کتابخانه:حکمت نامه کودک

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
حکمت نامه کودک: ویژه زوج های جوان و مربیان امور تربیتی
مشخصات کتاب
خطا در ایجاد بندانگشتی: نمی‌توان تصویر بندانگشتی را در مقصد ذخیره کرد

نویسنده محمدی ری شهری ؛ همکار و مترجم عباس پسندیده.
زبان فارسی
ناشر موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، سازمان چاپ و نشر،
محل انتشارات قم
تاریخ نشر ۱۳۸۵
قطع م س 21 × 11
شابک ۹۶۴-۴۹۳-۱۲۹-۷
دانلود PDF


محتویات

پیش گفتار

پیش گفتار«رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَ جِنَا وَذُرِّیَّتِنَا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا» . [۱] فرزند شایسته ، خواسته طبیعی و فطری همه انسان هاست . همه آرزو دارند فرزندانی سالم و صالح داشته باشند ؛ فرزندانی که روشنی بخشِ دیده و شادی بخش جان آنها باشند . حتّی انسان های ناشایسته نیز دوست دارند فرزند آنها خوب و شایسته باشد . امّا همّت پرورش یافتگان در مکتب قرآن ، از این خواست طبیعی فراتر است . آنها می خواهند نه تنها فرزندانشان خوب و شایسته باشند ؛ بلکه می خواهند فرزندان آنها در کنار خانواده ، پیشوا و سرمشقِ انسان های شایسته بشوند . آنان ، در مقام نیایش به خدای مهربان چنین می گویند : «رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَ جِنَا وَذُرِّیَّتِنَا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا . پروردگارا! به ما از همسران و فرزندانمان ، آن ده که مایه روشنی چشمان ما باشد، و ما را پیشوایِ پرهیزگاران گردان» . مسئله مهم این است که : چگونه می توان به این آرزوی بلند ، دست یافت و زمینه اجابت این دعا را در مورد فرزندان فراهم ساخت ؟ پاسخ این است که پرورش فرزند شایسته ، بر سه رکن اساسی استوار است . این ارکان عبارت اند از : 1 . خانواده شایسته 2 . رعایت حقوق کودک 3 . وظیفه شناسی کودک . حکمت نامه کودک ، رهنمودهای قرآن و پیشوایان اسلام را درباره این ارکان ، در سه بخش ارائه می نماید . بخش اوّل ، شامل چهار فصل است و در آن ، مسئولیت جامعه اسلامی در ساماندهیِ خانواده های شایسته ، نقش وراثت در خوش بختی فرزند ، نقش تغذیه پدر و مادر در سلامت و سعادت فرزند ، و نقش چگونگی انعقاد نطفه در آینده فرزند از زبان پیشوایان اسلام ، بیان می شود . در بخش دوم ، حقوق کودک از نگاه اسلام ، در شش فصل ارائه می گردد : فصل اوّل ، درباره حقوق نوزاد است ، این حقوق عبارت اند از : 1 . بزرگداشت تولّد ، 2 . غسل ولادت ، 3 . اذان گفتن در گوش راست و اقامه گفتن در گوش چپ ، 4 . کام برداشتن با آب فرات و تربت سیّدالشهدا ، 5 . انتخاب نام نیکو ، 6 . تراشیدن سر و صدقه دادن هم وزن آن طلا یا نقره ، 7 . عقیقه کردن ، 8 . ختنه کردن . فصل دوم ، درباره حقوق کودک شیرخوار است . این فصل ، رهنمودهای پیشوایان اسلام درباره تغذیه کودک از شیر مادر و یا دایه شایسته و ضرورت احترام به احساسات نوزاد را بیان می نماید .
در فصل سوم ، تعلیم و تربیت کودک ، به عنوان مهم ترین حقوق کودک ، مورد بررسی قرار می گیرد و نکات مهمّی درباره اهمیّت تعلیم و تربیت کودک و مسئولیتی که دولت اسلامی و خانواده ها در این زمینه دارند (از مهم ترین چیزهایی که هنگام تربیت کودک ، ضرور است و تربیت جنسی او و از همه مهم تر ، روش تربیتی اسلام) ارائه می گردد . در فصل چهارم ، اخلاق تربیت ، مانند : مهربانی با کودک ، احترام به کودک ، سلام کردن به کودک ، عدالت رفتاری میان فرزندان ، وفا به وعده داده شده به کودک و شاد کردن او ، به عنوان حقوق تربیتی کودک ، مطرح می شود . در فصل پنجم ، توجّه مربّیان به نقش آرایش و ارضای حسّ زیبایی طلبی کودک ، و همچنین نقش بازی در رشد کودک ، جلب می گردد . در فصل ششم ، تأکید بر دعا برای فرزندان و نهی از نفرین کردن آنها ، بیانگر نقش تربیتی دعا در کنار برنامه ریزی و تلاش است . لذا از آن به عنوان یکی از حقوق کودک ، یاد می شود . دعای امام سجّاد علیه السلامبرای فرزندانش که در پایان این فصل آمده ، رهنمود ارزنده ای برای خانواده های مسلمان است . بخش سوم ، اختصاص به وظایف کودک دارد . بر مربّی شایسته ، لازم است علاوه بر انجام دادن وظایفی که در بخش اوّل و دوم این مجموعه آمده ، زمینه وظیفه شناسی کودک را نیز فراهم سازد . این بخش ، در چهار فصل ، رهنمودهایی را در زمینه وظایف شخصی کودک ، وظایف او در برابر پدر ، مادر ، آموزگار ، بزرگ تر از خود و دوستان ، تقدیم می دارد .
گفتنی است که مخاطبان حکمت نامه کودک ، عبارت اند از : خانواده ها ، مربّیان امور تربیتی کودکان و پژوهشگران تعلیم و تربیت کودک . بنا بر این ، کودکان ، مخاطب مستقیم این مجموعه نیستند . نکته دیگر ، این که تلاش کرده ایم حکمت نامه کودک ، جامع متنِ مهم ترین رهنمودهای قرآن و احادیث اسلامی در زمینه آموزش و پرورش کودک باشد . همچنین ، تحلیل ها و توضیحات لازم درباره این موارد ، بدان افزوده گردید . امّا بی تردید ، شرح این حکمت ها ، نیاز به کتاب های مستقل در زمینه های مختلف مسائل تربیتی کودکان دارد . از این رو ، این مجموعه می تواند سرمایه فرهنگی ارزنده ای برای تهیّه کنندگان کتاب های ویژه تعلیم و تربیت کودکان باشد . سپاس و تقدیر صمیمانه خود را به تمام همکاران عزیز و بزرگواری که در «پژوهشکده علوم و معارف حدیث» ، مرا در تألیف و تحقیق این اثر مفید و ارزشمند یاری دادند ، بویژه فاضل ارجمند جناب آقای عبّاس پسندیده که افزون بر همکاری در تدوین ، ترجمه احادیث این مجموعه را به عهده داشتند تقدیم می دارم و از خداوند منّان ، برای همه آنان ، پاداشی درخور فضل حضرتش ، مسئلت دارم . ربّنا! تقبّل منا، إنّک أنت السمیع العلیم . محمّد محمّدی ری شهری سوم تیرماه 1384 هفدهم جمادی الاوّل 1426

اشاره

درآمد

ساماندهی خانواده شایسته

درآمد خانواده ، نخستین رکن اساسی پرورش کودکان شایسته است . زیربنای شخصیت کودک ، در خانواده سرشته می گردد و از این رو ، حقوق کودک بر خانواده به دو بخش تقسیم می شود : حقوق قبل از تولّد و حقوق بعد از تولّد . بر این پایه ، از منظر اسلام ، مسئولیت پدر و مادر نسبت به فرزند ، پیش از تولّد آغاز می شود و کودک ، حتّی پیش از آن که متولّد شود ، بر پدر و مادر خود حقوقی دارد که اگر رعایت نگردد ، آثار تعلیم و تربیت او کاهش می یابد . رهنمودهای پیشوایان اسلام در این زمینه ، در بخش اول از حکمت نامه کودک ، در چهار فصل آمده است :

ساماندهی خانواده شایسته

در فصل یکم ، ضمن تبیین ارزش فرزندخواهی و اهمیّت تشکیل خانواده ، این نکته مورد تأکید قرار گرفته است که جنسیت فرزند ، اهمّیتی ندارد که دختر باشد یا پسر . آنچه مهم است ، سلامت و شایستگی فرزند است و از آن جا که نوزدان دختر ، غالبا مورد نامهربانی بوده اند ، پیشوایان اسلام ، نسبت به لطف و

کنترل جمعیت از دیدگاه اسلام

محبّت به آنان ، فراوان سفارش کرده اند . قرآن کریم ، تصریح می کند که کودکان اهل ایمان ، در سرای جاوید ، به خانواده خود در بهشت می پیوندند و بدین سان ، خانواده های شایسته پرور ، مورد تقدیر و تشویق قرار می گیرند . در مقابل ، روایات اسلامی ، نسبت به خطر فرزندان ناشایسته به شدّت هشدار داده و از آنان به عنوان سخت ترین مصائب خانواده یاد کرده اند .
کنترل جمعیت از دیدگاه اسلامبا تأمّل در آنچه ذکر شد ، معلوم می شود که مقصود از احادیثی که مسلمانان را به کثرت فرزندان تشویق می نمایند ، برنامه ریزی برای پرورش هر چه بیشتر فرزندان سالم و صالح و ساختن جامعه نمونه است و در این صورت ، نه تنها اسلام با کنترل رشد جمعیت مخالف است ، بلکه از افزایش جمعیت جامعه الهی جانبداری می نماید ؛ امّا در شرایطی که به دلیل مشکلات اقتصادی و مفاسد فرهنگی ، خانواده ها توان شایسته پروری ندارند ، بدون تردید ، کثرت فرزندان مطلوب نیست و نیاز به برنامه ریزی برای کنترل جمعیت وجود دارد . بنا بر این ، بر اساس رهنمودهای پیشوایان اسلام ، دولت اسلامی و خانواده های مسلمان موظّف اند برای افزایش جمعیت جامعه اسلامی با عنایت به توان اقتصادی و فرهنگی خود ، برنامه ریزی نمایند و در صورتی که به هر دلیل ، پرورش انسان های صالح با افزایش جمعیت منافات پیدا کرد ، مانع رشد جمعیت ناشایست شوند .

نقش وراثت

نقش وراثت در فصل دوم حکمت نامه ، نقش مثبت و یا منفیِ وراثت در سازندگیِ شخصیت کودک ، از زبان پیشوایان اسلام بیان شده است که کودک ، نه تنها میراث دار خصوصیات ظاهری و جسمی پدر و مادر است؛ بلکه ویژگی های روحی و باطنی آنان (مانند : شجاعت ، سخاوت و حُسن خلق) به فرزند منتقل می گردد . نکته قابل توجّه این که از منظر روایات اسلامی ، نقش وراثتی مادر در فرزند ، بیش از پدر است و کسانی که می خواهند فرزندانی سالم ، نیرومند ، زیبا و صالح داشته باشند ، باید در انتخاب همسر دقّت کنند .

نقش غذای پدر و مادر

فصل سوم حکمت نامه ، اختصاص به تبیین نقش غذای پدر و مادر در آینده فرزند دارد ، مهم ترین رهنمود پیشوایان اسلام در این زمینه ، هشدار نسبت به نقش ویرانگر غذای حرام است . نطفه ای که از غذای حرام تشکیل شده ، زمینه ساز بسیاری از آلودگی ها و انحرافات کودک است . خانواده هایی که مایل اند فرزندان آنان ، سعادتمند باشد ، باید از غذای حرام اجتناب کنند ؛ خصوصا مادران در دوران بارداری باید بیشتر مواظب غذای خود باشند و در میهمانی هایی که غذای آنها شبهه ناک است ، شرکت نکنند . افزون بر این ، خوردن برخی میوه ها و غذاها پیش از انعقاد نطفه ، به پدران و در ایّام بارداری و نفاس به مادران توصیه شده که در متن حکمت نامه آمده است .

نقشِ چگونگی آمیزش از نگاه اسلام

مشروع بودن آمیزش جنسی و نامشروع بودن آن ، نقش اساسی در خصوصیات مثبت و یا منفی کودک دارد . از نگاه پیامبر خدا ، نخستین نعمت الهی به انسان ، حلال زادگی و پاکی ولادت است . بسیاری از مفاسد اجتماعی ، حاصل بزهکاری موالید نامشروع است . البته این ، بدان معنا نیست که موالید نامشروع ، نمی توانند راه درست را برای زندگی انتخاب کنند ؛ لیکن بی تردید ، انتخاب و راه صحیح زندگی برای آنان دشوار است . فصل چهارم از این بخش ، آثار مثبت حلال زادگی را در تکوین شخصیت کودک ، بیان می کند و نسبت به موالید نامشروع ، هشدار می دهد . افزون بر این ، توصیه می کند که پدران و مادران برای خوش بختی فرزندانشان ، از وی هنگام آمیزش غفلت نکنند . همچنین در روایاتی درباره نقش احوال و اوقات خاص آمیزش در آینده کودک ، در پایان این فصل خواهد آمد . [۲]

الفَصلُ الأَوَّلُ

الأُسرَهُ1 / 1بِناءُ الأُسرَهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :ما یَمنَعُ المُؤمِنَ أَن یَتَّخِذَ أهلاً ، لَعَلَّ اللّهَ أن یَرزُقَهُ نَسَمهً [۳] تُثقِلُ الأَرضَ بِلا إلهَ إلاَّ اللّهُ . [۴] عنه صلی الله علیه و آله :خِیارُ اُمَّتِی المُتَأَهِّلونَ ، و شِرارُ اُمَّتِی العُزّابُ . [۵] عنه صلی الله علیه و آله :ما بُنِیَ بِناءٌ فِی الإِسلامِ أحَبُّ إلَی اللّهِ تَعالی مِنَ التَّزویجِ . [۶] عنه صلی الله علیه و آله :اِتَّخِذُوا الأَهلَ ؛ فَإِنَّهُ أَرزَقُ لَکُم . [۷]

فصل یکم : خانواده

تشکیل خانواده

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :شخص باایمان ، نباید از تشکیل خانواده امتناع ورزد ؛ [زیرا با این اقدام ] امید می رود خداوند ، فرزندانی روزیِ او گردانَد که زمین را با «لا اله إلاّ اللّه » ، گران بها سازند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :همسرداران ، بهترین امّت من ، و بی همسران ، بدترین امّت من هستند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :در اسلام ، هیچ بنایی نزد خداوند متعال ، دوست داشتنی تر از ازدواج نیست .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خانواده تشکیل دهید ، که مایه فزونی روزیِ شماست .
طَلَبُ الوَلَدِ رسول اللّه صلی الله علیه و آله :اُطلُبُوا الوَلَدَ وَ التَمِسوهُ ؛ فَإنَّهُ قُرَّهُ العَینِ، و رَیحانَهُ القَلبِ . [۸] عنه صلی الله علیه و آله :لا یَدَع أحَدُکُم طَلَبَ الوَلَدِ ؛ فَإِنَّ الرَّجُلَ إذا ماتَ و لَیسَ لَهُ وَلَدٌ انقَطَعَ اسمُهُ . [۹] عنه صلی الله علیه و آله :بَیتٌ لا صِبیانَ فیهِ لا بَرَکَهَ فیهِ. [۱۰] عنه صلی الله علیه و آله :ما وُلِدَ فی أهلِ بَیتٍ غُلامٌ إلاّ أصبَحَ فیهِم عِزٌّ لَم یَکُن. [۱۱] عنه صلی الله علیه و آله :ریحُ الوَلَدِ مِن ریحِ الجَنَّهِ. [۱۲] عنه صلی الله علیه و آله :الوَلَدُ للوالِدِ رَیحانَهٌ مِنَ اللّهِ یَشَمُّها، (قَسَّمَها) بَینَ عِبادِهِ. [۱۳] عنه صلی الله علیه و آله :الوَلَدُ ثَمَرُ القَلبِ، و إنَّهُ مَجبَنَهٌ مَبخَلَهٌ مَحزَنَهٌ. [۱۴] عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ لِکُلِّ شَی ءٍ ثَمَرَهً، و ثَمَرَهَ القَلبِ الوَلَدُ. [۱۵]

فرزند خواهی

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :فرزند بخواهید و آن را طلب کنید ؛ چرا که مایه روشنی چشم و شادیِ قلب است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هیچ یک از شما نباید فرزند خواهی را وا گذارد ؛ چرا که وقتی انسان بمیرد و فرزندی نداشته باشد ، از نام و آوازه می افتد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خانه ای که کودک در آن نباشد ، برکت در آن نیست .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :در هیچ خانواده ای پسری زاده نشده ، مگر آن که عزّتی یافتند که پیش از آن نداشتند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بوی فرزند ، [ نسیمی ] از بوی بهشت است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :فرزند برای پدر ، گلی خوش بو از جانب خداست که آن را می بوید . [این گل را خداوند] میان بندگانش تقسیم کرده است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :فرزند ، میوه دل است و همو ، مایه ترس و بخل و اندوه است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر چیزی میوه ای دارد و میوه دل ، فرزند است .
مسند ابن حنبل عن الأشعث ابن قیس :قَدِمتُ عَلی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آلهفی وَفدِ کِندَهَ، فَقالَ لی : هَل لَکَ مِن وَلَدٍ ؟ قُلتُ : غُلامٌ وُلِدَ لِی فی مَخرَجی إلَیکَ مِن ابنَهِ جَدٍّ، [۱۶] و لَوَدِدتُ أنَّ مَکانَهُ شِبعُ القَومِ ! قالَ صلی الله علیه و آله : لا تَقولَنَّ ذلِکَ، فَإِنَّ فیهِم قُرَّهَ عَینٍ وأجرا إذا قُبِضوا ثَمَّ، و لَئِن قُلتَ ذاکَ إنَّهُم لَمَجبَنَهٌ مَحزَنَهٌ، إنَّهُم لَمَجبَنَهٌ مَحزَنَهٌ. [۱۷] الإمام زین العابدین علیه السلام :مِن سَعادَهِ الرَّجُلِ أن یَکونَ لَهُ وُلدٌ یَستَعینُ بِهِم . [۱۸] الإمام الکاظم علیه السلام :سَعَدَ امرُؤٌ لَم یَمُت حَتَّی یَری خَلَفا مِن نَفسِهِ . [۱۹] الکافی عن بکر بن صالح :کَتَبتُ إلی أبِی الحَسَنِ علیه السلام : إنِّی اجتَنَبتُ طَلَبَ الوَلَدِ مُنذُ خَمسِ سِنینَ، و ذلِکَ أنَّ أهلی کَرِهَت ذلِکَ و قالَت : إنَّهُ یَشتَدُّ عَلَیَ تَربِیَتُهُم ؛ لِقِلَّهِ الشَّیءِ، فَما تَری ؟ فَکَتَبَ علیه السلام إلَیَ : اُطلُبِ الوَلَدَ ؛ فَإِنَّ اللّهَ عز و جلیَرزُقُهُم. [۲۰] الإمام الرضا [۲۱] علیه السلام :الإمام الرضا [۲۲] علیه السلام : إنَّ اللّهَ تَبارَکَ و تَعالی إذا أَرادَ بِعَبدٍ خَیرا لَم یُمِتهُ حَتّی یُرِیَهُ الخَلَفَ.
مسند ابن حنبل به نقل از اشعث بن قیس :با نمایندگان قبیله کَنده ، بر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وارد شدم . به من فرمود : «آیا فرزندی داری؟». گفتم : هنگام حرکت به سوی شما ، پسری از دختر جد ، [۲۳] برایم متولّد شد ؛ ولی به جای آن ، سیریِ خانواده ام را دوست می داشتم . پیامبر صلی الله علیه و آلهفرمود : «هرگز ، این را مگو ؛ چرا که آنان ، نور چشم اند [اگر بمانند] و آن گاه که گرفته شوند (بمیرند) ، مایه پاداش [الهی] اند ؛ ولی اگر بگویی که آنان ، مایه ترس و اندوه اند ، آری ؛ [چنین است ]آنان ، مایه ترس و اندوه اند .
امام زین العابدین علیه السلام :از سعادت مرد ، داشتن فرزندانی است که از آنها کمک می گیرد .
امام کاظم علیه السلام :کسی خوش بخت است که نمیرد تا جانشینی از [نسل ]خود را ببیند .
الکافی به نقل از بکر بن صالح :به امام کاظم علیه السلام نوشتم : «من ، پنج سال است که از فرزنددار شدن ، خودداری کرده ام و این ، بدان جهت است که همسرم آن را ناخوش می دارد و می گوید : به خاطر کمیِ مال ، پرورش آنان برای من سخت است . نظر شما چیست ؟ امام علیه السلام در پاسخ من نوشت : «فرزند بخواه ؛ چرا که خداوند عز و جلروزیِ آنان را می دهد» .
امام رضا علیه السلام :بی تردید ، هرگاه خداوند تبارک و تعالی خیر بنده ای را بخواهد ، او را نمی میرانَد تا جانشینش (فرزند صالح) را به او نشان دهد .
فَضلُ الوَلَدِ الصّالِحِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مِن سَعادَهِ الرَّجُلِ الوَلَدُ الصّالِحُ . [۲۴] عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ الوَلَدَ الصّالِحَ رَیحانَهٌ مِن رَیاحینِ الجَنَّهِ. [۲۵] عنه صلی الله علیه و آله :الوَلَدُ الصّالِحُ رَیحانَهٌ مِنَ اللّهِ قَسَمَها بَینَ عِبادِهِ، وَإِنَّ رَیحانَتَیَ مِنَ الدُّنیا الحَسَنُ والحُسَینُ، سَمَّیتُهُما بِاسمِ سِبطَینِ مِن بَنی إسرائِیلَ : شَبَّرا و شَبیرا. [۲۶] عنه صلی الله علیه و آله :مِن نِعمَهِ اللّهِ عَلَی الرَّجُلِ أن یُشبِهَهُ وَلَدُهُ. [۲۷] الکافی عن محمّد بن سنان عمّن حدثه :کانَ عَلِیُ بنُ الحُسَینِ علیه السلامإذا بُشِّرَ بِالوَلَدِ لَم یَسأَل أذَکَرٌ هُوَ أم اُنثی حَتّی یَقولَ : أسَوِیٌ؟ فَإن کانَ سَوِیّا قالَ : الحَمدُ للّهِِ الَّذی لَم یَخلُق مِنِّی شَیئا مُشَوَّها.[۲۸] الإمام الباقر علیه السلام :مِن سَعادَهِ الرَّجُلِ أن یَکونَ لَهُ الوَلَدُ یُعرَفُ فیهِ شِبهُهُ، خَلقُهُ و خُلُقُهُ و شَمائِلُهُ. [۲۹]

فضیلت فرزند شایسته

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :از سعادت مرد ، داشتن فرزند شایسته است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :همانا فرزند شایسته ، گلی از گل های بهشت است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :فرزند شایسته ، گلی است که خداوند ، آن را میان بندگانش تقسیم کرده است و دو گل من از دنیا ، حسن و حسین هستند . آنها را به نام دو تن از فرزندان اسرائیل (یعقوب) ، شَبَّر و شَبیر ، [۳۰] نام نهادم .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :از نعمت خدا بر مرد ، آن است که فرزندش شبیه او باشد .
الکافی به نقل از محمّد بن سنان ، از کسی که برایش روایت کرد :امام زین العابدین علیه السلام این گونه بود که هرگاه به فرزندی بشارت داده می شد ، نمی پرسید که پسر است یا دختر ، تا این که می پرسید : «آیا سالم و کامل است ؟» . اگر سالم می بود ، می فرمود : «سپاس ، خدایی را که از من ، چیز ناقص و ناسالمی نیافرید» .
امام باقر علیه السلام :از سعادت های مرد ، این است که فرزندش در جسم و اخلاق و رفتار ، به او شباهت داشته باشد .
إلحاقُ ذُرِّیَّهِ المُؤمِنینَ بِهِم فِی الجَنَّهِالکتاب«وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّیَّتُهُم بِإِیمَنٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ مَا أَلَتْنَهُم مِّنْ عَمَلِهِم مِّن شَیْ ءٍ کُلُّ امْرِیءِ بِمَا کَسَبَ رَهِینٌ » . [۳۱] الحدیثالإمام الصادق علیه السلام فی قَولِ اللّهِ عز و جل : «وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّیَّتُهُم بِإِیمَنٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ» : قَصَرَتِ الأبناءُ عَن عَمَلِ الآباءِ، فألحَقُوا الأبناءَ بِالآباءِ لِتَقَرَّ بِذلِکَ أعیُنُهُم. [۳۲] 1 / 5فَضلُ تَحَمُّلِ أذَی الطِّفلِالکافی عن محمّد بن مسلم :کُنتُ جالِسا عِندَ أبی عَبدِ اللّهِ علیه السلامإذ دَخَلَ یونسُ بنُ یَعقوبَ فَرَأیتُهُ یَئِنُّ ، فَقالَ لَهُ أبو عَبدِ اللّهِ علیه السلام : ما لی أراکَ تَئِنُّ ؟ قالَ : طِفلٌ لی تَأَذَّیتُ بِهِ اللَّیلَ أجمَعَ. فَقالَ لَهُ أبو عَبدِ اللّهِ علیه السلام : یا یونُسُ، حَدَّثَنی أبی مُحَمَّدُ بنُ عَلِیٍ، عَن آبائِهِ علیهم السلام، عَن جَدّی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله أنَّ جَبرَئیلَ نَزَلَ عَلَیهِ و رَسولُ اللّهِ وَ عَلِیٌ صَلواتُ اللّهِ عَلَیهِما یئِنّانِ، فَقالَ جَبرَئیلُ علیه السلام : یا حَبیبَ اللّهِ، ما لی أراکَ تَئِنُّ؟ فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : طِفلانِ لَنا تَأَذَّینا بِبُکائِهِما. فَقالَ جَبرَئیلُ : مَه یا مُحَمَّدُ، فإِنَّهُ سَیُبعَثُ لِهؤلاءِ القَومِ شیعَهٌ إذا بَکی أحَدُهُم فَبُکاؤُهُ «لا إله إِلاَّ اللّهُ» إلی أن یَأتِیَ عَلَیهِ سَبعُ سِنینَ، فَإِذا جازَ السَّبعَ فَبُکاؤُهُ استِغفارٌ لِوالِدَیهِ إلی أن یأتِیَ عَلَی الحَدِّ، فَإِذا جازَ الحَدَّ فَما أتی مِن حَسَنَهٍ فَلِوالِدَیهِ، و ما أتی مِن سَیِّئَهٍ فَلا عَلَیهِما. [۳۳]

پیوستن فرزندان اهل ایمان به آنان در بهشت

«و آنان که ایمان آوردند و فرزندانشان با [درجه ای از] ایمان ، از آنان پیروی کردند ، فرزندانشان را به آنان ملحق می کنیم و از [پاداش ]عملشان هیچ نمی کاهیم ؛ [چرا] که هر کس ، در گرو دستاورد خویش است» .
حدیثامام صادق علیه السلام درباره این سخن خداوند عز و جل : «و آنان که ایمان آوردند و فرزندانشان [با درجه ای از] ایمان ، آنان را پیروی کردند ، فرزندانشان را به آنان ملحق می کنیم» : عمل فرزندان از پدرانشان کمتر است . پس فرزندان را به پدرانشان ملحق می کنند تا دیده آنان روشن گردد .

فضیلت تحمّل آزار کودک الکافی

به نقل از محمّد بن مسلم :نزد امام صادق علیه السلامنشسته بودم که یونس بن یعقوب ، وارد شد ، در حالی که دیدم ناله می کرد . امام صادق علیه السلامبه وی فرمود : «چه شده که تو را نالان می بینم ؟». گفت : کودکی دارم که سراسر شب ، از او اذیّت شدم . امام صادق علیه السلام به وی فرمود : «ای یونس! پدرم محمّد بن علی ، از پدرانش ، از جدّم پیامبر خدا نقل کرد که جبرئیل علیه السلام بر وی فرود آمد ، در حالی که پیامبر خدا و علی درود خدا بر آنان باد ناله می کردند . جبرئیل علیه السلامگفت : ای دوست خدا! چه شده که تو را نالان می بینم ؟ پیامبر خدا فرمود : «دو کودک داریم که از گریه آنان ، اذیّت شده ایم» . جبرئیل علیه السلامگفت : صبر کن ، ای محمّد! چرا که به زودی برای این قوم ، پیروانی برانگیخته می شوند که هرگاه یکی از آنان گریه کند ، گریه اش تا هفت سالگی «لا اله إلاّ اللّه » است و وقتی از هفت سالگی گذشت ، گریه اش تا بلوغ ، آمرزش خواهی برای پدر و مادرش است و چون از بلوغ گذشت ، هرکار نیکی که آوَرَد [پاداشی نیز] برای پدر و مادرش داشته باشد و هر کار ناشایستی که آوَرَد ، [مجازاتی ]بر آنان نباشد .
کَثْرَهُ الأَولادِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :تَزَوَّجوا بِکرا وَلودا، و لا تَزَوَّجوا حَسناءَ جَمیلَهً عاقِرا ؛ فَإنِّی اُباهی بِکُمُ الاُمَمَ یَومَ القِیامَهِ. [۳۴] عنه صلی الله علیه و آله :تَزَوَّجُوا الوَدودَ الوَلودَ ؛ فَإنّی مُکاثِرٌ بِکُمُ الاُمَمَ یَومَ القِیامَهِ. [۳۵] عنه صلی الله علیه و آله :دَعُوا الحَسناءَ العاقِرَ ، و تَزَوَّجُوا السَّوداءَ الوَلودَ ؛ فَإنِّی اُکاثِرُ بِکُمُ الاُمَمَ یَومَ القِیامَهِ. [۳۶] عنه صلی الله علیه و آله :أکثِرُوا الوَلَدَ اُکاثِر بِکُمُ الاُمَمَ غَدا. [۳۷] الإمام الصادق علیه السلام :لَمّا لَقِیَ یوسُفُ أخاهُ قالَ لَهُ : یا أَخی کَیفَ استَطَعتَ أن تَتَزوَّجَ النِّساءَ بَعدی؟ قالَ : إنَّ أبی أمَرَنی و قالَ : إنِ استَطَعتَ أن تَکونَ لَکَ ذُرِّیَّهٌ تُثقِلُ الأَرضَ بِالتَّسبیحِ فَافعَل . [۳۸]

فراوانیِ فرزند

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :با دختران باکره و فرزندزا ازدواج کنید و با زنان نیکو و زیبا ، امّا نازا ، ازدواج نکنید ؛ چرا که من روز قیامت ، در برابر دیگر امّت ها ، [با آنها ]به شما افتخار می کنم .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :با زنِ مهربانِ فرزندزا ازدواج کنید ؛ چرا که من ، روز قیامت به فراوانیِ شما بر دیگر امّت ها افتخار می کنم .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :زن زیبای نازا را رها کنید و با زن زشتِ فرزندزا ، ازدواج کنید ؛ چرا که من ، روز قیامت به فراوانیِ شما بر دیگر امّت ها افتخار می کنم .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :فرزندانتان را زیاد کنید ، که من فردا با فراوانیِ شما بر دیگر امّت ها افتخار می کنم .
امام صادق علیه السلام :وقتی یوسف علیه السلام برادرش (بنیامین) را ملاقات کرد ، به وی گفت : «برادر! چگونه توانستی پس از من با زنان ازدواج کنی ؟». گفت : پدرم به من امر کرد و گفت : اگر می توانی فرزندانی داشته باشی که به وسیله تسبیحِ خداوند ، زمین را گران بها سازند ، پس ازدواج کن .
فَضلُ البَناتِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مِن یُمنِ المَرأهِ أن یَکونَ بِکرُها جارِیَهً. [۳۹] عنه صلی الله علیه و آله :ریحُ الوَلَدِ مِن ریحِ الجَنَّهِ ، و لا یُحِبُّ البَناتِ إلاّ مُؤمِنٌ. [۴۰] الإمام الصادق علیه السلام :البَنونَ نَعیمٌ ، وَ البَناتُ حَسَناتٌ، وَ اللّهُ یَسألُ عَنِ النَّعیمِ ، و یُثیبُ عَلَی الحَسَناتِ. [۴۱] ثَوابُ تَربِیَهِ البَناتِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :نِعمَ الوَلَدُ البَناتُ المُخَدَّراتُ، مَن کانَت عِندَهُ واحِدَهٌ جَعَلَهَا اللّهُ سِترا لَهُ مِنَ النّارِ، وَ مَن کانَت عِندَهُ اثنَتانِ أَدخَلَهُ اللّهُ بِهِمَا الجَنَّهَ ، وَ إِن کُنَّ ثَلاثا أو مِثلَهُنَّ مِنَ الأخَواتِ ، وَضَعَ عَنهُ الجِهادَ وَ الصَّدَقَهَ. [۴۲]

فضیلت دختران

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :از مبارکیِ زن این است که فرزند نخست او ، دختر باشد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بوی فرزند ، از بوی بهشت است و دختران را جز مؤمن ، کسی دوست ندارد .
امام صادق علیه السلام :پسرها نعمت اند و دخترها نیکی . [۴۳] خداوند ، از نعمت ها سؤال می کند و بر نیکی ها پاداش می دهد .

پاداش تربیت دختران

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :دخترانِ پوشیده ، خوبْ فرزندانی هستند . هر کس یکی داشته باشد ، خداوند ، آن را برای وی پوششی از آتش [دوزخ ]قرار می دهد و هر کس دو تا داشته باشد ، خداوند ، به خاطر آنان ، او را وارد بهشت سازد و اگر سه دختر یا مانند آن خواهر داشته باشد ، جهاد و صدقه [ی استحبابی ]را از او برمی دارد .
عنه صلی الله علیه و آله :البَناتُ هُنَّ المُشفِقاتُ المُجَهِّزاتُ المُبارَکاتُ، مَن کانَت لَهُ ابنَهٌ واحِدَهٌ جَعَلَهَا اللّهُ لَهُ سِترا مِنَ النّارِ، و مَن کانَت عِندَهُ ابنَتانِ اُدخِلَ الجَنَّهَ بِهِما، و مَن کانَت عِندَهُ ثَلاثُ بَناتٍ أو مِثلُهُنَّ مِنَ الأخَواتِ وُضِعَ عَنهُ الجِهادُ وَ الصَّدَقَهُ. [۴۴] عنه صلی الله علیه و آله :مَن عالَ جَارِیَتَینِ حَتَّی تُدرِکا دَخَلتُ الجَنَّهَ أنا وَ هُوَ کَهاتَینِ وَأشارَ بِإصبَعَیهِ السَّبّابَهِ وَالوُسطی . [۴۵] عنه صلی الله علیه و آله :مَن عالَ ثَلاثَ بَناتٍ حَتّی یُبنیهُنَّ ، کُنَّ لَهُ حِجابا مِنَ النّارِ. [۴۶] رِعایَهُ الإِناثِ مِنَ الأولادِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن دَخَلَ السّوقَ فَاشتَری تُحفَهً ، فحَمَلَها إلی عِیالِهِ، کانَ کَحامِلِ صَدَقَهٍ إلی قَومٍ مَحاویجَ، و لیَبدَأ بِالإِناثِ قَبلَ الذُّکورِ ؛ فَإنَّهُ مَن فَرَّحَ اُنثی فَکَأنَّما عَتَقَ رَقَبَهً مِن وُلدِ اسماعیلَ، و مَن أقَرَّ بِعَینِ ابنٍ فَکَأنَّما بَکی مِن خَشیَهِ اللّهِ، وَ مَن بَکی مِن خَشیَهِ اللّهِ أدخَلَهُ اللّهُ جَنّاتِ النَّعیمِ. [۴۷] 1 / 10ذَمُّ کَراهَهِ البَناتِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :لا تَکرَهُوا البَناتِ ؛ فَإنَّهُنَّ المُؤنِساتُ الغالِیاتُ. [۴۸]

توجّه به دختران

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :دختران ، دلسوز ، مددکار و بابرکت اند . هر کس یک فرزند دختر داشته باشد ، خداوند ، آن را پوششی از دوزخ قرار می دهد و هر کس دو دختر داشته باشد ، به خاطر آنان وارد بهشت شود و هر کس سه دختر یا مانند آن خواهر داشته باشد ، جهاد و صدقه [ی استحبابی ] از او برداشته می شود .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس دو دختر را سرپرستی کند تا بزرگ شوند ، من و او ، همانند این دو [در کنار هم] وارد بهشت می شویم» و به دو انگشت اشاره و میانه اشاره کرد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس سه دختر را سرپرستی کند تا ازدواج کنند ، مانع او از آتش [دوزخ] باشند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس وارد بازار شود و چیزی خریده ، و آن را برای خانواده اش ببرد ، مانند کسی است که صدقه ای را برای گروهی نیازمند می برد و باید پیش از پسران ، از دختران آغاز کند ؛ چرا که هر کس دختری را شاد کند ، گویا برده ای از فرزندان اسماعیل را آزاد کرده است و هر کس چشمِ پسری را روشن کند ، گویا از ترس خداوند گریسته است و هر کس از ترس خداوند بگِرید ، خداوند ، او را وارد بهشت های پُر نعمت می سازد .

نکوهش ناخوش داشتن دختران

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :دختران را ناخوش ندارید ؛ چرا که آنان ، همدمانی گران بها هستند .
کتاب من لا یحضره الفقیه :بُشِّرَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله بِابنَهٍ فَنَظَرَ فی وُجوهِ أصحابِهِ ، فَرَاَی الکَرَاهَهَ فیهِم، فَقالَ : ما لَکُم؟ رَیحانَهٌ أشَمُّها ، وَ رِزقُها عَلَی اللّهِ عز و جل . [۴۹] الکافی عن الجارود بن المنذر :قالَ لی أبو عَبدِ اللّهِ علیه السلام : بَلَغَنی أنَّهُ وُلِدَ لَکَ ابنَهٌ فَتَسخَطُها ! وَما عَلَیکَ مِنها؟! رَیحانَهٌ تَشَمُّها، وَقَد کُفِیتَ رِزقَها، و قَد کانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آلهأبا بَناتٍ . [۵۰] الکافی عن إبراهیم الکرخی عن ثقه حدّثه من أصحابنا :تَزَوَّجتُ بِالمَدینَهِ ، فَقالَ لی أبو عَبدِ اللّهِ علیه السلام : کَیفَ رَأیتَ؟ قُلتُ : ما رَأی رَجُلٌ مِنْ خَیرٍ فی امرَأَهٍ إلاّ وَقَد رَأیتُهُ فیها، ولکِن خانَتنی! فَقالَ : وَما هُوَ؟ قُلتُ : وَلَدَت جَارِیَهً. قالَ : لَعَلَّکَ کَرِهتَها، إنَّ اللّهَ عز و جل یَقولُ : «ءَابَاؤُکُمْ وَأَبْنَاؤُکُمْ لاَ تَدْرُونَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ لَکُمْ نَفْعًا» [۵۱] . [۵۲] کشف الغمّه عن أیُّوب بن نوح :کانَ لِیَحیَی بنِ زَکَرِیّا حَملٌ ، فَکَتَبَ إلَیهِ [أی إلَی الإِمامِ الهادی علیه السلام ] : إنَّ لی حَملاً فَادعُ اللّهَ أن یَرزُقَنی ابنا. فَکَتَبَ إلَیهِ : رُبَّ ابنَهٍ خَیرٌ مِن ابنٍ، فَوُلِدَت لَهُ ابنهٌ.[۵۳] کتاب من لا یحضره الفقیه :به پیامبر صلی الله علیه و آله[تولّد ] دختری را بشارت دادند . به چهره اصحاب خود نگاه کرد و ناخشنودی را در [چهره ]آنان دید . فرمود : «شما را چه شده است ؟ گلی است که آن را می بویم و روزی آن بر خداوند عز و جلاست» .
الکافی به نقل از جارود بن منذر :امام صادق علیه السلام به من فرمود : «به من خبر رسیده از این که دختری برای تو زاده شده ، ناراحتی . از او زیانی به تو نمی رسد . گُلی است که آن را می بویی و روزی اش تضمین شده است . پیامبر خدا ، خود ، پدر چند دختر بود .
الکافی به نقل از ابراهیم کرخی :یکی از شیعیان مورد اطمینان ، چنین نقل می کند که : من در مدینه ازدواج کردم . امام صادق علیه السلامبه من فرمود : «[ازدواج را ]چگونه دیدی ؟» . گفتم : هیچ مردی ، هیچ خیری در زنی ندید ، مگر آن که من هم در او دیدم ؛ ولی او به من خیانت کرد» . فرمود : «چه خیانتی ؟» گفتم : دختر زایید . فرمود : «گویا از دختر خوشت نیامده است . خداوند عز و جلمی فرماید : «پدرانتان و فرزندانتان ؛ شما نمی دانید کدام یک برای شما سودمندترند» » .
کشف الغمّه به نقل از ایّوب بن نوح :یحیی بن زکریا ، فرزندی در راه داشت . از این رو ، به امام هادی علیه السلامنوشت : من ، فرزندی در راه دارم . از خدا بخواهید که پسری روزی ام کند . امام علیه السلام در پاسخ وی نوشت : «چه بسا دختری که از پسر بهتر باشد» . و برای او دختری زاده شد .
ذَمُّ الوَلَدِ السّوءِالإمام علیّ علیه السلام :وَلَدُ السّوءِ یَهدِمُ الشَّرَفَ ، وَ یَشینُ السَّلَفَ. [۵۴] عنه علیه السلام :وَلَدُ السّوءِ یَعِرُّ [۵۵] السَّلَفَ ، و یُفسِدُ الخَلَفَ. [۵۶] عنه علیه السلام :وَلَدٌ عَقُوقٌ مِحنَهٌ وشُؤمٌ. [۵۷] عنه علیه السلام :أشَدُّ المَصائِبِ سوءُ الخَلَفِ. [۵۸] عنه علیه السلام :شَرُّ الأولادِ العاقُّ . [۵۹] الإمام الصادق علیه السلام :إیّاکُم أن تَعمَلوا عَمَلاً یُعیِّرونا بِهِ ، فَإِنَّ وَلَدَ السَّوءِ یُعَیَّرُ والِدُهُ بِعَمَلِهِ . [۶۰] طَلَبُ الاُسرَهِ الصّالِحَهِ مِنَ اللّهالکافی عن أبی بصیر :قالَ لی أبو عَبدِاللّه علیه السلام : إذا تَزَوَّجَ أحدُکُم کَیفَ یَصنَعُ؟ قُلتُ : لا أدری . قالَ : إذا هَمَّ بِذلِکَ فَلیُصَلِّ رَکعتَینِ ، ویَحمَدِ اللّهَ، ثُمَّ یَقولُ : اللّهُمَّ إنِّی اُریدُ أن أتَزَوَّجَ فَقَدِّر لِی مِنَ النِّساءِ أَعَفَّهُنَّ فَرجا، و أحفَظَهُنَّ لی فی نَفسِها و فی مالی، وأوسَعَهُنَّ رِزقا ، وأعظَمَهُنَّ بَرَکَهً، و قَدِّر لی وَلَدا طَیِّبا تَجعَلُهُ خَلَفا صَالِحا فِی حَیاتی وَبَعدَ مَماتِی. [۶۱]

نکوهش فرزند ناشایست

امام علی علیه السلام :فرزند ناشایست ، شرافت را تباه و نیاکان را بدنام می کند .
امام علی علیه السلام :فرزند ناشایست ، نیاکان را لکّه دار و نسل را تباه می سازد .
امام علی علیه السلام :فرزند نافرمان ، [مایه] رنج و شوم است .
امام علی علیه السلام :سخت ترین مصیبت ها ، ناشایستی نسل است .
امام علی علیه السلام :بدترینِ فرزندان ، فرزند نافرمان است .
امام صادق علیه السلام :از انجام دادن کاری که ما را به خاطر آن سرزنش می کنند ، بپرهیزید ؛ چراکه فرزند ناشایست ، پدرش با عمل او سرزنش می شود .

درخواست خانواده شایسته از خدا

الکافی به نقل از ابو بصیر :امام صادق علیه السلام به من فرمود : «وقتی کسی از شما ازدواج می کند ، چه می کند ؟» گفتم : نمی دانم . فرمود : «هرگاه قصد آن را کرد ، دو رکعت نماز بخواند و خدا را سپاس گوید ، سپس بگوید : «بار الها! من می خواهم ازدواج کنم . پس زنی برای من مقدّر کن که عفیف ترین آنها ، و خویشتن دارترین آنها در جان خودش و مال من ، و پُرروزی ترین آنها ، و پُر برکت ترینِ آنها باشد و برای من ، فرزندی پاک مقدّر کن که او را جانشینی شایسته در زندگی ام و پس از مرگم قرار دهی» .

الفصل الثانی:

الوراثه

العِرقُ دَسّاسٌّرسول اللّه صلی الله علیه و آله :اُنظُر فی أیِ نِصابٍ [۶۲] تَضَعُ وَلَدَکَ ؛ فَإِنَّ العِرقَ دَسَّاسٌ [۶۳] . [۶۴] عنه صلی الله علیه و آله :النّاسُ مَعادِنُ، وَ العِرقُ دَسّاسٌ، [۶۵] وأدَبُ السّوءِ کَعِرقِ السّوءِ. [۶۶] عنه صلی الله علیه و آله :تَزَوَّجُوا فی الحِجرِ الصّالِحِ ؛ فَإِنَّ العِرقَ دَسّاسٌ. [۶۷] عنه صلی الله علیه و آله :تَخَیَّروا لِنُطَفِکُم ؛ فَإِنَّ النِّساءَ یَلِدنَ أشباهَ إخوانِهِنَّ وأخَواتِهِنَّ. [۶۸]

فصل دوم : وراثت

تأثیرگذاری ریشه

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :نگاه کن فرزندت را در کدام رَحِم قرار می دهی ؛ چرا که [اصل و] ریشه ، تأثیرگذار است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :مردم ، معدن اند ، و ریشه ، تأثیرگذار است و تربیت بد ، همانند ریشه بد است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :با خانواده های شایسته ازدواج کنید ؛ چرا که ریشه ، تأثیرگذار است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :برای نطفه های خود ، بهترین [رَحِم ها] را برگزینید ؛ چرا که زنان ، فرزندانی همانند برادران و خواهران خود به دنیا می آورند .
الإمام علیّ علیه السلام :إیّاکُم و تَزویجَ الحَمقاءِ ؛ فَإِنَّ صُحبَتَها بَلاءٌ، و وُلدَها ضَیاعٌ. [۶۹] الإمام الصادق علیه السلام :تَجِبُ لِلوَلَدِ عَلی والِدِهِ ثَلاثُ خِصالٍ : اختِیارُهُ لِوالِدَتِهِ، و تَحسینُ اسمِهِ، وَ المُبالَغَهُ فی تَأدیبِهِ. [۷۰] دَورُ الوِرَاثَهِ فی خَلقِ المَولودِالإمام علیّ علیه السلام :مَن سَرَّهُ أن یَنظُرَ إلی أشبَهِ النّاسِ بِرَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آلهما بَینَ عُنُقِهِ إلی وَجهِهِ، فَلیَنظُر إلَی الحَسَنِ بنِ عَلِیٍ. ومَن سَرَّهُ أن یَنظُرَ إلی أشبَهِ النّاسِ بِرَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ما بَینَ عُنُقِهِ إلی کَعبِهِ خَلقا و لَونا، فَلیَنظُر إلَی الحُسَینِ بنِ علیٍ. [۷۱] عنه علیه السلام :مَن أرادَ أن یَنظُرَ إلی وَجهِ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آلهمِن رأسِهِ إلی عُنُقِهِ، فَلیَنظُر إلَی الحَسَنِ، و مَن أرادَ أن یَنظُرَ إلی ما لَدُن عُنُقِهِ إلی رِجلِهِ، فَلیَنظُر إلَی الحُسَینِ، اقتَسَماهُ. [۷۲] الإمام الباقر علیه السلام :أتی رَجُلٌ مِنَ الأنصارِ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله، فَقالَ : هذهِ ابنَهُ عَمِّی وامرَأتی لا أعلَمُ إلاّ خَیرا، وَ قَد أتَتنی بِوَلَدٍ شَدیدِ السَّوادِ، مُنتَشِرِ المِنخِرَینِ، جَعدٍ، [۷۳] قَطَطٍ ، [۷۴]أفطَسِ [۷۵] الأنفِ، لا أعرِفُ شِبهَهُ فی أخوالی ولا فی أجدادی ! فَقالَ لاِمرَأَتِهِ: ما تَقولینَ؟ قالَت: لا وَ الّذی بَعَثَکَ بِالحَقِّ نَبِیّا، ما أقعَدتُ مَقعَدَهُ مِنّی مُنذُ مَلَکَنی أحَدا غَیرَهُ. قال : فَنَکَسَ رَسولُ اللّهِ بِرَأسِهِ مَلِیّا ، ثُمَّ رَفَعَ بَصَرَهُ إلَی السَّماءِ ، ثُمَّ أقبَلَ عَلَی الرَّجُلِ فَقالَ : یا هذا، إنَّهُ لَیسَ مِن أحَدٍ إلاّ بَینَهُ و بَینَ آدمَ تِسعَهٌ و تِسعونَ عِرقا، کُلُّها تَضرِبُ فِی النَّسَبِ، فَإِذا وَقَعَتِ النُّطفَهُ فِی الرَّحِمِ اضطَربَت تِلکَ العُروقُ ؛ تَسأَلُ اللّهَ الشُّبهَهَ [۷۶] لَها، فَهذا مِن تِلکَ العُروقِ الَّتی لَم یُدرِکها أجدادُکَ و لا أجدادُ أجدادِکَ، خُذ إلَیکَ ابنَکَ . فَقالَتِ المَرأَهُ : فَرَّجتَ عَنّی یا رَسُولَ اللّهِ. [۷۷]

نقش وراثت بر جسم نوزاد

امام علی علیه السلام :از ازدواج با زن کم خِرد بپرهیزید ؛ چرا که همراهی او بلاست و فرزندانش تباه .
امام صادق علیه السلام :سه چیز برای فرزند بر عهده پدر است : مادر خوب برای او برگزیدن ، نام نیک بر او نهادن ، و تلاش فراوان در تربیت او نمودن .
امام علی علیه السلام :هر کس خوش حال می شود که به شبیه ترینِ مردم به پیامبر خدا از گردن تا صورت ، نگاه کند ، به حسن بن علی علیهماالسلامبنگرد و هر کس خوش حال می شود که به شبیه ترینِ مردم به پیامبر خدا از گردن تا پا ، از نظر شکل و رنگ نگاه کند ، به حسین بن علی علیهم االسلام بنگرد .
امام علی علیه السلام :هر کس می خواهد به سیمای پیامبر خدا ، از سر تا گردن ، نگاه کند ، به حسن بنگرد و هر کس می خواهد به پایین تر از گردن تا پای وی نگاه کند ، باید به حسین بنگرد . آن دو ، شباهت به وی را تقسیم کرده اند .
امام باقر علیه السلام :یکی از انصار ، خدمت پیامبر خدا رسید و گفت : این ، دخترعمو و همسر من است . [از او] جز نیکی چیزی نمی دانم و با این حال ، او فرزندی برای من آورده است ، بسیار سیاه ، سوراخ های بینی اش بزرگ ، مویش فرفری و بینی اش پهن است. شبیه او را نه در دایی هایم می شناسم ، نه در نیاکانم . پیامبر خدا به همسر او فرمود : «تو چه می گویی ؟» گفت : نه . سوگند به آن کسی که تو را به حق برانگیخته است ، در مدّتی که او مرا در اختیار گرفته ، هیچ کس را به جای او ننشانده ام . پیامبر خدا ، مدّتی طولانی سرِ خود را پایین انداخت . سپس ، چشم خود را به آسمان گرداندْ و آن گاه رو به مرد کرد و فرمود : «ای مرد! هیچ کس نیست ، مگر این که بین او و آدم ، 99 رگ (و ریشه) وجود دارد که همگی در نسب ، نقش دارند . وقتی نطفه در رَحِم قرار می گیرد ، این رگ ها به حرکت در می آیند و از خداوند می خواهند که فرزند به آنها شبیه باشد . لذا این ، از رگ هایی است که نه نیاکان تو ، نه نیاکانِ نیاکان تو آن را درک نکرده اند . فرزندت را بگیر» . زن گفت : مشکل مرا گشودی ، ای پیامبر خدا!
الإمام الصادق علیه السلام :إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ لِلرَّحِمِ أربَعَهَ أوعِیَهٍ، فَما کانَ فِی الأوَّلِ فَلِلأبِ، وما کانَ فِی الثّانی فَلِلاُمِّ ، و ما کانَ فِی الثّالِثِ فَلِلعُمومَهِ، وَ ما کانَ فِی الرّابِعِ فَلِلخُؤُولَهِ. [۷۸] عنه علیه السلام :إنَّ اللّهَ تبارَکَ وتعالی إذا أرادَ أن یَخلُقَ خَلقا جَمَعَ کُلَّ صورَهٍ بَینَهُ و بَینَ آدَمَ ، ثُمَّ خَلَقَهُ عَلی صُورَهِ إحداهُنَّ، فَلا یَقولَنَّ أحَدٌ لِوَلَدِهِ : هذا لا یُشبِهُنی ولا یُشبِهُ شَیئا مِن آبائی. [۷۹] امام صادق علیه السلام :همانا خداوند عز و جل برای رَحِم ، چهار ظرف آفریده است . از این رو ، آنچه [از نطفه که ]در ظرف نخستین قرار گیرد ، برای پدر است و آنچه در دومین قرار گیرد ، برای مادر است و آنچه در سومین قرار گیرد ، برای عموهاست و آنچه در چهارمین قرار گیرد ، برای دایی هاست .
امام صادق علیه السلام : تبارک و تعالی همانا خداوند هرگاه اراده کند که کسی را بیافریند ، همه صورت های بین او تا آدم علیه السلام را جمع می کند. سپس او را برصورت یکی از آنان می آفریند . پس هرگز کسی درباره فرزند خود نگوید : این ، نه شبیه من است ، نه شبیه هیچ یک از نیاکان من .
الإمام علیّ علیه السلام :أقبَلَ رَجُلٌ مِنَ الأنصارِ إلی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آلهفَقالَ : یا رَسولَ اللّهِ، هذِهِ بِنتُ عَمِّی، و أَنَا فُلانُ ابنُ فُلانٍ، حَتّی عَدَّ عَشَرَهَ آباءٍ ، و هِیَ فُلانَهُ بِنتُ فُلانٍ حَتّی عَدَّ عَشَرَهَ آباءٍ، لَیسَ فی حَسَبی ولا حَسَبِها حَبَشِیٌ، و إنَّها وَضَعَت هذَا الحَبَشِیَ ! فَأطرَقَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله طَویلاً، ثُمَّ رَفَعَ رَأسَهُ فَقالَ : إنَّ لَکَ تِسعَهً وَ تِسعینَ عِرقا، و لَها تِسعَهً وَ تِسعینَ عِرقا، فَإِذَا اشتَمَلتَ اضطَرَبَتِ العُروقُ، و سَألَ اللّهَ عز و جل کُلُّ عِرقٍ مِنها أن یُذهِبَ الشَّبَهَ إلَیهِ، قُم فَإِنَّهُ وَلَدُکَ، و لَم یَأتِکَ إلاّ مِن عِرقٍ مِنکَ أو عِرقٍ مِنها . قالَ : فَقامَ الرَّجُلُ و أخَذَ بِیَدِ امرَأَتِهِ، و ازدادَ بِها و بِوَلَدِها عُجبا. [۸۰]

دَورُ الوِرَاثَهِ فی خُلُقِ المَولودِ

الإمام علیّ علیه السلام :حُسنُ الأخلاقِ بُرهانُ کَرَمِ الأَعراقِ . [۸۱] عنه علیه السلام :إذا کَرُمَ أصلُ الرَّجُلِ کَرُمَ مَغیبُهُ و مَحضَرُهُ. [۸۲] عنه علیه السلام :عَلَیکُم فی طَلَبِ الحَوائِجِ بِشِرافِ النُّفوسِ، ذَوی الاُصولِ الطَّیِّبَهِ ؛ فَإِنَّها عِندَهُم أقضَی، و هِیَ لَدَیکُم أَزْکی. [۸۳]

نقش وراثت در اخلاق نوزاد

امام علی علیه السلام :یکی از انصار ، رو به پیامبر خدا کرد و گفت : ای پیامبر خدا! این ، دختر عموی من است و من ، فلانی پسر فلانی هستم (و تا ده تن از نیاکان خود را شمرد) و او فلانی ، دختر فلانی است (و تا ده تن از نیاکان او را شمرد) . نه در نسب من ، نه در نسب او هیچ سیاهپوستی وجود ندارد ، حال آن که او این سیاه پوست حبشی را به دنیا آورده است ! پیامبر خدا ، مدّتی طولانی سر به زیر انداخت . سپس ، سر خود را بلند کرد و فرمود : «همانا تو 99 ریشه داری و او هم 99 ریشه دارد . هرگاه با او درآمیزی ، ریشه ها به حرکت درمی آیند و هر ریشه ای از خداوند متعال می خواهد که [فرزند ]شباهت به او ببرد . برخیز که او فرزند توست و جز از بُن تو یا بُن او نیست» . آن مرد ، برخاست و دست همسرش را گرفت و خرسندی اش نسبت به او و فرزندش افزون شد .
2 / 3نقش وراثت در اخلاق نوزادامام علی علیه السلام :خوش اخلاقی ، دلیل کرامت ریشه هاست .
امام علی علیه السلام :هر گاه کسی از بزرگواری خانوادگی برخوردار باشد ، برخورد او در پشتِ سر و پیشِ رو ، بزرگوارانه است .
امام علی علیه السلام :بر شما باد که در برآوردن نیازهایتان ، نزد انسان های شرافتمندِ دارای ریشه های نیکو بروید ؛ چرا که نیازِ شما نزد آنان بیشتر برآورده می شود و آنان ، نزد شما پاکیزه ترند .
عنه علیه السلام :عَلَیکُم فی قَضاءِ حَوائِجِکُم بِکِرامِ الأنفُسِ و الاُصولِ ، تُنجَح لَکُم عِندَهُم مِن غَیرِ مِطالٍ و لا مَنٍّ . [۸۴] مروج الذهب فی ذِکرِ مُحَمَّدِ بنِ الحَنَفِیَّهِ فی أزمَهِ حَربِ الجَمَلِ لَمّا وَقَفَ حینَ واجَهَتهُ الرِّماحُ وََالنُّشّابُ :فَأَتاهُ عَلِیٌ علیه السلام : فَضَرَبَهُ بِقائِمِ سَیفِهِ وقالَ : أَدرَکَکَ عِرقٌ مِن اُمِّکَ. [۸۵] الإمام الصادق علیه السلام فی زِیارَهِ الأَربَعینَ :بِأَبی أنتَ و اُمِّی یَا ابنَ رَسولِ اللّهِ، أشهَدُ أنَّکَ کُنتَ نُورا فِی الأصلابِ الشّامِخَهِ وَ الأرحامِ الطّاهِرَهِ، لَم تُنَجِّسکَ الجاهِلِیَّهُ بِأنجاسِها، و لَم تُلبِسکَ المُدلَهِمَّاتِ [۸۶] مِن ثِیابِها. [۸۷] عنه علیه السلام :قامَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آلهخَطیبا فَقالَ : أیُّهَا النّاسُ، إیّاکُم و خَضراءَ الدِّمَنِ . قیلَ : یا رَسولَ اللّهِ ، و ما خَضراءُ الدِّمَنِ؟ قالَ : المَرأَهُ الحَسناءُ فی مَنبَتِ السَّوءِ . [۸۸] امام علی علیه السلام :بر شما باد که در بر آوردن نیازهایتان به سراغ انسان های کرامتمند و ریشه دار روید . نزد آنان ، بی درنگ و بی منّت ، حاجت روا می شوید .
مروج الذهب در یادکرد محمّد بن حنفیه هنگامی که در بحران جنگ جمل در مواجهه با نیزه ها و تیرها توقف کرد امام علی علیه السلامبه سوی او آمد و با غلاف شمشیر به او زد وفرمود:«رگی از مادرت در تو تأثیر گذاشته است!».
امام صادق علیه السلام در زیارت اربعین سیّد الشهدا :پدر و مادرم فدای تو ای فرزند پیامبر خدا! گواهی می دهم که تو نوری در پشت های بزرگوار و رَحِم های پاک بودی ، آلودگی های جاهلیت ، تو را نیالود و ناپاکی ها ، لباسش را بر تو نپوشانْد .
امام صادق علیه السلام :پیامبر خدا ، خطبه خواند و فرمود : «ای مردم! از سبزه های مَزبَله بپرهیزید». گفته شد : ای پیامبر خدا! سبزه مزبله چیست ؟ فرمود : «زن زیباروی در رستنگاه (خانواده) بد» .

دَورُ زَواجِ الأقارِبِ

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :اِغتَرِبوا ؛ لا تُضووا [۸۹] . [۹۰] عنه صلی الله علیه و آله :لا تَنکِحُوا القَرابَهَ القَریبَهَ ؛ فَإِنَّ الوَلَدَ یُخلَقُ ضاوِیا . [۹۱]

نقش ازدواج با خویشاوندان

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :با غریبه ازدواج کنید تا فرزند ضعیف نیاورید .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :با خویشان نزدیک ، ازدواج نکنید ؛ چرا که فرزند ضعیف ، پدید می آید .

الفصل الثالث: طعام الوالدین

دَورُ الطَّعامِ الحَرامِ فِی المَولودِ

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :یَابنَ مَسعودٍ : لا تَأکُلِ الحَرامَ، و لا تَلبَسِ الحَرامَ، و لا تَأخُذ مِنَ الحَرامِ، و لا تَعصِ اللّهَ ؛ لِأَنَّ اللّهَ تَعالی یَقولُ لاِءِبلیسَ : «وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُم بِصَوْتِکَ وَ أَجْلِبْ عَلَیْهِم بِخَیْلِکَ وَ رَجِلِکَ وَ شَارِکْهُمْ فِی الْأَمْوَ لِ وَ الْأَوْلَدِ وَعِدْهُمْ وَ مَایَعِدُهُمُ الشَّیْطَنُ إِلاَّغُرُورًا » [۹۲] . [۹۳] تفسیر العیّاشی عن محمّد بن مسلم عن الإمام الباقر علیه السلام ، قال :سَأَلتُهُ عَن شِرکِ الشَّیطانِ ؛ قَولِهِ : «وَ شَارِکْهُمْ فِی الْأَمْوَ لِ وَ الْأَوْلَدِ» ، قالَ : ما کانَ مِن مالٍ حَرامٍ فَهُوَ شَریکُ الشَّیطانِ . قالَ : و یَکونُ مَعَ الرَّجُلِ حَتّی یُجامِعَ ، فَیَکونَ مِن نُطفَتِهِ وَنُطفَهِ الرَّجُل إذا کانَ حَراما. [۹۴] تفسیر العیّاشی عن محمّد عن أحدهما علیهماالسلام :شِرکُ الشَّیطانِ ما کانَ مِن مالٍ حَرامٍ فَهُوَ مِن شِرکَهِ الشَّیطان، و یَکونُ مَعَ الرَّجُلِ حِینَ یُجامِعُ ، فَیَکونُ نُطفَتُهُ مَعَ نُطفَتِهِ إذا کانَ حَراما، قالَ : کِلتَیهِما جَمیعا مُختَلِطَینِ ، و قالَ : رُبَّما خُلِقَ مِن واحِدَهٍ ، و رُبَّما خُلِقَ مِنهُما جَمیعا. [۹۵]

فصل سوم : خوراک پدر و مادر

تأثیر خوراک حرام در نوزاد

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ای پسر مسعود! حرام نخور ، حرام نپوش ، از [راه ]حرام [زن ]مگیر و نافرمانی خدا نکن ؛ چرا که خداوند متعال به ابلیس می فرماید : «و با بانگ خود ، هر که را می توانی ، از جای برکَن و با سوارگانت و پیادگانت بر آنان بتاز و در اموال و فرزندان آنان شریک شو و به آنان ، وعده بده ، و شیطان ، جز فریبْ وعده شان نمی دهد» .
تفسیر العیّاشی به نقل از محمّد بن مسلم :از امام باقر علیه السلام : درباره شریک شدن شیطان پرسیدم .[ یعنی] «سخن خداوند : «و در اموال واولاد آنان شریک شو» . امام فرمود : آنچه از مال حرام به وجود آید ، شریک شیطان است . گاه ، شیطان ، همراه مرد است تا این که آمیزش کند . از این رو ، اگر مال او حرام باشد ، فرزند از نطفه شیطان و نطفه مرد خواهد بود» .
تفسیر العیّاشی به نقل از محمّد، از امام باقر یا امام صادق علیهماالسلام :همتای شیطان ، فرزندی است که از مال حرام به وجود آید. [چنین فرزندی در واقع] از مشارکت شیطان ، متولّد شده است . اگر مال ، حرام باشد، او همراه مرد خواهد بود تا این که آمیزش کند و از این رو، نطفه اش با نطفه مرد می آمیزد . هر دو (نطفه) با هم آمیخته هستند. گاهی فرزند از یک نطفه آفریده می شود و گاهی از هر دو با هم.
الإمام الصادق علیه السلام :کَسبُ الحَرام یَبینُ فِی الذُّرِیَّهِ. [۹۶] 3 / 2دَورُ غِذاءِ الوالِدِ فِی الوَلَدِالإمام الصادق علیه السلام :مَن أکَلَ سَفَرجَلَهً عَلَی الرِّیقِ طابَ ماؤُهُ ، و حَسُنَ وَلَدُهُ. [۹۷] طبّ الأئمّه عن بکیر بن محمّد :کُنتُ عِندَ أبی عَبدِ اللّهِ الصّادِقِ علیه السلامفَقالَ لَهُ رَجُلٌ : یَابنَ رَسولِ اللّهِ، یولَدُ الوَلَدُ فَیَکونُ فِیهِ البَلَهُ و الضَّعفُ؟ فَقالَ : ما یَمنَعُکَ مِنَ السَّویقِ؟ [۹۸] اِشرَبهُ وَمُر أهلَکَ بِهِ ؛ فَإِنَّهُ یُنبِتُ اللَّحمَ، ویَشُدُّ العَظمَ، ولا یولَدُ لَکُم إلاَّ القَوِیُ. [۹۹] الإمام الکاظم علیه السلام :مَن أکَلَ البَیضَ و البَصَلَ وَ الزَّیتَ زادَ فی جُماعِهِ، ومَن أکَلَ اللّحمَ بِالبَیضِ کَبُرَ عَظمُ وَلَدِهِ. [۱۰۰] الکافی عن عمرو بن إبراهیم عن الخراسانی :[۱۰۱] أکلُ الرُّمّانِ الحُلوِ یَزیدُ فی ماءِ الرَّجُلِ و یُحَسِّنُ الوَلَدَ. [۱۰۲]

تأثیر غذای پدر در فرزند

امام صادق علیه السلام :[اثر] درآمد حرام ، در نسل آشکار می شود .
امام صادق علیه السلام :هر کس ناشتا یک بِهْ بخورد ، نطفه اش پاکیزه می شود و فرزندش نیکو می گردد .
طب الأئمّه علیهم السلام به نقل از بُکیر بن محمّد : نزد امام صادق علیه السلام بودم که کسی به ایشان گفت : ای فرزند پیامبر خدا! [گاهی ]فرزندی زاده می شود ؛ ولی کم خرد و ناتوان است . فرمود : «چه چیزی تو را از [خوردن] سَویق [۱۰۳] بازداشته است ؟ خودت بخور و همسرت را نیز به خوردن آن ، وا دار ؛ چرا که گوشت می رویانَد و استخوان را محکم می سازد و جز فرزند قوی برای شما زاده نمی شود .
امام کاظم علیه السلام :هر کس تخم مرغ ، پیاز و روغن زیتون بخورد ، بر توان آمیزش او افزوده می شود و هر کس گوشت را با تخم مرغ بخورد ، استخوان فرزندش درشت خواهد شد .
الکافی به نقل از خراسانی [۱۰۴] : خوردن انار شیرین ، منیِ مرد را افزایش می دهد و فرزند را زیبا می گردانَد .

دَورُ غِذاءِ الحامِلِ فِی الجَنینِ

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :أطعِمُوا المَرأهَ فِی شَهرِها الَّذی تَلِدُ فیهِ التَّمرَ ؛ فَإنَّ وَلَدَها یَکونُ حَلیما نَقِیّا. [۱۰۵] عنه صلی الله علیه و آله :أطعِموا حَبالاکُمُ اللُّبانَ ؛ فَإِنَّ الصَّبِیَ إذا غُذِّیَ فی بَطنِ اُمِّهِ بِاللُّبانِ [۱۰۶] اشتَدَّ قَلبُهُ، وَ زِیدَ فی عَقلِهِ، فَإِن یَکُ ذَکَرا کانَ شُجاعَا، و إن وُلِدَت اُنثی عَظُمَت عَجیزَتُها [۱۰۷] فَتَحظّی بِذلِکَ عِندَ زَوجِها. [۱۰۸] الإمام الرضا علیه السلام :أطعِمُوا حَبالاکُم ذَکَرَ اللُّبان، فَإِن یَکُ فی بَطنِها غُلامٌ خَرَجَ ذَکِیَ القَلبِ ، عَالِما، شُجاعا، و إن تَکُ جارِیَهً حَسُنَ خَلقُها و خُلُقُها، و عَظُمَت عَجیزَتُها، و حَظِیَت عِندَ زَوجِها.[۱۰۹] رسول اللّه صلی الله علیه و آله :أطعِموا نِساءَکُم الحَوامِلَ اللُّبانَ ؛ فَإنَّهُ یَزیدُ فی عَقلِ الصَّبِیِ. [۱۱۰] عنه صلی الله علیه و آله :ما مِن امرَأَهٍ حامِلَهٍ أکَلَت البِطِّیخَ بِالجُبنِ إلاّ یَکونُ مَولودُها حَسَنَ الوَجهِ و الخُلُقِ. [۱۱۱]

تأثیر غذای زن باردار در جنین

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :به زن در ماهی که زایمان کرده ، خرما بدهید ؛ چرا که فرزند او بردبار و پاک می شود .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :به زنان باردار خود ، کُندر دهید ؛ چرا که کودک ، اگر در شکم مادر با کُندر تغذیه شود ، دلش استوار و عقلش افزون می شود . اگر پسر باشد ، شجاع می گردد و اگر دختر باشد ، سَرین او درشت می شود و مورد علاقه شوهرش قرار می گیرد .
امام رضا علیه السلام :به زنان باردارتان کُندُر نر بدهید که اگر در شکم او پسر باشد ، هوشمند ، دانا و دلیر خارج می شود و اگر دختر باشد ، خوش رو و خوش خو می گردد و سَرین او بزرگ می شود و مورد علاقه شوهرش قرار می گیرد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :به زنان باردارتان کُندر دهید ؛ چرا که بر خِرَد کودک می افزاید .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هیچ زن بارداری نیست که خربزه با پنیر بخورد ، مگر این که نوزادش خوش چهره و خوش خو می گردد .
عنه صلی الله علیه و آله :أَطعِموا حَبالاکُمُ السَّفَرجَلَ ؛ فَإِنَّه یُحَسِّنُ أخلاقَ أولادِکُم. [۱۱۲] عنه صلی الله علیه و آله :رائِحَهُ الأَنبِیاءِ علیهم السلام رائِحَهُ السَّفَرجَلِ، و رائِحَهُ الحورِ العینِ رائِحَهُ الآسِ، [۱۱۳] و رائِحَهُ المَلائِکَهِ رائِحَهُ الوَردِ، و رائِحَهُ ابنَتی فاطِمَهَ الزَّهراءِ علیهاالسلامرائِحَهُ السَّفَرجَلِ وَ الآسِ وَ الوَردِ، و لا بَعَثَ اللّهُ نَبِیّا و لا وَصِیّا إلاّ وُجِدَ مِنهُ رائِحَهُ السَّفَرجَلِ ؛ فَکُلوها ، وَأَطعِمُوا حَبالاکُم ؛ یَحسُنَ أولادُکُم. [۱۱۴] مکارم الأخلاق عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله :کُلُوا السَّفرجَلَ و تَهادَوهُ بَینَکُم ؛ فَإِنَّهُ یَجلُو البَصَرَ ، و یُنبِتُ المَوَدَّهَ فِی القَلبِ، وأطعِموهُ حَبالاکُم ؛ فَإِنَّهُ یُحَسِّنُ أولادَکُم. وفی روایه : یُحَسِّنُ أخلاقَ أولادِکُم. [۱۱۵] الإمام الصادق علیه السلام لَمّا نَظَرَ إلی غُلامٍ جَمیلٍ :یَنبَغی أن یَکونَ أبو هذَا الغُلامِ أکَلَ السَّفَرجَلَ . [۱۱۶] عنه علیه السلام :عَلَیکَ بالهِندَباءِ ؛ [۱۱۷] فَإِنَّهُ یَزیدُ فِی الماءِ ، وَ یُحَسِّنُ الوَلَدَ، و هُوَ حارٌّ لَیِّنٌ، یَزیدُ فِی الوَلَدِ الذُّکورَهَ. [۱۱۸] پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :به زنان باردارتان بِهْ بدهید ؛ چرا که اخلاق فرزندانتان را نیکو می گردانَد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بوی پیامبران ، بوی بِهْ و بوی حورالعین ، بوی [گیاه خوش بوی ]آس و بوی فرشتگان ، بوی گل است و بوی دخترم فاطمه زهرا ، بوی بِهْ و آس و گل است . خداوند ، هیچ پیامبر و هیچ وصیّ ای را برنینگیخت ، مگر آن که او بوی بِهْ می داد . پس آن را بخورید و به زنان باردارتان بدهید ، که فرزندانتان زیبا می شوند .
مکارم الأخلاق به نقل از پیامبر خدا :«بِهْ بخورید و به یکدیگر هدیه دهید ؛ چرا که چشم را جلا می دهد و دوستی را در دل می رویانَد و آن را به زنان باردارتان بدهید ؛ چرا که فرزندانتان را زیبا می گردانَد» . و در روایتی دیگر آمده که فرمود : «اخلاق فرزندانتان را نیکو می سازد» .
امام صادق علیه السلام هنگامی که به جوان زیبایی نگاه کرد :باید پدر این پسر ، بهْ خور باشد .
امام صادق علیه السلام :بر تو باد کاسنی ؛ چرا که منی را افزایش می دهد و فرزند را نیکو می گردانَد . گرم و ملیّن است و برمردانگی فرزند می افزاید .
الکافی عن شرحبیل بن مسلم :أنَّهُ [۱۱۹] قالَ فِی المَرأَهِ الحامِلِ: تَأکُلُ السَّفَرجَلَ؛ فَإِنَّ الوَلَدَ یَکونُ أطیَبَ ریحا وَ أَصفَی لَونا. [۱۲۰] 3 / 4دَورُ غِذاءِ النُّفَساءِ فی المَولودِالإمام علیّ علیه السلام :قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : لِیَکُن أوَّلُ ما تَأکُلُ النُّفَسَاءُ الرُّطَبَ ؛ فَإنَّ اللّهَ تَعالی قالَ لِمَریَمَ : «وَ هُزِّی إِلَیْکِ بِجِذْع النَّخْلَه تُسَقِطْ عَلَیْکِ رُطَبًا جَنِیًّا » . [۱۲۱] قیلَ : یا رَسولَ اللّهِ، فإن لَم یَکُن أوانُ الرُّطَبِ؟ قالَ : سَبعُ تَمراتٍ مِن تَمرِ المَدینَهِ، فإن لَم یَکُن فَسَبعُ تَمراتٍ مِن تَمرِ أمصارِکُم ؛ فَإِنَّ اللّهَ عز و جلیَقولُ : و عِزَّتی و جَلالِی و عَظَمَتی وَ ارتِفاعِ مَکانی لا تَأکُلُ نُفَساءُ یَومَ تَلِدُ الرُّطَبَ فَیَکونُ غُلاما إلاّ کانَ حَلیما، و إن کانت جارِیَهً کانَت حَلیمَهً. [۱۲۲] عنه علیه السلام :خَیرُ تُمورِکُم البَرنیّ، [۱۲۳] فأطعِموا النّسَاءَ فی نِفاسِهِنَّ یَخرُج أولادُکُم حُکَمَاءَ . [۱۲۴]

تأثیر غذای زائو در نوزاد

الکافی به نقل از شرحبیل بن مسلم :امام علیه السلام درباره زن باردار فرمود : «بِهْ بخورد که نوزاد ، خوش بوتر و خوش رنگ تر خواهد شد» .
امام علی علیه السلام :پیامبر خدا فرمود: «رطب ، باید نخستین چیزی باشد که زائو می خورد ؛ چرا که خداوند متعال به مریم [پس از تولّد مسیح ]فرمود : «وتنه درخت خرما را به سوی خود تکان ده ، بر تو خرمای تازه فرو می ریزد» » . گفته شد : ای پیامبر خدا! اگر وقتِ رطب نباشد ؟ فرمود : «هفت خرما از خرمای مدینه . اگر نبود ، هفت خرما از خرمای شهرهایتان ؛ چرا که خداوند عز و جلمی فرماید : به عزّت و جلال و عظمت و والایی جایگاهم ، سوگند ، زائو ، روز زایمان رطب نمی خورَد ، مگر این که فرزند او ، پسر باشد یا دختر ، بردبار خواهد شد ».
امام علی علیه السلام :بهترین خرمای شما ، بَرنی [۱۲۵] است .از آن به زنان در دوران نفاسشان بدهید تا فرزندانتان حکیم شوند .
الإمام الصادق علیه السلام :أطعِمُوا البَرنِیَ نِساءَکُم فی نِفاسِهِنَّ تَحلُمُ أولادُکُم. [۱۲۶] امام صادق علیه السلام :به زنانتان در دوران نفاسشان بَرنی دهید ، تا فرزندانتان بردبار گردند .

