اخلاق رسانه ای در نگاه اهل بیت علیهم السلام

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
اخلاق رسانه ای در نگاه اهل بیت علیهم السلام

نویسنده: رجبعلی (احمد) زمانی

طليعه

ترويج جهان بيني الهي، فضائل اخلاقي و کرامات انساني در هر اجتماع، از جمله نيازهاي فطري است که هر کس آن را مي پسندد و دنبال تحقق عمومي آن مي باشد. اين رسالت اساسي، همان هدف والايي است که همه انبيا و اوصيا آن را دنبال مي کردند و در تحقق آن تلاش وصف ناپذيري از خود نشان مي‌دادند. رسول گرامي اسلام(ص) فرمود: «إنّما بُعِثتُ لاُتَمِّم مَکارِمَ الأخلاقِ؛ همانا مبعوث شدم تا اخلاق انساني را کامل کنم». «إنّما بُعِثتُ لاُتَمِّم محاسن الأخلاق؛ به رسالت برانگيخته شدم تا زيباييهاي اخلاقي را به اتمام برسانم». شايد بتوان ادّعا کرد چنانچه انبياي عظام و اولياي الهي به رسانه‌هاي جمعي دسترسي پيدا مي‌کردند، يک لحظه از آن غافل نمي‌شدند؛ حضور و مشارکت فراوان امامان معصوم(ع) در مراسم نماز جمعه به عنوان خطيب و نيز در جماعات و مراسم حجّ و اجراي خطابه هاي محرک و مورد نياز، جهت آگاهي و هدايت مردم و براندازي حکومت‌هاي طاغوتي، گواه حرکت زيباي فرهنگي آنان در راستاي حاکميت اخلاق و ايمان بر رسانه هاي جمعي و تبلور آن بوده است. پيامبر رحمت، خطاب به جانشين خود اميرمؤمنان(ع) فرمود: «لأن يهدي الله بک رجلاً واحداً خيرٌ من أن يکون لک حُمر النعم؛ چنانچه خداوند با دست تو انساني را هدايت کند، بهتر است از اين که مالک شتران سرخ موي شوي» کنايه از سرمايه ناب و فوق العاده است. از اين رو، آناني که مي توانستند با خطابه‌هاي زيبا و شيواي خويش و يا اشعار و قصيده هاي تکان دهنده در ميان مردم حرکت شايسته و بزرگي را به وجود آورند و يا تأييد کنند، مورد محبت اهل بيت(ع) بوده اند. تکريم شاعراني همچون: کميت بن زيد اسدي، ابوفراس (فرزدق) و دعبل خزاعي از سوي معصومان(ع) گواه توجه به اخلاق رسانه‌اي و نقش رسانه گردانان جمعي آن روز است. نقش رسانه ها در شناساندن شايستگي ها تأسيس و اصلاح مراکز اطلاع رساني، گماشتن انسانهاي متعهد و دلسوز و طرح و اشاعه «محاسن اخلاقي» سبب مي شود فرهنگ شايسته سالاري حاکم شود و حاکمان جامعه و مردم، خود را با آن تطبيق دهند و بالاترين الگوي عملي اجتماعي شوند؛ زيرا رسانه‌هاي حکومتي و جمعي، زبان گوياي ملت و حکومت هستند و همان گونه که در احاديث وارد شده است: «النّاسُ عَلي دينِ مُلُوکِهِم» مردم، دين و راه خود را بر اساس مشي حاکمان خويش انتخاب خواهند نمود و خود را با آن الگو تطبيق مي نمايند. القاء مسائل درست سياسي و روشن نمودن جريان‌هاي انحرافي، مي‌تواند به جامعه قدرت انتخاب بدهد؛ جامعه و آحاد آن با آگاهي همه توان خود را جهت مصالح عمومي به کار مي‌گيرند و چنانچه هزينه‌اي دربر داشته باشد، آن را پذيرفته و در برابر دشمنان خويش ايستادگي و مقاومت مي‌نمايند.

