کتابخانه:اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی(ره) ج2

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۰ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۲۱ توسط User6 (نظرات | مشارکت‌ها) (اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)

پرش به: ناوبری، جستجو
اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی ج2
مشخصات کتاب
200px
تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران
زبان فارسی
ناشر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم دفتر انتشارات اسلامی
محل انتشارات قم
تاریخ نشر ۱۳۸۲
شابک ۹۶۴-۴۷۰-۰۲۰-۱
دانلود PDF

محتویات

مقدمه ناشر

بسمه تعالی.

مرجع تقلید جهان تشیع و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله العظمی امام خمینی - قدس سره - در طول سالهای نهضت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ جهت هدایت و ارشاد امت اسلامی و مسؤ ولین و کارگزاران نظام ، کلامها و پیامهای فراوانی داشته است که از دو ویژگی ( مرجعیت عظمای شیعه ، ولایت امری ) برخوردار می‌باشد .
برادران محترم در بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران ( قم ) جهت استفاده بیشتر از بیانات و رهنمودهای معظم له ، اخیرا تمام ۲۱ جلد صحیفه نور ، چاپ وزارت ارشاد اسلامی را مورد مطالعه قرار داده و اقدام به تنظیم و تبویب آن به شکل موضوعی نموده‌اند که بسی ارزنده است و این کتاب اخلاق کارگزاران بخشی از مجموعه دو بخش کلی معارف و اخلاق آن می‌باشد که بر یک مقدمه و چهار فصل مشتمل است .
این دفتر پس از تصحیح و تدقیق و مقابله ، اقدام به طبع و نشر آن نمود امید است که برادران عزیز به تهیه و تنظیم بقیه مجلدات آن موفق شوند .
دفتر انتشارات اسلامی وابسته بجامعه مدرسین حوزه علمیه قم.

اعتراف به اشتباه

تحکم در مسؤولیت و عدم اعتراف به اشتباه از دیکتاتوری انسان است

شما که از الان می‌خواهید انشاءالله در نظام رو به توانائی بروید و رو به قدرت بروید این جهت را باید خیلی توجه کنید که آیا دارید وقتی که قدرت پیدا می‌کنید وقتی رئیس یک فوج می‌شوید ، یک پادگان می‌شوید در خودتان توجه کنید که می‌خواهید هدایت کنید پرسنل خودتان را ، یا می‌خواهید تحمیل کنید ولو باطل باشد . یک مطلبی را که می گوئید اگر چنانچه خطایش را فهمیدید حاضرید به اینکه بگوئید من خطا کردم ، اشتباه کردم یا همان خطا را می‌خواهید تا آخر به پیش ببرید ، از مفاسدی که دیکتاتوری دارد و دیکتاتور مبتلا به آن هست این است که یک مطلبی را که القا می‌کند بعدش نمی‌تواند ، قدرت ندارد بر خودش که این مطلبی که القاء کرده است اگر خلاف مصلحت است ، اگر خلاف مصالح فرض کنید کشور خودش هم هست ، خلاف مصلحت ارتش هم هست نمی‌تواند که از قولش برگردد ، می‌گوید ( گفتم و باید بشود ) این بزرگترین دیکتاتوری هاست که انسان به آن مبتلا هست که چیزی که ( گفتم باید بشود ) ولو اینکه یک کشور به تباهی کشیده بشود . این دیکتاتوری هیتلر و امثال اینها از این قماش دیکتاتوری بود که وقتی مثلا مشاهده این معنا را می‌کند که خطا کرده است و نباید اینطور حمله را به مثلا شوروی بکند این را اظهار نمی‌کند لکن عقیده اش این است که ( باید این کار بشود ) ، ( گفتم و باید بکنم ) ، و دیدید که این شخص که گفت و گفت ( باید بشود ) ، آنطور به مذلت کشیده شد . شماها که انشاءالله بعدها یک چهره‌های فعالی برای این مملکت می‌شوید و یک چهره‌های اسلامی برای این مملکت می‌شوید ، بدانید که این چیزهائی که در نفس خودتان هست این اوصافی که در نفس خودتان هست ، اگر مهار نکنید ، یک وقت از کار در می‌آید یک دیکتاتور ، اینطور نباشد که آنقدر خودتان را ببینید که هر چه می گوئید همان درست است و آنقدر خودبین باشید که اگر نادرستی را فهمیدید هم حاضر به تسلیم نباشید . انسان کامل آن است که اگر فهمید که حرفش حق است با برهان اظهار کند و مطالبش را برهانی بفهماند . اینکه در قرآن کریم دارد که لا اکراه فی الدین برای اینکه تحمیل عقاید نمی‌شود کرد ، امکان ندارد که همین طوری یک کسی تحمیل عقاید بکند این باید با یک توطئه هائی که ، بد را به خورد دیگران به عنوان خوب جلوه بدهد ، یا اینکه اگر انسان باشد و اگر چنانچه تربیت شده باشد با برهان آن مطلبی را که دارد به مردم بفهماند ، تحمیل نباشد ، آگاه کند مردم را بر اینکه راه این است ، نه اینکه تحمیل کند به مردم که باید از این راه بروید . [۱].

اعتراف به اشتباه ، مسؤ ولین را در نظر مردم بزرگ می‌کند

شما توجه به این معنا داشته باشید که اگر چنانچه انشاءالله رئیس و فرماندار شدید ، این خوی را که در انسان هست و این خوی را از خودتان زائل کنید و از الان توجه به این معنا داشته باشید که مبادا مبتلای به این خودخواهی عظیم باشید که منشاء دیکتاتوری و منشا همه مفاسد است و اگر یک چیزی را دیدید که واقعا خلاف کردید ، اعتراف کنید و این اعتراف شما را در نظر ملت‌ها بزرگ می‌کند نه اینکه اعتراف به خطا شما را کوچک می‌کند . پایبند بودن به خطا انسان را خیلی منحط می‌کند ، انسان یک حرفی زده است و خطا گفته است بعد که دید خطا گفته است اگر پایبند به این خطا باشد و دنبال این باشد که این خطای خودش را به کرسی بنشاند این همان دیکتاتوری بسیار فاسد است که ولو در صورت غیر دیکتاتوری باشد ، لکن دیکتاتوری است و این می‌رسد به آنجائی که انسان را هیتلر از کار در می‌آورد ، رضاخان از کار در می‌آورد . شما که در مدارس نظام تحصیل می‌کنید باید این مسائل را ، این مطلب را توجه داشته باشید که مبادا تحصیلات شما همه اش برای این باشد که خودتان را یک برسانید به مقامی ، برای این باشد که آن مقام را وسیله برای رشد ملت ، برای استقلال ملت ، برای آزادی ملت ، برای حفظ حدود و ثغور ملت باشد نه اینکه مقصد این باشد که من برسم به فرماندهی و ملت هر چه می‌خواهد بشود . دیکتاتورها این صفت را دارند که می‌خواهند خودشان برسند به یک قدرت بزرگ ، ولو اینکه یک ملت تباه بشود ، ولو اینکه یک ارتش از بین برود . شما باید توجه کنید که این صفت دیکتاتوری در شما رشد نکند . انشاءالله از اول هم نباشد لکن اگر خدای نخواسته یک وقتی بود ، رشد نکند که دیکتاتوری بدترین صفاتی است که انسان را منحط می‌کند از انسانیت و کشور را به تباهی می‌کشد . [۲]

در صورت اشتباه از برگشت حکم خجالت نکشید

از طرف دیگر دستگاه قضائی و قضات محترم توجه داشته باشند که در حساس‌ترین مکان نظام خدمت می‌کنند ، خیلی سعی کنند تا حتی اشتباهی انجام ندهند . و در صورتی که متوجه اشتباه شدند به هیچ وجه از برگشت از حکم شان خجالت نکشند ، که خجالت در پیشگاه خداوند متعال بسیار سنگین تر از خجالت از مردم است . سعی کنند با کمال دقت و مهربانی و قاطعیت با تمام افراد مواجه گردند ، تا مردم از آنان راضی گردند که رضایت مردم رضایت خداوند را به دنبال دارد . [۳].

اگر در مساءله‌ای اشتباه کردید صریحا بگویید اشتباه کردیم

آنچه مهم است این است که ما می‌خواهیم مطابق شرع اسلام مسائل را پیاده کنیم . پس اگر قبلا اشتباه کرده باشیم باید صریحا بگوئیم اشتباه نموده‌ایم و عدول در بین فقها از فتوائی به فتوای دیگر درست همین معنا را دارد . وقتی فقیهی از فتوای خود برمی گردد یعنی من در این مساءله اشتباه نموده‌ام و به اشتباهم اقرار می‌کنم . فقهای شورای نگهبان و اعضای شورایعالی قضائی هم باید اینطور باشند که اگر در مساءله‌ای اشتباه کردند . صریحا بگویند اشتباه کردیم و حرف خود را پس بگیرند ، ما که معصوم نیستیم پیش از انقلاب من خیال می‌کردم وقتی انقلاب پیروز شد افراد صالحی هستند که کارها را طبق اسلام عمل کنند ، لذا بارها گفتم روحانیون می‌روند کارهای خودشان را انجام می‌دهند بعد دیدم خیر ، اکثر آنها افراد ناصالحی بودند و دیدم حرفی که زده‌ام درست نبوده است ، آمدم صریحا اعلام کردم . من اشتباه کرده‌ام . این برای این است که ما می‌خواهیم اسلام را پیاده کنیم پس در این رابطه ممکن است من دیروز حرفی را زده باشم و امروز حرف دیگری را و فردا حرف دیگری را ، این معنا ندارد که من بگویم چون دیروز حرفی زده‌ام باید روی همان حرف باقی بمانم امروز می‌گویم مادام که احکام اسلام پیاده نشده است و افراد صالحی نداشتیم تا طبق اسلام عمل کنند ، علما باید مشغول به کارهایشان باشند این شاءنی برای علما نیست که ریاست جمهوری و یا پست دیگری را داشته باشند چون وظیفه است به این کارها می‌پردازند . خلاصه یک چیز را نباید فراموش کنیم که همه می‌خواهیم اسلام پیاده شود . [۴].

به مجرد احراز اشتباه و خطا از آن برگردید و اقرار به خطا کنید

شما که خود را پیروان اصحاب وحی و اولیاء عظیم الشان می‌دانید و بحمدالله هستید ، خود را جز خدمتگزار به ملت‌های ستمدیده ندانید و باید بدانید که تبهکاران و جنایت پیشگان بیش از هرکس چشم طمع به شما دوخته‌اند و با اشخاص منحرف نفوذی در بیوت شما با چهره‌های صددرصد اسلامی و انقلابی ممکن است خدای نخواسته فاجعه ببار آورند و با یک عمل انحرافی نظام را به انحراف کشانند و با دست شما به اسلام و جمهوری اسلامی سیلی زنند . الله الله در انتخاب اصحاب خود ، الله الله در تعجیل تصمیم گیری خصوصا در امور مهمه و باید بدانید و می‌دانید که انسان از اشتباه و خطا مامون نیست . به مجرد احراز اشتباه و خطا از آن برگردید و اقرار به خطا کنید . که آن کمال انسانی است و توجیه و پافشاری در امر خطا ، نقص و از شیطان است . در امور مهمه با کارشناسان مشورت کنید و جانب احتیاط را مراعات نمایید . [۵].

دقت عمل در رفتار خود و افراد تحت امر و رسیدگی به امر متخلفین

اشاره

فساد را از سرچشمه جلوگیری کنیم

شما ای رئیس جمهور محترم و دیگر متصدیان امور کشور ! می‌دانید که قدرتمندان شرق و غرب خصوصا امریکای بازیگر ، مارهای زخم برداشته از جمهوری اسلامی هستند که از اول انقلاب به هر حیله ممکن دست زدند ، از حمله نظامی گرفته تا طرح کودتا ، و از ترور شخصیت‌ها تا به آتش کشیدن مزرعه‌ها و مغازه‌ها ، و از انفجارات کور در کوچه‌ها و خیابان‌ها تا دزدی و تجاوز . و از همه بدتر و بالاتر تبلیغات دامنه دار از اول انقلاب تا امروز است ، که برای تضعیف روحیه ملت مقاوم و رزمندگان عزیز به هر نوع دروغ و تهمتی متشبث شدند ، ولی بحمدالله نه تنها هیچ یک از تیرهای آنان به هدف نرسید ، که نتیجه معکوس داد . اکنون از چنین مارهای زخم خورده‌ای نباید غافل بود . چه بسا ، با نفوذ عمال سرسپرده داخلی در ارگان‌های دولتی و مقامات موثر ، به تدریج قدم به قدم کار خود را انجام دهند و انسان مستقیم را منحرف کنند و متعهدان را وابسته نمایند . غفلت از این امر ، فاجعه انگیز است و همه مقامات ، خصوصا مقامات بالا چون روسای قوای سه گانه ، بیشتر مورد نظر و هدف هستند ، زیرا انحراف آنان خدای نخواسته ممکن است انحراف رژیم را در پی داشته باشد . همه ما و شما باید بدانیم که شیطان خارج و داخل و نفس اماره به تدریج انسان را از خلاف‌های کوچک به بزرگ و بزرگتر می‌کشاند که یک وقت از کفر سر در می‌آورد . پس خلاف کوچک را بزرگ شمارید و شماریم ، و فساد را از سرچشمه جلو گیریم . از خداوند متعال مدد می‌خواهیم که همه ما را حفظ نماید ، خصوصا از شیطان نفس که مادر ( بت ) هاست . [۶].

از اول اگر جلوی فساد را نگیرید معلوم نیست که به وضع سابق منتهی نشود=

من راجع به کل مجلس مکرر عرض کرده و حالا هم عرض می‌کنم که مجلس ما باید با مجلس‌های سابق فرق داشته باشد ، البته فرق هم دارد ، اما هر امری کم کم به انحراف کشیده می‌شود و چنین نیست که یکدفعه انحراف واقع شود . در خود انسان نیز چنین است که شیطان و نفس اماره به تدریج از عمل به مکروهات و بعد از آن به صغائر و از آنجا به بالاتر انسان را منحرف می‌کنند . در مجلس سابق دوره اولش بهتر بود ، لکن در هر سال چیزی به آن اضافه و یا از آن کم شد تا رسید به آنجا که مجالس اخیر را دیدیم شما از اول اگر جلوی فساد را نگیرید معلوم نیست که به وضع سابق منتهی نشود . البته باید عاقلانه باشد که مساءله حادی پیش نیاید . [۷].

لزوم مراقبت از خود و دیگران

باید خودتان مراقبت خودتان را بکنید و وادار کنید کسانی از شما مراقبت کنند و چه بسا باشد که این سپاه پاسداران و این سران فرماندهان سپاه پاسداران با همه جدیتی که می‌کنند برای اینکه به اسلام خدمت بکنند ، در باطن قلبشان غیر خودآگاه از این خصیصه‌های شیطانی باشد که یک وقت ببینند که کارهائی که کرده‌اند ، دست شیطان در آن بوده است باید همیشه انسان مراقب خودش باشد می‌خواهد نماز بخواند ، مراقبت کند از نمازش که مبادا دست او در این کار باشد ، دست نفس اماره در کار باشد بخواهد پاسداری بکند ، متوجه باشد که مبادا دست او در کار باشد و او را به کاری وادار کند که خودش تباه بشود و جمهوری اسلامی را هم چهره اش را یک طور دیگر نمایش بدهد شماهائی که دست اندرکار هستید در این جمهوری اسلامی ، چه آن آقایان سفرا و کاردارهائی که در خارج می‌روند و خارج بیشتر توقع هست و چه شما سپاه پاسداران و سایر قوای نظامی و انتظامی که در داخل خدمت می‌کنید و چه وکلای محترم که در مجلس خدمت می‌کنند و چه همه ، قوه قضائیه ، قوه اجرائیه ، همه باید از خودشان مراقبت کنند . [۸].

تبهکاران و جنایت پیشگان بیش از هر کس چشم طمع به شما دوخته‌اند

شما که خود را پیروان اصحاب وحی و اولیاء عظیم الشان می‌دانید و بحمدالله هستید ، خود را جز خدمتگزار به ملت‌های ستمدیده ندانید و باید بدانید که تبهکاران و جنایت پیشگان بیش از هرکس چشم طمع به شما دوخته‌اند و با اشخاص منحرف نفوذی در بیوت شما با چهره‌های صددرصد اسلامی و انقلابی ممکن است خدای نخواسته فاجعه ببار آورند و با یک عمل انحرافی نظام را به انحراف کشانند و با دست شما به اسلام و جمهوری اسلامی سیلی زنند . الله الله در انتخاب اصحاب خود ، الله الله در تعجیل تصمیم گیری خصوصا در امور مهمه و باید بدانید و می‌دانید که انسان از اشتباه و خطا مامون نیست به مجرد احراز اشتباه و خطا از آن برگردید و اقرار به خطا کنید . که آن کمال انسانی است و توجیه و پافشاری در امر خطا ، نقص و از شیطان است در امور مهمه با کارشناسان مشورت کنید و جانب احتیاط را مراعات نمایید . [۹].

خطر انحراف و نفوذ منحرفین

آن چیزی که من به نوع قشرهایی که ملاقات کرده‌ام سفارش کرده‌ام و امروز به شما جوان‌های عزیز سفارش می‌کنم و تاکید می‌کنم این است که انجمن‌های اسلامی باید توجه کنند که در بین این انجمن‌ها از این منحرفین نفوذ نکنند شما مطمئن باشید که این منحرفین و منافقین و آنهائی که دستشان از این کشور کوتاه شده است با هر حیله‌ای که شده است می‌خواهند در همه جای کشور خصوصا در دانشگاه که مرکز علم و مرکز همه جهات کمالی انسانی است ، می‌خواهند نفوذ کنند و چه بسا اشخاصی با ظاهر بسیار صالح و در حضور شماها بیشتر از شماها قید و بند اسلام و فریاد ( وا اسلاما ) می‌زند ، خدای ناخواسته از منحرفین باشد آنها همانطوری که شیطان با هر صورتی درمی آید و با هر حیله‌ای انسان را منحرف می‌کند ، اینها هم شیاطین انسی هستند که به هر صورتی و به هر شکلی درمی آیند و ممکن است که در بین شما خدای نخواسته یک نفوذی بکنند و اگر خدای نخواسته یک همچو نفوذی بشود ، بدانید که انحراف در پیش است گرچه به کوتاه مدت نشود ، در دراز مدت انحراف خواهد شد . و لهذا باید سعی خودتان را ، کوشش خودتان را در انتخاب افراد برای این انجمن‌ها بکنید و دقت کنید که افراد ، افرادی باشند که سابقه آنها و قبل از انقلاب آنها و در انقلاب درست معلوم باشد و با شناخت کامل در این انجمن‌ها راه داده بشوند . این انجمن‌ها فعالیت شان بسیار ارزش دارد ، لکن یک همچو مسؤ ولیت هائی دارند که مسؤ ولیت شان هم بزرگ است چنانچه مسؤ ولیت توجه به همه جهات دانشگاه و نظارت به همه جهات دانشگاه راجع به اینکه انحرافی واقع نشود ، استاد منحرفی خدای نخواسته وارد نشود و متصدیان امور خدای ناخواسته منحرف نباشند ، این هم از امور مهمی است که باید بسیار رویش دقت بشود ، لکن توجه به این معنا که برای هر امر جزئی نباید شما به عنوان اینکه حزب الله هستید ، برای یک امر جزئی افرادی که صالح هستند ولو سابق یک خطائی یا یک کاری که الزامی بوده است کردند ، نباید کنار بگذارید باید هر چه بکنید جاذبه داشته باشید و اشخاصی که اینها در حال حاضر خوب کار می‌کنند و مفید هستند ، در دانشگاه‌ها باشند و تعلیم و تربیت را بکنند با نظارتی که همه دانشجویان در امور دارند . [۱۰].

در فکر اصلاح مراکز کاری خود باشید

شما هم همه تان ، هر فردی در هر مقامی که هست ، ملاحظه کنید آن محلی که هست ، آن همان مثل خانه خودتان ، اول داخل همان استانداری چه جوری است ، آنها را تصفیه کنید بعد جاهای دیگر که تحت نظارت شماست ، مثل فرماندارها و اینها که هستند ، اینها را شما باید وادار کنید به اینکه درست بکنند و مسائلی هم که در فرض کنید در وزارتخانه‌ها می‌گذرد ، آقای کنی در وزارت کشور هستند . ایشان آن وزارتخانه را ببیند که چه جور می‌شود اصلاحش بکنند و یک کسی هم که در وزارتخانه دیگری است ، باز او هم دنبال آن بگردد و اصلاح بکند . اگر هر کسی که در هر محلی است همان محل را اصلاح بکند ، مملکت عبارت از همین جامعه است ، اگر این جامعه هر کدام در هر محلی که هستند درصدد این باشند که اصلاح بکنند کار را و همان محلی که خودشان هستند اصلاح بکنند ، جامعه اصلاح می‌شود . [۱۱].
وقتی مردم دیدند که شما در صدد خدمت به آنها هستید ، طبیعی است که آنها هم کمک به شما می‌کنند و این به این است که همه وزارتخانه‌ها ، هرکسی که متصدی یک وزارتخانه است ، وزارتخانه خودش را بنابراین بگذارد که اصلاح کند به نفع مردم ، به جوری که مردم وقتی که در آن وزارتخانه وارد می‌شوند با رضایت خاطر ، با اطمینان خاطر بیرون بیایند . اگر این طور بشود ، بلا اشکال مردم حاضرند . مردم ، مردم خوبی هستند . ما از مردم تشکر باید بکنیم ، ما همه مرهون آنها هستیم . عمده این است که ما هم بتوانیم خدمت متقابل بکنیم و باید ما از مرحله لفظ و شعار بیرون برویم و به مرحله عمل برسیم یعنی هر وزیری در وزارتخانه خودش واقعا بین خودش و خدا ، خودش را موظف بداند به این که آن پرسنل آن جا را ، هرکس در تحت نظر او هست ، آنها را بسیج کند به این که با مردم رفتار خوب بکنند و با مردم رفتار سالم داشته باشند . [۱۲].

برای رسیدگی به شکایات برنامه داشته باشید

مساءله دیگری که عرض می‌کنم این است که آقایانی که الان رای اعتماد گرفتند از مجلس و احساس می‌کنند که مسؤ ولیتشان زیادتر شده است برای این که خوب رای دادند - این - رای بالایی مجلس داد و من باید از مجلس تشکر کنم راجع به این ، اینها باید حالا فکر این معنا باشند که مردم را داشته باشند و یکی از راه‌هایش این است که وزارتخانه‌ها و ادارات یک جوری باشد که نارضایی ایجاد نکند . به نظر می‌آید که اگر چنانچه در هر وزارتخانه‌ای از طرف - یا آقای رئیس جمهور یا فرض کنید که آقای نخست وزیر - یک چند ، دوسه نفری باشند برای این معنا که اگر چنانچه در آن اداره ، در آن وزارتخانه از خود اهالی وزارتخانه شکایت داشتند ، به اینها بگویند . این اصل نفس این کار موثر است در این که در وزارتخانه‌ها اگر بنا باشد یک کاری انجام بشود ، برخلاف نشود . شما می‌دانید که ما وارث - یک کسی هستیم - یک رژیمی هستیم ، که سرتاپای اداراتش ، الا یک عده‌ای ، دنبال این بودند که منافع خودشان را حفظ کنند و دنبال این بودند چه بکنند . از آنها ، هستند الان در جمهوری اسلامی ، نمی‌توانیم بگوییم نیستند ، همه جا هستند و ممکن است که اینهایی که هستند بخواهند مردم را ناراضی کنند . اصل خطش این باشد که مردم را ناراضی کنند ، چه ، بهتر این است که مردم را در ادارات ناراضی کنند . اصل خطش این باشد که مردم را ناراضی کنند ، چه بهتر این است که مردم را در ادارات ناراضی کنند فرض کنید یک نفر برود در یک اداره‌ای ، این جا کارش را خوب انجام ندهند ، این به او مراجعه کند ، آن به او مراجعه کند . من نمی‌گویم که هست این جور ، لکن متوجه باشید که مبادا یک همچو مسائلی واقع بشود . و بهتر این است که یک همچو عملی انجام بگیرد که مردم هم توجه به این داشته باشند که یک مرجعی دارند که اگر در اداره یک کسی - یک ضد انقلابی - بود ، خواست یک فضولی ای بکند ، یک مرجعی دارند که به آن مرجع بروند مراجعه کنند . و هم ، خود این عمل فی نفسه موثر در این است که جلوگیری کند از بعضی از امور . و بالاخره ما مردم را لازم داریم ، یعنی ، جمهوری اسلامی تا آخر مردم را می‌خواهد . این مردمند که این جمهوری را به این جا رساندند و این مردمند که باید این جمهوری را راه ببرند تا آخر ، و این شما آقایان هستید که مردم را می‌توانید؛ وزارتخانه هایتان می‌تواند ، اداراتتان می‌تواند راضی نگه دارد و می‌تواند - خدای نخواسته - اشخاصی در آن باشند که ناراضی باشند . و این را با قاطعیت عمل کنید . التزام شما ندارید که هر کس از سابق در این اداره بوده ، حالا اگر چنانچه ضد انقلاب هم باشد ، باید باشد . این را بیرونش کنید برود سراغ کارش ، اگر یک کسی است می‌خواهد ضد انقلاب باشد ، اما اگر کسانی هستند که از روی نادانی - از - چی خوب ارشادشان کنید ، توجیه شان کنید که کارها را انجام بدهند و مردم را ناراضی نکنند . [۱۳].

مساءله پاکسازی و بازسازی یک امر ضروری است

البته مساءله پاکسازی و بازسازی وزارتخانه‌ها و ادارات یک امر ضروری بوده است ، برای اینکه در رژیم سابق ، اشخاص بسیاری در این وزارتخانه‌ها ، در این ادارات بودند که آنها لیاقت این مسائل را نداشتند و شاید بسیاری از آنها ضد انقلاب بودند و پس از پیروزی انقلاب ضروری بود که یک همچو هیات هائی باشند و شناسائی کنند اشخاصی که مفسد هستند ، اشخاصی که مضر هستند به جمهوری اسلامی ، اشخاصی که می‌خواهند نارضایتی در بین مردم ایجاد کنند ، آنها را باید پاکسازی می‌کردند ، لکن نکته‌ای که من باید عرض کنم به آقایان و این امری است که بر عموم افرادی که در این کشور مشغول خدمت هستند ، برای آنها هم هست این است که اصل این مسائل ، هم ضروری است که باید باشد و هم با نبودنش فاجعه درست می‌شود ، لکن در کیفیت این امر و مواردی که باید این کار بشود و افرادی که باید اینطور کارها را انجام بدهند ، در آنها باید خیلی دقت بشود اول راجع به افرادی که انتخاب می‌شوند برای این پاکسازی‌ها ، بازسازی‌ها یا در انجمن‌های اسلامی که تشکیل شده است ، در همه جا هست و خدمت هم زیاد می‌کنند ، اول امر و مهمتر از همه این است که افرادی که انتخاب می‌کنند ، سوابقشان را ، کارهائی که در آن رژیم متصدی بودند و کارهائی که بعد از شکست رژیم انجام دادند ، اینها باید بررسی بشود شما می‌دانید که امروز در هر جائی که یک خدمتگزاری است ، یک عده‌ای بخواهند خدمت کنند ، اشخاص مفسد ، منافق و منحرف با حیله هائی خودشان را وارد می‌کنند چه بسا آنهائی که وارد می‌شوند و می‌خواهند که بر خلاف آن چیزی که اسلام اقتضا می‌کند ، عمل بکنند و مردم را ناراضی کنند ، چه بسا از اشخاص سالم دیگر بسیار خودشان را جنداللهی و طرفدار جمهوری اسلامی معرفی کنند . [۱۴].

افراد ناصالح را باید کنار زد

از مهمات مساءله این است که اولا اسلامی بشود همه چیز و ظواهر اسلام باید در آنجا حکمفرما باشد . اینکه بعضی‌ها عقیده دارند که حالا ظواهر را کار نداشته باشیم و برویم سراغ مکتب ، اینها برخلاف اسلام است . آن چیزی که هست این است که باید ظواهر در این پادگان‌های ارتشی و در آن مراکزی که شما هستید و پاسدارها هستند ظواهر باید محفوظ باشد ، یعنی امروز که ماه مبارک رمضان است همه اینها روزه دار باشند ، آنهائی که واجب است برایشان روزه بگیرند ، روزه دار باشند ، نماز بخوانند در آنجا و کارهای منکر در آنجا به هیچ وجه نباشد ضوابط اسلام باید محفوظ باشد جمهوری اسلامی معنایش این است و الا اگر یک جمهوری باشد ، اسمش جمهوری اسلامی باشد لکن وقتی که برویم در ژاندارمری ببینیم از اسلام خبری نباشد ، در سپاه پاسداران بیائیم مثلا از آن خبری نباشد ، ارتش برویم خبری ، ادارات خبری نباشد ، این جمهوری اسلامی نیست ، این یک لفظ غلطی است که گذاشتند روی ، روی جمعیتی که و روی مملکتی که دارد همان به طور طاغوت اداره می‌شود . ما باید این محتواها را با جدیت اصلاح بکنیم . افراد ناصالح را اگر چنانچه واقعا برخلاف مکتب هستند ، از اول باید کنارشان زد و اگر چنانچه یک وقت خدای نخواسته خیانتی هم کردند ، باید به دادگاه سپردشان و افرادی که مکتبی هستند یعنی فکرشان فکر اسلام است لکن عملشان برخلاف است ، اینها را باید هدایت کرد اگر هدایت شدند که شدند ، اگر هدایت نشدند ، بعد از چندی که دیدید فایده ندارد کنارشان بگذارید ، تصفیه شان بکنید . [۱۵].

رسیدگی به امور متصدیان امور با بیطرفی و بدون مسامحه انجام شود

رسیدگی به صلاحیت قضات و دادستان‌ها و دادگاه‌ها با سرعت و دقت عمل شود تا امور شرعی و الهی شده و حقوق مردم ضایع نگردد و به همین نحو رسیدگی به صلاحیت سایر کارمندان و متصدیان امور ، با بیطرفی کامل بدون مسامحه و بدون اشکال تراشیهای جاهلانه که گاهی از تندروها نقل می‌شود ، صورت گیرد تا در حالی که اشخاص فاسد و مفسد تصفیه می‌شوند اشخاص مفید و موثر با اشکالات واهی کنار گذاشته نشوند و میزان ، حال فعلی اشخاص است با غمض عین از بعض لغزش هائی که در رژیم سابق داشته‌اند مگر آنکه با قرآن صحیح معلوم شود که فعلا نیز کارشکن و مفسدند . [۱۶].

