فرهنگ مصادیق:خودسازی و تهذیب نفس در بین علما
تهیه و فرآوی : جواد دلاوری ، گروه حوزه علمیه تبیان
محتویات
چکیده
آیه الله العظمی بهاءالدینی (ره):«با تهذیب نفس علم به بار مینشیند و ثمر میدهد. قدرت، مفید میشود و خدمت، ارزش مییابد. ارج و بهای افراد به خود سازی، تهذیب نفس و توجه به خداست.
خودسازی و تهذیب نفس یکی از مراحل بسیار مهم در سیر و سلوک است که با نادیده گرفتن این مرحله به هیج عنوان نمیتوان طریق الی الله را سیر کرد و لذا از باب اهمیت توضیحاتی هرچند کوتاه خدمت شما عرضه خواهد شد.
خودسازی و تهذیب نفس در معارف دین
انسان موجودی دو بعدی است که هم صلاحیت تعالی، تکامل و رسیدن به درجات ملائکه و صعود به «قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنی»[۱] را دارد
و هم قابلّیت تنزّل از مقام انسانیّت و رسیدن به درجهýای را داراست که از درجه چهار پایان نیز فروتر رفته و به فرموده قرآن «کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ»[۲]میشود.
نفس لوّامهý و قوّه عاقله بشر در پرتو ارشادات انبیاء الهی پیوسته اورا به سمت تکامل و ترقّی سوق میدهند و در مقابل، نفس امّاره همراه با وساوس شیطان همواره او را به ورطه حیوانیّت میکشانند.
در اینجاست که ضرورت مجاهده دائمی با نفس، مراقبت و مهذب ساختن آن از هواهای نفسانی روشن میگردد، مجاهدهýای که پیامبراکرم(ص) از آن به «جهاداکبر» تعبیر فرمودند و در صورت غفلت از آن انسان به وادی هلاکت سقوط خواهد کرد. از امام صادق (ع) نقل شده است که پیامبر اکرم (ص) لشگری را به جنگ فرستادند، بعد از اینکه بازگشتند فرمودند: مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر وبقی علیهم الجهاد الاکبر.
فقیل: یا رسول الله، ما الجهاد الاکبر؟ قال: جهاد النفس[۳].
تزکیه و تهذیب نفوس از اهداف اولیه بعثت انبیاءبه شمار میرود. «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ »[۴]«
او خداوندی است که در میان مردمی امّی پیامبری از خودشان فرستاد تا آیات خدا را بر آنها خوانده و آنها را تزکیه نماید و کتاب و حکمت به آنها بیاموزد» و وقتی به اهمیت بیشتر آن پی میبریم که میبینیم خداوند در قرآن کریم بعد از یازده بار قسم ، تنها راه رستگاری را تزکیه نفس ذکر میکند.
«وَ الشَّمْسِ وَ ضُحیها ... قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّیها»[۵] «هر که نفس خویش را تزکیه کرد رستگار شد.» و آنچه به این مجاهده ویژگی فوق العاده میدهد دائمی بودن آن است و اینکه انسان همیشه باید مترصد دامهای شیطان و نفس اماره باشد حضرت علی (ع) میفرمود: «حتی یک لحظه مسامحه و سهل انگاری در مورد نفوس خود نکنید که این سهل انگاریها در مورد نفس، شما را به راههای تاریکی میکشاند»[۶]
از همین روست که در مناجات امام سجاد (ع) مشاهده میکنیم که چطور از شرّ نفس خویش به خداوند شکایت میکند:
«الهی الیک اشکو نفساً بالسوء أمّاره والی الخطیئهِ مبادَرَهَّ...» «خدای من به توشکایت نفسی را میکنم که امرکننده به بدیهاست وبه خطا سبقت میگیرد و به معصیت و گناهان حریص است و در معرض سخط تو قرار میگیرد و مرا به وادی هلاکت میکشاند و مرا در نزد تو خوارترین هلاک شدگان قرار میدهد، تعلل او زیاد و آرزوی او بلند است...»[۷]
در حالات علماء ربّانی و بزرگان دین نیز وقتی نظر میافکنیم ،دائماً مترصّد نفس خویش بوده و اهمیّت فوق العادهای برای تهذیب نفس و خود سازی قائل بودهاند، به طوری که پیوسته به مراقبت و محاسبه از نفس خویش میپرداختهاند و در اثر همین مجاهدتها ،پروردگار عالم نیز طبق وعدهýای که در قرآن کریم داده، «وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا»[۸] افقهای جدیدی از معرفت و هدایت را به روی آنها گشوده است.[۹]
تهذیب نفس در کلام بزرگان
حضرت امام خمینی(ره)
«تا فرصت از دست نرفته بیدار شوید،در مرحله اوّل در مقام تهذیب و تزکیه نفس و اصلاح خود بر آئید.»[۱۰] «اگر شما درس بخوانید ممکن است عالم شوید ولی باید بدانید که میان مهذّب و عالم خیلی فاصله است.
