فرهنگ مصادیق:تقیّه در آیات و روایات
محتویات
پرسش
تقیه در آیات و روایات چگونه معرفی شده؟
پاسخ اجمالی
پاسخ تفصیلی
قرآن مجید در آیات متعدّدی تقیّه را در برابر کفّار و مخالفان مجاز شمرده است، به عنوان نمونه:
الف) در داستان مومن آل فرعون میخوانیم:
«وَقَالَ رَجُلٌ مُّوْمِنٌ مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ اِیمَانَهُ اَتَقْتُلُونَ رَجُلا اَنْ یَقُولَ رَبِّی اللهُ وَقَدْ جَاءَکُمْ بِالْبَیِّنَاتِ»؛ (مرد با ایمانی از آل فرعون که ایمانخود را (نسبت به آیین موسی) کتمان میکرد گفت : آیا شما میخواهید کسی را که میگوید پروردگار من خداست، به قتل برسانید در حالی که معجزات و دلایل روشنی با خود دارد).[۱]
و در ادامه میگوید: «او را به حال خود رها کنید، اگر دروغمی گوید آثار دروغدامان او را میگیرد، و اگر راست بگوید ممکن است بعضی از عذابهای الهی را که او نسبت به آن هشدار میدهد، دامان شما را بگیرد».
به این ترتیب مومن آل فرعون در عین تقیّه و «کتمان ایمانخود» نصایح لازم را به آن گروه متعصّب لجوج که تصمیم گرفته بودند خون پیامبر الهی موسی را بریزند، میکند.
ب) در یک دستور صریح دیگر قرآنی میخوانیم: «لاَ یَتَّخِذِ الْمُوْمِنُونَ الْکَافِرِینَ اَوْلِیَاءَ مِنْ دُونِ الْمُوْمِنِینَ وَمَنْ یَفْعَلْ ذَلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللهِ فِی شَیْء اِلاَّ اَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاهً.»؛ ( مومنان نباید کفّار را دوست خود انتخاب کنند، هر کس چنین کند از خداوند، بیگانه است، مگر این که بخواهید از آنها تقیّه کنید).[۲]
این آیهدوستی با دشمنان حق را به کلّی ممنوع کرده، جز در مواردی که ترک دوستی، سبب اذیّت و آزار مسلمانی شود و به عنوان یک سپر دفاعی از دوستی با آنها به طور تقیّه استفاده شود.
ج) داستان عمّاریاسر و پدر و مادرش را تمام مفسّران نقل کردهاند که هر سه گرفتار چنگال مشرکان عرب شدند و آنها را وادار به برایت از پیامبر اسلام(صلی اللهعلیه وآله) کردند، پدر و مادر عمّار خودداری کرده و شهید شدند، ولی عمّار از روی تقیّه مطابق میل آنها سخن گفت و سپس گریه کنان به خدمت پیامبر اکرم (صلی اللهعلیه وآله) رسید.
در این هنگام آیهشریفه «مَنْ کَفَرَ بِاللهِ مِنْ بَعْدِ اِیمَانِهِ اِلاَّ مَنْ اُکْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَیِنٌّ بِالاِیمَانِ..». ؛ ( کسانی که بعد از ایمانکافر شوند... عذاب سختی دارند، مگر آنها که تحت فشار واقع شدهاند...).[۳]
پیغمبر اکرم (صلی اللهعلیه وآله) پدر و مادر عمّار را جزء شهدا شمرد و اشک از چشمان عمّار سترد و فرمود : چیزی بر تو نیست، اگر باز تو را مجبور کردند تو نیز همان کلمات را تکرار کن!
اتّفاق نظر همه مفسّران اسلامدر مورد نزول آیهفوق دربارهٔ عمّار و پدر و مادرش و سخنانی که پیامبر (صلی اللهعلیه وآله) بعد از آن فرمود، نشان میدهد که مساله تقیّه مورد قبول همه است. راستی شگفت انگیز است که با این سندهای محکم قرآنی و کلمات مفسّران اهل سنّت، باز هم بر شیعهبه خاطر قبول تقیّه خرده گیری میکنند؟
آری نه عمّار منافق بود و نه مومن آل فرعون، بلکه از دستور الهی تقیّه بهرهگرفتند.
در روایات اسلامی نیز تقیّه بازتاب وسیعی دارد به عنوان نمونه:
مسند ابی شیبه از مسانید معروف اهل سنّت است. او در داستان « مسیلمه کذّاب» نقل میکند که مسیلمه کذّاب دو نفر از یاران رسول خد (صلی اللهعلیه وآله) را در منطقه نفوذ خود دستگیر کرد. از هر دو سوال کرد، آیا شهادت میدهید که من فرستاده خدا هستم؟! یکی شهادت داد و نجات یافت و دوّمی شهادت نداد و گردنش را زدند.
هنگامی که خبربه پیغمبر اکرم (صلی اللهعلیه وآله) رسید، فرمود : آن که کشته شد بر طریق صدق و راستی قدم برداشت و دوّمی رخصت الهی را پذیرا شد و گناهی بر او نیست.[۴]
قابل ذکر است که فخر رازی در تفسیر آیهشریفه «اِلاَّ اَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاهً »[۵]؛ میگوید: ظاهر آیهدلالت دارد بر این که تقیّه در برابر کفّار غالب مباحاست، «الاّ انّ مذهب الشافعی ـ رض ـ انّ الحاله بین المسلمین اذا شاکلت الحاله بین المسلمین و المشرکین حلّت التقیّه محاماه علی النفس»؛ (مذهب شافعی این است که اگر وضع مسلمانان با یکدیگر همانند وضع مسلمین و کفّار شود، تقیّه برای حفظ نفس، حلال است).
سپس به بیان دلیل جواز تقیّه برای حفظ مال میپردازد و به حدیثنبویُ «حرْمَه مَالِ الْمُسْلِمِ کَحُرْمَهِ دَمِهِ»؛ (احترام مال مسلمان مانند احترام خون اوست) و حدیث«مَنْ قُتِلَ دُونَ مَالِهِ فَهُوَ شَهِیدٌ» ؛ (کسی که برای حفظ اموالش کشته شود شهید است)[۶] استدلال میکند.
در تفسیرنیشابوری که در حاشیه تفسیرطبری آمده نیز میخوانیم: قال الامام الشافعی: «تجوز التقیه بین المسلمین کما تجوز بین الکافرین محاماه عن النفسم؛ ( تقیّه به خاطر حفظ جانها در میان مسلمانان جایز است، همان گونه که در میان کفّار و مسلمین جایز است).[۷][۸]
پانویس
- ↑ سوره غافر، آیه 28.
- ↑ سوره آل عمران، آیه 28.
- ↑ سوره نحل، آیه 106.
- ↑ مسند ابی شیبه، جلد 12، صفحه 358.
- ↑ سوره آل عمران، آیه 28 .
- ↑ تفسیر کبیر فخر رازی، جلد 8، صفحه 13.
- ↑ تفسیر نیشابوری (در حاشیه تفسیر الطبری)، جلد 3، صفحه 118.
- ↑ گرد آوری از کتاب: شیعه پاسخ میگوید، آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی،، مدرسه الامام علی بن ابی طالب( ع)، قم،1387 ه. ش، ص 34. 36.