هدف گرائي

فعاليت رسانه‌هاي جمعي با توجه به مخاطبان گوناگون از جهت سني، سطح دانش و بنيادهاي اعتقادي و باور ديني، برنامه ريزي مي‌شود و در هر مقطعي با معيارهاي مربوطه، آنها را بررسي مي‌کنند که آيا اهداف از پيش تعيين شده، تحقق پيدا کرده؟ در افکار و اعمال اجتماعي، اثري ديده مي شود ؟ و تغيير و تکاملي پيدا شده است يا نه ؟ رسول خدا(ص) در تشکيل جامعه اسلامي در مکه مکرمه و مدينه منوره، اهداف الهي را دنبال مي‌کرد. در مکه، توحيد و يکتاپرستي را يک اصل قرار داد و همگان را به دور کعبه مشرفه طواف داد و دلها را در رسيدن به خداوند متعال، يک سو و يک جهت نمود. پيامبر(ص) اصول فطري و اخلاقي را ابتدا مطرح نمود و سپس به مرحله باور رساند. درضمن، اعتقاد به معاد (روز واپسين) و تجسم اعمال نيک و بد را مورد باور حتمي مردم قرار داد؛ آنگاه امامت و جانشيني و حرکت به سوي جامعه سعادت‌مند را در مدينه دنبال کرد؛ به طوري که طي 23 سال نبوت «اهداف الهي» خود را در جمع معيني از جامعه بشري، تحقق بخشيد.

توجه به منافع عمومي

بهترين رسانه، آن است که منافع عمومي و ملي مردم را در نظر بگيرد؛ به طوري که آحاد مردم، خود را در بيانيه‌ها، برنامه‌ها و محصولات مختلف آن شريک بدانند و مردم، مشتري همه جانبه آن رسانه باشند و نظريات خود را در ادامه کار منعکس نمايند و به توصيه‌هاي به موقع آن گوش فرا دهند. رسانه بايد در بحرانهاي مختلف، مردم را دلگرمي دهد و به آنها راهکارهايي ارائه کند و در يک کلام، ميان مردم و از مردم باشد گرچه افرادي خاص آن را اداره نمايند.

حق مداري و حقيقت گرايي

از ويژگي‌هاي برجسته رسانه، توجه به حقيقت و واقعيت هايي است که در زندگي جوامع و افراد مي‌گذرد. رسانه‌ها بايد در جهت بهبود و ساماندهي آن، حرکت مثبت انجام دهند و از دروغگويي، غلو، اغراق و دگرگوني حقايق بپرهيزند و جانب داري به ناحق از فرد و يا گروه خاص ننمايند. گرچه بسيار سخت است، لکن مي‌توان در درازمدت حرکتي را دنبال کرد که سبب گرايش اساسي به حقايق و واقعيات عيني باشد.

