کتابخانه:اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی(ره) ج2
خلاف و اشتباه منتسبین به نظام اسلامی ، مسؤ ولیت سنگینی دارد
همانطوری که برای یک کشور دزدهائی هست ، خیانتکارهائی هست ، جنایتکارهائی هست و باید با پاسداری جلو این خیانتها و جنایتها را گرفت و بحمدالله پاسدارهای اسلامی جلو میگیرند ، همین طور در خود انسان از این جنود شیطانی زیاد است که انسان اگر پاسداری نکند ، انسان را به هلاکت میرساند . اگر پاسدارهای اسلامی ما پاسداری از خودشان هم بکنند که در این خدمتی که هستند یک خدمت صادقانه ، یک خدمت عاشقانه برای اسلام و یک خدمتی که مستقیم در راه اسلام باشد ، اگر بکنند اینها پاسداری را حقش را عمل کردند و اگر خدای نخواسته یک انحرافی حاصل بشود ، یک تعدی از طرف آنهائی که میگویند ما پاسدار اسلام هستیم ، به برادرانشان بشود ، حالائی که قدرتمند هستند و قوی هستند و آزاد هستند ، از این قدرت و قوه و آزادی سوء استفاده کنند ، به برادرهای خودشان خدای نخواسته تعدی کنند ، به منازل مردم تعدی خدای نخواسته بکنند ، آنوقت نه اینکه یک آدم عادی این کار را کرده است ( آن آدم عادی هم مجرم است ) لکن یک جمعیتی است که به اسم پاسدارهای جمهوری اسلامی هستند و ملبس به لباس پاسداران جمهوری اسلامی هستند ، اگر خدای نخواسته از پاسدارهای جنود اسلامی ، پاسدارهای جمهوری اسلامی یک اشتباه و خطائی حاصل بشود ، این فرق دارد تا اینکه از یک آدم عادی حاصل شود ، برای اینکه اینها خودشان را معرفی میکنند که ما جنود اسلام هستیم ، ما پاسدار اسلام هستیم و همه توقع از پاسدارهای اسلام دارند که روی خط مشق اسلام کنند ، کارهایشان کارهای اسلامی باشد . همانطوری که در طبقه روحانیون که آنها پاسدار اسلام و احکام اسلام هستند اگر خدای نخواسته یک ملبس به لباس روحانیون یک کار خلاف بکند ، این فرق دارد با اشخاص عادی ، برای اینکه اینها پاسدار اسلام هستند ، ملبس به لباس روحانیت هستند ، ملبس به لباس پاسداری از قرآن و سنت هستند اگر خدای نخواسته از اینها یک وقت اشتباه ، خطائی حاصل بشود فرق دارد تا اینکه از یک آدم عادی حاصل بشود و لهذا شما جوانها که پاسدار جمهوری اسلامی هستید و روحانیون که پاسدار احکام اسلام و قرآن هستند وظیفه تان زیاد است و شغلتان شریف . شغل شغل شریف برای اینکه پاسداری از اسلام یک شغل بسیار شریف است و مسؤ ولیتش هم زیاد است . 485.
همه باید بر اساس موازین و حدود اسلامی رفتار کنند
باید حفظ کنیم این حدود و ثغور اسلامی را . فقط این نباشد که ما پاسدار هستیم ، ما هم بگوئیم ما روحانی هستیم ، شما هم بگوئید ما پاسدار و خدای نخواسته به وظایفی که پاسداران و روحانیون باید عمل بکنند ما یک وقت خدای نخواسته نکنیم . باید همانطوری که مدعی هستیم - ما - که ما پاسدار هستیم و پاسدار جمهوری اسلام و پاسدار احکام اسلام هستیم ، باید خودمان ابتداء مرزمان همان مرز اسلام باشد ، راه مان همان راه مستقیم اسلام باشد تا این ادعای ما پیش خدا قبول بشود . اگر فرض بفرمائید که مردم هم مطلع نشوند که ما برخلاف داریم عمل میکنیم ، خدا که میداند ، در محضر خداست . در پیشگاه خدا ما نمیتوانیم آنوقت ادعا کنیم که ما پاسدار هستیم ، برای اینکه ما که خودمان بر خلاف موازین اسلام ، خدای نخواسته عمل بکنیم ، بعد بخواهیم ادعا کنیم که ما نگهبان اسلام هستیم ، کسی که خودش بر خلاف اسلام عمل میکند نمیتواند بگوید من نگهبان هستم ، یک کسی که خودش دزد است نمیتواند بگوید من نگهبان هستم . من پاسبان هستم . پاسبان وقتی دزد باشد ، پاسبان نیست ، دزد است . پاسدار خدای نخواسته اگر برخلاف موازین اسلام باشد ، پاسدار نیست ، این یک آدمی است که برخلاف اسلام است . 486.
خلاف مسؤ ولین سبب دفن مکتب بزرگ ما میشود
اسلام را امروز به دوش من و شما گذاشتهاند که این را حفظش کنیم ، مسؤ ولیتش به دوش من و شماست ، به دوش این ملت است این را حفظش کنید . شما پاسداران خدمت میتوانید بکنید به این نهضت ، و خدای نخواسته میتوانید کاری بکنید که اسلام از دست برود ، شما پاسدارها اگر پاسداری واقعا از اسلام میکنید پاسداری از مملکت اسلامی میخواهید بکنید ، توجه کنید به اینکه خودتان یک قدم خلاف برندارید . اگر شمایی که الان پاسدار اسلامید از شما یک خلاف ببینند ، میگویند اسلام اینطوری است ، چنانچه اگر از روحانیون یک چیزی ببینند ، میگویند اسلام این است . باید شماها وظایف پاسداری از اسلام ، پاسداری از جمهوری اسلامی پاسداری از مملکت اسلام ، شمائی که الان به این شغل بسیار شریف و لباس بسیار مبارک در آمدید ، قدرش را بدانید . اگر الان شما یک خلافی بکنید ، گردن شما نیست میگذارند گردن جمهوری اسلامی ، میگویند جمهوری اسلامی هم همین است ، آنوقت سازمان امنیت به ما ظلم میکرد و حالا پاسداران اسلامی . مکتب ما را ، آن مکتب بزرگ ما را دفن میکند . اگر در این نهضت مکتب ما شکست بخورد ، دفن میشود و دیگر کسی نمیتواند بیرونش بیاورد . کاری بکنید که شکست نخورید ، کاری بکنید که مکتبتان شکست نخورد . شما به وظایف انسانی و اسلامی خودتان رفتار کنید و ما هم همین طور انشاء الله و همه گروهها هم همین طور تا اینکه این فتحی که تا اینجا رساندیم بتوانیم نگهش داریم تا به آخر برسانیم و بتوانیم ما عرضه کنیم به دنیا که ما یک چنین متاعی داریم ، اسلام یک چنین چیزی است . 487.
اگر وظیفه خودمان را انجام ندهیم مکتبمان را متهم میکنند
اگر بنا باشد که حالایی که یک پیروزی نصیب ملت ما شده است ، کمیتهها تعدی بکنند خدای نخواسته ، پاسدارها تعدی بکنند خدای نخواسته ، روحانیون خلاف مسلک روحانیت عمل بکنند خدای نخواسته ، دولت خلاف دولت اسلامی رفتار کند خدای نخواسته ، ارتش خلاف ارتش اسلامی رفتار کند خدای نخواسته ، و همین طور ، اگر یک چنین قصهای پیش بیاید ، در دنیا منعکس میشود ، آنهایی که درصددند که این نهضت را آلوده کنند و اسلام را - دشمن دارد اسلام - آنها در خارج و در داخل منعکس کنند که اعمال همان اعمال است مهرهها عوض شده آنوقت نصیری بود حالا بصیری ، عمل چه عملی است . اگر ما اعمالمان را موافق با آنکه جمهوری اسلامی اقتضا دارد منطبق نکنیم ، اگر ما که پاسدار احکام و شما پاسدار اسلام ( همه مان الحمدلله امیدوارم پاسدار باشیم ) اگر ما اعمالمان را مطابق با آن وظیفه پاسداری نکنیم ، ما را متهم میکنند به اینکه ، ( خودمان را متهم نمیکنند ، آنها دیگر حالا کاری به شخص ندارند ) مکتب ما را متهم میکنند به اینکه این هم همان رژیم شاهنشاهی است ، افراد فرق کردهاند ، اسمش فرق کرده ، آنوقت میگفتند رژیم شاهنشاهی و حالا میگویند جمهوری اسلامی ، آنوقت میگفتند شاهنشاه حالا میگویند یکی دیگر ، اما معنا همان معناست ، محتوا همان محتواست ، اشکالات هم همان اشکالات است و تعدیات همان تعدیات است . اگر یک کاری بکنید ، زیادش میکنند ، اگر کسی یک تعدی بکند ، نمیگویند این کرده ، میگویند پاسدارهای اسلام اینطور ، از اینجا هم برش میدارند و میگذارند روی اسلام و میگویند اسلام این است ، آن اسلامی که اینها فریاد میکردند ما اسلام میخواهیم ، ما رژیم شاهنشاهی نمیخواهیم ، ما رژیم اسلام را میخواهیم ، این هم اسلامشان . اینطور برای ما میگویند . 488.
همه ما باید با خلاف دیگران مقابله کنیم
امروز اسلام به شما محتاج است ، قرآن کریم محتاج به شماست ، خودتان را اصلاح کنید . شما هم خودتان را اصلاح کنید ، این طبقه هم خودش را اصلاح کند . اگر هر کس یک جایی فرض کنید یک صورت روحانی به خودش داد و چهار تا از این تفنگدارها را دور خودش جمع کرد و شروع کرد خلاف آن چیزی که وظیفه روحانی است عمل بکند ، اسلام را باد داده ، امروز نمیگویند زید این کار را کرده میگویند جمهوری اسلامی این است ، منعکس میکنند این جمهوری اسلامی است . وظیفه سنگین ، مسؤ ولیت سنگین و همه تان مسؤ ول خواهید بود . اگر یکی تان یک کاری بکند دیگری ساکت باشد او هم مسؤ ول است . اگر یکی یک خلاف کرد ، همه باید بروید دنبالش که آقا چرا . لازم نیست که کتک کاری بکنید ، مواخذه کنید . اگر یک نفر خلاف کرد ، ۲۰ نفر از شماها رفت گفت نکن این کار صحیح نیست ، تحت تاثیر واقع میشود . اگر یک معمم ، یک صورت معمم ، یک کار خلاف کرد ، از اطراف ، معممین هجوم به آن آوردند که چرا این کار را میکند ، دیگر اگر من دخالتی کردم همه تان هجوم آوردید که چرا این کار را میکنی من سر جایم مینشینم . همه تان مسؤ ولید همه مان مسؤ ولیم ، امروز مسؤ ولیت بزرگ است برای ما ، ما نصف راه هستیم و من خوف این را دارم که قضیه ما قضیه هیتلر بشود . 489.
دشمنان از لغزشهای ما حداکثر استفاده را میکنند
من از شما برادرها و جوانهای برومند که امروز عضو قوای انتظامی اسلام شدهاید ، تشکر میکنم و امیدوارم این خدمت هائی که میکنید مورد نظر خدای تبارک و تعالی باشد و در ساختن ایران به طوری که دلخواه اسلام است موفق باشید . اگر در دوره طاغوتی کاری میکردید ضررش به اسلام نبود برای اینکه در دوره طاغوت عمل میشد ، اما امروز که در رژیم اسلامی هستیم و شما هم قوای اسلامی هستید ، کلانتری اسلامی هستید ، اگر خدای نخواسته یک لغزش برای ما و برای شما پیدا بشود به حساب جمهوری اسلامی ثبت میشود و آنها که با این نهضت مخالفند دنبال این هستند که از ما و از شما و از جوانهای ما یک لغزشی ببینند ، لغزش را پای جمهوری اسلامی حساب میکنند و با هیاهو و بوق و کرنا راجع به جمهوری اسلامی کارشکنی میکنند . بنابراین وظیفه ما امروز بسیار سنگین است وظیفه این است که همه با هم متحد و متفق بدون تحمیل بر ملت و حکمفرمائی و بدون کارشکنی باید با هم برادر وار این راهی را که تا اینجا آمدهایم انشاءالله به آخر برسانیم . من به شما برادرها مژده میدهم که اگر چنانچه برسیم به آنجائی که محتوای اسلام در همه جای این مملکت پیاده بشود یک حالت اطمینان برای ملت و کشور حاصل میشود که سرآمد همه خوبی هاست . انسان اگر چنانچه همه خوشیها را داشته باشد لکن حال اطمینان نداشته باشد و متزلزل باشد ، تمام آن خوشیها تلخ میشود . شما فرض کنید که در یک کشتی نشستهاید و همه اسباب خوشی برای شما مهیاست ، یک وقت کشتی متزلزل بشود و احتمال غرق باشد دیگر هیچ خوشی برای شما ندارد همه اش تلخ میشود یک مملکت اگر چنانچه متزلزل باشد ، باز خوف این باشد که ما گرفتار آمریکا بشویم ، خوف این باشد که ما گرفتار سایر ابر قدرتها بشویم ، طمانینه نباشد ، استقلال روحی نباشد ، پای خود قیام نکنیم ، این خوشیها دیگر لذتی ندارد و اگر چنانچه ما مطمئن باشیم که مستقل هستیم و آقا بالا سر نداریم و خوف اینکه آنها به ما هجوم کنند یا کارشکنی در کارهائی بکنند نداشته باشیم ، این طمانینه روحی بهترین چیزی است که برای انسان هست . 490.
مخالفان ما ، اشتباهات را به حساب اسلام میگذارند
امروز که جمهوری اسلامی است و همه جناحها در زیر پرچم اسلام مشغول انجام وظیفه هستند اگر خدای نخواسته یک مطلبی برخلاف مقاصد اسلامی واقع بشود ، این نه اینکه ضرر به همان کسی که این کار را انجام میدهد میخورد ، این ضرر به مثلا اگر در پاسبانها اینطور ، پاسدار اینطور باشد این ضرر به اصل پاسدارهای جمهوری اسلامی میخورد ، از آنجا هم یک قدم بالاتر میرود ، به جمهوری اسلامی لطمه وارد میشود ، از آنجا هم آنهائی که با اسلام مخالفند میگویند که این رژیم همان رژیم است ، به مردم میگویند دیدید ، خوب از دست یک ظلمی شما رها شدید به دست یک ظلم دیگر یا ظالم دیگر مبتلا شدید این در آن زمان اگر هر چه برای مان واقع میشد ، بر ما واقع میشد ، بر اسلام واقع نمیشد ، اسلام از آن نتیجه هم میبرد ، لکن امروز که جمهوری اسلامی است و به اسم اسلام هر کس مشغول کاری هست ، اگر چنانچه یک خطائی واقع بشود ، یک اشتباهی واقع بشود یا خدای نخواسته یک عمدی پیدا بشود ، امروز پای اسلام حساب میشود ، آنها هم که بخواهند فضولی کنند و قلمهای مسمومی که در داخل و خارج الان مشغول توطئه هستند و میبینند که منابع خودشان و اربابانشان از دست رفته و باید یک فکری بکنند که اوضاع را منقلب کنند ، آنها مشغول این هستند که یک چیزی ببینند آن را اضافه کنند و آنقدر که میتوانند باد بزنند به آن تا این نهضت را لکه دار کنند . 491.
خلاف ما سبب شکست مکتب میشود
ما تاریخ اسلام پیشمان است و میبینیم که پیغمبر اکرم در بعضی از جنگها شکست خورد ، در مکه هم که بوده است دائما در انزوا بود ، بدون اینکه بتواند یک کاری انجام بدهد . گاهی حبس بوده است توی آن غار ، خوب حبس بود آنجا ، مدینه هم که تشریف آوردند ، البته نهضت را پیش بردند ، لکن در بعضی از جنگها شکست خورد .
حضرت امیر سلام الله علیه هم در جنگ با معاویه شکست خورد ، یعنی شکستی از لشکر خودش ، از آن اشخاص نادان مقدس ماب شکست خورد حضرت سیدالشهدا هم شکست خورد اما پیروزی نهائی را داشتند ، مکتبشان شکست نخورد با کشته دادن ، دشمنشان را عقب زدند ، بساط معاویه را که میخواست اسلام را به صورت یک امپراطوری درآورد ، برگرداند به زمان جاهلیت و آن اوضاع جاهلیت ، شکستش دادند . یزید و اتباع یزید دفن شدند تا ابد ، و لعن مردم بر آنهاست تا ابد ، لعن خدا هم بر آنهاست و آنها خودشان محفوظ بودند . ما هم اگر چنانچه اینطور شکست بخوریم ، افتخاری است برایمان و اشکالی هم برایمان نیست که همانطوری که مجاهدین صدر اسلام شکست میخوردند ، ما هم شکست بخوریم ، این نهضتمان پیش میرود و آبروی اسلام محفوظ میماند ، تا آخر هم محفوظ میماند . و اما اگر حالا که مدعی این هستیم که انقلاب اسلامی است و جمهوری اسلامی است و امثال ذلک و ما در این جمهوری اسلامی شکست بخوریم به عنوان ، یعنی شکست مکتب ، یعنی گفته شود که رژیم طاغوتی عوض شده یک رژیم طاغوتی دیگر آمده است که دشمنهای ما هم همچو نیست که اکتفا کنند به اینکه مثلا فلان کمیته خلاف کرده ، فلان دادگاه خلاف کرده ، این را میآورند . روی اینکه آخوندها اینجوریند ، به این هم اکتفا نمیکنند که روحانیین اینجوریند ، اینها با اسلام مخالفند ، میگویند اسلام هم همان بود ، اسلام هم همان مثل رژیمهای دیگر است ، اینطور نیست که اگر من شکست بخورم ، شما شکست بخورید ، بیایند بگویند زید شکست خورده ، یا اگر من خلاف بکنم ، بیایند ، بگویند خلاف کرده ، اینجور نیست . از فرد به نوع و از نوع به اصل مقصد میکشانند دشمن اصل اسلامند و قلمها هم برای اصل اسلام به کار میرود . 492.
بازی با اساس اسلام گناهی است نابخشودنی
و ما را میخواهند که در داخل خودمان پوک کنند و منهدم کنند از داخل خودمان . اگر هم همین قدر بود که ما از بین میرفتیم لکن مکتبمان محفوظ میماند ، اشکال نداشت ، لکن آنها مقصدشان این است که مکتب را بهش صدمه بزنند . و این یک مسؤ ولیت بزرگی ، جانفرسائی برای ما آمده است ، یک مسؤ ولیتی است که اگر خدای نخواسته تقصیر بکنیم در این قضایا ، اگر چنانچه ما بخواهیم برای - مثلا فرض کنید - فلان امام جماعت بخواهد برای رواج بازار خودش یک کاری انجام بدهد ، در کمیته عمدا یک کسی کاری انجام بدهد ، به طوری که دست دشمنهای ، قلمهای مسمومشان که هست بهانه پیدا بکنند و حمله کنند به آن چیزی که اساس است و آن عبارت از اسلام است ، ما یک گناهی مرتکب شدیم که بخشودنی نیست ، گناهی بخشودنی است - بخشودنی هست - پیش خدا که صدمه اش به خود آدم برسد ، خود آدم آلوده بشود - یا افرادی فرض کنید - اما آنی که با اساس اسلام برخورد بکند و بازی با اساس اسلام - با اساس اسلام - باشد ، این مطلبی نیست که به ما ببخشند و این ننگی برای ما ، برای جامعه روحانیت در تاریخ پیدا خواهد شد که تا آخر جبران نمیتواند شود . 493.
تکلیف علما در این زمان از همه زمانها بیشتر است
تکلیف اهل علم در این زمان از همه زمان هائی که بر اهل علم گذشته بیشتر است ، از صدر اسلام تا حالا برای اهل علم اینطور صحنه پیش نیامده . آن روزی که حضرت امیر سلام الله علیه در جنگ خیبر بود که پیغمبر اکرم میفرماید که اسلام تمامش با کفر تمام مقابله کرده ، آن روز برای حضرت امیر صحنهای پیش آمده بود و مسؤ ولیتی پیش آمده بود که اگر چنانچه خدای نخواسته به فرض محال سستی میشد ، تا آخر ، ابد ، بخشودنی نبود ، لکن او که اهل سستی نبود ، او پیش میبرد . او یک ضربتش افضل از عبادت ثقلین شد در آن روز . امروز هم ما مواجهیم ، آنطوری که در این برهه از زمان که هستیم ، اسلام مقابل با تمام کفر است . نه من و شما مقابلیم ، من و شما مطرح نیستیم ، نه ملت ایران ، این هم مطرح نیست ، اسلام الان مطرح است ، یعنی مقابله بین اسلام و کفر ، و در این مقابله مابین اسلام و کفر همه ملت مسؤ ولند ، همه مسؤ ولند . لکن روحانیت بیشتر مسؤ ول است . برای اینکه پاسداران درجه اول روحانیین اند ، اینها بیشتر مسؤ ول از دیگران میشود گفت که سنخ ، صنف مثلا کاسب ، صنف کذا ، اینها مثلا اکثرا قاصرند ، چطور ، اما در اهل علم این کم است ، قصور کم است ، مسؤ ولیت هم زیاد باید فکر بکنید . این مسؤ ولیتی که الان به عهده همه ما هست ، چطور ما از زیر بار مسؤ ولیت بیرون برویم نه شما آقایان ارومیه و نه آقایان آذربایجان و آقایان تهران و قم ، همه علماء ایران ، این بار به دوش همه است ، همه ملت است . سنگینی اش بیشتر به دوش علما است ، باید علما فکر بکنند ، باید محاسبه بکنند خودشان را . یکی از چیزهائی که در منازل سیر است ، محاسبه است که انسان آنوقتی که محاسبه شده است بین خودش و خدا ، خودش را به حساب بکشد ، محاسبه کند خودش را که من در این راهی که دارم میروم چه کردم امروز ، من چه کردم ؟ محاسبه کنید خودتان را ، هم محاسبه کنیم همه خودمان را و همه ملت ، همه مسلمانها و در راس ، علما ، آنقدر مسؤ ولیتی که به عهده آقایان اهل علم است ، به عهده دیگران نیست ، آنقدر آنها ، اگر چنانچه خدای نخواسته یک راهی بروند که راه خدا نباشد ، چهره اسلام به دست آنها جور دیگر میشود ، کاری بکنید که به عهده ما یک همچو مسؤ ولیتی که هست ، بتوانیم به آخر برسانیم . 494.
لغزش علما ، اسلام را در خطر میاندازد
از خدا بخواهید که ماها از لغزش دور باشیم . خودتان برای خودتان ، برای همه ملت ، ملت بخواهد برای خودش و برای علما دعا کنند که این طبقه لغزش پیدا نکنند که به لغزش آنها اسلام در خطر است . همه ما مکلفیم ، همه مسؤ ولیم و کلکم راع و کلکم مسوول این برای همه است ، لکن به عهده شما بیشتر است . شماها باید بیشتر رعایت بکنید . بیشتر در این پستی که هستید که مسند اسلام است ، بیشتر مراعات بکنید . بیشتر مردم را مراعات کنید ، جامعه را بیشتر تربیت کنید و همه مسؤ ولیم و همه مسؤ ولید و هر کس سعه نفوذش بیشتر است ، مسؤ ولیتش بیشتر است . از خدا بخواهید که ما بتوانیم و خودتان بتوانید و ملت بتواند از این مسؤ ولیت بزرگی که به عهده اش هست ، لااقل پیش خدا آبرومند باشد . ما رفتنی هستیم ، آقا این یک مساءله واضحی است ، همه مان خواهیم رفت ، همه مان در رحیل هستیم ، توی راهیم همه . از من نزدیک است ، شما جوانید یک قدری عقب تر ، آن هم معلوم نیست ، مرگ هم معلوم نیست که برای پیر و جوان فرقی بگذارد ، یک آمد معینی است ، همه رفتنی هستیم ، کوشش کنید که آن وقت که ملک موت میآید و مشاهده میکنید او را ، آن با شما به یک صورت رحمانیت عمل کند ، شما را که میبرد به یک صورت خوب ببرد . کوشش کنید که آنجا که باب رحمت است بسته نشود و باب غضب باز بشود ، از خدا بخواهید که بشود اینطور ، و اگر چنانچه ما در این قدم که حساسترین قدم است در اسلام و برای همه و برای روحانیت و برای همه متفکرها و برای همه ملت ، در این موقعی که حساسترین مواقع است بین تان ، ایجاد اختلاف بین تان نکنید ، دسته بندی نکنید ، هر کسی برای خودش نکشد . خدا هست ، غفلت نکنید از او ، خدا حاضر است ، همه ما تحت مراقبت هستیم والله من ورائهم محیط ۴۹۵ مراقب است . آن خطرات قلب شما در مراقبت حق تعالی است ، آن لحظات چشم شما در مراقبت حق تعالی است ، آن حرکات زبان شما در محضر حق و در مراقبت اوست ، توجه داشته باشید که این دنیا رفتنی است و حساب شما با کسی است که همه چیزشان تحت مراقبت بوده است . 496.
کاری کنید که اسلام عزیز و نورانی به دست ماها مشوه نشود
قضیه ، قضیه معصیت انسان و قضیه اینکه من بنده خدا هستم و بنده خدا معصیت کار میشود و این کذا ، قضیه ، قضیه محاسبه بین شما و خدا تنهائی ، قضیه ، قضیه این است که امروز غیر زمان طاغوت است ، زمان طاغوت اگر یک شخصی ، ملائی یک کار خلاف میکرد ، میگفتند این طاغوتی هست و این مثلا آخرش میگفتند ساواکی هست ، نمیآمدند سراغ اینکه بگویند این حرفی که آخوندها از اول داد میکردند و مردم را هم وادار میکردند به داد کردن ، این حرف دروغ درآمد ، این نمیگفتند به آنها ، آخوندها آن وقت مظلوم بودند . چهره مظلوم چهره محبوب است ، شما در آن رژیم هر چه مظلومتر میشدید محبوبتر میشدید ، هر که مظلومتر بود محبوبتر بود . چهره امروز ، چهره مظلومیت نیست تا محبوب بشوید ، چهره این است که وقتی که کار در اینها درآمد ، اینها هم همانند . شما را به صورت دیگر درمی آورند ، آنها هم که فرض کنید که در این کاری که من میکنم یا شما میکنید ، دخالت ندارند ، آنها را هم پهلوی شما میگذارند با یک چوب میزنند . پس ما مسؤ ولیت اسلام را داریم ، مسؤ ولیت مسلمانها را هم داریم ، مسؤ ولیت روحانیت را هم داریم ، همه چیز را داریم ، همه چیز را داریم ، همه مسؤ ول و هر کس سعه نفوذش بیشتر ، مسؤ ولیتش بیشتر . کاری بکنید که آن اسلام عزیز که امروز دست شماست ، با یک صورت خوبی تحویل بدهید به اعقابتان ، یک صورت مشوه درست نکنید که بگویند همین بود . اسلام نورانی است ، با دست ماها مشوه میشود . 497.
شکست امروز نهضت به واسطه کجروی ماها ، شکست برای همیشه است
و امروز روزی است که اگر خدای نخواسته ما در این نهضت شکست بخوریم ، شکست خوردیم تا آخر . یک وقت بود که ما هی میگفتیم که طاغوت هست ، انشاءالله حکومت اسلامی بشود ، انشاءالله آن درست میشود ، همه حرفمان این بود ، ملت هم فریاد کردند که ما اسلام را میخواهیم .
اگر خدای نخواسته حالا یکی اینطور شده ، به واسطه کجروی ماها ، کجروی طوائف مختلف ، کجروی احزاب ، بعضی از احزاب ، اگر خدای نخواسته از باطن ما را تهی کنند و ما را به جان هم بریزند و مهم این نیست ، مهم اینست که با به جان هم ریختن ، صورت اسلام را یک جور دیگر جلوه بدهند به دنیا ، بگویند سروکار آنها با دنیاست . قلم آنها دستشان هست ، همه چیزهای گروهی ، رسانههای گروهی دست آنهاست ، ماها یک ملت ضعیفی هستیم ، و جز یک حربه که ایمان بود ، نداشتیم . همه تبلیغات مال آنهاست ، ما راه تبلیغی نداریم ، کاری ما نکنیم در همه تبلیغاتشان و همه جای دنیا بگویند که اسلام اینطوری بود که در ایران بود .
شما ملاحظه میکنید در بعضی از این ممالک که اسم اسلامی رویش هست ، الان هم در همه جا میگویند که اسلام این است که در اینجاست ، خوب ، این یک چیز ، مائی که ادعا داریم و ادعا میکنیم همه مان - و صحیح هم هست ادعامان - که اسلام آن نیست که آنها میگویند ، اسلام یک اسلامی است که حکومتش یک حکومت خاص است ، رژیمش یک رژیمی است غیر همه رژیمهای دنیا ، عدل و انصاف هست در آن ، حکومت خداست مائی که این حرف را میزنیم - و صحیح هم هست حرفمان - اگر گفتارمان با اعمالمان مخالف باشد ، مگر منافق چیست ؟ یک دسته از منافقین در صدر اسلام بودند که گفتارشان با واقعشان مخالف بود ، راجع به اصل اسلام میآمدند می گفتند ما مسلمانیم و نبودند . ۴۹۸
کاری کنید که اسلام از ما گله مند نباشد
ما ادعا میکنیم که ما روحانیون میگذاریم ، ما اول باید از خودمان مایه بگذاریم . بیخود هی نگوئیم ما خوبیم و دیگران بد ، مائی که دعوی این را داریم که ما هستیم که اسلام را میخواهیم ترویج کنیم ، اسلام را میخواهیم تقویت کنیم ، علاقه به اسلام داریم ، احکام اسلام پیش ماست . ما ، باید احکام اسلام را پخش بکنیم . مائی که این مسائل را داریم می گوئیم و خودمان هم به صورت یک نفر آدمی که به اسلام به همه معنا ایمان آورده است و قبول دارد همه چیزش را و یک آدم متقی صالح کذاست ، اگر خدای نخواسته در باطن برخلاف این باشیم ، منافق نیستیم ؟ همان ابوسفیان منافق است ؟ من و شما هم منافقیم ، آن ایمانش را عرضه میکرد و نداشت ، شما هم کمال ایمانتان را عرضه میدارید بله ، مسلمان هستید ، اما منافقید ، این مسلمان منافق در جهات دیگر . اینها هیچ کدام مهم نیست ، مهم این است که اسلام دست ما آمده است ، امانت خداست . دست ما آمده است ، این امانت را باید به آنطوری که هست بدهیم به اعقابمان ، عرضه کنیم این اسلام را به آنطوری که واقع اسلام است به دنیا ، و خودمان جوری نکنیم که این اسلام را یک طور دیگر نمایشش بدهیم به غیر ، آنطوری که هست نمایشش بدهیم . این دیگر فرق نمیکند بین آن بچه طلبه و طلبه نارسی که تازه تو مدرسه رفته است و شما آقایان که از علما هستید و در مساجد هستید با سایرین ، هیچ فرقی مابین آنها نیست ، منتها شما آقایان که بزرگتر و بالاتر هستید ، مسؤ ولیت تان بیشتر است امثال من طلبه است ، اما همه مسؤ ولند ، مسؤ ولیت کم و زیاد دارد ، به حسب اختلاف نفوس ، اختلاف سعه کلمه ، کاری بکنید که اسلام از ما گله مند نباشد ، قرآن کریم از ما گله مند نباشد ، که آقایان که شما خودتان را میگفتید که ما مروج قرآن هستیم ، مبین احکام قرآن هستیم ، چرا خودتان یک کاری دارید میکنید یا کردید که اسلام یک جور دیگر جلوه کند پیش مردم . 499.
امروز مسند و مسؤ ولیت ما خیلی خطرناک است
خیلی مواظب باشید ، این مسند خطرناک است ، این عمامه خطرناک است ، این محاسن خطرناک است خودتان را از این خطرها نجات بدهید ، حفظ کنید خودتان را ، این مال ما ، همه همین طور ، فرق ندارد ، اسلام مال اهل علم نیست ، اسلام مال همه است ، این امانتی است که خدا به همه داده است . شما هم اگر چنانچه فرض کنید پاسدارید و در یک جائی به اسم پاسداری اسلام ، پاسداری شدید ، شما حالا پاسدار طاغوت نیستید ، پاسدار اسلام هستید ، اگر چنانچه پاسدار اسلام هم یک کاری بکند که بگویند اینها هم مثل سابق ، در بین همین مردم ضعیف الایمان هست که میگویند که ایکاش نشده بود برای اینکه ما حالا از دست بعضی از مامورین بیشتر برایمان بد میگذرد از سابق ، ولو درست نمیگویند لکن خوب ، گفته میشود ، آنها هم که شیطانند تزریق میکنند به آنها یک همچو مسائلی .
این یک مساءلهای نیست که مربوط به من و آقا و آقا باشد ، این یک مساءلهای است مربوط به ملت است ، یک ملتی که اسلام را رای به او داده ، گفته است ، رای داده ملت به جمهوری اسلامی ، یعنی قبول کرده است که باید ما نظاممان نظام اسلام باشد ، آنوقت اینکه قبول کرده است که نظامش باید نظام اسلامی باشد ، پاسدار است ، برخلاف نظام اسلام عمل میکند ، کاسب است برخلاف نظام اسلام عمل میکند . نظام مال همه است ، نظام یک چیزی است که همه ملت در تحت پوشش نظم باید باشد . بازاری یک کاری میکند که برخلاف آن نظامی است که اسلام قرار داده است و هکذا ، ادعا کردید که ما اسلام را قبول کردیم رژیممان حالا رژیم اسلامی است ، از طاغوت منتقل شدیم به الله ، از حکومت شیطان بیرون آمدیم تحت حکومت رحمان رفتیم ، ما که این ادعامان است همه ملت رای به این دادند ، اگر کارهای زمان طاغوت را اعاده کنند ، اینها در این ادعا منافق بودند . 500.
باید از حالت شیطانی به حالت رحمانی متحول شویم
کارها را باید عوض کرد ، باید تحول پیدا کرد ، باید همه ملت متحول بشود . این نباشد که ما متحول ، انقلاب چیز کردیم ، از طاغوت بیرون ، باید انقلاب باطنی بکنیم ، باید نفوسمان هم منقلب بشود ، اگر تا حالا در تحت سلطه شیطان و طاغوت بوده است ، متحول بشویم و بیرون برویم از این پوشش شیطانی به پوشش رحمانی . آن به این است که ما مطابق نظام اسلام عمل کنیم . رباخواری مخالف با نظام اسلام است ، جنگ با خداست به حسب قرآن فاذنوا بحرب من الله ۵۰۱ بیائید به جنگ خدا ، اینها به جنگ خدا رفتند .
اگر بازار مسلمانها همان بازار زمان طاغوت باشد ، نمیتواند بگوید که من رژیم اسلامی را قبول کردم ، نخیر ، شما در تحت رژیم شیطان هستید و طاغوت هستید باز و هکذا همه قشرها . یک مساءلهای است مال همه قشرها و ما اول برای خودمان قبول میکنیم مساءله را و بعد هم برای همه تان . مسؤ ول اول خود ما هستیم و بعد هم همه شما فکر اسلام باشید که این مساءله را نگذارید صدمه بخورد ، از دست ما صدمه بخورد . از دست دشمنها میخورد ، اگر دولتها با هم باشند آسیب نمیتوانند بزنند ، آسیب نمیتوانند بزنند ، اما اگر چنانچه ماها از دست به جان هم بیفتیم ، با هم مختلف باشیم ، ماها بخواهیم هر کدامی یک کاری را انجام بدهیم ، از نظم اسلامی بیرون برویم ، از تحت فرمان حکومت اسلامی بیرون برویم ، از فرمان خدا بیرون برویم آسیب میبینیم ، از باطن ما را از هم منفصل میکنند و آسیب پذیر میکنند ، و الان تمام افکار ، افکار آنهائی که میخوردند مال این ملت را ، متوجه این معنا است . 502.
کاری کنید که ایران سربلند باشد
ولی آن چیزی که باید من عرض کنم به شما آقایان که سران این جمعیت هستید ، این است که کاری بکنید که این نهضت لکه دار نشود . شما الان جزء جنود الهی هستید ، جندالله شما هستید ، شما لشکر خدائید ، کسی که لشکر خداست اگر خدای نخواسته یک کاری بکند که مرضی خدا نباشد و آنوقت یک جوری باشد که گفته بشود که خوب ، اینها هم مثل سابق ، اینها حالا دستشان رسیده به یک چیزی اینها هم زور میگویند به مردم ، اینها هم اذیت میکنند مردم را ، اینها هم مثلا مال مردم را خدای نخواسته برمی دارند ، اینطور نباشد . به جوان هایتان سفارش کنید ، از قول من سلام به همه برسانید ، سفارش کنید که شما جوانها جند خدا هستید ، شما دست خدا هستید ، شماها کاری بکنید که ایران سربلند باشد در دنیا ، ما پیش خدا سربلند باشیم ، خود شما پیش خدا آبرومند باشید . یک وقتی کاری نشود که ملتها ، دیگران ما را تعیب ۵۰۳ کنند به اینکه شما دستتان نمیرسید ، حالا که دستتان رسید شما هم همان هستید . بفهمانید به آنها که نه ، ما برای دنیا پا نشدیم راه بیفتیم وگرنه معقول نیست که آدم جانش را بدهد برای دنیا . کسی که دنیا را میخواهد جانش را میخواهد حفظ کند تا دنیا را ببلعد ، شمائی که جانتان را در معرض خطر قرار دادید اگر یک وقتی در بین تان یک جوانی ، یک جاهلی پیدا شد که یک کاری انجام داد خلاف موازین ، خودتان جلویش را بگیرید ، نصیحت شان کنید ، نگذارید یک طوری بشود که در دنیا منعکس بشود که ایران وقتی که به نوا رسیدند خودشان ریختند و چه کردند و چه کردند . من امیدوارم که خداوند موید شما باشد ، خداوند پشتیبان شما باشد با قدرت جلو بروید ، اتکالتان به یک مبداء قدرتی است که هیچ قدرتی در مقابل او چیزی نیست ، با همان قدرت جلو بروید و شما پیروزید بحمدالله . 504.
حفظ حیثیت نظام به شماها بسته است
لکن مساءلهای که باید من عرض کنم و کرارا هم عرض کردهام ، این است که این انقلاب در اول که واقع شد به طور سرعت و به طور غیر مترقب ، یکدفعه مثل یک جامی که بترکد یک دفعه هجوم کرد و قدرتهای بزرگ را از بین برد . لکن بعد از اینکه این پیروزی حاصل شد ، کم کم یک سستیهای مختصری ، یک چیزهای کمی در همه جا ، هم در کمیتهها و هم در دادگاهها و هم در پاسداران و هم در قشرهای دیگر یک کمبودهائی پیدا شد . من باید به شما آقایان و همه ملت ایران خصوصا آنهائی که مشغول فعالیت هائی برای نهضت و انقلاب هستند عرض کنم که همانطور که پیروزی انقلاب مرهون شماهاست ، حفظ حیثیت انقلاب هم بسته به شماهاست . انقلاب ، یک دفعه انقلاب ملی است ، نه اسلامی ، یک انقلاب حزبی است ، نه اسلامی ، آن یک وضعی دارد ، یک وقت مثل انقلاب ایران که یک انقلاب اسلامی است و همه دیدیم و دیدید که جز فریاد الله اکبر و اینکه ما جمهوری اسلامی میخواهیم ، هیچ صدای دیگری نبود . تمام ملت در سرتاسر کشور فریاد میزدند که ( جمهوری اسلامی ) ، ( نه شرقی ، نه غربی ، جمهوری اسلامی ) . این یک مساءله اسلامی است و ملت ما عاشق اسلام بود که در همه اطراف با دست تهی سینههای خودشان را سپر کردند ، جوانهای خودشان را بردند در میدان ، زنها و مردها رفتند و مبارزه کردند و پیروز شدند . این قدرت اسلام بود والا نه حزبی میتوانست این کار را بکند و نه ملیتی میتوانست این کار را بکند . و اگر ملاحظه کنید ، جنبشهای ملی و جنبشهای حزبی ، هیچ وقت اینطور نبوده است که تمام ملت ، بچه ، بزرگ ، زن ، مرد همه یکصدا دنبالش باشند ، این قدرت اسلام بود که همه را با هم همصدا کرد و همه را با هم بسیج کرد برای اینکه پیروز بشود و پیروز شد . ملت ما اسلام را میخواهد و نه چیز دیگری را . اگر ملیت را میخواهد ، در پناه اسلام میخواهد . خیال میکنند که اگر یکصد نفر ، دویست نفر ، پانصد نفر را دور خودشان جمع کردند و یک عده هم نشریات برای خودشان درست کردند ، اینها میتوانند یک کاری در مقابل ملت بکنند . ملت اسلام را میخواهد و اسلام و ملت ، روحانیت را به رسمیت شناخته است و میخواهد . 505.
امروز آبروی نهضت بسته به کسانی است که در خدمت انقلابند
الان حفظ - این - آبروی این نهضت بسته به روحانیت است و بسته به پاسداران که پاسدار این نهضت هستند و دادگاهها و همه نهادهائی که در خدمت این نهضت هستند ، در خدمت این انقلاب هستند . اسلام الان نظر دوخته است به ایران ، ببیند که اینها با اسلام چه میکنند ، آیا وفادار هستند به اسلام و روی مصالح اسلامی کار میکنند . چه در دادگاهها ، چه در کمیتهها و چه در پاسداران انقلاب و چه در قوای انتظامی دیگر و چه در شورا و چه در هر جا ، در همه ادارات ، اسلام الان متوجه این است و نظر به این دارد که اینها چه میکنند . اینها با قدرت اسلام پیروز شدند ، امروز که پیروز هستند با اسلام چه میخواهند بکنند ؟ آیا در خط اسلام هستند و اسلام را میخواهند پیش ببرند و احکام اسلام را در ایران جاری کنند و انشاء الله در جاهای دیگر هم این احکام محقق بشود و نهضت صادر بشود و یا اینکه خدای نخواسته یک راه دیگری را پیش دارند ؟ امروز ، همه ما ، همه شما ، همه ملت ، همه قشرها و خصوصا قشرهائی که در خدمت انقلاب هستند و مشغول فعالیت هستند ، مسؤ ولیت بزرگ دارند مسؤ ولیت حفظ انقلاب اسلامی و حفظ آبروی اسلام و آبروی انقلاب اسلامی . اگر خدای نخواسته در قشر روحانی ، چه آنهایی که در کمیتهها هستند و چه آنهائی که در مدارس هستند و چه آنهائی که در شهرستانها هستند ، اگر خدای نخواسته یک کار اشتباهی واقع بشود ، این اینطور نیست که بگویند فلان فرد این کار را کرده است ، به جامعه روحانیت نسبت میدهند می گویند آخوندها اینطورند . 506.
امروز همه مسؤ ولند که آبروی اسلام را حفظ کنند
اینهایی که غرض دارند ، اینهایی که میخواهند روحانیت را بشکنند و اصل هدفشان اسلام است و میخواهند اسلام را بشکنند و چون اینها را قشری میدانند که خدمتگزار اسلام هستند و اینها نگهدار اسلام هستند به اینها حمله میکنند . اگر یک بهانهای روحانیت دست اینها بدهد ، اسباب این شود که یک مطلب کوچک را بزرگ بکنند ، آن هم اگر از یک نفر صادر شده باشد ، به مطلق روحانیین نسبت بدهند . اگر در این کمیتههای شما خدای نخواسته یک امری واقع بشود که بر خلاف موازین اسلامی است ، میگویند که آخوندها کمیتهها را گرفتهاند و مشغول کارهای مثلا خلاف هستند . نمیگویند که فلان آدم اینطوری است ، میگویند روحانیت اینطوری است . آنهایی که میخواهند بشکنند روحانیت را و نمیتوانند ببینند که روحانیین مشغول اصلاح امور هستند و دیدهاند که تاکنون آنها بودهاند و هیچ کاری نتوانستهاند بکنند ، حالا که روحانیین آمدهاند و سرتاسر ایران روحانی و کسانی که بسته به روحانیین هستند ، مثل پاسدارها و امثال اینها و کمیتهها و همه قشرهای فعال ، این اشخاصی که روشنفکر غربزده هستند ، چون دیدند آنها نتوانستهاند هیچ وقت یک کار مثبت صحیح بکنند ، حزبها نتوانستند یک کاری انجام بدهند ، حالا که این قشرهای اسلامی و روحانی ، این قشرهائی که برای خدا بپاخاستند و جان خودشان را برای خداوند دارند فدا میکنند ، اینها دارند حفاظت از اسلام میکنند ، اینها به واسطه اینکه برای خودشان یک کمبودی متوجه شدند مشغول فعالیت شدند که این قشر را ، چه روحانی ، چه پاسدار ، چه کمیتهها و چه سایرین بشکنند که آن چیزی را که خودشان نتوانستند و اینها توانستند ، اینها را ناتوان عرضه بکنند . امروز روحانیت و سایر قشرهای ملت مسؤ ولند در مقابل خدا که حفظ کنند آبروی اسلام را ، حفظ کنند آبروی انقلاب را ، حفظ کنند آبروی نهضت را و این مسؤ ولیت بزرگی است ، خدمت شماها خدمت بزرگی است و مسؤ ولیت تان بزرگتر ، باید متوجه باشید . 507.
به راه اسلام و در خدمت اسلام باشید
خدای تبارک و تعالی حاضر است همه جا ، شما باید حاضر بدانید او را ، در حضور خدای تبارک و تعالی خدای نخواسته چیزی که بر خلاف مشیت اوست ، بر خلاف دستور اوست عمل نکنید . به راه اسلام باشید ، برای اسلام خدمت بکنید تا اگر خدای نخواسته شکست خوردیم ، به شهادت رسیدیم ، برای اسلام باشد و شهید باشیم و اگر انشاءالله پیروز شدیم ، اسلام را پیروز کرده باشیم و سرفراز باشیم در همه جا و اسلام را در همه جای دنیا ، در همه کشورها ، اسلام را پیاده کنیم و بیرق اسلام را به اهتزاز در آوریم . آقایان عزیز من ! متوجه جهات مادی نباشید . شما نهضت که کردید برای شکم نهضت نکردید ، شما خون دادید ، نه برای اینکه پستی پیدا بکنید ، در ذهن شما اینها نبود . شما آنوقت که در میدانها میرفتید و در خیابانها میرفتید و با توپ و تانک مواجه میشدید اصلا در فکر این نبودید که ما پیش ببریم تا بشویم رئیس یک چیزی ، تا بشویم دارای کذا . شما برای خدا بود و پیش بردید ، برای خدا باشد و به پیش بروید . اگر یک کمبودی مادی برای شما باشد ، اعتنا به آن نکنید برای اینکه شما برای مادیات قیام نکردید و برای مادیات عمل نمیکنید ، همانطوری که در صدر اسلام آنهائی که سربازان اسلام بودند برای خدا کار میکردند ، با یک خرما در شب و روز ، گاهی با یک دانه خرما شب و روز گاهی زندگی میکردند و برای اسلام خدمت میکردند و بعد هم که پیروز میشدند در صدد این نبودند که رئیس یک جایی باشند و یک پستی برای آنها باشد . شما قصدهای خودتان را برای خدا خالص کنید ، برای خدای تبارک و تعالی عمل کنید . این عبادت است ، خالص باشید در این عبادت . این نهضت تمامش عبادت بود ، این انقلاب تمامش عبادت است و شما خالص باشید در این عبادت ، خداوند همراه شماست . 508.
کاری نکنید که به دست خودمان اسلام را از پا درآوریم
از این جهت وظیفه هر کسی که در هر جا مشغول خدمتی است ، در راس همه خدمتها این است که موازین اسلامی را حفظ بکنند . اگر بنا شد که مثلا پاسدار اسلامی موازین اسلامی را حفظ نکند ، این مثل این است که روحانی اسلامی موازین اسلام را حفظ نکند . همانطوری که اگر روحانی اسلامی موازین اسلامی را حفظ نکند ، آن به اسلام صدمه وارد میشود ، این هم وقتی الان شده است جزء دستگاه اسلام ، جزو بنگاه اسلام ، اگر بنا باشد که یک وقت خدای نخواسته صدای مردم درآید از اینها ، بگویند که اینها مثل سابق بودند ، آنها هم که غرض دارند همین مسائل مطبوعات خارجی و در بوقهاشان بلند کنند که اینها دارند چه میکنند و چه میکنند و مسائل ، مسائل کمونیستی است ، نه مسائل اسلامی . آنوقت آنها هم بگویند که اسلام هم این است ، فرقی ندارد ، یک دسته هم که خودشان را به اسم اسلام شناسی جا زدند ، اینها هم همان مسائل را به اسم اسلام درست بکنند ، این پوسیدگی است که از باطن برای نهضت پیدا میشود که شما هر چه ظاهرش را خیلی پر سروصدا درست کنید ، تزیین کنید ، یک وقت مطلع میشوید که از باطنش پوسید و رفت از بین همانطور که گفتم که مثل یک خربزه میماند که خیلی هم به آن خدمت بکنید ، خیلی هم کارهایش را درست بکنید ، لکن در باطنش یک کرمی است که آن کرم دارد خرابش میکند ، بعد هم خربزه را میکنید می بینید خربزه کرم زده است . کاری نباید بکنند ، همه قشرهائی که الان مشغول خدمتند ، قشر روحانی که مشغول خدمت است و مثلا دادگاهها و اینها ، قشر پاسدارها ، قشر نظامیها ، ارتشیها ، اینهائی که همه الان در خدمت اسلام و برای اسلام مشغولند ، اینها کاری نکنند که ما به دست خودمان اسلام را از پا درآوریم ، اسلام را در نظر خارج و داخل جوری جلوه بدهیم که برخلاف آنی است که هست ، عدالت در کار نباشد ، موازین در کار نباشد ، یک برنامه اسلامی در کار نباشد ، هرج و مرج و هر کی هر کاری دلش میخواهد بکند . آنکه من به حسب کلی باید بگویم و همه را تنبه بدهم این است که نباید در هر امری هی قدرت نمائی بشود باید همه قشرهائی که مشغول برای خدمتند و خودشان هم میگویند برای اسلام است ، باید گوششان به این باشد که اسلام چه میگوید ما هم به تبع او باشیم . 509.
لازمه انتساب به جمهوری اسلامی این است که افعال و رفتارمان اسلامی باشد
شما امروز از قوای انتظامی جمهوری اسلامی هستید ، با دیروزتان فرق دارد ، دیروز خواه ناخواه از رژیم طاغوت بودید و حالا از رژیم اسلام هستید و بین این دو تا همانطوری که به حسب واقع فرق دارد یکی رژیم شیطان است ، یکی رژیم الله . آنهایی هم که منتسب به این دستگاه هستند با آنهائی که پیشتر بود فرق میکند ، فرق این است که امروز باید همه گروه هائی که مربوطند به جمهوری اسلامی ، چه دولت و دستگاههای اداری و چه ارتش و ژاندارمری و شهربانی و پاسدارها و اینها که قوای انتظامی هستند که اشخاصی هستند ، گروه هائی هستند که بالاصاله مربوط به جمهوری اسلامی هستند ، اینها باید اعمالشان هم ، افعالشان هم ، عقائدشان هم و اخلاقشان هم مناسب باشد با جمهوری اسلامی ، آن اخلاقی که سابقا مثلا بعضیها داشتند که مناسب بود با طاغوت ، اگر خدای نخواسته از او در نفوس آثاری هست این آثار را باید مجاهده کنند تا زدوده بشود ، یعنی الان شما آقایان مسؤ ولیت زیاد دارید و عملتان هم یک عمل شریف است ، عمل شریفی است که اسکلت جمهوری اسلامی بسته بوجود شماهاست و مسؤ ولیت تان زیاد است ، برای اینکه اگر سابق یک کاری از شما خدای نخواسته انجام میگرفت می گفتند در رژیم طاغوتی باید اینجوری باشد ، اما اگر حالا خدای نخواسته یک مساءلهای که برخلاف رویه اسلام است انجام بگیرد گفته میشود که ارتش اسلامی هم همین است . 510.
