فرهنگ مصادیق:رعايت حقوق فردي واجتماعي

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۲۹ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۳۴ توسط User1 (نظرات | مشارکت‌ها) (اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
رعايت حقوق فردي واجتماعي

رعايت حقوق فردي و اجتماعي

يکی از علتها ی عدم رعایت حقوق متقابل، عدم آشنايي کافي نسبت به حقوق خود و ديگران می‌باشد. وقتي من حقوق ديگران را نشناسم، زياده خواه مي شوم و به حقوق آنها تجاوز مي کنم. و وقتي حقوق خودم را هم نشناسم، باز بيش از اندازه مطالبه مي کنم. هر دو جهت، سهم خودم را بيشتر مي کند؛ يعني هر دو به زياده خواهي در حق خودم منجر مي شود.
شايد توقع زياده‌خواهانه‌اي باشد كه انتظار داشته باشيم فردي كه به حقوق ساير اعضاي خانواده احترام نمي‌گذارد، براي حقوق متقابل شهروندان ارزشي قائل شود.
به نظر می رسدآموزش رعايت حقوق متقابل به افراد بايد از همان سنين كودكي به فرد آموزش داده شودتا آشنای به رعایت حقوق دیگران شود. در بسياري از خانواده‌هاي ايراني، حتي والدين و فرزندان هم به حقوق متقابل يكديگر شناخت ندارند، البته اين مساله تنها متوجه كودكان نيست و والدين هم در اين زمينه كم‌تقصير نيستند. مثلا براي پدرو مادرها جاافتاده است كه مهمترين حقي كه بر گردن فرزندشان دارند، احترام است و اگر از كودكان هم بپرسيد مي‌گويند درس خواندن فرزندان، مهم‌ترين حقي است كه پدر و مادر دارند.
گرچه احترام به والدين و درس خواندن فرزندان بسيار مهم است، اما بايد در كانون خانواده‌ها اين نكته نهادينه شود كه حقوق متقابل بين اعضاي خانواده در درك متقابل خلاصه مي‌شود، يعني اگر به خانواده‌ها آموزش مي‌داديم كه چگونه والدين و فرزندان همديگر را درك كنند، مطمئن باشيد همه اعضاي خانواده به حقوق يكديگر احترام مي‌گذاشتند.
در شرايطي هم كه فرزندي آموزش ببيند دغدغه‌هاي اعضاي خانواده را درك كند و مشكل آنها را مشكل خودش بداند، در آن صورت شك نكنيد اين كودك در آينده هم دغدغه‌هاي جامعه را راحت‌تر درك مي‌كند و به حقوق متقابل شهروندان احترام خواهد گذاشت.
اینکه در اجتماعات امروز حقوق دیگران رعایت نمی‌شود حتی در جامعه اسلامی به دلیل آن است که؛ (هدفمان باید رسیدن به سعادت حقیقی که در خود نیازمند رشد و تکامل می‌باشد و برای رسیدن به رشدو کمال نیازمند
(1)تربیت
(2) امنیت
(3) آزادی هستیم) نیست.
پس می‌توان گفت اگر به سه عامل(تربیت-امنیت- آزادی معنوی) دست پیدا کنیم آنگاه حقوق دیگران در جامعه رعایت خواهد شد.
وباز یکی از علتهای عدم رعایت حقوق ، ضعف اعتقاد به خدا و آخرت؛ ضعف اعتقادي و اخلاقي.
آنچه براي خود نمي پسندي...
پيامبر اکرم (ص) در حدیثی می‌فرمایند : که خود را به جاي ديگري قرار بده و از نگاه ديگري به حقوق او نگاه کن. پيامبر اکرم (ص) اين جمله را به عنوان معيار کلي اخلاق اجتماعي بيان فرموده است.
همچنين خداوند در سوره بقره، آيه 264 مي فرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى» (اي کساني که ايمان آورده ايد صدقات خود را با منت گذاري و اذيت ديگران باطل نکنيد) يعني صدقه را که يک امر مثبت است، اولاً بدهيد.
