کتابخانه:اهمیت انتخابات و نقش مردم از دیدگاه حضرت امام خمینی

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۲۹ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۲۵ توسط Shirzad (نظرات | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «اهمیت انتخابات و نقش مردم از دیدگاه حضرت امام خمینی (ره) [منبع الکترونیکی] ا...» ایجاد کرد)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو

اهمیت انتخابات و نقش مردم از دیدگاه حضرت امام خمینی (ره)

[منبع الکترونیکی]

افزودن به کتابخانه شخصی

شرح پدیدآور : روح الله موسوی خمینی زبان : فارسی نوع منبع : کتاب الکترونیکی موضوعات : مردم‌ انتخابات‌ انقلاب اسلامی حکومت اسلامی و ولایت فقیه منابع دیجیتالی :

 نسخه متنی

پدیدآورندگان : خميني، روح الله، رهبر انقلاب و بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران،1281-1368(سرشناسه) وضعیت نشر الکترونیکی : قم : موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان ، 1387

اهميت انتخابات و نقش مردم از ديدگاه حضرت امام خميني (س) 57/10/10 برنامه ما اين است كه رجوع كنيم به آراى عمومى، به آراى مردم. قواى انتظامى را كنار بگذاريم؛ خود مردم را، محول كنيم تنظيم انتخابات را به دست خود جوانهاى مردم. در هر شهرى جوانها خودشان؛ كه قواى انتظامى، شهربانى، شهردارى همه كنار بروند. آن كسى كه دخالت مى‏خواهد بكند براى حفظ صندوق آرا و امثال ذلك، خود ملت باشد. در هر شهرى به حَسَب اقتضاى آن شهر عده‏اى را معتمدين آن شهر، مطلعين و دلسوزهاى براى مملكت ، عده‏اى را تعيين كنند كه نظارت كنند در اين. حفاظت كنند اين صندوقها را و نظارت كنند آرا را. مردم يكى را تعيين كنند براى اين كه رئيس جمهور باشد، ما هم رأيمان را علناً به مردم اظهار مى‏كنيم كه آقا آنكه من مى‏خواهم اين است؛ شما ميل داريد به اين رأى بدهيد، ميل داريد هم خودتان آزاديد. قهراً مردم وقتى آزاد هستند يك نفر صالحرا انتخاب مى‏كنند و آراى عمومى نمى‏شود خطا بكند. يكوقت يكى مى‏خواهد يك كارى بكند اشتباه مى‏كند، يكوقت يك مملكت سى ميليونى نمى‏شود اشتباه بكند. كسى بگويد خوب لَعلَّ يك آدمِ غلطىرا گذاشتند؛ اگر غلطى را گذاشتند، قدم اول را كه برداشت همين ملت عزلش مى‏كنند تمام مى‏شود. ما مى‏گوييم كه بايد رئيس يك مملكتى را خود ما، خود جمعيت، خود ملت تعيين كند. قهراً وقتى كه يك ملتى مى‏خواهد يك كسى را براى سرنوشت مملكت خودش تعيين كند، اين يك آدم صحيح را تعيين مى‏كند نه يك آدم فاسدى را؛و قهراً اشتباه در سى ميليون جمعيت نخواهد شد. 57/10/18 يكى از مهمترين وظايف اوليه جمعى كه پس از سقوط شاه مسئوليت امور را به دست مى‏گيرند، فراهم كردن شرايط انتخابات آزاد است كه به هيچ وجه اِعمال قدرت و نفوذ از هيچ طبقه و گروهى در انتخابات نباشد. 58/5/12 ملت شريف و مبارز ايران! دشمنان اسلام و نهضت، در خارج و داخل، تبليغات زهرآگين خود را شروع كردند، و چنين وانمود مى‏كنند كه مردم در اين انتخابات بى‏تفاوتند و به سردى و سستى گراييده‏اند. مى‏خواهند شما را متهم كنند كه از جمهورى اسلامى رو برگردانيده‏ايد. از شما ملت مبارز انتظار دارم كه با شركت همگانى خود ياوه‏سرايان را رسوا كنيد. 58/10/3 روز سرنوشت‏سازى است. مى‏خواهيد زمام كشور را به يك كسى بدهيد كه مؤثر است در مقدرات كشور شما. سهل‏انگارى نكنيد، و به پاى صندوقها برويد، و با هم اجتماع كنيد، و كسى كه لايق براى اين مقام است و داراى آن صفاتى است كه سوء سابقه نداشتن،و ابستگى به رژيم سابق نداشتن، اينها از امورى است كه بايد ملاحظه بشود. و آقايان نبايد سستى كنند در رفتن. به پاى صندوق بروند. لكن به كسى كه اين صفات را دارد رأى بدهند. 58/10/9 ممكن است كه اگر شماها يا سستى كنيد براى يك همچو امر مهمى و طورى باشد كه به نظر بيايد كه بى‏تفاوتيد ـ‌اگر شد؛ برويد رأى بدهيد، اگر نشد نرويد‌ و يا گروههاى شما با هم اختلاف پيدا بكنند، ممكن است اشخاصى كه لايق اين مقام نباشند به اين مقام برسند. اين امرى است كه بسته به نظر خودتان و بايد با تمام قوا جديت كنيد كه سرنوشت اسلام و مسلمين را به دست كسى كه لايق براى اين مقام نباشد، ندهيد. و من اميدوارم كه با اتكال به خدا اين مطلوب هم حاصل بشود. و از خداى تبارك و تعالى سلامت و توفيق و رفاه ملت را خواستارم. 58/10/14 در اين موقع كه به خواست خداوند متعال يكى ديگر از مراحل استقرار نظام جمهورى اسلامى در دست تحقق است؛ و ملت مبارز بيدارِ ايران در صدد تعيين و انتخاب رئيس جمهور مى‏باشد ، لازم است تذكراتى داده شود: 1. با اينكه در اين دوره به حسب قانون اساسى مصوب از ناحيه ملت، تصديق صلاحيت رئيس جمهور و واجد بودن شرايط او به عهده اينجانب است، به واسطه بعضى مصالح و جهات لازم‏المراعاة، از آن جمله وضع استثنايى كه كشور دارد، لازم است در اين امر مهم حياتى تأخير نشود. از طرفى شناسايى بيش از 120 نفر محتاج به زمانى طولانى است؛ و تأخير در اين حالِ استثنايى به صلاح ملت و كشور نيست، به اين جهت و جهات ديگر اينجانب امر صلاحيت و انتخاب را به ملت واگذار نمودم كه خود سرنوشت خود را تعيين كنند. 2. در دوره‏هاى آينده كه ان‏شاءاللّه‏ استقرار كامل حاصل شد، به حسب قانون اساسى بايد اين امر به وسيله شوراى نگهبان عمل؛ و آنان هستند كه بايد تشخيص صلاحيت رئيس جمهور را به حسب موازين قانونى بدهند. 3. اينجانب از ملت شريف ايران تقاضا مى‏كنم كه در اين امر مهم حياتى، سستى و بى‏تفاوتى از خود نشان ندهند. و انتظار دارم همان طورى كه با شور و شعف به پاى صندوقهاى رأى براى تصويب جمهورى اسلامى رفتند، در اين امر نيز با جديت و علاقه به اسلام، شركت كنند؛ كه خداوند متعال با آنان است و پيروزى نصيب ملت شريف مسلمان است. 4. ملت شريف با كمال هوشيارى و توجه به توطئه‏ها و بند‌و‌بستها كه در دست اجراست، و مى‏خواهند نگذارند ملت در اين مرحله مهم پيروز شود، و در صدد ايجاد انحراف هستند ، مراعات شرايطى را كه در قانون اساسى ذكر شده است با كمال دقت بنمايند. 58/11/4 فردا روز جمعه است و روز مبارك در ماه مبارك. تولد با سعادت رسول اكرم در او اتفاق افتاد. و باز مبارك است از باب اينكه ملت ما به يك آرزوى ديگرى كه داشتند رسيدند و آن تعيين رئيس جمهور. در اين زمينه من چند تا مطلب دارم كه اگر آن مطالب تحقق پيدا بكنند، من خوشحال مى‏شوم و بيمارى من هم مهم نيست اينقدر. يكى اينكه فردا همه ملت بى‏استثنا به پاى صندوقها بروند. بى‏عنايتى نكنند به يك مطلبى كه كشور آنها به آن احتياج دارد. سرنوشت ملت و اسلام به او بسته است. همچو نباشد كه اگر يك كسى مثلاً ميل داشت رئيس جمهور بشود و حالا احتمال مى‏دهدكه نشود، كنار برود. يا اشخاصى كه با او رفيق هستند كنار بروند و رأى ندهند. بهتر اين است كه آنهايى كه مى‏دانند كه نمى‏شوند ، آنها متصل بشوند به بعض آنهايى كه مى‏دانند مى‏برند. تا اين كه ان‏شاءاللّه‏ يك رأى كافى تحقق پيدا كند و ما سرشكسته نشويم به اينكه ملت اعتنايى به اين مسائل ندارد. اعتنايى به سرنوشت خودش و سرنوشت اسلام ندارد. همه با هم به پاى صندوق برويد. مطلب ديگر اينكه پاى صندوقها كه مى‏رويد اينطور نباشدكه با هم اختلاف پيدا بكنيد يك مسأله‏اى است كه براى كشور است. هر يك از اينها كه ببرند، براى كشور لابد خدمت خواهند كرد. و اگر خدمت نكنند ملت هست و آنها را بر كنار خواهد كرد. از اين جهت به طور خصمانه با هم رفتار نكنيد. برادر باشيد با هم. اگر يكى رئيس جمهور شد، شما هم به او اعانت كنيد. اينطور نباشد كه قبل از اينكه رئيس جمهور بشود بريزيد به جان هم. فردا پاى اين صندوقها بريزيد به جان هم. يا بعض از قشرها شركت نكنند. من از همه قشرهاى ملت، چه فارس، چه ترك و چه كرد و چه بلوچ و چه تركمن و چه بختيار[ى] و چه ساير قشرهايى كه و طوايفى كه هستند در ايران، از اينها تقاضا مى‏كنم، عاجزانه تقاضا مى‏كنم كه طورى نكنيد كه در خارج منعكس بشود كه شما يك مردمى هستيد كه تربيت اسلامى نداريد. شما يك مردمى هستيدكه با هم سردنيا نزاع مى‏كنيد. رياست جمهور[ى] چيزى نيست كه شما به آن اهميت بدهيد. اگر رياست جمهور خوب باشد، آن است كه خدمت به ملت مى‏كند و اگر بد باشد، آن است كه راه جهنم را بايد بپيمايد. خيلى در صدد اين نباشيد كه براى خاطر اينكه يكى بيشتر مى‏خواهد رأى ببرد، يكى كمتر مى‏خواهد رأى ببرد به هم بريزيد و جنگ و نزاع باشد، و اسباب ناراحتى همه را فراهم كنيد. و من هم كه اينجا هستم و در بيمارستان هستم از اين جهت، ناراحت و ناراضى باشم. يكى ديگر اينكه بعد از اين كه رئيس جمهور به مباركى ان‏شاءاللّه‏ تعيين شد، هر كس باشد ، ديگران قهر نكنند و عقب بنشينند. كشور، كشور خود شماست. رئيس جمهور باشيد، كشور است. پاسبان باشيد، كشور است. طلبه مثل من باشيد، كشور خود شماست. بعد از اينكه رئيس جمهور تعيين شد همه اعانت كنيد از او. همه وارد بشويد در كار و اعانت كنيد از او. كنار ننشينيد. قهر نكنيد و رشد خودتان را نشان بدهيد به دنيا كه شما رشيد هستيد، و شما مى‏توانيد كه يك مملكتى را با هم اداره بكنيد.

58/11/23 تا آنجايى كه من شاهد انتخابات در ايران بودم، از زمان قبل از رضاشاه، سالهاى طولانى كه شاهد بودم انتخابات را، انتخاب آزاد در ايران نبود. منتها انتخابات يكوقت با زور خوانين بلاد و مالكين بلاد انجام مى‏گرفت، و زمان رضاشاه كه دست آنها كوتاه شد ، تحت كنترل رضاشاه بود، و ديگر مجلسى در كار نبود به جز انتصاباتى كه از اشخاص معلوم، و در زمان محمدرضا بدتر از ا و شد. من مى‏توانم ادعا كنم كه انتخابات در اين سال، تنها انتخاباتى است كه به رأى مردم و بدون فشار كسى و بدون اينكه دخالت داشته باشند اشخاص در آراى مردم، انجام خواهد گرفت. لكن من از همه قشرها، از همه ملت مى‏خواهم كه آداب اسلامى خودشانرا نسبت به همه امور، خصوصاً در انتخابات حفظ كنند. و مبادا خيال كنند كه مبارزات انتخاباتى عبارت از اين است كه به ديگران بد بگويند و كارشكنى بكنند. البته دعوت به انتخاب اشخاص مانع ندارد، لكن توجه داشته باشند كه همان طور كه در انتخاب رئيس‌جمهور، به آن سلامت و به آن آرامش و به آن خوبى گذشت ـ‌كه نمونه بود در ايران‌ من اميد آن دارم كه در اين انتخابات هم به همان طور بگذرد. و همه با هم برادروار در يك مقصد باشيم. در يك مقصد باشيد. و خداوند را شاهد بدانيد، و ناظر بدانيد، و نهضت را لكه‏دار نكنيد. دشمنها درصددند كه خرده‏گيرى كنند. و من اميدوارم كه خداوند همه شما را تأييد كند. و همه با سلامت اين انتخابات را هم بگذرانيد و بعد را هم همين‌طور. 58/11/23 من در ايام آخر عمر با اميدوارى كامل و سرافرازى از نبوغ شما به سوى دار رحمت حق كوچ مى‏كنم. سرفرازى و مباهات آنگاه به حد كمال خواهد رسيد كه در انتخابات مجلس شوراى اسلامى ، چون انتخابات رياست جمهورى كمال رشد انسانى‌‌اسلامى خود را نشان دهيد. شما اى ملت عزيز كه براى خدا و جلب رضاى او بپا‌خاستيد و با تأييد و توفيق ذات مقدسش به پيروزى معجزه‏آسا رسيديد، اكنون نيز در اين مرحله كه مقام امتحان است كوشش كنيد كه مصالح اسلام و كشور اسلامى را فداى منافع شخصى يا گروهى نكنيد. من انتظار دارم كه وحدت كلمه خود را حفظ و در انتخاب وكلاى خود رضاى حق را بر رضاى خود مقدّم داريد. 58/12/21 در آستانه انتخابات مجلس شوراى اسلامى، دو چيز موجب نگرانى اينجانب است: 1. خوف آن دارم كه در اثر تبليغات دامنه‏دار دشمنان نهضت اسلامى و مخالفان جمهورى اسلامى كه در ظرف اين يك سال با هر وسيله ممكن به تضعيف آن كوشا بوده‏اند، و اخيراً كه قدم آخر پيروزى را ملت عزيز هوشيار بر مى‏دارد، تبليغات و شايعه‏سازيها به اوج خود رسيده، و چون خود و الهام‏دهندگان خود را در آستانه شكست نهايى يافته‏اند از هيچ تشبثى دست‏بردار نيستند كه جوانان عزيز ما كه به همت والاى خود نهضت اسلامى را پيش برده‏اند، در اين مرحله نهايى سردى و سستى از خود نشان دهند و تحت تأثير اين شايعه‏ها واقع شوند، و از شركت در اين امر حياتى اسلامى خوددارى كنند. اينجانب كه عمر نالايق خود را براى خدمت به اسلام و ملت شريف در طَبَق اخلاص تقديم مى‏كنم ، اميد است تقاضاى متواضعانه و استدعاى خيرخواهانه‏ام را بپذيريد، و با شركت عمومى خود در انتخابات، قطع اميد دشمنان جمهورى اسلامى و وابستگان به رژيم منحط سابق و هواخواهان آن؛ خصوصاً دولت امريكاى ستمكار را بنماييد. عزيزان من! كه اميد نهضت اسلامى به شماست، در روز تعيين سرنوشت كشور بپاخيزيد، و به صندوقها هجوم آوريد و آراى خود را در آنها بريزيد، و با كمال آرامش و مراعات كامل اخلاق انسانى‌‌اسلامى، اين امر مشروع را انجام دهيد. من نيز با حال نقاهت، خود را براى شركت مهيا مى‏نمايم. 2. ... من در اين مرحله حساس ايران‏ساز، چشم اميدم به شما ملت بزرگ است؛ و انتظار روز موعود را مى‏كشم كه ملت عزيز با همت والاى خود، پيروزى نهايى را به دست آورد. اخيراً لازم است مطلب مهم ديگر را تذكر دهم تا با مراعات آن از هر گونه تقلب اشخاص فاسد جلوگيرى شود. لازم است در تهران كه بايد به سى نفر رأى داد و در شهرستانهايى كه چند نفر مورد انتخاب است، انتخاب‏كنندگان قبل از رفتن به سر صندوق انتخابات، منتخبين خود را با تحقيق و دقت كامل روى يك ورقه بنويسند كه در وقت رأى‏دادن، با ذهن حاضر رأى بدهند. و لازم است كه خودشان مستقيماً رأى خود را به صندوق بيندازند و به احدى اعتماد نكنند كه فرصت‏طلبان در كمينند. كسانى كه سواد نوشتن ندارند، قبلاً به شخص مطمئنى مراجعه كنند و منتخبين خود را به او بگويند تا در ورقه بنويسند؛ پس از آن ورقه را به يكى‌‌دو نفر مورد اطمينان بدهند بخواند كه اشتباهى رخ ندهد و از خيانت و تقلب مصون باشد. لازم است از اوراقى كه ديگران به آنان مى‏دهند، جداً اجتناب كنند. 58/12/22 اين تلخى مطالب و بى‏بند و بارى انتخابات و مجلس و امثال ذلك شايد يكوقت اسباب اين بشود كه بعضيها گمان كنند كه خوب حالا هم مثل آن وقت. به اصطلاح آدم مارگزيده از ريسمان خط و خالدار هم مى‏ترسد و ملت ما مارگزيده است. استعمار گزيده است. خان گزيده است و محمدرضا و رضاخان گزيده است. از اين جهت يكوقت مى‏بينى كه در ذهنشان مى‏آيد كه خوب اين هم مجلسى مثل آن مجلسها. لكن همه بايد بدانند كه امروز هيچ قدرتى نيست كه بتواند يك وكيل را تحميل كند. از رئيس جمهور گرفته تا ارتش، تا شهربانى، ژاندارمرى، خانها هم كه ديگر چيزى از آنها باقى نمانده است. و اشراف و اعيان هم همين طور. متنفذينى هم نداريم. هيچ كس الآن در ايران، هيچ مقامى در ايران نيست كه قدرت اين را داشته باشد كه يك وكيل تحميل كند. بنابراين، امروز مسئوليت به عهده ملت است. ملت اگر كنار بنشينند، اشخاص مؤمن، اشخاص متعهد كنار بنشينند، و اشخاصى كه نقشه كشيده‏اند براى اين مملكت از چپ و راست ، آنها وارد بشوند در مجلس، تمام مسئوليت به عهده ملت است. هر قدمى كه بر ضد اسلام بردارند، در نامه اعمال ملت نوشته مى‏شود. هر كارى كه انجام بدهند مسئوليتش متوجه ملت است. امروز سرنوشت اسلام و سرنوشت مسلمين در ايران و سرنوشت كشور ما به دست ملت است. و اگر مسامحه كنند در اين امر ، اهمال كنند، نروند و رأى ندهند، مسئوليت متوجه خود آنهاست عيناً. و اگر بروند و در تشخيص مسامحه كنند و اشخاص متعهد مسلم، كسانى كه براى كشور و براى اهالى كشور ارج قائل هستند ، كسانى كه نمى‏خواهند زمام امور كشور ما به دست چپ بيفتد يا به دست راست بيفتد، اين اشخاص را چنانچه تعيين كنند، به تكليف خودشان عمل كرده‏اند. و چنانچه مسامحه در اين امر كنند و آنها پيش ببرند، آنهايى كه مى‏خواهند ما را به زنجير چپ و راست بپيوندند و ما را اسير كنند در دست قدرتهاى بزرگ، اگر آنها پيش ببرند و شما ساكت باشيد، تمام مسئوليت متوجه شماست. امروز مسئوليت بزرگى به عهده همه ماست. من آن مقدارى كه قدرت دارم براى گفتن، در عين حالى كه حال من حال نقاهت است، احساس وظيفه مى‏كنم و به ملت عرض مى‏كنم. و اگر ملت به اين حرف گوش نكرد، من حجت دارم. فردا در پيشگاه خداى تبارك و تعالى، از ما سؤال خواهد شد. من عرض مى‏كنم در آنجا كه من به ملت، مصالح و مفاسد را گفتم. من گفتم به اينكه اگر شما مسامحه كنيد، آنهايى كه مى‏خواهند شما را به بند بكشند، آنهايى كه با اسلام مخالفند ، آنهايى كه با جمهورى اسلام از اول تا حالا مخالفت كرده‏اند، اينها خواهند پيش برد. و اگر خداى نخواسته، آنها پيش ببرند و مملكت ما باز برگردد به حالى كه سابق بود، يا به دست چپيها بيفتد، يا به دست راستيها بيفتد، تمام مسئوليتش به عهده شماست. امروز مثل زمان سابق نيست. مثل زمان رژيم سابق نيست. رژيم سابق شما نمى‏توانستيد. قدرت نداشتيد. امروز قدرت داريد براى اين كه حفظ كنيد حيثيت اسلام را و حفظ كنيد مصالح كشور را و حفظ كنيد استقلال خودتان را و حفظ كنيد آزادى خودتان را. اگر مسامحه كنيد، مسئول هستيد پيش خداى تبارك و تعالى. اگر نرويدو رأى ندهيد و آنها كه جديت دارند به اينكه وارد بشوند در مجلس و به هم بزنند اوضاع ايران را، آنها خداى نخواسته بروند ، مسئوليتش به عهده شماست مستقيماً. مسئوليتْ همه طبقات دارند. مراجع مسئولند. علما مسئولند. ائمه جماعت مسئولند ، خطبا مسئولند. تجار مسئولند. بازرگانان مسئولند. دانشگاهيها مسئولند. طلاب علوم دينيه مسئولند. كارگرها مسئولند. همه مسئولند. تمام قشرهاى مملكت امروز مسئولند. امروز روزى است كه آنهايى كه از اول تا حالا مخالف با جمهورى اسلامى بودند، مخالف با اسلام بودند، اسلام را مخالف مقاصد خودشان مى‏ديدند، آنها به دست و پا افتاده‏اند و دارند تبليغات مى‏كنند. اگر مؤمنين كنار بروند، آنهايى كه متعهد به اسلام هستند كنار بروند و اينها بيايند و قبضه كنند، مثل صدر مشروطه كه رفتند كنار اشخاصى كه متعهد بودند، و قبضه كردند مشروطه را آنهايى كه متعهد به اسلام نبودند. اسلام را به آنجا كشاندند كه همه ديديد. اگر در صدر مشروطه علما آمده بودند در ميدان، مؤمنين آمده بودند، روشنفكرهاى متعهد آمده بودند و مسلمانهاى متعهد آمده بودند و قبضه كرده بودند مجلس را، و نگذاشته بودند كه ديگران بيايند مجلس را بگيرند، ما به اين روزگار نمى‏رسيديم. ما مملكتمان خراب نمى‏شد. ما عزتمان از بين نمى‏رفت. لكن شياطينى كه در آن وقت بودند، بيخ گوش اينها خوانده‏اند كه شما در سياست داخل نشويد. سياست است اين. شما را به سياست چه و آنها باور كردند كه خيرخواهند. امروز هم همين مسائل ممكن است در يك قشرهايى پيش بيايد، كه بگويند ما چه كار داريم به اين كارها. اين كارها مال اشخاصى است كه خودشان مى‏كنند. بايد همه بدانند كه همه‏تان مسئوليد. همه معاقب هستيد. فردا در پيشگاه خداى تبارك و تعالى نه ملاّ حجت دارد اگر عمل نكند، و نه كاسب حجت دارد اگر عمل نكند، و نه زارع حجت دارد اگر عمل نكند، و نه دانشگاهى و نه دانشجو و نه طلاب علوم دينيه. كارگر و كارفرما، همه در پيشگاه خداى تبارك و تعالى مسئول هستيد، و در پيشگاه ملت و نسلهاى آتيه هم مسئول هستيد. گمان نكنيد كه به ما چه كار دارد. خير، همه چيز به شما مربوط است. امروز مثل زمان سابق نيست كه بگوييد كه ما قدرت نداشتيم، نمى‏توانستيم. امروز مى‏توانيد. امروز همه قدرت دست ملت است. امروز رئيس جمهور، رئيس اركان حرب، رئيس ارتش ، با شما، با آن بازارى مثل هم هستيد. در امر، نه او مى‏تواند به شما تحميل كند و نه شما مى‏توانيد تحميل كنيد، و نه شما زير بار مى‏رويد. امروز همه مسئوليم. امروز همه بايد با هم پاى صندوقها برويم، و همه با هم اشخاص متعهد مسْلم، كسانى كه نه گرايش چپ دارند، نه گرايش راست دارند، نه ما را مى‏خواهند به آنها بفروشند، نه ما را مى‏خواهند به آن طرف بفروشند، اين اشخاصرا تعيين كنيد تا سرنوشت شما و سرنوشت اسلام، سرنوشت صحيح باشد. 59/2/17 روز جمعه نوزده ارديبهشت، [1] روزى است كه ملت شريف مسلمان كه به جمهورى اسلامى رأى مثبت داده‏اند، براى تعيين كانديداهاى معتقد به اسلام و احكام خداوند متعال و معتقد به جمهورى اسلامى به پاى صندوقهاى رأى مى‏روند. روز جمعه روزى است كه اسلام و ملت مسلمان يا به آمال الهى خود مى‏رسند و يا با اخلالگران و معتقدان به مكتبهاى ضد اسلامى در مجلس اسلامى مواجه مى‏شوند و اسلام و قرآن را در معرض خطر قرار‌مى‏دهند. بايد ملت شريف ايران بدانند كه اسلام ، عزيزتر از آن است كه براى هواهاى نفسانى و جلب توجه گروهها يا اشخاصى پشت به آن نموده و مقاصد فانى خود را بر مقاصد عالى و باقى حق تعالى مقدّم دارند. در اين دوره كه اولين مجلس اسلامى است و سرنوشت مجالس دوره‏هاى بعد هم امروز بايد تعيين شود، هر خشت كجى كه در اين مجلس به دست كسانى كه اسلام را نمى‏خواهند پياده شود و يا از روى جهالت با مسائل برخورد مى‏كنند گذاشته شود، سنتى مى‏شود براى هميشه؛ و كسى كه سنت كجى را بنا گذارد، تمام گناهانى كه به واسطه آن ارتكاب شود به عهده اوست. 59/2/17 ممكن است بعضى شياطين، مطالبى را بين مردم ناآگاه پخش كنندو آنان را در رأى دادن يا رأى به اشخاص صحيح دادن منحرف كنند. يك آنكه گفته شود كسانى كه در مرحله اول رأى دادند نبايد در اين مرحله رأى دهند، در صورتى كه اين مرحله با مرحله اول فرقى ندارد و مقتضى است همه ملت در رأى دادن شركت كنند. دوم آنكه گفته شود خوب است به همه گروهها چه چپى و چه انحرافى رأى دهيد كه مجلس شورا جامع همه گروهها باشد. اين يك مطلب غلطى است كه منحرفين درست كرده‏اند تا در مجلس با خدعه شركت كنند، و ملت به اين مطالب انحرافى گوش فرا‌ندهد و به اشخاص با شرايط فوق رأى دهد. اميد است ملت مسلمان ايران در اين امر حياتى كه سرنوشت جامعه به آن مرتبط است شركت كنند و روز جمعه همه قشرها زنو مرد بپاخيزند و به سوى صندوقها بروند و رأى خود را بدهند. در اين روز افرادى فرصت‏طلب در حوالى صندوقها جمع مى‏شوند و به مردم پيشنهاد افرادى خاص را مى‏كنند؛ به حرفهاى آنان گوش ندهيد و آراى خود را به اشخاص صحيح بدهيد. اشخاص بيسواد قبلاً با مشورت اشخاص مطمئن متدين ، كانديداهاى خود را... به وسيله شخص متدينى بنويسند و باز به شخص ديگرى كه مطمئن است بدهند بخواند و خودشان با دست خودشان رأى خود را به صندوق بيندازند و اختيار نوشتن رأى يا به صندوق انداختن را به هيچ كس ندهند. 60/4/10 چند روز ديگر مسأله انتخاب رئيس جمهور است. بايد همه شما با تمام جديت در اين، همه اشخاصى كه در هر جا هستند، اهل علمى كه در هرجا هستند، با كمال جديت، مردم را دعوت كنند به دخالت. دخالت كنند در مسأله، حاضر بشوند. اگر شماها حاضر نشويد و يك رئيس جمهورى مثل سابق برايتان بتراشند و بازى بدهند همه‏مان را، همه‏مان مسئول هستيم. اگر شما از صحنه خارج بشويد و آنها خودشان وارد بشوند و يك وقت يك نفرى را رئيس‌جمهور كنند كه تباه كند اين كشور را، چنانچه تباه كردند ، همه‏مان مسئوليم. شما، آن آقايى كه در آن ده با دويست نفر جمعيت زندگى مى‏كند و آن آقايى كه در آن شهر با دو ميليون يا چهار ميليون يا پنج ميليون جمعيت زندگى مى‏كند، همه مسئوليم؛ على‏السواء مسئوليم. همه بايد مردم را دعوت كنيم به اينكه در انتخاب رئيس‌جمهور بى‏تفاوت نباشند؛ بروند در پيش صندوقها ، رأى بدهند. و البته خوب، اشخاصى كه مطلع‏اند، چه هستند از علما، از كسان ديگر، يك نفرى [را]كه بدانند چطور است انتخاب كنند يا چند نفر را، اما توجه [كنند] به اينكه چه بايد بكنيم و ما مقدرات مملكتمان را دست كى بايد بدهيم. و ما اگر يك رئيس جمهور داشته باشيم كه نا باب از كار در بيايد، همه چيزها از بين مى‏رود. حالا هم ما مبتلا هستيم به تفاله‏هايش. نگوييد كه ديگران رأى مى‏دهند. من هم بايد رأى بدهم، تو هم بايد رأى بدهى، آن روستايى هم كه در كنار مزرعه خودش كار مى‏كند بايد رأى بدهد؛ تكليف است. اين يك تكليف الهى است. اين هم يك چيزى حساب نكنيد كه خوب، ديگران هستند، من چه مى‏كنم؟ خير. براى هر فردى از افراد اين ملت تكليف است كه حفظ كند اسلام را. حفظ اسلام به اين است كه حالا در كشور ما ـ‌هر كسى در كشور خودش، الآن ما مبتلاى به مسائلى هستيم در اين كشور‌ حفظ اسلام اين است كه ما يك رئيس جمهورى كه لااقل، اعتقاد به اسلام داشته باشد، متعهد باشد براى اسلام، بشناسيد كه اين آدم متعهدى است، كه مبادا مبتلا بشويم به يك نفر نابابى كه ما را بخواهد بكشد، ببرد طرف امريكا، روحانيون را مى‏خواهد كنار بگذارد و مجلس را كنار بگذارد... تكليف است. ما مكلفيم به اينكه در امور دخالت كنيم. ما مكلفيم در امور سياسى دخالت كنيم؛ مكلفيم شرعاً؛ همان‏طور كه پيغمبر مى‏كرد؛ همان‏طور كه حضرت امير مى‏كرد. در اين ايام، كه اعلان مى‏كنند مسأله انتخاب رئيس جمهور [را]، آن اشخاصى كه در حوزه‏ها هستند، بايد دست از كارها بردارند و راه بيفتند توى شهرها و دهات و روستاها و آن جاهاى دور افتاده و كمك كنند. و اگر نكنند، فردا مسئول‏اند پيش خدا و اگر مسامحه كنند، فردا مسئول‏اند پيش خدا. مردم را دعوت كنند به دخالت در امور، به انتخاب يك رئيس جمهور صحيح ، كمك كنند براى رساندن صندوقها به روستاهاى دور افتاده. اگر شما نكنيد، آنهايى كه بر ضد شما هستند، مى‏كنند اين كار را؛ تبليغ مى‏كنند آنجاها. شماها مبلغ اسلام هستيد. امروز تبليغ اسلام براى حفظ خود اسلام. تبليغ اين است كه رئيس جمهورتان را خودتان تعيين كنيد. اهميت اين همان اهميتى است كه اسلام دارد. يك نفرى كه وارد بشود و در رأس امور واقع بشود و ـ‌خداى نخواسته‌ فاسد از كار در آيد، يك كشور را به فساد مى‏كشاند. اگر چشمتان باز نشده بود و توطئه‏ها را كشف نكرده بوديد، خدا مى‏داند كه چند وقت ديگر ما به كجا مى‏رسيديم. حالا هم همين‏طور باشد. حالا هم همين‏طور است. همانطورى كه ارتش ما و سپاه پاسداران ما و بسيج ما و عشاير ما در جبهه‏ها مشغول دفاع از اسلام هستند ـ‌و خداوند تأييدشان كند، آنها را و همه ملت ما بايد پشتيبانى از آنها بكنند‌ همان‏طور شما هم كه جنداللّه‏ هستيد، براى مصالح عمومى اسلام، مكلف هستيد كه عمل بكنيد و مردم را دعوت كنيد. وادار كنيد مردم را. تكليف شرعى را به آنها بگوييد. مسأله، مسأله اين نيست كه خوب، من دلم مى‏خواهد يك وكيل داشته باشم، دلم مى‏خواهد يك وزير داشته باشم؛ خير، قضيه اين نيست، قضيه سپردن يك مملكتى است به دست يك كسى كه اگر ناباب از كار در آيد، صدمه به اسلام مى‏زند، جمهورى اسلامى را از بين مى‏برد. اين يك مسأله حياتى است براى شما، براى اسلام و مسلمين. آسان اين را نگيريدكه ما دخالت نمى‏كنيم؛ يك دسته بگويند: ما دخالت نمى‏كنيم، از باب اينكه امر سياسى است، به ما چه! اين امر سياسى به همه مربوط است، به اسلام مربوط است، به حفظ اسلام مربوط است. ما اگر نظارت نكنيم؛ يعنى، ملت اگر نظارت نكنند در امور دولت و مجلس و همه چيز، اگر كنار بروند، بسپارند دست اينها و بروند مشغول كارهايشان بشوند، ممكن است يك وقت به تباهى بكشد. ما بايد ناظر باشيم به امور مردم. ما بايد، ملت بايد ناظر باشد به امورى كه در دولت مى‏گذرد، امورى كه ـ‌فرض كنيد كه‌ در مجلس مى‏گذرد. نظارت! توجه داشته باشد به اينها. ملت بايد توجه داشته باشد كه اگر در مجلس اين سفر ـ‌فرض كنيد كه‌ يك كسى را تعيين كردند كه كارشكنى براى دولت كرده، كارشكنى براى مجلس كرده، دفعه ديگر تعيينش نكند. اعلام كنند: تعيين نمى‏كنيم، بل كه ان‏شاءاللّه‏، به راه بيايند. در قضيه رئيس جمهور، تعيين رئيس جمهور يكى از چيزهايى است كه بر همه مسلمانهاى ايران، بر همه مكلّفهاى ايران واجب است كه در اين امر دخالت داشته باشند. اگر دخالت نكنند و يك صدمه‏اى به اسلام برسد، هر يك يك ما در محكمه عدل الهى مسئول هستيم؛ يك يك ما. كسى بگويد: «به من چه ربطى دارد؟» اين است كه بگويد: اسلام به من چه ربطى دارد. مگر مى‏توانى بگويى: اسلام به من چه ربطى دارد؟! تو مكلفى حفظ كنى. امانت خداست و حفظش امروز به اين است كه رئيس‏جمهورش يك رئيس‏جمهور صحيح باشد. و بعد، لابد اشخاصى كه مطلع هستند از امور مى‏گويند، شما هم شايد بشناسيد خيليهاشان را. يك مجلس [بايد] خوب باشد. و اگر وكلاى شما بعضيهايشان تخلف كردند، به آنها تنبه بدهيد كه آقا نكن و اگر زيادتر كردند دفعه ديگر تعيينشان نكنيد؛ كسى ديگر را تعيين كنيد. و من حالا دارم به همه وكلا اين مطلب را مى‏گويم كه اگر مسيرتان را از مسير ملت جدا بكنيد و بخواهيد على حده باشيد و تكليفتان را با كسانىكه مخالفت با اسلام كردند و جوانهاى ما را آن طور كشتند و ابرار ما را اين طور كشتند، جدا نكنيد، اگر اين دوره هم، صحبتى نشود ، دوره ديگر شما التماس دعا داريد. ... اين تكليف آقايان است كه راجع به مسائل اسلامى، كه پيش مى‏آيد، چه وكيل بخواهيد تعيين كنيد و چه ـ‌عرض بكنم كه_ رئيس جمهور بخواهيد تعيين كنيد، بايد در صحنه باشيد؛ عذرى نداريد كه برويد كنار بنشينيد. البته اشخاصى پيدا مى‏شوند كه با گفته‏هاى خودشان، نوشته‏هاى خودشان مى‏خواهند شما را نگذارند وارد بشويد. آنها مى‏خواهند كه اشخاصى را تعيين بكنندكه بعدها ما گرفتار بشويم. شماها بايد وارد باشيد در مسأله و با كمال جديت، اهميت بدهيد به اين مسأله و مردم را وادار كنيد. و تكليف ملت هم اين است كه همين طورى كه بحمداللّه‏، تا حالا در صحنه [بوده] است و هر قضيه‏اى واقع مى‏شود بحمداللّه‏، اينها هستند در صحنه ... . و من گاهى وقتى اينها را، اين اجتماعاتشان، و اين تعهدشان را [كه ]مى‏بينم، براى خودم حقارت قائل مى‏شوم؛ اگر اين پاسدارى است كه در كنار سنگر نماز شب مى‏خواند و جانش را در محل خطر قرار مى‏دهد، اگر اين سربازى است كه در جبهه جان خودشرا در خطر مى‏بيند و نماز شبش را مى‏خواند و وصيت مى‏نويسد ـ‌آنطور وصيتها‌ اگر اينها مسلمان هستند، خوب، من چه مى‏گويم؟... من تكليف خودم را دارم ادا مى‏كنم. همه مكلفند، از من طلبه كه اينجا نشسته‏ام تا شما علماى اعلام و تا همه روستاها و همه جا، مكلف هستند به اينكه در اين امر حياتى دخالت كنند ، بى‏تفاوت نباشند. مى‏خواهند شما را بى‏تفاوت كنند. دستهايى الآن در كار است كه از حالا مشغولند به اينكه نگذارند شما اصلاً وارد بشويد در صحنه، نگذارند كه ملت ما وارد بشود در صحنه. بايدو ارد بشويد؛ چاره نداريد! اسلام است؛ حفظ اسلام است! و بايد چشمشان را باز بكنند كه در دام نيفتند! امريكا دامش را الآن پهن كرده است در تمام ايران؛ در دام نيفتند! گول اين تبليغاتى كه اين گروهها مى‏كنند، تبليغ مى‏كنند، گول اينها را نخورند؛ ببينند اشخاص صحيح سالم متعهد دانا چه مى‏گويند! بخواهد آن بگويد من كشاورزم و چه‏كار دارم به اين كارها، آن بگويد من، شما مى‏توانيد بگوييد من كشاورزم و امام حسين را مى‏خواهند بكشند ، من چه‏كار دارم؟ شما اين حرف را مى‏توانيد بزنيد؟ شما مى‏توانى بگويى كه من كشاورزم، من كارمندم، من تو ادارات هستم يا جاهاى ديگر، قرآن را مى‏خواهند از بين ببرند به من چه؟ چطور مى‏توانى بگويى؟ مقدمه است اين از براى بردن اين مسائل. قدرتهاى بزرگ امروز لمس كرده‏اند كه سيلى از اسلام خورده‏اند. آنها از ما بيشتر ملتفت هستند كه چه كرده است اسلام با آنها. اينها مى‏خواهند اين اسلام را كنار بگذارند. چطور كنند؟ حيله‏هاى مختلف؛ يكى هم اينكه شما را وادار كنند كه وارد نشويد. خودشان شيطنت كنند يك كسى را تعيين كنند. آن كس كه تعيين شد، بكشد ما را به طرف امريكا. 