الفصل الرابع: کیفیّه انعقاد النطفه

آثارُ طیبِ الوِلادَهِ

معانی الأخبار عن الحسین بن زید، عن الإمام الصادق علیه السلام عن آبائه علیهم السلام: قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : مَن أحَبَّنا أَهلَ البَیتِ، فَلیَحمَدِ اللّهَ تَعالی عَلی أوَّلِ النِّعَمِ. قیلَ : و ما أوَّلُ النِّعَمِ؟ قالَ : طیبُ الوِلادَهِ، و لا یُحِبُّنا إلاّ مَن طابَت وِلادَتُهُ ، وَ لا یُبغِضُنا إلاّ مَن خَبُثَت وِلادَتُهُ . [۱۲۷] علل الشرائع :أبو أیّوبَ الأنصارِیُ : اعرِضوا حُبَّ عَلِیٍ عَلی أولادِکُم، فَمَن أحَبَّهُ فَهُوَ مِنکُم، وَ مَن لَم یُحِبَّهُ فَاسأَلوا اُمَّهُ مِن أینَ جَاءَت بِهِ ؛ فَإِنّی سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله یَقولُ لِعَلِیِ بنِ أبی طالِبٍ : «لا یُحِبُّکَ إلاّ مُؤمِنٌ، ولا یُبْغِضُکَ إلاّ مُنافِقٌ أو وَلَدُ زِنیَهٍ، أو حَمَلَتهُ اُمُّهُ وَ هِیَ طامِثٌ». [۱۲۸] الإمام علیّ علیه السلام :جَمیلُ المَقصَدِ یَدُلُّ عَلی طَهارَهِ المَولِدِ. [۱۲۹]

فصل چهارم : چگونگی بسته شدن نطفه

پیامدهای پاکی ولادت

معانی الأخبار به نقل از حسین بن زید ، از امام صادق ، از پدرانش علیهم السلام : پیامبر خدا فرمود : «هر کس ما اهل بیت را دوست دارد ، باید خداوند را بر نخستین نعمت ، ستایش کند» . گفته شد : نخستین نعمت چیست ؟ فرمود : «پاکی ولادت . دوست نمی دارد ما را ، مگر کسی که ولادتش پاک باشد و دشمن نمی دارد ما را ، مگر کسی که ولادتش آلوده باشد» .
علل الشرائع به نقل از ابو ایّوب انصاری :دوستیِ علی را به فرزندان خود عرضه کنید . هر کس او را دوست داشت ، از شماست و هر کس او را دوست نداشت ، از مادرش بپرسید او را از کجا آورده است ؛ چرا که من شنیدم پیامبر خدا به علی بن ابی طالب می فرمود : «تو را دوست نمی دارد ، مگر انسان باایمان ، و تو را دشمن نمی دارد ، مگر منافق یا فرزند زنا یا کسی که مادرش او را در ناپاکی باردار شده است» .
امام علی علیه السلام :زیبایی هدف بر پاکی ولادت ، دلالت دارد .
الإمام الباقر علیه السلام :مَن طَهُرَت وِلادَتُهُ دَخَلَ الجَنَّهَ . [۱۳۰] الإمام الصادق علیه السلام :إنَّ اللّهَ تَعالی خَلَقَ الجَنَّهَ طاهِرَهً مُطَهَّرَهً، فلا یَدخُلُها إلاّ مَن طابَت وِلادَتُهُ. [۱۳۱] عنه علیه السلام :مَن وَجَدَ بَردَ حُبِّنا عَلی قَلبِهِ فَلیُکثِرِ الدُّعاءَ لاُِمِّهِ ؛ فَإِنَّها لَم تَخُن أباهُ. [۱۳۲] المحاسن عن أبی عبداللّه المدائنی :قالَ أبو عَبدِ اللّهِ علیه السلام : إذا بَرَدَ عَلی قَلبِ أحَدِکُم حُبُّنا فَلیَحمَدِ اللّهَ عَلی اُولَی النِّعَمِ. قُلتُ : عَلی فِطرَهِ الإسلامِ؟ قالَ : لا، ولکِن عَلی طیبِ المَولِدِ، إنَّهُ لا یُحِبُّنا إلاّ مَن طابَت وِلادَتُهُ، و لا یُبغِضُنا إلاَّ المُلزَقُ الَّذی تَأتی بِهِ اُمُّهُ مِن رَجُلٍ آخَرَ فَتُلزِمُهُ زَوجَها، فَیَطَّلِعُ عَلی عَوراتِهِم و یَرِثُهُم أموالَهُم ، فَلا یُحِبُّنا ذلِکَ أبَدا، و لا یُحِبُّنا إلاّ مَن کانَ صَفوَهً مِن أیِ الجیلِ کانَ. [۱۳۳]

آثارُ خُبثِ الوِلادَهِ

الکتاب«وَ شَارِکْهُمْ فِی الْأَمْوَ لِ وَ الْأَوْلَدِ» . [۱۳۴]

پیامدهای ناپاکی ولادت

امام باقر علیه السلام :کسی که ولادتش پاک باشد ، وارد بهشت می شود .
امام صادق علیه السلام :خداوند متعال ، بهشت را پاک و پاکیزه آفرید . از این رو ، وارد آن نمی شود ، مگر کسی که ولادتش پاک باشد .
امام صادق علیه السلام :هر کس خُنکای محبّت ما را در دل خود یافت ، مادرش را بسیار دعا کند ؛ چرا که به پدرش خیانت نکرده است .
المحاسن به نقل از ابو عبد اللّه مدائنی :امام صادق علیه السلام فرمود : «هرگاه خنکای محبّت ما بر قلب کسی از شما نشست ، باید خدا را به خاطر نخستین نعمت ، ستایش کند» . گفتم : [یعنی] بر فطرت اسلام ؟ فرمود : «نه ، بر پاکی ولادت ؛ چرا که ما را دوست نمی دارد ، مگر کسی که ولادتش پاک باشد و ما را دشمن نمی دارد ، مگر کسی که مادرش او را از مرد دیگری آورده و به همسرش بسته باشد و در نتیجه ، از نهان آنان آگاه می شود و از اموالشان ارث می بَرَد ، ولی هرگز ما را دوست نمی دارد . ما را دوست نمی دارد ، مگر کسی که پاک باشد ؛ از هر گروهی از مردم که باشد» .
قرآن«[خداوند خطاب به شیطان :] و در اموال و فرزندان آنان ، شریک شو» .
الحدیث رسول اللّه صلی الله علیه و آله :الخُلُقُ الحَسَنُ لا یُنزَعُ إلاّ مِن وَلَدِ حَیضَهٍ، أو وَلَدِ زِنیَهٍ. [۱۳۵] عنه صلی الله علیه و آله لِعَلیٍ علیه السلام :لا یُبغِضُکُم إلاّ ثَلاثَهٌ: وَلَدُ زِنا، وَ مُنافِقٌ، وَ مَن حَمَلَت بِهِ اُمُّهُ و هِیَ حائِضٌ. [۱۳۶] کنز العمّال عن أبی هریره عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله :یَأتی عَلَی النّاسِ زَمانٌ یُشارِکُهُمُ الشَّیاطِینُ فی أولادِهِم. قیلَ: و کائِنٌ ذلِکَ یا رَسولَ اللّهِ؟ قالَ: نَعَم. قالوا : و کَیفَ نَعرِفُ أولادَنا مِن أولادِهِم؟ قالَ : بِقِلَّهِ الحَیاءِ ، و قِلَّهِ الرَّحمَهِ. [۱۳۷] رسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن لَم یَستَحِ فیما قالَ، أو قیلَ لَهُ فَهُوَ لِغَیرِ رِشَدَهٍ، أو حَمَلَت بِهِ اُمُّهُ عَلی غَیرِ طُهرٍ . [۱۳۸] الإمام علیّ علیه السلام :قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : إنَّ اللّهَ حَرَّمَ الجَنَّهَ عَلی کُلِّ فَحّاشٍ بَذیءٍ قَلیلِ الحَیاءِ، لا یُبالی ما قالَ، و لا ما قیلَ لَهُ ؛ فَإِنَّکَ إن فَتَّشتَهُ لَم تَجِدهُ إلاّ لِغَیَّهٍ [۱۳۹] أو شِرکَ شَیطانٍ . فَقیلَ : یا رَسولَ اللّهِ، و فی النّاسِ شِرکُ شَیطانٍ؟! فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : أما تَقرَأُ قَولَ اللّهِ عز و جل : «وَ شَارِکْهُمْ فِی الْأَمْوَ لِ وَ الْأَوْلَدِ». [۱۴۰] عنه علیه السلام :مَن لَؤُمَ ساءَ میلادُهُ. [۱۴۱] حدیث پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خوش اخلاقی ، جز از فرزندِ حیض و یا فرزند زنا ، ستانده نمی شود .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام :جز [این] سه گروه ، کسی شما را دشمن نمی دارد : زنازاده ، منافق ، و کسی که مادرش در حال حیض ، باردار شده باشد .
کنز العمّال به نقل از ابوهریره :پیامبر خدا فرمود : «بر مردم ، زمانی فرا می رسد که شیطان ها در فرزندان آنان مشارکت می کنند» . گفته شد : این ، شدنی است ، ای پیامبر خدا ؟ فرمود : «بله» . گفتند : چگونه فرزندانمان را از فرزندانِ آنان تشخیص دهیم ؟ فرمود : «به کم شرمی و کم رحمی» .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس از آنچه می گوید یا به او گفته می شود ، شرم نکند ، یا فرزند ناپاکی است یا مادرش در حال ناپاکی به او باردار شده است .
امام علی علیه السلام :پیامبر خدا فرمود : «همانا خداوند ، بهشت را بر هر بد زبانِ ناسزاگوی کم حیایی که نه از آنچه می گوید ، باکی دارد و نه از آنچه درباره اش گفته می شود ، حرام کرده است . اگر حال او را بررسی کنی ، او را جز زنازاده یا شریک شیطان نمی یابی» . پرسیده شد : ای پیامبر خدا! آیا در میان انسان ها شریک شیطان وجود دارد ؟ پیامبر خدا فرمود : «آیا این سخن خداوند عز و جل [به شیطان ]را نخوانده ای : «و در اموال و فرزندان با آنان شریک شو» ؟
امام علی علیه السلام :هر کس پست باشد ، ولادتش ناشایست بوده است .
الإمام الباقر علیه السلام :إذا زَنَی الرَّجُلُ أدخَلَ الشَّیطانُ ذَکَرَهُ فَعَمِلا جَمیعا، و کانَتِ النُّطفَهُ واحِدَهً، وَ خُلِقَ مِنهُمَا الوَلَدُ، ویَکونُ شِرکَ شَیطانٍ . [۱۴۲] الإمام الصادق علیه السلام :لا یُبغِضُنا إلاّ مَن خَبُثَت وِلادَتُهُ، أو حَمَلَت بِهِ اُمُّهُ فی حَیضِها. [۱۴۳]

مَضَارٌّ وَط ءِ الحائِضِ

الکتاب«وَیَسْئلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ قُلْ هُوَ أَذیً فَاعْتَزِلُواْ النِّسَاءَ فِی الْمَحِیضِ وَلاَ تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّی یَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّ بِینَ وَیُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ » . [۱۴۴] الحدیثرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن جامَعَ امرَأَتَهُ وهِیَ حائِضٌ فَخَرَجَ الوَلَدُ مَجذوما أو أبرَصَ فَلا یَلومَنَّ إلاّ نَفسَهُ. [۱۴۵] عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ اللّهَ تَبارَکَ و تَعالی کَرِه لَکُم أیَّتُها الاُمَّهُ أربَعا وعِشرینَ خَصلَهً ، و نَهاکُم عَنها : ... کَرِهَ لِلرَّجُلِ أن یَغشَی امرَأَتَهُ و هِیَ حائِضٌ، فَإِن غَشِیَها فَخَرَجَ الوَلَدُ مَجذوما أو أبرَصَ فَلا یَلومَنَّ إلاّ نَفسَهُ. [۱۴۶]

زیان آمیزش با حائض

امام باقر علیه السلام :وقتی مرد زنا می کند ، شیطان ، نرینه اش را وارد می کند و هر دو با هم عمل می کنند ؛ نطفه [ی آنها ]یکی می شود و فرزند از هر دو آفریده می گردد و همتای شیطان است .
امام صادق علیه السلام :ما را دشمن نمی دارد ، مگر کسی که ولادتش ناپاک باشد یا مادرش در زمان حیض ، باردار شده باشد .
قرآن«از تو درباره حیض می پرسند . بگو [برای آنان] رنجی است . پس هنگام حیض ، از آنان کناره بگیرید و با آنان ، نزدیکی نکنید تا پاک شوند و چون [خود را] پاک کردند ، آن گونه که خداوند به شما فرموده ، به آنان درآیید . بی تردید ، خداوند ، توبه کنندگان را دوست دارد و پاکیزگان را [نیز ]دوست دارد» .
حدیثپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس با همسرش در حال حیض آمیزش کند و فرزندش با جذام یا پیسی متولّد شود ، کسی جز خود را نباید سرزنش کند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله : هان ، ای امّت! خداوند تبارک و تعالی 24 ویژگی را برای شما نمی پسندد و شما را از آنها نهی کرده است : . . . برای مرد نمی پسندد که با همسرش در حال حیض درآمیزد ، که اگر درآمیزد و فرزند با جذام یا پیسی زاده شود ، کسی جز خود را نباید سرزنش کند .
عنه صلی الله علیه و آله :مَن وَطِئَ امرَأتَهُ و هِیَ حائِضٌ فَقُضِیَ بَینَهُما وَلَدٌ فأصابَهُ جُذامٌ فَلا یَلومَنَّ إلاّ نَفسَهُ. [۱۴۷] الکافی عن عذافر الصیرفی :قالَ أبو عَبدِ اللّهِ علیه السلام : تَری هؤُلاءِ المُشَوَّهینَ خَلقُهُم؟ قالَ : قُلتُ : نَعَم. قالَ : هؤُلاءِ الَّذینَ آباؤهُم یَأتونَ نِساءَهُم فِی الطَّمَثِ. [۱۴۸] بَرَکاتُ الدُّعاءِ عِندَ الجِماعِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :أما لَو أنَّ أحَدَهُم یَقولُ حِینَ یَأتی أهلَهُ : «بِسمِ اللّهِ، اللّهمَّ جَنِّبنی الشَّیطانَ، و جَنِّبِ الشَّیطانَ ما رَزَقتَنا» ثُمَّ قُدِّرَ بَینَهما فِی ذلِکَ أو قُضِیَ وَلَدٌ [۱۴۹] لَم یَضُرَّهُ شَیطانٌ أبَدا. [۱۵۰] عنه صلی الله علیه و آله :یا عَلِیُ، إذا جامَعتَ فَقُل : «بِسمِ اللّهِ، اللّهُمَّ جَنِّبنَا الشَّیطانَ و جَنِّبِ الشَّیطانَ ما رَزَقتَنی»، فَإِن قُضِیَ أن یَکونَ بَینَکُما وَلَدٌ لَم یَضُرَّهُ الشَّیطانُ أبَدا. [۱۵۱]

برکت های دعا هنگام آمیزش

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :کسی که با همسرش در حال حیض آمیزش کند و فرزندی از آن دو به وجود آید که مبتلا به جذام باشد ، کسی جز خود را نباید سرزنش کند .
الکافی به نقل از عذافر صیرفی :امام صادق علیه السلام فرمود : «این گروه زشتْ چهره را می بینی ؟» گفتم : بله . فرمود : «اینان ، کسانی اند که پدرانشان با مادرانشان در حال حیض در آمیخته اند» . [۱۵۲] پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :آگاه باشید ، اگر کسی هنگامی که به همسرش درمی آید ، بگوید : «به نام خدا ، بارالها! شیطان را از من دور ساز و شیطان را از آنچه روزی ما کرده ای ، دور ساز» و سپس ، در این [آمیزش ]فرزندی میان آنان مقدّر و یا قطعی شود ، شیطان ، هرگز به او زیان نمی رساند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ای علی! هرگاه آمیزش کردی ، بگو : «به نام خدا . بارخدایا! شیطان را از ما دور ساز و شیطان را از آنچه روزی ام کردی، دور ساز» . با این اقدام ، اگر تقدیر [خدا] چنین شد که فرزندی از شما دو نفر به وجود آید ، شیطان ، هرگز به او زیان نمی رساند .
الإمام علیّ علیه السلام :إذا أرادَ أحَدُکُم مُجامَعَهَ زَوجَتِهِ فَلیَقُل : اللّهُمَّ إنّی استَحلَلتُ فَرجَها بِأَمرِکَ، و قَبِلتُها بِأَمانَتِکَ ، فَإِن قَضَیتَ لی مِنها وَلَدا فَاجعَلهُ ذَکَرا سَوِیّا، و لا تَجعَل لِلشَّیطانِ فیهِ نَصیبا و لا شَریکا. [۱۵۳] الإمام الباقر علیه السلام :إذا أرَدتَ الوَلَدَ فَقُل عِندَ الجِماعِ : اللّهُمَّ ارزُقنی وَلَدا، وَ اجَعَلهُ تَقِیّا لَیسَ فی خَلقِهِ زِیادَهٌ و لا نُقصانٌ، وَ اجعَل عاقِبَتَهُ إلی خَیرٍ. [۱۵۴] الإمام الصادق علیه السلام :مَن أرادَ أن یُحبَلَ لَهُ فَلیُصَلِّ رَکعَتَینِ بَعدَ الجُمعَهِ ، یُطیلُ فیهِمَا الرُّکوعَ وَ السُّجودَ، ثُمَّ یَقولُ : اللّهُمَّ إنّی أَسأَلُکَ بِما سَأَلَکَ بِهِ زَکرِیّا، یا رَبِّ لا تَذَرنِی فَردا و أنتَ خَیرُ الوارِثینَ، اللّهُمَّ هَب لی مِن لَدُنکَ ذُرِّیَّهً طَیِّبَهً، إنَّکَ سَمِیعُ الدُّعاءِ، اللّهُمَّ بِاسمِکَ استَحلَلتُها، و فی أمانَتِکَ أخَذتُها، فَإِن قَضَیتَ فی رَحِمِها وَلَدا فَاجعَلهُ غُلاما مُبارَکا زَکِیّا، و لا تَجعَل لِلشَّیطانِ فیهِ شِرکا و لا نَصیبا.[۱۵۵] تفسیر العیّاشی عن سلیمان بن خالد :قُلتُ لِأبی عَبدِ اللّهِ علیه السلام : ما قَولُ اللّهِ : «شَارِکْهُمْ فِی الْأَمْوَ لِ وَ الْأَوْلَدِ» ؟ قالَ : فَقالَ : قُل فی ذلِکَ قَولاً : أَعوذُ بِاللّهِ السَّمیعِ العَلیمِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ. [۱۵۶] امام علی علیه السلام :هرگاه یکی از شما قصد آمیزش با همسرش را داشت ، باید بگوید : «بار الها! شرمگاه او را به فرمان تو بر خود حلال کردم و او را به عنوان امانت تو پذیرفتم . پس اگر فرزندی از او برای من تقدیر کردی ، او را پسری سالم قرار ده و برای شیطان ، نه بهره ای در او قرار ده ، نه شراکتی».
امام باقر علیه السلام :هرگاه فرزند خواستی ، هنگام آمیزش بگو : «بار الها! فرزندی روزی ام کن و او را با تقوا قرار ده ؛ نه افزونی در جسم او باشد ، نه کاستی، و او را عاقبت به خیر گردان» .
امام صادق علیه السلام :کسی که می خواهد همسرش باردار گردد ، بعد از نماز جمعه ، دو رکعت نماز با رکوع و سجودِ طولانی بخواند و سپس بگوید : «بار الها! همان چیزی را از تو می خواهم که زکریا از تو خواست . بار الها! مرا تنها مگذار و تو بهترین وارثی . بار الها! از جانب خودت نسلی پاک به من ببخش . همانا تو شنوای دعایی . بار الها! به نام تو او را بر خود حلال کردم و به عنوان امانت تو ، او را گرفتم .پس اگر در رَحِم او فرزندی تقدیر کردی ، او را پسری مبارک و پاک قرار ده و برای شیطان ، نه شراکتی در او قرار ده ، نه بهره ای» .
تفسیر العیّاشی به نقل از سلیمان بن خالد :به امام صادق علیه السلامگفتم : معنای این سخن خداوند «و با آنان ، در اموال و فرزندان شریک شو» چیست؟ فرمود : «در این باره ، این سخن را بگو : از شرّ شیطان رانده شده ، به خدای شنوایِ دانا پناه می برم ».

دَورُ الأَحوالِ و الأَوقاتِ فِی انعِقادِ النُّطفَهِ

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :یُکرَهُ أن یَغشَی الرَّجُلُ المَرأَهَ و قَدِ احتَلَمَ حَتّی یَغتَسِلَ مِنِ احتِلامِهِ الَّذی رَأی، فَإن فَعَلَ و خَرَجَ الوَلَدُ مَجنونا فَلایَلومَنَّ إلاّنَفسَهُ. [۱۵۷] عنه صلی الله علیه و آله :إذا أتی أحَدُکُم أهلَهُ فَلیَستَتِر ؛ فَإِنَّهُ إذا لَم یَستَتِر استَحیَتِ المَلائِکَهُ و خَرَجَت، و حَضَرَهُ الشَّیطانُ، فَإذا کانَ بَینَهُما وَلَدٌ کانَ الشَّیطانُ فیهِ شَریکٌ [۱۵۸] . [۱۵۹] عنه صلی الله علیه و آله فی وَصِیَّتِهِ لِعَلِیٍ علیه السلام :یا عَلِیُ، لا تُجامِع امرَأتَکَ فی أوَّلِ الشَّهرِ و وَسَطِهِ و آخِرِهِ ؛ فَإِنَّ الجُنونَ وَ الجُذامَ وَ الخَبَلَ لَیُسرِعُ إلَیها و إلی وَلَدِها. یا عَلِیُ، لا تُجامِع امرَأَتَکَ بَعدَ الظُّهرِ ؛ فَإِنَّهُ إن قُضِیَ بَینَکُما وَلَدٌ فی ذلِکَ الوَقتِ یَکونُ أحوَلَ، و الشَّیطانُ یَفرَحُ بِالحَوَلِ فِی الإنسانِ. یا عَلِیُ ، لا تَتَکَلَّم عِنْدَ الجِماعِ ؛ فَإِنَّهُ إن قُضِیَ بَینَکُما وَلَدٌ لا یُؤمَنُ أن یَکونَ أخرَسَ، و لا یَنظُرَنَّ أحَدٌ إلی فَرْجِ امرَأتِهِ، و لیَغُضَّ بَصَرَهُ عِندَ الجِماعِ، فَإِنَّ النَّظَرَ إلَی الفَرجِ یورِثُ العَمی فِی الوَلَدِ. یا عَلِیُّ ، لا تُجامِعِ امرَأَتَکَ بِشَهوَهِ امرَأَهِ غَیرِکَ ؛ فَإِنِّی أخشی إن قُضِیَ بَینَکُما وَلَدٌ أن یَکونَ مُخَنَّثا أو مُؤَنَّثا مُخبَّلاً ... . یا عَلِیُ ، لا تُجامِعِ امرَأتَکَ مِن قِیامٍ، فَإِنَّ ذلِکَ مِن فِعلِ الحَمیرِ ، فَإِن قُضِیَ بَینَکُما وَلَدٌ کانَ بَوّالاً فِی الفِراشِ ، کالحَمیر البَوّالَهِ فی کُلِّ مَکانٍ. یا عَلِیُ ، لا تُجامِعِ امرَأتَکَ فِی لَیلَهِ الأضحی فَإِنَّهُ إن قُضِیَ بَیْنَکُما وَلَدٌ یَکونُ لَهُ سِتُّ أصابِعَ أو أربَعُ أصابِعَ. یا عَلِیُ ، لا تُجامِعِ امرَأتَکَ تَحتَ شَجَرَهٍ مُثمِرَهٍ ؛ فَإِنَّهُ إن قُضِیَ بَینَکُما وَلَدٌ یَکونُ جَلاَّدا قَتَّالاً أو عَریفا. یا عَلِیُ ، لا تُجامِعِ امرَأتَکَ فی وَجهِ الشَّمسِ وتَلَألُئِها إلاّ أن تُرخِیَ سِترا فَیَستُرَکُما؛ فَإِنَّهُ إن قُضِیَ بَینَکُما وَلَدٌ لا یَزالُ فی بُؤسٍ وفَقرٍ حَتَّی یَموتَ. یا عَلِیُ ، لا تُجامِعِ امرَأتَکَ بَینَ الأذانِ وَالإِقامَهِ؛ فَإِنَّهُ إن قُضِیَ بَینَکُما وَلَدٌ یَکونُ حَریصا عَلی إهراقِ الدِّماءِ. یا عَلِیُ ، إذا حَمَلَتِ امرَأتُکَ فَلا تُجامِعها إلاّ و أنتَ عَلی وُضوءٍ ؛ فَإِنَّهُ إن قُضِیَ بَینَکُما وَلَدٌ یَکونُ أعمَی القَلبِ بَخیلَ الیَدِ. یا عَلِیُ ، لا تُجامِع أهلَکَ فِی النِّصفِ مِن شَعبانَ ؛ فَإِنَّهُ إن قُضِیَ بَینَکُما وَلَدٌ یَکونُ مَشؤوما، ذا شأمَهٍ فی وَجهِهِ. یا عَلِیُ ، لا تُجامِع أهلَکَ فی آخِرِ دَرَجَهٍ مِنهُ إذا بَقِیَ یَومانِ ؛ فَإِنَّهُ إن قُضِیَ بَینَکُما وَلَدٌ یَکونُ عَشّارا [۱۶۰] أو عَونا لِلظّالِمینَ، وَیَکونُ هَلاکُ فِئامٍ [۱۶۱] مِنَ النّاسِ عَلی یَدَیهِ. یا عَلِیُ ، لا تُجامِع أهلَکَ عَلی سُقوفِ البُنیانِ؛ فَإِنَّهُ إن قُضِیَ بَینَکُما وَلَدٌ یَکونُ مُنافِقا مُرائِیا مُبتَدِعا. یا عَلِیُ ، إذا خَرَجتَ فی سَفَرٍ فَلا تُجامِع أهلَکَ مِنْ تِلکَ اللَّیلَهِ ؛ فَإِنَّهُ إن قُضِیَ بَینَکُما وَلَدٌ یُنفِقُ مالَهُ فی غَیرِ حَقٍّ، وقَرَأَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : «إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُواْ إِخْوَ نَ الشَّیَطِینِ» [۱۶۲] . یا عَلِیُ ، لا تُجامِع أهلَکَ إذا خَرَجتَ إلی سَفَرٍ مَسیرَهَ ثَلاثَهِ أیَّامٍ و لَیالیهِنَّ؛ فَإِنَّهُ إن قُضِیَ بَینَکُما وَلَدٌ یَکونُ عَونا لِکُلِّ ظالِمٍ عَلَیکَ ... . یا عَلِیُ ، لا تُجامِع أهلَکَ فی أوَّلِ ساعَهٍ مِنَ اللَّیلِ ؛ فَإِنَّهُ إن قُضِیَ بَینَکُما وَلَدٌ لا یُؤمَنُ أن یَکونَ ساحِرا مُؤثِرا للدُنیا عَلَی الآخِرَهِ. [۱۶۳]

نقش حالت ها و زمان ها در بسته شدن نطفه

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ناپسند است که مرد ، در حال احتلام به همسر خود درآید تا آن که از جنابتی که دیده است ، غسل کند ، که اگر در جنابت چنین کرد و فرزند مجنون زاده شد ، جز خود را نباید سرزنش کند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هرگاه کسی از شما به همسرش درآمد ، باید خود را بپوشانَد ؛ چرا که اگر نپوشاند ، فرشتگان شرم می کنند و خارج می شوند و شیطان ، حاضر می شود و اگر فرزندی به وجود آید ، شیطان در [نطفه] او شریک می شود .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در سفارش به علی علیه السلام :ای علی! با همسر خود در آغاز ماه و میانه آن و پایان آن ، آمیزش نکن ، چرا که دیوانگی و جذام و بی خِردی با شتاب به سراغ همسر و فرزندش می رود . ای علی! بعد از ظهر با همسرت آمیزش نکن ، که اگر در این زمان فرزندی میان شما به وجود آید ، لوچ می شود و شیطان از چپ بودن چشم انسان ، خرسند می گردد . ای علی! هنگام آمیزش سخن مگو ؛ چرا که اگر میان شما فرزندی به وجود آید ، از این که لال شود ، ایمن نیست . نباید هیچ کس به شرمگاه همسرش نگاه کند و باید هنگام آمیزش ، چشم خود را ببندد ؛ چرا که نگریستن به شرمگاه ، کوریِ فرزند را در پی می آورد . ای علی! با شهوت زن دیگری با همسر خود آمیزش مکن ؛ چرا که من بیم آن را دارم که اگر فرزندی میان شما به وجود آمد ، خنثا باشد یا دختر دیوانه . . . . ای علی! ایستاده با همسرت آمیزش مکن ؛ چرا که این ، کارِ درازگوش است . اگر میان شما فرزندی به وجود آید ، بر بستر بول می کند ، مانند درازگوش که در هر جا بول می کند . ای علی! شبِ عید قربان با همسر خود آمیزش مکن ؛ چرا که اگر میان شما فرزندی به وجود آید ، یا شش انگشتی می شود یا چهار انگشتی . ای علی! زیر درخت میوه با همسر خود آمیزش مکن ، چرا که اگر میان شما فرزندی به وجود آید ، یا جلاّد آدم کُش شود یا عریف . [۱۶۴] ای علی! زیر خورشید و تابش آن با همسرت آمیزش مکن ، مگر از رواندازی استفاده کنی که شما را بپوشانَد ؛ چرا که اگر فرزندی میان شما به وجود آید ، هماره در گرفتگی و فقر باشد تا بمیرد . ای علی! میان اذان و اقامه با همسر خود آمیزش مکن ؛ چرا که اگر میان شما فرزندی به وجود آید ، به خون ریزی حریص می گردد . ای علی! هرگاه همسرت باردار شد ، با او آمیزش مکن ، مگر این که وضو داشته باشی ؛ چرا که اگر فرزندی میان شما به وجود آید ، کوردل و خشکْ دست می گردد . ای علی! در نیمه شعبان با همسر خود آمیزش مکن ؛ چرا که اگر فرزندی میان شما به وجود آید ، شوم گشته و چهره ای زشت می یابد . ای علی! دو روز مانده به آخر شعبان با همسرت آمیزش مکن ؛ چرا که اگر فرزندی میان شما به وجود آید ، یا باج بگیر می شود و یا یاور ستمکاران ، و نابودی گروهی از مردم به دست او خواهد بود . ای علی! بر پشت بام ساختمان ها با همسرت آمیزش مکن ؛ چرا که اگر میان شما فرزندی به وجود آید ، منافقِ ریاکارِ بدعت گذار می شود . ای علی! هرگاه برای مسافرت حرکت کردی ، همان شب با همسر خود آمیزش مکن ؛ چرا اگر فرزندی میان شما به وجود آید ، مال خود را به ناحق مصرف می کند . «همانا تبذیرگران ، برادرانِ شیطان اند» . ای علی! هرگاه به اندازه سه روز و سه شب سفر کردی ، با همسر خود آمیزش مکن ؛ چرا که اگر فرزندی میان شما به وجود آید ، علیه تو یاور هر ستمگری می شود. ای علی! آغاز شب با همسر خود آمیزش مکن ؛ چراکه اگر میان شما فرزندی به وجود آید ، از این که افسونگر و ترجیح دهنده دنیا بر آخرت شود ، ایمن نیست .
عنه صلی الله علیه و آله فی وَصِیَّتِهِ لِعَلِیٍ علیه السلام :یا عَلِیُ ، عَلَیکَ بالجِماعِ لَیلَهَ الإثنَینِ ؛ فَإنَّهُ إن قُضِیَ بَینَکُما وَلَدٌ یَکونُ حافِظا لِکِتابِ اللّهِ، راضِیا بِما قَسَمَ اللّهُ عز و جل . یا عَلِیُ ، إن جامَعتَ أهلَکَ فی لَیلَهِ الثُّلاثاءِ فَقُضِیَ بَینَکُما وَلَدٌ ؛ فَإِنَّهُ یُرزَقُ الشَّهادَهَ بَعدَ شَهادَهِ أن لا إلهَ إلاَّ اللّهُ و أنَّ مُحَمَّدا رَسولُ اللّهِ، و لا یُعذِّبُهُ اللّهُ مَعَ المُشرِکینَ ، و یَکونُ طَیِّبَ النَّکهَهِ وَ الفَمِ، رَحیمَ القَلبِ، سَخِیَ الیَدِ، طاهِرَ اللِّسانِ مِنَ الغیبَهِ وَ الکِذبِ وَ البُهتانِ . یا عَلِیُ ، إن جامَعتَ أهْلَکَ لَیلَهَ الخَمیسِ فَقُضِیَ بَینَکُما وَلَدٌ ؛ فَإِنَّهُ یَکونُ حاکِما مِنَ الحُکّامِ ، أو عالِما مِنَ العُلَماءِ . و إن جامَعتَها یَومَ الخَمیسِ عِندَ زَوالِ الشَّمسِ عَن کَبِدِ السَّماءِ فَقُضِیَ بَینَکُما وَلَدٌ ، فَإِنَ الشَّیطانَ لایَقرَبُهُ حَتّی یَشیبَ ، و یَکونُ قَیِّما ، [۱۶۵] و یرزُقُهُ اللّهُ عز و جل السَّلامَهَ فِی الدِّینِ وَ الدُّنیا. یا عَلِیُ ، وَ إن جامَعتَها لَیلَهَ الجُمُعَهِ و کانَ بَینَکُما وَلَدٌ ؛ فَإِنَّهُ یَکونُ خَطیبا قَوّالاً مُفَوَّها، وَ إن جامَعتَها یَومَ الجُمُعَهِ بَعدَ العَصرِ فَقُضِیَ بَینَکُما وَلَدٌ ؛ فَإِنَّهُ یَکونُ مَعروفا مَشهورا عَالِما، و إن جامَعتَها فی لَیلَهِ الجُمُعَهِ بَعدَ العِشاءِ الآخِرَهِ، فَإِنَّهُ یُرجی أن یَکونَ الوَلَدُ مِنَ الأبدالِ [۱۶۶] إن شاءَ اللّهُ تَعالی . [۱۶۷] پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در سفارش به علی علیه السلام :ای علی! بر تو باد آمیزش در شب دوشنبه ؛ چرا که اگر فرزندی میان شما به وجود آید ، حافظ کتاب خدا و راضی به قسمت خدا می شود . ای علی! اگر شب سه شنبه با همسرت آمیزش کردی و فرزندی میان شما به وجود آمد ، بعد از گواهی به این که «خدایی جز اللّه نیست» و این که «محمّد ، فرستاده خداست» ، شهادت روزی اش می شود و خداوند ، او را با مشرکان عذاب نمی کند . خوش بو دهان ، دل مهربان وگشاده دست می شود ، و از غیبت و دروغ و تهمت ، پاکْ زبان می شود . ای علی! اگر شبِ پنج شنبه با همسرت آمیزش کردی و فرزندی میان شما به وجود آمد ، یا فرمان روایی از فرمان روایان و یا دانشمندی از دانشمندان می شود . و اگر روز پنج شنبه ، هنگام مایل شدن خورشید از وسط آسمان با او آمیزش کردی و فرزندی میان شما به وجود آمد ، شیطان به او نزدیک نمی شود تا پیر شود و به سرپرستی می رسد و خداوند ، سلامت دین و دنیا را روزی وی می گردانَد. ای علی! واگر شب جمعه با او آمیزش کردی و فرزنددار شدید ، گوینده سخنورِ زبان آور می شود و اگر عصرِ جمعه با او آمیزش کردی و فرزندی میان شما به وجود آمد ، دانشمندی معروف و مشهور می گردد و اگر جمعه شب ، بعد از نماز عشا با او آمیزش کردی ، امید است که آن فرزند ، از اَبدال [۱۶۸] باشد ، إن شاء اللّه تعالی!
الإمام علیّ علیه السلام :إذا أرادَ أحَدُکُم أن یَأتِیَ أهلَهُ فَلیَتَوَقَّ أوَّلَ الأهِلَّهِ و أَنصافَ الشُّهورِ ؛ فَإِنَّ الشَّیطانَ یَطلُبُ الوَلَدَ فی هذَینِ الوَقتَینِ، وَ الشَّیاطینُ یَطلُبونَ الشِّرکَ فیهِما ، فَیَجیؤونَ و یُحبِلونَ . [۱۶۹] الإمام الرضا علیه السلام :الجِماعُ بَعدَ الجِماعِ مِن غَیرِ أن یَکونَ بَینَهُما غُسلٌ یُورِثُ لِلوَلَدِ الجُنونَ. [۱۷۰] عنه علیه السلام :لا تَقرَبِ النِّساءَ فی أوَّلِ اللَّیلِ لا شِتاءً و لا صَیفا، و ذلِکَ أنَّ المَعِدَهَ وَ العُروقَ تَکونُ مُمتَلِئَهً و هُوَ غَیرُ مَحمودٍ ، یُتَخَوَّفُ مِنهُ القولَنجُ [۱۷۱] وَ الفالِجُ ، و اللَّقوَهُ ، [۱۷۲] و النِّقرِسُ ، [۱۷۳] و الحَصاهُ ، و التَّقطِیرُ ، وَ الفَتقُ وَ ضَعفُ البَصَرِ و الدِّماغِ. فَإِذا أُریدَ ذلِکَ فَلیَکُن فی آخِرِ اللَّیلِ ؛ فَإِنَّهُ أصَحُّ لِلبَدَنِ ، و أرجی لِلوَلَدِ ، وَ أذکی لِلعَقلِ فِی الوَلَدِ الَّذی یُقضی بَینهُما. [۱۷۴] امام علی علیه السلام :هرگاه کسی از شما خواست به همسرش درآید ، باید در اوّل ماه ها و نیمه ماه ها خودداری کند ؛ چرا که شیطان در این دو زمان ، فرزند خواهی می کند و شیطان ها در این زمان ، خواستار مشارکت [در نطفه ]هستند . از این رو ، می آیند و باردار می کنند .
امام رضا علیه السلام :آمیزش پس از آمیزش ، بدون این که میان آنها غسل باشد ، دیوانگی را برای فرزند در پی می آورد .
امام رضا علیه السلام :آغاز شب ، چه در زمستان و چه در تابستان ، با زنان آمیزش مکن .این ، بدان جهت است که معده و رگ ها پُرند و این ، وضعیت مناسبی [برای آمیزش] نیست و بیم قولنج و فلج و لرزش چانه و نِقرس [۱۷۵] و سنگ [کلیه ]و تقطیر (چکایش) بول وفتق و ضعف در بینایی و ذهن می رود . پس اگر اراده آمیزش دارد ، باید در پایان شب باشد که برای بدن ، سالم تر و برای فرزند [آوردن] ، امیدوارتر و برای افزونی هوش فرزندی که در این میان پدید می آید ، بهتر است . [۱۷۶]

بخش دوم : حقوق فرزندان

درآمد

بزرگداشت تولّد

درآمدبررسی رهنمودهای پیشوایان اسلام درباره حقوق نوزاد ، نشان می دهد که کودک ، در آغاز تولّد ، هشت حق بر خانواده خود دارد .این حقوق ، عبارت اند از :
بزرگداشت تولّدروزی که خداوند متعال ، نعمتی به انسان عنایت کند ، «عید» 1 است و فرخنده و مبارک . نوزاد ، نعمت بزرگی برای خانواده است و جشن تولّد ، در حقیقت ، جشن سپاس گزاری از این نعمت بزرگ الهی است و تهنیتِ گفتن آن و ولیمه دادن برای بزرگداشت آن ، مطلوب است . جشن تولّد ، بزرگداشت روزی است که نخستین

غُسل دادن

نعمت الهی که خلعت وجود است ، انسان را فرا می گیرد و او با کمال عزّت و بزرگواری ، دیده به جهان می گشاید . پیامبر خدا از امام علی علیه السلام پرسید: «نخستین نعمتی که خداوند به تو عنایت کرد ، چیست ؟ امام پاسخ داد : «نخستین نعمت الهی بر من ، این است که مرا آفرید ، در حالی که چیز در خور ذکری نبودم . [۱۷۷] بنا بر این ، تکرار همه ساله جشن تولّد ، به منظور سپاس گزاری از نخستین نعمت الهی ، شایسته و نیکوست ، هرچند دلیل خاصّی که استحباب این جشن را اثبات نماید ، وجود ندارد ؛ مانند جشن تکلیف .
2 . غُسل دادن [۱۷۸]درباره غسل نوزاد ، چند نکته قابل توجّه است : الف مقصود از این غُسل ، شستشوی نوزاد نیست ؛ بلکه مقصود ، غُسل به مفهوم شرعی آن است . بنا بر این ، کسی که نوزاد را غُسل می دهد ، باید احکام غسل (مانند: قصد قربت و ترتیب) را رعایت نماید . ب استحباب این غسل ، مشروط است به ضرر نداشتن آن برای کودک . [۱۷۹]

اذان و اقامه گفتن در گوش نوزاد

ج استحباب غسل نوزاد ، هنگام تولّد است و تأخیر در آن ، تا دو سه روز ، مانعی ندارد . [۱۸۰] د برخی از فقهای گذشته ، غسل نوزاد را واجب دانسته اند . [۱۸۱] نکاتی که در مورد این اقدام قابل توجّه است ، اینهاست : الف اذان ، باید در گوش راست نوزاد گفته شود و اقامه ، در گوش چپ او . [۱۸۲] ب هنگام گفتن اذان و اقامه در گوش نوزاد ، در برخی روایات ، پس از بلند شدن صدای طفل و در برخی ، قبل از افتادن ناف او ذکر شده است . [۱۸۳] ج این سنّت اسلامی ، حاکی از نقش آفرینی نخستین صداها در طبیعت کودک و تأثیر آن در تربیت و سرنوشت اوست .

برداشتن کام کودک

مقصود از این عمل ، مالیدن مقداری تربت سیّدالشهدا علیه السلام و آب فرات [۱۸۴] به کام نوزاد است . حکمت این کار ، آن است که حق طلبی ، عدالت خواهی و دوستی اهل بیت علیهم السلامدر آغاز زندگیدر جان کودک نفوذ کند ، چنان

انتخاب نام نیکو

که در برخی روایات [۱۸۵] به این معنا اشاره شده است . در شماری از روایات ، برداشتن کام کودک با آب باران ، آب گرم ، خرما و عسل نیز توصیه شده است و از این رو ، در صورت امکان ، بهتر است قدری عسل و خرما با کمی آب فرات یا آب باران مخلوط کنند و به کام کودک بمالند . [۱۸۶] این رهنمود نیز نشان دهنده نقش نخستین خوردنی ها ، مانند نخستین شنیدنی ها ، در سرنوشت کودک است .
5 . انتخاب نام نیکودر روایات اسلامی ، انتخاب نام نیکو برای نوزاد ، نخستین نیکی خانواده به فرزند ، شمرده شده است . شایسته است خانواده های مسلمان ، با بهره گیری از رهنمودهای پیشوایان خود ، بهترین نام را برای فرزندان خویش انتخاب نمایند . این رهنمودها عبارت اند از : الف خانواده ها می تواند هر نام زیبایی را برای کودک خود ، انتخاب کنند ؛ ب صادق ترین نام ها ، نام هایی است که حاکی از عبودیت و پیوند انسان با آفریدگار خود باشد ؛ ج بهترین نام ها ، نام انبیای الهی و پیشوایان دینی و بهتر از همه ، نام محمّد است ؛ د کسانی که خداوند

تراشیدن سرِ نوزاد

متعال ، چهار فرزند پسر به آنها عنایت کرده ، نکوهیده است که نام یکی از آنها را «محمّد» نگذارند ؛ ه نام گذاری فرزند قبل از تولّد ، انجام شود و اگر معلوم نیست که جنین ، دختر است یا پسر ، نامی که با هر دو تناسب دارد ، انتخاب گردد . [۱۸۷] البته تغییر نام پس از تولّد مانعی ندارد ؛ و نام گذاری پسر به «محمّد» تا هفت روز پس از تولّد ، و تغییر آن پس از گذشتن این مدّت ، در صورت تمایل . ز برخی نام ها مانند : محمّد و فاطمه ، به دلیل ارتباط آنها با شخصیت های بزرگ اسلامی احترام ویژه ای دارند که باید رعایت گردد ؛ ح نام هایی مانند : شهاب ، حریق ، حباب ، کلب ، فرار ، حرب و ظالم ، که حاکی از شر و یا اشرارند مکروه است ؛ ط نام هایی که حاکی از خودستایی است یا هنگام نفی آنها در گفتگو فال بد زده می شود (مانند : مبارک) ، نکوهیده شمرده شده است . ی نام هایی که شایسته خداوند متعال است (مانند : قدوس ، حَکَمْ ، وخالق) ، نباید در نام گذاری مورد استفاده قرار گیرند و برخی ، این گونه نام گذاری را تحریم کرده اند .[۱۸۸] مستحب است که روز هفتم ولادت ، موهای سر نوزاد ، تراشیده شود و هم وزن آن ، طلا یا نقره ، صدقه داده شود . در استحباب این عمل ،

عقیقه کردن برای نوزاد

تفاوتی میان نوزد دختر و پسر نیست .
عقیقه کردن ، عبارت است از ذبح گوسفند [۱۸۹] هنگام ولادت برای اطعام . [۱۹۰] نکاتی که در این باید مورد توجّه قرار گیرد ، عبارت است از : الف عقیقه کردن برای فرزند ، مستحبّ مؤکّد است ؛ بلکه برخی از فقها [۱۹۱] آن را واجب دانسته اند . ب مستحب است برای پسر ، گوسفند نر عقیقه شود و برای دختر ، گوسفند ماده . ج زمان عقیقه کردن ، روز هفتم ولادت است و اگر در آن تأخیر بیفتد ، استحباب آن ساقط نمی شود ؛ بلکه اگر پدر و مادر برای فرزند عقیقه نکردند ، مستحب است شخص پس از بلوغ برای خود ، عقیقه کند . د مستحب است که گوشت عقیقه را میان مؤمنان تقسیم کنند و از آنان بخواهند برای نوزاد ، دعا کنند ؛ ولی بهتر است عقیقه را بپزند و حدّاقل ، ده نفر از اهل ایمان را برای خوردن آن ، دعوت کنند تا از آن بخورند و برای نوزاد ، دعا نمایند . ه مستحب است در

ختنه کردن نوزاد

تقسیم کردن گوشت عقیقه ، استخوان های آن را نشکنند و پا و ران ، بلکه یک چهارم آن را برای ماما بفرستند . و برای پدر و مادر نوزاد و عائله پدر ، مکروه است از عقیقه نوزادشان بخورند و این کراهت ، برای مادر نوزاد ، بیشتر است . [۱۹۲] ز دعا کردن هنگام ذبح عقیقه ، مستحب است . دعاهایی که در این باره از اهل بیت علیهم السلاموارد شده ، بسیار است . [۱۹۳] 8 . ختنه کردن نوزادختنه کردن پسر در روز هفتم ولادت ، مستحب است و تأخیر آن تا هنگام بلوغ ، جایز است . احتیاط ، آن است که اولیای کودک ، او را قبل از بلوغ ختنه کنند ؛ امّا پس از بلوغ ، ختنه ، واجبِ فوری است و تأخیر آن جایز نیست . همچنین ، مستحب است که هنگام ختنه کودک ، دعای مأثور خوانده شود . [۱۹۴]

الفصل الأوّل: حقوق الولید

تَعْظِیم المیلادِ

الکتاب«وَ سَلَمٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَ یَوْمَ یَمُوتُ وَ یَوْمَ یُبْعَثُ حَیًّا » . [۱۹۵] «وَالسَّلَمُ عَلَیَّ یَوْمَ وُلِدتُّ وَ یَوْمَ أَمُوتُ وَ یَوْمَ أُبْعَثُ حَیًّا » . [۱۹۶] الحدیثالإمام الباقر علیه السلام :یَابنَ الأیّامِ الثَّلاثِ، یَومُکَ الَّذی وُلِدتَ فیهِ، و یَومُکَ الَّذی تَنزِلُ فیهِ قَبرَکَ ، ویَومُکَ الَّذی تَخرُجُ فیهِ إِلی رَبِّکَ، فَیَا لَهُ مِن یَومٍ عَظیمٍ. [۱۹۷] عنه علیه السلام فی تَهنِئَتِهِ لِرَجُلٍ بِمَولودٍ :أَسأَلُ اللّهَ أن یَجعَلَهُ خَلَفا مَعَکَ ، وَ خَلَفا بَعدَکَ، فَإِنَّ الرَّجُلَ یُخلِفُ أَباهُ فِی حَیاتِهِ و مَوتِهِ. [۱۹۸] الإمام الصادق علیه السلام :أکبَرُ ما یَکونُ الإِنسانُ یَومَ یولَدُ، و أصغَرُ ما یَکونُ یَومَ یَموتُ. [۱۹۹]

فصل یکم : حقوق نوزاد

بزرگداشت تولّد

قرآن«ودرود بر او ، روزی که زاده شد و روزی که می میرد و روزی که زنده برانگیخته می شود!» «و سلام بر من روزی که زاده شدم و روزی که می میرم و روزی که زنده برانگیخته می شوم!» حدیثامام باقر علیه السلام :ای فرزندِ روزهای سه گانه : آن روز که در آن زاده شدی ، آن روز که در قبرت فرود می آیی و آن روز که به سوی پروردگارت بیرون می آیی . ای وای بر او از آن روز بزرگ!
امام باقر علیه السلام هنگام تبریک به خاطر فرزنددار شدن کسی :از خدا می خواهم که او را با تو و پس از تو ، جانشین [شایسته] تو قرار دهد ؛ چرا که فرزند، جانشین پدر در زندگی و مرگ اوست .
امام صادق علیه السلام :بزرگ ترین روز انسان ، روزی است که زاده می شود و کوچک ترین روز او ، روزی است که می میرد .
عنه علیه السلام :هَنَّأَ رَجُلٌ رَجُلاً أصابَ ابنا فَقالَ : یُهنِئُکَ الفارِسُ . فَقالَ لَهُ الحَسَنُ علیه السلام : ما عِلمُکَ یَکونُ فارِسا أو راجِلاً؟ قَالَ : جُعِلتُ فِداکَ فَما أَقولُ؟ قال : تَقولُ : شَکَرتَ الواهِبَ ، و بورِکَ لَکَ فِی المَوهوبِ ، و بَلَغَ أَشُدَّه ، و رَزَقَکَ بِرَّهُ. [۲۰۰] الکافی عن علیّ بن الحکم عن بعض أصحابنا :أولَمَ أبُو الحَسَنِ مُوسی علیه السلاموَلیمَهً عَلی بَعضِ وُلدِهِ ، فَأَطعَمَ أهلَ المَدینَهِ ثَلاثَهَ أیّامٍ الفالوذَجاتِ [۲۰۱] فی الجِفانِ فِی المَساجِدِ وَ الأزِقَّهِ . [۲۰۲] 1 / 2غَسلُ المَولودِالإمام الصادق علیه السلام :غَسلُ المَولودِ واجِبٌ. [۲۰۳] 1 / 3الأذانُ وَ الإِقامَهُ فی أُذُنِ الوَلیدِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن وُلِدَ لَهُ فَأَذَّنَ فی أُذُنِهِ الیُمنی و أَقامَ فی أُذُنِهِ الیُسری ، لَم یَضُرَّهُ أُمُّ الصِّبیانِ . [۲۰۴]

غُسل دادن نوزاد

امام صادق علیه السلام :شخصی در تبریک به کسی که پسردار شده بود ، گفت : تولّد فرزند سوارکار ، بر تو مبارک باد . امام حسن علیه السلام به او فرمود : «تو چه می دانی که او سوارکار خواهد شد یا پیاده ؟». گفت : فدایت شوم ، پس چه بگویم ؟ فرمود : بگو : سپاس گزاردی بخشنده [ی این نعمت] را و هدیه [ی خداوند ]بر تو مبارک باد . [امیدوارم ]به کمال برسد و خداوند ، نیکی اش را روزی تو گردانَد .
الکافی به نقل از علی بن حکم ، از یکی از شیعیان :امام کاظم علیه السلامدر تولّد یکی از فرزندانش ، تا سه روز با کاسه های بزرگ در مساجد و کوچه ها به مردم مدینه با فالوده ، [۲۰۵] ولیمه داد .
1 / 2غُسل دادن نوزادامام صادق علیه السلام :غُسل نوزاد ، لازم است .
1 / 3اذان و اقامه گفتن در گوش نوزادپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس صاحب فرزند شود و در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه گوید ، امّ صبیان [۲۰۶] به او زیان نرساند .
عنه صلی الله علیه و آله :مَن وُلِدَ لَهُ مَولودٌ فَلیُؤَذِّن فی اُذُنِهِ الیُمنی بِأَذانِ الصَّلاهِ ، وَلیُقِم فِی الیُسری ؛ فَإِنَّها عِصمَهٌ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ. [۲۰۷] سنن أبی داود عن أبی رافع :رَأَیتُ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله أذَّنَ فی اُذُنِ الحَسَنِ بنِ عَلِیٍ حِینَ وَلَدَتهُ فاطِمَهُ بِالصَّلاهِ. [۲۰۸] الإمام علیّ علیه السلام :لَمّا حَضَرَت وِلادَهُ فاطِمَهَ علیهاالسلام، قال رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آلهلِأَسماءَ بِنتِ عُمَیسٍ و اُمِّ سَلَمَهَ : اِحضَراها ، فإِذا وَقَعَ وَلَدُها واستَهَلَّ فَأَذِّنا فی اُذُنِهِ الیُمنی و أَقِیما فی اُذُنِهِ الیُسری ؛ فَإِنَّهُ لا یُفعَلُ ذلِکَ بِمِثلِهِ إلاّ عُصِمَ مِنَ الشَّیطانِ ، و لا تُحدِثا شَیئا حَتّی آتِیَکُما. فَلَمَّا وَلَدَت فَعَلَتا ذلِکَ ، فَأتاهُ النَّبِیُ صلی الله علیه و آلهفَسَرَّهُ وَ لَبَّأهُ [۲۰۹] بِریقِهِ ، و قالَ : اللّهُمَّ إنِّی اُعیذُهُ بِکَ و وُلدَهُ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ. [۲۱۰] الإمام الصادق علیه السلام فیما یُفعَلُ بِالمَولودِ إذا وُلِدَ :مُرُوا القابِلَهَ أو بَعضَ مَن یَلیهِ أن تُقیمَ الصَّلاهَ فی اُذُنِهِ الیُمنی ؛ فَلا یُصیبُهُ لَمَمٌ [۲۱۱] و لا تابِعَهٌ [۲۱۲] أبَدا. [۲۱۳] پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :برای هر کس فرزندی زاده شود ، باید در گوش راست او اذان نماز و در گوش چپ او اقامه بگوید ؛ چرا که مایه ایمنی از شیطانِ رانده شده است .
سنن أبی داوود به نقل از ابو رافع :پیامبر خدا را دیدم که وقتی فاطمه علیهاالسلامحسن بن علی علیهماالسلام را بزاد ، در گوش او اذان نماز خواند .
امام علی علیه السلام :وقتی زمان زایمان فاطمه سلام اللّه علیها فرا رسید ، پیامبر خدا به اسماء بنت عمیس و امّ سلمه فرمود : «در کنارش باشید . وقتی فرزندش به دنیا آمد و گریست ، در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه بگویید ؛ چرا که هر جا همانند این کار انجام شده ، نوزاد از شیطان در امان مانده است و هیچ نکنید تا من بیایم» . وقتی فاطمه علیهاالسلام[او را] به دنیا آورد، آنان همین کار را کردند سپس ، پیامبر خدا آمد و ناف او را بُرید و نخستین خوراک را با آب دهانش به او داد و گفت : «خداوندا! من او را و فرزندان او را از شرّ شیطان رانده شده ، در پناه تو قرار می دهم» .
امام صادق علیه السلام درباره آنچه هنگام ولادت نوزاد ، انجام می دهند :به ماما یا کسی که نزد اوست ؛ فرمان دهید به گوش راست او اذان بگوید ، تا هرگز دیوانه و جن زده نشود .
عنه علیه السلام أیضا :و أذِّن فی اُذُنِهِ الیُمنی و أقِم فِی الیُسری ، تَفعَلُ بِهِ ذلِکَ قَبلَ أن تَقطَعَ سُرَّتَهُ ؛ فَإِنَّهُ لا یَفزَعُ أبَدا ، و لا تُصیبُهُ اُمُّ الصِّبیانِ . [۲۱۴] 1 / 4التَّحنیکُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :یُحَنَّکُ [۲۱۵] المَولودُ بِالماءِ السُّخنِ. [۲۱۶] مسند أبی یعلی عن أبی موسی :وُلِدَ لی غُلامٌ فَأتَیتُ بِهِ رَسولَ اللّه صلی الله علیه و آله ، فَسَمَّاهُ إبراهیمَ و حَنَّکَهُ بِتَمرَهٍ ، و دَعا لَهُ بالبَرَکَهِ ، و دَفَعَهُ إلَیَ. [۲۱۷] صحیح مسلم عن عائشه :أنّ رسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آلهکانَ یُؤتی بالصّبیانِ فَیُبَرِّکُ عَلَیهِم و یُحَنِّکُهُم. [۲۱۸] الإمام علیّ علیه السلام :حَنِّکوا أولادَکُم بالتَّمرِ، هکَذا فَعَلَ النَّبِیُ صلی الله علیه و آلهبِالحَسَنِ والحُسَینِ علیهماالسلام . [۲۱۹] عنه علیه السلام :أما إنَّ أهلَ الکوفَهِ لو حَنَّکوا أولادَهُم بِماءِ الفُراتِ لَکانوا شیعَهً لَنا. [۲۲۰]

کام برداشتن

امام صادق علیه السلام در بیان آنچه هنگام ولادت ، شایسته است :در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه بگو . این کار را پیش از بُریدن ناف انجام بده که [در این صورت] هرگز ترسان نمی شود و دچار [بیماری] امّ صبیان نمی گردد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :کام نوزاد ، با آب گرمْ برداشته می شود .
مسند أبی یعلی به نقل از ابو موسی :برای من پسری زاده شد . او را نزد پیامبر خدا بردم . او را ابراهیم نامید و کام او را با خرما برداشت و دعا کرد که مایه برکت باشد و او را به من برگرداند .
صحیح مسلم به نقل از عایشه هنگامی که کودکان را نزد پیامبر خدا می آوردند ، ایشان آنان را متبرّک می کرد و کام آنان را برمی داشت .
امام علی علیه السلام :کام فرزندانتان را با خرما بردارید . پیامبر صلی الله علیه و آله با حسن و حسین علیهماالسلاماین گونه کرد .
امام علی علیه السلام :آگاه باشید که اگر اهل کوفه ، کام فرزندانشان را با آب فرات برمی داشتتند ، هر آینه ، پیرو ما می شدند .
الکافی عن یونس عن بعض أصحابه عن أبی جعفر علیه السلام :یُحَنَّکُ المَولودُ بِماءِ الفُراتِ ، و یُقامُ فی أُذنِهِ. وفی رِوایهٍ اُخری : حَنِّکُوا أولادَکُم بِماءِ الفُراتِ و بِتُربَهِ قَبرِ الحُسَینِ علیه السلام، فَإن لَم یَکُن فَبِماءِ السَّماءِ. [۲۲۱] الإمام الصادق علیه السلام :حَنِّکوا أولادَکُم بِتُربَهِ الحُسَینِ علیه السلام ؛ فَإِنَّها أمانٌ . [۲۲۲] الإمام الرضا علیه السلام فِی الفِقهِ المَنسوبِ إلَیهِ :وحَنِّکهُ بِماءِ الفُراتِ إن قَدَرتَ عَلَیهِ أو بِالعَسَلِ ساعَهَ یولَدُ . [۲۲۳] 1 / 5التَّسمِیَهُأ تَحسینُ الاِسمِالإمام الکاظم علیه السلام :جاءَ رَجُلٌ إِلَی النَّبِیِ صلی الله علیه و آله، فَقالَ : یا رَسولَ اللّهِ ، ما حَقُّ ابنِی هذا؟ قالَ : تُحْسِنُ اسمَهُ و أدَبَهُ ، وَضَعهُ مَوضِعَا حَسَنا. [۲۲۴] عنه علیه السلام :أَوَّلُ ما یَبَرُّ الرَّجُلُ وَلَدَهُ أَن یُسَمِّیَهُ بِاسمٍ حَسَنٍ، فَلیُحْسِن أَحَدُکُم اسمَ وَلَدِهِ. [۲۲۵]

نام گذاری

نام نیک گذاشتن

الکافی به نقل از یونس ، از یکی از شیعیان :امام باقر علیه السلامفرمود: «کام نوزاد ، با آب فرات برداشته و در گوش او اقامه گفته می شود» . و در روایت دیگری آمده که فرمود: «کام فرزندانتان را با آب فرات و با تربت قبر امام حسین علیه السلامبردارید و اگر نشد ، با آب باران» .
امام صادق علیه السلام :کام فرزندانتان را با تربت امام حسین علیه السلام بردارید ؛ چرا که مایه ایمنی است .
امام رضا علیه السلام در کتاب فقه منسوب به ایشان :هنگامی که فرزند ، زاده می شود ، کام او را اگر توانستی با آب فرات ، و گرنه با عسل بردار .
امام کاظم علیه السلام :کسی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله رسید و گفت : ای پیامبر خدا! حقّ این فرزند بر من چیست ؟ فرمود : «نام او و تربیت او را نیکو گردانی و او را در جایگاه [تربیتی ]نیکویی قرار دهی» .
امام کاظم علیه السلام :نخستین نیکیِ انسان به فرزندش ، این است که نام نیک بر او نهد . پس هر کدام از شما باید نام نیک بر فرزندش بگذارد .

تَسمِیَهُ الوَلَدِ قَبلَ أَن یولَدَ

الإمام علیّ علیه السلام :سَمّوا أَولادَکُم قَبلَ أَن یولَدوا ، فَإن لَم تَدروا أَذَکَرٌ أَم اُنثی فَسَمُّوهُم بِالأَسماءِ الَّتی تَکُونُ لِلذَّکَرِ وَ الاُنثی ؛ فَإِنَّ أَسقاطَکم إذا لَقوکُم یَومَ القِیامَهِ و لَم تُسَمُّوهُم یَقولُ السِّقطُ لِأَبیهِ : ألاّ سَمَّیتَنی ؟ و قَد سَمَّی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آلهمُحسِنا قَبلَ أَن یولَدَ ! [۲۲۶] ج سُنَّهُ أَهلِ البَیتِ فِی التَّسمِیَهِسنن الترمذی عن عمرو بن شعیب عن أبیه عن جدّه :أَنَّ النَّبِیَ صلی الله علیه و آلهأَمَرَ بِتَسمِیَهِ المَولودِ یَومَ سابِعِهِ ، و وَضعِ الأَذی عَنهُ ، وَالعَقِّ. [۲۲۷] د أفضَلُ الأَسماءِ و حَقُّ بَعضِهاالإمام الصادق علیه السلام :لا یولَدُ لَنا وَلَدٌ إلاّ سَمَّیناهُ مُحَمَّدا ، فَإِذا مَضی لَنا سَبعَهُ أَیّامٍ فَإِن شِئنا غَیَّرنا ، و إِن شِئنا تَرَکنا. [۲۲۸] رسول اللّه صلی الله علیه و آله :نِعمَ الأَسماءُ : عَبدُ اللّهِ و عَبدُ الرَّحمنِ ؛ الأَسماءُ المُعَبَّدَهُ. [۲۲۹] عنه صلی الله علیه و آله :ألا إِنّ خَیرَ الأَسماءِ : عَبدُ اللّهِ و عَبدُ الرَّحمنِ و حارِثَهُ و هَمّامٌ . [۲۳۰]

نام گذاری پیش از ولادت

امام علی علیه السلام :بر فرزندانتان ، پیش از آن که زاده شوند ، نام بگذارید و اگر نمی دانید دخترند یا پسر ، آنان را به نام هایی که هم برای پسر است و هم برای دختر ، بنامید ؛ چرا که فرزندان سقط شده شما وقتی روز قیامت با شما ملاقات کنند در حالی که نام بر آنها نگذاشته اید ، به پدر خود می گوید : چرا بر من نام ننهادی ؟ و پیامبر خدا ، محسن (فرزند سقط شده زهرا علیهاالسلام) را پیش از آن که به دنیا بیاید ، نام نهاد .

سنّت اهل بیت در نام گذاری

سنن الترمذی به نقل از عمرو بن شعیب ، از پدرش ، از جدّش :همانا پیامبر صلی الله علیه و آلهبه نام گذاری کودک در روز هفتم تولّد و برگرفتن موی از او و عقیقه کردن ، فرمان داد .

