فرهنگ مصادیق:ترس از خدا

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۲۸ توسط Kazem (نظرات | مشارکت‌ها) (مقدمه)

پرش به: ناوبری، جستجو
ترس از خدا

نویسنده : اصغر صفرزاده
کلمات کلیدی  : ترس، خوف، عدل، جبن، فزع

مقدمه

ترس از خدا یکی از مراتب سلوکی است که کمتر مرتبه‌ای را می‌توان برای عموم مردم به پایهٔ شرافت آن دانست و این خوف علاوه بر آنکه خود یکی از کمالات معنویه است منشأ بسیاری از فضایل نفسانیّه و یکی از عوامل اصلاح کنندهٔ مهم نفس است بلکه می‌توان آن را سرچشمه تمام اصلاحات و مبدأ علاج جمیع امراض روحانی شمرد. انسان مؤمن و سالک إلی اللّه باید به این منزل خیلی اهمیت دهد و به چیزی که آن را در دل زیاد کند و ریشه آن را در قلب محکم کند خیلی توجه نماید ترس یا همان خوف در لغت عبارت است از رنج و تألّم و ناراحتی به سبب انتظار ناملایمتی که در آینده، وقوع آن احتمال دارد و یا بخاطر از دست دادن چیز دوست داشتنی است.[۱]

ترس از خدا در اصطلاح اندیشمندان اسلامی

در نزد اندیشمندان اسلامی‌حقیقت ترس از خدا، همانا ترس آدمی ازعدل الهی و اعمال زشت خویش است که باعث می‌شود خداوند از نازل کردن رحمت و خیر خود خودداری کند.[۲] امیرالمؤمنین ضمن دعایی در پیشگاه الهی عرضه می‌دارد:
ای کسی که امید به او در واقع امید به فضل و احسان اوست و بیمناکی از او در حقیقت ترس از عدالت اوست...[۳]
عدالت هم به نوبهٔ خود یک واقعیت ترسناکی نیست. انسان که از عدالت می‌ترسد در حقیقت از خودش می‌ترسد که در گذشته خطایی انجام داده است و یا می‌ترسد که در آینده از حدود خود به حقوق دیگران تجاوز کند و در نتیجه دچار قهر و عذاب الهی شود.[۴]
معنی دیگری هم که برای ترس ازپروردگار بیان کرده‌اند همان درک عظمت پروردگار است.[۵]

انواع خوف

خوف دو نوع است:
(اوّل) ترسی که نه از خدا و صفات مقتضی عظمت او ناشی شده و نه از گناهان و جنایات خود بنده، بلکه ناشی از اموری غیر این‌ها باشد ـ مانند ترس از اموری که حتماً واقع خواهد شد و دفع آن از عهدهٔ بشر خارج است و یا ترس از اموری که نفس بی جهت از آنها می‌ترسد مثل جنّ و مرده و... ـ که تفصیل آن در کتب اخلاقی بیان شده است[۶] و این مختصر گنجایش پرداختن به مباحث آن را ندارد.
(دوم) خوفی که ستوده ونیکو می‌باشد و آن ترسی است که از خدا و عظمت او و از خطا و گناه بنده برخاسته است و از فضائل قوه غضبیّه به شمار می‌آید. زیرا قوه عاقله به آن فرمان می‌دهد و آن را نیکو می‌شمرد. بنابراین این گونه ترس، حاصل فرمانبرداری غضب از عقل است.[۷]

خوف از خدا و انواع آن‏

ترس از خدا بر سه نوع است:
اول: خوف بنده از عظمت خداوند متعال. بزرگان معرفت، این نوع را خشیت یا رهبت نامند.
دوم: ترس از گناهانی که مرتکب شده و تقصیراتی که از او صادر گشته است.
سوم: خوف از هر دو باهم.[۸]