مال، مال من است؛ ولي ديگري حقي از مال من دارد. و ثانیا اينکه اين صدقه دادن شيوه و معيار دارد. نبايد منت گذاشته شود و همراه با آزار باشد؛ چرا که خداوند تحقير بنده اش را نمي خواهد. يعني مال مي دهي؛ تازه يک سري مقررات را هم بايد رعايت کني. از اينجا نگرش قرآن به جايگاه انسان در روابط اجتماعي مشخص می‌شود ـ چرا که صدقه دادن يک عمل اجتماعي است.
در سوره اعراف آيه 199 داريم: «خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلينَ» طريقه (عفو و بخشش پيش گير و امت را به نيکوکاري امر کن و از مردم نادان روي بگردان). اگر فقط همين يک آيه را الگو قرار دهيم، پايه اخلاق اجتماعي را دريافته ايم. عفو در جايي ست که من حقي دارم؛ و از حقم مي گذرم. آيه مي گويد از حق مسلمتان بگذريد. اگر حق نباشد که عفو اصلاً معنا ندارد. ما خيلي وقت‌ها به حق خودمان هم قانع نمي شويم و آن طرف تر مي رويم. اسلام حتي مي گويد از حق خودت هم بگذر. خداوند در قرآن فرموده است اگر انفاق کنند و صدقه دهند، مثل اين است که به او قرض داده‌اند. اينها نگاه خدا به انسان است.
عارف بايد چهار سفر را طي کند؛ در اسفار اربعه آخرين و عالي ترين سفر يک عارف اين است که رنگ خلقي بگيرد؛ اما خدايي باشد در ميان خلق. وجودش توحيدي و رحماني است؛ اما کاملاً مردمي مي شود. مثل وجود پيامبر (ص) و اولياء الله (ع). بر اين اساس در سفر چهارم کامل بايد در خدمت مردم باشد.
آنچه در جامعه امروز نيازمنديم، ما شدن است. اگر وحدت داشته باشيم، هيچ کس حريفمان نخواهد شد. و اين وحدت و يکدلي نياز به گذشت دارد؛ نياز به ديگرخواهي دارد؛ نياز دارد به اينکه همديگر را بيشتر دوست بداريم، بيشتر به فکر هم باشيم و بيشتر يکديگر را درک کنيم. مي گويند وقتي کسي عاشق مي شود، يک پله بالاتر آمده است. چون به جاي اينکه به فکر منافع خود باشد، ديگري را بر خود ترجيح مي دهد. کافي است قلبمان را دريا کنيم تا همه در آن، جا شوند. آن وقت نه از کار جمعي فرار مي کنيم و نه حق ديگري را پايمال مي کنيم.
باید تك تك افراد جامعه به این باور برسند كه رفاه او در گرو رفاه جامعه است.
متاسفانه الان به جایی رسیده‌ایم كه صبر و حوصله نداریم و عجول تربیت شده‌ایم این عجله سبب عجول بودنمان در دریافت نتیجه شده است.
و هدفمان را هم ،گاهی اشتباه تعیین کرده‌ایم در نتیجه فقط جلوی پای خود را می‌بینیم و به ظاهر می‌نگریم نه تنها قبح شكستن قوانین و هنجارها فروریخته، بلكه در مواردی دیده شده كه افراد با افتخار از شكستن قوانین یا به اصطلاح دور زدن هایشان یاد می كنند و با تشویق سایرین هم روبه رو می‌شوند.سایرین آنها را زرنگ‌های جامعه تلقی می كنند.
علل و عوامل رعایت نکردن حقوق یکدیگر چیست؟
1 – منفعت طلبی
بر طبق گفتارهای شهید مطهری (ره) یکی از عوامل رعایت نکردن حق مردم در مقابل یکدیگر منفعت طلبی طرفین است. که یک امر غریزی است. البته این هم منفعت طلبی است و منفعت آنها جلب رضایت خداوند است. در حقیقت این بعد از غریزه انسان را در راه اصلی خودش قرار داده‌ایم و آن را به درستی ارضا خواهیم کرد.