60/4/11 تكليفى كه به همه ملت متوجه است، به زن و مرد و آن كسى كه به حد رأى دادن قانونى رسيده، واجب است اين مسأله كه در پاى صندوقهاى تعيين رئيس جمهور حاضر بشوند و رأى بدهند. چنانچه سستى بكنيد، كسانى كه مى‏خواهند اين كشور را به باد فنا بدهند، ممكن است پيروز بشوند. بايد همه شما، همه ما، زن و مرد، هر مكلف همان طور كه بايد نماز بخواند، همان طور بايد سرنوشت خودش را تعيين كند. ما يك سيلى خورديم از اشتباه، ما همه اين نابسامانيهايى كه الآن داريم براى اينكه اشتباه كرديم ، نبايد اشتباه تكرار بشود. 60/7/2 لازم است ملت عزيز، رشد و استقامت و پايدارى خود را در پيشگاه خالق و صاحب اسلام و در نزد جهانيان و در پيش چشمان حيرت‏زده دشمنان و بدخواهان اسلام كه شما را با تهمتهاى گوناگون هدف قرار داده و وفادارى شما عزيزان متعهد به جمهورى اسلامى را مورد سؤال و ترديد انگاشته‏اند ثابت و با شور هر چه بيشتر، يكپارچه در اين امرى كه حفظ حيثيت جمهورى اسلامى و ملت شريف بسته به آن است به سوى صندوقهاى رأى چون موجى خروشان و دريايى مواج، با صفوفى فشرده رفته رأى خود را به شخصى كه متعهد به اسلام و خدمتگزار به ملت و كشور و حامى مستضعفان و داراى بصيرت در امر دين و دنيا و منزّه از گرايش به شرق و غرب و مكتبهاى انحرافى و داراى ديد سياسى است، بدهيد. امروز شركت در انتخابات رياست جمهور نه فقط يك وظيفه اجتماعى و ملى است، بلكه يك وظيفه شرعى اسلامى و الهى است كه شكست در آن، شكست جمهورى اسلامى است، كه حفظ آن بر جميع مردم از بزرگترين واجبات و فرايض است و وسوسه در آن از شيطان بلكه عمال شيطان بزرگ است. برادران و خواهران با هوشيارى بسيار و ديد اسلامى سياسى با مسائل برخورد كنيد و از وسوسه منحرفان و مخالفان اسلام وو ابستگان به سياست اجانب اجتناب نماييد كه اينان با هر وسيله مى‏خواهند پايه‏هاى جمهورى اسلامى را متزلزل كنند، و به خيال رسيدن به مقاصد خودشان، از هر فرصتى بهره‏بردارى نمايند و نگذارند كه شما در اين امر حياتى كه شخصيت خود و كشورتان بسته به آن است شركت كنيد. اينجانب از علماى معظم و ائمه جمعه و جماعات محترم و خطبا و گويندگان متعهد در سراسر كشور تقاضا دارم كه مردم شريف را از اهميت اين موضوع حياتى و سرنوشت‏ساز مطلع و آنان را به تكليف شرعى خود ارشاد فرمايند. 60/7/7 اينها مى‏خواهند كه مردم را در رأى رياست جمهورى سست كنند. با كشتن يك فرد ولو اينكه هر چه بزرگ باشد و متعهد، مردم ما از رأى دادن به رياست جمهورى و از حاضر شدن پاى صندوقها براى كمك به اسلام و جمهورى اسلامى، خيال كردند سست مى‏شوند! اين هم يك خيال باطل است و ملت ما اين مسأله را يك مسأله الهى شرعى و يك تكليف خدايى مى‏داند كه به پاى صندوقها در روز جمعه ان‌شاءاللّه‏، برود و با صفهاى طولانى مرصوص، به شخصى متعهد رأى بدهد. اينها مى‏خواهند مردم مارا تضعيف كنند؛ روحيه‏شان را براى شهادت يك نفر، ده نفر، صد نفر، هزار نفر. اين خيال، خيال خام باطلى است.... مسأله ديگر قضيه انتخابات است كه من در عين حال كه قبلاً هم تذكر دادم، حالا هم تذكر مى‏دهم به همه ملت كه همه اين شرارتها كه در سطح كشور الآن مى‏شود ممكن است براى اين باشد كه شما را از رفتن به پاى صندوق بترسانند و شما را از خدمت به اسلام و خدمت به مسلمين سست كنند. و بايد همه ما در اين امر توجه داشته باشيم كه اين يك امر حياتى است براى جمهورى اسلام. شما مى‏بينيد كه در عين حال كه در آراى قبل از اين، براى شهيد رجايى چهارده ميليون جمعيت شركت كرد و سيزده ميليون رأى آورد شهيد رجايى، مع‏ذلك، آن فاسدها، آن مصاحبه‏هايى كه اشخاص فاسد شكست‏خورده در خارج كردند ، گفتند بيش از دو ميليون اينها رأى نداشتند. شما چنانچه سطح رأيتان از زمان سابق ـ‌خداى نخواسته‌ كمتر بشود، بوقهاى تبليغاتى خارج و شكست‏خورده‏هاى فرارى به خارج خواهند گفت كه ايران از اسلام رو برگردانده و از جمهورى اسلامى روبرگردانده است. و اين تبليغ در همه جا خواهد شد و اين ممكن است در دنيا پايه‏هاى اين جمهورى را سست كند. و اين يك تكليفى است كه ما نگذاريم اين نهضت و اين انقلاب سست بشود تا آنكه به آن پيروزى نهايى برسد و اسلام و احكام قرآن به همه معنا، در اين كشور پياده بشود. 61/8/27 چنانچه همه با هم نباشند و در صحنه حاضر نباشند و رأى به وكلا ندهند و رأى به مجلس خبرگان ندهند و وكلايى كه بايد تعيين بشود و كسرى دارند رأى كم بياورند، اين[ها] برخلاف تكليف عمل كرده‏اند. بايد همه در صحنه باشند و همه وارد باشند. و من به قشر روحانيت هم عرض مى‏كنم كه كناره‏گيرى موجب اين مى‏شود كه همانطورى كه در زمان سابق از [اين ]كناره‏گيرى علماى مذاهب، اسباب اين شد كه ملت ما و بزرگانشان جدا شدندو هر كارى خواستند دولتها كردند و دولتها را به حال خود گذاشتندو هرطور سركشى خواستند كردند، چنانچه شما از صحنه بيرون برويد و علما، دانشمندان از صحنه بيرون بروند، اين اسباب اين مى‏شود كه باز آن مسائل سابق پيش بيايد. امروز تكليف است؛ مجلس خبرگان تكليف است براى همه كه هم در آن كه مى‏خواهد خبره بشود بايد برود اسم‏نويسى كند، آن كه لايق است برود و اسم‏نويسى كند و ملت به آنها رأى بدهند. در هر صورت، چنانچه ما همه‏مان در صحنه نباشيم و همه به فكر اين نباشيم كه اين كشوررا از شرّ مفسدان نجات بدهيم، اگر به فكر نباشيم ـ‌خداى نخواسته‌ اگر در وضع حاضر هم خيلى تأثير نكند، در وضع آينده ملت باز تأثير مى‏كند و ـ‌خداى نخواسته‌ دوباره ملت ما را گرفتار آنطور اشخاص مى‏كند كه بر صغير و كبير ما رحم نكنند. 61/9/3 از جمله امورى كه اجانب به آن دامن مى‏زنند، همين مسأله انتخابات است. هر انتخاباتى كه در ايران مى‏شود اينها مى‏گويند: مردم اين دفعه نمى‏آيند، مردم سست و خسته شده‏اند. و شما ديديد كه در انتخابات گذشته، از انتخابات اصل نظام جمهورى اسلامى گرفته تا مجلس خبرگان براى قانون اساسى، مجلس و رؤساى جمهور، مردم هر دفعه بهتر از دفعه قبل شركت كرده‏اند. الآن هم عده‏اى در خارج نشسته‏اند و تبليغ مى‏كنند كه اين دفعه ديگر مردم خسته شده‏اند و شور سابق را ندارند و از اين قبيل حرفها. اينها اكثراً عقده‏هايى در دل دارند و روى همين عقده‏هاست كه اين صحبتها را مى‏كنند. اگر عقده‏هاى درونى آنها حل مى‏شد، چنين صحبتهايى را نمى‏كردند. همين منافقين و ديگران كه مردم آنها را از ايران بيرونشان كرده‏اند، در خارج نشسته‏اند و مى‏گويند: مردم با ما هستند. شما ائمه جمعه موظفيد براى جلوگيرى از شيطنتهايى كه اينها مى‏كنند و مى‏گويند مردم اعراض كرده‏اند و در انتخابات شركت نمى‏كنند، مردم را به شركت در انتخابات دعوت كنيد و مردم نيز ثابت كنند كه اعراض نكرده‏اند و با شركتشان در انتخابات ثابت كنند كه از اسلام رويگردان نيستند. 61/9/11 از جمله چيزهايى كه باز تكليف همه ماست و تكليف آقايان استكه مردم را به آن دعوت كنند و دنباله حضور در صحنه است اين است كه مجلس خبرگانى كه ما امروز در پيش داريم، اينطور نباشدكه آقايان، ديگران كناره‏گيرى كنند، سستى كنند؛ ملت را دعوت كنند، خودشان تشريف ببرند به پاى صندوق رأى، رأى بدهند ، ملت را دعوت كنند به رأى. منتها ملت و شما و هركس آزاد است هميشه و به هركس كه مى‏خواهد رأى مى‏دهد، ولو آنكه آقايان و ـ‌فرض كنيد كه‌ علماى حوزه علميه تهران يا قم آنها را معرفى نكرده باشند. شما الزامى نداريد به اينكه هر چه آنها معرفى كردند شما هم همان را معرفى كنيد. البته آنها بررسى كرده‏اند، تخصص در اين امر دارند، بررسى از امور كرده‏اند و با بررسى، اين كار را انجام داده‏اند، لكن اين اسباب اين نمى‏شود كه كسى الزام كند كسى را كه تو بايد به فلان رأى بدهى. آزاد هستيد و رضاى خدا را در نظر بگيريد، و توجه به خدا داشته باشيد و پاى صندوقها بعد از اينكه اعلام كردند، تشريف ببريد و رأى خودتان را بدهيد. اين رأى به اسلام است. همانطور كه جمهورى اسلامى را شما رفتيد و رأى داديد و تقريباً از صد كمى كمتر رأى داديد، اينجا هم اميد است كه به همين‏طورها باشد، ان‏شاءاللّه‏. 61/9/16 همان‏طور كه قبلاً تذكر دادم مردم در دادن رأى به اشخاص واجد شرايط آزاد هستند، و هيچ كس را حق الزام كسى نيست. و من اميدوارم كه ملت شريف ايران در اين امر مهم الهى كه منحرفان از هر چيزى بيشتر با آن مخالفت كرده و مى‏كنند و اين نيز از اهميت آن است، يكدل و يك‏جهت در روز انتخابات به سوى صندوقها هجوم برند و آراى خود را به صندوقها بريزند. و اميد است علماى اعلام ـ‌كثّراللّه‏ امثالهم‌ هم خود شركت نمايند و هم ملت را ارشاد فرمايند. 62/7/13 مردم در انتخابات موظفند، موظف شرعى هستند كه اختلافات كوبنده را از آن دست بردارند، و اين يك امرى است كه بين همه هست، يعنى يك تكليفى متوجه به همه هست، به من طلبه كه اينجا نشسته‏ام و به شما علما و همه علماى بلاد و همه قشرهاى ملت، همه روشنفكران، همه نويسندگان، گويندگان، به همه تكليف شرعى است كه نگذاريد مسأله مثل مسأله مشروطيت بشود. عبرت بگيريد از آنجا، اگر مثل او بشود، آنهايى كه مخالف با اسلام و جمهورى اسلامى هستند و بازيگر هستند، آنها مى‏آيند قبضه مى‏كنند. يكى از امورى كه خيلى لازم است، همين مسأله است كه بايد تذكر بدهند آقايان، تنبه بدهند آقايان. و آن مطلب اول هم كه عرض كردم تذكر بدهند به مردم به اينكه امروز ايران، اينهايى كه در كار هستند، اينهايى كه متكفل امور هستند، چه مجلس و چه دولت و چه قوّه قضائيه و همه اينها يك راه دارند مى‏روند. البته نادر تويشان هست كه شيطان است ، لكن به حسب نوع امور، اينها دارند يك راه مى‏روند، خطوط مختلفه در كار نيست. اين توطئه را كه مى‏خواهند با اسم خطوط مختلفه، يك دستهرا طرفدار يك جبهه بكنند و يك دسته را طرفدار يك جبهه بكنند،و در صورتى كه خود آنها با هم اختلاف ندارند، مريدها به اختلاف بيفتند و كم كم در همه جا همان حرفهايى كه در مشروطه بود، كه در يك شهر يك دسته اهل منبر مشروطه بودند، يك دسته اهل منبر مستبد بودند، و در خانه‏ها همين مسائل بود و در بازار همين مسائل بود، يك وقت اينطور نشود كه مردم را به جان هم بيندازند، اين براى طرفدارى از فلان شخصيت و آن براى طرفدارى از فلان شخصيت، در صورتى كه همه‏اش توهّم بيشتر نيست. و همين طور در انتخابات توجه كنند، مردم را توجه بدهيد به اينكه شما مى‏خواهيد اسلام را حفظ كنيد، بايد منتخبين شما اشخاصى باشند كه توجه به اسلام داشته باشند، متعهد به اسلام باشند، بازيگر نباشند، به شرق و غرب توجه نداشته باشند. بايد تكليف كرد به مردم كه وقتى انتخابات پيش آمد به طور شايسته ، روحانيين عمل كنند، وعاظ عمل كنند و مردم هم به تبع آنها عمل كنند تا يك مجلسى داشته باشيم كه ديگر در آن هيچ اشخاصى كه مخالف با وجهه جمهوريت هستند نداشته باشيم. 62/9/20 دوره اول مجلس در مشروطه بد نبود و شايد هم خوب بود، ولى بعدها كم كم رسيد به جايى كه خودشان افرادى را انتخاب مى‏كردند. پس ما بايد سعى كنيم مرتبه دوم بهتر از اول باشد، مردم بهتر شركت كنند، مردم در صحنه حاضر باشند و تحت تأثير كسىو اقع نشوند. مردم با علما و اشخاص مورد اعتمادشان مشورت كنند، بعد به هر كس كه خواستند رأى دهند. مردم نبايد كنار بروند، اگر مردم كنار بروند همه شكست مى‏خوريم. خود مردم نگذارند قلدرها دخالت كنند، افراد نالايق دخالت كنند. اگر عده‏اى جمع شدند و افراد نالايق را انتخاب كردند، مردم به آنها رأى ندهند، اگر مردم هم متوجه نشدند، مجلس آنها را قبول نكند. تمام مردم موظفند كه در انتخابات حاضر باشند و تحت تأثير هيچ كس قرار نگيرند. بعد از اينكه مشورت كردند كه براى اسلام مفيد است رأى دهند. اگر كسى مورد شك بود و يا اگر كسانى منحرف ، خودشان را معرفى كردند، به آنها رأى ندهند. ما بايد مجلسمان را نگه داريم و كارى كنيم كه براى دولتى خوب اساس باشد. مردم اگر از من گِله دارند، از اسلام سرد نشوند. من خلاف كرده‏ام، به اسلام چه. مردم اگر اسلام را، استقلال و آزادى را، نبودن تحت‌اسارت شرق و غرب را مى‏خواهند، همه در انتخابات شركت كنند و در صحنه حاضر باشند. اگر يك ظالم خلاف كرد، اسلام كه نكرده است. پس بايد كارى كنيم كه ظلم نباشد و ظالم از بين برود. اگر ديديم در اين دوره خلاف شده و به افرادى ظلم شده بايد تلاشمان را بيشتر كنيم تا خلاف و ظلم را از بين ببريم نه اينكه كنار رويم و از صحنه خارج شويم. زيرا اگر از صحنه خارج شويم ظلم بيشتر مى‏شود. پس بايد اجتماعمان را بيشتر كنيم و بيشتر در صحنه حاضر باشيم. خداوند به شما قدرت و سعادت عنايت فرمايد. 62/11/22 از مسائل بسيار مهمى كه در آينده نزديك با آن مواجه هستيم مسأله انتخابات دوره دوم مجلس شوراى اسلامى است. اين مسأله از جهات مختلف آن قدر حساس و حياتى است كه هر چه درباره آن گفته شود بجاست. گويندگان محترم در هر موقع مناسبى و در هر اجتماعى، در سراسر كشور، خصوصاً در نماز جمعه‏ها، چه ائمه جمعه محترم و چه سخنرانان قبل از خطبه‏ها، جهات مختلف اهميت آن را به ملت گوشزد نموده؛ و خطرات ناشى از سوءجريان آن را كه به سرنوشت ملت و اسلام بستگى دارد با آنان در ميان گذارند. مجلس محلى است كه اكثريت قاطع مسائل مهم كشور بيواسطه يا باواسطه به آن وابسته است. هر چه به سر اين ملت مظلوم در طول زمان، پس از مشروطيت تا دوره آخر انتصابات ستمشاهى آمد، به طور قاطع از مجلسهاى فاسد بود كه ملت در انتخاب نمايندگانش يا هيچ دخالت نداشت، يا دخالت بسيار ناچيزى داشت. روحانيون را يكسره از دخالت بر كنار كردند؛ و با توطئه‏هاى موذيانه و تبليغات مسمومِ مُلهم از غرب، كه توسط روشنفكران و غرب و شرقزدگان خائن يا نفهم صورت مى‏گرفت ، مجلس را در نظر روحانيون و متدينين به گونه‏اى ساخته بودند كه دخالت در انتخابات از معاصى بزرگ و اعانت به ظلم و كفر بود! و روحانيت بكلى از صحنه خارج شد و به انزوا كشيده شد؛ و دست قلدران و شرق و غربزدگان باز شد؛ و كشور را به آنجا كشاندند كه ديديد و ديديم. مع‏الأسف امروز هم آن افكار پوسيده در نادرى از معممين بيخبر از دنيا ديده مى‏شود. در حالى كه اگر در هر شهرىو استانى چند نفر مؤثر افكار، مثل مرحوم مدرس شهيد، را داشتند، مشروطه به طور مشروع و صحيح پيش مى‏رفت، و قانون اساسى با متمم آن، كه مرحوم حاج شيخ فضل‏اللّه‏ در راه آن شهيد شد، دستخوش افكار غربى و دستخوش تصرفاتى كه در آن شد نمى‏گرديد، و اسلام عزيز و مسلمانان مظلوم ايران آن رنجهاى طاقت‏فرسا را نمى‏كشيدند. به دنبال خروج روحانيون، يا به عبارت ديگر، اخراج آنان از صحنه، عموم متدينين، از هر قشرى از اقشار ، چه فرهنگى، چه كارگرى، چه ادارى و بازارى و چه غير اينها، نيز از دخالت كناره گرفتند يا بر كنارشان كردند؛ و آن شد كه شد. اكنون ما بايد از آن توطئه‏ها و مفاسدى كه از انزواى متدينين پيش آمد و سيلى‏اى كه اسلام و مسلمين خوردند عبرت بگيريم؛ و بدانيم و بفهميم كه نظام اسلام و اجراى احكام آسمانى آن و مصالح ملت و كشور اسلامى و حفظ آن از دستبرد اجانب بستگى به دخالت اقشار ملت و بويژه روحانيون محترم و مراجع معظّم دارد. و اگر خداى نخواسته بر اسلام يا كشور اسلامى، از ناحيه عدم دخالت در سرنوشت جامعه، لطمه و صدمه‏اى وارد شود ، يك يك تمام ملت در پيشگاه خداى قهّارِ توانا مسئول خواهيم بود؛ و نسلهاى آينده، كه ممكن است از كناره‏گيريهاى كنونى مورد هزار گونه تجاوز واقع شوند، ما را نبخشند.... و بالجمله، حكومت حكومت اسلام و مردم است؛ و مجلس از مردم است، و رأى نيز از آن مردم است؛ و احدى تحت فرمان مقام يا مقاماتى نيست. لازم به تذكر است كه اهالى محترم هر حوزه انتخابيه فرد يا افرادى را كانديدا نموده، و براى آنان فعاليت صحيح قانونى و شرعى انتخاباتى نمايند. و براى هرچه بهتر و پرشورتر شدن انتخابات هيچ حوزه‏اى براى حوزه ديگر كانديدا تعيين ننمايد. و همچنين صلاحيت و عدم صلاحيت شخص و يا اشخاص كانديدا را تأييد و تصديق ننمايد. دخالت در انتخابات هر حوزه به عهده خود آن حوزه مى‏باشد. و بهتر است كه نمايندگان تمامى اقشار حوزه‏ها براى تعيين فرد يا افراد مورد نظرشان تبادل نظر نمايند. با تمام اين اوصاف، تمامى افراد در صورت دارا بودن شرايط لازم، در تعيين كانديدا و يا كانديدا شدن آزاد و مختارند. 62/12/9 از امورى كه لازم است امروز تذكر بدهم شايد بعد دير بشود ، قضيه انتخابات است. همان طورى كه مكرر من عرض كرده‏ام و سايرين هم گفته‏اند، انتخابات در انحصار هيچ‏كس نيست، نه در انحصار روحانيين است، نه در انحصار احزاب است، نه در انحصار گروههاست. انتخابات مال همه مردم است. مردم سرنوشت خودشان دست خودشان است. و انتخابات براى تأثير سرنوشت شما ملت است. از قرارى كه من شنيده‏ام در دانشگاه بعض از اشخاص رفته‏اند گفته‏اند كه دخالت در انتخابات، دخالت در سياست است و اين حق مجتهدين است. تا حالا مى‏گفتند كه مجتهدين در سياست نبايد دخالت بكنند، اين منافى با حق مجتهدين است، آنجا شكست خورده‏اند حالا عكسش را دارند مى‏گويند. اين هم روى همين زمينه است، اينكه مى‏گويند انتخابات از امور سياسى است و امور سياسى هم حق مجتهدين است هر‌دويش غلط است. انتخابات سرنوشت يك ملت را دارد تعيين مى‏كند. انتخابات بر فرض اينكه سياسى باشد و هست هم ، اين دارد سرنوشت همه ملت را تعيين مى‏كند، يعنى آحاد ملت سرنوشت زندگيشان در دنيا و آخرت منوط به اين انتخابات است. اين اين طور نيست كه انتخابات را بايد چند تا مجتهد عمل كنند. اين معنى دارد كه مثلاً يك دويست تا مجتهد در قم داشتيم و يك صد تا مجتهد در جاهاى ديگر داشتيم، اينها همه بيايند انتخاب كنند، ديگر مردم بروند كنار؟! اين يك توطئه‏اى است كه مى‏خواهند همان طورى كه در صدها سال توطئه‏شان اين بود كه بايد روحانيون و مذهب از سياست جدا باشد و استفاده‏هاى زياد كردند و ما ضررهاى زياد از اين برديم، الآن هم گرفتار ضررهاى ا و هستيم. حالا ديدند آن شكست خورد، يك نقشه ديگر كشيدند، و آن اين است كه انتخابات حق مجتهدين است، انتخابات يا دخالت در سياست حق مجتهدين است. دانشگاهيها بدانند اين را كه همان طورى كه يك مجتهد در سرنوشت خودش بايد دخالت كند، يك دانشجوى جوان هم بايد در سرنوشت خودش دخالت كند. فرق مابين دانشگاهى و دانشجو و مثلا مدرسه‏اى و اينها نيست ، همه‏شان با هم هستند. اينكه در دانشگاه رفتند و يك همچ و مطلبى را گفتند، اين يك توطئه‏اى است براى اينكه شما جوانها را مأيوس كنند. بيدار باشيد! توجه كنيد! اينها با توطئه‏هايشان مى‏خواهند كار را انجام بدهند، نمى‏توانند با دخالت نظامى‏كار بكنند، اينها مى‏خواهند با شيطنتهايشان كار خودشان را انجام بدهند. آن وقت شيطنت اين بود كه سياست از مذهب خارج است و بسيار ضرر به ما زدند و ما بسيار ضرر خورديم و آنها هم بسيار نفع بردند. اين مطلب شكست خورده. حالا مى‏گويند كه سياست حق مجتهدين است يعنى، در امور سياسى در ايران پانصد نفر دخالت كنند ، باقيشان بروند سراغ كارشان. يعنى مردم بروند سراغ كارشان، هيچ كار به مسائل اجتماعى نداشته باشند، و چند نفر پيرمرد ملاّ بيايند دخالت بكنند. اين از آن توطئه سابق بدتر است براى ايران. براى اينكه، آن يك عده از علما را كنار مى‏گذاشت، منتها به واسطه آنها هم يك قشر زيادى كنار گذاشته مى‏شوند، اين تمام ملت را مى‏خواهد كنار بگذارد. يعنى نه اينكه اين مى‏خواهد مجتهد را داخل كند، اين مى‏خواهد مجتهد را با دست همين ملت از بين ببرد. بايد دانشگاهيها متوجه باشند كه اگر چنانچه افرادى در دانشگاه هستند كه شيطنت دارند مى‏كنند، اينها را بايد توجه كنندكه گول اينها را نخورند. خودشان دخالت در امور انتخابات بكنند. انتخابات سرنوشت حتى شمايى كه در آنجا هستيد را تعيين مى‏كند. يك امرى كه سرنوشت آحاد ملت در دست اوست،و ظيفه آحاد ملت است كه در آن دخالت كند، مربوط به يك قشرى، دون قشرى نيست، همه بايد در اين دخالت بكنند. و اين شيطنتهايى كه الآن دارند مى‏كنند، به طورى كه به من گفته‏اند براى مأيوس كردن بعضى از جوانهاى ماست. اين شيطنت را خنثى كنيدو فعال وارد بشويد در انتخابات. مى‏خواهيد خودتان كسانى را تعيين كنيد و انتخاب بكنيد، مى‏خواهيد ببينيد هر قشرى كه مى‏پسنديد حرفهاى آنها را و كانديداى آنها را. شما هم با آنها باشيد. در هر صورت ما بايد از كيد اين خائنين هيچ وقت غافل نشويم. اينها دائماً مشغول نقشه كشى هستند و دائماً مشغول توطئه هستند براى اينكه، آن سيلى‏اى كه از اسلام خورده‏اند اينها، به اين زودى جبران‏پذير نيست. اينها مى‏خواهند و مى‏دانند كه با زور نمى‏شود اين كار را انجام داد. اگر هم يك وقتى مى‏گويند كه ما با زور و نظامى مى‏كنيم، اين بيخود مى‏گويند. خودشان هم مى‏فهمندكه بيخود مى‏گويند. آنها اگر بخواهند كارى بكنند همين از ناحيه خود مردم، از ناحيه دانشگاه، از ناحيه بازار، از ناحيه كارگرها، از ناحيه كارخانه‏ها، از اين جاها مى‏خواهند صدمه بزنند. و شما اگر بخواهيد براى خدا باشد يا براى ملتتان باشد يا براى زندگى خودتان باشد، بخواهيد كه اسير نباشيد بايد همه توجه كنيد و گول اين حرفها را نخوريد و در انتخابات به طور فعال همه دخالت بكنيد. و من اميدوارم كه ان‏شاءاللّه‏ همه موفق بشويد. و اميدوارم كه با سلامت و سعادت به كار خودتان ادامه بدهيد كه كار بسيار عظيمى است و كار بسيار پراهميتى است. 62/12/14 يك سفارش ديگر راجع به انتخابات است. شما هر چه هم خوب رفتار كنيد آنهايى كه بايد اشكال كنند مى‏كنند. ما كارى به اشكال آنها نداريم. آنها از اول اشكال مى‏كردند حالا هم اشكال مى‏كنند. قبل از اين هم كه انتخاباتى در كار باشد، صحبت انتخابات همچوكه نزديك شد شروع كردند به اينكه اين انتخابات آزاد نيست ، مردم هيچ وقت نمى‏روند پاى صندوقها، چه خواهند كرد. اينها بعدها هم خواهند گفت. اينجا ما كار نداريم، ما خودمان بين خودمان و خداى تبارك و تعالى بايد فكر بكنيم كه شما مسئول اين مسأله هستيد، هم مسئول كار خودتان و هم مسئول مسئولين ديگرى كه تحت نظر شما هستند هستيد، كه جريان انتخابات يك جريان صحيح باشد. هيچ كس در انتخابات بر ديگرى مقدم نيست، همه افراد ملت يك جور هستند در انتخابات، يعنى همان آدمى‏كه يك كار كوچكى انجام مى‏دهد با آن كسى كه در رأس همه امور هست در باب انتخابات هيچ با هم فرقى ندارند، اين يك رأى دارد، آن هم يك رأى دارد. اين يك جور بايد با او عمل بشود، با آن هم يك جور عمل بشود. بنابراين، توجه به اينكه انتخابات جورى باشد كه مردم‏پسند باشد، نه جورى باشد كه فرض كن خان‏پسند باشد، ما او را مى‏خواهيم. مردم‏پسند باشد، يعنى مردم احساس بكنند به اينكه مسأله انتخابات به آن طورى كه قانون انتخابات گفته است، به آن طورى كه اسلام مى‏خواهد دارد عمل مى‏شود. عمل مال شماست، قانون يك ثبتى است كه مى‏شود ، يك وظيفه‏اى تعيين مى‏كند، لكن آنى كه مهم است در مقام عمل است. مقام عمل جورى باشد كه تطبيق بكند با قانون، و مردمرا ضى باشند در عمل. و توجه به اين معنا هم از لازمات است كه توجه بكنيد كه اخلالگرها نيايند خرابكارى بكنند. بلااشكال در زمان انتخابات يك دسته اخلالگر هم پيدا مى‏شوند كه مى‏خواهند خدشه دار بكنند و مى‏خواهند هياهو بكنند، اين كارها را بكنند. اين را با شدت جلويش را بگيرند كه اخلال نكنند. بايد آرام هر كه مى‏آيد رأيش را آرام بدهد. كسى بيايد مثلاً نزديك صندوق باشد بخواهد كه اخلال بكند، يا كسانى باشند كه در نزديك صندوق بخواهند به مردم بگويند به اين رأى بدهيد ديگر اين كارها نيست. تبليغات كه هركس كرده است در موارد خودش يك حدودى دارد، مى‏كند. آنجا ديگر جاى اين حرف نيست كه آنجا بايستند و بگويند فلانى خوب است، فلانى بد است. اين حرفها همه‏اش بايد جلوگيرى بشود تا ان‏شاءاللّه‏ يك انتخابات خوبى داشته‏باشيم. و من اميدوارم كه موفق بشويد در اين امر، و مردم هم حاضرند در انتخابات، حاضر مى‏شوند در انتخابات، براى اينكه مردم، كشوررا حالا از خودشان مى‏دانند و مى‏دانند كه سرنوشت كشور با انتخابات است. اين طور نيست كه حالا بگويند ما انتخاب كنيم براى كى. انتخاب مى‏كنند براى خودشان. پيشتر اين حرف بود كه خوب، به ما چه ربط دارد انتخابات، به ما كارى ندارند، آنها به مصالح ما كارى ندارند. اما امروز اين حرف نيست، مردم شركت مى‏كنند و من اميدوارم كه هرچه بيشتر شركت بكنند در انتخابات. اين وظيفه‏اى است الهى، وظيفه‏اى است ملى، وظيفه‏اى است انسانى، وظيفه‏اى است كه ما بايد عمل به آن بكنيم، همه مان بايد در انتخابات شركت بكنيم. شما بايد در حسن جريان انتخابات جديت بكنيد، و مردم هم ان‏شاءاللّه‏ وارد بشوند و رأى بدهند. 63/1/19 شما بايد در همه صحنه‏ها و ميدانها آن قدرى كه اسلام اجازه دادهو ارد باشيد. مثل انتخابات كه امروز عملى است كه بايد انجام بگيرد و صحبت روز است در ايران، خانمها همان طورى كه مردها فعاليت مى‏كنند براى انتخابات، خانمها هم بايد فعاليت بكنند براى اينكه فرقى ما بين شما و ديگران در سرنوشتتان نيست. سرنوشت ايران، سرنوشت همه است. يعنى آن قدرى كه اسلام خدمت به شما كرد، به مردها آن قدر خدمت نكرد. اسلام، شما را حفظ كرد و شما متقابلاً اسلام را حفظ بكنيد. حفظ اسلام به اين است كه اين انتخابات كه مى‏خواهد مجلس دوم را متحقق كند ، بدانيد كه انتخابات از امورى است كه در سرنوشت شما و در سرنوشت ما نقش مهم دارد، و بالاترين نقش است... ولهذا بايد شما خانمها يك نقش بسيار فعال داشته باشيد كه خداى نخواسته ، مجلس يك مجلسى نشود كه به واسطه ورود بعض عناصر غيرصالح بتدريج كشانده بشود به طرف شرق يا به غرب، و همان بشود كه در زمان سابق بود و همان بگذرد بر ما و شما كه در زمان سابق مى‏گذشت. بحمداللّه‏ امروز مجلسى كه بپا بشود، اين مجلس اميدوارم كه بهتر از مجلس سابق باشد و بحمداللّه‏ خواهد شد. براى اينكه همه قشرها مشغول فعاليت هستند و كسانى كه بررسى كردند از اين مسائل، امروز مى‏گويند مردم در صحنه هستند و خودشان هم نظر دارند. بايد همه شما در اين امر نظر داشته باشيد، در امور سياسى نظر داشته باشيد. براى اينكه امور سياسى مخصوص يك طبقه نيست، همان طورى كه علم مخصوص يك طبقه نيست. همان طورى كه مردها بايد در امور سياسى دخالت كنند و جامعه خودشان را حفظ كنند، زنها هم بايد دخالت كنند و جامعه را حفظ كنند. زنها هم بايد در فعاليتهاى اجتماعى و سياسى همدوش مردها باشند، البته با حفظ آن چيزى كه اسلام فرموده است، كه بحمداللّه‏ امروز در ايران جارى است. و من اميدوارم كه مجلس يك مجلس بسيار خوبى باشد، و مجلسى باشد كه با آزادى، همه ملت شركت كنند و اعتنا به اين كه به ما بعدها خواهند گفت چه، نكنند. براى اينكه آنهايى كه با ما دشمن‏اند، امروز در فعاليت هستند كه اين مجلس را لوث كنند. در خارج و داخل فعاليت هست و شما بايد آن فعاليتها را با حضور خودتان، با اجتماع خودتان، با رفتن خودتان بر سر صندوقهاى انتخابات، آنها را همه را خنثى كنيد. و مجلس اگر باشد، ان‏شاءاللّه‏ مجلس خوب باشد. با داشتن علما و قانوندانهاى، حقوقدانهاى نگهبان، شوراى نگهبان، ما آرام هست دلمان، براى اينكه در مجلس ان‏شاءاللّه‏ مسائلى بر خلاف اسلام و بر خلاف مصالح مسلمين نخواهد گذشت، و اگر اشتباهى در مجلس واقع بشود ، شوراى محترم نگهبان كه در اين دوره باكمال قدرت و استقلال عمل كرد، در دوره‏هاى ديگر هم همين طور باشد، و اين ملت را و اين دولت را و اين كشور را به پيش ببرد. 63/2/9 ما گمان نكنيم كه دستهاى قدرتهاى بزرگ قطع شده است از اينجا. ملت ايران بايد توجه كنند به اينكه توطئه‏ها هست. الآن، شما ملاحظه بفرماييد كه در همين انتخاباتى كه با آن خوبى و آزادى انجام گرفت و بحمداللّه‏ مردم همه در صحنه حاضر بودند، و اميد است كه در دوره دوم هم، در آن بعد هم كه بايد انتخابات بشود آن هم حاضر باشند مردم، و اين تكليف الهى را به آن عمل كنند، الآن دستهايى از داخل و خارج هست كه بين آقايانى كه در انتخابات دخالت داشتند اختلاف بيندازند. شما گمان نكنيد كه خارجيها و اذناب آنها در اين كشور كودتا مى‏كنند، نمى‏كنند، چون نمى‏توانند. كشورى كه همه‏اش مهياست براى شهادت، نمى‏توانند كه آنها در اينجا وارد بشوند، لكن از داخل ما را مى‏پوسانند. يكى از مواردىكه الآن انگشت آنها در كار است و با جديت دارند توطئه مى‏كنند اين است كه، دو دستگى بيندازند بين اشخاصى كه در انتخابات بردند يا باصطلاح باختند. با اين تعبير زشت برد و باخت، شكستو پيروزى، با اين تعبيرهاى زشت مى‏خواهند بين ملت ما اختلاف بيندازند. انتخاباتى كه بايد همه دست به هم بدهند و آن را به وجه صحيح به آخر برسانند، و بايد وحدت زيادتر بشود از اول، من مى‏ترسم كه خداى نخواسته، موجب اختلاف بشود. و اين از مكايد شيطان است به دست شياطين. اگر براى خدا كسى مى‏خواهد كار بكند خودش را انتخاب كرده است كه خدمت كند به اسلام و مسلمين. اگر چنانچه پيروز بشود پيروزى نبايد بگويد ، براى اينكه يك خدمتى است به عهده‏اش آمده است و گرفتارى اين خدمت بسيار شديد است. و اگر چنانچه در اين دوره او كنار رفته است خيال نكند كه كنار رفته است و اين عيبى است. قضيه برد و باخت نيست، قضيه خدمت است در اين پست يا در آن پست. بايد ايران بداند كه دستهايى الآن در كار است كه حتى بين خانه‏ها اختلاف بيندازد. در يك خانه بين افراد اختلاف بيندازد. ما بايد از تاريخ عبرت ببريم و اين تاريخ در زمان مشروطه اين طور بود. در زمان مشروطه آنهايى كه مى‏خواستند ايران را نگذارند به يك سامانى برسد و چماق استبداد تا آخر باقى بماند، بين افراد ، دستجات، احزاب اختلاف انداختند، حتى آنهايى كه آن وقت بودند مى‏گفتند كه در يك خانه بين برادر با برادر، پدر و پسر اختلاف بود، يك دسته مستبد، يك دسته مشروطه. اين اختلاف موجب شد كه نتوانست مشروطه آن طورى كه علماى اسلام مى‏خواستند تحقق پيدا بكند. بعد هم اين اختلافات موجب شد كه يك دسته از آن غربزده‏ها بريزند و به اسم مشروطه بگيرند مقامات را و استبداد به صورت مشروطه بر اين ملت تحميل كنند و ديديد كه چه شد. امروز همان روز است اگر ملت ايران بيدار نشود، اگر علماء اسلام بيدار نباشند، غفلت كنند، اگر علماى قم ، مدرسين قم، طلاب قم، علماء تهران، روحانيت مبارز تهران ، علماء همه بلاد و روحانيون همه بلاد و مردم بيدار نشوند، الآن دارند وضعى را، يعنى مى‏خواهند وضعى را كار كنند كه زمان مشروطه كردند، و بدانيد گناهش به گردن همه ماست. مسأله كرسى مجلس در اسلام مطرح نيست، مسأله رياست مطرح نيست، مسأله رياست جمهور مطرح نيست، مسأله وزارت مطرح نيست، اگر كسى اينها را خيال كند مطرح هست اسلام را نشناخته است. شماها شيعه همان هستيد كه مى‏گويد كه من به اندازه اين كفش كهنه‏اى كه هيچ نمى‏ارزد امارت شما را به اندازه اين برايش ارزش قائل نيستم مگر اينكه حقى را ايجاد كند. شما كه مى‏خواهيد حق را ايجاد كنيد، شما كه مى‏خواهيد اسلام را به پيش ببريد، چه در مجلس پيش ببريد يا در مدرسه پيش ببريد يا در محافل ديگر، بايد پيشتان فرق نكند. بايد توجه كنيد به اينكه مبادا آن گرفتاريهاى آن زمان براى ما پيش بيايد. نمى‏آيد ان‏شاءاللّه‏. حالا فردا رسانه‏هاى گروهى نگويند كه معلوم شد ايران به هم خورده است و ديگر نخير، نوبت ما رسيده است. خير آنها بايد آرزوهايشان را به گور ببرند. اينكه من عرض مى‏كنم، نه اينكه ما الآن مبتلا به قضيه‏اى هستيم، ما هميشه مى‏خواهيم جلوى فسادهارا كه آنها مى‏خواهند ايجاد كنند جلويش را بگيريم. آنها گمان نكنند كه الآن، ايران يك خبرى شده. ايران يك انتخاباتى آزاد كه در تمام دنيا يك همچو انتخابات آزادى نبوده است. اين طور نيست كه كسى گمان كند كه حالا وقت اين شده است كه ما نتيجه بگيريم. نه اين وقت براى شما نخواهد آمد و نتيجه‏اى از اين مسائل دست شما نخواهد رسيد و چيزى نيست در كار. من تنبه مى‏دهم كه مبادا بشود والاّ مسأله نيست. در هر صورت من بايد تذكر بدهم به اينكه آقايانى كه در انتخابات دخالت كردند باز هم با كمال خلوص نيت دخالت بكنند و هرگز از اين معنا كه من نبردم و او برده است دلخور نباشند. شما همه برادر هستيد، دوستيد. اين دوست باشد در مجلس يا آن دوست باشد يا من باشم، اينها مطرح نبايد باشد پيش ملت ايران و مطرح نيست ان‏شاءاللّه‏. من اميدوارمكه در اين دوره‏اى كه باز پيش مى‏آيد و بايد انتخابات بعد از چند روز ديگر با جديت آقايانى كه دست‏اندركار هستند، مثل وزير كشور و مثل شوراى نگهبان، بزودى اين امر شروع بشود كه مجلس ما، ايران ما يك روز بدون مجلس نباشد. و آقاى امامى مژده اين معنا را الآن به من دادند كه نه، همين طور خواهد شد. و من اميدوارم كه ملت ايران به همان طورى كه اين دفعه آمدند پاى صندوقها، اين دفعه ديگر هم بيايند و آراء خودشان را در صندوقها بريزند، و قدر اين آزادى را بدانند كه تحت تأثير هيچ كس نبودند و احدى در سرتاسر ايران الزام نكرده است كسى را كه رأى به اين بده يا به او بده. الزام به رأى دادن هم نكرده است، لكن تكليف شرعى گفته است. ما اگر مى‏گوييم، تكليف شرعى مى‏گوييم، والاّ نه اين است كه ما الزامشان بكنيم. اين مكلفند شرعاً به اينكه حفظ بكنند جمهورى اسلامى را، و حفظ به اين است كه در صحنه باشند، و حفظ به اين است كه اختلافات نداشته باشند، و حفظ به اين استكه مبادا آن كسى كه فرض كنيد كه برده است باصطلاح برود به رخ او بكشد، آن كسى كه نبرده است خيال كند كه يك چيزى از دستش رفته است. اين حرفها نيست در كار. چيزى نيست اصلش. اسلام است، اسلام در دست همه شما هست شما مى‏خواستيد آنجا خدمت بكنيد نشد حالا در جاى ديگر خدمت مى‏كنيد. مى‏خواستيد در مجلس خدمت كنيد نشد حالا در دولت خدمت مى‏كنيد، حالا در پستهاى ديگر خدمت مى‏كنيد، حالا در مدرسه خدمت مى‏كنيد، حالا مشغول به [تدريس] مى‏شويد. من اين امر راكه عرض مى‏كنم از همه ملت تقاضا مى‏كنم كه مبادا تحت تأثير اين عناصرى كه الآن در كار هستند و مى‏خواهند القاء اختلاف بكنند ، تحت تأثير اينها واقع بشويد. و همه برادر هم هستيد و برادروار با هم باشيد، و اگر چنانچه در انتخابات اشتباهاتى شده يا فرضاً تقلبى شده است، خوب، مواردى هست كه رسيدگى مى‏شود و شوراى نگهبان هم يا ابطال مى‏كند يا فرض كنيد بعضى صندوقهارا يا اصل انتخابات را. يك مسأله عادى است كه در همه جا هستو اين امر مهمى نيست. من اميدوارم كه آقايان با كمال اخلاص اين دفعه هم وارد بشوند و آراء خودشان را بريزند. و اين مبعثى كه نورش به همه عالم رسيده است، درصورتى كه نتوانستند آن طورى كه مى‏خواستند بشود ما دنبالش باشيم كه زحمات انبيا را حفظ كنيم. و نگذاريم كه خداى نخواسته، آن زحمتى كه تا حالا در ايران كشيده شده است و بحمداللّه‏ به قدرت خودش رسيده است ايران، و الآن در همه دنيا مطرح است و تنها چيزى كه مطرح است الآن بيشتر در همه جا همين معناست، و اين هم براى اين است كه اينها مى‏ترسند كه مبادا اسلام تحقق پيدا بكند و آرزوهاى خودشان از بين برود. 63/2/25 يكى از امور مهمه‏اى كه امروز همه ما به آن مبتلا هستيم و همه كشور، قضيه انتخابات است. از خارج چشم دوخته‏اند به اينكه اين انتخابات نشود درست. اعلاميه‏ها، نمى‏دانم، بساط، چيز، كه مردم شركت نكنيد، و شركت كردند الحمدللّه‏. اين مرحله هم كه پيش آمده است، مردم ما شركت كنند و در مقابل قدرتهاى بزرگى كه چشم دوخته‏اند به اينكه ملت ايران ديگر از اسلام برگشته و از مسائل اسلامى برگشته، آنها بفهمند مسأله اين طور نيست، فرضاًكه ما بد باشيم اما اسلام كه خوب است، اسلام را كه قبول دارند همه، اين يك وظيفه اسلامى است كه ما حفظ كنيم جمهورى اسلامى را. اگر مجلس لطمه‏اى بر آن وارد بشود به جمهورى اسلامى لطمه وارد مى‏شود. اگر مجلس يك مجلس قوى‏اى باشد براى خاطر اينكه پشتوانه‏اش همه ملت باشد، اين مجلس مى‏تواند با دنيا كه در مقابل ايران واقع شده است كارهايش را به‌شايستگى عمل بكند، و اين تابع اين است كه قوى باشد، و قوتش هم تابع اين است كه شماها رأى بدهيد. امروز ديگر مثل سابق نيست كه يك ليستى درست بكنند و بفرستند هرجا، اينها بايد بشود، غير از اينها نبايد بشود. يا يك دسته مأمور بفرستند سرصندوقها هر كارى دلشان مى‏خواهد بكنند. امروز اختيار دست خود شماهاست و احدى حق ندارد كه تصرف بكند. بله، در تشخيص خودتان اگر مى‏توانيد تشخيص بدهيد و اگر خودتان نمى‏توانيد، خوب ، اشخاص متدين صحيح هستند به آنها مراجعه كنيد كه آنها تشخيص بدهند، آن هم بايد عمل بكنيد. 