رسیدگی به امور متخلفین باید با کمال جدیت و قاطعیت عمل شود

من باید به آقایان عرض کنم که شما در این کاری که دارید انجام می‌دهید که رسیدگی به امر متخلفین هست ، چه در سطح دادستان‌ها و قضات و اینها و چه در سطح ادارات و وزارتخانه‌ها و اینها ، یک امری است که الزام شرعی الان دارد و با کمال جدیت و قاطعیت این باید عمل بشود و ما نمی‌توانیم ببینیم که یک کشوری ادعای این بکند که ما جمهوری اسلامی هستیم و قاضی که - باید - آنقدر در شرع به او اهتمام شده است ، آنوقت قاضی ، یک شهر را به آتش بکشد و سکوت بکنیم . یا فرض کنید یک دادستانی در یک جائی کارهای خلاف شرع بین می‌کرده است ، باز هم باید ما بنشینیم و سکوت بکنیم از حالا به بعد اصلا سکوت معنا ندارد . باید آقایان به طور جدی محکمه‌ای تشکیل بدهند برای رسیدگی به امر متخلفین ، قضات متخلف و کسان دیگری که در هر جا هستند و متخلفند و متخلفین را بعد از اینکه معلوم شد که این آدم تخلف کرده و خلاف کرده است ، باید آنهائی که مسؤ ول هستند فورا و غایت الامر در ظرف سه روز به جای آنها کسی را بگذارند و اگر آنها مسامحه در این امر کردند بی عذر ، بخواهند این کار را نکنند ، خود شما ، خود آقایانی که ، این هیاتی که برای این رسیدگی است و چیز هستند ، مجاز هستند که تعیین کنند ، مستقلا خودشان تعیین کنند و مسامحه در هیچ امری ابدا نباید بشود ، چنانچه از آن طرف هم باید با کمال توجه به اطراف قضیه که کسی یک وقت خدای نخواسته مظلوم واقع نشود لکن ما باید این بار ظلم را که الان در سرتاسر کشور گاهی می‌شود به اشخاص ، این بار را دیگر باید سبک کنیم و از بین ببریم و - اگر چنانچه - من الان اعلام می‌کنم اگر چنانچه اشخاص به واسطه اغراض فاسده بخواهند جوسازی کنند و بخواهند تلفن از این طرف و آن طرف بکنند و این مطلب معلوم بشود ، خود آنها برخلاف موازین شرعی و مقابل اسلام می‌خواهند کار بکنند و من به ملت اعلام می‌کنم که هر کس که این کار را کرد ، با او معامله فسق بکنند و در هیچ جائی از جاهائی که یک آدم عادل باید باشد ، او را نپذیرند و اطلاع بدهند تا تادیب بشوند آنها . یک کاری که اسلام می‌خواهد بکند ، یک کاری که برای مردم ، می‌خواهد ظلم را از مردم بردارند ، آنوقت یک کسی بگوید ما جوسازی می‌کنیم ، یک کسی بگوید که ما این کار را نمی‌کنیم ، نباید بشود . این معنایش این است که کار اسلام نباید بشود و این اقلش این است که اعلا مرتبه فسق است و باید تعزیر بشود و بالاترش این است ممکن است یک وقت چیزهای دیگر بشود و کسی حق ندارد در سرتاسر کشور ، هیچ قاضی شرعی حق ندارد که بدون جهت استعفا کند و بخواهد جوسازی کند اگر جوسازی کند ، معلوم می‌شود که خودش زیر سوال است و باید خودش احضار بشود . و اگر چنانچه واقعا خودش را لایق نمی‌داند ، باید اعتراف کند که من لایق نیستم و نمی‌خواهم بکنم و بعد از اینکه او را کنار گذاشتند ، بلافاصله بعد از حداکثر سه روز ، به جای او باید قاضی و دادستان و اینطور چیزها تعیین بشود . [۱۷].

در رسیدگی به امر متخلفین نه مسامحه جایز است نه زیاده روی

در هر صورت ، شما کاری را که دارید انجام می‌دهید و این هیاتی که برای این مساءله درست شده است و کاری می‌خواهند انجام بدهند ، بر آنها مسامحه جایز نیست و همانطوری که زیاده روی هم انشاءالله نمی‌کنند و آن هم جایز نیست . هر دو طرف قضیه است و مساءله ، مساءله مسامحه و شوخی نیست . اگر یک جائی مسامحه ما از کسی دیدیم ، ما از او بازخواست خواهیم کرد و اگر یک مقامی ، هر کس باشد ، بخواهد جوسازی بکند ، بخواهد تخلف از این مسائل بکند ، این تخلف از احکام اسلام است و اگر مقامی است که - باید - حیثیت عدالت در او معتبر است ، خودش منعزل هست فی نفسه و اگر این در آن مقام هم حیثیت عدالت معتبر نیست باید دستگاه‌ها و دست اندرکارها او را کنار بگذارند و اگر نگذاشتند ، این هیات باز مجازند که آنها را به جای آنها قرار بدهند . در هر صورت مساءله ، مساءله مهم است و مساءله ، مساءله آبروی اسلام است ، آبروی جمهوری اسلامی است و مساءله شوخی نیست که یک کسی در یک شهری آنهمه جنایات می‌کند آنوقت یک کس دیگری برای خاطر او کمک کند به او ، معین ظلمه باشد . نباید این کارها بشود خودشان دست بردارند از این کارها ، و الا مورد تادیب واقع خواهند شد . انشاءالله من دعا می‌کنم که موفقیت برای شما حاصل بشود و کارها را با جدیت ، هیات‌های محل وثوق قرار بدهید و دادگاهی که مورد توجه است و دادگاه صحیح است ، تشکیل بدهید ، یا دادگاه هائی در اطراف تشکیل بدهید که این مسائل را حل بکنند و رسیدگی بکنند و بعد از اینکه یک کسی شاکی دارد ، او را بخواهند ( هر کس می‌خواهد باشد ) اگر شکایتی دارد و دیدند یک شکایتی است روی اساس صحیح ، باید او را بخواهند و محاکمه کنند ، اگر چنانچه بیگناه بودند ، خوب ، بروند سراغ کارشان و اگر بیگناه نبودند ، آنوقت باید به مجازات خودشان به حسب موازین شرعی از تعزیر و از حد و از قصاص و از اینها ، چون بعضی از اینها قصاص دارند باید مردم قصاص کنند از آنها و بعضی از اینها تعزیر شرع ( اکثر اینها تعزیر شرعی دارد ) و باید تعزیر بشوند ، این اشخاصی که مرتکب شدند و ابدا تخلف از این امر نخواهد شد هرکس هر جوسازی بکند به ضرر خودش است و او را در بین مردم ، ما اعلام می‌کنیم اگر کسی بخواهد یک جوسازی بکند که اسلام کار خودش را عمل نکند ، این بدتر از آن کاری است که منافقین دارند می‌کنند ، برای اینکه آنها جوسازی اسلامی نمی‌کنند ، شما می‌خواهید جوسازی برخلاف قوانین اسلام بکنید و شما هم جزء آنها واقع می‌شوید . [۱۸].

در رسیدگی به امر دیگران باید دقت عمل داشت

شما آقایان توجه داشته باشید که همه در محضر خدا هستید و انسان همواره باید اینگونه تلقی کند که خدا ناظر اعمال و رفتار اوست . در جمهوری اسلامی غیر از گروهک‌هایی که می‌خواهند به اسلام و مسلمین ضرر و زیان بزنند نباید دنبال عیب دیگران رفت باید آبروی مردم را حفظ کنید و در هر مساله‌ای که پیش می‌آید ببینید خدا چه می‌گوید که همان را انجام دهید . در مورد هیات‌های گزینشی که قبلا بوده‌اند ، من نسبت به صلحای آنها جسارتی نمی‌کنم و چون از باب اینکه احتمال آن می‌رفت که عده‌ای در میان آنها نفوذ کرده باشند ، صلاح بود که آنها را منحل اعلام کنم تا دوباره با ترتیب بهتری بوجود آیند بعضی از مسائل گزینش بسیار بد بوده است و احتمال می‌رفت که افراد فاسدی بخواهند ما را از بین ببرند چون مسائلی از این قبیل که شماره شناسنامه فلانی چند است یا فلان کس در کجا شهید شده جزء مسائل اسلامی نیست و در کشور اسلامی عنوان اینگونه مطالب به نام مکتب ، خجالت آور است که اینها ملاک گزینش و اسلامی بودن افراد گردد و ما جوانانی که به درد اسلام می‌خورند را از کارها بیرون بریزیم و من نگرانیم از این بود که ما نشسته باشیم و در پیش ما کتاب‌ها و جزواتی به اسم اسلام منتشر شود که ربطی به اسلام ندارند و عده‌ای هم بگویند که اگر اینها عیب داشتند ، جواب آنها را می‌دادند ، پس مورد قبول هستند که در مقابل آنها ساکتند . برنامه دشمنان ما این است که کشور ما را از داخل خراب کنند و با این تحولی که امروز در جوان‌ها پیدا شده است و همه مردم در جبهه‌ها و پشت جبهه‌ها مشغول خدمت هستند ما دیگر هیچ عذری برای خدمت و جذب آنها نداریم و همه ما باید سعی کنیم که یک دست باشیم بر علیه دشمنان اسلام و مسلمین و به تکلیف الهی خودمان عمل کنیم .[۱۹].

همه باید خلافکار را مؤ اخذه کنید

امروز اسلام به شما محتاج است ، قرآن کریم محتاج به شماست ، خودتان را اصلاح کنید . شما هم خودتان را اصلاح کنید ، این طبقه هم خودش را اصلاح کند . اگر هر کس یک جایی فرض کنید یک صورت روحانی به خودش داد و چهار تا از این تفنگدارها را دور خودش جمع کرد و شروع کرد خلاف آن چیزی که وظیفه روحانی است عمل بکند ، اسلام را باد داده ، امروز نمی‌گویند زید این کار را کرده می‌گویند جمهوری اسلامی این است ، منعکس می‌کنند این جمهوری اسلامی است . وظیفه سنگین ، مسؤ ولیت سنگین و همه تان مسؤ ول خواهید بود . اگر یکی تان یک کاری بکند دیگری ساکت باشد او هم مسؤ ول است . اگر یکی یک خلاف کرد ، همه باید بروید دنبالش که آقا چرا . لازم نیست که کتک کاری بکنید ، مواخذه کنید . اگر یک نفر خلاف کرد ، ۲۰ نفر از شماها رفت گفت نکن این کار صحیح نیست ، تحت تاثیر واقع می‌شود . اگر یک معمم ، یک صورت معمم ، یک کار خلاف کرد ، از اطراف ، معممین هجوم به آن آوردند که چرا این کار را می‌کند ، دیگر اگر من دخالتی کردم همه تان هجوم آوردید که چرا این کار را می‌کنی من سر جایم می‌نشینم . همه تان مسؤ ولید همه مان مسؤ ولیم ، امروز مسؤ ولیت بزرگ است برای ما . [۲۰].

هوشیاری در مقابل خلافکاری‌های عوامل نفوذی و جلوگیری از آنان

و این را باید توجه بکنند آقایان که در بین این ارگان هائی که هست مثل ، سپاه پاسداران ، مثل ارتش ، مثل کمیته‌ها ، مثل دادگاه‌ها و همه این جاهائی که بعد از انقلاب به عنوان یک گروهی پیدا شده است شیاطین ننشسته‌اند که اینها خالص باشند ، در بین شان افرادی نفوذ کرده‌اند و به واسطه آن نفوذ ، کارهائی در آنجا می‌دهند ، برای اینکه روحانیین را و همین طور پاسدارها را و همین طور کسان دیگر را یا به جان هم بریزند و یا منزوی کنند . الان روزی شاید بیشتر از ۱۰۰ تا گاهی ۳۰۰ تا گاهی ۲۰۰ تا نامه برای من می‌رسد ، با اینکه من کاره‌ای نیستم و در آن شکایت می‌کنند ، شکایات از همه این ارگان هائی که هست . من نمی‌خواهم بگویم شکایات همه صحیح است ، بسیاریش هم نامربوط زیاد در آن هست ، لکن باید این مطلب که یک توطئه‌ای هست برای شکایت درست کردن ، این توطئه از شوفرهای تاکسی‌ها و اتومبیلهای دیگر ، اتوبوس و اینها شروع می‌شود تا هر جائی که یک جمعیتی با هم مجتمع هستند ، در بین اینها افرادی هستند که اینها مامورند برای اینکه شایعه درست کنند و پراکنده کنند . می‌گویند در تاکسی‌ها تا می‌نشینیم یک کسی شروع می‌کند یک حرفی از ، مثلا از یک عالم یا علما یا از یک کمیسیون یا از مجلس شورا یا از کذا . الان همه اینهائی که اشتغال به یک کاری دارند ، چه دادگاه هائی که به قضاوت و به رسیدگی به امور قضائی مشغول هستند و چه این هیات هائی که برای اینکه زمین‌ها را مثلا ، آن زمین هائی که مشروع است تقسیم کنند و چه جهاد سازندگی و جهاد دیگر و گروه هائی که هستند ، اینها در بین شان یک افرادی نفوذ کرده است که این افراد یک کاری انجام می‌دهند و دستجاتی که مربوط به همین افراد هستند آن را دامن می‌زنند و بزرگش می‌کنند و شما یک وقت چشمتان را باز می‌کنید که همه این ارگان‌های دولتی و اسلامی از مجلس گرفته تا دادگاه‌ها و تا همه جا به واسطه تبلیغات اینها مشوه می‌شود روحشان ، یعنی جمهوری اسلامی که عبارت از این چیزهائی است که حکومت است و مجلس است و سایر ارگان‌ها ، این را می‌خواهند مشوهش کنند و به دنیا بفهمانند که این هم همان رژیم شاهنشاهی است ، این هم مثل همان رژیم است ، همه چیزش مثل همان رژیم است . می‌آیند می‌گویند که زمین‌های مردم و باغات مردم را غصب می‌کنند و هیچ جا هیچ کس هم دخالت در این امر نمی‌کند ، می‌گویند این گروه‌های هفت نفری که گفته شده به آنها ، اعلام کردند بر آنها ، دولت هم اعلام کرده است که باید در آن چیزهائی که غیر مشروع است دخالت نکنند آنها دخالت می‌کنند و هیچ اعتنا به این مسائل نمی‌کنند . می‌گویند مصادره اموال مردم ، بیجا مصادره می‌شود اموال مردم بدون اینکه جهت شرعی داشته باشد . شما باید توجه داشته باشید و من از ائمه جمعه در همه بلاد می‌خواهم و علمائی که هم در آن بلاد هستند همراهی کنند و گروه هائی را تعیین کنند برای رسیدگی به این امور ، رسیدگی به حال این افرادی که می‌خواهند آشوب درست کنند ، رسیدگی به حال دادگاه‌ها و احکامی که از دادگاه‌ها صادر می‌شود . چه بسا اشخاصی هستند که اطلاع قضائی ندارند و خودشان را به طور قاچاق وارد کردند در قضا . قضا شرط دارد و باید نصب بشود از طرف علمایی که بزرگ هستند ، اینطور نیست که هر کس هر جا برود قضا را متکفل بشود و حکم بدهد و حکم قتل بدهد و حکم چه بدهد . [۲۱].

به شکایات مردم رسیدگی کنید

اینها باید شما آقایانی که در بلاد هستید ، خودتان رسیدگی کنید افرادی که از این جناح‌های منحرف وارد شدند در این ارگان‌ها ، در قضا ، در تقسیم اراضی ، در جهاد سازندگی ، در همه اینها ، افرادی را متعهد ، مطلع ، بیطرف ، این افراد را تعیین کنید تا اینکه اینها بروند رسیدگی بکنند و به شما گزارش بدهند و در صدد تصحیحش برآیید . اگر ما بنشینیم اینجا ، هر چه می‌شود در هر جا ، هر کس هر کاری می‌خواهد بکند ما اعتنا به آن نکنیم ، این فاجعه به بار می‌آورد بعدها . باید شما خودتان بنشینید این کار را بکنید . این یک چیزی است که می‌خواهند تمام آن چیزهائی که فاسد است به گردن روحانیون و به گردن دولت اسلامی بیندازند و روحانیون و دولت و مجلس و همه اینها را از نظر مردم بیندازند و مشوه کنند . شما باید بیدار باشید ، جلوگیری کنید از این معنا . اگر من ، من که یک پیرمردی هستم از من نمی‌آید این کارها ، شما آقایان الحمدلله هم جوان هستید و هم توجه دارید به مسائل ، خودتان یک گروه هائی را درست کنید در همه جای مملکت ، یک گروه هائی درست کنید بررسی کند این امور را ، اگر چنانچه بر خلاف شرع عمل می‌شود ، جلویش را بگیرید ، اگر چنانچه امر خلافی دارد واقع می‌شود ، اشخاصی که لایق نیستند برای این مسائل اگر اینها وارد هستند در دادگاه‌ها یا در سایر جاها ، در جهاد سازندگی ، در هیات هفت نفری نمی‌دانم اینها ، ما نمی‌خواهیم که یک مملکتی باشد که هرج و مرج یا یک مملکتی باشد که نظر کمونیست‌ها را در این مملکت انجام بدهد یا نظر غربی‌ها را انجام بدهد . باید همه این کارها را قبل از اینکه فرصت از دستتان رفته است و قبل از اینکه این خیانتکارهائی که می‌خواهند این مملکت را باز برگردانند به حال اول ، پیروزی پیدا کنند و مجال پیدا بکنند ، خود شماها باید این کارها را انجام بدهید و افرادی را صالح ، مطلع ، بیطرف تعیین کنید بروند در اینجاهائی که این کارها می‌شود ، به شکایات مردم رسیدگی کنند . یک دفتری برای شکایات باز کنید ، تعقیب کنید شکایت را ، ببینید این که شکایت کرده از کجا پیدا شده ، صحیح می‌گوید یا غیر صحیح ؟ غیر صحیح می‌گوید ، چه کسی القاء به او کرده ؟ اینها را باید تعقیب کرد و فهماند به مردم که یک همچو بساطی در کار هست که می‌خواهند خرابکاری کنند و افرادی هم که واقعا خرابکاری می‌کنند معرفی باید بشوند به جمعیت هائی که خود آقایان تعیین کنند تا تکلیف آنها را معین کنند . ما اگر چنانچه بنشینیم و الان در مملکتمان خلاف شرع‌های زیادی خدای نخواسته انجام بگیرد معنایش این است که ما خودمان با دست خودمان جمهوری اسلامی را جمهوری غیر اسلامی اش کردیم . ما می‌خواهیم جمهوری اسلامی ، یعنی احکام ، احکام اسلام باشد نه اینکه هر جایش که آدم دست بگذارد شکایات باشد که اینها خلاف دارند می‌کنند ، شکایت باشد که فلان قاضی حکم خلاف دارد ، فلان - فرض کنید که - کسی که می‌خواهد تقسیم زمین را بکند زمین‌های مردم را می‌رود تقسیم می‌کند ، باغات را می‌رود - نمی‌دانم - درخت‌هایش را می‌اندازد ، اینها رسیدگی می‌خواهد . شما نشستید که یکدفعه صدای ملت بلند بشود که این دولت و این مجلس و این دادگاه‌ها و این کمیسیون‌ها و اینهمه اینهائی که هستند ، هیچ یک آنها اسلامی نیستند و به ضد شما قیام بکنند ، آنوقت هم من موافقت با آنها بکنم . [۲۲].

همیشه با بصیرت و چشمانی باز به دشمنان خیره شوید=

من بار دیگر از مسؤ ولین بالای نظام جمهوری اسلامی می‌خواهم که از هیچ کس و از هیچ چیز جز خدای بزرگ نترسند و کمرها را ببندند و دست از مبارزه و جهاد علیه فساد و فحشاء سرمایه داری غرب و پوچی و تجاوز کمونیزم نکشند که ما هنوز در قدمهای اول مبارزه جهانی خود علیه غرب و شرقیم .
مگر بیش از این است که ما ظاهرا از جهانخواران شکست می‌خوریم و نابود می‌شویم ؟ مگر بیش از این است که ما را در دنیا به خشونت و تحجر معرفی می‌کنند ؟ مگر بیش از این است که با نفوذ ایادی قاتل و منحرف خود در محافل و منازل ، عزت اسلام و مسلمین را پایکوب می‌کنند ؟ مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلام ناب محمدی در سراسر جهان بر چوبه‌های دار می‌روند ؟ مگر بیش از این است که زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته می‌شوند ؟ بگذار دنیای پست مادیت با ما چنین کند ولی ما به وظیفه اسلامی خود عمل کنیم . امروز بیشتر از هر زمانی کینه و دشمنی استکبار علیه اسلام ناب محمدی بر ملا شده است ، بسیج عمومی آنان در دفاع از یک خودفروخته و نویسنده مزدور گویای این واقعیت است و شاید آنان این همه فضاحت و بی آبرویی شان را به خاطر رسیدن به هدف شوم خود پیش بینی نکرده بودند که امروز با سر افکندگی و خواری از کرده خود پشیمان و با ذلت مراجعه می‌کنند . احتمالا قضیه مبارزه با حجاب زنان مسلمان در فضای آموزشی ، حرکتی انحرافی برای کمرنگ کردن جلوه عظیم دفاع جهان اسلام از رسول اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم - می‌باشد گر چه خود این واقعه هم از دردهایی است که ملت‌های اسلامی گرفتار آن شده‌اند که چگونه در دنیای به اصطلاح آزاد ، الزام زنان و دختران مسلمان به رفع حجاب عین دموکراسی است و فقط ما که گفته‌ایم کسی که به پیغمبر اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - توهین کند و اجماع فقهاء مسلمین فتوا به اعدام آن می‌دهند ، خلاف آزادی است ! راستی چرا دنیا در برابر کسی که اجازه ندهد تا دختران مسلمان به دلخواه خود با پوشش اسلامی در دانشگاه‌ها درس بخوانند یا تدریس کنند ، ساکت نشسته است ؟ جز این است که تفسیر و تاویل آزادی و استفاده از آن در اختیار کسانی است که با اساس آزادی مقدس مخالفند ؟ امروز خداوند ما را مسؤ ول کرده است ، نباید غفلت نمود . امروز با جمود و سکون و سکوت باید مبارزه کرد و شور و حال حرکت انقلاب را پابرجا داشت من باز می‌گویم همه مسوولان نظام و مردم ایران باید بدانند که غرب و شرق تا شما را از هویت اسلامی تان - به خیال خام خودشان - بیرون نبرند ، آرام نخواهند نشست نه از ارتباط با متجاوزان خشنود شوید و نه از قطع ارتباط با آنان رنجور ، همیشه با بصیرت و با چشمانی باز به دشمنان خیره شوید و آنان را آرام نگذارید که اگر آرام گذارید ، لحظه‌ای آرامتان نمی‌گذارند . [۲۳].

ارائه کارها به مردم

خدمت تان را به مردم بگویید

در هر صورت آنی که برای شما مهم است خدمت کردن به همه طبقات خصوصا مستضعف‌ها ، خصوصا محرومینی که در طول تاریخ محروم بوده‌اند این بیچاره‌ها . باید خدمت کنید و خدمتتان را بگوئید به آنها و وقتی گفته می‌شود ، عمل دنبالش باشد و انشاءالله امیدوارم که اگر انگیزه اینطور باشد و شما موفق بشوید و انشاءالله و موفق می‌شوید انشاءالله به اینکه خدمت کنید به این ملت ، این ملت هم همراه شماست و نه انگیزه دیکتاتوری پیش می‌آید و نه هم شما سودجو هستید که بخواهید نمی‌دانم پارک داشته باشید و ده داشته باشید و ده را اگر دادند شما ، شما اینطوری نیستید ، نمی‌توانید هم باشید با اینکه یک کدامتان اگر یک خانه زاید بر مقدار خودتان درست کنید همه به شما اشکال می‌کنند ، تحت فشار اشکال مردم واقع می‌شوید ، نیستید اینطور و نمی‌توانید هم باشید و مادامی که اینطور است ، مردمی هستید ، مردمی که هستید همراه شما هستند و وقتی مردم همراه شما هستند دیگر آسیبی در کار نیست .[۲۴].

مقید باشید که کارهایتان را به مردم بگویید

گرفتاری امروز ما ، همین اختلافاتی است که مشاهده می‌شود . شما هر چه کار می‌کنید اگر اختلافات را کوشش نکنید که رفع بشود کارهای شما را آن کسانی که بخواهند یک عیبی بگیرند به آن ، عیب می‌گیرند . هیچ شکی نیست . اینهائی که افتاده‌اند دور بازار و کوچه و این طرف و آن طرف و سمپاشی می‌کنند ، آنها ، این کارها را می‌کنند و اگر شما در همان سطح بالا ، این اختلافات را کوشش کنید که با عقل و تدبیر ، در رفعش بسیار کوشش کنید . انشاءالله یک آرامش روانی پیدا بشود و کارها در آن آرامش زود انجام می‌گیرد ، بهتر انجام می‌گیرد . این مسائلی را که به من گفتید در یک همچو اطاق محدودی ، بهتر این است که هر یک از آقایان که متکفل یک امری هستند ، وقتی کاری انجام می‌دهند بروند در رادیو بگویند و از مردم بخواهند که هر کس اشکالی دارد که مثلا ما بر خلاف می گوئیم ، بیایند اطلاع بدهند ، در روزنامه‌ها اطلاع بدهند ، خودشان بیایند در محضر عمومی اطلاع بدهند که این حرفی که ما راجع به برق زدیم ، راجع به امور دیگر زدیم اگر چنانچه مردم اعتقادشان این است که اینطور نیست و کاری انجام نداده است جمهوری اسلامی ، بلکه عقب رفته است از زمان طاغوت ، هر کس این ادعا را دارد ، بیاید بگوید که ما در این مواردی که داریم ، می گوئید که : ( عمل کردیم ) ، بیایند بگویند که نخیر شما عمل نکردید . و اگر چنانچه نیامدند و نگفتند ، معلوم می‌شود که ما عمل کردیم و مردم گوش ندهند به حرف اینهائی که می‌گویند که دولت هیچ کاری نکرده و نمی‌تواند هیچ کاری بکند . من نمی‌گویم که بعد از اینکه این هم اعلام کردید ، باز مسائل نیست اما کم می‌شود ، در بین مردم کم می‌شود ولو آنهائی که می‌خواهند بگویند ، می‌گویند اما مردم دیگر باورشان نمی‌آید . این سکوت شما از کارهائی که انجام می‌دهید البته بعضیش را می‌گویند اما همه اش را نمی‌گویند ، شما هر کدام که در هر وزارتخانه‌ای هستید ، وزیر هر وزارتخانه‌ای هستید مقید باشید به اینکه کارهایتان را بگوئید به مردم ، آن چیزی که نباید گفت ، آن عبادات شخصی آدم است که نباید بگوید اما کارها و خدمت هائی را که شما کردید ، اگر نگوئید فساد دارد ، یعنی موجب تضعیف می‌شود ، لکن اگر به ملت بگوئید ، بیاید هر کسی بگوید مسائل خودش را که ما این کارها را کردیم ، در تلویزیون ، در رادیو اعلام کند و بعد هم اعلام کند که هر کس مخالف با این کارهائی است که ما کاری را کردیم ، می‌گوید ما صحیح نمی گوئیم ، بیاید بگوید . هر دهی که ما برایش این کار را کردیم اگر نمی‌کردیم ، اگر اینها ادعا دارند که نکردیم ، بیایند بگویند و مقایسه‌ای هم بین این دو سال و این سال‌های طولانی که طاغوت بوده است این مقایسه را بکنید ، بروز بدهید . [۲۵].

هر کاری که می‌کنید در مطبوعات عرضه کنید

من عرض کردم به ایشان که یک مرغ یک تخم می‌کند ، ببینید چقدر هیاهو می‌زند ، چه اعلام هائی می‌دهد ، فریادهایی می‌زند یک تخم کرده ، شما کار می‌کنید و سکوت ، خیال نکنید که ما برای خدا سکوت می‌کنیم ، خیر برای خدا بگوئید ، برای اینکه این مملکت را این شیاطین دنبال این هستند که بگویند هیچ کاری نشد ، جمهوری اسلامی آمد و هیچی ، مثل اول . این بی انصاف‌ها که حالا خودشان افسار گسیخته هستند و توی خیابان‌ها و همه جا با افسار گسیختگی دارند هر شرارتی می‌خواهند بکنند و آنوقت نفسشان نمی‌توانست در بیاید حالا می‌گویند چیزی نشده است ، جمهوری اسلامی آمده و آن هم هیچ کاری نکرد ، در صورتی که آنطوری که به من گزارش می‌شود این مقداری که جمهوری اسلامی به مردم ، با همه گرفتارهایی که داشته در ظرف این دو سال ، یک سال و نیم انجام داده ، بیشتر از آن مقداری است که در طول سلطنت اینها ، کاری نکردند آنها ، بیشتر از آن مقداری است که یک حکومت عادلی در آنوقت می‌کرد لکن گفته نمی‌شود . مردم را ، شما عرضه نمی‌دارید . در هر صورت این هم جزء نقص است ، ما باید هر کاری می‌کنیم شماها آقایان هر کاری که می‌کنید عرضه کنید به مطبوعات ، در رادیو تلویزیون ، در رادیو ، در مطبوعات عرضه کنید . گاهی مثل یک چیزی در تلویزیون فیلم مختصری می‌آید خیال می‌کنند مردم همین بود . در صورتی که پریروز آقای باهنر اینجا بودند و قضیه مدارسی که ساخته شده است ایشان می‌گفت : مدارس ، پانزده هزار مدرسه است که تا چند روز دیگر ، چند وقت دیگر پانزده هزار تمام می‌شوند ، ده هزار تمام شده و در طول تاریخ اینها ، در طول تاریخ ، سه مقابل این در تمام تاریخ ایران بود و این پانزده هزار به قدر ثلث تمام آن کارهایی است که از اول تا حالا کردند ، اینها عرضه باید بشود ، گفته باید بشود ، مردم بفهمند که چقدر خانه ساخته شده است ، چقدر مسجد ساخته شده است ، چقدر حمام ساخته شده است ، چقدر زمین احیا شده است ، چقدر آسفالت شده است ، کار زیاد شده است ، باید این کارها را به مردم گفت که خیال نکنند ، شیاطین هی نیایند بگویند که کاری نشد ، کاری نشد ، خوب این کارها شده است منتها یک مملکتی است که باید بشود . بعد هم انشاءالله می‌شود و حالا هم همت باید بکنید ، همه آقایان همت بکنند که این کارها پیش برود . [۲۶].

آنچه عمل کرده‌اید به مردم بگوئید

آنچه که در این چند سال شده است آقایان شمه‌ای از آن را فرمودند و البته احصاء تمام آنها نمی‌شود که به این گفتارها و مجالس احصاء کرد و نه ما قدرت این را داریم که احصاء کنیم . و من کرارا به متصدیان امور عرض کرده‌ام که کارهایی که انجام داده‌اید با آن حجم بسیار ، به ملت بازگو کنید خصوصا می‌بینید که تمام رسانه‌های گروهی و تمام اشخاص منحرف دائما به گوش جهانیان القاء می‌کنند که این پیروزی برای اسلام تاکنون حاصل نشده است ، بلکه این جمهوری رو به زوال است . آنچه که عمل کرده‌اید به مردم بگویید ، ممکن است که این تبلیغات در بین یک دسته از مردم که آشنای به مسائل نیستند یک وقت خدای نخواسته تاثیر بگذارد . ما آن مقداری که از متصدیان امور شنیدیم ، در هر جنبه‌ای از جنبه‌ها ، دیدید که حجم کاری که این جمهوری اسلامی برای طبقه ضعیف و مستضعفان کرده‌اند ، یک حجم بزرگی است که در طول سلطنت این پدر و فرزند خلف حاصل نشده است می‌بینیم که در هر جا اینها می‌روند ، متصدیان می‌روند و عمل می‌کنند ، مردم آنجا تقریبا به آنها می‌گویند که ما چه نداریم ، چه نداریم . حتی اینها یک راه درست برای ابن مستمندان و بیچاره‌ها درست نکردند و یک درمانگاه برای این روستاها درست نکردند و این روستاها در کمال مظلومیت بسر بردند . و در این مدت کمی که با تمام گرفتاری‌های داخلی و خارجی مبتلا بوده است جمهوری اسلامی ، متصدیان امور و خود ملت آنقدر کار کردند که متوقع نبود در آن گرفتاری‌ها بتوانند ، لکن چون عنایات حق تعالی پشت سرشان هست و مردم را همان عنایات وادار کرده است به خدمت ، از این جهت توفیق بسیار حاصل شده است . [۲۷].

