امر به معروف و نهی از منکر؛ مصداق نظارت اجتماعی
نویسنده: ابوالفضل علیدوست ابرقویی
مقدمه
تمهیدها و راه کارهای هر جامعه به منظور مصونیت در برابر ناهنجاریهای اجتماعی ـ فرهنگی در دو منبع ریشه دارد:
اول: در درون افراد جامعه (با این توضیح که اعضای هر جامعه پذیرفتهاند که زندگی در اجتماع، رعایت ارزش خاصی را میطلبد و تخلف از این ارزشها و ضوابط، آنان را به عنوان اعضایی مزاحم، انگشت نما خواهد کرد)
دوم: در قدرت نیروهای بازدارندهای مانند نیروهای امنیتی و انتظامی (توضیح این که هرگاه افراد یا گروههایی از بایستههای زندگی جمعی و رعایت ارزشهای و هنجاریهای اجتماع سر باز زنند، بخشی از قدرت جامعه که در قالب نیروهای امنیتی و انتظامی شکل گرفته است، از نظم مطلوب اجتماع دفاع خواهد کرد)
آن چه مبنای «نظارت اجتماعی» را تشکیل میدهد، مبتنی بر مطلبی است که گفته شد. ضرورت این نظارت برای حفظ موجودیت اجتماع بخشی از تئوریهای جامعه شناسان است که یک صدسال پیش، نخستین بار به وسیله «روس» (جامعه شناس آمریکایی) مطرح و عنوان شد که این مطلب به طور مفصل در شماره گذشته مجله ارائه شد.
راه کار اساسی
«امر به معروف و نهی از منکر» در شکل گسترده خود، اساسیترین، منطقیترین و کارآمدترین راه کار برای نظارت اجتماعی و دفاع جامعه از خود به حساب میآید.
این وظیفه مهم و در واقع راه کار ارزشمند، از یک سو برای افراد جامعه اسلامی فریضهای مهم محسوب میشود، و از سوی دیگر بر دوش متولیان امور به عنوان یک تکلیف حکومتی قرار میگیرد.
این که گفته میشود جامعه اسلامی حق دفاع از خود را در قالب امر به معروف و نهی از منکر داراست، این حق دفاع در امتداد انجام دادن این وظیفه از سوی افراد و متولیان حکومتی اجرا میگردد. باید گفت که در اندیشه و افکار برخی، امر به معروف و نهی از منکر برای افراد جامعه نوعی محدودیت به دنبال دارد، این ذهنیت، تا حدودی به واقعیت نزدیک است، اما جای این سؤال باقی است که این محدودیت برای چه کسانی و در برابر کدام کارهاست؟ ضمن این که هرگاه آزادی بی قید و شرط و به اصطلاح ولنگاری افراد با حیثیت و سلامت جامعه مغایر باشد، بدون شک در نگاه هر فرد منصفی، مصالح جامعه باید بر مصالح افراد مقدم شود.
مَثَل زیبایی که از رسول خدا(ص) نقل شده، به خوبی فلسفه امر به معروف و نهی از منکر را ترسیم میکند. آن حضرت فرمودند: «گروهی از افراد بر یک کشتی سوار شدند و کشتی در عرصه دریا به حرکت در آمد. یکی از مسافران به این عذر و بهانه که محلی که در کشتی نشستهام، متعلق به خود من است، به سوراخ کردن همان نقطه از کشتی پرداخت. آب کم کم بالا آمد و تمام کشتی پر آب شد و سپس غرق گردید. اگر سایر مسافران جلو این مسافر جسور را گرفته بودند، از غرق شدن کشتی جلوگیری میشد.»
بنابراین اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر قبل از آن که افراد را محدود کند، مصونیت جامعه را در پی دارد. از کسی پذیرفته نیست که در تعارض میان مصالح فرد و جامعه، مصالح فرد را مقدم بدارد.
وظیفهای فردی و اجتماعی
گفته شد که فریضه امر به معروف و نهی از منکر که از یک سو موجب نجات افراد و مصونیت جامعه میگردد، هم وظیفه هر مسلمانی است و هم حق جامعه است که با اعمال این مهم، از موجودیت معنوی و به هنجارِ خود دفاع کند.
این حق از طریق نهادهایی که در زمینه پالایش جامعه از عوامل بیماری زا و نابهنجار ـ مستقیم یا غیرمستقیم ـ وظیفهای بر عهده دارند، اعمال میگردد.
به تعبیری فریضه امر به معروف و نهی از منکر از سویی وظیفه افراد است و از سویی وظیفه امت.
آیاتی که در قرآن به این فریضه اشاره کردهاند، در ابتدای امر جنبه فردی قضیه را به ذهن مبتادر میسازند. آیات ۱۱۰ و ۱۱۴ سوره آل عمران، ۱۵۷ اعراف، ۶۷ توبه، ۴۱ حج و آیات دیگر.
در خصوص شکل جمعی قضیه میتوان به آیه چهارم از سوره مبارکه آل عمران اشاره کرد که امت را مأمور امر به معروف و نهی از منکر کرده است.
این مأموریت اجتماع را هم میتوان در برابر سایر امتها قلمداد کرد و هم در داخل خود جامعه اسلامی.