64/5/8 از مسائلى كه ما در پيش داريم، الآن قضيه انتخابات رئيس جمهور است. من كار ندارم كى رئيس جمهور مى‏شود، به من مربوط نيست، من خودم يك رأى دارم به هر كه دلم مى‏خواهد مى‏دهم ، شما هم همين طور. اما اگر بخواهيد در مقابل دنيا اظهار حيات بكنيد كه بگوييد ما بعد از گذشتن چندين سال زنده هستيم، بايد مشاركت كنيد. اگر ـ‌خداى نخواسته‌ از عدم مشاركت شما يك لطمه‏اى بر جمهورى اسلامى وارد بشود، بدانيد كه آحاد ما، كه اين خلاف را كرده باشيم ـ‌خداى نخواسته‌ مسئول هستيم؛ مسئول پيش خدا هستيم. مسأله، مسأله رياست جمهور نيست؛ مسأله ، مسأله اسلام است؛ مسأله، مسأله قواعد اسلام است؛ مسأله ، مسأله حيثيت اسلام است و مسأله‏اى است كه بايد ما همه به آن اهميت بدهيم و بيشتر از هر وقت و بيشتر از هر سال و هر دوره بايد ان‏شاءاللّه‏، شركت بكنيم و اميدوارم كه همه شركت بكنند. و شما بدانيد كه از مركز ايران، اسلام پرتوش در تمام دنيا رفته است؛ همه جا هست...‌. اگر ديدند كه رأى دادن به رئيس جمهور ، هر كه مى‏خواهد باشد، اجتماع در جمعيت مسلمين كه هست، اين اسباب تقويت اسلام است، آنهايى كه به اسلام عقيده دارند، بايد خودشان هم بيايند در ميدان و بيايند رأى بدهند. اين طور نباشدكه حالايى كه مطابق ميل من نشده، من كنار بروم. 67/1/11 در آستانه انتخابات سومين دوره مجلس شوراى اسلامى هستيم. گمان نمى‏كنم كه نقش و اهميت انتخابات و مجلس شوراى اسلامى بر كسى پوشيده باشد. بحمداللّه‏ هرچه از عمر با بركت انقلاب شكوهمند اسلامى ما مى‏گذرد، مردم مسلمان و متعهد كشورمان به اهميت حضور و نقش تعيين‏كننده خود در تمامى صحنه‏هاى انقلاب آشناتر مى‏شوند، و راز دوام و بقا و استحكام قيام الهى خود را بهتر كشف مى‏نمايند. هم اكنون، با توجه به آگاهى و شعور بالاى سياسى مردم خداجوى ايران، شايد ضرورتى به يادآورى اهميت شركت در انتخابات نباشد؛ ولى براى احتياط در اداى تكليف شرعى‌‌سياسى خود نكاتى را متذكر مى‏شوم: 1. از آغاز انقلاب تاكنون، يكى از اهداف شوم و پليدى كه همواره مورد توجه استكبار جهانى و نوكران خارجى و داخلى آنان بوده است دور كردن مردم از صحنه‏هاى انقلاب و گسستن پيوندهاى پولادين آنان با آرمانهاى اجتماعى‌‌سياسى اسلام بوده است؛ كه در راه تحقق آن به انواع حيله‏ها و ترفندهاى گوناگون متوسل شده‏اند؛ كه بحمداللّه‏ سرشان به سنگ خورده است؛ و ملت پيروز و سرافراز ايران با نمايش قدرت عظيم خود در حوادث گوناگون انقلاب اين حقيقت و واقعيت را به اثبات رسانيده و نشان داده‏اند كه از درياى خروشان وحدت و انسجام آنان چيزى كم نشده و نخواهد شد. و جهانخواران ان‏شاءاللّه‏ تا ابد حسرت گسستن اتحاد مقدس مردم ما را به گور خواهند برد. بعيد به نظر نمى‏رسد كه در اين روزها يكى از اهداف شرارتهاى اخير صداميان در تهديد و ارعاب و ادامه بمبارانها و موشكباران مناطق مسكونى، علاوه بر سرپوش نهادن بر شكستهاى پياپى خود در صحنه‏هاى نبرد، رسيدن به اين هدف باشد كه حضور مردم را تحت‏الشعاع اين جنايات قرار دهد و از هم اكنون هم بايد مطمئن باشيم رسانه‏هاى استكبارى از عدم حضور مردم در صحنه انتخابات سخنها خواهند گفت؛ و با تحليلهاى موذيانه و القائات توأم با تهديد و ارعاب تلاش خواهند نمود ذهنها را به مسائل ديگر معطوف نمايند. غافل از آنكه امت اسلامى ايران سالهاست نشان داده‏اند كه از اين هياهوها نمى‏ترسند، و مقاوم و استوار در مقابل تمام ابرقدرتها و قدرتها مى‏ايستند؛ و به يارى خداوند متعال، ملت شريف ايران با حضور گسترده خود انتخابات را در موعد مقرر و با قدرت و قاطعيت برگزار مى‏كنند؛ و مطمئناً در زير موشك و بمب هم اگر قرار بگيرند، به پاى صندوقها مى‏روند و به تكليف شرعى و الهى خود عمل خواهند نمود. و اينجانب تحت هر شرايطى در انتخابات شركت مى‏كنم. و ان‏شاءاللّه‏ دنيا خواهد ديد كه مردم عزيز ايران چگونه حماسه حضور گذشته خويش را در سراسر ميهن اسلامى تكرار خواهند كرد. 2. همان‏طور كه بارها گفته‏ام، مردم در انتخابات آزادند و احتياج به قيم ندارند، و هيچ فرد و يا گروه و دسته‏اى حق تحميل فرد و يا افرادى را به مردم ندارند. جامعه اسلامى ايران، كه با درايت و رشد سياسى خود جمهورى اسلامى و ارزشهاى والاى آن و حاكميت قوانين خدا را پذيرفته‏اند و به اين بيعت و پيمان بزرگ وفادار مانده‏اند، مسلّم قدرت تشخيص و انتخاب كانديداى اصلح را دارند. البته مشورت در كارها از دستورات اسلامى است.و مردم با متعهدين و معتمدين خويش مشورت مى‏نمايند. و افرادو گروهها و روحانيون در حد تذكرات قبلى در حوزه خود مى‏توانند كانديدا معرفى نمايند؛ ولى هيچ كس نبايد توقع داشته باشد كه ديگران اظهار نظر و اظهار وجود نكنند. 68/3/15 وصيت من به ملت شريف آن است كه در تمام انتخابات، چه انتخاب رئيس جمهور و چه نمايندگان مجلس شوراى اسلامى و چه انتخاب خبرگان براى تعيين شوراى رهبرى يا رهبر، در صحنه باشند و اشخاصى كه انتخاب مى‏كنند روى ضوابطى باشد كه اعتبار مى‏شود مثلاً در انتخاب خبرگان براى تعيين شوراى رهبرى يا رهبر، توجه كنند كه اگر مسامحه نمايند و خبرگان را روى موازين شرعيه و قانون انتخاب نكنند، چه بسا كه خساراتى به اسلام و كشور وارد شود كه جبران‏پذير نباشد. و در اين صورت همه در پيشگاه خداوند متعال مسئول مى‏باشند. از اين قرار، عدم دخالت ملت از مراجع و علماى بزرگ تا طبقه بازارى و كشاورز و كارگر و كارمند، همه و همه مسئول سرنوشت كشور و اسلام مى‏باشند؛ چه در نسل حاضر و چه در نسلهاى آتيه؛و چه بسا كه در بعض مقاطع، عدم حضور و مسامحه، گناهى باشدكه در رأس گناهان كبيره است. تبليغات انتخاباتى 58/2/23 هيچ سابقه ندارد در دنيا ـ‌هر جا شما بگرديد‌ مردم به اين شور و شعف براى رأى دادن بروند. اينقدر تبليغات مى‏كنند اين رؤساى جمهور، وقتى كه مى‏خواهند ... [انتخاب] بشوند؛ اينقدر خرج مى‏كنند، اينقدر تبليغات مى‏كنند، از يك ماه دو ماه قبل پولهاى گزاف خرج مى‏كنند و تبليغات زياد ـ‌راست و دروغ‌ تا اينكه يك عده مردم را جمع كنند و رأى بدهند. اينجا اين مسائل نبود. مسأله ، اسلام بود، و مردم روى عقايد اسلامى خودشان با آن شور و شعف رفتند و رأى دادند. از سى و پنج ميليون جمعيت، بيست ميليون بيشتر رأى موافق دادند. 58/10/14 از آقايان كانديداها و دوستان آنان انتظار دارم كه اخلاق اسلامى‌‌انسانى را در تبليغ براى كانديداى خود مراعات؛ و از هر گونه انتقاد از طرف مقابل كه موجب اختلاف و هتك حرمت باشد خوددارى نمايند، كه براى پيشبرد مقصود، ولو اسلامى باشد ، ارتكاب خلاف اخلاق و فرهنگ، مطرود و از انگيزه‏هاى غير اسلامى است. اينجانب بنا ندارم از كسى تأييد نمايم، چنانكه بنا ندارم كسى را رد كنم. و از تمام احزاب و گروهها و افراد مى‏خواهم از نسبت دادن كانديداى خود به من كه از آن استفاده تأييد و يا تعيين و يا رد شود ، خوددارى كنند. من بسيار مايل هستم كه گروههايى كه متعهد و معتقد به جمهورى اسلامى و خدمتگزار به اسلام هستند، در مبارزات انتخاباتى كمال آرامش را در تبليغ كانديداهاشان رعايت نمايند، و نسبت به يكديگر تفاهم و صميميت و اُخوت اسلامى داشته باشند، و از تفرقه و كدورت شديداً احتراز كنند كه تفرقه و تشتت، دوستان را نگران و دشمنان را كامياب مى‏كند و موجب تبليغات سوء مى‏شود. 58/10/26 به اطلاع هموطنان عزيز برسانيد كه: عكس اينجانب دليل بر تأييد كسى نبوده؛ چنانچه دليل بر عدم تأييد هم نمى‏باشد. 58/11/23 من از همه قشرها، از همه ملت مى‏خواهم كه آداب اسلامى خودشان را نسبت به همه امور، خصوصاً در انتخابات حفظ كنند.و مبادا خيال كنند كه مبارزات انتخاباتى عبارت از اين است كه به ديگران بد بگويند و كارشكنى بكنند. البته دعوت به انتخاب اشخاص مانع ندارد، لكن توجه داشته باشند كه همان طور كه در انتخاب رئيس جمهور، به آن سلامت و به آن آرامش و به آن خوبى گذشت ـ‌كه نمونه بود در ايران‌ من اميد آن دارم كه در اين انتخابات هم به همان طور بگذرد. و همه با هم برادروار در يك مقصد باشيم. در يك مقصد باشيد. و خداوند را شاهد بدانيد، و ناظر بدانيد، و نهضت را لكه‏دار نكنيد. 61/9/16 لازم است مطلبى را كه گاهى شنيده مى‏شود كه براى تبليغات انتخاباتى بعضى از كانديداها ـ‌خداى نخواسته‌ بعضى ديگر را تضعيف يا توهين مى‏كنند، در رابطه با آن تذكر دهم كه، امروز اين نحو مخالفتها خصوصاً از چنين كانديداهايى، براى اسلام و جمهورى اسلامى فاجعه‏آميز است. اگر فرضاً كسى در ديگرى مناقشه دارد، ابراز آن و اظهار در بين مردم هيچ مجوزى ندارد، و حيثيت و آبروى مؤمن در اسلام از بالاترين و والاترين مقام برخوردار است، و هتك مؤمن، چه رسد به مؤمن عالِم، از بزرگترين گناهان است و موجب سلب عدالت است. اميد است ان‏شاءاللّه‏ چنين مطلبى نباشد، و اگر غفلتاً اتفاق افتاده است تكرار نشود. 62/7/13 چند وقت ديگر هم انتخابات شروع مى‏شود. از قرارى كه من شنيدم به طور حاد دارند اشخاص عمل مى‏كنند. اشخاصى هستندكه به جمهورى اسلامى هيچ اعتقاد ندارند، لكن براى خاطر شكستن جمهورى اسلامى در تبليغات انتخاباتى مى‏خواهند شركت كنند، نه از باب اينكه مى‏خواهند وكيل بشوند، از باب اينكه مى‏خواهند شكست بدهند جمهورى اسلامى را. اشخاصى هستند كه به وسوسه، اشخاص مؤمن را وادار مى‏كنند كه به طور حاد دخالت بكنند در اين امور. ممكن است كه اگر اشخاص هوشمند تنبّه ندهند و بيدار نشوند، اين انتخابات موجب اين بشودكه دودستگيهاى زيادى ايجاد بشود و اين همان مسأله مشروطه است. بايد مردم توجه كنند، و خصوصاً روحانيون، روحانيون مبارز تهران، مدرسين محترم قم، روحانيون مشهد، اصفهان، همه جا توجه كنند كه مسأله، مسأله مشروطه نشود. مسأله اين نشود كه يك دسته براى خاطر اينكه يك كانديدايى دارند، ديگران را بكوبند، آن دسته هم براى همين كانديداى خودشان، اين را بكوبند. اگر همه براى خدا هست، با هم تفاهم كنيد. البته تبليغ هيچ مانعى ندارد، لكن مثل مشروطه نشود. آن طور نشود كه هر كدام ديگرى را بكوبند و آنى كه دشمن ما مى‏خواهد، خطوط مختلفه را در انتخابات عملى كند. شما همه مى‏خواهيد كه اسلام در اين مملكت تحقق پيدا كند، همه مى‏خواهيد كه اين جمهورى اسلامى ادامه پيدا بكند، ادامه اين به اين است كه شما در مواردى كه مى‏بينيد كه دارند شياطين نقشه مى‏كشند و توطئه مى‏كنند تا شما را به جان هم بيندازند، بنشينيد با هم و تفاهم كنيد و آنها را مأيوس كنيد. امروز دارند تهيه مى‏بينند مخالفين شما، مخالفين جمهورى اسلامى، كه براى انتخابات ايجاد نفاق كنند، و اين يك خطرى است براى كشور ما. اينها با زور نمى‏توانند كارى انجام بدهند، نه امريكا، نه شوروى، با فشار و زور به يك كشورى كه همه با هم هستند نمى‏توانند آسيب برسانند، لكن با توطئه و وادار كردن عمال خودشان در داخل مى‏توانند ايجاد نفاق كنند و بهانه هم انتخابات. 62/7/13 اگر احتمال بدهيم كه به واسطه تبليغات انتخاباتى ما اسلام و جمهورى اسلامى در خطر است، بايد آنجور تبليغاتى كه خطرناك است، دست از آن برداريم، براى اينكه ضد اسلام است و گاهى با اسم اسلام يا با توهّم اسلامى بودن، يك امورى انجام مى‏گيرد كه بر خلاف اسلام است. در مشروطه هم اينطور بود، يك دسته واقعاً به آنها آن قدر تزريق شده بود كه اعتقاد كرده بودند كه بايد فلان جور را عمل كرد. به آنها تزريق كرده بودند، اين سلطنت‏طلبهاى آنو قت آن قدر تزريق كرده بودند كه مردم استبداد را ترويج مى‏كردند ـ‌يعنى يك دسته، يك دسته از اهل منبر هم همين طور‌ حالا هم همين طور است. ممكن است شياطين در بين مردم بيفتند و آن قدر تزريق كنند كه تكليف شرعى معيّن كنند برايتان كه بايد ما مخالفت با فلان مقام، مخالفت با فلان امر بكنيم. بيدار باشيد! 62/11/11 آن كسى كه مى‏خواهد در انتخابات شركت كند و كانديدا مى‏شود ، آن كسى كه كانديدا مى‏كند كسى را، آن كسى را كه فعاليت انتخاباتى مى‏كند، آن كسى كه تبليغ مى‏كند براى خودش يا براى غير، اين آزمايش‏اش همانجاست. تويى كه خودت را كانديدا انتخابات كردى، قدرت اين را دارى كه براى كشورت درست خدمت بكنى، و قدرت خودت را بالاتر از ديگران مى‏دانى؟ تويىكه ديگرى را كانديدا مى‏كنى، ديگران كه غير از اين هستند لايق نمى‏دانى؟ اين را لايقتر و احسن مى‏دانى؟ تويى كه فعاليت مى‏كنىو تبليغ مى‏كنى براى انتخابات، تبليغ خودت را مى‏كنى يا تبليغ براى اسلام مى‏كنى؟ اگر براى رسيدن به مجلس است، دلت مى‏خواهد مجلس بروى و مى‏گويى مجلس يك مقامى است، شما تبليغ براى خودت مى‏كنى كه همان تبليغ براى شيطان است. و اگر تبليغ مى‏كنى كه بروى خدمت بكنى، من چون مى‏توانم خدمت بكنم چرا كنار باشم، بروم خدمت بكنم، اين شخص چون لايق است چرا كنار باشد، بيايد خدمت بكند، اگر اين طور باشد اين براى خداست. و اين گاهى وقتها به خود آدم اشتباه مى‏شود. بسيارى از اوقات هست كه انسان خودش در كارهاى خودش اشتباه مى‏كند. يعنى، انسان چون حب نفس دارد خودش را مى‏خواهد و همه‏چيز را هم براى خودش مى‏خواهد، مگر اينكه به رياضات اين طور نباشد. اين چون حب نفس دارد بسيارى از اموركه از خودش صادر مى‏شود يا از كسانى كه از خودش هستند ، اولاد خودش، برادر خودش، عيال خودش، اينها به نظرش خوب مى‏آيد. و گاهى همين اگر صادر بشود از يك كس ديگرى به نظرش بد مى‏آيد. اين براى همين است كه، حب نفس اينجا پرده پوشيده است روى واقعيت و نمى‏تواند انسان تشخيص بدهد. بايد انسان توجه كند به اينكه آيا من كه مى‏خواهم يك كسى را انتخاب كنم، اگر اين كس يك نفر ديگرى از او بهتر بود لكن ارتباطى با من نداشت بلكه با من هم دلخورى داشت، آيا او را كانديدا مى‏كردم؟ اگر او را هم كانديدا مى‏كرد معلوم مى‏شود كه اين براى خدا دارد كار مى‏كند، كار به خودش ندارد. و اگر اين طور نشد بداند كه مسأله، مسأله شيطانى است نه مسأله خدايى. و اين دقيق است و اين از آن امورى است كه بر انسان پوشيده مى‏ماند. 62/11/22 مردم در سراسر كشور در انتخاب فرد مورد نظر خود آزادند؛ و احدى حق تحميل خود يا كانديداهاى گروه يا گروهها را ندارد. هيچ مقامى و حزبى و گروهى و شخصى حق ندارد به ديگران كه مخالف نظرشان هستند توهين كنند، يا خداى نخواسته افشاگرى نمايند؛ گرچه همه حق تبليغات صحيح براى خود يا كانديداهاى خود يا ديگران را دارند، و هيچ كس نمى‏تواند جلوگيرى از اين حق نمايد. و البته لازم است تبليغات موافق مقررات دولت باشد. و احدى شرعاً نمى‏تواند به كسى كوركورانه و بدون تحقيق رأى بدهد. و اگر در صلاحيت شخص يا اشخاصى تمام افراد و گروهها نظر موافق داشتند ولى رأى دهنده تشخيصش بر خلاف همه آنها بود، تبعيت از آنها صحيح نيست، و نزد خداوند مسئوليت دارد. و اگر گروه يا اشخاص صلاحيت فرد يا افرادى را تشخيص دادند و از اين تأييد براى رأى دهنده اطمينان حاصل شد، مى‏تواند به آنها رأى دهد. 63/3/12 [بسمه تعالى. بعضيها نقل مى‏كنند كه حضرتعالى اجازه فرموده‏ايد از سهم مبارك امام ـ‌عليه‏السلام‌ در راه تبليغات انتخاباتى صرف نمايند، آيا اين واقعيت دارد؟ جمعى از مؤمنين] بسمه‏تعالى اين موضوع به هيچ وجه صحت ندارد. در صورتى كه كسى خداى ناكرده از سهمين و وجوه شرعيه در اينگونه امور خرج كرده است بايد برگرداند. 66/4/10 هيچ فرد و گروهى و هيچ نهاد و سازمان و حزب و دفتر و تجمعى نمى‏تواند در حوزه انتخابات ديگران دخالت نمايد، و براى غير حوزه خود، فرد يا افرادى را كانديدا نموده و از آنان تبليغ نمايد. در شرايط كنونى، اينجانب به هيچ وجه و به هيچ كس اجازه نمى‏دهمتا از سهم مبارك امام ـ‌عليه‏السلام‌ و يا از اموال دولت و اموال دفاترو سازمانها و مجامع و اموال عمومى خرج انتخابات كند. بايد مردمرا براى شركت در انتخابات تشويق كرد. ان‏شاءاللّه‏ نظرم را در اين مورد بعداً اعلام خواهم كرد. روحانيون محترم حوزه‏هاى انتخاباتى سعى كنند در حوزه خود [با] افراد و گروههاى مسلمانكه در انتخابات كانديدا شده و يا از كانديداهاى مورد علاقه خود طرفدارى مى‏كنند چون پدرى مهربان باشند و آنان را با ديده محبت بنگرند. 67/1/11 نصيحتى است از پدرى پير به تمامى نامزدهاى مجلس شوراى اسلامى كه سعى كنيد تبليغات انتخاباتى شما در چهارچوب تعاليمو اخلاق عاليه اسلام انجام شود؛ و از كارهايى كه با شئون اسلام منافات دارد جلوگيرى گردد. بايد توجه داشت كه هدف از انتخابات در نهايت، حفظ اسلام است. اگر در تبليغات حريم مسائل اسلامى رعايت نشود، چگونه منتخب، حافظ اسلام مى‏شود. بايد سعى شود تا خداى ناكرده به كسى توهين نگردد؛ و در صورتى كه رقيب انتخاباتى به مجلس راه يافت، به دوستى و برادرى، كه چيزى شيرينتر از آن نيست، لطمه‏اى نخورد. من احتمال مى‏دهم كه عوامل و دستهاى ناپاكى بخواهند از رقابتهاى انتخاباتى در رسيدن به آرزوهاى خود استفاده كنند و با طرح مسائل پوچ و بى‏معنا دلها را از يكديگر جدا سازند و يا با ترديد و ايجاد ذهنيتها، صحت و سلامت انتخابات و نهايتاً مشروعيت مجلس را زير سؤال برند، كه در اين شرايط همه آحاد ملت ايران و همه روحانيون و دست‏اندركاران كشور بايد در كنار هم و دست در دست هم به راه مقدس خود ادامه دهند. و صاحبان قلم و سخن و مطبوعات نيز به طور جدّ مواظب نوشته‏ها و گفته‏هاى خود باشند. اهميت و نقش مجلس شوراى اسلامى معيارهاى انتخاب نمايندگان مجلس توصيه‏هاى امام به نمايندگان مجلس انتخابات و جناحها رسيدگى به شكايات در انتخابات دوره سوم مجلس شوراى نگهبان 59/3/7 از حضرات فقهاى نگهبان تقاضا مى‏شود كه در مأموريت مهم خود به هيچ‌وجه ملاحظه اشخاص و يا گروههاى انحرافى را ننموده و به وظيفه بسيار خطير خود قيام و اقدام نموده و نگهبانى از اسلام و احكام مترقى آن نمايند، و خدمت خود را با قدرت تمام در پيشگاه خداوند متعال و ولى مطلق او حضرت ولى‏اللّه‏ اعظم امام عصر ـ‌عجل‏اللّه‏ تعالى فرجه الشريف ـ عرضه دارند. 59/4/30 شما بايد ناظر بر قوانين مجلس باشيد، و بايد بدانيد كه به هيچ‏وجه ملاحظه نكنيد. بايد قوانين را بررسى نماييد كه صددرصد اسلامى باشد. به هيچ‏وجه گوش به حرف عده‏اى كه مى‏خواهند يك دسته كوچك مردم ما خوششان بيايد و به اصطلاح مترقى هستند ، [ندهيد ]قاطعانه با اينگونه افكار مبارزه كنيد. خدا را در نظر بگيريد. اصولاً آنچه كه بايد در نظر گرفته شود خداست، نه مردم. اگر صد ميليون آدم، اگر تمام مردم دنيا يك طرف بودند و شما ديديد كه همه آنها حرفى مى‏زنند كه بر خلاف حكم قرآن است بايستيد و حرف خدا را بزنيد، ولو اينكه تمام بر شما بشورند. انبيا هم همين‏طور عمل مى‏كردند؛ مثلاً موسى در مقابل فرعون مگر غير از اين عمل كرد؟ مگر موافقى داشت؟ بحمداللّه‏ مجلس ما مجلسى است اسلامى و قوانين خلاف اسلام تصويب نخواهد شد؛ ولى شما وظيفه داريد ناظر باشيد. خلاصه گوش به حرف طبقه مرفه مترقى ندهيد. خدا ان‏شاءاللّه‏ با ماست. اگر عملمان براى خدا باشد، خدا ما را موفق مى‏كند. 61/11/10 شوراى نگهبان، اين فقهايى كه در آنجا هستند تمامشان را من از نزديك سالهاى طولانى مى‏شناسم، كه بايد بگويم اينها را من بزرگ كرده‏ام. 62/2/28 از تحمل زحمات و رنجهاى شما تشكر مى‏كنم. شما توقع نداشته باشيد كه مورد اهانت واقع نشويد. همه مى‏دانيد تا كسى كارى انجام ندهد كسى به او توهين نمى‏كند. توهين براى كسانى است كه مى‏خواهند زنده باشند. هيچ كدام از ما نبايد انتظار تعريف را داشته باشيم. بايد به حكم خدا عمل كنيم و به اين هم كارى نداشته باشيم كه چه كسى از اين كارى كه براى خدا مى‏كنيم خوشش مى‏آيد و يا چه كسى بدش مى‏آيد. من در تمام مواقعى كه مقتضى بوده است، مجلس و شوراى نگهبان را تأييد كرده‏ام. ما بايد دست در دست يكديگر بگذاريم تا يك كشور اسلامى درست كنيم. 62/9/20 آنچه مهم است اين است كه مامى‏خواهيم مطابق شرع اسلام مسائل را پياده كنيم. پس اگر قبلاً اشتباه كرده باشيم بايد صريحاً بگوييم اشتباه نموده‏ايم. و عدول در بين فقها از فتوايى به فتواى ديگر درست همين معنا را دارد. وقتى فقيهى از فتواى خود برمى‏گردد يعنى من در اين مسأله اشتباه نموده‏ام و به اشتباهم اقرار‌مى‏كنم. فقهاى شوراى نگهبان و اعضاى شورايعالى قضايى هم بايد اين طور باشند كه اگر در مسأله‏اى اشتباه كردند صريحاً بگويند اشتباه كرديم و حرف خود را پس بگيرند، ما كه معصوم نيستيم.... ... شوراى نگهبان بدون ملاحظه از هيچ كس فقط و فقط خدا را در نظر بگيرند. احكام اوليه بايد جارى شود و آن روز هم كه اضطرارى پيش آمد، احكام ثانويه كه آن هم حكم خداست را بايد جارى نمايند. بايد بنيان از امروز محكم شود. 63/2/25 چنانچه مشاهده مى‏شود پس از انتخابات مرحله اول از دوره دوم مجلس شوراى اسلامى، افرادى كه نظريه شوراى محترم نگهبان در ابطال يا تأييد بعضى حوزه‏ها موافق ميل‏شان نبوده است دست به شايعه افكنى‏زده و اعضاى محترم شوراى نگهبان ـ‌ايدهم اللّه‏ تعالى‌ را كه حافظ مصالح اسلام و مسلمين هستند، تضعيف و يا خداى ناكرده توهين مى‏نمايند و به پخش اعلاميه و خطابه در مطبوعات و محافل دست زده‏اند غافل از آنكه پيامد چنين اعمال و جوسازيها آن هم در دوره دوم مجلس و نگذشتن سالى چند از انقلاب چه خواهد بود. اميد است چنين اعمال، بى‏توجه به نتايج ناروا و اسف‏بار آن باشد. معلوم نيست در صدر مشروطيت در دوره اول بافقهاى ناظر به قوانين اين نحو عمل شده باشد. در آن زمان به تدريج فقها را از مجلس بيرون راندند و به سر اين ملت آن آوردند كه ديديم. من به اين آقايان هشدار مى‏دهم كه تضعيف و توهين به فقهاى شوراى نگهبان امرى خطرناك براى كشور و اسلام است. هميشه انحرافات به تدريج در يك رژيم وارد مى‏شود و در آخر، رژيمى را ساقط مى‏نمايد. لازم است همه به طور اكيد به مصالح اسلام و مسلمين توجه كنيم و به قوانين، هر چند مخالف نظر و سليقه شخصى‏مان باشد احترام بگذاريم و به اين جمهورى نوپا كه مورد هجوم قدرتها و ابرقدرتهاست وفادار باشيم. در خاتمه بايد بگويم كه حضرات آقايان فقهاى شوراى نگهبانرا با آشنائى و شناخت تعيين كردم و احترام به آنان و حفظ مقامشان را لازم مى‏دانم و اميد آن دارم كه اين نحو امور تكرار نشود. و به شوراى نگهبان تذكر مى‏دهم كه در كار خود استوار باشيد و با قاطعيت و دقت عمل فرماييد و به خداى متعال اتكال كنيد. 63/6/11 من با نهاد شوراى نگهبان صددرصد موافقم و عقيده‏ام هست كه بايد قوى و هميشگى باشد، ولى حفظ شورا مقدارى به دست خود شماست. برخورد شما بايد به صورتى باشد كه در آينده هم به اين شورا صدمه نخورد. شما نبايد فقط به فكر حالا باشيد و بگوييد آينده هر چه شد، باشد. شياطين بتدريج كار مى‏كنند. امريكا براى پنجاه سال آينده خود نقشه دارد. شما بايد طورى فكر كنيد كه اين شورا براى هميشه محفوظ بماند. رفتار شما بايد به‏صورتى باشد كه انتزاع نشود كه شما در مقابل مجلس و دولت ايستاده‏ايد. اينكه شما يكى و مجلس يكى، شما يكى و دولت يكى، ضرر مى‏زند. شما روى مواضع اسلام قاطع بايستيد، ولى به‏صورتى نباشد كه انتزاع شود شما در همه جا دخالت مى‏كنيد. صحبتهاى شما بايد به صورتى باشد كه همه فكر كنند در محدوده قانونى خودتان عمل مى‏كنيد، نه يك قدم زياد و نه يك قدم كم. در همان محل قانونى وقوف كنيد، نه يك كلمه اين طرف و نه يك كلمه آن طرف. گاهى ملاحظه مى‏كنيد كه مصالح اسلامى‏اقتضا مى‏كند كه به عناوين ثانوى عمل كنيد. به آن عمل كنيد گاهى مى‏بينيد كه بايد نخست وزير در كارى دخالت كند كه اگر دخالت نكند به ضرر اسلام است، به او اجازه دهيد عمل كند. ضرورت اقتضا مى‏كند كه نخست وزير فلان كار را انجام دهد كه از كس ديگرى بر نمى‏آيد. شما بايد سعى كنيد كه نگويند مى‏خواهيد در تمام كارها دخالت كنيد، حتى در مسائل اجرايى. البته خود اين مسائل را مى‏دانيد و عمل مى‏كنيد، ولى من تذكر مى‏دهم. شما بايد توجه داشته باشيد كه اگر مباحثات به مناقشات تبديل شود و جلوى يكديگر بايستيد، اسباب اين مى‏شود كه شوراى نگهبان تضعيف شود و در آتيه از بين برود. و آن كسانى كه علمايى را كه قبلاً كار شوراى نگهبان را مى‏كردند، كنار گذاشتند، به اين خاطر بود،كه كم‏كم آنها را مخالف خود احساس كردند و كنار گذاشتند و بتدريج اين شيطنت صورت گرفت. پس همه ما بايد بيدار باشيم. 63/11/22 شوراى محترم نگهبان، كه حافظ احكام مقدس اسلام و قانون اساسى هستند، مورد تأييد اينجانب مى‏باشند. و وظيفه آنان بسيار مقدس و مهم است. و بايد با قاطعيت به وظايف خود عمل نمايند. البته توجه به اهميت حفظ نظام جمهورى دارند كه با آن هيچ حكمو امرى مزاحمت نمى‏كند و براى حفظ آن از هيچ كوششى نبايد مضايقه كرد و معلوم است آقايان با تعهدى كه دارند تحت تأثير هيچ جوّى واقع نمى‏شوند. ان‏شاءاللّه‏ مؤيد باشند. 66/10/23 ولايت فقيه و حكم حكومتى از احكام اوليه است. نهاد شوراى نگهبان هميشه مورد تأييد اينجانب است و به هيچ وجه تضعيف نشده و نخواهد شد. اين نهاد بايد هميشه با بيدارى و هوشيارى در خدمت به اسلام و مسلمين كوشا باشد. 67/2/12 اعضاى محترم شوراى نگهبان ـ‌دامت افاضاتهم با توجه به گزارشات مختلف و نيز رسيدگى و گزارش نماينده اينجانب در امر انتخابات صحت آن محرز و آن را اعلام نماييد، تا انتخابات در موعد مقرر ـ روز قدس ـ انجام گيرد. و تصميم نهايى در مورد صندوقها و آرا، با رأى اكثريت نمايندگان محترم شوراى نگهبان و وزير محترم كشور و نماينده اينجانب است. و كسانى كه احتياط يا وسوسه‏اى در امر انتخابات مى‏كنند بهتر است كمال احتياط را براى حفظ حيثيت جمهورى اسلامى و اسلام نمايند. 67/10/8 تذكرى پدرانه به اعضاى عزيز شوراى نگهبان مى‏دهم كه خودشان قبل از اين گيرها، مصلحت نظام را در نظر بگيرند، چرا كه يكى از مسائل بسيار مهم در دنياى پرآشوب كنونى نقش زمان و مكان در اجتهاد و نوع تصميم‏گيريها است. حكومت، فلسفه عملىِ برخورد با شرك و كفر و معضلات داخلى و خارجى را تعيين مى‏كند. و اين بحثهاى طلبگى مدارس، كه در چهارچوب تئوريهاست، نه تنها قابل حل نيست، كه ما را به بن‏بستهايى مى‏كشاند كه منجر به نقض ظاهرى قانون اساسى مى‏گردد. شما در عين اينكه بايد تمام توان خودتان را بگذاريد كه خلاف شرعى صورت نگيرد ـ و خدا آن روز را نياورد ـ بايد تمام سعى خودتان را بنماييد كه خداى ناكرده اسلام در پيچ و خمهاى اقتصادى، نظامى، اجتماعى و سياسى ، متهم به عدم قدرت اداره جهان نگردد. 68/3/15 از شوراى محترم نگهبان مى‏خواهم و توصيه مى‏كنم، چه در نسل حاضر و چه در نسلهاى آينده، كه با كمال دقت و قدرت وظايف اسلامى و ملى خود را ايفا و تحت تأثير هيچ قدرتى واقع نشوند و از قوانين مخالف با شرع مطهر و قانون اساسى بدون هيچ ملاحظه جلوگيرى نمايند و با ملاحظه ضرورات كشور كه گاهى با احكام ثانويه و گاهى به ولايت فقيه بايد اجرا شود توجه نمايند. 57/10/10 اهميت و نقش مجلس شوراى اسلامى يك مجلس ملى كه نه مربوط به سفارت شوروى باشد، نه مربوط به سفارت انگليس باشد، نه مربوط به سفارت امريكا باشد؛ نه براى منافع او سينه بزند نه براى منافع او. يك همچو مجلسى را به‏وجود مى‏آوريم ان شاءاللّه‏؛ و بعدش كه يك همچو مجلسى به‏وجود آمد قهراً اگر يك مطلبى بخواهد در آن، در يك همچ و مجلسى مثلاً دويست نفرى بگذرد ـ دويست تا آدم صالحى كه براى مملكت ما دلسوز است، دزد نيست، نمى‏خواهد جيبش را پر بكند، نمى‏خواهد عنوان پيدا بكند، مى‏خواهد كه خدمت بكند به اين مردم؛ اگر چنانچه يك همچو مجلسى براى ما پيدا شد مصالح مملكت را در نظر مى‏گيرد ـ اگر يك چيزى آوردند بگذرد، يك قراردادى مابين يك دولتى با دولت ما آوردند بگذرد، مى‏برند آنرا آنجا نگاه مى‏كند؛ اول خود دولتِ صالح نظر مى‏كند اگر چنانچه فاسد باشد ردش مى‏كند. بعد اگر چنانچه او ندانست، نتوانست بفهمد و آورد در مجلس، در مجلس نظر مى‏كنند و مصلحت و مَفْسَده ملت را مى‏خواهند به جا بياورند درست مى‏كنند. اين مصالح مملكت ما يا صددرصد يا صد در نود حاصل خواهد شد. ما يك همچو چيزى مى‏خواهيم. 58/4/21 اگر مجلس شورا آن طورى كه ما بخواهيم ملى و اسلامى باشد ، همه اين مطبوعات اصلاح خواهد شد؛ همه اين راديو تلويزيونها اصلاح خواهد شد؛ همه اين ادارات تصفيه خواهد شد؛ يعنى ملت بايد تصفيه كند به وسيله اشخاصى كه مى‏فرستد... ان‏شاءاللّه‏ ما اميدواريم كه ديگر ليستى در كار نباشد كه يكى ليستى بدهد و شما هم مُلْزَم باشيد. بله، ليست بدهد كه هدايت كند ملت را به اينكه اينها افراد خوبى هستند. 58/11/15 ملت ايران كه بحمداللّه‏ تعالى در عرض يك سال پس از انقلاب داراى جمهورى اسلامى و قانون اساسى و رئيس جمهور شدند ، ان‌شاءاللّه‏ با رشد معنوى و آرامش، مجلس شوراى اسلامى را تأسيس خواهند نمود تا خرابيهاى عصر طاغوت، خصوصاً پنجاه سال اخير را با همت والاى خود جبران نمايند؛ خرابيهاى معنوى و مادى‏اى كه با برنامه‏هاى ابرقدرتها خصوصاً امريكا انجام گرفت و ملتهاى مسلمان خصوصاً ملت ايران را تا آستانه سقوط كشاند. 