فرهنگ مصادیق:پوشش – ویکی فقه
محتویات
مقدمه
حالت پوشیده بودن را پوشش گویند. از آن به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، حج، نکاح و طلاق سخن رفته است.
احکام مرتبط با پوشش
پوشش به لحاظ عمل پوشیدن و نیز پوشیدنی دارای احکامی است که بدان اشاره میشود.
احکام پوشیدن
احکام پوشیدن یا مشترک میان زن و مرد مکلّف است و یا مختصّ به یکی از آن دو.
احکام مشترک میان زن و مرد
احکامی که بر پوشش از جهت اشتراک بین زن و مرد بار میشود:
وجوب پوشاندن عورت حتی از محارم
بر هر مکلّفی- جز زن و شوهر و نیز کنیز و مولا نسبت به یکدیگر- پوشاندن عورت از دیگران حتّی محارم بلکه دیوانه و کودک ممیّز (برخوردار از قدرت تمییز و تشخیص زشتی و زیبایی) واجب است [۱][۲]
در وجوب ستر عورت از ممیّزی که هنوز غریزهٔ شهوت و میل جنسی در او به هیجان نیامده اختلاف است[۳]
مراد از عورت
مراد از عورت بنابر نظر مشهور- بلکه ادّعای اجماع شده- در مرد عبارت است از آلت تناسلی، بیضهها و حلقهٔ دبر و در زن، قبل و دبر. برخی عورت را- اعم از مرد و زن- به مابین ناف و زانو تعریف کرده و پوشاندن آن مقدار را واجب دانستهاند؛ [۴] لیکن بنابر نظر مشهور، پوشاندن مابین ناف و زانو مستحب است [۵]
واجب در پوشش عورت
واجب در پوشش عورت، ستر خود عورت است نه حجم آن؛ البتّه نباید ساتر به قدری نازک باشد که شبح و نمای عورت از روی آن پیدا باشد [۶][۷].
جنس ساتر عورت
در جنس ساتر، نوع خاصّی شرط نیست؛ بلکه پوشش با هر چیزی تحقّق پیدا کند حتّی با دست کفایت میکند[۸]
احکام اختصاصی زن
احکام پوشش مربوط به زن یا ناظر به وظیفهٔ وی در ارتباط با نامحرم است و یا ناظر به وظیفهٔ او در ارتباط با عبادات.
احکام ناظر به ارتباط با نامحرم
احکامی که در پوشش مختص به زنان، ناظر به ارتباط زن با نامحرم میباشد:
مقدار واجب در پوشاندن بدن
بر زن واجب است تمامی بدن خود- جز صورت و دست از سر انگشتان تا مچ و نیز پا از سر انگشتان تا مچ- را از نامحرم بپوشاند. در وجوب پوشاندن صورت و دستها از سرانگشت تا مچ و نیز قدمها اختلاف است.
مراد از نامحرم
مراد از نامحرم هر بینندهٔ بالغ و نیز نابالغ ممیّز بجز شوهر و محارم است [۹][۱۰]
پوشش از غیر اولی الإربه
به نصّ قرآن کریم [۱۱]بر زن واجب نیست خود را از مردان «غیر اولی الإربه» بپوشاند. در مراد از «غیر اولی الإربه» اختلاف است. برخی آن را به پیرمردانی تفسیر کردهاند که بر اثر پیری زیاد رغبتی به زناشویی ندارند[۱۲]
پوشش موی اصلی و مصنوعی
پوشاندن موی اصلی از نامحرم واجب است؛ لیکن در وجوب ستر موی مصنوعی، مویبند و زیور آلات متّصل به مو- با پوشیده بودن موی اصلی- اختلاف است[۱۳][۱۴]
حجاب پیرزنان ناامید از ازدواج
پیرزنانی که بر اثر پیری امیدی به ازدواج ندارند به نصّ قرآن کریم [۱۵]
از حکم یاد شده مستثنا هستند و نمایاندن آن مقدار از مو که نپوشاندن آن برای پیرزنان، متعارف میباشد- مانند بعض مو و ذراع- برای آنان جایز است، مشروط بر آنکه از این کار قصد خودنمایی نداشته باشند؛ هرچند پوشاندن آن مقدار نیز برای آنان افضل است [۱۶]
احکام پوشش زن در ارتباط با عبادات
احکامی که در پوشش مختص زنان، ناظر به ارتباط پوشش در عبادات میباشد:
مقدار واجب پوشش در نماز
واجب است زن بالغ آزاد تمام بدن خود را در نماز بپوشاند خواه بینندهای باشد یا نباشد؛ لیکن پوشاندن صورت، دست از سرانگشتان تا مچ و بنابر مشهور قدم (از سر انگشتان پا تا مچ) لازم نیست.