برترین نام ها و حقّ

برخی از آنهاامام صادق علیه السلام :هیچ فرزندی برای ما زاده نمی شود ، مگر این که او را «محمّد» می نامیم . وقتی هفت روز گذشت ، اگر بخواهیم ، تغییر می دهیم و اگر بخواهیم ، وا می گذاریم .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بهترینِ نام ها ، عبد اللّه و عبد الرحمان و نام های بندگی است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :آگاه باشید که بهترینِ نام ها عبد اللّه ، عبد الرحمان ، و حارثه و هَمّام است .
عنه صلی الله علیه و آله :«إِذا سَمَّیتُمُ الوَلَدَ مُحَمَّدا فَأَکرِمُوه ، و أَوسِعوا لَه فِی المَجلِسِ ، و لا تُقَبِّحوا لَهُ وَجها. [۲۳۱] عنه صلی الله علیه و آله :إِذا سَمَّیتُم مُحَمَّدا فلا تُقَبِّحوهُ، و لا تَجبَهوهُ، [۲۳۲] و لا تَضرِبوهُ، بورِکَ لِبَیتٍ فیهِ مُحَمَّدٌ، و مَجلِسٍ فیهِ مُحَمَّدٌ، و رِفقَهٍ فیها مُحَمَّدٌ. [۲۳۳] عنه صلی الله علیه و آله :ما مِن بَیتٍ فیهِ اسمُ مُحَمَّدٍ الاّ أَوسَعَ اللّهُ عَلَیهِمُ الرِّزقَ ، فَإِذا سَمَّیتُموهُم فَلا تَضرِبوهُم ، و لا تَشتِموهُم. [۲۳۴] عنه صلی الله علیه و آله :تُسَمُّونَ مُحَمَّدا ثُمَّ تَسُبّونَهُ ! [۲۳۵] الکافی عَنِ السَّکونِی :دَخَلتُ عَلی أَبی عَبدِ اللّهِ علیه السلام و أَنَا مَغمومٌ مَکروبٌ ، فَقالَ لی : یا سَکونِیُ مِمّا غَمُّکَ؟ قُلتُ : وُلِدَت لی ابنَهٌ! فَقالَ : یا سَکونِیُ ، عَلَی الأَرضِ ثِقلُها، وعَلَی اللّهِ رِزقُها، تَعیشُ فی غَیرِ أَجَلِکَ، و تَأکُلُ مِن غَیرِ رِزقِکَ . فَسُرِّیَ وَ اللّهِ عَنِّی. فَقالَ لِی : ما سَمَّیتَها؟ قُلتُ : فاطِمَهَ. قالَ : آهٍ آهٍ ! ثُمَّ وَضَعَ یَدَهُ عَلی جَبهَتِهِ فَقالَ : قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : «حَقُّ الوَلَدِ عَلی والِدِهِ إِذا کانَ ذَکَرا أَن یَستَفرِهَ [۲۳۶] أُمَّهُ ، و یَستَحسِنَ اسمَهُ ، و یُعَلِّمَهُ کِتابَ اللّهِ ، و یُطَهِّرَهُ ، و یُعَلِّمَهُ السِّباحَهَ ، و إِذا کَانَت اُنثی أَن یَستَفرِهَ أُمَّها ، و یَستَحسِنَ اسمَها ، و یُعَلِّمَها سورَهَ النّورِ ، و لا یُعَلِّمها سورَهَ یوسُفَ ، و لا یُنزِلَهَا الغُرَفَ ، و یُعَجِّلَ سَراحَها إِلی بَیتِ زَوجِها». أَما إِذا سَمَّیتَها فاطِمَهَ فَلا تَسُبَّها ، و لا تَلْعَنها و لا تَضرِبها. [۲۳۷] پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هرگاه فرزند را «محمّد» نام نهادید ، او را اکرام کنید و در مجلس ، برایش جا باز کنید و به رویش چهره درهم نکشید .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هرگاه کسی را «محمّد» نام نهادید ، او را زشت مشمارید و با چهره درهم با او روبه رو نشوید و او را نزنید . مبارک باد خانه ای که در آن ، محمّد باشد و مجلسی که در آن محمّد باشد و هم سفرانی که در آنها محمّد باشد!
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هیچ خانه ای نیست که نام «محمّد» در آن باشد ، مگر آن که خداوند ، روزی را بر آنها می گسترد . پس هرگاه آنان را [محمّد ]نامیدید ، آنان را نزنید و دشنام ندهید .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :محمّد می نامید ، آن گاه ، دشنامش می دهید ؟!
الکافی به نقل از سَکونی :در حالی که غم زده و گرفته بودم ، بر امام صادق علیه السلاموارد شدم . به من فرمود : «ای سَکونی! ناراحتی تو از چیست ؟» . گفتم : دختری برایم زاده شده است . فرمود : «ای سَکونی! سنگینیِ آن ، بر زمین است و روزی آن ، بر خدا . خارج از محدوده عمر تو زندگی می کند و غیر از روزیِ تو را می خورَد». به خدا سوگند ، مرا راحت ساخت . سپس به من فرمود : «او را چه نامیدی ؟» . گفتم : فاطمه . فرمود : «آه ، آه!» . سپس ، دست خود را بر پیشانی گذاشت و فرمود : «پیامبر خدا ، فرمود : حقّ فرزند بر پدر ، این است که اگر پسر است ، مادرش را گرامی دارد و نام نیکو بر او نهد و کتاب خدا را به او آموزش دهد و او را پاک گردانَد و شنا به او یاد دهد ، و اگر دختر است ، مادرش را گرامی دارد و نام نیک بر او نهد و سوره نور را به او آموزش دهد و سوره یوسف را یاد ندهد و او را در اتاق های بالا [۲۳۸] جای ندهد و در آسان فرستادن او به خانه همسرش شتاب کند . هان! چون او را فاطمه نامیده ای ، نباید دشنامش دهی و یا نفرینش کنی و یا او را بزنی» .
رسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن وُلِدَ لَهُ أَربَعَهُ أَولادٍ لَم یُسَمِّ أَحَدَهُم بِاسمی ، فَقَد جَفانی. [۲۳۹] عنه صلی الله علیه و آله :تَسَمَّوا بِأَسماءِ الأَنبِیاءِ. [۲۴۰] عنه صلی الله علیه و آله :ما مِن أَهلِ بَیتٍ فیهِم اسمُ نَبِیٍ إلاّ بَعَثَ اللّهُ عز و جلإِلَیهِم مَلَکا یُقَدِّسُهُم مِن صَلاهِ الغَداهِ إلَی العِشاءِ. [۲۴۱] الإمام الباقر علیه السلام :أَصدَقُ الأَسماءِ ما سُمِّیَ بِالعُبودِیَّهِ، و أَفضَلُها أَسماءُ الأَنبِیاءِ. [۲۴۲] الإمام الصادق علیه السلام :جاءَ رَجُلٌ إِلَی النَّبِیِ صلی الله علیه و آله، فَقالَ : یا رَسولَ اللّهِ ، وُلِدَ لی غُلامٌ فَماذا اُسَمِّیهِ؟ قالَ : سَمِّهِ بِأَحَبِّ الأَسماءِ إلَیَ : حَمزَهَ. [۲۴۳] پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس صاحب چهار فرزند شود و یکی را به نام من ننامد ، بر من جفا کرده است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :به نام پیامبران ، نام گذاری کنید .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هیچ خانواده ای نیست که نام پیامبری در آن باشد ، مگر این که خداوند عز و جلفرشته ای را برایشان برمی انگیزد تا آنان را صبح و شب ، تقدیس کند .
امام باقر علیه السلام :درست ترین نام ها ، آن است که به بندگی [۲۴۴] خوانده شود و برترینِ آنها ، نام پیامبران است .
امام صادق علیه السلام :کسی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله رسید و گفت : ای پیامبر خدا! فرزندی برایم زاده شده است ، او را چه بنامم ؟ فرمود : «او را به محبوب ترین نام نزد من ، حمزه بنام» .
الکافی عن عَبدِ الرَّحمنِ بنِ مُحمَّد العَزرمِیّ :استَعمَلَ مُعاوِیَهُ مَروانَ بنَ الحَکَمِ عَلَی المَدینَهِ ، و أمَرَهُ أَن یَفرِضَ لِشَبابِ قُرَیشٍ ، فَفَرَضَ لَهُم. فَقالَ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام : فَأَتَیتُهُ فَقالَ : مَا اسمُکَ؟ فَقُلتُ عَلیُ بنُ الحُسَینِ. فَقالَ ما اسمُ أَخیکَ؟ فَقُلتُ : عَلِیٌ. قالَ: عَلِیٌ و عَلِیٌ ! ما یُریدُ أَبوکَ أَن یَدَعَ أَحَدا مِن وُلدِهِ إلاّ سَمّاهُ عَلِیَّا ؟ ثُمَّ فَرَضَ لی، فَرَجَعتُ إِلی أَبی فَأَخبَرتُهُ. فَقالَ : وَیلی عَلَی ابنِ الزَّرقاءِ دَبّاغَهِ [۲۴۵] الأدَمِ، لَو وُلِدَ لی مِئَهٌ لأََحبَبتُ أَن لا اُسَمِّیَ أَحَدا مِنهُم إِلاّ عَلِیّا. [۲۴۶] تفسیر العیاشی عن ربعی بن عبداللّه :قیلَ لِأَبی عَبدِ اللّهِ علیه السلام : جُعِلتُ فِداکَ إِنّا نُسَمِّی بِأَسمائِکُم و أَسماءِ آبائِکُم ، فَیَنفَعُنا ذلِکَ؟ فَقالَ : إِی وَ اللّهِ ، و هَلِ الدّینُ إلاَّ الحُبُّ؟ قالَ اللّهُ : «إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ» [۲۴۷] . [۲۴۸] الکافی عن ابنِ مَیَّاحٍ ، عَن فُلانِ بنِ حَمیدٍ :أَنَّهُ سَأَلَ أَبا عَبدِ اللّهِ علیه السلامو شاوَرَهُ فِی اسمِ وَلَدِهِ، فَقالَ : سَمِّهِ بِأَسماءٍ مِنَ العُبُودِیَّهِ . فَقالَ : أَیُ الأَسماءِ هُوَ؟ فَقالَ : عَبدُ الرَّحمنِ . [۲۴۹] الإمام الکاظم علیه السلام :لا یَدخُلُ الفَقرُ بَیتا فیهِ اسمُ مُحَمَّدٍ أَو أَحمَدَ أَو عَلِیٍ أَوِ الحَسَنِ أَوِ الحُسَینِ أَو جَعفَرٍأَو طالِبٍ أَو عَبدِاللّهِ، أَو فاطِمَهَ مِنَ النِّساءِ. [۲۵۰] الکافی به نقل از عبد الرحمان بن محمّد عَزرمی :معاویه ، مروان بن حکم را حاکم مدینه کرد و به او فرمان داد که برای جوانان قریش ، حقوقی قرار دهد و او هم حقوقی قرار داد . امام زین العابدین علیه السلاممی فرماید : «من نزد او رفتم . گفت : نام تو چیست ؟ گفتم : علی بن حسین . گفت : نام برادرت چیست ؟ گفتم : علی . گفت : علی و علی! پدرت دنبال چیست که نام همه پسرانش را علی گذاشته است ؟ آن گاه ، حقوق مرا داد و من به سوی پدرم بازگشتم و او را [از ماجرا ]باخبر ساختم . فرمود : وای بر پسر زنِ کبود چشم [۲۵۱] دباغی کننده پوست! اگر صد پسر داشته باشم ، دوست دارم همه آنان را علی بنامم» .
تفسیر العیّاشی به نقل از ربعی بن عبد اللّه :به امام صادق علیه السلامگفته شد : فدایت شوم! ما فرزندانمان را به نام شما و پدرانتان می نامیم . آیا این کار ، برای ما سودی دارد ؟ فرمود : «آری ، به خدا سوگند! آیا دین ، چیزی جز دوستی است ؟ خداوند فرمود : «اگر خدا را دوست می دارید ، از من پیروی کنید تا خداوند ، شما را دوست بدارد و گناهان شما را بیامرزد» ».
الکافی به نقل از ابن میّاح ، از فلان بن حمید :از امام صادق علیه السلامدرباره نام فرزندش سؤال و مشورت نمود ، امام علیه السلام فرمود : «او را به نامی از نام های بندگی بنام» . گفت : آنها چه نام هایی هستند ؟ فرمود : «[مانند] عبد الرحمان» .
امام کاظم علیه السلام :به خانه ای که در آن نام محمّد یا احمد یا علی یا حسن و یا حسین یا جعفر یا طالب یا عبد اللّه و یا فاطمه ، از زنان ، باشد ، فقر وارد نمی شود .
الإمام العسکری علیه السلام لِجَعفَرِ بنِ الشَّریفِ الجُرجانِیِ :شَکَرَ اللّهُ لِأَبی إِسحاقَ إِبراهیمَ بنِ إسماعیلَ صَنیعَتَهُ إِلی شیعَتِنا، و غَفَرَ لَهُ ذُنوبَهُ ، و رَزَقَهُ ذَکَرا سَوِیّا قائِلاً بِالحَقِّ، فَقُل لَهُ : یَقولُ لَکَ الحَسَنُ بنُ عَلیٍ : سَمِّ ابنَکَ أَحمَدَ. [۲۵۲] کَشفُ الغمّه عن جعفر بن محمد القلانِسیِ :کَتَبَ مُحَمَّدٌ أَخی إِلی أَبی مُحَمَّدٍ علیه السلام وَ امرَأَتُهُ حامِلٌ مُقرِبٌ أَن یَدعُوَ اللّهَ أَن یُخَلِّصَها و یَرزُقَهُ ذَکَرا ، و یُسَمِّیَهُ . فَکَتَبَ یَدعُو اللّهَ بِالصَّلاحِ وَ یَقولُ : رَزَقَکَ اللّهُ ذَکَرا سَوِیّا، و نِعمَ الاِسمُ مُحَمَّدٌ و عَبدُ الرَّحمنِ. فَوَلَدَت اثنَین ... فَسَمَّی واحِدا مُحَمَّدا، وَ الآخَرَ ... عَبدَ الرَّحمنِ. [۲۵۳] ه الأسماءُ المَذمومَهُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :لا تُسَمّوا أَولادَکُم الحَکَمَ، و لا أَبَا الحَکَمِ ؛ فَإِنَّ اللّهَ هُوَ الحَکَمُ. [۲۵۴] عنه صلی الله علیه و آله :لا تُسَمُّوا شِهابَ فَإِنَّ شِهابَ اسمٌ مِن أَسماءِ النّارِ. [۲۵۵] عنه صلی الله علیه و آله :لا تُسَمِّیَنَّ غُلامَکَ یَسارا ، و لا رَباحا ، و لا نَجیحا ، و لا أفلَحَ . [۲۵۶] عنه صلی الله علیه و آله :شَرُّ الأَسماءِ : ضِرارٌ، و مُرَّهُ، و حَربٌ، و ظالِمٌ. [۲۵۷]

نام های نکوهیده

امام حسن عسکری علیه السلام به جعفر بن شریف جرجانی :خداوند ، خود از خدمت ابو اسحاق ابراهیم بن اسماعیل به شیعیان ما سپاس گزاری کند و گناهان او را بیامرزد و پسری تمام و کمال و حق باور ، روزی اش گردانَد . به او بگو که حسن بن علی می گوید : نام فرزندت را احمد بگذار .
کشف الغمّه به نقل از جعفر بن محمّد قلانسی :برادرم محمّد ، در حالی که همسرش باردار و نزدیک زایمانش بود ، به امام عسکری علیه السلامنامه نوشت و خواست تا از خدا بخواهد که همسرش را [از درد و رنج] برَهانَد و پسری روزیِ او کند و نام او را مشخّص سازد . امام علیه السلام در پاسخ ، صلاح او را از خدا خواست و فرمود : «خداوند ، پسری تمام و کمال ، روزیِ تو گردانَد و محمّد و عبد الرحمان ، نام های خوبی اند» . پس همسرش زایید تا آن جا که گفت یکی را محمّد و دیگری را عبد الرحمان نامید .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :فرزندانتان را حَکَم و ابو الحکم ننامید؛ چرا که خداوند ، حَکَم (داور) است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :شهاب ، نام نگذارید ؛ چرا که شهاب ، نامی از نام های دوزخ است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :فرزندت را یسار و رباح و نجیح و افلح ، نام مگذار .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بدترینِ نام ها ضرار ، ومُرّه ، حرب و ظالم است .
مجمع الزوائد عن عبد الرحمن بن أبی سبره :دَخَلتُ أنَا وَ أَبی عَلی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله فَقالَ لِأَبی : هذا ابنُکَ؟ قُلتُ : نَعَم. قالَ : مَا اسمُهُ؟ قالَ : الحُبابُ . قالَ : لا تُسَمِّهِ الحُبابَ ؛ فَإِنَّ الحُبابَ شَیطانٌ ، وَ لکِن هُوَ عَبدُ الرَّحمنِ. [۲۵۸] المعجم الکبیر عن ابن بریده عن أبیه :نَهی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله أَن یُسَمَّی کَلبٌ أَو کُلَیبٌ. [۲۵۹] الإمام الباقر علیه السلام :إنَّ أَبغَضَ الأسماءِ إلَی اللّهِ عز و جل : حارِثٌ و مالِکٌ و خالِدٌ. [۲۶۰] و سَبَبُ النَّهیِ عَن بَعضِ الأَسماءِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :أَکرَهُ «مُبارَکٌ» و «نافِعٌ» و «بَشیرٌ» و «مَیمونٌ» ؛ [۲۶۱] لِئَلاّ یُقالَ : ثَمَّ مُبارَکٌ، ثَمَّ بَشیرٌ، ثَمَّ مَیمُونٌ ؟ فَیُقالُ : لا. [۲۶۲] سنن أبی داود :عن مُحَمَّدَ بنِ عَمرو بنِ عَطاءٍ : أنَّ زَینَبَ بِنتَ أبی سَلمَهَ سَأَلَتهُ : ما سَمَّیتَ أبنَتَکَ؟ قالَ سَمَّیتُها بَرَّهً. [۲۶۳] قالَت : إِنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله قَد نَهی عَن هذَا الاِسمِ، سُمِّیتُ بَرَّهً ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : لا تُزَکُّوا أَنفُسَکُم، اللّهُ أَعلَمُ بِأَهلِ البِرِّ مِنکُم . فَقالوا : ما نُسَمِّیها؟ قالَ : سَمُّوها زَینَبَ. [۲۶۴]

دلیل نهی از برخی نام ها

مجمع الزوائد به نقل از عبد الرحمان بن ابی سبره :من و پدرم بر پیامبر خدا وارد شدیم . به پدرم فرمود : «این ، فرزند توست ؟» . گفتم : آری . فرمود : «نامش چیست ؟» . گفت : حُباب . فرمود : «او را حُباب ننام ؛ چرا که حُباب ، شیطان است ؛ بلکه او عبد الرحمان است» .
المعجم الکبیر به نقل از ابن بریده ، از پدرش :پیامبر خدا نهی فرمود از این که کسی کلب (سگ) یا کُلیب (سگ کوچک) نامیده شود .
امام باقر علیه السلام :همانا منفورترینِ نام ها نزد خداوند عز و جل حارث ، مالک و خالد است .
و دلیل نهی از برخی نام هاپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :[نام های ]مبارک و نافع و بشیر و میمون را ناخوش می دارم تا این که گفته نشود : «مبارک ، آن جاست ؟ بشیر ، آن جاست ؟ میمون ، آن جا هست» ؟ ، و در پاسخ گفته شود : نه .
سنن أبی داوود و به نقل از محمّد بن عمرو بن عطاء :زینب دختر ابو سلمه ، از او (محمّد بن عمرو بن عطاء) پرسید : دخترت را چه نامیدی ؟ گفت : او را برّه (نیکوکار) نامیدم . گفت : پیامبر خدا ، از این نام نهی کرد . من ، برّه نامیده شده بودم که پیامبر خدا فرمود : «خودتان را نستایید . خداوند ، به اهل نیکی ، آگاه تر است» . گفتند : او را چه بنامیم ؟ فرمود : «او را زینب بنامید» .

حَلقُ الرَّأسِ

الإمام الصادق علیه السلام و سُئِلَ عَن عِلَّهِ حَلقِ رَأسِ المَولودِ فَقالَ :تَطهیرُهُ مِن شَعرِ الرَّحِمِ. [۲۶۵] الکافی عن علیّ بن جعفر عن الإمام الکاظم علیه السلام، قالَ :سَأَلتُهُ عَن مَولودٍ یُحلَقُ رَأسُهُ بَعدَ یَومِ السّابِعِ؟ فَقالَ : إِذا مَضی سَبعَهُ أَیامٍ فَلَیسَ عَلَیهِ حَلقٌ. [۲۶۶] 1 / 7العَقیقَهُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :کُلُّ غُلامٍ رَهینَهٌ بِعَقیقَتِهِ ، یُذبَحُ عَنهُ یَومَ سابِعِهِ . [۲۶۷] الإمام الباقر علیه السلام :إِذا کانَ یَومُ السّابِعِ وقَد وُلِدَ لأَِحَدِکُم غُلامٌ أو جارِیَهٌ فَلیَعُقَّ عَنهُ کَبشا ؛ عَنِ الذَّکَرِ ذَکَرا، و عَنِ الاُنثی مِثلَ ذلِکَ ، عُقّوا عَنهُ و أطعِمُوا القابِلَهَ مِنَ العَقیقَهِ ، و سَمّوهُ یَومَ السّابِعِ .[۲۶۸] الإمام الصادق علیه السلام :أَلْمَولودُ إِذا وُلِدَ عُقَّ عَنهُ و حُلِقَ رَأسُهُ ، و تُصُدِّقَ بِوَزنِ شَعرِهِ وَرِقا ، [۲۶۹] و اُهدِیَ إِلَی القابِلَهِ الرِّجلُ و الوَرِکُ، [۲۷۰] و یُدعَی نَفَرٌ مِنَ المُسلِمینَ فَیَأکُلونَ و یَدعون لِلغُلامِ، و یُسَمّی یَومَ السّابِعِ. [۲۷۱]

تراشیدن سر

امام صادق علیه السلام وقتی علّت تراشیدن سرِ نوزاد را از ایشان پرسیدند :[به جهت] پاک کردن او از موی رَحِم .
الکافی به نقل از علی بن جعفر :از امام کاظم علیه السلام درباره نوزاد که آیا پس از روز هفتم سرش تراشیده می شود ، پرسیدم ؟ فرمود : «وقتی از هفت روز گذشت ، تراشیدن بر او نیست» .

عقیقه کردن

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر پسری در گرو عقیقه اش است که روز هفتم ، برای او ذبح می شود.
امام باقر علیه السلام :هر گاه روز هفتم ولادت پسر یا دخترِ یکی از شما فرا رسید ، باید گوسفندی عقیقه کند ؛ برای پسر ، گوسفند نر و برای دختر گوسفند ماده، عقیقه کنید و از عقیقه به ماما بدهید و روز هفتم ، بر او نام بگذارید .
امام صادق علیه السلام :هرگاه کودک زاده شد ، [مستحب است] برای او عقیقه کنند، سر او را بتراشند و به وزن موی او ، نقره صدقه بدهند و پا و ران عقیقه به ماما هدیه داده شود و گروهی از مسلمان ها دعوت شوند ؛ آنان بخورند و برای فرزند دعا کنند ، و روز هفتم ، نام بر او بگذارند .
عنه علیه السلام :کُلُّ مَولودٍ مُرتَهَنٌ بِالعَقیقَهِ . [۲۷۲] عنه علیه السلام :العَقیقَهُ یَومَ السابِعِ ، و تُعطَی [۲۷۳] القابِلَهُ الرِّجلَ مَعَ الوَرِکِ ، ولا یُکسَرُ العَظمُ . [۲۷۴] عنه علیه السلام :تَقولُ عَلَی العَقِیقَهِ إذا عَقَقتَ : «بِسمِ اللّهِ و بِاللّهِ ، اللّهُمَّ عَقیقَهٌ عَن فُلانٍ ، لَحمُها بِلَحمِهِ ، و دَمُها بِدَمِهِ ، و عَظمُها بِعَظمِهِ ، اَللّهُمَّ اجعَلهُ وِقاءً لآِلِ مُحمّدٍ صَلَّی اللّهُ عَلیهِ و عَلَیهِم» . [۲۷۵] الکافی عن عمّار بن موسی عن الإمام الصادق علیه السلام، قال :سَأَلتُهُ عَنِ العَقیقَهِ عَنِ المَولودِ کَیفَ هِیَ ؟ قالَ : . . . یُعطَی القابِلَهَ رُبعُها ، وإن لَم تَکُن قابِلَهٌ فَلاُِمِّهِ تُعطیها مَن شاءَت ، وتُطعِمُ مِنهُ عَشَرَهً مِنَ المُسلِمینَ ، فَإِن زادوا فَهُوَ أفضَلُ . [۲۷۶] الکافی عَن أبی الصّباح الکنانی :سَأَلتُ أَبا عَبدِ اللّهِ علیه السلام عَنِ الصَّبِیِ المَولُودِ ، مَتی یُذبَحُ عَنهُ ، و یُحلَقُ رَأسُهُ ، و یُتَصَدَّقُ بِوَزنِ شَعرِهِ ، وَیُسَمّی؟ قالَ : کُلُّ ذلِکَ فِی الیَومِ السّابِعِ. [۲۷۷] امام صادق علیه السلام :هر نوزادی در گرو عقیقه است .
امام صادق علیه السلام :عقیقه کردن ، در روز هفتم است و به ماما ، ران [گوسفند ]همراه با سَرین آن داده می شود و استخوان آن ، شکسته نمی شود .
امام صادق علیه السلام :هنگامی که عقیقه کردی ، بگو : «به نام خدا و به کمک خدا . بار الها! عقیقه ای است از فلانی . گوشتش در برابر گوشت او ، خونش در برابر خون او و استخوانش در برابر استخوان او . بار الها! او را سپر (بلا گردان) خاندان محمّد که درودهای تو بر او و آنان باد قرار ده» .
الکافی به نقل از عمّار بن موسی :از امام صادق علیه السلام پرسیدم: عقیقه کردن برای نوزاد ، چگونه است ؟ فرمود : « . . . یک چهارم آن ، به ماما داده شود و اگر ماما نداشت ، مادر فرزند ، به هر کس خواست ، آن را بدهد و به ده تن از مسلمانان ، طعام داده شود و اگر بیشتر شدند ، بهتر است» .
الکافی به نقل از ابو الصباح کنانی :از امام صادق علیه السلام درباره نوزاد پرسیدم که : چه وقت برای او عقیقه کنند و سرش را بتراشند و به وزن مویش صدقه بدهند و بر او نام بگذارند ؟ فرمود : «[وقت ]تمام اینها ، روز هفتم [تولّد] است» .
الکافی عن جمیل بن درّاج :سَأَلتُ أَبا عَبدِ اللّهِ علیه السلام عَن العَقیقَهِ وَ الحَلقِ وَ التَّسمِیَهِ بِأَیِّها یُبدَأُ؟ قالَ : یُصنَعُ ذلِکَ کُلُّه فی ساعَهٍ واحِدَهٍ، یُحلَقُ و یُذبَحُ و یُسَمّی، ثُمَّ ذَکَرَ ما صَنَعَت فاطِمَهُ علیهاالسلاملِوُلدِها. ثُمَّ قالَ : یوزَنُ الشَّعرُ، و یُتَصَدَّقُ بِوَزنِهِ فِضَّهً. [۲۷۸] الکافی عن إسحاق بن عمّار عن الإمام الصادق علیه السلام فِی العَقِّ عَنِ المَولود و حَلِقِهِ وَ التَّصَدُّقِ عَنهُ قالَ :قُلتُ لَهُ : بِأَیِ ذلِکَ نَبدَأُ؟ قالَ : تَحلِقُ رَأسَهُ ، وتَعِقُّ عَنهُ ، و تَصَّدَّقُ بِوَزنِ شَعرِهِ فِضَّهً ، و یَکونُ ذلِکَ فی مَکانٍ واحِدٍ . [۲۷۹]

الخِتانُ

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :طَهِّروا أَولادَکُم یَومَ السّابِعِ ؛ فَإِنَّهُ أَطیَبُ و أَطهَرُ و أَسرَعُ لِنَباتِ اللَّحمِ، و إِنَّ الأَرضَ تَنجُسُ مِن بَولِ الأَغلَفِ أَربَعینَ صَباحا. [۲۸۰] الإمام الصادق علیه السلام :اِختِنوا أَولادَکُم لِسَبعَهِ أَیّامٍ ؛ فَإِنَّه أَطهَرُ و أَسرعُ لِنَباتِ اللَّحمِ ، وإِنَّ الأَرضَ لَتَکرَهُ بَولَ الأَغلَفِ. [۲۸۱] عنه علیه السلام :خِتانُ الغُلامِ مِنَ السُّنَّهِ، و خفضُ الجَوارِی لَیسَ مِنَ السُّنَّهِ . [۲۸۲] کتاب من لا یحضره الفقیه عن مرازم بن حکیم الازدیّ عن الإمام الصادق علیه السلام فِی الصَّبِیِّ إِذا خُتِنَ ، قالَ :یَقولُ : اللّهُمَّ هذِهِ سُنَّتُکَ ، و سُنَّهُ نَبِیِّکَ صَلواتُکَ عَلَیهِ و آلِهِ ، وَ اتِّباعٌ مِنَّا لَکَ و لِنَبِیِّکَ ، بِمَشِیَّتِکَ و بِإِرادَتِکَ و قَضائِکَ ؛ لأَِمرٍ أنتَ أرَدتَهُ ، و قَضاءٍ حَتَمتَهُ ، و أمرٍ أنفَذتَهُ ، فَأَذَقتُهُ حَرَّ الحَدیدِ فی خِتانِهِ و حِجامَتِهِ لِأمرٍ أنتَ أعرَفُ بِهِ مِنِّی ، اللّهُمَّ فَطَهِّرهُ مِنَ الذُّنوبِ ، و زِد فی عُمُرِهِ ، وَ ادفَعِ الآفاتِ عَن بَدَنِهِ ، وَ الأَوجاعَ عَن جِسمِهِ ، و زِدهُ مِنَ الغِنی ، وَ ادفَع عَنهُ الفَقرَ ، فَإِنَّکَ تَعلَمُ و لا نَعلَمُ . و قالَ أبو عَبدِ اللّهِ علیه السلام : أیُّ رَجُلٍ لَم یَقُلها عِندَ خِتانِ وَلَدِهِ فَلیَقُلها عَلَیهِ مِن قَبلِ أَن یَحتَلِمَ ، فَإِن قالَها کُفِیَ حَرَّ الحَدیدِ مِن قَتلٍ أو غَیرِهِ . [۲۸۳]

ختنه کردن

الکافی به نقل از جمیل بن درّاج :از امام صادق علیه السلام درباره عقیقه و تراشیدن سر و نام گذاری پرسیدم که با کدام یک ، آغاز شود ؟ فرمود : «همه اینها در یک زمان انجام می شود ؛ تراشیدن سر، عقیقه و نام نهادن» . آن گاه ، آنچه فاطمه علیهاالسلام برای فرزندانش انجام داده بود ، بیان کرد . سپس فرمود : «مو ، باید وزن شود و به اندازه آن ، نقره صدقه داده شود .
الکافی به نقل از اسحاق بن عمّار :به امام صادق علیه السلامگفتم : [از میان آداب وارد شده درباره نوزاد ، ]به کدام یک آغاز کنیم ؟ فرمود : «سرش را می تراشی و عقیقه می کنی و به اندازه موی سرش نقره صدقه می دهی . همه اینها یک جا انجام شود».
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :روز هفتم [تولّد] ، فرزندتان را [با ختنه] پاک کنید ؛ چرا که مایه تمیزی و پاکیزگی بیشتر و رویِش شتابنده ترِ گوشت است و زمین ، چهل روز از بول شخص ختنه نشده ، آلوده می شود . [۲۸۴] امام صادق علیه السلام :روز هفتم [تولّد] ، فرزندانتان را ختنه کنید ؛ چرا که مایه پاکیزگی بیشتر و رویش زودتر گوشت است و زمین ، بول ختنه نشده را ناپسند می دارد .
امام صادق علیه السلام :ختنه کردن پسر ، از سنّت است ؛ ولی ختنه کردن دختر ، از سنّت نیست .
کتاب من لا یحضره الفقیه به نقل از مرازم بن حکیم :امام صادق علیه السلام ، هنگام ختنه پسر بچّه فرمود : بگوید : «بار الها! این ، سنّت تو و سنّت پیامبر توست که درودت بر او و خاندان او باد ، و این پیروی ما از تو و پیامبر توست ، به جهت خواست تو، و اراده تو، و حکم تو به کاری که آن را خواسته ای و حکمی که قطعی کرده ای و فرمانی که به پایان برده ای . از این رو ، به خاطر چیزی که تو از من بدان آگاه تری ، در ختنه و حجامت ، سوزندگی آهن را به او چشاندم . بار الها! پس او را از گناهان ، پاک و عمرش را طولانی و آسیب ها و دردها را از بدن و جسمش بگردان و بر دارایی او بیفزا و فقر را از او دفع کن . بی گمان ، تو می دانی و ما نمی دانیم» . [ در ادامه امام صادق علیه السلام] فرمود : هر کس این دعا را هنگام ختنه فرزندش نخواند ، پیش از بلوغ بر او بخواند ؛ اگر آن را خوانْد ، او از تیزیِ آهن در کشته شدن و دیگر موارد ، ایمن خواهد شد .
الکافی عن علیّ بن یقطین :سَأَلتُ أبَا الحَسَنِ علیه السلام عَن خِتانِ الصَّبِیِّ لِسَبعَهِ أیّامٍ ؛ مِنَ السُّنَّهِ هُوَ أو یُؤَخَّرُ ؟ وأَیُّهُما أفضَلُ ؟ قالَ : لِسَبعَهِ أیّامٍ مِنَ السُّنَّهِ ، وإِن أُخِّرَ فَلا بَأسَ . [۲۸۵] الکافی به نقل از علی بن یقطین :از امام کاظم علیه السلام پرسیدم : ختنه پسر بچّه در روز هفتم [تولّد] از سنّت است یا می توان آن را به تأخیر انداخت ؟ و کدام برتر است ؟ فرمود : «در روز هفتم ، از سنّت است و اگر عقب بیفتد ، اشکالی ندارد» .

الفصل الثانی: حقوق الرّضیعللطفل فی فتره الرضاعه حقّان أساسیان

الغذاء الصالح

یعتبر حلیب الاُمّ علی ما وردت به توجیهات وتعالیم المعصومین علیهم السلام أفضل غذاء للطفل ، ولا یقوم مقامه أی غذاء آخر . وعلی هذا الأساس فإنّ حلیب الاُمّ فی حال توفره یعتبر من حقوق الطفل . وقد ورد فی القرآن الکریم أنّ علی الأمهات للائی یرضعن أولادهن أن یرضعن حولین کاملین ، أو 21 شهرا کما یقول الإمام الرضا علیه السلام اذا أردن أن یعطین هذا الحق الطبیعی لرضیعهن ، وکلّما نقص من هذه المدّه ظلما بحق الطفل . وأمّا إذا لم یرضع الطفل من اُمّه لأی سبب فإنّ مسؤولیه الأب هی أن یختار لولده مرضعه صالحه تتمتع بجمال ظاهری وباطنی ، وذلک لتأثیر لبن المرضعه فی جسم وروح الطفل ، ولذا حذّرت الروایات الاسلامیه من اختیار المرضعه المنحرفه عقائدیا أؤ عملیا أو أخلاقیا أو مبتلاه بمرض .

احترام المشاعر والأحاسیس

الأمر الهام والملفت فی سیره النبیّ صلی الله علیه و آله المتعلّقه بعنایته واهتمامه بحقوق الأطفال الرضّع ، هو احترامه لمشاعرهم ، فقد ورد أنّه کان یصلی ذات یوم جماعه سرع فی صلاته علی خلاف عادته حتی ظن المسلمون أنه نزل علیه الوصی بأمر جدید من اللّه تعالی ، فلمّا سألوه عن ذلک قال : «الم تسمعوا صوت بکاء الصبی؟» وقد تکرّر مرارا أنه یؤتی إلیه بالصبی یدعو له فیأخذه فی حضنه فیبول الصبی فی ثیابه ویراد أن یشرع منه حتی لا یلوث سائر ثیابه فیمنعهم ولا یقبل . إنّ النبیّ الأعظم صلی الله علیه و آله من خلال تعامله الحکیم هذا فی الوقت الذی یؤکد فیه تعاطفه مع اُسره الطفل فإنه یجتنب جرح مشاعره واحساساته ، وذلک لما یترتب علی جرح مشاعره من آثار سلبیه علی مستقبله .

فصل دوم: حقوق کودک شیرخوار

حقوق کودک شیرخوارکودک در دوران شیرخوارگی ، دارای دو حقّ اساسی است :

تغذیه مناسب

بر پایه رهنمودهای پیشوایان اسلام ، بهترین غذا برای کودک ، شیر مادر است . هیچ چیز برای کودک ، جای شیر مادر را نمی گیرد . بنا بر این ، کودک حق دارد که در صورت امکان ، از شیر مادر استفاده کند . مادرانی که مایل باشند به این وظیفه مادری به طور کامل عمل کنند ، قرآن کریم تصریح می کند که دو سال تمام باید به فرزندان خود شیر دهند ، و یا برای برخورداری کودک از این حقّ طبیعی ، طبق فرمایش امام رضا7 ، 21 ماه به فرزند خود شیر دهند که هر چه از این مدّت کاسته گردد، در حقّ کودک، ستم شده است. امّا در صورتی که به هر دلیل ، کودک نمی تواند از شیر مادر استفاده کند ، پدر موظّف است دایه ای شایسته برای شیر دادن وی ، انتخاب نماید ؛ دایه ای که از زیبایی ظاهری و باطنی برخوردار باشد ، چه این که شیر در پرورش جسم و جان کودک ، نقش دارد . از این رو ، روایات اسلامی نسبت به انتخاب دایه هایی که از نظر اعتقادی و یا عملی و یا اخلاقی انحراف دارند و یا دچار بیماری هستند ، هشدار داده اند .

احترام به احساسات

نکته مهم دیگری که در سیره پیامبر خدا در مورد رعایت حقوق کودکان شیرخوار ، شگفت انگیز است ، احترام به احساسات آنهاست . در حدیث است که روزی پیامبر خدا ، بر خلاف روش همیشگی ، نماز خود را که با جماعت می خواند ، کوتاه کرد . به قدری پیامبر9 با سرعت نماز خود را تمام کرد که مسلمانان ، تصوّر کردند که دستور جدیدی از جانب خداوند متعال در این باره به ایشان رسیده است ؛ امّا وقتی از ایشان ، علّت این کار را پرسیدند ، با تعجّب پاسخ شنیدند که : «مگر صدای گریه کودک را نشنیدید ؟» . معلوم شد که دلیل کوتاه شدن نماز پیامبر9 ، گریه کودکی بوده که در کنار نمازگزاران ، بی تابی می کرده و ایشان ، برای زودتر آرام کردن کودک ، نماز را کوتاه کرده است . مکرّر اتّفاق می افتاد که کودکی را خدمت پیامبر خدا می آوردند که برای او دعا کند . ایشان ، او را در بغل می گرفت و هنگامی که مشغول دعا خواندن می شد ، کودک ، لباس ایشان را آلوده می کرد . می خواستند او را از ایشان ، جدا کنند تا مانع آلوده شدن بیشتر لباس های ایشان شوند ؛ امّا آن حضرت نمی گذاشت . پیامبر خدا ، با این گونه برخوردهای حکیمانه ، ضمن دلجویی از خانواده کودک ، مانع جریحه دار شدن احساسات کودک می شد ؛ چرا که می دانست بی احترامی به احساسات کودک ، آثار نامطلوبی برای آینده وی در پی خواهد داشت .

الرَّضاعُ مِن الاُمِّ إن أمکَنَأ فَضلُ إرضاعِ الوَلَدِ

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :إذا حَمَلَتِ المَرأَهُ کانَت بِمَنزِلَهِ الصّائِمِ القائِم ، المُجاهِدِ بِنَفسِهِ و مالِهِ فی سَبِیلِ اللّهِ ، فَإِذا وَضَعَت کانَ لَها مِنَ الأَجرِ ما لا تَدری ما هُوَ لِعِظَمِهِ ، فَإذا أرضَعَت کانَ لَها بِکُلِّ مَصَّهٍ کَعِدلِ عِتقِ مُحَرَّرٍ مِن وُلدِ إسماعیلَ ، فَإِذا فَرَغَت مِن رَضاعِهِ ضَرَبَ مَلَکٌ عَلی جَنبِها ، و قالَ : اِستَأنِفِی العَمَلَ ؛ فَقَد غُفِرَ لَکِ . [۲۸۶]

شیرخوردن از مادر ، در صورت امکان

فضیلت شیر دادن به کودک

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هنگامی که زنْ باردار می شود ، به سان روزه دارِ شب زنده دار و مجاهدی است که با جان و مالش در راه خدا جهاد می کند و هنگامی که بارْ بگذارد ، پاداشی دارد که نمی دانی عظمت آن چه قدر است و هنگامی که شیر بدهد ، در هر مَک زدن ، پاداش آزاد کردن یکی از فرزندان اسماعیل برای اوست و آن گاه که شیر دادن تمام شود ، فرشته ای بر پهلوی او می زند و می گوید : «عمل را از نو آغاز کن که بی تردید ، آمرزیده شدی» .
عنه صلی الله علیه و آله :حامِلاتٌ والِداتٌ مُرضِعاتٌ رَحیماتٌ ، لو لا ما یَأتینَ إلی بُعولَتِهِنَّ ما دَخَلَت مُصَلِّیَهٌ مِنهُنَّ النّارَ . [۲۸۷] ب بَرَکَهُ لَبَنِ الأُمِّ رسول اللّه صلی الله علیه و آله :لَیسَ لِلصَّبِیِ لَبَنٌ خَیرٌ مِن لَبَنِ اُمِّهِ . [۲۸۸] الإمام علیّ علیه السلام :ما مِن لَبَنٍ یُرضَعُ بِهِ الصَّبِیُ أَعظَمُ بَرَکَهً عَلَیهِ مِن لَبَنِ اُمِّهِ . [۲۸۹] ج مُدَّهُ الإِرضاعِالکتاب«وَالْوَ لِدَ تُ یُرْضِعْنَ أَوْلَدَهُنَ حَوْلَیْنِ کَامِلَیْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن یُتِمَّ الرَّضَاعَهَ» . [۲۹۰] «وَ وَصَّیْنَا الاْءِنسَنَ بِوَ لِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَی وَهْنٍ وَ فِصَلُهُ فِی عَامَیْنِ...» . [۲۹۱] الحدیثالإمام الصادق علیه السلام :ألرَّضاعُ واحِدٌ و عِشرونَ شَهرا، فَما نَقَصَ فَهُوَ جَورٌ عَلَی الصَّبِیِ. [۲۹۲]

برکت شیر مادر

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :زنان باردارِ زایای شیردهِ مهربان ، اگر به خاطر آزار رساندن به همسرانشان نبود ، هیچ اهل نمازی از آنان ، وارد جهنّم نمی شد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :برای کودک ، هیچ شیری بهتر از شیر مادرش نیست .
امام علی علیه السلام :هیچ شیری که کودک با آن تغذیه شود ، با برکت تر از شیر مادرش نیست .

زمان شیر دادن

قرآن«ومادرانی که بخواهند شیر دادن به فرزندانشان را کامل سازند ، دو سال تمام شیرشان بدهند» .
«و ما سفارش پدر و مادر را به انسان کردیم . مادرش به او باردار شد ، در حالی که ضعف بر روی ضعف ، افزوده می شد و از شیرگرفتنش در دو سالگی بود» .
حدیثامام صادق علیه السلام :شیرخواری ، 21 ماه است . پس هر چه کم شود ، ستم بر کودک است .

اِستِرضاعُ المُرضِعَهِ الصّالِحَهِ

الإمام علیّ علیه السلام :تَخَیَّروا لِلرَّضاعِ کَما تَتَخَیَّرونَ لِلنِّکاحِ ؛ فَإِنَّ الرَّضاعَ یُغَیِّرُ الطِّباعَ . [۲۹۳] الإمام علیّ علیه السلام :اُنظُروا مَن تُرضِعُ أَولادَکُم ؛ فَإِنَّ الوَلَدَ یَشِبُّ عَلَیهِ . [۲۹۴] الإمام الباقر علیه السلام :اِستَرضِع لِوَلَدِکَ بِلَبَنِ الحِسانِ، وإیَّاکَ وَ القِباحَ ؛ فَإِنَّ اللَّبَنَ قَد یُعدی . [۲۹۵] عنه علیه السلام :عَلَیکُم بِالوِضاءِ [۲۹۶] مِن الظُّؤورَهِ [۲۹۷] ؛ فإنَّ اللَّبَنَ یُعدِی . [۲۹۸] 2 / 3مَن لا یَنبَغِی استِرضاعُهُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :تَوَقَّوا عَلی أولادِکُم لَبَنَ البَغِیِ [۲۹۹] مِنَ النِّساءِ والمَجنونَهِ ؛ فَإِنَّ اللَّبَنَ یُعدِی . [۳۰۰]

درخواست شیر دادن از دایه های شایسته

امام علی علیه السلام :برای شیردادن ، [دایه های شایسته را] گزینش کنید ، همان گونه که برای ازدواجْ گزینش می کنید ؛ چرا که شیر ، طبیعت ها را تغییر می دهد .
امام علی علیه السلام :ببینید چه کسی فرزندانتان را شیر می دهد ؛ چرا که فرزند ، بر همان پایه رشد می کند .
امام باقر علیه السلام :برای فرزندت از شیرِ دایگانِ خوب روی درخواست کن و از شیرِ دایگانِ زشت ، پرهیز کن ؛ زیرا شیر ، [خصلت های شیردهنده را] سرایت می دهد .
امام باقر علیه السلام :بر شما باد [انتخاب] دایگان پاکیزه و زیبا ؛ زیرا شیر ، [خصلت ها را] منتقل می کند .

کسی که در خواست شیر دادن از او شایسته نیست

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :کودکان خود را از شیرِ زنان بدکاره و دیوانه ، دور نگه دارید ؛ چرا که شیر ، [ویژگی های دایه را ]سرایت می دهد عنه صلی الله علیه و آله :لا تَستَرضِعُوا الحَمقاءَ ولاَ العَمشاءَ [۳۰۱] ؛ فَإِنَّ اللَّبَنَ یُعدِی . [۳۰۲] عنه صلی الله علیه و آله :لا تَستَرضِعُوا الحَمقاءَ؛ فَإِنَّ اللَّبَنَ یُعدی، وإنَّ الغُلامَ یَنزَعُ [۳۰۳] إلَی اللَّبَنِ ؛ یَعنی إلَی الظِّئرِ فِی الرُّعونَهِ [۳۰۴] وَالحُمق . [۳۰۵] الإمام الصادق علیه السلام :لا تُستَرضَعُ لِلصَّبیِ المَجوسِیَّهُ، و تُستَرضَعُ لَهُ الیَهودِیَّهُ وَالنَّصرانِیَّهُ، ولا یَشرَبنَ الخَمرَ یُمنَعنَ مِن ذلِکَ، ویُکرَهُ لَبَنُ الحَمقاءِ وقَبیحَهِ الوَجهِ، ویُستَحَبُّ لَبَنُ الوِضاءِ مِنَ النِّساءِ.[۳۰۶] الکافی عن عبید اللّه الحلبی :قُلتُ لِأبی عَبدِ اللّهِ علیه السلام : امرَأَهٌ وُلِدَت مِنَ الزِّنا، أتَّخِذُها ظِئرا؟ قالَ : لا تَستَرضِعها، ولاَ ابنَتَها. [۳۰۷] پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :از زن احمق و زنی که چشمش ضعیف بوده ، آب ریزش دارد ، درخواست شیر نکنید ؛ چرا که شیر [ویژگی های دایه را ]سرایت می دهد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :از زن احمق ، درخواست شیر دادن [به فرزند ]نکنید ؛ چرا که شیر [ویژگی های دایه را ]سرایت می دهد و فرزند ، شباهت به [صاحب ]شیر می برد ؛ یعنی در حماقت و نادانی ، همانند دایه می شود .
امام صادق علیه السلام :برای کودک ، از زن مجوس درخواست شیر دادن [به فرزند ]نکن ، ولی از زن یهودی و مسیحی درخواست کن . البته نباید شراب بنوشند و باید از این کار ، بازداشته شوند . شیر دایه احمق و زشت رو ، مناسب نیست ؛ و[لی ]شیر زن پاکیزه زیبا ، خوب است .
الکافی به نقل از عبید اللّه حلبی :به امام صادق علیه السلام گفتم : آیا زنی را که از زنا زاده شده است ، به عنوان دایه انتخاب کنم ؟ فرمود : «نه از او و نه از دخترش ، درخواست شیر نکن» .

إطعامُ الأغذِیَهِ النّافِعَهِ

الإمام علیّ علیه السلام :أَطعِموا صِبیانَکُم الرُّمّانَ ؛ فَإنَّهُ أسرَعُ لِألسِنَتِهِم. [۳۰۸] الإمام الصادق علیه السلام :أَطعِموا صِبیانَکُم الرُّمّانَ ؛ فَإنَّهُ أسرَعُ لِشَبابِهِم. [۳۰۹] المحاسن عن خضر :کُنتُ عِندَ أبی عَبدِ اللّهِ علیه السلام، فَأتاهُ رَجُلٌ مِن أصحابِنا فَقالَ لَهُ : یولَدُ لَنَا المَولودُ فَیَکونُ مِنهُ القِلَّهُ [۳۱۰] وَالضَّعفُ، فَقالَ : ما یَمنَعُکَ مِنَ السَّویقِ [۳۱۱] فَإِنَّهُ یَشُدُّ العَظمَ، ویُنبِتُ اللَّحمَ؟ [۳۱۲]

احتِرامُ شُعورِ الرَّضیعِ

الإمام الصادق علیه السلام :صَلَّی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله الظُّهرَ وَالعَصرَ فَخَفَّفَ الصَّلاهَ فِی الرَّکعَتَینِ، فَلَمَّا انصَرَفَ قالَ لَهُ النّاسُ : یا رسولَ اللّهِ أحَدَثَ فِی الصَّلاهِ شَیءٌ؟ قالَ : وما ذاکَ؟ قالوا : خَفَّفتَ فِی الرَّکعَتَینِ الأَخیرَتَینِ! فَقالَ لَهُم : أمَا سَمِعتُم صُراخَ الصَّبِیِ؟!. [۳۱۳]

دادن غذاهای سودمند

امام علی علیه السلام :به کودکانتان انار بدهید ؛ چرا که مایه رویش شتابنده تر دندان ها است .
امام صادق علیه السلام :به کودکانتان انار بدهید ، چرا که مایه زودتر جوان شدن آنهاست .
المحاسن به نقل از خضر :نزد امام صادق علیه السلام بودم که یکی از شیعیان ، خدمت رسید و به ایشان گفت : فرزندان ما [معمولاً ]کم وزن و ناتوان به دنیا می آیند . امام علیه السلام فرمود : «چرا از سَویق ، استفاده نمی کنی که استخوان را محکم می کند و گوشت را می رویانَد ؟

احترام به درک شیرخوار

امام صادق علیه السلام :پیامبر خدا ، نماز ظهر و عصر را خواند و دو رکعت [آخر ]را سریع به جا آورد. [بعد از نماز ]مردم به ایشان گفتند : ای پیامبر خدا! در[باره ]نماز ، چیز تازه ای آمده است ؟ فرمود : «این [سؤال ]به خاطر چیست ؟» . گفتند : دو رکعت آخر را سریع خواندی . فرمود : «آیا صدای گریه کودک را نشنیدید؟» .
المناقب لابن شهر آشوب عن عبد الرحمن بن أبی لیلی :کُنَّا جُلوسا عِندَ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آلهإذ أقبَلَ الحُسَینُ علیه السلامفَجَعَلَ یَنزو عَلی ظَهرِ النَّبِیِ صلی الله علیه و آلهوعَلی بَطنِهِ، فَبالَ، فَقالَ : دَعوهُ. أبو عُبَیدٍ فِی غَریبِ الحَدیثِ أنَّهُ قالَ صلی الله علیه و آله : لا تُزْرِمُوا ابنِی: أی لا تَقطَعُوا عَلَیهِ بَولَهُ ثُمَّ دَعا بِماءٍ فَصَبَّهُ عَلی بَولِهِ . [۳۱۴] مسند ابن حنبل عن عیسی بن عبد الرحمن عن جدّه :کُنَّا عِندَ النَّبِیِ صلی الله علیه و آلهفَجاءَ الحَسَنُ بنُ عَلِیٍ یَحبُو حَتَّی صَعِدَ عَلی صَدرِهِ، فَبالَ عَلَیهِ، فَابتَدَرناهُ لِنَأخُذَهُ، فَقالَ النَّبِیُ صلی الله علیه و آله : ابنی ابنی، قالَ : ثُمَّ دَعا بِماءٍ فَصَبَّهُ عَلَیهِ. [۳۱۵] مکارم الأخلاق :کانَ صلی الله علیه و آله یُؤتی بِالصَّبِیِ الصَّغیرِ لِیَدعُوَ لَهُ بِالبَرَکَهِ أو یُسَمِّیَهُ، فَیَأخُذُهُ فَیَضَعُهُ فی حِجرِهِ ؛ تَکرِمَهً لِأَهلِهِ، فَرُبَّما بالَ الصَّبِیُ عَلَیهِ، فَیَصیحُ بَعضُ مَن رَآهُ حینَ بالَ، فَیقولُ صلی الله علیه و آله : لا تُزرِموا بالصَّبِیِ، فَیَدَعُهُ حَتَّی یَقضِیَ بَولَهُ، ثُمَّ یُفرِغُ لَهُ مِن دُعائِهِ أو تَسمِیَتِهِ، ویَبلُغُ سُرورُ أهلِهِ فیهِ، ولا یَرَونَ أَنَّهُ یَتَأذَّی بِبَولِ صَبِیِّهِم، فَإِذا انصَرَفوا غَسَلَ ثَوبَهُ بَعدُ. [۳۱۶] مسند ابن حنبل عن عائشه :کانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله یُؤتی بِالصِّبیانِ فَیَدعُو لَهُم، وإنَّهُ أُتِیَ بِصَبِیٍ فَبالَ عَلَیهِ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : صُبُّوا عَلَیهِ الماءَ صَبّا. [۳۱۷] مناقب ابن شهر آشوب به نقل از عبد الرحمن بن ابی لیلی :ما نزد پیامبر خدا نشسته بودیم که حسین علیه السلامآمد و همین طور که بر پشت پیامبر صلی الله علیه و آله و شکم ایشان بالا [و پایین] می رفت ، بول کرد . ایشان فرمود : «رهایش کنید» [۳۱۸] .
مسند ابن حنبل به نقل از عیسی بن عبد الرحمان ، از جدّش :ما نزد پیامبر صلی الله علیه و آلهبودیم که حسن بن علی ، با حالت چهار دست و پا آمد تا این که روی سینه ایشان رفت و بول کرد . ما به سرعت حرکت کردیم تا او را بگیریم که پیامبر صلی الله علیه و آلهفرمود : «فرزندم ، فرزندم!» . آن گاه ، آبی طلب کرد و بر آن ریخت .
مکارم الأخلاق :معمولاً نوزاد را نزد پیامبر خدا می آوردند تا برای او ، دعا کند یا بر او نام بگذارد . ایشان ، او را می گرفت و به جهت تکریم خانواده اش ، او را روی دامن خود می گذاشت . گاهی کودک به ایشان بول می کرد و برخی کسانی که هنگام بول کردن او را می دیدند ، فریاد می کشیدند ؛ ولی ایشان می فرمود : «بول کردن او را قطع نکنید» . از این رو ، او را رها می کردند تا بول او تمام شود . سپس ، دعا کردن برای او یا نام گذاری او را به پایان می برد و خانواده اش را به خاطر فرزندشان خیلی خوش حال می ساخت [ ، به گونه ای که ]آنان مشاهده نمی کردند که ایشان از بول کردن کودکشان ناراحت شده باشد . سپس ، وقتی آنان می رفتند ، لباس خود را می شست .
مسند ابن حنبل به نقل از عایشه :معمولاً کودکان را نزد پیامبر خدا می آوردند و ایشان ، برایشان دعا می کرد . [یکبار ]کودکی را که نزد ایشان آورده بودند ، به ایشان بول کرد . پیامبر خدا [فقط ]فرمود : «آبی بر آن بریزید» .

الفصل الثالث: التعلیم والتربیه

التعلیم فی الاسلام هو أساس التربیه ، والعلم مقرون بالتهذیب والبناء للذات وتعتبر فتره الطفوله کما تدل علیه تعالیم الدین أفضل برهه التعلیم والتربیه ، ولذا فإنّ من أهم حقوق الطفل هو الإعداد وتهیئه الأرضیه المناسبه لأمر لتعلیم الطفل وتربیته ، بل إنّ جمیع الحقوق المذکوره سابقا والاتی ذکره لاحقا هی مقدّمه لموضوع التربیه والتعلیم . وسنشیر فی الفصل اللاحق إلی نصوص الروایات والتعالیم الوارده عن المعصومین علیهم السلام فی التربیه والتعلیم .

قِیمَهُ طَلَبِ العِلمِ فِی الصِّغَرِ

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَثَلُ الَّذی یَتَعلَّمُ فی صِغَرِهِ کَالنَّقشِ فِی الحَجَرِ، ومَثَلُ الَّذی یَتَعلَّمُ فی کِبَرِهِ کَالَّذی یَکتُبُ عَلَی الماءِ . [۳۱۹] الإمام علیّ علیه السلام :مُروا أولادَکُم بِطَلَبِ العِلمِ. [۳۲۰]

فصل سوم : آموزش و پرورش

در اسلام ، آموزش ، پایه پرورش و دانشِ همراه با خودسازی و سازندگی است و بر اساس آموزه های دینی ، بهترین فصل آموزش و پرورش دوران کودکی است . از این رو ، مهم ترین حقوق کودک ، فراهم ساختن زمینه آموزش و پرورش اوست ؛ بلکه همه حقوقی که پیش از این بدان اشارت می رفت و پس از این خواهد آمد ، مقدّمه آموزش و پرورش کودک است . متن رهنمودهای پیشوایان اسلام در زمینه آموزش و پرورش کودک ، در این فصل ، ارائه می شود .

ارزش دانش آموختن در کودکی

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :حکایت کسی که در کودکی می آموزد ، همانند نقش کَندن بر سنگ است و حکایت کسی که در بزرگ سالی می آموزد ، همانند کسی است که بر آب می نویسد .
امام علی علیه السلام :فرزندانتان را به آموختن دانش ، امر کنید .
عنه علیه السلام :مَن سَألَ فی صِغَرِهِ أجابَ فی کِبَرِهِ . [۳۲۱] عنه علیه السلام :مَن لَم یَتَعَلَّم فِی الصِّغَرِ لَم یَتَقَدَّم فِی الکِبَرِ . [۳۲۲] سنن الدارمی عن شرحبیل بن سعد :دَعَا الحَسَنُ علیه السلام بَنیهِ و بَنی أخیهِ فَقالَ : یا بَنِیَ و بَنِی أخی، إنَّکُم صِغارُ قَومٍ یوشَکُ أن تَکونوا کِبارَ آخَرینَ، فَتَعَلَّمُوا العِلمَ، فَمَن لَم یَستَطِع مِنکُم أن یَروِیَهُ أو قالَ : یَحفَظَهُ فَلیَکتُبهُ، و لیَضَعهُ فی بَیتِهِ . [۳۲۳] الإمام علیّ علیه السلام : حَرِّض بَنیکَ عَلَی الآدابِ فی الصِّغَرِکَی ما تَقَرَّ بِهِم عَیناکَ فِی الکِبَرِ و إنَّما مَثَلُ الآدابِ تَجمَعُهافی عُنفُوانِ الصِّبا کالنَّقشِ فِی الحَجَرِ هِیَ الکُنوزُ الّتی تَنمو ذَخائِرُهاو لا یُخافُ عَلَیها حادِثُ الغِیَرِ [۳۲۴]

قیمَهُ التَّربِیَهِ

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :حَقُّ الوَلَدِ عَلی والدِهِ أن یُحسِنَ اسمَهُ، وَ یُحسِنَ مِن مُرضِعِهِ، و یُحسِنَ أدَبَهُ . [۳۲۵]

ارزش تربیت

امام علی علیه السلام :هر کس در خردسالی بپرسد ، در بزرگ سالی پاسخ می دهد .
امام علی علیه السلام :کسی که در کودکی نیاموزد ، در بزرگ سالی پیش نمی افتد .
سنن الدارمی به نقل از شرحبیل بن سعد :حسن علیه السلام فرزندانش و فرزندانِ برادرش را جمع کرد و فرمود : «ای فرزندان من و فرزندان برادرم! شما خردسالان این نسلید و امید است که بزرگانِ نسلی دیگر باشید . پس دانش بیاموزید . هر کس نمی تواند آن را روایت کند (/حفظ کند) ، پس حتما آن را بنویسد و در خانه اش بگذارد» .
امام علی علیه السلام : پسرانت را در کودکی به [آموختن] آداب ، تشویق کن/ تا در بزرگ سالی ، چشمان تو به آنان روشن شود . و همانا حکایت آدابی که آن را گِرد می آوری/ در دوران کودکی ، همانند نقش کَنْدن بر سنگ است . اینها گنجینه هایی اند که ذخایر آن رشد می کند/ و بر آنها از حوادث دگرگون کننده ، بیمی نیست .
3 / 2ارزش تربیتپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :حقّ فرزند بر پدرش این است که نام نیک بر او بگذارد و دایه نیک برایش گزیند و او را به نیکی تربیت کند .
عنه صلی الله علیه و آله :ما وَرَّثَ والِدٌ وَلَدا خیرا مِن أدَبٍ حَسَنٍ . [۳۲۶] عنه صلی الله علیه و آله :ما نَحَلَ والِدٌ وَلَدا مِن نُحلٍ [۳۲۷] أفضَلَ مِن أدَبٍ حَسَنٍ . [۳۲۸] عنه صلی الله علیه و آله :أکرِموا أولادَکُم، وأحسِنوا أدَبَهُم ؛ یُغفَر لَکُم. [۳۲۹] عنه صلی الله علیه و آله :مِن حَقِّ الوَلَدِ عَلی والِدِهِ أن یُحسِنَ أدَبَهُ، و ألاّ یَجحَدَ نَسَبَهُ . [۳۳۰] الإمام الصادق علیه السلام :إنَّ خَیرَ ما وَرَّثَ الآباءُ لِأَبنائِهِم الأَدَبُ لاَ المالُ ؛ فَإِنَّ المالَ یَذهبُ ، و الأَدَبَ یَبقی. [۳۳۱] عنه علیه السلام :لا یَزالُ العَبدُ المُؤمِنُ یُوَرِّثُ أهلَ بَیتِهِ العِلمَ وَ الأَدَبَ الصّالِحَ، حَتّی یُدخِلَهُمُ الجَنَّهَ جَمیعا، حتّی لا یَفقِدَ مِنهُم صَغیرا و لا کَبیرا و لا خادِما و لا جارا، و لا یَزالُ العَبدُ العاصِی یُوَرِّثُ أهلَ بَیتِهِ الأدَبَ السَّیِّئَ حَتّی یُدخِلَهُمُ النّارَ جَمیعا، حَتّی لا یَفقِدَ فیها مِن اهلِ بَیتِهِ صَغیرا و لا کَبیرا و لا خادِما و لا جارا. [۳۳۲] عنه علیه السلام :قالَ لُقمانُ : یا بُنَیَ إن تَأدَّبتَ صَغیرا انتَفَعتَ بِهِ کَبیرا، و مَن عَنا بِالأَدَبِ اهتَمَّ بِهِ، و مَنِ اهتَمَّ بِهِ تَکَلَّفَ عِلمَهُ، و مَن تَکَلَّفَ عِلمَهُ اشتَدَّ لَهُ طَلَبُهُ، ومَنِ اشتَدَّ لَهُ طَلَبُهُ أدرَکَ بِهِ مَنفَعَهً [۳۳۳] .[۳۳۴] پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هیچ پدری چیزی بهتر از تربیت نیک برای فرزندش به ارث نگذاشته است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هیچ پدری ، هدیه ای برتر از تربیتِ نیک به فرزندش نبخشیده است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :فرزندانتان را تکریم کنید و آنان را به نیکی تربیت کنید که آمرزیده می شوید .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :از حقّ فرزند بر پدرش این است که او را به نیکی تربیت کند و نسب او را انکار نکند .
امام صادق علیه السلام :بهترین چیزی که پدران برای پسرانشان به ارث می گذارند ، تربیت است ، نه مال ؛ چرا که مال می رود و تربیت می ماند .
امام صادق علیه السلام :مؤمن ، همواره به خانواده اش ، دانش و تربیت شایسته ارث می دهد تا همه را وارد بهشت سازد ، به گونه ای که نه از کوچکشان ، نه از بزرگشان ، نه از خادمشان ، نه از پناهنده شان خالی نباشد . بنده نافرمان [خدا ]برای خانواده اش ادب ناشایست به ارث می گذارد تا همه آنان را وارد دوزخ سازد ، به گونه ای که نه از کوچک خانواده اش ، نه از بزرگشان ، نه از خادمشان و نه از همسایه شان تهی نباشد .
امام صادق علیه السلام :لقمان گفت : ای فرزندم! اگر در کودکی تربیت شدی ، در بزرگ سالی از آن بهره مند می شوی . هر کس آهنگِ تربیت کند ، به آن اهتمام می ورزد و هر کس به آن اهتمام ورزد ، برای دانستن آن ، خود را به زحمت می اندازد و هر کس خود را برای دانستن آن به زحمت می اندازد ، به شدّت در جستجوی آن می شود و هر کس جستجویش شدّت یابد ، از آن ، بهره مند می شود .

مَسؤولِیَّهُ التَّعلیمِ و التَّربِیَهِ

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :ألا کُلُّکُم راعٍ و کُلُّکُم مَسؤولٌ عَن رَعِیَّتِه ؛ فَالأَمیرُ الَّذی عَلَی النّاسِ راعٍ و هُوَ مَسؤولٌ عَن رَعِیَّتِهِ ، وَالرَّجُلُ راعٍ عَلی أَهلِ بَیتِهِ و هُوَ مَسؤولٌ عَنهُم ، وَ المرأهُ راعِیهٌ عَلی بَیتِ بَعلِها و وُلدِهِ و هِیَ مَسؤولَهٌ عَنهُم ، وَ العَبدُ راعٍ عَلی مالِ سَیِّدِهِ و هُو مَسؤولٌ عَنهُ ، ألا فَکُلُّکُم راعٍ و کُلُّکُم مَسؤولٌ عَن رَعِیَّتِهِ . [۳۳۵] الإمام علیّ علیه السلام :عَلَی الإمامِ أَن یعلِّمَ أهلَ وِلایَتِهِ حُدودَ الإسلامِ وَالإیمانِ . [۳۳۶] عنه علیه السلام :أیُّهَا النّاسُ ! إنَّ لی عَلَیکُم حَقّا ، و لَکُم عَلَیَّ حَقٌّ ؛ فَأَمّا حَقُّکُم عَلَیَّ فَالنَّصیحَهُ لَکُم ، و تَوفِیرُ فَیئِکُم عَلَیکُم ، و تعلیمُکُم کَی لا تَجهَلوا ، و تأدیبُکُم کَیما تَعلَمُوا . [۳۳۷] الإمام زین العابدین علیه السلام فی بیان الحقوق :و أمّا حَقُّ وَلَدِکَ فَأن تَعلَمَ أنَّهُ مِنکَ ، و مُضافٌ إلَیکَ فی عاجِلِ الدُّنیا بِخَیرِهِ وَشَرِّهِ ، وأَنَّکَ مَسؤولٌ عَمّا وَلیتَهُ مِن حُسنِ الأَدَبِ وَالدِّلالَهِ عَلی رَبِّهِ، عز و جلوَالمَعونَهِ عَلی طاعَتِهِ ، فَاعمَل فی أمرِهِ عَمَلَ مَن یَعلَمُ أنَّهُ مُثابٌ عَلَی الإِحسانِ إلَیهِ ، مُعاقَبٌ عَلَی الإِساءَهِ إلَیهِ . [۳۳۸]

مسئولیت تعلیم و تربیت

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بدانید که همه شما مسئولید و همه شما نسبت به زیردستانش بازخواست می شوید . فرمان روای مردم ، مسئول مردم است و نسبت به زیردستانش بازخواست می شود . مرد ، سرپرست خانواده است و نسبت به آنان ، بازخواست می شود . زن ، مسئول خانه شوهر و فرزندان اوست و در برابر آنان ، بازخواست می شود . برده ، مسئول مال مالک خود است و در برابر آن ، مسئول است . پس بدانید که همه شما مسئولید و همه تان در برابر زیردستان خود ، بازخواست می شوید .
امام علی علیه السلام :بر پیشواست که به مردمان تحت حکومتش ، حدود اسلام و ایمان را بیاموزد .
امام علی علیه السلام :ای مردم ! مرا بر شما حقّی است و شما را نیز بر من ، حقّی است . امّا حقّ شما بر من ، خیرخواهی برای شما ، افزایش ثروت هایتان و آموزش دادن به شماست تا در نادانی نمانید ، و پرورش شماست ، تا آگاه شوید .
امام زین العابدین علیه السلام :و امّا حقّ فرزندت این است که بدانی او از توست و با خوب و بدش در دنیا ، منتسب به توست و بی گمان ، تو درباره آنچه بر عهده ات است : خوب تربیت کردن او و او را به سوی خداوند عز و جلراهنمایی کردن و به فرمان برداری از او (خداوند) یاری کردن ، مسئولی . پس در کار او ، همانند کسی عمل کن که می داند برای نیکی کردن به او پاداش می گیرد و بر بدی کردن به او مجازات می شود .
عنه علیه السلام :وأمّا حَقُّ وَلَدِکَ فَتَعَلَمَ أَنَّهُ مِنکَ ، ومُضافٌ إِلَیکَ فی عاجِلِ الدُّنیا بِخَیرِهِ وشَرِّهِ ، وأَنَّکَ مَسؤولٌ عَمّا وَلِیتَهُ مِن حُسنِ الأَدَبِ وَالدِّلالَهِ عَلی رَبِّهِ، وَالمَعونَهِ لَهُ عَلی طاعَتِهِ فیکَ وفی نَفسِهِ ، فَمُثابٌ عَلی ذلِکَ ومُعاقَبٌ ، فَاعمَلْ فِی أمرِهِ عَمَلَ المُتَزَیِّنِ بِحُسنِ أثَرِهِ عَلَیهِ فی عاجِلِ الدُّنیا ، المُعذِرِ إلی رَبِّهِ فیما بَینَکَ وبَینَهُ بِحُسنِ القِیامِ عَلَیهِ وَالأَخذِ لَهُ مِنهُ ، ولا قُوَّهَ إلاّ بِاللّهِ . [۳۳۹]

أهَمُّ ما یَجِبُ تَعلیمُهُأ

العَقائِدُ الإِسلامِیَّهُ ولا سِیَّما التَّوحیدُ

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن رَبَّی صَغیرا حَتَّی یَقولَ : «لا إلهَ إلاَّ اللّهُ» لَم یُحاسِبهُ اللّهُ عز و جل . [۳۴۰] عنه صلی الله علیه و آله :إذا أفصَحَ أولادُکُم فَعَلِّموهُم «لا إلهَ إلاَّ اللّهُ»، ثُمَّ لا تُبالوا مَتی ماتوا، وَإذا اثَّغَروا [۳۴۱] فَمُروهُم بِالصَّلاهِ . [۳۴۲] عنه صلی الله علیه و آله :اِفتَحوا عَلی صِبیانِکُم أوَّلَ کَلِمَهٍ ب «لا إلهَ إلاَّ اللّهُ»، ولَقِّنوهُم عِندَ المَوتِ «لا إلهَ إلاَّ اللّهُ»؛، فَإِنَّهُ مَن کانَ أوَّلُ کَلامِهِ «لا إلهَ إلاّ اللّهُ» وَآخِرُ کلامِهِ «لا إله إلاَّ اللّهُ» ثُمَّ عاشَ ألفَ سَنَهٍ، ما سُئِلَ عَن ذَنبٍ واحِدٍ. [۳۴۳]

مهم ترین چیزی که آموزش آن ، واجب است

باورهای اسلامی بویژه توحید

امام زین العابدین علیه السلام :و امّا حقّ فرزندت ، این است که بدانی او از توست و با خوب و بدش در دنیا منسوب به توست و تو درباره آنچه بر عهده ات است ، یعنی : خوب تربیت کردن او ، او را به سوی خداوند عز و جلراهنمایی کردن ، و در کار فرمان برداری از خداوند در حقّ تو و خودش یاری کردن ، مسئولی و بر آن، هم پاداش می گیری و هم مجازات می شوی . پس در کار [تربیت] او ، همانند کسی رفتار کن که در این دنیا با اثر نیکش در حقّ او کارش را می آراید و در آنچه میان تو و پروردگارت است، به خاطر انجام دادن درستِ آن و نتیجه ای که از آن می گیری، نزد او معذور است و نیرویی نیست جز از خدا .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :کسی که خردسالی را تربیت کند تا بگوید : «لا إله إلاّ اللّه » ، خداوند عز و جل از او حساب نمی کشد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هرگاه کودکانتان زبان گشودند ، «لا إله إلاّ اللّه » را به آنان بیاموزید . سپس بیم نداشته باشید که چه وقت مُردند و هرگاه دندان [شیری ]آنها افتاد ، آنان را به نماز ، امر کنید .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :زبان کودکانتان را با «لا إله إلاّ اللّه » باز کنید و هنگام مرگ ، «لا اله إلاّ اللّه » را به آنان تلقین کنید ؛ چرا که هر کس اوّلین سخنش «لا اله إلاّ اللّه » و آخرین سخنش «لا اله إلاّ اللّه » باشد و هزار سال هم عمر کند ، از هیچ گناهی بازخواست نمی شود .
الکافی عن سلیمان بن خالد :قُلتُ لِأبی عَبدِ اللّهِ علیه السلام : إنَّ لی أهلَ بَیتٍ وهُم یَسمَعونَ مِنِّی، أفَأَدعوهم إلی هذَا الأمرِ؟ فَقالَ : نَعَم، إنَّ اللّهَ عز و جلیَقولُ فی کِتابِهِ : «یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَهُ» [۳۴۴] . [۳۴۵] ب حُبُّ النَّبِیِ وأهلِ بَیتِهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :أدِّبوا أولادَکُم عَلی ثَلاثِ خِصالٍ : حُبِّ نَبِیِّکُم، وحُبِّ أهلِ بَیتِهِ، وعَلی قِراءَهِ القُرآنِ . [۳۴۶] ج الفَرائِضُ سِیَّما الصَّلاهُ والصَّومُالکتاب«وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلَوهِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْهَا لاَ نَسْئلُکَ رِزْقًا نَّحْنُ نَرْزُقُکَ وَ الْعَقِبَهُ لِلتَّقْوَی » . [۳۴۷] «وَ اذْکُرْ فِی الْکِتَبِ إِسْمَعِیلَ إِنَّهُ کَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَ کَانَ رَسُولاً نَّبِیًّا * وَ کَانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَوهِ وَ الزَّکَوهِ وَ کَانَ عِندَ رَبِّهِ مَرْضِیًّا » . [۳۴۸]

دوستی پیامبر و خاندانش

الکافی به نقل از سلیمان بن خالد :به امام صادق علیه السلام گفتم : من ، خانواده ای دارم که از من ، حرفْ شنوی دارند ، آیا آنان را به این امر (ولایت) فرا خوانم ؟ فرمود : «بله . خداوند عز و جلدر کتاب خود می فرماید : «ای کسانی که ایمان آوردید! خودتان و خانواده تان را از آتشی نگه دارید که آتشگیره آن ، مردم و سنگ ها هستند» .
ب دوستی پیامبر و خاندانشپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :فرزندانتان را بر سه ویژگی تربیت کنید : دوستیِ پیامبرتان ، دوستی اهل بیت او و خواندن قرآن .

