کتابخانه:تحکیم خانواده از دیدگاه قران و حدیث ج1

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۵ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۰۶ توسط Shirzad (نظرات | مشارکت‌ها) (اصلاح نویسه‌های عربی)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو

تحکیم خانواده از نگاه قرآن و حدیث ج1

مشخصات کتاب سرشناسه : محمدی ری شهری، محمد، 1325 - عنوان و نام پدیدآور : تحکیم خانواده از نگاه قرآن و حدیث عربی - فارسی/ محمدی ری شهری؛ با همکاری عباس پسندیده؛ مترجم حمیدرضا شیخی. مشخصات نشر : قم: موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، سازمان چاپ و نشر، 1389. مشخصات ظاهری : 520 ص. شابک : 60000 ریال : 978-964-493-513-8 ؛ 60000 ریال (چاپ دوم) ؛ 130000 ریال (چاپ هفتم) رده بندی کنگره : BP230/17/م315ت7041 1389الف رده بندی دیویی : 297/4831 شماره کتابشناسی ملی : 2583638

محتویات

پیش گفتار

اشاره

پیش گفتارنهاد خانواده ، اصلی ترین رکن جامعه و بستر فرهنگ های گوناگون و زمینه ساز خوشبختی و یا بدبختی انسان ها و امت ها است ، و از این رو ، اسلام که برنامه سعادت و تکامل بشر است ، عنایت ویژه ای به سلامت ، رشد و پویایی این نهاد سرنوشت ساز دارد . موضوع خانواده به طور کلی در سه محور ، قابل بحث و بررسی است : تشکیل خانواده ، عوامل تحکیم و تعالی خانواده و نیز آسیب ها و عوامل فروپاشی آن . اسلام در هر سه زمینه ، رهنمودهای بسیار مهم و سازنده ای دارد که اینک برای نخستین بار، متنِ نسبتا کامل این رهنمودها به صورتی منسجم و با شیوه ای نو، همراه با چند تحلیل مورد نیاز، در اختیار پژوهشگران قرار می گیرد. گفتنی است که همه این رهنمودها به گونه ای در جهت تقویت بنیاد خانواده، که مهم ترین نیاز جامعه امروز بشر است قرار دارد، و از این رو، این مجموعه، «تحکیم خانواده از نگاه قرآن و حدیث» نام گذاری شد . این کتاب، نیاز پژوهشگرانِ مسایل خانواده را به منابع اسلامی تأمین می نماید و همه خانواده ها ، بویژه جوانان ، برای رسیدن به زندگی همراه با آسایش و آرامش ، می توانند از آن بهره مند شوند .

1 . حدیث اهل بیت علیهم السلام ، حدیث پیامبر خداست

بی تردید ، مطالعه این کتاب و برنامه ریزی و فرهنگ سازی بر پایه معارف نورانی آن ، موجب افزایش آمار ازدواج (1) ، تحکیم نهاد خانواده و کاهش میزان طلاق خواهد بود . (2) با توجه به این که متن این کتاب عمدتا سخنان منسوب به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و خاندان آن بزرگوار است، توجه خوانندگان را به دو نکته مهم جلب می نمایم :

1 . حدیث اهل بیت علیهم السلام ، حدیث پیامبر خداستنکته اوّل ، این که براساس آنچه از اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت شده ، آنچه آنان در باره معارف اسلامی می گویند ، سخن رسول خداست ، چنان که امام صادق علیه السلام می فرماید : حَدیثی حَدیثُ أبی ، وَ حَدیثُ أبی حَدیثُ جَدّی ، وَ حَدیثُ جَدّی حَدیثُ الحُسَینِ ، وَ حَدیثُ الحُسَینِ حَدیثُ الحَسَنِ ، وَ حَدیثُ الحَسَنِ حَدیثُ أمیرِ المُؤمِنینَ علیهم السلام ، وَ حَدیثُ أمیرِ المُؤمِنینَ حَدیثُ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، وَ حَدیثُ

1- .بر پایه آماری که در تاریخ 28 / 1 / 1387 توسط سازمان ثبت احوال کشور در پاسخ نامه این جانب ارائه گردید ، در سال 1357 ، جمعیت ایران ، 058 / 393 / 36 نفر ، تعداد ازدواج ، 18431 مورد و نرخ ازدواج 06 / 5 رویداد بوده است و در سال 1386 جمعیتْ 909/756/69 نفر ، تعداد ازدواجْ 181107 مورد و نرخ ازدواجْ 06/12 . توضیحا ، نرخ ازدواج ، برابر است با : ازدواج ثبت شده ، تقسیم بر جمعیت ، ضرب در 1000 (مثال : در سال 1386 در مقابل هر 1000 نفر جمعیت ، 06/12 رویداد ازدواج به ثبت رسیده است) .

2- .بر اساس آمار سازمان ثبت احوال کشور ، آمار طلاق در سال 1357 ، 253/15 در 000/10 ، با نرخ 19/4 و در سال 1386 ، 853/99 در هر 000/10 ، با نرخ 31/14 بوده است و توضیحا : نرخ طلاق ، برابر است با : طلاق ثبت شده ، تقسیم بر جمعیت ضرب در 000/10 (مثال : در سال 1386 در مقابل هر 000/10 نفر جمعیت ، تعداد 31/14 مورد طلاق ، ثبت شده است یا 4/1 رویداد در هزار نفر) . همچنین در سال 1357 در مقابل هر 1/12 ازدواج ، یک طلاق ثبت شده ؛ ولی در سال 1386 در مقابل هر 4/8 ازدواج ، یک طلاق ثبت شده است .

2 . ادب نقل حدیث

رَسولِ اللّهِ قَولُ اللّهِ عز و جل . (1) حدیث من ، حدیث پدرم [امام باقر علیه السلام ] است و حدیث پدرم ، حدیث جدّم [امام زین العابدین علیه السلام ]است و حدیث جدّم ، حدیث حسین علیه السلام است و حدیث حسین ، حدیث حسن علیه السلام و حدیث حسن ، حدیث امیر المؤمنین علیه السلام است و حدیث امیر المؤمنین ، حدیث رسول خدا صلی الله علیه و آله است و حدیث رسول خدا ، سخن خداوند عز و جل است .

2 . ادب نقل حدیثیکی از آداب مهمّ نقل حدیث، چگونگی نسبت دادن آن به پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام است. کلینی رحمه الله ، از امام علی علیه السلام روایت کرده است که فرمود : إذا حَدَّثتُم بِحَدیثٍ فَأسنِدوهُ إلَی الَّذی حَدَّثَکُم ؛ فَإِن کانَ حَقّا فَلَکُم وَإِن کانَ کَذِبا فَعَلَیهِ . (2) هنگامی که حدیثی را نقل می کنید ، آن را به کسی که آن را روایت نموده ، نسبت دهید ، که اگر درست باشد ، به سود شماست و اگر دروغ باشد ، به زیان راوی است . بنا بر این ، برای رعایت احتیاط ، توصیه اکید داریم که هر کس می خواهد از این کتاب یا سایر کتب روایی ، حدیثی را نقل کند ، آن را مستقیما به پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام نسبت ندهد ؛ بلکه حدیث را از طریق منبعی که آن را روایت کرده است ، به آنان منسوب نماید . برای نمونه ، نگوید : «پیامبر صلی الله علیه و آله چنین فرمود» یا : «امام علیه السلام چنین فرمود» ؛ بلکه بگوید : «فلان کتاب، از پیامبر صلی الله علیه و آله چنین روایت کرده

1- .الکافی : ج 1 ص 53 ح 14 به نقل از حمّاد بن عثمان ، روضه الواعظین : 233 با تعبیر : «حدیث جدّی حدیث أمیرالمؤمنین» . 2- .الکافی : ج 1 ص 52 ح 7 . است» و یا بگوید : «از پیامبر صلی الله علیه و آله چنین روایت شده است» . بر خود ، لازم می دانم از همه فضلا و پژوهشگران «پژوهشکده علوم و معارف حدیث» که در پدید آمدن و عرضه این اثر به گونه ای نقش داشته اند ، بویژه فاضل گران قدر جناب آقای عباس پسندیده که در تألیف این مجموعه ، این جانب را مساعدت نمود ، صمیمانه سپاس گزاری نمایم . همچنین از مترجم ارجمند کتاب ، جناب آقای حمید رضا شیخی که با ترجمه روان و زیبای خود ، زمینه بهره مندی پارسی زبانان را از آن فراهم کرد و افتخار ترجمه بسیاری دیگر از آثار «مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث» را نیز دارد ، تقدیر و تشکر می کنم و برای همه آنان ، از خداوند منّان ، پاداشی در خورِ فضل حضرتش مسئلت می نمایم . ربنا ، تقبّل منا ، إنّک أنت السمیع العلیم !

محمدی ری شهری

30 / 7 / 1387 بیستم شوال 1429

درآمد

قداست خانواده

درآمدخانواده ، نهادی است که بر پایه ازدواج مرد و زن ، شکل می گیرد و با تولید مثل ، توسعه می یابد . این نهاد ، اساس سازندگی شخصیت انسان و مهم ترین عامل تکامل جامعه بشر است و از این رو ، اسلام که برنامه تکامل انسان است ، برای تأسیس و تحکیم این نهاد سرنوشت ساز و پیشگیری از فروپاشی آن ، رهنمودهای بسیار مهمی ارائه کرده است . تأمل در این رهنمودها و مقایسه آنها با آنچه در سایر مکاتب در باره خانواده دیده می شود ، به روشنی نشان می دهد که این مکتب ، ریشه در وحی الهی دارد و منطبق با فطرت انسانی است و برای صیانت خانواده و پیشگیری از فرو پاشی آن ، راهی جز عمل به رهنمودهای این آیین الهی نیست . پیش از ارائه متن رهنمودهای قرآن و احادیث اسلامی ، این نکات ، قابل توجه است :

قداست خانوادهنهاد خانواده ، از منظر اسلام ، دارای جایگاه و قداست ویژه ای است که قابل مقایسه با هیچ نهاد دیگری نیست . در حدیثی از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمده است که

تقدّس زدایی از خانواده

می فرماید : ما بُنِیَ بِناءٌ فِی الإسلامِ أحَبَّ إلَی اللّهِ تَعالی مِن التَّزویجِ . (1) در اسلام ، بنیادی نهاده نشده است که در نزد خدا ، از ازدواج ، محبوب تر باشد . سخنی والاتر از این ، در تبیین قداست خانواده نمی توان گفت . این سخن ، اشاره به آن دارد که نهاد خانواده ، زیر بنا و اساس همه نهادهای ارجمند در اسلام است . حکمت قداستی که اسلام به خانواده بخشیده است ، ارزش گذاری معنوی بر پیوند خانوادگی ، زمینه سازی برای تقویت این پیوند و پیشگیری از فروپاشی آن است . قداست خانواده ، سدّ محکمی در برابر سوء استفاده جنسی از زن به عنوان یک کالا یا ابزار فروش کالا و در واقع ، مانع بردگی نوین زن است .

تقدّس زدایی از خانوادهخطری که در جهان امروز ، نسل بشر را تهدید می کند ، تقدّس زدایی از کانون خانواده است . سران استکبار و استثمار که قداست خانواده را مانعی اساسی در برابر مطامع و خواسته های نا مشروع خود می بینند ، با همه توان ، تلاش می کنند در جهت تقدّس زدایی از خانواده ، فرهنگ سازی نمایند . تلاش برای به رسمیّت شناختن خانواده های هم جنس ، (2) زوج های هم خانه (3).

1- .کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 383 ح 4343 . 2- .در حال حاضر ، برخی کشورهای غربی و تعدادی از ایالت های آمریکا ، ازدواج همجنس بازان را به رسمیت شناخته اند (ر . ک : اسلام و جامعه شناسی خانواده : ص 64) . 3- .زوج های هم خانه ، زوج های غیر هم جنسی هستند که با هم در یک خانه زندگی می کنند و روابط جنسی دارند ؛ اما پیمان ازدواج ندارند . آنان نیز که تعدادشان ، در آمریکا ، اروپا ، استرالیا و ژاپن ، کم نیست ، تلاش می کنند به رسمیت شناخته شوند (ر . ک : جامعه شناسی ، آنتونی گیدنز : ص 452 به بعد) .

هدف از تشکیل خانواده

اشاره

و خانواده اشتراکی کُمونی 1 و نیز زمینه سازی نظری در جهت تقدّس زدایی از خانواده ، برنامه ریزی برای گسترش عکس ها و فیلم های ضدّ اخلاقی در جامعه و زمینه سازی علمیِ فرهنگ تقدّس زدایی از خانواده ، اصلی ترین عوامل فروپاشی خانواده به شمار می روند .

1 . آرامش روانی

الف امکان بقای نسل

دارای حکمت ها و دلایل متنوّع روانی ، اخلاقی ، اجتماعی و دینی است و این حکمت ها که در زیر به آنها می پردازیم ، در واقع ، اصول و پایه های تأکید اسلام بر تشکیل خانواده و ضرورت تقویت و تحکیم این نهاد ، شمرده می شوند .

1 . آرامش روانینخستین حکمت تشکیل خانواده که قرآن کریم ، آن را با صراحتْ بیان کرده است ، رسیدن به آرامش روانی است : «وَ مِنْ ءَایَتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَ جًا لِّتَسْکُنُواْ إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَ رَحْمَهً إِنَّ فِی ذَ لِکَ لَأَیَتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ . (1) و از نشانه های او این است که از [جنس] خودتان همسرانی برای شما آفرید تا در کنارشان آرام گیرید و میانتان دوستی و رحمت نهاد . آری! در این [نعمت] ، برای مردمی که می اندیشند ، قطعا نشانه هایی است» . این آیه به چند درس مهمّ خداشناسی اشاره دارد که به موضوع خانواده ، تقدّس می بخشد :

الف امکان بقای نسلنخستین درس خداشناسی در این آیه ، خلقت همسر و امکان تشکیل خانواده و امکان بقای نسل از این طریق است : «وَ مِنْ ءَایَتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَ جًا» . افزون بر این آیه ، در چند آیه دیگر نیز ، این درس توحیدی تکرار شده است ، مانند : 1- .روم : آیه 21 .

«فَاطِرُ السَّمَوَ تِ وَ الْأَرْضِ جَعَلَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَ جًا . (1)خدا پدید آورنده آسمان ها و زمین است . از خودتان برای شما جفت هایی قرار داد» . «وَ اللَّهُ خَلَقَکُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَهٍ ثُمَّ جَعَلَکُمْ أَزْوَ جًا . (2) و خداست که شما را از خاکی و سپس از نطفه ای آفرید و آن گاه ، شما را جُفت جفت گردانید» . موضوع امکان بقای نسل از طریق آفرینش همسر (نه تنها در مورد انسان ، بلکه در مورد انواع حیوانات) ، (3) درس خداشناسی است . در روایتی از مفضّل بن عُمر ، گزارش شده که امام صادق علیه السلام در تبیین این درس می فرماید : لَو رَأَیتَ فَردا مِن مِصراعَینِ فیهِ کَلُّوبٌ أکُنتَ تَتَوَهَّمُ أنَّهُ جُعِلَ کَذلِکَ بِلا مَعنیً ؟ بَل کُنتَ تَعلَمُ ضَرورَهً أنَّهُ مَصنوعٌ یَلقی فَردا آخَرَ، فَتَبَرُّزُهُ لِیَکونَ فِی اجتِماعِهِما ضَربٌ مِنَ المَصلَحَهِ، وهکَذا تَجِدُ الذَّکَرَ مِنَ الحَیَوانِ کَأَنَّهُ فَردٌ مِن زَوجٍ مُهَیَّأٌ مِن فَردٍ أُنثی، فَیَلتَقِیانِ لِما فیهِ مِن دَوامِ النَّسلِ وبَقائِهِ ، فَتَبّا وخَیبَهً وتَعسا لِمُنتَحِلِی الفَلسَفَهِ ! کَیفَ عَمِیَت قُلوبُهُم عَن هذِهِ الخِلقَهِ العَجیبَهِ حَتّی أَنکَرُوا التَّدبیرَ وَالعَمدَ فیها؟! (4) اگر کُلونی بر یکی از دو لنگه در دیدی ، آیا می پنداری که آن ، بیهوده نصب شده است؟ بلکه به ضرورت می دانی که آن را ساخته اند تا با لنگه دیگر ، کنار هم آید و مصلحت (بستن در) را نتیجه دهد و بدین گونه ، حیوان نر را می بینی که گویی برای جفت ماده اش آماده شده است تا برای دوام و بقای نسل ، به هم برسند . 1- .شورا : آیه 11 . 2- .فاطر : آیه 11 . 3- .قانون زوجیت ، نه تنها ضامن بقای نسل انسان و حیوان ، بلکه ضامن بقای نسل انواع گیاهان و حتّی می توان گفت که ضامن بقای جهان ماده است (ر . ک : سوره رعد : آیه 3 ، سوره ق : آیه 7 ، سوره ذاریات : آیه 49) . 4- .بحار الأنوار : ج 3 ص 75 ، دانش نامه عقاید اسلامی : ج 4 ص 262 .


ب کانون آرامش زندگی

پس هلاک و ناکامی و نگون بختی ، از آنِ فیلسوفْ نمایان ، که چه سان دل هایشان از این آفرینش شگفت ، کور است تا آن جا که تدبیر و هدفمندی آن را انکار می کنند. آری ! عقل، از آنجا که نمی تواند باور کند که اتفاقات کورِ پی در پی ، موجب پدید آمدن «مرد» شده باشد و سپس به منظور بقای نسل ، شخص دیگری به نام «زن» پدید آمده باشد ، راهی جز اعتراف به وجود «آفریدگار حکیم جهان» ندارد .

ب کانون آرامش زندگیدرس دوم یکتاپرستی که در موضوع خانواده ، از آیه یاد شده (آیه 21 سوره روم) می گیریم ، این است که در نظام آفرینش ، خانواده ، کانون آرامش زندگی است : «لِّتَسْکُنُواْ إِلَیْهَا» . آفریدگار حکیم جهان ، مرد و زن را به گونه ای آفریده که مکمّل یکدیگرند و از این رو ، تا در کانون خانواده در کنار هم قرار نگیرند ، آرامش پیدا نمی کنند . علامه طباطبایی در این باره می فرماید : هر یک از زن و مرد ، به دستگاه خاصّی مجهّز شده است ، به گونه ای که در عمل ، هر یک ، کار دیگری را تکمیل می کند و تولید نسل ، برآیندی از مجموع آن دو است . پس هر یک از زن و مرد ، فی نفسه ناقص و نیازمند دیگری است و از مجموع آن دو ، یک واحد تام به وجود می آید که می تواند تولید نسل را موجب شود . به دلیل همین نقص و نیازمندی است که هر یک از آن دو به سوی دیگری کشیده می شود تا با پیوند با او آرامش یابد؛ زیرا هر ناقصی مشتاق کمال خویش است و هر نیازمندی به کسی یا چیزی مایل است که نیاز او را برطرف سازد . (1)

1- .المیزان فی تفسیر القرآن : ج 16 ص 166 .

ج کانون مودّت و رحمت

این جاذبه طبیعی ، ضامن اجرایی مدبّر حکیم جهان ، برای بقای نسل انسان و سایر حیوانات است . از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود : ولَو کانَ إنَّما یَتَحَرَّکُ لِلجِماعِ بِالرَّغبَهِ فِی الوَلَدِ کانَ غَیرَ بَعیدٍ أن یَفْتُرَ عَنهُ حَتّی یَقِلَّ النَّسلُ او یَنقَطِعَ . (1) اگر محرک انسان برای عمل زناشویی تنها تمایل به فرزند بود (و هیچ گونه لذت و کامیابی در این عمل وجود نداشت) بعید نبود که در این امر آن قدر سستی کند که نسل بشر کمیاب و یا بکلی منقطع شود. نکته مهم ، این که احادیث اسلامی (2) به کامیابی جنسی در کانون خانواده که ظاهرا موضوعی صد در صد مادّی است ، تقدّس و ارزش معنوی بخشیده اند . (3)

ج کانون مودّت و رحمتسومین درس خداشناسی در موضوع خانواده که از آیه 21 سوره روم ، برداشت می شود این که آفریدگار حکیم ، خانواده را کانون مودّت و رحمت قرار داده است . مودّت و رحمت ، در واقع ، جان مایه تحکیم پیوند خانوادگی است ، هر چه قدر این جان مایه تقویت شود ، نهاد خانواده مستحکم تر می گردد و آرامش بیشتری بر زندگی حاکم می شود . خداوند متعال ، به طور طبیعی ، پیمان ازدواج را عامل پیدایش مودّت و رحمت قرار داده و از این رو ، گزارش شده که مردی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله رسید و با شگفتی گفت : چگونه است که مردی با زنی ازدواج می کند که هرگز پیش از آن ، نه او آن زن را دیده و نه آن زن ، او را ؛ اما همین که ازدواج صورت می گیرد و مرد

1- .بحار الأنوار : ج 3 ص 79 . 2- .ر . ک : ص 317 (ترغیب به پاسخ دادن به غریزه جنسی) . 3- .ر . ک : ص 388 (تأکید بر پاداش معنویِ تأمین نیازهای جنسی) .

بر زنْ وارد می شود و همدم می گردند ، هیچ چیز برای آنها دوست داشتنی تر از دیگری نیست ؟! پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در پاسخ او ، به قرائت این بخش از آیه مورد بحث (آیه 21 سوره روم) بسنده کرد و فرمود : «وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَ رَحْمَهً . (1) و خداوند ، میان شما مودّت و رحمت نهاد» . بنا بر این ، برای هر چه گرم تر شدن کانون خانواده و بهره گیری بیشتر از برکات آن ، ضروری است در جهت تقویت این مودّت و رحمتِ خدادادی ، برنامه ریزی های دراز مدّت و همه جانبه ای صورت گیرد . در تبیین فرق میان مودّت و رحمت که از جهاتی با هم متفاوت اند گفته شده است که : یک . مودّت ، انگیزه ارتباط در آغاز کار است ؛ اما در پایان که یکی از دو همسر ، ممکن است ضعیف و ناتوان گردد و قادر بر خدمتی نباشد ، رحمت ، جای آن را می گیرد . دو . مودّت ، در بزرگ ترهاست که می توانند به هم خدمت کنند ؛ اما کودکان و فرزندان ، در سایه رحمت ، پرورش می یابند . سه . مودّت ، غالبا جنبه متقابل دارد ؛ اما رحمت ، یک جانبه و ایثارگرانه است . (2) به گفته علامه طباطبایی رحمه الله :

. 1- .ر . ک : ح 43 . 2- .ر . ک : تفسیر نمونه : ج 16 ص 392 .

2 . سازندگی اخلاقی

خانواده ، یکی از بارزترین جلوه گاه های مودّت و رحمت است که از یک طرف ، دو زوج را به یکدیگر پیوند می دهد و از طرف دیگر ، باعث می شود که هر دو ، بویژه زن ، بر فرزندان خردسال خود که در تأمین نیازهای حیاتی خویش عاجز و ضعیف اند مهر بورزند و به پناه دادن ، نگهداری ، پوشش ، تغذیه و تربیت آنها اقدام کنند و اگر این مهرورزی نبود ، نسل بشر ، منقرض می شد و نوع انسان ، هیچ گاه امکان حیات نمی یافت . (1)

2 . سازندگی اخلاقیاز نگاه قرآن کریم ، تشکیل خانواده به وسیله پسر و دختر جوان ، در واقع ، به معنای تهیه کردن لباس تقواست ؛ زیرا این کتاب آسمانی ، از یک سو در کنار لباس و زیورهای تن ، تقوا را به عنوان لباس و زیور جان و ارزش مندترین پوشش ، مطرح می کند و می فرماید : «یَبَنِیءَادَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَیْکُمْ لِبَاسًا یُوَ رِی سَوْءَ تِکُمْ وَرِیشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَی ذَ لِکَ خَیْرٌ . (2) ای فرزندان آدم ! برای شما لباسی فرستادیم تا شرمگاهتان را بپوشد و زیور شما باشد ؛ ولی لباس تقوا ، بهترین [لباس ]است» . و از سوی دیگر ، تصریح می نماید که زن و شوهر ، لباس یکدیگرند : «هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ . (3) آنها لباس شما هستند و شما لباس آنهایید» . اگر این دو آیه نورانی در کنار هم مورد تأمل قرار گیرند ، به روشنی دلالت 1- .ر . ک : المیزان : ج 16 ص 166 . 2- .اعراف : آیه 26 . 3- .بقره : آیه 187 .

3 . سازندگی اجتماعی

دارند که تشکیل خانواده ، یکی از بارزترین مصادیق لباس تقواست ، و از این رو ، در حدیث نبوی آمده است که : مَن تَزَوَّجَ أحرَزَ نِصفَ دینِهِ . (1) هر کس ازدواج کند ، نصف دینش را حفظ کرده است . و در حدیثی دیگر آمده است که : ما مِن شابٍّ تَزَوَّجَ فی حَداثَهِ سِنِّهِ إلّا عَجَّ شَیطانُهُ : «یا وَیلَهُ یا وَیلَهُ ! عَصَمَ مِنّی ثُلُثَی دینِهِ» . فَلیَتَّقِ اللّهَ العَبدُ فِی الثُّلُثِ الآخَرِ . (2) هیچ جوانی نیست که در نوجوانی اش ازدواج کند ، مگر آن که شیطانش فریاد برمی آورَد : «ای وای بر من! دو سوم دینش را از گزند من نگه داشت» . بنا بر این ، بنده باید در یک سوم دیگر [دینش ]تقوای خدا پیشه کند . پیام آیاتی که بدانها اشارت رفت و احادیث فراوانی هم در موضوع آنها وارد شده ، به مسؤولان نظام اسلامی (بویژه مدیران نهادهای فرهنگی) و نیز به خانواده ها ، این است که برای مبارزه اساسی با تهاجم سنگین فرهنگی این دوران و پیشگیری از فسادهای تربیتی و اجتماعی و کمک به نسل جوان در جهت سازندگی اخلاقی ، هیچ اقدامی مؤثّرتر از فراهم آوردن لباس تقوا (یا همان تشکیل خانواده) برای آنان نیست . برنامه های فرهنگی برای اصلاح و رشد و پویایی جوانان نیز در کنار تهیه این لباس تقوا ، کارآیی لازم را خواهند داشت و حتّی شاید بتوان گفت که بدون آن ، تلاش برای سازندگی معنوی جوانان ، در واقع ، آب در هاونْ کوبیدن است !

3 . سازندگی اجتماعیتشکیل خانواده ، نه تنها در تأمین آرامش روانی و سازندگی اخلاقی نسل جوان ،

. 1- .ر . ک : ص 52 ح 54 . 2- .ر . ک : ص 52 ح 52 . فوق العاده مهم و مؤثّر است ، بلکه در سازندگی جامعه انسانی نیز نقش اساسی دارد . از امام هادی علیه السلام روایت شده است که : إنَّ اللّهَ جَلَّ وعَزَّ جَعَلَ الصِّهرَ مَألَفَهً لِلقُلوبِ ونِسبَهَ المَنسوبِ ، أوشَجَ بِهِ الأَرحامَ ، وجَعَلَهُ رَأفَهً ورَحمَهً ، إنَّ فی ذلِکَ لَایاتٍ لِلعالَمینَ . (1) خداوند عز و جل ، وصلت را مایه اُلفت دل ها و پیوستگی نَسَبی قرار داد و [به واسطه وصلت ، ]رشته های خویشاوندی را به هم پیوست و آن را مایه مهر و محبّت ساخت . در این [ پدیده ] ، برای مردمان ، نشانه هایی [ از قدرت و رحمت خداوند ]است . بلکه نقش تشکیل خانواده در تحکیم جامعه انسانی تا جایی است که بر پایه روایتی از امام رضا علیه السلام ، اگر هیچ دلیل روشنی از کتاب و سنّت ، به اهمیت آن وجود نداشت ، آثار و برکات گوناگون اجتماعی آن ، برای تشویق و ترغیب انسان های خردمند به این اقدام مهمّ اجتماعی کافی بود . متن روایت ، این است : لَو لَم یَکُن فِی المُناکَحَهِ وَالمُصاهَرَهِ آیَهٌ مُحکَمَهٌ ، ولا سُنَّهٌ مُتَّبَعَهٌ ، ولا أثَرٌ مُستَفیضٌ ، لَکانَ فیما جَعَلَ اللّهُ مِن بِرِّ القَریبِ ، و تَقریبِ البَعیدِ ، وتَألیفِ القُلوبِ ، وتَشبیکِ الحُقوقِ ، وتَکثیرِ العَدَدِ ، وتَوفیرِ الوَلَدِ لِنَوائِبِ الدَّهرِ وحَوادِثِ الاُمورِ ، ما یَرغَبُ فی دونِهِ العاقِلُ اللَّبیبُ ، ویُسارِعُ إلَیهِ المُوَفَّقُ المُصیبُ . (2) اگر در باره ازدواج و وصلت ، آیه ای روشن [ از کتاب خدا ] و سنّتی پیروی شده [ از پیامبر صلی الله علیه و آله ]و احادیث فراوان نبود ، بی گمان ، [ آثار و برکاتی چون : ] نیکی کردن به خویشاوند ، و نزدیک ساختن افراد دور [ به یکدیگر ] ، و اُلفت بخشیدن میان دل ها ، و درهم تنیدن حقوق ، و افزودن بر جمعیت ، و اندوختن

. 1- .ر . ک : ص 50 ح 50 . 2- .ر . ک : ص 50 ح 51 .

4 . گسترش آرمان توحید

اساسی ترین هدف در تشکیل خانواده

فرزند برای [ رویارویی با ]سختی های روزگار و پیشامدهای زمانه [ که خداوند در ازدواج قرار داده است ، خود] ، کافی بود که خردمند دانا ، به این کار ، رغبت نماید و انسانِ ره یافته درست اندیش ، به سوی آن بشتابد .

4 . گسترش آرمان توحیدحکمتِ غایی تشکیل خانواده و هدف نهایی اسلام از این همه تأکید بر تشکیل و تحکیم و تداوم آن ، گسترش ارزش های انسانی ، انتشار آرمان های توحیدی و سرانجام ، جهانی شدن اسلام است ، و بقای نسل انسان ، در واقع ، مقدمه برای رسیدن به این هدف بزرگ است ، و حدیث نبوی زیر، اشاره به این حکمت دارد: ما یَمنَعُ المُؤمِنَ أن یَتَّخِذَ أهلاً ؟! لَعَلَّ اللّهَ أن یَرزُقَهُ نَسَمَهً تُثقِلُ الأَرضَ بِلا إلهَ إلّا اللّهُ . (1) چه چیزی مانع می شود که انسان مؤمن ، زن بگیرد؟ ! شاید خداوند ، به او فرزندانی روزی کند که زمین را از «لا إله إلّا اللّه » ، سنگین کنند .

اساسی ترین هدف در تشکیل خانوادهمهم ترین نکته قرآنی در تبیین حکمت ازدواج در قرآن ، این است که خداوند، وقتی می خواهد حکمت ازدواج و تشکیل خانواده را بیان کند ، نمی گوید : حکمت خلقت همسر و تشکیل خانواده ، بقای نسل یا فرزند صالح یا پیشگیری از فساد یا سازندگی اخلاقی و اجتماعی و یا توسعه ارزش های اسلامی است ؛ بلکه به حکمتی اشاره می فرماید که بدون آن ، هیچ یک از اهداف خلقت انسان ، قابل تحقّق نیست و آن ، عبارت است از آرامش روانی . بدون آرامش روانی ، نمی توان از جوان ، انتظار تقوا داشت . بدون آرامش

1- .ر . ک : ص 56 ح 59 .

روانی ، نه نسل سالم و صالح پدید می آید ، و نه سازندگیِ اخلاقی و اجتماعی اتّفاق می افتد و نه ارزش های دینی و آرمان توحید ، گسترش می یابد . کاوش های میدانی نشان می دهند که اضطراب روانی و عدم تعادل روحی ، نقش عمده ای در فسادهای اخلاقی و اجتماعی دارد و بیشتر جنایات هولناک و خودکشی ها در میان مجرّدها و به دست آنها صورت می گیرد . (1) از این رو ، تشکیل خانواده می تواند سهمی اساسی در آرامش روانی و سازندگی های اخلاقی و اجتماعی ایفا نماید و این ، رمز تأکید قرآن و احادیث اسلامی بر تشکیل خانواده و تحکیم آن و پیشگیری از فروپاشی این کانون مقدّس است . اکنون باید دید کدام خانواده می تواند عامل آرامش زندگی باشد ؟ و چگونه می توان چنین خانواده ای را تشکیل داد ؟ موانع تشکیل خانواده آرامش بخش ، چیست ؟ راه تحکیم این نهاد و افزایشِ آرامش خانوادگی کدام است ؟ و چگونه می توان از سست شدن و فروپاشی این نهاد مقدّس ، پیشگیری کرد ؟ و اینک ، متن پاسخ قرآن و احادیث اسلامی به این پرسش ها .

1- .تحقیقات نشان داده میزان ارتکاب جرائم و تنوع و خطر آفرینی آن در سن نوجوانی و جوانی (پیش از ازدواج) بیش از دیگر سنین است . لذا جامعه شناسان معتقدند بالا بودن سطح جنایت برای طبقات سنی جوان ، پدیده ای است سخت پایدار . جرایمی از قبیل جرائم خشونت بار ، تجاوز به عنف و اعتیاد ، بالاترین ارقام خود را در این سنین دارد . (جامعه شناسی کجروی : ص 295 و 307) همچنین هر چند میزان خودکشی در آمارهای جهانی ، در میانسالان (45 سال به بالا) بیشتر از دیگر گروه های سنی است ، اما با این حال ، با اعمال ملاحظات آماری ، مشخص می شود که نسبت خودکشی در افراد مجرد و تنها ، به مراتب بیشتر از متأهلان است . البته میزان آن در رده سنی 15 تا 24 سال نیز رو به افزایش است . در ایران ، بیشترین خودکشی در گروه سنی 25 تا 30 سالگی گزارش شده است . از سوی دیگر ، طلاق نیز خودکشی را افزایش می دهد . مردانی که از همسران خود جدا می شوند ، بیش از زنان مطلقه خود را می کشند . مرگ همسر (زن یا شوهر) نیز میزان خودکشی را بالا می برد . (خودکشی ، دورکیم : ص 189 به بعد ؛ گزارش کارگروه خودکشی همایش اسلام و آسیب های اجتماعی «منتشر نشده») .

بخش یکم : تشکیل خانواده

اشاره

بخش یکم : تشکیل خانوادهفصل یکم : تشویق به تشکیل خانوادهفصل دوم : حکمت تشکیل خانوادهفصل سوم : موانع تشکیل خانوادهفصل چهارم : آداب ازدواج و تشکیل خانوادهفصل پنجم : آداب عروسیفصل ششم : خانواده نمونه

.

الفصل الأوّل : الحثّ علی تأسیس الاُسره1 / 1أهَمِّیَّهُ تَأسیسِ الاُسرَهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :ما بُنِیَ بِناءٌ فِی الإِسلامِ أحَبُّ إلَی اللّهِ تَعالی مِنَ التَّزویجِ . (1)

عنه صلی الله علیه و آله :تُفتَحُ أبوابُ السَّماءِ بِالرَّحمَهِ فی أربَعِ مَواضِعَ . . . و عِندَ النِّکاحِ . (2)

عنه صلی الله علیه و آله :مَن کانَ عَلی دینی ودینِ داوودَ و سُلَیمانَ و إبراهیمَ ، فَلیَتَزَوَّج إن وَجَدَ إلَی النِّکاحِ سَبیلاً . (3)

عنه صلی الله علیه و آله :مَن أحَبَّ فِطرَتی فَلیَستَنَّ بِسُنَّتی ، ومِن سُنَّتِی النِّکاحُ . (4)

عنه صلی الله علیه و آله :تَزَوَّجوا فَإِنّی مُکاثِرٌ بِکُمُ الاُمَمَ غَدا فِی القِیامَهِ ، حَتّی إنَّ السِّقطَ لَیَجیءُ مُحبَنطِئا (5) عَلی بابِ الجَنَّهِ ، فَیُقالُ لَهُ : اُدخُلِ الجَنَّهَ ، فَیَقولُ : لا ، حَتّی یَدخُلَ أبَوایَ الجَنَّهَ قَبلی . (6)

1- .کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 383 ح 4343 عن عبد اللّه بن الحکم عن الإمام الباقر علیه السلام ، الهدایه للصدوق : ص 257 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 429 ح 1456 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 222 ح 40 .

2- .جامع الأخبار : ص 272 ح 742 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 221 ح 26 . 3- .کنز العمّال : ج 16 ص 280 ح 44466 نقلاً عن ابن لال عن اُمّ حبیبه . 4- .الکافی : ج 5 ص 494 ح 1 عن ابن القداح عن الإمام الصادق علیه السلام و ص 496 ح 6 عن مسمع أبی سیّار عن الإمام الصادق علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، الجعفریات : ص 89 عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله ، دعائم الإسلام : ج 2 ص 189 ح 685 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 222 ح 36 ؛ السنن الکبری : ج 7 ص 124 ح 13451 ، المصنف لعبد الرزاق : ج 6 ص 169 ح 10378 کلاهما عن عبید بن سعد ، کنز العمّال : ج 16 ص 272 ح 44413 . 5- .المُحبَنطِئ : المُتَغضِّب المستبطئ للشیء (النهایه : ج 1 ص 331 «حبنط») . 6- .کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 383 ح 4344 عن محمّد بن مسلم عن الإمام الصادق علیه السلام ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 400 ح 1598 عن عبد الأعلی بن أعین عن الإمام الصادق علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله نحوه ، معانی الأخبار : ص 291 ح 1 عن الإمام الصادق علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 430 ح 1464 ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 3 ح 2 ؛ السنن الکبری : ج 7 ص 125 ح 13457 عن أبی اُمامه وفیه صدره إلی «القیامه» .

فصل یکم : تشویق به تشکیل خانواده

1 / 1 اهمّیت تشکیل خانواده

فصل یکم : تشویق به تشکیل خانواده1 / 1اهمّیت تشکیل خانوادهپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :در اسلام ، هیچ بنایی ساخته نشده که نزد خدای بزرگ ، محبوب تر از [ بنای ]ازدواج باشد .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :در چهار هنگام ، درهای رحمت آسمان ، گشوده می شود : ... و در هنگام ازدواج کردن .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر که بر دین من و آیین داوود و سلیمان و ابراهیم است ، اگر توان ازدواج کردن دارد ، باید ازدواج کند .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر که آیین مرا دوست دارد ، باید از سنّت من پیروی کند ، و از جمله سنّت من ، ازدواج کردن است .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ازدواج کنید ؛ زیرا من در فردای قیامت ، به افزونیِ شما بر دیگر امّت ها می نازم ، حتّی [ به ] جنین سقط شده ای که با حالت قهر و ناراحتی ، بر در بهشت می آید و به او گفته می شود : «به بهشت ، در آی!» و او می گوید : «نه . [وارد نمی شوم] تا پدر و مادرم پیش از من در آیند» . عنه صلی الله علیه و آله :النِّکاحُ مِن سُنَّتی ، فَمَن لَم یَعمَل بِسُنَّتی فَلَیسَ مِنّی ، وتَزَوَّجوا فَإِنّی مُکاثِرٌ بِکُمُ الاُمَمَ . (1)

عنه صلی الله علیه و آله :النِّکاحُ سُنَّتی ، فَمَن رَغِبَ عَن سُنَّتی فَلَیسَ مِنّی . (2)

الإمام علیّ علیه السلام :تَزَوَّجوا ؛ فَإِنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله قالَ : مَن أحَبَّ أن یَتَّبِعَ سُنَّتی ، فَإِنَّ مِن سُنَّتِی التَّزویجَ . (3)

1 / 2برکات الأهلرسول اللّه صلی الله علیه و آله :زَوِّجُوا (4) أیاماکُم (5) ؛ فَإِنَّ اللّهَ تَعالی یُحَسِّنُ لَهُنَّ فی أخلاقِهِنَّ ، ویُوَسِّعُ لَهُنَّ فی أرزاقِهِنَّ ، ویَزیدُهُنَّ فی مُروآتِهِنَّ . (6)


1- .سنن ابن ماجه : ج 1 ص 592 ح 1846 عن عائشه ، کنز العمّال : ج 16 ص 271 ح 44407 . 2- .جامع الأخبار : ص 271 ح 737 ، مجمع البیان : ج 8 ص 566 ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 283 ح 12 کلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج 103 ص 220 ح 23 . 3- .الکافی : ج 5 ص 329 ح 5 عن محمّد بن مسلم عن الإمام الصادق علیه السلام ، الخصال : ص 614 ح 10 عن أبی بصیر و محمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عنه علیهم السلام ، تحف العقول : ص 105 کلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج 103 ص 218 ح 10 . 4- .فی المصدر «تَزَوَّجُوا» والظّاهر أنّ الصّواب «زَوِّجُوا» کما فی النوادر للراوندی . 5- .الأیّمُ : التی لا زوج لها ، بکرا کانت أو ثَیِّبا ، مُطَلّقهً کانت أو مُتَوفّی عنها (النهایه : ج 1 ص 85 «أیم») . 6- .الجعفریات : ص 91 ، النوادر للراوندی : ص 178 ح 298 کلاهما عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام ، جامع الأحادیث : ص 66 کلاهما نحوه ، دعائم الإسلام : ج 2 ص 196 ح 713 ولیس فیه ذیله ، بحار الأنوار : ج 103 ص 222 ح 38 ؛ الفردوس : ج 2 ص 293 ح 3336 عن ابن عمر نحوه .

1 / 2 برکت های ازدواج

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ازدواج کردن ، از سنّت من است . پس هر که به سنّت من عمل نکند ، از من نیست . ازدواج کنید ؛ زیرا من به افزونیِ شما بر دیگر امّت ها می بالم .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ازدواج کردن ، سنّت من است . پس ، هر که از سنّت من روی بر تابد ، از من نیست .

امام علی علیه السلام :ازدواج کنید ؛ زیرا پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «هر که دوست دارد از سنّت من پیروی کند ، ازدواج کردن ، از سنّت من است» .

1 / 2برکت های ازدواجپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :زنان بی همسر را ، همسر دهید ؛ زیرا [ با این کار ، ] خداوند متعال ، اخلاق آنان را نیکو می گردانَد ، و روزی هایشان را گشایش می بخشد ، و بر مروّت آنان می افزاید .

عنه صلی الله علیه و آله :رَکعَتانِ یُصَلّیهِمَا المُتَزَوِّجُ ، أفضَلُ عِندَ اللّهِ مِن سَبعینَ رَکعَهً یُصَلّیها غَیرُ مُتَزَوِّجٍ . (1)

عنه صلی الله علیه و آله :رَکعَتانِ یُصَلّیهِمَا المُتَزَوِّجُ ، أفضَلُ مِن رَجُلٍ عَزَبٍ (2) یَقومُ لَیلَهُ ویَصومُ نَهارَهُ . (3)

عنه صلی الله علیه و آله :المُتَزَوِّجُ النّائِمُ أفضَلُ عِندَ اللّهِ مِنَ الصّائِمِ القائِمِ العَزَبِ . (4)

عنه صلی الله علیه و آله :مَن تَزَوَّجَ فَقَد اُعطِیَ نِصفَ العِبادَهِ . (5)

عنه صلی الله علیه و آله :مَن اُعطِیَ لَهُ خَمسا لَم یَکُن لَهُ عُذرٌ فی تَرکِ عَمَلِ الآخِرَهِ : زَوجَهٌ صالِحَهٌ تُعینُهُ عَلی أمرِ دُنیاهُ وآخِرَتِهِ ، وبَنونَ أبرارٌ ، ومَعیشَهٌ فی بَلَدِهِ ، وحُسنُ خُلُقٍ یُداری بِهِ النّاسَ ، وحُبُّ أهلِ بَیتی . (6)

عنه صلی الله علیه و آله :الزَّوجَهُ المُواتِیَهُ عَونُ الرَّجُلِ عَلی دینِهِ . (7)

الإمام علیّ علیه السلام :المَرأَهُ الصّالِحَهُ لَیسَت مِنَ الدُّنیا ، إنَّما هِیَ مِنَ الآخِرَهِ (8) ؛ لِأَنَّها تُفَرِّغُکَ لَها ، ولَو کُنتَ تَطبُخُ وتُسَرِّحُ وتَفرُشُ لَشَغَلَکَ ذلِکَ . (9)

1- .الخصال : ص 165 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 384 ح 4346 عن عبد اللّه بن میمون عن الإمام الصادق عن أبیه علیهماالسلام وفیه «أعزب» بدل «غیر متزوّج» ، ثواب الأعمال : ص 62 ح 1 عن ولید بن صبیح عن الإمام الصادق علیه السلام ، بحار الأنوار : ج 103 ص 219 ح 15 . 2- .العَزَبُ : هو البعید عن النکاح (النهایه : ج 3 ص 228 «عزب») . 3- .کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 384 ح 4347 ، الکافی : ج 5 ص 329 ح 6 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 239 ح 1046 ، قرب الاسناد : ص 20 ح 67 والثلاثه الأخیره عن ابن القدّاح عن الإمام الصادق عن أبیه علیهماالسلام ، بحار الأنوار : ج 103 ص 217 ح 1 . 4- .جامع الأخبار : ص 272 ح 741 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 221 ح 25 . 5- .مسند أبی یعلی : ج 4 ص 237 ح 4333 ، المطالب العالیه : ج 2 ص 33 ح 1578 کلاهما عن أنس ؛ روضد الواعظین : ص 411 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 220 ح 22 . 6- .الدعوات : ص 40 ح 97 عن ربیعه ، بحار الأنوار : ج 103 ص 238 ح 40 ؛ الفردوس : ج 2 ص 196 ح 2974 عن زید بن أرقم نحوه . 7- .الفردوس : ج 2 ص 301 ح 3368 عن معاذ بن جبل . 8- .فی المصدر «الآخر» ، والظاهر أنّه خطأ مطبعی . 9- .ربیع الأبرار : ج 4 ص 296 .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :دو رکعت نمازی که مرد متأهّل می خوانَد ، نزد خداوند ، برتر از هفتاد رکعتی است که غیر متأهّل می خوانَد .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :دو رکعت نمازی که مرد متأهّل می خوانَد ، برتر از [ کارِ ] مرد مجرّدی است که شبش را به عبادت می گذرانَد و روزش را به روزه داری .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :متأهّلِ خُفته ، نزد خداوند ، برتر از مجرّدِ روزه دارِ شب خیز است .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر که ازدواج کند ، بیگمان نیمی از عبادت ، ارزانی او شده است .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :به هر کس ، پنج چیز داده شود ، دیگر عذری در ترک کار آخرت ندارد : زن شایسته ای که او را در کار دنیا و آخرتش کمک رسانَد ؛ پسرانِ نیک [و فرمان بردار] ؛ داشتن شغل در شهر خود ؛ اخلاق خوشی که به سبب آن ، با مردم ، مدارا [و خوش رفتاری] کند ؛ و دوست داشتن خاندان من .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :همسر سازگار ، کمکِ مرد در دین اوست .

امام علی علیه السلام :زنِ شایسته ، از دنیا نیست . همانا او از آخرت است ؛ زیرا باعث می شود که برای کار آخرت ، فراغت یابی . اگر خودت پخت و پز می کردی و [ دام هایت را ] به چرا می بردی و بسترت را پهن [و جمع] می کردی ، از کار آخرت ، باز می ماندی .


الإمام الصادق علیه السلام :ثَلاثَهُ أشیاءَ لا یُحاسَبُ عَلَیهِنَّ المُؤمِنُ : طَعامٌ یَأکُلُهُ ، وثَوبٌ یَلبَسُهُ ، وزَوجَهٌ صالِحَهٌ تُعاوِنُهُ ویَحصِنُ بِها فَرجَهُ . (1)

راجع : ص 44 (الفصل الثانی : حکمه تأسیس الاُسره) .

1 / 3تَزویجُ الأَولادِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مِن حَقِّ الوَلَدِ عَلی والِدِه ثَلاثَهٌ : یُحَسِّنُ اسمَهُ ، ویُعَلِّمُهُ الکِتابَهَ ، ویُزَوِّجُهُ إذا بَلَغَ . (2)

عنه صلی الله علیه و آله :حَقُّ الوَلَدِ عَلی والِدِهِ . . . إذا کانَت اُنثی أن یَستَفرِهَ (3) اُمَّها . . . ویُعَجِّلَ سَراحَها إلی بَیتِ زَوجِها . (4)

عنه صلی الله علیه و آله :مَن بَلَغَ وَلَدُهُ النِّکاحَ وعِندَهُ ما یُنکِحُهُ ، ثُمّ أحدَثَ حَدَثا فَالإِثمُ عَلَیهِ . (5)

عنه صلی الله علیه و آله :فِی التَّوراهِ مَکتوبٌ : مَن بَلَغَتِ ابنَتُهُ اثنَتَی عَشرَهَ سَنَهً فَلَم یُزَوِّجها ، فَأَصابَت إثما ، فَإِثمُ ذلِکَ عَلَیهِ . (6) 1- .الکافی : ج 6 ص 280 ح 2 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 401 ح 1599 ، الخصال : ص 80 ح 2 نحوه وکلّها عن الحلبی ، بحار الأنوار : ج 103 ص 217 ح 4 . 2- .مکارم الأخلاق : ج 1 ص 474 ح 1627 ، روضه الواعظین : ص 404 ، بحار الأنوار : ج 104 ص 92 ح 19 ؛ تفسیر القرطبی : ج 18 ص 195 ، الفردوس : ج 2 ص 131 ح 2670 وفیه «الکتاب . . . لا أدرک» بدل «الکتابه ... بلغ» ، کنز العمّال : ج 16 ص 417 ح 45191 . 3- .الفارهَهُ : الجاریَهُ الحَسناءُ المَلیحَهُ (تاج العروس : ج 19 ص 71 «فره») . 4- .الکافی : ج 6 ص 49 ح 6 ، تهذیب الأحکام : ج 8 ص 112 ح 387 کلاهما عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام ، وسائل الشیعه : ج 15 ص 199 ح 7 . 5- .الفردوس : ج 3 ص 486 ح 5507 عن أبی اُمامه ، کنز العمّال : ج 16 ص 442 ح 45337 وراجع شعب الإیمان : ج 6 ص 401 ح 8666 . 6- .شعب الإیمان : ج 6 ص 402 ح 8670 عن أنس ، الفردوس : ج 4 ص 123 ح 6383 عن عمر بن الخطّاب نحوه ، کنز العمّال : ج 16 ص 456 ح 45412 .

1 / 3 همسر دادن فرزندان

امام صادق علیه السلام :سه چیز است که مؤمن برای آنها حسابرسی نمی شود : غذایی که می خورَد ، جامه ای که می پوشد ، و همسر شایسته ای که به او کمک می کند و به واسطه او دامنش را [از گناه ،] پاک نگه می دارد .

ر . ک : ص 45 (فصل دوم : حکمت تشکیل خانواده) .

1 / 3همسر دادن فرزندانپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :از حقوق فرزند بر پدرش ، این سه چیز است : نام نیکو بر او بنَهَد ، به او سواد بیاموزد ، و هنگامی که بالغ شد ، او را همسر بدهد .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :حقّ فرزند بر پدرش این است که ... اگر دختر باشد ، مادر او را گرامی بدارد ... و هر چه زودتر ، او را به خانه شوهرش بفرستد .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس فرزندش به سنّ ازدواج برسد و توان ازدواج دادنِ او را داشته باشد ، [ ولی این کار را نکند ] و از فرزندش لغزشی سر زند ، گناهش به گردن اوست .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :در تورات نوشته است : «هر کس دخترش به دوازده سالگی برسد و شوهرش ندهد و او گناهی مرتکب شود ، گناهش به گردن آن [پدر ]است» .


عنه صلی الله علیه و آله :مَن زَوَّجَ بِنتا تَوَّجَهُ اللّهُ یَومَ القِیامَهِ تاجَ المُلکِ . (1)

نثر الدرّ :رُوِیَ عَنهُ صلی الله علیه و آله أنَّهُ قالَ : زَوِّجوا أبناءَکُم وبَناتِکُم . قالوا : یا رَسولَ اللّهِ ، هؤُلاءِ أبناؤُنا نُزَوِّجُ ، فَکَیفَ بَناتُنا؟! فَقالَ : حَلّوهُنَّ بِالذَّهَبِ وَالفِضَّهِ ، وأجیدوا لَهُنَّ الکِسوَهَ ؛ وأحسنِوا إلَیهِنَّ النِّحلَهَ (2) ، یُرغَب فیهِنَّ . (3)

1 / 4تَزویجُ الأَیامی الکتاب «وَ أَنکِحُواْ الْأَیَمَی مِنکُمْ وَ الصَّلِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَ إِمَائِکُمْ إِن یَکُونُواْ فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَ اللَّهُ وَ سِعٌ عَلِیمٌ» . (4)

الحدیث رسول اللّه صلی الله علیه و آله :تَزَوَّجوا وزَوِّجوا ، ألا فَمِن حَظِّ امرِیًء مُسلِمٍ إنفاقُ قیمَهِ أیِّمَهٍ (5) ، وما مِن شَیءٍ أحَبَّ إلَی اللّهِ عَزَّ وجَلَّ مِن بَیتٍ یُعمَرُ فِی الإِسلامِ بِالنِّکاحِ . (6)

1- .کنز العمّال : ج 16 ص 451 ح 45383 نقلاً عن ابن شاهین عن عائشه . 2- .النِّحلَهُ : العطیَّهُ (النهایه : ج 5 ص 29 «نحل») . 3- .نثر الدرّ : ج 1 ص 174 ؛ الفردوس : ج 2 ص 292 ح 3334 ، کنز العمّال : ج 16 ص 586 ح 45961 نقلاً عن الحاکم فی تاریخه وکلاهما عن ابن عمر . 4- .النور : 32 . 5- .الأیِّم فی الأصل : التی لا زوجَ لها ، بِکرا کانت أو ثَیِّبا ، مطلَّقهً کانت أو متوفّی عنها (النهایه : ج 1 ص 85 «أیم») . 6- .الکافی : ج 5 ص 328 ح 1 عن صفوان بن مهران عن الإمام الصادق علیه السلام ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 5 ح 10 .


1 / 4 همسر دادن زنان بی شوهر

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس دختری را همسر دهد ، در روز رستاخیز ، خداوند ، تاج شاهی بر سر او می نهد .

نثر الدرّ :از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله روایت شده است که فرمود : «پسران و دخترانتان را همسر دهید» . گفتند : ای پیامبر خدا ! پسرانمان را همسر می دهیم ؛ امّا دخترانمان را چگونه ؟! فرمود : «آنان را به طلا و نقره بیارایید ، جامه نیکو بر تَن آنها بپوشانید ، و جهیزیه خوب به آنها بدهید تا خواستگار پیدا کنند» .

1 / 4همسر دادن زنان بی شوهرقرآن«زنان بی همسر خود ، و غلامان و کنیزان درستکارتان را همسر دهید . اگر تنگ دست اند ، خداوند آنان را از فضل خویش بی نیاز خواهد کرد . و خداوند ، گشایشگر داناست » .

حدیثپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ازدواج کنید و تزویج نمایید . بدانید که از خوش بختی مرد مسلمان ، این است که به زنی نفقه بدهد . هیچ چیز نزد خداوند عز و جل در اسلام ، دوست داشتنی تر از خانه ای نیست که با ازدواج ، آباد شود .

عنه صلی الله علیه و آله :مَن عَمِلَ فی تَزویجٍ بَینَ مُؤمِنَینِ حَتّی یَجمَعَ بَینَهُما ، زَوَّجَهُ اللّهُ ألفَ امرَأَهٍ مِنَ الحورِ العینِ ، کُلُّ امرَأَهٍ فی قَصرٍ مِن دُرٍّ و یاقوتٍ ، وکانَ لَهُ بِکُلِّ خُطوَهٍ خَطاها فی ذلِکَ أو کَلِمَهٍ تَکَلَّمَ بِها فی ذلِکَ عَمَلُ سَنَهٍ ، قِیامُ لَیلِها وصِیامُ نَهارِها . (1)

عنه صلی الله علیه و آله :مَن زَوَّجَ أخاهُ المُؤمِنَ امرَأَهً یَأنَسُ بِها وتَشُدُّ عَضُدَهُ ویَستَریحُ إلَیها ، زَوَّجَهُ اللّهُ مِنَ الحورِ العینِ ، وآنَسَهُ بِمَن أحَبَّ مِنَ الصِّدّیقینَ مِن أهلِ بَیتِ نَبِیِّهِ وإخوانِهِ وآنَسَهُم بِهِ . (2)

عنه صلی الله علیه و آله :مَن أنکَحَ عَبدا للّهِِ ، وَضَعَ اللّهُ عَلی رَأسِهِ تاجَ المُلکِ . (3)

الإمام الصادق علیه السلام :مَن زَوَّجَ أعزَبا ، کانَ مِمَّن یَنظُرُ اللّهُ عَزَّ وجَلَّ إلَیهِ یَومَ القِیامَهِ . (4)

الإمام الکاظم علیه السلام :ثَلاثَهٌ یَستَظِلّون بِظِلِّ عَرشِ اللّهِ یَومَ لا ظِلَّ إلّا ظِلُّهُ : رَجُلٌ زَوَّجَ أخاهُ المُسلِمَ ، أو أخدَمَهُ ، أو کَتَمَ لَهُ سِرّا . (5)

1 / 5النَّهیُ عَنِ التَّبَتُّلِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :لَعَنَ اللّهُ المُتَبَتِّلینَ (6) مِنَ الرِّجالِ وَالمُتَبَتِّلاتِ مِنَ النِّساءِ ؛ الَّذینَ یَقولونَ : لا نَتَزَوَّجُ . (7)

1- .ثواب الأعمال : ص 340 ح 1 عن أبی هریره و ابن عبّاس ، أعلام الدین : ص 420 عن ابن عبّاس ، جامع الأخبار : ص 274 ح 750 نحوه ، بحار الأنوار : ج 103 ص 221 ح 33 . 2- .بحار الأنوار : ج 75 ص 364 ح 77 و ج 77 ص 192 ح 11 وفیه «من أهل بیته» بدل «من أهل بیت نبیّه» وکلاهما نقلاً عن رساله الغیبه للشهید الثانی ، مستدرک الوسائل : ج 14 ص 174 ح 16421 نقلاً عن الأربعین للسیّد أبی حامد ابن أخ ابن زهره وکلّها عن عبد اللّه بن سلیمان النوفلی عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، جامع الأخبار : ص 222 ح 564 عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله نحوه . 3- .المعجم الکبیر : ج 20 ص 189 ح 417 ، حلیه الأولیاء : ج 8 ص 47 ، المعجم الأوسط : ج 9 ص 105 ح 9256 ، المعجم الصغیر : ج 2 ص 123 و لیس فیهما «للّه » والثلاثه الأخیره بزیاده «یوم القیامه» فی آخرها وکلّها عن معاذ بن أنس ، کنز العمّال : ج 15 ص 850 ح 43380 . 4- .الکافی : ج 5 ص 331 ح 2 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 404 ح 1617 ، الخصال : ص 224 ح 55 کلّها عن سماعه بن مهران ، مشکاه الأنوار : ص 260 ح 768 کلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج 7 ص 298 ح 47 . 5- .الخصال : ص 141 ح 162 عن علی بن جعفر ، بحار الأنوار : ج 74 ص 356 ح 2 . 6- .التَّبَتُّلُ : الانقطاع عن النساء وترک النکاح (النهایه : ج 1 ص 94 «بتل») . 7- .الفردوس : ج 3 ص 466 ح 5446 عن أبی سعید ؛ الجعفریات : ص 147 عن أبی هریره نحوه وفیه «لعن رسول اللّه صلی الله علیه و آله » بدل «لعن اللّه » .


1 / 5 نهی از مجرّد زیستن

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس در راه به ازدواج درآوردن دو مؤمن بکوشد تا آن دو را به هم برسانَد ، خداوند ، هزار زن از حور العین به همسری او در می آورد که هر زنی ، در کوشکی از دُرّ و یاقوت است ، و برای هر قدمی که در این راه بر می دارد یا برای هر سخنی که در این راه می گوید ، عمل یک سال [ عبادت ] که شب های آن را به نماز بگذرانَد و روزهایش را به روزه داری ، برایش نوشته می شود .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس برادر مؤمن خود را به ازدواج زنی درآورَد که همدم و کمک یار و مایه آسایش او باشد ، خداوند از حور العین ، به همسری وی در می آورَد ، و او را با هر یک از صدّیقان اهل بیت پیامبرش که دوست داشته باشد ، و برادرانش مأنوس می کند ، و آنان را هم با او همدم می گردانَد .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس بنده خدایی را (1) زن دهد ، خداوند ، دیهیم شاهی بر سر او می نهد .

امام صادق علیه السلام :هر کس بی همسری را همسر بدهد ، از کسانی است که خداوند عز و جل در روز قیامت ، به او نظر [ لطف ]می افکنَد .

امام کاظم علیه السلام :سه کس اند که در آن روزی که سایه ای جز سایه عرش خدا نیست ، در سایه عرش خدا هستند : مردی که برادر مسلمانش را همسر بدهد ، یا به او خدمت کند ، یا رازی از او را پوشیده بدارد .

1 / 5نهی از مجرّد زیستنپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خدا لعنت کند مردان و زنان تجرّد گزین را ؛ آنان که می گویند : ما ازدواج نمی کنیم . 1- .یا : به خاطر خدا ، بنده ای را ... .

مسند ابن حنبل عن سمره :إنَّ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله نَهی عَنِ التَّبَتُّلِ . (1)

الإمام الصادق علیه السلام :نَهی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله النِّساءَ أن یَتَبَتَّلنَ ویُعَطِّلنَ أنفُسَهُنَّ مِنَ الأَزواجِ . (2)

مسند ابن حنبل عن أنس :کانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله یَأمُرُ بِالباءَهِ ویَنهی عَنِ التَّبَتُّلِ نَهیا شَدیدا ، ویَقولُ : تَزَوَّجوا الوَدودَ الوَلودَ ، إنّی مُکاثِرٌ بِکُمُ الأَنبِیاءَ یَومَ القِیامَهِ . (3)

1 / 6ذَمُّ العُزوبَهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :خِیارُ اُمَّتِی المُتَأَهِّلونَ ، وشِرارُ اُمَّتِی العُزّابُ . (4)

عنه صلی الله علیه و آله :رُذالُ (5) مَوتاکُمُ العُزّابُ . (6)

عنه صلی الله علیه و آله :لَو خَرَجَ العُزّابُ مِن أمواتِکُم إلَی الدُّنیا لَتَزَوَّجوا . (7)

1- .مسند ابن حنبل : ج 7 ص 268 ح 20213 ، مسند اسحاق بن راهویه : ج 3 ص 708 ح 1312 . 2- .الکافی : ج 5 ص 509 ح 1 عن ابن أبی یعفور ، دعائم الإسلام : ج 2 ص 193 ح 701 و فیه «ویقطعن» بدل «ویعطّلن» ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 117 ح 1 . 3- .مسند ابن حنبل : ج 4 ص 488ح 13570 و ص 317 ح 12613 ، صحیح ابن حبان : ج 9 ص 337 ح 4028 ، السنن الکبری : ج 7 ص 131 ح 13476 ، کنز العمّال : ج 7 ص 128 ح 18330 . 4- .جامع الأخبار : ص 273 ح 748 ، جامع الأحادیث للقمی : ص 88 نحوه ، بحار الأنوار : ج 103 ص 221 ح 32 . 5- .الرَذِل : وهو النذِل وهو الدون الخسیس (مجمع البحرین : ج 2 ص 695 «رذل») . 6- .الکافی : ج 5 ص 329 ح 3 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 239 ح 1045 کلاهما عن محمّد الأصمّ عن الإمام الصادق علیه السلام ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 384 ح 4348 وفیه «ان ارذال» بدل «رذال» ، روضه الواعظین : ص 409 عن الإمام الصادق علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، بحار الأنوار : ج 103 ص 220 ح 21 . 7- .عوالی اللآلی : ج 3 ص 283 ح 15 .

1 / 6 نکوهش بی همسر زیستن

مسند ابن حنبل به نقل از سمره : پیامبر صلی الله علیه و آله از مجرّد زیستن ، نهی فرمود .

امام صادق علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نهی فرمود زنان را از این که ازدواج نکنند و خود را از شوهر ، محروم سازند .

مسند ابن حنبل به نقل از اَنَس : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به ازدواج کردنْ فرمان می داد و از مجرّد ماندن ، به شدّت نهی می کرد و می فرمود : «با زن مهربان و زایا ازدواج کنید ؛ که من در روز قیامت ، به جمعیت شما به دیگر پیامبران می نازم» .

1 / 6نکوهش بی همسر زیستنپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بهترین های امّت من ، همسرداران اند ، و بدترین های امّتم ، بی همسران اند .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :پَست ترینْ مُردگان شما ، مردان بی همسرند .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :اگر مُردگانِ بی همسر شما به دنیا باز می گشتند ، قطعا ازدواج می کردند .

.

سنن سعیدبن منصور عن أبی نجیح :قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : مِسکینٌ مِسکینٌ رَجُلٌ لَیسَت لَهُ امرَأَهٌ . قالوا : یا رَسولَ اللّهِ ، وإن کانَ غَنِیّا مِنَ المالِ ؟ قالَ : وإن کانَ غَنِیّا مِنَ المالِ . وقالَ : مِسکینَهٌ مِسکینَهٌ مِسکینَهٌ امرَأَهٌ لَیسَ لَها زَوجٌ . قالوا : یا رَسولَ اللّهِ وإن کانَت غَنِیَّهً مِنَ المالِ ؟ قالَ : [و] (1) إن کانَت غَنِیَّهً مِنَ المالِ . (2)

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن کانَ موسِرا لِأَن یَنکِحَ فَلَم یَنکِح ، فَلَیسَ مِنّا . (3)

عنه صلی الله علیه و آله :لَعنَهُ اللّهِ وَالمَلائِکَهِ وَالنّاسِ أجمَعینَ عَلی رَجُلٍ مُحصِرٍ ، ولا حَصورَ (4) بَعدَ یَحیَی بنِ زَکَرِیّا . (5)

عنه صلی الله علیه و آله :لا صَرورَهَ فِی الإِسلامِ (6) . (7)

المصنَّف لابن أبی الشیبه عن شدّاد بن أوس :زَوِّجونی ؛ فَإِنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله أوصانی ألّا ألقَی اللّهَ أعزَبا . (8)

1- .سقطت الواو من المصدر وأثبتناها من المصادر الاُخری . 2- .سنن سعید بن منصور : ج 1 ص 138 ح 488 ، شعب الإیمان : ج 4 ص 382 ح 5483 ، اُسد الغابه : ج 6 ص 306 الرقم 6308 ولیس فی ذیله من «قالوا یا رسول اللّه » الثانیه ، المعجم الأوسط : ج 6 ص 348 ح 6589 ، تفسیر الثعلبی : ج 7 ص 91 ح 39 کلاهما نحوه ، کنز العمّال : ج 16 ص 278 ح 44455 . 3- .السنن الکبری : ج 7 ص 125 ح 13455 ، المعجم الکبیر : ج 22 ص 366 ح 920 ، سنن الدارمی : ج 2 ص 569 ح 2087 ، شعب الإیمان : ج 4 ص 382 ح 5481 کلاهما نحوه وکلّها عن أبی نجیح ، کنز العمّال : ج 16 ص 280 ح 44462 ؛ مکارم الأخلاق : ج 1 ص 433 ح 1480 نحوه . 4- .الحَصُور : الذی لا یأتی النساء ، سُمِّی به لأنَّهُ حُبِسَ عن الجماع وَمُنِعَ (النهایه : ج 1 ص 395 «حصر») . 5- .الفردوس : ج 3 ص 468 ح 5452 عن عطیه بن بسر ، کنز العمّال : ج 16 ص 282 ح 44474 ؛ الاُصول الستّه عشر : ص 18 عن جویر بن نعیر [ نغیر خ د ]الحضرمی نحوه . 6- .لا صروره فی الإسلام : أی لیس ینبغی لأحد أن یقول : لا أتزوّج ، وأصله من الصّرِّ : الحَبسُ والمَنع (النهایه : ج 3 ص 22 «صرر») . 7- .سنن أبی داوود : ج 2 ص 141 ح 1729 ، مسند ابن حنبل : ج 1 ص 668 ح 2845 ، المستدرک علی الصحیحین : ج 1 ص 617 ح 8644 ، السنن الکبری : ج 5 ص 269 ح 9768 کلّها عن ابن عبّاس ، کنز العمّال : ج 16 ص 275 ح 44430 . 8- .المصنّف لابن أبی شیبه : ج 3 ص 270 ح 5 ، تهذیب التهذیب : ج 5 ص 90 الرقم 6904 . سُنَن سعید بن منصور به نقل از أبو نجیح : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «بی نواست ؛ بی نواست آن مردی که زن ندارد!» . گفتند : ای پیامبر خدا! اگر چه توانگر باشد؟ فرمود : «اگر چه توانگر باشد» . و فرمود : «بینواست ؛ بینواست ؛ بینواست آن زنی که شوهر ندارد!» . گفتند : ای پیامبر خدا ! اگر چه توانگر باشد؟ فرمود : «اگر چه توانگر باشد» .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس توان مالی برای ازدواج کردن داشته باشد و ازدواج نکند ، از ما نیست .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :لعنت خدا و فرشتگان و مردمان ، همگی بر مردِ زن گریز باد ! از یحیی بن زکریا که بگذریم ، ازدواج نکردن بر کسی دیگر روا نیست .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خودداری از ازدواج ، در اسلام نیست . (1)

المصنَّف ، ابن ابی شَیْبه به نقل از شدّاد بن اَوس : مرا همسر دهید ؛ زیرا پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به من سفارش فرمود که ازدواج نکرده ، به دیدار خداوند نروم .

1- .یعنی از نظر اسلام ، هیچ کس حق ندارد بگوید : من ازدواج نمی کنم . الإمام الکاظم علیه السلام :جاءَ رَجُلٌ إلی أبی جَعفَرٍ علیه السلام فَقالَ أبی : هَل لَکَ مِن زَوجَهٍ ؟ قالَ : لا ، قالَ : ما اُحِبُّ أنَّ لِیَ الدُّنیا وما فیها وأنّی أبیتُ لَیلَهً لَیسَ لی زَوجَهٌ . (1)

1- .تهذیب الأحکام : ج 7 ص 405 ح 1619 عن عبد اللّه بن المغیره وص 239 ح 1046 عن ابن أبی القدّاح عن الإمام الصادق علیه السلام ، الکافی : ج 5 ص 329 ح 6 عن ابن القدّاح عن الإمام الصادق علیه السلام ، قرب الإسناد : ص 20 ح 67 عن عبد اللّه بن میمون القدّاح عن الإمام الصادق عن أبیه علیهماالسلام ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 431 ح 1469 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 217 ح 1 . امام کاظم علیه السلام :مردی ، خدمت پدرم جعفر علیه السلام آمد . پدرم فرمود : «آیا همسر داری؟» . گفت : خیر . فرمود : «من دوست ندارم که دنیا و هرآنچه در آن است ، از آنِ من باشد ؛ ولی یک شب را بی همسر بگذرانم» .

