فرهنگ مصادیق:مهمترین عمل بعد از واجب ترین واجبات چیست؟
نویسنده : زهرا اجلال
محتویات
مقدمه
رسیدگی به خویشاوندان و همسایگان وظایف اخلاقی است که در قرآن کریم به صورتهای مختلف مورد تأکید واقع شده است. شیوه قرآن کریم در بیان احکام و دستورات این نیست که واجبات را از مستحبات جدا کند.
معمولاً سفارشات قرآن کریم برای انجام اعمال نیک اینگونه است که عناوین کلی و ذومراتبی را بیان میکند تا کسانی که عذری دارند، کمترین مراتب آن را به جا آورند و افرادی که فراغت بیشتر و همت عالیتری دارند، به مراتب بالاتر آن بپردازند.
مثلاً امر به « اقامه صلاة » در قرآن انحصار به نماز واجب ندارد؛ بلکه مطلق نماز مورد تأکید است .
همچنین آیه «وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ »[۱] فقط زکات واجب را نمیفرماید؛ بلکه اصل انفاق را مورد تأکید قرار میدهد که مرتبهای از آن واجب مؤکد است؛ مراتب دیگری هم دارد که هر کس به اندازه توان و همتش آنها را انجام میدهد.
این قبیل اوامر در مقام بیان واجبات نیست؛ بلکه برای ترغیب و تشویق به اصل انجام این اعمال با مراتب مختلف آنهاست.
مؤکدترین سفارش خداوند
میدانید که از جمله مؤکدترین سفارشات الهی به همه انبیا، اولیا و همه اقوام و ملل و صاحبان ادیان در درجه اول، نماز و در درجه دوم، زکات بوده است .
حضرت عیسی _علی نبینا و آله و علیه السلام_ هنگامی که با اعجاز الهی در گهواره با مردم سخن گفت، خود را اینگونه معرفی کرد: « قَالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتَانِیَ الْکِتَابَ... وَ أَوْصانِی بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ ما دُمْتُ حَیًّا [۲]؛ من بنده خدا هستم، خدا به من کتاب مرحمت فرموده و سفارشاتی به من کرده؛ اولین این سفارشها نماز و دومین آنها زکات است. این دو عمل جدای از یک دیگر هم ذکر نشده است.»
گویا این دو، مکمل یکدیگر و اجزای یک مرکبند. آیات دیگر هم کاملاً نشان میدهد که از نظر قرآن کریم بعد از نماز هیچ کاری مهمتر از ادای حقوق مالی نیست .
کاربرد «زکات» در قرآن به معنای لغوی آن است: « الَّذِی یُؤتِی مالَهُ یَتَزَکّی »[۳] این آیه در مقام ستایش کسی است که از اموال خودش بخشش میکند و همه اموالی را که در راه خدا و برای انجام وظیفه پرداخت شود، شامل میشود
معنای زکات در قرآن
اصطلاح قرآنی «زکات» غیر از اصطلاح فقهی آن است که امروزه در عرف شایع است .
قانون زکات منظور قرآن از «زکات» مطلق وظایف مالی است . اما فقها برای اینکه هر یک از اعمال، اصطلاح خاصی داشته و بهتر قابل تفهیم و تعلیم باشد، عنوان «زکات» را به حقوق مالی که طبق فتوای مشهور به نه چیز تعلق میگیرد و مصرف آن بر ذریه پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) حرام است، اختصاص دادهاند.
کاربرد «زکات» در قرآن به معنای لغوی آن است: «الَّذِی یُؤتِی مالَهُ یَتَزَکّی»[۴] این آیه در مقام ستایش کسی است که از اموال خودش بخشش میکند و همه اموالی را که در راه خدا و برای انجام وظیفه پرداخت شود، شامل میشود .
همه این موارد در لغت «زکات» نامیده میشود و استعمالات قرآنی هم طبق معنای لغوی وارد شده است؛ اعم از اینکه به عنوان زکات واجب باشد یا خمس.
پیش از این گفته شد که در قرآن کریم و همچنین در کلمات معصومین(علیهم السلام) اطلاقاتی داریم که امروزه مأنوس نیست و در اصطلاح رایج، مفهوم دیگری از آن برداشت میشود؛ مثلاً گاه مفهوم عامی بوده که در عرف خاص یا در شرایط خاصی معنای جدیدی پیدا کرده و امروزه به عنوان یک اصطلاح جدید استفاده میشود. این تحولات در لغت زیاد پیدا میشود و باید به این نکته توجه داشته باشیم .
