فرهنگ مصادیق:برنامه ریزی
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | برنامه ریزی اقتصادی (برنامه ریزی و توسعه اقتصادی) |
| ۲ | عوامل ناکامی برنامه ریزی اقتصادی در ایران |
موضوعات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
پایگاههای اینترنتی مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
برنامه ریزی اقتصادی چیست؟
چکیده
برنامه ریزی از نیمه اول قرن بیستم میلادی رواج یافته است. در عصر حاضر جایگاه برنامه ریزی برای هر واحد اقتصادی شامل خانوار، مؤسسه تولیدی یا بازرگانی، دولت و ... روشن است، زیرا آنها دریافتهاند که میتوانند از طریق برنامه ریزی از امکانات در دسترس بهتر استفاده کنند و با دقت و سرعت بیشتری به اهداف و خواستههای خود برسند.
مقدمه
نیما حاجی لر[۱]: برنامه ریزی برای تصمیمگیران سیاسی ابزار ارزشمندی به شمار میرود. با برنامه ریزی مستمر میتوان از عهده موانع جدی، مانند نبود دسترسی به منابع کافی و عقب ماندگیهای تکنولوژیکی برآمد.
برنامه ریزی مجموعهای از تصمیماتی است که برای رسیدن به هدف یا اهداف خاصی گرفته میشود. برنامه ریزی مبتنی بر «نوعی از رفتار انسانی» است. با توجه به مفهوم برنامه ریزی میتوان به این نتیجه رسید که برنامه ریزی مبتنی بر آن دسته از رفتار انسانی است که متکی بر آگاهی و اراده است. به بیان دیگر برنامه ریزی در قالب نوع چهارم رفتارهای انسانی میگنجد و چنانچه ماهیت رفتار فوق اقتصادی باشد، این برنامه ریزی را میتوان برنامه ریزی اقتصادی د انست.
برنامه ریزی اقتصادی فرآیندی است که طی آن به صورت آگاهانه و ارادی برای حصول به اهداف مشخص اقتصادی مانند ایجاد تغییرات مطلوب در متغیرهای کلان اقتصادی مانند تولید ناخالص ملی، مصرف، پس انداز، سرمایه گذاری و ... تصمیم گیری میشود.
به عبارتی دیگر، هر برنامه اقتصادی در واقع مجموعهای از عملیات اقتصادی را در برمی گیرد که به طور متمرکز آنها را هماهنگ و در جهت دستیابی به اهداف مشخص اقتصادی جامعه، هدایت میکند.
برنامه ریزی اقتصادی همواره با واژههایی نظیر سوسیالیسم، کمونیسم و توسعه اقتصادی همراه بوده است. گروهی هر نوع دخالت دولت را برنامه ریزی اقتصادی نامیدهاند، در صورتی که دولت میتواند بدون برنامه ریزی اقتصادی در فعالیتهای اقتصادی نقش مؤثری ایفا کند. برخی از برنامه ریزی اقتصادی به عنوان مدیریت بهتر تقاضای کل و یا اعمال بهتر سیاستهای پولی و مالی یاد میکنند.
گروهی از طرفداران برنامه ریزی، آن را راه و روش بهتر و کاراتر برای نیل به اهداف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی یا حتی نظامی میخوانند.
علاوه بر اینکه برنامه ریزی برای یک اقتصاد سوسیالیستی حیاتی است، در اقتصادهای مختلط یا حتی اقتصاد بازار نیز غیر قابل اجتناب و ضروری به نظر میرسد. در این نوع اقتصادها برنامه ریزی مکانیزم بازار را کامل میکند. بدین معنا که در موارد شکست بازار مانند وجود انحصارات و اثرات خارجی، برنامه ریزی به سیاست گذار کمک میکند تا از عهده ناتواناییهای مکانیزم بازار برآید. بنابراین در یک اقتصاد مختلط، دولت نقش بخش بیواسطه را در فعالیتهای تولیدی به وسیله تأسیس کارخانهها و بنگاهها به عهده میگیرد.
در چند دهه گذشته، برنامه ریزی توسعه مالی به عنوان ابزار سیاستی برای توسعه اقتصادی- اجتماعی در کشورهای در حال توسعه رواج یافته است. همگام با افزایش شمار کشورهای دارای برنامه توسعه، انواع برنامه مانند برنامه ریزی اقتصادی دوران جنگ، برنامه ریزی ضد دورانی به منظور حفظ ثبات اقتصادی و برنامه ریزی ملی و بین المللی به وجود آمده است. به طور کلی با وجود نبود توافق بر روی طبیعت و نقش برنامه ریزی، مؤثر بودن برنامه ریزی اقتصادی برای بهبود توسعه اقتصادی و اجتماعی مورد پذیرش است.
البته باید در انتخاب روشهای برنامه ریزی انعطاف وجود داشته باشد تا اطمینان و امکان دستیابی به اهداف برنامه به وجود آید.گاهی برنامه ریزی به معنی تخصیص مطلوب منابع اقتصادی مانند ارز خارجی، نیروی کار، مواد اولیه و سایر منابع در میان شعبات و بخشهای مختلف است.
