فرهنگ مصادیق:پیشگیری از گناه
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
موضوعات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
پایگاههای اینترنتی مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده: ریحانه ترابی
محتویات
- ۱ برخی از راههای پیشگیری از گناه - ریحانه ترابی
- ۲ مقدمه
- ۳ الف ) اصلاحات فردی
- ۴ تقوا
- ۵ خدا باوری و تقویت باور دینی
- ۶ تصمیم و عزم
- ۷ مداومت بر کار خیر
- ۸ توجّه به کرامت انسان
- ۹ تقویت عقلانیت و خردورزی
- ۱۰ کم خوابی و بیداری سحر
- ۱۱ اشتغال به بر نامهٔ شبانه روزی
- ۱۲ حیا و شرم
- ۱۳ دوری از هم نشینان و رفیقان آلوده به گناه
- ۱۴ فاصله گرفتن از محیط آلوده و گناه
- ۱۵ ازدواج
- ۱۶ مراقبت از سه عضو اصلی بدن
- ۱۷ توجه به گناه و پیامدهای گناه
- ۱۸ یاد مرگ
- ۱۹ تقویت نفس لوامّه یا وجدان
- ۲۰ اقبال در عبادات
- ۲۱ برطرف کردن زمینههای روانی گناه
- ۲۲ پا نویس
برخی از راههای پیشگیری از گناه - ریحانه ترابی
مقدمه
برای پیشگیری از گناه دو نوع اصلاح فردی (درونی ) و (اجتماعی)می توان انجام داد. انبیاء و اولیای الهی که از درون، صالح و اهل اصلاح بودند ، در محیطهایی زندگی می کردندکه همهٔ عناصر ، علیه آنها بود و اگر چه آنان از مزاج معتدل و سالم بر خوردار بودند و پدران و مادران موحدی داشتند و از اصلاب طاهره و ارحام مطهره به دنیا آمده بودند ، اما چنین نبود که محیط خانواده ، کار ، زیست و نظام حاکم بر جامعهٔ آنان ، صالح باشد ، در عین حال آنان اصلاح را از درون خویش ، شروع کرده و سپس جامعه را هم پروراندند و دیگران را به پیمودن راهی که خودشان رفته بودند، یعنی مبارزه با خواستههای درونی، تشویق کردند [۱].
اگر انسان ، مبارزه را از درون ،با شیاطین ، وسوسه و نفس اماره شروع کند ، موفق تر است و نباید به انتظار اصلاح جامعه باشد که همه اصلاح شوند ، پس به اصلاح درون بپردازد .[۲]
در این قسمت به یک سری از عواملی که میتوانند در اصلاح فردی تاثیر بسزائی داشته باشند به شیوهٔ اختصار، اشارهای میشود .
الف ) اصلاحات فردی
تقوا
یکی از اصلاحات فردی برای پیشگیری از گناه ، تقوا است . تقوا در حقیقت ایجاد مصونیت در وجود انسان است . کسی که کسب تقوا و پرهیزگاری نماید ، در برابر گناهان مختلف ضمانت میشود و مصونیت پیدا میکند؛[۳]چراکه روحیهٔ تقوا انسان را به سمت انجام واجبات و ترک محرمات رهنمون میگردد و این به معنای مصونیت از فساد است.
خدا باوری و تقویت باور دینی
خدا باوری نیز میتواند مصونیت در مقابل گناه ایجاد نماید. بدون شک ، باورهای دینی ، رفتار انسان را اصلاح میکند و عدم پای بندی به باورهای دینی، رفتار انسان را فاسد میکند . دلیل این مدّعا ، بسیاری از مردم کشورهای غربی هستند که هیچ گونه عفتی در منطق آنها پیدا نمیشود.[۴]
اگر انسان به موقعیت خود در عالم هستی توجّه کند، بدون شک گناه نخواهد کرد، زیرا همواره تحت نظر خدا و ماموران الهی است . همان طور که اگر کسی بخواهد خلافی کند، حتی اگر بداند یک کودک، کار خلاف او را مشاهده میکند، از خلاف دست میکشد، در هنگام ارتکاب گناه نیز اگر بداند فرشتگان ، اعمال او را ثبت میکنند، از این کار باز میایستد.