ترس از خدا در قرآن و سنت

خوف از خدا به معنای ترس از دوری و حجاب و امید به قرب و وصال، نشانه خوف صاحبدلان است که صفات الهی را که مقتضای خوف است می‌شناسند و بر راز این گفتار خدای متعال آگاهند که:
«ای کسانی که‌ایمان آورده‌اید آنگونه که حق تقوا و پرهیزکاری است از خدا بپرهیزید».[۹]
در اصول کافی از امام صادق(ع) روایت شده که در تفسیر آیه «و لمن خاف مقام ربه جنتان»[۱۰]فرموده است: کسی که بداند که خدا او را می‌بیند و آنچه می‌گوید می‌شنود و آنچه از اعمال خوب و بد انجام می‌دهد خبر دارد چنین علمی او را از اعمال زشت باز می‌دارد. این همان کسی است که از مقام پروردگارش می‌ترسد و نفس خود را از پیروی هوا نهی می‌کند.[۱۱]
أخباری که در برتری و ستایش علم و تقوی و ورع و گریه و رجاء وارد شده دلالت بر فضیلت خوف دارد، زیرا همه‌این‌ها یا سبب خوفند یا مسبّب و اثر آنند، تقوی و ورع حاصل و نتیجهٔ خوف هستند و گریه ثمره و لازمهٔ آن است و رجاء ملازم و همراه آن، زیرا تا کسی امید به محبوبی نداشته باشد از فقدان و گذشتن آن ترسی ندارد و اگر از فوت و فقدان آن نمی‌ترسید آن را دوست نمی‌داشت. [۱۲]

آثار و فوائد ترس از خدا

بر اساس این نوع ترس، هر وقت که دل آدمی به یاد خدا بیفتد:
اولین اثری این است که ملتفت تقصیرها و گناهان خود گشته، آنچنان متاثر شود که عکس العملش در جوارح، لرزه اندام باشد.
دومین اثرش این است که متوجه پروردگارش می‌شود که هدف نهائی فطرت اوست و در نتیجه خاطرش سکون یافته و بیاد او دلش آرامش می‌یابد.[۱۳]
سومین اثر، ریزش گناهانش است.[۱۴]
چهارمین اثرش عدم دخول در آتش سوزان جهنم است.[۱۵] پنجمین اثرش دل کندن از دنیا.[۱۶]
ششمین اثر اینکه خدای تعالی برای او راه نجات قرار می‌دهد.[۱۷]

عوامل تقویت ترس از خدا

برای تقویت خوف پسندیده راه کارهایی ارائه شده که عبارت است از:
(اوّل) اینکه در تحصیل یقین، یعنی ایمان قوی به خدا و آخرت و بهشت و دوزخ و حساب و عقاب بکوشد. بدون تردید یقین به عذابهای جهنم در قبال اعمال ناشایست و ثوابهای بهشتی در ازای طاعات و عبادات، انگیزهٔ ترس از دوزخ و امید به بهشت است. یقین سبب خوف است و نخست باید علت را به دست آورد تا معلول حاصل شود.
(دوم) اینکه همواره در احوال قیامت و انواع عذابهای آخرت بیندیشد و به مواعظ هشدار دهنده گوش فرا دهد و در حالات خائفان بنگرد و با آنان معاشرت کند و سرگذشت و داستانهای ایشان را بشنود. این‌هاست که دل را به سوی خوف از عذاب الهی می‌کشاند. و این خوف عامّه مردم است که به مجرّد ایمان به بهشت و دوزخ به عنوان پاداش و سزای طاعت و معصیت حاصل می‌شود.
خوف، ثمره معرفت به خدا و صفات جلال و جمال اوست و کسی که توانایی رسیدن به این مقام ندارد لااقل شنیدن أخبار خائفان و مطالعه احوال ایشان را ترک نکند که خالی از تأثیر نیست.
(سوم) اینکه بداند که آگاهی بر کُنه صفات خدا محال است و احاطه به کنه امور نیز در قدرت بشر نیست. زیرا این مطلب به مشیّت الهی ارتباط دارد که از حدّ معقول ما خارج است.[۱۸]

خوف مذموم

آنچه در ستایش خوف گفته شد در وقتی است که از حدّ تجاوز نکند و اگر از حدّ بگذرد مذموم و ناپسند است و شکّی نیست خوفی که به یأس و ناامیدی برسد آدمی را از عمل باز می‌دارد. زیرا نشاط خاطر را که انگیزه عمل است از میان می‌برد و کسالت را که مانع از عمل است پدید می‌آورد و چنین خوفی محض فساد و نقص و عین قصور و خسران است و در نظر عقل و شرع مطلقا هیچ رجحانی ندارد.
خوف پسندیده آن است که آدمی را با حفظ حیات و تندرستی و سلامت عقل به عمل رهنمون شود. و اگر از حدّ بگذرد مرضی است که باید آن را علاج کرد. یکی از مشایخ عرفا به مریدان ریاضت کش خود که روزهائی گرسنه مانده بودند گفت: «عقل خود را حفظ کنید، که خدای تعالی را ولیّ ناقص العقل نخواهد بود».[۱۹]