مالکيت رسانه ها

در يک نگاه مي‌توان گفت: رسانه‌ها (روزنامه، مجله، راديو، تلويزيون، اينترنت، سايت‌هاي گوناگون و ...) اعم از اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، سياسي و اخلاقي، بر سه نوع تقسيم مي گردد: 1. مالکيت دولتي؛ که در انحصار حکومت و قواي سه گانه بوده و به صورت دستورالعمل خاص خود اداره مي‌گردد. اين گونه رسانه ها را دولت‌ها اداره مي‌کنند و تمام بودجه و مصارف و هزينه هاي آن را پرداخت مي‌نمايند. 2. مالکيت عمومي و ملّي؛ که ضمن دريافت کمک هاي حکومتي و دولتي، هزينه‌هاي خود را از محلّ اشتراک مردمي و پرداخت‌هاي عمومي، تأمين مي‌کند و دولت در حدّ نظارت بر آن، ارتباط دارد. 3. مالکيت خصوصي؛ که همه هزينه‌ها را فرد و يا گروه خاص پرداخت مي‌کند و آنان در برابر آنچه انجام مي‌شود، پاسخ گو هستند. اين رسانه‌ها کارهاي تجاري و يا فرهنگي انجام مي‌دهند که در برخي کشورها با اشتراک کابل‌ها و کارت‌ها و پخش آگهي هاي بازرگاني و حمايت هاي خاص اداره مي شوند. آنچه در عناوين پيش مطرح گرديد، همه آنها بايد در هر سه نوع رسانه‌ها مراعات شود تا «اخلاق رسانه‌اي» تحقق يابد و رسانه‌اي که مورد خوشنودي خداوند و خلق باشد، به وجود آيد و از آنچه در کشورهاي غربي تحقق پيدا مي‌کند ـ که سبب انحراف خانواده‌ها، افراد و جامعه مي‌گردد و منافع احزاب و اميال افراد، حاکم بر معنويات مردم مي شود ـ جلوگيري به عمل آيد. مالکان رسانه‌ها، حق ندارند به دليل مالکيت خويش عامل اشاعه گناه و منکر باشند؛ چون نقش منفي رسانه‌ها به حدي است که حيات اجتماعي را تهديد مي‌کند، چنان که در صورت سلامت، سلامتي جامعه را تضمين مي‌کند. رسول خدا(ص) در تشبيهي فرمود: «گروهي بر يک کشتي سوار شدند و هر کس در جاي خويش قرار گرفت. به ناگاه فردي از ميان اثاثيه خود تيشه‌اي را بيرون آورد و گفت: مي‌خواهم جايي را که اجاره کرده‌ام و از آنِ خود من است، سوراخ کنم». پيامبر(ص) در ادامه فرمود: «اگر افراد سوار شده بر کشتي، اين ابزار خطرناک را از او بگيرند، او و اهل کشتي را نجات داده‌اند و چنانچه سهل انگاري کنند و او به تخريب خويش ادامه دهد، هم خود و هم اهل کشتي را به هلاکت رسانده است».