دشمنان در صدد سوء استفاده از اشتباهات ما هستند
شما میدانید که قلمها و زبانهای خائنی هستند و با آن چشمهای خیانتکار مراقب هستند که یک چیز پیدا بکنند از یک گروهی ، از گروههای اسلامی و این را زیادش کنند و کم کم برسند به اینکه خوب ، این رژیم هم رژیم طاغوتی است مثل آن رژیم . همین امروز صبح من در یک مجلهای که مربوط به بختیار بود اینجا آورده بودند من دیدم که ایشان میگوید این رژیم هم رژیم طاغوتی است و مشغول چپاولگری و مشغول کذا هست و در یکی از نوشتهها بود که الان در ایران بعضی جاها حکومت نظامی است برای اینکه از این رژیم برگشتند و حالا دارند با فشار و زور و با چیز مردم را دارند رام میکنند . خوب ، اینها چیزهایی است که در خارج ایران اینها منعکس میکنند . حالا که چیزی دستشان نیست اینطور میگویند ، اگر یک وقت یک بهانهای به دستشان بیاید ، ما آنطوری که باید عمل کنیم عمل نکنیم ، این بهانه اسباب این میشود که آن قلم هائی که میخواهند بشکنند این نهضت را و نمیتوانند ببینند که یک رژیم اسلامی در کار هست ، آنها مشغول فعالیت میشوند و آلوده میکنند این نهضت را . ما باید این مکتب خودمان را حفظشان بکنیم ، یعنی الان این مکتب اسلام دست ماها و شماست و این مکتب باید محفوظ باشد . ماها کاری نکنیم که به مکتبمان ایراد بگیرند ، آنهائی که میخواهند ایراد بگیرند به مکتب ایراد میگیرند برای اینکه با مکتب بد هستند . یک مکتبی که میبینند این قابل دوام است ، وقتی هرج و مرج بود و مکتبی تو کار نبود ، این چیزی نبود ، اما اینها که یک مساءله مکتبی دارند میبینند هست و قابل دوام ، به مکتب ایراد میگیرند . 511.
وظیفه ما در حفظ نهضت اسلامی سنگین است ولی باید عمل کرد
ما موظفیم که این مکتب را حفظش کنیم که اگر حفظ نکنیم آسیب برمی دارد . باید کاری بکنیم که آسیب بر ندارد و آن کار این است که اگر چنانچه در هر جا هستیم به وظائفی که آنجا هست عمل بکنیم . اگر یک کشوری همه اشخاصی که در آنجا هستند وظیفه شناس بودند و به آن وظیفه و کاری که به او محول است ، خوب انجام بدهد ، آن کشور زود اصلاح میشود . اگر ارتش افرادش وظیفه شناس باشند ، یعنی بدانند که این وظیفه این است ، خصوصا حالا که برای اسلام است ، وظیفه اسلامی این است و اگر ژاندارمری هم همین طور و پاسدارها هم همین طور ، پاسبانها هم همین طور ، این زود اصلاح میشود و اگر چنانچه خدای نخواسته از زیر باز وظیفه بخواهند در بروند ، خیال کنند که حالا که آزاد شد هر کاری آدم دلش بخواهد بکند ، هر کاری از دستش آمد و بخواهد بکند ، روی وظایف عمل نکند ، این منتهی به هرج و مرج میشود و آسیب میبیند . آنها الآن درصددند که اثبات کنند به خارج که ایران استقرار ندارند ، ایران هرج و مرج است ، و میخواهند که یک وقت بخواهند یک دخالتی بکنند ، افکار عمومی دنیا را مهیا کرده باشند برای آن کار ، الان مشغول همین هم هستند و همه تبلیغاتشان برای همین معناست که منعکس بکنند که ایران الان به وضع هرج و مرجی دارد میگذرد ، در هیچ جا یک نظمی نیست ، در هیچ جا وظیفه شناسی نیست ، هر که هر کاری دلش بخواهد بکند . این برای ما بسیار وظیفه آور است ، برای ما بسیار سنگین تمام میشود که ما را جوری معرفی بکنند در دنیا که به آنها حق بدهند که با قوای انتظامی بیانید برای تربیت ما ، کانه ما یک جمعیتی هستیم که تربیت نداریم ، یک جمعیتی هستیم که هرج و مرج طلبیم ، یک جمعیتی هستیم که نظمی تو کارمان نیست و لاعلاج باید یک قیمی بیاید برای اینکه ما را تربیت کند ، این دردناک است برای یک کشوری که نهضت اسلامی کرده ، از این جهت وظیفه اسلامی است و سنگین ولی باید عمل کرد . 512.
ما در مقابل همه کارهایمان مسؤ ول هستیم
ما همه ، تمام افرادی که در کشور مشغول یک خدمت هستند و همین طور ملت که آن هم بحمدالله مشغول خدمت به این جمهوری اسلامی هستند ، ما همه مسؤ ول هستیم کلکم راع و کلکم مسؤ ول . ما در همه امور ، در همه کارهائی که انجام میدهیم ، در اموری که در افکار ما میگذرد ، در محضر حق تعالی هستیم ، تمام عالم محضر اوست . خلجان هائی که در قلوب همه میگذرد ، در محضر اوست و ما همه در هر امری که در دست ماست و در هر مسؤ ولیتی که در این کشور به عهده داریم ، مسؤ ولیت بزرگی پیش خدای تبارک و تعالی داریم . تمام افرادی که در جبههها به جنگ مشغولند و تمام کسانی که جان خودشان را فدای اسلام میکنند ، همه اینها در محضر خدای تبارک و تعالی هستند و اجر هیچ یک از افراد ضایع نخواهد شد چیزی که برای خداست باقی است ما عندکم ینفذ و ما عندالله باق ۵۱۳ هر چیزی که از ما هست ، اینها از بین میرود و آن چیزی که برای خداست و تقدیم به محضر خداست او باقی میماند . 514.
امروز آبروی جمهوری اسلامی بسته است به آبروی متصدیان امر
من به همه کسانی که در این کشور الان مشغول یک خدمت هستند عرض میکنم که توجه داشته باشید که آبروی جمهوری اسلامی که آبروی اسلام است ، حفظ کنید . جمهوری اسلامی امروز آبرویش بسته است به آبروی متصدیان امر و هر کس در هر مقامی که هست ، مسؤ ولیت به اندازه حجم آن مقام دارد . حجم مسؤ ولیت به اندازه حجم مقامی است که شخصیتها دارند یا گروهها دارند و توجه کنید که مبادا خدای نخواسته کارهائی از شما ، از گروه هائی که در این کشور خدمت میکنند ، سر بزند که با جمهوری اسلامی سازش نداشته باشد . باید کارها را تطبیق بدهید با اسلام و با جمهوری اسلامی اگر فی المثل شما در هر مقامی که هستید ، از مقام ریاست جمهور تا بیاید به آنجائی که به مردم عادی منتهی میشود و افرادی که در این دستگاهها مشغول خدمت هستند ، از آن کارمند کوچک و آن کسی که دم در برای پذیرش اشخاص گماشته شدهاند تا آن مقام بالایی که باید رسیدگی به امور مسلمین بکند ، همه آنها مسؤ ول هستند . کجرویها در محضر خداست و راست رویها هم در محضر اوست ما باید فکر این باشیم که این کارهائی که به عهده ما قرار داده شده است ، این کارها را طوری انجام بدهیم که مرضی خدای تبارک و تعالی باشد و ما اگر اینجا بتوانیم از مسؤ ولیت مقامات اینجا یک وقت شانه تهی کنیم یا کاری بکنیم که آنها توجه نکنند ، ملائکه الله هستند و ثبت میکنند و یک روزی سوال میشود از ما . 515.
طبق موازین اسلامی خدمت کنید
گاهی میشود که کارهای به ظاهر اسلامی ، لکن با بی توجهی و خلاف اسلام واقع میشود فی المثل اشخاصی میخواهند خدمت بکنند ، پاسدارها میخواهند خدمت بکنند ، پلیس میخواهد خدمت بکند و قصدش هم خدمت است ، لکن گاهی در کیفیت عمل ، طوری میشود که معصیت میشود . مثلا من از این کارهای جزئی ، خرده کاریها شروع میکنم مثلا میخواهند در کمیتهها ، در جاهایی که برای بسیج مهیا هستند میخواهند اینها خدمت بکنند ، لکن گاهی همینهایی که میخواهند خدمت بکنند ، یک کارهایی انجام میدهند که با موازین اسلامی درست درنمی آید ، مثل اینکه نصف شبها شروع میکنند به فریاد و شعار دادن و دعا خواندن و تکبیر گفتن ، در صورتی که همسایهها هستند و ناراحت میشوند ، مریضها هستند ، معلولین هستند ، بیمارستانها هست و اینها رنج میبرند و شما یک چیزی را که میخواهید عبادت باشد ، معصیت کبیره میشود اگر در سحر فرض بکنید یک عدهای بخواهند دعای وحدت بخوانند ، خوب میشود در داخل منزل خودشان ، در داخل آن محلی که هستند ، در آن داخل ، خودشان بخوانند ، برای خدا میخواهند بخوانند و بلندگو اگر دارند ، بلندگو را در داخل بگذارند که صدا بیرون نیاید . گاهی پیش من اشخاصی میآیند و شکایت میکنند که تمام آرامش ما را بعضی از این گروهها به هم میزنند و حتی ما خواب نداریم شما میخواهید یک کار عبادی بکنید ، میخواهید تظاهر کنید ، میخواهید چه بکنید ، تبلیغ کنید ، دعا بخوانید شما ، دعا بین خودتان و خداست . فرضا بخواهید یک اجتماعی باشد که در آن اجتماع ، دعا خوانده بشود ، اینجا نباید بلندگوهای بزرگ را ، پر قوه را بیرون بگذارند و تمام افرادی که در این محله هستند یا محلههای دور هستند ، رنج ببرند از این کار اینها معصیت کبیره است که الان متوجه شدید ، دیگر عذر ندارید اذیت مسلم و آزار مومنین ، از بزرگترین گناهان کبیره است . شما میخواهید تبلیغ کنید ، در بین خودتان میخواهید بکنید ، بکنید ، مانعی ندارد در مراکز خودتان هر چه میخواهید دعا بکنید ، هر چه میخواهید تبلیغ کنید ، هر چه میخواهید شعار بدهید . لکن ملاحظه مردم ضعیف را ، مردمی که روز ، کار کردند و حالا میخواهند استراحت کنند ، این مرضائی که در بیمارستانها هستند ، این معلولینی که از خود شما هستند و در جنگها معلول شدهاند و حالا میخواهند استراحت کنند ، این فریادهای شما نمیگذارد آنها استراحت کنند این یک امر پائینی است که من عرض کردم ، که از اینجا باید رتبه رتبه بالا برود مثلا فرض کنید که شما میخواهید ، پاسدارهای عزیز و سایر اشخاصی که متصدی این امور هستند ، میخواهند یک خانهای را که فهمیدهاند که خانه تیمی است ، آنجا را قبضه کنند ، البته باید هم بکنند لکن قبلا باید آنطور بررسی بشود که صد در صد این خانه ، خانه تیمی است که خدای نخواسته یک وقت در یک خانهای به خیال خانه تیمی وارد بشوند به یک عده زن و بچه مردم و تا آمدهاند بفهمند چی است ، چند تا از بچه هایشان یا خدای نخواسته تلف شدهاند یا زخمی شدند . شما کار اسلامی میخواهید بکنید ، لکن یک وقت سر از یک کار بسیار جنایت بزرگی سر درمی آورد . 516.
رفتار غیر انسانی خدمتگزاران ، به آبروی اسلام صدمه میزند
باید تمام اموری که انجام میدهید متوجه باشید که در محضر خداست و مسؤ ولیت شما دارید ، مسؤ ولیت اینجا هم دارند لکن آن مهمش مسؤ ولیت الهی است . یا در فرض بفرمائید که هر یک از این ادارات دولتی که هست ، که میخواهند خدمت کنند به مردم ، از آن کسی که دم در هست ، پیشخدمت هست ، تا آنجائی که مثلا جای رئیس هست ، باید توجه داشته باشند که همه خدمتگزار این مردم هستند ، همه اجیر این مردم هستند ، اجرت از اینها دارند میگیرند برای خدمت و باید با مردم رفتارشان رفتار انسانی ، اسلامی باشد . اینطور نباشد که یک کسی حالا احتیاج پیدا کرده که پیش این فرض کنید رئیس برود ، از دم در ، ناملایم ببیند خوب ، در رژیم سابق این مسائل بود و همه ما مناقشه میکردیم ، اگر حالا هم بنا باشد که یک همچو مسائلی باشد ، این به آبروی اسلام ضرر میزند . آنوقت میگفتند رژیم شاهنشاهی ، حالا شما یک کار نکرده را در تبلیغاتی که در خارج میشود ، بوق میزنند برایش ، فرضا از اینکه یک کاری انجام بدهید ، یک کاری خدای نخواسته برخلاف موازین انجام بدهید یا فرض کنید در جبههها که بحمدالله همه شماها منسجم و مشغول خدمت هستید ، وقتی که اسرا را میگیرید ، اسرای مجروح را میگیرید یا اسرای سالم را میگیرید ، توجه بکنید که اینها اسیر شما هستند ، اینها امروز تحت سلطه شما هستند و شما با اسرا باید رفتارتان رفتار بسیار اسلامی و انسانی باشد که وقتی این اسرا یک وقتی در محال خودشان رفتند ، همه برای شما تبلیغ کنند ، نه اینکه خدای نخواسته برای یک کار جزیی ، اینها دشمن بشوند و وقتی رفتند ، در محال خودشان تبلیغ سوء بکنند . اینها مسائلی است که باید تمام جهاتش را ملاحظه کرد استانداریها موظفند به اینکه تمام افرادی که در حیطه فرمان آنها هست تحت نظر داشته باشند . تمام این افراد خدمت باید بکنند ، خدمتگزار هستند ، استاندارها خدمتگزار هستند ، خدمت اینها بالاتر است ، مسؤ ولیت اینها هم بالاتر است ، باید اینها خدمت به مردم بکنند و توجه کنند که مبادا یک وقت یک کسی احتیاج به استاندار داشته باشد نتواند او را ببیند ، این همان طاغوت است که نمیگذارد اینطور بشود . اگر بنا باشد که حالا هم باز این تشریفاتی که در آن زمان بود باشد ، نمیشود که ما جمهوری را اسلامی حساب کنیم البته نظام ، لازم است و هرج و مرج نیست لکن زیاده روی کردن و مردم را تحت فشار گذاشتن ، این یک مساءله غیر اسلامی است . 517.
امروز همه مراقب ما هستند که ببینند چه میکنیم
ما تحت مراقبت هستیم . همانطور که شما پاسداران عزیز و همه پاسداران این ملت مراقبت میکنند از کشور ، دست هائی به دنبال این هستند که دست هائی که میخواهند با توطئههای شیطانی این نهضت را خاموش کنند یا سست کنند ، شماها مراقبت دارید تا اینکه جلوگیری بکنید ، چشم هائی هم هست که از شما مراقبت میکند ، چه چشمهای دشمنانتان و چه چشمهای دوستانتان و چه مراقبتهای ملائکه الله و چه مراقبت خدای تبارک و تعالی . همه تحت مراقبت هستید . همانطوری که شما مراقبت میکنید از خرابکارها ، تحت مراقبت هستید که مبادا خرابکاری بکنید . امروز غیر از دیروز است . دیروز که کشور ما طاغوتی بود ، اگر افراد یک خلافی میکردند در دولت طاغوت بود ، جرم سبکتر بود و افراد عادی اگر خلاف بکنند خلاف است لکن جرم سبکتر است . امروز از دو جهت خلافها سنگین تر است و خطاها بزرگتر . از یک جهت که مملکت جمهوری اسلامی است و چشم آنان دوخته شده است به این جمهوری اسلامی . دشمنان دارند مراقبت میکنند دارند توجه میکنند ، ما را تحت مراقبت قرار دادهاند که ببینند این جمهوری اسلامی چیست ، واقعیت این جمهوری اسلامی چیست . واقعیت هر رژیمی و هر حکومتی ، از اجزاء آن رژیم و اجزاء آن حکومت و اعمال آنها این واقعیت پیدا میشود و معلوم میشود . اگر چنانچه امروز که ما جمهوری اسلامی ادعا میکنیم که هست ، رژیم فاسد بحمدالله که رفت و حالا به حسب راءیی که همه دادید به جمهوری اسلامی ، جمهوری اسلامی مستقر شد ، اگر از مردم عادی هم خطائی صادر بشود جرمش زیادتر است از دیروز . دیروز در حکومت طاغوت بود ، امروز در حکومت حزب الله است . در حکومت پیغمبر اکرم اگر چنانچه کسی خلاف بکند فرق دارد تا اینکه در حکومت طاغوت خلاف بکند . از این جهت همه ملت تحت مراقبت هستند ، هم چشمهای دشمنها دوخته شده است که از شماها ، از ماها ، از اجزاء این ملت ، از افراد این ملت که اینها رای دادند که حکومت اسلام ، جمهوری اسلامی ، مناقشه کنند ، خرده گیری کنند خرده گیری ، نه خرده گیری شخصی به افراد که بگویند فلان اینطور بود ، مناقشه به اینکه جمهوری اسلامی این است . آنها مراقب این مطلب هستند . آنهائی که با جمهوری اسلامی مخالفند کم نیستند ، در مسلمین هم زیادند . حکومتهای طاغوتی که الان در بلاد مسلمین هست بسیاری از آنها ، آنها هم با حکومت جمهوری اسلامی مخالفند . در صورتی که اکثر افراد خارجی هائی هستند که به اسلام اعتقاد ندارند ، آنها هم اکثرشان ، البته خیلیهاشان اسلام را محترم میدارند یعنی بسیاری شان حکومتهاشان مخالفند با اسلامی و جمهوری اسلامی . در داخل هم ما زیاد داریم اینطور . 518.
امروز گناه شخص را به حساب مکتب میگذارند
همین الان در داخل هم بسیار هست از اینهائی که با جمهوری اسلامی مخالفند . با جمهوری مخالف نیستند با جمهوری اسلامی اش مخالفند . اینها همه چشم هایشان را دوختهاند که از ما یک خطائی ببینند یکی را هزار تا کنند ، در نوشتههاشان ، در مجلههاشان در روزنامههاشان خارج ، داخل یک مطلب جزئی را بزرگش کنند . این اشخاص دشمن با ما هستند که با قلمهای زهر آلودشان میخواهند این نهضت را آلوده کنند ، ننگین کنند ، به عالم نمایش بدهند که اسلام هم همین است . حالائی که اسلامی شده است و اینها ادعا میکردند که حکومت اسلامی یک حکومت عدالت است ، دولت اسلام دولت عادل است ، پاسبان اسلام یک پاسبان عادل است . اگر خدای نخواسته یک اشتباه و خطائی بکنیم اینطور نیست که یک شخص اشتباه کرده ، یک شخص خطا کرده ، پای شخص اینها حساب نمیکنند ، اینها که میخواهند مکتب ما را آلوده کنند پای مکتب حساب میکنند یعنی بی انصافی میکنند . شخص اگر یک کاری کرد به مکتب مربوط نیست لکن آنها دنبال اینند که گناه شخص را پای مکتب بگذارند . بنابراین از من تا آقا ، تا همه اقشار ملت الان پاسداری از اسلام به این معنا که همچو پاسداری بکنند که بهانه دست این اشخاصی که بهانه گیر هستند و جرم من و جرم شما را پای مکتب حساب میکنند ، یک همچو بهانهای دست اینها ندهید ، از خودمان پاسداری کنیم ، بدانیم که ما تحت مراقبت دشمن هستیم ، تحت مراقبت دوست هستیم ، تحت مراقبت اولیاء خدا هستیم ، تحت مراقبت خدا هستیم . عالم محضر خداست ، الان ما در محضر خدا هستیم ، خدا همه جا هست ، حضور دارد . اگر خلافی بکنیم در حضور خدا خلاف کردیم ، در محضر خدا خلاف کردیم . و با ادعا به اینکه جمهوری اسلامی است و الان هم رژیم ، رژیم جمهوری اسلامی است ، اگر خدای نخواسته به وظائفی که باید پاسدار عمل کند عمل نکنیم ، من هم پاسدارم آقا هم پاسدار است و شما همه ، همه ملت اسلام پاسدار اسلام کلکم راع و کلکم مسؤ ول همه باید رعایت بکنند ، همه مسؤ ول هستند . اگر بنا باشد که خدای نخواسته در یک قطعه از زمان که حساسترین قطعات زمان است بر کشور ما و بر اسلام ، اگر خدای نخواسته از پاسدار ، چه پاسدار روحانی که آنها هم همه پاسدارند ( روحانیون ) و چه شما آقایان که پاسدار هستید ، اگر از این دو قشر پاسدار اشتباه و خطائی واقع بشود ، اینهائی که دشمنند پای اسلام حساب میکنند ، دوستان نه ، دشمنها پای اسلام حساب میکنند و مکتب ما را میکوبند . و این یک مسؤ ولیت بزرگی است برای همه . اینطور نیست که من خیال کنم یا شما خیال کنید که خوب معصیت کارم و بینی و بین الله مثلا چه . نه مساءله این نیست مساءله مکتب است ، مساءله اسلام است . الان ما در یک وقتی واقع شدیم که حیثیت اسلام دست ماهاست . اگر ما در رژیم سابق یک اشتباه و خطائی میکردیم پای اسلام حساب نمیشد این یک رژیم طاغوتی بود ، نمیگفتند که دولت اسلامی کذا ، میگفتند در دولت طاغوت این واقع شده است . دشمنان هم نمیگفتند که دولت اسلامی ، در اسلام این است . دولتها هم نمیگفتند . امروز که اسلام است امروز که دولت اسلامی است ، مملکت رژیمش جمهوری اسلامی است ، شماها پاسدار اسلام ، همه ما انشاء الله پاسدار اسلام هستیم ، اگر چنانچه حالا یک خطائی واقع بشود فرم این خطا با خطای سابق فرق دارد ، برداشت دشمنهای ما در این جمهوری اسلامی با برداشتشان در رژیم طاغوتی فرق دارد پای اسلام حساب میشود . 519.
امروز همه در این مسؤ ولیت بزرگ مشترکیم
این یک مسؤ ولیت بزرگی است به عهده ما ، مسؤ ولیت بسیار بزرگی است به عهده این آقا که سر پرست پاسداران هست ، این مسؤ ولیت بزرگی است به عهده هر یک ، یک شما که عدهای در تحت نظارت شما هست ، مسؤ ولیتی است برای خود آن افرادی که پاسدار هستند ، همه در این مساءله مشترک هستیم که مسؤ ولیت داریم . من یک جور مسؤ ولیت دارم ، آقا یک جور مسؤ ولیت دارد ، شما آقایان یک جور مسؤ ولیت دارید ، قشرهای ملت ، پاسدارهای دیگر ، قشرهای دیگر همه مسؤ ولیت داریم برای اینکه امروز خطای ما خصوصا خطای قشر روحانی و قشر پاسدار ، قشر پاسدارهای اسلام ، اینها پای اسلام حساب میشود یعنی دشمنهای ما میآیند ثبتش میکنند به نام اسلام و در خارج و داخل ، در خارج با صراحت ، در داخل با اشاره منعکس میکنند که جمهوری اسلامی همین است . حالا که ما هیچ کاری نکردیم ، معممین دیکتاتوری نکردند ، خوب حالا دارند به ما میگویند دیکتاتور . معممین متوجه باشند که اشخاص میخواهند برای شما مناقشه کنند . اگر خدای نخواسته در یک جا یک معممی یک خلافی بکند ، یک روزی خدای نخواسته به کسی زور بگوید ، میگویند همه آخوندها دیکتاتور هستند همه دیکتاتورند ، از آنوقت تا حالا دیکتاتوری محمد رضا بود ، حالا دیکتاتوری عمامه و کفش است . اینها دنبال اینند که درست کنند و ما باید مراقبت کنیم . این مراقبت یک مراقبتی که شما از دزدها میکنید ، خیانتکارها میکنید ، این مراقبت بالاتر است . این مراقبت یک مراقبتی است که اساس اسلام در خطر است ، مکتب در خطر است . 520.
اساس این است که مکتب شکست نخورد
اگر فرض کنید که توطئهها جمع بشود خدای نخواسته ( همه توطئه هائی که میگویند هست ولو باور نکنید که اساسی دارد ، لکن خوب شایعات است ) شما اگر فرض کنید که توطئهها همه با هم جمع بشود و شما پاسدارها و این آقا و این بنده و همه را بیایند از بین ببرند اما مکتب مان محفوظ باشد ، ما شکست نخوردیم ، ما به وظیفه مان عمل کردیم ، نتوانستیم مطلب را به آخر برسانیم چون قدرت نداشتیم . حضرت امیر صلوات الله علیه نتوانست در جنگ معاویه غلبه کند ، مغلوب شد یعنی همان اشخاصی که باخودش بودند ، همان اشخاص مخالفت کردند با او و مغلوبش کردند ، لکن مکتبش محفوظ بود . سیدالشهدا مکتبش محفوظ بود و خودش شهید شد . شهادت گاهی مکتب را پیش میبرد و شاید اکثرا اینطور باشد . خدا نکند که یک وقت شهادت مکتب پیش بیاید ، اسلام را لکه دار کنند ، جمهوری اسلامی را بگویند این رژیم مثل همان رژیمی ، برای اینکه ما باید از افرادش ، از اشخاصی که تبع او هستند بشناسیم و ما وقتی که اطراف و افرادش را ملاحظه میکنیم می بینیم اینها از همان سنخ کارها میکنند ، اینها هم منزل مردم میریزند . بحق هم باشد نباید کرد ، در صورتی که بحق هم باشد ، نباید یک کاری کرد که صورت ، صورت باطل است ، ولو واقع حق است ، بعضی به او صورت باطل میدهند . تحت مراقبت هستیم و هستید . این مراقبت از دشمن که دنبال اینند که ما را معرفی کنند به دنیا که اینها اینطور هستند . شما ملاحظه کردید که یک عده معدود جنایتکاری که اگر وجودش محفوظ میماند ، مثل یک غده سرطانی جامعه را فاسد میکرد ، این عده معدود را شما ملاحظه کردید که وقتی که دادگاه اسلامی اینها را حکم به اعدام کرد و اعدام کرد سرو صدا از اطراف بلند شد و ما را به عنوان هیتلر خواندند . قضیه را میدانند ، لکن دنبال اینند که یک چیزی از ما پیدا بکنند و یکی را هزار تا بکنند . 521.
کاری نکنیم که امام زمان سلام الله علیه پیش خدا شرمنده شود
و ما باید مراقب باشیم . این مراقبت دشمنها و مراقبت اولیاء خدا و دوستان شما که آنها هم انشاءالله دوستان شما هستند شما هم دوستان آنها هستید و مراقبت ذات مقدس حق تعالی از همه مان ، همه تحت مراقبت هستیم . پاسدارهای معنوی ملائکه الله به همه ما اشراف دارند که ما چه میکنیم ، در این پاسداری ما چه میکنیم در این آزادی که الان پیدا شده ، این قدرتی که الان به دست شماها افتاده است . الان شما قدرتمند شدهاید دیگر پیشتر آنها قدرتمند بودند چه کردند و چه کردند ، حالا ببینید که الان که قدرت دست شما افتاده است و شما بحمدالله غنائم جنگی را گرفتید ، تفنگها را از دست آنها گرفتید و دست خودتان است و الحمدلله پاسداری هم دارید میکنید و امید است که انشاءالله تا آخر بروید ، حالا ببینید که تحت مراقبت هستید . نامه اعمال ما میرود پیش امام زمان سلام الله علیه هفتهای دو دفعه ( به حسب روایت ) من میترسم ما که ادعای این را داریم که تبع این بزرگوار هستیم ، شیعه این بزرگوار هستیم اگر نامه اعمال را ببیند و میبیند تحت مراقبت خداست نعوذ بالله شرمنده بشود . شما اگر یک فرزندتان خلاف بکند شما شرمنده میشوید اگر این نوکر شما خلاف بکند شما شرمندهاید . در جامعه آدم شرمنده میشود که پسرش این کار را کرده یا نوکرش این را کرد . یا اتباعش این کار را کرده . من خوف دارم که کاری بکنیم که امام زمان سلام الله علیه پیش خدا شرمنده بشود . اینها شیعه تو هستند این کار را میکنند . نکند یک وقت خدای نخواسته یک کاری از ماها صادر بشود که وقتی نوشته برود ، نوشته هائی که ملائکه الله مراقب ما هستند ، رقیب هستند ، هر انسانی رقیب دارد و مراقبت میشود ، ذره هائی که بر قلبهای شما میگذرد رقیب دارد ، چشم ما رقیب دارد ، گوش ما رقیب دارد زبان ما رقیب دارد ، قلب ما رقیب دارد . کسانی که مراقبت میکنند اینها را ، نکند که خدای نخواسته از من و شما و سایر دوستان امام زمان سلام الله علیه یک وقت چیزی صادر بشود که موجب افسردگی امام زمان سلام الله علیه باشد . مراقبت کنید از خودتان ، پاسداری کنید از خودتان . اگر بخواهید این پاسداری شما ، در دفتری که پاسداران صدر اسلام در او ثبت است در آن دفاتر ثبت بشود ، همانطور که آنها پاسداری میکردند از خودشان ، شما هم از خودتان پاسداری کنید تا ثبت بشود آنجا . 522.
متاع بزرگمان اسلام را آنطوری که هست به عالم عرضه کنیم
خدای تبارک و تعالی شما را انشاءالله از پاسداران اسلام ، قرآن و احکام خدا قرار بدهد و همه ملت را پاسدار قرار بدهد . خدای تبارک و تعالی به شما سعادت عنایت کند و شما را پاسدار خودتان قرار بدهد . خدای تبارک و تعالی همه شما را عزت سلامت و عظمت و قدرت دهد که این مملکت را همانطور که تا حالا به پیش راندید و دستهای خائنین را قطع کردید از این به بعد هم به پیش برانید و این تتمهها را از بین ببرید . یک مملکت اسلامی که ما بتوانیم عرضه کنیم که ما این را میخواستیم و اگر شما متاعتان را آنطوری که هست عرضه کنید همه از شما میپذیرند . متاع خوب را همه میپذیرند و متاع ما خوب است ، مگر خودمان خرابش کنیم . متاع ، قرآن است ، اسلام است . اگر خدای نخواسته ما یک تصرفی از پیش خودمان نکنیم ، یک کارهای خلافی نکنیم و متاع بزرگمان آنطوری که هست به عالم عرضه کنیم که این جمهوری اسلامی بود که ما میخواستیم ، این وزارتخانههای ماست که اسلام میخواهد ، این ارتش ماست ، این ژاندارمری ماست ، این پاسبان شهربانی ماست ، این ادارات و سایر قشرهای ما هستند ، این پاسدارهای ما هستند ، این را اگر ما عرضه کنیم ، آنطوری که خدا میخواهد باشیم و عرضه کنیم به عالم ، یک متاع بسیار خوب است ، همه طالبش هستند و انشاءالله خواهید دید که ممالک اسلامی یکی پس از دیگری به شما اقتداء میکنند و یک وقت هم اسلام آن قدرتی که در صدر اسلام برای اسلام بود ، آن قدرت را پیدا میکند که دو امپراطوری بزرگ عالم را که آنوقت از آنها بالاتر نبود شکست داد . یک جمعیت که غلبه کرد بر دو امپراطوری بزرگ عالم ، که امیدوارم شما همین طور . خداوند انشاءالله همه تان را تاءیید کند ، این برادر عزیز ما را تاءیید کند . 523.
این اسلام در دست ما امانت است
مطلب دیگری که باز دنباله همین مسائل است ، این است که روحانیون در هر جا که هستند ، چه ائمه جمعه و چه ائمه جماعات و چه کسان دیگری که مشغول شغل روحانی هستند ، اسلام امروز به ملت ما و به شما که شاخص هستید و اولی هستید سپرده شده است ، ما امروز همه پاسدار اسلام هستیم ، تمام ملت از دولتیها گرفته و قوای نظمی و انتظامی گرفته و نظامی و انتظامی گرفته و تا همه قوای مسلحه ، همه بازارها ، همه اداره جات ، تمام ملت بی استثنا مسؤ ول هستیم در مقابل خدای تبارک و تعالی برای این امانت . این اسلام که امانت است و دست ماست ، اگر ما به این امانت خدای نخواسته خیانت بکنیم ، این یک گناهی است که معلوم نیست که آمرزیده بشود ، فرق دارد با گناههای دیگری حتی با کبائر گناههای دیگر ، برای اینکه بسیاری از گناهها هست که به خود انسان بر میگردد ، به جامعه بر نمیگردد ، لکن خیانت به این امانت ، خیانت به اسلام و خیانت به ملتهای باید توجه کنید که اگر مسلم است باید توجه کنید که اگر اشخاصی در تمام این ارگان هائی که الان بعد از انقلاب بوجود آمده ، چه آنهائی که خودرو پیدا شدهاند و خود ملت آنها را ایجاد کردهاند و چه آنهائی که مثلا مقامات ایجاد کردهاند ، باید توجه به این معنا بکنید که اگر چنانچه اینها یک قدم بردارند بر خلاف اسلام ، بر خلاف مصالح مسلمین ، مسؤ ول هستند ، مسؤ ولیتی که بالاتر از آن مسؤ ولیتی است که انسان نسبت به کارهای خودش دارد ، شخصی خودش دارد . 524.
رفتارهای ما به حساب اسلام گذاشته میشود
الان مکلفیم ما ، مسؤ ولیم همه مان مسؤ ولیم ، نه مسؤ ول برای کار خودمان مسؤ ول کارهای دیگران هم هستیم کلکم راع و کلکم مسؤ ول عن رعیته همه باید نسبت به همه رعایت بکنند ، همه باید نسبت به دیگران ، مسؤ ولیت من هم گردن شماست ، شما هم گردن من است . اگر من پایم را کج گذاشتم شما مسؤ ولید اگر نگوئید چرا پایت را کج گذاشتی . باید هجوم کنید ، نهی کنید که چرا ؟ اگر خدای نخواسته یک معمم در یک جا پایش را کج گذاشت ، همه روحانیون باید به او هجوم کنند که چرا بر خلاف موازین ؟ سایر مردم هم باید بکنند و نهی از منکر اختصاص به روحانی ندارد ، مال همه است ، امت باید نهی از منکر بکند ، امر به معروف بکند . اگر ما ملت که الان مدعی هستیم که رژیم ما اسلام است ، حکومت ، حکومت عدل است و امثال ذلک و به دنیا هم اعلام کردیم و دنیا هم شناخته مملکت ما را به اسم جمهوری اسلامی ، ممالک دیگر شناختند اکثرا و الان ما را یک رژیم اسلامی میدانند ، اگر چنانچه ما محتوای این رژیممان اسلامی نباشد و کارهائی که میکنیم منطبق نباشد با قوانین اسلام ، سر یک قضایای جزئیهای با هم معارضه بکنیم ، سر یک قضایای جزئیهای باهم دشمنی بکنیم ، سر یک قضایای جزئیهای برای دیگران کارشکنی بکنیم که همه اینها مخالف با قواعد اسلام است ، اگر یک همچو چیزی بشود و دنیا بگوید که اسلام هم همین است ، همین رژیم است ، دیگر همه سر یک کرباس هستید . این قضیه این نیست که ما در یک جنگی شکست خوردیم ، سیدالشهدا سلام الله علیه از یزید شکست خورد همه را کشتند لکن همچو شکستی به رژیم معاویه داد که تا ابد دفن شان کرد . ما اگر کشته میشدیم در این نهضت شاید ما هم دفن میکردیم رژیم را ، اما حالا که ما پیروز شدیم و رسیدیم به این مرتبه ، اگر اختلافات بین خودمان حالا شروع بشود ، اگر نزاعهای شخصی بین خودمان حالا شروع بشود ، اگر سر یک کارهائی جزئی با هم اختلاف بکنیم ، اگر خدای نخواسته پاسداری برود منزل مردم و تعدی بکند ، اگر دادگاهی رای بر خلاف اسلام بدهد ، اگر کمیتهای بر خلاف موازین اسلامی عمل بکند ، این دیگر پای این حساب نمیشود که در رژیم طاغوتی دارد این کارها میشود در رژیم اسلامی دارد این کار میشود ، در حکومت اسلامی دارد این کار میشود ، این پای اسلام حساب میشود ، دشمنهای ما این را پای اسلام حساب میکنند . یکدفعه میبینیم که در همه روزنامههای خارج صریحا نوشتند به اینکه اینها همان است فرقی ندارد . اینجا هم که جرات نمیکنند به طور صحیح بنویسند ، به طور کنایه مینویسند . الان خوف از این دشمنها بیشتر از خوف محمد رضا بود ، محمد رضا جنگ بود و نزاع بود و زد و خورد بود و بحمدالله زدید و بیرونش کردید . حالا که جنگ نیست ، الان جنگ قلم است ، الآن جنگ اعصاب است ، آن جنگ نیست که آسان است . الان یک همچو جنگی هست که در خارج و داخل قلمها را برداشتهاند و میخواهند بر ضد اسلام چیزی بنویسند ، نه بر ضد من و شما و زید و بکر ، بر ضد اسلام . اینها از اسلام میترسند ، از من و تو نمیترسند . اینها از اسلام میترسند اسلام بود که جوانهای ما را غلبه داد بر توپ و تانک و همه چیزها ، بر همه قدرتها ملت ما را غلبه داد . اگر این پاسبانهای ما بعد از این غلبه یک کاری بکنند که اسباب شکست اسلام بشود ، این مسؤ ولیت غیر مسؤ ولیت آدمکشی است ، غیر مسؤ ولیت گناه هاست ، این یک گناهی است که قابل بخشیدن نیست . 525.
همه باید مراقبت کنیم که این مملکت محفوظ باشد
اگر ما اسلام را آنطوری که هست بر خلاف آنطوری که هست نمایش بدهیم به خارج ، عرضه کنیم به خارج ، این شکست اسلام است ، نه یک معصیت ، قضیه معصیت نیست . این آنی است که انبیا سرش کشته شدند ، آنی است که اولیا سرش کشته شدند . دین حق دینی است که اولیا و انبیا کشته شدند سرش ! اگر کسی یکی از انبیا را بکشد ، یا اسلام را کاری بکند ، این گناهش بالاتر از او هست . انبیا برای اسلام کشته شدند ، این از نبی کشتن بالاتر است ، این از سیدالشهدا کشتن بدتر است . سیدالشهدا برای اسلام خودش را به کشتن داد ، همان اسلامی که حالا دست ما افتاده و مع الاسف بعضی از ما بازی میکنند با او . باید اصلاح کنید خودتان را ، مسؤ ولیت زیاد است آقا ، خیال نکنید که مسؤ ول نیستیم ، من مسؤ ول نیستم ، او مسؤ ول نیست . من عمامهای مسؤ ولم ، شمای غیر عمامهای هم مسؤ ولید ، بازاری مسؤ ول است ، دانشگاهی مسؤ ول است همه مسؤ ول هستیم ، همه مراقب این باشیم که این مکتب محفوظ باشد . دشمنها الان دنبال این هستند که مکتب ما را به تباهی بکشند برای اینکه آنی که از آن میترسند این است . دشمنهای ما از من و شما نمیترسند . از مکتب ما میترسند . آنها - شکسته خوردهای - که خودشان را شکست خورده میدانند ، شکت خورده از من و شما نمیدانند ، شکست خورده از ایمان شما میدانند . آنها فهمیدند ، لمس کردند که یک دستهای با هیچ با قدرت الله اکبر بر آنها غلبه کردند . اینها این قدرت را میخواهند از شما بگیرند و شما حفظش کنید ، حفظش کنید ، حفظش به این است که من معمم و هر کس که معمم هست ، از حدود الهی یک کلمه ، یک قدم برندارید ، شمای پاسدارهای معظم ( که خداوند حفظتان کند ) از حدود پاسداری اسلام قدمی تجاوز نکنید آن طبقه بازاری و آن طبقه اداری و آن دولت و آن ملت هم ، همه در رژیم اسلامی الان واقع هستیم ، همه در دولت اسلام الان هستیم ، وظیفه دولت اسلامی را از دست ندهید . 526.
حفظ جمهوری اسلامی از نماز اهمیتش بیشتر است
در هر صورت تکلیف زیاد است ، بزرگ است برای همه مان ، ما برای ادامه این انقلابی که هست و ادامه این ، تکلیف زیاد داریم ، دولت تکلیف دارد ، رئیس جمهور تکلیف دارد ، رئیس مجلس تکلیف دارد ، کشاورز تکلیف دارد ، کارگر تکلیف دارد ، هرکس در هر گوشهای از این کشور واقع شده است تکلیف دارد ، تکلیف مال یک نفر دو نفر نیست ، آحاد مردم یکی یکی شان تکلیف دارند برای حفظ جمهوری اسلامی ، یک واجب عینی ، اهم مسائل واجبات دنیا ، اهم است ، از نماز اهمیتش بیشتر است ، برای این که این حفظ اسلام است ، نماز فرع اسلام است . این تکلیف برای همه ماست ، هیچ فرقی مابین ترک و فارس و/ عرض میکنم که / کجا و کجایی ندارد ، سیستانی و بلوچستانی و اینها . و این تکلیف برای همه دنیاست . حفظ دین حق ، یک حکمی است برای همه دنیا ، در راس واجبات برای همه دنیا واقع شده ، منتها غیر مسلمین چون اعتقاد به اسلام ندارند میگویند خوب ! اسلام واجب کرده ، به ما چه ! اما مسلمین که اعتقاد دارند . آن مسلمی که در آفریقاست ، حفظ جمهوری اسلامی برایش واجب است ، برای این که از این جا ممکن است که ، یعنی انشاءالله خواهد شد ، انعکاسش در همه جا خواهد شد و شده است الان . 527.
حفظ جمهوری اسلامی بر همه کس واجب عینی است
امروز ما مواجه با همه قدرتها هستیم و آنها در خارج و داخل دارند طرح ریزی میکنند برای اینکه این انقلاب را بشکنند و این نهضت اسلامی و جمهوری اسلامی را شکست بدهند و نابود کنند و این یک تکلیف الهی است برای همه که اهم تکلیف هائی است که خدا دارد ، یعنی حفظ جمهوری اسلامی از حفظ یک نفر ولو امام عصر باشد ، اهمیتش بیشتر است ، برای اینکه امام عصر هم خودش را فدا میکند برای اسلام . همه انبیا از صدر عالم تا حالا که آمدند ، برای کلمه حق و برای دین خدا مجاهده کردند و خودشان را فدا کردند . پیامبر اکرم آنهمه مشقات را کشید و اهل بیت معظم او آنهمه زحمات را متحمل ، متکفل شدند و جانبازیها را کردند همه برای حفظ اسلام است . اسلام یک ودیعه الهی است پیش ملتها که این ودیعه الهی برای تربیت خود افراد و برای خدمت به خود افراد هست و حفظ این بر همه کس واجب عینی است . یعنی همه چیز هستیم مکلف هستیم حفظ کنیم تا آنوقتی که یک عدهای قائم بشوند برای حفظ او که آنوقت تکلیف از دیگران برداشته میشود . 528.
همه باید مصالح اسلام را در نظر بگیریم نه مصالح شخصی خودمان را
آنهایی که شیعه این مرد بزرگ هستند البته نمیتوانند مثل او باشند ، خود ایشان هم فرمود شما قدرت این را ندارید ، حتی قدرت همین زهد ظاهریش را ، چه برسد به معنویاتش ، لکن نباید ما گمان کنیم که ما شیعه امیرالمومنین سلام الله علیه هستیم . و خود او در دعای کمیل و سایر ادعیههایش و در روش اش آن طور خوف از خدا داشت و آن طور از عاقبت میترسید که منعکس شده است این در دعای کمیل و در حالات او و ما اصلا دنبال این مسائل نباشیم و بگوییم ما شیعه هستیم . آن طور بسط عدالت ، اگر موفق شده بود ، کرده بود که الگو شده بود برای همه حکومتهای عالم ، نگذاشتند . ما بگوییم شیعه هستیم و خدای نخواسته ظلم بکنیم ، نمیشود . این اگر در روایات فرمودهاند که پیروان علی ، اهل سعادتند ، باید ما ببینیم ما پیرو هستیم یا نیستیم ؟ ما به وظایفمان ، حتی به همان وظایف صوری مان عمل میکنیم یا نمیکنیم ؟ ما در این جمهوری اسلامی چه کردیم و چه میخواهیم بکنیم ؟ و با ما چه کردند و چه خواهند کرد ؟ شما ملت عزیز با قدرت خودتان ، با ایمان خودتان ، با تحولی که درتان واقع شد ، دست تبهکاران را در داخل و دست غارتگران را که از خارج دراز شده بود قطع کردید ، شما یک حکومت طاغوتی را برداشتید و به جای او یک حکومت اسلامی گذاشتید . شمایی که این کار را کردید باید دنبالش باشید تا نگهش دارید ، نمیشود که انسان یک کاری بکند و نیمه کاره رهایش کند . امروز که اسلام و جمهوری اسلامی در دست شما و ما و همه ملت ایران امانت است ، اگر چنانچه خلاف بکنیم ، خلاف مصالح جمهوری اسلامی بکنیم ، خلاف مصالح اسلام بکنیم ، به این امانت خیانت کردیم و در پیشگاه مقدس حق تعالی مجرم و خائن هستیم . خیانت همه اش این نیست که منافقین میکنند ، آنها هم یک قسمش است . خیانت آن نیست که صدام میکند ، آن هم یک قسمش است . آنهایی که در داخل با اسمهای مختلف ضربه میخواهند بزنند به اسلام و با اسم امور مختلفهای به حکومت اسلامی میخواهند ضربه بزنند ، اینها هم خیانت کردند . گاهی خیانت اینها راه را باز میکند برای این که آنهایی که مثل صدام و منافقین هستند راهشان باز بشود و خیانت بالاتر را بکنند . ما که میگوییم که مسلمان هستیم ، شیعه علی بن ابی طالب هستیم ، باید ببینیم که شیوه علی بن ابی طالب چی بود ، همین علی بن ابیطالب که رسول خدا او را به جای خودش نصب کرد ، بیست و چند سال برای مصالح اسلامی موافقت کرد با اشخاصی که به عقیده او غاصب مقام بودند ، برای این که مصالح اسلام اقتضا میکرد . اگر حضرت آن وقت میخواست معارضه بکند ، اسلام در خطر بود . مایی که میگوییم مسلمان هستیم ، باید مصالح اسلام را در نظر بگیریم ، نه مصالح شخصی خودمان را . باید ببینیم که امروز ضربه زدن به مجلس شورای اسلامی ، ضربه زدن به شورای نگهبان ، ضربه زدن به رئیس جمهور ، ضربه زدن به دولت اسلامی ، این میسازد با شیعه بودن با علی بن ابی طالب ؟ آن بیست و چند سال برای مصالح اسلامی موافقت کرد ، بچههایش را به جنگ فرستاد . 529.
فصل دوم : وظایف مسئولین در مقابل یکدیگر
۱ - نظم و سلسله مراتب در نظام توحیدی
اساس عالم بر حفظ مراتب است
امروز تمام قوای انتظامی ، اینها همه در خدمت اسلام هستند . یک وقت بود که شهربانی و همین طور سایر گروههای انتظامی در خدمت طاغوت بودند و تکلیف آن روز یک طور بود و تکلیف امروز سنگین است . امروز که شما شهربانی جمهوری اسلامی هستید ، یعنی پرسنل شهربانی اسلام یعنی شهربانی امام زمان ، آن کاری که لشکر امام زمان باید بکند ، با آن کاری که لشکر طاغوت میکرد فرق دارد ، همانطوری که خود امام زمان با طاغوت فرق داشت . آن حکومت جور بود و این حکومت عدل ، آن حکومت طاغوت بود و این حکومت خدا . در اسلام یک حکومت است و آن حکومت خدا ، یک قانون است و آن قانون خدا و همه موظفند به آن قانون عمل کنند . تخلف از آن قانون هیچ کس نباید بکند . قانون عدل است ، عدالت است ، جامعه عدل و جامعهای که در آن عدالت اجرا بشود و یک اشتباه گاهی دیده میشود که بعضی از افراد منحرف ، در بین پرسنل شهربانی یا در بین درجه دارهای ارتش یا ژاندارمری پخش میکنند و جوانها را وادار میکنند به بعضی از کارهایی که ناشایسته است ، آن این است که به آنها میگویند که حالا که انقلاب شده است و طاغوت از بین رفته و جمهوری اسلامی آمده است ، دیگر درجه دار و افسر و سرباز ندارد ( جامعه توحیدی ) . این یک اشتباهی است که آنهایی که میخواهند نگذارند اسلام آنطوری که هست ، در کارش تحقق پیدا بکند ، آنها این حرفها را در اذهان جوانها انداختهاند ، جوانها هم غافل از مسائل ، دنبال کردهاند . جامعه توحیدی به آنطوری که آنها میگویند یعنی جامعه هرج و مرج حالا مثلا در شهربانی اگر بنا باشد که زیردست - شهربانی - رئیس شهربانی از رئیس شان اطاعت نکند ، خودش خودسر و به اسم اینکه جامعه توحیدی است ، ریاست و مرئوسیت اصلش در کار نباشد ، همه یا باید مثلا فرض کنید سرلشکر باشند یا همه سرباز . اگر یک لشکری ، یک شهربانی ای همه شان رئیس باشند ، این شهربانی قابل دوام است ؟ همه شان سرباز باشند ، همه شان پاسبان باشند ، هیچ دیگر آن کسی که باید فکر کند و روی افکارش فرمان بدهد و نباشد در کار ، این شهربانی دیگر شهربانی نیست . در ارتش هم همین طور . اگر همه سربازها باشند تا جامعه توحیدی به آن معنای غلطی که در اذهان انداخته باشد ، یا همه آنها سرگرد باشند ، یا همه آنها سرلشکر باشند مثلا ، آیا این ارتش میشود برای یک مملکتی یا هرج و مرج میشود ؟ اساس ارتش ، اساس ژاندارمری ، اساس نظام در عالم ، نه فقط در اینجا ، در عالم از اولی که یک نظامی در عالم پیدا شده است ، اساس بر این بوده است که مراتب محفوظ باشد فرق ما بین دولت اسلامی و غیر اسلامی این است که ظلم نشود از بالا به پائین ، نه فرمان داده نشود ، اطاعت باید بشود ، ظلم نباید بشود . در زمان رسول الله هم ، همه مطیع رسول الله بودند و او فرمانفرما بود ، اما از طرف ایشان ظلم به کسی نمیشد . در زمان حضرت امیر هم ، حضرت امیر امر میکرد و همه اطاعت میکردند . مالک اشتر هم در آنجائی که حکمفرما بود امر میکرد و همه مکلف به اجرا بودند ، لکن از طرف مالک اشتر ظلم به کسی نمیشد . 530.
در جامعه توحیدی هدف مشترک است
جامعه توحیدی عبارت از جامعهای است ( توحیدی به معنای حقیقی نه ، به آن معنای غلطی که گفته شده است ) عبارت از جامعهای است که با حفظ همه مراتب یک نظر داشته باشند ، کانه یک موجودند شهربانی ، شهرداری - عرض میکنم که - ارتش ، ژاندارمری ، سایر قشرهای دولت ، ملت ، رئیس جمهور ، پائین تر ، همه با حفظ مراتبشان یک مقصد داشته باشند و آن یک مقصد الهی ، کانه همانطوری که یک جامعه توحیدی در خود بدن انسان است . انسان به منزله جامعه توحیدی است ، چشم ، گوش ، دست ، اینها ، اما هم فرمانفرما دارد ، هم فرمانبردار دارد . مغز فرمان میدهد و دست فرمان میبرد ، اما همه یک راه دارند ، همه برای این است که این کشور فردی را ( انسانی را ) اداره کنند . همه دنبال اینند که فرمان از بالا میآید و پائین هم اطاعت میکند ، لکن جامعه توحیدی است اعضای یک موجودند ، اعضای یک هیکلند ، یک هویتند ، لکن در عین حالی که اعضای یک هویتند و همه هم برای همین هویت دارند زحمت میکشند ، لکن فرمانفرما و کارفرما و کاربر داریم . مغز فرمان میدهد ، اعصاب دنبالش فرمان میبرند . دستها ، پاها ، چشم ، گوش ، همه اینها فرمان میبرند . جامعه توحیدی است یعنی همه شان برای یک مقصدند . جامعه توحیدی را وقتی که از انسان آوردیم برای جامعه ، این فرد که - یک - به منزله یک جامعه توحیدی بود ، یعنی قوای مختلفه ، اعضای مختلفه در یک فرمان و در یک راه تخطی نمیکنند . قوا مختلف ، قوای باطن ، ظاهر ، اجزا و اعضاء مختلف ، دست ، پا ، سر ، چه ، لکن همه در فرمان مغز هستند ، یا روح هستند و همه رو به یک مقصد هستند و او برای حفظ مثلا خودش ، حفظ هویت خودش ، حفظ مصالح خودش ، جامعه - توحید - توحیدی معنایش این است که در عین حالی که فرمانبر و فرمانفرما هست ، در عین اینکه رئیس جمهور هست - عرض میکنم - مجلس شورا هست و مردم عادی هستند و سرلشکر هست و رئیس ستاد هست و اینها همه باید فرمان ببرند از آن کسانی که فرمانفرما هستند و روی قواعد ، لکن همه شان مثل یک بدن میمانند ، همه برای یک مقصد باشند ، ارتش نکشد یک طرفی و ژاندارمری یک طرف . و در یک کشور اگر ارتش یک طرف بکشد ، ژاندارمری یک طرف بکشد ، شهربانی یک طرف بکشد ، این اختلاف پیدا میشود . همه باید با هم ، هم مقصد باشند برای حفظ کشورشان ، مقصد حفظ کشور باشد . 531.