هر چه این مفاهیم در قلب سیاه و غیر مهذّب انباشته گردد حجاب زیادتر میشود، در نفسی که مهذّب نشده علم حجاب ظلمانی است ، علم نور است ولی در دل سیاه دامنه ظلمت و سیاهی را گستردهýتر میسازد.»[۱۱]
«... حوزهýýهای علمیه بیدار باشند، تقوا را ،تقوا را، تقوا را، نصب العین خود قرار بدهید ـ فضلا و طلاب علوم دینیه ،تقوی، تقوی، تنزیه نفس و مجاهده با نفس میتواند بر یک امّت حکومت کند.»[۱۲]
آیه الله نجفی قوچانی (ره)
«... و با لجمله، طلبه باید اوّلاً در تغیل باطن خود جدیّت نماید و چنانچه در اوّل طفولیّت است و باطن او هنوز چرکین و نجس نشده، مواظب باشد که نجس نشود... .»[۱۳]
آیه الله سید احمد کربلائی(ره)
در دستور العملی به یکی از شاگردان خویش مینویسد:«مواظبت کامل بر اداءواجبات و ترک محرمات داشته باش و اولاً: در ابتدای صبح در این اندیشه کن.
ثانیاً: کمال مراقبت را در طول روز داشته باش. ثالثاً: هنگام اراده خوابیدن محاسبه نفس کن. رابعاً: در صورتی که نفس مخالفتی نموده آنرا جبران نما و نفس را با انجام ضّد میل آن مجازات و سیاست نما»[۱۴].
آیه الله العظمی بهاءالدینی (ره)
«با تهذیب نفس علم به بار مینشیند و ثمر میدهد. قدرت، مفید میشود و خدمت، ارزش مییابد. ارج و بهای افراد به خود سازی، تهذیب نفس و توجه به خداست.
هرچه تهذیب افزایش یابد، مشکلات و نابسامانیها آسان و قابل تحمّل میشوند و در پی آن تائید الهی مسائل را حل میýکند و اگر خدای نکرده این وظیفه اصلی فراموش شد، تمامی زحمات هدر میرود.»[۱۵]
دستورالعمل دو تن از مراجع برای خودسازی آیات عظام مکارم شیرازی و سبحانی در پاسخ به سؤالی در خصوص راه خودسازی، تهذیب نفس و مراحل آن شرایط دستیابی به سجایای اخلاقی را تشریح کردند.
پاسخ حضرت آیتالله ناصر مکارم شیرازی
خودسازی و تهذیب نفس،برای همه مخصوصاً طلبهها، مسأله بسیار مهمی است. این گروه هر قدر علمشان بیشتر شود، باید تقوایشان هم بیشتر شود، به نکات اخلاقی بیشتر توجه داشته باشند، در برخوردهای اجتماعی ادب و آداب را بیشتر رعایت کنند، و گر نه افراد موفقی نخواهند بود.
برای رسیدن به این مراحل مطالعه کتابهای اخلاقی و آشنایی با حالات و زندگی علمای پیشین بسیار مؤثر است.
در زمینه اخلاق،کتابهای خوبی با عناوین اخلاق در قرآن، اخلاق در نهجالبلاغه و... نوشتهایم که برگرفته از قرآن و احادیث و روایات است و میدانیم که بهترین دستورات، در قرآن و نهجالبلاغه و اخبار و روایات ائمه طاهرین (علیهم اسلام) آمده است. باید این دستورالعملها را بخوانیم و سعی کنیم یک به یک آنها را در عمل پیاده کنیم.
مطالعه در زندگی و رفتار علمای گذشته نیز میتواند الگوی خوبی برای ما باشد. باید ببینیم آنها مسیر تقوی و خودسازی و تهذیب نفس را چگونه پیمودهاند و از تجربیاتشان بهرهبرداری کنیم.