الفصل الثانی : حِکمهُ تَأسیسِ الاُسرَهِ2 / 1السَّکینَهُ النفسیهالکتاب«وَ مِنْ ءَایَتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَ جًا لِّتَسْکُنُواْ إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَ رَحْمَهً إِنَّ فِی ذَ لِکَ لَایَتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ» . (1)

«الَّذِی خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍ وَ حِدَهٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِیَسْکُنَ إِلَیْهَا» . (2)

الحدیثتفسیر الثعلبی عن المشیخه :إنَّ رَجُلاً أتَی النَّبیَّ صلی الله علیه و آله فَقالَ : یا نَبِیَّ اللّهِ لَقَد عَجِبتُ مِن أمرٍ وإنَّهُ لَعَجَبٌ ، إنَّ الرَّجُلَ لَیَتَزَوَّجُ المَرْأهَ وَمَا رَآهَا ومَا رَأَتهُ قَطُّ حَتّی إذا ابتَنی بِها اِصْطَحَبا ومَا شَیءٌ أحَبَّ إلَیهِما مِنَ الآخَرِ . فَقالَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : «وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَ رَحْمَهً» (3) . (4)

1- .الروم : 21 . 2- .الأعراف : 189 . 3- .الروم : 12 . 4- .تفسیر الثعلبی : ج 7 ص 299 ، کشف الأسرار : ج 7 ص 446 ، الکشف والبیان : ج 7 ص 299 .

فصل دوم : حکمت تشکیل خانواده

2 / 1 آرامش روانی

فصل دوم : حکمت تشکیل خانواده2 / 1آرامش روانیقرآن« و از نشانه های او این است که از جنس خودتان همسرانی برای شما آفرید تا بدانها آرام گیرید ، و میانتان دوستی و مِهر نهاد . آری . در این ، برای مردمی که می اندیشند ، قطعا نشانه هایی [ از قدرت و رحمت خدا ] است » .

« اوست آن کس که شما را از نفْسِ واحدی آفرید ، و جفت وی را از آن ، پدید آورد تا بدان آرام گیرد » .

حدیثتفسیر الثعلبی به نقل از مَشیخه : مردی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت : ای پیامبر خدا ! از کاری در شگفتم و به راستی هم که شگفت آور است! مردی با زنی ازدواج می کند که هرگز ، نه او آن زن را دیده و نه آن زن ، او را ؛ امّا همین که ازدواج صورت می گیرد و مرد ، وارد بر زن می شود، با یکدیگر [دوست و ]همدم می شوند و هیچ چیز برای آن دو، دوست داشتنی تر از دیگری نیست. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «و خداوند ، میان شما مهر و دوستی قرار داد» .

الکافی عن محمّد بن یحیی عن أحمد بن محمّد عن علیّ بن الحکم عن معاویه بن وهب، قال :سَمِعتُ أبا عَبدِ اللّهِ علیه السلام یَقولُ: إنصَرَفَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله مِن سَرِیَّهٍ قَد کانَ اُصیبَ فیها ناسٌ کَثیرٌ مِنَ المُسلِمینَ ، فَاستَقبَلَتهُ النِّساءُ یَسأَلنَ عَن قَتلاهُنَّ، فَدَنَت مِنهُ امرَأَهٌ، فَقالَت: یا رَسولَ اللّهِ ، ما فَعَلَ فُلانٌ؟ قالَ: وما هُوَ مِنکِ؟ قالَت: أبی، قالَ: اِحمَدی اللّهَ واستَرجِعی فَقَدِ استُشهِدَ. فَفَعَلَت ذلِکَ ، ثُمَّ قالَت: یا رَسولَ اللّهِ، ما فَعَلَ فُلانٌ؟ فَقالَ: وما هُوَ مِنکِ؟ فَقالَت: أخی ، فَقالَ: اِحمَدِی اللّهَ وَاستَرجِعی فَقَدِ استُشهِدَ . فَفَعَلَت ذلِکَ ، ثُمَّ قالَت: یا رَسولَ اللّهِ ، ما فَعَلَ فُلانٌ؟ فَقالَ: وما هُوَ مِنکِ؟ فَقالَت: زوجی ، قالَ: اِحمَدِی اللّهَ وَاستَرجِعی فَقَدِ استُشهِدَ . فَقالَت: واوَیلی! فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : ما کُنتُ أظُنَّ أنَّ المَرأَهَ تَجِدُ بِزَوجِها هذا کُلَّهُ حَتّی رَأَیتُ هذِهِ المَرأَهَ . (1)

الکافی عن أحمد عن محمّد عن معمّر بن خلّاد ، قال :سَمِعتُ أبَا الحَسَنِ علیه السلام یَقولُ: قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله لِابنَهِ جَحشٍ : قُتِلَ خالُکِ حَمزَهُ، قالَ: فَاستَرجَعَت، وقالَت: اَحتَسِبُهُ عِندَ اللّهِ . ثُمَّ قالَ لَها: قُتِلَ أخوکِ، فَاستَرجَعَت، وقالَت: اَحتَسِبُهُ عِندَ اللّهِ . ثُمَّ قالَ لَها: قُتِلَ زَوجُکِ ، فَوَضَعَت یَدَها عَلی رَأسِها وصَرَخَت! فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : ما یَعدِلُ الزُّوجَ عِندَ المَرأَهِ شَیءٌ . (2)

1- .الکافی : ج 5 ص 506 ح 1 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 559 ح 4922 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 499 ح 1729 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 248 ح 32 . 2- .الکافی : ج 5 ص 506 ح 2 ؛ المستدرک علی الصحیحین : ج 4 ص 69 ح 6906 ، السنن الکبری : ج 4 ص 110 ح 7132 ، الطبقات الکبری : ج 8 ص 241 کلّها عن حمنه بنت جحش نحوه .

الکافی به نقل از محمّد بن یحیی ، از احمد بن محمّد ، از علی بن حَکَم، از معاویه بن وَهْب : از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از سَریّه ای باز می گشت که در آن ، تعدادی از مسلمانان کشته شده بودند . زنان، پیش آمدند و از کشته هایشان پرسیدند . زنی نزدیک شد و گفت: ای پیامبر خدا! فلانی چه شد؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «او با تو چه نسبتی داشت؟» . گفت: پدرم بود. فرمود: «خدا را سپاس بگزار و استرجاع کن (إنّا لِلّه بگو) که او به شهادت رسید». آن زن هم چنین کرد. آن گاه گفت: ای رسول خدا! فلانی چه شد؟ فرمود: «او با تو چه نسبتی داشت؟». گفت: برادرم بود. فرمود: «خدا را ستایش کن و استرجاع نما که او هم به شهادت رسید». آن زن ، باز هم حمد کرد و استرجاع گفت. سپس گفت: ای رسول خدا! فلانی چه شد؟ فرمود: «او چه نسبتی با تو داشت؟» . گفت: همسرم بود. فرمود: «حمد خدا را به جای آور و استرجاع کن که او نیز شهید شد». زن فریاد واویلا سر داد. پیامبر خدا فرمود: «گمان نمی بردم که زن، شوهرش را تا این اندازه دوست داشته باشد، تا این که این زن را دیدم».

الکافی به نقل از احمد ، از محمّد ، از مُعمّر بن خلّاد : از امام کاظم علیه السلام شنیدم که فرمود: «پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به دختر جَحْش فرمود: «دایی ات حمزه کشته شد». دختر جحش ، استرجاع (إنّا لِلّه) گفت و گفت: این را در پیشگاه خداوند، پاداش به شمار می آورم. آن گاه ، پیامبر صلی الله علیه و آله به وی فرمود: «برادرت نیز کشته شد». او استرجاع گفت و گفت: این را نیز در پیشگاه خدا ، پاداش به شمار می آورم. و بعد ، پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود: «همسرت هم کشته شد». او دستش را بر سرش گذاشت و شیون سر داد . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «برای زن، هیچ چیزی با شوهر، برابری نمی کند» .

الإمام الصادق علیه السلام فی بیان خَلقِ آدام وحَوّاءَ : إنَّ اللّهَ تَبارَکَ وتَعالی لَمّا خَلَقَ آدَمَ علیه السلام مِن طینٍ ، وأمَرَ المَلائِکَهَ فَسَجَدوا لَهُ ، أَلقی عَلَیهِ السُّباتَ ثُمَّ ابتَدَعَ لَهُ حَوّاءَ ، ... فَلَمّا نَظَرَ إلَیهَا نَظَرَ إِلی خَلقٍ حَسَنٍ یُشبِهُ صُورَتَهُ غَیرَ أنَّها اُنثی ، فَکَلَّمَها فَکَلَّمَتهُ بِلُغَتِهِ ، فَقالَ لَها : مَن أنتِ ؟ قالَت : خَلقٌ خَلَقَنِی اللّهُ کَما تَری . فَقالَ آدَمُ علیه السلام عِندَ ذلِکَ : یا رَبِّ ما هَذَا الخَلقُ الحَسَنُ الَّذی قَد آنَسَنی قُربُهُ وَالنَّظَرُ إلَیهِ ؟ فَقالَ اللّهُ تَبارَک وتَعالی : یا آدَمُ هذِهِ أمَتی حَوّاءُ ، أفَتُحِبُّ أن تَکونَ مَعَکَ تُؤنِسُکَ وتُحَدِّثُکَ وتَکونَ تَبَعاً لِأَمرِکَ؟ فَقالَ : نَعَم یا رَبِّ ولَکَ عَلَیَّ بِذلِکَ الحَمدُ وَالشُّکرُ ما بَقیتُ ... . (1)

الإمام علیّ علیه السلام :الاُنسُ فی ثَلاثَهٍ : الزَّوجَهِ المُوافِقَهِ ، وَالوَلَدِ الصّالِحِ ، وَالأَخِ المُوافِقِ . (2)

الإمام زین العابدین علیه السلام :أمّا حَقُّ الزَّوجَهِ ، فَأَن تَعلَمَ أنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ جَعَلَها لَکَ سَکَنا واُنسا ، فَتَعلَمَ أنَّ ذلِکَ نِعمَهٌ مِنَ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ عَلَیکَ ، فَتُکرِمَها وتَرفُقَ بِها . (3)

الخصال عن أبی خالد السجستانیّ عن الإمام الصادق علیه السلام :خَمسُ خِصالٍ مَن فَقَدَ واحِدَهً مِنهُنَّ لَم یَزَل ناقِصَ العَیشِ ، زائِلَ العَقلِ ، مَشغولَ القَلبِ : فَأَوَّلُها صِحَّهُ البَدَنِ ، وَالثّانِیَهُ الأَمنُ ، وَالثّالِثَهُ السَّعَهُ فِی الرِّزقِ ، وَالرّابِعَهُ الأَنیسُ المُوافِقُ . قُلتُ : ومَا الأَنیسُ المُوافِقُ ؟ قالَ : الزَّوجَهُ الصّالِحَهُ ، وَالوَلَدُ الصّالِحُ ، وَالخَلیطُ الصّالِحُ ، وَالخامِسهُ وهِیَ تَجمَعُ هذِهِ الخِصالَ : الدَّعَهُ (4) . (5)

1- .کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 379 ح 4336 ، علل الشرائع : ص 17 ح 1، بحار الأنوار : ج 11 ص 221 ح 1 . 2- .غرر الحکم : ح 2109 ، عیون الحکم والمواعظ : ص 65 ح 1654 وفیه «البارّ» بدل «الصالح» . 3- .کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 2 ص 621 ح 3214 ، الخصال : ص 567 ح 1 ، الأمالی للصدوق : ص 453 ح 610 ، مکارم الأخلاق : ج 2 ص 301 ح 2654کلّها عن أبی حمزه الثمالی ، بحار الأنوار : ج 74 ص 5 ح1 . 4- .الدَّعَهُ : السِّعه فی العیش (تاج العروس : ج 11 ص 499 «ودع») . 5- .الخصال : ص 284 ح 34 عن أبی خالد السجستانی ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 437 ح 1494 عن الإمام زین العابدین علیه السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج 74 ص186 ح 5 . امام صادق علیه السلام در بیان آفرینش آدم و حوّا : خداوند تبارک و تعالی ، آن گاه که آدم علیه السلام را از گِل آفرید و به فرشتگان فرمود که برایش به سجده افتادند ، او را در خواب ، فرو بُرد . سپس حوّا را برایش آفرید... چشم آدم که به او افتاد ، آفریده ای زیبا دید که به شکل و شمایل خودِ اوست ؛ امّا ماده بود . با او سخن گفت و حوّا هم با زبان خودِ او ، به وی پاسخ داد . آدم پرسید : «تو کیستی ؟» . گفت : «چنان که می بینی ، مخلوقی هستم که خدایم آفریده است» . در این هنگام ، آدم گفت : «خداوندا ! این مخلوق زیبایی که در کنار او بودن و نگریستن به او ، موجب اُنس من است ، چیست ؟» . خداوند تبارک و تعالی فرمود : «ای آدم ! این کنیزم حوّاست . دوست داری که همدم و هم سخن تو باشد و از دستورهای تو پیروی کند ؟» . آدم علیه السلام گفت : «آری ای پروردگار من! و تا زنده ام ، برای این کار ، تو را سپاس خواهم گفت» .

امام علی علیه السلام :سه چیز ، مایه اُنس است: زن سازگار ، فرزند شایسته ، و دوست همراه .

امام زین العابدین علیه السلام :حقّ همسر ، این است که بدانی خدای عز و جل ، او را مایه آرامش و اُنس تو قرار داده و بدانی که این ، خود ، نعمتی است از جانب خداوند عز و جل به تو . پس ، او را گرامی بداری و با او مهربان باشی .

الخصال به نقل از ابو خالد سِجِستانی : امام صادق علیه السلام فرمود : «پنج چیز است که هر کس یکی از آنها را نداشته باشد ، پیوسته ، زندگی اش تلخ ، فکرش پریشان ، و دلش مشغول است : اوّل ، تن درستی ؛ دوم ، امنیت ؛ سوم ، گشایش در روزی ؛ چهارم ، همدم سازگار» . من گفتم : همدم سازگار چیست؟ فرمود: «زن خوب ، فرزند خوب ، و همنشین خوب[» . سپس ادامه داد : « ]و پنجمین آنها که جامع این چهارتاست ، آسایش است» .

2 / 2تألیف القلوبالإمام الهادی علیه السلام :إنَّ اللّهَ جَلَّ وعَزَّ جَعَلَ الصِّهرَ مَألَفَهً لِلقُلوبِ ونِسبَهَ المَنسوبِ ، أوشَجَ (1) بِهِ الأَرحامَ ، وجَعَلَهُ رَأفَهً ورَحمَهً ، إنَّ فی ذلِکَ لَایاتٍ لِلعالَمینَ . (2)

الإمام الرضا علیه السلام :لَو لَم یَکُن فِی المُناکَحَهِ وَالمُصاهَرَهِ آیَهٌ مُحکَمَهٌ ، ولا سُنَّهٌ مُتَّبَعَهٌ ، ولا أثَرٌ مُستَفیضٌ ، لَکانَ فیما جَعَلَ اللّهُ مِن بِرِّ القَریبِ ، و تَقریبِ البَعیدِ ، وتَألیفِ القُلوبِ ، وتَشبیکِ الحُقوقِ ، وتَکثیرِ العَدَدِ ، وتَوفیرِ الوَلَدِ لِنَوائِبِ الدَّهرِ وحَوادِثِ الاُمورِ ، ما یَرغَبُ فی دونِهِ العاقِلُ اللَّبیبُ ، ویُسارِعُ إلَیهِ المُوَفَّقُ المُصیبُ . (3)

2 / 3الوِقایَهُ عَنِ الفَسادِ الأخلافی والإجتماعیالکتاب«هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ» . (4)

«وَلِبَاسُ التَّقْوَی ذَ لِکَ خَیْرٌ» . (5)

1- .وشَجَتِ العروقُ والأغصان . اشتبَکَت ، وکلّ شیءٍ یشتبک (لسان العرب : ج 2 ص 398 «وشج») . 2- .الکافی : ج 5 ص 373 عن عبد العظیم بن عبد اللّه . 3- .الکافی : ج 5 ص 373 ح 7 عن معاویه بن حکیم ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 449 ح 1541 نحوه ، بحار الأنوار : ج 103 ص 264 ح 4 . 4- .البقره : 187 . 5- .الأعراف : 26 .

2 / 2 اُلفت دل ها

2 / 2اُلفت دل هاامام هادی علیه السلام :خداوند عز و جل ، وصلت را مایه الفت دل ها و پیوستگی نسبی قرار داد . [به واسطه وصلت] رشته های خویشاوندی را به هم پیوست و آن را مایه مهر و محبّت ساخت . در این [ پدیده ] ، برای مردمان ، نشانه هایی [ از قدرت و رحمت خداوند ]است .

امام رضا علیه السلام :اگر در باره ازدواج و وصلت ، آیه ای روشن [ از کتاب خدا ] ، و سنّتی پیروی شده [ از پیامبر ] و اخبار فراوان نبود ، بی گمان [ آثار و برکاتی چون : ] نیکی کردن به خویشاوند ، و نزدیک ساختن افراد دور [ به یکدیگر ] ، و الفت بخشیدن میان دل ها ، و درهم تنیدن حقوق ، و افزودن بر جمعیت ، و اندوختن فرزند برای [ رویارویی با ]سختی های روزگار و پیشامدهای زمانه [ که خداوند در ازدواج قرار داده است ، خود] ، کافی بود که خردمند دانا ، به این کار رغبت نماید ، و انسان ره یافته درست اندیش ، به آن بشتابد .

2 / 3 جلوگیری از فساد اخلاقی و اجتماعی

2 / 3جلوگیری از فساد اخلاقی و اجتماعیقرآن« آنان (زنان) برای شما لباسی هستند و شما برای آنان ، لباسی هستید » .

« و [ بر شما باد ] جامه پرهیزگاری که آن ، بهترین [ جامه ] است » .

الحدیث رسول اللّه صلی الله علیه و آله :ما مِن شابٍّ تَزَوَّجَ فی حَداثَهِ سِنِّهِ إلّا عَجَّ شَیطانُهُ : یا وَیلَهُ یا وَیلَهُ ، عَصَمَ مِنّی ثُلُثَی دینِهِ . فَلیَتَّقِ اللّهَ العَبدُ فِی الثُّلُثِ الآخَرِ . (1)

عنه صلی الله علیه و آله :یا مَعشَرَ الشَّبابِ ، مَنِ استَطاعَ مِنکُمُ الباءَهَ فَلیَتَزَوَّج ؛ فَإِنَّهُ أغَضُّ لِلبَصَرِ ، وأحصَنُ لِلفَرجِ . ومَن لَم یَستَطِع فَعَلَیهِ بِالصَّومِ ؛ فَإِنَّهُ لَهُ وِجاءٌ (2) . (3)

عنه صلی الله علیه و آله :مَن تَزَوَّجَ أحرَزَ نِصفَ دینِهِ وفی حَدیثٍ آخَرَ : فَلیَتَّقِ اللّهَ فِی النِّصفِ الآخَرِ أوِ الباقی . (4)

عنه صلی الله علیه و آله :مَن تَزَوَّجَ فَقَدِ استَکمَلَ نِصفَ الإیمانِ ، فَلیَتَّقِ اللّهَ فِی النِّصفِ الباقی . (5)

عنه صلی الله علیه و آله :مَن رَزَقَهُ اللّهُ امرَأَهً صالِحَهً فَقَد أعانَهُ عَلی شَطرِ دینِهِ ، فَلیَتَّقِ اللّهَ فِی الشَّطرِ الثّانی . (6)

عنه صلی الله علیه و آله :ثَلاثَهٌ مَن تَدَیَّنَ فیها ثُمَّ ماتَ ولَم یَقضِ ، فَإِنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ یَقضی عَنهُ . . . ورَجُلٌ خافَ عَلی نَفسِهِ الفِتنَهَ فَتَعَفَّفَ بِنِکاحِ امرَأَهٍ بِدَینٍ فَماتَ ولَم یَقضِ . (7)

1- .الجعفریّات : ص 89 ، النوادر للراوندی : ص 113 ح 106 کلاهما عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج 103 ص 221 ح 34 ؛ المعجم الأوسط : ج 4 ص 375 ح 4475 ، مسند أبی یعلی : ج 2 ص 397 ح 2037 ، تاریخ بغداد : ج 8 ص 33 الرقم 4080 کلّها عن جابر بن عبد اللّه نحوه ، کنز العمّال : ج 16 ص 276 ح 44441 . 2- .الوِجاءُ : أن تُرَضَّ اُنثیا الفَحل رضّا شدیدا یُذهِبُ شهوه الجماع (النهایه : ج 5 ص 152 «وجأ») . 3- .صحیح البخاری : ج 5 ص 1950 ح 4779 ، صحیح مسلم : ج 2 ص 1018 ح 1 کلاهما عن عبد اللّه ، سنن ابن ماجه : ج 1 ص 592 ح 1845 عن عبد اللّه بن مسعود ، کنز العمّال : ج 16 ص 272 ح 44407 . 4- .الکافی : ج 5 ص 329 ح 2 عن کلیب بن معاویه الأسدی عن الإمام الصادق علیه السلام ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 383 ح 4342 عن الحسن بن علی بن أبی حمزه عن الإمام الصادق علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، المقنع : ص 103 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 219 ح 14 . 5- .المعجم الأوسط : ج 7 ص 332 ح 7647 و ج 8 ص 335 ح 8794 ، شعب الإیمان : ج 4 ص 383 ح 5486 و فیه «الدین» بدل «الإیمان» وکلّها عن أنس ، تفسیر القرطبی : ج 9 ص 337 ، کنز العمّال : ج 16 ص 271 ح 44403 نقلاً عن مسند ابن حنبل عن أنس وفیه «الدین» بدل «الإیمان» . 6- .المستدرک علی الصحیحین : ج 2 ص 175 ح 2681 ، المعجم الأوسط : ج 1 ص 294 ح 972 ، شعب الإیمان : ج 4 ص 383 ح 5487 کلّها عن أنس ، کنز العمّال : ج 16 ص 273 ح 44420 . 7- .المنتخب من مسند عبد بن حمید : ص 138 ح 349 ، تهذیب الکمال : ج 22 ص 339 الرقم 4495 ، کنز العمّال : ج 6 ص 236 ح 15511 نقلاً عن الطبرانی وکلاهما نحوه وکلّها عن عبد اللّه بن عمرو .

حدیث پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هیچ جوانی نیست که در نوجوانی اش ازدواج کند ، مگر آن که شیطانش فریاد برآورَد : «ای وای بر من! ای وای بر من! دو سوم دینش را از [ گزند] من نگه داشت» . بنا بر این ، بنده باید در یک سوم دیگر [دینش] تقوای خدا پیشه کند .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ای جوانان! هر یک از شما که توان ازدواج دارد ، ازدواج کند ؛ زیرا ازدواج کردن ، چشم را [ از نگاه حرام ، ] بیشتر فرو می پوشانَد و دامن را پاک تر می دارد . و هر کس توان [ ازدواج ] نداشت ، روزه بگیرد ؛ زیرا روزه ، شهوت را فرو می نشانَد .

الکافی به نقل از کلیب بن معاویه أسدی از امام صادق علیه السلام : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «هر کس ازدواج کند ، نصف دینش را حفظ کرده است» . و در حدیثی دیگر آمده [که افزود :] «و در نصف دیگر یا در بقیه آن پروای الهی پیشه کند» .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر که ازدواج کند ، نصف ایمان را به دست آورده است ، و در نیمه دیگر آن باید تقوای الهی در پیش گیرد .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس که خداوند ، زنی شایسته روزی اش کند ، او را در نیمی از دینش کمک کرده است . پس ، در نیمه دوم باید پروای الهی پیشه کند .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :سه چیز است که هر کس برای آنها قرض کند ، سپس بمیرد و قرضش را ادا نکند ، خداوند عز و جل ، از طرف او ادا می کند ... و مردی که از افتادن در گناه ، بر خویشتن بترسد و با گرفتن قرض ، زن بگیرد و خودش را [از ارتکاب به گناه] حفظ کند ، سپس بمیرد و آن قرض را ادا نکرده باشد.

الإمام الصادق علیه السلام :إنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ لَم یَترُک شَیئا مِمّا یُحتاجُ إلَیهِ إلّا عَلَّمَهُ نَبِیَّهُ صلی الله علیه و آله ، فَکانَ مِن تَعلیمِهِ إِیّاهُ أنَّهُ صَعِدَ المِنبَرَ ذاتَ یَومٍ فَحَمِدَ اللّهَ وأثنی عَلَیهِ ، ثُمَّ قالَ : أیُّهَا النّاسُ ، إنَّ جَبرَئیلَ أتانی عَنِ اللَّطیفِ الخَبیرِ فَقالَ : إنَّ الأَبکارَ بِمَنزِلَهِ الثَّمَرِ عَلَی الشَّجَرِ ؛ إذا أدرَکَ ثَمَرُهُ فَلَم یُجتَنَ أفسَدَتهُ الشَّمسُ ونَثَرَتهُ الرِّیاحُ ، وکَذلِکَ الأَبکارُ إذا أدرَکنَ ما یُدرِکُ النِّساءُ فَلَیسَ لَهُنَّ دَواءٌ إلَا البُعولَهُ (1) ، وإلّا لَم یُؤمَن عَلَیهِنَّ الفَسادُ لِأَنَّهُنَّ بَشَرٌ . (2)

2 / 4نَشرُ کلِمَهُ التّوحیدِالکتاب«إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَی ءَادَمَ وَنُوحًا وَءَالَ إِبْرَ هِیمَ وَءَالَ عِمْرَ نَ عَلَی الْعَلَمِینَ * ذُرِّیَّه بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ * إِذْ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرَ نَ رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَکَ مَا فِی بَطْنِی مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّی إِنَّکَ أَنتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ* فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ رَبِّ إِنِّی وَضَعْتُهَآ أُنثَی وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ وَلَیْسَ الذَّکَرُ کَالْأُنثَی وَإِنِّی سَمَّیْتُهَا مَرْیَمَ وَإِنِّی أُعِیذُهَا بِکَ وَذُرِّیَّتَهَا مِنَ الشَّیْطَنِ الرَّجِیمِ * فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَکَفَّلَهَا زَکَرِیَّا کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَکَرِیَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقًا قَالَ یَمَرْیَمُ أَنَّی لَکِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَرْزُقُ مَن یَشَآءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ * هُنَالِکَ دَعَا زَکَرِیَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِی مِن لَّدُنکَ ذُرِّیَّهً طَیِّبَهً إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعَآءِ» . (3)

1- .بَعَلت یَبعُلُ بُعولَهً : إذا تزوَّجَ (مجمع البحرین : ج 1 ص 170 «بعل») . 2- .الکافی : ج 5 ص 337 ح 2 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 397 ح 1588 ، روضه الواعظین : ص 410 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 371 ح 1 وراجع علل الشرائع : ص 578 ح 4 . 3- .آل عمران : 33 38 .

2 / 4 انتشار آرمان توحید

امام صادق علیه السلام :خداوند عز و جل ، هر چیزی را که مورد نیاز [ انسان ] باشد ، به پیامبرش صلی الله علیه و آله آموخته است . از جمله چیزهایی که به پیامبرش آموخت ، این است که روزی آن حضرت ، بر منبر رفت و پس از حمد و ثنای الهی فرمود : «ای مردم ! جبرئیل ، از سوی خدای لطیف آگاه ، نزد من آمد و فرمود : دوشیزگان ، به سان میوه ای بر درخت اند که هر گاه میوه اش برسد و چیده نشود ، آفتاب ، آن را تباه می گردانَد و بادها پراکنده اش می سازند . دوشیزگان نیز چنین اند ؛ هر گاه به مرحله ای برسند که زنان می رسند ( سن بلوغ ) ، برایشان دارویی جز شوهر کردن وجود ندارد ، و گرنه از فساد در امان نیستند ؛ چرا که آنان هم بشرند» .

2 / 4انتشار آرمان توحیدقرآن«به یقین، خداوند، آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر مردم جهان برتری داده است * فرزندانی که بعضی از آنان از [ نسل ]بعضی دیگرند، و خداوند شنوای داناست * چون زنِ عمران گفت: «پروردگارا، آنچه در شکم خود دارم نذر تو کردم تا آزاد شده [ از مشاغل دنیا و پرستشگر تو ]باشد؛ پس، از من بپذیر که تو خود شنوای دانایی.» * پس چون فرزندش را بزاد، گفت: «پروردگارا، من دختر زاده ام -و خدا به آنچه او زایید داناتر بود- و پسر چون دختر نیست؛ و من نامش را مریم نهادم، و او و فرزندانش را از شیطان رانده شده، به تو پناه می دهم.» * پس پروردگارش وی [ مریم ]را با حُسنِ قبول پذیرا شد و او را نیکو بار آورد، و زکریا را سرپرست وی قرار داد. زکریا هر بار که در محراب بر او وارد می شد، نزد او [ نوعی ]خوراکی می یافت. [ می ]گفت: «ای مریم، این از کجا برای تو آمده است؟ [ او در پاسخ می ]گفت: «این از جانب خداست، که خدا به هر کس بخواهد، بی شمار روزی می دهد.» * آنجا [ بود که ]زکریا پروردگارش را خواند [ و ] گفت: «پروردگارا، از جانب خود، فرزندی پاک و پسندیده به من عطا کن، که تو شنونده دعایی.»»

الحدیثرسول اللّه صلی الله علیه و آله :ما یَمنَعُ المُؤمِنَ أن یَتَّخِذَ أهلاً ؟! لَعَلَّ اللّهَ أن یَرزُقَهُ نَسَمَهً تُثقِلُ الأَرضَ بِلا إلهَ إلّا اللّهُ . (1)

عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ یوسُفَ بنَ یَعقوبَ لَقِیَ أخاهُ فَقالَ : یا أخی ، کَیفَ استَطَعتَ أن تَتَزَوَّجَ النِّساءَ بَعدی؟ فَقالَ : إنَّ أبی أمَرَنی وقالَ : إنِ استَطَعتَ أن تَکونَ لَکَ ذُرِّیَّهٌ تُثقِلُ الأَرضَ بِالتَّسبیحِ فَافعَل . (2)

الإمام الصادق علیه السلام فی ذِکرِ قِصَّهِ یوسُفَ علیه السلام وکَلامِهِ مَعَ أخیهِ ابنِ یامینَ : قالَ : فَما بَلَغَ مِن حُزنِکَ عَلَیهِ [أی عَلی یوسُفَ] ؟ قالَ : وُلِدَ لی أحَدَ عَشَرَ ابنا کُلُّهُمُ اشتُقَّ لَهُ اسمٌ مِنِ اسمِهِ . فَقالَ لَهُ یوسُفُ : أراکَ قَد عانَقتَ النِّساءَ وشَمِمتَ الوَلَدَ مِن بَعدِهِ ! فَقالَ لَهُ ابنُ یامینَ : إنَّ لی أبا صالِحا وإنَّهُ قالَ : تَزَوَّج ، لَعَلَّ اللّهَ أن یُخرِجَ مِنکَ ذُرِّیَّهً تُثقِلُ الأَرضَ بِالتَّسبیحِ . (3)

1- .کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 382 ح 4340 عن جابر عن الإمام الباقر علیه السلام ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 429 ح 1454 عن الإمام الباقر علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 288 ح 35 ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 3 ح 3 . 2- .الکافی : ج 5 ص 333 ح 1 و ص 329 ح 4 کلاهما عن عبد اللّه بن سنان عن الإمام الصادق علیه السلام ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 288 ح 36 ، بحار الأنوار : ج 12 ص 266 ح 33 . 3- .تفسیر العیاشی : ج 2 ص 184 ح 45 ، قصص الأنبیاء : ص 130 ح 134 عن أبی بصیر عن الإمام الباقر علیه السلام ، الأمالی للصدوق : ص 321 ح 375 عن ابن عبّاس من دون إسنادٍ إلی أحدٍ من أهل البیت علیهم السلام وفیه «اثنی عشر» بدل «أحد عشر» ، مجمع البیان : ج 5 ص 384 من دون إسنادٍ إلی أحدٍ من أهل البیت علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج 12 ص 308 ح 116 . حدیثپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :چه چیزی مانع می شود که انسان مؤمن ، زن بگیرد؟ ! شاید خداوند ، به او فرزندانی روزی کند که زمین را از «لا إله إلّا اللّه » ، سنگین کنند .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :یوسف ، پسر یعقوب ، در دیدار با برادرش به او گفت : «ای برادر ! چگونه توانستی [ و دلت راضی شد که ] پس از من ازدواج کنی؟» . برادرش گفت : «پدرم به من دستور داد و فرمود : اگر توانستی فرزندانی داشته باشی که زمین را از تسبیح گویی [ خدا ] آکنده سازند ، این کار را بکن» .

امام صادق علیه السلام در بیان داستان یوسف علیه السلام و گفتگوی او با برادرش بنیامین [که او را نمی شناخت] : [یوسف علیه السلام پرسید :] تا چه اندازه برای او ( یعنی بر یوسف ) اندوهناک شدی؟ گفت : [ چندان که ] یازده پسر برایم متولّد شدند و نام همه آنها را از نام او گرفتم . یوسف علیه السلام به او گفت : می بینم که بعد از او ، با زنان ، هَماغوش گشته ای و فرزند بوییده ای ! بنیامین گفت : مرا پدری شایسته بود که فرمود : ازدواج کن ؛ شاید خداوند ، از تو فرزندانی به دنیا آورَد که زمین را از تسبیح [ خداوند ] ، آکنده سازند

الفصل الثالث : موانع تأسیس الاُسره3 / 1مخافه العیلهالکتاب«وَ أَنکِحُواْ الْأَیَمَی مِنکُمْ وَ الصَّلِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَ إِمَائِکُمْ إِن یَکُونُواْ فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَ اللَّهُ وَ سِعٌ عَلِیمٌ» . (1)

الحدیثالإمام الصادق علیه السلام فی قَولِ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ «وَ لْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یَجِدُونَ نِکَاحًا حَتَّی یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ» (2) قالَ : یَتَزَوَّجوا حَتّی یُغنِیَهُم مِن فَضلِهِ . (3)

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن تَرَکَ التَّزویجَ مَخافَهَ العَیلَهِ (4) فَقَد أساءَ ظَنَّهُ بِاللّهِ عَزَّ وجَلَّ ، إنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ یَقولُ : «إِن یَکُونُواْ فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ» (5) . (6) 1- .النور : 32 . 2- .النور : 33 . 3- .الکافی : ج 5 ص 331 ح 7 ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 281 ح 5 کلاهما عن معاویه بن وهب ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 25 ح 2 . 4- .العَیلَهُ : الفَقرُ (المصباح المنیر : ص 440 «عیل») . 5- .النور : 32 . 6- .الکافی : ج 5 ص 331 ح 5 عن محمّد بن جعفر عن أبیه الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام وص 330 ح 1 و لیس فیه ذیله من «إنّ اللّه عزّ وجلّ یقول . . .» ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 385 ح 4353 وفیه «الفقر» بدل «العیله» وکلاهما عن ولید بن صبیح عن الإمام الصادق علیه السلام ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 430 ح 1460 ، مجمع البیان : ج 7 ص 220 کلاهما عن الإمام الصادق علیه السلام ، دعائم الإسلام : ج 2 ص 191 ح 691 ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 24 ح 2 .

فصل سوم : موانع تشکیل خانواده

3 / 1 ترس از فقیر شدن

فصل سوم : موانع تشکیل خانواده3 / 1ترس از فقیر شدنقرآن« زنان بی همسر خود ، و غلامان و کنیزان درستکارتان را همسر دهید . اگر تنگ دست اند ، خداوند آنان را از فضل خویش بی نیاز خواهد کرد . و خداوند گشایشگر داناست » .

حدیثامام صادق علیه السلام در باره این گفته خدای عز و جل «و کسانی که [ وسیله و امکان ]زناشویی نمی یابند ، باید خویشتنداری ورزند تا [با این کار] ، خدا از فضل خویش آنان را بی نیاز گردانَد» : ازدواج کنند تا از فضل خویش آنان را بی نیاز گردانَد .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس از ترس فقیر شدن ازدواج نکند ، به خداوند عز و جل گمان بد بُرده است . خداوند عز و جل می فرماید : «اگر تنگ دست اند ، خدا آنان را از فضل خویش ، بی نیاز خواهد کرد» .

عنه صلی الله علیه و آله :مَن تَرَکَ التَّزویجَ مَخافَهَ العَیلَهِ فَلَیسَ مِنّا . (1)

عنه صلی الله علیه و آله :اِتَّخِذُوا الأَهلَ فَإِنَّهُ أرزَقُ لَکُم . (2)

عنه صلی الله علیه و آله :حَقٌّ عَلَی اللّهِ عَزَّ وجَلَّ عَونُ مَن نَکَحَ التِماسَ العَفافِ عَمّا حَرَّمَ اللّهُ عَزَّ وجَلَّ . (3)

عنه صلی الله علیه و آله :ثَلاثَهٌ حَقٌ عَلَی اللّهِ عَونُهُم : المُجاهِدُ فی سَبیلِ اللّهِ ، وَالمُکاتَبُ الَّذی یُریدُ الأَداءَ ، وَالنّاکِحُ الَّذی یُریدُ العَفافَ . (4)

عنه صلی الله علیه و آله :أربَعٌ حَقٌّ عَلَی اللّهِ عَزَّ وجَلَّ عَونُهُم : الغازی ، وَالمُتَزَوِّجُ ، وَالمُکاتَبُ ، وَالحاجُّ . (5)

عنه صلی الله علیه و آله :اِلتَمِسُوا الرِّزقَ بِالنِّکاحِ . (6)

1- .إحیاء علوم الدین : ج 22 ص 36 ، کنز العمّال : ج 16 ص 279 ح 44460 نقلاً عن الدیلمی عن أبی سعید . 2- .الکافی : ج 5 ص 329 ح 6 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 240 ح 1046 ، قرب الإسناد : ج 20 ح 68 کلّها عن ابن القدّاح عن الإمام الصادق عن أبیه علیهماالسلام ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 383 ح 4345 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 217 ح 1 . 3- .الفردوس : ج 2 ص 132 ح 2676 عن أبی هریره ، کنز العمّال : ج 16 ص 276 ح 44443 . 4- .سنن الترمذی : ج 4 ص 184 ح 1655 ، سنن النسائی : ج 6 ص 61 ، السنن الکبری : ج 10 ص 537 ح 21612 کلّها عن أبی هریره ، کنز العمّال : ج 3 ص 416 ح 7223 . 5- .الفرودس : ج 1 ص 374 ح 1506 عن أبی اُمامه ، کنز العمّال : ج 15 ص 858 ح 43414 نقلاً عن مسند ابن حنبل عن أبی هریره . 6- .مکارم الأخلاق : ج 1 ص 43 ح 1459 ؛ تفسیر الثعلبی : ج 7 ص 95 ح 53 ، الفردوس : ج 1 ص 88 ح 282 کلاهما عن ابن عبّاس ، کنز العمّال : ج 16 ص 276 ح 44436 .


پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر که از بیم فقیر شدن ازدواج نکند ، از ما نیست .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :زن بگیرید ؛ به درستی که این کار ، روزیِ شما را بیشتر می کند .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :کسی که برای حفظ خود از آنچه خداوند عز و جل حرام کرده است ، ازدواج کند ، بر خداوند عز و جل ، حقّ است که او را یاری کند .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :سه کس اند که بر خداوند عز و جل ، واجب است آنان را یاری دهد : مجاهدِ در راه خدا ؛ بنده ای که برای آزادی خود با مولایش قرارداد می بندد و قصد دارد که به قرارداد خود عمل کند ؛ و کسی که برای حفظ پاک دامنی خویش ازدواج کند .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :چهار کس اند که خداوند عز و جل ، وظیفه دارد به آنها کمک کند : رزمنده ، متأهّل ، بنده قراردادی ، و حج گزار .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :روزی را با ازدواج کردن بجویید .

عنه صلی الله علیه و آله :تَزَوَّجوا النِّساءَ فَإِنَّهُنَّ یَأتینَکُم بِالمالِ . (1)

عنه صلی الله علیه و آله :ثَلاثٌ مَن فَعَلَهُنَّ ثِقَهً بِاللّهِ وَاحتِسابا ، کانَ حَقّا عَلَی اللّهِ أن یُعینَهُ وأن یُبارِکَ لَهُ : مَن سَعی فی فَکاکِ رَقَبَتِهِ . . . ، ومَن تَزَوَّجَ ثِقَهً بِاللّهِ وَاحتِسابا کانَ حَقّا عَلَی اللّهِ أن یُعینَهُ وأن یُبارِکَ لَهُ ، ومَن أحیا أرضا مَیتَهً . (2)

الإمام الصادق علیه السلام :جاءَ رَجُلٌ إلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فَشَکا إلَیهِ الحاجَهَ ، فَقالَ : تَزَوِّج . فَتَزَوَّجَ فَوُسِّعَ عَلَیهِ . (3)

الإمام الصادق علیه السلام :أتی رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله شابٌّ مِنَ الأَنصارِ فَشَکا إلَیهِ الحاجَهَ ، فَقالَ لَهُ : تَزَوَّج . فَقالَ الشّابُّ : إنّی لَأَستَحیی أن أعودَ إلی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله . فَلَحِقَهُ رَجُلٌ مِنَ الأَنصارِ ، فَقالَ : إنَّ لی بِنتا وَسیمَهً ، فَزَوَّجَها إیّاهُ ، قالَ : فَوَسَّعَ اللّهُ عَلَیهِ . قالَ : فَأَتَی الشّابُّ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله فَأَخبَرَهُ ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : یا مَعشَرَ الشَّبابِ ! عَلَیکُم بِالباهِ (4) . (5)

الکافی عن إسحاق بن عمّار :قُلتُ لِأَبی عَبدِ اللّهِ علیه السلام : الحَدیثُ الَّذی یَرویهِ النّاسُ حَقٌّ ؛ أنَّ رَجُلاً أتَی النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله فَشَکا إلَیهِ الحاجَهَ فَأَمَرَهُ بِالتَّزویجِ ، فَفَعَلَ ، ثُمَّ أتاهُ ، فَشَکا إلَیهِ الحاجَهَ فَأَمَرَهُ بِالتَّزویجِ ، حَتّی أمَرَهُ ثَلاثَ مَرّاتٍ؟ فَقالَ أبو عَبدِ اللّهِ علیه السلام : نَعَم هُوَ حَقٌّ . ثُمَّ قالَ : الرِّزقُ مَعَ النِّساءِ وَالعِیالِ . (6)

1- .المستدرک علی الصحیحین : ج 2 ص 174 ح 2679 ، تاریخ بغداد : ج 9 ص 147 الرقم 4759 ، الفردوس : ج 2 ص 50 ح 2290 کلّها عن عائشه ، المصنّف لابن أبی شیبه : ج 3 ص 271 ح 10 عن هشام بن عروه عن أبیه ، کنز العمّال : ج 16 ص 275 ح 44431 ؛ مکارم الأخلاق : ج 1 ص 430 ح 1462 . 2- .السنن الکبری : ج 10 ص 538 ح 21613 ، المعجم الأوسط : ج 5 ص 151 ح 4918 ، تاریخ بغداد : ج 12 ص 332 الرقم 6777 ، الفردوس : ج 2 ص 85 ح 2460 نحوه وکلّها عن جابر ، کنز العمّال : ج 15 ص 810 ح 43223 . 3- .الکافی : ج 5 ص 330 ح 2 ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 281 ح 3 کلاهما عن هشام بن سالم ، درر الأحادیث النبویّه : ص 44 نحوه ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 25 ح 1 ؛ تاریخ بغداد : ج 1 ص 365 الرقم 307 عن جابر نحوه ولیس فیه ذیله . 4- .الباه والباء والباءهُ : النِکاحُ (المصباح المنیر : ص 66 «باء») . 5- .الکافی : ج 5 ص 330 ح 3 عن أبی بصیر ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 25 ح 3 . 6- .الکافی : ج 5 ص 330 ح 4 ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 281 ح 4 ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 26 ح 4 .


پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ازدواج کنید ؛ زیرا زنان ، برای شما ثروت می آورند .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :سه کار است که هر کس آنها را با اعتماد به خدا و برای خدا انجام دهد ، بر خداوند است که او را کمک کند و به او برکت دهد : بنده ای که برای آزادی اش کار کند ... ؛ و کسی که با اعتماد به خدا و به خاطر او ازدواج کند ، بر خداوند است که او را کمک کند و به او برکت دهد ؛ و کسی که زمینِ مُرده ای را زنده سازد .

امام صادق علیه السلام :مردی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و از تنگ دستی ، به او شکایت کرد . پس پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «ازدواج کن» . آن مرد ازدواج کرد و به گشایش رسید .

امام صادق علیه السلام :جوانی از انصار ، نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمد و از تنگ دستی ، به ایشان شکایت کرد . پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود : «ازدواج کن» . جوان گفت : (1) خجالت می کشم که نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله باز گردم . پس ، مردی از انصار ، به او برخورد و گفت : من دختری زیباروی دارم . آن گاه ، او را به ازدواج آن جوان در آورد . امام صادق علیه السلام فرمود : «پس ، خداوند ، به زندگی او گشایش داد» . پس از آن ، جوان ، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و ایشان را از وضع خود ، آگاه ساخت . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «ای جوانان ! بر شما بادْ ازدواج کردن!» .

الکافی به نقل از اسحاق بن عمّار : به امام صادق علیه السلام گفتم : آیا این حدیثی که مردم روایت می کنند ، راست است که : مردی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و از تنگ دستی خود به ایشان شِکوه کرد و پیامبر به او فرمود که ازدواج کند و او همین کار را کرد . سپس دوباره نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمد و از تنگ دستی به ایشان شِکوه کرد و پیامبر صلی الله علیه و آله ، باز ، او را به ازدواج کردن امر کرد ، و تا سه بار ، به این کار امر کرد ؟ امام صادق علیه السلام فرمود : «آری ، راست است» . سپس فرمود : «روزی ، با زنان و خانواده ، همراه است» .

1- .در پاورقی مأخذ آمده است : شاید در این جمله ، تقدیم و تأخیری صورت گرفته باشد ، و جمله در اصل چنین است : «پیامبر به او فرمود : «ازدواج کن» . پس [ در راه ]مردی از انصار به آن جوان برخورد . جوان گفت : من خجالت می کشم نزد رسول خدا باز گردم ، آن مرد گفت : من دختری زیبا دارم ...» . مترجم می گوید : شاید هم جوان ، با خودش این جمله را گفته باشد .

3 / 2الاهتمام بالمالالإمام الصادق علیه السلام :ما مِن مَرزِئَهٍ (1) أشَدُّ عَلی عَبدٍ مِن أن یَأتِیَهُ ابنُ أخیهِ فَیَقولَ : زَوِّجنی ، فَیَقولَ : لا أفعَلُ ، أنا أغنی مِنکَ . (2)

المؤمن عن إبراهیم التیمی :کُنتُ فِی الطَّوافِ إذ أخَذَ أبو عَبدِ اللّهِ علیه السلام بِعَضُدی ، فَسَلَّمَ عَلَیَّ ثُمَّ قالَ : . . . یا إبراهیمُ ، ما أفادَ المُؤمِنُ مِن فائِدَهٍ أضَرُّ عَلَیهِ مِن مالٍ یُفیدُهُ ، المالُ أضَرُّ عَلَیهِ مِن ذِئبَینِ ضارِیَینِ فی غَنَمٍ قَد هَلَکَت رُعاتُها ، واحِدٌ فی أوَّلِها وآخَرُ فی آخِرِها . ثُمَّ قالَ : فَما ظَنُّکَ بِهِما ؟ قُلتُ : یُفسِدانِ ، أصلَحَکَ اللّهُ ! قالَ : صَدَقتَ ، إنَّ أیسَرَ ما یَدخُلُ عَلَیهِ أن یَأتِیَهُ أخوهُ المُسلِمُ فَیَقولَ : زَوِّجنی ، فَیقولَ : لَیسَ لَکَ مالٌ . (3)

3 / 3الاِهتمام بشَرَف النَّسَبِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :زَوَّجتُ المِقدادَ وزَیدا ، لِیَکونَ أشرَفُکُم عِندَ اللّهِ أحسَنَکُم خُلُقا . (4)

1- .المَرزِئَهُ : المُصیبَهُ (النهایه : ج 2 ص 219 «رزأ») . 2- .دعائم الإسلام : ج 2 ص 196 ح 716 وراجع مشکاه الأنوار : ص 473 ح 1580 . 3- .المؤمن : ص 55 ح 141 . 4- .سنن الدارقطنی : ج 3 ص 300 ح 202 ، السنن الکبری : ج 7 ص 222 ح 13784 ، المصنّف لعبد الرزاق : ج 6 ص 153 ح 10326 وفیه «إسلاما» بدل «خلقا» وکلّها عن الشعبی ، کنز العمّال : ج 3 ص 20 ح 5248 .

3 / 2 اهمّیت دادن به ثروت

3 / 2اهمّیت دادن به ثروتامام صادق علیه السلام :برای بنده ، گناهی بدتر از این نیست که پسر برادر [ مؤمن ]او نزدش برود و بگوید : مرا [با دخترت ]ازدواج بده و او بگوید : این کار را نمی کنم [و به تو زن نمی دهم] ؛ من از تو ثروتمندترم .

المؤمن به نقل از ابراهیم تَیْمی : در حال طواف بودم که امام صادق علیه السلام بازویم را گرفت و به من سلام کرد . سپس فرمود : «ای ابراهیم ! مؤمن ، به هیچ سودی دست نیافته است که برایش زیانبارتر از ثروت باشد . ثروت برای او ، زیانبارتر از دو گرگ درنده است که به گلّه ای بی چوپانْ حمله می برند ، یکی ، از اوّل گلّه و دیگری ، از آخر آن» . سپس فرمود : «گمان می کنی که آن دو گرگ چه می کنند؟» . گفتم : حضرت به سلامت باد ! گلّه را نابود می کنند . فرمود : «درست است . کمترین زیانی هم که به مؤمن [ِ ثروتمند ]می رسد ، این است که برادر مسلمانش نزد او به خواستگاری برود و او بگوید : تو مال و ثروتی نداری» .

3 / 3 اهمّیت دادن به بزرگ زادگی

3 / 3اهمّیت دادن به بزرگ زادگیپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :مقداد و زید را [ از خاندان بزرگی ] زن دادم تا [ بدانید که ]شریف ترین شما نزد خداوند ، نیک خوترین شماست .

عنه صلی الله علیه و آله :أنکَحتُ زَیدَ بنَ حارِثَهَ زَینَبَ بِنتَ جَحشٍ ، وأنکَحتُ المِقدادَ ضُباعَهَ بِنتَ الزُّبَیرِ بنِ عَبدِ المُطَّلِبِ ، لِیَعلَموا أنَّ أشرَفَ الشَّرَفِ الإِسلامُ . (1)

السنن الکبری عن الزبیدی :حَدَّثَنِی الزُّهرِیُّ فی هذِهِ القِصَّهِ [أی قِصَّهِ أمرِ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله بَنی بَیاضَهَ أن یُزَوِّجوا أبا هِندٍ امرَأَهً مِنهُم] أنَّهُم قالوا : یا رَسولَ اللّهِ ، تُزَوِّجُ بَناتِنا مَوالینا ؟ ! فَأَنزَلَ اللّهُ عَزَّ وجَلَّ : «إِنَّا خَلَقْنَکُم مِّن ذَکَرٍ وَ أُنثَی وَ جَعَلْنَکُمْ شُعُوبًا وَ قَبَائِلَ لِتَعَارَفُواْ» (2) . (3)

الإمام الصادق علیه السلام :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله زَوَّجَ المِقدادَ بنَ أسوَدٍ ضُباعَهَ بِنتَ الزُّبَیرِ بنِ عَبدِ المُطَّلِبِ . ثُمَّ قالَ : إنَّما زَوَّجَهَا المِقدادَ لِتَتَّضِعَ المَناکِحُ ، ولِیَتَأَسَّوا بِرَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، ولِتَعلَموا أنَّ أکرَمَکُم عِندَ اللّهِ أتقاکُم . وکانَ الزُّبَیرُ أخا عَبدِ اللّهِ وأبی طالِبٍ لِأَبیهِما واُمِّهِما . (4)

الإمام الباقر علیه السلام :مَرَّ رَجُلٌ مِن أهلِ البَصرَهِ شَیبانِیٌّ یُقالُ لَهُ : عَبدُ المَلِکِ بنُ حَرمَلَهَ عَلی عَلِیِّ بنِ الحُسَینِ علیه السلام ، فَقالَ لَهُ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام : ألَکَ اُختٌ ؟ قالَ : نَعَم ، قالَ : فَتُزَوِّجُنیها ؟ قالَ : نَعَم . قالَ : فَمَضَی الرَّجُلُ ، وتَبِعَهُ رَجُلٌ مِن أصحابِ عَلِیِّ بنِ الحُسَینِ علیه السلام حَتَّی انتَهی إلی مَنزِلِهِ ، فَسَأَلَ عَنهُ ، فَقیلَ لَهُ : فُلانُ بنُ فُلانٍ و هُوَ سَیِّدُ قَومِهِ . ثُمَّ رَجَعَ إلی عَلِیِّ بنِ الحُسَینِ علیه السلام ، فَقالَ لَهُ : یا أبَا الحَسَنِ ، سَأَلتُ عَن صِهرِکَ هذَا الشَّیبانِیِّ فَزَعَموا أنَّهُ سَیِّدُ قَومِهِ . فَقالَ لَهُ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام إنّی لَاُبدیک یا فُلانُ عَمّا أری وعَمّا أسمَعُ ! أما عَلِمتَ أنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ رَفَعَ بِالإِسلامِ الخَسیسَهَ ، وأتَمَّ بِهِ النّاقِصَهَ ، وأکرَمَ بِهِ اللُّؤمَ ؟ ! فَلا لُؤمَ عَلَی المُسلِمِ ، إنَّمَا اللُّؤمُ لُؤمُ الجاهِلِیَّهِ . (5)

1- .مکارم الأخلاق : ج 1 ص 452 ح 1546 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 266 ح 7 وراجع کنز العمّال : ج 1 ص 78 ح 313 . 2- .الحجرات : 13 . 3- .السنن الکبری : ج 7 ص 220 ح 13780 ، المراسیل : ص 148 ح 7 ، تفسیر القرطبی : ج 16 ص 340 . 4- .الکافی : ج 5 ص 344 ح 2 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 395 ح 1582 عن أبی بکر الحضرمی ، بحار الأنوار : ج 22 ص 265 ح 9 . 5- .الکافی : ج 5 ص 344 ح 3 عن زراره بن أعین وراجع دعائم الإسلام : ج 2 ص 198 ح 728 .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :زید بن حارثه را به ازدواج زینب ، دختر جَحش و مقداد را به ازدواج ضُباعه ، دختر زُبَیر بن عبد المطلّب درآوردم تا بدانند که بزرگ ترین شرافت ، اسلام است .

السنن الکبری به نقل از زبیدی : زُهری در باره این ماجرا [ یعنی ماجرای دستور دادن رسول خدا صلی الله علیه و آله به بنی بَیاضه که از میان خود ، دختری را به همسری به ابو هِند بدهند ] برایم نقل کرده که آنان ( بنی بیاضه ) گفتند : ای رسول خدا ! دختران ما را به همسری غلامان ما در می آوری ؟! پس ، خداوند عز و جل این آیه را فرو فرستاد : «ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و ملّت ملّت و قبیله قبیله قرارتان دادیم تا یکدیگر را بشناسید» .

امام صادق علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله مقداد بن اَسود را به ازدواج ضُباعه ، دختر زُبَیر بن عبد المطّلب در آورد ، سپس امام فرمود : «پیامبر صلی الله علیه و آله او را به همسری مقداد در آورد تا [ سطح ] ازدواج ها پایین بیاید [ و وصلت های طبقاتی از بین برود ] و [ مردم ] از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله سرمشق بگیرند و تا بدانید که گرامی ترینِ شما نزد خدا ، با تقواترینِ شماست» . و زُبَیر ، برادر تنیِ عبد اللّه [ پدر پیامبر صلی الله علیه و آله ] و ابو طالب بود .

امام باقر علیه السلام :مردی شیبانی از اهالی بصره که به او عبد الملک بن حَرمله گفته می شد بر امام زین العابدین علیه السلام گذشت . امام علیه السلام از او پرسید : «آیا خواهری داری ؟» . گفت : آری . فرمود : «آیا او را به همسری من در می آوری ؟» . گفت : آری . پس ، آن مرد شیبانی رفت و مردی از یاران امام زین العابدین علیه السلام در پی او روانه شد تا به سرای او رسید و در باره اش پرس و جو کرد . به او گفته شد : او فلان ، پسر فلان و مِهتر قوم خویش است . سپس آن مرد ، نزد امام زین العابدین علیه السلام باز گشت و گفت : ای ابو الحسن ! در باره این که می خواهید داماد این مرد شیبانی بشَوید ، پرس و جو کردم . گفتند که او مهتر قومش است . امام زین العابدین علیه السلام به او فرمود : «فلانی ! من از آنچه می بینم و از آنچه می شنوم ، برایت می گویم! مگر نمی دانی که خداوند عز و جل با اسلام ، پَستی را بلندی بخشید و کاستی را کامل گردانید و فرومایگی را بزرگواری بخشید؟! پس ، مسلمان ، پَست نیست . پستی ، پستی جاهلیت است» .

الإمام الصادق علیه السلام :إنَّ عَلِیَّ بنَ الحُسَینِ علیه السلام تَزَوَّجَ سُرِّیَّهً (1) کانَت لِلحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ علیه السلام ، فَبَلَغَ ذلِکَ عَبدَ المَلِکِ بنَ مَروانَ ، فَکَتَبَ إلَیهِ فی ذلِکَ کِتابا أنَّکَ صِرتَ بَعلَ الإِماءِ ! فَکَتَبَ إلَیهِ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام : إنَّ اللّهَ رَفَعَ بِالإِسلامِ الخَسیسَهَ وأتَمَّ بِهِ النّاقِصَهَ ، فَأَکرَمَ بِهِ مِنَ اللُّؤمِ ، فَلا لُؤمَ عَلی مُسلِمٍ ، إنَّمَا اللُّؤمُ لُؤمُ الجاهِلِیَّهِ ، إنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله أنکَحَ عَبدَهُ ونَکَحَ أمَتَهُ . فَلَمَّا انتَهَی الکِتابُ إلی عَبدِ المَلِکِ قالَ لِمَن عِندَهُ : خَبِّرونی عَن رَجُلٍ إذا أتی ما یَضَعُ النّاسَ لَم یَزِدهُ إلّا شَرَفا ؟ قالوا : ذاکَ أمیرُ المُؤمِنینَ (2) ، قالَ : لا وَاللّهِ ما هُوَ ذاکَ ، قالوا : ما نَعرِفُ إلّا أمیرَ المُؤمِنینَ ! قالَ : فَلا وَاللّهِ ما هُوَ بِأَمیرِ المُؤمِنینَ ، ولکِنَّهُ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ . (3)

الکافی عن علیّ بن مهزیار :کَتَبَ عَلِیُّ بنُ أسباطٍ إلی أبی جَعفَرٍ علیه السلام فی أمرِ بَناتِهِ وأنَّهُ لا یَجِدُ أحَدا مِثلَهُ ، فَکَتَبَ إلَیهِ أبو جَعفَرٍ علیه السلام : فَهِمتُ ما ذَکَرتَ مِن أمرِ بَناتِکَ وأنَّکَ لا تَجِدُ أحَدا مِثلَکَ ، فَلا تَنظُر فی ذلِکَ رَحِمَکَ اللّهُ ، فَإِنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله قالَ : إذا جاءَکُم مَن تَرضَونَ خُلُقَهُ ودینَهُ فَزَوِّجوهُ ، إلّا تَفعَلوهُ تَکُن فِتنَهٌ فِی الأَرضِ وفَسادٌ کَبیرٌ . (4)

1- .سُرِّیّه : أی جاریه (تاج العروس : ج 19 ص 521 «سرو») . 2- .أرادوا به عبد الملک نفسه . 3- .الکافی : ج 5 ص 346 ح 6 ، بحار الأنوار : ج 46 ص 105 ح 94 وراجع تهذیب الأحکام : ج 7 ص 397 ح 1587 . 4- .الکافی : ج 5 ص 347 ح 2 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 395 ح 1580 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 447 ح 1537 ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 340 ح 254 .

امام صادق علیه السلام :امام زین العابدین علیه السلام با کنیزی که از آنِ امام حسن علیه السلام بود ، ازدواج کرد . این خبر ، به گوش عبد المَلِک بن مروان رسید . در نامه ای به حضرت نوشت که : تو شوهر کنیزان گشته ای ! امام زین العابدین علیه السلام به او نوشت : «همانا خداوند به وسیله اسلام ، پستی را بلندی بخشیده و ناقص را کامل گردانیده و از فرومایگی ، به ارجمندی رسانیده است . بنا بر این ، هیچ مسلمانی پست نیست ؛ بلکه پستی واقعی ، پستی جاهلیت است . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ، خود ، بنده اش را [ از قوم خود ] زن داد و با کنیزش ازدواج کرد» . چون نامه ، به عبد الملک رسید ، به اطرافیانش گفت : «به من بگویید آن کدام مرد است که هر گاه کاری که دیگران را پست می کند ، انجام بدهد ، جز بر بزرگی او نمی افزاید؟» . گفتند : امیر المؤمنین . (1) عبد الملک گفت : «نه ، به خدا ! او چنین نیست!» . گفتند : ما کسی جز امیر المؤمنین را نمی شناسیم! گفت : «نه ، به خدا ! او امیر المؤمنین نیست ؛ بلکه علی بن الحسین است» .

الکافی به نقل از علی بن مهزیار : علی بن اَسباط ، به امام باقر علیه السلام درباره دخترانش نامه ای نوشت [و به عرض ایشان رساند] که کسی همتای خود نمی یابد [ تا دخترانش را به همسری آنان در آوَرَد ] . امام باقر علیه السلام به او نوشت : «آنچه را در باره دخترانت نوشته بودی که کسی همتای خودت نمی یابی ، دریافتم . خدایت رحمت کناد ! چنین اندیشه ای به خود ، راه مده ؛ چرا که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : هر گاه کسی نزد شما [ به خواستگاری ] آمد که اخلاق و دین او را می پسندید ، به او زن دهید که اگر چنین نکنید ، گناه و تباهی بزرگی در زمین ( جامعه ) پدید خواهد آمد» .

1- .مقصودشان خودِ عبد الملک بود .

3 / 4عدم التفقه فی الدینالکافی عن عبد الصمد بن بشیر :دَخَلَت امرَأَهٌ عَلی أبی عَبدِ اللّهِ علیه السلام فَقالَت : أصلَحَکَ اللّهُ ، إنِّی امرَأَهٌ مُتَبَتِّلَهٌ . فَقالَ : ومَا التَّبَتُّلُ عِندَکِ ؟ قالَت : لا أَتزَوَّجُ ، قالَ : ولِمَ ؟ قالَت : ألتَمِسُ بِذلِکَ الفَضلَ . فَقالَ : اِنصَرِفی ، فَلَو کانَ ذلِکَ فَضلاً لَکانَت فاطِمَهُ علیهاالسلام أحَقَّ بِهِ مِنکِ ، إنَّهُ لَیسَ أحَدٌ یَسبِقُها إلَی الفَضلِ . (1)

3 / 5الفرار عن المسؤولیهجامع الأخبار :قالَ [رَسولُ اللّهِ] صلی الله علیه و آله لِرَجُلٍ اسمُهُ عَکّافٌ : ألَکَ زَوجَهٌ ؟ قالَ : لا یا رَسولَ اللّهِ ، قالَ : ألَکَ جارِیَهٌ ؟ قالَ : لا یا رَسولَ اللّهِ ، قال صلی الله علیه و آله : أفَأَنتَ موسِرٌ؟ قالَ : نَعَم ، قالَ : تَزَوَّج ، وإلّا فَأَنتَ مِنَ المُذنِبینَ . وفی رِوایَهٍ : تَزَوَّج ، وإلّا فَأَنتَ مِن رُهبانِ النَّصاری . وفی رِوایهٍ : تَزَوَّج ، وإلّا فَأَنتَ مِن إخوانِ الشَّیاطینِ . (2)

1- .الکافی : ج 5 ص 509 ح 3 ، الأمالی للطوسی : ص 370 ح 795 عن علیّ بن علیّ بن رزین عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام وفیه «أنّ امرأه سألت أبا جعفر علیه السلام . . .» ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 311 ح 140 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 219 ح 13 . 2- .جامع الأخبار : ص 272 ح 743 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 221 ح 27 .


3 / 4 ناآگاهی از دین

3 / 4ناآگاهی از دینالکافی به نقل از عبد الصمد بن بشیر : زنی ، نزد امام صادق علیه السلام آمد و گفت : امام به سلامت باد ! من زنی تارک دنیا هستم . امام علیه السلام فرمود : «منظورت از ترک دنیا چیست؟» . گفت : ازدواج نمی کنم . فرمود : «چرا؟» . گفت : با این کار ، در پی کسب فضیلت هستم . فرمود : «برگرد که اگر در این کار ، فضیلتی بود ، هر آینه ، فاطمه علیهاالسلام از تو ، به آن ، سزاوارتر بود . هیچ کس نیست که در فضیلت ، بر او پیشی بگیرد» .

3 / 5 گریز از مسئولیت

3 / 5گریز از مسئولیتجامع الأخبار :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به مردی به نام عکّاف فرمود : «همسر داری ؟» . گفت : نه ، ای پیامبر خدا ! فرمود : «کنیزی داری ؟» . گفت : نه ، ای پیامبر خدا ! فرمود : «آیا توانگری ؟» . گفت : بله . فرمود : «ازدواج کن ، و گرنه ، از گنهکاران هستی» . در روایتی دیگر آمده است : «ازدواج کن ، وگرنه ، در شمار راهبان نصارا هستی» . و در روایتی دیگر آمده است : «ازدواج کن ، و گرنه ، از برادران شیاطین هستی» .


مسند ابن حنبل عن أبی ذرّ :دَخَلَ عَلی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله رَجُلٌ یُقالُ لَهُ : عَکّافُ بنُ بِشرٍ التَّمیمِیُّ ، فَقالَ لَهُ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله : یا عَکّافُ ، هَل لَکَ مِن زَوجَهٍ ؟ قالَ : لا ، قالَ : ولا جارِیهٌ ؟ قالَ : ولا جارِیهٌ ، قالَ : وأنتَ موسِرٌ بِخَیرٍ؟ قالَ : وأنَا موسِرٌ بِخَیرٍ . قالَ : أنتَ إذا مِن إخوانِ الشَّیاطینِ ، لَو کُنتَ فِی النَّصاری کُنتَ مِن رُهبانِهِم ! إنَّ سُنَّتَنَا النِّکاحُ ، شِرارُکُم عُزّابُکُم ، وأراذِلُ مَوتاکُم عُزّابُکُم ، أبِالشَّیطانِ تَمَرَّسونَ (1) ، ما لِلشَّیطانِ مِن سِلاحٍ أبلَغُ فِی الصالِحینَ مِنَ النِّساءِ ، إلَا المُتَزَوِّجونَ ؛ اُولئِکَ المُطَهَّرونَ المُبَرَّؤونَ مِنَ الخَنا . وَیحَکَ یا عَکّافُ! إنَّهُنَّ صَواحِبُ أیّوبَ وداوودَ ویوسُفَ وکُرسُفَ . فَقالَ لَهُ بِشرُ بنُ عَطِیَّهَ : ومَن کُرسُفُ یا رَسولَ اللّهِ ؟ قالَ : رَجُلٌ کانَ یَعبُدُ اللّهَ بِساحِلٍ مِن سَواحِلِ البَحرِ ثَلاثَمِئَهِ عامٍ ، یَصومُ النَّهارَ ویَقومُ اللَّیلَ ، إنَّهُ کَفَرَ بِاللّهِ العَظیمِ فی سَبَبِ امرَأَهٍ عَشِقَها وتَرَکَ ما کانَ عَلَیهِ مِن عِبادَهِ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ ، ثُمَّ استَدرَکَ اللّهُ بِبَعضِ ما کانَ مِنهُ فَتابَ عَلَیهِ . وَیحَکَ یا عَکّافُ ، تَزَوَّج وإلّا فَأَنتَ مِنَ المُذَبذَبینَ (2) . قالَ : زَوِّجنی یا رَسولَ اللّهِ ، قالَ : قَد زَوَّجتُکَ کَریمَهَ بِنتَ کُلثومٍ الحِمیَرِیِّ . (3)

1- .التمرُّسُ : شِدّه الإلتواء ، یتمرّسُ : یتلعّبُ ویعبث (النهایه : ج 4 ص 318 «مرس») . 2- .فی بعض المصادر : «المُذنِبین» بدل «المُذَبذَبین» . 3- .مسند ابن حنبل : ج 8 ص 103 ح 21506 ، المعجم الکبیر : ج 18 ص 86 ح 158 ، مسند الشامیین : ج 1 ص 213 ح 381 ، مسند أبی یعلی : ج 6 ص 220 ح 6821 ، شعب الإیمان : ج 4 ص 381 ح 5480 والأربعه الأخیره عن عکاف بن وداعه الهلالی نحوه ، کنز العمّال : ج 16 ص 492 ح 45609 .