لازمه تمدن این است که درجات باشد
معنی جامعه توحیدی به اینطوری که این اشخاص منحرف القا کردهاند در اینها معنایش یک جامعه حیوانی است ، در غیر حیوان ، جامعه توحیدی ما نداریم . حیوانها هم ، همه اینجور نیستند ، حیوانها هم یک دسته شان متمدنند مثل موریانه ، مثل زنبور نر ، مثل مورچه ، اینها نحل تمدن دارند ، اینها هم بالا و پائین دارند . در حیوانات که ادراکاتشان به آن اندازه نیست ، جامعه توحیدی است یعنی الاغها هم یک جورند ، گاوها هم همه یک جورند ، فرمانبر و فرمانبردارند . یک همچو جامعهای را آقایان میخواهند ؟ جامعه توحیدی که هیچ درجه داری نباشد ، هیچ بالا و پائینی نباشد - فرمانفر - همه باید عطار باشند ، اگر عطار نباشند ، جامعه توحیدی نیست . اگر مقصود این معناست جامعه توحیدی ، جامعه توحیدی در بشر تا حالا وجود پیدا نکرده الا آنوقتی که وحشی بودهاند . اگر یک وقتی بشر وحشی بوده ، آنجا یک جامعه توحیدی ( هر کسی برای خودش میرفته علفی میچیده و میخورده ) اما آن روزی که تمدن در بشر آمده است ، لازمه تمدن این است که درجات باشد . لازمه تمدن این است که یکی دکتر باشد ، یکی فرض کنید که مهندس باشد ، یکی دیگری باشد ، یکی سرگرد باشد ، یکی چه باشد . این چیزهائی که هست واقعا در عالم ، جامعه توحید به آن معنا درست بکنید برگشت به توحش است . آنهائی که این مطلب را در ذهن جوانان ما القا میکنند برای این است که منعکس بشود در خارج که اینها یک جامعه حیوانی هستند ، اینها قابل این نیستند که برای خودشان حکومت کنند . کسی که حکومت را قبول ندارد ، این هرج و مرج است یک جامعه حیوانی است ، این محتاج به سرپرست است . اینها نقشه میکشند که جوانهای ما را در ارتش وادار کنند به اینکه هرج و مرج ایجاد کنند ، در ژاندارمری هم هرج و مرج ایجاد کنند ، در پاسدارها هم هرج و مرج ایجاد کنند ، در شهر بانی هم هرج و مرج ایجاد کنند . قوای انتظامی هرج و مرج - که ستون فقرات یک جامعه است به هرج و مرج کشیده بشود . یک مملکت هرج و مرج محتاج به یک قیمند . یک مملکتی که در آن نظام نیست ، در آن فرمانبرداری از بزرگترها نیست همه برای خودشان بخواهند یک بساطی درست کنند ، معنایش پوسیدن یک جامعه است از داخل . 532.
جامعهای که از یکدیگر حرف شنوی نداشته باشند ، محتاج به قیّم هستند
اسلام هم اینجور نبوده ، هیچ ، هیچ رژیمی در عالم اینطور نیست که هرج و مرج باشد . جامعه توحیدی ، جامعه توحیدی با آنطور که من عرض کردم یک امر مطلوبی است که همانطوری که در بدون انسان یک جامعه توحیدی است ، اگر یک ملتی اینطور شد ، خودش را نگه میدارد شما دیدید که یک حدودی ملت ما با هم منسجم شدند و غلبه کردند بر همه چیز ، اگر همه قوای انتظامیه و همه قشرهای ملت از روحانی تا دانشگاهی تا بازاری تا کارگر تا زارع ، همه اینها اگر چنانچه منسجم بشوند به هم ، - با عین - در عین حالی که مراتب محفوظ است بین خودشان ، لکن منسجم باشند با هم ، مجتمع باشند با هم ، یک بدن ، حال یک بدن پیدا کنند ، همانطوری که بدن انسان جامعه توحیدی است ، جامعه هم یک بدن بشود ، اگر اینطور بشود ، آسیب دیگر بر نمیدارد این ، این معنای جامعه توحیدی ، به این معنا صحیح است ، این معنای صحیح جامعه توحیدی است . اگر در یک کلامی ، برای آدمی که ملتفت بوده است مسائل را ، یک کلمه جامعه توحیدی واقع شده است . مقصود این است ، و اما مطلب غلطش را انداختهاند توی اذهان جوانهای ما ، در عین حالی که حسن نیت دارند ، در عین حالی که صفای باطن دارند ، ولی بازی میخورند . میخواهند زمینه را این شیاطینی که افتادهاند ، توی هم ارتش هست ، هم ژاندارمری هست ، هم شهربانی هست ، هم بازار و هم کوچه هست ، اینها شیاطینی هستند که میخواهند زمینه را فراهم کنند برای حکومت طاغوتی . من حالا به شما میگویم ( سنم هم اینقدرها نیست ، ممکن است که قبل از این حرفها بروم از اینجا ) لکن شما یادتان باشد این مطلب که این برنامهای که الان دارند بعضی از مغرضین میریزند و جوانهای ما را گول میزنند . این برنامه این است که آمریکا را به ما مسلط کنند . - آمریکا بفهماند - همه مطبوعات آمریکا شروع کنند و غرب ، همه اینهایی که با شما دشمنند ، شروع کنند به اینکه یک مملکت هرج و مرجی است ، نظام ندارد این مملکت ، بالا و پائین ندارد ، مثل حیوانات همه به جان هم ریختهاند ، همه مخالف هم هستند ، همه از هم تخلف میکنند ، هیچ یک از هیچ کس حرف نمیشنود یک همچو جامعهای محتاج به قیم است . دنیا حکم میکند که ایران محتاج به قیم است ، قیم برایش پیدا بکنید ، راه را باز میکنند برای اینکه یک قیمی مثل محمدرضا بالای سرما بیاورند ، یک قیمی مثل رضاخان - بالا سر - بالای سر ما بیاورند . 533.
طرح عدم سلسله مراتب نقشه دشمنان است
حریف ما یک حریف عادی نیست ، حریف ما یک حریفی است که کارشناسهای آنها تمام اوضاع همه ممالک تحت بررسی قرار دادهاند و همه آنجاها مضبوط است پیش شان که باید چه کرد . یک همچو انقلابی که ضربه به آنها زد ، این انقلاب را چه جوری باید از بین برد ، با دست خود ارتش ، ارتش را از بین برد ، با دست خود ملا ، ملا را از بین برد ، با دست خود متدین ، دیانت را از بین برد . اینها نقشه است آقا ، اینها همین طور نیست قضیه ، نقشهاند اینها . اگر یک جامعهای - سلسله - ارتشش سلسله مراتب نداشته باشد آن ارتش که منحرفین اینطور القا میکنند ، میروند درجه شان را میکنند که نه ، نباید باشد این ، نمیفهمد اینکه درجه اش را میکند چی است ، چی میخواهند ، ژاندارمری هم مثل آن بشود ، شهربانی هم مثل او بشود ، پاسدارها هم آنطور بشوند ، قوای انتظامی ما بپوسد ، از بین بروند ، اینکه باید حفاظت یک کشوری را بکند این از بین برود . به این هم قانع نیستند ، میروند صحراها را به هم میزنند و نمیگذارند زراعت بشود ، غارت میکنند ، درختها را میبرند - نمیدانم - از این بساط درست میکنند ، بازار میروند هزار جور بساط درست میکنند ، دانشگاه میروند هزار جور حرف درست میکنند . ماها را دارند از باطن می پوسانند ، مائی که باید حالائی که رسیدیم به اینجا که این قدرتها را کنار گذاشتهایم و الآن دنیا دارد نظر میکند و الآن دنیا دارد نظر میکند که این عدهای که این کار را کردند و اعجاب برای دنیا آورده ، بعد از این انقلاب چه میکنند . اگر مردم دنیا دیدند که ما بعد از انقلاب هرج و مرج ایجاد کردیم به جای اینکه بفهمیم چه بکنیم ، به جای اینکه یک جامعه توحیدی ، آنطور جامعه توحیدی که همه منسجم با هم در یک راه با حفظ مراتب مثل بدن انسان ، منسجم است بدن انسان ، با هم است ، حفظ مراتب هم میکنند ولیکن یک جامعه توحیدی است که همه یک جهت ، همه یک راه میروند . اگر جامعه ما امروز اینطور نباشد ، یعنی همه قوای انتظامی مان با هم هماهنگ نباشند ، ملت مان با قوای انتظامی هماهنگ نباشد ، این جامعهای است که زود یا دیر میپوسد و انسجامش از بین میرود . اینها باید با هم باشند ، به این معنا جامعه توحیدی میخواهیم . اگر اینطور شد ، آسیب بردار نیست ، اگر یک مملکتی همه اجزایش با هم چیز شدند ، اینها معتصم میشوند ، اینها دیگر آسیب برنمی دارند . 534.
دشمن از هرج و مرج در کشور ، سوء استفاده میکنند
این جوانهای ما ملتفت باشند که از کجا دارند ضربه میخورند . اینها خیال میکنند که خدمت دارند میکنند ، اینها خدمت نمیکنند ، اینها در عین حالی که خیال میکنند خدمت میکنند ، دارند ضربه میزنند به این جمهوری شما . متوجه باشند آنهائی که میآیند به گوش اینها این حرفها را میزنند ، ببینند از کجا تعلیم میگیرند اینها ، کی است که اینها را وادار میکنند که ( در ارتش نظم لازم نیست ، در ارتش درجه لازم نیست ) درجه لازم نیست ، یعنی هیچ ، یعنی ارتش نه جامعه توحیدی - در - به آن معنائی که آنها میگویند جامعه توحیدی در ارتش ، معنایش این است که ارتش نمیخواهیم ، شهربانی هم معنایش این است که شهربانی نمیخواهیم ، ژاندارمری هم معنایش این است که ژاندارمری نمیخواهیم . در هر جا که یک همچو مساءلهای آنها پیش آوردند معنایش این است که ما هرج و مرج باید باشد ، باید ما یک نظمی در کارمان نباشد ، مملکت مان بدون نظم ، خوب ، رئیس جمهور هم نمیخواهیم . جامعه توحیدی است به حسب آنطوری که آنها میگویند . درجه را بکنند که رئیس جمهور هم نمیخواهیم ، دولت هم نمیخواهیم ، وزرا هم نمیخواهیم ، این جز این نیست که بفهمانند به دنیا به اینکه اینها قابل این نیستند که آزاد بشوند .
من یادم است که در آنوقتی که محمدرضا اینجا بود و این گیرودارها و جنگ و نزاعها بود ، کارتر در یکی از حرفهایش ( ما پاریس بودیم ) گفت که به اینها زیادی آزادی دادهاند . او با آن نظر موذیانه اش میخواست بفهماند که این مملکت قابل آزادی نیست ، نباید به آن آزادی داد . ما از این باید درس بگیریم که این زیادی به آنها آزادی دادند ، او میخواست اینطور بگوید که باید با این ملت همان رفتار را کرد که محمدرضا در زمان قدرتش کرده ، آزادی نباید داد به اینها ، باید اینها در اختناق باشند تا بشود حفظشان کرد . به نظر او ماها یک حیوان سرکش هستیم که باید مهارمان کرد . به نظر باطل او ، اگر - ما - مطلب آنی است که او میگوید که گفت او که اینها قابل این نیستند که به آنها آزادی داد ، حالا دیده جلو بردهاند اینها و پیش بردهاند ، حالا هم آن نقشه را میخواهد درست کند که این مملکت و این افراد مملکت زود است برایشان آزادی ، زود است برایشان که کارشان دست خودشان باشد . شاهدش این است که در ارتش میروی درجهها را میکنند که ما نمیخواهیم ، ما - چیز - جامعه توحیدی میخواهیم . کدام اسلام گفته جامعه توحیدی به این معنا . اسلام میگوید نظم امور باید بشود . نظم امور با درجات است ، نمیشود همین طوری تو از برای خودت ، من برای خودم که جامعه توحیدی نمیشود . این ضد جامعه توحیدی است اینکه نظم توی کار نباشد ضد جامعه توحیدی است . اگر بدن انسان این نظم را نداشت و این اطاعت مادون از مافوق را نداشت تمامش به هم میخورد . اگر مغز - اگر - حکم میکرد دست اطاعت نمیکرد ، به هم میخورد اوضاعش . آن برای این است که به دنیا بفهمانند امروزی که ما در مقابل قدرتها ایستادهایم ، قدرتمندها به دنیا بفهمانند که این جامعه قابل نیست از برای اینکه خودش را اداره کند ، این نظامش دارد به هم میخورد و خورده است ، این بازارش هم دارد به هم میخورد ، این کشتش هم دارد به هم میخورد ، این محتاج به این است که یک قیمی بالای سرش باشد آن قیم کار را اداره کند . یک نفر آدم را بگذارند بالای سرما و پیش دنیا حجت داشته باشند به اینکه خوب ، ما این وحشیها را خواستیم مهارشان کنیم . 535.
نظام توحیدی یعنی همه دنبال حکم خدا باشند
مساءله نظام توحیدی معنایش این است که همه شان دنبال حکم خدا باشند ، همه توجه به خدا داشته باشند ، هر کس هر کاری بکند برای خدا بکند ، این نظام توحیدی است ، یعنی همه یکی است ، جوش خوردند به هم . آن نظامی که این برای خودش میکشد ، آن برای خودش میکشد و این به آن فحش میدهد ، آن به آن بد میگوید ، نظام توحیدی نیست ، آن نظامی که پائین از بالا اطاعت نمیکند ، بالا به پائین ظلم میکند این توحیدی نیست ، این نظام شیطانی است ، نه نظام الهی . نظام الهی باید همه جهاتش محفوظ باشد ، لکن همه متوجه به خدا ، ارتشش پائین از بالا خدمت بکند ، اطاعت بکند ، بالا به پائین محبت بکند و ظلم نکند و همه برای خدا باشد ، کشاورزش برای خدا باشد ، دانشگاهش برای خدا مشغول کار باشد . این نظام توحیدی است . 536.
جامعه توحیدی یعنی همه به خدا فکر کنند
جامعه توحیدی معنایش این است که در عین حالی که - فرض کنید - سرلشکر هست و دیگران باید از سرلشکر اطاعت بکنند و در عین حالی که سپهبد - فرض کنید اگر باشد - هست و در عین حالی که حکومت هست ، همه اینها یک فکر داشته باشند ، جامعه توحیدی معنایش این است که همه اینها به خدا فکر کنند ، توجه به خدا داشته باشند نه هرج و مرج باشد . جامعه توحیدی اصل قابل وجود به آن معنا که میگویند نیست . جامعه توحیدی به آن معنا که می گوئید خوب ، همه رعیت باشند ، ما نساج نمیخواهیم ، ما دیگر فرض کنید که آن کسی که آهنگر نمیخواهیم ، اینکه توحید نمیشود ، یکی زحمتش زیاد است ، یکی زحمتش کم ، جامعه توحیدی در حیوانات هم کم است ، در بعضی حیوانات یا اکثر حیوانات جامعه توحیدی است ، یعنی اینکه دیگر در حیوانات یک بالا و پائین نیست ، در بعضی شان ، در مثل موریانه ، آنها هم تمدن دارند و میگویند تمدنشان اسبق است از انسان ، یا در مثلا زنبور ، زنبور نحل ( یعنی زنبور عسل ) آنها هم بالا و پائین دارند ، اگر بنا باشد که به آن معنا که شما می گوئید جامعه توحیدی معنایش این است که تفاوت مابین افراد نباشد . شما در غیر حیواناتی که آن هم حیواناتی که - آن - تمدن ندارند ، در غیر حیوانات در کجای عالم پیدا میکنید که تفاوت نباشد ، یعنی همه ما یا مهندس باشیم یا هیچ درس نخوانیم ، همه کشور ما یا همه شان باید مهندس باشند ، خوب ، همه مهندس ، ما کشاورزی نمیخواهیم . همه کشاورز ، ما کارگر نمیخواهیم . همه کارگر ، ما کارفرما نمیخواهیم . پس قابل ذکر است ، این یک کلمه توحیدی به گوششان خورده است معنایش را نفهمیدند یا آنهائی که در کار هستند و در کمین هستند که میخواهند این کشور را به هم بزنند و میخواهند باز ما را تحت سیطره امریکا و امثال امریکا قرار بدهند آنها افتادهاند توی اینها ، جامعه توحیدی ! ! جامعه توحیدی ! ! مقصودشان چیست ؟ مقصود این است که ما درجه دار و افسر و سرباز نمیخواهیم ، همه مان سرباز ، اطاعت نمیخواهد ، وقتی که کسی فرمان بدهد هیچ کس نباید از او اطاعت کند ، یا همه فرمانده ، فرمانبر نداشته باشیم ، یا همه فرمانبر ، فرمانده نداشته باشیم . این کشور میشود ؟ این مملکت میشود ؟ این خیانت به ارتش نیست ؟ این خیانت به اسلام نیست ؟ اینها را به گوششان خواندند و یک شوراهائی درست کردند غلطی و به گوش اینها خواندند . میآیند در آنجا ، درجههای خودشان را میکنند می دهند به افسر ، میگویند تو درجه بده ، این جز این است که یک مملکتی را به فساد بکشد ، ما در این مملکت یک کاسب نمیخواهیم ؟ تاجر نمیخواهیم ؟ فرش فروش نمیخواهیم ؟ یک مملکت ما همه اش باید یکسان و به قول آنها جامعه توحیدی که آنها میفهمند ، جامعه توحیدی باشد که همه یک جور باشند ؟ محصل نمیخواهیم برای اینکه اگر تحصیل کرد ، خوب فرق میکند با دیگران ، جامعه توحیدی نیست این ؟ یکی بالاتر ، یکی پائین تر . آن کسی که با فکرش یک کار بزرگی انجام میدهد ، این با آن رعیتی که با عملش یک جریب زمین را درست میکند ، اینها در یک جامعههای عالم یک جور هستند اینها ؟ اینها در جامعههای دنیا ، کسی که طیاره را درست میکند با آن کسی که چاه میکند برای آب ، اینها یک جورند در دنیا ؟ اینکه جامعه توحیدی نیست اینکه . آن یک کار دیگر میکند ، این یک کار دیگر میکند . آن یک جور دیگر زندگی میکند ، این یک جور دیگر . اینها چی میگویند ؟ کجای دنیا جامعه توحیدی است که اینجا باشد ؟ در شوروی دیگر روسا و مرئوسین نیستند ؟ کرملین حکم نمیکند برای همه کشور ، سردارها آنجا حکم نمیکنند ، صاحب منصبها آنجا همه اینها از زیر بارشان در میروند ، درجههاشان را میکنند که جامعه توحیدی نیست ؟ چین که همین طور است ؟ کجای دنیا هست که سرباز همه باشند ، هیچ صاحب منصب نداشته باشند ، همه صاحب منصب به یک درجه باشند ؟ این چه غلطی است که در فکر اینها رفته ، خیانت است این به اسلام ، خیانت است این به کشور ، خیانت است این به ارتش ، ارتش باید باشد با همان قدرتی که باید باشد . البته همه به یک فکر باید باشند ، جامعه توحیدی این است ، تمام ملت ایران باید یک فکر کنند و او این است که خودشان را از زیر بار اجنبی نجات بدهند و خودشان اداره کنند ملت خودشان را ، مملکت خودشان را . جامعه توحیدی آن بود که در این نهضتی که پیروز شدید شما ، آن بود که در این نهضت پیروز شدید ، یعنی همه آمدند با هم به طور وحدت کلمه ، وحدت فکر ، نه معنای جامعه توحیدی هرج و مرج باشد و نه دولتی باشد و نه ملتی باشد ، نه مدیری باشد و نه اداری باشد و نه مهندسی باشد ، این یک مساءلهای است که اصلا خطرناک است برای مملکت ما . 537.
برادری یعنی انسجام و همصدایی
خلاف تعلیمات اسلامی مجتمعات مختلف درست میکنند . قرآن میفرماید که : ( المؤ منون . . . ) ، انما المؤ منون اخوه ۵۳۸ و غیر از برادری پیش مومنین - پیش مومنین - چیزی نیست ، منحصر برادرند نه غیر برادر ، هیچی نیستند الا برادری این هیچ نیست الا برادری ، برای این است که اگر ما هیچ جهتی را ملاحظه نکنیم الا برادری خودمان را ، انسجام پیدا میکنیم . همه مومنین را ، هم مؤ منین را قرآن میخواهد که با هم برادر باشند و غیر از این هم نباشند در بین ، اگر همه مؤ منین در قطرهای اسلامی ، در تمام کشورهای اسلامی همین یک دستور خدا را که خدا عقد اخوت بینشان انداخته است همین یک دستور را عمل بکنند ، قابل آسیب دیگر نیست . اگر یک میلیارد جمعیت مسلمان ، یک میلیارد جمعیت مسلمان که مع الاسف یک میلیارد جمعیتی هستند که تحت سلطه غیر هستند ، یک میلیارد جمعیت تحت سلطه دویست و پنجاه میلیون ، اگر این یک میلیارد جمعیت به این یک حکم خدا سر نهاده باشند ، اطاعت کرده بودند همین یک حکم را که انما المومنون اخوه برادرند اینها ، اگر این برادری در همه جا بود ، اگر این برادری در تمام قشرهای ملتها بود ، این گرفتاریها برای ما پیدا نمیشد . برادری این نیست که من یک کاری بکنم برخلاف دستور ، برخلاف نظام ، شما هم یک کاری ، این خلاف برادری است . حضرت امیر هم برادر بود با همه ، مسلمان بود ، مومن بود ، برادر بود ، راءس مؤ منین بود و برادر بود . عقیل هم برادر حضرت امیر بود ، عقیل حق داشت بگوید که من و تو برادریم ، من از تو اطاعت نمیکنم ، این خلاف برادری بود برای اینکه برادرند . در اینکه آن معنایی که اسلام میخواهد با هم پیش ببرند ، این برادری است ، برادری را برای این درست کردند که منسجم بشوند به هم و با هم یک ندا پیش ببرند . اگر در یک نظامی فرض کنید در ژاندارمری یک دسته بایستند بگویند که ما به تو اطاعت نداریم ، ما از تو اطاعت نمیکنیم ، این اینطور نیست که بتواند یک همچو نظامی برای آن مقصدی که خدای تبارک و تعالی فرموده است شماها برادر هستید ، بتوانید برادری کنید . برادری در این مقصد این است که پشت به پشت هم بدهند و همه پشتیبان هم باشند برای پیشبرد مقصد . پشتیبان هم بودن این است که این نظم را ملاحظه بکنند ، این درجاتی که ارتش دارد و روی آن نظم پیدا کرده ، درجاتی که ژاندارمری دارد و روی آن نظامی است و هکذا سایرین و هکذا همه مردم ، باید اینها برادر باشند ، یعنی محبت برادری به هم داشته باشند و همه پشتیبان هم باشند برای آن مقصد ، برای اینکه پیش ببرند ، برای اینکه نجات بدهند ملت خودشان را . این برادری اقتضا میکند که چون روی این مقصد است که باید پیش ببرند ، اقتضا میکند که این برادر کوچک از آن برادر اطاعت کند در این مقصد ، آن برادر بزرگ هم به این برادر کوچک محبت کند برای این مقصد ، آن رئیس باید برادر اینها باشد در پیشبرد مقصد و فرمان بدهد ، فرمانی که برادر بزرگ به برادر کوچک میدهد که همه آن رحمت است . 539.
اگر نظم از دست برود جامعه از توحیدیت بیرون میرود
این پائین دست ، رده پائین به حسب نظام ، اطاعت باید بکند از او و الا برادری نکرده است . همه مقصد راه خداست ، همه مقصد واحد جامعه اگر بنا بشود اینطور باشد جامعه توحیدی میشود یعنی توحید در مقصد . اگر ما یک جامعه توحیدی پیدا بکنیم یعنی اینطور باشد که هر کدام در محل خود ، کار خودشان را انجام بدهند برای آن مقصد ، شمائی که در ژاندارمری هستید کار ژاندارمری را به همان نظم که در آن جا مقرر است انجام بدهید برای مقصد واحد و آن حفظ کشورتان ، آنها هم در ارتش هستید ، آنها هم نظم خودشان حفظ بکنند برای همان مقصد ، ماها هم که طلبه هستیم نظم خودمان را حفظ کنیم برای آن مقصد ، آنها هم که اداری هستند ، آنها هم که در راءس کار هستند ، آنها هم در پائین هستند و بالا همه حفظ بکنند همه جهات را برای یک مقصد ، همه مقصدشان این باشد ، انسجام پیدا بکنند یعنی روی مقصد والا . انسجام که معنای آن این نیست که ما دوتا به هم بچسبیم ، معنای آن این است که ما همه با هم یک مقصد داریم و روی آن مقصد راه برویم . اگر اینطور شد ، جامعه توحیدی است و اگر بنا شد که نظم را از دست بدهیم ، جامعه از توحیدیت بیرون میرود . اگر شما از بالا اطاعت نکنید بالا به شما تعدی بکند ، من از بالاترم اطاعت نکنم بالاتر به من تعدی بکند ، این انسجام از بین میرود ، این جامعه توحیدی از بین میرود و جامعه توحیدی این است که همه کار خودشان را انجام بدهند روی نظام و همه هم مقصدشان یکی باشد ، این جامعه توحیدی است . اینهائی که میآیند در داخل ارتش ، در داخل ژاندارمری ، در داخل پاسبانها ، در داخل شهربانی ، توی جمعیتها ، توی دانشگاهها ، همه جا این شیاطین هستند ، همه جا اینهائی که میآیند با اسم اینکه جامعه توحیدی میخواهند توحید را از بین ببرند . اینها هم نقشه دارند برای اینکه همه را بپوسانند ، این جامعه را بپوسانند ، مقصد دارند اینها ما باید آگاه باشیم از این معنا ، جوانهای ما را باید آگاه بکنند ، شماها باید آگاه باشید ، جوانها را آگاه بکنید که مقصد این است . 540.
خودسری و بی نظمی منافی با جامعه توحیدی است
آقایانی که روابط دارند ، با شما هستند ، آنجا باید آشنا بکنند جوانها را به اینکه جامعه توحیدی معنای آن این نیست که هرج و مرج باشد ، جامعه توحیدی معنای آن این است که همچو با هم پیوست باشند که آسیب دیگر نبینند که یکی بشوند کانه یک موجود ، نه این است که جامعه توحیدی معنای آن این است که بالا و پائین تو کار نباشد ، مگر امکان دارد یک همچو چیزی ، مگر انسجام حاصل بشود . که اگر چنانچه پائین و بالائی نباشد و همه خودسر باشند ، پائین و بالا نبودن معنای خودسری است ، نظم نبودن معنای خودسری است ، خودسری منافی با جامعه توحیدی است ، اطاعت نکردن مخالف با جامعه توحیدی است . آنهائی که به خورد جوانها میدهند ، جوانهای ما میدهند که جامعه توحیدی میخواهیم پس نه افسری و نه درجه داری و نه چیزی ، همه ما سرباز باشیم ، کی از کی اطاعت کند . چه وقت میتوانید وحدت پیدا کنید ، هر کدام اینها مثل او ، انسجام از کجا پیدا بشود . وقتی نظم نباشد ، وقتی هر کسی برای خودش علیحده باشد و سرخود باشد ، انسجام پیدا نمیشود . شما صد میلیون قاطر چموش را میتوانید وادار کنید به یک کار ، صد میلیون کاری یک کار انجام میتوانند بدهند ، همه تو سر هم میزنند . صد میلیون جمعیت اگر چنانچه نظم در کارشان نباشد . حضرت امیر در دستوری که میدهد می گویند که امورتان را نظم بدهید . نظم همین ، نظام همین است . همه جامعه باید نظم داشته باشند ، انحصار به ژاندارمری و انحصار به ارتش و اینها نیست ، همه جامعه نظم لازم دارد ، اگر نظم از کار بداشته بشود جامعه از بین میرود . حفظ نظام ، یکی از واجبات شرعیه و عقلیه است که نظام باید محفوظ باشد . آنهائی که میگویند نظام به این معنا نمیخواهیم و همه مان یک جور ، همه مان بدون اینکه یک ضابطهای در کار باشد عمل بکنیم ، خلاف قرآن دارند عمل میکنند ، خلاف اسلام دارند عمل میکنند ، خلاف مصالح مملکت دارند عمل میکنند . 541.
حفظ نظم از واجبات است
و البته باید همه امور بر نظام و نظم باشد . وقتی که پایه امور بر نظم بنا شد ، باشد و حفظ نظم از واجبات الهی است . باید در قوه قضائی هم این نظم محفوظ باشد یعنی اینطور نباشد که قاضی یک روز بخواهد بیاید و یک روز هم دلش بخواهد نیاید . این یک یا باید در استخدام ، استخدام الله برآید و وظیفه شرعی الهی خودش بداند که باید روی موازینی که هست ، ساعاتی که تعیین شده است برای کار ، کار بکند و اگر چنانچه نخواهد هم این کلمه استخدام را قبول بکند یا اصلش تصدی نکند یا ملزم بداند خودش را به الزام شرعی که اگر آمد نظام را حفظ کند ، اگر بخواهد وارد بشود و بی نظم باشد ، من یک هفته دلم نمیخواهد بیایم ، الزامی که من ندارم ، نمیخواهم یک چنین آدمی ، اصلا از اول وارد نشود ، اگر چنانچه میتواند که روی موازینی که تعیین میشود و شورای قضائی تعیین میکند عمل بکند ، ملتزم به این باشد که این عمل تا آخر روی موازین باشد و هر روز هم خودش را عاجز از این داشت خوب برود پیش شورا و استعفا بدهد ، اما متصدی باشد و بی نظم متصدی باشد ، این صحیح نیست . باید یک مملکتی همه چیزش نظام داشته باشد ، همانطوری که اگر در شهربانی بخواهند اینهائی که پاسبان هستند بگویند که ما امروز میخواهیم نیائیم ، امروز میلمان کشیده است که منزل باشیم ، این نمیشود این پاسبان نمیشود و این شهربانی هم نمیشود . و در سایر ادارات هم یک ادارهای بگوید که من امروز نمیخواهم بیایم ، این خواستنی نیست . کسی که یک امر را تصدی کرد باید نظامش را حفظ بکند . آقایان هم که از همه قشرها از حیث کار اهمیتشان بیشتر است باید این نظام را حفظ بکنند و همانطوری که در سایر جاها یک نظامی هست و بدون نظم یک امری تحقق پیدا نمیکند یعنی فاسد میشود ، باید نظام را حفظ بکنند و هر چیزی را که تقبل کردند با نظم و با ترتیب ، این را اجراء بکنند و عمل بکنند . 542.
کارها باید روی نظم و قاعده صورت گیرد
از مسائلی که میخواستم تذکر دهم این است که نظم را کاملا رعایت کنید . شجاعت غیر از تهور است شجاعت در جنگ حرکتی است قهرمانانه روی نقشه و نظم و حساب و حال آنکه تهور بی حساب و نظم بر دشمن تاختن است . کارها باید روی نظم و قاعده صورت گیرد تکرار میکنم کار وقتی روی نظم و قاعده و برای خدا بود دیگر خوفی نیست چه کسی کشته شد و چه کسی کشت . 543.
اگر بخواهند مملکت محفوظ بماند باید روی نظم رفتار کنند
در این زمان ما بخواهیم سعید باشیم ، بخواهیم به سعادت برسیم باید عمل بکنیم همه با هم دوست و رفیق ، سرباز با درجه دار ، درجه دار با افسر ، با ارشد ، رفیق باشد لکن اطاعت بکنند ، اطاعت مساءلهای ، رفاقت مساءلهای دیگر ، بالائیها پائینی را به چشم رحمت نگاه کنند ، پائینیها به بالائیها اطاعت بکنند . اگر بخواهند یک مملکتی محفوظ بماند باید ارتش روی دیسیپلینی که دارد ، محفوظ بماند ، روی آن نظمی که دارد روی نظم رفتار کند اگر بخواهد به هم بریزد ( حتی حالا من آزاد شدهام ، نخیر زیر بار کسی نمیروم ) نه ، این خلاف آن آزادی است که خدا میخواهد . آزادی در حدود ضوابط است . ( من آزادم حالا ، من آزادم سیلی بزنم به ایشان ) . نه آزاد نیستی . من آزادم اطاعت از مثلا ، از فرماندارم نکنم نه این آزادی نیست در حدود قواعد و قوانین آزادی هست . یعنی شما دیگر از کسی الان اینجا که نشستهاید ، دیگر نمیترسید ، اگر قبل از این بود ، شما خوف این را داشتهاید که از اینجا پایتان . . . ، جمع نمیتوانستید بشوید اینجا ، حالا اگر هم آمدید ، خوف این را داشتید که از اینجا رفتید بیرون ، این ساواکیها ، این بیرون نباشند ، شما را بگیرند و ببرند و بودند و میگرفتند و میبردند . این به این معنا الحمدلله ما الان آزادیم الان لکن معنای آزادی این نیست که من هر کاری دلم بخواهد ، بکنم . ۵۴۴
این کلمهای که گفتید که میخواهند که من دخالت بکنم ، من که نمیتوانم در همه امور دخالت بکنم ، بالاخره من اشخاص دارم ، باید اشخاص دخالت بکنند . من مثلا حالا شما را تایید میکنم که در سپاه پاسداران باشید و در راس باشید این معنی دخالت من است ، معنی این است که شما اگر کاری آنجا انجام بدهید من انجام دادهام در آنجا ، آنها اگر بخواهند شنوائی از من بکنند باید از شما شنوائی بکنند . و همین طور سایرین از آن کسی که من قرار دادم وقتی که اطاعت بکنند ، همان اطاعت از من است و همان دخالت من است . اینطور نیست که هر کدام ، علیحده باشند . فرض کنید که آقای رئیس جمهور را من قرار دادم برای اینکه رئیس کل قوا باشد و آن چیزی را که من قرار دادم اگر چنانچه با آن موافقت بکنند موافقت با من است و من خودم مستقیما نمیتوانم همه امور را دخالت بکنم من باید بالاخره اشخاص را قرار بدهم و یک نظمی ایجاد بشود . 545.
بی نظمی منجر به هرج و مرج میشود
ارتش اگر نظم نداشته باشد ارتش نیست و شیاطین که ممکن است نفوذ کرده باشد هم در ارتش ، هم در ژاندارمری و هم در سایر قوای انتظامی و غیر انتظامیه ، آنها در هر جا به یک صورتی دامن میزنند به اینکه نظم را از ارتش و ژاندارمری و سایر قوای انتظامیه بگیرند و در باطن خود ارتش ، هرج و مرج ایجاد کنند . اگر یک ارتشی با هرج و مرج بخواهد مواجه باشد و بپذیرد این هرج و مرج را ، معنایش این است که ارتش نیست ، هیچ امکان ندارد که او بتواند با یک قدرتی هر چه هم باشد مقابله کند . اگر نتواند ارتش خودش را اصلاح کند و قدرت خودش را و پیوند خودش را و نظمی که در باطن باید باشد این را ایجاد بکند ، این نمیتواند در مقابل غیر ، هر غیری باشد ، مقاومت کند . اینهایی که میآیند به جوانها از راه دلسوزی میگویند که چرا باید شما مثلا ، این مثل زمان طاغوت میماند که شما اطاعت کنید ، خیر ، این مثل زمان امیرالمومنین میماند ، اطاعت از طاغوت بد است نه اطاعت از ارتشی که مال اسلام است ، اطاعت از یک فرماندهی که فرمانده اسلام است واجب است به حسب حکم اسلام ، تخلف حرام است ، طاغوت برای طاغوتیش بد بود نه برای نظمش . اگر شما بخواهید که به هم بزنید اوضاع را و یک دسته جوان نپخته و بی تفکر بیایند در اینجا و بخواهند به هم بزنند اوضاع را ، تمامتان آسیب پذیر خواهید شد ، نه فقط صاحب منصبها ، خیر ، همه آسیب پذیر خواهید شد . 546.
اطاعت از مافوق در جمهوری اسلامی ، حکم خداست
اگر بنا باشد درجههای بالا ، البته آنهائی که انشاءالله اسلامی حالا هستند و میشوند ، اینها را از آنها اطاعت نکرد و از فرمانده کل قوا اطاعت نکرد اگر بنا شد یک همچو چیزی باشد هیچ وقت نمیتواند ارتش ، ارتش باشد . زمان حضرت امیر هم اطاعت واجب بود بر ارتش نسبت به فرماندار ، حکم اسلام است ، البته فرماندار هم باید با نظر طاغوتی نگاه نکند به آنها ، با نظر عطوفت ، مهربانی باشد . باید همه شما قوه واحده باشید ، ید واحد ، ید واحد ، واحد علی من سواهم باید همه شما نظم را حفظ کنید ، همه قوای انتظامیه نظم را در باطن خودشان حفظ کنند تا یک ارتش صحیح باشد ، یک ژاندارمری صحیح باشد ، یک سپاه پاسداران صحیح باشد . اگر بنا باشد که سپاه پاسداران به طور هرج و مرج کار بکنند ، هر که ، هر جا چهار نفر باشد برود به مردم تعرض بکند و مال مردم را خدای نخواسته بگیرد ، این پاسدار اسلام نمیشود ، این طاغوت است به صورت دیگر درآمده مگر طاغوت چی بود ؟ طاغوت همین بود که جان و مال مردم در امان نبود در زمان او . اگر بنا باشد که جان و مال مردم در این زمان هم از قوای انتظامیه در امان نباشد این هم طاغوت است ، منتها با صورت دیگر آمده بیرون و طاغوتی که به صورت مسلم بیرون بیاید خطرش از آن طاغوت بدتر است ، این منافق است . عذاب منافقها بیشتر از عذاب کفار است . سعی کنید همه تان ، همه قوای انتظامیه سعی کنند که هماهنگ بشوند ، سعی کنند که به آن موازینی که در ارتش هست ، موازینی که در سپاه پاسداران هست ، موازینی که در سایر قوای انتظامیه هست عمل بکنند ، خیال نکنند که اطاعت از مافوق ، خیر ، این طاغوتی است ، خیر اطاعت از مافوق در جمهوری اسلامی و در لشکر اسلام حکم اسلام است ، حکم خداست ، اطاعت از فرماندارها که به یک تعبیر اولی الامر هستند این در قرآن واجب شمرده میشود و واجب است این . 547.
باید سلسله مراتب محفوظ باشد
البته مساءله مهم این است که ارتش و پاسداران و ژاندارمری ما با یکدیگر هم زبان و هم پیمان باشند و مهمتر اینکه در عمل با هم هماهنگی داشته باشند زیرا در هماهنگی است که پیروزی میسر میشود ، باید سران با هم تفاهم داشته باشند که بحمدالله دارند ، باید سلسله مراتب محفوظ باشد ، باید اطاعت بی چون و چرا انجام گیرد ولی درست مثل صدر اسلام ، اطاعت بدون هیچ اغماض باید باشد و محبت و دوستی و برادری هم باید باشد . حضرت امیر علیه السلام رئیس کل قوا بودند ولی نسبت به سایر افراد ارتش اسلام هم عطوفت داشتند . هرگز در سپاه اسلام تحمیل نیست یعنی درست یک عده برادر هستند که در کنار هم برای خدا میجنگند ، که یکی فرمانده و دیگری فرمانبردار است و تخلف از دستور فرمانده جایز نیست . باید نظم کاملا رعایت شود ، باید فرماندهان به سربازان بفهمانند که همه با هم برادریم و همه با هم میخواهیم کاری را انجام دهیم ، ولی ارتش هم باید از فرمانده کل قوایش که آقای بنی صدر است اطاعت کند . خلاصه امروز که ما از طرف قدرتها در خطر هستیم ، البته به نظر من بعید به نظر میرسد ، باید منسجم باشیم زیرا اگر انسجام بوجود آید ، هیچ قدرتی نمیتواند به شما زور بگوید و پیروزی از آن شماست . 548.
حفظ سلسله مراتب و برخورد اسلامی با زیردستان
آقایان توجه دارند که انتقال پیدا کردند از ارتش طاغوتی به ارتش الهی . توجه دارند که رژیم تبهکار سلطنتی مبدل شد به رژیم جمهوری اسلامی که عدل در او سرلوحه تمام برنامه هاست . توجه دارند که حالا که ارتش اسلامی است وظائفشان با آن وقت که ارتش ، ارتش طاغوتی بود فرق دارد همانطوری که موظفند سلسله مراتب را حفظ کنند ، بزرگترها ، صاحب منصبها و افسرهای ارشد موظفند که با سایر طبقات به طور سلامت و به طور اسلامیت رفتار بکنند و گمان نکنند سربازان که حالا که انقلاب شد ما باید اطاعت نکنیم . اسلام اطاعت فقیه را واجب دانسته است و من امر میکنم به شما که اطاعت کنید از مافوقهای خود و حفظ نظام را بکنید . و من سفارش میکنم به افسرهای ارشد و دیگر افسرها که مراعات اسلامی خودشان را بکنند و با زیردستان همان کنند که پیغمبر اسلام با زیردستان میفرمود و امیر المومنین سلام الله علیه الان شما در آغوش اسلام هستید و برادر با همه مسلمین و همه در آغوش اسلام هستیم و باید وظائف اسلامی را عمل کنیم ، همچو نباشد که فقط اسم جمهوری اسلامی باشد ، اسم ارتش اسلام باشد ، ولی معنا و محتوا آنطور نباشد برادرها اگر بخواهید استقلال مملکت خودتان را حفظ کنید و اگر بخواهید از تحت یوغ ابرقدرتها تا آخر خارج بشوید به اسلام توجه کنید و به احکام اسلام سر فرود آورید . اسلام برای شما و برای ما و برای ملت ما تمام آزادیها و استقلال را فراهم میکند و در سایه اسلام ما میتوانیم مملکت خودمان را حفظ کنیم شما دیدید که ملت ما با نداشتن ابزار جنگی ، لکن داشتن ایمان بر تمام ابر قدرتها که پشتیبانی میکردند از رژیم سابق غلبه کردند و این نبود جز اتکال به اسلام و اتکال به قرآن کریم . 549.
مالک اشتر و محمدبن ابی بکر از صاحب منصبهای بزرگ حضرت امیر ( علیه السلام ) بودند
شماها جوانهای صاحب منصبان ارتش که مثل آن پیرها نیست که دیگر آن فطرتتان را از دست داده باشید در مقابل دلار ، شما برگردید به آغوش ملت و ملت شما را میپذیرد و حکومت اسلام هم شما را نگهداری میکند . گمان نکنید که اگر حکومت اسلامی آمد ، دیگر صاحب منصب نمیخواهد اینها تبلیغاتی است که میکنند حکومت اسلامی هم همه این ابزاری که سایر حکومتها دارند دارد ، منهای دزدی . دزدی را ما میخواهیم جلویش را بگیریم ، دزدها را میخواهیم بگیریم آنهائی که خدمت به وطن میکنند ، ارجمندند پیش همه ما ، پیش خدا هم ارجمندند ، آنها همه چیز برایشان مهیا خواهد شد آنهائی که دزدند و اموال این ملت را دزدیدند و در خارج بردند و خوردند ، آنها البته مواخذ خواهند شد و گمان نکنند که از ایران رفتند بیرون . تمام شد قضیه ، اگر اینجا بیایند ، این جوانها هستند که اینجا به حسابشان میرسند . اگر امریکا بروند ، باز هم هستند ، انگلستان بروند ، باز هم هستند اینها گمان نکنند که پولها را بردند و خود شاه هم همین طور ، خیال این معنا را بکند که حالا ما پولها را میخوریم حالا هم همینطوری میمانیم و بعد هم با طیاره سوار میشویم و فرار میکنیم می رویم به آمریکا ، هرجا بروید ، هستند جوانهای غیور ایرانی در آنجا و به حساب شما خواهند آنجا رسید . در هر صورت من از این جوان هائی که در ارتش هستند و من میدانم که آنها فطرت اسلامی خودشان ، فطرت انسانی خودشان را از دست ندادهاند و اینها قلبا با ملت هستند منتها حالا ، تحت به خیال خودشان فرمان این بزرگترها ، ارتشبدها یا امثال اینها هستند و اینها را ترساندهاند از اینکه اگر یک وقتی حکومت اسلامی پیش بیاید دیگر صاحب منصبی تو کار نیست ، خیر ، زمان حضرت امیر هم صاحب منصبی تو کار بوده است منتها با یک فرم دیگری بوده است . صاحب منصب ، آن وقت هم مالک اشتر یکی از صاحب منصبهای بزرگ حضرت امیر بوده است ، محمدبن ابی بکر یکی از صاحب منصبهای بزرگ حضرت امیر بوده است همیشه محتاج است مملکت به ارتش و همیشه محتاج است به صاحب منصب و همیشه محتاج به همه این قشرهائی که در ادارات است آنی که احتیاج به او ندارد ، آنهائی هستند که سربار هستند ، آنهائی که میخواهند مال ملت را بخورند و کار هم نکنند ، مال ملت را بخورند و نفعی هم نداشته باشند برای ملت ، آنها البته حساب خودشان را باید بکنند و هر چه کمتر بخورند به نفع خودشان است ، هر چه هم کمتر ببرند به نفع خودشان برای این که در هر جا بروند ، اینها پیدا خواهند شد . 550.
امروز اطاعت از بالادستها یک امر شرعی است
امروز مملکت ما با این وضعی که دارد احتیاج به همفکری دارد و همکاری احتیاج به نظم دارد اگر در یک کشوری نظامش تحت قواعد و تحت مسائلی که در نظام مطرح است ، از اینکه فرمانده وقتی فرمان داد باید اطاعت شود ، فرمانده کل قوا وقتی امری کرد باید اطاعت شود ، فرماندهان هنگها و یا سایر جاها وقتی امر کردند باید اطاعت شود ، اگر این معنا نباشد در نظام ، این نظام نیست دیگر . اگر یک نظامی خودش بین خودش یک بی نظمیها باشد ، اگر قوای مسلح در بین خودشان هماهنگی نباشد ، ما نیز توقع نداشته باشیم که کشور ما به پیش برود . . .
ما امروز اگر چنانچه همه این ارگانها به هم جوش نخورند و همه با هم همدست نباشند ، باید در انتظار مصیبت باشیم . باید ارتش با کمال قدرت کار بکند و تمام قوایی که در تحت نظم هستند و در تحت قوای بالا هستند و در تحت درجه دارها و افسرهای بالا هستند . فرماندهان هستند ، اینها باید اطاعت بکنند . امروز اطاعت از بالا دستها یک امر شرعی است ، یک مطلبی نیست که مثل سابق باشد بتوانند از زیر آن در بروند و مانعی نداشته باشد . امروز یک کسی است که بالای سر همه است و آن خدای تبارک و تعالی است که همه چیز را در ظاهر و باطن میبیند . اگر بخواهد این مملکت از این آشفتگیهایی که حالا مثلا هست جلوگیری بکند ، جز اینکه هم قوای مسلح با هم و هم مجلس با دولت ، با رئیس جمهور ، با امثال ذلک با هم ، اگر چنانچه تشریک مساعی با هم نکنند نباید توقع داشته باشند که مملکت به پیروزی نهائی برسد . 551.
باید در ظاهر و باطن اطاعت کرد
و از مهمات این است که نظم در کار باشد یعنی اگر چنانچه نظام نباشد در کار و امور تحت یک نظامی انجام نگیرد این تزلزل ایجاد میکند . اگر بنا باشد که فرض کنید که سپاه پاسداران اطاعت نکنند از رئیس شان ، همه اینها اطاعت نکنند از آن فرمانده کل ، در ژاندارمری همین طور ، در آنجا همین طور و خودشان بخواهند هر کدامی یک راهی بروند ، این اسباب این میشود که یک قوای مسلح متزلزل بشود و با تزلزل قوای مسلح مملکت متزلزل است . بنابراین یکی از مهمات این است که نظم را حفظ بکنند یعنی بشناسند آن که رئیس فوج است ، آن که رئیس لشکر است ، آن که رئیس پاسداران است . این را همه به نام اسلام بشناسندش به اینکه لازم است اطاعت از او بکنند . حالا مثل زمان طاغوت نیست که اگر خواستم اطاعت میکنم ، اگر هم ظاهری نخواستم در باطن اطاعت نکنم . حالا مساءله ، مساءله اسلام است . اسلام باطن و ظاهر همه را دارد میبیند ، خدای تبارک و تعالی محیط باطن و ظاهرها هست ، آنی هم که در باطن مخالفت بکند ، آن هم مخالفت خدا را کرده است . این هم یکی از مسائل مهمی است که در ارتش و در سپاه پاسداران و در همه قوای انتظامیه و قوای مسلحه ، در همه اینهمه باید مراعات بشود . 552.
اگر نظام با نظم نباشد ، این نظام نیست
من برای بار چندم است که به این قوای مسلح سفارش میکنم نظم در بین هر ارگانی که هست باید برقرار باشد و وظیفه دارند که با نظم باشند . اگر نظام با نظم نباشد ، این نظام نیست ، این آشفتگی است و این نمیتواند هیچ کاری انجام بدهد . پاسدارها باید با نظم باشند ، پائین ترها از بالاترها اطاعت کنند ، ارتش باید با نظام باشد ، مراتب را حفظ بکند و باید همه با هم هماهنگ باشند ، برادر باشند ، هر دستهای برای خودش علیحده نکشد به طرف خودش ، همه با هم روابط داشته باشند ، سرانشان با هم روابط داشته باشند ، بنشینند اگر مسائلی دارند باهم حل کنند و اینطور نباشد که در هر یک از اینها یک آشفتگی باشد و بین خودشان ناهماهنگی ، باید همگام باشند و همه با هم باشند برای اینکه یک مملکتی است مال همه است امروز و این مملکت که مال همه است ، همه شما باید حفظش بکنید و خصوصا قوای مسلحه باید حفظ بکنند این مملکت را . 553.
امروز امر خداست که باید نظم و سلسله مراتب را حفظ کنید
و نکتهای که میخواهم عرض بکنم و این اختصاص به شما ندارد این یک امر عامی است نسبت به همه قوای مسلحه اینکه اینطور توهم نشود که حالا ما آزاد هستیم و ما آزاد شدیم و آن زد و خوردهائی که پیشتر بود نیست و آن کتکها و حبسها نیست و آن اعدامها نیست ، حالا باید انضباط هم نداشته باشیم . اگر چنانچه یک قوای مسلحهای بی انضباط باشد یعنی اگر چنانچه فرمانده حکم کرد ، اجرا نکند ، اگر چنانچه آن طبقه بالائی که صاحب منصبند یک امری را گفتند ، اینها اجرا نکنند ، اگر اینطور باشد انسجام از بین میرود . آنوقت خدای نخواسته اگر یک امری پیش بیاید نمیتوانید شما مقابله کنید . شما قوای مسلحه ، از ژاندارمری گرفته تا ارتش تا شهربانی تا پاسدارها ، همه اگر چنانچه منظم نباشید و سلسله مراتب ملاحظه نشود این اسباب این میشود که افرادی باشند یک یک . ژاندارمری وقتی میتواند خدمت بکند ، ارتش وقتی میتواند خدمت بکند که اجتماع توی کار باشد . یک یک افراد که کار ازشان نمیآید ، این یک یکها وقتی متصل به هم شدند و یک نظمی داشت میتوانند کار انجام بدهند ، اما اگر یک یک ، یکی هائی باشند که با هم منسجم نیستند یا نظم ندارند ، اینها علاوه بر اینکه کاری ازشان نمیآید اخلال هم میکنند . باید توجه داشته باشید که امروز شما خدمتگزار اسلام هستید و باید برای خدا کار بکنید و امر خداست که باید این مسائل را با دقت ملاحظه کنید و نظم را حفظ کنید و سلسله مراتب را حفظ بکنید و این یک مطلبی است که مربوط به شما تنها نیست و مربوط به همه قوای مسلحه است ، چنانچه توجه به اینکه مبادا یکی خلاف بکند آن هم اختصاص به شما ندارد همه قوای مسلحه باید در این معنا باشند . امر به معروف و نهی از منکر بر همه ملت واجب است . اگر یک خلاف یکی کرد باید او را نهی بکنید ، باید باز دارید او را از این کار و اگر چنانچه یک آدمی در یک پادگانی یک عملی کرد که بر خلاف وظیفه بود باید اطلاع بدهید تا اینکه این را جلویش را بگیرند . 554.
