فرهنگ مصادیق:راه کسب رضایت خداوند
محتویات
مقدمه
چرا خرسندی از خدا بالاترین عبادت است؟ ثمره ناخرسندی ازخدا کدام است؟ چرا به دست آوردن خشنودی مردم سخت است؟ چرا کسانی که از خدا راضی هستند در آرامش و آسایش به سر میبرند؟ کسب رضایت خداوند چگونه است؟
در ابتدای این بحث, به بیان معنای رضا و تعریف آن میپردازیم.
رضا یعنی خوشنودی بنده از حق تعالی و اراده او و مقدرات او [۱]
مقام رضا مقامی والا و بلند است که برای رسیدن به آن باید بسیار تلاش کرد و زحمت کشید. رضا یعنی انسان با زبان و در دل, از مقدرات الهی راضی بوده و هیچ گله و شکایتی نداشته باشد. کسی که راضی به رضای حق است, نسبت به تک تک احکامی که خداوند تعالی در قرآن عزیزش فرموده, از ته دل راضی است، لذا تلاش میکند تا در عمل نیز عامل به احکام الهی باشد.
شخصی که به مقام رضا رسیده شعارش اینست که:
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست [۲]
امام خمینی (رحمة الله علیه)میفرمایند: کسی که - نعوذ بالله - به یکی از احکام اسلامی در باطن قلب اعتراضی دارد, یا کدورتی از یکی از احکام اسلامی در دل دارد یا بخواهد که یکی از احکام غیر از این که هست باشد, یا بگوید که کاش این حکم کذایی این طور بود نه آن طور, این راضی به دین اسلام نیست و نتواند این دعوای کاذب را بکند [۳].
ای عزیز, همانطور که میبینی رسیدن به مقام رضا, کار سهل و آسانی نیست؛ البته باید اهل مجاهده و کوشش بود و مرد میدان عمل شد.
انسان به این مقام نمیرسد مگر اینکه نسبت به حق تعالی معرفت کسب کرده و باور کند که هر آنچه خدای حکیم امر و نهی کرده به مصلحت بنده است و جز خیر بنده اش را نمیخواهد.
امام صادق (علیه السلام) میفرمایند: خداوند تعالی فرموده است: بنده مومنم را به کاری نمیگیرم مگر آنکه آنرا برای او خیر قرار میدهم, پس او باید به قضای من راضی باشد و برای بلای من صبر کند و نعمتهای مرا شکر گوید [۴]
لذا کسی که قصد کرده به مقام رضای الهی برسد در دل از مقدرات الهی راضی است و تمام تلاش خویش را بکار میگیرد تا اعمال و رفتار و گفتار خویش را نیز برای رضای خدا انجام دهد؛ یعنی نیت خویش را برای هر کاری, رضای پروردگار خویش قرار میدهد.
در هر کاری ابتدا میاندیشد؛ آیا خالق یکتا راضی به انجام آن کار هست؟ سپس انجام میدهد. اگر احساس کند که معبودش راضی نمیباشد, آن کار را ترک میکند.
چگونگی کسب رضای الهی
گفتنی است کسب رضایت خداوند تعالی مراتبی دارد که رتبههای آن وابسته به عبودیت و درجات بندگی بندگان نسبت به خدای سبحان میباشد, هر درجهای از عبودیت رضایت متناسب با آن درجه را به همراه دارد.
بهترین معیار و ملاک, یک چیز به نظر میرسد: انجام وظایف شرعی. هر آن کس در این وادی کما و کیفا بیشتر موفق شد, در حقیقت خداوند از او بیشتر راضی است. مراد از وظایف شرعی اساسیترین و مهمترین آن است یعنی انجام واجبات و ترک محرمات.
در همین باب است این حدیث شریف : عن ابی حمزه الثمالی قال: قال علی بن الحسین (علیهما السلام ): من عمل بما افترض الله علیهم , فهو [من] خیر الناس؛ امام سجاد (علیه السلام) میفرمایند: هر کس به آنچه که خدا بر او واجب کرده عمل نماید, او از بهترین مردم میباشد. [۵]
و واضح است کسی که با فعل واجبات و ترک محرمات بهترین مردم شده باشد از منظر خدای سبحان و ائمه هدی (علیهم السلام) پسندیدهترین مردم است.
