فرهنگ مصادیق:تواضع - اسلام کوئست
محتویات
تواضع و آثار آن چیست؟ و چه فرقی میان فروتنی و ذلّت و خواری وجود دارد
پاسخ اجمالی
تواضع، از صفات نیک اخلاقی است که فردی بدون هیچ چشمداشت مادی و دنیایی، از تکبر و برتربینی در برابر دیگر افراد با ایمان خودداری نموده و مزایا و محاسن خود را به رخ آنان نکشد.
در مقابل، ذلّت و خواری؛ یعنی آنکه خود را برای دنیاپرستان کوچک کرده و در مقابل آنها به تملق و چاپلوسی پرداخته تا از این طریق به منافع پَست مادی دست یابد که این رفتار در اسلام مورد نکوهش قرار گرفته است.
در آموزههای دین اسلام برای تواضع آثاری مانند سربلندی، جلب محبّت دیگران و ... ذکر شده است.
در مرز و تفاوت میان تواضع و ذلّت باید گفت: تواضع، اقدامی است که انسان داوطلبانه در برابر دیگران به خاطر امتیازاتی که در آنان احساس میکند، انجام میدهد. ممکن است فردی خود را در برابر دیگران از جهتی یا جهاتی دارای امتیاز ببیند، برای اینکه مبادا به غرور و تکبر مبتلا شود باید به جهات امتیاز خود توجه نکند، بلکه به امتیازهای دیگران - حتی احتمال پارهای امتیازات در آنان - توجه کند و به خاطر همان جهات امتیاز، فروتنی کند؛ اما ذلّت، امری است که معمولاً از ناحیه دیگران تحمیل میگردد و در ذلّت، فردِ ذّلتپذیر تحقیر میشود، اگر تواضع با ذلت همراه شود، از نظر اخلاق اسلامی مردود است.
پاسخ تفصیلی یکی از رفتارهایی که در آموزههای دینی از صفات نیک اخلاقی شمرده شده است «تواضع و فروتنی» است که برای آن آثار و برکاتی ذکر شده است که به طور خلاصه به آن میپردازیم:[۱]
مفهوم تواضع
تواضع آن است که انسان، خود را از کسانی که در جاه و مقام از او پایینترند، برتر نداند. همچنین به معنای شکسته نفسی و افتادگی آمده است که آدمی خود را از دیگران بالاتر نبیند.[۲]
مرز میان تواضع و ذلّتپذیری
باید توجه داشت که مفهوم تواضع به معنای کوچکی کردن و به دیگران ارج نهادن است، نه آنکه تواضع به معنای خود را خوار کردن و زیر بار ذلّت رفتن باشد. تواضع، اقدامی است که انسان داوطلبانه در برابر دیگران به خاطر امتیازاتی که در آنان احساس میکند، انجام میدهد. ممکن است فردی خود را در برابر دیگران از جهتی یا جهاتی دارای امتیاز ببیند، برای اینکه مبادا به غرور و تکبر مبتلا شود باید به جهات امتیاز خود توجه نکند، بلکه به امتیازهای دیگران - حتی احتمال پارهای امتیازات در آنان - توجه کند و به خاطر همان جهات امتیاز، فروتنی کند؛ اما ذلّت، امری است که معمولاً از ناحیه دیگران تحمیل میگردد و در ذلّت، فردِ ذّلتپذیر تحقیر میشود، اگر تواضع با ذلت همراه شود، از نظر اخلاق اسلامی مردود است. برای آگاهی بیشتر در اینباره نمایههای «تکبر و تواضع در روایات»، سؤال ۲۹۳۲۲ و «دانش بیشتر، تواضع و فروتنی بیشتر»، سؤال ۲۹۲۷۷ مطالعه شود.
تواضع از نگاه قرآن
ایمان و اعتقاد به خدا، تمام شئون زندگی انسان مؤمن را در بر میگیرد. آن گونه که آثار بندگی خدا در رفتار و گفتار او آشکار میشود. یکی از برجستگیهای اخلاقی که قرآن کریم در وصف بندگان خدا بیان کرده، رفتار متواضعانه آنان است:
«بندگان [خاص خداوند] رحمان، کسانی هستند که با آرامش و بیتکبّر بر زمین راه میروند؛ و هنگامی که جاهلان آنها را مخاطب سازند [و سخنان نابخردانه گویند]، به آنها سلام میگویند [و با بیاعتنایی و بزرگواری میگذرند]».[۳]
خداوند سبحان به پیامبر اسلام(ص) چنین سفارش میکند: در برابر هر یک از مؤمنان که از تو پیروی میکند، فروتنی کن.[۴] همچنین در کنار وظایف متعددی که برای فرزندان نسبت به پدر و مادر ذکر کرده، فرموده است: «و بالهای تواضع خویش را از محبّت و لطف، در برابر آنان فرود آر!».[۵]
تواضع از نگاه احادیث
پیشوایان اسلام در سخنان متعددّی ارزش تواضع را بیان کرده و حد و مرزش را تعیین نمودهاند.