مسند ابن حنبل به نقل از ابو ذر : مردی به نام عَکّاف بن بِشر تَمیمی ، نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمد . پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود : «ای عکّاف ! آیا همسر داری؟» . گفت : نه . فرمود : «و نه کنیزی؟» . گفت : و نه کنیزی . فرمود : «آیا توان مالی داری ؟» . گفت : توان مالی دارم . فرمود : «پس ، تو از برادران شیاطین هستی . اگر از نصارا بودی ، از راهبانشان می بودی! سنّت ما ازدواج کردن است . بدترین شما ، بی همسرانتان هستند . پست ترین مُردگانتان ، بی همسران شمایند . آیا با شیطان ، شوخی می کنید ؟! (1) شیطان برای [ تباه کردن ] نیکان ، سلاحی بُرنده تر از زنان ندارد ، مگر آنان که ازدواج کرده باشند . آنان پاک هستند و از فساد در امان اند . وای بر تو ای عکّاف ! زنان ، حتّی از [ وسوسه کردن ] ایّوب و داوود و یوسف و کُرسُف ، دست بردار نبودند» . بشر بن عطیه گفت : کُرسُف کیست ، ای پیامبر خدا؟ فرمود : «مردی بود که در ساحلی از سواحل دریا ، سیصد سال ، خدا را عبادت می کرد . روزها روزه می گرفت و شب ها را به عبادت می گذراند ؛ امّا عاشق زنی شد و به سبب آن ، به خدای بزرگ ، کافر گشت و عبادت خداوند عز و جل را رها کرد ؛ ولی بعد ، به واسطه کاری که کرد ، خداوند به داد او رسید و توبه اش را پذیرفت . وای بر تو ای عَکّاف ! ازدواج کن و گرنه از نااستواران [ در دین و ایمان ] خواهی بود» . عَکّاف گفت : مرا همسر بِده ، ای پیامبر خدا ! فرمود : «تو را به همسریِ کریمه ، دختر کُلثوم حِمیَری در آوردم» .

1- .یا : آیا با شیطان ، دست و پنجه نرم می کنید ؟!

الفصل الرابع : آداب تأسیس الاُسره4 / 1قبل کلّ شیءأ النِّیَّهُ الصَّالِحَهُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن نَکَحَ للّهِِ وأنکَحَ للّهِِ ، استَحَقَّ وَلایَهَ اللّهِ . (1)

دعائم الإسلام :عَنهُ [أی رَسولِ اللّهِ] صلی الله علیه و آله أنَّهُ نَهی عَن نِکاحٍ یُرادُ بِهِ غَیرُ وَجهِ اللّهِ وَالعِفَّهِ ، ونَهی عَنِ النِّکاحِ بِالرِّیاءِ وَالسُّمعَهِ . (2)

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :ثَلاثَهٌ حَقٌّ عَلَی اللّهِ عَونُهُم : المُجاهِدُ فی سَبیلِ اللّهِ ، وَالمُکاتَبُ الَّذی یُریدُ الأَداءَ ، وَالنّاکِحُ الَّذی یُریدُ العَفافَ . (3)

عنه صلی الله علیه و آله :لا تَزَوَّجُوا النِّساءَ لِحُسنِهِنَّ ؛ فَعَسی حُسنُهُنَّ أن یُردِیَهُنَّ ، ولا تَزَوَّجوهُنَّ لِأَموالِهِنَّ ؛ فَعَسی أموالُهُنّ أن تُطغِیَهُنَّ ، ولکِن تَزَوَّجوهُنَّ عَلَی الدّینِ . (4)

1- .إحیاء علوم الدین : ج 2 ص 37 . 2- .دعائم الإسلام : ج 2 ص 196 ح 714 . 3- .سنن الترمذی : ج 4 ص 184 ح 1655 ، سنن النسائی : ج 6 ص 16 ، سنن ابن ماجه : ج 2 ص 841 ح 2518 ، مسند ابن حنبل : ج 3 ص 54 ح 7420 و ص 435 ح 9637 ، المستدرک علی الصحیحین : ج 2 ص 174 ح 2678 کلّها عن أبی هریره (راجع : ما لا ینبغی / اراده الفخر والریاء) . 4- .سنن ابن ماجه : ج 1 ص 597 ح 1859 ، السنن الکبری : ج 7 ص 129 ح 13469 کلاهما عن عبد اللّه بن عمرو و راجع دعائم الإسلام : ج 2 ص 195 ح 710 .


فصل چهارم : آداب ازدواج و تشکیل خانواده

4 / 1 پیش از هر چیز

الف: انگیزه درست

فصل چهارم : آداب ازدواج و تشکیل خانواده4 / 1پیش از هر چیزالف انگیزه درستپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس برای [خشنودی] خدا ازدواج کند و برای خدا کسی را همسر دهد ، سزاوار ولایت (سرپرستی و حمایت) خداست .

دعائم الإسلام :از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که ایشان از ازدواجی که برای غیر رضای خدا و حفظ پاک دامنی باشد ، نهی فرمود ، و از ازدواج برای خودستایی و شهرت طلبی نیز نهی فرمود .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :سه کس اند که بر خداوند واجب است آنان را کمک کند : مجاهد در راه خدا ؛ بنده ای که برای آزادی خود ، با سرورش قرار داد بنویسد و بخواهد به قرارش عمل کند ؛ و کسی که برای حفظ پاک دامنی اش ، ازدواج کند .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :با زنان ، به خاطر زیبایی شان ازدواج نکنید ؛ زیرا چه بسا زیبایی ، آنها را به تباهی افکنَد . برای مال و ثروتشان هم با آنان ازدواج نکنید ؛ چه بسا که ثروتشان آنان را به سرکشی وا دارد ؛ بلکه برای دین با آنها ازدواج کنید .

عنه صلی الله علیه و آله :مَن تَزَوَّجَ امرَأَهً لِعِزِّها لَم یَزِدهُ اللّهُ إلّا ذُلّاً ، ومَن تَزَوَّجَها لِمالِها لَم یَزِدهُ اللّهُ إلّا فَقرا ، ومَن تَزَوَّجَها لِحَسَبِها لَم یَزِدهُ اللّهُ إلّا دَناءَهً . ومَن تَزَوَّجَ امرَأَهً لَم یَتَزَوَّجها إلّا لِیَغُضَّ بَصَرَهُ ، أو لِیُحصِنَ فَرجَهُ ، أو یَصِلَ رَحِمَهُ ، بارَکَ اللّهُ لَهُ فیها وبارَکَ لَها فیهِ . (1)

عنه صلی الله علیه و آله :لا تُنکَحُ المَرأَهُ لِأَربَعَهٍ : لِمالِها ، وجَمالِها ، ونَسَبِها ، ولَذَّتِها . فَعَلَیکَ بِذاتِ الدّینِ . (2)

عنه صلی الله علیه و آله :إذا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ المَرأَهَ لِدینِها وجَمالِها ، کانَ فیها سَدّا مِن غَورٍ (3) . (4)

عنه صلی الله علیه و آله :مَن تَزَوَّجَ امرَأَهً لا یَتَزَوَّجُها إلّا لِجَمالِها ، لَم یَرَ فیها ما یُحِبُّ . ومَن تَزَوَّجَها لِمالِها لا یَتَزَوَّجُها إلّا لَهُ ، وکَلَهُ اللّهُ إلَیهِ . فَعَلَیکُم بِذاتِ الدّینِ . (5)

عنه صلی الله علیه و آله :مَن زَوَّجَ للّهِِ تَعالی ، تَوَّجَهُ اللّهُ تاجَ المُلکِ . (6)

الإمام الصادق علیه السلام :إذا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ المَرأَهَ لِجَمالِها أو مالِها وُکِلَ إلی ذلِکَ ، وإذا تَزَوَّجَها لِدینِها رَزَقَهُ اللّهُ الجَمالَ وَالمالَ . (7)

1- .المعجم الأوسط : ج 3 ص 21 ح 2342 ، حلیه الأولیاء : ج 5 ص 245 ، مسند الشامیّین : ج 1 ص 29 ح 11 کلّها عن أنس ، کنز العمّال : ج 16 ص 301 ح 44589 . 2- .جامع الأخبار للشعیری : ص 97 ، دعائم الإسلام : ج 2 ص 195 ح 710 ولیس فیه «نسبها ولذتها» . 3- .الغَورُ : الماءُ الغائِرُ الذی لا یُقدَرُ علیه (تاج العروس : ج 7 ص 324 «غور») . 4- .الفردوس : ج 1 ص 294 ح 1158 عن ابن عباس ، الجامع الصغیر : ج 1 ص 82 ح 552 نقلاً عن الشیرازی فی الألقاب عن ابن عبّاس و عن الإمام علیّ علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله وفیه «عوز» بدل «غور» . 5- .تهذیب الأحکام : ج 7 ص 399 ح 1592 عن برید العجلی عن الإمام الباقر علیه السلام ، روضه الواعظین : ص 410 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 235 ح 19 . 6- .سنن أبی داوود : ج 4 ص 248 ح 4778 ؛ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 385 ح 4355 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 433 ح 1479 ، مشکاه الأنوار : ص 288 ح 870 ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 301 ح 91 کلّها عن الإمام زین العابدین علیه السلام نحوه . 7- .الکافی : ج 5 ص 333 ح 3 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 403 ح 1609 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 392 ح 4380 وفیه «لم یرزق ذلک» بدل «وکّل إلی ذلک» ، دعائم الإسلام : ج 2 ص 196 ح 715 ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 301 ح 89 کلّها عن هشام بن الحکم .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس با زنی ، به خاطر قدرتش ازدواج کند ، خداوند ، جز بر خواری او نمی افزاید . و هر کس با زنی ، به خاطر دارایی اش ازدواج کند ، خداوند ، جز بر ناداری او نمی افزاید ! و هر کس با زنی ، به خاطر بزرگ زادگی اش ازدواج کند ، خداوند ، جز بر پستی او نمی افزاید . و هر کس با زنی ، فقط برای این ازدواج کند که چشمش را [ از حرام و نامحرم ]فرو بپوشانَد ، یا دامنش را پاک نگه دارد ، یا پیوند خویشاوندی اش را برقرار بدارد ، خداوند ، در آن مرد و زن برای یکدیگر برکت قرار می دهد .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :به خاطر چهار چیز نباید با زن ازدواج کرد : ثروتش ، زیبایی اش ، حسب و نسبش ، و لذّتش . پس ، بر تو باد [ازدواج با] زن متدیّن !

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه مردی با زنی ، به خاطر تدیّن و زیبایی اش ازدواج کند ، زن ، مانع از فرو رفتن مرد در گرداب [ هلاکت] می شود .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس با زنی ، تنها به خاطر زیبایی اش ازدواج کند ، دلخواه خود را در او نمی بیند . و هر کس جز به خاطر دارایی اش با او ازدواج نکند ، خداوند ، او را به همان دارایی وامی گذارد . پس بر شما باد [ ازدواج با ] زن متدیّن .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس به خاطر خداوند بزرگ ، با کسی ازدواج کند ، خداوند ، تاج پادشاهی بر سر او می نهد .

امام صادق علیه السلام :هر گاه مردی با زنی ، به خاطر زیبایی یا دارایی اش ازدواج کند ، به همان [ زیبایی یا دارایی ] واگذار می شود ، و هر گاه به خاطر دینش با او ازدواج کند ، خداوند ، زیبایی و دارایی نیز روزی اش می کند .

ب الدُّعاءُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :اُکتُمِ الخِطبَهَ ، ثُمَّ تَوَضَّأ فَأَحسِن وُضوءَکَ ، وصَلِّ ما کَتَبَ اللّهُ لَکَ ، ثُمَّ احمَد رَبَّکَ وَمجِّدهُ ، ثُمَّ قُل : اللّهُمَّ إنَّکَ تَقدِرُ ولا أقدِرُ ، وتَعلَمُ ولا أعلَمُ ، أنتَ عَلّامُ الغُیوبِ ، فَإِن رَأَیتَ لی فی فُلانَهَ تُسَمّیها بِاسمِها خَیرا فی دینی ودُنیایَ وآخِرَتی (1) ، وإن کانَ غَیرُها خَیرا لی مِنها فی دینی ودُنیایَ وآخِرَتی ، فَاقضِ لی بِها . (2)

الإمام علیّ علیه السلام :مَن أرادَ مِنکُمُ التَّزویجَ فَلیُصَلِّ رَکعَتَینِ وَلیَقرَأ بِفاتِحَهِ الکِتابِ وسورَهِ یس ، فَإِذا فَرَغَ مِنَ الصَّلاهِ فَلیَحمَدِ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ وَلیُثنِ عَلَیهِ ، وَلیَقُل : اللّهُمَّ ارزُقنی زَوجَهً صالِحَهً وَدودا وَلودا شَکورا قَنوعا غَیورا ، إن أحسَنتُ شَکَرَت ، وإن أسَأتُ غَفَرَت ، وإن ذَکَرتُ اللّهَ تَعالی أعانَت ، وإن نَسیتُ ذَکَّرَت ، وإن خَرَجتُ مِن عِندِها حَفِظتْ ، وإن دَخَلتُ عَلَیها سُرَّت ، وإن أمَرتُها أطاعَتنی ، وإن أقسَمتُ عَلَیها أبَرَّت (3) قَسَمی ، وإن غَضِبتُ أرضَتنی ، یا ذا الجَلالِ وَالإِکرامِ هَب لی ذلِکَ فَإِنَّما أسأَلُکَ ولا أجِدُ إلّا ما قَسَمتَ لی . مَن فَعَلَ ذلِکَ أعطاهُ اللّهُ ما سَأَلَ . (4)

الکافی عن أبی بصیر :قالَ لی أبو عَبدِ اللّهِ علیه السلام : إذا تَزَوَّجَ أحَدُکُم کَیفَ یَصنَعُ ؟ قُلتُ : لا أدری ! قالَ : إذا هَمَّ بِذلِکَ فَلیُصَلِّ رَکعَتَینِ ویَحمَدِ اللّهِ ، ثُمَّ یَقولُ : اللّهُمَّ إنّی أریدُ أن أتَزَوَّجَ ، فَقَدِّر لی مِنَ النِّساءِ أعَفَّهُنَّ فَرجا ، وأحفَظَهُنَّ لی فی نَفسِها وفی مالی ، وأوسَعَهُنَّ رِزقا ، وأعظَمَهُنَّ بَرَکَهً ، وقَدِّر لی وَلَدا طَیِّبا تَجعَلُهُ خَلَفا صالِحا فی حَیاتی وبَعدَ مَماتی . (5)

1- .فی سائر المصادر هنا : «فاقدرها لی» ، والظاهر انّها سقطت من المصدر . 2- .مسند ابن حنبل : ج 9 ص 151 ح 23657 ، المستدرک علی الصحیحین : ج 1 ص 458 ح 1181 و ج 2 ص 179 ح 2698 ، صحیح ابن خزیمه : ج 2 ص 226 ح 1220 ، السنن الکبری : ج 7 ص 239 ح 13837 کلّها عن أبی أیوب الأنصاری . 3- .بَرَّ قَسَمَهُ وأَبرَّهُ : أی صَدَّقَهُ (النهایه : ج 1 ص 117 «برر») . 4- .النوادر للرواندی : ص 211 ح 417 عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج 103 ص 268 ح 18 . 5- .الکافی : ج 3 ص 482 ح 2 و ج 5 ص 501 ح 3 عن الإمام الباقر علیه السلام ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 407 ح 1627 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 394 ح 4387 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 447 ح 1538 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 263 ح 1 .

ب: دعا کردن

ب دعا کردنپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :نخست نیّت خواستگاری بکن . سپس وضویی کامل بساز و نمازی را که خداوند بر تو نوشته ، به جای آور . سپس پروردگارت را ستایش کن و از او به بزرگی یاد کن . آن گاه بگو : بار خدایا ! تو می توانی و من نمی توانم . تو می دانی و من نمی دانم . تو دانای نهان هایی . پس اگر در فلانی نام او را می بری برای دین و دنیا و آخرت من خیر می بینی ، (1) و اگر جز او را برای دین و دنیا و آخرت من بهتر می بینی ، او را برایم قسمت فرما!

امام علی علیه السلام :هر یک از شما که خواست ازدواج کند ، [ نخست ] دو رکعت نماز بگزارد و سوره حمد و یس را بخواند و آن گاه که از نماز فراغت یافت ، ثنای خداوند عز و جل را به جا آورد و بگوید : بار خدایا ! مرا همسری نیک و مهربان و زایا و سپاس گزار و قانع و پاک دامنْ روزی فرما ! اگر نیکی کردم ، سپاس گزاری کند . اگر بدی کردم ، ببخشاید . اگر خدای بزرگ را یاد کردم ، کمک نماید . اگر [ خدا را ] فراموش کردم ، یادآوری کند . هر گاه خانه را ترک کردم ، خودش را حفظ کند . هر گاه بر او وارد شدم ، خوش حال شود . اگر دستورش دادم ، از من فرمانبرداری کند . هر گاه سوگندش دادم [ که فلان کار را بکند یا نکند ]بپذیرد . هر گاه به خشم آمدم ، مرا خشنود سازد . ای خداوندگار شکوه و بزرگواری ! چنین زنی را به من ببخش ، که من از تو درخواست می کنم و به دست نمی آورم ، مگر آنچه تو قسمت من کرده ای . هر کس چنین کند ، خداوند ، آنچه را که درخواست کرده ، به او عطا می فرماید .

الکافی به نقل از ابو بصیر : امام صادق علیه السلام به من فرمود : «زمانی که یکی از شما ازدواج می کند ، چه باید بکند ؟» . گفتم : نمی دانم . فرمود : «هر گاه تصمیم به این کار گرفت ، دو رکعت نماز بگزارد و [ سپس ] از خداوند ، سپاس گزاری کند . آن گاه بگوید : خدایا ! من می خواهم ازدواج کنم . پس ، زنی را نصیب من کن که پاک دامن تر است و نسبت به خود و اموال من ، نگه دارنده تر و پُر روزی تر و پُربرکت تر است . و برایم فرزندی پاک مقدّر فرما که در زندگی و پس از مُردنم ، جانشینی شایسته قرارش دهی» .

1- .در دیگر منابع ، بعد از این عبارت ، آمده است : «او را برایم قسمت فرما» . ظاهرا این عبارت ، از مأخذ افتاده است .

4 / 2ارشادات لاختیار الأفضلأ صَلاحُ الاُسرَهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :تَزَوَّجوا فِی الحِجزِ (1) الصّالِحِ ، فَإِنَّ العِرقَ دَسّاسٌ . (2)

عنه صلی الله علیه و آله :اِختاروا لِنُطَفِکُم ، فَإِنَّ الخالَ أحَدُ الضَّجیعَینِ . (3)

عنه صلی الله علیه و آله :تَخَیَّروا لِنُطَفِکُم ، فَإِنَّ النِّساءَ یَلِدنَ أشباهَ إخوانِهِنَّ وأخَواتِهِنَّ . (4)

ب النَّظَرُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن تاقَت نَفسُهُ إلی نِکاحِ امرَأَهٍ ، فَلیَنظُر مِنها إلی ما یَدعوهُ إلی نِکاحِها . (5)

1- .فی المصدر : «الحجر» وما فی المتن أثبتناه من کنزالعمّال إذ هو الأنسب ، والحِجز بالضمّ والکسر : الأصل ، وقیل بالضمّ : الأصل والمَنْبت ، وبالکسر هو بمعنی الحِجْزه ، وهی هیئه المحتَجز کنایه عن العفّه وطیب الإزار . وقیل : هو العشیره لأنّه یُحتجز بهم أی یُمتنع (النهایه : ج 1 ص 345 «حجز») . 2- .مکارم الأخلاق : ج 1 ص 432 ح 1474 عن الإمام الصادق علیه السلام ؛ الفردوس : ج 2 ص 51 ح 2291 عن أنس ، کنز العمّال : ج 16 ص 296 ح 44559 . 3- .الکافی : ج 5 ص 332 ح 2 عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 402 ح 1603 عن إسماعیل بن أبی زیاد عن الإمام الصادق عن أبیه علیهماالسلام ، الجعفریّات : ص 90 عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام ، دعائم الإسلام : ج 2 ص 194 ح 703 ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 301 ح 94 کلاهما عن الإمام الصادق علیه السلام ، بحار الأنوار : ج 103 ص 236 ح 28 . 4- .تاریخ دمشق : ج 52 ص 362 ح 11068 عن عائشه ، کنز العمّال : ج 16 ص 295 ح 44557 . 5- .عوالی اللآلی : ج 3 ص 314 ح 150 وراجع سنن أبی داوود : ج 2 ص 228 ح 2082 .

4 / 2 رهنمودهایی برای انتخاب بهتر

الف شایستگی خانوادگی

ب نگریستن

4 / 2رهنمودهایی برای انتخاب بهترالف شایستگی خانوادگیپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :با خانواده خوب و شایسته وصلت کنید ؛ زیرا رگ و ریشه اثر دارد .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :برای نطفه های خود [ همسر شایسته ] گزینش کنید ؛ چرا که دایی ، یکی از دو هم بستر است . (1)

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :برای نطفه های خود ، بهترین را گزینش کنید ؛ زیرا زنان ، فرزندانی همانند برادران و خواهران خود به دنیا می آورند .

ب نگریستنپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :کسی که خواهان ازدواج با زنی است ، [می تواند] به آن قسمت هایی از بدن زن که او را به ازدواج با آن زن می خوانَد ، نگاه کند .

1- .یعنی بچّه ها ، از نظر اخلاق و رفتار ، شبیه دایی خود می شوند .

عنه صلی الله علیه و آله :إذا خَطَبَ أحَدُکُمُ المَرأَهَ ، فَإِنِ استَطاعَ أن یَنظُرَ إلی ما یَدعوهُ إلی نِکاحِها فَلیَفعَل . (1)

سنن ابن ماجه عن أنس :إنَّ المُغیرَهَ بنَ شُعبَهَ أرادَ أن یَتَزَوَّجَ امرَأَهً فَقالَ لَهُ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله : اِذهَب فَانظُر إلَیها ، فَإِنَّهُ أحری أن یُؤدَمَ (2) بَینَکُما . فَفَعَلَ ، فَتَزَوَّجَها ، فَذَکَرَ مِن مُوافَقَتِها . (3)

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :إذا أرادَ أحَدُکُم أن یَتَزَوَّجَ ، فَلیَسأَلَ عَن شَعرِها کَما یَسأَلُ عَن وَجهِها ، فَإِنَّ الشَّعرَ أحَدُ الجَمالَینِ . (4)

ملاحظهجاء فی «تحریر الوسیله» للإمام الخمینی قدس سره ، فی ذکر شرائط النظر ما یلی : یجوز لمن یرید تزویج امرأه أن ینظر إلیها بشرط : 1 . أن لا یکون بقصد التلذذ وإن علم أنّه یحصل بسبب النظر قهرا . 2 . أن یحتمل حصول زیاده بصیره بها . 3 . أن یجوز تزویجها فعلاً لا مثل ذات البعل والعدّه . 4 . أن یحتمل حصول التوافق علی التزویج دون من علم أنّها تردّ خطبتها . والأحوط الاقتصار علی وجهها وکفّیها وشعرها ومحاسنها وإن کان الأقوی جواز التعدّی إلی المعاصم ، بل وسائر الجسد ما عدا العوره ، والأحوط أن یکون من وراء الثوب الرقیق ، کما أن الأحوط لو لم یکن الأقوی الاقتصار علی ما إذا کان قاصدا لتزویج المنظوره بالخصوص فلا یعمّ الحکم ما إذا کان قاصدا لمطلق التزویج وکان بصدد تعیین الزوجه بهذا الاختبار ، ویجوز تکرار النظر إذا لم یحصل الاطّلاع علیها بالنظره الاُولی (تحریر الوسیله : ج 2 ص 245) .

1- .سنن أبی داوود : ج 2 ص 229 ح 2082 ، مسند ابن حنبل : ج 5 ص 91 ح 14592 ، المستدرک علی الصحیحین : ج 2 ص 179 ح 2696 کلّها عن جابر بن عبد اللّه ، کنز العمّال : ج 16 ص 290 ح 44527 . 2- .یُؤدَمُ بَینکُما : أی تکون المحبّه والاتّفاق (النهایه : ج 1 ص 32 «أدم») . 3- .سنن ابن ماجه : ج 1 ص 599 ح 1865 ، المستدرک علی الصحیحین : ج 2 ص 179 ح 2697 ، المصنف لعبد الرزاق : ج 6 ص 156 ح 10335 ، المنتخب من مسند عبد بن جمید : ص 375 ح 1254 ، سنن الترمذی : ج 3 ص 398 ح 1086 ، سنن الدارمی : ج 2 ص 571 ح 2094 ولیس فیهما ذیله . 4- .کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 388 ح 4364 ، النوادر للراوندی : ص 117 ح 122 عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 437 ح 1495 عن الإمام زین العابدین علیه السلام ، دعائم الإسلام : ج 2 ص 196 ح 718 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 237 ح 36 .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه یکی از شما از زنی خواستگاری کرد ، اگر می تواند به آنچه او را به ازدواج با آن زن می خوانَد ، نگاه کند ، این کار را بکند .

سنن ابن ماجه به نقل از اَنَس : مُغیره بن شُعبه ، می خواست با زنی ازدواج کند . پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود : «برو و او را ببین ؛ زیرا این کار ، باعث محبّت [و سازش بیشتری] میان شما می شود» . [مغیره] چنین کرد . با آن زن ازدواج نمود و از سازگاری او یاد کرد .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه یکی از شما ، خواهان همسرگزینی است ، همچنان که از چهره او پرس و جو می کند ، از موی او نیز بپرسد ؛ زیرا مو ، یکی از دو زیبایی است .

نکتهامام خمینی در تحریر الوسیله درباره شرایط نگاه کردن به نامحرم ، آورده است : کسی که قصد ازدواج با زنی را دارد ، جایز است با این شرایط ، به او نگاه کند : 1 . نگاه به قصد لذت بردن نباشد ؛ هرچند بداند که قهرا لذت ، با آن نگاه ، حاصل می شود . 2 . احتمال بدهد که با نگاه کردن ، اطلاعات بیشتری به دست می آورد . 3 . زنی باشد که می توان با او ازدواج کرد ، نه مانند زن شوهردار و یا زن های در عِدّه . 4 . احتمال بدهد که توافق برای ازدواج به دست می آید ، نه این که بداند زن حتما خواستگاری را رد می کند . احتیاط ، اکتفا کردن در نگاه به صورت ، دست ها ، موها و زیبایی آشکار است ، هر چند اقوی ، جواز عبور از ظواهر به مچ ها و بقیه بدن بجز عورت است . همچنین ، احتیاط ، این است که نگاه کردن به بدن ، از روی لباس نازک باشد ، همان گونه که احتیاط اگر نگوییم اقوی ، اکتفا کردن در نگاه به همان زن مشخصی است که قصد ازدواج با او را دارد ، و این حکم (جواز نگاه) ، شامل قصد مطلقِ ازدواج نمی شود ، هر چند شخص با این نگاه [به زنان متعدّد] ، در صدد انتخاب همسر [از میان آنها] باشد . ضمنا [در نگاه به همان زن مشخّص ، ]اگر با نگاه اوّل ، اطلاعات لازم به دست نیامد ، نگاه مجدد ، جایز است .

صحیح مسلم عن أبی هریره :کُنتُ عِندَ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فَأَتاهُ رَجُلٌ فَأَخبَرَهُ أنَّهُ تَزَوَّجَ امرَأَهً مِنَ الأَنصارِ ، فَقالَ لَهُ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : أنَظَرتَ إلَیها ؟ قالَ : لا . قالَ : فَاذهَب فَانظُر إلَیها ، فَإِنَّ فی أعیُنِ الأَنصارِ شَیئا . (1)

ج اِختیار الصَّالِحَهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مِن سَعادَهِ المَرءِ الزَّوجَهُ الصّالِحَهُ . (2)

عنه صلی الله علیه و آله :المَرأَهُ الصّالِحَهُ خَیرٌ مِن ألفِ رَجُلٍ غَیرِ صالِحٍ . (3)

عنه صلی الله علیه و آله :مَا استَفادَ المُؤمِنُ بَعدَ تَقوَی اللّهِ ، خَیرا لَهُ مِن زَوجَهٍ صالِحَهٍ . (4)

عنه صلی الله علیه و آله :الدُّنیا مَتاعٌ ، وخَیرُ مَتاعِ الدُّنیا المَرأَهُ الصّالِحَهُ . (5)

الإمام الباقر علیه السلام :أتی رَجُلٌ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله یَستَأمِرُهُ فِی النِّکاحِ . فَقالَ لَهُ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : اِنکِح ، وعَلَیکَ بِذاتِ الدّینِ تَرِبَت یَداکَ (6) . (7)

1- .صحیح مسلم : ج 2 ص 1040 ح 74 ، سنن النسائی : ج 6 ص 77 ، مسند ابن حنبل : ج 3 ص 160 ح 7990 ، السنن الکبری : ج 7 ص 135 ح 13486 . 2- .الکافی : ج 5 ص 327 ح 4 عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام ؛ مسند ابن حنبل : ج 1 ص 357 ح 1445 ، المعجم الکبیر : ج 1 ص 146 ح 329 کلاهما عن سعد بن أبی وقّاص نحوه ، کنز العمّال : ج 11 ص 98 ح 30777 . 3- .إرشاد القلوب : ص 175 ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 123 ح 25342 . 4- .سنن ابن ماجه : ج 1 ص 596 ح 1857 ، تفسیر القرطبی : ج 1 ص 162 کلاهما عن أبی اُمامه ، کنز العمّال : ج 16 ص 272 ح 44410 وراجع : الکافی : ج 5 ص 327 ح 3 . 5- .صحیح مسلم : ج 2 ص 1090 ح 64 ، سنن ابن ماجه : ج 1 ص 596 ح 1855 ، سنن النسائی : ج 6 ص 69 ، مسند ابن حنبل : ج 2 ص 571 ح 6578 کلّها عن عبد اللّه بن عمرو ، کنز العمّال : ج 16 ص 278 ح 44451 ؛ دعائم الاسلام : ج 2 ص 195 ح 709 ؛ النوادر للراوندی : ص 35 ، الجعفریّات : ص 91 کلاهما عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله . 6- .تَرِبَتْ یَداکَ : تَرِبَ الرَجُلُ إذا افتقر ، أی لصق بالتراب ، وأترَبَ إذا استغنی ، وهذه الکلمه جاریه علی ألسنهِ العرب لا یریدون بها الدعاء علی المخاطب ، وقیل : معناها للّه ِِ دَرَّک (النهایه : ج 1 ص 184 «ترب») . 7- .الکافی : ج 5 ص 332 ح 1 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 401 ح 1600 کلاهما عن محمّد بن مسلم (راجع : آداب النکاح / ما لا ینبغی : اختیار المرأه لجمالها أو مالها فقط ، وراجع : آداب تزویج البنات / ما ینبغی : عدم الاهتمام بشرف النسب) .

ج انتخاب همسر شایسته

صحیح مسلم به نقل از ابو هریره : نزد پیامبر صلی الله علیه و آله بودم که مردی آمد و گفت که با زنی از انصار ، ازدواج کرده است . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود : «آیا او را دیده ای؟» . گفت : نه . فرمود : «برو و او را ببین ؛ زیرا در چشمان انصار ، چیزی ( اندک عیبی ) وجود دارد» .

ج انتخاب همسر شایستهپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :از خوش بختی مرد ، داشتن همسر شایسته است .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :یک زن شایسته ، بهتر از هزار مرد ناشایست است .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :مؤمن ، پس از تقوای الهی ، بهره ای بهتر از همسر شایسته ، نبرده است .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :دنیا ، متاع است و بهترین متاع آن ، زن شایسته است .

امام باقر علیه السلام :مردی ، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و با ایشان درباره ازدواج ، مشورت کرد . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود : «ازدواج کن و بر تو باد ازدواج با زن متدیّن . خداوند ، به تو خیر بدهد!» .

الإمام علیّ علیه السلام :إذا أرادَ اللّهُ بِعَبدٍ خَیرا ، ألهَمَهُ القَناعَهَ وأصلَحَ لَهُ زَوجَهُ . (1)

عنه علیه السلام :أنعَمُ النّاسِ عَیشا مَن مَنَحَهُ اللّهُ سُبحانَهُ القَناعَهَ وأصلَحَ لَهُ زَوجَهُ . (2)

عنه علیه السلام :الزَّوجَهُ الصّالِحَهُ أحَدُ الکَسبَینِ . (3)

الإمام الحسن علیه السلام لِرَجُلٍ جاءَ إلَیهِ یَستَشیرُهُ فی تزویجِ ابنَتِهِ : زَوِّجها مِن رَجُلٍ تَقِیٍّ ، فَإِنَّهُ إن أحَبَّها أکرَمَها ، وإن أبغَضَها لَم یَظلِمها . (4)

د اِختیارُ الباکِرَهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :تَزَوَّجُوا الأَبکارَ ؛ فَإِنَّهُنَّ أطیَبُ شَیءٍ أفواها ، وأدَرُّ شَیءٍ أخلافا ، وأحسَنُ شَیءٍ أخلاقا ، وأفتَحُ شَیءٍ أرحاما . أما عَلِمتُم أنّی اُباهی بِکُمُ الاُمَمَ یَومَ القِیامَهِ ، حَتّی بِالسِّقطِ ، یَظَلُّ مُحبَنطِئا عَلی بابِ الجَنَّهِ ! فَیَقولُ اللّهُ عَزَّ وجَلَّ لَهُ : اُدخُلِ الجَنَّهَ ، فَیَقولُ : لا ، حَتّی یَدخُلَ أبوای قَبلی . فَیَقولُ اللّهُ تَعالی لِمَلَکٍ مِنَ المَلائِکَهِ ائتِنی بِأَبَوَیهِ ، فَیَأمُرُ بِهِما إلَی الجَنَّهِ ، فَیَقولُ : هذا بِفَضلِ رَحمَتی لَکَ . (5)

سنن الدارمی عن جابر بن عبد اللّه :کُنّا مَعَ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله فی سَفَرٍ ، فَلَمّا قَفَلنا تَعَجَّلتُ ، فَلَحِقَنی راکِبٌ ، قالَ : فَالتَفَتُّ فَإِذا أنَا بِرَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، فَقالَ لی : ما أعجَلَکَ یا جابِرُ ؟ قالَ : إنّی حَدیثُ عَهدٍ بِعُرسٍ . قالَ : أفَبِکرا تَزَوَّجتَها أم ثَیِّبا ؟ قالَ : قُلتُ : بَل ثَیِّبا . قالَ : فَهَلّا بِکرا تُلاعِبُها وتُلاعِبُکَ ! قالَ : ثُمَّ قالَ لی : إذا قَدِمتَ فَالکَیسَ الکَیسَ . قالَ : فَلَمّا قَدِمنا ذَهَبنا نَدخُلُ ، قالَ : أمهِلوا حَتّی نَدخُلَ لَیلاً أی عِشاءً لِکَی تَمتَشِطَ الشَّعِثَهُ (6) وتَستَحِدَّ (7) المُغیبَهُ . (8)

1- .غرر الحکم : ح 4115 ، عیون الحکم والمواعظ : ص 131 ح 2950 . 2- .غرر الحکم : ح 3295 ، عیون الحکم والمواعظ : ص 124 ح 2827 . 3- .غرر الحکم : ح 1614 . 4- .مکارم الأخلاق : ج 1 ص 446 ح 1534 نقلاً عن تهذیب الأحکام . 5- .تهذیب الأحکام : ج 7 ص 400 ح 1598 ، الکافی : ج 5 ص 334 ح 1 ، التوحید : ص 395 ح 10 کلّها عن عبد الأعلی بن أعین مولی آل سام عن الإمام الصادق علیه السلام ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 287 ح 32 وکلّها نحوه . 6- .الشَّعِثُ : المُغبَرُّ الرأس المنتتف الشعر (لسان العرب : ج 2 ص 160 «شعث») . 7- .الاستحداد : حلق العانَه بالحدید (النهایه : ج 1 ص 353 «حدد») والمُغیبَهُ : المَرأَهُ غابَ زَوجُها (المصباح المنیر : ص 458 «غیب») . 8- .سنن الدارمی : ج 2 ص 585 ح 2136 ، صحیح البخاری : ج 5 ص 1954 ح 4791 نحوه ، کنز العمّال : ج 16 ص 500 ح 45633 وراجع صحیح مسلم : ج 2 ص 1088 ح 715 .


د انتخاب زنِ باکِره

امام علی علیه السلام :هر گاه خداوند ، خیری را برای بنده ای بخواهد ، قناعت کردن را در دل او می افکنَد و همسرش را شایسته می گردانَد .

امام علی علیه السلام :خوش ترین زندگی ، از آنِ کسی است که خداوند سبحان ، به او قناعت بخشیده و همسری شایسته ، روزی اش کرده است .

امام علی علیه السلام :همسر شایسته ، یکی از دو دستاورد است .

امام حسن علیه السلام به مردی که نزد ایشان آمد و در باره شوهر دادن دخترش با امام علیه السلام مشورت کرد : او را به همسری مردی با تقوا درآور ؛ زیرا اگر دختر تو را دوست داشته باشد ، گرامی اش می دارد و اگر دوستش نداشته باشد ، به او ستم نمی کند .

د انتخاب زنِ باکِرهپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :با زنان باکره ازدواج کنید ؛ زیرا آنان دهانشان خوشبوتر ، سینه هایشان شیرافشان تر ، اخلاقشان نیکوتر ، و رَحِم هایشان بازتر است . (1) آیا نمی دانید که در روز رستاخیر ، به [ بسیاریِ ] شما بر دیگر امّت ها می بالم ؟ حتّی به جنین سقط شده ای که قهر کرده و ناراحت ، بر در بهشت می مانَد . پس خداوند عز و جل به او می گوید : «داخل بهشت شو!» . و او می گوید : نه . [وارد نمی شوم ]تا این که پیش از من ، پدر و مادرم داخل شوند . پس خداوند متعال ، به فرشته ای از فرشتگان می فرماید : «پدر و مادرش را نزد من بیاورید» . آن گاه دستور می دهد که آن دو را به بهشت ببرند . سپس می فرماید : «این ، از لطف و رحمت من به توست» .

سنن الدارمی به نقل از جابر بن عبد اللّه : در سفری ، با پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بودیم . هنگامی که بازگشتیم ، من در رفتن ، پیشی گرفتم . سواری به من رسید . برگشتم . دیدم پیامبر خدا صلی الله علیه و آله است . فرمود : «چه چیزی تو را به شتاب وا داشته است ، ای جابر؟!» . گفتم : من تازه دامادم . فرمود : «با دختر ازدواج کرده ای یا بیوه؟» . گفتم : بیوه . فرمود : «پس چرا دختر نگرفتی که با هم به ملاعبه بپردازید؟» . سپس به من فرمود : «هر گاه وارد شدی ، هوش دار ، هوش دار!» (2) . چون رسیدیم ، خواستیم که وارد شویم ، امّا پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «درنگ کنید تا شب یعنی شامگاهان در آییم تا زنان ، شانه ای بر سر خویش بکشند و موی از خود بِستُرند» .

1- .کنایه از فرزندزایی بیشتر آنهاست . 2- .اصل عربی این تعبیر ، «الکَیْس» است و شارحان در بیان این تعبیر گفته اند: الکیس ، یعنی جماع یا عقل . مراد ، تشویق به طلب فرزند است و به قولی ، تحذیر از ترک جماع است ، که همان تشویق به مجامعت است . یعنی چون وارد شدی ، در کار فرزند بکوش . برخی نیز گفته اند امر به جماع است یا نهی از مبادرت به آن ، با به کارگیری عقل ، تا مبادا عطش شهوت ، باعث شود که یک وقت در حال حیض ، با زنش مجامعت کند .

صحیح البخاری عن جابر :تَزَوَّجتُ امرَأَهً ، فَقالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله : تَزَوَّجتَ یا جابِرُ ؟ قُلتُ : نَعَم ، قالَ : بِکرا أم ثَیِّبا ؟ قُلتُ : ثَیِّبا ؟ قالَ : هَلّا جارِیهً تُلاعِبُها وتُلاعِبُکَ أو تُضاحِکُها وتُضاحِکُکَ . قُلتُ : هَلَکَ أبی فَتَرَکَ سَبعَ أو تِسعَ بَناتٍ ، فَکَرِهتُ أن أجیئَهُنَّ بِمِثلِهِنَّ ، فَتَزَوَّجتُ امرَأَهً تَقومُ عَلَیهِنَّ . قالَ : فَبارَکَ اللّهُ عَلَیکَ . (1)

صحیح البخاری عن عائشه :قُلتُ : یا رَسولَ اللّهِ ، أرَأَیتَ لَو نَزَلتَ وادِیا وفیهِ شَجَرَهٌ قَد اُکِلَ مِنها ، ووَجَدتَ شَجَرا لَم یُؤکَل مِنها ، فی أیِّها کُنتَ تُرتِعُ بَعیرَکَ ؟ قالَ : فِی الَّتی لَم یُرتَع مِنها . تَعنی أنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله لَم یَتَزَوَّج بِکرا غَیرَها . (2)

ه اِختیار الشَّابَّهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :تَزَوَّجُوا الشَّوابَّ فَإِنَّهُنَّ أغَرُّ أخلاقا (3) . (4)

1- .صحیح البخاری : ج 5 ص 2347 ح 6024 ، صحیح مسلم : ج 2 ص 1087 ح 715 ، تاریخ دمشق : ج 11 ص 229 ح 2789 کلاهما نحوه ، کنز العمّال : ج 16 ص 500 ح 45634 ، وراجع سنن الترمذی : ج 3 ص 406 ح 1100 . 2- .صحیح البخاری : ج 5 ص 1953 ح 4789 ، صحیح ابن حبّان : ج 5 ص 174 ح 4331 ، السنن الکبری : ج 7 ص 130 ح 13472 نحوه . 3- .قال الشریف الرضی قدس سره بعد أن ذکر الحدیث : فی هذا الکلام مجاز ، لأن وصف الخُلق بأنّه أغرّ إنّما یراد بیاضه ، والبیاض هاهنا عباره عن الحسن ، کما أنّ السواد فی قولهم : فلان أسود الخلق عباره عن القبح ، فکأنّه علیه الصلاه والسّلام قال : «فإنّهنّ أحسن خلقا کما أنّ الغرّ من الخیل أحسن خلقا» . 4- .المجازات النبویّه : ص 312 ح 238 ، نثر الدرّ : ج 1 ص 230 .

ه انتخاب زنِ جوان

صحیح البخاری به نقل از جابر : با زنی ازدواج کردم . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «ای جابر! آیا ازدواج کردی؟» . گفتم : آری . فرمود : «دختر است یا بیوه؟» . گفتم : بیوه . فرمود : «چرا دختر نگرفتی ، که با یکدیگر ملاعبه و بگو بخند کنید؟» . گفتم : پدرم مُرد ، در حالی که هفت یا نُه دختر بر جای گذاشت و من خوش نداشتم که یکی چون آنان ، بر جمعشان بیفزایم . پس با زنی ازدواج کردم که سرپرستی آنان را به عهده بگیرد . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «آفرین بر تو!» .

صحیح البخاری به نقل از عایشه : گفتم : ای پیامبر خدا ! اگر به وادی ای فرود آمدی و در آن ، درختی بود که از آن خورده اند و درختی دیگر یافتی که از آن ، خورده نشده است ، در کدام یک از آنها ، اشترت را می چرانی؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «در آن درختی که از آن ، چریده نشده است» . مراد عایشه ، آن بود که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله جز او ، باکره ای دیگر ، به همسری نگرفت .

ه انتخاب زنِ جوانپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :با دختران جوان ، ازدواج کنید که آنان ، خوش خوترند .

و الاِغتِرابُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :اِغتَرِبوا لا تُضووا (1) . (2)

ز اِختیارُ مَن فیها هذِهِ الخَصائِصُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :تَزَوَّجُوا الزُّرقَ (3) ؛ فَإِنَّ فیهِنَّ الیُمنَ . (4)

عنه صلی الله علیه و آله :تَخَیَّروا لِنُطَفِکُم ، وَانتَخِبُوا المَناکِحَ ، وعَلَیکُم بِذاتِ (5) الأَوراکِ (6) ؛ فَإِنَّهُنَّ أنجَبُ . (7)

عنه صلی الله علیه و آله :عَلَیکُم بِذَواتِ الأَعجازِ ؛ فَإِنَّهُنَّ أنجَبُ وفیهِنَّ یُمنٌ . (8)

الکافی عن أحمد بن أبی عبد اللّه عن بعض أصحابنا رفع الحدیث ، قال :کانَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله إذا أرادَ تَزویجَ امرَأَهٍ بَعَثَ مَن یَنظُرُ إلَیها ، ویَقولُ لِلمَبعوثَهِ : شَمّی لیتَها ؛ فَإِن طابَ لیتُها طابَ عَرفُها ، وَانظُری کَعبَها ؛ فَإِن دَرِمَ کَعبُها عَظُمَ کَعثَبُها (9) . (10)

1- .قال الشریف الرضی قدس سره بعد أن ذکر الحدیث : وهذا استعاره ، والمراد انکحوا فی الغرائب ، ولا تنکحوا فی القرائب ، لأنّهم یقولون : الغرائب أنجب . «وَالضوی» ضؤوله الجسم ودقّته ، ویقال : أضوَتِ المرأه ؛ إذا أتت بولد ضاوٍ ، کما یقال : أذَکَرت ؛ إذا أتت بولد ذکر ، وکانوا یعتقدون أنّ القریبه تُضوی ، کما أنّ الغریبه تُدهی ؛ أی تأتی بالولد داهیه . 2- .المجازات النبویّه : ص 100 ح 59 . 3- .الزُّرقه : البیاض ، والزُّرقه [أیضا] : خضره فی سواد العین (لسان العرب : ج 10 ص 138 «زرق») . 4- .الکافی : ج 5 ص 325 ح 6 عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 387 ح 4361 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 434 ح 1487 وفیهما «البرکه» بدل «الیُمن» ، النوادر للراوندی : ص 115 ح 113 ، الجعفریّات : ص 92 کلاهما عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله ، نثر الدرّ : ج 1 ص 159 ، جامع الأحادیث للقمّی : ص 65 ، دعائم الإسلام : ج 2 ص 196 ح 717 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 237 ح 31 . 5- .کذا فی المصدر ، وفی کنز العمّال : «بذوات» . 6- .الوَرِکُ : ما فوق الفَخِذ (النهایه : ج 5 ص 176 «ورک») . 7- .تاریخ أصبهان : ج 2 ص 78 ح 1140 عن عمر ، کنز العمّال : ج 16 ص 302 ح 44594 ؛ الکافی : ج 5 ص 334 ح 1 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 402 ح 1602 کلاهما عن عبد اللّه بن المغیره عن الإمام الکاظم علیه السلام ولیس فیهما صدره . 8- .درر الأحادیث النبویّه : ص 95 . 9- .قال الصدوق فی «الفقیه» : اللیت : صفحه العنق . والعَرف : الریح الطیّبه ، قال اللّه عزّ وجلّ «وَ یُدْخِلُهُمُ الْجَنَّهَ عَرَّفَهَا لَهُمْ» [محمّد : 6] أی طیّبها لهم . وقد قیل : إنّ العَرف العود الطیِّب الریح . وقوله علیه السلام : درم کعبها : أی کثر لحم کعبها ، ویقال : امرأه درماء ؛ إذا کانت کثیره لحم القدم والکعب ، والکعثب : الفرج . 10- .الکافی : ج 5 ص 335 ح 4 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 403 ح 1606 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 338 ح 4363 ، المقنع : ص 305 ، بحار الأنوار : ج 22 ص 194 ح 6 ؛ وراجع مسند ابن حنبل : ج 4 ص 462 ح 13423 .

و ازدواج با بیگانه

ز انتخاب زنی با این ویژگی ها

و ازدواج با بیگانهپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :با بیگانه (غیر خویشاوند) ، ازدواج کنید تا فرزندان لاغرِ تکیده ، به دنیا نیاورید .

ز انتخاب زنی با این ویژگی هاپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :با زنان چشمْ زاغ ، ازدواج کنید ؛ زیرا این گونه زنان ، خوش یُمن اند .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :برای نُطفه های خود ، گزینش کنید و همسران را انتخاب نمایید . بر شما باد ، زنانی که لگنِ بزرگ دارند ؛ زیرا اینان زایاترند .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بر شما باد زنان بزرگ سُرین ؛ زیرا این گونه زنان ، زایاتر و خوش یُمن اند .

الکافی به نقل از احمد بن ابی عبد اللّه ، از یکی از شیعیان ، در حدیثی که سند آن را به اهل بیت علیهم السلام رسانده است : گفت : پیامبر صلی الله علیه و آله هر گاه می خواست با زنی ازدواج کند ، کسی را می فرستاد تا او را ببیند و به آن فرستاده می فرمود : «گردنش را ببوی . اگر گردنش خوش بو بود ، بدنی خوش بو دارد . و قوزک پایش را نگاه کن . اگر گوشتالود بود ، شرمگاهش [نیز ]گوشتالوست .

الإمام علیّ علیه السلام :مَن أرادَ الباءَهَ فَلیَتَزَوَّج بِامرَأَهٍ قَریبَهٍ مِنَ الأَرضِ ، بَعیدَهٍ ما بَینَ المَنکِبَینِ ، سَمراءَ اللَّونِ ، فَإِن لَم یَحظَ بِها فَعَلَیَّ مَهرُها . (1)

عنه علیه السلام :تَزَوَّجوا سَمراءَ عَیناءَ عَجزاءَ مَربوعَهً ، فَإِن کَرِهتَها فَعَلَیَّ مَهرُها . (2)

الإمام الکاظم علیه السلام :مِن سَعادَهِ الرَّجُلِ أن یَکشِفَ الثَّوبَ عَنِ امرَأَهٍ بَیضاءَ . (3)

الکافی عن إبراهیم الکرخی :قُلتُ لِأَبی عَبدِ اللّهِ علیه السلام : إنَّ صاحِبَتی هَلَکَت وکانَت لی مُوافِقَهً ، وقَد هَمَمتُ أن أتَزَوَّجَ . فَقالَ لی : اُنظُر أینَ تَضَعُ نَفسَکَ ، ومَن تُشرِکُهُ فی مالِکَ ، وتُطلِعُهُ عَلی دینِکَ وسِرِّکَ ، فَإِن کُنتَ لابُدَّ فاعِلاً فَبِکرا تُنسَبُ إلَی الخَیرِ وإلی حُسنِ الخُلُقِ . وَاعلَم أنَّهُنَّ کَما قالَ : ألا إنَّ النِّساءَ خُلِقنَ شَتّیفَمِنهُنَّ الغَنیمَهُ وَالغَرامُ ومِنهُنَّ الهِلالُ إذا تَجَلّیلِصاحِبِهِ ومِنهُنَّ الظَّلامُ فَمَن یَظفَر بِصالِحِهِنَّ یَسعَدومَن یُغبَن فَلَیسَ لَهُ انتِقامُ وهُنَّ ثَلاثٌ : فَامرَأَهٌ وَلودٌ وَدودٌ ، تُعینُ زَوجَها عَلی دَهرِهِ لِدُنیاهُ وآخِرَتِهِ ، ولا تُعینُ الدَّهرَ عَلَیهِ . وَامرَأَهٌ عَقیمٌ ، لا ذاتُ جَمالٍ ولا خُلُقٍ ، ولا تُعینُ زَوجَها عَلی خَیرٍ . وَامرَأَهٌ صَخّابَهٌ (4) وَلّاجَهٌ (5) هَمّازَهٌ (6) ، تَستَقِلُّ الکَثیرَ ولا تَقبَلُ الیَسیرَ . (7)

1- .مکارم الأخلاق : ج 1 ص 439 ح 1504 نقلاً عن کتاب نوادر الحکمه ، بحار الأنوار : ج 103 ص 234 ح 16 . 2- .الکافی : ج 5 ص 335 ح 2 و 8 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 403 ح 1607 کلاهما عن الإمام الصادق علیه السلام ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 387 ح 4362 ، المقنع : ص 305 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 436 ح 1491 وفیها «الصداق» بدل «مهرها» . 3- .الکافی : ج 5 ص 335 ح 7 ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 299 ح 82 عن الإمام الرضا علیه السلام . 4- .الصَّخَبُ : الضَجَّهُ واضطراب الأصوات والخصام (النهایه : ج 3 ص 14 «صخب») . 5- .أی کثیره الدخول والخروج (مجمع البحرین : ج 3 ص 1972 «ولج») . 6- .هَمَزهُ : اغتابه فی غیبتهِ فهو همّاز (المصباح المنیر : ص 640 «همز») . 7- .الکافی : ج 5 ص 323 ح 3 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 401 ح 1601 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 386 ح 4358 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 435 ح 1490 کلاهما عن داوود الکرخی ، معانی الأخبار : ص 317 ح 1 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 232 ح 11 .

امام علی علیه السلام :هر که خواست ازدواج کند ، با زنی کوته قامت ، چهارشانه و سبزه ازدواج کند . اگر از او لذّت نبُرد ، مهریه اش با من .

امام علی علیه السلام :با زن سبزه درشت چشمِ بزرگ سُرینِ چهارشانه ازدواج کنید . اگر پسندتان نیفتاد ، مهریه اش با من .

امام کاظم علیه السلام :از سعادت مرد ، این است که از زنی سیمین بَر ، جامه برگیرد!

الکافی به نقل از ابراهیم کَرْخی : به امام صادق علیه السلام گفتم : همسرم که زنی سازگار بود ، از دنیا رفته است و اکنون ، تصمیم گرفته ام که ازدواج کنم . امام علیه السلام به من فرمود : «بنگر که خویشتن را در کجا می نهی و چه کسی را در دارایی ات شریک می گردانی و بر دین و رازت آگاه می سازی . پس اگر تصمیم قطعی به این کار گرفته ای ، با دوشیزه ای ازدواج کن که از او به نیکی و نیک خویی یاد می شود . بدان که زنان چنان اند که [ شاعر ] گفته است : راستی که زنان ، گونه گون آفریده شده اندبرخی از آنان سودند و برخی زیان برخی چونان ماهِ نواند ، آن گاه که آشکار شودبرای یارش و برخی دگر تاریک اند پس ، آن که به نیک زنی دست یابد ، زهی سعادت!و آن که مغبون شود ، برایش راه انتقامی نیست! زنان ، سه دسته اند : زن زایای مهربان که شوهر خویش را در کار دنیا و آخرتش یاری می رسانَد و به روزگار ، بر ضد او یاری نمی رساند ؛ زن نازایی که نه از زیبایی بهره ای دارد و نه از اخلاق و شوهرش را در کار نیک ، یاری نمی رسانَد و زن هوارکشِ پا به در ، که پشت سر شوهرش حرف می زند و زیاد را اندک می شمارد و اندک را نمی پذیرد .


4 / 3مَن لا یَنبَغِی اختِیارُهُأ الحَسناءُ غَیرُ الصَّالِحَهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :لا یُختارُ حُسنُ وَجهِ المَرأَهِ عَلی حُسنِ دینِها . (1)

لقمان علیه السلام لِابنِهِ : یا بُنَیَّ ، لَو کانَتِ النِّساءُ تُذاقُ کَما تُذاقُ الخَمرُ ، ما تَزَوَّجَ رَجُلٌ امرَأَهَ سوءٍ أبَدا . (2)

ب خَضراءُ الدِّمَنِالإمام الصادق علیه السلام :قامَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله خَطیبا فَقالَ : أیُّهَا النّاسُ ، إیّاکُم وخَضراءَ الدِّمَنِ . قیلَ : یا رَسولَ اللّهِ ، وما خَضراءُ الدِّمَنِ ؟ قالَ : المَرأَهُ الحَسناءُ فی مَنبَتِ السّوءِ . (3)

1- .الفردوس : ج 5 ص 217 ح 8005 عن عباده بن الصامت ، کنز العمّال : ج 16 ص 301 ح 44590 . 2- .الاختصاص : ص 339 عن الأوزاعی ، بحار الأنوار : ج 13 ص 430 ح 23 . 3- .الکافی : ج 5 ص 332 ح 4 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 403 ح 1608 کلاهما عن السکونی ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 391 ح 4377 ، معانی الأخبار : ص 316 ح 1 عن محمّد بن أبی طلحه الصیرفی ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 442 ح 1521 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 232 ح 10 .


4 / 3 زنانی که شایسته انتخاب نیستند

الف زیبای ناشایست

4 / 3زنانی که شایسته انتخاب نیستندالف زیبای ناشایستپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :زیباییِ رویِ زن را نباید بر زیبایی دینش ترجیح داد .

لقمان علیه السلام به فرزندش : پسرم ! اگر زنان ، همچون شراب ، چشیدنی بودند ، هرگز هیچ مردی با زن بد ، ازدواج نمی کرد .

ب زیبای بدگُهر

ب زیبای بدگُهر (1)امام صادق علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به خطابه ایستاد و فرمود : «ای مردم! از خضرای دِمَن (زیبای بدگُهر) بپرهیزید» . گفتند : ای پیامبر خدا ! خضرای دمن چیست؟ فرمود : «زن زیبا در رویشگاه بَد» .

1- .در متن عربی ، تعبیر «خضراء دِمَن» آمده است که به معنای سبزه ای است که در مزبله و سرگینگاه بروید . دِمَن ، جمع دِمْنه است و دِمنه ، به معنای سرگین و زباله است .

ج الحَمقاءُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :إیّاکُم وتَزویجَ الحَمقاءِ ؛ فَإِنَّ صُحبَتَها بَلاءٌ ، ووَلَدَها ضَیاعٌ . (1)

الإمام الصادق علیه السلام :زَوِّجُوا الأَحمَقَ ولا تُزَوِّجُوا الحَمقاءَ ؛ فَإِنَّ الأَحمَقَ یُنجِبُ وَالحَمقاءَ لا تُنجِبُ . (2)

د العاقِرُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :تَزَوَّجوا بِکرا وَلودا ، ولا تَزَوَّجوا جَمیلَهً عاقِرا ، فَإِنّی اُباهی بِکُمُ الاُمَمَ یَومَ القِیامَهِ . (3)

الإمام الصادق علیه السلام :جاءَ رَجُلٌ إلی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله فَقالَ : یا نَبِیَّ اللّهِ ، إنَّ لِیَ ابنَهَ عَمٍّ قَد رَضیتُ جَمالَها وحُسنَها ودینَها ، ولکِنَّها عاقِرٌ . فَقالَ : لا تَزَوَّجها . (4)

سنن أبی داوود عن معقل بن یسار :جاءَ رَجُلٌ إلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فَقالَ : إنّی أصَبتُ امرَأَهً ذاتَ حَسَبٍ وجَمالٍ وإنَّها لا تَلِدُ ، أفَأَتَزَوَّجُها ؟ قالَ : لا . ثُمَّ أتاهُ الثّانِیَهَ فَنَهاهُ ، ثُمَّ أتاهُ الثّالِثَهَ ، فَقالَ : تَزَوَّجُوا الوَدودَ الوَلودَ ؛ فَإِنّی مُکاثِرٌ بِکُمُ الاُمَمَ . (5)

1- .الجعفریات : ص 92 ، النوادر للراوندی : ص 116 ح 117 کلاهما عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام ، الکافی : ج 5 ص 353 ح 1 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 406 ح 1622 کلاهما عن السکونی عن الإمام الصادق عن الإمام علی علیهماالسلام ، المقنعه : ص 513 عن الإمام الصادق علیه السلام وفیه «ضلال» بدل «بلاء» ، جامع الأحادیث للقمّی : ص 59 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 237 ح 35 . 2- .الکافی : ج 5 ص 354 ح 2 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 406 ح 1623 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 561 ح 4929 . 3- .الکافی : ج 5 ص 333 ح 2 عن محمّد بن مسلم عن الإمام الباقر علیه السلام ، دعائم الإسلام : ج 2 ص 197 ح 721 ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 287 ح 31 عن سلیمان بن جعفر عن الإمام الکاظم علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله وکلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج 103 ص 237 ح 33 وراجع مکارم الأخلاق : ج 1 ص 441 ح 1514 و المصنّف لعبد الرزّاق : ج 6 ص 160 ح 10343 . 4- .الکافی : ج 5 ص 333 ح 1 عن عبد اللّه بن سنان ، بحار الأنوار : ج 12 ص 266 ح 33 . 5- .سنن أبی داوود : ج 2 ص 220 ح 2050 ، سنن النسائی : ج 6 ص 65 ، المستدرک علی الصحیحین : ج 2 ص 176 ح 2685 ، صحیح ابن حبّان : ج 9 ص 364 ح 4056 ، السنن الکبری : ج 7 ص 131 ح 13475 کلّها نحوه وراجع اُسد الغابه : ج 6 ص 392 .

ج کودن

ج کودنپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :از ازدواج با زن کودن بپرهیزید ؛ زیرا همنشینی با او ، مایه رنج است و فرزندش تباه .

امام صادق علیه السلام :به مرد کودن ، زن بدهید ؛ امّا زن کودن نگیرید ؛ زیرا از مرد کودن ، فرزند باهوش به دنیا می آید ، ولی از زن کودن ، فرزند باهوش به دنیا نمی آید .

د نازا

د نازاپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :با باکره بچّه زا ازدواج کنید و با زن زیبایِ نازا ازدواج نکنید ؛ زیرا من در روز قیامت ، به [ جمعیّت ]شما بر دیگر امّت ها می بالم .

امام صادق علیه السلام :مردی نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت : ای پیامبر خدا ! دختر عمویی دارم که زیبایی و نیکویی و دینداری او را پسندیده ام ؛ امّا نازاست . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «با او ازدواج مکن» .

سنن أبی داوود به نقل از معقل بن یسار : مردی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت : من به زنی خانواده دار و زیبا برخورده ام ؛ ولی بچّه نمی زاید . آیا با او ازدواج بکنم؟ فرمود : «نه!» . دو باره نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و ایشان او را نهی کرد . سه باره آمد . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «با زن مهربانِ زایا ازدواج کنید ؛ زیرا من به [ افزونی ]شما بر دیگر امّت ها می نازم» .

اُسد الغابه عن عبد الملک المصری عن رجل من محارب :إنّ رَجُلاً أتَی النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله فَقالَ : أتَیتُکَ فِی امرَأَهٍ أعجَبَنی جَمالُها ، لِتَدعُوَ اللّهَ لی بِالبَرَکَهِ . وکانَت عاقِرا ، فَلَم یَأذَن لی . ثُمَّ رَجَعَ إلَیهِ یَرجو أن یَأذَنَ لَهُ أو یَدعُوَ لَهُ بِالبَرَکَهِ ، فَقالَ : إنَّهُ لَو تَزَوَّجَ امرَأَهً سَوداءَ ولَودا أحَبُّ إلَیَّ مِن أن یَتَزَوَّجَها حَسناءَ لا تَلِدُ . (1)

ه العَجوزُالإمام الصادق علیه السلام :ثَلاثَهٌ یَهدِمنَ البَدَنَ ورُبَّما قَتَلنَ : أکلُ القَدیدِ (2) الغابِّ (3) ، ودُخولُ الحَمّامِ عَلَی البِطنَهِ ، ونِکاحُ العَجائِزِ . (4)

و مَن فیها هذِهِ الخَصائِصُالخصال عن زید بن ثابت :قالَ لی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : یا زَیدُ تَزَوَّجتَ ؟ قالَ : قُلتُ : لا ، قالَ : تَزَوَّج تَستَعِفَّ مَعَ عِفَّتِکَ ، ولا تَزَوَّجَنَّ خَمسا ، قالَ زَیدٌ : مَن هُنَّ یا رَسولَ اللّهِ ؟ فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : لا تَزَوَّجَنَّ شَهبَرَهً ، ولا لَهبَرَهً ، ولا نَهبَرَهً ، ولا هَیدَرَهً ، ولا لَفوتا . فَقالَ زَیدٌ : یا رَسولَ اللّهِ ، ما عَرَفتُ مِمّا قُلتَ شَیئا ، وإنّی بِأَمرِهِنَّ لَجاهِلٌ ! فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : ألسَتُم عُرُبا ؟ ! أمَّا الشَّهبَرَهُ فَالزَّرقاءُ البَذِیَّهُ ، وأمَّا اللَّهبَرَهُ فَالطَّویلَهُ المَهزولَهُ ، وأمَّا النَّهبَرَهُ فَالقَصیرَهُ الدَّمیمَهُ ، وأمَّا الهَیدَرَهُ فَالعَجوزُ المُدبِرَهُ ، وأمَّا اللَّفوتُ فَذاتُ الوَلَدِ مِن غَیرِکَ . (5)

1- .اُسد الغابه : ج 6 ص 394 الرقم 6552 وراجع کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 392 ح 4378 و عوالی اللآلی : ج 3 ص 299 ح 81 . 2- .القَدیدُ : اللَّحمُ المَملوحُ المُجَفَّفُ فی الشمس (النهایه : ج 4 ص 22 «قدد») . 3- .غَبَّ اللَّحمُ فهو غابّ : إذا أنتن (النهایه : ج 3 ص 336 «غبب») . 4- .الکافی : ج 6 ص 314 ح 6 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 1 ص 126 ح 300 ، المحاسن : ج 2 ص 253 ح 1797 ، بحار الأنوار : ج 66 ص 64 ح 33 . 5- .الخصال : ص 316 ح 98 ، معانی الأخبار : ص 318 ح 1 ، روضه الواعظین : ص 411 ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 302 ح 99 وراجع الفردوس : ج 5 ص 404 ح 8561 .

ه پیر زن

اُسْد الغابه به نقل از عبد الملک مصری از مردی از قبیله محارب : مردی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت : زنی است که زیبایی او نظرم را گرفته ، لیکن نازاست . نزد شما آمده ام تا از خداوند برایم طلب برکت کنید [ که از آن زن ، بچّه دار شوم ] . پیامبر صلی الله علیه و آله به من اجازه نداد [ که با او ازدواج کنم ] . مرد ، دوباره نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و خواهش کرد که به او اجازه دهد یا برایش دعای برکت کند . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «اگر [ او ]با زنی سیاه ، امّا زایا ازدواج کند ، نزد من خوش تر از آن است که با زنی زیبا ، ولی نازا ازدواج نماید» .

ه پیر زنامام صادق علیه السلام :سه چیز است که بدن را ویران می کنند و چه بسا می کُشند : خوردن گوشت نمک سودِ گندیده ، حمام رفتن با شکم پُر ، و ازدواج با پیرزنان .

و زنانِ دارای این ویژگی ها

و زنانِ دارای این ویژگی هاالخصال به نقل از زید بن ثابت : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود : «ای زید! ازدواج کرده ای؟» . گفتم : نه . فرمود : «ازدواج کن تا بر پاک دامنی ات بیفزایی . و با پنج گروه از زنان ، ازدواج مکن» . زید گفت : آنان چه کسانی هستند ای پیامبر خدا؟ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «با زنِ شَهبَره و لَهبَره و نَهبَره و هَیدَره و لَفوت ، ازدواج مکن» . زید گفت : ای پیامبر خدا ! من که از آنچه فرمودی ، چیزی نفهمیدم و در باره زنان ، شناختی ندارم . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «مگر شما عرب نیستید؟! شهبره : زن چشم زاغِ بدزبان است ؛ لهبره : زن بلندقدِ تکیده است ؛ نهبره : زن کوته قدِ زشت روی است ؛ هیدره : پیرزن شهوتْ مُرده است ؛ و لفوت : زنی است که از دیگری فرزند دارد» .

جامع الأخبار :قالَ [رَسولُ اللّهِ] صلی الله علیه و آله لِأَحَدِ أصحابِهِ ، وهُوَ زَیدُ بنُ ثابِتٍ : . . . لا تَزَوَّجِ اثنَتَی عَشرَهَ امرَأَهً ، قالَ : یا رَسولَ اللّهِ ، و مَا اثنَتا عَشرَهَ ؟ قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : لا تَزَوَّج هَنفَصَهً ، ولا عَنفَصَهً ، ولا شَهَبرَهً ، ولا سَلَقلَقَهً (1) ، ولا مَذبوبَهً ، ولا مَذمومَهً ، ولا حَنّانَهً ، ولا مَنّانَهً ، ولا رَفثاءَ ، ولا هَیدَرَهً ، و لا ذَقناءَ ، ولا لَفوتا . (2)

المحجّه البیضاء :یُحکی أنَّ السّائِحَ الأَزدِیَّ لَقِیَ إلیاسَ علیه السلام فی سِیاحَتِهِ ، فَأَمَرَهُ بِالتَّزویجِ ونَهاهُ عَنِ التَّبَتُّلِ ، ثُمَّ قالَ : لا تَنکِح أربَعا : المُختَلِعَهَ وَالمُبارِیَهَ وَالعاهِرَهَ والنّاشِزَهَ . أمَّا المُختَلِعَهُ فَهِیَ الَّتی تَطلُبُ الخُلعَ کُلَّ ساعَهٍ مِن غَیرِ سَبَبٍ . وَالمُبارِیَهُ المُباهِیَهُ بِغَیرِها ، المُفاخِرَهُ بِأَسبابِ الدُّنیا . وَالعاهِرَهُ الفاسِقَهُ الَّتی تُعرَفُ بِخَلیلٍ وخِدنٍ ، قالَ اللّهُ تَعالی : «وَلَا مُتَّخِذَ تِ أَخْدَانٍ» (3) . وَالناشِزَهُ الَّتی تَعلو عَلی زَوجِها فِی الفِعالِ وَالمَقالِ ، مَأخوذٌ مِنَ النَّشَزِ ؛ وهُوَ العالی مِنَ الأَرضِ . (4)

1- .السَلَقلَقَه : المَرأه السلیطه (مجمع البحرین : ج 2 ص 866 «سلق») . 2- .جامع الأخبار : ص 274 ح 749 ، وراجع الخصال : ص 316 ح 98 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 231 ح 6 . 3- .النساء : 25 . 4- .المحجّه البیضاء : ج 3 ص 86 .

جامع الأخبار :[ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ] به یکی از یارانش ، یعنی زید بن ثابت ، فرمود : « ... با دوازده دسته از زنان ، ازدواج مکن» . گفت : ای پیامبر خدا ! آن دوازده دسته کدام اند ؟ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «با هَنفَصه و عَنفَصه و شَهبَره و سَلَقلَقه و مَذبوبه و مَذمومه و حَنّانه و مَنّانه و رَفثاء و هَیدَره و ذَقناء و لَفوت ، ازدواج مکن» . (1)

المَحَجّه البیضاء :آورده اند که عابدِ دوره گرد اَزدی ، در اثنای گردش خویش ، به الیاس علیه السلام برخورد . الیاس علیه السلام ، او را به ازدواج کردن فرمان داد و از ترک ازدواج ، نهی اش کرد . سپس فرمود : «با چهار طایفه از زنان ، ازدواج مکن : مُختلعه ، مُباریه ، عاهِره ، و ناشِزه . مختلعه ، زنی است که هر دم ، بی جهت ، تقاضای [طلاقِ] خُلع می کند . مباریه ، زنی است که با مال و منال دنیا ، بر دیگر زنان ، مباهات و فخر فروشی می کند . عاهره ، زن بدکاره معروف به داشتن روابط نامشروع با دیگران است . خداوند متعال فرموده است : «نه زنانی که [ پنهانی ] دوستِ مرد می گیرند» . و ناشزه ، (2) زنی است که در کردار و گفتار ، بر شوی خویش بلندی می کند که برگرفته از «نَشَز» ، به معنای زمین مرتفع و بلند است» .