بنابراین با انجام هر چه دقیق تر واجبات و ترک محرمات باید رضایت بیشتر را تحصیل کرد.
مرتبه بعدی کسب رضایت الهی انجام مستحبات و ترک مکروهات است. سالک با رسیدن به این مقام به وادی عشق و محبت حق وارد میشود و از محبین بلکه محبوبین او خواهد بود.
نشانههای رضای خدا
پیرامون موجبات رضایت خداوند و نشانههای راضی بودن خدا از خلق نکات مختلفی در روایات مطرح گردیده است.
اطاعت الهی
روایت شده که موسی(علیه السلام) گفت: پروردگارا مرا از نشانه خشنودی خود از بنده ات خبر ده خدای تعالی به او وحی فرمود: هر گاه دیدی که من بندهام را برای طاعت خود آماده و از معصیتم روی گردان میکنم این نشانه خشنودی من است.
در روایتی از امام علی(علیه السلام) نقل شده که خدای تبارک و تعالی چهار چیز را در دل چهار چیز نهفته است: خشنودی خود را در طاعتش نهفته است، پس هیچ طاعتی را کوچک نشمارید زیرا بسا که آن طاعت با خشنودی خدا همراه باشد و تو بی خبر باشی- برای کسب رضایت الهی هر کار خیر و پسندیده را انجام دهید و لو کوچک باشد زیرا احتمال دارد رضایت الهی با او کسب شود.
استغفار, تواضع و صدقه دادن
سه چیز است که بنده را به خشنودی خدا میرساند: استغفار زیاد،فروتنی و صدقه دادن زیاد. نفس , انسان را به تن پروری و جمع مال و... تشویق میکند؛ اما آن کس که در پی کسب رضای الهی است, جسم و نفس خویش را به زحمت استغفار و پرهیز از مال اندوزی میکند.
امام علی(علیه السلام) فرمود: هر که بدن خود را ناخشنود سازد پروردگارش را خشنود کند و هر که بدن خود را ناخشنود نکند پروردگارش را نافرمانی کرده باشد. با راحتی بدن و تأمین خواستههای جسمانی و پیروی از خواهشها رضایت خدا تأمین نمیشود.
بنابراین استغفار زیاد- صدقه دادن زیاد و انجام هر اعمال خیر و مخالفت با هوا و هوسها سبب رضایت خداوند میشود.
راضی به قضای الهی
نقل شده که حضرت موسی(علیه السلام) عرض کرد: ای پروردگار مرا به کاری که خشنودی تو از من در آن است راهنمایی فرما تا بدان عمل کنم؟ خداوند به او وحی فرمود, که همانا خشنودی من در ناخشنودی تو است و تو بر آنچه ناخوشش داری صبر نتوانی کرد. موسی عرض کرد: پروردگارا مرا به آن کار راهنمایی فرما. خداوند فرمود: خشنودی من در خرسندی تو به قضای من است.
در نتیجه راضی و تسلیم بودن در برابر قضای الهی ولو بر خلاف میل انسان باشد خشنودی خدا را در پی دارد.
نکته دیگر آن است که مقام «رضوان» از بزرگترین مواهب و مقاماتی است که خداوند به مؤمنان و مجاهدان میبخشد و این رضوان چیزی غیر از باغهای بهشت و نعمتهای جاویدان و غیر از رحمت گسترده پروردگار است و رضوان من الله اکبر. هیچ کس نمیتواند آن لذت معنوی و احساس روحانی را که به یک انسان به خاطر توجه رضایت و خشنودی خدا از او دست میدهد توصیف کند. رضایت خدا از همه برتر و بزرگتر است. قرآن کریم اسماعیل(علیه السلام) را با صفت «مرضی» توصیف نموده است؛ «وَ کانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِیًّا» [۶] و همواره مورد رضایت پروردگارش بود.
اسماعیل (علیه السلام) ظاهر امر خدا را ندید (کارد گذاشتن به گلویش توسط ابراهیم خلیل علیه السلام) بلکه ایمان و یقین داشت که خداوند بر خلاف مصلحت او و پدرش, امر نمیکند. این در واقع اشاره به این حقیقت است که او در کل برنامههایش رضایت خدا را جلب کرده است.
