فرهنگ مصادیق:علت اصلی انکار قیامت

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۲۵ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۲۴ توسط User2 (نظرات | مشارکت‌ها) (اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
علت اصلی انکار قیامت

مقدمه

از آیات قرآن کریم روشن می‌شود که مهم‌ترین علت انکار منکران معاد دو چیز است: شبهه علمی و شهوت عملی.

شبهه علمی

برخی از منکران معاد به خاطر عدم آگاهی از جهان آفرینش و جهل به عظمت و قدرت پروردگار، تصور می‌کنند که تبدیل شدن اجزای پوسیده به انسان، کاری ناممکن و یا مشکل است و کسی توانایی این کار را ندارد; آنان می‌گویند: (أَءِذَا مِتْنَا وَ کُنَّا تُرَابًا وَ عِظَـمًا أَءِنَّا لَمَبْعُوثُون)[۱]; آیا هنگامی که ما مردیم و به خاک و استخوان مبدل شدیم، بار دیگر برانگیخته خواهیم شد؟!; (مَن یُحْیِ الْعِظَـمَ وَ هِیَ رَمِیم)[۲]; چه کسی این استخوان‌ها را زنده می‌کند در حالی که پوسیده است؟!
قرآن کریم در جواب این گونه افراد می‌فرماید: بگو: همان کسی آن را زنده می‌کند که نخستین بار آن را آفرید و او به هر مخلوقی دانا است! ... آیا کسی که آسمان‌ها و زمین را آفرید، نمی‌تواند همانند آنان [انسان‌های خاک شده] را بیافریند؟! آری![ می‌تواند]، و او آفریدگار دانا است! فرمان او چنین است که هرگاه چیزی را اراده کند، تنها به آن می‌گوید: موجود باش! آن نیز بی درنگ موجود می‌شود![۳]
در جای دیگر نیز می‌فرماید: ای مردم اگر در رستاخیز شک دارید، [به این نکته توجّه کنید که:] ما شما را از خاک آفریدیم، سپس از نطفه و ...[ از سوی دیگر] زمین را[ در فصل زمستان] خشک و مرده می‌بینی، امّا هنگامی که آب باران فرو می‌فرستیم، به حرکت در می‌آید و می‌روید و از هر نوع گیاهان زیبا می‌رویاند! این به خاطر آن است که[ بدانید]خداوند حقّ است و او است که مردگان را زنده می‌کند و بر هر چیزی توانا است و این که رستاخیز آمدنی است و شکی در آن نیست و خداوند تمام کسانی را که در قبرها هستند زنده می‌کند.[۴] (وَذلِکَ عَلَی اللَّهِ یَسِیر)[۵]; و این برای خداوند آسان است.»

شهوت عملی

علت دیگر انکار قیامت، تمایل به بی بند و باری و بهره گیری بی قید و شرط از دنیا و هرگونه هوس رانی و هوس بازی است. افراد نفس پرست برای اشباع غرایز حیوانی خود، هیچ حد و مرزی قائل نمی‌باشند و اگر هم به ظاهر به قوانین تن می‌دهند، برای این است که چاره‌ای جز آن ندارند; لذا در پنهانی همه را زیر پا می‌گذارند.
گناهان زیاد و اعمال بد سبب می‌شود، تا زنگار بر دل نشسته و انسان از درک حقیقت باز ماند; در نتیجه منکر قیامت و آیات الهی شود: (إِذَا تُتْلَی عَلَیْهِ ءَایَـتُنَا ...); وقتی آیات ما بر او خوانده می‌شود ... . می‌گوید: این افسانه‌های پیشینیان است!; چنین نیست که آنها می‌پندارند، بلکه اعمالشان چون زنگاری بر دل هایشان نشسته است
اعتقاد به معاد در انسان نوعی حالت خویشتن داری و محدودیت و رعایت قوانین الهی و حقوق سایر انسان‌ها پدید می‌آورد. قهراً افراد نفس پرست با چنین عقیده‌ای مخالف و در کشمکش خواهند بود، زیرا آنان می‌خواهند با در هم شکستن هر نوع اندیشه محدودیت آور، گام به پیش نهند و به ارضای غرایز و خواسته‌های حیوانی خود بپردازند: (بَل یُریدُ الاِنسـنُ لِیَفجُرَ اَمامَه)[۶]; [انسان شک در معاد ندارد] بلکه می‌خواهد [آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قیامت]در تمام عمر گناه کند. (وَمَا یُکَذِّبُ بِهِ إِلاَّ کُلُّ مُعْتَد أَثِیم)[۷]; تنها کسی آن را انکار می‌کند که متجاوز و گنه کار است.
افزون بر آن، گناهان زیاد و اعمال بد سبب می‌شود، تا زنگار بر دل نشسته و انسان از درک حقیقت باز ماند; در نتیجه منکر قیامت و آیات الهی شود: (إِذَا تُتْلَی عَلَیْهِ ءَایَـتُنَا ...)[۸]; وقتی آیات ما بر او خوانده می‌شود ... . می‌گوید: این افسانه‌های پیشینیان است!; چنین نیست که آنها می‌پندارند، بلکه اعمالشان چون زنگاری بر دل هایشان نشسته است.[۹]
در سوره قیامت هر دو شبهه، با بیانی شیوا پاسخ داده شده است.
در چهار آیه نخست، می‌فرماید: قسم به روز قیامت و قسم به نفس لوّامه ـ سرزنش گر [= وجدان] ـ آیا انسان می‌پندارد ما استخوان‌های پوسیده و از هم گسسته او را می‌توانیم گرد آوریم، چرا ما حتی بند انگشتان او ـ و شیارهای آن را ـ هماهنگ می‌کنیم.
و سپس در آیه ۵ و ۶ می‌فرماید: [ولی مشکل عده‌ای شبهه علمی نیست،] بلکه می‌خواهد آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قیامت، در تمام عمر گناه کند. از این رو با حالت انکار و اعتراض می‌پرسد: قیامت چه وقت است؟

منبع

پرسمان قرآنی

پانویس

  1. صافات، آیه 16.
  2. یس، آیه 78.
  3. همان، آیه 79 ـ 82.
  4. حج، آیه 5 ـ 7.
  5. تغابن، آیه 7.
  6. قیامت، آیه 5.
  7. مطففین، آیه 12.
  8. همان، آیه 13و14.
  9. ر.ک: جعفر سبحانی، منشور جاوید، ج 9، ص 55 ـ 106; حبیب اللّه طاهری، سیری در جهان پس از مرگ، ص 86 ـ 88; تفسیر نمونه، ذیل آیات مذکور.
منبع: موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان - تاریخ برداشت: 95/04/25