58/12/4 از آنجا كه در آينده نزديك نمايندگان مردم در مجلس شوراى اسلامى اجتماع مى‏نمايند امر گروگانها، با نمايندگان مردم است تا نسبت به آزادى گروگانها و امتيازاتى كه در قبال آنان بايد بگيرند تصميم گيرند؛ زيرا اين مردمند كه بايد در جريانات سياسى دخالت داشته باشند. 58/12/29 براى خاطر خدا توجه داشته باشيد كه يك مجلس شورا كه مجلس شوراى اسلامى است و مى‏خواهد براى ايران خدمت كند و بايد قوه داشته باشد، تنها مركزى است كه تمام قوا بايد تبع آن باشند ، شما بخواهيد براى اينكه شما وكيل نشده‏ايد در كجا، هياهو كنيدكه انتخابات، انتخابات كذا بوده؛ اين حرف خلاف اسلام است. شكايت اگر هست، شكايت پذيرفته است. و مقاماتى كه بايد شكايتها را بپذيرند، مى‏پذيرند. اما هياهو كردن و فرياد زدن و انتقاد بيجا كردن، اين برخلاف دستورات اسلام است. ... مجلس تنها مَلْجأيى است كه براى يك ملت است. مجلس قوه مجتمع يك ملت است در يك گروه. تمام قواى يك ملت در يك گروه مجتمع است. و مجلس از همه مقاماتى كه در يك كشورى هست بالاتر است. بنابراين يك همچو مقامى را نشكنيد اينطور؛ ولو نمى‏توانيد لكن اصل گفتنش، اصل ذكرش، كار قبيحى است و برخلاف مصلحت است و برخلاف مسلك اسلام است. 59/2/19 مبارك آن روزى است كه ايران از سلطه اجانب مستخلص بشود، و مجلس شوراى اسلامى به وظايف خطير خود عمل كند، و ايران استقلال پيدا كند و همه دشمنان ايران ذليل و نابود شوند و مسلمين همه با هم پيوند كنند. 59/2/29 بحمداللّه‏ افرادى كه در مجلس انتخاب شده‏اند به حسب غالب ، اكثريت قاطع، اكثريت اسلامى و متعهد است. 59/3/4 قضيه هدايت مسأله‏اى است، قضيه كارشكنى مسأله ديگر ، هدايت بايد كرد. مركز همه قانونها و قدرتها مجلس است. مجلس هدايت مى‏كند همه را و بايد بكند. 59/3/7 با خواست خداوند متعال و به مباركى و ميمنت در روزى بسيار بزرگ، مجلس شوراى اسلامى افتتاح مى‏شود. روز سيزدهم رجب كه روز ولادت با بركت و سعادت بزرگمرد تاريخ و معجزه دهر اميرالمؤمنين على بن ابيطالب ـ‌صلوات اللّه‏ و سلامه عليه‌ مجلس مقدس شوراى اسلامى كه اولين مجلس جمهورى اسلامى است و اولين مجلس است كه با انتخابات آزاد انجام گرفت، گشايش مى‏يابد. و من اميدوارم كه اين مجلس به بركت اين‌روز مبارك، مجلس عدالت و پيرو اسلام و به نفع مسلمين و كشور اسلامى باشد. سپاس خداوند بزرگ را كه در مدتى كوتاه ملت شريف ايران موفق شد كه اساس جمهورى اسلامى را با آزادى و آرامش بنيان گذارد؛ و اين از بركت اسلام و وحدت كلمه قشرهاى متعهد اسلامى است. اينجانب طليعه اين مجلس مباركرا به ملت بزرگ ايران و شما نمايندگان محترم تبريك عرض مى‏كنم. 59/4/4 الآن هم همين قشرهاى بعض از اين روشنفكرها مى‏گويند اين مجلس، ملّى باشد، مجلس شوراى ملّى؛ چون اسمش توى قانون ، «ملّى» بوده. از اسلام مى‏ترسند. مجلس اسلامى نباشد، شوراى اسلامى نباشد. اينها نه اينكه ملّى‏اش را مى‏خواهند، اسلامى‏اشرا مى‏خواهند نباشد. 59/4/29 مجلس بايد اسلامى باشد. مجلس بايد افكارش افكار اسلامى باشد تا ما بتوانيم چه بكنيم. من نمى‏توانم تحمل بكنم كه اينقدر ما جوانهايمان از بين بروند براى اينكه ما مسامحه داريم مى‏كنيم. مسامحه‏ها از كار بايد برود، و بايد حالا كه مجلس تأسيس شد و مجلس رسميت پيدا كرد، همه امور بايد بر نظارت مجلس به روال خودش بگذرد، و با جديت و با قاطعيت و بدون مسامحه، هر كس خلاف كرد بخواهند او را، و يا اگر خلافى واقعاً كرده، بدهند او را دست دادگاهها و دادگاهها محاكمه‏اش كنند. 59/4/29 مجلس امروز رسميت پيدا كرد. با رسميت مجلس، ديگر بايد تمام امور را مجلس اصلاح بكند. يعنى با تمام قدرت، دولتى كه تعيين مى‏كند، دولت صد در صد اسلامى داراى قدرت باشد، و كارهايىرا كه مى‏كند دولت و همين‏طور كارهايى كه در وزارتخانه‏ها مى‏شود، كارهايى كه در استانها مى‏شود، همه تحت نظر باشد و مجلس بازخواست كند از اينها. بخواهد اينها را و استيضاح كند ، اگر يكوقت خطا كردند و كار را درست انجام بدهند. 59/5/5 بايد وقتى كه مجلس درست بنا گذاشته شد، عمل تمام اين گروههاو مسائلى كه دارند و كارهايى را كه مى‏كنند انعكاس پيدا كند و طرح بكنند، و مجلس آنها را بخواهد و از آنها بازخواست كند. اين منحصر به گنبد و اطراف گنبد نيست، هر جايى كه الآن اينها دارند مشغول فعاليت هستند، يك فعاليتهايى مى‏كنند كه گاهى برخلاف موازين شرع است. جمهورى اسلامى بايد بر وفاق موازين شرعى باشد. الآن از طرف آقاى گلپايگانى، آقازاده‏شان آمده بود اينجا؛ ايشان هم راجع به اين مسائل ناراحت هستند. ساير علماى اسلام هم ناراحت هستند در اين مسائل. بايد مجلس رسيدگى كند و افرادى كه بنايشان براين است كه به اسم اسلام يك كارهايى انجام بدهند وبرخلاف اسلام است، به اسم اسلام كارهايى انجام مى‏دهند كه موافق با ماركسيست و كمونيست است و به اسلام مربوط نيست، بايد مجلس جلوى اينهارا بگيرد. دولتى كه حالا انتخاب خواهد شد، بايد افرادى باشند كه به اسلام عقيده داشته باشند، نه مثل بعضى از اشخاصى كه درو زارت كشاورزى بودند و به اسلام اصلاً اعتقاد ندارند اينها، اينها كمونيستهايى هستند كه به صورت اسلام بيرون آمدند، اينها بايد هيچ وقت داخل در دولت نباشند، هيچ وقت داخل در وزارت كشاورزى نباشند. در هر صورت مسائلى است كه بايد دولت طرح بكند و مجلس رسيدگى بكند، و چنانچه چيزى بر خلاف موازين از مردم اخذ شده است برگردانند. و اگر اشخاصى برخلاف اسلام عمل كردند تربيت بشوند و بازخواست بشوند. و من اميدوارم كه ان‏شاءاللّه‏ اين مجلس كه الآن افرادش اكثراً مردم صالحى هستند، و شوراى نگهبان هم از علماى قم هستند يك عده‏اى كه و ديگران هستند در آنجا، دراين امور رسيدگى بكنند،و طرحهايى كه دولت مى‏دهد، طرحهايى كه دولت قبلاً داده است، اينها بيايد در مجلس رسيدگى بشود، هر طرحى كه مخالف با اسلام است بايد رد بشود.‌... و من اميدوارم كه ان‏شاءاللّه‏ وقتى كه مجلس بنا شد رسيدگى به اين امور بكند من هم پيشنهاد بكنم به آنها كه رسيدگى صحيح بكنند، و هر يك از پيشنهادهايى كه قبلاً شده و [قوانينى ]كه گذشته است در مثلاًو زارتخانه‏ها، اينها بخواهند مطالعه كنند، و شوراى نگهبان هم مواظبت كند كه هيچ كلمه‏اى مخالف با اسلام نباشد. ما مى‏خواهيم يك جمهورى اسلامى باشد. ما مى‏خواهيم اسلام باشد.‌... من اميدوارم كه همه‏تان موفق باشيد در اين ماه مبارك رمضان. اميدواريم كه از بركات اين ماه واز بركات ليلة‏القدر محروم نباشيم و نباشيد. 59/5/21 در كجا سراغ داريد كه مجلس شوراىِ آنجا مثل مجلس شوراى اسلامى ما باشد؟ در سابق، زمان شاه مخلوع و رضاخان مطرود ، مجلس پر بود از «دوله»ها، «ممالك»ها، «سلطنه»ها، «سلطان»ها ، متمكّنين، اشراف، طرفدارهاى شرق و غرب، نوكرهاى ممالك اجنبى، ولى الآن در مجلس شوراى ما يك چهره پيدا نمى‏كنيد كه از اين طبقه اشراف باشد، از اين طبقه بالا باشد، همه از همين مردمند كه در بين بازار راه مى‏روند، و از همين جمعيت هستند؛ عده‏اى‏شان از علما و فقها هستند، عده‏اى‏شان از چهره‏هاى متديّن هستند. مجلس شوراى اسلامى ما الآن در هيچ جا نظير ندارد ، چنانچه ساير ارگانهاى دولتى ما اينطور است. 59/5/21 اين چهره مجلس اسلامى ماست و اگر از صدر مشروطه ـ الاّ شايد دوره اول‌ تا قبل از اين مجلس ملاحظه كنيد، اينجا جاى آن وكلا نبود؛ وكلايى كه از طبقه اشراف و از طبقه ثروتمند و مرفّه، و حاضر نبودند در يك مجلس چندتايشان با هم جمع بشوند و حاضر نبودند در يك مجلس اينطور مسجدى بنشينند و هر كدام در كاخهاى بلند ـ الاّ بعضيها كه آنها هم از سنخ شما بودند ـ زندگى مى‏كردند. امكان نداشت كه يك مواجهه‏اى بين منِ طلبه با آن تيپهاى اشرافى و اعيانى و داراى كذا و كذا اتفاق بيفتد؛ فرضاً اينكه گوش بدهند به اينكه يك طلبه با آنها چه مى‏گويد. اين از بركات نهضت است، بركات اسلام است كه همه نهادهايشان اسلامى و مردمى است. مجلس مردمى اين است. پيشتر اسمش را گذاشته بودند «مجلس ملّى». ملت راه داشت در آن مجلس؟ در آن مجلس از ملتها، از خود ملت كسى بود كه راه پيدا بكند به آنجا؟ خصوصاً در اين دهه‏هاى آخر، يك نفر از شما در آنجا راه نداشت و جاى شما در آنجا نبود اخلاقاً، كه عنداللّه‏ نبود، به واسطه علوّ شأن شماو به واسطه اينكه آنها طاغوتى بودند، شما راه نداشتيد بر آنجا. ما امروز مواجهيم با يك چهره‏هاى اسلامى كه به غير از اسلامو به غير از منافع مملكت خودشان فكر نمى‏كنند. و من اميدوارمكه اين مجلس، كه مركب از اين طبقه انسانى ملت است، چه آنهايى كه مسلم هستند و چه آنهايى كه باز برادرهاى ما هستند و از اقليتها هستند، اين چهره‏ها، چهره‏هايى است كه مال ملت است، و امروز ملت راه پيدا كرده است به مجلس و ديروز، در گذشته، ملت هيچ خبرى از مجلس نداشت و هيچ عملى نمى‏توانست انجام بدهد. اين موجب شكر است در درگاه خدا. همه تشكر كنيم از يك همچو نعمتى كه نصيب ما شده است. و اين تنها مجلس نيست كه تحول پيدا كرده است از طاغوت به اسلاميت و انسانيت، ساير نهادهاى دولتى هم، چه قواى مسلّحه و چه سايرين از قبيل وزرا و امثال اينها، آنها هم همين طور هستند. الآن ملت ما مى‏تواند ادعا كند كه ما در همه امور ناظريم. من خيلى از مجالس را ياد دارم و در بعضى از مجالس هم رفتم به عنوان تماشاچى. يك دانه از امثال شما در مجلس نبود، الاّ مثلاً، مثل زمانى كه مرحوم مدرّس آنجا بود يا در آن اول كه ما آنجا را ديگر نديديم؛ آن دوره‏هاى اول [را. در ]دوره اول بودند از اشخاصى كه نظير شما بودند. آن چيزى كه مى‏خواهم عرض كنم اين است كه حيف است كه چهره نورانى مجلس در آن، يك چيزهايى واقع بشود كه مخالف زىّ شما آقايان است. 59/5/25 من به ملت ايران تبريك مى‏گويم كه در اين زمان، نه قوّه مقنّنه يك قوّه‏اى است كه ليستش را داده باشند و تعيين كرده باشد كسى آنها را ، خود آنها منتخب از طرف ملت هستند و ملت بدون اينكه كسى تحميل به آنها بكند، اينها را تعيين كرده است و هر كدام هم كه ناصالح بودند، خود مجلس كنار گذاشته است. بنابراين، قوّه مقنّنه ما قوّه‏اى است كه صالح است و اكثر افرادش، افراد متعهد هستند و همه‏شان از همين جمعيت ملت هستند و از آن كاخ‏نشينهانيستند. 59/11/4 ما نبايد حالا كه گرفتار هستيم باز به پيروزى هم نرسيده‏ايم، نبايد اين مردم را سستشان بكنيم. ـ بياييم ـ مجلس را از اين [طرف] هِى اشكال بكنيم. آن قدر خوبى كه در اين مجلس هست از اوّلى كه مجلس در اين مملكت پيدا شده تا حالا، يك همچو مجلسى با اين افرادى كه در آن هست، من نمى‏گويم توى مجلس هم فرد غيرصالح نيست، ممكن است باشد، اما صُلَحا هستند اينها. اين مجلس را بايد حفظش كرد، و مردم را از اين دلسرد نكرد. هِى هر روز راجع به مجلس يك چيزى نوشت. 59/11/27 مجلس هم يكى از چيزهايى است كه در جمهورى اسلامى هست، و در نظام شاهنشاهى مشروطه به‏اصطلاح هم بود. مجلسهاى سابق را شما يك مقداريش را ديده‏ايد؛ و من هم خيليش را ديده‏ام. آيا مجلس سابق و رؤساى مجلس سابق مثل مجلس حالاست ومثل رئيس مجلسِ حالاست؟! آيا وضع مجلسو وضع افرادى كه در مجلس هستند و شخصيتهاى مردمى كه الآن در مجلس هست و شخصيتهاى طاغوتى كه در مجلس سابق بود يك طور است و [به ]همان طاغوتها ملت ايران رأى داده‏اند و آورده‏اند به يك مقامى رسانده‏اند، و آنها هم مشغول همان كارهايى هستند و جعل همان قوانينى هستند كه در زمان شاه سابق بود؟! مجلس جمهورى اسلامى عين مجلس رژيم شاهنشاهى است با عوض كردن يك كلمه؟! به جاى اينكه بگويند مجلس شوراى ملى شاهنشاهى آريامهرى، ما اسمش را گذاشته‏ايم مجلس شوراى اسلامى، جمهورى اسلامى؟! مطلب اين طورى است در نظر ملت؟! يا اين كسى كه قلمش را دست گرفته و آن كنار نشسته و چون ضرر برده است از جمهورى اسلامى، مى‏خواهد همان سلطنت شاهنشاهى باشد يا شبيه آن تا بتواند اين هم استفاده‏هايى كه آنها مى‏كردند و رفقاى آن عصرش مى‏كردند حالا بكنند؟ ملت ما همه‏شان جمع شده‏اند با هم رژيم شاهنشاهى را از بين بردند، و يك رژيم شاهنشاهى ديگر درست كردند؟! اين اهانت به يك ملت نيست؟ اينكه با آراء ملت [درست] شده است. رئيس جمهورش با آراء ملت شده است. مجلس شورايش به آراء ملت شده است. وزرايش با آراء ملت شده است. آيا ملت ما همه سرشان همين درد مى‏كرد كه يك جوانهايى را بدهند و يك معلولين و مجروحين را به جا بگذارند، و يك رژيم شاهنشاهى را به يك رژيم شاهنشاهى تبديل كنند؟! آيا ملت ما اين طور هستندكه خودشان با دست خودشان جوانهايشان را، خونشان را بدهند و رژيم شاهنشاهى را با يك اسم ديگرى برپا كنند؟! مسأله اين طورى است كه اين آقايان مى‏نشينند و كاغذ و قلم را ضايع مى‏كنند، و خودشان را هم مُفْتَضح مى‏كنند! آيا رئيس مجلس امروز ما مثل رؤساى مجلس سابق است؟! حتى آن رؤساى مجلسى كه خيلى هم به قول خودشان ملى بودند، لكن از اشراف بودند و از طبقاتى بودند كه داراى زندگيهاى كذا و كذا و نوكرها و اوضاع طاغوتى عظيم. آيا مسأله اين طورى است كه اينها مى‏گويند؟! 60/3/6 من تكرار مى‏كنم مجلس بالاترين مقام است در اين مملكت. مجلس اگر رأى داد و شوراى نگهبان هم آن رأى را پذيرفت، هيچ كس حق ندارد يك كلمه راجع به اين بگويد. من نمى‏گويم رأى خودش را نگويد؛ بگويد؛ رأى خودش را بگويد؛ اما اگر بخواهد فساد كند، به مردم بگويد كه اين شوراى نگهبان كذا و اين مجلس كذا، اين فساد است، و مفسد است يك همچو آدمى، تحت تعقيب مفسد فى‏الارض بايد قرار بگيرد. اين مجلس ما حصل خون يك جمعيتى است كه وفادار به اسلام بودند؛ و اين مجلس عصاره زحمتهاى طاقت‏فرساى اين ملت مسلمان بوده است؛ اين مجلس فراهم آمده از «اللّه‏ اكبر»هاى مردم است؛ اگر بنا باشد كه اين مجلس فراهم آمده از «اللّه‏ اكبر» مردم قدمى برخلاف اسلام بگذارد، اين مجلس مجلسى خواهد بود كه برخلاف مسير مسلمين عمل كرده. با تمام قدرت، بدون اينكه ملاحظه از احدى و از مقامى بشود، مجلس بايد مسائل را طرح بكند. و رد و بدل و انتقاد صحيح، بدون جار و جنجال، بدون هياهو، مسائل را بگويند. كسى كه مخالف است مخالفت خودش را بدون هياهو بگويد. آنكه موافق است موافقت خودش را بدون جار و جنجال بگويد. و بعد هم رأى بگيرند. وقتى رأى گرفتند، اگر اكثريت رأى داد، و بعد هم برده شد پيش شوراى نگهبان و آنها هم صحيح دانستند اين رأى را، مخالف اسلام ندانستند و مخالف قانون اساسى ندانستند ، اگر بعدها بخواهند شيطنت بكنند، اين شيطنتها از مبادى غضب ، از مبادى فاسد، بيرون مى‏آيد. بايد سرتسليم به مجلس، يعنى سر‌تسليم به اسلام وقتى مخالف اسلام نيست، سر تسليم به اسلام فرود آورد. روشهاى غير اسلامى را، اگر هم در باطن ـ خداى نخواسته ـ دارند، نبايد ديگر اظهار بكنند و نبايد اذهان مردم را نسبت به مجلس مشوش كنند. اين يك مسأله‏اى است اساسى، و بايد همه توجه داشته باشند. به مجرد اينكه يك مطلبى برخلاف رأى يك نفر است، نبايد بگويد مجلس درست نيست. اين خودشرا اصلاح كند. اين خودش درست نيست. نبايد بگويد شوراى نگهبان درست نيست. اين خودش درست نيست. بايد خودش را اصلاح بكند. و اين گرفتارى هست براى ملت ما. و من اميدوارم كه مجلس يك مجلس اسلامى، مجلس عبادت باشد؛ نه مجلسى كه ـ‌خداى نخواسته ـ معصيت در آن واقع بشودو به ديگران اهانت كنند؛ به كسى بد بگويند. اينها خلاف اسلام است. و نبايد بشود. 60/4/1 توجه بكنيد اين مجلس يك مجلسى است كه در مقابل اين امور انحرافى ايستاده است. اين مجلس در دست هيچ حزبى نيست؛ در دست هيچ گروهى نيست؛ اكثريت اين مجلس اشخاص مستقلى هستند كه خودشان فكر مى‏كنند و خودشان عمل مى‏كنند؛ آنها انحرافات را [مى‏بينند]، و رضاى خدا را در نظر مى‏گيرند و با رضاى خدا مى‏خواهند راه را به آخر برسانند. 60/7/19 [بسمه تعالى، محضر شريف حضرت آيت اللّه‏ العظمى امام خمينى‌ مدظلّه العالى چنانكه خاطر مبارك مستحضر است قسمتى از قوانين كه در مجلس شوراى اسلامى به تصويب مى‏رسد به لحاظ تنظيمات كلى امور و ضرورت حفظ مصالح يا دفع مفاسدى كه بر حسب احكام ثانويه به طور موقت بايد اجرا شود و در متن واقع مربوط به اجراى احكام و سياستهاى اسلام، و جهاتى است كه شارع مقدس راضى به ترك آنها نمى‏باشد و در رابطه با اين‏گونه قوانين به اِعمال ولايتو تنفيذ مقام رهبرى كه طبق قانون اساسى هم قواى سه‏گانه را تحت نظر دارند، احتياج پيدا مى‏شود. عليهذا تقاضا دارد مجلس شوراى اسلامى را در اين موضوع مساعدت و ارشاد فرماييد. رئيس مجلس شوراى اسلامى اكبر هاشمى‏رفسنجانى] بسم اللّه‏ الرحمن الرحيم آنچه در حفظ نظام جمهورى اسلامى دخالت دارد كه فعل يا ترك آن موجب اختلال نظام مى‏شود و آنچه ضرورت دارد كه ترك آن يا فعل آن مستلزم فساد است و آنچه فعل يا ترك آن مستلزم حَرَج است پس از تشخيص موضوع به وسيله اكثريت وكلاى مجلس شوراى اسلامى، با تصريح به موقت بودن آن مادام كه موضوع محقق است، و پس از رفع موضوع خود به خود لغ و مى‏شود، مجازند در تصويب و اجراى آن؛ و بايد تصريح شود كه هر يك از متصديان اجرا از حدود مقرر تجاوز نمود مجرم شناخته مى‏شود و تعقيب قانونى و تعزير شرعى مى‏شود. 61/6/17 ان‏شاءاللّه‏، دولت و مجلس آنچه كه مصلحت جامعه است در نظر بگيرند و كارى كنند اين مستمندانى كه در طول تاريخ محروم بوده‏اند را نجات دهند. 61/9/6 امروز مجلس و دولت از ارگانهايى است كه ما بايد حفظ‏شان كنيم. بايد كوشش كنيم در اينكه اين دولت محفوظ بماند...‌. من اعلام مى‏كنم به همه ملت كه امروز مخالفت با دولت، مخالفت با مجلس، مخالفت با جمهورى اسلامى، مخالفت با ارگانهايى كه در جمهورى اسلامى است، مخالفت با اسلام است و موجب تباهى اين كشور و اين ملت خواهد شد... به مجرد اينكه در ذايقه يكى يك مطلبى درست نيست، فوراً هجوم نكنند و [اينكه ]كارشكنى بكنند و ـ عرض بكنم‌ تضعيف بكنند دولت را. و همين‏طور راجع به مجلس، كه مجلس در رأس همه امور واقع است، بايد تأييد بكند ملت و هيچ‏وقت اينطور نباشد كه تضعيف بكند. 61/11/4 من در اين مسأله هيچ شكى ندارم كه اين مجلس بهترينِ مجالسى است كه در همه دنيا هست و بهترينِ مجالسى است كه از صدر مشروطيت تا حالا بوده است. من از همه شما بيشتر، زمانهاى سابق را ادراك كرده‏ام. من از زمان قاجار و تا حالا مجالس را ديده‏ام و كيفيت اينكه مردم چه جور انتخاب كردند و چقدر دخالت داشتند مردم، و افرادى كه در مجلس آمدند چطور بودند،و اين سنوات آخر را كه همه آقايان مى‏بينند و ديده‏اند. در تمام طول مشروطيت، اين مجلس به اين ترتيب كه تمام افرادش تقريباً متدين و معتقد به اينكه بايد اسلام حكومت كند، در تمام دوره‏ها نبوده است اين. و در انتخاباتى كه من از بچگى انتخابات را در حدود خودمان و بعد هم كه از جاهاى ديگر هى شنيده شده است، انتخابات هيچگاه به طور كلى در دست مردم نبوده است. يك مدت زيادى به دست متنفذين منطقه، مناطق، خانها و مالكين بزرگ و اينها بوده است، و در آن وقتى كه ديگر آن بساط آنها ، قدرتهايشان از بين رفت، دربست در دست حكومت وقت بوده. اگر در تهران مثلاً يكى دو نفر، چند نفر كه انتخاب مى‏شدند ، انتخاب مردم بود و باقى‏اش نبود ـ براى اينكه تهران فرض كنيد جايى بود كه خيلى نمى‏شد فشار بياورند ـ اما جاهاى ديگر مسأله ، مسأله مردم در كار نبود، يعنى شوراى ملى، ما در هيچ وقت نداشتيم. اگر چند نفر هم ملى در آنها بوده است، لكن مجلس همچو مجلسى نبود كه يك شوراى ملى باشد. و ما امروز داريم يك شوراى اسلامى و ملى به حسب آن بعد صحيحش مشاهده مى‏كنيم. 61/11/10 مجلسمان را شما ملاحظه كنيد، بسيارى از آنها را من از نزديك مى‏شناسم؛ يعنى سابقه طولانى دارند، مثل رئيس مجلس و بسيارى از آقايان ديگر، و آنها را با تعهد و تعهد به اسلام و خدمتگزارى و هرچه توان دارند، آنها را مى‏شناسم. و در اين طول مدتى كه مجلس برپاست مى‏دانم كه همه اينها خدمتگزارند؛ در بين آنها من نمى‏توانم يكى را پيدا كنم كه بتوانم بگويم كه اين ، تعهد به اسلام ندارد. البته اختلاف سليقه، اختلاف ديد، اختلاف اجتهاد در هر قشرى هست، در علما هم هست، در مجتهدين هم هست، در شما آقايان هم هست كه اختلاف سليقه داريد، اختلاف ديد داريد، لكن همه مشترك‏اند در اينكه خدمتگزارند و همه مى‏خواهند خدمتگزار باشند. و در بين آنها من حتى يك نفر را نمى‏توانم بگويم كه اين يك نفر به اسلام خيلى علاقه ندارد ، همه‏شان علاقه‏مندند با اختلاف سليقه‏اى كه دارند. 61/11/20 [... مستحضر هستيد به‌لحاظ محروميت اكثر خانواده‏ها از سرپناهو مسكن با استفاده از عناوين ثانويه قانون اراضى شهرى پس از مصوبه شوراى انقلاب اسلامى در خصوص لغو مالكيت اراضى موات شهرى به تصويب مجلس شوراى اسلامى و شوراى محترم نگهبان رسيد كه طبق آن اراضى موات شهرى كه از لحاظ مقدار قابل توجه نيستند در اختيار وزارت مسكن و شهرسازى قرار مى‏گيرد و زمينهاى باير شهرى براى رفع نياز مسكن مردم از حد‌نصاب معينى بالاتر فقط قابل فروش به دولت و شهردارى است و وزارت مسكن و شهرسازى اينگونه اراضى را در حد نياز طبق قانون به قيمت منطقه‏اى خريدارى و به خانواده‏هاى بى‏مسكن يا براى مصارف عمومى واگذار مى‏نمايد. ضمناً طبق قانون مذكور كليه وزارتخانه‏ها و بانكها و كليه مؤسساتى كه مشمول حكم مستلزم ذكر نام آنهاست و بنيادها ـ‌بنياد مستضعفان‌ بنياد مسكن و... زمينهاى مازاد بر نياز تأسيساتو ادارى خود را بايستى به وزارت مسكن تحويل دهند تا به مصارف عمومى و تأمين مسكن مردم برسد. لكن اولاً اكثر ارگانهاو يا بانكها و بنيادها على‏رغم بخشنامه‏هاى مكرر نخست وزيرى از تحويل اراضى خوددارى مى‏نمايند؛ ثانياً برخى از روحانيون و ارگانها نسبت به تملك اراضى مذكور براى واگذارى به مردم جهت احداث مسكن برداشتهاى متفاوت داشته و در شرعى بودن آن ترديد مى‏نمايند و در نتيجه اجراى قانون مذكور دچار مشكلات فراوان شده و امكان تعطيل اجراى آن كه نتايج وخيمى در وضع زمين و مسكن و اقتصاد خواهد داشت وجود دارد. مستدعى است در اين خصوص راهنمايى و ارشاد فرمايند... محمد شهاب گنابادى] بسمه تعالى آنچه را مجلس شوراى اسلامى تصويب نموده و به تأييد شوراى نگهبان رسيده، هم شرعى است و هم قانونى مى‏باشد. 61/11/22 مجلس محترم شوراى اسلامى كه در رأس همه نهادهاست، در عين حال كه از اشخاص عالِم و متفكر و تحصيلكرده برخوردار است، خوب است در موارد لزوم از دوستان متعهد و صاحبنظر خود در كميسيونها دعوت كنند كه با برخورد نظرها و افكار، كارها سريعتر و محكمتر انجام گيرد. و از كارشناسان متعهد و متدين در تشخيص موضوعات براى احكام ثانويه اسلام نظر خواهى شودكه كارها به نحو شايسته انجام گيرد. و اين نكته نيز لازم است كه تذكر داده شود كه رد احكام ثانويه پس از تشخيص موضوع بهو سيله عرف كارشناس، با ردّ احكام اوليه فرقى ندارد، چون هر د و احكام اللّه‏ مى‏باشند. و نيز احكام ثانويه ربطى به اعمال ولايت فقيه ندارد و پس از رأى مجلس و انفاذ شوراى نگهبان، هيچ مقامى حق ردّ آن را ندارد، و دولت در اجراى آن بايد بدون هيچ ملاحظه‏اى اقدام كند. و با تشخيص دو سوم مجلس شوراى اسلامى كه مجتمعى از علماى اعلام و مجتهدان و متفكران و متعهدان به اسلام هستند، در موضوعات عرفيه كه تشخيص آن با عرف است، با مشورت از كارشناسان، حجت شرعى است كه مخالفت با آن بدون حجت قويتر خلاف طريقه عقلاست. چنانچه تغيير احكام اوليه، با شك در موضوع و عدم احراز آن با طريقه عقلا مخالف است. 62/3/14 مطالبى كه بايد عرض كنم و شايد كراراً عرض كرده‏ام، مسأله مجلس است و اهميت مجلس. همان طورى كه من كراراً عرض كرده‏ام كه دانشگاه و فيضيه، اينها اگر اصلاح بشود كشور اصلاح مى‏شود، و همه كارهايى كه در رژيمهاى منحرف انجام گرفته است به دست دانشگاهيهايى كه انحراف داشته‏اند صورت گرفته است. راجع به مجلس هم بايد عرض بكنم كه در كشورى كه مثل كشور ايران بحمداللّه‏ الآن يك جمهورى اسلامى‏به تمام معنا هستو در صدد اسلامى‏كردن همه امور هست، مجلس مثل، همان طورى كه صنايع مادر ما داريم، مجلس هم اينطور است كه اگر مجلس يك مجلس اسلامى‏كه با انتخابات صحيح انجام بگيرد، و اشخاصى كه انتخاب مى‏شوند واقعاً منتخب ملت باشند، تمام كارهاى كشور با دست مجلسيها اصلاح مى‏شود. تمام كارهايى كه از بعد از مشروطه انجام گرفت، و انحرافاتى كه بتدريج پيدا شد تا زمان رژيم پهلوى كه به اوج خودش رسيد، يكى از عمال بزرگ كه بايد بگوييم كه مادر عمال بود مجلس بود. مشروطه را منحرف كردند، مجلس را مجلس قلدرى كردند، ملت را از اينكه رأى بدهند محروم كردند و اين مال اين دوره سابق قبل از اين دوره نيست، بلكه به طور قطع اكثر دوره‏ها اينطور بود، منتها يك دفعه تعيين وكلا با خانها بود و آن اشخاصى كه نفوذ داشتند در كشور ، در هر منطقه و مردم دخالت نداشتند، و اگر دخالت داشتند چشمو گوش بسته بودند. رعيتها را جمع مى‏كردند و مى‏آوردند پاى صندوق، و به آن طورى كه به آنها دستور داده بودند رأى مى‏دادند بدون اينكه بفهمند چه دارند مى‏كنند، رأى چى هست و چه كار دارند انجام مى‏دهند. فقط همان خان مى‏دانست كه براى منفعت اوو براى منفعت دولتها اينها دارند رأى مى‏دهند، و اصلاً كارى به اينكه كشور به كجا برسد در كار نبود، كارى به اين كار نداشتند. بعد هم كه زمان رضاخان پيش آمد و ما بعد رضاخان كه اكثراً مى‏دانيد، و همه هم در آخر، در اين دوره‏هاى آخر مى‏دانيد كه آن بلاهايى كه به سر ملت آمد، مادرش مجلس بود. يعنى عده‏اى را اينها خودشان ليست مى‏دادند، و به طورى كه محمدرضا اقرار كرد ـ‌منتها مى‏گفت زمان قبل، مقصودش زمان پدرش بود ـ ليست را از سفارتخانه مى‏آوردند كه اينها بايد تعيين بشوند. بعد از زمان ايشان هم بدتر از آن وقت بود، وكلاى ما را بايد امريكا يا قبل از ا و انگلستان تعيين كند، و مردم و دولت ايران و هيچ كس هيچ نظرى در اين باب نداشت. وكلا با دستور آنها، با اسم و رسم تعيين مى‏شد مگر بعضيها كه در تهران نمى‏شد كه غير او بشود كه يك اقليت بسيار نادر بود، البته بتدريج اينطور شد تا زمان اينها كه به اوج خودش رسيد، تمام بدبختيها در حكومت از مجلس سرچشمه گرفت. هر كارى مى‏خواستند انجام بدهند، هر امر فاسدى را كه مى‏خواستند انجام بدهند ديكته مى‏كردند و مى‏آوردند مجلس، و مخالف و موافق هم به حسب صورت درست مى‏كردند، و بعد هم همان طورى كه ديكته شده بود رأى مى‏دادند. و خداى تبارك و تعالى خواست كه آن وضع، هم وضع خان خانى و هم وضع دخالت سفارتخانه‏ها در ايران برچيده بشود. و در اين دوره‏اى كه انتخابات شد بحمداللّه‏ به طور اكثريت قاطع، مردم دخالت داشتند و خانى دخالت نداشت، آنجايى همكه دخالت داشت در مجلس رد شد. و در آتيه هم چنانچه ان‏شاءاللّه‏ اين ملت به همين طور در صحنه حاضر باشند با تعيينو كلايى كه متعهد بر همه جهات اسلام و مصالح كشور هستند ، تعيين كنند، اميد است كه در آتيه هر سال بهتر از سال قبل بشود. و بحمداللّه‏ در اين دوره هم كه چهره‏هاى بسيار نورانى در مجلس هست، و اشخاص متفكر و فقيه و امثال اينها در مجلس هست، و يك سال هم مانده است تا به آخر برسد. من اميدوارم كه در اين سال جديت بيشتر بشود براى رسيدگى به امور كشور و محرومين كشور و مستضعفين. و اگر مجلس در اين سال جديد همّ خودش را صرف كند در اينكه مسائل مشكل را اسلامى كند، و با دقت، همان دقتهايى كه اهل علم در مسائل علمى دارند. مسائل علمى همان طورى كه آن دقتهاى بسيار ارزنده را لازم دارد، مسائل سياسى كمتر از آن نيست؛ براى اينكه، مسائل سياسى، مقدرات كشور، در دست آنهايى هست كه اين مسائل را مى‏خواهند تفكر كنند. آقايان در فكر اين معنا نباشند كه زياد طرح بدهند و زياد از مجلس بگذرد؛ در فكر اين باشند كه خوب طرح بدهند و خوب از مجلس بگذرد. يعنى همان طورى كه بناى اهل علم است كه در هر مسأله‏اى دقت مى‏كنند، جستجو مى‏كنند و مباحثه مى‏كنند، مجادله مى‏كنند، در اين مسائل هم بايد اينطور باشد كه سروته مطلب به طور كافى مورد بررسى قرار بدهد، مورد دقت قرار بگيرد، و با دقت و همت زياد مسائل طرح بشوند، در مجلس كه آمد يك مسأله پخته از حيث جهات مختلف باشد كه راهگشا باشد براى اين كشور و مشكلات اين كشور. و در اين چند سالى كه گذشت من تشكر مى‏كنم از زحمات پر ارزش آقايان كه زحمت كشيدند و مشكلات زيادى كه بود در داخل مجلس و در خارج مجلس و آنها را پشت سر گذاشتند، و الآن با قدرت كافى دارند انجام وظيفه مى‏دهند. مجلس اين سال با مجلس سالهاى سابق فرق دارد، مجلس اين سال قدرتش بيشتر است، يعنى آنهايى كه كارشكنى مى‏كردند براى مجلس و براى همه ارگانهاى دولتى و اصل اساسش كارشكنى براى اسلام بود، آنها يا رفتند و فرار كردند يا منزوى شدند. و بحمداللّه‏ امروز مجلس با دل راحت و با قامت مستقيم مى‏تواند كه مسائلى كه پيش آمده و پيش خواهد آمد در اين سالىكه سال آخر است، به طور شايسته حل كنند تا اينكه اين مجلس الگو بشود براى مجالس ديگر. و اگر در سال آتيه فرض كنيد غيرآقايان يك دسته ديگرى آمدند، بدانند كه بايد چه بكنند، و اينها چه كردند و آنها هم بايد دنباله اين، بايد چه كار بكنند. و بالاخره مجلس است كه اساس يك كشور را به صلاح مى‏كشد يا اساس يك مجلس را رو به فساد مى‏برد. و مجلس بودكه در رژيم پهلوى آن همه فساد ايجاد كرد و آن همه خيانت كرد، و همين مجلس است كه در زمان كنونى اين همه خدمت كرده استو در صدد خدمت است. من نمى‏خواهم بگويم كه كارها تمام شدهو همه‏اش هم صد‌در‌صد تمام است، اما وقتى ما مقايسه بكنيم افراد اين مجلس را با افراد دوره رضاخان ـ به استثناى نادر ـ و دوره محمدرضا تقريباً بى‏استثنا، اگر ما مقايسه كنيم و همان افراد را ببينيم كه سابقه‏شان چى است و چه زندگى كردند و چه هستند ، كافى است كه ما به ارزش اين مجلس پى ببريم، از آن جنس كه در سابق بود هيچ الآن نيست در مجلس. اگر فرض كنيد يك كسى باشد كه با وضع شما يك مخالفى بياورد، لكن اين اختلاف سليقه است، نه اين است كه واقعاً انحرافى باشد كه آنها داشتند كه در سابق بود. سابق انحراف بود، يعنى منحرفين را مى‏آوردند سر كار ، دستور بود، نمى‏توانستند خلاف او را هم بكنند، و اگر در بينشان يكى دو نفر بود كه مخالفت مى‏كردند، در اقليت بودند كه صداشان به جايى نمى‏رسيد، امروز عكس است، بحمداللّه‏ همه آقايانى كه در مجلس هستند، اينها وابسته به شرق و غرب نيستند و خدمت مى‏خواهند بكنند ولو اختلاف سليقه داشته باشند. بحث در مجلس از مسائل بسيار مهم است كه بايد بحث بشود ، بايد هر مسأله‏اى با دقت رسيدگى بشود و در كميسيونها اولاً و بعد در مجلس ثانياً و بعد هم در شوراى نگهبان ثالثاً رسيدگى بشود كهو قتى يك قانون از مجلس بيرون آمد، يك قانون صددرصد شرعى باشد؛ چه موافق با احكام اوليه كه مال اسلام است. يا موافق با احكام ثانويه كه آن هم مال اسلام است، و اين رويه رويه‏اى استكه اگر ان‏شاءاللّه‏ باقى بماند مطمئن باشيد كه مجلس با قوت خودش وقتى كه باقى بماند دولت هم اصلاح مى‏شود، و ساير قوايى كه در ايران هستند، آنها هم اصلاح مى‏شوند، يعنى كجروى نمى‏شود ديگر بشود. كجروى از مجلس شروع مى‏شد، نه اينكه از خارج مى‏شد؛ خارج دستور مى‏داد، اينها راه مى‏رفتند. و اگر مجلس مستقيم باشد و كارها را آن طورى كه مصالح كشور اقتضا مى‏كند، آن طورى كه احكام اسلام اقتضا مى‏كند، آن طور بررسى دقيق بشود و با علاقه مندى بررسى بشود، وقت صرف بشود تا اينكه مسأله، هر مسأله‏اى هست خصوصاً مهمات مسائل كه بايد مهمات مسائل را به طور دلسوزانه و به طور جدى بحث طلبگى در آن بكنند. آقايان كه عادت دارند به اينكه بحث طلبگى مى‏كنندو در مدرسه‏ها تربيت شدند، با اشكال، رد و دفع و همه اين امور ، در قانون هم بايد همين طور باشد؛ براى اينكه، اين هم اهميتش همان اهميت است، آن هم اسلام بود، اين هم اسلام است. بنابراين، در اين سالى كه ان‏شاءاللّه‏ مى‏گذرد و اميد است به خوبى بگذرد و آقايان با خيال راحت مشغول باشند به خدمت به اين مستمندان، به اين مظلومان در طول تاريخ. ان‏شاءاللّه‏ اميدواريم كه اين سال را به مباركى بگذرانيد و در سال آتيه ان‏شاءاللّه‏ مجلس باز همين جور مجلس باشد و همين طور افراد در آن باشند كه ان‏شاءاللّه‏ مسائل حل بشود. مسائلى كه ما الآن در مقابلش هستيم و اميدوارم كه مجلسهاى بعد ديگر مواجه با آن نشوند. ... و اگر ان‏شاءاللّه‏ اين جنگ تحميلى بر ما از بين برود و دولت سر صبر رسيدگى بكند به حال مستضعفين، تمام مسائل به وسيله مجلس و دولت حل مى‏شود حتى مسأله گرانى. 