1- .هنفصه به زنی گفته می شود که بلند بلند می خندد و قهقهه می زند و به قول معروف، زنی که کرکر خنده اش بلند است . عنفصه به زن لاغر مردنی ، تکیده ، یا زن پلید تباهکار ، یا زن بدزبان بی حیا ، یا بسیار گوی پر حرف گفته می شود . سلقلقه : زنی را می گویند که از دُبُر حیض می شود ، یا زن سلیطه . مذبوبه : زنِ مگس ناک ، مجنون . مذمومه : پر عیب و نکوهیده ، حنّانه : به زن بیوه ای که با اندوه و حنین ، یاد شوهر خود می کند . منّانه : زن مالداری که با مال خود ، بر شوهرش منّت می نهد یا زن مالداری که به خاطر مالش با او ازدواج می کنند و وی بر شوهر خود منّت می نهد . رفثاء : زن زشت گوی زشت کردار . ذقناء : پیر زال ، زن دراز زنخ . لفوت : زنی که از مرد دیگری فرزنددار است . 2- .ناشزه : زنی که از فرمان شوهرش سر کشی می کند .

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :لا تَزَوَّجَنَّ عَجوزا ولا عاقِرا ، فَإِنّی مُکاثِرٌ بِکُم . (1)

4 / 4ما ینبغی فی اختیار الصهرأ اِستِئمارُ المَرأَهِالمعجم الکبیر عن عمر :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله إذا أرادَ أن یُزَوِّجَ امرَأَهً مِن نِسائِهِ ، یَأتیها مِن وَراءِ الحِجابِ فَیقولُ لَها : یا بُنَیَّهُ ، إنَّ فُلانا قَد خَطَبَکِ ، فَإِن کَرِهتیهِ فَقولی : لا ، فَإِنَّهُ لا یَستَحی أحَدٌ أن یَقولَ : لا ، وإن أحبَبتِ ، فَإِنَّ سُکوتَکِ إقرارٌ . (2)

ب عَدَمُ التَّرَبُّصِ عِندَ مَجیءِ الکُفوءِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :إذا جاءَکُمُ الأَکفاءُ فَأَنکِحوهُنَّ ولا تَرَبَّصوا (3) بِهِنَّ الحَدَثانِ . (4)

عنه صلی الله علیه و آله :إذا أتاکُمُ الأَکفاءُ فَأَلقوهُنَّ إلقاءً . (5)

عنه صلی الله علیه و آله :یا عَلِیُّ ، ثَلاثٌ لا تُؤَخِّرها : الصَّلاهُ إذا أتَت ، وَالجَنازَهُ إذا حَضَرَت ، وَالأَیِّمُ (6) إذا وجَدتَ لَها کُفؤا . (7)

1- .المستدرک علی الصحیحین : ج 3 ص 329 ح 5270 ، تاریخ بغداد : ج 4 ص 44 الرقم 1650 ، المعجم الکبیر : ج 17 ص 368 ح 1008 وزاد فی آخره «الاُمم» وکلّها عن عیاض بن غنم ، کنز العمّال : ج 16 ص 304 ح 44610 . 2- .المعجم الکبیر : ج 1 ص 73 ح 88 ، کنز العمّال : ج 7 ص 127 ح 18324 . 3- .التربُّصُ : المکثُ والإنتظارُ (النهایه : ج 2 ص 184 «ربص») . 4- .کنز العمّال : ج 16 ص 317 ح 44693 نقلاً عن الفردوس عن ابن عمر . 5- .نثر الدرّ : ج 1 ص 267 . 6- .الأیِّمُ : المرأهُ التی لا زوج لها (مجمع البحرین : ج 1 ص 1030 «أیم») . 7- .سنن الترمذی : ج 3 ص 387 ح 1075 ، التاریخ الکبیر : ج 1 ص 177 ح 538 ، المستدرک علی الصحیحین : ج 2 ص 176 ح 2686 ، السنن الکبری : ج 7 ص 214 ح 13757 کلّها عن عمر بن علیّ عن أبیه الإمام علیّ علیه السلام .

4 / 4 کارهای شایسته در هنگام شوهر دادن دختران

الف نظرخواهی از زن

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :با پیرزن و زن نازا ازدواج مکن ؛ چرا که من به فراوانی تعداد شما مباهات می کنم .

4 / 4کارهای شایسته در هنگام شوهر دادن دخترانالف نظرخواهی از زنالمعجم الکبیر به نقل از عمر : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله هر گاه می خواست زنی از خانواده اش را شوهر دهد ، از پشت پرده به او می فرمود : «دخترم! فلانی از تو خواستگاری کرده است . اگر دوستش نداری ، بگو : نه ؛ زیرا هیچ کس نباید از گفتن نه ، شرم کند . اگر هم دوست داری ، سکوت تو [نشانه] موافقت است» .

ب درنگ نکردن، با آمدنِ همسنگ

ب درنگ نکردن، با آمدنِ همسنگپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه اشخاص همسنگ [ برای خواستگاری ] نزد شما آمدند ، دخترانتان را به همسری آنها در آورید و درنگ و امروز و فردا نکنید .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه مردانی همشأن ، نزد شما آمدند ، دخترانتان را بی درنگ به همسری آنها درآورید .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ای علی! سه کار را به تأخیر نینداز : نماز را هر گاه وقتش رسید ؛ [به خاک سپاری] جنازه را هر گاه آماده شد ؛ [ازدواج] زن بی همسر را هر گاه همسنگی برایش یافتی .

الکافی عن الإمام الصادق علیه السلام فی حَدیثٍ لَهُ عَن رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله وأنَّهُ خَطَبَ النّاسَ وحَثَّهُم عَلَی التَّعجیلِ فی تَزویجِ بَناتِهِم وعَدَمِ تَأخیرِهِنَّ ، إلی أن قالَ : فَقامَ إلَیهِ رَجُلٌ فَقالَ : یا رَسولَ اللّهِ ، فَمَن نُزَوِّجُ ؟ فَقالَ : الأَکفاءَ . فَقالَ : یا رَسولَ اللّهِ ، ومَنِ الأَکفاءُ ؟ فَقالَ : المُؤمِنونَ بَعضُهُم أکفاءُ بَعضٍ ، المُؤمِنونَ بَعضُهُم أکفاءُ بَعضٍ . (1)

ج التَّجَنُّبُ مِن تَزویجِ الفاسِقِ ولا سِیَّما شارِبَ الخَمرِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن زَوَّجَ کَریمَتَهُ بِفاسِقٍ ، نَزَلَ عَلَیهِ کُلَّ یَومٍ ألفُ لَعنَهٍ ، ولا یَصعَدُ لَهُ عَمَلٌ إلَی السَّماءِ ، ولا یُستَجابُ لَهُ دُعاؤُهُ ، ولا یُقبَلُ مِنهُ صَرفٌ ولا عَدلٌ (2) . (3)

عنه صلی الله علیه و آله :شارِبُ الخَمرِ لا یُعادُ إذا مَرِضَ ، ولا یُشهَدُ لَهُ جَنازَهٌ ، ولا تُزَکّوهُ إذا شَهِدَ ، ولا تُزَوِّجوهُ إذا خَطَبَ ، ولا تَأتَمِنوهُ عَلی أمانَهٍ . (4)

عنه صلی الله علیه و آله :مَن شَرِبَ الخَمرَ بَعدَما حَرَّمَهَا اللّهُ عَلی لِسانی ، فَلَیسَ بِأَهلٍ أن یُزَوَّجَ إذا خَطَبَ . (5)

1- .الکافی : ج 5 ص 337 ح 2 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 397 ح 1588 ، روضه الواعظین : ص 410 ، بحارالأنوار : ج 103 ص 371 ح 1 . 2- .لا یُقبَلُ منه صرفٌ ولا عَدل : الصرفُ : التَّوبَهُ وقیل : النافله ، والعدلُ : الفِدیهُ وقیل : الفریضه (النهایه : ج 3 ص 24 «صرف») . 3- .إرشاد القلوب : ص 174 ، عوالی اللآلی : ج 1 ص 272 ح 91 وفیه صدره إلی «ألف لعنه» . 4- .الکافی : ج 6 ص 396 ح 4 عن الإمام الصادق علیه السلام ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 4 ص 58 ح 5091 عن الإمام الصادق علیه السلام ولیس فیه ذیله ، تفسیر القمّی : ج 1 ص 131 عن أبی بصیر عن الإمام الصادق علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، الدعوات : ص 260 ح 743 عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله ، روضه الواعظین : ص 509 ، بحار الأنوار : ج 81 ص 267 ح 25 . 5- .الکافی : ج 5 ص 348 ح 3 ، تهذیب الأحکام : ج 8 ص 398 ح 1589 کلاهما عن أبی الربیع عن الإمام الصادق علیه السلام وج 9 ص 103 ح 450 عن حمّاد بن بشیر عن الإمام الصادق علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 447 ح 1536 ، تفسیر العیّاشی : ج 1 ص 220 ح 21 عن حمّاد عن الإمام الصادق علیه السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج 103 ص 84 ح 11 ؛ تفسیر الثعلبی : ج 4 ص 107 ح 116 عن محمّد بن المنکدر عن الإمام علیّ علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، کنز العمّال : ج 5 ص 361 ح 13231 .

ج اجتناب از زن دادن به مرد فاسد ، بویژه شرابخوار

الکافی به نقل از امام صادق علیه السلام : در حدیثی از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله که آن حضرت برای مردم سخنرانی کرد و آنان را به تعجیل در شوهردادن دخترانشان و به تأخیر نیفکندن این کار تشویق نمود ... . پس ، مردی برخاست و گفت : ای پیامبر خدا ! به چه کسانی شوهر دهیم . فرمود : «به اشخاص همسنگ» . گفت : ای پیامبر خدا ! اشخاص همسنگ چه کسانی هستند؟ فرمود : «مؤمنان ، همسنگ یکدیگرند . مؤمنان ، همسنگ یکدیگرند» .

ج اجتناب از زن دادن به مرد فاسد ، بویژه شرابخوارپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس دخترش را به مردی فاسد بدهد ، روزی هزار لعنت بر او فرود می آید ، و هیچ عملی [ نیک و عبادی ] از او به آسمان فراز نمی شود ، و دعایش مستجاب نمی گردد ، و هیچ توبه و فدیه ای از او پذیرفته نمی شود .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :شرابخوار ، هر گاه بیمار شد ، نباید به عیادتش رفت ، و در تشییع جنازه اش نباید شرکت کرد ، و هر گاه شهادت داد ، او را تأیید نکنید ، و هرگاه خواستگاری کرد ، به او زن ندهید ، و او را بر امانتی ، امین مشمارید [ و امانت به او مسپارید ] .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس بعد از آن که خداوند ، شراب را به زبان من حرام فرموده ، شراب بنوشد ، شایسته آن نیست که هر گاه خواستگاری ای کرد ، به او زن بدهند .

عنه صلی الله علیه و آله :شارِبُ الخَمرِ لا یُزَوَّجُ إذا خَطَبَ . (1)

الإمام الصادق علیه السلام :إنَّ مَن زَوَّجَ ابنَتَهُ شارِبَ الخَمرِ ، فَکَأَنَّما قادَها إلَی الزِّنا . (2)

عنه علیه السلام :مَن زَوَّجَ کَریمَتَهُ مِن شارِبِ الخَمرِ فَقَد قَطَعَ رَحِمَها . (3)

د التَّجَنُّبُ مِن غَلاءِ المَهرِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :لا تُغالوا بِمُهورِ النِّساءِ ، فَإِنَّما هِیَ سُقیَا اللّهِ سُبحانَهُ . (4)

عنه صلی الله علیه و آله فی خَبرِ الحَولاءِ : یا حَولاءُ ، وَالَّذی بَعَثَنی بِالحَقِّ نَبِیّا ورَسولاً ، ما مِنِ امرَأَهٍ تُثَقِّلُ عَلی زَوجِها المَهرَ ، إلّا ثَقَّلَ اللّهُ عَلَیها سَلاسِلَ مِن نارِ جَهَنَّمَ . (5)

عنه صلی الله علیه و آله :اللّهُمَّ أذهِب مُلکَ غَسّانَ ، وَضَع مُهورَ کِندَهَ (6) . (7)

مسند ابن حنبل عن محمّد بن إبراهیم التیمی :عَن أبی حَدرَدٍ الأَسلَمِیِّ أنَّهُ أتَی النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله یَستَفتیهِ فی مَهرِ امرَأَهٍ فَقالَ : کَم أمهَرتَها ؟ قالَ : مِئَتَی دِرهَمٍ . فَقالَ [ صلی الله علیه و آله ] : لَو کُنتُم تَغرِفونَ مِن بَطحانَ (8) مازِدتُم . (9)

1- .الکافی : ج 5 ص 348 ح 2 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 398 ح 1591 عن ابن أبی عمیر عن بعض أصحابه عن الإمام الصادق علیه السلام ، الکافی : ج 5 ص 300 ح 1 عن حریز عن الإمام الصادق علیه السلام ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 341 ح 258 ، بحار الأنوار : ج 47 ص 268 ح 38 . 2- .کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 4 ص 58 ح 5091 ، المقنع : ص 454 من دون إسناد إلی أحدٍ من أهل البیت ، الفقه المنسوب إلی الإمام الرضا علیه السلام : ص 237 کلاهما نحوه ، جامع الأخبار : ص 426 ح 1189 ، بحار الأنوار : ج 79 ص 150 ح 58 . 3- .الکافی : ج 5 ص 347 ح 1 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 398 ح 1590 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 446 ح 1535 ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 341 ح 257 ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 53 ح 1 . 4- .المجازات النبویّه : ص 177 ح 144 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 353 ح 34 وهذه استعاره ... ودللنا علیه . 5- .مستدرک الوسائل : ج 14 ص 241 ح 16604 نقلاً عن مجموعه عتیقه بخطّ بعض العلماء . 6- .أی حطّها وأنقصها ، ومهور کنده مضرب المثل فی الغلاء ، وقد کانت کِنده لا تزوّج بناتها بأقلّ من مئه من الإبل ، وربّما أمهرت الواحده منهنّ ألفا (عن هامش الکتاب) . 7- .عیون الأخبار لابن قتیبه : ج 4 ص 71 . 8- .بَطحان : وهو وادٍ بالمدینه ، وهو أحد أودیتها الثلاثه : العَقیق وبطحان وقناه (معجم البلدان : ج 1 ص 446) . 9- .مسند ابن حنبل : ج 5 ص 329 ح 15706 ، السنن الکبری : ج 7 ص 384 ح 14355 ، المستدرک علی الصحیحین : ج 2 ص 194 ح 2730 ، سنن سعید بن منصور : ج 1 ص 168 ح 604 ، المصنّف لعبد الرزّاق : ج 6 ص 177 ح 10409 ، کنز العمّال : ج 16 ص 322 ح 44719 .

د پرهیز از تعیین مَهریه سنگین

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :اگر شرابخوار به خواستگاری آمد ، او را زن ندهید .

امام صادق علیه السلام :هر کس دخترش را به شرابخوار بدهد ، گویا او را به زنا کِشانده است .

امام صادق علیه السلام :هر کس دخترش را به شرابخوار بدهد ، پیوند خویشاوندی او را بریده است .

د پرهیز از تعیین مَهریه سنگینپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :در مهریه های زنان ، زیاده روی نکنید ؛ چرا که زنان ، در واقع ، باران خداوند سبحان اند . (1)

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در خبر حولاء : ای حولاء! سوگند به آن که مرا به راستی ، پیامبر و رسول فرستاد ، هیچ زنی نیست که مهریه اش را بر شوهرش سنگین سازد مگر آن که خداوند ، زنجیرهایی گران از آتش دوزخ بر او بنهد .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بار خدایا! حکومت غَسّان را از میان بردار و مهریه های [ زنان ]کِنده (2) را پایین بیاور !

مسند ابن حنبل به نقل از محمّد بن ابراهیم تیمی : از ابو حَدرَد اَسلَمی ، روایت شده که نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد تا در باره مهریه زنی از آن حضرت نظر بخواهد (3) . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «چه قدر او را مَهر کرده ای ؟» . گفت : دویست درهم . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «اگر از بَطحان هم بر می داشتید ، اضافه نمی آوردید» . (4)

1- .در این حدیث ، تشبیه بلیغ است ؛ زیرا زنان را به «باران» ، تشبیه کرده است که خداوند بر هر کدام از بندگانش که بخواهد ، آن را می باراند ، بدون آن که تلاش و رنج و زحمتی از جانب آنان صورت گیرد . پس هر که خوش بهره باشد، زن سازگار و فرمانبردار وعلاقه مند به او و حافظ آبرو و مالش و زنی که فرزندانی رشید به دنیا بیاورد و وجودش سودمند باشد ، نصیب او می گردد و اگر نباشد ، بر عکس است . به عبارت دیگر ، پیامبر صلی الله علیه و آله می خواهد به مردم اعلام فرماید که سازگار بودن زن ، و عشق و محبّت او به شوهر ، از زندگی مشترک و خانواده ، و به دلخواه شوهران بودنِ آنان به دین نیست که مهریه شان را سنگین قرار دهند؛ بلکه زن همانند بهره و قسمت و روزی است . چه بسا زنانی که مهریه شان اندک است ، امّا سازگارند و نسبت به شوهرشان با مهر و محبت اند ، و بر عکس ، زنانی هستند که عشق و محبّت آنان اندک است ، هر چند مهریه شان سنگین و بالاست . پس ، پیامبر صلی الله علیه و آله زنان را به باران خدا تشبیه کرده که به یکی می رسد و یکی محروم می مانَد ، و در سرزمینی می بارد و در سرزمینی نمی بارد . (المجازات النبویّه : ص 177) . 2- .مهریه های کِنده در سنگین بودن ، ضرب المثل بوده است . حداقل مهریه دختران این قبیله ، صد شتر بود و گاه به هزار شتر نیز می رسیده است . 3- .بجز مسند ابن حنبل ، در بقیه منابع به جای «یستفتیه ...» ، «یستعینه» آمده که با توجّه به متن کامل حدیث ، گویا همین صحیح باشد . پس معنای جمله چنین می شود : «نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد تا برای پرداخت مهریه زنی ، از ایشان کمک بگیرد» . 4- .بَطحان : یکی از سه رودخانه مدینه است . دو رودخانه دیگر ، عبارت اند از : عقیق و قنات .

الإمام الصادق علیه السلام :شُؤمُ المَرأَهِ فَکَثرَهُ مَهرِها ، وعُقمُ رَحِمِها . (1)

عنه علیه السلام :مِن بَرَکَهِ المَرأَهِ : خِفَّهُ مَؤونَتِها وتَیسیرُ وِلادَتِها ، ومِن شُؤمِهِا : شِدَّهُ مَؤونَتِها وتَعسیرُ وِلادَتِها . (2)

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :خَیرُ الصَّداقِ أیسَرُهُ . (3)

عنه صلی الله علیه و آله :أعظَمُ النِّساءِ بَرَکَهً أیسَرُهُنَّ صَداقا . (4)

عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ أعظَمَ النِّکاحِ بَرَکَهً أیسَرُهُ مَؤونَهً . (5)

1- .الکافی : ج 5 ص 568 ح 51 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 556 ح 4912 ، الخصال : ص 100 ح 53 ، معانی الأخبار : ص 152 ح 1 ، الأمالی للصدوق : ص 311 ح 359 وفیها «عقوق زوجها» بدل «عقم رحمها» وراجع تهذیب الأحکام : ج 7 ص 399 ح 1593 . 2- .الکافی : ج 5 ص 564 ح 37 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 399 ح 1594 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 387 ح 4359 کلّها عن محمّد بن مسلم ، معانی الأخبار : ص 152 ح 2 عن عبد اللّه بن میمون ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 433 ح 1484 وفیه «قلّه» بدل «خفه» ، بحار الأنوار : ج 103 ص 231 ح 7 . 3- .المستدرک علی الصحیحین : ج 2 ص 198 ح 2742 ، السنن الکبری : ج 7 ص 379 ح 14332 ، سنن أبی داوود : ج 2 ص 238 ح 2117 ، صحیح ابن حبّان : ج 9 ص 381 ح 4072 وفیهما «النکاح» بدل «الصداق» وکلّها عن عقبه بن عامر . 4- .المستدرک علی الصحیحین : ج 2 ص 195 ح 2732 ، مسند ابن حنبل : ج 9 ص 478 ح 25173 ، حلیه الأولیاء : ج 2 ص 186 ، مسند الشهاب : ج 1 ص 105 ح 123 کلّها عن عائشه وفی الثلاثه الأخیره «مؤونه» بدل «صداقا» ، کنز العمّال : ج 16 ص 291 ح 44533 ؛ روضه الواعظین : ص 411 وفیه «مؤونه» بدل «صداقا» . 5- .مسند ابن حنبل : ج 9 ص 365 ح 24583 ، شعب الإیمان : ج 5 ص 254 ح 6566 کلاهما عن عائشه ، عیون الأخبار لابن قتیبه : ج 4 ص 71 عن ابن عبّاس ، کنز العمّال : ج 16 ص 299 ح 44577 .

امام صادق علیه السلام :شومی زن ، این است که مهریه اش بسیار ، و رَحِمش سترون باشد .

امام صادق علیه السلام :از خجسته بودن زن ، این است که کم خرج و آسان زا باشد ، و از شومی زن ، این است که پُرخرج و دشوارزا باشد .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بهترین مهریه ، سبک ترینِ آن است .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بابرکت ترینِ زنان ، کم مهریه ترین آنان است .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :پربرکت ترین ازدواج ، آن است که کم هزینه تر باشد .

عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ مِن یُمنِ (1) المَرأَهِ تَیسیرَ خِطبَتِها ، وتَیسیرَ صَداقِها ، وتَیسیرَ رَحِمِها . (2)

عنه صلی الله علیه و آله :أفضَلُ نِساءِ اُمَّتی أصبَحُهُنَّ (3) وَجها ، وأقَلُّهُنَّ مَهرا . (4)

1- .الیُمنُ : وهو البَرَکَه (النهایه : ج 5 ص 302 «یمن») . 2- .مسند ابن حنبل : ج 9 ص 355 ح 24532 ، المستدرک علی الصحیحین : ج 2 ص 197 ح 2739 ، السنن الکبری : ج 7 ص 385 ح 14357 ، حلیه الأولیاء : ج 8 ص 180 ولیس فیه «تیسیر رحمها» وکلّها عن عائشه ، وراجع دعائم الإسلام : ج 2 ص 221 ح 825 . 3- .صَبُحَ وَجهُهُ : أشرَقَ وأنارَ ، والصَّباحَهَ : الجمال (مجمع البحرین : ج 2 ص 1003 «صبح») . 4- .الکافی : ج 5 ص 324 ح 4 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 404 ح 1615 کلاهما عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 386 ح 4356 عن إسماعیل بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله ، مسند الشهاب : ج 2 ص 183 ح 1146 ، الفردوس : ج 1 ص 360 ح 1453 کلاهما عن عائشه و فیهما «أعظم النساء. . .» .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :از میمنت زن ، آن است که خواستگاری و مهریه و زایمانش آسان باشد .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :برترینِ زنانِ امّت من ، خوبروترین و کم مَهرترینِ آنان است .


پژوهشی درباره مَهرُ السُّنّه (مهر محمّدی)

ثابت بودن مقدار مَهرُ السُّنّه

پژوهشی درباره مَهرُ السُّنّه (مهر محمّدی) (1)عالمان شیعه بر آن اند که مرد و زن می توانند در مَهریه ازدواج ، بر هر مبلغ دلخواهی توافق کنند . این مقدار ، محدودیتی ندارد ؛ ولی باید ارزش مالی یا خدماتی داشته باشد . در کنار این جواز شرعی ، حکم اخلاقی ، استحبابی و موکّد اسلام ، آن است که مقدار مهریه (صَداق) ، تا جای ممکن ، کم باشد ، به گونه ای که ازدواج را آسان نماید و مهر را که نشانه صدق و وفاداری مرد به پیمان مقدّس ازدواج است ، تبدیل به وسیله ای برای فخرفروشی یا پایبند کردن اجباری به ادامه زندگی و ازدواج نسازد . از این رو ، پیشوایان دین ، سفارش های مکرّری نموده اند که مردان و زنان ، به همان مهری رضایت دهند که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به عنوان بهترین اُسوه قابل پیروی ، آن را برای همسران و دختران خود ، قرار می داده است . پیشوایان شیعه ، پیروان خود را از تعیین کردن مَهریّه ای بیش از این مقدار ، نهی کرده اند . این نهی ، هر چند دلالت بر حرمت ندارد ، اما کراهت آن را اثبات می کند .

ثابت بودن مقدار مَهرُ السُّنّهگزارش های متعدّدی ، مهریه ازدواج های پیامبر صلی الله علیه و آله را به عنوان سنّتِ نهاده شده

1- .این تحلیل ، توسط فاضل ارجمند جناب آقای عبد الهادی مسعودی نوشته شده است .

=مُعادل ریالی مهر السنّه

ایشان در زمینه ازدواج ، ذکر کرده اند . خوش بختانه این گزارش ها ، در شیعه و اهل سنّت ، مقدارِ ثابت و معیّنی را برای مهریّه ذکر کرده اند و تنها دو گزارش با انبوه نقل ها متفاوت است . نقل های متواتر ، مهریه زنان و دختران پیامبر صلی الله علیه و آله و نیز دختران اهل بیتِ او را «دوازده و نیم اَوقیه نقره» برابر با «پانصد دِرهم» دانسته است و تنها دو نقل ، یکی از شیعه (1) و یکی از اهل سنّت ، (2) مهریه یکی از زنان پیامبر صلی الله علیه و آله به نام اُمّ حبیبه را بیش از این مقدار یعنی چهار هزار درهم دانسته اند ؛ (3) اما امام باقر علیه السلام این را یک استثنا دانسته است که به خواست پیامبر صلی الله علیه و آله نبوده ؛ بلکه امضا و تقریر کاری بوده که نجاشی ، حاکم حبشه کرده است . او که وکیل پیامبر صلی الله علیه و آله در خواستگاری و عقد اُمّ حبیبه (از زنان هجرت کرده به حبشه) بوده است ، مهر چهار هزار درهمی برای او تعیین می کند و آن را از جانب خود می پردازد و پیامبر صلی الله علیه و آله هم دیگر سخن و اعتراضی بر زبان نمی آورند .

مُعادل ریالی مهر السنّهگزارش های متعددی ، مهر السنّه را برابر با دوازده و نیم اَوقیه دانسته اند . اَوقیه ، واحدی برای داد و ستد اعراب در صدر اسلام و پیش از آن بوده و برابر با چهل دِرهمِ آن روزگار بوده است . (4) درهم نیز در روزگار قدیم ، واحدی برای داد و

1- .کتاب من لایحضره الفقیه : ج 3 ص 473 ح 4654 ، علل الشرائع : ص 500 ح 1 . 2- .مسند ابن حنبل : ج 10 ص 395 ح 27477 ، السنن الکبری : ج 7 ص 379 ح 14334 . 3- .گفتنی است یک نقل از ابو هریره ، صداق مسلمانان را هنگام حیات پیامبر صلی الله علیه و آله کمتر از این ، یعنی ده اوقیه (برابر چهارصد درهم) دانسته است و برخی گزارش های مربوط به ازدواج علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام بهای زرهی را که علی علیه السلام پس از خواستگاری فاطمه علیهاالسلامتقدیم پیامبر صلی الله علیه و آله کرد ، چهارصد درهم دانسته اند ؛ اما نقل دیگری ، آن را سی درهم دانسته است که محتملاً اشتباه و تصحیف دینار باشد . 4- .مؤلفان کتب غریب الحدیث و لغت و نیز فقیهان متقدّم شیعه و اهل سنّت ، این برابری را ذکر کرده اند . خوش بختانه امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام نیز در چند روایت ، این تساوی را بیان کرده اند .

مقدار واقعی مهر السنّه

ستد و نیز وزن کردن نقره و برخی داروها و اشیای قیمتی بوده است . مقدار درهم ، در طول زمان ، دست خوشِ تغییر و تحوّل بوده است ؛ اما پس از تبدیل شدن آن به سکّه رایج حکومت اسلامی در روزگار اُمویان ، تا چندین قرن ، مقدار آن ، تفاوت نکرد و امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام در برابر پرسش راویان ، برابری هر اوقیه با چهل درهم را با همان درهم رایجِ اُموی در زمان خود ، اعلام می دارند . خوش بختانه وزن این درهم ، معیّن و حدود سه گرم نقره خالص است . (1) بر این اساس ، مهر السنّه حدود هزار و پانصد گرم نقره خالص می شود که ارزش ریالی آن ، در زمان نگارش این نوشته (مهرماه 1387) ، حدود ششصد هزار تومان است و همان گونه که ملاحظه می شود ، مهر بسیار سبُکی است و طبعا پرداخت آن نیز آسان است .

مقدار واقعی مهر السنّه برخی معتقدند که «قدرت خریدِ» پانصد درهم نقره در صدر اسلام ، بسی بیشتر از اکنون بوده است و از این رو ، باید آن را با چند کالای باارزش دیگر سنجید و سپس آن قدرت خرید را به بهای پول رایج امروز ، محاسبه کرد . برخی فقیهان متقدّم نیز بر همین اساس ، مهر السنّه را پانصد درهم یا پنجاه دینار (یعنی پنجاه مثقال طلای خالص) دانسته اند ؛ زیرا در روزگار آنان ، هر ده دِرهم ، برابر با یک دینار بوده است . نتیجه این سخن ، شناور بودن مهر السنّه است ، هر چند زیاد بودن آن را نتیجه نمی دهد ؛ زیرا پنجاه دینار ، همان پنجاه

1- .به طور دقیق تر ، وزن هر درهم ، برابر با 985/2 گرم است (ر . ک : العقد المنیر ، سید موسی حسینی مازندرانی ، ص 271) . مثقال شرعی طلاست که مبلغ آن در روزگار کنونی به پنج میلیون تومان هم نمی رسد ؛ زیرا هر مثقال شرعی ، برابر با 265/4 گرم است و هر گرم طلای خالص ، (1) اندکی بیش از بیست هزار تومان است . گفتنی است طبق برخی گزارش ها ، در روزگار پیامبر صلی الله علیه و آله ، ارزش نقره در برابر طلا ، افزایش داشته و هر هفت یا هشت درهم (نقره) با یک دینار (طلا) معاوضه می شده است و بر این اساس نیز پانصد درهم ، برابر هفتاد دینار یعنی هفتاد مثقال شرعی طلا و مُعادل حدود هفت میلیون تومان [ در زمان حاضر] می گردد. شیوه دیگر محاسبه میزان «قدرت خریدِ» مهر السنّه ، دقّت در جزئیات گزارش ازدواج امام علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام و خریدهای انجام شده با مبلغ مورد بحث (مهر السنّه) است . بر طبق گزارش های متعدد ، امام علی علیه السلام با فروش زره خود (و طبق برخی گزارش ها ، با فروش زره و بُرْد یَمانی خود) ، حدود چهارصد و هشتاد درهم یا اندکی فزون تر و کمتر ، فراهم نمود (2) و آن مبلغ را به پیامبر صلی الله علیه و آله سپرد . پیامبر خدا ، با آن پول ، وسایل بسیار ساده یک زندگی مشترک و حدّ اقلِ لوازم را تهیه نمود . خوش بختانه سیاهه بخشی از این وسایل و بهای آنها موجود است (3) و نشان از سادگی و ارزانی این جهیزیه دارد . بر این پایه هم باید گفت که مهر السنّه ، مبلغی نه چندان زیاد است که با آن ، تنها می توان اثاثیه ضروری ، ساده و اولیه یک خانه کوچک را تهیه نمود .

1- .در ایران ، عُرف جامعه ، سکّه طلای بانک مرکزی را خالص می داند که با عیار 22 ضرب می شود ؛ امّا در بازارهای جهانی ، شِمش طلا ، دارای عیار 24 است . 2- .برخی گزارش ها ، آن را مبالغ کمتری هم گفته اند که با گزارش های فراوان دیگر ، متعارض اند و امکان تصحیف دارند . علامه مجلسی نیز پس از ذکر اقوال ، قول صحیح تر را پانصد درهم دانسته است (بحارالأنوار ، ج 43 ، ص 112) . 3- .ر . ک : الأمالی ، طوسی ، ص 41 . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمان داد که با آن پول ، لباس و اثاث خانه بخرند و از جمله خریدها ، پیراهن ، روسری ، حوله ، تُشک ، حصیر ، دستاس و چیزهایی از این قبیل بود .

هدیه ازدواج

هدیه ازدواجاندک بودن مَهر السنّه و تأکید پیشوایان دین بر آسان گیری در تعیین مَهریّه ، عمدتا به خاطر رفع موانع ازدواج و ترغیب به ایجاد رابطه زناشویی میان جوانان امت اسلامی است ؛ اما این ، به هیچ روی ، به معنای ناپسند بودن تبادل هدیه میان دو همسر یا خانواده های آنها نیست . هر یک از دو سوی رابطه یا خویشاوندان آنها می توانند برای تحکیم بیشتر ازدواج ، هدیه هایی ارزان یا گران قیمت ، به دیگر سو بدهند . پیشوایان دینی ما ، در کنار عمل به سنّت نبوی در مَهر و تأکید بر فراتر نرفتن از آن ، گاه هدیه های پر ارزشی را به همسران خود بخشیده اند و نام آن را نه مهر که «نِحله (هدیه)» نهاده اند . (1) آنان گاه هدیه هایی به صورت مزرعه ، باغ و... را به خانواده هایی نوپا می بخشیدند و قصدشان ، بی نیاز کردن آنان از تکیه بر دیگران بود . (2) البته از این نمونه ها ، در گزارش تاریخ ، فراوان نیست ، به گونه ای که می توان هر یک را مختصّ حالت خاص و برآمده از فضا و موقعیت ویژه آن ازدواج دانست و جالب توجه ، آن که در هیچ یک از این گزارش ها ، سخنی از درخواست قبلی دختر یا خانواده او به میان نیامده است و ارتباطی با مهر

1- .در گزارش ازدواج امام جواد علیه السلام با دختر مأمون آمده است که ایشان مَهر را همان مهر السنه قرار داد و صد هزار درهم نیز به عنوان نحله به همسرش بخشید (کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج 3 ، ص 398) . 2- .امام حسین علیه السلام پس از ردّ خواستگاری یزید از امّ کلثوم ، دختر عبداللّه جعفر ، او را به عقد پسر عمویش ، قاسم بن محمد بن جعفر درآورد و برای رویارویی با پیشنهاد اعطای کمک مالی یزید به این خانواده ، مزرعه حاصلخیز خود را در وادی عقیق ، به آن دو بخشید (ر . ک : تاریخ دمشق ، ج 57 ، ص 245 ، الکامل ، مُبرَّد ، ج 3 ، ص 1129) .

(صَداق) ندارد . به طور کلّی ، گزارش های فراوان در سرتاسر کتب حدیثی و فقهی ، تردیدی بر جا نمی نهد که مَهر اندک و سبُک ، پسندیده و مورد سفارش اسلام است ؛ ولی این ، مانع از آن نیست که مسلمانان برای استوار کردن پیوند ازدواج ، هدیه هایی را به همسران خود یا به دیگر نزدیکانی که تازه ازدواج کرده اند ، نثار کنند . به سخن دیگر ، مهر و تعیین مقدار آن ، پیش از ازدواج است و از این رو ، باید آن را اندک و آسان گرفت تا ازدواج ، رونق گیرد و نِحله (بخشش) ، مربوط به پس از عقد ازدواج یا پیش از برقراری زندگی مشترک است ، تا دل همسران به هم نزدیک تر گردد و پیوند نورُسته ، قوّت یابد .

الفصل الخامس : آدابُ الزفافِ5 / 1اِختِیارُ الأَوقاتِ المُبارَکَهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :یُستَحَبُّ النِّکاحُ فی رَمَضانَ رَجاءَ البَرَکَهِ . (1)

عنه صلی الله علیه و آله :یَومُ الجُمُعَهِ یَومُ خِطبَهٍ ونِکاحٍ . (2)

5 / 2الإِعلانُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :أشیدوا (3) بِالنِّکاحِ وأعلِنوهُ . (4).

1- .الفردوس : ج 5 ص 539 ح 9023 عن عائشه . 2- .تاریخ دمشق : ج 7 ص 254 ح 1937 عن أبی سعید الخدری ؛ الخصال : ص 384 ح 62 ، عیون أخبار الرضا : ج 1 ص 248 ح 1 ، علل الشرائع : ص 598 ح 44 کلّها عن أحمد بن عامر الطائی عن الإمام الرضا عن آبائه عن الإمام علیّ علیهم السلام ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 516 ح 1797 عن الإمام علیّ علیه السلام ، بحار الأنوار : ج 103 ص 273 ح 25 . 3- .أشاده وأشادَ به : أشاعه ورفع ذِکرَه (تاج العروس : ج 5 ص 51 «شید») . 4- .الأمالی للطوسی : ص 519 ح 1138 عن علیّ بن هبّار ؛ کنز العمّال : ج 16 ص 291 ح 44531 نقلاً عن المعجم الکبیر عن هبّار بن الأسود .


فصل پنجم : آداب عروسی

فصل پنجم : آداب عروسی5 / 1انتخاب اوقات خجستهپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :مستحب است ازدواج کردن در ماه رمضان ؛ زیرا در این ماه ، امید برکت می رود .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :روز جمعه ، روز خواستگاری و ازدواج کردن است .

5 / 1 انتخاب اوقات خجسته

5 / 2 آشکارا برگزار کردن ازدواج

5 / 2آشکارا برگزار کردن ازدواجپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ازدواج را آشکارا و علنی برگزار کنید .


الإمام علیّ علیه السلام :نَهی [رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ] عَن نِکاحِ السِّرِّ ، وإنَّهُ سَمِعَ دَفّا فی بَعضِ دورِ الأَنصارِ ، فَقالَ : ما هذا ؟ فَقیلَ لَهُ : فُلانٌ یا رَسولَ اللّهِ نَکَحَ . فَقالَ : الحَمدُ للّهِِ ، أشیدوا بِالنِّکاحِ ، أشیدوا بِالنِّکاحِ . (1)

5 / 3الاِحتِفالُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :أعلِنوا هذَا النِّکاحَ ، وَاجعَلوهُ فِی المَساجِدِ ، وَاضرِبوا عَلَیهِ بِالدُّفوفِ . (2)

دعائم الإسلام :عَنهُ صلی الله علیه و آله أنَّهُ مَرَّ بِبَنی زُرَیقٍ فَسَمِعَ عَزفا ، فَقالَ : ما هذا ؟ قالوا : یا رَسولَ اللّهِ ، نَکَحَ فُلانٌ ، فَقالَ : کَمَلَ دینُهُ ، هذَا النِّکاحُ لَا السِّفاحُ ، ولا یَکونُ نِکاحٌ فِی السِّرِّ حَتّی یُری دُخانٌ أو یُسمَعَ حِسُّ دَفٍّ . وقالَ : الفَرقُ ما بَینَ النِّکاحِ وَالسِّفاحِ (3) ضَربُ الدَفِّ . (4)

الأمالی للطوسی عن محمّد بن علیّ بن هبّار عن أبیه :اِجتازَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله بِدارِ عَلِیِّ بنِ هَبّارٍ فَسَمِعَ صَوتَ دَفٍّ فَقالَ : ما هذا ؟ قالوا : عَلِیُّ بنُ هَبّارٍ أعرَسَ بِأَهلِهِ . فَقالَ صلی الله علیه و آله : حَسَنٌ هذا لِلنِّکاحِ لَا السِّفاحِ . ثُمَّ قالَ صلی الله علیه و آله : أشیدوا بِالنِّکاحِ وأعلِنوهُ بَینَکُم وَاضرِبوا عَلَیهِ بِالدَّفِّ . فَجَرَتِ السُّنَّهُ فِی النِّکاحِ بِذلِکَ . (5)

1- .درر الأحادیث النبویّه : ص 101 عن حسین بن عبد اللّه بن ضمیره عن أبیه عن جدّه ، وراجع حلیه الأولیاء : ج 6 ص 63 . 2- .سنن الترمذی : ج 3 ص 399 ح 1089 ، السنن الکبری : ج 7 ص 473 ح 14699 ، سنن ابن ماجه : ج 1 ص 611 ح 1895 ، مسند إسحاق بن راهویه : ج 2 ص 393 ح 945 وفیهما «بالغربال» بدل «بالدفوف» ولیس فیهما «واجعلوه فی المساجد» وکلّها عن عائشه ، کنز العمّال : ج 16 ص 291 ح 44536 . 3- .السِفاحُ : الزنا (الصحاح : ج 1 ص 375 «سفح») . 4- .دعائم الإسلام : ج 2 ص 205 ح 749 وراجع النوادر للراوندی : ص 190 ح 344 ؛ السنن الکبری : ج 7 ص 473 ح 14700 . 5- .الأمالی للطوسی : ص 518 ح 1138 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 275 ح 32 .


5 / 3 جشن گرفتن

امام علی علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از ازدواج نهانی ، نهی فرمود . ایشان از یکی از خانه های انصار ، صدای دف شنید . پس فرمود : «چه خبر است؟» . گفتند : ای پیامبر خدا ! فلانی ، داماد شده است . فرمود : «خدا را شکر ! ازدواج را علنی سازید ؛ ازدواج را علنی سازید» .

5 / 3جشن گرفتنپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ازدواج را آشکارا و در مساجد برگزار نمایید و برایش دف [ و دایره ]بزنید .

دعائم الإسلام :روایت شده است که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از [ محلّه ] بنی زُرَیق می گذشت که صدای ساز و آوازی شنید . فرمود : «چه خبر است؟» . گفتند : ای پیامبر خدا ! فلانی ، داماد شده است . فرمود : «دینش کامل شد . این ، ازدواج است نه زنا . ازدواج ، پنهانی نباید صورت بگیرد ؛ بلکه حتّی [اگر ممکن است ]باید دودی [ که نشانه ولیمه دادن است ] دیده ، یا صدای دفی شنیده شود» . و فرمود : «مرز میان ازدواج و زنا ، نواختن دف است» .

الأمالی ، طوسی به نقل از محمّد بن علی بن هبّار از پدرش : پیامبر صلی الله علیه و آله از کنار خانه علی بن هبّار گذشت و صدای دف شنید . فرمود : «چه خبر است؟» . گفتند : علی بن هبّار ، عروس به خانه آورده است . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «بسیار خوب ! این ، ازدواج است ، نه زنا» . سپس فرمود : «ازدواج را آشکارا و علنی بین خودتان برگزار نمایید و برای آن دف بزنید» . از آن پس ، این کار ، در ازدواج ، مرسوم شد .

إلفاته نظر:الروایات السالفه وبعض الروایات الاُخری دلّت علی جواز استعمال الدفّ الذی هو أحد آلات الموسیقی فی الأعراس . والملفت للنظر أن أسانید جمیع هذه الروایات المسوغه لاستعمال الدفّ ضعیفه ، وعلی ذلک فإنّ جواز استعمال هذه الآله الموسیقیّه منوط بعدم إیجابها للطرب ، کما أفتی بذلک عدد من الفقهاء .

5 / 4الوَلیمَهُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :لا وَلیمَهَ إلّا فی خَمسٍ : فی عُرسٍ أو خُرسٍ أو عِذارٍ أو وِکازٍ أو رِکازٍ ، فَالعُرسُ التَّزویجُ ، وَالخُرسُ النِّفاسُ بِالوَلَدِ ، وَالعَذرُ الخِتانُ ، وَالوِکازُ الرَّجُلُ یَشتَرِی الدّارَ ، وَالرِّکازُ الرُّجَلُ یَقدَمُ مِن مَکَّهَ . (1)

الإمام علی علیه السلام :قالَ [رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ] لِمَن تَزَوَّجَ : أولِم ولَو بِشاهٍ (2) .

المراسیل عن الحکم بن عتیبه :إنَّ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله أرسَلَ بِلالاً إلی أهلِ بَیتٍ مَنِ الأَنصارِ یَخطُبُ إلَیهِم ، فَقالوا : عَبدٌ حَبَشِیٌّ ! قالَ بِلالٌ : لَولا أنَّ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله أمَرَنی أن آتِیَکُم لَما أتَیتُکُم ، فَقالوا : النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله أمَرَکَ ؟ قالَ : نَعَم ، قالوا : قَد مُلِّکتَ (3) . فَجاءَ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله فَأَخبَرَهُ . فَاُدخِلَت عَلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله قِطعَهٌ مِن ذَهَبٍ فَأَعطاهُ إیّاها . فَقالَ : سُق هذا إلَی امرَأَتِکَ . وقالَ لِأَصحابِهِ : اِجمَعوا إلی أخیکُم فی وَلیمَتِهِ . (4)

راجع : ص 154 (ولیمه العرس) . 1- .تهذیب الأحکام : ج 7 ص 409 ح 1634 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 402 ح 4404 ، الخصال : ص 313 ح 91 کلّها عن موسی بن بکر عن الإمام الکاظم علیه السلام ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 460 ح 1562 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 275 ح 33 ، وراجع الکافی : ج 6 ص 281 ح 3 . 2- .درر الأحادیث النبویّه : ص 101 عن حسین بن عبداللّه بن ضمیره عن أبیه عن جده . وراجع حلیه الأولیاء : ج 6 ، ص 63 . 3- .مَلَکتُ امرَأهً : تزوّجتها ، ویتعدّی بالتضعیف فیقال : مَلَّکته (المصباح المنیر : ص 579 «ملک») . 4- .المراسیل : ص 147 ح 3 .

نکته

نکته : در روایاتی که ملاحظه شد و برخی از روایات دیگر، (1) استفاده از «دف» که نوعی ساز محسوب می شود در مراسم عروسی تجویز گردیده است، گفتنی است که سند همه روایاتی که استفاده از این ساز را تجویز کرده اند ضعیف است، از این رو همان طور که شماری از فقها فتوا داده اند جواز استفاده از این ساز منوط به مطرب نبودن آن است .

5 / 4 ولیمه دادن

5 / 4ولیمه دادنپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ولیمه دادن (مهمانی کردن) ، تنها در پنج مورد است : در عُرس ، خُرس ، عِذار ، وِکاز و رِکاز . عُرس : هنگام ازدواج است ؛ خُرس : زمان تولّد فرزند ؛ عِذار : هنگام ختنه کردن ؛ وِکاز ، زمان خرید خانه ؛ رِکاز : موقع بازگشت از مکّه (حج) .

امام علی علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ، به کسی که ازدواج کرده بود ، فرمود : «ولیمه بده ؛ اگر چه با قربانی کردن یک گوسفند باشد» .

المراسیل به نقل از حکم بن عُتَیبه : پیامبر صلی الله علیه و آله بلال را نزد خانواده ای از انصار فرستاد تا از ایشان خواستگاری کند . آنان گفتند : برده ای حبشی ! بلال گفت : اگر پیامبر صلی الله علیه و آله مرا نفرموده بود که نزد شما بیایم ، هرگز نمی آمدم ! گفتند : پیامبر صلی الله علیه و آله به تو فرمود؟ گفت : آری . گفتند : پس ، همسردار شدی . بلال ، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و ماجرا را برای ایشان بازگفت . پس ، قطعه ای زر برای پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آورده شد . پیامبر صلی الله علیه و آله ، آن را به بلال داد و فرمود : «این را به عنوان مهریه ، به همسرت بده» . و به یارانش فرمود : «در ولیمه دادن برادرتان ، حاضر شوید» .

ر . ک : ص 155 (ولیمه عروسی) . 1- .دعائم الإسلام : ج 2 ص 205 ح 751 و ص 206 ح 752 ، سنن ابن ماجه : ج 1 ص 611 ح 1896 ، سنن النسائی : ج 6 ص 127 ، مسند ابن حنبل : ج 5 ص 265 ح 15451 کلّها عن محمّد بن حاطب الجمحی ، کنز العمّال : ج 16 ص 295 ح 44552 .

5 / 5الزَّفافُ لَیلاًرسول اللّه صلی الله علیه و آله :زُفّوا عَرائِسَکُم لَیلاً ، وأطعِموا ضُحیً . (1)

الإمام الرضا علیه السلام :مِنَ السُّنَّهِ التَّزویجُ بِاللَّیلِ ؛ لِأَنَّ اللّهَ جَعَلَ اللَّیلَ سَکَنا ، وِالنِّساءُ إنَّما هُنَّ سَکَنٌ . (2)

5 / 6مایَنبَغی عِندَ الزَّفافِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :إذا زُفَّت إلی الرَّجُلِ زَوجَتُهُ واُدخِلَت إلَیهِ فَلیُصَلِّ رَکعَتَینِ وَلیَمسَح عَلی ناصِیَتِها ، ثُمَّ لِیَقُل : اللّهُمَّ بارِک لی فی أهلی وبارِک لَها فِیَّ ، وما جَمَعتَ بَینَنا فَاجمَع بَینَنا فی خَیرٍ ویُمنٍ وبَرَکَهٍ ، وإذا جَعَلتَها فُرقَهً فَاجعَلها فُرقَهً إلی کُلِّ خَیرٍ . ثُمَّ لِیَقُل : الحَمدُ للّهِِ الَّذی هَدی ضَلالَتی ، وأغنی فَقری ، ونَعَشَ خُمولی ، وأعَزَّ ذِلَّتی ، وآوی عَیلَتی ، وزَوَّجَ عُزبَتی ، وأخدَمَ مِهنَتی ، وآنَسَ وَحشَتی ، ورَفعَ خَسیسَتی ، حَمدا کَثیرا طَیِّبا مُبارَکا عَلی ما أعطَیتَ یا رَبِّ ، وعَلی ما قَسَمتَ ، وعَلی ما أکرَمتَ . (3)

1- .جامع الأحادیث للقمی : ص 84 ، الکافی : ج 5 ص 366 ح 2 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 418 ح 1676 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 401 ح 4403 کلها عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام ، دعائم الإسلام : ج 2 ص 210 ح 771 ، الجعفریات : ص 110 عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله ، بحار الأنوار: ج103 ص266 ح9. 2- .الکافی : ج 5 ص 366 ح 1 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 418 ح 1675 کلاهما عن الحسن بن علیّ الوشاء ، بحار الأنوار : ج 103 ص 278 ح 48 وراجع عوالی اللآلی : ج 3 ص 303 ح 105 . 3- .دعائم الإسلام : ج 2 ص 210 ح 772 ، النوادر للراوندی : ص 211 ح 417 عن الإمام الکاظم عن آبائه عن الإمام علیّ علیهم السلام وراجع الجعفریّات : ص 109 .

5 / 5 عروسی کردن در شب

5 / 5عروسی کردن در شبپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :عروس هایتان را در شب ، به خانه بخت ببَرید و هنگام روز ، ولیمه بدهید .

امام رضا علیه السلام :ازدواج کردن در شب ، از سنّت است ؛ زیرا خداوند ، شب را مایه آرامش قرار داده ، و زنان ، در حقیقت ، همان مایه آرامش اند .

5 / 6 شایسته های شب زفاف

5 / 6شایسته های شب زفافپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هنگامی که مرد ، همسرش را به خانه می بَرد ، نخست ، دو رکعت نماز بخوانَد و بر پیشانی او دست بکشد . سپس بگوید : بار خدایا ! در همسرم برایم برکت قرار بده و او را برایم مبارک گردان و تا زمانی که ما را در کنار هم قرار داده ای ، با خیر و میمنت و برکت بدار ، و هر گاه او را [از من] جدا ساختی ، به خوبیِ تمام ، جدا ساز ! سپس بگوید : سپاسْ خدای را که مرا از گمراهی ، به هدایت کشانْد ، و نیازم را برطرف ساخت ، و سُستی ام را به نشاط تبدیل کرد ، و از ذلّت ، به عزّتم در آورد ، و از بی پناهی ، سرپناهم داد ، و از تجرّد ، به تأهّلم کشانْد ، و برای کارهایم خدمت کاری قرار داد ، و از تنهایی نجاتم داد ، و پستی ام را بلندی بخشید ! سپاسی فراوان و پاک و خجسته برای آنچه عطایم فرمودی ، ای خداوندگار من ! و برای آنچه قسمتم کردی و لطفی که به من نمودی !

الإمام الصادق علیه السلام :إذا دَخَلتَ بِأَهلِکَ فَخُذ بِناصِیَتِها (1) وَاستَقبِلِ القِبلَهَ وقُل : اللّهُمَّ بِأَمانَتِکَ أخَذتُها ، وبِکَلِماتِکَ استَحلَلتُها ، فَإِن قَضَیتَ لی مِنها وَلَدا فَاجعَلهُ مُبارَکا تَقِیّا مِن شیعَهِ آلِ مُحَمَّدٍ ، ولا تَجعَل لِلشَّیطانِ فیهِ شِرکا ولا نَصیبا . (2)

مکارم الأخلاق عن الأئمّه علیهم السلام :إذا قَرُبَ الزَّفافُ یُستَحَبُّ أن تَأمُرَها أن تُصَلِّیَ رَکعَتَینِ استِحبابا ، تَکونُ عَلی وُضوءٍ إذا اُدخِلَت عَلَیکَ ، وتُصَلّی أنتَ أیضا مِثلَ ذلِکَ . وتَحمَدُ اللّهَ وتُصَلّی عَلَی النَّبِیِّ وآلِهِ وتَقولُ : اللّهُمَّ ارزُقنی إلفَها ووُدَّها ورِضاها بی وأرضِنی بها ، وَاجمَع بَینَنا بِأَحسَنِ اجتِماعٍ وأیسَرِ ائتِلافٍ ، فَإِنَّکَ تُحِبُّ الحَلالَ وتَکرَهُ الحَرامَ . (3)

کتاب من لا یحضره الفقیه عن أبی سعید الخدری :أوصی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله عَلِیَّ بنَ أبی طالِبٍ علیه السلام فَقالَ : یا عَلِیُّ ، إذا دَخَلَتِ العَروسُ بَیتَکَ فَاخلَع خُفَّیها حینَ تَجلِسُ ، وَاغسِل رِجلَیها ، وصُبَّ الماءَ مِن بابِ دارِکَ إلی أقصی دارِکَ ؛ فَإِنَّکَ إذا فَعَلتَ ذلِکَ أخرَجَ اللّهُ مِن بَیتِکَ سَبعینَ ألفَ لَونٍ مِنَ الفَقرِ ، وأدخَلَ فیها سَبعینَ ألفَ لَونٍ مِنَ البَرَکَهِ ، وأنزَلَ عَلَیهِ سَبعینَ رَحمَهً تُرَفرِفُ عَلی رَأسِ العَروسِ حَتّی تَنالَ بَرَکَتَها کُلُّ زاوِیهٍ فی بَیتِکَ ، وتَأمَنَ العَروسُ مِنَ الجُنونِ وَالجُذامِ وَالبَرَصِ أن یُصیبَها ما دامَت فی تِلکَ الدّارِ ، وَامنَعِ العَروسَ فی اُسبوعِها مِنَ الأَلبانِ وَالخَلِّ وَالکُزبَرَهِ وَالتُّفّاحِ الحامِضِ مِن هذِهِ الأَربَعَهِ الأَشیاءِ . فَقالَ عَلِیٌّ علیه السلام : یا رَسولَ اللّهِ ، و لِأَیِّ شَیءٍ أمنَعُها هذِهِ الأَشیاءَ الأَربَعَهَ ؟ قالَ : لِأَنَّ الرَّحِمَ تَعقَمُ وتَبرُدُ مِن هذِهِ الأَربَعَهِ الأَشیاءِ عَنِ الوَلَدِ ... . فَقالَ عَلِیٌّ علیه السلام : یا رَسولَ اللّهِ ، فَما بالُ الخَلِّ تُمنَعُ مِنهُ ؟ قالَ : إذا حاضَت عَلَی الخَلِّ لَم تَطهُر أبَداً بِتَمامٍ ، وَالکُزبَرَهُ تُثیرُ الحَیضَ فی بَطنِها وتُشَدِّدُ عَلَیها الوِلادَهَ ، وَالتُّفّاحُ الحامِضُ یَقطَعُ حَیضَها فَیَصیرُ داءً عَلَیها . (4)

1- .الناصِیَهُ : قُصاص الشعر فوق الجبهه (مجمع البحرین : ج 3 ص 1795 «نصا») . 2- .الکافی : ج 5 ص 500 ح 2 عن أبی بصیر ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 402 ح 4405 ، الفقه المنسوب للإمام الرضا علیه السلام : ص 235 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 227 ح 46 وراجع تحف العقول : ص 89 . 3- .مکارم الأخلاق : ج 1 ص 454 ح 1551 . 4- .کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 551 ح 4899 ، علل الشرائع : ص 514 ح 5 ، الأمالی للصدوق : ص 663 ح 896 ، الاختصاص : ص 132 ، بحار الأنوار : ج 103 ح 280 وراجع عوالی اللآلی : ج 3 ص 308 ح 126 .


امام صادق علیه السلام :هر گاه بر همسرت در آمدی ، موی پیشانی اش را بگیر و رو به قبله کن و بگو : بار خدایا ! امانت تو را گرفتم و با کلمات تو ، او را بر خود حلال نمودم . پس ، اگر از او برایم فرزندی مقدّر فرمودی ، او را با برکت و پرهیزگار و از شیعه آل محمّد قرار ده و شیطان را در او سهم و بهره ای مَنِه !

مکارم الأخلاق به نقل از یکی از اهل بیت علیهم السلام : چون وقت زفاف نزدیک می شود ، مستحب است که از او (همسرت) بخواهی که دو رکعت نماز مستحبّی بگزارد . هر گاه بر تو در آمد ، با وضو باش ، و خودت نیز دو رکعت نماز بگزار و حمد خدای را به جا بیاور و بر پیامبر و خاندانش صلوات بفرست و بگو : پروردگارا! اُلفت و محبّت و رضایت او از من را روزی ام فرما و مرا نیز از او راضی بدار ، و ما را به نیک ترین وجه و آسان ترین الفت و سازش ، در کنار هم بدار ؛ به درستی که تو حلال را دوست داری و حرام را ناخوش می داری .

کتاب من لا یحضره الفقیه به نقل از ابو سعید خِدری : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به علی بن ابی طالب علیه السلام سفارش کرد و فرمود : «ای علی! هر گاه عروس به خانه ات آمد ، چون نشست ، کفش هایش را در آور و پاهایش را [در ظرفی] بشوی و آب آن [ظرف ]را از درِ خانه ات تا ته خانه ات بپاش ؛ زیرا اگر چنین کنی ، خداوند از خانه تو ، هفتاد هزار نوع فقر را می بَرد و هفتاد هزار نوع برکت ، به آن وارد می کند و هفتاد رحمت بر آن فرو می فرستد که بر فراز سر عروس ، بال و پر می زند تا برکت آنها به هر گوشه ای ، از خانه ات برسد . و عروس ، تا زمانی که در آن خانه است ، از ابتلا به دیوانگی و خوره و پیسی ، در امان می مانَد . تا یک هفته ، عروس را از خوردن چهار چیز ، باز بدار : ماست ، سرکه ، گِشنیز و سیب ترش» . علی علیه السلام فرمود : «ای پیامبر خدا! به چه دلیل ، او را از این چهار چیز باز دارم؟» . فرمود : «چون رَحِم ، از این چهار خوراکی ، سَتَروَن می شود و فرزند نمی آورد ...» . علی علیه السلام فرمود : «ای پیامبر خدا ! سرکه ، چه خاصیتی دارد که باید از خوردن آن منع شود؟» . فرمود : «هر گاه پس از خوردن سرکه ، حیض شود ، دیگر هرگز به طور کامل ، پاک نمی گردد ، و گشنیز ، حیض را در شکم او تحریک می کند و زایمان را بر او سخت می سازد ، و سیب ترش ، حیض او را بند می آورد و مایه دردش می گردد» .

الفصل السادس : الاُسره المثالیّه6 / 1زَواجٌ نَزَلَ مِنَ السَّماءِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَّما أنَا بَشَرٌ مِثلُکُم أتَزَوَّجُ فیکُم واُزَوِّجُکُم ، إلّا فاطِمَهَ فَإِنَّ تَزویجَها نَزَلَ مِنَ السَّماءِ . (1)

عنه صلی الله علیه و آله :ما زَوَّجتُ فاطِمَهَ إلّا لَمّا أمَرَنِی اللّهُ بِتَزویجِها . (2)

عنه صلی الله علیه و آله لِعَلِیٍّ علیه السلام : اُمِرتُ بِتَزویجِکَ مِنَ السَّماء . (3)

6 / 2لَولا عَلِیٌّ لَما کانَ لِفاطِمَهَ کُفؤٌالإمام علیّ علیه السلام :قالَ لی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : یا عَلِیُّ ، لَقَد عاتَبَتنی رِجالُ قُرَیشٍ فی أمرِ فاطِمَهَ ، وقالوا : خَطَبناها إلَیکَ فَمَنَعتَنا ، وتَزَوَّجَت (4) عَلِیّا ! فَقُلتُ لَهُم : وَاللّهِ ما أنا مَنَعتُکُم وزَوَّجتُهُ ، بَلِ اللّهُ تَعالی مَنَعَکُم وزَوَّجَهُ ! فَهَبَطَ عَلَیَّ جَبرَئیلُ علیه السلام فَقالَ : یا مُحَمَّدُ ، إنَّ اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ یَقولُ : لَو لَم أخلُق عَلِیّا علیه السلام لَما کانَ لِفاطِمَهَ ابنَتِکَ کُفؤٌ عَلی وَجهِ الأَرضِ ؛ آدَمُ فَمَن دونَهُ . (5)

1- .الکافی : ج 5 ص 568 ح 54 عن أبان بن تغلب عن الإمام الباقر علیه السلام ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 393 ح 4382 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 445 ح 1528 ، بحار الأنوار : ج 43 ص 145 ح 47 ؛ مقتل الحسین للخوارزمی : ج 1 ص 80 عن أبان بن تغلب عن الإمام الباقر عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله . 2- .عیون أخبار الرضا علیه السلام : ج 2 ص 59 ح 226 عن الحسن بن عبد اللّه الرازی التمیمی عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج 43 ص 104 ح 16 . 3- .تاریخ دمشق : ج 42 ص 125 ح 8494 ، المناقب لابن المغازلی : ص 100 ح 142 ؛ العمده : ص 266 ح 421 ، المناقب لابن شهر آشوب : ج 3 ص 350 کلّها عن أبی أیوب الأنصاری ، بحار الأنوار : ج 43 ص 111 ح 24 . 4- .فی بعض النسخ وبحارالأنوار : «وزَوَّجتَ» بدل «وتَزوّجَت» . 5- .عیون أخبار الرضا علیه السلام : ج 1 ص 225 ح 3 عن الحسین بن خالد عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج 43 ص 92 ح 3 .

فصل ششم : خانواده نمونه

فصل ششم : خانواده نمونه6 / 1ازدواج آسمانیپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :من هم بشری مانند شما هستم . از شما زن می گیرم و به شما زن می دهم ، مگر فاطمه را که دستور ازدواج او از آسمان نازل شد .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :من فاطمه را شوهر ندادم ، مگر زمانی که خداوند ، مرا به ازدواج دادن او امر فرمود .

6 / 1 ازدواج آسمانی

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام : دستورِ به ازدواج درآوردن تو [ و فاطمه علیهاالسلام ]از آسمان به من رسید .

6 / 2 اگر علی نبود ، همسرِ همسنگی برای فاطمه وجود نداشت

6 / 2اگر علی نبود ، همسرِ همسنگی برای فاطمه وجود نداشتامام علی علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود : «ای علی ! مردانی از قریش در باره ازدواج فاطمه با تو ، مرا سرزنش کردند و گفتند : ما او را از تو خواستگاری نمودیم ؛ ولی او را به ما ندادی و به ازدواج علی در آوردی! من به آنان گفتم : به خدا سوگند این من نبودم که او را به شما ندادم و به ازدواج علی درآوردم ؛ بلکه خداوند متعال بود که او را به شما نداد و به عقد علی درآورد ! جبرئیل علیه السلام بر من فرود آمد و گفت : ای محمّد ! خداوند جلّ جلاله می فرماید : اگر علی را نیافریده بودم ، در تمام روی زمین از آدم و غیرِ آن ، برای دخترت فاطمه ، همسنگی نبود» .

الإمام الصادق علیه السلام :لَولا أنَّ اللّهَ تَبارَکَ وتَعالی خَلَقَ أمیرَ المُؤمِنینَ علیه السلام لِفاطِمَهَ ، ما کَانَ لَها کُفؤٌ عَلی ظَهرِ الأَرضِ ؛ مِن آدَمَ ومَن دونَهُ . (1)

6 / 3خِطبَهُ سَیِّدَهِ النِّساءِالأمالی للطوسی عن الضحّاک بن مزاحم :سَمِعتُ عَلِیَّ بنَ أبی طالِبٍ علیه السلام یَقولُ : أتانی أبو بَکرٍ وعُمَرُ فَقالا : لَو أتَیتَ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله فَذَکَرتَ لَهُ فاطِمَهَ . قالَ : فَأَتَیتُهُ ، فَلَمّا رَآنی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ضَحِکَ ، ثُمَّ قالَ : ما جاءَ بِکَ یا أبَا الحَسَنِ وما حاجَتُکَ ؟ قالَ : فَذَکَرتُ لَهُ قَرابَتی ، وقِدَمی فِی الإِسلامِ ، ونُصرَتی لَهُ وجِهادی . فَقالَ : یا عَلِیُّ ، صَدَقتَ ، فَأَنتَ أفضَلُ مِمّا تَذکُرُ . فَقُلتُ: یا رَسولَ اللّهِ، فاطِمَهُ تُزَوِّجُنیها؟ فَقالَ: یا عَلِیُّ، إنَّهُ قَد ذَکَرَها قَبلَکَ رِجالٌ، فَذَکَرتُ ذلِکَ لَها ، فَرَأَیتُ الکَراهَهَ فی وَجهِها ، ولکِن عَلی رِسلِکَ حَتّی أخرُجَ إلَیکَ . فَدَخَلَ عَلَیها فَقامَت إلَیهِ ، فَأَخَذَت رِداءَهُ ونَزَعَت نَعلَیهِ ، وأتَتهُ بِالوُضوءِ ، فَوَضَّأَتهُ بِیَدِها وغَسَلَت رِجلَیهِ ، ثُمَّ قَعَدَت . فَقالَ لَها : یا فاطِمَهُ . فَقالَت: لَبَّیکَ ، حاجَتُکَ یا رَسولَ اللّهِ ؟ قالَ : إنَّ عَلِیَّ بنَ أبی طالِبٍ مَن قَد عَرَفتِ قَرابَتَهُ وفَضلَهُ وإسلامَهُ ، وإنّی قَد سَأَلتُ رَبّی أن یُزَوِّجَکِ خَیرَ خَلقِهِ وأحَبَّهُم إلَیهِ ، وقَد ذَکَرَ مِن أمرِکِ شَیئا فَما تَرینَ ؟ فَسَکَتَت ولَم تُوَلِّ وَجهَها ولَم یَرَ فیهِ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله کَراهَهً ، فَقامَ وهُوَ یَقولُ : اللّهُ أکبَرُ ، سُکوتُها إقرارُها . فَأَتاهُ جَبرَئیلُ علیه السلام فَقالَ : یا مُحَمَّدُ ، زَوِّجها عَلِیَّ بنَ أبی طالِبٍ ، فَإِنَّ اللّهَ قَد رَضِیَها لَهُ ورَضِیَهُ لَها . قالَ عَلِیٌّ : فَزَوَّجَنی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، ثُمَّ أتانی فَأَخَذَ بِیَدی فَقالَ : قُم بِسمِ اللّهِ وقُل عَلی بَرَکَهِ اللّهِ ، وما شاءَ اللّهُ ، لا قُوَّهَ إلّا بِاللّهِ ، تَوَکَّلتُ عَلَی اللّهِ . ثُمَّ جاءَنی حینَ أقعَدَنی عِندَها علیهاالسلام ، ثُمَّ قالَ : اللّهُمَّ إنَّهُما أحَبَّی خَلقِکَ إلَیَّ فَأَحِبَّهُما ، وبارِک فی ذُرِّیَّتِهِما ، وَاجعَل عَلَیهِما مِنکَ حافِظا ، وإنّی اُعیذُهُما وذُرِّیَّتَهُما بِکَ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ . (2)

1- .الکافی : ج 1 ص 461 ح 10 ، الخصال : ص 414 ح 3 کلاهما عن یونس بن ظبیان ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 470 ح 1882 عن المفضل بن عمر ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 393 ح 4383 ، بحار الأنوار : ج 43 ص 97 ح 6 . 2- .الأمالی للطوسی : ص 39 ح 44 ، بشاره المصطفی : ص 261 ، المناقب لابن شهر آشوب : ج 3 ص 350 نحوه ، بحار الأنوار : ج 43 ص 93 ح 4 .

6 / 3 خواستگاری بانوی بانوان

امام صادق علیه السلام :اگر [این گونه] نبود که خداوند تبارک و تعالی ، امیر المؤمنین علیه السلام را برای فاطمه آفرید ، در روی زمین از آدم و غیرِ آن ، همسنگی برای او یافت نمی شد .

6 / 3خواستگاری بانوی بانوانالأمالی ، طوسی به نقل از ضحّاک بن مزاحم : از علی بن ابی طالب علیه السلام شنیدم که می فرمود : ابو بکر و عمر ، نزد من آمدند و گفتند : کاش نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بروی و فاطمه را از او خواستگاری کنی ! من نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفتم . چون چشم پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به من افتاد ، خندید و فرمود : «ای ابا الحسن ! چرا آمده ای و چه کار داری ؟» . من از خویشاوندی ام و پیشگامی ام در اسلام و یاری دادن هایم به او و جهادهایم برایش گفتم . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «راست می گویی ، ای علی ! تو از آنچه می گویی برتری» . گفتم : ای پیامبر خدا ! فاطمه را به همسری من در می آوری ؟ فرمود : «ای علی ! پیش از تو ، مردانی ، او را از من خواستگاری کردند و من موضوع را با فاطمه ، در میان نهادم ؛ ولی در چهره او عدم رضایت دیدم . اکنون ، صبر کن تا این که نزد تو باز آیم» . پس ، نزد فاطمه رفت . فاطمه برخاست و ردای پیامبر را بر گرفت و کفش هایش را در آورد و برای ایشان ، آب وضو آورد و با دستان خود ، پیامبر صلی الله علیه و آله را وضو داد و پاهایش را شست . سپس نشست . پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود : «فاطمه !» . فاطمه علیهاالسلام فرمود : «بله . امرتان چیست ، ای پیامبر خدا؟» . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «علی بن ابی طالب ، کسی است که از خویشاوندی او و کرامتش و اسلامش آگاهی داری . من هم از پروردگارم خواسته ام که تو را به ازدواج بهترین و محبوب ترین آفریده اش در آورد . حالا او از تو خواستگاری کرده است . نظرت چیست؟» . فاطمه علیهاالسلام سکوت کرد و رویش را بر نگرداند و پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در چهره او عدم رضایت ندید . پس ، پیامبر صلی الله علیه و آله برخاست و فرمود : «اللّه اکبر ! سکوت او ، نشانِ موافقت اوست» . پس ، جبرئیل علیه السلام نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت : «ای محمّد! او را به همسری علی بن ابی طالب در آور ؛ زیرا خداوند ، فاطمه را برای علی ، و علی را برای فاطمه ، پسندیده است» . پس ، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ، فاطمه را به همسری من درآورد . سپس نزدم آمد و دستم را گرفت و فرمود : «برخیز به نام خدا و بگو : به برکت خدا و هر چه خدا خواهد . هیچ نیرویی نیست مگر به واسطه خدا . بر خدا توکّل کردم» . و بعد از آن که مرا در کنار فاطمه علیهاالسلام نشاند ، پهلوی من آمد و فرمود : «بار خدایا ! این دو ، محبوب ترینِ خلق در نزد من اند . پس تو نیز آنان را دوست بدار و به فرزندانشان برکت ده و بر این دو ، از جانب خودت نگهبانی بگمار . من این دو و فرزندانشان را از گزند شیطانِ رانده شده ، در پناه تو می آورم» .