واجبات به ویژه نماز و روزه

قرآن«وخانواده ات را به نماز امر کن و خود ، بر آن شکیبا باش . از تو روزی نخواسته ایم ، روزی ات را می دهیم و فرجام [نیک] برای تقواست».
«و در این کتاب ، از اسماعیل یاد کن . بی تردید ، او درستْ وعده و فرستاده ای پیامبر بود . و خانواده اش را همواره به نماز و زکات ، فرمان می داد و نزد پروردگارش پسندیده [رفتار ]بود» .
الحدیثالإمام علیّ علیه السلام :کانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله مُنصِبا [۳۴۹] لِنَفسِهِ بَعدَ البُشری لَهُ بِالجَنَّهِ مِن رَبِّهِ، فَقالَ عز و جل : «وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلَوهِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْهَا...» الآیه ، فَکانَ یَأمُرُ بِها أهلَهُ ، و یُصَبِّرُ عَلَیها نَفسَهُ. [۳۵۰] الإمام الصادق علیه السلام :دَخَلَ عَلی أبی علیه السلام رَجُلٌ فَقالَ : رَحِمَکَ اللّهُ ، اُحَدِّثُ أهلِی؟ قالَ نَعَم، إنَّ اللّهَ یَقولُ : «یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَهُ» ، وَقالَ : «وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلَوهِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْهَا» . [۳۵۱] الإمام علیّ علیه السلام فی قَولِهِ تَعالی : «قُواْ أَنفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا» : عَلِّموا أنفُسَکُم و أهلیکُمُ الخَیرَ. [۳۵۲] عنه علیه السلام ایضا مَعناهُ :عَلِّموهُم ما یَنجونَ بِهِ مِنَ النّارِ. [۳۵۳] رسول اللّه صلی الله علیه و آله لَمّا سُئِلَ عَنِ الصَّبِیِ مَتی یُصَلّی؟ :إذا عَرَفَ یَمینَهُ مِن شِمالِهِ فَمُروهُ بِالصَّلاهِ. [۳۵۴] حدیثامام علی علیه السلام :پیامبر خدا ، این گونه بود که پس از [دریافت ]بشارت بهشت ، از جانب پروردگارش [نیز ]خودش را به زحمت می انداخت . از این رو ، خداوند عز و جلفرمود : «وخانواده ات را به نماز امر کن و خود بر آن ، شکیبا باش ...» و ایشان خانواده اش را به آن ، امر می کرد و خودش بر آن ، شکیبایی می ورزید .
امام صادق علیه السلام :کسی بر پدرم وارد شد و گفت : رحمت خدا بر تو باد! برای خانواده ام حدیث بخوانم ؟ فرمود: آری . خداوند عز و جل می فرماید : «ای کسانی که ایمان آوردید! خودتان و خانواده تان را از آتشی نگه دارید که آتشگیره آن ، مردم و سنگ ها هستند» . و فرمود : «وخانواده ات را به نماز امر کن و خود بر آن ، شکیبا باش» » .
امام علی علیه السلام درباره سخن خداوند متعال : «خودتان و خانواده تان را از آتش نگه دارید» : به خودتان و خانواده تان ، خیر بیاموزید .
امام علی علیه السلام در تفسیر سخن خداوند متعال : «ای کسانی که ایمان آورده اید! خود و خانواده تان را از آتش ، نگه دارید» معنای آن ، چنین است: به آنان ، چیزهایی را بیاموزید که به وسیله آن از آتش ، نجات یابند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله هنگامی که از ایشان پرسیده شد :کودک ، چه هنگام نماز بخواند ؟ هرگاه دست راستش را از دست چپش شناخت ، او را به نماز ، وا دارید .
جامع الأخبار :رُوِیَ عَنِ النَّبِیِ صلی الله علیه و آله أنَّهُ نَظَرَ إلی بَعضِ الأطفالِ فَقالَ : وَیلٌ لِأَولادِ آخِرِ الزَّمانِ مِن آبائِهِم. فَقیلَ : یا رَسولَ اللّهِ، مِن آبائِهِمُ المُشرِکینَ؟ فَقالَ : لا، مِن آبائِهِمُ المُؤمِنینَ ؛ لا یُعَلِّمونَهُم شَیئا مِنَ الفَرائِضِ، و إذا تَعلَّموا أولادُهُم مَنَعوهُم، و رَضوا عَنهُم بِعَرَضٍ یَسیرٍ مِنَ الدُّنیا، فَأنا مِنهُم بَرِیء ، و هُم مِنِّی بُرآءٌ. [۳۵۵] الإمام علیّ علیه السلام :إذا عَقَلَ الغُلامُ و قَرَأ شَیئا مِنَ القُرآنِ عُلِّمَ الصَّلاهَ. [۳۵۶] عنه علیه السلام :عَلِّموا صِبیانَکُم الصَّلاهَ، و خُذوهُم بِها إذا بَلَغوا الحُلُمَ. [۳۵۷] عنه علیه السلام :عَلِّموا صِبیانَکُم الصَّلاهَ، و خُذوهُم بِها إذا بَلَغوا ثَمانَ سِنینَ. [۳۵۸] عنه علیه السلام :یُؤمَرُ الصَّبِیُ بِالصَّلاهِ إذا عَقَلَ، و بِالصَّومِ إِذا أطاقَ . [۳۵۹] الإمام زین العابدین علیه السلام :أمَّا صَومُ التَّأدیبِ فَأَن یُؤخَذَ الصَّبِیُ إذا رَاهَقَ بِالصَّومِ، تَأدیبا و لَیسَ بِفَرضٍ .[۳۶۰] الإمام الباقر علیه السلام :إنّا نَأمُرُ صِبیانَنا بِالصَّلاهِ إذا کانوا بَنی خَمسِ سِنینَ ، فَمُروا صِبیانَکُم بِالصَّلاهِ إذا کانوا بَنی سَبعِ سِنینَ، و نَحنُ نَأمُرُ صِبیانَنا بِالصَّومِ إذا کانوا بَنی سَبعِ سِنینَ بِما أطاقوا مِن صِیامِ الیَومِ إن کانَ إلی نِصفِ النَّهارِ أو أکثَرَ مِن ذلِکَ أو أقَلَّ، فَإِذا غَلَبَهُمُ العَطَشُ و الغَرَثُ [۳۶۱] أفطَروا، حَتّی یَتَعَوَّدُوا الصَّومَ و یُطیقوهُ، فَمُروا صِبیانَکُم إذا کانوا بَنی تِسعِ سِنینَ بِالصَّومِ مَا استَطاعوا مِن صِیامِ الیَومِ، فَإذا غَلَبَهُمُ العَطَشُ أفطَروا. [۳۶۲] جامع الأخبار :روایت شده که پیامبر صلی الله علیه و آله به برخی کودکان ، نگاه کرد و فرمود : «وای بر کودکان آخر زمان از دست پدرانشان !» . گفته شد . ای پیامبر خدا! از پدران مشرکشان ؟ فرمود : «نه . از پدران مؤمنشان که چیزی از واجبات را به آنان نمی آموزند و چون فرزندانشان ، خود بیاموزند ، آنان را باز می دارند و نسبت به آنان از [داشتن] چیز اندکی از دنیا راضی می شوند . من ، از آنان بیزارم و آنان ، از من بیزارند .
امام علی علیه السلام :هرگاه پسر به سنّ درک رسید و چیزی از قرآن را خواند ، باید به او نماز آموخته شود .
امام علی علیه السلام :به کودکان خود ، نماز یاد دهید و آن گاه که بالغ شدند ، از آنان بازخواست کنید .
امام علی علیه السلام :به کودکان خود ، نماز یاد دهید و آن گاه که به هشت سالگی رسیدند، از آنان بازخواست کنید .
امام علی علیه السلام :کودک ، وقتی اهل درک شد ، به نماز و وقتی توان یافت ، به روزه امر می شود .
امام زین العابدین علیه السلام :امّا روزه آموزشی این است که وقتی کودک ، نزدیک بلوغ رسید ، برای تربیت ، و نه آن که واجب باشد ، به روزه گرفتن ، وا داشته می شود .
امام باقر علیه السلام :ما کودکان خود را وقتی پنج ساله اند ، به نماز امر می کنیم ؛ ولی شما کودکانتان را وقتی هفت ساله شدند ، به نماز امر کنید . ما کودکان خود را وقتی هفت ساله اند ، به روزه وامی داریم ؛ به اندازه ای که توان دارند ، چه تا نصف روز باشد یا بیشتر یا کمتر . وقتی تشنگی و گرسنگی بر آنان چیره شد ، افطار می کنند تا این که به روزه ، عادت کنند و توان آن را بیابند ؛ ولی شما کودکانتان را وقتی نُه ساله شدند ، به اندازه ای که توان دارند ، به روزه وا دارید و وقتی تشنگی بر آنان چیره شد ، افطار کنند .
الإمام الباقر و الإمام الصادق علیهماالسلام :إذا بَلَغَ الغُلامُ ثَلاثَ سِنینَ، یُقالُ لَهُ : قُل لا إلهَ إلاَّ اللّه سَبْعَ مَرّاتٍ . ثُمَّ یُترَکُ حَتّی یَتِمَّ لَهُ ثَلاثُ سِنینَ و سَبعَهُ أشهُرٍ و عِشرونَ یَوما، فَیُقالُ لَهُ : قُل : «مُحَمَّدٌ رَسولُ اللّهِ» سَبعَ مَرّاتٍ . و یُترَکُ حَتّی یَتِمَّ لَهُ أربَعُ سِنینَ، ثُمَّ یُقالُ لَهُ قُل : سَبعَ مَرّاتٍ : «صَلَّی اللّهُ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِهِ». ثُمَّ یُترَکُ حَتّی یَتِمَّ لَهُ خَمسُ سِنینَ ، ثُمَّ یُقالُ لَهُ : أیُّهُما یَمینُکَ و أیَّهُما شِمالُکَ ؟ فَإِذا عَرَفَ ذلِکَ حُوِّلَ وَجهُهُ إلی القِبلَهِ و یُقالُ لَهُ : أسجُد. ثُمَّ یُترَکُ حَتَّی یَتِمَّ لَهُ سَبعُ سِنینَ، فَإِذا تَمَّ لَهُ سَبعُ سِنینَ قیلَ لَهُ : اغسِل وَجهَکَ و کَفّیکَ، فَإِذا غَسَلَهُما قیلَ لَهُ : صَلِّ . ثُمَّ یُترَکُ حَتّی یَتِمَّ لَهُ تِسعُ سِنینَ ، فَإِذا تَمَّت لَهُ عُلِّمَ الوُضوءَ، و ضُرِبَ عَلَیهِ، و اُمِرَ بِالصَّلاهِ، و ضُرِبَ عَلَیها . فَإِذا تَعَلَّمَ الوُضوءَ وَالصَّلاهَ غَفَرَ اللّهُ عز و جل لَهُ و لِوَالِدَیهِ إن شاءَ اللّهُ. [۳۶۳] دعائم الإسلام :رُوّینا عَن جَعفَر بنِ مُحَمَّدٍ علیه السلام : أنَّهُ کانَ یَأمُرُ الصَّبِیَ بِالصَّومِ فی شَهرِ رَمَضانَ بَعضَ النَّهارِ، فَإِذا رَأَی الجُوعَ و العَطَشَ غَلَبَ عَلَیهِ، أمَرَهُ فَأَفطَرَ. [۳۶۴] الإمام الصادق علیه السلام :إنَّا نَأمُرُ صِبیانَنا بِالصَّلاهِ وَ الصِّیامِ ما أطاقوا، إذا کانوا أبناءَ سَبعِ سِنینَ. [۳۶۵] امام باقر و امام صادق علیهماالسلام :چون پسر به سه سالگی رسید ، باید به او بگویند: هفت مرتبه بگو «لا إله إلاّ اللّه ». سپس ، رهایش کنند تا سه سال و هفت ماه و بیست روزِ او کامل شود. سپس باید به او بگویند: هفت مرتبه بگو «محمّد رسول اللّه » ؛ و او را رها کنند تا چهار سال او تمام شود . آن گاه باید به او بگویند: هفت مرتبه بگو «صلی اللّه علی محمّد وآله» . سپس رهایش کنند تا پنج سال او تمام شود. آن گاه از او بپرسند: دست چپ و راستت کدام است؟ اگر شناخت، باید صورتش را به سمت قبله برگردانده ، به او بگویند: سجده کن. سپس ، رهایش کنند تا هفت سال او تمام شود. پس وقتی هفت سال او تمام شد، باید به او بگویند: صورت و دو دستت را بشوی وقتی آن دو را شُست ، باید به او بگویند: نماز بخوان . سپس ، رهایش کنند تا نُه سال او تمام شود. وقتی تمام شد، وضو به او یاد داده شود و بر [ترک] آن ، تنبیه گردد و به نماز ، امر شود و بر [ترک] آن ، تنبیه گردد. وقتی وضو و نماز را فراگرفت، خداوند ، او و پدر و مادرش را می آمرزد ؛ إن شاء اللّه !
دعائم الإسلام :نقل شده که امام صادق علیه السلام در ماه مبارک رمضان ، کودک را به روزه گرفتن در مقداری از روز ، امر می کرد و چون می دید گرسنگی و تشنگی بر او چیره شده ، از او می خواست تا افطار کند .
امام صادق علیه السلام :ما کودکان خود را وقتی هفت ساله شدند ، به نماز و روزه به اندازه ای که توان داشته باشند ، وا می داریم .
عنه علیه السلام لَمّا سُئِلَ :مَتی تَجِبُ الصَّلاهُ عَلَی الصَّبِیِ ؟ : إذا کانَ ابنَ سِتِّ سِنینَ، وَالصِّیامُ إذا أطاقَهُ . [۳۶۶] تهذیب الأحکام عن معاویه بن وهب :سَأَلتُ أبا عَبدِ اللّهِ علیه السلام : فی کَم یُؤخَذُ الصَّبِیُ بِالصَّلاهِ؟ فَقالَ : فیما بَینَ سَبعِ سِنینَ و سِتِّ سِنینَ . قُلْتُ : فی کَم یُؤخَذُ بِالصِّیامِ؟ فَقالَ : فیما بَینَ خَمسَ عَشرَهَ أو أربَعَ عَشرَهَ، وإن صامَ قَبلَ ذلِکَ فَدَعهُ، فَقَد صامَ ابنی فُلانٌ قَبلَ ذلِکَ و تَرَکتُهُ . [۳۶۷] کتاب من لا یحضره الفقیه عن الحسن بن قارن :سَأَلتُ أبَا الحَسَنِ الرِّضا علیه السلام أو سُئِلَ و أنا أسمَعُ عَنِ الرَّجُلِ یَخْتِن وَلَدَهُ و هُوَ لا یُصَلِّی الیَومَ و الیَومَینِ ، فَقالَ : و کَم أتی عَلَی الغُلامِ؟ فَقالَ ثَمانِی سِنینَ. فَقالَ : سُبحانَ اللّهِ یَترُکُ الصَّلاهَ؟ قالَ : قُلتُ : یُصیبُهُ الوَجَعُ. قالَ : یُصَلّی عَلی نَحوِ ما یَقدِرُ. [۳۶۸] د القُرآنُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن قَرَأَ القُرآنَ قَبلَ أن یَحتَلِمَ فَقَد اُوتِی الحُکمَ صَبِیّا. [۳۶۹]

قرآن

امام صادق علیه السلام در پاسخ به این سؤال که :چه هنگام ، نماز بر کودک لازم می شود ؟ [۳۷۰] : [نماز ، ]هنگامی که شش ساله باشد و روزه ، هنگامی که توان آن را داشته باشد .
تهذیب الأحکام به نقل از معاویه بن وهب :از امام صادق علیه السلامپرسیدم : در چه سنّی ، کودک برای نماز ، بازخواست می شود ؟ فرمود : «میان هفت سال و شش سال» . گفتم : در چه سنّی برای روزه ، بازخواست می شود ؟ فرمود : «میان پانزده یا چهارده سال . اگر پیش از این روزه گرفت ، آزادش بگذار . فرزندم فلانی ، پیش از این سن روزه گرفت و من ، رهایش کردم .
کتاب من لا یحضره الفقیه به نقل از حسن بن قارن :از امام رضا علیه السلامپرسیدم یا کس دیگری پرسید و من شنیدم : درباره کسی که فرزندش را ختنه کرده و یکی دو روز است که نماز نمی خواند . فرمود : «پسر ، چند سال دارد ؟» . گفت : هشت سال . فرمود : «سبحان اللّه ! نماز نمی خواند ؟!» . گفتم : درد او را آزار می دهد . فرمود : «هرگونه که می تواند نماز بخواند» .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :کسی که پیش از بلوغْ قرآن بخواند ، به تحقیق ، در کودکی به او حکمت داده شده است .
عنه صلی الله علیه و آله :خِیارُکُم مَن تَعَلَّمَ القُرآنَ وعَلَّمَهُ . [۳۷۱] عنه صلی الله علیه و آله :ما مِن رَجُلٍ عَلَّمَ وَلَدَهُ القُرآنَ إلاّ تُوِّجَ أبَواهُ یَومَ القِیامَهِ بِتاجِ المُلکِ، وکُسِیَ حُلَّتَینِ لَم یَرَ النّاسُ مِثلَهُما. [۳۷۲] عنه صلی الله علیه و آله :سورَهُ الواقِعَهِ سورَهُ الغِنی، فَاقرَؤوها، و عَلِّموها أولادَکُم. [۳۷۳] عنه صلی الله علیه و آله :إذا أحَبَّ أحَدُکُم أن یُحَدِّثَ رَبَّهُ فَلیَقرَأِ القُرآنَ . [۳۷۴] عنه صلی الله علیه و آله :مَن أعطاهُ اللّهُ حِفظَ کِتابِهِ لَو ظَنَّ ، أنَّ أحَدا اُوتِیَ أفضَلَ مِمّا اُوتِیَ فَقَد غَمَطَ [۳۷۵] أعظَمَ النِّعَمِ . [۳۷۶] شرح نهج البلاغه :وَفَدَ غالِبُ بنُ صَعصَعَهَ عَلی عَلِیٍّ علیه السلامو مَعهُ ابنُهُ الفَرَزدَقُ [۳۷۷] ، فَقالَ لَهُ : مَن أنتَ ؟ فَقالَ : غالِبُ بنُ صَعصَعَهَ المُجاشِعِیُّ . . . . قالَ : یا أبَا الأَخطَلِ ، مَن هذَا الغُلامُ مَعَکَ ؟ قالَ : اِبنی ، و هُوَ شَاعِرٌ . قالَ : عَلِّمهُ القُرآنَ ؛ فَهُوَ خَیرٌ لَهُ مِنَ الشِّعرِ . [۳۷۸] پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بهترینِ شما کسی است که قرآن را بیاموزد و بیاموزانَد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هیچ کس نیست که به فرزندش قرآن بیاموزد ، مگر آن که روز قیامت ، بر سرِ پدر و مادرش تاج پادشاهی گذاشته می شود و دو لباس بر آنها پوشانده می شود که مردم ، همانند آن را ندیده اند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :سوره واقعه ، سوره بی نیازی است . آن را بخوانید و به فرزندانتان بیاموزید .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هرگاه کسی از شما خواست با پروردگارش سخن بگوید ، باید قرآن بخواند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس که خداوند ، حفظ کتابش را به او عطا کند و گمان کند که به کسی چیزی برتر از هدیه او داده شده است ، بی گمان ، بزرگ ترین نعمت را ناسپاسی کرده است .
شرح نهج البلاغه :غالب فرزند صعصعه ، بر علی علیه السلاموارد شد و فرزندش فَرَزدَق [۳۷۹] با او بود . علی علیه السلام به وی فرمود : «کیستی ؟» . گفت : غالب ، فرزند صعصعه مُجاشِعی ... . فرمود : «ای ابو اخطل ! این جوانِ همراهت کیست ؟» . گفت : فرزندم . او شاعر است . فرمود : «قرآن به وی بیاموز که برایش از شعر ، بهتر است» .
الإمام علیّ علیه السلام :حَقُّ الوَلَدِ عَلَی الوالِدِ أن یُحسِنَ اسمَهُ، و یُحسِنَ أدَبَهُ، و یُعَلِّمَهُ القُرآنَ . [۳۸۰] الإمام الصادق علیه السلام :الحافِظُ لِلقُرآنِ العامِلُ بِهِ مَعَ السَّفَرَهِ [۳۸۱] الکِرامِ البَرَرَهِ . [۳۸۲] ه المَعارِفُ الدّینِیَّهُالإمام علیّ علیه السلام :عَلِّموا صِبیانَکُم ما یَنفَعُهُمُ اللّهُ بِهِ ، لا تَغلِب عَلَیهِمُ المُرجِئَهُ بِرَأیِها. [۳۸۳] الإمام الصادق علیه السلام :بادِروا أحداثَکُم بِالحَدیثِ قَبلَ أن تَسبِقَکُم إلَیهِمُ المُرجِئَهُ . [۳۸۴] و الکتابهرسول اللّه صلی الله علیه و آله :حَقُّ الوَلَدِ عَلَی الوالِدِ أن یُعَلِّمَهُ الکِتابَهَ وَ السِّباحَهَ وَالرَّمیَ ، و أن یُوَرِّثَهُ طیِّبا. [۳۸۵]

معارف دینی

امام علی علیه السلام :حقّ فرزند بر پدر ، آن است که نام نیک بر او بگذارد و او را به نیکی تربیت کند و قرآن به او بیاموزد .
امام صادق علیه السلام :حافظ قرآن که به آن عمل کند ، همراه سفیران (فرشتگان) ارجمند و نیکوکار است .
امام علی علیه السلام :به کودکانتان چیزهایی را یاد بدهید که به خاطرش خداوند به آنان بهره برساند و نباید مرجئه با افکارشان بر آنان چیره شوند .
امام صادق علیه السلام :در آشنا کردن جوانانتان به حدیث ، شتاب کنید ، پیش از آن که مرجئه [۳۸۶] بر شما پیشی گیرند .

نوشتن

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :حقّ فرزند بر پدر ، آن است که [خواندن و ]نوشتن ، شنا کردن و تیراندازی را به او یاد دهد و مال حلال برایش به ارث بگذارد .

المَسائِلُ الصِّحِّیّهُ

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :لِکُلِّ شَیءٍ حیلَهٌ ، وحیلَهُ الصِّحَّهِ فِی الدُّنیا أربَعُ خِصالٍ : قِلَّهُ الکَلامِ ، و قِلَّهُ المَنامِ ، و قِلَّهُ المَشیِ ، و قِلَّهُ الطَّعامِ . [۳۸۷] عنه صلی الله علیه و آله :اُمُّ جَمیعِ الأَدوِیَهِ قِلَّهُ الأَکلِ . [۳۸۸] عنه صلی الله علیه و آله :المَعِدَهُ بَیتُ کُلِّ داءٍ ، وَالحِمیَهُ رأسُ کُلِّ دَواءٍ . [۳۸۹] الإمام علیّ علیه السلام لَمّا سُئِلَ فَقیلَ :إنَّ فِی القُرآنِ کُلَّ عِلمٍ إلاَّ الطِّبَّ؟ : أما إنَّ فِی القُرآنِ لاَیَهً تَجمَعُ الطِّبَّ کُلَّهُ: « وَکُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ » [۳۹۰] . [۳۹۱] الإمام علیّ علیه السلام فِی الحِکَمِ المَنسوبَهِ إلَیهِ :لا تَطلُبِ الحَیاهَ لِتَأکُلَ ، بَلِ اطلُبِ الأَکلَ لِتَحیا . [۳۹۲] عنه علیه السلام أیضا :یَنبَغی لِلعاقِلِ أن یَتَذَکَّرَ عِندَ حَلاوَهِ الغِذاءِ مَرارَهَ الدَّواءِ . [۳۹۳] الخصال :قالَ أمیرُ المُؤمِنینَ عَلِیُّ بنُ أبی طالِبٍ علیه السلاملِلحَسَنِ ابنِهِ علیه السلام : یا بُنَیَّ ، ألا اُعَلِّمُکَ أربَعَ خِصالٍ تَستَغنی بِها عَنِ الطِّبِّ؟ فَقالَ : بَلی ، یا أمیرَالمُؤمِنینَ . قالَ : لا تَجلِس عَلَی الطَّعامِ إلاّ و أنتَ جائِعٌ ، ولا تَقُم عَنِ الطَّعامِ إلاّ و أنتَ تَشتَهیهِ ، و جَوِّدِ المَضغَ ، و إذا نِمتَ فَاعرِض نَفسَکَ عَلَی الخَلاءِ . فَإِذَا استَعمَلتَ هذَا استَغنَیتَ عَنِ الطِّبِّ . [۳۹۴]

بهداشت

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کاری را چاره ای است و چاره تن درستی در دنیا ، چهار چیز است : کم سخن گفتن ، کم خفتن ، کم راه رفتن ، و کم خوردن .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :مادر همه داروها ، کم خوری است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :معده ، خانه همه دردهاست و پرهیز ، ریشه همه درمان ها .
امام علی علیه السلام در پاسخ به این پرسش که :[چرا ]در قرآن، هر دانشی جز دانش طب هست؟ : هان! در قرآن ، آیه ای است که همه طب را یک جا در خود ، گِردآورده است : «بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید» .
امام علی علیه السلام در حکمت های منسوب به ایشان :زندگی را برای خوردن مخواه ؛ بلکه خوردن را برای زندگی بخواه .
امام علی علیه السلام در حکمت های منسوب به ایشان :عاقل را بایسته است که به هنگام شیرینیِ غذا ، تلخی دارو را نیز به یاد داشته باشد .
الخصال :امیرمؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام به فرزند خود حسن علیه السلامفرمود : «پسرم! آیا تو را چهار نکته نیاموزم که به کمک آنها از طب ، بی نیاز شوی؟» . گفت : چرا ، ای امیر مؤمنان! فرمود : «بر سفره ننشین ، مگر آن هنگام که گرسنه ای؛ و از سفره برنخیز ، مگر در حالی که هنوز ، میل خوردن داری ؛ خوب بجو ؛ و به گاه خفتن ، خودت را بر خَلا [۳۹۵] عرضه کن . اگر این چهار نکته را به کار بستی ، از طب ، بی نیاز می شوی» .
الإمام علیّ علیه السلام :قِلَّهُ الأَکلِ یَمنَعُ کَثیراً مِن أعلالِ الجِسمِ . [۳۹۶] عنه علیه السلام :مَن غَرَسَ فی نَفسِهِ مَحَبَّهَ أنواعِ الطَّعامِ ، اِجتَنی ثِمارَ فُنونِ الأَسقامِ . [۳۹۷] عنه علیه السلام :کَم مِن أکلَهٍ مَنَعَت أکَلاتٍ . [۳۹۸] ح الحِکَمُ الأَخلاقِیَّهُمعانی الأخبار عن شریح بن هانئ :سَأَلَ أمیرُ المُؤمِنینَ علیه السلام ابنَهُ الحَسَنَ بنَ عَلیٍ، فَقالَ : یا بُنَیَ مَا العَقلُ؟ قالَ : حِفظُ قَلبِکَ مَا استُودِعتَهُ. قالَ : فَمَا الحَزمُ؟ قالَ : أن تَنتَظِرَ فُرصَتَکَ ، وتُعاجِلَ ما أمکَنَکَ . قالَ : فَمَا المَجدُ؟ قالَ : حَملُ المَغارِمِ ، وَابتِناءُ المَکارِمِ. قالَ : فَمَا السَّماحَهُ؟ قالَ : إجابَهُ السّائِلِ ، و بَذلُ النّائِلِ. قالَ : فَمَا الشُّحُّ؟ قالَ : أن تَرَی القَلِیلَ سَرَفا ، و مَا أنفَقتَ تَلَفا. قالَ : فَمَا الرِّقَّهُ؟ قالَ : طَلَبُ الیَسیرِ ، و مَنعُ الحَقیرِ. قالَ : فَمَا الکُلفَهُ؟ قالَ : التَّمَسُّکُ بِمَن لا یُؤَمِّنُکَ، و النَّظَرُ فیما لا یَعنیکَ . قالَ : فَمَا الجَهلُ؟ قالَ : سُرعَهُ الوُثوبِ عَلَی الفُرصَهِ قَبل الاستِمکانِ مِنها، و الامتِناعُ عَنِ الجَوابِ. و نِعمَ العَونُ الصَّمتُ فِی مَواطِنَ کَثیرَهٍ و إن کُنتَ فَصیحا. ثُمَّ أقبَلَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیهِ عَلَی الحُسَینِ ابنِهِ علیه السلام فَقالَ لَهُ : یا بُنَیَ ما السُّؤدَدُ؟ قالَ : اصطِناعُ العَشیرَهِ ، وَ احتِمالُ الجَریرَهِ. قالَ : فَمَا الغِنی؟ قالَ : قِلَّهُ أمانِیکَ ، وَ الرِّضی بِما یَکفیکَ. قالَ : فَمَا الفَقرُ؟ قالَ : الطَّمَعُ ، و شِدَّهُ القُنوطِ . قالَ : فَمَا اللُّؤمُ؟ قالَ : إحرازُ المَرءِ نَفسَهُ ، وَإسلامُهُ عِرسَهُ . قالَ : فَمَا الخُرقُ؟ قالَ : مُعاداتُکَ أمیرَکَ و مَن یَقدِرُ عَلی ضَرِّکَ و نَفعِکَ . ثُمَّ التَفَتَ إلَی الحارِثِ الأعوَرِ فَقالَ : یا حارِثُ، عَلِّموا هذِهِ الحِکَمَ أولادَکُم ؛ فَإنَّها زِیادَهٌ فِی العَقلِ وَ الحَزمِ وَالرَّأیِ . [۳۹۹]

حکمت های اخلاقی

امام علی علیه السلام :کم خوری ، مانع بسیاری از بیماری های جسم می شود .
امام علی علیه السلام :هر کس در دل خود ، درخت علاقه به انواع غذاها را بکارد ، میوه گونه های ناتن درستی را می چیند .
امام علی علیه السلام :چه بسا خوردنی که مانع خوردن ها می شود !
معانی الأخبار به نقل از شریح بن هانی :امیر المؤمنان ، از پسرش حسن بن علی پرسید : «فرزندم عقل چیست ؟» . گفت : نگهداری آنچه در قلبت به ودیعه گذاشته ای. فرمود : «دوراندیشی چیست ؟» . گفت : این که منتظر فرصت باشی و آن جا که امکان یافتی ، بشتابی . فرمود : «بزرگی چیست ؟» گفت : تحمّل کردن خسارت ها و بنیان گذاری کرامت ها . فرمود : «سخاوت چیست ؟» . گفت : پاسخ دادن به درخواست کننده و بخشیدن آنچه به دست آمده است . فرمود : «بخل چیست ؟» . گفت : این که [مصرف ]اندک را اسراف، و انفاق را از بین رفتن بدانی . فرمود : «نرمی وملاطفت چیست ؟» . گفت : اندک خواستن و از ناچیز ؛ باز داشتن . فرمود : «تکلّف چیست ؟» . گفت : اتّکا به کسی که ایمنت نکند و نظر داشتن به آنچه فایده ای برایت ندارد . فرمود : «جهل چیست ؟» . گفت : شتاب ورزیدن بر کاری ، پیش از فراهم آمدن امکان آن ، و خودداری از پاسخ دادن . بهترین یاور ، سکوت در بسیاری موارد است ، هر چند سخنور باشی . آن گاه ، امام که درودهای خدا بر او باد رو به حسین ، فرزندش نمود و به او فرمود : «فرزندم! آقایی چیست ؟» . گفت : سازگاری با خاندان و به عهده گرفتن خسارت . فرمود : «بی نیازی چیست ؟» . گفت : کمیِ آرزوها و رضایت به آنچه تو را بسنده است . فرمود : «نیازمندی چیست ؟» . گفت : آزمندی و شدّت ناامیدی . فرمود : «پستی چیست ؟» . گفت : به فکر خود بودن و ناموس فروشی کردن . فرمود : «حماقت چیست ؟» . گفت : دشمنی با فرمان روای خود و کسی که بر زیان و سود رساندن به تو ، توانمند است . سپس ، رو به حارثِ احول کرد و فرمود : «ای حارث! این حکمت ها را به فرزندانتان بیاموزید ؛ چرا که مایه فزونیِ خِرد و دوراندیشی و اندیشه است .
تحف العقول عن سفیان الثوری :دَخَلتُ عَلَی الصّادِقِ علیه السلامفَقُلتُ لَهُ : أوصِنی ... . فَقالَ علیه السلام : یا سُفیانُ، أدَّبَنی أبی علیه السلام بِثَلاثٍ، و نَهانی عَن ثَلاثٍ ؛ فَأمَّا اللَّواتی أدَّبَنی بِهِنَّ فَإنَّهُ قالَ لی : یا بُنَیَ ، مَن یَصحَب صاحِبَ السَّوءِ لا یَسلَمُ، و مَن لا یُقیِّد ألفاظَهُ یَندَم، و مَن یَدخُل مَداخِلَ السّوءِ یُتَّهَم. قُلتُ : یَابنَ بِنتِ رَسولِ اللّهِ، فَمَا الثَّلاثُ اللَّواتِی نَهاکَ عَنهُنَّ؟ قالَ علیه السلام : نَهانی أن اُصاحِبَ حاسِدَ نِعمَهٍ، و شامِتا بِمُصیبَهٍ، أو حامِلَ نَمیمَهٍ . [۴۰۰] ط الأشعارُ النّافِعَهُالإمام الصادق علیه السلام :کانَ أمیرُ المُؤمِنینَ علیه السلام یُعجِبُهُ أن یُروی شِعرُ أبی طالِبٍ ، و أن یُدَوَّنَ، و قالَ : تَعَلَّموهُ و عَلِّموهُ أولادَکُم، فَإِنَّهُ کانَ عَلی دینِ اللّهِ، و فیهِ عِلمٌ کَثیرٌ.[۴۰۱] عنه علیه السلام :یا مَعشَرَ الشّیعَهِ عَلِّموا أولادَکُم شِعرَ العَبدِیِ ، فَإِنَّهُ عَلی دینِ اللّهِ . [۴۰۲]

شعرهای سودمند

تحف العقول به نقل از سفیان ثوری :بر [امام] صادق علیه السلاموارد شدم و به ایشان گفتم : مرا سفارش کن . . . . فرمود : «ای سفیان! پدرم مرا سه ادب آموخت و از سه چیز ، باز داشت . امّا آدابی که به من آموخت ، این بود که به من فرمود : فرزندم! کسی که با آدمِ بد همراهی کند ، سالم نمی ماند ، و کسی که سخنش را مهار نکند ، پشیمان می شود ، و هر کس وارد جایگاه بد شود ، متّهم می شود » . گفتم : ای پسر دختر پیامبر خدا!آن سه چیز که تو را از آنها نهی کرد ، چه بود ؟ فرمود : «مرا از این که با رشک برنده نعمت ها، شماتت کننده بر مصیبت ها و یا فرد سخن چین مصاحبت کنم ، باز داشت» .
ط شعرهای سودمندامام صادق علیه السلام :امیر مؤمنان از این که شعر [پدرش ]ابو طالب ، روایت و تدوین شود ، خرسند می شد و می فرمود : «آن را فرا بگیرید و به فرزندانتان یاد بدهید ؛ چرا که او بر دین خدا بود و در آن ، دانشِ بسیار است» .
امام صادق علیه السلام :ای گروه شیعه! به فرزندانتان شعر عبدی 1 را یاد بدهید ؛ چرا که او بر دین خداوند است .

نقش شعر در تعلیم و تربیت کودک

تأکید امام علی صلی الله علیه و آله بر آموختن شعر پدرش ابو طالب به فرزندان و توصیه امام صادق صلی الله علیه و آله به تعلیم شعر عبدی به آنان ، نشانه آن است که از نگاه اهل بیت علیهم السلامشعر ، نه تنها در حوزه فرهنگ و ادب ، بلکه در عرصه تعلیم و تربیت ، بویژه تربیت نسل نو ، دارای نقشی بنیادین و والاست و بر اساس این رهنمود ، بر ادیبان و شاعران متعهّد و مسلمان ، فرض است که برای شعر کودک ، فصل ویژه ای در دیوان اشعار خود ، داشته باشند . بی تردید ، سرودن شعر برای کودکان ، آن هم شعرِ سودمند و سازنده ای که بتواند مفاهیم بلند اعتقادی ، اخلاقی و اجتماعی را هنرمندانه ، به صورتی ساده ، روان ، پُرجاذبه و متناسب با ذهن کودک ارائه نماید ، کاری کارستان است و از عهده هر شاعری بر نمی آید . نکته مهمّی که در دو روایتی که گذشت ، بدان اشاره شده ، این است که شعر آموزنده ، علاوه بر این که از نظر هنری باید در سطح عالی و قابل قبولی باشد ، برای آن که نسل نو بتوانند حدّاکثر بهره تربیتی را از آن داشته باشند ، لازم است : اولاً گوینده شعر از تعهّد دینی برخوردار باشد ، چنان که در تبیین توصیه به آموختن شعر ابوطالب و عبدی به فرزندان ، بر تعهّد دینی آنان ، تأکید شده است . ثانیا شعر ، متضمّنِ آگاهی های مورد نیاز کودک در زمینه های اعتقادی، اخلاقی و عملی باشد ، چنان که امام علی علیه السلامبدان جهت بر آموختن شعر ابو طالب تأکید می فرماید که افزون بر تعهّد دینی شاعر ، متضمّن دانشی فراوان است . ثالثا با عنایت به نقش سرنوشت ساز آشنایی و انس با اهل بیت علیهم السلامبرای کودک، اشعاری که برای کودکان سروده می شود شایسته است متضمن معرفت و محبت آنان باشد. تأکید امام صادق علیه السلام بر آموختن اشعار عبدی به فرزندان، بدین جهت است که شعر او سرشار از معارف مربوط به خاندان رسالت است که برای نمونه به چند بیت از قصیده طولانی و زیبای وی اشاره می کنیم [۴۰۳] : آیا با پرسیدن نشان خانه ویران [یار] / درد و بیماری عشقت درمان می شود؟ [۴۰۴] یا داغیِ آن را ریختن اشکی که دوری [از او ]برایت پیش آورده / در روز فراق ، خُنَک می کند؟ [۴۰۵] ای سواری که گام های مَرکبش نیرومند است / و جامه کهنه دشت را به تندی و یورتمه در می نوردد . [۴۰۶] سلام مرا به آن قبری که در نجف است ، برسان / که بهترین انسان در میان عرب و عجم است . 5 شعار خود را خشوع در برابر خدا قرار ده / و بهترین وصی و همزاد (همتای) بهترین پیامبر را آواز ده و بگو : 6 آنان را در روز غدیر خم ، از این وضیعت ، باز داشته بود / احمد هدایت گر ، هنگامی که از جهازهای شتران بالا رفت . 7 و گفت به مردمی که نزدیکش بودند و کسانی که / پیشش رَحل اقامت ، افکنده بودند و به شنوندگان و منتظران سخنانش 8 گفت : ای علی! برخیز که من ، فرمان یافته ام تا / به مردم ، پیامی برسانم و پیام رسانی ، شایسته من است . 9 تنها تویی همسرِ پاره تن پیامبر ، زهرا / که او را نگهبانی می کند و پدرِ فرزندان نجیب اویی . 10 فرزندانی که در راه خدا تلاش می کنند ، بازوی یکدیگر / برای خدایند و باورمند به او ، و برای او کار می کنند . [۴۰۷] هدایتگر به رشد و کمال اند که اگر شب تاریک گم راهی، سایه بیندازد / آنان ، از هر شهابی بهتر راهنمایی می کنند . [۴۰۸] درود خدای عرش نشین ، در هر زمانی / بر پسران غم گسار فاطمه باد ! [۴۰۹] آن دو فرزندی که یکی به زهر کُشنده ، مسموم شد / و دیگری با گونه خاک آلود ، به خاک رفت . [۴۱۰] پس از او ، عبادت پیشه زاهد سجّاده نشین بود / سپس ، شکافنده علم که به پایان طلب (تحقیق) ، نزدیک گردید . [۴۱۱] جعفر و پسرش موسی ، در پیِ او / رضای نیکوکار و جوادِ عبادت پیشه پایدار . [۴۱۲] دو امامِ عسکری و امام مهدی که قائم آنهاست / و صاحب امر است که ردای هدایت ، بر تن دارد . [۴۱۳] کسی که زمین را پس از آکَنده شدنش از ستم ، پُر از داد می کند / و اهل گم راهی و بدکاری را ریشه کن می سازد . [۴۱۴] ای صاحب کوثر زلال و پُرآبی / که دشمنان را از آب گوارای آن ، باز می داری ! [۴۱۵] من با اظهار اندیشه و گفتار برّای خود / در هوای تو ، گروهی از دشمنانت را کوبیدم . [۴۱۶] تا جایی که اندیشه هایم با شمشیر شعر و سخن / بر جبین آنها داغی ننگین کوبید [۴۱۷] صحبت من ، مهر و پارسایی ات را به همراهی ام طلبیدم / که بهترین همراهان اند . [۴۱۸] پس ، از خاطر عبدی ، قصیده ای آراسته جلوه گر کن / که اگر قصیده از مرز تو بگذرد ، پاکیزه نخواهد بود . [۴۱۹] در درونم حیا و هدایتی به سوی تو می گراید / که آراسته به فضل و ادب است . [۴۲۰] جانم را در ستایش تو به رنج انداختم / با آگاهی به این که آسایش من ، در چنین رنجی است . [۴۲۱]

تحلیلی درباره روش های تربیت کودک

تحلیلی درباره روش های تربیت کودکبرخی دانشمندان بر اساس نحوه تربیت کودک ، چهار الگوی تربیتی ارائه کرده اند . با مطالعه منابع اسلامی ، می توان الگوی پنجمی را ارائه نمود . در ادامه ، این پنج الگو را بررسی می کنیم :

الگوی تربیتی مبتنی بر سختگیری

این الگوی تربیتی که بیشتر در میان نسل گذشته جریان داشت ، کودکانی تربیت می کرد که چون محبّت نمی دیدند ، از نظر عاطفی و روانی ، دچار اضطراب ، تنش ، افسردگی و گاهی خودکشی می شدند ؛ امّا به جهت سختگیری ، پُرتلاش و مسئولیت پذیر بودند . والدین به این جهت به فرزندان خود ، محبّت نمی کردند که آنها به اصطلاح ، لوس نشوند و معتقد بودند که تعریف و تمجید ، موجب لوس شدن آنها می شود .

الگوی تربیتی مبتنی بر محبت و عدم قاطعیت

در این الگو ، که در واکنش به الگوی اوّل شکل گرفت ، فرزندانی لوس ، ضعیف النفس ، وابسته ، پُرتوقع و از لحاظ عاطفی کودکْ صفت ، تربیت می شوند ، در برابر مشکلات ، مقاوم و صبور نیستند و در زندگی خانوادگی و اجتماعی شان ، به شدّت دچار مشکل می شوند ؛ هر چند از لحاظ عاطفی ، کمتر احساسکمبود می کنند . در این الگو ، والدین معتقدند که حق ، همیشه با فرزندان است . کودک ، هر چه می خواهد ، باید در اختیارش گذاشت و نباید گذاشت که ناراحت شود .
این الگوی تربیتی ، کودکانی تربیت می کند که چون محبّت نمی بینند ، از نظر عاطفی ، دچار اختلال هستند و چون قاطعیت درباره آنان وجود ندارد ، مبتلا به بزهکاری و خلافکاری می شوند .
در این الگوی تربیتی ، کودکان ، هم از لحاظ عاطفی ارضا می شوند ، و هم سختکوش ، صبور و مسئولیت پذیر تربیت می شوند . دانشمندان ، این الگو را بهترین الگوی تربیت کودک می دانند . [۴۲۲] امّا نظر اسلام در این باره چیست ؟ در آموزه های دین ، مباحث بسیار و پراکنده ای در این باره وجود دارد ؛ امّا مهم این است که نظام حاکم بر آنها را بشناسیم و الگوی تربیتی ای از آنها به دست می آوریم . به نظر می رسد الگویی که از مجموع متون قرآن و حدیث به دست می آید ، الگویی است که در الگوی پنجم از آن سخن خواهیم گفت .
یکی از اصول تربیتی کودک است که به شدّت ،مورد تأکید قرار گرفته [۴۲۳] و محبّت نکردن ، به شدّت نکوهش شده است ؛ [۴۲۴] امّا در عین حال ، از افراط در محبّت نیز نهی شده است . [۴۲۵] لذا در کنار محبّت ، صلابت و دقّت در تربیت کودک نیز مورد توجّه اکید ، قرار گرفته است . [۴۲۶] بر این اساس ، کودک در عین این که محبّت می بیند ، امّا یله و رها نیست تا هر کاری که خواست ، انجام دهد . از سوی دیگر ، در عین این که تربیت می شود ، مورد مهر و محبّت و مدارا نیز واقع می شود و به همین جهت ، از افراط در ملامت ها و خشونت [۴۲۷] که از شاخصه های الگوی سختگیری بدون محبّت هستند نهی شده است . [۴۲۸] و امّا الگوی تربیتی اسلام ، بُعد سومی نیز دارد که عبارت است از «تکریم» . تکریم ، احترام گذاشتن به کودک و ارزش قائل شدن برای اوست . از دیدگاه اسلام ، کودک ، چون کودک است ، نباید تحقیر شود و احساس بی ارزشی و یا کم ارزشی کند . هر چند کودک ، بیشتر محتاج محبت است و بزرگ سال محتاج احترام ؛ 7 ولی بدان معنا نیست که شخصیت کودک ، نباید محترم شمرده شود ، همان گونه که مهر و عطوفت نسبت به بزرگ سال ، نباید فراموش شود . کودکی که باارزش قلمداد می شود و شخصیت او محترم شمرده می شود (تکریم) ، به احساس خودْ ارزشمندی (عزّت و کرامت نفس) دست می یابد و کسی که برای خودش ارزش قائل باشد ، خود را به زشتی ها آلوده نمی کند . [۴۲۹] کرامت نفس ، محور اساسی اخلاق اسلامی و تربیت اسلامی است و مهم ترین راه آن ، تکریم انسان ، بویژه در دوران کودکی است . البته بخشی از کرامت پروری به آموزش زشتی ها و زیبایی ها مربوط می شود ، ولی تکریم ، ارزش و اهمیّت بسیار زیادی دارد . یکی از مهم ترین نکات تربیتی که در تکریم شخصیت کودک باید مورد توجه قرار گیرد جدی گرفتن احساسات او در هفت سال آغاز زندگی است، این موضوع آن قدر اهمیت دارد که این دوران در روایتی از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله، دوران سیادت و آقایی کودک شمرده شده است : الوَلَدُ سَیّدٌ سَبعَ سِنینْ . فرزند ، هفت سال سرور است . مقتضای سیادت و آقایی کودک، فرماندهی او و اطاعت والدین است، بدین معنا که کودک در هفت سال آغاز زندگی باید در خانواده آقایی و فرماندهی کند و لذا هرچه می خواهد ، در صورتی که برای او زیانبار نباشد و در توان پدر و مادر باشد ، باید تأمین شود . نتیجه تربیتی فرماندهی کودک در هفت سال آغاز زندگی و فرمانبری صحیح پدر و مادر از او، فرمان بری مطلق توأم با محبت کودک در هفت سال بعدی زندگی کودک خواهد بود. از این رو در ادامه حدیث آمده است : وعَبدٌ سَبعَ سِنینَ . کودک در هفت سال دوم بنده است . حال عبودیت و بندگی کودک نسبت پدر و مادر، نتیجه نهایت اعتمادی است که در هفت سال آغاز زندگی نسبت به آنها پیدا کرده است. پیدایش این حالت در کودک در هفت سال دوم زندگی با عنایت به این که این ایام، دوران تعلیم و تربیت اوست، فوق العاده برای سازندگی او اهمیت دارد. پس از سپری شدن هفت سال دوم زندگی کودک، دوران وزارت او در خانواده فرا می رسد، چنان که در ادامه حدیث می خوانیم : ووَزیرٌ سَبعَ سِنینَ [۴۳۰] . هفت سال سوم دوران وزارت کودک است . در این دوران، کودک، دیگر بنده و فرمان بر نیست، تکریم شخصیت او در این دوران ایجاب می کند که او همان وزیر خانواده مورد مشورت قرار گیرد، و کارهایی که از او برمی آید به او واگذار گردد و بدین سان مسؤولیت خانواده در تعلیم و تربیت کودک به پایان می رسد .
ی السِّباحَهُ وَالرِّمایَهُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :عَلِّموا أولادَکُمُ السِّباحَهَ وَالرِّمایَهَ . [۴۳۱] عنه صلی الله علیه و آله :عَلِّموا أبناءَکُمُ السِّباحَهَ وَالرَّمیَ، وَالمَرأهَ المِغزَلَ . [۴۳۲] عنه صلی الله علیه و آله :عَلِّموا بَنیکُم الرَّمیَ ؛ فَإنَّهُ نِکایَهُ العَدُوِّ. [۴۳۳]

شنا و تیراندازی

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :به فرزندانتان ، شنا و تیراندازی یاد دهید .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :به پسرانتان ، شنا وتیراندازی یاد دهید و به دختر ، ریسندگی . [۴۳۴] پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :به پسرانتان ، تیراندازی یاد دهید ؛ چراکه مایه پیروزی بر دشمن است .
ر.ک : ص 163 (نوشتن) .

وَقتُ تَربِیَهِ الطِّفلِ وتأدیبه

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :الوَلَدُ سَیِّدٌ سَبعَ سِنینَ، وعَبدٌ سَبعَ سِنینَ، ووَزیرٌ سَبعَ سِنینَ، فَإِن رَضیتَ مُکانَفَتَهُ لاِءِحدی وعِشرینَ وإلاّ فَاضرِب عَلی جَنبِهِ ؛ فَقَدِ اعتَذَرتَ الَی اللّهِ عز و جل . [۴۳۵] الإمام علیّ علیه السلام :یُرَبَّی الصَّبِیُ سَبعا، ویُؤَدَّبُ سَبعا، ویُستَخدَمُ سَبعا، ومُنتَهی طولِهِ فی ثَلاثٍ وعِشرینَ سَنَهً، وعَقلِهِ فی خَمسٍ وثَلاثینَ سَنَهً ، وما کانَ بَعدَ ذلِکَ فَبِالتَّجارِبِ . [۴۳۶] عنه علیه السلام :وَلَدُکَ رَیحانَتُکَ سَبعا، وَخادِمُکَ سَبعا، ثُمَّ هُوَ عَدُوُّکَ أو صَدیقُکَ. [۴۳۷] پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :فرزند ، هفت سال، آقاست، هفت سال خدمتکار وهفت سال وزیر است . اگر در 21 سالگی از تربیت او راضی بودی که خوب ؛ وگرنه ، به پهلویش بزن [تا دنبال کار خودش برود] که نزد خداوند ، معذوری .
امام علی علیه السلام :کودک ، هفت سال پرورش یابد، هفت سال ادب آموزی گردد و هفت سال به خدمت درآید . پایان قد کشیدنش در 23 سالگی و پایان تکامل عقلی اش در 35 سالگی است و آنچه پس از این باشد ، از راه تجربه است .
امام علی علیه السلام :فرزندت ، هفت سال دسته گل تو و هفت سال خدمتکار توست . سپس یا دشمن توست و یا دوست تو .
عنه علیه السلام مِن وَصِیَّتِهِ لِوَلَدِهِ الحَسَنِ علیه السلام :بادَرتُ بِوَصِیَّتی إلَیکَ، وأورَدتُ خِصالاً مِنها قَبلَ أن یَعجَلَ بی أجَلی دونَ أن اُفضِیَ إلَیکَ بِما فی نَفسی، أو أن اُنقَصَ فی رَأیی کَما نُقِصتُ فی جِسمِی، أو یَسبِقَنی إلَیکَ بَعضُ غَلَباتِ الهَوی وفِتَنِ الدُّنیا، فَتَکُونَ کَالصَّعبِ [۴۳۸] النَّفورِ، وإنَّما قَلبُ الحَدَثِ کَالأرضِ الخالِیَهِ ؛ ما اُلقِیَ فیها مِن شَیءٍ قَبِلَتهُ ، فَبادَرتُکَ بِالأَدَبِ قَبلَ أن یَقسُوَ قَلبُکَ، ویَشتَغِلَ لُبُّکَ ... ورَأیتُ حَیثُ عَنانی مِن أمرِکَ ما یَعنِی الوالِدُ الشَّفیقُ، وأجمَعتُ عَلَیهِ مِن أدَبِکَ أن یَکونَ ذلِکَ وأنتَ مُقبِلُ العُمُرِ ومُقتَبَلُ الدَّهرِ، ذو نِیَّهٍ سَلیمَهٍ ، ونَفسٍ صافِیَهٍ، وأن أبتَدِئَکَ بِتَعلیمِ کِتابِ اللّهِ عز و جل وتَأویلِهِ، وشَرائِعِ الإِسلامِ وأحکامِهِ، وحَلالِهِ وحَرامِهِ. [۴۳۹] الإمام الصادق علیه السلام :أمهِل صَبِیَّکَ حَتّی یَأتِیَ لَهُ سِتُّ سِنینَ، ثُمَّ ضُمَّهُ إلَیکَ سَبعَ سِنینَ فَأدِّبهُ بِأدَبِکَ ، فَإِن قَبِلَ وصَلَحَ وإلاّ فَخَلِّ عَنهُ . [۴۴۰] عنه علیه السلام :الغُلامُ یَلعَبُ سَبعَ سِنینَ ، ویَتَعَلَّمُ الکِتابَ سَبعَ سِنینَ ، ویَتَعَلَّمُ الحَلالَ وَالحَرامَ سَبعَ سِنینَ . [۴۴۱] امام علی علیه السلام :در سفارش به فرزندش امام حسن علیه السلام : برای سفارش نمودن به تو اقدام کردم و ویژه های آن را آوردم ، پیش از آن که اَجل به سوی من شتاب گیرد ، بدون آن که آنچه در دل دارم ، به تو برسانم ، یا همان گونه که جسمم ضعیف شده است ، اندیشه ام نیز ضعیف گردد ، و یا آن که پیش از من ، برخی هوس ها و فتنه های دنیا بر تو چیره شوند و در نتیجه ، سرکش و گریزان گردی . همانا قلب جوان ، همانند زمینِ خالی است که هر چه در آن افکنده شود ، می پذیرد . از این رو ، پیش از آن که دلِ تو سخت و فکر تو درگیر شود ، به تربیت تو مبادرت کردم . . . و چون همان را برای تو می خواهم که یک پدر دلسوز می خواهد ، خوب نگریستم و بر آن شدم که تربیت تو ، در حالی باشد که تو رو به زندگی داری و چیزی از روزگار نگذرانده ای ، و دارای نیّتی سالم و نهادی پاکی ، و [همچنین بر آن شدم که ]تربیت تو را از آموزش کتاب خداوند عز و جل و تأویل آن ، و قوانین اسلام و احکام آن ، و حلال و حرام آن ، آغاز کنم .
امام صادق علیه السلام :پسرت را تا شش سالگی رها کن . سپس او را هفت سال همراه خود ساز و با ادب خود ادبش کن . اگر پذیرفت و شایسته شد که خیلی خوب و گرنه رهایش کن .
امام صادق علیه السلام :پسر ، هفت سال باید بازی کند ، هفت سال آموزش قرآن ببیند و هفت سال ، حلال و حرام را فرا گیرد .

المَنهَجُ التَّربَوِیُّ الإِسلامِیُّ

التَّکریمُ وَالرِّفقُ وَالرَّحمَهُ وَالمَحَبَّهُ

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :أَکرِموا أولادَکُم، وأحسِنوا أدَبَهُم. [۴۴۲] مسند ابن حنبل عن عمّ أبی رافع بن عمرو الغفاری :کُنتُ وأنا غُلامٌ أرمی نَخلاً لِلأَنصارِ، فَأتَی النَّبیُ صلی الله علیه و آلهفَقیلَ : إنَّ هاهُنا غُلاما یَرمی نَخلَنا! فَاُتِیَ بی إلَی النَّبِیِ صلی الله علیه و آله ، فَقالَ : یا غُلامُ! لِمَ تَرمِی النَّخلَ؟ قالَ : قُلتُ : آکُلُ. قالَ : فَلا تَرمِ النَّخلَ وکُل ما یَسقُطُ فی أسافِلِها. ثُمَّ مَسَحَ رَأسی وقالَ : اللّهُمَّ أشبِع بَطنَهُ. [۴۴۳] المعجم الکبیر عن أسد بن وداعه :أنَّ رَجُلاً یُقالُ لهُ : «جُزءٌ» أتَی النَّبِیَ صلی الله علیه و آلهفَقالَ : یا رَسولَ اللّهِ، إنَّ أهلی یُغضِبونّی فَبِمَ اُعاقِبُهُم؟ فَقالَ : تَعفو، ثُمَّ قالَ الثّانِیَه، حَتّی قالَها ثَلاثا، قالَ : فَإِن عاقَبتَ فَعاقِب بِقَدرِ الذَّنبِ ، وَاتَّقِ الوَجهَ. [۴۴۴] الإمام علیّ علیه السلام :کُن کَالطَّبیبِ الرَّفیقِ الَّذی یَضَعُ الدَّواءَ بِحَیثُ یَنفَعُ. [۴۴۵]

شیوه تربیت اسلامی

تکریم و مدارا و دلسوزی و محبّت

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :کودکانتان را تکریم کنید و آنان را خوبْ تربیت کنید .
مسند ابن حنبل به نقل از عموی ابو رافع بن عمرو غفاری :من کودک بودم که به درخت خرمای انصار ، سنگ پرتاب می کردم . پیامبر صلی الله علیه و آله که آمد، به ایشان گفته شد : این جا کودکی است که به درخت خرمای ما سنگ می زند . مرا نزد پیامبر صلی الله علیه و آلهبردند و ایشان فرمود : «ای پسر! چرا به درخت خرما سنگ می اندازی ؟» . گفتم : [از آن ]می خورم . فرمود : «به درخت ، سنگ نینداز و هر چه پایین آن ریخت ، بخور» . سپس [با مهربانی] دست بر سر من کشید [برایم دعا کرد ]و فرمود : «خداوندا! شکم او را سیرگردان» .
المعجم الکبیر به نقل از اسد بن وداعه :مردی به نام جُزء ، نزد پیامبر صلی الله علیه و آلهآمد و گفت: ای پیامبر خدا! خانواده ام مرا خشمگین می سازند . به چه چیزی آنان را مجازات کنم ؟ فرمود : «درگذر» . سپس ، بار دوم گفت : تا این که سه بار تکرار کرد . فرمود : «اگر مجازات کردی ، به اندازه اشتباه ، مجازات کن و از [زدن به ]صورت بپرهیز» .
امام علی علیه السلام :همانند طبیب همراه باش که دارو را جایی به کار می بَرَد که سودمند است .
عنه علیه السلام :ازجُرِ المُسیءَ بِثَوابِ المُحسنِ. [۴۴۶] عنه علیه السلام :عُقوبَهُ العُقلاءِ التَّلویحُ، عُقوبَهُ الجُهَلاءِ التَّصریحُ. [۴۴۷] عنه علیه السلام :تَلویحُ زَلَّهِ العاقِلِ لَهُ مِن أمَضِّ [۴۴۸] عِتابِهِ. [۴۴۹] عنه علیه السلام :التَّعریضُ [۴۵۰] لِلعاقِلِ أشَدُّ عِتابِهِ. [۴۵۱] عنه علیه السلام :رُبَّ ذَنبٍ مِقدارُ العُقوبَهِ عَلَیهِ إعلامُ المُذنِبِ بِهِ. [۴۵۲] الإمام زین العابدین علیه السلام :حَقُّ الصَّغیرِ رَحمَتُهُ فی تَعلیمِهِ، وَالعَفوُ عَنهُ وَالسِّترُ عَلَیهِ، وَالرِّفقُ بِهِ ، وَالمَعونَهُ لَهُ ... وحَقُّ أهلِ مِلَّتِکَ ... أن یَکونَ شُیوخُهُم بِمَنزِلَهِ أبیکَ، وشُبّانُهُم، بِمَنزِلَهِ إخوَتِکَ ، وعَجائِزُهُم بِمَنزِلَهِ اُمِّکَ، وَالصِّغارُ بِمَنزِلَهِ أولادِکَ. [۴۵۳] ب الصَّلابَهُ وعَدَمُ المُداهَنَهِالکتاب«یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَهُ عَلَیْهَا مَلَلءِکَهٌ غِلاَظٌ شِدَادٌ لاَّ یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُونَ » . [۴۵۴]

قاطعیت و سازش نکردن

امام علی علیه السلام :بدْکار را با پاداش دادن به نیکوکار ، [از کار ناشایست ]باز دار .
امام علی علیه السلام :مجازات خردمندان ، با تعریض و اشاره است و مجازات نابخردان ، با تصریح .
امام علی علیه السلام :تعریض و اشاره به لغزش خردمند ، از دردناک ترین سرزنش ها برای اوست .
امام علی علیه السلام :کنایه زدن به خردمند ، شدیدترین سرزنش برای اوست .
امام علی علیه السلام :چه بسا گناهی که اندازه مجازات آن ، آگاه کردن خطا کار از آن است .
امام زین العابدین علیه السلام :حقّ خردسال ، مهربانی در آموزش او ، بخشیدن او و پوشاندن [اشتباهات ]او ، مدارا کردن با او و یاری کردن اوست . . . وحقّ هم کیشان تو این است که . . . پیرمردانِ آنها به جای پدر تو باشند و جوانانشان ، به جای برادران تو وزنان پیرشان به جای مادر تو و خردسالان [آنها]به جای فرزندان تو .
قرآن«ای کسانی که ایمان آورده اید! خودتان و خانواده تان را از آتشی نگه دارید که آتشگیره آن ، مردم و سنگ ها هستند ، فرشتگان خشنِ سخت گیر بر آن گمارده شده اند ، از آنچه خدا به آنان فرمان داده ، سرپیچی نمی کنند و آنچه را مأمور شده اند ، انجام می دهند» .
الحدیث صحیح مسلم عن أبی هریره :لَمَّا اُنزِلَت هذِهِ الآیَهُ : «وَ أَنذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ » [۴۵۵] دَعا رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله قُرَیشا فَاجتَمَعوا ، فَعَمَّ وخَصَّ ، فَقالَ : یا بَنی کَعبِ بنِ لُؤیٍ! أنقِذوا أنفُسَکُم مِنَ النّارِ . یا بَنی مُرَّهَ بنِ کَعبٍ! أنقِذوا أنفُسَکُم مِنَ النّارِ . یا بَنِی عَبدِ شَمسٍ! أنقِذوا أنفُسَکُم مِنَ النّارِ . یا بَنی عَبدِ مَنافٍ! أنقِذُوا أنفُسَکُم مِنَ النّارِ . یا بَنی هاشِمٍ! أنقِذُوا أنفُسَکُم مِنَ النّارِ . یا بَنی عَبدِ المُطَّلِبِ! أنقِذوا أنفُسَکُم مِنَ النّارِ . یا فاطِمَهُ! أنقِذی نَفسَکِ مِنَ النّارِ؛ فَإِنّی لا أملِکُ لَکُم مِنَ اللّهِ شَیئا ، غَیرَ أنَّ لَکُم رَحِما سَأَبُلُّها بِبِلالِها [۴۵۶] . [۴۵۷] الدرّ المنثور عن زید بن أسلم :تَلا رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله هذِهِ الآیَهَ : «قُواْ أَنفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا» ، فَقالوا : یا رَسولَ اللّهِ، کَیفَ نَقِی أهلَنا نارا؟ قالَ : تَأمرونَهُم بِما یُحِبُّهُ اللّهُ ، وتَنهَونَهُم عَمَّا یَکرَهُ اللّهُ. [۴۵۸] حدیث صحیح مسلم به نقل از ابوهریره :وقتی این آیه نازل شد که : «و خویشان نزدیکت را هشدار ده» ، پیامبر خدا ، قریش را دعوت کرد و آنان ، جمع شدند . سپس به همه، یک به یک فرمود : «ای فرزندان کعب بن لُؤی ! [۴۵۹] خودتان را از آتش ، نجات دهید . ای فرزندان مرّه بن کعب ! [۴۶۰] خودتان را از آتش ، نجات دهید . ای فرزندان عبد شمس ! خودتان را از آتش ، نجات دهید . ای فرزندان عبد مناف ! خودتان را از آتش ، نجات دهید . ای فرزندان هاشم ! [۴۶۱] خودتان را از آتش ، نجات دهید . ای فرزندان عبد المطّلب ! [۴۶۲] خودتان را از آتش ، نجات دهید . ای فاطمه ! خودت را از آتش نجات ده ؛ چرا که من از جانب خداوند ، هیچ چیز را برای شما تضمین نمی کنم ، جز این که شما حقّ خویشاوندی ای دارید که من ، بدان با شما در دنیا ارتباط دارم [و به کار آخرت نمی آید].
الدرّ المنثور :پیامبر خدا ، این آیه را تلاوت فرمود : « «خودتان و خانواده تان را از آتش ، نگه دارید» ». گفتند : ای پیامبر خدا! چگونه خانواده مان را از آتش ، نگه داریم ؟ فرمود : «آنان را به آنچه خداوند دوست دارد ، امر کنید و از آنچه خداوند ناخوش دارد ، نهی کنید» .
الإمام علیّ علیه السلام فِی کِتابِهِ إلی بَعضِ عُمّالِهِ :فَاتَّقِ اللّهَ وَاردُد إلی هؤلاءِ القَومِ أموالَهُم ، فَإِنَّکَ إن لَم تَفعَل ثُمَّ أمکَنَنِی اللّهُ مِنکَ لاَُعذِرَنَّ إلَی اللّهِ فیکَ ، ولَأَضرِبَنَّکَ بِسَیفِی الَّذی ما ضَرَبتُ بِهِ أحَدا إلاّ دَخَلَ النّارَ ، ووَاللّهِ لَو أنَّ الحَسَنَ وَالحُسَینَ فَعَلا مِثلَ الَّذی فَعَلتَ ما کانَت لَهُما عِندی هَوادَهٌ ، ولا ظَفِرا مِنّی بِإِرادَهٍ حَتّی آخُذَ الحَقَّ مِنهُما ، واُزیحَ الباطِلَ عَن مَظلَمَتِهِما . [۴۶۳] الکافی :عن أبی بصیر عن أبی عبد اللّه علیه السلام فی قَولِ اللّهِ عز و جل : «قُواْ أَنفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا» : کَیفَ نَقی أهلَنا؟ قَالَ : تَأمرونَهُم وَتَنهَونَهُم. [۴۶۴] الإمام الصادق علیه السلام :لَمَّا نَزَلَت هذهِ الآیَهُ : «یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا» جَلَسَ رَجُلٌ مِنَ المُسلِمینَ یَبکی وقالَ : أنا عَجَزتُ عَن نَفسی، کُلِّفتُ أهلی؟! فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : حَسبُکَ أن تأمُرَهُم بِما تَأمُرُ بِهِ نَفسَکَ ، وتَنهاهُم عَمَّا تَنهی عَنهُ نَفسَکَ. [۴۶۵] الکافی عن أبی بصیر فی قَول اللّهِ عز و جل : «قُواْ أَنفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا» : قُلتُ : کَیفَ أقیهِم؟ قالَ : تَأمُرُهُم بِما أمَرَ اللّهُ وتَنهاهُمُ عَمَّا نَهاهُمُ اللّهُ، فَإن أطاعوکَ کُنتَ قَد وَقَیتَهُم، وإن عَصَوکَ کُنتَ قَد قَضَیتَ ما عَلَیکَ. [۴۶۶] ج التَّأدیبُ العَمَلِیُالإمام علیّ علیه السلام :مَن نَصَبَ نَفسَهُ لِلنّاسِ إماما فَلیَبدَأ بِتَعلیمِ نَفسِهِ قَبلَ تَعلیمِ غَیرِهِ ، ولیَکُن تَأدیبُهُ بِسیرَتِهِ قَبلَ تَأدیبِهِ بِلِسانِهِ . ومُعَلِّمُ نَفسِهِ ومُؤَدِّبُها أَحَقُّ بِالإِجلالِ مِن مُعَلِّمِ النّاسِ ومُؤَدِّبِهِم . [۴۶۷]

تربیت عملی

امام علی علیه السلام در نامه ای به یکی از کارگزارانش :پروای الهی داشته باش و اموال این مردم را به آنان ، بازگردان که اگر چنین نکنی و خداوند ، امکان دستیابی به تو را به من بدهد ، درباره تو آن می کنم که [به وظیفه ام عمل کرده و ]نزد خدا معذور باشم و با این شمشیرم ، که هر کس را با آن زدم ، وارد دوزخ شد ، بر تو خواهم زد . به خدا سوگند ، اگر حسن و حسین هم کاری را که تو کردی ، انجام دهند ، هیچ هواداری از جانب من نبینند و در اراده من ، هیچ تأثیری نگذارد تا حق را از آنان بستانم و ستمهایی را که کرده اند ، برطرف سازم .
الکافی به نقل از ابوبصیر :از امام صادق علیه السلام ، درباره این سخن خداوند عز و جل : «خودتان و خانواده تان را از آتش نگه دارید» ، پرسیدم که : چگونه خانواده مان را نگه دارم ؟ فرمود : «به آنان ، امر و نهی کنید» .
امام صادق علیه السلام :هنگامی که این آیه نازل شد : «ای کسانی که ایمان آوردید! خودتان و خانواده تان را از آتش ، نگه دارید» ، یکی از مردان مسلمان به گریه نشست و گفت : من از [نگه داشتن] خودم ناتوان بودم، به خانواده ام نیز مکلّف شدم . پیامبر خدا فرمود : «برای تو همین کافی است که آنچه خودت را به آن امر می کنی ، آنان را بدان امر کنی و از آنچه خودت را نهی می کنی ، آنان را نهی کنی» .
الکافی به نقل از ابو بصیر :از امام صادق علیه السلام درباره این سخن خداوند : «خودتان و خانواده تان را از آتش نگه دارید» پرسیدم که : چگونه آنان را نگه دارم ؟ فرمود : «به آنچه خداوند امر کرده ، آنان را امر کن و از آنچه خداوند نهی کرده ، نهی کن . اگر از تو فرمان بردند ، تو آنان را نگه داشته ای و اگر نافرمانی کردند ، تو آنچه را بر عهده ات بود، انجام داده ای» .
امام علی علیه السلام :هر کس خود را پیشوای مردم قرار دهد ، باید پیش از آموزش دادن مردم ، از یاد دادن به خود آغاز کند ، و باید پیش از تربیت زبانی ، با رفتارش تربیت کند . آموزگار و مربّی خود ، بیش از آموزگار و مربّی مردم، شایسته احترام است .
الإمام الصادق علیه السلام :کونوا دُعاهً لِلنّاسِ بِغیرِ ألسِنَتِکُم ؛ لِیَرَوا مِنکُمُ الوَرَعَ وَالاجتِهادَ وَالصَّلاهَ وَالخَیرَ ، فَإِنَّ ذلِکَ داعِیَهٌ . [۴۶۸]

آفاتُ التَّأدیبِأ الإفراطُ فِی المَحَبَّهِ

الإمام الباقر علیه السلام :شَرُّ الآباءِ مَن دَعاهُ البِرُّ إلَی الإِفراطِ، وشَرُّ الأَبناءِ مَن دَعاهُ التَّقصیرُ إلَی العُقوقِ. [۴۶۹]

الإفراطُ فِی المَلامَهِ

الإمام علیّ علیه السلام :الإِفراطُ فِی المَلامَهِ یَشُبُّ نیرانَ اللَّجاجِ. [۴۷۰] عنه علیه السلام :إیّاکَ أن تُکَرِّرَ العَتَبَ ؛ فَإِنَّ ذلکَ یُغری بِالذَّنبِ، ویُهَوِّنُ العُتبَ. [۴۷۱] عنه علیه السلام فِی الحِکَمِ المَنسوبَهِ إِلَیهِ :إذا عاتَبتَ الحَدَثَ فَاترُک لَهُ مَوضِعا مِن ذَنبِهِ ؛ لَئِلاّ یَحمِلُهُ الإِخراج عَلَی المُکابَرَهِ. [۴۷۲]

آفت های تربیت

زیاده روی در محبّت

امام صادق علیه السلام :با غیر از زبانتان ، [با رفتار ]دعوت کننده مردم باشید . باید مردم از شما پرهیزگاری ، تلاش خستگی ناپذیر و نماز و خوبی ببینند که این، دعوت کردن است .
امام باقر علیه السلام :بدترین پدر ، کسی است که نیکی کردن ، او را به زیاده روی وا دارد و بدترین فرزند ، کسی است که کوتاهی کردن ، او را به نافرمانی و آزردن [ پدر] وا دارد .

زیاده روی در سرزنش

امام علی علیه السلام :زیاده روی در سرزنش کردن ، آتش لجاجب را شعله ور می سازد .
امام علی علیه السلام :بپرهیز از این که پی در پی ، سرزنش کنی ؛ چرا که این کار ، بر گناه جرئت می دهد و سرزنش را بی اثر می سازد .
امام علی علیه السلام از حکمت های منسوب به ایشان :هرگاه جوان را سرزنش کردی ، جایی [برای عذر آوردن] از گناه برایش قرار ده تا قرار گرفتن در تنگنا ، او را به درشتی و سرسختی نکشانَد .

التَّأدیبُ عِندَ الغَضَبِ

الکافی عن علیّ بن أسباط عن بعض أصحابنا ، قال [۴۷۳] : نَهی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آلهعَنِ الأَدَبِ عِندَ الغَضَبِ. [۴۷۴] الإمام علیّ علیه السلام :لا أدَبَ مَعَ غَضَبٍ . [۴۷۵] د الخُشونَهُالکافی عن یونس بن رباط عن الإمام الصادق علیه السلام :قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : رَحِمَ اللّهُ مَن أعانَ وَلَدَهُ عَلی بِرِّهِ. قالَ : قُلتُ : کَیفَ یُعینُهُ عَلی بِرِّهِ؟ قالَ : یَقبَلُ مَیسورَهُ، ویَتَجاوَزُ عَن مَعسورِهِ، ولا یُرهِقُهُ ، ولا یَخرَقُ بِهِ [۴۷۶] ، فَلَیسَ بَینَهُ وبَینَ أن یَصیرَ فی حَدٍّ مِن حُدودِ الکُفرِ إلاّ أن یَدخُلَ فی عُقوقٍ أو قَطیعَهِ رَحِمٍ . [۴۷۷]

تربیت هنگام خشم

الکافی به نقل از علیّ بن أسباط از بعضی از شیعیان :پیامبر خدا ، از ادب کردن هنگام خشم ، نهی فرمود .
امام علی علیه السلام :با خشم تربیت [ممکن] نیست .

خشونت

الکافی به نقل از یونس بن رباط ، از امام صادق علیه السلام :پیامبر خدا فرمود : خدا رحمت کند کسی را که فرزندش را بر فرمانبَری از وی یاری کند . [کسی ]پرسید : چگونه او را بر فرمانبَری یاری می کند ؟ فرمود: «آنچه را در توانش بوده ، بپذیرد و از آنچه در توانش نیست ، بگذرد و به آنچه نمی تواند ، وا ندارد و بر او سخت نگیرد که چیزی میان او و ورود در قلمروی از قلمروهای کفر نیست ، مگر این که وارد نافرمانی [والدین] و یا بُریدن ارتباط خویشاوندی شود .
صحیح مسلم عن عائشه :ما ضَرَبَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله شَیئا قَطُّ بِیَدِهِ، ولاَ امرَأَهً وَلا خادِما، إلاّ أن یُجاهِدَ فی سَبیلِ اللّهِ . [۴۷۸] الإمام علیّ علیه السلام فِی الحِکَمِ المَنسوبَهِ إلَیهِ :قَدِّمِ العَدلَ عَلَی البَطشِ تَظفَر بِالمَحَبَّهِ، ولا تَستَعمِل الفِعلَ حَیثُ یَنجَعُ [۴۷۹] القَولُ. [۴۸۰] عدّه الداعی :قالَ بَعضُهُم : شَکَوتُ إلی أبِی الحَسَنِ موسی علیه السلامابنا لی ، فَقالَ : لا تَضرِبهُ، وَاهجُرهُ ولا تُطِل . [۴۸۱] صحیح مسلم به نقل از عایشه :هیچ گاه پیامبر خدا کسی را با دست خویش نزد ، نه زن را و نه خدمتکار را ، مگر آن که در حال جهاد در راه خدا بود .
امام علی علیه السلام :عدالت را بر خشونت ، پیش دار تا به محبّت دست یابی ، و آن جا که سخن کارگر می افتد ، دست به کار مشو .
عدّه الداعی :کسی گفته است : از فرزندم به امام کاظم علیه السلام شکایت کردم . ایشان فرمود : «او را نزن . با او قهر کن ؛ ولی طول نده» .

التَّربِیَهُ الجِنسِیَّهُأ التَّفریقُ بَینَ الصَّبِیِ وَالصَّبِیَّهِ فِی المَضاجِعِ

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :الصَّبِیُ وَالصَّبِیُ، وَالصَّبِیُ وَالصَّبِیَّهُ، وَالصَّبِیَّهُ وَالصَّبِیَّهُ یُفرَّقُ بَینَهُم فی المَضاجِعِ لِعَشرِ سِنینَ. [۴۸۲] عنه صلی الله علیه و آله :إذا بَلَغَ أولادُکُم سَبعَ سِنینَ فَفَرِّقوا بَینَ فُرُشِهِم. [۴۸۳] الإمام علیّ علیه السلام :یَثَّغِرُ الصَّبِیُ لِسَبعٍ، ویُؤمَرُ بِالصَّلاهِ لِتِسعٍ، ویُفَرَّقُ بَینَهُم فِی المَضاجِعِ لِعَشرٍ. [۴۸۴] الإمام الصادق علیه السلام :یُفَرَّقُ بَینَ الغِلمانِ وَالنِّساءِ فِی المَضاجِعِ اذا بَلَغوا عَشرَ سِنینَ. [۴۸۵] ب النَّهیُ عَنِ النَّظَرِ اِلی عَورَهِ الطِّفلِ وبِالعَکسِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :لَیسَ لِلوالِدَینِ أن یَنظُرا إلی عَورَهِ الوَلَدِ ، ولَیسَ لِلولَدِ أن یَنظُرَ إلی عَورَهِ الوَالِدِ. [۴۸۶]

تربیت جنسی

جداسازی بستر پسر و دختر

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بسترهای پسر و پسر ، پسر و دختر ، و دختر و دختر را از ده سالگی از هم جدا کنید .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هرگاه کودکانتان به هفت سالگی رسیدند ، بسترهایشان را جدا کنید .
امام علی علیه السلام :کودک ، در هفت سالگی ، دندان هایش می ریزد و در نُه سالگی به نماز وادار می گردد و در ده سالگی ، بسترهایشان جدا می شود .
امام صادق علیه السلام :پسران ، وقتی به ده سالگی رسیدند ، بسترشان از زنان ، جدا می شود .

پرهیز از نگاه به شرمگاه کودک و پرهیز کودک از نگاه به شرمگاه دیگران

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :برای پدر و مادر ، روا نیست که به شرمگاه فرزند نگاه کنند و برای فرزند روا نیست که به شرمگاه پدر ، نگاه کند .
المستدرک علی الصحیحین عن محمد بن بیاض :رُفِعتُ إلی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آلهفی صِغَری وعَلَیَ خِرقَهٌ وقَد کُشِفَت عَورَتی ، فَقالَ : غَطُّوا حُرمَهَ عَورَتِهِ ؛ فَإِنَّ حُرمَهَ عَورَهِ الصَّغیرِ کَحُرمَهِ عَورَهِ الکَبیرِ، ولا یَنظُرُ اللّهُ إلی کاشِفِ عَورَهٍ. [۴۸۷] الإمام الباقر علیه السلام :کانَ عَلِیُ بنُ الحُسَینِ علیه السلامإذا حَضَرَ وِلادَهُ المَرأهِ قالَ : أخرِجوا مَن فِی البَیتِ مِنَ النِّساءِ ؛ لا تَکونُ المَرأَهُ أوَّلَ ناظِرٍ إلی عَورَتِهِ . [۴۸۸] ج النَّهیُ عَن مُباشَرَهِ المَرأهِ ابنَتَهاالإمام علیّ علیه السلام :مُباشَرَهُ المَرأَهِ ابنَتَها إِذا بَلَغَت سِتَّ سِنینَ شُعبَهٌ مِنَ الزِّنا. [۴۸۹] د حَدُّ جَوازِ تَقبیلِ الجارِیَهِ وَالغُلامِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :إذا بَلَغَتِ الجارِیَهُ سِتَّ سِنینَ فَلا تُقَبِّلها ، وَالغُلامُ لا یُقَبِّلُ المَرأَهَ إذا جاوَزَ سَبعَ سِنینَ . [۴۹۰] الإمام الصادق علیه السلام :إذا بَلَغَتِ الجارِیَهُ الحُرَّهُ سِتَّ سِنینَ فلا یَنبَغی لَکَ أن تُقَبِّلَها . [۴۹۱] تهذیب الأحکام عن علیّ بن عقبه عن بعض أصحابنا :کانَ أبُو الحَسَنِ الماضی علیه السلامعِندَ مُحمَّدِ بنِ إبراهیمَ والی مَکَّهَ ، وهُو زَوجُ فاطِمَهَ بِنتِ أبی عَبدِ اللّهِ ، وکانَت لِمُحَمَّدِ بنِ إبراهیمَ بِنتٌ تُلبِسُها الثِّیابَ وتَجیءُ إلَی الرِّجالِ فَیَأخُذُها الرَّجُلُ ویَضُمُّها إلَیهِ ، فَلَمّا تَناهَت إلی أبی الحَسَنِ علیه السلام أمسَکَها بِیَدَیهِ مَمدودَتَینِ ، قالَ : إذا أتَت عَلَی الجارِیَهِ سِتُّ سِنینَ لَم یَجُز أن یُقَبِّلَها رَجُلٌ لَیسَ هِیَ بِمَحرَمٍ لَهُ ، ولا یَضُمَّها إلَیهِ . [۴۹۲]

نهی از تماس مادر با دخترش

المستدرک علی الصحیحین :به نقل از محمّد بن بیاض : در خردسالی ام مرا خدمت پیامبر خدا بردند . پاره لباسی بر تنم بود و عورتم آشکار شد . ایشان فرمود : «حریم عورتش را بپوشانید که حرمت عورت کودک ، همانند حرمت عورت بزرگ سال است و خداوند ، به آشکار کننده عورت نگاه نمی کند .
امام باقر علیه السلام :امام زین العابدین علیه السلام همواره وقتی هنگام زایمان زن فرا می رسید ، می فرمود : «زنانی را که در اتاق هستند ، بیرون کنید تا نخستین نگاه زنان ، نگاه به عورت نباشد» .[۴۹۳] امام علی علیه السلام :تماس [بدنی ]زن با دخترش ، وقتی به شش سالگی رسید ، بخشی از زناست .

حدّ جواز بوسیدن دختر و پسر

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :چون دختر شش ساله شد ، او را مبوس و پسر نیز چون از هفت سالگی گذشت ، زن را نبوسد .
امام صادق علیه السلام :وقتی دختر آزاد به شش سالگی رسید ، برای تو شایسته نیست که او را ببوسی .
تهذیب الأحکام به نقل از علی بن عقبه ، از یکی از شیعیان :امام کاظم علیه السلامنزد محمّد بن ابراهیم ، فرماندار مکّه و همسر فاطمه دختر امام صادق علیه السلام بود . محمّد بن ابراهیم ، دختری داشت که لباس [زیبا ]بر او می پوشاندند و نزد مردان می آمد و مردان ، او را گرفته ، به آغوش می کشیدند . هنگامی که به امام کاظم علیه السلامرسید ، ایشان ، در حالی که دستان خود را کشیده بود ، او را [از این که به آغوشش درآید ]نگه داشت و فرمود : «وقتی دختر به شش سالگی رسید ، جایز نیست مردی که مَحرم او نیست ، او را ببوسد و در آغوش بکشد» .