62/5/11 امروز مجلس چون مجلس مردمى‏است، اين مجلس مردمى مى‏تواند به فكر محرومين باشد و مجلس ديروز نمى‏توانست كه به فكر محرومين باشد براى اينكه محروم تويش نبود، اگر هم بود يكى دوتا بود كه كارى از او نمى‏آمد. اما امروز مجلس، مجلسى است كه محروميت كشيده‏اند اهل اين مجلس، و در آنها از اشرافو اعيان و امثال ذلك ديگر وجود ندارد؛ ولو بعض منحرفين هستند اما از اشراف و اعيان ديگر خبرى نيست. يك همچو مجلسى مى‏تواند خدمت كند به اين كشور و يك همچو مجلسى پشتيبانش همين مردم كوچه و بازار هستند. اين هم يكى از خاصيتهاى بزرگ حكومت مردمى است كه خوف اينكه چه بشود ندارند. 62/10/13 امروز روزى است كه بايد راجع به تكليف خودمان در انتخابات عرض كنم، بايد عرض كنم كه يكى از امورى كه مطمح نظر آنهايى است كه مى‏خواهند اين انقلاب را به شكست برسانند قضيه مجلس است. مجلس يك چيز سهلى نيست كارش. مجلس يك چيزى است كه در رأس همه امورى كه در كشور است واقع است. يعنى مجلس خوب، همه چيز را خوب مى‏كند و مجلس بد، همه چيز را بد مى‏كند... هيچ قدرتى الآن در ايران نمى‏تواند يك كارىرا تحميل كند به ما. امروز بايد خود شما بنشينيد كارتان را انجام بدهيد. انتخابات مثل سابق نباشد كه از مركز دستور داده مى‏شدكه اين بايد وكيل بشود، ديگر كسى هم حقّ ندارد حرفى بزند. انتخابات دست مردم است، رئيس جمهور و نخست وزير با آن رعيتى كه در كشاورزى كار مى‏كند و آن بازارى‏اى كه در بازار كار مى‏كند، راجع به انتخابات يك جور هستند، على‌السواء هستند. يعنى رئيس‌جمهور يك رأى دارد، نخست وزير هم يك رأى داردو آن كشاورزى كه‏در دوردست افتاده‏ترين اين كشور است، آن هم يك رأى دارد. رأيشان فرقى با هم ندارد و همه هم مسئول هستند. در تشخيص خوب و بد، اتكال به قول غير نكنيد مگر اشخاصى باشند كه مورد اعتماد خودتان باشد صددرصد. اين را به مردم دارم مى‏گويم و به شما آقايانى كه در آتيه متصدى اجراى انتخابات هستيد توجه مى‏دهم كه اگر يك انحرافى در يكى از شما پيدا بشود، و اين بعد موجب اين بشود كه در اين جمهورى يك لطمه‏اى وارد باشد به گردن شماست. به اسلام لطمه‏اى وارد بشود به گردن شماست. و اگر در اينجا هم كشف بشود معذور نيستيد و مورد تعقيب وارد مى‏شويد. بايد شماها بدون توجه به اين كه دستور كسى داده، دستور كسى حق ندارد راجع به انتخابات بدهد، دستور در اجرا، در خوبى اجرا بله، وزير كشور دستور مى‏دهد كه اجرا خوب بشود، اجرا اسلامى باشد. اما يك بالايى بخواهد به‏شما دستور بدهد كه كِيَك بايد وكيل بشود، كِيَك مى‏خواهد وكيل بشود اين امر نيست در اسلام، در ايران هم نيست. اينكه من عرض مى‏كنم براى اين است كه بعدها كسانى كه در ايران بعدها و نسلهاى بعد مى‏آيند بدانند كه بايد اين طور باشندو الاّ امروز ما كسى را نداريم كه دستور بدهد، پيشنهاد مى‏كند و مردم مختارند. فرض بكنيد كه اگر همه كسانى كه در رأس [هستند ]بروند پيشنهاد بكنند كه فلان آدم را شما وكيل كنيد لكن شما به نظرتان درست نباشد جايز نيست برشما تبعيت كنيد. بايد خودتان تشخيص بدهيد كه آدم صحيحى است تا اينكه بتوانيد رأى بدهيد. و مجرد اينكه اين آدم يك آدم خوبى است خيلى، اول وقت نمازش را مى‏خواند و نماز شب مى‏خواند.اين براى مجلس كفايت نمى‏كند. مجلس اشخاص سياسى لازم دارد، اشخاص اقتصاددان لازم دارد، اشخاص سياستمدار لازم دارد، اشخاص مطلع بر اوضاع جهان لازم دارد. بايد تعهد به اسلام باشد و موافقت با جمهورى اسلامى‏باشد لكن اين مسائل هم باشد. در يك مجلس بايد همه چيز باشد در اين كميسيونهاى مجلس از امور ارتشى و كشاورزى و اقتصاد و همه چيز بحث مى‏شود،بايد مطلع باشند اينها. آنهايى كه در اين كميسيونها هستند بايد اشخاصى باشد در بينشان كه عالم به اقتصاد باشد، عالم به امور كشاورزى باشد، عالم به امور ادارى باشد، عالم به مسائل جهانى باشد. مجلس مى‏خواهد ايران را در مقابل جهان اداره كند، مجلس يك چيزى نيست كه بخواهد ايران را در مقابل خودش درست بكند. ايران در مقابل جهان است امروز، آن هم يك جهان امروزى و يك ايران امروزى. ايران امروزى كه تك است در دنيا و جهان امروزى كه همه مهاجمند، همه مهاجم به شما هستند. شما مى‏خواهيد كه يك مجلسى داشته باشيد كه در مقابل اين مهاجماتى كه از خارج مى‏شود پايدار باشد. يك دولتى را او تعيين كند كه درمقابل تهاجماتى كه در دنيا واقع مى‏شود، فشارهايى كه واقع مى‏شود در دنيا اين بتواند دفاع كند، و اين از مجلس سرچشمه مى‏گيرد، از مجلس دولت درست مى‏شود و شما يك همچو مجلسى لازم داريد. شما براى حفظ كشور خودتان، براى حفظ اسلام عزيز، كه اين همه خون در راهش ريختيد بايد پايدارى كنيد و توجه بكنيدكه حفظ كنيد اين را، و حفظش نسبت به شماها كه مأمورين هستيد به اين است كه ـ اجرايش را بدون اينكه به كسى اعتنا كنيد اجرايشرا خوب و موافق شرع و موافق اسلام و موافق مصالح كشور اج را كنيد. و مردم هم همه آزادند. عرض كردم از رئيس جمهور و نخست وزير و وزيركشور و همه اينها گرفته تا آن كسى كه در آخر اين كشور مشغول كشاورزى است فرقى ندارند در اينكه مكلفند آدمى را كه بايد به درد مملكت بخورد انتخاب كنند و خودشان تشخيص بدهند. بازار بايد خودش تشخيص بدهد. كارخانه‏ها بايد خودشان تشخيص بدهند، هيچ كس تحت تأثير ديگرى نيست. بله اگر چنانچه اشخاص مطمئنى باشند كه آنها تشخيص بدهند، شهادت بدهند كه فلان آدم جهات مختلفش همه خوب است، آن وقت مانعى ندارد كه كسى به واسطه تشخيص آنها و اطمينان به اين كه اين صحيح است رأى هم به آنها بدهد. اما اين طور نيست كه كوركورانه انسان دنبال اين باشد كه ببيند كيك چه گفته، اين صحيح نيست، اين در اسلام نيست و در جمهورى اسلامى‏هم نبايد باشد. شما فرمانداران و بخشداران و همين طور اشخاص محترمى‏كه اين انجمن‏هاى اسلامى‏را در سرتاسر كشور دارند، همه تان موظفيد به اينكه در اين امر دقت كنيد كه خوب انجام بگيرد، نبادا يك وقت خداى نخواسته، يك تقلبى در كار بيايد، نبادا خداى نخواسته يك اشخاص نابابى خودشان را عوضى جا بزنند كه از اين معانى بسيار خواهد بود. اينها تكليف شماست كه بكنيد. مردم هم خودشان مكلفند به اينكه هم شركت كنند در انتخابات. نروند كنار، تكليف است، حفظ اسلام است، رفتن كنار خلاف تكليف است، خلاف مصالح اسلام است. آن مقدسى كه خيال مى‏كند كنار نشسته و دخالت در امور اسلامى‏نمى كند، او بر خلاف اسلام دارد رفتار مى‏كند، اگر خداى نخواسته يك همچو آدمى باشد. آن آدمى‏كه به واسطه اينكه مثلاً يك چيز اعوجاجى از يك نفر مى‏بيند يا از يك گروهى مى‏بيند كنار برود، اين برخلاف مصالح اسلام عمل مى‏كند. اين معانى در صدر اسلام هم بوده است، در زمان ائمه ما هم بوده است. خوب ، همه اينها بوده لكن آنها كنارگرفتند، آنها مشغول فعاليت خودشان بودند. به مردم عرض مى‏كنم شركت كنيد در اين انتخابات و تميز بدهيد اشخاصى را كه لايقند براى اين مقام. مقدّرات كشورتان را به دست كسانى بدهيد كه براى كشور شما مفيدند از حيث سياست، از حيث اقتصاد، از حيث همه چيز. اگر مسامحه بكنيد و امروز هم كسى نفهمد، خدا هست، خدا مى‏داند و مى‏بيند. شما در محضر خدا هستيد هر جا هستيد. همه خلق‏اللّه‏ در محضر خدا هستند هر جا هستند. بر فرض اينكه من يك كار خلاف كردم اسلام كه خلاف نكرده است، شما براى اسلام كار بكنيد، چكار داريد كه فلان آدم بد كرده. خوب، بد كرد، بد بكند شما خوب بكنيد براى اسلام تا آن بد هم به تبع شما ان‏شاءاللّه‏ خوب بشود. كنار نرويد، آقايان علما كنار نرويد. و البته بايد از هر طايفه‏اى باشد اطلاعاتش داشته باشد و اشخاصى باشند كه همه جهاتشان [خوب ]باشد. 63/2/22 مجلس شوراى اسلامى، كه در رأس تمام نهادهاى نظام جمهورى اسلامى است، از ويژگيهاى خاص برخوردار است، كه مهمترين آنها اسلامى‌‌ملى بودن آن است. اسلامى است كه تمام تلاشش دررا ه تصويب قوانين غير مخالف با احكام مقدس اسلام است؛ خصوصاً با برخوردارى از شوراى محترم نگهبان. و ملى است، كه از متن ملت جوشيده است و دست شرق و غرب و وابستگان به آنان از سرنوشت آن كوتاه است. امروز مجلس خانه واقعى ملت است. و بر خلاف دوران طاغوت، بخصوص رژيم ستمگر پهلوى ، بر آراء توده متعهد به اسلام و اصيل و زحمتكش و محروم استوار است؛ و دست ناپاك دولتمردان و قدرتمندان و خانان و غرب و شرق‏زدگان از آن كوتاه است. 63/3/7 شك نيست كه مجلس به همه امور كشور نظارت دارد؛ و حق نمايندگان است كه از هر انحراف و خلافى كه از وزرا و ادارات مى‏بينند به حكم قانونى جلوگيرى كنند و دولت را تا حد استيضاح بكشانند. لكن فرقهاست بين نظارت و استيضاح، و بين عيبجويى و انتقامگيرى. و اين فرق را همه كس پس از رجوع به وجدان خويش مى‏فهمد. 64/7/24 من تأييد مى‏كنم مجلس را و هميشه سفارش مى‏كنم به ملت كه مجلس را بايد تأييد كنند. و مجلس از ارگانهايى است كه لازم است بر همه ما كه او را تأييد كنيم. و هيچ كس حق ندارد كه راجع به مجلس جسارتى بكند، و مجلس حقش است كه موافق و مخالف داشته باشد و ممتنع، و يك مسأله‏اى است كه هميشه بايد در مجلس باشد و اين امرى است كه گذشت و در او هيچ صحبتى نيست. 68/3/15 از مهمات امور، تعهد وكلاى مجلس شوراى اسلامى است. ما ديديم كه اسلام و كشور ايران چه صدمات بسيار غم‏انگيزى از مجلس شوراى غيرصالح و منحرف، از بعد از مشروطه تا عصر رژيم جنايتكار پهلوى و از هر زمان بدتر و خطرناكتر در اين رژيم تحميلى فاسد خورد؛ و چه مصيبتها و خسارتهاى جانفرسا از اين جنايتكاران بى‏ارزش و نوكرمآب به كشور و ملت وارد شد. در اين پنجاه سال يك اكثريت قلابى منحرف در مقابل يك اقليت مظلوم موجب شد كه هرچه انگلستان و شوروى و اخيراً امريكا خواستند، با دست همين منحرفانِ از خدا بيخبر انجام دهند و كشور را به تباهى و نيستى كشانند. از بعد از مشروطه، هيچ گاه تقريباً به مواد مهم قانون اساسى عمل نشد ـ قبل از رضاخان با تصدى غربزدگان و مشتى خان و زمينخواران؛ و در زمان رژيم پهلوى به دست آن رژيم سفاك و وابستگان و حلقه به گوشان آن. اكنون كه با عنايت پروردگار و همت ملت عظيم‏الشأن سرنوشت كشور به دست مردم افتاد و وكلا از خود مردم و با انتخاب خودشان، بدون دخالت دولت و خانهاى ولايات به مجلس شوراى اسلامى راه يافتند، و اميد است كه با تعهد آنان به اسلام و مصالح كشور جلوگيرى از هر انحراف بشود. 58/1/15 معيارهاى انتخاب نمايندگان مجلس شوراى اسلامى مجلس شوراى ملى بايد ان‏شاءاللّه‏ درست بشود؛ نه مثل مجلسهاى اين پنجاه و چند سال كه به ملت هيچ ارتباط نداشت ، ملت هيچ اطلاع نداشت، وكلاى خودش را نمى‏شناخت؛ و اينهاو كيل يك نفر بودند و آن يا رئيس جمهور امريكا، و يا سلطانو قت، و يا سلطان وقت به تَبَع سفارتخانه‏ها ـ چنانچه شاهِ سابق گفت اين معنا را كه ليست را از سفارتخانه‏ها مى‏آوردند و ما وكيل تعيين مى‏كرديم همان طورى كه آنها مى‏خواستند! ـ ان‏شاءاللّه‏ ديگر آن مسائل نيست در كار. ان‏شاءاللّه‏ آن مسائل ديگر عود نمى‏كند.... نگذاريد اشخاصى در مجلس مؤسسان وارد بشود كه خير امت را نمى‏خواهد بلكه خير اشخاصى را مى‏خواهد كه ظالم هستند؛ نگذاريد در مجلس شورا اشخاصى بروند كه آنها با قدرتهاى بزرگ پيوستگى دارند. بايد ملت با اختيار خود و اراده خود و با امتياز خود و انتخاب خود، اشخاص صالح را، اشخاص متقى را، اشخاصى را كه براى ايران كار مى‏خواهند بكنند، به نفع ايران كار مى‏كنند ـ آنها را بايد تعيين بكند تا اين سه تا مرحله تمام بشود. 58/1/16 وكلايى كه مى‏خواهيم بفرستيم به مجلس مؤسسان و بعد هم به مجلس شورا، وكلايى هستند كه صددرصد ملى، متدين، نه منحرف به چپ و نه منحرف به راست؛ از خودمان باشند و مصالح خودمان را در نظر بگيرند. 58/1/17 با همت والاى شما ـ جوانان ايرانى ـ بايد اشخاص متنور و اشخاص امين و صادق در مجلس شورا بروند كه مقدرات شما را بر طبق خواسته‏هاى خداى متعال پياده كنند. 58/1/18 ما پس از اين مرحله، مرحله انتخابات براى مجلس مؤسسان داريم؛ آنجا هم بايد همت كنيد و اشخاص متعهد، اشخاصى كه براى ايران كار بكنند نه براى اجانب، اشخاصى كه ايمان به خدا داشته باشند، نه چپگرا باشند و نه راستگرا بلكه صراط مستقيم را داشته باشند، آنها را بايد به مجلس مؤسسان بفرستيم. و بعد از آن مجلس شوراست، كه بايد باز به همت همه اقشار ايران و به همتو الاى مرد و زن ايران، اشخاصى كه متعهد هستند، اشخاصى كه سالم هستند، اشخاصى كه بصيرت دارند و هيچ انحراف ندارند و بر صراط مستقيم انسانيتند، به مجالس و مجلس شورا بفرستيم؛ تا اينكه ان‏شاءاللّه‏ اسلام به آن معنايى كه هست، اسلام به آن حقيقتىكه هست، در ايران پياده بشود. 58/1/19 تاكنون مى‏دانيد كه [مجلس شوراى ملى] به اختيار شما نبوده. هيچ‏وقت نيامدند به شما بگويند كه مختاريد كه هر كس را مى‏خواهيد رأى بدهيد. آن بساط گذشت. ان‏شاءاللّه‏ ديگر عود هم نخواهد كرد و شما مستقل [و ]آزاد، وكلاى مجلس را به مجلس مى‏فرستيد؛ لكن بايد ملاحظه كنيد كه باز شياطين نيايند و شما را اغفال كنند. بايد وكلاى آزادمنش، وكلاى ملى، وكلاى متدين،و كلاى فاضل به مجلس شورا بفرستيد. 58/1/21 در مجلس مؤسسان نيز جديت كنيد و آراى خودتان را براى اشخاص بيدار، امين، مؤمن مُسْلم، وطنخواه، به صندوقهايى كه بعدها... درست مى‏شود بريزيد. و بعد از آن نيز كه قضيه مجلس شورا پيش مى‏آيد، باز افراد سالم، افراد وطنخواه، افرادو طندوست، افرادى كه نه شرقى باشند نه غربى بلكه در صراط مستقيم انسانيت و اسلاميت باشند، انتخاب كنيد و به آنها رأى بدهيد. 58/1/24 در قضيه مجلس مؤسسان، در قضيه مجلس شورا رأى بدهيد، و رأى به وكلاى متعهد مسْلم امين. وكلاى امين بفرستيد در مجالس. ديگر شما مجالستان دست خودتان است، اختيار دست خودتان است؛ شما مختاريد و مقدرات مملكت را خودتان، به دست خودتان بايد... بگيريد. 58/2/25 وكلاى مجلس شورا را خودتان تعيين مى‏كنيد. همه چيزها دست خودتان است. خودتان بايد بگرديد يك وكيل خوب تعيين كنيد،كه مقدرات مملكتتان دست مجلستان باشد. 58/2/25 خودتان وكيل براى خودتان تعيين بكنيد. اشخاص مطمئن ، اشخاص ملى، اشخاصى كه خدمتگزارند براى شما، تعيين بكنيد.و ما هم هر مقدار كه مى‏توانيم مطالب را به آنها بگوييم، و ان‏شاءاللّه‏ استقرار و دوره استقرار پيش بيايد. 58/3/2 بعد هم كه ان‏شاءاللّه‏ مى‏خواهيد وكلا تعيين بكنيد، هر جور وكيلى براى هر محلى كه مى‏خواهيد تعيين بكنيد، وكيلى كه جمهورى اسلامى را اعتقاد دارد. ... اگر وكيلى باشد كه اينجايش پينه بسته از شدت سجده وليكن جمهورى اسلامى را نمى‏خواهد، اين به درد شما نمى‏خورد. و اگر وكيلى باشد كه بدانيد دشمن با رژيم منحوس بود و دشمن با امريكا و شوروى بود لكن جمهورى اسلامى را نمى‏خواهد، اين وكيل را وكيل تعيين نكنيد. وكيلى كه تعيين مى‏كنيد آنى است كه جمهورى اسلامى را عقيده داشته‌باشد؛ نه چهار روزى كه حالا مى‏خواهد وكالت بكند بگويد جمهورى اسلامى! ما يك نفر را داشتيم كه مى‏خواست وكيل بشود؛ مى‏گفتند كه اين آدم در ايامى كه مى‏خواهند رأى بگيرند نماز مى‏خواند! اين جور نباشد. خودتان فهميده باشيد؛ بين خودتان زندگى كرده باشد. فهميده باشيد كه مسير همان مسيرى است كه شما داريد. اگر يك نفر آدمى باشد كه فيلسوف باشد، يك آدمى باشد كه تمام عالم را در تحت سيطره علمى خودش برده باشد لكن جمهورى اسلامى را نمى‏خواهد، اين را تعيين نكنيد. 58/3/23 بايد كوشش كنيد كه خودتان انتخاب كنيد. افرادى كه متعهد هستند، متدين هستند، ملى هستند، چپ و راستى نيستند، اينها را تعيين كنيد. و ان‏شاءاللّه‏ وقتى مجلس شوراى ملى يك همچ و مجلسى شد كه از خودتان بود و افراد خودتان در آن بود و به اختيار خودتان بود، هيچ خوفى ديگر براى ما نيست ان‏شاءاللّه‏. 58/4/21 مجلس شورا را بايد ملت خودش وكلا تعيين كنند. وكلا هم همين جورى كه عرض كردم وكلاى ملى؛ وكلايى كه مردم در بلاد خودشان شناختند كه اينها مردم صالحى هستند، اينها مردم اسلامى هستند، اينها گرايش به شرق و غرب، گرايش به مكتبهاى فاسد ندارند، اينها را تعيين كنند. 58/6/7 مردم كوشش كنند كه وكلاى صالح متدّين در مجلس بفرستند. تمام گرفتاريها و تمام چيزهايى كه برخلاف موازين عمل مى‏شود آنجا حل مى‏شود... مملكت ما همه متدين‏اند اكثراً و وكيل متدين تعيين مى‏كنند. وقتى بنا شد وكلا متدين باشند و مقيَّد به احكام شرع باشند ـ‌كه ان‏شاءاللّه‏ هستند‌ آن‏وقت اين مسائل همه‏اش حل مى‏شود. 58/6/23 برويم سراغ مجلس شورا و مجلس شورا را درست بكنيم و محول بشود كار به ملت و به نمايندگان ملت، و كارها ان‏شاءاللّه‏ با محول شدن به ملت و به اشخاصى كه متعهد هستند، و توانستيم و توانستيد كه يك منتخباتى داشته باشيد كه آنها صددرصد ان‏شاءاللّه‏ اسلامى و ملى و متفكر و همه جهات در آنان جمع باشد؛ آن وقت ان‏شاءاللّه‏ با اينها كارها اصلاح بشود. 58/6/23 مسأله اين است؛ آنهايى كه مكتب دارند و آنهايى كه گرايش دارند به اسلام ان‏شاءاللّه‏ شما پيدا بكنيد، از حالا شروع كنيد. اين دفعه ديگر مصيبتتان زيادتر است؛ براى اينكه يك مجلس خبرگانى بودكه يك مدت كوتاهى بود؛ يك مجلسى است كه مدت بلندى استو استفاده‏ها در آن هست. بايد خيلى دقت بكنيد، خيلى زحمت بكشيد، كانديداهاتان را تعيين كنيد و ارائه بدهيد به مردم اين كانديداى ماست؛ آنى است كه براى اسلام كار مى‏كند، ترويج كنيد از آن اسلام، شمشير دستتان باشد، شمشير هم هست دستتان؛ با اين شمشير كارها را انجام بدهيد، با اين شمشير بُرنده اسلام، لكن شمشيرى كه خائنها را از بين مى‏برد و خادمها را در امان نگه مى‏دارد. مردم را حالى كنيد كه ما كانديداهامان عبارت از اين ششصد نفر مثلاً، يا پانصد نفر، هر چقدرى كه هست ، كانديداهامان عبارت از اينها هستند. و البته از ملاّها و علما و از اين نترسيد كه آخوندى‏اش كردند. اسلام آخوندى‏اش كرده، به ما چه ربط دارد. ـ و عرض مى‏كنم كه ـ آخوند و آخوند مسلك يعنى اسلامى و اسلامى مسلك، همه بايد اينطور باشند. 58/8/16 بايد يك دولت مستقرى با همت شماها، با همت ملت، يك انتخابات صحيحى بشود با همت ملت، ملت مى‏شناسند افراد صالح را. لازم نيست كه حالا يك چند سال هم ما درسشان بدهيم. نخير، خودشان مى‏فهمند. اين ملت چيز مى‏فهمد، مى‏فهمد كى آدم صالح است كى آدم ناصالح. البته گاهى هم يك كسى خودشرا جا مى‏زند، اما اين گاهى است. هر كسى در هر شهرى كه هست ، طول اين بيست، سى سالى كه همراه با اين مردم بوده مى‏داند كه اينها كدام يكى‏شان از ريشه‏هاى آنهاست. كدام‏شان نيستند. مى‏فهمند كى بوده است كه در آنجا خوش رقصى كرده و كى بوده است كه نه، آنطور نبوده، مخالف بوده و نتوانسته صحبت كند ، مى‏شناسند. مردم آنهايى را بايد انتخاب بكنند كه مى‏شناسند كه به اين ملت خدمتگزار است و دلش براى اين طبقه ضعيف مى‏سوزد. ما نمى‏خواهيم يك مجلس اعيان درست كنيم. مجلس سنا را ، مجلس اعيان به آن مى‏گويند. ما مى‏خواهيم اعيان را از بين ببريم ، آدمشان كنيم آنها را. آن اعيانى كه در مجلس سنا نشستند و آن قدر خيانت به مملكت ما كردند، آن مجلس را ما اصلاً بستيم درش را. مجلس شيوخ و مجلس اعيان و مجلس سنا؛ اينها يك دسته مفتخوارى بودند. پيرمردهاى آخر عمرشان بعد از همه خيانتها ، پيرمردهايى بودند كه آنجا مى‏رفتند جمع مى‏شدند و ـ عرض مى‏كنم ـ شايد رفيقش هم كه نشسته بود راجع به اينكه دوايش چه است يا غذايش چه است صحبت مى‏كرد و پول اين ملت را مى‏خورد. اين را درش را بستند، تمام شد ديگر. ما مجلس سنا نداريم. مجلس شورا داريم. مجلس شورا هم نمى‏خواهيم از طبقه بالا درست بشود. مجلس شورا مى‏خواهيم از آدمها، آدمهايى كه متوجه‏اند به اينكه به اين ملت چه گذشته است در پنجاه و چند سال و در طول نظام شاهنشاهى، و لااقل در اين مواردى، در اين مدتى كه ديده‏ايد خودتان. اين آدمهايى كه مى‏بينند اينطور بر اين ملت گذشته است، اشخاص را هم مى‏شناسند در شهرهاى خودشان، در روستاهاى خودشان، مى‏شناسند اينها را، و ديدند اينها در طول اين مدت چه كرده‏اند. آنها مخفى آن وقت كار نمى‏كردند، علناً مردم را اذيت مى‏كردند. آن اشخاص را كنار بايد بگذارند و يك اشخاصى كه امين هستند، اشخاصى كه معروف است پيششان به امانت، به ديانت، به خدمت به مردم، آنها را تعيين مى‏كنند، بايد هم تعيين بكنند. 58/11/23 من متواضعانه از شما مى‏خواهم كه حتى‏الامكان در انتخاب اشخاص با هم موافقت نماييد و اشخاصى اسلامى، متعهد ، غير‌منحرف از صراط مستقيم الهى را در نظر بگيريد و سرنوشت اسلام و كشور خود را به دست كسانى دهيد كه به اسلام و جمهورى اسلامى و قانون اساسى معتقد و نسبت به احكام نورانى الهى متعهد باشند و منفعت خود را بر مصلحت كشور مقدّم ندارند. 58/11/28 اميد آن دارم كه با وحدت كلمه و كوشش در راه التيام بين قشرهاى مختلف، موفق شويد كه نمايندگانى متعهد، متفكر، دلسوز به ملتو خصوص طبقه مستضعف و خدمتگزار به اسلام و مسلمين، در مجلس شوراى اسلامى بفرستيد. 58/12/12 افرادى را انتخاب كنيد كه متعهد به اسلام، شرقى و غربى نباشند. بر صراط مستقيم انسانيت و اسلاميت باشند. و من اميدوارم كه اين مرحله را هم به شايستگى و به طورى كه دلخواه همه ملت ماست،و دلخواه ماست عمل بكنند. و وكيلهايى كه آراسته هستند به اخلاق خوب، متعهد هستند به اسلام، وفادار هستند به كشور خودشان، خدمتگزار هستند به شما و به كشور، آن اشخاص را انتخاب كنند و در مجلس بفرستند، كه ان‏شاءاللّه‏ اين قدم آخر هم با شايستگى برداشته بشود. 59/2/17 كسانى را انتخاب كنند كه صددرصد مسلمان و معتقد به احكام اسلام و متعهد به اجراى احكام اسلام و مخالف با مكتبهاى انحرافى و معتقد به جمهورى اسلامى باشند. شناخت اين اشخاص يا با آشنايى به اعمال و رفتار آنان از زمان رژيم طاغوت تا كنون است و يا به معرفى روحانيون متعهد در شهرستانها يا اشخاص متدين موجه كه گرايش به چپ و راست يا دسته‏اى نداشته باشند. بايد به اشخاصى كه احتمال انحراف در آنان مى‏رود رأى ندهند ـ چه احتمال انحراف عقيدتى، اعمالى و يا اخلاقى ـ كه به چنين اشخاص اعتماد نمى‏شود كرد و رأى به آنان موجب مسئوليت خواهد بود. تحت تأثير تبليغات واقع نشوند و خودشان با موازين اسلامى ، اشخاص صحيح را انتخاب كنند. 59/5/21 الآن در مجلس شوراى ما يك چهره پيدا نمى‏كنيد كه از اين طبقه اشراف باشد، از اين طبقه بالا باشد، همه از همين مردمند كه در بين بازار راه مى‏روند، و از همين جمعيت هستند؛ عده‏اى‏شان از علما و فقها هستند، عده‏اى‏شان از چهره‏هاى متديّن هستند. مجلس شوراى اسلامى ما الآن در هيچ جا نظير ندارد. 60/4/10 ملت بايد ناظر باشد به امورى كه در دولت مى‏گذرد، امورى كه ـ‌فرض كنيد كه ـ در مجلس مى‏گذرد. نظارت! توجه داشته باشد به اينها. ملت بايد توجه داشته باشد كه اگر در مجلس اين سفر ـ فرض كنيد كه ـ يك كسى را تعيين كردند كه كارشكنى براى دولت كرده، كارشكنى براى مجلس كرده، دفعه ديگر تعيينش نكند. اعلام كنند: تعيين نمى‏كنيم، بلكه ان‏شاءاللّه‏، به راه بيايند. 62/8/4 اما مسأله انتخابات آينده از اهم امورى است كه مسئوليت آن با همه ماست. و توجه داريد كه دشمنان اسلام در نظر دارند كارى بكنند كه انتخابات درست صورت نگيرد و از دست مسلمانها و متعهدين خارج شود. ولى شما بايد تمام قدرت‏تان را صرف كنيدكه به خوبى انجام شود. انتخابات يك محكى هم براى خودتان است كه ببينيد آيا مى‏خواهيد انتخاب اصلح بكنيد براى خودتان ، يا براى اسلام؟ اگر براى خودتان باشد، شيطانى است. و اما اگر انتخاب اصلح براى مسلمانهاست، «كى و از كجاست» مطرح نيست، از هر گروهى باشد، حزب باشد يا غيرحزب، نه حزب اسباب اين مى‏شود كه غير آن فاسد، و نه صددرصد حزبى بودن باعث صلاح آنهاست. و انتخاب اصلح براى مسلمين يعنى انتخاب فردى كه تعهد به اسلام و حيثيت آن داشته باشد؛ و همه چيز را بفهمد، چون در مجلس، اسلام تنها كافى نيست، بلكه بايد مسلمانى باشد كه احتياجات مملكت را بشناسد و سياست را بفهمد و مطلع به مصالح و مفاسد كشور باشد، و ممكن است به شماو گروه شما هم مربوط نباشد. اگر اصلح را انتخاب كرديد، كارى اسلامى مى‏كنيد و اين يك محكى است براى خودتان كه تشخيص بدهيد انتخاب براى اسلام است، يا براى صلاح خودتان. 62/9/20 همه چيز ما بايد روى موازين اسلامى باشد. افرادى كه تعيين مى‏شوند بايد كسانى باشند كه به درد اسلام و جمهورى اسلامى بخورند، و عقيده‏شان هم اين باشد كه اسلام خوب است. نه فقط اظهار كنند ولى عقيده نداشته باشند، كما اينكه در اول انقلاب خيليها اظهار اسلام مى‏كردند. البته اقليتهاى رسمى غير مسلمان قانوناً انتخاب مى‏شوند پس مردم، افرادى را كه تعيين مى‏كنند بايد سعى در شناسايى آنها نموده و قبل و بعد از انقلابشان را در نظر بگيرند و بعد رأى دهند. پس مسأله خوب بودن خود شخص است نه اينكه از يك دسته خاصى باشد، نه اينكه اهل علم باشد، حزبى باشد، بازارى باشد، اينها ديگر شرط نيست، عمده موازين استكه قانون و اسلام تعيين كرده است. 62/10/12 ما نبايد مقلد كسى باشيم كه هر چه را عده‏اى تشخيص دادند همانرا عمل كنيم، بلكه بايد كاملاً توجه كنيم كه مثلاً در تهران چه كسانى لياقت دارند كه هم مسائل روز را بفهمند و هم متدين باشندو هم براى اسلام كار كنند، اشخاصى را انتخاب كنيم كه از هر جهت صالح باشند. اگر كسان ديگرى هم اشخاص صالحى داشتند به آنها رأى دهيد و الاّ نه. بازار اختيارش دست خودش است ، آنچه بينى و بين اللّه‏ تشخيص مى‏دهد آن را انتخاب كند. اگر در انتخابات مسامحه كنيم مطمئن باشيد كه از راه مجلس به ما لطمه مى‏زنند. بايد دانست مسلمان بودن تنها فايده‏اى ندارد، بايد جمهورى اسلامى‏را قبول داشته باشد و از مسائل روز اطلاع داشته باشد. سعى كنيد مثل مرحوم مدرس را انتخاب كنيد ـ البته مثل مدرس كه به اين زوديها پيدا نمى‏شود، شايد آحادى مثل مدرس باشند ـ كسانى را كه انتخاب مى‏كنيد بايد مسائل را تشخيص دهند ، نه از افرادى باشند كه اگر روس يا امريكا يا قدرت ديگرى تشرى زد بترسند، بايد بايستند و مقابله كنند. 62/10/13 فرض بكنيد كه اگر همه كسانى كه در رأس [هستند ]بروند پيشنهاد بكنند كه فلان آدم را شما وكيل كنيد لكن شما به نظرتان درست نباشد جايز نيست برشما تبعيت كنيد. بايد خودتان تشخيص بدهيد كه آدم صحيحى است تا اينكه بتوانيد رأى بدهيد. و مجرد اينكه اين آدم يك آدم خوبى است خيلى، اول وقت نمازش را مى‏خواند و نماز شب مى‏خواند.اين براى مجلس كفايت نمى‏كند. مجلس اشخاص سياسى لازم دارد، اشخاص اقتصاددان لازم دارد، اشخاص سياستمدار لازم دارد، اشخاص مطلع بر اوضاع جهان لازم دارد. بايد تعهد به اسلام باشد و موافقت با جمهورى اسلامى‏باشد لكن اين مسائل هم باشد. در يك مجلس بايد همه چيز باشد در اين كميسيونهاى مجلس از امور ارتشى و كشاورزى و اقتصاد و همه چيز بحث مى‏شود،بايد مطلع باشند اينها. آنهايى كه در اين كميسيونها هستند بايد اشخاصى باشد در بينشان كه عالم به اقتصاد باشد، عالم به امور كشاورزى باشد، عالم به امورادارى باشد، عالم به مسائل جهانى باشد. مجلس مى‏خواهد ايران را در مقابل جهان اداره كند، مجلس يك چيزى نيست كه بخواهد ايران را در مقابل خودش درست بكند. ايران در مقابل جهان است امروز، آن هم يك جهان امروزى و يك ايران امروزى. ايران امروزى كه تك است در دنيا و جهان امروزىكه ‏همه مهاجمند، همه مهاجم به شما هستند. شما مى‏خواهيد كه يك مجلسى داشته باشيد كه در مقابل اين مهاجماتى كه از خارج مى‏شود پايدار باشد. يك دولتى را او تعيين كند كه در مقابل تهاجماتى كه در دنيا واقع مى‏شود، فشارهايى كه واقع مى‏شود در دنيا اين بتواند دفاع كند، و اين از مجلس سرچشمه مى‏گيرد، از مجلس دولت درست مى‏شود و شما يك همچو مجلسى لازم داريد. 62/11/22 يكى از وظايف مهم شرعى و عقلى ما براى حفظ اسلام و مصالح كشور، حضور در حوزه‏هاى انتخابيه، و رأى دادن به نمايندگان صالح كاردان و مطلع بر اوضاع سياسى جهان و ساير چيزهايى كه كشور به آنها احتياج دارد مى‏باشد؛ چه از روحانيون باشند، چه نباشند. و مجلس چنانچه محتاج به علما و روحانيون مطلع از احكام شرعى و سياسى اسلام است، محتاج به متخصصين رشته‏هاى مختلفى است كه كشور احتياج به آنها دارد. مجلس امروز مواجه است با دنياى پرآشوب صنعتى و سياسى پيچيده و فرهنگهاى غربى و شرقى و صحنه‏هاى تنازع بقاى بين‏المللى. و چنين مجلسى بايد انباشته از مطلعين و دانشمندان و متخصصان در هر رشته باشد. و لازم است كسانى كه كانديداهايى به ملت معرفى مى‏كنند در نظر داشته باشند كه از مطلعين هر رشته تخصصى چند نفرى در بين كانديداهاى آنها باشد. و اگر كسى يا كسانى را در غير گروه يا صنف خود يافتند كه از افراد گروهشان لايق‏تر است او را كانديدا كنند. مسأله انتخابات يك امتحان الهى است كه گروه‌گرايان را از ضوابط گرايان ممتاز مى‏كند، و مؤمنين و متعهدين را از مدعيان جدا مى‏نمايد. و كسانى كه خود را كانديدا مى‏كنند، يا كانديدا گروههايى هستند، اگر خود را صالح براىو كالت در يك چنين مجلسى نمى‏دانند و وجود آنها در اين مكان نفعى براى كشورشان ندارد، خداى متعال را در نظر بگيرند و رضاى او را بر رضاى خود مقدم دارند، و چنين خلاف ناشايسته‏اى را مرتكب نشوند. و حضرات روحانيون، از ائمه جمعه و جماعات يا ساير آقايان محترم، توجه كنند كه شهرهاى خود را از خدمتگزاران به ملت و بندگان صالح خدا خالى نكنند،كه خدمت به مردم و رفع حاجات آنان و تربيت علمى و اخلاقى بندگان خدا، كه شغل شريف روحانيت است، بر هر چيز مقدم است؛ مگر آنكه بدانند وجود آنها در مجلس براى خدمت به اسلام مفيدتر است. ميزان در نظر همه ارزش خدمت باشد، نه خداى نخواسته تحصيل مقام. و شما مى‏دانيد در جمهورى اسلامى مقاماتى كه در رژيمهاى ديگر مطرح است، و براى تحصيل آن دست به همه نوع فعاليت مشروع يا غير مشروع مى‏زنند ، مطرح نيست. و اساساً اين مقامات ارزشى ندارد، مگر آنكه خدمت به خدا و خلق خدا باشد. شماها تابع آن بزرگ‏مرد تاريخ ـ‌صلوات اللّه‏ عليه‌ هستيد كه درباره حكومت آن كلام را فرمود. [2] 66/4/10 بايد مردم را براى انتخابات آزاد گذاريم، و نبايد كارى بكنيم كه فردى بر مردم تحميل شود. بحمداللّه‏ مردم ما داراى رشد دينى و سياسى مطلوب مى‏باشند، و خود، افراد متدين و درد مستضعفان چشيده و آگاه به مسائل دينى ـ سياسى و همگام با محرومين را انتخاب خواهند كرد. 67/1/11 در هر حال، مردم با بصيرت و درايت و تحقيق، كانديداها را شناسايى كرده، و به سوابق و روحيات و خصوصيات دينى ـ سياسى نامزدهاى انتخاباتى توجه نمايند. مردم شجاع ايران با دقت تمام به نمايندگانى رأى دهند كه متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئوليت كنند، و طعم تلخ فقر را چشيده باشند، و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمين، اسلام مستضعفين، اسلام رنجديدگان تاريخ، اسلام عارفان مبارزه‏جو، اسلام پاك‏طينتان عارف، و در يك كلمه، مدافع اسلام ناب محمدى ـ صلى‏اللّه‏ عليه و آله وسلم ـ باشند. و افرادى را كه طرفدار اسلام سرمايه‏دارى، اسلام مستكبرين، اسلام مرفهين بى‏درد، اسلام منافقين، اسلام راحت‏طلبان، اسلام فرصت‏طلبان، و در يك كلمه، اسلام امريكايى هستند طرد نموده و به مردم معرفى نمايند. و از آنجا كه مجلس خانه همه مردم و اميد مستضعفين است، در شرايط كنونى نبايد كسى انتظار داشته باشد كه حتماً نمايندگان بايد از گروه و صنف خاصى باشند. بايد توجه داشت كه هنوز خيلى از مسائل وجود دارد كه به نفع محرومين بايد حل و فصل شود. و تميز بين كسانى كه در تفكر خود خدمت به اسلام و محرومان را اصل قرار داده‏اند، با ديگران كار مشكلى نيست. 68/3/15 از مهمات امور، تعهد وكلاى مجلس شوراى اسلامى است. ما ديديم كه اسلام و كشور ايران چه صدمات بسيار غم‏انگيزى از مجلس شوراى غيرصالح و منحرف، از بعد از مشروطه تا عصر رژيم جنايتكار پهلوى و از هر زمان بدتر و خطرناكتر در اين رژيم تحميلى فاسد خورد؛ و چه مصيبتها و خسارتهاى جانفرسا از اين جنايتكاران بى‏ارزش و نوكرمآب به كشور و ملت وارد شد. در اين پنجاه سال يك اكثريت قلابى منحرف در مقابل يك اقليت مظلوم موجب شد كه هرچه انگلستان و شوروى و اخيراً امريكا خواستند، با دست همين منحرفانِ از خدا بيخبر انجام دهند و كشور را به تباهى و نيستى كشانند. از بعد از مشروطه، هيچ گاه تقريباً به مواد مهم قانون اساسى عمل نشد ـ قبل از رضاخان با تصدى غربزدگان و مشتى خان و زمينخواران؛ و در زمان رژيم پهلوى به دست آن رژيم سفاك و وابستگان و حلقه به گوشان آن. اكنون كه با عنايت پروردگار و همت ملت عظيم‏الشأن سرنوشت كشور به دست مردم افتاد و وكلا از خود مردم و با انتخاب خودشان، بدون دخالت دولت و خانهاى ولايات به مجلس شوراى اسلامى راه يافتند، و اميد است كه با تعهد آنان به اسلام و مصالح كشور جلوگيرى از هر انحراف بشود. 68/3/15 وصيت اينجانب به ملت در حال و آتيه آن است كه با اراده مصمم خود و تعهد خود به احكام اسلام و مصالح كشور در هر دوره از انتخابات وكلاى داراى تعهد به اسلام و جمهورى اسلامى كه غالباً بين متوسطين جامعه و محرومين مى‏باشند و غير منحرف از صراط مستقيم ـ به سوى غرب يا شرق ـ و بدون گرايش به مكتبهاى انحرافى و اشخاص تحصيلكرده و مطلع بر مسائل روز و سياستهاى اسلامى، به مجلس بفرستند. توصيه‏هاى امام به نمايندگان مجلس شوراى اسلامى 58/11/28 اميد آن دارم كه مجلس شوراى اسلامى و دولت انقلابى اسلامى تصفيه كامل از عناصر ضد انقلاب و ضد اسلام را به طور قاطع و انقلابى شروع نمايند. و آخرين عرض من آن است كه از اختلافكه منشأ همه بدبختيهاست و مخالف رضاى خداى متعال است احتراز، و نمايندگان محترم مجلس از رفتار و گفتارى كه در مجالس زمان طاغوت برخلاف موازين شرعيه و اخلاقيه انجام مى‏گرفت اجتناب و در مخالفتهاى آرايى و سياسى از حدود اخلاق انسانى تجاوز ننمايند. 