6 / 4صَداقُ سَیِّدَهِ النِّساءِکان مهر فاطمه علیهاالسلام 480 درهما (1) وهی تعادل 12 اوقیه ، (2) وهو قیمه درع علیّ (3) وذکر فی بعض المصادر أن مهر فاطمه علیهاالسلام و نساء النبی صلی الله علیه و آله هو 500 درهما (4) وهی تعادل 5/12 اوقیه (5) کما ذکر فی بعضها أنه 400 مثقال من الفضه (6) أو 30 درهما . (7)

1- .الطبقات الکبری : ج 8 ص 21 ، تهذیب الکمال : ج 35 ص 249 ؛ المناقب لابن شهر آشوب : ج 3 ص 351 ، روضه الواعظین : ص 162 . 2- .مسند زید : ص 303 ؛ بلاغات النساء : ص 184 ، کنز العمّال : ج 13 ص 679 ح 37740 . 3- .الطبقات الکبری : ج 8 ص 20 ، مسند ابی یعلی : ج 1 ص 263 ح 499 ، کنز العمّال : ج 13 ص 679 ح 37740 ؛ قرب الإسناد : ص 112 ح 388 . 4- .المناقب لابن شهر آشوب : ج 3 ص 351 ؛ الطبقات الکبری : ج 8 ص 22 . 5- .مسند زید : ص 303 ، تاریخ الخمیس : ج 1 ص 362 . 6- .المناقب لابن شهر آشوب : ج 3 ص 351 ؛ تاریخ دمشق : ج 52 ص 445 ح 11114 . 7- .الکافی : ج 5 ص 377 ح 2 و ح 4 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 364 ح 1477 ، قرب الإسناد : ص 173 ح 634 .

6 / 4 مهریه بانوی بانوان

6 / 4مهریه بانوی بانوانصداق حضرت فاطمه علیهاالسلام 480 درهم بوده است که معادل با 12 اوقیّه می باشد. این مقدار پول زره امام علی علیه السلام بوده است . در بعضی منابع صداق حضرت و همسران پیامبر500 درهم ذکر شده است که معادل با 5/12 اوقیه می باشد ، همچنانکه در بعضی دیگر 400 مثقال نقره یا 30 درهم نیز ذکر شده است .

.

الإمام علیّ علیه السلام :ما نَکَحَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله امرَأَهً مِن نِسائِهِ إلّا عَلَی اثنَتَی عَشرَهَ اُوقِیَّهً ونِصفَ الاُوقِیَّهِ مِن فِضَّهٍ ، وعَلی ذلِکَ أنکَحَنی فاطِمَهَ علیهاالسلام . وَالاُوقِیَّهُ أربَعونَ دِرهَما . (1)

عنه علیه السلام :أنکَحَنی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ابنَتَهُ فاطِمَهَ علیهاالسلام عَلَی اثنَتَی عَشرَهَ اُوقِیَّهً ونِصفٍ مِن فِضَّهٍ . (2)

عنه علیه السلام :لَمّا تَزَوَّجتُ فاطِمَهَ قُلتُ : یا رَسولَ اللّهِ ! ما أبیعُ فَرَسی أو دِرعی ؟ قالَ : بِع دِرعَکَ . فَبِعتُها بِثِنتَی عَشرَهَ اُوقِیَّهً ، فَکانَ ذلِکَ مَهرُ فاطِمَهَ . (3)

المناقب لابن شهر آشوب :الحُسَینُ بنُ عَلِیٍّ علیه السلام فی خَبَرٍ : زَوَّجَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله فاطِمَهَ علیهاالسلامعَلِیّا علیه السلام عَلی أربَعِمِئَهٍ وثَمانینَ دِرهَما . ورُوِیَ أنَّ مَهرَها أربَعُمِئَهِ مِثقالِ فِضَّهٍ . (4)

1- .دعائم الإسلام : ج 2 ص 221 ح 822 ، مستدرک الوسائل : ج 15 ص 62 ح 17541 وراجع مسند زید : ص 303 وأعلام الوری : ج 1 ص 161 و السنن الکبری : ج 7 ص 382 ح 14347 والمصنف لعبد الرزاق : ج 6 ص 177 ح 10407 . 2- .مسند زید : ص 303 عن الإمام زین العابدین عن أبیه علیهماالسلام . 3- .مسند أبی یعلی : ج 1 ص 246 ح 466 عن زید بن طلق الشنی العبدی ، المصنف لعبد الرزاق : ج 6 ص 176 ح 10402 عن صفوان بن سلیم نحوه ، کنز العمّال : ج 13 ص 679 ح 37740 وراجع الطبقات الکبری : ج 8 ص 162 . 4- .المناقب لابن شهر آشوب : ج 3 ص 351 ، روضه الواعظین : ص 162 ولیس فیه ذیله ، بحار الأنوار : ج 43 ص 112 ح 24 .

امام علی علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله هیچ زنی از زنانش را جز با مهریه دوازده و نیم اوقیّه نقره ، تزویج نکرد و فاطمه علیهاالسلام را هم با همین مقدار ، به ازدواج من در آورد . هر اوقیه ، [برابر با ]چهل درهم است .

امام علی علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله دخترش فاطمه علیهاالسلام را با مهریه دوازده و نیم اوقیّه نقره ، به ازدواج من در آورد .

امام علی علیه السلام :زمانی که با فاطمه علیهاالسلام ازدواج نمودم ، گفتم : ای پیامبر خدا ! اسبم را بفروشم یا زره ام را ؟ فرمود : «زره ات را بفروش» . من هم آن را به دوازده اوقیّه فروختم . این ، مَهر فاطمه بود .

المناقب ، ابن شهر آشوب :در خبری از حسین بن علی علیه السلام آمده است که : «پیامبر صلی الله علیه و آله فاطمه علیهاالسلام را با مهریه چهارصد و هشتاد درهم ، به ازدواج علی علیه السلام در آورد» . به روایتی هم ، مهریه آن بانو ، چهارصد مثقال نقره بوده است .

الإمام زین العابدین علیه السلام :خَطَبَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله حینَ زَوَّجَ فاطِمَهَ علیهاالسلام مِن عَلِیٍّ علیه السلام فَقالَ : . . . فَقَد زَوَّجتُهُ عَلی أربَعِمِئَهِ مِثقالِ فِضَّهٍ ، إن رَضِیَ بِذلِکَ عَلِیٌّ . (1)

الإمام الباقر علیه السلام :کانَ صَداقُ فاطِمَهَ علیهاالسلام جَردُ (2) بُردٍ حِبَرَهٍ (3) ، ودِرعٌ حُطَمِیَّهٌ (4) ، وکانَ فِراشُها إهابَ (5) کَبشٍ یُلقِیانِهِ ویَفرُشانِهِ ویَنامانِ عَلَیهِ . (6)

الإمام الصادق علیه السلام :إنَّ عَلِیّا تَزَوَّجَ فاطِمَهَ علیهماالسلام عَلی جَردِ بُردٍ ودِرعٍ ، وفِراشٍ کانَ مِن إهابِ کَبشٍ . (7)

الإرشاد عن الریّان بن شبیب :إنَّ مُحَمَّدَ بنَ عَلِیِّ بنِ موسی یَخطُبُ اُمَّ الفَضلِ بِنتَ عَبدِ اللّهِ المَأمونِ ، وقَد بَذَلَ لَها مِنَ الصَّداقِ مَهرَ جَدَّتِهِ فاطِمَهَ بِنتِ مُحَمَّدٍ علیهاالسلام ؛ وهُوَ خَمسُمِئَهِ دِرهَمٍ جِیادا . (8)

الإمام الباقر علیه السلام :إنَّ عَلِیَّ بنَ أبی طالِبٍ علیه السلام أصدَقَ فاطِمَهَ علیهاالسلام دِرعا مِن حَدیدٍ وجَرَّهً دوار (9) ، وإنَّ صَداقَ نِساءِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله کانَ خَمسَمِئَهِ دِرهَمٍ . (10)

1- .مکارم الأخلاق : ج 1 ص 451 ح 1545 ، المناقب لابن شهر آشوب : ج 3 ص 350 عن الإمام الرضا علیه السلام ، کشف الغمّه : ج 1 ص 349 عن أنس وکلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج 43 ص 119 ح 29 ؛ تاریخ دمشق : ج 52 ص 445 ح 11114 ، المناقب للخوارزمی : ص 336 ح 357 کلاهما عن أنس نحوه . 2- .الجَردَهُ : البُردَهُ المنجرِدَهُ الخَلَقُ (لسان العرب : ج 3 ص 115 «جرد») . 3- .البُردَه : کِساءٌ یُلتَحَفُ به . وبرودٌ حِبَرَهٌ : ضَربٌ من البرود الیمانیّه ، یقال : بُردٌ حَبیر وبُردُ حِبَرَهٍ (لسان العرب : ج 3 ص 87 «برد» و ج 4 ص 159 «حبر») . 4- .الحُطمِیَّهُ : سمّیت بذلک لأنّها تحطم السیوف أی تکسرها ، وقیل : هی العریضه الثقیله (مجمع البحرین : ج 1 ص 423 «حطم») . 5- .الإهاب : الجِلد ، ویقال قبل الدبغ (النهایه : ج 1 ص 83 «أهب») . 6- .الکافی : ج 5 ص 378 ح 5 عن أبی مریم الأنصاری ، بحار الأنوار : ج 43 ص 144 ح 42 . 7- .الکافی : ج 5 ص 377 ح 1 عن ابن أبی یعفور ، بحار الأنوار : ج 43 ص 143 ح 38 . 8- .الإرشاد : ج 2 ص 284 ، الاحتجاج : ج 2 ص 473 ح 322 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 450 ح 1542 ، المصباح للکفعمی : ص 991 ، المناقب لابن شهرآشوب : ج 4 ص 382 والثلاثه الأخیره من دون إسناد إلی الراوی ، بحار الأنوار : ج 43 ص 105 . 9- .کذا فی المصدر ، وفی الطبقات الکبری : «جرد بردٍ» . 10- .السنن الکبری : ج 7 ص 383 ح 14352 ، الطبقات الکبری : ج 8 ص 21 ولیس فیه ذیله من «وإن ...» ، الإصابه: ج 8 ص 263 الرقم 11587 ولیس فیه ذیله من «وجره...» وکلّها عن سلیمان بن بلال عن الإمام الصادق علیه السلام .

امام زین العابدین علیه السلام :پیامبر صلی الله علیه و آله ، زمانی که فاطمه علیهاالسلام را به همسری علی علیه السلام در آورد ، خطبه خواند و فرمود : « ... من او را با مهریه چهارصد مثقال نقره تزویج کردم ؛ اگر علی ، به این مقدار ، راضی باشد» .

امام باقر علیه السلام :کابین فاطمه علیهاالسلام ، یک چادر فرسوده یَمانی (1) و یک زره حُطمی (2) بود ، و بسترش ، پوست قوچی بود که آن را می انداختند و پهن می کردند و بر آن می خوابیدند .

امام صادق علیه السلام :علی علیه السلام فاطمه علیهاالسلام را با مهریه یک چادر کهنه یَمانی ، یک زره ، و لحافی از پوست قوچ ، به همسری خود در آورد .

الإرشاد به نقل از رَیّان بن شَبیب : محمّد بن علی بن موسی (امام جواد علیه السلام ) ، اُمّ الفضل دختر عبد اللّه مأمون را خواستگاری کرد و مهریه او را به اندازه مهریه جدّه اش فاطمه ، دختر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله قرار داد : پانصد درهمِ سَره .

امام باقر علیه السلام :علی بن ابی طالب علیه السلام یک عدد زره آهنی و یک چادر فرسوده یَمانی ، کابین فاطمه علیهاالسلام کرد ، در حالی که کابین همسران پیامبر صلی الله علیه و آله پانصد درهم بود .

1- .چادر یمانی : جامه ای پنبه ای ، با کتان مخطّط (راه راه) که در یمن می بافند ؛ روپوش ابریشمین که زنان ، به هنگام بیرون آمدن از خانه می پوشند . 2- .زره حُطمی : زرهی که مردمِ تیره حطمه بن محارب ، از قبیله عبد القیس می ساخته اند ؛ شمشیر شکن ؛ پهن و گران .

6 / 5خُطبَهُ الزَّواجِالإمام زین العابدین علیه السلام :خَطَبَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله حینَ زَوَّجَ فاطِمَهَ علیهاالسلام مِن عَلِیٍّ علیه السلام فَقالَ : الحَمدُ للّهِِ المَحمودِ بِنِعمَتِهِ ، المَعبودِ بِقُدرَتِهِ ، المُطاعِ بِسُلطانِهِ ، المَرهوبِ مِن عَذابِهِ ، المَرغوبِ إلَیهِ فیما عِندَهُ ، النّافِذِ أمرُهُ فی سَمائِهِ وأرضِهِ ؛ ثُمَّ إنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ أمَرَنی أن اُزَوِّجَ فاطِمَهَ مِن عَلِیِّ ، فَقَد زَوَّجتُهُ عَلی أربَعِمِئَهِ مِثقالِ فِضَّهٍ إن رَضِیَ بِذلِکَ عَلِیٌّ . ثُمَّ دَعا صلی الله علیه و آله بِطَبَقِ بُسرٍ (1) ، ثُمَّ قالَ : اِنتَهِبوا ، فَبَینا نَنتَهِبُ إذ دَخَلَ عَلِیٌّ علیه السلام فَتَبَسَّمَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله فی وَجهِهِ ، ثُمَّ قالَ : یا عَلِیُّ ، أعَلِمتَ أنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ أمَرَنی أن اُزَوِّجَکَ فاطِمَهَ ، فَقَد زَوَّجتُکَها عَلی أربَعِمِئَهِ مِثقالِ فِضَّهٍ إن رَضیتَ ، فَقالَ عَلِیٌّ علیه السلام : رَضیتُ بِذلِکَ عَنِ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ وعَن رَسولِهِ . فَقالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله : جَمَعَ اللّهُ شَملَکُما ، وأسعَدَ جَدَّکُما (2) ، وبارَکَ عَلَیکُما ، وأخرَجَ مِنکُما کَثیرا طَیِّبا . (3)

الإمام زین العابدین علیه السلام عن جابر :لَمّا أرادَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله أن یُزَوِّجَ فاطِمَهَ عَلِیّا علیه السلام قالَ لَهُ : اُخرُج یا أبَا الحَسَنِ إلَی المَسجِدِ فَإِنّی خارِجٌ فی أثَرِکَ ، ومُزَوِّجُکَ بِحَضرَهِ النّاسِ ، وذاکِرٌ مِن فَضلِکَ ما تَقَرُّ بِهِ عَینُکَ . قالَ عَلِیٌّ علیه السلام : فَخَرَجتُ مِن عِندِ رَسولِ اللّهِ وأنا مُمتَلِئٌ فَرَحا وسُرورا ، فَاستَقبَلَنی أبوبَکرٍ وعُمَرُ ، فَقالا : ما وَراءَک یا أبَا الحَسَنِ ؟ فَقُلتُ : یُزَوِّجُنی رَسولُ اللّهِ فاطِمَهَ ، وأخبَرَنی أنَّ اللّهَ قَد زَوَّجَنیها ، وهذا رَسولُ اللّهِ خارِجٌ فی أثَری لِیَذکُرَ بِحَضرَهِ النّاس . فَفَرِحا وسُرّا ، ودَخَلا مَعِیَ المَسجِدَ . قالَ عَلِیٌّ علیه السلام : فَوَاللّهِ ما تَوَسَّطناهُ حَتّی لَحِقَ بِنا رَسولُ اللّهِ ، وإنَّ وَجهَهُ لَیَتَهَلَّلُ فَرَحا وسُرورا . فَقالَ صلی الله علیه و آله أینُ بِلالٌ ؟ فَأَجابَ : لَبَّیکَ وسَعدَیکَ یا رَسولَ اللّهِ . ثُمَّ قالَ : أینَ المِقدادُ ؟ فَأَجابَ : لَبَّیکَ یا رَسولَ اللّهِ . ثُمَّ قالَ : أینَ سَلمانُ ؟ فَأَجابَ : لَبَّیکَ یا رَسولَ اللّهِ . ثُمَّ قالَ : أینَ أبوذَرٍّ ؟ فَأَجابَ : لَبَّیکَ یا رَسولَ اللّهِ ، فَلَمّا مَثَلوا بَینَ یَدَیهِ قالَ : اِنطَلِقوا بِأَجمَعِکُم ، فَقوموا فی جَنَباتِ المَدینَهِ ، وَاجمَعُوا المُهاجِرینَ وَالأَنصارَ وَالمُسلِمینَ . فَانطَلَقوا لِأَمرِ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، وأقبَلَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله فَجَلَسَ عَلی أعلی دَرَجَهٍ مِن مِنبَرِهِ ، فَلمَّا حَشَدَ المَسجِدُ بِأَهلِهِ قامَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، فَحَمِدَ اللّهَ وأثنی عَلَیهِ وقالَ : الحَمدُ للّهِِ الَّذی رَفَعَ السَّماءَ فَبَناها ، وبَسَطَ الأَرضَ فَدَحاها (4) ، وأثبَتَها بِالجِبالِ فَأَرساها ، وأخرَجَ مِنها ماءَها ومَرعاها ، الَّذی تَعاظَمَ عَن صِفاتِ الواصِفینَ ، وتَجَلَّلَ عَن تَحبیرِ لُغاتِ النّاطِقینَ ، وجَعَلَ الجَنَّهَ ثَوابَ المُتَّقینَ ، وَالنّارَ عِقابَ الظّالمینَ ، وجَعَلَنی رَحمَهً لِلمُؤمِنینَ ، ونِقمَهً عَلَی الکافِرینَ . عِبادَ اللّهِ ! إنَّکُم فی دارِ أمَلٍ ، بَینَ حَیاهٍ وأجَلٍ ، وصِحَّهٍ وعِلَلٍ ، دارِ زَوالٍ ، وتَقَلُّبِ أحوالٍ ، جُعِلَت سَبَبا لِلاِرتِحالِ ، فَرَحِمَ اللّهُ امَرأً قَصَّرَ مِن أمَلِهِ ، وجَدَّ فی عَمَلِهِ ، وأنفَقَ الفَضلَ مِن مالِهِ ، وأمسَکَ الفَضلَ مِن قوتِهِ ، فَقَدَّمَهُ لِیَومِ فاقَتِهِ ، یَومٌ تُحشَرُ فیهِ الأَمواتُ ، وتَخشَعُ فیهِ الأَصواتُ ، وتُنکَرُ الأَولادُ والاُمَّهاتُ ، «وَ تَرَی النَّاسَ سُکَرَی وَ مَا هُم بِسُکَرَی» (5) ، «یَوْمَئِذٍ یُوَفِّیهِمُ اللَّهُ دِینَهُمُ الْحَقَّ وَ یَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِینُ» (6) ، «یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَبَیْنَهُ أَمَدَا بَعِیدًا» (7) ، «فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ خَیْرًا یَرَهُ * وَ مَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ» (8) ، لِیَومٍ تَبطُلُ فیهِ الأَنسابُ ، وتُقطَعُ الأَسبابُ ، ویَشتَدُّ فیهِ عَلی المُجرِمینَ الحِسابُ ، ویُدفَعونَ إلَی العَذابِ ، فَمَن زُحزِحَ عَنِ النّارِ واُدخِلَ الجَنَّهَ فَقَد فازَ ، ومَا الحَیاهُ الدُّنیا إلّا مَتاعُ الغُرورِ (9) . أیُّهَا النّاسُ ! إنَّمَا الأَنبِیاءُ حُجَجُ اللّهِ فی أرضِهِ ، النّاطِقونَ بِکِتابِهِ ، العامِلونَ بِوَحیِهِ ، وإنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ أمَرَنی أن اُزَوِّجَ کَریمَتی فاطِمَهَ بِأَخی وَابنِ عَمّی وأولَی النّاسِ بی : عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ ، وَاللّهُ عَزَّ شَأنُهُ قَد زَوَّجَهُ بِها فِی السَّماءِ ، بِشَهادَهِ المَلائِکَهِ ، وأمَرَنی أن اُزَوِّجَهُ فِی الأَرضِ واُشهِدَکُم عَلی ذلِکَ . ثُمَّ جَلَسَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، ثُمَّ قالَ : قُم یا عَلِیُّ ، فَاخطُب لِنَفسِکَ . قالَ : یا رَسولَ اللّهِ ، أخطُبُ وأنتَ حاضِرٌ ! قالَ : اُخطُب ، فَهکَذا أمَرَنی جَبرَئیلُ أن آمُرَکَ أن تَخطُبَ لِنَفسِکَ ، ولَولا أنَّ الخَطیبَ فِی الجِنان داوودُ لَکُنتَ أنتَ یا عَلِیُّ . ثُمَّ قالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله : أیُّهَا النّاسُ ! اِسمَعوا قَولَ نَبِیِّکُم ، إنَّ اللّهَ بَعَثَ أربَعَهَ آلافِ نَبِیٍّ ، لِکُلِّ نَبِیٍّ وصِیٌّ ، وأنا خَیرُ الأَنبِیاءِ ، ووَصِیّی خَیرُ الأَوصِیاءِ . ثُمَّ أمسَکَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، وَابتَدَأ عَلِیٌّ علیه السلام فَقالَ : الحَمدُ للّهِِ الَّذی ألهَمَ بِفَواتِحِ عِلمِهِ النّاطِقینَ ، وأنارَ بِثَواقِبِ عَظَمَتِهِ قُلوبَ المُتَّقینِ ، وأوضَحَ بِدَلائِلِ أحکامِهِ طُرُقَ السّالِکینَ ، وأبهَجَ بِابنِ عَمِّی المُصطَفی العالَمینَ ، حَتّی عَلَت دَعوَتُهُ دَعوَهَ المُلحِدینَ ، وَاستَظهَرَت کَلِمَتُهُ عَلی بَواطِلِ المُبطِلینَ ، وجَعَلَهُ خاتَمَ النَّبِیّینَ ، وسَیِّدَ المُرسَلینَ ، فَبَلَّغَ رِسالَهَ رَبِّهِ ، وصَدَعَ بِأَمرِهِ ، وبَلَّغَ عَنِ اللّهِ آیاتِهِ . وَالحَمدُ للّهِِ الَّذی خَلَقَ العِبادَ بِقُدرَتِهِ ، وأعَزَّهُم بِدینِهِ ، وأکرَمَهُم بِنَبِیِّهِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله ، ورَحِمَ وکَرَّمَ ، وشَرَّفَ وعَظَّمَ ، وَالحَمدُ للّهِِ عَلی نَعمائِهِ وأیادیهِ ، وأشهَدُ أن لا إلهَ إلَا اللّهُ شَهادَهَ إخلاصٍ تُرضیهِ ، وصَلَّی اللّهُ عَلی مُحَمَّدٍ صَلاهً تُزلِفُهُ وتُحظیهِ . وبَعدُ : فَإِنَّ النِّکاحَ مِمّا أمَرَ اللّهُ تَعالی بِهِ ، وأذِنَ فیهِ ، ومَجلِسُنا هذا مِمّا قَضاهُ ورَضِیَهُ ، وهذا مُحَمَّدُ بنُ عَبدِ اللّهِ رَسولُ اللّهِ زَوَّجَنِی ابنَتَهُ فاطِمَهَ ، عَلی صَداقِ أربَعِمِئَهِ دِرهَمٍ ودینارٍ ، وقَد رَضیتُ بِذلِکَ ، فَاسأَلوهُ وَاشهَدوا . فَقالَ المُسلِمونَ : زَوَّجتَهُ یا رَسولَ اللّهِ ؟ قالَ : نَعَم . قالَ المُسلِمونَ : بارَکَ اللّهُ لَهُما وعَلَیهِما ، وجَمَعَ شَملَهُما . (10)

1- .البُسرُ : التمرُ قبل إرطابه (تاج العروس : ج 6 ص 79 «بسر») . 2- .الجدُّ : الحَظُّ ، وهو الذی یسمّیه العامّه البَخت (مجمع البحرین : ج 1 ص 273 «جدد») . 3- .مکارم الأخلاق : ج 1 ص 451 ح 1545 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 265 ح 6 . 4- .دَحاها : أی بَسَطها ، ودحو الأرض : أی بسطها من تحت الکعبه (مجمع البحرین : ج 1 ص 580 «دحا») . 5- .الحج : 2 . 6- .النور : 25 . 7- .آل عمران : 30 . 8- .الزلزله : 7 و 8 . 9- .الغُرورُ : أی الخِداعُ الذی لا حقیقه له وهو المتاع الردیء (مجمع البحرین : ج 2 ص 1311 «غرر») . 10- .دلائل الإمامه : ص 88 ح 24 عن اللّیث عن الإمام الصادق عن أبیه علیهماالسلام ، بحار الأنوار : ج 103 ص 269 ح 21

6 / 5 خطبه عقد ازدواج

6 / 5خطبه عقد ازدواجامام زین العابدین علیه السلام :پیامبر صلی الله علیه و آله هنگامی که فاطمه علیهاالسلام را به عقد ازدواج علی علیه السلام درآورد ، خطبه آن را چنین خواند : «سپاس و ستایش ، خداوندی را سزاست که به واسطه نعمت هایش سپاس گزارده می شود ، به واسطه قدرتش پرستیده می شود ، به خاطر سلطنتش از او فرمان می بَرند ، از عذابش می ترسند ، پاداش هایش را از او طلب می کنند ، و فرمانش در آسمان و زمین ، جاری است ! خداوند عز و جل به من دستور داد که فاطمه را به همسری علی در آورم . من نیز او را با [مهریه] چهارصد مثقال نقره ، به همسری او در آوردم ؛ اگر علی به آن [مقدار] ، راضی باشد» . سپس طبقی خرمای نارس خواست و فرمود: «تاراج کنید!» . در همان حال که به طرف سینی حمله می بردیم، علی علیه السلام درآمد . پیامبر صلی الله علیه و آله به روی او لبخند زد . سپس فرمود: «ای علی! آیا می دانی که خداوند عز و جل به من دستور داد که فاطمه را به همسری تو درآورم؟ اینک من او را با مهریه چهار صد مثقال نقره ، به همسری تو درآوردم ؛ اگر تو راضی باشی» . علی علیه السلام فرمود : «راضی ام به رضای خداوند عز و جل و پیامبر او» . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «خدا همواره شما را با هم بدارد و خوش بختتان بگرداند و به هردویِ شما برکت بدهد و نسل بسیار و پاکی را از شما به دنیا بیاورد» .

امام زین العابدین علیه السلام به نقل از جابر : هنگامی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله خواست که فاطمه علیهاالسلام را به ازدواج علی علیه السلام در آورَد ، به او (علی علیه السلام ) فرمود : «ای علی ! تو ، به سوی مسجد روانه شو و من در پیِ تو می آیم ، و در حضور مردمان ، همسرت می دهم و از فضایل تو آن گونه می گویم که دل شاد شوی» . علی علیه السلام فرمود : «من ، آکنده از شادی و خوش حالی ، از نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله خارج شدم . در راه ، به ابو بکر و عمر برخوردم . گفتند : چه خبر ، ای ابو الحسن؟ گفتم : قرار است پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ، فاطمه را به ازدواج من در آورَد . به من خبر داد که به فرمان خداوند ، او را به ازدواج من در آورده است . به زودی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در پی من می آید تا [این خبر را] در حضور مردمان ، بازگوید . آن دو نیز شاد و خوش حال شدند و با من به مسجد آمدند» . علی علیه السلام فرمود : به خدا سوگند ، هنوز به وسط مسجد نرسیده بودیم که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به ما پیوست ، و چهره اش از شادی و خوش حالی می درخشید . فرمود : «بلال کجاست؟» . بلال گفت : بله ، در خدمتم ای پیامبر خدا ! سپس پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «مقداد کجاست؟» . مقداد گفت : بله ، ای پیامبر خدا ! فرمود : «سلمان کجاست؟» . سلمان گفت : بله ، ای پیامبر خدا ! فرمود : «ابو ذر کجاست؟» . ابوذر گفت : بله ، ای پیامبر خدا ! چون اینان در برابر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ایستادند ، فرمود : «همگی بروید و در اطراف مدینه بِایستید و مهاجران و انصار و مسلمانان را جمع کنید» . آنان به فرمان پیامبر خدا صلی الله علیه و آله رفتند . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله پیش رفت و در بالاترین پلّه منبر نشست . هنگامی که مردم در مسجد جمع شدند ، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برخاست و حمد و ثنای الهی را به جا آورد و فرمود : «سپاس و ستایش ، از آنِ خدایی است که آسمان را ساخت و برافراشت ، و زمین را پهن کرد و گسترانْد ، و با کوه های میخ آسا استوارش ساخت ، و از آن ، آب و چراگاه هایش را بیرون آورد ؛ همان خدایی که از صفاتی که وصف کنندگان بر وصف او می گویند ، برتر است و از آنچه گویندگان در تجلیل او به زبان می آورند ، فراتر است . همو که بهشت را پاداش پرهیزگاران قرار داد ، و آتش را کیفر ستمکاران ، و مرا برای مؤمنان ، رحمت و برای کافران ، مایه کیفر و نقمت قرار داد . ای بندگان خدا ! شما در سرای آرزو قرار دارید ؛ میان زندگی و مرگ ، و تن درستی و بیماری ها ؛ در سرایی که همه چیز آن ، زوال یافتنی است ، و جایگاه دگرگونی حالات ، و مایه کوچیدن ، قرار داده شده است . پس رحمت خدا بر آن مردی که آرزویش را کوتاه سازد ، و در کار و عملش بکوشد ، و زیادی مالش را انفاق کند ، و زیادی قوت خویش را نگه دارد ، و آن را برای روز نیازمندی اش پیش فرستد ؛ روزی که در آن ، مُردگان محشور می شوند ، و صداها به خاموشی می گراید ، و فرزندان و مادران ، یکدیگر را نمی شناسند . «و مردم را مَست می بینی ، در حالی که مست نیستند» ، «آن روز ، خدا جزای شایسته آنان را به طور کامل می دهد و خواهند دانست که خداوند ، همان حقیقت آشکار است» ، «روزی که هرکس آن کار نیکی را که کرده و آن بدی ای را که مرتکب شده ، حاضر شده می یابد ، و آرزو می کند که : ای کاش ، میان او و آن [ کارهای بد ] ، فاصله ای دور بود» ، «پس هر کس به وزن ذرّه ای نیکی کند ، آن را می بیند و هر کس به وزن ذرّه ای بدی کند نیز آن را می بیند» . برای روزی که در آن ، پیوندهای نَسَبی از میان می رود و رشته ها [ ی خویشاوندی ] بریده می شوند ؛ وگناهکاران ، با سختی ، حسابرسی می شوند و به سوی عذاب ، رانده می شوند . پس ، آن کسی را که از آتش دانسته شده ، ولی به بهشت در آورده شود ، به رستگاری دست یافته است . زندگی دنیا ، چیزی جز لذّتی پوچ و فریبنده نیست . ای مردم ! پیامبران ، حجّت های خدا در زمین او هستند و گویندگانِ از کتاب او ، [ و] عمل کنندگانِ به وحی او . خداوند عز و جل به من دستور داد که دخترم فاطمه را به ازدواج برادرم و پسر عمویم و نزدیک ترین مردمان به من ، یعنی علی بن ابی طالب ، در آورم . خداوند بلندمرتبه ، او را در آسمان ، به همسری فاطمه در آورد و فرشتگان را بر آن ، گواه گرفت و به من دستور داد که در زمین نیز او را به ازدواج فاطمه درآورم و شما را بر آن ، گواه گیرم» . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ، سپس نشست و فرمود : «برخیز ای علی و برای خودت خطبه [ عقد را ]بخوان» . علی علیه السلام فرمود : ای پیامبر خدا ! با وجود شما ، من خطبه را بخوانم؟! فرمود : «بخوان ؛ زیرا جبرئیل به من دستور داد که به تو دستور دهم خطبه ات را خودت بخوانی . اگر داوود علیه السلام خطیب بهشت نبود ، بی گمان ، تو [ خطیب آن ]بودی ، ای علی!» . آن گاه ، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «ای مردم ! سخن پیامبرتان را بشنوید . خداوند ، چهارهزار پیامبر برانگیخت که هر پیامبری ، یک جانشین داشت ، و من ، بهترین پیامبران هستم ، و جانشینم ، بهترین جانشینان» . سپس ، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله سکوت کرد و علی علیه السلام سخن آغاز کرد و فرمود : «سپاس و ستایش از آنِ خدایی است که کلیدهای دانش خود را به گویندگان ، الهام فرمود ، و دل های پرهیزگاران را با شعله های عظمتش ، روشن نمود ، و راه های رهپویان را با نشانه های احکامش ، هویدا ساخت ، و جهانیان را به وجود پسر عموی برگزیده ام ، دلشاد کرد ، تا آن که دعوت او بر دعوت ملحدان ، برتر آمد و آیین او بر باطل های باطل گرایان ، چیره آمد ، و او را واپسین پیامبران و سرور فرستادگان قرار داد . پس او پیام خداوندگارش را [ به مردمان ] رسانْد و فرمان او را اجرا کرد و نشانه های خدا را از جانب او ابلاغ نمود . سپاس و ستایش ، از برایِ خداوندی است که با قدرت خویش ، بندگان را آفرید ، و به واسطه دینش آنان را عزّت داد و به وجود پیامبرش محمّد صلی الله علیه و آله مفتخرشان نمود ، و مهر ورزید و گرامی داشت ، و ارجمندی و بزرگی بخشید . سپاس و ستایش ، مخصوص خداوند است ، به خاطر نعمت ها و احسان هایش . گواهی می دهم که معبودی جز خدا نیست ! گواهیِ خالصانه ای که او را خشنود گردانَد ، و درود خدا بر محمّد ؛ درودی که او را [ به خدا ]نزدیک کند و بهره مندش سازد . و بعد ، ازدواج ، از اموری است که خداوند متعال ، بدان امر کرده و به این کار ، اجازت داده است ، و این مجلس ما ، از آن مجلس هایی است که خدا به آن فرمان داده و مورد رضایت اوست . اینک محمّد بن عبد اللّه پیامبر خدا ، دخترش فاطمه را به ازدواج من درآورد ، با مَهریه چهارصد درهم و دینار ، و من بدان راضی ام . پس از خودِ ایشان بپرسید و گواه باشید» . مسلمانان گفتند : ای پیامبر خدا ! آیا او را تزویج فرمودی ؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «آری» . مسلمانان گفتند : خداوند ، بر هر دویِ آنان مبارک گردانَد و پیوسته در کنار هم بدارَدشان !

تاریخ دمشق عن أنس :بَینا أنا عِندَ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله إذ غَشِیَهُ الوَحیُ ، فَلَمّا سُرِیَ عَنهُ قالَ : هَل تَدری ما جاءَ بِهِ جِبریلُ مِن عِندِ صاحِبِ العَرشِ ؟ قُلتُ : لا ، قالَ : إنَّ رَبّی أمَرَنی أن اُزَوِّجَ فاطِمَهَ مِن عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ ، فَانطَلِق فَادعُ لی أبا بَکرٍ وعُمَرَ وعُثمانَ وطَلحَهَ وَالزُّبَیرَ وبِعَدَدِهِم مِنَ الأَنصارِ . فَانطَلَقتُ فَدَعَوتُهُم ، فَلَمّا أخَذُوا المَقاعِدَ ، قالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله : الحَمدُ للّهِِ المَحمودِ بِنِعَمِهِ ، المَعبودِ بِقُدرَتِهِ ، المُطاعِ بِلِسانِهِ ، المَرهوبِ مِن عَذابِهِ ، المَرغوبِ إلَیهِ فیما عِندَهُ ، النّافِذِ أمرُهُ فی سَمائِهِ وأرضِهِ ، الَّذی خَلَقَ الخَلقَ بِقُدرَتِهِ ، ومَیَّزَهُم بِأَحکامِهِ ، وأعَزَّهُم بِدینِهِ ، وکَرَّمَهُم بِنَبِیِّهِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله ، ثُمَّ إنَّ اللّهَ جَعَلَ المُصاهَرَهَ نَسَبا لاحِقا وأمرا مَفتوحا ، وَشَّجَ (1) بِهِ الأَرحامَ وألزَمَهَا الأَنامَ ، فَقالَ تَبارَکَ وتَعالی : «وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَ صِهْرًا وَ کَانَ رَبُّکَ قَدِیرًا» (2) ، فَأَمرُ اللّهِ یَجری إلی قَضائِهِ ، وقَضاؤُهُ یَجری إلی قَدَرِهِ ، ولِکُلِّ قَضاءٍ قَدَرٌ ، ولِکُلِّ قَدَرٍ أجَلٌ ، ولِکُلِّ أجَلٍ کِتابٌ «یَمْحُواْ اللَّهُ مَا یَشَاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِندَهُ أُمُّ الْکِتَبِ» (3) . ثُمَّ إنَّ رَبّی أمَرَنی أن اُزَوِّجَ فاطِمَهَ مِن عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ ، فاُشهِدُکُم أنّی قَد زَوَّجتُهُ إیّاها عَلی أربَعِمِئَهِ مِثقالِ فِضَّهٍ إن رَضِیَ بِذلِکَ عَلِیٌّ . وکانَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله قَد بَعَثَهُ فی حاجَهٍ ، ثُمَّ إنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله دَعا بِطَبَقٍ فیه بُسرٌ فَوَضَعَهُ بَینَ أیدینا وقالَ : اِنتَهِبوا ، فَبَینا نَحنُ نَنتَهِبُ إذ أقبَلَ عَلِیٌّ علیه السلام ، فَتَبَسَّمَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله وقالَ : یا عَلِیُّ ، إنَّ اللّهَ أمَرَنی أن اُزَوِّجَکَ فاطِمَهَ وقَد زَوَّجتُکَها عَلی أربَعِمِئَهِ مِثقالِ فِضَّهٍ إن رَضیتَ . فَقالَ عَلِیٌّ علیه السلام : رَضیتُ یا رَسولَ اللّهِ . ثُمَّ خَرَّ للّهِِ ساجِدا ، فَلَمّا رَفَعَ رَأسَهُ ، قالَ لَهُ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله : بارَکَ اللّهُ فیکُما وبارَکَ عَلَیکُما ، وأخرَجَ مِنکُمَا الکَثیرَ الطَّیِّبَ . (4)

1- .وشَّجَ : أی خلط وألف (النهایه : ج 5 ص 187 «وشج») . 2- .الفرقان : 54 . 3- .الرعد : 39 . 4- .تاریخ دمشق : ج 52 ص 444 ح 11114 ، الأوائل لأبی هلال : ص 79 ، المناقب للخوارزمی : ص 336 ح 357 ؛ روضه الواعظین : ص 164 ولیس فیه صدره إلی «المقاعد» ، کشف الغمّه : ج 1 ص 348 کلّها نحوه ، بحار الأنوار : ج 43 ص 119 ح 29 .

تاریخ دمشق به نقل از انس : در محضر پیامبر صلی الله علیه و آله بودم که وحی ، ایشان را فرا گرفت . پس چون به حال طبیعی اش بازگشت ، فرمود : «آیا می دانی جبرئیل از نزد خداوندگار عرش ، چه آورد؟» . گفتم : نه . فرمود : «پروردگارم به من فرمان داد که فاطمه را به همسری علی بن ابی طالب درآورم . پس برو و ابو بکر و عمر و عثمان و طلحه و زبیر و به تعداد ایشان از انصار ، نزد من بخوان» . من رفتم و آنان را فرا خواندم . چون در جای خود نِشستند ، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «سپاس و ستایش ، برای خداوندی است که به واسطه نعمت هایش ، سپاس و ستایش می شود ؛ به سبب قدرتش پرستش می گردد ؛ به سبب زبانش [ کلامش] ، از او فرمان می برند ؛ از عذابش می ترسند ؛ آنچه را [ از پاداش ] نزد اوست ، از او می خواهند . خدایی که فرمانش در آسمان و زمینش نافذ است . همو که آفریدگان را به قدرت خود آفرید ، و با احکامش آنها را از یکدیگر جدا ساخت ، و با دینش به آنان عزّت بخشید ، و به وجود پیامبرش محمّد صلی الله علیه و آله آنان را مفتخر داشت . سپس ، خداوند ، ازدواج را مایه پیوند نَسَبی و یک تکلیف قرار داد ، و با آن ، ارحام را به هم پیوست و مردمان را بدان ملزم ساخت . خداوند تبارک و تعالی فرموده است : «و او کسی است که از آب ، بشری را آفرید و او را [ دارای خویشاوندی ]نَسَبی و سببی قرار داد و پروردگار تو همواره تواناست» . پس ، فرمان خدا به سوی قضای او روان است ، و قضای او به سوی قَدَرش ، و هر قضایی را قَدَری است ، و هر قَدَری را سرآمدی ، و هر سرآمدی را نبِشته ای : «خدا آنچه را بخواهد ، محو می کند یا باقی می گذارد و اصل کتاب نزد اوست» . به درستی که پروردگارم مرا فرمان داد تا فاطمه را به ازدواج علی بن ابی طالب در آورم ، و من شما را گواه می گیرم که فاطمه را با مهریه چهارصد مثقال نقره ، به همسری او در آوردم ؛ اگر علی بدان راضی باشد» . پیامبر صلی الله علیه و آله علی را در پی کاری فرستاده بود . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله سپس طبقی خرمای نارَس خواست و آن را در برابر خویش نهاد و فرمود : «غارت کنید!» . ما مشغول تاراج کردن سینی خرما بودیم که علی علیه السلام آمد . پیامبر صلی الله علیه و آله لبخندی زد و فرمود : «ای علی ! خداوند ، مرا فرمود تا فاطمه را به ازدواج تو در آورم و من او را با مهریه چهارصد مثقال نقره ، به همسری تو در آوردم ؛ البته اگر تو راضی باشی» . علی علیه السلام فرمود : «راضی ام ، ای پیامبر خدا!» . سپس برای خدا به سجده افتاد و چون سرش را از سجده برداشت ، پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود : «خداوند به شما دو تن ، برکت دهد و مبارکتان باشد و نسل بسیار و پاکی را از شما به دنیا آورَد!» .

6 / 6جَهازُ سَیِّدَهِ النِّساءِالإمام علیّ علیه السلام :جَهَّزَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله فاطِمَهَ فی خَمیلٍ (1) ، وقِربَهٍ ، ووِسادَهِ أدَمٍ حَشوُها لیفُ الإذخِرِ (2) . (3)

1- .الخَمیلُ والخَمیلَهُ : القطیفه ، وهی کلُّ ثَوبٍ لَه خَمل من أیّ شیء کان (النهایه : ج 2 ص 81 «خمل») . 2- .الإذخِرُ : حشیشه طیّبَهُ الرائحه (النهایه : ج 1 ص 33 «اِذخِر») . 3- .مسند ابن حنبل : ج 1 ص 183 ح 643 و ص 231 ح 853 ، سنن النسائی : ج 6 ص 135 ، المستدرک علی الصحیحین: ج2 ص202 ح2755، صحیح ابن حبّان: ج 15 ص398 ح 6947، سنن ابن ماجه: ج2 ص1390 ح 4152 کلّها عن عطاء بن السائب عن أبیه والأربعه الأخیره نحوه ، کنز العمّال: ج 13 ص683 ح37752 .

6 / 6 جهیزیّه بانوی بانوان

6 / 6جهیزیّه بانوی بانوانامام علی علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله یک چادرْ شب مخمل ، یک مَشک و یک بالین چرمی که از علف گورگیاه ، پُر شده بود به فاطمه علیهاالسلام جهاز دارد .

مسند ابن حنبل عن حمّاد :حَدَّثَنا عَطاءُ بنُ السّائِبِ عَن أبیهِ عَن عَلِیٍّ علیه السلام أنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله لَمّا زَوَّجَهُ فاطِمَهَ بَعَثَ مَعَها بِخَمیلَهٍ ، ووِسادَهٍ مِن أدَمٍ حَشوُها لیفٌ ، ورَحیَینِ ، وسِقاءٌ ، وجَرَّتَینِ . (1)

الإمام الحسین علیه السلام :لَمّا زَوَّجَ [أی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ] فاطِمَهَ عَلِیّا عَلی أربَعِمِئَهٍ وثَمانینَ دِرهَما ، فَأَمَرَهُ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله أن یَجعَلَ ثُلُثَیها فِی العِطرِ وثُلُثا فِی الثِّیابِ ، فَدَخَلَ بِهِما وما لَهُما فِراشٌ إلّا فَروَهُ اُضحِیَّهِ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ووِسادَهٌ مِن أدَمٍ حَشوُها لیفٌ . (2)

الإمام علیّ علیه السلام :لَمّا أتَیتُ رَسولَ اللّهِ خاطِبا ابنَتَهُ فاطِمَهَ ، قالَ : وما عِندَکَ تَنقُدُنی (3) ؟ قُلتُ لَهُ : لَیسَ عِندی إلّا بَعیری وفَرَسی ودِرعی . قالَ : أمّا فَرَسُکَ فَلا بُدَّ لَکَ مِنهُ ؛ تُقاتِلُ عَلَیهِ ، وأمّا بَعیرُکَ فَحامِلُ أهلِکَ ، وأمّا دِرعُکَ فَقَد زَوَّجَکَ اللّهُ بِها . قالَ عَلِیٌّ علیه السلام : فَخَرَجتُ مِن عِندِهِ وَالدِّرعُ عَلی عاتِقِی الأَیسَرِ ، فَذَهَبتُ إلی سوقِ اللَّیلِ فَبِعتُها بِأَربَعِمِئَهِ دِرهَمٍ سودٍ هَجَرِیَّهٍ ، ثُمَّ أتَیتُ بِها إلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فَصَبَبتُها بَینَ یَدَیهِ ، فَوَ اللّهِ ما سَأَلَنی عَن عَدَدِها ، وکانَ رَسولُ اللّهِ سَرِیَ (4) الکَفِّ ، فَدَعا بِلالاً ومَلَأَ قَبضَتَهُ ، فَقالَ : یا بِلالُ ، اِبتَع بِها طیبا لِابنَتی فاطِمَهَ . ثُمَّ دَعا اُمَّ سَلَمَهَ وقالَ لَها : یا اُمَّ سَلَمَهَ ، اِبتاعی لِابنَتی فِراشا مِن حِلسِ مِصرَ ، وَاحشیهِ لیفا ، وَاتَّخِذی لَها مِدرَعَهً وعَباءَهً قَطَوانِیَّهً (5) ، ولا تَتَّخِذی أکثَرَ مِن ذلِکَ فَیکونا مِنَ المُسرِفینَ . (6)

1- .مسند ابن حنبل : ج 1 ص 223 ح 819 ، الطبقات الکبری : ج 8 ص 25 ، کتاب الدعاء للطبرانی : ص 93 ح 230 ولیس فیه «ورحیین» ، الإصابه : ج 8 ص 267 الرقم 11587 ولیس فیه «وجرّتین» وکلّها عن عطاء بن السائب عن أبیه ، کنز العمّال : ج 15 ص 505 ح 4982 ؛ الغارات : ج 2 ص 739 عن عطاء بن السائب عن أبیه . 2- .روضه الواعظین : ص 162 . 3- .نَقَدتُ الرَّجُلَ الدّراهِمَ : أعطَیتُهُ إیّاها (المصباح المنیر : ص 620 «نقد») . 4- .سَریّا : سَخیّا ذا مروءه (لسان العرب : ج 14 ص 378 «سرا») وفی بحارالأنوار : «سَوِیَّ الکفِّ» . 5- .القَطَوانیّه : عباءه بیضاء وقصیره الخَمل (النهایه : ج 4 ص 85 «قطا») . 6- .دلائل الامامه : ص 87 ح 23 عن وهب بن وهب عن الإمام الصادق عن أبیه عن جدّه علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج 104 ص 88 ح 53 نقلاً عن کتاب مسند فاطمه وفیه «حلیس» بدل «حلس») .

مسند ابن حنبل به نقل از حمّاد : عَطاء بن سائِب از پدرش ، از علی علیه السلام برای ما حدیث کرد که وقتی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فاطمه را به همسری او (علی) در آورد ، یک چادر شب مخمل ، یک بالش چرمیِ پُر شده از لیف ، دو رستاس ، یک مَشک و دو سبو با او همراه کرد .

امام حسین علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فاطمه علیهاالسلام را با چهارصد و هشتاد درهم مهریه ، به ازدواج علی علیه السلام درآورد ، و به علی علیه السلام فرمود که دو سوم این مبلغ را خرج عطر کند و یک سوم دیگر را خرج لباس . پس آن دو را به خانه فرستاد ، در حالی که بسترشان چیزی نبود جز پوست قربانی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و بالشی چرمی که از لیف ، پُر شده بود .

امام علی علیه السلام :چون نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برای خواستگاری دخترش فاطمه رفتم ، فرمود : «چه داری که به من بدَهی؟» . گفتم : جز شتر و اسب و زره ام ، چیزی ندارم . فرمود: «اسبت را که لازم داری. شترت هم که برای سوار کردن همسرت است. می مانَد زره ات که خداوند ، فاطمه را [ در مقابل آن] به ازدواج تو درآوَرْد». من ، زره خود را بر شانه چپم انداختم و ایشان را ترک کردم و به بازار شب رفتم . پس ، آن را به چهارصد درهم سیاه هَجَری (1) فروختم . سپس آنها را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آوردم و جلویِ ایشان ریختم . به خدا سوگند که او از تعداد درهم ها سؤالی نکرد ! پیامبر خدا انسانی گشاده دست و جوان مرد بود . سپس ، بلال را خواند و مشت او را [ از آن درهم ها ]پر کرد و فرمود : «ای بلال ! با اینها مقداری عطر برای دخترم فاطمه ، خریداری کن» . سپس اُمّ سَلَمه را صدا زد و به او فرمود : «ای اُمّ سلمه! برای دخترم بستری از جنس پَلاس مصر خریداری نما و آن را با لیف ، پُر کن . و یک زره و یک چادر سفیدِ کم پُرز نیز برای او بخر . بیش از اینها مگیر که [ در این صورت ، ]علی و فاطمه ، از اسراف کاران خواهند بود» .

1- .هَجَری : منسوب به هَجَر ، از بلاد بحرین (در شمال صحرای عربستان) است .

الإمام علیّ علیه السلام :قَبَضَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله قَبضَهً مِنَ الدَّراهِمِ ودَعا بِأَبی بَکرٍ فَدَفَعَها إلَیهِ وقالَ : یا أبا بَکرٍ ، اِشتَرِ بِهذِهِ الدَّراهِمِ لِابنَتی ما یَصلُحُ لَها فی بَیتِها . وَبَعَثَ مَعَهُ سَلمانَ الفارِسِیَّ وبِلالاً لِیُعیناهُ عَلی حَملِ ما یَشتَریهِ . قالَ أبو بَکرٍ : وکانَتِ الدَّراهِمُ الَّتی أعطانیها ثَلاثَهً وسِتّینَ دِرهَما ، فَانطَلَقتُ وَاشتَرَیتُ فِراشا مِن خیشِ مِصرَ مَحشُوّا بِالصّوفِ ، ونَطعا مِن أدَمٍ ، ووِسادَهً مِن أدَمٍ حَشوُها مِن لیفِ النَّخلِ ، وعَباءَهً خَیبَرِیَّهً ، وقِربَهً لِلماءِ ، وکیزانا ، وجِرارا ، ومِطهَرَهً لِلماءِ ، وسِترَ صوفٍ رَقیقا . وحَمَلناهُ جَمیعا حَتّی وَضَعناهُ بَینَ یَدَی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، فَلَمّا نَظَرَ إلَیهِ بَکی وجَرَت دُموعُهُ ، ثُمَّ رَفَعَ رَأسَهُ إلَی السَّماءِ وقالَ : اللّهُمَّ بارِکِ لِقَومٍ جُلُّ آنِیَتِهِمُ الخَزَفُ . (1)

الإمام الصادق علیه السلام :لَمّا زَوَّجَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله فاطِمَهَ عَلِیّا علیهماالسلام دَخَلَ عَلَیها وهِیَ تَبکی ، فَقالَ لَها ما یُبکیکِ ؟ فَوَ اللّهِ لَو کانَ فی أهلِ بَیتی خَیرٌ مِنهُ زَوَّجتُکِ ، وما أنا زَوَّجتُکِ ولکِنَّ اللّهَ زَوَّجَکِ ، وأصدَقَ عَنکِ الخُمسَ ما دامَتِ السَّماواتُ وَالأَرضُ . قالَ عَلِیٌّ علیه السلام : ثُمَّ قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : قُم فَبِعِ الدِّرعَ . فَقُمتُ فَبِعتُهُ وأخَذتُ الثَّمَنَ ودَخَلتُ عَلی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، فَسَکَبتُ الدَّراهِمَ فی حِجرِهِ ، فَلَم یَسأَلنی کَم هِیَ ولا أنا أخبَرتُهُ . ثُمَّ قَبَضَ قَبضَهً ودَعا بِلالاً فَأَعطاهُ وقالَ : اِبتَع لِفاطِمَهَ طیبا . ثُمَّ قَبَضَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله مِنَ الدَّراهِمِ بِکِلتا یَدَیهِ فَأَعطاها أبا بَکرٍ وقالَ : اِبتَع لِفاطِمَهَ ما یُصلِحُها مِن ثِیابٍ وأثاثِ البَیتِ ، وأردَفَهُ بِعَمّارِ بنِ یاسِرٍ وبِعِدَّهٍ مِن أصحابِهِ ، فَحَضَرُوا السّوقَ فَکانوا یَعتَرِضونَ (2) الشَّیءَ مِمّا یَصلُحُ فَلا یَشتَرونَهُ حَتّی یَعرِضوهُ عَلی أبی بَکرٍ ، فَإِنِ استَصلَحَهُ اشتَرَوهُ ، فَکانَ مِمّا اشتَرَوهُ قَمیصٌ بِسَبعَهِ دَراهِمَ ، و خِمارٌ بِأَربَعَهِ دَراهِمَ ، وقَطیفَهٌ سَوداءُ خَیبَرِیَّهٌ ، وسَریرٌ مُزَمَّلٌ بِشَریطٍ ، وفِراشانِ مِن جِنسِ مِصرَ ، حَشوُ أحَدِهِما لِیفٌ وحَشوُ الآخَرِ مِن جِزِّ الغَنَمِ ، وأربَعُ مَرافِقَ مِن أدَمِ الطّائِفِ حَشوُها إذخِرٌ ، وسِترٌ مِن صوفٍ ، وحَصیرٌ هَجَرِیٌّ ، ورَحَا الیَدِ ، ومِخضَبٌ (3) مِن نُحاسٍ ، وسَقیٌ مِن أدَمٍ ، وقَعبٌ (4) لِلَّبَنِ ، وشَیءٌ لِلماءِ ، ومِطهَرَهٌ مُزَفَّتَهٌ ، وجَرَّهٌ خَضراءُ ، وکیزانُ خَزَفٍ . حَتّی إذَا استَکمَلَ الشِّراءُ حَمَلَ أبو بَکرٍ بَعضَ المَتاعِ وحَمَلَ أصحابُ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله الَّذینَ کانوا مَعَهُ الباقِیَ ، فَلَمّا عَرَضُوا المَتاعَ عَلی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله جَعَلَ یُقَلِّبُهُ بِیَدِهِ ویَقولُ : بارَکَ اللّهُ لِأَهلِ البَیتِ . (5)

1- .کشف الغمّه : ج 1 ص 359 عن اُمّ سلمه وسلمان ، بحار الأنوار : ج 43 ص 130 ح 32 ؛ المناقب للخوارزمی : ص 349 ح 364 عن اُمّ سلمه وسلمان نحوه . 2- .فی المصدر : «یعرضون» ، والتصویب من بحارالأنوار . 3- .المخضَبُ : هی إجانّهٌ تُغسَلُ فیها الثیاب (النهایه : ج 2 ص 39 «خضب») . 4- .القَعب : إناءٌ ضَخمٌ کالقَصعه (المصباح المنیر : ص 510 «قعب») . 5- .الأمالی للطوسی : ص 40 ح 45 عن یعقوب بن شعیب ، المناقب لابن شهر آشوب : ج 3 ص 352 ولیس فیه صدره إلی «ودخلت» نحوه ، بحار الأنوار : ج 43 ص 94 ح 5 .

امام علی علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله مُشتی از درهم ها را برداشت و ابو بکر را صدا زد و آنها را به او داد و فرمود : «ای ابا بکر ! با این درهم ها برای دخترم ، آنچه را که برای خانه اش لازم است ، خریداری کن» . سلمان فارسی و بلال را نیز همراه او کرد تا در حمل آنچه می خرد ، کمکش کنند . ابو بکر می گوید : درهم هایی را که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به من داد شصت و سه درهم بود . من رفتم و بستری از خَیْشِ (1) مصریِ پُر شده با پشم ، یک سفره چرمین ، یک بالین چرمیِ پُر شده از لیفِ درخت خرما ، یک چادر خیبری ، یک مَشک آب ، چند کوزه و سبو ، یک آفتابه ، و یک پرده پشمی نازک خریدم ، و با هم ، آنها را آوردیم و در برابر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نهادیم . پیامبر صلی الله علیه و آله با دیدن آنها گریه اش گرفت و اشک هایش جاری شد . سپس سرش را به سوی آسمان برداشت و فرمود : «بار خدایا ! به قومی که بیشترین ظرف های آنان سُفال است ، برکت ده» .

امام صادق علیه السلام :چون پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فاطمه را به همسری علی علیه السلام در آورد ، به نزد فاطمه رفت ، در حالی که او را گریان یافت . به او فرمود : «چرا گریه می کنی؟ به خدا سوگند اگر در خانه ام ، بهتر از او ( علی ) بود ، تو را به همسری وی در می آوردم ! این من نبودم که تو را شوهر دادم ؛ بلکه خداوند ، تو را همسر داد ، و مهریه ات را خُمس[ اموال] تا زمانی که آسمان ها وزمین برجاست تعیین کرد». علی علیه السلام گفت : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله سپس فرمود : «برو و زره را بفروش» . من رفتم و آن را فروختم و پولش را گرفتم و نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بازگشتم و درهم ها را در دامن او ریختم . از من نپرسید که چه مقدار است و من هم مقدارش را نگفتم . پس ، مشتی [درهم] برداشت و بلال را صدا زد و آنها را به او داد و فرمود : «برای فاطمه ، قدری عطر خریداری کن» . سپس با هر دو دستش ، از درهم ها برداشت و آنها را به ابو بکر داد و فرمود : «برای فاطمه ، آنچه از لباس و اثاث خانه لازم است ، خریداری کن» و عمّار بن یاسر و تنی چند از صحابه را همراه او فرستاد . آن عدّه ، به بازار رفتند و به هر چه بر می خوردند و لازم بود ، پیش از آن که آن را بخرند ، به ابو بکر نشانش می دادند . اگر او آن را مناسب می دید ، می خریدند . از جمله چیزهایی که خریداری کردند : یک پیراهن بود به قیمت هفت درهم ؛ یک چارقد به قیمت چهار درهم ؛ قطیفه مشکی خیبری ، یک تختِ ساخته شده با طناب بافته از لیف درخت خرما ؛ دو رخت خواب از خَیْش مصری که یکی با لیف خرما پُر شده بود و دیگری با پشم گوسفند ؛ چهار عدد بالش از چرم طائف که با علف گور گیاه ، پر شده بودند ؛ یک پرده پشمی ؛ بوریایی هَجَری ؛ یک دستاس ؛ لگن مسی ؛ آبخوری چرمی ؛ قدحی برای شیر ؛ مَشک آب کوچک ؛ آفتابه ای زفت اندود ؛ یک سبوی سبز ، و چند کوزه سفالی . خرید که تمام شد ، ابو بکر ، مقداری از وسایل را برداشت و بقیه را یاران پیامبر خدا صلی الله علیه و آله که با او بودند ، برداشتند . چون کالاها را نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آوردند ، ایشان با دستش آنها را زیر و رو می کرد و می فرمود : «خدا بر اهل این خانه ، برکت دهاد!» .

1- .خَیْش : جامه دقیق باف ستبر تار از بدترین کتان (لغت نامه دهخدا) .

السنن الکبری للنسائی عن ابن عبّاس :لَمّا زَوَّجَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله فاطِمَهَ مِن عَلِیٍّ ، کانَ فیما أهدی مَعَها سَریرا مَشروطا ، ووِسادَهً مِن أدَمٍ حَشوُها لیفٌ ، وقِربَهً . قالَ : وجاؤوا بِبَطحاءِ الرَّملِ فَبَسَطوهُ فِی البَیتِ . (1)

6 / 7وَلیمَهُ العُرسِتاریخ دمشق عن بریده :لَمّا زَوَّجَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله فاطِمَهَ علیهاالسلام قالَ لَها رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : «لا بُدَّ لِلعُرسِ مِن وَلیمَهٍ» ، ثُمَّ أمَرَ بِکَبشٍ فَجَمَعَهُم عَلَیهِ . (2)

1- .السنن الکبری للنسائی : ج 5 ص 144 ح 8510 ، خصائص أمیر المؤمنین للنسائی : ص 231 ح 125 ، الطبقات الکبری : ج 8 ص 23 بزیاده «وثورا من اقط» بعد «لیف»، حلیه الأولیاء : ج 2 ص 329 ؛ المناقب للکوفی : ج 2 ص 218 ح 684 وفیهما بزیاده «وتورا من آدم» بعد «لیف» والثلاثه الأخیره عن عکرمه . 2- .تاریخ دمشق : ج 52 ص 329 ح 11045 ، فتح الباری : ج 9 ص 230 ولیس فیه ذیله ، کنز العمّال : ج 13 ص 680 ح 37744 .

6 / 7 ولیمه عروسی

السنن الکبری ، نسایی به نقل از ابن عبّاس : زمانی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فاطمه را به ازدواج علی در آوَرْد ، لابه لای چیزهایی که با او همراه کرد ، یک تختِ لیف خرمایی بود ، یک بالش چرمیِ پُر شده با لیف خرما ، و یک مَشک . آنان ماسه آوردند و در کف اتاق ، پهن کردند .

6 / 7ولیمه عروسیتاریخ دمشق به نقل از بُرَیدَه : هنگامی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فاطمه علیهاالسلام را به ازدواج درآورد ، به او فرمود : «برای عروسی ، باید ولیمه داد» . سپس دستور داد که قوچی را سر بریدند و همه را به [خوردن] آن دعوت کرد .

السنن الکبری للنسائی عن بریده فی حَدیثِ زَواجِ عَلِیٍّ وفاطِمَهَ علیهماالسلام: ... فَلَمّا کانَ بَعدَ ذلِکَ بَعدَما زوَّجَهُ [رَسولُ اللّه صلی الله علیه و آله ]قالَ : یا عَلِیُّ ، إنَّهُ لابُدَّ لِلعُرسِ مِن وَلیمَهٍ . قالَ سَعدٌ : عِندی کَبشٌ . وجَمَعَ لَهُ رَهطٌ مِنَ الأَنصارِ آصُعا مِن ذُرَّهٍ . (1)

المعجم الأوسط عن جابر بن عبد اللّه :حَضَرنا عُرسَ عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ وفاطِمَهَ بِنتِ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، فَما رَأَینا عُرسا کانَ أحسَنَ مِنهُ حَیسا (2) ، وهَیَّأَ لَنا رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله زَیتا وتَمرا فَأَکَلنا ، وکانَ فِراشُهُما لَیلَهَ عُرسِهِما إهابَ کَبشٍ . (3)

الإمام الصادق علیه السلام فی حَدیثِ زَواجِ عَلیٍّ وفاطِمَهَ علیهماالسلام : ... قالَ عَلِیٌّ علیه السلام : ثُمَّ قالَ لی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : یا عَلِیُّ ، اِصنَع لِأَهلِکَ طَعاما فاضِلاً . ثُمَّ قالَ : مِن عِندِنا اللَّحمُ وَالخُبزُ وعَلَیکَ التَّمرُ وَالسَّمنُ . فَاشتَرَیتُ تَمرا وسَمنا ، فَحَسَرَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله عَن ذِراعِهِ وجَعَلَ یَشدُخُ التَّمرَ فِی السَّمنِ حَتَّی اتَّخَذَهُ خَبیصا (4) ، وبَعَثَ إلَینا کَبشا سَمینا فَذُبِحَ ، وخَبَزَ لَنا خُبزا کَثیرا ، ثُمَّ قالَ لی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : اُدعُ مَن أحبَبتَ . فَأَتَیتُ المَسجِدَ وهُوَ مُشحَنٌ بِالصَّحابَهِ ، فَاستَحیَیتُ أن اُشخِصَ قَوما وأدَعَ قَوما ، ثُمَّ صَعِدتُ عَلی رَبوَهٍ هُناکَ ، ونادَیتُ : أجیبوا إلی وَلیمَهِ فاطِمَهَ ، فَأَقبَلَ النّاسُ أرسالاً (5) ، فَاستَحیَیتُ مِن کَثرَهِ النّاسِ وقِلَّهِ الطَّعامِ ، فَعَلِمَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ما تَداخَلَنی فَقالَ : یا عَلِیُّ ، إنّی سَأَدعُو اللّهَ بِالبَرَکَهِ . قالَ عَلِیٌّ علیه السلام : وأکَلَ القَومُ عَن آخِرِهِم طَعامی ، وشَرِبوا شَرابی ، ودَعَوا لی بِالبَرَکَهِ ، وصَدَروا وهُم أکثَرُ مِن أربَعَهِ آلافِ رَجُلٍ ، ولَم یَنقُص مِنَ الطَّعامِ شَیءٌ ، ثُمَّ دَعا رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله بِالصِّحافِ (6) فَمُلِئَت ، ووَجَّهَ بِها إلی مَنازِلِ أزواجِهِ ، ثُمَّ أخَذَ صُحفَهً وجَعَلَ فیها طَعاما ، وقالَ : هذا لِفاطِمَهَ وبَعلِها . (7)

1- .السنن الکبری للنسائی : ج 6 ص 73 ح 10088 ، مسند ابن حنبل : ج 9 ص 29 ح 23097 نحوه ، المعجم الکبیر : ج 2 ص 20 ح 1153 ، الطبقات الکبری : ج 8 ص 21 ، تاریخ دمشق : ج 36 ص 438 ح 7395 ، کنز العمّال : ج 13 ص 681 ح 37745 ؛ کشف الغمّه : ج 1 ص 365 ، بحار الأنوار : ج 43 ص 137 ح 34 . 2- .الحَیسُ : هو تَمرٌ یُخلَطُ بِسِمنٍ وَأقِط (الصحاح : ج 3 ص 920 «حیس») . 3- .المعجم الأوسط : ج 6 ص 290 ح 6441 . 4- .الخَبیصُ : حلواء معروف ، المعمول من التمر والسِّمن (تاج العروس : ج 9 ص 265 «خبص») . 5- .أرسالاً : أی أفواجا (لسان العرب : ج 11 ص 281 «رسل») . 6- .الصَّحفَهُ : إناء کالقُصعَهِ المَبسوطه وجمعها : صِحاف (النهایه : ج 3 ص 13 «صحف») . 7- .الأمالی للطوسی : ص 42 ح 45 عن یعقوب بن شعیب ، بحار الأنوار : ج 43 ص 95 ح 5 .

السنن کبری ، نسایی به نقل از بریده ، در حدیث ازدواج علی و فاطمه علیهماالسلام : ... پس از آن که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فاطمه را به همسریِ علی علیه السلام در آورد ، فرمود : «ای علی ! برای عروسی ، باید ولیمه داد» . سعد گفت : من یک قوچ دارم . گروهی از انصار هم ، چند صاع ذرّت برای پیامبر صلی الله علیه و آله جمع کردند .

المعجم الأوسط به نقل از جابر بن عبد اللّه : در عروسی علی بن ابی طالب و فاطمه دخت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله حاضر شدیم . در هیچ عروسی ای ، چنگالی نکوتر از آن ندیده بودیم . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله غذایی از روغن و خرما برای ما تهیه کرد و ما تناول کردیم . در آن شب ، بستر آن دو پوست دبّاغی نشده یک قوچ بود .

امام صادق علیه السلام در حدیث ازدواج علی و فاطمه علیهماالسلام : ... علی علیه السلام گفت : سپس پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود : «ای علی ! برای خانواده ات ، غذایی آبرومند تهیه کن» . سپس افزود : «گوشت و نان از ما ، خرما و روغن ، بر عهده تو» . من قدری خرما و روغن خریدم . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آستین هایش را بالا زد و شروع به تفت دادن خرماها در روغن کرد ، تا آن که حلوایی ساخت ، و قوچ فربهی را برای ما فرستاد که ذبح شد ، و مقدار زیادی هم نان برایمان پخت . سپس پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود : «هر کس را که می خواهی ، دعوت کن» . من به مسجد رفتم . مسجد ، پر از صحابه بود . خجالت کشیدم که عدّه ای را دعوت کنم و عدّه ای را واگذارم . پس ، بالای تپّه ای که آن جا بود ، رفتم و فریاد زدم : در ولیمه فاطمه ، حاضر شوید . مردم ، گروه گروه آمدند . من از این که جمعیّتْ زیاد بود و غذا اندک ، خجالت زده شدم . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله دریافت که در دل من چه می گذرد . سپس فرمود : «ای علی ! از خداوند ، برکت خواهم خواست» . علی علیه السلام گفت : همه مردم تا آخرین نفر ، از غذا و نوشیدنی من خوردند و نوشیدند و برایم طلب برکت کردند و همگی که بیش از چهارهزار مرد بودند ، رفتند ؛ امّا از غذا ، هیچ کم نشده بود . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله دوری ها را خواست و آنها را از غذا پر کرد و به خانه های همسرانش فرستاد . سپس یک دوری برداشت و در آن ، مقداری غذا ریخت و فرمود: «این هم برای فاطمه و شوهرش» . راجع : ص 122 (الولیمه) .