اصولا نعمتی از این بالاتر نیست که معبود و مولا و خالق انسان از او راضی و خشنود باشد؛ به همین دلیل در بعضی از آیات بعد از آنکه نعمت بهشت جاویدان را برای بندگان خاص خدا بیان میکند در پایان میگوید: «رَضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ» [۷]؛ خداوند از آنها خشنود و آنها نیز از او خشنود خواهند بود و این فوز عظیم و رستگاری بزرگی است. و این نشان میدهد تا چه اندازه این رضایت دو جانبه واجد اهمیت است(رضایت پروردگار از بندگان و رضایت بندگان از پروردگار).
زیرا ممکن است انسان غرق عالیترین نعمتها باشد، ولی هنگامی که احساس کند مولی و معبود و محبوب او از او ناراضی است تمام آن نعمتها و مواهب در کام جانش تلخ میگردد و نیز ممکن است انسان واجد همه چیز باشد ولی به آنچه دارد راضی و قانع نباشد. بدیهی است آن همه نعمت با این روحیه او را خوشبخت نخواهد کرد و ناراحتی مرموزی دائما او را آزار و شکنجه میدهد و آرامش روح و روان را که از بزرگترین مواهب الهی است از او میگیرد. لذا بالاترین نعمت این است که خداوند از انسان خشنود و او نیز از خدایش راضی باشد.
در جریان واقعه کربلا شنیدهایم که امام حسین (علیه السلام) با آنهمه رنج از دست دان فرزندان و یاران و تشنگی و... هر چه به زمان شهات نزدیک تر میشد, صورت مبارکش برافروخته تر میشد و در کمال آرامش و اطمینان میفرمود: رضا بقضائک, تسلیما لامرک, لا معبود سواک و... حضرت زینب (سلام الله علیه) در مجلس یزید (لعنةالله علیه) فرمود: ما رایت الا جمیلا من جز زیبایی ندیدم!
این جز رسیدن به مقام رضی الله عنهم و رضوا عنه نیست و این است ثمره خرسندی از خداوند؛ یعنی زندگی کردن در دنیا و آخرت در کمال آرامش و اطمینان قلبی.
بین با آرامش زندگی کردن و با آسایش زندگی کردن, تفاوتی اساسی است. ممکن است کسی آسایش نداشته باشد و در کمال آرامش به سر برد؛ یعنی در زندگیش با انواع سختیها درگیر باشد ولی روح وروانی آرام و با طمانینه داشته باشد. همچون اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام). بالعکس بسیارند کسانی که زندگی در رفاه و در کمال آسایش دارند ولی دریغ از ذرهای آرامش!
دوست گرامی، بدان که رسیدن به مقامات معنوی با صبر و حوصله و تلاش و کوشش بدست میآید؛ مطمئن باش اگر کارهایت را با نیت خالص انجام داده و در این کار استمرار داشته باشی, کم کم لذت معنوی آن را نیز خواهی چشید. تکرار میکنم دو شرط عمل و استمرار, لازمه این راه است؛
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.
در پاسخ به اینکه چرا بدست آوردن خشنودی مردم سخت است؛ باید گفت که: بدست آوردن رضایت افراد با تقوا به هیچ وجه سخت و دشوار نیست؛ چرا که انسانهایی که مومن حقیقی هستند مطیع و فرمان بردار خدای خویشند و الگوی آنها معصومین (علیهم السلام) هستند. خداوند, خود سریع الرضا است و به بندگانش نیز امر به عفو و گذشت و رضایت سریع از بندگانش را کرده است. نمونه بارز آن زندگی اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام)است.
اما اگر مقصود, سختی بدست آوردن رضایت افراد بی تقوا است, این امر طبیعی است؛ چرا که آنها از هوای نفسشان پیروی میکنند و نفس هر لحظه انسان را به سویی میکشاند و امر به بدی میکند و چون این افراد پیرو شیطان هستند؛ خواسته هایشان از مردم, متعدد, تمام نشدنی و بی حد و حصر است و انسان نمیتواند به راحتی رضایت آنها را جلب کند.
نکته مهم این است که شما دوست عزیز سعی کنید در مسیر خوشنودی خداوند باشید, اگر خدای متعال راضی بود، فرقی نمیکند که مردم راضی شوند یا خیر.
پیروز و موفق باشی.