59/3/4 مجلس شوراى اسلامى مجلس مشورت است، مجلسى است كه بايد متفكرين، آقايان، مسائلى كه مايحتاج ملت است و كشور است در ميان بگذارند و با هم مشورت كنند. مباحثه كنند فقط آن چيزهايى كه مربوط به ملت است و به اسلام. مجلس شوراى اسلامى كه شما آقايان وكيل هستيد از طرف ملت براى خدمت در آن بنگاه، بايد آنكه دلخواه ملت است در آنجا طرح بشود. و آنچه دلخواه اسلام است بحث و مشورت بشود. و به ترتيبى كه مقرر است تصويب بشود و همه چيزش اسلامى باشد. اغراض شخصيه را بايد همه ما كنار بگذاريم. فرضاًكه من با شما خداى نخواسته، يك حساب و خرده دارم، اين در مجلس نبايد، در مجلسى كه مجلس اسلامى است نبايد اين خرده حسابها را آنجا به آن رسيد. مجلس شوراى اسلامى در يك محفظه سربسته نيست كه اگر خداى نخواسته انحرافى در آن پيدا شد همان اجزاى خود مجلس بفهمند، اين سرباز است و راديو و تلويزيون اين را منتشر مى‏كند، همه ايران مى‏بينند و مى‏شنوند، و خارج از ايران هم تا آنجايى كه موج اينها مى‏رود، آنها هم مى‏شنوند و مى‏فهمند كه چه شده است. اگر بنا باشد كه خداى نخواسته از اول صف‏آرايى بشود براى جنگ اعصاب، و آن مجالسى كه درزمان طاغوت بود، آن مجالس، باز محتوايش تكرار بشود، اين مجلس اسلامى نيست، و آقايان به وظيفه شرعى و الهى خودشان عمل نكرده‏اند. من اميدوارم كه آقايان بدون اينكه جهات نفسيت را در نظر داشته باشند، و بدون اينكه اغراض خودشان را و مخالفتهاى شخصى كه با اشخاص دارند در نظر داشته باشند، به آن چيزى كهو كيل او، به آن چيزى كه در آن چيز وكيل هستند، انديشه كنند و مباحثه كنند و شور كنند. شورى كه در محيطى واقع شد كه اسلامى است و اخلاق اسلامى است منتهى به جنگ نمى‏شود ، منتهى به آن مسائلى كه در آن مجلسها و بعضى از آن مجلسها واقع مى‏شد كه انصافاً شرم‏آور است نمى‏شود. بايد همان طورى كه تا حالا تحولات زيادى پيدا شده است در اين ملت، شما كه وكيل از جانب ملت هستيد، و عصاره فضايل ملت هستيد، بايد در آنجا همان معنايى كه مأمور او‌شديد از طرف ملت، همان معانى باشد. ملت يك ملت اسلامى است و اسلام را مى‏خواهد و احكام اسلامرا مى‏خواهد. شما وكيل نيستيد كه برويد آنجا بنشينيد و حسابهايىكه خودتان با هم داريد صاف كنيد. اگر يك همچو كارى بشود، اين انحراف است و غصب است آن محل براى شما. شما بايد ـ‌ان‏شاءاللّه‏ همين‏طور هم هست‌ شما بايد در آنجا معلم اخلاق باشيد از براى همه كشور؛ براى اينكه مطالب شما به همه كشور بسط پيدا مى‏كند. وقتى كه همه مردم در تمام كشور ديدند كه اينو كلايشان با راستى و صداقت در خدمت كشور هستند و در خدمت اسلام هستند، و مناظره‏هايى كه مى‏كنند مناظره‏هاى اسلامى است، و بحث و تفتيشى كه مى‏كنند بحث و تفتيش اسلامى است، اين يك تعليمى مى‏شود به همه افرادى كه در اين كشور هستند، و به آنجايى كه اين موجها مى‏رسد در خارج كشور. ما بايد همه قشرها را تربيت كنيم. شماها بايد در مجلس كه مى‏رويد علاوه بر اينكه، مسائلى كه طرح مى‏شود كه مورد احتياج ملت است، بايد آنها را در آن طرح كنيد، با سلاح اخلاق اسلامىو ارد بشويد، و با آن سلاح مردم را تربيت كنيد كه وقتى چند سال از مجلس گذشت، در مردم آثار گفتگوهاى شما و مناظرات شما پيدا باشد. از مجلس منعكس مى‏شود كارهاى شما. علاوه بر اين كه خداى تبارك و تعالى حاضر است در همه جا و ناظر است در همه جا، و پرونده‏هاى همه شما پيش اوست و همه عالَم. علاوه بر اينكه بايد ملاحظه كنيد كه در حضور خداى تبارك و تعالى هستيد، هر نَفسى كه مى‏كشيد در حضور او هست، و هر كلمه‏اىكه ادا مى‏كنيد در محضر مبارك خداى تبارك و تعالى هست. و در محضر خداى تبارك وتعالى، برخلاف دستور او جرم عظيمى است، و بايد ناظر بدانيد خدا را بر اعمال خودتان، بايد شما ديگران را هم تربيت كنيد. همه اشخاصى كه در هر مركزى هستند بايد آن مركز را به صورت يك تعليمگاه درآورند. همان طورى كه در صدر اسلام آنكه رئيس دولت بود، و آنكه سردار بود، سردار لشكر بود، با اعمال خودشان مردم را تربيت مى‏كردند، با حرفهاى خودشان، با كردار خودشان مردم را تربيت مى‏كردند، بايد ما كه دعوى اين را داريم كه مسلمان هستيم و تابع اولياى اسلام هستيم ، بايد ما هم با كردار و رفتار خودمان تربيت كنيم مردم را. اگر خداى نخواسته، انحرافى در مجلس پيدا بشود، چون منعكس مى‏شود به همه جا، ممكن است كه انحراف در سطح گسترده‏اى پيدا بشود و مسئوليت بزرگ باشد. چنانچه انحرافاتى را شما به واسطه اعمال و افعالتان از ملت سلب كنيد، اجر بسيار بزرگى را داريد، اجر انبيا را داريد. از الآن بناى بر اين نگذاريد كه ما يك جبهه كذا و يك جبهه كذا، از اول بناى مبارزه باشد، مبارزه نيست، مباحثه است، مباحثه، مباحثه نرم اسلامى. مى‏خواهيد هر كدام مسائلى كه داريد به ديگرى بگوييد با برهان، با بيان، البته بايد بگوييد اما مبارزه نداريد با هم. و همه براى اسلام هستيد و خدمتگزار اسلام هستيد و مى‏خواهيد براى اسلام خدمت بكنيد. از حالا بنا نگذاريد به اينكه يك جبهه‏بندى بكنيد، يك دسته اين طرف، يك دسته آن طرف و همان كارهايى كه در مجالس سابق مى‏كردند، و همان دعواها و نزاعهايى كه به انحطاط مى‏كشيد خودشان و ملت را. و من نمى‏دانم آيا در مجالس خارج از اين كشور يك همچو نزاعها و داد و قالها و بدگوييهايى بوده است كه تقليد كردند اينها از آنها يا نه ابتكار بوده، اين را من اطلاع ندارم؛ لكن علىٰ اىّ حال، چه تقليد از ديگران بوده، و چه ابتكار خودشان بوده است، يك امر بسيار مشوّه بدى بود كه تلخى او در ذائقه بايد بماند تا آخر. و من اميدوارم كه كارهاى شما آن تلخيها را از ذائقه‏ها بزدايد. ... و شماها هم من اميد اين را دارم كه چهره‏هاى نورانى كه در مقابل من واقع شده‏اند، بدانند كه در پيشگاه خداى تبارك و تعالى هم هستيد و بايد براى اسلام و براى احكام اسلام ـ كه به ما منت گذاشته است و همه پيروزيهاى ما به واسطه اوست ـ خدمت بكنيم، و با كمال قدرت خدمت بكنيم. خوف اين معنا را نداشته باشيد كه اگر در مجلس شما يك مطلبى را بگوييد، پيش روشنفكرها اين خوب نيست. شما نماز هم اگر بخوانيد بعضى از اين روشنفكرها پيششان خوب نيست. شما اگر دعا هم بخوانيد بعضى از اينها پيششان خوب نيست. من نمى‏گويم همه روشنفكرها؛ روشنفكر خوب در همه طبقات هست. اما آنهايى كه از اوّلى كه اين جمهورى اسلامى خواست پايش را بگذارد توى اين مملكت مخالفت كردند، و آنهايى كه به اسم خدمت به خلق مى‏خواهند نگذارند اين جمهورى اسلامى تحقق پيدا بكند. شما خوف هيچ كس را نداشته باشيد؛ نه خوف چپيها را داشته باشيد ، نه خوف راستيها را داشته باشيد. شما ـ در مسائل قانون اساسى است و اسلام و قانون اساسى هم تابع اسلام است ـ بايد به اسلام فكر بكنيد، نبايد فكر كنيد كه حالا كه در فلان كشور كذا چه جورو اقع شده ما هم خوب است كه التقاطى باشيم؛ يك قدرى بگوييم خدا، يك قدرى هم بگوييم چيز ديگر. مستقيم باشيد و با استقامت كارتان را پيش ببريد، پشتيبان شما خداست. از هيچ چيز ، از هيچ قوه نترسيد. من نمى‏گويم كه شما بر همه قوه‏ها غلبه مى‏توانيد بكنيد. ما كه چيزى نداريم، همه چيز ما دست دشمنهاى ماست. من عرض مى‏كنم كه وقتى بنا شد كه ما به تكليفمان عمل بكنيم، و ما آن راهى را كه خداى تبارك و تعالى پيش پاى ما گذاشته است آن راه را برويم، براى ما شكست هيچى نيست. براى اينكه از دو حال خارج نيست: يا اين است كه ما پيش مى‏بريم كه شكست هيچ نيست، و يا اين است كه نه، مى‏آيند و ما را عقب مى‏زنند، ما تكليفمان را عمل كرده‏ايم، چه شكستى است؟ سيدالشهدا هم شكست خورد در كربلا، اما شكست نبود اين. كشته شد و زنده كرد يك عالَمى را. اميرالمؤمنين هم در جنگها، در جنگ صفين شكست خورد، لكن شكست نبود اين. او به خدمت اسلام بود و براى خدا كار مى‏كرد. كسى كه براى خدا كار بكند ، هيچ وقت شكست تويش نيست، بُرد هميشه با آنهاست. شما خوف اين را نداشته باشيد كه اگر يك چيزى برخلاف مثلاً مسلك ماركسيسم بگوييد، بگويند كه اينها چه عقب مانده هستند، خود آنها عقب‌مانده‏اند. همانهايى كه ادعاى ـ نمى‏دانم ـ كمونيستى و كذا مى‏كنند، خود آنها از همه قلدرتر و از همه ديكتاتورترند، و ملتهايشان را همه به بند كشيده‏اند. آزادى در آن ممالك نيست براى كسى. همان طورى كه در ممالك غربى هم آزادى نيست در كار، صحبت آزادى، حرف آزادى است. اگر آزادى باشد، اين سياههاى بيچاره چه كرده‏اند كه اينطور تحت فشارند؟ در هيچ جاى دنيا شما خيال نكنيد كه اين طرحهايى كه مى‏دهند، و اين بساطى كه درست مى‏كنند، يك واقعيتى باشد و بخواهند روى ا و رفتار بكنند.‌... اسلام مدنظر شما باشد. و اين را بدانيد كه آنهايىكه با اين مجلس مخالفند، و آنهايى كه با اين انقلاب مخالفند، و آنهايى كه با اسلام مخالفند، هر كارى بكنيد آنها به مخالفت خودشان ادامه مى‏دهند، منتها يكوقتى با يك بهانه است، بعد يك بهانه ديگر پيدا مى‏كنند. شما توجه داشته باشيد كه به اسلام خدمت كنيد و به كشور خودتان خدمت كنيد. شما وكيل مردمى هستيد كه همه اسلام را مى‏خواهند، و همه كشور خودشان را مى‏خواهند. و شما بايد براى اين ملت خدمت بكنيد، به آن چيزى كه شما را وكيل كرده است خدمت بكنيد. اگر انحراف پيدا كنيد برخلاف ملت، خيانت كرده‏ايد به وكالتى كه داريد. و من اميدوارم كه ان‏شاءاللّه‏ شما با كمال قدرت، با كمال عزت و عظمت، اين نهضت را به پيش ببريد.و مجلس، يك مجلس اسلامى اخلاقى همه چيز تمام باشد، و شما معلم اخلاق جامعه باشيد، و همه جامعه هم پشتيبان شما باشد. و همه‏تان يك هويت بين دولت و ملت و ارتش و مردم و همه يك هويت باشيد، همه اعضاى يك انسان باشيد. همه در خدمت انسان كامل؛ كه رسول اكرم است باشيد، و همه به منزله اعضاى ا و باشيد براى خدمت؛ و اگر اينطور شد، پيروزى نصيبمان هست. و اگر خداى نخواسته، انحرافات پيدا شود و اغراض شخصيه پيش بيايد، و نمى‏دانم مسندها بحث بشود، و مقامها طرح بشود و امثال اينها، اين اولاً انحطاط اخلاقى زياد است، و انحطاط در پيشگاه خداست، و ثانياً خوف اين است كه نتوانيد اين بار را به منزل برسانيد. 59/3/7 شما دوستان محترم نماينده ملتى هستيد كه جز به اسلام بزرگ و عدالت الهى‌‌‌اسلامى فكر نمى‏كنند؛ و انتخاب شما براى پياده نمودن عدالت اسلامى كه در طول سلطنت ظالمانه و غاصبانه رژيم شاهنشاهى از آن محروم بودند؛ رژيمى كه ثروت سرشار كشور را به خود و هم پيمانان ناميمون خود اختصاص داد و براى ادامه سلطه جبارانه خود به جيب ابرقدرتها ريخت و ملت مظلومرا در سطح بسيار وسيعى از اولين احتياجات محروم و به خاك سياه نشاند، و كشور را در تمام زمينه‏هاى فرهنگى، اقتصادى ، سياسى و نظامى وابسته به اجانب و خصوصاً امريكا كرد. ببينيم شما و دولت منتخب شما با ملت مستضعف كه به حركت انقلابش همه ما را از انزوا خارج نمود چه خواهيد كرد. اميد آن است كه رسيدگى به حال مستضعفين و مستمندان كشور كه قسمت اعظم ملت مظلوم را در بر مى‏گيرد در رأس برنامه‏ها قرار گيرد، و در نخستين مجلس شوراى اسلامى طرحهايى جدى در رفاه حال اين طبقه محروم داده شود، و از طرف دولت منتخب شما بدون مسامحه به مورد اجرا گذاشته شودتا در پيشگاه خداوند متعال، بعضى از ديون خودتان را به اين طبقه عزيز ـ كه جان خود را براى اسلام و آزادى و استقلال كشور در طبق اخلاص گذاشته و پيروزى را براى انقلاب اسلامى به ارمغان آوردند ـ ادا‌كرده باشيد. شما منتخبين مجلس كه از پشتيبانى جدى ملت عزيز برخورداريد، بايد با كمال قدرت در مقابل قدرتهاى شيطانى كه در رژيم دست نشانده سابق، حاكم بر سرنوشت ما بودند بايستيد و از هيچ قدرتى غير از قدرت خداوند قادر نهراسيد، و جز به مصالح كشور به چيز ديگرى فكر نكنيد. متوجه باشيد كه در خارج از مجلس با صحنه سازيها و اغفال، چه بسا چپگرايان و يارا ستگرايان و يا ريشه‏هاى فاسد رژيم سابق طمع كنند كه با نفوذ در مجلس مقاصد شوم اجانب را تحميل نمايند. بايد همه با هوشيارى در طرحها و مسائل روز دقت فرماييد و از كيْد دشمنان به خداى تعالى پناه ببريد. خداوند متعال همه ما را از لغزشها نگه‌دارد. بحمداللّه‏ در مجلس، دانشمندان و علماى آشنا به احكام شرع مطهر حضور دارند و فقهاى نگهبان حاضرند؛ لكن لازم است طرحهايى كه در مجلس مى‏گذرد مخالف با احكام مقدسه اسلام نباشد و با كمال قدرت، با پيشنهادهاى مخالف با شرع مقدس كه ممكن است از روى ناآگاهى و غفلت طرح شود شديداً مخالفت نماييد، و از قلمهاى مسموم و گفتار منحرفين هراسى نداشته باشيد و سخط خالق را براى رضاى مخلوق تحصيل نكنيد و خداوند قاهر و قادر را حاضر و ناظر بدانيد. اين مجلس كه اولين دوره در جمهورى اسلامى است، الگويى است براى مجالس آينده؛ و هر سنت حسنه و يا سيئه‏اى ممكن است در مجالس ديگر اثر گذارد و براى شما اجر جزيل و يا خداى نخواسته وزر و وبال به بار آورد. لازم است در مذاكرات و برخورد آرا به طور آرام و با احترام متقابل عمل شود، نه مثل دوره‏هاى رضاخان و بعد از آن. و لازم است از دسته‏بنديها و جهتگيريهاى غير اصولى براى كوبيدن طرف مقابل جداً احتراز شود كه تنها حل مسائل در محيط آرام امكانپذير است. ويژگى اين مجلس و محيط كشور در اين دوره ايجاب مى‏كندكه مجلس و دولت هماهنگ شود تا بر مشكلات كشور فائق آيند.و هيچ يك از نهادهاى جمهورى اسلامى خصوصاً مجلس و رئيس‌جمهورى و دولت براى يكديگر و ديگران كارشكنى نكنندو خود را به طور جدى در خدمت اسلام و كشور درآورند تا خداى متعال آنها را پشتيبانى فرمايد. و نداى آسمانى انسان‏ساز وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّه‏ِ جَميعاً وَلا تَفَرَّقوا [3] را در نظر داشته و اطاعت نمايند، و از منازعه و تفرقه اجتناب نمايند و به امر آموزنده الهى گوش ف را دهند و وَلاٰ تَنٰازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ريحُكُمْ [4] كه دنباله آن تنازع، فشل و شكست و رفتن رنگ و بو و آبروست. سياست «نه شرقى و نه غربى» را در تمام زمينه‏هاى داخلى و روابط خارجى حفظ كنيد و كسى را كه خداى نخواسته به شرق و يا به غرب گرايش دارد هدايت كنيد و اگر نپذيرفت، او را منزوى نماييد. و اگر در وزارتخانه‏ها و نهادهاى ديگر كشور چنين گرايشى باشد كه مخالف مسير اسلام و ملت است اول هدايت و در صورت تخلف، استيضاح نماييد كه وجود چنين عناصر توطئه‏گر در رأس امور يا در قطبهاى حساس، موجب تباهى كشور خواهد شد. طرحها و پيشنهادهايى كه مربوط به عمران و رفاه حال ملت خصوصاً مستضعفين است انقلابى و با سرعت تصويب كنيد، و از نكته سنجيها و تغيير عبارات غير لازم كه موجب تعويق امر است اجتناب كنيد، و از وزارتخانه‏ها و مأموران اجرا بخواهيد كه از كاغذ بازيها و غلط كاريهاى زمان طاغوت اجتناب كنند و رفاه ملت مظلوم و عقب‌افتادگيهاى آنها را به طور ضربتى تحصيل و ترميم كنند. در ادارات دولتى، قوانين دست و پاگيرى كه در مجالس غير‌قانونى رژيم سابق به تصويب رسيده و موجب تعويق و يا تعطيل امور شده و مى‏شود و جامعه را به تنگ آورده است به طور انقلابى لغو كنيد ـ‌‌گر چه خود لغو است ـ و به جاى آنها قوانين مترقى را كه رفاه ملت در آنها به بهترين وجه ملاحظه شده باشد جايگزين گردانيد. مجلس جمهورى اسلامى همان سان كه در خدمت مسلمين است و براى رفاه آنان فعاليت مى‏نمايد، براى رفاه و آسايش اقليتهاى مذهبى ـ كه در اسلام احترام خاصى دارند و از قشرهاى محترم كشور هستند ـ اقدام و فعاليت مى‏نمايد، و اساساً آنان با مسلمانان در صف واحد و براى كشور خدمت مى‏كنند و در صفو احد از تمام ارزشها و مآثر آن برخوردار مى‏باشند. 59/5/15 مجلس بايد به تمام قوّه‏اى كه دارد و قوّه او از همه قوّه‏ها بالاتر است ـ وتمام مسلمين واجب است بر آنها كه پشتيبانى كنند از دولت و از ملت و از مجلس بالخصوص ـ بايد با تمام معنا كوشش كند كه افرادى كه سر كار مى‏آيند، نخست‏وزير، ساير وزرا و ساير كسانى كه كارهاى مهم را دارند، از اشخاص مسلمان [باشند] متعهد، متوجه به كارهايى كه در دنيا مى‏شود، مدبّر، لكن متعهد به اسلام، متعهد به مكتب. مكتب بزرگترين چيزى است كه از براى ما مطرح است. نبايدرا جع به مكتب يك كلمه‏اى كسى بگويد. اشتباه مى‏كنند اگر مى‏گويند مكتب چطور. تمام مقصد ما مكتب ماست و مسلمانهاى ما براى مكتب ماست كه اينطور قدرت دارند. و اينطور در مقابل ديگران مى‏ايستند. اگر چنانچه ساير ممالك اسلامى هم مكتب خودشان را حفظ كنند ـ‌اين مكتب اسلام را ـ اگر مكتب اسلام را حفظ بكنند، مطمئن باشند كه هيچ قدرتى به آنها آسيب نمى‏رساند. اگر ما مكتب خودمان را حفظ نكنيم ـ كه يكى از تعليمات مكتب ما اين است كه متفق با هم باشيم ـ هر يك از اين گروهها يا هر يك از اين افراد كه بر ضد آن رفيق خودش يك كلمه‏اى بگويد، از مكتب خارج شده است و به درد اصل ايران ديگر نمى‏خورد. هر كدام از اينها كه ديگرى را بخواهند تضعيف كنند، مجلس بخواهد يكى ديگر را تضعيف كند، يكى ديگر بخواهد مجلس را تضعيف كند، دولت بخواهد مجلس را تضعيف كند، مجلس بخواهد دولتش را تضعيف بكند، رئيس‏جمهور بخواهد مجلس را تضعيف كند، مجلس بخواهد رئيس‏جمهور را تضعيف كند، تمام اينها برخلاف مكتب اسلام است، مخالفت با اسلام است. بايد اين آقايان همان‏طورى كه مدعى هستند اسلامى هستيم،و اقع مطلب اين است كه بايد در عملشان، در قولشان، در خطابه‏هايشان، در حرفهايشان، در نوشته‏هايشان، در روزنامه‏هايشان نشان بدهند كه ما مسلمانيم. اين چه مسلمانى است كه هر روزنامه‏اى كه مال يك طايفه است به طايفه ديگر فحاشى مى‏كند؟! ما چى جواب اين مردم را بدهيم كه هى مى‏آيند از من الآن وقت خواسته‏اند از بازار تهران كه بيايند بگويند اين چه خبر است، اين آقايان چه‏شان است با هم؛ اين آقاى رئيس‏جمهور با مجلس، مجلس با رئيس جمهور چرا، چرا اينطور رفتار مى‏كنند؟ چرا بايد اينطور باشد كه صداى مردم در آيد؟ من نصيحت به آنها مى‏كنم، من از لسان اسلام به آنها نصيحت مى‏كنم كه با هم اختلاف نكنيد. شما اگر اختلاف بكنيد، راه را براى ديگران باز مى‏كنيد. شما اختلاف با هم نداشته باشيد. سر چه اختلاف مى‏كنيد؟ چه ميراثى هست كه شما مى‏خواهيد قسمت كنيد و سرش اختلاف مى‏كنيد؟ اين همه مردم جوانهايشان را دادند، ميراث براى شما گذاشتند كه اختلاف با هم بكنيد و اينطور توى سر هم بزنيد و اينطور فساد ايجاد كنيد؟! يك قدرى با هم رفيق باشيد، دوست باشيد، برادر باشيد. آقاى رئيس جمهور افرادى كه به درد جامعه اسلامى ما بخورد، به درد مكتب ما بخورد بايد تهيه كند، معرفى كند؛ يعنى ، نخست‌وزير را [كه] او تهيه مى‏كند بايد يك شخصى باشد كه همه آن صفاتى كه من گفته‏ام درش باشد. از اينكه در رأس همه صفات ، مكتبى بودن است. 60/3/6 من يك كلمه راجع به مجلس و محيط مجلس عرض دارم. و يك كلمه هم راجع به كشور و كسانى كه در اين كشور مشغول به خدمت هستند. آنكه راجع به مجلس است يك مقدار زيادش را ديشب از تلويزيون آقايان ديدند، كه من در سال قبل آن مسائل را گفتم. و بايد عرض كنم كه مع‏الأسف آن كه من مى‏خواستم نشده است. من مى‏خواستم كه اين مجلس يك معلم باشد از براى همه كشور،و براى مجلسهاى بعد و نسلهاى آينده، كه كيفيت مشاوره وكلا بايد اين نحو باشد. آن نحوى كه در مجالس سابق، و خصوصاً اين مجالس آخر پنجاه ساله، آن طور نباشد. آقايان در يك محيط آرام مسائلى كه دارند با آرامش بيان كنند. اختلافاتى كه در ديدها دارند، در سليقه‏ها دارند، اينها را با يك آرامش خاطر بيان كنند و حل و فصل كنند و راجع به مسائل كشور هم كه در آنجا مى‏آيد، باز هم با يك محيط آرام. در محيط آرام است كه عقلها مى‏توانند كار بكنند. آن روزى كه غضب توى كار آمد، عقل كنار مى‏رود. قوه غضبيه هر وقت به راه افتاد، عاقله را كنار مى‏زند، [شخص] از روى بى‏عقلى صحبت مى‏كند. قاضى چنانچه در حال غضب باشد ، نبايد حكم بدهد؛ براى اينكه حكم در حال غضب حكمى استكه از منشأ عقلى و شرعى صادر نمى‏شود. شما مسائلى داريد؛ فرض كنيد يك نفر مى‏رود و مسائل خودش را مى‏گويد؛ انتقاد هم دارد؛ انتقادات آزاد است، به اندازه‏اى كه نخواهند يك كسى را خفيف كنند، يا يك گروهى را خفيف كنند و از صحنه خارج كنند؛ انتقاد براى ساختن، براى اصلاح امور، لازم است؛ هر مجلسى بايد اين انتقادات را داشته باشد؛ لكن اگر [در] اين انتقادات آن كه انتقاد مى‏كند با آرامش خاطر و با نظر صحيح انتقاد بكند، اين كه جواب مى‏دهد هم اگر با نظر صحيح و بدون اينكه غضب در آن راه داشته باشد جواب بدهد، آن وقت منطق در مقابل منطق است. و اگر با هياهو و جار و جنجال بخواهيد شما يك مسأله را حل بكنيد،و هر كسى در نظر داشته باشد كه طرف مقابل خودش را مثل يك دشمن بكوبد، عقلها كنار مى‏رود و قوه غضبيه، كه بدترين قوه‏هاست اگر مهار نشود، در كار مى‏افتد؛ و مسائل را علاوه بر اينكه حل نمى‏كنند، مشكلتر مى‏كنند. ... مهم در همه افراد، و خصوصاً شما آقايان كه در مجلس هستيد، و مجلس مبدأ همه چيزهايى است كه در كشور واقع مى‏شود، مهم اين است كه در مقام بيان مسائل و رد مسائل، انتقاد و تكذيب، به آنجا نرسد كه قوه عقليه كنار، و با قوه غضبيه انسانو ارد ميدان بشود. اگر يك كسى هم فرض كنيد از زبانش يك مطلبى بر خلاف شما صادر شد، شما برويد و مطلب را منطقى صحبت كنيد، با داد و فرياد و ـ خداى نخواسته ـ حرف زشت زدن كار درست نمى‏شود. جز اينكه اگر ـ خداى نخواسته ـ اين امور تكرار بشود در مجلس، كم كم ـ هيچ امر فاسدى يكدفعه سراغ آدم نمى‏آيد. شيطان باطنى انسان بسيار استاد است. و او همچو نيستكه ابتدا انسان را به فساد بكشد ـ ابتدا قدم كوچكى را وا مى‏دارد كه انسان بردارد. اين قدم كه برداشت، فردايش يك قدم يك قدرى بلندترى. انسان را يواش يواش به جهنم مى‏فرستند؛ يواش يواش به فساد مى‏كشد.... اميدوارم كه از اين به بعد يك قدرى توجه بكنند كه اين محيط مجلسى كه نمايش داده مى‏شود در همه كشور، و بعضى جاهاى ديگر هم، يك طورى نباشد كه وقتى اين محيط در منظر مردم واقع شد، مردم از اينكه اين وكيل را انتخاب كرده‏اند پشيمان بشوند. يك طورى نباشد كه از آن راهى كه همه مردم دنبال آن راه هستند كنار برود. مجلس بايد يك محيطى باشد كه با كمال تفاهم و خيرخواهى براى ملت و كشور، مسائل را پيش بياورند. انتقاد مى‏كنند، انتقاد خيرخواهانه باشد. جواب انتقاد مى‏دهند، آن هم خيرخواهانه باشد. و منظره مجلس يك منظره صالح باشد، كه مردم وقتى كه اين منظره را ديدند بگويند چه كار خوبى كرديم كه يك همچ و اشخاص صحيح را در مجلس برديم. و يك وقت ـ خداى نخواسته‌ طورى نباشد كه مردم پشيمان بشوند از رأيى كه داده‏اند. 60/4/1 توجه بكنيد اين مجلس يك مجلسى است كه در مقابل اين امور انحرافى ايستاده است. اين مجلس در دست هيچ حزبى نيست؛ در دست هيچ گروهى نيست؛ اكثريت اين مجلس اشخاص مستقلى هستند كه خودشان فكر مى‏كنند و خودشان عمل مى‏كنند؛ آنها انحرافات را [مى‏بينند]، و رضاى خدا را در نظر مى‏گيرند و با رضاى خدا مى‏خواهند راه را به آخر برسانند. 60/9/4 مجلسيان در تصويب لوايحى كه از ارگانها به آنها مى‏رسد با تحقيقو تدقيق و مراعات موازين اسلامى تسريع نمايند و مواردى كه احتياج به تشخيص متخصصين دارد از آنان دعوت و مشورت و نظرخواهى نمايند. 61/6/9 آقايان نمايندگان محترم مردم هم بايد اين فكر را بكنند. ما بين راه هستيم. اگر اينجا احتياج باشد به نمايندگانى كه بروند در جبهه‏ها و مردم را نصيحت بكنند، آن وقت تصور اين را بكنند كه آيا يك سفر مستحبى حج بايد بروند يا يك سفر ـ‌تقريباً‌ واجب به طرف جبهه‏ها و نصيحت آنها و دلدارى به آنها. الآن چند روز است كه به من مكرر گفته شده است كه دارد مملكت براى اين توجهى كه دارند به سفر حج، فلج مى‏شود. و كلاى مجلس مى‏خواهند همه مشرف شوند؛ 140 نفر يا بيشتر مشرف بشوند. البته عذر دارند ، مى‏گويند آقاى هاشمى فرمودند كه اين تعطيلى آنهاست، لكن ما فكر اين را بكنيم كه ما امروز تعطيل داريم؟ ما امروز مى‏توانيم در اين وضعى كه كشور ما دارد، استفاده از تعطيل بكنيم؟ و شوراى قضايى هم مى‏گويند بسياريشان مى‏روند. شوراى نگهبان هم ، خوب، ايشان هم مى‏روند و از ساير قشرها هم همين طور. اگرو اجب باشد مكه، خوب، هيچ كس جلويش را نمى‏تواند بگيرد؛ بايد هم بروند، اگر حج فريضه باشد، مگر اينكه يك فريضه بالاتر از آن باشد با حفظ ثغور اسلام كه همه فرائض را كنار مى‏گذارد. اين را من عرض كردم باز هم به بعضى آقايان كه اينجا تشريف داشتند كه با اينكه قتل نفس مؤمن از همه گناهان كبيره، شايد بعد از شرك باللّه‏، بالاتر باشد؛ قتل نفس مؤمن بى گناه، لكن اسلام؛ همين اسلامى كه اين قدر راجع به مؤمنين سفارش فرموده است و تحذير از قتل نفس مؤمن كرده، از احكام جهادش اين است كه اگر يك دسته از همين مؤمنين، از همين مسلمين، از همين فقها، از همين ـ عرض بكنم ـ دانشمندان را كفار جلو قرار دادند و سپر قرار دادند براى خودشان كه بيايند، امر فرموده است كه همه را بكشيد؛ اينها با آنها، اينها همه شهيدند و به بهشت مى‏روند، آنها هم جهنم؛ براى اينكه حفظ ثغور اسلام است؛ حفظ نظام اسلام است؛ حفظ ثغور اسلام است. حفظ ثغور اسلام جزءِ فرايضى است كه هيچ فريضه‏اى بالاتر از آن نيست؛ حفظ اسلام است. آقايان توجه كنند! خودشان همه دانشمند هستند، همه توجه به مسائل دارند؛ كه البته بعضى مسائل ديگر هست، من نمى‏خواهم بگويم كه موجب نگرانى است، ولى خودتان توجه بكنيد كه آيا با اين وضعى كه كشور ما دارد. اين طور كوچ كردن به جوار بيت‏اللّه‏ با آن همه ثوابهايى كه دارد، بر غير اشخاصى كه واجب عينى است ، آيا الآن صلاح مى‏دانند آقايان كه اين مملكت را به حال تعطيل درآورند؟ و ـ‌خداى نخواسته‌ يك وقت يك صدمه‏اى وارد بشود به كشورتان، علاوه بر يك نگرانيهاى ديگرى كه هست. در هر صورت، توجه به اين بكنيد كه انگيزه‏اى كه در قلب شما براى رفتن حج هست، چه هست؟ اين است كه به ثواب عالى برسيد؟ آن وقت ببينيد ثواب اينكه به حج برويد يا ثواب اينكه براى مسلمين خدمت بكنيد، كدام بيشتر است؟ 