فرهنگ مصادیق:ضرورت آموزش مهارتهای زندگی
محتویات
مقدمه
مهارتهای زندگی، مهارتهای شخصی و اجتماعی است که کودکان و نوجوانان باید آنان را یاد بگیرند تا بتوانند در مورد خود و انسانهای دیگر و کل اجتماع به طور موثر و شایسته و مطمئن عمل نمایند. انتقاد مهم به تعلیم و تربیت رسمی این است که به برخی مهارتهای حرفهای و ابزاری و تنها بر بعد شناختی (سواد) تمرکز کرده است و به دیگر ابعاد فکری و روانی و اجتماعی توجهی ندارد. از دیگر سو محققان نشان دادهاند که مهارتهای زندگی میتواند به طور نظامدار و از طریق موقعیتهای یادگیری غیررسمی یاد گرفته و تقویت شود. مدرسه علاوه بر کارکردهای رسمی آموزش خواندن و نوشتن، باید در زمینههای آموزش مهارتهای زندگی به دانش آموزان نیز ایفای نقش کند.
طی سه دهه گذشته، رویکردها به تعلیم و تربیت در جهت کاربرد بالقوه و عملی دانش در زمینههای واقعی زندگی بوده است. ضرورت یاری افراد، جهت رشد بهتر مهارتهای زندگی و معیشت خود، رفته رفته از اهداف مهم آموزش و پرورش تلقی میشود. نکته قابل بحث این است که دانش اکتسابی از تجارب عملی، پایاتر از معلومات به دست آمده از اجرای برنامههای آموزشی است. امروزه همگام با توسعه زندگی مدنی و صنعتی شدن روز افزون کشورهای در حال توسعه، تعلیم و تربیت کودکان، از وظایف اساسی نهادهای تعلیم و تربیت رسمی به حساب میآید. اما تاکید بیش از حد بر ارائه اطلاعات و دانش نظری، دانش آموزان را از یادگیری مهارتهای ضروری که در زندگی روزمره به آن نیاز دارند محروم میسازند.
تعریف مهارتهای زندگی
برای این اصطلاح تعاریف متعددی بیان شده است. یکی از عمومیترین تعاریف این چنین است: مهارتهای زندگی یعنی ایجاد روابط بین فردی مناسب و موثر، انجام مسئولیتهای اجتماعی، تصمیم گیری صحیح، حل تعارضات و کشمکشهای بدون توسل به اعمالی که به خود یا دیگران صدمه میزنند، برنامه آموزش مهارتهای زندگی بر این اصل استوار است که کودکان و نوجوانان حق دارند توانمند شوند و نیازمند آنند که بتوانند از خود و علاقه هایشان در موقعیتهای سخت زندگی دفاع کنند. این نوع برنامهها در پیشگیری از مخاطرات سلامت نگاهی کلی دارند و به آموزش محدود تنها یک مهارت بسنده نمیکنند.
اهداف آموزش مهارتهای زندگی:
مجموعه مهارتهای زندگی نه تنها به توانمند ساختن افراد در زندگی حال نمیاندیشد بلکه به توانمندی آنان جهت زندگی آینده نیز تاکید میورزد. در ضمن متمرکز بر شکوفایی تواناییهای بالقوه افراد است به طور کلی هدف از مجموعه مهارتهای زندگی، کمک به فرد جهت حرکت از تواناییها و ضعفهای مهارتی به سوی مهارتهای توانمند و قوی و سازنده میباشد. چنین مهارتهای زندگی تصمیمات متعهدانه فرد را در بر میگیرد.
مسئولیت پذیری یا تعهد فردی یک مفهوم مثبتی است که طبق آن افراد نسبت به سلامتشان و اتخاذ تصمیمشان در مسائل زندگی خویش متعهد هستند. در واقع هدف نهایی مهارتهای زندگی این است که افراد مسئولیت برتری و شایستگی فردی خویش را بپذیرند. این شایستگی فردی شامل احساس کفایت و شایستگی سطح بالا، سلامت روانی، خود شکوفایی و پذیرش مسئولیت فردی میباشد. در نتیجه میتوان گفت مجموعه مهارتهای زندگی هم اهداف پیشگیرانه دارد و هم کنترل و مدیریت مشکلات و همانند سبک رویکرد آموزشی هم برای مداخلات گروهی و هم فردی مناسب است.
به گزارش سازمان بهداشت جهانی، هدف از آموزش مهارتهای زندگی، افزایش تواناییهای روانی اجتماعی و در نهایت پیشگیری از ایجاد رفتارهای آسیب زننده با بهداشت سلامت وارتقای سطح روانی افراد است.
