کتابخانه:احکام خانواده
پيشگفتار انقلاب اسلامى ايران يگانه انقلاب ارزشى دوران معاصر است كه به همّت و پايمردى سلاله پاك رسول اكرم (ص) و پيرو مخلص مكتب سيدالشهداء (ع)، حضرت امامخمينى (ره)، با هدف احياى سنّت نبوى و سيره علوى و نجات امت اسلامى از ستم قدرتهاىاستكبارى و نظام سلطه جهانى، تكوين يافت و به پيروزى رسيد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامى از خجسته نهادهايى است كه همزمان با پيروزى انقلاب با تدابير داهيانه امام راحل (ره) تشكيل شد و رسالت خطير پاسدارى و حراست از دستاوردهاى انقلاب را برعهده گرفت. وظيفه سنگين پاسدارى از انقلاب اسلامى و دستاوردهاى آن داراى جنبههاى مختلفى است كه ورود سپاه را به عرصههاى متفاوت نظامى، امنيتى، فرهنگى، سياسى و اجتماعى تمنّا مىكند؛ زيرا نوع و عرصه دفاع و حراست از انقلاب و دستاوردهاى آن تابعى از نوع و عرصه تهاجم و تهديد دشمنان است. بنابراين از آنجا كه حضور فعّال، مؤثر و همهجانبه سپاه در تمام عرصههاى دفاع از انقلاب و نظام اسلامى ضرورى است، بايد براى تقويت و تثبيت عوامل اصلى و كارساز اين نهاد مقدّس همّت گماشت. يكى از عوامل اساسى تحقق پاسدارى و كارآمدسازى سپاه، تقويت روحيه معنوى و افزايش بصيرت و فهم عميق آحاد كاركنان آن است كه اين مهم در پرتو مراقبت، تذكر و آموزش، تحقّق مىپذيرد. براى افزايش دانش و بينش پاسداران، آموزش عقيدتى سياسى نقش فعال و كارسازى را برعهده دارد. در اين باره ولى امر مسلمين، فرمانده معظم كل قوا (مدّ ظلّه العالى) مىفرمايد: واحدهاى عقيدتى سياسى را تقويت فرماييد تا با روشهاى برنامهريزى شده و شيوههاى ابتكارى، معنويت و آگاهى و معرفت اسلامى را در سپاه رشد و عمق بخشند. در ماده 54 قانون استخدامى سپاه نيز آمده است: سپاه موظف است براى تقويت بينش عقيدتى سياسى و بالا بردن دانش و توان نظامى پرسنل در حين خدمت، نسبت به انتشار نشريات و برگزارى اردوهاى آموزشى، سفرهاى علمى و دورههاى كوتاه مدت توجيهى و نيز تداوم آموزش اقدام نمايد. در تحقق اوامر ولى امر مسلمين، آموزش عقيدتى سياسى سپاه، نظام آموزشهاى عقيدتى سياسى را طراحى نمود. در اين نظام، دورههاى آموزشى پايوران، سربازان، بسيجيان، خواهران، كارمندان، كاركنان پيمانى و قراردادى به دو مرحله طولى و تداوم آموزش تفكيك شده و فراگيران بايد دورههاى طولى را در ابتداى ورود به سپاه و هر مقطع از روند خدمتى گذرانده و در طول خدمت و براى نيل به درجه بعدى، دورههاى ضمن خدمت يا «تداوم آموزش» را بگذرانند. دورههاى آموزشى غالباً در سطح 1 و 2 سطحبندى شدهاند. سطح 1 افراد داراى تحصيلات ديپلم و پايينتر و سطح 2 تحصيلات فوق ديپلم و بالاتر را شامل مىشود. موضوعات آموزشى بيشتر دورهها در هفت موضوع كلى اعتقادات، احكام، اخلاق، معارف قرآن، تاريخ اسلام، دانش سياسى و نظام دفاعى اسلام تنظيم شده است. كليه دورهها كدگذارى شده است بهطورى كه به وسيله هر يك از ارقام آن مىتوان نوع دوره، سطح و موضوع آن را تشخيص داد. دورههاى تداوم آموزش خواهران در نظام آموزش ع. س. اگرچه خواهران در طيف كارمندان قرار مىگيرند، ولى بهواسطه ويژگيهاى خاص فردى و شغلى آنها، دوره آموزش ويژهاى براى آنان طراحى شده است. خواهران در آغاز ورود به سپاه دوره بدو خدمت را مىگذرانند. اين دوره داراى دو سطح آموزشى است. سطح 1 آن با تحصيلات ديپلم و پايينتر داراى 42 ساعت و سطح 2 آن با تحصيلات فوق ديپلم و بالاتر داراى 35 ساعت آموزش عقيدتى سياسى است. دورههاى تداوم آموزش خواهران از ديگر دورههايى است كه خواهران شاغل در سپاه بايد در طول دوره خدمت خويش سپرى نمايند. سطح 1 اين دورهها از كد 112 براى رتبههاى 9 آغاز شده و تا كد 134 براى رتبههاى 11 پايان مىپذيرد. تعداد ساعات آموزشى هر دوره 64 ساعت بوده كه در 4 موضوع كلى عقايد، اخلاق، احكام و سياسى هر يك به ميزان 16 ساعت تقسيم شده است. سطح 2 دورههاى تداوم آموزش نيز مجموعاً داراى 6 دوره آموزشى بوده كه از كد 211 براى رتبههاى 11 آغاز شده و تا كد 233 براى رتبههاى 16 پايان مىپذيرد. تعداد ساعات آموزشى هر دوره در اين سطح نيز 64 ساعت است كه در 4 موضوع كلى عقايد، اخلاق، احكام و دانش سياسى و هر يك به ميزان 16 ساعت پيشبينى شده است. پژوهشكده تحقيقات اسلامى، عهدهدار تدوين متون آموزشى مورد نياز حوزه نمايندگى ولى فقيه در سپاه است كه با توجه به سطح معلومات و تخصّص نيروهاى آموزشى و نوع و حوزه مأموريت آنان، متن مورد نياز را تهيه و تدوين مىنمايد. متون و جزوات اين پژوهشكده توسط گروههاى تحقيقاتى، تدوين و مورد بررسى علمى و نظارت شرعى قرار مىگيرد. كتاب حاضر گزيده احكام اسلامى خواهران با كد 3/ 122 دوره تداوم آموزش خواهران، از نظام آموزش عقيدتى- سياسى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى مىباشد. نظرات، پيشنهادها و تجربيات شما مربيان ارجمند و خواهران گرامى دانش پژوه متربّى راهگشا و مشوق ما در رفع نقايص و كاستيهاى متون آموزشى خواهد بود. از خدا مىخواهيم كه بر بينش و آگاهيهاى اسلامى ما روز به روز بيفزايد، و آنها را عميقتر سازد. اداره آموزش عقيدتى سياسى نمايندگى ولى فقيه در سپاه
مقدمه
معارف آسمانى اسلام در سه بخش اعتقادات، احكام و اخلاق پاسخگوى نيازهاى بشر در همه زمانها و مكانها است. قوانين اسلام از چنان عظمتى برخوردار است كه انسان را به شگفتى وا مىدارد. اسلام به تعبير امام خمينى (قدس سره) «براى همه امور، قانون و آداب آورده است، براى انسان، پيش از آنكه نطفهاش منعقد شود تا پس از آنكه به گور مىرود قانون وضع كرده است. همان طور كه براى وظايف عبادى قانون دارد، براى امور اجتماعى و حكومتى قانون و راه و رسم دارد. حقوق اسلام يك حقوق مترقى و متكامل و جامع است. كتابهاى قطورى كه از دير زمان در زمينههاى مختلف حقوقى تدوين شده، از احكام قضا و معاملات و حدود و قصاص گرفته تا روابط بين ملتها و مقررات صلح و جنگ و حقوق بين الملل عمومى و خصوصى، شمّهاى از احكام و نظامات اسلام است.» «1» از اين رو، مىتوان گفت كه «هيچ موضوع حياتى نيست كه اسلام، تكليفى براى آن مقرر نداشته و حكمى درباره آن نداده باشد» «2» آنچه پيش روى شما است اندكى از انبوه احكام مربوط به خانواده است كه به تناسب دوره تداوم آموزش خواهران در شانزده درس (يك واحد آموزشى) سامان يافته است.
هدف اصلى جزوه حاضر آشنايى اجمالى و يادآورى مسائل ضرورى خانواده در محدوده نظام آموزشى سپاه است. متن اصلى دروس مطابق با فتاواى امام خمينى (قدس سره) مىباشد و در پارهاى موارد نيز از فتاواى مقام معظم رهبرى بهره گرفته شده است و مباحث اخلاقى آن نيز با تكيه بر آيات و روايات تنظيم گرديده است. اميد است مرضى خداوند متعال قرار گيرد. پژوهشكده تحقيقات اسلامى
درس اول تشكيل خانواده
ازدواج، براى زن يا مرد، به خودى خود از مستحبات بسيار مؤكد است، «1» ولى گاه واجب مىشود. كسى كه به واسطه نداشتن زن به حرام مىافتد، واجب است زن بگيرد. «2» خداوند متعال مىفرمايد: وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَإِمائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (نور: 32) زنان و مردان مجرد، و غلامان و كنيزان درستكارتان را همسر دهيد. اگر تنگدستند، خداوند آنان را از فضل خويش بى نياز خواهد كرد و خدا گشايشگر داناست. و نيز مىفرمايد: وَ مِنْ ءَاياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَ جًا لِتَسْكُنُواْ إِلَيْها وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فى ذَ لِكَ لَأَياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (روم: 21) از نشانههاى خداوند اين است كه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد و در ميان شما الفت و مهربانى قرار داد؛ در اين، نشانههايى است براى گروهى كه تفكر مىكنند. پيغمبر اكرم (ص) مىفرمايد: ازدواج كنيد و مجردان را همسر دهيد. نشان بخ احكام خانواده 21 2. كفر وارتداد ص : 21 ت بلند مسلمان اين است كه زن بى شوهرى را شوهر دهد. هيچ چيز نزد خدا محبوبتر از خانهاى كه در اسلام به ازدواج آباد شود نيست. «1» همچنين مىفرمايد: مردان مجرد را زن دهيد تا خدا اخلاقشان را نيك، ارزاقشان را وسيع و جوانمرديشان را فراوان كند. «2» زنى حضور امام صادق (ع) شرفياب شده، عرض كرد: خداى بر درستى و استوارىات بيفزايد، من زنى هستم تارك دنيا آيا اين شيوه صحيح است؟ حضرت فرمود: «منظورت از ترك دنيا چيست؟» عرض كرد: شوهر اختيار نكردهام. فرمود: «چرا؟» گفت: براى اجر و ثواب آن. امام فرمود: «برگرد كه اگر تنها زيستن فضيلتى بود فاطمه بانوى اسلام از تو سزاوارتر بود. كسى را نرسد كه در فضايل بر زهرا پيشى گيرد.» «3» والدين و ازدواج فرزندان شايسته آن است كه والدين موجبات ازدواج فرزندان خود را فراهم آورند. با تسريع در ازدواج فرزندانى كه به بلوغ جنسى رسيدهاند مىتوان از بيشتر انحرافات جنسى پيشگيرى كرد. پيامبر اكرم (ص) مىفرمايد: هر جوانى كه در آغاز سالهاى جوانى ازدواج كند، شيطانى كه مأمور گمراهى او است، فرياد مىكشد: (واى از او! واى از او! كه 23 دينش را از دستبرد من حفظ كرد.) چنين كسى پس از ازدواج بايد تقواى الهى را در 13 باقى دين خويش مراعات كند. «4» امام رضا (ع) مىفرمايد: جبرئيل بر پيامبر (ص) فرود آمد و گفت: پروردگارت به تو سلام مىرساند و مىفرمايد: دوشيزگان همانند ميوه بر درختند كه وقتى رسيد، براى پيشگيرى از فاسد شدن بايد آن را چيد وگرنه تابش خورشيد و وزش باد آن را فاسد و دگرگون مىسازد. دوشيزگان نيز وقتى به بلوغ رسيدند، بايد ازدواج كنند. در غير اين صورت، فتنه آنها را تهديد مىكند. پيامبر (ص) با شنيدن اين پيام، دستور داد مردم جمع شوند. سپس بر فراز منبر، پيام الهى را به آنان ابلاغ كرد. «1» خواستگارى خواستگارى، كه در اصطلاح فقه آن را (خِطبه) گويند، در خواست مرد است از زن براى ازدواج. عمل خواستگارى قبل از مراسم عقد و اجراى صيغه نكاح و خواستگارى از ناحيه مرد صورت مىگيرد. «2» خداوند متعال نيز به مردان دستور ازدواج و همسر گزينى داده و فرموده است: فَانْكِحُوا ما طَابَ لَكُم مِنَ النِّسَاءِ (نساء: 3) با زنان پاكيزه ازدواج كنيد. برخى از احكام خواستگارى به قرار زير است: 1. رد نكردن خواستگار خوب مستحب است در خواستگارى به شرافت حسب وبزرگى نسب نگريسته نشود و به خواستگارى كه اخلاق، دين و امانتدارى اش را مىپسندند و پاكدامن و داراى گشايشى در زندگى است، جواب رد ندهند. «3» على بن اسباط به حضرت جواد (ع) نوشت: من براى دخترانم كسى را همانند خودم [در اخلاق و ايمان] نيافتهام. حضرت در جواب نوشت: مطلبى كه درباره دخترانت نوشته بودى دريافتم. خدايت رحمت كند تا اين حد دقت در كار دختر لازم نيست [كه همسر وى كاملا مطابق ميل پدر باشد] پيغمبر (ص) فرموده: اگر خواستگارى آمد كه دين و اخلاقش را مىپسنديد، او را بپذيريد و گرنه فتنه و فسادى بزرگ در زمين پديد مىآيد. «1» 2. دقت در انتخاب همانگونه كه شايسته است مرد در صفات همسر آيندهاش نيك بنگرد، بر زن و اولياى او نيز سزاوار است كه در صفات خواستگار دقت نمايند «2» بر اين اساس، براى زنان شايسته نيست كه مردان بد اخلاق، زن صفت و نامرد، فاسق و شرابخوار را به همسرى برگزينند. «3» حسين بن بشار به حضرت كاظم (ع) نوشت: يكى از خويشان من دخترم را خواستگارى كرده، ولى اخلاق ناپسندى دارد. حضرت جواب داد: «اگر بد اخلاق است دختر به او نده. «4»» 3. نخستين ديدارها در خواستگارى، صحبت كردن دختر و پسرى كه قصد ازدواج با يكديگر را دارند باحفظ حجاب و مراعات وظايف شرعى، نبود مفسده و نداشتن قصد ريبه در حدى كه به حرام مبتلا نشوند، مانعى ندارد و در صورت مفسده از اين گونه روابط بايد پرهيز نمايند. سؤال 1. امروز متداول است كه دختر و پسر براى ازدواج خود بايد همسر خود را ببينند، اگر جايز است چنانچه بعداً ازدواج نكنند چه حكمى دارد؟ جواب: با حفظ حجاب و موازين شرعى مانعى ندارد. «5» سؤال 2. آيا ... ايراد دارد دختر و پسرى كه تصميم به ازدواج گرفتهاند قبل از خطبه عقد در مورد مسائل آينده زندگى خود صحبت كنند و نظرات خود را مطرح كنند و اگر شرايطش را داشتند وصلت نمايند؟ جواب: صحبت كردن اگر به قصد ريبه نباشد و فساد نداشته باشد مانع ندارد و محدود به حدى نيست. «1» 4. صداقت شايسته آن است كه زن و مرد هنگام خواستگارى و معرفى يكديگر صادق باشند و قصد خدعه و فريب به هم را نداشته باشند. از گفتن واقعيتها نهراسند. نقصهاى مانع ازدواج را- در صورت وجود آنها- مخفى نسازند، چنانچه از صفات كمالى مانند شرافت، حسب و نسب، زيبايى، بكارت و غير اينها برخوردار نيستند، خويشتن را به آنها وصف نكنند. چنانچه هنگام خواستگارى و گفت و گو يكديگر را به صفات كمال يا نداشتن نقص وصف كنند و ازدواج بر همان اساس انجام گيرد و سپس معلوم شود داراى نقص بوده يا آن صفت كمال را نداشته، مىتوانند عقد را بر هم زنند. «2» سؤال 1. اگر مردى داراى عيبى باشد، آيا شرعا بايد هنگام ازدواج و عقد آن را به زن اعلام دارد يا نه؟ جواب: اعلام لازم نيست. «3» سؤال 2. من پسرى دارم كه ... مدتى به ضعف اعصاب دچار بود ... و اكنون سالم است. حال كه تصميم به ازدواج گرفته و از من خواسته كه در اين مورد اقدام كنم. آيا لازم است به خانواده دختر راجع به اين بيمارى او بگويم؟ ... جواب: گفتن سابقه كسالت لازم نيست؛ ولى تدليس [هم] جايز نيست. «4» سؤال 3. آيا مجرد كتمان عيب تدليس مىباشد يا خير؟ جواب: مجرد نگفتن عيب تدليس نيست. «1» سؤال 4. دخترى را به پسرى طورى نشان مىدهند كه صورت دختر خوب ديده نشود، سپس پسر از واسطه مىپرسد كه آيا دختر عيب و نقصى دارد يا نه؟ واسطه مىگويد كه نه تنها عيب و نقص ندارد بلكه خيلى هم زيباست [و سر به زيرى دختر از خجالت است]؛ ولى بعد از عقد، پسر متوجه مىشود كه چشمهاى دختر چپ است. ضمناً پسر از اول به واسطه گفته بود كه (من دختر متدين و با حجاب مىخواهم) ولى بعداً معلوم شده كه دختر فاقد اين شرايط است. آيا عقد صحيح است؟ ... جواب: عقد ازدواج صحيح است؛ ولى اگر وصف كمال يا عدم نقص در ضمن عقد شرط شده، يا عقد مبنى بر آن واقع شده، در صورت تخلف، شوهر حق فسخ دارد و در غير اين صورت حق فسخ ثابت نيست. «2» 5. دوران نامزدى چنانچه خواستگارى مقبول بيفتد، فاصله زمانى ميان خواستگارى و اجراى مراسم عقد شرعى «دوران نامزدى» نام مىگيرد. اگر بين دختر و پسر هيچ گونه صيغه محرميتى منعقد نشده باشد، به يكديگر محرم نيستند و با ديگر نامحرمها تفاوتى ندارند. «3» سؤال. پسر و دخترى كه نامزد شدهاند به چه مقدار بايد حجاب را رعايت نمايند؟ جواب: نامزدى بين زن و مرد بدون آنكه صيغه عقد دائم يا غير دائم بخوانند، هيچ گونه اعتبارى در روابط ما بين ندارد و آن دو مطلقاً به هم نامحرم هستند و نگاه با تلذذ و سهل انگارى در پوشش نيز در اين صورت جايز نيست. «4»
ممنوعيتهاى شرعى در ازدواج
ازدواج در پارهاى از موارد از نظر شرع ممنوع شمرده شده است. برخى از اين موارد به قرار زير است. 1. ازدواج با محارم بعضى افراد به دليل خويشاوندى نسبى، سببى و يا رضاعى، هرگز نمىتوانند با يكديگر ازدواج كنند. «1» 2. كفر وارتداد احكام خانواده 27 3. رقص ص : 27 ازدواج زن مسلمان با كافر و مرد مسلمان با زن كافر، جايز نيست؛ چه به طور دائم، چه به طور موقت، ولى ازدواج موقت مرد مسلمان با زن اهل كتاب مانند يهودى و مسيحى جايز است. «2» 3. دشمنى با اهلبيت (ع) و غلو ازدواج زن يا مرد مومن با كسى كه به طور علنى، دشمن اهل بيت (عليهم السلام) است و به آنان ناسزا مىگويد و يا درباره آنان غلو و زياده روى مىكند و آنان را خدا يا پيغمبر مىداند، جايز نيست. «3» پرسش 1. ازدواج در چه زمانى واجب و چه هنگام مستحب است؟ 2. اسلام در ازدواج بر چه معيارهايى بيشتر تأكيد دارد؟ 3. چه مردانى شايسته همسرى نيستند؟ 4. ديدارهاى اوليه و صحبت كردن دختر و پسر در هنگام خواستگارى چه حكمى دارد؟ 5. سه مورد از ممنوعيتهاى شرعى در ازدواج را نام ببريد؟ درس دوم مراسم عقد و عروسى
به واسطه عقد و ازدواج، زن به مرد حلال مىشود. عقد بر دو قسم است: دائم و موقت. عقد دائم آن است كه مدت زناشويى در آن معين نشود و زنى را كه به اين قسم عقد مىكنند «دائمه» گويند و عقد موقت آن است كه مدت زناشويى در آن معين شود؛ مثلًا زن را يك ساعت، يا يك روز، يا يك ماه، يا يك سال و يا بيشتر عقد نمايند و زنى را كه به اين قسم عقد كنند، «متعه و صيغه» مىنامند. احكام عقد 1. در زناشويى چه دائم و چه غير دائم، بايد صيغه خوانده شود و تنها راضى بودن زن و مرد كافى نيست و صيغه عقد را يا خود زن و مرد مىخوانند، يا ديگرى را وكيل مىكنند كه از طرف آنان بخواند. «1» 2. وكيل لازم نيست مرد باشد، زن هم مىتواند براى خواندن صيغه عقد از طرف ديگرى وكيل شود. «2» 3. زن و مرد تايقين نكنند كه وكيل آنها صيغه را خوانده است، نمىتوانند به يكديگر نگاه محرمانه نمايند و گمان به اينكه وكيل صيغه را خوانده است كفايت نمىكند. ولى اگر وكيل بگويد صيغه را خواندهام كافى است. «3» 4. يك نفر مىتواند براى خواندن صيغه عقد دائم يا غير دائم از طرف دو نفر وكيل شود و نيز انسان مىتواند از طرف زن وكيل شود و او را براى خود به طور دائم يا غير دائم عقد كند، ولى احتياط مستحب آن است كه عقد را دو نفر بخواند. «1» شرايط عقد 1. به عربى صحيح خواندن صيغه: عقد بايد به احتياط واجب به عربى صحيح خوانده شود و اگر خود مرد و زن نتوانند صيغه را به عربى صحيح بخوانند، به هر لفظى كه صيغه را بخوانند صحيح است و لازم هم نيست كه وكيل بگيرند؛ اما بايد لفظى بگويند كه معناى (زَوَّجْتُ و قَبِلْتُ) را بفهماند. «2» 2. قصد انشا: مرد و زن يا وكيل آنها كه صيغه را مىخوانند قصد انشا داشته باشند، يعنى اگر خود مرد و زن صيغه را مىخوانند زن به گفتن (زَوَّجتُكَ نَفْسى) قصدش اين باشد كه خود را زن او قرار دهد و مرد به گفتن (قَبِلْتُ التَّزْويجَ) زن بودن او را براى خود قبول نمايد و اگر وكيل مرد و زن صيغه را مىخوانند، به گفتن (زَّوجْتُ وَ قَبِلْتُ) قصدشان اين باشد كه مرد و زنى كه آنان را وكيل كردهاند، زن و شوهر شوند. 3. بلوغ و عقل جارى كننده عقد: كسى كه صيغه را مىخواند بالغ و عاقل باشد، چه براى خودش بخواند يا از طرف ديگرى وكيل شده باشد. 4. تعيين زن و شوهر: اگر وكيل زن و شوهر يا ولىّ آنها صيغه را مىخوانند، در عقد، زن و شوهر را معين كنند؛ مثلًا اسم آنها را ببرند يا به آنها اشاره نمايند. 5. رضايت زن و مرد: زن و مرد به ازدواج راضى باشند، ولى اگر زن ظاهراً به كراهت اذن دهد و معلوم باشد قلباً راضى است عقد صحيح است. «3» سؤال 1. آيا اذن پدر در ازدواج دختر شرط است؟ جواب. دخترى كه به حد بلوغ رسيده و رشيده است؛ يعنى مصلحت خود را تشخيص مىدهد، اگر بخواهد شوهر كند، چنانچه باكره باشد، بايد از پدر يا جدّ پدرى خود اجازه بگيرد و اجازه مادر و برادر لازم نيست. «1» سؤال 2. جوانى ... تصميم به ازدواج گرفته و دختر جوان رشيده بالغهاى را انتخاب نموده است كه با او توافق كامل دارد، اما پدر دختر موافقت نمىكند، تكليف شرعى چيست؟ جواب. در ازدواج دختر باكره اذن پدر شرط است، بلى اگر دختر قايل به ازدواج باشد و پسر كفو عرفى و شرعى او هست و دختر بترسد كه اگر او را رد كند بعداً شوهر خوبى پيدا نشود پدر نمىتواند او را منع كند و در صورت منع، ولايتش ساقط مىشود. «2» سؤال 3. ازدواج دختر باكرهاى بدون اذن پدر انجام گرفته است، نظر مبارك در مورد صحت يا بطلان عقد چيست؟ جواب. عقد مذكور باطل است، مگر اينكه بعد از عقد، پدر آن را اجازه نمايد. «3» سؤال 4. آيا شرط صحت عقد موقت براى دختران باكره اذن پدر است؟ ... جواب. عقد بايد با اجازه پدر باشد و فرقى بين عقد دائم و عقد موقت نيست. «4» سؤال 5. آيا دخترى كه پدر و پدر بزرگ نداشته باشد مىتواند ازدواج موقت بكند؟ جواب. مانع ندارد. «5» سؤال 6. اگر پدر داشته باشد، ولى در شهر ديگرى باشد و به آسانى تماس با او ممكن نباشد چطور؟ جواب. اگر طورى است كه اجازه گرفتن از او ممكن نيست اشكال ندارد، ولى اگر تماس با او ممكن است- ولو مدتى طول بكشد يا سخت باشد- بدون اجازه نمىتواند صيغه شود. «6» سؤال 7. جوانى هستم كه به سن ازدواج رسيده و مىخواهم با دخترى ازدواج كنم. ولى پدر و مادرم با اين ازدواج مخالفت مىكنند ... آيا اگر ازدواج كنم ازدواجم شرعى خواهد بود؟ جواب. اختيار ازدواج در دست خود شما است و پدر و مادر در ازدواج پسر ولايت ندارند، ولى تا مىتوانيد رضايت آنها راتحصيل نماييد. «1» سؤال 8. دخترى هستم 25 ساله، چند سالى است كه پدر خود رااز دست داده و جدّ پدرى هم ندارم، مىخواهم با مردى كه از نظر سنى چندين سال از من بزرگتر است ازدواج كنم، ولى برادر و مادرم با اين ازدواج مخالفت مىكنند و مىگويند: (با حرف مردم چه كنيم؟) در صورتى كه فرد مزبور از نظر ايمان و روش زندگى قابل توجه است؛ (آيا ازدواج ما اشكال دارد؟) جواب. در فرض مرقوم، اختيار ازدواج و حق انتخاب همسر با خود شما است و رضايت برادر و مادر شرط نيست. «2» مراسم عروسى مستحب است عروسى در شب انجام گيرد و در شب يا روز عروسى، وليمه داده شود كه از سنت پيامبران است. وليمه يك يا دو روز مستحب است نه بيشتر و خوب است كه مؤمنان ثروتمند و فقير را به وليمه دعوت كرد و براى آنان نيز مستحب است اين دعوت را بپذيرند. گر چه روزه مستحب گرفته باشند. «3» برخى از احكام مربوط به مراسم عروسى به قرار زير است: 1. دعوت از گروههاى اركستر سؤال. دعوت از گروههاى مطرب و اركستر در مجالس عروسى كه غالباً اين مجالس را به لهو و لعب تبديل مىكنند و شركت در اين محافل جه صورت دارد؟ كسب افراد از اين راه آيا حلال است يا حرام؟ جواب. هر نوع خوانندگى و نوازندگى كه انسان را از خداوند متعال و معنويات و فضايل اخلاقى دور نموده و به سمت گناه و بى بندوبارى و بيهودگى سوق دهد، لهوى بوده و حرام مىباشد و همچنين شركت در اين مجالس و كسب در آمد از طريق آن. «1» 2. دست زدن سؤال. آيا دست زدن براى زنان در مجالس شادى زنانه مانند ولادتها و عروسيها جايز است و بر فرض جواز اگر صداى آن به بيرون از مجلس برود به طورى كه به گوش مردان بيگانه برسد، چه حكمى دارد؟ جواب. دست زدن به نحو متعارف اگر مفسدهاى بر آن مترتب نشود اشكال ندارد، حتى اگر اجنبى صداى آن را بشنود. «2» 3. رقص سوال 1. رقص در مجالس زنانه بدون آهنگ موسيقى حرام است يا حلال و در صورتى كه حرام باشد، آيا ترك مجلس بر شركت احكام خانواده 33 ج - سببى ص : 33 كنندگان واجب است؟ جواب. رقص به طور كلى اگر به گونهاى باشد كه شهوت را تحريك مىكند و يا مستلزم كار حرام و يا ترتّب مفسدهاى باشد، حرام است و ترك آن مجلس به عنوان اعتراض بر كار حرام، چنانچه مصداق نهى از منكر محسوب شود، واجب است. «3» سوال 2. آيا رقصيدن در جشن عروسى فرزندان جايز است هر چند توسط پدران يا مادران در مجالس عروسى فرزندانشان باشد؟ جواب. اگر از نوع رقص حرام باشد، حرام است هرچند توسط پدران و مادران در مجالس عروسى فرزندانشان باشد. «4» 4. حضور داماد در مجلس زنانه سؤال 1. آيا ورود داماد نزد عروس در مجلس زنانه (در حالى كه بسيارى از زنان و دختران نامحرماند و معمولًا زنان با آرايش خود را آراستهاند) جايز است يا نه؟ جواب. اگر به نامحرم نگاه مىكند جايز نيست. «1» 5. موسيقى و غنا سؤال. دف زدن زنان در عروسيها چه حكمى دارد؟ جواب. استفاده از آلات موسيقى براى نواختن موسيقى لهوى و مطرب جايز نيست؛ اما آواز خوانى در مجالس عروسى، بعيد نيست براى زنان جايز باشد. «2» سؤال. آيا زدن بر ظرفها و ساير وسايلى كه جزو آلات موسيقى نيستند، در عروسيها توسط زنان جايز است؟ اگر صدا به بيرون از مجلس برسد و مردان آن را بشنوند چه حكمى دارد؟ جواب. جواز اين عمل بستگى به كيفيت نواختن دارد. اگر به شيوه متداول درعروسيهاى سنتى باشد و لهو محسوب نشود و فسادى هم بر آن مترتب نگردد، اشكال ندارد. «3» 6. فيلمبردارى و عكاسى از مجالس سؤال. فيلمبردارى و عكاسى در برخى از مجالس عروسى كه به علت لااباليگرى مسائل محرم و نامحرم احياناً رعايت نمىشود توسط عكاس زن كه شغلش اين كار است چه حكمى دارد؟ جواب. مراعات كامل حجاب اسلامى در برابر نامحرم در هر حال لازم است و فيلمبردارى از مجالس زنانه يا از مجالس مختلط اگر مستلزم نظر حرام يا موجب اشاعه فساد و ترتيب مفاسد باشد جايز نيست. «4» چند مسأله 1. بر زن واجب است در مورد كامجوييهاى حلال، از شوهر خويش تمكين كند. «5» 2. وقتى زن در اختيار همسرش قرار گيرد و مطيع او شود بر شوهر واجب است مخارج او را اعم از خوراك، پوشاك، مسكن و لوازم ضرورى زندگى در حد متعارف تأمين كند. به شرط آنكه زن، همسر دائمى مرد باشد و بدون اجازه او از منزل خارج نشود (جز براى حج واجب) و مرتد نگردد. «1» 3. زن به مجرد عقد، مهريه را مالك مىشود، ولى مالكيت او نسبت تمام مهريه پس از آميزش مستقر مىگردد. از اين رو، چنانچه مرد قبل از آميزش او را طلاق دهد، نصف مهريه مال اوست و نصف ديگر به مرد برمىگردد. «2» پرسش 1. آيا رضايت دختر و پسر بدون اجراى صيغه عقد، در ازدواج آنها كافى است؟ 2. آيا اذن پدر در ازدواج دختر شرط است؟ ازدواج پسر چطور؟ 3. دعوت از گروههاى اركستر و شركت در آن محافل چه حكمى دارد؟ 4. دست زدن و رقصيدن در مجلس عروسى چه حكمى دارد؟ 5. آيا زدن برظرفها و ساير وسايلى كه جزو آلات موسيقى نيستند، در عروسيها جايز است؟
درس سوم محارم
محارم، جمع مَحْرَم، يعنى كسانى كه بهدليل خويشاوندى، هرگز نمىتوانند با يكديگر ازدواج كنند. قرابتى كه موجب محرميت مىشود بر سه گونه است: نَسَبى، رضاعى و سببى. «1» الف. نَسَبى هفت دسته از مردان و زنان فاميل به شرح زير با يكديگر محرمند: «2» رديف محارم مرد محارم زن 1 مادر، مادربزرگ پدرى و مادرى به بالاپدر، پدربزرگ پدرى و مادرى بهبالا 2 دختر و نوههاى دخترى و پسرى تا آخرپسر و نوادگان پسرى و دخترى تا آخر 3 خواهربرادر 4 دختر خواهر و نوادگان او تا آخرپسر برادر و نوادگان او تا آخر 5 دختر برادر و نوادگان او تا آخرپسر خواهر و نوادگان او تا آخر 6 عمّه و عمّههاى پدران و مادران بهبالاعمو و عموهاى پدران و مادران بهبالا 7 خاله و خالههاى پدران و مادران بهبالادايىو دايىهاى پدران و مادران بهبالا 2 توضيح 1: در دستههاى يادشده تفاوتى نيست بين اينكه افراد از طريق پدر و مادر يا از طريق يكى از آنها با يكديگر خويشاوند باشند. «3» توضيح 2: در حرمت ازدواج، تفاوتى ميان نسب شرعى و غيرشرعى نيست؛ يعنىهريكاز افراد يادشده در جدول، اگرچه از راه نامشروع نيز بهدنيا آمده باشد، نمىتواند با نامبردگان ازدواج كند. «1» ب- رضاعى اگر كودكى، شير غير مادر خود را با شرايط خاصّى بنوشد، به آن زن (دايه) و بستگان او محرم مىشود كه به آن، محرم رضاعى يا شيرى گفته مىشود. شرايط شيرخوارگى محرميت 1. شير دايه، محصول زايمان و آميزش شرعى و حلال باشد. بنابراين، اگر زنى بدون زايمان، كودك را شير بدهد يا از راه زنا زايمان كند، به كودك محرم نمىشود. 2. كودك، شير را بهطور مستقيم از پستان بمكد. اگر شير را در دهانش بدوشند يا در ظرفى بدوشند و به او بدهند، محرم نمىشود. 3. دايه هنگام شير دادن، زنده باشد؛ بنابراين اگر كودك، همه يا برخى از نصاب شيرخوارگى را از زن مرده تغذيه كند، سبب محرميت نمىشود. 4. سنّ شيرخوار از 24 ماه قمرى، تجاوز نكرده باشد. 5. كميّت و كيفيت شير خوردن به سه شكل زير باشد: الف. آنقدر شير بخورد كه گوشتش برويد و استخوانش محكم شود. ب. يك شبانهروز، غذايش منحصر در شير دايه باشد. ج. 15 مرتبه بهطور مكفى و متوالى شير دايه را بنوشد. كودك بايد 15 مرتبه از يك زن شير بنوشد و اگر چند مرتبه از يك زن و چند مرتبه از زن ديگر شير بنوشد، گرچه شوهر آن دو، يك نفر باشد، سبب محرميت نمىشود. «2» احكام شيرخوارگى هرگاه شيرخوارگى با همه شرايط، تحقّق يافت، دايه و شوهرش، پدر و مادر رضاعى كودك شيرخوار مىشوند و پدران و مادران آنها اجداد كودك محسوب مىشوند وفرزندانشان برادران و خواهران رضاعى كودك شمرده مىشوند- چه آنها كه پيشتر بهدنيا آمدهاند و چه آنها كه بعداً بهدنيا مىآيند- و در واقع، كودك شيرخوار، يكى از فرزندان اين خانواده بهحساب مىآيد و كليه كسانى كه در جدول گذشته برشمرديم از راه شيرخوارگى بر اين كودك محرم مىشوند. «1» پدر اصلى كودك رضاعى، نمىتواند با هيچيك از فرزندان پدر رضاعى او ازدواج كند؛ چنانكه نمىتواند با فرزندان نسبى مادر رضاعى كودك، ازدواج كند. «2» اگر مادربزرگى، نوه دخترى خود را با شرايط يادشده شير بدهد، مادر كودك بر همسرش حرام مىشود و عقد ازدواج آنها باطل مىگردد. «3» اگر كسى در تحقّق شيرخوارگى يا برخى از شرايط آن از نظر كمّى و كيفى ترديد داشته باشد بايد بنا را بر عدم محرميت بگذارد. «4» ج- سببى پيمان زناشويى نيز، سبب محرميت ميان برخى از افراد دو فاميل مىشود كه در جدول زير آمده است: «5» «6» رديف محارم سببى مرد محارم سببى زن 1 مادر و مادربزرگهاى زن بهبالاپدر و پدربزرگهاى مرد بهبالا 2 دختر زن (نادخترى) و نوههاى او تا آخر 5 پسر شوهر (ناپسرى) و نوههاى او تا آخر 3 زن پدر (نامادرى) بر فرزند به پايينشوهر مادر (ناپدرى) 4 زن پسر (عروس) احكام خانواده 39 الف. اطاعت ص : 39 بر پدر به بالاشوهر دختر (داماد) 6 احكام محرميت سببى مرد نمىتواند بدون اجازه همسر خود با دختر برادر يا دختر خواهر او ازدواج كند. «1» ازدواج با دو خواهر در يك زمان جايز نيست؛ خواه خواهران نَسَبى باشند يا رضاعى و خواه ازدواج دائم باشد يا موقّت. پس اگر با يكى از خواهران ازدواج كند، عقد دومى باطل است و اگر هردو را با يك عقد بخواهد به ازدواج خود درآورد يا صيغه عقد آنها را همزمان اجرا كنند، عقد هردو باطل است. «2» اگر زن و مردى از يكديگر جدا شوند و با افراد ديگرى ازدواج كنند، دختر و نوههاى پسرى و دخترى زن بر شوهر اوّل و پسر و نوادگان پسرى و دخترى مرد بر همسر اول او محرم هستند. «3» احكام محرم و نامحرم گذشته از حكم ممنوعيت و حرمت ازدواج با محارم- اعم از نسبى، و سببى و رضاعى- درباره محرم و نامحرم احكام ديگرى وجود دارد كه پارهاى از آنها به قرار زير است: 1. نگاه كردن نگاه كردن مرد به بدن زن نامحرم، چه با قصد لذت و چه بدون آن، حرام است و نگاه كردن به صورت و دستها اگر به قصد لذت باشد حرام است؛ ولى اگر بدون قصد لذّت باشد مانعى ندارد و نيز نگاه كردن زن به بدن مرد نامحرم حرام است. «4» مرد نبايد با قصد لذت به بدن مرد ديگر نگاه كند و نگاه كردن زن هم به بدن زن ديگر با قصد لذت حرام است. «5» مرد و زنى كه با يكديگر محرمند، اگر قصد لذت نداشته باشند مىتوانند غير از عورت به تمام بدن يكديگر نگاه كنند. «1» سؤال 1. نگاه كردن زن به دست و صورت مرد نا محرم چگونه است؟ جواب. بدون قصد تلذذ و ريبه مانع ندارد. «2» سؤال 2. بعضى از آقايان با لباسهاى آستين كوتاه و يقه باز هستند، اگر ناخود آگاه به آنان نگاه كنيم حرام است يانه؟ جواب. نظر غير عمدى اشكال ندارد. «3» سؤال 3. آيا نگاه كردن به صورت يا بدن مرد نامحرم اگر به صورت عكس يا فيلم باشد اشكال دارد؟ جواب. حكم نظر به اجنبى را ندارد. «4» سؤال 4. نگاه كردن زن به آقايانى كه در تلويزيون صحبت مىكنند و مشخص هستند چه صورت دارد؟ جواب. مانع ندارد. «5» 2. پوشش و حجاب بر زن واجب است كه تمام بدن خود را از نامحرم بپوشاند؛ ولى پوشاندن وجه و كفين لازم نيست. مگر آنكه مفسدهاى داشته باشد. «6» بر مرد نيز واجب است عورتين خود را از مكلفين- و حتى خواهر و مادر خود- بپوشاند؛ ولى زن و شوهر لازم نيست عورت خود را از يكديگر بپوشانند. «7» سؤال 1. آياحجاب از ضروريات اسلام است؟ جواب. اصل حكم حجاب از ضروريات است و منكر آن حكم منكر ضرورى را دارد و منكر ضرورى محكوم به كفر است، مگر اينكه معلوم باشد كه منكر خدا يا رسول نيست. «1» سؤال 2. آيا حجاب تنها چادر است؟ يا مانتو و شلوار همراه با روسرى بلند يا مقنعه هم حجابى كامل است؟ و آيا ظاهر شدن با لباس گشاد و روسرى بلند كه به روى شانههابيفتد از لحاظ اسلام حجاب نيست؟ جواب. زن بايد تمام بدن را- به استثناى دستها تا مچ و صورت- از مرد نامحرم بپوشاند و در حجاب، لباس خاصى معتبر نيست، اگر چه پوشيدن چادر بهتر است و از لباسهايى كه جلب توجه نامحرم كند، اجتناب شود. «2» سؤال 3. گناه و كيفر زنى كه موى سرش بيرون و معلوم باشد چيست؟ جواب. حجاب از نامحرم واجب است و كسى كه دانسته تخلف مىكند بايد او را نهى از منكر نمايند. «3» سؤال 4. حدود پوشش شرعى مرد نسبت به زن نامحرم تا كجاست؟ جواب. نظر زن به بدن مرد اجنبى جايز نيست، ولى بر مرد لازم نيست خود را بپوشاند. «4» 3. گفت و گو شنيدن صداى زن نامحرم، مادامى كه با قصد لذت و شهوت نباشد، بنابر اقوا جايز است. همچنين سخن گفتن بانوان با نامحرم در رساندن صداى خود به آنان در صورتى كه بيم فتنه و فساد نباشد، جايز است، اگر چه احتياط آن است كه شنيدن صداى زن نامحرم و يا شنواندن زن صداى خود را به مرد نامحرم در غير موارد ضرورى ترك شود، به ويژه اگر زن جوان باشد. ولى گفت وگوى زن با مردان بيگانه با كيفيت تحريك كننده حرام است، مانند نازك كردن صدا، نرم سخن گفتن و زيبا ساختن صدا كه شخص بيمار دل را به طمع اندازد. «1» سؤال 1. صحبت با مرد نامحرم در حد احوال پرسى و يا بيشتر از اين چه صورت دارد؟ جواب. اگر مفسده ندارد جايز است. «2» سؤال 2. سلام كردن زن به مرد نامحرم صحيح است يا نه (با در نظر گرفتن روابط اجتماعى)؟ جواب. اشكال ندارد. «3» سؤال 3. مذاكره مرد و زن نامحرم چه صورت دارد؟ سخنرانى مرد جوان در بين خواهران و بالعكس چه صورت دارد؟ جواب. با حفظ حجاب اسلامى مانع ندارد، مگر آنكه مفسدهاى دربين باشد. «4» 4. تماس بدنى هر كس كه نگاه كردن به او حرام است، مس نمودن او نيز حرام است. پس مس نمودن زن نامحرم توسط مرد نامحرم و عكس آن جايز نيست. «5» دست دادن مرد با زن نامحرم، جايز نيست؛ اما اگر دست پوشش داشته باشد، اشكالى ندارد، ولى بنابر احتياط دست زن را فشار ندهد. «6» 5. اختلاط زن و مرد سؤال 1. زنى كه مىخواهد به تحصيل خود ادامه دهد كه بعدها شغلى انتخاب كند (البته شغل حلال) ولى فعلًا ادامه تحصيل ملازم با اين است كه با مرد نامحرم روبه رو شود؛ مثلًا در دانشگاه نزد مرد درس بخواند يا اينكه با مردها در يك كلاس باشد. آيا اينگونه تحصيل جايز است يا خير؟ جواب. ادامه تحصيل در رشتههاى حلال اشكال ندارد وليكن تستّر از اجانب و خوددارى از اختلاط با آنها لازم است و اگر ادامه تحصيل مستلزم اختلاط با اجانب باشد و مفاسد دينى و اخلاقى در برداشته باشد ترك كند. «1» سؤال 2. درس خواندن زنان در دانشگاه (با وجود استادهاى مرد و استفاده از كلاسهايى كه دخترها و پسرها با هم هستند و سوار شدن در سرويسهاى دانشگاه به طور مختلط) آيا جايز است؟ البته فساد به همراه ندارد. جواب. با فرض عدم مفسده و مراعات حجاب اسلامى و ساير وظايف مانع ندارد. «2» پرسش 1. هفت دسته محارم نسبى را نام ببريد. 2. شير خوارگى، با چه شرايطى سبب محرميت مىشود؟ 3. چه كسانى با پيوند زناشويى با زن، محرم مىشوند؟ 4. آيا حجاب تنها چادر است؟ 5. دست دادن زن با مرد نامحرم چه حكمى دارد؟
درس چهارم حقوق شوهر
ازدواج، پيمانى است كه ميان مرد و زن، منعقد مىشود و هريك از آنها با اجراى صيغه عقد، در واقع، قراردادى را امضا كردهاند كه حقوق و وظايف هريك از آنان را بهوضوح بيان كرده است و شرع و عقل و عرف، پايبندى به آنها را ضرورى مىدانند. آنچه در اين درس بيان مىكنيم، مهمترين حقوقى است كه شوهر نسبت به همسر خويش دارد. الف. اطاعت آفريننده دانا و توانا، با ظرافت و حكمت، سرپرستى و مديريت كانون خانواده را به مرد سپرده. در قرآن مجيد فرموده است: الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما انْفَقُوا مِنْ امْوالِهِمْ ... فَانْ اطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبيلًا. (نساء: 34) مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، به احكام خانواده 44 ج. بيرون نرفتن از منزل ص : 44 دليل برترىهايى كه خداوند براى برخى نسبت به برخى ديگر قرار داده است و نيز انفاقى كه از ثروتهايشان [در مورد زنان] مىكنند ... پس اگر از شما اطاعت كردند، راهى براى تعدّى بر آنها نجوييد. منظور از اطاعت، فرمانبردارى زن از شوهر در مطلق استمتاعات و امور مربوط به آن و خروج از منزل است. در غير اين دو مورد، زن موظف به اطاعت از شوهر نيست. استفتاءات زير را با هم مىخوانيم. سؤال 1. تكليف زنى كه مردش او را مجبور كرده، نماز نخواند و حجابش رابرداردچيست؟ جواب. اطاعت شوهر در امر به ترك نماز و حجاب واجب، جايز نيست؟ «1» سؤال 2. آيا مرد حق دارد به زنش بگويد: موهاى خود را كوتاه نكن؟ جواب. حق ندارد؛ ولى [زن] بايد مراعات حال شوهر را بنمايد؟ «2» سؤال 3. اگر شوهر به زن بگويد: (بيا برويم مهمانى) و زن يك بار به مهمانى برود و ببيند كه مجلس مهمانى مجلس گناه است و به شوهر بگويد: (دفعه بعد اگر بخواهى به چنين مهمانيها و مجلسها بروى من با تو نمىآيم) و شوهر بگويد: (نه، تو بايد هر جا من گفتم بيايى) زن در اينجا چه وظيفهاى دارد؟ آيا بايد در مجلس مهمانى كه گناه است به خاطر اطاعت از شوهر برود يا نه؟ جواب. در فرض مرقوم نبايد از شوهر اطاعت كند و جايز نيست به مهمانى مزبوربرود. «3» سؤال 4. اصولًا اطاعت زن از شوهر خود تا چه حدودى هست؟ مثلًا اگر مردى به زن خود هيچ گونه اجازه خروج از منزل را ندهد و از روى خود خواهى يا عدم اطلاع از دين خود امر و نهى كند، زن در اين گونه موارد چه وظيفهاى دارد؟ جواب. خروج زن از منزل در غير موارد وجوب منوط به اذن شوهر است و در غير استمتاعات و امور مربوطه به آن واجب نيست دستورات شوهر را اطاعت كند و اگر شوهر مرتكب خلافى مىشود، زن غير از امر به معروف و نهى از منكر وظيفهاى ندارد. «4» سؤال 5. شوهر اجازه صحبت و برخورد و غذا خوردن زن را در سر يك سفره با نامحرم نمىدهد. آيا زن مىتواند با مرد نا محرم بر سر يك سفره بنشيند؟ جواب. اگر زن مواظب وظايف شرعى خود باشد شوهر نمى تواند او را منع كند. «5» سؤال 6. اطاعت از شوهر در چه موقعى لازم و ضرورى است و در چه موقع غير ضرورى است و واجب نيست؟ جواب. اطاعت واجب فقط در امور مربوط به استمتاع است و بدون اجازه شوهر نبايد از خانه خارج شود، مگر اينكه در ضمن عقد شرط كرده باشد يا براى كار واجبى بخواهد از منزل خارج شود. «1» سؤال 7. عواقب اطاعت نكردن از شوهر در استمتاعات و خروج از منزل چيست؟ جواب. اگر زن [در اين گونه موارد] از شوهرش اطاعت نكند، گناهكار است و حق غذا، لباس، منزل و همخوابى ندارد؛ ولى مهريه او از بين نمىرود. «2» ب. تمكين تمكين يعنى آمادگى زن در برابر كامجوييهاى مشروع شوهر. همانطور كه پيشتر اشاره كرديم، ازدواج از ديدگاه اسلام، امرى مقدّس، خدايى و كمالآفرين است و انسانها بدون ازدواج به برخى از كمالات نايل نمىشوند. شهيد مطهّرى (ره) در اينباره مىگويد: در ميان غرايز شهوانى انسان، هر غريزهاى كه اشباع شود، اشباع آن تأثيرى در معنويت انسان ندارد، جز غريزه جنسى؛ لهذا ازدواج از نظر اسلام، سنّت و مستحب تعبير شده. علّت اساسى اين است كه هر مقدار الفت زوجين به يكديگر بيشتر باشد، يكقدم از «خودِ فردى» خارج شدهاند ... تجربه نشان داده است افرادى كه در تمام عمر بهخاطر هدفهاى معنوى، مجرّد زندگى كرده و نخواستهاند داراى زن و بچّه باشند كه مانع رسيدن آنها به معنويت شود، در همه آنها يك نوع نقص، هرچند بهصورت يك خامى وجود داشته است؛ گويى انسان يك نوع كمال روحى دارد كه آن كمال روحى كه در همه مكتبها و مدرسهها حاصل نمىشود، [و در سايه ازدواج حاصل مىشود.] «3» قرآن مجيد، از همسر، تعبير به لباس كرده، مىفرمايد: هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ انْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ» (بقره: 187) زنان، لباس شما هستند و شما [مردان] لباس آنان هستيد. ظاهر واژه لباس، همان معناى معروفش مىباشد و در اينجا به استعاره بهكار رفته است؛ زيرا هريك از زن و شوهر، طرف ديگر را از ارتكاب فسق و فجور و اشاعه آن در ميان مردم، حفظ مىكند. پس در واقع، مرد، لباس و ساتر زن است و زن هم ساتر مرد است. «1» در ديدگاه اسلام، زناشويى، هدفى انسانى و روحى و بسيار فراتر از ارضاى غريزه جنسى است و به همين دليل نيز، زن را موظّف كرده در برابر اين خواست طبيعى مرد، كاملًا تمكين كند و او را از اين حقّ طبيعى محروم ننمايد؛ چنانكه مرد را موظّف كرده كه به درخواست فطرى زن، پاسخ مثبت دهد. بنابراين: زنى كه عقد دائمى شده ... بايد خود را براى هر لذّتى كه شوهر مىخواهد تسليم نمايد و بدون عذر شرعى از نزديكى كردن او جلوگيرى نكند. «2» همچنين زن بايد خود را براى شوهرش بيارايد، بوى خوش استعمال كند و بهترين لباسهاى خود را بپوشد؛ چنانكه امام صادق (ع) از رسول اكرم (ص) چنين نقل كرده است: ... عَلَيْها انْ تَطَيَّبَ بَاطْيَبِ طيبِها وَ تَلْبَسَ احْسَنَ ثِيابِها وَ تَزَيَّنَ بِاحْسَنِ زينَتِها وَ تَعْرُضَ نَفْسَها عَلَيْهِ غُدْوَةً وَ عَشِيَّةً وَ اكْثَرُ مِنْ ذلِكَ حُقُوقُهُ عَلَيْها. «3» بر زن لازم است بهترين عطر را به خود بزند و نيكوترين جامه خويش را بپوشد و جالبترين زيورآلاتش را بياويزد و خود را هر صبح و شام در اختيار شوهرش قرار دهد و حقوق شوهر بر زن، از اين نيز بيشتر است. موضوع تمكين زن در برابر شوهر از نظر اسلام به اندازهاى مهم است كه امام باقر (ع) مىفرمايد: رسول خدا (ص) به زنان مسلمان مىفرمود: لاتَطُولَنَّ صَلاتَكُنَّ لِتَمْنَعْنَ ازْواجَكُنَّ. «4» نمازتان را طولانى نكنيد تا مانع كاميابى شوهرانتان نشويد!
