتن به این تفاوت ها .

پیشگیری از زمینه های تحریک جنسی

اشاره

برخلاف این تصوّر که کودک تا زمان بلوغ ، از میل جنسی ، بی بهره است و هر رفتاری که در برابر او داشته باشند، تأثیری در او نخواهد داشت ، غریزه جنسی از ابتدای تولّد ، در وجود انسان وجود دارد. کودکان هم تحریک می شوند و حتّی طبق نظر دانشمندان ، به «اُرگاسم (اوج لذّت جنسی) » هم می رسند. اُرگاسم ، در بچّه ها هم رخ می دهد و ممکن است کاملاً لذت بخش باشد.

البته این لذّت بخشی در کودکان ، با انزال ، همراه نیست . مکانیسم نعوظ و اُرگاسم در کودکان ، با آنچه در افراد بالغ وجود دارد ، یکسان است. نزدیکی برای بچّه ها امکان پذیر است ؛ ولی غالباً مهارتی در این کار ندارند و نعوظ هایشان چندان پایدار نیست. گرچه میل جنسی از ابتدای تولّد ، در کودکان وجود دارد ، امّا هدف و مقصد آن ، نزد آنها مشخّص نیست و تا زمان بلوغ (اگر مسیر رشد ، بدون تحریکات پیموده شود) ، آشکار و سازمان یافته می شود. اگر چه غریزه جنسی کودک در آغاز ، متوجّه عمل جنسی یا لذّت جنسی نیست و باید یک سیر رشدی و تحوّلی را بپیماید تا در زمان بلوغ ، رشد آن کامل شود و فرد ، به یک رشد جنسیِ قابل قبول برسد ، امّا روان شناسان ، نظر دارند که تحریک پیش از موعد این غریزه، کودک را زودتر از وقت مناسب ، نسبت به آن ، هشیار می کند و آن گاه ضربات جبران ناپذیری به او وارد می شود. نتیجه بلوغ جنسی پیش رس ، تمایل جنسی فوق العاده زیاد است که تغییرات تکامل روحی ، بدان مربوط می شود ؛ یعنی سبب تفوّق تأثیرات جنسی و فقدان توجّه لازم به کارهای تحصیلی و تمایل به بازی و سرگرمی و عدم تعادل جریانات عصبی و سستی اراده می شود. این مسئله ، مورد تأیید اسلام است و روایاتی که در این زمینه وارد شد ، مؤیّد این مطلب است که کودکان هم میل جنسی دارند ، لذا باید از تحریک کردن آنها خودداری کرد. با توجّه به پیامدهای نامناسب تحریک جنسی کودکان و بلوغ زودرس آنها، والدین باید از روش های پیشگیری از انحراف کودکان ، آگاهی یابند. این روش ها عبارت اند از :

الف خودداری از انجام دادن عمل جنسی در برابر فرزندان

یکی از شیوه های پیشگیری از تحریک جنسی ، خودداری والدین از انجام دادن عمل جنسی در برابر دیدگان فرزندان است که از دوران نوزادی تا سنین نوجوانی و بعد از آن را شامل می شود . پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : وَالَّذِی نَفسِی بِیَدِهِ لَو أَنَّ رَجُلاً غَشِیَ امرَأَتَهُ وَ فِی البَیتِ صَبِیٌّ مُستَیقِظٌ یَرَاهُمَا وَ یَسمَعُ کَلامَهُمَا وَ نَفسَهُمَا مَا أَفلَحَ أَبَداً إِذَا کَانَ غُلاماً کَانَ زَانِیاً أَو جَارِیَهً کَانَت زَانِیَهً . (1)

قسم به آن که جانم در دست اوست، اگر مردی با همسرش هم آغوش شود و در خانه ، کودکی بیدار باشد و آنها را ببیند و صدا و نفس آنها را بشنود، هیچ گاه رستگار نمی شود . اگر پسر باشد یا دختر ، زنا کار می شود. امام صادق علیه السلام نیز فرمود : لا یُجَامِعُ الرَّجُلُ امرَأَتَهُ وَ لا جَارِیَتَهُ وَ فِی البَیتِ صَبِیٌّ فَإِنَّ ذَلِکَ مِمَّا یُورِثُ الزِّنَا . (2)

در برابر دیدگان کودکان ، با زنان خود نزدیکی نکنید که این کار، موجب زناکاری می شود. در این روایات ، هم بستری مرد با همسرش در حالی که کودکی در اتاق هست، به عنوان یکی از عواملی که ممکن است در کودک ، انحراف جنسی ایجاد کند، مطرح شده است. دلیل این امر ، آن است که کنجکاوی کودک ، با مشاهده این رفتار والدین، تحریک می شود، سپس سعی می کند با دوستش هم همین رفتار را تقلید کند . قبح این عمل (هم بستری والدین در حضور کودکان) و تأثیر روانی آن بر کودک، برای روان شناسان هم ثابت شده است. کوچتکف ، در کتاب خود در این زمینه می گوید : ________________________________________ 1- .الکافی ، ج 5 ، ص 500 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 133 . 2- .الکافی ، ج 5 ، ص 499 500 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 132 .

مشاهده بوسه و در آغوش کشیدن والدین از سوی کودک ، ابتدا سبب جلب توجّه وی می شود و سپس به عکس العمل ، تمایل پیدا می کند و بعد خودش می خواهد شخصاً در این باره چیزی بداند. فقدان حیا در پدر و مادر و انجام دادن رفتارهای معمولی جنسی (مانند بوسیدن، در آغوش گرفتن و ... در برابر دیدگان کودک) ، سبب تمایل جنسی پیش از وقت در کودک شده، مزاحم و غالب بر او می شود. وقتی که پدر و مادر ، با کودک در یک رخت خواب می خوابند، نتیجه اش بلوغ جنسی پیش رس و تمایل جنسی فوق العاده زیاد است که تغییرات تکامل روحی بدان مربوط می شود. (1)

امام رضا علیه السلام می فرماید : وَکَانَ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام إِذَا أَرَادَ أَن یَغشَی أَهلَهُ أَغلَقَ البَابَ وَأَرخَی السُّتُورَ وَأَخرَجَ الخَدَمَ . (2)

علی علیه السلام هر گاه می خواست با همسرش هم بستر شود، درها را می بست ؛ پرده ها را می انداخت و خدمت کاران را بیرون می کرد. در این حدیث هم به یکی از راه های مهم پیشگیری از انحراف کودکان (یعنی خودداری از انجام دادن عمل جنسی ، در جایی که کودک یا خدمت کاران، والدین را می بینند یا صدای آنها را می شنوند) ، اشاره شده است.

مسلّماً این حکم ، قابل تعمیم به مشاهده یا شنیدن هر صحنه تهییج کننده ای است ، چه از سوی والدین باشد و چه آن را در فیلم ها و عکس های مبتذل در تلویزیون و اینترنت ببیند. بنا بر این ، خانواده هایی که یا از روی بی توجّهی و بی اعتنایی و یا از روی تجدّدمآبی ، به کودکان اجازه می دهند که این گونه فیلم ها را ببیند و خودشان هم با آنها همراهی می کنند، باید بدانند که پیامدهای وخیمی در انتظار فرزندانشان است که کسی جز خود آنها در این بد فرجامی ، مقصر نیستند. شایان توجّه است که احادیث نقل شده ، از نظر حقیقت یا احتمال ترتّب اثر انحراف جنسی بر حضور کودک در هنگام آمیزش والدین، دو مدلول مخالفِ ________________________________________ 1- .روان شناسی و تربیت جنسی کودکان و نوجوانان ، ص 36 37 . 2- .الکافی ، ج 5 ، ص 500 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 132 .

یکدیگر دارند ؛ یعنی در حدیثی ، «قطعیّت» ترتّب اثر ، مطرح شده است ؛ ولی در حدیث دیگر ، «احتمال» ترتّب اثر ، داده شده است. جمع این احادیث ، به این است که تأثیر آمیزش والدین در حضور کودک ، در انحراف جنسی وی با توجّه به شرایط و وضعیت او متفاوت خواهد بود: اگر کودک، در سنینی باشد که آمیزش والدین را درک نمی کند و یا در خواب است و نسبت به رفتارهای والدین هوشیاری ندارد، از آن جا که کودک ، تحت تأثیر عوامل محیطی قرار می گیرد و گفته ها، نَفَس ها و حرکت های والدین، در روان او بدون آن که خود او متوجّه باشد اثر می گذارد ، از این رو ، احتمال دارد زمینه های روانی برای انحراف جنسی در او پدید آید که اگر در آینده ، با عوامل دیگر تقویت شود، اثر انحراف ، قطعیّت پیدا می کند وگر نه، آن اثر احتمالی، مترتّب نمی شود ؛ ولی اگر کودک ، به سن تمییز رسیده و صدای نفس ها و گفته های والدین را می شنود و حرکات آنها را در هنگام آمیزش مشاهده می نماید، اثر انحراف جنسی ، به طور قطع ، مترتّب می شود، همان طور که در حدیث دوم ، به آن تصریح شده است.

ب . اجازه گرفتن فرزندان برای ورود به اتاق والدین

از آن جا که توجّه فرزند به لباس خواب و یا وضعیت خاص والدین در رخت خواب، ذهن او را درگیر می کند و زمینه تحریکات جنسی را فراهم می سازد، خداوند ، دستور داده که کودکان باید هنگام ورود به اتاق پدر و مادر، از آنها اجازه بگیرند : «یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لِیَسْتَئذِنکُمُ الَّذِینَ مَلَکَتْ أَیْمَنُکُمْ وَ الَّذِینَ لَمْ یَبْلُغُواْ الْحُلُمَ مِنکُمْ ثَلَثَ مَرَّ تٍ مِّن قَبْلِ صَلَوهِ الْفَجْرِ وَ حِینَ تَضَعُونَ ثِیَابَکُم مِّنَ الظَّهِیرَهِ وَ مِن بَعْدِ صَلَوهِ الْعِشَآءِ ثَلَثُ عَوْرَ تٍ لَّکُمْ لَیْسَ عَلَیْکُمْ وَلَا عَلَیْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّ فُونَ عَلَیْکُم بَعْضُکُمْ عَلَی بَعْضٍ کَذَ لِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الْأَیَتِ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ * وَإِذَا بَلَغَ الْأَطْفَلُ مِنکُمُ الْحُلُمَ فَلْیَسْتَئذِنُواْ کَمَا اسْتَئذَنَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ کَذَ لِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ ءَایَتِهِ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ . (1)

ای کسانی که ایمان آورده اید ، باید بردگان و کودکانتان که به حد بلوغ نرسیده اند ، در سه وقت از شما اجازه بگیرند : قبل از نماز صبح ، در نیم روز، هنگامی که لباس های خود را بیرون می آورید و بعد از نماز عشاء ؛ این سه هنگام ، زمان خلوت کردن برای شماست . پس از آن ، نه بر شما اشکالی وارد است ، نه بر آنها که بر شما وارد شوند و آمد و شد کنند .

هنگامی که کودکان شما بالغ شدند ، باید همانند قبل ، اجازه بگیرند . خداوند ، اینگونه آیات خود را برای شما آشکار بیان می کند و خداوند ، دانا و حکیم است ». خداوند در این آیه، سه وقتی را که زمان خلوت کردن زن و شوهر است و احتمالاً زیاد مقیّد به پوشش نیستند ، به عنوان اوقاتی که دیگران باید برای ورود اجازه بگیرند ، مشخّص کرده اند.

البته این وسعت زمانی و بیان این نکته که والدین هنگام ظهر ، به علّت گرمای زیاد ، یا به هر دلیلی ، لباس های خود را درمی آورند ، نشان دهنده این نکته است که والدین ، نه تنها باید از انجام دادن عمل جنسی در این هنگام خودداری کنند ، بلکه از لخت شدن در برابر آنها نیز باید امتناع کنند.

از طرف دیگر ، فرزندان ، حتّی اعمالی مانند بوسیدن یا در آغوش گرفتن را هم نباید شاهد باشند ؛ زیرا این اوقات مشخص شده ، همیشه زمان های ، هم بستری نیستند ؛ بلکه ممکن است در این اوقات ، والدین ، روابط تلذّذی از یکدیگر داشته باشند و فرزندان نباید شاهد این روابط باشند . البته بیان این اوقات ، به معنای حرمت زمانیِ این اوقات و آزاد بودن اوقات دیگر (حتّی اگر در آن اوقات ، اعمالی انجام شود و در اوقات دیگر ، روابطی بین والدین باشد) نیست ؛ بلکه مراد این است که در اوقاتی که والدین ، مشغول استراحت هستند و لباس های خود را از تن درآورده اند یا لباس نازکی بر تن دارند و ممکن است با هم روابط خصوصی داشته باشند ، نباید کودکان بر آنان وارد شوند. (2) ________________________________________ 1- .سوره نور ، آیه 58 59 . 2- .تفسیر نمونه ، ج 14 ، ص 541 .


در حدیثی آمده که فردی از امام صادق علیه السلام پرسید : آیا مرد برای وارد شدن بر پدرش باید از او اجازه بگیرد؟ امام فرمود : نَعَم، وَ قَد کُنتُ أَستَأذِنُ عَلَی أَبِی وَ لَیسَت أُمِّی عِندَهُ، وَ إِنَّمَا هِی امرَأَهٌ أَبِی وَ تُوُفِّیَت أُمِّی وَأَنَا غُلامٌ وَ قَد یَکونُ مِن خَلوَتِهِمَا مَا لا اُحِبُّ أَن أَفجَأَهُمَا عَلَیهِ، وَ لاَ یُحِبَّانِ ذَلِکَ مِنِّی ، السَّلامُ أَصوَبُ وَ أَحسَنُ . (1)

بله، من هم برای ورود بر پدرم اجازه می گرفتم ، در حالی که مادرم فوت کرده بود و پدرم همسری اختیار کرده بود و من نوجوان بودم . شاید آنها در خلوتشان رفتاری داشته باشند که دوست ندارند آنها را در آن حین ، غافلگیر کنم و آنها هرگز این رفتار مرا دوست ندارند. راه درست ، اجازه گرفتن و سلام کردن است. روان شناسان نیز به تأثیر نامطلوب مورد مشاهده قرار گرفتن والدین ، هنگام انجام دادن عمل جنسی ، از سوی کودکان اشاره کرده اند. فروید در این زمینه چنین می نویسد : اگر کودکان در سنین پایین ، ارتباط جنسی بزرگ سالان را ببینند (که این اتفاق ، به خاطر اعتقاد بزرگ ترها مبنی بر این که کودکان ، هیچ چیز جنسی را نمی توانند بفهمند ، پیش می آید) ، آنها هیچ تعبیری برای این عمل ندارند ، جز این که عمل جنسی را نوعی سوء رفتار یا تجاوز ، تصوّر کنند ؛ یعنی آن را به عنوان یک امر سادیستی می فهمند. روان کاوی ، نشان داده است که شکل گیری چنین تفکّری در کودکی ، زمینه مساعدی را برای ایجاد تمایلات سادیستی در بزرگ سالی ایجاد می کند. (2)

ج . خودداری از لُخت شدن در برابر کودکان یا لُخت کردن آنها

ج خودداری از لُخت شدن در برابر کودکان یا لُخت کردن آنهالخت شدن در برابر کودکان ، از دو جهت ، تأثیر نامطلوبی بر آنها دارد : از یک طرف ، حیای آنها را از بین می برد و از طرف ، دیگر باعث تحریک جنسی کودکان می شود. این مسئله ، در مورد لخت کردن کودکان و دیدن عورت آنها نیز مطرح است. ________________________________________ 1- .الکافی ، ج 5 ، ص 528 ؛ نور الثقلین ، ج 3 ، ص 586 . 2- .ثلاث رسائل فی نظریه الجنس ، ص 123 .

امام صادق علیه السلام می فرماید : بِئسَ البَیتُ الحَمَّامُ یَهتِکُ السِّترَ وَ یُبدِی العَورَهَ وَ نِعمَ البَیتُ الحَمَّامُ یُذَکِّرُ حَرَّ النَّارِ وَ مِنَ الآدَابِ أَن لا یُدخِلَ الرَّجُلُ وَلَدَهُ مَعَهُ الحَمَّامَ فَیَنظُرَ إِلَی عَورَتِهِ . (1)

بدترین جای خانه حمّام است ؛ چرا که باعث پرده دری و آشکار شدن عورت است . و از طرف دیگر ، حمّام جای خوبی است ؛ چرا که آتش جهنم را به یاد انسان می آورد و ادب حکم می کند که مرد، پسرش را با خود به حمّام نبرد تا چشم فرزندش به عورت پدر نیفتد.

در این حدیث ، امام صادق علیه السلام یک روش دیگری برای پیشگیری از تحریک کودکان را بیان می کنند که آن ، خودداری از بردن فرزندان با خود به حمّام و لخت شدن در برابر آنهاست. امام صادق علیه السلام به نقل از پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : لا یدخُلِ الرَّجُلُ مَعَ ابنِهِ الحَمَّامَ فَیَنظُرَ إِلَی عَورَتِهِ، وَ قَالَ: لَیسَ لِلوَالِدَینِ أَن یَنظُرَ إِلَی عَورَهِ الوَلَدِ وَ لَیسَ لِلوَلَدِ أَن یَنظُرَ إِلَی عَورَهِ الوَالِدِ ، وَ قَالَ : لَعَنَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله النَّاظرَ وَالمَنظُورِ إِلَیهِ فِی الحَمَّامِ بِلا مِئزَرٍ . (2)

مرد نباید پسرش را با خود به حمّام ببرد تا به عورت او نگاه کند، و فرمود: «والدین ، حق ندارند به عورت فرزندشان نگاه کنند و فرزندان ، حق ندارند به عورت والدین خود نگاه کنند» . همچنین فرمود: پیامبر صلی الله علیه و آله لعنت کرد فردی را که به عورت کسی نگاه می کند و کسی را که بدون پوشش در حمام است و دیگران ، عورت او را می بینند. همچنین پیامبر صلی الله علیه و آله در این زمینه فرمود : غَطُّوا حُرمَهَ عَورَتِهِ فَإِنَّ حُرمَهَ عَورَهِ الصَّغِیرِ کَحُرمَهِ عَورَهِ الکَبِیرِ، وَ لا یَنظُرُ اللّهُ إِلَی کَاشِفِ عَورَهٍ . (3)

عورت کودک را بپوشانید ؛ چرا که حرمت عورت کودک ، مانند حرمت عورت ________________________________________ 1- .کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج 1 ، ص 115 ؛ بحار الأنوار ، ج 76 ، ص 77 . 2- .الکافی ، ج 6 ، ص 503 ؛ کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج 1 ، ص 115 ؛ وسائل الشیعه ، ج 2 ، ص 56 . 3- .المستدرک علی الصحیحین ، ج 3 ، ص 257 ؛ کنز العمّال ، ج 7 ، ص 330 .


بزرگ سال است، و خداوند ، به کسی که عورتش را برای دیگران کشف می کند، نگاه نمی کند.

د . خودداری از دست زدن به عورت کودک

د خودداری از دست زدن به عورت کودکاز جمله روش های پیشگیری از انحراف جنسی کودکان، خودداری از دست زدن به عورت آنهاست. امام علی علیه السلام با اشاره به این که تحریک پذیری جنسی بچّه ، از شش سالگی به بعد بیشتر است و دستمالی کردن عورت کودک، زمینه انحراف جنسی را فراهم می سازد، می فرماید : مُبَاشَرَهُ المَرأَهِ ابنَتَها إِذَا بَلَغَت سِتَّ سِنینَ شُعبَهٌ مِنَ الزِّنَا . (1)

دستمالی کردن زن به آلت دخترش هنگامی که به شش سالگی برسد، نوعی زناست.

منظور از شعبه ای از زنا در روایاتی از این دست، «عام» است و شامل انواع انحرافات جنسی مانند : استمنا ، همجنس بازی و زنا می شود ؛ یعنی چنانچه مادر، عورت دخترش را دستمالی کند، احتمال رو آوردن آن دختر در نوجوانی ، یا جوانی به استمنا و روابط نامشروع وجود دارد. لذا این عمل مادر در کودکی، زمینه انحراف او را در بزرگ سالی فراهم می کند. به همین دلیل ، امام علیه السلام شدّت قبح این عمل را مانند زنا معرّفی کرده است . آقای اسلامی نسب ، در مورد تبدیل شدن عمل دست زدن آلت کودک ، به استمنا چنین توضیح می دهد : گاهی پزشکان ناشی و پرستارها (غافل از عوارض روانی عملکردشان) برای آرام کردن کودکان ، با آلت آنها بازی می کنند و چه بسا که این کار را برای ارضای تمایلات جنسی خویش انجام دهند. کودک ، که از این رفتار ، لذّت وافر می برد ، رام می شود و خاموش می ماند و بعدها مایل است که این عمل ، با او تکرار شود ؛ ولی اگر کسی با او چنین نکرد، خودش به انجام دادن آن اقدام می کند . این

________________________________________ 1- .کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج 3 ، ص 436 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 230 ؛ بحار الأنوار ، ج 104 ، ص 96 .


شیوه ، نه تنها از جانب پزشکان و پرستاران ، بلکه گاه به دست مادر، خواهر و یا دیگران انجام می شود. (1)

ه . خودداری از بوسیدن و در آغوش گرفتن کودکان نامحرم . . .

ه خودداری از بوسیدن و در آغوش گرفتن کودکان نامحرم ، پس از سن معیّن علی رغم این که در اسلام به محبّت کردن، نوازش کردن و بوسیدن بچّه ها سفارش شده ، امّا این رفتار ، پس از سن معیّن ، از سوی افراد نامحرم منع می شود. با این که در هیچ روایتی ندیده ایم که دختربچّه ها پیش از سن بلوغ ، به حجاب و پوشش مخصوص وادار شده باشند ، یا روایتی که حضور دختربچّه ها را در برابر مردان یا پسران ، منع کرده باشد ، امّا روابطی مثل : بوسیدن و در آغوش گرفتن آنها از سوی نامحرمان ، منع شده است. امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید : إِذَا أَتَت عَلَی الجَارِیَهِ سِتُّ سِنِینَ لَم یَجُز أَن یُقَبِّلَهَا رَجُلٌ لَیسَ هِی بِمَحرَمٍ لَهُ وَ لا یَضُمَّهَا إِلَیهِ . (2)

هنگامی که دختر به شش سالگی رسید، جایز نیست که او را مرد نامحرمی ببوسد و یا او را فشار دهد. و در حدیث دیگری نیز نقل شده که فردی از امام سؤال می کند : دختر بچّه نامحرمی ، خود را در آغوش من می اندازد و من او را بلند می کنم و می بوسم ، حکمش چیست؟ امام پاسخ داد : إِذَا أَتَی عَلَیهَا سِتُّ سِنِینَ فَلا تَضَعَهَا عَلَی حِجرِکَ . (3)

اگر دختر ، شش ساله شد ، او را روی پای خود ننشان . ________________________________________ 1- .تربیت جنسی کودک و نوجوان ، ص 76 و 77 . 2- .تهذیب الأحکام ، ج 7 ، ص 461 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 231 . 3- .الکافی ، ج 5 ، ص 533 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 229 .


همچنین از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود : إِذَا بَلَغَت الجَارِیَهُ سِتُّ سِنِینَ فَلا یُقَبِّلُهَا الغُلَامُ وَ الغُلامُ لا تُقَبِّلُهُ المَرأَهُ إِذَا جَازَ سَبعَ سِنِینَ . (1) وقتی دختربچّه ای به شش سالگی رسید ، جایز نیست که پسربچه ، او را ببوسد و هنگامی که پسر از سن هفت سالگی گذشت، جایز نیست که زن [ نامحرم ]او را ببوسد. با توجّه به زودتر بودن سن بلوغ جنسی دختران، پیامبر صلی الله علیه و آله سن دختران را یک سال ، پیش از پسران ذکر کرده است ؛ زیرا دختران ، پیش از پسران ، به این مسائل آگاه می شوند و شاید هم خاطره این عمل ، بیشتر در ذهن آنها باقی بماند. از طرف دیگر ، پیامبر صلی الله علیه و آله با چنین دستورهایی ، راه را برای سوء استفاده افراد بیمارِ جنسی می بندد که به بهانه محبّت و نوازش کودکان ، به ارضای امیال بیمارگونه خود نپردازند . در ضمن ، از آن جا که بوسه بر لب برای غیر کودک خردسال، غالباً باعث تحریک جنسی می شود، امام صادق علیه السلام می فرماید : لَیسَ القُبلَهُ عَلَی الفَمِ إِلَا لِلزَوجَهِ وَ الوَلَدِ الصَّغِیرِ . (2)

بوسه بر لب ، جز بر لب همسر و فرزند خردسال ، جایز نیست. بنا بر این ، والدین و همه بزرگ سالان محرم و نامحرم باید در ابراز محبّت خود نسبت به کودکان ، هشیار باشند و به هیچ طریقی ، آنها را تحریک نکنند.

و . جداسازی بستر کودکان

با توجّه به دستوری که در سوره نور ، مبنی بر لزوم اجازه گرفتن کودکان برای ورود به اتاق والدین آمده، طبیعتاً خوابیدن کودکان ، در بستر والدین نیز روا نیست ؛ زیرا اگر اجازه گرفتن برای نهی از دیدن صحنه های خاص از سوی کودکان ، یا دیدن ________________________________________ 1- .کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج 3 ، ص 437 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 330 ؛ بحار الأنوار ، ج 104 ، ص 96 ، ح 51 . 2- .الکافی ، ج 2 ، ص 186 ، ح 6 ؛ بحار الأنوار ، ج 10 ، ص 246 ، ح 12 .

والدین در حالی که لباس آنها پس رفته یا لباس مناسبی در بر ندارند، واجب باشد ، قاعدتاً خوابیدن آنها در کنار والدین که زمینه مساعدتری برای انحراف جنسی ایجاد می کند جایز نخواهد بود. از این رو، والدین باید به این امر ، توجّه داشته باشند که بستر کودکانشان را از سنّی که قادر به اجازه گرفتن برای ورود به اتاق هستند (تقریباً از سن سه سالگی) جدا کنند و کودکان را در اتاق جداگانه ای بخوابانند. همچنین در سنین خاصّی ، بستر کودکان دختر و پسر باید از یکدیگر جدا باشد و زیر یک پتو نخوابند. در این زمینه ، سه دسته روایات وجود دارد، که سنین : شش، هفت و ده سالگی را سن جدا کردن بسترها می دانند . در حدیثی امام علی علیه السلام می فرماید : إِنَّهُ یُفَرَّقُ بَینَ الصِّبیَانِ فِی المَضَاجِعِ لِسِتِّ سِنِینَ . (1)

رخت خواب بچّه های شش ساله باید از هم جدا باشد . از آن جا که با هم خوابیدن، ممکن است باعث تماس بدنی آنها با یکدیگر و شاید تحریک حس کنجکاوی آنها شود، لذا طبق اصل لزوم علاج واقعه ، قبل از وقوع، پیش از آگاه شدن کودکان به لذّت های جنسی، باید رخت خواب آنها جدا گردد. در حدیث دیگری ، پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : إِذَا بَلَغَ أَولَادَکُم سَبعَ سِنِینَ فَفَرِّقُوا بَینَ فَرشِهِم... . (2)

هنگامی که کودکان شما هفت ساله می شوند، رخت خواب آنها را از هم جدا کنید. نیز همین محتوا را با تعبیر دیگری مطرح کرده است : فَرِّقُوا بَینَ أَولادِکُم فِی المَضَاجِعِ إِذَا بَلَغُوا سَبعَ سِنِینَ . (3)

رختخواب کودکانتان را از هم جدا کنید هنگامی که سن آنها از هفت سالگی می گذرد . ________________________________________ 1- .کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج 3 ، ص 436 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 231 . 2- .المستدرک علی الصحیحین ، ج 1 ص 201 ؛ کنزالعمّال ، ج 16 ، ص 441 ، ح 45329 . 3- .مکارم الأخلاق ، ص 223 ؛ بحار الأنوار ، ج 104 ، ص 96 ، ح 54 .

همچنین فرمود : الصَّبِیُّ وَ الصَّبِیُّ، وَ الصَّبِیٌّ وَ الصَّبِیَّهُ ، وَ الصَّبِیَّهُ وَ الصَّبِیَّهُ یُفَرَّقُ بَینَهُم فِی المَضَاجِعِ لِعَشرِ سِنِینَ . (1)

رختخواب کودکان ده ساله، چه پسر با پسر ، یا دختر با پسر ، یا دختر با دختر باشد باید از هم جدا باشد. نیز فرمود : مرَُّوا صِبیانَکُم بِالصَّلاهِ إذَا کَانُوا أَبنَاءَ سَبعِ سِنِینَ... وَ فَرِّقُوا بَینَهُم فِی المَضَاجِعِ إِذَا کَانُوا أَبنَاءَ عَشرِ سِنِینَ . (2)

کودکانتان را از هفت سالگی ، امر به نماز کنید و بستر آنها را از ده سالگی ، از یکدیگر جدا سازید. ملاحظه می شود که در احادیث برای جدا خوابیدن کودکان از یکدیگر ، سن های مختلف : شش ، هفت و ده ، مطرح شده اند . در این که منظور از این تفاوت سنّی چیست، می توان به صورت زیر، احادیث را جمع کرد : این سه حدیث با هم تناقض ندارند ؛ زیرا در حدیث اوّل ، بر شش سالگی تمام دلالت دارد و حدیث دوم و سوم ، بر آغاز هفت سالگی. البته با توجّه به حدیثی که نقل شد ، مبنی بر عدم جواز بوسه زدن به دختر شش سال به بالا و پسر هفت ساله و تحریک پذیری دختران در سنین کمتر از پسران، احتمال دارد حدیثی که جدا خوابیدن کودکان را در شش سالگی تبیین می کند، به دختران اختصاص داشته باشد و حدیث دوم و سوم که هفت سالگی را مطرح می سازد ، تنها مربوط به پسران باشد . لازم به توجّه است که لزوم جداسازی بستر خواب کودکان ، به جداسازی بستر آنها از یکدیگر اختصاص ندارد ؛ بلکه باید بستر خواب آنها از زنان و مردان و حتی از بستر پدر یا مادر نیز جدا باشد. امام صادق علیه السلام می فرماید : یُفَرَّقُ بَینَ الغُلمَانِ وَالنِّسَاءِ فِی المَضَاجِعِ إِذَا بَلَغُوا عَشرَ سِنِینَ . (3) ________________________________________ 1- .کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج 3 ، ص 436 . 2- .النوادر ، راوندی ، ص 275 ؛ بحار الأنوار ، ج 104 ، ص 98 ، ح 65 . 3- .الکافی ، ج 6 ، ص 47 ، ح 6 ؛ وسائل الشیعه ، ج 21 ، ص 461 .


رخت خواب پسران نوجوان ده ساله ، از بستر زنان باید جدا باشد. امام صادق علیه السلام در حدیث دیگری نیز از خوابیدن دختر با پدر یا مرد با مادرش و یا دو زن یا دو مرد در یک رخت خواب، نهی کرده ، می فرماید : لاَ یَنامُ الرَّجُلانِ فِی لِحَافٍ وَاحِدٍ إِلَا أَن یَضطَرَّا فَیَنَامُ کُلُّ وَاحِدٍ مِنهُمَا فِی إِزَارِهِ وَ یَکُونُ اللِّحاف بَعدُ وَاحِداً، وَ المَرأَتَانِ جَمِیعَا کَذَلِکَ، وَ لا تَنَامُ ابنَهُ الرَّجُلِ مَعَهُ فِی لِحَافِهِ وَ لَا أُمُّهُ ... . (1)

دو مرد ، در زیر یک پتو نباید بخوابند ، مگر آن که ضرورت باشد و در آن جا جز یک لحاف ، بیشتر نباشد . دو زن نیز نباید در زیر یک پتو بخوابند. همچنین دختر مرد نباید با او یا مادرش در زیر یک لحاف بخوابند.

ز . جلوگیری از بازی های جنسی

ز جلوگیری از بازی های جنسیکودکان ، به دلیل کنجکاوی برای شناخت دنیای اطراف خود ، به جستجو در هر چیزی می پردازند. از جمله می خواهند بدن را کشف کنند. در این جستجوهاست که با اندام تناسلی خود آشنا می شوند و سپس کنجکاوانه ، می خواهند بدانند که آیا دیگر کودکان نیز همین گونه هستند یا خیر؟ لذا به بازی هایی نظیر : دکتربازی و مامان بازی روی می آورند که در این بازی ها سعی می کنند از چگونگی اندام های یکدیگر آگاه شوند. این مسئله، در کودکانی که شاهد روابط جنسی والدین بوده اند و یا اندام تناسلی آنها را دیده اند، بیشتر و حساس تر می شود ؛ زیرا در این گونه موارد، کودک ، دوست دارد به تقلید از بزرگ سالان بپردازد و رفتارهای آنان را انجام دهد. در این صورت، گاه ممکن است طرفین بازی، با رضایت ، به بازی با آلات تناسلی یکدیگر بپردازند و از این طریق ، احساس لذّت کنند و کم کم ، زمینه برای انحراف جنسی آنان فراهم شود. والدین ، در پیشگیری از بازی های جنسی کودکان وظیفه دارند و باید مراقب باشند تا شرایط محیطی برای این نوع بازی ها برای کودکان فراهم نشود و اگر احیاناً این صحنه ها را مشاهده کردند ، باید به صورت معقول ، از آن بازی ها جلوگیری کنند . . ________________________________________ 1- .وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 347 ؛ بحار الأنوار ، ج 104 ، ص 49 .