الاِستِئذانُ لِلدُّخولِ إلَی الوالِدَی

نِالکتاب«یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لِیَسْتَئذِنکُمُ الَّذِینَ مَلَکَتْ أَیْمَنُکُمْ وَ الَّذِینَ لَمْ یَبْلُغُواْ الْحُلُمَ مِنکُمْ ثَلَثَ مَرَّ تٍ مِّن قَبْلِ صَلَوهِ الْفَجْرِ وَ حِینَ تَضَعُونَ ثِیَابَکُم مِّنَ الظَّهِیرَهِ وَ مِنم بَعْدِ صَلَوهِ الْعِشَاءِ ثَلَثُ عَوْرَ تٍ لَّکُمْ لَیْسَ عَلَیْکُمْ وَلاَ عَلَیْهِمْ جُنَاحُم بَعْدَهُنَّ طَوَّ فُونَ عَلَیْکُم بَعْضُکُمْ عَلَی بَعْضٍ کَذَ لِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الاْیَتِ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ * وَإِذَا بَلَغَ الْأَطْفَلُ مِنکُمُ الْحُلُمَ فَلْیَسْتَئذِنُواْ کَمَا اسْتَئذَنَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ کَذَ لِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ ءَایَتِهِ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ ». [۴۹۴] الحدیثالسنن الکبری عن عطاء بن یسار :أنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله سَأَلَهُ رَجُلٌ فَقالَ : أستَأذِنُ یا رَسولَ اللّهِ عَلی اُمِّی؟ فَقالَ : نَعَم. فَقالَ : إنِّی مَعَها فِی البَیتِ! فَقالَ : اِستَأذِن عَلَیها. فَقالَ الرَّجُلُ : إنّی خادِمُها! فَقالَ : أتحِبُّ أن تَراها عُریانَهً؟! قالَ : لا. قالَ : فَاستَأذِن عَلَیها. [۴۹۵]

اجازه خواستن برای ورود به خلوت پدر و مادر

قرآن«ای کسانی که ایمان آوردید! هر آینه ، باید کسانی که مالکشان هستید و کسانی از شما که به بلوغ نرسیده اند ، در سه هنگام از شما اجازه بگیرند : پیش از نماز بامداد و هنگامی که [در نیم روز ]لباستان را از تن بر می گیرید ، و پس از نماز شامگاه، که سه هنگامِ برهنگی شماست . پس از اینها ، نه بر شما و نه بر آنان ، گناهی نیست ؛ [چرا که ]پیرامون شما درحرکت اند و با یکدیگر ، در رفت و آمد هستید . خداوند ، این چنین ، آیات را برای شما روشن می کند ، وخداوند ، دانا و حکیم است» .
«و آن گاه که کودکانتان به بلوغ رسیدند ، باید ا زشما اجازه بگیرند همان گونه که کسانی که پیش از آنان بوده اند اجازه می گرفتند . این چنین خداوند آیات خود را برای شما روشن می کند و خداوند دانا و حکیم است» .
حدیثالسنن الکبری به نقل از عطاء بن یسار :کسی از پیامبر خدا پرسید : ای پیامبر خدا! آیا برای وارد شدن بر مادرم اجازه بگیرم ؟ فرمود : «آری» . گفت : من در خانه با او زندگی می کنم . فرمود : «برای وارد شدن بر او اجازه بگیر» . مرد گفت : من ، خدمت گزار او هستم . حضرت فرمود : «آیا دوست داری او را برهنه ببینی ؟ !» . گفت : نه . فرمود : «پس برای وارد شدن بر او اجازه بگیر» .
الإمام علیّ علیه السلام :أتی رَجُلٌ إلی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله قالَ : یا رَسولَ اللّهِ، هَل أستَأذِنُ عَلی اُمّی إذا أرَدتُ الدُّخولَ عَلَیها؟ قالَ : نَعَم، أیَسُرُّکَ أن تَراها عُریانَهً؟! قالَ : لا . قالَ : فَاستَأذِن عَلَیها إذا . [۴۹۶] الإمام الصادق علیه السلام :یَستأذِنُ الرَّجُلُ إذا دَخَل عَلَی أبیهِ ، ولا یَستَأذِنُ الأَبُ عَلَی الابنِ. قالَ : ویَستأذِنُ الرَّجُلُ عَلَی ابنَتِهِ واُختِهِ إذا کانَتا مُتَزَوِّجَتَینِ . [۴۹۷] عنه علیه السلام :لِیَستَأذِنِ الَّذینَ مَلَکَت أیمانُکُم وَالَّذین لَم یَبلُغُوا الحُلُمَ مِنکُم ثَلاثَ مَرَّاتٍ کَما أمَرَکُمُ اللّهُ عز و جل ، ومَن بَلَغَ الحُلُمَ فَلا یَلِجُ عَلی اُمِّهِ ولا عَلی اُختِهِ ولا عَلی خالَتِهِ ولا عَلی سِوی ذلِکَ إلاّ بإذنٍ، فَلا تَأذَنوا حَتّی یُسَلِّمَ. [۴۹۸] الکافی عن محمّد بن علیّ الحلبی :قُلتُ لِأَبی عَبدِ اللّهِ علیه السلام : الرَّجُلُ یَستَأذِنُ عَلی أبیهِ؟ فَقالَ : نَعَم، قَد کُنتُ أستَأذِنُ عَلی أبی ولَیسَت اُمّی عِندَهُ، وإنَّما هِیَ امرَأَهُ أبی ، تُوُفِّیَت أُمِّی وأنا غُلامٌ ، وقَد یَکونُ مِن خَلوَتِهِما ما لا اُحِبُّ أن أفجَأَهُما عَلَیهِ، ولا یُحِبّانِ ذلِکَ مِنّی، وَالسَّلامُ أصوَبُ وأحسَنُ . [۴۹۹] امام علی علیه السلام :کسی خدمت پیامبر خدا آمد و گفت : ای پیامبر خدا! آیا هرگاه خواستم بر مادرم وارد شوم ، از او اجازه بگیرم ؟ فرمود : «آری . آیا خوشَت می آید او را برهنه ببینی ؟» . گفت : نه . فرمود : «پس در این صورت ، از او اجازه بگیر» .
امام صادق علیه السلام :[لازم است ]مرد هنگام وارد شدن بر پدرش اجازه بگیرد ؛ ولی لازم نیست پدر از پسرش اجازه بگیرد ، و مرد از دخترش و خواهرش ، هنگامی که ازدواج کرده باشند ، [لازم است ]اجازه بگیرد .
امام صادق علیه السلام :کسانی که مملوک شما هستند و کسانی که بالغ نشده اند ، باید در سه هنگام ، اجازه بگیرند ، همان گونه که خداوند عز و جلبه شما امر کرده است ، و کسی که بالغ شد ، بدون اجازه ، نه بر مادرش ، نه بر خواهرش ، نه بر خاله اش و نه بر دیگران ، وارد نشود . اجازه [ی ورود] ندهید ، تا [برای اطّلاع دادن ورودش ]سلام کند .
الکافی :به نقل از محمّد بن علی حلبی : به امام صادق گفتم : [آیا لازم است ]انسان برای وارد شدن بر پدرش اجازه بگیرد ؟ فرمود : «آری . من از پدرم اجازه می گرفتم ، در حالی که مادرم نزد او نبود ؛ بلکه فقط همسر پدرم بود . من ، نوجوان بودم که مادرم درگذشت . گاهی در خلوت آنان ، چیزی بود که دوست نداشتم در آن حالت ، یکباره بر آنان وارد شوم . آنان نیز این را از من نمی پسندیدند . سلام کردن ، درست ترین و زیباترین [اجازه ]است .
و خَطَرُ نَظَرِ الأَطفالِ إلی وِقاعِ الوَالِدَینِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :وَالَّذی نَفسی بِیَدِهِ ، لَو أنَّ رَجُلاً غَشِیَ امرَأَتَهُ وفِی البَیتِ صَبِیٌ مُستَیقِظٌ یَراهُما ویَسمَعُ کَلامَهُما ونَفَسَهُما ما أفلَحَ أبَدا ؛ إذا کانَ غُلاما کانَ زانِیا ، أو جارِیَهً کانَت زانِیَهً . [۵۰۰] الإمام علیّ علیه السلام :نَهی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله أن یُجامِعَ الرَّجُلُ امرَأَتَهُ وَالصَّبِیُ فِی المَهدِ یَنظُرُ إلَیهِما. [۵۰۱] الإمام الصادق علیه السلام :لا یُجامِعِ الرَّجُلُ امرَأَتَهُ ولا جارِیَتَهُ وفِی البَیتِ صَبِیٌ ؛ فَإِنَّ ذلِکَ مِمَّا یورِثُ الزِّنا. [۵۰۲]

خطر نگاه کودکان به آمیزش پدر و مادر

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :سوگند به کسی که جانم به دست اوست ، اگر کسی با همسرش درآمیزد و در اتاق ، کودکی بیدار باشد که آنان را ببیند و سخن گفتن و صدای نَفَس آنان را بشنود ، هرگز رستگار نمی شود . اگر پسر باشد ، مردی زناکار ، و اگر دختر باشد ، زنی زناکار می گردد .
امام علی علیه السلام :پیامبر خدا ، نهی کرد از این که مرد با زنش آمیزش کند و در گهواره ، کودکی باشد و به آنان بنگرد .
امام صادق علیه السلام :در حالی که کودکی در اتاق باشد ، مرد نباید با زن و کنیزش آمیزش کند ؛ چرا که این ، از آن چیزهایی است که زنا را در پی می آورد .

سخنی درباره تربیت جنسی

غریزه جنسی ، همانند دیگر ابعاد انسان ، نیازمند «تربیت» است و هر فرهنگ و ایده ای ، نوع خاصّی از تربیت را در پیش می گیرد . از دیدگاه اسلام ، تربیت جنسی ، یعنی فراهم سازی زمینه های رشد و پرورش غریزه جنسی به گونه ای که هم «عفّت جنسی» حاصل شود و هم «سلامت جنسی» . این از ویژگی های دیدگاه دین است که علاوه بر سلامت جنسی ، به عفّت جنسی نیز می اندیشد . نکته مهم دیگر ، این که تلاش برای تحقّق این اهداف ، متوقّف بر فرا رسیدن دوران بلوغ نیست . در دیدگاه دین ، تربیت جنسی ، پیش از دوران بلوغ جنسی و تقریبا از آغاز تولّد ، شروع می شود . این نیز از ویژگی های دیدگاه دین است . بر همین اساس ، تأمین این اهداف در هر دوره سنّی ، نیازمند اقدامات و تدبیرهای خاصّی است که در متون دینی به آنها پرداخته شده است . کودکی مهم ترین این دوره هاست . اشتباه در این دوره ، پیامدهای غیرقابل جبرانی برای آینده خواهد داشت .

تدبیرهای لازم برای عفّت جنسی

برخی خانواده ها ، به دلیل نابالغ بودن کودکان ، دقّت کافی در امور جنسی کودک ندارند .این در حالی است که بسیاری از آنچه کودک می بیند یا می شنود ، نقش تعیین کننده ای در آینده جنسی او دارد . عفاف و انحراف جنسی ، هر دو در کودک ، پایه گذاری می شوند . نباید فراموش کرد که یادگیری در کودکی ، بسیار تأثیرگذار است ؛ و هر آنچه نقش ببندد ، همانند نقش بر سنگ ، پایدار خواهد بود و هر آنچه به او داده شود ، می پذیرد . از این رو ، اسلامِ عزیز به این بخش از زندگی کودک ، توجّه ویژه ای داشته و آموزه های کاربردی مفیدی ارائه نموده است که در ادامه به آنها اشاره می گردد :

پوشاندن عورتنگاه به عورت کودک ، و نگاه کودک به عورت بزرگ سال

دو جنبه فقهی و تربیتی دارد . نگاه کردن برای کودک ، حرمت فقهی ندارد و برای بزرگ سال نیز با وجود عدم ریبه حرام نیست ؛ امّا نمی توان آثار تربیتی پوشیدگی و عریانی را نادیده گرفت . چه کودک ، عورت دیگران را ببیند و چه دیگران ، عورت وی را ببینند ، قبحِ این کار را از میان می بَرَد و موجب بی مبالاتی و بی پروایی می گردد و هرزگی را نهادینه می کند . امّا کودکانی که با این گونه موارد مواجه نبوده اند ، توان مقاومتشان در برابر انحراف جنسی و میزان عفافشان ، از دیگران بیشتر است . از این رو ، در متون دینی ، توصیه شده که نه به عورت کودک نگاه کنید ، و نه بگذارید به عورت دیگران نگاه کنند . همچنین کودکان را به گونه ای به حمّام نبرید که موجب رؤیت عورت گردد . [۵۰۳]

نبوسیدن کودک توسّط نامحرم

بوسیدن کودک توسّط نامحرم ، هر چند در صورت عدم ریبه ، حرمت فقهی ندارد ؛ امّا اثر منفی آن بر کودک ممیّز ، پوشیده نیست . ارتباط بوسه ای نامحرم با کودک ، در روح او نقش می بندد و در آینده ، رابطه با نامحرم را تسهیل ساخته و حفظ عفاف را با مشکل رو به رو می سازد . از این رو ، نامحرمان به نبوسیدن کودکان توصیه شده اند . [۵۰۴] ج بازی نکردن با اعضای جنسی کودکبازی با اعضای جنسی کودک ، می تواند موجب تحریک جنسی و بلوغ زودرس او گردد ، ناهنجاری جنسی را به کودک یاد دهد و موجب انحراف وی شود . در برخی روایات ، از این گونه بازی ها به عنوان شاخه ای از زنا یاد شده است . این تعبیر ، نشان دهنده تأثیر منفی آن بر کودک است . از این رو ،پ در متون دینی ، از این کار نهی شده است .[۵۰۵] د جداسازی بستر کودکانیکی بودن بستر کودکانی که به سن تمیز می رسند ممکن است به تماسهای بدنی نادرست ، تحریک جنسی زودهنگام و حتی روابط نامشروع منجر شود . یکی از تدبیرهای دین برای جلوگیری از این آسیب ، حذف یکی از زمینه ها یعنی جداسازی خواهرها و برادرها از یکدیگر است . [۵۰۶]

پنهان بودن روابط زناشویی والدین

آگاهی فرزندان از روابط زناشویی والدین از عوامل بسیار تأثیرگذار در انحراف جنسی است . از دیدگاه روایات ، این عامل تأثیر تقریبا حتی و غیرقابل انکار دارد و برای جلوگیری از آن دو تدبیر اندیشیده شده است : یکی اجازه خواستن کودک برای ورود به خلوت والدین [۵۰۷] و دیگری انجام روابط زناشویی در خارج از محل حضور کودک . [۵۰۸]

الفصل الرابع: أخلاق التربیه

الحَثُّ عَلی حُبِّ الأَوْلادِ وَالشَّفَقَهِ علیهم

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن قَبَّلَ وَلَدَهُ کَتَبَ اللّهُ عز و جل لَهُ حَسَنَهً، ومَن فَرَّحَهُ فَرَّحَهُ اللّهُ یَومَ القِیامَهِ، ومَن عَلَّمَهُ القُرآنَ دُعِیَ بِالأبَوَینِ فَیُکسَیانِ حُلَّتَینِ یُضیءُ مِن نورِهِما وُجوهُ أهلِ الجَنَّهِ . [۵۰۹] عنه صلی الله علیه و آله :مَن بَکی صَبِیٌ لَهُ فَأرضاهُ حَتّی یُسَکِّنَهُ ، أعطاهُ اللّهُ عز و جلمِنَ الجَنَّهِ حَتّی یَرضی. [۵۱۰] الطبقات الکبری عن معاویه بن قرّه عن عمّه :أنَّهُ کانَ یَأتی النَّبِیَّ صلی الله علیه و آلهبِابنِهِ فَیُجلِسُهُ بَینَ یَدَیهِ . فَقالَ لَهُ النَّبِیُ صلی الله علیه و آله تُحِبُّهُ؟ قالَ : نَعَم، حُبّا شَدیدا. ثُمَّ إنَّ الغُلامَ ماتَ، فَقالَ لَهُ النَّبِیُ صلی الله علیه و آله : کَأَنَّکَ حَزِنتَ عَلَیهِ! قالَ : أجَل یا رسول اللّه . قالَ : أفَما یَسُرُّکَ إذا أدخَلَکَ اللّهُ الجَنَّهَ أن تَجِدَهُ عَلی بابٍ مِن أبوابِها فَیَفتَحُهُ لَکَ؟ قالَ : بَلی . قالَ : فَإِنَّهُ کَذلِکَ إن شاءَ اللّهُ .[۵۱۱]

فصل چهارم : اخلاق تربیت

تشویق به دوستی فرزندان و دلسوزی به آنان

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس فرزندش را ببوسد ، خداوند عز و جل برای او حسنه می نویسد و کسی که او را شاد کند ، خداوند ، روز قیامت او را شاد می سازد و کسی که قرآن به او بیاموزد ، پدر و مادرش فراخوانده شده و دو لباس بر آنان پوشیده می شود که از نور آن ، چهره های بهشتیان نورانی می گردد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :اگر کسی کودک گریانش را خشنود کند تا آرام گیرد ، خداوند عز و جلآن قدر از نعمت های بهشت به او عطا می کند تا خشنود شود .
الطبقات الکبری به نقل از معاویه بن قرّه ، از عمویش :او هماره با فرزند خردسالش نزد پیامبر خدا می آمد و او را مقابل ایشان می نشانْد . پیامبر صلی الله علیه و آله به وی فرمود : «آیا او را دوست داری؟» . گفت : بله ، بسیار زیاد . سپس آن پسر درگذشت پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود : «گویی بر [مرگ ]او اندوهگین شده ای ؟» . گفت : آری . فرمود : «آیا خرسند نمی شوی که وقتی خداوند ، تو را وارد بهشت می سازد ، او را بر درِ یکی از درهای بهشت بیابی که آن را برایت می گشاید ؟» . گفت : آری . فرمود : «همانا به خواست خدا ، تو این گونه خواهی بود» .
تاریخ دمشق عن واثله بن الأسقع :أنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله خَرَجَ عَلی عُثمانَ بنِ مَظعونٍ ومَعَهُ صَبِیٌ لَهُ صَغیرٌ یَلثِمُهُ ، فَقالَ : أتُحِبُّهُ یا عُثمانُ؟! قالَ : إی وَاللّهِ یا رَسولَ اللّهِ، إنِّی لَأُحِبُّهُ قالَ : أفَلا أزِیدُکَ لَهُ حُبّا؟! قالَ : بَلی، فِداکَ أبی واُمِّی قالَ : إنَّهُ مَن تَرَضَّی لَهُ صَغیرا مِن نَسلِهِ حَتّی یَرضی ، تَرَضَّاهُ اللّهُ یَومَ القِیامَهِ حَتّی یَرضی . [۵۱۲] حلیه الأولیاء عن أنس :أنَّ امرَأَهً دَخَلَت عَلی عائِشَهَ ومَعَها صَبِیّانِ لَها، فَأَعطَتها عائِشَهُ ثَلاثَ تَمراتٍ ، فَأعطَت کُلَّ صَبِیٍ مِنهما تَمرَهً ، فَأکَلَ الصَّبِیّانِ تَمرَتَیهِما ثُمَّ نَظَرا إلی أُمِّهِما ، فَأَخَذَتِ التَّمرَهَ فَشَقَّتها نِصفَینِ فَأَعطَت ذا نِصفا وذا نِصفا . فَدَخَلَ النَّبِیُ صلی الله علیه و آلهفَأَخَبَرَتهُ عائِشَهُ، فَقالَ لَها النَّبِیُ صلی الله علیه و آله : ما أعجَبَکِ مِن ذلِکَ؟ فَإِنَّ اللّهَ قَد رَحِمَها بِرَحمَتِها صَبِیَّیها. [۵۱۳] تاریخ دمشق به نقل از واثله بن اسقع :پیامبر خدا بر عثمان بن مظمون وارد شد ، در حالی که او کودک خردسالی را که همراهش بود ، می بوسید . به وی فرمود : «آیا او را دوست داری ، ای عثمان ؟» . گفت : آری ، به خدا ، ای پیامبر خدا! من او را دوست دارم . فرمود : «آیا محبّتت را نسبت به او زیاد کنم ؟» . گفت : آری ، پدرم و مادرم ، فدای تو باد ! فرمود : «کسی که کودکی از نسلش را خشنود سازد تا این که او خرسند گردد ، خداوند ، روز قیامت ، او را خشنود می سازد تا آن جا که او خرسند گردد» .
حلیه الأولیاء به نقل از اَنَس :زنی که دو کودک همراه خود داشت ، بر عایشه وارد شد . عایشه ، سه خرما به او داد . او به هر کدام ، یک دانه خرما داد . آنها خرمای خود را خوردند و سپس به مادرشان نگاه کردند . او خرما[ی باقی مانده ]را برداشت و دو نیم کرد . نیمی به این و نیمی به آن داد . پیامبر صلی الله علیه و آلهوارد شد و عایشه ، ماجرا را به ایشان خبر داد . پیامبر صلی الله علیه و آلهبه او فرمود : «چرا از این کار ، به شگفت آمده ای ؟ همانا خداوند به خاطر رَحم او به دو کودکش بر او رحم نمود» .
الإمام الصادق علیه السلام :إنَّ اللّهَ لَیَرحَمُ العَبدَ لِشِدَّهِ حُبِّهِ لِوَلَدِهِ. [۵۱۴] عنه علیه السلام :قالَ موسَی بنُ عِمرانَ علیه السلام : یا رَبِّ، أیُ الأعمالِ أفضَلُ عِندَکَ ؟ فَقالَ : حُبُّ الأَطفالِ، فَإِنِّی فَطَرتُهُم عَلی تَوحیدی، فَإِن أَمَتُّهُم أدخَلتُهُم بِرَحمَتِی جَنَّتی. [۵۱۵]

سیرَهُ النَّبِیِ فِی الشَّفَقَهِ علی الأطفال وتَکریمِهِم

مسند ابن حنبل عن الولید بن عقبه :لَمّا فَتَحَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله مَکَّهَ ، جَعَلَ أهلُ مَکَّهَ یَأتونَهُ بِصِبیانِهِم فَیَمسَحُ عَلی رُؤوسِهِم ویَدعو لَهُم . [۵۱۶] صحیح مسلم عن عمرو بن سعید عن أنس :ما رَأیتُ أحَدا کانَ أرحَمَ بِالعِیالِ مِن رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، قالَ : کانَ إبراهیمُ مُستَرضَعا لَهُ فی عَوالی المَدینَهِ ، فَکانَ یَنطَلِقُ ونَحنُ مَعَهُ فَیدخُلُ البَیتَ وإنَّهُ لَیُدَّخَنُ ، وکانَ ظِئرُهُ [۵۱۷] قَینا [۵۱۸] ، فَیَأخُذُهُ فَیُقَبِّلُهُ، ثُمَّ یَرجِعُ . قالَ عَمرٌو : فَلَمّا تُوُفِّیَ إبراهیمُ ، قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : إنَّ إبراهیمَ ابنی ، وإنَّه ماتَ فی الثَّدی ، وإنَّ لَهُ لَظِئرَینِ تُکمِلانِ رَضاعَهُ فِی الجَنَّهِ . [۵۱۹]

سیره پیامبر در مهربانی به کودکان و تکریم آنان

امام صادق علیه السلام :بدون تردید ، خداوند بر بنده خود به خاطر شدّت محبّت به فرزندش ، رحم می کند .
امام صادق علیه السلام :موسی بن عمران علیه السلام گفت : پروردگارا ! کدام عمل ، نزد تو برترین است ؟ فرمود : «دوست داشتن کودکان ؛ چرا که من ، آنان را بر توحید خود سرشته ام . اگر آنان را بمیرانم ، به رحمت خودم آنان را وارد بهشتم خواهم کرد» .
مسند ابن حنبل به نقل از ولید بن عقبه :وقتی پیامبر خدا ، مکّه را فتح نمود ، اهل مکّه با کودکانشان نزد ایشان می آمدند و ایشان بر سرِ آنان ، دست می کشید و برایشان دعا می کرد .
صحیح مسلم به نقل از عمرو بن سعید ، از انس بن مالک :هیچ کس را ندیدم که نسبت به خانواده اش مهربان تر از پیامبر خدا باشد . ابراهیم [پسر پیامبر خدا] ، دایه ای در عوالی [۵۲۰] مدینه داشت . پیامبر صلی الله علیه و آلهپیوسته به آن جا می رفت و ما نیز همراه ایشان بودیم . ایشان ، وارد خانه می شد و دایه که برده بود [خانه را] با بخور ، خوش بو می کرد . پیامبر صلی الله علیه و آلهابراهیم را می گرفت و می بوسید و سپس ، باز می گشت . عمرو گفت : هنگامی که ابراهیم درگذشت ، پیامبر خدا فرمود : «ابراهیم، فرزند [دلبند] من است. [هر چند] او در شیرخوارگی درگذشت؛ امّا در بهشت ، دو دایه دارد که شیرخواریِ او را تکمیل می کنند .
صحیح مسلم عن عبد اللّه بن جعفر :کانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله إذا قَدِمَ مِن سَفَرٍ تُلُقِّیَ بِصِبیانِ أهلِ بَیتِهِ . [۵۲۱] مسند ابن حنبل عن عروه :کانَ [رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله] یُستَقبَلُ بالصِّبیانِ إِذا جاءَ مِن سَفَرٍ. [۵۲۲] المحجّه البیضاء :کانَ صلی الله علیه و آله یَقدِمُ مِنَ السَّفَرِ فَیَتَلَقّاهُ الصِّبیانُ فَیَقِفُ لَهُم ، ثُمَّ یَأمُرُ بِهِم فَیُرفَعونَ إِلَیهِ ، فَیَرفَعُ مِنهُم بَینَ یَدَیهِ ومِن خَلفِهِ ، ویَأمُرُ أصحابَهُ أن یَحمِلُوا بَعضَهُم، فَرُبَّما یَتَفاخَرُ الصِّبیانُ بَعدَ ذلِکَ فَیَقولُ بَعضُهُم لِبَعضٍ : حَمَلَنِی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آلهبَینَ یَدَیهِ ، وحَمَلَکَ أنتَ وَراءَهُ، ویَقولُ بَعضُهُم : أمَرَ أصحابَهُ أن یَحمِلوکَ وَراءَهُم. [۵۲۳] المناقب لابن شهر آشوب عن عبدالعزیز بإسناده عن النبیّ صلی الله علیه و آله :أنَّه کان جالسا فَأَقبَلَ الحَسَنُ وَالحُسَینُ علیهماالسلامفَلَمّا رَآهُمَا النَّبِیُ صلی الله علیه و آلهقامَ لَهُما وَاستَبطَأَ بُلوغَهُما إلَیهِ ، فَاستَقبَلَهُما وحَمَلَهُما عَلی کَتِفَیهِ وقالَ : نِعمَ المَطِیُّ مَطِیُّکُما ، ونِعمَ الرّاکِبانِ أَنتُما ، وأبوکُما خَیرٌ مِنکُما. [۵۲۴] 4 / 3التَّسلیمُ عَلَی الصِّبیانِکنز العمّال عن أنس :کانَ[ صلی الله علیه و آله] یَمُرُّ بِالصِّبیانِ فَیُسَلِّمُ عَلَیهِم. [۵۲۵]

سلام کردن بر کودکان

صحیح مسلم به نقل از عبد اللّه بن جعفر :هرگاه پیامبر خدا از سفر برمی گشت ، [نخست ]با کودکان خانواده اش دیدار می کرد .
مسند ابن حنبل به نقل از عروه :[پیامبر خدا ]هنگامی که از سفر می آمد ، توسّط کودکان مورد استقبال قرار می گرفت .
المَحَجَّه البیضاء :هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله از سفر باز می گشت ، کودکان ، گِرد ایشان را می گرفتند و ایشان به خاطر آنان ، می ایستاد . سپس از آنان می خواست که بالا بیایند . برخی از آنان ، از جلو و از پشت ایشان ، بالا می رفتند ، و از همراهان خود می خواست دیگر کودکان را آنان حمل کنند . چه بسا پس از این ماجرا کودکان افتخار می کرده ، به هم می گفتند : پیامبر خدا ، مرا در آغوش خود برد و تو را بر پشت خود ، و برخی می گفتند : از همراهان خود خواست که تو را پشت خود ، سوار کنند .
المناقب ، ابن شهر آشوب :به نقل از عبدالعزیز ، با سندش از پیامبر صلی الله علیه و آله : پیامبر خدا نشسته بود که حسن و حسین علیهماالسلامآمدند و چون آنان را دید ، برایشان برخاست و چون دید کُند می آیند ، به سمت آنان رفت و بر دوش خود ، حملشان کرد و فرمود : «مَرکب شما چه مرکب خوبی است و شما چه خوبْ سوارانی هستید و پدرتان از شما هم بهتر است» .
کنز العمّال به نقل از اَنَس پیامبر خدا ، هرگاه بر کودکان می گذشت ، به آنان سلام می کرد .
سنن الترمذی عن أنس :کُنتُ مَعَ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله فَمَرَّ عَلَی صِبیانٍ فَسَلَّمَ عَلَیهِم. [۵۲۶] مکارم الأخلاق عن أنس :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله مَرَّ عَلَی صِبیانٍ فَسَلَّمَ عَلَیهِم وهُوَ مُغِذٌّ [۵۲۷] . [۵۲۸] رسول اللّه صلی الله علیه و آله :خَمسٌ لا أدَعُهُنَّ حَتَّی المَماتِ : الأکلُ عَلَی الحَضیضِ [۵۲۹] مَعَ العَبیدِ ، ورُکوبِیَ الحِمارَ مُؤَکَّفا [۵۳۰] ، وحَلبُ العَنزِ بِیَدی، ولُبسُ الصّوفِ، وَالتَّسلیمُ عَلَی الصِّبیانِ ؛ لِتَکونَ سُنَّهً مِن بَعدِی. [۵۳۱] صحیح ابن حبان عن أنس :أنَّ النبیّ صلی الله علیه و آله : کانَ یَزورُ الأنصارَ ویُسَلِّمُ عَلی صِبیانِهِم ویَمسَحُ رُؤوسَهُم. [۵۳۲] 4 / 4ذَمُّ عَدَمِ المَحَبَّهِ لِلأَطفالِصحیح مسلم عن عائشه :قَدِمَ ناسٌ مِنَ الأعرابِ عَلی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آلهفَقالوا : أتُقَبِّلونَ صِبیانَکُم؟ فَقالوا : نَعَم، فَقالوا : لکِنَّا وَاللّهِ ما نُقَبِّلُ. فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : وأملِکُ إن کانَ اللّهُ نَزَعَ مِنکُمُ الرَّحمَهَ! [۵۳۳]

نکوهش محبّت نکردن به کودکان

سنن الترمذی به نقل از اَنَس :با پیامبر خدا بودم که بر کودکان گذر کرد و به آنان ، سلام داد .
مکارم الأخلاق به نقل اَنَس :پیامبر خدا ، در حالی که به سرعت حرکت می کرد] و عجله داشت] ، بر گروهی از کودکان گذر کرد و به آنان ، سلام داد.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :پنج چیز است که تا هنگام مرگ ، آنها را ترک نمی کنم : غذا خوردن روی زمین با بردگان ، سوار شدن بر درازگوشِ پالان دار ، دوشیدن شیر با دست خودم ، پوشیدن لباس پشمینه ، و سلام کردن به کودکان ، تا پس از من ، سنّت شود .
صحیح ابن حبّان به نقل از اَنَس :پیامبر صلی الله علیه و آلهبه دیدار انصار می رفت ، به کودکانشان سلام می کرد و بر سرِ آنان ، دست می کشید .
صحیح مسلم به نقل از عایشه :گروهی از عرب های بادیه نشین ، خدمت پیامبر خدا رسیدند و گفتند : آیا [شما مسلمانان ]کودکانتان را می بوسید ؟ گفتند : آری . آن گاه گفتند : ولی ما به خدا سوگند ، نمی بوسیم . پیامبر خدا فرمود : «من چه کنم اگر خداوند ، مهر را از [دل ]شما برکَنده است؟» .
الأدب المفرد عن أبی هریره :قَبَّلَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله حَسَنَ بنَ عَلِیٍ علیه السلام، وعِندَهُ الأَقرَعُ بنُ حابِسٍ التَّمیمیُ جالِسٌ . فَقالَ الأَقرَعُ : إنَّ لی عَشَرَهً مِنَ الوُلدِ ما قَبَّلتُ مِنهُم أحَدا! فَنَظَرَ إلَیهِ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ثُمَّ قَالَ : مَن لا یَرحَم لا یُرحَمُ. [۵۳۴] الإمام الصادق علیه السلام :جاءَ رَجُلٌ إلَی النَّبِیِ صلی الله علیه و آله فَقالَ : ما قَبَّلتُ صَبِیّا قَطُّ. فَلَمّا وَلّی قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : هذا رَجُلٌ عِندِی أنَّهُ مِن أهلِ النّارِ. [۵۳۵] 4 / 5نِطاقُ مَحَبَّهِ الأَولادِالکتاب«یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لاَ تُلْهِکُمْ أَمْوَ لُکُمْ وَ لاَ أَوْلَدُکُمْ عَن ذِکْرِ اللَّهِ وَ مَن یَفْعَلْ ذَ لِکَ فَأُوْلَلءِکَ هُمُ الْخَسِرُونَ » . [۵۳۶] «یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِنَّ مِنْ أَزْوَ جِکُمْ وَ أَوْلَدِکُمْ عَدُوًّا لَّکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَ إِن تَعْفُواْ وَ تَصْفَحُواْ وَ تَغْفِرُواْ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ » . [۵۳۷] الحدیثرسول اللّه صلی الله علیه و آله فی مَوعِظَتِهِ لاِبنِ مَسعودٍ :یَا بنَ مَسعودٍ ، لا تَحمِلَنَّکَ الشَّفَقَهُ عَلی أهلِکَ ووُلدِکَ عَلَی الدُّخولِ فِی المَعاصِی وَالحَرامِ، فَإِنَّ اللّهَ تَعالی یَقولُ : «یَوْمَ لاَ یَنفَعُ مَالٌ وَ لاَ بَنُونَ * إِلاَّ مَنْ أَتَی اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ » [۵۳۸] . [۵۳۹]

درباره محبّت به فرزندان

الأدب المفرد به نقل از ابوهریره :پیامبر خدا ، در حالی که اَقرَع بن حابس تمیمی خدمت ایشان نشسته بود ، حسن بن علی علیهماالسلامرا بوسید. اقرع گفت : من ، ده فرزند دارم که هیچ کدام از آنان را نبوسیده ام . پیامبر خدا به او نگاه کرد و سپس فرمود : «کسی که مهر نورزد ، مهر نمی بیند» .
امام صادق علیه السلام :مردی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله رسید و گفت : هرگز کودکی را نبوسیده ام . وقتی بازگشت پیامبر خدا فرمود : «این ، کسی است که در نظر من از اهل آتش است» .
قرآن«ای کسانی که ایمان آوردید ! اموال و فرزندانتان ، شما را از یاد خدا غافل نکند و کسانی که چنین کنند، زیان کاران اند» .
«ای کسانی که ایمان آورده اید! به تحقیق ، برخی از همسران و فرزندانتان ، دشمن شما هستند . پس از آنان برحذر باشید ، و [چه نیکوست] اگر گذشت کنید و روی بگردانید و ببخشید ؛ چرا که بی گمان ، خداوند ، آمرزنده مهربان است» .
حدیثپیامبر خدا صلی الله علیه و آله : خطاب به عبداللّه بن مسعود ای ابن مسعود! دلسوزی نسبت به خانواده و فرزندانت ، نباید تو را به نافرمانی ها[ی از خدا] و حرام ، وادار سازد ؛ چرا که خداوند متعال می فرماید : «[قیامت] روزی [است] که نه مال سود می دهد و نه فرزندان * مگر کسی که با دلی سالم ، نزد خدا آید» .
سنن الترمذی عن ابن عبّاس لمّا سَألَهُ رَجُلٌ عَن هذه الآیه : «یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِنَّ مِنْ أَزْوَ جِکُمْ وَ أَوْلَدِکُمْ عَدُوًّا لَّکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ» : هؤُلاءِ رِجالٌ أسلَموا مِن أهلِ مَکَّهَ وأرادوا أن یَأتُوا النَّبِیَ صلی الله علیه و آله ، فَأَبی أزواجُهُم وأولادُهُم أن یَدَعوهُم أن یَأتوا رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، فَلَمّا أتَوا رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آلهرَأَوا النّاسَ قَد فَقِهوا فِی الدِّینِ هَمّوا أن یُعاقِبوهُم ، فَأنزَلَ اللّهُ عز و جل : «یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِنَّ مِنْ أَزْوَ جِکُمْ وَ أَوْلَدِکُمْ عَدُوًّا لَّکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ» . [۵۴۰] الإمام علیّ علیه السلام لبعض أصحابه :لا تَجعَلَنَّ أکثَرَ شُغلِکَ بِأهلِکَ ووَلَدِکَ ، فَإِن یَکُن أهلُکَ ووَلَدُکَ أولِیاءَ اللّهِ فَإِنَّ اللّهَ لا یُضیعُ أولِیاءَهُ ، وإن یَکونوا أعداءَ اللّهِ فَمَا هَمُّکَ وشُغلُکَ بِأعداءِ اللّهِ ![۵۴۱] مستدرک الوسائل : وَلَدَی عَلِیٍّ علیه السلام قیلَ : لَما کانَ العَبّاسُ وزَینَبُ صَغیرَینِ ، قالَ عَلِیٌّ لِلعَبّاسِ : قُل : واحِدٌ، فَقال: واحِدٌ ، فَقالَ : قُل : اثنانِ، قالَ: أستَحی أن أقولَ بِاللِّسانِ الّذی قُلتُ واحِدٌ : اثنانِ . فَقَبَّلَ عَلِیٌ علیه السلامعَینَیهِ ، ثُمَّ التَفَت إلی زَینَبَ وکانَت عَلی یَسارِهِ وَالعبَّاسُ عَن یَمینِهِ ، فَقالَت : یا أَبَتاهُ أتُحِبُّنا؟ قالَ : نَعَم یا بُنیَ، أولادُنا أکبادُنا. فَقالَت: یا أبَتاهُ، حُبَّانِ لا یَجتَمِعانِ فی قَلبِ المُؤمِنِ ، حُبُّ اللّهِ وحُبُّ الأولادِ، وإن کانَ لابُدَّ لَنا فَالشَّفَقَهُ لَنا وَالحُبُّ للّهِِ خالِصا. فَازدادَ عَلِیٌ علیه السلامبِهِما حُبَّا. [۵۴۲] سنن الترمذی به نقل از ابن عبّاس :وقتی کسی از ابن عبّاس درباره این آیه پرسید که : «ای کسانی که ایمان آوردید! بی گمان ، برخی از همسران و فرزندانتان ، دشمن شما هستند . پس از آنان برحذر باشید» . گفت : اینان ، مردانی از اهل مکّه بودند که اسلام آوردند و خواستند نزد پیامبر صلی الله علیه و آله بیایند ؛ ولی همسران و فرزندانشان نگذاشتند که آنان را ترک کرده ، نزد پیامبر خدا بیایند . هنگامی که نزد پیامبر خدا آمدند ، دیدند که مردم ، دین شناس شده اند . خواستند آنان را مجازات کنند که خداوند عز و جل ]این آیه را] نازل فرمود : «ای کسانی که ایمان آورده اید! بی گمان ، برخی از همسران و فرزندانتان دشمن شما هستند . پس از آنان برحذر باشید» .
امام علی علیه السلام به یکی از یارانش :همسر و فرزندانت را همه فکر و ذکر خود قرار نده ؛ چرا که اگر همسر و فرزندانت از دوستان خدا باشند ، خداوند ، [زندگی ]دوستان خود را تباه نمی سازد و اگر از دشمنان خدا باشند ، چرا [باید ]اهتمام و فکر و ذکر اشتغال تو به دشمنان خدا باشد؟
مستدرک الوسائل :نقل شده هنگامی که عبّاس و زینب علیهماالسلام ، فرزندان امام علی علیه السلام خردسال بودند ، امام علی علیه السلامبه عبّاس فرمود : «بگو یک» . گفت : یک . فرمود : «بگو دو» . گفت : شرم دارم با زبانی که یک گفته ام ، دو بگویم . امام علی علیه السلام میان دیدگان او را بوسید .سپس به زینب ، که سمت چپ ایشان بود ، توجّه کرد و عبّاس ، سمت راست بود . [زینب] گفت : ای پدر جان! ما را دوست می داری؟ فرمود : «آری ، ای فرزندم! فرزندان ما [پاره های] جگر ما هستند» . گفت : پدرجان! در قلب مؤمن ، دو محبّت ، محبّت خدا و محبّت فرزندان ، جمع نمی گردند و اگر چاره ای نباشد ، دلسوزی برای ماست و محبّت خالص برای خدا . پس محبّت علی علیه السلام به آن دو بیشتر شد .
مستدرک الوسائل :کانَ لِعَلِیِ بنِ أبی طالِبٍ علیه السلام ابنٌ وبِنتٌ، فَقَبَّلَ الابنَ بَینَ یَدَی البِنتِ، فَقالَت : أتُحِبُّهُ یا أبَه؟ قالَ : بَلی ، قالَت : ظَنَنتُ أنَّکَ لا تُحِبُّ أحَدا مِن دونِ اللّهِ. فَبَکی ، ثُمَّ قالَ : الحُبُّ للّهِِ، وَالشَّفَقَهُ لِلأولادِ. [۵۴۳] الإمام الصادق علیه السلام :قالَ والِدی علیه السلام : وَاللّهِ إنِّی لاَُصانِعُ بَعضَ وُلدِی واُجلِسُهُ عَلی فَخِذِی واُکثِرُ لَهُ المَحَبَّهَ ، واُکثِرُ لَهُ الشُّکرَ، وإنَّ الحَقَّ لِغَیرِهِ مِن وُلدِی ، ولکِن مُحافَظَهً عَلَیهِ مِنهُ ومِن غَیرِهِ ؛ لِئَلاّ یَصنَعوا بِهِ ما فَعَلَ بِیوسُفَ [۵۴۴] إخوَتُهُ، وما أنزَلَ اللّهُ سورَهَ یوسُفَ إلاّ أمثالاً لِکَیلا یَحسُدَ بَعضُنا بَعضا کَما حَسَدَ بیوسُفَ [۵۴۵] إخوَتُهُ وبَغَوا عَلَیهِ. [۵۴۶] 4 / 6العَدلُ بَینَ الأَولادِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :سَوّوا بَینَ أولادِکُم فِی العَطِیَّهِ، فَلَو کُنتُ مُفَضِّلاً أحَدا لَفَضَّلتُ النِّساءَ. [۵۴۷]

عدالت میان فرزندان

مستدرک الوسائل :علی بن ابی طالب علیه السلام پسر و دختری داشت . پسر را در حضور دختر بوسید . [دختر] گفت : پدرجان! او را دوست می داری؟ فرمود : «آری» . [دختر] گفت : می پنداشتم که کسی جز خداوند را دوست نمی داری . گریست و سپس فرمود : «محبّت برای خداست و دلسوزی برای فرزندان» .
امام صادق علیه السلام :پدرم علیه السلامفرمود : «به خدا سوگند ، من نسبت به یکی از فرزندانم تظاهر می کنم و او را بر زانویم می نشانم و بسیار به او محبّت می کنم و بسیار از او تشکّر می کنم . هر چند حق با فرزند دیگر من است ؛ لیکن به خاطر حفاظت کردن وی از او و دیگران ، چنین می کنم تاکاری را که برادران یوسف با او کردند ، اینان با وی نکنند . خداوند ، سوره یوسف را فرو نفرستاده است ، مگر نمونه ای برای آن که برخی از ما نسبت به برخی دیگر ، حسادت نورزد ، همان گونه که برادران یوسف بر او حسادت ورزیدند و ستم نمودند» .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :در هدیه دادن میان فرزندانتان به مساوات عمل کنید .اگر می خواستم کسی را برتری دهم ، هر آینه ، زنان را برتری می دادم .
عنه صلی الله علیه و آله :اِعدِلُوا بَینَ أولادِکُم فِی العَطِیَّهِ. [۵۴۸] عنه صلی الله علیه و آله :اِعدِلُوا بَینَ أولادِکُم فی النُّحلِ ، کَما تُحِبُّونَ أن یَعدِلوا بَینَکُم فِی البِرِّ وَاللُّطفِ. [۵۴۹] عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ اللّهَ تَعالی یُحِبُّ أن تَعدِلوا بَینَ أولادِکُم حَتّی فِی القُبَلِ. [۵۵۰] العیال عن الحسن :بَینا رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آلهیُحَدِّثُ أصحابَهُ إذ جاءَ صَبِیٌ حَتَّی انتَهی إلی أبیهِ فی ناحِیَهِ القَومِ ، فَمَسَحَ رَأسَهُ وأقعَدَهُ عَلی فَخِذِهِ الیُمنی . قالَ: فَلَبِثَ قَلیلاً فَجاءَت ابنَهٌ لَهُ حَتَّی انتَهَت إلَیهِ ، فَمَسَحَ رَأسَها وأقعَدَها فِی الأرضِ . فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : فَهَلاّ عَلی فَخِذِکَ الاُخری، فَحَمَلَها عَلی فَخِذِهِ الاُخری، فَقالَ صلی الله علیه و آله : الآنَ عَدَلتَ. [۵۵۱] الإمام علیّ علیه السلام :إنَّ النَّبِیَ صلی الله علیه و آلهأبصَرَ رَجُلاً لَهُ وَلَدانِ [۵۵۲] فَقَبَّلَ أحَدَهُما وتَرَکَ الآخَرَ . فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : فَهَلاّ واسَیتَ بَینَهُما. [۵۵۳] صحیح البخاری عن النعمان بن بشیر :أعطانی أبی عَطِیَّهً ، فَقالَت عَمَرَهُ بِنتُ رَواحَهَ : لا أرضی حَتّی تُشهِدَ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله . فأتی رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آلهفَقالَ : إنِّی أعطَیتُ ابنی مِن عَمَرَهَ بِنتِ رَواحَهَ عَطِیَّهً فَأمَرَتنی أن اُشهِدَکَ یا رَسولَ اللّهِ . قالَ : أعطَیتَ سائِرَ وُلدِکَ مِثلَ هذا؟ قالَ : لا . قالَ : فَاتَّقُوا اللّهَ وَاعدِلوا بَینَ أولادِکُم . قالَ : فَرَجَعَ فَرَدَّ عَطِیَّتَهُ . [۵۵۴] پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :در هدیه دادن میان فرزندانتان ، عدالت ورزید .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :میان فرزندانتان ، در بخشیدن عدالت ورزید ، همان گونه که دوست دارید آنان در نیکی و ملاطفت میان شما عدالت ورزند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خداوند متعال ، دوست دارد که میان فرزندانتان عدالت ورزید ، حتّی در بوسیدن .
العیال به نقل از حسن [۵۵۵] : هنگامی که پیامبر خدا با یارانش سخن می گفت، کودکی وارد شد و رفت در گوشه ای از مسجد به پدرش رسید . پدر ، دست به سرش کشید و وی را بر زانوی راست خود نشاند . اندکی که گذشت دختر او آمد و رفت تا این که به او رسید . او به سرِ وی نیز دست کشید ؛ امّا وی را روی زمین نشاند . پیامبر خدا فرمود : «چرا او را بر زانوی دیگرت ننشاندی؟» . او ، وی را بر زانوی دیگرش نشاند . پیامبر خدا فرمود : «هم اکنون ، عدالت ورزیدی» .
امام علی علیه السلام :پیامبر صلی الله علیه و آلهکسی را دید که دو فرزند داشت . یکی را بوسید و دیگری را رها کرد . [در این هنگام ]پیامبر خدا [به وی ]فرمود : «چرا میان آنان یکسان عمل نکردی؟!» .
صحیح البخاری به نقل از نعمان بن بشیر :پدرم چیزی به من بخشید ؛ ولی [مادرم ]عمره دختر رواحه گفت : من ، راضی نمی شوم تا این که پیامبر خدا ، شاهد [این بخشش] باشد . از این رو ، [پدرم] نزد پیامبر خدا آمد و گفت : ای پیامبر خدا! من به پسری که از عمره دختر رواحه دارم، چیزی بخشیده ام و او از من خواسته است که تو را شاهد بگیرم . ایشان فرمود : «به دیگر فرزندانت نیز مثل این را بخشیده ای ؟» گفت : نه . فرمود : «از خدا پروا داشته باشید و میان فرزندانتان ، عدالت ورزید» . پس او بازگشت و هدیه اش را پس گرفت .
شرح نهج البلاغه :کانَ الحَسَنُ علیه السلامأکبَرَ وُلدِ عَلِیٍّ، وکانَ سَیِّدا سَخِیّا حَلیما خَطیبا، وکانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آلهیُحِبُّهُ، سابَقَ یَوما بَینَ الحُسَینِ وبَینَهُ فَسَبَقَ الحَسَنُ، فَأجلَسَهُ عَلی فَخِذِهِ الیُمنی، ثُمَّ أجلَسَ الحُسَینَ عَلَی الفَخِذِ الیُسری . [۵۵۶] شرح نهج البلاغه :حسن علیه السلامبزرگ ترین فرزند علی علیه السلام ، آقا ، باسخاوت ، بردبار و سخنور بود ، و پیامبر خدا ، او را دوست می داشت . روزی میان حسین علیه السلام و او مسابقه گذاشت و حسن علیه السلام بُرد . پس ، او را بر زانوی راست خود نشانْد و سپس ، حسین علیه السلام را بر زانوی چپ خود نشاند .

سخنی درباره عدالت ورزی در برخورد با فرزندان

یکی از مباحث مهم تربیتی ، عدالت ورزی والدین در اظهار محبّت به فرزندان و واگذاری امکانات مادّی به آنهاست . این مسئله از دو نگاه ، قابل بحث و بررسی است : فقهی حقوقی 1 و تربیتی .
آنچه در این جا مورد نظر است ، عدالت ورزی نسبت به فرزندان از نگاه دوم است . عدالت ورزی نسبت به فرزندان ، می تواند آثار تربیتی مهمّی را بدین شرح به دنبال داشته باشد : 1 . فرزندان نیز متقابلاً به والدین لطف و نیکی می کنند و حقوق آنان را رعایت خواهند کرد . 2 . آنان نیز نسبت به فرزندان خود ، از مرز عدالت تجاوز نخواهند کرد . 3 . عدالت ورزی میان فرزندان ، مانع از حسادت و کینه ورزی آنان نسبت به هم خواهد شد . 4 . مهم تر این که کودک ، از آغاز زندگی با روح عدالت ورزی پرورش خواهد یافت و رفتار عادلانه خانواده ، زمینه را برای تأمین عدالت اجتماعی فراهم خواهد ساخت . بر عکس ، بی عدالتی و رفتار تبعیض آمیز نسبت به فرزندان ، نه تنها والدین را از محبّت آنان محروم می کند ؛ بلکه آینده فرزندان را نیز با خطر مواجه می نماید . از این رو ، دانشمندان تعلیم و تربیت در عصر حاضر ، رعایت عدالت در برخورد با فرزندان را برای پرورش انسان های شایسته ، ضرور می دانند ؛ امّا اسلام از چهارده قرن پیش بر این امر تأکید نموده است و پیامبر خدا به مسلمانان توصیه می فرمود که نه تنها در واگذاری امکانات مادّی ، بلکه در بوسیدن فرزندان نیز عدالت را رعایت کنند . بدیهی است که رفتار عادلانه ، به معنای برخورد مساوی و یکسان نیست . چه بسا رعایت عدالت ایجاب می نماید که پدر برای برخی از فرزندان خود ، به دلیل استعداد بیشتر و یا کمتر ، یا به دلیل بیماری و یا جهات دیگر ، هزینه بیشتری را متحمّل گردد . این ، به معنای بی عدالتی نیست . البته در این گونه موارد نیز باید سایر فرزندان را نسبت به اقدام خود ، توجیه نمایند . همچنین ، در صورتی که پدر احساس کرد رعایت حقّ یکی از فرزندان ، پیامدهای منفی و خطرناکی را به دنبال خواهد داشت ، از آن صرف نظر نماید ، چنان که امام صادق علیه السلاممی فرماید : قالَ والِدی علیه السلام : وَاللّهِ إنِّی لاَُصانِعُ بَعضَ وُلدِی واُجلِسُهُ عَلی فَخِذِی واُکثِرُ لَهُ المَحَبَّهَ ، واُکثِرُ لَهُ الشُّکرَ، وإنَّ الحَقَّ لِغَیرِهِ مِن وُلدِی ، ولکِن مُحافَظَهً عَلَیهِ مِنهُ ومِن غَیرِهِ ؛ لِئَلاّ یَصنَعوا بِهِ ما فَعَلَ بِیوسُفَ إخوَتُهُ؛ [۵۵۷] پدرم علیه السلام فرمود : «به خدا سوگند ، من نسبت به یکی از فرزندانم تظاهر می کنم و او را بر زانویم می نشانم و بسیار به او محبّت می کنم و بسیار از او تشکّر می کنم . هر چند حق با فرزند دیگر من است ؛ لیکن به خاطر حفاظت کردن وی از او و دیگران ، چنین می کنم تاکاری را که برادران یوسف با او کردند ، اینان با وی نکنند . همان طور که در این حدیث آمده است ، امام باقر علیه السلام برای پیشگیری از حسادت برخی از فرزندان خود و تبعات سوء آن ، نه تنها نسبت به فرزندی که باید بیش از دیگران مورد محبّت او قرار گیرد ، اظهار محبّت نمی کند ؛ بلکه فرزند دیگری را که در معرض بیماری حسادت است ، مورد لطف و محبّت قرار می دهد تا بدین وسیله ، فرزند برتر را از خطر حسادت برادر ، حفظ نماید و این ، درس تربیتی مهمّی است برای مربّیان ، بویژه پدران و مادران .

الوَفاءُ بِالوَعدِ

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :أحِبُّوا الصِّبیانَ وَارحَموهُم ، وإذا وَعَدتُموهُم شَیئا فَفوا لَهُم ؛ فَإِنَّهُم لا یَدرونَ إلاّ أنَّکُم تَرزُقونَهُم. [۵۵۸] عنه صلی الله علیه و آله :إذا واعَدَ أحَدُکُم صَبِیَّهُ فَلیُنجِز. [۵۵۹] السنن الکبری عن عبداللّه بن عامر بن ربیعه :جاءَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آلهبَیتَنا وأنا صَبِیٌ صَغیرٌ ، فَذَهَبتُ ألعَبُ ، فَقالَت لی أُمِّی : یا عَبدَ اللّهِ تَعالَ أُعطیکَ . فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : ما أَرَدتِ أن تُعطِیَهُ؟ قَالَت : أرَدتُ أن أُعطِیَهُ تَمرا ، قالَ : أما إنَّکِ لَو لَم تَفعَلی لَکُتِبَت عَلَیکِ کِذبَهٌ . [۵۶۰] الإمام علیّ علیه السلام :لا یَصلُحُ مِن الکَذِبِ جِدٌّ و لا هَزلٌ ، ولا أن یَعِدَ أَحَدُکُم صَبِیَّهُ ثُمَّ لا یَفی لَهُ ، إنَّ الکَذِبَ یَهدی إلَی الفُجورِ . [۵۶۱] الإمام الکاظم علیه السلام :إذا وَعَدتُم الصِّبیانَ فَفوا لَهُم ؛ فَإِنَّهُم یَرَونَ أنَّکُم الّذینَ تَرزُقونَهُم ، إنَّ اللّهَ عز و جل لَیسَ یَغضَبُ لِشَیءٍ کَغَضَبِهِ لِلنِّساءِ وَالصِّبیانِ . [۵۶۲]

وفا به وعده

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :کودکان را دوست بدارید و با آنان ، مهربان باشید و هرگاه چیزی را به آنان وعده دادید ، بدان وفا کنید ؛ زیرا آنان ، باوری جز این ندارند که شما روزیِ آنها را می دهید .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر گاه یکی از شما به کودکش وعده داد ، باید بدان عمل کند .
السنن الکبری به نقل از عبد اللّه بن عامر بن ربیعه :پیامبر خدا به خانه ما آمد و من ، در حالی که کودکی خردسال بودم ، رفتم تا بازی کنم . از این رو ، مادرم به من گفت : ای عبد اللّه ! بیا چیزی به تو بدهم . پیامبر خدا فرمود : «چه می خواهی به او بدهی ؟» گفت : می خواهم به او خرما بدهم . فرمود : «آگاه باش که اگر چنین نکنی ، برای تو دروغی نوشته می شود» .
امام علی علیه السلام :دروغ ، چه جدّی و چه شوخی ، درست نیست و نیز این که کسی از شما به کودکش وعده بدهد و به آن وفا نکند ؛ چرا که دروغ ، [انسان را ]به افسارْ گسیختگی می کشانَد .
امام کاظم علیه السلام :هرگاه به کودکان وعده دادید ، بدان وفا کنید ؛ چرا که آنان بر این باورند که شما روزی شان را می دهید . بی گمان ، خداوند عز و جل آن گونه که به خاطر زنان و کودکان خشمگین می شود ، برای چیز دیگری خشم نمی گیرد .

نقش وفا به وعده در تربیت کودک

از هنگامی که کودک به مرحله درک می رسد ، در تعامل خود با والدین ، با وعده هایی برخورد می کند . این وعده ها گاه عملی می شوند و گاه نمی شوند . در آموزه های اسلام ، این مسئله مورد توجّه قرار گرفته و نسبت به وفای به عهد ، توصیه اکید شده است . دلیل این توصیه را به چند وجه می توان تحلیل و تبیین کرد : یکی جنبه اخلاقی مسئله است . تخلّف از وعده ، از اخلاق ناپسند است و در همه جا و نسبت به هر کس ، صادق است و یکی از مصادیق آن هم کودک است . دیگری ، جنبه بدآموزی آن برای کودک است . هر چند خُلف وعده ، نهی عام دارد ؛ ولی درباره کودک به جهت شرایط سنّی و تربیتی خاصّی که دارد ، از اهمیّت ویژه ای برخوردار است . کودک ، از رفتار دیگران ، بخصوص والدین ، الگو می گیرد و این الگوگیری ، چون در سنین کودکی است ، تأثیر پایدار و عمیق بر شخصیت وی می گذارد ، به گونه ای که اصلاح آن ، غیر ممکن یا بسیار دشوار خواهد بود . و امّا جنبه سوم ، تأثیر منفی آن بر رابطه کودک با خدا در آینده است . برخی پژوهش ها نشان داده که نوع ارتباط کودک با خداوند ، تحت تأثیر نحوه ارتباط والدین با کودک بوده است . پیش از آن که کودک با مفهوم خدا آشنا شود ، والدین ، بخصوص پدر را رب و صاحب اختیار خود می داند و به تعبیری نقش خداوندی برای وی قائل است (و به همین دلیل ، والدین خود را بی عیب و نقص و دارای همه کمالات و فضایل می داند و حتّی تصوّر هم نمی کند که آنان ، دارای عیب و نقصی باشند) . حال اگر والدین به وعده هایی که به کودک خود داده اند ، عمل نکنند ، او این خُلفِ وعده را به مفهوم خداوندی تسرّی می دهد و ناخودآگاه ، در آینده ، رابطه او با خداوند را تحت تأثیر منفی قرار می دهد . اتّفاقا در حدیث شریف نیز تعلیلی آمده که به این حقیقت ، اشاره دارد : «آنان تصور می کنند شما به آنها روزی می دهید» [۵۶۳] . آن مفهومی که از خداوندی برای کودک ، قابل فهم است ، «روزی رسانی» است و روزی رسانی در نظر او ، برابر با خداوندگاری است . حال اگر از خداوندگارِ کودکی خود ، خُلف وعده ببیند ، نسبت به خداوند و جایگاه او ، همواره بدبین می گردد . حدیث شریف : «الجنّه تحت أقدام الاُمّهات» نیز در همین بستر می تواند تحلیل گردد ؛ یعنی گذشته از تلاش هایی که مادران برای تربیت دینی کودک می کنند ، شکل ارتباط مادر با کودک ، تأثیر مهمّی در شکل گیری تصوّر کودک از خداوند دارد و این ، می تواند در آینده کودک تأثیر گذار باشد .
إدخالُ السُّرورِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَّ فِی الجَنَّهِ دارا یُقالُ لَهَا : الفَرَحُ، لا یَدخُلُها إلاّ مَن فَرَّحَ الصِّبیانَ. [۵۶۴] عنه صلی الله علیه و آله :اِشتَروا لِصِبیانِکُمُ اللَّحمَ، وذَکِّروهُم یَومَ الجُمُعَهِ . [۵۶۵] عنه صلی الله علیه و آله :إنّ فِی الجَنَّهِ دارا یُقالُ لَها : دارُ الفَرَحِ ، لایَدخُلُها إلاّ مَن فَرَّحَ یَتامَی المُؤمِنینَ . [۵۶۶] عنه صلی الله علیه و آله:مَن عالَ یَتیما حَتّی یَستَغنِیَ ، أوجَبَ اللّهُ عز و جل لَهُ بِذلِکَ الجَنَّهَ ، کَما أوجَبَ لاِکِلِ مالِ الیَتیمِ النّارَ [۵۶۷] .
الکافی عن حبیب بن أبی ثابت :جاءَ إلی أمیرِ المُؤمِنینَ علیه السلامعَسَلٌ وتینٌ مِن هَمَدانَ [۵۶۸] وحُلوانَ [۵۶۹] ، فَأَمَرَ العُرَفاءَ [۵۷۰] أن یَأتوا بِالیَتامی ، فَأَمکَنَهُم مِن رُؤوسِ الأَزقاقِ [۵۷۱] یَلعَقُونَها ، وهُوَ یُقَسِّمُها لِلنّاسِ قَدَحا قَدَحا ، فَقیلَ لَهُ : یا أمیرَ المُؤمِنینَ ، ما لَهُم یَلعَقونَها ؟ فَقالَ : إنَّ الإمامَ أبُو الیَتامی ، وإنَّما ألعَقتُهُم هذا بِرِعایَهِ الآباءِ . [۵۷۲]

شاد کردن

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خانه ای در بهشت است که به آن ، [خانه] شادی گفته می شود . جز کسی که کودکان را شاد کرده باشد، وارد آن نمی گردد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :برای کودکانتان ، گوشت بخرید و روز جمعه را به یاد آنان بیاورید .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خانه ای در بهشت است که خانه شادی نام دارد . جز کسی که یتیمانِ اهل ایمان را خرسند ساخته ، وارد آن نمی شود .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :کسی که یتیمی را سرپرستی کند تا بی نیاز گردد ، خداوند عز و جل در برابر این کار، بهشت را بر او واجب کرده است ، همان گونه که خداوند برای خورنده مال یتیم ، آتش [دوزخ] را واجب کرده است .
الکافی به نقل از حبیب بن ابی ثابت :برای امیر مؤمنان ، از منطقه هَمَدان و حُلوان ، [۵۷۳] عسل و انجیر آوردند . به سرشناسان قبایل ، دستور داد که یتیمان [قبیله ]را بیاورند . آنان را بالای مَشک های عسل ، بُرد تا عسل بِلیسند و خود ، عسل ها را ظرف ظرف ، میان مسلمانان تقسیم می کرد. گفته شد: ای امیر مؤمنان ! چرا آنان ، عسل می لیسند ؟ فرمود : «امام ، پدر یتیمان است .همانا به جای پدرانشان ، آنان را به خوردن عسل وا داشتم» .
ربیع الأبرار به نقل از ابو طفیل :علی علیه السلام را دیدم که یتیمان را فرا می خوانْد و به آنان ، عسل می خورانْد تا آن جا که یکی از یارانش گفت : دوست داشتم من هم یک یتیم می بودم !
ربیع الأبرار عن أبی الطفیل :رَأَیتُ عَلِیّا علیه السلامیَدعُو الیَتامی فَیُطعِمُهُمُ العَسَلَ ، حَتّی قالَ بَعضُ أصحابِهِ : لَودِدتُ أنّی کُنتُ یَتیما . [۵۷۴] المناقب لابن شهر آشوب :نَظَرَ عَلِیٌّ إلَی امرَأَهٍ عَلی کَتِفِها قِربَهُ ماءٍ ، فَأَخَذَ مِنهَا القِربَهَ فَحَمَلَها إلی مَوضِعِها ، وسَأَلَها عَن حالِها ، فَقالَت : بَعثَ عَلِیُّ بنُ أبی طالِبٍ صاحِبی إلی بَعضِ الثُّغورِ فَقُتِلَ ، وتَرَکَ عَلَیَّ صِبیانا یَتامی ، ولَیسَ عِندی شَیءٌ ، فَقَد ألجَأَتنِی الضَّرورَهُ إلی خِدمَهِ النّاسِ . فَانصَرَفَ وباتَ لَیلَتَهُ قَلِقا . فَلَمّا أصبَحَ حَمَلَ زِنبیلاً فیه طَعامٌ ، فَقالَ بَعضُهُم : أعطِنی أحمِلُهُ عَنکَ ، فَقالَ : مَن یَحمِلُ وِزری عَنّی یَومَ القِیامَهِ ؟! فَأَتی وقَرَعَ البابَ ، فَقالَت : مَن هذا ؟ قالَ : أنا ذلِکَ العَبدُ الَّذی حَمَلَ مَعکِ القِربَهَ ، فَافتَحی فَإِنَّ مَعی شَیئا لِلصِّبیانِ . فَقالَت : رَضِیَ اللّهُ عَنکَ وحَکَمَ بَینی وبینَ عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ ! فَدَخَلَ وقالَ : إنّی أحبَبتُ اکتِسابَ الثَّوابِ ، فَاختاری بَینَ أن تَعجِنینَ [۵۷۵] وتَخبِزینَ ، وبَینَ أن تُعَلِّلینَ [۵۷۶] الصِّبیانَ لأَِخبِزَ أنا . فَقالَت : أنا بِالخَبزِ أبصَرُ وعَلَیهِ أقدَرُ ، ولکِن شَأنَکَ وَالصِّبیانَ فَعَلِّلهُم حَتّی أَفرُغَ مِنَ الخَبزِ . فَعَمَدَت إلَی الدَّقیقِ فَعَجَنَتهُ ، وعَمَدَ عَلِیٌّ علیه السلام إلَی اللَّحمِ فَطَبَخَهُ ، وجَعَلَ یُلقِمُ الصِّبیانَ مِن اللَّحمِ وَالتَّمرِ وغَیرِهِ ، فَکُلَّما ناوَلَ الصِّبیانَ مِن ذلِکَ شَیئا قالَ لَهُ : یا بُنَیَّ ، اجعَل عَلِیَّ بنَ أبی طالِبٍ فی حِلٍّ مِمّا مَرَّ فی أمرِکَ . فَلَمَّا اختَمَرَ العَجینُ قالَت : یا عَبدَ اللّهِ ، سَجِّرِ التَّنّورَ [۵۷۷] . فَبادَرَ لِسَجرِهِ ، فَلَمّا أشعَلَهُ ولَفَحَ فی وَجهِهِ جَعَلَ یَقولُ : ذُق یا عَلِیُّ ! هذا جَزاءُ مَن ضَیَّعَ الأَرامِلَ وَالیَتامی . فَرَأتهُ امرَأهٌ تَعرِفُهُ ، فَقالَت : وَیحَکِ ! هذا أمیرُ المُؤمِنینَ . قالَ : فَبادَرَتِ المَرأهُ وهِیَ تَقولُ : وا حَیایَ مِنکَ یا أمیرَ المُؤمِنینَ ! فَقالَ : بَل وا حَیایَ مِنکِ یا أمَهَ اللّهِ فیما قَصَّرتُ فی أمرِکِ ! [۵۷۸] المناقب ، ابن شهرآشوب :علی علیه السلام زنی را دید که مَشک آبی بر دوش دارد . مشک را از او گرفت و تا خانه اش بُرد . آن گاه از احوالش پرسید . زن گفت : علی بن ابی طالب ، شوهرم را به یکی از مناطق مرزی فرستاد و کشته شد و کودکانی یتیم ، برایم به جای گذاشت . چیزی ندارم و نیاز ، مرا به کلفتی مردم وا داشته است . علی علیه السلامبازگشت و آن شب را تا صبح ، مضطرب بود . هنگامی که صبح شد ، زنبیلی غذا به دوش گرفت. برخی گفتند: بگذار ما به جای تو بر دوش بکشیم. فرمود : «چه کسی روز قیامت ، گناه مرا بر دوش می کشد ؟» . سپس به درِ خانه [ی آن زن ]آمد و در را کوبید . زن گفت : کیستی ؟ فرمود : «بنده ای که دیروز ، مشک آبت را به دوش کشید . در را باز کن . غذایی برای کودکان ، با خود دارم» . زن گفت : خدا از تو خشنود باشد و میان من و علی بن ابی طالب ، داوری کند ! سپس علی علیه السلامداخل خانه شد و فرمود : «دوست می دارم ثوابی به دست آورم . تو خمیر می کنی و نان می پزی، یا کودکان را سرگرم می کنی تا من ، نان بپزم ؟» . زن گفت : من به پختن نان ، آگاه تر و بر آن ، توانمندترم . تو با کودکان باش و آنان را سرگرم کن ، تا از پختن نان ، فارغ شوم . زن به سوی آردها رفت و آنها را خمیر کرد و علی علیه السلام به سوی گوشت رفت و آن را پخت و از خرما و گوشت و دیگر خوراکی ها ، لقمه به دهان کودکان می گذاشت و هرگاه کودکان ، لقمه ای می خوردند ، به آنها می فرمود: «فرزندم ! به خاطر آنچه بر تو گذشته است ، علی بن ابی طالب را حلال کن» . وقتی زن ، آرد را خمیر کرد ، گفت : ای بنده خدا ! تنور را روشن کن . علی علیه السلام ، شتابان ، برای روشن کردن تنور ، حرکت کرد . وقتی آن را شعله ور ساخت و [حرارت ]به صورتش برخورد کرد ، گفت : «ای علی ! بچش . این است کیفر کسی که بیوه زنان و یتیمان را [به حال خود] رها سازد» . زنی [دیگر] که علی علیه السلام را می شناخت ، او را دید و گفت : وای بر تو ، ای زن ! این ، امیر مؤمنان است . زن ، سراسیمه [به سوی علی علیه السلام آمد] و گفت : وای که شرمنده ات هستم ، ای امیرمؤمنان ! فرمود : «وای که من ، شرمنده تو هستم ، ای بنده خدا ! از آن رو که درباره ات کوتاهی کرده ام» .
کشف الیقین :رُوِیَ أنَّهُ [عَلِیّاً علیه السلام] اجتازَ لَیلَهً عَلَی امرَأَهٍ مِسکینَهٍ لَها أطفالٌ صِغارٌ یَبکونَ مِنَ الجوعِ ، وهِیَ تُشاغِلُهُم وتُلهیهِم حَتّی یَناموا ، وکانَت قَد أشعَلَت نارا تَحتَ قِدرٍ فیها ماءٌ لا غَیرَ ، وأوهَمَتهُم أنَّ فیها طَعاما تَطبُخُهُ لَهُم . فَعَرَفَ أمیرُ المُؤمِنینَ علیه السلام حالَها ، فَمَشی علیه السلام ومَعهُ قَنبَرٌ إلی مَنزِلِهِ ، فَأَخرَجَ قَوصَرَّهَ [۵۷۹] تَمرٍ وجِرابَ [۵۸۰] دَقیقٍ وشَیئا مِنَ الشَّحمِ وَالأَرُزِّ وَالخُبزِ ، وحَمَلَهُ عَلی کَتِفِهِ الشَّریفِ ، فَطَلَبَ قَنبَرٌ حَملَهُ ، فَلَم یَفعَل . فَلَمّا وَصَل إلی بابِ المَرأَهِ استَأذَنَ عَلَیها ، فَأَذِنَت لَهُ فِی الدُّخولِ . فَأَرمی شَیئا مِنَ الأَرُزِّ فِی القِدرِ ومَعَهُ شَیءٌ مِنَ الشَّحمِ ، فَلَمّا فَرَغَ مِن نَضجِهِ عَرَّفَهُ (قَرَّبَهُ) لِلصِّغارِ وأمَرَهم بِأکلِهِ . فَلَمّا شَبِعوا أخَذَ یَطوفُ بِالبَیتِ ویُبَعبِعُ لَهُم ، فَأَخَذوا فِی الضَّحِکِ . فَلَمّا خَرَجَ علیه السلام قالَ لَهُ قَنبَرٌ : یا مَولایَ ، رَأَیتُ اللَّیلَهَ شَیئا عَجیبا قَد عَلِمتُ سَبَبَ بَعضِهِ ؛ وهُوَ حَملُکَ لِلزّادِ طَلَبا لِلثَّوابِ ، أمّا طَوافُکَ بِالبَیتِ عَلی یَدَیکَ ورِجلَیکَ وَالبَعبَعَهُ فَما أدری سَبَبَ ذلِکَ ! فَقالَ علیه السلام : یا قَنبَرُ ، إنّی دَخَلتُ عَلی هؤُلاءِ الأَطفالِ وهُم یَبکونَ مِن شِدَّهِ الجوعِ ، فَأَحبَبتُ أن أخرُجَ عَنهُم وهُم یَضحَکونَ مَعَ الشِّبعِ ، فَلَم أجِد سَبَبا سِوی ما فَعَلتُ . [۵۸۱] کشف الیقین :گزارش شده که علی علیه السلام ، شبی بر زنی تهی دستْ عبور کرد که کودکانی خردسال داشت و از گرسنگی ، گریه می کردند . آن زن ، کودکان را مشغول و سرگرم می کرد تا بخوابند ، و آتشی زیر دیگی که فقط آب داشت ، برافروخته بود ، تا کودکان گمان بَرَند که در دیگ ، غذایی است که برایشان می پَزَد . امیر مؤمنان ، از حال زن آگاه شد . به سوی خانه اش راه افتاد ، در حالی که قنبر نیز با او بود . سپس ، زنبیلی خرما و کیسه ای آرد و مقداری پیه ، برنج و نان برداشت و بر دوش خود نهاد . قنبر خواست آن را بر دوش کشد که ایشان ، نگذاشت . وقتی به خانه زن رسید ، اجازه ورود خواست . زن ، اجازه ورود داد . سپس مقداری برنج با مقداری پیه در دیگ ریخت . وقتی که از پختن آن فارغ شد ، آن را در اختیار کودکان گذاشت و از آنها خواست که بخورند . وقتی سیر شدند ، شروع کرد به چرخیدن دور اتاق و صدای «بَع بَع» در آوردن ، و آنها می خندیدند . وقتی از خانه بیرون آمد ، قنبر به وی گفت : سرورم ! دیشب امری شگفت دیدم. علّت برخی را دانستم که بر دوش کشیدن توشه برای کسب ثواب باشد ؛ امّا علّت دور خانه بر دست و پا چرخیدن و صدای «بع بع» در آوردن را ندانستم ! فرمود : «ای قنبر ! من بر این کودکان ، وارد شدم ، در حالی که از شدّت گرسنگی گریه می کردند . دوست داشتم از نزد آنان خارج شوم ، در حالی که با شکم سیر می خندند و راهی [برای خنداندن کودکان ]جز آنچه انجام دادم ، نیافتم» .