البتّه بنابر قول وجوب پوشیدن آنها از نامحرم، در صورت وجود بینندهٔ نامحرم، پوشیدن آنها نیز واجب خواهد بود [۱۷]
برخی نسبت به وجوب مقدار اضافی موها که بر صورت یا پشت افشانده شده و نیز گردن، تأمّل و تردید کردهاند؛ [۱۸][۱۹] بلکه عدم وجوب ستر مقدار اضافی موها به ظاهر عبارات اکثر فقها نسبت داده شده است [۲۰]
از بعض قدما نیز قول به عدم وجوب پوشاندن سر نقل شده است [۲۱]
پوشاندن سر در نماز بر کنیز بالغ و دختر نابالغ واجب نیست[۲۲]
مقدار پوشش در حال احرام حج
پوشاندن صورت با روبند یا غیر آنکه متّصل به صورت باشد در حال احرام حرام است [۲۳]
در اینکه پوشاندن روی پا نیز حرام است یا نه، اختلاف میباشد [۲۴]
احکام اختصاصی مرد
احکامی که مربوط به پوشش اختصاصی مردان میباشد:
مقدار پوشش واجب مرد در نماز
پوشاندن عورت در نماز واجب است، خواه بیننده- اعم از محرم و نامحرم- وجود داشته باشد یا نباشد [۲۵]
عریان نماز گزاردن در صورتی که عورت پوشیده باشد جایز است، هرچند کراهت دارد [۲۶]
حرمت پوشاندن سر و روی پا در احرام
پوشاندن سر [۲۷] و نیز- بنابر مشهور- روی پا [۲۸]در حال احرام، حرام است.
ویژگیهای پوشش در نماز
پوشش در نماز از جهاتی با غیر نماز تفاوت دارد، از جمله:
وجوب پوشش در نماز مطلقا
پوشش در نماز واجب است؛ هرچند بینندهای نباشد ولی در غیر نماز تنها با وجود بینندهٔ نامحرم واجب خواهد بود.
وجوب پوشش در نماز با نوع لباس
پوشش در غیر نماز با هر ساتر مانع از نگاه دیگران تحقّق مییابد؛ لیکن در نماز- در غیر حال ضرورت- باید از نوع لباس باشد. در کفایت پوشش به گیاهان و برگ درختان در غیر حال ضرورت و نیز در اینکه پوشش به مثل گل در حال اختیار کافی است یا تنها در حال ضرورت؛ و یا حتّی در حال ضرورت نیز کفایت نمیکند- و در نتیجه چنین کسی فاقد ساتر محسوب میشود- اختلاف است [۲۹][۳۰]
آداب پوشیدن
آغاز کردن از طرف راست بدن در پوشیدن لباس؛ و خواندن دعاهای وارد شده هنگام پوشیدن لباس نو مستحب است. نشسته پوشیدن شلوار مستحب و ایستاده پوشیدن آن و نیز کفش مکروه است [۳۱]
احکام پوشیدنی
پوشش به لحاظ جنس یا صفت پوشیدنی دارای احکامی است که در برخی از آنها زن با مرد تفاوت دارد.
برخی احکام نیز اختصاص به پارهای احوال، همچون نماز و احرام دارد.