پرهیز از قدرت طلبی و حب مال

اسلام در مقابل دیکتاتوریها ایستاده

حکومت اسلامی مثل حکومت علی ابن ابیطالب دیکتاتوری تویش نیست ، حکومتی است که به عدل است ، حکومتی است که زندگی خودش از زندگی سایر رعیت‌ها بدتر است ، آنها نمی‌توانستند مثل او زندگی کنند ، او نان جو هم سیر نمی‌خورد ، یک لقمه ، دو تا لقمه برمی داشت با یک خرده نمک می‌خورد . این حکومت اصلا می‌تواند دیکتاتوری ؟ دیکتاتوری برای چه بکند ؟ عیش و عشرتی نیست تا اینکه بخواهد دیکتاتوری بکند برای او . حکمفرمایی اصلا در اسلام نیست ، حکمفرمایی اصلا در کار نیست . پیغمبر اسلام که راس مسلمین و اسلام بود وقتی که در یک مجلسی نشسته بودند تو مسجد روی آن حصیرها ( معلوم نیست حصیر حسابی هم داشته باشد ) آنجا نشسته بودند ، دور هم که نشسته بودند ، عرب‌هایی که خارج بودند و نمی‌شناختند پیغمبر را می‌آمدند می‌گفتند که کدام یکی محمد هستید ، نمی‌شناختند برای اینکه حتی یک همچون چیزی هم زیر پیغمبر نبود . حالا ما اشراف هستیم . یک همچو حکومتی که بنا باشد اینطوری باشد ، یک خانه گلی داشته باشد ، یک گلیم هم حتی نداشته باشد ، یک حکومتی که یک پوست می‌گویند داشته است که روزها علوفه شترش را حضرت امیر رویش می‌ریخته ، شب‌ها زیر خودش و فاطمه می‌انداخته و می‌خوابیده رویش ، اینکه دیکتاتوری نمی‌تواند باشد . اینهایی که می‌گویند دیکتاتوری ، اسلام را نمی‌فهمند چی هست ، فقیه اسلام را نمی‌دانند ، خیال می‌کنند ما ، هر فقیه ، هر فقیه ، هر چه هم فاسد باشد این حکومت ، فقیه اگر پایش را اینطور بگذارد ، اگر یک گناه صغیره هم بکند از ولایت ساقط است . مگر ولایت یک چیز آسانی است که بدهند دست هر کس ؟ اینها که می‌گویند که دیکتاتوری پیش می‌آید - نمی‌دانم - این مسائل پیش می‌آید ، اینها نمی‌دانند که حکومت اسلامی حکومت دیکتاتوری نیست . مذهب مقابل اینها ایستاده ، اسلام مقابل دیکتاتورها ایستاده و ما می‌خواهیم که فقیه باشد که جلوی دیکتاتورها را بگیرد ، نگذارد رئیس جمهور دیکتاتوری کند ، نگذارد نخست وزیر دیکتاتوری کند ، نگذارد رئیس مثلا لشکر دیکتاتوری بکند ، نگذارد رئیس ژاندارمری دیکتاتوری بکند ، نه اینکه بخواهیم دیکتاتوری درست کنیم ، فقیه می‌خواهد چه کند دیکتاتوری را ؟ ! کسی که زندگی ، زندگی عادی دارد و نمی‌خواهد این مسائل را ، دیکتاتوری برای چه می‌خواهد بکند ؟ حکمفرمایی در کار نیست در اسلام . [۲۸].

عدم استفاده از اسامی فرماندار و سلطان

این باید خیلی مورد توجه آقایان باشد که اصلا یک تحولی در ایران انشاءالله بشود ، یک تحولی روحی . تحول روحی یعنی فرماندار خودش را فرماندار حساب نکند . من دلم نمی‌خواهد اصلا این اسم را ببرم چنانچه سلطان هم دلم نمی‌خواهد اسم ببرم . اسم ، این اسم را هم اگر آقایان خودشان بنشینند با هم یک اسم بهتری ، قشنگی انتخاب کنند ، ( یکی از حضار : خدمتگزار ) امام : خودتان دیگر بکنید این را ، من دیگر به این کار ندارم ، من دوست ندارم این را ، چنانچه سلطنت مثلا سلطان . من خیلی ناراحت گاهی می‌شوم از اینکه مثلا امام عصر سلام الله علیه را می‌گویند سلطان السلاطین ، خلیفه الله است در هر صورت عمده عمل است حالا اسمائش خیلی مهم نیست ولو اینکه بهتر این است که تغییر بکند انشاءالله . [۲۹].

در سیره انبیاء و اولیا ، اصلا قدرت طلبی در کار نبوده

تربیت‌های انبیاست که نجات داده این مردم را از حد حیوانیت و آن جنونی که انسان دارد در قدرت طلبی و شهوترانی . باز یک مقدار زیادی توفیق حاصل شده لکن باز توفیقی که آنها می‌خواستند نشده است ، این که انبیا می‌خواستند باز نشده ، پیغمبر غصه می‌خورد برای اینکه دعوت می‌کند و اجابت کم می‌شود .
فلعلک باخع نفسک و یکی از غصه‌های انبیا هم همین است که تعلیماتشان را نتوانستند به ثمر برسانند به آن طوری که تعلیم اقتضا می‌کند . پیغمبر می‌خواست همه مردم را علی ابن ابیطالب کند ولی نمی‌شد و اگر بعثت هیچ ثمره‌ای نداشت الا وجود علی ابن ابیطالب و وجود امام زمان سلام الله علیه این هم توفیق بسیار بزرگی بود . اگر خدای تبارک و تعالی پیغمبر را بعث می‌کرد برای ساختن یک چنین انسان‌های کامل ، سزاوار بود لکن آنها می‌خواستند که همه آنطوری بشوند آن توفیق حاصل نشد . اسلام یک قوانینی است که انسان می‌خواهد درست کند ، قرآن هم کتاب انسان سازی است می‌خواهد انسان درست کند ، پیغمبر هم از اول که مبعوث شد تا آخر وقتی که از دنیا تشریف بردند درصدد این بود که آدم درست کند ، در فکر این بود . تمام جنگ هائی که در اسلام واقع شده برای این بوده است که این جنگلی‌ها و وحشی‌ها را وارد کنند در حصار ایمان ، قدرت طلبی توی کار نبود و لهذا در سیره نبی اکرم و سایر انبیا و اولیاء بزرگ ، حضرت امیر سلام الله علیه ، اولیای بزرگ در سیره آنها می‌بینیم که اصل قضیه قدرت طلبی در کار نبوده و اگر برای ادای وظیفه نبود و برای ساختن این انسان‌ها نبود ، حتی این خلافت ظاهری را هم قبول نمی‌کردند ، می‌رفتند ، اما تکلیف بود ، تکلیف خداست باید قبول کند تا بتواند آن مقداری که می‌تواند انسان درست کند ، مع الاسف نتوانست معاویه را آدم کند چنانکه پیغمبر نتوانست ابوجهل و و ابولهب و این صنف جمعیت را آدم کند ، امیر المومنین هم نتوانست معاویه و اتباع معاویه را آدم کند اما آمدند برای این کار . [۳۰].

مسندها همه در نظر انبیا پوچ است و قدرت‌ها همه پوچ

گمان نشود که اسلام شمشیر کشیده است برای این که قدرت پیدا کند مثل سایر حکومت‌ها ، حکومت اسلامی اینطوری نیست ، اگر کسی برای قدرت اقدام بکند و برای تحصیل قدرت شمشیر بکشد ، این از اسلام دور است ، این وارد در اسلام نشده است باز ، ظاهرا مسلم است اما آن ایمانی که باید داشته باشد ندارد . انبیا آمده‌اند برای اینکه این قدرت‌ها را بشکنند ، این قدرت‌های شیطانی را سرکوب کنند و نبی اکرم هم آمده بودند ، آمدند برای اینکه این قدرت‌ها را بشکنند . این یکی از کارهائی است که انبیا دارند نه اینکه فقط این است . کار مهم انبیا این است که مردم را برسانند به آن نقطه کمال و سایر کارها وسیله است ، غایت ، کمال مطلق است . انبیا می‌خواهند که همه مردم بشوند مثل امیرالمومنین سلام الله علیه ، لکن نمی‌شود ، توفیق پیدا نمی‌کنند . اینطور نیست که انبیا برای دنیا آمده باشند ، دنیا یک وسیله‌ای است برای کمال ، چنانکه اهل دنیا هم این وسیله را به ضد کمال استعمال می‌کنند . جنگ علی ابن ابیطالب با جنگ معاویه ماهیتها فرق دارد ، ذاتا فرق دارد ، یکی شمشیر می‌کشد و ظل الله است ، ظل خداست ، یکی شمشیر می‌کشد و ظل شیطان است ، ماهیتها این دو تا با هم فرق دارند . آن که برای قدرت طلبی و شیطنت فعالیت می‌کند با آن که برای خدا فعالیت می‌کند ، ذاتا این دو تا با هم فرق دارند و کارهایشان ذاتا فرق دارد . انبیا برای ثروت و قدرت و دنیا و رسیدن به حکومت ابدا یک قدم برنداشتند و اگر کسی گمان کند که انبیاء یا اولیاء بزرگ قدمی برای مسند برداشتند ، این نمی‌شناسد آنها را ، این انبیا را نشناخته است . مسندها همه در نظر انبیا پوچ است و قدرت‌ها همه پوچ . [۳۱].

قدرت طلبی انسان را در دنیا و آخرت به تباهی می‌کشاند

همه تان روی مرز قانون عمل بکنید و اگر همه روی مرز قانون عمل بکنند ، اختلاف دیگر پیش نمی‌آید . همه اختلافات این است که یک کسی اینجا فرشش را انداخته ، یکی هم اینجا فرشش را ، اگر این روی فرش خودش بنشیند و آن هم روی فرش خودش بنشیند ، دعوا ندارند . اما اگر این پایش را دراز کرد روی او ، او پایش را کنار می‌زند و او هم می‌خواهد پایش را دراز کند اینجا ، دعوا اینجا پیدا می‌شود دعواهای ما دعوائی نیست که برای خدا باشد این را از گوشتان همه بیرون کنید ، همه تان عجیب هستید ، همه ما از گوشمان بیرون کنیم که دعوای ما برای خداست ، ما برای مصالح اسلام دعوا می‌کنیم ؟ خیر ، مساءله این حرف‌ها نیست ، من را نمی‌شود بازی داد ، دعوای خود من و شما و همه کسانی که دعوا می‌کنند همه برای خودشان است . همه می‌گویند پیش بده برای ما ، همه می‌خواهند تمام این قدرت چی چی ، آخر من نمی‌فهمم چه قدرتی الان در کار هست . خوب محمد رضا اگر دنبال این مسائل می‌رفت ، مطلبی بود برای اینکه یک قدرتی بود ، قدرت شیطانی بود ، کسی حق نداشت یک کلمه بگوید ، اما امروز که بقال سر محله می‌آید و می‌گوید که آقای نخست ، برادر نخست وزیر اینجا این کار درست نیست ، برادر رئیس جمهور این کار درست نیست ، این دیگر قدرتی نیست ، یک برادری است ، یک دسته برادرند ، یک دسته شان شانس شان آورده است آنجا نشسته‌اند ، یک دسته بیچاره هم برای اینها سینه می‌زنند ، قدرت نیست که ما حالا برای یک قدرتی بیائیم . اینها تلبیسات ابلیس است که بر ما غلبه کرده است و این تلبیسات ابلیسی را اگر چنانچه مسامحه کنید ، شما را به جهنم می‌فرستد ، در همین دنیا هم به تباهی می‌کشد . در همین دنیا ایستاده است این تلبیس نفسانی و این شیطان نفس ایستاده است ، تا آنجائی که همه چیز دنیا را به باد فنا بدهد . هیتلر حاضر بود تمام بشر از بین برود و خودش در آن قدرت بین همان آلمان باقی باشد ، آن نژاد بالاتر و این چیزی که در مغز هیتلر است در مغز همه شما هست خودتان غفلت کردید ، در مغز همه این مطلب هست که همه بروند ، و من تا نروید سراغ اینکه یک انصافی در کار باشد ، یک توجهی به خدا در کار باشد ، یک حسابی در کار باشد که خودتان از خودتان حساب بکشید که من امروز می‌خواهم چه بکنم ، می‌خواهم همه مملکت ایران را به هم بزنم برای اینکه من باشم و هیچ کس نباشد ، نه ، همه باشید و همه هم حفظ کنید مملکت را ، همه باشید و همه روی قانون عمل بکنید ، قانون اساسی را باز کنید و هر کس مرز و حد خودش را تعیین کند به ملت هم بگویند به اینکه بابا ما ، قانون اساسی ما برای دولت این را وظیفه کرده است ، برای رئیس جمهور این را ، برای مجلس این را ، برای فرض کنید فلان نفر ، برای ارتش این را ، برای همه وظیفه معین کرده است ، به مردم بگویند وظیفه ما را قانون اساسی که شما رای دادید برایش ، وظیفه ما این است در لفظ فقط نباشد و در واقع خلاف ، واقعا سر فرود بیاورید به قانون و واقعا سر فرود بیاورید به اسلام . لفظ را همه می‌گویند ، شاید شیطان را هم ازش بپرسند می‌گوید من انقلابی هستم . [۳۲].

=اساس سلطه قدرت‌های بزرگ ، همیشه افراد مرفه و قدرت طلب بوده‌اند

من سالروز پیروزی انقلاب اسلام و دهه فجر را به همه ملت و همه مستضعفین جهان و شما آقایان که اسوه حسنه این ملت هستید تبریک عرض می‌کنم و از خداوند تعالی توفیق همه را برای خدمت به بندگان خدا و ادامه پیروزی از خداوند توانا می‌خواهم . اساس ادامه یک پیروزی و ادامه یک انقلاب در یک امری است که به نظر می‌آید در راس امور واقع است و او اینکه دولت ، مجلس و کسانی که در ارتش هستند و سپاه و همه اینها از طبقه متوسط و مادون متوسط باشند اساس سلطه‌ای که بر کشورها و بر کشور ما از طرف غیر واقع شده است ، افراد مرفه و کسانی که سرمایه‌های بزرگ داشته‌اند یا قدرت برای حفظ خودش و حیثیت خودش در دست داشته است . مادامی که مجلس و ارگان‌های دولتی و همه اینها و مردم از این طبقه متوسط و مادون متوسط تشکیل بشود امکان ندارد که یک دولت بزرگی ، یک قدرت بزرگی به هم بزند اوضاع را همیشه این قدرت‌های بزرگ در هر کشوری یک نفر را با او تفاهم می‌کردند که این یک نفر برای خودش و برای قدرتمندی خودش و برای سرمایه خودش فعالیت می‌کرد ، او را می‌دیدند و ملت را می‌چاپیدند و به اصطلاح کدخدا را می‌دیدند و ده را می‌چاپیدند هیچ وقت قدرت‌های بزرگ مواجه با ملت‌ها ، اگر شدند نتوانستند کار خودشان را انجام بدهند و مواجه هم نشدند هر وقت که می‌خواستند یک دولتی را یا یک سلطنتی را یا یک ریاست جمهوری را که بر وفق مرام آنها عمل نمی‌کرده از بین بردارند ، در مقابل او یک قدرت دیگری می‌تراشیدند و با آن قدرت این قدرت را از بین می‌بردند کار به دست ملت نبوده است و کار به دست طبقه متوسط و مادون متوسط نبوده است . [۳۳].

قدرتمندی و حب مال حدّی ندارد

اینکه این عمل را آنها انجام می‌دادند یک نکته روحی دارد و آن این است که انسان در باطن خودش و فطرت خودش تناهی ندارد ، آمالش ، آمالش غیر متناهی است ، وقوف نمی‌کند آمال انسان و وقتی که اینطور است اگر انسان اسیر همین آمال غیر متوقف بشود و ببیند که یک ابرقدرتی این آمال او را و آن خواست‌های مادی او را و آن قدرت او را و سلطه او را بر ملت خودش حفظ می‌کند ، او دیگر در بند این نیست که برای ملت کار بکند . برای اینکه از طبقه مرفه است و از طبقه قدرتمند است و قدرتمندی هم و همین طور حب مال و جاه هم حدی ندارد ، مرزی ندارد . آن برای حفظ قدرت خودش و پشتوانه‌ای که دارد ، برای این حفظ قدرت با ملت آن می‌کند که همه حیثیت ملت و گنجینه‌های ملت را در دسترس او قرار بدهد ، یک سهم ناچیزی هم برای خودش بگیرد . الان شما ملاحظه می‌کنید که قدرت هائی در دنیا هست از حیث مال که اگر چنانچه اموالشان را تقسیم بکنند به این ۳۶ میلیون جمعیتی که ما داریم ، اگر یک نفر از آنها اموالشان را تقسیم بکند ، تمام افراد این ۳۶ میلیون مرفه می‌شوند و از طبقه به اصطلاح خودشان بالا می‌شوند . یک نفر از آنها اینطور است لکن همان آدمی که دارائی او به این اندازه بود ، از این آدمی که درویش سر محله است حرصش به دنیا بیشتر بود ، حرصش به مال بیشتر بود و بیشتر می‌خواست جمع بکند . [۳۴].

هر چه مال و قدرت اضافه شود ، حرص انسان بیشتر می‌شود

هر چه مال اضافه بشود حرص انسان اضافه می‌شود ، هر چه قدرت اضافه بشود حرص انسان به قدرت اضافه می‌شود و اگر مهذب نباشد انسان ، آن قدرت را برای خودش به کار می‌گیرد ، وقتی برای خودش به کار گرفت دولت‌های بزرگی که هستند ، ابرقدرت هائی که هستند یک همچو آدم قدرتمندی را پیدا می‌کنند و این آدم قدرتمند را به او بال و پر می‌دهند و این را به مقام می‌رسانند تا اینکه ملت را استضعاف کند و ذخایر ملت را بچاپد شما ملاحظه وضع این پنجاه سال ، یک قدری بیشتر را هم بکنید که انتخاب کردند خارجی‌ها و بعد هم این مطلب را خودشان گفتند که رضاخان را انتخاب کردند و به او قدرت دادند و قدرت آنطور دادند که تمام این ملت را به استضعاف کشانید و حکومت جبار خودش را بر اینها قرار داد و مردم را از همه چیز ساقط کرد و یک نفر بود آنها آن یک نفر را دمش را می‌دیدند و کارهایشان را انجام می‌دادند و بعد از او هم محمدرضا را گذاشتند با آنهمه افرادی که اطراف او بودند و همه شان از آنها بودند که طبقه بسیار مرفه و خوشگذران و بالا بالاها به اصطلاح آنها . باید ما متوجه باشیم ، ملت ما متوجه باشند که وقتی که مجلسشان یک مجلسی است که از طبقه متوسط است و توی این مجلس آن دوله‌ها و سلطنه‌ها و سلطنتی‌ها را نداریم و در دولت هم آنطور دولت هائی که افراد مرفه سرمایه دار کذا باشند نداریم ، در ارتش هم آن افراد سپهبد و کذائی که املاک بی اندازه داشتند و آپارتمان‌های چندین طبقه داشتند نداریم ، این مملکت محفوظ می‌ماند . آن روزی که هر یک از شماها را ملت دید که از مرتبه متوسط می‌غلطید به طرف مرفه و دنبال این هستید که یا قدرت پیدا بکنید یا تمکن پیدا کنید ، مردم باید توجه داشته باشند و اینطور افرادی که به تدریج ممکن است یک وقتی خدای نخواسته پیدا بشود ، آنها را سر جای خودشان بنشاند . اگر ملت می‌خواهد که این پیروزی تا آخر برسد و به منتهای پیروزی که آمال همه است برسد ، باید مواظب آنهائی که دولت را تشکیل می‌دهند ، آن که رئیس جمهور است ، آن که مجلس هست ، مجلسی هست ، همه اینها را توجه بکنند که مبادا یک وقتی از طبقه متوسط به طبقه بالا و به اصطلاح خودشان مرفه به آن طبقه برسد بدانید که اگر دولت اینطور باشد و اگر ملت اینطور باشد و اگر چنانچه مجلس و امثال اینها اینطور باشد ، اگر یک قدرتی بخواهد هجمه کند به اینجا ، مواجه با سی میلیون جمعیت هست و نخواهد توانست ، نمی‌تواند آنوقت پیدا کند یک کسی که قدرتمند باشد و آن قدرتمند را وادار کند که ملت را به استضعاف بکشند و بچاپند ملت را برای آنها ، تاریخ همین طور بوده . [۳۵].

مادامی که ( در مسؤولین ) این حد متوسط حفظ شود ، این جمهوری حفظ می‌شود

مادامی که این ملت‌ها - از یک - در بینشان افرادی پیدا نشده است که به آن مرتبه برسد در بین آنها که قدرت مالی یا قدرت دیگرش زیاد بشود و به مردم حکومت کند ، نمی‌توانند آنها این ملت‌ها را از بین ببرند و حکومت بر آنها کنند و بالاخره یک وقت یک ابرقدرتی مواجه با یک نفر ، دو نفر ، صد نفر ، پانصد نفر هست که آنها را سیر می‌کند و آنها به جان مردم می‌افتند و خودش هم کنار می‌نشیند و حکومت بالاتر را خودش دارد ، حکومت پائین تر را به این آدمی که ، یا این آدمهائی که در این کشور هستند واگذار می‌کند اساس استضعاف ملت‌ها از خودشان و از قدرتمندان بین خودشان بوده و شما شکر کنید که یک همچو مجلسی دارید که از طبقه مرفه توی آن هیچ نیست آن طبقه‌ای که اگر مالش را تقسیم کند بین ملت ما ، ملت ما ثروتمند می‌شوند ، ندارید حالا ، در دولت هم ندارید یک همچو ثروتمندانی و یک همچو قدرتمندانی ، ندارد . دولت یک همچو قدرتی ، رئیس جمهور یک همچو قدرتی که بتواند یک چیز انحرافی را به ملت تحمیل کند ، یک همچو مجلسی نداریم که بتواند یا بخواهد یک امر انحرافی را تصویب کند و دولت هم مجری او باشد مادامی که این حد متوسط محفوظ است این جمهوری محفوظ است و امکان مقابله نیست مابین قدرت‌های بزرگ با همچو دولتی بخواهند کودتا کنند با کی کودتا کنند ؟ بخواهند از خارج وارد کنند ، مواجه با کی می‌شوند ؟ مواجه با یک ملتی می‌شوند که همه شان از این طبقه‌ای هستند که این نهضت را به پیش بردند و با آن قدرت و با آن عظمت به پیش بردند . [۳۶].

قدرت‌ها در صدد این هستند که فرد قدرت طلبی را یافته و به وسیله او طرح‌های خود را پیاده کنند

اینها مطالعه امور را می‌کنند و اقدام می‌کنند . آنها الان درصدد اینند که در بین خود این مردم یک بساطی درست کنند و اختلافاتی درست کنند و بلکه میان اختلافات یک نفر پیدا بکنند که این ، آن نفری که پیداست ، در یک طرف واقع بشود و این هم به او قدرت بدهند ، تا آنکه کم کم با قدرت داخلی ، این کشور کم کم ضعیف بشود و مردم روحیه شان ضعیف بشود و بعد تقدیم کنند به آنها تا کشور ما این مقام را دارد که بحمدالله از آن طبقه مرفه بالایی که امور را در دست گرفته‌اند مبری هست و امور کشور ما به دست امثال شماها و امور کشور ما به دست امثال این رئیس جمهورها و رئیس مجلس‌ها و نخست وزیرها و وزرا و وکلا هست ، شما مطمئن باشید که نخواهد توانست یک قدرت خارجی این پیروزی را از بین ببرد .[۳۷]

پیدا شدن قدرت طلبی و مال طلبی در مسؤ ولین علامت شکست نهضت است

و آن روزی که دیدید و دیدند که انحراف در مجلس پیدا شد ، انحراف از حیث قدرت طلبی و از حیث مال طلبی ، در کشور در وزیرها پیدا شد ، در رئیس جمهور پیدا شد ، آن روز بدانند که علامت اینکه شکست بخوریم ، خودنمایی کرده از آنوقت باید جلویش را بگیرند . رئیس جمهوری که بخواهد سلطنت کند به این مملکت ، خود مردم باید جلویش را بگیرند . مجلسی که بخواهد قدرتمندی نشان بدهد و آن مسائلی که سابق و آن افرادی که سابق در مجلس بودند آن کارها را بکند ، خود مردم باید جلویش را بگیرند . اگر مردم بخواهند که اسلام را حفظ کنند ، جمهوری اسلامی را حفظ کنند ، دولت و مجلس و رئیس جمهور و اینها را حفظشان کنند یعنی حفظ کنند ، از اینکه خدای نخواسته یک وقت قدمی از آن ور برندارند این شیطانی است که در انسان هست و ممکن است که هرکس را منحرف کند و لازم است که انسان خودش را مهذب کند . شمائی که می‌خواهید خدمت به این مردم بکنید و دولت که می‌خواهد خدمت به این مردم بکند و رئیس جمهور و امثال اینها که می‌خواهند خدمت به این مردم بکنند ، توجه بکنند که خدمتگزارند ، در دل خودشان این مطلب را ایمان بیاورند به آن که ما خدمت می‌خواهیم به این مردم بکنیم . ما در جمهوری اسلامی داریم زندگی می‌کنیم ، جمهوری اسلامی که در اسلام مثل رسول اکرم ، مثل امیرالمومنین سلام الله علیهما بر آن حکومت کرده‌اند ، می‌خواهیم یک همچو حکومتی باشد ، یک همچو حکومتی که کفش وصله خورده خودش را می‌گوید از این ریاست‌ها پیش من ارزشش بیشتر است ، یا ریاست‌ها ارزشش کمتر از این است شما باید در روحیه تان این مطلب را حفظ کنید و مردم هم باید مواظب شما باشند و مواظب همه اینها باشند و هر یک از ما و شما و همه خواستیم که از آن راهی که اسلام داشته است از اول راهی که داشته است و از آن طریقه‌ای که انبیا داشته‌اند ما بخواهیم عبور کنیم ، آن روز نمونه شکست پیروزی اسلام پیدا می‌شود و تا یک همچو مساءله‌ای پیدا نشده پیروزی در جای خودش شک نکنید که هست ، البته برای خدا باید باشد شما برای خدا در این مجلس حالا آمدید ، وقتی مجلس اینطور است که یک امتیازی نیست که حالا وقتی شما رفتید توی بازار ، مردم کنار بروند که رئیس مجلس آمد یا وکیل مجلس آمد ، نخست وزیرش هم اینطور است ، اینجور نیست که وقتی که توی مردم برود ، مردم فرق بگذارند با هم و همه اینها اینطور هستند ، وقتی یک همچو مطلبی را دارید احساس می‌کنید که امتیاز دنیائی ندارید ، این را باید شکر کنید و در شکرانه این نعمت خدمت به خلق بکنید و خدمت به احکام اسلام بکنید و برای اینهائی که اولیاء ما هستند ، این پائین شهری‌ها و این پابرهنه‌ها به اصطلاح شما ، اینها ولی نعمت ماها هستند . اگر اینها نبودند ، ما یا در تبعید بودیم یا در حبس بودیم یا در انزوا . اینها بودند که همه ما را از این مسائل نجات دادند و همه ما را آوردند و نشاندند به جائی ، به خیال خودمان جائی است این . [۳۸].

قدرت طلبها در مقابل قدرت‌های بالاتر خاضعند و در مقابل ضعفا جابر و ستمگر

من یک نکته‌ای عرض می‌کنم و این برای این نیست که از دولت یا از ارگان‌های دیگر تعریف کنم ، این یک واقعیتی است که من عرض می‌کنم و شاید شماها هم مطلع هستید و توجه دارید یکی از عنایات بزرگی که خدای تبارک و تعالی به جمهوری اسلامی و این نهضت اسلامی عنایت فرموده این است که متصدیان امور ، چه آنهائی که در مجلس خدمت می‌کنند و چه آنهائی که در دولت خدمت می‌کنند ، چه آنهائی که در ارتش هستند ، همه اینها از آن قشر مرفه نیستند ، از آن قشری که همه توجه شان به این است که برای خودشان مقام درست کنند و برای خودشان کارهائی انجام بدهند ولو بر ضد خلق باشد .
شما اگر توجه کنید به حکومت هائی که در تاریخ بوده است و خصوصا در این پنجاه سال ، ملاحظه می‌کنید که آنهائی که در راس امور بودند ، آنها از این ملک‌ها و سلطنه‌ها - و عرض می‌کنم که - از این سنخ مردم و به اصطلاح از اشراف بودند وقتی که اشراف به قول خودشان و اعیان و متمکنین و یال و کوپال دارها متصدی امور یک کشور شدند ، قهرا اینها مردم را به حساب نمی‌آورند ، این یک امر قهری است و در مقابل یک قدرتمند بزرگتر از خودشان خاضعند و در مقابل ضعفا و ملت خودشان جابر و ستمگر . شما اگر ملاحظه فرموده باشید ، معامله این دولت هائی که ما داشتیم سابق ، با مردم مقایسه کنید و معامله شان را با سفارتخانه‌های خارجی ، با سفارتخانه‌های خارجی ، اینها شخصیت خودشان را بکلی ( شخصیت هم نداشتند ) بکلی از دست می‌دادند و آن چیزی که در ذهن من است ، یکی از سفرا ( حالا یا سفیر انگلیس بود ، یا یک جای دیگر ) آن صدراعظم وقت را پاشد گلویش را گرفت توی اتاق و زد او را به دیوار . در مقابل او آنها سپر می‌انداختند ، لکن در مقابل مردم ، آنقدر به مردم ظلم می‌کردند و آنقدر به خیال خودشان به بزرگی و امثال ذلک رفتار می‌کردند ، که همه می‌دانید . [۳۹].