آنها نباید از کودکان بپرسند : چه می کنید؟ زیرا هرگاه کودکان ، عین حقیقت را بگویند، برای والدین ، بسیار ناراحت کننده خواهد بود. همچنین نباید آنها را سرزنش و شرمسار کرد ونیز نباید حرکت آنها را به صورت دیگری حمل کرد و یا بهانه ساده ای یافت از قبیل این که: آیا فکر نمی کنید با این هوای سرد ، نباید لُخت شد ؛ بلکه باید به کودکان دستور داد که لباس خود را مرتّب کنند و به بازی دیگری بپردازند . باید گفت: تو و دوستت داشتید لباس های یکدیگر را درمی آوردید . شما لخت بودید .

این حرکت را نباید انجام دهید! دیدم که به او دست می زنی! این کار ، مجاز نیست! هرگاه سؤالی داشتید ، از من بپرسید و با من مطرح کنید ، تا موضوع را برایتان شرح دهم. این روش مسالمت آمیز و آگاه کننده، موجب آن خواهد شد که هم آزمایش های جنسی کودک محدود گردد و هم لطمه ای به علاقه او به جنس دیگر و عشق وارد نیاید.

امّا گاهی این رفتارهای کودکان ، از مرز کنجکاوی می گذرد و با این که مکرراً کنجکاوی خود را در این زمینه ارضا کرده، امّا باز هم همواره مترصّد فرصتی است تا دزدانه ، به اعضای تناسلی دیگران نگاه کند. این امر ، نشانه آن است که کودک ، گرفتار مشکلی عمیق تر شده است . لذا برای رفع این مشکل، علاوه بر راه های گذشته باید با یک مشاور متخصّص مشورت کرد.

ح . بازی نکردن با آلت تناسلی خود

گرچه کودکان (مانند نوجوانان) ، قادر به استمنا نیستند، ولی بازی کردن با آلت تناسلی، به منظور کسب لذّت ، از آنها صادر می شود و گاه در موارد بسیار شدید ، ممکن است که مایعی شبیه «منی» از آلت آنها خارج شود ؛ امّا این مسئله ، نادر است و عمدتاً به صورت بازی کردن گاه گاهی با آلت تناسلی است . این اتفاق ، ممکن است که نخستین بار ، فقط به قصد کشف اعضای بدن باشد ؛ امّا با تکرار آن، کودک ، متوجّه می شود که از این عمل ، احساس لذّت می کند ؛ لذا آن را تکرار می نماید.

والدین نباید چنین برداشت کنند که بازی کودک با آلت تناسلی اش، امری طبیعی است و در این زمینه اقدامی نکنند ؛ بلکه باید احساس وظیفه کنند و با توجّه به آثار نامطلوب آن، درصدد پیشگیری از تکرار آن برآیند.

تحقیقات نشان می دهد که والدین ، با دیدن صحنه بازی کردن کودک با آلت تناسلی اش، احساس شرمساری و ناراحتی می کنند. حتّی مادران اروپایی و امریکایی که در مورد عادی و طبیعی بودن این عمل ، بسیار شنیده اند، این کار آنان را نمی پسندند و شدیداً مایل اند که این عمل از سوی فرزندانشان متوقّف شود . ایشان ناپسند بودن این عمل را از آن جهت می دانند که : اولاً ، لذّت بردن از خود، موجب آن خواهد شد که کودک ، کمتر تحت نفوذ پدر و مادر یا آموزگاران خود قرار گیرد و هنگامی که به این خشنودی زودگذر ، خوی گرفت، او برای لذّت بردن ، جز به خودش ، به دیگری متکّی نخواهد شد.

ثانیاً ، عادت به بازی کردن با خود ، ممکن است برای جبران کارهای ناپسند و شکست های کودک، تبدیل به مایه تسلّی بسیار سهل الوصول وی گردد و در نهایت سادگی، جایگزین کوشش و اقدامات مثبت او شود. ثالثاً ، ورود کودکان به دنیای متمدّن حقیقی، بسته به آن است که در مقابل لذّت های پایدارتر ، از بازی با خود و خودارضایی ، چشم بپوشند. لذا با عادت به کسب لذّت از این طریق، نمی توانند از دیگر لذایذ پایدار ، بهره برند .

از نظر دکتر «جینات» ، این لذایذ پایدارتر ، در مرحله اوّل ، عبارت اند از : مهر پدر و مادر و در مرحله دوم ، در سایه موافقت اجتماع به دست می آید. بنا بر این ، کودکانی که از چشمه مهر والدین سیراب گشته اند، کمتر به ادامه این رفتار ، تمایل دارند . از این رو، والدین ، به جای فشار آوردن بیش از حد به کودک برای ترک این عادت ، بهتر است نوزاد را در آغاز پیدایش ، از مهر و محبّت خود بهره مند سازند و قلب او را از سرچشمه دوستی حقیقی ، چنان سرمست کنند که به خودارضایی ، به عنوان یک وسیله التذاذ و خشنودی اش روی نیاورد . (1) ________________________________________ 1- .روابط والدین با فرزندان ، ص 195 . والدین مسلمان ، علاوه بر آن، می توانند با توجّه به احادیثی که در آنها آمده است که چنین عملی ، مورد لعن خدا و ملائکه است ، (1) به کودکان ، گوشزد کنند که خداوند ، این نوع رفتار و بازی زشت را دوست ندارد. در حقیقت ، والدین باید زشتی این نوع رفتاری که خدا نیز آن را دوست ندارد، به کودکان خود آموزش دهند. در پایان، به جهت یادآوری شیوه های پیشگیری از بلوغ زودرس یا رشد تمایلات جنسی زودهنگام در کودکان ، آنها را به طور خلاصه ، اشاره می کنیم :

1 . خودداری والدین و محارم جنس مخالف، از ظاهر شدن در برابر کودک به صورت عریان ، با لباس نیمه عریان و یا زننده و مهیّج .

2 . خودداری از دستمالی کردن آلت تناسلی کودک و یا حتّی تنبیه کردن ، به صورت زدن بر پشت و ران های کودک.

3 . جدا کردن اتاق کودک از اتاق خواب والدین ، از سنّی که کودک، قادر به تشخیص رفتارهای جنسی است.

4 . جلوگیری از خوابیدن کودکان با کودکان یا بزرگ سالان دیگر.

5 . خودداری والدین از انجام دادن عمل زناشویی و یا دیگر رفتارهای آمیزشی در برابر کودکان (حتی نوزادان).

6 . خودداری از قرار دادن کودکان در معرض صحنه ها، عکس ها و یا فیلم های مستهجن و خودداری از شرکت دادن آنها در مجالس مختلط و پارتی ها و ایجاد محدودیت در استفاده از برنامه های سکسی در اینترنت و ماهواره.

7 . پاسخ دادن به سؤالات جنسی کودکان ، به طور واقع بینانه و به دور از تهییج جنسی آنها.

8 . مراقبت از کودکانی که در رخت خواب برای مدّت طولانی بیدارند . به این منظور ، لازم است که والدین ، در کنار کودک باشند یا رفت و آمد کنند تا هنگامی که ________________________________________ 1- .ر. ک : میزان الحکمه با ترجمه فارسی ، ج 12 ، ص 5654 ، ح 19048 . مطمئن شوند که کودک ، به خواب رفته است . و بهتر است که اتاق کودک ، در مجاورت اتاق والدین باشد تا در موقعیّت ها و زمان های گوناگون بتوانند به راحتی ، از حال او آگاهی یابند .

9 . مراقبت از دوستی ها و بازی های کودکان و جلوگیری از بازی های جنسی آنها و همچنین ممانعت از خلوت کردن کودکان ، به مدّت طولانی دور از چشم والدین .

پاسخ دادن به پرسش های جنسی کودکان

برای کودک درباره مسائل جنسی ، سؤالاتی مطرح است که می خواهد جواب درست همه آنها را پیدا کند. با توجّه به مسائلی چون : رشد سنّی کودکان ، آگاهی از تولّدهای پیاپی و اطلاع از رفت و آمدهای مادران به بیمارستان ، مشاهده نوزادها و جلب توجّه همه به آنان و به مادرانشان در دوره پس از زایمان و میزان شکوفایی حسّ کنجکاوی کودکان، سؤالاتشان در زمینه مسائل جنسی ، متفاوت و متنوّع است.

نمونه هایی از این سؤالات ، عبارت اند از : بچه از کجا آمده است؟ چطور خداوند ، این نوزاد را به ما داد؟ چگونه بچّه از شکم مادر بیرون می آید؟ چرا بچّه با من تفاوت دارد؟ آلت تناسلی دختر و پسر ، چرا شبیه هم نیستند؟ بعضی از پدران و مادران ، از پاسخ دادن به این سؤالات ، طفره می روند و پرده پوشی می کنند و با تعابیری چون: این پرسش ها به تو نیامده ! بزرگ می شوی ، خودت می فهمی! بعداً برایت می گویم، بچّه ها را ساکت می کنند و بعضی ها هم جواب های نادرست و خلاف واقع می دهند، مثل این که گفته می شود : خدا این بچّه را از آسمان برای ما فرستاده یا از بیمارستان خریدیم ! کودک ، معمولاً می فهمد که این پاسخ ها، جواب درست سؤالات او نیستند و پدر و مادر ، دارند او را فریب می دهند .

به نظر می رسد که باید در سطح فهم کودکان، سؤالات آنها در مسائل جنسی ، پاسخ داده شود و از پرده پوشی و پاسخ های خلاف واقع پرهیز گردد ؛ زیرا عوارض فراوانی دارد، از جمله ، ممکن است آنها به دوستان و یا منابعی غیر مطمئن روی آورند که چه بسا زمینه انحرافات جنسی را در آنان موجب می گردد.

ویلیام آلفسون ، معتقد است که اگر والدین، فرزندان خود را تا حد لزوم ، از امور جنسی آگاه کنند، کودک، برای به دست آوردن اطلاعات ، هیجان خارق العاده ای از خود نشان نمی دهد و زندگی اش را در گرو غریزه جنسی قرار نمی دهد. بسیاری از کودکان در سنین پایین ، کنجکاوی به خرج می دهند و درباره بدن خود و نحوه به دنیا آمدن بچه ، سؤال می کنند .

اگر والدین به این گونه سؤالات ، جواب های اصولی بدهند ، در نتیجه ، هنگامی که کودک به سن بلوغ می رسد ، والدین در مورد پرسیدن این گونه سؤالات ، گرفتار شرمندگی بیهوده نمی شوند . چنین کودکانی ، احتمالاً هنگامی که به سن بلوغ می رسند ، در مورد مسائل جدیدی که به زندگی آنها مربوط می شود ، صاحب اطلاعات کافی هستند و از هیچ مطلبی تعجّب نمی کنند ، در حالی که مطالبی که به آنها گفته شده ، مثل تشریح رنگ ها برای آدم نابینا بوده است. (1)

نکات قابل توجّه در اصول پاسخگویی به پرسش های کودکان عبارت اند از :

الف . در پاسخگویی به پرسش های جنسی کودکان، صراحت و شفّافیت ، تا حدّی باید باشد که ابهام های ذهنی آنها رفع شود.

ب پاسخ ها نباید به هیچ وجه ، تحریک کننده باشند .

ج در مواردی که یکی از والدین ، توانایی پاسخگویی بهتری دارد، کودک به او ارجاع داده شود.

د حُجب و حیا باید رعایت شود و در پاسخگویی ، از پرده دری اجتناب گردد .

ه از برخورد هیجانی یا نفرت انگیز با کودک ، دوری شود. بعضی از والدین ، به دلیل حجب و حیا یا موانع فرهنگی، هنگامی که کودکانشان چنین سؤال هایی را از آنها می پرسند ، دستپاچه و شرمگین می شوند ، می خندند و یا عصبانی می شوند .

این برخوردها کنجکاوی کودک را بیشتر تحریک می کند ؛ زیرا احساس می کند که وارد منطقه ممنوعه شده و حالا تا آن جا که می تواند باید کنجکاوی به خرج دهد ؛ امّا اگر برخورد والدین ، عادی و معمولی باشد ، کودک ، تصوّر می کند که این پرسش او ، با ________________________________________ 1- .ر. ک : روان شناسی بلوغ و تربیت جنسی کودکان و نوجوانان ، ص 187 188 .

دیگر پرسش هایش تفاوتی ندارد و از کنجکاوی بیش از حد ، اجتناب می کند. و جواب ها باید به قدر کفایت و قانع کننده باشند و با این که بهتر است در پاسخ دادن به این سؤالات ، از بیان اضافی و شرح و تفصیل بی مورد ، خودداری کرد ، امّا باید در نظر داشت که پاسخ باید قانع کننده نیز باشد ؛ زیرا اگر کودک ، قانع نشود و پاسخ پرسش خود را به دست نیاورد ، باز هم این سؤال را در ذهن می پروراند و ناچار است به منابع نامطمئن مراجعه کند تا پاسخ خود را بیابد. ز در پاسخ دادن به رشد سنّی و سطح فهم کودک ، باید توجه شود. کودک ، در هر سنّی ، توانایی محدودی برای درک مفاهیم دارد که با گذران دوران رشد، این توانایی ها هم بیشتر می شوند. لذا والدین باید توجّه داشته باشند که پاسخی مناسب ، با سن و درک کودک ارائه دهند.

مسلّماً پاسخی که به یک کودک سه ساله داده می شود ، باید با پاسخی که به کودک ده ساله داده می شود ، متفاوت باشد. لازم به توجّه است که لزوم آموزش جنسی کودکان و پاسخ دادن درست به آنان، به این معنا نیست که والدین یا دیگر بزرگ سالان ، مجاز هستند که هر نوع سخنی را در حضور کودکان بیان کنند ؛ بلکه باید سعی کنند تا حدّ ممکن ، از برانگیختن حس کنجکاوی آنها یا ایجاد سؤال در ذهنشان خودداری کنند ؛ امّا اگر کودکان، خود ، سؤالی پرسیدند ، باید به سؤالات آنها بر اساس اصولی که بیان شد ، پاسخ داد. در این زمینه ، حکایتی وجود دارد با این مضمون که روزی علی بن جعفر با برادرشان امام کاظم علیه السلام بودند و ایشان می خواستند مطلبی را در امور زناشویی بیان کنند .

آن هنگام پسری هم آنها را همراهی می کرد . امام پیش از بیان سخن ، از آن پسر می خواهند که کمی از آنها فاصله بگیرد ؛ زیرا سخنی خصوصی دارند . این امر ، نشان می دهد که بیان هر سخنی در برابر کودکان ، مجاز نیست . (1)

ب . دوره نوجوانی

اشاره

نوجوانی را دوره بین کودکی و بزرگ سالی، برزخی میان نیاز و وابستگی به ________________________________________ 1- .قرب الإسناد ، ص 252 ؛ بحارالأنوار ، ج 103 ، ص 273 ، ح 23 .

بزرگ سالان و بی نیازی و وابستگی به خویشتن، و دوره پیدایش ادراک مفاهیم و افکار انتزاعی، تعریف کرده اند . بسیاری از روان شناسان هم به تعریف آن نپرداخته اند ؛ بلکه ویژگی های این دوره از رشد را در بُعد زمانی و تحوّلات جسمی و روانی مطرح کرده اند . از آن جا که ورود تخصّصی در این بحث ، خارج از حوصله این نوشتار است، بحث روش های تربیت جنسی پیش از ازدواج را پی می گیریم . هر چند موارد سه گانه پیشین ، در دوره نوجوانی هم تداوم می یابد ، امّا به تناسب تغییراتی که در این مرحله به وجود می آید ، روش های دیگری را هم باید به کار بست . از این رو ، در ادامه ، به بیان آنچه لازم است که در این دوره ، مورد توجّه قرار گیرد ، می پردازیم :

آگاهی دادن نسبت به تغییرات جسمی بلوغ

انسان در آغاز نوجوانی ، دارای رشد و جهش خاصی است و با تغییرات جسمی، هورمونی و ظهور ویژگی های جنسی ثانویه ، همراه است. این تغییرات ، طی یک دوره تقریباً دو ساله رخ می دهد و با بلوغ جنسی ، به اوج خود می رسد . (1)

در خصوص تربیت جنسی نوجوان، والدین ، دو وظیفه کلّی و اساسی دارند. یکی این که او را با حقایق صحیح جنسی بیولوژیک ، آشنا کنند تا او بداند دستگاه های جنسی چگونه کار می کنند و تأمین بهداشت آنها چگونه امکانپذیر است . دیگر این که یاد بدهند، نوجوان چگونه میل جنسی خود را با توجّه به ارزش های اخلاقی و فرهنگی جامعه خود ارضاء کند و در نتیجه ، از انحراف و پیدایش اضطراب و عوارض روانی دیگر ، در امان باشد. در این زمان، وظایف والدین نسبت به گذشته ، پیچیده تر و سنگین تر می شوند ؛ زیرا در گذشته ، کودکان به محض پیدا شدن نشانه های رشد و بزرگ شدن جثّه و احساس توانمندی بیشتر، وارد مرحله کار و فعالیت اجتماعی می شدند . دخترها هم ________________________________________ 1- .Child Development, bukatko and daehler, 1995. P 16

در سنین بسیار پایین (گاهی در یازده سالگی و یا پایین تر) ازدواج می کردند و در سیزده چهارده سالگی ، دارای فرزند می شدند . بیشتر پسرها چه بسا پیش از بیست سالگی ازدواج می کردند. باید توجّه داشت که بچّه های دیروز ، به مرحله دیگری از زندگی رسیده اند و برخورد با آنان با گذشته باید متفاوت باشد . چه بسا والدینی که تصوّر می کنند فرزندان آنها هنوز کودک اند ، و از این رو از مشاهده تغییرات فرزندانشان دچار حیرت و تعجّب و گاهی هم گرفتار خشم و عصبانیت می شوند. گویا غافلگیر شده اند و انتظار چنین تغییراتی را ندارند، بویژه این که تغییرات بلوغ ، گاهی خیلی سریع و پیش از آن که والدین ، آمادگی لازم را برای برخورد صحیح با آنها پیدا کنند ، رخ می دهد . لذا والدین باید پیش از آن که کودکان آنها وارد این مرحله جدید بشوند ، نسبت به ویژگی های آنان اطلاعات لازم و کافی پیدا کنند تا بتوانند فرزندانشان را به شیوه ای صحیح تربیت کنند. لازم است که آنها اطّلاعاتی را در مورد سن نوجوان، بلوغ و ویژگی های آن و تغییرات جسمی و روانی این دوره ، به فرزندانشان منتقل سازند و به وظیفه خود در این راستا عمل نمایند.

آشناسازی نسبت به طبیعی بودن تحوّلات نوجوانی

همواره اوّلین تغییرات در زندگی انسان ، با نوعی ترس از ناشناخته ها و ابهام و سرگشتگی همراه است. اوّلین روزی که قاعدگی در دختری آغاز می شود و اوّلین دفعه ای که پسر ، محتلم می شود، برای دختر و پسر ، با ترس و اضطراب همراه است . این ترس و اضطراب ، وقتی بیشتر می شود که هیچ آمادگی قبلی ای در مورد آن نداشته باشند و از طبیعی بودن آن ، بی اطلاع باشند. برعکس آن نیز صادق است ؛ یعنی این اضطراب و ترس ، وقتی به حداقل خود می رسد که کودک و نوجوان را از پیش برای این تغییرات ، آماده کرده باشند. اوّلین قاعدگی برای دختران ، چه بسا اضطراب و نگرانی بیشتری نسبت به پسرها در اوّلین احتلام داشته باشد.

قاعدگی ، از آن جا که با خونریزی همراه است و در منطقه حسّاسی رخ می دهد که دختر ، ممکن است از بیان آن شرم کند و خونریزی را نشانه نقص یا بیماری در آن قسمت بدن خود بداند، با ترس و وحشت بیشتری همراه است. اگر دختران نوجوان ، از طبیعی بودن آن آگاه نباشند و والدین از پیش، آنها را برای این مرحله ، آماده نکرده باشند، دچار اضطراب و افسردگی شدیدی می شوند که احیاناً به خودکشی نیز منجر می شود. (1)

بنا بر این ، مادران موظّف اند که پیش از شروع اوّلین قاعدگی ، در جوّی دوستانه ، برای او توضیح دهند که یکی از نشانه های طبیعی رشد یک دختر، شروع قاعدگی است که او را برای مرحله مهم تری از زندگی (یعنی مادر شدن) آماده می کند . سپس از راه ایجاد غرور نسبت به مادر شدن و برانگیختن حسّ مادری که از کودکی ، درون دختربچّه ها وجود دارد ، او را بیش از پیش ، به طبیعی بودن و اهمیت این تحوّل بزرگ در زندگی دختران ، آگاه کنند.

همچنین پدران باید با پسران خود در مورد احتلام و آماده شدن آنها برای بارورسازی، پدر شدن و تحمّل مسئولیت خانه و خانواده آماده کنند و برای آنها توضیح دهند که این ، امری طبیعی است که دلیلی برای شرمندگی از آن وجود ندارد . همان گونه که شروع قاعدگی ، ممکن است باعث نگرانی دختران شود، نعوظ کنترل نشده و اوّلین انزال در پسرها نیز ممکن است نگرانی آنان را به دنبال داشته باشد. تحریک آلت جنسی هم مثل تحریک دیگر قسمت های بدن ، ممکن است برای کودک لذّت بخش باشد معمولاً بعد از بلوغ ، شدّت بیشتری می یابد.

در این دوران ، آلت جنسی مردانه ، به سادگی به طور ناگهانی یا در واکنش محرّک های مختلفی چون : مناظر، صداها، بوها و کلمات تحریک کننده یا هر عامل دیگری متورّم می شود و ممکن است باعث تحریک نوجوان شود. هر چند که نوجوانان ، به توانایی خود در نعوظ ، به عنوان نشانه مردانگی افتخار می کنند ، ولی در عین حال ، ممکن است از این که نمی توانند این واکنش را کنترل کنند ، دچار ________________________________________ 1- .جوان ، انگیزه و رفتار جنسی ، ص 76 .


شرمندگی و نگرانی شوند . حتّی ممکن است از این که بخواهند در کلاس درس بایستند ، احساس نگرانی کنند. آنان در این فکرند که آیا نوجوانان دیگر هم در کنترل خود ناتوان اند؟ نوجوانان در این دوره و زمانه ، آگاه ترند و از نسل قبل ، کمتر احتمال دارد که نگران قاعدگی یا احتلام شبانه شوند. با وجود این ، بسیاری از پسرها و دخترها بخصوص در اوّلین سال های نوجوانی ، آموزش لازم را از والدین، مدرسه یا همسالان خود نمی گیرند و با ترس های بی جا ، خود را شکنجه می دهند.

تعدیل حالت های روانی

تغییراتی که در سیستم عصبی و هورمونی نوجوان ایجاد می شود و رشدی که در قوای شناختی او رخ می دهد، باعث ایجاد تغییراتی در خلق و خو و تمایلات نوجوان است . این تغییرات ، گاهی خانواده را به وحشت می اندازد و باعث می شود که با نوجوان خود ، رفتاری نامناسب داشته باشند و با دست خود ، عوامل گریز او را از خانه و خانواده فراهم سازند. از نقطه نظر روانی، یکی از بارزترین ویژگی های نوجوانان ، «استقلال طلبی» آنهاست. نوجوانان ، گاهی برای ثابت کردن استقلال طلبی خود ، به لجاجت با خانواده ها می پردازند و سعی می کنند قوانین خانه و احیاناً جامعه را زیر پا بگذارند و رفتارهایی انجام دهند که خلاف میل پدر و مادر است . این ویژگی ها وقتی تشدید می شوند که والدین ، سعی در مقابله با فرزندان خود داشته باشند. به همین دلیل است که پیامبر صلی الله علیه و آله دوره سوم کودکی را که مقارن با سن نوجوانی است دوره «وزارت» او می داند . (1)

یعنی وقتی کودک به سن نوجوانی می رسد باید اختیاراتی در حد اختیار وزیر داشته باشد ؛ امّا نه بدین معنا که مطلقاً از زیر نظارت والدین خارج شود . رفتار والدین با نوجوان باید همراه با احترام و تقدیر باشد ، نه رفتاری که پادشاه با رعیت عادی خود می کند. ________________________________________ 1- .ر. ک : مکارم الأخلاق ، ص 322 ؛ وسائل الشیعه ، ج 15 ، ص 195 .

همچنین سال های بلوغ ، اغلب دوران سرکشی و تمرّد و اضطراب نوجوان است.

سرکشی نوجوان ها در برابر صاحبان اختیار و در برابر مقرّرات ، مطلب تازه ای نیست و اگر علاقه ای به تربیت و آموزش و رشد فرزندانمان داریم باید آن را تحمّل کنیم. آنا فروید ، در مورد دنیای نوجوانی ، معتقد است که ناسازگاری نوجوان و رفتار غیر قابل پیش بینی او طبیعی است. اگر با انگیزه هایش می جنگد و آن را قبول می کند، اگر در عین حال هم پدر و مادرش را می پرستد و هم از آنها متنفّر است، اگر در برابر دیگران تقلید می کند. در عین حال ، بی وقفه در جستجوی هویّت خویش می گردد، اگر بیش از هر زمانی در زندگی ، آرمان گرایی می کند و در قالب هنرمندان می رود و سخاوت به خرج می دهد و از خودگذشته می شود و اگر برعکس، خودمحوری و نَفْس پرستی و حسابگری را انتخاب می کند، کاری طبیعی کرده است.

اگر چه این رفتارهای ضدّ و نقیض در دوران بلوغ ، تقریباً طبیعی است ، امّا شخصیتی در حال شکل گرفتن است و این شکل گیری ، به گذشت زمان نیاز دارد ؛ (1) ولی با راهنمایی درست عاطفی می توان به تعدیل این حالت ها پرداخت و زمینه تسهیل سیر طبیعی مطلوب را فراهم ساخت ، برای این که والدین و مربّیان ، متوجّه این نابه سامانی های روانی فرزندان و متربّیان خود در مرحله آغازین جوانی (نوجوانی) باشند و رابطه عاطفی مناسبی با آنها برقرار سازند و در تعدیل حالت های روانی آنان کوشش نمایند .

پیامبر صلی الله علیه و آله با اشاره به تحوّلات روانی در دوران نوجوانی می فرماید: الشَّبَابُ شُعبَهٌ مِنَ الجُنُونِ. (2)

مرحله آغازین جوانی (نوجوانی) شاخه ای از جنون است. ________________________________________ 1- .روان شناسی بلوغ ، ص 24 . 2- .کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج 4 ، ص 377 ؛ بحار الأنوار ، ج 77 ، ص 165 .

در خصوص دختران نوجوان که از پسران همسال خود ، حدود دوسال، زودتر بالغ می شوند، پرورش فروتنی و لیاقت و سختگیری عمیق نسبت به خود و جنس مخالف ، خیلی مهم است. چون در بیشتر دختران نوجوان ، نشانه های تنبلی دیده می شود، انرژی و فعالیت مخصوص دوره کلاس های پایین تر نقصان می یابد و تفکّر ، طنّازی و جذّابیت و توجّه به خود در آنها تغییر می کند ، بدین جهت ، جلب دختران نوجوان به کارهای خانگی و آموختن ملاحت و مهارت و خانه داری ، خیلی مهم است.

در تعدیل حالت های روانی دختران، والدین باید مواظب باشند که دختر ، چه طور لباس می پوشد ، چگونه صحبت می کند، چه طور می نشیند و چگونه با دوستانش رفت و آمد دارد.

آیا خیلی ساده، رابطه دوستی برقرار می کند و سپس دوستی خود را قطع می کند و یا خیلی با دقت و احتیاط رفتار می کند ، به طوری که درس و مشق را فراموش می کند و خود را می آراید، به امید این که با کسی ملاقات کند.

والدین ، با کمک به نوجوان خود در برنامه ریزی صحیح و راهنمایی به سوی رفتارهای متعادل، باید او را از رفتارها و موضع گیری های افراطی و تفریطی ، باز دارند. همچنین از آن جا که در نوجوانی ، اوّلین نشانه های بلوغ (یعنی قاعدگی) آغاز می گردد ، مهم است که دختر را آماده رعایت بهداشت خویشتن نمایند و برای او توضیح دهند که همان گونه که به آراستگی خود اهمیت می دهد ، به همان صورت ، به پاکیزگی جسم و نظم و ترتیب نیز اهمیت بدهد . نیز باید دختر را از خشونت و تندی با نزدیکان ، بر حذر داشت. باید به او فهماند که زیبایی واقعی زن ، در ملاحت او نهفته است و این ملاحت ، حاکی از هماهنگی ویژگی های ظاهری و باطنی اوست .

همچنین باید به دختران آموخت که خود را از شایعه پردازی، بلندپردازی و دروغگویی ، دور نگه دارند. باید به آنان گوشزد کرد که اگر امروز سعی کنند تا انسان شایسته ای باشند ، تمام خوبی های آینده ، در انتظار آنهاست.

پرورش هویّت جنسی نوجوان

از نیازهای مهم دوران نوجوانی، «پرورش هویّت» است. او می خواهد با ماهیت انسانی و جنسی خود ، آشنا شود ؛ به دنبال یافتن پاسخ این سؤال است که : من کیستم و به کجا می روم ؟ او می خواهد ارزش ها و معیارهایش را بداند و آنها را پایه ریزی کند. احساس هویّت شخصی در نوجوانان ، به تدریج بر پایه همانندسازی های گوناگون دوران کودکی ، تکوین می یابد. ارزش ها و معیارهای اخلاقی کودکان تا حدود زیادی ، همان هایی هستند که والدین آنها ، نیز دارند.

احساس عزّت نفس در نوجوانان نیز از نگرش والدینشان نسبت به آنها نشئت می گیرد. با ورود به نوجوانی و دنیای وسیع تر آنان در دبیرستان، آنها به صورت فزاینده ای به ارزش های گروه همسالان خود و همچنین به ارزیابی های معلّمان و دیگر بزرگ سالان ، بیشتر ارج می نهند. نوجوانان ، از راه جمع بندی این ارزش ها و ارزیابی ها ، می کوشند که تصویر یک پارچه ای از خود به دست آورند. هر اندازه ارزش هایی که از سوی والدین، معلّمان و همسالان ابراز می شود ، همخوانی بیشتری باهم داشته باشند ، به همان نسبت نیز کار هویّت یابی نوجوان ، آسان تر پیش می رود .

اریک اریکسون (روان شناس) نیز مرحله نوجوانی را مرحله «احراز هویّت در برابر پراکندگی نقش» معرفی کرده است . او معتقد است که این مرحله پنجم از چرخه تحوّل روانی اجتماعی است که با دوره نوجوانی ، مقارن است. مفهوم هویّتی را که اریکسون در این دوره مطرح می کند ، دو چهره دارد : از یک سو ، به احساسات رجوع می کند که یک فرد ، در مقابل خویشتن دارد (یعنی خودسنجی) و از سوی دیگر ، بر روابط بین هویّت شخصی و توصیف هایی که دیگران از او به عمل می آورند، تکیه می کند. این توصیف ها مربوط به رفتارهایی هستند که جامعه ، آنها را برای یک رفتار مناسب ، اساسی می داند و در اطراف مجموعه هایی که «نقش های اجتماعی» نامیده می شوند، سازمان یافته اند.

به عنوان مثال ، مرد یا زن بودن، معنای ایفا کردن یکی از این نقش هاست . نقش هایی که بین من و اجتماع ، ارتباط برقرار می سازد . دارای دوکنش اند : یکی آن که شخص را به قوانین اجتماعی مربوط می سازد و دیگر این که وی را به عنوان فرد ، مشخص می کند. (1)

به علّت این تغییرات و سردرگمی ها ، ممکن است که نوجوان ، هر روز یک قالبی را برای خود انتخاب کند و فردا ، آن را دور بریزد و قالب دیگری انتخاب کند . این مسئله در جوامع پیچیده ، مشکل تر از جوامع ساده است که در آن ، نقش هر فرد و هر گروه و هر زن و مردی مشخّص است ؛ امّا در جوامع پیچیده امروزی ، این مسئله ، بسیار چشمگیر است . هر چه جامعه و ارزش ها و معیارهای آن ، پیچیده تر شود ، هویّت یابی هم مشکل تر می شود. البته هویّت ، بخش های فراوانی دارد ، مثل : هویّت ملّی ، هویّت شخصی، هویّت جنسی، هویّت دینی و ... آنچه در مبحث تربیت جنسی اهمیت پیدا می کند ، موضوع «هویّت جنسی» است که پایه آن (همان طور که گفته شد) در زمان کودکی ریخته می شود و منشأ بیشتر اختلالات هویّت جنسی نیز از دوران کودکی است و در نوجوانی ادامه می یابد .

حتّی برخی از اختلالاتی که در دوران بلوغ شروع می شوند ، مانند «ترانس سکسوالیسم» (2) یا «نارضایی جنسیتی» نیز تا حد زیادی ، ریشه در دوران کودکی دارند. آموزش و تربیت در نوجوانی، می تواند هویّت جنسی مطلوب را در نوجوان پدید آورد و از اختلالات و رفتارهای نابه هنجار جنسی در آنان پیشگیری نماید. از جمله راه های تسهیل در هویّت یابی جنسیتی ، این است که دختر و پسر نوجوان ، از تشبّه خود به جنس مخالف خودداری کنند و به هیچ وجه ، به خود اجازه ندهند که چنین رفتارهایی را داشته باشند ؛ چون از نظر اسلام ، این عمل ، حرام شمرده می شود و مبادرت به این نوع عملکردها ، محرومیت دختر و پسر از رحمت های طبیعی خداوند را دنبال دارد . ________________________________________ 1- .روان شناسی ژنتیک ، ص 125 126 . 2- .Transsexuali

امام علی علیه السلام می فرماید : از رسول اکرم صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود : لَعَنَ اللّهُ المُتَشَبِّهِینَ مِنَ الرِّجَالِ بِالنِّسَاءِ وَ لَعَنَ المُتَشَبِّهَاتِ مِنَ النِّسَاءِ بِالرِّجَالِ . (1) 1- .الخصال ، ص 587 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 221 . خدا لعنت کند مردانی را که خود را شبیه زنان می کنند و زنانی که خود را شبیه مردان می سازند ! بنا بر این ، این رفتار ، خلاف طبیعت زن و مرد است ، لذا عمل کنندگان به آن ، مورد لعنت خداوند واقع می شوند. روشی دیگر برای تسهیل هویّت یابی جنسیتی در نوجوانان، «همانندسازی» آنها با والد همجنس است.

اگر چه همانندسازی ، پیش از سنین بلوغ و تقریباً از سه سالگی انجام می شود ، امّا به علّت دگرگونی های دوران بلوغ به این همانندسازی در این دوره ، کمی مختل می شود و دوباره به شکل دیگری انجام می گیرد. لذا والدین همجنس نوجوان در این دوره ، نقش مهمی دارند. پدران باید بدانند که در تربیت فرزندانشان بویژه پسرانی که در سن بلوغ هستند ، نقش اساسی دارند و کوتاهی آنها در ایفای این نقش ، به ضعف هویّت جنسی پسران می انجامد .

پدر باید بتواند به طور صحیح ، در پسر نوجوانش تأثیر بگذارد. پدر می تواند درباره افکار مناسبِ نیروی مردانگی صحبت کند ؛ در مورد نیرومندی و احساس نسبت به زنان و زیبایی و رفتار خوب گفتگو نماید پدر در خانواده ، تأثیر ویژه ای روی پسر می گذارد. اگر پدر ، نزدیک به پسر باشد ، همیشه مواظب اوست .

علاوه بر این ، در کارهای خانه نیز شرکت خواهد کرد . معاشرت همیشگی ، سبب نزدیکی روحی دو مرد می شود. مرد مسن ، به نوجوان کمک می کند که بعدها انسان واقعی شود. این مسئله در مورد دختران نیز صادق است . مادران باید احساس زنانگی را در دختران تقویت کنند و نقش آنها را در ازدواج و زندگی مشترک تبیین نمایند. در رویکرد دینی یک نوجوان (چه دختر و چه پسر) باید بداند که اشرف مخلوقات است . (1) او جانشین خداوند در روی زمین و خلیفه الهی تلقّی می گردد . (2) وی مسجود ملائکه (3) و حامل امانت الهی دانسته شده و تنها موردی که خداوند به آفرینش خویش، تبریک و تهنیت می گوید ، (4) خلقت اوست .

وی از منزلت و جایگاه خاصی برخوردار است که هویّتش در چهار بُعد اساسی یعنی ارتباط با خدا، با خود ، با دیگران (و از جمله جنس مخالف او) و با جهان هستی و طبیعت شکل می گیرد. هویّت یابی جنسیتی ، به این است که مثلاً دختر ، خود را باارزش و دارای کمالات و مایه آرامش قلب و روح و روان مرد بداند (5) و نقش خود را در سلامت روحی روانی جامعه ، تعیین کننده تلقی نماید. زن از جنبه دیگر ، به عنوان مادر ، ارزشی فراتر از مرد (به عنوان پدر) دارد. در حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله خطاب به فرزند، سه بار توجّه و احترام به منزلت مادر تأکید شده است و بار چهارم، توجّه و احترام به پدر مطرح گردیده است

. (6) مرد نیز باید خود را قوی، حلّال مشکلات، مدیر و مدبّر و تکیه گاه و محبّت کننده به زن بداند و نقش هدایتگرانه خود را در زندگی ، باور نماید.

توجّه به نیاز جنسی و جهت دهی مطلوب به آنها

انسان ، تقریباً با مجموعه ثابتی از نیازها متولّد می شود و در طول زندگی ، با او خواهند بود. بنا بر این ، نیازهای کودکان ، نوجوانان و بزرگسالان ، تقریباً برابر است ؛ تفاوت اصلی ، در شدّت و ضعف ظهور این نیازهاست. در هر سنّی ، برخی از نیازها

________________________________________ 1- .«وَ لَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی ءَادَمَ وَحَمَلْنَهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ» (سوره اسراء ، آیه 70) . 2- .«إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً» (سوره بقره ، آیه 30) . 3- .«وَ إِذْ قُلْنَا لِلْمَلَئِکَهِ اسْجُدُواْ لِأَدَمَ فَسَجَدُواْ» (سوره بقره ، آیه 34) . 4- .«فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَلِقِینَ» (سوره مؤمنون ، آیه 14) . 5- .«وَ مِنْ ءَایَتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَ جًا لِّتَسْکُنُواْ إِلَیْهَا» (سوره روم ، آیه 21) . 6- .راهنمای انسانیت (سیری در «نهج الفصاحه») ، ص 570 .


اهمّیت بیشتری پیدا می کنند و انسان ، نسبت به نیازهای دیگر ، یا بی توجّه می شود یا قدرت تحمّل او نسبت به فقدان عدم ارضای آنها بیشتر می شود. نیازهای مهم یک نوجوان فراوان اند ؛ امّا از مجموع ویژگی های روانی و نیازهای عاطفی در دوره نوجوانی، آنچه در امر تربیت جنسی ، بیش از همه اهمّیت پیدا می کند ، «نیاز جنسی» است. نیاز جنسی در نوجوانی ، فکر نوجوانان را زیاد به خود مشغول می سازد ؛ زیرا آنها احساس نیاز، به همراه احساس توانایی برای عمل جنسی را دارا شده اند . و تحریکات فراوانی ، انگیزه و خواسته های جنسی را در آنان تشدید می کند. این نیاز ، چه بسا بحرانی را برای آنان پدید می آورد که زمینه مهم ترین نگرانی های والدین را فراهم می سازد. از این رو ، لازم است که با آن ، برخورد صحیح صورت گیرد. این مواجهه ، با شیوه های زیر تحقّق می یابد:

الف . پذیرش تمایل جنسی در نوجوان

اوّلین قدمی که والدین در این راه باید بردارند ، این است که ظهور این میل را در فرزندان خود بپذیرند و در این زمینه ، بدون شرم زدگی و با تلقّی طبیعی بودن این میل ، با او گفتگو کنند. والدین می توانند به فرزندان خود بگویند که آنها متوجّه نیاز فرزندشان هستند و این که پسر نوجوان ، یا دختر نوجوان توجّهش به جنس مخالف جلب شود، یا در دلش به فرد خاصی علاقه مند گردد ، امری طبیعی است . نوجوان این را باید بداند که هیچ چیز پست و رذیلانه ای در این میل نیست ؛ بلکه تمایلی طبیعی و خدادادی برای ادامه بقای نسل بشر است. شاید به یقین بتوان گفت که بسیاری از مشکلات نوجوانان و مشکلات والدین با آنها در همین مرحله حل می شود ؛ زیرا اولاً نوجوان ، به مشخّص کردن تمایلات خود یا تجارب خود (که ممکن است آنها را به علّت مخفی کاری به تباهی بکشد) نیازی ندارد ؛ ثانیاً نوجوان با دیدن پذیرش والدین، دیگر اصراری بر قبولاندن این امر به آنها با انجام دادن رفتارهای نابه هنجار نخواهد داشت.

ب . تبیین هدف های تمایل جنسی

والدین ، پس از پذیرفتن وجود این غریزه در فرزندانشان و بیان طبیعی بودن آن ، می توانند از طریق سوق دادن فواید میل جنسی ، به سوی فواید ازدواج، نوجوان را برای «ازدواج» ، آماده کنند و این میل مهارگسیخته را در قالبی مطلوب ، محدود سازند. والدین می توانند برای نوجوانان خود بیان کنند که خداوند ، این میل را در زن و مرد قرار داده تا به یکدیگر متمایل شوند و ازدواج کنند ، در کنار یکدیگر به آرامش برسند ، (1) در رسیدن به کمال بشری و قرب الی اللّه ، همیار هم باشند و در دانشگاه ازدواج ، بهترین خصلت های اخلاقی (چون : از خودگذشتگی، ایثار، عفو ، عشق ورزی، سخاوتمندی و... ) را بیاموزند. به این ترتیب ، نوجوانان می فهمند که این میل، «میل مقدّس» است که اگر با نظم ، از آن ، خوب مواظبت کنند و بر اساس ضوابط شرعی و اجتماعی ، آن را ارضا نمایند ، ضامن سعادت آنهاست ؛ امّا اگر برعکس آن رخ دهد ، هلاکت آنها را موجب می شود.


ج . توجّه به پیامدهای نامطلوب بی بندوباری جنسی

بسیاری از نوجوان ها در این سن ، سعی می کنند با جنس مخالف خود ارتباط برقرار سازند. روان شناسان ، برقراری رابطه جنسی بین نوجوان را امری نامطلوب و زیان بار می دانند و والدین را موظّف می کنند که از وقوع آن پیشگیری کنند. به عنوان مثال ، آقای کوچتکف ، ضمن بیان دوستیِ پسر و دختر با هم ، سفارش می کنند که والدین باید ارزش دوستی صحیح را به فرزندان خود بیاموزند و سپس به آنها توصیه کنند که از راه پاک دامنی خارج نشوند ؛ ولی نوجوانان با آشنا شدن به تمایلات زودرس، معمولاً بی اندازه تحریک می شوند و حالت عصبانیت و خشونت به خود می گیرند و گاهی در معاشرت ، به صورت آدمی عامی و نادان ، جلوه گر می شوند. با شناختن گناه ، در نتیجه عدم دورنمایی روشن، زندگی خشن تر می شود و به تدریج ،

________________________________________ 1- .ر. ک : سوره روم ، آیه 21 .

بی شرمی ، جای حیا را می گیرد و نوجوانان ، اعتمادشان از واقعیت و خوبی و روشنی سلب می گردد. خصوصاً این حالت روحی (یعنی خشونت، بی علاقگی و سستی) در نتیجه فساد اخلاق و احساس زودرس جنسی و خطر ابتلا به بیماری های مقاربتی ، نوجوانان را به بزه کاری می کشاند . بنا بر این ، حتّی در کشورهایی که ارتباط دختر و پسر و دوستی آنها با یکدیگر بلا مانع است، اذعان دارند که تماس جنسی زودرس ، پیامدهای ناخوشایندی دارد و امر مطلوبی نیست. ولی با توجّه به گفته کینزی در مورد نیرومندی میل جنسی در نوجوانان پسر ، (1) قرار دادن دختران و پسران نوجوان در کنار هم و سپس دستور دادن به آنها که از ارتباط جنسی با هم خودداری کنید ، درست مانند قرار دادن پنبه و آتش در یک جا و انتظار نسوختن پنبه است. این حرف ، بیشتر به شوخی شبیه است تا یک واقعیت.

بنا بر این ، مجاز دانستن ارتباط دختر و پسر در جوامع اروپایی ، بیشتر ناشی از واقعیت زندگی اجتماعی آنهاست ، نه پسندیده بودن این امر. نظر اسلام ، بر این امر استوار است که پیشگیری ، بهتر از درمان است وعلاج واقعه را قبل از وقوع می کند. همان طور که دستور تحریم کامل شرب خَمر می دهد، یا استمنا را کاملاً حرام می کند، از ابتدای بلوغ دختر و پسر و شروع به نیرومندی میل جنسی، روابط دختر و پسر را محدود می کند و دستورهایی مبنی بر به حداقل رساندن تحریکات جنسی می دهد ؛ زیرا تا وقتی که نوجوان و جوان ، از نظر جنسی ، تحریک نشده باشد ، مشکلی در پیش نخواهد بود ؛ امّا اگر تحریک شد و امیال جنسی او طغیان کرد ، خودداری و کنترلْ مشکل است. بنا بر این ، والدین باید نوجوانان خود (بویژه دختران) را از پیامدهای نامطلوب بی بندوباری و ارضای غیر مشروع این میل ، به هر طریقی که باشد ، آگاه سازند . باید یادآور شد که بسیاری از روایات وارد شده در این بحث ، با همین مأموریت صادر شده اند .

________________________________________ 1- .روان شناسی و تربیت جنسی کودکان و نوجوانان ، ص 148 .

امام علی علیه السلام می فرماید : إِیَّاکُم وَ الزِّنَا فَإِنَّ فِیهِ سِتَّ خِصَالٍ ثَلَاثٌ فِی الدُّنیا وَ ثَلاثٌ فِی الآخِرَهِ فَأَمَّا اللَّوَاتِی فِی الدُّنیا، فَیذهَبُ بِالبَهَاءِ وَ یَقطَعُ الرِّزقَ الحَلَالَ وَ یُعَجِّل الفَنَاءَ إِلَی النَّارِ وَ أَمَّا اللَّواتِی فِی الآخِرَهِ فَسُوءُ الحِسَابِ وَ سَخَطُ الرَّحمَنِ وَ الخُلُودِ إِلَی النَّارِ . (1)

از زنا بپرهیزید (و به سوی چنین رفتاری تمایل پیدا نکنید) که شش اثر دارد : سه اثر ، مربوط به دنیاست و سه اثر ، مربوط به آخرت است ؛ اما آن سه اثر که مربوط به دنیاست، این است که ارزش انسانی و شخصیت فرد را از بین می برد، مانع کسب روزی حلال می شود و زمینه زود مُردن و در آتش ناراحتی افتادن را تسریع می کند و امّا آن سه اثری که مربوط به آخرت است ، حساب رسی بد در قیامت و مشمول خشم خدا شدن و در آتش همیشگی جهنّم به سر بردن . علاوه بر آن می توان خطر ابتلا به بیماری های مقاربتی را نیز برای آنها بیان کرد و آنها را از این مسئله بر حذر داشت. بویژه این که بسیاری از افرادی که مبتلا به این بیماری ها هستند (مثل بیماری ایدز) ، طبق آنچه در مجلّات مختلف ، از سرگذشت آنها نقل می شود ، مایل اند حال که خود مبتلا گشته اند ، دیگران را هم مبتلا کنند.

این ، خطر بزرگی است که در کمین جوانان نشسته است. شکّی نیست که علّت گسترش امراض مقاربتی ، روابط غیر مشروع است. ارتباط جنسی خارج از ضوابط ازدواج ، علاوه بر بیماری های مقاربتی، خطرات دیگری نیز دارد، مانند حاملگی دختر که سبب بی آبرویی او و خانواده اش می شود و آینده او را تباه می سازد.

موارد زیادی نقل شده است که دختران سیزده چهارده ساله، ندانسته حامله شده اند و باعث انجام یافتن عمل جراحی گردیده و در نتیجه ، با خطر بی فرزند ماندن در تمام زندگی مواجه شده اند.

متأسفانه در این گونه موارد ، دختر ، مجبور است که تمام بار این مصیبت را بر شانه های نحیف خود تحمّل کند و پسری که او را به چنین بدبختی عظیمی کشانده ، بدون پرداخت تاوانی ، به زندگی خود ادامه می دهد و چه ________________________________________ 1- .علل الشرائع ، ج 2 ، ص 479 480 ؛ بحار الأنوار ، ج 79 ، ص 22 .

بسا سراغ دختر دیگری برود و او را هم به چنین سرنوشتی دچار کند. لذا والدینی که فرزند دختر دارند ، اگر خواهان سعادت و حفظ آبروی دختر خود هستند ، باید پسرشان را خوب و با عفّت تربیت کنند. و به او بفهمانند که تمام دختران جامعه ، مانند خواهران او هستند .

اگر او خواهان سلامت اخلاقی خواهرش است ، نباید به دختران جامعه ، نظر بدی داشته باشد.

کوچتکف ، عقیده دارد که در این گونه حوادث اتّفاقی ، تنها دختر ، گناه کار نیست ؛ بلکه گناه بزرگ تر ، به گردن پسر یا پسرانی است که با او رابطه نزدیک داشته اند . از طرفی ، خود پدر و مادر دختر و پسر نیز گناه کارند ؛ زیرا به موقع ، فرزندان خود را علیه این گونه پلیدی ها مصون ننموده اند.

احتمال این که دختر و پسری که پیش از ازدواج ، با هم ارتباط جنسی داشته اند ، با هم ازدواج کنند و این پیوند ، تداوم پیدا کند ، بسیار اندک است. اگر آمار دقیقی در مورد افرادی که پیش از ازدواج با هم ارتباط داشته اند و به اصطلاح ، «عاشق» بوده اند و سپس از هم طلاق گرفته اند وجود داشت ، آن وقت متوجّه می شدیم که تا چه حد ، این روابط لجام گسیخته ، به ضرر آینده نوجوانان (بویژه دختران) تمام می شود. (1)

تحقیقات نشان می دهد: روابط زناشویی ای که قبل از انجام شدن وصلت قانونی صورت گرفته، نوعاً موجبات پشیمانی را فراهم ساخته است ؛ زیرا چنین جریانی ، غالباً موجب می شود که شوهر ، اعتمادش را نسبت به همسر ، خود از دست بدهد و یا شوهر به خاطر این که دختر به سهولت ، تسلیمش گشته، از نظرش بیفتد و او را ترک کند . غالباً این گونه رفتارها موجب می شود که مرد ، پس از ازدواج ، احساس نماید که همسرش قادر به کنترل خود نیست و نمی تواند به وفاداری او اعتماد کند. در این گونه موارد ، بیشتر تقصیرات ، به گردن پسران است تا دختران ؛ زیرا هنگامی که پسر به نزدیک دختر می آید و تظاهر می کند که با شدّت و حرارت دوستش می دارد و به او اظهار می دارد که هر چه بخواهد به او می دهد ، آیا باید آن دختر را که سخنانش را ________________________________________ 1- .روان شناسی و تربیت جنسی کودکان و نوجوانان ، ص 170 .

باور کرده و راستگویش پنداشته و بر او اعتماد کرده مقصر دانست؟ (1)

همچنین دختران نوجوان نباید والدین خود را سرزنش کنند که چرا آن اندازه که به پسران خود آزادی می دهند ، به آنها آزادی نمی دهند؟ و چرا بیش از حد ، مراقب آنها هستند؟ روشن است که دلیل والدین از این کار ، حفظ فرزندانشان از افرادی است که بدون رعایت ضوابط، در صدد سوءاستفاده از آنان برمی آیند. دختران نباید تصوّر کنند که این امر مراقبت و دلسوزی ، فقط خاص جامعه ما یا جوامع اسلامی و شرقی است ؛ بلکه این نگرانی ، در همه جوامع وجود دارد.

یکی از نویسندگان غربی درباره نظر برخی مادران نسبت به مسائل جنسی فرزندانشان می نویسد: یکی از مادران چنین می گفت که آزادی روابط جنسی ، اشکالی ندارد ؛ امّا نه برای دختران من . آزادی جنسی ، یعنی بی بندوباری و هم بستری و دل شکستگی.

ممکن است برای پسرها خوب باشد ؛ امّا برای دخترها خوب نیست. زنبور می تواند از یک گل ، سراغ گل دیگر برود ؛ امّا گل هرگز نباید از یک زنبور ، سراغ زنبور دیگر برود. یک ضرب المثل هندی می گوید: همه رهگذرها می توانند از سایه درخت من استفاده کنند ؛ امّا میوه اش مال کسی است که انتظارش را می کشم. مادر دیگری می گفت: سعی کرده ام تا حد امکان ، دخترم را از پسرها دور نگه دارم.

طبق تحقیقات کینزی ، برای مردان ، آنچه صریحاً جنسی است ، معنای شهوانی دارد ، بدون آن که لزوماً جنبه عاطفی داشته باشد ؛ ولی برای زنان ، زمینه عاطفی بدون توجّه به وجود نمادهای صریحاً جنسی ، معنای شهوانی القا می کند. (2)

بنابراین ، زنان بیشتر تحت تأثیر جنبه های عاطفی هستند تا جنسی و پسران ، برعکس . این مسئله ، باعث می شود از طرفی ، دختری که وارد رابطه ای با یک پسر شده ، اگر این رابطه قطع شود ، بیشتر آسیب ببیند تا پسر و از طرف دیگر ، خاطره این ارتباط ، چون با جنبه های عاطفی در ارتباط بوده ، در ذهن او بماند. به عکس پسر که چون این کار را صرفاً یک عمل شهوانی می داند ، به راحتی ، آن را فراموش می کند . از

________________________________________ 1- .روان شناسی بلوغ ، ص 136 . 2- .بلوغ و ازدواج ، ص 48 .

آن جا که نه مرد و نه زن ، دوست ندارند با فردی ازدواج کنند که تعلّقات فراوان به افرادی دیگر دارد، مردان ، از ازدواج با زنانی که پیش از این ، با فرد دیگری نیز ارتباط داشته اند ، خودداری می کنند. ظاهراً این مسئله برای خود دخترها هم همین طور است ؛ چون با توجّه به عاطفی بودن آنها و تمایل بیشترشان به کمک مرد، از ازدواج با فردی که قبلاً با دختری ارتباطی داشته یا ازدواج کرده، خودداری می کنند.

با این که ممکن است والدین ، همه این مطالب را به فرزندان نوجوان خود بگویند ، امّا آنها چنین بیان می دارند که از قدرت حفظ نفس بالایی برخوردارند و مطمئن هستند که حتّی اگر با پسری یا دختری دوست باشند و روابط عاطفی با هم داشته باشند، کار به جاهای باریک ، کشیده نخواهد شد.

در چنین مواردی ، والدین باید از فشاری که در نتیجه این عمل بر نوجوان وارد می شود و مضرّات آن، او را آگاه سازند . آنها باید برای نوجوان خود توضیح دهند که رسیدن به عواطف و احساسات در اثر هیجان جنسی ارضا نشده، عوارض نامطلوب دارد و باعث می شود که افراد ، با اثرات ضعف آور ناشی از احتقان و التهاب ارگان های مربوطه در هنگامی که شهوات برانگیخته آنها ارضا نگشته است، روبه رو شوند .

وقتی که این موضع برای مدّت چند ماه و یا چند سال ادامه یابد ، امکان دارد که به ناتوانی جنسی و یا نوع دیگر ضعف جنسی منجر شود. گاهی ممکن است که دختر ، دچار خون ریزی در شرمگاه مبتلا به سیلان ابیضی و بیرون افتادگی اعضا و یک سلسله مشکلات دیگر شود که همگی مربوط به بیماری های زنان اند . این را هم نباید از یاد بُرد که فشاری که در اثر برانگیختن شهوت در حال عدم امکان ارضای آن، بر احساسات دختر وارد می شود، عامل قدرتمندی در به وجود آوردن بیماری ضعف اعصاب (نوراستنی) است.

پس نتیجه می گیریم که تماس جنسی در نوجوانی و پیش از ازدواج ، از جمله سوء استفاده های جنسی به شمار می آید. (1) ________________________________________ 1- .همان ، ص 49 50 .

بنا بر این ، روابط جنسی لجام گسیخته پیش از ازدواج ، خطرات فراوانی دارد. زیاد خودمانی شدن و با تماس نزدیک، احساسات طرف مقابل را به شدت برانگیختن ، عوارض ناخوشایندی دارد . به علاوه ، ممکن است نیروی کور جاذبه جسمانی، شخصی را در انتخاب همسر ، دچار اشتباه کند ؛ زیرا تحت این گونه شرایط مشخّص ، توجّهی به ویژگی های روانی، اجتماعی و رفتاری طرف مقابل پیدا نمی شود، تا گفته شود می توان با این ارتباط ها ، اخلاق و شایستگی همسر آینده خود را بهتر درک کرد! اینها بهانه هایی است برای ارضای موقّتی . از این رو ، دختر و پسر نباید به خودشان اجازه دهند که هنگام خداحافظی ، خیلی خودمانی شوند و طوری رفتار کنند که گویی هم اکنون ، زن و شوهرند ؛ زیرا همان طور که تولستوی گفته است : «مرد و زن ، حکم آتش و پنبه را دارند. باید برای مصون ماندن از خطاکاری ، حتماً از هم فاصله بگیرند». (1)

د . سوق دادن انرژی جنسی ، به امور معنوی و مطلوب

فروید ، معتقد است که یکی از مکانیسم (ساز و کار)های دفاعی انسان که در برابر تعارض نهاد (تمایل به ارضای بی قید و شرط نیازهای اوّلیه)، «من» و «فرا من» وجود دارد ، عبارت است از : «تصعید» (2) یا والایش. تصعید ، یعنی جابه جایی یک نیروی درونی ، به سوی یک هدف اجتماعی سطح بالا گاهی بر آوردن امیال و آرزوهای فرد ، به موانع اجتماعی برخورد می کند و در نتیجه ، وی طوری آنها را تغییر مسیر می دهد که مورد پسند جامعه باشد. این مکانیسم ، یکی از بهترین و ارزنده ترین راه های مقابله با ناکامی است. بسیاری از نویسندگان، شعرا و هنرمندانی که در ارضای انگیزه جنسی یا جاه طلبی خود شکست خورده اند ، به آفرینش هنری ، دست زده اند و گاهی شاه کارهای جاویدان خلق کرده اند.


________________________________________ 1- .همان ، ص 48 49 . 2- .Sublimati

روانکاوان، تصعید را به عمل یک مهندس ، تشبیه می کنند که انرژی خام یک آبشار را که اثر آن ، تنها ساییدن زمین است ، به نیروی برق تبدیل می کند که برای رفع نیازهای مادی و معنوی انسان ها مفید است. تصعید ، نقش بسیار مهمّی در سازگاری فرد با محیط اجتماعی خود دارد. (1)

در برخی از فرهنگ ها ، سوق دادن انرژی و از جمله انرژی جنسی به امور دیگر را هدایت انرژی جنسی روانی ، از چاکراهای شخصی (قسمت های پایین بدن به نام های : ریشه، خاجی و خورشیدی) به چاکراهای کیهانی (قسمت های : قلب، گلو، ابرو و تاج) برای تبدیل انرژی جنسی به انرژی عشق و محبّت در قلب و انرژی معنوی، دانسته اند .

چاکراه ، در سنسکریت ، به معنای «چرخه» بوده و به گرداب های مخروطی شکل انرژی اشاره دارد و به منبع انرژی آدمی یا هسته مرکزی انرژی زایی گفته می شود. انسان ها از چاکراهای بسیاری ساخته شده اند هفت چاکراه اصلی وجود دارد که در بالا به آن اشاره شد. چاکراها در کالبد فیزیکی ما قرار ندارند ؛ بلکه بخشی از کالبد انرژی هوشمندند که انطباق ها و یکسان سازی ها را در کالبد و ذهن ما هدایت می کنند . تأثیرات سه چاکراه (ریشه، خاجی و خورشیدی) بر ما، فردی و جسمانی است ، در حالی که تأثیرات چهار چاکراه (قلب، گلو، ابرو و سر) بر ما ، کیهانی است.

چاکراه ریشه، منبع واقعیات و حیات است. چاکراه خاجی، منبع توانایی حرکت انتقالی و کانون تمایلات جنسی و تولید است. چاکراه شبکه خورشیدی، کانون فردی و احساسات است. چاکراه قلب، مرکز عشق و رحمت است. چاکراه گلو، مرکز ارتباطات و پیوندهاست.

چاکراه ابرو (یا چشم سوم)، منبع دانش و ذهن و جایگاه مکاشفه باطنی است. چاکراه سر، مرکز رستگاری کامل و الحاق به خداست. چاکراها به ما کمک می کنند تا از «ترس» ، به «شهامت» و از «خشم» ، به «بخشش» تحوّل یابیم و از آنها برای پیشرفت فردی، شفابخشی و دگرگونی معنوی استفاده ________________________________________ 1- .روان شناسی عمومی ، ص 202 .


کنیم. چاکراها حوزه مغناطیسی ای هستند که نیروهای مثبت و منفی انرژی (مانند شادی و غم) را به جریان می اندازند و این توانایی را دارند که انرژی را از کائنات ، به خود جذب کنند و در سراسر سیستم وجود ما پخش نمایند . در زمینه سوق دادن انرژی جنسی ، فرد باید از کانون تمایلات جنسی که منبع آن ، چاکراه خاجی است ، معطوف شود به عشق و رحمت که منبع آن ، چاکراه قلب است . در اسلام ، با توجّه به این که نیازهای لطیف و هنری و حسّ زیبایی دوستی و قدرت نمایی هم در دوران نوجوانی اوج می گیرد، خوب است که والدین ، این جنبه های فرزندان خود را تقویت کنند تا انرژی روانی خود را در این بخش ، تخلیه کنند . والدین ، با فراهم کردن شرایط شرکت کردن فرزندانشان در کلاس های هنری یا باشگاه های ورزشی ، می توانند تا اندازه زیادی ، توجّه آنها را از امیال جنسی ، به سمت امیال هنری و... جلب کنند.

ه . تشویق به ادامه تحصیل و علم آموزی

نوجوانان ، علاقه مند به کشف جهان و کسب دانش درباره مسائل اجتماعی، علمی، دینی و... هستند. امیال عقلی فرد ، در دوره نوجوانی ، آشکار می شوند و او به فعالیت های گوناگون ، اظهار علاقه می کند. این امیال که از سطح هوش و استعدادهای عقلی او متأثّر می شوند ، راه آینده ای را که نوجوان از لحاظ شغل و زندگی در پیش خواهد گرفت ، روشن می کنند. (1)

لذا والدین باید با روش های مختلف و به دور از هر گونه تنش ، فرزندان خود را به علم آموزی تشویق کنند و در مواردی باید فرصت اندیشیدن را برای نوجوانان پیش بیاورند که به راحتی ، کنجکاوی های خود را درباره مسائل سیاسی، دینی و... بیان کنند . امام صادق علیه السلام می فرماید : لَستُ أُحِبُّ أَن أَرَی الشَّابَّ مِنکُم إِلَا غَادِیاً فِی حَالَینِ، إِمَّا عَالِماً أَو مُتَعَلِّماً فَإِن لَم ________________________________________ 1- .روان شناسی رشد ، شعاری نژاد ، ص 409 .

یَفعَل فَرَّطَ فَإِن فَرَّطَ ضَیَّعَ وَإِن ضَیَّعَ أَثِمَ وَ إِن أَثِمَ سَکَنَ النَّارَ وَ الَّذِی بَعَثَ مُحَمَّداً صلی الله علیه و آله بِالحَقِّ . (1)

دوست ندارم یکی از جوانان شما را جز در دو موقعیت ببینم : یا عالم و اندیشمند یا در حال علم آموزی . پس اگر این کار را نکردند ، و این گونه نبودند کوتاهی کرده اند و ارزش و قدر خود را پایمال نموده اند و با پایمال کردن ارزش خود، به دردها و ناراحتی ها مبتلا می شوند و آن ، باعث می گردد تا مسیری که به آتش ختم می شود ، بپیمایند. قسم به کسی که محمّد صلی الله علیه و آله را به حق مبعوث کرد، ساکن شدن در جهنم برای آنان حتمی است ! از این حدیث ، به دست می آید که بهترین راه برای حفظ نوجوان از تباهی ها و انحرافات، آشنایی با علم و عالم و یادگیری و ممارست با علم است.

امام علی علیه السلام نیز با اشاره به این که کسانی که نه عالم اند نه متعلّم ، از دچار شدن به هرگونه انحراف ، مصونیت ندارند و با مشکلات فراوانی روبه رو می شوند، می فرماید : النَّاسُ ثَلَاثَهٌ فَعَالِمٌ رَبَّانِیٌّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَی سَبِیلِ نَجَاهٍ وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ أتبَاعُ کُلِّ نَاعِقٍ یَمِیلُونَ مَعَ کُلِّ رِیحٍ لَم یَستَضِیئُوا بِنُورِ العِلمِ وَ لَم یَلجَؤُوا إِلَی رُکنٍ وَثِیقٍ . (2)

مردم ، سه دسته اند : [اوّل] دانشمندان الهی، [دوم] دانش پژوهانی که در راه نجات از مشکلات و رسیدن به خوش بختی ، تحصیل علم می کنند و [سوم ]احمقان بی سر و پایی که دنبال هر صدایی می روند و با هر بادی ، به حرکت درمی آیند و به هر چیزی میل پیدا می کنند. اینها با نور علم ، روشن نشده اند و به ستون محکمی در زندگی ، پناه نبرده اند.

و . آموزش شیوه های کنترل تحریکات جنسی

اشاره

اگر فردی که قصد دارد وزن خود را کم کند و لاغر شود، سر سفره بسیار رنگین قرار گیرد که در آن ، انواع غذاهای لذیذ و شیرینی های خوش مزه قرار دارد، احتمال این که بتواند خود را کنترل کند و چیزی نخورد ، خیلی ضعیف و تقریبا محال است و ________________________________________ 1- .الأمالی ، طوسی ، ص 303 ؛ بحار الأنوار ، ج 1 ، ص 170 . 2- .نهج البلاغه ، حکمت 147 .

مگر این که انگیزه خیلی قوی یا اراده محکمی داشته باشد. این مسئله ، در مورد همه نیازها (بویژه نیازهای فیزیولوژیک) صادق است. نوجوانی که امکان ازدواج برای او فراهم نیست، اگر بدون هیچ کنترلی ، مناظر سکسی یا تحریک کننده ببیند ، آیا می شود پس از آن ، از او انتظار داشت که این میل را کنترل کند؟ مسلّماً در چنین شرایطی ، کنترل، غیر قابل اعمال و یا بسیار سخت است. لذا باید چاره ای اندیشید و راه های کنترل میل جنسی را به نوجوانان ، آموزش داد. در بعضی از احادیث ، شیوه های کنترلِ تحریکات جنسی آمده اند که در ادامه ، به بررسی آنها می پردازیم:

یک. کنترل نگاه

یکی از مهم ترین راه های کنترل تحریکات جنسی ، این است که نوجوان ، باید مراقب باشد تا از طریق نگاه به نامحرم ، تحریک نشود ؛ زیرا همه انحرافات جنسی ، از «نگاه» آغاز می گردد. برای این که نوجوان بتواند نگاه خود را در برابر نامحرمْ کنترل نماید ، باید اوّلاً ، بداند که حفظ ایمان ، با نگاه به نامحرم ، به خطر می افتد و از این روست که خداوند در قرآن ، خطاب به مؤمنان می فرماید : «قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَرِهِمْ وَ یَحْفَظُواْ فُرُوجَهُمْ ذَ لِکَ أَزْکَی لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ * وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَرِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ . (1)

ای پیامبر ! به مردان مؤمن بگو : چشم های خود را از نگاه به نامحرمان ، فرو گیرند و عفاف خود را حفظ کنند ؛ این ، برای آنان پاکیزه تر است ؛ زیرا خدا به آنچه می کنند ، آگاه است . و به زنان باایمان بگو : چشم های خود را فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند ... » . ثانیاً ، نوجوان باید از تأثیرات نگاه ها در انحرافات جنسی ، آگاه گردد. ________________________________________ 1- .سوره نور ، آیه 30 31 .

چشم چرانی ، زمینه بی عفّتی و روابط نامشروع را فراهم می سازد ؛ از این رو ، خداوند در آیه یاد شده ، بلافاصله پس از امر به خودداری از چشم چرانی ، به حفظ دامن از آلودگی دستور می دهد و این ، نشانه آن است که چشم چرانی ، با آلودگی دامن ، مرتبط است . در حقیقت ، چشم چرانی ، رفتار انحرافی جنسی است که انحرافات جنسی دیگر را باعث می گردد. در احادیث، رابطه نگاه پی درپی با تحریکات شهوانی ، به عنوان علّت حرمت نظر ، مطرح گردیده است. امام رضا علیه السلام در این زمینه می فرماید : حُرِّمَ النَّظَرُ إِلی شُعُورِ النِّسَاءِ المَحجُوبَاتِ بِالأَزوَاجِ وَ إِلَی غَیرِهِنَّ مِنَ النِّسَاءِ لِمَا فیهِ مِن تَهییجِ الرِّجَالِ . (1)

خداوند نگاه کردن به موهای زنان باحجابی که ازدواج کرده اند و غیر آنها را از آن جهت حرام کرده است که نگاه به آنان ، باعث تحریک جنسی مردان می شود. امام صادق علیه السلام نیز می فرماید : النَّظَرُ بَعدَ النَّظرَهِ تَزرَعُ فِی القَلبِ الشَّهوَهَ وَ کَفَی بِهَا لِصَاحِبِهَا فِتنَهً . (2)

نگاه پیاپی، شهوت را در قلب می کارد و همین برای در فتنه افتادن بیننده ، کافی است. از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود : إِیَّاکُم وَ فُضُولَ النَّظَرِ فَإِنَّهُ یَبذُرُ الهَوَی وَ یُولِّدُ الغَفلَهَ . (3)

از نگاه اضافی بپرهیزید ؛ زیرا بذر هوا و هوس را در دل می کارد و موجب غفلت می گردد. بنا بر این ، والدین متعهّد ، علاوه بر این که باید دختر خود را مقیّد به حجاب کنند، پسرشان را هم باید مقیّد کنند که از نگاه به نامحرم بپرهیزد. همان طور که در حدیث ________________________________________ 1- .علل الشرائع ، ج 2 ، ص 565 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 194 ؛ بحار الأنوار ، ج 6 ، ص 103 . 2- .کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج 4 ، ص 18 ؛ تحف العقول ، ص 305 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 192 . 3- .عدّه الداعی ، ص 294 ؛ بحار الأنوار ، ج 72 ، ص 199 .

امام رضا علیه السلام نقل شد ، ایشان فرمود که مرد نباید به موهای زن نگاه کند ؛ چرا که این کار ، باعث تحریک او می شود.

ایشان نفرمود زن نباید موهای خود را بیرون بگذارد تا مرد تحریک نشود ؛ زیرا بیان چنین استدلالی به دختران جوان ، باعث اعتراض آنها می شود که : چرا ما باید خود را به زحمت بیندازیم تا مردها به گناه نیفتند ؟ خودِ مردها نگاه نکنند ! البته حجابْ لازم است و در بخش مربوطه ، توضیح خواهیم داد که فایده آن برای زن است ، نه برای به گناه نیفتادن مرد.

خداوند متعال و معصومان علیهم السلام مرد را از نگاه کردن برحذر می دارند تا به گناه نیفتد ؛ چرا که هر کسی مسئول نگهداری از خویشتن است و نمی توان دیگران را متعهّد کرد که ضامن بهشت رفتن ما باشند. از این بحث ، نتیجه می گیریم که نگاه کردن به هر چیزی که موجب تحریک شهوت می شود ، حرام است .

از این رو باید از دیدن فیلم های مبتذل و سکسی، عکس های مهیّج جنسی و مانند آن که از طریق اینترنت ، ماهواره و لوح فشرده (CD ) ، در دسترس نوجوانان قرار می گیرند ، پرهیز شود . امروزه والدین باید پیش از آن که نوجوان ، مبتلا به مشاهده این صحنه های مبتذل شود و به آنها عادت کند، او را از انجام دادن این گونه اعمال ، برحذر دارند و پیش از این که احساسات شهوانی ، در وی اوج بگیرد، نسبت به حفظ نگاه خود ، تشویق گردد و عواقب خطرناک نگاه به این امور شهوانی ، برایش توضیح داده شود. با در کنار هم قرار دادن آیه 30 و 31 سوره نور و آیه 58 و 59 (اجازه گرفتن برای ورود به اتاق والدین) ، به این نتیجه می رسیم که از نگاه کردن فرزندان ، به بدن برهنه یا نیمه برهنه والدین یا خواهر و برادر و یا هر فرد محرم دیگری نیز باید پرهیز شود ؛ زیرا رابطه نگاه و تحریکات شهوانی ، اختصاص به نامحرم ها ندارد.

برخی از پدر و مادران چنین می پندارند که بدن های نیمه عریان و جذّاب آنان تأثیری تحریکی در فرزندانشان ندارد ؛ چون آنها محرم هستند، در حالی که این ، پنداری بیش نیست ؛ زیرا نوجوان ، در شرایط تحوّلات جسمی و روانی، زیبایی های بدن جنس مخالف، او را جذب و تحریک می کند و این ویژگی ، به جنس مخالف نامحرم اختصاص ندارد ؛ بلکه محرم و نامحرم از این جهت ، مانند هم هستند.

زمانی که محرّک جنسی ، خودنمایی کند، تحریک پذیری جنسی هم رخ می دهد . از این رو ، لازم است که افراد خانواده برای مصونیت نوجوان از انحرافات جنسی ، از فراهم سازی محرّکات در منظر کودک و نوجوان خویش پرهیز نمایند و به هیچ وجه ، به گونه ای در مقابل چشمان آنان ظاهر نشوند که زمینه تحریک آنها فراهم گردد. ثالثاً ، نوجوان ، باید با احکام فقهی در این زمینه آشنا شود و بداند که فقهای اسلام نیز بر اساس آیات و روایات، نگاه کردن پسر بالغ یا مرد ، به دختر یا زن نامحرم و نگاه دختر بالغ و زن ، به پسر و مرد نامحرم را حرام دانسته اند. در این جا بعضی از احکام امام خمینی رحمه الله در این زمینه را ذکر می کنیم:

مسئله 2433: نگاه کردن مرد به زن نامحرم ، چه با قصد لذت و چه بدون آن ، حرام است و نیز نگاه کردن زن ، به بدن مرد نامحرم ، حرام است .

مسئله 2434: زن باید بدن و موی خود را از مرد نامحرم بپوشاند ؛ بلکه احتیاط واجبْ آن است که بدن و موی خود را از پسری که بالغ نشده ، ولی خوب و بد را می فهمد و به حدی رسیده که مورد نظر شهوانی است ، بپوشاند.

مسئله 2438: مرد نباید با قصد لذّت ، به بدن مرد دیگر نگاه کند و نگاه کردن زن هم به بدن زن دیگر ، با قصد لذّت ، حرام است. رابعاً ، نوجوان باید برای پیشگیری از نگاه های حرام ، از تند و تیز نگاه کردن به نامحرم خودداری کند و حتی از نگاه کردن به لباس یا زیوری که مربوط به نامحرم است ، خودداری نماید تا زمینه های نگاه های حرام فراهم نگردد. امام علی علیه السلام می فرماید : وَ لا تَکُونَنَّ حَدیدَ النَّظَرِ إِلَی مَا لَیسَ لَکَ فَإِنَّهُ لا یَزنِی فَرجُکَ مَا حَفِظتَ عَینَکَ وَ إِن استَطَعتَ أَلَا تَنظُر إِلَی ثَوبِ المَرأَهِ الَّتِی لا تَحِلُّ لَکَ فَافعَل وَ لَن تَستَطِیع ذَلِکَ إِلَا بِإِذنِ اللّهِ . (1)

به آنچه برای تو حلال نیست ، نگاه تیز و تند نداشته باشد ؛ زیرا تا وقتی که چشم خود را حفظ نمایی ، زنا نمی کنی و اگر بتوانی به لباس زنی که برای تو حلال نیست ، نگاه نکنی ، چنین کن و هرگز به این کار قادر نمی شوی مگر به اذن خدا. خامساً ، نوجوان باید بداند که پرهیز از نگاه های حرام ، از بالاترین و برترین عبادت ها به شمار می آید. امام علی علیه السلام می فرماید : غَضُّ الطَّرْفِ عَن مَحَارِمِ اللّهِ أَفضَلُ عِبَادَهٍ . (2)

بهترین عبادت ، چشم پوشی از محرّمات است. سادساً ، در صورتی که نوجوان نتواند خود را از نگاه کردن به نامحرم حفظ نماید باید وی را عملاً از این کار ، باز داشت ، همانند بازداشتنی که پیامبر صلی الله علیه و آله در حجه الوداع در منا انجام داد ؛ آن هنگام که زنی آمد و از ایشان در مورد مسائل حج سؤال کرد، عبداللّه بن عباس که جوان بود و پشت سر پیامبر صلی الله علیه و آله ایستاده بود ، به آن زن نگاه می کرد و زن هم به او نگاه می کرد، پیامبر صلی الله علیه و آله که متوجّه این امر شد ، صورت ابن عباس را برگرداند و فرمود : رَجُلٌ شَابُّ وَ امرَأَهٌ شَابَّهٌ فَخَشِیتُ أَن یَدخُلَ الشَّیطَانُ بَینَهُمَا . (3)

این دختر و پسر ، هر دو جوان اند ؛ می ترسم که شیطان ، آنها را تحریک کند! ________________________________________ 1- .شرح نهج البلاغه ، ج 20 ، باب 483 ، ص 236 . 2- .عیون الحکم والمواعظ ، ص 349 ؛ جامع أحادیث الشیعه ، ج 13 ، ص 323 ؛ مستدرک الوسائل ، ج 11 ، ص 280 . 3- .المبسوط ، ج 4 ، ص 160 ؛ إیضاح الفوائد ، ج 3 ، ص 6 .

دو. پرهیز از خلوت کردن با نامحرم

یکی دیگر از راه های کنترل تحریکات جنسی ، این است که دختر و پسری که در تحوّلات نوجوانی به سر می برند و محرّکات درونی برای میل به یکدیگر در آنان وجود دارد ، از خلوت کردن با هم بخصوص در جایی که فرد دیگری نمی تواند وارد شود خودداری کنند ؛ زیرا خلوت کردن، اثربخشی آن محرّکات را چند برابر می کند و زمینه انحرافات جنسی را فراهم می سازد. رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود : لا تَدخُلُوا عَلَی المَغِیبَاتِ فَإِنَّ الشَّیطَانَ یَجرِی مِن أَحدِکُم مَجرَی الدَّمِ . (1)

بر زن هایی که شوهران آنها نیستند (در خانه نیستند یا به سفر رفته اند) وارد نشوید ؛ چرا که شیطان در چنین شرایطی ، همانند خون در بدن انسان جریان دارد و اثر می گذارد . بدون آن که ما متوجّه شویم ، شیطان نیز در کشاندن ما به انحراف جنسی ، چنین اثربخشی ای دارد. امام صادق علیه السلام نیز می فرماید : فَإِنَّ الرَّجُلَ وَ المَرأَهِ إِذَا خَلِیَا فِی بَیتٍ کَانَ ثَالِثُهُمَا الشَّیطَانَ . (2)

اگر زن و مرد در خانه ای با هم خلوت کنند ، نفر سوم آنها شیطان است. همچنین از امام صادق علیه السلام نقل شده که پیامبر صلی الله علیه و آله هنگامی که با زنان بیعت می کردند ، با آنها شروطی می کردند که یکی از آنها این بود که با مردان ، خلوت نکنند. (3)

بنا بر این ، باید از خلوت کردن دختر و پسر و زن و مرد نامحرم با یکدیگر ، از آن جا که مقدمه وقوع در حرام و زمینه مناسبی برای وسوسه های شیطان است، پرهیز شود. امام خمینی رحمه الله در این زمینه معتقد است که اگر مرد و زن نامحرم در محل خلوتی باشند که کسی در آن جا نباشد و دیگری هم نمی تواند وارد شود چنانچه بترسند به

________________________________________ 1- .مسند أحمد ، ج 3 ، ص 309 ؛ کنز العمّال ، ج 5 ، ص 466 . 2- .کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج 3 ، ص 252 ؛ وسائل الشیعه ، ج 19 ، ص 154 . 3- .الکافی ، ج 5 ، ص 519 ؛ وسائل الشیعه ، ج 14 ، ص 133 .

حرام بیفتند باید از آن جا بیرون بروند. از این رو ، از نظر فقهی ، به علّت عُسر و حرجی که ممکن است در تحریم مطلق خلوت کردن زن و مرد وجود داشته باشد (بویژه این که روایات هم تصریح به حرمت آن نکرده اند ، بلکه آن را زمینه وسوسه شیطان معرفی کرده اند) ، اگر ترس از وقوع در حرام باشد ، دیگر مجاز به خلوت کردن نیستند. همان طور که پیش از این بیان شد ، مسلّماً خطر وقوع در حرام ، بین دو نفر که میلی بین آنها وجود دارد ، بیشتر می شود . «برناردمک فادن» (1) ضمن توصیه به محدود کردن روابط دختر و پسر و زنان و مردان ، عقیده دارد که در جایی که عشق صمیمی و قوی وجود دارد و تصمیم جدّی و قطعی هم برای ازدواج گرفته شده است ، مراقبت خیلی زیاد باید به عمل آید تا از رفتن فراتر از آنچه «مرز خطر» خوانده شده، اجتناب شود. چنانچه تحت چنین شرایطی ، عاشق و معشوق ، تنها شوند (چنانچه غالباً هم اتفاق می افتد) زمانی فرا می رسد که مقاومت در برابر محرّکات طبیعی ، تقریباً غیر ممکن می شود، لذا عشّاق می باید بیشترین مراقبت را بنمایند که پا را از حدّ قانونی خود ، فراتر نگذارند.

سه. دوری از رفتارهای اغواگرانه

از جمله موارد پیشگیری از تحریکات جنسی نوجوان، دوری از رفتارهای محرّک و وسوسه انگیز است.

خداوند متعال، زن را از انجام دادن رفتارهای اغواگرانه ای که طرف مقابل را تحت تأثیر قرار می دهد و هیجانات او را برمی انگیزد ، نهی فرموده است. مثلاً از آن جا که صدای زن برای مرد ، جذّاب و تحریک کننده است، خداوند متعال ، به زنان دستور داده که هنگام صحبت با مرد نامحرم ، از نازک کردن صدای خود و صحبت کردن با ناز بپرهیزند، آن جا که به زنان پیامبر صلی الله علیه و آله امر فرموده است : «یَنِسَآءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَآءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا . (2)

________________________________________ 1- .Makfadan, Bernar 2- .سوره احزاب ، آیه 32 .

ای زنان پیامبر صلی الله علیه و آله ! اگر خواستید تقوا پیشه باشید ، پس با صدای نازک (و همراه با عشوه و ناز) حرف نزنید تا مبادا کسی که در قلبش بیماری هست ، به طمع بیفتد (و نظر بدی به شما پیدا کند) و در صحبت هایتان از به کار بردن سخنان ناشایست بپرهیزید و حرف نیک بزنید».

شاید عدّه ای تصوّر کنند که این حکم ، خاص زنان پیامبر صلی الله علیه و آله است و شامل دیگر زنان نمی شود ؛ امّا علّت نهی از آن را به طمع نیفتادن مردان مخاطبْ بیان شده و منظور ، مردان عام هستند و شامل گروه خاصی نمی شود . بنا بر این ، صحبت کردن زن با لحنی اغواگرانه، هر مردی را که ضعیف یا هوسباز باشد ، به طمع می افکند و کمترین نتیجه آن ، التذاذ از زن مسلمان نامحرم است که شایسته مقام زن مسلمان نیست.

پس هر زنی در صحبت کردن با مردان (بخصوص مردانی که احتمال بی قیدی آنها می رود) باید مواظب طرز صحبت کردن خود باشد و از صحبت های اغواگرانه بپرهیزد. زنان ، از ظاهر کردن زینت خود برای نامحرمان نیز نهی شده اند.

برخی از زنان که خود را به زیورآلات فراوانی آراسته ساخته اند ، در برابر نامحرمان ، زیورآلات و آرایش خود را به نمایش می گذارند .

در گذشته نیز که زنان ، خلخال به پا می کردند ، پای خود را طوری به زمین می زدند که صدای آن به گوش دیگران برسد . این کارها ، مردان را تحریک می کند و زن را در جایگاهی قرار می دهد که مورد سوء استفاده قرار گیرد. خداوند متعال می فرماید :

«وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَتِ . . . وَ لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَا مَا ظَهَرَ مِنْهَا . . . وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ (1) ای پیامبر! به زنان مؤمنه بگو : زینت خود را جز آنچه از آن آشکار و پیداست، در برابر مردان نامحرم ، ظاهر نکنند... و پاهای خود را به زمین نزنند ، طوری که زینتی که مخفی کرده اند ، معلوم شود».

________________________________________ 1- .سوره نور ، آیه 31 .

چهار. کنترل حسّ لامسه

یکی از حواسی که در تحریک میل جنسی ، تأثیر بسیار مهمّی دارد، قوه «لامسه» است. این حس ، به حدّی شدید و نیرومند است که از نوجوانی به بعد ، به صورت تماس مکرّر انسان با خودش و با همجنس و غیر همجنس خودش، می تواند شهوتی باشد و میل جنسی را برانگیخته سازد. از این روست که برای نوجوان بیش از دوره کودکی ، ابتلا به رفتارهای لمسی و انحراف جنسی وجود دارد . در متون حدیثی نیز از ابزارهای شدیدی جهت کنترل و عدم ابتلای به آن ، استفاده شده است. مثلاً در مورد استمنا ، پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : نَاکِحُ الکَفِّ مَلعُونٌ . (1)

کسی که با دست خویش به لذّت جنسی می رسد، مورد لعنت خداوند قرار می گیرد . به منظور کنترل همه جانبه تحریکات جنسی، در متون حدیثی ، به انواع تماس هایی که به نوعی ، انحراف جنسی اند و یا زمینه انحرافات جنسی را فراهم می سازند ، توجّه داده شده است و برای پیشگیری از تحریکات جنسی ، آن کارها را حرام کرده است . در این جا به چند حدیث در این زمینه می پردازیم : جابربن عبداللّه می گوید : رسول خدا صلی الله علیه و آله بوسیدن لب و زیر یک لحاف خوابیدن دو هم جنس ، بدون لباس را نهی کرده اند. (2)

بوسه ، بین جنس مخالف ، از زمانی که کودک به شش سالگی می رسد ، ممنوع می شود ؛ یعنی یک نوجوان و یا هر مرد نامحرمی ، حق ندارد دختر بچه شش ساله را ببوسد. (3)

زن نیز پسر بچه هفت ساله را نباید ببوسد. (4)

امام صادق علیه السلام : ________________________________________ 1- .عوالی اللآلی ، ج 1 ، ص 260 ؛ بحار الأنوار ، ج 104 ، ص 30 ؛ مستدرک الوسائل ، ج 14 ، ص 356 . 2- .ر. ک : معانی الأخبار ، ص 300 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 341 . 3- .ر. ک : تهذیب الأحکام ، ج 7 ، ص 461 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 231 . 4- .کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج 3 ، ص 437 .

لَیسَ القُبلَهُ عَلَی الفَمِ إِلَا لِلزَوجَهِ وَالوَلَدِ الصَّغِیرِ . (1)

از بوسه زدن بر لب ، جز برای کودک خردسال و یا بین زن و شوهر، باید خودداری کرد . همچنین بوسه همراه با شهوت ، بین همجنسان نیز حرام است . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : مَن قَبَّلَ غُلامَاً مِن شَهوَهٍ ، أَلجَمَهُ اللّهُ یَومَ القِیَامَهِ بِلِجَامٍ مِن نَارٍ . (2)

کسی که پسر نوجوانی را از روی شهوت ببوسد، خداوند ، روز قیامت ، لجامی از آتش بر دهان او قرار می دهد. در حدیثی از امام رضا علیه السلام نقل شده که فرمودند : إِذَا قَبَّلَ الرَّجُلُ غُلامَاً بِشَهوَهٍ لَعَنَتهُ مَلَائِکَهُ السَّمَاءِ، وَ مَلَائِکَهُ الأَرضِ وَ مَلَائِکَهُ الرَّحمَهِ وَ مَلَائِکَهُ الغَضَبِ، وَ أَعَدَّ لَهُم جَهَنَّمَ وَ سَاءَت مَصِیرا . (3)

هنگامی که مردی، نوجوانی را از روی شهوت ببوسد ، ملائکه آسمان و زمین و ملائکه رحمت و غضب ، او را لعنت می کنند و جهنّم را که بسیار بد جایگاهی است ، برایش آماده می سازند. علاوه بر آن ، اگر چه ، بوسه بین محارم ، جایز است ؛ امّا برای آن ، حدودی وجود دارد. پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : إِذَا قَبَّلَ أَحَدُکُم ذَاتَ مَحرَمٍ قَد حَاضَت أُختَهُ، أَو عَمَّتَهُ، أَو خَالَتَهُ فَلیُقَبِّل بَینَ عَینِیهَا وَ رَأسَهَا وَ لَیَکُفَّ عَن خَدِّهَا وَ عَن فِیهَا . (4)

اگر یکی از محارمتان را مثل : خواهر ، عمّه و خاله که بالغ شده خواستید ببوسید ، پیشانی و سر او را ببوسید و از بوسیدن لب یا صورت او خودداری کنید. خوابیدن در یک بستر و زیر یک پتو ، از آن جا که باعث تماس بسیار نزدیک دو نفر می شود (جز در مورد زن و شوهر) جایز نیست . در روایات ، خوابیدن در یک بستر ، ________________________________________ 1- .الکافی ، ج 2 ، ص 186 ؛ بحار الأنوار ، ج 10 ، ص 246 . 2- .الکافی ، ج 5 ، ص 548 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 340 . 3- .الفقه المنسوب إلی الإمام الرضا علیه السلام ، ص 278 ؛ بحار الأنوار ، ج 104 ، ص 41 . 4- .النوادر ، راوندی ، ص 19 ؛ بحار الأنوار ، ج 76 ، ص 42 .

از شش سالگی به بالا (چه با همجنس و چه جنس مخالف) ممنوع است. ما روایات آن را در بخش «تربیت جنسیِ کودک» ذکر کردیم ؛ ولی این ممنوعیت و نهی ، در زمان بزرگ سالی هم ادامه پیدا می کند .

لذا اگر دو همجنس یا پسر و دختری زیر یک بستر بخوابند ، در حالی که بدون لباس باشند و اضطراری هم برای بدون لباس بودن آنها نباشد، آنها تعزیر می شوند. همان طور که پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : لَا یَنَامُ الرَّجُلُ مَعَ الرَّجُلِ فِی ثَوبٍ وَاحِدٍ [وَ لا المَرأَهُ مَعَ المَرأَهِ فِی ثَوبٍ وَاحِدٍ ]فَمَن فَعَلَ ذَلِکَ وَجَبَ عَلَیهِ الأَدَبُ وَ هُوَ التَّعزِیرُ . (1)

هیچ مردی با مرد دیگری و هیچ زنی با زن دیگری زیر یک پوشش نباید بخوابند و اگر چنین کاری کردند ، باید تأدیب و تعزیر شوند. در حدیث دیگری آمده که رسول اکرم صلی الله علیه و آله نهی کردند از این که دو زن با هم تماس داشته باشند ، مگر این که لباس پوشیده باشند. این حکم ، شامل در آغوش گرفتن به صورت لخت نیز می شود. (2)

دست دادن زن و مرد نامحرم ، چه با قصد لذّت و چه بدون آن ، نهی شده است .

دست دادن محارم یا همجنس ، اگر با قصد لذّت باشد ، حرام است ؛ ولی بدون قصد لذّت ، نه تنها نهی نشده ، بلکه به آن سفارش هم شده است . فردی از امام صادق علیه السلام در مورد جواز دست دادن زن و مرد نامحرم سؤال کرد، امام فرمود : لَا إِلَا مِن وَرَاءِ ثَوبٍ . (3)

خیر، مگر اینکه از روی لباس باشد. بنا بر این ، دست دادن زن و مرد نامحرم ، بدون پوششی چون دستکش ، جایز نیست . ________________________________________ 1- .الخصال ، ص 632 ؛ تحف العقول ، ص 122 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 342 . 2- .ر. ک : الأمالی ، صدوق ، ص 510 ؛ مکارم الأخلاق ، ص 425 . 3- .الکافی ، ج 5 ، ص 525 ؛ کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج 3 ، ص 469 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 208 .

پنج. درگیر ساختن فرد با احساس دیگرش

از دختران محمّد بن ابی عمیر نقل شده که گفته اند : به حضور امام صادق علیه السلام رسیدیم و سؤال کردیم که آیا زن می تواند به عیادت برادر (دینی اش) برود؟ فرمود «بله» ، پرسیدیم : می تواند با او مصافحه نماید؟ فرمود : «از روی لباس می تواند». (1)

امام صادق علیه السلام نیز فرمود : ... أَمَّا المَرأَهُ الَّتِی یَحِلُّ لَهُ أَن یَتَزَوَّجَهَا فَلَا یُصافِحهَا إِلَا مِن وَرَاءِ الثَّوبِ وَ لا یَغمِز کَفَّهَا . (2) ... و امّا زنی که ازدواج با او جایز است (غیر محارم) ، مرد نامحرم نباید با او دست بدهد ، مگر از زیر لباس و نباید دست او را فشار دهد.

از جمله شیوه های پیشگیری و کنترل تحریکات جنسی و بازداشتن از رفتارهای جنسی انحرافی نوجوان، آن است که او را به احساس و میل دیگرش که در تعارض با تمایلات انحرافی جنسی اوست متوجّه ساخت تا با تقویت آن احساس، خودش را در برابر محرّکات جنسی کنترل نماید. پیامبر صلی الله علیه و آله از این روش ، در بازداری شخص جوانی ، از تمایلش به زنا ، کمک گرفت . روزی جوانی ، خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله رسید و در حالی که ایشان در جمع اصحاب خود نشسته بود ، به ایشان عرض کرد: ای رسول خدا صلی الله علیه و آله ! به من اجازه دهید تا زنا کنم. مردم عصبانی شدند و با صدای بلند ، به او اعتراض کردند ؛ ولی رسول خدا صلی الله علیه و آله با ملایمت فرمود: «نزدیک بیا». آن جوان ، نزدیک رفت و در برابر پیامبر نشست. پیامبر صلی الله علیه و آله با محبّت از او پرسید : «آیا دوست داری که با مادر تو چنین کنند؟». گفت: نه فدایت شوم ! حضرت فرمود : «مردم هم به همین گونه ، راضی نمی شوند» . سپس همین سؤال را درباره خواهر ، دختر ، خاله و عمّه او پرسید و . ________________________________________ 1- .ر. ک : الکافی ، ج 5 ، ص 526 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 209 . 2- .الکافی ، ج 5 ، ص 525 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 208 .

جوان ، به همین گونه پاسخ داد. پس از گفتگو بین رسول اکرم و آن جوان ، حضرت ، دست بر سینه او نهاد و فرمود: «خداوندا! قلب او را از گناه ، پاک گردان و گناهانش را ببخش و او را از زنا ، نگهداری نما!» . در اثر این رفتار، از آن پس ، ناپسندترین کارها نزد آن جوان ، زنا بود . (1)

این شیوه برخورد پیامبر صلی الله علیه و آله حاوی چند نکته بود:

1 . جوان را طرد نکرد ؛ بلکه با مهربانی ، با او صحبت کرد.

2 . او را ملامت و تقبیح نکرد ؛ بلکه طوری با او رفتار نمود که به نیاز او آگاهی دارد .

3 . با استدلال و منطق ، به شیوه ای که برای آن جوان ، پسندیده و راضی کننده بود ، بحث کرد . ممکن است که نیاز باشد ، برای هر جوانی ، شیوه استدلال را عوض کرد . مهم ، اصل مطلب ، یعنی استدلال کردن است.

4 . جوان را متوجّه خداوند ساخت و حسّ دینی و مذهبی را از طریق دعا کردن ، در او بیدار ساخت .

5 . یک شیوه مهم مقابله با نفس را که دعا و درخواست از خداوند است به جوان آموخت.

6 . جوان را به مرحله ای رسانْد که خود او از این عمل ، بیزار شود ، نه این که از ترس سرزنش و تنبیه ، از آن خودداری کند. بنا بر این ، والدین باید متوجّه باشند که این ، نکته ای بسیار ظریف و حسّاس است و باید با نهایت دقّت و ظرافت ، با نوجوانان برخورد کنند که نه آنها را طرد کنند و نه از خانه و کاشانه ، دل سرد و دل زده سازند ؛ بلکه سطح شعور و آگاهی آنها را بالا ببرند تا خودشان زشتی و درستی اعمال را بشناسند و از زشتی ، متنفّر و به زیبایی ، متمایل شوند.

________________________________________ 1- .کنترل رابطه جنسی ، ص 29 .

شش. پرهیز از زدودن موهای زاید به صورت مستمر

از برخی روایات ، استفاده می شود که موی بدن انسان ، در تعدیل میل جنسی ، مؤثّر واقع می شود. آنچه در روایات وارد شده ، این است که اگر موی بدن ، کوتاه نشود ، موجب کم شدن شهوت جنسی می گردد. از این رو برای کم کردن شهوت جنسی ، می توان از این راه کار استفاده کرد. در روایت ، وارد شده است که روزی مردی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد : یا رسول اللّه ! من وضع مالی خوبی ندارم که با زنان ازدواج کنم . به خاطر مجرّد بودنم ، چه کنم ؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «[دو کار انجام بده : یکی این که] موی بدن خود را زیاد کن و [دیگر این که] بر روزه گرفتن ، مداومت کن». پس آن شخص رفت و چنین کرد و در نتیجه ، شهوتش از بین رفت . (1) امام علی علیه السلام می فرماید : مَا کَثُرَ شَعرُ رَجُلٍ قَطُّ إِلَا قَلَّت شَهوَتُهُ . (2) موی هیچ مردی زیاد نمی شود ، مگر این که شهوتش کم شود . از سوی دیگر ، از این روایات استفاده می شود که اگر شخص ، موی بدن خود را کوتاه کند، شهوتش زیاد خواهد شد. پس می توان چنین نتیجه گرفت که فردی که بخواهد از ناتوانی جنسی رها شود، می تواند از این راه ، بهره گیرد و شهوت جنسی اش را بالا ببرد . نکته ای که در رابطه با کوتاه نکردن موی زاید بدن باید مورد توجّه زیاد باشد ، این است که آنچه در روایات ، در خصوص کوتاه نکردن موی زاید آمده، نباید انسان را از نظافت آن غافل کند ؛ زیرا عدم پاکیزگی ، موجب خارش می شود و خارانیدن زهار (اطراف عورت) زمینه لذّت بردن و در ادامه، خودارضایی را فراهم می کند.

هفت. پرهیز از غذاهای محرّک

هفت پرهیز از غذاهای محرّکبا توجّه به تفاوت غذاها در نوع ویتامین های موجود در آنها، درجه ________________________________________ 1- .الکافی ، ج 5 ، ص 564 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 241 . 2- .کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج 3 ، ص 472 ؛ بحار الأنوار ، ج 104 ، ص 87 ، ح 52 .

تحریک کنندگی شان نسبت به غریزه جنسی ، متفاوت است. از این رو باید از بعضی غذاهای تند که محرّک این غریزه اند ، اجتناب کرد. در مورد نقش ادویه ها ، غذاهای فوق العاده مقوّی و تحریک کننده مثل : خرما ، تخم مرغ، انار و ... و نیرو و نقش آن در تقویت قوه باه (جنسی) ، روایاتی وارد شده است که به برخی از آنها اشاره می شود. خرما: پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید: إِنَّ فِی تَمرِکُم هَذَا تِسعَ خِصالٍ : ... یُخَبِّلُ الشَّیطَانَ وَیُقَوِّی الظَّهرَ وَیَزِیدُ فِی المُجَامَعَهِ . (1)

در خرما نُه خاصیت است : ... از میکروب جلوگیری می کند، موجب تقویت ستون فقرات و زیاد شدن توانِ مجامعت می گردد . از معصوم علیهم السلام روایت شده است که : إِنَّ أَکلَ اللَّحمِ... یَزِیدُ فِی السَّمعِ وَالبَصَرِ وَأَکلَهُ بِالبَیضِ یَزِیدُ فِی البَاهِ . (2)

خوردن گوشت... موجب تقویت بینایی و شنوایی می گردد و خوردن آن با تخم مرغ ، موجب زیاد شدن نیروی جنسی می شود . راوی می گوید : به خاطر کم داشتن فرزند ، به امام ابی الحسن علیه السلام شکوه و گلایه کردم. حضرت علیه السلام فرمود : استَغفِرِ اللّهَ وَکُلِّ البَیضَ بِالبَصَلِ . (3)

استغفار نما و تخم مرغ را با پیاز بخور . راوی می گوید : از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود : کُلُوا البَصَلَ فَإِنَّ فِیهِ ثَلاثَ خِصَالٍ : یُطَیِّبُ النَّکهَهَ وَیَشُدُّ اللَّثَهَ وَیَزِیدُ فِی المَاءِ وَالجِمَاعِ . (4) ________________________________________ 1- .وسائل الشیعه ، ج 17 ، ص 107 . 2- .بحار الأنوار ، ج 62 ، ص 280 . 3- .المحاسن ، ج 2 ، ص 481 ؛ بحار الأنوار ، ج 104 ، ص 80 . 4- .الکافی ، ج 6 ، ص 374 .


پیاز بخورید ؛ زیرا در آن ، سه ویژگی است : دهان را خوش بو می کند ؛ لثّه را محکم می کند و آب بدن و توان نزدیکی کردن را زیاد می نماید.

هشت. کنترل فکر و خیال

همان طور که حواس ظاهر ، نقش مهمّی در تحریک میل جنسی دارند، حس باطن (یعنی فکر و خیال پردازی) نیز سهم به سزایی در این زمینه دارند. در مقابل آن ، «یاد خدا» ، نقش مهمّی در دور کردن افکار شیطانی و نفسانی در خواب و بیداری از انسان دارد. از این رو ، شایسته است که مربّیان و والدین ، تمهیداتی فراهم کنند تا افراد تحت تربیت خود را از افکار منفی و خیال پردازی خلاص نمایند و آنان را به یاد خدا و قیامتْ عادت دهند.

انسانِ باایمان ، یاد خدا را در دل خود زنده می نماید و با دور کردن خیالاتی که غریزه جنسی را تحریک می کند ، زندگی همراه با آرامشی را برای خود فراهم می کند. از این رو ، با خواندن قرآن و دعاهای وقت خواب، افکار و خیالات نادرست و مزاحم را از خود دور می کند و هنگام خواب ، با آرامش می خوابد. امام علی علیه السلام می فرماید : «هر کس زیاد فکرش در گناه شود ، او را به معاصی می کشاند» . (1)

از امام صادق علیه السلام نیز روایت شده که می فرماید : حواریون ، نزد حضرت عیسی علیه السلام جمع شدند و گفتند : ای معلّم خوبی ها ! ما را ارشاد نما . پس حضرت فرمود: إِنَّ مُوسَی نَبِیَّ اللّهِ أَمَرَکُم أَن لا تَزنُوا وَأَنَا آمُرُکُم أَن لا تُحَدِّثُوا أَنفُسَکُم بِالزِّنَا فَضلَاً عَن أَن تَزنُوا فَإِنَّ مَن حَدَّثَ نَفسَهُ بِالزِّنَا کَانَ کَمَن أَوقَدَ فِی بَیتٍ مُزَوَّقٍ فَأَفسَدَ التَّزَاوِیقَ الدُّخَانُ وَإِن لَم یَحتَرِقِ البَیتُ . (2)

حضرت موسی نبی اللّه علیه السلام به شما دستور داد که زنا نکنید و من به شما امر می کنم که با خودتان در مورد زنا حرف نزنید ، چه رسد به این که زنا کنید. به درستی که هر کس با خودش در مورد زنا فکر کند و حرف بزند ، مثل کسی است که طرحی برای ________________________________________ 1- .غرر الحکم و درر الکلم ، ج 2 ، ص 230 ، ح 8561 ؛ میزان الحکمه ، ج 10 ، ص 4712 . 2- .الکافی ، ج 5 ، ص 542 ؛ بحار الأنوار ، ج 14 ، ص 331 ، ح 71 ، باب 21 .

روشن شدن آتش می ریزد، در نتیجه ، دود ، تصاویر را از بین می برد ، اگر چه خانه ، آتش نمی گیرد . از لحاظ تخیّل، کودک ، همیشه در زمان «حال» زندگی می کند، در حالی که نوجوان می تواند مفهوم «گذشته» و «آینده» را هم درک کند و آنها را به هم ربط دهد. از آن جا که نوجوان ، به گذشته و آینده توجّه می کند و علاقه اش به زمان حال کم می شود ، کار توافق و تطابق نوجوان با واقعیت ، خیلی دشوار است.

گاهی قدرت تخیّل نوجوان ، آن قدر زیاد است که نمی تواند تشخیص دهد که چه چیز ، واقعیت دارد و چه چیز ، زاییده تخیّل اوست. تخیّل ، در احساس و انفعال ، مؤثّر است و میدان آن را توسعه می دهد . حساسیّت نوجوان که با تخیّل ، تحریک و توسعه می یابد، رشد، منش، هوش و اراده نوجوان را تحت تأثیر قرار می دهد. گرایش و میل جنسی نیز تحت تأثیر محسوسات (بویژه دیدنی ها و لمس کردنی ها) قرار می گیرد .

از آن جا که ادراکات حواس ظاهری انسان ، مواد خام قوّه خیال را شکل می دهند برای کنترل قوه خیال ، می باید مجاری حواس ظاهر را تحت کنترل درآورد. به عنوان مثال ، برای این که کودک، نوجوان و جوان ، به خیال پردازی رو نیاورد و فرصت تنهایی در رخت خواب که زمینه ور رفتن با خود است از او گرفته شود، بهتر است که قبل از این که کاملاً به خواب نیاز پیدا نکرده ، به اتاق خواب نرود و در رخت خواب دراز نکشد.

از این رو ، لازم است که در این جا به حواس ظاهری پرداخته شود. انسان ها (بخصوص نوجوان و جوان) در مقابل محرّک های جنسی ، تغییر حالت می دهند. محرّک های محیطی ای که موجب تحریک غریزه جنسی می شوند ، فراوان اند . از جمله : محرّک های شنیداری، بصری، لمسی، بویایی، ارتباط قلمی، ارتباط عاطفی، کنایه و اشاره، تزیین و آرایش جنس مخالف، مطالب کتاب ها و روزنامه ها و مجلّات، توصیف دلاوری های جنسی توسط دوستان و ده ها عامل ریز و درشت که در تحریک غریزه جنسی ، نقش ایفا می کنند.

نُه. حفظ حجاب

از جمله شیوه های کنترل تحریکات جنسی نوجوانان، «حفظ حجاب» است. کاربرد این شیوه ، در مورد دختران و زنان است ؛ زیرا گرچه هر یک از دختر و پسر باید پوشش مناسب داشته باشند تا زمینه تحریکات جنسی را برای همجنس خود و جنس مخالفش فراهم نسازد و از آن جا که پوشش پسران ، معلوم است ، ولی اعضای بیشتری از دختران نسبت به پسران، محرّک است و طبق گفته شهید مطهری ، میل به خودنمایی و خودآرایی مخصوص زن است ، (1) پوشش آنان مورد بحث قرار می گیرد. این مسئله در وصیت امام علی علیه السلام به فرزندانشان نیز وارد شده که فرمود : وَ التَّبرُّجُ لَهُنَّ لازِمٌ وَ إِن کَبرِنَ ... . (2)

خود آرایی و ظاهر ساختن زینت نزد زنان ، امری لازم است ، حتّی اگر به بزرگ سالی برسند. در قرآن کریم ، در دو مورد ، به رعایت حجاب ، امر شده : یکی در سوره نور آیه 31 و دیگری در سوره حجرات ، آیه 59 . «وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَرِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَی جُیُوبِهِنَّ وَ لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ءَابَآئِهِنَّ أَوْ ءَابَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَآئِهِنَّ أَوْ أَبْنَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَ نِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَ نِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَ تِهِنَّ أَوْ نِسَآئِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَنُهُنَّ أَوِ التَّبِعِینَ غَیْرِ أُوْلِی الْاءِرْبَهِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُواْ عَلَی عَوْرَ تِ النِّسَآءِ وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُواْ إِلَی اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ . (3)

[ای پیامبر ! ] به زنان خود بگو که چشمان خود را [ از هر نامحرمی ] فرو بیندازند (از خیره نگاه کردن به نامحرم بپرهیزند) و پاک دامنی ورزند و زیورهای خود را ________________________________________ 1- .مسئله حجاب ، ص 73 . 2- .وسائل الشیعه ، ج 14 ، ص 129 ، ح 7 . 3- .سوره نور ، آیه 31 .

آشکار نکنند ، مگر آنچه طبعا از آن آشکار است و روسری خود را بر گردن خویش بیندازند و زیورهایشان را جز برای شوهران، پدران، پدر شوهران، پسران خود، پسران شوهر، برادران، پسران برادر و پسران خواهر، زنان و کنیزان خود (حتی اگر مسلمان نباشند) و خدمتکاران مردی که میل جنسی ندارند (مردان خواجه یا خنثا که مطلقاً آلت رجولیت ندارند و یا مردان ابلهی که به هیچ وجه ، میل جنسی ندارند، یا پیرمردانی که میل جنسی در آنها خاموش شده) و کودکانی که بر عورت های زنان ، وقوف حاصل نکرده اند ، ظاهر نسازند و پاهای خود را بر زمین نکوبند تا آنچه از زینتشان نهفته می دارند ، معلوم گردد . ای مؤمنان! همگی به درگاه خدا توبه کنید . امید است که رستگار شوید».

این آیه مدنی ، صد و سومین سوره نازل شده بر پیامبر صلی الله علیه و آله است که تاریخ نزول آن را در سال های آخر هجرت وی دانسته اند ؛ یعنی زمانی که اصول اساسی دین (مانند توحید و نبوت و معاد و...) کاملاً برای مردم ، جا افتاده بود . (1)

لذا خطاب قرآن ، به زنان مؤمنه است و آن قدر آنها تحت سخنان وحی بودند و به آن ایمان داشتند که طبق روایت عایشه (همسر پیامبر صلی الله علیه و آله ) پس از نزول آیه حجاب ، تمام زنان مدینه ، در حالی از منزل خارج می شدند که خود را با چادرهای سیاه پوشانده بودند. او همواره زنان انصار را چنین ستایش می کرد: «مرحبا به زنان انصار ! همین که آیات سوره نور نازل شد ، یک نفر از آنان دیده نشد که مانند گذشته ، بیرون بیاید.

سر خود را با روسری های مشکی می پوشیدند، گویی کلاغ ، روی سرشان نشسته است» . (2) به طور کلی ، می توان سوره نور را به حق، منشور عفاف دانست. لذا ، امام صادق علیه السلام می فرماید : حَصِّنُوا أَموَالَکُم وَ فُرُوجَکُم بِتِلاوَهِ سُورَهِ النُّورِ وَحَصِّنُوا بِهَا نِساءَکُم فَإِنَّ مَن أَدمَنَ قِراءَتَها فِی کُلِّ یَومٍ أو فِی کُلِّ لَیلَهٍ لَم یَزنِ أَحَدٌ مِن أَهلِ بَیتِهِ أَبَدا حَتَّی یَمُوتَ . (3)

________________________________________ 1- .ر . ک : تاریخ قرآن کریم ، ص 399 . 2- .تفسیر کشّاف ، ذیل آیه 31 سوره نور . 3- .ثواب الأعمال ، ص 109 ؛ وسائل الشیعه ، ج 6 ، ص 252 .

اموال خود را از تلف شدن، و دامان خود را از ننگ بی عفّتی ، با تلاوت سوره نور حفظ کنید ، و زنانتان را در پرتو دستورهایش از انحرافات ، مصون دارید که هر کسی قرائت این سوره را در هر شبانه روز ادامه دهد ، احدی از خانواده او هرگز تا پایان عمر ، گرفتار عمل منافی عفّت نخواهد شد. دلیل این امر ، آن است که با خواندن و شنیدن هر روزه نوجوان در مورد حد شرعی زناکار و اهمیت حفظ عفّت و لزوم رعایت ضوابطی در روابط زن و مرد ، احتمال این که آن را فراموش کند ، و شیطان بر او غلبه کند ، کاسته می شود.

بنا بر این ، (همان طور که در بحث عفّت به آن اشاره شد) ، یکی از راه های زمینه سازی پرورش عفّت در نوجوانان و جوانان، مداومت بر خواندن سوره نور و تفهیم مطالب آن است. در مورد آیه 31 سوره مبارکه نور که به امر حجاب پرداخته ، نکاتی وجود دارد که لازم است به آنها اشاره شود :

1 . حجاب ، در زمان جاهلیت هم وجود داشته و مخصوص اسلام نبوده و نه تنها در دین عرب وجود داشته ، بلکه در بین بسیاری از ملل و اقوام دیگر (از جمله ایرانیان) هم به سبک های مختلفی رایج بوده است. (1)

خود این آیه هم دلالت بر این امر دارد که زنان ، سر خود را با روسری که «خمار» نامیده می شد می پوشاندند، منتها آن را پشت سر خود ، رها می کردند ، طوری که گوش ها و گردن و سینه آنها و طبعا زیورهایشان (مانند گوشواره و گردن بند و... ) نمایان می شد. لذا آیه مبارکه ، می خواهد بگوید که زنان مؤمن ، روسری های بلند خود را روی سینه خود بیندازند. البته زنان آن دوران ، جامه های بلند و گشاد با آستین هایی بلند ، بر تن می کردند که این لباس، هنوز هم در بین زن های عرب حاشیه خلیج فارس رایج است. لذا بدن آنها و تقریباً موهای آنها کاملاً پوشیده بوده و تنها قسمت بدون پوشش بدن آنها ، سر و دست ها و صورت و گردن و سینه بوده است . چون آیه ، در مورد دست و صورت ، سخن نمی گوید ، و لذا بیشتر فقها نپوشاندن آن را جایز ________________________________________ 1- .ر . ک : مسئله حجاب، ص 21 و 28.

می دانند ؛ ولی در مورد گردن و سینه ، خداوند ، به صراحت، به پوشاندن آن امر می کند. با این وصف ، متوجّه می شویم که حدود پوشش زنان در اسلام ، پوشاندن تمام بدن ، بجز دست و صورت است ، طوری که برجستگی های بدن آنها نمایان نشود ؛ زیرا در احادیث ، استفاده لباس های گشاد ، توصیه شده است . لباس های تنگ و نازک ، نه تنها چیزی را نمی پوشانند ، بلکه بیشتر ، اعضای بدن را نمایان می سازند . امام صادق علیه السلام می فرماید : لَا یَصلُحَ لِلمَرأَهِ المُسلِمَهِ أَن تَلبَسَ مِنَ الخُمُرِ وَ الدُّرُوعِ مَا لا یُوارِی شَیئا . (1)

برای زن مسلمان ، سزاوار نیست که روسری یا پیراهنی استفاده کند که چیزی را نمی پوشاند .

2 . زن ، علاوه بر این که باید در برابر نامحرم ، پوشش کامل داشته باشد، لازم است که ظاهر او ساده و بدون زینت باشد . بنا بر این ، اگر زنی ، روسری و چادر ، سر کرده باشد ، امّا مرتب ، النگوهای خود را به نمایش بگذارد یا زیر چادر ، لباس نامناسبی بر تن داشته باشد که به محض کنار رفتن آن ، بدن او پیدا شود، این حجاب، حجاب اسلامی نخواهد بود ، هر چند که وی چادر و مقنعه داشته باشد. علاوه بر آن ، صورت او نیز باید بدون آرایش باشد ؛ زیرا آرایش هم جزو زینت است و خداوند ، امر فرموده که زینت خود را جز در مواردی که در آیه ذکر شده، ظاهر نکنند.

3 . حرکات و راه رفتن زن نباید اغواگرانه باشد ، چه به صورت نگاه های عشوه گرانه و چه تلویح به داشتن زینت های مخفی که معنای آن ، رفتار کردن به گونه ای است که جلب توجّه کند و دیگران را تحریک نماید.

4 . با کنار هم قرار دادن نکات سه گانه بالا ، به این نتیجه می رسیم که زن ، در برخورد با مرد نامحرم باید هم ظاهرش و هم رفتارش محجوبانه باشد و هیچ اثر و نشانه ای از اغواگری و تحریک کنندگی در او و لباس هایش نباشد ؛ بلکه با ظاهر و رفتاری ساده ، با نامحرم برخورد کند . این گونه ظاهر شدن دختران و زنان در اجتماع ، باعث تحریکات جنسی و به خطر افتادن عفّت عمومی نمی شود .

________________________________________ 1- .الکافی ، ج 3 ، ص 396 ؛ الإستبصار ، ج 1 ، ص 390 ؛ وسائل الشیعه، ج 4، ص 388 .

5 . همه این راهنمایی ها و آموزش ها برای این است که پاک دامنی دختر و پسر و زن و مرد ، حفظ شود ؛ زیرا در ابتدای آیه ، بر این امر ، فراوان تأکید گردیده است. در این جا لازم به یادآوری است که حفظ حجاب ، فقط به خاطر حفظ مردان از به گناه افتادن نیست تا کسی تصوّر کند که زنان باید متحمّل پوشش شوند و مردانْ به رستگاری برسند ؛ بلکه عفّت زنان ، با حفظ حجاب ، تضمین نسبی پیدا می کند ؛ زیرا با حفظ حجاب ، از خودنمایی و تحریک دیگران (چه جنس موافق و چه جنس مخالف) جلوگیری می کند و علاوه بر این که از تمایل همجنس گرایانه پیشگیری می نماید ، باعث می شود که از تعدّی و اغواگری مردان بر زنانْ مصون بمانند . بنا بر این ، زن برای حفظ پاکدامنی خود و رستگاری و نجات خویش باید پوشش مناسب و ساده داشته و بدون اغواگری ، ظاهر شود ، نه صرفاً برای رستگار شدن مردان.

اصلاً مرد مؤمنِ متّقی ، به زن اغواگرِ عشوه کننده ، نگاه نمی کنند که بخواهد تحریک شود. اگر هم نگاه کند ، تقوای او مانع از به گناه افتادن او می شود . شاهد این نکته در قرآن ، حضرت یوسف علیه السلام است که با وجود جوان بودن و فراهم بودن فرصت التذاذ از زنی زیبا که خود را به اغواگرانه ترین وجهی بر او عرضه کرد ، از انجام دادن این عمل ، خودداری کرد و به خدا پناه بُرد و خدا هم که همیشه مؤمنان را در چنین موقعیت هایی از به گناه افتادن ، نجات می دهد ، او را نجات داد. شاهد عینی آن ، مردان متّقی و مؤمنی است که در کشورهای غربی ، با وجود آن همه مظاهر فساد و زنان عریان ، و نیمه عریان باز ایمان خود را حفظ می کنند و با مشاهده این صحنه ها دامن خود را آلوده نمی کنند و آخرت را به دنیای خود نمی فروشند و رستگار می شوند. پس حجاب زنان گرچه در کاهش تحریکات مردان ، اثر دارد ، ولی فلسفه اصلی لزوم حجاب، برای عفّت خودِ زن است تا با بی حجابی و خودنمایی ها، قلب او سیاه و شیطانی نشود و از جاده رستگاری ، خارج نگردد .

از طرف دیگر ، ظاهر شدن زن با انواع عشوه گری ها و اغواگری ها بنیان خانواده ها را متزلزل می سازد و مردان ضعیف را تحت تأثیر قرار می دهد که به دنبال این گونه تمتّعات بروند و از زندگی و همسر خود ، غافل شوند که باز هم لطمه آن ، به زنان وارد می شود. امّا آیه دیگری که در مورد حجاب نازل شده ، این آیه است : «یَأَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَ جِکَ وَ بَنَاتِکَ وَ نِسَآءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَبِیبِهِنَّ ذَ لِکَ أَدْنَی أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَ کَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا . (1)

ای پیامبر ! به همسران و دختران و زنان مؤمنان بگو که روسری های بلند خود را بر خویش فرو افکنند . این کار برای این که [از کنیزان و یا بی بندوباران] شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند ، بهتر است . [و اگر تا کنون خطا و کوتاهی ای از آنها سر زده ، ] خداوند همواره غفور و رحیم است» . این آیه ، پس از آیه 31 سوره نور نازل شده است .

در واقع ، تأکیدی است بر حکم پیشین که زنان ، در این امر ، سهل انگاری نکنند و به اهمیت آن واقف شوند. در این آیه ، دیگر حدود حجاب تکرار نمی شود ؛ بلکه فقط تأکید می شود که پوششی که دارید (جلباب) را طوری قرار دهید که شما را بپوشاند و در آن ، سهل انگار نباشید. در تفسیر جلباب ، سه احتمال وجود دارد:

1 . پارچه بزرگی که از روسری بلندتر است و سر و گردن و سینه ها را می پوشاند ؛

2 . مَقنعه و خِمار (روسری) ؛

3 . پیراهن گشاد. احتمال دوم ضعیف است ؛ زیرا مقنعه و خمار ، روسری بلندی است که زنان عرب می پوشیدند، هنوز هم با همین لفظ رایج است و نیازی نبود که از لفظ «جلباب» استفاده شود. احتمال سوم نیز از آن جهت ضعیف است که پیراهن گشاد ، با واژه «یدنین» که به معنای نزدیک کردن یا دور کردن است ، تناسب ندارد ؛ چرا که پیراهن گشاد ، خود به خود ، دور بدن است و اصلاً مجالی برای دور گردن ندارد. ________________________________________ 1- .سوره احزاب ، آیه 59 .

لذا احتمال اوّل ، از همه درست تر است. در تفسیر نمونه نیز ظاهراً همین احتمال را ترجیح داده و می نویسد : به نظر می رسد که منظور ، پوششی است که از روسری ، بزرگ تر و از چادر ، کوچک تر است . چنان که نویسنده لسان العرب ، روی آن تکیه کرده است. منظور از «یدنین (نزدیک کنند)» این است که زنان ، «جلباب» را به بدن خویش نزدیک سازند تا درست ، آنها را محفوظ دارد، نه این که آن را آزاد بگذارند ، طوری که گاه و بی گاه ، کنار رود و بدن آنها آشکار گردد . به تعبیر ساده امروزی خودمان ، یعنی لباس خود را جمع و جور کنند. (1)

البته حکم اصل حجاب ، همان است که در سوره نور بیان شد و ممکن است این نوع حجاب ، در مواردی لازم باشد که زن ، احتمال می دهد در معرض آزار قرار گیرد ؛ زیرا شأن نزول آیه ، طبق نقل علی بن ابراهیم در تفسیر خود چنین است: آن ایّام ، زنان مسلمان ، به مسجد می رفتند و پشت سر پیامبر صلی الله علیه و آله نماز می گذاردند . هنگام شب ، موقعی که برای نماز مغرب و عشا می رفتند ، بعضی از جوانان هرزه و اوباش ، بر سر راه آنها می نشستند و با مزاح و سخنان ناروا ، آنها را آزار می دادند و مزاحمشان می شدند . پس از آن ، آیه فوق نازل شد و به آنها دستور داد که حجاب خود را به طور کامل رعایت کنند تا به خوبی ، شناخته نشوند و کسی بهانه مزاحمت پیدا نکند . (2)

با قرار دادن دو آیه حجاب و شأن نزول آیه 59 سوره حجرات ، این نکته به دست می آید که هر دو آیه ، خطاب به دختران و زنان مؤمن و پسران و مردان مؤمن است . در آیه سوره حجرات ، مشخصاً فرموده که حجاب خود را رعایت کنند تا از افراد غیر مؤمن که نسبت به حجاب بی قیدند ، متمایز شوند. بنا بر این ، حجاب ، مایه شرف و منزلت زن مؤمنه است و از عوامل بازشناسی او از زن غیر مؤمنه محسوب می شود. با این وصف ، هیچ زنی حق ندارد بگوید : «من مؤمن هستم ؛ امّا دوست ندارم حجاب سر کنم!» . این سخن ، با متن صریح آیه ، منافات دارد و مثل این است که کسی بگوید : ________________________________________ 1- .تفسیر نمونه ، ج 17 ، ص 428 . 2- .تفسیر علی بن ابراهیم ، به نقل از : نور الثقلین ، ج 4 ، ص 307 .

«من دانش آموزم ؛ امّا دوست ندارم مشق بنویسم و نمره قبولی بیاورم» . مسلّماً چنین دانش آموزانی پس از مدتی ، از مدرسه اخراج می شوند و دیگر نمی توانند خود را دانش آموز بنامند. مقیّد کردن آیه حجاب به زنان مؤمن ، علّت دیگری هم دارد و آن این است که زن مؤمن ، ارزش و شرافت و کرامت دارد، طوری که هیچ مردی ، حق ندارد جسم زن مؤمن را مایه ارضای شهوات و لذّات خود قرار دهد.

او اگر به دنبال بازیچه می گردد باید برود سراغ اسباب بازی ای که به آن تمایل دارد و هر چه می خواهد ، به آن نگاه کند، نه به درّ گران بهایی که ارزش و بهای او ، خداوند است. امام صادق علیه السلام شعری فرموده اند : أُثَامِنُ بِالنَّفسِ النَّفِیسَهِ رَبَّهَافَلَیسَ لَهَا فِی الخَلقِ کُلِّهِم ثَمَنٌ. (1)

هیچ چیز با نفس من برابری نمی کند ، جز پروردگارمو قیمتی در بین تمام خلایق برای آن نیست. به همین دلیل است که نگاه کردن بدون لذّت جنسی ، به مو و بدن زنانی که به پوشاندن آن مقیّد نیستند و با این که به آنان تذکر داده می شود ، اهمیت نمی دهند ، اشکال ندارد ؛ در صورتی که نگاه کردن به موی زن نامحرم مؤمن ، چه با لذّت و چه بدون لذّت حرام است.

در این رابطه ، عباد بن صهیب می گوید : از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود : لَا بَأسَ بِالنَّظَرِ إِلَی رُؤوسِ أَهلِ التِّهامَهِ وَ الأَعرَابِ وَ أَهلِ السَّوادِ وَ العُلُوجِ لِأَنَّهُم إِذَا نُهُوا لا یَنتَهُونَ، قَالَ: وَ المَجنُونَهِ وَ المَغلُوبَهِ عَلَی عَقلِهَا لَا بَأسَ بِالنَّظَرِ إِلَی شَعرِهَا وَ جَسَدِهَا مَا لَم یَتَعَمَّدَ ذَلِکَ . (2)

نگاه کردن به موهای زن های بادیه نشین (و در روایت دیگری زن های اهل ذمّه) ________________________________________ 1- .مناقب آل أبی طالب ، ج 3 ، ص 395 ؛ بحار الأنوار ، ج 47 ، ص 25 . 2- .الکافی ، ج 5 ، ص 524 ؛ وسائل الشیعه ، ج 14 ، ص 150 .

اشکال ندارد ؛ زیرا آنها اگر از این کار منع و نهی شوند، اهمّیتی به آن نمی دهند و باز هم آن را تکرار می کنند . همین طور زن دیوانه، نگاه کردن به بدن و موهای او اگر عمدی (یعنی نگاه با شهوت) نباشد ، اشکال ندارد. این حدیث ، بدان معناست که زنی که اهمیتی به پوشاندن بدن یا موهای خود نمی دهد و برای او مانعی نیست که دیگران از موهای او لذّت ببرند ، آن حرمت و کرامت را ندارد که مرد مؤمن ، حق نگاه کردن به او را نداشته باشد.

هر چند برای این نکته ، راه سوء استفاده بر مردانِ سست عنصر ، بسته شده که از این راه برای لذّت حرام استفاده کنند و آن ، این که همان نگاه کردن هم باید بدون التذاذ و شهوت باشد (که در مسائل فقهی هم ذکر شده است) . در توضیح المسائل امام خمینی رحمه الله آمده است: زن باید بدن و موی خود را از مرد نامحرم بپوشاند ؛ بلکه احتیاط واجبْ آن است که بدن و موی خود را از پسری هم که بالغ نشده ، ولی خوب و بد را می فهمد (صغیر ممّیز) و به حدّی رسیده که مورد نظر شهوانی است ، بپوشاند.

نگاه کردن مرد به بدن نامحرم ، چه با قصد لذّت و چه بدون آن ، حرام است. نگاه کردن به صورت و دست های او اگر به قصد لذّت باشد ، حرام است ؛ بلکه احتیاط واجب ، آن است که بدون قصد لذّت هم نگاه نکنند. نیز نگاه کردن زن به بدن مرد (بجز صورت و دست ها) حرام است و نگاه کردن به صورت و بدن و موی دختر نابالغ ، اگر به قصد لذّت نباشد و به واسطه نگاه کردن هم انسان نترسد که به حرام بیفتد ، اشکال ندارد ؛ ولی بنا بر احتیاط باید جاهایی را که معمولاً می پوشانند (مثل ران و شکم) نگاه نکنند. اگر انسان ، بدون قصد لذّت ، به آن قسمت از بدن زن های کافر که معمولاً نمی پوشانند ، نگاه کند ، در صورتی که نترسد به حرام بیفتد ، اشکال ندارد. (1) ________________________________________ 1- .توضیح المسائل امام خمینی ، مسئله 2433 و 2435 2436 .

دو نکته

آیه اللّه سیستانی ، حکمی را در این زمینه اضافه می کنند مبنی بر این که: نگاه کردن به بدن زن های مبتذله که اگر کسی آنها را امر به حجاب نماید ، اعتنا نمی کنند ، اشکال ندارد ، مشروط به آن که بدون قصد لذّت و ترس وقوع در حرام باشد . در این حکم ، میان زن های کافر و دیگر زن ها ، فرقی نیست و همچنین بین دست و صورت و دیگر جاهای بدن که آنها عادت به پوشانیدنش ندارند ، فرقی نیست . (1)

بنا بر این ، وجوب حجاب و ضرورت و اهمیت آن ، در درجه اوّل برای خود زن است و در درجه بعدی برای مرد ؛ زیرا باعث می شود که پاک دامنی زن حفظ شود و به گناه نیفتد ؛ حیای او حفظ شود و تبدیل به شیطانی اغواگر نگردد ؛ ایمان او تقویت شود و در مسیر قرب الی اللّه قرار گیرد ؛ مورد اذیت و آزار جسمی و جنسی قرار نگیرد ؛ خانواده او از هم نپاشد ؛ بدن او مایه التذاذ افراد بی سروپا و لااُبالی نشود ؛ ارزش و کرامت او حفظ شود و در جامعه ، بدون ترس و اضطراب فعّالیت کند.

دو نکته در پایان بحث حجاب ، به دو نکته می پردازیم :

1 . عدّه ای به حکم حجاب ، اعتراض می کنند و می گویند : اسلام ، با این حکم ، به مردان توهین کرده و آنها را در حد حیوانات شهوت پرستی نازل کرده که فقط در فکر شهوت رانی هستند و به محض دیدن زیبایی های یک زن و جلوه گری های او تحت تأثیر قرار می گیرند. در این زمینه گفته می شود: آیا تمام مردان جامعه ، افرادی سالم، پرهیزگار و متّقی هستند ؟ آیا نیاز جنسی همه مردان جامعه ، در حد تکامل ، اشباع شده است ، به حدّی که دیدن اغواگری، آنها را تحریک نمی کند ؟ اگر یک فردی در برابر سفره ای رنگین قرار گیرد که خوشمزه ترین غذاها و لذیذترین شیرینی ها و گواراترین نوشیدنی ها بر سر آن قرار داشته باشد ، آیا اشتهای او تحریک نمی شود ؟ معلوم است که یک فرد کاملاً سیر هم اگر سر آن سفره قرار گیرد ، اشتهایش تحریک ________________________________________ 1- .توضیح المسائل آیه اللّه سیستانی ، ص 508 ، مسئله 2443 .

می شود و اگر شده ، ناخنکی به آن غذاها می زند ، چه برسد به آدم گرسنه ! غریزه جنسی که یک میل غریزی است ، با غریزه گرسنگی چه فرق دارد ؟

مطمئناً اگر شدیدتر نباشد، ضعیف تر نیست. حتماً خودتان شاهد هستید که در جامعه، افراد بیمار و منحرف جنسی، بسیارند ؛ افرادی که زنان را مورد تعدّی ، آزار و تجاوز به عنف و ... قرار می دهند و مبتلا به بیماری «نظر بازی» هستند و از این جهت ، میل خود را ارضا می کنند. آیا با وجود این افراد ، می شود گفت : در برابر مرد سالم ، حجاب نپوشید و در برابر مرد ناسالم بپوشید؟

از کجا تشخیص دهیم که چه کسی سالم است و چه کسی بیمار؟ آیا واقعاً و انصافاً شما مرد روشن فکر متجدّد ، با دیدن زنی که به روش های مختلف ، خود را زینت داده و اغواگری می کند ، تحریک نمی شوید ؟ اگر تحریک نمی شوید ، یا خیلی وارسته و مؤمن هستید که باید به شما تبریک گفت ! و یا بیمارید که باید به روان شناس مراجعه کنید و اگر هم پاسخ شما مثبت است ، پس اعتراض شما بی جاست.

2 . بعضی ها معتقدند که ابراز کردن زیبایی و جلوه گری زن ، جزو طبیعت و نیاز اوست و دوست دارد که زیبایی های خود را در برابر همه (بویژه مردان) ظاهر کند. چون حکم حجاب ، خلاف طبیعت زن است، لذا زنان ، در برابر آن عصیان می کنند و آن را نمی پذیرند. در پاسخ باید گفت : خداوند متعال که انسان را آفریده و به همه ضعف ها و فقرهای او آشناست ، بهتر از هر کسی ، این طبیعت زن را می داند .

معصومان علیهم السلام هم که علم خود را از خداوند می گیرند ، به این امر واقف اند و حتّی در گفته امام علی علیه السلام نیز بیان شده : که «خودآرایی برای زنان ، لازم است». (1) و خداوند هم، چون به این طبیعت زن آگاه است ، این احکام را نازل کرده . امّا باید توجّه داشت که در طبیعت آدمی ، صفاتی چون : کمال خواهی، عفّت ، حیا و عزّت وجود دارند که مجموع آنها با هم ، طبیعت او را تشکیل می دهند و هر یک ، در تعدیل دیگری و پیشگیری از افراط دیگری مؤثّر است .


________________________________________ 1- .ر. ک : وسائل الشیعه ، ج 14 ، ص 129 ، ح 7 .

در امر حجاب ، اسلام قصد ندارد با طبیعت زن ، کاملاً مبارزه کند ؛ زیرا با حکمت خداوند ، در تضاد است . خداوند ، خودش این میل را در وجود زن قرار داده است. وجود این میل برای تکامل انسان و جذب زن و مرد به یکدیگر و تداوم رابطه زناشویی ، مهم است. ولی با توجّه به امور طبیعی دیگرِ وجود زن که آنها را نیز خدا آفریده ، هماهنگی این امور طبیعی ، از اهداف خداوند متعال است . لذا اجرای هریک از آنها باید بر اساس ضوابط و چارچوب هایی باشد که هدف خدا نقض نشود. اگر شما به روان شناسی مراجعه کنید و او به شما بگوید : بچه شما دوست دارد آزاد باشد و هر کاری خواست انجام دهد . شما مانع او نشوید .

اگر چاقو دست او بود یا اگر می خواست از خیابان رد شود یا خود را از بلندی بیندازد ، حق ندارید مانع شوید ؛ زیرا این کار ، خلاف طبیعت آزاد و استقلال طلبی کودک است . آیا شما به عقل و خرد این روان شناس ، خُرده نخواهید گرفت؟ با همه این اوصاف ، از آن جا که خداوند ، به طبیعت انسان ، آگاه است و می داند که همه انسان ها به یک اندازه ، تربیت یافته نیستند که امیال طبیعی خود را در چارچوبی درست قرار دهند و لاجرم لغزش هایی برای آنها رخ می دهد که چه بسا به علّت ضعف نفس و کنترل خویش است، ضوابطی را برای ارضای متعادل همه امور طبیعی آدمی (و از جمله زنان) قرار می دهد حجاب نیز یکی از همین ابزارهاست که عملکردهای فرد را ضابطه مند می کند . لذا خداوند در آیه 31 سوره نور ، به بازگشت از رفتارهای نادرست ، به سوی اعمالی که خداپسندانه و انسانی و کمالی اند ، توجّه داده می فرماید :

«ای مؤمنان ، همه به سوی خدا توبه کنید و بازگردید ، شاید که رستگار شوید» و در آخر آیه 59 سوره حجرات می فرماید : «به درستی که خداوند ، آمرزنده و مهربان است». مراد ، این است که اگر لغزشی به حکم طبیعت بشری برای شما پیش آمد، از آن لغزش ، استغفار کنید و دوباره به سوی خداوند ، باز برگردید که خداوند ، بخشنده و مهربان است.

دوم . شیوه های غیرمستقیم

منظور از شیوه های غیر مستقیم تربیت جنسی کودکان، امور شناختی، عاطفی و عملکردی ای است که والدین در ارتباط با فرزندشان انجام می دهند . این شیوه ها مستقیماً مربوط به تربیت جنسی آنها نیست ؛ ولی با واسطه، در تربیت جنسی مطلوب فرزندانشان اثر می گذارد. اکنون به بررسی تعدادی از این شیوه ها می پردازیم:

الف . تأمین نیاز روانی عاطفی

کودکان با نیازهای عاطفی روانی فراوانی به دنیا می آیند که ارضای آنها زمینه تربیت صحیح جنسی را فراهم می سازد و عدم ارضای آنها آثار نامناسب روانی فراوانی داشته و از جمله ، انحرافات جنسی را سبب می شود. گرچه همه نیازهای روانی عاطفی ، مستقیماً یا غیر مستقیم ، بر تربیت جنسی کودک تأثیر می گذارند ، ولی در این جا نیازهایی را که بیشتر از بقیه ، بر تربیت جنسی تأثیر دارند ، ذکر می کنیم:

محبّت کردن

در دین اسلام، «محبّت»، جایگاه ویژه ای دارد، تا حدی که مهرورزی به دیگران ، از برترین شعبه های ایمان دانسته شده است . امام باقر علیه السلام به نقل از پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : وَدُّ المُؤمِنِ لِلمُؤمِنِ فِی اللّهِ مِن أَعظَمِ شُعَبِ الإِیمَانِ. أَلَا وَ مَن أَحَبَّ فِی اللّهِ وَ أَبغَضَ فِی اللّهِ وَ أَعطَی فِی اللّهِ ومَنَعَ فِی اللّهِ فَهُوَ مِن أَصفِیَاءِ اللّهِ . (1)

علاقه مؤمن به مؤمن ، از مهم ترین شاخه های ایمان است . همانا هر کسی که به خاطر خداوند ، کسی را دوست داشته باشد و به خاطر خدا از کسی روی گردان باشد و در راه خدا بخشش کند و به خاطر خدا منع کند ، او از برگزیدگان خداست.

________________________________________ 1- .الکافی ، ج 2 ، ص 125 ؛ وسائل الشیعه ، ج 16 ، ص 166 . در مورد محبّت کردن به کودکان نیز سفارش های مؤکّدی از جانب معصومان علیهم السلام وارد شده است . امام صادق علیه السلام می فرماید : إِنَّ اللّهَ لَیَرحَمُ العَبدَ لِشِدَّهِ حُبِّهِ لِوَلَدِهِ . (1) خداوند ، بنده اش را به خاطر شدّت محبّت به فرزندش رحم می کند و می بخشد. در حدیث دیگری نیز می فرماید : إِنَّ رَسُولَ اللّهِ خَرَجَ عَلَی عُثمَانَ بنِ مَضعُونٍ وَ مَعَهُ صَبِیٌّ صَغِیرٌ یَلثِمَه، فَقَالَ: ابنُکَ هَذَا قَالَ: نَعَم قَالَ: أَتُحِبُّهُ یا عُثمَانُ؟ قَالَ: إِی وَاللّهِ یَا رَسُولَ اللّهِ إِنِّی أُحِبُّهُ! قَالَ: أَفَلَا أَزِیدُکَ حُبَّاً لَهُ قَالَ: بَلَی، فَدَاکَ أَبِی وَ أُمِّی! قَالَ: إِنَّهُ مَن یُرضِی صَبِیّاً لَهُ صَغِیراً مِن نَسلِهِ حَتَّی یَرضَی ، تَرَضَّاهُ اللّهُ یَومَ القِیَامَهِ حَتَّی یَرضَی . (2)

روزی پیامبر صلی الله علیه و آله عثمان بن مضعون را دید، در حالی که پسر کوچکی همراه او بود و او در حال بوسیدن بچه اش بود. پیامبر صلی الله علیه و آله پرسید : «این پسر شماست ؟» . عرض کرد: بله . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «آیا او را دوست داری، ای عثمان؟» . عرض کرد: بله . به خدا قسم ای رسول خدا که او را دوست دارم! پیامبر فرمود : «آیا چیزی به تو بگویم که محبّتت به او بیشتر شود ؟» .

عرض کرد: آری، پدر ومادرم به فدایت ! پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «هر کس به فرزند خردسالی از نسل خود ، آن قدر توجّه و محبّت کند تا حدی که کودک از او راضی شود، خداوند ، در روز قیامت ، او را آن قدر مورد لطف و مرحمت قرار می دهد تا حدی که راضی شود. امام صادق علیه السلام در حدیث دیگری می فرماید : قَالَ مُوسَی علیه السلام یَا رَبِّ أَیُّ الأَعمالِ أَفضَلُ عِندَکَ؟ فَقَالَ : حُبُّ الأَطفَالِ فَإِنِّی فَطَرتُهُم عَلَی تَوحِیدِی فَإِنَّ أَمَتُّهُم أَدخَلتُهُم جَنَّتِی بِرَحمَتِی . (3)

حضرت موسی علیه السلام به پروردگار عرض کرد : «خداوندا ! بهترین کارها نزد تو چیست ؟» . خداوند فرمود : «محبّت کردن و یا دوست داشتن کودکان ؛ چرا که با فطرت توحیدی ، آنها را سرشتم و اگر جان آنها را به رحمتم گرفتم ، آنها را وارد بهشتم می کنم» . ________________________________________ 1- .الکافی ، ج 6 ، ص 50 ؛ ثواب الأعمال ، ص 201 ؛ بحار الأنوار ، ج 104 ، ص 91 ، ح 9 . 2- .میزان الحکمه ، ج 4 ، ص 3669 ؛ کنز العمّال ، ج 16 ، ص 586 . 3- .المحاسن ، ج 1 ، ص 293 ؛ بحار الأنوار ، ج 104 ، ص 97 ، ح 57 .

در این حدیث ، خداوند متعال ، دوست داشتن را از بهترین اعمال معرفی کردند. والدین ، با آگاهی از این گونه روایات، به اهمیت دوست داشتن کودکان پی خواهند برد. روشن است که این همه سفارش برای محبّت کردن به فرزند ، به دلیل آثار روانی عاطفی و اخلاقی است که می تواند زمینه رشد و تعالی را در کودکان فراهم سازد و بر رشد سالم جنسی و پیشگیری از ابتلا به انحراف جنسی ایشان تأثیر بگذارد. این تأثیر از چند جهت است: اولاً ، ارضای نیاز به محبّت در کودکان ، به اندازه کافی ، آنها را از وقوع در انحرافات جنسی و وَلَع شهوانی محافظت می کند و کمبود محبّت ، زمینه انحراف جنسی را فراهم می سازد.

کارن هورنای ( روانکاو معروف ) معتقد است که افراد عصبی ای که از کمبود محبّت و آمیختگی نیاز عصبی به محبّت و تمایلات جنسی پدید آمده اند ، به سه دسته تقسیم می شوند: گروه اوّل ، با یک حالت عطشی سیری ناپذیر و اجباری ، مدام به دنبال ارضای شهوت هایشان هستند ، از این شاخه به آن شاخه می پرند، از رفتار و حالتشان می توان فهمید که به شدّت ، احساس ناامنی روحی، احساس بی پناهی و بی کسی می کنند و اگر حتّی برای مدّتی کوتاه، امکان رفع شهوت برایشان پیش نیاید و با کسی رابطه جنسی نداشته باشند ، فوق العاده مضطرب و ناآرام می شوند. گروه دوم ، در عین حال که تمایلات شهوتی شدید و اجباری دارند ، به علّت ترمزها و مشکلات درونی خود ، عملاً توان ارضای تمایلات جنسی خود را ندارند و با این وجود، با حالت بی تفاوتی ، به هر کسی که در تماس و رابطه با آنها قرار می گیرد ، گرایش شهوتی پیدا می کند.

گروه سوم ، در زمینه امور جنسی و هر گونه تماسی با انسان ها، دارای ترمزهای روحی هستند، بی اختیار و اجباراً به استمنا متوسّل می شوند . این افراد ، با دفع شهوت از طریق استمنا ، لذّت بیشتری می برند تا از طریق رابطه جنسی عادی و طبیعی. بنا بر این ، عدم ارضای نیاز به محبّت، به اندازه کافی در کودک ، منشأ انواع اختلالات جنسی می شود. ثانیاً ، محبّتِ به اندازه کافی در کودکی ، باعث می شود که افراد در زندگی خانوادگی خود بتوانند به همسر و فرزندان و دیگر افراد ، محبّت کنند.

مزلو در این زمینه معتقد است که کودکانی که از نخستین ماه های زندگی ، کاملاً از محبّت دیگران محروم نباشند، به طور کلّی ، میل و توانایی مهرورزی و محبوب بودن را برای همیشه دوست دارند . (1)

بنا بر این ، کودکی که به اندازه کافی ، محبّت ندیده ، توانایی مهرورزی را ندارد و محبّت های دیگران را بی پاسخ می گذارد ؛ زیرا روش آن را از کودکی نیاموخته و در معرض حوادث یا شرایطی قرار نگرفته که این توانایی را در او پیدا کند و به فعلیت برساند . ثالثاً ، ارضای نیاز به محبّت ، موجب می گردد که ارضای تمایلات جنسی ، با لذّت بیشتری همراه باشد.

در حقیقت ، کسی که محبّت را تجربه و درونی کرده ، می تواند رابطه بهتری با همسرش برقرار سازد و از لذّت بهتر و بیشتری برخوردار گردد. اصولاً لذّت جنسی آدمی ، بدون مهرورزی و محبّت زوجین نسبت به یکدیگر ، امکان ندارد. شاید به همین دلیل است که در آداب زفاف ، از خدا می خواهیم که توانایی مهرورزی در ما افزایش یابد و از او می خواهیم : خداوندا! مهر و محبّت و رضایت او را روزی من گردان و من را از طریق او راضی کن و به بهترین وجه و مستحکم ترین پیوند ، بین ما جمع کن . همانا که تو حلال را دوست داری و از حرام بیزاری !» . (2) روان شناسان نیز پس از سال ها مشاهده زوج های سالم و بیمار ، به همین نتیجه رسیده اند : افرادی که در کودکی ، محبّت ندیده اند ، نمی توانند عشق بورزند و نمی توانند همانند کسانی که می توانند عشق بورزند، از مسائل جنسی، کامیاب شوند.

نوازش کردن

از جمله نیازهای روانی عاطفی ای که تأمین آن در دوران کودکی ، در تربیت ________________________________________ 1- .انگیزش و شخصیت ، ص 91 . 2- .الکافی ، ج 3 ، ص 481 ؛ وسائل الشیعه ، ج 8 ، ص 144 .

صحیح جنسی فرد نیز تأثیر دارد، «نوازش کردن» است. با نوازش کودک، نیاز درونی اش تأمین می شود و احساس کمبود نمی کند تا برای ارضای آن نیاز، جذب افرادی شود که بخواهند از وی سوء استفاده جنسی بکنند . پیامبر صلی الله علیه و آله در جهت ارضای این نیاز در کودکی و پیشگیری از عوارض عدم ارضای آن (از جمله عوارض جنسی) ، به طور مستمر ، به دیدن انصار می رفتند و بر فرزندان آنها سلام می کردند و بر سرشان دست نوازش می کشیدند. (1)

جابر بن سمره ، درباره این که پیامبر چگونه کودکان را نوازش می کرد ، می گوید : کودکان ، زیاد بر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد می شدند . ایشان کودکان را نوازش می کرد . من مشاهده کردم که گاه یک گونه بعضی کودکان را نوازش می کرد و گاه دو گونه بعضی دیگر را ! من هم به کنار ایشان آمدم و پیامبر ، گونه مرا نوازش کرد و برای همیشه ، از آن گونه ام نسبت به دیگری ، احساس بهتری داشتم. (2)

تأثیر نوازش کودک ، از دو جهت مورد توجّه است :

1 . کودک ، نوازش را نوعی محبّت می پندارد و عطش سیری ناپذیر دریافت محبّت او ، از این طریق ارضا خواهد شد.

2 . کودک ، نوازش کردن را به عنوان رفتاری برای ابراز احساسات عاشقانه و دوست داشتن ، یاد می گیرد و با درون سازی این رفتار، در زندگی آینده خود همین گونه ، عشق خود را به شریک زندگی خود ابراز خواهد کرد.

هدیه دادن

هدیه دادن به فرزندان ، از جمله رفتارهایی است که نیاز عاطفی آنها را تأمین می کند و به صورت غیر مستقیم ، در تربیت صحیح جنسی و پیشگیری از انحراف جنسی موثّر است ؛ زیرا والدین با هدیه دادن در دوره کودکی ، کودکان را به خود نزدیک می کنند و مانع آن می شوند که افرادی از این طریق بخواهند فرزندانشان را ________________________________________ 1- .ر. ک : صحیح ابن حبّان ، ج 2 ، ص 207 ؛ کنز العمّال ، ج 7 ، ص 154 ، ح 18488 . 2- .کنز العمّال ، ج 13 ، ص 309 ، ح 36880 .

جذب خود کنند و از آنها سوء استفاده های جنسی ببرند. کودکان ، به هدیه گرفتن خیلی علاقه دارند و می توان آنها را از این طریق ، مطیع خود ساخت . رسول اکرم صلی الله علیه و آله با اشاره به تأثیر هدیه دادن در جذب شدن بچّه ها به سوی بزرگ ترها می فرماید : یَا عَائِشَهُ ! إِذَا دَخَلَ عَلَیکِ صَبِیُّ جَارِکِ فَضَعِی فِی یَدِهِ شَیئاً فَإِنَّ ذَلِکَ یَجُرُّ مَوَدَّهً . (1)

ای عایشه ! هنگامی که کودک همسایه ، به تو سر می زند ، چیزی در دست او قرار بده که این کار ، دوستی را جلب می کند. همچنین با توجّه به نیاز بیشتر دختران در این زمینه و آثار هدیه دادن به فرزندان فرمود : مَن دَخَلَ السَّوقَ فَاشتَرَی تُحفَهً فَحَمَلَها إِلَی عِیالِهِ کَان کَحَامِلِ صَدَقَهً إِلَی قَومٍ مَحَاوِیجٍ وَ لیَبدَأ بِالإِنَاثِ قَبلَ الذُّکُورِ، فَإِنَّهُ مَن فَرَّحَ ابنَهً فَکَأَنَّمَا أَعتَقَ رَقَبَهً مِن وُلدِ إِسمَاعِیلَ وَ مَن أَقَرَّ عینَ ابنٍ فَکَأَنَّمَا بَکَی مِن خَشیَهِ اللّهِ ، وَ مَن بَکَی مِن خَشیَهِ اللّهِ أدخَلَهُ اللّهُ جَنَّاتَ النَّعِیمِ . (2)

کسی که به بازار می رود و برای اعضای خانواده خود هدایایی می خرد ، مانند کسی است که برای تُهیدستان و فقیران ، صدقه می برد و بهتر است که دادن هدیه ها را از دخترها شروع کند ؛ چرا که کسی که دختر خود را شاد کند ، مانند کسی است که بنده ای از فرزندان اسماعیل را آزاد کرده باشد و کسی که فرزند پسر را شاد کند ، مانند کسی است که از ترس خدا گریه کرده باشد و کسی که از ترس خدا گریه کرده باشد، خداوند ، او را وارد بهشت می کند. با توجّه به این که هدیه کردن چیزی که جدید است و تازه به بازار آمده ، کودکان و نوجوانان را بیشتر جذب می کند ، سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله نیز این گونه بود که هنگامی که به وی میوه نوی می دادند ، آن را بر چشمان و لب های خود می گذاشت و می فرمود : «پروردگارا ! همان طور که اوّل آن را به ما نشان دادی ، آخر آن را نیز به ما بنما ». سپس آن را به بچه هایی که نزد ایشان بودند، می داد . (3) ________________________________________ 1- .مکارم الأخلاق ، ص 105 ؛ کنز العمّال ، ج 9 ، ص 59 . 2- .الأمالی ، صدوق ، ص 672 673 ؛ وسائل الشیعه ، ج 21 ، ص 514 ؛ بحار الأنوار ، ج 104 ، ص 69 ، ح 2 . 3- .کنز العمّال ، ج 7 ، ص 110 ، ح 18219 .

بنا بر این ، هدیه دادن به عنوان یکی از راه های جذب کودکان ، دارای دو نقش اساسی است : اوّل این که این رفتار ، باعث می شود که احساسات قلبی والدین ، به کودک منتقل شود ، نیاز به دریافت محبّت کودک ارضا شود و احساس کمبود نکند که نتیجه اش ، کاهش انحراف جنسی در کودک است . دوم این که کودک ، این رفتار را به عنوان عملی برای ابراز عشق و محبّت به دیگران (از جمله همسر آینده خود با والدینش) همانندسازی می کند و یاد می گیرد.

ارزش دادن

از دیگر نیازهای طبیعی و سرشت آدمی که تأمین آن به صورت غیر مستقیم ، در تربیت صحیح جنسی کودکان مؤثّر است، «نیاز به عزّت و ارزشمندی» است. ارضای این نیاز ، از آن جهت در رشد سالم جنسی اثر دارد که فردی که عزت در او رشد کرده، برای خودش ارزش قائل است و حاضر نیست آن را به ذلّت بکشاند . چنین فردی از کشیده شدن به وادی شهوات و ارتکاب انحرافات (از جمله انحراف جنسی) خودداری می کند. امام علی علیه السلام می فرماید : مَن کَرُمَت عَلَیهِ نَفسُهُ هَانَت عَلَیهِ شَهَوَاتُهُ . (1)

آن که در جان خود ، احساس بزرگواری می کند، مخالفت با شهوت حیوانی برای او آسان است. نقطه مقابل این گفتار ، حدیثی است از امام صادق علیه السلام که می فرماید : مَن هَانَت عَلَیهِ نَفسُهُ فَلَا تَأمَن شَرَّهُ . (2)

اگر کسی خودش را در نزد خویش خوار ببیند (و احساس بزرگواری را در خودش از دست بدهد) از شرّ او بترس. شهید مطهری در تبیین این دو حدیث می نویسد : بر حسب کلام امیر المؤمنین ، اگر کسی در روح خود ، احساس شرافت و ________________________________________ 1- .نهج البلاغه ، حکمت 449 ؛ تحف العقول ، ص 278 . 2- .تحف العقول ، ص 483 ؛ بحار الأنوار ، ج 75 ، ص 300 .

بزرگواری بکند، شهوترانی و دنبال هوای نفس رفتن برای او کار منفوری است و نرفتنش کاری آسان، و بر حسب کلام امام صادق علیه السلام بر عکس، آن کسی که این احساس در او نیست و در خود ، احساس نمی کند که من کسی هستم، شخصیتی ارزشمند هستم، بزرگواری و شرافتی دارم، آن کسی که این احساس را باخت ، همه چیز را باخته است : «فلا تأمن شرّه». (1) آبراهام مزلو ، از میل به عزّت نفس ، به تمایل به اعتبار و حیثیت، مقام، شهرت، افتخار، برتری و حرمت ، یاد می کند و معتقد است که ارضای این میل در کودکی ، پیامدهایی از قبیل : اعتماد به نفس، ارزش، توانمندی، لیاقت، کفایت و مفید و مثمر ثمر بودن را دارد و بی اعتنایی به آن ، موجب حقارت، ضعف و درماندگی می شود . (2)

ارضای نیاز به عزّت و برخوردارشدن از اعتماد به نفس بالا و بر عکس ، عدم احساس عزّت و شخصیت و نداشتن اعتماد به نفس ، تا حدّ زیادی در خانواده رقم می خورَد. ویرانگی هایی که در بعضی خانواده ها بر شخصیت و اعتماد به نفس کودکان وارد می شود ، گاهی تا سنین بزرگ سالی نیز با آنها باقی می ماند و جز با تلاش فراوان ، قابل درمان نیست ؛ همان طور که رفتارهای عزّت برانگیز والدین در ارتباط با کودک، رشد سالم روانی (و از جمله رشد جنسی) را موجب می گردد.

بنا بر این ، باید با پذیرش شخصیت کودک و احترام به او در حد متعادل ، زمینه تربیت سالم را فراهم کرد و موجبات رشد احساس اعتبار و عزّت را در او افزایش داد تا از انجام دادن کارهای زشت و انحرافات ( و از جمله انحرافات جنسی ) محفوظ باشد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با توجّه به آثار مهمّ تربیتی احترام و اکرام کودک، در این زمینه ، به والدین تأکید می کند و می فرماید : أَکرِمُوا أَولَادَکُم، وَ أَحسِنُوا آدابَهُم . (3) کودکان خود را گرامی بدارید و آداب آنها را نیکو گردانید. ________________________________________ 1- .فلسفه اخلاق ، ص 136 . 2- .ر. ک : انگیزش و شخصیت ، ص 74 . 3- .مکارم الأخلاق ، ص 222 ؛ وسائل الشیعه ، ج 21 ، ص 476 ؛ بحار الأنوار ، ج 104 ، ص 95 .

در حقیقت ، پیامبر صلی الله علیه و آله به این نکته توجّه داده اند که زمینه سازی روانی برای آداب و اخلاق نیکو ، با اکرام و احترام کودک فراهم می شود و باید با فراهم سازی این زمینه، به آموزش رفتارهای نیکو و سالم تربیتی به آنان بپردازید.

یکی دیگر از نیازهای روانی عاطفی ، نیاز به «امنیت» است. امام صادق علیه السلام در مورد اهمیت ارضای نیاز به امنیت می فرماید : خُمسٌ مَن لَم تَکُن فِیهِ لَم یَتَهَنَّ بِالعَیشِ: الصِّحَّهُ وَ الأَمنُ وَ الغَنَاءُ وَ القَنَاعَهُ وَ الأَنِیسُ المُوَافِقُ . (1)

هرگاه این پنج چیز برای کسی فراهم نباشد، زندگی او برایش ناگوار و ناسالم خواهد بود: سلامت، امنیت، ثروت، بی نیازی و همسر همراز و همدم . آبراهام مزلو ، نیاز به امنیت را از جمله نیازهای اساسی روانی بشر می داند و معتقد است که آنچه باعث می شود کودک ، احساس نا امنی کند ، عبارت است از غیر قابل پیش بینی بودن رفتارها و حوادث برای او، بی عدالتی، بی انصافی، ناسازگاری والدین و به طور کلی ، هر پیش آمدی که این احساس را در کودک ایجاد کند که دنیا ، جای امنی نیست و حوادث یا رفتارهای والدین ، قانونمند و تابع هیچ ضابطه ای نیستند . هم چنین خشم یا گاهی تهدید والدین ، مبنی بر تنبیه کودک، ناسزاگویی و پرخاشگری نسبت به او، بدرفتاری با او و هرچه باعث وحشت و اضطراب وی شود ، احساس امنیت کودک را به خطر می اندازد و پیامدهای آن ، زیاد خواهد بود . نقش غیر مستقیم ارضای نیازهای ایمنی در تربیت جنسی صحیح ، در این است که کودکانی که ناایمن هستند و اعتمادشان به دنیای خارج ، سلب شده ، از نزدیک شدن به هر انسانی وحشت دارند، لذا از ازدواج فرار می کنند و یا در زندگی زناشویی خود ، قادر به برقراری ارتباط صمیمانه با همسرشان نیستند چنین افرادی نمی توانند ________________________________________ 1- .الأمالی ، صدوق ، ص 367 ؛ مشکاه الأنوار ، ص 260 .


محبّت همسرشان را واقعی بدانند و عشق را به تمسخر می گیرند. (1)

در واقع ، کودکی که با بدقولی ها، مسخره کردن ها، تبعیض ها، ناسزاگویی ها ، و زورگویی ها، تهدیدها و تحمیل کارهایی که در توان او نیستند ، روبه روست و هیچ گاه ارتباط های دیگران را با خود و ارتباط خود را با دیگران ، صمیمی و مهربانانه احساس نمی کند ؛ بلکه این ویژگی ها از وی شخصیتی ناامید، بدبین و مطرود از دیگران می سازد که نمی تواند مهر و احساس عاطفی ، به جنس مخالف داشته باشد و با او انس بگیرد و به آرامش برسد . از جمله دلایل تأکید معصومان علیهم السلام بر لزوم عدالت و عدم تبعیض بین کودکان، رحم و شفقّت نسبت به آنان، عدم خشم بر آنان ، عدم تخلّف از وعده هایی که به آنان داده می شود و عدم تحمیل مافوق توان آنان (بویژه در مورد دختران) ، عبارت است از : پیشگیری از پدیدار شدن شخصیت نا ایمن در آنها و روبه رو شدن با مشکلات عدیده با همسر و لذّات جنسی آنها . به عنوان نمونه، پیامبر صلی الله علیه و آله با شیوه ارشادی و هدایتیِ ویژه اش، در ارتباط با تبعیض بین دختر و پسر می فرماید : مَن کَانَ لَهُ أُنثَی فَلَم یُبدِهَا وَ لَم یُهِنهَا وَ لَم یُؤثِر وُلدَهُ عَلَیهَا أَدخَلَهُ اللّهُ الجَنَّهَ . (2)

کسی که فرزند دختری دارد ، اگر او را اذیت نکند ، و به او توهین نکند و پسران خود را بر او ترجیح ندهد، خداوند ، او را وارد بهشت می کند. والدین ، در حقیقت ، با به خطر انداختن شخصیت ایمن فرزند، سرنوشت نامطلوبی را از نظر روانی وتربیتی برای او می سازند و کیفر آن ، جز به خطر افتادن سرنوشت مسبّب آن و رفتن او به جهنّم ، چیز دیگری نیست .

ب . دعا

اشاره

از جمله اقداماتی که به صورت غیر مستقیم ، در رشد سالم جنسی و پیشگیری از انحراف جنسی فرزندان مؤثّر است، برقراری رابطه عاطفی با خداوند و دعا کردن

________________________________________ 1- .انگیزش وشخصیت ، ص 74 . 2- .جامع أحادیث الشیعه ، ج 21 ، ص 303 ؛ کنز العمّال ، ج 16 ، ص 447 .


برای هدایت و سلامت جسمی و روانی فرزند و عدم پیدایش انحراف (از جمله انحراف جنسی) اوست. تأثیر دعا در بهبودی بیماری ها، رفع مشکلات و ارتقا و پیشرفت آدمی و... برای متدیّنین به ادیان الهی ، ثابت شده است . روان شناسان هم در تحقیقات انجام شده بسیاری ، به آثار درمانی دعا پی برده اند. در متون قرآنی و حدیثی ، بر دعا (بویژه دعا برای دیگران) بسیار تأکید شده و آثار مترتّب بر آن ، قطعی دانسته شده و حتی گفته شده که قضای الهی را تغییر می دهد . (1)

در متون حدیثی ، در خصوص دعای والدین برای هدایت و تربیت شایسته فرزند و عدم ابتلای وی به انحرافات شیطانی (و از جمله انحرافات جنسی) ، فراوان تأکید شده است. منظور این است که دعای والدین ، تأثیراتی را در ابعاد وجود فرزند می گذارد که زمینه سلامت روانی و جسمی وی را فراهم می گردد و از این که از مسیر طبیعی و انسانی و اخلاقی خارج شود و به انواع انحرافات و رفتارهای نابه هنجار جنسی روی آورد ، مصون می مانند. به نمونه هایی از احادیث که در موقعیت های ویژه ای دعا برای فرزند (به منظور حفظ وی از انحرافات شیطانی) ، مورد تأکید قرار گرفته ، اشاره می کنیم :

دعا کردن به هنگام انعقاد نطفه

از جمله موقعیت هایی که برای پیشگیری از انحرافات فرزند ، بدان توصیه شده، دعا کردن قبل از آمیزش ، به انگیزه بچه دارشدن است. ابو ربیع شامی می گوید : شبی نزد امام علیه السلام بودم که امام ، از حیله های شیطان و مشارکتش در اموال و جان های مردم گفت و آن را امری خطرناک شمرد تا حدّی که از آن ، وحشت کردم . پس گفتم : جانم به قربانت ! راه نجات از آن چیست و چه باید کرد؟ امام فرمود: إِذَا أَرَدتَ المُجَامَعَهَ فَقُل: بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحِیمِ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَا هُوَ بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرضِ، اللّهُمَّ إِن قَصَدتَ مِنِّی فِی هَذِهِ اللَّیلَهِ وَلَدا فَلَا تَجعَل لِلشَّیطَانِ فِیهِ نَصِیبا وَ لَا

________________________________________ 1- .ر. ک : الکافی ، ج 2 ، ص 469 470 ؛ وسائل الشیعه ، ج 7 ، ص 43 ؛ بحار الأنوار ، ج 62 ، ص 228 ، ح 6 .

شِرکا وَ لا حَظّا وَ اجعَلَهُ عَبدا صَالِحا مُصفیا وَ ذُرِّیَّتَهُ جَلَّ ثَنَاؤُکَ . (1)

هنگامی که قصد آمیزش داری ، این دعا را بخوان: «به نام خداوند بخشنده و مهربان ؛ خدایی که جز او نیست . هم او که آسمان و زمین را آفرید . خداوندا ! اگر مقدّر کردی که در این شب ، فرزندی به من عطا کنی ، پس برای شیطان ، در او سهمی و بهره ای و مشارکتی قرار نده و او را بنده ای صالح و پاکیزه گردان و همین طور نسل او را صالح و به دور از انحراف قرار بده.

آکنده کردن فضا از ذکر خدا

علاوه بر این که والدین ، پیش از انعقاد نطفه کودک باید از خداوند بخواهند که او را از انحرافات شیطانی مصون نگه دارد، پس از تولّد او هم باید فضا را از یاد خدا و اذان و اقامه پر کنند تا با تأثیر در کودک ، زمینه هدایت او فراهم شود و از شرّ شیطان ، مصونیت پیدا کند. سلیمان جعفری می گوید : شنیدم امام می گفت : أَذِّن فِی بَیتِکَ فَإِنَّهُ یَطرُدُ الشَّیطَانَ وَ یُستَحَبُّ مِن أَجلِ الصِّبیَانِ . (2)

در خانه ات اذان بگو ؛ زیرا که اذان (و ذکر خدا) شیطان را طرد می کند و خوب است که این کار ، حتما برای به خاطر کودکان انجام گیرد .

آموزش دعا به کودک

آموزش دعا به کودک که در آن به صورت مستمر ، مصونیت ازشرور و از جمله شیطان و هواهای نفسانی ، از خدا خواسته می شود، توانمندی روانی مناسبی را برای کودک فراهم می سازد تا از انحرافات (و از جمله انحرافات جنسی) مصون بماند.

به همین جهت ، امام رضا علیه السلام به آموزش «معوذتین» به کودکان و تمرین دادن عملی به آنها، توصیه کرده و فرموده است : مَا مِن أَحَدٍ فِی حَدِّ الصَّبِیِّ یَتَعَهَّدُ فِی کُلِّ لَیلَهٍ قِرَاءَهَ قُل أَعُوذُ بِرَبِّ الفَلَقِ وَ قُل أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ کُلَّ وَاحِدَهٍ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ وَ قُل هُوَ اللّهُ أَحَدٌ مِائَهَ مَرَّهٍ فَإِن لَم یَقدَر فَخَمسِینَ إِلَا صَرَفَ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَنهُ کُلَّ لَمَمٍ أَو عَرَضٍ مِن أَعرَاضِ الصِّبیَانِ وَ العُطَاشَ وَ ________________________________________ 1- .رجال الکشّی : ج2 ص490 الرقم 401 عن یونس بن عبدالرحمن ، بحار الأنوار : ج2 ص250 ح62 . 2- .الکافی ، ج 3 ، ص 308 ، ح 35 ؛ وسائل الشیعه ، ج 5 ، ص 413 .


فَسَادَ المِعدَهِ وَ بُدُورِ الدَّمِ أَبَدا مَا تُعُوهِدَ بِهَذَا حَتَّی یَبلُغَهُ الشَّیبُ فَإِن تَعَهَّدَ نَفسَهُ بِذَلِکَ أَو تُعُوهِدَ کانَ مَحفُوظَا إِلَی یَومِ یَقبِضٌ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ نَفسَهُ . (1)

فردی که از سنین کودکی ، هر شب ، سوره فلق و ناس را هر کدام سه بار بخواند و قل هو اللّه أحد را صد بار یا اگر نتواست ، پنجاه بار بخواند ، خداوند عزّوجلّ هر گرفتاری ای که بر کودکان وارد می شود یا بیماری ای مانند دل درد و... از او دور می کند تا وقتی که پیر می شود . پس اگر خود را به آن عادت بدهد یا خانواده او را عادت دهند تا روزی که فوت کند ، خداوند ، او را حفظ می کند.

ج . شکوفاسازی فطرت

پرورش و شکوفاسازی «فطرتِ خیریِ» کودک، باعث می گردد که وی از انحرافات فطری و گرایش به نابه هنجاری های اخلاقی و معنوی (و از جمله انحرافات جنسی) مصونیت پیدا کند. از این روست که در متون دینی ، بر وجود فطرت خیری کودک به هنگام تولّد و مسئولیت والدین در شکوفاسازی آن ، تأکید گردیده است.

در آیات و روایات ، تصریح شده است که کودکان ، با فطرتی معنوی و خدایی متولّد می شوند و تمایل به خداپرستی از ابتدای تولّد ، با آنها وجود دارد. این ، والدین کودکان و یا عوامل محیطی دیگر هستند که چه بسا با تربیت نادرست ، آنها را از فطرت اوّلیه ، منحرف می کنند. خداوند متعال می فرماید : «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ . (2)

پس تو [ای رسول ! با آن تمایل به حق که سرشت وجودی تو و همه پیروان توست ]روی به جانب آیین پاک اسلام آور و پیوسته از طریق دین خدا که فطرت خلق را بر آن آفریده است ، پیروی کن که هیچ تغییری در خلقت خدا نباید داد. این است ________________________________________ 1- .الکافی ، ج 2 ، ص 623 ، ح 17 ؛ وسائل الشیعه ، ج 6 ، ص 228 . 2- .سوره روم ، آیه 30 .

آیین استوار حق و لیکن بیشتر مردم ، از این حقیقت ، آگاه نیستند». پیامبر صلی الله علیه و آله نیز می فرماید : کُلُّ مَولُودٍ یُولَدَ عَلَی الفِطرَهِ ، وَ إِنَّمَا أَبَوَاهُ یُهَوِّدَانَهُ أَو یُنَصِّرَانَه أَو یُمَجِّسَانه . (1)

هر مولودی ، با فطرت خداگرایانه متولّد می شود ؛ ولی پدر و مادرش ممکن است که او را یهودی یا مسیحی یا مجوسی کنند. با توجّه به وجود فطرت الهی در درون کودک، کار والدین دلسوزی که می خواهند فرزندی صالح تربیت کنند ، خیلی راحت تر می شود .

کافی است که شرایطی فراهم کنند تا این فطرت خیری و الهی ، شکوفا شود و بر عکس ، از عواملی که باعث انحراف و خاموشی می شوند ، دوری کنند. در مورد مسئول بودن والدین برای شکوفایی فطرت خیری و پیشگیری از انحرافات، امام سجّاد علیه السلام می فرماید : وَ أَمَّا حَقُّ وَلَدِکَ فَأَن تَعلَمَ أَنَّهُ مِنکَ، وَ مُضَافٌ إِلَیکَ فِی عَاجٍلِ الدُّنیا بِخَیرِهِ وَ شَرِّهِ ، وَ أَنَّکَ مَسؤُولٌ عَمَّا وَلِّیتَهُ مِن حُسنِ الأَدَبِ وَ الدَّلالَهِ عَلَی رَبِّه عَزَّ وَ جَلَّ وَالمَعُونَهِ عَلَی طَاعَتِهِ، فَاعمَل فِی أَمرِهِ عَمَلَ مَن یَعلَمُ أَنَّهُ مُثابٌ عَلَی الإِحسَانِ إِلَیهِ، مُعَاقَبٌ عَلَی الإِسَاءَهِ إِلَیهِ . (2)

حقّ فرزندت بر توست که بدانی او جزئی از توست و بدی و خوبی او در دنیا ، به تو مرتبط است . و تو مسئول هستی تا او را خوب تربیت کنی و او را به صفات کمالی خداوند متعال ، هدایت نمایی و بر اطاعت پروردگارش یاری اش کنی. پس در این راه ، مانند کسی عمل کن که می داند بر این کارش پاداش می گیرد و اگر کوتاهی کند و کودکش منحرف گردد، عِقاب می شود. از جمله مسئولیت های والدین ، آموزش قرآن به کودک است، تا با انس با قرآن ، از فضایل و رذایل و انحرافات ، به اندازه خودش آگاه شود ، تمایل به خوبی ها در وی ________________________________________ 1- .عدّه الداعی ، ص 311 ؛ بحار الأنوار ، ج 3 ، ص 281 ؛ کنز العمّال ، ج 1 ، ص 261 . 2- .کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج 2 ، ص 622 ، ح 1626 ؛ روضه الواعظین ، ص 428 ؛ الخصال ، ص 568 ؛ بحار الأنوار ، ج 74 ، ص 6 .

تقویت گردد و از گرفتار شدن در انحرافات (از جمله انحرافات جنسی) حفظ شود . روشن است که آموزش قرآن و پرورش حس دینی در کودکان ، موجب پیشگیری از ابتلای آنان به انحرافات در آینده خواهد شد و از عوامل مؤثّر بر کجروی های جنسی ، بر حذر خواهد ماند. به همین علّت ، پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمّه علیهم السلام والدین را با ثواب های اخروی ، به اجرای این مسئولیت تشویق کرده اند. پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : مَا مِن رَجُلٍ عَلَّمَ وَلَدَهُ القُرآنَ إِلَا تَوَّجَ اللّهُ أَبَوَیهِ یَومَ القِیَامَهِ بِتَاجِ المُلکِ وَ کُسِیَا حُلَّتِینِ لَم یَرَ النَّاسُ مِثلَهُما . (1)

هرکسی به کودک خود قرآن یاد دهد ، خداوند در روز قیامت ، بر سر والدین کودک ، تاج پادشاهی قرار می دهد و لباسی بر تن آنها می کند که کسی مانند آن را ندیده است. ایشان در حدیث دیگری نیز می فرماید : أَدِّبُوا أَولَادَکُم ثَلَاثَ خِصَالٍ: حُبَّ نَبِیِّکُم ، وَ حُبَّ أَهلِ بَیتِهِ، وَ قِراءَهَ القُرآنِ، فَإِنَّ حَمَلَهَ القُرآنِ فِی ظِلِّ اللّهِ یَومَ لا ظِلَّ إِلَا ظِلِّهِ مَعَ أَنبِیَائِهِ وَ أَصفِیَائِهِ . (2)

به کودکان تان سه ویژگی را آموزش دهید : دوست داشتن پیامبر صلی الله علیه و آله ، اهل بیت علیهم السلام و خواندن قرآن ؛ چرا که آشنایان قرآن ، همراه با پیامبران و اولیایش زیر سایه خداوند خواهند بود ؛ آن روزی که هیچ سایه ای جز سایه خدا نیست. امام علی علیه السلام نیز در این زمینه می فرماید : إِنَّ اللّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَیَهُمُّ بِعَذَابِ أَهلِ الأَرضِ جَمِیعا حَتَّی لا یُحَاشِیَ مِنهُم أَحَدا إِذَا عَمِلُوا بِالمَعَاصِی، وَ اجتَرَحُوا السَّیِّئَاتِ، فَإِذَا نَظَرَ إِلَی الشَّیبِ نَاقِلِی أَقدَامِهِم إِلَی الصَّلَوَاتِ وَ الوِلدَانِ یَتَعَلَّمُونَ القُرآنَ رَحِمَهُم وَ أَخَّر عَنهُم ذَلِکَ . (3)

هنگامی که اهل زمین به گناهان روی می آورند ، خداوند عزّوجلّ بر آنها خشم می گیرد و می خواهد آنها را عذاب کند ، طوری که حتّی یکی از آنها را هم باقی نگذارد ؛ امّا اگر پیرمردانی را که کشان کشان به سوی نماز می روند وکودکانی را که ________________________________________ 1- .وسائل الشیعه ، ج 6 ، ص 168 ؛ کنز العمّال ، ج 1 ، ص 540 . 2- .الجامع الصغیر ، ج 1 ، ص 51 ، ح 311 ؛ کنز العمّال ، ج 16 ، ص 456 ، ح 45409 . 3- .کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج 1 ، ص 239 ؛ بحار الأنوار ، ج 73 ، ص 382 .

قرآن فرا می گیرند ، ببیند آنها را رحم می کند و عذاب را به تأخیر می اندازد. با توجّه به اهمّیتی که این احادیث برای آموزش قرآن در دوران کودکی بیان کردند، ضروری است که والدین ، در انجام دادن این امر مهم ، کوشش کنند تا کودکان ، بر اساس فطرتِ خیری ، هدایت شوند و از کجروی ها و نابه هنجاری ها (و از جمله نابه هنجاری های جنسی) مصون بمانند. این هدف ، هنگامی تأمین می شود که سخت گیری های نابه جا و محدودیت ها و تحمیل های بی مورد برای کودکان ، به اجرا درنیاید و به اندازه توانشان از آنان انتظار رود تا به صورت طبیعی ، به خوبی ها متمایل و از انحرافات و زشتی ها برحذر گردند.

د . زمینه سازی ادب نیکو

از شیوه های تربیت جنسی غیر مستقیم کودکان، تأدیب و فراهم سازی «ادب نیکو» برای آنهاست. اگرچه تأدیب کودکان از نظر تربیتی، امری عام است ، ولی از این جهت با تربیت جنسی ، ارتباط پیدا می کند که ادب ، کودک را از آلوده شدن به پستی ها ، انواع انحرافات جنسی، رفتارهای نامطلوب با جنس مخالف و از بی احترامی به او و نگاه شهوتی به جنس مخالف و ... باز می دارد . به همین جهت است که در متون حدیثی، به تأدیب کودکان ، بر اساس ادب نیکوی اسلامی ، توجّه و توصیه شده است. 1

از سوی دیگر، با آموزش ادب نیکو، کودکان ، روابط خودشان را (بویژه با جنس مخالف) ، سالم و مطلوب می سازند و زمینه پیوند آنها در بزرگ سالی ، به صورت حسنه، فراهم می گردد.

اثر روان شناختی ادب در دوران کودکی ، این است که کودک ، به ارزش، عزّت و زیبایی رفتارهای به هنجار ، اذعان پیدا می کند ، احساس تمایل به آنها رشد می یابد ، هر رفتار نابه هنجار (از جمله نابه هنجار جنسی) را زشت و پست می داند و از آن ، تنفّر پیدا می کند و یا لااقل از آن گریزان می گردد. از این رو ، امام علی علیه السلام می فرماید : أَفضَلُ الأَدَبِ أَن یَقِفَ الإِنسَانُ عِندَ حَدِّهِ وَ لَا یِتَعَدَّی قَدَرَهُ . (1)

والاترین ادب ، این است که انسان ، حدود خود را رعایت کند و از آن تجاوز نکند. هر چند مراد حدیث ، عام است ، ولی یکی از مصادیق آن می تواند مسائل جنسی باشد. همچنین آن حضرت می فرماید : أَحسَنُ الآدَابِ مَا کَفَّکَ عَنِ المَحَارِمِ . (2)

بهترینِ ادب ها ، ادبی است که تو را از زشتی ها و آنچه حرام است ، باز دارد. روشن است که یکی از حوزه های حرام ، «حرام جنسی» است . امام علی علیه السلام در کلام دیگری ، به صورت روشن تر فرموده است : ضَبطُ النَّفسِ عِندَ الرَّغبِ وَ الرَّهبِ مِن أَفضَلِ الأَدَبِ . (3)

کنترل خود ، هنگام شادی و ترس ، از بهترین انواع ادب است. منظور ، این است که در روند تربیت (بویژه تربیت جنسی) باید قدرت کنترل کودک را افزایش داد تا به هنگام غم و شادی زیاد یا ترس و خشم و ناراحتی مفرط ، کنترل خود را از دست ندهد و رفتار و گفتاری از او سر نزند که بعدها موجب شرمندگی وی شود. از احادیث یاد شده و مجموعه احادیثی که در زمینه ادب (بویژه ادب کودک) ، در ________________________________________ 1- .غرر الحکم و درر الکلم ، ج 2 ، ص 446 ، ح 3241 ؛ میزان الحکمه ، ج 1 ، ص 100 ، ح 390 . 2- .غرر الحکم و درر الکلم ، ج 2 ، ص 462 ، ح 3298 ؛ میزان الحکمه ، ج 1 ، ص 100 ، ح 391 . 3- .غرر الحکم و درر الکلم ، ج 4 ، ص 234 ، ح 5932 ؛ میزان الحکمه ، ج 1 ، ص 100 ، ح 393 .

زمینه های روان شناختی تأدیب کودک

منابع حدیثی وجود دارد ، به دست می آید که وظیفه والدین است که کودک را با آداب و اخلاق اسلامی و از جمله آداب و اخلاق جنسی مربوط به دوره کودکی، آشنا سازند ، آموزش های لازم را بدهند و مهارت های اخلاقی در ارتباط با جنس مخالفش را بر اساس آموزه های دینی ، به وی منتقل کنند .

زمینه های روان شناختی تأدیب کودکتأدیب کودک ، به گونه ای که وی را در برابر انحرافات (بویژه انحرافات جنسی) بیمه سازد، مشروط به فراهم سازی زمینه های روان شناختی تأدیب نیکوست این زمینه ها عبارت اند از : یک . ادب آموزی باید با ویژگی های روانی کودک در مقاطع رشدش ، متناسب و هماهنگ باشد. در متون حدیثی برای کودک ، دو دوره «سیادت» و «بندگی» به عنوان ویژگی های روانی هفت سال اوّل و هفت سال دوم، مطرح شده است .

در این روایات ، تأکید گردیده که تأدیب و اثربخشی تربیتی والدین بر کودک ، باید تدریجی و متناسب با ویژگی خاص هر دوره باشد وگر نه ، تضمینی بر عدم انحراف وجود ندارد. در مورد لزوم ادب آموزی تدریجی و متناسب با ویژگی های روانی شخصیتی کودک ، در دوره های مختلف ، احادیث فراوانی در دست است و چون تقریباً همه آنها دارای یک مضمون اند ، لذا در ادامه ، به یک نمونه از آنها بسنده می کنیم : پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : الوَلَدُ سَیِّدٌ سَبعَ سِنِینَ، وَ عَبدٌ سَبعَ سِنِینَ وَ وَزیرٌ سَبعَ سِنِینَ فَإِن رَضِیتَ خَلائِقَهُ لِاءِحدَی وَ عِشرِینَ سَنَهً ، وَ إِلَا ضُرِبَ عَلَی جَنبَیهِ فَقَد أعذَرتَ إِلَی اللّهِ . (1)

کودک ، تا هفت سال ، سرور و مطاع است (که باید خواسته های معقولش برآورده شود) ، و هفت سال (از هفت سالگی تا چهارده سالگی) بنده و گوش به فرمان است (که فراگیری و پذیرش روانی اش نسبت به آداب نیکو، خوب است)، و هفت سال (از چهارده سالگی تا 21 سالگی) وزیر است (که در درک مسائل و تحلیل آنها توانا است). پس اگر در این دوره ها تأثیر رضایت بخشی در او گذاشتی و وی با

________________________________________ 1- .وسائل الشیعه ، ج 15 ، ص ، 195 ؛ مکارم الأخلاق ، ص 322 .

تأدّب به آداب نیکو ، به 21 سالگی قدم نهاد، او دیگر منحرف نمی شود و اگر با انجام دادن وظیفه ، نتوانستی تأثیرات مطلوبی بر وی بگذاری ، وظیفه خود را انجام داده ای و در پیشگاه خداوند متعال ، عذر داری. دو . با توجّه به موقعیت روانی کودک، در ادب آموزی و بیمه سازی از انحرافات، نباید با تندی، عصبانیت، پرخاشگری و تنبیه بدنی، با وی برخورد کرد .

و در شرایط استثنایی، نیز قهر با کودک ، در صورتی که طولانی نشود ، ممکن است مؤثّر باشد. امام کاظم علیه السلام با توجّه به عوارض منفی تنبیه بدنی و قهر طولانی با کودک و انحرافاتی را که موجب می شود ، در مورد فردی که از بی ادبی های فرزندش به پیش آن حضرت شکایت می کند ، می فرماید : لا تَضرِبهُ وَ اهجُرهُ وَ لَا تُطِل . (1)

او را نزن . با او قهر کن ؛ امّا قهرت نیز طولانی نباشد. همچنین امام علی علیه السلام با توجّه به اثرات منفی خشم و ملامت زیاد بر کودک، اولیا را از این نوع برخورد (به انگیزه تأدیب) بر حذر می دارد و می فرماید : أَحسِن لِلمَمَالِیکِ الأَدَبَ و أَقلِل الغَضَبَ، وَ لَا تُکثِر العَتَبَ فِی غَیرِ ذَنبٍ، فَإِذَا استَحَقَّ أَحَدٌ مِنهُم ذَنباً ، فَأَحسِن العَدلَ فَإِنَّ العَفوَ مَعَ العَدلِ أَشَدُّ مِنَ الضَّربِ لِمَن کَانَ لَهُ عَقلٌ . (2)

با کودکان ، تربیت شایسته را به کار بگیر و از خشم بسیار بپرهیز، و در مورد کودکی که گناهی انجام نداده، از سرزنش زیاد خودداری کن، و اگر کودکی در موقعیتی است که گناهی کرده است ، مورد عفو قرار گرفتن عادلانه، از کتک خوردن برایش سخت تر است (یعنی اگر اهل خرد و تمیز باشد، از مورد عفو قرار گرفتن ، بیشتر متنبّه می شود تا کتک خوردن) . پیامبر صلی الله علیه و آله با توجّه به این که خشم، موقعیت روانی نامناسبی را برای کودک پدید می آورد ، اولیا را از خشم نسبت به کودکان ، برحذر می دارد و ادب کردن با خشم را ________________________________________ 1- .عدّه الداعی ، ص 61 ؛ بحار الأنوار ، ج 104 ، ص 99 ، ح 74 . 2- .تحف العقول ، ص 87 ؛ بحار الأنوار ، ج 77 ، ص 216 ، ح 1 . نادرست می داند . (1) امام علی علیه السلام نیز معتقد است که به هنگام عصبانیت و خشم ، ادب نیکو ، تحقّق نمی یابد . (2) سه . آدمی ، به صورت طبیعی ، دوست دارد که مورد توجّه دیگران قرارگیرد و کارهایش را تحسین کنند . رعایت این حالات روانی عاطفی ، به هنگام تأدیب کودک، اثر ویژه ای دارد و وی را از انحراف به سوی رفتارهای نابه هنجار ، باز می دارد.

از عوامل مؤثّر در این زمینه ، تشویق به رفتارهای خوب و شایسته است. تشویق ، به دو صورت انجام می شود : 1 . تشویق رفتارهای درست کودک ؛ 2 . تشویق رفتارهای درست کودکی دیگر . هنگامی که کودک می بیند رفتارش مورد توجّه و تشویق قرار گرفته ، احتمال تکرار آن ، بیشتر است. از طرف دیگر ، اگر کودک ، عمل مورد نظر ما را انجام نمی دهد ، می توانیم کودک دیگری را که این عمل از او سر زده، تشویق کنیم تا الگویی برای کودک ما باشد. در روایات ، هر دو روش ، توصیه شده است و یادآوری شده که در امر تأدیب کودک ، تشویق رفتارهای نیکو ، بیش از نکوهش رفتارهای نادرست ، مؤثّر است ؛ اگر می خواهیم رفتار نادرستی را سرزنش کنیم ، بهتر است که به جای سرزنش مستقیم او ، رفتار نیکویی که مقابل رفتار اوست ، انجام دهیم تا مایه تنبّه او شود. امام علی علیه السلام می فرماید : ازجُرِ المُسِی ءِ بِثَوَابِ المُحسِنِ . (3)

با پاداش دادن به فرد درست کردار، فرد گناه کار را از عمل خود باز دار . امیر المؤمنین علیه السلام در مورد تشویق رفتارهای نیکو ، در عهدنامه خود به مالک اشتر می فرماید : لا یَکُونَنَّ المُحسِنُ وَ المُسِی ءُ عِندَکَ بِمَنزِلَهٍ سَوَاءٍ، فَإِنَّ فِی ذَلِکَ تَزهِیدا لِأَهلِ ________________________________________ 1- .ر. ک : المحاسن ، ج 1 ، ص 274 ؛ الکافی ، ج 7 ، ص 260 ؛ بحار الأنوار ، ج 76 ، ص 102 . 2- .ر. ک : غرر الحکم و درر الکلم ، ج 6 ، ص 360 ، ح 10529 ؛ میزان الحکمه ، ج 1 ، ص 104 ، ح 411 . 3- .شرح نهج البلاغه ، ج 18 ، ص 410 ، حکمت 177 .


الإِحسَانِ فِی الإِحسَانِ وَ تَدرِیبا لِأَهلِ الإِسَاءَهِ عَلَی الإِسَاءَهِ. وَأَلزِم کُلاً مِنهُم مَا أَلزَمَ نَفسَهُ . (1) انسان نیکوکار و بدکار نباید جایگاه یکسانی نزد تو داشته باشند ؛ زیرا این کار ، باعث می شود که انسان نیکوکار از کردار نیک خود ، پشیمان شود و آن را تکرار نکند و بدکار ، بر کار خود تشویق شود ؛ بلکه ادبْ حکم می کند که با هر کدام رفتاری مناسب رفتار او داشته باشی . توجّه یکسان ، به فردی که نیکوکار است و فردی که بدکار است ، باعث سردرگمی می شود و تأثیر بد آن ، بر فرد نیکوکار وارد می شود ؛ زیرا وقتی می بیند فرقی بین او و فرد بدکار نیست، از انجام دادن عمل نیک ، منصرف می شود. لذا باید فرد نیکوکار تشویق شود و فرد بدکار ، مورد بی توجّهی قرار گیرد تا اوّلی بر کار خود تشویق شود و دومی ، شرمنده و پشیمان. در علم روان شناسی نیز در این موضوع ، نظریات گوناگونی مطرح شده است ، از جمله ، نظریاتی که در مکتب رفتارگرایی با تأکید بر تشویق و تنبیه در امر یادگیری کودک ، معرفی شده است. لیکن این نظریات ، نسبت به روایاتی که در این قسمت مطرح شد ، بسیار ابتدایی اند ؛ چرا که نظریه پردازان این مکتب ، فقط به تشویق و تنبیه یادگیرنده ، متمرکز شده اند و آن را مؤثّر قلمداد می کنند ؛ امّا در کلام امیرالمؤمنین علیه السلام بر تشویق رفتارهای درست کودکی دیگر ، به عنوان روشی برای تأدیب کودک خطاکار ، تأکید شده است . این ، نکته ای است که از یک سو ، نشانگر روش های تربیتی پیشرفته در اسلامِ چهارده قرن پیش است و از سوی دیگر ، توجّه عالمانه پژوهشگران و نظریه پردازان مسلمان را می طلبد.

ه . آموزش اعمال دینی

از روش های غیر مستقیم تربیت جنسی ، «آموزش اعمال دینی» به کودکان است. آشنایی با اعمال دینی و انتظاراتی که خداوند و اولیای الهی از کودک دارند، باعث می شود که کودک ، شخصیتی متعهّد و علاقه مند به راهنمایی ها و قوانین خداوند

________________________________________ 1- .نهج البلاغه ، دشتی ، نامه 52 53 . بیابد ، از مسیر هدایت فطری، اخلاقی و الهی ، منحرف نگردد ، به انجام دادن رفتارهای نابه هنجار جنسی روی نیاورد و نسبت به آنها حیا نماید و حساسیت نشان دهد. به دلیل این پیامدهای مطلوب است که در روایات فراوانی ، پیامبر صلی الله علیه و آله سفارش کرده اند که والدین از شش سالگی باید اعمال دینی را به کودکان آموزش دهند و آنها را به نماز خواندن تشویق کنند. پیامبر صلی الله علیه و آله والدینی که کودکان خود را به اعمال خوب و عبادت تشویق نمی کنند ، و یا از رفتارهای نامطلوب، نهی نمی کنند ، شدیداً سرزنش می کند .

روزی پیامبر صلی الله علیه و آله به بعضی از کودکان نگاه می کرد . رفتار آنها حکایت از عدم آشنایی به آداب و احکام دینی بود ، به همین دلیل ، برای توجّه دادن اولیای کودکان فرمود : «وای بر فرزندان آخر الزمان از دست پدرانشان !» . یکی از اصحاب گفت: ای رسول خدا ! از دست پدران مشرکشان؟ پیامبر فرمود : «نه ! بلکه از دست پدران مؤمنشان، که هیچ چیز از فرائض و احکام الهی را به آنها نمی آموزند و حتّی ممکن است اگر کودکان ، خودشان یاد بگیرند ؛ ولی والدین ، مانع آنها شوند.

این والدین ، به اندک کارهای دنیوی از ناحیه کودکان، راضی می شوند و هیچ توجّهی به اخلاق و معنویت آ نها نمی کنند. من از اینها بیزارم و آنها از من بیزار!» . (1) این حدیث ، هشداری است از رسول اکرم صلی الله علیه و آله به والدین مسلمان مؤمن ، که ادّعای پیروی از پیامبر صلی الله علیه و آله را دارند . والدین نباید از روی شفقت و مهربانی بی جا، کودکان خود را از انجام دادن فرائض منع کنند و یا اعمال دینی را به کودکان یاد ندهند. بنا بر این ، والدین موظّف اند از سنّی که پیامبر صلی الله علیه و آله تعیین فرموده ، کودکان خود را به انجام دادن اعمال دینی ، تشویق کنند : إِنَّا نَأمُرُ صِبیَانَنَا بِالصَّلاهِ إِذَا کَانُوا بَنِی خَمسِ سِنِینَ فَمُرُوا صِبیَانَکُم بِالصَّلَاهِ إِذَا کَانُوا

________________________________________ 1- .جامع الأخبار ، ص 106 ؛ مستدرک الوسائل ، ج 15 ، ص 164 ، ح 17871 ؛ جامع أحادیث الشیعه ، ج 21 ، ص 408 .