تصمیم و عزم
اگر کسی چیزی را بخواهد ،بدون شک به دست میآورد، چراکه عزم و ارادهٔ انسان میتواند حتی کوهها را از هم بشکافد و سختترین و پیچیدهترین مشکلات را حل نماید.
البتّه برای بهره برداری از تصمیم و عزم در ترک گناه باید سه اصل بسیار مهم رعایت شود:
مشارطه،مراقبه و محاسبه. یعنی برای ترک گناه ، پس از عزم و اراده، با خود شرط کند که به طور مثال،امروز دروغ نگوید، آن گاه در طول روز، مراقب باشد، برخلاف شرط خود عمل نکند ودر پایان محاسبه و حساب رسی کند که چه اندازه توانسته بر عزم خود ثابت قدم باشد و به شرط خود عمل کند . در این صورت است که هر روز میتواند،گامی به جلو بردارد تاجایی که دیگر برای گناه یا ترک واجب، محلی باقی نماند.[۵]
مداومت بر کار خیر
زمانی که انسان به مرحلهٔ درک خیر و زیبایی میرسد و عشق به جمال ، تمام وجودش را تسخیر میکند، از آن چه که موجب زشتی و پلیدی روح میشود، بیزاری جسته و هرگز مرتکب آن نمیشود. چرا که لازمهٔ پیگیری و مداومت بر کار خیر، وانهادن فواحش، یعنی کارهای زشت و ناروا است.[۶]
توجّه به کرامت انسان
آدمی ، خلیفة الله و مسجود ملائکه خوانده شده و خداوند همه چیز را برای او آفریده و برای او مسخّر کرده است: « وَسَخَّرَ لَکُم مَّا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا »[۷] و یا در آیهای دیگر میفرماید .« وَجَعَلْنَا اللَّیلَ وَالنَّهَارَ آیتَینِ فَمَحَوْنَا آیةَ اللَّیلِ وَجَعَلْنَا آیةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُواْ فَضْلًا مِّن رَّبِّکُمْ وَلِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِینَ وَالْحِسَابَ وَکُلَّ شَیءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِیلًا »[۸]
ترجمه: «و ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم و در خشکی و دریا ،برنشاندیم و از چیزهاییپاکیزه روزی شان دادیم و آنان را بر بسیاری از آفریدگان برتری کامل بخشیدیم .
اگر آدمی شخصیت والای خود را پاس بدارد ، هیچ گاه گرد گناه نمیگردد و خود را خوار نمیسازد و با توجّه به کرامتی که برای او حاصل شده ، از گناه باز میایستد .[۹]
تقویت عقلانیت و خردورزی
خرد ورزی از ویژگیهای ملکوتی انسان است .روح الهی دمیده در کالبد زمینی ، با هدایت عقل ، به کمال میرسد ، حال اگر آدمی به خواستههای حیوانی تن دهد ، به سقوط و تباهی کشیده میشود [۱۰]
کم خوابی و بیداری سحر
سحر ، زمان مناجات با خداست و بیداری سحر ، مقابله با نفس و ریاضت آن است .[۱۱]
خداوند دربارهٔ متّقین میفرماید :« کَانُوا قَلِیلًا مِّنَ اللَّیلِ مَا یهْجَعُونَ[۱۲] » ترجمه: «و از شب اندکی را خواب میکردند»
اشتغال به بر نامهٔ شبانه روزی
انسان باید شبانه روز خود را با برنامه ریزی صحیح و متناسب با وضع روحی و جسمی خود پرکند و هیچ ساعت بی کاری نداشته باشد تا نفس او مشغول به افکار و تصمیمات شیطانی نشود چرا که معمولاً در اوقات بی کاری ، وسوسههای نفس و شیطان، بیشتر به سراغ انسان میآید و اورا به فکر گناه و سپس به خود گناه میکشاند.[۱۳]
حیا و شرم
حیا وشرم از دیگر اصلاحات فردی است. بیشتر جرمها و زشتیها ،از بی حیایی سر میزند، زیرا هر چه پردهٔ حیا کنار تر رود ، آدمی از هیچ گناهی سر باز نمیزند.[۱۴] امام موسیبن جعفر (علیه السلام) میفرماید : «الْحَیاءُ مِنَ الإِیمَانِ وَالإِیمَانُ فِی الْجَنَّةِ»[۱۵]
ترجمه:«حیا جزئی از ایمان است و ایمان در بهشت است.»