بر همین اساس «زکات» در عرف قرآنی به معنای لغویاش به کار رفته؛ یعنی هر مالی که انسان در راه خدا صرف کند، بنا بر این حتی بر صدقات مستحب هم «زکات» اطلاق میشود.
همچنانکه در عرف قرآنی عنوان «صدقه» برای زکات واجب هم استعمال میشود. مثل آیهای که در مقام تعیین مصارف زکات میفرماید: « إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساکِینِ...»[۵]
مراتب تکالیف مالی در رسیدگی به افراد
در میان تکالیف مالی آنچه مهمتر است رسیدگی به نزدیکترین کسانی است که با انسان رابطه خویشاوندی دارند؛ طبعاً در درجه اول پدر و مادر و بعد از آنها سایر خویشاوندان مثل خواهر و برادر، عمو، عمه، دایی، خاله و فرزندان آنها. هر چه نسبت خویشاوندی نزدیکتر باشد وجوب رسیدگی به آنها مؤکدتر و از اولویت بیشتری برخوردار است.
این مطلب در این آیه از سوره نساء مورد تأکید واقع شده است: «وَ اعْبُدُوا اللّهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ بِذِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکِینِ وَ الْجارِ ذِی الْقُرْبی وَ الْجارِ الْجُنُبِ وَ الصّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ وَ ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ مَنْ کانَ مُخْتالاً فَخُوراً»[۶].
در این آیه ابتدا بر پرستش خدا که واجبترین واجبات است تأکید و از شرک نهی میکند.
آیا عبادت خداوند، منحصر به انجام واجبات است؟
باید گفت که عبادت خدا منحصر به واجبات نیست؛ بلکه هر عمل عبادی پرستش خداست .
متقابلاً نهی از شرک فقط بت پرستی را شامل نمیشود؛ بلکه هر نوع شرکی مذموم است؛ حتی شرکهای خفی مثل ریا ، تامراتبی از شرک که مخفیتر است مثل : اعتماد و امید بستن به غیر خدا که منزه بودن آنها اختصاص به اولیای الهی دارد ، این آیه انسان را از آنها هم بر حذر میدارد .
اسلام میخواهد مؤمنین ، به خصوص شیعیان نسبت به یکدیگر اینگونه مهربان باشند. نه اینکه بین افراد جامعه رابطه گرگ و میش حاکم باشد و هر کسی به دنبال این باشد که به صورتهای مختلف رفیقش را فریب بدهد
هر کس به اندازه توان خود کسب فیوضات میکند!
اسلام هیچ گاه به حد خاصی از کمال دعوت نمیکند؛ بلکه معمولاً ارزشهایی که اسلام مطرح میکند ذومراتب است ، بهگونهای که فاصله بین مرتبه نازل با مرتبه عالی و اعلا را خدا میداند و فهمیدن این مراتب بسته به این است که ما برای تسهیل در فهم و انتقال مطالب آنها را چگونه دستهبندی کنیم.
مثلاً در بعضی روایات برای ایمان هفت بخش شمرده شده است: سَبْعَةِ أَسْهُم[۷]. بعضی افراد یک سهم از ایمان دارند، بعضی دو سهم و بعضی بیشتر.
در این روایت سفارش میفرماید: کسانی که سهم عالیتری از ایمان را دارند، نخواسته باشند مرتبه خود را به مرتبه پایینتر تحمیل کنند. چون هر کسی ظرفیت خاصی برای ایمان دارد. همه نمیتوانند ایمان سلمان و ابوذر را داشته باشند. ابتدا باید ظرفیت افراد سنجیده شود ، تا به اندازه ظرفیت هر کس در جهت بالا بردن ایمانش سعی شود، در غیر این صورت او نمیتواند تحمل کند.
همچنانکه میدانید در میان اصحاب پیغمبر (ص) نزدیکترین افراد از نظر ایمان به یکدیگر سلمان و ابوذر بودند. در بعضی روایات ایمان به ده درجه تقسیم شده و در ادامه گفتهاند: ابوذر در مرتبه نهم و سلمان در درجه دهم از ایمان قرار گرفتهاند.