6 / 8لَیلَهُ الزَّفافِالإمام الباقر علیه السلام :حَدَّثَنی جابِرُ بنُ عَبدِ اللّهِ الأَنصارِیُّ ، قالَ : لَمّا کانَتِ اللَّیلَهُ الَّتی أهدی فیها رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله فاطِمَهَ إلی عَلِیٍّ علیهماالسلام ، دَعا بِعَلِیٍّ فَأَجلَسَهُ عَن یَمینِهِ ، ودَعا بِها علیهاالسلامفَأَجلَسَها عَن شِمالِهِ ، ثُمَّ جَمَعَ رَأسَیهِما ، ثُمَّ قامَ وقاما وهُوَ بَینَهُما یُریدُ مَنزِلَ عَلِیٍّ علیه السلام ، فَکَبَّرَ جَبرَئیلُ فِی المَلائِکَهِ ، فَسَمِعَ النَّبِیُّ التَّکبیرَ ، فَکَبَّرَ وکَبَّرَ المُسلِمونَ ، وهُوَ أوَّلُ تَکبیرٍ کانَ فی زَفافٍ ، فَصارَت سُنَّهً . (1)

الإمام الصادق علیه السلام فی حَدیثِ زَواجِ عَلِیٍّ وفاطِمَهَ علیهماالسلام : . . . قالَ عَلِیٌّ علیه السلام : فَأَقَمتُ بَعدَ ذلِکَ شَهرا اُصَلّی مَعَ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله وأرجِعُ إلی مَنزِلی ولا أذکُرُ شَیئا مِن أمرِ فاطِمَهَ ، ثُمَّ قُلنَ أزواجُ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله : ألا نَطلُبُ لَکَ مِن رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله دُخولَ فاطِمَهَ عَلَیکَ ؟ قُلتُ : اِفعَلنَ ، فَدَخَلنَ عَلَیهِ ، فَقَالت اُمُّ أیمَنَ : یا رَسولَ اللّهِ ، لَو أنَّ خَدیجَهَ باقِیَهٌ لَقَرَّت عَینُها بِزَفافِ فاطِمَهَ ، وإنَّ عَلِیّا یُریدُ أهلَهُ ، فَقُرَّ عَینَ فاطِمَهَ بِبَعلِها ، وَاجمَع شَملَهُما ، وقُرَّ عُیونَنا بِذلِکَ ! فَقالَ : فَما بالُ عَلِیٍّ لا یَطلُبُ مِنیّ زَوجَتَهُ ؟ فَقَد کُنّا نَتَوَقَّعُ مِنهُ ذلِکَ . قالَ عَلِیٌّ علیه السلام : فَقُلتُ : الحَیاءُ یَمنَعُنی یا رَسولَ اللّهِ . فَالتَفَتَ إلَی النِّساءِ فَقالَ : مَن هاهُنا ؟ فَقالَت اُمُّ سَلَمَهَ : أنا اُمُّ سَلَمَهَ ، وهذِهِ زَینَبُ ، وهذِهِ فُلانَهُ وفُلانَهُ . فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله هَیِّئوا لِابنَتی وَابنِ عَمّی فی حُجَری بَیتا . فَقالَت اُمُّ سَلَمَهَ : فی أیِّ حُجرَهٍ ، یا رَسولَ اللّهِ ؟ قالَ : فی حُجرَتِکَ . وأمَرَ نِساءَهُ أن یُزَیِّنَّ ویُصلِحنَ مِن شَأنِها . فَقالَت اُمُّ سَلَمَهَ : فَسَأَلتُ فاطِمَهَ : هَل عِندَکِ طیبٌ ادَّخَرتیهِ لِنَفسِکِ ؟ قالَت : نَعَم ، فَأَتَت بِقارورَهٍ فَسَکَبَت مِنها فی راحَتی ، فَشَمِمتُ مِنها رائِحَهً ما شَمِمتُ مِثلَها قَطُّ ، فَقُلتُ : ما هذا ؟ فَقالَت : کانَ دَحِیَّهُ الکَلبِیُّ یَدخُلُ عَلی رَسولِ اللّه صلی الله علیه و آله فَیَقولُ لی : یا فاطِمَهُ ، هاتی الوِسادَهَ فَاطرَحیها لِعَمِّکِ ، فَأَطرَحُ لَهُ الوِسادَهَ فَیَجلِسُ عَلَیها ، فَإِذا نَهَضَ سَقَطَ مِن بَینِ ثِیابِهِ شَیءٌ فَیَأمُرُنی بِجَمعِهِ ، فَسَأَلَ عَلِیٌّ علیه السلام رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله عَن ذلِکَ فَقالَ : هُوَ عَنبَرٌ یَسقُطُ مِن أجنِحَهِ جَبرَئیلَ علیه السلام ... . حَتّی إذَا انصَرَفَتِ الشَّمسُ لِلغُروبِ قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : یا اُمَّ سَلَمَهَ ، هَلُمّی فاطِمَهَ ، فَانطَلَقَت فَأَتَت بِها وهِیَ تَسحَبُ أذیالَها ، وقَد تَصَبَّبَت عَرَقا حَیاءً مِن رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، فَعَثَرَت ، فَقالَ لَها رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : أقالَکِ اللّهُ العَثرَهَ فِی الدُّنیا وَالآخِرَهِ ، فَلَمّا وَقَفَت بَینَ یَدَیهِ کَشَفَ الرِّداءَ عَن وَجهِها حَتّی رَآها عَلِیٌّ علیه السلام ، ثُمَّ أخَذَ یَدَها فَوَضَعَها فی یَدِ عَلِیٍّ علیه السلام . فَقالَ : بارَکَ اللّهُ لَکَ فِی ابنَهِ رَسولِ اللّهِ ، یا عَلِیُّ ، نِعمَ الزَّوجَهُ فاطِمَهُ ، ویا فاطِمَهُ ، نِعمَ البَعلُ عَلِیٌّ ، اِنطَلِقا إلی مَنزِلِکُما ولا تُحدِثا أمرا حَتّی آتِیَکُما . قالَ عَلِیٌّ علیه السلام : فَأَخَذتُ بِیَدِ فاطِمَهَ ، وَانطَلَقتُ بِها حَتّی جَلَسَت فی جانِبِ الصُّفَّهِ (2) ، وجَلَستُ فی جانِبِها ، وهِیَ مُطرِقَهٌ إلَی الأَرضِ حَیاءً مِنّی ، وأنا مُطرِقٌ إلَی الأَرضِ حَیاءً مِنها ، ثُمَّ جاءَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله فَقالَ : مَن هاهُنا ؟ فَقُلنا : اُدخُل یا رَسولَ اللّهِ ، مَرحَبا بِکَ زائِرا وداخلاً ، فَدَخَلَ فَأَجلَسَ فاطِمَهَ علیهاالسلاممِن جانِبِهِ وعَلِیّا علیه السلام مِن جانِبِهِ . ثُمَّ قالَ : یا فاطِمَهُ ، إیتینی بِماءٍ ، فَقامَت إلی قَعبٍ فِی البَیتِ فَمَلَأَتهُ ماءً ، ثُمَّ أتَتهُ بِهِ ، فَأَخَذَ مِنهُ جُرعَهً فَتَمَضمَضَ بِها ، ثُمَّ مَجَّها فِی القَعبِ ، ثُمَّ صَبَّ مِنها عَلی رَأسِها ، ثُمَّ قالَ : أقبِلی ، فَلَمّا أقبَلَت نَضَحَ مِنهُ بِینَ ثَدیَیها ، ثُمَّ قالَ : أدبِری ، فَلَمّا أدبَرَت نَضَحَ مِنهُ بَینَ کَتِفَیها . ثُمَّ قالَ : اللّهُمَّ هذِهِ ابنَتی وأحَبُّ الخَلقِ إلَیَّ ، اللّهُمَّ وهذا أخی وأحَبُّ الخَلقِ إلَیَّ ، اللّهُمَّ [اجعَلهُ] (3) لَکَ وَلِیّا ، وبِکَ حَفِیّا ، وبارِک لَهُ فی أهلِهِ . ثُمَّ قالَ : یا عَلِیُّ ، اُدخُل بِأَهلِکَ ، بارَکَ اللّهُ لَکَ ، ورَحمَهُ اللّهِ وبَرَکاتُهُ عَلَیکُم ، إنَّهُ حَمیدٌ مَجیدٌ . (4) 1- .دلائل الامامه : ص 102 ح 31 عن علیّ بن مهدی عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام وراجع کشف الغمّه : ج 1 ص 368 و الحدائق الوردیه : ص 23 . 2- .الصُّفَّهُ : موضعٌ مُظَلَّلٌ من مسجد النبیّ صلی الله علیه و آله (تاج العروس : ج 12 ص 325 «صفف») . 3- .ما بین المعقوفین أثبتناه من بحار الأنوار . 4- .الأمالی للطوسی : ص 40 ح 45 عن یعقوب بن شعیب ، بحار الأنوار : ج 43 ص 95 ح 5 وراجع المناقب لابن شهر آشوب : ج 3 ص 353 و کشف الغمّه : ج 1 ص 360 و المناقب للخوارزمی : ص 350 ح 364 .

6 / 8 شبِ زَفاف

ر . ک : ص 123 (ولیمه دادن) .

6 / 8شبِ زَفافامام باقر علیه السلام :جابر بن عبد اللّه انصاری ، برایم نقل کرد و گفت : در شبی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فاطمه علیهاالسلام را به خانه علی علیه السلام فرستاد ، علی را صدا زد و او را در طرف راست خود نشاند و فاطمه علیهاالسلام را صدا زد و در سمت چپ خویش نشاند . آن گاه سر آن دو بزرگوار را به هم آورد . سپس برخاست و علی و فاطمه نیز برخاستند و پیامبر صلی الله علیه و آله در وسط آن دو ، رهسپار خانه علی علیه السلام شد . جبرئیل ، در میان فرشتگان ، بانک تکبیر زد . پیامبر صلی الله علیه و آله تکبیر را شنید و تکبیر گفت و مسلمانان تکبیر گفتند . این ، نخستین تکبیری بود که در عروسی گفته شد و از آن پس ، به سنّت تبدیل شد .

امام صادق علیه السلام در حدیث ازدواج علی و فاطمه علیهماالسلام : ... علی علیه السلام فرمود : بعد از آن ، به مدّت یک ماه ، با پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نماز می گزاردم و به منزلم بر می گشتم ، بدون آن که از فاطمه سخن بگویم . پس از این مدّت ، همسران پیامبر خدا صلی الله علیه و آله گفتند : آیا از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نخواهیم که فاطمه را به خانه ات بفرستد؟ گفتم : این کار را بکنید . آنان نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفتند و اُمّ اَیْمن گفت : ای پیامبر خدا ! اگر خدیجه زنده بود ، از عروسی فاطمه ، خوش حال می شد . علی ، همسرش را می خواهد . پس ، چشم فاطمه را به شوهرش روشن بگردان و آن دو را در کنار هم قرار بده و با این کار ، ما را هم خوش حال ساز ! پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «پس ، چرا خودِ علی همسرش را از من نمی خواهد؟ ما منتظر این درخواست از سوی او بودیم» . علی علیه السلام گفت : پس گفتم : حیا ، مانع من می شود ، ای پیامبر خدا ! پیامبر صلی الله علیه و آله ، رو به زنان کرد و فرمود : «چه کسانی این جا حاضرند؟» . اُمّ سلمه گفت : من اُمّ سلمه ، این زینب ، و این فلانی و فلانی» . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «در یکی از اتاق های من برای دخترم و پسر عمویم ، حِجله ای آماده کنید» . اُمّ سلمه گفت : در کدام اتاق ، ای پیامبر خدا؟ فرمود : «در اتاق خودت» . و به همسرانش دستور داد که آن را آراسته و آماده سازند . اُمّ سلمه گفت : از فاطمه پرسیدم : آیا عطری داری که برای خودت اندوخته باشی؟ فاطمه علیهاالسلام فرمود : «آری» . و شیشه ای آورد و مقداری از آن را در کف دستم ریخت . چنان بوی خوشی از آن استشمام کردم که هرگز مانند آن ، به مشامم نخورده بود . گفتم : این چیست؟ فرمود : «هر گاه دَحیّه کَلبی ، بر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وارد می شد ، به من می گفت : فاطمه ! تُشکچه ای بیاور و برای عمویت بینداز ، و من برایش تُشکچه می انداختم و او بر آن می نشست . چون بر می خواست ، از میان جامه هایش چیزی می افتاد و به من می گفت : آنها را جمع کنم» . علی علیه السلام در این باره از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله پرسید . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «آنها عنبری است که از بال های جبرئیل می ریزد» . هنگامی که خورشید ، به سوی غروب کردن می رفت ، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «ای اُمّ سلمه ! فاطمه را بیاور» . من رفتم و او را در حالی که دامنش را به زمین می کشید و از خجالت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله عرق می ریخت ، آوردم . در آن حال ، پای آن بزرگوار لغزید . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود : «خدا در دنیا و آخرت ، تو را از لغزشْ نگه دارد!» . چون در برابر پیامبر صلی الله علیه و آله ایستاد ، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله چادر از صورتش کنار زد تا آن که علی علیه السلام او را دید . سپس دست فاطمه را گرفت و در دست علی علیه السلام نهاد و فرمود : «ای علی ! خدا به تو درباره دختر پیامبر خدا برکت دهد ! نیکو همسری است فاطمه . و تو ای فاطمه ! نیکو شوهری است علی . به منزلتان بروید و کاری نکنید تا این که نزد شما بیایم» .علی علیه السلام فرمود : دست فاطمه را گرفتم و او را بردم تا این که در گوشه صُفّه (1) نشست و من در کنارش نشستم و هر دو از شرم یکدیگر ، سرمان را به زیر افکنده بودیم . پس از چندی ، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمد و فرمود : «کسی این جا هست؟» . گفتیم : داخل شوید ، ای پیامبر خدا ! به دیدار ما خوش آمدید . پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شد و فاطمه علیهاالسلام را در یک طرفش و علی علیه السلام را در طرف دیگرش نشانْد . سپس فرمود : «ای فاطمه! قدری آب برایم بیاور» . فاطمه ، به طرف قدحی که در اتاق بود رفت و آن را پر از آب کرد و برای ایشان آورد . پیامبر صلی الله علیه و آله جرعه ای از آن در دهانش کرد و مضمضمه اش نمود . سپس آن را به قدح برگرداند . آن گاه از آن ، بر سر فاطمه ریخت و فرمود : «به من رو کن» . چون فاطمه علیهاالسلام به طرف آن حضرت رو کرد ، پیامبر صلی الله علیه و آله قدری از آن آب را در میان سینه هایش پاشاند . سپس فرمود : «برگرد» . چون برگشت ، قدری از آن را میان شانه هایش پاشاند . آن گاه فرمود : «بار خدایا ! این دختر من و محبوب ترین آفریدگان ، نزد من است . بار خدایا ! این هم ، برادر من و محبوب ترین آفریدگان ، نزد من است . پروردگارا! او را دوست نیکوکار خودت قرار ده و همسرش را برای او مبارک گردان» . سپس فرمود : «ای علی ! [ اکنون ] با همسرت ، وارد [ اتاق ] شو . خدا بر تو مبارک کناد ، و رحمت و برکت های خدا بر شما باد ، که او ستوده و بزگواراست!»

1- .صُفّه : سایبانی بوده در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله . السنن الکبری للنسائی عن بریده فی حَدیثِ زَواجِ عَلِیٍّ وفاطِمَهَ : ... فَلَمّا کانَ لَیلَهُ البِناءِ ، قالَ [رَسولُ اللّهِ] : یا عَلِیُّ لا تُحدِث شَیئا حَتّی تَلقانی . فَدَعَا النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله بِماءٍ فَتَوَضَّأَ مِنهُ ، ثُمَّ أفرَغَهُ عَلی عَلِیٍّ علیه السلام فَقالَ : اللّهُمَّ بارِک فیهِما ، وبارِک عَلَیهِما ، وبارِک لَهُما فی شِبلِهِما (1) . (2)


1- .هکذا فی المصدر ، وفی بعض المصادر : «نسلهما» وفی بعضها «شِبلَیهما» . 2- .السنن الکبری للنسائی : ج 6 ص 73 ح 10088 ، الطبقات الکبری : ج 8 ص 21 ، الإصابه : ج 8 ص 265 الرقم 11587 ، اُسد الغابه : ج 7 ص 217 الرقم 7183 وفیها «نسلهما» بدل «شبلهما» ، کنز العمّال : ج 13 ص 681 ح 37745 ؛ کشف الغمّه : ج 1 ص 365 ، بحار الأنوار : ج 43 ص 137 ح 34 .

السنن الکبری ، نسایی به نقل از بریده در حدیث ازدواج علی و فاطمه علیهماالسلام : ... چون شب زفاف شد ، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «ای علی ! دست به کاری نزنی تا مرا ببینی» . پس پیامبر صلی الله علیه و آله آب خواست و از آن وضو ساخت . سپس [ باقی مانده ] آن آب را بر سر علی علیه السلام ریخت و فرمود : «بار خدایا ! در این دو نفر ، برکت قرار بده ، و بر آنان مبارک بگردان ، و فرزندانشان را برایشان خجسته بدار» .

المعجم الکبیر عن أسماء بنت عمیس :لَمّا اُهدِیَت فاطِمَهُ إلی عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ ، لَم نَجِد فی بَیتِهِ إلّا رَملاً مَبسوطا ، ووِسادَهً حَشوُها [لیفٌ] (1) ، وجَرَّهً وکوز[ا] . . . . قالَت : فَدَعَا النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله بِإِناءٍ فیهِ ماءٌ ، فَقالَ فیهِ ما شاءَ اللّهُ أن یَقولَ ، ثُمَّ مَسَحَ بِهِ صَدرَ عَلِیٍّ ووَجهَهُ ، ثُمَّ دَعا فاطِمَهَ فَقامَت إلَیهِ تَعَثَّرُ فی مِرطِها (2) مِنَ الحَیاءِ ، فَنَضَحَ عَلَیها مِن ذلِکَ ، وقالَ لَها ما شاءَ أن یَقولَ . ثُمَّ قالَ لَها : إنّی لَم آلِکِ أن أنکَحتُکِ أحَبَّ أهلی إلَیَّ . ثُمَّ رَأی سَوادا مِن وَراءِ السِّترِ أو مِن وَراءِ البابِ ، فَقالَ : مَن هذا ؟ قالَت : أسماءُ ، قالَ : أسماءُ بِنتُ عُمَیسٍ ؟ قالَت : نَعَم یا رَسولَ اللّهِ ، قالَ : جِئتِ کَرامَهً لِرَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله مَعَ ابنَتِهِ ؟ قالَت : نَعَم ، إنَّ الفَتاهَ لَیلَهَ یُبنی بِها لابُدَّ لَها مِنِ امرَأَهٍ تَکونُ قَریبا مِنها ، إن عَرَضَت لَها حاجَهٌ أفضَت بِذلِکَ إلَیها . قالَت : فَدَعا لی بِدُعاءٍ ، فَإِنَّهُ لَأَوثَقُ عَمَلی عِندی ، ثُمَّ قالَ لِعَلِیٍّ : دونَکَ أهلَکَ . ثُمَّ خَرَجَ فَوَلّی ، قالَت : فَما زالَ یَدعو لَهُما حَتّی تَواری فی حُجَرِهِ . (3)

6 / 9بَیتُ سَیِّدَهِ النِّساءِ وأثاثُ بَیتِهاالإمام الباقر علیه السلام :لَمّا قَدِمَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله المَدینَهَ ، نَزَلَ عَلی أبی أیّوبَ سَنَهً أو نَحوَها . فَلَمّا تَزَوَّجَ عَلِیٌّ فاطِمَهَ قالَ لِعَلِیٍّ : اُطلُب مَنزِلاً . فَطَلَبَ عَلِیٌّ مَنزِلاً فَأَصابَهُ مُستَأخِرا عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله قَلیلاً ، فَبَنی بِها فیهِ ، فَجاءَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله إلَیها ، فَقالَ : إنّی اُریدُ أن اُحَوِّلَکِ إلَیَّ ، فَقالَت لِرَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله : فَکَلِّم حارِثَهَ بِنَ النُّعمانِ أن یَتَحَوَّلَ عَنّی ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : قَد تَحَوَّلَ حارِثَهُ عَنّا حَتّی قَدِ استَحیَیتُ مِنهُ . فَبَلَغَ ذلِکَ حارِثَهَ فَتَحَوَّلَ ، وجاءَ إلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فَقالَ : یا رَسولَ اللّهِ ، إنَّهُ بَلَغَنی أنَّکَ تُحَوِّلُ فاطِمَهَ إلَیکَ وهذِهِ مَنازلی وهِیَ أسقَبُ (4) بُیوتِ بَنِی النَّجّارِ بِکَ ، وإنَّما أنَا ومالی للّهِِ ولِرَسولِهِ . وَاللّهِ یا رَسولَ اللّهِ ! المالُ الَّذی تَأخُذُ مِنّی أحَبُّ إلَیَّ مِنَ الَّذی تَدَعُ . فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : صَدَقتَ ، بارَکَ اللّهُ عَلَیکَ . فَحَوَّلَها رَسولُ اللّهِ إلی بَیتِ حارِثَهَ . (5)

1- .ما بین المعقوفین أثبتناه من المصادر الاُخری . 2- .المِرطُ : کساء من صوف أو خزّ یُؤتَزَرُ به (مجمع البحرین : ج 3 ص 1688 «مرط») . 3- .المعجم الکبیر : ج 24 ص 137 ح 365 ، المصنّف لعبد الرزاق : ج 5 ص 485 ح 9781 ؛ المناقب للکوفی : ج 2 ص 216 ح 683 کلاهما نحوه وراجع المستدرک علی الصحیحین : ج 3 ص 173 ح 4752 و خصائص أمیر المؤمنین للنسائی : ص 229 ح 124 و الطبقات الکبری : ج 8 ص 23 و کشف الغمّه : ج 1 ص 365 . 4- .السَقَبُ : القُربُ (النهایه : ج 2 ص 377 «سقب») . 5- .الطبقات الکبری : ج 8 ص 22 و ص 166 کلاهما عن یحیی بن شبل ، الإصابه : ج 8 ص 264 الرقم 11587 نحوه .


6 / 9 خانه و اثاث خانه بانوی بانوان

المعجم الکبیر به نقل از اَسماء بنت عُمَیس : زمانی که فاطمه را به خانه علی بن ابی طالب بردند ، در اتاق او بجز شن های پهن شده در کف اتاق [ به جای فرش ] ، بالشی که از لیف خرما پُر شده بود ، یک سبو ، و یک کوزه ... چیزی دیگر نیافتیم . اسماء گفت : پیامبر صلی الله علیه و آله ظرف آبی خواست و در آن ، چیزهایی گفت . سپس از آن آب ، بر سینه و صورت علی کشید . بعد فاطمه را صدا زد . فاطمه ، به سوی پیامبر رفت ، در حالی که از شرم و حیا پایش در چادرش گیر می کرد . پیامبر صلی الله علیه و آله از آن آب ، بر فاطمه نیز پاشید و آنچه را خواست بگوید ، به او گفت . سپس به او فرمود : «من در این که تو را به همسری محبوب ترین فرد خاندانم در آوردم ، کوتاهی نکردم» . در این هنگام ، پیامبر صلی الله علیه و آله سیاهی ای از پشت پرده یا از پشت در دید . فرمود : «کیستی؟» . گفت : اسماء [ هستم ] . فرمود : «اسماء بنت عُمَیس؟» . گفت : بله ، ای پیامبر خدا ! فرمود : «به خاطر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برای همراهی دخترش آمده ای؟» . گفت : بله . دختر در شب زفافش باید یک زن نزدیکش باشد تا اگر چیزی خواست ، آن را برایش مهیّا کند . اسماء گفت : پیامبر صلی الله علیه و آله برایم دعایی کرد که آن دعا ، استوارترین عملم در نزد من است . سپس به علی فرمود : «اینک همسرت در اختیار توست» . آن گاه خارج شد و رفت و همچنان برای آن دو دعا می کرد تا آن که در اتاق های خود ، ناپدید شد .

6 / 9خانه و اثاث خانه بانوی بانوانامام باقر علیه السلام :هنگامی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به مدینه آمد ، مدّت یک سال یا همین حدود ، میهمان ابو ایوب شد . چون علی با فاطمه ازدواج کرد ، به علی فرمود : «منزلی پیدا کن» . علی در جستجوی منزلی بر آمد و اندکی دورتر از پیامبر صلی الله علیه و آله منزلی گرفت و در آن جا با فاطمه عروسی کرد . پیامبر صلی الله علیه و آله نزد فاطمه آمد و فرمود : «می خواهم تو را نزدیک تر به خودم بیاورم» . فاطمه علیهاالسلام به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «پس با حارثه بن نعمان صحبت کنید که خانه اش را به من بدهد» . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «حارثه ، آن قدر به خاطر ما نقل مکان کرده ، که دیگر از او خجالت می کشم» . این خبر ، به حارثه رسید و خانه اش را خالی کرد و نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت : ای پیامبر خدا ! شنیده ام که می خواهید فاطمه را به کنار خود بیاورید . این منزل های من ، نزدیک ترین خانه های بنی نجّار به شماست . خودم و اموالم ، از آنِ خدا و رسول اوست . به خدا سوگند ، ای رسول خدا که آن مالی که از من می گیرید ، نزد من ، خوش تر از اموالی است که نمی گیرید ! پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «راست می گویی . خدا به تو برکت دهد!» . پس پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فاطمه را به خانه حارثه ، منتقل کرد .


الإمام علیّ علیه السلام :اُهدِیَتِ ابنَهُ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله إلَیَّ ، فَما کانَ فِراشُنا لَیلَهَ اُهدِیَت ، إلّا مَسکُ (1) کَبشٍ . (2)

عنه علیه السلام :ما کانَ لَنا إلّا إهابُ کَبشٍ نَنامُ عَلی ناحِیَهٍ مِنهُ ، وتَعجِنُ فاطِمَهُ عَلی ناحِیَهٍ . (3)

عنه علیه السلام :لَقَد تَزَوَّجتُ فاطِمَهَ علیهاالسلام ، وما لی ولَها فِراشٌ غَیرُ جِلدِ کَبشٍ نَنامُ عَلَیهِ بِاللَّیلِ ونَعلِفُ عَلَیهِ النّاضِحَ (4) بِالنَّهارِ ، وما لی ولَها خادِمٌ غَیرُها . (5)

1- .المَسکُ : الجِلدُ (المصباح المنیر : ص 573 «مسک») . 2- .سنن ابن ماجه : ج 2 ص 1391 ح 4154 ، تاریخ دمشق : ج 42 ص 376 ، المصنّف لابن أبی شیبه : ج 8 ص 156 ح 9 ، مسند أبی یعلی : ج 1 ص 246 ح 467 کلاهما نحوه وکلّها عن الحارث ، کنز العمّال : ج 13 ص 179 ح 36534 ؛ المناقب لابن شهر آشوب : ج 2 ص 96 عن الحارث . 3- .أنساب الأشراف : ج 2 ص 30 ، تاریخ الإسلام للذهبی : ج 3 ص 637 ، تاریخ دمشق : ج 42 ص 376 کلاهما عن الشعبی . 4- .النّواضِحُ : الإبل التی یستقی علیها ، واحدها ناضِح (النهایه : ج 5 ص 69 «نضح») . 5- .الطبقات الکبری : ج 8 ص 22 ، الزهد لهناد : ج 2 ص 387 ح 753 ، صفه الصفوه : ج 2 ص 4 ، تاریخ دمشق : ج42 ص 376 کلّها عن عامر ، الکامل فی التاریخ : ج 2 ص 441 کلاهما نحوه ، کنز العمّال : ج 13 ص 682 ح37749 .

امام علی علیه السلام :شبی که دختر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به خانه من آورده شد ، بسترمان چیزی جز یک پوست قوچ نبود .

امام علی علیه السلام :تنها چیزی که داشتیم ، یک پوست دبّاغی شده قوچ بود که در گوشه ای از آن می خوابیدیم و در گوشه دیگرش فاطمه ، [آرد] خمیر می کرد .

امام علی علیه السلام :زمانی که من با فاطمه علیهاالسلام ازدواج کردم ، فرش من و او ، تنها یک عدد پوست قوچ بود که شب ، روی آن می خوابیدم و روز ، شتر آبکش خود را روی آن علف می دادیم ، و خدمتکاری جز خودِ فاطمه نداشتیم .

الإمام الباقر علیه السلام :کانَ فِراشُ عَلِیٍّ وفاطِمَهَ علیهماالسلام حینَ دَخَلَت عَلَیهِ إهابَ کَبشٍ ، إذا أرادا أن یَناما عَلَیهِ قَلَباهُ فَناما عَلی صوفِهِ . قالَ : وکانَت وسادَتُهُما أدَما حَشوُها لیفٌ . (1)

عنه علیه السلام :لَمّا تَزَوَّجَ عَلِیٌّ فاطِمَهَ علیهماالسلام بَسَطَ البَیتَ کَثیبا (2) ، وکانَ فِراشُهُما إهابَ کَبشٍ ، ومِرفَقَتُهُما مَحشُوَّهً لیفا ، ونَصَبوا عودا یوضَعُ عَلَیهِ السِّقاءُ ، فَسَتَرَهُ بِکِساءٍ . (3)

الإمام الصادق علیه السلام :أدخَلَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله فاطِمَهَ عَلی عَلِیٍّ علیهماالسلام وسِترُها عَباءَهٌ (4) ، وفَرشُها إهابُ کَبشٍ ، ووِسادَتُها أدَمٌ مَحشُوَّهٌ بِمَسَدٍ (5) . (6)

فضائل الصحابه لابن حنبل عن عکرمه وأبی یزید المدینی :لَمّا اُهدِیَت فاطِمَهُ إلی عَلِیٍّ علیهماالسلام ، لَم یَجِد أو تَجِد عِندَهُ إلّا رَملاً مَبسوطا ، ووِسادَهً وجَرَّهً وکوزا . (7)

المناقب لابن شهر آشوب عن وهب بن وهب القرشی :کانَ مِن تَجهیزِ عَلِیٍّ دارَهُ انتِشارُ رَملٍ لَیِّنٍ ، ونَصبُ خَشَبَهٍ مِن حائِطٍ إلی حائِطٍ لِلثِّیابِ ، وبَسطُ إهابِ کَبشٍ ، ومِخَدَّهُ لیفٍ . (8)

سنن ابن ماجه عن عائشه واُمّ سلمه :أمَرَنا رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله أن نُجَهِّزَ فاطِمَهَ حَتّی نُدخِلَها عَلی عَلِیٍّ . فَعَمَدنا إلَی البَیتِ فَفَرَشناهُ تُرابا لَیِّنا مِن أعراضِ البَطحاءِ ، ثُمَّ حَشَونا مِرفَقَتَینِ لیفا ، فَنَفَشناهُ بِأَیدینا ، ثُمَّ أطعَمنا تَمرا وزَبیبا ، وسَقَینا ماءً عَذبا ، وعَمَدنا إلی عودٍ فَعَرَضناهُ فی جانِبِ البَیتِ لِیُلقی عَلَیهِ الثَّوبُ ویُعَلَّقَ عَلَیهِ السِّقاءُ ، فَما رَأَینا عُرسا أحسَنَ مِن عُرسِ فاطِمَهَ . (9)

1- .قرب الإسناد : ص 112 ح 388 عن الإمام الصادق علیه السلام ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 285 ح 884 عن الإمام الصادق علیه السلام ، إعلام الوری : ج 1 ص 161 من دون إسنادٍ إلی المعصوم وکلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج 43 ص 104 ح 14 ؛ الطبقات الکبری : ج 8 ص 23 عن أنس بن عیاض عن الإمام الصادق عنه علیهماالسلام . 2- .الکَثِیبُ : الرملُ (المصباح المنیر : ص 526 «کثب») . 3- .مکارم الأخلاق : ج 1 ص 285 ح 882 عن جابر ، بحار الأنوار : ج 43 ص 117 ح 25 . 4- .فی المصدر «عباد» ، والتصویب من بحار الأنوار . 5- .المَسَدُ : الحبلُ المفتول من نبات أو لِحاء شجره (النهایه : ج 4 ص 329 «مسد») . 6- .مکارم الأخلاق : ج 1 ص 285 ح 883 عن الحسین بن نعیم ، بحار الأنوار : ج 43 ص 117 ح 25 . 7- .فضائل الصحابه لابن حنبل : ج 2 ص 569 الرقم 958 ، المصنف لعبد الرزاق : ج 5 ص 485 ح 9781 ، المعجم الکبیر : ج 24 ص 137 ح 365 ؛ المناقب للکوفی : ج 2 ص 216 ح 683 کلّها عن أسماء بنت عمیس نحوه . 8- .المناقب لابن شهر آشوب : ج 3 ص 353 ، بحار الأنوار : ج 43 ص 114 ح 24 . 9- .سنن ابن ماجه : ج 1 ص 616 ح 1911 .

امام باقر علیه السلام :در شبی که فاطمه علیهاالسلام به خانه علی علیه السلام بُرده شد ، بستر آن دو ، یک عدد پوست قوچ بود که وقتی می خواستند بخوابند ، آن را به طرف پشم هایش پهن می کردند و روی آن می خوابیدند . بالش آن دو بزرگوار هم ، چرمی پُر شده از لیف خرما بود .

امام باقر علیه السلام :زمانی که علی علیه السلام با فاطمه علیهاالسلام ازدواج کرد ، علی علیه السلام اتاق را با شن و ماسه ، فرش کرد . بستر آن دو ، پوست یک قوچ بود ، و بالینشان ، پُر شده با لیف خرما . یک قطعه چوب هم نصب کردند که مَشک را بر آن می آویختند . پس آن را با جامه ای پوشاند .

امام صادق علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فاطمه علیهاالسلام را در حالی به خانه علی علیه السلام فرستاد که پوشش آن بانو ، یک چادر بود ، و بسترش پوست یک قوچ ، و بالینش چرمی پُر شده با رشته های تابیده از الیاف نخل .

فضائل الصحابه ، ابن حنبل به نقل از عکرمه و ابو یزید مدینی : زمانی که فاطمه علیهاالسلام به خانه علی علیه السلام بُرده شد ، در خانه او چیزی جز مقداری شن و ماسه پهن شده [ در کف اتاق ] ، یک بالش ، یک سبو ، و یک کوزه نیافت .

المناقب ، ابن شهر آشوب به نقل از وهب بن وهب قُرَشی : اثاث خانه علی ، عبارت بود از : مقداری ماسه نرمِ پهن شده ، یک قطعه چوب که از یک دیوار ، به دیوار دیگر برای پهن کردن رخت ها نصب شده بود ، یک عدد پوست قوچ ، و یک بالش پُر شده از الیاف خرما .

سنن ابن ماجَه به نقل از عایشه و اُمّ سلمه : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به ما دستور داد که جهیزیه فاطمه علیهاالسلام را آماده سازیم تا او را به خانه علی علیه السلام ببریم . ما به اتاق رفتیم و آن را از خاک های نرمِ کناره های بطحاء ، فرش کردیم . سپس دو بالش از لیف خرما پر نمودیم و آنها را با دست خود زدیم تا از هم باز شدند . آن گاه غذایی از خرما وکشمش آماده ساختیم ، و آب گوارایی تهیه نمودیم ، و یک قطعه چوب ، برای پهن کردن لباس ها و آویختن مَشک آب ، در گوشه اتاق ، به دیوار نصب کردیم . بدین سان ، عروسی ای نکوتر از عروسی فاطمه ندیدیم . الطبقات الکبری عن دارم بن عبد الرحمن بن ثعلبه الحنفی :حَدَّثَنی رَجُلٌ أخوالُهُ الأَنصارُ قالَ : أخبَرَتنی جَدَّتی أنَّها کانَت مَعَ النِّسوَهِ اللاتی أهدَینَ فاطِمَهَ علیهاالسلامإلی عَلِیٍّ علیه السلام ، قالَت : اُهدِیَت فی بُردَینِ مِن بُرودِ الأُولِ ، عَلَیها دُملوجانِ (1) مِن فِضَّهٍ مُصَفَّرانِ بِزَعفَرانٍ ، فَدَخَلنا بَیتَ عَلِیٍّ فَإِذا إهابُ شاهٍ عَلی دُکّانٍ ، ووِسادَهٌ فیها لیفٌ ، وقِربَهٌ ، ومُنخُلٌ ، ومِنشَفَهٌ ، وقَدَحٌ . (2)

الزهد لابن المبارک عن الشعبی :کانَ فِراشُ عَلِیٍّ لَیلَهَ بَنی بِفاطِمَهَ علیهاالسلام جِلدَ کَبشٍ . (3)

6 / 10تَعاوُنُ الزَّوجَینِالإمام الباقر علیه السلام :تَقاضی عَلِیٌّ وفاطِمَهُ علیهماالسلام إلی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله فِی الخِدمَهِ ، فَقَضی عَلی فاطِمَهَ بِخِدمَهِ ما دونَ البابِ ، وقَضی عَلی عَلِیٍّ ما خَلفَهُ . فَقالَت فاطِمَهُ : فَلا یَعلَمُ ما داخَلَنی مِنَ السُّرورِ إلَا اللّهُ بِإِکفائی رَسولُ اللّهِ تَحُمَّلَ رِقابِ الرِّجالِ . (4)

عنه علیه السلام :إنَّ فاطِمَهَ علیهاالسلام ضَمِنَت لِعَلِیٍّ علیه السلام عَمَلَ البَیتِ وَالعَجینَ وَالخَبزَ وقَمَّ (5) البَیتِ ، وضَمِنَ لَها عَلِیٌّ علیه السلام ما کانَ خَلفَ البابِ مِن نَقلِ الحَطَبِ وأن یَجیءَ بِالطَّعامِ . (6)

1- .الدُّملَجُ : المِعضَدُ من الحُلی (تاج العروس : ج 3 ص 374 «دملج») . 2- .الطبقات الکبری : ج 8 ص 24 . 3- .الزهد لابن المبارک : ص 355 ح 1001 ، الزهد لهناد : ج 2 ص 387 ح 754 وفیه «مسک» بدل «جلد» ، المعجم الأوسط : ج 6 ص 290 ح 6441 ، ذخائر العقبی : ص 76 کلاهما عن جابر نحوه . 4- .قرب الإسناد : ص 52 ح 170 عن أبی البختری عن الإمام الصادق علیه السلام ، بحار الأنوار : ج 43 ص 81 ح 1 . 5- .قمَّتِ البَیتَ : أی کَنَسَتهُ (النهایه : ج 4 ص 110 «قمم») . 6- .تفسیر العیّاشی : ج 1 ص 171 ح 41 عن نجم ، بحار الأنوار : ج 43 ص 31 ح 38 .


6 / 10 همکاری زن و شوهر

الطبقات الکبری به نقل از دارم بن عبد الرحمان بن ثعلبه حنفی : مردی که دایی هایش [از مردان] انصار بودند ، برایم نقل کرد و گفت : مادربزرگم به من خبرداد که او نیز با زنانی بود که فاطمه علیهاالسلام را به خانه علی علیه السلام بردند . او گفت : فاطمه ، در حالی به خانه علی برده شد که دو بُرد از بُردهای اُوْل (1) به تن داشت و دو دستبند نقره ایِ رنگ شده با زعفران ، در دست . پس ، به خانه علی علیه السلام در آمدیم . در آن جا ، با پوست دبّاغی نشده گوسفندی که بر روی دکانچه ای پهن شده بود ، مواجه شدیم ، و با بالشی پر شده از لیف خرما ، یک مَشک آب ، یک غربال ، یک حوله دست ، و یک قدح .

الزهد ، ابن مبارک به نقل از شعبی : بستر علی علیه السلام در شبِ زفاف فاطمه علیهاالسلام ، یک عدد پوست قوچ بود .

6 / 10همکاری زن و شوهرامام باقر علیه السلام :علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام برای داوری درباره تقسیم کارهای خود ، نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله رفتند . پیامبر صلی الله علیه و آله ، این گونه قضاوت کرد که کارهای داخل خانه را فاطمه انجام دهد ، و کارهای بیرون از خانه را علی . فاطمه علیهاالسلام فرمود : «از این که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله مرا از بر عهده گرفتن مسئولیت های مردان ، معاف ساخت ، فقط خدا می داند که چه قدر خوش حال شدم» .

امام باقر علیه السلام :فاطمه علیهاالسلام کارِ خانه ، پخت و پزِ نان و جارو کردن اتاق را برای علی علیه السلام تضمین کرد ، و علی علیه السلام ، کارهای بیرون از خانه ، مانند : حمل هیزم و آوردن مواد خوراکی را برای او بر عهده گرفت

1- .اُوْل : نام جایی است (ر . ک : لسان العرب ، ج 1 ، ذیل واژه اُول) .

الإمام الصادق علیه السلام :کانَ أمیرُ المُؤمِنینَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیهِ یَحتَطِبُ ویَستَقی ویَکنِسُ ، وکانَت فاطِمَهُ سَلامُ اللّهِ عَلَیها تَطحَنُ وتَعجِنُ وتَخبُزُ . (1)

الإمام علیّ علیه السلام :قُلتُ لِاُمّی فاطِمَهَ بِنتِ أسَدِ بنِ هاشِمٍ : اِکفی فاطِمَهَ بِنتَ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله سِقایَهَ الماءِ وَالذَّهابِ فِی الحاجَهِ ، وتَکفیکِ خِدمَهَ الدّاخِلِ ؛ الطَّحنَ وَالعَجنَ . (2)

المصنّف لابن أبی شیبه عن ضمره بن حبیب :قَضی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله عَلَی ابنَتِهِ فاطِمَهَ علیهاالسلامبِخِدمَهِ البَیتِ ، وقَضی عَلی عَلِیٍّ علیه السلام بِما کانَ خارِجا مِنَ البَیتِ مِنَ الخِدمَهِ . (3)

تنبیه الخواطر :قیلَ : دَخَلَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله عَلی فاطِمَهَ وهِیَ تَطحَنُ مَعَ عَلِیٍّ علیه السلام ، فَقالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله : لِأَیِّکُما اُعَقِّبُ ؟ فَقالَ عَلِیٌّ علیه السلام : لِفاطِمَهَ فَإِنَّها قَد أعیَت . فَقامَت فاطِمَهُ ، فَطَحَنَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله مَعَ عَلِیٍّ لِفاطِمَهَ . (4)

6 / 11حَلاوَهُ العَیشِالمناقب لابن شهرآشوب :سَأَلَ [رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ] عَلِیّا علیه السلام : کَیفَ وَجَدتَ أهلَکَ ؟ قالَ : نِعمَ العَونُ عَلی طاعَهِ اللّهِ . وسَأَلَ فاطِمَهَ علیهاالسلام فَقالَت : خَیرُ بَعلٍ . (5)

1- .الکافی : ج 5 ص 86 ح 1 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 169 ح 3640 ، الأمالی للطوسی : ص 661 ح 1369 ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 200 ح 25 کلّها عن هشام بن سالم ، بحار الأنوار : ج 43 ص 151 ح 7 . 2- .المعجم الکبیر : ج 24 ص 353 ح 873 ، المصنّف لابن أبی شیبه : ج 8 ص 156 ح 8 ، تهذیب الکمال : ج 35 ص 248 الرقم 7899 ، الإصابه : ج 8 ص 269 الرقم 11588 کلّها عن أبی البختری والثلاثه الأخیره نحوه . 3- .المصنف لابن أبی شیبه : ج 7 ص 8 ح 28 و ج 8 ص 157 ح 14 ، حلیه الأولیاء : ج 6 ص 104 ، فتح الباری : ج 9 ص 507 نحوه ، کنز العمّال : ج 16 ص 341 ح 44818 . 4- .تنبیه الخواطر : ج 2 ص 230 ، الفضائل : ص 95 نحوه ، بحار الأنوار : ج 43 ص 50 ح 47 . 5- .المناقب لابن شهر آشوب : ج 3 ص 356 ، بحار الأنوار : ج 43 ص 117 ح 24 .

6 / 11 شیرینیِ زندگی

امام صادق علیه السلام :امیر مؤمنان که درود خداوند بر او باد ، هیزم و آب می آورد و جارو می کرد ، و فاطمه که سلام خداوند بر او باد ، آرد می ساخت و خمیر می کرد و نان می پخت .

امام علی علیه السلام :به مادرم فاطمه دختر اسد بن هاشم گفتم : تو برای فاطمه دختر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آب بیاور و کارهای بیرون از خانه را انجام بده ، و او کارهای داخل را انجام دهد : آرد کردن و خمیر ساختن .

المصنَّف ، ابن ابی شیبه به نقل از ضمره بن حبیب : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله چنین حکم فرمود که دخترش فاطمه علیهاالسلام ، کارهای خانه را انجام بدهد ، و علی علیه السلام کارهای بیرون از خانه را .

تنبیه الخواطر :نقل شده است که : پیامبر به خانه فاطمه علیهاالسلام در آمد و دید که با علی علیه السلام مشغول دستاس کردن است . پس پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «به کدام یک از شما کمک کنم؟» . علی علیه السلام فرمود : «به فاطمه ؛ چون او خسته شده است» . پس ، فاطمه علیهاالسلام برخاست و پیامبر صلی الله علیه و آله همراه با علی علیه السلام ، به دستاس کردن پرداخت .

6 / 11شیرینیِ زندگیالمناقب ، ابن شهر آشوب :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از علی علیه السلام پرسید : «همسرت را چگونه یافتی؟» . فرمود : «نیکو کمکی در راه طاعت خداست» . [ همین سؤال را ] از فاطمه علیهاالسلام پرسید . فرمود : «بهترین شوهر است» .

الإمام علیّ علیه السلام فی بَیانِ مُعاشَرَتِهِ مَعَ فاطِمَهَ علیهاالسلام : فَوَ اللّهِ ما أغضَبتُها ولا أکرَهتُها عَلی أمرٍ حَتّی قَبَضَهَا اللّهُ عَزَّ وجَلَّ إلَیهِ ، ولا أغضَبَتنی ولا عَصَت لی أمرا ، ولَقَد کُنتُ أنظُرُ إلَیها فَتَنکَشِفُ عَنّی الهُمومُ وَالأَحزانُ . (1)

الإمام الباقر علیه السلام :لا شَفیعَ لِلمَرأَهِ أنجَحُ عِندَ رَبِّها مِن رِضا زَوجِها ، ولَمّا ماتَت فاطِمَهُ علیهاالسلامقامَ عَلَیها أمیرُ المُؤمِنینَ علیه السلام وقالَ : اللّهُمَّ إنّی راضٍ عَنِ ابنَهِ نَبِیِّکَ ، اللّهُمَّ إنَّها قَد اُوحِشَت فَآنِسها ، اللّهُمَّ إنَّها قَد هُجِرَت فَصِلها ، اللّهُمَّ إنَّها قَد ظُلِمَت فَاحکُم لَها وأنتَ خَیرُ الحاکِمینَ . (2)

6 / 12صُعوباتُ الحَیاهِشواهد التنزیل عن جابر :دَخَلَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله عَلی فاطِمَهَ وعَلَیها کِساءٌ مِن جِلدِ الإِبِلِ وهِیَ تَطحَنُ ، فَدَمِعَت عَیناهُ ، فَقالَ : یا فاطِمَهُ! تَعَجَّلی مَرارَهَ الدُّنیا لِحَلاوَهِ الآخَرَهِ . قالَ : فَأَنزَلَ اللّهُ «وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَی» (3) . (4)

الإمام الصادق علیه السلام :دَخَلَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله عَلی فاطِمَهَ علیهاالسلام وعَلَیها کِساءٌ مِن ثَلَّهِ (5) الإِبِلِ ، وهِیَ تَطحَنُ بِیَدِها وتُرضِعُ وَلَدَها ، فَدَمِعَت عَینا رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله لَمّا أبصَرَها ، فَقالَ : یا بِنتاه ، تَعَجَّلی مَرارَهَ الدُّنیا بِحَلاوَهِ الآخِرَهِ ، فَلَقَد أنزَلَ اللّهُ عَلَیَّ : «وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَی» (6) . (7)

1- .کشف الغمّه : ج 1 ص 363 ، بحار الأنوار : ج 43 ص 134 ح 32 ؛ المناقب للخوارزمی : ص 353 ح 364 عن اُمّ سلمه وسلمان . 2- .الخصال : ص 588 ح 12 عن جابر بن یزید الجعفی ، بحار الأنوار : ج 103 ص 256 ح 1 . 3- .الضحی : 5 . 4- .شواهد التنزیل : ج 2 ص 445 ح 1110 و ح 1109 ، الفردوس : ج 5 ص 435 ح 8660 وفیه قول رسول اللّه صلی الله علیه و آله فقط ، کنز العمّال : ج 12 ص 422 ح 35475 نقلاً عن ابن لال وابن مردویه وابن النجار وکلّها نحوه . 5- .الثَلَّهُ : یسمّی الصوف بالثلَّهِ مجازا کقولهم : کِساءٌ جَیِّدُ الثَلّه (مجمع البحرین : ج 1 ص 250 «ثلل») . 6- .الضُحی : 5 . 7- .مجمع البیان : ج 10 ص 765 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 256 ح 765 ، تنبیه الخواطر : ج 2 ص 230 من دون إسنادٍ إلی الإمام الصادق علیه السلام ، تأویل الآیات الظاهره : ج 2 ص 810 ح 2 ؛ شواهد التنزیل : ج 2 ص 445 ح 1109 ، مقتل الحسین للخوارزمی : ج 1 ص 64 والثلاثه الأخیره عن حماد بن عیسی عن الإمام الصادق عن أبیه علیهماالسلام عن جابر والأربعه الأخیره نحوه .

6 / 12 سختی های زندگی

امام علی علیه السلام در بیان رفتارش با فاطمه علیهاالسلام : به خدا سوگند که تا زنده بود ، نه او را عصبانی نمودم و نه به کاری مجبورش کردم ! او نیز ، نه مرا عصبانی نمود و نه در کاری ، از من نافرمانی کرد . هنگامی که به او نگاه می کردم ، غم ها و اندوه ها از من برطرف می شدند .

امام باقر علیه السلام :برای زن ، هیچ شفیعی نزد پروردگارش کارسازتر از رضایت شوهرش نیست . زمانی که فاطمه علیهاالسلام در گذشت ، امیر مؤمنان علیه السلام بر بالین او ایستاد و فرمود : «بار خدایا! من از دختر پیامبرت راضی هستم . بار خدایا! او تنها شد ؛ پس همدم او باش . بار خدایا! او مهجور شد ؛ پس تو ، به او بپیوند . بار خدایا! به او ستم شد ؛ پس تو داوَرَش باش که تو ، بهترین داورانی» .

6 / 12سختی های زندگیشواهد التنزیل به نقل از جابر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فاطمه علیهاالسلام را با عبایی کُرکی دید که دستاس می کند . گریست و فرمود : «ای فاطمه! به خاطر [نعمت و] شیرینی آخرت ، بر تلخی دنیا شکیبایی کن» . در این هنگام ، این آیه نازل شد : «به زودی ، پروردگارت به تو عطا می کند و تو خشنود می شوی» .

امام صادق علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بر فاطمه علیهاالسلام در آمد . دید که جامه ای بافته از پشم شتر ، بر تن دارد و مشغول دستاس کردن و شیر دادن کودک خویش است . با دیدن او [ در این وضع ، ]اشک از دیدگان پیامبر خدا صلی الله علیه و آله جاری شد و فرمود : «دختر عزیزم ! با [ تحمّل ] تلخی دنیا ، به سوی شیرینی آخرت بشتاب ؛ چرا که خداوند ، این آیه را بر من فرو فرستاد : «به زودی ، پروردگارت به تو چندان عطا می کند که خشنود می شوی» » .

المناقب لابن شهر آشوب عن جابر بن عبد اللّه الأنصاری :رَأی النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله فاطِمَهَ علیهاالسلاموعَلَیها کِساءٌ مِن أجِلَّهِ (1) الإِبِلِ ، وهِیَ تَطحَنُ بِیَدَیها وتُرضِعُ وَلَدَها ، فَدَمِعَت عَینا رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله فَقالَ : یَا بِنتاه ، تَعَجَّلی مَرارَهَ الدُّنیا بِحَلاوَهِ الآخِرَهِ . فَقالَت : یا رَسولَ اللّهِ ، اَلحَمدُ للّهِِ عَلی نَعمائِهِ ، وَالشُّکرُ للّهِِ عَلی آلائِهِ . فَأَنزَلَ اللّهُ «وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَی» . (2)

مسند ابن حنبل عن أنس :إنَّ بِلالاً بَطُؤَ عَن صَلاهِ الصُّبحِ ، فَقالَ لَهُ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله : ما حَبَسَکَ ؟ فَقالَ : مَرَرتُ بِفاطِمَهَ وهِیَ تَطحَنُ وَالصَّبِیُّ یَبکی ، فَقُلتُ لَها : إن شِئتِ کَفَیتُکِ الرَّحا وکَفَیتِنِی الصَّبِیَّ ، وإن شِئتِ کَفَیتُکِ الصَّبِیَّ وکَفَیتِنِی الرَّحا . فَقالَت : أنَا أرفَقُ بِابنی مِنکَ . فَذاکَ حَبَسَنی . قالَ : فَرَحِمتَها رَحِمَکَ اللّهُ . (3)

تنبیه الخواطر :بَینَمَا النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله وَالنّاسُ فِی المَسجِدِ یَنتَظِرونَ بِلالاً أن یَأتِیَ فَیُؤَذِّنَ ، إذ أتی بِلالٌ ، فَقالَ لَهُ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله : ما حَبَسَکَ یا بِلالُ ؟ فَقالَ : إنِّی اجتَزتُ بِفاطِمَهَ علیهاالسلام وهِیَ تَطحَنُ ، واضِعَهً ابنَهَا الحَسَنُ عِندَها وهُوَ یَبکی ، فَقُلتُ لَها : أیُّما أحَبُّ إلَیکِ ، إن شِئتِ کَفَیتُکِ ابنَکِ ، وإن شِئتِ کَفَیتُکِ الرَّحا ؟ فَقالَت : أنَا أرفَقُ بِابنی . فَأَخَذتُ الرَّحا فَطَحَنتُ . فَذاکَ الَّذی حَبَسَنی . فَقالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله : رَحِمتَها رَحِمَکَ اللّهُ . (4)

1- .جِلالُ الدَّوابِ : هو کَثَوبِ الإنسان الذی یُلبسُ ، وجمع الجلال : أجِلَّه (مجمع البحرین : ج 1 ص 307 «جلل») . 2- .المناقب لابن شهر آشوب : ج 3 ص 342 ، التمحیص : ص 6 ، بحار الأنوار : ج 43 ص 86 ح 8 ؛ کنز العمّال : ج 12 ص 422 ح 35475 نقلاً عن ابن لال وابن مردویه . 3- .مسند ابن حنبل : ج 4 ص 302 ح 12526 ، ذخائر العقبی : ص 99 . 4- .تنبیه الخواطر : ج 2 ص 230 ، بحار الأنوار : ج 34 ص 76 ح 63 .

المناقب ، ابن شهر آشوب به نقل از جابر بن عبد اللّه انصاری : پیامبر صلی الله علیه و آله فاطمه علیهاالسلامرا دید که تن پوشی از جُلّ شتر ، به بر دارد و هم زمان ، مشغول دستاس کردن و شیر دادن کودک خویش است . پس ، اشک از چشمان پیامبر خدا صلی الله علیه و آله روان گشت و فرمود : «دختر عزیزم ! تلخیِ دنیا را تحمّل کن تا به شیرینیِ آخرت برسی» . فاطمه علیهاالسلام فرمود : «ای پیامبر خدا ! خداوند را بر نعمت هایش می ستایم و او را بر داده هایش سپاس می گویم» . پس ، خداوند ، این آیه را فرو فرستاد : «به زودی ، پروردگارت به تو چندان عطا می کند که خشنود می شوی» .

مسند ابن حنبل به نقل از انس : [ روزی ] بلال ، در [ گفتن اذان ] نماز صبح ، تأخیر کرد . پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود : «چرا دیر کردی؟» . گفت : به فاطمه برخوردم و دیدم که مشغول دستاس کردن است و کودکش گریه می کند . به او گفتم : اگر می خواهی ، من دستاس کنم و شما کودک را آرام کنی ، یا من کودک را آرام کنم و شما دستاس نمایی . ایشان فرمود : «من ، بهتر از تو کودکم را آرام می کنم» . به همین سبب ، دیر آمدم . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «چون تو ، به او رحم آوردی ، خدا نیز بر تو رحمت آورَد!».

تنبیه الخواطر :پیامبر صلی الله علیه و آله و مردم ، در مسجد منتظر بودند که بلال بیاید و اذان بگوید ، تا این که بلال وارد شد . پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود : «چرا دیر کردی ای بلال؟» . گفت : به فاطمه علیهاالسلام برخوردم که دستاس می کرد و فرزندش حسن را در کنار خود نهاده بود ، در حالی که کودک گریه می کرد . به او گفتم : کدام را دوست تر می داری : فرزندت را آرام سازم یا دستاس کنم . ایشان فرمود : «من بهتر از تو فرزندم را آرام می سازم» . من هم دستاس را گرفتم و مشغول آسیاب کردن شدم ، و همین ، باعث تأخیر من شد . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «بر او رحمت آوردی ؛ خداوند بر تو رحمت آورَد» .


الدروع الواقیه فی حَدیثٍ : لَبِسَت فاطِمَهُ علیهاالسلام شَملَهً (1) مِن صوفٍ خلقانا ، قَد خیطَت بِاثنَی عَشَرَ مَکانا مِن سَعَفِ النَّخلِ ، فَلَمّا خَرَجَت فاطِمَهُ علیهاالسلام نَظَرَ إلَیها سَلمانُ رضی الله عنهفَوَضَعَ یَدَهُ عَلی رَأسِهِ وهُوَ یُنادی : وا حُزناه ، إنَّ قَیصَرَ وکِسری لَفِی السُّندُسِ وَالحَریرِ وَابنَهُ مُحَمَّدٍ عَلَیها شَملَهٌ مِن صوفٍ قَد خیطَت بِاثنَی عَشَرَ مَکانا بِسَعَفِ النَّخلِ!! فَلَمّا دَخَلَت فاطِمَهُ علیهاالسلام عَلی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله قالَت : یا رَسولَ اللّهِ ، إنَّ سَلمانَ تَعَجَّبَ مِن لِباسی ، فَوَالَّذی بَعَثَکَ بِالحَقِّ نَبِیّا ، ما لی ولِعَلِیٍّ مُنذُ خَمسِ سِنینَ إلّا مَسکُ کَبشٍ نَعلِفُ عَلَیهِ بِالنَّهارِ بَعیرَنا ، فَإِذا کانَ اللَّیلُ افتَرَشناهُ ، وإنَّ مِرفَقَتَنا (2) لَمِن أدَمٍ حَشوُها لِیفُ النَّخلِ ! قالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله : یا سَلمانُ ، وَیحَ ابنَتی فاطِمَهَ ، لَعَلَّها تَکونُ فِی الخَیلِ السَّوابِقِ . (3)

6 / 13طَلَبُ الخادِمِ مِنَ النَّبِیِّالإمام علیّ علیه السلام :إنَّ فاطِمَهَ علیهاالسلام شَکَت ما تَلقی مِن أثَرِ الرَّحا ، فَأَتَی النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله سَبیٌ ، فَانطَلَقَت فَلَم تَجِدهُ ، فَوَجَدَت عائِشَهَ فَأَخبَرَتها ، فَلَمّا جاءَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله أخبَرَتهُ عائِشَهُ بِمَجیءِ فاطِمَهَ علیهاالسلام ، فَجاءَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله إلَینا وقَد أخَذنا مَضاجِعَنا ، فَذَهَبتُ لِأَقومَ ، فَقالَ : عَلی مَکانِکُما ، فَقَعَدَ بَینَنا . حَتّی وجَدتُ بَردَ قَدَمَیهِ عَلی صَدری . وقالَ : ألا اُعَلِّمُکُما خَیرا مِمّا سَأَلتُمانی ؟ إذا أخَذتُما مَضاجِعَکُما ، تُکَبِّرانِ أربَعا وثَلاثینَ ، وتُسَبِّحانِ ثَلاثا وثَلاثینَ ، وتَحمَدانِ ثَلاثا وثَلاثینَ ، فَهُو خَیرٌ لَکُما مِن خادِمٍ . (4)

1- .الشَّملَهُ : هو کساءٌ یُتَغَطّی به ویُتلَفَّفُ فیه (النهایه : ج 2 ص 501 «شمل») . 2- .المِرفَقُ : المُتَّکأ وَالمَخَدَّهُ (لسان العرب : ج 10 ص 119 «رفق») . 3- .الدروع الواقیه : ص 275 ، بحار الأنوار : ج 43 ص 87 ح 9 . 4- .صحیح البخاری : ج 3 ص 1358 ح 3502 و ج 5 ص 2329 ح 5959 نحوه ، صحیح ابن حبّان : ج 15 ص 363 ح 6921 ، صحیح مسلم : ج 4 ص 2091 ح 80 کلّها عن ابن أبی لیلی ، سنن أبی داوود : ج 4 ص 315 ح 5062 عن مسدد وکلاهما نحوه ؛ العمده : ص 383 ح 755 عن ابن أبی لیلی .


6 / 13 درخواست خدمتکار از پیامبر صلی الله علیه و آله

الدروع الواقیه در حدیثی : فاطمه علیهاالسلام با ردایی پشمین و کهنه که دوازده جای آن ، با برگ درخت خرما دوخته شده بود ، از خانه بیرون آمد . سلمان ، چون ایشان را دید ، دستش را بر سرش نهاد و فریاد زد : وا اندوها! قیصر و کسرا ، جامه های سُندُس و حریر می پوشند و دختر محمّد ، ردایی پشمین بر تن دارد که دوازده جای آن ، با برگ درخت خرما دوخته شده است ! چون فاطمه علیهاالسلام نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله رسید ، فرمود : «ای پیامبر خدا ! سلمان از جامه من تعجّب کرد . سوگند به آن که تو را به حقْ پیامبر کرد ، پنج سال است که من و علی ، چیزی جز یک پوست قوچ نداریم که روز ، شتر خود را بر روی آن علوفه می دهیم ، و شب هنگام ، آن را بستر خویش می سازیم ، و بالینمان هم چرمی است که با لیف درخت خرما پُر شده است!» . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «ای سلمان! زهی دخترم فاطمه ! شاید که در زمره سواران پیشتاز [ به سوی بهشت ] باشد» .

6 / 13درخواست خدمتکار از پیامبرصلّی الله علیه و آلهامام علی علیه السلام :[دستان] فاطمه علیهاالسلام براثر دستاس کردن زیاد ، آزرده شده بود . روزی برای پیامبر صلی الله علیه و آله اسیری را آوردند . فاطمه علیهاالسلام[ به خانه پیامبر صلی الله علیه و آله ]رفت ؛ امّا ایشان را نیافت . به عایشه برخورد کرد و ماجرا را به او گفت . پیامبر صلی الله علیه و آله که آمد ، عایشه ، آمدن فاطمه علیهاالسلام را به پیامبر صلی الله علیه و آله خبر داد . پیامبر صلی الله علیه و آله به خانه ما آمد و ما به رخت خواب رفته بودیم . من خواستم که برخیزم ، امّا پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «راحت باشید» . پس ، در بین ما نشست ، به طوری که خنکیِ پاهای او را در سینه ام احساس کردم . فرمود : «می خواهید شما را چیزی بیاموزم که از آنچه از من خواسته اید ، بهتر است ؟ هر گاه به بستر خود می روید ، سی و چهار مرتبه ، اللّه اکبر بگویید ، سی و سه مرتبه سبحان اللّه ، و سی و سه مرتبه الحمد للّه . این ، برای شما از خدمت کار ، بهتر است» .

کتاب من لا یحضره الفقیه :رُوِیَ أنَّ أمیرَ المُؤمِنینَ علیه السلام قالَ لِرَجُلٍ مِن بَنی سَعدٍ : ألا اُحَدِّثُکَ عَنّی وعَن فاطِمَهَ الزَّهراءِ ؟ إنَّها کانَت عِندی فَاستَقَت بِالقِربَهِ حَتّی أثَّرَ فی صَدرِها ، وطَحَنَت بِالرَّحا حَتّی مَجَلَت (1) یَداها ، وکَسَحَتِ (2) البَیتَ حَتَّی اغبَرَّت ثِیابُها ، وأوقَدَت تَحتَ القِدرِ حَتّی دَکِنَت ثِیابُها ، فَأَصابَها مِن ذلِکَ ضُرٌّ شَدیدٌ . فَقُلتُ لَها : لَو أتَیتِ أباکِ فَسَأَلتِهِ خادِماً یَکفیکِ حَرَّ ما أنتِ فیهِ مِن هذَا العَمَلِ . فَأتَتِ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله فَوَجَدَت عِندَهُ حُدّاثا فَاستَحیَت فَانصَرَفَت ، فَعَلِمَ صلی الله علیه و آله أنَّها قَد جاءَت لِحاجَهٍ ، فَغَدا عَلَینا ... فَقُلتُ : أنَا وَاللّهِ اُخبِرُکَ یا رَسولَ اللّهِ ، إنَّها استَقَت بِالقِربَهِ حَتّی أثَّرَ فی صَدرِها ، وجَرَّت بِالرَّحا حَتّی مَجَلَت یَداها ، وکَسَحَتِ البَیتَ حَتَّی اغبَرَّت ثِیابُها ، وأوقَدَت تَحتَ القِدرِ حَتّی دَکِنَت ثِیابُها ، فَقُلتُ لَها : لَو أتَیتِ أباکِ فَسَأَلتِهِ خادِماً یَکفیکِ حَرَّ ما أنتِ فیهِ مِن هذَا العَمَلِ . قالَ : أفَلا اُعَلِّمُکُما ما هُوَ خَیرٌ لَکُما مِنَ الخادِمِ ؟ إذا أخَذتُما مَنامَکُما فَکَبِّرا أربَعا وثَلاثینَ تَکبیرَهً ، وسَبِّحا ثَلاثا وثَلاثینَ تَسبیحَهً ، وَاحمَدا ثَلاثا وثَلاثینَ تَحمیدَهً . فَأَخرَجَت فاطِمَهُ علیهاالسلام رَأسَها وقالَت : رَضیتُ عَنِ اللّهِ وعَن رَسولِهِ ، رَضیتُ عَنِ اللّهِ وعَن رَسولِهِ . (3)

1- .مَجَلَت : إذا ثَخُنَ جلدها وتعجّر ، وظهر فیها ما یُشبه البَثر (النهایه : ج 4 ص 300 «مجل») . 2- .کَسَحَ الأرضَ : کَنَسَها (النهایه : ج 4 ص 172 «کسح») . 3- .کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 1 ص 320 ح 947 ، علل الشرائع : ص 366 ح 1 عن أبی الورد بن ثمامه ، مکارم الأخلاق : ج 2 ص 28 ح 2061 ، بحار الأنوار : ج 43 ص 82 ح 5 ؛ سنن أبی داوود : ج 3 ص 150 ح 2988 ، مسند ابن حنبل : ج 1 ص 322 ح 1312 کلاهما عن ابن أعبد نحوه ، کنز العمّال : ج 15 ص 508 ح 41985 .

کتاب من لا یحضره الفقیه :روایت شده است که امیر مؤمنان علیه السلام به مردی از بنی سعد فرمود : «آیا می خواهی از خودم و از فاطمه زهرا برایت بگویم؟ او در خانه من ، آن قدر با مَشک ، آب کشید که [ بند آن ] در سینه اش ردّ انداخته بود ، و چندان دستاس کرد که دست هایش تاول زده بود ، و چندان خانه را رُفت و روب کرد که لباس هایش رنگِ خاک به خود گرفته بودند ، و آن قدر زیر دیگ را آتش افروخته بود که جامه هایش تیره رنگ شده بودند . از این کار ، رنج و آسیب سختی به او رسید» . به او گفتم : کاش نزد پدرت بروی و از ایشان تقاضای خدمتکاری کنی تا از سوز و گرمای این کار ، آسوده شوی . فاطمه علیهاالسلام برای دیدن پیامبر صلی الله علیه و آله رفت . پس دید که عدّه ای نزد ایشان به گفتگو مشغول اند . خجالت کشید و برگشت . پیامبر صلی الله علیه و آله دانست که فاطمه علیهاالسلامبرای کاری آمده است . فردای آن روز ، نزد ما آمد ... . من گفتم : من به شما می گویم ، ای پیامبر خدا ! فاطمه علیهاالسلام از بس با مشک ، آب کشیده ، در سینه اش رد انداخته ، و از بس دستاس کرده ، دستانش تاول زده ، و از بس خانه را جارو زده ، لباس هایش رنگ خاک به خود گرفته ، و از بس زیر دیگْ آتش افروخته ، جامه هایش تیره شده است . از این رو ، به او گفتم : کاش نزد پدرت بروی و از ایشان تقاضای خدمتکاری کنی تا از سوز و گرمای این کار ، آسوده شوی . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «آیا چیزی به شما نیاموزم که از خدمت کار برایتان بهتر است؟ هر گاه به رخت خواب خود رفتید ، سی و چهار مرتبه ، اللّه اکبر بگویید ، سی و سه مرتبه ، سبحان اللّه و سی و سه مرتبه ، الحمد للّه ...» . فاطمه علیهاالسلام سرش را [ از زیر لحاف ] بیرون آورد و فرمود : «راضی ام به رضای خدا و پیامبرش ، راضی ام به رضای خدا و پیامبرش!» .