2 - تعصبات قومی
3 - تعصبات فکری،
4 - عادت‌ها ،
5 - رسومات و سنت‌های نابجا
6 – احساس عدم امنیت
گاهی اوقات بدلیل احساس عدم امنیت است که افراد دست به زیر پا نهادن حقوق دیگران می‌زنند. اگر در جامعه همه افراد احساس امنیت کنند؛ مطمئناً حقوق دیگران کمتر ضایع خواهد شد. امنیتی که همه جنبه‌های زندگی آنها چه مادی و چه معنوی را در برگیرد.
7 - اسیر طمع شدن
8 - اسیر حرص شدن
9 – عدم وجدان کاری و بی اعتنائی به تعهدات فردی
10 – پیروی از هوا و هوس و راه شیطان
11 - ایجاد نظام باند بازی و کاغذ بازی در گروه‌های سیاسی و حزبی
12 - پارتی بازی سیاسی بازی در انتصابات و توزیع پست‌های کلیدی و مدیریتی به برخی از افراد
13 - شخصیت محوری و شهرت طلبی در بعضی از افراد جامعه
14 - تقلید از فرهنگهای بیگانه و بی ارزش در بعضی از آداب و معاشرت‌ها
15 - عدم تقوا و ایمان و اعتقاد در وجود بعضی از انسان ها
16 - توجه بیشتر به مزایای مادی و دنیوی تا معنوی و اخروی
17 - اسیر خودخواهی‌های افراطی
وازامثال این موارد بدست می‌آید که ملاک ما سود و زیان شخصی و آن هم از نوع دنیوی است. اگر بتوانیم این را در جامعه رشد و نشان دهیم که هدف انسان والا است و آن هم الهی است آنگاه خواهیم دید که قوانین اجتماعی رعایت خواهند شد. دیگر در هر کاری خداوند را ملاک قرار خواهند داد و هدفشان جلب رضایت خداوند خواهد بود. در چنین حالتی انسان‌ها حقوق یکدیگر را رعایت خواهند کرد چون هدفشان جلب رضایت خداست.
با توجه به مسالهٔ آزادی معنوی وآزادی اجتماعی ،در کتاب آزادی بندگی از شهید مطهری (ره) یکی از علل رعایت نشدن حقوق متقابل در روابط اجتماعی نداشتن حس احترام به آزادی سایر افراد است.افرادی که در زندگی شخصی خود آزادی را نادیده می‌گیرند وحتی به روح خود صدمه می‌زنند در برقراری روابط با سایرین نیز به طریق اولی همین گونه رفتار می‌کنند ومانع رشد خود ودیگران می‌شوند.ما بر این باوریم که مفهوم آزادی در جامعه امروز به درستی تبیین نشده.

حقوق متقابل مردم و مسئولان در جامعه

گرچه بدنه حاكميت و مسئولان، بخش تفكيك ناپذيري از جامعه هستند، اما انگار عادت كرده ايم وقتي مي گوييم مردم، مسئولان را از اين مردم مستثنا كنيم.مثلا وقتي دربارهٔ لزوم رعايت حقوق متقابل افراد درجامعه صحبت مي كنيم، همه ذهنها ناخودآگاه به سمت حفظ حقوق متقابل دو شهروند عادي يا دو همكار وهمكلاس متمركز مي شود، در صورتي كه اگر از بعد كلان و راهبردي به موضوع نگاه كنيم، اتفاقا نوع و كيفيت رابطه بين مردم و مسئولان مي تواند به عنوان ا لگوي بسيار درستي از رعايت حقوق متقابل افراد در جامعه باشد.يعني مردم وقتي ببينند مسئولان و مردم به حقوق يكديگرا حترام مي گذارند و هیچكدام هم قصد تخريب ياتضييع حقوق ديگري را ندارد، شهروندان نيز به طور خودكارياد مي گيرند در رابطه هاي بين خود نيزا لگوي مردم ومسئولان را رعايت كنند.
درواقع چه بخواهيم و چه نخواهيم و چه تكذيب كنيم يا تائيد، همواره كنشهاي مسئولان و بخصوص كيفيت رابطه آنها با مردم به عنوان ا لگويي براي سايرا عضاي جامعه مطرح خواهد شد.