الفصل الخامس: التزیین واللّعب

تَزیینُ الأطفالِ

الکافی عن أبی الصّباح :سَألتُ أبا عَبدِ اللّهِ علیه السلام عَنِ الذَّهَبِ یُحَلَّی بِهِ الصِّبیانُ ، فَقالَ : کانَ عَلِیُ بنُ الحُسَینِ علیه السلام یُحَلّی وُلدَهُ ونِساءَهُ بِالذَّهَبِ وَالفِضَّهِ . [۵۸۲] الکافی عن الحسین بن خالد :سَألتُ أبَا الحَسَنِ الرِّضا علیه السلام عَنِ التَّهنِئَهِ بِالوَلَدِ مَتی؟ فَقالَ : إِنَّهُ قالَ : لَمَّا وُلِدَ الحَسَنُ بنُ عَلِیٍّ علیه السلام هَبَطَ جَبرَئیلُ بِالتَّهنِئَهِ عَلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آلهفِی الیَومِ السّابِعِ ، وأمَرَهُ أن یُسَمِّیَهُ ویُکَنِّیَهُ ویَحلِقَ رَأسَهُ ویَعُقَّ عَنهُ ویَثقُبَ أُذُنَهُ، وکَذلِکَ کانَ حینَ وُلِدَ الحُسَینُ علیه السلام، أتاهُ فِی الیَومِ السّابِعِ فَأَمَرَهُ بِمِثلِ ذلِکَ . قالَ : وکانَ لَهُما ذُؤبَتانِ فِی القَرنِ الأیْسَرِ ، وکانَ الثَّقبُ فِی الأُذُنِ الیُمنی فِی شَحمَهِ الأُذُنِ ، وفِی الیُسری فِی أعلَی الأُذُنِ ، فَالقُرطُ فِی الیُمنی وَالشَّنفُ [۵۸۳] فِی الیُسری . [۵۸۴]

فصل پنجم : آرایش و بازی

آراستن کودکان

الکافی به نقل از ابو صباح :از امام صادق علیه السلام درباره آراستن کودکان با زیور طلا پرسیدم . فرمود : «امام زین العابدین علیه السلامفرزندان و همسرانش را با طلا و نقره می آراست» .
الکافی به نقل از حسین بن خالد :از امام رضا علیه السلام هنگام تبریک گفتن برای فرزند را پرسیدم . فرمود : «وقتی حسن بن علی علیهماالسلاممتولّد شد ، جبرئیل علیه السلامروز هفتم برای تبریک گفتن بر پیامبر صلی الله علیه و آلهفرود آمد و به ایشان فرمان داد که نام و کنیه بر او بگذارد و سرش را بتراشد و عقیقه کند و گوشش را سوراخ نماید . همین گونه بود ، هنگامی که حسین علیه السلاممتولّد شد . روز هفتم ، نزد ایشان آمد و به همان شکل ، فرمان داد . آنان ، دو گیسو سمت چپ داشتند ؛ سوراخ گوش راست در نرمه گوش بود و سوراخ گوش چپ در بالای آن . پس قُرط در گوش راست بود و شنف در گوش چپ . [۵۸۵]

مَدحُ عَرامَهِ الصَّبِیِّ

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :عَرامَهُ [۵۸۶] الصَّبیِ فی صِغَرِهِ زِیادَهٌ فی عَقلِهِ فی کِبَرِهِ. [۵۸۷] الکافی عن صالح بن عقبه :سَمِعتُ العَبدَ الصّالِحَ علیه السلام یَقولُ : تُستَحَبُّ عَرامَهُ الصَّبِیِ فِی صِغَرِهِ لِیَکونَ حَلیما فی کِبَرِهِ، ثُمَّ قالَ : ما یَنبَغی أن یَکونَ إلاّ هکَذا. ورُوِیَ أنَّ أکیَسَ الصِّبیانِ أشَدُّهُم بُغضا لِلکُتّابِ [۵۸۸] . [۵۸۹] 5 / 3رُخصَهُ اللَّعِبِ لِلصَّبِیِالإمام الصادق علیه السلام :دَع ابنَکَ یَلعَبُ سَبعَ سِنینَ، ویُؤَدَّبُ سَبعَ سِنینَ، وألزِمهُ نَفسَکَ سَبعَ سِنینَ، فإن أفلَحَ، وإلاّ فَإنّهُ مِمَّن لا خَیرَ فیهِ. [۵۹۰]

ستایش بازی گوشی کودک

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بازی گوشی (شیطنت) بچّه در کودکی ، مایه فزونی خِرد او در بزرگ سالی است .
الکافی به نقل از صالح بن عقبه :عبدِ صالح (امام کاظم علیه السلام) به من خبر داد و فرمود : «خوب است بچّه در کودکی بازی گوش باشد تا در بزرگ سالی بردبار گردد» . سپس فرمود : «شایسته نیست که جز این باشد» . روایت شده که با هوش ترین کودکان ، بیش از همه با مکتب خانه دشمن است .

اجازه بازی دادن به کودک

امام صادق علیه السلام :فرزندت را رها کن تا هفت سال بازی کند و در هفت سال [دوم] ، او را تربیت کن و هفت سال [سوم] ، او را با خودت همراه کن . اگر رستگار شد ، چه خوب ؛ در غیر این صورت ، از کسانی است که هیچ خیری در آنها نیست .
الإمام زین العابدین علیه السلام :قالَ النَّبِیُ صلی الله علیه و آلهلَهُما [لِلحَسَنِ وَالحُسَینِ علیهماالسلام] : قُوما الآنَ فاصطَرعا،فَقاما لِیَصطَرِعا،وقَد خَرَجَت فاطِمَهُ علیهاالسلام فی بَعضِ حاجَتِها، فَدَخَلَت فَسَمِعَتِ النَّبِیَ صلی الله علیه و آله وهُوَ یَقولُ : إیهِ [۵۹۱] یا حَسَنُ! شُدَّ عَلَی الحُسَینِ فَاصرَعهُ. فَقالَت لَهُ : یا أبَه، واعَجَباهُ! أتُشَجِّعُ هذا عَلی هذا، أتُشَجِّعُ الکَبیرَ عَلَی الصَّغیرِ؟! فَقالَ لَها : یا بُنَیَّهُ، أما تَرضَینَ أن أَقولَ أنا : یا حَسَنُ، شُدَّ عَلَی الحُسَینِ فَاصرَعهُ، وهذا حَبیبی جَبرَئیلُ یَقولُ : یا حُسَینُ، شُدَّ عَلَی الحَسَنِ فَاصرَعهُ؟ [۵۹۲] المعجم الکبیر عن أبی أیّوب الأنصاریّ :دَخَلتُ عَلی رَسولِ اللّه صلی الله علیه و آلهوَالحَسَنُ وَالحُسَینُ علیهماالسلام یَلعَبانِ بَینَ یَدَیهِ وفی حِجرِهِ، فَقُلتُ : یا رَسولَ اللّهِ أتُحِبُّهُما؟ قالَ : وکَیفَ لا أُحِبُّهُما وهُما رَیحانَتایَ مِنَ الدُّنیا أشَمُّهما! [۵۹۳] المعجم الکبیر عن أبی سعید :جاءَ الحُسَینُ علیه السلام ورَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آلهیُصَلّی ، فَالتَزَمَ عُنُقَ النَّبِیِ صلی الله علیه و آله، فَقامَ بِهِ وأخَذَ بِیَدِهِ، فَلَم یَزَل مُمسِکَها حَتّی رَکَعَ. [۵۹۴] شرح الأخبار عن جعفر بن فروی بإسناده :أنّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله کانَ جالِسا مَعَ أصحابِهِ، إذ أقبَلَ إلَیهِ الحَسَنُ وَالحُسَینُ علیهماالسلاموَهُما صَغیرانِ، فَجَعَلا یَنزُوانِ [۵۹۵] عَلَیهِ، فَمَرَّهً یَضَعُ لَهُما رَأسَهُ، ومَرَّهً یَأخُذُهُما إلَیهِ، فَقَبَّلَهُما، ورَجُلٌ مِن جُلَسائِهِ یَنظُرُ إلَیهِ کَالمُتَعَجِّبِ مِن ذلِکَ ، ثُمَّ قالَ : یا رَسولَ اللّهِ، ما أعلَمُ أنِّی قَبَّلتُ وَلَدا إلَیَ قَطُّ ! فَغَضِبَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله حَتَّی التَمَعَ لَونُهُ ، فَقالَ لِلرَّجُلِ : إن کانَ اللّهُ عز و جلقَد نَزَعَ الرَّحمَهَ مِن قَلبِکَ فَما أصنَعُ بِکَ؟ مَن لَم یَرحَم صَغیرَنا ویُعَزِّز کَبیرَنا فَلَیسَ مِنَّا. [۵۹۶] امام زین العابدین علیه السلام :پیامبر صلی الله علیه و آله به آن دو (امام حسن و امام حسین علیهماالسلام) فرمود : «هم اکنون ، برخیزید و کُشتی بگیرید» . آن دو از جای برخاستند تا کشتی بگیرند . فاطمه علیهاالسلام که برای کاری [از خانه ]خارج شده بود ، بر آنان وارد شد و شنید که پیامبر صلی الله علیه و آلهمی گوید : «دوباره ، ای حسن ! حسین را محکم بگیر و به زمین بزن» . [از این رو] به پدر گفت : شگفتا ای پدر ! این را بر آن دیگری تحریک می کنی؟ آیا بزرگ تر را بر کوچک تر تحریک می کنی ؟! پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود : «دختر عزیزم ! آیا خشنود نیستی از این که من بگویم : ای حسن! حسین را محکم بگیر و به زمین بزن ؛ در حالی که دوست من جبرئیل می گوید : ای حسین! حسن را محکم بگیر و بر زمین بزن ؟ » .
المعجم الکبیر به نقل از أبو ایّوب انصاری :بر پیامبر خدا وارد شدم ، در حالی که حسن و حسین علیهماالسلامنزد ایشان و در اتاق ایشان ، بازی می کردند . گفتم : ای پیامبر خدا! آیا آنها را دوست می داری ؟ فرمود : «چگونه دوستشان نداشته باشم ، حال آن که آنها دو دسته گل من از دنیایند که می بویمشان ؟» المعجم الکبیر به نقل از ابوسعید :در حالی که پیامبر خدا نماز می خوانْد ، حسین علیه السلامآمد و گردن پیامبر صلی الله علیه و آلهرا گرفت . ایشان با او برخاست و او را با دست خود گرفت و همچنان او را نگه داشت تا به رکوع رفت .
شرح الأخبار به نقل از جعفر بن فروی ، به اسنادش :پیامبر خدا با یارانش نشسته بود که حسن و حسین در حالی که خردسال بودند ، به سوی ایشان رفتند و از سر و دوش ایشان بالا می رفتند . گاهی سرشان را برای آنان ، پایین می آورد و گاهی ، آنان را می گرفت و می بوسید . این ، در حالی بود که یکی از همنشینان ایشان با شگفتی به این رفتار ، نگاه می کرد . آن گاه گفت : ای پیامبر خدا! به یاد نمی آورم هیچ گاه فرزندی را گرفته و بوسیده باشم . پیامبر خدا خشمگین شد تا جایی که رنگش برگشت . پس به آن مرد فرمود : «اگر خداوند عز و جل مهربانی را از قلب تو گرفته است ، من با تو چه کنم ؟ کسی که به کودکان ما مهر نورزد و بزرگان ما را گرامی ندارد ، از ما نیست» .
سنن النسائی عن عبد اللّه بن شدّاد عن أبیه :خَرَجَ عَلَینا رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آلهفی إحدی صَلاتَی العِشاءِ وهُوَ حامِلٌ حَسَنا أو حُسَینا، فَتَقَدَّمَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آلهفَوَضَعَهُ، ثُمَّ کَبَّرَ لِلصَّلاهِ فَصَلّی، فَسَجَدَ بَینَ ظَهرانَی صَلاتِهِ سَجدَهً أطالَها، قالَ أبی : رَفَعتُ رَأسی وإذا الصَّبِیُ عَلی ظَهرِ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله وهُوَ ساجِدٌ، فَرَجَعتُ إلی سُجودِی . فَلَمّا قَضی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آلهالصَّلاهَ، قالَ النّاسُ : یا رَسولَ اللّهِ، إنَّکَ سَجَدتَ بَینَ ظَهرانَی صَلاتِکَ سَجدَهً أطَلتَها حَتّی ظَنَنَّا قَد أنَّهُ حَدَثَ أمرٌ أو أنَّهُ یُوحی إلَیکَ . قالَ : کُلُّ ذلِکَ لَم یَکُن، ولکِنَّ ابنی ارتَحَلَنی فَکَرِهتُ أن اُعجِلَهُ حَتّی یَقضِیَ حاجَتَهُ . [۵۹۷] المناقب لابن شهر آشوب عن اللیث بن سعد :أنَّ النَّبِیَ صلی الله علیه و آلهکانَ یُصَلّی یَوما فی فِئَهٍ وَالحُسَینُ علیه السلام صَغِیرٌ بِالقُربِ مِنهُ، وکانَ النَّبِیُ إذا سَجَدَ جاءَ الحُسَینُ علیه السلامفَرَکِبَ ظَهرَهُ ثُمَّ حَرَّکَ رِجلَیهِ، وقالَ : حِل حِل . وإذا أرادَ رَسولُ اللّهِ أن یَرفَعَ رَأسَهُ أخَذَهُ فَوَضَعَهُ إلی جانِبِهِ، فَإذا سَجَدَ عادَ عَلی ظَهرِهِ، وقالَ : حِل حِل، فَلَم یَزَل یَفعَلُ ذلِکَ حَتّی فَرَغَ النَّبِیُ مِن صَلاتِهِ. فَقالَ یَهودِیٌ : یا مُحَمَّدُ، إنَّکُم لَتَفعَلونَ بِالصِّبیانِ شَیئا ما نَفعَلُهُ نَحنُ! فَقالَ النَّبِیُ صلی الله علیه و آله : أما لَو کُنتُم تُؤمِنونَ بِاللّهِ وبِرَسولِهِ لَرَحِمتُمُ الصِّبیانَ. قالَ : فَإنِّی اُؤمِنُ بِاللّهِ وبِرَسُولِهِ. فَأَسلَمَ لَمَّا رَأی کَرَمَهُ مِن [۵۹۸] عِظَمِ قَدرِهِ. [۵۹۹] سنن النسائی به نقل از عبد اللّه بن شداد ، از پدرش :هنگام یکی از دو نماز [مغرب و] عشا ، پیامبر خدا به سوی ما بیرون آمد ، در حالی که حسن یا حسین علیهماالسلامرا حمل می کرد . پیامبر خدا ، آمد و او را زمین گذاشت . سپس ، تکبیر نماز را گفته و نماز را شروع نمود . در میان نماز ، سجده ای طولانی کرد . پدرم گفت : سرم را برداشتم ، کودک را بر پشت پیامبر خدا دیدم ، در حالی که ایشان در سجده بود . پس به سجده بازگشتم . وقتی پیامبر خدا ، نماز را به پایان بُرد ، مردم گفتند : ای پیامبر خدا! در میان نمازت سجده ای طولانی داشتی ، به گونه ای که گمان کردیم اتّفاقی افتاده و یا به شما وحی شده است . فرمود: «هیچ کدام نبود ؛ لیکن پسرم بر دوش من سوار شد و خوش نداشتم که او را به شتاب ، پایین آورم، تا این که نیازش را ارضا کند .
المناقب ، ابن شهرآشوب به نقل از لیث بن سعد :روزی پیامبر صلی الله علیه و آله با گروهی نماز می خواند و حسین علیه السلام که خردسال بود ، در کنار ایشان قرار داشت . هرگاه پیامبر خدا به سجده می رفت ، حسین علیه السلاممی آمد و بر دوش ایشان ، سوار می شد . سپس ، پاهایش را تکان می داد و می گفت : هِیْ ، هِیْ! وقتی پیامبر خدا می خواست سر بردارد ، او را می گرفت و کنار خود می گذاشت . وقتی [دوباره ]سجده می رفت ، بر پشت پیامبر صلی الله علیه و آلهبرمی گشت و می گفت : هِیْ ، هِیْ! این کار را همچنان ادامه داد تا این که پیامبر خدا ، از نماز فارغ شد . در این هنگام ، یک نفر یهودی گفت : ای محمّد! شما با فرزندان خود به گونه ای عمل می کنید که ما نمی کنیم . پیامبر صلی الله علیه و آلهفرمود : «بدان ، اگر به خدا و پیامبرش ایمان می آوردید ، حتما با کودکان ، مهربان می شدید» . گفت : من به خدا و پیامبر او ایمان می آورم . او مسلمان شد ، چون با همه عظمت مقامش کرامت ایشان را مشاهده کرد .
المستدرک علی الصحیحین عن یعلی العامری :أنَّهُ خَرَجَ مَعَ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آلهإلی طَعامٍ دُعوا لَهُ، قالَ : فَاستَقبَلَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله أمامَ القَومِ وحُسَینٌ مَعَ الغِلمانِ یَلعَبُ، فَأرادَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آلهأن یَأخُذَهُ، فَطَفِقَ [۶۰۰] الصَّبِیُ یَفِرُّ هاهُنا مَرَّهً وَهاهُنا مَرَّهً، فَجَعَلَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آلهیُضاحِکُهُ حَتّی أخَذَهُ. قالَ : فَوَضَعَ إحدی یَدَیهِ تَحتَ قَفاهُ ، وَالاُخری تَحتَ ذَقَنِهِ، فَوَضَعَ فاهُ عَلی فیهِ یُقَبِّلُهُ. فَقالَ : حُسَینٌ مِنِّی وأنا مِن حُسَینٍ، أحَبَّ اللّهُ مَن أحَبَّ حُسَینا، حُسَینٌ سِبطٌ [۶۰۱] مِنَ الأسباطِ . [۶۰۲] المستدرک علی الصحیحین به نقل از یعلی عامری :او (یعلی) همراه پیامبر خدا به سوی محلّ میهمانی ای که دعوت شده بودند ، حرکت کرد . پیامبر خدا ، جلوی گروه حرکت می کرد و حسین علیه السلام با پسرها بازی می کرد . پیامبر خدا خواست او را بگیرد ؛ ولی کودک ، گاهی به این سو فرار می کرد و گاهی به آن سو . پیامبر خدا ، او را می خندانْد تا این که او را گرفت . یکی از دستانش را زیر گردن او گذاشت و دست دیگر را زیر چانه او و دهانش را بر دهان او گذاشت و او را می بوسید . پس فرمود : «حسین ، از من است و من ، از حسینم . خداوند ، کسی که حسین را دوست می دارد ، دوست دارد . حسین سبطی [۶۰۳] از اَسباط است .
المناقب لابن شهرآشوب عن عبداللّه بن شیبه عن أبیه:أنَّهُ دُعِیَالنَّبِیُ صلی الله علیه و آلهإلی صَلاهٍ وَالحَسَنُ مُتَعَلِّقٌ بِهِ ، فَوَضَعَهُ النَّبِیُ صلی الله علیه و آلهمُقابِلَ جَنبِهِ وصَلّی، فَلَمّا سَجَدَ أطالَ السُّجودَ ، فَرَفَعتُ رَأسی مِن بَینِ القَومِ فَاذا الحَسَنُ عَلی کَتِفِ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، فَلَمّا سَلَّم قالَ لَهُ القَومُ : یا رَسولَ اللّهِ لَقَد سَجَدتَ فی صَلاتِکَ هذِهِ سَجدَهً ما کُنتَ تَسجُدُها ، کَأنَّما یوحی إلَیکَ! فَقالَ [ صلی الله علیه و آله] : لَم یُوحَ إلَیَ ، ولکنَّ ابنی کانَ عَلَی کَتِفی فَکَرِهتُ أن اُعجِلَهُ حَتّی نَزَلَ. وفی رِوایَهِ عَبدِ اللّهِ بنِ شَدّادٍ أنَّهُ صلی الله علیه و آله قَالَ : إنَّ ابنِی هذَا ارتَحَلَنی فَکَرِهتُ أن اُعجِلَهُ حَتّی یَقضِیَ حاجَتَهُ . [۶۰۴] 5 / 4التَّصابی لِلصَّبِیِّ وَاللَّعِبُ مَعَهُرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن کانَ عِندَهُ صَبِیٌ فَلیَتَصابَ لَهُ. [۶۰۵] الإمام علیّ علیه السلام :مَن کانَ لَهُ وَلَدٌ صَبا. [۶۰۶]

کودکی کردن با کودک و بازی با او

المناقب ، ابن شهر آشوب :عبد اللّه بن شیبه ، از پدرش نقل کرده است که : پیامبر صلی الله علیه و آله به نمازی فرا خوانده شد و حسن علیه السلام در آغوش ایشان بود . پیامبر صلی الله علیه و آلهاو را مقابل خود بر زمین گذاشت و نماز خوانْد . وقتی به سجده رفت ، سجده را طولانی کرد . از میان مردم ، من سرم را بلند کردم . در آن هنگام ، حسن علیه السلام روی شانه پیامبر خدا بود. وقتی سلامِ نماز را داد ، مردم به ایشان گفتند : ای پیامبر خدا! در نمازت سجده ای به جای آوردی که معمولاً این گونه سجده نمی کردی گویا به شما وحی می شد . حضرت فرمود : «به من وحی نشد ؛ لیکن فرزندم بر شانه من بود و من ، خوش نداشتم او را به شتاب بیندازم تا این که خودش پایین بیاید» . و در روایت عبد اللّه بن شدّاد آمده است که: پیامبر صلی الله علیه و آلهفرمود : «فرزندم بر دوش من سوار شد و خوش نداشتم او را به شتاب بیندازم تا این که نیازش را برآورده کُند» .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :نزد هر کس کودکی هست ، باید با او کودکی کند .
امام علی علیه السلام :هر کس فرزندی دارد ، باید کودکی کند .
کنز العمّال عن أنس :کانَ [رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله] یُلاعِبُ زَینَبَ [۶۰۷] بِنتَ اُمِّ سَلَمَهَ ویَقولُ : یا زُوَینِبُ ، یا زُوَینِبُ مِرارا. [۶۰۸] سنن ابن ماجه عن سعید بن أبی راشد :أنَّ یَعلَی بنَ مُرَّهَ حَدَّثَهُم أنَّهُم خَرَجوا مَعَ النَّبِیِ صلی الله علیه و آله إلی طَعامٍ دُعوا لَهُ، فَإذا حُسَینٌ یَلعَبُ فِی السِّکَّهِ [۶۰۹] ، قالَ : فَتَقَدَّمَ النَّبِیُ صلی الله علیه و آلهأمامَ القَومِ وبَسَطَ یَدَیهِ، فَجَعَلَ الغُلامُ یَفِرُّ هاهُنا وهاهُنا، ویُضاحِکُهُ النَّبِیُ صلی الله علیه و آله حَتّی أخَذَهُ، فَجَعَلَ إحدی یَدَیهِ تَحتَ ذَقَنِهِ، وَالاُخری فی فَأسِ [۶۱۰] رَأسِهِ ، فَقَبَّلَهُ وقالَ : حُسَینٌ مِنِّی وأنا مِن حُسَینٍ، أحَبَّ اللّهُ مَنْ أحَبَّ حُسَینا، حُسَینٌ سِبطٌ مِنَ الأَسباطِ . [۶۱۱] صحیح ابن حبّان عن أبی هریره :کانَ النَّبِیُ صلی الله علیه و آلهیَدلَعُ [۶۱۲] لِسانَهُ لِلحُسَینِ، فَیَری الصَّبِیُ حُمرَهَ لِسانِهِ، فَیَهِشُّ [۶۱۳] إلَیهِ. فَقالَ لَهُ عُیَینَهُ بنُ بَدرٍ : ألا أراهُ یَصنَعُ هذا بِهذا، فواللّه إنَّهُ لَیَکونُ لِیَ الوَلَدُ قَد خَرَجَ وَجهُهُ وَما قَبَّلتُهُ قَطُّ! فَقالَ النَّبِیُ صلی الله علیه و آله : مَن لا یَرحَمُ لا یُرحَمُ. [۶۱۴] المناقب عن ابن مهاد عن أبیه :[أنَّ] النَّبِیَ صلی الله علیه و آلهبَرَکَ لِلحَسَنِ وَالحُسَینِ فَحَمَلَهُما وخالَفَ بَینَ أیدیهِما وأرجُلِهِما، وقالَ: نِعمَ الجَمَلُ جَمَلُکُما. [۶۱۵] کنز العمّال به نقل از اَ نَس :پیامبر خدا با [دخترخوانده اش ]زینب دختر امّ سلمه بازی می کرد و پی در پی می فرمود : «ای زینب کوچولو ، ای زینب کوچولو!» .
سنن ابن ماجه به نقل از سعید بن ابی راشد :یعلی بن مرّه ، این حدیث را نقل کرد که همراه پیامبر خدا به سوی میهمانی ای که دعوت شده بودند ، حرکت کردند که دیدند حسین علیه السلام در کوچه ای بازی می کند . پیامبر صلی الله علیه و آله جلوی گروه آمد و دستان خود را باز کرد ؛ ولی پسر (حسین علیه السلام) به این سو و آن سو فرار می کرد و پیامبر صلی الله علیه و آله او را می خندانْد تا او را گرفت . یکی از دستان خود را زیر چانه او قرار داد و دیگری را پشت سرش و او را بوسید و می فرمود : «حسین ، از من است و من ، از حسینم . خداوند ، کسی که حسین را دوست دارد ، دوست می دارد . حسین ، سِبطی [۶۱۶] از اَسباط است» .
صحیح ابن حبّان به نقل از ابوهریره :پیامبر خدا، زبانش را برای حسین علیه السلامبیرون می آورد و کودک، سرخیِ زبان را می دید و می خندید . عینیه بن بدر به ایشان گفت : چه می بینیم؟ او با این [کودک ]چنین می کند ؟! من فرزندی دارم که صورتش ریش درآورده، ولی هیچ گاه او را نبوسیده ام . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: کسی که مهربانی نکند مورد مهربانی قرار نگیرد .
المناقب، ابن شهر آشوب به نقل از ابن مهاد، از پدرش :پیامبر صلی الله علیه و آلهبرای حسن و حسین علیهماالسلامنیم خیز نشست و آنان را سوار کرد و دست ها و پاهایشان را مخالف یکدیگر قرار داد [۶۱۷] و فرمود : «شترِ شما، شترِ خوبی است» .
فضائل الصحابه عن أبی هریره :رَأیتُ النَّبِیَ صلی الله علیه و آله وقَد أخَذَ بِیَدَی الحُسَینِ بنِ عَلِیٍ، وقَد وَضَعَ قَدَمَ الحُسَینِ عَلی ظَهرِ قَدَمَیهِ، وهُوَ یَقولُ : تَرَقّ عَینَ بَقَّه [۶۱۸] ، تَرَقَّ عَینَ بَقَّه . [۶۱۹] کفایه الأثر عن أبی هریره :کُنتُ عِندَ النَّبِیِ صلی الله علیه و آله وأبو بَکرٍ وعُمَرُ وَالفَضلُ بنُ العَبّاسِ وزَیدُ بنُ حارِثَهَ وعَبدُ اللّهِ بنُ مَسعودٍ، إذ دَخَلَ الحُسَینُ بنُ عَلِیٍ علیه السلام، فَأَخَذَهُ النَّبِیُ صلی الله علیه و آلهوقَبَّلَهُ، ثُمَّ قالَ: حِبِقَّهٌ [۶۲۰] حِبِقَّه، [۶۲۱] تَرقَ عَینَ بَقَّه [۶۲۲] ، ووَضَعَ فَمَهُ عَلی فَمِهِ، ثُمَّ قالَ: اللّهُمَّ إنّیاُحِبُّهُ فَأحِبَّهُ، وأحِبَ مَن یُحِبُّهُ. [۶۲۳] 5 / 5رَبیعُ الصِّبیانِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَّ التُّرابَ رَبیعُ الصِّبیانِ. [۶۲۴] عنه صلی الله علیه و آله :اُحِبُّ الصِّبیانَ لِخَمسٍ : الأوَّلُ : أنَّهُم هُمُ البَکَّاؤونَ ، وَالثّانی : یَتَمرَّغونَ بِالتُّرابِ، وَالثّالِثُ : یَختَصِمونَ مِن غَیرِ حِقدٍ ، وَالرّابِعُ : لا یَدَّخِرونَ لِغَدٍ شَیئا، وَالخامِسُ : یُعَمِّرونَ ثُمَّ یُخَرِّبونَ. [۶۲۵]

تفریحگاه کودکان

فضائل الصحابه به نقل از ابو هریره :پیامبر صلی الله علیه و آله را دیدم که دستان حسین بن علی علیهماالسلام را گرفته و پایش را روی پای خود گذاشته است و می فرماید : «بالا بیا، چشم کوچولو ؛ بالا بیا، چشم کوچولو!».
کفایه الأثر به نقل از ابو هریره :من با ابو بکر، عمر، فضل بن عبّاس، زید بن حارثه و عبد اللّه بن مسعود، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله بودیم که حسین بن علی علیهماالسلام وارد شد . پیامبر صلی الله علیه و آله او را گرفت و بوسید و سپس فرمود : «کوچولو، ای کوچولو! بالا بیا، چشم کوچولو!». سپس، دهان خود را بر دهان او گذاشت و گفت : «بار الها! من او را دوست دارم. پس او را دوست بدار و کسی که او را دوست می دارد، دوست بدار».
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :همانا خاک ، تفریحگاه کودکان است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :کودکان را به خاطر پنج چیز دوست می دارم : اوّل آن که بسیار می گِریند ؛ دوم آن که با خاک بازی می کنند؛ سوم آن که بدون کینه دشمنی می کنند؛ چهارم آن که چیزی برای فردا ذخیره نمی کنند؛ پنجم آن که می سازند و سپس، خراب می کنند .

نقش بازی در رشد کودک

بازی برای کودک، جدّی ترین موضوع حیات است . واژه بازی برای بزرگ سالان، مساوی با وقت گذرانی ، بطالت ، غفلت و ... است که مانع تکامل و تعالی می گردد؛ امّا در مورد کودک، بستر رشد و تکامل اوست . دوران بازی کودک، دوران تعطیلی تکامل نیست؛ بلکه دوران شکوفایی استعدادهای او از طریق بازی است . از این رو ، توصیه شده که به کودکان خود، اجازه بازی بدهید [۶۲۶] و کودکی که بازی گوش باشد ، در بزرگ سالی، خوش فهم و بردبار می شود . [۶۲۷] حدیث دوم، نشانگر نقش اساسی بازی در رشد و تعالی شخصیتی انسان است . کودکی که کودکیِ خود را به وسیله بازی ارضا نکرده باشد ، در بزرگ سالی، رفتارهای کودکانه از او سر می زند . «کودکْ صفتی»، از نابه هنجاری هایی است که برخی افراد در سنین جوانی و بزرگ سالی به آن مبتلا هستند . یکی از علل این نابه هنجاری ارضا نشدن کودکی در دوران کودکی است و ارضای کودکی به وسیله بازی صورت می گیرد .

ارزش بازی از نظر روان شناسی

هر بازی سالم و باروری که کودک به آن مشغول می شود، دارای ارزش های بس مهمّی است که با کمی تأمّل می توان به درستی به نقش و اهمیّت آن در رشد روانی و شخصیتی کودک ، پی برد .

ارزش جسمانی

بازی های توأم با فعّالیت در جهت تکامل رشد عضلانی کودک و ورزش دادن قسمت های مختلف بدن، از اهمیّت و ارزش بسیاری برخوردار است . این نوع بازی ها برای صرف انرژی اضافی کودک نیز می توانند مفید واقع شوند . انرژی اضافی، اگر از طریق صحیح مصرف نشود و به حالت سرکوب در جسم کودک ذخیره گردد ، او را ناآرام ، عصبی و بد خُلق می کند .

ارزش درمانی

بازی، به کودک فرصت می دهد که احساسات خود را تخلیه کند . او می تواند از طریق بازی ، انرژیِ تحت فشار خود را بیرون بریزد . کودک می تواند احساسات خود، از قبیل : ترس ، رنجش ، نگرانی ، شادی و . . . را آن طور که دوست دارد، در قالب شخصیت های دلخواهش بیان کند و کدورت درونی خویش را نیز از بین ببرد .

ارزش تربیتی

شخصیت واقعی کودکان، ضمن بازی شکل می گیرد و دگرگونی های قابل توجّهی در روحیات آنان روی می دهد که همه اینها، گذر به مرحله عالی تر رشد است و پیشرفت را برای کودکان، تدارک تحلیل روان شناختی بازی می بیند . از این جاست که امکانات تربیتی بازی، آشکار و مسلّم می شود .

ارزش اجتماعی

کودک، در بازی یاد می گیرد که چه طور با فرد بیگانه و خارج از واحد خانواده ، روابط اجتماعی برقرار نماید و چگونه مشکلات و مسائل ناشی از این نوع روابط را حل کند و تطابق اجتماعی را فرا گیرد .

ارزش آموزشی

کودک، از طریق بازی با انواع مختلف اسباب بازی ، موفّق به آموزش و شناخت رنگ ها ، شکل ها ، اندازه ها ، اجناس و اشیا و اهمّیت آنها می شود . بازی، به کودک کمک می کند تا دنیایی را که در آن زندگی می کند، بشناسد ، بفهمد ، لمس کند ، احساس نماید و سرانجام، آنها را کنترل کرده ، میان واقعیت و خیال، تفاوت قائل شود .

ارزش اخلاقی (معنوی)

در جریان بازی، کودک یاد می گیرد که چه چیز خوب و چه چیز، بد است . کودک در می یابد که اگر بخواهد در بازی فرد قابل قبولی به حساب آید ، باید صادق ، امین ، عادل ، منضبط ، حقیقت طلب ، درستکار ، مسلّط به خود و . . . باشد .
تحلیل روان شناختی بازینظریه های مختلفی توسّط روان شناسان در خصوص تحلیل و تبیین بازی کودکان، ارائه شده است . برخی از این نظریه ها عبارت اند از : نظریه نیروی اضافی ، نظریه تنش زدایی ، نظریه تجدید تکاملی و نظریه پیشْ تمرین .

نظریه نیروی اضافی

بر اساس این نظریه، هرگاه انرژی بدن از حدّ متعادل، بیشتر شود و اُرگانیسم (سازواره زیستی) ، افزایش انرژی در خود احساس کند ، در بازی جلوه گر می شود . این نظریه، نمی تواند بازی های آرام و رمزآلود کودکان را که به جُنب و جوش نیاز ندارد، توجیه نماید. [۶۲۸] ب نظریه تنش زدایی (رفع خستگی و تجدید نیرو)بر اساس این نظریه که بازی ، نیروی مصرف شده را بار دیگر برمی گردانَد ، یعنی این که تن آدمی، پس از مدّتی کار و فعّالیت خسته کننده، به نوعی فعّالیت که بتوان به وسیله آن تنش را زدود ، یعنی به بازی نیاز دارد . بنا بر این، نیاز به بازی ، هنگامی هویدا می شود که نیروی جسم به پایین ترین میزان خود رسیده باشد، نه هنگامی که انرژی اضافی دارد . این نظریه که توسّط شالر و موریس لازاروس [۶۲۹] ارائه شده است نیز، بازی هایی را که پس از استراحت کاملِ کودک انجام می شوند، تبیین نمی کند .
ج نظریه تجدید تکاملیبراساس این نظریه که توسّط استانلی هال [۶۳۰] مطرح شده، کودکان در بازی های خود، صحنه ها و فعّالیت های نیاکان خویش را که بر حسب نیاز زندگی آنان تولید شده است ، تجدید می کنند . برای مثال، کودک در بازی هایی مانند ماهیگیری ، قایقرانی ، شکار و . . . فرایند زندگی نیاکان غارنشین خود را تکرار می کند .

نظریه پیش تمرین

بر اساس این نظریه که توسّط کارل گروس [۶۳۱] ارائه شده، بازی، نوعی آمادگی کودک برای فعّالیت های وی در آینده دانسته شده است. بر پایه این دیدگاه، محتوای بازی را فعّالیت هایی تشکیل می دهد که کودک باید در دوران بلوغ و بزرگ سالی داشته باشد. هرچند این نظریه به نقش بازی در اجتماعی کردن کودک که در نظریه های پیش گفته نبود ، اشاره دارد ، ولی باز هم نمی تواند همه بازی های کودکانه (مثل تقلید از حیوانات) را توجیه کند [۶۳۲] . [۶۳۳]

سنّ بازی

مسئله دیگر، سنّ بازی کردن است . در روایات آمده که تا هفت سال به کودک اجازه دهید بازی کند . آیا این به آن معناست که او بعد از این سن، اجازه بازی ندارد ؟ در روایت، هفت سال اوّل، سنّ بازی شمرده شده و هفت سال دوم، سن تأدیب . لذا بیشتر بر این تکیه دارد که در هفت سال اوّل، تأدیب صورت نگیرد . البته شکّی نیست که روایت، دلالت بر این دارد که هفت سال اوّل، اختصاص به بازی دارد و در این سن، کودک باید اجازه بازی داشته باشد . حال سؤال این است که در هفت سال دوم، آیا کلاً بازی ممنوع است و یا انحصار این مقطع در بازی کردن، نهی شده و هر چند تأدیب آغاز می شود؛ امّا بازی کردن بازی والدین با کودک نیز به تناسب سن و شرایط، آزاد است ؟ به نظر می رسد که وجه دوم، مناسب تر باشد؛ یعنی در هفت سال دوم، تأدیب آغاز می شود ؛ ولی کودک به تناسب شرایط خود، بازی نیز می کند . البته این بازی کردن، مطلق و بدون حد (همانند هفت سال اوّل) نیست و به تناسب دوره تأدیب، می تواند محدودیت هایی داشته باشد . این مطلب، می تواند در تحقیقات روان شناختی بیشتر مورد بررسی قرار گیرد .
بازی والدین با کودکگذشته از اجازه بازی دادن ، بازی والدین با کودک، خود موضوع مهم دیگری است . از طرفی بازی ، رکن مهم حیات کودک است و از طرف دیگر، والدین، جزئی از زندگی کودک هستند که برای وی، از جایگاه ویژه ای برخوردارند . به همین جهت، برای کودک خیلی مهم است که پدر و مادرش در دنیای او وارد شوند . این جاست که بازی با کودک، اهمّیت می یابد . چون والدین، مهم ترین افراد برای کودک هستند ، بازی کردن آنها با کودک، موجب تکریم کودک و بالا رفتن عزّت نفس او گشته، احساس خودْ ارزشمندی و کرامت نفس را برای وی به وجود می آورد . همچنین، رابطه کودک با والدین را تحکیم می کند و در گرم شدن وصمیمی شدن رابطه (که از ضرورت های رابطه مطلوب میان والدین و کودک است)، نقش اساسی دارد . خرید اسباب بازی های گوناگون ، پیشرفته و گران قیمت ، موجب احساس رضایت کودک از رابطه اش با والدین نمی شود . او مایل است که والدین، او و دنیای او را درک کنند و همراه او باشند . بر همین اساس، دو مطلب در آموزه های دین وارد شده است : یکی بازی کردن والدین با کودک (که در سیره پیامبر خدا ، بسیار دیده می شود) و دیگری این که والدین باید کودکانه با فرزند خود، بازی کنند (التصابی مع الصبی) . بازی بزرگانه برای کودک، شیرین و ارضاکننده نیست . بازی های کودکانه ، کودک را ارضا می کند و شخصیت وی را می پرورانَد و مهارت های زندگی را به وی می آموزد . لذا پیامبر خدا با کودکان ، بازی کودکانه می کرد . نکته مهم این که بازی کردن بزرگان با کودکان ، لهو و لعب نیست ؛ بلکه کاری خردمندانه ، بزرگ سالانه و حکیمانه است و موجب کسر شأن نمی گردد .

الفصل السادس: الدعاء

الحَثُّ عَلَی الدُّعاءِ لِلأولادِ

الکتاب«وَ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَ جِنَا وَذُرِّیَّتِنَا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا » . [۶۳۴] «رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلَوهِ وَ مِن ذُرِّیَّتِی رَبَّنَا وَ تَقَبَّلْ دُعَآءِ» [۶۳۵] .
«رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَ عَلَی وَ لِدَیَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صَلِحًا تَرْضَلهُ وَ أَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیَّتِی إِنِّی تُبْتُ إِلَیْکَ وَ إِنِّی مِنَ الْمُسْلِمِینَ» [۶۳۶] .
الحدیثرسول اللّه صلی الله علیه و آله :دُعاءُ الوالِدِ لِلوَلَدِ کَالماءِ لِلزَّرعِ بِصَلاحِهِ . [۶۳۷]

فصل ششم : دعا

تشویق به دعا برای فرزندان

قرآن«وآنان که می گویند : پروردگارا! از همسران و نسل ما ، نور چشمانی به ما عطا کن و ما را پیشوایِ پرهیزگاران قرار ده» .
«پروردگارا، مرا برپادارنده نماز قرار ده، و از فرزندان من نیز پروردگارا، و دعای مرا بپذیر» .
«پروردگارا، مرا توفیق ده تا نعمتی را که به من و به پدر و مادرم ارزانی داشته ای سپاس گویم و کار شایسته ای انجام دهم که آن را خوش داری، و فرزندانم را برایم شایسته گردان، من به سوی تو باز آمدم و البته من از فرمان پذیرانم» .
حدیث پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :دعای پدر برای فرزند، همانند آب مفید برای زراعت است .
عنه صلی الله علیه و آله :دُعاءُ الوالِدِ لِوَلَدِهِ مِثلُ دُعاءِ النَّبِیِّ لِأُمَّتِهِ . [۶۳۸] عنه صلی الله علیه و آله :رَحِمَ اللّهُ مَن أعانَ وَلَدَهُ عَلَی بِرِّهِ ؛ وهُوَ أن یَعفُوَ عَن سَیِّئَتِهِ ، ویَدعُوَ لَهُ فیما بَینَهُ وبَینَ اللّهِ. [۶۳۹]

النَّهیُ عَنِ الدُّعاءِ عَلَی الأَولادِ

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :لا تَدعوا عَلی أنفُسِکُم ، ولا تَدعوا عَلی أولادِکُم ، ولا تَدعُوا عَلی أموالِکُم. [۶۴۰] عنه صلی الله علیه و آله :لا تَدعوا عَلی أولادِکُم أن تُوافِقَ مِنَ اللّهِ إجابَهً . [۶۴۱] الإمام الصادق علیه السلام :أیُّما رَجُلٍ دَعا عَلی وَلَدِهِ أورَثَهُ اللّهُ الفَقرَ. [۶۴۲]

دُعاءُ الإمامِ زَینِ العابِدینَ لِوُلدِهِ

الإمام زین العابدین علیه السلام مِن دعائِهِ لِوُلدِهِ :اللّهُمَّ ومُنَّ عَلَیَ بِبَقاءِ وُلدِی، وبِإصلاحِهِم لی، وبِإمتاعی بِهِم، إلهی امدُد لی فی أعمارِهِم، وزِد لی فی آجالِهِم، ورَبِّ لی صَغیرَهُم، وقَوِّ لی ضَعیفَهُم، وأصِحَّ لی أبدانَهُم وأدیانَهُم وأخلاقَهُم، وعافِهِم فی أنفُسِهِم وفی جَوارِحِهِم وفی کُلِّ ما عُنیتُ بِهِ مِن أمرِهِم، وأدرِر لی وعَلی یَدَیَ أرزَاقَهُم، وَاجعَلهُم أبرارا أتقیاءَ بُصَراءَ سامِعینَ مُطیعینَ لَکَ، ولِأَولِیائِکَ مُحِبِّینَ مُناصِحینَ ، ولِجَمیعِ أعدائِکَ مُعانِدینَ ومُبغِضینَ، آمینَ . اللّهمَّ اشدُد بِهِم عَضُدِی، وأقِم بِهِم أوَدی [۶۴۳] ، وکَثِّر بِهِم عَدَدِی، وزَیِّن بِهِم مَحضَری، وأحیِ بِهِم ذِکری، وَاکفِنِی بِهِم فی غَیبَتی، وأعِنّی بِهِم عَلی حاجَتی، وَاجعَلهُم لی مُحِبِّینَ، وعَلَیَّ حَدِبینَ [۶۴۴] مُقبِلینَ مُستَقیمینَ لِی، مُطیعینَ غَیرَ عاصینَ ولا عاقّینَ ، ولا مُخالِفینَ ولا خاطِئینَ ، وأعِنّی عَلی تَربِیَتِهِم وتَأدیبِهِم وبِرِّهِم، وهَب لی مِن لَدُنکَ مَعَهُم أولادا ذُکورا، وَاجعَل ذلِکَ خَیرا لی، وَاجعَلهُم لی عَونا عَلی ما سَألتُکَ . وأعِذنی وذُرِّیَتی مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم، فَإِنَّکَ خَلَقتَنا وأمَرتَنا ونَهَیتَنا، ورَغَّبتَنا فی ثَوابِ ما أمَرتَنا، ورَهَّبتَنا عِقابَهُ، وجَعَلتَ لَنا عَدُوّا یَکیدُنا، سَلَّطتَهُ مِنّا عَلی ما لَم تُسَلِّطنا عَلَیهِ مِنهُ، أسکَنتَهُ صُدورَنا، وأجرَیتَهُ مَجارِیَ دِمائِنا، لا یَغفُلُ إن غَفَلنا، ولا یَنسی إن نَسینا، یُؤمِنُنا عِقابَکَ ویُخَوِّفُنا بِغَیرِکَ، إن هَمَمنا بِفاحِشَهٍ شَجَّعَنا عَلَیها ، وإن هَمَمنا بِعَمَلٍ صالِحٍ ثَبَّطَنا [۶۴۵] عَنهُ، یَتَعَرَّضُ لَنا بِالشَّهَواتِ ، ویَنصِبُ لَنا بِالشُّبُهاتِ، إن وَعَدَنا کَذَبَنا، وإن مَنّانا أخلَفَنا، وإلاّ تَصرِف عَنّا کَیدَهُ یُضِلَّنا، وإلاّ تَقِنا خَبالَهُ یَستَزِلَّنا . اللّهُمَّ فَاقهَر سُلطانَهُ عَنّا بِسُلطانِکَ ، حَتّی تَحبِسَهُ عَنّا بِکَثرَهِ الدُّعاءِ لَکَ فَنُصبِحَ مِن کَیدِهِ فِی المَعصومینَ بِکَ . اللّهُمَّ أعطِنی کُلَّ سُؤلی، وَاقضِ لی حَوائِجی، ولا تَمنَعنِی الإِجابَهَ وقَد ضَمِنتَها لی، ولا تَحجُب دُعائی عَنکَ وقَد أمَرتَنی بِهِ، وَامنُن عَلَیَ بِکُلِّ ما یُصلِحُنی فی دُنیایَ وآخِرَتی ، ما ذَکَرتُ مِنهُ وما نَسیتُ ، أو أظهَرتُ أو أخفَیتُ، أو أعلَنتُ أو أسرَرتُ، وَاجعَلنی فی جَمیعِ ذلِکَ مِنَ المُصلِحینَ بِسُؤالی إیّاکَ، المُنجِحینَ بِالطَّلَبِ إلَیکَ، غَیرِ المَمنوعینَ بِالتَّوَکُّلِ عَلَیکَ، المُعَوَّدینَ بِالتّعوُّذِ بِکَ، الرّابِحینَ فِی التِّجارَهِ عَلَیکَ، المُجارینَ بِعِزِّکَ، المُوسَّعِ عَلَیهِم الرِّزقُ الحَلالُ مِن فَضلِکَ الواسِعِ بِجودِکَ وکَرَمِکَ، المُعَزِّینَ مِنَ الذُّلِّ بِکَ، وَالمُجارینَ مِنَ الظُّلمِ بِعَدلِکَ، وَالمُعافَینَ مِنَ البَلاءِ بِرَحمَتِکَ، وَالمُغنَینَ مِنَ الفَقرِ بِغِناکَ، وَالمَعصومینَ مِنَ الذُّنوبِ وَالزَّلَلِ وَالخَطاءِ بِتَقواکَ، وَالمُوَفَّقینَ لِلخَیرِ وَالرُّشدِ وَالصَّوابِ بِطاعَتِکَ، وَالمُحالِ بَینَهُم وبَینَ الذُّنوبِ بِقُدرَتِکَ، التّارِکینَ لِکُلِّ مَعصِیَتِکَ، السّاکِنینَ فی جِوارِکَ . اللّهُمَّ أعطِنا جَمیعَ ذلِکَ بِتَوفیقِکَ ورَحمَتِکَ، وأعِذنا مِن عَذابِ السَّعیرِ، وأعطِ جَمیعَ المُسلِمینَ وَالمُسلِماتِ وَالمُؤمِنینَ وَالمُؤمِناتِ مِثلَ الّذی سَألتُکَ لِنَفسی ولِوُلدی فی عاجِلِ الدُّنیا وآجِلِ الآخِرَهِ، إنَّکَ قَریبٌ مُجیبٌ سَمیعٌ عَلیمٌ ، عَفُوٌّ غَفورٌ رَؤوفٌ رَحِیمٌ ، وآتِنا فِی الدُّنیا حَسَنَهً، وفِی الآخِرَهِ حَسَنَهً وقِنا عَذابَ النَّارِ. [۶۴۶]

نهی از نفرین کردن فرزندان

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :دعای پدر برای فرزندش، همانند دعای پیامبر خدا برای امّتش است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :رحمت خدا بر کسی که فرزندش را در نیکو بودنش یاری کند ، وآن به این است که از لغزش هایش درگذرد و میان خود و خدا، برای او دعا کند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خودتان را نفرین نکنید ، فرزندانتان را نفرین نکنید و دارایی هایتان را نفرین نکنید .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :فرزندانتان را نفرین نکنید، مبادا با اجابت از جانب خداوند ، همراه شود .
امام صادق علیه السلام :هر کس فرزندش را نفرین کند ، خداوند او را فقیر نماید .

دعای امام زین العابدین برای فرزندانش

امام زین العابدین از جمله دعاهای ایشان برای فرزندانش :بار الها ! با بقای فرزندانم و با صالح گردانیدن آنان برای من و با بهره مند شدن من از آنان، بر من منّت گذار . خدای من! عمر آنان را برای من، طولانی گردان و مدّتْ زمان [زندگی] آنان را برای من بیفزا و خردسالشان را برایم بپرور و ناتوانشان را برایم نیرومند گردان وجسم و دین و اخلاق آنان را برایم سالم بدار و آنان را در جان و اعضایشان و در هر آنچه از امور آنان که در نظر دارم ، سلامت بدار و به دست من، روزی آنان را برای من ، فراوان گردان و آنان را نیکوکار ، پارسا ، بینا ، شنوا ، فرمان بُردار خود ، دوست خیرخواهِ دوستان خود و دشمنِ خشمگین همه دشمنانت قرار ده . آمین! خداوندا! بازویم را به وجودشان نیرومند گردان و نابه سامانی امورم را به وجودشان استوار کن ونفرات مرا با آنان ، فراوان نما ومحضر مرا به وجودشان آراسته کن و یادم را به وسیله آنان ، زنده نگه دار و در نبودِ من، امورم را به وسیله آنان، کفایت نما و به وسیله آنان، مرا در [برآوردن ]نیازهایم یاری فرما . و آنان را دوستدار من و نسبت به من ، دلسوزِ توجّه کننده استوار [در این راه] ، و [نیز ]فرمان بردارانی قرار ده که نه نافرمان باشند ، نه بدکردار ، نه مخالف و نه خطاکار . و مرا در تربیت کردن و ادب آموختن و نیکی کردن به آنان ، یاری فرما و با وجود اینان ، از نزد خود به من ، فرزندانِ پسری عطا کن و این را مایه خیر من قرار ده و آنان را در آنچه از تو خواسته ام ، یاورم قرار ده . و من و خاندانم را از شیطان رانده شده ، پناه ده ، که همانا تو ، ما را آفریدی و امر کردی و نهی نمودی و ما را به پاداش آنچه امر نمودی ، تشویق کردی و از مجازاتش بیم دادی و برای ما، دشمنی قرار دادی که با ما نیرنگ کند . به او تسلّطی بر ما دادی که به ما همانند آن ، تسلّطِ بر او را ندادی . او را در دل های ما جای دادی و او را در مجرای خون ما روان ساختی . اگر ما غفلت کنیم ، او غافل نمی مانَد و اگر ما فراموش کنیم ، او فراموش نمی کند . او ما را از کیفر تو ، ایمن می گردانَد و از کسی غیر از تو بیم می دهد . اگر به کار زشتی همّت گماریم ، ما را بر آن ، دلیر می گردانَد و اگر به کار شایسته همّت کنیم ، ما را از آن ، باز می ایستانَد. شهوت ها را به ما عرضه می کند و شبهات را در برابر ما قرار می دهد . اگر به ما وعده بدهد ، دروغ می گوید و اگر ما را [به چیزی ]آرزومند کند ، خلافش عمل می کند . اگر نیرنگ او را از ما نگردانی ، گم راهمان می سازد و اگر ما را از فساد او نگه نداری ، ما را می لغزانَد . بار الها! با چیره مندی ات ، چیرگی او را از ما بگردان ، به گونه ای که به خاطر فراوانی دعا برای تو ، او را از ما باز داری و از کسانی شویم که از نیرنگش ایمن می داری . بار الها! همه خواسته هایم را به من بده ونیازم را برایم برآورده ساز واجابت را از من ، باز مدار که خود ، آن را برایم ضمانت کرده ای و دعایم را از خودت نپوشان که خود ، ما را به آن وا داشتی و با [اعطای] هر آنچه دنیا و آخرتِ مرا اصلاح می کند ؛ چه آنچه را یاد کرده ام یا فراموش ، آشکار ساخته ام یا پنهان ، علنی کرده ام یا پوشیده ، بر من منّت گذار و در همه اینها به خاطر درخواستم از تو ، مرا از [شمار ]مصلحان و به خاطر عرض نیاز به سوی تو ، از کامیابان و به خاطر تکیه برتو ، از منع نشدگان و به خاطر پناه بردن به تو ، از پناهندگان ، و [همچنین مرا] از سودکنندگان در سودای با تو ، از پناه برندگانِ به عزّت تو ، از توسعه یافتگان در روزی حلال از فضلت که به خاطر جود و کَرَم توست ، از عزّت یافتگان از خواری به وسیله تو و از پناه جویانِ از ستم به عدل تو و از رَهیدگان از بلا با رحمت تو و بی نیاز شدگان از فقر با غنای تو و از ایمن شدگان از گناهان و لغزش ها و خطاها به وسیله [توان ]بازداری تو و از توفیق مندان به خیر و رشد و درستی به خاطر فرمان برداری از تو ، و از فاصله افتادگان میان آنان و گناهان با قدرت تو و ترک کنندگان هر گونه نافرمانی تو و از ساکنان در کنار خود ، قرار ده . بار الها! با توفیق خودت و رحمت خودت ، همه اینها را به من ده و از عذاب دوزخ سوزان ، پناهمان ده و به همه مردان و زنان مسلمان ، و مردان و زنان اهل ایمان ، همانند آنچه را برای خودم و فرزندانم در حالِ دنیا و آینده آخرت از تو خواستم ، عطا کن که تو نزدیک ، پاسخگو ، شنوا ، دانا ، بخشایشگر ، آمرزنده ، مهربان و بخشنده ای . [۶۴۷]

نماز پدر برای فرزند

نماز پدر برای فرزنددر کتاب مکارم الأخلاق شیخ طبرسی نمازی تحت عنوان «نماز پدر برای فرزند» آمده است که برخی از مراجع تقلید بزرگ معاصر نیز آن را برای اصلاح فرزندان توصیه فرموده اند، از ایشان نقل شده که بهتر است مادر هم این نماز را بخواند . این نماز چهار رکعت است : در رکعت اول سوره حمد یکبار، و ده بار این آیه کریمه : «رَبَّنَا وَ اجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَ مِن ذُرِّیَّتِنَآ أُمَّهً مُّسْلِمَهً لَّکَ وَ أَرِنَا مَنَاسِکَنَا وَ تُبْ عَلَیْنآ إِنَّکَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ؛ [۶۴۸] پروردگارا، ما را تسلیم [ فرمان ]خود قرار ده؛ و از نسل ما، امتی فرمانبردار خود [ پدید آر ] و آداب دینی ما را به ما نشان ده؛ و بر ما ببخشای، که تویی توبه پذیر مهربان» . در رکعت دوم : سوره حمد یکبار، و ده بار آیه شریفه : «رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلَوهِ وَ مِن ذُرِّیَّتِی رَبَّنَا وَ تَقَبَّلْ دُعَآءِ * رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَ لِوَ لِدَیَّ وَلِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسَابُ؛ [۶۴۹] پروردگارا، مرا برپادارندؤ نماز قرار ده، و از فرزندان من نیز. پروردگارا، و دعای مرا بپذیر* پروردگارا، روزی که حساب برپا می شود، بر من و پدر و مادرم و بر مؤمنان ببخشای» . در رکعت سوم : سوره حمد یکبار، و ده بار : «رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَ جِنَا وَذُرِّیَّتِنَا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا؛ [۶۵۰] پروردگارا، به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایؤ روشنیِ چشمان [ ما ]باشد، و ما را پیشوای پرهیزگاران گردان» . و در رکعت چهارم : سوره حمد یکبار، و ده بار : «رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَ عَلَی وَ لِدَیَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صَلِحًا تَرْضَلهُ وَ أَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیَّتِی إِنِّی تُبْتُ إِلَیْکَ وَ إِنِّی مِنَ الْمُسْلِمِینَ؛ [۶۵۱] پروردگارا، بر دلم بیفکن تا نعمتی را که به من و به پدر و مادرم ارزانی داشته ای سپاس گویم و کار شایسته ای انجام دهم که آن را خوش داری، و فرزندانم را برایم شایسته گردان؛ در حقیقت، من به درگاه تو توبه آوردم و من از فرمان پذیرانم» . پس از سلام رکعت چهارم ده بار آیه شریفه : «رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَ جِنَا وَذُرِّیَّتِنَا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا؛ پروردگارا، به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایؤ روشنیِ چشمان [ ما ]باشد، و ما را پیشوای پرهیزگاران گردان» . را تکرار نماید [۶۵۲] .

بخش سوم : وظایف کودک

الفصل الأوّل: واجبات الصبی الفردیّه

النَّظمُ فِی الأُمورِ

الإمام علیّ علیه السلام مِن وَصِیَّهٍ لَهُ لِلحَسَنِ وَالحُسَینِ علیهماالسلام لَمّا ضَرَبَهُ ابنُ مُلجمٍ لَعَنهُ اللّهُ :أُوصیکُما وجَمیعَ وُلدی وأهلی ومَن بَلَغَهُ کِتابی بِتَقوَی اللّهِ ونَظمِ أمرِکُم. [۶۵۳]

النَّظافَهُ

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَّ اللّهَ طَیِّبٌ یُحِبُّ الطَّیِّبَ، نَظیفٌ یُحِبُّ النَّظافَهَ . [۶۵۴] عنه صلی الله علیه و آله:تَنَظَّفوا بِکُلِّ مَا استَطَعتُم؛ فَإِنَّ اللّهَ تَعالی بَنَی الإِسلامَ عَلَی النَّظافَهِ. [۶۵۵] عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ الإِسلامَ نَظیفٌ فَتَنَظَّفوا؛ فَإِنَّهُ لا یَدخُلُ الجَنَّهَ إلاّ نَظیفٌ. [۶۵۶]

فصل یکم : وظایف فردی کودک

نظم در کارها

امام علی علیه السلام از سفارشش به حسن و حسین علیهماالسلام هنگامی که ابن ملجم (که نفرین خدا بر او) به ایشان ضربه زد :شما و همه فرزندانم و خانواده ام را و کسی را که نوشته من به او می رسد ، به پرواکردن از خداوند و نظم دادن کارها سفارش می کنم .
1 / 2پاکیزگیپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بی تردید ، خداوند ، پاک است و پاکان را دوست دارد ؛ پاکیزه است و پاکیزگی را دوست دارد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :با هر چه توانستید ، خود را پاکیزه کنید ؛ چرا که خداوند متعال ، اسلام را بر پاکیزگی بنا نهاده است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :اسلام ، پاکیزه است . پس پاکیزه باشید ؛ چرا که جز شخص پاکیزه وارد بهشت نمی شود .
عنه صلی الله علیه و آله :حَقٌّ عَلی کُلِّ مُسلِمٍ أن یَغتَسِلَ فی کُلِّ سَبعَهِ أیّامٍ یَوما ، یَغسِلُ فیهِ رَأسَهُ وجَسَدَهُ. [۶۵۷] عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ اللّهَ یُبغِضُ الوَسِخَ وَالشَّعِثَ [۶۵۸] . [۶۵۹] کنز الفوائد عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَّ اللّهَ یُبغِضُ الرَّجُلَ القاذورَهَ. قیلَ : ومَا القاذورَهُ یا رَسولَ اللّهِ؟ قالَ : الَّذی یَتأفَّفُ [۶۶۰] بِهِ جَلیسُهُ. [۶۶۱] رسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَنِ اتَّخَذَ ثَوبا فَلیُنَظِّفهُ. [۶۶۲] عنه صلی الله علیه و آله :اغسِلُوا ثِیابَکُم ... وتَزَیَّنوا وتَنَظَّفوا. [۶۶۳] 1 / 3غَسلُ الیَدَینِ قَبلَ الطَّعامِ وبَعدَهُالإمام علیّ علیه السلام :غَسلُ الیَدَینِ قَبلَ الطَّعامِ وبَعدَهُ زِیادَهٌ فِی العُمُرِ ... ویَجلُو البَصَرَ. [۶۶۴]

شستن دست ها پیش و پس از غذا

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بر هر مسلمانی لازم است که هفته ای یک بار ، خود را بشوید و سر و بدنش را شستشو دهد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بی تردید ، خداوند عز و جل از چرکی و ژولیدگی ، نفرت دارد .
کنز الفوائد به نقل از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بی تردید ، خداوند از انسانِ قاذوره نفرت دارد . پرسیده شد : قاذوره چیست ، ای پیامبر خدا ؟ فرمود : کسی که [از ناپاکیزگی و بدبویی ،] همنشین خود را ناراحت می کند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :کسی که لباسی تهیه می کند ، باید آن را پاکیزه نماید .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :لباستان را بشویید . . . و خودتان را آراسته و پاکیزه گردانید .
امام علی علیه السلام :شستن دست ها پیش از غذا و پس از آن ، مایه طول عمر است . . . و چشم را روشنی می بخشد .

السِّواکَ

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :اِستاکوا وتَنَظَّفوا. [۶۶۵] عنه صلی الله علیه و آله :عَلَیکُم بِالسِّواکِ ، فَنِعمَ الشَّیءُ السِّواکُ . [۶۶۶] عنه صلی الله علیه و آله :مِنَ الفِطرَهِ المَضمَضَهُ وَالاستِنشاقُ وَالسِّواکُ. [۶۶۷] عنه صلی الله علیه و آله :نَظِّفوا لَثَّاتِکُم مِنَ الطَّعامِ وَاستاکوا ، ولا تَدخُلوا عَلَیَّ فُخرا [۶۶۸] بُخرا [۶۶۹] . [۶۷۰] 1 / 5غَسلُ الیَدَینِ قَبلَ النَّومِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن باتَ وفی یَدِهِ غَمَرٌ فَأَصابَهُ شَیءٌ ، فَلا یَلومَنَّ إلاّ نفسَهُ. [۶۷۱]

مسواک زدن

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :مسواک بزنید و خود را پاکیزه کنید .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بر شما باد به مسواک زدن ، که کار خوبی است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :آب در دهان چرخانیدن و به بینی کشیدن و مسواک زدن ، فطری ( سازگار با سرشت انسان) است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :لثه هایتان را از غذا پاک کنید و مسواک بزنید و با فخرفروشی و دهان بدبو بر من وارد نشوید .

شستن دست ها پیش از خواب

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :کسی که بخوابد و دستش چرب باشد و آسیبی به او برسد ، کسی را جز خود ، نباید سرزنش کند .
عنه صلی الله علیه و آله :اِذا نامَ أحَدُکُم وفی یَدِهِ ریحُ غَمَرٍ فَلَم یَغسِل یَدَهُ فَأَصابَهُ شَیءٌ ، فَلا یَلومَنَّ إلاّ نَفسَهُ. [۶۷۲] عنه صلی الله علیه و آله :ألا لا یَلومَنَ امرُؤٌ إلاّ نَفسَهُ، یَبیتُ وفی یَدِهِ ریحُ غَمَرٍ. [۶۷۳] 1 / 6قَصُّ الأَظافیرِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :تَقلیمُ الأَظفارِ یَمنَعُ الدّاءَ الأَعظَمَ ، ویُدِرُّ الرِّزقَ . [۶۷۴] عنه صلی الله علیه و آله :قُصّوا أظافیرَکُم ؛ فَإِنَّ الشَّیطانَ یَجری ما بَینَ اللَّحمِ وَالظُّفرِ. [۶۷۵] عنه صلی الله علیه و آله :قُصَوا أظافیرَکُم ، وَادفُنوا قُلاماتِکُم ، ونَقّوا بَراجِمَکُم [۶۷۶] . [۶۷۷]

کوتاه کردن ناخن

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هرگاه یکی از شما بخوابد و در دست او بوی چربی باشد ، ولی آن را نشوید و آسیبی به او برسد ، کسی را جز خود ، نباید سرزنش کند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :آگاه باشید ، آن که با دستانی آلوده به بوی چربیِ غذا می خوابد ، نباید کسی را جز خود، سرزنش کند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :کوتاه کردن ناخن ها ، از بیماری بزرگ ، جلوگیری می کند و روزی را [به سوی انسان ، ]روان می سازد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ناخن های خود را کوتاه کنید ، چرا که شیطان ، میان گوشت و ناخن به حرکت درمی آید .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ناخن های خود را کوتاه کنید و چیده آن را خاک کنید و انگشتانتان را پاکیزه سازید .

الفصل الثانی: واجبات الصّبیّ أمام والدیه

أهَمِّیَّهُ حُقوقِ الوالِدَینِ

الکتاب«وَ وَصَّیْنَا الاْءِنسَنَ بِوَ لِدَیْهِ حُسْنًا وَ إِن جَهَدَاکَ لِتُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِی عِلْمٌ فَلاَ تُطِعْهُمَآ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ» . [۶۷۸] «وَ وَصَّیْنَا الاْءِنسَنَ بِوَ لِدَیْهِ إِحْسَنًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُو کُرْهًا وَ وَضَعَتْهُ کُرْهًا وَ حَمْلُهُو وَ فِصَلُهُو ثَلَثُونَ شَهْرًا حَتَّی إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُو وَ بَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَهً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَ عَلَی وَ لِدَیَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صَلِحًا تَرْضَلهُ وَ أَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیَّتِی إِنِّی تُبْتُ إِلَیْکَ وَ إِنِّی مِنَ الْمُسْلِمِینَ» . [۶۷۹] «وَ وَصَّیْنَا الاْءِنسَنَ بِوَ لِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُو وَهْنًا عَلَی وَهْنٍ وَ فِصَلُهُو فِی عَامَیْنِ أَنِ اشْکُرْ لِی وَ لِوَ لِدَیْکَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ» . [۶۸۰]

فصل دوم : وظایف کودک در برابر پدر و مادر

اهمیّت حقوق پدر و مادر

قرآن«به انسان ، سفارش کردیم که به پدر و مادر خود ، نیکی کند . و اگر بکوشند که تو را وا دارند که چیزی را که بدان علم نداری ، شریک من گردانی ، پیروی شان مکن . بازگشت شما به سوی من است و آن گاه ، شما را به آنچه می کردید ، آگاه خواهم ساخت» .
«آدمی را به نیکی کردن به پدر و مادرش سفارش کردیم . مادرش او را به دشواری حمل کرد و به دشواری بر زمین نهاد . و [زمان] بارداری و از شیر گرفتن ، سی ماه است تا آن که [انسان] به رشد خود برسد و چهل ساله شود . [آنگاه ]می گوید : پروردگارا بر دلم انداز تا نعمتی را که به من و به پدر و مادرم دادی سپاس گویم و تا کار شایسته ای انجام دهم که تو بپسندی ، و فرزندان مرا صالح گردان . بی گمان ، من به سوی تو باز می گردم و بی گمان ، من از تسلیم شدگانم» .
«به آدمی سفارش پدر و مادرش را کردیم . مادرش او را باردار بود ، در حالی که بر ناتوانی اش پیوسته افزوده می شد . و از شیر گرفتن او در دو سالگی است . و [سفارش کردیم که] سپاس گزار من و پدر و مادرت باش . بازگشت ، به سوی من است» .
الحدیث رسول اللّه صلی الله علیه و آله لَمّا سُئِلَ عَن حَقِّ الوالِدَینِعَلی وَلَدِهِما :هُما جَنَّتُکَ ونارُکَ. [۶۸۱] صحیح البخاری عن عبد اللّه :سَأَلتُ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله : أیُّ العَمَلِ أحَبُّ إلَی اللّهِ ؟ قالَ : الصَّلاهُ عَلی وَقتِها . قالَ : ثُمَّ أیُّ؟ قالَ : ثُمَّ بِرُّ الوالِدَینِ. [۶۸۲] رسول اللّه صلی الله علیه و آله:رِضَا الرَّبِّ فی رِضَا الوالِدِ، وسَخَطُ الرَّبِّ فی سَخَطِ الوالِدِ. [۶۸۳] الإمام زین العابدین علیه السلام مِن دُعائِهِ لِأَبَوَیهِ :اللّهُمَّ اجعَلنی أهابُهُما هَیبَهَ السُّلطانِ العَسوفِ [۶۸۴] ، وأبَرُّهُما بِرَّ الاُمِّ الرَّؤوفِ، وَاجعَل طاعَتی لِوالِدَیَ وبِرِّی بِهِما أقَرَّ لِعَینَیَ مِن رَقدَهِ الوَسنانِ، وأثلَجَ لِصَدری مِن شَربَهِ الظَّمآنِ ؛ حَتّی اُوثِرَ عَلی هَوایَ هَواهُما. [۶۸۵] الإمام الباقر علیه السلام :ثَلاثٌ لَم یَجعَلِ اللّهُ عز و جل لِأَحَدٍ فیهِنَّ رُخصَهً : أداءُ الأَمانَهِ إلَی البَرِّ وَالفاجِرِ، وَالوَفاءُ بِالعَهدِ لِلبَرِّ وَالفاجِرِ، وبِرُّ الوالِدَینِ بَرَّینِ کانا أو فاجِرَینِ . [۶۸۶] حدیث پیامبر خدا صلی الله علیه و آله هنگامی که از ایشان درباره حقّ پدر و مادر بر فرزندشان پرسیده شد :آنان بهشت و دوزخِ تو هستند .
صحیح البخاری به نقل از عبد اللّه بن مسعود :از پیامبر صلی الله علیه و آلهپرسیدم که : دوست داشتنی ترین عمل در نزد خداوند متعال چیست؟ فرمود : «نماز در وقت آن» . گفتم : و سپس ؟ فرمود : «نیکی به پدر و مادر» .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :رضایت خدا ، در رضایت پدر است و نارضایتی خدا ، در نارضایتی پدر .
امام زین العابدین علیه السلام از دعای ایشان برای پدر و مادر :بارالها! مرا این گونه قرار ده که از آنان در هراس باشم ، همانند هراس از سلطان سختگیر ، و به آنان نیکی کنم ، همانند نیکی کردنِ مادر مهربان . و فرمانبرداری از پدر و مادرم را و نیکی کردنم به آنان را برای چشمانم آرام تر از خواب سنگین (شیرین) ، و برای سینه ام خنک تر از نوشیدنی شخص تشنه قرار ده تا آن که خواسته آنان را بر خواسته خودم مقدّم بدارم .
امام باقر علیه السلام :سه چیز است که خداوند عز و جل رُخصتی در آنها برای کسی قرار نداده است : بازگرداندن امانت ، به نیکوکار و بدکار ؛ وفای به پیمان ، با نیکوکار و بدکار ؛ ونیکی به پدر و مادر ، نیکوکار باشند یا بدکار .
الإمام الرضا علیه السلام :إنَّ اللّهَ عز و جل ... أمَرَ بِالشُّکرِ لَهُ ولِلوالدَینِ، فَمَن لَم یَشکُر والِدَیهِ لَم یَشکُرِ اللّهَ. [۶۸۷]

حُقوقُ الوالِدَینِأ الإحسانُ

الکتاب«وَ قَضَی رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ وَبِالْوَ لِدَیْنِ إِحْسَنًا إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَ لاَ تَنْهَرْهُمَا وَ قُل لَّهُمَا قَوْلاً کَرِیمًا * وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَهِ وَ قُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا ». [۶۸۸] [نقلاً عن عیسی] «وَ بَرَّما بِوَ لِدَتِی وَ لَمْ یَجْعَلْنِی جَبَّارًا شَقِیًّا * وَالسَّلَمُ عَلَیَّ یَوْمَ وُلِدتُّ وَ یَوْمَ أَمُوتُ وَ یَوْمَ أُبْعَثُ حَیًّا » . [۶۸۹] [فی صفه یحیی] «وَ بَرَّما بِوَ لِدَیْهِ وَ لَمْ یَکُن جَبَّارًا عَصِیًّا * وَ سَلَمٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَ یَوْمَ یَمُوتُ وَ یَوْمَ یُبْعَثُ حَیًّا » . [۶۹۰] الحدیثالإمام الصادق علیه السلام فی قَولِهِ تعالی : «وَبِالْوَ لِدَیْنِ إِحْسَنًا» : الإحسانُ أن تُحسِنَ صُحبَتَهُما، وألاّ تُکَلِّفَهُما أن یَسألاکَ شَیئا مِمّا یَحتاجانِ إلَیهِ وإن کانا مُستَغنِیَینِ . [۶۹۱]

حقوق پدر و مادر

نیکی کردن

امام رضا علیه السلام :بی تردید ، خداوند عز و جل . . . انسان را به سپاس گزاری از خدا و پدر و مادر ، فرمان داده است . پس کسی که سپاس گذارِ (قدرشناسِ) پدر و مادرش نباشد ، از خدا سپاس گزاری نکرده است .
قرآن«و پروردگارت حکم کرده که جز او را نپرستید و به پدر و مادر ، نیکی کنید . اگر یکی از آنان یا هر دو در کنار تو به پیری رسیدند ، ابراز ناراحتی منما و با آنان درشتی مکن و محترمانه با آنان سخن بگو . و از مهربانی ، بال فروتنی بر آنان بگستر و بگو : پروردگارا! بر آنان رحمت آور ، همان گونه که آنان در کودکی ، مرا پروردند» .
«و مرا به نیکی کردن به مادر ، سفارش کرد و مرا زورگویی تیره روز ، قرار نداده است . و درود بر من ، روزی که زاده شدم و روزی که می میرم و روزی که زنده برانگیخته می شوم» .
«[یحیی] نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود و زورگوی شقی نبود . و درود بر او ، روزی که زاده شد و روزی که می میرد و روزی که زنده برانگیخته می شود» .
حدیثامام صادق علیه السلام درباره این سخن خداوند متعال که فرموده : «و نیکی کردن به پدر و مادر» : نیکی کردن ، این است که با آنان خوبْ همراهی کنی ، و این که آنان را به زحمت نیندازی که چیزی از نیازهایشان را از تو بخواهند ، هر چند توانگر باشند . [۶۹۲] الإمام علیّ علیه السلام :بِرُّ الوالِدَینِ أکبَرُ فَریضَهٍ . [۶۹۳] عنه علیه السلام :بِرُّ الوالِدَینِ مِن أکرَمِ الطَّبائِعِ. [۶۹۴] ب القِیامُ تَعظیماالإمام علیّ علیه السلام :قُم عَن مَجلِسِکَ لِأَبیکَ ومُعَلِّمِکَ وإن کُنتَ أمیرا. [۶۹۵] ج الخُضوعُ عِندَ الغَضَبِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مِن حَقِّ الوالِدِ علی وَلَدِهِ أن یَخضَعَ لَهُ فی الغَضَبِ وَالتَّعَبِ . [۶۹۶] د التَّجَنُّبُ مِنَ العُقوقِالإمام الصادق علیه السلام فی قَولِهِ تعالی : «إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَکَ الْکِبَرَ ...» : إن أضجَراکَ فَلا تَقُل لَهُما : اُفٍّ، ولا تَنهَرهُما إن ضَرَباکَ. [۶۹۷] عنه علیه السلام :أدنَی العُقوقِ : «اُفٍّ»، ولَو عَلِمَ اللّهُ عز و جلشَیئا أهوَنَ مِنهُ لَنَهی عَنهُ . [۶۹۸]

به احترام برخاستن

امام علی علیه السلام :نیکی کرن به پدر و مادر ، بزرگ ترین واجب است .
امام علی علیه السلام :نیکی کردن به پدر و مادر ، از والاترین خوی هاست .
امام علی علیه السلام :برای پدر و آموزگارت از جای خود برخیز ، هر چند فرمان روا باشی .

فروتنی هنگام خشم پدر

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :از جمله حقوق پدر بر فرزندش ، این است که هنگام خشم و ناراحتی ، در برابر او فروتن [و آرام ]باشد .

پرهیز از نافرمانی

امام صادق علیه السلام درباره سخن خداوند متعال : «اگر کنار تو به پیری رسیدند . . .» : اگر آنان ، تو را به تنگ آوردند ، ناراحتی ات را ابراز مکن واگر تو را زدند ، بر آنان فریاد مزن [و درشتی مکن] .
امام صادق علیه السلام :پایین ترین درجه نافرمانی ، «اُف» گفتن است و اگر خداوند عز و جلچیزی کمتر از این سراغ داشت ، بی تردید ، از آن نهی می نمود .
عنه علیه السلام فی قَولِهِ تعالی : «وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَهِ» : لا تَملَأ عَینَیکَ مِنَ النَّظَرِ إلَیهِما إلاّ بِرَحمَهٍ ورِقَّهٍ، ولا تَرفَع صَوتَکَ فَوقَ أصواتِهِما، ولا یَدَکَ فَوقَ أیدیهِما، ولا تَقَدَّم قُدّامَهُما. [۶۹۹] عنه علیه السلام فی قَولِهِ تَعالی : «وَ قُل لَّهُمَا قَوْلاً کَرِیمًا » : إن ضَرَباکَ فَقُل لَهُما : غَفَرَ اللّهُ لَکُما. [۷۰۰] رسول اللّه صلی الله علیه و آله :یُقالُ لِلعاقِّ : اِعمَل ما شِئتَ مِنَ الطّاعَهِ فَإنّی لا أغفِرُ لَکَ. [۷۰۱] عنه صلی الله علیه و آله :مَن أحزَنَ والِدَیهِ فَقَد عَقَّهُما. [۷۰۲] صحیح مسلم عن عبد اللّه بن عمرو بن العاص :أنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آلهقالَ : مِن الکَبائِرِ شَتمُ الرَّجُلِ والِدَیهِ . قالوا : یا رَسولَ اللّهِ وهَل یَشتِمُ الرَّجُلُ والِدَیهِ؟ قالَ : نَعَم، یَسُبُّ أبَا الرَّجُلِ فَیَسُبُّ أباهُ، ویَسُبُّ اُمَّهُ فَیَسُبُّ اُمَّهُ . [۷۰۳] الإمام الباقر علیه السلام :إنَّ أبی نَظَرَ إلی رَجُلٍ ومَعَهُ ابنُهُ یَمشی ، وَالاِبنُ مُتَّکِئٌ عَلی ذِراعِ الأَبِ، قالَ : فَما کَلَّمَهُ أبی علیه السلاممَقتا لَهُ حَتّی فارَقَ الدُّنیا. [۷۰۴] امام صادق علیه السلام درباره سخن خداوند متعال : «و از سرِ رحمت ، بال فروتنی بر آنان بگستر» : چشمانت را جز با مهربانی و دلسوزی از نگاه به آنان ، پُر مکن و صدایت را بالاتر از صدای آنان و دستت را بالاتر از دستان آنان ، بلند مکن و بر گام های آنان ، پیشی مگیر .
امام صادق علیه السلام درباره سخن خداوند متعال : «محترمانه با آنان سخن بگو» : اگر تو را زدند ، به آنان بگو : خداوند ، شما را بیامرزد!
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :به نافرمانِ پدر و مادر گفته می شود : هر اندازه می خواهی ، طاعت به جای آور که من ، تو را نمی آمرزم .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :کسی که پدر و مادرش را ناراحت سازد ، بی تردید ، نسبت به آنان ، سرکشی کرده است .
صحیح مسلم به نقل از عبد اللّه بن عمرو بن عاص :پیامبر خدا فرمود : «از جمله گناهان بزرگ ، ناسزاگویی انسان به پدر و مادرش است . گفتند : ای پیامبر خدا! آیا انسان به پدر و مادرش ناسزا می گوید ؟ فرمود : «آری . [به این صورت که ]کسی به پدرِ کسی دشنام می دهد و او ، به پدر این ، دشنام می دهد و این ، به مادر او دشنام می دهد و او ، به مادر این ، دشنام می دهد» .
امام باقر علیه السلام :نگاه پدرم به کسی افتاد که پسرش همراه او بود ، در حالی که او می رفت و پسر به بازوی پدر ، تکیه زده بود . پدرم از سرِ ناراحتی ، با آن پسر ، سخن نگفت تا از دنیا رفت .
الإمام العسکریّ علیه السلام :جُرأَهُ الوَلَدِ عَلی والِدِهِ فی صِغَرِهِ ، تَدعو إلَی العُقوقِ فی کِبَرِهِ. [۷۰۵] 2 / 3جَوامِعُ حُقوقِ الوالِدَینِرسول اللّه صلی الله علیه و آله لَمّا سُئلَ عَن حَقِّ الوالِدِ عَلی وَلدِهِ :لا یُسَمِّیهِ بِاسمِهِ، ولا یَمشِی بَینَ یَدَیهِ، ولا یَجلِسُ قَبلَهُ، ولا یَستَسِبُّ لَهُ . [۷۰۶] الإمام علیّ علیه السلام :إنَّ لِلوَلَدِ عَلَی الوالِدِ حَقّا، وإنَّ لِلوالِدِ عَلَی الوَلَدِ حَقّا، فَحَقُّ الوالِدِ عَلَی الوَلَدِ أن یُطیعَهُ فی کُلِّ شَیءٍ إلاّ فی مَعصیَهِ اللّهِ سُبحانَهُ . [۷۰۷] الإمام الصادق علیه السلام :یَجِبُ لِلوالِدَینِ عَلَی الوَلَدِ ثَلاثَهُ أشیاءَ : شُکرُهُما عَلی کُلِّ حالٍ، وطاعَتُهُما فیما یَأمُرانِهِ ویَنهَیانِهِ عَنهُ فی غَیرِ مَعصیَهِ اللّهِ، ونَصیحَتُهُما فِی السِّرِّ وَالعَلانِیَهِ . [۷۰۸]

بَرَکاتُ بِرِّ الوالِدَینِ

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن سَرَّهُ أن یُمَدَّ لَهُ فی عُمُرِهِ ویُزادَ لَهُ فی رِزقِهِ ؛ فَلیَبَرَّ والِدَیهِ ، ولیَصِل رَحِمَهُ . [۷۰۹]

کلّیات حقوق پدر و مادر

امام عسکری علیه السلام :گستاخی فرزند بر پدرش در کودکی ، به سرکشی در بزرگی فرا می خوانَد .

کلّیات حقوق پدر و مادر

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله هنگامی که از ایشان ، درباره حقّ پدر بر فرزند ، پرسیده شد :او را به نام صدا نزند ، جلوی او راه نرود ، پیش از او ننشیند و برای او دشنام خواهی نکند [۷۱۰] .
امام علی علیه السلام :بی شک ، فرزند ، حقّی بر پدر دارد و بی شک ، پدر ، حقّی بر فرزند دارد . حقّ پدر بر فرزند ، این است که از او در هر کاری جز معصیت خدا ، فرمان برداری کند .
امام صادق علیه السلام :پدر و مادر ، سه حق بر فرزند دارند : سپاس گزاری از آنان در همه حال ؛ فرمان بُرداری از آنان در هرآنچه به او امر و نهی می کنند ، غیر از نافرمانی خدا ؛ و خیرخواهی برای آنان ، در نهان وآشکار .
2 / 4برکات نیکی به پدر و مادرپیامبر خدا صلی الله علیه و آله :کسی که از طولانی شدن عمر و زیاد شدن روزی اش خوش حال می شود ، باید به پدر و مادرش نیکی کند و با خویشاوندانش ارتباط برقرار کند .
عنه صلی الله علیه و آله :سَیِّدُ الأبرارِ یَومَ القِیامَهِ رَجُلٌ بَرَّ والِدَیهِ بَعدَ مَوتِهِما. [۷۱۱] عنه صلی الله علیه و آله :مَن بَرَّ والِدَیهِ طوبی [۷۱۲] لهُ، زادَ اللّهُ عز و جل فی عُمُرِهِ. [۷۱۳] الإمام الصادق علیه السلام :بَرُّوا آباءَکُم ؛ یَبَرَّکُم أبناؤُکُم. [۷۱۴] پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :سَرور نیکوکاران در روز قیامت، کسی است که پس از درگذشت پدر و مادرش به آنان ، نیکی کرده است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خوشا به حال کسی که به پدر و مادرش نیکی کند . خداوند عز و جلبر عمر او بیفزاید!
امام صادق علیه السلام :به پدرانتان ، نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند .

الفصل الثالث: واجبات الصبیّ أمام معلّمه

الإطاعَهَ

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن تَعَلَّمتَ مِنهُ حَرفا، صِرتَ لَهُ عَبدا. [۷۱۵] عوالی اللآلی :رُوِیَ عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله أنَّهُ قالَ : مَن عَلَّمَ شَخصا مَسأَلَهً، فَقَد مَلَکَ رَقَبَتَهُ . فَقیلَ لَهُ یا رَسولَ اللّهِ : أیَبیعُهُ؟ فَقالَ صلی الله علیه و آله : لا، ولکِن یَأمُرُهُ ویَنهاهُ. [۷۱۶]

التّعظیم

الإمام علیّ علیه السلام :أکرِم ضَیفَکَ وإن کانَ حَقیرا، وقُم عَن مَجلِسِکَ لِأَبیکَ ومُعَلِّمِکَ وإن کُنتَ أمیرا. [۷۱۷] عنه علیه السلام :ثَلاثٌ لا یُستَحیی مِنهُنَّ : خِدمَهُ الرَّجُلِ ضَیفَهُ، وقِیامُهُ عَن مَجلِسِهِ لِأَبیهِ ومُعَلِّمِهِ، وطَلَبُ الحَقِّ وإن قَلَّ. [۷۱۸]

فصل سوم : وظایف کودک در برابر آموزگار

فرمان بُرداری

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :کسی که حرفی از او بیاموزی ، بنده اش شده ای .
عوالی اللآلی :گفته شده که پیامبر خدا فرمود : «کسی که به فردی مسئله ای بیاموزد ، اختیاردار او شده است» . گفته شد : ای پیامبر خدا! آیا می تواند او را بفروشد ؟ فرمود : «نه ؛ ولی می تواند به او ، امر و نهی کند» .

بزرگ داشتن

امام علی علیه السلام :میهمانت را گرامی بدار ، هرچند حقیر باشد و برای پدر و آموزگارت از جای برخیز ، هر چند فرمان روا باشی .
امام علی علیه السلام :سه چیز است که نباید از آنها شرم کرد : خدمت کردن انسان به میهمانش ؛ از جای برخاستن او برای پدر و آموزگارش ؛ و حقّ خود را طلب کردن ، هر چند اندک باشد .
الإمام زین العابدین علیه السلام :حَقُّ سائِسِکَ بِالعِلمِ التَّعظیمُ لَهُ ، وَالتَّوقیرُ لِمَجلِسِهِ ، وحُسنُ الاِستِماعِ إلَیهِ ، وَالإِقبالُ عَلَیهِ، وألاّ تَرفَعَ عَلَیهِ صَوتَکَ، ولا تُجیبَ أحَدا یَسأَلُهُ عَن شَیءٍ حَتّی یَکونَ هُوَ الَّذی یُجیبُ، ولا تُحَدِّثَ فی مَجلِسِهِ أحَدا، ولا تَغتابَ عِندَهُ أحَدا، وأن تَدفَعَ عَنهُ إذا ذُکِرَ عِندَکَ بِسوءٍ، وأن تَستُرَ عُیوبَهُ وتُظهِرَ مَناقِبَهُ، ولا تُجالِسَ لَهُ عَدُوّا ولا تُعادِیَ لَهُ وَلِیّا، فَإِذا فَعَلتَ ذلِکَ شَهِدَت لَکَ مَلائِکَهُ اللّهِ عز و جلبِأَنَّکَ قَصَدتَهُ، وتَعَلَّمتَ عِلمَهُ للّهِِ جَلَّ وعَزَّ اسمُهُ لا لِلنّاسِ . [۷۱۹]

غَضُّ الصَّوتِ

الکتاب«إِنَّ الَّذِینَ یَغُضُّونَ أَصْوَ تَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ أُوْلَلءِکَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَی لَهُم مَّغْفِرَهٌ وَ أَجْرٌ عَظِیمٌ» . [۷۲۰] الحدیثرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن غَضَّ صَوتَهُ عِندَ العُلَماءِ جاءَ یَومَ القِیامَهِ مَعَ الَّذینَ امتَحَنَ اللّهُ قُلوبَهُم لِلتَّقوی مِن أصحابی، ولا خَیرَ فِی التَّمَلُّقِ وَالتَّواضُعِ إلاّ ما کانَ فِی اللّهِ عز و جل فی طَلَبِ العِلمِ. [۷۲۱]

فرو آوردن صدا

امام زین العابدین علیه السلام :حقّ سرپرست علمی تو ، بزرگ داشتن او ، نگه داشتن احترام مجلس او ، خوب گوش دادن به او و توجّه به اوست و ا ین که صدایت را بر او بلند نکنی و به کسی که از او سؤال می کند ، پاسخ ندهی تا این که او خود ، پاسخ دهد ، و در مجلس او با کسی سخن نگویی و نزد او غیبتِ هیچ کس را نکنی ، و این که وقتی نزد تو از او به بدی یاد شد ، از او دفاع کنی ، و این که اشتباهاتش را بپوشانی و خوبی هایش را آشکار سازی وبا دشمن او همنشین نشوی و با دوست او دشمنی نکنی . پس هرگاه چنین کردی، فرشتگان خدا برای تو شهادت می دهند که تو به خاطرِ خدای عز و جل، نزد او رفته ای و دانشش را فرا گرفته ای، نه به خاطرِ مردم.
قرآن«بی گمان ، کسانی که نزد پیامبر خدا صداهایشان را فرو می آورند ، همان کسان اند که خدا ، دل هایشان را برای پرهیزگاری آزموده است . برای آنان ، آمرزش و پاداشی بزرگ است» .
حدیث پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :کسی که نزد دانشمندان ، صدایش را فرو آورد ، روز قیامت با کسانی از یاران من آید که خداوند ، قلب های آنان را به پرهیزگاری آزموده است . خیری در چاپلوسی و فروتنی نیست ، مگر آنچه در راه خداوند عز و جل برای دانش آموزی باشد .

التَّجَنُّبُ عَنِ الاِستِخفافِ

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :ثَلاثَهٌ لا یَستَخِفُّ بِهِم إلاّ مُنافِقٌ بَیِّنٌ نِفاقُهُ : ذو شَیبَهٍ فِی الإِسلامِ، ومُعَلِّمُ الخَیرِ، وإمامٌ عادِلٌ. [۷۲۲] عنه صلی الله علیه و آله :مَنِ احتَقَرَ صاحِبَ العِلمِ فَقَدِ احتَقَرَنی، ومَنِ احتَقَرَنی فَهُوَ کافِرٌ. [۷۲۳] الإمام علیّ علیه السلام :لا یَستَخِفُّ بِالعِلمِ وأهلِهِ إلاّ أحمَقُ جاهِلٌ. [۷۲۴] عنه علیه السلام :إیّاکَ أن تَستَخِفَّ بِالعُلَماءِ؛ فَإِنَّ ذلِکَ یُزری بِکَ ، ویُسیءُ الظَّنَّ بِکَ وَالمَخیلَهَ فیکَ. [۷۲۵] عنه علیه السلام :لا تَجعَلَنَّ ذَرَبَ [۷۲۶] لِسانِکَ عَلی مَن أنطَقَکَ، وبلاغَهَ قَولِکَ عَلی مَن سَدَّدَکَ. [۷۲۷]

پرهیز از کوچک شمردن

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :سه گروه اند که جز منافقی که نفاقش آشکار است ، آنان را خوار نمی شمُرَد : صاحب موی سفید در اسلام ، آموزگار خوبی ، و پیشوای عادل .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :کسی که صاحب دانش را کوچک شمارد ، بی شک ، مرا کوچک شمرده است و کسی که مرا کوچک شمارد ، کافر است .
امام علی علیه السلام :علم و اهل علم را جز نابخردِ نادان ، خوار نمی شمارد .
امام علی علیه السلام :بپرهیز از این که دانشمندان را خوار بشماری ؛ چرا که این کار ، خودت را خوار می سازد و گمان ها را نسبت به تو و تصوّرها را درباره تو ، منفی می نماید .
امام علی علیه السلام :تندیِ زبانت را بر کسی که به تو سخن آموخته است و سخنوری ات را علیه کسی که تو را استوار ساخته [و تربیت کرده] ، قرار مده .

الفصل الرابع: واجبات الصبی أمام الکبیر وأمام الصدیق

البَدءُ بِالسَّلامِ

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :یُسَلِّمُ الصَّغیرُ عَلَی الکَبیرِ ، والمَارُّ عَلَی القاعِدِ ، وَالقَلیلُ ، عَلَی الکَثیرِ. [۷۲۸] عنه صلی الله علیه و آله :أولَی النّاسِ بِاللّهِ وبِرَسولِهِ مَن بَدَأ بِالسَّلامِ. [۷۲۹] عنه صلی الله علیه و آله :أطوَعُکُم للّهِِ الذی یَبدَأُ صاحِبَهُ بالسَّلامِ. [۷۳۰] الإمام علیّ علیه السلام :لِلسّلامِ سَبعونَ حَسَنَهً ؛ تِسعٌ وَسِتُّونَ للمُبتَدِئ وواحِدَهٌ للرّادِ. [۷۳۱]

فصل چهارم : وظایف کودک در برابر بزرگ تر و دوست

آغاز کردن به سلام

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :[لازم است ]کوچک بر بزرگ ، عبور کننده بر نشسته ، و [جمعیت] کم بر [جمعیت ]بسیار ، سلام کند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :نزدیک ترینِ مردم به خدا و پیامبرش ، کسی است که با سلام کردن آغاز کند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :فرمان برترینِ شما نسبت به خدا ، کسی است که سلام کردن به دوستش را آغاز می کند .
امام علی علیه السلام :سلام ، هفتاد حسنه دارد که 69 تا برای آغاز کننده است و یکی برای پاسخ دهنده .

توضیحی درباره سلام کردن کودک به بزرگ تر از خود

توضیحی درباره سلام کردن کودک به بزرگ تر از خودبر پایه احادیثی که پیش از این در تبیین شیوه های تربیت کودک [۷۳۲] آوردیم ، یکی از روش های تربیتی پیامبر خدا ، سلام کردن به کودکان بود . ایشان ، تصریح فرموده که این اقدام من ، بدان جهت است که پس از من ، این سنّت در جامعه اسلامی ادامه یابد : خَمسٌ لا أدَعُهُنَّ حَتّی المَماتِ: ... والتَّسلیمُ علی الصِّبیانِ لِتَکونَ سُنَّهً مِن بَعدی ؛ [۷۳۳] پنج چیز است که تا زنده ام رهایشان نمی کنم ... و [یکی از آنها ]سلام کردن به کودکان است، تا بعد از من سنّت شود . امّا در روایات این باب ، ملاحظه شد که همه مسلمانان وظیفه دارند در سلام کردن به یکدیگر ، پیشی بگیرند و بویژه ، کوچک ترها وظیفه دارند به بزرگ ترها سلام کنند . با اندکی تأمّل روشن می شود که این روایات ، نه تنها با هم منافاتی ندارند ؛ بلکه مکمّل یکدیگرند و عمل کردن به همه آنها نیکوست ، بدین سان که وظیفه اخلاقی آحاد جامعه اسلامی ، پیشی گرفتن در سلام کردن به یکدیگر است ؛ ولی ادب ، اقتضا می کند که کوچک ترها به بزرگ ترها سلام کنند ، امّا اگر کوچک تر به هر دلیل در سلام دادن به بزرگ تر تأخیر کرد یا تعلّل ورزید ، وظیفه تربیتی بزرگ تر این است که به کوچک تر سلام کند و بدین وسیله ، او را متوجّه قصور و یا تقصیر خود نماید . این اقدام ، بخصوص در مورد کودکان ، اثر تربیتی بیشتری دارد . به همین جهت ، پیامبر خدا به کودکان سلام می کرد تا افزون بر اثر تربیتی آن ، پیروان خود را متوجّه آثار تربیتیِ شخصیت دادنِ به کودک و احترام به احساسات او نماید .

رِعایَهُ الحُقوقِ

الإمام علیّ علیه السلام فی وَصِیَّتِهِ لاِبنِهِ مُحَمَّدِ بنِ الحَنَفِیَّهِ :یا بُنَیَ ... لا تُضَیِّعَنَّ حَقَّ أخیکَ اتِّکالاً عَلی ما بَینَکَ وبَینَهُ ؛ فَإِنَّهُ لَیسَ لَکَ بِأَخٍ مَن أضَعتَ حَقَّهُ. [۷۳۴] عنه علیه السلام :ما أقبَحَ بِالرَّجُلِ أن یَعرِفَ أخوهُ حَقَّهُ، ولا یَعرِفَ حَقَّ أخیهِ! [۷۳۵] التَّأَسی بِالأکابِرِالإمام علیّ علیه السلام :لِیَتَأَسَّ صَغیرُکُم بِکَبیرِکُم ، وَلیَرأَف کَبیرُکُم بِصَغیرِکُم ، ولا تَکونوا کَجُفاهِ الجاهِلِیَّهِ ؛ لا فِی الدّینِ یَتَفَقَّهونَ ، ولا عَنِ اللّهِ یَعقِلُونَ ، کَقَیضِ بَیضٍ فی أداحٍ ؛ یَکونُ کَسرُها وِزرا ، وَیَخرُجُ حِضانُها شَرّا [۷۳۶] . [۷۳۷]

قَضاءُ الحاجَهِ

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :المُؤمِنونَ إخوَهٌ، یَقضی بَعضُهُم حَوائِجَ بَعضٍ، فَبِقَضاءِ بَعضِهِم حَوائِجَ بَعضٍ یَقضِی اللّهُ حَوائِجَهُم یَومَ القِیامَهِ . [۷۳۸]

رعایت حقوق

امام علی علیه السلام از سفارش او به محمّد بن حنفیه :ای فرزندم! حقّ برادرت را به خاطر آنچه [از محبّت که ]میان تو و اوست ، پای مال نکن ؛ زیرا کسی که حقّ او را پای مال کنی ، [دیگر ]برادر تو نیست .
امام علی علیه السلام :چه زشت است برای انسان که برادرش ، حقّ او را بشناسد و او حقّ برادرش را نشناسد .

الگوگیری از بزرگان

امام علی علیه السلام :کوچک تر ، باید از بزرگ تر الگو بگیرد و بزرگ تر باید به کوچک تر ، مهر بورزد . همانند انسان های خشنِ جاهلیت نباشید که نه فهم دین داشتند ، نه درباره خدا اندیشه می کردند ؛ به سان تخم افعی ای که در لانه شترمرغ پیدا شود ، که شکستن آن ، گناه است و جوجه ای هم که از آن خارج می شود ، زیانبار است .

برآوردن نیاز

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :اهل ایمان ، برادرند . برخی ، نیازهای برخی را برآورده می سازند . به جهت برآوردن نیازهای برخی توسّط دیگران ، خداوند ، نیازهای همه آنان را در روز قیامت ، برآورده می سازد .
عنه صلی الله علیه و آله :مَن کانَ فی حاجَهِ أخیهِ فَإِنَّ اللّهَ فی حاجَتِهِ . [۷۳۹] الکافی عن صفوان الجمّال :کُنتُ جالِسا مَعَ أبی عَبدِ اللّه علیه السلام إذا دَخَلَ عَلَیهِ رَجُلٌ مِن أهلِ مَکَّهَ یُقالُ لَهُ «مَیمونٌ»، فَشَکا إلَیهِ تَعَذُّرَ الکِراءِ عَلَیهِ، فَقالَ لی : قُم فَأَعِن أخاکَ. فَقُمتُ مَعَهُ، فَیَسَّرَ اللّهُ کِراهُ، فَرَجَعتُ إلی مَجلِسی . فَقالَ أبو عَبدِ اللّهِ علیه السلام : ما صَنَعتَ فی حاجَهِ أخیکَ؟ فَقُلتُ : قَضاهَا اللّهُ بِأَبی أنتَ واُمّی. فَقالَ : أما إِنَّکَ أن تُعینَ أخاکَ المُسلِمَ أحَبُّ إلَیَ مِن طَوافِ اُسبوعٍ بالبَیتِ مُبتَدِئا. [۷۴۰]

الإِکرامُ

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن أکرَمَ أخاهُ فَإِنَّما یُکرِمُ اللّهَ، فَما ظَنُّکُم بِمَن یُکرِمُ اللّهَ بِأَن یُفعَلَ بِهِ؟! [۷۴۱]

گرامیداشت

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس در کار [برآوردن] نیاز برادرش باشد ، به تحقیق ، خداوند در کارِ [برآوردن ]نیاز او خواهد بود .
الکافی به نقل از صفوان جمّال :من با امام صادق علیه السلام نشسته بودم که مردی از اهالی مکّه به نام میمون وارد شد و از ناتوانی در پرداخت کرایه چارپایش شکایت کرد . امام علیه السلام به من فرمود : «برخیز و به برادرت کمک کن» . من با او برخاستم و خداوند [مشکل] بدهکاری اش را آسان ساخت . سپس من به جای خود بازگشتم . امام صادق علیه السلامفرمود : با نیاز برادرت چه کردی ؟ گفتم : خداوند آن را برآورده ساخت ، پدر و مادرم فدایت . حضرت فرمود : هان که بی گمان یاری رساندن تو به برادر مسلمانت ، نزد من دوست داشتنی تر است از هفت دور چرخیدن در طواف ابتدایی (مستحب) خانه خدا .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :کسی که برادرش را گرامی بدارد ، همانا خداوند را گرامی داشته است ، و چه می گویید در این باره که خداوند ، با کسی که او را گرامی داشته ، چه می کند ؟
عنه صلی الله علیه و آله :أکرِم مَن وَدَّکَ، وَاصفَح عَن عَدُوِّکَ؛ یَتِمَّ لَکَ الفَضلُ. [۷۴۲]

النُّصرَهُ

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن نَصَرَ أخاهُ المُسلِمَ وهُوَ یَستَطیعُ ذلِکَ ، نَصَرَهُ اللّهُ فِی الدُّنیا وَالآخِرَهِ. [۷۴۳] عنه صلی الله علیه و آله :اللّهُ فی عَونِ العَبدِ ما کانَ العَبدُ فی عَونِ أخیهِ.[۷۴۴] الإمام علیّ علیه السلام :إذا نَبَتَ الوُدُّ ، وَجَبَ التَّرافُدُ [۷۴۵] وَالتَّعاضُدُ. [۷۴۶] الإمام الصادق علیه السلام :ما مِن مُؤمِنٍ یَخذُلُ أخاهُ وهُوَ یَقدِرُ عَلی نُصرَتِهِ ، إلاّ خَذَلَهُ اللّهُ فِی الدُّنیا وَالآخِرَهِ. [۷۴۷]

المُواساهُ

الإمام علیّ علیه السلام :اِبذِل مالَکَ فِی الحُقوقِ، وواسِ بِهِ الصَّدیقَ ؛ فَإِنَّ السَّخاءَ بِالحُرِّ أخلَقُ . [۷۴۸]

یاری کردن

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :کسی را که تو را دوست دارد ، گرامی بدار و با گذشت، از دشمنت روی بگردان تا فضیلت تو کامل گردد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :کسی که بتواند و برادر مسلمانش را یاری دهد ، خداوند ، در دنیا و آخرت ، او را یاری می دهد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خداوند ، در کار کمک به بنده است تا وقتی که بنده ، در کار کمک به برادرش باشد .
امام علی علیه السلام :هرگاه دوستی بِرویَد ، همیاری و همکاری واجب می شود .
امام صادق علیه السلام :هیچ مؤمنی نیست که برادرش را تنها بگذارد ، در حالی که می تواند او را یاری دهد ، مگر آن که خداوند ، در دنیا و آخرت ، او را بی یاور خواهد ساخت .

مواسات

[۷۴۹]امام علی علیه السلام :مالت را در [ادای] حقوق ، خرج کن و دوستت را در آن ، سهیم کن ؛ چرا که بخشش به آزاده[ای که طلب نمی کند] ، زیبنده تر است .
عنه علیه السلام :ما حُفِظَتِ الاُخُوَّهُ بِمِثلِ المُواساهِ. [۷۵۰] عنه علیه السلام :إنَّ مُواساهَ الرِّفاقِ مِن کَرَمِ الأَعراقِ. [۷۵۱]

حِفظُ الوُدِّ

الإمام علیّ علیه السلام :کُن لِلوُدِّ حافِظا وإن لَم تَجِد مُحافِظا. [۷۵۲] عنه علیه السلام :إنَّ اللّهَ جَلَّ ذِکرُهُ لَیَحفَظُ مَن یَحفَظُ صَدیقَهُ . [۷۵۳]

حُسنُ المُواجَهَهِ

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :اِلقَ أخاکَ بِوَجهٍ مُنبَسِطٍ. [۷۵۴] الإمام الصادق علیه السلام :مَن قالَ لِأَخیهِ المُؤمِنِ : «مَرحَبا»، کَتَبَ اللّهُ تَعالی لَهُ مَرحَبا إلی یَومِ القِیامَهِ. [۷۵۵]

نگه داشتن دوستی

امام علی علیه السلام :هیچ چیز به اندازه سهیم سازی [دوست در مال] ، برادری را نگاه نمی دارد .
امام علی علیه السلام :بی گمان ، سهیم کردن رفیقان ، از بزرگواری ریشه خانوادگی است .
امام علی علیه السلام :نگهدار دوستی باش ، هر چند نگهبانی نیابی . [۷۵۶] امام علی علیه السلام :بی شک ، خداوندِ بِشْکوه یاد، پاسدارِ کسی است که پاسدارِ دوستش باشد .

خوش برخوردی

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :برادرت را با روی گشاده ، ملاقات کن .
امام صادق علیه السلام :هر کس به برادر مؤمن خود بگوید : «خوش آمدی!» ، خداوند متعال تا روز قیامت برای او خوشامد می نویسد .
الإمام علیّ علیه السلام :إذا لَقیتُم إخوانَکُم فَتَصافَحوا وأظهِروا لَهُمُ البَشاشَهَ وَالبِشرَ ؛ تَتَفَرَّقوا وما عَلَیکُم مِنَ الأوزارِ قَد ذَهَبَ. ([۷۵۷] عنه علیه السلام :البَشاشَهُ فَخُّ المَوَدَّهِ. [۷۵۸] عنه علیه السلام :إنَّ اللّهَ عز و جل یُبغِضُ المُعَبِّسَ فی وُجوهِ إخوانِهِ. [۷۵۹] 4 / 10حُسنُ الذِّکرِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :المُؤمِنُ أخُو المُؤمِنِ ؛ حَیثُ یَغیبُ یَحفَظُهُ مِن وَرائِهِ، ویَکُفُّ عَنهُ ضَیعَتَهُ، وَالمُؤمِنُ مِرآهُ المُؤمِنِ . [۷۶۰] عنه صلی الله علیه و آله :المُؤمِنُ مِرآهٌ لِأَ خیهِ المُؤمِنِ ؛ یَنصَحُهُ إذا غابَ عَنهُ، ویُمیطُ [۷۶۱] عَنهُ ما یَکرَهُ إذا شَهِدَ، ویُوَسِّعُ لَهُ فِی المَجلِسِ . [۷۶۲] الإمام الصادق علیه السلام :اُذکُروا أخاکُم إذا غابَ عَنکُم بِأَحسَنِ ما تُحِبّونَ أن تُذکَروا بِهِ إذا غِبتُم عَنهُ . [۷۶۳]

به نیکی یاد کردن

امام علی علیه السلام :هرگاه با برادرانتان برخورد نمودید ، دست دهید و خوش رویی و خوش برخوردی خود را برای آنان نمایان سازید ، که [در این صورت ]از هم جدا می شوید ، در حالی که گناهانتان ، بی شک از میان رفته است .
امام علی علیه السلام :خوش رویی، دامِ دوستی است .
امام علی علیه السلام :بی شک ، خداوند عز و جل ترش رو در چهره برادرانش را دشمن می دارد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :مؤمن ، برادر مؤمن است ؛ وقتی حاضر نباشد، در نبودنش او را پاسداری می کند و تباهی را از او باز می دارد . مؤمن ، آینه مؤمن است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :مؤمن ، آینه برادر مؤمن خود است ؛ وقتی حاضر نباشد ، خیر خواه اوست . و آن گاه که هست ، آنچه را ناخوشایند است ، از او می زداید و در مجلس برای او جا باز می کند .
امام صادق علیه السلام :وقتی برادرتان نزد شما نبود ، از او به بهترین شکلی یاد کنید که دوست می دارید وقتی شما نزد او نیستید ، از شما آن گونه یاد شود .

النَّصیحَهُ

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :لِیَنصَحِ الرَّجُلُ مِنکُم أخاهُ کَنَصیحَتِهِ لِنَفسِهِ.[۷۶۴] عنه صلی الله علیه و آله :المُؤمِنُ أخُو المُؤمِنِ ؛ لا یَدَعُ نَصیحَتَهُ عَلی کُلِّ حالٍ . [۷۶۵] الإمام علیّ علیه السلام :اِبذِل لِصَدیقِکَ نُصحَکَ ، ولِمَعارِفِکَ مَعونَتَکَ ، ولِکافَّهِ [۷۶۶] النّاسِ بِشرَکَ. [۷۶۷] عنه علیه السلام :النُّصحُ یُثمِرُ المَحَبَّهَ. [۷۶۸] عنه علیه السلام :المُؤمِنُ غَریزَتُهُ النُّصحُ. [۷۶۹]

إهداءُ العَیبِ

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :خَیرُ إخوانِکُم مَن أهدی إلَیکُم عُیوبَکُم. [۷۷۰] الإمام علیّ علیه السلام :المُؤمِنُ مِرآهُ المُؤمِنِ ؛ لِأَنَّهُ یَتَأَمَّلُهُ فَیَسُدُّ فاقَتَهُ، ویُجمِلُ حالَتَهُ . [۷۷۱]

خیرخواهی

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر یک از شما باید برای برادرش خیرخواهی کند ، همان گونه که برای خودش خیرخواهی می کند .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :مؤمن ، برادر مؤمن است ؛ در هر حالی از خیرخواهی برای او فروگذاری نمی کند .
امام علی علیه السلام :خیرخواهی ات را برای دوستت ، یاری ات را برای آشنایانت و خوش رویی ات را برای همه مردم ، نثار کن .
امام علی علیه السلام :خیرخواهی محبت را به ثمر می رساند .
امام علی علیه السلام :سرشت مؤمن خیرخواهی است .

هدیه کردن عیب

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بهترین برادرانِ شما ، کسی است که عیب هایتان را به شما هدیه دهد .
امام علی علیه السلام :مؤمن ، آینه مؤمن است ؛ چرا که در آن می نِگرد و نیازش را برطرف می کند و حالش را زیبا می سازد .
عنه علیه السلام :ثَمَرَهُ الاُخُوَّهِ حِفظُ الغَیبِ، وإهداءُ العَیبِ. [۷۷۲] عنه علیه السلام :مَن أبانَ لَکَ عَیبَکَ فَهُوَ وَدودُکَ. [۷۷۳] الإمام الصادق علیه السلام :أحَبُّ إخوانی إلَیَ مَن أهدی إلَیَ عُیوبی. [۷۷۴]

الصَّفحُ عَنِ الزَّلاّتِ

الإمام علیّ علیه السلام :عَلَیکَ بِمُداراهِ النّاسِ، وإکرامِ العُلَماءِ، وَالصَّفحِ عَن زَلاّتِ الإِخوانِ ؛ فَقَد أدَّبَکَ سَیِّدُ الأَوَّلینَ وَالآخِرینَ بِقَولِهِ صلی الله علیه و آله : اُعفُ عَمَّن ظَلَمَکَ، وصِل مَن قَطَعَکَ، وأعطِ مَن حَرَمَکَ . [۷۷۵] عنه علیه السلام :اِحتَمِل زَلَّهَ وَلِیِّکَ لِوَقتِ وَثبَهِ عَدُوِّکَ. [۷۷۶]

التَّجَنُّبُ مِنَ الطَّعنِ

الإمام الصادق علیه السلام :لا تَطعَنوا فی عُیوبِ مَن أقبَلَ إلَیکُم بِمَوَدَّتِهِ، ولا توقِفوهُ عَلی سَیِّئَهٍ یَخضَعُ لَها ؛ فَإِنَّها لَیسَت مِن أخلاقِ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آلهومِن أخلاقِ أولِیائِهِ . [۷۷۷]

گذشت از لغزش ها

امام علی علیه السلام :میوه برادری ، نگهداشت در پشتِ سر و هدیه کردنِ عیب است .
امام علی علیه السلام :هر کس عیب تو را برایت آشکار کرد ، او دوست توست .
امام صادق علیه السلام :دوست داشتنی ترینِ دوستان من ، کسی است که عیب هایم را به من هدیه دهد .
امام علی علیه السلام :بر تو باد مدارا کردن با مردم و گرامی داشت دانشمندان و گذشت از لغزش های برادران . بی گمان ، سرورِ نخستین و آخرین [محمّد صلی الله علیه و آله] ، تو را با این سخنش تربیت کرده است : کسی را که به تو ستم کرده ، ببخش و با کسی که رابطه اش را با تو قطع کرده ، ارتباط برقرار کن و به کسی که تو را محروم کرده است ، عطا کن .
امام علی علیه السلام :لغزش دوستت را برای زمان یورش دشمنت ، تحمّل کن .

پرهیز از سرزنش

امام صادق علیه السلام :به کسی که با دوستی به شما رو آورده است ، طعنه نزنید و کار بدی را که انجام داده، به رخُش نکشید که موجب سرافکندگی او می گردد ؛ چرا که این ، از اخلاق پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و از اخلاقِ دوستان او نیست .

التَّجَنُّبُ عَنِ الإیذاءِ

رسول اللّه صلی الله علیه و آله :أذَلُّ النّاسِ مَن أهانَ النّاسَ.[۷۷۸] عنه صلی الله علیه و آله :مَن آذی مُؤمِنا فَقَد آذانی، ومَن آذانی فَقَد آذَی اللّهَ عز و جل، ومَن آذَی اللّهَ فَهُوَ مَلعونٌ فِی التَّوراهِ وَالإنجیلِ وَالزَّبورِ وَالفُرقانِ . [۷۷۹] عنه صلی الله علیه و آله فی بَیانِ حُقوقِ الجارِ :إِذَا اشتَریتَ فاکِهَهً فَاهدِ لَهُ ، فَإِن لَم تَفعَل فَأَدخِلها سِرّا ، ولا یَخرُج بِها وَلَدُکَ لِیَغیظَ بِها وَلَدَهُ. [۷۸۰] الإمام الصادق علیه السلام :فازَ وَاللّهِ الأبرارُ ، أتَدری مَن هُم؟ هُمُ الَّذینَ لا یُؤذونَ الذَّرَّ [۷۸۱] . [۷۸۲]

پرهیز از آزار

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خوارترینِ مردم ، کسی است که مردم را ناچیز بشمارد .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس مؤمنی را بیازارد ، مرا آزرده است و هر کس مرا بیازارد ، بی شک ، خداوند عز و جل را آزرده است و هر کس خدا را بیازارد ، در تورات و انجیل و زبور و قرآن ، نفرین شده است .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در بیان حقوق همسایه :هرگاه میوه ای خریدی ، به او (همسایه) هدیه کن و اگر چنین نکردی ، پنهانی وارد [خانه ]کن ، و نباید فرزندانت با آن بیرون آمده، موجب ناراحتی فرزندان او گردند .
امام صادق علیه السلام :به خدا سوگند ، نیکوکاران رستگارند . آیا می دانی آنان چه کسانی هستند ؟ آنان ، کسانی اند که [حتّی ]مورچه را نمی آزارند .