محدوده تمكين تمكين زن در برابر شوهر منحصر به مسائل زناشويى و استمتاعات مشروع و خروج از منزل است و در موارد يادشده نيز زن، در شرط ضمن عقد مىتواند سهم بيشترى را از شوهر طلب كند؛ سؤال 1. آيا اين موضوع كه زن بايد در عمل زناشويى از شوهر خود تمكين كند، حدى دارد يا اينكه به طور محدود هر گاه شوهر خواست، بايد زن تمكين كند (البته در مواقعى كه عذر شرعى نداشته باشد)؟ جواب. هرگاه شوهر بخواهد، زن بايد تمكين كند. «1» سؤال 2. آيا به اين دليل كه كودك بايد دو سال كامل شير بخورد، مىتوان از نزديكى با شوهر اجتناب كرد (چون در آن صورت احتمال مجدد حاملگى و قطع شير هست)؟ جواب. در فرض مرقوم در صورت در خواست شوهر، زن حق امتناع ندارد. «2» سؤال 3. دخترى كه به عقد فردى در آمده و هنوز مدخوله نيست، از شوهرش تقاضاى نفقه مىنمايد؛ اما شوهرش مىگويد تا زن تمكين نكند نفقهاش را نمىدهد و زن هم اظهار مىدارد كه تا تمام مهريه را نگيرد، تمكين نمىكند. آيا او مستحق نفقه حال و گذشته هست يا نه؟ جواب. در فرض مسئله كه زن براى گرفتن مهريه تمكين نكرده، نفقه ساقط نمىشود. «3» سؤال 4. آيا ... زن مىتواند بگويد: (تا مهر مرا ندهى تمكين نمىكنم)؟ و بر فرض اينكه بتواند بگويد، آيا [در صورت امتناع از تمكين] ... مستحق نفقه مىشود؟ جواب. اگر بعد از عقد تمكين نكرده، مىتواند تا گرفتن مهر خود تمكين نكند و در اين صورت استحقاق نفقه دارد. «4» سؤال 5. تمكين و آميزش در چه مواردى از نظر شرعى ممنوع و حرام است؟ جواب. برخى از موارد آن عبارت است از: 1. ايام عادت ماهانه؛ در صورت ارتكاب، مرد بايد كفاره بدهد. 2. ايام نفاس (نقاهت پس از زايمان)، در صورت ارتكاب، احتياط واجب آن است كه مرد كفاره بدهد. 3. در روزهايى كه زن، روزه واجب گرفته است و كسى كه به واسطه مسافرت يا مرض (در ماه رمضان) روزه نمىگيرد، نمىتواند زن روزه دار خود را به آميزش مجبور كند. در صورت مجبور كردن او، بنابر احتياط بايد كفارهاش را بدهد. «1» ج. بيرون نرفتن از منزل زن نبايد بدون اجازه شوهر از منزل خارج شود، حتى نمىتواند به خانواده خويش سركشى كند. «2» امام صادق (ع) مىفرمايد: رسول خدا (ص) اجازه نداده كه زن، بدون اجازه شوهرش از منزل خارج شود و اگر چنين كند، همه فرشتههاى آسمان و هر چيزى كه او بر آن مىگذرد- از ج احكام خانواده 50 3. بيتوته ص : 50 ن و انس- وى را لعنت مىكنند، تا به منزل بازگردد. «3» سؤال 1. آيا زن با ادعاى تنفر از شوهر مىتواند خانه را ترك گويد يا خير؟ جواب. بدون اذن يا رضاى شوهر نمىتواند خانه را ترك گويد. «4» سؤال 2. عيال اين جانب مدتى است كه مرا در سن كهولت و با حالت مريضى بدون اجازه ترك نموده است، آيا شرعاً او مىتواند بدون اجازه و رضايت من خانه را ترك نمايد يا آنكه بدون اجازه به زيارت اماكن متبركه برود؟ جواب. خروج زن از منزل ولو براى زيارات مستحبه بايد با اذن شوهر باشد و در واجبات اذن شوهر معتبر نيست. «5» سؤال 3. آيا زن بدون اجازه شوهرش مىتواند در مجالس روضه و مسجد، يا مجالس مذهبى ديگر شركت نمايد يا خير؟ جواب. زن بدون اذن شوهر نبايد از منزل خارج شود مگر در واجبات. «1» سؤال 4. شركت زن در مراسم نماز جمعه، دعاى كميل، راهپيمايى در مراسم اسلامى، چه حكمى دارد؟ جواب. در غير واجبات، خروج از منزل منوط به اجازه شوهر است. «2» سؤال 5. آيا زن مجاز است بدون اجازه شوهر از منزل خارج شود و به مهمانى، گردش و حتى براى خريد بيرون برود؟ جواب. جايز نيست مگر در واجبات؟ «3» سؤال 6. همسر من شاغل است، بنده با كاركردن ايشان مخالف هستم ولى او نمىپذيرد، آيا مىتوانم شرعاً از كاركردن او جلوگيرى نمايم؟ جواب. خارج شدن زن از منزل بايد با اجازه شوهر باشد، مگر اينكه در ضمن عقد شرط كرده باشند كه زن بتواند خارج شود. «4» پرسش 1. زن در چه امورى بايد تابع شوهر باشد؟ 2. اگر زن در موارد لازم، از شوهرش اطاعت نكند، چه حكمى دارد؟ 3. در چه شرايطى مرد نمىتواند مانع تحصيل و كار همسر خود شود؟ 4. در چه مواردى تمكين زن در برابر شوهر حرام است؟ 5. آيا زن بدون اجازه شوهر مى تواند در مجالس روضه و مسجد يا مجالس مذهبى ديگر شركت نمايد؟
درس پنجم حقوق زن
زن با اجراى صيغه عقد، شريك زندگى مرد مىشود و از نظر شرع، عقل و عرف، حقوق خاصى به او تعلق مى گيرد كه مىتوان آنها را به دو نوع واجب و مستحب تقسيم كرد.
الف. حقوق واجب 1. مهريه چيزهايى را كه مىتوان مهريه قرار داد عبارتند از هر چه كه مسلمان بتواند مالك آن شود؛ از قبيل عين مانند خانه، باغ، دام، پول نقد، طلا ونقره، دين مانند چك و سفته و غيره، منفعت، كار مباح، آموزش و حقوق مالى. مهريه مقدار معينى ندارد؛ بلكه هر مقدار كه مورد رضايت و توافق زن و مرد قرار گيرد خواه كم باشد يا زياد. البته نه به آن اندازه كه بر اثر كمى از ماليت خارج باشد و از آن سو مستحب است كه بيشتر از مهر السنه يعنى 500 درهم نباشد. «1» سؤال 1. مسئلهاى كه اكثر جوانان در موقع ازدواج با آن روبه رو هستند گرفتن مهريه زياد از طرف والدين دختر مىباشد ... نظر حضرت عالى در مورد زياد بودن مهريه چيست؟ جواب. در اسلام حدى براى مهريه به نحو لزوم معين نشده، ولى مستحب مىباشد كه مخارج ازدواج و همچنين مهريه را كم كنند و نيز مستحب است مقدار مهريه از مهرالسنه كه پانصد درهم است زيادتر نباشد. «2» سؤال 2. مهر السنه در زمان ما چقدر است؟ و آيا در يك عقد ازدواج مىشود هم مهر السنه را به حساب آورد و هم مبلغ ديگر و چيز ديگرى را به آن ضميمه نمود؟ جواب. مقدار مهر السنه 5/ 262 مثقال نقره مسكوك است و تقويم آن موكول به عرف بازار است و ضميمه آن با چيز ديگر مانع ندارد. «1» سؤال 3. آيا در تعيين مقدار مهريه توافق دختر و پسر كافى است يا آنكه والدين آنان هم حق اعمال نظر دارند؟ جواب. بستگى به توافق دختر و پسر دارد. «2» 2. نفقه منظور از نفقه، تأمين مخارج و نيازمنديهاى عادى زندگى اعم از خوراك، پوشاك، مسكن و لوازم زندگى، دارو و درمان، لوازم بهداشتى و آرايشى و مانند آن است. خوراك: خوراك زن از نظر كمى و كيفى بايد به گونهاى باشد كه او را سير كند، موافق طبع او باشد و نيازمنديهاى بدنش را برآورده سازد؛ همين طور غذاى متداول و متعارف بين مردم باشد. همچنين زن مستحق ميوه فصل به اندازه متعارف و موادى چون قند و چاى و مانند آن مىباشد. پوشاك: پوشاك او نيز در حد متعارف همشهريهايش بايد تأمين شود و مرغوبيت آن از نظر اندازه و جنس و زمستانه و تابستانه، مدنظر قرار گيرد و اگر زن از زيباپوشان است، بايد گذشته از پوشش بدن، لباسى را كه امثال او مىپوشند، برايش تهيه كند. «3» مسكن: زوجه، مستحق مسكنى است كه شايسته حال او و امثال اوست، و اين حق را دارد كه مسكن مستقل مطالبه كند، خواه ملكى باشد يا اجارهاى و عاريهاى. چنان كه اثاث منزل نيز بايد در حدّ متعارف برايش فراهم شود. «4» دارو و درمان:
داروهاى متعارفى كه مردم در طول ماهها و سالها به جهت بيماريها و دردها معمولا به آن نياز دارند، جزو نفقه است، ولى ظاهر آن است كه دارويى كه در معالجات سخت مصرف مىشود و به طور اتفاقى به آن نياز پيدا مىكند، به ويژه اگر به بذل مال فراوان محتاج باشد جزو نفقه نيست. «1» امور بهداشتى: ظاهر آن است كه اجرت حمام- هنگام نياز- جزو نفقه است. در صورتى كه محل زندگى زن از جاهايى است كه حمام كردن در خانه متعارف نيست و يا به دلايلى متعذر يا سخت است. «2» سؤال 1. آيا علاوه بر نفقه و نيازهاى ضرورى زن كه بر شوهر مىباشد نيازهاى ديگر زن كه جنبه معنوى دارد، از قبيل خريد كتاب، پول براى انفاق به فقرا، هديه دادن و غيره، نيز بر عهده شوهر است؟ جواب. رفع نيازهاى مورد سؤال بر شوهر واجب نيست. «3» سؤال 2. در صورتى كه زن درآمد كافى داشته باشد، آيا شوهر مىتواند از پرداختن نفقه به همسر خود امتناع ورزد؟ جواب. نفقه زن بر شوهر واجب است گرچه زن در آمد كافى داشته باشد. «4» سؤال 3. ... آيا كسى كه عائلهاش را رها كرده و رفته است، نسبت به مخارج فرزندان خود بدهكار است يا نه؟ اگر نيست، تكليف آن شخصى كه خرجى اين فرزندان را داده- به اميد اينكه مخارجش را از پدر بچهها بگيرد- چيست؟ جواب. اگر زن استحقاق نفقه داشته باشد، نفقه او دين است بر عهده شوهر، و نفقه گذشته فرزند، دين بر عهده پدر نيست و اگر زن به امر و اجازه حاكم شرع نفقه خود و فرزندش را از كسى بر عهده شوهر قرض كرده، شخص قرض دهنده مىتواند به شوهر رجوع كند. «5» سؤال 4. اگر زن نفقه خود را پس انداز كند، شوهرش حق باز پسگيرى آن را دارد؟ جواب. اگر شوهر، مخارج زن را به شكل هفتگى يا ماهانه بپردازد و زن آن را خرج نكند يا صرفه جويى نمايد، حق باز پسگيرى آن را ندارد. «1» سؤال 5. نفقه با چه شرايطى واجب است؟ جواب. شرايط وجوب نفقه عبارتند از: 1. دائمى بودن زوجه، پس نفقه به همسر موقت تعلق نمىگيرد. 2. تمكين زوجه در آنچه اطاعت شوهر لازم است، پس زنى كه از اطاعت شوهر تمرد كند، حق نفقه ندارد. 3. پايبندى زوجه به دين مقدس اسلام، پس اگر زن مرتد شود، حق نفقه ندارد. «2» 3. بيتوته مرد، مجاز نيست همسرش را به گونهاى رها كند كه معلوم نباشد آيا شوهر دارد يا ندارد و طلاق داده شده يا نشده. زن را در اين حالت «معلّقه» مىگويند و ضرورت دارد مرد به قدر لازم به همسرش سركشى كند و شبهايى را نزد او بماند كه به حالت معلّقه درنيايد. اين كار را اصطلاحاً «حق بيتوته: همخوابگى» مىنامند كه به شكلهاى زير ضرورت مىيابد. الف. اگر مرد، يك همسر دائمى دارد، بيتوته حد معينى ندارد، ولى نمىتواند زن را به حالت معلّقه رها كند. ب. اگر مرد، بيش از يك همسر دائمى دارد؛ وقتى پيش يكى از آنها بيتوته كند، واجب است نزد ديگرى نيز بيتوته كند. «3» 5. زن- خواه دائمى باشد خواه موقت- در هر چهار ماه، حق يك بار آميزش دارد و براى شوهر جايز نيست، او را از چنين حق احكام خانواده 56 ب. هنگام زايمان ص : 54 ى محروم كند، مگر اين كه او اجازه بدهد يا عذرى مانع اين كار باشد. «4» ب. حقوق مستحب: منظور از حقوق مستحبى، امورى است كه رعايت آنها از سوى شوهر، سبب تقويت بنياد خانواده مىگردد و مرد از اين طريق به پاداش الهى نايل مىشود؛ گرچه مراعات آنها الزام آور نيست و زن نمىتواند هيچ يك را مطالبه كند. برخى از آن حقوق عبارت است از: 1. توسعه رفاهى براى مرد، زيبنده است نسبت به توسعه اقتصادى و فزونى درآمد خود، بر رفاه و آسايش خانواده خويش بيفزايد و به تعبير رهبر عظيم الشأن اسلام (ص): إِنَّ الْمُؤْمِنَ يَأْخُذُ بِآدابِ اللَّهِ؛ اذا وَسَّعَ اللَّهُ عَلَيهِ اتَّسَعَ وَ اذا امْسَكَ عَنهُ امْسَكَ. «1» مؤمن به آداب الهى عمل مىكند؛ هر گاه خدا به او توسعه دهد، او نيز [ديگران را] توسعه مىدهد و هر گاه خدا از او باز دارد، او نيز چنين مىكند. امام رضا (ع) نيز مىفرمايد: يَنْبَغى لِلرَّجُلِ انْ يُوَسِّعَ عَلَى عَيالِهِ لِئَلَّا يَتَمنَّوْا مَوْتَهُ. «2» شايسته است مرد، بر عيالش، توسعه دهد تا مرگ او را آرزو نكنند! 2. آمادگى و آراستگى ميان زن و شوهر، رابطه عاطفى و عشق و محبت الهى، برقرار است و هر يك از آنها موظفند در تحكيم و صيانت چنين رابطهاى كوشا باشند. به همين دليل مرد بايد همواره به گونهاى آراسته و خوش نما باشد كه محبت همسرش را به خود معطوف دارد و اگر برعكس عمل شود، ارتباط عاطفى ميان آنها ضعيف و در مواردى- نيز- خطر ساز مىشود. در روايات اسلامى، همان گونه كه زن موظف شده تا خود را براى شوهر بيارايد، به مردان نيز چنين سفارشى شده است و بزرگان اسلام، چنين سنتى داشتهاند؛ حسن بن جهم مىگويد: امام رضا (ع) را ديدم كه محاسنش را رنگين كرده بود، با تعجب پرسيدم فدايت شوم، شما نيز محاسنتان را خضاب كردهايد؟! فرمود: آرى. آراستگى و آمادگى مرد از جمله كارهايى است كه بر عفت و پاكدامنى زن مىافزايد و اگر مردان خود را براى همسرانشان آماده نكنند، عفت زنان كاهش مىيابد و همان گونه كه تو دوست ندارى همسرت را بى تفاوت ببينى، او نيز چنين حالتى را از تو نمىپسندد، اصولا نظافت و خوشبويى و اصلاح سر و صورت از اخلاق پيامبران است. «1» 3. محدوديت كارى مرد بايد در حد توان، از واگذاردن كار به خصوص كارهاى سخت و طاقت فرسا به همسر خويش امتناع ورزد. شايستهترين كارها براى زن، تربيت فرزند صالح و خوب شوهر دارى كردن است. وقتى حضرت زهرا و على (ع) براى تقسيم كارهايشان با رسول اكرم (ص) مشورت كردند، آن حضرت، كارهاى خارج از منزل را به اميرمؤمنان (ع) و كارهاى داخلى منزل را به حضرت زهرا (س) واگذار كرد. حضرت زهرا (س) پس از اين تقسيم بندى فرمود: كسى جز خدا نمىداند كه من چقدر مسرور شدم از اينكه پيامبر (ص) مرا از كارهاى خارج از منزل و درگيرى با مردان معاف كرد! «2» پرسش: 1. حقوق واجب زن را نام ببريد. 2. نفقه چيست و محدوده آن كدام است؟ 3. آيا اگر زن نفقه خود را پس انداز كند، شوهرش حق بازپسگيرى آن را دارد؟ 4. نفقه با چه شرايطى واجب است؟ 5. چند نمونه از حقوق مستحب همسر را نام ببريد.
درس ششم حقوق كودك
فرزندان، شكوفههاى زندگى و عامل تحكيم اساس خانواده هستند كه در اسلام، آداب و رسوم و قوانين و دستورهاى ارزشمندى به آنان اختصاص يافته است. از آنجا كه بيان همه آنها كتابهاى مستقلى را مىطلبد، در اين درس، اندكى از حقوق انبوه كودك را يادآورى مىكنيم.
