فرهنگ مصادیق:برنامه ریزی اقتصادی (برنامه ریزی و توسعه اقتصادی)
نویسنده:رسول منتظری
محتویات
ارکان مدیریت
برنامه ریزی، سازماندهی ، (نظارت / کنترل) ، به کار گماردن(استخدام) ، رهبری هدایت از ارکان پنجگانه مدیریت محسوب میشوند ، که رکن اصلی ان برنامهریزی است، برنامهریزی فرآیند آگاهانه تصمیمگیری در مورد اهداف و فعالیتهای آینده یک فرد، گروه،واحد کاری یا سازمان است. مدیر یا مدیران برنامهریزی، برنامهریزی را با یک تحلیل موقعیتی آغاز مینمایند و درچارچوب محدودیت زمانی و منابع، اطلاعات مرتبط با مسأله مورد برنامهریزی را جمعآوری و تفسیر مینمایند؛ سپس با تأکید برخلاقیت، مدیران و کارکنان را تشویق کرده تا بر پایه نگرشی وسیع به امورشان بیندیشند؛ آنگاه با توجه به مزایا، مضرات و تأثیرات بالقوه هرگزینه، مناسبترین و امکان پذیرترین اهداف و طرحها را برگزیده و مدیران و کارکنان را توجیه نموده و منابع مورد نیاز را در اختیار آنان گذاشته و به انجام آن تشویق مینمایند. از آنجائیکه برنامهریزی، فرآیندی پیش رونده و تکرار شونده است، مدیران باید بطور مستمر عملکرد واحدهای تحت تکفلشان را از جهت تطابق با اهداف و برنامهها تحت نظر داشته باشند
تعریف جامعبرنامه ریزی
برنامه ریزی یعنی ارائه طریق بر عملیات آینده که متضمن نتایج معین با هزینه مشخص و دوره زمانی معلوم است.
هدف از برنامه ریزی
۱- افزایش احتمال رسیدن به هدف، از طریق تنظیم فعالیتها
۲- افزایش منفعت اقتصادی از طریق مقرون به صرفه ساختن عملیات
۳- متمرکز شدن بر طریق دستیابی به مقاصد و اهداف و احتراز از انحراف از مسیر
۴- مهیا ساختن ابزاری بر کنترل
مراحل عمده برنامه ریزی
۱-آگاهی از فرصتها (مسائل و نیازها)
۲-تعیین اهداف کوتاه مدت
۳- تعیین مفروضات
۴-تعیین گزینههای مختلف
۵-ارزیابی گزینههای مختلف
۶- انتخاب یک راه
۷-فرمولهکردن برنامههای فرعی
۸-کمّی کردن برنامهها به وسیله بودجهبندی
برنامه ریزی اقتصادی
برنامه ریزی اقتصادی فرآیندی است که طی آن به صورت آگاهانه و ارادی به منظور رسیدن به اهداف مشخص اقتصادی انجام میگیرد .
برنامه ریزی اقتصادی مساوی است با مجموعهای از عملیات اقتصادی برای دستیابی به اهداف مشخص اقتصادی جامعه
برنامه ریزی اقتصادی برای کنترل کلی ابعاد فعالیتهای بخش خصوصی و بخش دولتی در تولید و تجارت خارجی میباشد
واژگان کلیدی:رشد و توسعه
رشد
رشد به معنی بزرگ شدن است . بزرگ شدن میتواند در جنبههای طولی - وزنی - سطحی و حجمی باشد
رشد به مفهوم کمی که قابلیت اندازه گیری دارد مثل قد ، وزن ، سن ، جمعیت رشد در خانوار به رشد در شهرنشینی به رشد کارخانه به رشد جمعیت یک کشور رشد تغییر کمی هر متغیر در یک دوره زمانی معین و مشخص است
رشد اقتصادی یک پدیده کمی تغییرات در میزان تولید ملی است - بهترین تعریف را میتوان به شرح زیر بیان کرد :
رشد اقتصادی یک کشور عبارت است از افزایش تولید ملی واقعی سرانه آن کشور در طول یک دوره بلند مدت - رشد اقتصادی یک کشور باعث میشود که آن کشور بتواد نیازهای شهروندان خود را بهتر برآورده نماید و استانداردهای زندگی شهروندانش را ارتقاء دهد .
توسعه
اصطلاحی که از جنگ جهانی دوم مطرح شد تولید به معنی گسترش و بهبود است به معنای خروج از لفاف یعنی خروج از جوامع سنتی به سمت جوامع صنعتی
علاوه بر داشتن بعد کمی ، توسعه دارای ابعاد کیفی میباشد سه جنبه مهم توسعه :
۱ - ارتقاء سطح زندگی مردم
۲ - ایجاد شرایطی که موجب رشد عزت نفس مردم میشوند
۳ - افزایش آزادی مردم
در مورد توسعه هر کشور باید سوال اساسی زیر پاسخ داد:
فقر ، بیکاری ، نابرابری چه تغییر کرده است
انواع توسعه
اجتماعی / فرهنگی / سیاسی / انسانی
توسعه اقتصادی فراتر از رشد اقتصادی است توسعه اقتصادی فرآبنهٔ است که در آن یکسری تحولاتی و تغییرات بنیادی در ساختاری اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی جامعه به وقوع میپیوندد و شرایط نامطلوب را برطرف مینماید توسعه اقتصادی مقطعی نیست بلکه تداوم دارد هیچگاه متوقف نمیشود و دائماً با شرایط در حال متغیر و تطبیق است
توسعه اقتصادی و رشد اقتصادی
افزایش مداوم در تواناییهای اقتصاد برای تولید کالا و خدمات است در حالیکه توسعه اقتصادی با رویکرد افزایش مداوم سطوح رفاه تمام جامعه است رشد اقتصادی به شک یک بعدی و کمی است در حالیکه توسعه اقتصادی به صورت کیفی در ابعاد متفاوتی است .
تقسیم بندی کشورها بر اساس سطح توسعه اقتصادی
کشورهای عقب افتاده ک کشورهای پیشرفته
کشورهای غیر صنعتی ک کشورهای صنعتی
کشورهای حاشیهای ک کشورهای مرکزی
کشورهای در حال توسعه ک کشورهای توسعه یافته
کشورهای جنوب ک کشورها ی شمال
کشورهای سنتی ک کشورهای مدرن انواع شاخصهای توسعه اقتصادی کشورها
شاخصهای محض ، ترکیبی