پانویس

  1. جرجانی،سید شریف علی بن محمد؛التعریفات،المطبع المنشأه بجمالیه مصر،چاپ اول،1306ق،واژه«خوف»؛ عسکری،ابو هلال؛الفروق اللغویه،نشر مکتبه بصیرتی قم، 1410ق، واژه«خوف»ص199؛ مجتبوی‏، سید جلال الدین؛ علم اخلاق اسلامی،‏ انتشارات حکمت، چاپ : چهارم‏، 1377 ش، ج : 2 ص : 255
  2. طباطبایی؛محمد حسین،المیزان فی تفسیر القران،دارالکتب الاسلامیه،چاپ سوم،1396ق،ج11،ص391،ذیل آیه28سوره رعد
  3. علامه مجلسی؛ بحار الأنوار، مؤسسه الوفاء بیروت - لبنان، 1404 ق‏،ج91،ص107 «یا مَنْ لایُرْجی الّا فَضْلُهُ وَ لا یُخافُ الّا عَدْلُهُ»
  4. مطهری،مرتضی؛مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری،انتشارات صدرا، ج‏23، ص: 691
  5. مطهری،مرتضی؛مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری،انتشارات صدرا، ج‏27، ص: 517
  6. نراقی‏، ملا احمد؛معراج السعاده، انتشارات هجرت ،چاپ : پنجم‏‏،1377 ش،ص170
  7. مجتبوی‏، سید جلال الدین؛ علم اخلاق اسلامی،‏ انتشارات حکمت، چاپ : چهارم‏، 1377 ش،ج : 2 ص :255و256
  8. نراقی‏، ملا احمد؛معراج السعاده، انتشارات هجرت ،چاپ : پنجم‏‏،1377 ش ،ص181
  9. «اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ» آل عمران، 102
  10. الرحمن :46
  11. کلینی،یعقوب؛اصول کافی،تحقیق علی اکبر غفاری،نشر دارالکتب الإسلامیه،چاپ ششم،1375ش،ج2،ص70،ح10
  12. مجتبوی‏، سید جلال الدین؛ علم اخلاق اسلامی،‏ انتشارات حکمت، چاپ : چهارم‏، 1377 ش،ج: 2 ص : 278
  13. طباطبایی؛محمد حسین،المیزان فی تفسیر القران،دارالکتب الاسلامیه،چاپ سوم،1396ق،ج11،ص391،ذیل آیه28سوره رعد
  14. مجتبوی‏، سید جلال الدین؛ علم اخلاق اسلامی،‏ انتشارات حکمت، چاپ : چهارم‏، 1377 ش،ج : 2 ص : 276«چون دل مؤمن از ترس خدا بلرزد خطاهای او مانند برگ درخت فرو ریزد.
  15. همان، «کسی که از خوف خدا بگرید داخل جهنّم نمی‌شود مگر اینکه شیر دوشیده به پستان باز گردد».
  16. امام صادق(ع):«هر که خدا را شناسد از او بترسد، و هر که از خدا بترسد دل از دنیا بر کند». کلینی،یعقوب؛اصول کافی،تحقیق علی اکبر غفاری،نشر دارالکتب الإسلامیه،چاپ ششم،1375ش،ج2ص68ح4
  17. «وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجا» سوره طلاق: 2
  18. مجتبوی‏، سید جلال الدین؛ علم اخلاق اسلامی،‏ انتشارات حکمت، چاپ : چهارم‏، ش،ج2،صص:285ـ83؛1377 نراقی‏، ملا احمد؛معراج السعاده، انتشارات هجرت ،چاپ : پنجم‏‏،1377 ش ،صص:193ـ191
  19. مجتبوی‏، سید جلال الدین؛ علم اخلاق اسلامی،‏ انتشارات حکمت، چاپ : چهارم‏، 1377 ش،ج2،صص280ـ281
منبع: پژوهشکده باقرالعلوم(ع) - تاریخ برداشت :۹۵/۳/۱۱


بازگشت به خوف از عدل الهی