الف. ايام باردارى نخستين حق كودك «حق حيات» است كه با استقرار و انعقاد نطفه در رحم مادر، شروع مىشود و پدر و مادر موظفند چنين حقى را به رسميت بشناسند و از موجوديت كودك بالقوه خويش صيانت كنند. مهمترين وظايف پدر و مادر، در اين عرصه عبارت است از: - امنيت و تغذيه كافى؛ مادر بايد در دوران باردارى از امنيت و تغذيه سالم برخوردار باشد، تا سلامت و رشد جنين را تأمين كند؛ تأثير امنيت جسمى و روحى مادر بر جنين، امرى محسوس و غير قابل ترديد است و نيازى به بحث ندارد. درباره تغذيه مادر نيز سخن فراوان است. دستور كلى، تغذيه كافى و استفاده از غذاها و ميوههاى مقوى و خوشبو و انواع ويتامينهاى مورد نياز است و راز اين كه بانوان باردار، ميل شديد (ويار) به برخى از غذاها پيدا مىكنند نيز همين است كه جنين آنها چنين غذايى را نياز دارد و نياز او به مادر منتقل مىشود. روايات متعددى از سوى پيشوايان معصوم (ع)، مسئله تغذيه مادر را مطرح كرده كه به دو روايت از پيامبر (ص) بسنده مىكنيم: اطْعِمُوا حَبالاكُمُ السَّفَرْجَلَ فَانَّهُ يُحْسِنُ اخلاقَ اوْلادِكُمْ. «1» به زنان باردارتان «به» بخورانيد كه اخلاق فرزندانتان را نيكو مىكند. اطْعِمُوا حَبالاكُمُ اللُّبانَ فَانَّ الصَّبىَّ اذا غُذِّىَ فِى بَطْنِ امِّهِ بِاللُّبانِ اشْتَدَّ قَلْبُهُ وَ زيدَ عَقْلُهُ. «2» به زنان حامله، كندر بخورانيد كه كودك، وقتى در شكم مادر، كندر تغذيه كند، دلش محكم و خردش افزون مىگردد. ب. هنگام زايمان زايمان و نوزاد در اسلام، آداب خاصى دارند كه برخى واجب و برخى مستحب است؛ ما در اينجا به بيان آداب مهم بسنده مىكنيم. 1. زايمان: هنگام زايمان، تنها زنان بايد در كارها دخالت كنند و مردان، حق دخالت در كارهايى كه مستلزم نگاه حرام است ندارند، مگر آنكه زنى حاضر نباشد و چارهاى جز دخالت مردان نباشد. البته دخالت همسر مانعى ندارد، گرچه زنان بتوانند كار وى را انجام دهند. «3» 2. شست و شو: مستحب است نوزاد را پس از تولد- در صورتى كه برايش ضرر نداشته باشد- بشويند. «4» 3. خوراك مادر و نوزاد: در روايات اسلامى، تأكيد شده كه نخستين غذاى مادر رطب (خرماى تازه) باشد. رسول كرم (ص) فرموده است: لِيَكُنْ اوَّلُ ما تَأكُلُهُ النَّفْساءُ الرُّطَبَ. «5» نخستين غذاى زائو، بايد رطب باشد. حضرت صادق (ع) نيز سفارش كرده كه: حَنِّكُوا اوْلادَكُم بِتُربَةِ الحُسَيْن (ع) فَانَّهُ امانٌ. «1» كام فرزندانتان را با تربت سيد الشهداء (ع) برگيريد كه امنيت آنان را تضمين مىكند. 4. آواى ملكوتى: بهتر است نخستين صدايى كه به گوش نوزاد مىرسد آواى توحيد باشد و مستحب است در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفته شود. «2» 5. نام گذارى: از حقوق لازمى كه فرزند بر پدر دارد، انتخاب نام نيكوست و بهترين نامها، نام هايى است كه معناى بندگى خدا را داشته باشد، مثل عبداللَّه، عبدالرحيم و عبدالرحمان، و سپس نامهاى پيامبران و امامان (ع) اولويت دارد كه بهترين آنها «محمد» است و اگر كسى داراى چهار فرزند پسر شود، مكروه است كه نام يكى از آنها را محمد نگذارد. «3» 6. اصلاح سر و ختنه: مستحب است روز هفتم، سر نوزاد را بتراشند و به وزن آن طلا يا نقره به مستمندان، صدقه دهند. «4» ختنه كردن پسر نيز واجب است و مستحب است آن را نيز در روز هفتم تولد انجام دهند گرچه مىتوان آن را به تأخير انداخت و اگر تا هنگام بلوغ پسرى را ختنه نكنند، بر خود او واجب مىشود اقدام كند و ختنه، شرط صحت طواف خانه خدا در حج و عمره است. «5» 7. وليمه و عقيقه: مستحب است پس از ولادت نوزاد، وليمه دهند؛ چنان كه مستحب است براى ختنه كردن نيز وليمه دهند و اگر تا روز هفتم پسر را ختنه كنند، مىتوان يك وليمه به نيت هر دو سنت داده شود. «6» يكى از مستحبات مؤكد، «عقيقه» است، يعنى كشتن شتر يا گاو و گوسفند و صدقه دادن آن به نيت نوزاد. مستحب است براى پسر، حيوان نر و براى دختر، حيوان ماده، عقيقه كنند و مستحب است عقيقه در روز هفتم ولادت انجام پذيرد و هر قدر تأخير بيفتد، استحباب آن ساقط نمىشود و از هنگام بلوغ تا آخر عمر بر خود شخص مستحب است عقيقه خود را بدهد و پس از مرگ او نيز بر بازماندگانش مستحب است از سوى او عقيقه تولدش را بدهند. عقيقه بايد حتماً حيوان باشد و صدقه قيمت آن كافى نيست و مستحب است ران حيوان را به ماما اختصاص دهند و در پخش آن به شكل خام يا پخته مخيرند؛ چنان كه مىتوانند آن را بپزند و دست كم، ده نفر مؤمن را به خوردن آن دعوت كنند و هر چه مؤمنان بيشتر باشند، بهتر است و آنان پس از صرف غذا براى كودك دعا كنند. «1» ج. دوران شيرخوارگى مستحب است كودك از شير مادرش تغذيه كند؛ زيرا شير مادر، با بركتتر از شيرديگران است. مگر آنكه برخى جهات، مانند شرافت و طهارت شير ديگران يا خباثت مادر، شير ديگرى را در اولويت قرار دهد. «2» دوران كامل شيرخوارگى، دو سال تمام (24 ماه قمرى) است و تا 21 ماه نيز مىتوان آن را كاهش داد، ولى در صورت امكان و بدون ضرورت، نبايد بيش از آن كاهش دهند. «3» اگر پدر و جدّ كودك، توان تأمين شير او را داشته باشند، بر مادر واجب نيست كودك را به طور رايگان شير بدهد، بلكه مىتواند در ازاى شير، اجرت مطالبه كند، ولى اگر كودك يا پدر و جدّ او تمكن مالى نداشته باشند، بر مادر واجب است توسط خود يا زن ديگرى، شير كودك را تأمين كند و مخارج او را بپردازد. «4» اگر مادر، داوطلبانه حاضر شود مجانى يا با اجرت كمترى كودك خود را شير دهد بر ديگران ترجيح دارد، ولى اگر ديگران با اجرت كمترى حاضر شوند كودك را شير دهند، پدر طفل، حق دارد او را به آنان واگذارد. «5» در روايات متعددى از معصومين (ع)، آداب و رسوم و نكات مهمى پيرامون شيرخوارگى اطفال بيان شده كه در اينجا به دو روايت از امام صادق (ع) تبرك مىجوييم: الرَّضاعُ واحِدٌ وَ عِشْروُنَ شَهراً فَما نَقَصَ فَهُوَ جَوْرٌ عَلَى الصَّبِىِّ. «1» دوران شيرخوارگى [دست كم] 21 ماه است و هر چه از آن كاسته شود، بر كودك، ستمشدهاست. امام به بانويى به نام ام اسحاق- كه در حال شير دادن طفل خود بود- فرمود: يا امَّ اسْحاقَ لا تُرضِعيهِ مِن ثَدْىٍ واحدٍ وَ ارْضِعيهِ مِنْ كِلَيهُما يَكُونَ احَدُهُمَا طَعاماً وَ الاخَرُ شَراباً. «2» اى ام اسحاق! كودكت را از يك پستان شير مده، بلكه او را از دو پستان شير بنوشان تا يكى غذا و ديگرى نوشابهاش باشد. د. حق حضانت نگهدارى و تربيت كودك تا به سن بلوغ و رشد عقلى نرسيده، بر عهده پدر، مادر، جدّ يا ديگر نزديكان اوست كه از نظر فقهى به آن «حق حضانت» اطلاق مىشود كه به ترتيب: به مادر، سپس پدر و بعد به ديگر نزديكان تعلق مىگيرد. 1. مادر: مادر- به شرط آنكه آزاد، مسلمان و خردمند باشد- سزاوارترين كس به نگهدارى و پرورش كودك و ديگر مصالح او در دو سال شيرخوارگى است. بنابراين، كودك خواه پسر باشد يا دختر، خواه شير مادر بخورد يا از راه ديگرى تغذيه شود بايد در دامان مادر پرورش يابد و پدر نمىتواند او را از مادر جدا كند، گرچه كودك را از شير هم باز گرفته باشند. حضانت دختر تا هفت سالگى از آن مادر است و اگر مادر از شوهرش جدا شود تا هنگامى كه ازدواج مجدد نكند، حق حضانت برايش محفوظ است، و اگر مادر با فرد ديگرى ازدواج كند، حق حضانت او- چه درباره پسر و چه درباره دختر- از بين مىرود. تبصره: اگر مادر از شوهر دومش جدا شود، بعيد نيست كه حق حضانت او تجديد شود و احتياط آن است كه با پدر كودك صلح و سازش نمايد. «1» 2. پدر: حق حضانت پسر پس از دو سالگى و دختر پس از هفت سالگى از آن پدر است و اگر مادر پيش از اتمام حق حضانت از پدر جدا شود و ازدواج مجدد كند، حق حضانت به پدر منتقل مىشود. «2» با مرگ پدر، حق حضانت به مادر منتقل مىشود خواه ازدواج كند يا نكند؛ چنان كه اگر مادر در دوران حضانت خويش از دنيا برود، حق حضانت از آن پدر مىگردد. «3» 3. خويشان: با فقدان پدر و مادر، حق حضانت از آن خويشان كودك است و نخست به جدّ پدرى او مىرسد و اگر او يا وصى او نباشد، ديگر خويشان كودك- طبق اولويت ارثى- حق حضانت مىيابند و در صورت تعدد و تساوى، ميان آنها قرعه انداخته مىشود. «4» يك مسئله: حضانت با بلوغ و رشد «5» فرزند به پايان مىرسد و ديگر هيچ كس- حتى والدين- حق حضانت بر او را ندارند، بلكه جوان، اختيار خود را دارد؛ خواه پسر باشد يا دختر. «6» پرسش: 1. حقوق كودك در ايام باردارى را بيان كنيد. 2. آداب پس از زايمان را توضيح دهيد. 3. زمان كشتن عقيقه را بيان كنيد. 4. زمان شيرخوارگى چقدر است؟ 5. حق حضانت كودك از آن كيست؟
درس هفتم تنظيم خانواده
مسئله تحديد نسل يا تنظيم خانواده، ساليانى است كه نظر جامعه شناسان، اقتصاددانان و سياستمداران را به خود معطوف داشته و در ميان ملل جهان، طرفداران و مخالفانى را پيدا كرده است. حق يا ناحق بودن يا سودمند و زيانبار بودن اين مسئله را به اهلش وا مىگذاريم و در اينجا تنها به جنبه فقهى آن نظرى مىافكنيم. 1. آيا جلوگيرى مجاز است؟ جلوگيرى از ريختن منى در رحم زن بدون اشكال جايز است، در صورتى كه همسر دائمى مرد اجازه بدهد، ولى بدون اجازه همسر دائمى، بنابر اقوا مكروه است. «1» بنابراين طبق فتواى امام راحل (قدس سره) و بسيارى از فقها اصل جلوگيرى از بچهدار شدن اشكال ندارد و هر خانوادهاى اين حق را دارد كه طبق مصلحت خويش عمل كند و تعداد فرزندان خود را به تناسب توانايىهاى جسمى، مالى، جغرافيايى، فرهنگى و زمانى انتخاب نمايد، ولى الزامى در اين مورد در كار نيست؛ مگر آنكه دولت جمهورى اسلامى بنابر مصالحى كه تشخيص مىدهد، تنظيم خانواده را اجبارى كند كه در اين صورت، رعايت قانون، الزام شرعى نيز دارد. شرايط جواز جلوگيرى آنچه ياد شد مربوط به عمل جلوگيرى طبيعى و بدون استفاده از ابزار و داروهاى جديد و عدم دخالت ديگران است؛ ولى استفاده از راههايى كه امروزه مطرح است با سه شرط جايز است: الف. موجب نقص عضو يا عقيم شدن دائمى زن يا مرد نشود. ب. سبب لمس يا نگاه كردن حرام ديگران نباشد. ج. زن با اجازه شوهر از ابزار و دارو استفاده كند. سؤال 1. بستن لولههاى رحم براى جلوگيرى از حامله شدن چه صورتى دارد؟ جواب. اگر موجب نازايى دائمى نشود و ضرر به مزاج نرساند و همراه يا مستلزم محارم خارجى نشود اشكال ندارد. «1» سؤال 2. راههاى شرعى جلوگيرى از حاملگى را بيان فرماييد. جواب. جلوگيرى از حمل در صورتى كه موجب عقيم شدن يا نقص و فساد عضو نشود اشكال ندارد. «2» سؤال 3. گذاشتن دستگاه جلوگيرى از باردارى جايز است يا خير؟ جواب. اگر دستگاه به وسيله كسى كه جايز نيست لمس يا نظر به عورت او كند گذاشته مىشود و مستلزم لمس و نظر است، حرام است و در غير اين صورت مانع ندارد، مگر اينكه موجب عقيم شدن يا نقص عضو شود. «3» سؤال 4. آيا دلايلى مانند مشكلات اقتصادى، اجتماعى، تعدد اولاد و كهنسالى مجوّزى براى قطع دائم حاملگى و يا سقط جنين مىباشد؟ جواب. آنچه ذكر شده مجوّز نيست. «4» سؤال 5. جلوگيرى از توليد نسل به هر ترتيب جايز است يا نه؟ جواب. جلوگيرى كلى و دائمى از توليد نسل جايز نيست؛ ولى اگر موجب عقيم شدن و نقص عضو نباشد مانع ندارد موقتاً. «5» احكام خانواده 67 1. حيوانى ص : 65 2. بارورى مصنوعى توليد نسل از راه غير طبيعى به شكلهاى مختلفى صورت مىپذيرد كه از ديدگاه فقهى داراى احكامى ويژه است: الف. بهترين نوع بارورى مصنوعى، آن است كه نطفه مرد به وجه حلال تهيه و توسط خود او به همسرش تلقيح شود، در اين صورت، فرزندى كه به دنيا مىآيد منسوب به زوجين است؛ مانند فرزند طبيعى. ب. نطفه مرد از راه شرعى به دست آيد و توسط غير شوهر، تلقيح شود، در صورتى كه مستلزم نگاه يا تماس حرام نباشد، جايز است و فرزند متعلق به زن و شوهر است. «1» ج. به دست آوردن نطفه مرد يا تلقيح، مستلزم كار حرامى باشد، در اين صورت، تلقيح، جايز نيست، ولى اگر انجام گيرد، فرزند، مشروع و متعلق به زن و شوهر است. «2» د. بارورى زن با نطفه غير همسرش جايز نيست؛ خواه زن، همسر داشته باشد يا نه، و خواه زن و شوهر، اجازه بدهند يا نه و خواه نطفه از محرم آن زن گرفته شود يا نه. در اين صورت، اگر تلقيح انجام گيرد و فرزندى به وجود بيايد كه بدانند نتيجه تلقيح است، بدون شك پدر اين فرزند، شوهر اين زن نيست. «3» ه. ممكن است بر اثر پيشرفت علم و فنّاورى، در آينده، بارورى مصنوعى تنوع يابد از جمله: - نطفه مرد را از ميوهها و حبوبات و امثال اينها بهدست آورند و به زن تلقيح كنند و از اين طريق كودكى بهوجود بيايد. در اين صورت، فرزند از آنِ مادر است و به كس ديگرى تعلّق ندارد. «4» - نطفه مرد را در دستگاهى شبيه ماشين جوجهكشى، پرورش دهند و فرزندى توليد شود، چنين فرزندى، تنها به مرد تعلّق دارد. «5» - نطفه را از ميوهها يا موادّ ديگر بهدست آورند و در دستگاه پرورش دهند، اگر چنين توليدى انجام گيرد، ضمن اينكه هيچ اشكالى ندارد، محصول آن نيز (هيچ پدر و مادرى ندارد و) به كسى منسوب نمىشود. «1» 3. سقط جنين از بين بردن جنين آدمى از مرحله نخستين استقرار در رحم به بعد جايز نيست و هيچكس حتّى زن و شوهر، حقّ چنين كارى را ندارند: استفتا: آيا بعد از انعقاد نطفه، از بين بردن آن جايز است يا خير؟ ج. بعد از انعقاد نطفه، جايز نيست. «2» سقط جنين دو حكم تكليفى و وضعى دارد؛ حكم تكليفى آن «حرمت» است و هركس مرتكب آن شود، مرتكب گناه شده كه بايد از آن توبه كند. حكم وضعى آن نيز پرداخت جريمه يا «ديه» است كه به تناسب مراحل مختلف جنين، به شرح زير تعيين مىشود. «3» رديف وضعيت جنين جنسيت مقدار ديه 1 روح در او دميده شده باشدپسر دختر 1000 دينار 500 دينار 2 خلقتش تمام و گوشتش روييده باشدپسر و دختر 100 دينار 3 استخوانبندىاش كامل ولى گوشت نروييده باشدپسر و دختر 80 دينار 4 به شكل مضغه باشدپسر و دختر 60 دينار 5 به شكل علقه باشدپسر و دختر 40 دينار 6 نطفه در رحم، مستقر شده باشد- 20 دينار 1- اگر زنى، بچّه خود را ساقط كند، بايد ديه كامل آن را [به پدر يا ورثه ديگر] بپردازد وخود بهرهاى از ديه ندارد. «1» اگر كسى زن حاملهاى را بكشد و بچّه او نيز بميرد، ديه بچّه جداگانه محاسبه و دريافت مىشود. «2» موارد اضطرارى 1. استفتا: زنى حامله شده و تقريباً يكماه و نيم از حاملگى او مىگذرد؛ دكترهامىگويند اين حمل براى مادر، خطر جانى دارد و موجب فلج شدن وى خواهد گشت. آيا سقط جنين براى چنين مادرى جايز است؟ ج. اگر ضرر و خطر جانى براى مادر دارد، قبل از دميده شدن روح در جنين، اسقاط جايز است. «3» 2. اگر بچّه در رحم مادر بميرد و ماندنش در رحم براى مادر، خطر داشته باشد، بايد به آسانترين راه او را بيرون آورند و چنانچه ناچار شوند او را قطعهقطعه كنند، اشكال ندارد، ولى بايد بهوسيله شوهرش اگر اهل فن است يا زنى كه اهل فن باشد او را بيرون بياورند و اگر ممكن نيست، مرد محرمى كه اهل فن باشد و اگر آن هم ممكن نشود، مرد نامحرمى كه اهل فن باشد بچّه را بيرون بياورد. «4» 3. هرگاه مادر بميرد و بچّه در شكمش زنده باشد، اگرچه اميد زنده ماندن طفل را نداشته باشند، بايد بهوسيله كسانى كه در مسئله پيش گفته شد، از هر طرفى كه بچّه، سالم بيرون مىآيد، او را بيرون آورند و دوباره بدوزند، ولى اگر بين پهلوى چپ و راست در سالم بودن بچّه فرقى نباشد، احتياط واجب آن است از پهلوى چپ بيرون آورند. «5» پرسش 1. شرايط جواز جلوگيرى از باردارى را بنويسيد. 2. راههاى بارورى مصنوعى و حكم شرعى آنها را بيان كنيد. 3. حكم سقط جنين را بنويسيد؟ 4. ديه جنين پسر، پس از دميده شدن روح چقدر است؟ 5. سقط جنين در چه صورتى مجاز است؟
درس هشتم تغذيه و بهداشت
قرآن مجيد، انسان را موظّف كرده كه در طعام خويش نيك بنگرد:
فَلْيَنْظُرِ الْانْسانُ الى طَعامِهِ. (عبس: 24) انسان بايد به غذاى خويش بنگرد. و در آيهاى ديگر از مسلمانان چنين مىخواهد: يا ايُّهَا الَّذينَ امَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ. (بقره: 172) اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از نعمتهاى پاكيزهاى كه به شما روزى دادهايم، بخوريد. بهترين دقّت و راه صحيح شناخت خوراكيهاى پاكيزه، همان است كه فقه اسلامى بيان مىكند كه در اين درس بهطور فشرده بيان مىشود. الف. خوراكىهاى حلال و حرام 1. حيوانى 1/ 1- دريايى: انواع ماهيهاى پولكدار مانند ماهى سفيد، كپور، برخى از پرندههاى دريايى و تخم آنها و ميگو حلال است و ماهيهايى كه پولك ندارند مانند مارماهى و تخم آن، حرام است. «1» 2/ 1- زمينى: حيوانات اهلى (گاو، گوسفند و شتر) و حيوانات غيراهلى (گورخر، آهو، گاو كوهى و بز كوهى) حلال است و انواع درندگان و حشرات حرام است. «2» تبصره 1. چهارده جزء از حيوانات حلال گوشت نيز حرام است كه عبارتند از: خون، سرگين، سپرز، آلت تناسلى نر و ماده، دنبلان، مثانه، كيسه صفرا، نخاع، دشول، زهدان، پى گردن، غده هيپوفيز (كه بهشكل نخود در مغز كلّه وجود دارد) و مردمك چشم. «1» تبصره 2. خوردن گوشت اسب، قاطر و الاغ، مكروه است. «2» تبصره 3. حيوانات مسخشده همچون فيل، ميمون، خرس و غيره نيز حرام است، همينطور خرگوش. حيوانى كه مفعول انسان واقع شده است، مصرف گوشت و پشم، مو و فرآوردههاى لبنى آن حرام است. «3» 3/ 1- پرندگان: الف. حلال: پرندگانى كه به حليت آنها تصريح شده است مانند: انواع كبوتران، انواع مرغ خانگى، انواع گنجشكها، و از ميان پرندگانى كه به حليت و حرمت آنها تصريح نشده است، انواع پرندگانى كه هنگام پرواز، بالهاى خود را بيشتر حركت مىدهند و انواع پرندگانى كه داراى چينهدان هستند، انواع پرندگانى كه داراى سنگدان هستند، انواع پرندگانى كه داراى خار عقب پا هستند حلال مىباشند. ب. مكروه: هدهد، پرستو، صرد و صوام. «4» ج. حرام: خفّاش، طاووس، باز، قوش، عقاب، شاهين، قرقى، لاشخور، كركس، كلاغ، هر پرندهاى كه هنگام پرواز بالهاى خود را كمتر حركت دهد و بيشتر نگاه دارد و پرندگانى كه سنگدان، چينهدان و خار عقب پا را ندارند. «5» يادآورى 1. خوردن گوشت حلال بهشكل پخته و خام جايز است و خوردن گوشت خام- پيش از آنكه آن را در برابر خورشيد يا آتش قرار دهند يا نمك سودكرده در سايه بخشكانند- مكروه است. «6» يادآورى 2. كليه حيوانات حلالگوشت در صورتى خوردن آنها حلال است كه طبق دستور شرعى ذبح، نحر يا صيد شوند. در غير اين صورت، مصرف آنها حرام است. يادآورى 3. اگر حيوانات درنده و گوشتخوار را- جز سگ و خوك- به دستور شرعى ذبح يا با اسلحه شكار كنند، گرچه خوردن آنها حرام است و نمىتوان با اجزا احكام خانواده 74 1. احترام متقابل ص : 73 ى آنها نماز خواند، ولى پاك هستند. «1» 2. موادّ طبيعى 1/ 2. موادّ پاك و بىزيان: مصرف اينگونه مواد به حكم شرع و عقل، مجاز است. «2» 2/ 2. موادّ پليد و آلوده: خوردن چيزهايى كه ذاتاً نجس و پليد است و يا نجس و آلوده شده، تا زمانى كه نجس است، حرام مىباشد؛ خواه مايع باشد يا جامد. «3» 3/ 2. موادّ زيانبخش: خوردن هرچه كه براى بدن ضرر دارد، حرام است؛ خواه موجب هلاكت گردد مثل نوشيدن زهر يا موجب هلاكت ديگرى گردد مثل اينكه زن باردار مايعى بنوشد كه موجب سقط جنين شود و خواه سبب اختلال مزاج يا از كار افتادن برخى اعضا و حواس بدن شود، يا سبب گردد كه بدن، برخى نيروى خود را از دست بدهد. «4» يادآورى: در حرام بودن مصرف موادّ زيانبخش، تفاوتى نيست بين اينكه خاصيّت هلاكت و ضرر آن قطعى باشد يا مظنون، بلكه اگر احتمال ضرر هم بدهد و اين احتمال نزد خردمندان قابل اعتنا باشد، مصرف مواد، حرام است؛ چنانكه فرق نمىكند كه ضرر و تأثير آن فورى باشد يا بعد از مدتى اثر كند. «5» 4/ 2. موادّ دارويى: درمان و معالجه با داروهايى كه احتمال خطر دارند و حتّى گاهى خطرآفرين هم هستند، مجاز است بهشرط آنكه تجربه و پزشك حاذق و متخصّص، گواهى دهد چنين دارويى در بيشتر اوقات اثربخش است. همچنين اگر دارويى، بهطور قطع زيان فورى دارد، ولى با مصرف آن، خطر جدّىتر و زيان بزرگترى را از بيمار مىتوان دفع كرد، مصرف آن جايز است. «1» چند يادآورى: 1. موادّى كه زيادش زيانبخش است، ولى مقدار كم آن ضرر ندارد، خوردن زياد آن حرام و مصرف اندكش جايز است. 2. موادّى كه بهتنهايى زيانبخش، ولى خوردن آن بهانضمام چيز ديگر بىضرر است، خوردن تنهاى آن، حرام است. 3. موادّى كه بهتنهايى بىضرر، ولى بهانضمام موادّ ديگر مضر است، خوردن بهانضمام آن، حرام مىباشد. 4. موادّى كه يكى دوبار آن بىضرر است، ولى تكرار آن، زيانآفرين مىشود، تكرارش حرام است. «2» ب- استعمال موادّ مخدّر امروزه انواع موادّ مخدّر، تهيّه، توزيع، استعمال و عوارض ناشى از آن به يك بحران جهانى تبديل شده كه بخش مهمّى از تجارت جهانى را به خود اختصاص داده است. مصرف دارويى برخى از موادّ مخدّر- كه ممكن و خردمندانه است- آن را از ممنوعيت شرعى و محكوميت عقلى خارج نمىسازد و بايد گفت، استعمال هرگونه مادّه مخدّر از نظر دين و خرد و عرف و علوم پزشكى ناپسند و نامعقول است، مگر آنچه مجوّز پزشكى يا عرفى داشته باشد. سؤال 1. استعمال و مصرف موادّ مخدّر و هر نوع موادّ اعتيادآور ديگر (بدون دستور پزشك) براى كسانى كه معتاد نمىباشند، از نظر شرع مقدّس مجاز مىباشد يا خير؟ جواب. جايز نيست. «3» سؤال 2. تكليف شرعى معتادان در ترك اعتياد چيست؟ جواب. ترك، لازم است. «1» سؤال 3. خريد و فروش موادّ مخدّر بهطور قاچاق چه صورتى دارد؟ جواب. جايز نيست و بايد جلوگيرى شود. «2» سؤال 4. شخصى كه ... معتاد به هرويين است و به اشخاص معتاد نيز هرويين مىفروشد ... آيا ارتزاق او و فرزندانش از پول مزبور جايز است يا حرام؟ جواب. پول هرويين، حرام است و ارتزاق به آن جايز نيست. «3» از نظر قوانين جمهورى اسلامى ايران نيز، هرگونه دخالت در توليد، حمل و نقل، استعمال و خريد و فروش موادّ مخدّر (ترياك، شيره ترياك، هرويين، مرفين، كديين، متادون و ديگر مشتقات شيميايى مرفين و كوكايين، حشيش و روغن حشيش و ...) جُرم محسوب مىشود و مرتكبين آن به جريمه نقدى، شلّاق، حبس، مصادره اموال و اعدام محكوم مىشوند. «4» ج. نوشيدنىهاى حرام 1. شراب: حرمت نوشيدن شراب از ضروريات دين است؛ بهطورى كه حلال شمارنده آن- در صورت توجّه بهاين كه چنين كارى مستلزم تكذيب پيامبر (ص) است- جزو كافران است. در اخبار و روايات از نوشيدن شراب بهشدّت منع شده و مرتكب آن را به كيفر سخت، نويد دادهاند. «5» هرچه مستكننده است- خواه جامد باشد يا مايع- (در حرمت) به شراب انگور ملحق مىشود. آنچه زيادش، مستكننده است، ولى اندك آن، مستىآور نيست، مصرف كم يا زياد آن حرام است. چنانچه مادّهاى در برخى افراد يا بعضى از نقاط يا در افراد معتاد، سبب مستى نگردد، (ولى ذاتاً مستكننده است) موجب حلّيت آن نمىشود. «1» 2. آبجو: يكى ديگر از نوشيدنيهاى حرام، آبجو است اگر به حالت جوشش درآيد، هرچند مستكننده نباشد و آن شراب معروفى است كه در صدر اسلام، اغلب از جو گرفته مىشد. «2» آبى كه به دستور پزشكان از جو مىگيرند و به آن ماءالشعير گفته مىشود، پاك است و نوشيدن آن مانعى ندارد. «3» 3. آب انگور، كشمش و خرما: هرگاه آب انگور، خودبهخود يا توسّط آتش بجوشد، نوشيدن آن حرام مىشود. هرگاه عصاره كشمش و خرما خودبهخود يا با آتش يا حرارت خورشيد به جوش آيد- اگر ثابت شود كه مستكننده است- حرام مىباشد. «4» تبصره 1: كشمشى كه در خوراك پخته شده يا در كباب و كوفته و دلمه و مانند آن مىگذارند، اشكالى ندارد. «5» تبصره 2: انواع عصارههايى كه نوشيدن آنها حرام است، در صورتى كه خودبهخود به جوش آمده باشد، جز با تبديل و تحوّل آن به سركه، حلال و قابل نوشيدن نمىشود. تبصره 3: عصارههايى كه نوشيدن آنها حرام است اگر توسّط آتش و مانند آن جوشيده باشند، حرمت آنها با تبخير 23 آنها از بين مىرود و احوط آن است كه تبخير، توسّط آتش يا مانند آن باشد كه سبب جوش آمدن مىشود. «6» پرسش 1. حيوانات حلالگوشت زمينى را نام ببريد. 2. نشانههاى پرندگان حرامگوشت كدام است؟ 3. حكم استعمال موادّ مخدّر چيست؟ 4. آيا ارتزاق از راه فروش موادّ مخدّر، چون هرويين جايز است؟ 5. نوشيدنىهاى حرام را نام ببريد.