دوری از هم نشینان و رفیقان آلوده به گناه
پیروی از هم نشینان بد ، زمینهٔ پیوستن آدمی به بدیها را فراهم میآورد. چنان چه آیات متعدّدی در قرآن وجود دارد که از شرکت در مجالس گناه نهی کرده است [۱۶] مانند« وَقَدْ نَزَّلَ عَلَیکُمْ فِی الْکِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آیاتِ اللّهِ یکَفَرُ بِهَا وَیسْتَهْزَأُ بِهَا فَلاَ تَقْعُدُواْ مَعَهُمْ حَتَّی یخُوضُواْ فِی حَدِیثٍ غَیرِهِ إِنَّکُمْ إِذًا مِّثْلُهُمْ إِنَّ اللّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِینَ وَالْکَافِرِینَ فِی جَهَنَّمَ جَمِیعًا »[۱۷]
ترجمه : «او در کتاب بر شما نازل شده است که هر موقع بشنوید که آیات الهی را انکار و یا مسخره میکنند ، با آنان منشینید تا سخن دیگر را آغاز کنند ،و گر نه شما نیز مثل آنها خواهید بود، خداوند منافقان و کافران را در دوزخ گرد میآورد.»
فاصله گرفتن از محیط آلوده و گناه
یکی از راههای مهم ترک گناه ، دوری از محیط آلوده به گناه است ، چنان که قرآن کریم ، از عذر آوردن اهل معصیت ،سخن به میان آورده است که وقتی از آنها پرسیده میشود « إِنَّ الَّذِینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِکَةُ ظَالِمِی أَنْفُسِهِمْ قَالُواْ فِیمَ کُنتُمْ قَالُواْ کُنَّا مُسْتَضْعَفِینَ فِی الأَرْضِ قَالْوَاْ أَلَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِیهَا فَأُوْلَئِکَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءتْ مَصِیرًا »[۱۸]
ترجمه: «آنان که هنگام مرگ ظالم و ستمگر بمیرند، فرشتگان از آنها میپرسند: در چه کار بودید ؟ پاسخ میدهند که ما در روی زمین مردمی ضعیف و ناتوان بودیم گویند آیا زمین خدا پهناور نبود که در آن سفر کنید ، پس ماوای ایشان جهنم است و بازگشت آنها بسیار بد است .»