قدرت طلبها به منافع مردم اصلا توجهی ندارند

وقتی بنا شد که متصدی یک امور کشوری قشر اشراف ( به اصطلاح خودشان اعیان ، مرفه‌ها و صاحب اموال و - نمی‌دانم - پارک و اتومبیلها و کذا و کذا ، یا آنوقت کالسکه‌ها و آن حرف‌ها باشد ، این یکی از مصیبت‌های بزرگی است که در یک ملت هست ، سرچشمه همه مصیبت هائی که ملت‌ها می‌کشند این است که متصدیان امورشان از قشر مرفه و از اشراف و اعیان به اصطلاح خودشان از آنها باشد و آنها اینطور هستند ، اشراف و اعیان اینطور هستند که تمام ارزش‌ها را به این می‌دانند که آنجائی که زندگی می‌کنند بهتر از دیگران باشد ، آن رفتاری که مردم با آنها می‌کنند ، رفتار عبید با موالی باشد ، تمام افکارشان متوجه به این مسائل است . باید حتما چند تا پارک داشته باشد ، چند تا باغ داشته باشد در شمیران ، در تهران در کجا ، تا اینکه بشود یک نفر آدم عرض می‌کنم که نخست وزیر یا یک نفر آدم وزیر کذا و اینها وضع روحی شان ، به حسب نوع ، وضع روحی شان اینطور بود که چون قدرت را ، تمام ارزش‌ها را به قدرت می‌دانستند ، تمام ارزش‌ها را به قدرت مالی می‌دانستند ، به قدرت‌های دیگر می‌دانستند ، در مقابل قدرت بالاتر از خودشان خاضع و عبد بودند ، در مقابل ضعفائی که قدرت ندارند ، فرمانفرما و حکومت بودند این وضع طبیعی این است که یک قشر اشراف و اعیان به اصطلاح خودشان و مرفه ، به یک کشوری حکومت کنند و قابل اجتناب نیست این وقتی حکومت آنطور شد ، دیگر نمی‌شود این را کسی خیال کند که قابل این است که این با مردم چه جور باشد ، از آن ور با دولت‌های خارجی چه جور باشد مقابل آنها از باب اینکه می‌دیدند آنها قدرتشان بیشتر است ، خاضع بودند هرجائی که توهم می‌کردند که به قدرتشان یک قدرت بالاتری یک صدمه‌ای بزند ، مقابل او لنگ می‌انداختند و همه جور تواضعی می‌کردند برای اینکه آنجا را به دست داشته باشند . به مردم هر چه گذشت ، گذشت و هر چه خواستند بکنند با مردم . [۴۰].

قدرتمندان به دلیل علاقه به قدرت خود ، تسلیم قدرت خارجی می‌شوند

این یکی از الطاف بزرگ خدا بود که حکومت جمهوری اسلامی را و متصدیان امور اسلامی را از قشر مرفه و از آن اشراف و اعیان و سلطنه‌ها و ملک‌ها و اینها قرار نداد و این اسباب این شد و می‌شود که وقتی که بنا شد که یک اشخاصی زندگی شان یک زندگی عادی باشد و ارزش را در این زندگی هم ندانند ، ارزش را به ارزش انسانی ، ارزش اسلامی بدانند ، ارزش اخلاقی بدانند ، اگر یک حکومتی ارزش‌هایش اینطور ارزش باشد که ارزش اسلامی باشد ، بخواهد خدمت به نوع خودش بکند ، خودش را خدمتگزار بداند ، اگر دیدش این باشد ، قهرا ملت با اوست و قهرا نمی‌تواند یک قدرت خارجی او را تحت تاثیر قرار بدهد . همیشه قدرت خارجی برای اینکه بر مردم مسلط بشود ، این بالاتری‌ها را می‌ترساند آنها هم از باب اینکه تمام توجه شان به این بود که در بین ملت قدرتمند باشند ، دارای یال و کوپال باشند ، آنها را تسلیم می‌شد برای اینکه به اینها ظلم بکند این وضع طبیعی اینجور حکومت است و وضع طبیعی حکومتی که از قشر غیر مرفه است ، از خود این مردم درست شده است ، وضع طبیعی اش این است که با مردم باشد و خدمت بکند و ارزش را ، ارزش جاه و مقام نداند . [۴۱]

در جمهوری اسلامی ، ارزش مقامات در خدمتگزاری است نه حکومت

شما می‌دانید که در جمهوری اسلامی مقامات آن معنی که در سابق داشت از دست داده ، نه رئیس جمهورش و نه نخست وزیرش و نه سایر وزرایش اینطور نیست که خیال بکنند ، خودشان خیال بکنند که ما یک مقام بالائی ، والا مقام هسʙʙŠو ما حضرت اشرف هستیم و نمی‌دانم کذا اینجور نیست . آنها می‌بینند که ارزششان در بین جامعه ، در همه جا این است که خدمت بکنند ، خدمتگزار باشند ، نه ارزش به این است که به مردم حکومت کنند در جمهوری اسلامی این معنا که هم مقامات آن مقاماتی که سابق تخیل می‌شد ، نیست و هم صاحب اشخاصی که متصدی امور هستند ، آن اشخاصی که در یک خانواده اشرافی بزرگ شده باشند و یک زندگی چه کرده باشند و نتوانند بسازند با مردم ، نتوانند بسازند با یک زندگی عادی ، آنطور هم نیستند . من فیلمی که دیشب از مرحوم رجائی گذاشته بودند و منزلش را نشان می‌دادند ، یک دفعه دیگر هم مثل اینکه دیدم این را ، بعضی از اشخاصی که پیش من بودند می‌گفتند ما رفتیم منزل آقای رجایی ، این خوب نشان می‌داد ، آنجا به این اندازه نیست ، واقع مطلب اینطور نیست ، این یک چیز بزرگی کانه نشان دارد می‌دهد و حال آنکه ما که رفتیم منزلشان دیدیم نه ، مساءله این طور هم نیست . وقتی بنا شد که یک نفر رئیس جمهور شده ، یا یک نفر نخست وزیر است ، آقا منزلش آنطوری است و وضع مادیش اینطوری است ، این دیگر نمی‌شود که از یک قدرت بزرگی بترسد برای چه بترسد ؟ این را که از او نمی‌گیرند آن باید بترسد که می‌خواهد چپاول کند و می‌خواهد یک حکومت کذائی بکند ، آن باید بترسد ، اما رجائی خدا رحمتش کند و امثال اینها و باهنر و اینهائی که ما از دست دادیم ، که اینطور نبودند که زندگی شان جوری باشد که مبادا یک وقتی از دست ما برود ، خاضع بشوند پیش دیگران و برای اینکه زندگی را بیشترش بکنند زورگوئی کنند به مردم . [۴۲].

اگر از مردمی بودن خارج شوید ، خارجی‌ها به شما طمع می‌کنند

این یک عنایتی است که خدای تبارک و تعالی به این ملت کرد و از خود مردم ، از خود این توده‌ها از بازار - نمی‌دانم - از کجاها و خانه‌ها ، افراد منبعث شدند و حکومت تشکیل دادند . وقتی از بازار ، مردم حکومت را تشکیل دادند ، می‌دانند که بازار وضعش چه جوری است وقتی که از بین خود مردمی که مرفه نیستند ، اینها آمدند و خودشان هم نظیر آنها هستند ، اینها به درد دل مردم می‌توانند برسند . من اینکه عرض می‌کنم ، نمی‌خواهم از شما تعریف کنم ، برای اینکه می‌ترسم تعریف کنم این برای این است که تنبه بدهم ، تنبه بدهم به اینکه تا وضع اینطوری است ، حکومت برقرار است ، حکومت اسلامی برقرار است تا وضع دولت ، مجلس - نمی‌دانم - ارتش ، روسای ارتش ، فرماندهان همه جا این وضع است که می‌بینیم الان و مشاهده می‌کنیم ، شما خوف از اینکه یک آسیبی این جمهوری اسلامی به آن برسد ، از این خوف نداشته باشید شما هر چه خوف دارید ، از خودتان بترسید ، از اینکه مبادا خدای نخواسته مسیر ، یک مسیر دیگر بشود و راه ، یک راه دیگری باشد و توجه به این چیزی که الان هست ، از دست برود و مردمی بودن از دستتان برود . از این بترسید که اگر خدای نخواسته یک وقت این قضیه پیش آمد و شما از آن مردمی بودن بیرون رفتید و یک وضع دیگری پیدا کردید و خیال کردید حالائی که من نخست وزیرم ، حالائی که من رئیس جمهورم حالائی که من وزیر کذا هستم باید چه و چه و چه باشم ، آنوقت بدانید که آسیب می‌بینید ، یعنی آنوقت است که خارجی‌ها به شما طمع می‌کنند . [۴۳].

دشمن می‌داند که باید از داخل ، کشوری را به تباهی بکشاند

آنها می‌دانند که از چه راه باید یک کشوری را به تباهی بکشانند ، آنها می‌دانند که باید از راه خود حکومت ، از راه خود دولت ، از راه خود مجلس ، از راه خود اینها ، این کارها را انجام بدهند ، آنها می‌دانند که ریختن در یک کشور یا نمی‌دانم چه کردن ، با وضعی که اینجور کشورها دارند ، این نمی‌شود اینها تجربه اش را در افغانستان کردند در افغانستان با اینکه دولتش با آنهاست و حزب‌ها و خیلی از حزب‌ها شاید با آنها باشند ، لکن چون یک توده‌ای دارد ، آنجا ، توده‌ای که مسلمانند ، متوجهند و مخالف با قدرت‌ها هستند ، چون این هست در آن ، موفق نشدند به اینکه آن کاری که می‌خواستند ، بکنند ، هر روز هم رو به شکست است . اینها تجربه‌ها را دارند ، می‌دانند قضیه چه جور است ، می‌دانند که یک ملتی که همه شان در مقابل همه چیرهائی که درشان وارد می‌شود ، ایستادگی کردند و می‌کنند ، ملتی که بچه اینقدریش ، دیروز یک بچه‌ای قد این آقا کوچولو ، به حد ده سال و اینها نبود ، اینجا گریه می‌کرد که ، گریه می‌کرد که شما دعا کنید من شهید بشوم یک ملتی اینطوری ، زنش اینطور ، مردش اینطور ، پیرش آنطور ، جوانش آنطور ، اینها می‌دانند با این ملت نمی‌شود با فشار و زور و سرنیزه رفتار کرد قهرا آنها می‌خواهند یک نقشه‌ای بکشند ، حواسشان هم خیلی جمع است و خیلی هم حوصله و صبر دارند . آنها برای پنجاه سال دیگر ، برای سی سال دیگر حالا نقشه درست می‌کنند ، حالا نقشه می‌کشند که سی سال دیگر نتیجه بگیرند یعنی اگر خدای نخواسته دانشگاه ما یک انحرافی پیدا بکند ، بعد از سی سال نتیجه اش را آنها می‌گیرند . اگر در دانشگاه ما یک اشخاص غیر اسلامی امثال اینها وارد بشود ، اشخاصی که انحراف دارند وارد بشود ، ولو حالا نتوانند کاری بکنند ( حالا هم عجله ندارند که کاری بکنند ) کم کم همین دانشگاهی‌ها را تبلیغ می‌کنند ، صحبت می‌کنند ، چه می‌کنند ، چه می‌کنند ، هوا خورشان می‌کنند ، بالاخره هم مقدرات یک مملکت بعد از این دوره با آنهاست آنها وقتی مقدرات یک دولت را و ملت را در دست گرفتند ، با یک انحرافی در دست گرفتند ، آنوقت هست که اینها نتیجه می‌گیرند ، با دست خود اینها نتیجه می‌گیرند . [۴۴].

با جدایی از مردم بدانید که رو به تباهی می‌روید

شما باید کوشش کنید همه تان ، هر کس در هر وزارتخانه هست باید کوشش کند که اجزاء آن وزارتخانه ، افرادی که در آن وزارتخانه هست ، وضع روحیش جوری باشد که با مردم بسازد ، مردم باز احساس نکنند که در این وزارتخانه هم وقتی ما بخواهیم کارمان را به وزیر بدهیم ، باید یک مدتی دم در بایستیم و یک مدتی آن مامور و آن مامور و آن مامور تا برسانند ما را به آنجا ، آنجا هم پشت در بایستیم نه ، این وضع اگر یک وقت خدای نخواسته دیدید دارد اینطور می‌شود ، بدانید که دارید رو به تباهی می‌روید ، قدم دارید بر می‌دارید رو به تباهی . آن روزی شما قوی هستید که این بقال سر محله و آن مومن توی مسجد و آن کسی که در جاهای بزرگ و اعیان و اشراف فرض کنید هست ، برای شما اینطور نباشد که برای او یک کاری بکنید ، برای این نکنید . اینها را مقدم بر آنها بدانید ، اینهائی که شما را به وزارت رسانده‌اند ، با اینکه وزارت الان یک چیز مهمی نیست پیش شما ، اینهائی که قدرتمندها را بیرون کردند ، اینهائی که همه آن اشخاصی که مقدرات یک کشور در دستشان بود و ما را و شما را و همه کشور را به تباهی کشیده بودند ، آنها را بیرون زدند ، اینها را باید ما قدرشان را بدانیم ، یعنی نگه شان داریم برای خدا ، برای اسلام ، برای حیثیت خودتان ، برای حیثیت کشورتان باید این سر و پا برهنه‌ها را نگه شان دارید اینهائی که بعد از همین که هر شهیدی شما پیدا می‌کنید ، آنطور برایش تظاهر می‌کنند ، آنطور برایش عرض بکنم به سر و سینه خودشان می‌زنند ، که می‌بینید نشان می‌دهند ، یک همچو ملتی را باید با همین وضع نگه داشت و آن به دست امثال شماست که اینطور باقی بماند اگر یک وقت سرخورده بشوند از دولت و خیال کنند که دولت دارد برای خودش یک کارهائی انجام می‌دهد و برای ما نیست و چطور ، آنوقت هست که شما هر کدامتان خدای نخواسته از بین بروید ، یک کسی برایتان فاتحه نمی‌خواند . [۴۵].

رابطه مردمی با مردم ، سبب حفظ نظام می‌شود

شما کاری بکنید که بعد از مردنتان هم اینطور وضع مردم باشد با شما ، بعد از شهادت هم اگر نصیبت تان شد ، مردم با شما اینجور باشند . پیش خدا این ارزش دارد وقتی خدای تبارک و تعالی دید که یک جمعیتی ایستادند و فریاد می‌زنند ، توی سرشان می‌زنند که رجائی چه ، خدا به رجائی رحم خواهد کرد اگر خدای نخواسته هم آن یک اشکالاتی در آن باشد ، به همین ، خدا رحم می‌کند خوب ، مومن ، چهل تا مومن شهادت بدهند به خوبی یک کسی ، خدا قبول می‌کند این را ، برای اینکه یک آدمی است که چهل نفر مومن این را به خوبی شناخته‌اند وقتی به خوبی شناختند ، خداوند عفو می‌کند فرضا از اینکه یک جمعیت هائی اینطوری بریزند در خیابان و آنطور و به سر و سینه شان بزنند برای آنها ، ارزش آقای رجایی ، ارزش آقای باهنر ، ارزش آقای بهشتی و ارزش این ائمه جمعه مظلوم ما به این نبود که یک مثلا دستگاهی دارد ، ارزششان به این بود که خودی بودند ، با مردم بودند ، برای مردم خدمت می‌کردند ، مردم احساس کرده بودند که اینها برای آنها دارند خدمت می‌کنند و لهذا آنهمه تبلیغاتی که با دست‌های فاسد بر ضد مرحوم بهشتی بالخصوص آنقدر کارها کردند و نسبت به مرحوم رجائی هم ، آن آدم فاسد آنقدر پافشاری کرد و اذیت کرد ، مردم اعتنائی هیچ به او نکردند و همانطور با آنها رفتار کردند ، مردم همانطور آن تلافی هائی که در آنوقت سر آن مظلوم درآمد ، مردم درست کردند ، بعد از فوت ایشان آنطور کردند و همه شما باید وضعتان یک همچو وضعی باشد و من امیدوارم که همه این وضع را توجه به آن بکنید و حفظش بکنید . بخواهید اسلام حفظ بشود ، این وضع را باید حفظ بکنید . بخواهید که ایران حفظ بشود ، همین را باید حفظش کنید . بخواهید خودتان محفوظ بمانید ، همین را باید حفظ کنید . بالاخره این وضع فعلی که شما دارید باید رو به بهترین بروید ، هی بروید سراغ اینکه یکدیگر را اسلامی کنید اینکه من عرض کردم که باید امور اسلامی باشد ، حالا هم عرض می‌کنم ، این کارهائی که شما می گوئید که می‌روند جنگل‌ها را چیز می‌کنند ، اینها کارهای غیر اسلامی است ، من می‌گویم باید اسلامی باشد اگر چنانچه یک کسی تخلف کرد از مقررات دولت ، این غیر اسلامی است ، آن هم باید اسلامی بشود یعنی باید دولت با قدرت ، آن کسی که تخلف می‌کند از آن چیزهائی که دولت برای حفظ نظام دولت قرار داده است ، آنها را باید با قدرت جلویش را بگیرد ، برای اینکه آن غیر اسلامی است ، من می‌گویم اسلامی باید بشود بریدن درخت‌های کشور را و به تباهی کشیدن جنگل‌ها را ، این غیر اسلامی است ، باید جلویش گرفته بشود . تخلف از مقررات خیابان‌ها و رفت و آمدها ، این غیر اسلامی است ، باید جلویش را بگیرید اگر یک کسی اعتنائی به چراغ سرخ نکرد ، این غیر اسلامی عمل کرده و این را باید تعقیبش کرد و به دست دادگاه سپردش . حالا هم من عرض می‌کنم اسلامی که ، اسلام که با نظم مخالف نیست ، اصلا اسلام می‌خواهد نظم حفظ بشود ، نظام حفظ بشود کلیه امور مربوط به نظام ، این اسلام است و اگر یک چیزی تخلف از نظام کرد ، این برخلاف اسلام است و جلوگیری لازم است . [۴۶].

ارزش انسان به مقام نیست

و من باز هم به آقایان عرض می‌کنم که توجه بکنید که مقام ، شما را نگیرد . - شما یک - ارزش انسانی انسان به مقام نیست ، به این نیست که من نخست وزیرم ، من رئیس جمهورم ، من رئیس مجلسم ، من وکیل مجلسم اینها ارزش نیست . ارزش انسان به این است که توجه بکند که چه باید در مقابل خدای تبارک و بندگان خدای تبارک و تعالی بکند ، چه تکلیفی انسان دارد در مقابل خدا و در مقابل بندگان خدا که از خدا هستند . این ارزش است مادامی که شما این ارزش را حفظ بکنید ، ارزش اسلامی و انسانی را حفظ کرده‌اید و اگر از این ، انحراف حاصل بشود ، شما هم هر مقامی پیدا کنید ، در علم بشوید بالاترین علما ، در زهد هم هر چه می‌شوید ، بشوید اما ارزش را از دست داده باشید ، شما نه پیش خدا دیگر ارزش دارید ، نه پیش خلق خدا باید فکر این معنا بکنید که خدمت کنید به کشور . خدمت کنید به ملت که بعد از خود شما که انشاءالله حالا طولانی باقی می‌مانید ، مثل مرحوم رجائی که مردم اینطور برایش به سر و سینه می‌زنند ، مردم شهادت فعلی و عملی بدهند بر اینکه شما خوبید ، تا خدای تبارک و تعالی در محضرش شما را قبول کند برای اینکه آدمی بوده است که یک عده‌ای شهادت دارند می‌دهند ، عملا توی سرشان می‌زنند از رفتن او . این شهادت فعلی است بر اینکه این آدم مقبول است و خدای تبارک و تعالی همین طور قبول می‌کند و اگر گناهی هم داشته باشید ، به همین می‌گذرد خدای تبارک و تعالی . [۴۷].

فروتنی در برابر مردم و ایستادگی در مقابل طاغوت سیره انبیاست

و من امیدوارم که شما همه تان همین طوری که سیره انبیا بوده است ، که سیره انبیا برای این بوده است که در مقابل طاغوت محکم می‌ایستادند و در مقابل ضعفا و فقرا و مستضعفین و مستمندان فروتن بودند ، آنطوری که وقتی عرب وارد می‌شود در مسجد رسول الله ، می‌گوید کدام یکی تان هستید در وقتی که رسول الله آنوقت حکومت بود ، آنوقت در مدینه بودند ، در مدینه تشکیل حکومت بود بساط ، لکن وضعش اینطوری بود ، از آن طرف در مقابل هیچ قدرتی خاضع نبود برای اینکه او خدا را می‌دید کسی که توجه دارد به اینکه قدرت هر چه هست مال خدای تبارک و تعالی است و دیگران هیچ نیستند ، این دیگر نمی‌تواند خاضع بشود در مقابل یک قدرتمندی .
شما ملاحظه کرده‌اید ، تاریخ مرحوم مدرس را دیده‌اید که یک سید خشکیده لاغر - عرض می‌کنم - لباس کرباسی ( که یکی از فحش هائی که آن شاعر به او داده بود ، همین بود که تنبان کرباسی پوشیده ) یک همچو آدمی در مقابل آن قلدری که هرکس آنوقت را ادراک کرده می‌داند که زمان رضاشاه غیر زمان محمدرضا شاه بود ، آنوقت یک قلدریی بود که شاید تاریخ ما کم مطلع بود ، در مقابل او همچو ایستاد ، در مجلس ، در خارج فلان که یک وقت گفته بود سید چه از جان من می‌خواهی ؟ گفته بود که می‌خواهم تا تو نباشی ، می‌خواهم تو نباشی این آدم که - می‌آمد - ( من درس ایشان یک روز رفتم ) می‌آمد در مدرسه سپهسالار که مدرسه شهید مطهری است حالا ، درس می‌گفت ، من یک روز رفتم درس ایشان ، مثل اینکه هیچ کاری ندارد ، فقط طلبه‌ای است دارد درس می‌گوید . اینطور قدرت روحی داشت ، در صورتی که آنوقت در کوران آن مسائل سیاسی - و چیز - بود که باید حالا بروند مجلس و آن بساط را درست کند از آنجا ، پیش ما ، رفت مجلس ، آنوقت هم که می‌رفت مجلس ، یک نفری بود که همه از او حساب می‌بردند . من مجلس آنوقت را هم دیده‌ام ، کانه مجلس منتظر بود که مدرس بیاید با اینکه با او بد بودند ولی مجلس کانه احساس نقص می‌کرد . وقتی مدرس نبود وقتی مدرس می‌آمد مثل اینکه یک چیز تازه‌ای واقع شده این برای چه بود ؟ برای اینکه یک آدمی بود که نه به مقام اعتنا می‌کرد و نه به دارائی و امثال ذلک ، هیچ اعتنا نمی‌کرد ، نه مقامی او را جذبش می‌کرد . ایشان وضعش اینطور بود که ( برای من نقل کردند این را که ) داشت قلیان خودش را چاق می‌کرد ، خودش اینطور بود ، فرمانفرمای آن روز ( حالا که من می‌گویم فرمانفرما ، شما به ذهنتان نمی‌آید که یعنی چه ) فرمانفرمای آن روز وارد شده بود منزلش ، گفته بود که به او حضرت والا من قلیان را آبش را می‌ریزم تو این را ، آتش سرخ کن را درست کن ، یا بعکس از اینجا همچو او را کوچک می‌کرد که دیگر نه ، طمع دیگر نمی‌توانست بکند وقتی اینطور با او رفتار کرد که بیا این آتش سرخ کن را گردش بده ، آن آدمی که همه برایش تعظیم می‌کردند ، همه برایش چه می‌کردند ، این وقتی اینطوری می‌رسیده ، این شخصیت‌ها را اینطوری از بین می‌برد که مبادا طمع کند که از ایشان چیزی بخواهد من بودم آنجا که یک کسی یک چیزی نوشته بود ، زمان قدرت رضاشاه ، زمانی که آنوقت باز شاه نبود ، آنوقت یک قلدر نفهمی بود که هیچ چیز را ابقا نمی‌کرد ، یک کسی آمد گفت من یک چیزی نوشتم برای عدلیه ، شما بدهید ببرند پیش حضرت اشرف ( یک همچو تعبیرهائی ) که ببینند . گفت ، رضاخان که باز نمی‌داند اصلش عدلیه را با ( الف ) می‌نویسند یا با ( ع ) می‌نویسند ، من بدهم این را او ببینند ؟ نه اینکه این را در غیاب می‌گفت ، در حضورشان هم می‌گفت اینجوری بود وضعش این چه بود ؟ برای اینکه وارسته بود ، وابسته به هواهای نفس نبود ، اتخذ هوی الله نبود این ، هوای نفسانی خودش را اله خودش قرار نداده بود ، این اله خودش را خدا قرار داده بود . این برای مقام و برای جاه و برای وضعیت کذا نمی‌رفت عمل بکند ، او برای خدا عمل می‌کرد . کسی که برای خدا عمل می‌کند ، وضع زندگیش هم آن است ، دیگر از آن وضع بدتر که دیگر نمی‌شود برایش ، برای چه دیگر چه بکند ، از هیچ کس هم نمی‌ترسید وقتی که رضا شاه ریخت به مجلس که چیز می‌کردند ، فریاد می‌زدند آن قلدرهای اطرافش که زنده باد کذا و زنده باد کذا ، مدرس رفت ایستاد و گفت که مرده باد کذا ، زنده باد خودم خوب ، در مقابل او شما نمی‌دانید حالا ، در مقابل او ایستادن یعنی چه و او ایستاد این برای این بود که از هواهای نفسانی آزاد بود ، وارسته بود ، وابسته نبود . [۴۸].

تمام وابستگی‌ها وابستگی ای است که انسان به خودش دارد

تمام وابستگی‌ها وابستگی ای است که انسان به خودش دارد ، تمام وابستگی‌ها از خود آدم پیدا می‌شود وقتی انسان وابسته است ، نفسش وابسته است به جهاتی که مال خودش است ، به نفسیت خودش ، به وضعیت خودش ، این تمام وابستگی هائی که در خارج هم برایش پیدا می‌شود - از - منشاش اینجاست . وقتی این وابستگی باشد ، اگر بخواهند برایش تحمیل کنند ، چون این وابستگی هست ، تحمیل می‌کند ، قبول می‌کند . وقتی ببینند یک چیزی با این آمالی که دارد مخالف است ، اگر نکند ، یک وقت به هم می‌خورد ، این خاضع خواهد شد . اگر انسان از این وابستگی وارسته شد ، آزاد شد از این ، این دیگر آزاد است ، این دیگر از کسی نمی‌ترسد ، همه قدرت‌های عالم جمع بشوند ، این نمی‌ترسد ، برای اینکه آخرش این است که من از بین می‌روم ، دیگر بالاتر از این که نیست ، همانی که الان ملت ما دنبالش دارند می‌روند که بیائید دعا کنید من شهید بشوم . روزی چند نفر شاید من اینجا بعضی روزها می‌بینم که می‌گویند که دعا کنید من شهید بشوم من می‌گویم دعا می‌کنم شما پیروز بشوید انشاءالله . انشاء الله خداوند همه شما را موفق کند ، موید کند و همه آن اشخاصی که به شهادت رسیدند و برای این ملت خدمت کردند مثل مرحوم رجائی که این روز ، این روزها سالش است ، مرحوم باهنر و دیگر اشخاصی که از همین قبیل بودند و رفتند از دست ما و البته ما خیلی ضرر دیدیم ، لکن باز همان مساءله است . جانشین آنها برای این بود که ملت بود ، مردم بودند ، اعیان و اشراف نبودند . آنوقت اگر یک نخست وزیر را می‌کشتند ، یک بساطی می‌شد ، شاه مردگی همان و به هم ریختن سرتاسر ایران اینطور بود ، تا شاه مردگی می‌شد سرتاسر ایران به هم می‌خورد حالا رئیس جمهورش نباشد ، خوب ، نبود ، یکی دیگر بسم الله . . . همه ایران بهشتی است خوب ، مردم طرحشان این است که بهشتی از خود ماست ، یک چیز خارجی نیست ، از خارج یک چیزی صادر نکرده‌ایم ، وارد نکرده‌ایم ، از خود ما هست ، خود ما یکی مان رفت یکی دیگر می‌آید رجائی رفت یکی دیگر می‌آید ، آن هم برود یکی دیگر می‌آید هر کدام از ماها و شماها بروند ، یکی دیگر می‌آید . اینجوری است وضع ایران امروز و این وضع را باید ما حفظ کنیم ، دعا کنیم که خداوند این وضع را برای ما حفظ کند و با حفظ این ، هر یک از ما از بین برویم جا داریم ، عوض داریم ، می‌آیند جایش را پر می‌کنند و اگر اینطور نباشد ، یک وقتی به طور سابق بشود ، دیگر آنجا جوری است که وقتی یکی رفت به هم می‌خورد اوضاع . [۴۹].

قدرت طلبی از هر که باشد از شیطان است

قدرت طلبی در هر که باشد ، این اسباب این می‌شود که زمین بخورد . قدرت طلبی از هر که باشد از شیطان است ، می‌خواهد رئیس جمهور امریکا قدرت طلبی کند یا یک طلبه‌ای در مدرسه بخواهد قدرت طلبی بکند یا یک امام جمعه‌ای در مرکزی که دارد اگر وضع این باشد که قدرت طلبی در کار بیاید و کار این که : من این طور باید باشم ، بشود ، بداند که این از شیطان است ، شیطان این تزریق را از ابتدا کرده است و ما را هم از این راه بیشتر از جاهای دیگر می‌تواند بازی بدهد ، که تو فلانی هستی ! تو چه هستی ! دیگران چی اند ! از این معانی . هیچ فرقی مابین آن آدمی که به حسب ظاهر قدرتمند دنیاست و دارد باز هم دنبال قدرت می‌گردد ، با آن آدم زاهدی که توی یک صومعه نشسته است ، در این جهت فرق نیست که اگر هر دوشان بگویند من این طور این زاهد بگوید : من این زاهد هستم ! من چه ! یا آن بگوید : من قدرتمند هستم ! هر دویش از شیطان است ، بلکه این فسادش بیشتر از آن است ، خودخواهی همیشه اسباب این است که انسان را به فساد بکشد . تمام فسادهایی که در عالم پیدا می‌شود ، از خودخواهی پیدا می‌شود ، از حب جاه ، از حب قدرت ، از حب مال ، از امثال اینهاست و همه اش برمی گردد به حب نفس و این بت از همه بزرگتر است و شکستنش هم از همه مشکل تر است . تعقیب کنید که اگر نمی‌توانید به تمام معنا بشکنید که می‌توانید انشاءالله مشغول باشید به شکستن دست و پای یک همچو بتی . اگر رهایش کنید شما را به هلاکت می‌کشاند . این طور نیست که ما را رها کند ، ما یک معصیتی بکنیم ما را رها کند ، یک کار دیگری بکنیم زیادتر ما را رها کند . درجه به درجه پیش می‌برد تا آن جایی که دین انسان را از دست انسان می‌گیرد . [۵۰].

با قدرت طلبی مملکت اسلامی را به طاغوت نکشید

اینها خیال نکنند که ما حکومت هستیم و ما راس هستیم و ما وزیر هستیم و ما نخست وزیر هستیم و ما رئیس جمهور هستیم و ما باید هر کاری دلمان بخواهد بکنیم . نه ، مملکت اسلامی است ، نه طاغوتی . مملکت اسلامی را به طاغوت نکشید . من خوف این را دارم که خدای نخواسته اگر چنانچه این امور زیاد انباشته بشود ، یک وقت همان مسائلی پیش بیاید که مردم با طاغوت عمل کردند . طاغوت برای خاطر اینکه پسر کی بود و نوه کی بود که نبود ، برای اعمالش بود . گر اعمال ما هم یک اعمال طاغوتی باشد ، برای خود باشد ، نه برای ملت ، دعوا بکنیم سر خودمان ، نه برای مصالح ملت ، این همان طاغوت است منتها به یک صورت دیگری درآمده اما طاغوت است ، طاغوت هم مراتب دارد ، یک طاغوت مثل رضاخان و محمدرضا خانمان و یک طاغوت هم مثل کارتر و امثال آنهاست ، یک طاغوت هم مثل ماهاست . همه از جند ابلیس می‌شویم . شما فکر این ملت ، فکر این زاغه نشین‌ها ، فکر این مردمی که همه چیزشان را دادند و شما را به مسند نشاندند ، فکر آنها را بکنید . شب وقتی خلوت می‌کنید فکر بکنید که من امروز که کار کردم برای خودم کردم یا برای مردم ، امروز که صحبت می‌کنم برای خودم صحبت می‌کنم یا برای مصالح کشور . [۵۱].