باید برای خدا مراتب و سلسله مراتب را حفظ کنید
گر چه کشور ایران بالا و پائین ندارد و آن دولهها و سلطنهها رفتهاند و ما خودمان هستیم ، لکن باید نظم و نظام باشد شما باید برای خدا مراتب و سلسله مراتب را حفظ کنید و اگر بنا باشد هر کس خودش رای بدهد و علیحده عمل بکند ، آنوقت است که معنویات و موفقیتها عادی هم از بین میرود و شما میدانید با آنکه پیغمبر اکرم در مسجد مینشست و کسی که وارد میشد نمی دانست که کدام یک از آنها پیغمبر است ، با این حال همه مامور اطاعت از او بودند ما همه برادر هستیم ، لکن اگر نظام نباشد برادری هم به هم میخورد مثلا اگر در جنگ بنا باشد از فرماندهی اطاعت نشود ، مسلما شکست خواهیم خورد در جنگ آنوقتی شکست نیست که همه گوش به فرمان کسی باشند که وقتی نقشه و فرمان میدهد همگی به آن عمل کنند و ذکر فان الذکری تنفع المومنین ۵۵۵ پس با اتکال به خداوند تعالی روحیه خودمان را تقویت کنیم و با هم برادر باشیم و بدانیم آنها که با هم اختلاف دارند ، موفقیت هم ندارند و شما نمیخواهید با زور موفقیت پیدا کنید . شما میخواهید با اخلاق خوب و کردار خوب با مردم رفتار کنید تا پیش خدا و خلق آبرومند باشید و مردم را از خودتان بدانید و اگر تفنگ و اسلحه هم در دست شماست ، با اخلاق مردم را خاضع کنید و خضوع قلبی میزان است و اگر بتوانید قلب مردم را همراه خود کنید ، این چیزی است که پیش خداوند دوام و ثبات دارد من دعاگوی شما هستم و امیدوارم انشاءالله به وظایف دینی و اسلامی و کشوری خودتان عمل کنید . 556.
۲ - رفتار اسلامی با زیردستان
نظام اسلامی ، مولودی ناشناخته برای دنیا
من از حضور این عزیزانی که با چهرههای نورانی در اینجا آمدهاند تشکر میکنم و همیشه دعای به همه قشرها خصوصا سربازان اسلام ، از یاد نخواهد رفت . شما باید توجه به این معنا داشته باشید که این جمهوری - اسلام - اسلامی ، مخلوط یک قوائی است که برای دنیا نمیتواند شناخت داشته باشد . اصلا این ترکیب در دنیا سابقه نداشته است ، ترکیبی از ارتش و روحانی ، ترکیبی از ملا و سپاهی ، ترکیبی از رئیس جمهور اینطور ، و رئیس مجلس آنطور و نخست وزیر آنطور ، این ترکیب سابقه ندارد و ترکیب ناشناختهای است و لهذا طرح هائی که در دنیا به ضد این انقلاب ریخته شده است و میشود ، از باب اینکه شناخت روی این ترکیب ندارند و سابقه به این نحو اجتماع ندارند ، خنثی میشود امروز این ترکیبی که در دولتمردان است و این ترکیبی که در آنها و مردم است ، این مجموعه ناشناخته است . شناخت اشخاص دانشمند در دنیا از یک ارتش طاغوتی بوده است و از یک دولت طاغوتی و از یک مردم تحت ستم که باید همیشه ظلم بکشند امروز نه رهبران شما و فرماندهان شما از سنخ فرماندهان زمان رژیم طاغوتی است و نه دولت شما از سنخ آن دولت هاست و نه ارتش شما و سپاه شما و بسیج شما و شهربانی شما و دیگر قوای نظامی و انتظامی شما از سنخ و بافت آن سابق است و از سنخ و بافت کشورهای دنیا ، سرتاسر اصلا این یک موجود جدیدی است که در این عهد و در این عصر متولد شده است که کارشناسان و دانشمندانی که با آن امور ماءنوسه خودشان سروکار داشتهاند ، این مولود جدید را نمیتوانند بشناسند ایده این مولود را هم نمیتوانند بفهمند ، انگیزه حرکتهای اینها را هم نمیتوانند بفهمند و آن ایمانی که در قلب اینهاست ، آنها نمیتوانند ادراک کنند . آنها سروکارشان با یک موجودات دیگری بوده است ورای این مولودی که در این عصر پیدا شده است . و شما ملاحظه میکنید که نه نظر شما امروز به فرمانداران و فرماندهانتان ، مثل نظر آن اشخاصی در سابق بودند در ارتش ، و نه فرماندهان شما آن نظر را به شما دارند که سابق فرماندهان داشتند فرماندهان سابق ، زیردستان - خودش را - خودشان را مثل اسیران میانگاشتند ، مثل عبید توهم میکردند و هرگز حاضر نبودند که با آنها در یک جمع خصوصی بنشینند و - دل - درد دل این عزیزان را گوش کنند تا بفهمند فرماندهان شما حالا از سنخ خود شما هستند ، در آغوش خود شما هستند ، چنانچه شما هم نور چشم فرماندهانتان هستید و در آغوش آنها هستید . اینکه همه توطئهها خنثی میشود و همه چیزهائی که در دنیا برای ضد ما خرج میشود به باد فنا میرود ، روی همین معناست که ما یک موجود ناشناخته هستیم . این مولود یک مولود تازه است ، دنیا تازه یک همچو مولودی را بوجود آورده و تا آمدند این را بشناسند ، طولانی است وقت و اگر شناختند ، همه متوجه به آن میشوند . آنهائی که امروز با شما مخالفت دارند ، با یک موجود ناشناخته مخالفت دارند ، نمیدانند شما چی هستید آن تحولی که در همه افراد این ملت پیدا شده است و منجمله ارتش و سپاه و همه قوای نظامی و انتظامی ، این تحول الهی است که چشم و گوش دنیا نسبت به آن کور و کر است ، نمیتوانند بفهمند که شما چی میخواهید ، نمیتوانند بفهمند که ارتش اسلامی یعنی چه . آن اسلامی که پیش بسیاری از این دولتها هست ، این اسلام ، غیر از این اسلامی است که شما ادراک کردهاید و آن ارتشی که در دنیا هست ، غیر از این ارتش است ، اصلا سنخش مخالف است فرماندهان ارتش که به هر جا ملاحظه بکنید ، ارتشیها را عبید خودشان میدانند و ارتشیها ملزمند به اینکه آنها را هم بالادست و بالادست بدانند . ارتش امروز ایران اینطور نیست ، نه پرسنل شان آن پرسنل است و نه فرماندهانشان آن فرماندهان ، نه نظر فرماندهان به پائین ترها به اصطلاح نظر بالا و پائین است و نه نظر پرسنل به آنها این است که اینها یک مقامی دارند که ما نباید با آنها اصلا صحبت کنیم . در آن رژیم و رژیمهای سابق بر آن ، در طول تاریخ شاهنشاهی ، اگر ارتشی بود ، ارتش متجاوز بود و اگر ژاندارمری بود ، برای تجاوز به مردم در بین بلاد گماشته شده بودند و اگر شهربانی بود ، شهربانی برای تعدی به مظلومان گماشته شده بود . شما همه یاد دارید در چند سال پیش از اینکه رژیم محمدرضا به طور غصب این مملکت را گرفته بودند ، در نظر دارید که خود شما ، یعنی نه شمای شخصی ، خود آنهائی که در ارتش بودند چه وضعی داشتند ، نسبت به پائینها چه جور بودند و نسبت به بالاها چطور آن سپهبدها و سرلشگرها و نمیدانم امثال آنها وقتی که به پای مظلومان و زیردستان میرسیدند ، آنطور غبغب را پر میکردند و به آنها اربابی میفروختند و در مقابل یک نفر اجنبی که از خود آنها در ارتش شان بسیار کمتر بوده است درجه اش ، به طور خاضعانه رفتار میکردند ، برای اینکه آنها مکتبی نبودند ، یعنی مکتب اسلام را ندیده بودند ، از اسلام بی اطلاع بودند . ۵۵۷
اطاعت باید اطاعت فرزند از پدر باشد
در عین حال که باید سلسله مراتب در قوای انتظامی دقیقا مراعات شود و اطاعت از مافوق حتمی است ، مافوق موظف است با زیردست رفتار اسلامی - انسانی داشته باشد . ۵۵۸
چنانچه در بین خودتان ( که من افسر ارشد هستم ، من افسر هستم ) دیگران به دیگران ظلم بکنند ، خدای نخواسته این طرز نباشد همه مراتب باید محفوظ باشد ، اطاعت باید بشود . اما برادری هم باید باشد ، اطاعت فرزندی از پدر باشد . شما با زیردستان خودتان خوشرفتاری کنید و آنها احساس کنند که شما مسائل آنها را میخواهید ، آنها را دوست دارید ، آنها از خود شما هستند ، پیوند شما هستند . وقتی اینطور شد ، یک ارتش ، ارتشی اسلامی میشود . ملت هم با ارتش اسلام دوست است ، رفیق است ، پشتیبان است و همه با هم برادر باشید و همه با هم در خدمت اسلام و در خدمت کشورتان و امیدوارم که دیگر آن مسائل سابق و چپاول سابق ، آن زورگوئیهای سابق برنگردد ، همه با هم برادرانه زندگی کنیم و همه با هم برادرانه حفظ کشورمان بکنیم . 559.
تعدی به زیردست ، استکبار است
امروز روزی است که خدای تبارک و تعالی به ما آزادی و استقلال مرحمت فرموده است و ما را با این آزادی و استقلال امتحان میکند . ما را آزادی مرحمت فرموده است که ببیند در این آزادی ما چه میکنیم . ما مستقل شدیم و خداوند به ما این مرحمت را فرمود تا ماچه بکنیم ، آیا ما هم از مستکبرین باشیم یا از مستضعفین ؟ هر فرد میشود که مستکبر باشد و میشود مستضعف باشد . اگر من به زیر دستهای خودم ولو چهار نفر باشد تعدی و تجاوز کردم و آنها را کوچک شمردم ، بنده خدا را کوچک شمردم من مستکبرم و او مستضعف و مشمول همان معنائی است که مستکبرین و مستضعفین هستند . اگر شما کسانی که زیر دستتان هست ضعیف شمردید به آنها خدای نخواسته تعدی کردید ، تجاوز کردید ، شما هم مستکبر میشوید و آن زیر دستها مستضعف . ببینیم ما از این امتحان ، از این بوته امتحان چطور بیرون می آئیم ، آیا سرفراز بیرون می آئیم یا گردن کج و شکسته ؟ آیا ما با بندگان خدا به طور ، به طوری که خدای تبارک و تعالی امر فرموده است رفتار میکنیم حالا که آزاد شدیم ، آزادی را وسیله برای خدمت به خلق و خدمت به خالق قرار میدهیم یا آزادی را برای مخالفت با خدا و استکبار مردم ؟ هیچ فرق نیست ما بین من طلبه و این آقایان اهل علم و شمایی که از عشایر محترم هستید و بازاری و ارتشی و اداری و همه و همه ، ما الان در تحت مراقبت هستیم ، مراقبت شدید ، امتحان الهی . 560.
عذاب تعدی به زیردستان بسیار سخت است
نعمتها گاهی برای امتحان است تا آن اشخاصی که نالایقند ، آن اشخاصی که فرصت طلبند اینها کارهای خودشان را بکنند و مستحق عذاب بشوند آنهائی که لایقند ، آنهائی که شریفند آنها هم کارهای شرافتمندانه خودشان و خدمت به هموطن خودشان را بکنند تا سعادتمند باشند . بسیار مشکل است ، بسیار مشکل است که از این امتحانی که خدای تبارک و تعالی ما را در معرض آن قرار داده است از عهده برآئیم ، و بسیار مراقبت میخواهد که مبادا خدای نخواسته ما از امتحان بد درآییم . اگر از امتحان بد درآییم ممکن است که باز عنایت خدا برگردد و آزادی سلب شود ، استقلال گرفته بشود . همین دنیا ممکن است که ما اگر چنانچه بر خلاف موازین الهی رفتار کنیم و این آزادی را اسباب دست برای تعدی به مظلومان قرار بدهیم ، در همین دنیا ممکن است ما مجازات بشویم . و امید است که در همین دنیا مجازات بشویم ، مجازات ما به عالم دیگر نرسد . مجازات عالم دیگر غیر از این مجازات هاست . ما نمیتوانیم تصور آن مجازاتها را بکنیم . اگر ما خطاکار هستیم ، خدایا ! اگر ما خطاکار هستیم ، اگر این آزادی را ما وسیله قرار دهیم از برای تعدی به مظلومان ولو یک نفر باشد ، تعدی به زیردستان ولو یک نفر باشد ، خدایا ! ما را در همین عالم عذاب کن نگذار برسد به عالم دیگر . 561.
با زیردستان خود عادلانه رفتار کنید
پاسداری فقط پاسداری مرز نیست . پاسداری یک معنای وسیعی دارد . هر یک از ما پاسداریم نسبت به دیگران ، من باید نصیحت بکنم به شما ، شما به من نصیحت کنید . من به شما بگویم که امروز که روز امتحان است خوب از امتحان بیرون بیائید ، شما هم به من همین معنا را بگوئید من به شما عرض میکنم که با مظلومها و زیر دستهای خودتان خوب رفتار کنید ، عادلانه رفتار کنید . شما هم به من بگوئید . همه ما مسؤ ولیم کلکم راع و کلکم مسؤ ول همه ما مثل شبانها هستیم و همه ما مسؤ ول هستیم از این شبانی . همانطوری که میدانید شبان نسبت به آن گوسفندهائی که زیردستش است محبت دارد ، آنها را در جائی که علفزار باشد ، در جائی که آب خوب باشد میبرد و آنجا تربیت میکند . همه ما نسبت به هم اینطور باید باشیم ، مثل شبانی که گوسفندهای خودش را با محبت بدون آزار تربیت میکند ماهم اینطور باشیم . مبادا که یکی از ما خدای نخواسته حالا که آزاد است ، به آن دوست زیر دستش ، به آن شخص زیردستش تعدی بکند ، تجاوز بکند و تعدی و تجاوز عبارت از همان هائی است که اسلام منع کرده است ما همه مسؤ ول هستیم و خدای تبارک و تعالی الان همه ما را ، همه ملت ایران را در تحت امتحان قرار داده است . از امتحان خدا خوب بیرون بیائید . 562.
رحمت و راءفت با تمامی طبقات و شدت و حدّت با توطئه گران مشی اسلام است
اگر بخواهید پیشرفت بکنید و همه چیزتان انشاءالله اسلامی بشود و پیروزی نظیر پیروزیهای صدر اسلام بشود ، کاری بکنید که خودتان هم ساخته بشوید ، همانطور که سربازهای صدر اسلام در عین حالی که سربازی میکردند ، وظائف صوریه اسلام را هم به تمام معنا به جا میآوردند ، همانطوری که شمشیر میکشیدند و میکشتند . دشمنهای اسلام را با خودشان به طور رافت ، به طور دوستی ، برادری رفتار میکردند همین دستور قرآن کریم است که از اوصاف مومنین صدر اسلام و اینها نقل میفرماید که اینها رحیم هستند بین خودشان رحماء بینهم ۵۶۳ خودشان با هم با رحمت رفتار میکنند اشداء علی الکفار وقتی به کفار میرسند شدت . حضرت امیر وقتی که مواجه میشود با لشکر معاویه که از کفار هم بدتر بودند ، با خوارج که آنها هم به همین طور بودند ، با کمال شدت ، بعد از اینکه میدید هدایت نمیشوند ، سفارش میکرد که شماها ابتداء به جنگ نکنید ، به لشکر خودش فرمود شماها ابتدا به جنگ نکنید ولو حق با شماست ، بگذارید آنها ابتدا کنند وقتی آنها ابتدا میکردند ، گاهی هم یکی دو تا کشته میشدند ، آنوقت اجازه میداد و با کمال قدرت تا آخر میکوبید . خوارج را همچو سرکوب کرد که از آنها چند نفری توانستند فرار کنند و خوارج هم همانها بودند که بعد هم توطئه کردند و حضرت امیر را به شهادت رساندند .
اسلام با کمال رافت ، با کمال رحمت با همه طبقات رفتار میکند و همین رحمتش هدایتی است که میخواهد همه قشرهای عالم به سعادت برسند لکن با توطئه گرها با شدت رفتار میکند و باید هم اینطور باشد . و شما هم که سرباز اسلام هستید و من امیدوارم که شما را در طومار امام زمان سلام الله علیه ثبت کنند اسم هایتان را ، باید وضعتان همان باشد ، سرمشق همان باشد که اسلام طرح کرده است که خودتان با هم دوست ، رفیق ، با همه قشرها رفیق و رحیم باشید ، در مقابل دشمن قوی و مصمم و کوبنده . 564.
با زیردستان برادرانه و دوستانه رفتار کنید
آقایان صاحب کارخانهها باید وضعشان را یک قدری از آن رژیم سابق تغییر بدهند برای اینکه در رژیم سابق که مردم آن را رژیم اسلامی نمیدانستند و طاغوتی میدانستند ، اگر کاری میشد می گفتند که در رژیم طاغوتی شده است و اگر یک ناراحتیهایی برای کارگرها پیدا میشد یا یک تحریکاتی میشد که اینها اعتصاب کنند ، شورش کنند ، آنها با فشار و اگر چنانچه نوبت به روحانیین هم میرسید با موعظه اما الان با آنوقت فرق دارد . الان همه ما این ادعا را داریم که یک مملکت اسلامی است و روی احکام اسلام باید عمل بشود . اگر خدای نخواسته در یک مملکت اسلامی طوری بشود که در کارخانهها کارگرها به واسطه اینکه درست به آنها رسیدگی نمیشود انفجار حاصل بشود ، این انفجار از محیط یک مملکتی است که مدعی اسلام است ، نه روحانی میتواند این را خاموش کند و نه کس دیگر . برای اینکه روحانی آنوقت میتواند چیز بکند که بگوید خوب یک اشخاصی غیر اسلامی این کارها را کردهاند اما اگر مملکت اسلامی به اینکه اسلامی است یک طوری بشود که انفجار در کارگرها حاصل بشود ، این انفجار دیگر قابل کنترل نیست و این یک خطری است که بر همه شماها و بر همه ما هست و ما را تهدید میکند . از این جهت باید صاحبان کارخانهها توجه به این داشته باشند که با کارگرها نظیر سابق عمل نکنند ، با اینها برادر و دوست باشند و تا آن حدودی که آنها میخواهند ، کارگرها هم چنین نیست که خیلی بلند پرواز باشند ، اینها یک زندگی میخواهند . آقایان کاری بکنند که یک زندگی برای اینها حاصل بشود و جلوگیری بشود از یک انفجاری که قابل کنترل نیست . عرض کردم انفجار ، اگر یاس از حکومت اسلامی باشد و انفجار پیدا بشود هیچ چیز نمیتواند جلویش را بگیرد به خلاف آنجایی که انفجار حاصل بشود و پناه به اسلام بخواهند بیاورند ، آن قابل کنترل است . اما اگر یک مملکتی اسلامی شد و باز بساط ، همان بساط سابق باشد که لفظ ، لفظ اسلامی است ، عمل ، عمل طاغوتی باشد و خدای نخواسته انفجار حاصل بشود ، با اینهمه تحریکاتی که میبینید الان هست ، توطئههایی که الان هست اگر انفجار بشود ، انفجار بر ضد اسلام است . یک همچو انفجاری ، انفجاری است که از باطن یک مملکتی که مدعی اسلامی است پیدا شده و مایوس از اسلام شدهاند ، مایوس از برنامههای اسلام شدهاند . یک همچو انفجاری را هیچ کس نمیتواند جلویش را بگیرد ، دیگران هم که دامن میزنند و همان مسائل را دارند طرح میکنند که تغییری نکرده است ، یک اسمی تغییر کرده ، آنوقت میگفتیم حکومت شاهنشاهی ، حالا می گوئیم جمهوری اسلامی ، واقع مسائل همان مسائل است ، کارگرها همان کارگرها هستند ، کارمندها همان کارمندها هستند ، مردم همان مردمند ، رباخوارها همان رباخوارها هستند ، زورگوها همان زورگوها هستند اگر در یک همچو محیطی خدای نخواسته انفجار حاصل بشود ، غیر از انفجارهای دیگر است ، این دیگر چیزی برای کسی باقی نخواهد گذاشت و لهذا باید خود آقایان در فکر این معنا باشند که یک همچو چیزی نشود و آن به این است که شماها یک قدری پایین تر بیائید ، کارگرها را هم یک قدری بالاتر ببرید ، آنها نمیخواهند در عرض شما باشند ، آنها یک زندگانی میخواهند ، شماها که الحمدلله دارا هستید و دارای کارخانهها هستید و دارای کارمندان زیاد هستید ، یک قدری برای مصلحت خودتان و برای اینکه خدای ناخواسته یک وقت انفجاری نشود که همه چیز به باد رود ، همه چیز یک کشور به باد برود ، شماها هم یک مقداری خودتان با دست خودتان به اینها یک کمکهایی بکنید ، یک کارهائی بکنید که آنها ببینند که در این وضعی که حالا شده است به آنها رسیدگی میشود . البته دولت هم رسیدگی میکند ما هم موعظه شان میکنیم و رسیدگی میکنیم اما مساءله این است که اینها ببینند که در یک جمهوری اسلامی ، این کارگرها ببینند که این اشخاصی که در راس هستند و کارفرما آنوقت به آنها میگفتند اینها بنا دارند که با اینها یک جور دیگری رفتار کنند ، آنچه که کمونیستها یا اشخاص منحرف تبلیغ میکنند ، اینجور نیست ، بنابراین است که با اینها یک طرز بهتری رفتار بشود ، به زندگی آنها رسیدگی بشود ، به احتیاجات آنها رسیدگی بشود . این معنا امروز دیگر عملی نیست که یک دستهای آن بالاها باشند و همه آن چیزهایی را که بخواهند ، به طور اعلی تحقق پیدا بکند ، پارکها و اتومبیلها و بساط ، یک دسته هم این زاغه نشینها باشند که اطراف تهرانند و میبینند آنها را این نمیشود . این نه منطق اسلامی دارد ، نه منطق انصافی دارد ، نه صحیح است . و اگر خدای نخواسته اینها صدایشان درآید دیگر قابل خاموشی نیست ، شماها باید یک فکری بکنید برای اینها . شما برای حفظ خودتان ، حفظ خانواده تان ، حفظ ثروتتان ، حفظ حیثیت خودتان ، خودتان بنشینید با هم تفاهم بکنید . 565.
۳ - هشدارهائی در بکارگیری افراد
افرادی که سابقه خوبی نداشتهاند در کارهای مهم بکار نگیرید
اشخاصی که اداره میکنند یک جائی را باید از اول ارزیابی شود که این اشخاص چکاره بودهاند ، سوابقشان چیست و تحصیلاتشان در کجا بوده ، چه رویهای در تحصیلات داشتهاند و بعد از انقلاب چه وضعیتی داشتهاند ، قبلا چه وضعیتی داشتهاند ، افکارشان قبلا چه بوده . اگر کسی افکارش منحرف بوده و حالا بیاید ادعا بکند که من برگشتهام ، ما باید قبول کنیم ، اما نباید او را مجله نویس کنیم ، این دو ، با هم فرق دارد . بسیاری از اشخاص هستند که میآیند و میگویند ما توبه کردیم ، البته توبه آنها قبول است ، لکن نمیشود آنها را سرکاری گذاشت که آن کار اهمیت دارد ، برای اینکه ما نمیدانیم این شخص به حسب واقع توبه کرده است یا میخواهد با کلمه توبه ما را بازی دهد . ما قبول میکنیم که در جامعه مسلمین مثل سایر مسلمانان با او عمل کنیم ، اما نباید رادیو تلویزیون را به دست او بدهیم و یا او را در رادیو تلویزیون راه دهیم و یا مجلهای که برای تربیت افراد و برای ترویج مسیر اسلامی ملت است ، به دست او بدهیم و یا نوشتههایش را به دست او بسپاریم . ما نباید خوش باور باشیم ، خیلی از اشخاص هستند که تمام حرف هایشان حرفهای اسلام است ، تمام حرف هایشان حرفهای نهج البلاغه است ، تمام حرف هایشان حرفهای قرآن است ، لکن مسیرشان این نیست . اشخاصی هستند که این راه را پیش گرفتند برای اینکه خودشان را در جامعه جا بزنند و آن مقصدی را که دارند عمل کنند . باید قبول کنیم یک کسی که فرض کنید قبلا عاصی بوده ، این آدم مسلمان است و به او ترتیب اثر اسلام هم بدهیم . مثلا فرض کنید یک دزدی آمده توبه کرده است ، توبه دزد قبول است اما آیا شما میتوانید سرمایه هایتان را دست او بدهید و به او بسپارید ؟ خیر ، چون این عقلائی نیست ، ممکن است این دزد برای اینکه سرمایه دستش بیاید ، توبه کرده است و ما موظفیم که در ظاهر قبول کنیم که دزد توبه کرده است و حتی اگر یک توبهای هم که ظواهرش هم درست بوده ، کرده باشد ، میتوانیم در نماز هم به او اقتدا کنیم ، اما نمیتوانیم چیزی که در او امانت و دیانت لازم است ، به دست او بدهیم . از همه بدتر همین مجلات است ، همین مطبوعات و رادیو تلویزیون است و همین چیزهائی است که برای تربیت جامعه لازم است . یک نفر آدم که قبلا فرض کنید انحراف داشته کمونیست بوده و حالا آمده است و میگوید حرفهای آنها درست نبوده و من برگشتهام ، می گوئیم بسیار خوب ، شما برگشتهاید ، اما ما نمیتوانیم این شخص را در رادیو تلویزیون راهش دهیم و بگوئیم مردم را تربیت کن ، چون ممکن است کمونیست باشد لکن ما را بازی دهد ، ما مکلفیم با این شخص در ظاهر ، عمل مسلمانی بکنیم در صورتی که در عقیده کمونیست نشده باشد که آن مساءله دیگری است . شما نمیتوانید در مجلهای که دارید افرادی را انتخاب کنید که در سابقه شان انحراف بوده است به حساب اینکه حالا دیگر خوب شده است و آدم مسلمانی است و به این حساب او را در روزنامه تان وارد کنید اینکه او خیلی خوب است برای خودش ، ما نمی گوئیم بد است اما نمیتوانیم مطلبی را که در تربیت یک ملتی و در سرنوشت یک ملتی دخالت دارد ، به دست او بدهیم . این از مسائل مهمی است که در همه جا باید رعایت شود . اینکه ما بگوئیم اشخاصی که میگویند ما خوب هستیم و باید وارد شویم و هر جائی که سرنوشت ملت است به دست او بدهیم ، این ساده اندیشی است و توجه نداشتن به مسائل است . ممکن است یک نفر آدم خیلی خوب هم ، خوب و متعهد باشد لکن اشتباه داشته باشد ، اشتباه برای او چیزی نیست اما برای یک ملت ممکن است صدمه وارد شود . فرض کنید اگر یک اشتباهی در ارتشی واقع شود و یا رئیس ارتش اشتباه کند ، فقط خودش معاقب آن نیست که اشتباه کرده است چون انسان همیشه اشتباه میکند اما ممکن است یک اشتباه یک ملت را به باد دهد . ممکن است در یک مجله اشتباهی باشد ، لکن باید اشخاص دیگری هم ببینند این مجله را تا اگر اشتباه شده است ، رفع کنند و آنوقت منتشر بشود . کار ، کار مهمی است در مطبوعات در رادیو تلویزیون و در این وسائلی که تقریبا عموم مردم نگاه میکنند و یا میشنوند ، نمیشود گفت ما حالا اشتباه کردیم و فردا اشتباه نمیکنیم . الان نوشتهای برای من که راجع به روزنامهای که اشتباه کرده است آوردهاند ، من نمیگویم که عمدی بوده ، ممکن هم هست که عمدی باشد ، اما اشتباهی کرده است که این اشتباه برای مملکت مضر بوده است . در هر صورت به مسائل باید توجه شود ، ما به این هیاهوئی که در اطراف میشود و تضعیف میکنند نباید اعتنا کنیم . 566.
در تقدم ملاکها هیچ ارزشی مهم تر از تقوا و جهاد در راه خدا نیست
الحمدلله این کشور رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) امروز میلیونها جوان داوطلب جنگ و شهادت در خود پرورانده است و دل و دیدگان ملت ما را جز رضایت حق چیزی بر نخواهد کرد و به همین جهت از بذل مال و جان و فرزندان خویش در راه خدا لذت میبرند و ملاک ارزش و برتری در نزد آنان تقوا و سبقت در جهاد گردیده است و از تفرعنها و خودنماییهای جاهلیت قدیم و جدید متنفرند و من خودم را خادم یک چنین ملتی میدانم و به این خدمت افتخار میکنم و همه این برکات معنوی را از توجه پیامبر رحمة للعالمین و خاتم المرسلین صلی الله علیه و آله و سلم ) میدانم و مردم و جوانان کشورهای اسلامی را به کشف و شناخت و ایجاد روابط گرم و برادرانه با این عصارههای فضیلت و تقوا دعوت نموده و در این فرصت به همه مسوولان کشورمان تذکر میدهم که در تقدم ملاکها ، هیچ ارزش و ملاکی مهمتر از تقوا و جهاد در راه خدا نیست و همین تقدم ارزشی و الهی باید معیار انتخاب و امتیاز دادن به افراد و استفاده از امکانات و تصدی مسؤ ولیتها و اداره کشور و بالاخره جایگزین همه سنتها و امتیازات غلط مادی و نفسانی بشود ، چه در زمان جنگ و چه در حالت صلح ، چه امروز و چه فردا ، که خدا این امتیاز را به آنان عنایت فرموده است و صرف امتیاز لفظی و عرفی کفایت نمیکند ، که باید هم در متن قوانین و مقررات و هم در متن عمل و عقیده و روش و منش جامعه پیاده شود و مصلحت زجرکشیدهها و جبهه رفتهها و شهید و اسیر و مفقود و مجروح دادهها و در یک کلام ، مصلحت پابرهنهها و گودنشینها و مستضعفین بر مصلحت قاعدین در منازل و مناسک و متمکنین و مرفهین گریزان از جبهه و جهاد و تقوا و نظام اسلامی مقدم باشد و نسل به نسل و سینه به سینه شرافت و اعتبار پیشتازان این نهضت مقدس و جنگ فقر و غنا محفوظ بماند . 567.
بکارگیری منحرفین بی درد ، خطری برای انقلاب
باید سعی شود تا از راه رسیدهها و دین به دنیا فروشان ، چهره کفرزدایی و فقرستیزی روشن انقلاب ما را خدشه دار نکنند و لکه ننگ دفاع از مرفهین بی خبر از خدا را بر دامن مسؤ ولین نچسبانند و آنهایی که در خانههای مجلل ، راحت و بی درد آرمیدهاند و فارغ از همه رنجها و مصیبتهای جان فرسای ستون محکم انقلاب و پابرهنههای محروم ، تنها ناظر حوادث بودهاند و حتی از دور هم دستی بر آتش نگرفتهاند ، نباید به مسؤ ولیتهای کلیدی تکیه کنند ، که اگر به آن جا راه پیدا کنند چه بسا انقلاب را یک شبه بفروشند ، و حاصل همه زحمات ملت را بر باد دهند ، چرا که اینها هرگز عمق راه طی شده را ندیدهاند و فرق و سینه شکافته نظام و ملت را به دست از خدا بیخبران مشاهده نکردهاند و از همه زجرها و غربتهای مبارزان و التهاب و بی قراری مجاهدان که برای مرگ و نابودی ظلم بیگانگان دل به دریای بلا زدهاند ، غافل و بی خبرند . 568.
بکارگیری نیروهای متخصص نباید به قیمت کنار گذاشتن صاحبان اصلی انقلاب تمام شود
اینک به تمام متصدیان امور و دست اندرکاران کشور هشدار میدهم که قدر این جوانان حزب اللهی را بدانید و از آنان قدردانی کنید و آنان را تشویق نمایید و در آغوش محبت خود حفظ کنید . اینان بودند که ایران را نجات دادند و از این پس همینها هستند که انقلاب را پاسداری میکنند و همینها هستند که با هزینهای کم در ظرف مدت کوتاهی با روشن بینی خاص خویش کارهای تعجب آوری نمودند که گمان نمیشد در ایران بتوان انجام داد . این مغزهای متعهد باید تشویق شوند تا شکوفا گردند . مسؤ ولین ، صاحبان اصلی انقلاب را با بهانههای بی اساس پس نزنند تا به جای آنان کسانی را که وارثان رژیم گذشته و وابستگان فکری به آنان هستند جایگزین کنند . البته باید از متخصصان متعهد و یا لااقل غیر معاند استفاده شود ، لکن نه به قیمت کنار گذاشتن صاحبان اصلی انقلاب . چشمها و گوشها را باز کنید که دشمنان ، حیله بازان کارکشته هستند و ممکن است از ساده دلی شما استفاده کنند و مراکز حساس را کم کم به دست گیرند و انقلاب را به سوی غرب یا شرق بغلتانند . خداوند همه مسلمانان را از شر مخالفان اسلام و غارتگران کشورهای اسلامی حفظ بفرماید . ۵۶۹
قاعدین کوته نظر و نااهلان دوباره به صحنه برنگردند
خداوندا ! این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روی مشتاقان باز و ما را هم از وصول به آن محروم مکن . خداوندا ! کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزهاند و نیازمند به مشعل شهادت ، تو خود این چراغ پرفروغ را حافظ و نگهبان باش . خوشا به حال شما ملت ! خوشا به حال شما زنان و مردان ! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانوادههای معظم شهدا و بدا به حال من که هنوز ماندهام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر کشیدهام و در برابر عظمت و فداکاری این ملت بزرگ احساس شرمساری میکنم و بدا به حال آنانی که در این قافله نبودند ، بدا به حال آنهایی که از کنار این معرکه بزرگ جنگ و شهادت و امتحان عظیم الهی تا به حال ساکت و بی تفاوت و یا انتقاد کننده و پرخاشگر گذشتند . آری دیروز روز امتحان الهی بود که گذشت و فردا امتحان دیگری است که پیش میآید و همه ما نیز روز محاسبه بزرگتری را در پیش رو داریم ، آنهایی که در این چند سال مبارزه و جنگ به هر دلیلی از ادای این تکلیف بزرگ طفره رفتند و خودشان و جان و مال و فرزندانشان و دیگران را از آتش حادثه دور کردهاند ، مطمئن باشند که از معامله با خدا طفره رفتهاند و خسارت و زیان و ضرر بزرگی کردهاند که حسرت آن را در روز واپسین و در محاسبه حق خواهند کشید ، که من مجددا به همه مردم و مسؤ ولین عرض میکنم که حساب این گونه افراد را از حساب مجاهدان در راه خدا جدا سازند و نگذارند این مدعیان بی هنر امروز و قاعدین کوته نظر دیروز به صحنهها برگردند . من در میان شما باشم و یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش میکنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد ، نگذارید پیش کسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند . 570.
کسانی باید مملکت را اداره کنند که صالح باشند
یک مملکتی درست میکنیم که صلحا در آن مملکت ، ( باشند ) افلاطون میگوید که کسی که باید دولتها را اداره کند فیلسوفها باید باشند . فیلسوف به نظر ایشان ، فیلسوف هم البته لابد صالح . ما می گوئیم اشخاص صالح همان است . ما می گوئیم کسی که میخواهد یک مملکتی را اداره بکند ، کسی که ما میخواهیم مقدراتمان را دستش بدهیم باید آدمی باشد که مردم انتخاب کنند و با انتخاب مردم پیش بیاید قهرا وقتی با انتخاب مردم پیش آمد صالح است . 571.
متخصص منحرف از همه خطرناکتر است
شما سعی کنید از متخصصین متدین و متعهد استفاده کنید . ما بارها گفتهایم که ما متخصص میخواهیم ، ولی متخصص متعهد . ولی دشمنان فریاد زدند که اینها با تخصص مخالفند . البته که متخصص منحرف از هر کس خطرناکتر است . خلاصه مطلب ما باید این را بفهمیم که همه چیز هستیم و از هیچ کس کم نداریم . ما که خودمان را گم کرده بودیم باید این خود گم کرده را پیدا کنیم و این فکر که بر ما تحمیل شده بود که ( اگر دست خارج کوتاه شود میمیریم ) را با تمام قدرت از بین ببریم . و دیدید که ملتی با دست خالی در مقابل ابرقدرتها و قدرتها ایستاد و این حرکت موجی برداشت به امید خدا به این زودیها نمیایستد . امیدوارم همه آقایان کمک کنند تا فرهنگ مان و فرهنگ اسلامی مان ، فرهنگی که شیخ الرئیس را درست کرده است را بازیابیم . تکرار میکنم ما باید باورمان شود که چیزی هستیم . اگر اعتقاد پیدا کردیم که میتوانیم هر کاری را انجام دهیم ، توانا میشویم . شما هم اعتقاد پیدا کنید که میتوانید . مغزها باید شستشو شود و مغزهائی که به خود متکی است جای آن را بگیرد . خداوند همه شما را حفظ کند . 572.
مملکت اسلامی به سربار احتیاج ندارد
شماها جوانهای صاحب منصبان ارتش که مثل آن پیرها نیست که دیگر آن فطرتتان را از دست داده باشید در مقابل دلار ، شما برگردید به آغوش ملت و ملت شما را میپذیرد و حکومت اسلام هم شما را نگهداری میکند . گمان نکنید که اگر حکومت اسلامی آمد ، دیگر صاحب منصب نمیخواهد . اینها تبلیغاتی است که میکنند . حکومت اسلامی هم همه این ابزاری که سایر حکومتها دارند دارد ، منهای دزدی . دزدی را ما میخواهیم جلویش را بگیریم ، دزدها را میخواهیم بگیریم . آنهائی که خدمت به وطن میکنند ، ارجمندند پیش همه ما ، پیش خدا هم ارجمندند ، آنها همه چیز برایشان مهیا خواهد شد . آنهائی که دزدند و اموال این ملت را دزدیدند و در خارج بردند و خوردند ، آنها البته مواخذه خواهند شد و گمان نکنند که از ایران رفتند بیرون تمام شد قضیه ، اگر اینجا بیایند ، این جوانها هستند که اینجا به حسابشان میرسند . اگر امریکا بروند ، باز هم هستند ، انگلستان بروند ، باز هم هستند . اینها گمان نکنند که پولها را بردند و خود شاه هم همین طور ، خیال این معنا را بکند که حالا ما پولها را میخوریم حالا هم همینطوری میمانیم و بعد هم با طیاره سوار میشویم و فرار میکنیم می رویم به آمریکا ، هرجا بروید ، هستند جوانهای غیور ایرانی در آنجا و به حساب شما خواهند آنجا رسید . در هر صورت من از این جوان هائی که در ارتش هستند و من میدانم که آنها فطرت اسلامی خودشان ، فطرت انسانی خودشان را از دست ندادهاند و اینها قلبا با ملت هستند منتها حالا ، تحت به خیال خودشان فرمان این بزرگترها ، ارتشبدها یا امثال اینها هستند و اینها را ترساندهاند از اینکه اگر یک وقتی حکومت اسلامی پیش بیاید دیگر صاحب منصبی تو کار نیست ، خیر ، زمان حضرت امیر هم صاحب منصبی تو کار بوده است منتها با یک فرم دیگری بوده است . صاحب منصب ، آن وقت هم مالک اشتر یکی از صاحب منصبهای بزرگ حضرت امیر بوده است ، محمدبن ابی بکر یکی از صاحب منصبهای بزرگ حضرت امیر بوده است . همیشه محتاج است مملکت به ارتش و همیشه محتاج است به صاحب منصب و همیشه محتاج به همه این قشرهائی که در ادارات است . آنی که احتیاج به او ندارد ، آنهائی هستند که سربار هستند ، آنهائی که میخواهند مال ملت را بخورند و کار هم نکنند ، مال ملت را بخورند و نفعی هم نداشته باشند برای ملت ، آنها البته حساب خودشان را باید بکنند و هر چه کمتر بخورند به نفع خودشان است ، هر چه هم کمتر ببرند به نفع خودشان برای این که در هر جا بروند ، اینها پیدا خواهند شد . 573.
افراد منحرف سبب بدنامی نظام و ادارات میشوند
یعنی ما از مساءله بگذریم ، یک چند کلمهای با آقایانی که در اینجا تشریف دارند عرض کنیم من اطمینان به این آقایانی که میشناسم شان که در راس این حزب بودند و سابق هم بعضی دیگری که بودند ، اینها را ما با آنها بودیم و میشناسیم ، لکن این آقایان چند نفر هستند و احاطه به تمام کشور و حزب جمهوری اسلامی در تمام کشور را ندارند باید اشخاصی که در هر جا هستند و متکفل این امر هستند و اشخاص صالح هستند ، با کمال دقت و با کمال وسوسه ملاحظه کنند که افرادی که خدای نخواسته انحراف دارد و افرادی که میخواهند خودشان را وارد کنند در این چیزهایی که به نفع اسلام است و منحرفش کنند ، مبادا باشد در آنها حتی یک فردشان هم خطر دارد به اندازه خودش جمعیت زیادی اند الان که در حزب هستند ، باید توجه کرد به اینکه آنهائی که در راس هستند ، خیلی دربارهٔ آنها ، یعنی در هر جا هستند ، در راس به طور مطلق نه ، رده بالا را نمیگویم ، آنهائی که در جاهای دیگر هستند و اداره میکنند حزب جمهوری اسلامی را باید توجه کنند که در همان مرکز اداریش و تبلیغاتی اش و چیزهای دیگری که دارند مبادا یک نفر از اشخاص منحرف با یک صورت بسیار مثلا اسلامی ، وارد نشود . توجه به سوابقشان بکنند ، به لواحقشان ، به خانوادههاشان و به کارهائی که میکنند ، توجه بکنند یک وقت انسان میبیند که یک چیزی بسیار خوب است لکن آمدند و منحرفش کردند و لااقل بدنامش کردند . اینها الان به همین قدر کافی اند که یک چیزی که مورد توجه مردم هست بدنامش کنند اینها درصدد این هستند که هر چه ما داریم بدنام بشود دولت را ، مجلس را و جمهوری اسلامی را و حزب جمهوری را باید ما توجه بکنیم به اینکه راهی که خدا پیش پای ما گذاشته است و ما میخواهیم همان راه را برویم ، اشخاصی نیایند وارد بشوند و راه را منحرف کنند . این شیطان از روز اول خدای تبارک و تعالی را اگر ملاحظه فرمودید تهدید کرده که من بندههای تو را ، مینشینم و منحرف میکنم . این تهدیدی است از طرف شیطان به خدا . اینها اینطور هستند که تا آن آخرین نفسشان وقتی نرسیدند به آنی که باید برسند ، تا آن آخرین نفسشان لااقل اگر دست شان نمیرسد که بکشند اینها را ، بدنام کنند اینها را و این چه بهتر که وارد بشوند در این جمعیتهایی که به اسم اسلام دارند کار میکنند مثل انجمنهای اسلامی که در همه جا هست این انجمنهای اسلامی ، خود انجمن اسلامی یک چیز خوبی است ، مطلوبی است و افرادش هم انشاءالله اکثرا خوبند ، لکن باید توجه داشته باشد این انجمنها که افرادی که در این انجمن وارد میشوند ، اینها چکاره هستند و وارد میشوند یک وقت شما میبینید که انجمن اسلامی منحرف شده است و بدنام شده است اگر چند جا یک خلافهایی را انجام بدهند تعمدی ، و بخواهند بدنام کنند این انجمنهای اسلامی را ، یک وقت میبینید در سطح کشور انجمنهای اسلامی را میگویند اشخاص مخالفی هستند . اینها باید خود اشخاصی که تماس دارند با افراد ، در هر جا که هستند خودشان باید دنبال این مطلب بروند که اصلاح کنند قضیه را و افراد با شناسائی ، با شناسائی بروند اگر فرض کنید یک انجمن اسلامی باشد که بیاید و کم کم بخواهد یک جایی که هست آنجا را به هم بزند ، ادارهای را حیثیت اداریش را به هم بزند ، بدانید این انجمن اسلامی نیست . انجمن اسلامی باید ناظر به امور باشد و معین هر جا که هست باشد . اگر چنانچه انجمن اسلامی مثلا در بانک که هست بخواهد افراد صالح را هی بگوید چطور است و بیرون کند و افراد ناصالح وارد بکند ، این انجمن اسلامی نیست . 574.
منحرفین با چهره سازی وارد میشوند
اینطور نیست که بیایند بگویند ما انحراف داریم و آمدهایم با شما کار کنیم ، اینها از خود شما شاید بیشتر نمایش بدهند که نه ما هم همین کار را میخواهیم انجام بدهیم ، ما هم در راه اسلام هستیم . باید شما اشخاصی که همکار میخواهید قرار بدهید برای خودتان ، شناخته باشید از سابق که اینها وضعشان ، وضع خانوادگی شان ، مسیرشان در دانشگاه اگر بودند ، چطور بودند ، در سایر نقاط اگر چنانچه کار کردهاند ، چه جور کار کردهاند ، اینها را همه را در نظر بگیرید و افراد را برای کمک و دخالت در این امر بزرگ انتخاب کنید و بعد هم راجع به اینکه طرز عمل شما ، باید بنابراین بگذارید که هیچ اعتنا به انتقاداتی که ممکن است حتی به این اسمی که شما انتخاب کردید منحرفین بکنند ، هیچ اعتنائی به این مسائل نکنید همان راهی را که دارید ، همان راه را بروید . 575.
به افراد بی ایمان نباید اعتماد کرد
خدای تبارک و تعالی این ملتها را توجه بدهد به این مسائل ، و این دولتهایی که در کشورهای اسلامی هستند از خواب بیدار کند . اینها گمان میکنند که اسرائیل پشت و پناه آنها هست که کمک به او میکنند . اسرائیلی که بنایش بر این است که کشورهای عربی را بگیرد ، این را خیال میکنند که این پشت و پناه او هست یا آمریکا پشت و پناه است ، آمریکا از شما نفت میخواهد و آمریکا از شما نفع میخواهد و میخواهد شما بازار باشید برای او . و همین طور شوروی ، اینها فرق نمیکند ، اینها میخواهند که از شما استفاده بکنند ، از مخازنی که خدا به شما داده آنها استفاده اش را بکنند ، شما حمال باشید برای آنها والا در آنجایی که شما گرفتار بشوید هیچ یک از اینها به داد شما نخواهند رسید ، آنها آنوقت میگویند ما اینها را نمیشناسیم . بنای این اشخاصی که توجه شان به خودشان و به دنیای خودشان است . این است که مادامی که به نفع آنها چیزی باشد با آنها همراهند و با آنها هم کاسه هستند ، آن روزی که ببینند این به نفع نیست ولو دوست شان باشد کنارش میگذارند . این قصه چرچیل را شنیدید شاید ، خوب ، چرچیل در جنگ عمومی رئیس انگلستان بود ، شوروی هم همراه اینها بودند در جنگ با آلمان ، شوروی هم همراه اینها بود . آمریکا هم همراه اینها بود . به مجرد اینکه هیتلر را شکست دادند ، چرچیل گفت که الان وقتی است که ما به شوروی بزنیم . شوروی که با آنها دوستی داشت و با آنها میخواست که وارد بشود یعنی جنگ آلمان را او برد ، گفت الان وقتش است ، منتها مجلس انگلستان اجازه نداد این را ، آنوقت معلوم شد این مجلس انگلستان اجازه نداد این مطلب را . وضع اینها اینطور است ، همان دوستی را که دارند ، آن روزی که ببینند یک دوست دیگری بهتر از این است و این برایشان دیگر خوب نیست ، این را پرتش میکنند دور یا این را می زنندش به زمین ، وضع اینها اینطوری است . کسی که به خدا اعتقاد ندارد ، کسی که به معاد اعتقاد ندارد ، کسی که نمیشناسد آن ارزشهای انسانی را ، اینها نمیشود بهش اعتماد کرد که ما با آمریکا باشیم و یا اینکه آمریکا با ما در وقت خودش چه بکند . آمریکا از شما نفت میخواهد ، آمریکا از حکومت حجاز ، نفت حجاز را میخواهد برای او نفعی به شما نمیرساند او از شما میگیرد و میدوشد برای شما را . برای چه برای او خودتان را به زحمت میاندازید و ما را هم به زحمت میاندازید ؟ 576.
از چاپلوسان دغلباز و زبان بازان حیله گر باید برحذر بود
رئیس جمهور محترم باید توجه داشته باشند که در پیشگاه مقدس جل و علا واقع است و آنچه بر او از خطرات قلبی و تمایلات سری تا اعمال معلن و مخفی میگذرد ، در حضور حق است و چیزی را نتوان از او جل و علا پنهان کرد ، هر چند از خلق خدا پنهان باشد . و باید توجه نمایند که در مقامی هستند که یک جمله او گاهی مومنی را ساقط کرده و متعهدی را از بین میبرد ، و یا غیر صالحی را به مقامی که شایسته آن نیست میرساند ، گاهی یک سخنرانی او ، جمهوری اسلامی و کشور را نور میبخشد و گاهی بعکس . مقام خطیر است و خطر بزرگ ، به خدا باید پناه برد و از او استمداد کرد همه دست اندرکاران به ویژه رئیس جمهور باید از چاپلوسان دغلباز و زبان بازان حیله گر برحذر باشند و مشاوران خود را از اشخاص سابقه دار که تعهدشان قبل از انقلاب مشهود بوده است ، انتخاب کنند . بسا که منحرفان و منافقان ، خود را با ظاهری آراسته به تقوا جا بزنند و با دست ما به اسلام و کشور اسلامی صدمه زنند .
شما ای رئیس جمهور محترم و دیگر متصدیان امور کشور ! میدانید که قدرتمندان شرق و غرب خصوصا امریکای بازیگر ، مارهای زخم برداشته از جمهوری اسلامی هستند که از اول انقلاب به هر حیله ممکن دست زدند ، از حمله نظامی گرفته تا طرح کودتا ، و از ترور شخصیتها تا به آتش کشیدن مزرعهها و مغازهها ، و از انفجارات کور در کوچهها و خیابانها تا دزدی و تجاوز . و از همه بدتر و بالاتر تبلیغات دامنه دار از اول انقلاب تا امروز است ، که برای تضعیف روحیه ملت مقاوم و رزمندگان عزیز به هر نوع دروغ و تهمتی متشبث شدند ، ولی بحمدالله نه تنها هیچ یک از تیرهای آنان به هدف نرسید ، که نتیجه معکوس داد . اکنون از چنین مارهای زخم خوردهای نباید غافل بود . چه بسا ، با نفوذ عمال سرسپرده داخلی در ارگانهای دولتی و مقامات موثر ، به تدریج قدم به قدم کار خود را انجام دهند و انسان مستقیم را منحرف کنند و متعهدان را وابسته نمایند . غفلت از این امر ، فاجعه انگیز است و همه مقامات ، خصوصا مقامات بالا چون روسای قوای سه گانه ، بیشتر مورد نظر و هدف هستند ، زیرا انحراف آنان خدای نخواسته ممکن است انحراف رژیم را در پی داشته باشد . همه ما و شما باید بدانیم که شیطان خارج و داخل و نفس اماره به تدریج انسان را از خلافهای کوچک به بزرگ و بزرگتر میکشاند که یک وقت از کفر سر در میآورد . پس خلاف کوچک را بزرگ شمارید و شماریم ، و فساد را از سرچشمه جلو گیریم . از خداوند متعال مدد میخواهیم که همه ما را حفظ نماید ، خصوصا از شیطان نفس که مادر ( بت ) هاست . 577.