این یک حرف منطقی است که اگر کسی بر اثر شرایط ناچار شد گناه کند، میبایست آن شرایط را تغییر دهد ، هر چند با ترک کردن محل و محیط گناه باشد.[۱۹]
ازدواج
ازدواج از مسائلی است که از گناهان بسیاری پیشگیری میکند و سبب حفظ ایمان میشود. ازدواج ، سنت اسلامی و مورد تاکید شخص پیامبر (صلی الله علیه و آله ) است. انسان با ازدواج کردن ، از انزوا خارج میشود و به مسائل زندگی و حضور در اجتماع بَها میدهد . یک انسان متأهل و خردمند ، احساس عزّت و مردانگی میکند. همچنین ناچار است برای ادارهٔ زندگی به کار مشغول شود که خود ، عامل باز دارنده است.[۲۰]
مراقبت از سه عضو اصلی بدن
همهٔ گناهان و عبادات با بدن انجام میشود . وقتی حضرت علی ( علیه السلام) ایمان را معنا میکنند، آن را دارای سه رکن میداند که عبارت اند از: اعتقاد قلبی ، اقرار به زبان و عمل به ارکان ( بدن ) از این رو هم عبادت ، به وسیله بدن انجام میگیرد و هم گناهان ، ولی سه عضو از بدن، اساس بسیاری از گناهان هستند که اگر انسان این سه عضو را کنترل کند ، بدون تردید در تحصیل تقوا و ترک گناهان ، موفق میشود . این سه عضو عبارت اند از :زبان، شکم و اندام جنسی که اگر کسی بخواهد گناه نکند ، باید این سه عضو را در اختیار خود در آورد و عقل و شرع را بر آنها حاکم گرداند .[۲۱]
توجه به گناه و پیامدهای گناه
توجّه به آثار و پیامدهای دنیوی ، اخروی و معنوی گناه میتواند برای موفقیت در ترک گناه انگیزه و محرّک بسیار خوبی باشد ، زیرا بشر حبّ ذات دارد و حاضر به هلاکت و ضرر رساندن به خودش نیست و به محض شناخت آثار شوم ،از آنها پرهیز میکند[۲۲]
یاد مرگ
یاد مرگ ، یکی از راههای دوری از گناه و توجّه به عبادت خداوند است . بدون تردید کسی که هر لحظه به یاد مرگ باشد و بداند به زودی ، تمام لذتها تمام میشود و به جایی میرود که تنهای تنها است و هیچ کس به او سود نمیرساند و هیچ مالی و جاهی او را نجات نمیدهد ، به یقین سراغ گناه نمیرود.[۲۳]
تقویت نفس لوامّه یا وجدان
دانش روانشناسی غرب ، به ناراحتی وجدانی و عذاب روحی و درونی انسان نیز از روزنهٔ تنگ مادی نگاه میکند و آن را ناشی از محرومیتها و عدم دسترسی به ارضای لذتهای مادی و جسمانی میداند . بر خلاف قرآن که آن را ناشی از «نفس امّاره» و نیرویی نهفته در عمق و روان او شمرده که او را به بدیهیها و ناپاکیها امر میکند .[۲۴]
یکی از ابعاد درونی انسان ، وجدان است . این تمایل فطری که از ساختمان وجودی انسان ریشه میگیرد ، دارای نمودهای بی شماری است . این نیروی مرموز ، هم انسان را به کارهای مفید و اخلاقی میکشاند و هم از اعمال زشت و ناهنجاری ، باز میدارد و همواره با سرزنشها و شکنجهها ونداهای خود، نظارت بر آن دارد تا انسان از جادهٔ مستقیم امور دور نشود.[۲۵]
اقبال در عبادات
عباداتی مانند نماز ، روزه ، زکات ، حج، که دین اسلام بر پیروان خود واجب کرده است، موجب میشود که فرد به سوی رفتار بهتر و رشد و ارتقای نفس و اجتناب از رفتار زشت و غیر انسانی گرایش پیدا میکند . [۲۶]
(إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَی عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ)[۲۷] یکی از عباداتی که در این زمینه بیش تر مورد توجّه قرار گرفته است، نماز میباشد که رابطهای خاضعانه و عاشقانه بین انسان و پروردگار است و برقراری چنین رابطهٔ در برابر آفریدگار، نیروی معنوی میبخشد که حسن صفات روحی و آرامش قلبی و اهمیت روانی را در او بر میانگیزد، در نتیجه حالتی از آرام سازی کامل و آرامش روانی در او ایجاد میشود که از نظر درمانی، تاثیر بسزایی در کاهش اضطراب و نگرانی او دارد . از این رو ، نماز یکی از مقولههایی است که برای از بین بردن زمینههای روانی گناه مانند اضطراب و توهمات روانی و حقارت و وسواس فکری ، بسیار مفید میباشد و عامل پرورش هر چه بیشتر « خود » برای پیشگیری از اختلالات شخصی ، شخصیتی و حالات روانی و ... گناه میباشد، همچنین عبادات دیگر مانند روزه که تمرینی برای ریاضت نفس محسوب میشودو یا عبادات دیگر که هر کدام نقش مؤثری ایفا میکنند .[۲۸]
برطرف کردن زمینههای روانی گناه
همان طور که در فصل دوم گذشت زمینههای روانی مانند جهل ، حسادت ، طمع، ریاست طلبی و ... تاثیرات بسزائی در ارتکاب گناه دارند و از این رو یکی از راههای پیشگیری از گناه برطرف کردن زمینههای روانی گناه است .