رسول خدا(ص) تواضع را سبب رفع ستم از جامعه دانسته، میفرماید: «نسبت به یکدیگر فروتن باشید تا کسی بر دیگری ستم روا ندارد».[۶]
نقل شده است که روزی پیامبر(ص) به یارانش فرمود: «چرا شیرینی عبادت را در شما نمیبینم!» پرسیدند: شیرینی پرستش چیست؟ فرمود: «فروتنی».[۷]
امیر مؤمنان(ع) نیز فروتنی را از بزرگترین عبادتها شمرده و فرموده است: «بر تو باد به تواضع، که از بزرگترین عبادتهاست».[۸]
امام رضا(ع) پیرامون حدّ تواضع میفرماید: «تواضع درجاتی دارد؛ از آن جمله، انسان قدر خویش را بشناسد و با دلی سالم در جایگاه خود نشیند، دوست نداشته باشد به سوی کسی رود، مگر چنانکه به سویش آیند (یعنی؛ با مردم چنان که دوست دارد با او رفتار شود رفتار کند). اگر بدی بیند، آنرا با نیکی بپوشاند. فرو خورنده خشم و درگذرنده از [لغزش] مردم باشد و خداوند نیکوکاران را دوست دارد».[۹]
امام صادق(ع) فرمود: «از تواضع است که در نشستن به پایین مجلس راضی باشی و با هر کس روبهرو شدی، سلام کنی، نزاع و مجادله را ترک گویی، گرچه حق با تو باشد، و دوست نداشته باشی که به خاطر تقوایی که داری تو را ستایش کنند». [۱۰]
آثار تواضع
این صفت زیبای انسانی آثار نیکو و گرانقدری دارد که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
۱. مایه سربلندی است؛ رسول خدا(ص) فرمود: «فروتنی جز بر سربلندی بنده نیفزاید، پس تواضع کنید، خدایتان شما را رحمتکند».[۱۱]
حضرت عیسی(ع) فرمود: «خوشا به حال فروتنان در دنیا، آنان در روز رستاخیز از اهل جایگاههای [بلند عزّت و شرف] هستند».[۱۲]
۲. نردبان ترقّی است؛ امیر مؤمنان علی(ع) فرمود: «فروتنی، نردبان شرافت و بزرگی است».[۱۳]
۳. سبب نظم در کارها میگردد؛ امام علی(ع) فرموده است: «با تواضع، کارها مرتّب میشود».[۱۴]
۴. محبّت آور است؛ چنانچه امام علی(ع) فرمود: «میوه فروتنی، مهربانی است».[۱۵]
تواضع در برابر چه کسانی رواست؟
فروتنی، در فرهنگ اسلام، تنها در برابر بزرگان دین، فرزانگان دانش، مؤمنان و پدر و مادر، شایسته و پسندیده است؛ زیرا در اینگونه موارد تواضع با ذلّت همراه نیست، امّا تواضع در مقابل مستکبران، فرومایگان و یا توانگران به خاطر ثروت و قدرت آنان زشت و نکوهیده است. زمانی که تواضع، انگیزه و جهت غیر الهی داشته باشد، شکل «ذلّت» به خود میگیرد و سبب بیمقدار شدن ارزشهای والای انسانی میگردد. امام علی(ع) فرمود: «هر کس نزد توانگری رود و به خاطر ثروتش برایش فروتنی کند، دو سوّم دینش از میان رفته است».[۱۶]
تواضع در سیره عملی معصومان(ع)
پیامبر گرامی اسلام(ص) و ائمه اطهار(ع) کلیه صفات نیک انسانی از جمله تواضع را در بالاترین مرتبه آن دارا بودند، و آنرا در زندگی و معاشرت با مردم به کار میبردند که به ذکر چند نمونه بسنده میشود.