دعوا کردن بر سر مسند بر خلاف انصاف است

اگر اینها را فکر بکنید ، توجه بکنید و خطراتی که در کشور ما الان در موجود است فعلا و در . . . موجودیت است ، خطراتی که از خارج و از داخل برای ما دارد پیش می‌آید ، اگر اینها را ما توجه به آن بکنیم و یک ملتی که یک مملکت را به شما سپرده است برای اینکه حفظش را بکنید و مصالحش را ایجاد بکنید و متحقق بکنید ، اگر بنا باشد که شما با هم شروع کنید به جنگ و نزاع و آن هم نه برای خاطر اینکه یکی مصلحت را این می‌داند یکی نمی‌داند ، اینها شعر است ، همه خودمان را می‌خواهیم ، اگر من یک دفعه گفتم به اینکه بیائید فلان کار را بکنید برای مصلحت و انتقاد از شما کردم برای اینکه شما چنین می‌کنید ، این از نفس اماره است که بروز می‌کند و لهذا مقایسه اش همین است که اگر آن دیگری همین کار را بکند ، این آقایی که مثلا حالا اعتراض کرده او ، دیگری همین کار او را بکند ، اگر او همین اعتراض را بکند ، اشکال می‌کنند به او . این حیله‌های نفسانی ، حیله‌های شیطانی بسیار دقیق است و بسیار مشکل است شناختنش که ما بتوانیم بفهمیم ، لکن خوب ، حالا این چیزهای واضح ترش که انسان می‌تواند بفهمد . خوب ، شما انصاف می‌دهید که یک مملکتی که خونش را داده و شما را به مسند نشانده ، سر مسند جنگ بکنید ، دعوا بکنید ، هر روز صحبت بکنید ، هر روز انتقاد بکنید ، روزنامه‌ها هر روز انتقاد بکنید ، روزنامه‌ها هر روز انتقاد بکنند ، هم را بکوبند ، به هم تهمت بزنند ، به هم افترا بزنند ، آخر این انصاف است ؟ پیش خدا چه می‌خواهد شد این ؟ پیش ملت چه انعکاسی دارد ؟ خارجی‌ها چه استفاده از آن می‌کنند ؟ آنها همه دلشان می‌خواهد که شما سروکله هم بزنید و از مصالح مملکت غافل باشید و آنها یک وقتی کار خودشان را ، ضربه خودشان را بزنند . آنها در طول تاریخ و خصوصا در این پنجاه سال کوشش کردند که جوان‌های ما و ملت ما را غافل کنند و احیانا به جان هم بریزند و خدا خواست که آن خدعه آنها تا این حد باشد و از بین بروند و رفتند . اگر حالا هم آن مسائل را ما تکرار کنیم ، یعنی مسائلی که امریکا برای ما پیش می‌آورد که ما را از مسائل اصلی غافل کند ، به مسائل دیگر متوجه کند ، به هروئین متوجه کند ، به فحشا متوجه کند ، برای اینکه از آن راهی که باید برود منحرف بشود ، برود دنبال عشرتخانه‌ها . امریکا - در - یا ابرقدرت‌های دیگر ، آنهائی که می‌خواستند ما را غارت کنند ، در طول تاریخ و در طول این پنجاه و چند سال کوشش کردند که جوان‌های ما را بی تفاوت بار بیاورند . آن روز آنها می‌کردند ، حالا دست شما افتاد . [۵۲].

دعوا کردن بر سر مسند و غافل شدن از مردم ، خواست قدرتهای بزرگ است

اگر حالا هم شما کارهایی بکنید که توجه مردم را از مصالح و توجه خودتان را از مصالح به چیز دیگر متوجه بشود ، عوض اینکه فکر حل مشکل کردستان را بکنید بنشینید و با هم دعوا بکنید ، عوض اینکه برای این پابرهنه‌ها ، برای این ضعفا ، برای اینهایی که زحمت کشیدند و شما را به اینجا رساندند و حالا هم توقع از شما خیلی ندارند برای اینکه یک آب و نانی ، یک آبی ، یک نانی ، یک برقی ، آن چیزهای اولیه را به اینها برسانید ، از این غفلت کنید و بروید سراغ جنگ نمی‌دانم اعصاب و بساط ، خوب ، این همان است که آنوقت امریکا می‌کرد ، حالا شما می‌کنید ، آنوقت آن طاغوت می‌کرد ، حالا شما می‌کنید . شما هم طاغوتید ، آنها هم طاغوتند ، فرقی نمی‌کند ، یکی شیطان است ، یکی شیطان کوچکتر . اگر بنا باشد که شما به جای اینکه اقتصاد مردم را درست کنید ، به جای اینکه این کشور را بررسی کنید ببینید کجاهاست که مخروبه است و مردم از همه چیز ساقط هستند ، به جای این اگر چنانچه بنشینید سر مسند و با حرف و با فحاشی به هم مسائل را غفلت از آن بکنید ، این همان است که قدرت‌های بزرگ می‌خواهند تا این مملکت خرابه بماند و صدای مردم در آید ، این همان است . شما هم عمال آمریکائید منتها ملتفت نیستید . یک عاملی داریم که مستقیما از سفارت امریکا دستور می‌گیرد ، یک عاملی داریم که برای او کار می‌کند و خودش نمی‌فهمد ، خود آدم نمی‌فهمد که برای کی دارد کار می‌کند . اگر شما به مردم کار نداشته باشید ، به مصالح مردم ، به مصالح کشور کار نداشته باشید ، فقط مشغول این باشید که من چطور ، شما چطور ، من چطورم ، شما چطورید ، مردم با من هستند ، مردم با شما هستند ، اگر فکر این باشید ، این همان است که امریکا می‌خواهد و شما از عمال امریکا هستید و در عذاب با آنهائی که از عمال امریکا بودند با توجه ، مشترک هستید با کم و زیادش . [۵۳].

قدرت طلبی ریشه در خودخواهی دارد

در هیچ پیروزی ای به مقدار خارج از متعارف که مربوط به خدا نباشد ، غرور و خوشحالی پیدا نکنیم و در هیچ شکستی سرشکستگی نداریم ، برای این که ما نمی‌خواستیم خودمان یک چیزی بشویم که سرشکستگی پیدا کنیم ، ما می‌خواستیم اطاعت امر خدا را بکنیم . خدا فرموده است : بروید دست ظالم را قطع کنید . ما می‌رویم ، آن قدری که قدرت داریم ، دست ظالم را ، بتوانیم قطع می‌کنیم ، نتوانستیم ، کار خودمان را انجام داده‌ایم . به ما فرموده است که ( قاتلوهم ) ، خداوند تعزیرشان می‌کند به دست شما . ما مقاتله می‌کنیم ، اطاعت است ، یعنی سربسته و دربسته در اختیار او باید باشیم ، اطاعت بکنیم ، دنبال هر چی می‌رویم اطاعت بکنیم . اگر موعظه می‌کنیم برای اطاعت خدا باشد و اگر موعظه می‌شنویم هم برای اطاعت خدا باشد . اگر جنگ می‌کنیم برای خدا باشد ، اطاعت خدا باشد و اگر صلح می‌کنیم ، اطاعت خدا . هر جا فرموده آن کار را بکنید ، آن کار را می‌کنیم ، هرجا فرموده این کار را بکنید ، این کار را می‌کنیم . اگر این طور شدیم که از خودمان یک چیزی را مایه نگذاشتیم ، هرچه هست از اوست ، چیزی هم نداریم که مایه بگذاریم ، خیال می‌کنیم چیزی داریم ، هرچه هست از اوست . هرچه ما خیال می‌کنیم داریم ، نه ! از اوست پیش ما ، امانت است این امانت هم یک وقتی رد می‌شود به خودش اگر هم داشته باشیم به خیال خودمان ، از ما نیست ، اشتباه می‌کنیم . همه عذاب‌هایی که در آن عالم هست برای نفهمی آدم است . خیال می‌کند خودش چیزی است ، چون خیال می‌کند خودش چیزی است ، می‌خواهد به همه تفوق پیدا کند . چون برای خودش هست ، می‌خواهد همه چیز را برای خودش تحصیل بکند ، و این است که انسان را به شقاوت می‌رساند . و سعید این است که هم چیز را برای او بخواهد و برای او خواستن ، یعنی برای بندگان خدا ، برای احکام خدا . [۵۴].

هر چه قدرت زیادتر شود ، نگرانیها بیشتر می‌شود

همه انبیا آمده‌اند که ما را نجات بدهند از این چیزی که خودمان با دست خودمان درست کردیم و کم موفق شدند که هواهای نفسانی ما غلبه کرد بر دعوت‌های آنها . مقصودم از این مزاحمت این بود که گمان نکنند ابرقدرتها و گمان نکنند دولتمردها و گمان نکنند هیچ کس از افراد که من قانعم به اینکه حالا بشوم فلان رئیس . آشوبی که در قلب شماست بیشتر می‌شود حالائی که این حد را دارید اگر به آن یک قدری توجه کنید و قانع بشوید آشوب هست اما کم است وقتی هر چه زیادتر شد آشوب زیادتر می‌شود ، نگرانی‌ها زیادتر می‌شود پس چرا انسان دست و پا بزند برای زیاد کردن آشوب خودش برای اینکه ناراحتی خودش را زیاد بکند . دست و پا بزند برای اینکه مثل عنکبوت تار دور خودش بتند تمام کارهائی که ما می‌کنیم مثل همین عنکبوت‌ها در آن عالم ظاهر می‌شود که ما خودمان داریم با دست خودمان خودمان را به بند می‌کشیم . چرا می‌خواهید این مقام را پیدا کنید که این مقام برای شما یک چیزی است که صورتش مشوه است در آنجا . چرا دنبال این هستید که زحمت‌های خودتان را زیاد کنید ؟ سلمان هم حکومت مدائن بود وقتی سیل آمد و زلزله آمد سیل آمد ، سیل آمد ، پوستی که زیرش بود برداشت رفت بالا گفت ( نجعل مخففون [۵۵] ) من چیزی ندارم که آب ببرد یک پوستی هست آن هم برداشتم ، حاکم آنجا بود اما آنهائی که زیاد کردند ، روی هم گذاشتند ، روی هم گذاشتند ، چه اموال دنیا را روی هم گذاشتند و چه ریاست‌ها را روی هم گذاشتند آنجا آنهائی هستند که در آن عالم گرفتاری شان زیاد است و چرا ما اینقدر زیاد کنیم گرفتاری‌ها را . [۵۶].

مقام را برای امت خرج کنیم

ما برای این ملت عمل بکنیم ما تمام هممان را صرف کنیم که این کشوری که به این حال درآمده است و همه هم با ما دشمن هستند این را نجاتش بدهیم و همه به فکر نجات باشیم نه به فکر اینکه برای خودمان باشد . برای نجات یک بشر ، برای نجات یک ملت ، برای نجات اسلام از شر این قدرت‌ها همه کوشش کنیم ، شما اگر یک خانه هم داشته باشید بخواهید تدبیر کنید این خانه را ، تا زن و مرد و بچه و کلفت و اینهائی که هستند ، همفکر نباشند ، نمی‌توانید یک خانه را اداره کنید . یک کشور را وقتی بخواهید اداره بکنید ، اگر همفکر نباشید ، اگر همت همه اداره این نباشد ، اگر همه در فکر مردم باشید ، آنها عباد خدا هستند ، بنده‌های خدا هستند . اینهائی که در مرزها دارند کشته می‌شوند و اینهائی که گرفتار اوضاع جنگ هستند و اینهائی که آواره شدند و در این زمین‌ها و در این چادرهای بی همه چیز دارند زندگی می‌کنند اینها بنده‌های خدا هستند و از ماها از من افضلند و محتمل است که از شماها هم افضل باشند چرا ما به فکر آنها نباشیم ؟ فکر نجات امت نباشیم ؟ چرا یک ذره از آن چیزی که در دل انبیا بود در دل ما نباش ( و لعلک باخع نفسک [۵۷] ) شاید تو می‌خواهی خودت را هلاکت کنی ! غصه می‌خورد از بس برای این مردم ، غصه پیغمبر برای این کفار بود ، این کفار ، غصه می‌خورد که اینها نمی‌فهمند دارند چه می‌کنند ، اینها دارند برای خودشان جهنم می‌سازند . چرا ما یک ذره‌ای ، یک بارقه کوچکی از این نفس‌های مطمئنه شریف در قلب مان نباشد که برای این امت کار بکنیم نه برای خودمان ؟ اگر همه کوشش کنید که برای امت کار بکنید همه چیز اصلاح می‌شود ، همه ما بنای مان بر این باشد که این سال جدید انشاءالله که به خیر برایتان باشد . بیایید به فکر این باشیم که ما برای این امت هر کاری می‌خواهیم بکنیم ، این مقام را برای امت خرج کنیم این پست را برای امت بگیرم . اگر این مطلب حاصل بشود ، ولو به یک مرتبه نازلش هم باشد ، این سال جدید سال صلح و سال صفا واقع می‌شود . [۵۸].

قدرت اگر دست اشخاص غیر مهذب برسد خطر دارد

قدرت اگر چنانچه به دست اشخاص غیر مهذب برسد خطر دارد . قدرت خودش یک کمال است . خدای تبارک و تعالی قادر است ، لکن اگر چنانچه قدرت به دست اشخاص فاسد برسد همین کمال را به فساد می‌کشانند . دنیا امروز گرفتار این است که قدرت در دست اشخاصی است که از انسانیت بهره ندارند . ابر قدرت‌ها ، قدرت‌های بزرگ جز به فکر اضافه کردن قدرت خودشان و پایمال کردن مظلومان هیچ فکری ندارند . آنهائی هم که پیوسته به آنها هستند ، آنها هم چون سنخ ذاتشان همان است نظیر آنها عمل می‌کنند . قدرت اگر در دست انسان کامل باشد ، کمال برای ملت‌ها ایجاد می‌کند . اگر قدرت در دست انبیا باشد ، اولیا باشد باعث می‌شود که سلامت در جهان تحقق پیدا کند ، کمال در جهان تحقق پیدا بکند و اگر چنانچه در دست زورمندانی باشد که عاقل نیستند ، مهذب نیستند مصیبت بار می‌آورد . امروز که مشاهده می‌کنید که این دو قدرت بزرگ یا چند قدرت بزرگ در عالم حکمفرمایی می‌کنند و برای خودشان حق این امر را قائل هستند که ملت‌های دیگر باید در تحت سلطه ما باشند ، این فکر اگر همراهش قدرت باشد مصیبت بار می‌آورد . قدرت در دست ظالم دنیا را به فساد می‌کشاند و اگر چنانچه در رتبه‌های پائین هم بیاییم قدرت در دست یک نفر انسانی که از آن قدرت‌های بزرگ بهره ندارد ، در همان محیطی که قدرت دارد آنجا را به فساد می‌کشاند آنها عالم را به فساد می‌کشانند . اینها یک کشور را یا دو کشور را . و پائین تر بیاییم ، اگر قدرت در دست یک آدمی باشد که در یک محله هست ، آن محله را به فساد می‌کشد ، در یک خانواده هست آن خانواده را به فساد می‌کشد . [۵۹].

قدرت در دست عاقل ، کمال است

قدرت در وقتی کمال است و می‌تواند که کمال خودش را بروز بدهد که در دست دانشمند باشد ، در دست عاقل باشد .
مرحوم مدرس رحمت الله علیه آنطوری که من شنیدم که ایشان گفتند ایشان گفتند که شیخ الرئیس می‌گفته است که من از گاو می‌ترسم برای اینکه شاخ دارد و عقل ندارد . این یک مساءله است . حالا فرضا هم شیخ نگفته باشد اما مساءله است . گاو شاخ دارد و عقل ندارد ، قدرت دارد عقل ندارد . اینهائی هم که در دنیا الان فساد راه می‌اندازند از همان سنخ هستند که شاخ دارند عقل ندارند ، قدرت دارند انسانیت ندارند . شما ملاحظه بکنید که آمریکا در جهان چه دارد می‌کند و شوروی هم از آن طرف و خدا خواسته است که این دو قدرت مزاحم هم هستند ، مقابل هم هستند ، اگر یکی شان بود دنیا را می‌بلعید . این دوتا قدرتمندند و در مقابل هم ایستاده‌اند ، آن از او می‌ترسد و او از او می‌ترسد . اگر اینها از هم نترسند دنیا را از بین می‌برند . نه این است که ادعاهای آنها که ما برای صلح می‌خواهیم چه بکنیم . اینها راه افتاده‌اند آمده‌اند به بیروت ، به لبنان برای اینکه ما می‌خواهیم صلح در لبنان باشد . شما صلح طلب نیستید ، بر فرض اینکه باشید ، آمدن شما به چه مناسبت در کشورهای دیگر ؟ حکومت‌هایی که در بعضی از این کشورها هستند ، حکومت‌های ملی نیستند ، به ملت مربوط نیستند . اگر شما انسان بودید و انسانیت را و امور اخلاقی ای که در انسان و ارزشمندهایی که در انسان معتبر است پیش شما هم مقداری از آن بود ، ملاحظه حال مستمندان و ملت‌های ضعیف را می‌کردید . نه اینکه یک دولتی را که بر خلاف میل یک ملتی است ، سرکار آمده است . شما او را به عنوان اینکه می‌خواهیم دولت را تقویت کنیم ، در کشورشان به طور غصب وارد بشوید . این برای این است که مهذب نیستند ، انسانیت را در کار نیست ، قدرت هست شاخ دارند عقل ندارند .
شما ملاحظه بکنید در هرجای دنیا که یک فسادی وارد می‌شود برای همین معنا است که آن کسی که در آنجا ، در آن نقطه قدرت دارد ، این قدرت دارد عقل ندارد ، قدرت دارد انسانیت ندارد . این عقلی که من عرض می‌کنم آن عقلی است که ( ما عبد به الرحمن [۶۰] ) والا - تدبیر - شیطنت و تدبیر را اینها هم دارند . اما آن عقلی که عقل سالم باشد و بتواند انسان را به ارزش‌های انسانی برساند ندارند . مجرد دانشمند بودن به یک معنا ، این فایده ندارد . ممکن است یک کسی دانشمند بسیار بزرگی باشد لکن آن عقل را نداشته باشد ، دانش خودش را صرف فساد بکند ، صرف تباه کردن ملت‌ها بکند . [۶۱].

تحت تاءثیر مقام واقع شدن از ضعف نفسانی است

. . . آقای رجایی یک نفر آدمی بود که ، دستفروشی در بازار از قراری که گفتند ، من در مطالعاتی که در ایشان کردم به نظرم آمد که از حال دستفروشی اش تا حال ریاست جمهور ، در روح او تاثیری حاصل نشد . چه بسا اشخاصی هستند که اگر کدخدای ده بشوند ، تغییر می‌کنند به واسطه ضعفی که در نفسشان هست ، تحت تاثیر آن مقامی که پیدا می‌کنند واقع می‌شوند و اشخاصی هستند که مقام تحت تاثیر آنهاست از باب قوت نفسی که دارند . و آقای رجایی ، آقای باهنر در عین حالی که خوب یکی شان رئیس جمهور بود ، یکی شان نخست وزیر بود ، این طور نبود که ریاست در آنها تاثیر کرده باشد ، آنها در ریاست تاثیر کرده بودند یعنی آنها ریاست را آورده بودند زیر چنگ خودشان ، ریاست آنها را نبرده بود تحت لوای خودش . و این یک درسی است که انسان باید از اینها یاد بگیرد و الحمدلله در این جمهوری بسیارند همچو اشخاص که تفاوتی به حالشان نکرده است ، آن وقتی که در طلبگی بودند یا در بازار بودند/ یا چیزها/ یا وقتی که مقام پیدا کردند فرقی نکرده است که انسان ببیند که خیر حالا یک بادی به غبغب بیندازد و یک هیاهویی بجا بیاورد و اینها نشده است و این مساءله‌ای است که اهمیت دارد . آن که تحت تاثیر مقام می‌رود ، نه این است که یک مقامی دارد ، این از باب این که بسیار آدم ضعیفی است ، مقام به او تسلط پیدا می‌کند و دنبال او هم می‌رود آن وقت . [۶۲].

دنبال مقام رفتن بسیار ضرر دارد

و این دنبال رفتن مقام بسیار ضرر دارد برای خود انسان و برای کسانی که در کار هستند برای کشورشان ، از آن طرف اگر چنانچه عکس شد ، تاثیر خوب دارد ، هم برای خودشان و هم برای کشور . و لهذا من با این که ما ابری ء نفسی ان النفس لاماره بالسوء [۶۳] به شما آقایان عرض می‌کنم که توجه به این معنا داشته باشید ، این مقامات بعد از چند روزی دیگر تمام می‌شود ، آنهایی که در اریکه قدرت‌های بزرگ بودند بعد از چند روز تمام شد ، آنهایی هم که به درویشی و به قناعت زندگی کردند آنها هم تمام شد ، این امور تمام می‌شود ، آن چیزی که هست ، ما در حضور حق تعالی هستیم و ثبت است در نامه اعمال ما همه امور ، همه خلجانات نفسانی و ما باید آن فکر آن جا باشیم . [۶۴].

نخوت قدرتمندی به دلیل ضعف قدرت روحی و مفلوکی انسان است

شاه مخلوع که الان یک موجود مفلوکی است و به نظر من آن وقت که در اریکه قدرت بود مفلوکتر بود ، مفلوک از جهت ادراکات که نمی‌توانست بفهمد وظیفه او با ملت چیست و ملت چه مقامی دارد در هر کشوری ، این معنا را ادراک نکرده بود ، از این جهت مفلوک بود و حالا هم مفلوک است . چنانچه آقای کارتر هم مفلوک است ، آنهائی که خودشان در اریکه قدرت نشستند و این نخوت قدرتمندی در مغزهائی که کوچکند ، این اسباب این می‌شود که هر کاری که می‌خواهند انجام بدهند ، هر چه دستشان می‌رسد به او انجام بدهند ، هر ظلمی که می‌توانند بکنند ، هر ملتی را که می‌توانند زیر پای خودشان له کنند . اینها جزء مفلوک‌های عالم هستند برای اینکه قدرت روحی ندارند که هر چه وارد در مغزشان می‌شود بتوانند کنترلش کنند ، همانطور که آدم مفلوک نمی‌تواند یک راه صحیحی را پیش بگیرد ، آدم علیل نمی‌تواند یک راه صحیحی را پیش بگیرد ، آدم علیل نمی‌تواند یک راه صحیحی برود ، آنهائی که برای خاطر قدرتمندی ، کوچک بودن مغز و قدرت زیاد ، در آن وارد شدند نمی‌توانند کنترل کنند خودشان را و حفظ کنند مغزشان را ، اینها جزء مفلوک‌ها هستند . [۶۵].

قدرت در روح انسانهای بزرگ تاءثیر نمی‌کند

انبیا و اولیا که هر چه وارد می‌شد ، هر چه قدرت در عالم وارد می‌شد ، در اینها هیچ ، در آنها تاثیری نمی‌کرد . آن کسی که زمام یک مملکتی از حجاز گرفته تا مصر و اینجاها را ، ایران و سایر جاها تحت سلطه او بود و قدرت جسمی و روحی خودش آنطور بود ، می‌بینیم از یکی از افراد پائین و متوسط متواضعتر است و این قدرت‌ها ابدا در روح او تاثیر نکرده برای اینکه روح اینقدر بزرگ است که همه عالم را می‌گیرد ، یک روح مجردی که از آن آلایش‌ها تجرد پیدا کرده است اینقدر وسیع است که همه عالم مثل یک نقطه می‌ماند در او ، آنها لایق زمامداریند ، اسلام آنها را زمامدار کرده است ، وقتی هم که دست به دامن آنها نمی‌رسد باید آن اشخاص که نزدیکتر به آنها هستند از سایر افراد ، آن اشخاص که بهتر می‌توانند هضم کنند قدرت‌ها را ، کمتر قدرت مآبی در کله آنها تاثیر بکند ، باید زمامدار باشند ، مع الاسف دستمان کوتاه است . امثال اینهائی که تا یک ریاست پیدا می‌کنند ، تا یک قدرت ریاست پیدا می‌کنند ، تا یک قدرت پیدا می‌کنند ، مثل حیوان‌های چموش شروع می‌کنند به شرارت ، اینها مفلوکند ، همانطوری که اینها الان اسم محمدرضا را می‌گویند یک مریض مفلوکی که ، من می‌گویم در آن زمان که قدرتمند به نظر شما بود مفلوکتر بود از حالا ، حالا هم شما مفلوکید و همه قدرتمندهائی که به واسطه یک قدرت نمی‌توانند خودشان را کنترل کنند و نمی‌توانند هضم کنند آن قدرتی که بر ایشان وارد می‌شود ، اینها جزء همان مفلوک‌ها هستند و لهذا این مفلوک‌ها هستند که دور هم می‌نشینند و به تبع این مفلوک اصلی یک ملتی را محکوم می‌کنند . [۶۶].

نظر انسان اگر محدود باشد مقام و ریاست ، انسان را از خود بیخود می‌کند

امروز باید همانطوری که در سابق به رئیس جمهور سابق بعضی مطالب را تذکر دادم ، به آقای رجائی هم تذکراتی بدهم . قضیه مقام و ریاست هر چه باشد ، این وقتی که نظر انسان یک نظر محدود دنیائی باشد ، این مقامات ، انسان را از خودش بیخود می‌کند ، اینها را مقام می‌داند . شما حساب کنید که این سیاره‌ای که ما در آن زندگی می‌کنیم به اسم زمین ، در مقابل منظومه شمسی چقدر است و این منظومه شمسی که ما یکی از سیارات کوچکش را در آن زندگی می‌کنیم ، در مقابل کهکشان چقدر است و این کهکشان هائی که تاکنون کشف شده است که گفته می‌شود که تا آنقدر که از ستاره‌های نورانی کشف شده است به مقدار شش میلیارد سال نوری است . یعنی اگر نور آن ستاره‌ای که در آخر است بخواهد بیاید به پیش ما ، شش میلیارد سال نوری طول می‌کشد و آن چیزی که ماورای اینهاست و باز کشف نشده است ، حتما بدانید که بیش از این معانی است . اینها هم در مقابل عظمت خالق ناچیزند . ما باید چقدر ضعیف باشیم که در این ذره‌ای که خودش و آن منظومه‌ای که این یکی از ستاره‌های کوچکش است ، اصلا به حساب نمی‌آید و اگر گم بشود نمی‌توانند پیدایش بکنند در این غائله بزرگ عالم ، ما چقدر از این سیاره در اختیارمان هست ؟ یک ایران . ایران یک قطعه کوچکی است در مقابل این سیاره و حکومت ایران هم یک حکومت ناچیز کوچکی است در این سیاره و سیاره ما هم یک چیز کوچکی است در مقابل منظومه شمسی و منظومه شمسی ما هم یک چیز بسیار کوچک است در مقابل منظومه‌های دیگر و همه آنها از خداست و خالق او خداست . [۶۷].

ما اگر بندگی خدا را بپذیریم این مقام‌ها نباید در ما تاءثیر کند

ما اگر بندگی خدا را بپذیریم و قلب ما منور بشود به نور بندگی خدا و عبودیت ، این امر ناچیزی که به حساب در عالم نمی‌آید ، در ما تاثیر نباید بکند . شما دیروز نخست وزیر بودید و پریروز وزیر بودید و قبل از او معلم بودید و قبل از او هم یک شاگردی بودید و بعد از این هم معلوم نیست کی از اینجا بروید ، ممکن است خدای نخواسته همین حالا که بیرون رفتید یا همین حالا یک بمبی اینجا باز منفجر بشود و فاتحه همه را بخوانند . وقتی مطلب این است چرا باید انسان قبل از ریاست جمهور و بعدش فرق بکند ؟ مگر ریاست جمهور چه هست ؟ کسی که دلش به نور توحید روشن است مگر عالم چه هست ؟ همه عالم چه هست ؟ همه عالم در مقابل عظمت خدای تبارک و تعالی چیزی نیست . تمام این عالم مادی در مقابل عالم‌های معنوی که هست قدر محسوسی ندارد ، آنوقت ما برای یک کدخدای ده یا یک کدخدای شهر ، یا کدخدای یک کشور خیال بکنیم که خیر ، ما الان یک چیزی هستیم و دیگران - را - به نظرمان کوچک بیایند و خودمان را بزرگ . [۶۸].

اگر تحت تاءثیر مقام واقع شوید ، در دنیا و آخرت تباه خواهید شد

اگر شما ملاحظه کردید در نفس خودتان که غیر از خدا از او کسی اطلاع ندارد و خودتان هم تا یک حدودی اطلاع دارید ، اگر دیدید که این مقامی که خدای تبارک و تعالی مردم را دلشان را متوجه کرده است به شما و به شما داده‌اند ، این مقام شما را محکوم خودش می‌کند و شما مرکوب او و او راکب شما هست ، بروید خودتان را تصفیه کنید و بدانید این را که با دست خودتان خدای نخواسته خودتان را در دنیا و آخرت تباه نکنید . خدای تبارک و تعالی حاضر است ، همه این عالم در محضر حق تعالی است و تمام خطرات قلبی ما و تمام لحظات عمر ما و تمام آنچه که در باطن ما می‌گذرد ، در مغز ما می‌گذرد در محضر حق تعالی است و ما باید برگردیم به محضر حق تعالی و آن جا در آن محضر دیگر حساب پس بدهیم . هر چه آراء زیادتر باشد مسؤ ولیت زیادتر است . اگر آراء شما پنج میلیون بود ، مسؤ ولیت تان کمتر بود ، حالا که سیزده میلیون بیشتر است مسؤ ولیت شما حجمش زیادتر است ، برای اینکه شما جواب یکی یکی از این افرادی که به شما رای دادند و شما را به عنوان رئیس جمهور اسلام ، رئیس جمهوری کشور اسلامی تعیین کردند ، هر یک از اینها فردا می‌آیند شما را می‌گیرند ، جواب از شما می‌خواهند ، من شما را تعیین کردم رئیس جمهوری اسلامی باشید و اسلام را در این کشور تاءیید کنید و پیاده کنید و خدای نخواسته شما نکردید . اقلا حدود سیزده میلیون و هزار و چند صد نفر می‌آیند سراغ شما و شما ببینید که می‌توانید جواب این را پیش خدا بدهید ؟ این جمعیتی که آنجا در حساب جمع شدند و از شما بازخواست می‌کنند ، اگر می‌توانید ، جواب بدهید و نمی‌توانید و ما هیچ نمی‌توانیم . [۶۹].