درس نهم اخلاق خانواده
بنياد مقدّس خانواده بر عشق و محبّت و روابط عاطفى و صميمانه، پىريزى شده است و بهترين راه تحكيم اساس خانواده و صيانت آن، رعايت اخلاق انسانى از سوى زن و شوهر است و خانواده نمونه و شايسته در اسلام، خانوادهاى است كه دستورهاى دين و عقل را در همه زمينهها، از جمله مسائل اخلاقى، اجرا كند. رسول اكرم (ص) مىفرمايد: خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لَاهْلِهِ وَ انَا خَيْرُكُمْ لَاهْلى. «1» بهترين شما، آن است كه براى خانواده خويش بهتر است و من براى خانوادهام بهترينم. بيان همه خصوصيّات و وظايف اخلاقى زن و شوهر، نسبت به يكديگر، فرزندان و افراد خارج از خانواده، كتابى مستقل مىطلبد، آنچه در اينجا مىآيد، بخشى از وظايف اخلاقى همسران در برابر يكديگر است. 1. احترام متقابل پيمان زناشويى براساس علاقه و محبّت قلبى منعقد مىگردد و زن و شوهر با اين اميد كنار سفره عقد مىنشينند كه هيچگاه از يكديگر جدا نشوند. چنين آرزويى، دستيافتنى است بهشرط آنكه موجبات آن فراهم گردد و يكى از آنها حفظ حرمت زوجين از سوى يكديگر است. رعايت ادب و احترام به ديگران، علاوه بر ارزش ذاتى آن، ادب و احترام آنان را نيز برمىانگيزد، چنانكه عكس آن نيز صادق است و هركس به ديگران، بىادبى كند، قهراً نسبت به او بىادبى خواهد شد. امام صادق (ع) در مورد احترام به زن مىفرمايد: مَنِ اتَّخَذَ امْرَأَةً فَلْيُكْرِمْها فَانَّمَا امْرَأَةُ احَدِكُمْ لُعْبَةٌ فَمَنِ اتَّخَذَها فَلا يُضَيِّعْها. «1» هركس زن بگيرد بايد به او احترام گزارد؛ چراكه همسر هريك از شما دلبر شماست و هركس همسر برمىگزيند نبايد تباهش سازد. و درباره احترام به شوهر نيز مىفرمايد: ... سَعيدَةٌ سَعيدَةٌ امْرَأَةٌ تُكْرِمُ زَوْجَها وَ لا تُؤْذيهِ وَ ت احكام خانواده 79 درس دهم هدايت و حمايت ُطيعُهُ فى جَميعِ احْوالِهِ. «2» چه سعادتمند است زنى كه شوهرش را گرامى بدارد و او را نيازارد و او را در هر حال اطاعت كند. از سوى ديگر، حرام بودن اهانت به مؤمن، حكمى عام است و شامل همسر، فرزند و خويشان نيز مىشود و مسلمان حق ندارد در خلوت يا نزد ديگران به همسر خود اهانت كند. 2. عفو و گذشت هيچكس، جز معصوم، مصون از خطا و اشتباه نيست و هرگاه دو انسان، دست به كارى مشترك بزنند، لغزشهاى هريك در برابر ديد ديگرى قرار مىگيرد و نمود بيشترى مىيابد و زن و مردى كه زندگى مشترك را شروع مىكنند، بهويژه در ابتداى راه، ممكن است، برخى گفتارها و رفتارهاى يكديگر را ناصواب بدانند. در اينگونه موارد بايد با سعه صدر رفتار كنند و لغزشها را بر يكديگر ببخشند و اگر لازم است، با تصريح و كنايه آن را اصلاح كنند و با تدبير و درايت از وقوع برخى ديگر پيشگيرى نمايند. اسحاقبن عمار گويد: از امام صادق (ع) پرسيدم: زن چه حقّى بر عهده همسر خويش دارد كه اگر آنها را برآورده سازد، نيكوكار خواهد بود؟ امام در پاسخ فرمود: «خوراك و پوشاك او را تأمين كند و نادانى او را ببخشد.» سپس فرمود: «پدرم، امام باقر (ع) همسرى داشت كه او را اذيّت مىكرد، ولى پدرم او را مىبخشيد.» «1» هركس با سلاح عفو و اغماض به جنگ لغزشها برود، بدون ترديد پيروز باز خواهدگشت و اثر تربيتى عفو و بخشش بهمراتب از پرخاش و انتقام و خردهگيرى بيشتر است. امام على (ع) درباره گذشت نكردن از ديگران مىفرمايد: شَرُّ النَّاسِ مَنْ لا يَعْفُو عَنِ الزَّلَّةِ وَ لا يَسْتُرُ الْعَوْرَةَ. «2» بدترين مردم كسى است كه از لغزش ديگران نمىگذرد و عيبشان را نمىپوشاند. و رسولاكرم (ص) از تأثير عفو و اغماض چنين خبر مىدهد: تَعافَوْا تَسْقُطِ الضَّغائِنُ بَيْنَكُمْ. «3» از يكديگر درگذريد، تا كينهها از ميانتان رخت بربندد. 3. خوشخُلقى خوشاخلاقى در همهجا و از همهكس پسنديده است؛ ولى از زن و شوهر، در محيط خانه پسنديدهتر است. خوشاخلاقى، نشانه كرامت نفس، نجابت خانوادگى و صداقت و ايمان فرد است و زن و شوهر اگر بهطور طبيعى خوشاخلاق نيستند، بايد با تمرين و كنترل نفس خويش با يكديگر و با فرزندانشان، خوشاخلاقى كنند تا محيط خانواده از صفا و صميميت برخوردار گردد. امام صادق (ع) مىفرمايد: انَّ الْمَرْءَ يَحْتاجُ فى مَنْزِلِهِ وَ عَيالِهِ الى ثَلاثِ خِصالٍ يَتَكَلَّفُها وَ انْ لَمْ يَكُنْ فى طَبْعِهِ ذلِكَ؛ مُعاشَرَةٌ جَميلَةٌ وَ سِعَةٌ بِتَقْديرٍ وَ غَيْرَةٌ بِتَحَصُّنٍ. «4» هر شخصى در ميان خانه و خانواده خويش به سه خصلت نيازمند است و اگر در سرشتش هم نباشد بايد خود را بدان مكلّف سازد: معاشرت نيكو و گشادهدستى حسابشده و غيرتورزى در حفظ ناموس. خوشاخلاقى افراد خانواده نسبت به يكديگر و ديگران، زندگى را برايشان شيرين مىكند، سبب محبوبيت مىگردد، دوستان را بيشتر مىكند، از دشمنان مىكاهد و به تعبير امام على (ع): بِحُسْنِ الْخُلْقِ يَطيبُ الْعَيْشُ. «1» با خوشخلقى، زندگى، خوش و نيكو مىگردد. از سوى ديگر، زن و شوهر موظّفند در برابر بدخلقى ديگرى، خويشتندار باشند، صبر پيشه كنند و پاسخ بدخلقى همسر را با بدخلقى ندهند؛ چنين واكنشى سبب آرامشطرف مقابل و تنبّه و سازندگى او مىگردد و پاداش معنوى نيز در پى دارد. پيامبر والامقام (ص) در اينباره مىفرمايد: مَنْ صَبَرَ عَلى خُلْقِ امْرَأَةٍ سَيِّئَةِ الْخُلْقِ وَ احْتَسَبَ فى ذلِكَ الاجْرَ اعْطاهُ اللَّهُ ثَوابَ الشَّاكِرينَ. «2» هركس بر رفتار زن بداخلاق، صبورى كند و در اين كار، اميد پاداش داشته باشد، خداوند، ثواب شاكرين را به او عطا مىفرمايد. 4. خوشزبانى زبان، كوچكترين عضو فعّال بدن است كه اگر در اختيار عقل نباشد و تربيت نشود، امكان دارد گناهانى بزرگ همچون دروغ، تهمت، زخم زبان، فحش، سرزنش بىجا، عيبجويى، تحقير ديگران و ... مرتكب شود. از آنجا كه زن و شوهر، بيشتر وقت خود را در كنار يكديگر مىگذرانند، بايد بهطور جدّى مراقب زبان خويش باشند و نهتنها با بدزبانى سبب رنجش ديگرى نشوند، بلكه همواره با سخنان حكمتآميز، منطقى و شيرين، دل يكديگر را بهدست آورند و سبب انبساط خاطر همسر خود گردند و چه نيكوست زن و شوهرها بسان نخستين روزهاى زندگى با يكديگر سخن بگويند و با هر كلمهاى لبخند و اميد را بر لب و دل يكديگر بنشانند. رهبر بزرگ اسلام (ص) مىفرمايد: قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ انّى احِبُّكِ لا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِها ابَداً. «1» اين سخن كه مرد به همسرش بگويد: «دوستت دارم» هيچگاه از ياد زن نمىرود. امام على (ع) نيز مىفرمايد: دارُوهُنَّ عَلى كُلِّ حالٍ وَ احْسِنُوا لَهُنَّ الْمَقالَ لَعَلَّهُنَّ يُحْسِنَّ الْمَقالَ» «2» همواره بازنان مدارا كنيد و باآنان بهنيكى سخن گوييد؛ تاآنان نيز سخننيكو بگويند. بنابراين شايسته است كه زن و شوهر: 1. يكديگر را با احترام صدا بزنند و از به كار بردن كلمه «آقا» يا «خانم» بهخصوص در ميان جمع، نسبت به همديگر دريغ نورزند. 2. هرگز، حتى در خلوت، سخن زشت و ناسزا به يكديگر نگويند. كمترين پيامد شوم ناسزاگويى، بىحرمت شدن در برابر ديگران است. امير مؤمنان (ع) مىفرمايد: احْذَرْ فُحْشَ الْقَوْلِ وَ الْكِذْبَ فَانَّهُما يُزْرِيانِ بِالْقائِلِ. «3» از فحّاشى و دروغ بپرهيز كه ايندو، آدمى را كوچك مىكنند. 3. هيچگاه به يكديگر دروغ نگويند. 4. نام زشت بر يكديگر ننهند. قرآن مجيد مىفرمايد: وَ لا تَنابَزُوا بِالْالْقابِ. (حجرات: 11) با القاب زشت، يكديگر را نخوانيد. 5. عيبها و اشتباههاى يكديگر را به رخ نكشند و سخن نفرتانگيز نگويند. 6. از دوستان و آشنايان، بهويژه از خانواده همسر با احترام ياد كنند و بد آنان را نگويند. 5. خوشبينى زناشويى، بى گمان همدلى، يكرنگى، صداقت و صميميت را در پى دارد و زن و مرد پس از ازدواج، با هم يكى مىشوند و هريك، ديگرى را خود مىانگارد و در هنگام خطر حاضرند جانشان را فداى يكديگر كنند. رمز پيدايش و پويش چنين فضاى ارزشمندى، اعتماد و خوشبينى همسران نسبت به يكديگر است كه بايد همواره پاس داشته شود و از آسيبها مصون بماند. همسران علاوه بر خوشبينى به يكديگر، بايد زمينههاى بدبينى طرف مقابل را ايجاد نكنند. رفتارهاى مشكوك و نسنجيده، پنهانكارى، سختگيرى بىجا، بىدقّتى در رفتارهاى اجتماعى، از مواردى است كه زمينه بدبينى همسر را فراهم مىسازد. بدبينى، بيمارى خطرناكى است كه اگر سايه شوم آن بر خانواده گسترده گردد، اساس آن را سست مىكند و پيامدهاى ناگوارى را بر جاى مىنهد. امير مؤمنان (ع) در اينباره مىفرمايد: سُوءُ الظَّنِّ يُفْسِدُ الامُورَ وَ يَبْعَثُ عَلَى الشُّرُورِ. «1» بدگمانى، كارها را تباه مىسازد و بديها را برمىانگيزد. پرسش 1. احترام متقابل را توضيح دهيد. 2. برخى از آثار خوشخلقى را بنويسيد. 3. رسول اكرم (ص) درباره صبورى تأثير عفو و گذشت زن چه فرموده است؟ 4. امام على (ع) درباره خوش خُلقى مرد چه فرموده است؟ 5. سخن امير مؤمنان (ع) را درباره بدبينى بنويسيد.
درس دهم هدايت و حمايت
با اندك تأملّى در ساختار روحى و جسمى زن و مرد، به خوبى مشاهده مىشود ميان اين دو جنس، وجوه مشترك و امتيازاتى وجود دارد كه از سويى سبب پيوند احكام خانواده 84 احكام دفاع ص : 83 و ارتباط ناگسستنى ميان آنها شده، از سوى ديگر آنان را از يكديگر ممتاز مىسازد. شريعت مقدس اسلام نيز با توجّه به وجوه مشترك و امتيازات، وظايف مشترك و خاصّى را بر عهده زن و مرد نهاده است، از جمله، سرپرستى خانواده را به مرد سپرده است. سپردن چنين مسئوليتى به مرد، در واقع، وظايف او را نسبت به خانواده افزايش داده است و بايد گفت اين حكم اسلامى ضمن اينكه واقعگرايانه و حكيمانه است و به اصطلاح، كار را به كاردان سپرده است، عادلانه و برحق نيز هست و نهتنها حقّى را از زن پايمال نكرده، بلكه بر كرامت و امنيت و آرامش او نيز افزوده است. در اينجا گوشهاى از اين مسئوليت را با عنوان هدايت و حمايت، به اختصار بيان مىكنيم. الف- هدايت از نظر اسلام، همه مسلمانان در برابر يكديگر مسئولند. هركس بايد در حدّ توان خويش در بهبود وضع جامعه اسلامى بكوشد، هيچگونه علم و آگاهى و طرح و پيشنهادى را از ديگران دريغ نورزد و همگان يكديگر را در راه خير و صلاح و به تعبير قرآن بر «برّ و تقوا» كمك نمايند. اين مطلب در خانواده و بهويژه نسبت به سرپرست خانواده، نمود بيشترى مىيابد و او بايد با تمام توان بكوشد تا خانواده را از جنبههاى گوناگون فكرى، عقيدتى، اقتصادى، اجتماعى، عبادى، اخلاقى و ... با شريعت مقدّس اسلام هماهنگ سازد تا خود و اعضاى خانواده به سعادت زندگى نايل آيند. اگر مردى به اين وظيفه خطير اقدام كند، به خوشبختى دنيا و آخرت دست خواهد يافت؛ چنانكه امام صادق (ع) فرمود: مِنْ سَعادَةِ الرَّجُلِ انْ يَكُونَ الْقَيِّمَ عَلى عَيالِهِ. «1» از خوشبختى مرد است كه سرپرست خانوادهاش باشد. براى تحقّق اين موضوع بايد دو اقدام اساسى انجام گيرد: 1. توجيه و ارشاد: سرپرست خانواده بايد با تدبير و انديشه، برنامههاى كوتاهمدّت و بلندمدّت زندگى را در مسير خوشبختى اعضاى آن طرّاحى كند و ضمن راهنماييهاى دقيق و حسابشده با كردار خود نيز نقش الگوى دلسوز و صادق را ايفا نمايد. تعبير عميق و همهجانبه قرآن مجيد در اين باره چنين است: وَ أْمُرْ اهْلَكَ بِالصَّلوةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها لا نَسْأَلُكَ رِزْقاً نَحْنُ نَرْزُقُكَ وَ الْعاقِبَةُ لِلتَّقْوى. (طه: 132) خانواده خود را به نماز فرمان بده و بر انجام آن شكيبا باش، از تو روزى نمىخواهيم، [بلكه] ما به تو روزى مىدهيم و عاقبت نيك براى تقواست. نظر به اينكه نماز، نماد تديّن و عبوديت در برابر خدا و پيامآور وارستگى و اخلاص و توحيد است، مفهوم آيه آن است كه مرد بهعنوان سرپرست خانواده بايد تمام تلاش خويش را به كار گيرد تا اعضاى خانواده اهل نماز شوند؛ يعنى در صراط مستقيم الهى قرار گيرند، تنها خدا را بپرستند و از او كمك بخواهند تا در مسير نعمتيافتگان الهى قرار گيرند و از هرگونه ضلالت و شقاوت مبرّا شوند. بهگفته امير مؤمنان (ع)، رسول گرامى اسلام (ص) نخستين كسى بود كه به اين آيه، جامه عمل پوشاند؛ خود بهترين نمازگزار بود و خاندانش را نيز به آن فرا مىخواند. «2» 2. امر به معروف و نهى از منكر: فريضه مهمّ امر به معروف و نهى از منكر، با شرايط خاصّ خود بر هر فرد مسلمان و در هر شرايطى واجب و ضرورى است؛ ولى مىتوان گفت بر سرپرست خانواده- بهدليل مسئوليت، شناخت، دلسوزى و صداقتى كه نسبت به افراد تحت تكفّل خود دارد- ضرورىتر مىنمايد و او با داشتن امتيازات يادشده، بهتر مىتواند امر به معروف و نهى از منكر كند. قرآن مجيد نيز وظيفه خاصّى را بر عهده سرپرست خانواده گذاشته، مىفرمايد: يا ايُّهَا الَّذينَ امَنُوا قُوا انْفُسَكُمْ وَ اهْليكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ. (تحريم: 6). اى كسانى كه ايمان آوردهايد! خود و خانواده خويش را از آتشى كه هيزم آن انسانها و سنگهاست، نگه داريد. از روايات معصومين (ع) برمىآيد كه منظور از اين آيه، فراخوانى خانواده بهنيكىها و بازداشتن آنها از زشتيهاست. امام صادق (ع) مىفرمايد: وقتى اين آيه نازل شد، يكى از مسلمانان در گوشهاى نشست و گريست و گفت: من از حفظ خويشتن نيز ناتوانم، اينك مسئوليت حفظ خاندانم نيز بر دوش من قرار گرفت! رسول اكرم (ص) به او فرمود: همينقدر كه آنها را به آنچه خود را امر مىكنى، فرمان دهى و از آنچه خود را بازمىدارى، بازدارى كافى است. «1» ابوبصير مىگويد: از امام صادق (ع) پرسيدم: چگونه خانوادهام را از ورود به دوزخ مصون بدارم؟ امام در پاسخ فرمود: «به آنچه خدا فرمانشان داده فرمانشان دهى و از آنچه خدا منعشان كرده، بازدارى؛ اگر آنان تو را اطاعت كردند، از دوزخ مصونشان داشتهاى و اگر نافرمانىات كردند، تو وظيفه خويش را انجام دادهاى.» «2» دو استفتا از امام خمينى (ره) را در اينباره مىخوانيم: 1. اگر زنى در زندگى اوّلًا اطاعت از شوهر نكرد، ثانياً براى شوهرش ارزش قائل نبود، ثالثاً اسرار زندگى را در همهجا فاش نمود، رابعاً مرتّب دروغ گفت، تكليف مرد از نظر شرعى با چنين زنى چيست؟ ج. بايد او را امر به معروف و نهى از منكر نماييد. «1» 2. زنى كه به مسائل شرعى مثل نماز و ديگر مسائل بىاهمّيت باشد، بهخصوص نماز صبح را هيچگاه بهپا نمىدارد، وظيفه شرعى شوهر او چيست؟ ج. بايد او را امر به معروف نماييد و به خواندن نماز، وادارش كنيد. «2» ب. حمايت با توجّه به برخى از ويژگيهاى جسمى و روحى مرد، و نيز سرپرستى او در خانواده، بهطور طبيعى دفاع از كيان خانواده در برابر آسيبهاى گوناگون نيز بر عهده او قرار مىگيرد و او موظّف است تهاجمات فرهنگى، جانى، ناموسى و مالى را از خانواده خويش دفع كند: 1. تهاجم فرهنگى: آنچه در بخش پيش آورديم، تا حدودى اين موضوع را روشن ساخت و رسول گرامى اسلام، كسانى را كه از زير بار مسئوليت تربيتى و فرهنگى خانواده خويش شانه خالى مىكنند، نفرين كرده و فرموده است: ملعون است! ملعون است كسى كه افراد تحت تكفّل خود را تربيت نكند و فاسد سازد. «3» 2. تهاجم جانى: اگر كسى به منسوبين انسان از قبيل، پسر، دختر، پدر، برادر يا ساير بستگان او حتّى به نوكر و خدمتكارش حمله كند كه او را به ناحق بكشد، جايز بلكه واجب است كه دفاع كند حتّى اگر به كشته شدن مهاجم بينجامد. «4» اگر كسى به قصد كشتن به انسان يا به حريم او حمله كند، واجب است به دفاع برخيزد؛ گرچه بداند در اين راه كشته مىشود. «5» اگر كسى به قصد كشتن به انسان، يا حريم او حمله كند، واجب است كه با مهاجم بجنگد؛ اگرچه بداند جنگيدنش سودى ندارد و جايز نيست زير بار ستم برود. «1» 3. تهاجم ناموسى: اگر كسى با قصد تجاوز به حريم انسان، همسر يا غير او، هجومآورد، دفع او به هر وسيله ممكن واجب است؛ گرچه به كشته شدن مهاجم بينجامد. همينطور اگر مهاجم قصد هتك حرمت كمتر از تجاوز را داشته باشد. «2» اگر انسان، كسى را در حال فحشا با همسر يا يكى از نزديكانش از قبيل پسر، دختر يا ديگر بستگانش ببيند، گرچه كمتر از آميزش باشد، حق دارد در صورت امكان از آسانترين راه مهاجم را دفع كند و اگر به كشتن مهاجم نيز بينجامد، خونش هدر است، بلكه مسلمان حق دارد همانگونه كه از ناموس خود دفاع مىكند از ناموس مسلمان ديگر نيز دفاع كند، در اين صورت نيز اگر زيانى به مهاجم برسد مانعى ندارد. «3» اگر (خداى نخواسته) ببيند مردى با همسرش زنا مىكند و بداند كه زن با رضايت به چنين ننگى تن داده، حق دارد هردو را بكشد. در اين صورت گناهى مرتكب نشده و قصاص هم نمىشود، خواه آن زن همسر دائمىاش باشد يا موقّت. «4» 4. غارت اموال: اگر كسى ثروت انسان يا ثروت خانواده او را مورد تعرّض قرار دهد، جايز است با هر وسيله ممكن او را از چنين كارى بازدارد، اگرچه به كشتن مهاجم بينجامد. «5» احكام دفاع با توجه به اينكه دفاع و راندن مهاجم از جان، مال و ناموس از مراتب نهى از منكر شمرده مىشود و وظيفه انسان در اين گونه موارد، در زمان استقرار حكومت اسلامى با ديگر زمانها تفاوت دارد، برخى از احكام مربوط به دفاع به قرار زير خواهد بود؛ 1. اگر دفاع و جلوگيرى از تهاجم، متوقف بر تصرف در نفس يا مال كسى نباشد كه فعل حرام را به جا آورده، احتياج به كسب اجازه از كسى ندارد؛ بلكه اين مقدار بر همه مكلفين واجب است. «1» 2. در مواردى كه براى جلوگيرى از ارتكاب معصيت چارهاى جز اعمال قدرت از طريق تصرف در اموال كسى كه فعل حرام انجام مىدهد، يا تعزير و حبس او و مانند آن نيست، در چنين زمانى با حاكميت و اقتدار حكومت اسلامى، واجب است احكام خانواده 89 مصرف و هزينه ص : 89 مكلفين در امر به معروف و نهى از منكر، به امر و نهى زبانى اكتفا كنند و در صورت نياز به توسل به زور، موضوع را به مسئولين ذى ربط در نيروى انتظامى و قوه قضائيه ارجاع دهند. «2» 3. در زمان و مكانى كه حاكميت و اقتدار با حكومت اسلامى نيست، بر مكلفين واجب است در صورت وجود شرايط، جميع مراتب امر به معروف و نهى از منكر را با رعايت ترتيب آنها تا تحقق غرض انجام دهند. «3» 4. اگر در مقام دفاع و حفظ نفس محترمه و جلوگيرى از وقوع قتل، چارهاى جز دخالت فورى و مستقيم [از قبيل كتك زدن و زخمى كردن مهاجم] نباشد چنين دخالتى، جايز، بلكه شرعاً از باب وجوب حفظ نفس محترمه واجب است، و به كسب اجازه از حاكم نياز ندارد. «4» پرسش: 1. منظور از هدايت خانواده چيست؟ 2. توضيح امام صادق (ع) را درباره امر و نهى خانواده بنويسيد. 3. وظيفه شوهر نسبت به همسرش كه به مسائل شرعى اهمّيت نمىدهد چيست؟ 4. مرد در برابر چه تهاجماتى بايد از ناموس خود دفاع كند؟ 5. در زمان استقرار حكومت اسلامى، اگر دفاع از جان و مال و ناموس متوقف بر تصرف در نفس يا مال فرد مهاجم باشد، تكليف چيست؟
درس يازدهم
اشتغال زنان
اسلام بار تأمين معاش خانواده را بر دوش مردان گذاشته و زنان در اين زمينه مسئوليتى ندارند، ولى ورود زنان در عرصه اشتغال و خدمات اجتماعى تحريم نشده است و كار كردن زنان نيز حرام نيست و چه بسا در پارهاى موارد واجب كفايى باشد.