61/11/4 من ميل دارم كه اين مجلس، يعنى همه ميل داريد كه اين مجلس كه از همين ملت تشكيل شده است و با رأى همين ملت تشكيل شده است و همه مى‏دانيد كه اين ملت جز اسلام انگيزه‏اى نداشتند، حتى مذاهب كه رسمى هستند، آنها هم ديانت را مى‏خواهند؛ خدارا مى‏خواهند؛ رضاى خدا را مى‏خواهند. ما بايد فكر اين معنا باشيم كه اين معنا كه رضاى خداست و آرمان اسلام است، اين معنا را به تمام معنا درصدد باشيم كه متحقق كنيم. انسان گاهى ديدش، مجلس هم همين طور است، ديدها مختلف است، هردوو همه جمعيت، اسلام را مى‏خواهند، لكن ديد از اسلام اختلاف دارد، و مى‏دانيد كه تقريباً بسيارى از روشنفكرهاى ما هستند ، افراد تحصيلكرده ما هستند كه اينها ادعاى اسلامشناسى مى‏كنند ، لكن از اسلام بى‏اطلاعند. اين طور نيست كه اسلام را به آن معنايىكه دارد، به آن معنا بتوانند بفهمند. يك جنبه‏اى يا يك جنبه‏هايى را در آن مطالعه مى‏كنند و مسائلى در آنجا مثلاً مى‏فهمند، لكن جنبه‏هاى زياد ديگرى كه در اسلام هست توجه نمى‏كنند؛ و اين اسباب اين مى‏شود كه يك اختلاف نظرهايى پيش بيايد. من ميل دارم كه، شما هم ميل داريد كه اين مجلس طورى باشد كه اگر قانونى را گذراند وقتى كه در شوراى نگهبان برود بيچون و چ را قبول كنند. شما مى‏دانيد كه مردم اسلام را مى‏خواهند، ديانت را مى‏خواهند، رضاى خدا را مى‏خواهند. اين همه مردمى كه در ايران در اين طول مدت مبارزه كردند و حالا هم دارند در جبهه‏ها مبارزه مى‏كنند و در پشت جبهه‏ها هم مبارزه مى‏كنند، اينها همه براى اسلام است و براى خداست. اينها را ما بايد فكر اين باشيمكه اين نظرى كه به مجلس دارند و نظر اسلامى دارند، اين نظر محفوظ بماند. اين نه مخصوص مجلس است، دولت هم همين طور است. همه كسانى كه مشغول يك شغلى در دولت هستند ، اين معنا را بايد توجه كنند كه مردم توجه به اسلام دارند؛ انحراف مختصرى اگر پيدا بشود در يكى از اينها، اين انحراف را مردم نمى‏پذيرند. و ما بايد براى خدا درصدد رضايت اين مردم باشيم. يعنى، اين مردمى كه آن مجلسهاى طاغوتى را به هم زدند و يك مجلس اسلامى درست كردند. دست بسيارى را از توى حبسها گرفتند و بيرون آوردند از تبعيدها، تبعيد شده‏ها را برگرداندند. اينها همه چيزهايى بود كه مردم كردند. ما ادعا نمى‏توانيم بكنيم كه من كردم؛ شما كرديد؛ جامعه كرد، منتها به توفيق خداى تبارك و تعالى. خداوند اين جامعه را طورى قرار داد و عنايت به طورى شدكه اين جامعه با ديد اسلامى جلو افتادند. و جوانهايشان را فدا كردند و همه چيزشان را دادند و آن رژيم را و آن كسانى كه آن رژيم را تقويت مى‏كردند رفتند و يك جمهورى اسلامى پيدا شد؛و از اين جهت، مردم دنبال اسلام هستند. اگر خداى نخواسته، در مجلس شورا ـ نه به واسطه سوء نيت ، به واسطه اينكه شناخت كم است ـ يك دسته‏اى گمان مى‏كنند كه مكتب سرمايه‏دارى بهتر از مكتب كمونيست است مثلاً، يك دسته هم آن طرفش را خيال مى‏كند، آن كه خيال مى‏كند او بهتر است، مى‏رود سراغ اينكه ببيند در اسلام كجاها اسمى از اين مسأله برده شده، بدون اينكه توجه به اطراف مسأله بكند، ببيند كه آنجايى كه گفتند، پهلويش چه گفتند. يك دسته مى‏روند آن چيزىرا كه باز خودشان به نظرشان رسيده، مى‏روند دنبال آنكه او را پيدا بكنند. من در نجف كه مشرف بودم، مى‏ديدم كه در اين ديوارهاى نجف، كربلا، يك چيزهايى را همين بعثيها كه اساس اديان را منكرند و قبول ندارند، در آنجا نوشتند از نهج‏البلاغه. آنهايى كه در نهج‏البلاغه راجع به ـ فرض كنيد كه ـ انتقاد از اينكه سرمايه‏دارى اگر بزرگ بشود در پهلويش مظلوم پيدا مى‏شود، اين طور شعارهارا مى‏نوشتند، منتها آنها نيت سوء داشتند. آنها اشخاصى نبودند كه بروند براى اينكه نهج‏البلاغه چه مى‏گويد، اطاعت كنند. و اما همان اشخاصى هم كه حسن نيت دارند، خدمت مى‏خواهند بكنند به اين كشور، خدمت به اسلام بكنند؛ گاهى به واسطه بى‏توجهى به همه اطراف مسأله، مى‏بينى كه يك راهى را پيش گرفتند كه اين راه، راه به خيال خودشان اسلام است، لكن جهات ديگرش را توجه نكردند. از اين جهت آنى كه من آرزو دارم اين است كه ما، شماها كه در مركز قانونگذارى هستيد و از همه مهمتر محل شماست، و ديگران هم كه مابعد اين واقع هستند، ما تحت تأثير هيچ مكتبى واقع نشويم. نمى‏خواهم بگويم همه شما تحت تأثير واقع شديد، لكن يك عده‏اى ممكن است تحت تأثير تبليغات آن طرف يا تبليغات آن طرف. ما بايد راه مستقيم اسلام را بگيريم و مطالعات اسلامى داشته باشيم، يا از كسانى كه مطالعات اسلامى دارند ياد بگيريم كه آيا سرمايه‏دارى تا چه حدود در اسلام قبول شده است و اسلام درباره او چه مى‏گويد، و كمونيست را اصل اسلام قبول دارد يا قبول ندارد. اگر يك مكتب انحرافى، ما را در تحت تأثير خودش قرار بدهد، ما از اسلام غافل شده‏ايم. حسن‏نيت داريم، خيلى هم ميل داريم كه ملت چه باشد، صلاح اين است كه امروز چه جور بشود، صلاح براى اينكه اسلام تقويت بشود اين است كه امروز چه جور بشود. همه اطراف مسأله مطالعه نمى‏شود كه ببينند آن صلاح آخرى، آنكه اسلام گفته است، اين يك مطلبى است از خداست. خدا اين طور نيست كه در نظر نگرفته باشد كه مصلحت چى است براى يك ملت، يا براى يك جمعيت مصلحت چى است و مصلحت حالا بايد اين باشد، آنو قت آن باشد. آنجاهايش هم كه مصلحتى در تغييرات بوده است ، خدا گفته است آنها را. احكام ثانويه براى همين معناست كه گاهى يك مسائلى در جامعه‏ها پيش مى‏آيد كه بايد يك احكام ثانويه‏اى در كار باشد، آن هم احكام الهى است، منتها احكام ثانويه الهى است. ما بايد درصدد اين معنا باشيم كه اگر رأى به يك پيشنهادى مى‏دهيم، توجه بكنيم كه ما تحت تأثير يك مكتبى از مكتبهاى دنياو اقع نشويم. ما تحت تأثير قرآن باشيم، تحت تأثير احاديث از ناحيه پيغمبر ـ صلى اللّه‏ عليه و آله ـ اگر اين طور بشود كارها زودتر مى‏گذرد و كارها بهتر مى‏گذرد؛ و نظر مردم به شما، همان نظرى است كه حالا هست. اگر ده مرتبه اين طور اتفاق بيفتد كه يك عده‏اى كه اكثريت ـ فرض كنيد ـ هستند، اينها يك چيزى بگويند ، يك عده‏اى هم در اقليت باشند چيز ديگر بگويند، برود در شوراى نگهبان و رد كند، اكثريت را رد كند، نقض كند، اگر چندين دفعه اين طور بشود مردم آزرده مى‏شوند. يعنى آن شناخت مردم از شما ممكن است يك وقت خداى نخواسته، تغيير بكند و اين از بزرگترين خطرهايى است كه براى مجلس اسلامى است و براى اسلام است. خطر بزرگ اين است كه امروز احتمال مى‏رود كه آن خطر براى ما باشد، اين است كه يك وقت ملت از حكومت برگردد. ملت را ديگران نمى‏توانند برگردانند. امريكا هرچه به حكومت ما فحش بدهد و به مجلس ما فحش بدهد يا به افراد فحش بدهد، پيش مردم، اينها معتبرتر مى‏شوند. و از آن طرف ديگران، منحرفين هرچه شما را بدگويى كنند برايتان بهتر است. مصيبت آن وقت بودكه از شما تعريف كنند. اگر چهار مرتبه امريكا، من آن اوايل مى‏گفتم اين را كه اينها نمى‏فهمند چطور اشخاص را زمين بزنند ، چهار دفعه تعريف كنند از يك كسى، تعريف كنند از يك چيزى،و قتى تعريف كردند، مردم مى‏فهمند اين عيبى دارد كه اينها تعريف مى‏كنند از او، لكن خدا خواسته است كه اينها نفهمند. اگر چند مرتبه مردم ببينند كه در مجلس، آنهايى كه فرستادند در مجلس و همه را به ديانت مى‏شناسند، اينها رأيهايى مى‏دهند كه فقهاى شوراى نگهبان براى خاطر مخالفتش با اسلام رد مى‏كند، خوب ، درشان شبهه پيدا مى‏شود. شما كارى بكنيد كه تحت تأثير هيچ‏كس، خودتان را از تمام مكاتب دنيا تبرئه كنيد و نصب العين شما اسلام و قرآن و احاديث اسلامى باشد؛ منتها چه احكام اوليه ، چه گاهى احكام ثانويه. اگر اين طور بشود، شوراى نگهبان رد نمى‏كند ديگر. و من خوف اين را دارم كه يك مدتى كه شما گفتيد و آنها نپذيرفتند، مردم درشان شبهه پيدا بشود، چنانچه اين خوف براى دولت هست. ... شما آقايان بايد توجه به اين معنا بكنيد كه مسائل را طورى طرح بكنيد، مسائل را طورى رأى به آن بدهيد كه در شوراى نگهبان رد نشود؛ يا اگر رد مى‏شود در هر سالى يكى دو‌تايش رد بشود. اما شما از اين ور يك ماه زحمت بكشيد و صحبت بكنيد و رد و ايراد بكنيد و يك مسأله‏اى را تمام كنيد، آنها بعد از چند روز بگويند اينها خلاف شرع است، با اسلام نمى‏سازد، يا با قانون اساسى مخالف است كه آن هم از روى اسلام است، اين وهن براى مجلس مى‏آورد و اين خوف براى ما ايجاد مى‏كند كه مبادا يك وقتى مردم خيال كنند كه اينها تدين ندارند؛ توجه ندارند كه نه، تدين دارند، ديدشان آن ديدى كه بايد باشد بعضى‏شان نيست والاّ نه اينكه بى‏تدين باشند، خيرخواهند ، حسن نيت دارند، تدين دارند، اما اين طور نيست كه همه اينها در ديدها يك طور باشند، و همه اينها در مسائل يك طور باشند. بايد طورى بشود كه اگر شما با هم اختلاف كرديد، مثل اختلاف دو تا مجتهد باشد در مسائل، اختلافى باشد كه دو مجتهد با هم دارند. آن اختلاف اگر باشد، پيش مردم هم مقبول است، پيش شوراى نگهبان هم مقبول مى‏شود. و اما اگر بنا باشد كه يكى‏اش از يك طرفى بيفتد كه شوراى نگهبان بگويد اين خلاف اسلام است ، شوراى نگهبان نمى‏گويد كه اين خلاف فتواى من است يا خلاف فتواى زيد است، او مى‏گويد خلاف اسلام است، اگر اين طور بشود و تكرار بشود، اين خطرى است براى شما و براى همه... شما گمان نكنيد كه قدرت نظامى شما را نگه داشته است، قدرت ايمان شما را نگه‌داشته است و پشتيبانى ملتها، ملت. اين را بايد ، اين پشتوانه را بايد حفظش بكنيد. اگر اين پشتوانه خداى نخواسته ، يك وقتى از دست ما برود، همه ما از بين خواهيم رفت و اسلام هم دستخوش باز يك مسائل ديگر مى‏شود. ... همه اين اشخاصى كه در كارهاى دولتى، يا در كارهايى كه در جمهورى اسلامى بايد بشود دست به كار هستند، بايد اين حيثيت خودشان را پيش مردم حفظ كنند. و اين حيثيت حفظ مى‏شود به اينكه به مُرّ اسلام عمل بشود، اعم از احكام اوليه و چنانچه نشد و تشخيص داده شد به اينكه الآن مصلحت در حكم ثانوى است، احكام ثانويه؛ و اما اين هم بايد روى تشخيص صحيح باشد. خوب، يك نفر مى‏نشيند مى‏گويد كه الان حكم اضطرارى است بايد فلان چيز بشود، يك عده‏اى مى‏گويند نيست اضطرارى، اينكه نمى‏شود گفت كه حالا كه يك عده‏اى گفتند اضطرارى است، ما او را مى‏گيريم، فرض كن چند نفر هم ا و اكثريت دارد. شما بايد يك كارى بكنيد كه اضطرارى را قبول كند ، شوراى نگهبان قبول كند، مجلس لااقل دو ثلث‏اش رأى بدهد به اينكه اين امر اضطرارى است، مشورت كنند با اشخاص مطلع. ما بايد به مُرّ اسلام عمل كنيم. آقايان، شما بايد به مُرّ اسلام، هم تكليف شرعيتان است، هم حكم عقل است كه ما بايد حفظ كنيم مردم را. اگر يك وقتى مردم تو خيابان ريختند و شعار بر ضد ما دادند، شعار بر ضد كسانى دادند، خوب، آن وقت چه مصيبتى است. ما بسمان است آن شعارهايى كه در خارج برايمان مى‏دهندو آن شعارهايى كه منافقين مى‏دهند و امثال آنها. ما وقتى مردم را داريم، اسلام را داريم و رضاى خدا را داريم، همه چيز داريم و هيچ يك از آن تبليغات سوء تأثيرى نمى‏كند؛ اما اگر خداى نخواسته مردم يك وقتى لغزش پيدا كردند، ديدند شما خداى نخواسته داريد يك كار خلافى مى‏كنيد و خيال كنند عمد است ، خوب، آنها كه نمى‏دانند اين مسائل را، توده مردم كه نمى‏توانند مسائل را تحليل كنند به طورى كه بفهمند كه كجا عمد بوده، كجا نبوده، فلان آقا چه بوده است، او چه بوده، اين مصيبت مى‏شود برايتان. و من اميدوارم كه ان‏شاءاللّه‏ جديت زياد در اين مسأله بكنيد. و ان‏شاءاللّه‏ رأيهايى كه شما مى‏دهيد، مشورتها زياد باشد. بلكه گاهى وقتها با بعض افراد شوراى نگهبان مشورت كنيد و بعد از اينكه مشورت شد و اين امور آن طور شد، ديگر نه شوراى نگهبان رد مى‏كند و نه مردم ناراضى مى‏شوند. مردم وقتى ديدند يك حكمى را حكم خداست، مجلس گفته است، شوراى نگهبان هم كه دنبال اين است كه احكام اگر خلاف اسلام باشد ردش كنند ، حالا كه قبول كردند اسلامى است، مردم با اسلام كه دعوا ندارند. مردم، اسلام هرچه بفرمايد قبول مى‏كنند. كسى كه جوانش را براى اسلام مى‏دهد ديگر دنبال اين نيست كه مثلاً فلان چيز را ندارد ، چطور باشد، يا فلان چيز را دارد، چه بشود. ما بايد اين اسلام عزيزرا نگهدارى بكنيم. مجلس اسلامى ما نگهبان اسلام باشد و همه ارگانها و دولت، نگهبان اسلام، خدمتگزار اسلام باشد؛ وقتى خدمتگزار اسلام شد همه مسلمانها با آن موافق هستند. چه در ايران و چه در خارج ايران، همه با آن موافق هستند. 62/1/1 مجلس بايد در بين صحبتهايشان مردم را بسازند. جنگ مجلس ، مثل جنگ دو فقيه مى‏ماند، نه اين است كه اينها اختلاف دارند. خوب، فقها با هم اختلاف دارند از صدر اسلام تا حالا، اگر اين نظرها تصادم با هم نمى‏كرد فقه ما به اين قوت نبود؛ نظرها بايد تصادم كنند، دعوا شود بايد سر آن. بعضى حوزه‏هايى كه ما ادراك كرديم دعوا بود، استاد يك چيزى را مى‏گفت، شاگرد مى‏ايستاد در مقابلش مى‏گفت، او مى‏گفت، اين مى‏گفت، او مى‏گفت تا يك مطلبتا ديگران استفاده مى‏كردند از آن؛ در مجلس هم بايد اين جور باشد. مخاصمه در كار نيست مباحثه علمى است، مباحثه اخلاقى است ، بايد اخلاق به مردم ياد بدهند، دعوا نبايد باشد در آن. 62/5/17 از آقايان تشكر مى‏كنم كه به اينجا تشريف آورده و مسائل و مشكلات را با يكديگر در ميان مى‏گذاريم. عمده اين است كه ما بهو ضعيت خودمان و وضعيت انقلاباتى كه در دنيا واقع مى‏شود توجه كنيم. يك وقت مملكتى است كه انقلاب مى‏كند و پشت سرش شوروى و امريكا و امثال اينها هستند كه اين انقلاب ، انقلاب ديگرى است. و يك وقت كشورى است همانند ايران كه انقلاب مى‏كند و خودش را از همه قدرتهاى شرق و غرب كه مى‏خواهند در آن تصرف كنند جدا كرده است. مع ذلك مى‏بينيم آنها كه پشت سرشان قدرتها بوده‏اند و انقلاب كرده‏اند وضع شان بسيار بدتر از ماست. و با اين دو خاصيت اگر شما بخواهيد كه شب بخوابيد و صبح بيدار شويد كه همه امور درست شده باشد اين يك امر غيرممكن است، و اگر جهت اسلامى‏اين انقلاب نبود، تا آخر هم مشكلات ما حل نمى‏شد، و چون اسلامى‏است و مردم همه باهم هستند و علاقه به اسلام دارند، على‌رغم تبليغات دامنه‏دار و جنگ و مشكلاتى كه عليه ما تحميل كرده‏اند مع ذلك ايران در اين چند سالكه انقلاب كرده است با استقامت سرجاى خود ايستاده و به پيش مى‏رود. وظيفه آقايان وكلا اين است كه هرجايى كه گرفتارى هست دنبال رفع آن باشند و متوقع نباشند كه فوراً رفع بشود. و مهم اين است كه مجلسيها با هم و با دولت و با ساير مقامات تفاهم داشته باشند. و مجلسى كه اساس يك كشور است بايد محلى براى بحث و ساختن اخلاق جامعه باشد، و انتقاد و استيضاح حق مجلس است اما برخورد با متخلف با آرامى و طرح مسائل اخلاقى بهتر رفع اختلاف مى‏كند تا با الفاظ نيش‏دار و مقابله كردن با يكديگر. لذا بايد نطقهاى قبل از دستور يامسائلى كه در مجلس واقع مى‏شود همانند خطبه‏هاى نهج‏البلاغه و خطب ائمه اطهار مردم را رو به صلاح ببرد، و آقايان در صحبتهايشان اين احساس را داشته باشند كه براى مصلحت جامعه حرف مى‏زنند ، نه براى مقابله و خودشان را يك واعظ حساب بكنند كه مى‏خواهند مردم را موعظه كنند و مردم هم احساس كنند كه اين آقايان خير و صلاح آنها را مى‏گويند. 62/7/4 وقتى كه حكومت الگو قرار داد اميرالمؤمنين ـ سلام‏اللّه‏ عليه ـ را در اجراء حكومتش، در اجراء چيزهايى كه بايد اجرا بكند، اگر او را الگو قرار داد، اين تمسك كرده است به ولايت اميرالمؤمنين... و مجلس كه از مقامات بلند يا بلندترين مقام كشورى است، چنانچه الگو قرار داد آن چيزى كه اميرالمؤمنين مى‏خواست، و آن عدالتىرا كه آن در همان برهه كمى كه به او مجال دادند ـ خيلى كم مجال پيدا كرد ـ اگر الگو قرار بدهند آن را براى اينكه احكام را و امورىكه بايد محوّل به آنهاست به آن نحو اجرا بكنند، به آن نحو تصويب بكنند و دقت بكنند، آن وقت مى‏شود گفت كه مجلس ما هم از متمسكين به اميرالمؤمنين هستند. و ما چنانچه مجلس نتواند اين كار را بكند، يا خداى نخواسته نخواهد اين كار را بكند، يا بعض افراد نگذارند كه اين كارها بشود، آن وقت ما نمى‏توانيم بگوييم كه يك مجلس متمسك به ولايت اميرالمؤمنين داريم. 62/8/14 من راجع به كل مجلس مكرر عرض كرده و حالا هم عرض مى‏كنمكه مجلس ما بايد با مجلسهاى سابق فرق داشته باشد. البته فرق هم دارد، اما هر امرى كم كم به انحراف كشيده مى‏شود و چنين نيست كه يكدفعه انحراف واقع شود. در خود انسان نيز چنين است كه شيطان و نفس امّاره بتدريج از عمل به مكروهات و بعد از آن به صغاير و از آنجا به بالاتر انسان را منحرف مى‏كنند. در مجلس سابق دوره اولش بهتر بود، لكن در هر سال چيزى به آن اضافه و يا از آن كم شد تا رسيد به آنجا كه مجالس اخير را ديديم. شما از اول اگر جلوى فساد را نگيريد معلوم نيست كه به وضع سابق منتهى نشود. البته بايد عاقلانه باشد كه مسأله حادّى پيش نيايد. در مسائل، ملايمت و جهت رحمت بيشتر از جهت خشونت تأثير مى‏كند. من در زمان اختناق رضاخانى وقتى در مدرسه فيضيه صحبت مى‏كردم، آنگاه كه از جهنم و عذاب الهى بحث مى‏كردم همه خشكشان مى‏زد، ولى وقتى از رحمت حرف مى‏زدم مى‏ديدمكه دلها نرم مى‏شود و اشكها سرازير مى‏گردد و اين تأثير رحمت است. با ملايمت انسان بهتر مى‏تواند مسائل را حل كند تا شدت. و مجلس باب مباحثه است، و بايد مثل مباحثه طلبه‏ها باشد كه با هم دوست هستند و با يكديگر بحث و گفتگو مى‏كنند ولى معلوم است كه مباحثه هست.مجلس اسلامى‏بايد ملت و ديگرانرا ارشاد كند، چون مسائل به خارج منعكس مى‏گردد و تأثير روى مردم مى‏گذارد. از اين جهت مسئوليت مجلس به عنوان يك مرشدو هدايت كننده براى مردم زياد است. و اين كلى مطلب است كه ان‏شاءاللّه‏ اين مجلس اول انقلاب، پايه‏اى و سنت حسنه‏اى باشد براى آينده كه هر چه خوب بشود، شما در اجر آن شريك هستيد. در مسأله‏اى كه راجع به كميته‏ها فرموديد، اعتقادم بر اين است كه همين گونه كه هست باشد و هيچ گونه تحولى درباره آن صورت نگيرد. راجع به استيضاح هم من هيچ نظرى نمى‏دهم، فقط با ملايمت و تفاهم باشد. موافقين و مخالفين حرفهايشان را بزنند، آنو قت مجلس هر چه رأى داد معتبر است. اميدوارم آقايان موفق شوند كه وقتى مجلس را تحويل مى‏دهند مردم راضى باشند، تا بعدها به همين آقايان رأى بدهند. البته من تمام آقايان را نمى‏شناسم، ولى اميدوارم مجلس داراى يك اكثريت تام متعهد باشد. ميل دارم وضع و امور با ملايمت و اخلاق حسنه صورت گيرد، و اين خيلى بهتر است. دو نفر كه با هم دعوا دارند وقتى يكى از آنها با رأفت و ملايمت حرف زد، دعوا تمام مى‏شود. اصولاً كارها با ملايمت و رأفت بهتر انجام مى‏گيرد. 63/3/7 در اينجا لازم است از كوششها و مجاهدات نمايندگان محترم مجلس اول تشكر و قدردانى نمايم؛ كه با همه مشكلات و كارشكنيها و ناهماهنگيها به كارهاى مهمى موفق، و از خط و صراط مستقيم اسلامى منحرف نشدند؛ و در مقابل منحرفان استقامت نموده، و كار بسيار مهم خود را، آن هم در دوره اول مجلس و جوّ اغتشاش و آشوب، كه در انقلاب مستقل عظيمى مثل انقلاب ايران قابل اجتناب نبود، با افتخار و سرافرازى به پايان رساندند. بايد اين مجلس را از اين جهت كه در حال غليان انقلابو نابسامانيهاى لازم آن و نفوذ افراد منحرف بازيگر در كارهاى كليدى و كسب به ناحق مقامات بلندپايه و نيز تازه كار بودن و كم‏تجربگى در مسائل بسيار پيچيده، توانست با زحمت و پشتكارو تعهد به جمهورى اسلامى و با حركت به سوى اسلامى شدن قوانين و حركت به نفع مستضعفان موفقيت چشمگيرى به دست آورد، مجلسى نمونه به حساب آوريم. و براى شهداى مظلومى كه در راه اسلام داده است از مقام مقدس ربوبى رحمت تقاضا نموده،و به بازماندگان محترمشان تسليت عرض كنيم. جَزَاهُمُ اللّه‏ُ عَن الاِسلامِ خَيراً. و اما دوره دوم مجلس جمهورى اسلامى در آغاز گشوده شدن ، برخوردار از پشتيبانى بيدريغ عموم ملت انقلابى و متعهد به اسلام و جمهورى اسلامى است. و نمايندگان محترم آن ناظر نشيب و فرازها و برخوردار از تجربه‏ها و اندوخته‏هاى چهار‌ساله نمايندگان محترم مجلس اول، و آشنا به بسيارى از پيچ و خمها و توطئه‏ها و بازيهاى به اصطلاح سياسى بوده و مى‏باشند؛ و شاهد فداكاريها و جانبازيها و از خود‌گذشتگيهاى ملت معظم از اول انقلاب تاكنون بوده‏اند، چه در زمان ستمشاهى و شهادت دسته‏جمعى زن و مرد و صغير و كبير ملت شجاع؛ و چه پس از پيروزى و خيانتها و جنايتهاى گروهكها و گروههاى منافق متظاهر به اسلام و مليت و طرفدارى از توده‏ها و كشتار بيرحمانه مظلومان و طبقات ضعيف و ستمكش؛ و چه شاهد تحميل جنگ از سوى ابرقدرتهاى شرق و غرب و وابستگان مرتجع آنان، كه حرث و نسل اين ملت عدالت‏طلب و اسلامجو را به آتش كشيده و به نابودى سپرده‏اند، و جوانان عزيز را كه مدافع آرمانهاى اسلام و قرآن كريم بوده و هستند با سلاحهاى پيشرفته شرق و غرب و سلاحهاى شيميايى به شهادت رسانده‏اند. حال كه شاهد همه اين جريانات بوده‏اند، بايد دقيقاً توجه كنند كه مسئوليت بسيار عظيم و سرنوشت‏سازى را به عهده گرفته‏اند، كه به پايان رساندن آن به طور شايسته و خداپسند جز با «جهاد اكبر» ميسر نخواهد شد. اينجانب از خداوند متعال، در اين ماه پر بركت شعبان‏المعظمكه شاهد ولادت با سعادت منجى بشر و عدالت گستر شرق و غرب و فريادرس مظلومان و مستضعفان جهان، حضرت بقية‏اللّه‏ الأعظم ـ‌ارواحنا لتراب مقدمه الفداء‌ بوده است، عاجزانه خواستارم كه نمايندگان و قاطبه ملت مظلوم ايران را در مسئوليتهايى كه در اين عصر پرآشوب و فتنه‏زا، كه مى‏توان گفت حكومت جنگل بر آن غلبه دارد، به دوش گرفته‏اند به طور شايسته از عهده برآيند و در اين جهاد بزرگ موفق شوند؛ و با افتخار و سرافرازى به محضر مبارك حق تعالى وارد شوند. اينك تذكراتى برادرانه و مخلصانه به حضرات نمايندگان محترم ـ‌حفظهم اللّه‏ تعالى و ايّدهم ـ عرضه مى‏دارم باشد كه نافع شود. وَذَكِّرْ فَاِنَّ الذِّكْرٰى تَنْفَعُ المؤمنينَ. [5] 1. [آن] كه در رأس همه تذكرات است و با رسيدن به آن، همه چيز اصلاح مى‏شود و سعادت فراگير مى‏گردد، آن است كه به قلوب محجوب و منكوس خود برسانيم كه عالَم، از اعلا علّييّن تا اسفل‏سافلين، جلوه حق ـ جل و علا ـ و در قبضه قدرت اوست؛ و هيچ موجودى، از روحانيون ملأاعلىٰ و انبياى معظم و اولياى مكرم، تا اشقيا و هر جا برويد، از خود چيزى ندارند؛ بلكه چيزى نيست جز آنكه به جلوه او نورانى و هست شود. و اين تذكر همان است كه موجب اطمينان قلوب مى‏شود كه اَلا بِذِكرِ اللّه‏ِ تَطْمَئِنُّ القلوبُ. [6] و با اين باور است كه خوفها از غير او از دلها رخت ببندند؛و اميدها و رجاها بجز به او از قلوب زايل شوند. بارالها، ما گر چه محجوبيم و در سلاسلِ جهنمِ نفسْ مقيد، تو به وسيله اوليايت دست ما گير و ما را از خود و شرّ خود برهان؛ تا جز تو نبينيم و جز از تو خوف نداشته باشيم و اميد به كس نبنديم. خدايا!، ما اين پيروزيها را در جبهه‏ها و در پشت جبهه‏ها و در ارگانهاى ملى و دولتى از تو مى‏دانيم. و اگر نبود عنايت خاص و پرتو رحمت تو بر اين ملت ضعيف، كه چنگ و دندانها از اطراف عالَم به او نشان مى‏دهند و توطئه‏هاى شرق و غرب براى براندازى اسلام و جمهورى اسلامى به هم پيوند خورده‏اند و سازمانهاى عريض و طويلِ حقوق بشر و امنيت جهانى با رسانه‏هاى گروهى چپ ورا ست يك‏صدا به مقابله با آن برخاسته‏اند و دولتهاى به اصطلاح اسلامى با پيوند با اسرائيلِ غاصب و ارباب غاصبتر آن امريكا در براندازى آن مجهز شده‏اند، در همان نفسهاى اول سركوب شده بود. اين عنايت بزرگ تو است كه مجلس، ملت و دولت ما چون سدى عظيم و خلل‏ناپذير ايستاده و فرياد اسلام را به جهانيان رسانده، و مستضعفان را در كنار كاخ سفيد و كرملين و در گوشه و كنار زمين به حركت و فرياد در‌آورده است. و اميد آن است كه مسلمانان و مستضعفان جهان بپا خيزند، و داد خود را از مستكبران بگيرند، و مقدمات فرج آل محمد ـ‌صلى‏اللّه‏ عليه و آله ـ را فراهم نمايند. 2. چنانچه اين انقلاب اسلامى يك انقلاب عادى نيست و متكى به هيچ يك از دو قطب شرق و غرب نمى‏باشد، از اين جهت، ويژگيهاى خاص خود را داشته و دارد. و با پيمودن صراط مستقيمِ «لاشرقيه و لاغربيه» در مقابل هر دو قطب ايستاده است و از هيچيك از قدرتهاى افسانه‏اى نهراسيده است كه همين موجب پيروزيهاى معجزه‌آسايش گرديد؛ گر چه موجب توطئه‏ها و آتش افروزيهاى فراوان عليه خودش هم شد لكن در هيچ مرحله‏اى عقبگرد نكرد. مجلس جوشيده از اين ملت انقلابى نيز يك مجلس عادى نيست؛ كه يك پديده خاصِ به خود با ويژگيهاى خاص است. امروز به جرأت مى‏توان ادعا كرد كه در زير اين آسمان كبود تنها مجلسى است كه متكى به آراى توده ميليونى مردم است كه با رأى مستقل و مستقيم مردم به دور از اعمال نفوذ خانها و سرمايه‏دارهاو مالكها و سلطه‏ها و بست و بندهاى به اصطلاح سياسى و فعاليتهاى انحرافى، به وجود آمده، و از قلدريهاى رژيم شاهنشاهى و وابستگان به آن خالص بوده است. قهراً مسئوليتهايىكه چنين مجلسى دارد بسيار بزرگ است: مسئوليت مقابله با سياست‏بازيهاى غرب و جناح سرمايه‏دارى آن، و ديكتاتورى شرق و قطب كمونيستى آن. اين مجلسى است كه بايد سياست «نه شرقى و نه غربى» را در جهان دو قطبى اجرا كند؛ و احكام سياسىو اجتماعى و اقتصادى و فرهنگى اسلام را كه به طاق فراموشى سپرده شده بود و قرنها منزوى بود به صحنه آورد و چنين مجلسى است كه قدرت روحى مافوق عادى و قدرت تشخيص مسائل پيچيده جهان و قدرت تصميم‏گيريهاى قاطع بى‏گرايش به دو قطب الحادى و سرمايه‏دارى را لازم دارد. قدرتى كه اگر همه جهان در مقابل آن به سوى باطل روند، بى‏وحشت به سوى حق رود. قدرتىكه جوّسازيها و شايعه‏پردازيها را به هيچ شمارد. چنين مجلسى در كميسيونهاى مختلفش كارشناسان و متخصصان متعهد و زبردست لازم دارد. هر چند براى مشورت در هر رشته خصوصاً در سياست خارجى و نيز سياست اقتصادى كه امروز از اهمّ امور است از اشخاص كاردان دعوت كنند و چون مقصد همه ان‏شاءاللّه‏ پيشرفت احكام اسلام و خدمت به بندگان خداى متعال است، بايد از اين كه از خارج مجلس استمداد مى‏كنند خوشوقت باشند. 3. مجلس محترم دوره اول گر چه كارهاى بسيار ارزنده‏اى انجام داد و با كوشش و مشكلات فراوان از عهده وظايف خود به در آمد لكن تراكم مشكلات پس از انقلاب و خيانتهاى رژيم سابق آنچنان زياد بود كه قهراً بسيارى از مشكلات به عهده مجلس حاضر است. از آن جمله حل مسائل بسيار مهم اقتصادى و مبارزه با تورم و حل مسأله مسكن و زمين است و رسيدگى هر چه بيشتر به امور محرومان و قشرهاى كم درآمد و از آن جمله افراد محترمى مى‏باشند كه در دستگاههاى دولتى با حقوق محدود مشغول خدمت هستند. اين كارمندان زحمتكش اكثر قريب به اتفاقشان درآمد ديگرى ندارند و به حقيقت از قشر محروم هستند. چنانچه حل مسائل كشاورزى كه از مهمات امور كشور است به عهده دولت با پشتيبانى مجلس است. و در تمام اين امور آنچه لازم است بدون مسامحه عمل شود موافق بودن قوانين مربوط به اين امور و ساير امور كشور با قوانين مقدس اسلام اعم از احكام اوليه يا احكام ثانويه است؛ كه اگر جزئى انحرافى خداى نخواسته در اين مجلس از شرع اسلام پيدا شود سنت سيئه‏اى خواهد شد كه دنبال آن سنتهاى سيئه ديگر خواهد آمد؛ و وزر و گناه آن و گناه هر كسكه به آن عمل كند به گردن آنان است. و اگر ان‏شاءاللّه‏ فعاليتهاى نمايندگان محترم در جانب هر چه بهتر كردن كشور و رفاه حال محرومين با موازين اسلامى باشد، اجر آن مثل اجر هر كس [كه] به آن عمل كند براى سنت گذاران است. كسى گمان نكند كه به نفع محرومين و خدمت به آنان اگر به طور غير مشروع هم باشد مانع ندارد. كه اين يك انحراف و خيانت به اسلام و جمهورى اسلامى بلكه به محرومين است كه از مال حرام و غصب و با ظلم به ديگران آنان را مبتلا به آتش جهنم كنند. اينجانب گمان ندارم كه در كشورى كه همه چيز خود را براى اسلام و اجراى قوانين اسلامى فدا كرده چنين مسائلى واقع شود. و حضرات نمايندگان محترم كوشش نمايند كه امر مخالف با شرع و قانون اساسى به تصويب نرسد؛ كه علاوه بر آنكه رأى برضد قوانين الهى دادن خود گناه است، بى‏شك شوراى محترم نگهبان آن را رد مى‏كند و موجب عقب‌افتادن كارها مى‏شود. 4. مى‏دانيد و مى‏دانيم كه مجلس شوراى اسلامى داراىو ظايف بزرگ و ظريف مى‏باشد؛ چرا كه در كشورى كه مردم براى اسلام و حكومت اسلامى و اجراى قوانين نورانى قرآن كريم و قطع ظلم و ستم به هر نحو و از هر نوع باشد قيام كرده‏اند و شما را به مجلس فرستاده‏اند، مجلسى كه منعكس كننده اقوال و احوال و طرز روحيه و افكارتان است و از آنجا كه همه اينها به صورتىو سيع در سراسر كشور و نيز در بسيارى از كشورهايى كه موجرا ديو ـ تلويزيون به آنجا مى‏رسد و گاهى در تمام دنيا به واسطه رسانه‏هاى گروهى جهان منتشر مى‏شود، لازم دانستم به حكمو ظيفه و اخوت اسلامى به بعضى از آنها اشاره كنم. و اين امورى است كه اسلام و اخلاق اسلامى و ارزشهاى انسانى و ملتهاى متعهد اسلام از آنان خصوصاً و از همگان عموماً توقع دارند. الف) كيفيت برخورد با يكديگر در محيط مجلس و مباحثات بين مخالف و موافق؛ از نمايندگان متوقع است كه مراعات آداب اسلامى در محاورات بشود؛ و انگيزه آن يافتن حق و راه حل باشدو اين امور در محيط دوستى و صفا چون بحثهاى علمى در محيط مدارس فقاهتى كه مقصود، يافتن واقعيت نه تحميل عقيده است ، آقايان را بهتر و آسانتر به حقيقت مى‏رساند و مجادلات با حال غضب و عصبانيت انسان را از واقع دور مى‏كند و چون مقصود از بحثها يافتن طريق هر چه بهتر براى خدمت به اسلام و كشور و ملت است و از عبادات و مقربات الهى محسوب است، حقاً لازم است از آنچه مخالف رضاى خداوند متعال است اجتناب شود و محيط مجلس طورى باشد كه علاوه بر يافتن راه صحيح براى شنوندگان، آموزنده اخلاق اسلامى و آداب انسانى باشد، كه اين خود يك عبادت ديگر است. و اگر خداى نخواسته در اين محيط مقدس مقصود كسى اِعمال غرض و تحميل عقيده و احياناً تسويه‏حساب باشد كه قهراً به هتك يك مسلمان و رد و بدل الفاظ غير‌مناسب منجر مى‏شود علاوه بر آنكه از مسير حق دور مى‏شود و برخلاف آنچه وظيفه وكيل است مى‏باشد گاهى اشاعه فحشا در يك محيط بسيار وسيع است كه معصيتى عظيم است. اينجانب اميدوارم خداوند توفيق دهد كه همان سان كه جوانهاى عزيز رزمنده، سنگرهارا به مسجد و معبد تبديل كردند، حضرات وكلا، مجلس را معبدى كنند منزه از اعمال و اقوال زمان طاغوت، تا مجلسى نمونه شود؛ باشد كه مجالس ديگر كشورهاى اسلامى از آن تبعيت كنند. ب) كيفيت برخورد با دولت و وزرا و ساير كارمندان؛ شك نيست كه مجلس به همه امور كشور نظارت دارد؛ و حق نمايندگان است كه از هر انحراف و خلافى كه از وزرا و ادارات مى‏بينند به حكم قانونى جلوگيرى كنند و دولت را تا حد استيضاح بكشانند. لكن فرقهاست بين نظارت و استيضاح، و بين عيبجويى و انتقامگيرى. و اين فرق را همه كس پس از رجوع به وجدان خويش مى‏فهمد. انسان با كمى تفكر در حال خود تشخيص مى‏دهد كه احضار دولت يا وزير براى خدا و مصالح اسلام و كشور است و در آن جز هدايت و جلوگيرى از انحراف و حفظ مصالح ملت چيز ديگرى دخالت ندارد؛ يا از معيارهاى غيرالهى، چون حُب و بغض، دوستى و دشمنى، هواهاى نفسانى چون خودنمايى ، عرض‏اندام و از اين قبيل مكايد نفسانى و شيطانى، برخوردار است. و محك تشخيص معيار الهى از شيطانى آن است كه پس از مراجعه به خود بيايد كه آنچه كه او مى‏خواهد نفْس عمل است گر چه اين كار را ديگرى انجام دهد؛ و يا آنچه را كه بدان سبب شخصى را احضار كرده است اگر از دوستان عزيز او سر مى‏زد، با او همان مى‏كرد كه با اين انجام مى‏دهد. و اين است معناى روابط و ضوابط و صراط مستقيم كه از ارزشهاى انسانى برخوردار است. خداوند قادر ما را بر آن هدايت فرمايد و از ما دستگيرى كند. مرحله‏اى ديگر: به فرض آنكه هيچ مقصدى جز حقجويى و جلوگيرى از انحراف نباشد، در كيفيت اداى وظيفه و بيان اشكال مى‏توان معيارالهى و نفسانى را تشخيص داد. معيار الهى آن استكه اثبات مدعا مبنى بر استدلال و شواهد متقن باشد، و از كلمات نيشدار و اهانت‏آميز و كردار ناروا مبرّا باشد. و در غير اين صورت ، بايد دانست كه دست شيطان و نفس امّاره بالسوء در كار است و گوينده بازيچه هواى نفس است. نمايندگان محترم و خواهران و برادران گرامى، مسأله بسيار مهم است. آبرو و حيثيت يك مسلمان يا يك انسان در كار است. چه بسا با يك انحراف شما يك انسان آبرومند در جامعه ساقط شود و شرف يك مؤمن خدشه‏دار گردد. اگر انحرافى ديديد ، نخست بدون سر و صدا دنبال تحقيق رويد. پس از آنكه مسلّماً معلوم شد، قبل از كشيده شدن به مجلس با طرف به گفتگ و بنشينيد، و مسأله را حتى‏الامكان با خود او حل كنيد. اگر در اين مرحله توفيق حاصل نشد، در كميسيون مربوط او را بخواهيد، و با كمك دوستان فيصله دهيد. و اگر فيصله نشد و شخص مذكور مى‏خواهد برخلاف مصالح اسلام و كشور و ملت عمل كند و در انحراف پافشارى نمايد، حفظ مصلحت عمومى و اسلام مقدّم است بر حفظ مصلحت شخص، هر كس باشد؛ در اين صورت تقاضا كنيد و با استدلال و منطق، بدون كوچكترين اهانت، مطلبرا عرضه كنيد. و مهلت دهيد تا در محيطى آرام و بى‏تشنج از خود دفاع كند. در اين موقع مجلس به هر چه تكليف قانونى و شرعى دارد عمل كند، بى‏كوچكترين توهين. و ما همه بايد بدانيم كه مجرمى كه بالاترين جرم را دارد و به سوى چوبه دار مى‏رود، جز اجراى حد شرعى احدى حق آزار او را لفظاً و عملاً ندارد؛ و مرتكب، خود ظالم است و مستحق كيفر. ج) از امور لازم التذكر راجع به نطقهاى قبل از دستور است؛ چه بسا كه ناطق احياناً گمان كند بى‏قيد و شرط و بى‏تعهد و تكليف بايد هر چه بخواهد بگويد، و به هر كس، چه حاضر جلسه و چه غايب، مى‏تواند به اصطلاح حمله كند، و ميزانى الهى و شرعى و اخلاقى در كار نيست و مسئوليتى حتى شرعى ندارد. و گاهى بعضى نطقها موجب تأسف بسيار و تأثر است؛ و چه بسا كه اهانت به يك مسلمان و مؤمن را به حد اعلىٰ مى‏كشاند و حيثيات انسانهارا لكه‏دار مى‏كند؛ و گاهى ارقام و اقلام بسيار از گوشه و كنار اعم از صحيح و فاسد جمع‏آورى مى‏كند و با آبروى دولت و اشخاص ، بلكه مجلس بازى مى‏كند؛ و مجلس شوراى اسلامى را بى‏توجه همچون مجلس طاغوت مى‏نمايد و مورد تاخت و تاز اعراض مسلمانان در سراسر كشور قرار مى‏دهد. آقايان مى‏دانند مجلس اسلامى كه حاصل سالهاى دراز رنج و زحمت و خونهاى محترم صدها هزار شهيد و جانباز است براى تحقق احكام نورانى اسلامو تحول از رژيم طاغوت به رژيم الهى ـ‌‌اسلامى است. نمايندگان آن بايد از اخلاق اسلامى بالا و والايى برخوردار باشند؛ و خداى بزرگ را حاضر و ناظر بر اعمال و گفتار خود بدانند، و از رفتار و گفتار رژيمهاى طاغوتى احتراز نمايند. و اگر خداى نخواسته كسى از حدود شرعى، چه در نطقهاى قبل از دستور و چه در مذاكرات و محاورات ديگر خارج شد، وظيفه فريضه بزرگ نهى از منكر را فراموش نكنند؛ كه خداى نخواسته حق و عِرض و حيثيت مردم در مكانى كه حافظ مصالح اسلام و مسلمين و مردم كشور است ضايع نگردد بلكه وكلاى محترم در برخوردها و نطقها، كه در همه جا منتشر مى‏شود آموزنده اخلاق كريم انسانى و اسلامى باشند و مردم را به كيفيت سالم برخورد با يكديگر آشنا سازند كه اين خود يك خدمت بزرگ به اسلام و مسلمين و بشريت است. اينجانب با اينكه ميل نداشتم اين مسائل را به طور سرباز عرض نمايم لكن علاوه برآنكه احساس تكليف شرعى نمودم اكيداً علاقه‏مندم كه قداست مجلس معظم و وكلاى محترم محفوظ باشد، تا الگويى باشند براى مجلسهاى جهان و مجالس آتيه ايران. اين نكته نيز قابل ذكر است كه اگر در مجلس به كسى كه حاضر نيست و راه به مجلس ندارد كه از خود دفاع نمايد حمله‏اى شد، به او اجازه داده شود يا در مجلس از خود دفاع كند و اگر قانوناً اشكالى در اين عمل مى‏بينند، راديو ـ تلويزيون و مطبوعات اينو ظيفه سنگين را به دوش كشند؛ تا حق مظلومى ضايع نشود و شخصيتى بى‏دليل خُرد نگردد و راهگشاى اين امر خود نمايندگانو رئيس محترم مجلس هستند كه با تعهدى كه دارند و مسئوليتى كه بر دوش آنهاست اين حق را به اشخاص غايب بدهند؛ تا به وسيله مجلس، كه نگهدار مصالح كشور و ملت است، حقى ضايع نشود و انسانى مظلوم نگردد. و اگر به كسى چه از دولتيها يا ديگران ، تهمتى زده شد، حق شكايت به قوه قضاييه را دارد تا رسيدگى شود و مجرم تعقيب و تعزير شود. و اگر به يك وزارتخانه يا بنگاه تهمت زده شد حق دفاع با وزير و رئيس بنگاه است و حق شكايت دارند و قوه