۱. رسول گرامی اسلام (ص) از روی تواضع، به گوسفندان علف میداد و شیرشان را با دست خود میدوشید، کفش و لباسش را خود وصله میزد، با خدمتکاران هم غذا میشد، در آسیاب کردن غلّه به خدمتگزار خود کمک میکرد، نیازمندی های خانه را از بازار تهیه کرده، به خانه حمل میکرد، با دارا و ندار، کوچک و بزرگ دست میداد، در سلام کردن بر دیگران پیشی میگرفت و دعوت مؤمنان را میپذیرفت.[۱۷]
۲. پدر و پسری از یاران امیر مؤمنان علی(ع) مهمان آنحضرت شدند، ایشان به آنان احترام گذاشت و آنها را در بالای مجلس جای داد و خود پیش روی آنان نشست. سپس غذا آورد و با هم صرف کردند. پس از غذا، «قنبر» خدمتگزار امام، طشت و آفتابه آورد و خواست بر دست مهمانان آب بریزد. امام خود برخاست، ابریق را گرفت تا بر دست مهمان خویش آب بریزد. در این حال، مهمان با سرعت، دست خود را عقب کشید و گفت: ای امیرمؤمنان! چگونه در محضر خدا، کسی مثل شما روی دست من آب بریزد؟ امام(ع) فرمود: «درست است که خدا تو را میبیند، ولی من برادر تو هستم، بنشین و دستت را بشوی، پاداش این کار آن است که در بهشت، ده چندان به من خدمت خواهند کرد»، مهمان پذیرفت و دستش را شست. سپس آنحضرت، ابریق را به فرزندش، محمد حنفیه داد و فرمود: «اگر این پسر به تنهایی مهمان من بود، خود آب بر دستش میریختم، ولی خداوند دوست دارد میان پدر و پسر تفاوتی باشد. برخیز! تو نیز بر دست پسر آب بریز».[۱۸]
۳. حضرت امام صادق(ع) فرمود: «امام سجاد(ع) با کسانی مسافرت میکرد که او را نشناسند و با کاروانیان شرط می کرد که برخی نیازمندهایشان را بر آورده سازد و به آنان خدمت کند، در سفری آنحضرت سرگرم خدمت به مسافران بود که فردی از آن میان او را شناخت و به اهل کاروان گفت: آیا میدانید این شخص کیست؟ گفتند: نه. گفت: این علی بن حسین است، مسافران گرد آنحضرت حلقه زدند، دست و پای ایشان را بوسیدند و گفتند: ای فرزند رسول خدا! آیا میخواهید ما دوزخی شویم؟ اگر خدای نخواسته ما به شما بیادبی میکردیم، بدبخت میشدیم، چه سبب شده که شما چنین کنید؟ فرمود: من هرگاه با آشنایان مسافرت کنم، آنان به احترام پیامبر(ص) بیش از حد به من خدمت میکنند، از بیم آنکه مبادا شما نیز چنین کنید، ناشناخته با شما همراه شدم».[۱۹]
پانویس
- ↑ ر.ک: یوسفیان، نعمت الله، اخلاق اسلامی، ج 2، ص 33 – 39، اداره آموزشهای عقیدتی سیاسی نمایندگی ولی فقیه در سپاه، قم، چاپ اول، 1376ش.
- ↑ نراقی، ملا احمد، معراج السعادة، ج 2، ص 300، هجرت، قم، 1377ش.
- ↑ فرقان، 63: «وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذینَ یَمْشُونَ عَلَی الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً».
- ↑ شعراء، 215: «وَ اخْفِضْ جَناحَکَ لِمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنینَ».
- ↑ اسراء، 24: «وَاخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ».
- ↑ «تَواضَعُوا حَتَّی لا یَبْغی احَدٌ عَلی احَدٍ»؛ ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسی، مجموعة ورّام، ج 2، ص 120، مکتبه فقیه، قم، 1410ق.
- ↑ همان، ج 1، ص 201.
- ↑ «عَلَیْکَ بِالتَّواضُعِ فَانَّهُ مِنْ اعْظمَ الْعِبادَةِ»؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج 72، ص 119، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1403ق.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 2، ص 124، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1407ق.
- ↑ همان، ص 122 - 123.
- ↑ «انَّ التَّواضُعَ لا یَزیدُ الْعَبْدَ الَّا رَفْعَةً فَتَوا ضَعُوا یَرْحَمُکُمُ اللَّهُ »؛ مجموعة ورّام، ج 1، ص 201.
- ↑ «طُوبی لِلْمُتَواضِعینَ فِی الدُّنْیا هُمْ اصْحابُ الْمَنابِرِ یَوْمَ الْقِیامَةِ»؛ همان.
- ↑ «التَّواضُعُ سُلَّمُ الشَّرَفِ »؛ تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، محقق و مصحح: درایتی، مصطفی، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص 57، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، چاپ اول، 1366ش.
- ↑ «بِخَفْضِ الْجَناحِ تَنْتَظِمُ الْامُورُ»؛ همان، ص 302.
- ↑ «ثَمَرَةُ التَّواضُعِ الْمَحَبَّةُ»؛ همان، ص 327.
- ↑ «مَنْ اتی غَنِیّاً فَتَواضَعَ لَهُ لِغِناهُ، ذَهَبَ ثُلْثا دینِه»؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج 74، ص 63، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1403ق.
- ↑ ر.ک: همان، ج 70، ص 208.
- ↑ همان، ج 72، ص 118.
- ↑ همان، ج 46، ص 69.