شرايط اشتغال زنان با مراعات شرايط ويژهاى مىتوانند در عرصههاى اجتماعى حضور يابند و به كارهاى اقتصادى و خدمات اجتماعى بپردازند، اين شرايط عبارتند از: 1. كار كردن موجب تضييع حقوق زناشويى شوهر نباشد سؤال 1. آيا زن مىتواند بدون اجازه شوهر از منزل خارج گشته، و در مؤسسهاى مشغول كار شود؟ جواب. كاركردن زن در بيرون منزل اگر منافى با حقوق زناشويى شوهر نباشد با حفظ حجاب اشكال ندارد، ولى خروج از منزل منوط به اجازه شوهر است. «1» سؤال 2. اگر شوهر شاغل بودن زن را صلاح نداند و شاغل بودن زن باعث از هم پاشيدن زندگى زناشويى شوهر باشد، آيا حق ممانعت او را دارد يا نه؟ جواب. اشتغال زن اگر موجب تضييع حقوق زناشويى شوهر نباشد مانع ندارد، ولى بيرون رفتن از خانه شوهر منوط به اجازه شوهر است. «2» سؤال 3. آيا شوهر مىتواند مانع خروج زن پزشك خود كه متخصص زنان و زايمان است (و براى معالجه بيماران مجبور است در بعضى از شبها خانه را ترك كند) بشود؟ جواب. كار كردن زن در بيرون منزل اگر منافى با حقوق زناشويى شوهر نباشد با حفظ حجاب اشكال ندارد. ولى خروج زن از منزل براى غير واجبات منوط به اجازه شوهر است و در موردى كه معالجه بيمار در بيرون بر پزشك زن واجب شود شوهر او حقّ ممانعت او را ندارد. «1» 2. خروج از منزل با اجازه شوهر باشد زنان براى خروج از منزل جهت كاركردن بايد از شوهر اجازه بگيرند. مگر اينكه اشتغال خود را ضمن عقد شرط كرده باشند. سؤال 1. اين جانب زن شوهر دارى هستم ... و فعلا امكان استخدام برايم موجود است. تقاضا دارم اعلام فرماييد كه آيا از نظر شرعى بلامانع است يا خير؟ جواب. استخدام بلا مانع است. ولى با اجازه شوهر بايد از منزل خارج شويد. «2» سؤال 2. زنى در حال عقد، اشتغال به كارى داشته و زوج با آگاهى او به آن عقد راضى شده و شغل وى هم در سند ازدواج قيد گرديده و به امضاى طرفين عقد رسيده است و در ضمن عقد هم شرطى بر اينكه شوهر بتواند مانع از كار زن شود نشده است ... آيا زوج مىتواند از ادامه اشتغال زوجه جلوگيرى نمايد؟ جواب. با فرض اينكه عقد مبنى بر اشتغال زوجه واقع شده [باشد] شوهر حق منع او را از آن اشتغال ندارد. «3» 3. موازين شرعى و از جمله حجاب مراعات شود؛ همچنين از اختلاطپرهيزشود سؤال 1. آيا خانمها مىتوانند در محلى مانند بيمارستان مشغول كار شوند كه در آنجا دكتر مرد و زن كار مىكنند؟ جواب. اشكال ندارد، ولى بايد مراعات موازين شرعيه از حجاب و غير آن بشود. «1» سؤال 2. آيا زن مىتواند بدون توافق مرد، در ارگانهاى انقلابى فعاليت كند؟ جواب. اصل كار با مراعات حجاب واجب و ساير ضوابط شرعى مانع ندارد، ولى خروج زن از منزل منوط به اجازه شوهر است. «2» سؤال 3. دخترى هستم كه براى گويندگى در سيماى جمهورى اسلامى انتخاب شدهام و به خاطر كمك به انقلاب آن را پذيرفتهام. آيا اين كار من جايز است يا خير؟ جواب. اصل شغل مانع ندارد. ولى بايد كاملا مواظب وظايف شرعيه خودتان باشيد، از جمله از خلطه و آميزش با مرد اجنبى اجتناب نماييد. «3» 4. شغل زن با شأن و حيثيت خانوادگى خود و شوهرش سازگار باشد در غير اينصورت، شوهر مىتواند زن خود را از حرفه يا صنعتى كه منافى مصالح خانوادگى يا حيثيات خود يا زن باشد، منع كند. «4» مشاغل زنان با مراعات شرايط ياد شده مجازند به هر كار تجارى، صنعتى، زراعى و درآمدزاى مشروع ديگر دست بزنند و يا به استخدام ادارات دولتى درآيند؛ به طور مثال در ارگانهاى انقلابى فعاليت كنند، «5» پاسدار انقلاب شوند، «6» تحت عنوان معلم و استاد در مدارس و دانشگاهها تدريس كنند، «7» به طبابت بپردازند «8» و يا در ساير خدمات و مسئوليتهاى اجتماعى حضور يابند. درآمد و مالكيت زنان نيز مانند مردان استقلال مالى دارند. محصول كارشان را مالكند، مىتوانند با آن به خريد و فروش بپردازند. ملكى بخرند، اجاره دهند و يا آن را در راه خير صرف نمايند. قرآن كريم مىفرمايد: لِلرِّجالِ نَصيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا و لِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ. (نساء: 32) مردان از آنچه كسب كردهاند بهرهاى دارند و زنان [نيز] از آنچه كسب كردهاند بهرهاى دارند. سؤال 1. آيا زن بدون اذن شوهر مىتواند با اموال خودش چيزى بخرد يا نه؟ جواب. زن مىتواند با مال خودش خريد و فروش نمايد. «1» سؤال 2. اگر زن از شوهرش، ملكى طبق سند رسمى خريدارى كند، شرعاًصحيحاست؟ جواب. مانع ندارد، ملك شرعى شوهر را از او بخرد. «2» سؤال 3. همسر من مالك نيم دانگ از شش دانگ خانه مسكونى پدرم مىباشد ... آيا من كه اختيار همسرم را دارم مىتوانم او را مجبور سازم كه نيم دانگ خانهاش را بفروشد و پولش را دريافت دارد تا رضايت پدرم حاصل شود؟ جواب. حق نداريد و شوهر اختيار همسرش را ندارد و طرفين، حقوق متقابلهاى دارند كه بايد عمل كنند. «3» سؤال 4. اينجانب داراى مقادير زيادى سكّه و زينت آلات طلا مىباشم ... مايل هستم ... در جهت انقلاب به مصرف برسد ... اگر در اين زمينه با همسرم مشورت نكنم و يا در صورت مشورت با مخالفت ايشان رو به رو گردم آيا شرعا اجازه دارم اقدام نمايم؟ جواب. طلاجات و زينت آلاتى كه ملك زن است اختيار آن با خود زن است و اجازه شوهر شرط نيست. «4» سؤال 5. آيا مىتوانم از اجاره خانه [اى كه همسرم در ايام حيات آن را به نام من كرده است] به مصرف امور متفرقه، و ضروريات كه مطابق شئون زندگى بنده است (مثلا در كارهاى خيريه و اياب و ذهاب خانوادگى) برسانم يا نه؟ جواب. اگر خانه ملك شرعى شما باشد مال الاجاره آن هم ملك شماست، و هر گونه تصرفى در آن مىتوانيد بكنيد و گرنه موقوف است به نظر مالك شرعى خانه. «1» مصرف و هزينه زن مستقلا مىتواند در دارايى خود هر گونه تصرفى را كند. «2» و شوهر از نظر قانونى و شرعى، حق ندارد مانع هزينه احكام خانواده 94 آموزش نظامى ص : 94 اموال همسرش شود، حتى اگر شوهر مخارج و نفقه زن را به صورت هفتگى يا ماهيانه بپردازد، ولى زن آن را مصرف نكند و پول ديگرى را خرج كند يا كس ديگرى خرج او را بدهد، نفقه دريافتى ملك اوست و شوهر حق باز پسگيرى آن را ندارد. «3» همچنين زنان مكلفند حقوقى را كه به اموالشان تعلق مىگيرد، بپردازند، خمس و زكات بدهند؛ نفقه پدر و مادر و فرزند را (در شرايط خاصى) بپردازند. صله رحم كنند؛ حج واجب به جا آورند و ... در هيچ يك از موارد ياد شده، مرد، حق جلوگيرى و ممانعت را ندارد. «4» سؤال 1. زن و شوهر هر دو كار مىكنند و درآمد دارند، آيا به پول زن هم خمس تعلق مىگيرد؟ جواب. در زايد بر آنچه در بين سال خرج زندگى كرده، خمس واجب است. «5» سؤال 2. زنى كه همه حقوق خود يا مقدارى از آن را- براى خرج زندگى- در اختيار شوهر خود قرار مىدهد؛ آيا بايد خمس همه حقوق را بدهد يا خمس باقيمانده را؟ جواب. هر مقدار از حقوق هريك از زن و شوهر از مخارج سال زياد بيايد، صاحب حقوق، مالك آن است و بايد خمس آن را بپردازد و چنانچه زن به شوهر بخشيده است و چيزى از آنچه بخشيده شده زياد بيايد، خمس ندارد. «1» سؤال 3. بعضى از دختر خانمهاى آموزگار حقوق دريافتىشان را كاملا پس انداز مىكنند و چون فعلا در خانه پدر و مادر هستند احتياج به خرج كردن پول ندارند ... و فقط مقدارى از اين پول را جهيزيه تهيه مىكنند ... آيا به پس انداز آنها يا جهيزيه شان خمس و سهم امام تعلق مىگيرد يا خير؟ جواب. اگر در بين سال جهيزيه تهيه كرده باشند خمس ندارد، ولى اگر پول پس انداز نموده، بايد خمس آن را بدهد. «2» يك استثناء: زن هر گونه نذرى را بخواهد انجام دهد بايد با اجازه شوهرش باشد، اين حكم نسبت به اموال شخصى او نيز بايد مراعات شود. بنابراين، چنانچه زن كارمند هم باشد و بخواهد از حقوق خود چيزى را نذر كند بايد از شوهرش اجازه بگيرد و نذر بدون اجازه شوهر، باطل است اگرچه با حق شوهر منافات نداشته باشد. «3» پرسش 1. اسلام بار تأمين معاش خانواده را بر عهده چه كسى قرار داده است؟ 2. زن با چه شرايطى مىتواند شغل اجتماعى داشته باشد؟ 3. آيا زن مىتواند بدون توافق مرد، در ارگانهاى انقلابى فعاليت كند؟ 4. آيا به درآمدهاى زن نيز خمس تعلق مىگيرد؟ 5. آيا زن كارمند براى نذر كردن مبلغى از حقوق خود بايد از شوهرش اجازه بگيرد؟
درس دوازدهم
فعاليتهاى اجتماعى زنان
گذشته از مسئله اشتغال مىتوانند با حفظ حجاب و رعايت كامل حدود شرعى براى انجام فعاليتهاى اجتماعى حضور يابند و نقش ايفا نمايند. برخى از مسائل مربوط به حضور و فعاليتهاى اجتماعى زنان به قرار زير است: خدمات اجتماعى سؤال 1. بسيارى از زنان جامعه كنونى مايلند ... در رشتههاى گوناگونى مثل كمكهاى اوليه يا در بيمارستانها خدمت كنند. نظرتان در اين مورد چيست؟ ... لطفا بفرماييد [به جز تربيت نسل آينده] چه كارهاى ديگرى بر عهده زنان است؟ جواب. بزرگترين وظيفه زن كوشش در انجام وظايف شوهر دارى و تربيت صحيح و اسلامى فرزندان است و شركت در خدمات اوليه درمانى با مراعات كامل حجاب شرعى- و در صورتى كه شوهر داشته باشد. با اجازه شوهر- مانع ندارد «1» سؤال 2. با توجه به اينكه وظيفه و مسئوليت زن در جامعه و نظام اسلامى تربيت فرزند و اداره خانواده است، آيا در حال حاضر با توجه به نيازهاى جامعه ضرورى است- كنار آن وظيفه- در مراكز فرهنگى و درمانى مشغول خدمت شوند؟ جواب. شركت زن در خدمات فرهنگى و اجتماعى و رفتن به دانشگاه با مراعات كامل حجاب شرعى مانع ندارد، ولى خروج زن شوهردار از منزل منوط به اجازه شوهر است. «2» تحصيل علم سؤال 1. آيا زن مىتواند علوم اسلامى را تحصيل نمايد و به مقام اجتهاد برسد؟ جواب. تحصيل علم براى عموم آزاد است. «1» سؤال 2. پدر اين جانب با اينكه فرهنگى است از تحصيل دخترانش جلوگيرى مىكند و مانع رفتن ما به مدرسه مىشود ... آيا رفتن به مدرسه و تحصيل كردن ما دختران از نظر شرعى ايرادى دارد؟ جواب. اگر از نظر حجاب و غير آن مراعات وظيفه شرعى را بكنيد مانع ندارد. ولى خوب است رضايت پدر را تحصيل نماييد. «2» سؤال 3. دخترى هستم كه تصميم دارم پس از اخذ ديپلم براى ادامه تحصيل در دانشگاه، رشته دندان پزشكى را انتخاب كنم؛ زيرا اين رشته مورد علاقه من است آيا شرعاً جايز است؟ جواب. تحصيل در رشته دندان پزشكى مانع ندارد. لكن بايد مراعات وظايف شرعيه را بنماييد. «3» سؤال 4. من دانشجوى رشته پزشكى هستم ... لازمه آموزش در اين رشته معاينه بيماران مرد به وسيله دانشجويان دختر مىباشد. آيا از نظر شرعى اشكالى در اين امر وجود دارد يا نه؟ و به طور كلى آيا ادامه تحصيل در اين رشته با توجه به مسائل ذكر شده شرعاً صحيح است؟ جواب. ادامه تحصيل بلا مانع است، ولى از لمس و نظر حرام بايد اجتناب شود. «4» سؤال 5. خانمى در دانشگاه مشغول به تحصيل مىباشد و غير از ايشان بقيه افراد كلاس مرد هستند و كار تئورى و عملى را هم بايد به طور مشترك انجام دهند، آيا ادامه تحصيل با اين وضعيت جايز است؟ جواب. با مراعات كامل حجاب شرعى اشكال ندارد. «5» سؤال 6. زن مسلمانى كه در آموختن مسائل دينى احساس مسئوليت مىنمايد، آيا مىتواند بدون رضايت شوهر خود براى يادگيرى مسائل و معارف اسلام از منزل خارج شود؟ جواب. اگر مسائلى باشد كه تحصيل آن بر زن واجب است و ياد گرفتن [آنها] منوط به خروج از منزل باشد اجاره لازم نيست و در غير اين صورت بايد اجازه بگيرد. «1» سؤال 7. ورود به دانشگاه يا دانشكدهاى كه باعث اختلاط با زنانى كه بدون پوشش براى تحصيل در آنجا حضور دارند مىشوند، چه حكمى دارد؟ جواب. وارد شدن به مراكز آموزشى براى تعليم و تعلّم اشكال ندارد، ولى بر زنان و دختران حفظ حجاب واجب است و بر مردان هم واجب است از نگاه حرام خوددارى نموده و همچنين از اختلاط كه موجب خوف فتنه و فساد است، اجتناب نمايند. «2» امدادگرى سؤال. آيا امدادگرى خواهران در جبههها از نظر شرع اسلام (با توجه به اينكه پيامبر (ص) نيز زنان مسلمان داوطلب را براى بستن زخمهاى جنگجويان به جبهه مىبردند) اشكال دارد؟ جواب. با مراعات كامل حجاب واجب و اجتناب از محرمات اشكال ندارد در مداواى مجروحين كمك كنيد. «3» مشاركت در عرصههاى سياسى سؤال 1. آيا رفتن زنان به تظاهرات و شركت آنان در اين گونه اجتماعات در زمان كنونى درست است يا نه؟ جواب. با حفظ جهات شرعيه جايز است. «4» سؤال 2. آيا شركت ما زنان و دختران در نماز جمعه و راهپيماييها احتياج به اجازه پدر و مادرمان دارد يا خير و در صورتى كه بدون اجازه آنها باشد آيا گناه و معصيتى مرتكب شدهايم؟ جواب. زن بدون اجازه شوهر نبايد از منزل خارج شود و اجازه پدر و مادر شرط نيست، ولى از كارى كه موجب اذيت آنان باشد بايد اجتناب نماييد. «1» سؤال 3. آيا جايز است كه در راهپيماييها براى زنها زنى شعار بگويد در صورتى كه نامحرم صداى او را بشنود؟ جواب. مانع ندارد. «2» آموزش نظامى سؤال 1. آيا بانوان مىتوانند آموزش فنون نظامى ببينند يا خير؟ جواب. آموزش نظامى براى بانوان با مراعات كامل وظايف شرعيه مانع ندارد و اگر موقوف است به اينكه نامحرم آنها را آموزش بدهد احتراز نمايند. «3» سؤال 2. آيا بانوان مىتوانند در كلاسهاى آموزش اسلحه و تيراندازى با رعايت حجاب شركت كنند؟ جواب. با رعايت وظايف شرعيه و عدم مفسده مانع ندارد. «4» سؤال احكام خانواده 99 2. نشوز مرد ص : 99 3. افراد ارتشى زنان را در محلهها و مساجد آموزش نظامى مىدهند كه بعضى از آنان در مسايل فقهى آگاهى ندارند، با توجه به اينكه اين آموزش ممكن است اشكالات شرعى به وجود بياورد و متمنى است نظر مبارك را در اين امر مهم مرقوم فرماييد. جواب. گرچه آموزش نظامى براى همه مطلوب است، لكن از اين عمل در مساجد و همچنين براى زنها در صورتى كه مربى مرد اجنبى باشد احتراز نمايند. «5»
آموزش رانندگى و رانندگى
سؤال 1. آيا آموزش رانندگى براى زنان و گرفتن گواهينامه و امتحان جايز مىباشد يا نه؟
جواب. با مراعات حجاب و نبود مفسده مانع ندارد. «1» سؤال 2. رانندگى اتومبيل براى بانوان چه صورتى دارد؟ جواب. با حفظ حجاب و وظايف شرعيه مانع ندارد. «2» سؤال 3. رانندگى خانمها از لحاظ شرعى چه صورتى دارد و آيا مانتو و روسرى حجاب كامل است؟ جواب. در حجاب واجب هر گونه لباسى كه بدن را از نامحرم بپوشاند كفايت مىكند، اگر چه بهتر است چادر انتخاب نمايند و رانندگى براى بانوان با حفظ حجاب مانع ندارد، مگر آن كه مفسدهاى بر آن مترتب باشد. «3» سؤال 4. اگر برادر نامحرمى براى مدت يك ساعت فنون رانندگى به خواهرى ياد بدهد و بقيه را پيش يك فرد محرم تعليم ببيند. آيا اين گناه دارد؟ جواب. اگر بدون مفسده باشد اشكال ندارد با حفظ موازين شرعيه. «4» سؤال 5. آيا رانندگى كردن براى زن در صورتى كه لازمه آن كارهايى از قبيل تعمير كردن ماشين و به تعميرگاه بردن آن، بنزين زدن و ... است جايز مىباشد يا نه؟ جواب. با رعايت تكاليف شرعيه اشكال ندارد. «5» سؤال 6. آيا براى زن ياد گرفتن رانندگى به كمك اجنبى در مكان مخصوص تعليم رانندگى، با علم به اينكه آن زن حجاب و عفاف شرعى خود را حفظ مىكند، جايز است؟ جواب. آموختن رانندگى با كمك و راهنمايى مرد اجنبى در صورتى كه با مواظبت بر حجاب و عفاف و اطمينان به عدم وقوع در مفاسد همراه باشد، اشكال ندارد، ولى در عين حال شايسته است كه يكى از محارم وى همراه او باشد، بلكه اولى اين است كه آموزش رانندگى به كمك مربى زن يا يكى از محارم صورت بگيرد. «1» تبليغ و سخنرانى سؤال 1. اين جانب مبلغهاى مىباشم كه در ايام وفيات و اعياد ائمه (ع) در اجتماع زنان سخنرانى مىكنم، ولى اين كار بدون بلند گو ممكن نيست و از طرفى هم ممكن است مرد نامحرمى از كنار محفل بگذرد و بعضى از كلمات اينجانب را به طور واضح يا غير واضح استماع نمايد، در اين صورت تبليغ بنده از نظر جناب عالى چه صورت دارد؟ جواب. شنيدن مرد اجنبى صداى زن را در صورتى كه بدون مفسده باشد اشكالندارد. «2» سؤال 2. آيا زنان مىتوانند در حضور نامحرم سرودهاى انقلابى و سخنرانى مذهبى داشته باشند؟ جواب. سخنرانى با مراعات وظايف شرعيه و نبود مفسده مانع ندارد. «3» سؤال 3. ... سخنرانى زن در ميان مردان چه صورت دارد؟ جواب. حكم، داير مدار وجود مفسده و عدم آن است. «4» پرسش 1. آيا زن مىتواند در خدمات فرهنگى و اجتماعى مشاركت كند؟ 2. تحصيل زن در دانشگاه، كه باعث اختلاط زن و مرد مىشود، چه حكمى دارد؟ 3. مشاركت زنان در عرصههاى سياسى چه حكمى دارد؟ 4. آيا زنان مىتوانند آموزش نظامى ببينند؟ 5. سخنرانى زن در ميان مردان چه صورت دارد؟
درس سيزدهم ناسازگازى اسلام