شايد تا حالا توجه كرده باشيد در جوامعي كه مسئولان به دغدغه هاي مردم گوش فرا می‌دهند و در راستاي ا حقاق حقوق آنها مي جنگند، برخورد بين مردمان عادي نيز با هاله اي از احترام و رعايت حقوق متقابل توامان مي شود،اما در جوامعي كه اعتماد عمومي بين مردم و مسئولان خدشه دار شده ا ست،ا حتمال تضييع حقوق شهروندان نيزبالاتر مي رود، زيرا رفتار حاكميت را ا لگوي هنجارهاي ا جتماعي خودقرار مي دهند.ا لبته ا ين سخن به ا ين معنا نيست كه تنهامسئولان، وظيفه پاسداشت حقوق مردم را به عهده دارند، بلكه آحاد جامعه نيز نسبت به حاكميت وظيفه اي متقابل دارند. يعني هما نطور كه مسئولان موظفند حق معيشت،امنيت و آرامش رواني مردم را رعايت كنند، مردم هم وظيفه دارند به قوانين جامعه پايبند و عنصري مفيد و مولد در كشورباشند تا فرآيند توسعه در كشوربا همكاري همه ا عضاي جامعه، رشدي پايدار را تجربه كند.
اما در صورتي كه مردم و مسئولان، حقوق متقابل يكديگررا رعايت نكنند، نه تنها نظم عمومي به هم مي خورد، بلكه درآن شرايط ديگر قوانين مصوب حاكميت، مشروعيت عمومي نخواهد داشت.
درواقع، اگر شهروندان گمان كنند مسئولان فقط درراستاي منافع خود حركت مي كنند يا برعكس مسئولان به ا ين برداشت برسند كه مردم حقوق متقابل بين مسئول و شهروند را رعايت نمي كنند، گسست عمومي در جامعه اجتناب ناپذير خواهد بود و در اين شرايط،مردم و مسئولان به عنوان دو جزيره جدا از هم خواهندبود كه هيچ كدامشان الزامي نمي بينند حقوق همديگر رارعايت كنند.
از سوي ديگر، همان طور كه مردم براي ا رتباط هاي اجتماعي بين خود و رعايت حقوق متقابل، نيم نگاهي به مدل حاكميت دارند، نحوه برخورد مسئولان با مردم نيزبرآيندي از روابط اجتماعي بين شهروندان است.يعني نبايدا نتظار داشته باشيم ا گر خودمان به حقوق يكديگر احترام نگذاشتيم، در آن صورت مسئولاني كه براي اداره امور منصوب مي شوند نيز براي حقوق مردم احترام قائل شوند.
زيرا مسئولاني كه براي اصلاح امور در هر كشوري گمارده مي شوندا ز دل جامعه خود متولد شده‌اند وبنابراين نمي توان ا ز مسئولان ا نتظار خروجي بالاترا ز ميانگين جامعه داشت.
در هر حال، جنس رابطه مردم و مسئولان، نماد بارز رعايت حقوق متقابل شهروندان در هر جامعه اي است كه در حقيقت باا صلاح كاستيهاي سه ضلع، رابطه مردم با مردم، مسئولان با مسئولان و مردم با مسئولان مي توان به آينده اي بهتر و توام با رعايت حقوق متقابل افراددر جامعه امیدوار بود.

راهکارهای نهادینه نمودن رعایت حقوق در جامعه

آموزه‌های اسلامی در این رابطه الگوهایی را برای ما مطرح می‌کنند که در صورت تحقق و التزام عملی به آنها، جامعه اسلامی جلوه‌ای الهی و انسانی و الهام‌بخش در زمینه حقوق متقابل در روابط اجتماعی پیدا می‎کند.
در اینجا به نحو اجمال اهم این الگوها را مطرح می‎کنیم.
