فرهنگ مصادیق:نقطه اوج تقیه در قرآن
نویسنده: فاطمه زین الدینی
مقدمه
تقیه پیشینهای بسیار کهن دارد. موارد متعدد تقیه در زندگی صالحان و پیامبران پیشین در متون اسلامی آمده است. در قرآن کریم موارد بسیاری از تقیه کردن پیامبران پیش از اسلام یافت میشود. با توجه به آیات میتوان گفت حضرت ابراهیم بیش از سایر پیامبران به تقیه متوسل شده است. در ادامه، ابتدا نمونههایی از تقیه در قرآن کریم و سیره انبیا و صالحان را ذکر میکنیم سپس آیات پیرامون تقیه را بیان میکنیم.
۱- در زمانی که حضرت ابراهیم دعوت اهالی شهر را در خروج از شهر نپذیرفت و فرمود« انی سقیم» (من مریض هستم) این عذری از روی مصلحت بود. همچنین پس از در هم شکستن بتها، تبر را بر دوش بت بزرگ قرار داد و در پاسخ سۆال بت پرستان فرمود: « بل فعله کبیرهم» ( بت بزرگ بتهای کوچک را شکسته است) بر طبق تقیه عمل کرده است.
۲- تقیه اصحاب کهف به عنوان نقطه اوج تقیه در قرآن مطرح شده است. اصحاب کهف از روی تقیه در دربار پر از ظلم و جور مانده بودند و ایمان خود را کتمان میکردند.
۳- داستان عمار هم نمونهای از تقیه است که در قرآن ذیل آیه ۱۰۶ سوره نحل به آن اشاره شده است. عمار یاسر در مقابل شکنجهها تاب مقاومت نیاورد ، اظهار کفر کرد و این در حالی بود که پدر و مادرش یاسر و سمیه زیر شکنجههای مشرکان به شهادت رسیده بودند. پس از این که مشرکان او را آزاد کردند عمار نگران و سراسیمه خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) رسید که من زیر شکنجه چنین کلماتی بر زبان رانده و اظهار کفر نمودهام. حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) به او فرمودند: دلت را چگونه یافتی؟ عرض کرد مطمئن به ایمان. رسول(صلی الله علیه و آله) فرمود: اگر بار دیگر هم در چنین وضعی قرار گرفتی همین عمل را انجام بده.
آیات مرتبط با تقیه
۱- لَّا یَتَّخِذِ الْمُۆْمِنُونَ الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاءَ مِن دُونِ الْمُۆْمِنِینَ وَ مَن یَفْعَلْ ذَالِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فیِ شیَْءٍ إِلَّا أَن تَتَّقُواْ مِنْهُمْ تُقَئةً وَ یُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ إِلیَ اللَّهِ الْمَصِیرُ(28)
مۆمنان نباید کافران را- به جای مۆمنان- به دوستی بگیرند و هر که چنین کند، در هیچ چیز [او را] از [دوستیِ] خدا [بهرهای] نیست، مگر اینکه از آنان به نوعی تقیّه کنید و خداوند، شما را از [عقوبت] خود میترساند، و بازگشتِ [همه] به سوی خداست. [۱]
امام صادق (علیه السلام) در حدیثی میفرمایند: تقیه مواردی دارد و برای تقیه جایگاههایی است که هر کس آن را از جایگاههایش زایل کند و آن را در غیر مواردش به کار برد برایش جایز و درست نیست
در این آیه به همه مسلمانان امر شده است که ولایت و تدبیر امور خود را به کافر ندهند. اگر این کار را بکنند از حزب خدا نیستند و از زمره مۆمنین خارج میشوند اما آیه یک استثنا هم دارد که آن را با ادات استثنا (الا) نشان میدهند. مورد استثنا همان تقیه است و در اینجا به این معناست: مۆمن اظهار کند ولایت کافر را پذیرفته است ولی در حقیقت و در باطنش این طور نباشد.
علامه طباطبایی این جمله را (الا ان تتقوا منهم تقاة ) دلیل جواز و مشروعیت تقیه میدانند.
۲- مَن کَفَرَ بِاللَّهِ مِن بَعْدِ إِیمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُکْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئنُِّ بِالْایمَانِ وَ لَاکِن مَّن شَرَحَ بِالْکُفْرِ صَدْرًا فَعَلَیْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللَّهِ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ
هر کس پس از ایمان آوردن خود، به خدا کفر ورزد [عذابی سخت خواهد داشت] مگر آن کس که مجبور شده و [لی] قلبش به ایمان اطمینان دارد. لیکن هر که سینهاش به کفر گشاده گردد خشم خدا بر آنان است و برایشان عذابی بزرگ خواهد بود، [۲]
در این آیه که اشاره دارد به داستان عمار یک جملهٔ شرط وجود دارد و یک جواب شرط، اما برای جواب شرط استثنایی آمده است و آن استثناء مواردی است که فرد تقیه میکند به این شکل که مجبور به تظاهر کفر میشود بعد از این که ایمان آورده است. به این ترتیب کفر بعد از ایمان مورد عذاب الهی واقع میشود به جز در صورت تقیه.
۳- وَ قَالَ رَجُلٌ مُّۆْمِنٌ مِّنْ ءَالِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمَانَهُ...
و مرد مۆمنی از خاندان فرعون که ایمانش را پنهان میداشت، گفت…[۳]
به همه مسلمانان امر شده است که ولایت و تدبیر امور خود را به کافر ندهند. اگر این کار را بکنند از حزب خدا نیستند و از زمره مۆمنین خارج میشوند اما آیه یک استثنا هم دارد که آن را با ادات استثنا ( الا) نشان میدهند. مورد استثنا همان تقیه است و در اینجا به این معناست : مۆمن اظهار کند ولایت کافر را پذیرفته است ولی در حقیقت و در باطنش این طور نباشد
این آیه به مۆمنی از آل فرعون اشاره میکند. در این آیه برای توصیف آن مرد گفته شده است: یکتم ایمانه (ایمانش را پنهان میکرده). در واقع او میخواست با کمک تقیه در دربار فرعون نفوذ کند و به حضرت موسی خدمت کند.
در بعضی از آیات، مورد تقیه با ادات استثناء آمده است و این نشان دهنده آن است که تقیه یک امر استثنایی و اضطراری است چیزی شبیه به مردار خوردن که در موارد اضطرار و قحطی جایز شمرده شده است.
سیره عقلا در موارد استثنا به این صورت است که، در همان مورد استثناء باید عمل کرد و نمیتوان آن را به کلیه شۆون زندگی سرایت داد. و باید توجه داشته باشیم که اسلام قوانین کلی و اصول عمومی خود را دارد و نمیتوان یک امر استثنایی را جانشین این اصول کرد چرا که در آن صورت فرع مقدم بر اصل میشود .
در راستای همین مسئله است که امام صادق (علیه السلام) در حدیثی میفرمایند: تقیه مواردی دارد و برای تقیه جایگاههایی است که هر کس آن را از جایگاههایش زایل کند و آن را در غیر مواردش به کار برد برایش جایز و درست نیست.
خلاصه
طبق آیات قرآن دربارهٔ تقیه و سیره انبیا و صالحین، جواز و مشروعیت تقیه ثابت میشود. داستان عمار، پاسخهای حضرت ابراهیم به بت پرستان، تقیه اصحاب کهف و... مواردی از تقیه است و نشان دهنده آن است که تقیه در پیش از اسلام هم به عنوان یک روش برای دفع ضرر، مورد استفاده قرار میگرفته است.
فهرست منابع
نقش تقیه در استنباط، نعمت الله صفری
تقیه امر به معروف و نهی از منکر، سید احمد طیبی شبستری
مقاله تقیه در قرآن کریم و نقش آن در انسجام اسلامی، حسین مطیع