۴ - حفظ وحدت و سازگاری با یکدیگر
اختلاف سلیقه خوب است ولی دشمنی نباید باشد
البته دو تفکر هست باید هم باشد ، دو رای هست باید هم باشد ، سلیقههای مختلف باید باشد لکن سلیقههای مختلف اسباب این نمیشود که انسان با هم خوب نباشد . من عرض کردم مثل طلبهها که با هم مباحثه میکنند ، آن وقتی که مباحثه میکردند جار و جنجال جوری بود که انسان خیال میکرد دشمن هم هستند ، وقتی مباحثه تمام میشد می نشستند به دوستی کردن و انس . اگر در یک ملتی اختلاف سلیقه نباشد ، این ناقص است . اگر در یک مجلسی اختلاف نباشد ، این مجلس ناقصی است اختلاف باید باشد ، اختلاف سلیقه ، اختلاف رای ، مباحثه ، جار و جنجال اینها باید باشد لکن نتیجه این نباشد که ما دو دسته بشویم دشمن هم . باید دو دسته باشیم در عین حالی که اختلاف داریم ، دوست هم باشیم . 578.
منشاء اختلاف از هوای نفس است
شما باید سعی کنید تا تمام توجه تان به خدای متعال باشد باطن ذات انسان محفوف است به چیزهایی که تمام هدایتها و انحرافات از آن سرچشمه میگیرد . باید توجه داشته باشید که در سرّ سرّ هم هواهای نفسانی بر شما غلبه نکند ، یعنی در سرتان هوای اینکه ما غلبه کنیم و حکومت کنیم نباشد بلکه در نظرتان این باشد که حکومت اسلامی تشکیل دهیم و احکام خدا را جاری سازیم . حضرت امیر علیه السلام در راس زهاد ، حکومت میکرد ، ولی حکومت برای خودش نبود بلکه هرچه کوشش میکرد برای اسلام بود . شما مجاهده کنید تا هر چه در دل دارید زدوده شود که اگر برای خدا خالص شدید در پیروزیتان موثر است . باید اتکائتان فقط به خدا باشد و این نمیشود مگر اینکه از نفسانیات بکاهید . منشاء اختلافات از هوای نفس است . هر کجا اختلاف بین خودتان دیدید ، مطمئن باشید که از هوای نفس سرچشمه گرفته است البته اختلاف بین انبیا و افراد مقابل آنها و اسلام و کفر همیشه بوده است ولی آن اختلاف از عبودیت سرچشمه میگیرد . شما اختلافاتی را که از نفسانیت سرچشمه میگیرد باید از بین ببرید و مطمئن باشید که اگر کارهایتان از الوهیت سرچشمه نگیرد و از وحدت اسلامی بیرون بروید ، مخذول میشوید . 579.
ریشه اختلافات طغیان نفس است
اول آیهای که به رسول اکرم به حسب روایات و تواریخ وارد شده است آیه اقرا باسم ربک ۵۸۰ است و این آیه اولین آیهای که به حسب نقل ، جبرئیل بر رسول اکرم خوانده است و از اول به قرائت و به تعلم دعوت شده است . اقرا باسم ربک الذی خلق و در همین سوره است که ان الانسان لیطغی ان راه استغنی ۵۸۱ این سوره برای اولین مورد وحی و در اولین نزول وحی این آیه در این سوره وارد شده است که کلا ان الانسان لیطغی ان راه استغنی معلوم میشود که طغیان و طاغوت بودن از اموری است که در راس امور است و برای طاغوت زدائی باید تعلیم کتاب و حکمت و تعلم کتاب و حکمت کرد و تزکیه کرد . انسان اینطوری است ، وضع روحی همه انسانها اینطور است که تا یک استغنائی پیدا میکند طغیان پیدا میکند استغنای مالی پیدا میکند . به حسب همان مقدار طغیان پیدا میکند ، استغنای علمی پیدا میکند به همان مقدار طغیان پیدا میکند ، مقام پیدا میکند به مقداری که مقام پیدا کرده است طغیان میکند . فرعون را خدای تبارک و تعالی طاغی میگوید هست برای همین است که مقام پیدا کرده بود و انگیزه الهی در او نبود و این مقام او را به طغیان کشیده بود . کسانی که چیزهائی که مربوط به دنیاست آنها را بدون تزکیه نفس پیدا میکنند ، اینها هر چه پیدا بکنند طغیانشان زیادتر خواهد شد و وبال این مال و این منال و این مقام و این جاه و این مسند از چیزهائی است که موجب گرفتاریهای انسان است در اینجا و بیشتر در آنجا . 582.
اختلافات به دلیل عدم تزکیه است
انگیزه بعثت این است که ما را از این طغیانها نجات دهد و ما تزکیه کنیم خودمان را ، نفوس خودمان را مصفا کنیم و نفوس خودمان را از این ظلمات نجات بدهیم . اگر این توفیق برای همگان حاصل شد دنیا یک نوری میشود نظیر نور قرآن و جلوه نور حق . تمام اختلافاتی که بین بشر هست ، اختلافاتی که بین سلاطین هست ، اختلافاتی که بین قدرتمندان هست ریشه اش همان طغیانی است که در نفس هست . ریشه این است که انسان دیده است که خودش یک مقام دارد طغیان کرده است و چون قانع نمیشود به آن مقام ، این طغیان اسباب تجاوز میشود ، تجاوز که شد اختلاف حاصل میشود و این فرق نمیکند ، از آن مرتبه نازلش طغیان است تا آن مرتبه عالی آن . از مرتبه نازلی که در یک روستا بین افراد اختلاف حاصل میشود ریشه آن همین طغیان است تا مرتبه بالاتر و هر چه بالاتر برود طغیان زیادتر میشود . اینهائی که ، فرعونی که طغیان کرد و انا ربکم الاعلی ۵۸۳ گفت ، این انگیزه در همه است فقط در فرعون نیست . اگر انسان را سر خود بگذارند انا ربکم الا علی خواهد گفت . انگیزه بعثت این است که این نفوس سرکش را و این نفوس طاغی را و یاغی را از آن سرکشی و از آن طغیان و از آن یاغیگری کنترل کند و تزکیه کند نفوس را . همه اختلافاتی که در بشر هست برای این است که تزکیه نشده است . غایت بعثت این است که تزکیه کند مردم را تا به واسطه تزکیه ، هم تعلم حکمت کند و هم تعلم قرآن و کتاب و اگر چنانچه تزکیه بشوند طغیان پیش نمیآید کسی که تزکیه کرد خود را هیچ گاه خودش را مستغنی نمیداند ان الانسان لیطغی ان راه استغنی ۵۸۴ وقتی که خودش را میبیند و برای خودش مقام قائل است و برای خودش عظمت قائل است این خودبینی اسباب طغیان است . اختلافاتی که بین همه بشر هست ، اختلافاتی که سر دنیا بین همه بشر هست این اختلافات ریشه اش این طغیانی است که در نفس هاست و این گرفتاریی است که انسان دارد و گرفتاری به خود دارد و به هواهای نفسانیه . اگر انسان تزکیه بشود و نفس انسان تربیت بشود این اختلافات برداشته میشود . 585.
نزاع مربوط به خودخواهی است
آنهائی که رسیدهاند به این مقام خداخواهی که این یک مرتبه از کمالات است آنها اینطور نیستند دیگر که مثل ماها فکر کنند ، آنها فکر دیگران هستند قبل از اینکه فکر خودشان باشند . پیغمبر اکرم برای این کافرهایی که مسلمان نمیشدند و مومن نمیشدند غصه میخورد ، در آیه شریفه هست که ، مثل اینکه میخواهی خودت را هلاک کنی برای اینها میخواست که همه عالم به نور برسند ، مبعوث شده بود برای اینکه همه این هیاهوهائی که در دنیا هست و این هیاهوها برای خود است ، برای رسیدن به قدرت خود است این هیاهوها را از بین ببرد و یک خداخواهی در مردم ایجاد کند ، توجه به نور ایجاد کند . اگر ایجاد بشود او ، دیگر اینهمه نزاع هائی که در دنیا هست از بین میرود . اگر تمام انبیا جمع بشوند در یک محلی هیچ وقت با هم نزاع نمیکنند . اگر اولیا و انبیا را شما فرض کنید که الان بیایند در دنیا ، هیچ وقت با هم نزاع نمیکنند برای اینکه نزاع مال خودخواهی است ، از نقطه نفس انسان پیدا میشود که آنها نفس را کشتهاند ، جهاد کردهاند و همه خدا را میخواهند ، کسی که خدا را میخواهد نزاع ندارد ، همه نزاعها برای این است که این برای خودش یک چیزی میخواهد این هم برای خودش یک چیزی میخواهد ، این دو خودها تزاحم میکنند ، این قدرت را میخواهد مال خودش باشد ، آن هم قدرت را میخواهد مال خودش باشد ، تزاحم میکنند ، این قدرت را میخواهد مال خودش باشد ، آن هم قدرت را میخواهد مال خودش باشد ، تزاحم میکنند ، جنگ درمی آید . اگر مردم تربیت بشوند به تربیت انبیا که همه کتب آسمانی برای این تربیت آمده است ، همه این نزاعها از بین میرود ، همه این گرفتاری هائی که برای بشر است از بین میرود ، برادر میشوند همه ، همانطوری که در قرآن کریم همه را برادر خوانده است ، مومنها برادرند ، از این آیه استفاده این معنا میشود که اگر چنانچه دو نفر به اخوت ایمانی شان عمل نکنند ، برادر نباشند ، مومن نیستند ، المومنون اخوه ۵۸۶ میگوید برادر هستند ، این مومنها برادرند ، همانطوری که یک برادر برای برادر خودش خیر میخواهد مومن این است . اگر یک وقت ما دیدیم که کسی برای برادرهای خودش خیر نخواست ، نزاع راه انداخت ، هیاهو راه انداخت ، این به طرف خودش بکشد ، او به طرف خودش بکشد ، این از ایمان معلوم میشود که حظ صحیح نبرده است ، آنی که باید ایمان در قلب این تاثیر بکند ، نکرده است . 587.
اختلاف از زبان شیطان است
این اختلاف از زبان هر کس باشد ، از زبان هر موجودی باشد ، این زبان ، زبان شیطان است ، چه از زبان یک روحانی باشد ، چه از زبان یک مقدس باشد ، چه از زبان یک نمازگزار باشد و چه از سایر زبانها ، بدانید که این زبان ، زبان شیطان است و گاهی هم خود آن آدم ملتفت نیست که تحت تاثیر شیطان است یا زبان شیطان در او دارد فعالیت میکند . 588.
با هم دوست و به یکدیگر محبت داشته باشید
شما میدانید آن چیزی که این نهضت و این انقلاب را به ثمر رساند ایمان بود و مومنین همانطور که قرآن شریف فرموده است برادر یکدیگر بوده و فرقی بین آنها نیست هوای نفس انسان میخواهد هر چه بشود بگوید من کردهام ، و این آثار خودخواهی است و اختلافاتی هم که مشاهده میشود از ضعف ایمان است . آنها که میخواهند برای خدا کار کنند ، چه خودشان و چه برادرانشان و چه افرادی دیگر انجام بدهند ، برای آنها فرقی نمیکند و من امیدوارم همه ما بتوانیم در جمهوری اسلامی این قدم را که بالاترین قدم هاست برداریم . آن روزی که شما احساس کردید محبت و برادری بین شما و سایر قشرهای خدمتگزار زیادتر میشود ، بدانید که ایمانتان زیادتر گردیده است . شما میدانید که الان کشور ما محتاج این است که قوای مسلح با هم باشند و اگر خدای نخواسته بین کمیتهها و سپاه پاسداران تفاهم نباشد ، به مقصدی که آن اسلام است ، نخواهید رسید و هرگز در این فکر نباشید که من کمیتهای هستم و باید تنها کمیته کارش بهتر باشد ، و سپاه هم همین را بگوید . در این فکر باشید که با برادری کارها را انجام دهید و این اصل قرآنی را که مومنین با هم برادر هستند بپذیرید و با هم دوست و به یکدیگر محبت داشته باشید و خیر همدیگر را بخواهید و آن خواطر نفسانی و باطنی که عبارت از جدائی سپاه از کمیتهها باشد را دور بیندازید این رمز موفقیت جامعه است . 589.
با چشم برادری به هم بنگرید
وزرای محترم هر یک با چشم برادری ایمانی به هم بنگرند و در مشکلات پشتیبان هم باشند و ملت عزیز پشتیبان دولت و سایر ارگانها باشند که بدون پشتیبانی همه جانبه توقع پیشرفت از دولت بی موقع است و با اتکال به خداوند تعالی که در مشکلات بزرگ عنایتهای غیبی را فرموده ، بدانند که تا ملت و دولت به تعهد خود در نصرت به دین خدا و به بندگان او پابرجا باشند ، نصرت خدا ادامه دارد ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم 590 . 591.
بین دولتیها برادری باشد
و سفارش دوم این است که بین خودتان ، بین وزرائی که هستند ، بین دولتیها که هستند برادری باشد . شما برای اسلام میخواهید خدمت کنید ، نمیخواهید که برای خودتان کاری بکنید . شما میخواهید برای این ملت محروم در طول تاریخ خدمت بکنید ، نمیخواهید که جیب خودتان را پر کنید .
شما اینجور نیستید هیچ گاه ، وقتی اینطور شد داعیه بر اینکه با هم مبارزه و معارضه بکنید نیست و انشاءالله نمیکنید . نمیگویم می کنید که حالا فردا بگویند معلوم شد که اینها ریختهاند به هم که فلانی این حرف را میزند نه ، اینطور نیست ، نصیحت است من میکنم ولو میدانم که شما هیچ کدام این وضع را ندارید . و من امیدوارم که انشاءالله خداوند شما را حفظ کند و موفق باشید و هرکدام در کار خودتان موفق باشید . و من این چند نفر وزیری که استعفا کردند خوب بعضی شان را خیلی میشناسم مثل آقای عسگر اولادی که ایشان هم نظیر آقای مرحوم عراقی از اول نهضت همراه بود و زحمت کشید و من او را مرد بسیار صالحی ، بسیار فداکاری میدانم و بعضی آقایان - هم در طول این چیزی بوده است که - در طول این جمهوری شناختم مثل وزیر کار که آن هم در طول این مدت که آشنا شدم میدانم که مرد صالح خوبی است و مقتضای صلاح هم همین است . که وقتی دیدند که مثلا بین دولت و آنها خیلی هماهنگی نیست ، خوب ، این پست را رها کنند یک پست دیگری بگیرند و دولت را بگذارند که آنطوری که میخواهد عمل بکند . 592.
برای حفظ این امانت الهی برادرانه رفتار کنید
در هر صورت یک مملکتی است مال همه شماها ، همه ما مسؤ ول هستیم در این امری که برای حفاظت کشورمان هست و شما میبینید که الان در معرض اینطور کارهایی است که شده است و بعدها هم خواهد شد . ما مکلفیم از طرف خدای تبارک و تعالی که این امانتی که به ما داده شده است و آن کشور اسلامی است و اسلام است و جمهوری اسلامی است حفظش بکنیم ، در این امر هیچ سستی به خودمان راه ندهیم ، هیچ مسائلی شخصی در کار نباشد ، هیچ اغراض نفسانی در کار نباشد ، همه ما با هم برادر و با هم برای حفظ یک امانتی که خدا به دست ما داده است و سپرده است و هم سفارش میکنم به همه اشخاصی که در هر جا صحبت میکنند یا فرض کنید که قلمفرسایی میکنند که تضعیف قوای انتظامی ، سپاه پاسداران ، تضعیف اسلام است ، تضعیف لشکر اسلامی تضعیف اسلام است ، تضعیف ژاندارمری تضعیف اسلام است ، تضعیف - عرض میکنم - سایر قوای مسلح و انتظامی تضعیف اسلام است و این به آن معنا نیست که نباید آن اشخاص فاسد بیرون بروند ، اشخاص فاسد باید حتما به دادگاه سپرده بشوند ، در هر جا باشند و هر مقامی ، آنها باید به دادگاه سپرده بشوند و آنهایی که اسلامی هستند و روی خط اسلام دارند عمل میکنند ، آنها باید تمام گویندگان و نویسندگان ، چه از قشر روحانی و چه از قشر غیر روحانی ، اینها را تقویت بکنند . یک کلمه تضعیف اینها ، تضعیف اسلام است و حرام است و جایز نیست . بنابراین امیدوارم که شماها همه موفق باشید ، موید باشید و این امانت را حفظ کنید . و ما یک عالم دیگری داریم که همه آنجا حاضر میشویم و از همه ما بازخواست میشود ، یعنی یک خدشهای اگر ما وارد کنیم به جمهوری اسلامی ، فردا آنجا در محضر خدای تبارک و تعالی از ما بازخواست خواهد شد و بازخواست شدید خواهد شد . 593.
برادر باشید که مخاصمه کار اهل جهنم است
من امیدوارم که تمام کسانی که دست به کار هستند در دولت ، با هم دست به هم بدهند ، با هم دوست باشند ، افرادی که در مجلس هستند همه با هم رفیق باشند ، همه یک مقصد دارید ، همه میخواهید که اسلام تحقق پیدا بکند ، چرا پس با هم ما دلخوری داشته باشیم .
برادری از اموری است که هم قرآن کریم فرموده است که در این عالم برادرند و هم فرموده است که در بهشت برادر هستند و در سریرها در روبروی هم مینشینند و برادرند . من امیدوارم که این آثار حالا تحقق پیدا کند تا منعکس بشود در آنجا و میدانیم که هر چه در اینجا باشد صورت غیبی اش در آنجا به ما میرسد . ما گرفتار اعمال خودمان هستیم در آن عالم ، از خارج به ما چیزی نمیدهند ما هستیم که بنا میکنیم اساس آن عالم را اینهمه اعمال شماست که به شما رد میشود انها هی اعمالکم ترد علیکم فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره ۵۹۴ نه اینکه ثوابش را میبرد ، خودش را میبیند و من یعمل مثقال ذره شرا یره ۵۹۵ خود شر را میبیند ، خود آن عمل را در آنجا میبیند . کارهای ما ، عقاید ما ، اخلاق ما تمام اینها در آنجا منعکس است و من امیدوارم که برادری را در اینجا مستحکم کنیم تا در آنجا منعکس بشود و برادر باشیم . مخاصمه مال اهل جهنم است خصام اهل النار یکی از مصیبت هائی که اهل جهنم به آن مبتلا هستند همین خصامی است که با هم دارند جنگ و نزاعی است که با هم دارند ، به هم میپرند مثل سگ و یکی از کرامت هائی که اهل بهشت دارند آن ، برادری و دوستی و محبت است و این باید از اینجا تهیه بشود چرا ما با برادرهای ایمانی مان ، با برادرهائی که همه صالحند ، خوبند ، میخواهند خدمت بکنند ، چرا مخالف باشیم ؟ فرضا رای یک کسی با رای دیگری در یک جهتی مخالف است ، اختلاف آرا در بین فقها هم الی ماشاءالله است و من امیدوارم که انعکاس این دولت و مجلس و قوای ثلاثهای که هست و همه ارتشیها ، انعکاس برادریشان در بهشت باشد و در بهشت همه با هم برادر و در سریرها روبروی یکدیگر نشسته باشند و خداوند توفیق بدهد به همه ما . ۵۹۶
اسلام ، اخوت است
ما که نمیخواهیم حکومت بکنیم ، ما نظر به این نداریم که اجحاف بکنیم ، حکومت بکنیم . اسلام حکومت طرح پیش اش نیست ، اسلام اخوت است . آن صدر اسلام ، آن شخصهای اول هم با آخر آنها مثل هم بودند ، یک طور زندگی میکردند . خلیفه ثانی وقتی در یک سفری رفت برای یکی از کشورهایی که تحت سلطه اش بود ، نزدیک آنجا که رسیده بودند نوبت غلامش بود که سوار بشود و خلیفه پیاده افسار را بگیرد ، اینطور نقل میکنند ، وقتی وارد شهر شدند ، اینطوری وارد شهر شدند خلیفه افسار شتر را گرفته بود داشت میبرد و آن غلام هم سوار شتر شده بود . اگر یک همچو حکومتی پیدا بشود که در صدر اسلام به واسطه قدرت اسلام و به واسطه قوه اسلام بوده است این مسائل ، دیگر کسی آرزوی این را میکند که من از اهل خودم ؟ اصلا دیگر خودی باقی میماند که خودم و اجنبی ؟ ! بومی و اجنبی ؟ ! اصلا این مساءله طرح میشود در اسلام که یکی بومی است یکی غیر بومی ؟ ! بومی و غیر بومی دیگر در کار نیست ، همه اسلام است و همه مسلمین اند و همه برادرند و همه مثل هم هستند . 597.
اگر سران کشور برای خدا کار کنند ، اختلاف پیدا نخواهد شد
اگر خدای نخواسته نظر مادی در بین ماها حاصل بشود و ما نسیان کنیم خدای تبارک و تعالی را به توجه به دنیا و مقامات ، لاعلاج خواهد شد . اختلاف کسانی که توجه به دنیا دارند ، نمیشود اختلاف نداشته باشند ، هر کسی برای خودش میخواهد آنهایی که اختلاف ندارند ، آنهایی هستند که به دنیا اعتنا ندارند ، آنهایی هستند که ارزشها را بهش توجه دارند ، آنها بینشان اختلاف واقع نمیشود . اگر همه انبیا جمع بشوند و همه اولیا جمع بشوند ، با هم اختلاف نمیکنند ، یک کلمه اختلاف ندارند ، لکن اگر دو تا کدخدا در یک ده باشد اختلاف پیدا میکند ، اگر دو عالم باشد ( روحانی واقعا ) صد عالم روحانی باشد ، ممکن نیست با هم اختلاف داشته باشند اما اگر دو عالم باشد یا دو صورت عالم باشد که بخواهد دکان درست کند برای خودش ، شکی نیست که با عالم دیگری که باز آن هم همین جور است اختلاف پیدا میشود . و همین طور اگر چنانچه سران یک کشوری برای خدا کار بکنند ، اینها اختلاف نخواهند پیدا کرد و باید توجه کنند که گمان نکنند که ماءمونند از این که به راه ابلیس بروند . هیچ امری یکدفعه نمیشود ، به تدریج ، یک قدم یک قدم انسان را میکشانند به جهنم . از ابتدا نمیآید نفس اماره انسان بگوید بیا برو جهنم ، یا ابلیس بگوید بیا برو جهنم ، یا نفس اماره بگوید یاالله پا شویم دعوا راه بیندازیم ، نخیر؛ ابتدائا ، از اول شروع میشود یک قدم جلو میرود آدم ازش غفلت میکند ، تبعیت میکند ، یک قدم دیگر جلو میرود ، یک وقت میبیند که سر از این بیرون آورد که باهم دارند اختلاف میکنند . که جلوی این اختلافات را بگیریم ؟ تکلیف شرعی ما ، تکلیف عقلی ما ، تکلیف وجدانی ما این نیست که نگذاریم یک وقت خدای نخواسته بین اقشار اختلاف پیدا بشود ؟ او به این است که هواهای نفسانی کم بشود ، غیر از این راهی ندارد . اگر هواهای نفسانی در کار باشد ، این منجر به اختلاف میشود ، ولو این که هر مقدار هم یک نفری آدمی باشد که به ظواهر خیلی اعتقاد داشته باشد و خیلی هم دنبال ظواهر باشد ، لکن وقتی که در قلبش هوای نفسانی باشد قهرا آن هوای نفسانی او را دنبال میکند این هوای نفسانی در همه هست / نمیشود/ تعرضش نمیشود کرد ، لکن بعضیها مهار میکنند و بعضیها مهار نمیکنند این که میگویم در همه ، یعنی همه مردم متعارف نه اولیای خدا . 598.
اگر هدف خدمتگزاری باشد ، اختلاف پیش نمیآید
وقتی بنا شد همه خدمتگزار اسلام باشید ، اختلاف دیگر پیش نمیآید . شما بدانید که اگر تمام انبیا علیهم السلام در یک عصر مجتمع میشدند ، هیچ اختلافی نداشتند . اختلاف برای این است که انسان ، هر کسی میخواهد پیش خودش ، برای خودش یک کاری انجام بدهد . هر اختلافی از هوای نفس پیدا میشود . وقتی انسان بخواهد برای خودش یک مساءلهای را درست کند ، میبیند که آن رفیقش شاید جلو بیفتد ، این یک قدری جلوتر میرود ، او یک قدر ، یک وقت میبینید که اختلاف حاصل میشود . 599.
دشمنی ، اخلاق جهنمی هاست
من معذرت میخواهم که چند کلمهای موعظه کنم شما را ، شما محتاج به موعظه نیستید لکن تذکر ، برادرها ، خودش یک امری است . یکی از عذاب هائی که در جهنم اهل جهنم به آن مبتلا هستند ، خصام اهل النار ۶۰۰ است و یکی از نعمت هائی که اهل بهشت متنعمند آن اخوانی که ، اخوانا علی سرر متقابلین ۶۰۱ آن برادری و محبت که بین اهل بهشت است یکی از نعمتهای بزرگ خداست و آن خصامی که در جهنم است ، یکی از عذاب هائی است که بر اهل جهنم است که دائم توی سر هم میزنند . و اهل معرفت میگویند که هر چیزی که در بهشت و در جهنم ظهور پیدا میکند سابقه ندارد ، از خود آدم است . در روایت هم است اینکه زمین بهشت و جهنم قاع ۶۰۲ است ، هیچ چیز ندارد صاف است و در یک روایتی که سابقا من دیدم ( حالا نمیدانم تمام معنایش درست چه جور است ) این است که گاهی در بهشت یک اشخاصی ، ملائکه الله مشغول یک بنا میشدند و گاهی میایستادند . ظاهرا پیغمبر اکرم شاید در شب معراج این را ملاحظه فرمودند ، سوال کردند از جبرئیل این چرا گاهی میایستند و گاهی کار میکنند . عرض کرد که اینها اعمالی که مردم میکنند ، مادامی که اشتغال دارند به عمل خیر اینها مصالحشان محقق میشود و مشغول بنا میشوند ، آنوقتی که آنها مشغول این کار نیستند آنها هم . در هر صورت یک مساءلهای است این در پیش اهل معرفت که تمام چیزهائی که در جهنم و بهشت هست این از خود ماست . اینطور نیست که خدای تبارک و تعالی یک آتشی تهیه کرده است که ما را بسوزاند ، ما خودمان تهیه میکنیم . در قرآن هم هست که اینها اعمال شماست که رد به خودتان میشود . 603.
اگر دشمنی داشته باشیم اهل جهنم هستیم
ما میتوانیم خودمان را در این عالم راجع به این محکی که از دو تا آیه شریفه استفاده میشود بشناسیم که آیا اهل نار هستیم یا اهل بهشت . اگر کارهایمان روی خصام باشد ، دشمنی ، یک وقت این است که انسان در یک مساءلهای صحبت میکند ، مباحثه میکند خوب بین اهل علم و طلبهها متعارف است ، گاهی وقتیها به فریاد میکشد مطلب ، به داد و قال میکشد مطلب لکن وقتی که مباحثه تمام شد ، برادرند . بعد از مباحثه اینطور نیست که این مباحثه اسباب دشمنی باشد ، دو تا دوستند و دو تا رفیقند ، سر یک مطلبی ، مطالبی آن ، آن طرف مطلب را میگیرد و آن ، آن طرف مطلب و اتفاقا این یک ورزشی است که در بین طلبهها هست و یک ورزش علمی است که قوی میکند آنها را . در سایر طبقات شاید نیست اینطور ورزش . اینها تا حد جنگ و دعوا با هم مقابل میشوند . مرحوم آقای آسید احمد زنجانی رحمه الله نقل میکردند که در روزنامه ملا نصرالدین که قفقاز طبع میشده ، او عکسی انداخته بوده از دو تا طلبه ، دو تا اهل علم ، یکی این طرف ، یک آن طرف نشسته و دعوا کردهاند و دندان یکی بیرون افتاده و کفش یکی هم بالای سر آن یکی است و او برای انتقاد از این طایفه این را نوشته بود ، این را عکسبرداری کرده بود و او نمیدانست که در عین حالی که گاهی وقتها به این مسائل هم میرسد لکن به مجرد اینکه مباحثه تمام میشود ، با هم میشوند رفیق و با هم دوست و برادرند . ما اگر چنانچه در مسائلی که پیش میآید ، در هر وضعی که باشد ، البته مسائل زیاد الان در مجلس طرح میشود و شما بعدها هم مواجه هستید با مسائل زیادی که برای ملت است و هر کسی نظر دارد و هر کسی اجتهاد دارد ، هر کسی باید مسائل را طرح بکند و بگوید ، اما همانطوری که طلبهها مسائل را میگویند ، که منتهی به این نشود که حالا که من مخالف با شما هستم در نظر و شما مخالف من هستید در نظر ، این منتهی به این بشود که نه ، ما دو تا خصم و دو تا دشمن با هم هستیم . اگر اینطور باشد که واقعا خدای نخواسته روی خصام باشد باید ما خودمان را بشناسیم به اینکه ما اهل ناریم ، برای اینکه خصام اینجا آن خصام را میآورد . 604.
مسائل را با برادری و حسن نیّت مطرح کنید نه تنازع و خصومت
و اگر چنانچه ایمان در کار باشد ، برادری در کار باشد و با برادری و حسن نیت ، رفاقت ، مسائل طرح بشود همه باید نظر خودشان را بدهند و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند ، باید وقتی میفهمند اظهار کنند ، این موافق هر که باشد ، باشد . مخالف هر کس هم باشد ، باشد . برای اینکه شما وکیل مردم هستید امین مردم هستید امین و وکیل باید مسائلی که طرح میشود آن مقداری که میتواند و میفهمند اظهار کنند لکن به طور خصومت ، به طور تنازع و خصومت نباشد ، هر چه بتوانند آرامتر لکن حالا صدا هم بلند شد ، باشد ، اما آن صدائی که از طلبههای توی مدرسه بلند میشود دنبالش هیچ ابدا اثری از خصومت نیست ، دو تا رفیق ، دو تا دوست هستند که سر یک مساءله علمی میرسد کار به آنجائی که این فریاد سر او میزند ، او فریاد سر او میزند ، لکن به مجرد اینکه مباحثه تمام شد همان دو تا برادرند که بودند ، همان دو تا دوستند که بودند ، هیچ ابدا دیگر دنباله ندارد که آن مطالب را او گفته ، این مطلب را ما ، با هم برادریم ، مطالب با هم دعوا دارند ، مسائل که طرح میشود آن مسائل با هم اختلاف دارند ، اما آنهائی که مسائل را طرح میکنند مسائلشان باید با هم اختلاف داشته باشد نه خودشان ، خودشان دوست ، رفیق و برادر ولی مسائل را باید طرح بکنند و اشکال دارند بکنند و طرح بکنند مسائلی که روی مصالح اسلام است ، روی مصالح کشور است و آن مقداری که میتوانند بررسی بکنند و آن مقداری که قدرت دارند نظر بدهند لکن بعد از اینکه مجلس تمام شد همانطوری که بعد اینکه مباحثه طلبهها تمام شد مینشینند با هم چای میخورند و رفیق و دوست هستند ، آنها هم همین طور باشند . 605.
اختلافات را برادرانه حل کنید نه خصمانه
لازم نیست که انسان وقتی که در یک مطلبی مخالف یک کس دیگری است ، دشمن او هم باشد . همه مسلمان ، همه مومن ، همه اهل این کشور و همه مصلحت این کشور را میخواهید و ما و شما هم مصلحت اسلام را میخواهیم و هم مصلحت این اشخاصی که در دارالاسلام زندگی میکنند و تحت لوای اسلام هستند ، از نمایندگانی که سایر اقلیتها هستند و مصالح آنها . اسلام اقتضای این را میکند که مصالح همه در نظر گرفته بشود و علی السواء هم در نظر گرفته بشود . همه اهل این مملکت هستند حق دارند در این مملکت و شما هم وکلای این مملکت هستید و خدمت میخواهید بکنید ، هر یکی تان وکیل همه هستید و هر یکی تان باید مصالح همه مملکت را در نظر بگیرید . بنابراین بهترین مباحثهها همین مباحثه برادرهاست با هم که کارشان ، اگر اختلافی هم دارند ، برادری حل میکنند ، نه به طور خصمانه و البته من میدانم که بسیاری از اشخاص هستند که اینها بسیار منزه و مبرا هستند و اکثریت شما هم همین طور است و من امیدوارم که همه تان اینطور باشید . من که همه را نمیشناسم لکن من چهرهها را میبینم که همه شان از همین ملت و از همین جمعیتی که در این مملکت هستند ، هستند . هیچ از آن بالاها نیامدهاند اینجا تا بخواهند یک مقاصدی داشته باشند ( که ) غیر مقاصدی ملی و اسلامی . از این جهت من امیدوارم که این مجلس ، خدمت بزرگ بکند و انشاءالله کارها را به آسانی به پیش ببرد و هماهنگی کنند با دولت ، با رئیس جمهور ، با سایر ارگان هائی که هستند . همه تان میخواهید یک مطلبی پیش برود ، نه آقای رئیس جمهور نمیخواهند که این مملکت خدای نخواسته آشفته باشد ، رئیس یک مملکت که نمیخواهد آن مملکت آشفته باشد و نه وکلای مجلس میخواهند که این مجلس آشفته باشد ، برای اینکه شما همه مملکت هستید ، مملکت از خود شماست ، نمیشود که یک کس برای خودش طرح خلاف بزند ، و نه وزرائی که هستند و بودند و بعدها هم انشاءالله خواهند بود ، اینها هم همه شان نظرشان به این است که اسلام را تقویت کنند ، احکام اسلام را پیاده کنند ، برای این مملکت خدمت بکنند . 606.
اگر همه یک هدف داشته باشند تخاصمی در کار نخواهد بود
وقتی بنا شد همه با هم ، به حسب عقاید یکی هستند ، همه میخواهند خدمت بکنند ، همه میخواهند که این مملکت را به پیش ببرند ، همه میخواهند که این جرثومههای فاسدی که در مملکت هست قطع بکنند ، همه یک راه میخواهند بروند ، این دیگر تخاصمی در کار نیست و نخواهد بود . اگر بله فرض کنید که یک طایفهای بودند و آمده بودند در مجلس و میخواستند مقاصد شوم خودشان را یا مقاصدی که به تبع آن ابرقدرتها به خدمتگزاری به آنها بود ، میخواستند انجام بدهند ، آنوقت دعوا میشد ، آنوقت باید هم حقیقتا بشود ، آنوقت مخاصمه هم صحیح بود برای اینکه مخاصمه با آن اشخاصی که توطئه گر هستند ، اشخاصی که میخواهند مجلس را به هم زنند ، میخواهند مملکت را به هم بزنند . این لازم است و باید باشد ، بعد از اینکه نمیشود اینها را با هدایت ، و مایوس هستید که اینها را با هدایت میتوانید که به راه صحیح وادار کنید . و اما شماها که همچو مقصدی در کار ندارید ، من یقین دارم که هیچ یک از شماها بنایتان نیست که این مملکت را به هم بزنید ، همه میخواهید مملکت آرامی باشد که برادرهای شما در این مملکت زندگی آرام داشته باشند ، زندگی مرفه داشته باشند و همه میخواهید که دست اجانب از این مملکت کوتاه باشد و کوتاه خواهد بود انشاءالله . و همه میخواهید که به این مملکت خدمت بکنید ، خودتان هم از سنخ همان جمعیت هستید ، نه از آن طبقههای بالائی که هیچ خبر از پائین ندارند و هیچ اطلاعی ندارند که به این پائین دستها چه میگذرد . شما خودتان از بین همین جمعیتها آمدهاید و میدانید که چه میگذرد به این مردمی که در این کشور هستند ، به این زاغه نشینان چه میگذرد ، خودتان هم زندگیتان هم همانطورهاست ، با یک قدر اختلاف مختصر . 607.
اختلافات را با تفاهم حل کنید
ما اگر اختلاف سلیقه داریم ، اختلاف بینش داریم ، باید بنشینیم و با هم در محیط آرام صحبت کنیم و مسائل خودمان را به میان بگذاریم و حل کنیم ، با تفاهم مسائل را حل کنیم ، نه اینکه جبهه گیری کنیم ، یکی یک طرف بایستد با دارو دسته خودش و یکی یک طرف بایستد با دار و دسته خودش و کوشش کنند در تضعیف یکدیگر و کوشش کنند در تضعیف کشور اسلامی . اینها برای این است که تعهد اسلامی نیست و دید سیاسی هم نیست . شماها اگر مسلم هستید ، با احکام اسلام عمل کنید و اگر خدای نخواسته تعهد اسلامی را قبول ندارید ، با دید سیاسی مسائل را حل کنید و این کارها که انجام میگیرد و این قلمها و این قدمها و این گفتارها از سیاست به دور است و با یک دید غیر سیاسی و غیر اسلامی است . من به سراسر کشور ، به سراسر ملت هشدار میدهم که اگر چنانچه از این اختلاف اندازها پیروی کنید ، هر کس باشد ، مملکت شما به دامن آمریکا میافتد . 608.
با وحدت ، دست رحمت الهی را بر سر خود حفظ کنیم
از این جهت که دست خدا در کار است ، باید شما و ما و همه ، کاری بکنیم که این دست رحمت بسته نشود ، از روی سرما برداشته نشود و آن کار این است که همانطوری که تا حالا هم با هم بودیم و یدالله مع الجماعه و همه برای خدا بود و خدای تبارک و تعالی عنایت فرمود . حالا هم توجه به یک گرفتاریهای شخصی عجالتا نکنیم ، الان هم توجهمان به همان مقصد باشد که این جمهوری اسلامی که حالا لفظش آمده است ، معنا و محتوایش باز نیامده است ، شما میبینید که در همه ادارات ، در فرهنگ ، در دادگستری ، در سایر جاها باز یک صیغه اسلامی پیدا نکرده است که ما اسمش را بگذاریم جمهوری اسلامی ، ما رای دادیم به جمهوری اسلامی ، شما هم رای دادید ، الان جمهوری اسلامی است در ایران ، اما محتوایش تا حالا تحقق پیدا نکرده ، یعنی در هر ادارهای که برویم باز یک رنگ و بویی از سابق میبینیم و ما میخواهیم این رنگ و بو برود ، و شسته بشود . 609.
با اختلاف ، دست رحمت الهی برداشته میشود
آن روز آسیب خدای نخواسته به کشور ما و به ملت ما میرسد که این معنائی که در اول نهضت پیدا شد و سبب پیروزی شد ، این معنا از بین مردم برود یعنی به واسطه اختلافات و تشتتات و هواهای نفسانی طوری بشود که از آن معنای الهی که در بین ملت بود و موجب پیروزی شد تهی بشود و در آنوقت دست رحمت الهی از سر این کشور خدای نخواسته برداشته بشود . کاری بکنید که این کلمه ید الله مع الجماعه از دستتان نرود . اگر جماعتها همه با هم باشند و ایده اسلامی باشد دست خدا همراه شماست . 610.
باید همه یکصدا باشیم
و یک مطلبی که باز میخواهم عرض بکنم که دنباله همین است ، این است که الان کشور ما اول عملش و اول کارش است . بحمدالله تا حالا تمام آن چیزهائی که یک حکومت لازم دارد ، محقق شده است ، لکن باز اول کار است . در این کار یک ویژگی ای هست که بعدها آن ویژگی دیگر ممکن است نباشد . حالائی که از خارج و داخل به کشور ما هجوم میشود ، در داخل با طرحهای مختلف ، قلمهای مختلف ، مجلههای مختلف و گویندگان مختلف و اشخاصی که شلوغ میکنند در این مملکت ، ابتلاء هست و از خارج هم که با قدرتهای بزرگ ، محل ابتلای ما هست ، ما اگر بخواهیم برای کشورمان ، برای اسلام پیروزی حاصل بشود ، باید کارشکنی نکنیم از هم ، باید همه یکصدا باشیم . قضیه هدایت مساءلهای است ، قضیه کارشکنی مساءله دیگر ، هدایت باید کرد . مرکز همه قانونها و قدرتها مجلس است . مجلس هدایت میکند همه را و باید بکند اما بنای بر این نباشد که مجلس دولت را ضعیف کند و بنای بر این هم نباشد که دولت مجلس را ضعیف کند ، تضعیف هم یک ، تضعیف خودش هم هست . اگر رئیس دولت ، رئیس جمهور تضعیف کند مجلس را ، خودش قبل از مجلس سقوط میکند و اگر مجلس تضعیف کند دولت و رئیس جمهور و آنهائی که اجرا میخواهند بکنند ، این خودشان هم تضعیف میشوند و امروز صلاح نیست . اگر چنانچه در یک وقتی هم یک همچو مطلبی واقع بشود ، آن هم یک جرم است ، امروز این مساءله جرم بسیار بزرگ است . 611.
مسلمین به دستور خداوند ، همه شان مثل دست واحد میمانند
مسلمین به حسب دستور خدای تبارک و تعالی ( یده واحده ) نه دو تا دست ، ( ید واحده علی من سواهم ) همه مثل اینکه یک دستیم ، باز دو دست هم نفرموده است برای اینکه دو دست هم ممکن است این از این طرف برود ، این از آن طرف ، دست واحد همه شان مثل دست واحد میمانند ، مسلم اینطوری است و اگر چنانچه مسلمین اینطور باشند که آنطور وحدت با هم داشته باشند که مثل یک دست باشند ، ید واحده باشند ، این دیگر آسیب بردار نیست . آسیب از داخل خود آدم ، داخل خود ملت و کشور بر ما وارد میشود و بر شما ، از خارج هیچ ترسی نداشته باشید ، از داخل خودمان بترسید ، از اینکه با توطئهها شماها را از هم جدا کنند و شماها را از پاسدارها و پاسدارها را از شما و ژاندارمری را از دیگران و شهربانی را از دیگران و ملت را از آنها . این آسیب یک آسیب بزرگی است که خود به خود ، ما تحلیل میرویم ولو اینکه از خارج هم به ما حملهای نشود و نمیشود ، این آسیب ، آسیب مهم است . 612.
استقلال و آزادی را نمیتوانید بدون تفاهم حفظ کنید
آقایان باید با هم مشورت و همکاری نمایند و در پیشبرد مقاصد کشور اسلام همفکر باشند . فرماندهان ارتش باید با هم تفاهم داشته باشند . امروز ما مبتلا به جنگ هستیم و تقریبا همه کشورها علیه مملکت ما توطئه میکنند . استقلال و آزادی خودتان را نمیتوانید بدون تفاهم حفظ کنید . ملت را ببینید که چگونه پشتیبان شماست . به انتخابات نظر کنید میفهمید که ایران پایدار خواهد ماند . ممکن است عدهای در خارج مفت بگویند ، ولی ملت واقعیتها را میبیند . این مردم هستند که در صحنهاند و نباید کاری بشود که مردم متزلزل گردند . دنیا روی ملتها حساب میکند . وقتی دولتها میبینند که ملت ما برای همه چیز آماده است و این آمادگی را تاکنون ثابت نموده است ، پدری جوانش را به جبهه میفرستد ، مادری پسرش را معرفی میکند ، دیگر چگونه دولتهای خارجی میتوانند طمع کنند . دولتها همیشه طمع شان نسبت به دولتهای دیگر است . وقتی میتوانند کودتا یا حمله کنند که ملت در صحنه نباشد ، ولی وقتی ملت در صحنه بود ، چه کاری از آنان ساخته است . و در این جنگ فهمیده شد که ملت ما بیطرف نیست . ملت و ارتش ما قوی است و به خوبی مملکت را میتوانند حفظ کنند . بر ما و همه متفکرین است که انسجام ملت را حفظ کنیم . امروز ملت با ارتش است و در هیچ کشوری اینگونه نیست . ارتش در جنوب و غرب میجنگد و پیرمرد و پیرزن ما در آن طرف مملکت با آنها همکاری میکنند . جز خدا کس دیگری نمیتواند این اتحاد را بوجود آورد . باید ارتش با محبت مردم را جلب نماید . پشتیبانی ارتش و ملت از یکدیگر ایران را حفظ مینماید و در این صورت است که قدرتهای بزرگ هم مایوس میگردند و آن روزی دولتها از این یاس بیرون میروند که بین ملت ، دولت و ارتش اختلاف بیندازند و دولتها و سران هستند که با عمل شان ملت را از خودشان جدا میکنند . باید اتحادتان را حفظ کنید تا کشورتان استقلال داشته باشد ، تا شریف باشید . ما اگر سر سفره نان جوین داشته باشیم بهتر است تا در پارکهای بزرگ زندگی کنیم ولی از آنجا دستمان به طرف دیگران دراز باشد . شرافت این را اقتضاء میکند شما از رژیم سابق نجات پیدا کردید و هم اکنون برای عظمت و شرافت خودتان میجنگید ، لذا باهم بسازید . 613.
صلاح دین و مملکت این است که همه با هم یک کار را دنبال کنیم
مساءلهای که شما میخواهید دنبال کنید یعنی مساءله هماهنگی بین تمام نهادها ، بسیار مهم است . شما باید احساس کنید که صلاح دین و مکتب ما و صلاح مملکت ما این است که همه با هم یک کار را دنبال کنیم . واضح است که اگر هر گروه یک کار را انجام دهند ، گر چه ممکن است در ابتدا اختلافی نباشد ولی بالاخره در طول مدت ، اختلاف میشود . از آنجا که تبلیغات اساس کار است و موجب تشتت و یا انسجام یک ملت است ، شما هماهنگی و اتحادتان را حفظ کنید و تنها در حفظ اتحاد و هماهنگی است که پیروز میشویم و الا شکست خواهیم خورد و دوباره تحت سلطه قدرتی دیگر قرار خواهیم گرفت . دولت و مجلس و از آن مهمتر خود شما هستید که باید منسجم شوید . سعی کنید اختلاف گروهی اساس اختلاف در تبلیغ نشود . بنایتان را بر این بگذارید که برای اسلام و حق خدمت کنید که در این صورت است که اختلاف پیدا نمیکنید . اختلاف مال شیطان است ، در رحمان اختلاف نیست . اگر گروهها برای خدا کار کنند و با هم مشورت کنند و با افرادی که اطلاعاتشان بیشتر از آنهاست ، همکاری نمایند ، شاید بتوانند تبلیغات را راه بیندازند . امروز روزنامهها و رادیوها دائما ما را مورد حمله قرار میدهند ، شما هم باید در مقابل آنها به تکلیفتان عمل کنید . عمده آن است که انسان تکلیفش را در مقابل خدا ادا نماید والا اگر بخواهد خودنمایی کند ، از اول شکست خورده است . 614.
امروز تکلیف الهی است که مخالفتها را اظهار نکنیم
میزان را خود انسان در باطنش غالبا میفهمد و اگر بخواهد بفهمد هم میزان دارد این آدمی که در راس یک امری واقع هست ، پیش خودش یک وقت شاید فکر کند که اگر این امر دست آن یکی باشد ، بهتر از من است ، ببیند راضی هست واقعا بین خودش و خدای خودش که او باشد و خودش نباشد ؟ اگر دید راضی هست به این امر ، بداند که یک چیزی از عالم غیب درش هست و اگر راضی نیست بداند که عیب درش هست ، نفسانیت درش هست . البته ما نمیتوانیم از نفسانیت خودمان به طور مطلق جلوگیری کنیم ، ما همچو قدرتی نداریم ، اما قدرت این را داریم که جلوی خودمان را بگیریم اظهار نکنیم قدرت نداریم . اگر با یک کسی واقعا مخالفیم ، مخالفت را در قلبمان هم نداشته باشیم ، اما قدرت این را داریم که در مقام عمل ، در مقام اظهار نکنیم این کارها را . و ما امروز مکلف شرعی هستیم ، تکلیف الهی است که اگر در دلمان / هم از بعضی مان / بعضی مان از بعضی مان خوشش نمیآید در مقام عمل ، در مقام ذکر ، در مقام تبلیغ بر خلاف نفس خودش عمل بکند ، این یک امری است که قدرت دارد انسان . اگر آن را قدرت ندارد ، لکن عمل را ، فعل را قدرت دارد و لهذا خدا از انسان مواخذه میکند مواخذه نمیکند که چرا در قلب تو این واقع نشد ، حالا نقص انسان ، اما این مؤ اخذه این طوری ندارد . اما میتوانستی در عین حالی که خوش نیستی با این ، دوست نداری ، این را ذکر نکنی ، این را قدرت داری ، نکردی معاقبی . 615.
امروز مخالفت با هم ، روسیاهی ابدی را در پی خواهد داشت
و /ما/ امروز قضیه شخصی نیست که یک کسی معصیت خدا را میکند و معاقب است این به اندازه شخصیت خودش و به اندازه حال خودش معاقب است . ما اگر امروز مخالفت با هم بکنیم ، قضیه یک ملت در کار است ، قضیه ملتهای اسلامی در کار است ، قضیه اسلام در کار است ، قضیه ارزشهای الهی در کار است ، قضیه ملتهای اسلامی در کار است ، این جرمش غیر آن جرمی است که کسی تو خانه اش نشسته ، یک معصیتی میکند ، آن هم جرم است . اما کسی مخالفت بکند با یک کسی که دارد خدمت به خلق میکند این غیر آن جرمی است که مخالفت بکند با یک شخصی که در بین خانه خودش فرض کنید که در عائله خودش میکند ، آن هم جرم است اما این جرم از آن جرم خیلی بالاتر است و این یک چیزی است که مشکل است خدای تبارک و تعالی انسان را ببخشد . امروز خیلی تکلیف به عهده ماست ، تکلیفهای شاق هم به عهده ماست . امروز شمایید و همه عالم دشمن شما الا معدود ، البته بین ملتها زیاد هست / شما/ به شما توجه دارند اما دولتها معدودی هستند که مخالف با شما نیستند ، همه مخالفند . اگر ما هم بخواهیم خودمان با هم مخالفت کنیم ، این یک جرمی است که تا ابد به عهده ما خواهد ماند و برای ما یک جرم ابدی ثابت خواهد شد ، یک روسیاهی ابدی پیش خدای تبارک و تعالی برای ما پیدا خواهد شد . حضرت امیر سلام الله علیه در بسیاری از اموری که برایش خیلی سخت بود ، دندان روی جگر میگذاشت و موافقت میکرد برای مصالح کلی ، برای مصالح اسلام . ما اگر تبعیت از او داریم باید این طور باشیم ، اگر یک مقدار هم تبعیت داریم ، یک مقداری همین طور باشیم در هر صورت آنی که در یک همچو موقعی برای ما باید خیلی مورد نظر باشد ، این که الان دارند از اطراف دنبال این میروند که ما را از باطن از بین ببرند ، در داخل ما را خرد کنند ، نتوانستند در خارج بکنند ، نقشهها همه نقش بر آب شد و از بین رفت لکن حالا الان این نقشه ، نقشه مهمی است که میخواهند در داخل ، هی چیزهایی میگویند ( در کجا چی واقع شده ، معلوم شد چه شده است ، کی با کی دعوا دارد ، کی با کی چه دارد ) و اینها تاثیر دارد اگر چنانچه توجه نکند انسان به خدای تبارک و تعالی ، از خدای تبارک و تعالی در واقع نخواهد این را که انسان را از این شرها نجات بدهد ، ممکن است انسان در دام بیفتد . 616.