1 - خوش اخلاقی
قرآن کریم یکی از مزایای فوق العاده اخلاقی پیامبر اسلام(ص) را خوش اخلاقی ذکر کرده و می‌فرماید: در پرتو رحمت و لطف پروردگار، تو با مردم مهربان شدی در حالی که اگر خشن و تندخو و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده می‎شدند». سپس قرآن کریم دستور می‌دهد: «از تقصیر آنان بگذر و آنها را مشمول عفو خود گردان و برای آنها طلب آمرزش کن. [۱]
حضرت امام علی (ع)می‌فرماید: چه بسا(کسی که) عزیز و ارجمند است و اخلاقش او را خوار و ذلیل می‌کند و کسی که خوار و ذلیل است و اخلاقش او را عزیز و ارجمند می‌کند [۲]
2 - اظهار محبت و پاسخگویی به دیگران
جامعه اسلامی براساس محبت و دوستی بین برادران ایمانی پایه ریزی شده است و این محبت ناشی از ایمان به خدا و تکلیف مردمان ایمانی در رعایت حدود و حقوق یکدیگر، بر مبنای موّدت و برادری است.
در جامعهای که اساس آن بر محبت به دیگران پایه گذاری و براساس چشم پوشی از خطاهای افراد طراحی شده و همه باور دارند که رفع نیاز دیگران نعمت الهی است؛ این فرصت لطف خدا به بندگان نیکویش به حساب آمده و بزرگان از این فرصت‎ها چنان بهره می‎بردند که در رفتار آنان رفع نیاز از نیازمندان در صدر عبادات الهی قرار گرفته باشد.
الگوی این عمل حضرت علی(ع)است که در حین نماز، به عنوان عبادت الهی، به رفع نیاز یک مستمند، که آن هم عبادت الهی است می‎پردازد.
پیامبر گرامی اسلام(ص) در زمینه ابراز محبت به دیگران می‌فرماید: هرگاه یکی از شما برادرش را دوست داشته باشد، باید به او اعلام کند، زیرا این بیشتر مایه بقای الفت و استواری محبت می‌شود.
[۳]
قرآن کریم در سوره نساء آیه 86 یک حکم کلی و عمومی را در رابطه با پاسخگویی به محبت‌های دیگران اعلام می‌دارد: هنگامی که کسی به شما تحیت گوید، پاسخ آن را به طرز بهتر بدهید و یا لااقل به طور مساوی پاسخ گویید.
تحیّت در لغت از ماده حیات و به معنی دعا برای حیات دیگری کرده است، ولی معمولا این کلمه هر نوع اظهار محبتی را که افراد به وسیله سخن یا عمل، با یکدیگر می‌کنند شامل می‌شود که روشن‌ترین مصداق آن همان موضوع سلام کردن است.
3 - اظهار شادی در هنگام دیدار
داشتن روابط حسنه با افراد، در بیان جملات و صحبت‌های مثبت و خوش آیند، موج بزرگی از انرژی مثبت را به اطرافیان انتقال می‌دهد.
احساس مفیدبودن و رضایت از کار و تلاش، باعث خوشحالی و نشاط روح می‌گردد و این امر به سایر افراد مرتبط به یکدیگر تأثیر مثبت گذاشته و رفته رفته یک شهر اصلاح می‌شود.
امام باقر(ع) در این زمینه می‌فرماید: لبخندزدن، بر روی مؤمن حسنه و ثواب است و برگرداندن آسیب از وی نیز ثواب است، محبوب‌ترین عبادت در پیشگاه خدا شاد کردن مؤمن است. [۴]
4 - وفاداری و انجام تعهدات
وفاداری و التزام عملی به تعهدات و پیمان‌ها و وعده‌ها یکی از شاخص‌های رشد و بالندگی جوامع انسانی به حساب می‎آید.
حضرت علی(ع) می‌فرماید: أفضل الصدق، الوفاء بالعهود؛ بالاترین صداقت، وفای به پیمان‌ها است.
حضرت در کلامی دیگر می‌فرماید: من احسن الوفاء استحق الاصطفاء. هر کس که خوش قول باشد، شایسته گزینش برای همکاری و معاشرت است.
5 - رعایت انصاف
رعایت انصاف یکی از مشکل‌ترین نکات تربیتی و اخلاقی در اسلام است که ارایه و حفظ آن از افراد باتقوا و مؤمن برمی‎آید.