براى استحكام بنيان ملكوتى خانواده، قوانينى مقرر كرده و زن و شوهر را به رعايت آن سفارش نموده است. عمل نكردن زوجين به وظايف زناشويى و زير پاگذاشتن مقررات شرعى در زندگى مشترك، بنيان خانواده را متزلزل مىسازد و مايه ناسازگارى و اختلاف مىشود. ناسازگارى كه در اصطلاح فقه از آن به (نشوز) تعبير مىشود درباره مرد يا زنى به كار مىرود كه حقوق زناشويى را مراعات نمىكنند. از اين رو، نشوز ممكن است از ناحيه زن، مرد و يا هر دو رخ دهد. 1. نشوز زن نشوز در زن به معناى تمرد از دستورهاى واجب شوهر است، از قبيل تمكين نكردن، نزدودن آنچه مايه تنفر و مانع كامجويى شوهر است، ترك نظافت و آرايش دلخواه شوهر و خارج شدن از منزل بدون اجازه همسر. «1» نشوز منحصر در حقوق واجب همسر است و فراتر از آن را شامل نمىشود. از اينرو، اگر زن كارهاى منزل را انجام ندهد و خواستههاى شوهر را كه ارتباطى با كامجويى از او ندارد، بر نياورد، ناشزه نمىشود، مثل اينكه از جارو كردن منزل، خياطى، آشپزى و ... حتى آب به دست شوهر دادن و رختخواب پهن كردن خوددارى ورزد. «2» مرد نيز حق ندارد زن را به انجام اينگونه خدمات مجبور سازد. «3» سؤال 1. اگر زن در برابر شوهر خود تمكين نكند و يا خود را براى شوهرش آرايش نكند و شوهر بترسد كه به گناه بيفتد وظيفهاش چيست؟ آيا مىتواند براى جلوگيرى از افتادن در گناه زنش را كتك بزند، يا او را طلاق بدهد و يا بدون رضايت او زن ديگرى بگيرد؟ جواب. اختيار طلاق با شوهر است و بايد خود را از گناه نگاه دارد و زن اگر تمكين نكند، ناشزه است و استحقاق نفقه ندارد. «1» سؤال 2. اگر زنى بدون اذن شوهر به خانه پدرش برود، آيا بر شوهر واجب است كه نفقه او را بدهد؟ جواب. ناشزه مىشود و تا وضع او اين طور است حق نفقه ندارد. «2» سؤال 3. اگر زنى مدت ده سال يا بيشتر در هيچ امرى از شوهر اطاعت ننموده در حالى كه مرد در هر صورت با او حاضر است زندگى كند، تكليف مرد با زنش چيست؟ جواب. اگر از حقوق واجبه مرد سر پيچى نموده، ناشزه است و استحقاق نفقه ندارد. «3» سؤال 4. اگر زن اطاعت از شوهر ننمايد و هيچ گونه به سخن وى وقعى نگذارد و از خانه خود بدون اجازه شوهر بيرون رود- از يك ماه بيشتر و كمتر- آيا حق نفقه و سكنى دارد يا خير؟ جواب. در فرض مرقوم حكم به نشوز زن مىشود و حق نفقه و سكنى ندارد. «4» سؤال 5. ... ده سال است ازدواج كردهام، همسرم اهل تبريز مىباشد، به خاطر مسئوليتهاى شغلى در تهران، امكان سكونت در تبريز را ندارم، همسرم نيز مايل به سكونت در تهران است، ولى وابستگيهاى قومى و تعهدات فرهنگى او را وادار نموده كه نتواند در تهران و در منزل شوهرش اقامت گزيند، در طول ده سال گذشته اين دوريها ناراحتيهاى بسيار براى ما ايجاد كرده و باعث اختلال فكرى و روحى من و همسرم گرديده است، حل شرعى اين مسأله را بيان فرماييد. جواب. اگر منزل مسكونى شما در تهران موافق شأن همسرتان باشد متابعت در سكنى بر او لازم است و در صورت تخلف، ناشزه محسوب مىشود، مگر اينكه انتخاب مسكن براى زن در ضمن عقد شرط شده باشد. «1» 2. نشوز مرد نشوز مرد با تعدى بر همسر و نپرداختن حقوق واجب از قبيل، نفقه، همخوابى واجب و مانند آن محقق مىشود. با بروز نشوز از سوى مرد، زن نخست به مطالبه حق خويش مىپردازد و مرد را پند و اندرز مىدهد كه حقوق واجب شرعى او را بپردازد و از مخالفت، دست بردارد. در مرحله دوم اگر نصيحت و اندرز كارگر نيفتاد، زن به حاكم شرع مراجعه و از شوهر خويش شكايت مىكند و حق ندارد با شوهرش قهر كند يا او را كتك بزند. هنگامى كه حاكم شرع از نشوز مرد آگاه شد، او را از كار حرام نهى مىكند و به او دستور مىدهد كه وظيفه واجب خود را انجام دهد. اگر امر و نهى حاكم سود نبخشيد، او را به آنچه خود صلاح مىداند، تعزير مىكند؛ چنان كه مىتواند نفقه زن را از مال شوهرش بپردازد؛ گر چه با فروش املاك او باشد. «2» سؤال 1. اينجانب شوهرى دارم كه در ضمن بد اخلاقى با من و چند دفعه كتك كارى سرانجام اجباراً مرا از خانه اخراج نموده و مدت سه ماه است كه بدون نفقه در منزل پدرم به سر مىبرم، نه حاضر است مرا به خانهاش ببرد و نه طلاق مىدهد. لذا تقاضامندم تكليف بنده را روشن فرماييد. جواب احكام خانواده 104 ب. طلاق رجعى ص : 104 ب. مىتوانيد به دادگاه اسلامى شكايت كنيد تا شوهر را اجبار به انجام وظيفه شرعى نمايد. «3» سؤال 2. اگر شوهر برخى از حقوق واجب زن را بپردازد يا او را با ضرب و شتم و مانند آن اذيت كند و زن براى استيفاى حقوق خود يا خوددارى شوهر از اذيت و آزار، مالى به او ببخشد گرفتن اين پول براى شوهر چه حكمى دارد؟ جواب. گرفتن چنين پولى بر شوهر حرام است، گر چه قصد او وادار كردن زن به پول دادن نباشد. «1» سؤال 3. اگر مرد، برخى حقوق غير واجب همسرش را نمىپردازد، يا به بهانه مسن بودن يا مسائل ديگر مىخواهد طلاقش دهد، يا تصميم بگيرد بر سر او هوو بياورد، در اين صورت اگر زن مالى به شوهر ببخشد يا از برخى حقوق واجب خود مثل نفقه يا حق بيتوته بگذرد تا دل شوهرش را به دست آورد، چه حكمى دارد؟ جواب. چنين اقدامى صحيح است و گرفتن آن مال نيز براى مرد حلال است. «2» تدبير قرآن در زندگى زناشويى چارهاى جز حسن سلوك و مدارا نيست. زن و شوهر بايد بنا را بر سازگارى و تحمل يكديگر بگذارند تا در سايه آن وضعيت زندگى آنان بهبود يابد و به پاداش الهى دست يابند و در صورتى كه مشكلاتى پيش بيايد به جاى دامن زدن به اختلاف، به صلح و همدلى بينديشند. دستور قرآن چنين است: وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِن بَعْلِهَا نُشُوزاً أَوْ إِعْراضاً فَلا جُنَاحَ عَلَيْهِما أَن يُصْلِحا بَيْنَهُما صُلْحاً وَالصُّلْحُ خَيْرٌ وَأُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ. (نساء: 128) و اگر زنى، از طغيان و سركشى يا اعراض شوهرش، بيم داشته باشد، مانعى ندارد با هم صلح كنند [و زن يامرد، از پارهاى از حقوق خود، به خاطر صلح، صرف نظر نمايد] و صلح بهتر است؛ اگر چه مردم [طبق غريزه حب ذات، در اين گونه موارد] بخل مىورزند. از آيه استفاده مىشود كه در مسائل خانواده، مرحله اول اصلاح خود زن و شوهر، بدون دخالت ديگران است. شايسته است كه آنها براى حفظ خانواده از برخى از حقوق خويش بگذرند و با حسن سلوك و مدارا و تحمل يكديگر بر استحكام بنيان خانواده پاى بفشارند. چنانچه تلاش آنها مؤثر واقع نشد، ديگران دخالت كنند. «1» 3. نشوز زن و مرد اگر ناسازگارى و نشوز از سوى هر دو رخ دهد و بيم شقاق و فراق آنان فراهم آيد و كارشان به حاكم شرع بينجامد، حاكم شرع، داورى از سوى مرد و داورى از جانب زن انتخاب مىكند تا آنگونه كه صلاح مىدانند- يا با آشتى يا با جدايى- به ختم غائله اقدام نمايند. «2» قرآن مجيد در اينباره مىفرمايد: وَ انْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنِهِما فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ اهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ اهْلِها انْ يُريدا اصْلاحاً يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُما انَّ اللَّهَ كانَ عَليماً خَبيراً (نساء: 35) اگر از جدايى و شكاف ميان زن و شوهر بيم داشته باشيد، يك داور از خانواده شوهر و يك داور از خانواده زن انتخاب كنيد [تا به كار آنان رسيدگى كنند] اگر داوران تصميم اصلاح داشته باشند، خداوند آنان را موفّق خواهد كرد؛ زيرا خداوند دانا و آگاه است. چگونگى داورى بر داوران واجب است: 1. درباره زوجين و سبب بروز اختلاف ميان آنان، تحقيق و بررسى كافى نمايند. 2. سپس به بحث و تبادلنظر در موارد اختلاف بپردازند. 3. رأى و حكم داوران بر زوجين نافذ است و بايد به آن تن دهند؛ بهشرطى كه مصوّبات آنان از نظر شرعى جايز باشد؛ مثل اينكه مرد را ملزم كنند در فلان شهر براى همسرش مسكن تهيّه كند يا منزل مخصوصى براى او آماده نمايد يا زن را در كنار پدر و مادرش اسكان دهد يا او را در كنار مادر يا خواهرشوهر ساكن نكند يا منزلش را از هوويش جدا سازد و ... يا زن را ملزم كنند در پرداخت مهريه به شوهرش مهلت بدهد يا اگر مهريه را دريافت كرده، بهعنوان قرض به شوهرش پرداخت نمايد. 4. داوران حق ندارند زوجين را بر شرايط ناروا ملزم سازند مثل اينكه به مرد اجازه بدهند برخى از حقوق همسر ديگرش را ترك كند يا به زن اجازه بدهند كه هروقت خواست از منزل خارج شود و هرجا دلش خواست برود و مانند آن. «1» 5. بهتر بلكه نزديكتر به احتياط آن است كه داوران از خانواده طرفين باشند، يعنى يك داور از خانواده مرد و ديگرى از خانواده زن و اگر يكطرف، خاندانى ندارد يا افراد فاميلش صلاحيت داورى ندارند، فردى از غير خاندانش براى داورى تعيين مىشود. چنانكه لازم نيست از جانب هر كدام تنها يك داور برگزيد، بلكه اگر لازم باشد مىتوان يك هيئت براى داورى تعيين كرد. «2» 6. شايسته است كه داوران، نيّت خالص و قصد سازش داشته باشند؛ زيرا نيّت هركس نيكو شد، خداوند تلاش و كوشش او را به صلاح آورد؛ چنانكه در آيه يادشده، بدان اشاره دارد. «3» يادآورى 1؛ همه آنچه ياد شد بايد در مسير اصلاح و آشتى دادن زوجين بهكار رود و داوران حق ندارند بر جدايى زوجين اتّفاق كنند مگر هنگام قبول داورى چنين اختيارى از آنان گرفته باشند. يادآورى 2؛ چون جدايى زوجين جز با طلاق امكانپذير نيست، اگر نتيجهداورىجدايى شد، بهناچار بايد، طلاق با شرايط خاصّ خود انجام بگيرد. «4» پرسش 1. نشوز يعنى چه؟ 2. نشانههاى نشوز زن كدام است؟ 3. نشوز مرد چگونه محقق مىشود؟ وظيفه زن در اين مورد چيست؟ 4. وظايف داوران ميان زن و شوهر چيست؟ 5. آيا داوران، حق جدايى افكندن ميان زن و شوهر را دارند؟
درس چهاردهم
طلاق در اسلام
به همان اندازه كه از ازدواج تمجيد و بدان سفارش شده است، از طلاق نكوهش و نهى شده است و رسول خدا (ص) فرموده است:
ما مِنْ شَىْءٍ ابْغَضُ الَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ بَيْتٍ يَخْرَبُ فِى الاسْلامِ بِالْفُرْقَةِ «1» چيزى نزد خداوند بزرگ نكوهيدهتر از اين نيست كه خانهاى در اسلام بهسبب جدايى [طلاق] ويران گردد. بدين سبب در اسلام تدبيرى انديشيده و تمهيداتى پيشبينى شده تا اين «بدترين حلال» بهوقوع نپيوندد و آوار جدايى، احساسات و عواطف و آرزوهاى اعضاى خانواده بهويژه كودكان را قربانى بىرحمى خود نسازد و عشق و محبت را به كينه و نفرت تبديلنكند؛ انواع طلاق طلاق به دو نوع بائن و رجعى تقسيم مىشود: الف- بائن طلاق بائن آن است كه شوهر بعد از آن حقّ رجوع «2» به زن را ندارد، خواه زن عدّه داشته يا نداشته باشد. طلاق بائن، خود به ششگونه زير ممكن است رخ دهد: 1. طلاق خُلع: اگر زن از شوهرش متنفّر باشد و مهريه يا مال ديگرى را، گرچه بيش تر از مهر باشد، به شوهر ببخشد تا طلاقش دهد، چنين طلاقى را خلع گويند. «1» 2. طلاق مبارات: اين نوع طلاق هنگامى رخ مىدهد كه زن و شوهر، يكديگر را دوست نداشته باشند و زن مالى به شوهرش ببخشد- كه بيش تر از مقدار مهر نباشد و احتياط اين است كه كم تر باشد- تا شوهرش او را طلاق دهد. «2» 3. طلاق همسرى كه به سن بلوغ- 9 سال قمرى- نرسيده است. 4 و 5. طلاق زن يائسه و زنى كه با او آميزش نشده است. 6. طلاق سومى كه پيش از آن- بين طلاق اوّل و دوم و دوم و سوم- رجوع كرده باشد، گرچه اين رجوع با عقد جديد و پس از خروج زن از عدّه باشد. «3» ب. طلاق رجعى طلاق رجعى آن است كه مرد پيش از اتمام عدّه زن مطلّقه، او را به همسرى سابق برمىگرداند. چنين كارى در طلاق بائن و پس از اتمام عدّه ممنوع است. «4» رجوع و بازگشت مرد مىتواند زبانى باشد و به همسرش بگويد تو را به ازدواج خويش بازگرداندم و مىتواند عملى باشد احكام خانواده 109 عده وفات ص : 109 و يا رفتارى داشته باشد كه جز براى مرد نسبت به همسرش جايز نيست. «5» زنى كه طلاق رجعى گرفته، در احكام همانند همسر مرد است و استحقاق نفقه و مسكن و لباس را دارد ... ارث ميان او و شوهر برقرار است، عقد خواهر او بر مرد حرام است و كفن و زكات فطره او نيز بر عهده شوهرش مىباشد. مرد حق ندارد زنش را كه طلاق رجعى گرفته از منزل اخراج كند تا عدّهاش تمام شود ... چنانكه زن حق ندارد بدون اجازه شوهر از منزل خارج شود مگر براى كارى ضرورى يا واجبى كه وقتش تنگ است. «1» شرايط براى صحّت طلاق، سه دسته شرط لازم است كه مربوط به اصل طلاق، طلاقدهنده و طلاقگيرنده مىشود. الف. شرايط طلاق 1. خواندن صيغه مخصوص، كه عبارت است از «انْتِ طالِقٌ: تو رها هستى» و مانند آن كه طلاقگيرنده را دقيقاً معيّن كند. همچنين طلاق بايد به صيغه عربى صحيح خوانده شود. «2» 2. صيغه طلاق بايد منجّز و بدون قيد و شرط باشد: پس اگر صيغه را مشروط به شرطى بكند، باطل است، خواه وقوع شرط احتمالى يا يقينى باشد مثل اين كه بگويد: «انْتِ طالِقٌ انْ جاءَ زَيْدٌ: اگر زيد بيايد تو رها هستى.» يا «انْتِ طالِقٌ انْ طَلَعَتِ الشَّمْسُ: اگر خورشيد، طلوع كند تو رها هستى.» «3» 3. حضور دو شاهد عادل: شاهدان بايد مرد باشند و خواندن صيغه را بشنوند؛ چه طلاقدهنده به آنان بگويد شاهد باشيد يا نگويد. همينطور هردو بايد بهاتّفاق شاهد صيغه باشند و صيغه بهطور انفرادى و جداگانه نزد هريك از شهود كافى نيست؛ چنانكه شهادت زنان، چه تنها باشند و چه همراه مرد، اعتبار ندارد. «4» ب. شرايط طلاقدهنده 1. بلوغ: بنابر احتياط واجب، طلاق نابالغ، صحيح نيست؛ چه بى واسطه چه با واسطه وكيل، اگر چه مميز و ده ساله باشد. «5» 2. عقل: طلاق شخص ديوانه صحيح نيست؛ چه ديوانگىاش دائم باشد و چه دورهاى و طلاق را در حال جنون انجام دهد. شخص مست و هركس كه بهطريقى عقلش را از دست داده نيز مانند ديوانه است. «1» 3. قصد: يعنى شوهر بهطور جدّى تصميم به طلاق داشته باشد. بنابراين طلاق غيرمصمّم مثل كسى كه خواب است يا بهطور سهوى و اشتباهى و شوخى صيغه طلاق را بخواند صحيح نيست. «2» 4. اختيار: به اين معنا كه اكراه و اجبارى در كار نباشد. پس اگر كسى را به ضرر مالى، جانى و آبرويى تهديد كنند كه زنش را طلاق دهد، چنين طلاقى صحيح نيست. «3» ج. شرايط طلاقگيرنده 1. زن بايد در وقت طلاق، از خون حيض و نفاس پاك باشد و شوهرش در آن پاكى يا در حال نفاس يا حيض كه پيش از اين پاكى بوده با او نزديكى نكرده باشد. «4» اين شرط در سه صورت لازمالاجرا نيست: اول. آنكه شوهرش بعد از ازدواج با او نزديكى نكرده باشد. دوم. آبستن باشد. سوم. مرد به واسطه غايب بودن نتواند يا برايش مشكل باشد كه پاك بودن زن را بفهمد. «5» 2. همسر دائمى مرد باشد. بنابراين، طلاق همسر موقت، بى معنا و باطل است. «6» 3. معين باشد. اگر مرد داراى يك همسر است، همين قدر كه بگويد: (زَوْجَتى طالقٌ: همسر من رها است) كافى است، ولى اگر بيش از يك همسر دارد بايد آن را كه مىخواهد طلاق دهد با نام يا اشاره معين نمايد. «7»
احكام طلاق 1. اختيار طلاق با شوهر است و طلاق بدون اذن يا وكالت او باطل است. «1» 2. تا شوهر، زن را طلاق نداده، در صورتى كه زن حاضر به تمكين و اطاعت در حقوق او باشد بايد نفقه او را بدهد. «2» 3. در پارهاى از موارد زن مىتواند براى طلاق اقدام كند، به دادگاه مراجعه كرده، پيشنهاد طلاق دهد و حاكم شرع اسلامى آن را به مورد اجرا گذارد، مانند موارد زير: الف. ضمن عقد شرط كرده باشد كه زن از طرف شوهر، وكيل در طلاق باشد؛ به اين صورت كه اگر مرد مسافرت كند، يا مثلًا شش ماه خرجى ندهد، از طرف او براى طلاق خود وكيل باشد، چنانچه پس از مسافرت مرد يا شش ماه خرجى ندادن، خود را طلاق دهد صحيح است. «3» ب. هنگام مفقود شدن شوهر؛ استفتا: مدت پنج سال قبل زوج به مسافرت رفته و تاكنون باز نگشته است، با تحقيقاتى كه شده حتى بستگان نامبرده هم هر چند سراغ گرفته و جستجو كردهاند نتيجهاى از پيدا شدن و يا حيات او به دست نياوردهاند. پس از يأس از پيدا شدن زوج فردى با رضايت زوجه نامبرده وى را مطلقه نموده و نوشته است كه پس از عده وفات، زوجه مىتواند با هر فردى كه مايل باشد ازدواج كند مستدعى است حكم اللَّه را در اين زمينه بيان فرماييد. جواب. زنى كه شوهر او غايب شده اگر نفقه او داده مىشود بايد صبر كند و طلاق او صحيح نيست و اگر نفقه او داده نمىشود مىتواند به حاكم شرع مراجعه كند و بعد از فحص (تا چهار سال از زمان رجوع) و پيدا نشدن شوهر، حاكم شرع يا مأمور از طرف او زن را طلاق دهد و طلاق قبل از چهار سال باطل است، هر چند از پيدا شدن شوهر مأيوس شوند. «4» ج. در مواردى كه شوهر از پرداخت نفقه و اداى حقوق واجبه استنكاف ورزد. استفتا: اگر مردى از پرداخت نفقه و ساير حقوق زن امتناع ورزد و او را مورد اذيت و آزار قرار دهد و حاضر به طلاق هم نباشد حتى به طلاق خلع، آيا حاكم شرع حق اجبار او را به طلاق و يا اجراى آن را دارد؟ جواب. اختيار طلاق به دست شوهر است و حاكم شرع مىتواند در صورت مطالبه زوجه، شوهر را وادارد كه حقوق زن را ادا نمايد و در بعضى موارد حاكم شرع مىتواند طلاق بدهد. «1» 4. رها شدن همسر موقت به اين است كه مدتش تمام شود، يا مرد مدت را به او ببخشد؛ به اين ترتيب كه بگويد: (مدت را به تو بخشيدم) و شاهد گرفتن و پاك بودن زن از حيض لازم نيست. «2» عده طلاق مدت زمانى كه از نظر شروع لازم است زن بعد از طلاق، درنگ كند و پس از آن ازدواج مجدد نمايد، (عدّه) ناميده مىشود. عده در طلاق، سه طهر است؛ يعنى بعد از آنكه در پاكى طلاقش دادند، به قدرى صبر كند كه دو بار حيض ببيند و پاك شود و همين كه حيض سوم را ديد عدّه او تمام مىشود و مىتواند شوهر كند. «3» 1. زن مطلقه در موارد زير عدّه ندارد و بعد از طلاق مىتواند فوراً شوهر كند؛ اول، زنى كه نه سالش تمام نشده؛ دوم، زن يائسه؛ اگر چه شوهرش با او نزديكى كرده باشد. سوم، زنى كه شوهرش پيش از نزديكى كردن با او طلاقش دهد. «4» 2. اگر زن آبستن را طلاق دهند، عدهاش تا دنيا آمدن يا سقط شدن بچه او است؛ بنابراين اگر مثلًا يك ساعت بعد از طلاق بچه او به دنيا آيد، عدهاش تمام مىشود. «1» 3. زنى كه حيض نمىبيند، اگر در سن زنهايى باشد كه حيض مىبينند؛ چنانچه شوهرش بعد از نزديكى كردن او را طلاق دهد، بايد بعد از طلاق تا سه ماه (هلالى) عده نگاه دارد. «2» 4. همسر موقت چنانچه شوهرش با او نزديكى نمايد و مدت او تمام شود؛ يا شوهر مدت را به او ببخشد، در صورتى كه حيض مىبيند، بايد به مقدار دو حيض و اگر حيض نمىبيند، چهل و پنج روز بايد از شوهر كردن خوددارى كند. «3» 5. ابتداى عده طلاق از موقعى است كه خواندن صيغه تمام مىشود. «4» عده وفات زنى كه شوهرش مرده است، بايد مدت زمانى از شوهر كردن خوددارى كند. اين مدت در زنى كه حامله نباشد چهار ماه و ده روز است و در زن حامله طولانىترين دو مدت؛ يعنى يا چهار ماه و ده روز و يا تا مدت وضع حمل. بنابر اين، اگر پيش از گذشتن چهار ماه و ده روز، بچهاش به دنيا بيايد بايد تا چهار ماه و ده روز از مرگ شوهرش صبر كند. «5» ملاك محاسبه عده، ماه قمرى است. «6» براى زنى كه در عده وفات است، لباس رنگارنگ پوشيدن، سرمه كشيدن و نيز ديگر كارهايى كه زينت به حساب مىآيد، حرام است. «7» ازدوا احكام خانواده 115 تجهيز و دفن ميت ص : 113 ج مجدد زنان شوهر مرده مشروط به گذشتن عده وفات است. «8» پرسش 1. رسول گرامى اسلام درباره طلاق چه فرموده است؟ 2. انواع طلاق را نام ببريد؟ 3. طلاق رجعى چه فرقى با طلاق بائن دارد؟ 4. زن در چه صورتى مىتواند اختيار طلاق خود را داشته باشد؟ 5. شرايط طلاق را بنويسيد.