به قدری ایمان این دو به هم نزدیک بود که: «لَقَدْ آخَی رَسُولُ اللَّهِ(ص) بَیْنَهُمَا[۸]؛ پیغمبر اکرم(ص) بین سلمان و ابوذر عقد اخوت بستند.»؛ در عین حال در همین روایت و روایات متعدد دیگری داریم که: «لَوْ عَلِمَ أَبُوذَرٍّ مَا فِی قَلْبِ سَلْمَانَ لَقَتَلَهُ. گرچه این دو در ایمان فقط یک درجه با هم اختلاف داشتند، اما ظرفیت ابوذر به اندازهای بود که اگر معرفت سلمان به او عرضه میشد، طاقت نمیآورد و از اسلام خارج میشد.»
ظرفیتهای افراد در فهم و معرفت و درک معارف بلند متفاوت است و اگر بیش از حد به آنها عرضه شود، ممکن است برای ایشان باعث فتنه شود.
در تصدیق این مطلب خداوند نیز میفرماید: «لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها» این است که خداوند هیچ کس را جز به اندازه تواناییاش تکلیف نمیکند.
آیه شریفه هم شامل احکام عملی میشود و هم شامل معنویات و مسائل روحی ، گرچه هر انسانی موظف است خود را به قرب الهی برساند : « ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُونِ»
مقام عبودیت مقام قرب الهی است و هدف از خلقت از منظر قرآن نیز معرفی شده است ؛ اما ظرفیت و توانایی افراد به یک اندازه نیست ،هر فرد به قدر توانایی خود به قعر دریای معرفت الهی راه پیدا میکند ، به ما دستور دادهاند تا میتوانیم تلاش کنیم تا به اندازه توان خود به قعر دریا بار یابیم .
اسلام هیچ گاه به حد خاصی از کمال دعوت نمیکند؛ بلکه معمولاً ارزشهایی که اسلام مطرح میکند ذومراتب است ، بهگونهای که فاصله بین مرتبه نازل با مرتبه عالی و اعلا را خدا میداند و فهمیدن این مراتب بسته به این است که ما برای تسهیل در فهم و انتقال مطالب آنها را چگونه دسته بندی کنیم
مهمترین عمل بعد از واجبترین واجبات
خداوند بعد از امر به واجبترین واجبات که آفرینش انسان و جن برای آن بود: « ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُونِ»[۹]،
میفرماید: «وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً »: بعد از عبادت خدا کاری واجبتر از احسان به والدین نیست.
در مرتبه بعد هم نیکی به «ذِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکِینِ، وَ الْجارِ ذِی الْقُرْبی وَ الْجارِ الْجُنُبِ وَ الصّاحِبِ بِالْجَنْبِ » را بیان میکند .
در این میان، قرآن حتی رفیق راه، همنشین و همسفر را هم از قلم نمیاندازد و نیکی به آنها را از جمله کارهایی بر میشمرد که خدا دوست دارد.
در بعضی از روایات از این کارها به عنوان حق واجب یاد شده است. البته منظور از واجب، واجب فقهی نیست؛ بلکه یعنی کاری که مؤکداً خداوند انجام آن را از ما میخواهد.
نتیجه گیری
اگر ما اندکی از این تعالیم اهل بیت _صلوات الله علیهم أجمعین _ را عمل کنیم، جامعه ما نمونه یک جامعه بهشتی میشود؛ جامعهای که آن روابط صمیمانه و صفا و محبت آنچنان در آن حاکم است که اگر کسی متوجه نیاز رفیقش شد، مال خودش را حتی به صورت ناشناس در اختیار او میگذارد.
اسلام میخواهد مؤمنین ، به خصوص شیعیان نسبت به یکدیگر اینگونه مهربان باشند ، نه اینکه بین افراد جامعه رابطه گرگ و میش حاکم باشد و هر کسی به دنبال این باشد که به صورتهای مختلف رفیقش را فریب بدهد.
فهرست منابع
سایت حوزه
سایت آیت الله مصباح یزدی
سایت اندیشه قلم
سایت حجت الاسلام قرائتی