آثار مثبت آموزش مهارتهای زندگی
یکی از اهداف اصلی برنامه مهارتهای زندگی، ارتقای بهداشت روانی کودکان و نوجوانان است. مطالعات بسیاری در مورد تاثیر برنامه آموزش مهارتهای زندگی در ابعاد مختلف سلامت روان انجام گرفته و نتایج نشان داده است که آموزش این مهارتها سبب افزایش عزت نفس، بهبود رفتارهای اجتماعی و سازگاری اجتماعی، افزایش رضایت سیستم خانوادگی و سازگاری با خانواده، افزایش مهارت حل مسائل شخصی و بین فردی و افزایش مهارتهای مقابلهای شده است.
برنامههای پیشگیری مبتنی بر مهارتهای زندگی، براساس مطالعات انجام شده بسیار موثرتر از گرایشهای سنتی است.
یافتهها ، به اثرات مثبت این آموزشها بر مهارت دانش آموزان در حل مشکلات بین فردی و مقابله با اضطراب دلالت دارند.
به دنبال چنین آموزشهایی، شرکت کنندگان قادر میشوند تا تعارضهای خود را با همسالان به نحو سازندهای حل نمایند و محبوبیت بین فردی بیشتری یابند. یافتهها تاثیر آموزش مهارتهای زندگی را در پیشگیری از خودکشی نشان دادهاند. به نقل از دفتر بهداشت و تغذیه وزارت آموزش و پرورش، آموزش مهارتهای زندگی در پیشگیری از خشونت و بزهکاری نیز کارایی داشته است.
مهارتهایی که باید آموزش داده شود
توانایی تصمیم گیری
این توانایی به فرد کمک میکند تا به نحوی موثر در مورد مسائل زندگی خود تصمیم گیری کند چنانچه کودکان یا نوجوانان بتوانند فعالانه در مورد اعمال خود تصمیم بگیرند، جوانب مختلف راه حلهایی که میتوانند انتخاب کنند را بررسی و پیامد هر انتخاب را ارزیابی نمایند، آنگاه خواهند توانست از سطح بیشتری از سلامت روانی برخوردار شوند.
توانایی حل مسئله
این توانمندی فرد را قادر میسازد تا به طور موثرتری مسائل زندگی را حل نماید. مسائل مهم زندگی اگر حل نشده بمانند تنش روانی و به دنبال آن مشکلاتی برای جسم در پی خواهند داشت.
توانایی تفکر خلاق
این نوع تفکر، هم به حل مسئله و هم به تصمیم گیریهای مناسب کمک میکند. با استفاده از این نوع تفکر، راه حلهای مختلف مسائل و پیامدهای هریک از آنها بررسی میشود تا در اختیار روند تصمیم گیری قرار بگیرد. این امر فرد را قادر میسازد تا مسائل را از ورای تجارب مستقیم خود دریابد و حتی زمانی که مشکلی وجود ندارد و تصمیم گیری خاصی لازم نیست، به سازگاری و انعطاف بیشتری به زندگی روزمره خود بپردازد.
توانایی تفکر نقادانه
تفکر نقادانه، توانایی تحلیل اطلاعات و تجارب است. آموزش این مهارت نوجوان را قادر میسازد تا در برخورد با ارزشها، فشار گروه همسالان و رسانههای جمعی مقاومت نماید و از آسیبهای ناشی از این موارد در امان بماند.
توانایی برقراری رابطه موثر
این مهارت به فرد کمک میکند تا از طریق کلام یا رفتار خود و به شیوهای که متناسب با فرهنگ، جامعه و موقعیت، خود و ارزشها و باورهای خویش را مطرح سازد. بدین ترتیب فرد خواهد توانست نظرات، عقاید، خواستهها، نیازها و عواطف خود را ابراز کند و در صورت نیاز بتواند از دیگران درخواست کمک و راهنمایی نماید. مهارت تقاضای کمک و راهنمایی از دیگران در هنگام ضرورت از مشخصات مهم یک رابطه سالم است.
توانایی برقراری روابط بین فردی سازگارانه
این توانایی به ایجاد روابط بین فردی مثبت و موثر انسان با دیگران کمک میکند. یکی از این موارد توانایی ایجاد و ابقای روابط دوستانه است که در سلامت روانی و اجتماعی، روابط گرم خانوادگی و قطع روابط اجتماعی ناسالم نقش بسیار مهمی ایفا میکند.