بهره‌گيري از رسانه در سيره عترت

رسول خدا(ص) جهت اجتماع و گردهمايي کوچک و بزرگ مردم، به صورت شبانه روزي ، هفتگي ، ماهانه و سالانه، سنت هايي را به راه انداخت. تشکيل نماز جماعت و جمعه ، مراسم زيباي عيد فطر و قربان و يا مراسم حج و اجتماع جهان اسلام در سرزمين وحي، در راستاي رساندن حقايق به مردم و تصميم‌گيري‌هاي اساسي آن مي باشد. رسول خدا(ص) خود از منبر و خطبه ها و خطابه هاي مناسب استفاده مي‌کرد، که همين سيره در ميان مسلمانان و مديران اجتماعي و سياسي جوامع اسلامي ادامه پيدا کرده است. منبر رسول خدا(ص) در «مسجد النبي» گواه اين حقيقت است. رسول خدا(ص) فرمود : «قَوائمُ مِنبَري رَواتِبٌ في الجنّة؛ پايه‌هاي ثابت و استوار منبر من در بهشت الهي استوار است». «منبري علي تُرعَةٍ مِن تُرَعِ الجنّة؛ منبر من بر کانال و رودخانه اي که شعبه اي از رحمت الهي در بهشت است، استوار مي باشد». پيامبر(ص) در بالاي منبر، مطالب مورد نياز زندگي مردم ـ اعمّ از عبادي، سياسي، اقتصادي و اخلاقي ـ را به آنان گوشزد مي‌کرد. و بعدها که منبر به عنوان «رسانه‌اي عام» مطرح شد و در مکه، مدينه و مساجد شهرها مورد بهره برداري قرار گرفت، سعي مي‌شد افرادي که داراي اخلاق و ادب شايسته‌اي هستند، در آن جا قرار گيرند و مسلمانان چنانچه فرد نالايق و بداخلاقي را بالاي منبر مي‌ديدند، با او برخورد مي‌کردند و تلاش مي‌نمودند تا او را از آن جايگاه رفيع پايين کشند. آنها در حقيقت اخلاق ويژه‌اي را براي «سخنران» قائل بودند و اعتقاد داشتند اين «رسانه عمومي» را به هر کس نبايد بدهند؛ همانند برخورد زيباي امام حسين(ع) در خردسالي، آنگاه که به خطيب نا أهل فرمود: «انزل أيّها الکذّاب عن منبر أبي رسول الله(ص)؛ فرود آي از منبر جدّم پيامبر خدا(ص) اي دروغ گو!» احاديث و روايات، نشانگر آن است که اهل بيت(ع) در بهره برداري از «رسانه هاي عمومي» اموري را مراعات و سفارش مي‌نمودند که به صورت فهرست وار ذکر مي شود : الف) بايدهاي رسانه‌اي 1. توجه به تطهير نفس و طهارت روح مخاطبان. 2. بيان حقايق و واقعيت ها در حدّ مقدور. 3. تواضع و خشوع در گفتار و کردار. 4. تشويق و بيان نوآوري‌هاي نسل جوان و يا مجرّبان خردمند. 5. ايجاد اميد و نويد. 6. ايجاد و تقويت شهامت و شجاعت. 7. رعايت عفت عمومي. 8. تربيت و رشد مخاطبان. 9. افشاي توطئه‌هاي دشمنان داخلي و خارجي. 10. رعايت بيت المال و حق‌الناس. 11. ايجاد آرامش و اطمينان. 12. احياي امور فطري. 13. مداواي امراض روحي و رواني فرد و جامعه. 14. کم گويي، مفيد بودن و زيبا بيان داشتن. 15. معرفي الگوها و اسوه هاي اخلاقي ، اجتماعي و سياسي. ب) نبايدهاي رسانه‌اي رسانه‌ها در کنار وظايف اثباتي، وظايف سلبي ديگري هم بر دوش دارند که به چند مورد اشاره مي‌شود: 1. دوري از دروغ و تحريف حقايق. 2. پرهيز از افشاي اسرار مردم و حاکميت، که گاه مصالح ملي را به خطر مي اندازد. 3. دوري از اشاعه و پخش منکرات. 4. جلوگيري از ترويج باطل به هر شکل. 5. دوري از استهزا و تمسخر افراد و يا گروه‌ها، که حيثيت فردي و جمعي را به خطر مي اندازد. 6. اجتناب از جنگ‌هاي رواني داخلي، که سبب دلهره و ترس مردم گردد. 7. پرهيز از تفرقه و جدايي بين افراد و گروه‌ها. 8. خودداري از طرح مسائل نژادي و ملي‌گرايي. 9. پرهيز از تعرض به آبروي مسلمانان. 10. پرهيز از تبليغ و چهره‌سازي اشخاص و گروه‌هاي منحرف. 11. دوري از تخريب اسوه‌هاي ايماني، اخلاقي و علمي. 12. پرهيز از آموزش قصه‌ها و داستان‌هاي زيان‌بخش. 13. دوري از ترويج لغو و مسابقات غفلت‌آفرين. 14. اجتناب از تشويق و تحريک غرائز جنسي و حيواني.

نتيجه گيری

ـ هم اکنون رسانه‌ها بيشتر از ميليون‌ها مخاطب را در اختيار دارند، که گاه يک حرکت غيراخلاقي آنها سبب مي‌شود ميليون‌ها نفر، گرفتار مسائل رواني و روحي شوند. ـ تأليف، ترجمه و تدوين جزوه، کتاب و نمايشنامه‌هاي گوناگون نيز رسانه‌اي ديگر هست که افراد و مخاطب ويژه خود را دارد. ـ پخش دروغ ، تهمت و اشاعه فحشا و زشتي‌ها، گناهي نابخشودني است که ممکن است نسل هاي مختلف گرفتار آن شود. ـ امــــروزه ابزارهاي رسانه‌اي، در دست حکومت‌ها، گروه‌ها و افراد مي‌باشد؛ اگر نکات اخلاقي مراعات نشود، هم خود آسيب مي بينند و هم اجتماع را به انحراف مي‌کشند.

پانویس

منبع: فصلنامه كوثر ـ شماره ۷۶ - تاریخ برداشت:95-3-13

منبع: