کتابخانه:اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی(ره) ج2

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۱۵ توسط User6 (نظرات | مشارکت‌ها)

پرش به: ناوبری، جستجو

محتویات

خلاف و اشتباه منتسبین به نظام اسلامی ، مسؤ ولیت سنگینی دارد

همانطوری که برای یک کشور دزدهائی هست ، خیانتکارهائی هست ، جنایتکارهائی هست و باید با پاسداری جلو این خیانت‌ها و جنایت‌ها را گرفت و بحمدالله پاسدارهای اسلامی جلو می‌گیرند ، همین طور در خود انسان از این جنود شیطانی زیاد است که انسان اگر پاسداری نکند ، انسان را به هلاکت می‌رساند . اگر پاسدارهای اسلامی ما پاسداری از خودشان هم بکنند که در این خدمتی که هستند یک خدمت صادقانه ، یک خدمت عاشقانه برای اسلام و یک خدمتی که مستقیم در راه اسلام باشد ، اگر بکنند اینها پاسداری را حقش را عمل کردند و اگر خدای نخواسته یک انحرافی حاصل بشود ، یک تعدی از طرف آنهائی که می‌گویند ما پاسدار اسلام هستیم ، به برادرانشان بشود ، حالائی که قدرتمند هستند و قوی هستند و آزاد هستند ، از این قدرت و قوه و آزادی سوء استفاده کنند ، به برادرهای خودشان خدای نخواسته تعدی کنند ، به منازل مردم تعدی خدای نخواسته بکنند ، آنوقت نه اینکه یک آدم عادی این کار را کرده است ( آن آدم عادی هم مجرم است ) لکن یک جمعیتی است که به اسم پاسدارهای جمهوری اسلامی هستند و ملبس به لباس پاسداران جمهوری اسلامی هستند ، اگر خدای نخواسته از پاسدارهای جنود اسلامی ، پاسدارهای جمهوری اسلامی یک اشتباه و خطائی حاصل بشود ، این فرق دارد تا اینکه از یک آدم عادی حاصل شود ، برای اینکه اینها خودشان را معرفی می‌کنند که ما جنود اسلام هستیم ، ما پاسدار اسلام هستیم و همه توقع از پاسدارهای اسلام دارند که روی خط مشق اسلام کنند ، کارهایشان کارهای اسلامی باشد . همانطوری که در طبقه روحانیون که آنها پاسدار اسلام و احکام اسلام هستند اگر خدای نخواسته یک ملبس به لباس روحانیون یک کار خلاف بکند ، این فرق دارد با اشخاص عادی ، برای اینکه اینها پاسدار اسلام هستند ، ملبس به لباس روحانیت هستند ، ملبس به لباس پاسداری از قرآن و سنت هستند اگر خدای نخواسته از اینها یک وقت اشتباه ، خطائی حاصل بشود فرق دارد تا اینکه از یک آدم عادی حاصل بشود و لهذا شما جوان‌ها که پاسدار جمهوری اسلامی هستید و روحانیون که پاسدار احکام اسلام و قرآن هستند وظیفه تان زیاد است و شغلتان شریف . شغل شغل شریف برای اینکه پاسداری از اسلام یک شغل بسیار شریف است و مسؤ ولیتش هم زیاد است . [۱].

همه باید بر اساس موازین و حدود اسلامی رفتار کنند

باید حفظ کنیم این حدود و ثغور اسلامی را . فقط این نباشد که ما پاسدار هستیم ، ما هم بگوئیم ما روحانی هستیم ، شما هم بگوئید ما پاسدار و خدای نخواسته به وظایفی که پاسداران و روحانیون باید عمل بکنند ما یک وقت خدای نخواسته نکنیم . باید همانطوری که مدعی هستیم - ما - که ما پاسدار هستیم و پاسدار جمهوری اسلام و پاسدار احکام اسلام هستیم ، باید خودمان ابتداء مرزمان همان مرز اسلام باشد ، راه مان همان راه مستقیم اسلام باشد تا این ادعای ما پیش خدا قبول بشود . اگر فرض بفرمائید که مردم هم مطلع نشوند که ما برخلاف داریم عمل می‌کنیم ، خدا که می‌داند ، در محضر خداست . در پیشگاه خدا ما نمی‌توانیم آنوقت ادعا کنیم که ما پاسدار هستیم ، برای اینکه ما که خودمان بر خلاف موازین اسلام ، خدای نخواسته عمل بکنیم ، بعد بخواهیم ادعا کنیم که ما نگهبان اسلام هستیم ، کسی که خودش بر خلاف اسلام عمل می‌کند نمی‌تواند بگوید من نگهبان هستم ، یک کسی که خودش دزد است نمی‌تواند بگوید من نگهبان هستم . من پاسبان هستم . پاسبان وقتی دزد باشد ، پاسبان نیست ، دزد است . پاسدار خدای نخواسته اگر برخلاف موازین اسلام باشد ، پاسدار نیست ، این یک آدمی است که برخلاف اسلام است . [۲].

خلاف مسؤ ولین سبب دفن مکتب بزرگ ما می‌شود

اسلام را امروز به دوش من و شما گذاشته‌اند که این را حفظش کنیم ، مسؤ ولیتش به دوش من و شماست ، به دوش این ملت است این را حفظش کنید . شما پاسداران خدمت می‌توانید بکنید به این نهضت ، و خدای نخواسته می‌توانید کاری بکنید که اسلام از دست برود ، شما پاسدارها اگر پاسداری واقعا از اسلام می‌کنید پاسداری از مملکت اسلامی می‌خواهید بکنید ، توجه کنید به اینکه خودتان یک قدم خلاف برندارید . اگر شمایی که الان پاسدار اسلامید از شما یک خلاف ببینند ، می‌گویند اسلام اینطوری است ، چنانچه اگر از روحانیون یک چیزی ببینند ، می‌گویند اسلام این است . باید شماها وظایف پاسداری از اسلام ، پاسداری از جمهوری اسلامی پاسداری از مملکت اسلام ، شمائی که الان به این شغل بسیار شریف و لباس بسیار مبارک در آمدید ، قدرش را بدانید . اگر الان شما یک خلافی بکنید ، گردن شما نیست می‌گذارند گردن جمهوری اسلامی ، می‌گویند جمهوری اسلامی هم همین است ، آنوقت سازمان امنیت به ما ظلم می‌کرد و حالا پاسداران اسلامی . مکتب ما را ، آن مکتب بزرگ ما را دفن می‌کند . اگر در این نهضت مکتب ما شکست بخورد ، دفن می‌شود و دیگر کسی نمی‌تواند بیرونش بیاورد . کاری بکنید که شکست نخورید ، کاری بکنید که مکتبتان شکست نخورد . شما به وظایف انسانی و اسلامی خودتان رفتار کنید و ما هم همین طور انشاء الله و همه گروه‌ها هم همین طور تا اینکه این فتحی که تا اینجا رساندیم بتوانیم نگهش داریم تا به آخر برسانیم و بتوانیم ما عرضه کنیم به دنیا که ما یک چنین متاعی داریم ، اسلام یک چنین چیزی است . [۳].

اگر وظیفه خودمان را انجام ندهیم مکتبمان را متهم می‌کنند

اگر بنا باشد که حالایی که یک پیروزی نصیب ملت ما شده است ، کمیته‌ها تعدی بکنند خدای نخواسته ، پاسدارها تعدی بکنند خدای نخواسته ، روحانیون خلاف مسلک روحانیت عمل بکنند خدای نخواسته ، دولت خلاف دولت اسلامی رفتار کند خدای نخواسته ، ارتش خلاف ارتش اسلامی رفتار کند خدای نخواسته ، و همین طور ، اگر یک چنین قصه‌ای پیش بیاید ، در دنیا منعکس می‌شود ، آنهایی که درصددند که این نهضت را آلوده کنند و اسلام را - دشمن دارد اسلام - آنها در خارج و در داخل منعکس کنند که اعمال همان اعمال است مهره‌ها عوض شده آنوقت نصیری بود حالا بصیری ، عمل چه عملی است . اگر ما اعمالمان را موافق با آنکه جمهوری اسلامی اقتضا دارد منطبق نکنیم ، اگر ما که پاسدار احکام و شما پاسدار اسلام ( همه مان الحمدلله امیدوارم پاسدار باشیم ) اگر ما اعمالمان را مطابق با آن وظیفه پاسداری نکنیم ، ما را متهم می‌کنند به اینکه ، ( خودمان را متهم نمی‌کنند ، آنها دیگر حالا کاری به شخص ندارند ) مکتب ما را متهم می‌کنند به اینکه این هم همان رژیم شاهنشاهی است ، افراد فرق کرده‌اند ، اسمش فرق کرده ، آنوقت می‌گفتند رژیم شاهنشاهی و حالا می‌گویند جمهوری اسلامی ، آنوقت می‌گفتند شاهنشاه حالا می‌گویند یکی دیگر ، اما معنا همان معناست ، محتوا همان محتواست ، اشکالات هم همان اشکالات است و تعدیات همان تعدیات است . اگر یک کاری بکنید ، زیادش می‌کنند ، اگر کسی یک تعدی بکند ، نمی‌گویند این کرده ، می‌گویند پاسدارهای اسلام اینطور ، از اینجا هم برش می‌دارند و می‌گذارند روی اسلام و می‌گویند اسلام این است ، آن اسلامی که اینها فریاد می‌کردند ما اسلام می‌خواهیم ، ما رژیم شاهنشاهی نمی‌خواهیم ، ما رژیم اسلام را می‌خواهیم ، این هم اسلامشان . اینطور برای ما می‌گویند . [۴].

همه ما باید با خلاف دیگران مقابله کنیم

امروز اسلام به شما محتاج است ، قرآن کریم محتاج به شماست ، خودتان را اصلاح کنید . شما هم خودتان را اصلاح کنید ، این طبقه هم خودش را اصلاح کند . اگر هر کس یک جایی فرض کنید یک صورت روحانی به خودش داد و چهار تا از این تفنگدارها را دور خودش جمع کرد و شروع کرد خلاف آن چیزی که وظیفه روحانی است عمل بکند ، اسلام را باد داده ، امروز نمی‌گویند زید این کار را کرده می‌گویند جمهوری اسلامی این است ، منعکس می‌کنند این جمهوری اسلامی است . وظیفه سنگین ، مسؤ ولیت سنگین و همه تان مسؤ ول خواهید بود . اگر یکی تان یک کاری بکند دیگری ساکت باشد او هم مسؤ ول است . اگر یکی یک خلاف کرد ، همه باید بروید دنبالش که آقا چرا . لازم نیست که کتک کاری بکنید ، مواخذه کنید . اگر یک نفر خلاف کرد ، ۲۰ نفر از شماها رفت گفت نکن این کار صحیح نیست ، تحت تاثیر واقع می‌شود . اگر یک معمم ، یک صورت معمم ، یک کار خلاف کرد ، از اطراف ، معممین هجوم به آن آوردند که چرا این کار را می‌کند ، دیگر اگر من دخالتی کردم همه تان هجوم آوردید که چرا این کار را می‌کنی من سر جایم می‌نشینم . همه تان مسؤ ولید همه مان مسؤ ولیم ، امروز مسؤ ولیت بزرگ است برای ما ، ما نصف راه هستیم و من خوف این را دارم که قضیه ما قضیه هیتلر بشود . [۵].

دشمنان از لغزشهای ما حداکثر استفاده را می‌کنند

من از شما برادرها و جوان‌های برومند که امروز عضو قوای انتظامی اسلام شده‌اید ، تشکر می‌کنم و امیدوارم این خدمت هائی که می‌کنید مورد نظر خدای تبارک و تعالی باشد و در ساختن ایران به طوری که دلخواه اسلام است موفق باشید . اگر در دوره طاغوتی کاری می‌کردید ضررش به اسلام نبود برای اینکه در دوره طاغوت عمل می‌شد ، اما امروز که در رژیم اسلامی هستیم و شما هم قوای اسلامی هستید ، کلانتری اسلامی هستید ، اگر خدای نخواسته یک لغزش برای ما و برای شما پیدا بشود به حساب جمهوری اسلامی ثبت می‌شود و آنها که با این نهضت مخالفند دنبال این هستند که از ما و از شما و از جوان‌های ما یک لغزشی ببینند ، لغزش را پای جمهوری اسلامی حساب می‌کنند و با هیاهو و بوق و کرنا راجع به جمهوری اسلامی کارشکنی می‌کنند . بنابراین وظیفه ما امروز بسیار سنگین است وظیفه این است که همه با هم متحد و متفق بدون تحمیل بر ملت و حکمفرمائی و بدون کارشکنی باید با هم برادر وار این راهی را که تا اینجا آمده‌ایم انشاءالله به آخر برسانیم . من به شما برادرها مژده می‌دهم که اگر چنانچه برسیم به آنجائی که محتوای اسلام در همه جای این مملکت پیاده بشود یک حالت اطمینان برای ملت و کشور حاصل می‌شود که سرآمد همه خوبی هاست . انسان اگر چنانچه همه خوشی‌ها را داشته باشد لکن حال اطمینان نداشته باشد و متزلزل باشد ، تمام آن خوشی‌ها تلخ می‌شود . شما فرض کنید که در یک کشتی نشسته‌اید و همه اسباب خوشی برای شما مهیاست ، یک وقت کشتی متزلزل بشود و احتمال غرق باشد دیگر هیچ خوشی برای شما ندارد همه اش تلخ می‌شود یک مملکت اگر چنانچه متزلزل باشد ، باز خوف این باشد که ما گرفتار آمریکا بشویم ، خوف این باشد که ما گرفتار سایر ابر قدرت‌ها بشویم ، طمانینه نباشد ، استقلال روحی نباشد ، پای خود قیام نکنیم ، این خوشی‌ها دیگر لذتی ندارد و اگر چنانچه ما مطمئن باشیم که مستقل هستیم و آقا بالا سر نداریم و خوف اینکه آنها به ما هجوم کنند یا کارشکنی در کارهائی بکنند نداشته باشیم ، این طمانینه روحی بهترین چیزی است که برای انسان هست . [۶].

مخالفان ما ، اشتباهات را به حساب اسلام می‌گذارند

امروز که جمهوری اسلامی است و همه جناح‌ها در زیر پرچم اسلام مشغول انجام وظیفه هستند اگر خدای نخواسته یک مطلبی برخلاف مقاصد اسلامی واقع بشود ، این نه اینکه ضرر به همان کسی که این کار را انجام می‌دهد می‌خورد ، این ضرر به مثلا اگر در پاسبان‌ها اینطور ، پاسدار اینطور باشد این ضرر به اصل پاسدارهای جمهوری اسلامی می‌خورد ، از آنجا هم یک قدم بالاتر می‌رود ، به جمهوری اسلامی لطمه وارد می‌شود ، از آنجا هم آنهائی که با اسلام مخالفند می‌گویند که این رژیم همان رژیم است ، به مردم می‌گویند دیدید ، خوب از دست یک ظلمی شما رها شدید به دست یک ظلم دیگر یا ظالم دیگر مبتلا شدید این در آن زمان اگر هر چه برای مان واقع می‌شد ، بر ما واقع می‌شد ، بر اسلام واقع نمی‌شد ، اسلام از آن نتیجه هم می‌برد ، لکن امروز که جمهوری اسلامی است و به اسم اسلام هر کس مشغول کاری هست ، اگر چنانچه یک خطائی واقع بشود ، یک اشتباهی واقع بشود یا خدای نخواسته یک عمدی پیدا بشود ، امروز پای اسلام حساب می‌شود ، آنها هم که بخواهند فضولی کنند و قلم‌های مسمومی که در داخل و خارج الان مشغول توطئه هستند و می‌بینند که منابع خودشان و اربابانشان از دست رفته و باید یک فکری بکنند که اوضاع را منقلب کنند ، آنها مشغول این هستند که یک چیزی ببینند آن را اضافه کنند و آنقدر که می‌توانند باد بزنند به آن تا این نهضت را لکه دار کنند . [۷].

خلاف ما سبب شکست مکتب می‌شود

ما تاریخ اسلام پیشمان است و می‌بینیم که پیغمبر اکرم در بعضی از جنگ‌ها شکست خورد ، در مکه هم که بوده است دائما در انزوا بود ، بدون اینکه بتواند یک کاری انجام بدهد . گاهی حبس بوده است توی آن غار ، خوب حبس بود آنجا ، مدینه هم که تشریف آوردند ، البته نهضت را پیش بردند ، لکن در بعضی از جنگ‌ها شکست خورد .
حضرت امیر سلام الله علیه هم در جنگ با معاویه شکست خورد ، یعنی شکستی از لشکر خودش ، از آن اشخاص نادان مقدس ماب شکست خورد حضرت سیدالشهدا هم شکست خورد اما پیروزی نهائی را داشتند ، مکتبشان شکست نخورد با کشته دادن ، دشمنشان را عقب زدند ، بساط معاویه را که می‌خواست اسلام را به صورت یک امپراطوری درآورد ، برگرداند به زمان جاهلیت و آن اوضاع جاهلیت ، شکستش دادند . یزید و اتباع یزید دفن شدند تا ابد ، و لعن مردم بر آنهاست تا ابد ، لعن خدا هم بر آنهاست و آنها خودشان محفوظ بودند . ما هم اگر چنانچه اینطور شکست بخوریم ، افتخاری است برایمان و اشکالی هم برایمان نیست که همانطوری که مجاهدین صدر اسلام شکست می‌خوردند ، ما هم شکست بخوریم ، این نهضتمان پیش می‌رود و آبروی اسلام محفوظ می‌ماند ، تا آخر هم محفوظ می‌ماند . و اما اگر حالا که مدعی این هستیم که انقلاب اسلامی است و جمهوری اسلامی است و امثال ذلک و ما در این جمهوری اسلامی شکست بخوریم به عنوان ، یعنی شکست مکتب ، یعنی گفته شود که رژیم طاغوتی عوض شده یک رژیم طاغوتی دیگر آمده است که دشمن‌های ما هم همچو نیست که اکتفا کنند به اینکه مثلا فلان کمیته خلاف کرده ، فلان دادگاه خلاف کرده ، این را می‌آورند . روی اینکه آخوندها اینجوریند ، به این هم اکتفا نمی‌کنند که روحانیین اینجوریند ، این‌ها با اسلام مخالفند ، می‌گویند اسلام هم همان بود ، اسلام هم همان مثل رژیمهای دیگر است ، اینطور نیست که اگر من شکست بخورم ، شما شکست بخورید ، بیایند بگویند زید شکست خورده ، یا اگر من خلاف بکنم ، بیایند ، بگویند خلاف کرده ، اینجور نیست . از فرد به نوع و از نوع به اصل مقصد می‌کشانند دشمن اصل اسلامند و قلم‌ها هم برای اصل اسلام به کار می‌رود . [۸].

بازی با اساس اسلام گناهی است نابخشودنی

و ما را می‌خواهند که در داخل خودمان پوک کنند و منهدم کنند از داخل خودمان . اگر هم همین قدر بود که ما از بین می‌رفتیم لکن مکتبمان محفوظ می‌ماند ، اشکال نداشت ، لکن آنها مقصدشان این است که مکتب را بهش صدمه بزنند . و این یک مسؤ ولیت بزرگی ، جانفرسائی برای ما آمده است ، یک مسؤ ولیتی است که اگر خدای نخواسته تقصیر بکنیم در این قضایا ، اگر چنانچه ما بخواهیم برای - مثلا فرض کنید - فلان امام جماعت بخواهد برای رواج بازار خودش یک کاری انجام بدهد ، در کمیته عمدا یک کسی کاری انجام بدهد ، به طوری که دست دشمن‌های ، قلم‌های مسمومشان که هست بهانه پیدا بکنند و حمله کنند به آن چیزی که اساس است و آن عبارت از اسلام است ، ما یک گناهی مرتکب شدیم که بخشودنی نیست ، گناهی بخشودنی است - بخشودنی هست - پیش خدا که صدمه اش به خود آدم برسد ، خود آدم آلوده بشود - یا افرادی فرض کنید - اما آنی که با اساس اسلام برخورد بکند و بازی با اساس اسلام - با اساس اسلام - باشد ، این مطلبی نیست که به ما ببخشند و این ننگی برای ما ، برای جامعه روحانیت در تاریخ پیدا خواهد شد که تا آخر جبران نمی‌تواند شود . [۹].

تکلیف علما در این زمان از همه زمانها بیشتر است

تکلیف اهل علم در این زمان از همه زمان هائی که بر اهل علم گذشته بیشتر است ، از صدر اسلام تا حالا برای اهل علم اینطور صحنه پیش نیامده . آن روزی که حضرت امیر سلام الله علیه در جنگ خیبر بود که پیغمبر اکرم می‌فرماید که اسلام تمامش با کفر تمام مقابله کرده ، آن روز برای حضرت امیر صحنه‌ای پیش آمده بود و مسؤ ولیتی پیش آمده بود که اگر چنانچه خدای نخواسته به فرض محال سستی می‌شد ، تا آخر ، ابد ، بخشودنی نبود ، لکن او که اهل سستی نبود ، او پیش می‌برد . او یک ضربتش افضل از عبادت ثقلین شد در آن روز . امروز هم ما مواجهیم ، آنطوری که در این برهه از زمان که هستیم ، اسلام مقابل با تمام کفر است . نه من و شما مقابلیم ، من و شما مطرح نیستیم ، نه ملت ایران ، این هم مطرح نیست ، اسلام الان مطرح است ، یعنی مقابله بین اسلام و کفر ، و در این مقابله مابین اسلام و کفر همه ملت مسؤ ولند ، همه مسؤ ولند . لکن روحانیت بیشتر مسؤ ول است . برای اینکه پاسداران درجه اول روحانیین اند ، اینها بیشتر مسؤ ول از دیگران می‌شود گفت که سنخ ، صنف مثلا کاسب ، صنف کذا ، اینها مثلا اکثرا قاصرند ، چطور ، اما در اهل علم این کم است ، قصور کم است ، مسؤ ولیت هم زیاد باید فکر بکنید . این مسؤ ولیتی که الان به عهده همه ما هست ، چطور ما از زیر بار مسؤ ولیت بیرون برویم نه شما آقایان ارومیه و نه آقایان آذربایجان و آقایان تهران و قم ، همه علماء ایران ، این بار به دوش همه است ، همه ملت است . سنگینی اش بیشتر به دوش علما است ، باید علما فکر بکنند ، باید محاسبه بکنند خودشان را . یکی از چیزهائی که در منازل سیر است ، محاسبه است که انسان آنوقتی که محاسبه شده است بین خودش و خدا ، خودش را به حساب بکشد ، محاسبه کند خودش را که من در این راهی که دارم می‌روم چه کردم امروز ، من چه کردم ؟ محاسبه کنید خودتان را ، هم محاسبه کنیم همه خودمان را و همه ملت ، همه مسلمان‌ها و در راس ، علما ، آنقدر مسؤ ولیتی که به عهده آقایان اهل علم است ، به عهده دیگران نیست ، آنقدر آنها ، اگر چنانچه خدای نخواسته یک راهی بروند که راه خدا نباشد ، چهره اسلام به دست آنها جور دیگر می‌شود ، کاری بکنید که به عهده ما یک همچو مسؤ ولیتی که هست ، بتوانیم به آخر برسانیم . [۱۰].

لغزش علما ، اسلام را در خطر می‌اندازد

از خدا بخواهید که ماها از لغزش دور باشیم . خودتان برای خودتان ، برای همه ملت ، ملت بخواهد برای خودش و برای علما دعا کنند که این طبقه لغزش پیدا نکنند که به لغزش آنها اسلام در خطر است . همه ما مکلفیم ، همه مسؤ ولیم و کلکم راع و کلکم مسوول این برای همه است ، لکن به عهده شما بیشتر است . شماها باید بیشتر رعایت بکنید . بیشتر در این پستی که هستید که مسند اسلام است ، بیشتر مراعات بکنید . بیشتر مردم را مراعات کنید ، جامعه را بیشتر تربیت کنید و همه مسؤ ولیم و همه مسؤ ولید و هر کس سعه نفوذش بیشتر است ، مسؤ ولیتش بیشتر است . از خدا بخواهید که ما بتوانیم و خودتان بتوانید و ملت بتواند از این مسؤ ولیت بزرگی که به عهده اش هست ، لااقل پیش خدا آبرومند باشد . ما رفتنی هستیم ، آقا این یک مساءله واضحی است ، همه مان خواهیم رفت ، همه مان در رحیل هستیم ، توی راهیم همه . از من نزدیک است ، شما جوانید یک قدری عقب تر ، آن هم معلوم نیست ، مرگ هم معلوم نیست که برای پیر و جوان فرقی بگذارد ، یک آمد معینی است ، همه رفتنی هستیم ، کوشش کنید که آن وقت که ملک موت می‌آید و مشاهده می‌کنید او را ، آن با شما به یک صورت رحمانیت عمل کند ، شما را که می‌برد به یک صورت خوب ببرد . کوشش کنید که آنجا که باب رحمت است بسته نشود و باب غضب باز بشود ، از خدا بخواهید که بشود اینطور ، و اگر چنانچه ما در این قدم که حساس‌ترین قدم است در اسلام و برای همه و برای روحانیت و برای همه متفکرها و برای همه ملت ، در این موقعی که حساس‌ترین مواقع است بین تان ، ایجاد اختلاف بین تان نکنید ، دسته بندی نکنید ، هر کسی برای خودش نکشد . خدا هست ، غفلت نکنید از او ، خدا حاضر است ، همه ما تحت مراقبت هستیم والله من ورائهم محیط [۱۱]مراقب است . آن خطرات قلب شما در مراقبت حق تعالی است ، آن لحظات چشم شما در مراقبت حق تعالی است ، آن حرکات زبان شما در محضر حق و در مراقبت اوست ، توجه داشته باشید که این دنیا رفتنی است و حساب شما با کسی است که همه چیزشان تحت مراقبت بوده است . [۱۲].

کاری کنید که اسلام عزیز و نورانی به دست ماها مشوه نشود

قضیه ، قضیه معصیت انسان و قضیه اینکه من بنده خدا هستم و بنده خدا معصیت کار می‌شود و این کذا ، قضیه ، قضیه محاسبه بین شما و خدا تنهائی ، قضیه ، قضیه این است که امروز غیر زمان طاغوت است ، زمان طاغوت اگر یک شخصی ، ملائی یک کار خلاف می‌کرد ، می‌گفتند این طاغوتی هست و این مثلا آخرش می‌گفتند ساواکی هست ، نمی‌آمدند سراغ اینکه بگویند این حرفی که آخوندها از اول داد می‌کردند و مردم را هم وادار می‌کردند به داد کردن ، این حرف دروغ درآمد ، این نمی‌گفتند به آنها ، آخوندها آن وقت مظلوم بودند . چهره مظلوم چهره محبوب است ، شما در آن رژیم هر چه مظلومتر می‌شدید محبوبتر می‌شدید ، هر که مظلومتر بود محبوبتر بود . چهره امروز ، چهره مظلومیت نیست تا محبوب بشوید ، چهره این است که وقتی که کار در اینها درآمد ، اینها هم همانند . شما را به صورت دیگر درمی آورند ، آنها هم که فرض کنید که در این کاری که من می‌کنم یا شما می‌کنید ، دخالت ندارند ، آنها را هم پهلوی شما می‌گذارند با یک چوب می‌زنند . پس ما مسؤ ولیت اسلام را داریم ، مسؤ ولیت مسلمان‌ها را هم داریم ، مسؤ ولیت روحانیت را هم داریم ، همه چیز را داریم ، همه چیز را داریم ، همه مسؤ ول و هر کس سعه نفوذش بیشتر ، مسؤ ولیتش بیشتر . کاری بکنید که آن اسلام عزیز که امروز دست شماست ، با یک صورت خوبی تحویل بدهید به اعقابتان ، یک صورت مشوه درست نکنید که بگویند همین بود . اسلام نورانی است ، با دست ماها مشوه می‌شود . [۱۳].

شکست امروز نهضت به واسطه کجروی ماها ، شکست برای همیشه است

و امروز روزی است که اگر خدای نخواسته ما در این نهضت شکست بخوریم ، شکست خوردیم تا آخر . یک وقت بود که ما هی می‌گفتیم که طاغوت هست ، انشاءالله حکومت اسلامی بشود ، انشاءالله آن درست می‌شود ، همه حرفمان این بود ، ملت هم فریاد کردند که ما اسلام را می‌خواهیم .
اگر خدای نخواسته حالا یکی اینطور شده ، به واسطه کجروی ماها ، کجروی طوائف مختلف ، کجروی احزاب ، بعضی از احزاب ، اگر خدای نخواسته از باطن ما را تهی کنند و ما را به جان هم بریزند و مهم این نیست ، مهم اینست که با به جان هم ریختن ، صورت اسلام را یک جور دیگر جلوه بدهند به دنیا ، بگویند سروکار آنها با دنیاست . قلم آنها دستشان هست ، همه چیزهای گروهی ، رسانه‌های گروهی دست آنهاست ، ماها یک ملت ضعیفی هستیم ، و جز یک حربه که ایمان بود ، نداشتیم . همه تبلیغات مال آنهاست ، ما راه تبلیغی نداریم ، کاری ما نکنیم در همه تبلیغاتشان و همه جای دنیا بگویند که اسلام اینطوری بود که در ایران بود .
شما ملاحظه می‌کنید در بعضی از این ممالک که اسم اسلامی رویش هست ، الان هم در همه جا می‌گویند که اسلام این است که در اینجاست ، خوب ، این یک چیز ، مائی که ادعا داریم و ادعا می‌کنیم همه مان - و صحیح هم هست ادعامان - که اسلام آن نیست که آنها می‌گویند ، اسلام یک اسلامی است که حکومتش یک حکومت خاص است ، رژیمش یک رژیمی است غیر همه رژیم‌های دنیا ، عدل و انصاف هست در آن ، حکومت خداست مائی که این حرف را می‌زنیم - و صحیح هم هست حرفمان - اگر گفتارمان با اعمالمان مخالف باشد ، مگر منافق چیست ؟ یک دسته از منافقین در صدر اسلام بودند که گفتارشان با واقعشان مخالف بود ، راجع به اصل اسلام می‌آمدند می گفتند ما مسلمانیم و نبودند . [۱۴]

کاری کنید که اسلام از ما گله مند نباشد

ما ادعا می‌کنیم که ما روحانیون می‌گذاریم ، ما اول باید از خودمان مایه بگذاریم . بیخود هی نگوئیم ما خوبیم و دیگران بد ، مائی که دعوی این را داریم که ما هستیم که اسلام را می‌خواهیم ترویج کنیم ، اسلام را می‌خواهیم تقویت کنیم ، علاقه به اسلام داریم ، احکام اسلام پیش ماست . ما ، باید احکام اسلام را پخش بکنیم . مائی که این مسائل را داریم می گوئیم و خودمان هم به صورت یک نفر آدمی که به اسلام به همه معنا ایمان آورده است و قبول دارد همه چیزش را و یک آدم متقی صالح کذاست ، اگر خدای نخواسته در باطن برخلاف این باشیم ، منافق نیستیم ؟ همان ابوسفیان منافق است ؟ من و شما هم منافقیم ، آن ایمانش را عرضه می‌کرد و نداشت ، شما هم کمال ایمانتان را عرضه می‌دارید بله ، مسلمان هستید ، اما منافقید ، این مسلمان منافق در جهات دیگر . اینها هیچ کدام مهم نیست ، مهم این است که اسلام دست ما آمده است ، امانت خداست . دست ما آمده است ، این امانت را باید به آنطوری که هست بدهیم به اعقابمان ، عرضه کنیم این اسلام را به آنطوری که واقع اسلام است به دنیا ، و خودمان جوری نکنیم که این اسلام را یک طور دیگر نمایشش بدهیم به غیر ، آنطوری که هست نمایشش بدهیم . این دیگر فرق نمی‌کند بین آن بچه طلبه و طلبه نارسی که تازه تو مدرسه رفته است و شما آقایان که از علما هستید و در مساجد هستید با سایرین ، هیچ فرقی مابین آنها نیست ، منتها شما آقایان که بزرگتر و بالاتر هستید ، مسؤ ولیت تان بیشتر است امثال من طلبه است ، اما همه مسؤ ولند ، مسؤ ولیت کم و زیاد دارد ، به حسب اختلاف نفوس ، اختلاف سعه کلمه ، کاری بکنید که اسلام از ما گله مند نباشد ، قرآن کریم از ما گله مند نباشد ، که آقایان که شما خودتان را می‌گفتید که ما مروج قرآن هستیم ، مبین احکام قرآن هستیم ، چرا خودتان یک کاری دارید می‌کنید یا کردید که اسلام یک جور دیگر جلوه کند پیش مردم . [۱۵].

امروز مسند و مسؤ ولیت ما خیلی خطرناک است

خیلی مواظب باشید ، این مسند خطرناک است ، این عمامه خطرناک است ، این محاسن خطرناک است خودتان را از این خطرها نجات بدهید ، حفظ کنید خودتان را ، این مال ما ، همه همین طور ، فرق ندارد ، اسلام مال اهل علم نیست ، اسلام مال همه است ، این امانتی است که خدا به همه داده است . شما هم اگر چنانچه فرض کنید پاسدارید و در یک جائی به اسم پاسداری اسلام ، پاسداری شدید ، شما حالا پاسدار طاغوت نیستید ، پاسدار اسلام هستید ، اگر چنانچه پاسدار اسلام هم یک کاری بکند که بگویند اینها هم مثل سابق ، در بین همین مردم ضعیف الایمان هست که می‌گویند که ایکاش نشده بود برای اینکه ما حالا از دست بعضی از مامورین بیشتر برایمان بد می‌گذرد از سابق ، ولو درست نمی‌گویند لکن خوب ، گفته می‌شود ، آنها هم که شیطانند تزریق می‌کنند به آنها یک همچو مسائلی .
این یک مساءله‌ای نیست که مربوط به من و آقا و آقا باشد ، این یک مساءله‌ای است مربوط به ملت است ، یک ملتی که اسلام را رای به او داده ، گفته است ، رای داده ملت به جمهوری اسلامی ، یعنی قبول کرده است که باید ما نظاممان نظام اسلام باشد ، آنوقت اینکه قبول کرده است که نظامش باید نظام اسلامی باشد ، پاسدار است ، برخلاف نظام اسلام عمل می‌کند ، کاسب است برخلاف نظام اسلام عمل می‌کند . نظام مال همه است ، نظام یک چیزی است که همه ملت در تحت پوشش نظم باید باشد . بازاری یک کاری می‌کند که برخلاف آن نظامی است که اسلام قرار داده است و هکذا ، ادعا کردید که ما اسلام را قبول کردیم رژیممان حالا رژیم اسلامی است ، از طاغوت منتقل شدیم به الله ، از حکومت شیطان بیرون آمدیم تحت حکومت رحمان رفتیم ، ما که این ادعامان است همه ملت رای به این دادند ، اگر کارهای زمان طاغوت را اعاده کنند ، اینها در این ادعا منافق بودند . [۱۶].

باید از حالت شیطانی به حالت رحمانی متحول شویم

کارها را باید عوض کرد ، باید تحول پیدا کرد ، باید همه ملت متحول بشود . این نباشد که ما متحول ، انقلاب چیز کردیم ، از طاغوت بیرون ، باید انقلاب باطنی بکنیم ، باید نفوسمان هم منقلب بشود ، اگر تا حالا در تحت سلطه شیطان و طاغوت بوده است ، متحول بشویم و بیرون برویم از این پوشش شیطانی به پوشش رحمانی . آن به این است که ما مطابق نظام اسلام عمل کنیم . رباخواری مخالف با نظام اسلام است ، جنگ با خداست به حسب قرآن فاذنوا بحرب من الله [۱۷]بیائید به جنگ خدا ، اینها به جنگ خدا رفتند .
اگر بازار مسلمان‌ها همان بازار زمان طاغوت باشد ، نمی‌تواند بگوید که من رژیم اسلامی را قبول کردم ، نخیر ، شما در تحت رژیم شیطان هستید و طاغوت هستید باز و هکذا همه قشرها . یک مساءله‌ای است مال همه قشرها و ما اول برای خودمان قبول می‌کنیم مساءله را و بعد هم برای همه تان . مسؤ ول اول خود ما هستیم و بعد هم همه شما فکر اسلام باشید که این مساءله را نگذارید صدمه بخورد ، از دست ما صدمه بخورد . از دست دشمن‌ها می‌خورد ، اگر دولت‌ها با هم باشند آسیب نمی‌توانند بزنند ، آسیب نمی‌توانند بزنند ، اما اگر چنانچه ماها از دست به جان هم بیفتیم ، با هم مختلف باشیم ، ماها بخواهیم هر کدامی یک کاری را انجام بدهیم ، از نظم اسلامی بیرون برویم ، از تحت فرمان حکومت اسلامی بیرون برویم ، از فرمان خدا بیرون برویم آسیب می‌بینیم ، از باطن ما را از هم منفصل می‌کنند و آسیب پذیر می‌کنند ، و الان تمام افکار ، افکار آنهائی که می‌خوردند مال این ملت را ، متوجه این معنا است . [۱۸].

کاری کنید که ایران سربلند باشد

ولی آن چیزی که باید من عرض کنم به شما آقایان که سران این جمعیت هستید ، این است که کاری بکنید که این نهضت لکه دار نشود . شما الان جزء جنود الهی هستید ، جندالله شما هستید ، شما لشکر خدائید ، کسی که لشکر خداست اگر خدای نخواسته یک کاری بکند که مرضی خدا نباشد و آنوقت یک جوری باشد که گفته بشود که خوب ، اینها هم مثل سابق ، اینها حالا دستشان رسیده به یک چیزی اینها هم زور می‌گویند به مردم ، اینها هم اذیت می‌کنند مردم را ، اینها هم مثلا مال مردم را خدای نخواسته برمی دارند ، اینطور نباشد . به جوان هایتان سفارش کنید ، از قول من سلام به همه برسانید ، سفارش کنید که شما جوان‌ها جند خدا هستید ، شما دست خدا هستید ، شماها کاری بکنید که ایران سربلند باشد در دنیا ، ما پیش خدا سربلند باشیم ، خود شما پیش خدا آبرومند باشید . یک وقتی کاری نشود که ملت‌ها ، دیگران ما را تعیب [۱۹]کنند به اینکه شما دستتان نمی‌رسید ، حالا که دستتان رسید شما هم همان هستید . بفهمانید به آنها که نه ، ما برای دنیا پا نشدیم راه بیفتیم وگرنه معقول نیست که آدم جانش را بدهد برای دنیا . کسی که دنیا را می‌خواهد جانش را می‌خواهد حفظ کند تا دنیا را ببلعد ، شمائی که جانتان را در معرض خطر قرار دادید اگر یک وقتی در بین تان یک جوانی ، یک جاهلی پیدا شد که یک کاری انجام داد خلاف موازین ، خودتان جلویش را بگیرید ، نصیحت شان کنید ، نگذارید یک طوری بشود که در دنیا منعکس بشود که ایران وقتی که به نوا رسیدند خودشان ریختند و چه کردند و چه کردند . من امیدوارم که خداوند موید شما باشد ، خداوند پشتیبان شما باشد با قدرت جلو بروید ، اتکالتان به یک مبداء قدرتی است که هیچ قدرتی در مقابل او چیزی نیست ، با همان قدرت جلو بروید و شما پیروزید بحمدالله . [۲۰].

حفظ حیثیت نظام به شماها بسته است

لکن مساءله‌ای که باید من عرض کنم و کرارا هم عرض کرده‌ام ، این است که این انقلاب در اول که واقع شد به طور سرعت و به طور غیر مترقب ، یکدفعه مثل یک جامی که بترکد یک دفعه هجوم کرد و قدرت‌های بزرگ را از بین برد . لکن بعد از اینکه این پیروزی حاصل شد ، کم کم یک سستی‌های مختصری ، یک چیزهای کمی در همه جا ، هم در کمیته‌ها و هم در دادگاه‌ها و هم در پاسداران و هم در قشرهای دیگر یک کمبودهائی پیدا شد . من باید به شما آقایان و همه ملت ایران خصوصا آنهائی که مشغول فعالیت هائی برای نهضت و انقلاب هستند عرض کنم که همانطور که پیروزی انقلاب مرهون شماهاست ، حفظ حیثیت انقلاب هم بسته به شماهاست . انقلاب ، یک دفعه انقلاب ملی است ، نه اسلامی ، یک انقلاب حزبی است ، نه اسلامی ، آن یک وضعی دارد ، یک وقت مثل انقلاب ایران که یک انقلاب اسلامی است و همه دیدیم و دیدید که جز فریاد الله اکبر و اینکه ما جمهوری اسلامی می‌خواهیم ، هیچ صدای دیگری نبود . تمام ملت در سرتاسر کشور فریاد می‌زدند که ( جمهوری اسلامی ) ، ( نه شرقی ، نه غربی ، جمهوری اسلامی ) . این یک مساءله اسلامی است و ملت ما عاشق اسلام بود که در همه اطراف با دست تهی سینه‌های خودشان را سپر کردند ، جوان‌های خودشان را بردند در میدان ، زن‌ها و مردها رفتند و مبارزه کردند و پیروز شدند . این قدرت اسلام بود والا نه حزبی می‌توانست این کار را بکند و نه ملیتی می‌توانست این کار را بکند . و اگر ملاحظه کنید ، جنبش‌های ملی و جنبش‌های حزبی ، هیچ وقت اینطور نبوده است که تمام ملت ، بچه ، بزرگ ، زن ، مرد همه یکصدا دنبالش باشند ، این قدرت اسلام بود که همه را با هم همصدا کرد و همه را با هم بسیج کرد برای اینکه پیروز بشود و پیروز شد . ملت ما اسلام را می‌خواهد و نه چیز دیگری را . اگر ملیت را می‌خواهد ، در پناه اسلام می‌خواهد . خیال می‌کنند که اگر یکصد نفر ، دویست نفر ، پانصد نفر را دور خودشان جمع کردند و یک عده هم نشریات برای خودشان درست کردند ، اینها می‌توانند یک کاری در مقابل ملت بکنند . ملت اسلام را می‌خواهد و اسلام و ملت ، روحانیت را به رسمیت شناخته است و می‌خواهد . [۲۱].

امروز آبروی نهضت بسته به کسانی است که در خدمت انقلابند

الان حفظ - این - آبروی این نهضت بسته به روحانیت است و بسته به پاسداران که پاسدار این نهضت هستند و دادگاه‌ها و همه نهادهائی که در خدمت این نهضت هستند ، در خدمت این انقلاب هستند . اسلام الان نظر دوخته است به ایران ، ببیند که اینها با اسلام چه می‌کنند ، آیا وفادار هستند به اسلام و روی مصالح اسلامی کار می‌کنند . چه در دادگاه‌ها ، چه در کمیته‌ها و چه در پاسداران انقلاب و چه در قوای انتظامی دیگر و چه در شورا و چه در هر جا ، در همه ادارات ، اسلام الان متوجه این است و نظر به این دارد که اینها چه می‌کنند . اینها با قدرت اسلام پیروز شدند ، امروز که پیروز هستند با اسلام چه می‌خواهند بکنند ؟ آیا در خط اسلام هستند و اسلام را می‌خواهند پیش ببرند و احکام اسلام را در ایران جاری کنند و انشاء الله در جاهای دیگر هم این احکام محقق بشود و نهضت صادر بشود و یا اینکه خدای نخواسته یک راه دیگری را پیش دارند ؟ امروز ، همه ما ، همه شما ، همه ملت ، همه قشرها و خصوصا قشرهائی که در خدمت انقلاب هستند و مشغول فعالیت هستند ، مسؤ ولیت بزرگ دارند مسؤ ولیت حفظ انقلاب اسلامی و حفظ آبروی اسلام و آبروی انقلاب اسلامی . اگر خدای نخواسته در قشر روحانی ، چه آنهایی که در کمیته‌ها هستند و چه آنهائی که در مدارس هستند و چه آنهائی که در شهرستان‌ها هستند ، اگر خدای نخواسته یک کار اشتباهی واقع بشود ، این اینطور نیست که بگویند فلان فرد این کار را کرده است ، به جامعه روحانیت نسبت می‌دهند می گویند آخوندها اینطورند . [۲۲].

امروز همه مسؤ ولند که آبروی اسلام را حفظ کنند

اینهایی که غرض دارند ، اینهایی که می‌خواهند روحانیت را بشکنند و اصل هدفشان اسلام است و می‌خواهند اسلام را بشکنند و چون اینها را قشری می‌دانند که خدمتگزار اسلام هستند و اینها نگهدار اسلام هستند به اینها حمله می‌کنند . اگر یک بهانه‌ای روحانیت دست اینها بدهد ، اسباب این شود که یک مطلب کوچک را بزرگ بکنند ، آن هم اگر از یک نفر صادر شده باشد ، به مطلق روحانیین نسبت بدهند . اگر در این کمیته‌های شما خدای نخواسته یک امری واقع بشود که بر خلاف موازین اسلامی است ، می‌گویند که آخوندها کمیته‌ها را گرفته‌اند و مشغول کارهای مثلا خلاف هستند . نمی‌گویند که فلان آدم اینطوری است ، می‌گویند روحانیت اینطوری است . آنهایی که می‌خواهند بشکنند روحانیت را و نمی‌توانند ببینند که روحانیین مشغول اصلاح امور هستند و دیده‌اند که تاکنون آنها بوده‌اند و هیچ کاری نتوانسته‌اند بکنند ، حالا که روحانیین آمده‌اند و سرتاسر ایران روحانی و کسانی که بسته به روحانیین هستند ، مثل پاسدارها و امثال اینها و کمیته‌ها و همه قشرهای فعال ، این اشخاصی که روشنفکر غربزده هستند ، چون دیدند آنها نتوانسته‌اند هیچ وقت یک کار مثبت صحیح بکنند ، حزب‌ها نتوانستند یک کاری انجام بدهند ، حالا که این قشرهای اسلامی و روحانی ، این قشرهائی که برای خدا بپاخاستند و جان خودشان را برای خداوند دارند فدا می‌کنند ، اینها دارند حفاظت از اسلام می‌کنند ، اینها به واسطه اینکه برای خودشان یک کمبودی متوجه شدند مشغول فعالیت شدند که این قشر را ، چه روحانی ، چه پاسدار ، چه کمیته‌ها و چه سایرین بشکنند که آن چیزی را که خودشان نتوانستند و اینها توانستند ، اینها را ناتوان عرضه بکنند . امروز روحانیت و سایر قشرهای ملت مسؤ ولند در مقابل خدا که حفظ کنند آبروی اسلام را ، حفظ کنند آبروی انقلاب را ، حفظ کنند آبروی نهضت را و این مسؤ ولیت بزرگی است ، خدمت شماها خدمت بزرگی است و مسؤ ولیت تان بزرگتر ، باید متوجه باشید . [۲۳].

به راه اسلام و در خدمت اسلام باشید

خدای تبارک و تعالی حاضر است همه جا ، شما باید حاضر بدانید او را ، در حضور خدای تبارک و تعالی خدای نخواسته چیزی که بر خلاف مشیت اوست ، بر خلاف دستور اوست عمل نکنید . به راه اسلام باشید ، برای اسلام خدمت بکنید تا اگر خدای نخواسته شکست خوردیم ، به شهادت رسیدیم ، برای اسلام باشد و شهید باشیم و اگر انشاءالله پیروز شدیم ، اسلام را پیروز کرده باشیم و سرفراز باشیم در همه جا و اسلام را در همه جای دنیا ، در همه کشورها ، اسلام را پیاده کنیم و بیرق اسلام را به اهتزاز در آوریم . آقایان عزیز من ! متوجه جهات مادی نباشید . شما نهضت که کردید برای شکم نهضت نکردید ، شما خون دادید ، نه برای اینکه پستی پیدا بکنید ، در ذهن شما اینها نبود . شما آنوقت که در میدان‌ها می‌رفتید و در خیابان‌ها می‌رفتید و با توپ و تانک مواجه می‌شدید اصلا در فکر این نبودید که ما پیش ببریم تا بشویم رئیس یک چیزی ، تا بشویم دارای کذا . شما برای خدا بود و پیش بردید ، برای خدا باشد و به پیش بروید . اگر یک کمبودی مادی برای شما باشد ، اعتنا به آن نکنید برای اینکه شما برای مادیات قیام نکردید و برای مادیات عمل نمی‌کنید ، همانطوری که در صدر اسلام آنهائی که سربازان اسلام بودند برای خدا کار می‌کردند ، با یک خرما در شب و روز ، گاهی با یک دانه خرما شب و روز گاهی زندگی می‌کردند و برای اسلام خدمت می‌کردند و بعد هم که پیروز می‌شدند در صدد این نبودند که رئیس یک جایی باشند و یک پستی برای آنها باشد . شما قصدهای خودتان را برای خدا خالص کنید ، برای خدای تبارک و تعالی عمل کنید . این عبادت است ، خالص باشید در این عبادت . این نهضت تمامش عبادت بود ، این انقلاب تمامش عبادت است و شما خالص باشید در این عبادت ، خداوند همراه شماست . [۲۴].

کاری نکنید که به دست خودمان اسلام را از پا درآوریم

از این جهت وظیفه هر کسی که در هر جا مشغول خدمتی است ، در راس همه خدمت‌ها این است که موازین اسلامی را حفظ بکنند . اگر بنا شد که مثلا پاسدار اسلامی موازین اسلامی را حفظ نکند ، این مثل این است که روحانی اسلامی موازین اسلام را حفظ نکند . همانطوری که اگر روحانی اسلامی موازین اسلامی را حفظ نکند ، آن به اسلام صدمه وارد می‌شود ، این هم وقتی الان شده است جزء دستگاه اسلام ، جزو بنگاه اسلام ، اگر بنا باشد که یک وقت خدای نخواسته صدای مردم درآید از اینها ، بگویند که اینها مثل سابق بودند ، آنها هم که غرض دارند همین مسائل مطبوعات خارجی و در بوق‌هاشان بلند کنند که اینها دارند چه می‌کنند و چه می‌کنند و مسائل ، مسائل کمونیستی است ، نه مسائل اسلامی . آنوقت آنها هم بگویند که اسلام هم این است ، فرقی ندارد ، یک دسته هم که خودشان را به اسم اسلام شناسی جا زدند ، اینها هم همان مسائل را به اسم اسلام درست بکنند ، این پوسیدگی است که از باطن برای نهضت پیدا می‌شود که شما هر چه ظاهرش را خیلی پر سروصدا درست کنید ، تزیین کنید ، یک وقت مطلع می‌شوید که از باطنش پوسید و رفت از بین همانطور که گفتم که مثل یک خربزه می‌ماند که خیلی هم به آن خدمت بکنید ، خیلی هم کارهایش را درست بکنید ، لکن در باطنش یک کرمی است که آن کرم دارد خرابش می‌کند ، بعد هم خربزه را می‌کنید می بینید خربزه کرم زده است . کاری نباید بکنند ، همه قشرهائی که الان مشغول خدمتند ، قشر روحانی که مشغول خدمت است و مثلا دادگاه‌ها و اینها ، قشر پاسدارها ، قشر نظامی‌ها ، ارتشی‌ها ، اینهائی که همه الان در خدمت اسلام و برای اسلام مشغولند ، اینها کاری نکنند که ما به دست خودمان اسلام را از پا درآوریم ، اسلام را در نظر خارج و داخل جوری جلوه بدهیم که برخلاف آنی است که هست ، عدالت در کار نباشد ، موازین در کار نباشد ، یک برنامه اسلامی در کار نباشد ، هرج و مرج و هر کی هر کاری دلش می‌خواهد بکند . آنکه من به حسب کلی باید بگویم و همه را تنبه بدهم این است که نباید در هر امری هی قدرت نمائی بشود باید همه قشرهائی که مشغول برای خدمتند و خودشان هم می‌گویند برای اسلام است ، باید گوششان به این باشد که اسلام چه می‌گوید ما هم به تبع او باشیم . [۲۵].

لازمه انتساب به جمهوری اسلامی این است که افعال و رفتارمان اسلامی باشد

شما امروز از قوای انتظامی جمهوری اسلامی هستید ، با دیروزتان فرق دارد ، دیروز خواه ناخواه از رژیم طاغوت بودید و حالا از رژیم اسلام هستید و بین این دو تا همانطوری که به حسب واقع فرق دارد یکی رژیم شیطان است ، یکی رژیم الله . آنهایی هم که منتسب به این دستگاه هستند با آنهائی که پیشتر بود فرق می‌کند ، فرق این است که امروز باید همه گروه هائی که مربوطند به جمهوری اسلامی ، چه دولت و دستگاه‌های اداری و چه ارتش و ژاندارمری و شهربانی و پاسدارها و اینها که قوای انتظامی هستند که اشخاصی هستند ، گروه هائی هستند که بالاصاله مربوط به جمهوری اسلامی هستند ، اینها باید اعمالشان هم ، افعالشان هم ، عقائدشان هم و اخلاقشان هم مناسب باشد با جمهوری اسلامی ، آن اخلاقی که سابقا مثلا بعضی‌ها داشتند که مناسب بود با طاغوت ، اگر خدای نخواسته از او در نفوس آثاری هست این آثار را باید مجاهده کنند تا زدوده بشود ، یعنی الان شما آقایان مسؤ ولیت زیاد دارید و عملتان هم یک عمل شریف است ، عمل شریفی است که اسکلت جمهوری اسلامی بسته بوجود شماهاست و مسؤ ولیت تان زیاد است ، برای اینکه اگر سابق یک کاری از شما خدای نخواسته انجام می‌گرفت می گفتند در رژیم طاغوتی باید اینجوری باشد ، اما اگر حالا خدای نخواسته یک مساءله‌ای که برخلاف رویه اسلام است انجام بگیرد گفته می‌شود که ارتش اسلامی هم همین است . [۲۶].

دشمنان در صدد سوء استفاده از اشتباهات ما هستند

شما می‌دانید که قلم‌ها و زبان‌های خائنی هستند و با آن چشم‌های خیانتکار مراقب هستند که یک چیز پیدا بکنند از یک گروهی ، از گروه‌های اسلامی و این را زیادش کنند و کم کم برسند به اینکه خوب ، این رژیم هم رژیم طاغوتی است مثل آن رژیم . همین امروز صبح من در یک مجله‌ای که مربوط به بختیار بود اینجا آورده بودند من دیدم که ایشان می‌گوید این رژیم هم رژیم طاغوتی است و مشغول چپاولگری و مشغول کذا هست و در یکی از نوشته‌ها بود که الان در ایران بعضی جاها حکومت نظامی است برای اینکه از این رژیم برگشتند و حالا دارند با فشار و زور و با چیز مردم را دارند رام می‌کنند . خوب ، اینها چیزهایی است که در خارج ایران اینها منعکس می‌کنند . حالا که چیزی دستشان نیست اینطور می‌گویند ، اگر یک وقت یک بهانه‌ای به دستشان بیاید ، ما آنطوری که باید عمل کنیم عمل نکنیم ، این بهانه اسباب این می‌شود که آن قلم هائی که می‌خواهند بشکنند این نهضت را و نمی‌توانند ببینند که یک رژیم اسلامی در کار هست ، آنها مشغول فعالیت می‌شوند و آلوده می‌کنند این نهضت را . ما باید این مکتب خودمان را حفظشان بکنیم ، یعنی الان این مکتب اسلام دست ماها و شماست و این مکتب باید محفوظ باشد . ماها کاری نکنیم که به مکتبمان ایراد بگیرند ، آنهائی که می‌خواهند ایراد بگیرند به مکتب ایراد می‌گیرند برای اینکه با مکتب بد هستند . یک مکتبی که می‌بینند این قابل دوام است ، وقتی هرج و مرج بود و مکتبی تو کار نبود ، این چیزی نبود ، اما اینها که یک مساءله مکتبی دارند می‌بینند هست و قابل دوام ، به مکتب ایراد می‌گیرند . [۲۷].

وظیفه ما در حفظ نهضت اسلامی سنگین است ولی باید عمل کرد

ما موظفیم که این مکتب را حفظش کنیم که اگر حفظ نکنیم آسیب برمی دارد . باید کاری بکنیم که آسیب بر ندارد و آن کار این است که اگر چنانچه در هر جا هستیم به وظائفی که آنجا هست عمل بکنیم . اگر یک کشوری همه اشخاصی که در آنجا هستند وظیفه شناس بودند و به آن وظیفه و کاری که به او محول است ، خوب انجام بدهد ، آن کشور زود اصلاح می‌شود . اگر ارتش افرادش وظیفه شناس باشند ، یعنی بدانند که این وظیفه این است ، خصوصا حالا که برای اسلام است ، وظیفه اسلامی این است و اگر ژاندارمری هم همین طور و پاسدارها هم همین طور ، پاسبان‌ها هم همین طور ، این زود اصلاح می‌شود و اگر چنانچه خدای نخواسته از زیر باز وظیفه بخواهند در بروند ، خیال کنند که حالا که آزاد شد هر کاری آدم دلش بخواهد بکند ، هر کاری از دستش آمد و بخواهد بکند ، روی وظایف عمل نکند ، این منتهی به هرج و مرج می‌شود و آسیب می‌بیند . آنها الآن درصددند که اثبات کنند به خارج که ایران استقرار ندارند ، ایران هرج و مرج است ، و می‌خواهند که یک وقت بخواهند یک دخالتی بکنند ، افکار عمومی دنیا را مهیا کرده باشند برای آن کار ، الان مشغول همین هم هستند و همه تبلیغاتشان برای همین معناست که منعکس بکنند که ایران الان به وضع هرج و مرجی دارد می‌گذرد ، در هیچ جا یک نظمی نیست ، در هیچ جا وظیفه شناسی نیست ، هر که هر کاری دلش بخواهد بکند . این برای ما بسیار وظیفه آور است ، برای ما بسیار سنگین تمام می‌شود که ما را جوری معرفی بکنند در دنیا که به آنها حق بدهند که با قوای انتظامی بیانید برای تربیت ما ، کانه ما یک جمعیتی هستیم که تربیت نداریم ، یک جمعیتی هستیم که هرج و مرج طلبیم ، یک جمعیتی هستیم که نظمی تو کارمان نیست و لاعلاج باید یک قیمی بیاید برای اینکه ما را تربیت کند ، این دردناک است برای یک کشوری که نهضت اسلامی کرده ، از این جهت وظیفه اسلامی است و سنگین ولی باید عمل کرد . [۲۸].

ما در مقابل همه کارهایمان مسؤول هستیم

ما همه ، تمام افرادی که در کشور مشغول یک خدمت هستند و همین طور ملت که آن هم بحمدالله مشغول خدمت به این جمهوری اسلامی هستند ، ما همه مسؤ ول هستیم کلکم راع و کلکم مسؤ ول . ما در همه امور ، در همه کارهائی که انجام می‌دهیم ، در اموری که در افکار ما می‌گذرد ، در محضر حق تعالی هستیم ، تمام عالم محضر اوست . خلجان هائی که در قلوب همه می‌گذرد ، در محضر اوست و ما همه در هر امری که در دست ماست و در هر مسؤ ولیتی که در این کشور به عهده داریم ، مسؤ ولیت بزرگی پیش خدای تبارک و تعالی داریم . تمام افرادی که در جبهه‌ها به جنگ مشغولند و تمام کسانی که جان خودشان را فدای اسلام می‌کنند ، همه اینها در محضر خدای تبارک و تعالی هستند و اجر هیچ یک از افراد ضایع نخواهد شد چیزی که برای خداست باقی است ما عندکم ینفذ و ما عندالله باق [۲۹]هر چیزی که از ما هست ، اینها از بین می‌رود و آن چیزی که برای خداست و تقدیم به محضر خداست او باقی می‌ماند . [۳۰].

امروز آبروی جمهوری اسلامی بسته است به آبروی متصدیان امر

من به همه کسانی که در این کشور الان مشغول یک خدمت هستند عرض می‌کنم که توجه داشته باشید که آبروی جمهوری اسلامی که آبروی اسلام است ، حفظ کنید . جمهوری اسلامی امروز آبرویش بسته است به آبروی متصدیان امر و هر کس در هر مقامی که هست ، مسؤ ولیت به اندازه حجم آن مقام دارد . حجم مسؤ ولیت به اندازه حجم مقامی است که شخصیت‌ها دارند یا گروه‌ها دارند و توجه کنید که مبادا خدای نخواسته کارهائی از شما ، از گروه هائی که در این کشور خدمت می‌کنند ، سر بزند که با جمهوری اسلامی سازش نداشته باشد . باید کارها را تطبیق بدهید با اسلام و با جمهوری اسلامی اگر فی المثل شما در هر مقامی که هستید ، از مقام ریاست جمهور تا بیاید به آنجائی که به مردم عادی منتهی می‌شود و افرادی که در این دستگاه‌ها مشغول خدمت هستند ، از آن کارمند کوچک و آن کسی که دم در برای پذیرش اشخاص گماشته شده‌اند تا آن مقام بالایی که باید رسیدگی به امور مسلمین بکند ، همه آنها مسؤ ول هستند . کجروی‌ها در محضر خداست و راست روی‌ها هم در محضر اوست ما باید فکر این باشیم که این کارهائی که به عهده ما قرار داده شده است ، این کارها را طوری انجام بدهیم که مرضی خدای تبارک و تعالی باشد و ما اگر اینجا بتوانیم از مسؤ ولیت مقامات اینجا یک وقت شانه تهی کنیم یا کاری بکنیم که آنها توجه نکنند ، ملائکه الله هستند و ثبت می‌کنند و یک روزی سوال می‌شود از ما . [۳۱].

طبق موازین اسلامی خدمت کنید

گاهی می‌شود که کارهای به ظاهر اسلامی ، لکن با بی توجهی و خلاف اسلام واقع می‌شود فی المثل اشخاصی می‌خواهند خدمت بکنند ، پاسدارها می‌خواهند خدمت بکنند ، پلیس می‌خواهد خدمت بکند و قصدش هم خدمت است ، لکن گاهی در کیفیت عمل ، طوری می‌شود که معصیت می‌شود . مثلا من از این کارهای جزئی ، خرده کاری‌ها شروع می‌کنم مثلا می‌خواهند در کمیته‌ها ، در جاهایی که برای بسیج مهیا هستند می‌خواهند اینها خدمت بکنند ، لکن گاهی همین‌هایی که می‌خواهند خدمت بکنند ، یک کارهایی انجام می‌دهند که با موازین اسلامی درست درنمی آید ، مثل اینکه نصف شب‌ها شروع می‌کنند به فریاد و شعار دادن و دعا خواندن و تکبیر گفتن ، در صورتی که همسایه‌ها هستند و ناراحت می‌شوند ، مریض‌ها هستند ، معلولین هستند ، بیمارستان‌ها هست و اینها رنج می‌برند و شما یک چیزی را که می‌خواهید عبادت باشد ، معصیت کبیره می‌شود اگر در سحر فرض بکنید یک عده‌ای بخواهند دعای وحدت بخوانند ، خوب می‌شود در داخل منزل خودشان ، در داخل آن محلی که هستند ، در آن داخل ، خودشان بخوانند ، برای خدا می‌خواهند بخوانند و بلندگو اگر دارند ، بلندگو را در داخل بگذارند که صدا بیرون نیاید . گاهی پیش من اشخاصی می‌آیند و شکایت می‌کنند که تمام آرامش ما را بعضی از این گروه‌ها به هم می‌زنند و حتی ما خواب نداریم شما می‌خواهید یک کار عبادی بکنید ، می‌خواهید تظاهر کنید ، می‌خواهید چه بکنید ، تبلیغ کنید ، دعا بخوانید شما ، دعا بین خودتان و خداست . فرضا بخواهید یک اجتماعی باشد که در آن اجتماع ، دعا خوانده بشود ، اینجا نباید بلندگوهای بزرگ را ، پر قوه را بیرون بگذارند و تمام افرادی که در این محله هستند یا محله‌های دور هستند ، رنج ببرند از این کار اینها معصیت کبیره است که الان متوجه شدید ، دیگر عذر ندارید اذیت مسلم و آزار مومنین ، از بزرگترین گناهان کبیره است . شما می‌خواهید تبلیغ کنید ، در بین خودتان می‌خواهید بکنید ، بکنید ، مانعی ندارد در مراکز خودتان هر چه می‌خواهید دعا بکنید ، هر چه می‌خواهید تبلیغ کنید ، هر چه می‌خواهید شعار بدهید . لکن ملاحظه مردم ضعیف را ، مردمی که روز ، کار کردند و حالا می‌خواهند استراحت کنند ، این مرضائی که در بیمارستان‌ها هستند ، این معلولینی که از خود شما هستند و در جنگ‌ها معلول شده‌اند و حالا می‌خواهند استراحت کنند ، این فریادهای شما نمی‌گذارد آنها استراحت کنند این یک امر پائینی است که من عرض کردم ، که از اینجا باید رتبه رتبه بالا برود مثلا فرض کنید که شما می‌خواهید ، پاسدارهای عزیز و سایر اشخاصی که متصدی این امور هستند ، می‌خواهند یک خانه‌ای را که فهمیده‌اند که خانه تیمی است ، آنجا را قبضه کنند ، البته باید هم بکنند لکن قبلا باید آنطور بررسی بشود که صد در صد این خانه ، خانه تیمی است که خدای نخواسته یک وقت در یک خانه‌ای به خیال خانه تیمی وارد بشوند به یک عده زن و بچه مردم و تا آمده‌اند بفهمند چی است ، چند تا از بچه هایشان یا خدای نخواسته تلف شده‌اند یا زخمی شدند . شما کار اسلامی می‌خواهید بکنید ، لکن یک وقت سر از یک کار بسیار جنایت بزرگی سر درمی آورد . [۳۲].

رفتار غیر انسانی خدمتگزاران ، به آبروی اسلام صدمه می‌زند

باید تمام اموری که انجام می‌دهید متوجه باشید که در محضر خداست و مسؤ ولیت شما دارید ، مسؤ ولیت اینجا هم دارند لکن آن مهمش مسؤ ولیت الهی است . یا در فرض بفرمائید که هر یک از این ادارات دولتی که هست ، که می‌خواهند خدمت کنند به مردم ، از آن کسی که دم در هست ، پیشخدمت هست ، تا آنجائی که مثلا جای رئیس هست ، باید توجه داشته باشند که همه خدمتگزار این مردم هستند ، همه اجیر این مردم هستند ، اجرت از اینها دارند می‌گیرند برای خدمت و باید با مردم رفتارشان رفتار انسانی ، اسلامی باشد . اینطور نباشد که یک کسی حالا احتیاج پیدا کرده که پیش این فرض کنید رئیس برود ، از دم در ، ناملایم ببیند خوب ، در رژیم سابق این مسائل بود و همه ما مناقشه می‌کردیم ، اگر حالا هم بنا باشد که یک همچو مسائلی باشد ، این به آبروی اسلام ضرر می‌زند . آنوقت می‌گفتند رژیم شاهنشاهی ، حالا شما یک کار نکرده را در تبلیغاتی که در خارج می‌شود ، بوق می‌زنند برایش ، فرضا از اینکه یک کاری انجام بدهید ، یک کاری خدای نخواسته برخلاف موازین انجام بدهید یا فرض کنید در جبهه‌ها که بحمدالله همه شماها منسجم و مشغول خدمت هستید ، وقتی که اسرا را می‌گیرید ، اسرای مجروح را می‌گیرید یا اسرای سالم را می‌گیرید ، توجه بکنید که اینها اسیر شما هستند ، اینها امروز تحت سلطه شما هستند و شما با اسرا باید رفتارتان رفتار بسیار اسلامی و انسانی باشد که وقتی این اسرا یک وقتی در محال خودشان رفتند ، همه برای شما تبلیغ کنند ، نه اینکه خدای نخواسته برای یک کار جزیی ، اینها دشمن بشوند و وقتی رفتند ، در محال خودشان تبلیغ سوء بکنند . اینها مسائلی است که باید تمام جهاتش را ملاحظه کرد استانداری‌ها موظفند به اینکه تمام افرادی که در حیطه فرمان آنها هست تحت نظر داشته باشند . تمام این افراد خدمت باید بکنند ، خدمتگزار هستند ، استاندارها خدمتگزار هستند ، خدمت اینها بالاتر است ، مسؤ ولیت اینها هم بالاتر است ، باید اینها خدمت به مردم بکنند و توجه کنند که مبادا یک وقت یک کسی احتیاج به استاندار داشته باشد نتواند او را ببیند ، این همان طاغوت است که نمی‌گذارد اینطور بشود . اگر بنا باشد که حالا هم باز این تشریفاتی که در آن زمان بود باشد ، نمی‌شود که ما جمهوری را اسلامی حساب کنیم البته نظام ، لازم است و هرج و مرج نیست لکن زیاده روی کردن و مردم را تحت فشار گذاشتن ، این یک مساءله غیر اسلامی است . [۳۳].

امروز همه مراقب ما هستند که ببینند چه می‌کنیم

ما تحت مراقبت هستیم . همانطور که شما پاسداران عزیز و همه پاسداران این ملت مراقبت می‌کنند از کشور ، دست هائی به دنبال این هستند که دست هائی که می‌خواهند با توطئه‌های شیطانی این نهضت را خاموش کنند یا سست کنند ، شماها مراقبت دارید تا اینکه جلوگیری بکنید ، چشم هائی هم هست که از شما مراقبت می‌کند ، چه چشم‌های دشمنانتان و چه چشم‌های دوستانتان و چه مراقبت‌های ملائکه الله و چه مراقبت خدای تبارک و تعالی . همه تحت مراقبت هستید . همانطوری که شما مراقبت می‌کنید از خرابکارها ، تحت مراقبت هستید که مبادا خرابکاری بکنید . امروز غیر از دیروز است . دیروز که کشور ما طاغوتی بود ، اگر افراد یک خلافی می‌کردند در دولت طاغوت بود ، جرم سبکتر بود و افراد عادی اگر خلاف بکنند خلاف است لکن جرم سبکتر است . امروز از دو جهت خلافها سنگین تر است و خطاها بزرگتر . از یک جهت که مملکت جمهوری اسلامی است و چشم آنان دوخته شده است به این جمهوری اسلامی . دشمنان دارند مراقبت می‌کنند دارند توجه می‌کنند ، ما را تحت مراقبت قرار داده‌اند که ببینند این جمهوری اسلامی چیست ، واقعیت این جمهوری اسلامی چیست . واقعیت هر رژیمی و هر حکومتی ، از اجزاء آن رژیم و اجزاء آن حکومت و اعمال آنها این واقعیت پیدا می‌شود و معلوم می‌شود . اگر چنانچه امروز که ما جمهوری اسلامی ادعا می‌کنیم که هست ، رژیم فاسد بحمدالله که رفت و حالا به حسب راءیی که همه دادید به جمهوری اسلامی ، جمهوری اسلامی مستقر شد ، اگر از مردم عادی هم خطائی صادر بشود جرمش زیادتر است از دیروز . دیروز در حکومت طاغوت بود ، امروز در حکومت حزب الله است . در حکومت پیغمبر اکرم اگر چنانچه کسی خلاف بکند فرق دارد تا اینکه در حکومت طاغوت خلاف بکند . از این جهت همه ملت تحت مراقبت هستند ، هم چشم‌های دشمن‌ها دوخته شده است که از شماها ، از ماها ، از اجزاء این ملت ، از افراد این ملت که اینها رای دادند که حکومت اسلام ، جمهوری اسلامی ، مناقشه کنند ، خرده گیری کنند خرده گیری ، نه خرده گیری شخصی به افراد که بگویند فلان اینطور بود ، مناقشه به اینکه جمهوری اسلامی این است . آنها مراقب این مطلب هستند . آنهائی که با جمهوری اسلامی مخالفند کم نیستند ، در مسلمین هم زیادند . حکومت‌های طاغوتی که الان در بلاد مسلمین هست بسیاری از آنها ، آنها هم با حکومت جمهوری اسلامی مخالفند . در صورتی که اکثر افراد خارجی هائی هستند که به اسلام اعتقاد ندارند ، آنها هم اکثرشان ، البته خیلی‌هاشان اسلام را محترم می‌دارند یعنی بسیاری شان حکومت‌هاشان مخالفند با اسلامی و جمهوری اسلامی . در داخل هم ما زیاد داریم اینطور . [۳۴].

امروز گناه شخص را به حساب مکتب می‌گذارند

همین الان در داخل هم بسیار هست از اینهائی که با جمهوری اسلامی مخالفند . با جمهوری مخالف نیستند با جمهوری اسلامی اش مخالفند . اینها همه چشم هایشان را دوخته‌اند که از ما یک خطائی ببینند یکی را هزار تا کنند ، در نوشته‌هاشان ، در مجله‌هاشان در روزنامه‌هاشان خارج ، داخل یک مطلب جزئی را بزرگش کنند . این اشخاص دشمن با ما هستند که با قلم‌های زهر آلودشان می‌خواهند این نهضت را آلوده کنند ، ننگین کنند ، به عالم نمایش بدهند که اسلام هم همین است . حالائی که اسلامی شده است و اینها ادعا می‌کردند که حکومت اسلامی یک حکومت عدالت است ، دولت اسلام دولت عادل است ، پاسبان اسلام یک پاسبان عادل است . اگر خدای نخواسته یک اشتباه و خطائی بکنیم اینطور نیست که یک شخص اشتباه کرده ، یک شخص خطا کرده ، پای شخص اینها حساب نمی‌کنند ، اینها که می‌خواهند مکتب ما را آلوده کنند پای مکتب حساب می‌کنند یعنی بی انصافی می‌کنند . شخص اگر یک کاری کرد به مکتب مربوط نیست لکن آنها دنبال اینند که گناه شخص را پای مکتب بگذارند . بنابراین از من تا آقا ، تا همه اقشار ملت الان پاسداری از اسلام به این معنا که همچو پاسداری بکنند که بهانه دست این اشخاصی که بهانه گیر هستند و جرم من و جرم شما را پای مکتب حساب می‌کنند ، یک همچو بهانه‌ای دست اینها ندهید ، از خودمان پاسداری کنیم ، بدانیم که ما تحت مراقبت دشمن هستیم ، تحت مراقبت دوست هستیم ، تحت مراقبت اولیاء خدا هستیم ، تحت مراقبت خدا هستیم . عالم محضر خداست ، الان ما در محضر خدا هستیم ، خدا همه جا هست ، حضور دارد . اگر خلافی بکنیم در حضور خدا خلاف کردیم ، در محضر خدا خلاف کردیم . و با ادعا به اینکه جمهوری اسلامی است و الان هم رژیم ، رژیم جمهوری اسلامی است ، اگر خدای نخواسته به وظائفی که باید پاسدار عمل کند عمل نکنیم ، من هم پاسدارم آقا هم پاسدار است و شما همه ، همه ملت اسلام پاسدار اسلام کلکم راع و کلکم مسؤ ول همه باید رعایت بکنند ، همه مسؤ ول هستند . اگر بنا باشد که خدای نخواسته در یک قطعه از زمان که حساسترین قطعات زمان است بر کشور ما و بر اسلام ، اگر خدای نخواسته از پاسدار ، چه پاسدار روحانی که آنها هم همه پاسدارند ( روحانیون ) و چه شما آقایان که پاسدار هستید ، اگر از این دو قشر پاسدار اشتباه و خطائی واقع بشود ، اینهائی که دشمنند پای اسلام حساب می‌کنند ، دوستان نه ، دشمن‌ها پای اسلام حساب می‌کنند و مکتب ما را می‌کوبند . و این یک مسؤ ولیت بزرگی است برای همه . اینطور نیست که من خیال کنم یا شما خیال کنید که خوب معصیت کارم و بینی و بین الله مثلا چه . نه مساءله این نیست مساءله مکتب است ، مساءله اسلام است . الان ما در یک وقتی واقع شدیم که حیثیت اسلام دست ماهاست . اگر ما در رژیم سابق یک اشتباه و خطائی می‌کردیم پای اسلام حساب نمی‌شد این یک رژیم طاغوتی بود ، نمی‌گفتند که دولت اسلامی کذا ، می‌گفتند در دولت طاغوت این واقع شده است . دشمنان هم نمی‌گفتند که دولت اسلامی ، در اسلام این است . دولت‌ها هم نمی‌گفتند . امروز که اسلام است امروز که دولت اسلامی است ، مملکت رژیمش جمهوری اسلامی است ، شماها پاسدار اسلام ، همه ما انشاء الله پاسدار اسلام هستیم ، اگر چنانچه حالا یک خطائی واقع بشود فرم این خطا با خطای سابق فرق دارد ، برداشت دشمن‌های ما در این جمهوری اسلامی با برداشتشان در رژیم طاغوتی فرق دارد پای اسلام حساب می‌شود . [۳۵].

امروز همه در این مسؤ ولیت بزرگ مشترکیم

این یک مسؤ ولیت بزرگی است به عهده ما ، مسؤ ولیت بسیار بزرگی است به عهده این آقا که سر پرست پاسداران هست ، این مسؤ ولیت بزرگی است به عهده هر یک ، یک شما که عده‌ای در تحت نظارت شما هست ، مسؤ ولیتی است برای خود آن افرادی که پاسدار هستند ، همه در این مساءله مشترک هستیم که مسؤ ولیت داریم . من یک جور مسؤ ولیت دارم ، آقا یک جور مسؤ ولیت دارد ، شما آقایان یک جور مسؤ ولیت دارید ، قشرهای ملت ، پاسدارهای دیگر ، قشرهای دیگر همه مسؤ ولیت داریم برای اینکه امروز خطای ما خصوصا خطای قشر روحانی و قشر پاسدار ، قشر پاسدارهای اسلام ، اینها پای اسلام حساب می‌شود یعنی دشمن‌های ما می‌آیند ثبتش می‌کنند به نام اسلام و در خارج و داخل ، در خارج با صراحت ، در داخل با اشاره منعکس می‌کنند که جمهوری اسلامی همین است . حالا که ما هیچ کاری نکردیم ، معممین دیکتاتوری نکردند ، خوب حالا دارند به ما می‌گویند دیکتاتور . معممین متوجه باشند که اشخاص می‌خواهند برای شما مناقشه کنند . اگر خدای نخواسته در یک جا یک معممی یک خلافی بکند ، یک روزی خدای نخواسته به کسی زور بگوید ، می‌گویند همه آخوندها دیکتاتور هستند همه دیکتاتورند ، از آنوقت تا حالا دیکتاتوری محمد رضا بود ، حالا دیکتاتوری عمامه و کفش است . اینها دنبال اینند که درست کنند و ما باید مراقبت کنیم . این مراقبت یک مراقبتی که شما از دزدها می‌کنید ، خیانتکارها می‌کنید ، این مراقبت بالاتر است . این مراقبت یک مراقبتی است که اساس اسلام در خطر است ، مکتب در خطر است . [۳۶].

اساس این است که مکتب شکست نخورد

اگر فرض کنید که توطئه‌ها جمع بشود خدای نخواسته ( همه توطئه هائی که می‌گویند هست ولو باور نکنید که اساسی دارد ، لکن خوب شایعات است ) شما اگر فرض کنید که توطئه‌ها همه با هم جمع بشود و شما پاسدارها و این آقا و این بنده و همه را بیایند از بین ببرند اما مکتب مان محفوظ باشد ، ما شکست نخوردیم ، ما به وظیفه مان عمل کردیم ، نتوانستیم مطلب را به آخر برسانیم چون قدرت نداشتیم . حضرت امیر صلوات الله علیه نتوانست در جنگ معاویه غلبه کند ، مغلوب شد یعنی همان اشخاصی که باخودش بودند ، همان اشخاص مخالفت کردند با او و مغلوبش کردند ، لکن مکتبش محفوظ بود . سیدالشهدا مکتبش محفوظ بود و خودش شهید شد . شهادت گاهی مکتب را پیش می‌برد و شاید اکثرا اینطور باشد . خدا نکند که یک وقت شهادت مکتب پیش بیاید ، اسلام را لکه دار کنند ، جمهوری اسلامی را بگویند این رژیم مثل همان رژیمی ، برای اینکه ما باید از افرادش ، از اشخاصی که تبع او هستند بشناسیم و ما وقتی که اطراف و افرادش را ملاحظه می‌کنیم می بینیم اینها از همان سنخ کارها می‌کنند ، اینها هم منزل مردم می‌ریزند . بحق هم باشد نباید کرد ، در صورتی که بحق هم باشد ، نباید یک کاری کرد که صورت ، صورت باطل است ، ولو واقع حق است ، بعضی به او صورت باطل می‌دهند . تحت مراقبت هستیم و هستید . این مراقبت از دشمن که دنبال اینند که ما را معرفی کنند به دنیا که اینها اینطور هستند . شما ملاحظه کردید که یک عده معدود جنایتکاری که اگر وجودش محفوظ می‌ماند ، مثل یک غده سرطانی جامعه را فاسد می‌کرد ، این عده معدود را شما ملاحظه کردید که وقتی که دادگاه اسلامی اینها را حکم به اعدام کرد و اعدام کرد سرو صدا از اطراف بلند شد و ما را به عنوان هیتلر خواندند . قضیه را می‌دانند ، لکن دنبال اینند که یک چیزی از ما پیدا بکنند و یکی را هزار تا بکنند . [۳۷].

کاری نکنیم که امام زمان سلام الله علیه پیش خدا شرمنده شود

و ما باید مراقب باشیم . این مراقبت دشمن‌ها و مراقبت اولیاء خدا و دوستان شما که آنها هم انشاءالله دوستان شما هستند شما هم دوستان آنها هستید و مراقبت ذات مقدس حق تعالی از همه مان ، همه تحت مراقبت هستیم . پاسدارهای معنوی ملائکه الله به همه ما اشراف دارند که ما چه می‌کنیم ، در این پاسداری ما چه می‌کنیم در این آزادی که الان پیدا شده ، این قدرتی که الان به دست شماها افتاده است . الان شما قدرتمند شده‌اید دیگر پیشتر آنها قدرتمند بودند چه کردند و چه کردند ، حالا ببینید که الان که قدرت دست شما افتاده است و شما بحمدالله غنائم جنگی را گرفتید ، تفنگ‌ها را از دست آنها گرفتید و دست خودتان است و الحمدلله پاسداری هم دارید می‌کنید و امید است که انشاءالله تا آخر بروید ، حالا ببینید که تحت مراقبت هستید . نامه اعمال ما می‌رود پیش امام زمان سلام الله علیه هفته‌ای دو دفعه ( به حسب روایت ) من می‌ترسم ما که ادعای این را داریم که تبع این بزرگوار هستیم ، شیعه این بزرگوار هستیم اگر نامه اعمال را ببیند و می‌بیند تحت مراقبت خداست نعوذ بالله شرمنده بشود . شما اگر یک فرزندتان خلاف بکند شما شرمنده می‌شوید اگر این نوکر شما خلاف بکند شما شرمنده‌اید . در جامعه آدم شرمنده می‌شود که پسرش این کار را کرده یا نوکرش این را کرد . یا اتباعش این کار را کرده . من خوف دارم که کاری بکنیم که امام زمان سلام الله علیه پیش خدا شرمنده بشود . اینها شیعه تو هستند این کار را می‌کنند . نکند یک وقت خدای نخواسته یک کاری از ماها صادر بشود که وقتی نوشته برود ، نوشته هائی که ملائکه الله مراقب ما هستند ، رقیب هستند ، هر انسانی رقیب دارد و مراقبت می‌شود ، ذره هائی که بر قلب‌های شما می‌گذرد رقیب دارد ، چشم ما رقیب دارد ، گوش ما رقیب دارد زبان ما رقیب دارد ، قلب ما رقیب دارد . کسانی که مراقبت می‌کنند اینها را ، نکند که خدای نخواسته از من و شما و سایر دوستان امام زمان سلام الله علیه یک وقت چیزی صادر بشود که موجب افسردگی امام زمان سلام الله علیه باشد . مراقبت کنید از خودتان ، پاسداری کنید از خودتان . اگر بخواهید این پاسداری شما ، در دفتری که پاسداران صدر اسلام در او ثبت است در آن دفاتر ثبت بشود ، همانطور که آنها پاسداری می‌کردند از خودشان ، شما هم از خودتان پاسداری کنید تا ثبت بشود آنجا . [۳۸].

متاع بزرگمان اسلام را آنطوری که هست به عالم عرضه کنیم

خدای تبارک و تعالی شما را انشاءالله از پاسداران اسلام ، قرآن و احکام خدا قرار بدهد و همه ملت را پاسدار قرار بدهد . خدای تبارک و تعالی به شما سعادت عنایت کند و شما را پاسدار خودتان قرار بدهد . خدای تبارک و تعالی همه شما را عزت سلامت و عظمت و قدرت دهد که این مملکت را همانطور که تا حالا به پیش راندید و دست‌های خائنین را قطع کردید از این به بعد هم به پیش برانید و این تتمه‌ها را از بین ببرید . یک مملکت اسلامی که ما بتوانیم عرضه کنیم که ما این را می‌خواستیم و اگر شما متاعتان را آنطوری که هست عرضه کنید همه از شما می‌پذیرند . متاع خوب را همه می‌پذیرند و متاع ما خوب است ، مگر خودمان خرابش کنیم . متاع ، قرآن است ، اسلام است . اگر خدای نخواسته ما یک تصرفی از پیش خودمان نکنیم ، یک کارهای خلافی نکنیم و متاع بزرگمان آنطوری که هست به عالم عرضه کنیم که این جمهوری اسلامی بود که ما می‌خواستیم ، این وزارتخانه‌های ماست که اسلام می‌خواهد ، این ارتش ماست ، این ژاندارمری ماست ، این پاسبان شهربانی ماست ، این ادارات و سایر قشرهای ما هستند ، این پاسدارهای ما هستند ، این را اگر ما عرضه کنیم ، آنطوری که خدا می‌خواهد باشیم و عرضه کنیم به عالم ، یک متاع بسیار خوب است ، همه طالبش هستند و انشاءالله خواهید دید که ممالک اسلامی یکی پس از دیگری به شما اقتداء می‌کنند و یک وقت هم اسلام آن قدرتی که در صدر اسلام برای اسلام بود ، آن قدرت را پیدا می‌کند که دو امپراطوری بزرگ عالم را که آنوقت از آنها بالاتر نبود شکست داد . یک جمعیت که غلبه کرد بر دو امپراطوری بزرگ عالم ، که امیدوارم شما همین طور . خداوند انشاءالله همه تان را تاءیید کند ، این برادر عزیز ما را تاءیید کند . [۳۹].

این اسلام در دست ما امانت است

مطلب دیگری که باز دنباله همین مسائل است ، این است که روحانیون در هر جا که هستند ، چه ائمه جمعه و چه ائمه جماعات و چه کسان دیگری که مشغول شغل روحانی هستند ، اسلام امروز به ملت ما و به شما که شاخص هستید و اولی هستید سپرده شده است ، ما امروز همه پاسدار اسلام هستیم ، تمام ملت از دولتی‌ها گرفته و قوای نظمی و انتظامی گرفته و نظامی و انتظامی گرفته و تا همه قوای مسلحه ، همه بازارها ، همه اداره جات ، تمام ملت بی استثنا مسؤ ول هستیم در مقابل خدای تبارک و تعالی برای این امانت . این اسلام که امانت است و دست ماست ، اگر ما به این امانت خدای نخواسته خیانت بکنیم ، این یک گناهی است که معلوم نیست که آمرزیده بشود ، فرق دارد با گناه‌های دیگری حتی با کبائر گناه‌های دیگر ، برای اینکه بسیاری از گناه‌ها هست که به خود انسان بر می‌گردد ، به جامعه بر نمی‌گردد ، لکن خیانت به این امانت ، خیانت به اسلام و خیانت به ملت‌های باید توجه کنید که اگر مسلم است باید توجه کنید که اگر اشخاصی در تمام این ارگان هائی که الان بعد از انقلاب بوجود آمده ، چه آنهائی که خودرو پیدا شده‌اند و خود ملت آنها را ایجاد کرده‌اند و چه آنهائی که مثلا مقامات ایجاد کرده‌اند ، باید توجه به این معنا بکنید که اگر چنانچه اینها یک قدم بردارند بر خلاف اسلام ، بر خلاف مصالح مسلمین ، مسؤ ول هستند ، مسؤ ولیتی که بالاتر از آن مسؤ ولیتی است که انسان نسبت به کارهای خودش دارد ، شخصی خودش دارد . [۴۰].

رفتارهای ما به حساب اسلام گذاشته می‌شود

الان مکلفیم ما ، مسؤ ولیم همه مان مسؤ ولیم ، نه مسؤ ول برای کار خودمان مسؤ ول کارهای دیگران هم هستیم کلکم راع و کلکم مسؤ ول عن رعیته همه باید نسبت به همه رعایت بکنند ، همه باید نسبت به دیگران ، مسؤ ولیت من هم گردن شماست ، شما هم گردن من است . اگر من پایم را کج گذاشتم شما مسؤ ولید اگر نگوئید چرا پایت را کج گذاشتی . باید هجوم کنید ، نهی کنید که چرا ؟ اگر خدای نخواسته یک معمم در یک جا پایش را کج گذاشت ، همه روحانیون باید به او هجوم کنند که چرا بر خلاف موازین ؟ سایر مردم هم باید بکنند و نهی از منکر اختصاص به روحانی ندارد ، مال همه است ، امت باید نهی از منکر بکند ، امر به معروف بکند . اگر ما ملت که الان مدعی هستیم که رژیم ما اسلام است ، حکومت ، حکومت عدل است و امثال ذلک و به دنیا هم اعلام کردیم و دنیا هم شناخته مملکت ما را به اسم جمهوری اسلامی ، ممالک دیگر شناختند اکثرا و الان ما را یک رژیم اسلامی می‌دانند ، اگر چنانچه ما محتوای این رژیممان اسلامی نباشد و کارهائی که می‌کنیم منطبق نباشد با قوانین اسلام ، سر یک قضایای جزئیه‌ای با هم معارضه بکنیم ، سر یک قضایای جزئیه‌ای باهم دشمنی بکنیم ، سر یک قضایای جزئیه‌ای برای دیگران کارشکنی بکنیم که همه اینها مخالف با قواعد اسلام است ، اگر یک همچو چیزی بشود و دنیا بگوید که اسلام هم همین است ، همین رژیم است ، دیگر همه سر یک کرباس هستید . این قضیه این نیست که ما در یک جنگی شکست خوردیم ، سیدالشهدا سلام الله علیه از یزید شکست خورد همه را کشتند لکن همچو شکستی به رژیم معاویه داد که تا ابد دفن شان کرد . ما اگر کشته می‌شدیم در این نهضت شاید ما هم دفن می‌کردیم رژیم را ، اما حالا که ما پیروز شدیم و رسیدیم به این مرتبه ، اگر اختلافات بین خودمان حالا شروع بشود ، اگر نزاع‌های شخصی بین خودمان حالا شروع بشود ، اگر سر یک کارهائی جزئی با هم اختلاف بکنیم ، اگر خدای نخواسته پاسداری برود منزل مردم و تعدی بکند ، اگر دادگاهی رای بر خلاف اسلام بدهد ، اگر کمیته‌ای بر خلاف موازین اسلامی عمل بکند ، این دیگر پای این حساب نمی‌شود که در رژیم طاغوتی دارد این کارها می‌شود در رژیم اسلامی دارد این کار می‌شود ، در حکومت اسلامی دارد این کار می‌شود ، این پای اسلام حساب می‌شود ، دشمن‌های ما این را پای اسلام حساب می‌کنند . یکدفعه می‌بینیم که در همه روزنامه‌های خارج صریحا نوشتند به اینکه اینها همان است فرقی ندارد . اینجا هم که جرات نمی‌کنند به طور صحیح بنویسند ، به طور کنایه می‌نویسند . الان خوف از این دشمن‌ها بیشتر از خوف محمد رضا بود ، محمد رضا جنگ بود و نزاع بود و زد و خورد بود و بحمدالله زدید و بیرونش کردید . حالا که جنگ نیست ، الان جنگ قلم است ، الآن جنگ اعصاب است ، آن جنگ نیست که آسان است . الان یک همچو جنگی هست که در خارج و داخل قلم‌ها را برداشته‌اند و می‌خواهند بر ضد اسلام چیزی بنویسند ، نه بر ضد من و شما و زید و بکر ، بر ضد اسلام . اینها از اسلام می‌ترسند ، از من و تو نمی‌ترسند . اینها از اسلام می‌ترسند اسلام بود که جوانهای ما را غلبه داد بر توپ و تانک و همه چیزها ، بر همه قدرت‌ها ملت ما را غلبه داد . اگر این پاسبان‌های ما بعد از این غلبه یک کاری بکنند که اسباب شکست اسلام بشود ، این مسؤ ولیت غیر مسؤ ولیت آدمکشی است ، غیر مسؤ ولیت گناه هاست ، این یک گناهی است که قابل بخشیدن نیست . [۴۱].

همه باید مراقبت کنیم که این مملکت محفوظ باشد

اگر ما اسلام را آنطوری که هست بر خلاف آنطوری که هست نمایش بدهیم به خارج ، عرضه کنیم به خارج ، این شکست اسلام است ، نه یک معصیت ، قضیه معصیت نیست . این آنی است که انبیا سرش کشته شدند ، آنی است که اولیا سرش کشته شدند . دین حق دینی است که اولیا و انبیا کشته شدند سرش ! اگر کسی یکی از انبیا را بکشد ، یا اسلام را کاری بکند ، این گناهش بالاتر از او هست . انبیا برای اسلام کشته شدند ، این از نبی کشتن بالاتر است ، این از سیدالشهدا کشتن بدتر است . سیدالشهدا برای اسلام خودش را به کشتن داد ، همان اسلامی که حالا دست ما افتاده و مع الاسف بعضی از ما بازی می‌کنند با او . باید اصلاح کنید خودتان را ، مسؤ ولیت زیاد است آقا ، خیال نکنید که مسؤ ول نیستیم ، من مسؤ ول نیستم ، او مسؤ ول نیست . من عمامه‌ای مسؤ ولم ، شمای غیر عمامه‌ای هم مسؤ ولید ، بازاری مسؤ ول است ، دانشگاهی مسؤ ول است همه مسؤ ول هستیم ، همه مراقب این باشیم که این مکتب محفوظ باشد . دشمن‌ها الان دنبال این هستند که مکتب ما را به تباهی بکشند برای اینکه آنی که از آن می‌ترسند این است . دشمن‌های ما از من و شما نمی‌ترسند . از مکتب ما می‌ترسند . آنها - شکسته خورده‌ای - که خودشان را شکست خورده می‌دانند ، شکت خورده از من و شما نمی‌دانند ، شکست خورده از ایمان شما می‌دانند . آنها فهمیدند ، لمس کردند که یک دسته‌ای با هیچ با قدرت الله اکبر بر آنها غلبه کردند . اینها این قدرت را می‌خواهند از شما بگیرند و شما حفظش کنید ، حفظش کنید ، حفظش به این است که من معمم و هر کس که معمم هست ، از حدود الهی یک کلمه ، یک قدم برندارید ، شمای پاسدارهای معظم ( که خداوند حفظتان کند ) از حدود پاسداری اسلام قدمی تجاوز نکنید آن طبقه بازاری و آن طبقه اداری و آن دولت و آن ملت هم ، همه در رژیم اسلامی الان واقع هستیم ، همه در دولت اسلام الان هستیم ، وظیفه دولت اسلامی را از دست ندهید . [۴۲].

حفظ جمهوری اسلامی از نماز اهمیتش بیشتر است

در هر صورت تکلیف زیاد است ، بزرگ است برای همه مان ، ما برای ادامه این انقلابی که هست و ادامه این ، تکلیف زیاد داریم ، دولت تکلیف دارد ، رئیس جمهور تکلیف دارد ، رئیس مجلس تکلیف دارد ، کشاورز تکلیف دارد ، کارگر تکلیف دارد ، هرکس در هر گوشه‌ای از این کشور واقع شده است تکلیف دارد ، تکلیف مال یک نفر دو نفر نیست ، آحاد مردم یکی یکی شان تکلیف دارند برای حفظ جمهوری اسلامی ، یک واجب عینی ، اهم مسائل واجبات دنیا ، اهم است ، از نماز اهمیتش بیشتر است ، برای این که این حفظ اسلام است ، نماز فرع اسلام است . این تکلیف برای همه ماست ، هیچ فرقی مابین ترک و فارس و/ عرض می‌کنم که / کجا و کجایی ندارد ، سیستانی و بلوچستانی و اینها . و این تکلیف برای همه دنیاست . حفظ دین حق ، یک حکمی است برای همه دنیا ، در راس واجبات برای همه دنیا واقع شده ، منتها غیر مسلمین چون اعتقاد به اسلام ندارند می‌گویند خوب ! اسلام واجب کرده ، به ما چه ! اما مسلمین که اعتقاد دارند . آن مسلمی که در آفریقاست ، حفظ جمهوری اسلامی برایش واجب است ، برای این که از این جا ممکن است که ، یعنی انشاءالله خواهد شد ، انعکاسش در همه جا خواهد شد و شده است الان . [۴۳].

حفظ جمهوری اسلامی بر همه کس واجب عینی است

امروز ما مواجه با همه قدرتها هستیم و آنها در خارج و داخل دارند طرح ریزی می‌کنند برای اینکه این انقلاب را بشکنند و این نهضت اسلامی و جمهوری اسلامی را شکست بدهند و نابود کنند و این یک تکلیف الهی است برای همه که اهم تکلیف هائی است که خدا دارد ، یعنی حفظ جمهوری اسلامی از حفظ یک نفر ولو امام عصر باشد ، اهمیتش بیشتر است ، برای اینکه امام عصر هم خودش را فدا می‌کند برای اسلام . همه انبیا از صدر عالم تا حالا که آمدند ، برای کلمه حق و برای دین خدا مجاهده کردند و خودشان را فدا کردند . پیامبر اکرم آنهمه مشقات را کشید و اهل بیت معظم او آنهمه زحمات را متحمل ، متکفل شدند و جانبازی‌ها را کردند همه برای حفظ اسلام است . اسلام یک ودیعه الهی است پیش ملت‌ها که این ودیعه الهی برای تربیت خود افراد و برای خدمت به خود افراد هست و حفظ این بر همه کس واجب عینی است . یعنی همه چیز هستیم مکلف هستیم حفظ کنیم تا آنوقتی که یک عده‌ای قائم بشوند برای حفظ او که آنوقت تکلیف از دیگران برداشته می‌شود . [۴۴].

همه باید مصالح اسلام را در نظر بگیریم نه مصالح شخصی خودمان را

آنهایی که شیعه این مرد بزرگ هستند البته نمی‌توانند مثل او باشند ، خود ایشان هم فرمود شما قدرت این را ندارید ، حتی قدرت همین زهد ظاهریش را ، چه برسد به معنویاتش ، لکن نباید ما گمان کنیم که ما شیعه امیرالمومنین سلام الله علیه هستیم . و خود او در دعای کمیل و سایر ادعیه‌هایش و در روش اش آن طور خوف از خدا داشت و آن طور از عاقبت می‌ترسید که منعکس شده است این در دعای کمیل و در حالات او و ما اصلا دنبال این مسائل نباشیم و بگوییم ما شیعه هستیم . آن طور بسط عدالت ، اگر موفق شده بود ، کرده بود که الگو شده بود برای همه حکومت‌های عالم ، نگذاشتند . ما بگوییم شیعه هستیم و خدای نخواسته ظلم بکنیم ، نمی‌شود . این اگر در روایات فرموده‌اند که پیروان علی ، اهل سعادتند ، باید ما ببینیم ما پیرو هستیم یا نیستیم ؟ ما به وظایفمان ، حتی به همان وظایف صوری مان عمل می‌کنیم یا نمی‌کنیم ؟ ما در این جمهوری اسلامی چه کردیم و چه می‌خواهیم بکنیم ؟ و با ما چه کردند و چه خواهند کرد ؟ شما ملت عزیز با قدرت خودتان ، با ایمان خودتان ، با تحولی که درتان واقع شد ، دست تبهکاران را در داخل و دست غارتگران را که از خارج دراز شده بود قطع کردید ، شما یک حکومت طاغوتی را برداشتید و به جای او یک حکومت اسلامی گذاشتید . شمایی که این کار را کردید باید دنبالش باشید تا نگهش دارید ، نمی‌شود که انسان یک کاری بکند و نیمه کاره رهایش کند . امروز که اسلام و جمهوری اسلامی در دست شما و ما و همه ملت ایران امانت است ، اگر چنانچه خلاف بکنیم ، خلاف مصالح جمهوری اسلامی بکنیم ، خلاف مصالح اسلام بکنیم ، به این امانت خیانت کردیم و در پیشگاه مقدس حق تعالی مجرم و خائن هستیم . خیانت همه اش این نیست که منافقین می‌کنند ، آنها هم یک قسمش است . خیانت آن نیست که صدام می‌کند ، آن هم یک قسمش است . آنهایی که در داخل با اسم‌های مختلف ضربه می‌خواهند بزنند به اسلام و با اسم امور مختلفه‌ای به حکومت اسلامی می‌خواهند ضربه بزنند ، اینها هم خیانت کردند . گاهی خیانت اینها راه را باز می‌کند برای این که آنهایی که مثل صدام و منافقین هستند راهشان باز بشود و خیانت بالاتر را بکنند . ما که می‌گوییم که مسلمان هستیم ، شیعه علی بن ابی طالب هستیم ، باید ببینیم که شیوه علی بن ابی طالب چی بود ، همین علی بن ابیطالب که رسول خدا او را به جای خودش نصب کرد ، بیست و چند سال برای مصالح اسلامی موافقت کرد با اشخاصی که به عقیده او غاصب مقام بودند ، برای این که مصالح اسلام اقتضا می‌کرد . اگر حضرت آن وقت می‌خواست معارضه بکند ، اسلام در خطر بود . مایی که می‌گوییم مسلمان هستیم ، باید مصالح اسلام را در نظر بگیریم ، نه مصالح شخصی خودمان را . باید ببینیم که امروز ضربه زدن به مجلس شورای اسلامی ، ضربه زدن به شورای نگهبان ، ضربه زدن به رئیس جمهور ، ضربه زدن به دولت اسلامی ، این می‌سازد با شیعه بودن با علی بن ابی طالب ؟ آن بیست و چند سال برای مصالح اسلامی موافقت کرد ، بچه‌هایش را به جنگ فرستاد . [۴۵].

فصل دوم : وظایف مسئولین در مقابل یکدیگر

نظم و سلسله مراتب در نظام توحیدی

اساس عالم بر حفظ مراتب است

امروز تمام قوای انتظامی ، اینها همه در خدمت اسلام هستند . یک وقت بود که شهربانی و همین طور سایر گروه‌های انتظامی در خدمت طاغوت بودند و تکلیف آن روز یک طور بود و تکلیف امروز سنگین است . امروز که شما شهربانی جمهوری اسلامی هستید ، یعنی پرسنل شهربانی اسلام یعنی شهربانی امام زمان ، آن کاری که لشکر امام زمان باید بکند ، با آن کاری که لشکر طاغوت می‌کرد فرق دارد ، همانطوری که خود امام زمان با طاغوت فرق داشت . آن حکومت جور بود و این حکومت عدل ، آن حکومت طاغوت بود و این حکومت خدا . در اسلام یک حکومت است و آن حکومت خدا ، یک قانون است و آن قانون خدا و همه موظفند به آن قانون عمل کنند . تخلف از آن قانون هیچ کس نباید بکند . قانون عدل است ، عدالت است ، جامعه عدل و جامعه‌ای که در آن عدالت اجرا بشود و یک اشتباه گاهی دیده می‌شود که بعضی از افراد منحرف ، در بین پرسنل شهربانی یا در بین درجه دارهای ارتش یا ژاندارمری پخش می‌کنند و جوان‌ها را وادار می‌کنند به بعضی از کارهایی که ناشایسته است ، آن این است که به آنها می‌گویند که حالا که انقلاب شده است و طاغوت از بین رفته و جمهوری اسلامی آمده است ، دیگر درجه دار و افسر و سرباز ندارد ( جامعه توحیدی ) . این یک اشتباهی است که آنهایی که می‌خواهند نگذارند اسلام آنطوری که هست ، در کارش تحقق پیدا بکند ، آنها این حرف‌ها را در اذهان جوان‌ها انداخته‌اند ، جوان‌ها هم غافل از مسائل ، دنبال کرده‌اند . جامعه توحیدی به آنطوری که آنها می‌گویند یعنی جامعه هرج و مرج حالا مثلا در شهربانی اگر بنا باشد که زیردست - شهربانی - رئیس شهربانی از رئیس شان اطاعت نکند ، خودش خودسر و به اسم اینکه جامعه توحیدی است ، ریاست و مرئوسیت اصلش در کار نباشد ، همه یا باید مثلا فرض کنید سرلشکر باشند یا همه سرباز . اگر یک لشکری ، یک شهربانی ای همه شان رئیس باشند ، این شهربانی قابل دوام است ؟ همه شان سرباز باشند ، همه شان پاسبان باشند ، هیچ دیگر آن کسی که باید فکر کند و روی افکارش فرمان بدهد و نباشد در کار ، این شهربانی دیگر شهربانی نیست . در ارتش هم همین طور . اگر همه سربازها باشند تا جامعه توحیدی به آن معنای غلطی که در اذهان انداخته باشد ، یا همه آنها سرگرد باشند ، یا همه آنها سرلشکر باشند مثلا ، آیا این ارتش می‌شود برای یک مملکتی یا هرج و مرج می‌شود ؟ اساس ارتش ، اساس ژاندارمری ، اساس نظام در عالم ، نه فقط در اینجا ، در عالم از اولی که یک نظامی در عالم پیدا شده است ، اساس بر این بوده است که مراتب محفوظ باشد فرق ما بین دولت اسلامی و غیر اسلامی این است که ظلم نشود از بالا به پائین ، نه فرمان داده نشود ، اطاعت باید بشود ، ظلم نباید بشود . در زمان رسول الله هم ، همه مطیع رسول الله بودند و او فرمانفرما بود ، اما از طرف ایشان ظلم به کسی نمی‌شد . در زمان حضرت امیر هم ، حضرت امیر امر می‌کرد و همه اطاعت می‌کردند . مالک اشتر هم در آنجائی که حکمفرما بود امر می‌کرد و همه مکلف به اجرا بودند ، لکن از طرف مالک اشتر ظلم به کسی نمی‌شد . [۴۶].

در جامعه توحیدی هدف مشترک است

جامعه توحیدی عبارت از جامعه‌ای است ( توحیدی به معنای حقیقی نه ، به آن معنای غلطی که گفته شده است ) عبارت از جامعه‌ای است که با حفظ همه مراتب یک نظر داشته باشند ، کانه یک موجودند شهربانی ، شهرداری - عرض می‌کنم که - ارتش ، ژاندارمری ، سایر قشرهای دولت ، ملت ، رئیس جمهور ، پائین تر ، همه با حفظ مراتبشان یک مقصد داشته باشند و آن یک مقصد الهی ، کانه همانطوری که یک جامعه توحیدی در خود بدن انسان است . انسان به منزله جامعه توحیدی است ، چشم ، گوش ، دست ، اینها ، اما هم فرمانفرما دارد ، هم فرمانبردار دارد . مغز فرمان می‌دهد و دست فرمان می‌برد ، اما همه یک راه دارند ، همه برای این است که این کشور فردی را ( انسانی را ) اداره کنند . همه دنبال اینند که فرمان از بالا می‌آید و پائین هم اطاعت می‌کند ، لکن جامعه توحیدی است اعضای یک موجودند ، اعضای یک هیکلند ، یک هویتند ، لکن در عین حالی که اعضای یک هویتند و همه هم برای همین هویت دارند زحمت می‌کشند ، لکن فرمانفرما و کارفرما و کاربر داریم . مغز فرمان می‌دهد ، اعصاب دنبالش فرمان می‌برند . دست‌ها ، پاها ، چشم ، گوش ، همه اینها فرمان می‌برند . جامعه توحیدی است یعنی همه شان برای یک مقصدند . جامعه توحیدی را وقتی که از انسان آوردیم برای جامعه ، این فرد که - یک - به منزله یک جامعه توحیدی بود ، یعنی قوای مختلفه ، اعضای مختلفه در یک فرمان و در یک راه تخطی نمی‌کنند . قوا مختلف ، قوای باطن ، ظاهر ، اجزا و اعضاء مختلف ، دست ، پا ، سر ، چه ، لکن همه در فرمان مغز هستند ، یا روح هستند و همه رو به یک مقصد هستند و او برای حفظ مثلا خودش ، حفظ هویت خودش ، حفظ مصالح خودش ، جامعه - توحید - توحیدی معنایش این است که در عین حالی که فرمانبر و فرمانفرما هست ، در عین اینکه رئیس جمهور هست - عرض می‌کنم - مجلس شورا هست و مردم عادی هستند و سرلشکر هست و رئیس ستاد هست و اینها همه باید فرمان ببرند از آن کسانی که فرمانفرما هستند و روی قواعد ، لکن همه شان مثل یک بدن می‌مانند ، همه برای یک مقصد باشند ، ارتش نکشد یک طرفی و ژاندارمری یک طرف . و در یک کشور اگر ارتش یک طرف بکشد ، ژاندارمری یک طرف بکشد ، شهربانی یک طرف بکشد ، این اختلاف پیدا می‌شود . همه باید با هم ، هم مقصد باشند برای حفظ کشورشان ، مقصد حفظ کشور باشد . [۴۷].

لازمه تمدن این است که درجات باشد

معنی جامعه توحیدی به اینطوری که این اشخاص منحرف القا کرده‌اند در اینها معنایش یک جامعه حیوانی است ، در غیر حیوان ، جامعه توحیدی ما نداریم . حیوان‌ها هم ، همه اینجور نیستند ، حیوان‌ها هم یک دسته شان متمدنند مثل موریانه ، مثل زنبور نر ، مثل مورچه ، اینها نحل تمدن دارند ، اینها هم بالا و پائین دارند . در حیوانات که ادراکاتشان به آن اندازه نیست ، جامعه توحیدی است یعنی الاغ‌ها هم یک جورند ، گاوها هم همه یک جورند ، فرمانبر و فرمانبردارند . یک همچو جامعه‌ای را آقایان می‌خواهند ؟ جامعه توحیدی که هیچ درجه داری نباشد ، هیچ بالا و پائینی نباشد - فرمانفر - همه باید عطار باشند ، اگر عطار نباشند ، جامعه توحیدی نیست . اگر مقصود این معناست جامعه توحیدی ، جامعه توحیدی در بشر تا حالا وجود پیدا نکرده الا آنوقتی که وحشی بوده‌اند . اگر یک وقتی بشر وحشی بوده ، آنجا یک جامعه توحیدی ( هر کسی برای خودش می‌رفته علفی می‌چیده و می‌خورده ) اما آن روزی که تمدن در بشر آمده است ، لازمه تمدن این است که درجات باشد . لازمه تمدن این است که یکی دکتر باشد ، یکی فرض کنید که مهندس باشد ، یکی دیگری باشد ، یکی سرگرد باشد ، یکی چه باشد . این چیزهائی که هست واقعا در عالم ، جامعه توحید به آن معنا درست بکنید برگشت به توحش است . آنهائی که این مطلب را در ذهن جوانان ما القا می‌کنند برای این است که منعکس بشود در خارج که اینها یک جامعه حیوانی هستند ، اینها قابل این نیستند که برای خودشان حکومت کنند . کسی که حکومت را قبول ندارد ، این هرج و مرج است یک جامعه حیوانی است ، این محتاج به سرپرست است . اینها نقشه می‌کشند که جوان‌های ما را در ارتش وادار کنند به اینکه هرج و مرج ایجاد کنند ، در ژاندارمری هم هرج و مرج ایجاد کنند ، در پاسدارها هم هرج و مرج ایجاد کنند ، در شهر بانی هم هرج و مرج ایجاد کنند . قوای انتظامی هرج و مرج - که ستون فقرات یک جامعه است به هرج و مرج کشیده بشود . یک مملکت هرج و مرج محتاج به یک قیمند . یک مملکتی که در آن نظام نیست ، در آن فرمانبرداری از بزرگترها نیست همه برای خودشان بخواهند یک بساطی درست کنند ، معنایش پوسیدن یک جامعه است از داخل . [۴۸].

جامعه‌ای که از یکدیگر حرف شنوی نداشته باشند ، محتاج به قیّم هستند

اسلام هم اینجور نبوده ، هیچ ، هیچ رژیمی در عالم اینطور نیست که هرج و مرج باشد . جامعه توحیدی ، جامعه توحیدی با آنطور که من عرض کردم یک امر مطلوبی است که همانطوری که در بدون انسان یک جامعه توحیدی است ، اگر یک ملتی اینطور شد ، خودش را نگه می‌دارد شما دیدید که یک حدودی ملت ما با هم منسجم شدند و غلبه کردند بر همه چیز ، اگر همه قوای انتظامیه و همه قشرهای ملت از روحانی تا دانشگاهی تا بازاری تا کارگر تا زارع ، همه اینها اگر چنانچه منسجم بشوند به هم ، - با عین - در عین حالی که مراتب محفوظ است بین خودشان ، لکن منسجم باشند با هم ، مجتمع باشند با هم ، یک بدن ، حال یک بدن پیدا کنند ، همانطوری که بدن انسان جامعه توحیدی است ، جامعه هم یک بدن بشود ، اگر اینطور بشود ، آسیب دیگر بر نمی‌دارد این ، این معنای جامعه توحیدی ، به این معنا صحیح است ، این معنای صحیح جامعه توحیدی است . اگر در یک کلامی ، برای آدمی که ملتفت بوده است مسائل را ، یک کلمه جامعه توحیدی واقع شده است . مقصود این است ، و اما مطلب غلطش را انداخته‌اند توی اذهان جوان‌های ما ، در عین حالی که حسن نیت دارند ، در عین حالی که صفای باطن دارند ، ولی بازی می‌خورند . می‌خواهند زمینه را این شیاطینی که افتاده‌اند ، توی هم ارتش هست ، هم ژاندارمری هست ، هم شهربانی هست ، هم بازار و هم کوچه هست ، اینها شیاطینی هستند که می‌خواهند زمینه را فراهم کنند برای حکومت طاغوتی . من حالا به شما می‌گویم ( سنم هم اینقدرها نیست ، ممکن است که قبل از این حرف‌ها بروم از اینجا ) لکن شما یادتان باشد این مطلب که این برنامه‌ای که الان دارند بعضی از مغرضین می‌ریزند و جوان‌های ما را گول می‌زنند . این برنامه این است که آمریکا را به ما مسلط کنند . - آمریکا بفهماند - همه مطبوعات آمریکا شروع کنند و غرب ، همه اینهایی که با شما دشمنند ، شروع کنند به اینکه یک مملکت هرج و مرجی است ، نظام ندارد این مملکت ، بالا و پائین ندارد ، مثل حیوانات همه به جان هم ریخته‌اند ، همه مخالف هم هستند ، همه از هم تخلف می‌کنند ، هیچ یک از هیچ کس حرف نمی‌شنود یک همچو جامعه‌ای محتاج به قیم است . دنیا حکم می‌کند که ایران محتاج به قیم است ، قیم برایش پیدا بکنید ، راه را باز می‌کنند برای اینکه یک قیمی مثل محمدرضا بالای سرما بیاورند ، یک قیمی مثل رضاخان - بالا سر - بالای سر ما بیاورند . [۴۹].

طرح عدم سلسله مراتب نقشه دشمنان است

حریف ما یک حریف عادی نیست ، حریف ما یک حریفی است که کارشناس‌های آنها تمام اوضاع همه ممالک تحت بررسی قرار داده‌اند و همه آنجاها مضبوط است پیش شان که باید چه کرد . یک همچو انقلابی که ضربه به آنها زد ، این انقلاب را چه جوری باید از بین برد ، با دست خود ارتش ، ارتش را از بین برد ، با دست خود ملا ، ملا را از بین برد ، با دست خود متدین ، دیانت را از بین برد . اینها نقشه است آقا ، اینها همین طور نیست قضیه ، نقشه‌اند اینها . اگر یک جامعه‌ای - سلسله - ارتشش سلسله مراتب نداشته باشد آن ارتش که منحرفین اینطور القا می‌کنند ، می‌روند درجه شان را می‌کنند که نه ، نباید باشد این ، نمی‌فهمد اینکه درجه اش را می‌کند چی است ، چی می‌خواهند ، ژاندارمری هم مثل آن بشود ، شهربانی هم مثل او بشود ، پاسدارها هم آنطور بشوند ، قوای انتظامی ما بپوسد ، از بین بروند ، اینکه باید حفاظت یک کشوری را بکند این از بین برود . به این هم قانع نیستند ، می‌روند صحراها را به هم می‌زنند و نمی‌گذارند زراعت بشود ، غارت می‌کنند ، درخت‌ها را می‌برند - نمی‌دانم - از این بساط درست می‌کنند ، بازار می‌روند هزار جور بساط درست می‌کنند ، دانشگاه می‌روند هزار جور حرف درست می‌کنند . ماها را دارند از باطن می پوسانند ، مائی که باید حالائی که رسیدیم به اینجا که این قدرت‌ها را کنار گذاشته‌ایم و الآن دنیا دارد نظر می‌کند و الآن دنیا دارد نظر می‌کند که این عده‌ای که این کار را کردند و اعجاب برای دنیا آورده ، بعد از این انقلاب چه می‌کنند . اگر مردم دنیا دیدند که ما بعد از انقلاب هرج و مرج ایجاد کردیم به جای اینکه بفهمیم چه بکنیم ، به جای اینکه یک جامعه توحیدی ، آنطور جامعه توحیدی که همه منسجم با هم در یک راه با حفظ مراتب مثل بدن انسان ، منسجم است بدن انسان ، با هم است ، حفظ مراتب هم می‌کنند ولیکن یک جامعه توحیدی است که همه یک جهت ، همه یک راه می‌روند . اگر جامعه ما امروز اینطور نباشد ، یعنی همه قوای انتظامی مان با هم هماهنگ نباشند ، ملت مان با قوای انتظامی هماهنگ نباشد ، این جامعه‌ای است که زود یا دیر می‌پوسد و انسجامش از بین می‌رود . اینها باید با هم باشند ، به این معنا جامعه توحیدی می‌خواهیم . اگر اینطور شد ، آسیب بردار نیست ، اگر یک مملکتی همه اجزایش با هم چیز شدند ، اینها معتصم می‌شوند ، اینها دیگر آسیب برنمی دارند . [۵۰].

دشمن از هرج و مرج در کشور ، سوء استفاده می‌کنند

این جوان‌های ما ملتفت باشند که از کجا دارند ضربه می‌خورند . اینها خیال می‌کنند که خدمت دارند می‌کنند ، اینها خدمت نمی‌کنند ، اینها در عین حالی که خیال می‌کنند خدمت می‌کنند ، دارند ضربه می‌زنند به این جمهوری شما . متوجه باشند آنهائی که می‌آیند به گوش اینها این حرف‌ها را می‌زنند ، ببینند از کجا تعلیم می‌گیرند اینها ، کی است که اینها را وادار می‌کنند که ( در ارتش نظم لازم نیست ، در ارتش درجه لازم نیست ) درجه لازم نیست ، یعنی هیچ ، یعنی ارتش نه جامعه توحیدی - در - به آن معنائی که آنها می‌گویند جامعه توحیدی در ارتش ، معنایش این است که ارتش نمی‌خواهیم ، شهربانی هم معنایش این است که شهربانی نمی‌خواهیم ، ژاندارمری هم معنایش این است که ژاندارمری نمی‌خواهیم . در هر جا که یک همچو مساءله‌ای آنها پیش آوردند معنایش این است که ما هرج و مرج باید باشد ، باید ما یک نظمی در کارمان نباشد ، مملکت مان بدون نظم ، خوب ، رئیس جمهور هم نمی‌خواهیم . جامعه توحیدی است به حسب آنطوری که آنها می‌گویند . درجه را بکنند که رئیس جمهور هم نمی‌خواهیم ، دولت هم نمی‌خواهیم ، وزرا هم نمی‌خواهیم ، این جز این نیست که بفهمانند به دنیا به اینکه اینها قابل این نیستند که آزاد بشوند .
من یادم است که در آنوقتی که محمدرضا اینجا بود و این گیرودارها و جنگ و نزاع‌ها بود ، کارتر در یکی از حرف‌هایش ( ما پاریس بودیم ) گفت که به اینها زیادی آزادی داده‌اند . او با آن نظر موذیانه اش می‌خواست بفهماند که این مملکت قابل آزادی نیست ، نباید به آن آزادی داد . ما از این باید درس بگیریم که این زیادی به آنها آزادی دادند ، او می‌خواست اینطور بگوید که باید با این ملت همان رفتار را کرد که محمدرضا در زمان قدرتش کرده ، آزادی نباید داد به اینها ، باید اینها در اختناق باشند تا بشود حفظشان کرد . به نظر او ماها یک حیوان سرکش هستیم که باید مهارمان کرد . به نظر باطل او ، اگر - ما - مطلب آنی است که او می‌گوید که گفت او که اینها قابل این نیستند که به آنها آزادی داد ، حالا دیده جلو برده‌اند اینها و پیش برده‌اند ، حالا هم آن نقشه را می‌خواهد درست کند که این مملکت و این افراد مملکت زود است برایشان آزادی ، زود است برایشان که کارشان دست خودشان باشد . شاهدش این است که در ارتش می‌روی درجه‌ها را می‌کنند که ما نمی‌خواهیم ، ما - چیز - جامعه توحیدی می‌خواهیم . کدام اسلام گفته جامعه توحیدی به این معنا . اسلام می‌گوید نظم امور باید بشود . نظم امور با درجات است ، نمی‌شود همین طوری تو از برای خودت ، من برای خودم که جامعه توحیدی نمی‌شود . این ضد جامعه توحیدی است اینکه نظم توی کار نباشد ضد جامعه توحیدی است . اگر بدن انسان این نظم را نداشت و این اطاعت مادون از مافوق را نداشت تمامش به هم می‌خورد . اگر مغز - اگر - حکم می‌کرد دست اطاعت نمی‌کرد ، به هم می‌خورد اوضاعش . آن برای این است که به دنیا بفهمانند امروزی که ما در مقابل قدرت‌ها ایستاده‌ایم ، قدرتمندها به دنیا بفهمانند که این جامعه قابل نیست از برای اینکه خودش را اداره کند ، این نظامش دارد به هم می‌خورد و خورده است ، این بازارش هم دارد به هم می‌خورد ، این کشتش هم دارد به هم می‌خورد ، این محتاج به این است که یک قیمی بالای سرش باشد آن قیم کار را اداره کند . یک نفر آدم را بگذارند بالای سرما و پیش دنیا حجت داشته باشند به اینکه خوب ، ما این وحشی‌ها را خواستیم مهارشان کنیم . [۵۱].

نظام توحیدی یعنی همه دنبال حکم خدا باشند

مساءله نظام توحیدی معنایش این است که همه شان دنبال حکم خدا باشند ، همه توجه به خدا داشته باشند ، هر کس هر کاری بکند برای خدا بکند ، این نظام توحیدی است ، یعنی همه یکی است ، جوش خوردند به هم . آن نظامی که این برای خودش می‌کشد ، آن برای خودش می‌کشد و این به آن فحش می‌دهد ، آن به آن بد می‌گوید ، نظام توحیدی نیست ، آن نظامی که پائین از بالا اطاعت نمی‌کند ، بالا به پائین ظلم می‌کند این توحیدی نیست ، این نظام شیطانی است ، نه نظام الهی . نظام الهی باید همه جهاتش محفوظ باشد ، لکن همه متوجه به خدا ، ارتشش پائین از بالا خدمت بکند ، اطاعت بکند ، بالا به پائین محبت بکند و ظلم نکند و همه برای خدا باشد ، کشاورزش برای خدا باشد ، دانشگاهش برای خدا مشغول کار باشد . این نظام توحیدی است . [۵۲].

جامعه توحیدی یعنی همه به خدا فکر کنند

جامعه توحیدی معنایش این است که در عین حالی که - فرض کنید - سرلشکر هست و دیگران باید از سرلشکر اطاعت بکنند و در عین حالی که سپهبد - فرض کنید اگر باشد - هست و در عین حالی که حکومت هست ، همه اینها یک فکر داشته باشند ، جامعه توحیدی معنایش این است که همه اینها به خدا فکر کنند ، توجه به خدا داشته باشند نه هرج و مرج باشد . جامعه توحیدی اصل قابل وجود به آن معنا که می‌گویند نیست . جامعه توحیدی به آن معنا که می گوئید خوب ، همه رعیت باشند ، ما نساج نمی‌خواهیم ، ما دیگر فرض کنید که آن کسی که آهنگر نمی‌خواهیم ، اینکه توحید نمی‌شود ، یکی زحمتش زیاد است ، یکی زحمتش کم ، جامعه توحیدی در حیوانات هم کم است ، در بعضی حیوانات یا اکثر حیوانات جامعه توحیدی است ، یعنی اینکه دیگر در حیوانات یک بالا و پائین نیست ، در بعضی شان ، در مثل موریانه ، آنها هم تمدن دارند و می‌گویند تمدنشان اسبق است از انسان ، یا در مثلا زنبور ، زنبور نحل ( یعنی زنبور عسل ) آنها هم بالا و پائین دارند ، اگر بنا باشد که به آن معنا که شما می گوئید جامعه توحیدی معنایش این است که تفاوت مابین افراد نباشد . شما در غیر حیواناتی که آن هم حیواناتی که - آن - تمدن ندارند ، در غیر حیوانات در کجای عالم پیدا می‌کنید که تفاوت نباشد ، یعنی همه ما یا مهندس باشیم یا هیچ درس نخوانیم ، همه کشور ما یا همه شان باید مهندس باشند ، خوب ، همه مهندس ، ما کشاورزی نمی‌خواهیم . همه کشاورز ، ما کارگر نمی‌خواهیم . همه کارگر ، ما کارفرما نمی‌خواهیم . پس قابل ذکر است ، این یک کلمه توحیدی به گوششان خورده است معنایش را نفهمیدند یا آنهائی که در کار هستند و در کمین هستند که می‌خواهند این کشور را به هم بزنند و می‌خواهند باز ما را تحت سیطره امریکا و امثال امریکا قرار بدهند آنها افتاده‌اند توی اینها ، جامعه توحیدی ! ! جامعه توحیدی ! ! مقصودشان چیست ؟ مقصود این است که ما درجه دار و افسر و سرباز نمی‌خواهیم ، همه مان سرباز ، اطاعت نمی‌خواهد ، وقتی که کسی فرمان بدهد هیچ کس نباید از او اطاعت کند ، یا همه فرمانده ، فرمانبر نداشته باشیم ، یا همه فرمانبر ، فرمانده نداشته باشیم . این کشور می‌شود ؟ این مملکت می‌شود ؟ این خیانت به ارتش نیست ؟ این خیانت به اسلام نیست ؟ اینها را به گوششان خواندند و یک شوراهائی درست کردند غلطی و به گوش اینها خواندند . می‌آیند در آنجا ، درجه‌های خودشان را می‌کنند می دهند به افسر ، می‌گویند تو درجه بده ، این جز این است که یک مملکتی را به فساد بکشد ، ما در این مملکت یک کاسب نمی‌خواهیم ؟ تاجر نمی‌خواهیم ؟ فرش فروش نمی‌خواهیم ؟ یک مملکت ما همه اش باید یکسان و به قول آنها جامعه توحیدی که آنها می‌فهمند ، جامعه توحیدی باشد که همه یک جور باشند ؟ محصل نمی‌خواهیم برای اینکه اگر تحصیل کرد ، خوب فرق می‌کند با دیگران ، جامعه توحیدی نیست این ؟ یکی بالاتر ، یکی پائین تر . آن کسی که با فکرش یک کار بزرگی انجام می‌دهد ، این با آن رعیتی که با عملش یک جریب زمین را درست می‌کند ، اینها در یک جامعه‌های عالم یک جور هستند اینها ؟ اینها در جامعه‌های دنیا ، کسی که طیاره را درست می‌کند با آن کسی که چاه می‌کند برای آب ، اینها یک جورند در دنیا ؟ اینکه جامعه توحیدی نیست اینکه . آن یک کار دیگر می‌کند ، این یک کار دیگر می‌کند . آن یک جور دیگر زندگی می‌کند ، این یک جور دیگر . اینها چی می‌گویند ؟ کجای دنیا جامعه توحیدی است که اینجا باشد ؟ در شوروی دیگر روسا و مرئوسین نیستند ؟ کرملین حکم نمی‌کند برای همه کشور ، سردارها آنجا حکم نمی‌کنند ، صاحب منصب‌ها آنجا همه اینها از زیر بارشان در می‌روند ، درجه‌هاشان را می‌کنند که جامعه توحیدی نیست ؟ چین که همین طور است ؟ کجای دنیا هست که سرباز همه باشند ، هیچ صاحب منصب نداشته باشند ، همه صاحب منصب به یک درجه باشند ؟ این چه غلطی است که در فکر اینها رفته ، خیانت است این به اسلام ، خیانت است این به کشور ، خیانت است این به ارتش ، ارتش باید باشد با همان قدرتی که باید باشد . البته همه به یک فکر باید باشند ، جامعه توحیدی این است ، تمام ملت ایران باید یک فکر کنند و او این است که خودشان را از زیر بار اجنبی نجات بدهند و خودشان اداره کنند ملت خودشان را ، مملکت خودشان را . جامعه توحیدی آن بود که در این نهضتی که پیروز شدید شما ، آن بود که در این نهضت پیروز شدید ، یعنی همه آمدند با هم به طور وحدت کلمه ، وحدت فکر ، نه معنای جامعه توحیدی هرج و مرج باشد و نه دولتی باشد و نه ملتی باشد ، نه مدیری باشد و نه اداری باشد و نه مهندسی باشد ، این یک مساءله‌ای است که اصلا خطرناک است برای مملکت ما . [۵۳].

برادری یعنی انسجام و همصدایی

خلاف تعلیمات اسلامی مجتمعات مختلف درست می‌کنند . قرآن می‌فرماید که : ( المؤ منون . . . ) ، انما المؤ منون اخوه ۵۳۸ و غیر از برادری پیش مومنین - پیش مومنین - چیزی نیست ، منحصر برادرند نه غیر برادر ، هیچی نیستند الا برادری این هیچ نیست الا برادری ، برای این است که اگر ما هیچ جهتی را ملاحظه نکنیم الا برادری خودمان را ، انسجام پیدا می‌کنیم . همه مومنین را ، هم مؤ منین را قرآن می‌خواهد که با هم برادر باشند و غیر از این هم نباشند در بین ، اگر همه مؤ منین در قطرهای اسلامی ، در تمام کشورهای اسلامی همین یک دستور خدا را که خدا عقد اخوت بینشان انداخته است همین یک دستور را عمل بکنند ، قابل آسیب دیگر نیست . اگر یک میلیارد جمعیت مسلمان ، یک میلیارد جمعیت مسلمان که مع الاسف یک میلیارد جمعیتی هستند که تحت سلطه غیر هستند ، یک میلیارد جمعیت تحت سلطه دویست و پنجاه میلیون ، اگر این یک میلیارد جمعیت به این یک حکم خدا سر نهاده باشند ، اطاعت کرده بودند همین یک حکم را که انما المومنون اخوه برادرند اینها ، اگر این برادری در همه جا بود ، اگر این برادری در تمام قشرهای ملت‌ها بود ، این گرفتاری‌ها برای ما پیدا نمی‌شد . برادری این نیست که من یک کاری بکنم برخلاف دستور ، برخلاف نظام ، شما هم یک کاری ، این خلاف برادری است . حضرت امیر هم برادر بود با همه ، مسلمان بود ، مومن بود ، برادر بود ، راءس مؤ منین بود و برادر بود . عقیل هم برادر حضرت امیر بود ، عقیل حق داشت بگوید که من و تو برادریم ، من از تو اطاعت نمی‌کنم ، این خلاف برادری بود برای اینکه برادرند . در اینکه آن معنایی که اسلام می‌خواهد با هم پیش ببرند ، این برادری است ، برادری را برای این درست کردند که منسجم بشوند به هم و با هم یک ندا پیش ببرند . اگر در یک نظامی فرض کنید در ژاندارمری یک دسته بایستند بگویند که ما به تو اطاعت نداریم ، ما از تو اطاعت نمی‌کنیم ، این اینطور نیست که بتواند یک همچو نظامی برای آن مقصدی که خدای تبارک و تعالی فرموده است شماها برادر هستید ، بتوانید برادری کنید . برادری در این مقصد این است که پشت به پشت هم بدهند و همه پشتیبان هم باشند برای پیشبرد مقصد . پشتیبان هم بودن این است که این نظم را ملاحظه بکنند ، این درجاتی که ارتش دارد و روی آن نظم پیدا کرده ، درجاتی که ژاندارمری دارد و روی آن نظامی است و هکذا سایرین و هکذا همه مردم ، باید اینها برادر باشند ، یعنی محبت برادری به هم داشته باشند و همه پشتیبان هم باشند برای آن مقصد ، برای اینکه پیش ببرند ، برای اینکه نجات بدهند ملت خودشان را . این برادری اقتضا می‌کند که چون روی این مقصد است که باید پیش ببرند ، اقتضا می‌کند که این برادر کوچک از آن برادر اطاعت کند در این مقصد ، آن برادر بزرگ هم به این برادر کوچک محبت کند برای این مقصد ، آن رئیس باید برادر اینها باشد در پیشبرد مقصد و فرمان بدهد ، فرمانی که برادر بزرگ به برادر کوچک می‌دهد که همه آن رحمت است . 539.

اگر نظم از دست برود جامعه از توحیدیت بیرون می‌رود

این پائین دست ، رده پائین به حسب نظام ، اطاعت باید بکند از او و الا برادری نکرده است . همه مقصد راه خداست ، همه مقصد واحد جامعه اگر بنا بشود اینطور باشد جامعه توحیدی می‌شود یعنی توحید در مقصد . اگر ما یک جامعه توحیدی پیدا بکنیم یعنی اینطور باشد که هر کدام در محل خود ، کار خودشان را انجام بدهند برای آن مقصد ، شمائی که در ژاندارمری هستید کار ژاندارمری را به همان نظم که در آن جا مقرر است انجام بدهید برای مقصد واحد و آن حفظ کشورتان ، آنها هم در ارتش هستید ، آنها هم نظم خودشان حفظ بکنند برای همان مقصد ، ماها هم که طلبه هستیم نظم خودمان را حفظ کنیم برای آن مقصد ، آنها هم که اداری هستند ، آنها هم که در راءس کار هستند ، آنها هم در پائین هستند و بالا همه حفظ بکنند همه جهات را برای یک مقصد ، همه مقصدشان این باشد ، انسجام پیدا بکنند یعنی روی مقصد والا . انسجام که معنای آن این نیست که ما دوتا به هم بچسبیم ، معنای آن این است که ما همه با هم یک مقصد داریم و روی آن مقصد راه برویم . اگر اینطور شد ، جامعه توحیدی است و اگر بنا شد که نظم را از دست بدهیم ، جامعه از توحیدیت بیرون می‌رود . اگر شما از بالا اطاعت نکنید بالا به شما تعدی بکند ، من از بالاترم اطاعت نکنم بالاتر به من تعدی بکند ، این انسجام از بین می‌رود ، این جامعه توحیدی از بین می‌رود و جامعه توحیدی این است که همه کار خودشان را انجام بدهند روی نظام و همه هم مقصدشان یکی باشد ، این جامعه توحیدی است . اینهائی که می‌آیند در داخل ارتش ، در داخل ژاندارمری ، در داخل پاسبان‌ها ، در داخل شهربانی ، توی جمعیت‌ها ، توی دانشگاه‌ها ، همه جا این شیاطین هستند ، همه جا اینهائی که می‌آیند با اسم اینکه جامعه توحیدی می‌خواهند توحید را از بین ببرند . اینها هم نقشه دارند برای اینکه همه را بپوسانند ، این جامعه را بپوسانند ، مقصد دارند اینها ما باید آگاه باشیم از این معنا ، جوان‌های ما را باید آگاه بکنند ، شماها باید آگاه باشید ، جوان‌ها را آگاه بکنید که مقصد این است . 540.

خودسری و بی نظمی منافی با جامعه توحیدی است

آقایانی که روابط دارند ، با شما هستند ، آنجا باید آشنا بکنند جوان‌ها را به اینکه جامعه توحیدی معنای آن این نیست که هرج و مرج باشد ، جامعه توحیدی معنای آن این است که همچو با هم پیوست باشند که آسیب دیگر نبینند که یکی بشوند کانه یک موجود ، نه این است که جامعه توحیدی معنای آن این است که بالا و پائین تو کار نباشد ، مگر امکان دارد یک همچو چیزی ، مگر انسجام حاصل بشود . که اگر چنانچه پائین و بالائی نباشد و همه خودسر باشند ، پائین و بالا نبودن معنای خودسری است ، نظم نبودن معنای خودسری است ، خودسری منافی با جامعه توحیدی است ، اطاعت نکردن مخالف با جامعه توحیدی است . آنهائی که به خورد جوان‌ها می‌دهند ، جوان‌های ما می‌دهند که جامعه توحیدی می‌خواهیم پس نه افسری و نه درجه داری و نه چیزی ، همه ما سرباز باشیم ، کی از کی اطاعت کند . چه وقت می‌توانید وحدت پیدا کنید ، هر کدام اینها مثل او ، انسجام از کجا پیدا بشود . وقتی نظم نباشد ، وقتی هر کسی برای خودش علیحده باشد و سرخود باشد ، انسجام پیدا نمی‌شود . شما صد میلیون قاطر چموش را می‌توانید وادار کنید به یک کار ، صد میلیون کاری یک کار انجام می‌توانند بدهند ، همه تو سر هم می‌زنند . صد میلیون جمعیت اگر چنانچه نظم در کارشان نباشد . حضرت امیر در دستوری که می‌دهد می گویند که امورتان را نظم بدهید . نظم همین ، نظام همین است . همه جامعه باید نظم داشته باشند ، انحصار به ژاندارمری و انحصار به ارتش و اینها نیست ، همه جامعه نظم لازم دارد ، اگر نظم از کار بداشته بشود جامعه از بین می‌رود . حفظ نظام ، یکی از واجبات شرعیه و عقلیه است که نظام باید محفوظ باشد . آنهائی که می‌گویند نظام به این معنا نمی‌خواهیم و همه مان یک جور ، همه مان بدون اینکه یک ضابطه‌ای در کار باشد عمل بکنیم ، خلاف قرآن دارند عمل می‌کنند ، خلاف اسلام دارند عمل می‌کنند ، خلاف مصالح مملکت دارند عمل می‌کنند . 541.

حفظ نظم از واجبات است

و البته باید همه امور بر نظام و نظم باشد . وقتی که پایه امور بر نظم بنا شد ، باشد و حفظ نظم از واجبات الهی است . باید در قوه قضائی هم این نظم محفوظ باشد یعنی اینطور نباشد که قاضی یک روز بخواهد بیاید و یک روز هم دلش بخواهد نیاید . این یک یا باید در استخدام ، استخدام الله برآید و وظیفه شرعی الهی خودش بداند که باید روی موازینی که هست ، ساعاتی که تعیین شده است برای کار ، کار بکند و اگر چنانچه نخواهد هم این کلمه استخدام را قبول بکند یا اصلش تصدی نکند یا ملزم بداند خودش را به الزام شرعی که اگر آمد نظام را حفظ کند ، اگر بخواهد وارد بشود و بی نظم باشد ، من یک هفته دلم نمی‌خواهد بیایم ، الزامی که من ندارم ، نمی‌خواهم یک چنین آدمی ، اصلا از اول وارد نشود ، اگر چنانچه می‌تواند که روی موازینی که تعیین می‌شود و شورای قضائی تعیین می‌کند عمل بکند ، ملتزم به این باشد که این عمل تا آخر روی موازین باشد و هر روز هم خودش را عاجز از این داشت خوب برود پیش شورا و استعفا بدهد ، اما متصدی باشد و بی نظم متصدی باشد ، این صحیح نیست . باید یک مملکتی همه چیزش نظام داشته باشد ، همانطوری که اگر در شهربانی بخواهند اینهائی که پاسبان هستند بگویند که ما امروز می‌خواهیم نیائیم ، امروز میلمان کشیده است که منزل باشیم ، این نمی‌شود این پاسبان نمی‌شود و این شهربانی هم نمی‌شود . و در سایر ادارات هم یک اداره‌ای بگوید که من امروز نمی‌خواهم بیایم ، این خواستنی نیست . کسی که یک امر را تصدی کرد باید نظامش را حفظ بکند . آقایان هم که از همه قشرها از حیث کار اهمیتشان بیشتر است باید این نظام را حفظ بکنند و همانطوری که در سایر جاها یک نظامی هست و بدون نظم یک امری تحقق پیدا نمی‌کند یعنی فاسد می‌شود ، باید نظام را حفظ بکنند و هر چیزی را که تقبل کردند با نظم و با ترتیب ، این را اجراء بکنند و عمل بکنند . 542.

کارها باید روی نظم و قاعده صورت گیرد

از مسائلی که می‌خواستم تذکر دهم این است که نظم را کاملا رعایت کنید . شجاعت غیر از تهور است شجاعت در جنگ حرکتی است قهرمانانه روی نقشه و نظم و حساب و حال آنکه تهور بی حساب و نظم بر دشمن تاختن است . کارها باید روی نظم و قاعده صورت گیرد تکرار می‌کنم کار وقتی روی نظم و قاعده و برای خدا بود دیگر خوفی نیست چه کسی کشته شد و چه کسی کشت . 543.

اگر بخواهند مملکت محفوظ بماند باید روی نظم رفتار کنند

در این زمان ما بخواهیم سعید باشیم ، بخواهیم به سعادت برسیم باید عمل بکنیم همه با هم دوست و رفیق ، سرباز با درجه دار ، درجه دار با افسر ، با ارشد ، رفیق باشد لکن اطاعت بکنند ، اطاعت مساءله‌ای ، رفاقت مساءله‌ای دیگر ، بالائی‌ها پائینی را به چشم رحمت نگاه کنند ، پائینی‌ها به بالائی‌ها اطاعت بکنند . اگر بخواهند یک مملکتی محفوظ بماند باید ارتش روی دیسیپلینی که دارد ، محفوظ بماند ، روی آن نظمی که دارد روی نظم رفتار کند اگر بخواهد به هم بریزد ( حتی حالا من آزاد شده‌ام ، نخیر زیر بار کسی نمی‌روم ) نه ، این خلاف آن آزادی است که خدا می‌خواهد . آزادی در حدود ضوابط است . ( من آزادم حالا ، من آزادم سیلی بزنم به ایشان ) . نه آزاد نیستی . من آزادم اطاعت از مثلا ، از فرماندارم نکنم نه این آزادی نیست در حدود قواعد و قوانین آزادی هست . یعنی شما دیگر از کسی الان اینجا که نشسته‌اید ، دیگر نمی‌ترسید ، اگر قبل از این بود ، شما خوف این را داشته‌اید که از اینجا پایتان . . . ، جمع نمی‌توانستید بشوید اینجا ، حالا اگر هم آمدید ، خوف این را داشتید که از اینجا رفتید بیرون ، این ساواکی‌ها ، این بیرون نباشند ، شما را بگیرند و ببرند و بودند و می‌گرفتند و می‌بردند . این به این معنا الحمدلله ما الان آزادیم الان لکن معنای آزادی این نیست که من هر کاری دلم بخواهد ، بکنم . ۵۴۴ این کلمه‌ای که گفتید که می‌خواهند که من دخالت بکنم ، من که نمی‌توانم در همه امور دخالت بکنم ، بالاخره من اشخاص دارم ، باید اشخاص دخالت بکنند . من مثلا حالا شما را تایید می‌کنم که در سپاه پاسداران باشید و در راس باشید این معنی دخالت من است ، معنی این است که شما اگر کاری آنجا انجام بدهید من انجام داده‌ام در آنجا ، آنها اگر بخواهند شنوائی از من بکنند باید از شما شنوائی بکنند . و همین طور سایرین از آن کسی که من قرار دادم وقتی که اطاعت بکنند ، همان اطاعت از من است و همان دخالت من است . اینطور نیست که هر کدام ، علیحده باشند . فرض کنید که آقای رئیس جمهور را من قرار دادم برای اینکه رئیس کل قوا باشد و آن چیزی را که من قرار دادم اگر چنانچه با آن موافقت بکنند موافقت با من است و من خودم مستقیما نمی‌توانم همه امور را دخالت بکنم من باید بالاخره اشخاص را قرار بدهم و یک نظمی ایجاد بشود . 545.

بی نظمی منجر به هرج و مرج می‌شود

ارتش اگر نظم نداشته باشد ارتش نیست و شیاطین که ممکن است نفوذ کرده باشد هم در ارتش ، هم در ژاندارمری و هم در سایر قوای انتظامی و غیر انتظامیه ، آنها در هر جا به یک صورتی دامن می‌زنند به اینکه نظم را از ارتش و ژاندارمری و سایر قوای انتظامیه بگیرند و در باطن خود ارتش ، هرج و مرج ایجاد کنند . اگر یک ارتشی با هرج و مرج بخواهد مواجه باشد و بپذیرد این هرج و مرج را ، معنایش این است که ارتش نیست ، هیچ امکان ندارد که او بتواند با یک قدرتی هر چه هم باشد مقابله کند . اگر نتواند ارتش خودش را اصلاح کند و قدرت خودش را و پیوند خودش را و نظمی که در باطن باید باشد این را ایجاد بکند ، این نمی‌تواند در مقابل غیر ، هر غیری باشد ، مقاومت کند . اینهایی که می‌آیند به جوان‌ها از راه دلسوزی می‌گویند که چرا باید شما مثلا ، این مثل زمان طاغوت می‌ماند که شما اطاعت کنید ، خیر ، این مثل زمان امیرالمومنین می‌ماند ، اطاعت از طاغوت بد است نه اطاعت از ارتشی که مال اسلام است ، اطاعت از یک فرماندهی که فرمانده اسلام است واجب است به حسب حکم اسلام ، تخلف حرام است ، طاغوت برای طاغوتیش بد بود نه برای نظمش . اگر شما بخواهید که به هم بزنید اوضاع را و یک دسته جوان نپخته و بی تفکر بیایند در اینجا و بخواهند به هم بزنند اوضاع را ، تمامتان آسیب پذیر خواهید شد ، نه فقط صاحب منصب‌ها ، خیر ، همه آسیب پذیر خواهید شد . 546.

اطاعت از مافوق در جمهوری اسلامی ، حکم خداست

اگر بنا باشد درجه‌های بالا ، البته آنهائی که انشاءالله اسلامی حالا هستند و می‌شوند ، اینها را از آنها اطاعت نکرد و از فرمانده کل قوا اطاعت نکرد اگر بنا شد یک همچو چیزی باشد هیچ وقت نمی‌تواند ارتش ، ارتش باشد . زمان حضرت امیر هم اطاعت واجب بود بر ارتش نسبت به فرماندار ، حکم اسلام است ، البته فرماندار هم باید با نظر طاغوتی نگاه نکند به آنها ، با نظر عطوفت ، مهربانی باشد . باید همه شما قوه واحده باشید ، ید واحد ، ید واحد ، واحد علی من سواهم باید همه شما نظم را حفظ کنید ، همه قوای انتظامیه نظم را در باطن خودشان حفظ کنند تا یک ارتش صحیح باشد ، یک ژاندارمری صحیح باشد ، یک سپاه پاسداران صحیح باشد . اگر بنا باشد که سپاه پاسداران به طور هرج و مرج کار بکنند ، هر که ، هر جا چهار نفر باشد برود به مردم تعرض بکند و مال مردم را خدای نخواسته بگیرد ، این پاسدار اسلام نمی‌شود ، این طاغوت است به صورت دیگر درآمده مگر طاغوت چی بود ؟ طاغوت همین بود که جان و مال مردم در امان نبود در زمان او . اگر بنا باشد که جان و مال مردم در این زمان هم از قوای انتظامیه در امان نباشد این هم طاغوت است ، منتها با صورت دیگر آمده بیرون و طاغوتی که به صورت مسلم بیرون بیاید خطرش از آن طاغوت بدتر است ، این منافق است . عذاب منافق‌ها بیشتر از عذاب کفار است . سعی کنید همه تان ، همه قوای انتظامیه سعی کنند که هماهنگ بشوند ، سعی کنند که به آن موازینی که در ارتش هست ، موازینی که در سپاه پاسداران هست ، موازینی که در سایر قوای انتظامیه هست عمل بکنند ، خیال نکنند که اطاعت از مافوق ، خیر ، این طاغوتی است ، خیر اطاعت از مافوق در جمهوری اسلامی و در لشکر اسلام حکم اسلام است ، حکم خداست ، اطاعت از فرماندارها که به یک تعبیر اولی الامر هستند این در قرآن واجب شمرده می‌شود و واجب است این . 547.

باید سلسله مراتب محفوظ باشد

البته مساءله مهم این است که ارتش و پاسداران و ژاندارمری ما با یکدیگر هم زبان و هم پیمان باشند و مهمتر اینکه در عمل با هم هماهنگی داشته باشند زیرا در هماهنگی است که پیروزی میسر می‌شود ، باید سران با هم تفاهم داشته باشند که بحمدالله دارند ، باید سلسله مراتب محفوظ باشد ، باید اطاعت بی چون و چرا انجام گیرد ولی درست مثل صدر اسلام ، اطاعت بدون هیچ اغماض باید باشد و محبت و دوستی و برادری هم باید باشد . حضرت امیر علیه السلام رئیس کل قوا بودند ولی نسبت به سایر افراد ارتش اسلام هم عطوفت داشتند . هرگز در سپاه اسلام تحمیل نیست یعنی درست یک عده برادر هستند که در کنار هم برای خدا می‌جنگند ، که یکی فرمانده و دیگری فرمانبردار است و تخلف از دستور فرمانده جایز نیست . باید نظم کاملا رعایت شود ، باید فرماندهان به سربازان بفهمانند که همه با هم برادریم و همه با هم می‌خواهیم کاری را انجام دهیم ، ولی ارتش هم باید از فرمانده کل قوایش که آقای بنی صدر است اطاعت کند . خلاصه امروز که ما از طرف قدرت‌ها در خطر هستیم ، البته به نظر من بعید به نظر می‌رسد ، باید منسجم باشیم زیرا اگر انسجام بوجود آید ، هیچ قدرتی نمی‌تواند به شما زور بگوید و پیروزی از آن شماست . 548.
حفظ سلسله مراتب و برخورد اسلامی با زیردستان آقایان توجه دارند که انتقال پیدا کردند از ارتش طاغوتی به ارتش الهی . توجه دارند که رژیم تبهکار سلطنتی مبدل شد به رژیم جمهوری اسلامی که عدل در او سرلوحه تمام برنامه هاست . توجه دارند که حالا که ارتش اسلامی است وظائفشان با آن وقت که ارتش ، ارتش طاغوتی بود فرق دارد همانطوری که موظفند سلسله مراتب را حفظ کنند ، بزرگترها ، صاحب منصب‌ها و افسرهای ارشد موظفند که با سایر طبقات به طور سلامت و به طور اسلامیت رفتار بکنند و گمان نکنند سربازان که حالا که انقلاب شد ما باید اطاعت نکنیم . اسلام اطاعت فقیه را واجب دانسته است و من امر می‌کنم به شما که اطاعت کنید از مافوق‌های خود و حفظ نظام را بکنید . و من سفارش می‌کنم به افسرهای ارشد و دیگر افسرها که مراعات اسلامی خودشان را بکنند و با زیردستان همان کنند که پیغمبر اسلام با زیردستان می‌فرمود و امیر المومنین سلام الله علیه الان شما در آغوش اسلام هستید و برادر با همه مسلمین و همه در آغوش اسلام هستیم و باید وظائف اسلامی را عمل کنیم ، همچو نباشد که فقط اسم جمهوری اسلامی باشد ، اسم ارتش اسلام باشد ، ولی معنا و محتوا آنطور نباشد برادرها اگر بخواهید استقلال مملکت خودتان را حفظ کنید و اگر بخواهید از تحت یوغ ابرقدرت‌ها تا آخر خارج بشوید به اسلام توجه کنید و به احکام اسلام سر فرود آورید . اسلام برای شما و برای ما و برای ملت ما تمام آزادیها و استقلال را فراهم می‌کند و در سایه اسلام ما می‌توانیم مملکت خودمان را حفظ کنیم شما دیدید که ملت ما با نداشتن ابزار جنگی ، لکن داشتن ایمان بر تمام ابر قدرت‌ها که پشتیبانی می‌کردند از رژیم سابق غلبه کردند و این نبود جز اتکال به اسلام و اتکال به قرآن کریم . 549.

=مالک اشتر و محمدبن ابی بکر از صاحب منصبهای بزرگ حضرت امیر ( علیه السلام ) بودند

شماها جوان‌های صاحب منصبان ارتش که مثل آن پیرها نیست که دیگر آن فطرتتان را از دست داده باشید در مقابل دلار ، شما برگردید به آغوش ملت و ملت شما را می‌پذیرد و حکومت اسلام هم شما را نگهداری می‌کند . گمان نکنید که اگر حکومت اسلامی آمد ، دیگر صاحب منصب نمی‌خواهد اینها تبلیغاتی است که می‌کنند حکومت اسلامی هم همه این ابزاری که سایر حکومت‌ها دارند دارد ، منهای دزدی . دزدی را ما می‌خواهیم جلویش را بگیریم ، دزدها را می‌خواهیم بگیریم آنهائی که خدمت به وطن می‌کنند ، ارجمندند پیش همه ما ، پیش خدا هم ارجمندند ، آنها همه چیز برایشان مهیا خواهد شد آنهائی که دزدند و اموال این ملت را دزدیدند و در خارج بردند و خوردند ، آنها البته مواخذ خواهند شد و گمان نکنند که از ایران رفتند بیرون . تمام شد قضیه ، اگر اینجا بیایند ، این جوان‌ها هستند که اینجا به حسابشان می‌رسند . اگر امریکا بروند ، باز هم هستند ، انگلستان بروند ، باز هم هستند اینها گمان نکنند که پول‌ها را بردند و خود شاه هم همین طور ، خیال این معنا را بکند که حالا ما پول‌ها را می‌خوریم حالا هم همینطوری می‌مانیم و بعد هم با طیاره سوار می‌شویم و فرار می‌کنیم می رویم به آمریکا ، هرجا بروید ، هستند جوان‌های غیور ایرانی در آنجا و به حساب شما خواهند آنجا رسید . در هر صورت من از این جوان هائی که در ارتش هستند و من می‌دانم که آنها فطرت اسلامی خودشان ، فطرت انسانی خودشان را از دست نداده‌اند و اینها قلبا با ملت هستند منتها حالا ، تحت به خیال خودشان فرمان این بزرگترها ، ارتشبدها یا امثال اینها هستند و اینها را ترسانده‌اند از اینکه اگر یک وقتی حکومت اسلامی پیش بیاید دیگر صاحب منصبی تو کار نیست ، خیر ، زمان حضرت امیر هم صاحب منصبی تو کار بوده است منتها با یک فرم دیگری بوده است . صاحب منصب ، آن وقت هم مالک اشتر یکی از صاحب منصب‌های بزرگ حضرت امیر بوده است ، محمدبن ابی بکر یکی از صاحب منصب‌های بزرگ حضرت امیر بوده است همیشه محتاج است مملکت به ارتش و همیشه محتاج است به صاحب منصب و همیشه محتاج به همه این قشرهائی که در ادارات است آنی که احتیاج به او ندارد ، آنهائی هستند که سربار هستند ، آنهائی که می‌خواهند مال ملت را بخورند و کار هم نکنند ، مال ملت را بخورند و نفعی هم نداشته باشند برای ملت ، آنها البته حساب خودشان را باید بکنند و هر چه کمتر بخورند به نفع خودشان است ، هر چه هم کمتر ببرند به نفع خودشان برای این که در هر جا بروند ، اینها پیدا خواهند شد . 550.

امروز اطاعت از بالادست‌ها یک امر شرعی است

امروز مملکت ما با این وضعی که دارد احتیاج به همفکری دارد و همکاری احتیاج به نظم دارد اگر در یک کشوری نظامش تحت قواعد و تحت مسائلی که در نظام مطرح است ، از اینکه فرمانده وقتی فرمان داد باید اطاعت شود ، فرمانده کل قوا وقتی امری کرد باید اطاعت شود ، فرماندهان هنگ‌ها و یا سایر جاها وقتی امر کردند باید اطاعت شود ، اگر این معنا نباشد در نظام ، این نظام نیست دیگر . اگر یک نظامی خودش بین خودش یک بی نظمی‌ها باشد ، اگر قوای مسلح در بین خودشان هماهنگی نباشد ، ما نیز توقع نداشته باشیم که کشور ما به پیش برود . . .
ما امروز اگر چنانچه همه این ارگان‌ها به هم جوش نخورند و همه با هم همدست نباشند ، باید در انتظار مصیبت باشیم . باید ارتش با کمال قدرت کار بکند و تمام قوایی که در تحت نظم هستند و در تحت قوای بالا هستند و در تحت درجه دارها و افسرهای بالا هستند . فرماندهان هستند ، اینها باید اطاعت بکنند . امروز اطاعت از بالا دست‌ها یک امر شرعی است ، یک مطلبی نیست که مثل سابق باشد بتوانند از زیر آن در بروند و مانعی نداشته باشد . امروز یک کسی است که بالای سر همه است و آن خدای تبارک و تعالی است که همه چیز را در ظاهر و باطن می‌بیند . اگر بخواهد این مملکت از این آشفتگی‌هایی که حالا مثلا هست جلوگیری بکند ، جز اینکه هم قوای مسلح با هم و هم مجلس با دولت ، با رئیس جمهور ، با امثال ذلک با هم ، اگر چنانچه تشریک مساعی با هم نکنند نباید توقع داشته باشند که مملکت به پیروزی نهائی برسد . 551.

باید در ظاهر و باطن اطاعت کرد

و از مهمات این است که نظم در کار باشد یعنی اگر چنانچه نظام نباشد در کار و امور تحت یک نظامی انجام نگیرد این تزلزل ایجاد می‌کند . اگر بنا باشد که فرض کنید که سپاه پاسداران اطاعت نکنند از رئیس شان ، همه اینها اطاعت نکنند از آن فرمانده کل ، در ژاندارمری همین طور ، در آنجا همین طور و خودشان بخواهند هر کدامی یک راهی بروند ، این اسباب این می‌شود که یک قوای مسلح متزلزل بشود و با تزلزل قوای مسلح مملکت متزلزل است . بنابراین یکی از مهمات این است که نظم را حفظ بکنند یعنی بشناسند آن که رئیس فوج است ، آن که رئیس لشکر است ، آن که رئیس پاسداران است . این را همه به نام اسلام بشناسندش به اینکه لازم است اطاعت از او بکنند . حالا مثل زمان طاغوت نیست که اگر خواستم اطاعت می‌کنم ، اگر هم ظاهری نخواستم در باطن اطاعت نکنم . حالا مساءله ، مساءله اسلام است . اسلام باطن و ظاهر همه را دارد می‌بیند ، خدای تبارک و تعالی محیط باطن و ظاهرها هست ، آنی هم که در باطن مخالفت بکند ، آن هم مخالفت خدا را کرده است . این هم یکی از مسائل مهمی است که در ارتش و در سپاه پاسداران و در همه قوای انتظامیه و قوای مسلحه ، در همه اینهمه باید مراعات بشود . 552.

اگر نظام با نظم نباشد ، این نظام نیست

من برای بار چندم است که به این قوای مسلح سفارش می‌کنم نظم در بین هر ارگانی که هست باید برقرار باشد و وظیفه دارند که با نظم باشند . اگر نظام با نظم نباشد ، این نظام نیست ، این آشفتگی است و این نمی‌تواند هیچ کاری انجام بدهد . پاسدارها باید با نظم باشند ، پائین ترها از بالاترها اطاعت کنند ، ارتش باید با نظام باشد ، مراتب را حفظ بکند و باید همه با هم هماهنگ باشند ، برادر باشند ، هر دسته‌ای برای خودش علیحده نکشد به طرف خودش ، همه با هم روابط داشته باشند ، سرانشان با هم روابط داشته باشند ، بنشینند اگر مسائلی دارند باهم حل کنند و اینطور نباشد که در هر یک از اینها یک آشفتگی باشد و بین خودشان ناهماهنگی ، باید همگام باشند و همه با هم باشند برای اینکه یک مملکتی است مال همه است امروز و این مملکت که مال همه است ، همه شما باید حفظش بکنید و خصوصا قوای مسلحه باید حفظ بکنند این مملکت را . 553.

امروز امر خداست که باید نظم و سلسله مراتب را حفظ کنید

و نکته‌ای که می‌خواهم عرض بکنم و این اختصاص به شما ندارد این یک امر عامی است نسبت به همه قوای مسلحه اینکه اینطور توهم نشود که حالا ما آزاد هستیم و ما آزاد شدیم و آن زد و خوردهائی که پیشتر بود نیست و آن کتک‌ها و حبس‌ها نیست و آن اعدام‌ها نیست ، حالا باید انضباط هم نداشته باشیم . اگر چنانچه یک قوای مسلحه‌ای بی انضباط باشد یعنی اگر چنانچه فرمانده حکم کرد ، اجرا نکند ، اگر چنانچه آن طبقه بالائی که صاحب منصبند یک امری را گفتند ، اینها اجرا نکنند ، اگر اینطور باشد انسجام از بین می‌رود . آنوقت خدای نخواسته اگر یک امری پیش بیاید نمی‌توانید شما مقابله کنید . شما قوای مسلحه ، از ژاندارمری گرفته تا ارتش تا شهربانی تا پاسدارها ، همه اگر چنانچه منظم نباشید و سلسله مراتب ملاحظه نشود این اسباب این می‌شود که افرادی باشند یک یک . ژاندارمری وقتی می‌تواند خدمت بکند ، ارتش وقتی می‌تواند خدمت بکند که اجتماع توی کار باشد . یک یک افراد که کار ازشان نمی‌آید ، این یک یک‌ها وقتی متصل به هم شدند و یک نظمی داشت می‌توانند کار انجام بدهند ، اما اگر یک یک ، یکی هائی باشند که با هم منسجم نیستند یا نظم ندارند ، اینها علاوه بر اینکه کاری ازشان نمی‌آید اخلال هم می‌کنند . باید توجه داشته باشید که امروز شما خدمتگزار اسلام هستید و باید برای خدا کار بکنید و امر خداست که باید این مسائل را با دقت ملاحظه کنید و نظم را حفظ کنید و سلسله مراتب را حفظ بکنید و این یک مطلبی است که مربوط به شما تنها نیست و مربوط به همه قوای مسلحه است ، چنانچه توجه به اینکه مبادا یکی خلاف بکند آن هم اختصاص به شما ندارد همه قوای مسلحه باید در این معنا باشند . امر به معروف و نهی از منکر بر همه ملت واجب است . اگر یک خلاف یکی کرد باید او را نهی بکنید ، باید باز دارید او را از این کار و اگر چنانچه یک آدمی در یک پادگانی یک عملی کرد که بر خلاف وظیفه بود باید اطلاع بدهید تا اینکه این را جلویش را بگیرند . 554.

باید برای خدا مراتب و سلسله مراتب را حفظ کنید

گر چه کشور ایران بالا و پائین ندارد و آن دوله‌ها و سلطنه‌ها رفته‌اند و ما خودمان هستیم ، لکن باید نظم و نظام باشد شما باید برای خدا مراتب و سلسله مراتب را حفظ کنید و اگر بنا باشد هر کس خودش رای بدهد و علیحده عمل بکند ، آنوقت است که معنویات و موفقیت‌ها عادی هم از بین می‌رود و شما می‌دانید با آنکه پیغمبر اکرم در مسجد می‌نشست و کسی که وارد می‌شد نمی دانست که کدام یک از آنها پیغمبر است ، با این حال همه مامور اطاعت از او بودند ما همه برادر هستیم ، لکن اگر نظام نباشد برادری هم به هم می‌خورد مثلا اگر در جنگ بنا باشد از فرماندهی اطاعت نشود ، مسلما شکست خواهیم خورد در جنگ آنوقتی شکست نیست که همه گوش به فرمان کسی باشند که وقتی نقشه و فرمان می‌دهد همگی به آن عمل کنند و ذکر فان الذکری تنفع المومنین ۵۵۵ پس با اتکال به خداوند تعالی روحیه خودمان را تقویت کنیم و با هم برادر باشیم و بدانیم آنها که با هم اختلاف دارند ، موفقیت هم ندارند و شما نمی‌خواهید با زور موفقیت پیدا کنید . شما می‌خواهید با اخلاق خوب و کردار خوب با مردم رفتار کنید تا پیش خدا و خلق آبرومند باشید و مردم را از خودتان بدانید و اگر تفنگ و اسلحه هم در دست شماست ، با اخلاق مردم را خاضع کنید و خضوع قلبی میزان است و اگر بتوانید قلب مردم را همراه خود کنید ، این چیزی است که پیش خداوند دوام و ثبات دارد من دعاگوی شما هستم و امیدوارم انشاءالله به وظایف دینی و اسلامی و کشوری خودتان عمل کنید . 556.

رفتار اسلامی با زیردستان

نظام اسلامی ، مولودی ناشناخته برای دنیا

من از حضور این عزیزانی که با چهره‌های نورانی در اینجا آمده‌اند تشکر می‌کنم و همیشه دعای به همه قشرها خصوصا سربازان اسلام ، از یاد نخواهد رفت . شما باید توجه به این معنا داشته باشید که این جمهوری - اسلام - اسلامی ، مخلوط یک قوائی است که برای دنیا نمی‌تواند شناخت داشته باشد . اصلا این ترکیب در دنیا سابقه نداشته است ، ترکیبی از ارتش و روحانی ، ترکیبی از ملا و سپاهی ، ترکیبی از رئیس جمهور اینطور ، و رئیس مجلس آنطور و نخست وزیر آنطور ، این ترکیب سابقه ندارد و ترکیب ناشناخته‌ای است و لهذا طرح هائی که در دنیا به ضد این انقلاب ریخته شده است و می‌شود ، از باب اینکه شناخت روی این ترکیب ندارند و سابقه به این نحو اجتماع ندارند ، خنثی می‌شود امروز این ترکیبی که در دولتمردان است و این ترکیبی که در آنها و مردم است ، این مجموعه ناشناخته است . شناخت اشخاص دانشمند در دنیا از یک ارتش طاغوتی بوده است و از یک دولت طاغوتی و از یک مردم تحت ستم که باید همیشه ظلم بکشند امروز نه رهبران شما و فرماندهان شما از سنخ فرماندهان زمان رژیم طاغوتی است و نه دولت شما از سنخ آن دولت هاست و نه ارتش شما و سپاه شما و بسیج شما و شهربانی شما و دیگر قوای نظامی و انتظامی شما از سنخ و بافت آن سابق است و از سنخ و بافت کشورهای دنیا ، سرتاسر اصلا این یک موجود جدیدی است که در این عهد و در این عصر متولد شده است که کارشناسان و دانشمندانی که با آن امور ماءنوسه خودشان سروکار داشته‌اند ، این مولود جدید را نمی‌توانند بشناسند ایده این مولود را هم نمی‌توانند بفهمند ، انگیزه حرکت‌های اینها را هم نمی‌توانند بفهمند و آن ایمانی که در قلب اینهاست ، آنها نمی‌توانند ادراک کنند . آنها سروکارشان با یک موجودات دیگری بوده است ورای این مولودی که در این عصر پیدا شده است . و شما ملاحظه می‌کنید که نه نظر شما امروز به فرمانداران و فرماندهانتان ، مثل نظر آن اشخاصی در سابق بودند در ارتش ، و نه فرماندهان شما آن نظر را به شما دارند که سابق فرماندهان داشتند فرماندهان سابق ، زیردستان - خودش را - خودشان را مثل اسیران می‌انگاشتند ، مثل عبید توهم می‌کردند و هرگز حاضر نبودند که با آنها در یک جمع خصوصی بنشینند و - دل - درد دل این عزیزان را گوش کنند تا بفهمند فرماندهان شما حالا از سنخ خود شما هستند ، در آغوش خود شما هستند ، چنانچه شما هم نور چشم فرماندهانتان هستید و در آغوش آنها هستید . اینکه همه توطئه‌ها خنثی می‌شود و همه چیزهائی که در دنیا برای ضد ما خرج می‌شود به باد فنا می‌رود ، روی همین معناست که ما یک موجود ناشناخته هستیم . این مولود یک مولود تازه است ، دنیا تازه یک همچو مولودی را بوجود آورده و تا آمدند این را بشناسند ، طولانی است وقت و اگر شناختند ، همه متوجه به آن می‌شوند . آنهائی که امروز با شما مخالفت دارند ، با یک موجود ناشناخته مخالفت دارند ، نمی‌دانند شما چی هستید آن تحولی که در همه افراد این ملت پیدا شده است و منجمله ارتش و سپاه و همه قوای نظامی و انتظامی ، این تحول الهی است که چشم و گوش دنیا نسبت به آن کور و کر است ، نمی‌توانند بفهمند که شما چی می‌خواهید ، نمی‌توانند بفهمند که ارتش اسلامی یعنی چه . آن اسلامی که پیش بسیاری از این دولت‌ها هست ، این اسلام ، غیر از این اسلامی است که شما ادراک کرده‌اید و آن ارتشی که در دنیا هست ، غیر از این ارتش است ، اصلا سنخش مخالف است فرماندهان ارتش که به هر جا ملاحظه بکنید ، ارتشی‌ها را عبید خودشان می‌دانند و ارتشی‌ها ملزمند به اینکه آنها را هم بالادست و بالادست بدانند . ارتش امروز ایران اینطور نیست ، نه پرسنل شان آن پرسنل است و نه فرماندهانشان آن فرماندهان ، نه نظر فرماندهان به پائین ترها به اصطلاح نظر بالا و پائین است و نه نظر پرسنل به آنها این است که اینها یک مقامی دارند که ما نباید با آنها اصلا صحبت کنیم . در آن رژیم و رژیم‌های سابق بر آن ، در طول تاریخ شاهنشاهی ، اگر ارتشی بود ، ارتش متجاوز بود و اگر ژاندارمری بود ، برای تجاوز به مردم در بین بلاد گماشته شده بودند و اگر شهربانی بود ، شهربانی برای تعدی به مظلومان گماشته شده بود . شما همه یاد دارید در چند سال پیش از اینکه رژیم محمدرضا به طور غصب این مملکت را گرفته بودند ، در نظر دارید که خود شما ، یعنی نه شمای شخصی ، خود آنهائی که در ارتش بودند چه وضعی داشتند ، نسبت به پائین‌ها چه جور بودند و نسبت به بالاها چطور آن سپهبدها و سرلشگرها و نمی‌دانم امثال آنها وقتی که به پای مظلومان و زیردستان می‌رسیدند ، آنطور غبغب را پر می‌کردند و به آنها اربابی می‌فروختند و در مقابل یک نفر اجنبی که از خود آنها در ارتش شان بسیار کمتر بوده است درجه اش ، به طور خاضعانه رفتار می‌کردند ، برای اینکه آنها مکتبی نبودند ، یعنی مکتب اسلام را ندیده بودند ، از اسلام بی اطلاع بودند . ۵۵۷

اطاعت باید اطاعت فرزند از پدر باشد

در عین حال که باید سلسله مراتب در قوای انتظامی دقیقا مراعات شود و اطاعت از مافوق حتمی است ، مافوق موظف است با زیردست رفتار اسلامی - انسانی داشته باشد . ۵۵۸ چنانچه در بین خودتان ( که من افسر ارشد هستم ، من افسر هستم ) دیگران به دیگران ظلم بکنند ، خدای نخواسته این طرز نباشد همه مراتب باید محفوظ باشد ، اطاعت باید بشود . اما برادری هم باید باشد ، اطاعت فرزندی از پدر باشد . شما با زیردستان خودتان خوشرفتاری کنید و آنها احساس کنند که شما مسائل آنها را می‌خواهید ، آنها را دوست دارید ، آنها از خود شما هستند ، پیوند شما هستند . وقتی اینطور شد ، یک ارتش ، ارتشی اسلامی می‌شود . ملت هم با ارتش اسلام دوست است ، رفیق است ، پشتیبان است و همه با هم برادر باشید و همه با هم در خدمت اسلام و در خدمت کشورتان و امیدوارم که دیگر آن مسائل سابق و چپاول سابق ، آن زورگوئی‌های سابق برنگردد ، همه با هم برادرانه زندگی کنیم و همه با هم برادرانه حفظ کشورمان بکنیم . 559.

تعدی به زیردست ، استکبار است

امروز روزی است که خدای تبارک و تعالی به ما آزادی و استقلال مرحمت فرموده است و ما را با این آزادی و استقلال امتحان می‌کند . ما را آزادی مرحمت فرموده است که ببیند در این آزادی ما چه می‌کنیم . ما مستقل شدیم و خداوند به ما این مرحمت را فرمود تا ماچه بکنیم ، آیا ما هم از مستکبرین باشیم یا از مستضعفین ؟ هر فرد می‌شود که مستکبر باشد و می‌شود مستضعف باشد . اگر من به زیر دست‌های خودم ولو چهار نفر باشد تعدی و تجاوز کردم و آنها را کوچک شمردم ، بنده خدا را کوچک شمردم من مستکبرم و او مستضعف و مشمول همان معنائی است که مستکبرین و مستضعفین هستند . اگر شما کسانی که زیر دستتان هست ضعیف شمردید به آنها خدای نخواسته تعدی کردید ، تجاوز کردید ، شما هم مستکبر می‌شوید و آن زیر دست‌ها مستضعف . ببینیم ما از این امتحان ، از این بوته امتحان چطور بیرون می آئیم ، آیا سرفراز بیرون می آئیم یا گردن کج و شکسته ؟ آیا ما با بندگان خدا به طور ، به طوری که خدای تبارک و تعالی امر فرموده است رفتار می‌کنیم حالا که آزاد شدیم ، آزادی را وسیله برای خدمت به خلق و خدمت به خالق قرار می‌دهیم یا آزادی را برای مخالفت با خدا و استکبار مردم ؟ هیچ فرق نیست ما بین من طلبه و این آقایان اهل علم و شمایی که از عشایر محترم هستید و بازاری و ارتشی و اداری و همه و همه ، ما الان در تحت مراقبت هستیم ، مراقبت شدید ، امتحان الهی . 560.

عذاب تعدی به زیردستان بسیار سخت است

نعمت‌ها گاهی برای امتحان است تا آن اشخاصی که نالایقند ، آن اشخاصی که فرصت طلبند اینها کارهای خودشان را بکنند و مستحق عذاب بشوند آنهائی که لایقند ، آنهائی که شریفند آنها هم کارهای شرافتمندانه خودشان و خدمت به هموطن خودشان را بکنند تا سعادتمند باشند . بسیار مشکل است ، بسیار مشکل است که از این امتحانی که خدای تبارک و تعالی ما را در معرض آن قرار داده است از عهده برآئیم ، و بسیار مراقبت می‌خواهد که مبادا خدای نخواسته ما از امتحان بد درآییم . اگر از امتحان بد درآییم ممکن است که باز عنایت خدا برگردد و آزادی سلب شود ، استقلال گرفته بشود . همین دنیا ممکن است که ما اگر چنانچه بر خلاف موازین الهی رفتار کنیم و این آزادی را اسباب دست برای تعدی به مظلومان قرار بدهیم ، در همین دنیا ممکن است ما مجازات بشویم . و امید است که در همین دنیا مجازات بشویم ، مجازات ما به عالم دیگر نرسد . مجازات عالم دیگر غیر از این مجازات هاست . ما نمی‌توانیم تصور آن مجازات‌ها را بکنیم . اگر ما خطاکار هستیم ، خدایا ! اگر ما خطاکار هستیم ، اگر این آزادی را ما وسیله قرار دهیم از برای تعدی به مظلومان ولو یک نفر باشد ، تعدی به زیردستان ولو یک نفر باشد ، خدایا ! ما را در همین عالم عذاب کن نگذار برسد به عالم دیگر . 561.

با زیردستان خود عادلانه رفتار کنید

پاسداری فقط پاسداری مرز نیست . پاسداری یک معنای وسیعی دارد . هر یک از ما پاسداریم نسبت به دیگران ، من باید نصیحت بکنم به شما ، شما به من نصیحت کنید . من به شما بگویم که امروز که روز امتحان است خوب از امتحان بیرون بیائید ، شما هم به من همین معنا را بگوئید من به شما عرض می‌کنم که با مظلوم‌ها و زیر دست‌های خودتان خوب رفتار کنید ، عادلانه رفتار کنید . شما هم به من بگوئید . همه ما مسؤ ولیم کلکم راع و کلکم مسؤ ول همه ما مثل شبان‌ها هستیم و همه ما مسؤ ول هستیم از این شبانی . همانطوری که می‌دانید شبان نسبت به آن گوسفندهائی که زیردستش است محبت دارد ، آنها را در جائی که علفزار باشد ، در جائی که آب خوب باشد می‌برد و آنجا تربیت می‌کند . همه ما نسبت به هم اینطور باید باشیم ، مثل شبانی که گوسفندهای خودش را با محبت بدون آزار تربیت می‌کند ماهم اینطور باشیم . مبادا که یکی از ما خدای نخواسته حالا که آزاد است ، به آن دوست زیر دستش ، به آن شخص زیردستش تعدی بکند ، تجاوز بکند و تعدی و تجاوز عبارت از همان هائی است که اسلام منع کرده است ما همه مسؤ ول هستیم و خدای تبارک و تعالی الان همه ما را ، همه ملت ایران را در تحت امتحان قرار داده است . از امتحان خدا خوب بیرون بیائید . 562.

رحمت و راءفت با تمامی طبقات و شدت و حدّت با توطئه گران مشی اسلام است

اگر بخواهید پیشرفت بکنید و همه چیزتان انشاءالله اسلامی بشود و پیروزی نظیر پیروزی‌های صدر اسلام بشود ، کاری بکنید که خودتان هم ساخته بشوید ، همانطور که سربازهای صدر اسلام در عین حالی که سربازی می‌کردند ، وظائف صوریه اسلام را هم به تمام معنا به جا می‌آوردند ، همانطوری که شمشیر می‌کشیدند و می‌کشتند . دشمنهای اسلام را با خودشان به طور رافت ، به طور دوستی ، برادری رفتار می‌کردند همین دستور قرآن کریم است که از اوصاف مومنین صدر اسلام و اینها نقل می‌فرماید که اینها رحیم هستند بین خودشان رحماء بینهم ۵۶۳ خودشان با هم با رحمت رفتار می‌کنند اشداء علی الکفار وقتی به کفار می‌رسند شدت . حضرت امیر وقتی که مواجه می‌شود با لشکر معاویه که از کفار هم بدتر بودند ، با خوارج که آنها هم به همین طور بودند ، با کمال شدت ، بعد از اینکه می‌دید هدایت نمی‌شوند ، سفارش می‌کرد که شماها ابتداء به جنگ نکنید ، به لشکر خودش فرمود شماها ابتدا به جنگ نکنید ولو حق با شماست ، بگذارید آنها ابتدا کنند وقتی آنها ابتدا می‌کردند ، گاهی هم یکی دو تا کشته می‌شدند ، آنوقت اجازه می‌داد و با کمال قدرت تا آخر می‌کوبید . خوارج را همچو سرکوب کرد که از آنها چند نفری توانستند فرار کنند و خوارج هم همانها بودند که بعد هم توطئه کردند و حضرت امیر را به شهادت رساندند .
اسلام با کمال رافت ، با کمال رحمت با همه طبقات رفتار می‌کند و همین رحمتش هدایتی است که می‌خواهد همه قشرهای عالم به سعادت برسند لکن با توطئه گرها با شدت رفتار می‌کند و باید هم اینطور باشد . و شما هم که سرباز اسلام هستید و من امیدوارم که شما را در طومار امام زمان سلام الله علیه ثبت کنند اسم هایتان را ، باید وضعتان همان باشد ، سرمشق همان باشد که اسلام طرح کرده است که خودتان با هم دوست ، رفیق ، با همه قشرها رفیق و رحیم باشید ، در مقابل دشمن قوی و مصمم و کوبنده . 564.

زیردستان برادرانه و دوستانه رفتار کنید

آقایان صاحب کارخانه‌ها باید وضعشان را یک قدری از آن رژیم سابق تغییر بدهند برای اینکه در رژیم سابق که مردم آن را رژیم اسلامی نمی‌دانستند و طاغوتی می‌دانستند ، اگر کاری می‌شد می گفتند که در رژیم طاغوتی شده است و اگر یک ناراحتی‌هایی برای کارگرها پیدا می‌شد یا یک تحریکاتی می‌شد که اینها اعتصاب کنند ، شورش کنند ، آنها با فشار و اگر چنانچه نوبت به روحانیین هم می‌رسید با موعظه اما الان با آنوقت فرق دارد . الان همه ما این ادعا را داریم که یک مملکت اسلامی است و روی احکام اسلام باید عمل بشود . اگر خدای نخواسته در یک مملکت اسلامی طوری بشود که در کارخانه‌ها کارگرها به واسطه اینکه درست به آنها رسیدگی نمی‌شود انفجار حاصل بشود ، این انفجار از محیط یک مملکتی است که مدعی اسلام است ، نه روحانی می‌تواند این را خاموش کند و نه کس دیگر . برای اینکه روحانی آنوقت می‌تواند چیز بکند که بگوید خوب یک اشخاصی غیر اسلامی این کارها را کرده‌اند اما اگر مملکت اسلامی به اینکه اسلامی است یک طوری بشود که انفجار در کارگرها حاصل بشود ، این انفجار دیگر قابل کنترل نیست و این یک خطری است که بر همه شماها و بر همه ما هست و ما را تهدید می‌کند . از این جهت باید صاحبان کارخانه‌ها توجه به این داشته باشند که با کارگرها نظیر سابق عمل نکنند ، با اینها برادر و دوست باشند و تا آن حدودی که آنها می‌خواهند ، کارگرها هم چنین نیست که خیلی بلند پرواز باشند ، اینها یک زندگی می‌خواهند . آقایان کاری بکنند که یک زندگی برای اینها حاصل بشود و جلوگیری بشود از یک انفجاری که قابل کنترل نیست . عرض کردم انفجار ، اگر یاس از حکومت اسلامی باشد و انفجار پیدا بشود هیچ چیز نمی‌تواند جلویش را بگیرد به خلاف آنجایی که انفجار حاصل بشود و پناه به اسلام بخواهند بیاورند ، آن قابل کنترل است . اما اگر یک مملکتی اسلامی شد و باز بساط ، همان بساط سابق باشد که لفظ ، لفظ اسلامی است ، عمل ، عمل طاغوتی باشد و خدای نخواسته انفجار حاصل بشود ، با اینهمه تحریکاتی که می‌بینید الان هست ، توطئه‌هایی که الان هست اگر انفجار بشود ، انفجار بر ضد اسلام است . یک همچو انفجاری ، انفجاری است که از باطن یک مملکتی که مدعی اسلامی است پیدا شده و مایوس از اسلام شده‌اند ، مایوس از برنامه‌های اسلام شده‌اند . یک همچو انفجاری را هیچ کس نمی‌تواند جلویش را بگیرد ، دیگران هم که دامن می‌زنند و همان مسائل را دارند طرح می‌کنند که تغییری نکرده است ، یک اسمی تغییر کرده ، آنوقت می‌گفتیم حکومت شاهنشاهی ، حالا می گوئیم جمهوری اسلامی ، واقع مسائل همان مسائل است ، کارگرها همان کارگرها هستند ، کارمندها همان کارمندها هستند ، مردم همان مردمند ، رباخوارها همان رباخوارها هستند ، زورگوها همان زورگوها هستند اگر در یک همچو محیطی خدای نخواسته انفجار حاصل بشود ، غیر از انفجارهای دیگر است ، این دیگر چیزی برای کسی باقی نخواهد گذاشت و لهذا باید خود آقایان در فکر این معنا باشند که یک همچو چیزی نشود و آن به این است که شماها یک قدری پایین تر بیائید ، کارگرها را هم یک قدری بالاتر ببرید ، آنها نمی‌خواهند در عرض شما باشند ، آنها یک زندگانی می‌خواهند ، شماها که الحمدلله دارا هستید و دارای کارخانه‌ها هستید و دارای کارمندان زیاد هستید ، یک قدری برای مصلحت خودتان و برای اینکه خدای ناخواسته یک وقت انفجاری نشود که همه چیز به باد رود ، همه چیز یک کشور به باد برود ، شماها هم یک مقداری خودتان با دست خودتان به اینها یک کمک‌هایی بکنید ، یک کارهائی بکنید که آنها ببینند که در این وضعی که حالا شده است به آنها رسیدگی می‌شود . البته دولت هم رسیدگی می‌کند ما هم موعظه شان می‌کنیم و رسیدگی می‌کنیم اما مساءله این است که اینها ببینند که در یک جمهوری اسلامی ، این کارگرها ببینند که این اشخاصی که در راس هستند و کارفرما آنوقت به آنها می‌گفتند اینها بنا دارند که با اینها یک جور دیگری رفتار کنند ، آنچه که کمونیست‌ها یا اشخاص منحرف تبلیغ می‌کنند ، اینجور نیست ، بنابراین است که با اینها یک طرز بهتری رفتار بشود ، به زندگی آنها رسیدگی بشود ، به احتیاجات آنها رسیدگی بشود . این معنا امروز دیگر عملی نیست که یک دسته‌ای آن بالاها باشند و همه آن چیزهایی را که بخواهند ، به طور اعلی تحقق پیدا بکند ، پارک‌ها و اتومبیل‌ها و بساط ، یک دسته هم این زاغه نشین‌ها باشند که اطراف تهرانند و می‌بینند آنها را این نمی‌شود . این نه منطق اسلامی دارد ، نه منطق انصافی دارد ، نه صحیح است . و اگر خدای نخواسته اینها صدایشان درآید دیگر قابل خاموشی نیست ، شماها باید یک فکری بکنید برای اینها . شما برای حفظ خودتان ، حفظ خانواده تان ، حفظ ثروتتان ، حفظ حیثیت خودتان ، خودتان بنشینید با هم تفاهم بکنید . 565.

هشدارهائی در بکارگیری افراد

افرادی که سابقه خوبی نداشته‌اند در کارهای مهم بکار نگیرید

اشخاصی که اداره می‌کنند یک جائی را باید از اول ارزیابی شود که این اشخاص چکاره بوده‌اند ، سوابقشان چیست و تحصیلاتشان در کجا بوده ، چه رویه‌ای در تحصیلات داشته‌اند و بعد از انقلاب چه وضعیتی داشته‌اند ، قبلا چه وضعیتی داشته‌اند ، افکارشان قبلا چه بوده . اگر کسی افکارش منحرف بوده و حالا بیاید ادعا بکند که من برگشته‌ام ، ما باید قبول کنیم ، اما نباید او را مجله نویس کنیم ، این دو ، با هم فرق دارد . بسیاری از اشخاص هستند که می‌آیند و می‌گویند ما توبه کردیم ، البته توبه آنها قبول است ، لکن نمی‌شود آنها را سرکاری گذاشت که آن کار اهمیت دارد ، برای اینکه ما نمی‌دانیم این شخص به حسب واقع توبه کرده است یا می‌خواهد با کلمه توبه ما را بازی دهد . ما قبول می‌کنیم که در جامعه مسلمین مثل سایر مسلمانان با او عمل کنیم ، اما نباید رادیو تلویزیون را به دست او بدهیم و یا او را در رادیو تلویزیون راه دهیم و یا مجله‌ای که برای تربیت افراد و برای ترویج مسیر اسلامی ملت است ، به دست او بدهیم و یا نوشته‌هایش را به دست او بسپاریم . ما نباید خوش باور باشیم ، خیلی از اشخاص هستند که تمام حرف هایشان حرف‌های اسلام است ، تمام حرف هایشان حرف‌های نهج البلاغه است ، تمام حرف هایشان حرف‌های قرآن است ، لکن مسیرشان این نیست . اشخاصی هستند که این راه را پیش گرفتند برای اینکه خودشان را در جامعه جا بزنند و آن مقصدی را که دارند عمل کنند . باید قبول کنیم یک کسی که فرض کنید قبلا عاصی بوده ، این آدم مسلمان است و به او ترتیب اثر اسلام هم بدهیم . مثلا فرض کنید یک دزدی آمده توبه کرده است ، توبه دزد قبول است اما آیا شما می‌توانید سرمایه هایتان را دست او بدهید و به او بسپارید ؟ خیر ، چون این عقلائی نیست ، ممکن است این دزد برای اینکه سرمایه دستش بیاید ، توبه کرده است و ما موظفیم که در ظاهر قبول کنیم که دزد توبه کرده است و حتی اگر یک توبه‌ای هم که ظواهرش هم درست بوده ، کرده باشد ، می‌توانیم در نماز هم به او اقتدا کنیم ، اما نمی‌توانیم چیزی که در او امانت و دیانت لازم است ، به دست او بدهیم . از همه بدتر همین مجلات است ، همین مطبوعات و رادیو تلویزیون است و همین چیزهائی است که برای تربیت جامعه لازم است . یک نفر آدم که قبلا فرض کنید انحراف داشته کمونیست بوده و حالا آمده است و می‌گوید حرف‌های آنها درست نبوده و من برگشته‌ام ، می گوئیم بسیار خوب ، شما برگشته‌اید ، اما ما نمی‌توانیم این شخص را در رادیو تلویزیون راهش دهیم و بگوئیم مردم را تربیت کن ، چون ممکن است کمونیست باشد لکن ما را بازی دهد ، ما مکلفیم با این شخص در ظاهر ، عمل مسلمانی بکنیم در صورتی که در عقیده کمونیست نشده باشد که آن مساءله دیگری است . شما نمی‌توانید در مجله‌ای که دارید افرادی را انتخاب کنید که در سابقه شان انحراف بوده است به حساب اینکه حالا دیگر خوب شده است و آدم مسلمانی است و به این حساب او را در روزنامه تان وارد کنید اینکه او خیلی خوب است برای خودش ، ما نمی گوئیم بد است اما نمی‌توانیم مطلبی را که در تربیت یک ملتی و در سرنوشت یک ملتی دخالت دارد ، به دست او بدهیم . این از مسائل مهمی است که در همه جا باید رعایت شود . اینکه ما بگوئیم اشخاصی که می‌گویند ما خوب هستیم و باید وارد شویم و هر جائی که سرنوشت ملت است به دست او بدهیم ، این ساده اندیشی است و توجه نداشتن به مسائل است . ممکن است یک نفر آدم خیلی خوب هم ، خوب و متعهد باشد لکن اشتباه داشته باشد ، اشتباه برای او چیزی نیست اما برای یک ملت ممکن است صدمه وارد شود . فرض کنید اگر یک اشتباهی در ارتشی واقع شود و یا رئیس ارتش اشتباه کند ، فقط خودش معاقب آن نیست که اشتباه کرده است چون انسان همیشه اشتباه می‌کند اما ممکن است یک اشتباه یک ملت را به باد دهد . ممکن است در یک مجله اشتباهی باشد ، لکن باید اشخاص دیگری هم ببینند این مجله را تا اگر اشتباه شده است ، رفع کنند و آنوقت منتشر بشود . کار ، کار مهمی است در مطبوعات در رادیو تلویزیون و در این وسائلی که تقریبا عموم مردم نگاه می‌کنند و یا می‌شنوند ، نمی‌شود گفت ما حالا اشتباه کردیم و فردا اشتباه نمی‌کنیم . الان نوشته‌ای برای من که راجع به روزنامه‌ای که اشتباه کرده است آورده‌اند ، من نمی‌گویم که عمدی بوده ، ممکن هم هست که عمدی باشد ، اما اشتباهی کرده است که این اشتباه برای مملکت مضر بوده است . در هر صورت به مسائل باید توجه شود ، ما به این هیاهوئی که در اطراف می‌شود و تضعیف می‌کنند نباید اعتنا کنیم . 566.

در تقدم ملاک‌ها هیچ ارزشی مهم تر از تقوا و جهاد در راه خدا نیست

الحمدلله این کشور رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) امروز میلیون‌ها جوان داوطلب جنگ و شهادت در خود پرورانده است و دل و دیدگان ملت ما را جز رضایت حق چیزی بر نخواهد کرد و به همین جهت از بذل مال و جان و فرزندان خویش در راه خدا لذت می‌برند و ملاک ارزش و برتری در نزد آنان تقوا و سبقت در جهاد گردیده است و از تفرعن‌ها و خودنمایی‌های جاهلیت قدیم و جدید متنفرند و من خودم را خادم یک چنین ملتی می‌دانم و به این خدمت افتخار می‌کنم و همه این برکات معنوی را از توجه پیامبر رحمة للعالمین و خاتم المرسلین صلی الله علیه و آله و سلم ) می‌دانم و مردم و جوانان کشورهای اسلامی را به کشف و شناخت و ایجاد روابط گرم و برادرانه با این عصاره‌های فضیلت و تقوا دعوت نموده و در این فرصت به همه مسوولان کشورمان تذکر می‌دهم که در تقدم ملاک‌ها ، هیچ ارزش و ملاکی مهمتر از تقوا و جهاد در راه خدا نیست و همین تقدم ارزشی و الهی باید معیار انتخاب و امتیاز دادن به افراد و استفاده از امکانات و تصدی مسؤ ولیت‌ها و اداره کشور و بالاخره جایگزین همه سنت‌ها و امتیازات غلط مادی و نفسانی بشود ، چه در زمان جنگ و چه در حالت صلح ، چه امروز و چه فردا ، که خدا این امتیاز را به آنان عنایت فرموده است و صرف امتیاز لفظی و عرفی کفایت نمی‌کند ، که باید هم در متن قوانین و مقررات و هم در متن عمل و عقیده و روش و منش جامعه پیاده شود و مصلحت زجرکشیده‌ها و جبهه رفته‌ها و شهید و اسیر و مفقود و مجروح داده‌ها و در یک کلام ، مصلحت پابرهنه‌ها و گودنشین‌ها و مستضعفین بر مصلحت قاعدین در منازل و مناسک و متمکنین و مرفهین گریزان از جبهه و جهاد و تقوا و نظام اسلامی مقدم باشد و نسل به نسل و سینه به سینه شرافت و اعتبار پیشتازان این نهضت مقدس و جنگ فقر و غنا محفوظ بماند . 567.

بکارگیری منحرفین بی درد ، خطری برای انقلاب

باید سعی شود تا از راه رسیده‌ها و دین به دنیا فروشان ، چهره کفرزدایی و فقرستیزی روشن انقلاب ما را خدشه دار نکنند و لکه ننگ دفاع از مرفهین بی خبر از خدا را بر دامن مسؤ ولین نچسبانند و آنهایی که در خانه‌های مجلل ، راحت و بی درد آرمیده‌اند و فارغ از همه رنج‌ها و مصیبت‌های جان فرسای ستون محکم انقلاب و پابرهنه‌های محروم ، تنها ناظر حوادث بوده‌اند و حتی از دور هم دستی بر آتش نگرفته‌اند ، نباید به مسؤ ولیت‌های کلیدی تکیه کنند ، که اگر به آن جا راه پیدا کنند چه بسا انقلاب را یک شبه بفروشند ، و حاصل همه زحمات ملت را بر باد دهند ، چرا که اینها هرگز عمق راه طی شده را ندیده‌اند و فرق و سینه شکافته نظام و ملت را به دست از خدا بیخبران مشاهده نکرده‌اند و از همه زجرها و غربت‌های مبارزان و التهاب و بی قراری مجاهدان که برای مرگ و نابودی ظلم بیگانگان دل به دریای بلا زده‌اند ، غافل و بی خبرند . 568.

بکارگیری نیروهای متخصص نباید به قیمت کنار گذاشتن صاحبان اصلی انقلاب تمام شود

اینک به تمام متصدیان امور و دست اندرکاران کشور هشدار می‌دهم که قدر این جوانان حزب اللهی را بدانید و از آنان قدردانی کنید و آنان را تشویق نمایید و در آغوش محبت خود حفظ کنید . اینان بودند که ایران را نجات دادند و از این پس همین‌ها هستند که انقلاب را پاسداری می‌کنند و همین‌ها هستند که با هزینه‌ای کم در ظرف مدت کوتاهی با روشن بینی خاص خویش کارهای تعجب آوری نمودند که گمان نمی‌شد در ایران بتوان انجام داد . این مغزهای متعهد باید تشویق شوند تا شکوفا گردند . مسؤ ولین ، صاحبان اصلی انقلاب را با بهانه‌های بی اساس پس نزنند تا به جای آنان کسانی را که وارثان رژیم گذشته و وابستگان فکری به آنان هستند جایگزین کنند . البته باید از متخصصان متعهد و یا لااقل غیر معاند استفاده شود ، لکن نه به قیمت کنار گذاشتن صاحبان اصلی انقلاب . چشم‌ها و گوش‌ها را باز کنید که دشمنان ، حیله بازان کارکشته هستند و ممکن است از ساده دلی شما استفاده کنند و مراکز حساس را کم کم به دست گیرند و انقلاب را به سوی غرب یا شرق بغلتانند . خداوند همه مسلمانان را از شر مخالفان اسلام و غارتگران کشورهای اسلامی حفظ بفرماید . ۵۶۹

قاعدین کوته نظر و نااهلان دوباره به صحنه برنگردند

خداوندا ! این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روی مشتاقان باز و ما را هم از وصول به آن محروم مکن . خداوندا ! کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه‌اند و نیازمند به مشعل شهادت ، تو خود این چراغ پرفروغ را حافظ و نگهبان باش . خوشا به حال شما ملت ! خوشا به حال شما زنان و مردان ! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانواده‌های معظم شهدا و بدا به حال من که هنوز مانده‌ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر کشیده‌ام و در برابر عظمت و فداکاری این ملت بزرگ احساس شرمساری می‌کنم و بدا به حال آنانی که در این قافله نبودند ، بدا به حال آنهایی که از کنار این معرکه بزرگ جنگ و شهادت و امتحان عظیم الهی تا به حال ساکت و بی تفاوت و یا انتقاد کننده و پرخاشگر گذشتند . آری دیروز روز امتحان الهی بود که گذشت و فردا امتحان دیگری است که پیش می‌آید و همه ما نیز روز محاسبه بزرگتری را در پیش رو داریم ، آنهایی که در این چند سال مبارزه و جنگ به هر دلیلی از ادای این تکلیف بزرگ طفره رفتند و خودشان و جان و مال و فرزندانشان و دیگران را از آتش حادثه دور کرده‌اند ، مطمئن باشند که از معامله با خدا طفره رفته‌اند و خسارت و زیان و ضرر بزرگی کرده‌اند که حسرت آن را در روز واپسین و در محاسبه حق خواهند کشید ، که من مجددا به همه مردم و مسؤ ولین عرض می‌کنم که حساب این گونه افراد را از حساب مجاهدان در راه خدا جدا سازند و نگذارند این مدعیان بی هنر امروز و قاعدین کوته نظر دیروز به صحنه‌ها برگردند . من در میان شما باشم و یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش می‌کنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد ، نگذارید پیش کسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند . 570.

کسانی باید مملکت را اداره کنند که صالح باشند

یک مملکتی درست می‌کنیم که صلحا در آن مملکت ، ( باشند ) افلاطون می‌گوید که کسی که باید دولت‌ها را اداره کند فیلسوف‌ها باید باشند . فیلسوف به نظر ایشان ، فیلسوف هم البته لابد صالح . ما می گوئیم اشخاص صالح همان است . ما می گوئیم کسی که می‌خواهد یک مملکتی را اداره بکند ، کسی که ما می‌خواهیم مقدراتمان را دستش بدهیم باید آدمی باشد که مردم انتخاب کنند و با انتخاب مردم پیش بیاید قهرا وقتی با انتخاب مردم پیش آمد صالح است . 571.

متخصص منحرف از همه خطرناکتر است

شما سعی کنید از متخصصین متدین و متعهد استفاده کنید . ما بارها گفته‌ایم که ما متخصص می‌خواهیم ، ولی متخصص متعهد . ولی دشمنان فریاد زدند که اینها با تخصص مخالفند . البته که متخصص منحرف از هر کس خطرناکتر است . خلاصه مطلب ما باید این را بفهمیم که همه چیز هستیم و از هیچ کس کم نداریم . ما که خودمان را گم کرده بودیم باید این خود گم کرده را پیدا کنیم و این فکر که بر ما تحمیل شده بود که ( اگر دست خارج کوتاه شود می‌میریم ) را با تمام قدرت از بین ببریم . و دیدید که ملتی با دست خالی در مقابل ابرقدرت‌ها و قدرت‌ها ایستاد و این حرکت موجی برداشت به امید خدا به این زودی‌ها نمی‌ایستد . امیدوارم همه آقایان کمک کنند تا فرهنگ مان و فرهنگ اسلامی مان ، فرهنگی که شیخ الرئیس را درست کرده است را بازیابیم . تکرار می‌کنم ما باید باورمان شود که چیزی هستیم . اگر اعتقاد پیدا کردیم که می‌توانیم هر کاری را انجام دهیم ، توانا می‌شویم . شما هم اعتقاد پیدا کنید که می‌توانید . مغزها باید شستشو شود و مغزهائی که به خود متکی است جای آن را بگیرد . خداوند همه شما را حفظ کند . 572.

مملکت اسلامی به سربار احتیاج ندارد

شماها جوان‌های صاحب منصبان ارتش که مثل آن پیرها نیست که دیگر آن فطرتتان را از دست داده باشید در مقابل دلار ، شما برگردید به آغوش ملت و ملت شما را می‌پذیرد و حکومت اسلام هم شما را نگهداری می‌کند . گمان نکنید که اگر حکومت اسلامی آمد ، دیگر صاحب منصب نمی‌خواهد . اینها تبلیغاتی است که می‌کنند . حکومت اسلامی هم همه این ابزاری که سایر حکومت‌ها دارند دارد ، منهای دزدی . دزدی را ما می‌خواهیم جلویش را بگیریم ، دزدها را می‌خواهیم بگیریم . آنهائی که خدمت به وطن می‌کنند ، ارجمندند پیش همه ما ، پیش خدا هم ارجمندند ، آنها همه چیز برایشان مهیا خواهد شد . آنهائی که دزدند و اموال این ملت را دزدیدند و در خارج بردند و خوردند ، آنها البته مواخذه خواهند شد و گمان نکنند که از ایران رفتند بیرون تمام شد قضیه ، اگر اینجا بیایند ، این جوان‌ها هستند که اینجا به حسابشان می‌رسند . اگر امریکا بروند ، باز هم هستند ، انگلستان بروند ، باز هم هستند . اینها گمان نکنند که پول‌ها را بردند و خود شاه هم همین طور ، خیال این معنا را بکند که حالا ما پول‌ها را می‌خوریم حالا هم همینطوری می‌مانیم و بعد هم با طیاره سوار می‌شویم و فرار می‌کنیم می رویم به آمریکا ، هرجا بروید ، هستند جوان‌های غیور ایرانی در آنجا و به حساب شما خواهند آنجا رسید . در هر صورت من از این جوان هائی که در ارتش هستند و من می‌دانم که آنها فطرت اسلامی خودشان ، فطرت انسانی خودشان را از دست نداده‌اند و اینها قلبا با ملت هستند منتها حالا ، تحت به خیال خودشان فرمان این بزرگترها ، ارتشبدها یا امثال اینها هستند و اینها را ترسانده‌اند از اینکه اگر یک وقتی حکومت اسلامی پیش بیاید دیگر صاحب منصبی تو کار نیست ، خیر ، زمان حضرت امیر هم صاحب منصبی تو کار بوده است منتها با یک فرم دیگری بوده است . صاحب منصب ، آن وقت هم مالک اشتر یکی از صاحب منصب‌های بزرگ حضرت امیر بوده است ، محمدبن ابی بکر یکی از صاحب منصب‌های بزرگ حضرت امیر بوده است . همیشه محتاج است مملکت به ارتش و همیشه محتاج است به صاحب منصب و همیشه محتاج به همه این قشرهائی که در ادارات است . آنی که احتیاج به او ندارد ، آنهائی هستند که سربار هستند ، آنهائی که می‌خواهند مال ملت را بخورند و کار هم نکنند ، مال ملت را بخورند و نفعی هم نداشته باشند برای ملت ، آنها البته حساب خودشان را باید بکنند و هر چه کمتر بخورند به نفع خودشان است ، هر چه هم کمتر ببرند به نفع خودشان برای این که در هر جا بروند ، اینها پیدا خواهند شد . 573.

افراد منحرف سبب بدنامی نظام و ادارات می‌شوند

یعنی ما از مساءله بگذریم ، یک چند کلمه‌ای با آقایانی که در اینجا تشریف دارند عرض کنیم من اطمینان به این آقایانی که می‌شناسم شان که در راس این حزب بودند و سابق هم بعضی دیگری که بودند ، اینها را ما با آنها بودیم و می‌شناسیم ، لکن این آقایان چند نفر هستند و احاطه به تمام کشور و حزب جمهوری اسلامی در تمام کشور را ندارند باید اشخاصی که در هر جا هستند و متکفل این امر هستند و اشخاص صالح هستند ، با کمال دقت و با کمال وسوسه ملاحظه کنند که افرادی که خدای نخواسته انحراف دارد و افرادی که می‌خواهند خودشان را وارد کنند در این چیزهایی که به نفع اسلام است و منحرفش کنند ، مبادا باشد در آنها حتی یک فردشان هم خطر دارد به اندازه خودش جمعیت زیادی اند الان که در حزب هستند ، باید توجه کرد به اینکه آنهائی که در راس هستند ، خیلی دربارهٔ آنها ، یعنی در هر جا هستند ، در راس به طور مطلق نه ، رده بالا را نمی‌گویم ، آنهائی که در جاهای دیگر هستند و اداره می‌کنند حزب جمهوری اسلامی را باید توجه کنند که در همان مرکز اداریش و تبلیغاتی اش و چیزهای دیگری که دارند مبادا یک نفر از اشخاص منحرف با یک صورت بسیار مثلا اسلامی ، وارد نشود . توجه به سوابقشان بکنند ، به لواحقشان ، به خانواده‌هاشان و به کارهائی که می‌کنند ، توجه بکنند یک وقت انسان می‌بیند که یک چیزی بسیار خوب است لکن آمدند و منحرفش کردند و لااقل بدنامش کردند . اینها الان به همین قدر کافی اند که یک چیزی که مورد توجه مردم هست بدنامش کنند اینها درصدد این هستند که هر چه ما داریم بدنام بشود دولت را ، مجلس را و جمهوری اسلامی را و حزب جمهوری را باید ما توجه بکنیم به اینکه راهی که خدا پیش پای ما گذاشته است و ما می‌خواهیم همان راه را برویم ، اشخاصی نیایند وارد بشوند و راه را منحرف کنند . این شیطان از روز اول خدای تبارک و تعالی را اگر ملاحظه فرمودید تهدید کرده که من بنده‌های تو را ، می‌نشینم و منحرف می‌کنم . این تهدیدی است از طرف شیطان به خدا . اینها اینطور هستند که تا آن آخرین نفسشان وقتی نرسیدند به آنی که باید برسند ، تا آن آخرین نفسشان لااقل اگر دست شان نمی‌رسد که بکشند اینها را ، بدنام کنند اینها را و این چه بهتر که وارد بشوند در این جمعیت‌هایی که به اسم اسلام دارند کار می‌کنند مثل انجمن‌های اسلامی که در همه جا هست این انجمن‌های اسلامی ، خود انجمن اسلامی یک چیز خوبی است ، مطلوبی است و افرادش هم انشاءالله اکثرا خوبند ، لکن باید توجه داشته باشد این انجمن‌ها که افرادی که در این انجمن وارد می‌شوند ، اینها چکاره هستند و وارد می‌شوند یک وقت شما می‌بینید که انجمن اسلامی منحرف شده است و بدنام شده است اگر چند جا یک خلاف‌هایی را انجام بدهند تعمدی ، و بخواهند بدنام کنند این انجمن‌های اسلامی را ، یک وقت می‌بینید در سطح کشور انجمن‌های اسلامی را می‌گویند اشخاص مخالفی هستند . اینها باید خود اشخاصی که تماس دارند با افراد ، در هر جا که هستند خودشان باید دنبال این مطلب بروند که اصلاح کنند قضیه را و افراد با شناسائی ، با شناسائی بروند اگر فرض کنید یک انجمن اسلامی باشد که بیاید و کم کم بخواهد یک جایی که هست آنجا را به هم بزند ، اداره‌ای را حیثیت اداریش را به هم بزند ، بدانید این انجمن اسلامی نیست . انجمن اسلامی باید ناظر به امور باشد و معین هر جا که هست باشد . اگر چنانچه انجمن اسلامی مثلا در بانک که هست بخواهد افراد صالح را هی بگوید چطور است و بیرون کند و افراد ناصالح وارد بکند ، این انجمن اسلامی نیست . 574.

منحرفین با چهره سازی وارد می‌شوند

اینطور نیست که بیایند بگویند ما انحراف داریم و آمده‌ایم با شما کار کنیم ، اینها از خود شما شاید بیشتر نمایش بدهند که نه ما هم همین کار را می‌خواهیم انجام بدهیم ، ما هم در راه اسلام هستیم . باید شما اشخاصی که همکار می‌خواهید قرار بدهید برای خودتان ، شناخته باشید از سابق که اینها وضعشان ، وضع خانوادگی شان ، مسیرشان در دانشگاه اگر بودند ، چطور بودند ، در سایر نقاط اگر چنانچه کار کرده‌اند ، چه جور کار کرده‌اند ، اینها را همه را در نظر بگیرید و افراد را برای کمک و دخالت در این امر بزرگ انتخاب کنید و بعد هم راجع به اینکه طرز عمل شما ، باید بنابراین بگذارید که هیچ اعتنا به انتقاداتی که ممکن است حتی به این اسمی که شما انتخاب کردید منحرفین بکنند ، هیچ اعتنائی به این مسائل نکنید همان راهی را که دارید ، همان راه را بروید . 575.

به افراد بی ایمان نباید اعتماد کرد

خدای تبارک و تعالی این ملت‌ها را توجه بدهد به این مسائل ، و این دولت‌هایی که در کشورهای اسلامی هستند از خواب بیدار کند . اینها گمان می‌کنند که اسرائیل پشت و پناه آنها هست که کمک به او می‌کنند . اسرائیلی که بنایش بر این است که کشورهای عربی را بگیرد ، این را خیال می‌کنند که این پشت و پناه او هست یا آمریکا پشت و پناه است ، آمریکا از شما نفت می‌خواهد و آمریکا از شما نفع می‌خواهد و می‌خواهد شما بازار باشید برای او . و همین طور شوروی ، اینها فرق نمی‌کند ، اینها می‌خواهند که از شما استفاده بکنند ، از مخازنی که خدا به شما داده آنها استفاده اش را بکنند ، شما حمال باشید برای آنها والا در آنجایی که شما گرفتار بشوید هیچ یک از اینها به داد شما نخواهند رسید ، آنها آنوقت می‌گویند ما اینها را نمی‌شناسیم . بنای این اشخاصی که توجه شان به خودشان و به دنیای خودشان است . این است که مادامی که به نفع آنها چیزی باشد با آنها همراهند و با آنها هم کاسه هستند ، آن روزی که ببینند این به نفع نیست ولو دوست شان باشد کنارش می‌گذارند . این قصه چرچیل را شنیدید شاید ، خوب ، چرچیل در جنگ عمومی رئیس انگلستان بود ، شوروی هم همراه اینها بودند در جنگ با آلمان ، شوروی هم همراه اینها بود . آمریکا هم همراه اینها بود . به مجرد اینکه هیتلر را شکست دادند ، چرچیل گفت که الان وقتی است که ما به شوروی بزنیم . شوروی که با آنها دوستی داشت و با آنها می‌خواست که وارد بشود یعنی جنگ آلمان را او برد ، گفت الان وقتش است ، منتها مجلس انگلستان اجازه نداد این را ، آنوقت معلوم شد این مجلس انگلستان اجازه نداد این مطلب را . وضع اینها اینطور است ، همان دوستی را که دارند ، آن روزی که ببینند یک دوست دیگری بهتر از این است و این برایشان دیگر خوب نیست ، این را پرتش می‌کنند دور یا این را می زنندش به زمین ، وضع اینها اینطوری است . کسی که به خدا اعتقاد ندارد ، کسی که به معاد اعتقاد ندارد ، کسی که نمی‌شناسد آن ارزش‌های انسانی را ، اینها نمی‌شود بهش اعتماد کرد که ما با آمریکا باشیم و یا اینکه آمریکا با ما در وقت خودش چه بکند . آمریکا از شما نفت می‌خواهد ، آمریکا از حکومت حجاز ، نفت حجاز را می‌خواهد برای او نفعی به شما نمی‌رساند او از شما می‌گیرد و می‌دوشد برای شما را . برای چه برای او خودتان را به زحمت می‌اندازید و ما را هم به زحمت می‌اندازید ؟ 576.
  1. صحیفه نور جلد : 7 صفحه : 199
  2. صحیفه نور جلد : 7 صفحه : 200
  3. صحیفه نور جلد : 8 صفحه : 58
  4. صحیفه نور جلد : 8 صفحه : 59
  5. صحیفه نور جلد : 8 صفحه : 59
  6. صحیفه نور جلد : 10 صفحه : 186
  7. صحیفه نور جلد : 10 صفحه : 198
  8. صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 153
  9. صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 154
  10. صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 154
  11. سوره بروج ، آیه 20 .
  12. صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 155
  13. صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 155
  14. صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 156
  15. صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 156
  16. صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 157
  17. سوره بقره ، آیه 279
  18. صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 158
  19. عیب دار کردن ، معیوب دانستن
  20. صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 69
  21. صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 97
  22. صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 98
  23. صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 99
  24. صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 99
  25. صحیفه نور جلد : 10 صفحه : 199
  26. صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 214
  27. صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 214
  28. صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 215
  29. سوره نحل ، آیه 96
  30. صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 242
  31. صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 242
  32. صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 243
  33. صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 244
  34. صحیفه نور جلد : 7 صفحه : 264
  35. صحیفه نور جلد : 7 صفحه : 265
  36. صحیفه نور جلد : 7 صفحه : 266
  37. صحیفه نور جلد : 7 صفحه : 266
  38. صحیفه نور جلد : 7 صفحه : 267
  39. صحیفه نور جلد : 7 صفحه : 264
  40. صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 219
  41. صحیفه نور جلد : 8 صفحه : 47
  42. صحیفه نور جلد : 8 صفحه : 48
  43. صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 274
  44. صحیفه نور جلد : 15 صفحه : 221
  45. صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 61
  46. صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 135
  47. صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 136
  48. صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 137
  49. صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 137
  50. صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 138
  51. صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 139
  52. صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 720
  53. صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 210