صدمه زدن به وحدت معصیت است
ما دنبال این باشیم که اطاعت خدا بکنیم . خدا فرموده است که شماها باید با هم باشید ، اتحاد داشته باشید ، وحدت . اگر کسی یک کلمه بگوید که به این وحدت صدمه بزند ، این معصیت کار که هست هیچ ، خائن که هست هیچ ، معصیت یک معصیتی است که ممکن است که یک کشوری را به هم بزند . اگر کارشکنی برای این وحدت بشود ، این وحدتی که الان در بین ملت ما موجود است ، بین دولت و ملت ما موجود است ، اگر یک نفر خدشه بکند بر این ، بخواهد به هم بزند این وحدت را ، این معصیت خدا را کرده است و در حضور خدا ، معصیت خدا را کرده است و علاوه بر این جنایت بر جمهوری اسلام کرده . /این / اگر این معنا در ذهن انسان باشد که خدا فرموده است که با هم باشید ، تنازع با هم نداشته باشید ، خدا فرموده است که وحدت داشته باشید . و ما برای خدا وحدت میخواهیم داشته باشیم ، این وحدت را کسی نمیتواند به هم بزند ، این وحدت الهی است ، این یدالله است . یدالله فوق همه ایدی است ، این را کسی نمیتواند به هم بزند . اما اگر برای خودم هی میخواهم بکشم ، اگر هم میگویم وحدت پیدا کنید که خودم به نوایی برسم ، این مال شیطان است ، هیچ اثری ندارد ، یعنی اثر سوء دارد برای انسان . ما باید دنبال تحکیم وحدت خودمان باشیم ملت و دولت مان خیال نکند که او دولت است و آن ملت همه مال یک کاروان هستیم که رو به آن عالم میرویم و باید اطاعت خدا بکنیم و با هم باید باشیم . اگر این طور باشد ، پیروزی هیچ اشکال ندارد ، که نصیبتان میشود و این پیروزی ای است که خدا میدهد ، این نصرتی است که خدا میدهد ، او را ما با جان و دل قبول میکنیم چون هدیه خداست و اگر خدای نخواسته این طور نباشد و ما با زور شمشیر فرض کنید و با زور تفنگ پیروز بشویم و پیروزی را از خودمان بدانیم ، این پیروزی نیست ، این شکست است ، حالا شما خیال میکنید پیروزی است اما اگر پرده برداشته بشود ، میبینید یک شکست بزرگ است . 617.
برای خدا ، با هم باشید
باید با هم باشید ، برای اطاعت خدا که فرموده است که باید با هم باشید ، وحدت باید داشته باشید ، اختلاف نباید داشته باشید ما باید وحدت داشته باشیم ، یعنی حفظ کنیم وحدت را . وحدت هست ، لکن ادامه میخواهد . ادامه باید بدهیم ما این وحدت را و او این است که /گوشمان را/ به حرف کسانی که خدای نخواسته میخواهند تفرقه بیندازند ، به حرف آنها گوش ندهیم اصلش . البته در هر جایی هستند اشخاصی که بخواهند که فساد بکنند ، لکن وقتی یک ملتی / شد/ برای خدا وحدت را میخواهد ایجاد کند و واحد باشد با دیگران ، این دیگر گوشش به حرف این کسی که فساد میخواهد بکند ، بدهکار نیست . گوش آن آدمی بدهکار است که در او یک سستی هست در این جهت . در جهت / آن جهت / معنویت و الهیت وقتی که یک سستی باشد ، آن وقت آن چیزهایی که گفته میشود ، در انسان تاثیر میکند . تاثیرش هم کم کم زیاد میشود ، یک وقتی انسان هم میشود از آن وری . اما اگر این جهت را محکم کردیم ما که ما برای خدا ، از خدا هستیم و برای خدا باید عمل بکنیم و به خدا مراجعه میکنیم ، انا لله و انا الیه راجعون ۶۱۸ ما از اوییم ، به او برمی گردیم ، او فرستاده ، برمی گردانیم . اگر ما این را تحکیم کنیم در قلبمان که ما از او هستیم و هر چه او گفته است ، باید بکنیم . گفته است که با هم باید باشید که اگر با هم باشید کسی نمیتواند شما را چه بکند ، ما هم با هم باید باشیم برای اطاعت خدا . 619.
باید انسان به توحید کلمه و کلمه توحید برسد
کافی نیست که ما و شما در یک محفلی جمع بشویم و در جاهای دیگر هم همین طور ، لکن آن مقصدی که مقصد اسلام است و مورد امر خدای تبارک و تعالی است و همه انبیا برای آن مقصد آمدهاند ، آن مقصد غفلت بشود . باید گفتارها ، انسان را برساند به معنویات و برساند به توحید کلمه و کلمه توحید . آسان است که ما سمینار و مجامع درست کنیم و در آن مجمعها همه قشر اشخاص باشند ، از روحانی ، از نظامی و از انجمنهای اسلامی ، این امری است که آسان است ، لکن این امر برای رسیدن به مقصود کافی نیست ، باید این اجتماعاتی که میشود ، دنبال او و در خود او کوشش بشود به اینکه آن وحدت حقیقی که لازمه یک امت مسلمان است و مورد توجه پیغمبران عالم است و مورد امر خدای تبارک و تعالی است ، آن امر را دنبال کنیم که حاصل بشود و در طبقات متعارف ملت و ملتها این وحدت آسانتر است تا طبقات بالا ، به اصطلاح بالا . برای اینکه انسان یک موجود است که اگر چنانچه مهار نشود و سر خود بار بیاید و یک علف هرزهای باشد و تحت تربیت واقع نشود ، هر چه بزرگتر بشود به حسب سال و بلند پایه تر بشود به حسب مقام ، آن جهات روحی تنزل میکند و آن معنویات تحت سلطه شیطان ، شیطان بزرگ که همان شیطان نفس است واقع میشود . 620.
فصل سوم : وظایف مردم و مسؤ ولین در مقابل یکدیگر
۱ - محبت و تفاهم بین دولت و ملت
ما رهین منت این تودههای بزرگوار و ایثارگر هستیم
شما قدرت نمایی در دنیا کردید غافل از این قدرت نمایی نباشید . اینهمه دشمنها برای همین است که این یک قدرتی در مقابل دنیاست و متحیرند باید چه کرد . با این قدرت شما یک قدرتی نشان دادید به دنیا که تاکنون هیچ جمعیت قلیلی نتواسته است این قدرت را در جمعیتهای بزرگ ایجاد کند . باید این را حفظش کنید اسلام را زنده کردید ، باید زندگی او را ادامه بدهید ادامه اش به عهده همه است ، از کسی که شخص اول روحانیون هست و مراجع هستند ، تا آن طلبه ، بچهای که مشغول است در درس خواندن خطبا تکلیف دارند که با خطبه و با صحبت مردم را بیدار کنند و حفظ کنند علما و ائمه جمعه و جماعات با آن سنگرهایی که دارند مردم را در سنگر حفظ کنند و خود مردم هم بحمدالله حاضر هستند و ما باید از آنها تشکر کنیم و انصافا ما رهین منت این تودههای بزرگواری هستیم که همه چیزشان را میدهند و چیزی هم نمیخواهند ، از آن پیرزنها که آن چیزی که در طول عمرشان تهیه کردند ، حالا میآیند برای اسلام میدهند تا آن اشخاصی که قلک شان را میشکنند و پولش را میآورند برای اسلام میدهند . من نمیتوانم توصیف کنم از این ملت و نمیتوانم تجلیل کنم اما واگذار میکنیم تا خدای تبارک و تعالی به آنها عنایت خاص خودش را اعطاء بفرماید . 621.
ملت بر همه دست اندرکاران محبت و منت دارند
آقای رئیس جمهور و سایر دست اندرکاران و دولتمردان در جمهوری اسلامی باید بدانند که ملت شریف ایران بر همه آنان محبت و منت دارند ، چرا که این ملت فداکار است که در اول انقلاب با نثار خون جوانان خود و زحمات طاقت فرسا پیروزی را به دست آورد و همه را از زندانها و تبعیدها و انزواها و اختناقها نجات داد و حکومت را از ستمگران باز ستاند و به آنان تحویل داد و همین ملت است که از اول پیروزی تاکنون در صحنه بوده و از کشور و ارتش و سپاه و سایر قوای مسلح و دولت و مجلس و شورایعالی قضائی و دادگاهها پشتیبانی نموده و با کمک و همت همین ملت ، دشمنان داخل و خارج را سرکوب و حزب الله را به جای احزاب و گروههای شیطان نشاند و هم اینانند که با شوق و شعف به آقای رئیس جمهور بیش از شانزده میلیون رای دادند و بر کرسی ریاست جمهوری نشاندند و هم اینانند که به خواست خداوند تعالی قادرند کشور را حفظ و از شر شیاطین نجات دهند و اینانند که بر همه ماها و شماها حق دارند و همه میبایست دین خود را به آنان ادا کنیم و در خدمت ملت خصوصا مستضعفین که سنگینی این جمهوری به دوش آنان بوده و بدون کوچکترین توقعی در خدمت اسلامند ، با جان و دل کوشا باشیم . و مادام که همه ما و شما در خدمت مردم هستیم آسیبی به جمهوری اسلامی وارد نمیشود و ملت بزرگ و بیدار و در صحنه جواب همه یاوه سرایان و زورگویان را میدهد . 622.
اگر مردم پشتیبان یک حکومتی باشند ، این حکومت سکوت ندارد
امروز روزی است که باید حفظ کنید شما اسلام را ، اسلام را باید حفظ کنید . حفظ اسلام به این است که اعمالتان را تعدیل کنید ، با مردم رفتار خوب بکنید ، برادر باشید با مردم ، مردم را اینطور حساب نکنید . رژیمهای سابق مردم را از خودشان جدا میدانستند . آنها در یک طرف بودند ، مردم هم در یک طرف بودند . آنها مردم را میکوبیدند ، مردم هم آنها را اگر میتوانستند . امروز که مردم جدا نیستند از پاسداران اسلام ، حکومت اسلام که از مردم جدا نیست ، تو مردم است ، از همین مردم و از همین جمعیت است شما هم از همین مردمید ، از همین جمعیتید ، شما کاری نکنید که مردم از شما بترسند ، شما کاری بکنید که مردم به شما متوجه بشوند ، کاری بکنید که مردم محبت به شما بکنند ، پشتیبان شما باشند . اگر مردم پشتیبان یک حکومتی باشند ، این حکومت سقوط ندارد ، اگر یک ملت پشتیبان یک رژیمی باشند ، آن رژیم از بین نخواهد رفت . اینکه رژیم سابق از بین رفت برای اینکه پشتیبان نداشت ، ملت پشتیبانش نبود ، ملت پشت به او کرد بلکه خود ملت او را بیرونش کرد . رضاخان را وقتی متفقین از این مملکت بیرون کردند ، مردم شادی میکردند با اینکه در خطر بودند ، جانشان در خطر بود ، لشکر غیر بود ، لشکر اجنبی بود ، لشکرهای اجنبی بودند ریختند به ایران ولی چون رضاخان را بردند ، مردم خوشحالی میکردند . ما خودمان مطلع بودیم در بین مردم این مرد هم که رفت که دیدید که چه شادیها کردند برای اینکه پشتیبان نداشتند . کاری نکنید که مردم بگویند که ایکاش نبود این پاسدار ، کاری نکنیم که مردم بگویند ایکاش روحانیتی در کار نبود . مساءله مهم است . قضیه این نیست که من ساقط باشم ، قضیه این نیست آقا ساقط باشند ، قضیه این است که اسلام در خطر است . امروز اینطوری است وضع ما ، همه انشاءالله با هم متوجه به اسلام و وظائف . 623.
شکست ناپذیری کشورها در سایه تفاهم میان ملت و دولت
شما ملاحظه کردید که در این انقلاب ، شما همه قلوبتان برگشت به طرف ملت و این را خدای تبارک و تعالی این قلبها را برگرداند و الا یک ارتشی که در طرف دیگری بود ، باید به حسب آن وضعی که ارتش دارد ، باید بر خلاف مسیر مقابل خودش باشد ، لکن شما ملاحظه کردید که دل هایتان برگشت به این طرف و اسباب این شد که گروههای مختلف پیوستند به ملت و با ملت همقدم شدند ، همصدا شدند و این موجب پیروزی ملت شد ، ملتی که هیچ نداشت و آن طرف همه چیز داشت . این اراده خدا بود که ما را پیروز کرد و ما باید طوری عمل کنیم که این عنایت الهی محفوظ بماند برای ما ، امانت داشته باشیم ، توجه به خدا داشته باشیم ، برای ملت خدمتگزار باشیم ، همه مان وضعمان تغییر بکند با وضعی که رژیمهای طاغوتی دارند . بنای ما بر این باشد که به مملکتمان خدمت بکنیم ، به ملت خدمت بکنیم . ارتش باید نگهبان یک ملت باشد و نگهبان کشور باشد و سایر قوای انتظامی هم همین طور باید طوری عمل بکنند که ملت را برادر خود بدانند و ملت هم آنها را برادر خود ، آنها پشتیبان ملت باشند ، ملت پشتیبان آنها . اگر یک مملکتی دولت و ملتش ، ارتش و ملت ، قوای انتظامی و ملت از هم شدند ، باهم شدند و هر دو احساس کردند که باید خدمت به هم بکنند ، یک همچو کشوری شکست نخواهد خورد . عمده شکستهایی که کشورها میخورند برای پوسیدگی است که از باطن خودشان پیدا میشود ، ارتش شان از آنها جدا میشود ، ملت پشت به آنها میکند . همین پیروزی که شما مشاهده کردید در ایران ، دیدید که ملت پشت کرده بود به دستگاه و فریاد میکرد نمیخواهیم خوب ، ارتش هم از همین ملت بود ، ژاندارمری هم از همین ملت بودند ، اینها برادر بودند ، میدیدند که نمیشود مخالفت کرد ، نمیشود تا آخر سرکوبی کرد ملت را ، این است که پیوستند به ملت . خرابیها مال این است که یک مملکتی قوای انتظامی اش را جدا کنند از ملت ، ارتشش از ملت جدا باشد به طوری که ملت وقتی که ارتش را ببیند از آن فرار کند ، ارتش هم در ذهنش این باشد که باید سرکوبی کند ملت را ، ژاندارمری اش هم همین طور . ، شهربانی اش هم همین طور ، اداراتش هم همین طور وقتی بنا شد که یک کشوری اینطور حالش شد که ملت علیحده شدند و دولت با همه بساطش هم علیحده ، این دولت پشتیبان ندارد . ملت باید پشتیبان دولتها باشد . دولتی که پشتیبان ندارد شکست میخورد . همه شکست هائی که از این دولت هائی که در خارج شکست میخوردند و مال خودمان هم دیدیم که رژیم سلطنت اصلا به هم خورد ، برای همین بود که تفاهم مابین ملت و رژیم نبود . 624.
بپرهیزید از اینکه بین دولت و ملت جدایی بیفتد
اگر ملت با رژیم تفاهم داشتند این مسائل پیش نمیآمد ، الان ، الان شما مشغول کار خودتان بودید ، ما هم مشغول کار خودمان . این مسائل روی همین زمینه پیش آمد که دولتها در مقابل ملت میایستادند و جبهه میگرفتند . ملت هم در مقابل دولت همین طور بود . وقتی اینطور شد نمیتواند دوام داشته باشد . ممکن است سرنیزه تا یک مدتی باشد اما دوام نمیتواند داشته باشد . اما اگر ملت و دولت هر دو با هم باشند ممکن است سرنیزه تا یک مدتی باشد اما دوام نمیتواند داشته باشد اما اگر ملت و دولت هر دو با هم باشند ، دوست باشند ، اینها خودشان را خدمتگزار آنها بدانند آنها خودشان را پشتیبان اینها بدانند ، هر دو به هم خدمت بخواهند بکنند ، یک همچو ملت و دولتی هیچ وقت شکست نخواهد خورد . تا اینطور هستید که با ملت هستید ، تا اینطور هستید که توجه به خدا داشته باشید شکست برایتان نیست . بپرهیزید از اینکه از ملت جدا بشوید ، شما را بخواهند جدا بکنند ، ملت هم باید بپرهیزد از اینکه از شما جدا باشد . وقتی این دو قدرت همراه هم شدند ، هیچ قدرتی نمیتواند اینها را شکست بدهد . همه قدرتهای خارجی ، همه قدرتها تقریبا ، یعنی اینهایی که تماس داشتند ، خوب بعضی تماسی نداشتند ، چه ابرقدرتها و چه قدرتهایی که با این ممالک ما تماس داشتند همه کوشش کردند که محمدرضا بماند ، همه کوشش شان این بود که بماند ( اگر همه نگوییم یک اکثریتی که یکی ، دو تا از آن میشود گفت مستثنی بود که آن هم کاری نداشت ) در عین حال چون ملت یک مطلبی را نمیخواست ، نشد . وقتی ملت نخواست ، قوای انتظامی هم وفادار دیگر نمیتوانند باشند ، به یک نفر نمیشود که قوای انتظامی که از همین مردم است ، پسرش توی این مردم است ، برادرش توی این مردم است ، عیالش تو این مردم است ، برای خاطر یک نفر از همه چیز خودش دست بردارد . یک وقت این است که خدا و اسلام است ، انسان میتواند از خودش بگذرد برای خاطر خدا ، برای خاطر اسلام ، برای خاطر عقیده ، یک وقت این حرفها نیست ، یک رژیمی است که طاغوتی است ، معنا ندارد که انسان برای خاطر یک نفر دیگر از خودش بگذرد . از این جهت چون پشتیبان نداشت ، این وقتی که ملت با دست خالی فشار آورد شماها هم به او پیوستید ، همه قوای انتظامی هی رو آوردند به این طرف و او هم وقتی دید که از باطن پوسیده است مساءله ، نتوانست کاری بکند ، دیگران هم نتوانستند . کوشش کنید که قوای شما با ملت یکی باشد ، با ملت تفاهم داشته باشد . انشاءالله خداوند همه شما را حفظ کند و همه شما را از لشکر امام زمان سلام الله علیه قرار دهد . 625.
امیدوارم ملت ایران باهم باشند و عزت خودشان را حفظ کنند
امیدوارم ملت ایران به همان اندازه که تا به حال خوب آمده است ، از این پس هم بیاید امیدوارم ملت ایران با هم باشند و عزت خودشان را حفظ کنند ما قبلا وابستگی ذلت باری داشتیم که محمدرضا قبول کرده بود و ما در مقابل امریکا یک عبد ذلیل بودیم ، ولی ایران این ذلت را شست و عزت پیدا کرد . شکم و نان و آب میزان نیست ، عمده شرافت انسانی است ، و شرافت به این نیست که انسان دستش را روی سینه بگذارد تا چند شاهی به او بدهند بلکه شرافت انسانی به این است که در مقابل زور بایستد . و جوانان ما ایستادند . و در مقابل آنها حصر اقتصادی کردند که همین حصر اقتصادی جوانان ما را بیدار کرد و فهمیدند که خودشان باید کار کنند و زحمت بکشند تا احتیاجی به خارج نداشته باشند . خداوند به شما توفیق دهد تا در کارهای فرهنگی و تبلیغی موفق باشید . 626.
کشور مال خودمان است و خودمان باید اداره اش کنیم
خداوند به ما منت گذاشت که اسلام را و ایران را به ما برگرداند و ما خودمان انشاءالله الان کار خودمان را انجام میدهیم و باید بدانیم که باید فکرمان این باشد که ما خودمان میخواهیم کار بکنیم اصلا فکر اینطور باید برگردد که مملکت ، مملکت خودمان است ، خودمان هم باید آبادش کنیم . کشاورز باید همین فکر را داشته باشد ، آنهائی که در کارخانهها عمل میکنند باید همین فکر را داشته باشند ، آنهایی که در موارد صنعتی و اینها کار میکنند باید کارشان همین ، فکرشان این باشد که کشور مال خودمان است ، وقتی مال خودمان است ، معنا ندارد که یکی دیگر بیاید اداره اش کند ، باید خودمان اداره اش کنیم آنجور نباشد که سر هر کارخانهای باید کسان دیگری بیایند و بیایند که نگذارند اینجا پیشرفت کند . آمدن ، برای این بود که کارها را آنها تکفل کنند ، پادوئی را به اینها بدهند . شما ، ایرانیها بیش از اینکه پادو باشند ، بیش از اینکه در یک ادارهای پادو باشند ، در یک جایی که صنعت است کاری به آن نداشته باشند اینها برای این جهت میآمدند اینجا و حالا بحمدالله گور خودشان را گم کردند و رفتند و شما خودتان هستید و خودتان و پشتیبان شما خداست . انشاءالله خداوند به همه شما سلامت بدهد و تشکر میکنم از شما که رادیو تلویزیون را راه انداختید . 627.
پشتیبانی مسؤ ولین جمهوری اسلامی ، پشتیبانی اسلام است
پشتیبان مجلس ، پشتیبان قوه قضائی ، پشتیبان دولت یعنی پشتیبان اسلام ، اینها برای اسلام دارند خدمت میکنند در زمان حضرت امیر سلام الله علیه هم انحرافات بوده است . انحرافات جزئی بوده است زمان خود پیغمبر اکرم هم انحرافات بوده است ، شما اگر قرآن را توجه بکنید میبینید که چقدر از همان مردم شکایت شده است . اختلافات ، یعنی انحرافات یک چیزی نیست که مال حالا باشد لکن مقایسه باید کرد بین انحرافات قبل از این جمهوری اسلامی و انحرافات حالا . میگویند خوب است که به اسم اسلام نباشد . به اسم اسلام نباشد که وقتی اسلام نباشد با یک اردنگی همه را بیرون میکنند . چرا به اسم اسلام نباشد ؟ مگر اسلام جز این میخواهد که قوه قضایی اش خوب باشد ، قوانین اسلامی اش هم عمل بشود اینها دارند زحمت میکشند برای این . حالا یک جایی هم خلاف واقع میشود کجاست که ، زمان پیغمبر مگر واقع نمیشد ؟ زمان حضرت امیر واقع نمیشد ؟ مگر مردم با حضرت امام حسن چه کردند ؟ همان اصحاب چه کردند با او ؟ ملت ایران بهترند یا آنها ؟ اسلام در حالا بهتر است یا آنوقتی که آنها با اسم اسلام پیغمبر را آنطور اذیت میکردند و اولاد پیغمبر را آنطور کشتند با اسم اسلام ؟ چرا باید عقدههای قلبی انسان را منحرف کند و هواهای نفسانی همه چیز را کنار بگذارد و فقط عیوب را نگاه کند ؟ آن هم یک عیب را که ببیند بگوید اصلا عالم به هم خورد ، تمام شد اسلام تمام شد . اگر یک قاضی یک جایی انحراف پیدا کرد بگویند نخیر دیگر اصل اسلام تمام شد ، این اسلام به درد نمیخورد آن اسلامی به درد میخورد که سرتاسر خیابانهایش فحشا بود ، فحشای علنی ؟ به او راضی هستند ، به این راضی نیستند اگر مهلت داده بود خدا به اینها ، خدا میداند که با اسلام میخواستند چه بکنند . اسم اسلام ، اما اسلام را چه جوری معرفی کنند اسلامی که با مشروبات مخالف نیست ، اسلامی که با حدود شرعیه هم سروکار ندارد ، نباید جاری بشود ، اسلامی که با مراکز فحشا هم نباید دخالت بکند ، اسلام شاهنشاهی این بود دیگر . اسلام بود اما مراکز فحشا سرتاسر ایران پر بود ، اسلام بود اما مراکز فساد سرتاسر ایران پر بود ، اسلام بود اما فحش به اسلام میدادند ، فحش به پیغمبر اسلام دادند و کسی آنوقت نگفت چرا ، زمان رضا شاه ملعون و این زمان بدتر از او شده بود . اینها شیطان تر بودند از او و اگر چنانچه مهلت پیدا کرده بودند اینها ، خدا میداند که این ملت را به کجا میرساندند و این جوانهای ما را به کجا میرساندند . 628.
تضعیف دولت ، تضعیف اسلام است
آقا بیدار باشید دولت بیدار باش ملت بیدار باش ! ! کم کم شما را دوباره نکشانند به آنجا . از الان ، از الان باید این مسائل حل بشود ، البته تدریج هم میخواهد ، تدریج دارد اما شروع میکنیم ، ما شروع میکنیم ، البته مهلت هم میدهیم به دولت ، باید مهلت بدهیم . به این حرفهایی که زده میشود در اطراف که ( چه شد ؟ چه کردید ؟ چه خواهد شد ) به اینها گوش ندهید ، اینها میخواهند تضعیف کنند دولت ما را تضعیف دولت ما . تضعیف اسلام است . دولت ، دولت اسلام است تضعیف ارتش ما تضعیف اسلام است . تضعیف نکنید . البته تصفیه میشود تمام ادارات ، تصفیه میشود ، تمام وزارتخانهها تصفیه میشود ، دزدها بیرون میروند ، خیانتکارها بیرون میروند لکن همه خیانتکار نیستند ، امنا باقی میمانند ، عزیزند . 629.
اسلام در رابطه بین دولت و ملت ، ضوابط و حدودی معین کرده است
اسلام در رابطه بین دولت و زمامدار و ملت ضوابطی و حدودی معین کرده است و برای هریک بر دیگری حقوقی تعیین نموده است که در صورت رعایت آن هرگز چنین رابطه مسلط و زیر سلطه بوجود نمیآید . اساسا حکومت کردن و زمامداری در اسلام یک تکلیف و وظیفه الهی است که یک فرد در مقام حکومت و زمامداری ، گذشته از وظایفی که بر همه مسلمین واجب است ، یک سلسله تکالیف سنگین دیگری نیز بر عهده اوست که باید انجام دهد . حکومت و زمامداری در دست فرد یا افراد ، وسیله فخر و بزرگی بر دیگران نیست که از این مقام بخواهد به نفع خود حقوق ملتی را پایمال کند هر فردی از افراد ملت حق دارد که مستقیما در برابر سایرین ، زمامدار مسلمین را استیضاح کند و به او انتقاد کند و او باید جواب قانع کننده دهد و در غیر اینصورت اگر برخلاف وظایف اسلامی خود عمل کرده باشد ، خودبخود از مقام زمامداری معزول است و ضوابط دیگری وجود دارد که این مشکل را حل میکند . 630.
قیام ، بر خلاف حکومت اسلامی قیام بر خلاف حق است
قیام بر خلاف حکومت اسلامی ، قیام بر خلاف حق است و مجازات دارد اما مخالفت با این رژیم و یا هر رژیمی ، مخالفتش معصیت الهی است ، لکن مجازات به آن معنا که یک جزاء عرفی هم داشته باشد ندارد ، به خلاف قیام بر ضد حکومت ، قیام بر ضد حکومت جزاء عرفی دارد در شرع ما و خیلی هم سخت است آن جزا . از این جهت ما سفارش میکنیم به حکومتها به حکومتهای جائر ، به استاندارهای همه جا ، به ژاندارمریهای همه جا ، به ارتش ، هر جا که هست ، به اجزاء ادارات ، به نخست وزیریها ، به کذا ، به همه اینها ما اعلام میکنیم که آقای مهندس بازرگان حکومت شرعیه دارد از قبل من ، و بر همه واجب است که اطاعتش را بکنند و شما آقایان هم که از اهل علم و از علما هستید ، مردم را ارشاد کنید و اگر بناست که به جاهای دیگر هم بروید ، بروید به همه جا و مردم را ارشاد کنید و به آنها بفهمانید که مساءله مساءله حکومت عدل است . مساءله ، مساءله حکومت اسلامی است . 631.
رژیمهای خیانتکار از مردم میترسند
فرق مابین قوای انتظامیه در نظام و در رژیم طاغوتی و قوای انتظامی در رژیم اسلامی این است چون رژیم طاغوتی مبنایش بر استفادههای شخصی و رساندن انتفاع به کسانی که ارتباطات خارجی با آنها دارد و میخواهد حفظ کند او را ، ناچار آن رژیم به ملت خیانت میکند ، میخواهد از چنگ ملت برباید و به جیب خودش و اربابهایش بکند چنانچه مشاهده کردید و کردیم . از این جهت قوای انتظامی که آن رژیم میخواهد این است که جوری تربیت بشود که حفظ همان منافع او را بکند و چون خیانتکار است از ملت میترسد و چون میترسد می خواهد که یک قوائی درست کند که ملت را بترساند . اینکه قوای انتظامی در رژیمهای غیر انسانی و غیر توحیدی کوشش دارند که مردم را سرکوب کنند و بترسانند ، این برای این است که خودشان از مردم میترسند و چون خیانتکارند میترسند ، از این جهت ارتش را جوری درست میکنند ، تربیت میکنند که در مقابل ملت بایستد . ملت را از ارتش جدا میکنند ، ژاندارمری را ، شهربانی را ، اینها را طوری تنظیم میکنند که از ملت جدا باشد و با ملت مخالف باشد . این برای این است که چون دستگاه از ملت میترسد و میخواهد که اینها با ملت روابط نداشته باشند و مخالف ملت باشند و ملت هم مخالف اینها و لهذا قوای انتظامی در امثال ایران ، نه در خود ایران تنها در امثال این کشورها طوری هستند که با مردم در دو جهت واقع هستند . مردم از قوای انتظامی بیزارند و قوای انتظامی هم مردم را میخواهند سرکوبی کنند و تمام اساس این است که آنها برای اینکه خودشان را حفظ کنند یک قوائی تربیت میکنند که این قوا آنها را حفظ کند و از ملت هم جدا باشند . شما میدانید که اگر چنانچه این محمدرضا میخواست از یک خیابانی در چند روز دیگر عبور کند ، آن جاهائی که در مسیر او بود کنترل میشد . خانههای اطراف خیابان باید یا خالی بشود یا مامور انتظامی بروند آنجاها پاس بدهند برای اینکه در یک عبوری میترسید ، از مردم میترسید مردم را هم میترسانند از باب اینکه میترسیدند از مردم ، میترسیدند از باب اینکه خیانتکار بودند . خیانت منشاء این شد که یک شخص خائن ، اسباب این شد که تمام قوای انتظامیهای که باید در خدمت مردم باشد اینها را میکشیدند به ضد مردم ، مردم از شما جدا بودند ، متنفر هم بودند ، شما هم از مردم جدا بودید و خیال میکردید باید تو سر مردم بزنید . اما رژیم اسلامی اینطوری نیست برای اینکه آن کسی که مبداء امر است ، خیانتکار نیست وقتی خیانتکار نیست از ملت نمیترسد ، ملت به او وفادارند ، قوای انتظامی در آن رژیم برای حفظ ملت است و برای این است که به مردم خدمت بکنند . وقتی که قوای انتظامی اینطور تربیت شد که به مردم خدمت بکند ، آنها خدمتگزار ملت میشوند ، ملت هم خدمتگزار است از او پشتیبانی میکند . اینکه در آن رژیم شهربانیها مثل وقتی که مردم اسم شهربانی میشنیدند یا اسم سازمان امنیت را میشنیدند می لرزیدند به خودشان و میترسیدند از اینها و از شما روگردان بودند . این برای این بود که وضع را اینطوری پیش آورده بودند . در این ممالکی که اینها همه میخواهند مردم را بچاپند ، خزائن مردم را ببرند و خدمت بکنند به اربابهاشان ، اینها ناچارند که برای این کار یک قوائی تهیه کنند مناسب با این کار و اینطور تربیت میکردند ، قهرا آن کسی وارد میشد در شهربانی یا وارد میشد در ژاندارمری یا وارد میشد در ارتش ، به این ترتیب وارد میشد ، از آن طرف شاهدوستی را باید خیلی تزریق کنند که هر روز بخوانند به گوش سربازهای جوان و از آن طرف مردم را از اینها جدا بکنند . 632.
باید اساس تشویق مردم باشد
الان آنچه مربوط به مسائل آخر است ، این است که رادیو تلویزیون و مطبوعات مال عموم است . چنانچه شما هم همین اعتقاد را دارید که عموم بر آنها حق دارند از این جهت من به سهم خود خیال دارم که راجع به من کم باشد ، مگر در مواقع حساسی که لازم است که آن هم باید از ما سوال شود که آیا مطلبی را باید نقل بکنند یا خیر . و الا آنچه خوب است در رادیو تلویزیون و مطبوعات باشد ، آن است که برای کشور اثری داشته باشد . مثلا اگر زارعی خوب زراعت کرد و زراعتش خوب بود ، شما این شخص را به جای مقامات کشور در صفحه اول بگذارید و زیرش بنویسید این زارع چگونه بوده است ، این منتشر بشود . و یا کارمندی خوب کار کرد ، و یا اگر طبیبی عمل خوبی انجام داد ، عکس او را در صفحه اول چاپ کنید و بنویسید که این عملش چه طور بوده است . این باعث تشویق اطباء میشود و بیشتر دنبال کار میروند . یا مثلا اگر کسی کشفی کرد ، باید مفصل با عکس و مطلب باشد - یا اگر کسی سارقی را دستگیر نمود ، و یا یک کشاورز و یا هنرمند و یا جراح - که متاسفانه نه اسمشان است و نه عکسشان ! در حالی که اینها لایقند تا در روزنامهها مطرح شوند . خلاصه ، باید اساس تشویق اشخاص باشد در این کشور فعالیت میکنند اینها به این کشور حق دارند ، به این روزنامهها حق دارند ، به رادیو تلویزیون حق دارند ، ولی ماها نسبت به آنها حقمان کم است . البته ، آنچه من میگویم راجع به خودم است ، به دیگران هیچ کاری ندارم ، آنها اختیارشان با شما و با خود آنهاست . من میل ندارم رادیو هر وقت باز میشود اسم من باشد ، مدتهاست که از این جهت متنفرم ، این کار غلطی است ، به اندازه متعارف نسبت به همه خوب است ، زیادیش مضر است ، این به ضرر مطبوعات است و مطبوعات را سبک میکند . اشخاص ، شخصیتهایشان با خودشان است ، این طور نیست که اگر اسمشان زیاد یا کم مطرح گردید ، شخصیتشان زیاد یا کم شود . در ایران هرکس معلوم است چه جوری است . بنابراین ، آنچه راجع به خودم میگویم این است که اگر قرار است عکس مرا بگذارید ، به جای آن ، عکس یک رعیت را بگذارید و زیرش بنویسید این رعیت چه کار مهمی کرده است . 633.
نمونهای از تشویق در نظام اسلامی
آن ارزشی که شما دارید ، شما برادران دارید و آن ارزشی که اسلام به شما داده است ، از پیغمبر اکرم شنیدهاید که نقل شده است که کف دست یک کارگر را ، یعنی همان محلی که کار درش تاثیر کرده و پنبه بسته ، آنجا را بوسید و این ، یک نشان ارزش است برای کارگر در طول تاریخ پیغمبر اسلام که اولین فرد انسان هاست و بزرگترین انسان کامل است ، نسبت به کارگر اینطور تواضع بکند و کف دست او را که علامت کار است ببوسد ، این نکته دارد که کف دست را بوسیده ، نه پشت دست را کف دست آثار کار درش هست ، میخواهد ارزش کار را به عالمیان اعلام کند ، به مسلمین اعلام کند که ارزش کار این است که آنجائی که کارگر که کار کرده است ، در اثر کار یک نشانهای پیدا کرده من آنجا را میبوسم که ملتهای اسلامی و بشر ارزش این کارگر را بداند . 634.
۲ - امر به معروف و نهی از منکر
قدرت طلبی یا ثروت طلبی مسؤ ولین زمینه ساز انحراف
من سالروز پیروزی انقلاب اسلام و دهه فجر را به همه ملت و همه مستضعفین جهان و شما آقایان که اسوه حسنه این ملت هستید تبریک عرض میکنم و از خداوند تعالی توفیق همه را برای خدمت به بندگان خدا و ادامه پیروزی از خداوند توانا میخواهم . اساس ادامه یک پیروزی و ادامه یک انقلاب در یک امری است که به نظر میآید در راس امور واقع است و او اینکه دولت ، مجلس و کسانی که در ارتش هستند و سپاه و همه اینها از طبقه متوسط و مادون متوسط باشند . اساس سلطهای که بر کشورها و بر کشور ما از طرف غیر واقع شده است ، افراد مرفه و کسانی که سرمایههای بزرگ داشتهاند یا قدرت برای حفظ خودش و حیثیت خودش در دست داشته است مادامی که مجلس و ارگانهای دولتی و همه اینها و مردم از این طبقه متوسط و مادون متوسط تشکیل بشود امکان ندارد که یک دولت بزرگی ، یک قدرت بزرگی به هم بزند اوضاع را همیشه این قدرتهای بزرگ در هر کشوری یک نفر را با او تفاهم میکردند که این یک نفر برای خودش و برای قدرتمندی خودش و برای سرمایه خودش فعالیت میکرد ، او را میدیدند و ملت را میچاپیدند و به اصطلاح کدخدا را میدیدند و ده را میچاپیدند هیچ وقت قدرتهای بزرگ مواجه با ملتها ، اگر شدند نتوانستند کار خودشان را انجام بدهند و مواجه هم نشدند هر وقت که میخواستند یک دولتی را یا یک سلطنتی را یا یک ریاست جمهوری را که بر وفق مرام آنها عمل نمیکرده از بین بردارند ، در مقابل او یک قدرت دیگری میتراشیدند و با آن قدرت این قدرت را از بین میبردند کار به دست ملت نبوده است و کار به دست طبقه متوسط و مادون متوسط نبوده است . اینکه این عمل را آنها انجام میدادند یک نکته روحی دارد و آن این است که انسان در باطن خودش و فطرت خودش تناهی ندارد ، آمالش ، آمالش غیر متناهی است ، وقوف نمیکند آمال انسان و وقتی که اینطور است اگر انسان اسیر همین آمال غیر متوقف بشود و ببیند که یک ابر قدرتی این آمال او را و آن خواستهای مادی او را و آن قدرت او را و سلطه او را بر ملت خودش حفظ میکند ، او دیگر در بند این نیست که برای ملت کار بکند برای اینکه از طبقه مرفه است و از طبقه قدرتمند است و قدرتمندی هم و همین طور حب مال و جاه هم حدی ندارد ، مرزی ندارد آن برای حفظ قدرت خودش و پشتوانهای که دارد ، برای این حفظ قدرت با ملت آن میکند که همه حیثیت ملت و گنجینههای ملت را در دسترس او قرار بدهد ، یک سهم ناچیزی هم برای خودش بگیرد . الان شما ملاحظه میکنید که قدرت هائی در دنیا هست از حیث مال که اگر چنانچه اموالشان را تقسیم بکنند به این ۳۶ میلیون جمعیتی که ما داریم ، اگر یک نفر از آنها اموالشان را تقسیم بکند ، تمام افراد این ۳۶ میلیون مرفه میشوند و از طبقه به اصطلاح خودشان بالا میشوند . یک نفر از آنها اینطور است لکن همان آدمی که دارائی او به این اندازه بود ، از این آدمی که درویش سر محله است حرصش به دنیا بیشتر بود ، حرصش به مال بیشتر بود و بیشتر میخواست جمع بکند هر چه مال اضافه بشود حرص انسان اضافه میشود ، هر چه قدرت اضافه بشود حرص انسان به قدرت اضافه میشود و اگر مهذب نباشد انسان ، آن قدرت را برای خودش به کار میگیرد ، وقتی برای خودش به کار گرفت دولتهای بزرگی که هستند ، ابرقدرت هائی که هستند یک همچو آدم قدرتمندی را پیدا میکنند و این آدم قدرتمند را به او بال و پر میدهند و این را به مقام میرسانند تا اینکه ملت را استضعاف کند و ذخایر ملت را بچاپد . شما ملاحظه وضع این پنجاه سال ، یک قدری بیشتر را هم بکنید که انتخاب کردند خارجیها و بعد هم این مطلب را خودشان گفتند که رضاخان را انتخاب کردند و به او قدرت دادند و قدرت آنطور دادند که تمام این ملت را به استضعاف کشانید و حکومت جبار خودش را بر اینها قرار داد و مردم را از همه چیز ساقط کرد و یک نفر بود . آنها آن یک نفر را دمش را میدیدند و کارهایشان را انجام میدادند و بعد از او هم محمدرضا را گذاشتند با آنهمه افرادی که اطراف او بودند و همه شان از آنها بودند که طبقه بسیار مرفه و خوشگذران و بالا بالاها به اصطلاح آنها . 635.
مردم باید مواظب وضع زندگی و روحیه مسؤ ولین باشند
باید ما متوجه باشیم ، ملت ما متوجه باشند که وقتی که مجلسشان یک مجلسی است که از طبقه متوسط است و توی این مجلس آن دولهها و سلطنهها و سلطنتیها را نداریم و در دولت هم آنطور دولت هائی که افراد مرفه سرمایه دار کذا باشند نداریم ، در ارتش هم آن افراد سپهبد و کذائی که املاک بی اندازه داشتند و آپارتمانهای چندین طبقه داشتند نداریم ، این مملکت محفوظ میماند . آن روزی که هر یک از شماها را ملت دید که از مرتبه متوسط میغلطید به طرف مرفه و دنبال این هستید که یا قدرت پیدا بکنید یا تمکن پیدا کنید ، مردم باید توجه داشته باشند و اینطور افرادی که به تدریج ممکن است یک وقتی خدای نخواسته پیدا بشود ، آنها را سر جای خودشان بنشاند . اگر ملت میخواهد که این پیروزی تا آخر برسد و به منتهای پیروزی که آمال همه است برسد ، باید مواظب آنهائی که دولت را تشکیل میدهند ، آن که رئیس جمهور است ، آن که مجلس هست ، مجلسی هست ، همه اینها را توجه بکنند که مبادا یک وقتی از طبقه متوسط به طبقه بالا و به اصطلاح خودشان مرفه به آن طبقه برسد . بدانید که اگر دولت اینطور باشد و اگر ملت اینطور باشد و اگر چنانچه مجلس و امثال اینها اینطور باشد ، اگر یک قدرتی بخواهد هجمه کند به اینجا ، مواجه با سی میلیون جمعیت هست و نخواهد توانست ، نمیتواند آنوقت پیدا کند یک کسی که قدرتمند باشد و آن قدرتمند را وادار کند که ملت را به استضعاف بکشند و بچاپند ملت را . برای آنها ، تاریخ همین طور بوده مادامی که این ملتها از یک در بینشان افرادی پیدا نشده است که به آن مرتبه برسد در بین آنها که قدرت مالی یا قدرت دیگرش زیاد بشود و به مردم حکومت کند ، نمیتوانند آنها این ملتها را از بین ببرند و حکومت بر آنها کنند و بالاخره یک وقت یک ابرقدرتی مواجه با یک نفر ، دو نفر ، صد نفر ، پانصد نفر هست که آنها را سیر میکند و آنها به جان مردم میافتند و خودش هم کنار مینشیند و حکومت بالاتر را خودش دارد ، حکومت پائین تر را به این آدمی که ، یا این آدمهائی که در این کشور هستند واگذار میکند . اساس استضعاف ملتها از خودشان و از قدرتمندان بین خودشان بوده و شما شکر کنید که یک همچو مجلسی دارید که از طبقه مرفه توی آن هیچ نیست آن طبقهای که اگر مالش را تقسیم کند بین ملت ما ، ملت ما ثروتمند میشوند ، ندارید حالا ، در دولت هم ندارید یک همچو ثروتمندانی و یک همچو قدرتمندانی ، ندارد دولت یک همچو قدرتی ، رئیس جمهور یک همچو قدرتی که بتواند یک چیز انحرافی را به ملت تحمیل کند ، یک همچو مجلسی نداریم که بتواند یا بخواهد یک امر انحرافی را تصویب کند و دولت هم مجری او باشد . 636.
مادامی که این حد متوسط محفوظ است ، این جمهوری محفوظ است
مادامی که این حد متوسط محفوظ است این جمهوری محفوظ است و امکان مقابله نیست مابین قدرتهای بزرگ با همچو دولتی بخواهند کودتا کنند با کی کودتا کنند ؟ بخواهند از خارج وارد کنند ، مواجه با کی میشوند ؟ مواجه با یک ملتی میشوند که همه شان از این طبقهای هستند که این نهضت را به پیش بردند و با آن قدرت و با آن عظمت به پیش بردند اینها مطالعه امور را میکنند و اقدام میکنند . آنها الان درصدد اینند که در بین خود این مردم یک بساطی درست کنند و اختلافاتی درست کنند و بلکه میان اختلافات یک نفر پیدا بکنند که این ، آن نفری که پیداست ، در یک طرف واقع بشود و این هم به او قدرت بدهند ، تا آنکه کم کم با قدرت داخلی ، این کشور کم کم ضعیف بشود و مردم روحیه شان ضعیف بشود و بعد تقدیم کنند به آنها تا کشور ما این مقام را دارد که بحمدالله از آن طبقه مرفه بالایی که امور را در دست گرفتهاند مبری هست و امور کشور ما به دست امثال شماها و امور کشور ما به دست امثال این رئیس جمهورها و رئیس مجلسها و نخست وزیرها و وزرا و وکلا هست ، شما مطمئن باشید که نخواهد توانست یک قدرت خارجی این پیروزی را از بین ببرد . 637.
مردم باید جلوی قدرت طلبی یا ثروت طلبی مسؤ ولان را بگیرند
و آن روزی که دیدید و دیدند که انحراف در مجلس پیدا شد ، انحراف از حیث قدرت طلبی و از حیث مال طلبی ، در کشور در وزیرها پیدا شد ، در رئیس جمهور پیدا شد ، آن روز بدانند که علامت اینکه شکست بخوریم ، خودنمایی کرده از آنوقت باید جلویش را بگیرند . رئیس جمهوری که بخواهد سلطنت کند به این مملکت ، خود مردم باید جلویش را بگیرند مجلسی که بخواهد قدرتمندی نشان بدهد و آن مسائلی که سابق و آن افرادی که سابق در مجلس بودند آن کارها را بکند ، خود مردم باید جلویش را بگیرند اگر مردم بخواهند که اسلام را حفظ کنند ، جمهوری اسلامی را حفظ کنند ، دولت و مجلس و رئیس جمهور و اینها را حفظشان کنند یعنی حفظ کنند ، از اینکه خدای نخواسته یک وقت قدمی از آن ور برندارند این شیطانی است که در انسان هست و ممکن است که هرکس را منحرف کند و لازم است که انسان خودش را مهذب کند . شمائی که میخواهید خدمت به این مردم بکنید و دولت که میخواهد خدمت به این مردم بکند و رئیس جمهور و امثال اینها که میخواهند خدمت به این مردم بکنند ، توجه بکنند که خدمتگزارند ، در دل خودشان این مطلب را ایمان بیاورند به آن که ما خدمت میخواهیم به این مردم بکنیم . ما در جمهوری اسلامی داریم زندگی میکنیم ، جمهوری اسلامی که در اسلام مثل رسول اکرم ، مثل امیرالمومنین سلام الله علیهما بر آن حکومت کردهاند ، میخواهیم یک همچو حکومتی باشد ، یک همچو حکومتی که کفش وصله خورده خودش را میگوید از این ریاستها پیش من ارزشش بیشتر است ، یا ریاستها ارزشش کمتر از این است شما باید در روحیه تان این مطلب را حفظ کنید و مردم هم باید مواظب شما باشند و مواظب همه اینها باشند و هر یک از ما و شما و همه خواستیم که از آن راهی که اسلام داشته است از اول راهی که داشته است و از آن طریقهای که انبیا داشتهاند ما بخواهیم عبور کنیم ، آن روز نمونه شکست پیروزی اسلام پیدا میشود و تا یک همچو مساءلهای پیدا نشده پیروزی در جای خودش شک نکنید که هست ، البته برای خدا باید باشد شما برای خدا در این مجلس حالا آمدید ، وقتی مجلس اینطور است که یک امتیازی نیست که حالا وقتی شما رفتید توی بازار ، مردم کنار بروند که رئیس مجلس آمد یا وکیل مجلس آمد ، نخست وزیرش هم اینطور است ، اینجور نیست که وقتی که توی مردم برود ، مردم فرق بگذارند با هم و همه اینها اینطور هستند ، وقتی یک همچو مطلبی را دارید احساس میکنید که امتیاز دنیائی ندارید ، این را باید شکر کنید و در شکرانه این نعمت خدمت به خلق بکنید و خدمت به احکام اسلام بکنید و برای اینهائی که اولیاء ما هستند ، این پائین شهریها و این پابرهنهها به اصطلاح شما ، اینها ولی نعمت ماها هستند . 638.
اگر تا آخر عمرمان به مردم خدمت کنیم نمیتوانیم از عهده خدمت آنها برآئیم
اگر اینها نبودند ، ما یا در تبعید بودیم یا در حبس بودیم یا در انزوا . اینها بودند که همه ما را از این مسائل نجات دادند و همه ما را آوردند و نشاندند به جائی ، به خیال خودمان جائی است این باید ملتفت باشید که آقا شما همان آدمی هستید که توی حبس بودید و شما همان آدمی هستی که در تبعید بودی و شما همان آدمی هستی که در انزوا بودی این مردمند که آمدند ما را آوردند بیرون . از همه اینها و ما اگر تا آخر عمرمان به اینها خدمت کنیم ، نمیتوانیم از عهده خدمت اینها برآئیم . خداوند به ما توفیق بدهد که ما یک خدمتگزاری برای اینها باشیم و به این نعمت موفق بشویم . شما امروز هم که ملاحظه میکنید اینهایی که در جبههها الان دارند جانفشانی میکنند ، اینها از کدام طبقه هستند . شما اگر پیدا کردید در تمام اینها یک نفری که مال آن اشخاصی باشد که دارای سرمایههای بزرگ هستند ، آن اشخاصی باشد که در سابق دارای قدرت هائی بودند ، اگر یک نفر از آنها پیدا کردید ، این محتاج به این است که از ما مژدگانی بگیرید ، ولی میدانم که پیدا نمیکنید از همین جمعیت اند ، الان هم اینهائی که جانشان را دستشان گرفتند و شما را حفاظت میکنند و آنهایی که در بین شهرها و در بین روستاها حفظ میکنند شما و مردم را همین طبقه هستند . این طبقهاند که به ما الان منت دارند و از اول منت داشتند ، همینها بودند که هیچ توقعی هم ندارند ، هیچ وقت هم نمیآیند توقع کنند . شما باید توجه به این معنا بکنید که ما را اینها آوردهاند و وکیل کردهاند ، آوردهاند و وزیر کردهاند ، رئیس جمهور کردهاند ، اینها ولی نعمت ما هستند و ما باید ولی نعمت خودمان را از آن قدردانی کنیم و خدمت کنیم به او و همینها هستند که الان هم حفظ این کشور را میکنند و حفظ نظام این کشور را میکنند . شما آقایان نمیتوانید که بروید توی کوچهها و عرض بکنم که خیابانها و آنجا را اداره کنید ، شما یک شاءن دیگری دارید ، یک شغل دیگری در خدمت دارید ، آنها هم یک شغل دیگری دارند ، اما شغل آنها آنطور است که شما را هم حفظ میکنند و من امیدوارم که این روحیه در این ملت باقی باشد و با این روحیه که سربازهای ما دارند و پاسدارهای ما دارند و آنهائی که حفاظت این کشور را میکنند ، این روحیه را دارند که روحیه بسیار ارزشمندی است و شهادت طلبی است و خود را به حلقوم مرگ انداختن برای نجات اسلام و نجات کشور . خداوند این روحیه را به همه عنایت کند و مادامی که این روحیه هست و آن مساءلهای که قبلا عرض کردم هست ، مطمئن باشید که این کشور بیمه است و هرگز نخواهد آسیب دید . خداوند انشاءالله به همه شما ، به همه ما توفیق خدمت به خلق و عبادت خدا که خدمت به خلق هم از بزرگترین عبادتهای الهی است عنایت فرماید و شر کسانی که میخواهند این کشور را و مسلمین را باز برگردانند به حال انزوا یا به حال تحت سلطه بودن ، آنها را هم یا اصلاح و یا اعدام فرماید . 639.
همه ملت مسؤ ولند در حفظ اسلام که امانت الهی است
مطلب دیگری که باز دنباله همین مسائل است ، این است که روحانیون در هر جا که هستند ، چه ائمه جمعه و چه ائمه جماعات و چه کسان دیگری که مشغول شغل روحانی هستند ، اسلام امروز به ملت ما و به شما که شاخص هستید و اولی هستید سپرده شده است ، ما امروز همه پاسدار اسلام هستیم ، تمام ملت از دولتیها گرفته و قوای نظمی و انتظامی گرفته و نظامی و انتظامی گرفته و تا همه قوای مسلحه ، همه بازارها ، همه اداره جات ، تمام ملت بی استثنا مسؤ ول هستیم در مقابل خدای تبارک و تعالی برای این امانت . این اسلام که امانت است و دست ماست ، اگر ما به این امانت خدای نخواسته خیانت بکنیم ، این یک گناهی است که معلوم نیست که آمرزیده بشود ، فرق دارد با گناههای دیگری حتی با کبائر گناههای دیگر ، برای اینکه بسیاری از گناهها هست که به خود انسان بر میگردد ، به جامعه بر نمیگردد ، لکن خیانت به این امانت ، خیانت به اسلام و خیانت به ملتهای مسلم است . باید توجه کنید که اگر اشخاصی در تمام این ارگان هائی که الان بعد از انقلاب بوجود آمده ، چه آنهائی که خودرو پیدا شدهاند و خود ملت آنها را ایجاد کردهاند و چه آنهائی که مثلا مقامات ایجاد کردهاند ، باید توجه به این معنا بکنید که اگر چنانچه اینها یک قدم بردارند برخلاف اسلام ، بر خلاف مصالح مسلمین ، مسؤ ول هستند ، مسؤ ولیتی که بالاتر از آن مسؤ ولیتی است که انسان نسبت به کارهای خودش دارد ، شخصی خودش دارد . 640.