قضاييه تعقيب خواهد كرد. و بالجمله با هر ترتيب ممكن بايد از اين اعمال غير اسلامى جلوگيرى شود. البته اين بدان معنا نيست كه مجلس از حق قانونى و شرعى خود دست بردارد، بلكه نمايندگان محترم در محدوده قانون و شرع آزاد و مختارند و هيچ كس نمى‏تواند از حقوق قانونى آنان جلوگيرى نمايد. د) ... حضرات وكلاى محترم دوره دوم مجلس شوراى اسلامى كه در آغاز خدمت به اسلام و جمهورى اسلامى مى‏باشند با توجه به اوضاع كنونى كشور و فشارهاى اقتصادى و نظامى و گرفتارى فوق طاقت دولت و مخارج عظيم جنگ و پيامدهاى آن و گرفتارى آوارگان جنگ و مهمانان افغانى و عراقى كه قشرهاى عظيمى هستند و خرابيهاى جنگى و فسادهاى موروث از رژيم سابق و بسيارى از مشكلات كمرشكن ديگر، لازم است به دولت كمك نمايند كه مشكلات را با پشتيبانى شما نمايندگان يكى پس از ديگرى حل نمايد. در عين حال كه حق نظارت و حق جلوگيرى از انحرافات را داريد لكن در وضعيت كنونى مسائل را روى هم بسنجيد و اگر چيزى به نظرتان ناروا بود با وضع گرفتاريهاى حاضر بسنجيد و ببينيد اگر شما به جاى دولت بوديد با چه قدرتى مى‏توانستيد با مشكلات موجود مقابله كنيد. و بدانيد كه روى هم رفته دولت تا كنون به وضع خارق‏العاده‏اى خدمت كرده و نقايصىكه هست مطمئناً اجتناب‏ناپذير است و بالجمله لازم است همه پشتيبان هم باشيد تا بر حوادث پيروز شويد و با عملكرد دولت در اين مدت كوتاه و خدمتهاى ارزنده او در سراسر كشور بايد گفت دولت موفقى بوده است. بايد به او مهلت داد كه توفيق بيشترى به دست آورد. و در كمبودها و نقصانهاى موجود بايد او را يارى كردو كمكهاى فكرى و عملى نمود. كشور از همه است و با اتكا به قدرت ازلى و با كمك همه مى‏توان بر هر مشكلى غلبه كرد ، ان‏شاءاللّه‏ تعالى. ه) از نمايندگان محترم كه با توفيق الهى و رأى آزاد توده‏هاى محروم براى خدمت به اسلام عزيز و ملت محترم موفق شده‏اند ، انتظار مى‏رود كه در تمام فعاليتها و آراى خود براى شكرگزارى از خداى متعال جانب حق را گرفته و ضوابط را در نظر گيرند. مثلاً در اعتبارنامه‏ها كه مورد بحث و نظر واقع مى‏شود، بدون ملاحظه دوستى و دشمنى و جهات سياسى رايج در دنيا آنچه رضاى خداست و واقعيت اقتضا مى‏كند در نظر گيرند و گرايشهاى سياسى را كنار گذارند. و اين رويّه را در همه اعمال و اقوال و آراى خود در مدت اين خدمت ارزشمند ملحوظ دارند؛ و براى رضاى مخلوق، خداى نخواسته به سَخَط خالق مبتلا نشوند. و در حقيقت مجريان عدل الهى باشند. و اين رويّه از همه كس مطلوب است و از كسانى كه در جايگاه حساس واقعند مطلوبتر. و شما نمايندگان محترم مى‏توانيد با يك رأى خود خدمت ارزشمندى به خدا و خلق نماييد، و بالعكس؛ و مى‏توانيد يك خطر بزرگ را از كشور و اسلام رفع كنيد و بالعكس. حركت در راه حق و عمل به آن، خود تفكر آزاد و ذكر خداست كه موجب طمأنينه است. و) اگر بخواهيد بى‏خوف و هراس در مقابل باطل بايستيد و از حق دفاع كنيد و ابرقدرتان و سلاحهاى پيشرفته آنان و شياطين و توطئه‏هاى آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از ميدان به در نكند، خود را به ساده زيستن عادت دهيد و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهيزيد. مردان بزرگ كه خدمتهاى بزرگ براى ملتهاى خود كرده‏اند اكثر ساده زيست و بى‏علاقه به زخارف دنيا بوده‏اند. آنها كه اسير هواهاى پست نفسانى و حيوانى بوده و هستند براى حفظ يا رسيدن به آن تن به هر ذلت و خوارى مى‏دهند؛ و در مقابل زور و قدرتهاى شيطانى خاضع، و نسبت به توده‏هاى ضعيف ستمكار و زورگو هستند. ولى وارستگان به‌خلاف آنانند. چرا كه با زندگانى اشرافى و مصرفى نمى‏توان ارزشهاى انسانى ـ اسلامى را حفظ كرد. جوانان ايران و زنان و مردان كه در زمان طاغوت با تربيت طاغوتى بار آمده بودند هرگز نتوانستند با قدرت طاغوتى مقابله كنند. ولى آنگاه كه به دست تواناى حق ـ جل و علا ـ به انسان انقلابىِ دور از علايق شيطانى متحول شدند آن قدرت عظيم را سركوب كردند. دستهاى جنايتكارى كه جوانان عزيز را در رژيم سابق به مراكز فساد كشاندو از انسانهاى آزاد، عروسكهاى مصرفى تراشيد، انگيزه و نقشه‏شان اين بود كه هر خيانتى كه در كشور واقع مى‏شود و هر چه به سر ملت و ذخاير ارزنده آن مى‏آيد و هر چه زنجيرهاى استعمار به دست و پاى مردم محكمتر مى‏شود، در مقابل بى‏تفاوت باشند يا به حمايت همان رويّه برخيزند. امروز هم قشر فعال در جبهه‏ها و پشت جبهه‏ها همان طبقات محروم ساده زيست هستند. و در بين آنان از آن وابستگان و دلبستگان به علايق دنيا اثرى نمى‏بينيد. خداوند همه ما را از اين قيدهاى شيطانى رها فرمايد تا بتوانيم اين امانت الهى را به سرمنزل مقصود برسانيم و به صاحب امانت ، حضرت مهدى موعود ـ‌أرواحنا لمقدمه الفداء ـ رد كنيم. از خداوند متعال خواستارم كه نمايندگان محترم دوره اول مجلس شوراى اسلامى را كه از مشكلات نهراسيدند و براى پياده كردن احكام اسلام كوشش و تلاش نمودند سعادت و سلامت عنايت فرمايد و به نمايندگان دوره دوم توفيق و قدرت تصميم براى رسيدن به آرمانهاى مقدس اسلام عنايت فرمايد؛ و عموم مسلمانان جهان را از شرّ ابرقدرتها حفظ كند. 63/11/22 اعضاى مجلس محترم شوراى اسلامى بحمداللّه‏ تعالى در دوره دوم نيز اشخاص محترمى هستند كه با تعهد و جديت خود مى‏توانند خط مشى دولت را هرچه بهتر تعيين كنند. البته شك نيست كه عده‏اى از آقايان، كه شك در خدمتگزارى‏شان نسبت به اسلام عزيز و كشور نيست در امور عظيم كشور و گرفتاريهاى بسيار پيچيده وارد نبوده يا كمتر وارد باشند و خود نيز توجه دارندكه در مسائل بسيار مشكل يك دولت در حال انقلاب و كشورِ مورد هجوم قدرتهاى بزرگ و كوچك و كارشكنيهاى مغرضان و مفسدان چپ و راست كه محتاج به كارشناسان متخصص در رشته‏هاى مختلف است، نمى‏توان به طور سطحى نظر داد و بدون توجه به تمام مسائل سياسى و اجتماعى و انعكاسات داخلى و خارجى آن با سليقه شخصى اظهارنظر كرد و چه بسا چنين نظرهايى ولو از چند نفر معدود در سرنوشت امت تأثير منفى گذارد و از اين جهت لازم است در كميسيونها بويژه كميسيونهاى مهم، چند نفر از متخصصان متعهد كه مسائل را روى هم مى‏سنجند و به مشكلاتِ سخت نظام آگاهى دارند دعوت شود و با مشورت آنان رسيدگى به امور گردد. و چون مسأله اسلام و حكومت الهى در كار است، مسامحه در اين امور چه بسا خللىو ارد آورد كه جبران آن مشكل يا غير ممكن شود و مسئوليت آن در پيشگاه خداوند بزرگ عظيم باشد. مسأله حفظ نظام جمهورى اسلامى در اين عصر و با وضعى كه در دنيا مشاهده مى‏شود و با اين نشانه‏گيريهايى كه از چپ و راست و دور و نزديك نسبت به اين مولود شريف مى‏شود، از اهمّ واجبات عقلى و شرعى استكه هيچ چيز به آن مزاحمت نمى‏كند؛ و از امورى است كه احتمال خلل در آن عقلاً منجّز است. حضرات وكلاى محترم كه بحمداللّه‏ به جمهورى اسلامى تعهد دارند، در نطقهاى قبل از دستور و در مباحثات در حال دستور با كمال دقت مواظب جملات خود و كيفيت اداى آن باشند، كه خداى نخواسته به مسلمانى بلكه انسانى توهين نشود و شخصيتى ساقط نگردد و كسى مظلوم واقع نشود. البته انتقاد سالم و سازنده بدون اغراض شخصيه و خداى نخواسته انتقامجويى لازم است و مفيد و موجب رشد و تعالى است. و هر كس در نزد وجدان خود تشخيص رفتار و گفتار و نوشتار خود را مى‏دهد و همه چيز در محضر مقدس حق‏تعالىو اقع مى‏شود. حجم عظيم كارهاى قوه قضاييه و عظيمتر قوه مجريه را در پيش خود مجسم فرماييد و خود را به جاى مسئولين در هر يك از محاكم قضايى و امور اجرايى قرار دهيد تا معلوم شود امر و نهى و اشكال و انتقاد آسان است، لكن عمل و حل صد‌در‌صد با اينهمه گرفتاريهاى در حال انقلاب از عهده هيچ كس بر نمى‏آيد. اعضاى محترم مجلس انقلابهاى تاريخ را در نظر بگيرند، با انقلاب اسلامى ايران مقايسه نمايند، تا عظمت اعجازآساى اين انقلاب و حجم فعاليتهاى شايسته قواى سه گانه را بهتر توجه كنند. شوروى امروز هم پس از انقلاب به‌اصطلاح توده‏اى‏اش در كشاورزى نتوانسته است خودكفا باشد و اگر امريكارا ه ارزاق را به روى آنان ببندد شايد به زانو دربيايد. شما انفجارات، ترورها، اعتصابات، و سرقتها و شرارتها را در سطح دنيا حتى در كشورهايى كه از نظر صورى پيشرفت كرده‏اند مثل انگلستان و فرانسه و حتى امريكا را در نظر بگيريد و با انصاف حكم كنيد. افرادى كه با چند شكواييه از چند يا چندين نفر گمان مى‏كنند مردم ناراضى هستند، در اشتباهند. زيرا امروز دامنه اعتصابات و تظاهرات عظيم در سطح دنيا مانند اعتصاب چندين ماهه انگلستان، اين مهد به اصطلاح تمدن و سياست و قدرت ، كارها را فلج نموده و تظاهرات و مخالفتهاى بسيارى در فرانسه و ساير كشورهاى به‌اصطلاح متمدن صورت مى‏گيرد. و يا مخالفتهاى احزاب با دولتهايى مثل هند و پاكستان به صورت گسترده‏اى به چشم مى‏خورد. ولى بحمداللّه‏ در ايران كه مبتلا به مخالفت كشورهاى كوچك و بزرگ است، كارگران عزيز و متعهد ما همچنان به كار و تلاش و سازندگى ادامه مى‏دهند و هر گونه توطئه‏اى را قبل از وقوع در نطفه خفه مى‏سازند و اجازه نمى‏دهندكه دستهاى استكبار كارخانجات را به اعتصاب بكشانند. آقايان دست‌اندركاران در هر مقام و هر شغل هستيد با قدرت روحى و قوت ايمان و اتكا به خداوند متعال ـ جَلّت قُدرته ـ و اعتماد به ادعيه حضرت بقية‏اللّه‏ ـ روحى له الفداء ـ براى حفظ نظام الهى جمهورى اسلامى به پيش رويد و از تبليغات و هياهوهاى رسانه‏هاى گروهى كه گاه كاهى را كوه مى‏كنند نهراسيد كه خداوند تبارك و تعالى با شماست وَ كَفَى بِهِ وَكيلاً. 64/7/24 آن چيزى كه موجب زحمت آقايان است، اين است كه ما راجع به آتيه صحبت كنيم، گذشته گذشته است. الآن يك واقعيتى است و آن اينكه مجلس رأى اعتماد داده است به نخست وزير. اين يكو اقعيتى است كه در قبال همه ما واقع شده است، و اين سه وضعىكه در مجلس آمده است كه رأى ممتنع و رأى مخالف و رأى موافق، اينها همه براى اين بوده است كه تشخيص دادند اين مطلبرا ، در آن هم صحبتى نيست. صحبت اين است كه آيا از اين به‏بعد مخالف مى‏خواهد كارشكنى بكند براى دولت، به ترتيب غربى‏اش مى‏خواهد عمل كند؟ براى اثبات اينكه ما راست گفتيم ، مى‏خواهد اسلام را شكست بدهد، مى‏خواهد جمهورى اسلامى‏را شكست بدهد؟ يا اينكه عقل اقتضا مى‏كند كه حالايىكه در مقابل اين امر واقع شده است، اينكه عقيده‏اش اين است كه به طورشايسته عمل نشده است و از اين بهتر مى‏شد عمل بشود ، هدايت كند، كمك كند كه به طور شايسته عمل بشود كه در دوره آتيه همه رأى بدهند، نه اينكه كارشكنى كند، و خداى نخواسته در يك همچو موضع حساسى كه ما واقع هستيم دولت را به شكست برساند، و اين از امورى است كه برخلاف اسلام است، بر خلاف مصالح كشور است و برخلاف مصالح خودتان است. اگر شما اعتقاد به اسلام داريد و عقيده داريد ـ چنانچه داريد ـ و اعتقاد داريد كه بايد كشور با قدرت پيش برود و در اين موضع در جنگ پيروز بشود، راه براى ابرقدرتها بسته بشود و كشور ما قوى بشود ، بايد كوشش كنيد در تأييد، نه كوشش كنيد در انتقاد. انتقاد سالم بايد بكنيد، اين هم در پيشرفت مسائل مؤثر است. انتقاد سالم ورا هنمايى دولت در همه كارهايى كه مى‏خواهد انجام بدهد، اينها از امورى است كه لازم است. اما اينكه خداى نخواسته، يك وقت براى اينكه اثبات كنيد مطلب خودتان را راجع به دولت، بخواهيد كارشكنى بكنيد، دولت را به شكست وادار كنيد، ملت را تضعيف كنيد، دولت را تضعيف كنيد، اسلام را به شكست برسانيد، اين يك مطلبى است كه الزاماً بايد جلوش گرفته بشود و من اميدوارم اين جور نباشد. مجلس امروز مثل مجلسهاى سابق نيست كه در يك محل دربسته و سربسته‏اى بين خودشان صحبت بشود، و بعد هر كدامش را خواستند منتشر كنند و هر كدام را نخواستند نكنند. مجلس امروز مستقيماً منتشر مى‏شود مسائلش، و حتى آن اشخاصى كه در مزرعه‏ها مشغول زراعت هستند، راديو دارند و مسائل را مى‏توانند بگيرند. ملت ما هم امروز مثل سابقش نيستكه بى‏تفاوت باشد در امور. ملت ما هم مواظب است و مراقب است و همه امور را مشاهده مى‏كند. بايد آقايان بدانند كه اگر چنانچه يك وقت خداى نخواسته وسوسه‏اى پيش بيايد، يا كسى باشد كه بخواهد وسوسه‏اى پيش بياورد در خارج و داخل ، تضعيف كند دولت را و نگذارد كه مسائل پيش برود و همه چيزهايى كه بايد موافق با اسلام باشد پيش برود، مردم مواظبند و مطلعند و شناسايى مى‏كنند و سكوت نمى‏كنند. بنابراين، توصيه من به آقايان به طور جِد اين است كه بايد شما كه مى‏بينيد كه دولت نتوانسته به آن طورى كه دلخواه است عمل بكند، بايد از اين به بعد تعقيب كنيد، تأييد كنيد، همراهى كنيد، كمك كنيد تا كشور شما رو به سلامت برود، و احتراز كنيد از يك چيزى كه برخلاف رضاى خداست و برخلاف رضاى ملت است. از آن طرف هم به آقايانى كه در آن طرف واقع شده‏اند، عرض مى‏كنم كه شما براى اينكه تشخيص مصلحت داديد اين كار را كرديد، [7] حالا از اين به بعد اگر چنانچه، از دولت يك چيزى برخلاف ديديد، براى اين كه بگوييد ما مصلحت ديديم و براى مصلحتمان اين كار را كرديم و اثبات كنيد حرف خودتان را بخواهيد تأييد كنيد از دولت در موارد بيجا، آن هم برخلاف شرع است. همان طورى كه هميشه بنابر اين است و هميشه سفارش شده است، مجلس يك مجلس مشورتى اسلامى‏است، نه يك مجلسى است كه در جاهاى ديگر متعارف است و مربوط به اين مسائل اسلامى‏نيست و كارى به مذهب ندارد. مجلس اسلامى است، بايد نظرها، نظرهاى خيرخواهانه اسلامى باشد، هم درباره دولت، هم درباره وزرا. وزرايى كه شما انتخاب مى‏كنيد، بايد همان طورى كه گفته شده است شرايطى داشته باشند كه كاردان باشند و يك طور نباشد كه يك وزيرى باشد كه بعد نتواند كار بكند؛ فعال باشد. و كمك كنيد كه يك همچو وزرايى [انتخاب] بشود و زودتر كار هم انجام بگيرد. خوب، ما الآن در مشكلات هستيم، نبايد دولت يك مدت طولانى تعطيل باشد، بايد به طورى كه صلاح است زود او به حسب تكليفش [معرفى بشود] و آقاى رئيس جمهور هم به حسب تكليفشان آن قدرى كه تشخيص مى‏دهند، تأييد بكنند، و بعد هم آمد مجلس، زود مسأله را تمام كنيد؛ نگذاريد طولانى بشود و ضرر است براى اسلام، ضرر است براى كشور، امروز كشور مثل روزهاى آرام نيست كه اگر چهل روز هم، پنجاه روز هم، يك ماه هم، دو ماه هم، سه ماه هم دولت نتواند كار بكند، اشكالى نداشته باشد. امروز يك روزش هم براى دولت حساسيت دارد و بايد كار بكنند. بنابراين عرض من اين است كه بايد آقايان نظر داشته باشند، انتقاد كنند، انتقاد سازنده، انتقاد نصيحت، و انتقاد خصمانه نكنند. در نطقهاى قبل از دستور و در صحبتهايى كه وقتى معرفى مى‏كنند وزرا را هتاكى نكنند اين از شأن آقايان دور است. نبايد يكى ديگرى را تضعيف كند، همديگر را تضعيف كنند، نه آنهايىكه در اكثريت هستند، نه آنهايى كه در اقليت هستند، نه آنهايى كه ممتنع هستند، هيچ‏كدام نبايد اين كار را بكنند، براى اينكه اين خلاف رضاى خداست، خلاف شرع است. البته بايد انتقاد كرد، مسائل را گفت و هرچه به نظر آقايان مى‏آيد بايد بگويند، و اگر نگويند خلاف است. پس بنابراين، يك مطلب راجع به اين است كه برخوردها، برخوردهاى اسلامى سالم باشد، چه در مجلس و چه در خارج مجلس. و يك صحبت اين است كه زودتر اين مجلس تمام كار را انجام بدهد، و وزرا را زودتر و البته با نظر، با دقت همه چيز و به طور سريع اين كار انجام بگيردكه تعطيل نباشد امور. 64/8/1 با تشكر وافر از نمايندگان محترم مجلس شوراى اسلامى، چون گفتار آقايان پخش مى‏شود و ممكن است سوء تفاهمى بين مردم حاصل شود، لازم است عرض كنم آيات و رواياتى وارد شده است كه مخصوص به معصومين ـ عليهم‏السلام ـ است، و فقها و علماى بزرگ اسلام هم در آنها شركت ندارند، تا چه رسد به مثل اينجانب. هر چند فقهاى جامع‏الشرايط از طرف معصومين نيابت در تمام امور شرعى و سياسى و اجتماعى دارند و تولى‏امور در غيبت كبرا موكول به آنان است، لكن اين امر غير ولايت كبرا استكه مخصوص به معصوم است. تقاضاى اينجانب آن است كه در صحبتهايى كه مى‏شود و پخش مى‏گردد ابهامى نباشد، و مرزها از هم جدا باشد. 65/8/29 من نمى‏خواهم در اين روز مبارك اسباب افسردگى اشخاص بشوم، لكن مى‏خواهم عرض كنم چرا اين قدر ما عقب افتاده هستيم؟ چرا ما بايد به واسطه اغراض نفسانيه اين قدر خودمان را ببازيم؟ چرا بايد وقتى كه دنيا به تزلزل درآمده است براى اين بى‏اعتنايى ايران به كاخ سفيد و سياه، چرا ما بايد توجيه كنيم مسائل آنها را؟ چرا ما بايد اين قدر غربزده باشيم يا شيطانزده؟ من هيچ توقع نداشتم از بعض اين اشخاص، ولو بعضيشان در نظر من پوچند، لكن از بعضى از اين اشخاص كه سابقه دارند هيچ توقع نداشتم كه در اين زمان كه بايد فرياد بزنند سر امريكا، فرياد مى‏زنند سر مسئولين ما! چه شده است؟ شماها چه‏تان است؟ چه كرديد شماها؟ شماها چرا بايد تحت تأثير تبليغات خارجى واقع بشويد يا تحت تأثيرات نفسانيت خودتان؟ در يك همچون مسأله مهمى كه بايد همه شما دست به هم بدهيد و ثابت كنيد به دنيا كه ما وحدت داريم، وحدت ما اين طور شده است و در روزى كه هفته وحدت است چرا شماها مى‏خواهيد تفرقه ايجاد كنيد؟ چ را مى‏خواهيد بين سران كشور تفرقه ايجاد كنيد؟ چرا مى‏خواهيد دو‌دستگى ايجاد كنيد؟ چه شده است شما را؟ كجا داريد مى‏رويد؟ أَين تذهبون؟ من نمى‏توانم كه آن طورى كه مى‏خواهم، با شما صحبت كنم و نمى‏خواهم در روز عيد رنجش براى شما پيدا كنم، لكن شما انصاف بدهيد كه در يك همچو وقتى، وقت يك همچو امورى است؟! وقت يك همچو تأييدى است از كاخ سفيد؟و قت يك همچو تأييدى است از ريگان؟ [8] لحن شما در آن چيزىكه به مجلس داديد، از لحن اسرائيل تندتر است، از لحن خود كاخ‏نشينان آن جا تندتر است. شما چه شده است اين طور شديد؟ شما كه اين نبوديد بعضيتان. من بعضيتان را مى‏شناسم، شما اين طور نبوديد. من اميدوارم كه شما باز توجه كنيد به مسائل، توجه كنيد به دنيا، توجه كنيد به خودتان، توجه كنيد به قدرت خودتان. نشكنيد اين قدرت را، گرچه شماها نمى‏توانيد، لكن نبايد يك همچو كارى در ايران بشود. من نمى‏خواهم دل شما را بشكنم، لكن شما دل ملت ما را نشكنيد، شما دل مسئولين ما را نشكنيد، شما هى تندروو كندرو درست نكنيد، دودستگى ايجاد نكنيد، اين خلاف اسلام است، خلاف ديانت است، خلاف انصاف است، نكنيد اين كارهارا . 66/3/13 من اميدوارم كه خداى تبارك و تعالى به شما آقايانى كه عمرتان را داريد صرف مى‏كنيد براى اسلام و پيشبرد اسلام، توفيق بيشتر عنايت كند و اميدوارم كه در اين مجلس و در مجلسهاى آتيه مسائل، مسائل اسلامى باشد و روش، روش اخلاقى و اسلامى. البته من نبايد نصيحت كنم شما را. شما بحمداللّه‏ خودتان همه چيز را مى‏دانيد، لكن در اين زمان بايد فكر كنيد كه مجلس اگر يك خدشه پيدا بكند چه خواهد شد. كوشش كنيد خدشه‏اى پيدا نشود در مجلس. كوشش كنيد كه همان طورى كه اسلام اين مسائلرا پيش آورده و ما در سايه اسلام توانستيم اين مسائل را حل كنيم ، اين مسأله محفوظ بماند و همه چيز در سايه اسلام محفوظ بماند. البته من مشكلات مجلس را، مشكلات دولت را مى‏دانم، از اين جهت توقع ندارم كه همه امور همين طورى حل بشود، لكن در عين حال چون اتكاى شما آقايان به خداى تبارك و تعالى است، اميدوارم كه خداوند هدايت كند شما را و راه حقيقى‏اى كه اسلام مى‏خواهد، شما در آن راه باشيد و خواهيد بود. و اميدوارم كه هميشه كوشا باشيد در اينكه اين ملتى كه زير بار ظلم بوده‏است، از اين به بعد اين ملت سرفراز باشد و نمايندگان اينها كه خلاصه ملتو عصاره ملت‏اند، سرفراز باشند و قويدل مشغول خدمت باشند. اين هياهوها كه در عالم هست، اينها هميشه بوده است و هميشه هم خواهد بود، لكن آن كه باقى است خداست و اعتماد به خدا، شما اين اعتماد را حفظ كنيد و مشكلات را با تدبيرهايى كه داريد حل كنيد. و اميدوارم كه خداوند همه را تأييد كند، وقتى براى خدا باشد تأييد مى‏كند. 67/3/7 از عنايت و توجه ذات مقدس حق تعالى سپاسگزاريم كه بار ديگر ملت شريف و عزيز ايران را به اداى يكى از بزرگترين فرايض سياسى و اجتماعى خود مفتخر نمود. و در اوج شرارت شيطان بزرگ و اذناب پليد او عليه انقلاب و نظام جمهورى اسلامى ايران ، توفيق بيعت مجدد با ميثاقهاى ازلى خود را به آنان كرامت فرمود. و به رغم بدخواهان، انتخابات سومين دوره مجلس شوراى اسلامى با صحت و سلامت و در موعد مقرر برگزار گرديد، كه بحمداللّه‏ امروز ما شاهد افتتاح سومين دوره مجلس شوراى اسلامى هستيم. و من ضرورتى به ذكر حوادث زمان انتخابات و نيز حماسه‏هاى مردم عزيزمان در اين مورد نمى‏بينم و همچنين اهميت و نقش مجلس شوراى اسلامى و شوراى نگهبان در نظام كشور اسلامى ايران بر كسى پوشيده نيست. و ان‏شاءاللّه‏ نمايندگان محترم مجلس، سنگينى بار مسئوليت و رسالت خود را در اين امر خطير احساس كرده و مى‏كنند و به خوبى دريافته‏اند كه نظام و مردم از آنان چه انتظارى دارند، كه بايد گفت مجموعه خواسته‏ها و انتظارات اسلامى مردم از مجلس، رفع گرفتاريها و محروميتها و دگرگونى در نظام پر پيچ و خم ادارى كشور، از انتظارات بحقى است كه بايد آنها را جدى گرفت. و نمايندگان محترم مجلس قبل از پرداختن به لوايح و تبصره‏ها و مواد غير‌ضرورى به فكر مسائل اصلى و كليدى كشور باشند و بر اساس اسلام عزيز در كميسيونها با طرح قوانين و لوايح به سمتى حركت كنند كه مشكلات اساسى كشور مرتفع و سياستهاى زير بنايى كشور در امور فرهنگى و اقتصادى و اجتماعى و سياسى در راستاى كمك به محرومين و رفع استضعاف، مدون و به مورد اجرا درآيد. و امروز كشور و نظام و مديريت آن همچون گذشته نياز به شجاعت در حل مسائل و چه بسا وسوسه‏ها، ما را از رسيدن به اهداف بزرگترى كه در پيش رو و در نظر داريم محروم كند، كه اميدوارم اين مجلس با هماهنگى و همدلى نمايندگان و نيز با همسويى و ارتباط قوى با مديران و مجريان و كارشناسان و همچنين با استفاده از نظريات و مشورت با شوراى محترم نگهبان ، بتواند گامهاى بلندى در حل معضلات محرومين و پابرهنه‏ها بردارد و در تنگناها و موانع، از قدرت و قاطعيت و سرعت عمل مجمع تشخيص مصلحت كه پشتوانه عظيم و با بركت و پر ثمرى براى كشور ماست، بهره‏مند شود. 67/3/22 اينجانب گاهى به موضعگيريهاى وزرا و نمايندگان در خارج از محدوده وظايفشان برخورد مى‏كنم كه متعجب مى‏شوم. از باب مثال سياست خارجى كشور بر عهده وزير امور خارجه است. اگر آقايان اعتراضى دارند، بايد برادرانه در هيأت دولت مطرح كنند. اگر به اعتراض جواب قانع كننده‏اى داده شد، كه چه بهتر؛ والاّو زير امور خارجه است كه در چهارچوب سياستِ ترسيمى از رهبرى نظام و يا مجلس، تصميم‏گيرنده است. اين شيوه پسنديده‏اى نيست كه هر وزير و يا نماينده‏اى هر چه دلش خواست در مجامع عمومى بگويد. آقايان وزرا، من به شما و به نمايندگان محترم نصيحت مى‏كنمكه سياستهاى يكديگر را تضعيف و يا تخريب نكنيد؛ كه اگرو حدت روش و حركت در نظام نوپاى اسلامى صدمه ببيند ، نتايجى كه دنياى استكبار از اين برخوردها مى‏گيرد بسيار شكننده است. كارى نكنيم كه دنيا فكر كند نظام اسلامى ايران با اين اختلاف سليقه‏ها و با اين ابراز اختلافها هيچ گاه راه ثبات را نخواهد پيمود. خداوند به تمامى شما توفيق خدمت به بندگان خوب خدا را ارزانى دهد. 68/3/15 از نمايندگان مجلس شوراى اسلامى در اين عصر و عصرهاى آينده مى‏خواهم كه اگر خداى نخواسته عناصر منحرفى با دسيسهو بازى سياسى وكالت خود را به مردم تحميل نمودند، مجلس اعتبارنامه آنان را رد كنند و نگذارند حتى يك عنصر خرابكارو ابسته به مجلس راه يابد. و به اقليتهاى مذهبى رسمى وصيت مى‏كنم كه از دوره‏هاى رژيم پهلوى عبرت بگيرند و وكلاى خود را از اشخاص متعهد به مذهب خود و جمهورى اسلامى و غيروابسته به قدرتهاى جهانخوار و بدون گرايش به مكتبهاى الحادى و انحرافى و التقاطى انتخاب نمايند. و از همه نمايندگان خواستارم كه با كمال حسن نيت و برادرى با هم مجلسان خود رفتار، و همه كوشا باشند كه قوانين خداى نخواسته از اسلام منحرف نباشد و همه به اسلام و احكام آسمانى آن وفادار باشيد تا به سعادت دنيا و آخرت نايل آييد. انتخابات و جناحها 67/2/27 در انتخابات در عين حالى كه بايد گفت انتخابات خوبى گذشت ، لكن شياطينى مى‏خواستند كه يك تخم نفاق بكارند. در جاهاى ديگر وقتى انتخابات مى‏شود، حزبها و دستهاى خارجى مردم را مى‏كشند طرف خودشان و مردم را بازى مى‏دهند، صحبتهايى مى‏كنند كه همه‏اش براى اغفال مردم است. در انتخابات در‌عين‌حالى كه بسيار خوب انجام گرفت، لكن دستهايى مى‏خواست ايجاد اختلاف كند، دو دستگى ايجاد كند و حال آن كه موفق نشدند بحمداللّه‏. بايد شما متوجه باشيد به اين كه دشمنها هميشه دنبال اين هستند كه ما را از داخل بپوسانند و اگر در اين ضيافت وارد شده باشيد دشمنها دستشان كوتاه خواهد شد. وقتى حقيقت اين ضيافت را انسان مى‏بيند، مى‏بيند كه اگر انسان وارد اين ضيافت بشود تمام اختلافات در دنيا حل مى‏شود. شياطين دنبال اين هستند كه ايجاد اختلاف كنند، دو دستگى بگويند هست، لكن بحمداللّه‏ ملت ما و خصوصاً، روحانيت ما اشخاصى هستند كه چهره‏شان نورانى است و در اين ماه مبارك هم در اين ضيافت ان‏شاءاللّه‏ وارد شده‏اند و آثارش هم بعد ظاهر مى‏شود كه همه باهم هستند؛ دو جبهه نيست. البته دو تفكر هست، بايد هم باشد. دو رأى هست، بايد هم باشد. سليقه‏هاى مختلف بايد باشد، لكن سليقه‏هاى مختلف اسباب اين نمى‏شود كه انسان باهم خوب نباشد. من عرض كردم مثل طلبه‏ها كه با هم مباحثه مى‏كنند، آن وقتى كه مباحثه مى‏كردند جار و جنجال جورى بود كه انسان خيال مى‏كرد دشمن هم هستند،و قتى مباحثه تمام مى‏شد مى‏نشستند به دوستى كردن و انس. اگر در يك ملتى اختلاف سليقه نباشد، اين ناقص است. اگر در يك مجلسى اختلاف نباشد، اين مجلس ناقصى است. اختلاف بايد باشد، اختلاف سليقه، اختلاف رأى، مباحثه، جار و جنجال اينها بايد باشد، لكن نتيجه اين نباشد كه ما دو دسته، بشويم دشمن هم. بايد دو دسته باشيم در عين حالى كه اختلاف داريم، دوست هم باشيم. اگر در اين ماه مبارك، در اين ضيافت وارد شديم، بايد بعد از ماه مبارك تا مدتها آثارش باقى باشد. 67/3/7 و اما چيزى كه از همه اينها مهمتر است، اينكه چه آنهايى كه به مجلس راه يافته‏اند و خادم منتخب شده‏اند و چه آنها كه به وظيفه خود عمل نموده‏اند ولى به مجلس راه نيافته‏اند و همچنين طرفداران هر دو گروه بايد بدانند كه همه اين امور اعتبارى و زودگذر است و همه در محضر حق هستيم و آنچه در صحيفه كردار ما ماندنى است اعمال و رفتار ما و آنچه موجب سعادت و جاودانگى ما مى‏شود، صفاى معنويت و ثمرات خلوص‏بندگى است، و ما هم نبايد خلوص عمل و جامعه اسلامى خودمان را به زنگار كدورتها و اختلافات آلوده كنيم و رقابتهاى گذشته انتخاباتى هم هرگز نبايد موجبات تفرقه و جدايى را فراهم نمايد. و من احتمال مى‏دهم كه عوامل و دستهاى ناپاكى بخواهند از رقابتهاى انتخاباتى در رسيدن به آرزوهاى خود استفاده كنند و با طرح مسائل پوچ و بى‏معنا دلها را از يكديگر جدا سازند و يا با ترديد و ايجاد ذهنيتها، صحت و سلامت انتخابات و نهايتاً مشروعيت مجلس را زير سؤال برند، كه در اين شرايط همه آحاد ملت ايران و همه روحانيون و دست اندركاران كشور بايد در كنار هم و دست در دست هم به راه مقدس خود ادامه دهند. و صاحبان قلم و سخن و مطبوعات نيز به طور جدّ مواظب نوشته‏ها و گفته‏هاى خود باشند و نمايندگان مجلس نيز به عدالت و عطوفت با يكديگر برخورد كنند و به مسائل دامن نزنند و خصوصاً در اعتبارنامه‏ها به مسائل شخصى و گروهى نپردازند و در نطقهاى قبل از دستور و غير آن به شخصيت و اعتبار نمايندگى مجلس توجه كنند و حرمت مجلس و نظام و اخلاق كريمه اسلامى را مقدّم دارند و خلاصه كلام اينكه مجلس و نمايندگان بايد مؤيدو حدت و انسجام جامعه باشند و مسئولين در كنار مردم و مردم همراه و پشتيبان مسئولين به وظيفه خود عمل كنند و از بركات مادى و معنوى اتحاد مقدس خود بهره‏مند شوند و از صحنه‏ها كنار نروند كه امروز شايد گناهى بالاتر از كناره‏گيرى نباشد و هيچ عذر و بهانه‏اى براى ترك صحنه انقلاب پذيرفته نمى‏شود. رسيدگى به شكايات در انتخابات دوره سوم مجلس 67/2/3 جناب حجت‏الاسلام، آقاى حاج شيخ محمد على انصارى ـ دامت افاضاته جنابعالى، كه فردى متدين و آگاه مى‏باشيد، به عنوان نماينده اينجانب، با دو نفر از طرف شوراى محترم نگهبان، و دو نفر از طرف وزير محترم كشور، موظف مى‏باشيد تا به موارد ذيل عمل نموده و كار انتخابات تهران را به پايان برسانيد: 1. آقايان بايد تمام تلاش خود رابنمايند تا انتخابات مرحله دوم در «روز قدس» صورت گيرد، و مجلس سوم در وقت مقرر تشكيل گردد. 2. هيأت نظارت شوراى محترم نگهبان موظف است كه از ابتدا تعداد صندوقهايى را كه از آنها شكايت شده است مشخص نمايند. 3. وزارت كشور موظف است تمامى صندوقهاى مورد شكايت را هم امروز به شوراى محترم نگهبان منتقل گرداند. 4. وزارت كشور مى‏تواند افرادى را در موقع شمارش آرا بر سر صندوقها بگمارد تا براى هيچ كس هيچ شبهه‏اى پيش نيايد. 5. آرا نسبت به همه كانديداها شمارش شود، نه كانديداهاى خاص. مسئوليت حفظ صندوقهاى منتقل شده با شوراى نگهبان است. جنابعالى موظف مى‏باشيد تا مسائل را به اينجانب گزارش نماييد، تا قوه قضاييه با هر كس كه در راه پيشبرد كارها مانع ايجاد مى‏كنند، قاطعانه برخورد نمايد. خداوند همه را به راه راست هدايت فرمايد و از كيْد شيطان نفس نجات دهد. ارديبهشت 1367 بسمه تعالى. پس از عرض سلام به عرض حضرت امام مى‏رساند، در تماسهاى مكرر تلفنى كه با آيت‏اللّه‏ آقاى امامى [9] و حجت‏الاسلام والمسلمين آقاى محتشمى [10] داشتم آقايان بدين نتيجه رسيدند: 1. صندوقهاى مورد شكايت از هم اكنون مشخص شود. 2. آراى كليه كانديداهايى كه در صندوق آرا هستند شمرده شود نه كانديدهاى خاص. 3. در مواردى كه نمايندگان اجرايى و يا نظارت در شمارش آراى صندوقها مواجه با اشكال شدند بلافاصله به اطلاع جناب آقاى امامى و محتشمى رسانده تا فردى از سوى آقاى امامى آمده، صندوق مورد اشكال را در مقابل نظارت و اجرا بازشمارى كند. 4. هيأت نظارت به تعداد خواهران مأمور اجرا از خواهران استفاده كند. 5. مسأله حتى‏المقدور تا آخرين هفته و يا ده روز تمام گردد. والسلام. 67/2/3 ـ احمد خمينى] بسمه تعالى طبق آنچه ذكر شده است بايد عمل شود و مسامحه جايز نيست. ان‏شاءاللّه‏ تعالى موفق و مؤيد باشيد. 67/2/12 اعضاى محترم شوراى نگهبان ـ دامت افاضاتهم با توجه به گزارشات مختلف و نيز رسيدگى و گزارش نماينده اينجانب در امر انتخابات صحت آن محرز و آن را اعلام نماييد، تا انتخابات در موعد مقرر ـ روز قدس ـ انجام گيرد. و تصميم نهايى در مورد صندوقها و آرا، با رأى اكثريت نمايندگان محترم شوراى نگهبان و وزير محترم كشور و نماينده اينجانب است. و كسانى كه احتياط يا وسوسه‏اى در امر انتخابات مى‏كنند بهتر است كمال احتياط را براى حفظ حيثيت جمهورى اسلامى و اسلام نمايند. ________________________________________ [1] برگزارى اولين دوره انتخابات مجلس شوراى اسلامى. [2] امام على(ع) پس از بيان علل پذيرش خلافت فرمود: «دنياى شما نزد من از عطسه بز ماده بى‏ارزشتر است»؛ نهج‏البلاغه؛ خطبه سوم (معروف به خطبه شقشقيه). و در كلامى ديگر خطاب به ابن‏عباس فرمود: «حكومت و خلافت نزد من از اين كفش [پر از وصله] بى‏ارزشتر است»؛ همان خطبه. [3] بخشى از آيه 103 سوره آل عمران: «و همگى به رشته دين خدا چنگ زده و به راههاى متفرق (مدعيان دين‏ساز) نرويد». [4] بخشى از آيه 46 سوره انفال: «هرگز راه اختلاف و تنازع نپوييد كه در اثر تفرقه ترسو و ضعيف شده و قدرت و عظمت شما نابود خواهد شد». [5] بخشى از آيه 55 سوره ذاريات: «و امت را تذكر و پندى ده كه پند و تذكر (اگر كافران را نفع ندهد) مؤمنان را سودمند افتد». [6] بخشى از آيه 28 سوره رعد: «همانا با ياد خدا دلها آرام مى‏گيرد». [7] دادن رأى اعتماد. [8] رئيس‏جمهور اسبق امريكا. [9] آيت‏اللّه‏ محمد امامى كاشانى، دبير اسبق شوراى نگهبان. [10] حجت‏الاسلام محتشمى، وزير اسبق وزارت كشور.

http://library.tebyan.net/fa/Viewer/Text/82634/1#23