توانایی آگاهی از خود
خودآگاهی توانایی شناخت خود و آگاهی از خصوصیات، نقاط ضعف و قدرت، خواستهها و ترسها و انزجارها است. رشد خودآگاهی به فرد کمک میکند تا دریابد تحت استرس قرار دارد یا نه و این امر معمولاپیش شرط و شرط ضروری روابط اجتماعی و روابط بین فردی مناسب و همدلانه است.
توانایی همدلی با دیگران
همدلی یعنی اینکه فرد بتواند زندگی دیگران را حتی زمانی که در آن شرایط قرار ندارد درک کند. این مهارت به انسان کمک میکند تا بتواند دیگران را حتی وقتی با آنها بسیار متفاوت است بپذیرد و به آنها احترام بگذارد. همدلی، روابط اجتماعی را بهتر میکند و به ایجاد رفتارهای حمایت کننده و پذیرنده نسبت به انسانهای دیگر منجر میشود.
توانایی مقابله با هیجانها
این توانایی فرد را قادر میسازد تا هیجانها را در خود و دیگران تشخیص دهد، نحوه تاثیر هیجانات بر رفتار را بداند و بتواند واکنش مناسبی به هیجانهای مختلف نشان دهد. اگر با حالتهای هیجانی مثل غم، خشم یا اضطراب درست برخورد نشود این موارد تاثیر منفی بر سلامت روانی و جسمی یا اجتماعی خواهند گذاشت.
توانایی مقابله با تنشها
این توانمندی شامل شناخت تنشهای مختلف زندگی و تاثیرات آنها بر فرد است. شناسایی منابع تنشی و نحوه تاثیر آن بر انسان فرد را قادر میسازد تا با اعمال و موضع گیریهای خود فشار را کاهش دهد. مسلم است که عوامل فرهنگی و اجتماعی تعیین کننده ماهیت زندگی است. مثلادر بعضی جوامع، پسران برقراری تماس جنسی با ممنوعیت عرفی مواجه نیستند، حال آنکه در مورد دختران کاملابرعکس است بنابراین برای استفاده از مهارتهای زندگی با هدف افزایش تواناییهای روانی، اجتماعی، جنسیت نقش مهمی دارد. به این ترتیب محتوای آموزش مهارتهای زندگی باید دقیقا بر اساس نیازمندیها و ویژگیهای هر کشور یا منطقه تعیین شوند.
پیشنهادات
۱- پیشنهاد میشود جهت آشنایی بیشتر افراد جامعه بخصوص معلمان و دانش آموزان، منابعی شامل مهارتهای زندگی کاربردی و مفید تهیه و در اختیار آنان قرار داده شود.
۲- بحث در مورد مهارتهای زندگی علاوه بر حق آموزش و پرورش در حوزههای دیگری مثل آموزشهای قبل از ازدواج یا مهارتهای تربیت فرزندان، آموزش و ترویج داده شود.
۳- مدنظر قرار دادن نیازهای مهارتی شاگردان در تالیف کتب درسی جدید.
۴- برنامه فراگیر آموزش مهارتهای زندگی و نحوه به کارگیری عملی این مهارتها در دورههای ضمن خدمت معلمان و فعالیتهای فوق برنامه دانش آموزان به معلمان و دانش آموزان اجرا شود.
۵- ایجاد درس مهارتهای زندگی در جهت آموزش مهارتهای مورد نیاز خود از دوره آمادگی تا دانشگاهی.
۶- بررسی و مطالعه تطبیقی آموزشی مهارتهای زندگی در کشورهای مختلف.
۷- عملی کردن تدریس کلیه دروس در جهت توسعه مهارتهای زندگی.
۸- استفاده از ورزش و بازی یا ابداع ورزش یا بازیهای دبستانی برای آموزش مهارتهای زندگی.
۹- همسو کردن فعالیتهای خانه، مدرسه، اجتماع در جهت آموزش مهارتهای زندگی.
۱۰- آموزش نحوه ایجاد و آموزش مهارتهای زندگی به اولیا از طریق کلاسهای آموزش خانواده.
۱۱- گسترش اردوها و گردشهای علمی و فرهنگی، تفریحی، زیارتی و فعالیتهای فوق برنامه و پروژههای درسی و غیر درسی در داخل یا خارج از مدرسه.
۱۲- ایجاد زمینه مناسب برای مشارکت و فعالیت دانش آموزان در کلیه فعالیتهای مدرسه و تشکلهای علمی و فرهنگی و ... دانش آموزان و قانونمند کردن آن.