مسند ابن حنبل عن حمّاد :أنبَأَنا عَطاءُ بنُ السّائِبِ عَن أبیه عَن عَلِیٍّ علیه السلام أنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله لَمّا زَوَّجَهُ فاطِمَهَ بَعَثَ مَعَهُ بِخَمیلَهٍ ووِسادَهٍ من أدَمٍ حَشوُها لیفٌ ، ورَحیَینِ وسِقاءٍ وجَرَّتَینِ . فَقالَ عَلِیٌّ علیه السلام لِفاطِمَهَ علیهاالسلام ذاتَ یَومٍ : وَاللّهِ لَقَد سَنَوتُ (1) حَتّی لَقَدِ اشتَکَیتُ صَدری ، قالَ : وقَد جاءَ اللّهُ أباکِ بِسَبیٍ ، فَاذهَبی فَاستَخدِمیهِ . فَقالَت : وأنَا وَاللّهِ قَد طَحَنتُ حَتّی مَجَلَت یَدایَ . فَأَتَتِ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله فَقالَ : ما جاءَ بِکِ أی بُنَیَّهُ ؟ قالَت : جِئتُ لِأُسَلِّمَ عَلَیکَ ، وَاستَحیَت أن تَسأَلَهُ ، ورَجَعَت ، فَقالَ : ما فَعَلتِ ؟ قالَت : اِستَحیَیتُ أن أسأَلَهُ . فَأَتَیناهُ جَمیعا . فَقالَ عَلِیٌّ علیه السلام : یا رَسولَ اللّهِ ، وَاللّهِ لَقَد سَنوتُ حَتَّی اشتَکَیتُ صَدری ، وقالَت فاطِمَهُ : قَد طَحَنتُ حَتّی مَجَلَت یَدایَ ، وقَد جاءَکَ اللّهُ بِسَبیٍ وسَعَهٍ فَأَخدِمنا . فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : وَاللّهِ لا اُعطیکُما وأدَعُ أهلَ الصُّفَّهِ (2) تَطوی (3) بُطونُهُم لا أجِدُ ما اُنفِقُ عَلَیهِم ، ولکِنّی أبیعُهُم واُنفِقُ عَلَیهِم أثمانَهُم . فَرَجَعا ، فَأَتاهُمَا النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله ... ثُمَّ قالَ : ألا اُخبِرُکُما بِخَیرٍ مَمّا سَأَلتُمانی ؟ قالا : بَلی ، فَقالَ : کَلِماتٍ عَلَمَنیهِنَّ جِبریلُ علیه السلام ، فَقالَ : تُسَبِّحانِ فی دُبُرِ کُلِّ صَلاهٍ عَشرا ، وتَحمَدانِ عَشرا ، وتُکَبِّرانِ عَشرا ، وإذا أوَیتُما إلی فِراشِکُما فَسَبِّحا ثَلاثا وثَلاثینَ ، وحَمِّدا ثَلاثا وثَلاثینَ ، وکَبِّرا أربَعا وثَلاثینَ . قالَ : فَوَاللّهِ ما تَرَکتُهُنَّ مُنذُ عَلَمَنیهِنَّ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله . قالَ : فَقالَ لَهُ ابنُ الکَوّاءِ : ولا لَیلَهَ صِفّینَ ؟ ! فَقالَ : قاتَلَکُمُ اللّهُ یا أهلَ العِراقِ ! نَعَم ، ولا لَیلَهَ صِفّینَ . (4)

1- .سَنَوتُ : أی سَقَیتُ (اُنظر : النهایه : ج 2 ص 415 «سنا») . 2- .أهل الصُّفّه : هم فقراء المهاجرین ، ومن لم یکن له منهم منزلٌ یسکنه ، فکانوا یأوون إلی موضع مظلل فی مسجد المدینه یسکنونه (النهایه : ج 3 ص 37 «صفف») . 3- .الطَّوی : الجوع . وقد طَوِیَ یَطوی ؛ خَمص من الجوع (لسان العرب : ج 15 ص 20 «طوی») . 4- .مسند ابن حنبل : ج 1 ص 227 ح 838 ، الطبقات الکبری : ج 8 ص 25 ، کتاب الدعاء للطبرانی : ص 94 ح 230 ، الإصابه : ج 8 ص 267 الرقم 11587 کلاهمانحوه ، کنز العمّال : ج 15 ص 505 ح 41982 ؛ الغارات : ج 2 ص 739 .

مسند ابن حنبل به نقل از حمّاد : عطاء بن سائب از قول پدرش ، از علی علیه السلام به ما خبر داد که وقتی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فاطمه را به ازدواج او در آورد ، یک چادر مخمل ، یک بالش چرمیِ پُر شده از لیف ، دو دستاس ، یک مَشک آب ، و دو سبو ، با او همراه کرد . روزی ، علی علیه السلام به فاطمه علیهاالسلام فرمود : «به خدا سوگند ، از بس که آب کشیده ام ، سینه ام دردمند گشته است!» . و افزود : «خداوند برای پدرت ، اسیرانی آورده است . برو و از ایشان خدمتکاری بخواه» . فاطمه فرمود : «به خدا سوگند ، من نیز از بس دستاس کرده ام ، دستانم تاول زده اند!» . پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفت . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «برای چه آمده ای ، دخترم ؟» . فاطمه فرمود : «برای عرض سلام آمده ام» . و خجالت کشید که خواسته اش را بگوید ، و برگشت . علی علیه السلام فرمود : «چه کردی؟» فاطمه فرمود : «خجالت کشیدم که تقاضایم را بگویم» . پس ، هر دو با هم نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفتیم . علی علیه السلام فرمود : «ای پیامبر خدا ! به خدا قسم ، از بس که آب کشیده ام ، سینه ام درد می کند!» . و فاطمه فرمود : «از بس که دستاس کرده ام ، دستانم تاول زده اند . خداوند به شما اسیرانی و گشایشی بخشیده است . پس ، یک خدمتکار در اختیار ما بگذارید» . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «به خدا قسم ، حاضر نیستم به شما خدمتکار بدهم ، در حالی که صُفّه نشینان ، شکم هایشان گرسنه است و چیزی ندارم که خرج آنان کنم ! اسیران را می فروشم و پول آن را خرج صُفّه نشینان می کنم» . علی و فاطمه برگشتند . پیامبر صلی الله علیه و آله نزد آنان آمد ... . سپس فرمود : «آیا شما را از چیزی بهتر از آنچه از من خواستید ، خبر ندهم؟» . فرمودند : «بفرمایید» . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «کلماتی که جبرئیل علیه السلام به من آموخت» . سپس فرمود : «در پی هر نمازی ، ده بار سبحان اللّه می گویید ، ده بار الحمد للّه ، و ده بار اللّه اکبر . و هر گاه به بسترتان رفتید ، سی و سه مرتبه ، سبحان اللّه بگویید ، سی و سه مرتبه ، الحمد للّه ، و سی و چهار مرتبه ، اللّه اکبر» . علی علیه السلام فرمود : «به خدا سوگند از زمانی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله این ذکرها را به من آموخت ، آنها را ترک نگفتم!» . ابن کواء ، به علی علیه السلام گفت : حتّی در شب صفّین ؟! فرمود : «خدا شما را بکشد ، ای اهل عراق ! آری ، حتّی در شب صفّین» .


6 / 14قِصَّهُ القِلادَهِالإمام علیّ علیه السلام :إنَّ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله دَخَلَ عَلَی ابنَتِهِ فاطِمَهَ علیهاالسلام ، وإذا فی عُنُقِها قِلادَهٌ ، فَأَعرَضَ عَنها ، فَقَطَعَتها ورَمَت بِها . فَقالَ لَها رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : أنتِ مِنّی یا فاطِمَهُ . ثُمَّ جاءَ سائِلٌ فَناوَلَتهُ القِلادَهَ . ثُمَّ قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : اِشتَدَّ غَضَبُ اللّهِ وغَضَبی عَلی مَن أهرَقَ دَمی وآذانی فی عِترَتی . (1)

الإمام زین العابدین علیه السلام :حَدَّثَتنی أسماءُ بِنتُ عُمَیسٍ ، قالَت : کُنتُ عِندَ فاطِمَهَ علیهاالسلامإذ دَخَلَ عَلَیها رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله وفی عُنُقِها قِلادَهٌ مِن ذَهَبٍ کانَ اشتَراها لَها عَلِیُّ بنُ أبی طالِبٍ علیه السلام مِن فَیءٍ ، فَقالَ لَها رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : یا فاطِمَهُ ، لا یَقولُ النّاسُ إنَّ فاطِمَهَ بِنتَ مُحَمَّدٍ تَلبَسُ لُبسَ الجَبابِرَهِ ! فَقَطَعَتها وباعَتها ، وَاشتَرَت بِها رَقَبَهً فَأَعتَقَتها . فَسُرَّ بِذلِکَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله . (2)

1- .الأمالی للصدوق : ص 552 ح 739 عن إسماعیل بن موسی بن جعفر عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 213 ح 633 عن الإمام الکاظم علیه السلام ، المناقب لابن شهر آشوب : ج 3 ص 343 ولیس فیهما ذیله من «ثم قال . . .» ، کشف الغمّه : ج 2 ص 97 عن الإمام الکاظم عن آبائه عنه علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج 43 ص 22 ح 15 . 2- .عیون أخبار الرضا علیه السلام : ج 2 ص 44 ح 161 ، صحیفه الإمام الرضا علیه السلام : ص 256 ح 185 کلاهما عن أحمد بن عامر الطائی عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام ، المناقب لابن شهر آشوب : ج 3 ص 343 کلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج 43 ص 81 ح 2 ؛ ذخائر العقبی : ص 100 من دون إسنادٍ إلی الإمام زین العابدین علیه السلام نحوه .


6 / 14 داستان گردنبند

6 / 14داستان گردنبندامام علی علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بر دخترش فاطمه علیهاالسلام در آمد . در گردنش گردنبندی دید . از فاطمه ، روی گردانْد . پس فاطمه علیهاالسلامآن گردنبند را کَند و به دور افکند . پیامبر خدا علیهاالسلام به او فرمود : «ای فاطمه ! تو از من هستی» . سپس گدایی آمد و فاطمه ، گردنبند را به او داد . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «خشم خدا و خشم من ، سخت است بر کسی که خون مرا بریزد ، و با آزردن خانواده ام ، مرا بیازارد» .

امام زین العابدین علیه السلام :اسماء بنت عمیس ، برایم نقل کرد و گفت : نزد فاطمه علیهاالسلامبودم که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وارد شد . در گردن فاطمه ، گردنبندی زرّین بود که علی بن ابی طالب ، آن را از سهم غنایم ، برایش خریده بود . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود : «ای فاطمه ! مردم نمی گویند که فاطمه ، دختر محمّد ، شاهانه می پوشد ؟!» . فاطمه ، گردنبند را در آورد و فروخت و با پول آن ، بنده ای خرید و آزادش کرد . پس ، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از این کار او خوش حال شد .

سنن أبی داوود عن ثوبان مولی رسول اللّه صلی الله علیه و آله :کانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله إذا سافَرَ کانَ آخِرُ عَهدِهِ بِإِنسانٍ مِن أهلِهِ فاطِمَهَ ، وأوَّلُ مَنْ یَدخُلُ عَلَیها إذا قَدِمَ فاطِمَهَ ، فَقَدِمَ مِن غَزاهٍ لَهُ وقَد عَلَّقَت مِسحا أو سِترا عَلی بابِها ، وحَلَّتِ الحَسَنَ وَالحُسَینَ قُلبَینِ (1) مِن فِضَّهٍ ، فَقَدِمَ فَلَم یَدخُل ، فَظَنَّت أنَّ ما مَنَعَهُ أن یَدخُلَ ما رَأی ، فَهَتَکَتِ السِّترَ وفَکَّکَتِ القُلبَینِ عَنِ الصَّبِیَّینِ ، وقَطَعَتهُ بَینَهُما ، فَانطَلَقا إلی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله وهُما یَبکِیانِ ، فَأَخَذَهُ مِنهُما ، وقالَ : یا ثَوبانُ ، اِذهَب بِهذا إلی آلِ فُلانٍ أهلِ بَیتٍ بِالمَدینَهِ إنَّ هؤُلاءِ أهلُ بَیتی ، أکرَهُ أن یأکُلوا طَیِّباتِهِم فی حَیاتِهِمُ الدُّنیا ، یا ثَوبانُ ، اِشتَرِ لِفاطِمَهَ قِلادَهً مِن عَصَبٍ وسِوارَینِ مِن عاجٍ . (2)

.

1- .القُلْبُ : السُّوارُ (النهایه : ج 4 ص 98 «قلب») . 2- .سنن أبی داوود : ج 4 ص 87 ح 4213 ، مسند ابن حنبل : ج 8 ص 320 ح 22426 نحوه ، السنن الکبری : ج 1 ص 41 ح 97 ، کنز العمّال : ج 3 ص 203 ح 6180 ؛ بشاره المصطفی : ص 203 ، کشف الغمّه : ج 2 ص 77 کلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج 43 ص 89 ح 10 .

سنن ابی داوود به نقل از ثوبان ، غلام آزاد شده پیامبر خدا صلی الله علیه و آله : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله هر گاه می خواست به سفر برود ، فاطمه علیهاالسلامآخرین عضو خانواده اش بود که پیامبر [ برای خداحافظی ] به دیدارش می رفت ، و چون باز می گشت ، بر اوّلین کسی که وارد می شد ، فاطمه بود . روزی در بازگشت از یکی از غزواتش ، دید که فاطمه ، بر دَرِ خانه اش ، پَلاسی یا پرده ای آویخته ، و در دستان حسن و حسین ، دستبند نقره کرده است . وارد خانه نشد . فاطمه ، حدس زد که پیامبر صلی الله علیه و آله با دیدن این چیزها به خانه او نرفته است . لذا پرده را بر کَند و دستبندها را از دست های آن دو کودک در آورد و آنها را در برابرشان شکست . حسن و حسین ، گریه کنان نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله رفتند . پیامبر صلی الله علیه و آله دستبندها را از آنها گرفت و فرمود : «ای ثوبان! اینها را برای خاندان فلانی خانواده ای در مدینه ببَر . اینان اهل بیت من اند و من خوش ندارم که در زندگی دنیایشان ، از لذّت ها بهره مند شوند . ای ثوبان! برای فاطمه ، یک گردنبند عَصَب (1) و دو دستبند عاج ، خریداری کن» .


1- .در لسان العرب (ماده «عصب») ضمن نقل این حدیث می گوید : خَطّابی در المعالم گفته است : «عَصبْ» ، اگر پارچه یمانی نباشد ، دیگرنمی دانم چیست ، و نمی دانم که آیا از این پارچه ، گردنبد ساخته می شود ؟ ابو موسی گفته است : به نظر من ، احتمال دارد که «عَصَب» ، به فتح صاد باشد که همان طناب های مفاصل حیوانات است . پس ، احتمال دارد که عرب ها عَصَب برخی حیوانات پاک را قطعه قطعه می کردند و به صورت مُهره در می آوردند و بعد از خشک شدن ، از آنها گردنبند می ساختند . او گفته است : یکی از اهالی یمن به من گفت که «عَصَب» ، دندان حیوانی دریایی است به نام «اسب فرعون» که از دندان آن ، مُهره و دسته چاقو و مانند اینها می سازند .


بخش دوم : عوامل تحکیم خانواده

اشاره

بخش دوم : عوامل تحکیم خانوادهفصل یکم : محبّت و مهربانی و عطوفتفصل دوم : خوی های والا و کردارهای نیکوفصل سوم : تربیتِ دینیفصل چهارم : پاسداشت حقوقفصل پنجم : تلاش برای تأمین نیازهای اقتصادیِ خانوادهفصل ششم : پاسخ دادن به غرایز جنسیفصل هفتم : دعا کردنتحلیلی درباره عوامل تحکیم خانواده

الفصل الأوّل : المحبّه والرّحمه والشّفقه1 / 1المَوَدَّهُ المُتَبادَلَهُ بَینَ الزَّوجَینِالکتاب«وَ مِنْ ءَایَتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَ جًا لِّتَسْکُنُواْ إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَ رَحْمَهً إِنَّ فِی ذَ لِکَ لَایَتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ» . (1)

الحدیثرسول اللّه صلی الله علیه و آله :کُلَّمَا ازدادَ العَبدُ إیمانا ، اِزدادَ حُبّا لِلنِّساءِ . (2)

الإمام الصادق علیه السلام :العَبدُ کُلَّمَا ازدادَ لِلنِّساءِ حُبّا ، اِزدادَ فِی الإیمانِ فَضلاً . (3)

عنه علیه السلام :ما أظُنُّ رَجُلاً یَزدادُ فِی الإیمانِ خَیرا ، إلَا أزدادَ حُبّا لِلنِّساءِ . (4)

1- .الروم : 21 . 2- .الجعفریّات : ص 90 ، النوادر للراوندی : ص 114 ح 109 کلاهما عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام ، دعائم الإسلام : ج 2 ص 192 ح 693 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 228 ح 28 . 3- .کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 384 ح 4350 عن أبی العباس ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 432 ح 1470 ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 11 ح 24931 . 4- .الکافی : ج 5 ص 320 ح 2 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 284 ح 4351 کلاهما عن عمر بن یزید ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 9 ح 24922 .


فصل یکم : محبّت و مهربانی و عطوفت

1 / 1 محبّت دو جانبه میان زن و شوهر

فصل یکم : محبّت و مهربانی و عطوفت1 / 1محبّت دو جانبه میان زن و شوهرقرآن«و از نشانه های او ، آن است که از خودتان برای شما جفت هایی آفرید تا بدانها آرام گیرید ، و میان شما محبّت و مهربانی قرار داد . همانا در این امر برای مردمانی که می اندیشند ، نشانه هایی [ از وجود و قدرت خداوند ] است » .

حدیث پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر اندازه بر ایمان بنده افزوده شود ، محبّتش به زنان (همسرش) افزون تر می شود .

امام صادق علیه السلام :هر اندازه ، محبّت و علاقه بنده به زنان (همسرش) بیشتر باشد ، ایمانش افزون تر است .

امام صادق علیه السلام :گمان نمی کنم که هیچ مردی ، بر خوبی ایمانش افزوده شود ، مگر آن که محبّتش به زنان (همسرانش) افزون گردد .

الإمام الصادق علیه السلام :مِن أخلاقِ الأَنبِیاءِ صَلَّی اللّهُ عَلَیهِم حُبُّ النِّساءِ . (1)

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :قَولُ الرَّجُلِ لِلمَرأَهِ : «إنّی اُحِبُّکِ» لا یَذهَبُ مِن قَلبِها أبَدا . (2)

عنه صلی الله علیه و آله فی قِصَّهِ الحَولاءِ : یا حَولاءُ ، لِلرَّجُلِ عَلَی المَرأَهِ أن تَلزَمَ بَیتَهُ ، وتَوَدَّدَهُ وتُحِبَّهُ وتُشفِقَهُ . (3)

عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ خَیرَ نِسائِکُمُ الوَلودُ الوَدودُ . (4)

عنه صلی الله علیه و آله :إذا نَظَرَ العَبدُ إلی وَجهِ زَوجِهِ ونَظَرَت إلَیهِ ، نَظَرَ اللّهُ إلَیهِما نَظَرَ رَحمَهٍ ، فَإِذا أخَذَ بِکَفِّها وأخَذَت بِکَفِّهِ ، تَساقَطَت ذُنوبُهُما مِن خِلالِ أصابِعِهِما . (5)

1 / 2رَحمَهُ العِیالِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :یُؤتی بِالرَّجُلِ مِن اُمَّتی یَومَ القِیامَهِ وما لَهُ مِن حَسَنَهٍ تُرجی لَهُ الجَنَّهُ ، فَیَقولُ الرَّبُّ تَعالی : أدخِلوهُ الجَنَّهَ ، فَإِنَّهُ کانَ یَرحَمُ عِیالَهُ . (6)


1- .الکافی : ج 5 ص 320 ح 1 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 403 ح 1610 کلاهما عن إسحاق بن عمار ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 432 ح 1475 ، روضه الواعظین : ص 411 ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 282 ح 9 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 236 ح 24 . 2- .الکافی : ج 5 ص 569 ح 59 عن عمرو بن جمیع عن الإمام الصادق علیه السلام . 4- .الکافی : ج 5 ص 324 ح 1 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 400 ح 1597 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 389 ح 4367 ، روضه الواعظین : ص 410 کلّها عن جابر بن عبد اللّه ، بحار الأنوار : ج 103 ص 235 ح 20 ؛ السنن الکبری : ج 7 ص 131 ح 13478 عن أبی اُذینه الصدفی ، کنز العمّال : ج 16 ص 297 ح 44569 . 5- .مسند زید : ص 302 عن الإمام زین العابدین عن آبائه علیهم السلام ؛ کنز العمّال : ج 16 ص 276 ح 44437 نقلاً عن میسره بن علیّ فی مشیخته والرافغی فی تاریخه عن أبی سعید نحوه . 6- .تاریخ بغداد : ج 2 ص 330 الرقم 819 عن علقمه بن عبد اللّه ، تاریخ دمشق : ج 36 ص 341 ح 7362 عن عبد اللّه ، الفردوس : ج 5 ص 460 ح 8752 عن ابن مسعود ، کنز العمّال : ج 16 ص 379 ح 44994 .

1 / 2 مهرورزی به خانواده

امام صادق علیه السلام :از اخلاق پیامبران که درود خدا بر آنان باد همسردوستی است .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :این سخن مرد به زن که : «دوستت دارم» ، هرگز از دل زن ، بیرون نمی رود .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله : در داستان حَولاء : ای حَولاء! حق مرد بر زن ، این است که در خانه اش بنشیند و به او اظهار عشق و محبّت کند و دلسوز او باشد .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بهترین زنان شما ، زنان زایا و مهربان اند .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه بنده ، به چهره همسرش و همسرش به چهره او بنگرد ، خداوند به آن دو ، با نگاه مهرآمیز می نگرد ، و هرگاه دست یکدیگر را بگیرند ، گناهان آن دو ، از لای انگشتانشان فرو می ریزد .

1 / 2مهرورزی به خانوادهپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :در روز رستاخیز ، مردی از امّت مرا می آورند ، در حالی که هیچ کار نیکی که به سبب آن ، برایش امید بهشت برود ، ندارد ؛ امّا خداوند متعال می فرماید : «او را به بهشت ببرید ؛ چرا که به خانواده اش مهر می ورزید» .

مسند الطیالسی عن أنس :کانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله رَحیما بِالعِیالِ . (1)

تاریخ دمشق عن أنس :کانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله مِن أرحَمِ النّاسِ بِالصِّبیانِ وَالعِیالِ . (2)

الإمام علیّ علیه السلام :اِرحَم مِن أهلِکَ الصَّغیرَ ، ووَقِّر مِنهُمُ الکَبیرَ . (3)

1 / 3حُبُّ الأَولادِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :حُبُّ الأَولادِ سِترٌ مِنَ النّارِ ، وَالأَکلُ مَعَهُم بَراءَهٌ مِنَ النّارِ ، وکَرامَتُهُم جَوازٌ عَلَی الصِّراطِ . (4)

الإمام علیّ علیه السلام فِی الحِکَمِ المَنسوبَهِ إلَیهِ : یَجِبُ عَلَیکَ أن تُشفِقَ عَلی وَلَدِکَ أکثَرَ مِن إشفاقِهِ عَلَیکَ . (5)

الإمام الصادق علیه السلام :إنَّ اللّهَ لَیَرحَمُ العَبدَ لِشِدَّهِ حُبِّهِ لِوَلَدِهِ . (6)

1 / 4تَقبیلُ الأَولادِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :المُؤمِنُ حَبیبُ اللّهِ ، ووَلَدُهُ تُحفَهُ اللّهِ ، فَمَن رَزَقَهُ اللّهُ وَلَدا فِی الإِسلامِ فَلیُکثِر قُبلَتَهُ . (7)

1- .مسند الطیالسی : ص 283 ح 2115 ، المطالب العالیه : ج 4 ص 26 ح 3864 ، کنز العمّال : ج 7 ص 129 ح 18334 . 2- .تاریخ دمشق : ج 4 ص 88 ، کنز العمّال : ج 7 ص 155 ح 18490 . 3- .الأمالی للمفید : ص 222 ح 1 ، الأمالی للطوسی : ص 8 ح 8 کلاهما عن النجیع العقیلی عن الإمام الحسن علیه السلام ، کشف الغمّه : ج 2 ص 162 عن الإمام الحسن عنه علیهماالسلام ، بحار الأنوار : ج 75 ص 136 ح 1 ؛ الفصول المهمّه : ص 133 عن الإمام الحسن عنه علیهماالسلام . 4- .تنبیه الغافلین : ص 344 ح 501 عن جابر . 5- .شرح نهج البلاغه : ج 20 ص 272 ح 152 . 6- .کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 482 ح 4695 ، الکافی : ج 6 ص 50 ح 5 ، ثواب الأعمال : ص 238 ح 1 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 472 ح 1617 وفیها «الرجل» بدل «العبد» ، عدّه الداعی : ص 78 وفیه «الوالد» بدل «العبد» ، بحار الأنوار : ج 104 ص 91 ح 9 . 7- .تنبیه الغافلین : ص 343 ح 497 عن سالم عن أبیه .

1 / 3 دوست داشتن فرزندان

مسند طیالسی به نقل از اَنَس : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله با خانواده اش مهربان بود .

تاریخ دمشق به نقل از اَنَس : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله مهربان ترین مردمان ، نسبت به کودکان و خانواده اش بود .

امام علی علیه السلام :با کوچک ترهای خانواده ات مهربان باش ، و به بزرگ ترهایشان احترام بگذار .

1 / 3دوست داشتن فرزندانپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :دوست داشتن فرزندان ، پرده ای در برابر آتش است ، و غذا خوردن با آنان ، براتِ آزادی از آتش ، و گرامی داشتن آنها ، موجب گذشتن از صراط .

امام علی علیه السلام در حکمت های منسوب به ایشان : شفقت تو به فرزندت باید بیشتر از شفقت او به تو باشد .

امام صادق علیه السلام :همانا خداوند به بنده ، به خاطر محبّت زیاد او به فرزندش ، رحم می کند .

1 / 4 بوسیدن فرزندان

1 / 4بوسیدن فرزندانپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :مؤمن ، دوست خداست و فرزند او هدیه خداست . پس ، هر که خداوند در اسلام ، به او فرزندی روزی کرد ، باید او را زیاد ببوسد .


الإمام الصادق علیه السلام :جاءَ رَجُلٌ إلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فَقالَ : ما قَبَّلتُ صَبِیّا قَطُّ . فَلَمّا وَلّی قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : هذا رَجُلٌ عِندی إنَّهُ مِن أهلِ النّارِ . (1)

صحیح البخاری عن أبی هریره :قَبَّلَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله الحَسَنَ بنَ عَلِیٍّ و عِندَهُ الأَقرَعُ بنُ حابِسٍ التَّمیمِیُّ جالِسا ، فَقالَ الأَقرَعُ : إنَّ لی عَشَرهً مِن الوُلدِ ما قَبَّلتُ مِنهُم أحَدا ! فَنَظَرَ إلَیهِ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ثُمَّ قالَ : مَن لا یَرحَم لا یُرحَم . (2)

المناقب لابن شهرآشوب عن أبی هریره :کانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله یُقَبِّلُ الحَسَنَ وَالحُسَینَ ، فَقالَ عُیَینَهُ وفی رِوایَهِ غَیرِهِ : الأَقرَعُ بنُ حابِسٍ : إنَّ لی عَشَرَهً ما قَبَّلتُ واحِدا مِنهُم قَطُّ ! فَقالَ صلی الله علیه و آله : مَن لا یَرحَم لا یُرحَم وفی رِوایَهِ حَفصٍ الفَرّاءِ : فَغَضِبَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله حَتَّی التَمَعَ لَونُهُ ، وقالَ لِلرَّجُلِ : إن کانَ قَد نُزِعَ الرَّحمَهُ مِن قَلبِکَ فَما أصنَعُ بِکَ ؟ ! مَن لَم یَرحَم صَغیرَنا ویُعَزِّز کَبیرَنا فَلَیسَ مِنّا . (3)

صحیح مسلم عن أنس :ما رَأَیتُ أحَدا کانَ أرحَمَ بِالعِیالِ مِن رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله . قالَ : کانَ إبراهیمُ مُستَرضِعا لَهُ فی عَوالِی المَدینَهِ ، فَکانَ یَنطَلِقُ ونَحنُ مَعَهُ ، فَیَدخُلُ البَیتَ وإنَّهُ لَیُدَّخَنُ ، وکانَ ظِئرُهُ قَینا ، فَیَأخُذُهُ فَیُقَبِّلُهُ ، ثُمَّ یَرجِعُ . (4)

1- .الکافی : ج 6 ص 50 ح 7 ، تهذیب الأحکام : ج 8 ص 113 ح 391 ، عدّه الداعی : ص 79 وفیهما «عندنا» بدل «عندی» ، بحار الأنوار : ج 104 ص 899 ح 72 . 2- .صحیح البخاری : ج 5 ص 2235 ح 5651 ، صحیح مسلم : ج 4 ص 1808 ح 65 ، سنن أبی داوود : ج 4 ص 355 ح 5218 وفیه «حسینا» بدل «الحسن بن علیّ» ، سنن الترمذی : ج 4 ص 318 ح 1911 ، مسند ابن حنبل : ج 3 ص 595 ح 10678 کلّها نحوه ، کنز العمّال : ج 3 ص 163 ح 5971 ؛ العمده : ص 402 ح 819 ، بحار الأنوار : ج 43 ص 282 ح 49 . 3- .المناقب لابن شهر آشوب : ج 3 ص 384 ، شرح الأخبار : ج 3 ص 115 ج 1060 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 474 ح 1625 نحوه ولیس فیه ذیله من «فما أصنع بک . . .» ، بحار الأنوار : ج 104 ص 92 ح 17 وراجع صحیح مسلم : ج 4 ص 1808 ح 64 . 4- .صحیح مسلم : ج 4 ص 1808 ح 63 ، مسند ابن حنبل : ج 4 ص 225 ح 12103 ، صحیح ابن حبّان : ج 15 ص 400 ح 6950 ، الطبقات الکبری : ج 1 ص 136 ، مسند أبی یعلی : ج 4 ص 182 ح 4181 .

امام صادق علیه السلام :مردی ، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت : من هرگز کودکی را نبوسیده ام . چون آن مرد رفت ، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «این مرد نزد من ، از دوزخیان است» .

صحیح البخاری به نقل از ابو هریره : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله حسن بن علی را بوسید . اقرع بن حابس تمیمی که نزد پیامبر صلی الله علیه و آله نشسته بود ، گفت : من ده فرزند دارم و تا کنون ، حتّی یکی از آنها را نبوسیده ام ! پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نگاهی به او کرد و فرمود : «کسی که رحم نکند ، به او رحم نمی شود» .

المناقب ، ابن شهرآشوب به نقل از ابو هریره : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله حسن و حسین را می بوسید ، عُیَینه و در روایت دیگری ، اقرع بن حابس گفت : من ده فرزند دارم و هرگز یکی از آنها را هم نبوسیده ام ! پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «کسی که رحم نمی کند ، به او رحم نمی شود» . در روایت حَفص فَرّاء آمده است : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله چنان خشمگین شد که رنگش برگشت و به آن مرد فرمود : «اگر خداوند ، رحم و مهربانی را از دل تو گرفته است ، من با تو چه کنم ؟! کسی که با خردسالان ما مهربان نیست و به بزرگ سالان ما احترام نمی گذارد ، از ما نیست» .

صحیح مسلم به نقل از اَنَس : هیچ کس را نسبت به خانواده ، مهربان تر از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ندیدم . ابراهیم (فرزند پیامبر) را در عَوالیِ (1) مدینه ، به دایه سپرده بودند . پیامبر صلی الله علیه و آله [ به آن جا ] می رفت و ما نیز با ایشان بودیم . وارد اتاق که می شد ، دود ، آن جا را فرا گرفته بود و دایه اش یک کنیز بود . پس ، ابراهیم را [در بغل ]می گرفت و می بوسید . آن گاه ، باز می گشت .

1- .عوالی : جمع «عالیه» ، به منطقه بالای مدینه منوّره ، جایی که وادی بطحان شروع می شود ، اطلاق می گردد . قُدما از عالیه ، به عنوان دهکده یا کشتزاری یاد می کنند که با مدینه ، سه میل فاصله داشت (ر . ک : فرهنگ اعلام جغرافیایی تاریخی در حدیث و سیره نبوی ، محمّد حسن شراب ، ترجمه : حمید رضا شیخی) .

1 / 5نِطاقُ حُبِّ الأَهلِ وَالشَّفَقَهِ عَلَیهِمالکتاب«یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تُلْهِکُمْ أَمْوَ لُکُمْ وَ لَا أَوْلَدُکُمْ عَن ذِکْرِ اللَّهِ وَ مَن یَفْعَلْ ذَ لِکَ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْخَسِرُونَ» . (1)

«سَیَقُولُ لَکَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ شَغَلَتْنَا أَمْوَ لُنَا وَ أَهْلُونَا فَاسْتَغْفِرْ لَنَا یَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِم مَّا لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ قُلْ فَمَن یَمْلِکُ لَکُم مِّنَ اللَّهِ شَیْئا إِنْ أَرَادَ بِکُمْ ضَرًّا أَوْ أَرَادَ بِکُمْ نَفْعَا بَلْ کَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرَا» . (2)

الحدیثرسول اللّه صلی الله علیه و آله فی مَوعِظَتِهِ لِابنِ مَسعودٍ : یَابنَ مَسعودٍ ، إیّاکَ أن تَدَعَ طاعَهَ اللّهِ وتَقصِدَ مَعصِیَتَهُ شَفَقَهً عَلی أهلِکَ ، لِأَنَّ اللّهَ تَعالی یَقولُ : «یَأَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّکُمْ وَ اخْشَوْاْ یَوْمًا لَا یَجْزِی وَالِدٌ عَن وَلَدِهِ وَ لَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِ شَیْئا» (3) . (4)

مسند ابن حنبل عن عبد اللّه :نَهانا رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله عَنِ التَّبَقُّرِ (5) فِی الأَهلِ وَالمالِ . (6)

1- .المنافقون : 9 . 2- .الفتح : 11 . 3- .لقمان : 33 . 4- .مکارم الأخلاق : ج 2 ص 349 ح 2660 عن عبد اللّه بن مسعود ، تنبیه الخواطر : ج 2 ص 155 وفیه «وترکب» بدل «وتقصد» ، بحار الأنوار : ج 77 ص 100 ح 1 . 5- .التَبَقُّر : هو الکثره والسعه (النهایه : ج 1 ص 144 «بقر») . 6- .مسند ابن حنبل : ج 2 ص 141 ح 4181 و ص 142 ح 4184 ، مسند الطیالسی : ص 50 ح 380 کلاهما عن عبد اللّه بن مسعود وفیهما : «عن النبیّ صلی الله علیه و آله أنّه نهی ...» ، مسند ابن الجعد : ص 197 ح 1295 وفیه «أنّ رسول اللّه صلی الله علیه و آله نهی . . .» ، الإصابه : ج 7 ص 7 الرقم 9509 عن الأخرم عن أبیه ، کنز العمّال : ج 3 ص 185 ح 6080 ؛ معانی الأخبار : ص 280 وفیه : «نهی صلی الله علیه و آله . . .» ، بحار الأنوار : ج 76 ص 344 ح 12 .

1 / 5 اندازه دوست داشتن خانواده و محبّت به آنان

1 / 5اندازه دوست داشتن خانواده و محبّت به آنانقرآن«ای کسانی که ایمان آورده اید ، [ زنهار ] اموال شما و فرزندانتان ، شما را از یاد خدا غافل نگرداند ، و هر کس چنین کند ، آنان ، خود از زیان کاران اند » .

« بر جای ماندگانِ بادیه نشین ، به زودی به تو خواهند گفت : اموال ما و کسانمان ، ما را گرفتار کردند . پس برای ما آمرزش بخواه ! چیزی را که در دل هایشان نیست ، بر زبانِ خویش می رانند . بگو : اگر خدا بخواهد به شما زیانی یا سودی برساند ، چه کسی در برابر او برای شما اختیار چیزی را دارد ؟ بلکه این خداست که همواره به آنچه می کنید ، آگاه است» .

حدیثپیامبر خدا صلی الله علیه و آله در اندرزش به ابن مسعود : ای پسر مسعود! مبادا دلسوزی برای خانواده ات ، باعث شود که طاعت خدا را وانهی و نافرمانی اش را در پیش گیری! زیرا خداوند متعال می فرماید : «ای مردم! از پروردگارتان پروا بدارید ، و بترسید از روزی که هیچ پدری ، به کار فرزندش نمی آید ، و هیچ فرزندی نیز به کار پدرش نخواهد آمد» .

مسند ابن حنبل به نقل از عبد اللّه : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ما را از فراوان خواهی در زن و ثروت ، نهی فرمود .

الإمام علیّ علیه السلام لِبَعضِ أصحابِهِ : لاتَجعَلَنَّ أکثر شُغلَکَ بِأَهلِکَ ووُلدِکَ ، فَإِن یَکُن أهلُکَ ووُلدُکَ أولِیاءَ اللّهِ فَإِنَّ اللّهَ لا یُضیعُ أولِیاءَهُ ، وإن یَکونوا أعداءَ اللّهِ فَما هَمُّکَ وشُغلُکَ بِأَعداءِ اللّهِ؟! (1)

الإمام الباقر علیه السلام :شَرُّ الآباءِ مَن دَعاهُ البِرُّ إلَی الإِفراطِ ، وشَرُّ الأَبناءِ مَن دَعاهُ التَّقصیرُ إلَی العُقوقِ . (2)

راجع : المحبّه فی الکتاب والسنّه : ص 125 (الإفراط فی المحبّه) .

1- .نهج البلاغه : الحکمه 352 ، مشکاه الأنوار : ص 159 ح 401 ، روضه الواعظین : ص 470 ، غرر الحکم : 10392 نحوه ، بحار الأنوار : ج 104 ص 73 ح 20 . 2- .تاریخ الیعقوبی : ج 2 ص 320 ، الجوهره : ص 52 .

امام علی علیه السلام به یکی از یارانش : هرگز بیشتر وقت خود را صَرفِ زن و فرزندانت مکن ؛ زیرا اگر آنان دوست خدا باشند ، خداوند ، دوستانش را وا نمی گذارد ، و اگر دشمن خدا باشند ، چرا باید همّ و غمّ تو ، رسیدگی به دشمنان خدا باشد؟ !

امام باقر علیه السلام :بدترین پدران ، آن پدری است که محبّت ، او را به زیاده روی بکشاند ، و بدترین فرزندان ، آن فرزندی است که کوتاهی کردن [ در برابر پدر ، ]او را به نافرمانی بکشاند .

ر . ک : دوستی در قرآن و حدیث : ص 177 (زیاده روی در دوستی) .

الفصل الثانی : مکارم الأخلاق ومحاسن الأعمال2 / 1حُسنُ العِشرَهِالکتاب«وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» . (1)

الحدیثالإمام الصادق علیه السلام :إنَّ المَرءَ یَحتاجُ فی مَنزِلِهِ وعِیالِهِ إلی ثَلاثِ خِلالٍ یَتَکَلَّفُها وإن لَم یَکُن فی طَبعِهِ ذلِکَ : مُعاشَرَهٍ جَمیلَهٍ ، وسَعَهٍ بِتَقدیرٍ ، وغَیرَهٍ بِتَحَصُّنٍ (2) . (3)

2 / 2حُسنُ الخُلُقِرسول اللّه صلی الله علیه و آله فی وَصِیَّتِهِ إلی أمیرِ المُؤمِنینَ علیه السلام : یا عَلِیُّ ، حَسِّن خُلُقَکَ مَعَ أهلِکَ وجیرانِکَ ومَن تُعاشِرُ وتُصاحِبُ مِنَ النّاسِ ، تُکتَب عِندَ اللّهِ فِی الدَّرَجاتِ العُلی . (4)

1- .النساء : 19 . 2- .فی هامش المصدر : فی بعض النسخ : «بتحسّن» أی تزیَّن به ، أو صار حسنا . 3- .تحف العقول : ص 322 ، بحار الأنوار : ج 78 ص 236 ح 63 . 4- .تحف العقول : ص 14 ، بحار الأنوار : ج 77 ص 67 ح 6 .


فصل دوم : خوی های والا و کردارهای نیکو

فصل دوم : خوی های والا و کردارهای نیکو2 / 1خوش رفتاریقرآن«و با آنان (زنان) به نیکی رفتار کنید » .

حدیث امام صادق علیه السلام :مرد در [ اداره ] خانه و خانواده اش ، به سه خصلت نیاز دارد که باید آنها را به کار بَرَد ، اگر چه این ویژگی ها در طبیعت (درون) او نباشد : خوش رفتاری ، گشاده دستیِ سنجیده ، و غیرت برای ناموس داری

2 / 1 خوش رفتاری

2 / 2 خوش اخلاقی

2 / 2خوش اخلاقی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در توصیه اش به امیر مؤمنان علیه السلام : ای علی ! با خانواده و همسایگانت و کسانی که با آنان معاشرت و همنشینی داری ، خوش اخلاق باش تا نزد خداوند ، در درجات بلند ، نوشته شوی [ قرار گیری] .


مسند ابن حنبل عن أبی عبد اللّه الجدلی :قُلتُ لِعائِشَهَ : کَیفَ کانَ خُلُقُ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله فی أهلِهِ ؟ قالَت : کانَ أحسَنَ النّاسِ خُلُقا ، لَم یَکُن فاحِشا ولا مُتَفَحِّشا ، ولا سَخّابا (1) بِالأَسواقِ ، ولا یَجزی بِالسَّیِّئَهِ مِثلَها ، ولکِن یَعفو ویَصفَحُ . (2)

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :أقرَبُکُم مِنّی مَجلِسا یَومَ القِیامَهِ أحسَنُکُم خُلُقا وخَیرُکُم لِأَهلِهِ . (3)

عنه صلی الله علیه و آله :أحسَنُ النّاسِ أیمانا أحسَنُهُم خُلُقا وألطَفُهُم بِأَهلِهِ ، وأنا ألطَفُکُم بِأَهلی . (4)

عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ مِن أکمَلِ المُؤمِنینَ أیمانا ، أحسَنَهُم خُلُقا وألطَفَهُم بِأَهلِهِ . (5)

تنبیه الغافلین عن أنس :سُئِلَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : أیُّ المُؤمِنینَ أکمَلُ إیمانا ؟ قالَ : أحسَنُهُم خُلُقا مَعَ أهلِهِ . (6)

الإمام زین العابدین علیه السلام :أربَعٌ مَن کُنَّ فیهِ کَمُلَ إیمانُهُ ، ومُحِّصَت عَنهُ ذُنوبُهُ ، ولَقِیَ رَبَّهُ وهُوَ عَنهُ راضٍ : مَن وَفی للّهِِ بِما جَعَلَ عَلی نَفسِهِ لِلنّاسِ ، وصَدَقَ لِسانُهُ مَعَ النّاسِ ، وَاستَحیا مِن کُلِّ قَبیحٍ عِندَ اللّهِ وعِندَ النّاسِ ، وحَسَّنَ خُلُقَهُ مَعَ أهلِهِ . (7)

1- .السَّخَبُ والصّخَبُ : بمعنی الصیاح (النهایه : ج 2 ص 349 «سخب») . 2- .مسند ابن حنبل : ج 10 ص 75 ح 26049 ، صحیح ابن حبّان : ج 14 ص 355 ح 6443 ، المصنّف لابن أبی شیبه : ج 6 ص 89 ح 17 ، مسند الطیالسی : ص 214 ح 1525 نحوه ولیس فیهما «فی أهله» ، تاریخ دمشق : ج 3 ص 380 ح 736 ، کنز العمّال : ج 7 ص 222 ح 18717 . 3- .عیون أخبار الرضا علیه السلام : ج 2 ص 38 ح 108 ، صحیفه الإمام الرضا علیه السلام : ص 230 ح 124 کلاهما عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج 71 ص 387 ح 34 . 4- .عیون أخبار الرضا علیه السلام : ج 2 ص 38 ح 109 ، صحیفه الإمام الرضا علیه السلام : ص 230 ح 125 کلاهما عن أحمد بن عامر الطائی عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج 71 ص 387 ح 34 . 5- .سنن الترمذی : ج 5 ص 9 ح 2612 ، مسند ابن حنبل : ج 9 ص 301 ح 24259 و ص 395 ح 24731 ، المستدرک علی الصحیحین : ج 1 ص 119 ح 173 کلها عن عائشه ، کنز العمّال : ج 3 ص 6 ح 5155 . 6- .تنبیه الغافلین : ص 516 ح 816 وراجع : کنز العمّال : ج 3 ص 665 ح 8401 . 7- .الأمالی للمفید : ص 299 ح 9 ، الخصال : ص 222 ح 50 ، الأمالی للطوسی : ص 73 ح 106 ، المحاسن : ج 1 ص 69 ح 21 کلّها عن أبی حمزه الثمالی عن الإمام الباقر علیه السلام ، مشکاه الأنوار : ص 262 ح 779 عن الإمام الباقر علیه السلام وفی الأربعه الأخیره «إسلامه» بدل «إیمانه» ، بحار الأنوار : ج 69 ص 385 ح 48 .

مسند ابن حنبل به نقل از ابو عبد اللّه جدلی : به عایشه گفتم : اخلاق پیامبر صلی الله علیه و آله با خانواده اش چگونه بود؟ گفت : نیک خوترین مردمان بود . نه دشنام می داد و نه بدزبانی می کرد ، و نه اهل هیاهو به راه انداختن در کوچه و بازار بود ، و نه بدی را به بدی جبران می کرد ؛ بلکه می بخشید و گذشت می کرد .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :در روز قیامت ، آن کس از شما به من نزدیک تر می نشیند که خوش خوترینِ شما باشد ، و برای خانواده اش ، بهترین کس باشد .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :نیک ایمان ترین مردمان ، کسی است که خوش اخلاق ترین آنها باشد و با خانواده اش مهربان تر باشد ، و من ، مهربان ترین شما با خانواده ام هستم .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :از کامل ترین مؤمنان در ایمان ، کسی است که خوش اخلاق ترین و با خانواده اش مهربان ترین باشد .

تنبیه الغافلین به نقل از اَنَس : از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله سؤال شد : کدام مؤمن ، ایمانش کامل تر است؟ فرمود : «آن که با خانواده اش ، خوش اخلاق تر باشد» .

امام زین العابدین علیه السلام :چهار خصلت است که در هر کس وجود داشته باشد ، ایمانش کامل است ، گناهانش از او پاک می شود ، و پروردگارش را در حالی دیدار می کند که از او راضی است : کسی که به تعهّدات خود در برابر مردم وفا کند ؛ زبانش با مردم راست باشد ؛ در حضور خدا و مردم ، از هر زشتی ای شرم کند ؛ و با خانواده اش ، اخلاق خوش داشته باشد .

الإمام علیّ علیه السلام :بِحُسنِ الأَخلاقِ یَطیبُ العَیشُ . (1)

2 / 3حُسنُ التَّبَعُّلِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :جِهادُ المَرأَهِ حُسنُ التَّبَعُّلِ (2) . (3)

شعب الإیمان عَن مُسلِمِ بنِ عُبَیدٍ عَن أسماءَ بِنتِ یَزیدَ الأَنصارِیَّهِ مِن بَنی عَبدِ الأَشهَلِ :أنَّها أتَتِ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله وهُوَ بَینَ أصحابِهِ ، فَقالَت (4) : بِأَبی أنتَ واُمّی إنّی وافِدَهُ النِّساءِ إلَیکَ . . . وإنَّکُم مَعاشِرَ الرِّجالِ فُضِّلتُم عَلَینا بِالجُمُعَهِ وَالجَماعاتِ ، وعِیادَهِ المَرضی ، وشُهودِ الجَنائِزِ ، وَالحَجِّ . . . فَما نُشارِکُکُم فِی الأَجرِ یا رَسولَ اللّهِ ؟ . . . فَالتَفَتَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله إلَیها ، ثُمَّ قالَ لَها : اِنصَرِفی أیَّتُهَا المَرأَهُ وَأعلِمی مَن خَلفَکِ مِنَ النِّساءِ أنَّ حُسنَ تَبَعُّلِ إحداکُنَّ لِزَوجِها وطَلَبَها مَرضاتَهُ وَاتِّباعَها مُوافَقَتَهُ تَعدِلُ ذلِکَ کُلَّهُ . (5)

مسند أبی یعلی عن أنس :أتَتِ النِّساءُ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله فَقُلنَ : یا رَسولَ اللّهِ ، ذَهَبَ الرِّجالُ بِالفَضلِ بِالجِهادِ فی سَبیلِ اللّهِ ، فَما لَنا عَمَلٌ نُدرِکُ بِهِ عَمَلَ المُجاهِدینَ فی سَبیلِ اللّهِ ! قالَ : مِهنَهُ إحداکُنَّ فی بَیتِها تُدرِکُ عَمَلَ المُجاهِدینَ فی سَبیلِ اللّهِ . (6)

1- .غرر الحکم : ح 4263 ، عیون الحکم والمواعظ : ص 188 ح 3849 . 2- .البَعْلُ والتَبعُّلُ : حُسن العِشْرهِ (النهایه : ج 1 ص 141 «یعل») . 3- .الجعفریّات : ص 67 عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام ، الکافی : ج 5 ص 507 ح 4 عن موسی بن بکر عن الإمام الکاظم علیه السلام ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 4 ص 416 ح 5904 عن زراره عن الإمام الصادق علیه السلام ، نهج البلاغه : الحکمه 136 ، الخصال : ص 56 ح 12 عن جابر بن یزد الجعفی عن الإمام الباقر علیه السلام ، بحار الأنوار : ج 103 ص 245 ح 23 ؛ مسند الشهاب : ج 1 ص 82 ح 81 عن عبد اللّه بن الزبیر عن الإمام علیّ علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، کنز العمّال : ج 16 ص 141 ح 44173 . 4- .فی المصدر : «فقال» ، والصواب ما أثبتناه . 5- .شعب الإیمان : ج 6 ص 421 ح 8743 ، اُسد الغابه : ج 7 ص 17 الرقم 6718 ، تاریخ واسط : ص 75 عن أبی سعید الساحلی وکلاهما نحوه ، تاریخ دمشق : ج 7 ص 363 ح 2003 ، کنز العمّال : ج 16 ص 411 ح 45157 . 6- .مسند أبی یعلی : ج 3 ص 376 ح 3403 و ح 3402 نحوه ، شعب الإیمان : ج 6 ص 420 ح 8742 ، تفسیر ابن کثیر : ج 6 ص 405 وفیه «من قعد أو کلمه نحوها منکن» بدل «مهنه إحداکن» ، کنز العمّال : ج 16 ص 409 ح 45146 .

2 / 3 خوبْ شوهرداری کردن

امام علی علیه السلام :با اخلاق نیک ، زندگی ، خوش می شود .

2 / 3خوبْ شوهرداری کردنپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :جهاد زن ، خوبْ شوهرداری کردن است .

شعب الایمان به نقل از مسلم بن عُبَید :از اسماء دختر یزید انصاری (از خاندان عبد الأشهَل) روایت شده است که وی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله که در جمع اصحابش نشسته بود آمد و گفت : پدر و مادرم به فدایت ! من به نمایندگی از طرف زنان ، نزد شما آمده ام ... شما مردها بر ما زن ها ، برتری هایی داده شده اید : در نماز جمعه و جماعت شرکت می کنید ، به عیادت بیماران می رَوید ، تشییع جنازه می کنید ، حج می گذارید ... . پس ، ای پیامبر خدا ! ما در کدام پاداش ، با شما [مردان] شریک هستیم ؟ پیامبر صلی الله علیه و آله رو به او کرد و فرمود : «ای زن ! برگرد و به زنانی که تو را فرستاده اند ، اعلام کن که نیکو همسرداریِ هر یک از شما زنان برای شوهرش و جلب رضایت او ، و موافقت و سازگاری با او ، با همه آن [ اعمالی که برای مردانْ نام بردی ] برابری می کند» .

مسند ابی یعلی به نقل از اَنَس : زنان ، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند و گفتند : ای پیامبر خدا ! مردان ، ثواب جهاد در راه خدا را از آنِ خود کرده اند ، و دیگر ، عملی برای ما نمانده است که با آن ، به [ فضیلت ] عمل مجاهدانِ در راه خدا برسیم! پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «کار و خدمت هر یک از شما در خانه اش ، با عمل مجاهدانِ در راه خدا ، برابری می کند» .

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :ما مِنِ امرَأَهٍ تَسقی زَوجَها شَربَهَ ماءٍ ، إلّا کانَ خَیرا لَها مِن سَنَهٍ صِیامِ نَهارِها وقِیامِ لَیلِها ، وبَنی اللّهُ لَها بِکُلِّ شَربَهٍ تَسقی زَوجَها مَدینَهً فِی الجَنَّهِ ، وغَفَرَ (1) لَها سِتّینَ خَطیئَهً . (2)

عنه صلی الله علیه و آله فی حَدیثِ الحَولاءِ : یا حَولاءُ . . . ما مِنِ امرَأَهٍ تَکسو زَوجَها إلّا کَساهَا اللّهُ یَومَ القِیامَهِ سَبعینَ خِلعَهً مِنَ الجَنَّهِ ، کُلُّ خِلعَهٍ مِنها مِثلُ شَقائِقِ النُّعمانِ وَالرَّیحانِ ، وتُعطی یَومَ القِیامَهِ أربَعینَ جارِیَهً تَخدِمُها مِنَ الحورِ العینِ . (3)

کتاب من لا یحضره الفقیه :جاءَ رَجُلٌ إلی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، فَقالَ : إنَّ لی زَوجَهً إذا دَخَلتُ تَلَقَّتنی ، وإذا خَرَجتُ شَیَّعَتنی ، وإذا رَأَتنی مَهموما قالَت : ما یُهِمُّکَ ؟ إن کُنتَ تَهتَمُّ لِرِزقِکَ فَقَد تَکَفَّلَ لَکَ بِهِ غَیرُکَ ، وإن کُنتَ تَهتَمُّ بِأَمرِ آخِرَتِکَ فَزادَکَ اللّهُ هَمّا . فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : إنَّ للّهِِ عُمّالاً وهذِهِ مِن عُمّالِهِ ، لَها نِصفُ أجرِ الشَّهیدِ . (4)

2 / 4اللُّطفُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَّ مِن أکمَلِ المُؤمِنینَ إیمانا ، أحسَنَهُم خُلُقا وألطَفَهُم بِأَهلِهِ . (5)

1- .فی المصدر : «وغفرت» ، والصواب ما أثبتناه کما فی وسائل الشیعه . 2- .إرشاد القلوب : ص 175 ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 123 ح 3 نقلاً عن تنبیه الخواطر عن الإمام الباقر علیه السلام . 3- .مستدرک الوسائل : ج 14 ص 245 ح 16604 نقلاً عن مجموعه عتیقه بخط بعض العلماء و ج 15 ص 156 ح 17842 . 4- .کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 389 ح 4369 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 438 ح 1500 نحوه ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 291 ح 52 ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 17 ح 14 . 5- .سنن الترمذی : ج 5 ص 9 ح 2612 ، مسند ابن حنبل : ج 9 ص 395 ح 24731 ، المستدرک علی الصحیحین : ج 1 ص 119 ح 173 ، المصنّف لابن أبی شیبه : ج 6 ص 88 ح 6 کلّها عن عائشه ، ربیع الأبرار : ج 2 ص 50 نحوه ، کنز العمّال : ج 3 ص 6 ح 5155 .


2 / 4 مهربانی

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هیچ زنی نیست که جرعه ای آب به شوهرش بنوشاند ، مگر آن که این عمل او برایش بهتر از یک سال باشد که روزهایش را روزه بگیرد و شب هایش را به عبادت بگذرانَد . خداوند به ازای هر جرعه ای که به شوهرش می نوشانَد ، شهری در بهشت برایش می سازد و شصت گناه او را می آمرزد .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در حدیث حولاء : ای حولاء ! ... هیچ زنی نیست که بر شوهر خویش جامه بپوشاند ، مگر آن که خداوند در روز رستاخیز ، هفتاد خلعت بهشتی بر او بپوشاند ، که هر یک از آن خلعت ها ، همانند شقایق نُعمان و رَیحان است ، و نیز در روز رستاخیز ، چهل کنیز از حوریان بهشتی ، به او داده می شود که خدمتش می کنند .

کتاب من لا یحضره الفقیه :مردی ، نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت : زنی دارم که هر گاه وارد [خانه] می شوم ، به استقبالم می آید و هر گاه [از خانه] خارج می شوم ، بدرقه ام می کند ، و هر گاه مرا اندوهگین می بیند ، می گوید : چرا اندوهگینی؟ اگر غمِ روزی ات را می خوری ، غیر تو (خداوند) آن را برایت ضمانت کرده است ، و اگر غم آخرتت را داری ، پس خداوند بر اندوهت بیفزاید . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «خداوند ، کارگرانی دارد و این زن ، یکی از کارگران اوست . برای او نصف پاداش شهید در نظر گرفته شده است» .

2 / 4مهربانیپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :از مؤمنان ، آن کسی ایمانش کامل تر است که خوش اخلاق تر ، و با خانواده اش مهربان تر باشد .


عنه صلی الله علیه و آله :أحسَنُ النّاسِ إیمانا أحسَنُهُم خُلُقا وألطَفُهُم بِأَهلِهِ ، وأنا ألطَفُکُم بِأَهلی . (1)

2 / 5الإِحسانُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :عِیالُ الرِّجُلِ اُسَراؤُهُ ، وأحَبُّ العِبادِ إلَی اللّهِ عَزَّ وجَلَّ أحسَنُهُم صُنعا إلی اُسَرائِهِ . (2)

عنه صلی الله علیه و آله :الخَلقُ عِیالُ اللّهِ ، فَأَحَبُّ النّاسِ إلَی اللّهِ مَن أحسَنَ إلی عِیالِهِ . (3)

عنه صلی الله علیه و آله :أکمَلُ المُؤمِنینَ إیمانا أحسَنُهُم خُلُقا ، وخِیارُکُم خِیارُکُم لِنِسائِهِم خُلُقا . (4)

عنه صلی الله علیه و آله :اِتَّقُوا اللّهَ ، اِتَّقُوا اللّهَ فِی الضَّعیفَینِ : الیَتیمِ وَالمَرأَهِ ، فَإِنَّ خِیارَکُم خِیارُکم لِأَهلِهِ . (5)

الکافی عن سماعه بن مهران عن الإمام الصادق علیه السلام :اِتَّقُوا اللّهَ فِی الضَّعیفَینِ یَعنی بِذلِکَ الیَتیمَ وَالنِّساءَ . (6)

1- .عیون أخبار الرضا : ج 2 ص 38 ح 109 ، صحیفه الإمام الرضا علیه السلام : ص 230 ح 125 کلاهما عن أحمد بن عامر الطائی عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج 71 ص 387 ح 34 ؛ ربیع الأبرار : ج 2 ص 50 عن الإمام علی علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله . 2- .کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 555 ح 4909 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 469 ح 1603 ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 122 ح 9 . 3- .المعجم الأوسط : ج 5 ص 356 ح 5541 ، المعجم الکبیر : ج 10 ص 86 ح 10033 نحوه ، تاریخ بغداد : ج 6 ص 334 الرقم 3376 ، حلیه الأولیاء : ج 2 ص 102 کلّها عن عبد اللّه ، مسند الشهاب : ج 2 ص 255 ح 1306 عن أنس نحوه ، کنز العمّال : ج 6 ص 360 ح 16056 ؛ قرب الإسناد : ص 120 ح 421 عن الحسین بن علوان عن الإمام الصادق عن أبیه علیهماالسلام ، الاُصول الستّه عشر : ص 102 عن أبی حمزه عن الإمام الباقر علیه السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج 96 ص 118 ح 15 . 4- .سنن الترمذی : ج 3 ص 466 ح 1162 ، مسند ابن حنبل : ج 3 ص 52 ح 7406 ولیس فیه «خلقا» الثانیه ، صحیح ابن حبّان : ج 9 ص 48 ح 4176 کلّها عن أبی هریره ، کنز العمّال : ج 3 ص 2 ح 5131 ؛ الأمالی للطوسی : ص 392 ح 864 عن أبی هریره ولیس فیه «خلقا» الثانیه ، بحار الأنوار : ج 103 ص 226 ح 15 . 5- .قرب الإسناد : ص 92 ح 306 عن الإمام الصادق عن أبیه علیهماالسلام ، بحار الأنوار : ج 103 ص 224 ح 7 ؛ تاریخ دمشق : ج 52 ص 234 الرقم 6176 عن أبی کبشه وفیه ذیله فقط . 6- .الکافی : ج 5 ص 511 ح 3 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 392 ح 4379 ، الخصال : ص 37 ح 13 کلّها عن سماعه بن مهران ، الأمالی للطوسی : ص 370 ح 794 عن علیّ بن رزین عن الإمام الرضا عن أبیه عن جدّه عن الإمام الباقر علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج 103 ص 225 ح 8 .


2 / 5 نیکی کردن

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :نیکْ ایمان ترین مردمان ، کسی است که خوش اخلاق تر ، و با خانواده اش مهربان تر باشد ، و من نسبت به خانواده ام ، از شما مهربان ترم .

2 / 5نیکی کردنپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خانواده مرد ، اسیران او هستند ، و محبوب ترین بندگانْ نزد خداوند عز و جل کسی است که به اسیرانش ، بیشتر نیکی کند .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :مردم ، خانواده خدا هستند . پس ، محبوب ترین مردمانْ نزد خداوند ، کسی است که به خانواده اش نیکی کند .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :کامل ترین مؤمنان از نظر ایمان ، آن کسی است که خوش اخلاق تر باشد ، و بهترین شما کسی است که اخلاق او با زنانش ، بهتر باشد .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :از خدا بترسید ! از خدا بترسید ، در باره دو ناتوان : یتیم و زن ! بهترین شما کسی است که برای خانواده اش ، بهتر باشد .

الکافی به نقل از سماعه بن مهران از امام صادق علیه السلام : از خداوند در باره دو ناتوان بترسید مقصود ایشان از دو ناتوان ، یتیم و زنان است .

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :الخَلقُ عِیالُ اللّهِ ، وأحَبُّ عِبادِ اللّهِ إلَی اللّهِ أنفَعُهُم لِعِیالِهِ . (1)

عنه صلی الله علیه و آله :اِستَوصوا بِالنِّساءِ خَیرا . (2)

عنه صلی الله علیه و آله :خَیرُکُم خَیرُکُم لِأَهلِهِ ، وأنا خَیرُکُم لِأَهلی . (3)

عنه صلی الله علیه و آله :أقرَبُکُم مِنّی مَجلِسا یَومَ القِیامَهِ ، أحسَنُکُم خُلُقا وخَیرُکُم لِأَهلِهِ . (4)

الکافی عن جابر بن عبد اللّه :قالَ رسول اللّه صلی الله علیه و آله : ألا اُخبِرُکُم بِخَیرِ رِجالِکُم ؟ قُلنا : بَلی یا رَسولَ اللّهِ . قالَ : إنَّ مِن خَیرِ رِجالِکُمُ التَّقِیَّ ، النَّقِیَّ ، السَّمحَ الکَفَّینِ ، النَّقِیَّ الطَّرَفَینِ (5) ، البَرَّ بِوالِدَیهِ ، ولا یُلجِئُ عِیالَهُ إلی غَیرِهِ . (6)

1- .شعب الإیمان : ج 6 ص 43 ح 7445 و 7446 کلاهما عن أنس ، کنز الفوائد : ج 16 ص 372 ح 44953 نقلاً عن عبد اللّه فی زوائد الزهد عن الحسن من دون إسناد إلیه صلی الله علیه و آله نحوه ؛ المجازات النبویّه : ص 241 ح 195 عن أنس . 2- .صحیح البخاری : ج 5 ص 1987 ح 4890 ، صحیح مسلم : ج 2 ص 1091 ح 60 ، السنن الکبری : ج 7 ص 480 ح 481 المصنّف لابن أبی شیبه : ج 4 ص 184 ح 4 کلّها عن أبی هریره ، کنز العمّال : ج 16 ص 372 ح 44955؛ تفسیر جوامع الجامع: ج 1 ص245، عوالی اللآلی : ج 1 ص255 ح 16 ، بحار الأنوار : ج 33 ص 628 . 3- .کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 555 ح 4908 و ص 443 ح 4538 وفیه «لنسائه ... لنسائی» بدل «لأهله ... لأهلی» ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 466 ح 1590 ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 122 ح 8 ؛ سنن الترمذی : ج 5 ص 709 ح 3895 ، صحیح ابن حبّان : ج 9 ص 484 ح 4177 کلاهما عن عائشه ، سنن ابن ماجه : ج 1 ص 636 ح 1977 عن ابن عباس ، کنز العمّال : ج 16 ص 371 ح 44941 . 4- .عیون أخبار الرضا : ج 2 ص 38 ح 108 ، صحیفه الإمام الرضا علیه السلام : ص 230 ح 124 بزیاده «خیرکم» بعد «وخیرکم» وکلاهما عن أحمدبن عامر الطائی عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام ، بحار الأنوار: ج71 ص387 ح34. 5- .طَرَفا الإنسان : لِسَانُه وذَکَرُه (النهایه : ج 3 ص 120 «طرف») . 6- .الکافی : ج 2 ص 57 ح 7 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 400 ح 1597 وفیه «السلیم» بدل «النقی» الثانیه ، بحار الأنوار : ج 70 ص 375 ح 20 .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :مردمان ، خانواده خداوند هستند ، و محبوب ترین بندگان خدا نزد خداوند ، کسی است که به حال خانواده اش ، سودمندتر باشد .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :پند خوب را در باره زنان بپذیرید .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بهترینِ شما آن کسی است که برای خانواده اش بهتر باشد ، و من ، بهترین شما برای خانواده ام هستم .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :در روز قیامت ، آن کس از شما به من نزدیک تر می نشیند که خوش اخلاق تر ، و برای خانواده اش بهتر است .

الکافی به نقل از جابر بن عبد اللّه : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «آیا شما را از بهترین مردانتان خبر ندهم ؟» . گفتیم : بله ، ای رسول خدا ! فرمود : «بهترین مردانِ شما آن کسی است که پرهیزگار ، پاک ، گشاده دست ، پاک زبان ، پاک دامن ، و خوش رفتار نسبت به پدر و مادرش است ، و خانواده اش را نیازمند دیگران نمی سازد» .

الإمام الصادق علیه السلام :مَن حَسُنَ بِرُّهُ فی أهلِ بَیتِهِ زیدَ فی رِزقِهِ . (1)

عنه علیه السلام :مَن حَسُنَ بِرُّهُ بِأَهلِ بَیتِهِ مُدَّ لَهُ فی عُمُرِهِ . (2)

الإمام علیّ علیه السلام :عَلَیکَ بِلُزومِ الحَلالِ ، وحُسنِ البِرِّ بِالعِیالِ ، وذِکرِ اللّهِ فی کُلِّ حالٍ . (3)

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :أوصانی جَبرَئیلُ علیه السلام بِالمَرأَهِ ، حَتّی ظَنَنتُ أنَّهُ لا یَنبَغی طَلاقُها إلّا مِن فاحِشَهٍ مُبَیِّنَهٍ . (4)

الکافی عن عبد الرحمن بن الحجّاج :بَعَثَ إلَیَّ أبُو الحَسَنِ موسی علیه السلام بِوَصِیَّهِ أمیرِ المُؤمِنینَ علیه السلام ، وهِیَ : . . . اللّهَ اللّهَ فِی النِّساءِ وفیما مَلَکَت أیمانُکُم ، فَإِنَّ آخِرَ ما تَکَلَّمَ بِهِ نَبِیُّکُم علیه السلام أن قالَ : اُوصیکُم بِالضَّعیفَینِ : النِّساءِ ، وما مَلَکَت أیمانُکُم . (5)

الإمام الصادق علیه السلام :رَحِمَ اللّهُ عَبدا أحسَنَ فیما بَینَهُ وبَینَ زَوجَتِهِ ، فَإِنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ قَد مَلَّکَهُ ناصِیَتَها ، وجَعَلَهُ القَیِّمَ عَلَیها . (6)

1- .الدعوات : ص 127 ح 315 ، نزهه الناظر : ص 116 ح 57 نحوه ، بحار الأنوار : ج 69 ص 408 ح 117 . 2- .الکافی : ج 2 ص 105 ح 11 ، الأمالی للطوسی : ص 245 ح 425 وفیه «زید» بدل «مُدّ له» وکلاهما عن حسن بن زیاد الصیقل ، تحف العقول : ص 388 عن الإمام الکاظم علیه السلام وفیه «بإخوانه وأهله» بدل «بأهل بیته» ، إرشاد القلوب : ص 134 ، بحار الأنوار : ج 71 ص 8 ح 9 . 3- .غرر الحکم : ح 6131 ، عیون الحکم والمواعظ : ص 334 ح 5693 . 4- .الکافی : ج 5 ص 512 ح 6 عن محمّد بن مسلم عن الإمام الصادق علیه السلام ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 440 ح 4525 عن محمّد بن مسلم عن الإمام الباقر علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 467 ح 1591 عن الإمام الباقر علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، عدّه الداعی : ص 81 وفیه «مازال جبرئیل یوصی» بدل «أوصانی جبرئیل علیه السلام » ، بحار الأنوار : ج 103 ص 253 ح 58 . 5- .الکافی : ج 7 ص 49 52 ح 7 ، تحف العقول : ص 199 ، کشف الغمّه : ج 2 ص 58 عن إسماعیل بن راشد ولیس فیه «فی النساء» ، بحار الأنوار : ج 42 ص 249 ح 51 ؛ المعجم الکبیر : ج 1 ص 102 ح 168 ، المناقب للخوارزمی : ص 386 ح 401 ولیس فیه «فی النساء» وکلاهما عن إسماعیل بن راشد . 6- .کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 443 ح 4537 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 469 ح 1602 ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 122 ح 5 .

امام صادق علیه السلام :کسی که به خانواده اش نیکی می کند ، روزی اش زیاد می شود .

امام صادق علیه السلام :کسی که با خانواده اش نیکوکار است ، عمرش طولانی می شود .

امام علی علیه السلام :بر تو باد ملازمت حلال ، و نیکی کردن به خانواده ، و به یاد خدا بودن در همه حال !

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :جبرئیل علیه السلام ، پیوسته مرا در باره زن سفارش می کرد ، چندان که گمان بردم طلاق دادن او ، جز در صورت ارتکاب فحشای آشکار ، روا نیست .

الکافی به نقل از عبد الرحمان بن حجّاج : امام کاظم علیه السلام ، وصیّت امیر مؤمنان علیه السلام را برایم فرستاد ، و آن ، چنین بود : « ... خدا را ، خدا را ، در باره زنان و مملوکانتان ؛ زیرا آخرین سخنی که پیامبرتان صلی الله علیه و آله به زبان آورد ، این بود که فرمود : شما را در باره ( رعایت حالِ ) دو ناتوان ، سفارش می کنم : زنان و مملوکانتان» .