در جمهوری اسلامی همه افراد باید آمر به معروف و ناهی از منکر باشند
امروز بحمدالله همه ملت ما الا بعضی مفسدینی که تابع ابرقدرتها هستند ، این کشور را از خودشان میدانند و دولت را از خودشان میدانند و همه قوای مسلح را از خودشان میدانند و همه کسانی که در راس کارها هستند از خودشان میدانند از این جهت آن فشارهائی که بر این مملکت وارد دارد میشود تحمل میکنند و باید صبر کرد ، سفارش به صبر کرد . برای احقاق حق صبر لازم است . اگر ما اسلام را میخواهیم و اگر قرآن کریم را میخواهیم که در این مملکت و انشاءالله در ممالک دیگر پیاده بشود و میخواهیم که یک حکومت اسلامی داشته باشیم ، باید همه توصیه به حق بکنیم و سفارش به حق بکنیم و در همه اطراف کشور ، آنهائی که در کمیتهها هستند ، آنهائی که در بسیج هستند ، آنهائی که در دادگاهها هستند و سپاه پاسداران شهربانیها و همه با هم سفارش به حق بکنند و اگر اعوجاجی خدای نخواسته در یکی پیدا بشود یا نفوذی کرده باشد بعضی افراد منحرف و چپ نمای نوکر راست ، باید سفارش کنند و نگذارند بر خلاف حق کسی عمل کند . وقتی یک کشوری ادعا میکند که جمهوری اسلامی است و میخواهد جمهوری اسلامی را متحقق کند ، این کشور باید همه افرادش آمر به معروف و ناهی از منکر باشند ، اعوجاجها را خودشان رفع بکنند . اگر در یک کمیتهای خلاف واقع میشود ، خود افراد کمیته و خود مردم آن اعوجاج را سفارش بکنند که رفع بشود . سفارش به حق و صبر ، و سفارش به صبر . در مشکلات صبر بکنند و سفارش به صبر بکنند و در همه قشرهای متصدی کار سفارش به حق بکنند کار سفارش به حق بکنند کار سفارش به حق بکنند . نگذارند که بعضی افراد در هر ارگانی که هستند ، در هر جائی که هستند ، خود ملت نگذارند که بعضی افرادی که نفوذ کرده است در همه ارگانها ، اینها خلافی بکنند خلاف شرعی بکنند ، خلاف عرفی بکنند و آنها را امر به معروف کنند و از منکرات نهی کنند تا به سفارش حق تعالی که فرموده است که همه مردم در خسرانند مگر مومنین که عمل صالح میکنند و سفارش به حق میکنند و سفارش به صبر . ما همه امروز وظیفه داریم ، امر به معروف و نهی منکر بر همه مسلمین واجب است ، جلوگیری از منکرات بر همه مسلمین واجب است ، سفارش به حق که امر به معروف است و نهی از منکر است بر همه مسلمین واجب است . 641.
همه موظفیم در مسائل اجرائی امر به معروف کنیم
شما و ما موظفیم که هم در تمام اموری که مربوط به دستگاههای اجرائی است امر به معروف کنیم و اگر اشخاصی پیدا میشوند که خلاف میکنند معرفی کنیم به مقاماتی که برای جلوگیری مهیا هستند و مشکلات را هم تحمل کنیم . مشکلاتی که امروز برای ایران هست و برای مملکت جنگ زده هست ، این مشکلات باید صبر بشود تا اینکه رفع بشود . شما که امروز کشور را از خودتان میدانید و دولت را از خودتان میدانید و رئیس جمهور را از خودتان میدانید و ارتش را از خودتان میدانید و همه مصالح کشور را مصلحت خودتان میدانید و هر فسادی که در کشور واقع بشود نقص برای خودتان میدانید ، موظف هستید و موظف هستیم که هر چیزی که برخلاف حق است سفارش کنیم که انجام نگیرد و حق در ایران انجام بگیرد و مشکلاتی که در اثر جنگ و در اثر انقلاب و در اثر مخالفت با ابرقدرتها برای مملکت ما پیش آمده است ، خودشان صبر کنند و دوستان خودشان را به صبر سفارش کنند و انشاءالله امیدوارم که این صبر شما هم مورد رحمت الهی واقع بشود و هم فرج برای کشور ما و برای ملت ما حاصل بشود . 642.
در مقابل انحراف فرهنگی همه موظف و مسؤ ول هستند
رادیو تلویزیون و مطبوعات و سینماها و تئاترها از ابزارهای موثر تباهی و تخدیر ملتها ، خصوصا نسل جوان بوده است در این صد سال اخیر بویژه نیمه دوم آن چه نقشههای بزرگی از این ابزار ، چه در تبلیغ ضد اسلام و ضد روحانیت خدمتگزار و چه در تبلیغ استعمارگران غرب و شرق کشیده شد و از آنها برای درست کردن بازار کالاها خصوصا تجملی و تزئینی از هر قماش ، از تقلید در ساختمانها و تزئینات و تجملات آنها و تقلید در اجناس نوشیدنی و پوشیدنی و در فرم آنها استفاده کردند ، به طوری که افتخار بزرگ فرنگی مآب بودن در تمام شؤ ون زندگی از رفتار و گفتار و پوشش و فرم آن بویژه در خانمهای مرفه یا نیمه مرفه بود و در آداب معاشرت و کیفیت حرف زدن و به کار بردن لغات غربی در گفتار و نوشتار به صورتی بود که فهم آن برای بیشتر مردم غیرممکن و برای هم ردیفان نیز مشکل مینمود . فیلمهای تلویزیون از فرآوردههای غرب یا شرق بود که طبقه جوان زن و مرد را از مسیر عادی زندگی و کار و صنعت و تولید و دانش منحرف و به سوی بی خبری از خویش و شخصیت خود و یا بدبینی و بدگمانی به همه چیز خود و کشور خود حتی فرهنگ و ادب و ماثر پرارزش که بسیاری از آن با دست خیانتکار سودجویان به کتابخانهها و موزههای غرب و شرق منتقل گردیده است . مجلهها با مقالهها و عکسهای افتضاح بار و اسف انگیز و روزنامهها با مسابقات در مقالات ضد فرهنگی خویش و ضد اسلامی ، با افتخار ، مردم بویژه طبقه جوان موثر را به سوی غرب یا شرق هدایت میکردند اضافه کنید بر آن تبلیغ دامنه دار در ترویج مراکز فساد و عشرتکدهها و مراکز قمار و لاتار و مغازههای فروش کالاهای تجملاتی و اسباب آرایش و بازیها و مشروبات الکلی بویژه آنچه از غرب وارد میشد و در مقابل صدور نفت و گاز و مخازن دیگر ، عروسکها و اسباب بازیها و کالاهای تجملی وارد میشد و صدها چیزهایی که امثال من از آنها بی اطلاع هستیم و اگر خدای نخواسته عمر رژیم سرسپرده و خانمان برانداز پهلوی ادامه پیدا میکرد ، چیزی نمیگذشت که جوانان برومند ما ، این فرزندان اسلام و میهن که چشم امید ملت به آنها است ، با انواع دسیسهها و نقشههای شیطانی به دست رژیم فاسد و رسانههای گروهی و روشنفکران غرب و شرق گرا از دست ملت و دامن اسلام رخت برمی بستند یا جوانی خود را در مراکز فساد تباه میکردند و یا به خدمت قدرتهای جهانخوار درآمده و کشور را به تباهی میکشاندند . خداوند متعال به ما و آنان منت گذاشت و همه را از شر مفسدین و غارتگران نجات داد .
اکنون وصیت من به مجلس شورای اسلامی در حال و آینده و رئیس جمهور و رؤ سای جمهور مابعد و به شورای نگهبان و شواری قضایی و دولت در هر زمان آن است که نگذارند این دستگاههای خبری و مطبوعات و مجلهها از اسلام و مصالح کشور منحرف شوند و باید همه بدانیم که آزادی به شکل غربی آن که موجب تباهی جوانان و دختران و پسران میشود ، از نظر اسلام و عقل محکوم است و تبلیغات و مقالات و سخنرانیها و کتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومی و مصالح کشور حرام است و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگیری از آنها واجب است و از آزادیهای مخرب باید جلوگیری شود و از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه برخلاف مسیر ملت و کشور اسلامی و مخالف با حیثیت جمهوری اسلامی است ، به طور قاطع اگر جلوگیری نشود ، همه مسؤ ول میباشند ، و مردم و جوانان حزب اللهی اگر برخورد به یکی از امور مذکور نمودند ، به دستگاههای مربوطه رجوع کنند و اگر آنان کوتاهی نمودند ، خودشان مکلف به جلوگیری هستند . 643.
امت باید امر به معروف و نهی از منکر بکند
الان مکلفیم ما ، مسؤ ولیم همه مان مسؤ ولیم ، نه مسؤ ول برای کار خودمان مسؤ ول کارهای دیگران هم هستیم کلکم راع و کلکم مسؤ ول عن رعیته همه باید نسبت به همه رعایت بکنند ، همه باید نسبت به دیگران ، مسؤ ولیت من هم گردن شماست ، شما هم گردن من است . اگر من پایم را کج گذاشتم شما مسؤ ولید اگر نگوئید چرا پایت را کج گذاشتی . باید هجوم کنید ، نهی کنید که چرا ؟ اگر خدای نخواسته یک معمم در یک جا پایش را کج گذاشت ، همه روحانیون باید به او هجوم کنند که چرا برخلاف موازین ؟ سایر مردم هم باید بکنند و نهی از منکر اختصاص به روحانی ندارد ، مال همه است ، امت باید نهی از منکر بکند ، امر به معروف بکند . 644.
اصل امر به معروف و نهی از منکر جهت اصلاح جامعه است
کوشش کنید که احکام اسلام را ، هم عمل کنید و هم وادار کنید که دیگران عمل کنند . همانطوری که هر شخص و هر فردی موظف است که خودش را اصلاح کند ، موظف است که دیگران راهم اصلاح کند . اصل امر به معروف و نهی از منکر برای همین است که جامعه را اصلاح کند . اصل امر به معروف و نهی از منکر برای همین است که جامعه اصلاح شود . جامعه ما در زمان این طاغوت رو به فساد رفته بود ، رو به تباهی رفته بود و مهم این بود که جوانهای ما را ، چه جوانهای مرد و چه جوانهای زن ، اینها را رو به تباهی کشیدند و در این پنجاه سال ، تمام تبهکاری بود . الان که بحمدالله آن رژیم هم ، رژیم منحط از بین رفت و انشاءالله دیگر مثل آنها برگشت ندارند . امیدواریم که همه چیزمان را اسلامی کنیم و تربیت - تربیت - تربیتهای اسلامی باشد و تربیتهای انسانی باشد ، حرکات و سکنات منطبق بر قواعد اسلامی باشد . اگر بخواهید مملکت خودتان ، کشور خودتان مستقل باشد ، اگر بخواهید از زیر قید گرفتاریهای اجانب بیرون بیائید ، باید متشبث به اسلام بشوید . اسلام بود و این صداهای ( الله اکبر ) که شما را به پیروزی رساند . من امیدوارم که باز این صداها محفوظ باشد و این علاقه هائی که به اسلام هست محفوظ بماند و به آن حدی که باید برسیم ، برسیم و مملکت ما سعادتمند باشد . 645.
به هر مقدار که میتوانید باید اصلاح کنید
ملت خودش کار بکند ، هم خودش عملی را که میخواهد انجام بدهد خوب انجام دهد وهم به رفیقش بگوید خوب انجام دهد ، هم به جامعه کلکم راع و کلکم مسؤ ول همین است . همه مسؤ ولیم در مقابل ملت و مسؤ ولیم در مقابل خودمان . خودم را اصلاح کنم دیگران را هم اصلاح کنم ، به هر مقداری که میتوانید ، باز ننشینید به اینکه من اهل منبر نیستم نمیتوانم یک جامعهای را دعوت کنم ، من اهل خطابه نیستم نخیر ، شما همان مقداری که میتوانید خودت عمل بکن ، به رفیقت هم به همان زبانی که داری بگو که خوب عمل کن ، او هم خودش عمل کند به رفیقش بگوید . 646.
همه مسؤ ول اعمال دیگران هم هستند
برای ساختن یک کشوری که خرابه بود ، همت لازم دارد و مهم این است که افراد هر یک خودشان را مسؤ ول بدانند ، هم مسؤ ول خودشان بدانند ، هم مسؤ ول کارهای دیگران ، مسؤ ول خودشان که کاری که به آنها محول میشود . مثل مثلا شماها که در شهرداری اهواز هستید ، هر کاری که محول به هر فردی است ، منتظر این نشود که یک کس دیگری کاری بکند ، این باید کار خودش را خوب انجام بدهد و اگر چنانچه دید آن برادرش ، آن رفیقش کارش را خوب انجام نمیدهد ، مسؤ ول او هم هست باید او را هدایت کنند ( کلکم راع ) ، همه باید مراعات بکنید و همه تان هم مسؤ ولید ، همه ما مسؤ ولیم ، یک مملکتی را باید خود شما اداره کنید ، باید خود ملت اداره کنند . 647.
مقابله مردم در برابر زورگویی نعمت بزرگی است
همه آقایان احساس این را بکنند که امروز با زمان رژیم سابق فرق دارد ، چون امروز یک مملکتی است که نه یک نفری است که زورگویی بکند و فشار بیاورد که یک کاری به ملت تحمیل بکند . ما یک چنین مقامی اصلا نداریم ، یعنی ملت ما هم دیگر تحمل چنین مقامی را نمیکند . وضع ملت طوری است که اگر یک مقام بخواهد چیزی را تحمیل کند ، جلویش میایستند و مشتشان را گره میکنند و مانع میشوند . این یک نعمت بزرگی است برای یک ملتی که یک مقامی نتواند ظلم کند . البته ظالم را سر جای خودش مینشانند ، با قدرت هم مینشانند ، اشخاص مختلف را مقامات عالی با قدرت هم سر جایشان مینشانند . اما اگر بخواهند کاری بکنند ، نظیر کارهای زمان سابق که همه کارهایشان از این قبیل بود ، ما چنین مقامی نداریم . بنابراین ، مملکتی است مال خود شما و باید شما همانطوری که به منزل خودتان علاقه مندید که مرتب باشد و جریاناتش درست باشد ، به مملکت خودتان بیشتر باید علاقه مند باشید . برای آنکه مملکت خودتان هم منزل خودتان هست و هم منزل دوستان و همکیشان خودتان از این جهت در این امر سستی نکنید و نگذارید کم کاری بشود و نکنید و همه با هم همراهی بکنید . 648.
همه مسؤ ولند جلوی خلاف دیگران را بگیرند
اگر یکی تان یک کاری بکند دیگری ساکت باشد او هم مسؤ ول است . اگر یکی یک خلاف کرد ، همه باید بروید دنبالش که آقا چرا . لازم نیست که کتک کاری بکنید ، مواخذه کنید . اگر یک نفر خلاف کرد ، ۲۰ نفر از شماها رفت گفت نکن این کار صحیح نیست ، تحت تاثیر واقع میشود . اگر یک معمم ، یک صورت معمم ، یک کار خلاف کرد ، از اطراف ، معممین هجوم به آن آورد که چرا این کار را میکند ، دیگر اگر من دخالتی کردم همه تان هجوم آوردید که چرا این کار را میکنی من سر جایم مینشینم . همه تان مسؤ ولید همه مان مسؤ ولیم ، امروز مسؤ ولیت بزرگ است برای ما ، ما نصف راه هستیم و من خوف این را دارم که قضیه ما قضیه هیتلر بشود . 649.
امروز مسامحه در امر مسلمین گناه نابخشودنی است
اکنون که بحمدالله تعالی موانع رفع گردیده و فضای آزاد برای دخالت همه طبقات پیش آمده است ، هیچ عذری باقی نمانده و از گناهان بزرگ نابخشودنی ، مسامحه در امر مسلمین است . هر کس به مقدار توانش و حیطه نفوذش لازم است در خدمت اسلام و میهن باشد و با جدیت از نفوذ وابستگان به دو قطب استعمارگر و غرب یا شرق زدگان و منحرفان از مکتب بزرگ اسلام جلوگیری نمایند و بدانند که مخالفین اسلام و کشورهای اسلامی که همان ابرقدرتان چپاولگر بین المللی هستند با تدریج و ظرافت در کشور ما و کشورهای اسلامی دیگر رخنه و با دست افراد خود ملتها ، کشورها را به دام استثمار میکشانند باید با هوشیاری مراقب باشید و با احساس اولین قدم نفوذی به مقابله برخیزید و به آنان مهلت ندهید خدایتان یار و نگهدار باشد . 650.
تربیت اسلامی این است که در مقابل اجرای احکام خدا هیچ ملاحظه از کسی نکند
اگر خدای نخواسته در این نهضتی که شما کردید یک وقت کاری ما و شما انجام بدهیم ، روحانیون و پاسداران ، هر دو طایفه پاسدار هستند ، پاسدار اسلام باید همه ملت پاسدار اسلام باشد . ( کلکم راع ) همه باید مراعات کنید ، همه تان راعی هستید ، همه مردم و همه هم مسؤ ول هستند ، یعنی همه باید همانطوری که یک شبانی یک گلهای را میبرد و رعی میکند و میچراند و به جاهای خوب باید ببرد ، مسؤ ول این است که این را به جاهای خوب و به علفچراهای خوب ببرد و به آبهای خوب ، و مسؤ ول است پیش صاحبان او به اینکه چرا نبردی ، همه ما آن حال را داریم ، مسؤ ولیم در مقابل خدا و در مقابل وجدان و همه مان باید مراعات بکنیم ، یعنی نه اینکه مراعات خودمان را ، من مراعات همه شما را بکنم ، شما هر یک مراعات همه را . یک همچو برنامه است که همه را وادار کرده که به همه ( چرا ) بگوئیم ، همه را جلویش را ، همه را ، به هر فردی ، به هر فردی لازم کرده به اینکه امر به معروف کند . اگر یک فرد خیلی به نظر مردم مثلا پایین ، یک فردی که به نظر مردم خیلی اعلا رتبه هم هست ، اگر از او یک انحرافی دید ، بیاید ( اسلام گفته برو به او بگو ، نهی کند ) بایستد در مقابلش بگوید این کارت انحراف بود نکن . میگویند عمر در وقتی که خلیفه بود ، گفت که من اگر چنانچه خلافی کردم به من مثلا بگوئید ، چه بکنید ، یک عربی شمشیرش را کشید گفت ما با این مقابل تو میایستیم ، اگر تو بخواهی خلاف بکنی ما با این شمشیر مقابلت میایستیم . تربیت اسلامی این است که در مقابل اجرای احکام خدا و در مقابل راه انداختن نهضتهای اسلامی ، هیچ ملاحظه از کسی نکند . این آقاست این غیر آقا ، این پدر است این پسر است ، این رئیس است این مرئوس است ، ابدا این مسائل نباشد در کار . مساءله این باشد که این آیا به طریق اسلام دارد عمل میکند یا نه . به طریق اسلام عمل میکند ، هر فردی باشد باید از او قدردانی کرد و تشویق کرد و محبت به او کرد . برخلاف اسلام که باشد هر فردی میخواهد باشد ، یک روحانی عالی مقام باشد ، یک آدمی باشد که مثلا راس باشد ، یک سرکرده باشد ، وقتی دیدند برخلاف مسیر دارد عمل میکند ، هر یک از افراد موظفند که به او بگویند که این خلاف است ، جلویش را بگیرند . 651.
اگر اسلام آسیبی ببیند همه ما مسؤ ول هستیم
اگر امروز اسلام خدای نخواسته لطمه ببیند ، آسیب ببیند ، این گناهش به گردن همه ماست ، یک قشر خاصی مسؤ ول نیستند . کلکم راع و کلکم مسؤ ول همه مسؤ ول هستید ، همه ملت مسؤ ول هستند ، همه ملت باید مراعات بکنند آن احکام اسلام را . اسلام حق دارد به همه ما و به همه انسانها . الان اسلام در دست ماست و ما پاسدار او هستیم و اگر آسیب ببیند همه ما مسؤ ول هستیم ، در بارگاه خدا همه مسؤ ول هستیم . اگر خدای نخواسته در بین پاسداران یک اختلافی باشد یا یک کارهائی در بین آنها واقع بشود که بر خلاف مصلحت اسلام است ، بر خلاف مصلحت ملت است ، بر خلاف مصلحت کشور اسلامی است ، این مسؤ ولیت دارد . گمان نکنید که خوب من یک نفرم و یک عمل میکنم این چه ربط دارد به دیگران ، امروز اینطور نیست ، قبلا هم اینطور نبوده . عمل یک شخص در یک جامعه اثر دارد ، جامعه عبارت از این اشخاصند ، یک چیز دیگری نیست . عمل هر یک از شما تاثیر دارد ، وقتی شما یک عمل زشتی کردید ، دیگران هم که میبینند در آنها تاثیر میکند ، وقتی شما یک عمل صالحی انجام دادید ، دیگران هم وقتی که میبینند در آنها تاثیر میکند ، اگر خدای نخواسته شما یک کاری بکنید که برای اسلام ضرر داشته باشد ، یک ظلمی بکنید ، یک خلافی بکنید شماها مسؤ ول هستید و همه ملت مسؤ ول هستند . همه باید جلوگیری کنند همه رعیت هستند ، همه راعی هستند . و همه مسؤ ول . مبادا اینطور بشود که اسلحه را از ظالم گرفتید و خودتان ظلم کنید . رژیم سابق برای کارهایش شد آن رژیم منفور و ملعون ، برای خرابکاری شد او ، نه برای شخص که شخصش کی بود و پسر کی ، عمل اسباب این شد که مردم را از او منحرف کرد و با انحراف مردم نتوانست دوام بیاورد . 652.
باید کاری بکنیم که ظلم نباشد
مردم اگر از من گله دارند ، از اسلام سرد نشوند . من خلاف کردهام ، به اسلام چه مردم اگر اسلام را ، استقلال و آزادی را ، نبودن تحت اسارت شرق و غرب را میخواهند ، همه در انتخابات شرکت کنند و در صحنه حاضر باشند . اگر یک ظالم خلاف کرد ، اسلام که نکرده است پس باید کاری کنیم که ظلم نباشد و ظالم از بین برود . اگر دیدیم در این دوره خلاف شده و به افرادی ظلم شده باید تلاشمان را بیشتر کنیم تا خلاف و ظلم را از بین ببریم نه اینکه کنار برویم و از صحنه خارج شویم . زیرا اگر از صحنه خارج شویم ظلم بیشتر میشود پس باید اجتماعمان را بیشتر کنیم و بیشتر در صحنه حاضر باشیم . امید است انشاءالله خداوند شماها را و همه ملت را موفق کند و اسلام را به آنطوری که دلخواه است و آنطوری که خواست خدای تبارک و تعالی هست به آنطور در این کشور پیاده کنید و این محتاج است به اینکه تمام کشور ما و تمام ملت ما حاضر باشند در صحنه و خودشان ناظر باشند که اگر کسی تخطی از اسلام و تخطی از قوانین اسلام بکند ، او را سرزنش کنند و او را از صحنه خارج کنند . 653.
سکوت در مقابل جرم دیگران ، جرم است
بشناسید صالح و فاسد را ، بشناسید مفسد و مصلح را ، بشناسید ، توجه داشته باشید کی دارد خلاف میکند به اسم اسلام ، کی دارد خرابکاری میکند به اسم اسلام ، اگر عمامه سرش است بزنیدش کنار ، خود معممین بزنندش کنار ، اگر توی پاسدارهاست ، پاسدارهای مسلم ، اسلامی که همه زحمت را به عهده دارند بزنندشان کنار ، اگر در ارتش است ارتشیها بزنندشان کنار ، ژاندارمری است آنها بزنند ، توی بازار است بازاریها بزنندشان کنار ، توی کارخانه هاست آنها بزنندشان کنار . اینها در هر جایی میخواهند یک نفوذی بکنند و یک فسادی بکنند به اسم اسلام و این خطر است برای نهضت شما ، با اسم اسلام میخواهند این اسلام را در بین مردم خود مملکت مشوه نمایش بدهند ، بد صورتش را نمایش بدهند و این یک جرم بزرگی است که آنها مرتکب میشوند و ما هم اگر ساکت باشیم جرم است برای ما ، باید بگوئیم ، باید شماها هم عمل کنید ، کسانی که با اسم اسلام میآیند و میخواهند خرابکاری بکنند و مثلا یک کارهای زشتی بکنند و خلاف اسلام بکنند ، بدانید اینها اسلامی نیستند اینها ضد اسلام هستند ، ضد انقلاب هستند . من در میان شما باشم و یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش میکنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد ، نگذارید پیش کسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند . 654.
درصدد این باشید که منحرفین را اصلاح کنید نه راضی کنید
باید نشریات شما در مقابل اینها به صورتی باشد که وقتی دست مردم میرسد بگویند تعلیمی است و مدرسهای است برای تعلیم و کسانی که الهی هستند راضی باشند . شما درصدد این نباشید که منحرفین را راضی کنید ، درصدد این باشید که منحرفین را اصلاح کنید . اگر منحرفین را بخواهید راضی کنید شما را به انحراف میکشند ، اما اگر بخواهید منحرفین را اصلاح کنید هر روز قلم شما قلم اصلاحی است . 655.
انحرافات را با نور هدایت خدا اصلاح کنید
شما حالا آقایان از قراری که گفتند بنا دارید که تشریف ببرید در قراء و قصبات و شهرها برای ترویج ، برای هدایت ، توجه داشته باشید اگر قدمی بر خلاف موازین ، بر خلاف رضای خدا بردارید یک جرمی است که به این زودی نمیتوانید جبران کنید . شمائی که به اسم هدایت بین مردم میروید غیر عامه مردم است وضعتان ، غیر وضع عامه مردم است . شمائی که برای هدایت میروید شما رسول از طرف اسلام هستید ، رسول رسول خدا هستید . باید بفهمید که در این رسالت چه باید بکنید ، این کارهائی که بنا دارید بکنید آیا به اسم رب است ؟ آیا از اول که شروع میکنید به اینکه هدایت کنید مردم را ، اسلام را معرفی کنید بر مردم ، ولو همین قدر که میدانید ، آیا این به اسم رب است ؟ از اسم خدا شروع میشود یا خدای نخواسته نفسانیت آدم در آن دخالت دارد . ( اعدا عدوک ) همین نفسی است که در انسان است ، این از همه دشمنها برای انسان دشمن تر است . همه دشمنهای عالم آنقدری که از آنها میآید این است که انسان را بکشند زجرش بدهند اما آن که بین جنبیک ، آن نفس اماره انسان ، آن غیر این است که انسان را بکشد ، انسانیت را میکشد . همه عالم جمع بشوند که انسانیت شما را بکشند تا آن چیزی که در خود شما هست ، آن نباشد و تغییر نکند ، کسی نمیتواند ( اعدو عدوک ) همین نفسی است که بین جنبیک . ببینید که حالا که تشریف میبرید و میخواهید مردم را هدایت کنید ، به اسم رب هدایت میکنید یا به اسم نفس که همان به اسم شیطان است ؟ ببینید با آقایانی که در محل هستند ، شما چه جور رفتار میکنید ؟ ما فرض میکنیم که شما در محل که رفتید بعضی از اشخاص منحرف هستند ، پیغمبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) برای همینها غصه میخورد ، برای همین مردم منحرف غصه میخورد ( فلعلک باخع نفسک ۶۵۶ ) اینکه مومن نشدند ، همچون غصهای که مثل اینکه میخواهی خودت را بکشی . ما فرض میکنیم که شما وقتی که رفتید یک انحرافات دیدید ، انحرافات را با انحراف اصلاح خیال نکیند بکنید . انحراف نمیتواند انحراف را مستقیم کند . انحرافات را با نور هدایت خدا و باسم ربک مستقیم کنید . 657.
با محبت میشود منحرفها را مستقیم کرد
با اسم خدا حرکت کنید و با اسم خدا هدایت کنید . و با اسم خدا ترویج کنید و با اسم خدا انحرافات را مستقیم کنید . اگر دیدید آنجا میخواهد نفس اماره بگوید که حالا این آقا که اینجا مدتی بوده است و عنوانی دارد و بخواهید عنوانش را یک وقت خدای نخواسته از دستش بگیرید ، بدانید که این الهی نیست ، این شیطانی است . بخواهید مقابل یک اهل علمی که آنجا هست بایستید و بشکنید خدای نخواسته حیثیت او را ، بدانید که انسانی نیست و این الهی نیست شیطانی است . با همه محبت کنید ، با محبت میشود منحرفها را مستقیم کرد ، بهتر از اینکه با شدت وحدت ، گاهی نمیشود و الا غالبا میشود . پیغمبر اکرم نبی رحمت است که برای رحمت آمده است آنجائی هم که آن منحرفهای غیر قابل اصلاح را امر به قتل میکرد ، مثل یک غده سرطانی که در یک بدن باشد ، برای اصلاح بدن آن غده را باید بیرون آورد ، چاره نیست ، این غدههای سرطانی گاهی یک جامعه را فاسد میکنند ، این هم رحمت بر جامعه است . اینهائی که اسلام را اصلا نمیدانند چیست ، نمیفهمند اصلا اسلام چه است ، خیال میکنند این غربیها ، اینهائی که دنبال غرب هستند ، که احکام اسلام خشونت دارد . اینها اصلا نمیدانند که این احکام چه چیز هست ، برای چه هست . این مثل این است که به یک طبیبی که کارد را برداشته و شکم را پاره میکند و غده سرطانی را بیرون میآورد بگویند این خشونت دارد میکند . این رحمت است یا خشونت ؟ آن طبیبی که میبرد دست را برای اینکه دست فاسد میکند انسان را ، کارد را در آورده میبرد دست را ، این طبیب با خشونت دارد رفتار میکند و باید فریاد بر آورد که این طبیب خشن است یا این طبیب ، طبیب رحمت است ، با رحمت دارد رفتار میکند ، یک انسان را برای یک عضو نجات میدهد . 658.
در مسائل ملایمت و جهت رحمت بیشتر از خشونت تاءثیر میکند
من راجع به کل مجلس مکرر عرض کرده و حالا هم عرض میکنم که مجلس ما باید با مجلسهای سابق فرق داشته باشد ، البته فرق هم دارد ، اما هر امری کم کم به انحراف کشیده میشود و چنین نیست که یکدفعه انحراف واقع شود . در خود انسان نیز چنین است که شیطان و نفس اماره به تدریج از عمل به مکروهات و بعد از آن به صغائر و از آنجا به بالاتر انسان را منحرف میکنند . در مجلس سابق دوره اولش بهتر بود ، لکن در هر سال چیزی به آن اضافه و یا از آن کم شد تا رسید به آنجا که مجالس اخیر را دیدیم شما از اول اگر جلوی فساد را نگیرید معلوم نیست که به وضع سابق منتهی نشود . البته باید عاقلانه باشد که مساءله حادی پیش نیاید .
در مسائل ملایمت و جهت رحمت بیشتر از جهت خشونت تاثیر میکند . من در زمان اختناق رضاخانی وقتی در مدرسه فیضیه صبحت میکردم ، آنگاه که از جهنم و عذاب الهی بحث میکردم همه خشکشان میزد ، ولی وقتی از رحمت حرف میزدم می دیدم که دلها نرم میشود و اشکها سرازیر میگردد و این تاثیر رحمت است . با ملایمت انسان بهتر میتواند مسائل را حل کند تا شدت .
و مجلس باب مباحثه است . و باید مثل مباحثه طلبهها باشد که با هم دوست هستند و با یکدیگر بحث و گفتگو میکنند ولی معلوم است که مباحثه هست . 659.
فصل چهارم : رسالت سفرا و سفارتخانهها
محیط سفارتخانهها باید اسلامی باشد
اما قضیه وزارت خارجه ، این وزارتخانه از سایر وزارتخانهها حساسیت بیشتری دارد برای اینکه سروکارش با تمام ممالک دنیاست . خدمت کردن شما مسلم است برای اینکه کشور خودتان است . قبلا کشوری بوده است وابسته به غرب و شرق و تحت ستم و آسیب خارجیها و دارای تبلیغات شاهنشاهی . در چنین کشوری معلوم است که کار وزارت امور خارجه اش چه مشکل و سنگین است ، ولی همت مردان مصمم هر کار مشکلی را آسان میکند و بعد انجام میدهند . شما که برای رضای خدا خدمت میکنید سعی کنید در مقابل تمامی مشکلات بایستید و مبارزه کنید . امروز هم که در جمهوری اسلامی همه با هم هستند و دولت و مردم با هم دوست هستند ، حل مشکلات آسان تر است . با گرمی با مشکلات مواجه شوید و مبارزه کنید تا حل شود . سفارتخانهها را در خارج به صورتی دنبال کنید که هرکس آنجا برود ببیند در محیط اسلامی و اخلاقی وارد شده است . من از آقای ولایتی و سایر آقایان که وقت شان را برای آمال اسلامی انسانی صرف میکنند تشکر میکنم . در مورد تبلیغات وزارت خارجه باید بدانید که تبلیغات در راس امور است و هر روز باید حجمش زیادتر گردد . امروز که ما مقابل تمام دنیا ایستادهایم ، لااقل باید تبلیغات خودمان سالم باشد و تبلیغات صحیحی داشته باشیم . امیدوارم همه سالم باشید و وزارتخانه را به صورتی که برای اسلام و کشور مفید باشد . بسازید میدانم که در فکر حل مسائل هستید . انشاءالله مشکلات را حل می نمائید . 660.
در سفارتخانهها نسبت به سابق باید تغییر اساسی داده شود
باید این را غنیمت بشماریم که حالا که کار دست خود ملت افتاده و خود ملت است که دارد زمام امور را به دست گرفته است ما غنیمت بشماریم و کار کنیم برای اسلام ، برای ملت مان کار کنیم . کار برای شما این است که شما نمیدانم حالا آنوقت ، وضع سفارتخانههای آنوقت را اصلا نه ، لابد ندیدید ، نرفتید آنجا ، سفارتخانه کسی نمیرفت ، اما خوب وضع را اطلاع دارند مثلا ایشان اطلاع دارند که وضع آنوقت چی بوده . باید وضع بکلی تغییر کند ، تغییر هم کرده است ، اما تغییر اساسی باشد که یک سنتی بشود به واسطه شما برای آیندهها ، کسی که یک سنت خوبی را بگذارد ، در اجرش تا آخر شریک است به حسب روایات ما یک وضعی در آنجا درست کنید که کسانی که میآیند و سفارتخانه را میبینند متوجه بشوند که این سفارتخانه با سایر سفارتخانهها فرق دارد . حتی با سفارتخانههای دول اسلامی فرق دارد . این سفارتخانه با سفارتهای سابق اصلا طرف نسبت نیست ، یک جور دیگری است اگر شما موفق بشوید به این معنا که وضع را جوری کنید که به ارث برده بشود برای آتیه ، ما مسؤ ول حالا که نیستیم ، ما مسؤ ول همیشه هستیم . ما الان که مجال دست مان آمده است مسؤ ولیت مان برای دورههای بعد است ، نه اینکه فقط - ما حالا - هر چه شد بعد ، بعدها هر چه شد بشود ، ما تا زندهایم بشود ، هر چه میخواهد بعد بشود . اینجور نیست . ما مسؤ ولیم که این سفارت ، شماها آقایان این سفارتخانهها را به جوری درست بکنید که وقتی دست یک سفارت دیگری افتاد نتواند اصلا تغییرش بدهد به این زودیها و همه جهاتش ، هر جهتی که در آنوقت بوده عکسش را بکنید ، آنوقت من میدانم جهت صحیح نبوده در کار ، جهت سالم نبوده یا بست و بندهایی بوده است که سیاسیها میکنند غالبا برای استفادههای شخصی یا استفادههای دیگری ، غیرمشروع ، حالا باید وقتی که میآیند می بینند ببینند که در یک محیطی وارد شدهاند که این محیط اسلام است ، این محیط ملت اسلام است و نمیتوانند در اینجا یک کاری بکنند بر خلاف اینکه در سابق یک - سفارت - سفیری وارد میشد ایران و این اشخاصی که برای ملت مثل گرگ به جان ملت افتاده بودند در مقابل آنها مثل روباه بودند ، این برای این بود که به مردم اتکا نداشتند . اینها اتکائشان به یک نقطه بود که مثلا یا شاه بود که شاه هم دست نشانده آنها بود یا نخست وزیر بود که همین طور بود یا صدراعظم بود که اینطور بود . اینها اتکائشان به آنها بود . از این جهت وقتی یک سفیری وارد میشد به ایران سفیر انگلیس آنوقتها و حتی خوب ، این را در چیز نقل میکنند که وقتی پاشد صدراعظم را زد به دیوار و مشت تو کله اش زد که تو این کار را چرا نمیکنی . این یک سفیر این کار را کرد . خوب ، حالا میدانید که سفیرش که نمیتواند ، رئیس جمهوری یک کشور دیگری هم که بیاید ، از انگلستان هم بیاید نمیتواند ، سلطان انگلستان هم بیاید نمیتواند اینجا یعنی نمیتواند با یک نفر اشخاص عادی اینجا اینطور رفتار بکند . این برای این است که اتکاء شما به یک شخص نیست ، شما ملت اید ، خودتان ملت اید ، اتکاء به ملت است . وقتی اتکاء به ملت شد دیگر انسان نمیترسد از اینکه حالا این اگر من این کار را بکنم این فرض کنید سفیر به وزارتخانه میگوید که من را تاءدیب کنند . این خودش هم که نمیتواند . این حالا اینطوری شده است . 661.
در خارج که هستید وضعتان را جوری قرار بدهید که تحت تاءثیر آنها واقعنشوید
شما این را باید غنیمت بدارید و ما هم غنیمت ، برای اینکه حفظ کنیم این سنت الهی را که به دست ما دادند ما برای آتیه درست بکنیم . حالایش را من خاطر جمعم که خوب است انشاءالله البته همچو نیست که صددرصد ، اما شماها درصدد برآیید که صددرصد خوب باشد ، لکن مهم آتیه است . مهم این است که حکومت در ایران جوری باشد که وقتی منتقل شد به چیز ، نتوانند به این زودی تغییرش بدهند . ملت آنطور حاضر است ، حکومت باید خودش طوری درست بکند که وقتی که منتقل شد به نسل آتیه نتواند بر خلاف رفتار بکند . رئیس جمهور جوری رفتار کند که وقتی یک کس دیگر رئیس جمهورشان شد نتواند که خلاف بکند ، و همین طور سایرین . مجلس یک کاری بکند که وقتی مجلس دیگری تحقق پیدا کرد نتواند رویه اش را تغییر بدهد . این یک تکلیفی است الان برای ما . شماها الان مکلف هستید به اینکه در هر جا هستید تمام جهات اخلاقی و اعتقادی و عرض بکنم سیاسی و همه جهات اجتماعی را و همه این چیزهایی که محول به شما هست اینها را جوری درست بکنید که وقتی منتقل شد به یک نفر دیگری ولو بد باشد خودش را مجبور باشد که خوب نمایش بدهد . همانطوری که سابق اگر یک کسی خوب هم بود نمیتوانست خوبی اش را نشان بدهد برای اینکه محیط یک محیط ، جو را جوری درست کرده بودند که یک نفر آدم هم که میخواست متدین باشد نمیتوانست عرضه کند تدینش را . شما محیط را باید جوری بکنید که اگر خدای نخواسته یک کس بدی هم سفیر شد ، کاردار شد ، نمیدانم چه شد ، نتواند به این زودیها اظهار کند که من آنجور نیستم . وضعش را وضعی قرار بدهد که مثل شماها باشد و این مساءلهای است که ما باید دنبال این باشیم که آتیه را در نظر بگیریم ، نه حالا را ما آتیه داریم ، اسلام آتیه دارد ، مملکت شما آتیه دارد و همه گرگها هم در اطراف هستند که یک چیزی بشود بلکه دوباره از سر بگیرند و این الان به عهده همه ماست که نگذاریم این پیش بیاید ، که یک قضیهای پیش بیاید که به هم بخورد . اوضاع نه ، همه چیز سر جای خودش باشد ، هر که هم بمیرد ، هر که هم از بین برود ، هر چی هم سر جای خودش باشد این را باید حفظش بکنید و این مطلبی است که به نظر من مهم است برای هم برای وزارتخانهها ، هم برای سفرا ، هم برای همه و شما هم که در خارج هستید البته یک قدری تکلیف تان مشکل تر از اینجاست . خوب ، شما هر کدام هستید ، در خارج که هستید ، در بلاد اسلامی که هستید خوب ، وضع آنها . یک وضعی است که با ما خیلی چیز نیست ، امیدواریم که درست بشود آنها هم باید آنجاها شما وضع تان را جوری قرار بدهید که تحت تاثیر آنها واقع نشوید ، هر که میآید آنها تحت تاثیر شما واقع بشوند ، نه شما تحت تاثیر آنها یعنی کسی که وارد اینجا میشود وقتی یک چیزی توی ذهنش بیاید که تاثیر کند در قلبش اینکه وضع خوب است اینطوری باشد ، نه آنطوری باشد . خوب است که نویسندههای اینجا اینجوری باشند ، محررین اینجا اینجوری باشند عرض میکنم مستخدمین اینطوری باشند و رؤ سا اینطوری باشند ، اینطور به نظرشان بیاید که این وضع بهتر از آن وضع است که آنها دارند . اگر اینطور شد کم کم انشاءالله نفوذ هم میکنید به آنها و انقلاب تان هم صادر میشود . ما هم میخواهیم صادر به همین معنا بشود . ما میخواهیم سفرایمان در آنجا جوری عمل بکنند که سفرای آنجا ، دولت آنجاست تحت تاثیر واقع بشود . و دولت مان کاری بکند که دولتهای دیگر تحت تاثیر واقع بشوند و ملت مان کاری بکند که ملتهای دیگر تحت تاثیر واقع بشوند . و من امیدوارم که چون برای خدا شما ، امیدوارم که برای خدا کار بکنید ، این کار به دست شماها واقع بشود و به دست شما یک سنتی قرار داده بشود که شما شریک باشید در حسنات اشخاصی که بعدها میآیند و این مساءله مهمی است که ما خودمان زیر خاک باشیم و کسان دیگر کار بکنند ، حسناتش را پای ما بنویسند . این اگر شما یک سنت صحیحی بجا بگذارید وضع اینطوری خواهد شد . 662.
روشهای گذشته در سفارتخانهها ، باید تغییر کند
من سلامت همه آقایانی که از خارج به کشور خودتان آمدید ، چه اعضای سفارتخانهها و سفرا و چه دانشجویان عزیز خارج کشور ، از خدای تبارک و تعالی خواستارم . من گمان میکنم که تکلیف شما آقایان که در خارج هستید و در سفارتخانههای اسلامی ایران در بیرون از کشور هستید و همین طور جوانان عزیز ما که در خارج کشور هستند ، مشکل تر است تکلیفتان از ما که در داخل هستیم . برای اینکه ملت ما وضع اسلام و جهات اسلامی را میدانند و اگر فرض کنید یک گروهی یا یک شخصی بر خلاف اسلام رفتار کند ، آنها آن شخص را ، آن گروه را محکوم میکنند ، و اما شما در محیطهائی هستید که آن محیطها مثل غرب ، مثل جاهائی که ملتها اسلامی نیستند یا اگر اسلامی باشند توجه به مسائل ، باز آنطور که باید پیدا نکردند ، اگر چنانچه شما شخصا یا سفارتخانه هایتان وضعش یک وضعی باشد که با اسلام درست جور نیاید ، در آنجا خواهند گفت که اسلام همین است . اگر بنا باشد که سفارتخانههای ما در خارج از کشور به همان وضع طاغوتی یا نزدیک به وضع طاغوتی باشند ، معنایش این است که باز اسلام در سفارتخانهها نرفته است . مع الاسف تا آنجا که به من در طول این مدت اطلاع دادن ( که اخیرا را درست نمیدانم ) سفارتخانههای ما ، سفارتخانههای اسلامی که باید باشد نیست ، چه در مکانها و چه در کیفیت مستخدمینی که آنجا هستند و خصوصا مستخدمین زن و چه در سایر جهاتی که هست ، باز احساس درست نشده است که جمهوری اسلامی یعنی چه . 663.
جوری رفتار کنید که طاغوت در شما طمع نکند
بعض از سفرائی که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به دربار سلاطین بزرگ آنوقت فرستاده بودند اینها وقتی وارد شدند با شمشیر خودشان آن پارچهای که حریر بود زدند کنار . این شکستن آن دماغ فرعونی سلاطین آن زمان بود . مطلب به نظر ساده میآید لکن مساءله این طور نیست . اینها که رفتند ، یک اعراب سادهای بودند ، متعهد به اسلام بودند ، از اول خواستند بفهمانند که وضع ما چی است و ما برخوردار از چه مکتبی هستیم و اینطور جلال و جمال و دستگاه به ما تاثیری نمیکند . بسیاری هستند که وقتی که یک شخصیت خیلی به نظر خودشان عالی را دیدند ، دست و پایشان را گم میکردند و میکنند . خصوصا در زمان قدرتهای بزرگ و در این نیم قرنی که ما مبتلا بودیم ، جلوی او هم همین طور . یک حکومت وقتی که میآمد در یک محلی ، این حکومت مثل یک شاه با مردم عمل میکرد ، مردم را هیچ به حساب نمیآورد و من خودم شاهد این معنا بودم که یک حاکمی که برای گلپایگان آمده بود و خمین هم آنوقت جزء گلپایگان بود ، این در حضور تجاری که آمده بودند برای آنجا ملاقاتش ، آن بزرگتر فرد تاجر را گفت ببرید ببندید به چوب . من شاهد بودم که بچه بودم شاهد بودم که یک نفر مرد متدین محترمی که در بازار رئیس تجار بود ، این شخص فاسد اینطور با او عمل کرد که در حضور جمع پایش را بستند به فلک و چوب زدند . به او این کارها را میکردند و همین طور گاهی این کار را میکردند که وقتی که یک محترمی میرفت ، یک عالمی مثلا میرفت ملاقات میکرد با آنها ، در حضور آن عالم یک بیچاره دیگری را میآوردند به چوب میبستند برای اینکه بفهمانند تو باید اطاعت بکنی . و از آنوقت یک همچو وضعی بود و از این بدتر . این عملی که سفیر یا سفرای حضرت رسول انجام دادند ، یک عمل ساده بزرگی بود . از اول ، شخصیت آن فرعون را از اول شکستند . مرحوم مدرس هم این عادت را داشت توی حیاطش یک فرشی انداخته بود و آنجا مینشست ، قلیان هم وقتی میخواست ، پا میشد خودش شروع میکرد درست کردن ، در این خلال فرمانفرما وارد میشد . فرمانفرمای آنوقت را شما شاید نمیدانید چه مساءلهای بود ایشان میگفت که ، قلیان را دستش میداد می گفت که شما آبش را بریز تا من آتشش را درست کنم . فرمانفرما شکست میخورد ، تحت تاثیر همچو واقع میشد که مدرس به او گفت و تو آب قلیان را بریز وادارش میکرد که آب قلیان را بریزد و من خودم آتش را درست میکنم تا قلیان درست بشود . این برای این بود که برخورد با این مغزهای فاسد گاهی باید طوری باشد که از اول طمع نکنند به آن طرف ، اگر چنانچه با تواضع و خضوع و آنطوری که آن وقتها متداول بود رفتار میکردند ، او طمع میکرد که اگر چنانچه مطلبی دارد تحمیل کند ، اما وقتی برخورد یک برخورد اینطوری بود ، ساده و لکن کوبنده ، دیگر نمیتوانست به او تحمیل کند مطلبی را . شما در خارج که هستید برخورد دارید با سفرای آنجا ، با وزرای خارجه آنجا ، با همه اینها برخورد دارید ، اگر بنا باشد که شما وقتی که میخواهید در وزارت خارجه بروید خودتان را گم کنید ، خیال کنید که حالا در یک محضر کذا ، وزیر خارجه امریکا ، وزیر خارجه شوروی ، لکن باید شما توجه داشته باشید که شما سفیر مملکت اسلامی هستید که از همه این قدرتها ، قدرتش بالاتر است و از همه این شریفها ( اگر آنها شرافتی داشته باشند ) شرافتش بالاتر است و شما باید حیثیت خودتان را از اول حفظ کنید واز مسائل مهمی که شماها مثل ماها موظف به آن هستید این است که با عمل خودتان در آنجا ، سلوکتان با کارمندان با وضعیت اصل سفارتخانه و وضع سفارتخانه طوری باشد و طوری بکنید که با همین عمل به تدریج انقلاب شما صادر بشود به آن کشوری که در آن هستید . مسائل اخلاقی ، یک مسائلی است که وقتی که یک کسی مقید به آن بود و دنبالش بود ، این سرایت میکند ، و مردم به حسب طبیعتشان ، به حسب فطرتشان فطرتها سالم است منتها تربیتها ضایع میکند فطرتها را . 664.
داشتن نشریه برای سفارتخانهها ضروری است
شما باید با خیال کنید خودتان که در یک مملکتی وارد شدید و میخواهید این مملکت را مثل مملکت خودتان تربیت کنید و میخواهید اسلام را در آنجا هم صادر کنید . صدور اسلام به این است که اخلاق اسلامی ، آداب اسلامی ، اعمال اسلامی ، آنجا طوری باشد که مردم توجه به آن بکنند و از امور مهمه داشتن یک نشریه در هر سفارتخانه هست ، نشریه ، نه مثل نشریههای زمان طاغوت . نشریه ، یک نشریه اخلاقی اسلامی و در آن درج بشود مسائلی که در ایران گذشته است . شما میبینید که الان در همه جای دنیا تقریبا به ضد جمهوری اسلامی تبلیغات میشود . تبلیغات همه جانبه ، چه دستگاههای تبلیغات غرب با همه وابستگان و چه دستگاه تبلیغات شرق با همه وابستگانشان ، این برای این است که اینها از جمهوری اسلامی وحشت زده شدهاند ، علاوه بر اینکه منافعشان در خود ایران از دست رفته است و انشاءالله تا ابد از دست خواهد رفت . علاوه بر این ، خوف این را دارند که این مطلب سرایت کند و این نهضت و انقلاب سرایت کند به خارج و صادر بشود در مملکتهای دیگری و آنها هم بعد از فهم این معنا که اسلام باید در آن محل باشد ، اسلام وضعش چطور است ، این را هم میترسند که نبادا آنجا هم مثل ایران بشود و آن دستگاههای طاغوتی شان کم کم رو به زوال باشد و انشاءالله هست رو به زوال . 665.
به جای مهمانیهای طاغوت مخارج را صرف تبلیغات کنید
شما باید ، شما باید به هر سفارتخانهای که دارید ، به جای آن خرجهای طاغوتی که در آنوقت میشد ، آن مهمانیهای طاغوتی که همه اش بر خلاف اخلاق اسلامی بود و آن خرجهای دیگری که خود شما هم میدانید که در آنجاها میشد ، آن مخارج را صرف تبلیغات بکنید و به دنیا بفهمانید که اسلام چطور است و مملکت ما چه وضعی دارد . در مقابل همه تبلیغاتی که میشود ، از هر جور تبلیغی که میشود ، جواب بدهید و آشنا کنید ممالک دیگر را ، کشورهای دیگر را به آن چیزی که در ایران هست و آنطوری که در ایران میگذرد . آشنا کنید مردم را به اسلام و به نهضت اسلامی و انقلاب اسلامی . 666.