و . پرورش فضایل اخلاقی

اشاره

بَنِی سَبع سِنِینَ وَ نَحنُ نَأمُرُ صِبیَانَنَا بِالصُّومِ إِذَا کَانُوا بَنِی سَبعِ سِنِینَ بِمَا أَطَاقُوا مِن صِیَامِ الیَومِ إِن کَانَ إِلَی نِصفِ النَّهارِ أَو أکثَرَ مِن ذَلِکَ أَو أَقَلَّ فَإِذَا غَلَبَهُمُ العَطَشُ وَ الغَرَثُ أَفطَرُوا حَتَّی یَتَعَوَّدُوا الصُّومَ وَ یُطِیقُوهُ فَمُرُوا صِبیَانَکُم إِذَا کَانُوا بَنِی تِسعِ سِنِینَ بِالصُّومِ مَا استَطَاعُوا مِن صِیَامِ الیَومِ فَإِذَا غَلَبَهُمُ العَطَشُ أَفطَرُوا . (1) ما از کودکانمان می خواهیم که نماز بخوانند ، وقتی به پنج سالگی رسیدند. شما وقتی کودکانتان به هفت سالگی رسیدند از آنها بخواهید که نماز بخوانند . ما به فرزندانمان دستور می دهیم که از هفت سالگی تا هر وقت از روز که طاقت می آورند ، روزه بگیرند . گاهی تا نصف روز می شود ، گاهی بیشتر یا کمتر . پس وقتی تشنگی و گرسنگی بر آنها فشار می آورد، می خورند تا بر روزه گرفتن ، عادت کنند و طاقت بیاورند ؛ امّا شما کودکانتان خود را از نه سالگی به روزه گرفتن وادار کنید تا هر وقت که می توانند ، روزه باشند و اگر تشنگی به آنها فشار آورد ، افطار کنند. در خصوص این مسئله ، روایات دیگری هم وجود دارد که در جای خود باید به آنها پرداخت . آنچه مهم است این که با این روش ، فضای معنوی بر فرزند حاکم می شود و او را از انحرافات ، دور می سازد .

و پرورش فضایل اخلاقییکی از بهترین راه های غیر مستقیم تربیت جنسی، آموزش فضایل اخلاقی و پرورش آن در روح و روان اوست تا از این طریق ، این فضایل ، با شخصیت او عجین شود ؛ زیرا انسانی که از نوجوانی ، با فضایل اخلاقی رشد کند ، در برابر رذایل اخلاقی ، به خوبی مقاومت می کند. فضایلی که با بحث تربیت جنسی ، در ارتباط اند و پرورش آنها در حفظ نوجوان از انحرافات و بی بندوباری اهمیت دارد ، عبارت اند از : حیا، عفّت و غیرت.

حیا

یکی از فضایل اخلاقی بسیار مهمی که در بعضی روایات، هم ردیف با دین معرفی ________________________________________ 1- .الکافی ، ج 3 ، ص 409 ، ح 5432 ؛ کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج 1 ، ص 280 . شده ، «حیا» است. پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : الحَیَاءُ هُوَ الدِّینُ کُلُّهُ . (1) حیا ، تمام دین است. از امام علی علیه السلام روایت شده که فرمود : الحَیَاءُ مِفتَاحُ کُلِّ خَیرٍ . (2) حیا ، مایه گشایش هر خیر و نیکی است. علّت این که حیا را «تمام دین» یا «کلید هر نیکی» معرفی کرده اند ، این است که محدوده وسیعی را دربر می گیرد و انسان را از ارتکاب هر عمل زشت و ناپسندی ، باز می دارد که یکی از آنها روابط شهوانی خارج از محدوده شرع است.

اوّلین چیزی که فهم آن برای فرد، آشکار می شود، حیاست. خداوند ، حیا را در انسان قرار داده تا از زشتی هایی که نفس، انسان را به آن سوی می کشاند و مانند حیوان می کند، بر حذر بدارد . حیا ، مرکّب از ترس و عفّت است و عفّت و فسق ، با هم در یک شخص ، جمع نمی شوند ؛ امّا خجالت ، خصلتی است که به خاطر افراط در حیا ، در فرد به وجود می آید . روان شناسان تربیت جنسی ، ضمن تأکید بر تربیت جنسی در محیط خانواده ، از طریق ایجاد حیا در دختران و پسران ، در مورد اهمیت پرورش این خصلت در فرزندان می نویسند: حیا ، ویژگی مهمّی از سیمای اخلاقی انسان و مهارت نگهداری خویشتن در اجتماع ، به صورت شایسته و تواضع و خودداری و تحمّل است.

حیا ، پایه عفّت و پاک دامنی است. حیا در گفتار و رفتار و کردار و در طرز لباس پوشیدن انسان ظاهر می شود. پرورش این ویژگی مهم را باید خیلی پیش تر شروع کرد. برای این منظور ، لازم است که شرایط مساعدی را در خانواده به وجود آورد. با تشکیل صفت حیا ، احساس عمیق احترام و عفّت در برخورد با جنس مخالف ، آغاز می گردد. حیا، باقی مانده بربریت نیست ؛ بلکه پر از ارزش و تمدّن است. (3)

________________________________________ 1- .میزان الحکمه ، ج 3 ، ص 1354 ، ح 4567 ؛ کنز العمّال ، ج 3 ، ص 119 . 2- .غرر الحکم و درر الکلم ، ج 1 ، ص 93 ، ح 340 ؛ میزان الحکمه ، ج 3 ، ص 1352 ، ح 4546 . 2- .برای آگاهی بیشتر از مفهوم حیا ، ر. ک : پژوهشی در فرهنگ حیا ، عبّاس پسندیده ، قم : دار الحدیث ، 1383 .

یک . الگودهی عملی والدین=
دو . تبیین پیامدهای حیا

با توجّه به اهمیت حیا و ضرورت رشد آن در تربیت جنسی ، به شیوه های پرورش آن می پردازیم:

یک الگودهی عملی والدینفرزند ، آموزه های اخلاقی را از رفتار والدین خود می آموزد ؛ زیرا سعی می نماید با تقلید رفتار بزرگ ترها، با آنها همسان سازی کند و خود را به شکل آنان درآورد. الگودهی عملی والدین از حیا و رفتارهای اخلاقی هماهنگ با آن ، زمینه رشد حیا را در نوجوان افزایش می دهد. از این رو ، لازم است که والدین ، نه تنها از ظاهر شدن در برابر نوجوانان ، با لباس نازک یا نیمه عریان بپرهیزند و از شوخی ها و خنده های سبک و مخالف با عزّت و حیا ، در برابر نامحرمان خودداری کنند، بلکه عملکرد آنها، الگوی حسنه از متانت، بزرگ منشی و حیا برای آنها باشد.

دو تبیین پیامدهای حیاوالدین ، خود ، الگوی عملی حیا هستند و آن را با عمل خود ترویج می کنند . تبیین حکمت های این نوع از عملکرد و پیامدهای آن برای نوجوان تشنه فضیلت و حقیقت ، در اخلاق و رفتار وی بسیار مؤثّر خواهد بود. والدین باید به بیان اهمیت و نتایج ارزشمند آن بپردازند.

در احادیث معصومان علیهم السلام به این شیوه ، توجّه شده است . امام علی علیه السلام می فرماید : الحَیاءُ یَصُدُّ عَنِ الفِعلِ القَبِیحِ . (1)

حیا ، انسان را از انجام دادن کارهای زشت ، باز می دارد. هدف حیا ، این است که انسان توانمندی پیدا کند که خودش از انجام دادن کارهای زشت ، بازداشته شود و از این که بخواهد عمل قبیح را مرتکب شود ، شرم نماید. از این روست که در کلام دیگری از امام علیه السلام «ورع» با «حیا» پیوند داده می شود و ________________________________________ 1- .الأمالی ، طوسی ، ص 301 ؛ میزان الحکمه ، ج 3 ، ص 1354 ، ح 4556 .

سه . اظهار انزجار از عمل قبیح

می فرماید : مِن أَفضَلِ الوَرَعِ أَن لا تُبدِی فِی خَلوَتِکَ مَا تَستَحِی مِن إِظهَارِهِ فِی عَلَانِیَتِکَ . (1)

بهترین نوع پرهیزکاری ، آن است که در خلوت خود نیز عملی را که از آشکار کردن آن شرم داری ، انجام ندهی . پیامبر صلی الله علیه و آله با توجّه به این که یکی از نتایج مهم حیا ، افزایش باور و معرفت یقینی فرد است ، می فرماید : استَحی مِنَ اللّهِ استِحیَاءَکَ مِن صَالِحِی جِیرَانِکَ فَإِنَّ فِیهَا زِیَادَهَ الیَقِینِ . (2)

همان طور که از همسایگان نزدیک خود حیا می کنی، از خدا نیز حیا کن ؛ زیرا که باعث افزایش باور و یقین تو می گردد. از آن جا که حیا از خداوند آثار گران سنگی به همراه دارد ، امام علی علیه السلام می فرماید : أَفضَلُ الحَیَاءِ استَحیَاؤُکَ مِنَ اللّهِ . (3)

بهترین و با برکت ترین حیا، این است که از خدواند ، حیا کنی. حیا از خداوند ، همیشه و در همه حال ، با فرد است و اثر بازدارندگی از زشتی را برای فرد ، به دنبال دارد. والدین باید با تشریح اهمیت و آثار حیا (همان طور که نمونه هایی از آن احادیث نقل گردید) آن را در نوجوان خویش درونی کنند تا در برابر انحرافات جنسی نیز مصونیت یابد.

سه اظهار انزجار از عمل قبیحابراز ناراحتی والدین از رفتارهای زشت ، نوجوان را تحت تأثیر قرار می دهد و او را به پرهیز از انجام دادن آنها می کشاند. از این رو ، لازم است هنگامی که نوجوان ، مرتکب عملی قبیح شد، والدین ، به روی او لبخند نزنند، یا حتّی سکوت نکنند که از تأیید یا بی تفاوتی آنها ، نوجوان ، تصوّر می نماید که عمل خوبی از او سر زده و یا کار خیلی زشتی از وی سر نزده ؛ بلکه باید از انجام دادن آن عمل ، اظهار تنفّر و انزجار ________________________________________ 1- .مقاییس اللغه : ج2 ص 303 . 2- .راجع : العین : ص 274 ، صحاح اللغه : ج 6 ص 2341 ، مفردات الراغب : ص 318 ، القاموس المحیط : ج 4 ص 329 ، تاج العروس : ج 19 ص 417 ، لسان العرب : ج 14 ص 271 ، مجمع البحرین : ج 1 ص 613 ، المنجد : ص 226 . 3- .میزان الحکمه ، ج 3 ، ص 1359 ، ح 4601 ؛ عیون الحکم والمواعظ ، ص 472 .

نمایند تا نوجوان ، متوجّه قُبح عمل خود بشود. البته این ، عمل ظریفی است و والدین باید متوجّه افراط و تفریط در آن باشند ؛ زیرا گاهی افراط در آن ، باعث ایجاد حیای نامطلوب می شود و حتّی انسان ، از انجام دادن اعمال درست خود هم شرم می کند . مثلاً والدین برای ایجاد خصلت حیا در دختران خود ، ممکن است افراط کنند و حضور در برابر مردان را نوعی گناه بدانند . این محدودیت ها پیامدهای وخیمی دارند : باعث می شوند که نوجوان ، راه افراط و یا تفریط را برود ، به علّت فشارهای وارده ، سعی نماید که از هر فرصتی برای خودنمایی در برابر مردان استفاده کند و دچار سرد مزاجی شود و با شوهر خود نیز نتواند در خلوت ، روابط مطلوبی داشته باشد. بهتر است که والدین ، به جای این که به دختر خود بگویند : تو نباید در حضور مردان ظاهر شوی و آن جا مرد هست، تو نمی توانی بروی، بگویند : در حضور مردان نامحرم باید با حجاب باشی ؛ زیرا خداوند ، این را دوست دارد و با ضوابط، آداب اجتماعی، فرهنگی و شخصیت انسانی ، هماهنگ است.

دومین فضیلت اخلاقی ای که با تربیت جنسی ارتباط دارد و والدین باید آن را در نوجوان خود پرورش دهند، «عفّت» است. عفّت (پاکدامنی) حالت نفسانی است که انسان را از غلبه شهوت باز می دارد و عفیف ، یعنی خودنگهدار و با مناعت. (1)

در تعریف تعفّف گفته شده : التَّعفُّفُ هُوَ الکَفُّ عَنِ الحََرامِ وَ السُّؤَالِ مِنَ النَّاسِ . (2)

عفّت

عفیف بودن ، یعنی خودداری از حرام و درخواست کردن از مردم . عفّت در آیات و روایات ، به معنای خودداری از درخواست از مردم آمده است. خداوند متعال می فرماید : «یَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِیَآءَ مِنَ التَّعَفُّفِ . (3)

________________________________________ 1- .قاموس قرآن ، ج 5 ، ص 18 19 . 2- .وردت کلمه «الدنیا» فی القرآن الکریم بمعنی الحیاه قبل الموت مئه وإحدی عشره مرّه ؛ تسع وستون ïمنها جاءت مقترنه بلفظ «الحیاه» . 3- .الروم : 7 .

انسانی که از فقر فرد عفیف خبر ندارد ، از شدّت عفیف بودنش ، تصوّر می کند که او ثروتمند است». همین طور عفّت از بطن ، که گاه در کنار عفّت از شهوات جنسی در احادیث آمده است. امام باقر علیه السلام می فرماید : مَا عُبِدَ اللّهُ بِشَی ءٍ أَفضَلَ مِن عِفَّهِ بَطنٍ وَ فَرجٍ . (1)

خداوند به چیزی برتر از خویشتنداریِ شکم و دامن، بندگی نشده است. ولی در بیشتر موارد استعمال این واژه در قرآن ، به معنای خویشتنداری از شهوت و رفتارهای جنسی نابه هنجار آمده است، مانند : «وَ أَن یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَّهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ . (2)

و اگر زنان سالخورده ، در مورد ظاهر شدن بدون حجاب ، عفت نگه دارند ، برای آنها بهتر است و خداوند ، شنوا و داناست». و یا این آیه : «وَ لْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یَجِدُونَ نِکَاحًا حَتَّی یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ» . (3) و آنهایی که توان ازدواج را ندارند باید عفّت پیشه کنند و شهوت خود را کنترل نمایند تا وقتی که خداوند ، از فضل بی کران خود، آنها را از نظر مادی بی نیاز کند». در بیشتر روایات نیز، عفّت ، به معنای «ترک محرّمات جنسی» آمده است و به کسی عفیف می گویند که پاک دامن باشد. به نمونه هایی از این احادیث اشاره می شود: امام علی علیه السلام می فرماید : العِفَّّهُ تُضعِفُ الشَّهوَهَ . (4)

خودکنترلی جنسی ، شهوت را ضعیف می کند. ________________________________________ 1- .بحار الأنوار ، ج 71 ، ص 82 ؛ النهایه فی غریب الحدیث ، ج 3 ، ص 264 . 2- .سوره بقره ، آیه 273 . 3- .القصص : 70 ، وراجع : اللّیل : 13 ، الضحی : 4 . 4- .الأعراف : 169 .

نیز می فرماید : أَهلُ العِفَافِ أَشرَفُ الأَشرَافِ . (1) خویشتنداران جنسی ، با شرافت ترین افراد شریف هستند. هم او در حدیث دیگری می فرماید : العِفَافُ یَصُونُ النَّفسَ وَ یُنَزِّهُهَا عَنِ الدُّنَایَا . (2)

خودنگهداری از غلبه شهوت ، باعث مصونیت نفس می شود و او را از وابستگی به زینت های دنیوی ، پیراسته می سازد. برای ایجاد پاک دامنی در مقطع نوجوانی باید به راه کارهای زیر توجّه شود : 1 . نمایش عفّت در عمل ، به عنوان یکی از مهمترین روش های پرورش عفّت در نوجوان ، بدین صورت است که والدین، اقوام و بزرگ ترها ، عفّت را در عمل خودشان آشکار سازند و نوجوان ، از خودکنترلی و خویشتنداری آنان در برابر امور شهوی و جنسی ، «الگوگیری» نماید. امام صادق علیه السلام می فرماید : عِفُّوا عَن نِسَاءِ النَّاسِ تَعِفَّ نَسَاؤُکُم . (3)

در برخورد با زنان مردم ، عفیف باشید ، زنان و دختران شما هم پاک دامن می شوند. این حدیث ، ناظر بر این امر است که پدری عفیف که به دنبال شهوت رانی و توجّه به زنان نامحرم نیست، زن و دختر او هم یاد می گیرند و پاک دامن می شوند و به دنبال گناه نمی روند . این امر ، اختصاص به عملکرد پدر ندارد ؛ بلکه پدر ، مادر ، بزرگ ترها و هر فرد دیگری را که برای نوجوان ، الگو است ، شامل می شود. در حقیقت ، حدیث ، به این روش تأکید دارد که باید الگوهای عفاف به صورت عملی و رفتاری ، فرزندان نوجوان، کوچک ترها و یا حتّی افراد دیگر را تحت تأثیر قرار دهند تا آنان نیز در برابر تحریکات جنسی ، خویشتندار شوند . ________________________________________ 1- .الکافی ، ج 2 ، ص 79 ؛ وسائل الشیعه ، ج 15 ، ص 249 . 2- .سوره نور ، آیه 60 . 3- .الإسراء : 18 ، وراجع : القیامه : 20 ، الإنسان : 27 . امام صادق علیه السلام می فرماید : طُوبَی لِمَن کَانَت أُمُّهُ عَفِیفَهٌ . (1)

خوشا به حال کسی که مادرش عفیف است! یعنی عفّت مادر ، به عنوان الگوی پاک دامنی ، در عفّت پذیری فرزند ، مؤثّر است.

2 . آشنا ساختن نوجوان ، با آثار ارزشمند عفّت که با ویژگی های دوره نوجوانی ، هماهنگ است ، انگیزه او را برای خویشتنداری از شهوات، (بویژه شهوت جنسی) افزایش می دهد. در «آموزش»های معصومان علیهم السلام از این شیوه تربیتی برای پرورش عفّت استفاده شده است. به عنوان نمونه ، پیامبر صلی الله علیه و آله عفیف دوستی خداوند را به عنوان یکی از آثار عفّت مطرح کرده ، می فرماید : إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الحَیِیَّ المُتَعَفِّفَ . (2)

به درستی که خداوند ، فردی را که عفیف است، دوست دارد. در بیانی دیگر ، به مجموعه ای از آثار اخلاقی، عاطفی و شخصیتیِ عفّت اشاره کرده ، می فرماید : أَمَّا العَفَافُ فَیَتَشَعَّبُ مِنهُ الرِّضَا وَ الاستِکَانَهُ وَ الحَظُّ وَ الرَّاحَهُ وَ التَّفَقُّدُ وَ الخُشُوعُ وَ التَّذَکُّرُ وَ التَّفَکُّرُ وَ الجُودُ وَ السَّخَاءُ، فَهَذَا مَا یَتَشَعَّبُ لِلعَاقِلِ بِعَفَافِهِ وَ رَضِیً بِاللّهِ وَ بِقَسمِهِ . (3)

از نتایج عفاف ، رضایت خاطر، آرامش، بهره مندی، آسایش، فروتنی، متذکّر بودن، متفکّر بودن و سخاوت مندی است . اینها اموری است که برای فرد عاقل ، در نتیجه عفاف و راضی بودن به تقدیر الهی فراهم می شود .

3 . در احادیث ، یکی دیگر از راه های پرورش عفاف، «تقویت حیا» در فرد دانسته شده است. با رشد حیا در فرد و باور به زشتی فعالیت های انحرافی و گناه و حساس شدن نسبت به رفتارهای قبیح ، زمینه برای کنترل رفتارهای نابه هنجار جنسی ، فراهم ________________________________________ 1- .قد تأتی کلمه «الدنیا» فی القرآن الکریم بالمعنی اللغوی ، مثل «إِذْ أَنتُم بِالْعُدْوَهِ الدُّنْیَا» (الأنفال : 42) ، وهو خارج عن موضع بحثنا . 2- .سوره نور ، آیه 33 . 3- .غرر الحکم و درر الکلم ، ج 2 ، ص 152 ، ح 2148 ؛ میزان الحکمه ، ج 6 ، ص 2736 ، ح 9363 .

غیرت

می گردد . از این روست که امام علی علیه السلام می فرماید : سَبَبُ العِفَّهِ الحَیاءُ . (1) حیا ، زمینه ساز پرورش عفّت در وجود آدمی است. همچنین می فرماید : عَلَی قَدرِ الحَیاءِ تَکونُ العِفَّهُ . (2)

به میزان رشد حیا در فرد ، پاک دامنی در او افزایش پیدا می کند.

3 . غیرتسومین فضیلت اخلاقی ای که در امر تربیت جنسی در دوره نوجوانی ، اهمیت ویژه ای دارد، «غیرت» است. پرورش غیرت در نوجوان ، باعث می شود که پسر ، نسبت به دختران ، با نگاهی شهوی نگاه نکند و با افرادی که به دختران (بویژه نزدیکان او) نگاه شهوتی دارند ، برخورد کند . دختر نیز نسبت به پسرانی که نامزد او نیستند و با او ازدواج نکرده اند ، نگاه و میل شهوتی نداشته باشد و بدین گونه ، غیرت، می تواند دختران و پسران نوجوان را از بسیاری رفتارهای نابه هنجار جنسی باز دارد.

البته غیرت ، صفت اخلاقی نیکویی است که برای مردان نیز پس از ازدواج نسبت به همسر خود و یا نسبت به دیگر زنان، بازدارندگی از ارتکاب رفتارهای نابه هنجار جنسی دارد. اینک غیرت از نظر لغوی ، شرح داده می شود و سپس به متون حدیثی خواهیم پرداخت. در المنجد ، ذیل واژه «غیرت» آمده است : «مرد ، از فلانی بر همسرش دچار غیرت شد ، یا زن ، از فلانی بر شوهرش دچار غیرت شد ؛ یعنی به علّت تعصّب از این کار ، متنفّر شد و دوست نداشت که دیگری در حقی که برای اوست ، شرکت کند» . (3) مشابه واژه غیرت، واژه «أنف» است. أنف را این گونه معنا کرده اند : «خودداری از ________________________________________ 1- .عیون الحکم والمواعظ ، ص 125 ؛ میزان الحکمه ، ج 8 ، ص 3822 ، ح 13127 . 2- .میزان الحکمه ، ج 8 ، ص 3822 ، ح 13123 ؛ عیون الحکم والمواعظ ، ص 21 . 3- .المنجد ، ص 563 . انجام دادن عملی که ننگ آور است و اسم آن ، اِنفه به معنای عزّت نفس است». (1) واژه مشابه دیگر ، «حمیّت» است که اصطلاحاً به معنای «تعصّب» هم به کار می رود (چه تعصّب مثبت و چه تعصّب منفی) . حمیّت ، از ریشه «حَمَی» به معنای منع کردن دیگران از کسی و حمایت کردن از اوست . از مجموع این واژه ها به این نتیجه می رسیم که غیرت (و گاه واژه های مشابه آن) عبارت است از : منع کردن دیگران از شرکت داشتن نابه جا در حقی که شرع ، عرف و یا قانون برای او معرفی کرده و حمایت کردن از آن حق در برابر رفتار ناپسند و نابه هنجار دیگران.

از این جهت ، هم به فردی که برای دفاع از مملکت خود می جنگد و هم به کسی که اجازه نمی دهد افرادی ، نابه جا و بدون داشتن هیچ حقی ، از ناموس او (مادر، خواهر، همسر، دختر و... ) سوءاستفاده کنند ، انسان «غیور» گفته می شود. به همین مفهوم ، پیامبر صلی الله علیه و آله خود را غیورتر از ابراهیم علیه السلام دانسته ، می فرماید : کَانَ أَبِی إِبرَاهِیمُ غَیوراً وَ أَنَا أَغیَرُ مِنهُ وَ أَرغَمَ اللّهُ أَنفَ مَن لایَغَارُ مِنَ المُؤمِنِینَ . پدرم ابراهیم ، غیور بود و من از او غیورترم. خداوند ، افرادی از مؤمنان را که غیرت نداشته باشند ، به خاک مذلّت می کشاند. (2)

در بعضی از احادیث ، غیرت ، در خصوص مقابله با رفتارهای جنسی نابه هنجار و غیرشرعی ، مطرح شده و آن را ناشی از ایمان واقعی فرد می دانند . کسی که در این زمینه ، از غیرت برخوردار نباشد ، نشانه بی ایمانی و ستمگری اوست. رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید : الغَیرَهُ مِنَ الإِیمَانِ وَ البَذَاءُ مِنَ الجَفَاءِ . (3)

غیرت (و حساسیت در برابر فحشا و ناسزاگویی ها) نشانه ایمان است و رفتارهای ________________________________________ 1- .همان ، ص 20 . 2- .کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج 3 ، ص 444 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 154 ؛ بحار الأنوار ، ج 103 ، ص 248 ، ح 33 . 3- .بحار الأنوار ، ج 103 ، ص 250 ، ح 44 ؛ مستدرک الوسائل ، ج 14 ، ص 234 . بی شرمانه (و فحش و متلک گفتن) نشانه ستمگری (و تجاوز به حقوق دیگران) می باشد. امیرالمؤمنین علیه السلام با اشاره به این که غیرت ، نه تنها نسبت به انجام دادن رفتارهای نابه هنجار جنسی ، بازدارندگی دارد ، بلکه باعث می شود که خود فرد ، به چنین کارهای ضد غیرتی ، دست نزند . امام می فرماید : مَا زَنَی غَیُورٌ قَطُّ . (1)

آن کسی که غیرتمند است، هرگز به زنا روی نمی آورد. نیز با اشاره به این که غیرت ، باعث عفّت عمومی مردم می شود ، می فرماید : قَدرُ الرَّجُلِ عَلَی قَدرِ هِمَّتِهِ ... وَ عِفَّتُهُ عَلَی قَدرِ غَیرَتِهِ . (2)

ارزش هر فرد ، به اندازه همت او ... و میزان عفّتش به اندازه غیرت اوست. به دلیل بازدارندگی غیرت از رفتارهای نابه هنجار جنسی، مطلوبیت غیرت ، زن و مرد نمی شناسد . لذا پیامبر صلی الله علیه و آله غیرت را برای زنان امّتش چیزی دانسته که از ناحیه خداوند ، مکتوب گردیده است. ایشان می فرماید: کَتَبَ اللّهُ الجِهَادَ عَلَی رِجَالِ أُمَّتِی وَ الغَیرَهُ عَلَی نِسَاءِ أُمَّتِی فَمَن صَبَرَ مِنهُم وَ احتَسَبَ، أَعطَاهُ أَجرَ شَهِیدٍ . (3)

خداوند ، جهاد را برای مردان امّتم و غیرت را برای زنان امّتم مکتوب و لازم کرده است. کسی که برای جهاد و غیرت ، صبر و مقاومت دارد و سنجیده عمل می کند ، خداوند به او اجر شهید را می دهد.

امّا در برخی از روایات ، غیرت زنان ، نادرست تلقی گردیده است ؛ مورد خاصّی که واقعاً غیرت نیست و آن ، حسادت و ناراحتی زن از ازدواج شرعی شوهرش با زنی دیگر است. حدیث ، این است که امام صادق علیه السلام فرمود : لَیسَ الغَیرَهُ إِلَا لِلرِّجَالِ، فَأَمَّا النِّسَاءُ فَإِنَّّمَا ذَلِکَ مِنهُنَّ حَسَدٌ، وَ الغَیرَهُ لِلرِّجَالِ وَ لِذَلِکَ ________________________________________ 1- .نهج البلاغه ، حکمت 305 . 2- .همان ، حکمت 47 . 3- .بحار الأنوار ، ج 103 ، ص 251 ، ح 45 ؛ مستدرک الوسائل ، ج 11 ، ص 25 . حَرَّم عَلَی النِّسَاءِ إِلَا زَوجَهَا وَ أَحَلَّ لِلرَّجُلِ أَربَعاً، فَإِنَّ اللّهَ أَکرَمُ مِن أَن یَبتَلِیَهُنَّ بِالغَیرَهِ وَ یَحِلُّ لِلرَّجُلِ مَعَهَا ثَلَاثاً . (1)

غیرت ، فقط در مردان است و امّا زنان ، آنچه ظاهر می سازند ، حسادت است نه غیرت . لذا خداوند ، بر زن ، جز شوهرش را حرام کرد و برای مرد ، چهار زن را جایز کرد و خداوند ، بزرگوارتر از این است که غیرت را در زنان قرار دهد و با این حال ، به شوهرش اجازه دهد که سه نفر دیگر را با او شریک کند.

مسلماً مراد امام از غیرت در این حدیث، غیرت به معنای نشان دادن حسّاسیت نسبت به رفتارهای نابه هنجار و غیر شرعی نیست که در حدیث رسول اکرم صلی الله علیه و آله مکتوب از ناحیه خدا برای زنان ، دانسته شده است. برای پرورش غیرت در نوجوان باید از همان روش های پرورش حیا و عفّت ، بهره جست و ضمن الگوی غیرتمند بودن والدین و بزرگ ترها و تقویت حیا و عفّت و فضایل اخلاقی دیگر، پیامدهای صفت غیرت و غیرتمندی، از بازدارندگی آن از بروز فحشا و منکرات و این که فرد غیرتمند ، علاوه بر عدل ، به وظیفه و بهره مندی اش از رحمت بی پایان الهی در آخرت، محبوب خدا می گردد. پیامبر صلی الله علیه و آله به این پیامد ارزشمند غیرت اشاره کرده ، می فرماید : إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ مِن عِبَادِهِ الغَیُورَ . (2)

به درستی که خداوند، از بین بندگانش، آنان که غیورند ، دوست دارد. نوجوان باید بداند که غیرت ، نشانه ایمان است و بی غیرتی ، علامت بی ایمانی و نفاق . در چند حدیث از پیغمبر صلی الله علیه و آله نقل شده است که : إِنَّ الغَیرَهَ مِنَ الإِیمَانِ وَ البَذَاءُ مِنَ النِّفَاقِ . (3)

غیرت و غیرتمندی ، از ایمان است و بی غیرتی ، از نفاق فرد حکایت دارد. در مورد غیرت باید به این نکته توجّه شود که معصومان علیهم السلام اگرچه بر غیرت تأکید ________________________________________ 1- .وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 152 ، باب 77 ؛ نور الثقلین ، ج 1 ، ص 439 . 2- .میزان الحکمه ، ج 9 ، ص 4480 ، ح 15560 ؛ کنز العمّال ، ج 3 ، ص 386 . 3- .کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج 3 ، ص 444 ؛ میزان الحکمه ، ج 9 ، ص 4480 ، ح 15550 15552 . کرده اند، امّا از غیرت ورزی در امور حلال نهی کرده اند . امام صادق علیه السلام می فرماید : لا غَیرَهَ فِی الحَلَالِ . (1)

غیرت در امر حلال ، وجود ندارد . بنا بر این ، خودداری برادر ، از بودن خواهر خود با نامزدش که شرعاً محرم اند جلوگیری شوهری از معاشرت همسرش با محارم خود و یا ممانعت کردن پسری از ازدواج مجدّد مادرش و موارد شبیه به آن که در جامعه فراوان اند ، نه تنها غیرت نیست ، بلکه مورد نهی هم واقع شده است. امام علی علیه السلام در وصیت خود به امام حسن مجتبی علیه السلام می فرماید : وَ إِیَّاکَ وَ التَّغَایُرِ فِی غَیرِ مَوضِعِ الغَیرَهِ ، فَإِنَّ ذَلِکَ یَدعُو الصَّحِیحَهَ مِنهُنَّ إِلَی السَّقَمِ . (2)

از غیرت ورزی نابه جا بپرهیز ؛ زیرا این کار ، باعث می شود که زن سالم و پاک ، به سمت نادرست کشیده شود.

________________________________________ 1- .الکافی ، ج 5 ، ص 537 ؛ وسائل الشیعه ، ج 14 ، ص 176 . 2- .الکافی ، ج 5 ، ص 537 ؛ وسائل الشیعه ، ج 20 ، ص 237 ؛ بحار الأنوار ، ج 77 ،