انسان باید سعی کند رذیلههای اخلاقی را از خود دور کند. به عنوان مثال برای رفع و از بین بردن حسد ، تأمّل در بی ثباتی دنیا وفنا پذیری آن بسیار مؤثر است. شخص مبتلا به حسادت باید به مرگ خود و محسود ( شخصی که به آن حسادت ورزیده شده است ) توجّه کند و بداند که این سرای دنیا قابلیتی ندارد که به واسطهٔ آن بر بندگان خدا ، حسد ببرد و بعد از آن بداند که حسد ، باعث ضرر دین و دنیای او میشود و به محسود مطلقا ضرری نمیرسد ، بلکه نفع دنیا و آخرت عاید او میگردد.[۲۹]
راههای فراوانی برای معالجهٔ این امراض روانی و اصطلاح علمای اخلاق رذیلههای اخلاقی وجود دارد که برای اختصار، از شرح آنها خود داری میشود.[۳۰]
نکتهٔ پایانی این که علاوه بر مراجعه به کتابهای اخلاقی، در صورت لزوم و با تجویز پزشک، انسان بیمار میتواند به روان پزشک مراجعه نماید و بعضاً با یکسری شیوههای روان درمانی برخی از اختلالات شخصیتی و روانی خود را بر طرف نماید تا بتواند برخی از زمینههای ارتکاب به گناه را ازوجود خود ریشه کن نماید.
پا نویس
- ↑ تفسیر موضوعی قرآن کریم ، آیت الله عبدالله جوادی آملی ، ص 110
- ↑ همان، ص 311
- ↑ مجلس گناه فراموش خانهٔ ایمان، علیرضا رجالی تهرانی، ص 52
- ↑ گریز از گناه ، عباس رحیمی، ص 119
- ↑ همان
- ↑ مروری بر روان آدمی، احمد حبیبیان ، ص 343
- ↑ سورهٔ جاثیه ، آیه 13
- ↑ سورهٔ اسراء آیه 12
- ↑ زخم فطرت ، حسین اسحاقی ،ص 93
- ↑ همان جا
- ↑ زخم فطرت ،حسن اسحاقی ، ص 92
- ↑ سورهٔ ذاریات، آیات 17و16
- ↑ سایت تبیان www.tebyan.net
- ↑ زخم فطرت ، ص 96
- ↑ نرم افزار کتابخانه دیجیتال ورژن چهار ، تهیه شده توسط گروه نرم افزاری لوحینه ، اصول کافی ، جلد 3،ص 165 روایت1
- ↑ همان، ص 105
- ↑ سورهٔ نساء، آیه 140
- ↑ سورهٔ نساء، آیهٔ 97
- ↑ گریز ازگناه، عباس رحیمی ، ص 52
- ↑ همان، ص 117
- ↑ همان، ص 95
- ↑ www.tahoordanesh.com
- ↑ گریز از گناه ، عباس رحیمی ، ص77
- ↑ روان شناسی اخلاقی، مصطفی محمود، ص 32
- ↑ نقش باورهای دینی در اصلاح فردی و جامعه، سعدالله حسنی، ص 115
- ↑ www.migna.ir
- ↑ سورهٔ عنکبوت، آیه 45
- ↑ www.socialsciences.ir
- ↑ نراقی، احمد، معراج السعاده، قم،هجرت،1378،ص228
- ↑ مراجعه شود به کتاب معراج السعادة ، احمد نراقی