بسیاری از اختلافات و کشمکش‌ها در بین خانواده‌ها، نتیجه عدم رعایت انصاف است و این اختلافات رفع شدنی است. اگر به دستورات خدا عمل نماییم و حقوق دیگران را رعایت کنیم و اخلاق خود را تعالی بخشیم.
امام صادق(ع) در این زمینه می‌فرماید: بالاترین اعمال سه چیز است:
الف: رعایت انصاف نسبت به مردم تا آنجا که هر چه برای خود دوست داری برای آنان نیز دوست بداری.
ب: مواسات نمودن
ج: یاد کردن خدا در هر حال! پس فرمودند: یاد خدا تنها گفتن سبحان الله و الحمدلله و لااله الاالله و الله اکبر نیست، بلکه مقصود این است که اوامر خدا را اطاعت و از نواهی اجتناب کنی.[۵]
6 - فروتنی و تواضع
تواضع و فروتنی، یکی از خصلت‌های مهم پیامبران و اولیای الهی است. خدای متعال در قرآن خطاب به پیامبر اعظم(ص)می‌فرماید: ای پیامبر! به کسانی که از مؤمنین به شما ایمان می‌آورند تواضع و فروتنی کن.
این درحالی است که آن حضرت می‌فرماید: إن أفضل الناسِ عبداً مَن تواضَعَ عن رفعِه؛ برترین مردم در بندگی خدا کسی است که در عین بزرگی فروتنی کند.
همچنین پیامبر اعظم(ص) در این رابطه می‌فرماید: کسی که به خاطر خدا تواضع کند، خداوند مقام او را بالا می‌برد، پس شخص متواضع گرچه پیش خود ضعیف و حقیر است، ولی درنظر مردم بزرگ است.
امام کاظم(ع)نیز در این زمینه می‌فرماید: این گونه حکمت در دل انسان متواضع سامان می‎یابد که در قلب انسان متکبر و زورگو جایی ندارد، چون خداوند تواضع را ابزار کار عقل و تکبر را ابزار جهل قرار داده است. [۶]
7 - صداقت و شفافیت
در آموزه‌های اسلامی صداقت و شفافیت از ویژگی‌های مهم یک انسان مؤمن و سبب نجات و رستگاری او به حساب می‎آید و برعکس کذب، دروغ و نفاق موجب هلاکت و نابودی او می‎شود.
پیامبر اعظم(ص)می‌فرماید: النَّجاةُ فی الصِّدق، کما أنَّ الهلاکَ فی الکِذب؛ سربلندی و نجات انسان در صداقت و شفافیت است همچنانکه هلاکت و نابودی در دروغ و عدم شفافیت است.
حضرت علی(ع)در این زمینه می‎فرماید: راستی و راستگویی تو را نجات می‌دهد، هر چند که از آن بیمناک باشی و دروغ تو را نابود می‌کند گرچه از آن خطری بر خود حس نکنی. همچنین وقتی از آن حضرت سؤال شد: گرامی‌ترین مردم کیست؟ فرمود: کسی که همیشه و همه جا با راستی برخورد کند.
آن حضرت در وصف ایمان مؤمنان می‎فرماید: ایمان آن است که راستی را اگر چه به زبانت باشد، بر دروغی که به سودت باشد، ترجیح دهی. [۷]
با توجه به این مطالب که راجع به راهکارهای تربیتی نهادینه نمودن رعایت حقوق در جامعه وجود دارد بیان شد؛ می‎توان چنین گفت که جامعه ما از بی‌احترامی به حقوق اجتماعی، به طور ناخواسته رنج می‌برد و علت آن دور شدن از اخلاق و مدل تربیتی اسلام ناب و سیره أهل بیت(ع) است.
لذا لازم است با مبنا قرار دادن تربیت اسلامی در زمینه رفتارهای اجتماعی، در همه مجموعه‎ها به ویژه خانواده‎ها، جامعه را به سوی اهداف اسلامی و آداب و رسوم دینی، که سعادت دنیوی و اخروی ما در آن است، سوق دهیم.