باید بنا را بر این بگذارید که دیروز شما و امروزتان با هم فرقی نداشته باشد

باید بنا ، بر این بگذارید که دیروز شما و امروزتان با هم فرقی نداشته باشد ، هر دو برای خدمت به این مردم ، اینهائی که زحمت کشیدند و جان دادند ، مال دادند ، رنج کشیدند و شما آقایان را به این مقام رساندند . یک وقت نخست وزیر بودید و حالا هم رئیس جمهورید ، جواب می‌خواهند اینها . اگر چنانچه شما پایتان را کج بگذارید ، همین سیزده میلیونی که به شما امروز رای دادند فردا مرده باد می‌گویند . انقلاب اینطور است ، وضع انقلاب اینطور است . طوری است که مردم دیگر سربسته و در بسته تسلیم کسی نمی‌شوند . مردم هر یکی شان نظر دادند . شما می‌بینید که وقتی که در تلویزیون نظرخواهی می‌کنند از افراد ، از زن ، از مرد ، از جوان ، از پیر ، همه نظر می‌دهند ، اینطور نیست که بی تفاوت باشند . اگر هر یک از ما تخطی کنیم از آن خواستی که ملت دارد و آن خواستش اسلام است و احکام اسلام ، اگر هر یک از ما تخطی کنیم ، علاوه بر آنکه در محضر خدای تبارک و تعالی در آن روزی که همه وارد می‌شوند و حساب است در کار ، جوابی نداریم همین مردم هم در همین جا به حساب می‌رسند ، اینها نمی‌گذارند که ، آن حسابش علیحده ، همین مردم هم در همین جا به حساب می‌رسند ، اینها نمی‌گذارند که ، آن حسابش علیحده ، همین مردم در همین جا شمائی که الان به مقام ریاست جمهور رسیدید اگر فردا خدای نخواسته تخطی کنید از آن راهی که راه ملت است و راهی که اسلام پیش پای همه ما گذاشته است ، همین سیزده میلیون و زیادتر که به شما رای دادند و اعتماد به شما کردند برمی گردند . آنجا هم حسابش ، آنجا بدتر است . اینجا وقتی بر می‌گشتند خوب ، شما می‌روید منزلتان می‌نشینید ، اما آنجا کار مشکل است ، باید شما حساب آنجا را بکنید . اگر چنانچه ما نفوسمان اینقدر به دنیا متوجه است و منکوس هستیم و استقامت نداریم ، اگر چنانچه ما اینطور باشیم و خودمان دنبال اصلاحش نباشیم ، این اخلاد الی الارض و توجه به ارض و رو کردن به مرتبه پایین و پشت کردن به معانی و معنویات اثرش این است که انسان در آن عالم ، یک حیوان آنطور منکوس . همانطوری که اینجا کرده است ، نقشه اش آنجاست . تمام چیزهائی که در اینجا واقع می‌شود یک صورتی در آنجا دارد . انسان مستقیم القامه اگر تمام توجهش به طبیعت شد ، این استقامت قامتش را در آن طرف از دست می‌دهد ، می‌شود مثل یک حیواناتی که سرشان رو به زمین است . و تمام عذاب هائی که در آن عالم است از خود ماست . خداوند تبارک و تعالی مهیا نکرده یک چیزی را که ماوراء خود ما به ما بدهند ، همه اینها آنی است که ما خودمان به دست خودمان تهیه می‌کنیم و به آن می‌رسیم ، اعمال ماست رد به ما می‌شود . شاید چندین آیه در قرآن کریم به این معنا اشاره بفرماید که این اعمال خودتان است ، شما ، از خارج به شما هیچ چیز نرسیده است . در روایات معراج هم هست که پیغمبر اکرم دیدند که بعضی از اینها ملائکه‌ای که در آنجا هستند دارند یک کارهائی را انجام می‌دهند ، درخت هائی را می‌کارند ، چه می‌کنند ، گاهی هم می‌ایستند . این را پرسیدند ، جبرئیل عرض کرد ( به حسب آنطور که نقل شده است ) که اینها اعمالی است که مصالحش را خودشان دارند می‌فرستند ، اینها اینجا درست می‌کنند وقتی آنها مشغول کار خیر هستند اینها هم مشغول هستند ، مصالح می‌رسد . وقتی آنها نه ، در جهنم هم همین است و اگر جهنم و بهشت هم خدای نخواسته ما قائل نباشیم ، این دنیا مجازات ما را می‌دهد همین جا . [۷۰].

از تنگی چشم و قلب انسان است که خیال می‌کند ریاست یک چیزی است

باید شما توجه کنید که مسؤ ولیت شما از باب اینکه آراءتان خیلی زیاد است مسؤ ولیت تان خیلی زیاد است . همچو نیست که آن آقایان دیگر نداشته باشند ، آنها هم مسؤ ولیت دارند ، همه ما در مقابل اسلام مسؤ ولیم . این اسلامی که با خون اولیا و بزرگان به دست ما سپرده شده است و الان ما مسؤ ول او هستیم ، این اسلام را ما باید به نسل آتیه برسانیم . یک روزی بود که ما بعضی مان عذر داشتیم یا همه مان ، که نمی‌گذارند که ما عمل کنیم به اسلام . در رژیم سابق ، خوب ، خیلی‌ها می‌گفتند که از ما نمی‌آید ، اگر می‌آمد ، می‌کردیم . امروز اینطور نیست ، امروز دست همه باز است . مجلس دستش باز است و هیچ کس آقا بالا سر او نیست . دولت هم دستش باز است و مجلس هم تاییدش می‌کند . رئیس جمهور هم دستش باز است و ملت تاییدش کرده‌اند . هیچ عذری برای ما نیست امروز . اگر چنانچه یک خرابی در مملکت واقع بشود و دنبال اصلاحش نرویم ، عذری نداریم . همه ما ، چه آنهائی که لشکری هستند و اینجا هستند و نیستند و چه آنهائی که در کشور خدمت می‌کنند و چه مردم دیگر ، همه ما مسؤ ول هستیم کلکم راع و کلکم مسؤ ول وقتی همه ما مسؤ ول هستیم و همه ما در مقابل خدا جواب باید بدهیم ، باید فکر این کشور باشیم ، فکر این اسلام که در کشور ما تشریف آورده‌اند و قدمشان روی چشم ، باشیم . نرویم سراغ اینکه حالا که من شدم رئیس جمهور باید چه بشود و چه بشود و من هم باید مقامم چه باشد . خیر ، این از ضعف نفس انسان است ، از تنگی چشم و قلب انسان است که خیال می‌کند این یک چیزی است . این یک چیز اعتباری است که امروز دادند فردا هم تمام می گیرندش می‌رود سراغ کارش . شما برای این ملتی که در این چند سال آنقدر در طول تاریخ زحمت دیده هیچ ، به مرئی و منظر ما اینهمه جدیت کرده و جوان داده و مال داده و جان داده است تا اینکه آن رژیم را کنار گذاشته است و شما را روی کار آورده است ، شما برای این ملت باید کار بکنید . این مملکتی که به دست شما افتاده است باید ارتش برای این کشور کار بکند ، برای سپاه پاسداران ، ژاندارمری ، همه قوای مسلح باید برای این مملکت خدمت بکنند ، این امانتی است دست شما . مساءله ، مساءله این جا نیست تنها ، اینجا هم اگر خدای نخواسته ارتش یک سستی بکند و خدای نخواسته یک غلبه‌ای واقع بشود از غیر ( که نخواهد شد ) آن هم در همین دنیا ننگش بر پیشانی همه است . و مساءله ، مساءله این جا نیست ، مساءله جای دیگری است که ما از آن غافل هستیم . تمام اعمال شما ، تمام جدیت‌های شما ثبت است و همه عالم این چیزها را ثبت می‌کند در خودش و ما باید جواب بدهیم ، ارتشی باید جواب بدهد ، اگر خدای نخواسته کوتاهی بکند ، و آنهائی هم که متکفل امور کشور هستند ، آنها هم باید جواب بدهند . شما باید برای این پابرهنه‌ها و مستضعفین که در طول تاریخ به استضعاف کشیده شده بودند و اینها را به حساب نمی‌آوردند و فقط آن طبقه بالا را راضی نگاه می‌داشتند و به اصطلاح کدخدا را می‌دیدند و ده را می‌چاپیدند ، شما باید توجهتان به این توده‌های مستضعفی که با زحمت خودشان و رنج خودشان الان در جبهه‌ها مشغول فداکاری هستند که خداوند تاییدشان کند و در پشت جبهه هم مشغول فداکاری هستند و مستضعفند ، آن بالاها اینها را ضعیف می‌شمارند و می‌شمردند و اینها به حساب نمی‌آمدند و در رژیم سابق برای اینها کاری نشده بود ، برای اینها کار کنید . قانع نشوید به اینکه بعضی جاها کار شده است ، می‌دانم شده است ، خیلی هم شده است اما نباید قانع شد ، باید همه دست به دست هم بدهید که انشاءالله برای اینها یک زندگی مرفهی ، یک وضع صحیحی پیش بیاید ، درست بشود . [۷۱].

اگر انسان مقام را مهار کند و در اختیار خود بگیرد ، به سعادت می‌رسد

اینها حق دارند به ما و به شما ، خیلی حق دارند ، سیزده میلیون رای به شما داده‌اند ، اینها حق دارند به شما ، باقی هم حق دارند به شما . و همین طور وقتی دولتی پیش می‌آید ، آن هم دولتی است که مردم به آن حق دارند . اگر نبودند این مردم ، شما هم شاید حالا در حبس بودید و آن زجرها را می‌کشیدید ، دیگران هم که متعهد بودند ، آنها هم در حبس بودند یا در جاهای دیگری . این ملت حق دارد ، شما ، دست شما را گرفته آورده این بالا نشانده ، شما باید خدمت کنید به این مردم . شما ، ما ، همه باید خدمتگزار اینها باشیم و شرافت همه ما به این است که خدمت به خلق خدا بکنیم ، اینها بندگان خدا هستند . خدای تبارک و تعالی علاقه دارد به این بندگان و ما مسؤ ولیم باید خدمت بکنیم . و من امیدوارم که شما به حسب آن روحیه‌ای که دارید ، آقای رجائی به حسب آن روحیه‌ای که دارند ، این مقام ایشان را بازی ندهد ، شما سوار مقام بشو مقام سوار شما نشود . این دو تا مثل راکب و مرکوبند . اگر انسان روحیه اش طوری باشد که سوار بشود بر هر مقامی که برای او پیش می‌آید و مهار کند او را ، این به سعادت نزدیک می‌شود . و اگر روحیه ضعیف باشد و وقتی که به یک مقامی رسید او سوار آدم بشود ، او هر جا دلش بخواهد انسان را می‌برد تا به هلاکت می‌رساند . [۷۲].

قدرت را در جای خودش اعمال کنید

شما جوان‌های عزیزی که الان برای اسلام دارید خدمت می‌کنید و مطمئن باشید که ارزش بسیار زیاد دارید شما ، توجه به روحیات خودتان بکنید که نبادا در این امر شیطان دخالت بکند . قدرت دست تان هست نبادا که این قدرت را اعمال بکنید در یک جایی بر خلاف . مراقبت کنید از خودتان . مواظبت کنید از خودتان . اینکه من عرض می‌کنم ، مخصوص به شما نیست ، همه ما باید این مطلب را درنظر داشته باشیم . همه ملت ما ، همه انسان‌ها باید توجه به این معنا داشته باشند که قدرت را به جای خودش اعمال کنند . انبیا قدرت شان را به محل خودش انجام می‌دادند . حضرت موسی عصایش را می‌برد با فرعون مقابله می‌کرد ، با دیگران با آن محبت بود . پیغمبر اکرم قدرت خودشان را برای سرکوبی اشخاصی که از جهات آدمیت خارج شده‌اند ، از مرز انسانیت خارج شده‌اند و مردم را دارند به تباهی می‌کشند اعمال می‌کرد . قدرت‌ها باید اعمال اگر شد برای جلوگیری از فساد باشد نه خودش فساد بیاورد . فرق ما بین شما عزیزان و آن اشخاصی که در جبهه‌ها جنگ می‌کنند با آنهایی که در مقابل شما هستند ، صورت عمل که یک صورت است ، آنها می‌کشند شما هم می‌کشید ، اما کشتن شما یک عمل عبادی است و کشتن آنها یک عمل جنایی است . این روی انگیزه‌ای است که هست ، روی معنایی است که این دو عمل دارند ، نه روی صورت عمل است . شما برای خدا جهاد می‌کنید ، آنها برای شیطان جهاد می‌کنند . آنها تبع شیطان هستند و شما تبع خدا هستید . این فاصله ما بین این دو امر است توجه کنید که این محفوظ بماند . [۷۳].
قدرتمندها وقتی شکست می‌خورند بسیار ضعیف می‌شوند موازین ، موازین اسلامی است . اینجا جمهوری اسلامی است . اینجا اسلام حکومت می‌کند . بنابراین باید مواظب باشید از خودتان کسانی که قدرت دارند ، دولت قدرت دارد ، سپاه قدرت دارد ، ارتش قدرت دارد ، بسیج قدرت دارد ، اینهایی که قدرت دارند باید حفظ جهات انسانیت را ، جهات اسلامیت را بیشتر از دیگران بکنند . این قدرت را در محلش خرج بکنند تجاوز از محلش نشود . و من امیدوارم که با حفظ این جهات انسانی و اسلامی شما الگو بشوید از برای همه کشورهایی که آن مسائل ما به آنها رسیده است و می‌رسد . و این مرده دیگر از بین رفته است ، دیگر شما خیال نکنید ، اینها دست و پایی است که در حال احتضار دارد می‌زند . این قدرتمندها آن آخر عمرشان اینطور جنون پیدا می‌کنند . اینهائی که در حالی که قدرت دارند آن شارت و شورت را می‌کنند ، وقتی شکست می‌خورند بسیار هم ضعیف می‌شوند . [۷۴].

آنها که ایمان دارند ، در مقابل قدرت ضعیف نیستند

آنهایی که ایمان دارند نه آن طرف ضعف دارند ، نه این طرف ضعف دارند . نه قدرت وقتی که هست دست شان ضعف روحی پیدا می‌کنند و مردم را اذیت می‌کنند ، نه وقتی مغلوب شدند ضعف پیدا می‌کنند و دیگران را می‌زنند که چرا دیگری من را زده است . این مال ضعفی است که آنها دارند و ضعف داشتن شان دنبال این است که ایمان ندارند ، خدا را نمی‌شناسند ، توجه به مسائل الهی ندارند ، توجه به مبدا و معاد ندارند . آنها مثل زندگانی حیوانی که دیگر حیوانات می‌کنند بدتر از آن ، جرایم شان بیشتر از آنهاست همان است که شیخ الرئیس ، از آن نقل کرد مرحوم مدرس که شاخ دارد و عقل ندارد انشاءالله خدا این شاخدارها را عقل بدهد و این قدرتمندان را انسان بکند و یا اینکه قدرت آنها را سلب بکند . [۷۵].

این ریاست‌ها می‌گذرد

این را باید انسان توجه بکند به اینکه این چند روز می‌گذرد ، این ریاست‌ها می‌گذرد ، شما هر چه هم بخواهید چیز بکنید از محمد رضا نمی‌توانید بالاتر بروید ، هر چه هم دست و پا بکنید ، آنها را پیدا نمی‌کنید و انشاءالله نخواهید پیدا کرد و نخواهید که بخواهید . او رفت تمام شد ، حالا پیش خداست . چه خواهد شد ، خدا می‌داند ما هم این روز را داریم ، ما هم فردا یکی مثل من دیرتر و زودتر و آن هم که معلوم نیست که کی زودتر . ولی خوب ، ما آخر است و باید برویم ، شما که الان جوان هستید ، به فکر این باشید که اصلاح کنید خودتان را ، به فکر این باشید که برای این مملکت کار بکنید . [۷۶].

هر بلائی جامعه از دست قدرتمندان می‌بیند در اثر خودخواهی است

من اول دعا می‌کنم که خدای تبارک و تعالی شما آقایان را از عنایت خودش محروم نکند و شما را به راهی که رضای اوست هدایت بفرماید و شما به مقصدی که مقصد اسلام است و آرزوی ملت است برسید . آنچه که خطر برای هر انسانی و هر متصدی امری هست حب نفس است . راس همه خطاهائی که انسان می‌کند ، حب نفس است . هر بلائی سر انسان خودش می‌آید یا جامعه از دست قدرتمندان می‌بیند این دراثر هوای نفس و خودخواهی است . در روایات ائمه ما فرموده‌اند : راءس کل خطیئة ، حب النفس یعنی همه خطاهائی که از انسان صادر می‌شود در اثر همین خودخواهی و غفلت از خداست . انسان باید کوشش کند که این حب نفس را اگر نمی‌تواند تمام کند کم کند ، البته مساءله بسیار مشکلی است و محتاج به ریاضت است ، لکن مساءله نشدنی نیست ، مشکل است ، لکن نشدنی نیست . اگر انسان در هر امری که وارد می‌شود در آن امر خودخواهی را کنار بگذارد و مصلحت را ملاحظه بکند و خدا را ملاحظه بکند ، هم موفق می‌شود و هم از خطراتی که بر این خودخواهی است در امان می‌ماند . شما که الان از وزرای محترم هستید و مملکت اسلامی به شما سپرده می‌شود و پست‌های شما پست هائی است که باید در آن اعمال بسیار شایسته انجام بگیرد ، کوشش کنید که اولا گمان نکنید که ریاست ، از ریاست درجه اول تا آخر ، یک چیزی باشد ، یک امر اعتباری است ، یک دسته‌ای جمع می‌شوند یکی را می‌گویند تو کارها را انجام بده . [۷۷].

در نظر حضرت امیر ( علیه السلام ) ریاست مطرح نبود مگر اینکه بتواند یک عدلی را اقامه کند

در نظر داشته باشید که حضرت امیر سلام الله علیه در حالی که به حسب فهم جامعه ، ریاست یک کشور بسیار بزرگی را داشت از حجاز تا مصر ، عراق ، ایران ، همه را داشت ، آنوقت چه جور بود وضعش ، چه جور بود سلوکش با مردم و چه بود سفارش‌هایی که به عمالش یا به حکومت هائی که از طرف او بودند ، چه سفارش‌های ارزشمندی فرموده است . البته ما نمی‌توانیم خود او باشیم ، لکن می‌توانیم که شیعه او باشیم ، پیرو او باشیم ، تا آن حدودی که بتوانیم باید پیروی از او بکنیم . او تمام مقصدش خدا بود ، اصلش این دنیا و این ریاست دنیا و اینها در نظر او چیزی نبود مگر اینکه بتواند یک عدلی را دریک دنیا برقرار کند ، و الا پیش آنها مطرح نبود که یک ریاستی داشته باشند یا خلافتی داشته باشند ، مگر اینکه بتوانند یک عدلی را اقامه کنند و یک حدی را جاری کنند . ما باید از آنها درس بگیریم و پند بگیریم و به شیوه آنها تا آن اندازه‌ای که می‌توانیم عمل کنیم و از آن چیزهائی که دام شیطان است که بزرگترین دام همان خودخواهی انسان است ، از این دام رهائی پیدا بکنیم و به صراط مستقیم الهی راه برویم تا بتوانیم هم خودمان را اصلاح کنیم و هم جامعه مان را . [۷۸].

ما باید ببینیم این ملتی که ما را به این مقام رسانده‌اند از ما چه می‌خواهند

شما ببینید که چه حکومتی در دست شما آمده و از چه راهی آمده است و کی به شما این حکومت را محول کرده . اگر چنانچه پنج سال پیش از این ، ده سال پیش از این را شما در نظر بیاورید ، وضع آنوقت را در نظر بیاورید ، حکومت آنوقت را در نظر بیاورید ، ملت را نسبت به حکومت و حکومت را نسبت به ملت در نظر بیاورید و حبس‌ها و زجرها و تبعیدها و قتل‌ها را که در آن حکومت واقع می‌شد به نظر بیاورید و از خودتان سوال کنید که چه شد که این شد ؟ چه شد که یک روز آنطور جنایتکاری‌ها واقع می‌شد و اختناقها و آن مسائل و مصائب برای کشور ما بود و حالا چه شده است که ما آزادانه اینجا با هم نشستیم و شما آزادانه مسائلتان را با مردم مطرح می‌کنید و مردم هم آزادانه یا انتقاد می‌کنند یا تعریف می‌کنند از شما ، این آزادی را کی به ما داد ؟ و این استقلالی که الان ما داریم و کسی نمی‌تواند دخالت کند در کشور ما ، این را کی به ما داد ؟ جز این بود که این پا برهنه‌ها و این زاغه نشین‌ها و این دانشگاهی‌های محروم و این مردم کوچه و بازار با هم جمع شدند و برای خدا قیام کردند و نهضت کردند و ما را به این آزادی رساندند و آن سدهای بزرگی که در تصور کسی نمی‌آمد که شکسته بشود ، شکستند و ما را به آنجا رساندند که وزیر بشویم و رئیس جمهور بشویم و وکیل بشویم و همه اینها را داشته باشیم و همه از این ملت است . ما هر چه داریم از این ملت است ، البته ملت اسلامی که با فریاد الله اکبر این کار را انجام دادند . ما باید ببینیم که این ملتی که ماها را به این مقام‌ها رسانده‌اند ، از ما چه می‌خواهند و ما باید برای آنها چه بکنیم . از ما می‌خواهند که تمام این ارگان هائی که هستند ، تمام این روسایی که هستند از رئیس جمهور گرفته و نخست وزیر و وزرا را تا وکلا و عرض می‌کنم که وزارتخانه‌ها و هرچه در آنها هست ، اینها می‌خواهند که اینها همه در راه اسلام که خواست ملت بود و همه کوشش شان برای اسلام بود و اسلام آنها را موفق کرد ، اینها هم در همان طریق اسلامی راه بروند . طریق اسلامی این است که مستضعفین را حمایت کنند ، بیشتر توجه شان به آنها باشد . در طول تاریخ ، حمایت حکومت‌ها از قلدرها بوده است . [۷۹].

این ریاست‌ها رفتنی است

در همه امور ، در تمشیت همه امور باید انسان آنچه را که مصلحت اسلام است ، کسانی که متصدی امور هستند آن چیزهایی که مصلحت اسلام است آن چیزهایی که مصلحت ملت اسلام است ، در نظر بگیرند . از هواهای نفسانی که سرچشمه همه فسادها هست ، جلو بگیرند . گمان نکنند که ما حالا این جا را می‌خواهیم کافی است ، خیر ! هیچ چیز برای انسان کافی نیست . قلب انسان قدرت مطلق طلب است ، یعنی قدرت خدا می‌خواهد فانی در او بشود و این حد ندارد ، لاحد است . لکن چون ما مطلع نیستیم ، نمی‌فهمیم از این جهت گمان می‌کنیم این چیزها را می‌خواهیم و همه عذاب‌های انسان برای همین است که نمی‌داند چی می‌خواهد . این چند روز دنیا رفتنی است ، این ریاست‌ها رفتنی است ، آنچه که به جا می‌ماند این است که ما چه کردیم و در محضر مقدس حق تعالی چکاره هستیم . این اگر اصلاح بشود ، همه چیز اصلاح می‌شود . و من امیدوارم که برای همه و خصوصا آنهایی که کارهای کلیدی در دست شان است ، این مساءله حل بشود و اگر حل شد ، مسائل دیگر هم حل می‌شود . [۸۰].

هر مقامی که برای بشر حاصل شود روزی گرفته خواهد شد

این کلمه تذکر برای همه است . حب الدنیا راس کل خطیئة هر مقامی که برای بشر حاصل می‌شود ، چه مقام‌های معنوی و چه مقام‌های مادی روزی گرفته خواهد شد و آن روز هم نامعلوم است . توجه داشته باشند همه کسانی که برای بشر خدمت می‌کنند ، کسانی که دارای مقامی هستند و دارای پستی هستند ، که مقام آنها را مغرور نکند . مقام رفتنی است و انسان در وجود خدای تبارک و تعالی ماندنی است . من از آقای بنی صدر می‌خواهم که مابین قبل از ریاست جمهور و بعد از ریاست جمهور در اخلاق روحی شان تفاوتی نباشد ، تفاوت بودن دلیل بر ضعف نفس است و من از همه کسانی که در مقامی هستند ، چه مقام‌های کشوری و چه مقام‌های لشگری می‌خواهم که به مقامات خودشان مغرور نباشند و در راه اعتلای اسلام و اعتلای ملت مسلمان و اعتلای کشور ایران کوشا باشند . و اینطور نباشد که به واسطه تقدم و تاخر یک نفر یا چند نفر موقتا ، اسباب این بشود که کناره گیری کنند و یا خدای نخواسته مخالفت و کارشکنی . [۸۱].

اگر کارها با خودخواهی و غرور همراه شد ، مبداء شکست انسان است

و شما آقایان مخصوصا روحانیون ، هرچه می‌توانید مردم و جوانان را تحریک کنید و متوجه سازید که وقتی برای اسلام کار می‌کنیم باید به طور مهذب باشد که اگر خدای نخواسته کارها با خودخواهی و غرور همراه شد ، مبدا شکست انسان است . باید اتکال به خدا باشد و خدمت برای خدا ، خدمتی که در هر جا انجام شد عبادت باشد کما این که افرادی که در بسیج و سایر جاها برای خدا خدمت می‌کنند ، همه در حال عبادت هستند و بسیج یک امر بسیار مهم و خوب . بحمدالله این کشور الان در تحت عنایت حق تعالی و در تحت حمایت ولی عصر سلام الله علیه به مقامی رسیده است که می‌تواند راه خودش را طی کند و امیدوارم که غرور برای ما پیدا نشود و همیشه توجه به خدا و اینکه کارها را غیب دارد انجام می‌دهد و شما دعا کنید که به دست شما انجام بدهد . [۸۲].

کوشش کنید به این کلمه فرماندار مغرور نشوید

از جمله تحولاتی که باید بشود و شما آقایان باید کوشش کنید ، این است که به این کلمه فرماندار مغرور نشوید که شما فرماندار هستید . این کلمه فرماندار مال وقتی است که فرمان باشد و فرمانبر باشد و برادری نباشد و طبقه‌ای طاغوتی باشد و مردم دیگر فرمانبردار آنها . در صورتی که در اسلام مطرح نیست . آنهائی که سرتاسر کشور اسلامی را اداره می‌کردند ، آن هم آن کشوری که از حجاز تا مصر و آفریقا و عراق و ایران و همه این ممالک اسلامی که می‌بینید ، اروپا هم یک مقدارش ، تحت فرمان بود ، معذلک اینطور نبود که معاملاتشان با رعیت ، معامله فرمانفرما و فرمانبر باشد . خود رسول اکرم ( ص ) وضعشان با مردم مثل یکی از سایرین بود ، یکی از اشخاص بود ، نه یک منزل فرمانفرمائی داشتند و نه در محافل که بودند ، یک امتیازی بود که مردم ببینند که این بالا نشستن و پائین نشستن ، این مسائل مطرح نبود .
بعضی از این عرب‌ها که از خارج می‌آمدند و وارد مسجد می‌شدند و پیغمبر را با سایرین نشسته بودند ، وضع جوری بود که نمی‌شناختند که خوب ، کدام یکی پیغمبر است و کدام یکی اصحاب ، می‌پرسیدند که کدام یکی تان هستی . برای اینکه وضع نشستن دور بود و حتی اینکه حالا شما اینجا می‌بینید که یک پتو اینجا انداخته‌اند و یک اشخاصی هم اینطوری نشسته‌اند که اگر یکی از خارج بیاید یک امتیازی قائل می‌شود ، نبود . حضرت امیر سلام الله علیه همان روزی که بیعت با وی کردند ، بیعت به خلافت رسول الله ، همان روز بیل و کلنگش را برداشته و رفت سراغ یک جائی که کار می‌کرد ، خودش کار می‌کرد دستش پینه داشت . وضع این سردارهائی که حکومت‌های بلاد بودند با مردم وضع ، وضع فرمانفرمائی و فرمانبرداری نبوده است ، وضع خدمت بوده است که فرمانفرماها خدمتگزار مردم بودند . این انفصالی که شما دیدید در زمان رژیم سابق و طاغوت که بین حکومت‌های بلاد ، استاندارهای بلاد با مردم یک جدائی بود که هر کدام دشمن دیگری بودند ، مردم اینها را به صورت یک دشمن حساب می‌کردند ولو اینکه خدمتگزار هم بودند لکن مردم نمی‌پذیرفتند ، این برای این بود که وضع رژیم اینطور بود . رژیم‌های سلطنتی و طاغوتی هر جا که هستند ، وضع رژیم اینطور اقتضاء می‌کرد که با یک تشریفاتی و هیاهوئی مردم را از خودشان رم بدهند ، بترسانند و لهذا مردم پشتیبان نبودند . [۸۳].

رهبری فی نفسه وظیفه سنگین و خطرناکی است

و وصیت اینجانب به رهبر و شورای رهبری در این عصر که عصر تهاجم ابرقدرت‌ها و وابستگان به آنان در داخل و خارج کشور به جمهوری اسلامی و در حقیقت به اسلام است در پوشش جمهوری اسلامی و در عصرهای آینده آن است که خود را وقف در خدمت به اسلام و جمهوری اسلامی و محرومان و مستضعفان بنمایند و گمان ننمایند که رهبری فی نفسه برای آنان تحفه‌ای است و مقام والایی ، بلکه وظیفه سنگین و خطرناکی است که لغزش در آن اگر خدای نخواسته با هوای نفس باشد ننگ ابدی در این دنیا و آتش غضب خدای قهار در جهان دیگر در پی دارد . از خداوند منان هادی با تضرع و ابتهال می‌خواهم که ما و شما را از این امتحان خطرناک با روی سفید در حضرت خود بپذیرد و نجات دهد و این خطر قدری خفیف تر برای روساء جمهور حال و آینده و دولت‌ها و دست اندرکاران به حسب درجات در مسؤ ولیت‌ها نیز هست که باید خدای متعال را حاضر و ناظر و خود را در محضر مبارک او بدانند . خداوند متعال راهگشای آنان باشد . [۸۴].

دولتمردان را خدا امتحان می‌کند

خدای تبارک و تعالی می‌فرماید : ( بشّر الصابرین [۸۵] ) آنهائی که صبر می‌کنند ، به آنها بشارت بده آنهائی که در مصیبت‌ها ، در نقص ثمرات ، در نقص انفس ، در نقص اولاد صابر هستند و می‌گویند که : انا لله و انا الیه راجعون [۸۶] ما از خدا هستیم و به او بر می‌گردیم ، از او هستیم و به او رجوع می‌کنیم . جوان‌های ما از خدا هستند و در راه خدا فداکاری کردند و به خدا مراجعت می‌کنند . انسان اگر چنانچه هر چه دارد بفهمد که از خداست ، اگر زندگی دارد ، خدا به او داده است و اگر اولاد دارد ، خدا به او اعطا کرده است و اگر ثروت دارد ، خدا به او اعطا کرده است و همه چیز را خدای تبارک و تعالی اعطا فرموده است ، اگر دل انسان به این معنا ایمان بیاورد و اطمینان به این معنا داشته باشد ، چیزی که امانت الهی است ، به خدا برگردانده ، اولادها اماناتی هستند از خدا ، زن و فرزند امانت‌هایی هستند از خدا ، دارائی‌ها امانت هائی هستند از خدا و به او رد شده است ، و ما از خدا هستیم و به سوی او رجوع می‌کنیم . اگر امتحان را درست دادیم و همانطوری که اولیا و انبیا امتحان دادند ما هم به آنها اقتدا کردیم ، مورد آن بشارت هستیم که خدای تبارک و تعالی می‌فرماید و به آنها رحمت می‌فرستد ، مغفرت می‌فرستد و آنها را اصحاب هدایت می‌داند . این امتحان آسان تر است از آن امتحان هائی که به دولتمردان خدا ، دولتمردان را خدا امتحان می‌کند . [۸۷].