واجبات پوشیدنی
از واجبات احرام پوشیدن دو جامهٔ احرام برای مرد است[۳۲]
مستحبات پوشیدنی
پوشیدن لباس نظیف، سفید و از جنس پنبه یا کتان، مستحب است [۳۳]
محرّمات پوشیدنی
پوشیدن لباس ابریشم خالص یا لباسی که آستر آن ابریشم خالص باشد [۳۴][۳۵][۳۶]و نیز لباس زرباف، بر مرد حرام و نماز خواندن با آن باطل است[۳۷]
در حرمت یا کراهت پوشیدن لباس شهرت و بنابر قول به حرمت، در بطلان نماز با آن، اختلاف است [۳۸][۳۹]
پوشیدن لباس اختصاصی زن بر مرد و مرد بر زن در صورتی که عنوان تشبّه بر آن صادق باشد حرام است؛ لیکن در بطلان نماز با آن اختلاف میباشد[۴۰]
پوشیدن لباس دوخته بر مرد[۴۱] و قفّازین (نوعی دستکش) بر زن [۴۲] در حال احرام حرام است. پوشیدن لباس زینتی برای زن در حال عدّهٔ وفات حرام است [۴۳]
مکروهات پوشیدنی
پوشیدن لباس سیاه، لباس شهرت- بنابر قول به عدم حرمت آن- لباس کفّار و دشمنان دین، و نیز در نماز پوشیدن لباس نازک و بدننما، چرکین و لباسی که دارای نقش موجود دارای روح همچون حیوان و انسان است مکروه میباشد [۴۴][۴۵]
[۴۶]
پانویس
- ↑ مستمسک العروه، ج۲، ص۱۸۵-۱۸۶.
- ↑ مستمسک العروه، ج۲، ص۱۸۹.
- ↑ جواهر الکلام، ج۲۹، ص۸۲.
- ↑ مستمسک العروه، ج۲، ص۱۸۷.
- ↑ مستمسک العروه، ج۲، ص۱۹۰.
- ↑ التنقیح (الطهاره)، ج۳، ص۳۵۷.
- ↑ جواهر الکلام، ج۲، ص۲.
- ↑ مستمسک العروه، ج۲، ص۱۹۰-۱۹۱.
- ↑ جواهر الکلام، ج۲، ص۴.
- ↑ جواهر الکلام، ج۲۹، ص۷۵-۸۰.
- ↑ نور/سوره۲۴، آیه۳۱.
- ↑ جواهر الکلام، ج۲۹، ص۹۴-۹۶.
- ↑ مستمسک العروه، ج۵، ص۲۴۸-۲۴۹.
- ↑ کتاب الصلاه (محقق داماد)، ص۸۷-۹۰.
- ↑ نور/سوره۲۴، آیه۶۰.
- ↑ جواهر الکلام، ج۲۹، ص۸۵.
- ↑ جواهر الکلام، ج۸، ص۱۶۲-۱۷۵.
- ↑ کفایه الاحکام، ص۱۶.
- ↑ مستند الشیعه، ج۴، ص۲۴۶-۲۴۷.
- ↑ مدارک الاحکام، ج۳، ص۱۸۹-۱۹۰.
- ↑ مختلف الشیعه، ج۲، ص۹۶.
- ↑ جواهر الکلام، ج۸، ص۲۲۱.
- ↑ جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۸۹.
- ↑ جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۵۱.
- ↑ مستمسک العروه، ج۵، ص۲۵۲.
- ↑ جواهر الکلام، ج۸، ص۱۷۵.
- ↑ جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۸۲.
- ↑ جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۴۹-۳۵۰.
- ↑ جواهر الکلام، ج۸، ص۱۸۶-۱۹۲.
- ↑ مستمسک العروه، ج۵، ص۲۷۴-۲۷۷.
- ↑ مهذب الاحکام، ج۵، ص۳۷۱-۳۷۲.
- ↑ جواهر الکلام، ج۱۸، ص۲۳۲.
- ↑ مهذب الاحکام، ج۵، ص۳۶۸-۳۶۹.
- ↑ جواهر الکلام، ج۸، ص۱۱۴.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، ج۱، ص۴۸۵-۴۸۶ م۸۳۴.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، ج۱، ص۴۸۵-۴۸۶ م۸۳۵
- ↑ جواهر الکلام، ج۸، ص۱۰۹-۱۱۰.
- ↑ جواهر الکلام، ج۸، ص۱۴۷.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۵، ص۲۴.
- ↑ العروه الوثقی (و حواشی)، ج۱، ص۵۶۸.
- ↑ جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۳۵.
- ↑ جواهر الکلام ج۱۸، ص۳۴۱.
- ↑ جواهر الکلام، ج۳۲، ص۲۷۶-۲۸۰.
- ↑ مهذب الاحکام، ج۵، ص۳۴۷.
- ↑ مهذب الاحکام، ج۵، ص۳۴۹.
- ↑ مهذب الاحکام، ج۵، ص۳۵۶-۳۵۸.