پانویس

  1. فرقان : آیه 74
  2. گفتنی است که سند این روایات ، ضعیف است ؛ اما ضعف سند ، دلیل عدم صدور آنها از پیشوایان اسلام نیست و لذا با عنایت به این که روایات یاد شده در منابع معتبر روایی آمده ، برای آگاهی خانواده ها در پایان این فصل قرار گرفت
  3. النَّسَمَهُ : الإنسان (الصحاح : ج 5 ص 2040 «نسم» )
  4. کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 382 ، ح 4340 عن جابر عن الإمام الباقر علیه السلام ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 429 ح 1454 عن الإمام الباقر عنه صلی الله علیه و آله
  5. جامع الأخبار : ص 273 ح 748 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 221 ح 32
  6. کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 383 ح 4343 عن عبداللّه بن الحکم عن الإمام الباقر علیه السلام ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 429 ح 1456
  7. الکافی : ج 5 ص 329 ح 6 عن ابن القدّاح عن الإمام الصادق عن أبیه علیهماالسلام ، بحار الأنوار : ج 103 ص 217 ح 1 . ص: 19
  8. مکارم الأخلاق : ج 1 ص 480 ح 1665 ، الفردوس : ج 1 ص 79 ح 242 کلاهما عن ابن عمر
  9. المعجم الکبیر : ج 23 ص 210 ح 369 عن حفصه ، کنز العمّال : ج 16 ص 281 ح 44469
  10. الفردوس : ج 5 ص 359 ح 8435 عن ابن عبّاس ، کنز العمّال : ج 16 ص 274 ح 44425
  11. المعجم الأوسط : ج 7 ص 244 ح 7395 ، تاریخ أصبهان : ج 2 ص 77 ح 1139 کلاهما عن ابن عمر
  12. المعجم الأوسط : ج6 ص82 ح5860 عن ابن عبّاس،روضه الواعظین :ص403
  13. عدّه الداعی : ص 76 ، بحار الأنوار : ج 104 ص 98 ح 68
  14. مسند أبی یعلی : ج 2 ص 10 ح 1028 عن أبی سعید ، کنز العمّال : ج 16 ص 284 ح 44486
  15. الفردوس : ج 1 ص 204 ح 779 ، کنز العمّال : ج 16 ص 457 ح 45415 نقلاً عن البزار وفیه «شجره» بدل «شیء» وکلاهما عن ابن عمر
  16. و جاء فی بعض الروایات «ابنه جمد»
  17. مسند ابن حنبل : ج 8 ص 196 ح 21899 ، المعجم الکبیر : ج 1 ص 236 ح 646
  18. الکافی : ج 6 ص 2 ح 2 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 164 ح 3598
  19. الکافی : ج 6 ص 4 ح 3 ، عیون أخبار الرضا : ج 1 ص 30 ح 22 عن جعفر بن خلف
  20. الکافی : ج 6 ص 3 ح 7 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 480 ح 1664
  21. روی الحدیث فی المصدر عن أبی الحسن علیه السلامو لم یصرّح بکونه الإمام الرضا علیه السلام، و لکن صرّح به فی مکارم الأخلاق
  22. کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 481 ح 4690 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 472 ح 1615
  23. در روایاتی به جای «دختر جد» ، «دختر جمد» آمده که منظور ، جمد بن ولیعه کندی است
  24. الکافی : ج 6 ص 3 ح 11 عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام و ح 6 ، عدّه الداعی : ص 76
  25. الکافی : ج 6 ص 3 ح 10 عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 481 ح 4688
  26. - .الکافی : ج 6 ص 3 ح 10 عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 481 ح 4688
  27. الکافی : ج 6 ص 4 ح 1 عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 484 ح 4708 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 477 ح 1645
  28. الکافی : ج 6 ص 21 ح 1 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 439 ح 1754
  29. الکافی : ج 6 ص 4 ح 2 عن سدیر ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 477 ح 1644 عن الإمام الصادق علیه السلام
  30. شبّر و شبیر ، دو نامی بود که جبرئیل علیه السلام برای پیامبر خدا آورد و برابرِ عربی آنها ، حسن و حسین است (تاریخ دمشق : ج 14 ص 119 ح 4313 ؛ کشف الغمّه : ج2 ص 151)
  31. الطّور : 21
  32. الکافی : ج3 ص249 ح 5 عن ابن بکیر ، التوحید : ص 394 ح 7 عن أبی بکر الحضرمی
  33. الکافی : ج 6 ص 52 ح 5 ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 284 ح 23
  34. الکافی : ج 5 ص 333 ح 2 عن محمّد بن مسلم عن الإمام الباقر علیه السلام
  35. تاریخ بغداد : ج 12 ص 377 ح 6829 عن ابن عمر ، کنز العمّال : ج 16 ص 302 ح 44598 عن عمر
  36. المصنّف لعبد الرزاق : ج 6 ص 160 ح 10343 عن محمد بن سیرین ، کنز العمّال : ج 16 ص 293 ح 44545 نقلاً عن الترمذی
  37. الکافی : ج 6 ص 2 ح 3 عن محمد بن مسلم عن الإمام الصادق علیه السلام ، الخصال : ص 615 وفیه «اطلبوا» بدل «اکثروا»
  38. الکافی : ج 6 ص 2 ح 4 عن عبداللّه بن سنان ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 288 ح 36 من دون إسناد الی المعصوم
  39. الجعفریّات: ص99 عن الامام الکاظم عن آبائه علیهم السلام، النوادرللراوندی: ص151ح220
  40. الفردوس : ج 2 ص 272 ح 3263 عن عائشه
  41. الکافی : ج 6 ص 7 ح 12 عن أحمد بن الفضل
  42. مکارم الأخلاق : ج 1 ص 472 ح 1613 ، روضه الواعظین : ص 404
  43. این سخن ، بدان معناست که دخترداری ، نوعی عبادت و کار نیک محسوب می شود
  44. کنز العمّال : ج 16 ص 454 ح 45399 نقلاً عن الدیلمی عن أنس
  45. المستدرک علی الصحیحین : ج 4 ص 196 ح 7350 ، الأدب المفرد : ص 264 ح894 کلاهما عن أنس، جامع الأخبار : ص 285 ح 766 عن أنس
  46. تاریخ بغداد : ج 8 ص 316 عن أنس ، کنز العمّال : ج 16 ص 451 ح 45385
  47. ثواب الأعمال: ص239 ح1، الأمالی للصدوق: ص672 ح904 کلاهما عن ابن عبّاس
  48. مسند ابن حنبل : ج 6 ص 134 ح 17378 ، المعجم الکبیر : ج 17 ص 310 ح 856 کلاهما عن عقبه بن عامر ، کنز العمّال : ج 16 ص 449 ح 45374
  49. کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 481 ح 4693 ، ثواب الأعمال : ص 239 ح 2 وفیه «بفاطمه» بدل «بابنه»
  50. الکافی : ج 6 ص 6 ح 9
  51. النساء : 11
  52. الکافی : ج 6 ص 4 ح 1
  53. کشف الغمّه : ج 3 ص 175 ، بحار الأنوار : ج 50 ص 177
  54. غرر الحکم : ح 10065
  55. المَعَرَّهُ : الأمر القبیح المکروه و الأذی (النهایه : ج 3 ص 205 «عرر»)
  56. غرر الحکم : ح 10066، عیون الحکم والمواعظ : ص 503 ح 9224 وفیه «یضر» بدل «یعر»
  57. غرر الحکم : ح 10072، عیون الحکم والمواعظ : ص 504 ح 9247
  58. غرر الحکم : ح 2963
  59. غرر الحکم : ح 5688
  60. الکافی : ج 2 ص 219 ح 11 عن هشام الکندی
  61. الکافی : ج 3 ص 481 ح 2 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 394 ح 4387 وفیه «قیّض» بدل «قدر»
  62. نِصاب کلّ شیء : أصلُه یقال: فلان یرجع إلی نِصاب صدق، وأصلُه : مَنبِتُه ومحتِدُهُ (لسان العرب : ج 1 ص 761 «نصب»)
  63. دَسّه یدُسّه دسّا: إذا أدخله فی الشیء (النهایه : ج 2 ص 117 «دسس »)
  64. مسند الشهاب : ج 1 ص 371 ح 638 ، کنز العمّال : ج 15 ص 855 ح 43400 نقلاً عن الدیلمی وکلاهما عن ابن عمر
  65. العِرْق دسّاس : أی دخّال ، لأنّه ینزع فی خفاء ولُطف
  66. شعب الإیمان : ج 7 ص 455 ح 10974 ، الفردوس : ج 4 ص 299 ح 6878 کلاهما عن ابن عبّاس ، کنز العمّال : ج 3 ص 442 ح 7360
  67. الفردوس : ج 2 ص 51 ح 2291 عن أنس ، کنز العمّال : ج 16 ص 296 ح 44559 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 432 ح 1474 عن الإمام الصادق علیه السلام
  68. تاریخ دمشق : ج 52 ح ص 362 ح 11068 عن عائشه، کشف الخفاء : ج 2 ص 339 ح 2917
  69. الکافی : ج 5 ص 353 ح 1 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 406 ح 31 کلاهما عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام
  70. تحف العقول : ص 322 ، بحار الأنوار : ج 78 ص 236 ح 67
  71. المعجم الکبیر : ج 3 ص 95 ح 2768 ، تاریخ دمشق : ج 14 ص 125 وفیه «وثغره» بدل «الی وجهه» وکلاهما عن هبیره بن یریم
  72. المعجم الکبیر : ج 3 ص 95 ح 2769 عن هبیره بن یریم کنز العمّال : ج 13 ص 659 ح 37674
  73. جَعْدِ : جَعْدُ الشعر ضدّ السبط ، و الجَعْدُ : القصیر المُتَردِّدُ الخَلْق (النهایه : ج 1 ص 275 «جعد»)
  74. القَطَطُ : شدید الجَعود (النهایه : ج 4 ص 80 «قطط»)
  75. الفَطَسُ : عِرَضُ قَصَبَهِ الأنف (لسان العرب : ج 6 ص 164 «فطس»)
  76. فی عوالی اللآلی : «الشبه» بدل «الشبهه»
  77. الکافی : ج 5 ص 561 ح 23 ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 418 ح 21
  78. الکافی : ج 6 ص 17 ح 2 ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 419 ح 22 کلاهما عن محمد بن حمران
  79. کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 484 ح 4709 ، علل الشرایع : ص 103 ح 1
  80. الجعفریّات : ص 90 ، النوادر : ص 178 ح 297 کلاهما عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام
  81. غرر الحکم : ح 4855 ، عیون الحکم والمواعظ : ص 228 ح 4397
  82. غرر الحکم : ح 4163 ، عیون الحکم والمواعظ : ص 131 ح 2958 وفیه «أهل» بدل «أصل»
  83. غرر الحکم : ح 6162
  84. غرر الحکم : ح 6158
  85. مروج الذهب : ج 2 ص 375 ، شرح نهج البلاغه : ج 1 ص 243
  86. المُدْلَهِمُّ : الأَسْوَدُ (لسان العرب : ج 12 ص 206 «لهم»)
  87. تهذیب الأحکام : ج 6 ص 114 ح 201 عن صفوان بن مهران الجمّال
  88. الکافی : ج 5 ص 332 ح 4 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 403 ح 1608 کلاهما عن السکونی ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 391 ح 4377 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 232 ح 10 نقلاً عن معانی الأخبار عن محمّد بن أبیطلحه
  89. اغْتَرِبُوا لا تُضْوُوا : أی تزوّجوا الغرائب دون القرائب، و معنی لا تُضْووا : لا تأتوا بأولادٍ ضاوین ؛ أی ضُعَفاء نُحَفاء (النهایه : ج 3 ص 106 «ضوا»)
  90. المجازات النبویّه : ص 92 ح 59
  91. المحجّه البیضاء : ج 3 ص 94
  92. الإسراء : 64
  93. مکارم الأخلاق : ج 2 ص 354 ح 2660 عن عبداللّه بن مسعود ، بحار الأنوار : ج 77 ص 105 ح 1
  94. تفسیر العیاشی : ج 2 ص 299 ح 102 ، بحار الأنوار : ج 104 ص 136 ح 5
  95. تفسیر العیاشی : ج 2 ص 300 ح 108 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 294 ح 48
  96. الکافی : ج 5 ص 124 ح 4 عن عبید بن زراره
  97. الکافی : ج 6 ص 357 ح 3 ، المحاسن : ج 2 ص 365 ح 2273
  98. السَّوِیقُ : ما یُتَّخَذْ من الحنطه و الشعیر (لسان العرب : ج 10 ص 170 «سوق»)
  99. طبّ الأئمّه لابنی بسطام : ص 88 ، بحار الأنوار : ج 104 ص 79 ح 4
  100. مکارم الأخلاق : ج 1 ص 425 ح 1451 ، بحار الأنوار : ج 104 ص 84 ح 41
  101. عمرو بن إبراهیم فی کتب الرجال من أصحاب الصادق و الظاهر المراد بالخراسانی الرضا علیه السلامو روایته عنه فی غایه البعد (هامش المصدر)
  102. الکافی : ج 6 ص 355 ح 17 ، بحار الأنوار : ج 66 ص 163 ح 46
  103. سَویق : غذایی فراهم آمده از آرد گندم و جو بو داده
  104. ظاهرا مراد از خراسانی امام رضا علیه السلام است لیکن راوی خبر عمرو بن إبراهیم و او از اصحاب امام صادق است و روایت کردنِ او از امام رضا خیلی بعید است
  105. مکارم الأخلاق : ج 1 ص 365 ح 1202، بحار الأنوار : ج 66 ص 141 ح 58
  106. اللُّبانُ : الکُنْدُر (لسان العرب : ج 13 ص 377 «لبن»)
  107. عَجیزتها : عَجزها. والعَجُز : مؤخّر الشیء (القاموس المحیط : ج 2 ص 180 «عجز»)
  108. الکافی : ج 6 ص 23 ح 6 عن أبی زیاد عن الإمام الحسن علیه السلام
  109. الکافی : ج 6 ص 23 ح 7 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 440 ح 1758 کلاهما عن محمّد بن سنان ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 424 ح 1443
  110. مکارم الأخلاق : ج1 ص423 ح1439 ، بحار الأنوار : ج66 ص444 ح8، الفردوس : ج1 ص101 ح 331 عن ابن عمر
  111. طب النبی صلی الله علیه و آله : ص 28، بحار الأنوار : ج 62 ص 299
  112. الدعوات : ص 151 ح 405 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 372 ح 1230 نحوه ، بحار الأنوار : ج 66 ص 177 ح 37
  113. الآس : شَجَرَهٌ وَرَقُها عَطِرٌ (لسان العرب : ج 6 ص 19 «أوس»)
  114. جامع الأحادیث للقمّی : ص 82 ، بحار الأنوار : ج 66 ص 177 ح 39 نقلاً عن الإمامه والتبصره
  115. مکارم الأخلاق : ج 1 ص 372 ح 1230 ، بحار الأنوار : ج 66 ص 176 ح 37
  116. الکافی : ج 6 ص 22 ح 2 ، المحاسن : ج 2 ص 365 ح 2274 کلاهما عن محمّد بن مسلم ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 373 ح 1241 و زاد فی آخره «لیله الجماع»
  117. الهِنْدَباءُ : بَقلَه مَعرُوفَه ، نافِعَه للمَعِدَه و الکَبِد و الطّحال أکلاً (مجمع البحرین : ج 3 ص 1884 «الهندباء»)
  118. الکافی : ج 6 ص 363 ح 6 ، المحاسن : ج 2 ص 313 ح 2047 وفیه إلی قوله «یحسن الولد» ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 385 ح 1295
  119. کذا فی المصدر مضمرا
  120. الکافی : ج 6 ص 22 ح 1 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 439 ح 1755
  121. مریم : 25
  122. الکافی : ج 6 ص 22 ح 4 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 440 ح 1757 وفیه «حکیما وحکیمه» بدل «حلیما وحلیمه» ، المحاسن : ج 2 ص 346 ح 2194
  123. البَرنی : ضَرْبٌ من التمر أحمر مُشْرَبٌ بِصُفْرَه، کثیرُ اللِّحاء، عَذبُ الحلاوه (لسان العرب : ج 13 ص 50 «برن»)
  124. تهذیب الأحکام : ج 7 ص 440 ح 20، الکافی : ج 6 ص 22 ح 3 وفیه «زکیا حلیما» بدل «حکماء» کلاهما عن زراره عن الإمام الصادق علیه السلام
  125. معرّب «برنیک» ؛ نوعی از بهترین انواع خرما (لغت نامه دهخدا)
  126. الکافی : ج 6 ص 22 ح 5 ، المحاسن : ج 2 ص 345 ح 2190 کلاهما عن صالح بن عقبه ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 366 ح 1206 وفیه «تجمّلوا» بدل «تحلم»
  127. معانی الأخبار : ص 161 ح 1 ، علل الشرایع : ص 141 ح 1 ، المحاسن : ج 1 ص 232 ح 419 وفیهما إلی قوله «طابت ولادته»)
  128. علل الشرایع : ص 145 ح 12 ، بحار الأنوار : ج 39 ص 301 ح 110
  129. غرر الحکم : ح 4758
  130. المحاسن : ج 1 ص 233 ح 423 عن سدیر الصیرفی ، بحار الأنوار : ج 5 ص 287 ح 10
  131. علل الشرایع : ص 564 ح 1 عن سعد بن عمر الجلاب ، المحاسن : ج 1 ص 233 ح 424 عن عبداللّه بن سنان
  132. کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 493 ح 4745 ، علل الشرایع : ص 142 ح 5 عن المفضّل بن عمر
  133. المحاسن : ج 1 ص 232 ح 420 ، بحار الأنوار : ج 27 ص 152 ح 22
  134. الإسراء : 64
  135. الفردوس : ج 2 ص 200 ح 2992 عن أبی هریره، کنز العمّال : ج 3 ص 3 ح 5136
  136. علل الشرایع : ص 142 ح 6 عن اُم سلمه ، بحار الأنوار : ج 27 ص 151 ح 19
  137. کنز العمّال : ج 3 ص 126 ح 5795 نقلاً عن أبی الشیخ عن أبی هریره
  138. أسد الغابه : ج 2 ص 643 ح 2461 ، الفردوس : ج 3 ص 623 ح 5947 کلاهما عن شویفع ، کنز العمّال : ج 3 ص 125 ح 5794 نقلاً عن الطبرانی
  139. لِغَیَّهٍ : أی مخلوق من زنا، نقیض لِرشدَهٍ (مجمع البحرین : ج 2 ص 1343 «غوی»)
  140. الکافی : ج 2 ص 323 ح 3 عن سلیم بن قیس عن الإمام علیّ علیه السلام ، الزهد : ص 7 ح 12 عن سلیمان بن قیس عن الإمام علیّ علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله
  141. غرر الحکم : ح 7817
  142. ثواب الأعمال : ص 312 ح 4 ، المحاسن : ج 1 ص 194 ح 332 ولیس فیه «الولد» وکلاهما عن عبد الملک بن أعین
  143. کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 1 ص 96 ح 203
  144. البقره : 222
  145. کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 1 ص 96 ح 201 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 459 ح 1557
  146. کتاب من لا یحضره الفقیه : ج3 ص556 ح4914 ، الخصال : ص 520 ح 9 ، الأمالی للصدوق : ص 378 ح 478 کلّها عن الحسین بن زید عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام
  147. المعجم الأوسط : ج 3 ص 326 ح 3300 عن أبی هریره ، کنز العمّال : ج 16 ص 352 ح 44885
  148. الکافی : ج 5 ص 539 ح 5 ، علل الشرائع : ص 82 ح 1 عن ابن أبی عذافر الصیرفی
  149. الظاهر إنّ التردید من الراوی
  150. صحیح البخاری : ج 5 ص 1982 ح 4870 ، سنن ابن ماجه : ج 1 ص 618 ح 1919 وزاد فیه : «لم یُسلّط اللّه علیه الشیطان» بعد «ولد» ، مسند ابن حنبل : ج 1 ص 465 ح 1867 کلّها عن ابن عبّاس
  151. تحف العقول : ص 12 ، الاختصاص : ص 134 عن الخدریّ
  152. مراد ، سیاه بودن یا ابتلا به بَرَص و جذام و همانند آن است که در احادیث پیشین به آنها اشاره شد. از مجموع روایات به دست می آید که یکی از عوامل زشت چهرگی، آمیزش و انعقاد نطفه در حال حیض است، و البته این تنها عامل نیست . بنا بر این ، نمی توان هر مبتلا به چنین نقصانی را فرزند چنین آمیزشی دانست ؛ امّا این که آیا آمیزش در چنان وضعیتی ، آیا همیشه و به طور قطع ، چنین پیامدهایی را دارد یا نه، جواب صریحی در روایات وجود ندارد ، ولی می توان عدم آن را برداشت کرد. تحقیقات تجربی می توانند در این زمینه کمک نمایند
  153. الخصال : ص 637 ح 10 عن أبی بصیر ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، تحف العقول : ص 125 ، بحار الأنوار : ج 10 ص 115 ح 1
  154. الکافی : ج 6 ص 10 ح 12 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 411 ح 1641 کلاهما عن محمّد بن مسلم
  155. الکافی : ج 6 ص 8 ح 3 ، تهذیب الأحکام : ج 3 ص 315 ح 974 کلاهما عن محمّد بن مسلم
  156. تفسیر العیّاشی : ج 2 ص 300 ح 107 ، بحار الأنوار : ج 103 ص 294 ح 47
  157. تهذیب الأحکام : ج 7 ص 412 ح 1646 عن محمّد بن العیص عن الإمام الصادق علیه السلام ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 557 ح 4914 عن الحسین بن زید بن علیّ بن الحسین علیهماالسلام عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله
  158. کذا فی المصدر و فی کنز العمّال : «کان للشیطان فیه شرکٌ» و هو الصواب
  159. المعجم الأوسط : ج 1 ص 63 ح 176 عن أبی هریره ، کنز العمّال : ج 16 ص 343 ح 44835
  160. العَشّارُ: و هو مَن أَخَذَ العُشر من أموال الناس بأمر الظالم (مجمع البحرین: ج 2 ص 1218 «عشر»)
  161. الفِئامُ: الجماعهُ الکثیره (النهایه: ج 3 ص 406 «فأم»)
  162. الإسراء : 27
  163. کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 552 ح 4899 ، علل الشرائع : ص 515 ح 5 کلاهما عن أبی سعید الخدری
  164. عریف، به معنای نماینده حکومت زمامداران جائر در یک منطقه یا قبیله است که زمینه سلطه و تجاوز آنان به حقوق مردم را فراهم می کردند؛ خبرچین
  165. القَیِّمُ : السَّیِّدُ وَسائِسُ الأَمْرِ (لسان العرب : ج 12 ص 502 «قوم»)
  166. الأبدالُ : هم الأوْلِیاءُ و العُبّادُ (النهایه : ج 1 ص 107 «بدل»)
  167. کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 553 ح 4899 ، علل الشرائع : ص 516 ح 5 کلاهما عن أبی سعید الخدری
  168. ابدال ، به برگزیدگان هر عصری گفته می شود که خداوند به جای برگزیده پیشین قرار می دهد
  169. الخصال : ص 637 ح 10 عن أبی بصیر ومحمد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام، تحف العقول : ص 125 ولیس فیه «ذیله»
  170. طبّ الإمام الرضا علیه السلام : ص 28 ، بحار الأنوار : ج 62 ص 321
  171. القُولَنجُ : مرض معوی مؤلم، یُعسر معه خروج الثفَلُ والریح (مجمع البحرین : ج 3 ص 1525 «قولنج»)
  172. اللَّقْوَهُ : هی مرض یُعرض للوجه فیمیله إلی أحد جانبیه (النهایه : ج 4 ص 268 «لقا»)
  173. النِقْرِسُ : وَرَمٌ و وجع فی مفاصل القدمین و أصابع الرجلین (مجمع البحرین : ج 3 ص 1823 «نقرس»)
  174. طب الامام الرضا علیه السلام : ص 64 ، بحار الأنوار : ج 62 ص 327
  175. نوعی بیماری که در نتیجه بالا رفتن اسید اوریک خون پدید می آید
  176. گفتنی است آنچه درباره نقش حالت های مختلف آمیزش و زمان های آن در سرنوشت کودک در روایات گذشته ملاحظه شد ، ظاهرا مقصود ، تأثیر آنها به نحوِ اقتضاست ، نه به صورت علّت تامّه . و اللّه العالم
  177. متن روایت این است : «قل ما أوّل نعمه أبلاک اللّه عز و جل وأنعم علیک بها ؟ قال : أن خلقنی جلّ ثناءه ولم أک شیئا مذکورا»
  178. البته برخی از فقها احتمال داده اند که مقصود از آن ، مطلق شستشو و نظافت نوزاد باشد (ر.ک : جواهر الکلام : ج 5 ص 71)
  179. ر.ک : تحریر الوسیله : ج 2 ص 31 ، مسئله 2
  180. ر. ک: العروه الوثقی : ج 2 ص 157
  181. ر.ک : جواهر الکلام : ج 5 ص 71
  182. ر . ک : ص 99 (اذان و اقامه گفتن در گوش نوزاد)
  183. ر . ک : ص 101 ح 135 و ص 103 ح 137
  184. ر . ک : ص 105 ح 143 تا 145
  185. ر . ک : ص 103 ح 142
  186. ر.ک: جواهر الکلام : ج 31 ص 253
  187. ر . ک : ص 107 ح 148
  188. ر . ک : ص 115 و 117 (نام های نکوهیده)
  189. بز ، گاو و شتر را نیز می توان عقیقه کرد و بهتر است شرایط قربانی در آنها رعایت شود
  190. ر.ک : تحریر الوسیله : ج 2 ص 316 . العقیقه : عباره فی الشرع عن ذبح شاه عند الولاده بلاطعام
  191. کسانی مانند : اسکافی ، سیّد مرتضی و فیض کاشانی (ر.ک : أحکام الأطفال : ص 196)
  192. ر.ک : وسائل الشیعه : ج 21 ص 428
  193. ر.ک : وسائل الشیعه : ج 15 ص 426 428
  194. ر . ک : ص 125 ح 193
  195. مریم : 15
  196. مریم : 33
  197. تحف العقول : ص 292 ، بحار الأنوار : ج 78 ص 171 ح 4
  198. نثر الدرّ : ج 1 ص 345 ، نزهه الناظر : ص 100 ح 19 ، کشف الغمّه : ج 2 ص 362
  199. کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 1 ص 194 ح 595
  200. الکافی : ج 6 ص 17 ح 3 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 480 ح 4687
  201. الفالوذَج : نوعٌ من الحلواء (مجمع البحرین : ج 3 ص 1414 «فلذج»)
  202. الکافی : ج 6 ص 281 ح 1 ، بحار الأنوار : ج 48 ص 110 ح 12
  203. الکافی : ج 3 ص 40 ح 2 ، تهذیب الأحکام : ج 1 ص 104 ح 270 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 1 ص 78 ح 176 کلّها عن سماعه
  204. مسند أبی یعلی : ج 6 ص 181 ح 6747 ، الفردوس : ج 3 ص 632 ح 5982 کلاهما عن الإمام الحسین علیه السلام ، کنز العمّال : ج 16 ص 457 ح 45414
  205. فالوده، حلوایی است که از آرد و آب و عسل ، درست می کنند
  206. امّ صبیان ؛ به نوعی بیماری گویند که در آن ، فرد دچار حالتی می شود که در اصطلاح به آن «باد گرفتن» می گویند و گاهی موجب بیهوشی فرد می گردد . همچنین ، گفته شده که امّ صبیان ، نوعی جن است که کودکان را می آزارد. در فارسی ، امّ صبیان ، برابر مادر دیو و دیوزدگی دانسته شده است (ر.ک :دانش نامه احادیث پزشکی : ج 1 ص 677)
  207. الکافی : ج 6 ص 24 ح 6 عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام
  208. سنن أبی داوود : ج 4 ص 328 ح 5105 ، مسند ابن حنبل : ج 9 ص 230 ح 23930
  209. ألبأَهُ بِرِیقِهِ : أی صبّ رَیقَهُ فی فیهِ (لسان العرب : ج 1 ص 150 «لبأ»)
  210. کشف الغمّه : ج 2 ص 151 ، بحار الأنوار : ج 43 ص 255
  211. اللَّمَم : طرف من الجنون یلمّ بالإنسان أی یقرب من الإنسان ویعتریه (النهایه : ج 4 ص 272 «لمم»)
  212. التابع والتابعه : الجنّی والجنّیه یکونان مع الإنسان یتبعانه حیث ذهب (القاموس المحیط : ج 3 ص 8 «تبع»)
  213. الکافی : ج 6 ص 23 ح 2 عن حفص الکناسی
  214. الکافی : ج 6 ص 23 ح 1 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 436 ح 1738 کلاهما عن أبی یحیی الرازی ، وسائل الشیعه : ج 21 ص 137 ح 2
  215. حَنَکَ الصبیَ : إذا مضغ تمرا أو غیره فدلکه بحَنَکه کحنّکه (القاموس المحیط : ج 3 ص 300 «حنک»)
  216. جامع الاحادیث : ص 141، الإمامه والتبصره : ص 176
  217. مسند أبی یعلی : ج 6 ص 414 ح 7278 ، کنز العمّال : ج 13 ص 268 ح 36788
  218. صحیح مسلم : ج 3 ص 1691 ح 27 ، المصنّف لابن أبی شیبه : ج 5 ص 430 ح 4
  219. الکافی : ج 6 ص 24 ح 5 عن أبی بصیر عن الإمام الصادق علیه السلام ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 437 ح 1741 عن أبی بصیر ، الخصال : ص 637 ح 10 عن أبی بصیر ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عنه صلی الله علیه و آله
  220. الکافی : ج 6 ص 389 ح 5 ، بحار الأنوار : ج 66 ص 448 ح 5
  221. الکافی : ج 6 ص 24 ح 3 و 4 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 436 ح 1739 و 1740
  222. تهذیب الأحکام : ج 6 ص 74 ح 143 عن الحسین بن أبی العلا ، الدعوات : ص 185 ح 513
  223. الفقه المنسوب إلی الإمام الرضا علیه السلام : ص 239 ، مستدرک الوسائل : ج 15 ص 138 ح17783
  224. الکافی : ج 6 ص 48 ح 1 ، تهذیب الأحکام : ج 8 ص 111 ح 384 کلاهما عن درست
  225. الکافی : ج 6 ص 18 ح 3، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 437 ح 1745 کلاهما عن موسی ابن بکر
  226. الکافی : ج 6 ص 18 ح 2، عن أبی بصیر عن الإمام الصادق عن أبیه عن جده علیهم السلام ، الخصال : ص 634
  227. سنن الترمذی : ج 5 ص 132 ح 2832
  228. الکافی : ج 6 ص 18 ح 4، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 437 ح 1746، عدّه الداعی : ص 77 عن الإمام الرضا علیه السلام
  229. النوادر للراوندی : ص 104 ح 75 ، الجعفریّات : ص 190 وفیه «المعتاده» بدل «المعبده» وکلاهما عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام،بحار الأنوار: ج104 ص130 ح21
  230. الخصال : ص 251 ح 118 عن جابر عن الإمام الباقر علیه السلام ، بحار الأنوار : ج 104 ص 127 ح 2
  231. تاریخ بغداد : ج 3 ص 91 عن زید بن الحسن عن أبیه عن الإمام علیّ علیه السلام ، شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید : ج 19 ص 369 عن الإمام علیّ علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله
  232. جَبِهَهُ : ضَرَبَ جبهته وَرَدَّهُ (مجمع البحرین : ج 1 ص 270 «جبه»)
  233. مکارم الأخلاق : ج 1 ص 65 ح 67 عن أبی رافع، بحار الأنوار : ج 16 ص 239
  234. تنبیه الخواطر : ج 1 ص 32 عن جابر ؛ شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید : ج 19 ص 366 عن جابر
  235. کنز العمّال : ج 16 ص 422 ح 45222 نقلاً عن عبد بن حمید عن أنس
  236. اسْتَفرِهوا : أی استَحسِنُوا (مجمع البحرین : ج 3 ص 1390 «فره»)
  237. الکافی : ج 6 ص 48 ح 6، تهذیب الأحکام : ج 8 ص 112 ح 387
  238. مراد ، اتاق هایی است که چشم انداز داشته باشد و از بیرون ، کسی که در آن باشد ، دیده شود
  239. الکافی : ج 6 ص 19 ح 6 عن عاصم الکوزی عن الإمام الصادق علیه السلام، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 438 ح 1747 عن الإمام الباقر علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله
  240. سنن أبی داوود : ج 4 ص 288 ح 4950، مسند أبی یعلی : ج 6 ص 351 ح 7133 کلاهما عن أبی وهب الجشمی
  241. الأمالی للطوسی : ص 511 ح 1117 عن الأصبغ عن الإمام علیّ علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله و بحار الأنوار : ج 104 ص 129 ح 14
  242. الکافی : ج 6 ص 18 ح 1، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 438 ح 1747
  243. الکافی: ج6 ص19 ح9، تهذیب الأحکام: ج7 ص438 ح1749 کلاهماعن ابن القدّاح
  244. مراد ، نام هایی است که با پیشوند «عبد» شروع می شود ؛ مثل : عبد اللّه ، عبد الرحمان و عبد الهادی
  245. الأدیم : الجِلدُ المدبوغُ ، والجمعُ أَدَم بفتحتین (مجمع البحرین : ج 1 ص 30 «أدم»)
  246. الکافی : ج 6 ص 19 ح 7، بحار الأنوار : ج 44 ص 211 ح 8
  247. آل عمران : 31
  248. تفسیر العیّاشی : ج 1 ص 167 ح 28، بحار الأنوار : ج 104 ص 130 ح 19
  249. الکافی : ج 6 ص 18 ح 5
  250. الکافی : ج 6 ص 19 ح 8 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 438 ح 1748 کلاهما عن سلیمان الجعفری
  251. کبودیِ چشم ، نه به معنای یک عیب جسمی ، بلکه کنایه از بدی و زشتکاری است
  252. الخرائج والجرائح : ج 1 ص 424 ح 4، کشف الغمّه : ج 3 ص 217 کلاهما عن جعفر بن الشریف الجرجانی
  253. کشف الغمّه : ج 3 ص 208، بحار الأنوار : ج 50 ص 298 ح 72
  254. علل الشرایع : ص 583 ح 23 عن الإمام علیّ علیه السلام ، بحار الأنوار : ج 76 ص 175 ح 2
  255. النوادر للراوندی : ص 104 ح 75، بحار الأنوار : ج 104 ص 130 ح 21
  256. صحیح مسلم : ج 3 ص 1685 ح 12 ، سنن أبی داوود : ج 4 ص 290 ح 4958 کلاهما عن سمره بن جندب ، کنز العمّال : ج 1 ص 465 ح 2023
  257. الخصال : ص 250 ح 118 عن جابر عن الإمام الباقر علیه السلام، بحار الأنوار : ج 104 ص 127 ح 2
  258. مجمع الزوائد : ج 3 ص 306 ح 4677
  259. المعجم الکبیر : ج 2 ص 23 ح 1163، کنز العمّال : ج 16 ص 424 ح 45234
  260. الکافی : ج 6 ص 21 ح 16، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 439 ح 1753 کلاهما عن محمّد بن مسلم
  261. کذا فی المصدر، و الصحیح : «مبارکا و نافعا و بشیرا و میمونا»
  262. الجعفریّات : ص 190، النوادر للراوندی : ص 105 ح 75 کلاهما عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام
  263. فی المصدر: «سمّیتها مرّه»، والصحیح «برّه» بقرینه ذیل الحدیث و المصادر الاُخری، و الظاهر وقوع التصحیف فیه
  264. سنن أبی داوود : ج 4 ص 288 ح 4953، المعجم الکبیر : ج 24 ص 280 ح 709
  265. کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 489 ح 4728، علل الشرایع : ص 505 ح 1، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 488 ح 1693
  266. الکافی : ج 6 ص 38 ح 1، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 489 ح 4729
  267. سنن الدارمی : ج 1 ص 511 ح 1903، السنن الکبری : ج 9 ص 510 ح 19290 کلاهما عن سمره
  268. الکافی : ج 6 ص 27 ح 4 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 442 ح 1769 ، وسائل الشیعه : ج 15 ص 152 ح 11
  269. الوَرِق : الفِضَّه (لسان العرب : ج 10 ص 375 «ورق»)
  270. الوَرِکُ : ما فوقَ الفَخِذ (النهایه : ج 5 ص 176 «ورک»)
  271. الکافی : ج 6 ص 28 ح 5 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 442 ح 1770 کلاهما عن حفص الکناسی
  272. الکافی : ج 6 ص 24 ح 2 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 441 ح 1762 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 484 ح 4711 کلّها عن أبی خدیجه
  273. فی المصدر «و یُعطی»، و التصویب من المصادر الاُخری
  274. الکافی : ج 6 ص 29 ح 11 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 443 ح 1772 کلاهما عن الکاهلی ، وسائل الشیعه : ج 15 ص 150 ح 5
  275. الکافی : ج 6 ص 30 ح 1 عن إبراهیم الکرخی ، وسائل الشیعه : ج 15 ص 154 ح 1
  276. الکافی : ج 6 ص 28 ح 9 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 443 ح 1771
  277. الکافی : ج 6 ص 28 ح 8
  278. الکافی : ج 6 ص 33 ح 4
  279. الکافی : ج 6 ص 27 ح 2، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 442 ح 1767
  280. الکافی : ج6 ص35 ح2، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 445 ح 1778 کلاهما عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام
  281. الکافی : ج 6 ص 34 ح 1، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 444 ح 1777 کلاهما عن مسعده بن صدقه
  282. الکافی : ج 6 ص 37 ح 2 عن عبد اللّه بن سنان
  283. کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 488 ح 4726 ، وسائل الشیعه : ج 15 ص 169 ح 1
  284. منظور از آلودگی ، مخالفت با سنّت است ، نه آلودگی و نجاست ظاهری ؛ نابالغ ، به خاطر مخالفت پدر و مادرش [با سنّت] ، و بالغ ، به خاطر مخالفت خودش
  285. الکافی : ج 6 ص 36 ح 7 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 445 ح 1780 ، وسائل الشیعه : ج 15 ص 165 ح 1
  286. الأمالی للصدوق : ص 496 ح 678 عن أبی خالد الکعبی عن الإمام الصادق علیه السلام ، بحار الأنوار : ج 104 ص 106 ح 1
  287. الکافی : ج 5 ص 514 ح 2 عن أبی بصیر عن الإمام الصادق علیه السلام ، بحار الأنوار : ج 22 ص 146 ح 138 ؛ المعجم الکبیر : ج 8 ص 253 ح 7989 ، عن أبی اُمامه نحوه ، کنز العمّال : ج 16 ص 407 ح 45133
  288. عیون أخبار الرضا : ج 2 ص 34 ح 69، صحیفه الإمام الرضا علیه السلام : ص 101 ح 42 کلاهما عن أحمد بن عامر بن سلیمان الطائی عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام
  289. الکافی : ج 6 ص 40 ح 1، تهذیب الأحکام : ج 8 ص 108 ح 365 کلاهما عن طلحه بن زید عن الإمام الصادق علیه السلام، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 475 ح 4663
  290. البقره : 233
  291. لقمان : 14
  292. الکافی : ج 6 ص 40 ح 3، تهذیب الأحکام : ج 8 ص 106 ح 357، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 474 ح 4661 کلّها عن سماعه
  293. قرب الإسناد: ص 93 ح 312 عن الحسین بن علوان عن الإمام الصادق عن أبیه علیهماالسلام ، بحار الأنوار: ج 103 ص 323 ح 10
  294. الکافی : ج 6 ص 44 ح 10 عن غیاث بن إبراهیم عن الإمام الصادق علیه السلام
  295. الکافی : ج 6 ص 44 ح 12 عن محمّد بن مروان، تهذیب الأحکام : ج 8 ص 110 ح 376 عن الهیثم بن محمّد بن مروان
  296. وِضاءٌ : أی حِسانٌ نِقاءٌ (لسان العرب : ج 1 ص 195 «وضأ»)
  297. الظِّئْر : العاطفه علی ولد غیرها المرضِعه له، والجمع : أظْؤر وأظآر وظُؤور وظُؤُورَهٌ (القاموس المحیط : ج 2 ص 80 «ظأر»)
  298. الکافی : ج 6 ص 44 ح 13، تهذیب الأحکام : ج 8 ص 110 ح 377، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 478 ح 4677 کلّها عن زراره
  299. البَغِیّ : المرأه الفاجره (مجمع البحرین : ج 1 ص 172 «بغی»)
  300. الخصال : ص 615 ح 10 عن أبی بصیر ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام، تحف العقول : ص 105، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 479 ح 1655 بحار الأنوار : ج 103 ص 323 ح 9
  301. العَمَشُ : ضَعْفُ رؤیه العین مع سیلان دمعها (لسان العرب : ج 6 ص 320 «عمش»)
  302. عیون أخبار الرضا علیه السلام : ج 2 ص 34 ح 67، صحیفه الإمام الرضا علیه السلام : ص 100 ح41 کلاهماعن أحمد بن عامر الطائی عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام
  303. نَزَعَ إلیه : أشبهه (القاموس المحیط : ج 3 ص 88 «نزع»)
  304. الأَرْعَنُ: الأَهْوَجُ فی مَنْطقِهِ والأَحمَقُ المُسْتَرخی (القاموس المحیط: ج 4 ص 228 «رعن»)
  305. الکافی : ج 6 ص 43 ح 8 ، تهذیب الأحکام : ج 8 ص 110 ح 375، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 478 ح 4679 کلّها عن محمّد بن قیس
  306. تهذیب الأحکام : ج 8 ص 110 ح 374، الکافی : ج 6 ص 44 ح 14 ولیس فیه «ذیله» و کلاهما عن سعید بن یسار
  307. الکافی : ج 6 ص 42 ح 1، تهذیب الأحکام : ج 8 ص 108 ح 367، دعائم الإسلام : ج 2 ص 242 ح 911 عن رسولاللّه صلی الله علیه و آلهقاله نحوه
  308. الأمالی للطوسی : ص 362 ح 753 عن علی بن علی الدعبلی عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلامعن النزال بن سیره، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 371 ح 1227
  309. المحاسن : ج 2 ص 360 ح 2254 عن عبد الرحمن بن الحجاج، بحار الأنوار : ج 66 ص 164 ح 47
  310. قال العلاّمه المجلسی قدس سره: کأنّ المراد بالقلّه قلّه اللحم و الهزال، وفی المکارم «العلّه» و هو الأصوب (بحار الأنوار : ج 66 ص 277)
  311. السَّوِیقُ: ما یعمل من الحنطه والشعیر (المصباح المنیر: ص 296 «سوق»)
  312. المحاسن : ج 2 ص 287 ح 1938، مکارم الأخلاق: ج 1 ص 418 ح 1415 نحوه، بحار الأنوار : ج 66 ص 276 ح 7
  313. تهذیب الأحکام : ج 3 ص 274 ح 796 ، الکافی : ج 6 ص 48 ح 4 نحوه کلاهما عن عبداللّه بن سنان
  314. المناقب لابن شهر آشوب : ج 4 ص 71 و راجع غریب الحدیث لابن سلام : ج 1 ص 103 104
  315. مسند ابن حنبل : ج 7 ص 35 ح 19078 ، مثیر الأحزان : ص 17
  316. مکارم الأخلاق : ج 1 ص 65 ح 68 ، بحار الأنوار : ج 16 ص 240
  317. مسند ابن حنبل : ج 9 ص 299 ح 24247 ، مسند إسحاق بن راهویه : ج 2 ص 116 ح 587
  318. [ابو عبید در غریب الحدیث آورده است که حضرت فرمود : لا تزرموا ابنی ، یعنی بول کردن او را قطع نکنید] . سپس آبی خواست و بر بول او ریخت
  319. کنز العمّال : ج 10 ص 249 ح 29336 نقلاً عن الطبرانی ، الفردوس : ج 4 ص 135 ح 6420 وفیه «کمثل الوشم علی الصخره» بدل «کالنقش فی الحجر» و کلاهما عن أبی الدرداء
  320. کنز العمّال : ج 16 ص 584 ح 45953 نقلاً عن جزء ابن عمشلیق
  321. غرر الحکم : ح 8273 ، عیون الحکم والمواعظ : ص 447 ح 7879
  322. غرر الحکم : ح 8937 ، عیون الحکم والمواعظ : ص 463 ح 8424
  323. سنن الدارمی : ج 1 ص 137 ح 517 ، منیه المرید : ص 340
  324. الدیوان المنسوب إلی الإمام علیّ علیه السلام : ص 242 ح 163
  325. شعب الإیمان : ج 6 ص 401 ح 8667 عن عائشه، کنز العمّال : ج 16 ص 417 ح 45193
  326. المعجم الأوسط : ج 4 ص 77 ح 3658 عن سالم بن عبد اللّه عن أبیه، کنز العمّال : ج 16 ص 460 ح 45435 نقلاً عن العسکری وابن النجّار
  327. النُّحْل : العطیّه والهبه ابتداءً من غیر عوَض ولا استحقاق (النهایه : ج 5 ص 29 «نحل»)
  328. سنن الترمذی : ج 4 ص 338 ح 1952، المستدرک علی الصحیحین : ج 4 ص 292 ح 7679 السنن الکبری : ج 2 ص 28 ح 2273 کلاهما نحوه وکلّها عن أیّوب بن موسی عن أبیه عن جدّه
  329. مکارم الأخلاق : ج 1 ص 478 ح 1651، سنن ابن ماجه : ج 2 ص 1211 ح 3671، تاریخ دمشق : ج 17 ص 138 ح 4072 کلاهما عن أنس ولیس فیهما «یغفر لکم»
  330. تاریخ المدینه : ج 2 ص 568 عن ابن عبّاس، کنز العمّال : ج 16 ص 473 ح 45512 نقلاً عن تاریخ دمشق عن ابن مسعود وابن عبّاس
  331. الکافی : ج 8 ص 150 ح 132 عن مسعده بن صدقه، غرر الحکم : ح 5036 نحوه
  332. دعائم الإسلام : ج 1 ص 82
  333. فی تفسیر القمی : «مَنفَعَتَهُ»، و هو الأصوب
  334. قصص الأنبیاء : ص 194 ح 243 عن حمّاد بن عیسی، تفسیر القمی : ج 2 ص 164 نحوه، بحار الأنوار : ج 13 ص 411
  335. صحیح مسلم : ج 3 ص 1459 ح 20 ، سنن أبی داوود : ج 3 ص 130 ح 2928 کلاهما عن ابن عمر
  336. غرر الحکم : ح 6199 ، عیون الحکم والمواعظ : ص 328 ح 5637
  337. نهج البلاغه : الخطبه 34 ؛ أنساب الأشراف : ج 3 ص 154 ، تاریخ الطبری : ج 5 ص 91 ، الکامل فی التاریخ : ج 2 ص 408 کلّها نحوه ، الإمامه والسیاسه : ج 1 ص 171 وفیه «فالنصیحه فی ذات اللّه » بدل «فالنصیحه لکم»
  338. کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 2 ص 622 ح 3214 ، الخصال : ص 568 ح 1 کلاهما عن أبی حمزه الثمالی (ثابت بن دینار)
  339. تحف العقول : ص 263 ح 23 ، بحار الأنوار : ج 74 ص 15 ح 2
  340. المعجم الأوسط : ج 5 ص 130 ح 4865 عن عائشه ، الجامع الصغیر : ج 2 ص 603 ح 8696 نقلاً عنه
  341. الإتّغارُ: سُقوطُ سِنّ الصَّبِیِ وَ نَبَاتِها (النهایه: ج 1 ص 213 «ثغر»)
  342. عمل الیوم واللیله للدینوری : ص 150 ح 423 عن عمرو بن شعیب ، کنز العمّال : ج 16 ص 440 ح 45328
  343. شعب الإیمان : ج 6 ص 398 ح 8649 عن ابن عبّاس ، کنز العمّال : ج 16 ص 441 ح 45332
  344. التحریم : 6
  345. الکافی : ج 2 ص 211 ح 1 ، المحاسن : ج 1 ص 362 ح 780 ، بحار الأنوار : ج 74 ص 86 ح 101
  346. الصواعق المحرقه : ص 172 ، ینابیع المودّه : ج 2 ص 457 ح 268، کنز العمّال: ج 16 ص 456 ح 45409
  347. طه : 132
  348. مریم : 54 و 55
  349. النّصَب : التَّعَبُ (النهایه : ج 5 ص 62 «نصب»)
  350. الکافی : ج 5 ص 37 ح 1 عن عقیل الخزاعی ، نهج البلاغه : الخطبه 199 نحوه ، بحار الأنوار : ج 33 ص 447 ح 659
  351. الاُصول السته عشر : ص 70 عن جابر الجعفی ، بحار الأنوار : ج 2 ص 25 ح 92
  352. المستدرک علی الصحیحین : ج 2 ص 536 ح 3826 ، شعب الإیمان : ج 6 ص 411 ح 8704 کلاهما عن ربعی
  353. منیه المرید : ص 380
  354. سنن أبی داوود : ج 1 ص 134 ح 497 ، المعجم الأوسط : ج 3 ص 235 ح 3019 کلاهما عن معاذ بن عبداللّه بن خبیب الجهنی
  355. جامع الأخبار : ص 285 ح 767 ، مستدرک الوسائل : ج 15 ص 164 ح 17871
  356. دعائم الإسلام : ج 1 ص 193 ، بحار الأنوار : ج 8 ص 133
  357. غرر الحکم : ح 6305
  358. الخصال : ص 626 ح 10 عن محمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، تحف العقول : ص 115
  359. دعائم الإسلام : ج 1 ص 193 ، بحار الأنوار : ج 88 ص 133 ح 5
  360. الکافی : ج 4 ص 86 ح 1 ، تهذیب الأحکام : ج 4 ص 296 ح 895 کلاهما عن الزهری
  361. الغَرَثُ : الجُوع (الصحاح : ج 1 ص 288 «غرث»)
  362. الکافی : ج 3 ص 409 ح 1 ، تهذیب الأحکام : ج 2 ص 380 ح 1584 کلاهما عن الحلبی عن الإمام الصادق علیه السلام
  363. کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 1 ص 281 ح 863 ، الأمالی للصدوق : ص 475 ح640 وفیه «عن الإمام الباقر أو الإمام الصادق علیهماالسلام» کلاهما عن عبداللّه بن فضاله
  364. دعائم الإسلام : ج 1 ص 194 ، بحار الأنوار : ج 88 ص 134 ح 5
  365. دعائم الإسلام : ج 1 ص 194 ، بحار الأنوار : ج 88 ص 134 ح 5
  366. الکافی : ج 3 ص 206 ح 2 عن الحلبی و زراره ، تهذیب الأحکام : ج 2 ص 381 ح 1591 عن إسحاق بن عمّار نحوه
  367. تهذیب الأحکام : ج 2 ص 381 ح 1590 ، الکافی : ج 4 ص 125 ح 2 وفیه ذیله : «فی کم یؤخذ بالصیام؟...»
  368. کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 1 ص 280 ح 862 ، وسائل الشیعه : ج 13 ص 13 ح 4400
  369. شعب الإیمان : ج 2 ص 330 ح 1949 ، الدرّ المنثور : ج 5 ص 485 کلاهما عن ابن عبّاس
  370. مقصود ، لزوم تعلیم نماز است
  371. الأمالی للطوسی : ص 357 ح 739 عن النعمان بن سعد عن الإمام علیّ علیه السلام ، سنن ابن ماجه : ج 1 ص 77 ح 213 عن مصعب بن سعد عن أبیه
  372. تاریخ دمشق : ج 18 ص 99 عن معاذ بن جبل ، کنز العمّال : ج 1 ص 540 ح 2421
  373. .تاریخ دمشق : ج 18 ص 99 عن معاذ بن جبل ، کنز العمّال : ج 1 ص 540 ح 2421
  374. الفردوس : ج 1 ص 302 ح 1195 ، تاریخ بغداد : ج 7 ص 239 ح 3733 نحوه کلاهما عن أنس
  375. الغَمْطُ : الإستِهانَهُ و الإسْتِحقارُ (النهایه : ج 3 ص 387 «غمط»)
  376. شعب الإیمان : ج 2 ص 523 ح 2593، التاریخ الکبیر : ج 3 ص 311 ح 1058 ، کنز العمّال : ج 1 ص 518 ح 2317 نقلاً عن البخاری و البیهقی و کلّها عن رجاء الغنوی
  377. هو أبوفراس، همّام بن غالب بن صعصعه، المعروف بالفرزدق، ولد عام (25 ه ) فی البصره ، وتوفّی عام (114 ه ) بعد تطواف العراق والشام والجزیره (راجع سیر أعلام النبلاء : ج 4 ص 590 الرقم 226 ووفیات الأعیان: ج 6 ص 95 الرقم 784)
  378. شرح نهج البلاغه: ج 10 ص 21 ، کنز العمّال: ج 2 ص 288 ح 4026 نقلاً عن ابن الأنباری فی المصاحف والدینوری عن الفرزدق نحو
  379. منظور ابو فراس ، همّام بن غالب ، معروف به فَرَزْدَق است . وی در سال 25 ق ، در بصره به دنیا آمد و در سال 114 ق ، از دنیا رفت
  380. نهج البلاغه : الحکمه 399 ، شرح نهج البلاغه : ج 19 ص 365
  381. السَّفَرَهُ : الملائِکهُ الذینَ یَسفِرونَ بین اللّه ِ و أنبیائه (مجمع البحرین : ج 2 ص 849 «سفر»)
  382. الکافی : ج 2 ص 603 ح 2 ، الأمالی للصدوق : ص 115 ح 96 کلاهما عن الفضیل بن یسار
  383. الخصال : ص 614 ح 10 عن محمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، تحف العقول : ص 104
  384. تهذیب الأحکام : ج 8 ص 111 ح 381 ، الکافی : ج 6 ص 47 ح 5 وفیه «أولادکم» بدل «أحداثکم» کلاهما عن جمیل بن درّاج
  385. السنن الکبری : ج 10 ص 26 ح 19742 ، شعب الإیمان : ج 6 ص 401 ح 8665 کلاهما عن أبی رافع
  386. مرجئه ، طایفه ای هستند که ایمان را گفته بدون عمل می دانند و قول را مقدّم بر عمل می شمارند و معتقدند که تارک عمل را ایمانش نجات می بخشد و می گویند که با ایمان، معصیت زیان نمی رساند ، چنان که کفر با طاعت
  387. الفضائل : ص 129 عن ابن مسعود ، بحار الأنوار : ج 8 ص 144 ح 67
  388. المواعظ العددیّه : ص 213
  389. طبّ النبیّ صلی الله علیه و آله : ص 11
  390. الأعراف : 31
  391. الدعوات : ص 75 ح 174 ، بحار الأنوار : ج 62 ص 267 ح 42
  392. شرح نهج البلاغه : ج 20 ص 333 ح 824
  393. شرح نهج البلاغه : ج 20 ص 272 ح 149
  394. الخصال : ص 229 ح 67 عن الأصبغ بن نباته ، الدعوات : ص 74 ح 173 ، طبّ الأئمّه لابنی بسطام : ص 3 ، بحار الأنوار : ج 62 ص 267 ح 42
  395. خَلا : مَبرَز ، مستراح (لغت نامه دهخدا)
  396. غرر الحکم : ح 6768 ، عیون الحکم والمواعظ : ص 370 ح 6248
  397. غرر الحکم : ح 9219 ، عیون الحکم والمواعظ : ص 426 ح 7219
  398. نهج البلاغه : الحکمه 171، خصائص الأئمّه علیهم السلام : ص 110، غررالحکم : ح 6933 ، بحار الأنوار : ج 73 ص 166 ح 29
  399. معانی الأخبار : ص 401 ح 62 وراجع تحف العقول : ص 225 ، العدد القویّه : ص 32 ح 22 ، المعجم الکبیر : ج 3 ص 68 ح 2688 ، تاریخ دمشق : ج 13 ص 255
  400. تحف العقول : ص 376 ، الخصال : ص 169 ح 222 نحوه
  401. إیمان أبی طالب المشتهر بکتاب الحجّه علی الذاهب إلی تکفیر أبیطالب : ص 130 ، بحار الأنوار: ج 35 ص 115 ح 54
  402. رجال الکشی : ج 2 ص 704 ح 748 عن سماعه ، بحار الأنوار : ج 79 ص 293 ح 16
  403. برای آگاهی از متن کامل اشعار وی مراجعه شود به الغدیر : ج 2 ص 290
  404. هَل فی سُؤالِکَ رَسمَ المَنزِلِ الخَرِبِبُرءٌ لِقَلبِکَ مِن داءِ الهَوَی الوَصِبِ
  405. أم حَرُّهُ یَومَ وَشکِ البَینِ یُبرِدُهُمَا استَحدَثَتهُ النَّوی مِن دَمعِکَ السَّرِبِ
  406. یا راکِبا جَسرَهً تَطوی مَناسِمُهامُلاءَهَ البیدِ بِالتَّقریبِ وَالجُنُبِ
  407. مِن کُلِ مُجتَهِدٍفِی اللّه ِ مُعتَضِدٍبِاللّه ِ مُعتَقِدٍ للّه ِِ مُحتَسِبِ
  408. هادینَ لِلرُّشْدِ إن لَیلُ الضَّلالِ دَجاکانوا لِطارِقِهِم أهدَی مِنَ الشُّهُبِ
  409. صَلاهُ ذِی العَرشِ تَتری کُلَّ آوِنَهٍعَلَی ابنِ فاطِمَهَ الکَشَّافِ لِلکُرَبِ
  410. وَابنَیهِ مِن هالِکٍ بِالسَّمِّ مُختَرَمٍومِن مُعَفَّرِ خَدٍّ فِی الثَّری تَرِبِ
  411. وَالعَابِدِ الزّاهِدِ السَّجادِ یَتبَعُهُوباقِرِ العِلمِ دانی غایَهِ الطَّلَبِ
  412. وجَعفَرٍ وَابنِهِ موسی ویَتبَعُهُ البَرُّ الرِّضا وَالجَوادِ العابِدِ الدَّئِبِ
  413. وَالعَسکَرِیَّینِ وَالمَهدِیِ قائِمِهِم ذُو الأمرِ لابِسُ أثوابِ الهُدی القُشُبِ
  414. مَن یَملَأُ الأرضَ عَدلاً بَعدَما مُلِئَتجَورا ویقمَعُ أهلَ الزَّیغِ وَالشَّغَبِ
  415. یا صاحِبَ الکَوثَرِ الرَّقراقِ زاخِرُهُذُدِ النَّواصِبَ عَن سَلسالِهِ العَذِبِ
  416. قَارَعتُ مِنهُم کُماهً فی هَواکَ بِماجَرَّدتُ مِن خاطِرٍ أو مِقوَلٍ ذَرِبِ
  417. حَتّی لَقَد وَسَمَت کَلما جِباهَهُمُخَواطِری بِمَضاءِ الشِّعرِ وَالخُطَبِ
  418. صَحِبتُ حُبَّکَ وَالتَّقوی وقَد کَثُرَتلِیَ الصِّحابُ فَکانا خَیرَ مُصطَحَبِ
  419. فَاستَجلِ مِن خاطِرِ العَبدِیِ آنِسَهًطابَت ولَو جاوَزَتکَ الیَومَ لَم تَطِبِ
  420. جاءَت تَمایَل فی ثَوبَی حَیا وهُدیًإلَیکَ حَالِیَهً بِالفَضلِ وَالأَدَبِ
  421. أتعَبتُ نَفسیَ فی مَدحیکَ عَارِفَهًبِأنَّ راحَتَها فی ذلِکَ التَّعَبِ
  422. موفّقیت در تربیت فرزندان : ص 61 به بعد
  423. ر . ک : ص 225
  424. ر . ک : ص 233
  425. ر . ک : ص 205
  426. ر . ک : ص 199
  427. ر . ک : ص 207
  428. در خطبه شعبانیه : «وقروا کبارکم وارحموا صغارکم» (الأمالی ، صدوق : ص 154)
  429. ن کرمت علیه نفسه لم یهنها بالمعصیه ؛ هر کس جانش برایش محترم است ، آن را با گناه کوچک نمی کند (مستدرک الوسائل : ج 11 ص 339) . من کرمت نفسه قل شقاقه وخلافه ؛ هر کس جانش برایش گرامی باشد، ستیز و دعوایش کم می شود (عیون الحکم : ص464 ح 8448) . من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهوته؛ هر کس جانش برایش محترم باشد ، خواهشش کوچک می شود (بحار الأنوار : ج 70 ص 78 ح 12) و ...
  430. ر.ک : ص 193 ح 288
  431. الکافی : ج 6 ص 47 ح 4 عن الإمام علی علیه السلام ، أسد الغابه : ج 1 ص 412 ح 488 وفیه «أبناءکم» بدل «أولادکم» عن عبداللّه بن الربیع الأنصاری
  432. شعب الإیمان : ج 6 ص 401 ح 8664 عن ابن عمر ، الجامع الصغیر : ج 2 ص 161 ح 5477
  433. الفردوس : ج 3 ص 11 ح 4008 عن جابر، کنز العمّال : ج 16 ص 443 ح 45341
  434. به هر یک از فرزندان دختر و پسر ، باید آنچه نیاز دارند و مطابق اقتضای جنسیتی آنهاست، یاد داد ؛ هرچند ممکن است به تناسب مقتضیات زمان، موارد آن متفاوت باشد. مثلاً درباره پسران ، مراد از تیراندازی، فنون نظامی است ، نه تنها تیراندازی با کمان . همچنین ، درباره دختران، آموزش ریسندگی در همه زمان ها خصوصیت ندارد ؛ بلکه نیازی برای آن زمان بوده است و اکنون ، به تناسب زمان و نیازهایشان ، باید مهارت های لازم را آموزش ببینند
  435. المعجم الأوسط : ج 6 ص 170 ح 6104 عن أبی جبیره، الفردوس : ج 4 ص 430 ح 7252 وفیه «وخادم» بدل «وعبد»، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 478 ح 1649 و فیه «أخلاقَهُ» بدل «مُکانَفَتَهُ»
  436. کتاب من لا یحضره الفقیه : ج3 ص493 ح 4746، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 478 ح 1653 وفیه «یرخی» بدل «یُربّی»
  437. شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید : ج 20 ص 343 ح 937
  438. الصَّعب : نقیض الذلول وأصعَبتُ الجمل : إذا ترکتَه فلم ترکبه ولم یمسَسْه حَبْل حتّی صارَ صعبا (الصحاح : ج 1 ص 163 «صعب»)
  439. نهج البلاغه : الکتاب 31، کشف المحجّه : ص 222 عن عمر بن أبی المقدام عن الإمام الباقر عنه علیهماالسلام، تحف العقول : ص 70 نحوه
  440. الکافی : ج 6 ص 46 ح 2، تهذیب الأحکام : ج 8 ص 111 ح 379 کلاهما عن یونس بن یعقوب
  441. الکافی : ج 6 ص 47 ح 3 ، التهذیب : ج 8 ص 111 ح 380 کلاهما عن یعقوب بن سالم
  442. سنن ابن ماجه : ج 2 ص 1211 ح 3671، تاریخ بغداد : ج 8 ص 288 ح 4389، الفردوس : ج 1 ص 67 ح 196 کلاهما عن أنس
  443. مسند ابن حنبل : ج 7 ص 296 ح 20364، المصنّف لابن أبی شیبه : ج 5 ص 38 ح 2، الطبقات الکبری : ج 7 ص 29
  444. المعجم الکبیر : ج 2 ص 269 ح 2130، أسد الغابه : ج 1 ص 534 ح 740، الإصابه : ج 1 ص 586 ح 1153 وفیهما «یعصونی» بدل «یغضبونی»
  445. مصباح الشریعه : ص 370، بحار الأنوار : ج 2 ص 53 ح 21
  446. نهج البلاغه : الحکمه 177، خصائص الأئمّه : ص 110، بحار الأنوار : ج 75 ص 44 ح 12
  447. غرر الحکم : ح 6328 و ح 6329، عیون الحکم والمواعظ : ص 339 ح 5776 و 5777
  448. مَضَّنی الجُرحُ وأمَضّنی : آلَمَنی وأوجعنی (لسان العرب ج 7 ص 233 «مضض»)
  449. غرر الحکم : ح 4497، عیون الحکم والمواعظ : ص 201 ح 4086
  450. التَّعریض : خِلاف التصریح (الصحاح : ج 3 ص 1087 «عرض»)
  451. غرر الحکم : ح 1161
  452. غرر الحکم : ح 5342 ، عیون الحکم والمواعظ : ص 267 ح 4897
  453. کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 2 ص 625 ح 3214 ، الخصال : ص 570 ح 1 کلاهما عن أبی حمزه الثمالی (ثابت بن دینار)
  454. التحریم : 6
  455. الشعراء : 214
  456. إنّ لکم رحما سأَبلّها ببلالها : أی أصلکم فی الدنیا ولا اُغنی عنکم من اللّه شیئا (النهایه : ج 1 ص 153 «بلل»)
  457. صحیح مسلم : ج 1 ص 192 ح 348، سنن الترمذی : ج 5 ص 338 ح 3185، سنن النسائی : ج 6 ص 248 کلاهما نحوه، کنز العمّال : ج 16 ص 10 ح 43702
  458. الدرّ المنثور : ج 8 ص 225 نقلاً عن ابن مردویه
  459. کعب بن لؤی ، جدّ هفتم پیامبر خداست
  460. مرّه بن کعب ، جدّ ششم پیامبر خداست
  461. هاشم ، پسر بزرگ عبد مناف بود که بعد از پدر ، شرافتی فراوان یافت و سرور بطحاء گشت . وی ، جدّ دوم پیامبر خداست
  462. عبد المطّلب ، فرزند هاشم است که در میان قومش سیادت و ریاستی فراگیر یافت و به توحید و معاد ، باور داشت . لذا او را ابراهیمِ دوم نامیدند . وی ، جدّ اوّل پیامبر خداست
  463. نهج البلاغه : الکتاب 41 ، بحار الأنوار : ج 42 ص 182 ح 40
  464. الکافی : ج 5 ص 62 ح 3 عن أبی بصیر
  465. الکافی : ج 5 ص 62 ح 1، تهذیب الأحکام : ج 6 ص 179 ح 364 کلاهما عن عبد الأعلی مولی آل سام، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 468 ح 1600
  466. الکافی : ج5 ص62 ح2، تهذیب الأحکام : ج 6 ص 179 ح 365 ، مشکاه الأنوار : ص 455 ح1526
  467. نهج البلاغه : الحکمه 73 ، بحار الأنوار : ج 2 ص 56 ح 33
  468. الکافی : ج 2 ص 78 ح 14 و ص 105 ح 10 ، الاصول السته عشر : ص 151 کلاهما نحوه وکلّها عن ابن أبی یعفور ، بحار الأنوار : ج 70 ص 303 ح 13
  469. تاریخ الیعقوبی : ج 2 ص 320، الجوهره : ص 52
  470. تحف العقول : ص 84 ، غرر الحکم : ح 1768، بحار الأنوار : ج 77 ص 212 ح 1 نقلاً عن کشف المحجّه
  471. غرر الحکم : ح 3748، عیون الحکم والمواعظ : ص 163 ح 3481
  472. شرح نهج البلاغه : ج 20 ص 333 ح 819
  473. فی المحاسن : «عن بعض أصحابنا عن علیّ بن أسباط رفعه ، قال . . .»
  474. الکافی : ج 7 ص 260 ح 3، تهذیب الأحکام : ج 10 ص 148 ح 589 ، المحاسن : ج 1 ص 427 ح 984، بحار الأنوار : ج 79 ص 102 ح 2
  475. غرر الحکم : ح 10529، عیون الحکم والمواعظ : ص 531 ح 9654
  476. قوله «ولا یرهقه» : أی لا یسفّه علیه ولا یظلمه ؛ من الرَّهَق محرَّکَه. أو : لا یحمل علیه ما لا یطیقه من الإرهاق یقال : لا یرهقنی لا أرهقَکَ اللّه أی لا أعسَرَک اللّه ؛ والخرق بالضمّ والتحریک : ضدّ الرفق (مرآه العقول : ج 21 ص 87)
  477. الکافی : ج 6 ص 50 ح 6 تهذیب الأحکام : ج 8 ص 113 ح 390، مستطرفات السرائر : ص 85 ح 30
  478. صحیح مسلم : ج 4 ص 1814 ح 79، مسند ابن حنبل : ج 9 ص 272 ح 24089، السنن الکبری : ج 10 ص 324 ح 20788
  479. نَجَعَ فیه القَول والخطابُ والوَعظ : عمل فیه ودخَلَ وأثَّرَ (لسان العرب : ج 8 ص 348 «نجع»)
  480. شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید : ج 20 ص 278 ح 207
  481. عدّه الداعی : ص 79، بحار الأنوار : ج 104 ص 99 ح 74
  482. کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 436 ح 4509 عن عبداللّه بن میمون عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام وفی ح 4508 وروی «انه یفرق بین الصبیان فی المضاجع ست سنین» ، بحار الأنوار : ج 104 ص 96 ح 50
  483. المستدرک علی الصحیحین : ج 1 ص 317 ح 721 ، سنن الدار قطنی : ج 1 ص 230 ح 1
  484. الکافی : ج7 ص69 ح8 ، تهذیب الأحکام : ج9 ص183 ح738 کلاهما عن عیسی بن زید عن الإمام الصادق علیه السلام
  485. الکافی : ج 6 ص 47 ح 6 عن ابن القداح ، الخصال : ص 439 ح 30 وفیه «الصبیان» بدل «الغلمان» عن ابن القداح عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام
  486. الکافی : ج 6 ص 503 ح 36 عن الإمام الصادق علیه السلام
  487. المستدرک علی الصحیحین : ج 3 ص 288 ح 5119 ، الإصابه : ج 6 ص 25 ح 7815
  488. کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 560 ح 4925 ، الکافی : ج 6 ص 17 ح 1 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 436 ح 1737 کلاهما نحوه وکلّها عن جابر
  489. مکارم الأخلاق : ج 1 ص 479 ح 1660 عن الإمام الصادق علیه السلام ، بحار الأنوار : ج 104 ص 96
  490. مکارم الأخلاق : ج 1 ص 479 ح 1659 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 437 ح 4510 عن الإمام الصادق علیه السلام
  491. الکافی : ج 5 ص 533 ح 2 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 481 ح 1929 وکلاهما عن زراره ، مشکاه الأنوار : ص 353 ح 1143 ولیس فیهما «الحُرَّه»
  492. تهذیب الأحکام : ج 7 ص 461 ح 1846 ، وسائل الشیعه : ج 14 ص 170 ح 6
  493. یعنی اوّلین کسی که به او نگاه می کند و نگاهش به عورت کودک می افتد، زن نباشد؛ چراکه آنان ، نخست به عورت نگاه می کنند تا بدانند پسر است یا دختر ؛ بلکه شایسته است اوّلین بار ، نگاه مرد به نوزاد بیفتد و به غیر عورت او نگاه کند (الوافی : ج 23 ص 1315)
  494. النور : 58 و 59
  495. السنن الکبری : ج 7 ص 157 ح 13558 ، الدرّ المنثور : ج 6 ص 220 نحوه
  496. دعائم الإسلام : ج 2 ص 202 ح 741 عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام
  497. الکافی : ج 5 ص 528 ح 3 عن أبی أیوب الخزّاز وراجع : مشکاه الأنوار : ص 344 ح 1101
  498. الکافی : ج 5 ص 529 ح 1 عن جرّاح المدائنی ، مشکاه الأنوار : ص 342 ح 1097
  499. الکافی : ج 5 ص 528 ح 4 ، تفسیر نور الثقلین : ج 3 ص 586 ح 86
  500. الکافی : ج 5 ص 500 ح 2 عن الحسین بن زید عن الإمام الصادق علیه السلام ، عوالی اللآلی : ج 3 ص 305 ح 111 ولیس فیه «ونفسهما»
  501. الجعفریّات : ص 96 ، النوادر للراوندی : ص 120 ح 129 کلاهما عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام
  502. الکافی : ج 5 ص 499 ح 1 عن ابن راشد عن أبیه ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 414 ح 1655 عن أبی راشد عن أبیه
  503. ر.ک : پرهیز از نگاه کردن به شرمگاه کودک
  504. ر.ک : حدّ جواز بوسیدن دختر و پسر
  505. ر.ک : نهی از تماس مادر با دخترش
  506. ر.ک : جداسازی بستر دختر و پسر
  507. ر.ک : اجازه خواستن برای ورود به خلوت پدر و مادر
  508. ر.ک : خطر نگاه کردن کودکان به آمیزش پدر و مادر
  509. الکافی : ج 6 ص 49 ح 1 عن الفضل بن أبی قرّه عن الإمام الصادق علیه السلام ، عدّه الداعی : ص 79
  510. الفردوس : ج 3 ص 549 ح 5715 عن ثوبان
  511. الطبقات الکبری : ج 7 ص 32 ، أسد الغابه : ج 6 ص 366 الرقم 6477 نحوه
  512. تاریخ دمشق : ج 52 ص 363 ح 11070 ، کنز العمّال : ج 16 ص 585 ح 45958
  513. حلیه الأولیاء : ج 2 ص 231 ، الأدب المفرد : ص 40 ح 89 نحوه
  514. الکافی : ج 6 ص 50 ح 5 عن ابن أبی عمیر عمّن ذکره ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 482 ح 4695
  515. المحاسن : ج 1 ص 457 ح 1057 ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 505 ح 1751 کلاهما عن المساور ، بحار الأنوار : ج 104 ص 97 ح 57
  516. مسند ابن حنبل : ج 5 ص 517 ح 16379 ، المستدرک علی الصحیحین : ج 3 ص 107 ح 4546
  517. الظِئْرُ : المُرضِعَهُ غیر ولدها . ویقع علی الذکر والاُنثی (النهایه : ج 3 ص 154 «ظأر»)
  518. القِیانُ : الإماءُ والعَبیدُ (النهایه : ج 4 ص 135 «قین»)
  519. صحیح مسلم : ج 4 ص 1808 ح 63، صحیح ابن حبان : ج 15 ص 400 ح 6950
  520. منطقه بالای مدینه ، «عوالی» نامیده می شده و هم اکنون نیز به همین نام شناخته می شود .بسیاری از باغ ها و نخلستان های مدینه در این محل قرار گرفته اند
  521. صحیح مسلم : ج 4 ص 1885 ح 66 ، السنن الکبری : ج 5 ص 427 ح 10374
  522. مسند ابن حنبل : ج 5 ص 454 ح 16129
  523. المحجّه البیضاء : ج 3 ص 366
  524. المناقب لابن شهر آشوب : ج 3 ص 388 وراجع ذخائر العقبی : ص 226
  525. کنز العمّال : ج 7 ص 156 ح 18497 نقلاً عن البخاری عن أنس
  526. سنن الترمذی : ج 5 ص 57 ح 2696
  527. فی المصدر : «مغد» والتصویب من بحار الأنوار . والإغذاذ فی السیر : الإسراع (الصحاح : ج 2 ص 567 «غذذ»)
  528. مکارم الأخلاق : ج 1 ص 47 ح 5 ، بحار الأنوار : ج 16 ص 229
  529. الحَضیض : الأرض (لسان العرب : ج 7 ص 137 «حضض»)
  530. الأُکافَ والإکافُ : شِبهُ الرِّحالِ والأقتابِ (لسان العرب : ج 9 ص 8 «أکف»)
  531. الخصال : ص 271 ح 12 عن إسماعیل بن زیاد ، عیون أخبار الرضا : ج 2 ص 81 ح 14 عن العباس بن هلال عن الامام الرضا علیه السلام عن آبائه علیهم السلام
  532. صحیح ابن حبان : ج 2 ص 206 ح 459 ، موارد الظمآن : ص 526 ح 2145
  533. صحیح مسلم : ج 4 ص 1808 ح 64 ، سنن ابن ماجه : ج 2 ص 1209 ح 3665
  534. الأدب المفرد : ص 41 ح 91 ، مسند ابن حنبل : ج 3 ص 96 ح 7653
  535. الکافی : ج 6 ص 50 ح 7 ، تهذیب الأحکام : ج 8 ص 113 ح 391
  536. المنافقون : 9
  537. التغابن : 14
  538. الشعراء : 88 و 89
  539. مکارم الأخلاق : ج 2 ص 359 ح 2660 عن ابن مسعود ، بحار الأنوار : ج 77 ص 108 ح 1
  540. سنن الترمذی : ج 5 ص 419 ح 3317 ، المعجم الکبیر : ج 11 ص 220 ح 11720
  541. نهج البلاغه : الحکمه 352 ، مشکاه الأنوار : ص 159 ح 401 ، بحار الأنوار : ج 104 ص 73 ح 20
  542. مستدرک الوسائل : ج 15 ص 215 ح 18040 نقلاً عن مجموعه الشهید
  543. مستدرک الوسائل : ج 15 ص 171 ح 17898 نقلاً عن قطب الدین الراوندی فی لبّ اللباب
  544. فی المصدر : «وإخوته» ، وما أثبتناه هو الصحیح
  545. فی بحار الأنوار : «یوسف» بدل «بیوسف» ، وهو الصحیح
  546. تفسیر العیاشی : ج 2 ص 166 ح 2 ، بحار الأنوار : ج 74 ص 78 ح 74
  547. السنن الکبری : ج 6 ص 294 ح 12000 ، المعجم الکبیر : ج 11 ص 280 ح 11997 کلاهما عن ابن عبّاس
  548. صحیح البخاری : ج 2 ص 913 عن ابن عباس
  549. صحیح ابن حبّان : ج 11 ص 503 ح 5104 عن النعمان بن بشیر ، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 473 ح 1624
  550. کنز العمّال : ج 16 ص 445 ح 45350 نقلاً عن ابن النجّار عن النعمان بن بشیر
  551. العیال : ج 1 ص 173 ح 36
  552. فی المصدر : «ولدین» ، والتصویب من النوادر
  553. الجعفریّات : ص 55 ، النوادر : ص 96 ح 43 نحوه کلاهما عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام
  554. صحیح البخاری : ج 2 ص 914 ح 2447 السنن الکبری : ج 6 ص 292 ح 11994 ، المصنّف لابن أبی شیبه : ج 8 ص 366 ح 2 ، کنز العمّال : ج 16 ص 585 ح 45957 وراجع : صحیح مسلم : ج 3 ص 1241 1244 ، سنن النسائی : ج 6 ص 260 ، السنن الکبری : ج 6 ص 293 ح 11996 ، سنن الدار قطنی : ج 3 ص 42 ح 171 ، سنن ابن ماجه : ج 2 ص 795 ح 2376
  555. حسن در این نقل، ممکن است امام حسن علیه السلام و یا حسن بَصری باشد
  556. شرح نهج البلاغه : ج 16 ص 27 نقلاً عن المدائنی
  557. ر . ک : ح 367
  558. الکافی : ج 6 ص 49 ح 3 ، تهذیب الأحکام : ج 8 ص 113 ح 389 وفیه «اختنوا» بدل «احبّوا» کلاهما عن عبداللّه بن محمّد البجلی عن الإمام الصادق علیه السلام
  559. الجعفریّات : ص 166 عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام
  560. السنن الکبری : ج 10 ص 335 ح 20839 ، الإصابه : ج 4 ص 120 نحوه
  561. الأمالی للصدوق : ص 505 ح 696 عن الحارث الاعور ، مشکاه الأنوار : ص 302 ح 935 ولیس فیه «ولا» بعد «هزل» ، بحار الأنوار : ج 72 ص 259 ح 24
  562. الکافی : ج 6 ص 50 ح 8 عن کلیب الصیداوی ، عدّه الداعی : ص 75
  563. ر.ک . ص 249 ح 376
  564. الکامل فی ضعفاء الرجال : ج 1 ص 203 عن عائشه ، کنز العمّال : ج 3 ص 170 ح 6009
  565. مستدرک الوسائل : ج 6 ص 99 ح 6525 نقلاً عن القطب الراوندی فی لب اللباب
  566. کنز العمّال : ج 3 ص 170 ح 6008 نقلاً عن ابن النجار عن عقبه بن عامر
  567. الکافی : ج 7 ص 51 ح 7 عن عبد الرحمان بن الحجّاج عن الإمام الکاظم عن الإمام علیّ علیهماالسلام ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 4 ص 190 ح 5433 عن سلیم بن قیس عن الإمام علیّ علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، بحار الأنوار : ج 42 ص 248 ح 51
  568. هَمَدان : مدینه فی إیران ، وجنوب غرب طهران ، فیها قبر ابن سینا (المنجد فی الأعلام : ص 730)
  569. حُلْوان : مدینه قدیمه فی العراق العجمی (إیران) فتحها العرب سنه 640 م . أحرقها السلجوقیّون سنه 1046م. وأکمل الزلزال هدمها 1149م (المنجد فی الأعلام : ص 257)
  570. العُرَفاء : جَمْع عَرِیف ، وهو القیِّم باُمور القبیله أو الجماعه من الناس یَلی اُمورَهم ویتعرّف الأمیرُ منه أحوالهم (النهایه : ج 3 ص 218 «عرف»)
  571. الزِّقّ : السِّقاء یُنْقَل فیه الماءُ ، أو جِلدٌ یُجَزّ شَعْرُه ولا یُنْتَف نَتْفَ الأدِیم . وقیل : الزِّقّ من الاُهُب : کلّ وعاءٍ اتُّخِذ للشراب وغیره . والجمع أزْقاق وزِقاق وزُقّان (تاج العروس : ج 13 ص 196 «زقق»)
  572. الکافی : ج 1ص 406 ح 5 ، بحار الأنوار : ج 41 ص 123 ح 30
  573. حُلوان ، نام شهری قدیمی در ایران است که مسلمانان آن را در سال 640 م ، فتح کردند و سلجوقیان ، در سال 1046 م ، آن را به آتش کشیدند و زلزله سال 1149 م ، آن را ویران ساخت
  574. ربیع الأبرار : ج 2 ص 148 ، المعیار والموازنه : ص 251 نحوه ؛ المناقب لابن شهر آشوب : ج 2 ص 75
  575. کذا فی المصدر وبحار الأنوار ، ومقتضی القواعد النحویه أن یقال : «أن تعجنی وتخبزی . . . وتعلّلی» ؛ لمکان «أنْ» الناصبه للفعل المضارع . لکنّ صاحب النحو الوافی ذکر أنّ بعض القبائل العربیّه یهملها ، فلا ینصب بها المضارع برغم استیفائها شروط نصْبه ؛ کقراءه من قرأ قوله تعالی : «وَالْوَ لِدَ تُ یُرْضِعْنَ أَوْلَدَهُنَّ حَوْلَیْنِ کَامِلَیْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن یُتِمَّ الرَّضَاعَهَ» برفع المضارع «یتمُّ» علی اعتبار «أنْ» مصدریّه مهمله . ثمّ قال : والأنسب الیوم ترک هذه اللغه لأهلها ، والاقتصار علی الإعمال ؛ حرصاً علی الإبانه ، وبُعداً عن الإلباس (النحو الوافی : ج 4 ص 267)
  576. عَلَّلَهُ بطعامٍ وحدیثٍ ونحوهما : شَغَلَهُ بهما (لسان العرب : ج 11 ص 469 «علل»)
  577. سَجَرْتُ التَنُّورَ : إذا حَمَیتَهُ (مجمع البحرین : ج 2 ص 820 «سجر»)
  578. المناقب لابن شهر آشوب : ج 2 ص 115 ، بحار الأنوار : ج 41 ص 52 . راجع : القسم العاشر / الخصائص العملیّه / إمام المستضعفین
  579. القَوصَرَهُ هی وعاءٌ من قَصَب یرفع فیه التّمر من البواری ، ویُشَدَّد ویُخفَّف (لسان العرب : ج 5 ص 104 «قصر»)
  580. الجِرابُ هو وِعاءٌ من إهاب الشاه لا یُوعَی فیه إلاّ یابس (لسان العرب : ج 2 ص 228 «جرب»)
  581. کشف الیقین : ص 136 ح 129
  582. الکافی : ج 6 ص 475 ح 1، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 197 ح 585 عن داوود بن سرحان وفیه «أبی» بدل «علیّ بن الحسین»
  583. الشَّنْفُ : من حُلِیّ الاُذُن (مجمع البحرین : ج 2 ص 980 «شنف»)
  584. الکافی : ج 6 ص 33 ح 6 ، تهذیب الأحکام : ج 7 ص 444 ح 1776 وفیه «أبا عبد اللّه » بدل «أبا الحسن الرضا»
  585. گوشواره سمت راست را قُرط و گوشواره سمت چپ را شَنْف می گویند
  586. العُرام : الشدّه والقوّه والشراسه (النهایه : ج 3 ص 223 «عرم»)
  587. کنز العمّال : ج 11 ص 91 ح 30747 نقلاً عن الحکیم عن عمرو بن معدیکوب وأبی موسی المدینی فی أمالیه عن أنس. در برخی مصادر «غرامه الصبی یا غرامه الغلام» ثبت شده که اشتباه به نظر می رسد در کتب لغت مثل جوهری واژه ای به عنوان «عرامه الصبی» شناخته شده است به خلاف غرامه الصبی وانگهی معنای غرامه الصبی با توضیح و واسطه خوردن باید توجیه شود بدین صورت که اگر کودک به گونه ای باشد که خسارت زند و خسارت کارهایش بر عهده پدرش افتد در بزرگی حلیم می گردد! ولی در ضبط عرامه نیازی به توجیه نیست چون مستقیما درباره خود کودک است نه ولیّ کودک به نظر می رسد تصحیف صورت گرفته است
  588. الکُتّابُ : الجمع الکتاتیب ، موضع التعلیم (لسان العرب : ج 1 ص 699 «کتب»)
  589. الکافی : ج 6 ص 51 ح 2 و 3 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 493 ح 4748 ولیس فیه ذیله من : «ثم قال : ما ینبغی»
  590. کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 492 ح 4743، مکارم الأخلاق : ج 1 ص 477 ح 1647
  591. إیهِ : هذه کلمه یراد بها الاستزاده (النهایه : ج 1 ص 87 «إیه»)
  592. الأمالی للصدوق : ص 530 ح 717 عن زید الشّحام عن الإمام الصادق عن أبیه علیهماالسلام، بحار الأنوار : ج 43 ص 268 ح 25
  593. المعجم الکبیر : ج 4 ص 156 ح 3990، کنز العمّال : ج 13 ص 671 ح 37712 نقلاً عن أبی نعیم عن سعد بن مالک
  594. المعجم الکبیر : ج 3 ص 51 ح 2657، تاریخ دمشق : ج 14 ص 162
  595. نَزَا : وَثَبَ (القاموس المحیط : ج 4 ص 395 «نزا»)
  596. شرح الأخبار : ج 3 ص 115 ح 1060
  597. سنن النسائی : ج 2 ص 229، مسند ابن حنبل : ج 10 ص 453 ح 427718، المستدرک علی الصحیحین : ج 3 ص 726 ح 6631
  598. فی شرح الأخبار و بحار الأنوار : «مع» بدل «من»
  599. المناقب لابن شهر آشوب : ج 4 ص 71، شرح الأخبار : ج 3 ص 86 ح 1013، بحار الأنوار : ج 43 ص 296 ح 57
  600. طَفِقَ یفعل کذا : جَعل یفعل وأخذ (لسان العرب : ج 10 ص 225 «طفق»)
  601. إنّ مصطلح «سبط» فی لغه القرآن والحدیث تشیر إلی الوصایه والخلافه ، ویحتمل قویّا أنّه صلی الله علیه و آلهیرید بهذا أن یبیّن للاُمّه خلفاءه من بعده
  602. المستدرک علی الصحیحین : ج 3 ص 194 ح 4820، مسند ابن حنبل : ج 6 ص 177 ح 17572، الأدب المفرد : ص 116 ح 364
  603. سِبط : نَواده (جمع آن : اَسباط)
  604. المناقب لابن شهر آشوب : ج 4 ص 24 ، بحار الأنوار : ج 43 ص 294
  605. کتاب من لایحضره الفقیه: ج3 ص483 ح4707، عوالی اللآلی: ج3 ص311 ح141
  606. الکافی : ج 6 ص 50 ح 4 عن الأصبغ بن نباته
  607. ربیبته
  608. کنز العمّال : ج 7 ص 140 ح 18403 نقلاً عن کتاب الضیاء
  609. السِّکَّه : الطریقه المصطفّه من النخل ، ومنها قیل للأزقّه سِکک لاصطفاف الدور فیها (النهایه : ج 2 ص 384 «سکک»)
  610. فأْسُ رأسه : هی طرف مؤخَّره المُشرف علی القَفا (النهایه : ج 3 ص 405 «فأس»)
  611. سنن ابن ماجه : ج 1 ص 51 ح 144، المعجم الکبیر : ج 22 ص 274 ح 702
  612. یَدْلَعُ لِسَانَهُ : أی یُخرجه (النهایه : ج 2 ص 130 «دلع»)
  613. هَشَّ : تَبسَّمَ و ارتاحَ (المصباح المنیر : ص 638 «هشی»)
  614. صحیح ابن حبان : ج 15 ص 431 ح 6975، موارد الظمآن : ص 553 ح 2236 وفیه «للحسن» بدل «للحسین»
  615. المناقب لابن شهر آشوب : ج 3 ص 387، بحار الأنوار : ج 43 ص 285 ح 50
  616. در متن حدیث ، واژه سِبط آمده که در فرهنگ قرآن و حدیث ، اشاره به وصایت و جانشینی دارد و به احتمال فراوان ، پیامبر خدا می خواسته تا مردم را به جانشینان پس از خود ، هدایت روی کنند
  617. این حالت به دو صورت ممکن است : یکی این که آن دو پشت به هم یا رو به روی هم نشسته باشند و دیگری این که هر کدام، یک سمت نشسته باشند ؛ یکی از سمت راست و دیگری از سمت چپ
  618. تَرَقَّ عَینَ بَقَّهْ : أی اعْلُ ، عین بَقَّهْ ؛ شُبِّهَ بالبَقَّهِ لصِغَرِ جُثّتِه (تاج العروس : ج 13 ص 44 «بقق»)
  619. فضائل الصحابه لابن حنبل : ج 2 ص 787 ح 1405، الأدب المفرد : ص 90 ح 270، تاریخ دمشق : ج 13 ص 194 ح 3161 کلاهما نحوه
  620. الحِبِقَّهُ : القَصِیرُ (تاج العروس : ج 13 ص 66 «حبق»)
  621. الحِبِقّه بکسرتین مشدّده القاف : القصیر (القاموس المحیط : ج 3 ص 219 «حبق»)
  622. فی ن م : «خبقه خبقه» بالخاء المعجمه. وبهامش ن : «عذقه عذقه» بالعین. وبهامش ط : «والأصحّ : حذقه حذقه» أقول : بل الأصحّ : «حُزقَّه حُزقَّه» بضمّ الحاء وفتحها وضمّ الزاء وتشدید القاف المفتوحه (هامش المصدر)
  623. کفایه الأثر : ص 81 ، المناقب لابن شهر آشوب : ج 1 ص 148 وفیه «قال صلی الله علیه و آلهللحسین علیه السلام : حبقّه حبقّه ترقّ عین بقّه» فقط
  624. المعجم الکبیر : ج 6 ص 140 ح 5775 عن سهل بن سعد، کنز العمّال : ج 16 ص 458 ح 4543
  625. المواعظ العددیّه : ص 259
  626. اجازه بازی دادن به کودک
  627. ستایش بازی گوشی کودک
  628. این نظریه را به اسپنسر (Spencer) و شالر (Schaller) نسبت داده اند
  629. M . Lazarus
  630. S . Hall
  631. K. Groos
  632. بازی ، یک سلسله «پیش تمرین» عمومی است که هدفش برقرار کردن زمینه اعمال سازمان یافته برای آینده کودک است . این نظریه ، توسّط کارل گروس، ارائه شده است
  633. در تدوین این بحث، از کتاب بازی کودک در اسلام ، نوشته حجه الاسلام محمّدصادق شجاعی استفاده شده است
  634. الفرقان : 74
  635. ابراهیم : 40
  636. الأحقاف : 15
  637. الفردوس : ج 2 ص 213 ح 3038 عن ابن عمر
  638. تاریخ أصبهان : ج 1 ص 226 ح 344 ، الفردوس : ج 2 ص 212 ح 3037 کلاهما عن أنس
  639. بحار الأنوار : ج 104 ص 98 ح 70 نقلاً عن عدّه الداعی
  640. صحیح مسلم : ج 4 ص 2304 ح 3009 ، سنن أبی داوود : ج 2 ص 88 ح 1532 کلاهما عن جابر بن عبداللّه
  641. تاریخ أصبهان : ج 2 ص 296 ح 1784 عن عبداللّه بن دینار بن عمر
  642. عدّه الداعی : ص 80 ، بحار الأنوار : ج 104 ص 99 ح 77
  643. الأَوَدُ : العِوَجُ (النهایه : ج 1 ص 79 «أود»)
  644. حَدِبَ فلانٌ علی فلان : تعَطَّفَ وحَنا علیه (لسان العرب : ج 1 ص 301 «حدب»)
  645. ثَبَّطَهُ : قَعَدَ بِه عَن الأمر وشَغَلَهُ عَنهُ وَمَنَعَهُ تخذیلاً (المصباح المنیر : ص 80 «ثبط»)
  646. الصحیفه السجّادیّه : ص 105 الدعاء 25
  647. در این قسمت ، از ترجمه آقای علیرضا رجالی تهرانی ، استفاده شده است
  648. بقره : آیه 128
  649. ابراهیم : آیه 40 و 41
  650. فرقان : آیه 74
  651. الأحقاف : 15
  652. راجع : مکارم الأخلاق : ج 2 ص 125
  653. نهج البلاغه : الکتاب 47، روضه الواعظین : ص 152
  654. سنن الترمذی : ج 5 ص 112 ح 2799، مسند أبی یعلی : ج 1 ص 368 ح 786 کلاهما عن سعد بن أبی وقاص
  655. کنزالعمّال:ج9ص277ح26002نقلاًعن أبیالصعالیک الطرسوسیفیجزئه عن أبیهریره
  656. تاریخ بغداد : ج 5 ص 143 ح 2576 عن عائشه
  657. صحیح البخاری : ج 1 ص 305 ح 856 ، مسند ابن حنبل : ج 3 ص 246 ح 8511 وفیه «حقّ اللّه » بدل «حقّ» کلاهما عن أبی هریره
  658. رجُلٌ شَعِثٌ : وسِخُ الجَسَدِ ، شَعِثُ الرأس أیضا وهو أشعث : أغبَر (المصباح المنیر : ص 314 «شعث»)
  659. شعب الإیمان : ج 5 ص 168 ح 6226 عن عائشه، کنز العمّال : ج 6 ص 641 ح 17181
  660. الأفّ : کَلِمَهُ تَضَجُّر ، یقال ذلک عند استقذار الشیء (لسان العرب : ج 9 ص 6 «أفف»)
  661. کنز الفوائد : ج 2 ص 185، بحار الأنوار : ج 80 ص 106
  662. الکافی : ج 6 ص 441 ح 3 عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام، قرب الإسناد : ص 70 نحوه
  663. تاریخ دمشق : ج 36 ص 124 عن عبداللّه بن میمون القداح عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام، کنز العمّال : ج 6 ص 640 ح 17175
  664. الکافی : ج 6 ص 290 ح 3 عن أبی بصیر عن الإمام الصادق علیه السلام
  665. المصنّف لابن أبی شیبه : ج 1 ص 197 ح 25 عن سلیمان بن سعید، المعجم الأوسط : ج 7 ص 259 ح 7442 عن سلیمان بن صرد
  666. کنز العمّال : ج 9 ص 314 ح 26183، الجامع الصغیر : ج 2 ص 169 ح 5531 کلاهما نقلاً عن عبد الجبار الخولانی فی تاریخ داریّا عن أنس
  667. سنن ابن ماجه : ج 1 ص 107 ح 294، السنن الکبری : ج 1 ص 88 ح 242 کلاهما عن عمّار بن یاسر
  668. کذا فی کنز العمّال ، وفی الجامع الصغیر : «قُحرا» ، والظاهر أنّ الصواب «قُلحا» . قال القرطبی فی تفسیره بعد أن ذکر حدیثا قریبا من هذا الحدیث ما نصّه : «المحفوظ عندی قُحلاً وقُلحا . . . قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : استاکوا مالکم تدخلون علیّ قُلحا» (تفسیر القرطبی : ج 2 ص 104) . والقُلح : صُفره فی الأسنان ووسَخ یرکبها من طول ترک السواک (لسان العرب : ج 2 ص 565 «قلح»)
  669. البُخْرُ : تَغَیُّرُ ریح الفَم (النهایه : ج 1 ص 101 «بخر»)
  670. کنز العمّال : ج 6 ص 655 ح 17239 نقلاً عن الحکیم عن عبداللّه بن کثیر
  671. سنن الترمذی : ج 4 ص 289 ح 1859، مسند ابن حنبل : ج 3 ص 251 ح 8539 کلاهما عن أبی هریره
  672. سنن ابن ماجه : ج 2 ص 1096 ح 3297 عن أبی هریره
  673. سنن ابن ماجه : ج 2 ص 1096 ح 3296 عن الإمام الحسین عن اُمّه فاطمه علیهماالسلام، کنز العمّال : ج 15 ص 242 ح 40759 نقلاً عنه
  674. الکافی : ج 6 ص 490 ح 1 عن الحسن بن راشد ، ثواب الأعمال : ص 42 ح 4 عن أبی بصیر ، جامع الأخبار : ص 334 ح 943 کلاهما عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلامعنه صلی الله علیه و آلهوفیهما «ویزید فی الرزق» بدل «ویدرّ الرزق» ، الخصال : ص 611 ح 10 عن أبی بصیر ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، تحف العقول : ص 101 کلاهما عن الإمام علیّ علیه السلام ، بحار الأنوار : ج 76 ص 119 ح 2
  675. تاریخ دمشق : ج 53 ص 247 ح 11237 ، الفردوس : ج 2 ص 168 ح 2843 کلاهما عن جابر بن عبداللّه الأنصاری
  676. البَراجِمُ : هی العُقَدُ التی فی ظهور الأصابع یجتمعُ فیها الوَسَخُ (النهایه : ج 1 ص 113 «یرجم»)
  677. تفسیر القرطبی : ج 2 ص 102 عن عبداللّه بن بشر المازنی، کنز العمّال : ج 6 ص 655 ح 17239
  678. العنکبوت : 8
  679. الأحقاف : 15
  680. لقمان : 14
  681. سنن ابن ماجه : ج 2 ص 1208 ح 3662 عن أبی أمامه، کنز العمّال : ج 16 ص 463 ح 45453 نقلاً عنه
  682. صحیح البخاری : ج 1 ص 197 ح 504 ، صحیح مسلم : ج 1 ص 90 ح 139 وفی ص 89 ح 137 فیه «أفضل» بدل «أحبّ» کلاهما عن عبداللّه بن مسعود
  683. سنن الترمذی : ج 4 ص 311 ح 1899، المستدرک علی الصحیحین : ج 4 ص 168 ح 7249 کلاهما عن عبداللّه بن عمرو
  684. العَسُوفُ : الظَّلُومُ (تاج العروس : ج 12 ص 387 «عسف»)
  685. الصحیفه السجّادیّه : ص 102 الدعاء 24
  686. الکافی : ج 2 ص 162 ح 15 عن عنبسه بن مصعب و ج 5 ص 132 ح 1، تهذیب الأحکام : ج 6 ص 350 ح 988 کلاهما عن الحسین بن مصعب الهمدانی عن الإمام الصادق علیه السلاموفیه «لا عذر لأحد فیها» بدل «لم یجعل ... رخصه»
  687. الخصال : ص 156 ح 196، عیون أخبار الرضا علیه السلام : ج 1 ص 258 ح 13 کلاهما عن الدلهاث
  688. الإسراء : 23 و 24
  689. مریم : 32 و 33
  690. مریم : 14 و 15
  691. الکافی : ج 2 ص 157 ح 1 عن أبی ولاّد الحنّاط، مشکاه الأنوار : ص 282 ح 854
  692. کنایه از این که پیش از درخواست ، برایشان تهیّه کنی
  693. غرر الحکم : ح 4423، عیون الحکم والمواعظ : ص 195 ح 3982
  694. دستور معالم الحکم : ص 23، تحف العقول : ص 85 وفیه «کرم الطبیعه» بدل «أکرم الطبائع»، بحار الأنوار : ج 77 ص 212 ح 1
  695. غرر الحکم : ح 2341
  696. تاریخ المدینه المنوره : ج 2 ص 568 عن ابن عبّاس، کنز العمّال : ج 16 ص 473 ح 45512 نقلاً عن تاریخ دمشق
  697. الکافی : ج 2 ص 158 ح 1، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 4 ص 408 ح 5883 کلاهما عن أبی ولاّد الحنّاط
  698. الکافی : ج 2 ص 348 ح 1 عن حدید بن حکیم، عیون أخبار الرضا علیه السلام : ج 2 ص 44 ح 160 عن داود بن سلیمان الفرا عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام
  699. الکافی : ج 2 ص 158 ح 1، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 4 ص 408 ح 5883 کلاهما عن أبی ولاّد الحنّاط
  700. الکافی : ج 2 ص 158 ح 1، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 4 ص 408 ح 5883 کلاهما عن أبی ولاّد الحنّاط
  701. حلیه الأولیاء : ج 10 ص 216 عن عائشه، روضه الواعظین : ص 403 نحوه
  702. کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 4 ص 372 ح 5762 عن حمّاد بن عمرو و أنس بن محمّد عن أبیه جمیعا عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام، الخصال : ص 621 ح 10 عن أبی بصیر ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عن الإمام علیّ علیهم السلام
  703. صحیح مسلم : ج 1 ص 92 ح 146، السنن الکبری : ج 10 ص 397 ح 21086
  704. الکافی : ج 2 ص 349 ح 8 عن عبداللّه بن سلیمان، مشکاه الأنوار : ص 285 ح 862 عن عبداللّه بن مسکان ولیس فیه «یمشی»
  705. تحف العقول : ص 489
  706. الکافی : ج 2 ص 158 ح 5 عن درست بن أبی منصور، مشکاه الأنوار : ص 277 ح 833 کلاهما عن الإمام الکاظم علیه السلام
  707. نهج البلاغه : الحکمه 399
  708. تحف العقول : ص 322، بحار الأنوار : ج 78 ص 236 ح 67
  709. مسند ابن حنبل : ج 4 ص 530 ح 13812 و ص 458 ح 13400، مکارم الأخلاق لابن أبی الدنیا : ص 178 ح 244 فیهما «من أحبّ» بدل «من سرّه» وکلّها عن أنس
  710. دشنام خواهی نکند ، یعنی : فرزند ، کاری نکند که پدر و مادرش میان مردم ، بدنام شوند و موجب نفرین و بدگویی از آنان گردد
  711. بحار الأنوار : ج 74 ص 86 ح 100 نقلاً عن کتاب الإمامه والتبصره عن السکونی عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام
  712. طُوبی : قیل : هو اسم شجره فی الجنّه ، وقیل : بل إشاره إلی کُلِّ مستطاب فی الجنّه ؛ من بقاء بلا فناء ، وعِزٍّ بلا زوال ، وغِنًی بلا فقر (مفردات ألفاظ القرآن : ص 528 «طیب»)
  713. الأدب المفرد : ص 20 ح 22، المستدرک علی الصحیحین : ج 4 ص 170 ح 7257 کلاهما عن معاذ
  714. الکافی : ج 5 ص 554 ح 5 عن عبید بن زراره، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 4 ص 21 ح 4985
  715. والی اللآلی : ج 1 ص 292 ح 163، بحار الأنوار : ج 77 ص 165 ح 2
  716. عوالی اللآلی : ج 4 ص 71 ح 43 منیه المرید : ص 243 نحوه
  717. غرر الحکم : ح 2341
  718. غرر الحکم : ح 4666، عیون الحکم والمواعظ : ص 212 ح 4230
  719. کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 2 ص 620 ح 3214، الخصال : ص 567 ح 1 کلاهما عن أبی حمزه الثمالی (ثابت بن دینار) و راجع تحف العقول : ص 260
  720. الحجرات : 3
  721. فردوس الأخبار : ج 4 ص 181 ح 6076 عن سعید الشامی
  722. تاریخ بغداد : ج 8 ص 27 ح 4074 ، أسد الغابه : ج 6 ص 354 ح 6439 کلاهما عن عماره القرشی عن أبیه عن جدّه
  723. ارشاد القلوب : ص 165
  724. غرر الحکم : ح 10807، عیون الحکم والمواعظ : ص 541 ح 10030
  725. غرر الحکم : ح 2732، عیون الحکم والمواعظ : ص 100 ح 2298
  726. ذَرِبَ لِسانُه : إذا کان حادّ اللِّسانِ لا یُبالی (النهایه : ج 2 ص 156 «ذرب»)
  727. نهج البلاغه : الحکمه 411، غرر الحکم : ح 10385
  728. صحیح البخاری : ج 5 ص 2301 ح 5877 عن أبی هریره، الکافی : ج 2 ص 646 ح 1 عن جراح المدائنیّ عن الإمام الصّادق علیه السلام
  729. الکافی : ج 2 ص 644 ح 3 عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام ، بحار الأنوار : ج 76 ص 12 ح 50
  730. کنز العمّال : ج 9 ص 116 ح 25253 نقلاً عن الطبرانی عن أبی الدرداء
  731. مشکاه الأنوار : ص 346 ح 1106، تحف العقول : ص 248 عن الإمام الحسین علیه السلام، بحار الأنوار : ج 76 ص 11 ح 46
  732. ر . ک : ص 231 (سلام کردن بر کودکان)
  733. بحار الأنوار : ج 76 ص 10 ح 38
  734. کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 4 ص 392 ح 5834 ، نهج البلاغه : الکتاب 31
  735. مصادقه الإخوان : ص 144 ح 5 عن مرازم
  736. القَیض : الکسر والفَلق . واستعارَ علیه السلام لفظه «الأداحی» للأعشاش مجازا ؛ لأنّ الأداحی لا تکون إلاّ للنعام تدحوها بأرجلها وتبیض فیها ، ودحوُها : توسیعها . شبّههم علیه السلامببیض الأفاعی فی الأعشاش ، یُظَنّ بیض القطا فلا یحلّ لمن رآه أن یکسره لأنّه یظنّه بیض القطا ، وخِصانه یخرج شرّا ؛ لأنّه یفقصُ عن أفعی (شرح نهج البلاغه : ج 9 ص 282 و 283)
  737. نهج البلاغه : الخطبه 166 ، بحار الأنوار : ج 34 ص 113 ح 950
  738. الأمالی للمفید : ص 150 ح 8 عن الحسین بن زید، مصادقه الإخوان : ص 160 ح 5 کلاهما عن الإمام الصادق عن أبیه علیهماالسلامنحوه
  739. سنن أبی داوود : ج 4 ص 273 ح 4893، مسند ابن حنبل : ج 2 ص 400 ح 5650 کلاهما عن عبداللّه بن عمر، الأمالی للطوسی : ص 97 ح 147 عن محمّد بن یحیی المدنی عن الإمام الصادق علیه السلام وفیه «أخیه المؤمن المسلم» بدل «أخیه» وزاد فی آخره «ما کان فی حاجه أخیه»
  740. الکافی : ج 2 ص 198 ح 9، مصادقه الإخوان : ص 176 ح 10
  741. ثواب الأعمال : ص 339 عن أبی هریره وعبداللّه بن عبّاس، عدّه الداعی : ص 176 عن الإمام علیّ علیه السلام
  742. غرر الحکم : ح 2368
  743. حلیه الأولیاء : ج 3 ص 25 ، شعب الإیمان : ج 6 ص 112 ح 7639 نحوه وکلاهما عن عمران بن حصین
  744. صحیح مسلم : ج 4 ص 2074 ح 38، سنن الترمذی : ج 5 ص 195 ح 2945 کلاهما عن أبی هریره، الکافی : ج 2 ص 200 ح 5 عن ذریح المحاربی عن الإمام الصادق علیه السلاموفیه «المؤمن» بدل «العبد» فی الموضعین
  745. رَفَدَهُ : أعطاهُ وأعانَهُ (المصباح المنیر : ص 232 «رفد»)
  746. غرر الحکم : ح 4132
  747. واب الأعمال : ص 177 ح 1، الأمالی للصدوق : ص 574 ح 785، المحاسن : ج 1 ص 183 ح 296 کلّها عن إبراهیم بن عمر الیمانی
  748. غرر الحکم : ح 2384، عیون الحکم والمواعظ : ص 85 ح 2044
  749. مُواسات : دیگران را در داشته های خویش سهیم کردن ؛ از خود گذشتگی ؛ فداکاری مالی
  750. غرر الحکم : ح 9578، عیون الحکم والمواعظ : ص 477 ح 8758
  751. غرر الحکم : ح 3405، عیون الحکم والمواعظ : ص 143 ح 3193
  752. غرر الحکم : ح 7157، عیون الحکم والمواعظ : ص 391 ح 6626
  753. الکافی : ج 8 ص 162 ح 166 عن عبید بن زراره
  754. الکافی : ج 2 ص 103 ح 3 عن أبی بصیر عن أبی جعفر علیه السلام، تحف العقول : ص 42، بحار الأنوار : ج 74 ص 171 ح 38
  755. الکافی : ج 2 ص 206 ح 2 عن جمیل بن درّاج، ثواب الأعمال : ص 176 ح 1 عن إسحاق بن عمّار
  756. یعنی : هرچند دیگران چنین نکنند
  757. الخصال : ص 633 ح 10 عَن أبی بصیر و محمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام، بحار الأنوار : ج 76 ص 20 ح 3
  758. تحف العقول : ص 202، بحار الأنوار : ج 78 ص 38 ح 13
  759. الفردوس : ج 1 ص 153 ح 555 ، کنز العمّال : ج 3 ص 441 ح 7350
  760. شعب الإیمان : ج 6 ص 113 ح 7644، کنز العمّال : ج 1 ص 152 ح 756 نقلاً عن الخرائطی فی مکارم الأخلاق وکلاهما عن المطلّب بن عبد اللّه بن حنطب
  761. إماطَهُ الأذی : أی تَنحِیَتُه (النهایه : ج 4 ص 380 «میط»)
  762. النوادر للراوندی : ص 99 ح 56 ، الجعفریّات : ص 197 کلاهما عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام، بحار الأنوار : ج 74 ص 233 ح 29
  763. الأمالی للطوسی : ص 225 ح 391 عن عبید اللّه بن عبد اللّه ، بحار الأنوار : ج 78 ص 196 ح 17
  764. الکافی : ج 2 ص 208 ح 4، الأمالی للطوسی : ص 231 ح 410 کلاهما عن جابر عن الإمام الباقر علیه السلام، بحار الأنوار : ج 74 ص 358 ح 7
  765. الجامع الصغیر : ج 2 ص 662 ح 9156، کنز العمّال : ج 1 ص 142 ح 687 کلاهما نقلاً عن ابن النجّار عن جابر
  766. فی المصدر : «ولکانَّه» وهو تصحیف ، والصحیح ما أثبتناه
  767. غرر الحکم : ح 2466
  768. غرر الحکم : ح 614، عیون الحکم والمواعظ : ص 32 ح 558
  769. غرر الحکم : ح 1305، عیون الحکم والمواعظ : ص 47 ح 1191
  770. تنبیه الخواطر : ج 2 ص 123
  771. تحف العقول : ص 173، بحار الأنوار : ج 77 ص 414 ح 38
  772. غرر الحکم : ح 4633، عیون الحکم والمواعظ : ص 208 ح 4167
  773. غرر الحکم : ح 8210 ، عیون الحکم والمواعظ : ص 444 ح 7786
  774. الکافی : ج 2 ص 639 ح 5 ، تحف العقول : ص 366
  775. تذکره الخواصّ : ص 136 ، بحار الأنوار : ج 78 ص 71 ح 34
  776. الإرشاد : ج 1 ص 299، کنز الفوائد : ج 1 ص 93، بحار الأنوار : ج 77 ص 419 ح 40
  777. الکافی : ج 8 ص 150 ح 132، تنبیه الخواطر : ج 2 ص 146 کلاهما عن مسعده بن صدقه
  778. کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 4 ص 396 ح 5840 عن یونس بن ظبیان، معانی الأخبار : ص 195 ح 1 عن أبی حمزه الثمالی وکلاهما عن الإمام الصّادق عن أبیه عن آبائه علیهم السلام، بحار الأنوار : ج 75 ص 142 ح 2
  779. مشکاه الأنوار : ص 149 ح 358، روضه الواعظین : ص 321، بحار الأنوار : ج 67 ص 72 ح 40
  780. الترغیب و الترهیب : ج 3 ص 357 ح 20 ؛ مسکّن الفؤاد : ص 105 کلاهما عن عمرو بن شعیب عن أبیه عن جدّه، بحار الأنوار : ج 82 ص 94 ح 46
  781. الذَّرُّ : صِغارُ النَّملِ (المصباح المنیر : ص 207 «ذرّ»)
  782. تفسیر القمی : ج 2 ص 146 عن حفص بن غیاث، بحار الأنوار : ج 2 ص 27 ح 5 و ج 78 ص 193 ح 7