با وجود استقبال گستردهای که از برنامهریزی اقتصادی صورت گرفته است هنوز هم تعابیر و تفاسیر متفاوتی از مفهوم آن میشود.
انواع برنامه ریزی در اقتصاد
برنامه اقتصادی از نظر طول مدت اجرا به سه نوع کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت تقسیم میشود.
برنامه ریزی کوتاه مدت
این نوع برنامهها معمولاً تفصیلی و اجرائی هستند و طول مدت آنها یکساله است. در این نوع برنامهها مسئله تغییر ساختار، به لحاظ زمان کوتاه مورد نظر، مطرح نیست.
برنامه ریزی میان مدت
زمان برنامه میان مدت عموماً با طول عمر پروژههای اقتصادی سنجیده میشود تا بتوان نتایج کار را بررسی کرد، از این رو زمان این نوع از برنامهها معمولاً بین سه تا هفت سال است. این نوع برنامه در واقع به مثابة پل ارتباطی بین برنامه کوتاه مدت و بلند مدت عمل میکند.
برنامه ریزی بلند مدت
در برنامههای بلند مدت اهداف بلند مدت مطرح است. یعنی اهدافی درنظر گرفته میشود که برای دستیابی به آنها لااقل به ۱۵، ۲۰ یا حتی ۲۵ سال وقت نیاز است. یک برنامه بلند مدت لزوماً در سراسر طول اجرای آن نمایانگر یک برنامه خاص اقتصادی نیست. به عبارت دیگر برنامه بلند مدت بیشتر چشم انداز است تا یک برنامه اجرائی.
برنامههای کوتاه مدت و میان مدت در مقایسه با برنامههای بلندمدت از دقت بیشتری برخوردار هستند. چراکه میزان تغییرات در آنها کم است. به همین دلیل است که اغلب برنامههای بلندمدت به تعدادی برنامه میان مدت و کوتاه مدت تقسیم میشوند.
تقسیم بندی برنامه ریزی میتواند با توجه به حوزه شمول جغرافیایی صورت گیرد و بر این اساس برنامه میتواند در محدوده جغرافیایی یک محله یا یک منطقه و یا کل کشور (ملی) و بالاخره در محدوده چند کشور (بین المللی) تدوین شود.
برنامه ریزی محلی
این برنامه ناحیهای کوچک از منطقه، شهر یا روستا را در برمی گیرد.
برنامه ریزی منطقهای
برنامه ریزی منطقهای بیشتر به عوامل اقتصادی از دید وضعیت اقلیمی یا سیاسی و ... در یک منطقه خاص میپردازد. مثلاً حوزه تجاری شامل چند استان را در نظر میگیرد که زیر مجموعهای از کل کشور است.
برنامه ریزی ملی
در این نوع برنامه ریزی به لحاظ جغرافیایی کل کشور مدنظر است.
برنامه ریزی بین المللی
برنامهای است که مجموعهای از کشورها را در برمی گیرد.
البته برنامه ریزی به دسته بندیهای دیگری نیز تقسیم میشود که در این مبحث نمیگنجد.
برنامه ریزی به اعتبار سطح برنامه میتواند به صورت برنامه در سطح کلان یا برنامه ریزی بخشی و یا برنامه ریزی در سطح طرح، تدوین شود.
برنامه ریزی کلان
برنامه کلان با دریافت اهداف کیفی از سیاستگذار شروع میشود و با تعیین چارچوبهای بخشی پایان میپذیرد. در سطح برنامه کلان متغیرهای مرسوم کلان مانند اشتغال، ارز، مصرف و سرمایه گذاری در کل بخشها و... مدنظر قرار میگیرد.
برنامه ریزی بخشی
برنامه ریزی بخشی معمولاً از چهارچوبهای متغیرهای کلان بخشی شروع میشود و با تعیین متغیرهای زیر بخشی پایان میپذیرد.
برای دستیابی به اهداف برنامه، منابع مالی کافی باید وجود داشته باشد. بنابراین در برنامه ریزی اقتصادی، برنامه ریزی مالی برای از بین بردن نبود تعادل بین عرضه و تقاضا در تمام بازارها و محاسبه هزینهها و منافع طرحهای مختلف اقتصادی و اجتناب از فشارهای مالی تورمی، ضروری است.
همچنین، در برنامه ریزی اقتصادی، برنامه ریزی فیزیکی برای ارزیابی دقیق از تمام منابع موجود در اقتصاد از قبیل مواد اولیه، سرمایه، نیروی انسانی و ... و تعیین چگونگی استفاده از این منابع امر مهمی است. هدف از برنامه ریزی فیزیکی این است که امکان رویارویی با تنگناهای اقتصادی به حداقل برسد تا اقتصاد بتواند در دوره زمانی مد نظر به اهداف خود دست یابد.
پا نویس
- ↑ کارشناس مدیرت مالی.