چه بسا افرادی که نمی‌توانند از امتحان بیرون بیایند

چه بسا از این رؤ سای جمهوری که در دنیا هستند ، مدعی احترام به حقوق بشر هستند ، قبل از رسیدن به مقام ریاست جمهور مدعی آزادیخواهی ، مدعی دوستی با بشر ، مدعی پاسداری رفاه بشر هستند ، لکن وقتی که می‌رسند به مسند و امتحان می‌کند خدای تبارک و تعالی آنها را ، نمی‌توانند از امتحان بیرون بیایند ، به جای طرفداری از حقوق بشر ، بشر را به تباهی می‌کشند ، به جای طرفداری از ضعفا ، ضعفا را به هلاکت می‌رسانند ، همانطوری که در آن طرف ( بشر الصابرین [۸۸] ) است به رحمت و مغفرت و حیات ابدی ، برای اینها هم بشارت و عذاب الیم است ، بشارت به ننگ است . باید امتحان بشویم . مجرد دعوای اینکه من خداخواه هستم من آزادیخواه هستم ، من حقوق بشر را مراعات می‌کنم ، من اگر به ریاست جمهوری ، به حکومت ، به نخست وزیری ، به رئیس مثلا قبیله ، به ریاست عشایر برسم با مردم رفتار خوب می‌کنم و مردم را به آزادی و رفاه دعوت می‌کنم و خودم هم همین طور هستم ، مجرد دعوا پذیرفته نیست ، وقتی که داده شد آن منصب به آن شخص ، رسید به آن منصب ، آنوقت است که مطالعه در حال او باید کرد که آیا مثل کارتر هست یا مثل علی ابن ابیطالب ، با مستضعفین و مستمندان آن می‌کند که علی ابن ابیطالب سلام الله علیه کرد ، یا آن می‌کند که کارتر کرد ، یا آن می‌کند که استالین کرد . آنها هم همه مدعی هستند . استالین هم مدعی این بود که برای مردم می‌خواهد کار بکند و مردم را به طور آزاد ، مساوی نگه دارد ، لکن وقتی که به مقام ریاست رسید فوج فوج مردم را فانی کرد و از بین برد ، کارتر هم همین ادعاها را می‌کند که ما برای بشر آزادی می‌خواهیم و رفاه می‌خواهیم و بشر دوست هستیم ، لکن وقتی که به مقامش رسیدند دیدیم که آنطور بودند ، کردند با بشر آنچه را کردند ، صدام هم ادعای این را می‌کند که من می‌خواهم که عرب را چه بکنم و با عرب چه بکنم ، لکن وقتی که امتحان پیش آمد ، اعراب را آنطور در خوزستان به کشتن داد که مغول نکرده بود و اگر مهلت داده بشود به او ، با عراق و ایران و هر جا دستش برسد آن کند که مغول با ایران کرد . [۸۹].

دولتمردان بدانند که رسیدن به مقام ، امتحان الهی است و سخت امتحانی است

ادعا نمی‌شود کرد که ، من ادعا کنم که من یک ملائی هستم و مردم دوست هستم ، وقتی که رسیدی به منصب آنوقت ببین چه هستی . آنوقتی که امثال آقای نخست وزیر در حبس بود و زجر بود ، ادعای این معنا را البته در دل داشت که این حکومت بد است و اگر من به ریاست برسم چه خواهم کرد ، اگر در ذهنش بوده لکن الان در معرض امتحان است . الان همه این روسا ، رئیس جمهور ، نخست وزیر ، رئیس مجلس ، روسای دادگاه‌ها ، روسای همه استان‌ها ، حکومت‌ها ، فرماندارها ، استاندارها ، همه اینها در معرض امتحانند و این امتحان از امتحان در نقص اولاد و انفس بالاتر است . امتحان مردم به ریاست ، به ریاست در هر مقام ، به رسیدن به هر مقام ، این امتحان سخت تر است از امتحان در نقص اولاد و انفس و مشکل تر است که انسان بتواند از این امتحان نجات پیدا بکند و درست امتحان بدهد در معرض اعمالی که می‌کند و در پیشگاه خدا آبرومند باشد . روسا هر جا هستند ، در هر کشوری هستند ، دولتمردان در هر کشوری که هستند و در هر جا که هستند باید بدانند که رسیدن به این مقام ، امتحانی الهی بوده است و سخت امتحانی است . خودشان توجه کنند به اینکه قبل از رسیدن به این مقام و بعد از رسیدن به این مقام ، چقدر در حالشان تفاوت حاصل شده است . قبل از رسیدن به این مقام به روسای جمهوری که سابق بودند ، به نخست وزیرانی که سابق بودند ، به وکلای مجلسی که سابق بودند ، به استاندارهائی که سابق بودند ، به دادگاه هائی که در سابق بودند ، قبل از رسیدن خودشان به این مقامات به آنها اشکال داشتند و آنها را تقبیح می‌کردند ، الان که خودشان رسیدند آیا همان نقشه را عمل می‌کنند که آیندگان آنها را تقبیح کنند ؟ یا خیر .[۹۰].

دولتمردان بیدار باشند ، ما دعوی شیعه گری را می‌کنیم

وقتی که به مقام رسیدند رفتاری می‌کنند که همانطوری که بعد از هراز و چهار صد سال نسبت به امیر المومنین مردم نظر می‌دهند ؟ همان که بعد از اینکه مقام ریاست داشت ، به حسب اصطلاح شما تمام ایران و عراق و مصر و جاهای دیگر در زیر سلطه او بود ، رفتارش با مردم آنطور بود که هیچ کس نمی‌تواند آن رفتار را داشته باشد . در خطبه جمعه ، گاهی که یک وقتی که در خطبه جمعه آمده بودند و منبر بودند ، دامنشان را حرکت می‌دادند برای اینکه پیراهن را شسته بودند و پیراهن عوضی نداشتند . بیدار بشویم ما ، دولتمردان بیدار بشوند ، استاندارها بیدار بشوند ، دادگاه‌ها بیدار بشوند ، ما دعوی شیعه گری را می‌کنیم ، ادعا هست که ما شیعه و تابع هستیم ، در مقام امتحان باز شیعه هستیم ؟ تبع هستیم آنطوری که او هست ؟ به اندازه‌ای که وسعت وجودی ما هست تبعیت می‌کنیم ؟ با دوستانمان ، با رفقایمان ، با همکیشانمان ، با بشر آنطور رفتار می‌کنیم ؟ آن شخصی بود که وقتی یک خلخال را از پای یک ذمیه یا یهودی یا نصارا بوده است بیرون آورده بودند اشرار ، قریب به این معنا فرموده است که اگر انسان بمیرد برای این ننگی که واقع شده و این چیزی که واقع شده است ، خیلی بعید نیست . ما هم مدعی هستیم که شیعه هستیم . [۹۱].

بیدار باشید در محضر خدا ، برای مقام با هم دعوا نکنید

روسا و دولتمردان بیدار بشوند ، مخاصمه را ترک کنند ، این منظره‌ها را ببینند ، این جوان‌هایی که خون خودشان را در راه اسلام داده‌اند ، ببینند ، این جوان‌هایی که شما را به این مقام رسانده‌اند ، ببینند و دست از مخاصمات بردارند ، آتش بس کنند . در محضر خداست ، همه ما در محضر خدا هستیم و همه ما خواهیم مرد و همه ما خواهیم حساب پس داد . بیدار بشوید ملت ، بیدار بشوید دولت ، همه بیدار باشید ، همه تان در محضر خدا هستید ، فردا همه باید حساب پس بدهید ، از روی خون شهدای ما نگذرید بدون نظر ، و برای مقام دعوا نکنید با هم . ما همه که به صدام اینطور نفرین می‌کنیم و ننگ نثارش می‌کنیم ، مبادا خودمان آنطور باشیم . در حال خودمان مطالعه کنیم . وقتی که خلوت هست خودمان را آزمایش کنیم که ما اگر به مقام رسیدیم آیا همانطوری که صدام می‌کند ، ما هم همانطور خواهیم کرد ، یا شبیه به او ؟ یا ما شبیه به خلیفه رسول الله عمل می‌کنیم ؟ حکومت کردن بر یک جامعه‌ای ، بزرگترین آزمایشی است که خدای تبارک و تعالی از بشر می‌کند . حکومت کردن اگر حکومت اسمش باشد ، به اصطلاح حکومت کردن بر یک همچو جامعه‌ای که خون خودش را در راه اسلام و در راه کشور اسلامی دارد می‌دهد و جوانان برومندش را دارد فدا می‌کند ، از کارهای بسیار مشکل و از امتحانات بسیار مشکل است . ای روسا ! شماها در معرض امتحان در آمده‌اید و اعمال شما دقیقا تحت نظر خدای تبارک و تعالی است ، توجه بکنید به این ملتی که به اینطور همراهی به شما می‌کند . ای پاسداران ! ای ارتشیان ! ای ژاندارمری ! و ای سایر قوای مسلح نظامی و انتظامی ! و ای روسای هر جا که هستید ، هر قبیله که هستید ! و ای استاندارهای همه سرتاسر کشور ! در معرض امتحان هستید ، مبادا با خون اینها برای خودتان بخواهید مقامی درست کنید ، خدا نکند شماها بخواهید دیگران خون خودشان را بدهند و شما مقامتان بالاتر برود ، خدا نکند که یک همچو حیوانی در باطن شما باشد و شما خیال کنید انسانید . [۹۲].

اگر انسان قبل و بعد مقام برایش مساوی بود از امتحان رو سفید بیرون آمده

بشر در معرض امتحان است . ( احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لایفتنون [۹۳] ) شما گمان می‌کنید ، مردم گمان می‌کنند که همین که گفتند من مومنم رهایشان می‌کنند امتحانشان نمی‌کنند ؟ همین که گفتید ما آزادیخواهیم رهایتان می‌کنند ؟ بر مسند می‌نشانند تا بفهمند که راست می گوئید یا نه و بفهمانند ، به مجرد اینکه ادعا کردید که من برای این ملت و برای این کشور خدمتگزارم رها می‌شوید ؟ امتحان خواهید شد و در امتحان هستید . از من طلبه تا تمام افراد این مملکت و تمام افراد بشر و تمام انبیا و اولیا همه در معرض امتحانند ، به ادعا و گفتار رها نمی‌شوند . فرموده است که : ( سابقین را ما امتحان کردیم تا اینکه معلوم بشود که چه کسی مومن است و چه کسی منافق . ) همه گروه‌ها ، همه مردمی که در این مملکت یا در راس امور هستند ، یا در بازار هستند ، یا در کشاورزی هستند ، یا در کارخانه‌ها هستند ، یا در گروهک‌های مفسد هستند ، همه بدانند که در محضر خدا هستند و در معرض امتحان . در گفتار بسیار آسان است که انسان ادعا کند که من چه هستم و چه هستم ، لکن همان معنائی را که ادعا می‌کند در همان امتحان می‌شود ، همان شخصی که می‌گوید من بشر دوستم ، در همان معنا امتحان می‌شود ، همان شخصی که می‌گوید که من طرفدار حقوق بشر هستم در همان معنا امتحان می‌شود ، اگر در آن مقامی که رسید ، با آنوقتی که قبل از آن مقام بود هر دو مساوی است و نقش او یک طور است و ریاست برای او سنگینی نمی‌کند ، این شیعه علی ابن ابیطالب است و پیرو او ، و از امتحان رو سفید بیرون آمده . .

هر کس هر مسؤ ولیتی دارد همان مسؤ ولیت امتحان اوست

باید عرض کنم که ما و شما و همه اهل دنیا همه برادران ایرانی ما در معرض امتحان هستیم . یعنی مکلفی نیست در عالم که تحت آزمایش خدا و امتحان او نباشد . ما امروز دربارهٔ خودمان و مسؤ ولین کشور خودمان و ملت محترم خودمان عرض می‌کنیم ، هر کس در هر مقامی که هست و هر مسؤ ولیتی که دارد همان مقام و همان مسؤ ولیت امتحان اوست . امتحان مثلا رئیس محترم جمهور ، همان ریاست جمهوری اش است که آیا در این مقامی که هست چه می‌کند ، افکار او چیست ، اخلاق او در این زمینه چیست و اعمال او چیست و حتی خطرات قلب چیست ، چیزهایی که در قلبش عبور می‌کند و می‌گذرد اینها چیست و همین طور تمام مسؤ ولین ، مجلسی‌ها ، آنهایی که در مجلس هستند ، آنها هم همان کرسی مجلس محل امتحان آنهاست که اینها در این کرسی که نشسته‌اند افکارشان چی هست و احوالشان چی هست و آراء شان چی هست و آیا این کرسی ، کرسی اسلامی است و برای اسلام است یا اینکه اینطور نیست . در همان جا محل آزمایش است . و همین طور دولت محل آزمایش اش در همان وزارتخانه‌ای است که هست ، در همان جایی که نخست وزیر هست و اهل ادارات در همان ادارات خودشان مرکز امتحان آنهاست و ارتشی‌ها در مقام قدرت ارتشی شان امتحان می‌شوند ، محل امتحانشان همان محلی است که به فعالیت ارتشی مشغولند و سپاه پاسدارانمان در همان محلی که هستند ، قدرت در دست شان آزمایش است . تفنگ در دست شان آزمایش است . و همه کسانی که دارای یک ابزاری هستند برای خدمت ، همان ابزار آزمایش آنهاست . و همین‌ها هستند که در آن عالم منعکس می‌کنند اعمال ما را همان تفنگ منعکس می‌کند اعمال تفنگدار را و همان مجلس منعکس می‌کند در آن عالم اعمال مجلسی را و همان کارهایی که شما عزیزان انجام می‌دهید و موجب تشکر است و امیدوارم که مورد نظر خدای تبارک و تعالی و تایید او باشد ، در همین جا که هستید در تحت آزمایش هستید و اعمالتان منعکس می‌شود . باید توجه کنید که این چیزهایی که منعکس می‌شود یک وقت خدای نخواسته چیزی نباشد که آن روز که منعکس شد در آنجا و شما او را دیدید موجب سرافکندگی باشد . [۹۴].

هر کس در هر محل که هست آن محل آزمایش است

الان ایران از همه جا به نظر می‌رسد که اهالی ایران از همه جا بیشتر مورد آزمایش اند . اهالی ایران از یک رژیمی که همه جا می‌دانید چکاره بود ، با قدرت ملت و دست‌های گره کرده . مشت‌های گره کرده در حالی که ابزاری در دست نداشت آنوقت ، با فریاد ، آن رژیم را از بین برد و با همان فریادها دست امریکا را و سایر قدرت‌ها را از کشور خودش قطع کرد که امروز کشور شما دست خودتان است . نه یک کسی بالای سر شماست که بخواهد به شما حکومت کند ، نه مستشاری از کشورهای دیگر دارید و نه کارشناسان . همه چیز دست خود شماست و مسؤ ول خود شمایید . در رژیم سابق ملت می‌گفت خوب ، من چه کنم ، به دست من چیزی نیست ، اگر سؤ ال می‌شد امروز که همه چیز در دست خود شماهاست . دیگر این عذر پذیرفته نیست که من چه کنم . هر کس در هر محلی که هست آن کسی که در یک اداره ایستاده است و برای رفت و آمد مردم راه می‌دهد یا کارهای دیگر انجام می‌دهد ، با آن کسی که در اداره روی صندلی نشسته است و مردم به او مراجعه می‌کنند و آن کسی که در جبهه دارد جنگ می‌کند و آن کسی که در پشت جبهه هست و خدمت می‌کند و آن بازاری که در بازار مشغول کسب و تجارت هست و آن کارمند که در ادارات مشغول فعالیت هستند و آن دهقان‌ها که در محل کشاورزی مشغول خدمت هستند و آنهایی که در کارخانه‌ها مشغول فعالیت هستند و تمام قشرهایی که در این کشور تصور بکنید ، تمام اینها ، از مقدرات این مملکت سؤ ال می‌کنند از شما . کسی گمان نکند که خوب من بازاری هستم ، نمی‌توانم . من یک اداری جزء هستم ، من یک کارمند ضعیف هستم . فرق ما بین هیچ یک از شماها نیست در این معنا . هر کس آن محلی که هست همان محل ، محل آزمایش اش است . آن کارمند جزئی که یک کار جزئی انجام می‌دهد آن کار جزئی آزمایش اوست . آیا این کاری که دست اوست انجام چطور می‌دهد ، با کسانی که به او در همین جزئی مراجعت می‌کنند چه رفتار می‌کند ، آیا قصدش از این شیطان است یا قصدش خداست ؟ این مساءله استثنا ندارد . انبیا هم مورد آزمایش اند .[۹۵].

باید توجه کنید که مسؤ ولیت بزرگ است

یعنی هر کس در این دنیا پا گذاشت و مکلف بود به تکلیفی ، این آزمایش می‌شود . و گمان نکند که من این کار را که می‌کنم کسی نمی‌بیند . این کاری که می‌کنید خود این کار منعکس می‌شود . خدای تبارک و تعالی در محضرش واقع می‌شود . ملائکه الله موکل هستند بر این فرد . باید ما فکر کنیم چه باید بکنیم که از زیر بار مسؤ ولیت خارج بشویم . مائی که امروز مقدرات مملکت مان به دست خودمان افتاده است همه مان مسؤ ولیم ، کسی نیست که مسؤ ول نباشد ، همه هستیم . ببینیم که باید چه کار بکنیم که این مسؤ ولیتی که به عهده ماست به طوری انجام بدهیم که فردا پیش خدای تبارک و تعالی و پیش انبیای خدا خجلت زده نباشیم و آبرومند باشیم . آن این است که هرکس در هر کاری مشغول است او را خوب انجام بدهد . فرض کنید - همه - خدای نخواسته همه افراد کشور خلاف می‌کنند ، شما یک نفر کار خوب بکن . هر کسی فکر خودش باشد . هر کس خودش مسؤ ول کارهای خودش است ، هیچ کس مسؤ ول کار دیگری نیست . او کار را می‌گوید و مواظبت هم می‌کند اما هیچ کس نمی‌تواند که عمق کارهای شما را بفهمد چه جوری است ، لکن در محضر خداست . آنهایی که در هر جا خدمت می‌کنند توجه کنند که خدای تبارک و تعالی و ملائکه‌ای که از طرف خدا موکل هستند مواظب هستند . همین موج‌هایی که در دنیا از حرف شما ، از عمل شما منعکس می‌شود ، همین‌ها فردا پیش شما شهادت می‌دهند . باید توجه بکنید به اینکه مسؤ ولیت بزرگ است . مثلا در کسانی که در جبهه هستند و جبهه خدمت می‌کنند اینها گروه‌های مختلف هستند ، ارتشی هست ، ژاندارمری هست ، پاسدار هست ، بسیجی هست ، عشایری هست ، شهربانی هست از همه قشرها در آنجا خدمت می‌کنند ، مردم عادی هم می‌روند خدمت می‌کنند ، اینها مواظب باشند که همین جا محل امتحان آنهاست که آیا اینهایی که دارند فعالیت می‌کنند و می‌خواهند کشور خودشان را نجات بدهند و دفاع کنند از کشور خودشان ، آیا اینها باهم هماهنگ هستند یا هر که می‌خواهد برای خودش کار بکند ؟ آیا برای خدا کار می‌کنند یا برای خودشان ؟ اگر ملاحظه کردند که میل دارند که این گروه خودشان قدرت داشته باشد قدرت در دست بگیرد نه گروه دیگر ، بدانند که عمل شان شیطانی است ، شهادت شان هم اجر ندارد . و اگر دیدند که برای خدا دارند کار می‌کنند ، برای خدا کار کردن اینجا معلوم می‌شود که آن کسی که سپاهی است نکشد طرف سپاه همه چیز را و آن کسی که ارتشی است نکشد طرف ارتش همه چیز را هکذا دیگران . همه با هم برای خدا و برای نجات ملت و برای نجات کشور به پیش بروند فرق نکند که این طایفه باشد یا آن طایفه باشد . مقصد عمده است انبیا اینطور بودند . اولیای خدا اینطور بودند کار برای خداست به دست شما انجام بگیرد ، گرفته است ، به دست من انجام بگیرد ، گرفته است ، در دست دیگری ، گرفته است . [۹۶].

انسان چون حبّ نفس دارد همه چیز را برای خودش می‌خواهد

اگر ارتش و سپاه و بسیج و سایر قوای مسلح اینطور افکارشان باشد پیروزند یعنی هم در جبهه‌ها پیروزند و هم پیش خدای تبارک و تعالی افتخارمندند و شما از آنجا که بیایید پایین هر جا بروید همین است مساءله . آن کسی که می‌خواهد در انتخابات شرکت کند و کاندید می‌شود ، آن کسی که کاندید می‌کند کسی را ، آن کسی را که فعالیت انتخاباتی می‌کند ، آن کسی که تبلیغ می‌کند برای خودش یا برای غیر ، این آزمایش اش همانجاست . توئی که خودت را کاندید انتخابات کردی ، قدرت این را داری که برای کشورت درست خدمت بکنی و قدرت خودت را بالاتر از دیگران می دانی ؟ توئی که دیگری را کاندید می‌کنی ، دیگران که غیر از این هستند لایق نمی دانی ؟ این را لایق تر و احسن می دانی ؟ توئی که فعالیت می‌کنی و تبلیغ می‌کنی برای انتخابات ، تبلیغ خودت را می‌کنی یا تبلیغ برای اسلام می‌کنی ؟ اگر برای رسیدن به مجلس است . - می‌خواهی - دلت می‌خواهد مجلس بروی و می‌گویی مجلس یک مقامی است ، شما تبلیغ برای خودت می‌کنی که همان تبلیغ برای شیطان است . و اگر تبلیغ می‌کنی که بروی خدمت بکنی ، من چون می‌توانم خدمت بکنم چرا کنار باشم ، بروم خدمت بکنم ، این شخص چون لایق است چرا کنار باشد ، بیاید خدمت بکند ، اگر اینطور باشد این برای خداست . و این گاهی وقت‌ها به خود آدم اشتباه می‌شود ، بسیاری از اوقات هست که انسان خودش در کارهای خودش اشتباه می‌کند . یعنی انسان چون حب نفس دارد خودش را می‌خواهد و همه چیز را هم برای خودش می‌خواهد مگر اینکه به ریاضات اینطور نباشد . این چون حب نفس دارد بسیاری از امور که از خودش صادر می‌شود یا از کسانی که از خودش هستند ، اولاد خودش ، برادر خودش ، عیال خودش ، اینها به نظرش خوب می‌آید و گاهی همین اگر صادر بشود از یک کس دیگری به نظرش بد می‌آید . این برای همین است که حب نفس اینجا پرده پوشیده است روی واقعیت و نمی‌تواند انسان تشخیص بدهد . باید انسان توجه کند به اینکه آیا من که می‌خواهم یک کسی را انتخاب کنم ، اگر این کس یک نفر دیگری از او بهتر بود لکن ارتباطی با من نداشت بلکه با من هم دلخوری داشت آیا او را کاندید می‌کردم ؟ اگر او را هم کاندید می‌کرد معلوم می‌شود که این برای خدا دارد کار می‌کند ، کار به خودش ندارد و اگر اینطور نشد بداند که مساءله ، مساءله شیطانی است نه مساءله خدائی و این دقیق است و این از آن اموری است که بر انسان پوشیده می‌ماند . و دوستان و برادران که همه مسؤ ول هستند باید در کارهای خودشان دقت کنند که برای چی من این کار را می‌کنم ؟ من که متکفل توزیع شدم یا در شوراها رفتم برای چی رفتم آنجا ؟ می‌خواهم چه بکنم ؟ منی که متکفل مخابرات هستم برای چی آنجا رفتم ؟ چه نظری دارم ؟ منی که در مجلس می‌روم برای چی می‌روم و چه نظر دارم ؟ منی که در ارتش خدمت می‌کنم برای چی می‌کنم ؟ [۹۷].

اگر بخواهید کشور شما یک کشور مستقل باشد از خودتان باید شروع کنید

اگر بخواهید کشور شما یک کشور مستقلی باشد که دیگران نتوانند در آن دخالت بکنند از خودتان باید شروع کنید . تمام خوف و ترس هائی که انسان دارد از دشمن برای این است که خودش را می‌بیند . اگر چنانچه دید که خدا هست در کار ، برای خدا دارد کار می‌کند نمی‌ترسد ، برای اینکه مقدرات دست اوست . گمان نکنید که شما خودتان می‌توانید یک کاری انجام بدهید ، شما آن هستید که اگر یک مگس بیاید آزارتان بدهد شب نمی‌توانید بخوابید و روز نمی‌توانید آرام بگیرید . اگر یک پشه در شب بیاید نمی‌گذارد شما آرام بگیرید . شما آن کس هستید که اگر یک عنکبوت بیاید حمله به شما بکند می‌ترسید ، شما آن کس هستید که اگر یک گنجشک از شما یک چیزی بردارد برود قدرت ندارید از او پس بگیرید . همه عجز است ، همه فقر است هر چی هست از اوست ، از خداست این استقلالی که خدا داده به ما اگر عنایت او نبود کی می‌توانستیم ما این کار را بکنیم ؟ چطور ما می‌توانستیم در مقابل این آشوب دنیا و این قدرت‌های شیطانی دنیا یک همچو رژیمی را که همه دنبال این بودند که حفظش بکنند اگر عنایت خدا نبود شما با کدام قدرت می‌توانستید این کار را بکنید ؟ اگر عنایات خدا و توفیق خدا نبود شما هم چطور می‌توانستید دست امریکایی که دنیا را دارد می‌بلعد از کشورتان بیرونش کنید ؟ و امریکا از قراری که شنیدم رئیس جمهور امریکا گفته است که ایران ما را تحقیر کرد . این اول کار است ، ایران تا آخر شما را تحقیر خواهد کرد . اگر عنایات خدا نبود شما چطور می‌توانستید یک قدرتی را که امروز آنطور وضعیت را دارد و آنطور جهازات را دارد و در همه دنیا ریشه کرده است چطور می‌توانستید او را دستش را کوتاه کنید ؟ این قدرت خداست ، این عنایات خداست ، غافل از این نباشید . اگر عنایات خدا نبود چطور شما یک نمونه در دنیا بودید که فقط شما الان در دنیا هستید که می گوئید نه شرقی ، نه غربی و واقعا هم اینطوری است . ادعا ممکن است کسی بکند اما همه می‌دانند نیست اینطور . اگر عنایت خدا نبود کی می‌توانست که یک همچو کاری را بکند که در دنیا نظیر ندارد و نشده است ؟ اینها عنایت خداست . این عنایت خدا را حفظ کنید و حفظش به این است که این کشوری را که به شما داده به آن خدمت کنید . [۹۸].

شما که می‌خواهید آدم بشوید ، زحمت دارد آدم شدن

امروز کشور ما احتیاج به خیلی مسائل دارد و دیگران مسائل شما را ابدا حل نمی‌کنند ، بلکه بر خلافش می‌کنند . مسائل خودتان را خودتان باید حل بکنید . این نعمتی که برای شما پیش آمده است ، نعمت آزادی که پیش آمده است ، نعمتی که نمی‌تواند یک قدرتی الان به شما بگوید که بالای چشمت ابرو است ، این را حفظش کنید ، این یک نعمت الهی است ، دیگران ندارند این را . دیگران یا تحت سلطه شرق اند یا تحت سلطه غرب اند . شما اینطور نیست برایتان الان . این را باید حفظش بکنید ، حفظش به دست خود شما باید بشود . یک کشوری که انقلاب کرده است و تازه متولد شده است ، انقلاب وضعش این است که هم خوردگی باشد به هم خوردگی باشد . انقلاب وضعش این است که کمبود داشته باشد ، انقلاب وضعش این است که مثلا قحطی باشد . انقلابات دنیا اینجور نبودند که مثل ایران باشند که به مجردی که انقلاب کردند درها را باز کردند هر که بیاید هر که برود . به مجردی که انقلاب کردند رفتند دنبال اینکه یک دولتی تشکیل بدهند و مجلسی و چه و چه و چه ، به فوریت ، کجا می‌توانستند این کارها را بکنند ؟ اینها روی عنایات خداست که به شما عنایت کرده است . یک کشوری که الان مبتلای به جنگ است آن هم نه جنگ با یک دولت پوسیده‌ای مثل صدام ، جنگ با همه ، همه قدرت‌ها دنبال این اند که او را دستش را بگیرند و نجات بدهند و نمی‌توانند هم . یک همچو جنگی ، الان شما جنگ با دنیا دارید ، همه تبلیغات بر ضد شما هست ، همه سلاح‌ها را به او می‌دهند ، همه پول‌ها را به او می‌دهند و او را تجهیز می‌کنند و شما خودتانید ، خودتان هستید و اتکال به خدا . این خداست که شما را حفظ کرده است و شمایید که الان مسؤ ولیت تان زیاد است اینکه می‌گویم ایران از همه جا بیشتر مسؤ ولیت دارد برای همین است که ایران از همه جا بیشتر مورد عنایت خدا واقع شده است . کجاست که بگوید من مستقلم نه شرق و نه غرب ، هر دو را کنار بگذارد ؟ و این شما هستید ، وقتی شما هستید و می‌دانید که انقلاب‌ها کمبود دارد ، انقلاب‌ها زحمت دارد ، بخواهید آدم باشید باید زحمت بکشید ، بخواهید ارزش انسانی خودتان را حفظ کنید زحمت دارد نمی‌شود که انسان در خانه اش بنشیند و ارزش‌های انسانی اش محفوظ باشد هر که در خانه می‌نشیند و اعتزال می‌کند توسری هم می‌خورد لکن نمی‌فهمد که دیگر آدم نیست . شمائی که می‌خواهید آدم بشوید زحمت دارد آدم شدن . می‌خواهید سرفراز در دنیا باشید این زحمت دارد ، بیخود نمی‌شود . اگر نوکری آنها را بکنید دیگر ارزش ندارید ، یک پول هم ارزش ندارید . اگر بخواهید از تحت سلطه همه بیرون بروید و خودتان باشید این ارزش دارد ، یک ارزش انسانی است . یک شرافت انسانی است . این زحمت دارد ، این گرانی دارد ، این کمبود دارد ، این جهاد دارد ، این دفاع دارد ، این شهادت دارد ، این برای ارزش انسانی است . همین است که انبیا برای او کار کردند همین است که امام حسین برای او کشته شد . اگر آن هم فکر می‌کرد که زحمت دارد ، اصحاب او هم با آن کمی فکر می‌کردند زحمت دارد ، که نمی‌توانستند یک همچو انقلابی را بجا بیاورند که تا حالا هم اثرش باقی مانده است . ولی وقتی برای خدا شد ، زحمت کم می‌شود . [۹۹].