درس پانزدهم مرگ اعضاى خانواده نشانههاى مرگ و وظايف انسان بر كسى كه نشانههاى مرگ را در خود مىبيند، لازم است كارهاى زير را انجام دهد: 1. ردّ امانتها: بايد فوراً امانتهاى مردم را به صاحبش برگرداند. 2. پرداخت بدهيها: اگر به مردم بدهكار است و موقع دادن آن بدهى رسيده بايدبدهد، و اگر خودش نمىتواند بدهد، يا موقع دادن بدهى او نرسيده، بايد وصيت كند و بر وصيت شاهد بگيرد، ولى اگر بدهى او معلوم باشد و اطمينان دارد كه ورثه مىپردازند وصيت كردن لازم نيست. «1» 3. پرداخت حقوق واجب مالى: اگر خمس و زكات و مظالم بدهكار است بايد فوراً بدهد و اگر نمىتواند بدهد چنانچه از خودش مال دارد، يا احتمال مىدهد كسى آنها را ادا نمايد، بايد وصيت كند. «2» 4. مشخص كردن وضعيت نماز و روزه قضا: اگر نماز و روزه قضا دارد، بايد وصيت كند كه از مال خودش براى آنها اجير بگيرند، بلكه اگر مال نداشته باشد، ولى احتمالبدهد كسى بدون آن كه چيزى بگيرد آنها را انجام مىدهد، بازهم واجب است، وصيت نمايد. «3» 5. وصيت به حج: اگر حج بر او واجب شده باشد بايد وصيت كند كه انجام دهند. هزينه اين حج از اصل مال او خواهد بود. «4» 6. مشخص كردن مطالبات و ...: اگر مالى پيش كسى دارد يا در جايى پنهان كرده است كه ورثه نمىدانند، چنانچه به واسطه ندانستن، حقشان از بين برود، بايد به آنان اطلاع دهد. «1» 7. تعيين قيّم: لازم نيست براى بچههاى صغير خود قيم و سر پرست معين كند، ولى در صورتى كه بدون قيم مالشان از بين مىرود، يا خودشان ضايع مىشوند، بايد براى آنان قيم امينى معين نمايد. «2» احتضار و مرگ منظور از احتضار حالت جان دادن است. مسلمانى كه در حال جان دادن است، مرد باشد يا زن، بزرگ باشد يا كوچك احكامى داردكه عبارتنداز: 1. رو به قبله قرار دادن: بايد او را به پشت بخوابانند به طورى كه كف پاهايش به طرف قبله باشد. رو به قبله كردن محتضر بر هر مسلمان واجب است و اجازه گرفتن از ولىّ او لازم نيست. «3» 2. تلقين: مستحب است شهادتين، اقرار به دوازده امام (ع) و ساير عقايد حقّه را طورى به او تلقين كنند كه بفهمد و نيز مستحب است چيزهايى را كه گفته شد تا وقت مرگ تكرار كنند. همچنين مستحب است دعاهاى زير را طورى به محتضر تلقين كنند كه بفهمد: الَّلهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الْكَثيرَ مِنْ مَعاصيكَ وَاقْبَلْ مِنّىِ الْيَسيَر مِنْ طاعَتِكَ يا مَنْ يَقْبَلُ الْيَسيرَ وَ يَعْفُو عَنِ الْكَثيِر اقْبَلْ مِنّى الْيَسيرَ وَاعْفُ عَنّى الْكَثيرَ انَّكَ انْتَ الْعَفُوُّ الْغَفُورُ اللَّهُمَّ ارْحَمْنى فَانَّكَ رَحيمٌ. «4» 3. انتقال محتضر به جايى كه نماز مىخوانده: مستحب است كسى را كه سخت جان مىدهد، اگر ناراحت نمىشود به جايى كه نماز مىخواند ببرند. «5» 4. قرائت قرآن: مستحب است براى راحت شدن محتضر بر بالين او سوره مباركه يس، صافات، احزاب و آيةالكرسى، آيه پنجاه و چهارم از سوره اعراف و سه آيه آخر سوره بقره، بلكه هر چه از قرآن ممكن است بخوانند. «1» 5. بستن دهان، چشم و ...: بعد از مرگ مستحب است دهان ميت را، به هم بگذارند كه باز نماند و چشمها و چانه ميت را ببندند و دست و پاى او را دراز كنند و پارچهاى روى او بيندازند و اگر شب مرده است، در جايى كه مرده، چراغ روشن كنند و براى تشييع جنازه او مؤمنين را خبر كنند، و در دفن او عجله نمايند، ولى اگر يقين به مردن او ندارند، بايد صبر كنند تا معلوم شود. اگر ميت حامله باشد و بچه در شكم او زنده باشد، بايد به قدرى دفن را عقب بيندازند كه پهلوى چپ او را بشكافند و طفل را بيرون آورند و پهلو را بدوزند. «2» تذكر: تنها گذاشتن محتضر، گذاشتن چيز سنگين روى شكم او و بودن جنب و حايض نزد او و همچنين حرف زدن زياد، گريه كردن و تنها گذاشتن زنها نزد او مكروه است. «3» تجهيز و دفن ميت فراهم كردن مقدمات دفن ميت، احكامى دارد كه پارهاى از آنها به قرار زير است: 1. غسل ميت 1/ 1. وجوب غسل: غسل دادن ميت مسلمان دوازده امامى بر هر مكلفى واجب (كفايى) است و اگر بعضى انجام دهند، از ديگران ساقط مىشود و چنانچه هيچ كس انجام ندهد همه معصيت كردهاند و بنابر احتياط واجب حكم مسلمانى هم كه دوازده امامى نيست، همين طور است. «4» 2/ 1. وجوب ازاله نجاست: اگر جايى از بدن ميت نجس باشد، بايد پيش از آنكه آن جا را غسل بدهند، آن را بشويند و احتياط مستحب آن است كه تمام بدن ميت، پيش از شروع به غسل پاك باشد. «1» 3/ 1. كيفيت غسل: غسل ميت مثل غسل جنابت است و احتياط آن است كه تا غسل ترتيبى ممكن است، ميت را غسل ارتماسى ندهند. «2» 4/ 1. نيت غسل: كسى كه ميت را غسل مىدهد، بايد قصد قربت داشته باشد يعنىغسل را براى انجام فرمان خداوند عالم به جا آورد و اگر به همين نيت تا آخر غسل سوم باقى باشد كافى است و تجديد لازم نيست. «3» 5/ 1. تعداد غسلها: واجب است ميت را سه غسل بدهند: اول، به آبى كه با سدر مخلوط باشد؛ دوم، به آبى كه با كافور مخلوط باشد؛ سوم، با آب خالص. «4» 6/ 1. شرط مماثلت: اگر مرد، زن را و زن، مرد را غسل بدهد باطل است، ولى زن مىتواند شوهر خود را غسل دهد و شوهر هم مىتواند زن خود را غسل دهد. «5» اگر براى غسل دادن ميتى كه مرد است مرد پيدا نشود زنانى كه با او نسبت دارند و محرمند مانند: مادر، خواهر، عمه و خاله يا به واسطه شير خوردن با او محرم شدهاند، مىتوانند از زير لباس او را غسل دهند. همچنين اگر براى غسل ميت زن، زن ديگرى نباشد مردهايى كه با او نسبت دارند ومحرمند، يا به واسطه شيرخوردن با او محرم شدهاند، مىتوانند از زير لباس او را غسل دهند. «6» چند نكته 1. در دو مورد زير بايد ميت را به جاى غسل، سه بار تيمم بدل از سه غسل- با مراعات ترتيب- بدهند: الف. موردى كه آب براى غسل دادن موجود نباشد. ب. موردى كه ميت به گونهاى جراحت، سوختگى يا آبله در بدن دارد كه بيم متلاشى شدن پوستش در اثر غسل باشد. 2. در كيفيت تيمم سه گانه: الف. اگر امكان دارد با دست ميت، تيمم بدهند، احتياط اين است كه هم با دست زنده و هم با دست ميت، تيمم داده شود. گرچه بعيد نيست تيمم دادن با دست ميت كافى باشد. ب. چنانچه تيمم با دست ميت ممكن نبود، بايد با دست زنده داده شود. «1» 3. كسى را كه در حال حيض يا جنابت مرده، لازم نيست غسل حيض يا جنابت دهند، بلكه همان غسل ميت براى او كافى است. «2» 2. كفن كردن 1/ 2. حكم تفكين: كفن كردن نيز مانند غسل ميت واجب (كفايى) است. «3» 2/ 2. كفن واجب: ميت مسلمان را بايد با سه پارچه كه آنها را لنگ، پيراهن و سرتاسرى مىگويند كفن نمايند. «4» 3/ 2. شرايط كفن: كفن شرايطى دارد كه عبارت است از: الف. غصبى نبودن: كفن كردن با چيز غصبى اگر چيز ديگرى هم پيدا نشود جايز نيست. «5» ب. نج احكام خانواده 122 عمل به وصاياى ميت ص : 122 س و متنجس نبودن: كفن كردن ميت با چيز نجس- جز در حال ناچارى- جايز نيست. اگر كفن به نجاست خود او يا ديگرى نجس شود چنانچه كفن ضايع نمىشود، بايد مقدار نجس را بشويند يا ببرند. «1» ج. ابريشم خالص نبودن: كفن كردن ميت با پارچه ابريشمى خالص- جز در حال ناچارى- جايز نيست. احتياط واجب آن است كه با پارچه طلا باف هم كفن نكنند مگر در حال ناچارى. «2» د. از اجزاى حيوان حرام گوشت نبودن: كفن كردن با پارچهاى كه از پشم يا موى حيوان حرام گوشت تهيه شده، در حال اختيار جايز نيست. «3» 4/ 2. كيفيت كفن كردن: لنگ بايد از ناف تا زانو، اطراف بدن را بپوشاند و بهتر آن است كه از سينه تا روى پا برسد. پيراهن بنابر احتياط واجب بايد از سر شانه تا نصف ساق پا، تمام بدن را بپوشاند و درازى سرتاسرى بايد به قدرى باشد كه بستن دو سر آن ممكن باشد و پهناى آن بايد به اندازهاى باشد كه يك طرف آن روى طرف ديگر بيايد. «4» يك نكته: كفن زن بر عهده شوهر است، اگر چه زن از خود مال داشته باشد. «5» 3. حُنوط كردن حنوط كردن يعنى ماليدن كافور به اعضاى سجود ميت (پيشانى، كف دستها، سر زانوها و سر دو انگشت بزرگ پاها) بعد از غسل واجب است ميت را حنوط كنند. بهتر آن است كه او را پيش از كفن كردن حنوط نمايند، اگر چه در بين كفن كردن و بعد از آن هم مانعى ندارد. «6» مستحب است، قدرى تربت سيدالشهدا (ع) با كافور مخلوط كنند. «7» خوشبو كردن ميت با مشك، عنبر، عود و عطرهاى ديگر يا مخلوط كردن آنها با كافور براى حنوط كراهت دارد «1» نكته: مستحب است دو چوبتر و تازه در قبر همراه ميت بگذارند. «2» 4. نماز ميت نماز خواندن بر ميت مسلمان، اگر چه بچه باشد واجب است. «3» نماز ميت بايد بعد از غسل، حنوط و كفن كردن او خوانده شود. در اين نماز لازم نيست نمازگزار با وضو يا غسل يا تيمم باشد و بدن و لباسش پاك باشد و اگر لباس او غصبى هم باشد اشكال ندارد. ولى بايد روبه قبله باشد و نيز واجب است ميت را مقابل او به پشت بخوابانند، به طورى كه سر او به طرف راست نمازگزار و پاى او به طرف چپ نمازگزار باشد. «4» نماز ميت را بايد ايستاده و با قصد قربت بخواند و در موقع نيت، ميت را معين كند؛ مثلًا نيت كند نماز مىخوانم بر اين ميت قُرْبَةً الَى اللَّه. «5» مستحب است نماز ميت به جماعت خوانده شود. در اين صورت مأمومين بايد تكبيرها و دعاهاى آن را بگويند و نيز مستحب است امام جماعت تكبيرها و دعاها را بلند بخواند و كسانى كه با او نماز مىخوانند آهسته بخوانند. «6» كيفيت نماز ميت: نماز ميت پنج تكبير دارد و اگر نمازگزار پنج تكبير به اين ترتيب بگويد كافى است: بعد از نيت و گفتن تكبير اول بگويد: اشْهَدُ انْ لا الهَ الَّا اللَّه وَ انَّ مُحَمَّداً رسُولُ اللَّه بعد از تكبير دوم بگويد: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ بعد از تكبير سوم بگويد: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنينَ وَ الْمُومِناتِ و بعد از تكبير چهارم اگر ميت مرد است بگويد: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِهذَا الْمَيِّتِ، و اگر زن است بگويد اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِهذِهِ الْمَيِّت. و بعد تكبير پنجم را بگويد. «1» 6. دفن دفن ميت نيز مانند غسل، كفن و نماز واجب كفايى است. واجب است او را طورى دفن كنند كه بوى او بيرون نيايد و درندگان هم نتوانند بدنش را بيرون آورند و اگر ترس آن باشد كه جانور بدن او را بيرون آورد، بايد قبر را با آجر و مانند آن محكم كنند. «2» ميت را بايد در قبر به پهلوى راست طورى بخوابانند كه جلوى بدن او رو به قبله باشد. «3» تذكر: دفن ميت آدابى دارد كه جهت توضيح آن به مسائل 628 تا 631 توضيح المسائل مراجعه نماييد. دو نكته 1. براى غسل، كفن، نماز و دفن ميت بايد از ولىّ او اجازه بگيرند. «4» 2. ولىّ زن كه در غسل، كفن و دفن او دخالت مىكند شوهر اوست و بعد از او، مردهايى كه از ميت ارث مىبرند مقدم بر زنهاى ايشانند و هر كدام كه در ارث بردن مقدم هستند در اين امر نيز مقدمند. «5» نماز وحشت مستحب است در شب اول قبر، دو ركعت نماز وحشت براى ميت بخوانند و دستور آن اين است كه در ركعت اول بعد از حمد يك مرتبه آية الكرسى و در ركعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره (اناانزلناه) بخوانند و بعد از سلام نماز بگويند (اللَّهُمَّ صَلِّ عَلىمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ابْعَثْ ثَوابَها الى قَبْرِ فُلانٍ) و به جاى كلمه فلان اسم ميت را بگويند. «1» اين نماز را در هر موقع از شب اول قبر مىشود خواند، ولى بهتر است در اول شب بعد از نماز عشا خوانده شود. «2» سوگوارى 1. مستحب است انسان در مرگ خويشان، مخصوصاً در مرگ فرزند صبر كند و هر وقت ميت را ياد مىكند (انَّا للَّهَو انَّا اليْهِ راجِعُون) بگويد، و براى ميت قرآن بخواند و سر قبر پدر و مادر از خداوند حاجت بخواهد و قبر را محكم بسازد كه زود خراب نشود. «3» 2. جايز نيست انسان در مرگ كسى صورت و بدن را بخراشد و به خود لطمه بزند. «4» 3. پاره كردن يقه در مرگ غير پدر و برادر جايز نيست. «5» 4. اگر مرد در مرگ زن يا فرزند يقه لباس خود را پاره كند يا اگر زن در عزاى ميت صورت خود را بخراشد به طورى كه خون بيايد يا موى خود را بكند، بايد يك بنده آزاد كند، يا ده فقير را اطعام دهد و يا آنها را بپوشاند و اگر نتواند بايد سه روز روزه بگيرد، بلكه اگر خون هم نيايد بنابر احتياط واجب به اين دستور عمل نمايد. «6» 5. احتياط واجب آن است كه در گريه بر ميت صدا را بلند نكنند. «7» پرسش 1. براى كسى كه نشانههاى مرگ را در خود مىبيند، انجام چه كارهايى لازم است؟ 2. چهار مورد از احكام مربوط به احتضار و حالت جان دادن مسلمان را بنويسيد. 3. چگونگى تعداد غسلهاى ميت را توضيح دهيد. 4. اگر ميت به گونهاى، سوختگى يا آبله در بدن دارد كه بيم متلاشى شدن پوستش در اثر غسل باشد، تكليف چيست؟ 5. كفن واجب مسلمان را بيان كنيد.
درس شانزدهم وصيت و ارث وصيت آن است كه انسان سفارش كند بعد از مرگش براى او كارهايى انجام دهند، يا بگويد بعد از مرگش چيزى از مال او ملك كسى شود، يا براى اولاد خود و كسانى كه اختيار آنان با اوست، قيم و سرپرست معين كند، و كسى را كه به او وصيت مىكنند (وصى) مىگويند. «1» حكم وصيت كردن سؤال 1. آيا نوشتن وصيت نامه واجب است يا مستحب؟ جواب. واجب نيست مگر در مواردى كه حق واجبى بر عهده شخص باشد و نتواند ادا نمايد كه واجب مىشود وصيت نمايد. «2» سؤال 2. آيا وصيت كردن واجب است به طورى كه انسان با ترك آن مرتكب معصيت شود؟ جواب. اگر وديعهها و امانتهاى ديگران نزد او باشد و حق الناس يا حق اللَّه تعالى بر عهده او باشد و در دوران حيات توانايى اداى آن را نداشته باشد، واجب است در مورد آنها وصيت كند و در غير اين صورت وصيت واجب نيست. «3» سؤال 3. از زمان بلوغ تا به حال به ياد ندارم كه نماز يا روزهاى از حقير فوت شدهباشد، آيا لازم است وصيت نمايم كه از ثلث مالم، اعمال ياد شده را برايم انجام دهند يا خير؟ جواب. لازم نيست. «4» عمل به وصاياى ميت بر وصى واجب است كه به وصاياى ميت عمل كند، حتى اگر پس از مرگ وصيت كننده از وصيت اطلاع يابد حق رد آن را ندارد و بايد آن را اجرا كند. «1» بدهيها و حقوق واجب الهى همچون خمس و زكات، مظالم و كفارات از اصل مال كم مىشود، اگر چه به آن وصيت نكرده باشد و شامل همه مال نيز بشود. حج واجب گرچه نذرى باشد نيز بنابر اقوا همين حكم را دارد. «2» وصيت احكام خانواده 128 فهرست منابع به انجام كارهاى تبرعى (مستحبى) همچون اطعام به فقرا، رفتن به زيارت، اقامه عزا و مانند آن، اگر در حد 13 اموالش باشد نافذ است و بيش از آن را وارثان بايد اجازه دهند. واجب غير مالى مانند نماز و روزه استيجارى نيز بنابر اقوا همين حكم را دارد. «3» سؤال 1. شخصى به طور مطلق وصيت كرده است، آيا عمل به اين وصيت موسّع است يا موقّت؟ جواب. موقت نيست، ولى نبايد در عمل به وصيت، تهاون و اهمال كنند. «4» سؤال 3. اگر كسى نسبت به ثلث ماترك خود وصيت كند كه آن را از اصل مال اخذ و به مساكين بدهند آيا وصى شرعى و قانونى مىتواند بعد از او از اين امر بدون عذر منصرف شود؟ و آيا براى ورّاث جايز است بدون اداى حق (موصى لهم) كل مال را بين خود تقسيم كنند؟ جواب. تا به وصيت عمل نشده ورثه حق تصرف در تركه را ندارند و بر وصى لازم است بر طبق وصيت عمل نمايد. «5» ارث زن و شوهر موجبات ارث از نظر اسلام بر دو گونه است؛ اول، نسبى كه داراى سه مرتبه است: 1. پدر و مادر، فرزندان و نوادگان؛ 2. پدربزرگ و مادر بزرگ و ديگر اجداد و برادر و خواهر و فرزندانشان؛ 3. عمو، عمه، خاله، دايى و فرزندانشان. دوم، سببى كه با زوجيت و ولا تحقق مىيابد و ولا نيز سه مرتبه دارد: 1. ولاى عتق (آزاد كردن برده)؛ 2. ولاى ضمان جريره (پيمان بيمه حوادث در برابر ارث)؛ 3. ولاى امامت «1» زن و شوهر به موجب زوجيت با دو شرط از يكديگر ارث مىبرند: 1. زن در عقد دائمى مرد باشد و در ازدواج موقت زن و شوهر از يكديگر ارث نمىبرند؛ 2. زن در قيد زناشويى شوهر باشد. «2» چگونگى ارث زن و شوهر در دو محور قابل بررسى است. 1. ميزان ارث اگر شوهر بميرد و اولاد نداشته باشد 14 تركه به زنش مىرسد خواه يكى باشد يا بيشتر؛ و در صورت متعدد بودن زن 14 را ميان خودشان به تساوى قسمت مىكنند. «3» چنانچه شوهر بميرد و از همان زن يا زن ديگر اولاد داشته باشد 18 تركهاش به زن مىرسد. خواه زنش يكى باشد يا بيشتر، هر قدر باشند همين 18، را ميان خود به تساوى قسمت مىكنند. «4» ولى اگر شوهر بميرد و غير از زن ورثه نداشته باشد، زن 14 مال شوهر را ارث مىبرد و بقيه اموال از آن امام (ع) است. «5» اگر زن بميرد و اولاد داشته باشد 14 تركهاش به شوهر مىرسد و چنانچه اولاد نداشته باشد 12 تركهاش به شوهر مىرسد و اگر بميرد و غير از شوهرش، وارث نسبى و يا سببى نداشته باشد همه تركه مال شوهر است خواه امام (ع) حاضر باشد يا غايب. «6» 2. اموالى كه زن از آن ارث مىبرد اموال ميت ممكن است سه گونه باشد: الف. زمين؛ ب. اموال غير منقول مانند ساختمان، درخت و ...؛ ج. اموال منقول. زن از اولى اصلًا ارث نمىبرد. از دومى قيمت آن را ارث مىبرد نه عين آن را و از سومى همانند ديگران ارث مىبرد. «1» سؤال 1. در اسلام زن بعد از فوت شوهر (با داشتن طفل و در صورت نداشتن بچه) چگونه و به چه اندازه از دارايى شوهر ارث مىبرد؟ جواب. اگر متوفى اولاد ندارد سهم ارث زن يك چهارم مال است. اگر اولاد دارد سهم زن يك هشتم است و زن از زمين اصلًا ارث نمىبرد و از اموال غير منقول از قيمت آن ارث مىبرد نه از عين آن. «2» سؤال 2. شوهرم مدت هفت ماه است فوت نموده و فرزندى ندارد، او دو قطعه باغ و دو سه باب خانه مسكونى با ساختمان قديمى داشته است ... آيا از اين باغ و خانه چيزى به من مىرسد يا نه؟ جواب. زوجه از زمين خانه و باغ در مورد سؤال ارث نمىبرد و فقط از قيمت اعيانى آنها ارث مىبرد. «3» سؤال 3. پدر من دو خانم داشت، زن پدرم دو بچه و مادر من هم سه بچه دارد- دو پسر و يك دختر- ارث پدرمان چطور تقسيم مىشود؟ جواب. زنها از تركه هشت يك مىبرند و از عين زمين ارث نمىبرند و از بنا و اشجار هشت يك قيمت آن را مىبرند و بقيه تركه كه 78 است بين اولاد تقسيم مىشود بطورى كه هر پسر دو برابر هر دختر ببرد. «4» سؤال 4. از يك منزل شش دانگى دو دانگ آن به اسم زن متوفى است آيا از اين چهاردانگى كه به وارث رسيده آن زن مىتواند ادعا هشت يك بكند؟ جواب. زن از زمين منزل ارث نمىبرد، ولى از قيمت بنا ارث مىبرد. «1» سؤال 5. اثاث خانه را قيمت گذارى كردهاند. آيا از اين پول هشت يك به زن او مىرسد؟ جواب. زن از اثاث خانه ارث مىبرد. «2» پاسخ به يك پرسش سؤال 6. چرا ارث زن كمتر از مرد است؟ جواب. اولًا: در بسيارى از موارد ارث زن و مرد يكسان است و زن و مرد، معادل هم ارث مىبرند؛ از جمله پدر و مادر ميت كه هر دو يك ششم سهم دارند. همچنين اقرباى مادرى اعم از زن و مرد يكسان ارث مىبرند. فقط برادر و خواهرى كه دختر و پسر هستند در پارهاى از موارد در ارث برى تفاوت دارند، بنابراين، اين گونه نيست كه هميشه بيش از زن ارث ببرد. ثانياً: اگر هم در بعضى موارد تفاوت در ارث وجود دارد، عللى دارد؛ به عنوان مثال در مورد ميتى كه يك دختر و يك پسر دارد، آنچه مسلم است اين است كه پسر بايد تشكيل خانواده دهد و همه هزينه خانواده نيز بر عهده اوست، مهر و نفقه همسر را بايد او بپردازد، اما دختر همسرى برمى گزيند كه از همسرش مهر و هزينه مىگيرد. زن از زيباييها، پوشيدنيها و زيورآلات بهره مىگيرد؛ در حالى كه فراهم كردن اينها وظيفه مرد است. اسلام، مال را به زن مىدهد، اما با سرپرستى مرد، تا او خود عهده دار دخل و خرج و زحمت توليد و تهيه نباشد. اين به امور معنوى برنمى گردد، بلكه به امور اجرايى برمى گردد. «3» پرسش 1. آيا نوشتن وصيت نامه واجب است يا مستحب؟ 2. وصى كيست و چه وظيفهاى درباره وصاياى ميت دارد؟ 3. بدهيها و حقوق واجب الهى ميت مسلمان، مانند خمس و زكات، مظالم و كفارات، چگونه محاسبه مىشود؟ 4. زن و شوهر با چه شرايطى از يكديگر ارث مىبرند؟ 5. اموال ميت بر چند گونه است و زن چگونه از آنها ارث مىبرد؟
فهرست منابع
- قرآن كريم
- احكام ازدواج، عبدالرحيم موگهى، انتشارات مشفق، چاپ اول، 1370. - احكام و روابط زن و مرد و مسايل اجتماعى، سيد مسعود معصومى، دفتر تبليغات اسلامى، 1383. - استفتاءات از محضر امام خمينى (ره)، دفتر انتشارات اسلامى، قم. - بحارالانوار، علامه مجلسى (ره)، ايران، دارالكتب الاسلاميه. - بررسى فقهى حقوق خانواده، سيد مصطفى محقق داماد، نشر علوم اسلامى، چاپ اول، 1365. - تحريرالوسيله، امام خمينى (ره)، چاپ نجف اشرف. - تعليم و تربيت در اسلام، شهيد مطهرى، صدرا، چاپ يازدهم. - تفسيرنور، حجةالاسلام و المسلمين محسن قرائتى، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، چاپ سوم، 1378. - توضيح المسائل، امام خمينى (ره)، دفتر انتشارات اسلامى، آستان قدس رضوى، 1370. - رساله اجوبة الاستفتاءات (ترجمه فارسى)، حضرت آيةاللَّه العظمى حاج سيد على خامنهاى، انتشارات بينالمللى الهدى چاپ ششم 1380. - رساله نوين، امام خمينى (ره)، عبدالكريم بى آزار شيرازى، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران 1372. - زن در آئينه جلال و جمال، آيةاللَّه جوادى آملى، فرهنگى رجا، چاپ دوم، 1371. - شرح غررالحكم و دررالكلم، آمدى، محدث ارموى، دانشگاه تهران، 1361. - قانون مدنى، هوشنگ ناصرزاده، انتشارات آگاه، تهران 1373. - كنزالعمال، حسام الدين هندى، حيدرآباد. - مجموعه مصوبات مجمع تشخيص مصلحت نظام، اميرهوشنگ ساسان نژاد، فردوسى، تهران 1376. - مسائل جديد از ديدگاه علماء و مراجع تقليد، تنظيم و گردآورى سيد محسن محمودى، انتشارات علمى فرهنگى صاحب الزمان (عج) چاپ اول 1380. - مستدرك الوسائل، محدث نورى، آل البيت، قم. - الميزان، علامه طباطبايى، دفتر انتشارات اسلامى، قم. - وسائل الشيعه، شيخ حر عاملى، داراحياء التراث العربى- بيروت. - ولايت فقيه، امام خمينى (ره) مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى (ره)، چاپ اول 1373.