امام صادق علیه السلام :بخشایش خدا بر آن بنده ای که با همسرش به نیکی رفتار می کند ؛ چرا که خداوند عز و جل زمامِ اختیار او را در دست وی نهاده و او را سرپرست آن زن قرار داده است . 2 / 6الإِکرامُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَنِ اتَّخَذَ زَوجَهً فَلیُکرِمها . (1)

عنه صلی الله علیه و آله :خَیرُکُم خَیرُکُم لِأَهلِهِ ، وأنا خَیرُکُم لِأَهلی . ما أکرَمَ النِّساءَ إلّا کَریمٌ ، وما أهانَهُنَّ إلّا لَئیمٌ . (2)

عنه صلی الله علیه و آله :ألا اُخبِرُکُم بِخِیارِکُم ؟ مَن لان مَنکِبُهُ ، وحَسُنَ خُلُقُهُ ، وأکرَمَ زَوجَتَهُ إذا قَدَرَ . (3)

2 / 7الرِّفقُ وَالمُداراهُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :إذا أرادَ اللّهُ بِأَهلِ بَیتٍ خَیرا فَقَّهَهُم فِی الدّینِ ، ورَزَقَهُمُ الرِّفقَ فی مَعایِشِهِم ، وَالقَصدَ فی شَأنِهِم ، ووَقَّرَ صَغیرُهُم کَبیرَهُم . وإذا أرادَ بِهِم غَیرَ ذلِکَ تَرَکَهُم هَمَلاً . (4)

عنه صلی الله علیه و آله :إذا أرادَ اللّهُ عَزَّ وجَلَّ بِأَهلِ بَیتٍ خَیرا ، رَزَقَهُمُ الرِّفقَ فِی المَعیشَهِ ، وحُسنَ الخُلُقِ . (5)

1- .الجعفریات : ص 157 عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، دعائم الإسلام : ج 2 ص 158 ح 560 ، مستدرک الوسائل : ج 1 ص 412 ح 1023 . 2- .تاریخ دمشق : ج 13 ص 313 ح 3281 عن عکرمه بن خالد عن الإمام علیّ علیه السلام ، کنز العمّال : ج 16 ص 371 ح 44943 . 3- .الفردوس : ج 1 ص 133 ح 467 ، کنز العمّال : ج 15 ص 835 ح 43320 نقلاً عن ابن لال فی مکارم الأخلاق وکلاهما عن أنس . 4- .الجعفریّات : ص 149 ، النوادر للراوندی : ص 276 ح 542 کلاهما عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام ، دعائم الإسلام : ج 2 ص 255 ح 966 ولیس فیه ذیله من «ووقر صغیرهم . . .» ؛ تاریخ دمشق : ج 18 ص 78 ح 4188 وفیه «الرزق» بدل «الرفق» ، الفردوس : ج 1 ص 247 ح 956 ، کنز العمّال : ج 1 ص 137 ح 28691 نقلاً عن الدارقطنی فی الإفراد والثلاثه الأخیره عن أنس نحوه . 5- .الزهد للحسین بن سعید : ص 27 ح 63 عن ذریح عن الإمام الصادق علیه السلام ، الکافی : ج 5 ص 88 ح 5 عن ذریح المحاربی عن الإمام الصادق علیه السلام ، بحار الأنوار : ج 71 ص 394 ح 67 .


2 / 6 احترام نهادن

2 / 7 ملایمت و مدارا

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بهترین شما کسی است که برای خانواده اش بهتر باشد ، و من ، بهترینِ شما برای خانواده ام هستم . زنان را کسی گرامی نمی دارد ، مگر انسانِ بزرگوار ، و کسی به آنان اهانت نمی کند ، مگر انسان پَست .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :آیا شما را از بهترینتان خبر ندهم؟ کسی که فروتن و خوش اخلاق باشد ، و هرگاه ازدواج کرد ، همسرش را گرامی بدارد .

2 / 6احترام نهادنپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس همسری اختیار کرد ، باید او را گرامی بدارد .

2 / 7ملایمت و مداراپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه خداوند برای خانواده ای خیری بخواهد ، آنان را در دین ، فقیه و آگاه می گردانَد ، و ملایمت [ و معتدل بودن ] در معیشت و میانه روی در کارهاشان را روزیِ آنان می کند ، و کوچک آنها به بزرگشان احترام می نهد ، و اگر برای خانواده ای ، غیر از آن بخواهد ، ایشان را به حال خود رها می کند .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه خداوند عز و جل برای خانواده ای خیری بخواهد ، میانه روی در معیشت ، و اخلاق خوش را روزیِ آنان می کند .

عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ اللّهَ إذا أحَبَّ أهلَ بَیتٍ أدخَلَ عَلَیهِمُ الرِّفقَ . (1)

عنه صلی الله علیه و آله :الرِّفقُ یُمنٌ ، وَالخُرقُ (2) شُؤمٌ . وإذا أرادَ اللّهُ بِأَهلِ بَیتٍ خَیرا أدخَلَ عَلَیهِمُ الرِّفقَ ، فَإِنَّ الرِّفقَ لَم یَکُن فی شَیءٍ قَطُّ إلّا زانَهُ ، وإنَّ الخُرقَ لَم یَکُن فی شَیءٍ قَطُّ إلّا شانَهُ . (3)

شعب الإیمان عن عائشه عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله :إذا أرادَ اللّهُ بِعَبیدٍ خَیرا رَزَقَهُمُ الرِّفقَ فی مَعاشِهِم ، وإذا أرادَ بِهِم شَرّا أو قالَ غَیرَ ذلِکَ رَزَقَهُمُ الخُرقَ فی مَعاشِهِم . (4)

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :یا عائِشَهُ ارفُقی ، فَإِنَّ اللّهَ إذا أرادَ بِأَهلِ بَیتٍ خَیرا دَلَّهُم عَلی بابِ الرِّفقِ . (5)

عنه صلی الله علیه و آله :ما اُعطِیَ أهلُ بَیتٍ الرِّفقَ إلّا نَفَعَهُم . (6)

الإمام علیّ علیه السلام :سَلامَهُ العَیشِ فِی المُداراهِ . (7)

عنه علیه السلامإِنَّ المَرأَهَ رَیحانَهٌ ولَیسَت بِقَهرَمانَهٍ (8) ، فَدارِها عَلی کُلِّ حالٍ ، وأحسِنِ الصُّحبَهَ لَها لِیَصفُوَ عَیشُکَ . (9)

1- .کنز العمّال : ج 3 ص 52 ح 5449 نقلاً عن ابن أبی الدنیا عن جابر . 2- .الخُرقُ : الجَهلُ والحُمقُ (النهایه : ج 2 ص 26 «خرق») . 3- .شعب الإیمان : ج 6 ص 139 ح 7722 و ص 337 ح 8418 ، الأسماء والصفات : ج 1 ص 396 ح 322 کلّها عن عائشه ، کنز العمّال : ج 3 ص 51 ح 5448 . 4- .شعب الإیمان : ج 5 ص 253 ح 6561 ، کنز العمّال : ج 3 ص 52 ح 5451 . 5- .مسند ابن حنبل : ج 9 ص 405 ح 24788 عن عائشه ، المغنی عن حمل الأسفار : ج 2 ص 859 ح 3157 ، إحیاء علوم الدین : ج 3 ص 272 وفیهما «کرامه» بدل «خیرا» ، کنز العمّال : ج 3 ص 48 ح 5425 نقلاً عن ابن أبی الدنیا فی ذمّ الغضب عن عطاء بن یسار . 6- .المعجم الکبیر : ج 12 ص 254 ح 13261 عن ابن عمر ، شعب الإیمان : ج 5 ص 253 ح 6559 عن عائشه نحوه ، اُسد الغابه : ج 3 ص 526 الرقم 3480 ، الإصابه : ج 4 ص 335 الرقم 5333 ، تاریخ دمشق : ج 38 ص 123 ح 7615 والثلاثه الأخیره عن عبید اللّه بن معمّر بزیاده «ولا منعوه إلّا ضرهم» فی آخره ، کنز العمّال : ج 9 ص 244 ح 25849 . 7- .غرر الحکم : ح 5607 ، عیون الحکم والمواعظ : ص 285 ح 5150 . 8- .القَهرَمان : هو کالخازِنِ والوَکیلِ والحافظ لما تحت یده ، والقائم باُمور الرجل بِلُغَهِ الفُرس (النهایه : ج 4 ص 129 «قهرم») . 9- .کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 556 ح 4911 و ج 4 ص 392 ح 5834 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 470 ح 1607 ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 120 ح 3 .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه خداوند ، خانواده ای را دوست بدارد ، مدارا و ملایمت را وارد آن خانواده می کند .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ملایمت ، میمون است ، و خشونت ، شوم . هر گاه خداوند برای خانواده ای خیری بخواهد ، ملایمت را وارد آن خانواده می کند ؛ زیرا ملایمت ، هیچ گاه با هیچ چیز همراه نمی شود ، مگر این که آن چیز را زینت ببخشد ، و خشونت ، هرگز با چیزی همراه نمی شود ، مگر این که آن چیز را زشت بگرداند .

شعب الایمان به نقل از عایشه ، از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله : هر گاه خداوند ، خیر بندگان را بخواهد ، مدارا [ و اعتدال ] در معیشت را روزیِ آنان می کند ، و هر گاه بدیِ آنان را بخواهد یا فرمود : جز آن را بخواهد ، بی تدبیری در معیشت را روزی شان می کند .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ای عایشه! با ملایمت رفتار کن . به درستی که خداوند ، هر گاه برای خانواده ای خیری بخواهد ، آنان را به دَرِ ملایمت ، رهنمون می سازد .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :به هیچ خانواده ای ، مدارا و ملایمت عطا نمی شود ، مگر این که به آنان سود برسانَد .

امام علی علیه السلام :سلامتِ زندگی ، در مدارا کردن است .

امام علی علیه السلام :زن ، گُل است ، نه پیشکار . پس در همه حال ، با او مدارا کن ، و با وی ، به خوبی همنشینی نمای تا زندگی ات باصفا شود .

2 / 8خِدمَهُ الزَّوجَهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :خِدمَتُکَ زَوجَتَکَ صَدَقَهٌ . (1)

عنه صلی الله علیه و آله :مَن لَم یَأنَف مِن ثَلاثٍ فَهُوَ مُؤمِنٌ حَقّا : خِدمَهِ العِیالِ ، وَالجُلوسِ مَعَ الفُقَراءِ ، وَالأَکلِ مَعَ خادِمِهِ . هذِهِ الأَفعالُ مِن عَلاماتِ المُؤمِنینَ الَّذینَ وَصَفَهُمُ اللّهُ فی کِتابِهِ : «أُوْلَئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا» (2) . (3)

عنه صلی الله علیه و آله :یا عَلِیُّ ، لا یَخدِمُ العِیالَ إلّا صِدّیقٌ أو شَهیدٌ ، أو رَجُلٌ یُریدُ اللّهِ بِهِ خَیرَ الدُّنیا وَالآخِرَهِ . (4)

صحیح البخاری عن الأسود :سُئِلَت عائِشَهُ : ما کانَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله یَصنَعُ فی بَیتِهِ ؟ قالَت : کانَ یَکونُ فیمِهنَهِ أهلِهِ تَعنیخِدمَهَ أهلِهِ فَإِذا حَضَرَتِ الصَّلاهُ خَرَجَ إلَی الصَّلاهِ. (5)

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَّ الرَّجُلَ إذا سَقَی امرَأَتَهُ مِنَ الماءِ اُجِرَ . (6).

1- .کنز العمّال : ج 16 ص 408 ح 45138 نقلاً عن الفردوس عن ابن عمر . 2- .الأنفال : 4 . 3- .تاریخ دمشق : ج 6 ص 29 ح 1396 ، الفردوس : ج 3 ص 629 ح 5968 کلاهما عن أبی هریره ، کنز العمّال : ج 1 ص 155 ح 774 . 4- .جامع الأخبار : ص 276 ح 751 عن الإمام علیّ علیه السلام ، بحار الأنوار : ج 104 ص 132 ح 1 . 5- .صحیح البخاری : ج 1 ص 239 ح 644 ، سنن الترمذی : ج 4 ص 654 ح 2489 ، مسند ابن حنبل : ج 9 ص 445 ح 25002 کلاهما نحوه وص 305 ح 24281 ؛ المناقب لابن شهر آشوب : ج 1 ص 146 ، بحار الأنوار : ج 16 ص 227 ح 34 . 6- .مسند ابن حنبل : ج 6 ص 85 ح 17155 ، التاریخ الکبیر : ج 3 ص 179 ح 609 ، المعجم الکبیر : ج 18 ص 259 ح 646 ، المعجم الأوسط : ج 1 ص 261 ح 854 ، مسند الشامیین : ج 2 ص 435 ح 1646 کلّها عن العرباض بن ساریه ، کنز العمّال : ج 6 ص 425 ح 16380 .

2 / 8 خدمت به زن

2 / 8خدمت به زنپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خدمتِ تو به همسرت ، صدقه است .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس از سه کار تکبّر نورزد ، مؤمن حقیقی است : خدمت به خانواده ، نشستن با فقرا و غذا خوردن با خدمتکارش . این کارها از نشانه های مؤمنانی است که خداوند در کتابش از آنان ، این گونه یاد کرده است : «اینان ، مؤمنان حقیقی هستند» .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ای علی ! به خانواده خود خدمت نمی کند ، مگر انسان راستگو ، یا شهید ، یا مردی که خداوند ، خیر دنیا و آخرت را برای او بخواهد .

صحیح البخاری به نقل از اَسوَد : از عایشه سؤال شد : پیامبر صلی الله علیه و آله در خانه اش چه می کرد؟ عایشه گفت : به همسرش کمک و خدمت می کرد ، و چون وقت نماز می شد ، برای نماز [از خانه ،] بیرون می رفت .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :مرد ، هر گاه به همسرش آبی بنوشاند ، پاداش می بَرَد .

عنه صلی الله علیه و آله :إنَّکَ لَن تُنفِقَ نَفَقَهً تَبتَغی بِها وَجهَ اللّهِ إلّا اُجِرتَ عَلَیها ، حَتّی ما تَجعَلُ فی فِی (1) امرَأَتِکَ . (2)

عنه صلی الله علیه و آله :إنَّکَ مَهما أنفَقتَ عَلی أهلِکَ مِن نَفَقَهٍ فَإِنَّکَ تُؤجَرُ فیها ، حَتَّی اللُّقمَهَ تَرفَعُها إلی فِی امرَأَتِکَ . (3)

عنه صلی الله علیه و آله :المُؤمِنُ یُؤجَرُ فی کُلِّ شَیءٍ ، حَتّی فِی اللُّقمَهِ یَرفَعُها إلی فِی امرَأَتِهِ . (4)

2 / 9إعانَهُ الزَّوجِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :أیُّمَا امرَأَهٍ أعانَت زَوجَها عَلَی الحَجِّ وَالجِهادِ أو طَلَبِ العِلمِ ، أعطاهَا اللّهُ مِنَ الثَّوابِ ما یُعطِی امرَأَهَ أیّوبَ علیه السلام . (5)

عنه صلی الله علیه و آله :أیُّمَا امرَأَهٍ خَدَمَت زَوجَها سَبعَهَ أیّامٍ ، غَلَّقَ اللّهُ عَنها سَبعَهَ أبوابِ النّارِ ، وفَتَحَ لَها ثَمانِیَهَ أبوابِ الجَنَّهِ ، تَدخُلُ مِن أینَما شاءَت . (6).

1- .فی فُلانٍ : فَمُهُ . 2- .صحیح البخاری : ج 1 ص 30 ح 56 ، سنن الترمذی : ج 4 ص 430 ح 2116 کلاهما عن سعد بن أبی وقاص ، سنن أبی داوود : ج 3 ص 112 ح 2864 ، مسند ابن حنبل : ج 1 ص 379 ح 1546 ، السنن الکبری للنسائی : ج 5 ص 377 ح 9186 والثلاثه الأخیره عن عامر بن سعد عن أبیه وکلها نحوه . 3- .مسند ابن حنبل : ج 1 ص 364 ح 1480 ، مسند أبی یعلی : ج 1 ص 345 ح 726 کلاهما عن عامر بن سعد عن أبیه ، صحیح البخاری : ج 3 ص 1006 ح 2591 ، السنن الکبری : ج 7 ص 769 ح 15696 کلاهما عن سعد بن أبی وقاص ، و ج 9 ص 31 ح 17780 عن سعد بن مالک والثلاثه الأخیره نحوه . 4- .مسند ابن حنبل : ج 1 ص 366 ح 1487 ، السنن الکبری : ج 3 ص 526 ح 6555 ، المصنّف لعبد الرزاق : ج 11 ص 197 ح 20310 کلاهما نحوه وکلّها عن عمر بن سعد عن أبیه ، کنز العمّال : ج 1 ص 158 ح 789 ؛ مسکّن الفؤاد : ص 50 نحوه . 5- .مکارم الأخلاق : ج 1 ص 439 ح 1506 . 6- .إرشادالقلوب : ص 175 ، عوالی اللآلی : ج 1 ص 270 ح 81 ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 123 ح 2 نقلاً عن تنبیه الخواطر.

2 / 9 کمک به شوهر

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر نفقه ای که می دهی و با آن ، رضای خداوند را می جویی ، برایش مزد می یابی ، حتّی برای لقمه ای که در دهان همسرت می گذاری .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :برای هر نفقه ای که خرج خانواده ات می کنی ، مزدت می دهند ، حتّی برای لقمه ای که به طرف دهان همسرت می بری .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :به مؤمن ، برای هر چیزی ، پاداش داده می شود ، حتّی برای لقمه ای که در دهان همسرش می گذارد .

2 / 9کمک به شوهرپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر زنی که شوهرش را در کار حجّ و جهاد یا علم آموزی ، کمک کند ، خداوند به او از همان پاداشی می دهد که به همسر ایّوب علیه السلام داده است .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر زنی که شوهرش را هفت روز یاری دهد ، خداوند ، هفت درِ دوزخ را به روی او می بندد ، و هفت درِ بهشت را به رویش می گشاید تا از هر دری که می خواهد ، وارد شود .

مسند ابن حنبل عن الحصین بن محصن :إنَّ عَمَّهً لَهُ أتَتِ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله فی حاجَهٍ ، فَفَرَغَت مِن حاجَتِها ، فَقالَ لَهَا النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله : أذاتُ زَوجٍ أنتِ ؟ قالَت : نَعَم ، قالَ : کَیفَ أنتِ لَهُ ؟ قالَت : ما آلوهُ (1) إلّا ما عَجَزتُ عَنهُ . قالَ : فَانظُری أینَ أنتِ مِنهُ ؟ فإِنَّما هُوَ جَنَّتُکِ ونارُکِ . (2)

الإمام الصادق علیه السلام :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله قالَ : أیُّمَا امرَأَهٍ رَفَعَت مِن بَیتِ زَوجِها شَیئا مِن مَوضِعٍ إلی مَوضِعٍ تُریدُ بِهِ صَلاحا ، نَظَرَ اللّهُ عَزَّوجَلَّ إلَیها ، ومَن نَظَرَ اللّهُ إلَیهِ لَم یُعَذِّبهُ . فَقالَت اُمُّ سَلَمَهَ : ذَهَبَ الرِّجالُ بِکُلِّ خَیرٍ ، فَأَیُّ شَیءٍ لِلنِّساءِ المَساکینِ؟! فَقالَ صلی الله علیه و آله : بَلی ، إذا حَمَلَتِ المَرأَهُ کانَت بِمَنزِلَهِ الصّائِمِ القائِمِ المُجاهِدِ بِنَفسِهِ ومالِهِ فی سَبیلِ اللّه ، فَإِذا وَضَعَت کانَ لَها مِنَ الأَجرِ ما لا تَدری ما هُوَ لِعِظَمِهِ ، فَإِذا أرضَعَت کانَ لَها بِکُلِّ مَصَّهٍ کَعِدلِ عِتقِ مُحَرَّرٍ مِن وُلدِ إسماعیلَ ، فَإِذا فَرَغَت مِن رِضاعِهِ ضَرَبَ مَلَکٌ عَلی جَنبِها وقالَ : اِستَأنِفِی العَمَلَ ، فَقَد غُفِرَ لَکِ . (3)

2 / 10التَّسلیمُ عَلَی الأَهلِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :یا أَنسُ . . . إذا دَخَلتَ بَیتَکَ فَسَلِّم عَلی أهلِ بَیتِکَ ؛ یَکثُر خَیرُ بَیتِکَ . (4)

1- .ألَوتُ : إذا قَصَّرتُ (النهایه : ج 1 ص 63 «ألی») . 2- .مسند ابن حنبل : ج 7 ص 21 ح 19025 ، السنن الکبری للنسائی : ج 5 ص 311 ح 8963 ، المستدرک علی الصحیحین : ج 2 ص 206 ح 2769 ، السنن الکبری : ج 7 ص 476 ح 14706 ، کنز العمّال : ج 16 ص 337 ح 44796 . 3- .الأمالی للصدوق : ص 496 ح 678 عن أبی خالد الکعبی ، الأمالی للطوسی : ص 618 ح 1273 عن أبی المفضّل نحوه ولیس فیه ذیله من «فإذا فرغت من رضاعه . . .» ، بحار الأنوار : ج 104 ص 106 ح 1 . 4- .المعجم الأوسط : ج 5 ص 328 ح 5453 ، شعب الإیمان : ج 6 ص 427 ح 8761 و ص 429 ح 8766 ، تاریخ أصبهان : ج 2 ص 132 الرقم 1302 ، مسند الشهاب : ج 1 ص 377 ح 649 ولیس فیه «إذا دخلت بیتک» وکلّها عن أنس ، کنز العمّال : ج 15 ص 909 ح 43571 ؛ عوالی اللآلی : ج 2 ص 135 ح 372 عن أنس وفیه «خیرک» بدل «خیر بیتک» .

2 / 10 سلام کردن به اعضای خانواده

مسند ابن حنبل به نقل از حصین بن محصن : عمّه اش برای کاری ، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد . کارش که انجام شد ، پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود : «آیا تو شوهرداری ؟» . گفت : آری . فرمود : «برای او چگونه ای ؟» . گفت : برای او از هیچ کاری کوتاهی نمی کنم ، مگر کاری که از توانم خارج باشد . فرمود : «مراقب باش که با او چگونه ای ؛ زیرا او ، در حقیقت ، بهشت و دوزخ توست» .

امام صادق علیه السلام :پیامبر خدا فرمود : هر زنی که در خانه شوهر خود ، به قصد مرتّب کردن آن ، چیزی را جا به جا کند ، خداوند عز و جل به او نظر [ ِ لطف ]می کند و خدا به هر کس نظر [ ِ لطف ] کند ، عذابش نمی دهد . اُمّ سلمه عرض کرد : همه خوبی ها [ و ثواب ها ] را مردها از آنِ خود کرده اند . پس چه چیزی برای زنان بیچاره می مانَد ؟ حضرت فرمود : «آری . هر گاه زن ، باردار شود ، به منزله روزه دارِ شب زنده داری است که با جان و مال خود ، در راه خدا جهاد می کند . پس چون وضع حمل کند ، برایش چنان مزدی هست که عظمتش در تصوّر تو نمی گنجد . و هر گاه کودکش را شیر می دهد ، در برابر هر مکیدنی ، ثوابی معادل آزاد کردن یک بنده از فرزندان اسماعیل برایش وجود دارد . و چون از شیر دادنْ فراغت یابد ، فرشته ای بر پهلوی او می زند و می گوید : زندگی را از نو آغاز کن ، که آمرزیده شدی» .

2 / 10سلام کردن به اعضای خانوادهپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ای اَنَس ! ... هر گاه وارد خانه ات شدی ، بر خانواده ات سلام کن تا خیر و برکتِ خانه ات ، زیاد شود .

عنه صلی الله علیه و آله لِأَنَسٍ أیضا : یا بُنَیَّ ، إذا دَخَلتَ مَنزِلَکَ فَسَلِّم عَلی نَفسِکَ وعَلی أهلِکَ . (1)

الإمام الصادق علیه السلام :إذا دَخَلتَ مَنزِلَکَ فَقُل : «بِسمِ اللّهِ وَبِاللّهِ» وسَلِّم عَلی أهلِکَ ، وإن لَم یَکُن فیهِ أحَدٌ فَقُل : «بِسمِ اللّهِ وسَلامٌ عَلی رَسولِهِ وعَلی أهلِ بَیتِهِ ، وَالسَّلامُ عَلَینا وعَلی عِبادِ اللّهِ الصّالِحینَ» . فَإِذا قُلتَ ذلِکَ فَرَّ الشَّیطانُ مِن مَنزِلِکَ . (2)

2 / 11إدخالُ السُّرورِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن أدخَلَ عَلی أهلِ بَیتِهِ سُرورا ، خَلَقَ اللّهُ مِن ذلِکَ السُّرورِ خَلقا یَستَغفِرُ لَهُ إلی یَومِ القِیامَهِ . (3)

عنه صلی الله علیه و آله :مَن حَمَلَ مِنَ السّوقِ طُرفَهً (4) إلی وُلدِهِ ، کانَ کَمَن حَمَلَ صَدَقَهً حَتّی یَضَعَها فی فیهِم ، وَلیَبدَأ بِالإِناثِ ؛ فَإِنَّ اللّهَ تَعالی یَرِقُّ لِلإِناثِ ، ومَن رَقَّ لِلاُنثی کانَ کَمَن بَکی مِن خَشیَهِ اللّهِ ، ومَن بَکی مِن خَشیَهِ اللّهِ غُفِرَ لَهُ ، ومَن فَرَّحَ اُنثی فَرَّحَهُ اللّهُ یَومَ الحُزنِ . (5)

عنه صلی الله علیه و آله :مَن دَخَلَ السّوقَ فَاشتَری تُحفَهً فَحَمَلَها إلی عِیالِهِ ، کانَ کَحامِلِ صَدَقَهٍ إلی قَومٍ مَحاویجَ ، وَلیَبدَأ بِالإِناثِ قَبلَ الذُّکورِ . (6)

عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ لَیُحِبُّ الرَّجُلَ مِن خَلقِهِ إذَا انصَرَفَ مِن سوقِهِ ، فَیَأخُذَ شَیئا فی کُمِّهِ (7) لِعِیالِهِ فَیَفرحوا بِهِ ، فَیُباهِی اللّهُ بِهِ المَلائِکَهَ . (8)

1- .مسند أبی یعلی : ج 3 ص 453 ح 3612 ، تاریخ دمشق : ج 9 ص 342 ح 2392 کلاهما عن أنس ، کنز العمّال : ج 15 ص 912 ح 43575 . 2- .مشکاه الأنوار : ص 341 ح 1093 ، الاُصول الستّه عشر : ص 234 ح 273 عن جابر من دون إسنادٍ إلی المعصوم نحوه ، جامع الأخبار : ص 231 ح 592 ، بحار الأنوار : ج 76 ص 167 ح 6 . 3- .کنز العمّال : ج 16 ص 379 ح 44995 نقلاً عن أبی الشیخ عن جابر . 4- .الطریفُ : الغَریبُ المُلَوَّنُ من الثمر وغیره ممّا یُستَطرَفُ به (تاج العروس : ج 12 ص 348 «طرف») . 5- .تنبیه الغافلین : ص 352 ح 526 ، إحیاء علوم الدین : ج 2 ص 79 کلاهما عن أنس . 6- .ثواب الأعمال : ص 239 ح 1 ، الأمالی للصدوق : ص 672 ح 904 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 476 ح 1642 کلّها عن ابن عبّاس ، روضه الواعظین : ص 470 ، بحار الأنوار : ج 104 ص 104 ح 98 . 7- .الکُمّ بالضمّ : رُدْنُ القمیص (النهایه : ج 4 ص 200 «کمم») . 8- .الفردوس : ج 1 ص 168 ح 624 عن عقبه بن عامر .

2 / 11 شاد کردن

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نیز به اَنَس : ای فرزندم ! هر گاه به خانه ات در آمدی ، بر خود و بر خانواده ات سلام کن .

امام صادق علیه السلام :هر گاه به خانه ات وارد شدی ، بگو : «بسم اللّه و باللّه » و بر خانواده ات سلام کن ، و اگر کسی در خانه نبود ، بگو : «به نام خداوند و درود بر پیامبر او و خاندانش ، و سلام بر ما و بندگان صالح خداوند» . اگر این را گفتی ، شیطان از خانه ات می گریزد .

2 / 11شاد کردنپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس خانواده اش را شاد سازد ، خداوند ، از آن شادی ، مخلوقی می آفریند که تا روز قیامت ، برایش طلب آمرزش می کند .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس از بازار ، نوبری برای فرزندانش بیاورد ، همانند کسی است که صدقه ای حمل می کند تا آن گاه که آن را در دهان آنان بگذارد ، و باید از دختران شروع کند ؛ زیرا خداوند متعال ، نسبت به دختران ، دلسوز است ، و هر کس نسبت به دختران ، دلسوز باشد ، همانند کسی است که از ترس خدا می گرید ، و هر که از ترس خدا بگرید ، آمرزیده می شود . و هر کس دختری را شاد کند ، خداوند در روز غم و اندوه ، او را شاد می گردانَد .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس وارد بازار شود و هدیه ای بخرد و آن را برای خانواده اش ببَرد ، همانند کسی است که برای عدّه ای نیازمند ، صدقه می بَرَد ، و باید آن هدیه را نخست به دختران بدهد ، سپس به پسران .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خداوند عز و جل مردی را که هر گاه از بازار بر می گردد ، چیزی در آستینش می گیرد و برای خانواده اش می آورد و آنان از آن ، شاد می شوند ، دوست می دارد . پس خداوند ، به او ، بر فرشتگان ، مباهات می کند .

عنه صلی الله علیه و آله :أطرِفوا أهالیکُم فی کُلِّ جُمُعَهٍ بِشَیءٍ مِنَ الفاکِهَهِ أوِ اللَّحمِ حَتّی یَفرَحوا بِالجُمُعَهِ . (1)

تاریخ دمشق عن أنس :کانَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله أفکَهَ النّاسِ . (2)

المعجم الصغیر عن أنس :کانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله مِن أفکَهِ النّاسِ مَعَ الصَّبِیِّ . (3)

2 / 12الإِهداءُ عِندَ الرُّجوعِ مِنَ السَّفَرِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :إذا رَجَعَ أحَدُکُم مِن سَفَرِهِ فَلیَرجِع إلی أهلِهِ بِهَدِیَّهٍ ، ولَو لَم یَجِد إلّا أن یُلقِیَ فی مِخلاتِهِ حَجَرا أو حُزمَهَ حَطَبٍ ، فَإِنَّ ذلِکَ مِمّا یُعجِبُهُم . (4)

عنه صلی الله علیه و آله :إذا قَدِمَ أحَدُکُم مِن سَفَرٍ ، فَلیَهدِ إلی أهلِهِ وَلیُطرِفهُم ولَو کانَت حِجارَهً . (5)

1- .الکافی : ج 6 ص 299 ح 19 ، تهذیب الأحکام : ج 9 ص 100 ح 434 کلاهما عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 1 ص 423 ح 1248 ، الخصال : ص 391 ح 85 عن السکونی عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله ، بحار الأنوار : ج 89 ص 344 ح 10 . 2- .تاریخ دمشق : ج 4 ص 37 ، دلائل النبوه للبیهقی : ج 1 ص 331 ، عمل الیوم واللیله : ج 1 ص 371 ح 419 کلّها عن أنس ، کنز العمّال : ج 7 ص 140 ح 18400 . 3- .المعجم الصغیر : ج 2 ص 39 ، المعجم الأوسط : ج 6 ص 263 ح 6361 ، المغنی عن حمل الأسفار : ج 1 ص 492 ح 1880 . 4- .ذیل تاریخ بغداد : ج 16 ص 83 الرقم 70 عن أبی رهم ، مسند الشامیّین : ج 1 ص 382 ح 662 وفیه صدره إلی «بهدیّه» ، تاریخ دمشق : ج 52 ص 230 ح 10996 و ج 65 ص 373 ح 13304 ولیس فیهما ذیله من «أو حزمه حطب . . .» والثلاثه الأخیره عن أبی الدرداء نحوه ، کنز العمّال : ج 6 ص 708 ح 17508 . 5- .سنن الدارقطنی : ج 2 ص 300 ح 290 ، شعب الإیمان : ج 3 ص 503 ح 4204 و فیه «فلیهل» و«فلیطرقهم» بدل «فلیهد» و«ولیطرفهم» ، الفردوس : ج 1 ص 299 ح 1182 نحوه وکلّها عن عائشه ، کنز العمّال : ج 6 ص 708 ح 17507 ؛ مکارم الأخلاق : ج 1 ص 565 ح 1958 نحوه ، بحار الأنوار : ج 76 ص 283 ح 2 .

2 / 12 هدیه آوردن در بازگشت از سفر

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :در هر جمعه ، چیزی مثل میوه یا گوشت برای خانواده تان هدیه آورید تا از آمدنِ جمعه ، شاد شوند .

تاریخ دمشق به نقل از اَنَس : پیامبر صلی الله علیه و آله شوخ طبع ترین مردمان بود .

المعجم الصغیر به نقل از اَنَس : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از شوخ ترین مردمان با کودکان بود .

2 / 12هدیه آوردن در بازگشت از سفرپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه فردی از شما از مسافرت بر می گردد ، با هدیه ای برای خانواده اش باز گردد . حتّی اگر چیزی نیافت ، سنگی یا مشتی هیزم ، در توبره اش بیندازد ؛ زیرا همین هم آنها را خوش حال می سازد .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه یکی از شما از سفری آمد ، برای خانواده اش ارمغانی بیاورد ، اگر چه یک قطعه سنگ باشد . 2 / 13الجُلوسُ مَعَ الاُسرَهِ وَالأَکلُ مَعَهُمرسول اللّه صلی الله علیه و آله :جُلوسُ المَرءِ عِندَ عِیالِهِ أحَبُّ إلَی اللّهِ تَعالی مِنِ اعتِکافٍ فی مَسجدی هذا . (1)

تنبیه الغافلین عن أنس :قُلتُ : یا رَسولَ اللّهِ ، الجُلوسُ مَعَ العِیالِ أفضَلُ ، أمِ الجُلوسُ فِی المَسجِدِ ؟ قالَ : الجُلوسُ ساعَهً عِندَ العِیالِ أحَبُّ إلَیَّ مِنَ الاِعتِکافِ فی مَسجِدی هذا . قُلتُ : یا رَسولَ اللّهِ ، النَّفَقَهُ عَلَی العِیالِ أحَبُّ إلَیکَ ، أمِ النَّفَقَهُ فی سَبیلِ اللّهِ ؟ قالَ : دِرهَمٌ یُنفِقُهُ الرَّجُلُ عَلَی العِیالِ أحَبُّ إلَیَّ مِن ألفِ دینارٍ یُنفِقُهُ فی سَبیلِ اللّهِ . (2)

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَشیُکَ إلَی المَسجِدِ وَانصِرافُکَ إلی أهلِکَ فِی الأَجرِ سَواءٌ . (3)

عنه صلی الله علیه و آله :إذا قَضی أحَدُکُم حَجَّهُ فَلیُعَجِّلِ الرِّحلَهَ إلی أهلِهِ ، فَإِنَّهُ أعظَمُ لِأَجرِهِ . (4)

عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ اللّهَ یُحِبُّ المُؤمِنَ ویُحِبُّ أهلَهُ ووُلدَهُ ، وأحَبُّ شَیءٍ إلَی اللّهِ تَعالی أن یَرَی الرَّجُلَ مَعَ امرَأَتِهِ ووُلدِهِ عَلی مائِدَهٍ یَأکُلونَ ، فَإِذَا اجتَمَعوا عَلَیها نَظَرَ إلَیهِم بِالرَّحمَهِ لَهُم ، فَیَغفِرُ لَهُم قَبلَ أن یَتَفَرَّقوا مِن مَوضِعِهِم . (5)

1- .تنبیه الخواطر : ج 2 ص 122 ، المواعظ العددیّه : ص 33 . 2- .تنبیه الغافلین : ص 342 ح 494 . 3- .المطالب العالیه : ج 1 ص 133 ح 491 عن أبی بکر بن أبی مریم الغسّانی ، کنز العمّال : ج 16 ص 272 ح 44412 نقلاً عن السنن لسعید بن منصور عن یحیی بن یحیی النسائی من دون إسنادٍ إلیه صلی الله علیه و آله ؛ بحار الأنوار : ج 89 ص 213 ح 57 نقلاً عن رساله الجمعه للشهید الثانی . 4- .المستدرک علی الصحیحین : ج 1 ص 650 ح 1753 ، السنن الکبری : ج 5 ص 424 ح 10363 ، سنن الدارقطنی : ج 2 ص 300 ح 289 کلّها عن عائشه ، کنز العمّال : ج 5 ص 24 ح 11890 وراجع سنن ابن ماجه : ج 2 ص 962 ح 2882 . 5- .تنبیه الغافلین : ص 343 ح 498 عن أنس .

2 / 13 همنشینی با خانواده و غذا خوردن با آنان

2 / 13همنشینی با خانواده و غذا خوردن با آنانپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :نشستن مرد در کنار خانواده اش ، نزد خداوند متعال ، دوست داشتنی تر از اعتکاف در این مسجد من است .

تنبیه الغافلین به نقل از اَنَس : گفتم : ای پیامبر خدا ! نشستن با خانواده ، ثوابش بیشتر است یا نشستن در مسجد؟ فرمود : «یک ساعت نشستن در کنار خانواده ، نزد من ، محبوب تر از اعتکاف کردن در این مسجد من است» . گفتم : ای پیامبر خدا ! نزد شما ، خرج کردن برای خانواده ، محبوب تر است یا انفاق کردن در راه خدا؟ فرمود : «یک درهم که مرد برای خانواده اش خرج می کند ، نزد من ، محبوب تر از هزار دینار است که در راه خدا انفاق می کند» .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :رهسپار شدنت به سوی مسجد ، و بازگشت به سوی خانواده ات ، ثواب یکسان دارند .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه یکی از شما حجّش را به جای آورْد ، باید زودتر بار سفر را به سوی خانواده اش بر بندد ؛ زیرا این کار ، پاداش او را بزرگ تر می گردانَد .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خداوند ، مؤمن را دوست می دارد و زن و فرزندانش را [ نیز ]دوست می دارد . محبوب ترین چیز نزد خدای تعالی ، آن است که ببیند مرد ، با زن و فرزندانش بر سر یک سفره ، غذا می خورند . سپس هر گاه بر آن سفره ، گرد هم آیند ، با نظر رحمت به ایشان می نگرد ، و پیش از آن که از جای خود پراکنده شوند ، آنان را می آمرزد .

عنه صلی الله علیه و آله :إذا أکَلَ المُؤمِنُ مَعَ أولادِهِ کُتِبَ لَهُ بِکُلِّ لُقمَهٍ ثَوابُ عِتقِ رَقَبَهٍ ، ورُفِع لَهُ مَدینَهٌ ، وأعطاهُ اللّهُ کِتابَهُ بِیَمینِهِ . (1)

عنه صلی الله علیه و آله :أیُّما مُؤمِنٍ یُحِبُّ الأَکلَ مَعَ الأَولادِ ، ناداهُ مَلَکٌ مِن تَحتِ العَرشِ : یا عَبدَ اللّهِ استَأنِفِ العَمَلَ ، فَقَد غَفَرَ اللّهُ لَکَ الذُّنوبَ کُلَّها . (2)

عنه صلی الله علیه و آله :ألا اُنَبِّئُکُم بِخَمسٍ مَن کُنَّ فیهِ فَلَیسَ بِمُتَکَبِّرٍ : اِعتِقالِ الشّاهِ (3) ، ولُبسِ الصّوفِ ، ومُجالَسَهِ الفُقَراءِ ، وأن یَرکَبَ الحِمارَ ، وأن یَأکُلَ الرَّجُلُ مَعَ عِیالِهِ . (4)

الإمام الصادق علیه السلام :قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله لِرَجُلٍ : أصبَحتَ صائِما ؟ قالَ : لا ، قالَ : فَأَطعَمتَ مِسکینا ؟ قالَ : لا ، قالَ : فَارجِع إلی أهلِکَ فَإِنَّهُ مِنکَ عَلَیهِم صَدَقَهٌ . (5)

2 / 14رِعایَهُ رَغبَهِ الأَهلِ فِی الأَکلِالإمام الصادق علیه السلام فی قَولِهِ تَعالی : «وَ اللَّهُ فَضَّلَ بَعْضَکُمْ عَلَی بَعْضٍ فِی الرِّزْقِ فَمَا الَّذِینَ فُضِّلُواْ بِرَادِّی رِزْقِهِمْ عَلَی مَا مَلَکَتْ أَیْمَنُهُمْ فَهُمْ فِیهِ سَوَاءٌ» (6) :لا یَجوزُ لِلرَّجُلِ أن یَخُصَّ نَفسَهُ بِشَیءٍ مِنَ المَأکولِ دونَ عِیالِهِ . (7)

1- .تنبیه الغافلین : ص 344 ح 500 عن أبی سعید الخدری . 2- .تنبیه الغافلین : ص 344 ح 499 عن أبی هریره . 3- .اعتِقالُ الشاهِ : هو أن یضع رجلها بین ساقه وفخذه ، ثم یحلبها (النهایه : ج 3 ص 281 «عقل») . 4- .جامع الأحادیث للقمّی : ص 286 عن جابر ؛ التواضع والخمول لابن أبی الدنیا : ص 265 ح 219 ، تاریخ دمشق : ج 62 ص 283 ح 12820 ، الفردوس : ج 3 ص 190 ح 4527 کلّها عن جابر نحوه ، کنزالعمّال : ج 16 ص 107 ح 44077 . 5- .الکافی : ج 5 ص 495 ح 2 ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 285 ح 26 کلاهما عن عبد اللّه بن میمون القداح ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 178 ح 3673 من دون إسنادٍ إلی الإمام الصادق علیه السلام ، ثواب الأعمال : ص 168 ح 4 عن عبد اللّه میمون القدّاح عن الإمام الصادق عن أبیه علیهماالسلام عنه صلی الله علیه و آله وکلاهما نحوه ، بحار الأنوار : ج 103 ص 289 ح 26 . 6- .النحل : 71 . 7- .تفسیر القمّی : ج 1 ص 387 عن حریز بن عبد اللّه ، بحار الأنوار : ج 9 ص 221 ح 106 .


2 / 14 رعایت علاقه خانواده به غذا

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه مؤمن ، با فرزندان خود غذا بخورد ، به ازای هر لقمه ، ثوابِ آزاد کردن یک بنده برایش نوشته می شود ، و شهری [ در بهشت ]برایش بنا می گردد ، و خداوند ، کارنامه او را به دست راستش می دهد .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر مؤمنی که غذا خوردن با فرزندان را دوست داشته باشد ، فرشته ای از زیر عرش ، به او ندا می دهد که : ای بنده خدا ! کردار از سر گیر ، که خداوند ، همه گناهانت را آمرزید .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :آیا شما را از پنج کار خبرندهم که هر کس آنها را انجام دهد ، متکبّر نیست : دوشیدن گوسفند ، پوشیدن پشمینه ، همنشینی با تهی دستان ، سوار شدن الاغ ، و این که مرد با خانواده اش غذا بخورد .

امام صادق علیه السلام :پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به مردی فرمود : «روزه داری ؟» . گفت : نه . فرمود : «بینوایی را اطعام کرده ای ؟» . گفت : نه . فرمود : «پس ، به سوی خانواده ات باز گرد که این کار تو ، برای آنان صدقه است» .

2 / 14رعایت علاقه خانواده به غذاامام صادق علیه السلام درباره این گفته خدای تعالی : «و خدا بعضی از شما را در رزق و روزی ، بر بعضی دیگر برتری داده است ؛ ولی کسانی که فزونی یافته اند ، روزیِ خود را به بندگان نمی دهند تا در آن ، با هم مساوی باشند» : روا نیست که مرد ، چیزی از خوراکی را به خود اختصاص دهد و آن را از خانواده اش دریغ ورزد .

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :المُؤمِنُ یَأکُلُ بِشَهوَهِ أهلِهِ ، وَالمُنافِقُ یَأکُلُ أهلُهُ بِشَهوَتِهِ . (1)

دعائم الإسلام :عَن جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ عَن أبیهِ عَن آبائِهِ عَن رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله أنَّهُ نَهی أن یُشبِعَ الرَّجُلُ نَفسَهُ ویُجیعَ أهلَهُ . (2)

2 / 15الصَّبرُ عَلی سوءِ خُلُقِ الزَّوجِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :ثَلاثٌ مِنَ النِّساءِ یَرفَعُ اللّهُ عَنهُنَّ عَذابَ القَبرِ ، ویَکونُ مَحشَرُهُنَّ مَعَ فاطِمَهَ بِنتِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله : امرَأَهٌ صَبَرَت عَلی غَیرَهِ زَوجِها ، وَامرَأَهٌ صَبَرَت عَلی سوءِ خُلُقِ زَوجِها ، وَامرَأَهٌ وَهَبَت صَداقَها لِزَوجِها ؛ یُعطِی اللّهُ تَعالی لِکُلِّ واحِدَهٍ مِنهُنَّ ثَوابَ ألفِ شَهیدٍ ، ویَکتُبُ لِکُلِّ واحِدَ [هٍ] (3) مِنهُنَّ عِبادَهَ سَنَهٍ . (4)

عنه صلی الله علیه و آله :مَن صَبَرَت عَلی سوءِ خُلُقِ زَوجِها ، أعطاها مِثلَ ثَوابِ آسِیَهَ بِنتِ مُزاحِمٍ . (5)

عنه صلی الله علیه و آله :یَجِبُ عَلَی المَرأَهِ أن تَصبِرَ عَلی زَوجِها عَلَی الضُّرِّ وَالنَّفعِ ، وتَصبِرَ عَلَی الشِّدَّهِ وَالرَّخاءِ ، کَما صَبَرَت زَوجَهُ أیّوبَ المُبَتلی ، صَبَرَت عَلی خِدمَتِهِ ثَمانی عَشرَهَ سَنَهً ، تَحمِلُهُ عَلی عاتِقِها مَعَ الحامِلینَ ، وتَطحَنُ مَعَ الطّاحِنینَ ، وتَغسِلُ مَعَ الغاسِلینَ ، وتَأتیهِ بِکِسرَهٍ یَأکُلُها ویَحمَدُ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ ، وکانَت تُلقیهِ فِی الکِساءِ وتَحمِلُهُ عَلی عاتِقِها ، شَفَقَهً وإحسانا إلَی اللّهِ وتَقَرُّبا إلَیهِ عَزَّ وجَلَّ . (6)

1- .الکافی : ج 4 ص 12 ح 6 عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام ، طبّ النبیّ صلی الله علیه و آله : ص 3 ، بحار الأنوار : ج 62 ص 291 ؛ الفردوس : ج 4 ص 176 ح 6547 عن أبی اُمامه الباهلی ، کنز العمّال : ج 1 ص 156 ح 779 . 2- .دعائم الإسلام : ج 2 ص 193 ح 699 و ص 254 ح 961 . 3- .ما بین المعقوفین سقط من المصدر . 4- .إرشاد القلوب : ص 175 . 5- .مکارم الأخلاق : ج 1 ص 462 ح 1570 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 247 ح 30 . 6- .مستدرک الوسائل : ج 14 ص 242 ح 16604 نقلاً عن کتاب الخطب لأحمد بن عبد العزیز الجلودی .


2 / 15 شکیبایی زن ، در برابر بداخلاقیِ شوهر

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :مؤمن ، با اشتهای خانواده اش می خورَد ، و منافق ، خانواده اش با میل و اشتهای او می خورند .

دعائم الاسلام :از جعفر بن محمّد ، از پدرش ، از پدرانش ، از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که ایشان نهی فرمود از این که مرد ، خودش را سیر کند و خانواده اش را گرسنه بگذارد .

2 / 15شکیبایی زن ، در برابر بداخلاقیِ شوهرپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :سه گروه از زنان اند که خداوند ، عذاب قبر را از آنان بر می دارد و با فاطمه دختر محمّد صلی الله علیه و آله محشور می شوند : زنی که در برابر غیرت شوهرش صبر می کند ؛ زنی که در برابر بداخلاقی شوهرش شکیباست ؛ و زنی که مهریه اش را به شوهرش می بخشد . خداوند متعال ، به هر یک از این گونه زنان ، ثواب هزار شهید می دهد و برای هر یک از آنها ، عبادت یک سال می نویسد .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس بر بداخلاقیِ شوهرش صبر کند ، خداوند ، همانند پاداش آسیه ، دختر مُزاحم (همسر فرعون) به او عطا می فرماید .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :زن باید با شوهرش در زیان و سود ، و سختی و آسایش بسازد ، چنان که همسر ایّوبِ بلاکش ، صبر کرد . هجده سال ، او را صبورانه خدمت کرد . مانند بارکش ها او را بر پشت خود حمل می کرد . با آسیابان ها آسیاب می کرد . با گازران ، گازری می کرد . تکّه نانی برایش می آورد و ایوب می خورد و خداوند عز و جلرا شکر می کرد . همسرش او را در پارچه ای می نهاد و بر پشت خود حمل می نمود و این همه را از سرِ دلسوزی و نیکی کردن برای خدا و تقرّب جستن به خداوند عز و جل انجام می داد .

.

الإمام علیّ علیه السلام :کَتَبَ اللّهُ الجِهادَ عَلَی الرِّجالِ وَالنِّساءِ ، فَجِهادُ الرَّجُلِ بَذلُ مالِهِ ونَفسِهِ حَتّی یُقتَلَ فی سَبیلِ اللّهِ ، وجَهادُ المَرأَهِ أن تَصبِرَ عَلی ما تَری مِن أذی زَوجِها وغَیرَتِهِ . (1)

2 / 16الصَّبرُ عَلی سوءِ خُلُقِ الزَّوجَهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن صَبَرَ عَلی سوءِ خُلُقِ امرَأَتِهِ وَاحتَسَبَهُ أعطاهُ اللّهُ تَعالی بِکُلِّ یَومٍ ولَیلَهٍ یَصبِرُ عَلَیها مِنَ الثَّوابِ ما أعطی أیّوبَ علیه السلام عَلی بَلائِهِ ، وکانَ عَلَیها مِنَ الوِزرِ فی کُلِّ یَومٍ ولَیلَهٍ مِثلَ رَملِ عالِجٍ . (2)

عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ فِی الجَنَّهِ دَرَجَهً لا یَنالُها إلّا إمامٌ عادِلٌ ، أو ذو رَحِمٍ وَصولٌ ، أو ذو عِیالٍ صَبورٌ . (3)

الإمام علیّ علیه السلام :ألا ومَن صَبَرَ عَلی خُلُقِ امرَأَهٍ سَیِّئَهِ الخُلُقِ وَاحتَسَبَ فی ذلِکَ الأَجرَ ، أعطاهُ اللّهُ ثَوابَ الشّاکِرینَ . (4)

عنه علیه السلام فِی الحِکَمِ المَنسوبَهِ إلَیهِ :جِزیَهُ المُؤمِنِ کِراءُ مَنزِلِهِ ، وعَذابُهُ سوءُ خُلُقِ زَوجَتِهِ . (5)

1- .الکافی : ج 5 ص9 ح 1 ، تهذیب الأحکم : ج 6 ص 126 ح 222 کلاهما عن الأصبغ بن نباته ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 439 ح 4516 عن جابر عن الإمام الباقر علیه السلام ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 111 ح 6. 2- .ثواب الأعمال : ص 339 ح 1 عن أبی هریره وابن عباس ، أعلام الدین : ص 419 عن ابن عباس ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 462 ح 1570 نحوه ولیس فیه ذیله من «وکان علیها . . .» ، بحار الأنوار : ج 76 ص 367 ح 30 . 3- .الخصال : ص 93 ح 39 عن أبی بصیر عن الإمام الصادق علیه السلام ، أعلام الدین : ص 152 ، بحار الأنوار : ج 104 ص 70 ح 4 ؛ الفردوس : ج 1 ص 219 ح 842 عن أبی هریره بزیاده «لا یمن علی أهله بما ینفق علیهم» فی آخره ، کنز العمّال : ج 15 ص 834 ح 43314 . 4- .کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 4 ص 16 ح 4968 ، الأمالی للصدوق : ص 516 ح 707 کلاهما عن الحسین بن زید عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، مکارم الأخلاق : ج 2 ص 316 ح 2655 عن الإمام الصادق عن آبائه عنه علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج 103 ص 244 ح 16 . 5- .شرح نهج البلاغه : ج 20 ص 300 ح 430 .


2 / 16 شکیبایی مرد ، در برابر بداخلاقیِ همسر

امام علی علیه السلام :خداوند ، جهاد را بر مردان و زنان ، واجب کرده است . جهادِ مرد ، بخشیدن مال و جان خویش است تا آن که در راه خدا کشته شود ، و جهادِ زن ، این است که در برابر آزار و اذیت شوهرش و غیرت او صبر کند .

2 / 16شکیبایی مرد ، در برابر بداخلاقیِ همسرپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر مردی به خاطر خدا ، در برابر بداخلاقی زنش صبر کند ، خداوند متعال برای هر روز و شبی که در برابرش شکیبایی می ورزد ، همانند ثوابی را به او می دهد که به ایّوب علیه السلام در قبال گرفتاری اش داد ، و گناه زن نیز در هر شب و روز ، به اندازه ریگ های ریگستان است .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :همانا در بهشت ، درجه ای است که جز پیشوای دادگر ، و خویشاوندِ اهل صله رحم ، و عیالوار صبور ، کسی به آن دست نمی یابد .

امام علی علیه السلام :آگاه باشید که هر کس بر اخلاقِ زن بداخلاق، شکیبایی ورزد ، و مزد این کار را از خدا بخواهد ، خداوند، ثواب سپاس گزاران را به او عطا می کند .

امام علی علیه السلام در حکمت های منسوب به ایشان : جزیه مؤمن، همان اجاره منزل اوست ، و عذاب او ، بداخلاقی همسرش .

إحیاء علوم الدین فی أخبارِ الأَنبِیاءِ علیهم السلام : إنَّ قَوما دَخَلوا عَلی یُونُسَ النَّبِیِّ علیه السلام فَأَضافَهُم ، فَکانَ یَدخُلُ ویَخرُجُ إلی مَنزِلِهِ فَتُؤذیهِ امرَأَتُهُ وتَستَطیلُ عَلَیهِ وهُوَ ساکِتٌ ، فَتَعَجَّبوا مِن ذلِکَ . فَقالَ : لا تَعجَبوا ، فَإِنّی سَأَلتُ اللّهَ تَعالی وقُلتُ : ما أنتَ مُعاقِبٌ لی بِهِ فِی الآخِرَهِ فَعَجِّلهُ لی فِی الدُّنیا ، فَقالَ : إنَّ عُقوبَتَکَ بِنتُ فُلانٍ تَتَزَوَّجُ بِها ، فَتَزَوَّجتُ بِها وأنا صابِرٌ عَلی ما تَرَونَ مِنها . (1)

2 / 17التَّغافُلُالإمام علیّ علیه السلام :مَن لَم یَتَغافَل ولا یَغُضُّ عَن کَثیرٍ مِنَ الاُمورِ ، تَنَغَّصَت عیشَتُهُ . (2)

الإمام زین العابدین علیه السلام فی وَصِیَّتِهِ لِلإِمامِ الباقِرِ علیه السلام : اِعلَم یا بُنَیَّ أنَّ صَلاحَ شَأنِ الدُّنیا بِحَذافیرِها فی کَلِمَتَینِ : إصلاحُ شَأنِ المَعاشِ مِل ءُ مِکیالٍ ثُلُثاهُ فِطنَهٌ وثُلُثُهُ تَغافُلٌ ؛ لِأَنَّ الإِنسانَ لا یَتَغافَلُ عَن شَیءٍ (3) قَد عَرَفَهُ فَفَطِنَ لَهُ (4) . (5)

1- .إحیاء علوم الدین : ج 2 ص 51 . 2- .غرر الحکم : ح 9149 . 3- .هکذا والظاهر أنّ الصحیح : «لا یتغافل إلّا عن شیء» . 4- .فی المصدر : «فیه» بدل «له» وما فی المتن أثبتناه من بعض نسخ المصدر . 5- .کفایه الأثر : ص 240 عن عثمان بن خالد ، تحف العقول : ص 359 عن الإمام الصادق علیه السلام ، نزهه الناظر : ص 100 ح 18 ، کشف الغمه : ج 2 ص 362 ، الدره الباهره : ص 28 و الثلاثه الأخیره عن الإمام الباقر علیه السلام وکلّها نحوه ولیس فیها ذیله ، بحار الأنوار : ج 78 ص 188 ح 33 ؛ البیان و التبیین : ج 1 ص 84 عن الإمام الباقر علیه السلام نحوه .


2 / 17 چشم پوشی

اِحیاء علوم الدین در اخبار پیامبران علیهم السلام : عدّه ای بر یونس پیامبر علیه السلام در آمدند و یونس ، به پذیرایی از ایشان پرداخت . او به درونِ خانه ، رفت و آمد می کرد و همسرش آزارش می داد و با وی گستاخی می کرد ؛ امّا یونس ، هیچ نمی گفت . آن عدّه ، از این حال ، متعجّب شدند . یونس علیه السلام فرمود : تعجّب نکنید ؛ زیرا من از خداوند متعال درخواست کردم و گفتم : هر کیفری را که می خواهی در آخرت به من بدهی ، در همین دنیا به من برسان . خداوند فرمود : «کیفر تو ، دختر فلان کس است که با او ازدواج می کنی» . من با او ازدواج کردم و بر کارهای او همانطور که می بینید صبر می کنم .

2 / 17چشم پوشی امام علی علیه السلام :هر که از بسیاری امور ، تغافل و چشم پوشی نکند ، زندگی اش تیره می شود .

امام زین العابدین علیه السلام در توصیه اش به امام باقر علیه السلام : بدان ای فرزندم ، که درستیِ کار دنیا ، به طور کلّی ، در دو کلمه است : اصلاح امور زندگی ، همانند پیمانه پُری است که دو سوم آن ، توجّه و هوشیاری است و یک سومش چشمپوشی ؛ زیرا انسان، چشمپوشی نمی کند ، مگر از چیزی که آن را می داند و متوجّه آن است .

2 / 18القَناعَهُ الإمام علیّ علیه السلام :أنعَمُ النّاسِ عَیشا مَن مَنَحَهُ اللّهُ سُبحانَهُ القَناعَهَ ، وأصلَحَ لَهُ زَوجَهُ . (1)

عنه علیه السلام :القَناعَهُ أهنَأُ عَیشٍ . (2)

عنه علیه السلام :أطیَبُ العَیشِ القَناعَهُ . (3)

سلیمان علیه السلام مِن حِکَمِهِ : کُلُّ العَیشِ جَرَّبناهُ ؛ لَیِّنِهِ وشَدیدِهِ ، فَوَجَدناهُ یَکفی مِنهُ أدناهُ . (4)

2 / 19الرِّضاالإمام علیّ علیه السلام :مَن رَضِیَ بِالقَضاءِ طابَ عَیشُهُ . (5)

عنه علیه السلام :إنَّ أهنَأَ النّاسِ عَیشا ، مَن کانَ بِما قَسَمَ اللّهُ لَهُ راضِیا . (6)

عنه علیه السلام مِن وَصِیَّتِهِ لِابنِهِ مُحَمَّدِ بنِ الحَنَفِیَّهِ : لا مالَ أذهَبُ لِلفاقَهِ مِنَ الرِّضا بِالقوتِ ، ومَنِ اقتَصَرَ عَلی بُلغَهِ الکَفافِ فَقَدِ انتَظَمَ الرّاحَهَ ، وتَبَوَّأَ خَفضَ الدَّعَهِ . (7)

1- .غرر الحکم : ح 3295 ، عیون الحکم والمواعظ : ص 124 ح 2827 . 2- .غرر الحکم : ح 933 ، عیون الحکم والمواعظ : ص 23 ح 193 . 3- .غرر الحکم : ح 2918 ، عیون الحکم والمواعظ : ص 113 ح 2491 . 4- .المصنّف لابن أبی شیبه : ج 8 ص 117 ح 1 ، شعب الإیمان : ج 5 ص 47 ح 5731 ، حلیه الأولیاء : ج 4 ص 118 ح 260 ، جامع بیان العلم وفضله : ج 2 ص 21 ، تاریخ دمشق : ج 22 ص 283 ، شرح نهج البلاغه : ج 3 ص 159 وفیه «أهنأه» بدل «یکفی منه» وکلاهما نحوه . 5- .غرر الحکم : ح 8011 ، عیون الحکم والمواعظ : ص 454 ح 8177 . 6- .غرر الحکم : ح 3397 ، عیون الحکم والمواعظ : ص 143 ح 3197 نحوه . 7- .کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 4 ص 385 ح 5834 ، نهج البلاغه : الحکمه 371 ، تحف العقول : ص 90 وفیه «تعجل» بدل «فقد انتظم» ، بحار الأنوار : ج 77 ص 238 ح 1 .


2 / 18 قناعت

2 / 18قناعتامام علی علیه السلام :خوش ترین زندگی ، از آنِ کسی است که خداوند پاک ، به او قناعت بخشیده و همسری شایسته ، روزی اش کرده است .

امام علی علیه السلام :قناعت ، گواراترین زندگی را به همراه دارد .

امام علی علیه السلام :خوش ترین زندگی ، در قناعت است .

سلیمان علیه السلام از سخنان حکمت آمیز او : همه زندگی را از خوش و ناخوشِ آن آزمودیم . پس دریافتیم که از آن ، کمترینش کفایت می کند .

2 / 19 خُرسندی

2 / 19خُرسندیامام علی علیه السلام :کسی که راضی به قضاست ، زندگی اش خوش است .

امام علی علیه السلام :گواراترین زندگی ، از آنِ کسی است که به آنچه خداوند قسمت او کرده ، خرسند است .

امام علی علیه السلام از توصیه ایشان به فرزندش محمّد بن حنفیه : هیچ ثروتی ، مانند خرسند بودن به روزیِ روزانه ، فقر را از بین نمی بَرد ، و آن که به قدر کفافْ بسنده می کند ، آسودگی را به چنگ آورده ، و در آسایش و رفاه ، جای گرفته است .


2 / 20الغَیرَهُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :کُن غَیورا ، فَإِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الغَیورَ . (1)

عنه صلی الله علیه و آله :أیُّما رَجُلٍ رَضِیَ بِتَزَیُّنِ امرَأَتِهِ وتَخرُجُ مِن بابِ دارِها ، فَهُو دَیّوثٌ ، ولا یَأثَمُ مَن یُسَمّیهِ دَیّوثا . وَالمَرأَهُ إذا خَرَجَت مِن بابِ دارِها مُتَزَیِّنَهً مُتَعَطِّرَهً وَالزَّوجُ بِذاکَ راضٍ ، بُنِیَ لِزَوجِها بِکُلِّ قَدَمٍ بَیتٌ فِی النّارِ . (2)

کتاب من لا یحضره الفقیه :قالَ [رَسولُ اللّهِ] صلی الله علیه و آله : إنَّ الجَنَّهَ لَتوجَدُ ریحُها مِن مَسیرَهِ خَمسِمِئَهِ عامٍ ، ولا یَجِدُها عاقٌّ ولا دَیّوثٌ . قیلَ : یا رَسولَ اللّهِ ومَا الدَّیّوثُ ؟ قالَ : الَّذی تَزنِی امرَأَتُهُ وهُوَ یَعلَمُ بِها . (3)

الإمام علیّ علیه السلام :یا أهلَ العِراقِ ، نُبِّئتُ أنَّ نِساءَکُم یُدافِعنَ الرِّجالَ فِی الطَّریقِ ، أما تَستَحیونَ ؟ ! (4)

عنه علیه السلام :أما تَستَحیونَ ولا تَغارونَ ؟ نِساؤُکُم یَخرُجنَ إلَی الأَسواقِ ویُزاحِمنَ العُلوجَ ! (5)

1- .قضاء الحوائج لابن أبی الدنیا : ص 52 ح 44 ، الفردوس : ج 5 ص 325 ح 8327 کلاهما عن الإمام علیّ علیه السلام ، کنز العمّال : ج 15 ص 876 ح 43484 . 2- .جامع الأخبار : ص 447 ح 1259 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 249 ح 38 . 3- .کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 444 ح 4542 ، الخصال : ص 37 ح 15 عن جابر عن الإمام الباقر علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، روضه الواعظین : ص 401 عن الإمام الباقر علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، بحار الأنوار : ج 79 ص 114 ح 1 . 4- .الکافی : ج 5 ص 537 ح 6 ، المحاسن : ج 1 ص 204 ح 356 وفیه «یوافین» بدل «یدافعن» بزیاده «لعن اللّه من لا یغار» فی آخره وکلاهما عن غیاث بن إبراهیم عن الإمام الصادق علیه السلام ، مشکاه الأنوار : ص 417 ح 1404 عن الإمام الصادق عن آبائه عنه علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج 79 ص 115 ح 7 . 5- .الکافی : ج 5 ص 537 ح 6 ، مشکاه الأنوار : ص 417 ح 1405 ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 174 ح 2 ؛ مسند ابن حنبل : ج 1 ص 282 ح 1118 عن هبیره نحوه .

2 / 20 غیرت

2 / 20غیرتپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :غیرتمند باش ؛ زیرا خداوند ، انسان غیرتمند را دوست دارد .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر مردی که راضی است همسرش خود را بیاراید و از خانه بیرون برود ، آن مرد ، دیّوث است ، و هر که او را دیّوث بنامد ، گناه نکرده است . هر گاه زن ، آرایش کنان و عطرزنان ، از خانه اش خارج شود و شوهرش به این کارِ او راضی باشد ، به ازای هر قدمی که بر می دارد ، برای شوهر او ، خانه ای در جهنّم بنا می شود .

کتاب من لا یحضره الفقیه :[ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ] فرمود : بوی بهشت ، از مسافت پانصد سالْ راه ، به مشام می رسد ؛ امّا چنین بویی را فرزند ناخلف و انسان دیّوث ، استشمام نمی کنند . گفته شد : دیّوث چیست ، ای پیامبر خدا؟ فرمود : «کسی که زنش زنا می دهد و او از آن ، آگاه است» .

امام علی علیه السلام :ای مردم عراق ! خبردار شده ام که زنان شما در گذرگاه ها ، با مردان ، تنه به تنه می خورند . آیا شرم نمی کنید ؟!

امام علی علیه السلام :آیا شرم نمی کنید و غیرت ندارید که زنان شما به بازارها می روند و با بی نزاکت ها درهم می آمیزند؟!

عنه علیه السلام :مازَنی غَیورٌ قَطُّ . (1)

الإمام الباقر علیه السلام :ثَلاثَهٌ لا یَقبَلُ اللّهُ لَهُم صَلاهً ، مِنهُمُ الدَّیّوثُ الَّذی یُفجَرُ بِامرَأَتِهِ . (2)

الإمام الصادق علیه السلام :إنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ لَم یَجعَلِ الغَیرَهَ لِلنِّساءِ ، وإنَّما تَغارُ المُنکَراتُ مِنهُنَّ ، فَأَمَّا المُؤمِناتُ فَلا ، إنَّما جَعَلَ اللّهُ الغَیرَهَ لِلرِّجالِ لِأَنَّهُ أحَلَّ لِلرَّجُلِ أربَعا وما مَلَکت یَمینُهُ ، ولَم یَجعَل لِلمَرأَهِ إلّا زَوجَها ، فَإِذا أرادَت مَعَهُ غَیرَهُ کانَت عِندَ اللّهِ زانِیَهً . (3)

1- .نهج البلاغه : الحکمه 305 ، غرر الحکم : ح 9477 . 2- .المحاسن : ج 1 ص 205 ح 358 عن محمّد بن مسلم ، بحار الأنوار : ج 79 ص 115 ح 9 . 3- .الکافی : ج 5 ص 505 ح 2 ، علل الشرائع : ص 505 ح 1 کلاهما عن سعد الجلاب ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 444 ح 4543 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 510 ح 1778 کلاهما عن جابر عن الإمام الباقر علیه السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج 103 ص 247 ح 25 .

امام علی علیه السلام :هیچ غیرتمندی ، هرگز زنا نکرده است .

امام باقر علیه السلام :سه کس اند که خداوند از آنان ، نمازی را نمی پذیرد که یکی از آنان ، مرد دیّوث است ؛ یعنی مردی که با زنش ، زنا می شود .

امام صادق علیه السلام :خداوند عز و جل ، غیرت را برای زنان قرار نداده است . فقط زنان بی ایمان اند که غیرت می ورزند ؛ امّا زنان مؤمن ، نه . خداوند ، غیرت را فقط برای مردانْ قرار داده است ؛ چون برای مرد ، چهار [ زن ] و کنیزانش را حلال کرده ، ولی برای زن ، فقط شوهرش را قرار داده است . پس ، هر گاه زنی در کنار شوهرش ، مرد دیگری بخواهد ، نزد خداوند ، زناکار است .


الفصل الثالث : التّربیه الدّینیّه3 / 1دَورُ الدّینِ فِی المَعیشَهِالإمام علیّ علیه السلام فی ذِکرِ حَدیثِ مِعراجِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله : قالَ اللّهُ عَزَّ وجَلَّ : . . . یا أحمَدُ ! هَل تَدری أیُّ عَیشٍ أهنَأُ ، وأیُّ حَیاهٍ أبقی ؟ قالَ : اللّهُمَّ لا ! قالَ : أمَّا العَیشُ الهَنیءُ فَهُوَ الَّذی لا یَفتُرُ صاحِبُهُ عَن ذِکری ، ولا یَنسی نِعمَتی ، ولا یَجهَلُ حَقّی ، یَطلُبُ رِضایَ لِیلَهُ ونَهارَهُ ... . (1)

عنه علیه السلام :کانَتِ الفُقَهاءُ وَالعُلَماءُ إذا کَتَبَ بَعضُهُم إلی بَعضٍ کَتَبوا بِثَلاثَهٍ لَیسَ مَعَهُنَّ رابِعَهٌ : مَن کانَت هِمَّتُهُ آخِرَتَهُ کَفاهُ اللّهُ هَمَّهُ مِنَ الدُّنیا ، ومَن أصلَحَ سَریرَتَهُ أصلَحَ اللّهُ عَلانِیَتَهُ ، ومَن أصلَحَ فیما بَینَهُ وبَینَ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ أصلَحَ اللّهُ تَبارَکَ وتَعالی فیما بَینَهُ وبَینَ النّاسِ . (2)

عنه علیه السلام :مَن رُزِقَ الدّینَ فَقَد رُزِقَ خَیرَ الدُّنیا وَالآخِرَهِ . (3)

1- .إرشاد القلوب : ص 204 ، بحار الأنوار : ج 77 ص 28 ح 6 . 2- .الکافی : ج 8 ص 307 ح 477 عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 4 ص 396 ح 5845 ، الأمالی للصدوق : ص 87 ح 55 ، الخصال : ص 129 ح 133 ، ثواب الأعمال : ص 216 ح 1 کلّها عن إسماعیل بن أبی زیاد السکونی عن الإمام الصادق عن آبائه عنه علیهم السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج 103 ص 29 ح 50 . 3- .غرر الحکم : ح 8523 ، عیون الحکم والمواعظ : ص 450 ح 8000 .