با عملتان بناها و بنیادهای طاغوتی را تحقیر کنید
خوف اینکه ما اگر ساده رفتار کنیم آنها با آن ، سفارتخانههای آنها با آن وضعی که دارد ، ما در نظر آنها تحقیر میشویم ، این خوف را در خودتان راه ندهید ، بلکه شما با عملتان تحقیر کنید آنطور بناها و بنیادهای ظلم و طاغوتی را . شما گمان نکنید که اگر چنانچه به طور ساده عمل بکنید و سفارتخانه شما یک امر ، یک جای سادهای باشد ، یک مرکزی باشد که از آنجا علم و دانش و اخلاق صادر بشود ، شما تحقیر خواهید شد . خیر ، این حرف ، حرف غربزده هاست که خیال میکنند که ما اگر مثل غرب نباشیم ، ما تحقیر میشویم ما الان بنا داریم که مثل غرب نباشیم و بنا داریم وابسته نباشیم و بنا داریم مستقل باشیم و آزاد باشیم و الان میبینید که آنهائی که ، ملتهایی که تحت تاثیر تبلیغات امریکا و شوروی و سایر اذناب آنها واقع نشدند ، همه آنها به نظر اعجاب و عظمت به شما نگاه میکنند . 667.
موظفید که عقلا و شرعا به اینکه سفارتخانههاتان هر چه ساده تر باشد
عظمت انسان به لباس و کلاه و اتومبیل و - نمیدانم - پارک و امثال ذلک نیست . انسان یک حقیقتی است که آن حقیقت اگر بروز بکند شرافتمند است ، عظمت دارد . شما میبینید که بزرگترین افراد بشر انبیا بودند و سادهترین از همه هم آنها بودند . در عین حالی که بزرگتر از همه بودند و همه آنها را به بزرگی میشناختند در عین حال سادهترین افراد بودند در وضع زندگیشان تمام انبیا اینطور بودند و تاریخ همه آنها را نشان میدهد که با وضع بسیار سادهای عمل میکردند . در صدر اسلام آن امر بسیار روشن است که چه جور وضع داشتند ، حکومتها چه وضعی داشتند و امرای ارتش چه وضعی داشتند و خود اشخاصی که در راس بودند با مردم چه وضعی داشتند . در عین حالی که وضع شان آنطور بود که وقتی یک کسی از خارج میآمد در مسجد رسول الله و این افراد نشسته بودند ، نمیشناخت که کدام یکی اینها رسول الله هستند ، سوال میکرد که کدام یکی هستید ؟ برای اینکه نه بالایی بود ، نه پائینی بود ، دور مینشستند . اگر حصیری هم بود یا بوریائی بود من نمیدانم لکن این فرشهایی که شما خیال کنید ، حتی این فرشی که شما زیرتان انداختید نبوده است . آنوقت دور هم مینشستند ولیکن عظمت شان ، عظمتی بود که دنیا را تحت تاثیر قرار داد . عظمت انسان به روحیت روح انسان است . عظمت انسان به اخلاق و رفتار و کردار انسان است ، نه به اینکه اتومبیلش سیستم کذا باشد ، نه به اینکه گارد داشته باشد ، نه به اینکه خدمه داشته باشد . اینها عظمت انسان نیست ، اینها انسان را منحط میکند از آن مقامی که دارد .
شما آقایانی که در سفارتخانهها هستید موظفید عقلا و شرعا به اینکه هر چه ساده تر ، سفارتخانههاتان هر چه ساده تر باشد و کیفیت معاشرتتان با آن اشخاصی که کارمند هستند در آنجا و به اصطلاح شما زیر دست گفته میشوند ، برادرانه باشد و در عین حالی که آنها باید از شما بپذیرند مطالبی که می گوئید ، لکن برادرانه باید باشد و همین طور وضع مهمانی هایتان ، وضع گذران خودتان ، وضع کسانی که در آنجا کار میکنند آنها باید - یک وضع - متحول بشود به یک وضع اسلامی که هر کس میآید در آنجا اسلام را در آنجا عملا ببیند . 668.
ما بوسیله عمل میتوانیم انقلاب را صادر کنیم نه زور و سرنیزه
ما هر چه فریاد بزنیم که ما اسلامی هستیم و جمهوری اسلامی هستیم ، لکن وقتی ببینند ما را که در عمل غیر او هستیم ، از ما دیگر باور نمیکنند . وقتی میتوانند باور کنند از ما که مائی که می گوئیم جمهوری اسلامی هستیم ، عملمان هم آنطور باشد ، عمل طاغوتی نباشد و قول ، قول اسلامی ، عمل اسلامی باشد و خود رفتار ، اسلامی باشد ، گفتار اسلامی باشد تا صادر بشود این جمهوری اسلامی در سایر کشورها . صدور با سرنیزه صدور نیست ، صدور با زور صدور نیست ، صدور آنوقتی است که اسلام ، حقایق اسلام ، اخلاق اسلامی ، اخلاق انسانی در اینجاها رشد پیدا بکند و شما موظف به این معنا هستید و باید این کار را انجام بدهید که هم در عمل و هم در نوشته هائی که در آنجا منتشر میکنید باید بکنید و مجله داشته باشید و آن مجله یک مجلهای باشد که هم در عکسهایی که در آن هست و هم در مسائلی که در آنجا طرح میشود همه اش موافق باشد . با جمهوری اسلامی تا به واسطه تبلیغات اسلام نفوذ کند در آنجا ، و این را بدانید که اگر چنانچه شما تبلیغات بکنید و همین طور دانشجوهای عزیز ما در آنجا کوشش کنند در اینکه در هر جا که هستند و با هر طایفهای که برخورد میکنند مسائل ایران را ، مسائل اسلامی ایران را در آنجا طرح بکنند و آن چیزهائی که در مجلات خارج ، در روزنامههای خارج در هر جا نوشته میشود ، آنها را یکی یکی برای آنها تحلیل کنند و دروغ آن چیزها را بر آنها ثابت بکنند .
عمده مساءله این است که ما فهمیده باشیم در قلبمان که ما میخواهیم جمهوری مان اسلامی باشد . باید همانطوری که با زبان می گوئیم ، قلب ما معتقد شده باشد به اینکه ما میخواهیم اسلام باشد . ( ما میخواهیم اسلام باشد ) دیگر با تمام اعوجاجات باید مبارزه بکند . انسان ، اول از خودش شروع کند ببیند خودش چه اعوجاجاتی دارد . هر انسان لامحاله در خودش نقصهایی میبیند ، کم است کسی که نقص نبیند در خودش و اگر کسی نقص در خودش نمیبیند ، این خودش یک نقصی است که دارد . انسان باید تربیت بشود ، باید به تزکیه تربیت بشود و انسان از خودش باید شروع بکند ، از خانواده خودش باید شروع کند . و شما از خودتان ، خانواده هایتان ، خودتان همه شروع کنید تا به خارج برسد . دانشجویان ما باید خودشان اول توجه بکنند که رفتار خودشان ، کردار خودشان ، گفتار خودشان همه اینها منطبق با موازین اسلامی و اخلاقی باشد تا اینکه اگر مردم را دعوت کردید به اسلام و باید هم دعوت بکنید ، حرف شما مخالف با عمل شما نباشد . خودتان یک وضعی نداشته باشید که وقتی بگوئید ، مسخره کنند که آقا خودش فلان است و ما را دعوت به چه میکند . 669.
وظیفه شما در معرفی اسلام بیشتر از ماست که در داخلیم
در هر صورت من از خدای تبارک و تعالی سلامت و سعادت همه شما را میخواهم و همه ملت ما موظفند به اینکه رفتارشان یک رفتاری باشد که با همین رفتار اسلام را نمایش بدهند به خارج و اگر چنانچه رفتاری باشد ولو در بعضی از جاهایی که بعضی از اشخاص نفوذ کردند در آنجا ، رفتار طوری باشد که این رفتار ، مخالف با موازین اسلامی باشد این اسباب این میشود که دست دشمنهای ما یک بهانه بدهد و ما را و جمهوری ما را با تمام قوا بکوبند . هم جوانان خارجی ما و هم شما سفرا و کارمندانی که در سفارتخانهها هستید ، همه شما ، همه انجمنهای اسلامی که در خارج هست و همه افراد - این - مسلم و همین طور ایرانی و غیر ایرانی که در خارج هست ، این معنا برای آنها بیشتر وظیفه است از ما که در داخل هستیم ، همه وظیفه داریم و لکن وظیفه شما سنگین تر است ، بیشتر است و باید با خواست خدا انشاءالله موفق بشوید که اسلام را در همه جا معرفی کنید و پس از معرفی نفوس سالم که اکثر مردم هستند ، پذیرش میکنند ، پذیرش که کردند کم کم عمل میکنند ، کم کم این انقلاب صدور پیدا میکند به خارج . خداوند همه شما را انشاءالله حفظ کند و همه شما و ما را موفق کند به اینکه دنبال این باشیم تا انشاءالله حفظ کند و همه شما و ما را موفق کند به اینکه دنبال این باشیم که اسلام را در همه جا تقویت کنیم و از مروجین اسلام باشیم و از جنود خدای تبارک و تعالی باشیم تا انشاءالله به سعادت و سلامت ، هم مملکت خودمان و هم سایر ممالکی که در اسلام هستند و همین طور مستضعفین جهان انشاءالله همه موفق و موید باشید . 670.
وزارت خارجه میتواند با اسلامی شدنش موجودیت اسلامی ما را به خارج نشاندهد
از اینکه اینجا تشریف آوردهاید تا با هم درد دل کنیم ، تشکر میکنم . شما میدانید که وزارت خارجه تنها وزارتخانهای است که با اسلامی شدنش بیشتر از سایر وزارتخانهها میتواند موجودیت اسلامی ما را به خارج نشان دهد ، و بعکس ، صدماتی که به این کشور ممکن است وارد آید و در سابق از ناحیه سفارتخانههای خارجی در اینجا و سفارتخانههای ما در خارج ، بر کشور وارد شده ، بیشتر از دیگران است چون وزارت خارجه با همه دنیا و با افکار و ایدههای مختلف و برنامههای گوناگون روابط دارد و من میدانم که برای اصلاح آن و سایر وزارتخانهها و همه ارگانهای دولتی و امثال آن ، وقت لازم است . لکن وقتی بنابراین شد که ما باید خودمان باشیم و وابسته به غیر نباشیم و خودمان حیثیت خودمان را حفظ کنیم و این احساس در ما پیدا شد ، همین امر انشاءالله منتهی میشود که همه چیز ما اصلاح بشود و اگر شما در این راه مستقیم که راه اسلام است و روزی چند مرتبه هم در نماز از خدا میخواهید که اهدنا الصراط المستقیم ۶۷۱ یعنی ما را به صراط مستقیم هدایت کن ، وارد بشوید ، مسلم به آخر هم خواهید رسید . عمده این است که انسان در آن راهی که باید سیر بکند وارد بشود که پیدا کردن راه ، مشکل ولی بعد از پیدا کردن ، پیمودن آن آسان است . همانند کسی که در بیابان گم شده و مرتب به این طرف و آن طرف میزند و با این وضع شاید هیچ گاه به مقصد نرسد اما وقتی که در راه مستقیم قرار گرفت به مقصد هم میرسد ، چه سیرهای معنوی باشد و چه سیرهای مادی .
اما در جهت معنویت و بعد از اینکه دولتی اسلامی شد و مردم احساس کردند که ما میخواهیم اصلاح بشویم ، در این صورت است که همه کارها به معنویات بستگی دارد . همین کاری که شما در وزارت خارجه و سفرا در خارج میکنند ، اگر در راه مستقیم اسلامی باشد ، سیر الی الله است .
در سیر الهی لازم نیست که انسان در یک گوشهای بنشیند و بگوید من میخواهم سیر الی الله داشته باشم خیر ، سیر الی الله همان سیره و روش انبیا و خصوصا پیغمبر اسلام و ائمه معصومین است که در عین حالی که در جنگ وارد میشدند و میکشتند و کشته میدادند و حکومت میکردند ، همه چیز سیر الی الله بود . اینطور نبود که آن روزی که حضرت امیر مشغول است ، سیر الی الله نباشد و فقط در هنگامی که نماز میخواند سیر الی الله باشد ، هر دویش سیر الی الله بود . لذا پیغمبر میفرماید ضربت علی در روز خندق افضل از عبادت ثقلین است .
وقتی که ما میخواهیم جهات معنوی را بکنیم در مادیات و مادیات را به طرف معنویات بیاوریم ، این سیر الی الله است البته کار مشکلی است ، ولی اینطور نیست که نشود . وقتی که انسان وارد عمل شد موفق میشود .
در همین قضیه پیروزی ملت بر رژیم منحط سابق ، تصور این معنا که ملتی که هیچ چیزی در دستش نیست و رژیم همه چیز دارد ، چگونه پیروز میشود ، مشکل بود آنهایی که این تصور در آنها قوی بود ، سفارش میکردند که وارد نشوید ، لکن وقتی که ملت بنا گذاشت که کاری بکند و در میدان وارد بشود ، به آخر رسید و کاری کرد که ما نمیتوانیم درست حجمش را توجه کنیم و هر قدمی که ما و شما برداشتیم ، خداوند به یک قدم دیگر ما را هدایت فرمود چراغ را خود خدای تبارک و تعالی جلو گرفته و تاریکها را روشن کرد و هیچ وقت نگذاشت که ملت سست شود این برای آن بود که ملت راهش را پیدا کرد و به صراط مستقیم رسید . 672.
سعی شود در سفارتخانهها تصرف و سلطه بیگانگان نباشد
بحمدالله ایران راهش را پیدا کرده است و من امیدوارم هر روز هم محکم تر باشد و به راه خود ادامه بدهد . امیدوارم سفارتخانهها هم در صراط مستقیم انسانیت سیر بکنند و سعی شود که سفارتخانهها تحت سلطه دیگران نباشند . و تصرفاتی در آنها از ناحیه دیگران نباشد هر قدمی که برمی دارند به فکر این باشند که آیا رو به وابستگی میرویم ، یا به طرف رهایی و آزادی و رابطه با کشورهای خارجی که نمیخواهند ما را ببلعند باید باشد . به آنها که میخواهند از طریق روابط ما را وابسته بکنند ، هیچ لزومی ندارد و باید با احتیاط با آنها برخورد شود . ما باید به سمتی حرکت کنیم که میخواهیم با کفایت خودمان خودکفا باشیم نه گندم از خارج بیاوریم و نه خوردنی و پوشاک و سایر وسایل دیگر که بعضی از این امور ، دراز مدت و بعضی در کوتاه مدت باید انجام بگیرد . 673.
مسؤ ولیت وزارت خارجه به مناسبت سر و کار داشتن با خارج بسیار سنگین است
از اولی که جمهوری اسلامی تشکیل شد ، من دربارهٔ سفارتخانهها و سفرای این نظام ، به وزرای امور خارجه هر دولتی که روی کار میآمد تذکر میدادم و تاکید میکردم که نمایندگان جمهوری اسلامی در خارج از کشور باید با نظام اسلامی کاملا تطبیق کنند . اگر افراد و وضع سفارتخانه و کیفیت اداره و برخوردها از سفارتخانهها با جمهوری اسلامی مطابقت نداشته باشد ، نبود سفارتخانه بهتر از بود آن است . اگر سفارتخانههای ما مثل سفارتخانههای زمان محمدرضا باشد دیگر چه توقعی است از اینکه قلمها و زبانها چیزی نگویند و ننویسند . آنها چیزهائی را که نیست جعل میکنند ، اگر خدای نخواسته باشد چه ؟ لذا وظیفه اسلامی و ملی شما و ماست تا حیثیت اسلام و کشورمان را حفظ کنیم شما که خارج میروید سعی کنید تا اشخاصی را برگزینید که انحراف نداشته باشند و اگر نمیتوانید یکمرتبه اصلاح کنید ، در فکر اصلاح تدریجی باشید همه میدانید که مسؤ ولیت وزارت خارجه به مناسبت سرو کار داشتنش با خارج بسیار سنگین است ، لذا سعی کنید به هر مقداری که امکان دارد سفارتخانه هایتان را در مسیر رشد و ترقی و تعالی اسلامی قرار دهید و سعی کنید نشریهای داشته باشید تا مسائلتان را بیان کنید و به دروغهای رادیوها و روزنامهها تا آنجا که میسر است ، جواب دهید . 674.
سفارتخانهها آبروی کشور اسلامی ما هستند
البته مساءله سفارتخانهها کار مهمی است . سفارتخانهها از اول که جمهوری اسلامی بپا شد من از آن روز اول به وزرای خارجه که شدند یکی بعد از دیگری این مطلب را هی گفتهام این سفارتخانهها باید تصفیه بشود ، باید درست بشود ، آنها . کسانی که رفتهاند و دیدند و آمدند ، آنها میگویند که اینها همان بساط سابق را دارند . چند وقت پیش از این یکی آمده بود گفته بود همان بساط سابق را دارند گاهی فرق مختصری کرده . این سفارتخانهها آبروی کشور اسلامی ماست ، اگر آنجا بد باشد ، مردم آنها را ، آن مردم خارج آنها را نگاه میکنند . وقتی دیدند که یک سفارتخانهای در وفق دولت اسلامی نیست ، بر وفق اسلام نیست ، وضعش همان وضع طاغوتی است از آن قیاس میکنند که خوب داخل هم همین است فرق نمیکند . یکی از مهمات این است که البته با آقای وزیر خارجه است که این کارها را انجام بدهند و جدیت کنند در این امر . 675.
امیدوارم بتوانید چهره اسلام را آنگونه که هست نشان دهید
امیدوارم شما بتوانید چهره اسلام را آنگونه که هست نشان دهید . امروز دولتها میخواهند ایران را به صورت زنندهای به دنیا معرفی کنند . رسانههای گروهی و سازمانهای آنچنانی وقتی پیروزی ایران و اسلام را میبینند و یا وقتی میفهمند که عراق آنهمه ظلم به ما کرده است ، به دروغ مساءله نقض حقوق بشر در ایران را عنوان میکنند و ادعا میکنند که بهاییها در ایران هیچ آزادی ندارند و آنها به خاطر بهائی گری زندانند . حتی میگویند زنان آبستن را در خیابانها میکشند . آنها هر چه میخواهند بگویند ، ولی شما بدانید مردم محروم دنیا یعنی آنهائی که وابسته به دولتها نیستند با ما هستند و بالاخره اسلام راه خودش را باز نموده و چهره اش را به همه نشان میدهد . ما هم باید هر کداممان به اندازه قدرتمان سعی کنیم تا در راه تحقق اسلام قدم برداریم . امیدوارم همه خصوصا وزارت ارشاد بیشتر از دیگران زحمت بکشند تا همه را ارشاد نمایند . انشاءالله موفق شوید تا به این کشوری که از حیث فرهنگی هم عقب افتاده بود و هیچ کس در سابق برای اصلاح و ارشاد کاری انجام نمیداد ، خدمت کنید . 676.
باید وضع شما جوری باشد که هر کس وارد اینجا میشود یک محیط اسلامیببیند
من امیدوارم که خداوند همه آقایان را موفق به خدمت کند . خداوند به ما منت گذاشته است که سفرا و دولت ما همه از اشخاصی هستند که درد جامعه را میفهمند ، زیرا بسیاری از آنها روحانی هستند که با مردم رابطه داشتهاند و میدانند مردم چه وضعی داشتهاند و درد آنها را ادراک میکنند . ولی سابق وضع این طور بود که افراد حکومت هیچ ارتباطی با مردم نداشتند و نمیفهمیدند که بر مردم چه میگذرد ، ولی اکنون خدا خواسته است که حکومت مستضعفین تشکیل بشود که بحمدالله تاکنون عملکرد او خوب بوده است و امیدوارم از این به بعد بهتر باشد . اما راجع به آقایان سفرا ، آن طوری که آقای وزیر امور خارجه گفتهاند ، وضع سفارتخانههای ما در خارج خوب است و ما میل داریم خوبتر بشود . سفارتخانه در هر کشوری متعلق به آن کشوری است که سفیر آن به آن جا میرود یعنی یک قطعهای است از یک کشور دیگر . وقتی مردم به سفارتخانههای ما میآیند ، باید وضع ایران را ببینند ، نه وضع آمریکا و فرانسه و سایر کشورها را . آقایان ! تحت تاثیر هیچ چیزی واقع نشوید که در سابق چه بوده است که الان آن طور نیست . ما اگر بخواهیم خودمان باشیم ، باید همه چیزمان از خودمان باشد و در آداب و رسوم ، خودمان را از غرب جدا کنیم . ما از غرب خیلی بدیها دیدهایم و چیزی که بشود گفت که خوبی آنها بوده است ، از حکومتهای غربی نبوده بلکه از اهل صنعت بوده است که البته بسیاری از آنها برای حکومتها کار میکنند . بنابراین ، باید وضع شما جوری باشد که هرکس وارد به آن جا میشود یک محیط اسلامی ببیند ، چه از حیث پرسنل و چه از جهت زندگی . 677.
یکی از مراکز صدور انقلاب وزارت خارجه است
مساءله دیگر هم این است که ما نمیخواهیم در یک کشوری زندگی کنیم که از دنیا منعزل باشد ، ایران امروز نمیتواند این طور باشد ، بلکه کشورهای دیگر هم نمیتواند این طور باشد که در یک جا بنشینند و مرزهایشان را ببندند ، این غیر معقول است . امروز دنیا مانند یک عائله و یک شهر است ، و یک شهر دارای محلههای مختلفی است که با هم ارتباط دارد . وقتی دنیا وضعش این طور است ما نباید منعزل باشیم . ما باید با کشورهایی که با ما هستند و ما را اذیت نمیکنند ، روابط داشته باشیم و آقایان در فکر این باشند و روابط را تحکیم کنند . البته ما با آنها که بخواهند به ما تعدی کنند ، نمیتوانیم بسازیم و از اول هم اعلام کردیم ، مگر آنها خودشان را اصلاح کنند . این معنا که گاهی اهل غرض یا جهال این حرف را میزنند که ما نباید روابط داشته باشیم ، از باب این است که یا نمیفهمند یا غرض دارند ، زیرا تا انسان جاهل یا مخالف یا اصل نظام نباشد ، نمیتواند بگوید یک نظام باید از دنیا منعزل باشد . بنابراین اگر زمزمهای میشود آنها را نباید به حساب آورد زیرا آنها غرض سیاسی دارند ، و الا آدم عاقلی که توجه به این مسائل دارد میداند آدم وضعش چه جور است . و اسلام یک نظام اجتماعی و حکومتی است و میخواهد با همه عالم روابط داشته باشد . در زمان صدر اسلام که خود رسول الله سفیر میفرستادند به اطراف ، این حرف را نمیزدند . در هر صورت ما باید روابط داشته باشیم ، آنها که غرض ندارند ، ما هم با آنها غرض نداریم ، کم کم باید روابط حسنه بشود . من امیدوارم این عمل را انجام دهید و دولت هم موفق باشد ، منتها نباید تحت سلطه خارجی باشیم ، نباید آنها دخالت در امور ما بکنند و نباید به ما خط بدهند . بنابراین ، اشخاصی که گاهی مطالبی گفتهاند و متوجه به مطالب هستند ، میخواهند جمهوری اسلامی را به هم بزنند و ما از اول گفتیم میخواهیم انقلابمان را صادر کنیم . صدور انقلاب به لشکرکشی نیست بلکه میخواهیم حرفمان را به دنیا برسانیم که یکی از آن مراکز ، وزارت امور خارجه است که باید مسائل ایران و اسلام و گرفتاریهایی که ایران از شرق و غرب داشته است ، به دنیا برساند و به دنیا بگوید که میخواهیم این گونه عمل کنیم و روابط حسنه داشته باشیم ، و الا آنهایی که میخواهند ما را به تباهی بکشند ، ما اصلا میل نداریم با آنها روابط داشته باشیم ، مگر اصلاح بشوند . 678.
قطع رابطه با دولتها بر خلاف عقل و بر خلاف شرع است و ما باید با همه روابطداشته باشیم
و الان از قراری که من شنیدم شیطنت دیگری میکنند و آن این که ما چرا با دولتها رابطه داشته باشیم ؟ ما میرویم به سراغ ملتها و با دولتها هیچ کاری نداریم ! که این هم نقشهای است که اخیرا تعقیب میشود . ابرقدرتها و امریکا خیال میکردند که ایران به واسطه انقلابی که کرده است و میخواهد استقلال و آزادی را که یک مساءله تازه و برخلاف رویه همه حکومت هاست به دست بیاورد ، به ناچار منزوی خواهد شد ، وقتی که منزوی شد زندگی نمیتواند بکند ، که دیدند نشد و ایران روابطش با خارجیها زیادتر گردید . حالا به این مطلب افتادند که ما چکار داریم به دولتها ، اینها همه ظالم و کذا هستند و ما باید با ملتها روابط داشته باشیم . که این هم نقشه تازه و مساءله بسیار خطرناک و شیطنت دقیقی است . ما باید همان گونه که در زمان صدر اسلام ، پیامبر سفیر به این طرف و آن طرف میفرستاد که روابط درست کند ، عمل کنیم و نمیتوانیم بنشینیم و بگوییم که با دولتها چکار داریم . این برخلاف عقل و برخلاف شرع است و ما باید همه با همه رابطه داشته باشیم ، منتها چند تا استثناء میشود که الان هم با آن رابطه نداریم . اما این - معنایش - که با هیچ دولتی نباید رابطه داشته باشیم ، هیچ عقل و هیچ انسانی آن را نمیپذیرد ، چون معنایش شکست خوردن و فنا و مدفون شدن است تا آخر و ما باید با ملتها و دولتها رابطه پیدا کنیم ، آنها را که میتوانیم ارشاد کنیم - با همین روابط ارشاد کنیم - و از آنهایی که نمیتوانیم ارشاد کنیم ، سیلی نخوریم . بنابراین ، من به شما سفارش میکنم که در هر جا و در هر کشوری که هستید رابطه تان را محکم کنید و رفت و آمد داشته باشید . چون وقتی که رئیس جمهور به چند مملکت میرود و نخست وزیر و آقای دکتر ولایتی هم میروند - و حق ایشان است - میفهمند که ایران با دنیا رابطه دارد . 679.
ما نمیخواهیم روابطمان مثل روابط زمان شاه باشد ، بلکه روابط خاص اسلامی داریم
البته ما طرفدار همه مظلومین در همه جا هستیم و میل داریم که مظلومین بر همه ستمگران غلبه کنند و آقایان توجه کنند که روابط زمان سابق نباشد که در زمان سابق روابط یک طرفه بود ، آقایی و نوکری ، چه در زمان قاجار و چه زمان رضاخان و تا آخر و شما دیدید که از اول این طور بود که وقتی سفیری از انگلستان یا امریکا میآمد ، کسی جرات نمیکرد حتی کلمهای برخلاف مصالح آنها بگوید . ولی ایران امروز این طور نیست و ما هیچ کشوری مثل ایران سراغ نداریم که این طور ، دنیا و شرق و غرب به آن نظر داشته باشند و مستقل بوده و بگوید ما ، نه با امریکا کار داریم و نه با شوروی و ما خودمان هستیم . و این که با همه دولتها رابطه داشته باشیم ، یعنی ، رابطه دوستانه ، نه روابط بین ارباب و رعیت و ما این روابط را نمیخواهیم مادامی که این طور هست . و ما استقلال خودمان را میخواهیم حفظ کنیم و در دنیا زندگی کنیم و اسلام را به پیش ببریم . این روابط باید هر روز / بشود و شما از اول باید به آنها بفهمانید این معنا را که ما نمیخواهیم روابطمان مثل روابط زمان شاه باشد ، بلکه ما روابط خاص اسلامی داریم که اسلام نه ظالم بود و نه زیر بار ظلم میرفت و ما هم میخواهیم این طور باشیم که نه ظلم کنیم ، نه زیر بار ظلم برویم . 680.
سفارتخانهها باید اسلامی بوده و ممتاز باشند .
و شما این نکته را توجه داشته باشید که ، آن قدرتی که شما را به استقلال و آزادی رساند ، قدرت خدای تعالی بود و تا وقتی که این عنایات الهی محفوظ باشد ، هیچ قدرتی نمیتواند کاری بکند . همان طور که در این جنگی که علیه ما به راه انداخته و از همه جا به دشمن ما کمک میکنند ، مع ذلک همه ملت ما و جوانان ما و تمام کشور ما ایستادهاند و ما برای دفاع تا آخر ایستادهایم و دامنه تبلیغات ، میدانید علیه ما از کجا تا کجاست . آن وقتی که فرانسه آن هواپیماها را به عراق فرستاد ، چقدر تبلیغ کردند که ، کار تمام شد و صدام خارک را با خاک یکسان میکند . آن مساءله تمام شد ، حال مساءله دیگری شروع کردهاند که ، هلیکوپترها و هواپیماهای تازهای آمده و همه جا را میزند و فاصله بین خاک عراق تا خارک سیصد کیلومتر است و اینها پانصد کیلومتر را میزنند . ما میدانیم ، اگر صدام یک روز هم قدرت این را داشته باشد که ایران و منافع ایران را به هم بزند ، این کار را میکند و اگر نمیزند ، نمیتواند . در عین حال ، رادیوها مرتب میگویند که ، آنها میتوانند همه جا را بزنند . اینها میخواهند یک هیاهو راه بیندازند تا با امریکا روابط داشته باشیم و ما دست از صدام برداریم . و ما تا آخر ایستادهایم و با امریکا روابط ایجاد نخواهیم کرد ، مگر این که آدم بشود و از ظلم کردن دست بردارد و از آن طرف دنیا نیاید در لبنان و نخواهد دستش را به طرف خلیج فارس دراز کند . مادامی که امریکا این طور است و آفریقای جنوبی آن طور عمل میکند و اسرائیل هست ، ما با آنها نمیتوانیم زندگی بکنیم . اسرائیل آدم شدنی نیست مع ذلک میبینید شیاطین ، با این که ما از بیست سال قبل و در زمان شاه فریاد زدیم و مسلمین را به ادراک خطر اسرائیل دعوت کردیم ، میگویند : ایران با اسرائیل و امریکا رابطه دارد ! ما باید فکر کنیم که یک کشوری هستیم که میخواهیم خودمان زندگی کنیم و نمیخواهیم دیگران در کار ما دخالت داشته باشند و مادامی که روابط ما با خدای تبارک و تعالی محکم است ، کسی نمیتواند به ما آسیب برساند . و شما این مطلب را حفظ کنید و سفارتخانهها صورت اسلامی داشته باشد که هر کس آن را میبیند ، یک سفارتخانه ممتاز باشد و مثل سابق نباشد . قلب هایتان را با خدای تبارک و تعالی آشنا کنید ، خدا پشتیبان شماست ، ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم ۶۸۱ . انشاءالله خداوند به همه شما توفیق دهد که به اسلام و انقلاب خدمت کنید . 682.
انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت ارواحنا فداه است
مسوولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست . انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت - ارواحنا فداه - است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد . مسایل اقتصادی و مادی اگر لحظهای مسؤ ولین را از وظیفهای که بر عهده دارند منصرف کند ، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد . باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنمایند ، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند . مردم عزیز ایران که حقا چهره منور تاریخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند ، باید سعی کنند که سختیها و فشارها را برای خدا پذیرا گردند تا مسوولان بالای کشور به وظیفه اساسی شان که نشر اسلام در جهان است برسند و از آنان بخواهند که تنها برادری و صمیمیت را در چهارچوب مصلحت اسلام و مسلمین در نظر بگیرند . چه کسی است که نداند مردم عزیز ما در سختی هستند و گرانی و کمبود بر طبقه مستضعف فشار میآورد ، ولی هیچ کس هم نیست که نداند پشت کردن به فرهنگ دنیای دون امروز و پایه ریزی فرهنگی جدید بر مبنای اسلام در جهان و برخورد قاطع اسلامی با آمریکا و شوروی ، فشار و سختی و شهادت و گرسنگی را به دنبال دارد و مردم ما این راه را خود انتخاب کردهاند و بهای آن را هم خواهند پرداخت و بر این امر هم افتخار میکنند . این روشن است که شکستن فرهنگ شرق و غرب بی شهادت میسر نیست .
من بار دیگر از مسؤ ولین بالای نظام جمهوری اسلامی میخواهم که از هیچ کس و از هیچ چیز جز خدای بزرگ نترسند و کمرها را ببندند و دست از مبارزه و جهاد علیه فساد و فحشاء سرمایه داری غرب و پوچی و تجاوز کمونیزم نکشند که ما هنوز در قدمهای اول مبارزه جهانی خود علیه غرب و شرقیم .
مگر بیش از این است که ما ظاهرا از جهانخواران شکست میخوریم و نابود میشویم ؟ مگر بیش از این است که ما را در دنیا به خشونت و تحجر معرفی میکنند ؟ مگر بیش از این است که با نفوذ ایادی قاتل و منحرف خود در محافل و منازل ، عزت اسلام و مسلمین را پایکوب میکنند ؟ مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلام ناب محمدی در سراسر جهان بر چوبههای دار میروند ؟ مگر بیش از این است که زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته میشوند ؟ بگذار دنیای پست مادیت با ما چنین کند ولی ما به وظیفه اسلامی خود عمل کنیم . امروز بیشتر از هر زمانی کینه و دشمنی استکبار علیه اسلام ناب محمدی برملا شده است ، بسیج عمومی آنان در دفاع از یک خودفروخته و نویسنده مزدور گویای این واقعیت است و شاید آنان این همه فضاحت و بی آبرویی شان را به خاطر رسیدن به هدف شوم خود پیش بینی نکرده بودند که امروز با سرافکندگی و خواری از کرده خود پشیمان و با ذلت مراجعه میکنند .
احتمالا قضیه مبارزه با حجاب زنان مسلمان در فضای آموزشی ، حرکتی انحرافی برای کمرنگ کردن جلوه عظیم دفاع جهان اسلام از رسول اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم - میباشد گرچه خود این واقعه هم از دردهایی است که ملتهای اسلامی گرفتار آن شدهاند که چگونه در دنیای به اصطلاح آزاد ، الزام زنان و دختران مسلمان به رفع حجاب عین دموکراسی است و فقط ما که گفتهایم کسی که به پیغمبر اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - توهین کند و اجماع فقهاء مسلمین فتوا به اعدام آن میدهند ، خلاف آزادی است ! راستی چرا دنیا در برابر کسی که اجازه ندهد تا دختران مسلمان به دلخواه خود با پوشش اسلامی در دانشگاهها درس بخوانند یا تدریس کنند ، ساکت نشسته است ؟ جز این است که تفسیر و تاویل آزادی و استفاده از آن در اختیار کسانی است که با اساس آزادی مقدس مخالفند ؟ امروز خداوند ما را مسؤ ول کرده است ، نباید غفلت نمود . امروز با جمود و سکون و سکوت باید مبارزه کرد و شور و حال حرکت انقلاب را پابرجا داشت . من باز میگویم همه مسوولان نظام و مردم ایران باید بدانند که غرب و شرق تا شما را از هویت اسلامی تان - به خیال خام خودشان - بیرون نبرند ، آرام نخواهند نشست . نه از ارتباط با متجاوزان خشنود شوید و نه از قطع ارتباط با آنان رنجور ، همیشه با بصیرت و با چشمانی باز به دشمنان خیره شوید و آنان را آرام نگذارید که اگر آرام گذارید ، لحظهای آرامتان نمیگذارند . 683.
شستشوی مغزی ملت ایران در جهت بی محتوایی و گرایش به غرب
آنچه که به نظر من مهم است این است که در زمان این پدر و پسر نالایق بیشتر در ایران واقع شده است این است که با تبلیغات دامنه دار هر طرفی اینها کاری کردند که مهم این است که محتوای ما را از ما گرفتند و ما را همچو مومن به غرب کردند که حاضر نیستیم غیر از مطالب غرب چیزی را قبول بکنیم . جوانهای ما تقریبا خیلی هایشان اینطور شدند که از یک ایرانی ، متحول شدند به غربی و این یک خطری است برای کشوری که اصلا خودش را دیگر قبول نداشته باشد . هر چه قبول دارد ، اجنبی را قبول داشته باشد جای خود ، یک کس دیگر نشسته باشد و به اصطلاح شما ، مغزشویی شده ، آنها را شستشوی مغزی دادند و آن ملیت خودشان را ، اسلامی خودشان را شستهاند و به جای آن غرب را نشاندند و به حیث اینکه ما اگر چیزی هم خودمان داشته باشیم ، باز دست مان را دراز میکنیم پیش غرب ، مثلا ما میدانیم که مهندسینی داریم که میتوانند آسفالت کنند ، میتوانند عمارت بسازند ، میتوانند عرض بکنم که راهسازی کنند معذالک وقتی که صحبت میشود ، یک معمار غربی باید بیاید و عمل کند . ما طبیب داریم ولی وقتی که یک نفر مریض میشود ، باید بفرستیم به خارج با اینکه طبیب در میان ما هست . لکن طوری ما را الان تحقیر کردند اینها و ما را میان تهی کردن که ما باورمان آمده است که ما هیچی نداریم و آنها همه چیز دارند و در صورتی که ما راجع به همین پیشرفت هائی که اینها کردهاند ، باید بنشینیم حساب کنیم ببینیم که آیا این پیشرفتها رو به تمدن دارد میرود یا رو به توحش دارد میرود ؟ من تعبیرم این است که امریکا و سایر این دول غربی و شرقی اینها ترقیاتی کردهاند به این معنا که انسانها را دارند حیوان درنده بار میآورند ، تمام این کارها که کردهاند ، برای درندگی است ( ملت را نمیگویم دولتها را میگویم ) تمام افکار متوجه این شده است که یک چیزی درست کنند که کوبندگیش از آن سابق بیشتر باشد . همین پریروز بود که روزنامه من دیدم که فلان چیز را درست کردهاند که پنج مرتبه بالاتر از آن بمبی است که در ژاپن ریختند و چند هزار نفر را کشتهاند . دنبال این هستند که یک آلت قتاله درست کنند یعنی دنبال این هستند یک حیواناتی درست کنند که این حیوانات درنده باشند ، بدتر از حیوانات درنده قبلی . تمدن نیست ، رو به توحش دارد میرود ، غرب دارد رو به توحش ، دارد میسازد یک مردمی را که بریزند به جان هم و با چنگ و دندانشان هم را پاره کنند . برخلاف تمدن که مکتبهای الهی میخواهند انسان درست کنند که همه در کنار هم آسوده و آرام باشند ، مکتبهای اینها همه اش دنبال این معناست که باید این آنجا را بگیرد و آنجا را بگیرد بزند ، بکشد ، چه بکند . ما باید حالا که یک همچو انقلابی پیش آمد ، یک همچو نهضتی پیش آمد و اینها هم ، این طبقه متوسط و پائینی احساس کرد که یک استقلالی دارد ، باید همه ما دنبال اینها باشیم و این استقلال فکری را حفظ کنیم . 684.
توصیه به سفرای ایران در حفظ استقلال و عدم خودباختگی در برابرمحافل غربی
آقایان حالا دارند تشریف میبرند به ممالک خارج و بیشترش به ممالک غرب است . این جهت در نظرشان باشد که آن خود باختگیها را که دولت سابق و دولتهای سابق داشتند و چشم گو بودند ، هر چه آنها میگویند قبول بکنند ، آنها دیگر نباید باشند همانطوری که ایشان ( اشاره به وزیر امور خارجه ) سفیر امریکا را رد کرد و هیچ کاری هم نمیشود بکنند ، نمیتوانند بکنند ، شما هم وقتی که تشریف میبرید در سفارتخانه هایتان ، در محل کارتان میبینید یک انسان متحول از آن حاصل میشود و آنطوری که شاه بله قربان گو بود و من این را مکرر گفتهام و از بس متاثرم باز هم پیش شما عرض میکنم که من وقتی عکس شاه را پهلوی جانسون دیدم که جانسون عینکش را برداشته و از این طرف دارد چشمهایش آنطور میکند و نگاه میکند و به او نگاه نمیکند و او آن طرف میز او سر جای خودش بود ، او آن طرف میز او ایستاده بود مثل یک بچه مکتبی که ایستاده پیش معلمش چیز میکند ، من همچو متاثر شدم که ما در چه حالی هستیم که این شخص اول مملکت ما به اصطلاح هست ، در مقابل او اینطوری ایستاده و آن هم اینطور بی اعتنا چشمهایش را آن طرف گذاشته و در روزنامه انداخته بود این عکس را و تحمیل هم گمان میکنم کرده بودند که در روزنامههای ایران منعکس بشود ، اینجور نباشد . ما الان یک مملکتی هستیم که مستقلیم ، کسی در ما دخالت نمیتواند بکند . شما هم الان نماینده هستید از یک مملکتی که مستقل است ، احتیاج اصلا ندارید ، آنها به ما احتیاج دارند ، ما احتیاجی به آنها نداریم ، آنجا که میروید با کمال استقلال عمل کنید . اینطور نباشد که آنجا وقتی شما رفتید باز همان حرفهای سابق باشد و همان چیزهائی که سابق آنها میآمدند . شاه به صراحت بیان گفت که لیست وکلا را میفرستادند پیش دولتها و آنها لازم بود که همینها را تعیین بکنند . میگفت ( میخواست تایید خودش را بکند ، تکذیب پدرش را میکرد ) لیست را تا حالا اینطور میداد . تکذیب چند سال قبل خودش را هم میکرد که خیر حالا دیگر آنطور نیست . حالا هم آن وقت هم آنطور بود لکن خوب ، دستور بود که اینجوری بگوید . اینجور نباشد که هرچه آنها به ما میگویند ، قبول بکنیم . نخیر شما باید مستقل باشید و شجاع باشید ، مملکت شما یک کاری کرد که دنیا را متحیر کرد . الان هم شما رفتید آنجا میبینید که چه جور به شما احترام خواهند گذاشت ، ملت احترام خواهد گذاشت لکن آنها ممکن است بخواهند باز سوء استفاده بکنند ، محکم بایستید در مقابل شان ، مسائل را به طور جدی و به طور اینکه یک ابرقدرت با یک ابرقدرت دارد صحبت میکند ، نه یک ضعیف با یک قوی . ما الان هیچ ضعفی از خودمان نشان نمیتوانیم بدهیم و نمیدهیم و ابرقدرتها هم کنار زدهایم و خودمان هم مستقل داریم کار خودمان را انجام میدهیم . شما هم الان از طرف یک دولتی که ابرقدرتها را کنار گذاشته و خودش جایش نشسته و خودش در حکومت نشسته و استقلال دارد ، یک حکومت اسلامی است ، به عنوان اسلام مستقل است ، اسلامی که هفتصد سال تقریبا تمام قاره آسیا و اکثر بسیاری از جاهای اروپا را تحت سلطه اش بوده است . 685.
سفارتخانه را رنگ اسلامی بدهید و از تبلیغات غرب نترسید
در هر صورت و مهمتر از این ، اینکه این جهت اسلامیت را نگه دارید . آنکه این نهضت را پیش برد قدرت اسلام بود ، نه ما بودیم ، نه شما بودید ، نه دولت بود ، نه جبههها بودند ، نه نهضتها بودند ، نه عرض بکنم که احزاب بودند ، هیچ یک از اینها ، نه بازار بود ، همه اینها وقتی آن روح اسلام آمد در آنها ، این کارها انجام گرفت ، آن روحی که الان هم یک قدری فرض کنید دارد سست میشود که مکرر پیش من آمدهاند ، جوانها قسم دادهاند به من که شما دعا کنید ما شهید بشویم ، حالا هم دارند میگویند خوب ، حالا که دیگر قضیه میدان جنگ نیست الان هم به من میآیند می گویند که شما دعا کنید ما شهید بشویم این تحول اسباب این شد که ما پیش بردیم . شما این جهت ایمان و اسلام را حفظ کنید ، در سفارتخانه هایتان رنگ اسلامی بدهید ، نترسید از اینکه بگویند اینها - عرض بکنم - عقب افتادهاند . آنها عقب افتادهاند ، آنها که دارند مردم را میکشند به عصر حجر عقب افتادهاند ، نه ما که میخواهیم مردم را بکشیم به تمدن ، به تمدن به معنای واقعیش . نترسید از حرف هائی که اینها میزنند . هیچ قدرتی در مقابل اسلام نیست ، همین قدرت است که یک عده کمی غلبه کرد بر یک عده زیادی ، بر قدرتهای زیاد . سفارتخانه هایتان را ، اداراتتان که در آنجا دارید ، همه را اسلامی کنید . آن جهات غربی اش را اصلاح کنید هر چه جهت اسلامیش بکنید آنها بیشتر از شما حساب میبرند ، هر چه طرف غرب بروید آنها از شما بهره میبرند ، شما این مطلب را که با آن از یک مملکت اسلامی رفتهاید ، با یک حال اسلامی رفتهاید و مسائل را اسلامی میخواهید حل بکنید . این مطلب را در همه جا که هستید در نظر داشته باشید ، بعد از یک چند دفعه تجربه کنید ببینید احترام بیشتر خواهد شد . وقتی دیدند شما یک ایدهای دارید که سر آن ایده باقی هستید و پافشاری دارید میکنید ، اینها هم با شما چیز میشوند ، اگر شما یک قدم کنار بروید ، یک قدم عقب بروید آنها جلوتر میآیند . وضع همین است ، یک قدم شما عقب بروید آنها یک قدم جلوتر میآیند ، بیشتر از شما توقع دارند . 686.
تاءکید فراوان بر شروع مطالب با بسم الله الرحمن الرحیم
مجالستان راهم مجالس اسلامی کنید . - عرض بکنم که - سفارتخانه هایتان ، سفارتخانه اسلامی کنید ، همه جهات را چیز بکنید ، اسم خدا را آن بالا یک جا بنویسید ، بسم الله الرحمن الرحیم را بنویسید ، در کاغذهایتان بسم الله الرحمن الرحیم باشد ، خوف نکنید از اینکه به ما میگویند چی ، همین تعلیمات آنهاست که ما را غربزده کرده که میترسیم که بسم الله الرحمن الرحیم را بنویسیم روی کاغذهایمان . من این را به آقایان هم گفتم که این را رسمی اش بکنند که بسم الله الرحمن الرحیم در همه کاغذها باشد . این دولت عراق با اینکه سرانشان اعتقاد به این مسائل اصلش شاید بسیاریشان نداشته باشند لکن در کاغذهایشان بسم الله الرحمن الرحیم همه هست ، همه کاغذها را ، وقتی هم که صحبت میخواهند بکنند ، همان جا که مینشینند بسم الله الرحمن الرحیم میگویند و صحبت میکنند . از بسم الله الرحمن الرحیم نترسید ، شیطان میترسد ، شما ملک هستید انشاءالله . 687.
لزوم پرهیز از مجالس طاغوتی و برپائیمحافل ساده اسلامی
در هر صورت آنکه من زیاد به نظرم اهمیت دارد این است که آقایان از غرب نترسید ، اینقدر ما را که ترساندهاند ، در غرب هم خبری نیست ، نترسید - هر وقت خودتان - مستقل و عرض بکنم اسلامی و مطالب اسلامی ، مجالس اسلامی ، آنجور مجالسی که آن طاغوت داشت ، نداشته باشید ، آن مهمانیهای کذا را نکنید ، مهمانی اگر کردید ساده باشد ، وقتی ساده باشد - عرض بکنم که - مراسم دینی اش محفوظ باشد و امثال ذلک جهات سیاسی اش هم آقای دکتر و خود شما بهتر اطلاع دارید و من دعا میکنم برای شما ، انشاءالله خداوند همه شما را حفظ کند و همه ما را آشنای به وظائف مان بکند که یک مملکتی که حالا دست شما آقایان و ما افتاده است ، بتوانیم آن را درست اداره کنیم ، بعد نگویند که اینها نتوانستند ، حالا که نتوانستند قیم میخواهند و ما قیم شان باید باشیم . اینجور نباشد . 688.
از مسائل مهم سیاسی قرآن دعوت به وحدت و منع از اختلاف است
من امروز در حضور نمایندگان محترم کشورهای اسلامی یا غیر اسلامی باید مطلبی را به عرض برسانم . از پیغمبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) منقول است که اسلام در ابتدا مظلوم بود و بعد هم مظلوم خواهد بود . من میخواهم مظلومیت اسلام را امروز برای شما آقایان عرض کنم . در قرآن شریف هم میبینیم که پیغمبر اکرم شکایت کرده است به خدای تبارک و تعالی که ان قومی اتخذوا هذا القرآن مجهورا ۶۸۹ از مهجور بودن قرآن در نزد قومش و در امتش شکایت فرموده است . من این مهجوریت و مظلومیت را امروز در حضور شما آقایان محترم عرض میکنم که ببینید چه وضعی اسلام و مسلمین دارند . قرآن و اسلام مهجور و مظلومند برای اینکه مهجوریت قرآن و مهجوریت اسلام به این است که مسائل مهم قرآنی و مسائل مهم اسلامی یا بکلی مهجور است و یا برخلاف آنها بسیاری از دولتهای اسلامی قیام کردند . از مسائل مهم سیاسی قرآن دعوت به وحدت و منع از اختلاف است ، با تعبیرهای مختلفی که در قرآن کریم هست ، منع تنازع بین مسلمین و سران مسلمین است که نکته اش را هم فرموده است که لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم ۶۹۰ ما بررسی کنیم به اینکه آیا این دو اصل مهمی که دو اصل سیاسی مهم اسلامی است ، در بین مسلمین چه وضعی دارد ، آیا مسلمین اعتنایی کردهاند به این دو اصل ؟ و آیا تبعیتی کردهاند از این دو اصل مهمی که اگر اطاعت از آن بکنند ، تمام مشکلات مسلمین حل میشود و اگر اطاعت نکنند فشل میشوند و رنگ و بویشان از بین میرود ؟ 691.
خدای تبارک و تعالی برای هیچ یک از کفار سلطه بر مسلمین قرار نداده است
مسلمین دو طایفه هستند ، یک طایفه ملتهای اسلامی است ، تودههای مردمی است و یک دسته آنهایی هستند که حکومت بر این تودهها میکنند و سردمدار کشورهای خودشان هستند . ما بررسی کنیم از این سردمداران و این دولتهایی که در اسلام هر کدام در یک کشوری حکومت میکنند و همه هم مدعی اسلام هستند و مدعی تبعیت از کتاب الله ، ببینیم که اینها آیا به این اصل سیاسی مهم کتاب الله عمل کردهاند یا پشت کردند و مخالفت . از آن طرف باز یک اصل دیگری هست که باز از اصول مهم است که مسلمین نباید تحت سلطه کفار باشند . خدای تبارک و تعالی برای هیچ یک از کفار سلطه بر مسلمین قرار نداده است و نباید مسلمین این سلطه کفار را قبول بکنند این اصولی که از امور سیاسی است که قرآن کریم طرح کرده است و مسلمین را به آن دعوت کرده است ، ما الان میبینیم که در کشورهای اسلامی سران کشورهای اسلامی یا با هم در نزاع واقع شدهاند و منازعات سیاسی ، منازعات تبلیغاتی میکنند و یا با هم تفاهم و اتحاد ندارند . بین کشورهای اسلامی اتحاد میبینیم که نیست ، تنازع هم هست ، گاهی تنازع مسلحانه و گاهی و بسیاری از اوقات تنازع تبلیغاتی و سیاسی و در اثر این تنازعها فشل شدهاند . 692.
ما نباید تحت نظارت یک کشور و یا تحت بیرق کفر باشیم
نجات دادن مملکت اسلامی یک تکلیفی است که انسان موظف است انجام بدهد . اگر خدای نخواسته زمانی یک هجومی به مملکت اسلامی بشود باید همه مردم زن و مرد حرکت کنند . مساءله دفاع اینطور نیست که تکلیف منحصر به مرد باشد یا اختصاص به یک دستهای داشته باشد ، همه باید بروند و از مملکت خود دفاع بکنند . اگر ما در یک هجوم اقتصادی هم واقع شدیم که سبب گردید تا وابسته به کشور دیگری باشیم ، این هم یک وظیفه شرعی را ایجاد میکند که ما باید خودمان را نجات بدهیم ، یک طبقه ننشینند تا یک طبقه دیگر کار کنند ، رعیتها کم کاری نکنند ، آنهائی که در کارخانهها کار میکنند کم کاری و سستی نکنند . امروز ملت شما در حال جنگ اقتصادی است . زمان ، زمان آرامی نیست که بگوئید خوب ، ما زیاد منفعت نمیخواهیم ببریم . در اینجا دیگر اختیار به مردم نیست اختیاری است که در دست خداست و او امر کرده است که ما نباید تحت نظارت یک کشور و یا تحت بیرق کفر باشیم . این یکی از مسائل مهم اسلام است و باید کوشش کنیم و اقتصاد خود را اداره نمائیم . 693.