امت اسلام و به تعبیر شهید مطهری جامعه اسلامی وظیفه دارد با عملکرد خود سایر جوامع را به معروف دلالت و راهبری کند و از منکرات باز دارد (آن چه به عنوان شاهد و الگو بودن جامعه اسلامی مطرح است، برهمین مبنا توجیه میشود) و نیز وظیفه دارد خود از موجودیت خود دفاع کند.
وظیفه مهم حکومت
باید گفت که وظیفه حاکمیت اسلامی تنها به رتق و فتق امور اقتصادی و رفاهی و سیاسی جامعه خلاصه نمیشود؛ ساختن فرهنگ ناب اسلامی و اشاعه آن و هم زمان پالایش جامعه از هر آن چه موجب خدشه دار شدن فرهنگ دینی جامعه میشود، از مهمترین وظایف حاکمیت اسلامی است.
زیباترین و صریحترین مطالب را در این زمینه میتوان در کلام مولای متقیان علی(ع) پیدا کرد. آنجا که طبری در تفسیر کبیر به نقل از امام علی(ع) آورده است «برامام واجب است که مطابق با آن چه خداوند نازل کرده است حکم کند...»
هم چنین آن حضرت طی خطبهای دربارهٔ جهاد با معاویه فرمود:«من برگردن شما حقی دارم و شما نیز برگردن من حق دارید...» سپس از جمله حقوق مردم را آن میداند که آنان را نصیحت کند، بیت المال را در مصالح آنها مصرف نماید، آنان را تعلیم و تربیت نماید و حقوقی از این دست. بدون تردید، اشاعه فرهنگ ناب دینی و نظارت بر اوضاع واحوال فرهنگی و معنوی جامعه از جمله حقوق مردم بر والی است.
دایره حسبه
آن چه گفته شد، از جنبه تئوری قضیه است، از لحاظ اجتماعی و نمونه عملی و سابقه تاریخی، میتوان به دوایری به نام «حِسبه» اشاره نمود که نظارت بر وضعیت فرهنگ و اجتماعی جامعه را برعهده داشته است.
واژه حسبه از زمان رسول خدا(ص) رواج داشته، اما به نظر میرسد در قرون بعد احتمالاً از قرن چهارم در جامعه اسلامی چهره نمود و مهمترین وظایف آن امر به معروف و نهی از منکر و جلوگیری از مفاسد اجتماعی بوده است. البته میان محتسب و کسانی که به طور آزاد و برحسب وظیفه فردی خود، امر به معروف ونهی از منکر میکردند، تفاوتهایی وجود داشته است که مهمترین این تفاوتها را بایستی در تفاوت شکلی میان آنها جست وجو کرد. کسانی که در قالب اداره حسبه در این خصوص انجام وظیفه میکردند، به نوعی، کارگزار حاکمیت برای اعمال نظارت اجتماع محسوب میشدند. درحالی که عمل کرد شخصی افراد در امر به معروف و نهی از منکر، صرفاً انجام فریضهای دینی بوده است، نه وظیفهای حکومتی و اجتماعی.
جدای از این مباحث تاریخی واین که متأسفانه برخی از این ادارات در گذر زمان به عنوان عامل و کارگزار حکومتی و حتی ابزار اعمال فشار حکومت بر مردم درآمدند، وجه مشخص ادارات حسبه، وظیفهای بود که در برابر منکرات داشتند؛ به طوری که رویکرد حاکمیت در اشاعه معروف و مبارزه با منکر در قالب ادارات حسبه اعمال میشد و به عبارت روشن تر، قدرت حاکم، اعمال قدرت خود را در برابر معروف و منکر از طریق ادارات حسبه صورت میداد.
این پیشینه تاریخی به انضمام آیات و روایات فراوانی که در خصوص امر به معروف و نهی از منکر وارد شده، به علاوه نظارت اجتماعی که در دهههای اخیر در گفتار جامعه شناسان پیدا شده، ما را به یک ضرورت مهم اجتماعی دلالت و رهنمون میسازد و آن این که از منظر جامعه شناسان، جامعه وظیفه نظارت بر خود و دفاع از موجودیت خویش را از طریق عملکرد افراد و نیز نهادهای موظف بر عهده دارد. این نهادها که سابقهای بیش از ده قرن در جامعه اسلامی دارند، میتوانند در قالب بخشی از قدرت حکومت، موجودیت جامعه را در برابر منکرات حفظ کنند و هم زمان با آن، فرهنگ اصیل و ناب اسلامی را در گستره اجتماع، اشاعه دهند.
در واقع بخشی از موقعیتها، فرصتها و هزینههای حاکمیت اسلامی، بایستی به این مهم اختصاص یابد. روشن است که شکل چنین اداراتی در هر زمان اقتضائات خاص خود را دارد.
نظارت اجتماعی و ضرورت آن در قالب فریضه امر به معروف و نهی از منکر، به خوبی اعمال میشود. این فریضه هرگاه از یک سو به عنوان یک وظیفه فردی و از سویی به عنوان یک تکلیف اجتماعی و حکومتی انجام بگیرد، نظارت اجتماعی به نحوی مطلوب صورت میگیرد.
جای تأسف است که شنیدن واژه نظارت اجتماعی از جامعه شناسان پسندیده و مقبول میافتد، اما فریضه امر به معروف و نهی از منکر، که خود شکل عملی و مکانیسم و راه کار تحقق این نظارت به حساب میآید، در نگاه برخی افراد، امری خشن و محدود کننده مینماید.