یک قدری هوای نفس و اشتهار را کنار بگذارید

و در مجلس هم آقایان با هم باشند ، رفیق باشند ، همه مسلمان هستیم همه باید دوست با هم باشیم ، مسلمین ید واحده باید باشند ، اینقدر در مجلس با هم اختلاف نداشته باشند ، جهات شرعی را حفظ بکنند ، جهات اخلاقی را حفظ بکنند ، هی این به او بدگوئی کند او به او بدگوئی کند ، خوب ، این اسباب ناراحتی مسلمان‌ها هست . آقایان می‌گویند ، مسلمان‌ها می‌گویند خوب ما خون بچه هایمان را داده‌ایم . یک قبرستان در اینجا پر است از جوان‌های ما ، قبرستان‌های شهرستان‌ها پر از جوان‌های ما هست که در راه این مملکت و در راه این اسلام اینها کشته شده‌اند . حالا که اینها کشته شده‌اند گویا آقایان آمده‌اند از خارج و از داخل حالا با هم نشسته‌اند دعوا می‌کنند . سر چه میراثی دعوا می‌کنید ؟ میراث پدر کدامتان است ؟ یک قدری آرام باشید ، یک قدری توجه کنید به مسائل ، هر وقت هر کدام صحبت کنید به ضد دیگری نباشد و این خلاف آداب اسلام است خلاف آداب مسلمین است ، خلاف انسانیت است ، خلاف مشی انبیا و مشی اولیا هست . نکنید این کار را ، یک قدری آرام باشید ، یک قدری هوای نفس را کنار بگذارید ، اشتها را کنار بگذارید . تمام گرفتاری‌های ما سر این هوای نفسی است که ما داریم ، ( اعدی عدو ) انسان این نفس انسان است که در بین جنبین است ، این ( اعدی عدو ) انسان است . یک قدری جلویش را بگیرید ؟ یک قدر مهار کنید . [۱۰۰].

مقام برای خدمت به مردم است

الان این مسائل بحمد الله نیست ، اختیار دست خود شماهاست و شماها باید برای این ملت خدمت کنید و خودتان را خدمتگزار مردم بدانید . اگر در ذهنتان بیاید که ، بیاورید که من وزیرم و باید مردم از من چه بکنند بدانید اصلاح نشدید . در ذهنتان حتی خلجان بکند ، آقای رئیس جمهور در ذهنش خلجان بکند که من شخص اول مملکت هستم و چه و کذا ، این اصلاح نشده است خلجانش هم از شیطان است . آن خلجانش هم ، او عمل نمی‌کند اما در ذهنش این خلجان را هم بیرون کند . و همین طور هر یک شماها خدمتگزار این مملکت هستید ، خدمتگزار این ملت هستید و برای این ملت هم شکرانه اینکه این دست تعدی متعدی‌ها قطع شد و رژیم منحوس شاهنشاهی که از اول غلط بوده از بین رفت و مملکت دست شماها افتاد که از خود مردم هستید و با خود مردم هستید ، مهم این است در مقابل عمل هم وزارتخانه‌ها را درست تصفیه کنید . ببینید افرادی که واقعا می‌خواهند نگذارند کارها انجام بگیرد ، می‌خواهند مردم را ناراضی کنند ، هستند . البته اشخاصی که بنایشان بر این است که ناراضی کنند ، اینها را باید تصفیه بکنید و بخواهید هم که در هر عملی رضایت همه مردم را به دست بیاورید این امکان ندارد ، بالاخره در هر عملی اگر تصفیه باشد ، یک دسته تصفیه شده مخالف می‌شوند یک دسته رفقای تصفیه شده مخالف می‌شوند . شما همان نظرتان به این باشد که تکلیف شرعی الهی خودتان را که مقامی را دارید و باید به این مقام خدمت کنید . این آلت است برای خدمت به مردم ، خودش چیزی نیست ، اگر خدمت به مردم کردید ، مقام برای شما صلاحیت دارد ، خوب است و اگر نشد مقام چیزی نیست . [۱۰۱].

خدمتگزاران مقام برایشان ارزشی ندارد

باید افراد متوجه این معنا باشند ، کسانی که واقعا دلشان برای اسلام می‌تپد و برای کشورشان ، متوجه این باشند که پست ، میزان نیست ، مقام میزان نیست ، مقام ریاست جمهوری ، این میزان نیست ، مقام نخست وزیری یا رئیس دولت بودن یا رئیس مجلس بودن ، اینها چیزی نیستند ، این مقامات تمام می‌شود ، آنی که هست خدمت است . آدم متعهد در هرجا باشد ، اگر دید خدمتش خوب است آن جا ، بیشتر دلگرم است . ممکن است که یک نفر ، مثلا ، فرض کنید که نخست وزیر بوده است ، لکن اگر این نخست وزیر ببیند که در یک جایی کار بهتر می‌کند ، آدم متعهدی است می‌رود آن جا . یک نفر در دادستانی مقامی داشته است ، وقتی دید که یک کسی از خودش بهتر می‌تواند کار کند برود آن جا ، برایش فرق نکند ، یعنی هدفش این باشد که خدمت بکند ، نه هدفش این باشد که مقام داشته باشد . انسان هم خودش می‌تواند خودش را بشناسد ، هیچ کس بهتر از خود انسان ، البته بسیاری از اوقات هم انسان از خودش هم غفلت می‌کند ، اما بسیاری از اوقات هم هست که انسان خودش درک می‌کند که چی دارد می‌کند و در دلش چی می‌گذرد . ماها نمی‌دانیم ، اما خدا می‌داند . انسان می‌فهمد که اگر انتقاد بکند ، آیا این انتقاد سازنده است یا انتقام است . خودش می‌فهمد یعنی ، غالبا می‌فهمد خودش می‌فهمد که ( آنی که در این پست هست ) پست را دوست دارد . یا خدمت را دوست دارد این چون خدمتگزار است ، دلبسته به این پست هست ، یا خیر . دلبسته به این پست است ، خدمتگزاری پیشش خیلی مهم نیست . [۱۰۲].

به دنبال مقام بالاتر بودن یک کار شیطانی است

خوب ! ادعاش را می‌کند - و می‌کند هم حتما - عمده آن جهت است که انسان واقعا بداند که یک روزی جواب باید بدهد . هیچ ، هیچ شبهه در این نیست که ما یک روزی باید جواب بدهیم . هر کداممان ، هر کاری انجام بدهیم ، یک روز جواب می‌خواهد ، انتقاد بکنیم ، یک روز جواب می‌خواهد ، انتقام گیری باشد ، یک روز جواب می‌خواهد ، و بدرفتاری باشد ، یک روز جواب می‌خواهند از ما . این را ما باید حتما توجه بهش داشته باشیم و دارید توجه ، یعنی هرکس مسلمان است ، اعتقاد به این که معاد است و همه چیز دست او ، در آن جا رسیدگی می‌شود ، و حاضر است ، این جزو اعتقادات اسلام است . بنابراین ، نباید اگر فرض بفرمایید که رئیس جمهور رفت و/ یکی / دیگری آمد ، رئیس جمهور برود کنار و مایوس بشود . نه ! باید او برود یک کاری که ازش می‌آید بکند و دلبستگی هم به او داشته باشد ، به عنوان این که یک کاری است دارد می‌کند ، نه به عنوان این که یک مقامی است دارد . اگر انسان در خودش ادراک کرد که من بروم آن بالا را بگیرم ، بداند که این کار ، یک کار شیطانی است ، این کار ازش نمی‌آید . اگر در ذهنش این است که برویم یک کاری انجام بدهیم برای جمهوری اسلام ، این کار الهی است و ازش هم کار می‌آید . این محکی است که انسان خودش غالبا می‌تواند تشخیص بدهد . گاهی هم البته اشتباه دارد ، یعنی ، گاهی هم بر خود انسان /گاهی / مخفی است یک مسائلی .
بنابراین ، اگر چنانچه همین دولت شد و همین اشخاص شدند ، که /به / کارشان انجام می‌دهند ، اگر این نشد و یک کس دیگری شد و یک جمعیت دیگری شدند ، شما نباید از این جهت چیز باشید که ما رفتیم ، یک کس دیگر آمد . باید ببینید که آن جا می‌توانید کار بکنید یا نه ! آنها هم که می‌آیند ، اگر واقعا می‌خواهند خدمت بکنند ، برای اسلام خدمت بکنند ، آنها هم پیش خدا ماجورند ، بعد هم معلوم می‌شود چکاره‌اند . و اگر اینها می‌خواهند یک مقامی را اخذ بکنند ، یک کاری را انجام بدهند به واسطه این که مقام داشته باشند ، آنها هم پیش خدا معلوم است و بعد هم مواخذه خواهد شد . باید /فکر/ کسانی که می‌خواهند یک کاری بکنند ، باید فکر این باشند که شایسته این کار هستند یا نه ! مسائل مهم است . مساءله دولت ، مساءله ریاست جمهور ، مساءله ریاست مجلس ، مساءله قوه قضائیه ، وزارت ، همه اینها اهمیت دارد . اگر چنانچه انسان دنبال این باشد که حالایی که من رئیس دولت هستم ، بروم دنبال رفقایی که همراه من هستند کار آمد باشند یا نباشند ، به این کار نداشته باشد بداند که این کار ، کار شیطانی است . رئیس جمهور هم اگر دنبال این باشد که وزرایی تعیین بکند ، معرفی بکند که آن وزرا فرمانبردار خودش باشند ، نه فرمانبردار اسلام ، آن هم بداند که این کار ، کار شیطان است ، کار انسان متعهد نیست ( و هر یک از ما ) . این یک مساءله معیاری است برای همه ، که اگر چنانچه واقعا متعهد است ، فرقی نکند که حالا من وزیرم ، یا این که وکیل هستم ، یا این که کار دیگر از من می‌آید یک کار دیگر ، هر چه شد . من / کار/ برای اسلام می‌خواهم کار بکنم و می‌دانید که الان ما احتیاج داریم ، مملکت ما احتیاج به خدمتگزار دارد ، احتیاج دارد که اشخاص فهیم ، اشخاص فعال در این کشور خدمت بکنند . [۱۰۳].

میزان ، خدمت کردن به یک کشوری است که در طول تاریخ مظلوم بوده است

و ما مورد هجوم همه آن جاها هستیم ، همه کسانی که بدخواه اسلام هستند ، هستیم . بنابراین ، فکر ما این معنا باشد که افرادی باشند که برای اسلام خدمت می‌کنند ، نه افرادی باشند که برای من خدمت می‌کنند . این در دولت هست و در رئیس جمهور هست و در قوه قضائیه هست و همه جا هست . آنهایی که انتخاب می‌خواهند بکنند ، توجه به این ، باید همیشه نصب العین این باشد ، و الا انسان به خطا وارد می‌شود . و امروز هم اگر معلوم نشود که این چه شده است ، یا یک روزی در همین دنیا معلوم می‌شود ، این جا هم نشد ، جای دیگر بلا اشکال معلوم می‌شود . این یک مساءله‌ای است که ، این طور نیست که ، این یک معنایی است که مخفی نمی‌ماند . منتها یک روزی به انسان می‌گویند که دیگر دستش کوتاه است . اگر در این عالم معلوم بشود ، خوب دستش باز باز است ، می‌تواند کاری بکند ، می‌تواند جبران بکند اگر از این جا گذشت و پرده دیگری در کار آمد ، دیگر دست انسان کوتاه است ، نمی‌تواند کاری بکند عذر هم در آن جا بعد از گذشتن ، دیگر فایده ندارد .
الان و قد عصیت قبل [۱۰۴] به فرعون می‌گوید؛ فرعون آن آخر که می‌خواست غرق بشود ، همچو که تو مرگ رفت ، گفت / من / همانی که آنها می‌گویند من هم می‌گویم . در صورتی که نبود این طور ، وقتی برمی گشت هم همان بود . در هر صورت ، میزان خدمت کردن به یک کشوری است که در طول تاریخ تقریبا این کشور مظلوم بوده است و خصوصا در این سده‌های آخر ، این آخر ، واقعا مظلوم بوده است ، الان هم مظلوم است . خدمت به این کشور الان ارزش دارد و خدمتگزارهایش هم ارزش دارند . همه فکر این باشید که خدمتگزار پیدا کنید ، خدمتگزار به کشور و اسلام پیدا کنید ، نه خدمتگزار به خودتان این یک مساءله‌ای است که خود شما هم تصدیق دارید که مطلب همین طور است . لکن / گاهی / گاهی وقت‌ها انسان خودش غفلت می‌کند ، از روحیات خودش هم غفلت می‌کند ، گاهی وقت‌ها هم اگر یک آدم ناجوری باشد ، هی تعمد می‌کند ، و هر طور پیش آمد ، من چه کار دارم به این مسائل ! ما امروز را بگذرانیم تا ببینیم چه خواهد شد ! من هم دعاگوی شما هستم و امیدوارم که همه موفق باشید ، در هرجا که باشید . موفق باشید به این که برای خدا خدمت کنید ، برای اسلام خدمت کنید ، برای پیشرفت مقاصد اسلام و برای کشور خودتان که آن هم از مقاصد اسلام است خدمت بکنید . و من امیدوارم که در این خدمت موفق باشید و همه شما سالم و موید و موفق ، چه در دولت دیگری باشید یا نباشید ، آنش فرق خیلی ندارد و عمده خدمت است . و من امیدوارم همه سالم و خدمتگزار و متعهد باشید . [۱۰۵].

این مقامات ارزشی ندارد مگر آنکه خدمت به خدا و خلق خدا باشد

مساءله انتخابات یک امتحان الهی است که گروه گرایان را از ضوابط گرایان ممتاز می‌کند و مومنین و متعهدین را از مدعیان جدا می‌نماید و کسانی که خود را کاندید می‌کنند یا کاندید گروه‌هایی هستند ، اگر خود را صالح برای وکالت در یک چنین مجلسی نمی‌دانند و وجود آنها در این مکان نفعی برای کشورشان ندارد ، خدای متعال را در نظر بگیرند و رضای او را بر رضای خود مقدم دارند و چنین خلاف ناشایسته‌ای را مرتکب نشوند . و حضرات روحانیون از ائمه جمعه و جماعات یا سایر آقایان محترم توجه کنند که شهرهای خود را از خدمتگزاران به ملت و بندگان صالح خدا خالی نکنند که خدمت به مردم و رفع حاجات آنان و تربیت علمی و اخلاقی بندگان خدا که شغل شریف روحانیت است بر هر چیز مقدم است مگر آنکه بدانند وجود آنها در مجلس برای خدمت به اسلام مفیدتر است . میزان در نظر همه ارزش خدمت باشد نه خدای نخواسته تحصیل مقام . و شما می‌دانید در جمهوری اسلامی مقاماتی که در رژیم‌های دیگر مطرح است و برای تحصیل آن دست به همه نوع فعالیت مشروع یا غیرمشروع می‌زنند مطرح نیست و اساسا این مقامات ارزشی ندارد مگر آنکه خدمت به خدا و خلق خدا باشد . شماها تابع آن بزرگمرد تاریخ صلوات الله علیه هستید که دربارهٔ حکومت آن کلام را فرمود . [۱۰۶].

باید این معنا را ادراک کنیم که ما هیچ هستیم

اینقدر خودنمائی نکنید این اشتباه است . انسان باید توجه به خدا داشته باشد و خودش را در مکتبش فانی کند ، هی نگوید من ، بگوید مکتب من . هر وقت می گوئید ، مکتب من بگوئید . از پیغمبرها بشنوید این مطلب را ، از اولیاء خدا تعلیم بگیرید که همیشه دنبال مکتب بوده‌اند ، نه دنبال خودشان ، نه خودشان زرق و برق دنیائی داشته‌اند و نه اینقدر توجه به نفس داشتند که من چه کردم و من چه کردم ، خیر ، این حرف‌ها نبوده - آنها - از آنها باید تعلیم بگیریم و آدم بشویم . آدم ، وقتی می‌شود که خودش را هیچ نبیند و هر چه می‌بیند خدا ببیند و هر چه هم هست اوست الله نور السموات و الارض [۱۰۷] تمام قدرت‌ها مال اوست و تمام نورها مال اوست و همه چیز از اوست و ما هیچ هستیم و این معنا را باید ادراک بکنیم . [۱۰۸].

شما باید خودمان را فانی کنیم تا مکتبمان پیش برود

بنابراین باید همه این قوا با هم مجتمع بشوند و همه تقویت بکنند همدیگر را . مجلس باید تقویت بکند همه قوای مسلحه را ، دولت را ، رئیس جمهور را تقویت بکند ، رئیس جمهور هم باید تقویت بکند اینها را . ارتش باید از رئیس جمهور اطاعت بکند چون رئیس کل قواست ، رئیس جمهور هم باید با آنها پدرانه رفتار بکند . اسلام است ، اسلام وضعش غیر از آن چیزهای دیگری است که می‌خواهند قدرت نمائی بکنند و خودنمایی بکنند و هر کس خودش را نمایش بدهد . ما همه باید خودمان را فانی کنیم و همه ما دنبال این باشیم که مکتبمان پیش برود ، نه دنبال این باشیم که خودمان پیش ببریم . ما فردی نداریم ، ما هر چه هستیم مکتبمان هست . وقتی مکتب مطرح است من و شما و آقا و دیگران ، همه ارگان‌های دولتی و همه اینها باید خود را کنار بگذارند دنبال مکتب باشند ، خودشان را فانی کنند در مکتبشان همانطور که در صدر اسلام بوده است . صدر اسلام این مسائل نبوده است که هر کسی بخواهد خودش را پیش ببرد ، هر کسی می‌خواسته مکتبش را پیش ببرد . از این جهت پیش هم بردند ، در عین حال که ضعیف بودند قوای بزرگ را از بین بردند . [۱۰۹].

ای متصدیان و دولتمردان ، بهوش باشید که در دو راهی سعادت و شقاوت قرار دارید

قوه محترمه مجریه که مسؤ ولیت آن بسیار زیاد و حجم عملش عظیم می‌باشد و در صورت صحت و شایستگی عمل و خلوص نیت و دلسوختگی برای کشور و ملت تحت رنج و ستم در طول تاریخ و خدمت به همه ملت بویژه طبقات محروم و ضعیف که در حقیقت سنگینی بار انقلاب از زمان ستمشاهی تا زمان پیروزی و تا امروز به عهده آنان است و همه مرهون آنان هستیم ، کار ارزشمندی است که بعد معنوی آن را جز خداوند تبارک و تعالی کسی نمی‌تواند به سنجش درآورد و در صورت تصدی برای آرمان‌های شیطانی و اطاعت از نفس اماره بالسوء و عمل برای سود خود ولو به زبان کشور اسلامی و ملت مظلوم ، عواقب دنیا و آخرت آن را کسی جز ذات باری تعالی نمی‌تواند پیش بینی کند . و هان ای متصدیان و دولتمردان از رده به اصطلاح بالا تا پائین بهوش باشید که در دو راهی سعادت و شقاوت قرار دارید . طریق اعوجاجی ، شیطان است و طریق مستقیم ، الله تبارک و تعالی . توجه کنید و بسیار توجه کنید که همه و همه در محضر مبارک حق هستید و اعمال قلبیه و غالبیه و خاطرات روحیه و لغزش‌های عملیه همه در حضور اوست . [۱۱۰].

در صورت احساس ضعف ، استعفا بدهید

اگر به واسطه سوء مدیریت و ضعف فکر و عمل شما ، به اسلام و مسلمین ضرری و خللی واقع شود و خود می‌دانید و به تصدی ادامه می‌دهید ، مرتکب گناه عظیمی و کبیره مهلکی شده‌اید که عذاب بزرگ الهی دامنگیرتان خواهد شد . هر یک در هر مقام احساس ضعف در خود می‌کند ، چه ضعف مدیریت و چه ضعف اراده از مقاومت در راه هواهای نفسانی و بدون جوسازی ، دلاورانه و با سرافرازی نزد صالحان از مقام خود استعفا کند که این عمل صالح و عبادت است و هرکس خود را مدیر و مدبر و خدمتگزار برای خلق خدا می‌داند ، کناره گیری او در این زمان پشت به خلق و خدای خلق است ، مگر آنکه خدمتگزاری بهتر یا همطراز او جایگزین او معرفی شود . دولت بدون گزینش اشخاص متعهد و متخصص در رشته‌های مختلفه موفق نخواهد شد و دولتمردان در گزینش همکاران به کاردانی و تعهد آنان و بهتر خدمت کردن آنها به کشور و در منافع ملت بودن آنان تکیه کنند تا در پیش حق تعالی و ملت روسفید باشند و در امور موفق باشند ، نه بر دوستی و آشنایی و حرف شنوی بی تفکر و تامل که این رویه موجب ناکامی در خدمت به کشور است . دوست خوب برای دست اندرکاران آن است که در پیشرفت امور محوله به آنان موثر باشد و در خدمت ملت باشد نه در خدمت آنان ، هر که و هرچه خواهد بود . دولتمردان از دانشمندان و متخصصان متعهد استمداد کنند تا راز موفقیت را به دست آورند . دولتمردان با رویه و فکر واحد برای رسیدن به آنچه صلاح اسلام و کشور است به پیش روند و این سیاست صحیح اسلامی است و خدای نخواسته در سیاست بازی‌های گروهی وارد نشوند که با ناکامی مواجه می‌شوند . [۱۱۱].

انسان متعهد ، اگر در مقابل اینکه یک خیانت بکند همه چیزها را به او بدهند زیر بار نمی‌رود

فرهنگ می‌تواند حل عقده‌ها را بکند . اگر فرهنگ یک فرهنگی شد که انسان بار آورد ، متعهد بار آورد ، معتقد به یک ماوراء بار آورد ، معتقد به اینکه اگر این از دیگری باشد این مسؤ ولیت دارد ، اگر این دزدی باشد مسؤ ولیت دارد ، آن که اعتقاد به این معنا دارد و ایمان دارد به یک پرده ماورای این عالم ، این است که می‌تواند مملکت حفظ بکند ، این است که اگر در مقابل اینکه یک خیانت بکند همه چیزها را بهش بدهند زیر بار نمی‌رود . او مثل حضرت امیر سلام الله علیه قسم می‌خورد ( به حسب روایتی که هست توی نهج البلاغه ) که اگر چنانچه همه اقالیم دنیا را به من بدهند که بخواهم یک ظلمی بکنم ، اینقدر که یک چیزی را از دهن یک مورچه من بگیرم ظلم است من نمی‌کنم . [۱۱۲].

در جمهوری اسلامی ، جائی برای سوء استفاده زمامداران نیست

در جمهوری اسلامی ، زمامداران مردم نمی‌توانند با سوء استفاده از مقام ، ثروت اندوزی کنند و یا در زندگی روزانه امتیازی برای خود قائل شوند ، باید ضوابط اسلامی را در جامعه و در همه سطوح به دقت رعایت کنند و حتی پاسدار آن باشند ، دقیقا باید به آراء عمومی در همه جا احترام بگذارند ، هیچ گونه تسلط و یا دخالت اجانب را در سرنوشت مردم نباید بپذیرند . مطبوعات در نشر همه حقائق و واقعیات آزادند هر گونه اجتماعات و احزاب از طرف مردم در صورتی که مصالح مردم را به خطر نیندازند آزادند و اسلام در تمامی این شوون حد و مرز آن را تعیین کرده است . [۱۱۳].

حفظ آبروی نظام و جمهوری اسلامی

انتساب به اسلام مسؤ ولیت بزرگی است==

من امیدوارم که همه ما سرباز اسلام باشیم و گوش به فرمان خدای تبارک و تعالی و من امیدوارم که شما پاسداران همانطور که پاسدار اسلام الان هستید ، پاسدار جمهوری اسلام هستید ، پاسدار خودتان هم باشید . شما امروز با سمت پاسداری در جمهوری اسلامی یک شرافت زیاد و بزرگ دارید و یک مسؤ ولیت بزرگ . اما شرافت برای اینکه خدمتگزار به اسلام ، خدمتگزار به دین اسلام شریف است و اما مسؤ ولیت برای اینکه شمائی که برای اسلام هستید و سرباز اسلام هستید باید همه چیزتان را اسلامی کنید . خدای نخواسته اگر چنانچه از سربازهای اسلام به مردم یک تعدی بشود ، یک چیزی واقع بشود ، یک مکروهی واقع بشود ، این پای اسلام حساب می‌شود . در رژیم طاغوتی هر کاری که سازمانی‌ها می‌کردند و دیگران و قوای انتظامی ، پای طاغوت حساب می‌شد . امروز این رژیم رفت و رژیم اسلامی است شما هم پاسدار رژیم اسلامی هستید . اگر خدای نخواسته از بعضی جوانهای شما یک تندی ، یک چیز مکروهی ، یک چیزی واقع بشود که مردم مثلا خوششان نیاید ، حالا دیگر نمی‌گویند رژیم طاغوتی ، می‌گویند در رژیم اسلامی هم این مسائل هست و نمی‌گویند آن آدم این کار را می‌کند ، می‌گویند پاسدارها این کار را می‌کنند . اگر یک پاسدار قدمش را کج بگذارد ، می‌گویند پاسدارها اینجوری هستند چنانچه اگر یک روحانی پایش را کج بگذارد ، می‌گویند روحانی‌ها اینطوری هستند . این یک مسؤ ولیت بزرگی است که برای ما هست و برای شما . برای ما هست برای اینکه ما خودمان را منتسب به اسلام می‌کنیم . ما هم مثل شما پاسدار اسلام هستیم انشاءالله . و برای شما هست برای اینکه شما الان پاسدار اسلام هستید . [۱۱۴].

در حکومت اسلامی کار ، کار خدایی است

خیلی مواظب باشید که صحیح رفتار بکنید . با مردم برادر باشید . فرق ما بین رژیم طاغوتی و رژیم اسلامی اینست که در رژیم طاغوتی مردم جدا بودند از قوای انتظامیه ، از رژیم . هر کدام مقابل هم ایستاده بودند . ملت هر چه می‌توانست کارشکنی می‌کرد برای دستگاه دولتی . دولت هم هر چه می‌کرد برای استفاده خودش و برای فشار به ملت بود . اما در رژیم اسلامی دولت و ملت از هم جدا نیستند ، باهمند . دوست و برادرند . برادر باشید با مردم . همین قوای انتظامی که شما هم الان از این قوا هستید ، اینها باید در خدمت مردم باشند مردم احساس کنند که شما در خدمت آنها هستید ، وقتی این احساس بشود آنها مثل برادر با شما رفتار می‌کنند ، دعا به شما می‌کنند ، پشتیبان شما هستند . اینکه در آن رژیم‌ها تا یک صدائی بلند شد همه رها کردند و متصل شدند به ملت ، برای اینکه کار ، کار شیطانی بود ، ملت هم پشتیبان نبود ، خودشان هم از باطن پوسیده بودند . اما در رژیم اسلامی کار ، کار خدائی است و سرباز ، سرباز خداست و قوی است . چنانچه در صدر اسلام با یک عده کمی آن فتح‌ها و پیروزی‌ها نصیبشان شد ، ایران را ، روم را شکست دادند . شما هم الحمدلله با روحیه قوی ، ایمان به خدا ، این طاغوت را شکست دادید و طاغوتی که در باطن خودتان هست شکست بدهید . مهم این است که آن طاغوت را شکست بدهید . امیدوارم که انشاءالله با سلامت و سعادت و در تحت رهبری آقا این راه را طی بکنید و این نهضت را به آخر برسانید که یک حکومت اسلامی با محتوای اسلامی که تمام جاها که انسان پا می‌گذارد ببیند که اسلامی است . خداوند همه شما را موفق کند . [۱۱۵].
  1. صحیفه نور جلد : 14 صفحه : 73
  2. صحیفه نور جلد : 14 صفحه : 73
  3. صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 235
  4. صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 178
  5. صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 43
  6. صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 222
  7. صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 153
  8. صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 275
  9. صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 43
  10. صحیفه نور جلد : 17 صفحه : 88
  11. صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 165
  12. صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 239
  13. صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 36
  14. صحیفه نور جلد : 17 صفحه : 1
  15. صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 249
  16. صحیفه نور جلد : 17 صفحه : 510
  17. صحیفه نور جلد : 17 صفحه : 134
  18. صحیفه نور جلد : 17 صفحه : 135
  19. صحیفه نور جلد : 17 صفحه : 147
  20. صحیفه نور جلد : 8 صفحه : 59
  21. صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 220
  22. صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 221
  23. صحیفه نور جلد : 21 صفحه : 810
  24. صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 84
  25. صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 254
  26. صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 193
  27. صحیفه نور جلد : 17 صفحه : 216
  28. صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 37
  29. صحیفه نور جلد : 8 صفحه : 148
  30. صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 171
  31. صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 172
  32. صحیفه نور جلد : 14 صفحه : 245
  33. صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 30
  34. صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 30
  35. صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 31
  36. صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 31
  37. صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 32
  38. صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 32
  39. صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 263
  40. صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 263
  41. صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 264
  42. صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 264
  43. صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 265
  44. صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 265
  45. صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 266
  46. صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 267
  47. صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 268
  48. صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 268
  49. صحیفه نور جلد : 16 صفحه : 269
  50. صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 156
  51. صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 75
  52. صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 75
  53. صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 76
  54. صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 130
  55. این جمله در صحیفه نور نجعل مخففون آمده است که صحیح آن باید نجی المخففون باشد
  56. صحیفه نور جلد : 14 صفحه : 139
  57. سوره کهف ، آیه 6
  58. صحیفه نور جلد : 14 صفحه : 139
  59. صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 155
  60. اصول کافی کتاب عقل و جهل ، حدیث سوم
  61. صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 156
  62. صحیفه نور جلد : 20 صفحه : 35
  63. سوره یوسف ، آیه 53
  64. صحیفه نور جلد : 20 صفحه : 35
  65. صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 14
  66. صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 14
  67. صحیفه نور جلد : 15 صفحه : 78
  68. صحیفه نور جلد : 15 صفحه : 79
  69. صحیفه نور جلد : 15 صفحه : 79
  70. صحیفه نور جلد : 15 صفحه : 80
  71. صحیفه نور جلد : 15 صفحه : 81
  72. صحیفه نور جلد : 15 صفحه : 82
  73. صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 158
  74. صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 159
  75. صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 160
  76. صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 78
  77. صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 71
  78. صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 71
  79. صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 72
  80. صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 225
  81. صحیفه نور جلد : 11 صفحه : 257
  82. صحیفه نور جلد : 17 صفحه : 155
  83. صحیفه نور جلد : 8 صفحه : 145
  84. صحیفه نور جلد : 21 صفحه : 188
  85. سوره بقره ، آیه 155
  86. سوره بقره ، آیه 156
  87. صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 235
  88. سوره بقره ، آیه 155
  89. صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 235
  90. صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 236
  91. صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 236
  92. صحیفه نور جلد : 13 صفحه : 236
  93. سوره عنکبوت ، آیه 2
  94. صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 212
  95. صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 213
  96. صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 213
  97. صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 214
  98. صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 215
  99. صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 216
  100. صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 276
  101. صحیفه نور جلد : 15 صفحه : 510
  102. صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 217
  103. صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 218
  104. سوره یونس ، آیه 91
  105. صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 219
  106. صحیفه نور جلد : 18 صفحه : 232
  107. سوره نور ، آیه 35
  108. صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 277
  109. صحیفه نور جلد : 12 صفحه : 263
  110. صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 810
  111. صحیفه نور جلد : 19 صفحه : 810
  112. صحیفه نور جلد : 6 صفحه : 239
  113. صحیفه نور جلد : 2 صفحه : 280
  114. صحیفه نور جلد : 8 صفحه : 214
  115. صحیفه نور جلد : 8 صفحه : 214