فرهنگ مصادیق:مبانی استکبار ستیزی در قرآن

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۸ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۵۲ توسط User2 (نظرات | مشارکت‌ها) (اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
مبانی استکبار ستیزی در قرآن

حجت الاسلام علی مظاهری - استاد حوزه علمیه مشهد

مقدمه

مستکبر کسی است که می‌خواهد به بزرگی دست یابد و در صدد است که بزرگی خود را به فعلیت برساند و به رخ دیگران بکشد و متکبر کسی است که بزرگی را به عنوان یک حالت نفسانی در خود سراغ دارد و برای خود پذیرفته است.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا،به نقل از صبح توس، بر اساس آن چه در فرهنگهای لغت آمده است؛ استکبار مصدر باب استفعال است و هم معنی با کبر و تکبر و به معنای تعظم و بزرگی دانسته‌اند و گاه آن را با مفهوم تعظم و تجبر نزدیک دانسته، و به عبارت دیگر خود را بزرگ دیدن تعریف شده است. پیشینه تاریخی استکبار به شیطان بر می‌گردد. او سالیانی دراز عبادت کرده بود ولی امر خدا مبنی بر سجده بر آدم(ع) بر او سنگین آمد و آن را دون شأن، مقام و مرتبه خود دانست. لذا در جایی که شیطان مغرور شد و استکبار ورزید، او را از مقام قرب پائین آورد و به پست‌ترین درجه ذلت و خواری دست یافت.
در احادیث و روایات قرآنی به کررات پیرامون استکبار موضوعاتی مطرح شده است. خداوند متعال در جایی می‌فرمایند؛ هرکس از پرستش خدا خودداری کند ( بر خدا) بزرگی فروشد، و اما کسانی را که (از اطاعت خدا) خودداری کرده، (در مقابل خداوند) بزرگی کنند، به عذابی دردناک دچار می‌کند و آنان در برابر خدا برای خود یار و یاوری نخواهند یافت.
در همین راستا “علامه طباطبایی” اذعان می‌کند: «مستکبر کسی است که می‌خواهد به بزرگی دست یابد و در صدد است که بزرگی خود را به فعلیت برساند و به رخ دیگران بکشد و متکبر کسی است که بزرگی را به عنوان یک حالت نفسانی در خود سراغ دارد و برای خود پذیرفته است». به هر شکل چند استکبار در کلام خداوند مطرح شده است.

استکبار حکمرانان و طاغوت

در این استکبار خداوند متعال اشاره مستقیم به حاکمیت فرعون دارد و می‌فرماید: «ان فرعون علا فی الارض و جعل اهلها شیعاً یستضعف طائفه منهم یذبح ابناء هم و یستحیی نساء هم انه کان من المفسدین». ذات باری تعالی می‌فرماید فرعون در سرزمین (مصر) مردم را طبقه طبقه کرد؛ طبقه‌ای از آنان را زبون می‌داشت، پسرانشان را سر می‌برید و زنانشان را (برای بهره کشی) زنده بر جای می‌گذاشت.
خداوند متعال اشاره به مستکبران سیاسی دارد که حاکمیت سیاسی جامعه را به دست گرفته‌اند و بندگان خدا را کوچک، پست، نادان و صغیر و خود را قیم آنان می‌شمرند. بر همین اساس اشاره به استکبار فرعون، نمرود و همه حاکمان ستمگر در طول تاریخ دارد. لذا پیامبرانی که در طول تاریخ مبعوث می‌شوند یکی از رسالتهای اصلی آنان مبارزه جدی با استکبار است. حضرت موسی(ع) به دلیل همین استضعاف بنی اسرائیل و به بندگی گرفتن آنان، بر فرعون اعتراض کرد، اما فرعون، نافرمانی موسی(ع) از خود را بهانه کرد و موسی(ع) صفت استکباری فرعون را یادآور شد.

استکبار مالی و اقتصادی

استکبار اقتصادی و سلطه جویی اقتصادی در سایه داشتن امکانات مالی یکی از مصادیق دیگر استکبار ستیزی می‌باشد. بر اساس آیه قرآن؛ «ان قارون کان من قوم موسی فبغی علیهم و آتیناه من الکنوز ما ان مفاتحه لتنوأ بالعصبه اولی القوه إذقال له قومه لا تفرح ان الله لا یحب الفرحین. و ابتغ فیما اتاک الله الدار الاخره ولاتنس نصیبک من الدنیا و أحسن کما أحسن الله الیک و لاتبغ الفساد فی الارض ان الله لا یحب المفسدین» که قارون از قوم موسی(ع) بود و بر آنان ستم کرد و از گنجینه‌ها آنقدر به او داده بودیم که کلید آنها بر گروه نیرومندی سنگینی می‌کرد. آنگاه که قوم وی به او گفتند: شادی مغرورانه مکن که خدا شادی کنندگان مغرور را دوست ندارد و با آنچه خدایت داده، سرای آخرت را بجوی و سهم خود را از دنیا فراموش مکن و همچنان که خدا به تو نیکی کرده، نیکی کن و در زمین فساد مجوی که خدا فساد گران را دوست نمی‌دارد».
خداوند متعال اشاره به این موضوع دارد که کسانی که با گردآوری ثروت، به آقایی می‌رسند و قطب اقتصادی می‌شوند و بر توده مردم تفاخر می‌کنند مستکبر اقتصادی اند. بارزترین نمونه قرآنی آن قارون است که قرآن کریم در آیه مذکور به خود برتر بینی و تحقیر توده مردم از سوی قارون را بیان می‌کند.
در حالی که خداوند می‌فرمایند «ما بسیار از کسانی را که پیش از او و قوی تر بودند، نابود کردیم. اما قارون نیز متذکر نشد و خود واموالش به زمین فرو رفت و هیچ کس نتوانست به کمک او بیاید».

استکبار عبادی

استکبار از عبادت و پرستش و خودداری از اظهار خضوع و خشوع در برابر خداوند نوع دیگری از استکبار است. خداوند متعال می‌فرماید: «و من یستنکف عن عبادته و یستکبر فسیحشر هم الیه جمیعاً… و اما الذین استنکفوا و استکبر وافیعذ بهم عذاباً الیماً و لایجدون لهم من دون الله ولیاً و لانصیراً» به تعبیری، کسانی که حاضر نیستند در برابر خدا پیشانی بندگی به خاک بسایند و اظهار بندگی کنند، عاقبت ذلیل و خوار خواهند شد. به هر شکل استکبار از اطاعت خداوند متعال باید دائمی و ادامه دار باشد. چرا که کسانی به ربوبیت و الوهیت خداوند معتقدند و اهل عبادت و اطاعت اند. ولی این اطاعت تا زمانی است که با شأن آنان سازگار باشد، خداوند را همراهی می‌نمایند و هرگاه امر خدا را خلاف شأن و مرتبه (ساختگی و دروغین) خود دیدند، از اطاعت سرباز می‌زنند و اظهار بزرگی می‌کنند.
به هر تقدیر در دوران معاصر، مستکبران این پندار نادرست را بر ملت‌ها تحمیل کرده‌اند که شرق بدون تکیه بر غرب نمی‌تواند به حیات خود ادامه دهد، و سخن از جهان اول و جهان سوم و کشورهای توسعه یافته و توسعه نیافته را مطرح می‌نمایند. هر چند که در انقلاب اسلامی به همه عالم اثبات شد که با زدودن این اندیشه ملتها می‌تواند با تکیه به خود به پیروزی برسند و این پیروزی و اتکای به نفس است.

منبع: شبکه اطلاع رسانی راه دانا - تاریخ برداشت: 95/04/08