در این صورت است که مردم ضمن آشنایی با فرهنگ اهل بیت(ع) در زمینه حقوق اجتماعی و روابط متقابل، بهترین لذت اجتماعی را در سایه تعالیم نورانی اسلام دریافت می‎کنند.

آثار مثبت رعايت حقوق متقابل

حضرت على(ع) به آثار مهم و مثبت رعايت حقوق متقابل بين حاكم و مردم اشاره مى كند و مى فرمايد:
خداوند رعايت حقوق رعيت و والى را در جامعه سبب الفت, هماهنگى و پيوستگى بين آنها و باعث عزت دين و پايه داورى براى اقامه حق بين آنان قرار داده است. صلاح حال رعيت تحقق نمى پذيرد مگر به صلاح حال واليان و صلاح آنها محقق نمى شود مگر به استقامت و پا برجايى رعيت; پس هرگاه آنان رعايت حق يكديگر را كنند در بين آنان حق عزيز مى شود و پايه هاى دين استوار و نشانه هاى عدل پايدار و سنت هاى پيامبر با شيوه نيكو مورد اجرا و روزگار اصلاح و زندگى پاكيزه و مردم خواستار بقا و دوام دولت و اميد دشمنان دولت به يإس تبديل خواهد ش [۸]
در تفسير الميزان ذيل آيه: ((يا إيها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و إولى الامر منكم)), از امام على(ع) نقل شده است كه فرمود:
بر امام است بر طبق آنچه كه خدا نازل فرمود حكم كند و امانتى را كه به او سپرده ادا نمايد و هرگاه چنين كند بر مردم است كه فرمان خدا را بشنوند و او را اطاعت نمايند و دعوتش را اجابت كنند.
حضرت در اين زمينه فرمود: ((امامت و پيشوايى را خداوند براى نظم و آرامش در جامعه و پيروى از وى را براى تعظيم و تكريم قرار داده است)). [۹]
آثار منفى عدم رعايت حقوق متقابل
آثار منفى رعايت نكردن حقوق متقابل بين مردم و حاكم را مى توان در اين كلام امام على(ع) مشاهده كرد.
و اذا غلبت الرعيه على واليها إوإجحف الوالى برعيته اختلفت هنالك الكلمه و ظهرت معالم الجور و كثر الادغال [۱۰]
فى الدين و تركت محاج السنن فعمل بالهوى و عطلت الاحكام و كثرت علل النفوس و لايستوحش لعظيم حق عطل و لالعظيم باطل فعل فهنالك تذل الابرار و تعز الاشرار و تعظم تبعات الله عزوجل عند العباد; [۱۱]
هرگاه رعيت بر والى غلبه پيدا نمايد و والى بر رعيت تعدى و تجاوز به حقوق آنان روا دارد, آن گاه اختلاف كلمه (بين آنان و افراد جامعه) رخ مى دهد و نشانه هاى جور و ستم در جامعه آشكار و تبهكارى در دين بسيار و عمل به سنت‌ها متروك مى شود و به هواى نفس عمل و احكام شرع تعطيل و بيمارىهاى روحى بسيار مى گردد و به خاطر تعطيل حدود بزرگ الهى و ريشه دار شدن باطل, كسى اندوهگين و نگران نمى شود. در آن هنگام خوبان خوار و اشرار (اوباش) عزيز و ارجمند مى گردند و شهرها خراب مى شود و باز خواست خداوند عظيم خواهد بود.

پانویس

  1. سوره آل عمران-آیه 159
  2. میزان الحکمه، ج4، ص 1519
  3. نهج الفصاحه، ج2، ص26
  4. بحارالانوار، ج 71، ص 288
  5. اصول کافی، ج 2، ص 144
  6. بحارالانوار، ج 57، ص 312
  7. نهج البلاغه، ح 458
  8. نهج البلاغه, خطبه ;216
  9. نهج البلاغه, حكمت131
  10. نهج البلاغه, خطبه ;216
  11. محمد بن يعقوب كلينى, اصول كافى, ج1, ص 44
منبع: مریم بلاگفا - تاریخ برداشت:95/04/29
بازگشت به رعایت حق دیگران