البته در طی این مسیر باید با تیزبینی و هوشیاری عمل کنیم. در این راه دامها و پرتگاههای خطرناکی چون عرفانهای کاذب یا تمایل به صوفی گری و یا ادعاهای واهی بعضی در پیمودن مقامات عرفان وجود دارد که باید کاملاً مراقب باشیم تا گرفتار این گونه مسیرهای باطل و دامهای خطرناک نشویم.
لازم است انسان تحت نظر حکیمی، به تهذیب نفس بپردازد. البته همان تهذیبی که قرآن و سنت فرموده است و همان راهی که حاج میرزا علی آقای قاضی و شاگردان او داشتند.
پاسخ حضرت آیتالله جعفر سبحانی
تهذیب نفس همان عمل به شریعت است. ما تهذیب غیر از این نداریم. ریاضت برای ما مطرح نیست. تهذیب نفس، همان است که اسلام میفرماید.
واجبات را انجام دهد،محرمات را ترک کند،حتیالمقدور مکروهات را مرتکب نشود و به اصطلاح در کار خودش مانند یک سرباز آماده به ندای حق باشد. این تهذیب نفس است. البته خود این هم مراتبی دارد.
گاهی از اوقات، انسان از مرتبه پایین شروع میکند،اما به یک مرتبه بالایی میرسد که جز ندای حق و امر حق به چیزی گوش فرا نمیدهد.
بدیهی است تهذیب نفس، استاد هم میخواهد. کسانی که بدون استاد، دنبال تهذیب نفس بروند، گاهی ممکن است اشتباه کنند و گمراه شوند که به قول حافظ:
قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن ...... ظلمات است بترس از خطر گمراهی
در هر حال لازم است انسان تحت نظر حکیمی، به تهذیب نفس بپردازد. البته همان تهذیبی که قرآن و سنت فرموده است و همان راهی که حاج میرزا علی آقای قاضی و شاگردان او داشتند.
پانویس
- ↑ نجم آیة 9.
- ↑ اعراف / 179.
- ↑ الفروع من الکافی ـ ج5- کتاب الجهاد، بابوجوه الجهاد ص12 ، مرحوم کلینی، تهران /دارالکتب الاسلا میه / 1350 هـ . ش.
- ↑ جمعه /2، مشابه همین آیه در موارد دیگری در قرآن ذکر شده است: بقره / 151 ـ بقره / 129 ـ ال عمران / 164
- ↑ سورة شمس آیات 1ـ9.
- ↑ نهج البلاغه ـ با ترجمه و شرح : فیض الاسلام ـ خطبة 85 ـ ص260- انتشارات فیض الاسلام / 1366.
- ↑ مفاتیح الجنان ـ شیخ عباس قمی ـمناجات خمس عشر، مناجات شاکین ـ ص198 ـ انتشارات علامه چاپ چهارم/ تابستان 1380.
- ↑ عنکبوت /69.
- ↑ در نگارش مقدمه، از کتاب: اخلاق اسلامی (شرح خطبة متقین نهج البلاغه ) و شرح اربعین حدیث امام (ره) استفاده شده: 1)_ اخلاق اسلامی در نهج البلاغه ، دروس نهج البلاغة آیة الله مکارم شیرازی ـتألیف: اکبر خادم الذاکرین ص281 تا 287 ـناشر: مدرسة الامام علی بن ابیطالب/ سوّم/ 1379 _ 2 ) ـ شرح اربعین حدیث ـ ص3 ـ امام خمینی (ره) ـ مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام /اوّل/ 1371.
- ↑ جهاد اکبرـ ص61 ـ امام خمینی (ره) مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام ـ چهارم/ 1374 .
- ↑ همان / ص18.
- ↑ صحیفه نور ـ ج ـ ص- 10 /12/ 57 سازمان مدارک فرهنگی اسلامی /1369.
- ↑ سیاحت شرق ـ ص 214 ـ سیدحسن قوچانی معروف به آقا نجفی قوچانی چاپ اوّل/ مشهد، انتشارات طوس/، 1351 هـ . ش.
- ↑ تذکرة المتقین ـ ص 176 ـ شیخ محمد بهاری همدانی (ره) -انتشارات نهاوندی ـ چاپ دوّم / 1376.
- ↑ حاج آقارضا بهاءالدین (ره) (آیت بصیرت) ـص 73 ـ سید حسن شفیعی ـ چاپ اوّل / 1375 ـ چاپ قدýس.







